﻿1
00:00:20,810 --> 00:00:22,810
M.R

2
00:00:27,480 --> 00:00:29,650
‫متنش رو نوشتم، برادر یاکوب.

3
00:00:36,110 --> 00:00:37,620
‫تویی، شارلوت؟

4
00:00:38,410 --> 00:00:39,450
‫بیا داخل.

5
00:00:48,080 --> 00:00:49,670
‫برادر یاکوب.

6
00:00:50,300 --> 00:00:51,670
‫برادر ویلهم.

7
00:00:52,460 --> 00:00:55,680
‫امروز در مورد کدوم قصه‌ی پریان صحبت می‌کردید؟

8
00:00:55,680 --> 00:00:59,550
‫داستان یه کودک نگون‌بخت که والدینش رو از دست داد.

9
00:01:03,140 --> 00:01:04,560
‫«سیندرلا».

10
00:01:06,190 --> 00:01:11,190
‫وقتی که تنها می‌شه، نامادری و خواهرهای ناتنیش اذیتش می‌کنن.

11
00:01:14,490 --> 00:01:15,740
‫بیچاره.

12
00:01:19,410 --> 00:01:21,160
‫غم به دلت راه نده.

13
00:01:22,870 --> 00:01:28,540
‫یه دختر صادق و سخت‌کوش در نهایت مطمئناً خوشبخت می‌شه.

14
00:02:20,180 --> 00:02:27,730
CWThierry

15
00:02:20,180 --> 00:02:27,730
SayaKa,

16
00:02:20,180 --> 00:02:27,730
Dawn

17
00:02:20,180 --> 00:02:27,730


18
00:02:20,180 --> 00:02:27,730


19
00:02:20,180 --> 00:02:27,730
CWThierry

20
00:02:20,180 --> 00:02:27,730
SayaKa,

21
00:02:20,180 --> 00:02:27,730
Dawn

22
00:02:20,180 --> 00:02:27,730


23
00:02:20,180 --> 00:02:27,730


24
00:02:35,780 --> 00:02:37,900
‫نظرتون چیه، تسوروکو-سان؟

25
00:02:40,660 --> 00:02:44,740
‫اوتاوارا-ساما، از پیشنهادتون ممنونم، ولی...

26
00:02:44,740 --> 00:02:46,740
‫دلیلی برای نگرانی وجود داره؟

27
00:02:48,910 --> 00:02:51,460
‫در مورد اینکه دخترتون چه فکری می‌کنه نگرانم.

28
00:02:52,130 --> 00:02:54,700
‫نیازی نیست در اون مورد نگران باشید.

29
00:02:54,860 --> 00:02:55,150
‫عـه؟

30
00:02:55,300 --> 00:02:59,550
‫راستش، کسی که من رو به ازدواج دوباره تشویق کرد کیوکو بود.

31
00:03:00,090 --> 00:03:02,430
‫اون یه مادر جدید می‌خواد.

32
00:03:02,430 --> 00:03:03,800
‫بانو گفتن؟

33
00:03:03,800 --> 00:03:07,430
‫درسته. نیازی نیست که نگران چیزی باشی.

34
00:03:07,430 --> 00:03:10,600
‫با دخترهات بیا و اینجا زندگی کن.

35
00:03:28,330 --> 00:03:32,020
‫اوتــــاوارا

36
00:03:29,830 --> 00:03:31,960
‫خب، اینجا خونه‌ی جدیدمونه.

37
00:03:31,960 --> 00:03:33,960
‫مراقب راه رفتن‌تون باشید.

38
00:03:34,710 --> 00:03:37,670
‫مامان، خواب که نمی‌بینیم؟

39
00:03:38,250 --> 00:03:41,170
‫به عمرم چنین ساختمون شگفت‌انگیزی ندیده بودم.

40
00:03:41,800 --> 00:03:44,010
‫واقعاً قراره اینجا زندگی کنیم؟

41
00:03:44,010 --> 00:03:48,970
‫صحبت اضافی موقوف. دخترهای یه اشراف‌زاده نباید این‌طوری حرف بزنن.

