﻿1
00:00:00,292 --> 00:00:07,444
<font color=#FF8000>•°¯`•• تیم ترجمه مجله آفتابگردان، تقدیم می کند ••´¯°•</font>
<font color=#FF0000>www.sunflowermag.ir</font>
<font color=#FF8000>کانال و اینستاگرام مجله</font>
<font color=#FF0000>@sunflowermag</font>

2
00:00:10,444 --> 00:00:19,621
<i><font color=#800040>:مترجمان</font>
<font color=#FF8080>(savsa)ساره | (Choi Soheila)سهیلا
(Zshkoo)زهرا | (Baharf)فرزانه |(ARIN93)علی </font></i>

3
00:01:06,100 --> 00:01:08,309
میپرسید خدایان چگونه متولد میشوند؟

4
00:01:09,362 --> 00:01:11,589
<font color=#FFFF00><i>[2,600سال پیش , کشور آب ]</i></font>
...اینجا میگوید که در انسان ها

5
00:01:11,589 --> 00:01:14,674
....وقتی یک زن و یک مرد عاشق همدیگر میشوند

6
00:01:14,674 --> 00:01:18,371
اینجا رو ببینید ، آنها همه این کارها را با یکدیگر انجام میدهند

7
00:01:18,371 --> 00:01:19,815
....و بعد

8
00:01:21,470 --> 00:01:23,784
و بعد، یک فرزند در شکم مادر بوجود می آید

9
00:01:23,784 --> 00:01:27,880
و از بدن مادر خارج میشود که به آن میگویند بچه داشتن

10
00:01:27,880 --> 00:01:31,425
پس ما خدایان چگونه بوجود می آییم؟ما بچه نداریم

11
00:01:31,425 --> 00:01:35,189
...حتی اگر خدای زن و مرد هم همه اینکار ها رو با یکدیگر انجام

12
00:01:36,264 --> 00:01:37,618
سرورم

13
00:01:38,622 --> 00:01:39,907
سرورم

14
00:01:40,684 --> 00:01:43,134
خدایان فقط بوجود می آیند ، آنها متولد نمیشوند

15
00:01:43,134 --> 00:01:44,306
به وجود میان -
بله -

16
00:01:44,306 --> 00:01:46,044
آنها فقط خودشان به وجود می آیند

17
00:01:46,044 --> 00:01:47,901
اگر واقعا دوست دارید که بدانید

18
00:01:47,901 --> 00:01:50,326
ما میتوانستیم از انسان ها بوجود بیاییم

19
00:01:50,326 --> 00:01:52,449
یا پروردگار جهان توانسته ما را خلق کند

20
00:01:52,449 --> 00:01:54,109
یا میتوانستیم فقط  هدیه ای از سمت طبیعت باشیم

21
00:01:54,109 --> 00:01:55,690
چرا انقدر مبهم حرف میزنید؟

22
00:01:56,478 --> 00:01:58,985
این تفاوت بین انسان ها و خدایان است

23
00:01:58,985 --> 00:02:02,457
خدایان ذاتا مبهم هستند

24
00:02:02,457 --> 00:02:04,999
و این وظیقه انسان هاست که منظور ما را درک کنند

25
00:02:04,999 --> 00:02:06,324
....انسان ها

26
00:02:06,324 --> 00:02:11,293
همیشه میپرسند چرا ، و همیشه هم دنبال دلایل منطقی هستند

27
00:02:11,293 --> 00:02:13,578
آنها موقعیت های اطرافشان را باور میکنند

28
00:02:13,578 --> 00:02:14,608
...اما خدایان

29
00:02:15,085 --> 00:02:17,108
فقط خدا هستند

30
00:02:17,798 --> 00:02:21,463
خدایان موجوداتی فراتر از همه آنها هستند

31
00:02:21,463 --> 00:02:23,174
خودمان به وجود آمده ایم ؟

32
00:02:31,241 --> 00:02:32,733
کاهن اعظم صدامون کرد

33
00:02:32,733 --> 00:02:34,445
تا داستان جالبی واسمون تعریف کنه

34
00:02:34,445 --> 00:02:35,788
چی؟ -
....بخاطر اینه که -

35
00:02:35,788 --> 00:02:38,268
ما نمیتونیم فرزند یا والدین کسی باشیم

36
00:02:38,268 --> 00:02:39,758
در مورد چی صحبت میکنید؟

37
00:02:39,758 --> 00:02:41,106
....اما ، میدونید

38
00:02:41,106 --> 00:02:46,644
 خدایانی هستند که از طریق بدن انسان ها به عنوان فرزند بدنیا می آیند

39
00:02:46,644 --> 00:02:51,525
و وقتی این اتفاق بیوفته ، موجودی که هم انسان و هم خداس بدنیا می آید

40
00:02:52,960 --> 00:02:55,690
مادر زندگی میکند،پیر میشود و میمیرد ، شبیه همه انسان ها

41
00:02:55,690 --> 00:02:58,927
در حالی که پدر به عنوان خدا زندگی میکند

42
00:02:58,927 --> 00:03:01,353
آنها میگویند چنین موجوداتی ابدی هستند

43
00:03:01,364 --> 00:03:02,784
واوو

44
00:03:02,784 --> 00:03:04,620
چقدر مضحک و پست

45
00:03:04,620 --> 00:03:06,293
اون واقعا خدا نیست

46
00:03:06,293 --> 00:03:08,776
همچین موجودی برای قلمرو خدایان رسوایی به بار میاره

47
00:03:08,776 --> 00:03:10,227
واقعا همچین موجودی وجود دارد؟

48
00:03:10,227 --> 00:03:11,739
ظاهرا هستند

49
00:03:11,739 --> 00:03:13,751
هرچند خودم تا به حال همچین کسی رو ندیدم

50
00:03:19,995 --> 00:03:21,606
این موجودات رو هم خدا صدا میزنند ؟

51
00:03:21,606 --> 00:03:25,947
خدا بودن به این معناست که بقیه عمرمان را به یک شکل باقی بمانیم

52
00:03:25,947 --> 00:03:29,048
پس به طور دقیق نمیتوانیم آنها را خدا بدانیم

53
00:03:29,048 --> 00:03:33,834
و همینطور تا وقتی آنها قدرت الهی دارند نمیتوان به طور دقیق آنها را انسان نامید

54
00:03:34,767 --> 00:03:38,798
موجوداتی هستند که میتوانند ادعا کنند هم خدان و هم انسان

55
00:03:38,798 --> 00:03:44,779
و قدرت آنها مثله قدرت خدایان سودمند نیست

56
00:03:44,779 --> 00:03:46,352
سودمند نیست؟

57
00:03:47,262 --> 00:03:52,257
قدرت ما کمک میکند تا همه موجودات زنده را کنترل و بررسی کنیم

58
00:03:52,257 --> 00:03:53,596
....اما برای آن موجودات

59
00:03:53,596 --> 00:03:55,822
 قدرت نابود کردن زندگی آنها رو دارند

60
00:03:56,817 --> 00:03:59,960
عنصر الهی آنها آتش است

61
00:03:59,960 --> 00:04:01,034
آتش؟ -
آتش؟ -

62
00:04:01,034 --> 00:04:05,227
به همین دلیل هم نشین شدن با آنها مقداری ناراحت کننده اس

63
00:04:05,793 --> 00:04:08,073
و همینطور مطمئنم برای آنها مهم نیستیم

64
00:04:08,073 --> 00:04:09,446
اونا از هابک قوی ترند؟

65
00:04:09,446 --> 00:04:11,567
چی؟ معلومه که نه

66
00:04:11,567 --> 00:04:14,257
پس اونا از هابک قوی تر نیستند کاهن اعظم؟

67
00:04:14,257 --> 00:04:15,934
هستند ، مگه نه؟ -
نیستند ، درسته؟ -

68
00:04:16,667 --> 00:04:18,485
نمیدانم

69
00:04:18,485 --> 00:04:19,747
نمیدانید؟

70
00:04:19,747 --> 00:04:21,418
معلومه هابک قوی تره

71
00:04:25,483 --> 00:04:28,271
واقعا دلم میخواد اون زبانت را منجمد و بعد تکه تکه اش کنم

72
00:04:33,396 --> 00:04:35,322
معلومه که نمیتونن

73
00:04:35,322 --> 00:04:39,231
با همه این ها ، سرورم شما بدنیا آمدید تا پادشاه باشید

74
00:04:43,507 --> 00:04:45,075
نیمه خدا ؟

75
00:04:45,075 --> 00:04:47,293
اون افسانه اصلا جالب نبود

76
00:04:47,293 --> 00:04:49,223
در قلمرو انسان ها هزاران داستان جالب تر وجود داره

77
00:04:49,223 --> 00:04:51,935
مانند داستان خرسی که با خوردن سیر تبدیل به انسان شد

78
00:04:52,524 --> 00:04:54,892
واووو ، فکر کن اگه قدرتشون از هابکم بیشتر باشه

79
00:04:54,892 --> 00:04:56,726
کاهن اعظم هیچوقت اینو نگفت

80
00:04:56,726 --> 00:04:58,762
گفت نمیدونم ، این به معنی همانه

81
00:04:58,762 --> 00:05:01,065
کسی که باعث رسوایی قلمرو خدایانه تویی

82
00:05:02,688 --> 00:05:04,454
پس آنها آتش را کنترل میکنن؟

83
00:05:04,454 --> 00:05:06,844
عالی میشد اگر میتوانستیم آنها را بگیریم و تبدیل به آهنگرشان کنیم

84
00:05:06,844 --> 00:05:08,000
بگیرمشون؟

85
00:05:08,699 --> 00:05:12,072
حتی اگه اتفاقی باهاشون برخورد کردی هرچه سریعتر فرار کن

86
00:05:12,072 --> 00:05:14,060
قطعا آنها از تو خیلی قدرتمند ترن

87
00:05:14,060 --> 00:05:16,029
....ور در مورد تو ، هابک

88
00:05:16,029 --> 00:05:17,553
حتی اگر اتفاقی باهاشون برخورد کردی ، آنها رو نادیده بگیر

89
00:05:17,553 --> 00:05:20,771
قدرت نابودی؟ پس خدا نیستن

90
00:05:23,449 --> 00:05:24,817
موجودات شیطانی هستند؟

91
00:05:24,817 --> 00:05:27,945
اگر از قدرتشون برای خوبی استفاده کنند ، خوب هستند
اگر نکنند ، شیطان هستند

92
00:05:27,945 --> 00:05:30,724
و اگر برای اهداف عجیب استفاده کنند ، ممکنه عجیب و غریب شوند

93
00:05:31,641 --> 00:05:33,832
یا میتوانند متفاوت تر باشند

94
00:05:34,615 --> 00:05:36,901
چرا؟ ترسیدید؟

95
00:05:38,387 --> 00:05:40,952
چرا باید از همچین موجودی بترسم؟

96
00:05:40,952 --> 00:05:42,459
ما زندگی ابدی داریم

97
00:05:42,459 --> 00:05:44,161
زندگی ابدی با جاودانگی متفاوت است

98
00:05:44,161 --> 00:05:45,291
جاودانگی؟

99
00:05:45,291 --> 00:05:49,320
خدایی که همه انسان ها او را فراموش کنند ، دیگر خدا نیست

100
00:05:49,320 --> 00:05:51,450
...بخوام آسان تر بگم

101
00:05:52,093 --> 00:05:54,771
زندگی نخواهید کرد ، حتی اگر زنده باشید

102
00:05:55,853 --> 00:05:59,541
خدایان زیادی هستند که زندگی ابدی نداشتند

103
00:06:00,396 --> 00:06:02,135
یک خدا ، مقام خداوندیش رو از دست میده

104
00:06:02,135 --> 00:06:04,543
فقط بخاطر اینکه از سمت انسان ها فراموش شده ؟

105
00:06:06,587 --> 00:06:08,903
این موجود فرومایه همچین قدرتی دارد ؟

106
00:06:08,903 --> 00:06:10,452
نگران نباشید ، سرورم

107
00:06:10,452 --> 00:06:15,084
به این معنا نیست که قدرت نا محدود داشته باشد

108
00:06:15,084 --> 00:06:17,147
آنها از سمت خدایان و انسان ها پذیرفته شدند

109
00:06:17,147 --> 00:06:19,873
پس احتمالا با مخفی کردن هویتشان مشغول زندگی کردن هستند

110
00:06:19,873 --> 00:06:22,247
اما شما با یک نگاه میتوانید آنها را تشخیص دهید سرورم

111
00:06:22,889 --> 00:06:24,822
چون شما کسی هستید که قراره پادشاه شود

112
00:06:30,596 --> 00:06:32,543
گیرت انداختم

113
00:06:35,296 --> 00:06:39,334
گفتم ، گیرت انداختم

114
00:06:52,596 --> 00:06:55,824
<font color=#00FFFF><i>[عروس خدای آب]</i></font>

115
00:06:55,824 --> 00:06:59,644
<font color=#00FFFF><i>[ قسمت 8 ]</i></font>

116
00:07:01,647 --> 00:07:04,486
متوجه منظورتون نمیشم

117
00:07:06,466 --> 00:07:11,058
مادرت زندگی کرد و مثل انسان ها مرد ، در حالی که پدرت زندگی ابدی داشت

118
00:07:17,296 --> 00:07:18,384
....این

119
00:07:19,755 --> 00:07:21,373
خون توـه ؟

120
00:07:27,690 --> 00:07:28,899
یه لحظه صبر کنید

121
00:07:29,396 --> 00:07:31,442
من همه چیزو توضیح میدم ، پس فعلا بریم

122
00:07:31,442 --> 00:07:32,442
توضیح؟

123
00:07:32,442 --> 00:07:34,146
پس توام در این مورد میدونستی؟

124
00:07:35,296 --> 00:07:36,428
منظورت چیه؟

125
00:07:36,428 --> 00:07:37,997
هویــــت واقعیش

126
00:07:38,863 --> 00:07:40,336
چی؟

127
00:07:41,694 --> 00:07:45,815
....هویت ایشون که رئیس هتل

128
00:07:45,815 --> 00:07:46,937
هابک

129
00:07:52,296 --> 00:07:54,457
معذرت میخوام رئیس شین

130
00:07:54,457 --> 00:07:57,495
همیشه اینجوری نیست ، فقط گاهی اوقات عجیب غریب میشه

131
00:07:59,130 --> 00:08:01,947
نه چیزی نیست ، فعلا

132
00:08:07,396 --> 00:08:08,617
بریم

133
00:08:09,726 --> 00:08:11,808
واسه یه مدت پیش بی ریوم بمون

134
00:08:12,396 --> 00:08:13,589
چی؟

135
00:08:13,589 --> 00:08:14,942
کاری که گفتمو انجام بده

136
00:08:14,942 --> 00:08:16,771
چیزی هست که باید ازش مطمئن بشم

137
00:08:36,395 --> 00:08:38,990
<font color=#80FF00><i>[رئیس شین هو یه]</i></font>

138
00:09:04,795 --> 00:09:06,851
<font color=#FFFF00>گیرت انداختم</font>

139
00:09:08,606 --> 00:09:12,616
<font color=#FFFF00>گفتم ، گیرت انداختم</font>

140
00:09:12,616 --> 00:09:17,381
<font color=#FFFF00>مادرت زندگی کرد و مثل انسان ها مرد ، در حالی که پدرت زندگی ابدی داشت</font>

141
00:09:19,224 --> 00:09:22,802
<font color=#FFFF00>یکی که میتونه به سرعت باد بدوـه ، چیزی شبیه تلپروت کردن</font>

142
00:09:22,802 --> 00:09:25,754
<font color=#FFFF00>یکی که میتونه به مقدار نا محدودی الماس درست کنه</font>

143
00:09:25,754 --> 00:09:30,134
<font color=#FFFF00>من حتی یکیو میشناسم که بعد از دیدن هرچیزی میتونه متخصص اون کار بشه</font>

144
00:09:30,846 --> 00:09:33,933
<font color=#FFFF00>حتی یکی هست شبیه جادوگر جون وو چی</font>

145
00:09:33,933 --> 00:09:36,289
<font color=#FFFF00>تغییر شکل بده</font>

146
00:09:43,495 --> 00:09:44,563
<font color=#FFFF00>دوستمه</font>

147
00:09:44,563 --> 00:09:47,933
<font color=#FFFF00> فکر میکنم بهتر باشه بگین داریم در یه حوزه کار میکنیم</font>

148
00:09:56,295 --> 00:09:57,788
<font color=#FFFF00>معذرت میخوام</font>

149
00:09:57,788 --> 00:09:59,660
<font color=#FFFF00>که فکر میکردم آدم گوشه گیری هستید</font>

150
00:10:03,395 --> 00:10:05,086
<i>یون سو آه</i>

151
00:10:09,097 --> 00:10:12,756
جوری رفتار میکرد انگار از همه چیز خبر داره

152
00:10:12,756 --> 00:10:17,163
<font color=#FFFF00>گفتم ، گیرت انداختم</font>

153
00:10:17,163 --> 00:10:19,139
حتی گفتش گیرت انداختم

154
00:10:19,139 --> 00:10:21,318
اما بعدش ، چی داشت میگفت ؟

155
00:10:21,318 --> 00:10:22,951
<font color=#FFFF00>پس توام در این مورد میدونستی؟</font>

156
00:10:22,951 --> 00:10:25,047
<font color=#FFFF00>هویــــت واقعیش</font>

157
00:10:25,047 --> 00:10:26,843
هویت واقعی؟

158
00:10:28,451 --> 00:10:30,585
منظورش چی بود از هویت واقعی؟

159
00:10:35,722 --> 00:10:37,634
کاهن اعظم درست میگفت

160
00:10:37,634 --> 00:10:39,417
با یک نگاه تشخیصش دادم

161
00:10:39,417 --> 00:10:42,784
باورم نمیشه ، آخه

162
00:10:42,784 --> 00:10:46,970
از بین این همه آدم رئیس شین نیمه خداس؟

163
00:10:46,970 --> 00:10:48,846
اون حتی از ارباب هابکم قدرتمند تره؟

164
00:10:50,669 --> 00:10:51,720
آی

165
00:10:51,720 --> 00:10:53,933
اما من فکر میکردم نیمه خداها تو قلمرو خدایان زندگی میکنن

166
00:10:53,933 --> 00:10:55,418
پس چرا اون اینجاست؟

167
00:10:55,418 --> 00:10:57,270
چرا بهش گفتی میدونستی اون چیه؟

168
00:10:57,270 --> 00:10:59,349
من قبلا بهت گفتم که نخوام ببینمت

169
00:10:59,349 --> 00:11:01,120
تو حتی قدرت هاتم الان نداری

170
00:11:01,120 --> 00:11:02,904
واقعا چه اتفاقی میفته اگر مدیرعامل شین نیمه خدا باشه؟

171
00:11:02,904 --> 00:11:05,340
چی میشه اگه نیت های شیطانی تو سرش باشه؟

172
00:11:05,340 --> 00:11:08,725
احساس قضاوتتم با قدرت های الهیت باهم
رفتن؟

173
00:11:08,725 --> 00:11:11,149
این تنها راهیه که میتونیم مجبورش کنیم
شخصیت واقعیشو رو کنه

174
00:11:13,192 --> 00:11:14,705
...مطمئنم

175
00:11:16,923 --> 00:11:19,331
اون یه کاری کرده که جو دونگ ناپدید شده

176
00:11:19,915 --> 00:11:21,279
از این موضوع مطمئنم

177
00:11:23,995 --> 00:11:26,236
تو حتی یه مدرکم نداری این فقط یه حدسه

178
00:11:27,395 --> 00:11:28,739
مدرک؟

179
00:11:28,739 --> 00:11:31,325
بنظر تو واقعا دیگه یه انسان کامل شدی بعد از
این همه سال زندگی تو اینجا

180
00:11:31,325 --> 00:11:32,967
مهارت های من در برابر تو هیچی نیست

181
00:11:32,967 --> 00:11:34,851
شما دوتا کاملا منو نادیده گرفتید

182
00:11:34,851 --> 00:11:38,665
پس من مجبورم همینجوری با افکار انسان گونه ام
ادامه بدم

183
00:11:38,665 --> 00:11:42,794
ما باید مطمئن بشیم که اون واقعا یه
نیمه خدا هست یا نه

184
00:11:42,794 --> 00:11:45,450
.فعلا دست به کاری نزنید، سرورم

185
00:11:46,295 --> 00:11:49,653
،فکر اینکه بین این همه آدم یکی مثل اون
نزدیک یون سو آه بوده...

186
00:11:49,653 --> 00:11:52,071
چه تصادف جالبی

187
00:11:54,082 --> 00:11:57,885
من میرم پیدا کنم ببینم اینا چجوری با هم
آشنا شدن و رابطه اشون چیه

188
00:11:58,385 --> 00:11:59,508
این مسئله رو بزار کنار

189
00:12:00,014 --> 00:12:01,812
اونو وسط این قضایا نکش

190
00:12:01,812 --> 00:12:04,571
چرا نه آخه؟ تو هیچوقت نمیتونی از چیزی مطمئن باشی

191
00:12:04,571 --> 00:12:06,172
خدمتکاران خدایان به ما تعلق دارن

192
00:12:06,172 --> 00:12:09,164
و من نمیتونم به اون اجازه بدم چیزی که متعلق
به ما هست رو ازمون بگیره

193
00:12:09,164 --> 00:12:10,705
نمیتونم بذارم سو آه اونو با یه خدای
واقعی اشتباه بگیره

194
00:12:10,705 --> 00:12:13,822
و بخواد کارای اونو بکنه، جوراباشو بشوره

195
00:12:13,822 --> 00:12:16,966
اوه بیخیال
خانم نواده آدم مغروریه

196
00:12:16,966 --> 00:12:18,657
اون هیچوقت جورابای اونو نمیشوره

197
00:12:20,280 --> 00:12:21,808
هنوز خیلی چیزا هست که باید یاد بگیری

198
00:12:22,395 --> 00:12:27,237
یادت نره که اون نواده ی مغرور فقط یه انسان
احمق دیگه ـست

199
00:12:27,237 --> 00:12:30,211
حق نداری این حرفا رو بزنی

200
00:12:31,355 --> 00:12:34,846
فکر میکنی تو این حق رو داری که نگران
این چیزا باشی بخاطر اینکه

201
00:12:34,846 --> 00:12:38,317
این کشور آسمان بود که باعث شد ناک بین
همه چیز رو راجع به حماقت انسانها فراموش کنه؟