42
00:03:50,230 --> 00:03:51,680
‫الان بهتر شد.

43
00:03:52,190 --> 00:03:53,270
‫بانو تسوروکو.

44
00:03:54,560 --> 00:03:57,270
‫مقدم شما و دخترهاتون رو خوشآمد می‌گیم.

45
00:04:08,790 --> 00:04:10,620
‫«اوتاوارا ساواکو».

46
00:04:11,120 --> 00:04:13,160
‫چه اسم بامسمایی می‌شه.

47
00:04:13,160 --> 00:04:16,210
‫«اوتاوارا ماکیکو» به مراتب زنانه‌تر به‌نظر میاد.

48
00:04:16,210 --> 00:04:17,710
‫کی نظر تو رو خواست؟

49
00:04:18,290 --> 00:04:21,210
‫اسم من جذاب و باوقاره!

50
00:04:21,210 --> 00:04:22,300
‫بفرمایید.

51
00:04:36,230 --> 00:04:37,980
‫شما کی هستید؟

52
00:04:42,900 --> 00:04:44,320
‫من کیوکوام!

53
00:04:44,320 --> 00:04:46,490
‫مادرجان! خواهرهای عزیز!

54
00:04:46,490 --> 00:04:49,280
‫من دختر جدیدتون و خواهر کوچیک‌تر اون‌ها هستم!

55
00:04:49,280 --> 00:04:51,540
‫رؤیای چنین روزی رو می‌دیدم.

56
00:04:51,540 --> 00:04:55,210
‫خیلی وقت بود به این فکر می‌کردم که خانواده‌ی جدیدم چه شکلی می‌شه.

57
00:04:55,790 --> 00:04:57,710
‫حالا رؤیام به واقعیت تبدیل شده.

58
00:04:57,710 --> 00:05:00,040
‫نه، این از رؤیایی که داشتم هم بهتره.

59
00:05:00,040 --> 00:05:03,720
‫فکر نکنم کسی بتونه به اندازه‌ای که من الان هستم، خوشحال باشه.

60
00:05:04,300 --> 00:05:08,720
‫لطفاً من رو عضوی از خانواده بدونید
‫و بهم بگید چه کاری می‌تونم براتون انجام بدم.

61
00:05:08,720 --> 00:05:12,180
‫قول می‌دم که برای هردوتون خواهر کوچیک‌تر خوبی باشم.

62
00:05:13,600 --> 00:05:16,980
‫آها آها. این کوچولو هم دوست منه.

63
00:05:16,980 --> 00:05:19,560
‫امیدوارم که بتونید با اون هم دوست بشید.

64
00:05:22,480 --> 00:05:27,410
‫توقع داشتم یه بچه‌ی خودخواه باشه، ولی اون فقط یه طفل معصومه.

65
00:05:27,990 --> 00:05:30,870
‫حتی ما رو «خواهرهای عزیز» صدا زد.

66
00:05:30,870 --> 00:05:33,120
‫احتمالاً هرکاری ازش بخوایم انجام می‌ده.

67
00:05:33,120 --> 00:05:36,460
‫آه، سنجاق سرش رو دیدی؟

68
00:05:36,460 --> 00:05:38,370
‫همه‌ی فکرت درگیر اینه؟

69
00:05:39,000 --> 00:05:42,130
‫خب، اون یاغوت‌های ارغوانی قطعاً زیبا بودن.

70
00:05:42,130 --> 00:05:43,130
‫مگه نه؟

71
00:05:43,130 --> 00:05:46,470
‫شاید اگه ازش بخوایم بهمون بدش.

72
00:05:46,470 --> 00:05:48,430
‫حالا کی خودخواهه؟

73
00:06:02,230 --> 00:06:04,780
‫چه رفتار زشتی. مراقب ادب و نزاکت‌تون باشید.