202
00:12:38,985 --> 00:12:42,191
کشور آب و قلمرو خدایان شاه تو رو بخشیدن

203
00:12:42,191 --> 00:12:44,851
ولی به این معنی نیست که کارایی
رو هم که پادشاهت کرده بخشیده باشن

204
00:13:06,741 --> 00:13:08,770
کسی که پای آدما رو به این جریانات باز کرد

205
00:13:08,770 --> 00:13:10,299
تو بودی، درسته؟

206
00:13:11,395 --> 00:13:15,136
اصن بیا بگیم یون سو آه هیچوقت طرف اون نمیره

207
00:13:15,136 --> 00:13:16,636
چون اون واقعا یه خدمتکار وفاداره

208
00:13:16,636 --> 00:13:18,202
اون چی پس؟

209
00:13:18,202 --> 00:13:21,176
همونطوری که ما مشکوکیم به اینکه اون
چطوری با یون سو آه وقت گذرونده

210
00:13:21,176 --> 00:13:24,958
مطمئنم اونم به اینکه تو چطوری باهاش وقت
گذروندی کنجکاوه

211
00:13:24,958 --> 00:13:29,909
نه، اون حتی ممکنه باور کنه که عنوان
یه خدمتکار رو گرفته

212
00:13:31,893 --> 00:13:34,562
من فعلا نمیتونم هیچی سردر بیارم از این چیزا

213
00:13:35,388 --> 00:13:38,515
همونطور که گفتی، من مدت زیادیه
که کنار آدما زندگی کردم

214
00:13:38,515 --> 00:13:40,066
پس ممکنه غرایزمو از دست داده باشم

215
00:13:40,066 --> 00:13:43,068
پس تو با اون غریزه ی قویت میتونی تنهایی
حواست به همه چی باشه

216
00:13:51,881 --> 00:13:54,789
اون واقعا خدای سفت و سختیه

217
00:13:54,789 --> 00:13:57,061
اون بدون هیچ نگرانی مارو ترک کرد

218
00:13:57,061 --> 00:13:59,240
من بیشتر نگران اون نیمه خدا ام

219
00:13:59,240 --> 00:14:03,851
که بخواد نقشه ی شیطانی بریزه و
سعی کنه با نوادم کاری کنه

220
00:14:06,295 --> 00:14:08,211
<font color="#ff0080"><i>[قرارداد خرید و فروش املاک]</i></font>

221
00:14:09,696 --> 00:14:11,623
چه اهمیتی داره که اون بفهمه؟

222
00:14:12,295 --> 00:14:14,443
من زمینی رو فروختم که مال خودمه

223
00:14:16,923 --> 00:14:18,379
...فقط همین

224
00:14:18,379 --> 00:14:22,249
بعدا میگن اون پادشاه حتی نتونسته از یه قطعه
زمین محافظت کنه

225
00:14:23,326 --> 00:14:25,255
کی به این چیزا اهمیت میده؟

226
00:14:26,067 --> 00:14:28,489
!من سرم و بالا میگیرم و با آسمون روبرو میشم

227
00:14:28,489 --> 00:14:29,610
!از هیچی هم خجالت نمیکشم

228
00:14:40,038 --> 00:14:42,172
<font color="#ff0080"><i>هی بس کن
صداش واقعا بلند و آزاردهنده است</i></font>

229
00:14:42,172 --> 00:14:45,203
چرا؟ بهت گفته بودم این هشدار
منه در برابر اون نیمه خدا

230
00:14:49,125 --> 00:14:52,293
کشور آب و قلمرو خدایان پادشاه تو رو
بخشیدن

231
00:14:52,293 --> 00:14:55,578
ولی به این معنی نیست که کارایی
رو هم که پادشاهت کرده بخشیده باشن

232
00:14:56,462 --> 00:14:58,163
عوضی

233
00:14:58,163 --> 00:15:00,799
هر وقت من سعی میکنم این مسئله رو
یکم فراموش کنم اون میاره وسط

234
00:15:05,852 --> 00:15:07,802
یه نیمه خدا، ها؟

235
00:15:07,802 --> 00:15:09,895
بنظر زمان بازی دیگه کردن تموم شده

236
00:15:27,687 --> 00:15:30,273
وقتی میخوام باهاش حرف بزنم
همش سرم داد میکشه

237
00:15:34,503 --> 00:15:36,225
...منظورم اینه

238
00:15:36,225 --> 00:15:39,626
بخاطر این نیست که من تو رو
آدم کوچیکی میبینم آقای همسایه

239
00:15:39,626 --> 00:15:40,832
ولی اینو بذاریم یه طرف

240
00:15:40,832 --> 00:15:44,145
من فکر نمیکنم تو این حق رو داشته
باشی که اینجوری بیایی اینجا

241
00:15:44,145 --> 00:15:45,538
وقتی فقط یه همسایه ای

242
00:15:45,538 --> 00:15:48,294
اگر میخوای چیزی بهش بگی خب
تو همون محلتون باهاش حرف بزن

243
00:15:48,294 --> 00:15:51,768
نه، بی خبر نیا اینجا واسه اینکه میخوای ببینیش

244
00:15:51,768 --> 00:15:56,679
پرستار یو سانگ یو از کلینیک روانپزشکی شاد

245
00:15:56,679 --> 00:15:57,692
بله؟

246
00:15:59,645 --> 00:16:01,292
مطمئنم زیاد حرف میزنی

247
00:16:03,096 --> 00:16:07,808
اگر این همه وراجی میکنی و فکر کردی من
عصبانی نمیشم

248
00:16:07,808 --> 00:16:09,582
.پس بدجوری در اشتباهی

249
00:16:10,730 --> 00:16:12,389
...اوم

250
00:16:12,821 --> 00:16:15,760
ما قبلا همدیگرو دیدیم؟

251
00:16:16,742 --> 00:16:22,428
به هر حال، تو نمیتونی با دکتری مثل اون بمونی

252
00:16:22,428 --> 00:16:24,303
!اون دوست پسر داره

253
00:16:24,303 --> 00:16:27,145
فکر کنم اون بخاطر اینکه خیلی قلب مهربونی
داره، اینطوری باهات برخورد میکنه

254
00:16:27,145 --> 00:16:30,456
اما خواهشا قبل از اینکه کاری بکنی
ار عقلت استفاده کن

255
00:16:30,456 --> 00:16:34,455
دوست پسر دکتر یون یه آدم فوق العاده است

256
00:16:34,455 --> 00:16:37,937
اینطور که میگن اون مثل یه کشتی خفنه
وسط قایقای موزی

257
00:16:42,689 --> 00:16:44,088
!اوه، خدا

258
00:16:49,196 --> 00:16:50,825
تو اینجا چیکار میکنی؟

259
00:17:12,265 --> 00:17:13,534
بخور

260
00:17:24,937 --> 00:17:26,311
صبر کن

261
00:17:28,034 --> 00:17:29,737
یه چیزی به لبه چسبیده

262
00:17:30,295 --> 00:17:32,578
به لبه چسبیده؟

263
00:17:34,388 --> 00:17:36,185
نه

264
00:17:38,295 --> 00:17:39,439
من دارم راجع به این میگم

265
00:17:40,396 --> 00:17:43,367
میگن اگر چیزی به ظرف غذا
چسبیده باشه بدشانسی میاره

266
00:17:43,367 --> 00:17:46,614
اما تو شرایط من، فکر نمیکنم دیگه بیشتر
از این بتونم بدشانس باشم

267
00:17:49,095 --> 00:17:50,534
چرا اومدی اینجا؟

268
00:17:50,534 --> 00:17:52,040
میخواستم تو رو برسونم خونه

269
00:17:54,883 --> 00:17:56,566
وقتی گفتم میخوام تو رو برسونم خونه

270
00:17:56,566 --> 00:17:59,385
منظورم با ماشینی بود که مو را
بهم داده برسونمت

271
00:18:00,484 --> 00:18:03,580
امروز، روزی بود که به پرستار یو اجازه دادم با هیونگ شیک
و دوستاش بره بیرون

272
00:18:03,580 --> 00:18:06,212
ماشینم بهشون دادم که بهشون خوش بگذره

273
00:18:06,212 --> 00:18:08,074
میگفت این یکی از آرزوهاشه

274
00:18:08,074 --> 00:18:10,316
پس حتی با اینکه یه خدایی
همچین چیزیم نمیتونی بهش ببخشی؟

275
00:18:10,316 --> 00:18:12,860
واسه یه همچین آرزویی حتی به
قدرت های الهیتم احتیاجی نداری

276
00:18:14,082 --> 00:18:15,984
تو از این کسایی که بهشون میگن دوست پسر داری؟

277
00:18:16,484 --> 00:18:18,148
بله؟

278
00:18:18,888 --> 00:18:21,149
پرستار یو سانگ یو میگفت

279
00:18:22,075 --> 00:18:23,774
من تو اینترنت گشتم ببینم یعنی چی

280
00:18:23,774 --> 00:18:27,484
و معنیش این بود که یه مرد عاشقته و
باهات قرار میزاره

281
00:18:27,484 --> 00:18:31,929
و قرار گزاشتن هم معنیش این بود که
دو نفر که عاشق همدیگه هستن تو یه جایی همدیگرو میبینن

282
00:18:31,929 --> 00:18:33,274
...احیانا، تو

283
00:18:33,274 --> 00:18:35,872
رابطه ی خاصی با مدیر عامل شین داری؟

284
00:18:37,188 --> 00:18:38,618
چی؟

285
00:18:41,043 --> 00:18:43,770
اوه... عمرا
چطوری همچین چیزی ممکنه اتفاق بیفته اصن؟

286
00:18:44,204 --> 00:18:48,782
اون، آخرین بار
وقتی یکم احساس خواب آلودگی میکردم

287
00:18:48,782 --> 00:18:52,754
بیرون از اینجا، بهم گفتی "معذرت میخوام" درسته؟

288
00:18:55,271 --> 00:18:57,553
منم معذرت میخوام

289
00:18:57,553 --> 00:18:58,643
برای چی؟

290
00:18:58,643 --> 00:19:02,135
من بهت جاهای قشنگ نشون دادم و غذاهای
خوب دادم تا بخوری

291
00:19:02,135 --> 00:19:03,928
و لباسای خوبی واست خریدم

292
00:19:04,486 --> 00:19:06,655
بهشون بعنوان یه مهمونی خدافظی فکر کن

293
00:19:09,004 --> 00:19:10,707
میخوای چیکار کنی؟

294
00:19:10,707 --> 00:19:12,569
میخوام سعی کنم حالم بهتر بشه

295
00:19:50,083 --> 00:19:51,322
!وای لعنتی، خیلی باحال بود

296
00:19:54,962 --> 00:19:56,405
اوه، زودباش
بیا بریم دیگه

297
00:19:56,405 --> 00:19:59,582
نمیتونی به اینا عادت کنی پس واسه چی
سعی میکنی سوار شی؟

298
00:20:00,484 --> 00:20:02,770
من میتونم
ایندفعه میتونم ببرم

299
00:20:02,770 --> 00:20:04,899
بردی، بردی
دیگه بردی

300
00:20:04,899 --> 00:20:05,963
!عجله کن

301
00:20:05,963 --> 00:20:07,238
!وای خدا، خیلی خجالت آوره

302
00:20:10,120 --> 00:20:13,947
یه خدمتکار نمیتونه سد راه اربابش بشه

303
00:20:13,947 --> 00:20:17,348
خب، برای یه خدا هم مناسب نیست که زندگی خودشو
بخاطر چیزای بی اهمیت به خطر بندازه

304
00:20:20,582 --> 00:20:22,712
چه بامزه-
چی گفتی؟-

305
00:20:22,712 --> 00:20:25,149
تو بانمکی، واقعا

306
00:20:28,053 --> 00:20:32,207
...خدای من، گفتن با نمک به زنی به سن من یکم

307
00:20:33,159 --> 00:20:35,184
من 2800 سالمه

308
00:20:35,795 --> 00:20:37,479
اوه، آره

309
00:20:37,784 --> 00:20:40,502
بیا بریم، من به این جاها اهمیت نمیدم

310
00:20:40,502 --> 00:20:43,223
نمیدونم چرا ولی اینجور جاها باعث
میشه حال بدی بهم دست بده

311
00:20:46,986 --> 00:20:49,395
چرا میخوای بری به اینجاهایی که بهش
میگن "قایق موزی"؟

312
00:20:49,395 --> 00:20:50,889
بله؟

313
00:20:50,889 --> 00:20:53,514
...خب، اون

314
00:20:53,514 --> 00:20:56,589
فکر میکردم باعث آرامش جسم و روحت
میشه اگر بریم همچین جایی

315
00:20:56,589 --> 00:21:01,255
وقتی یه آدم به بن بست برسه مهم نیست که
دیگه چی کار بکنه

316
00:21:01,255 --> 00:21:03,197
بعضی وقتا فقط این حس و دارن که
بزارن همه چیز اونطور که هست پیش بره

317
00:21:03,197 --> 00:21:05,050
بخاطر همون چیزی که بهش میگن پول؟

318
00:21:05,050 --> 00:21:06,565
چون به اندازه ی کافی از اون نداری؟

319
00:21:06,565 --> 00:21:08,357
خب، آره، اونم هست

320
00:21:09,831 --> 00:21:12,338
اما بخاطر پدرمم هست

321
00:21:13,735 --> 00:21:15,457
<font color="#ff0080"><i>یه بار آرزوی منو برآورده کن</i></font>

322
00:21:16,005 --> 00:21:18,291
بزار پدرمو ببینم

323
00:21:18,291 --> 00:21:21,719
میخوام ازش بپرسم چرا این همه مسئولیت
رو دوش من گذاشته

324
00:21:21,719 --> 00:21:23,677
و اگر میتونست بعد از همه ی اینا خوب بخوابه

325
00:21:23,677 --> 00:21:25,812
و اگر میتونست راحت غذا از گلوش پایین بره

326
00:21:25,812 --> 00:21:27,294
حتی الان میخوام که همه ی این مسئولیت هارو
از رو دوشم برداره

327
00:21:27,294 --> 00:21:30,491
اون حتی نمیتونه منُ نجات بده پس چطور به خودش
جرات میده بخواد دنیا رو نجات بده؟

328
00:21:30,491 --> 00:21:32,042
من فقط میخوام اینو ازش بپرسم

329
00:21:33,882 --> 00:21:35,799
!این تمام چیزیه که میخوام

330
00:21:38,280 --> 00:21:42,579
میخوام بقیه عمرو استراحت کنم و از کره متنفر باشم

331
00:21:43,582 --> 00:21:46,553
تو از اون اولی که دیدمت خیلی بهتر شدی

332
00:21:46,553 --> 00:21:48,858
یه ماشین و گوشی جدید گرفتی

333
00:21:48,858 --> 00:21:51,370
این چیزا چه اهمیتی داره وقتی تو داری میری؟

334
00:21:53,149 --> 00:21:57,293
اون موقع، داشتی با رئیس شین درمورد چی حرف میزدی؟

335
00:21:58,409 --> 00:22:01,319
چرا در مورد این قضیه حرف زدی؟

336
00:22:01,319 --> 00:22:03,377
چرا،کنجکاوی بدونی؟

337
00:22:03,377 --> 00:22:05,784
منظورت از اینکه گفتی"گیرت انداختم"چی بود؟

338
00:22:05,784 --> 00:22:08,339
من فقط بهش گفتم که کاری به کار زن من نداشته باشه

339
00:22:10,188 --> 00:22:11,409
چی گفتی؟

340
00:22:11,812 --> 00:22:14,770
اون موقع، داشتی با رئیس شین درمورد چی حرف میزدی؟

341
00:22:16,102 --> 00:22:18,342
چرا در مورد این قضیه حرف زدی؟

342
00:22:18,342 --> 00:22:20,681
چرا،کنجکاوی بدونی؟

343
00:22:20,681 --> 00:22:23,680
منظورت از اینکه گفتی"گیرت انداختم"چی بود؟

344
00:22:23,680 --> 00:22:25,667
من فقط بهش گفتم که کاری به کار زن من نداشته باشه

345
00:22:27,695 --> 00:22:28,707
چی گفتی؟

346
00:22:28,707 --> 00:22:29,877
بهش گفتم که تو بامنی

347
00:22:29,877 --> 00:22:31,964
و من اونو وقتی سعی داشته تو رو بدست بیاره گیر انداختم

348
00:22:31,964 --> 00:22:35,934
و بهش گفتم اگه بخواد کاری در این مورد بکنه باید
اول از من اجازه بگیره

349
00:22:41,583 --> 00:22:43,132
این چی داره میگه؟

350
00:22:43,870 --> 00:22:45,906
چش شده؟

351
00:22:51,382 --> 00:22:53,061
...من فقط

352
00:22:53,707 --> 00:22:58,784
اشتباهی رو کردم که خیلی  از آدما میکنن

353
00:23:01,630 --> 00:23:04,104
،شروع کردم به تکیه کردن به کسی که خوب نمیشناسمش

354
00:23:04,104 --> 00:23:06,218
و ازش توقع داشتم

355
00:23:08,351 --> 00:23:12,707
اما بدترین قسمتش این بود که بهش این چیزا رو گفتم

356
00:23:14,331 --> 00:23:16,697
مطمئنم که اون شخصی بوده که میتونستی این کارو باهاش بکنی

357
00:23:16,697 --> 00:23:22,185
نه،اون کسی بود که نباید بهش تکیه میکردم و این حرفا رو بهش میزدم

358
00:23:24,484 --> 00:23:26,736
چون اون شخص به هرحال میخواد از اینجا بره

359
00:23:28,803 --> 00:23:30,921
نه صبر کن، اون اصلا آدم نیست

360
00:23:33,890 --> 00:23:35,694
پس اینجوری بوده

361
00:24:07,082 --> 00:24:08,551
!دقیقا

362
00:24:08,551 --> 00:24:11,207
تو کسی هستی که از یه سرزمین بهتر اومدی

363
00:24:11,207 --> 00:24:14,062
و کارهای مهتری از اون چیزی که لازم بوده انجام دادی

364
00:24:15,793 --> 00:24:18,313
...پس حتی اگه ما بی نام و کوچیکتر باشیم

365
00:24:18,937 --> 00:24:21,675
و خیلی پریشان و ناهماهنگ باشیم

366
00:24:24,582 --> 00:24:26,755
مهم نیست

367
00:24:39,676 --> 00:24:40,720
الو؟

368
00:24:40,720 --> 00:24:42,293
بعد از کار بیا باهم بریم خونه

369
00:24:42,293 --> 00:24:43,379
چی؟

370
00:24:43,379 --> 00:24:44,754
بیا باهم بریم خونه

371
00:24:47,484 --> 00:24:49,354
<font color="#0080ff">(روح آب)</font>

372
00:24:51,485 --> 00:24:54,783
منظور از اینکه باهم بریم خونه چیه وقتی من هنوز سرکار نرفتم؟

373
00:24:55,859 --> 00:24:58,056
این کیه؟

374
00:24:58,056 --> 00:25:01,428
یه بار تو تلویزیون دیدینش و گفتین که خوشگله

375
00:25:01,428 --> 00:25:03,362
اون،اون موقع اصلا معروف نبود

376
00:25:03,362 --> 00:25:05,918
اما بعد از اینکه این تبلیغ موبایل رو انجام داد

377
00:25:05,918 --> 00:25:08,476
تبدیل شد به ستاره ی هالیو

378
00:25:09,245 --> 00:25:11,493
پس منم میتونم معروف بشم

379
00:25:11,493 --> 00:25:14,510
و مجانی میرم خارج-
!!!وای-

380
00:25:14,510 --> 00:25:16,820
عالی میشه نه؟-
!!خدای من-

381
00:25:17,484 --> 00:25:18,708
چیه؟

382
00:25:18,708 --> 00:25:21,197
تو حق نداری همچین کاری بکنی

383
00:25:21,197 --> 00:25:23,113
یه قرونم از دارایی هامو به ارث نمیبری

384
00:25:23,113 --> 00:25:24,774
،انقدر چرت و پرت نگو

385
00:25:24,774 --> 00:25:28,741
و برو با رئیس شین رویِ فروشگاه کار کن

386
00:25:28,741 --> 00:25:29,898
رئیس شین؟

387
00:25:29,898 --> 00:25:32,272
اون کسیه که میخواد زمینتون رو بخره؟

388
00:25:32,272 --> 00:25:35,185
...حتی اون آدم که تو این دنیا هیچ تکیه گاهی نداشته هم

389
00:25:35,185 --> 00:25:37,603
خودش رویِ پایِ خودش وایستاده و به جایی رسیده

390
00:25:37,603 --> 00:25:40,658
اما من کی رو دارم که بهش اعتماد کنم؟

391
00:25:40,658 --> 00:25:42,649
!وای...وای سرم

392
00:25:42,649 --> 00:25:44,091
یه امتحانی میکنم حالا

393
00:25:44,091 --> 00:25:46,151
منم تو اینجور کارها یه توانایی هایی دارم

394
00:25:46,151 --> 00:25:50,289
واقعا؟یعنی واقعا مسئولیت فروشگاه رو برعهده میگیری؟

395
00:25:50,289 --> 00:25:52,150
خوب، باید درموردش فکر کنم

396
00:25:52,150 --> 00:25:55,637
،به هرحال که باید این شرکت رو از شما به ارث ببرم

397
00:25:55,637 --> 00:25:57,226
پس بهتره از همین الان یکم تمرین کنم

398
00:25:57,226 --> 00:26:01,930
من حواسم به این قضیه هست،نگران نباشید

399
00:26:13,784 --> 00:26:14,873
رئیس شین

400
00:26:16,843 --> 00:26:18,102
رئیس شین؟

401
00:26:20,098 --> 00:26:21,854
ها؟ بله؟

402
00:26:21,854 --> 00:26:24,435
همونطور که گفتین، برنامه بعدازظهرتون رو کنسل کردم

403
00:26:24,435 --> 00:26:27,034
اما فکر میکنم که مجبور بشین با سایت سانگدو طبق برنامه ملاقات کنید

404
00:26:27,034 --> 00:26:28,480
بخاطر مهمونامون که از لائوس اومدن

405
00:26:28,480 --> 00:26:31,624
اوه، باشه

406
00:26:31,624 --> 00:26:33,658
اتفاقی افتاده قربان؟

407
00:26:34,399 --> 00:26:37,238
نه،تویِ وقت مقرر اونجا میبینمت

408
00:26:41,918 --> 00:26:42,993
!هی

409
00:26:43,534 --> 00:26:44,866
چرا اینجوریه..هی

410
00:26:44,870 --> 00:26:47,636
هی،صدامو نمیشنوی؟ باید یه چیزی بهت بگم

411
00:26:47,636 --> 00:26:49,803
درمورد زمین بلاک ورد

412
00:26:50,619 --> 00:26:52,078
...چرا تو

413
00:26:56,043 --> 00:26:58,744
من یکم الان سرم شلوغه، با منشی مین دراین مورد صحبت کن