74
00:06:07,900 --> 00:06:09,280
‫کیوکو-ساما؟

75
00:06:09,990 --> 00:06:12,370
‫خواهرهای عزیزم، منم مثل شما می‌خورم.

76
00:06:12,370 --> 00:06:14,990
‫این‌طوری غذا خوردن باحال‌تر و خوشمزه‌تره.

77
00:06:14,990 --> 00:06:17,540
‫بیاید از الان همه‌مون این‌طوری بخوریم.

78
00:06:24,460 --> 00:06:27,090
‫مادرم وقتی که کوچیک بود این‌ها رو می‌پوشید.

79
00:06:27,720 --> 00:06:30,010
‫ببخشید که لباس‌های کهنه‌ان.

80
00:06:30,010 --> 00:06:31,430
‫چقدر خوشگلن!

81
00:06:31,430 --> 00:06:33,510
‫عه‌وا، این چه خوشگله.

82
00:06:33,510 --> 00:06:36,680
‫اون‌یکی، به من بیشتر میاد.

83
00:06:36,680 --> 00:06:38,480
‫چطور جرأت می‌کنی برش داری!

84
00:06:38,480 --> 00:06:40,060
‫نمی‌خوام، بهش دست نزن!

85
00:06:49,110 --> 00:06:51,110
‫آه، ببین زدی چیکار کردی.

86
00:06:51,110 --> 00:06:53,570
‫تقصیر خودته، دختره‌ی خوک!

87
00:06:53,570 --> 00:06:54,870
‫چی گفتی؟

88
00:06:54,870 --> 00:06:57,870
‫اگه یه چیزیم می‌شد چی؟

89
00:06:54,870 --> 00:06:57,870
{\an8}‫نباید این‌قدر محکم می‌کشیدیش!

90
00:07:01,870 --> 00:07:03,860
‫اون‌ها خیلی بی‌ادبن.

91
00:07:03,940 --> 00:07:04,500
‫یوشی.

92
00:07:04,500 --> 00:07:09,720
‫اون‌ها خوشگلن، همون‌طورم که از دخترهای یه گیشای سابق‌ انتظار می‌ره،

93
00:07:09,720 --> 00:07:12,010
‫ولی مایه‌ی آبروریزی خانواده‌ی اوتاوارا هستن.

94
00:07:12,590 --> 00:07:14,100
‫هیچ شبیه کیوکو-ساما نیستن.

95
00:07:15,220 --> 00:07:19,310
‫حتی تمام کیمونوهای بانوی مرحوم رو هم برداشتن.

96
00:07:21,350 --> 00:07:25,310
‫تمام کیمونوها رو حیف‌و‌میل کردن. چرا یکی گیر من نیومد؟

97
00:07:25,310 --> 00:07:27,320
‫کافیه دیگه.

98
00:07:27,320 --> 00:07:31,320
‫این پیشنهاد کیوکو-ساما بود. اون به فکر خانواده‌شه.

99
00:07:31,320 --> 00:07:32,530
‫چـــشـــم.

100
00:07:48,500 --> 00:07:50,170
‫خوش نمی‌گذره؟

101
00:07:50,880 --> 00:07:52,880
‫همه‌شون خیلی مهربونن.

102
00:07:57,220 --> 00:08:01,850
‫مادر جدیدم باهوش به‌نظر می‌رسه و خواهرهای جدیدم هم خیلی مهربونن.

103
00:08:02,350 --> 00:08:04,020
‫مشتاقم ببینم چی می‌شه.

104
00:08:07,820 --> 00:08:08,820
‫جدی می‌گم.

105
00:08:16,570 --> 00:08:20,330
‫کی دیروز اتاق بچه‌ها رو تمیز کرده؟

106
00:08:20,330 --> 00:08:23,040
‫فکر کنم، تومی یا یوشی بودن.

107
00:08:23,040 --> 00:08:25,630
‫می‌تونیم بفهمیم کی بوده، ولی چرا می‌پرسید؟

108
00:08:25,630 --> 00:08:28,670
‫سنجاق سر ماکیکو-ساما ناپدید شده.

109
00:08:28,670 --> 00:08:29,670
‫عـــه؟

110
00:08:30,920 --> 00:08:32,880
‫کیوکو-ساما بهتون دادش؟

111
00:08:32,880 --> 00:08:35,090
‫آره. یعنی... همین‌طوره.

112
00:08:36,010 --> 00:08:39,060
‫وقتی که فهمید چقدر این سنجاق سر رو دوست دارم،

113
00:08:39,560 --> 00:08:41,930
‫بهم گفت به تو بیشتر میاد اونه-سان.

114
00:08:41,930 --> 00:08:43,770
‫بدجنسیه. چرا گیر تو اومد؟

115
00:08:43,770 --> 00:08:45,100
‫ساکت باشید!

116
00:08:46,980 --> 00:08:48,400
‫چرا چیزی بهمون نگفتی؟

117
00:08:49,610 --> 00:08:51,860
‫کیوکو گفت که بین خودمون بمونه.

118
00:08:51,860 --> 00:08:54,280
‫دلش سوخت که کیمونو پاره شد.

119
00:08:55,700 --> 00:08:56,700
‫آخ!

120
00:08:56,700 --> 00:08:58,780
‫آخ دردم گرفت! بذار برم!

121
00:09:00,740 --> 00:09:04,250
‫اون داشت مثل کلاغی که یه چیز
‫براق جدید پیدا کرده اینور و اونور می‌چرخید.

122
00:09:04,250 --> 00:09:05,670
‫موقع دزدی مچش رو گرفتم.

123
00:09:05,670 --> 00:09:06,790
‫چطور جرأت می‌کنی!

124
00:09:07,380 --> 00:09:09,090
‫بفرمایید. این مال شماست.

125
00:09:09,840 --> 00:09:11,090
‫سنجاق سرم!

126
00:09:18,340 --> 00:09:21,600
‫تو... ای دزد کثیف!

127
00:09:21,600 --> 00:09:24,180
‫تو این هنرِ دست زیبا رو لکه‌دار کردی!

128
00:09:24,180 --> 00:09:27,440
‫نمی‌دونستم! نمی‌دونستم که مال شماست!

129
00:09:27,440 --> 00:09:30,020
‫توی باغچه پیداش کردم!

130
00:09:30,020 --> 00:09:31,220
‫بازم دروغ گفتی!

131
00:09:31,220 --> 00:09:31,930
‫ماکیکو!

132
00:09:32,440 --> 00:09:34,530
‫داری زیاده‌روی می‌کنی.

133
00:09:34,530 --> 00:09:37,530
‫اجازه نمی‌دم که اسم شوهرم رو لکه‌دار کنی.

134
00:09:40,580 --> 00:09:42,790
‫ازت می‌خوام از این خونه بری.

135
00:09:42,790 --> 00:09:47,210
‫هرچیزی که توی این خونه‌ست به شوهرم تعلق داره.

136
00:09:47,210 --> 00:09:49,920
‫نمی‌تونم اجازه بدم که دزدی مثل تو اینجا زندگی کنه.

137
00:09:52,250 --> 00:09:53,670
‫حسودیم شد.

138
00:09:53,670 --> 00:09:55,380
‫اونه-چان، بچه زرنگ.

139
00:09:55,380 --> 00:09:57,050
‫از دستت رفت که.

140
00:09:58,050 --> 00:09:59,090
‫ازت بدم میاد.

141
00:10:00,140 --> 00:10:04,100
‫کاری که یوشی کرد اشتباه بود، ولی اون خواهرها هم خیلی طماعن.

142
00:10:04,100 --> 00:10:08,310
‫از اولش هم مال اون نبود، پس اون هم وضعش بهتر از یوشی نیست.

143
00:10:08,310 --> 00:10:10,350
‫حتماً این‌طوری تربیت شدن.