414
00:27:06,110 --> 00:27:07,246
!هی

415
00:27:08,168 --> 00:27:09,734
!هی

416
00:27:15,225 --> 00:27:17,277
...اسم من-
میدونم،منشی مین-

417
00:27:17,277 --> 00:27:18,646
چرا رئیس شین اونجوری بود؟

418
00:27:18,646 --> 00:27:20,589
منظورتون چیه؟-
...چرا انقدر سرد رفتار کرد-

419
00:27:20,589 --> 00:27:23,450
منظورم اینکه،چرا انقدر سرش شلوغ بود؟-
ایشون همیشه سرشون شلوغه-

420
00:27:24,320 --> 00:27:26,931
هرچقدم سرش شلوغ بود اینجوری با من رفتار نمیکرد

421
00:27:26,931 --> 00:27:28,771
مطمئنا بعضی وقتا هم اینجوری رفتار کردن

422
00:27:28,771 --> 00:27:30,234
نه،اون هیچوقت اینجوری رفتار نکرده بود

423
00:27:30,234 --> 00:27:31,630
منظورتون چیه؟

424
00:27:31,630 --> 00:27:33,889
...میدونی، اونجوری

425
00:27:33,889 --> 00:27:34,937
سرد؟

426
00:27:34,937 --> 00:27:36,811
درسته..اون هیچوقت انقدر سرد برخورد نمیکرد

427
00:27:36,811 --> 00:27:39,505
شما همیشه بهشون انتقاد میکنید و صداشون میکنید مرتیکه عوضی

428
00:27:41,755 --> 00:27:43,176
و اینکه چرا امروز اومدین اینجا؟

429
00:27:43,176 --> 00:27:46,014
منم یکم سرم شلوغه-
ها؟-

430
00:27:46,541 --> 00:27:49,148
اوه آره، بخاطر زمین بلاک ورد

431
00:27:49,148 --> 00:27:51,587
من مسئول اون قضیه شدم و از این به بعد در این مورد باید بامن صحبت کنید

432
00:27:51,587 --> 00:27:55,782
نیازی به صحبت کردن نیست، فقط کافیه قرارداد رو امضا کنیم

433
00:27:55,782 --> 00:27:58,524
...تنها بخش سختش بحث درمورد مفاد قرارداده

434
00:27:58,524 --> 00:28:00,361
که اونم به زودی براتون ارسال میشه

435
00:28:01,032 --> 00:28:02,476
اوه، واقعا؟

436
00:28:03,139 --> 00:28:06,425
!من میخوام مستقیما با رئیس شین در این مورد صحبت کنم نه با تو

437
00:28:06,425 --> 00:28:09,351
و اینکه فردا کلاس یوگا دارم پس چند وقتی باید اینجا بخوابم شب ها

438
00:28:09,351 --> 00:28:10,717
پس برام یه اتاق آماده کن

439
00:28:11,217 --> 00:28:13,622
اما خدایی،به نظرت چرا رئیس شین رفتارش اینجوری شده بود؟

440
00:28:13,622 --> 00:28:16,812
ها؟ ها؟ چرا اونجوری بود؟

441
00:28:16,812 --> 00:28:18,103
!هی

442
00:28:18,103 --> 00:28:20,236
فکر میکنی چون ازش خوشم میاد اینجوری رفتار میکنم؟

443
00:28:20,236 --> 00:28:23,707
من فقط یکم احساس راحتی نکردم همین

444
00:28:23,707 --> 00:28:25,774
شما اینجوری رفتار میکنید چون از ایشون خوشتون میاد

445
00:28:26,408 --> 00:28:29,649
از همون اولم میدونستم-
چی؟-

446
00:28:29,649 --> 00:28:32,689
من تو کلیسا با آدمای زیادی مثل شما برخورد داشتم

447
00:28:32,689 --> 00:28:33,774
این چرت و پرت ها چیه میگی؟

448
00:28:33,774 --> 00:28:36,454
وقتی برنامه یکشنبه ها تموم میشه، مردم برای توصیه گرفتن میان پیش من

449
00:28:36,454 --> 00:28:38,112
حتی آدم های پیر هم هستن

450
00:28:38,112 --> 00:28:39,668
و همشون دانش بالایی هم دارن

451
00:28:39,668 --> 00:28:43,863
اونها احساسات خودشون با آزار کسی که دوست دارن پنهان میکنن

452
00:28:43,863 --> 00:28:46,229
!این یه تکینیک که افراد مبتدی ازش استفاده میکنن

453
00:29:01,120 --> 00:29:04,071
<font color="#00ff40">(شرایط و مفاد قرارداد)</font>

454
00:29:09,764 --> 00:29:13,974
نمیدونم آدمایی که اینا رو میفرستن اگه خبردار بشن اینجا قراره به زودی بسته بشه چکار میکنن؟

455
00:29:17,620 --> 00:29:20,639
پدر آقای ما بونگ یول، رئیس یه بانکه

456
00:29:20,639 --> 00:29:23,578
من میرم باهاش بخاطر افزایش قسط های وام صحبت میکنم

457
00:29:23,578 --> 00:29:25,370
و اون بهم گفت که بعد ازاینکه کاغذ بازی ها تموم شد دوباره برم پیشش

458
00:29:25,370 --> 00:29:26,809
دیگه بهش نیازی نداریم

459
00:29:27,484 --> 00:29:30,011
ها؟ رفتین شهربازی؟

460
00:29:30,524 --> 00:29:32,177
با کی؟

461
00:29:32,881 --> 00:29:35,189
با کی رفتین؟-
از دفترم برو بیرون-

462
00:29:35,189 --> 00:29:38,334
چرا تو کیف یه نفر دیگه فضولی میکنی؟

463
00:29:42,443 --> 00:29:44,812
نباید با اون آقای همسایه جایی بری

464
00:29:46,219 --> 00:29:48,320
!اون کیه که به من میگه با کی برم با کی نرم

465
00:29:50,559 --> 00:29:54,290
<font color="#00ff40">(بلیط مجانی سرزمین بازی)</font>

466
00:29:54,459 --> 00:29:56,707
<font color="#ff0080">بهش گفتم کاری به زن من نداشته باشه</font>

467
00:29:56,707 --> 00:29:58,078
<font color="#ff0080">و اینکه من الان باهاتم</font>

468
00:29:58,078 --> 00:30:00,329
<font color="#ff0080">و وقتی میخواسته باهات ارتباط برقرار کنه گیرش آوردم</font>

469
00:30:00,329 --> 00:30:03,253
<font color="#ff0080">بهش گفتم هرکاری بخواد بکنه باید اول از من اجازه بگیره</font>

470
00:30:04,829 --> 00:30:06,861
...جدی اون مرد همسایه

471
00:30:07,582 --> 00:30:10,123
صورتتون چی شده؟ تب دارین؟

472
00:30:10,123 --> 00:30:12,930
نه، نه... یکم بهم وقت بده... میرم یه هوایی تازه کنم

473
00:30:12,930 --> 00:30:14,803
مطمئنید که مریض نیستین؟

474
00:30:14,803 --> 00:30:16,380
هی، چرا داری دنبال من میای؟

475
00:30:16,380 --> 00:30:17,446
خیلی رو اعصابی

476
00:30:17,446 --> 00:30:18,459
!وای

477
00:30:20,290 --> 00:30:22,247
من یه جلسه مشاوره میخوام

478
00:30:22,247 --> 00:30:23,247
...ها

479
00:30:28,582 --> 00:30:32,966
دلایل زیادی برای بی خوابی شبانه وجود داره

480
00:30:32,966 --> 00:30:36,062
مثلا ممکنه بخاطر درد فیزیکی یا ناراحتی باشه

481
00:30:36,062 --> 00:30:37,803
همش گذشته رو به یاد میارم

482
00:30:37,803 --> 00:30:41,572
یادتونه دفعه آخر چی بهتون گفتم؟

483
00:30:42,902 --> 00:30:44,832
من همه چیزو تو ذهنم خاک کرده بودم

484
00:30:44,832 --> 00:30:48,399
اما جدیدا یه اتفاقی افتاد که دوباره گذشته به یادم اومد

485
00:30:51,373 --> 00:30:53,886
تا حالا باکسی در این مورد حرف نزدم

486
00:30:53,886 --> 00:30:56,985
برای همین یکم احساس راحتی نمیکنم از گفتن این حرف ها

487
00:31:00,687 --> 00:31:04,282
من یه دکترم پس لطفا راحت باشین و همه چیزو به من بگید

488
00:31:10,582 --> 00:31:12,977
من نمیدونم مادرم کیه

489
00:31:15,228 --> 00:31:16,996
...و پدرمم هم

490
00:31:22,062 --> 00:31:23,608
...پدرم

491
00:31:24,484 --> 00:31:26,793
طوری باهام رفتار میکرد که انگار یه هیولام

492
00:31:29,184 --> 00:31:31,633
چون که هیچوقت نباید به دنیا میومدم

493
00:31:31,633 --> 00:31:32,937
سو چی
("به معنی "رسوایی)

494
00:31:35,825 --> 00:31:38,168
اسمم این بود

495
00:31:40,110 --> 00:31:43,070
پدرم می ترسید که دیگران از وجود من باخبر بشن

496
00:31:43,070 --> 00:31:45,425
و برای مدت طولانی منُ زندانی کرده بود

497
00:31:48,484 --> 00:31:51,305
...بعدش، توی یک شب سرد زمستونی

498
00:31:51,305 --> 00:31:52,924
...در نهایت

499
00:31:58,054 --> 00:31:59,825
از شرم خلاص شد

500
00:32:06,582 --> 00:32:09,688
<font color="#ff0080"><i>ستاره ها، ماه، و ابرها توی سیاهی اون شب گم شده بودن</i></font>

501
00:32:09,688 --> 00:32:11,876
<font color="#ff0080"><i>من از تاریکی نمی ترسیدم</i></font>

502
00:32:11,876 --> 00:32:14,178
<font color="#ff0080"><i>در واقع تقریبا بهش عادت کرده بودم</i></font>

503
00:32:16,123 --> 00:32:18,189
<font color="#ff0080"><i>چیزی که بیشتر از تاریکی ازش می ترسیدم</i></font>

504
00:32:19,030 --> 00:32:20,757
<font color="#ff0080"><i>هوای ناآشنا بود</i></font>

505
00:32:25,484 --> 00:32:28,083
<font color="#ff0080"><i>هوای این دنیا، که هیچوقت توش نفس نکشیده بودم</i></font>

506
00:32:28,083 --> 00:32:31,843
<font color="#ff0080"><i>رایحه ش با هوای اونجایی که زندانی شده بودم کاملا فرق داشت</i></font>

507
00:32:31,843 --> 00:32:33,995
<font color="#ff0080"><i>کاملا از یه نوع دیگه بود</i></font>

508
00:32:39,382 --> 00:32:41,718
<font color="#ff0080"><i>...تا همین امروز هم نمیدونم که</i></font>

509
00:32:42,484 --> 00:32:44,898
اونجا کجا بود

510
00:32:44,898 --> 00:32:46,650
و نمیخوام هم که بدونم

511
00:32:49,543 --> 00:32:55,161
<font color="#ff0080"><i>انقدر ترسیده بودم که، فقط میتونستم به خارج شدن از اونجا فکر کنم</i></font>

512
00:32:55,161 --> 00:32:59,522
<font color="#ff0080"><i>اما همون لحظه، یه اشعه ی نور از فاصله ی دور رد شد</i></font>

513
00:33:01,132 --> 00:33:03,428
<font color="#ff0080"><i>و چند لحظه بعدش یه بار دیگه هم رد شد</i></font>

514
00:33:03,428 --> 00:33:06,318
<font color="#ff0080"><i>به سمت نور دویدم</i></font>

515
00:33:19,245 --> 00:33:24,601
<font color="#ff0080"><i>اون نگاه ار روی ترحم، تحقیر یا ترس نبود</i></font>

516
00:33:24,601 --> 00:33:27,401
<font color="#ff0080"><i>این زن یکی از اونا نیست</i></font>

517
00:33:27,401 --> 00:33:32,267
<font color="#ff0080"><i>اگر می دونست من کی هستم، اینطوری رفتار نمیکرد</i></font>

518
00:33:32,267 --> 00:33:36,464
<font color="#ff0080"><i>این یکی از اونا نیست
پس این چی هست؟</i></font>

519
00:33:36,464 --> 00:33:39,177
<font color="#ff0080"><i>پس چطور میدونن که من کی هستم؟</i></font>

520
00:33:40,155 --> 00:33:42,534
...ببخشید

521
00:33:42,534 --> 00:33:44,386
رئیس شین؟

522
00:33:45,229 --> 00:33:49,309
آه، پایان خوشی داره

523
00:33:49,309 --> 00:33:54,049
اون شب، من تبدیل به یه انسان یا یه هیولا می شدم

524
00:33:54,049 --> 00:33:57,940
اما اونموقع، یکی نحاتم داد

525
00:33:58,862 --> 00:34:01,899
به لطف اون شخص تونستم یه انسان بشم

526
00:34:01,899 --> 00:34:06,274
و با انجام وظایفم به عنوان یه انسان دارم خوب زندگی میکنم

527
00:34:06,274 --> 00:34:08,502
یکی نجاتتون داد؟
بله

528
00:34:08,502 --> 00:34:14,046
اون منُ به عنوان پسرش قبول کرد
همینطوری بود که فامیلیم شد شین

529
00:34:18,211 --> 00:34:20,894
که اینطور

530
00:34:20,894 --> 00:34:23,488
بهتره که بدون دارو بخوابید

531
00:34:23,488 --> 00:34:27,430
سعی کن با انجام دادن کارهای دیگه بهش فکر نکنی

532
00:34:27,430 --> 00:34:31,731
و اگر بازم نتونستی بخوابی, دوباره با هم صحبت میکنیم

533
00:34:35,171 --> 00:34:36,729
ممنون

534
00:34:41,561 --> 00:34:43,410
رئیس شین

535
00:34:46,177 --> 00:34:51,823
آخرین بار، گفتید که میخواید آدم خوبی باشید

536
00:34:51,823 --> 00:34:55,023
با کمک کردن به انسان های نیازمند و همکاری با جامعه

537
00:34:55,023 --> 00:34:58,204
می خواستید آدم مفیدی در این جهان باشید

538
00:35:00,934 --> 00:35:06,419
... بالاخره می فهمم
که چرا اون حرفُ زدید

539
00:35:07,271 --> 00:35:08,914
... اون موقع

540
00:35:10,309 --> 00:35:12,773
من صداقت شما رو مسخره کردم

541
00:35:13,740 --> 00:35:15,490
بابتش معذرت میخوام

542
00:35:19,432 --> 00:35:22,519
باور دارم که تا به حال همینطور زندگی کردین

543
00:35:22,519 --> 00:35:26,820
و فکر میکنم که در آینده هم همینطور به زندگی ادامه میدین

544
00:35:28,773 --> 00:35:33,736
باور دارم که درختهای شما جنگل بزرگی رو بوجود میارن

545
00:35:35,805 --> 00:35:37,680
خدانگهدار

546
00:35:53,387 --> 00:35:57,497
اون موقع، یکی نجاتم داد

547
00:35:57,497 --> 00:36:00,544
به لطف اون شخص تونستم یه انسان بشم

548
00:36:00,544 --> 00:36:04,785
و با انجام وظایفم به عنوان یه انسان دارم خوب زندگی میکنم

549
00:36:04,785 --> 00:36:06,934
یکی نجاتتون داد؟

550
00:36:08,307 --> 00:36:10,479
داشتم به چی فکر میکردم؟

551
00:36:23,894 --> 00:36:25,546
باشه، جین گون

552
00:36:26,604 --> 00:36:29,209
جین گون میتونه حرف بزنه؟

553
00:36:30,088 --> 00:36:32,715
فهمیدم . همینطور دنبالش برو

554
00:36:34,414 --> 00:36:38,626
بعد از اینکه تو زبونش رو منجمد کردی و شکوندی چطور میتونه حرف بزنه؟

555
00:36:38,626 --> 00:36:42,262
حالا که میبینم چطور با خدایان کوچک معاشرت میکنی
میفهمم چرا هابک ازت متنفره

556
00:36:42,262 --> 00:36:45,403
هابک به هزاران دلیل از من بدش میاد

557
00:36:47,396 --> 00:36:50,166
داریم کجا میریم؟
اگر  میخوایم کسی رو بکشیم

558
00:36:50,166 --> 00:36:52,974
باید صداقتمونُ نشون بدیم

559
00:37:06,885 --> 00:37:10,711
<font color="#ff0080"><i>بابت اینکه صداقتتونُ مسخره کردم معذرت میخوام</i></font>

560
00:37:10,711 --> 00:37:15,561
باور دارم که درختهای شما جنگل بزرگی رو بوجود میارن

561
00:37:33,403 --> 00:37:35,702
بله؟
رئیس شین؟

562
00:37:35,702 --> 00:37:39,222
<font color="#ff0080"><i>مشتری هامون از لائوس 20 دقیقه دیگه میرسن</i></font>

563
00:37:39,222 --> 00:37:42,963
باشه ، تقریبا نزدیک اونجام
به زودی میرسم

564
00:37:52,064 --> 00:37:53,548
میخوای چیکار کنی؟

565
00:37:53,548 --> 00:37:57,035
فکر نمیکنی باید بررسی کنیم که هابک درست میگفت یا نه؟

566
00:37:57,035 --> 00:37:59,423
این به خاطر خود هابک هم هست

567
00:38:00,343 --> 00:38:03,519
این درست نیست
چرا نیست؟

568
00:38:03,519 --> 00:38:07,177
چی میشه اگه رئیس شین نیمه-خدا نباشه؟
چی میشه اگه یه انسان باشه؟

569
00:38:07,177 --> 00:38:10,117
در اون صورت این فقط سرنوشتش هست

570
00:38:10,117 --> 00:38:13,992
هابک رو باور نداری؟
قضیه این نیست

571
00:38:18,265 --> 00:38:20,213
وایسا، بی ریوم

572
00:38:25,903 --> 00:38:27,171
!این درست نیست، بی ریوم

573
00:38:27,171 --> 00:38:31,331
فکر کردم گفتی هرچیزی که هابک بگه رو باور میکنی . مشکل چیه؟

574
00:38:43,148 --> 00:38:45,240
!وایسا، بی ریوم

575
00:38:47,001 --> 00:38:48,432
!تمومش کن

576
00:38:48,432 --> 00:38:53,012
دست به کار شو، نیمه-خدا
هویت واقعیت رو نشون بده

577
00:38:53,012 --> 00:38:54,539
!بی ریوم

578
00:39:09,499 --> 00:39:11,517
مورا

579
00:39:11,517 --> 00:39:14,309
تو کاملا ناامید کننده ای

580
00:39:13,233 --> 00:39:24,333
<font color=#FF8040>@sunflowermag : کانال رسمی مجله آفتابگردان </font>

581
00:39:26,711 --> 00:39:29,959
تو گفتی که اون آدم نجیبی هست، و ازش محافظت هم کردی

582
00:39:29,959 --> 00:39:31,541
ازش خیلی خوشت میاد؟

583
00:39:31,541 --> 00:39:33,762
این شبیه خودت نیست

584
00:39:38,267 --> 00:39:41,602
اگر نه، جدای از اینکه ازش خوشت میاد بهش احساسی هم داری؟

585
00:39:41,602 --> 00:39:43,686
!این به خاطر توئه، آشغال

586
00:39:44,483 --> 00:39:49,032
چی میشه اگه احتمال اشتباه هابک وجود داشته باشه؟
چی میشه اگه رئیس شین انسان باشه؟

587
00:39:49,601 --> 00:39:52,715
خدایان نگهبان نباید در دنیای انسان ها بهشون صدمه بزنن

588
00:39:52,715 --> 00:39:55,773
اگر این قانونُ بشکنی، نمیتونی به قلمروی خدایان برگردی

589
00:39:55,773 --> 00:39:57,760
چرا اینطوری میکنی؟

590
00:39:57,760 --> 00:40:01,202
چرا هرکاری دلت میخواد انجام میدی؟
چرا انقدر بی پروا هستی؟

591
00:40:08,061 --> 00:40:09,648
هابک

592
00:40:11,160 --> 00:40:15,505
<font color="#ff0080"><i>از حالا بیشتر مراقب باش
احتمالا الان بیشتر تحریک شده باشه</i></font>

593
00:40:15,505 --> 00:40:18,894
چرا شما دوتا انقدر بی احتیاط عمل میکتی؟

594
00:40:18,894 --> 00:40:20,441
فهمیدم

595
00:40:27,523 --> 00:40:31,425
با بی ریوم یه قرار بذار

596
00:40:31,425 --> 00:40:34,532
...با هم بریم خونه

597
00:40:34,532 --> 00:40:38,412
...با هم بریم خونه، با هم بریم خونه

598
00:40:39,412 --> 00:40:43,921
...احتمالا منظورش این بود که
میاد دنبال من؟

599
00:40:44,590 --> 00:40:48,369
وای، امکان نداره که حقیقت داشته باشه

600
00:40:49,943 --> 00:40:53,532
دیروز، گفت منظورش این بوده که میخواد بره ماشین سواری

601
00:40:53,532 --> 00:40:57,052
چون دیروز نرفتیم الان میخواد بره ماشین سواری؟

602
00:40:58,552 --> 00:41:02,148
وای، دارم به چی فکر میکنم؟

603
00:41:03,271 --> 00:41:07,881
!چی شده؟ چقدر باید منتظر بمونم؟ خیلی کنجکاوم

604
00:41:08,631 --> 00:41:09,956
...یوم می، درباره ی اون

605
00:41:09,956 --> 00:41:13,956
چه اتفاقی داره میفته؟
چرا نمیتونم آینده ش رو بخونم؟

606
00:41:17,345 --> 00:41:20,514
اونطوری بهم نگاه نکن
برای من بدتر بود

607
00:41:20,514 --> 00:41:22,329
و تو باید مغازه ـت رو ببندی

608
00:41:22,329 --> 00:41:25,552
آخه کدوم پیشگویی نمیتونه یه خدای واقعی رو که جلوش وایستاده تشخیص بده؟

609
00:41:25,552 --> 00:41:27,088
حالت خوش نیست؟

610
00:41:27,088 --> 00:41:31,019
یه ساعت میشه که داریم دربارش صحبت میکنیم . قبولش کن دیگه

611
00:41:31,019 --> 00:41:32,823
اگر تو باورش نمیکنی، کی میکنه؟

612
00:41:32,823 --> 00:41:35,535
خب، اگر باورم نمیکنی کاری از دست من برنمیاد

613
00:41:35,535 --> 00:41:39,012
پس بذار یه بار دیگه ببینمش
هابک؟

614
00:41:39,012 --> 00:41:41,564
نه ، اون مرده

615
00:41:58,238 --> 00:42:01,762
چه تنومند
بیا از الان تمام تلاشمون رو بکنیم

616
00:42:01,762 --> 00:42:03,664
لطفا مراقب من باشید

617
00:42:17,802 --> 00:42:24,787
<font color="#800080"><i>[ بکریونگا ]</i></font>

618
00:43:07,494 --> 00:43:10,785
فکر کردم بعد از اتفاقی که افتاد سریع درست به کار میشی

619
00:43:10,785 --> 00:43:12,874
اما چیزی ازت نشنیدیم

620
00:43:12,874 --> 00:43:16,195
درست فهمیدم ،نه؟
اگر منُ شناخته باشی

621
00:43:16,195 --> 00:43:18,486
تو مالک فعلی یا مالک آینده ی اون زمین هستی

622
00:43:18,486 --> 00:43:22,619
اگر اینُ میدونی، احترامت رو نشون بده
من آدم اونجا نیستم

623
00:43:22,619 --> 00:43:24,986
واقعا باید اینکارُ بکنم؟

624
00:43:26,131 --> 00:43:27,588
آدم؟

625
00:43:29,968 --> 00:43:32,818
نمیدونم که توی دنیای خودتون چی درباره ی من فکر میکنید

626
00:43:32,818 --> 00:43:34,724
نمیخوام باهات بجنگم

627
00:43:34,724 --> 00:43:36,994
...تو و من

628
00:43:38,713 --> 00:43:42,550
هیچکاری با همدیگه نداریم
برای منم مهم نیست

629
00:43:42,550 --> 00:43:46,517
با این حال، باید چیزی رو بررسی کنم

630
00:43:46,517 --> 00:43:49,119
...و اگر حدسم درست باشه

631
00:43:49,119 --> 00:43:53,017
باید بهم ثابت کنی که یه هیولا هستی

632
00:43:53,017 --> 00:43:54,909
داری درباره ی چی صحبت میکنی؟

633
00:44:09,117 --> 00:44:12,994
این علامت جودونگ هست
چرا این روی بدنت هست؟

634
00:44:14,019 --> 00:44:15,872
ولم کن
جودونگ کجاست؟

635
00:44:15,872 --> 00:44:18,229
نمیشناسمش
پس توضیح بده

636
00:44:18,229 --> 00:44:20,903
دلیلی وجود داره که من باید چیزی رو درباره ی بدنم توضیح بدم؟

637
00:44:20,903 --> 00:44:22,503
دلیلی نیست؟

638
00:44:22,503 --> 00:44:25,267
این علامت جودونگ و کشور زمین هست

639
00:44:25,267 --> 00:44:29,407
پس اون احمق دیوانه ای که قلمروی خدایان رو بهم ریخته و جاودانگیم رو ازم گرفته

640
00:44:29,407 --> 00:44:31,655
خدای کشور زمین هست؟

641
00:44:31,655 --> 00:44:35,903
حتی با این حال هم ، تو نمیتونی این علامتُ داشته باشی

642
00:44:35,903 --> 00:44:39,778
حدس میزنم درباره ی قدرتی که من دارم چیزی نشنیدی

643
00:44:39,778 --> 00:44:41,655
...ولی

644
00:44:41,655 --> 00:44:45,807
بازم باید امتحان کنی ببینی که اون قدرت روی من تاثیر داره یا نه

645
00:44:49,345 --> 00:44:50,925
!هابک

646
00:44:57,887 --> 00:45:00,314
داری چیکار میکنی؟
 خفه شو

647
00:45:01,398 --> 00:45:03,291
برو
...اینجا چیکار

648
00:45:03,291 --> 00:45:05,436
میخوای بیشتر از این تحقیر بشی؟

649
00:45:09,175 --> 00:45:11,381
آقا

650
00:45:16,345 --> 00:45:18,581
کسی اینجا هست؟

651
00:45:23,521 --> 00:45:25,224
نه

652
00:45:47,389 --> 00:45:50,548
اون علامت جودونگ رو داره
ما ترتیبش رو میدیم

653
00:45:50,548 --> 00:45:53,285
...من خودم
!هابک، لطفا

654
00:45:53,890 --> 00:45:56,965
لازم نیس چیزی رو ثابت کنی
تو پادشاه مایی

655
00:45:56,965 --> 00:45:59,918
این 2800 سال این جوری بوده

656
00:45:59,918 --> 00:46:04,765
در مورد اون سنگ های خدایی متاسفم
صبر کن تا ما این مشکل رو حل کنیم

657
00:46:24,211 --> 00:46:27,503
ای بابا ؛ چرا باهام تماس نگرفت؟

658
00:46:27,503 --> 00:46:31,936
دیروز که خیلی زود اومد
یعنی امروز هم سر وقت میاد؟

659
00:46:32,722 --> 00:46:36,711
ای بابا ؛ واقعا که؛ چرا اینقدر هیجان زده ام؟

660
00:46:38,300 --> 00:46:41,811
الان داری میری خونه؟ -
خدایا؛ تو چت شده؟ -

661
00:46:41,811 --> 00:46:45,171
هی من تصمیم می گیرم که کِی ببندیم هنوز کلی وقت داریم

662
00:46:45,171 --> 00:46:47,851
ببخشید؟ -
برای اینه که زمینم رو فروختم؟ -

663
00:46:47,851 --> 00:46:51,512
ما همچنان همون ساعت کاری رو ادامه میدیم تا من برم واناتو
فهمیدی؟

664
00:46:51,512 --> 00:46:54,316
امروز مراسم یادبود مادرته

665
00:46:54,316 --> 00:46:58,740
فراموشش کردی؟ با عقل جور در میاد که براش آماده نشده باشی؟

666
00:47:06,927 --> 00:47:09,166
من دیوونه ام؛ دیوونه

667
00:47:10,006 --> 00:47:12,381
چه غلطی دارم میکنم؟

668
00:47:40,122 --> 00:47:41,501
! اوه نه

669
00:48:02,561 --> 00:48:05,048
<font color=#FF00FF><i>.... مامان</i></font>

670
00:48:05,048 --> 00:48:07,137
<font color=#FF00FF><i>.... مامان</i></font>

671
00:48:12,974 --> 00:48:15,597
... تو هیچ وقت چیزی نخوردی

672
00:48:16,671 --> 00:48:20,052
تموم کاری که کردی نوشیدن و تماشای این اتفاق بود

673
00:48:23,102 --> 00:48:26,347
اونا حتی اونجا هم الکل نمی فروشن

674
00:48:26,347 --> 00:48:28,997
حالا می خوای چی بخوری؟

675
00:48:32,541 --> 00:48:35,653
اگه قرار بود این اتفاق بیافته؛ باید اینجا بیشتر غذا می خوردی

676
00:49:18,115 --> 00:49:19,677
مشکل چیه؟

677
00:49:21,909 --> 00:49:24,044
... به خاطر من

678
00:49:25,939 --> 00:49:28,387
هیچی درست پیش نمیره

679
00:49:35,392 --> 00:49:36,854
نه

680
00:49:41,008 --> 00:49:43,077
این همش تقصیر منه

681
00:49:59,311 --> 00:50:03,441
مراقب باش ؛ بعضی وقتا مامانم سعی میکنه بیاد بیرون

682
00:50:19,892 --> 00:50:23,573
<font color=#0000FF><i>[هه سا ری]</i></font>

683
00:50:40,459 --> 00:50:42,191
مامان

684
00:50:43,340 --> 00:50:48,186
من مجذوب یه روح آب شده بودم
برای همین نتونستم غذایی درست کنم

685
00:50:48,186 --> 00:50:50,981
من اومدم پس دیگه سفرت بیهوده نیس

686
00:50:53,488 --> 00:50:57,720
امیدوارم از دیدن صورت دخترت بلاخره سیر بشی

687
00:51:20,519 --> 00:51:22,608
.. پدرم

688
00:51:22,608 --> 00:51:25,820
منو مادرم رو ول کرد

689
00:51:27,106 --> 00:51:32,823
و مامانم نتونست به خشمش غلبه کنه
برای همین هر روز می نوشید

690
00:51:32,823 --> 00:51:35,617
و آخرش هم به خاطر سرطان کبد مُرد

691
00:51:39,039 --> 00:51:41,896
واقعا از پدرم متنفر بودم

692
00:51:41,896 --> 00:51:45,039
ولی از مادرمم تنفر داشتم

693
00:51:45,039 --> 00:51:50,702
فکر کنم جفت شون اینقدر خودخواه بودن
که کِی خودشون رو از بین میبرن

694
00:51:55,227 --> 00:51:58,537
آقای طبیعت؛ برای 2800 سال گذشته

695
00:51:58,537 --> 00:52:02,477
تا حالا از چیزی پشیمون شدی یا ازش احساس شرمندگی کنی؟

696
00:52:02,477 --> 00:52:04,144
نه

697
00:52:06,191 --> 00:52:09,372
من از خیلی چیزا پشیمونم

698
00:52:09,372 --> 00:52:13,619
و یه بارم خجالت زده شدم

699
00:52:13,619 --> 00:52:18,945
ولی اون خیلی خجالت آور بود به نحوی که دیگه هیچی
به اون اندازه برام خجالت آور به چشم نمیاد

700
00:52:21,093 --> 00:52:23,640
بعد از فوت مادرم

701
00:52:23,640 --> 00:52:27,349
همش پدرم رو سرزنش می کردم

702
00:52:27,349 --> 00:52:30,157
و زندگیم تبدیل شده بود به یه ملودرام

703
00:52:31,454 --> 00:52:34,052
... یه روز

704
00:52:34,052 --> 00:52:37,698
تصمیم گرفتم که از پدرم انتقام بگیرم

705
00:52:38,512 --> 00:52:42,756
وسط زمستون؛ پریدم توی رودخونه

706
00:52:45,793 --> 00:52:47,653
جالب بوده

707
00:52:48,880 --> 00:52:55,019
اینقدر سرد بود که نتونستم منتظر بمونم تا بمیرم

708
00:52:55,019 --> 00:53:01,043
به حد مرگ داشتم یخ می زدم
برای همین فقط می خواستم از اونجا بیام بیرون

709
00:53:01,043 --> 00:53:06,175
وقتی که بچه بودم یکم شنا یاد گرفته بودم
و اون مهارت رو ضرب در 100 کردم

710
00:53:07,771 --> 00:53:09,704
این طوری شد که نجات پیدا کردم

711
00:53:10,492 --> 00:53:16,927
بعد از اون ... دیگه نتونستم شنا کنم

712
00:53:19,423 --> 00:53:21,847
چقدر خجالت آور

713
00:53:21,847 --> 00:53:24,340
این خیلی خجالت آوره

714
00:53:33,956 --> 00:53:36,497
خوبه که تاریکه

715
00:53:36,497 --> 00:53:39,932
باید خوشحال باشی که من قدرت هام رو از دست دادم

716
00:53:40,702 --> 00:53:43,767
اگه این طور نبود؛ اینقدرها هم تاریک نبود

717
00:53:47,191 --> 00:53:50,559
به طور معمولی همه جا چراغای خیابونی سبز میکنی؟

718
00:53:50,559 --> 00:53:52,820
چقدر ظاهری

719
00:53:55,488 --> 00:53:57,512
این شکلی

720
00:54:00,238 --> 00:54:02,169
این شکلی؟

721
00:54:02,169 --> 00:54:05,182
... درسته؛ اگه این کارو بکنی

722
00:54:05,182 --> 00:54:09,211
درخشان ترین کرم های شب تاب آب دنیا به وجود میان

723
00:54:09,211 --> 00:54:11,512
کرم شب تاب آب؟

724
00:54:15,423 --> 00:54:17,046
اینو می بینی؟

725
00:54:20,923 --> 00:54:22,912
هیچی نمی بینم

726
00:54:24,135 --> 00:54:27,776
با قلبت به دقت نگاه کن

727
00:55:43,528 --> 00:55:44,936
درسته

728
00:55:44,936 --> 00:55:48,918
منظورت چی بود وقتی گفتی با هم میریم خونه؟

729
00:55:48,918 --> 00:55:53,354
... اگه به کسی بگی که باهات میرم خونه

730
00:55:53,354 --> 00:55:55,555
یعنی این که من انتخابت کردم

731
00:55:56,454 --> 00:55:57,910
چی؟

732
00:55:58,581 --> 00:56:01,043
چرا یهویی؟

733
00:56:01,043 --> 00:56:02,102
دلایل خودم رو دارم

734
00:56:02,102 --> 00:56:05,633
رفتم کلینیک ولی تو رفته بودی

735
00:56:05,633 --> 00:56:07,229
برو داخل

736
00:57:09,186 --> 00:57:11,447
... میگم

737
00:57:11,447 --> 00:57:16,546
چون امروز نشد با هم بریم خونه چطوره فردا بریم؟

738
00:57:16,546 --> 00:57:20,816
<font color="#ff0080"><i>دلت می خواد کارایی رو بکنی که دیروز نتونستیم با هم انجام بدیم؟ </i></font>

739
00:57:20,816 --> 00:57:24,485
چه کاری نتونستیم انجام بدیم؟ -
... منظورم اینه -

740
00:57:24,485 --> 00:57:29,215
غذاهای خوشمزه برات می خرم و جاهای قشنگ رو بهت نشون میدم

741
00:57:34,997 --> 00:57:36,630
<font color="#ff0080"><i>چرا که نه؟</i></font>

742
00:57:39,160 --> 00:57:40,903
باشه

743
00:57:40,903 --> 00:57:43,581
پس ؛ فردا می بینمت

744
00:58:17,606 --> 00:58:19,985
امروز زود داری میری -
بله -

745
00:58:19,985 --> 00:58:22,677
یه گروه از بچه های کودکستانی امروز میان

746
00:58:23,557 --> 00:58:27,581
ولی نام سو ری؛ در مورد زمینم

747
00:58:27,581 --> 00:58:33,954
اگه زمینم رو بفروشم، در پادشاه شدن آقای طبیعت مشکلی ایجاد نمیکنه؟
درسته؟

748
00:58:34,733 --> 00:58:38,653
فکر نکنم -
پس ؛ خوبه -

749
00:58:39,240 --> 00:58:42,244
... ولی

750
00:58:42,244 --> 00:58:46,912
"با این وجود ؛ در دنیای ما اونا همیشه گوش به زنگ یه فرصتن."

751
00:58:46,912 --> 00:58:48,994
معنی این چیه؟

752
00:58:48,994 --> 00:58:51,711
سرورم هابک اینو گفته؟ -
بله -

753
00:58:51,711 --> 00:58:54,503
... آه ؛ در مورد اون

754
00:58:54,503 --> 00:58:59,994
حقیقت اینه که؛ یه زمانی بود که یکی سعی کرد
جایگاه هابک رو تصاحب کنه

755
00:58:59,994 --> 00:59:03,972
ولی فکر کردم این جور چیزی توی اقلیم خدایان اتفاق نیافتاده

756
00:59:03,972 --> 00:59:08,419
درسته؛ ولی اون زمان پادشاه کشور آسمان خیلی حریص بود

757
00:59:08,419 --> 00:59:12,747
اون علیه سرورم هابک مرتکب عمل شرارت آمیزی شد

758
00:59:12,747 --> 00:59:14,744
عمل شرارت آمیز؟

759
00:59:14,744 --> 00:59:16,784
نه؛ فراموشش کن

760
00:59:53,626 --> 00:59:55,276
جایی داری میری؟

761
00:59:56,175 --> 00:59:58,073
هیچ قرار ملاقاتی نیس نه؟

762
00:59:58,711 --> 01:00:02,718
اون شایعه ای که ما بهم نزدیکیم حتما پخش شده
امروز هیچ تماسی نداشتیم

763
01:00:02,718 --> 01:00:07,727
بیا سخت کار کنیم؛ کارت های تجاری مون رو پخش می کنیم
و سایت مون رو به روز رسانی می کنیم

764
01:00:07,727 --> 01:00:11,099
شنیدم شرکت هایی هم هستن که کلینیک رو ارتقا میدن
یه نگاهی بهشون بنداز

765
01:00:11,099 --> 01:00:13,602
با بیماران دوستانه رفتار کن

766
01:00:14,505 --> 01:00:19,048
دیگه کاری از دست مون برنمیاد
بیا از جون و دل کار کنیم

767
01:00:19,983 --> 01:00:24,445
اوه ؛ از پدر ما بونگ یول یه درخواست دیگه بکن

768
01:00:24,445 --> 01:00:27,523
و ما دیگه از سازمان حفاظت از پلنگ کره ای تماسی نداشتیم؟

769
01:00:27,523 --> 01:00:29,171
نه

770
01:00:29,782 --> 01:00:32,898
حتی پلنگ های کره ای هم وقتی بهشون احتیاج داری ناپدید میشن

771
01:00:53,749 --> 01:00:56,126
متاسفم؛ خیلی متاسفم

772
01:00:56,126 --> 01:00:57,912
یون سو آه

773
01:00:57,912 --> 01:01:02,936
... میدونم که این با عقل جور در نمیاد

774
01:01:04,590 --> 01:01:08,146
ولی من هر چه در توانم باشه برای پرداخت هزینه فسخ قرارداد میدم

775
01:01:09,432 --> 01:01:11,345
دلیل تون چیه؟

776
01:01:12,363 --> 01:01:16,979
چرا اینقدر غیر منطقی شدی؟
فکر کردم پول احتیاج داری

777
01:01:19,311 --> 01:01:21,903
... در مورد اون

778
01:01:26,521 --> 01:01:30,227
به خاطر مدفوع پلنگ کره ایه -
ببخشید؟ -

779
01:01:30,227 --> 01:01:36,559
چیزه؛ اونا توی زمین من مدفوع پلنگ کره ای پیدا کردن

780
01:01:36,559 --> 01:01:41,236
سازمان محیط زیست کره جنوبی
برای مدت طولانی ای با روسیه همکاری میکنه

781
01:01:41,236 --> 01:01:44,293
تا از پلنگ های کره ای محافظت کنن

782
01:01:44,293 --> 01:01:49,436
ولی به نظر میرسه که یه پلنگ کره ای توی زمین من مدفوع کرده

783
01:01:49,436 --> 01:01:51,910
بیشتر از 100 سال گذشته

784
01:01:51,910 --> 01:01:54,682
... برای همین به عنوان یه شهروند کره ای

785
01:01:54,682 --> 01:01:57,796
... چون اونا می خوان به طور فوری از پلنگ کره ای محافظت کنن

786
01:01:57,796 --> 01:01:59,148
یون سو آه

787
01:02:01,499 --> 01:02:03,394
... من

788
01:02:04,539 --> 01:02:06,704
یه جلسه دارم که درباره اش تصمیم بگیرم

789
01:02:12,561 --> 01:02:15,494
من الان دقیقا چه غلطی کردم؟

790
01:02:16,434 --> 01:02:19,889
حالا این جورم نیس که مجذوب یه روح شده باشم

791
01:02:19,889 --> 01:02:23,512
من مجذوب یه روح شده بودم؛ مگه نه؟
یه روح آب

792
01:02:25,005 --> 01:02:28,265
<font color=#0080FF><i>[روح آب]</i></font>

793
01:02:28,265 --> 01:02:30,999
الو؟ -
<i>الان دارم میرم -</i>

794
01:02:30,999 --> 01:02:33,845
اونجا می بینمت
می تونی پیداش کنی کجاس؟

795
01:02:33,845 --> 01:02:35,197
<font color="#ff0080"><i>البته</i></font>

796
01:02:42,956 --> 01:02:44,662
اون روح آبه

797
01:03:02,535 --> 01:03:04,914
بذارین کمک تون کنم -
بله -

798
01:03:08,182 --> 01:03:11,372
ممنونم ؛ ممنون

799
01:03:15,017 --> 01:03:17,506
دفتر اداری کدوم طرفه؟

800
01:03:17,506 --> 01:03:21,890
اوه؛ اون طرف و از پله ها برین بالا

801
01:03:21,890 --> 01:03:23,595
ممنونم

802
01:03:27,137 --> 01:03:29,414
چرا هنوز نیومده اینجا؟

803
01:03:37,300 --> 01:03:40,523
باید یه کوچولو دیگه صبر کنی

804
01:03:40,523 --> 01:03:44,365
هنوز یه کارای کوچیکی مونده که باید انجام بدم

805
01:04:21,742 --> 01:04:23,423
اون چش شده؟

806
01:04:37,784 --> 01:04:53,784
<font color=#FF8040>مجله گل آفتابگردان؛ مجله ای برای با سلیقه ها</font>
<font color=#FFFF00>www.sunflowermag.ir</font>

807
01:05:01,521 --> 01:05:03,934
<font color=#00FFFF><i>[عروس خدای آب]</i></font>

808
01:05:03,934 --> 01:05:06,668
<font color=#800080><i>وانمود می کردی که آدم خوبی هستی هان؟ -
چی می خوای؟ -</i></font>

809
01:05:06,668 --> 01:05:10,514
<font color=#800080><i>نمیدونم چرا داری تردید می کنی؛ ولی این دفعه دیگه نگاه نمی کنم</i></font>

810
01:05:10,514 --> 01:05:13,840
<font color=#800080><i>پس الان دیگه برمی گردی؟ -
باید برگردم -</i></font>

811
01:05:13,840 --> 01:05:16,789
<font color=#800080><i>چیکار می تونی بکنی؟
می خوای منو بکُشی؟</i></font>

812
01:05:16,789 --> 01:05:21,240
<font color=#800080><i>تو یه خدای بدی -
می تونی بهتر از من انجامش بدی؟ -</i></font>

813
01:05:21,240 --> 01:05:23,151
<font color=#800080><i>تو اونو کُشتی؟ -
یه تصمیمی گرفتم -</i></font>

814
01:05:23,151 --> 01:05:26,494
<font color=#800080><i>برو و ببین زنت داره چیکار میکنه -
اون یون سو آهه -.</i></font>

815
01:05:26,494 --> 01:05:27,994
<font color=#800080><i>چیکار دارین می کنید؟</i></font>

816
01:05:29,575 --> 01:05:31,664
<font color=#800080><i>مدیر عامل شین</i></font>