144
00:10:37,340 --> 00:10:40,010
‫عذر می‌خوام! واقعاً عذر می‌خوام!

145
00:10:40,010 --> 00:10:41,390
‫یه کاسه دیگه بیار.

146
00:10:41,390 --> 00:10:42,470
‫همین الان.

147
00:10:43,100 --> 00:10:44,890
‫چه اتفاقی افتاده؟

148
00:10:44,890 --> 00:10:46,350
‫خیلی عجیب رفتار می‌کنید.

149
00:10:49,350 --> 00:10:50,770
‫اتفاقی نیفتاده.

150
00:10:50,770 --> 00:10:53,440
‫اگه حرفی برای گفتن داری بگو.

151
00:10:55,230 --> 00:10:59,450
‫این نمایش عمدی عصبی‌بودن و ترسیدن کافیه دیگه!

152
00:10:59,450 --> 00:11:00,390
‫ماکیکو!

153
00:11:00,470 --> 00:11:01,410
‫راست می‌گه.

154
00:11:01,410 --> 00:11:03,740
مگه تربیت ما چه مشکلی داره؟

155
00:11:03,740 --> 00:11:06,490
‫می‌دونم که ما رو با حقارت نگاه می‌کنید!

156
00:11:06,490 --> 00:11:07,790
‫آروم باشید.

157
00:11:09,750 --> 00:11:12,080
‫چیزی که می‌گه حقیقت داره؟

158
00:11:12,080 --> 00:11:13,500
‫معلومه که نداره!

159
00:11:14,710 --> 00:11:17,960
‫واقعاً معذرت می‌خوام، ماکیکو اونه-ساما.

160
00:11:20,050 --> 00:11:23,470
‫شماها چطور می‌خواید بدون خدمتکارها زندگی کنید؟

161
00:11:23,970 --> 00:11:26,060
‫دیگه نباید باهاشون بدرفتاری کنید.

162
00:11:27,770 --> 00:11:28,970
‫جوابتون؟

163
00:11:30,140 --> 00:11:31,440
‫ماکیکو اونه-ساما.

164
00:11:32,020 --> 00:11:35,110
‫بیا، از این برای پاک کردن سوپ استفاده کن.

165
00:11:35,110 --> 00:11:37,940
‫نمی‌شه به‌خاطر منم که شده اون رو ببخشی؟

166
00:11:39,030 --> 00:11:39,990
‫نمی‌شه؟

167
00:11:48,990 --> 00:11:50,330
‫ازش خسته شدی؟

168
00:11:52,670 --> 00:11:53,830
‫زیادی سنگینه.

169
00:11:53,830 --> 00:11:56,710
‫همه‌شون از ما متنفرن، مگه نه؟

170
00:11:56,710 --> 00:11:57,960
‫همین‌طوره.

171
00:11:57,960 --> 00:12:01,800
‫خدمتکارها صرفاً ما رو فرزندخوانده‌هایی با رگ‌و‌ریشه‌ی پست می‌بینن.

172
00:12:02,470 --> 00:12:06,600
‫عجیبم نیست که بخوان یکی دوتا سنجاق سر بدزدن.

173
00:12:06,600 --> 00:12:09,220
‫ولی چه کار احمقانه‌ای کرد.

174
00:12:09,220 --> 00:12:12,350
‫از بین اون همه سنجاق سر، اونی رو دزدید که کیوکو...

175
00:12:12,940 --> 00:12:14,100
‫اونه-چان؟

176
00:12:14,600 --> 00:12:17,690
‫می‌گم، به‌نظرت این قضیه عجیب نیست؟

177
00:12:17,690 --> 00:12:18,610
‫همم؟

178
00:12:18,610 --> 00:12:22,950
‫مشخصاً این یه سنجاق سر گرون‌قیمته. هرکسی می‌تونه تشخیص بده.

179
00:12:23,450 --> 00:12:26,070
‫پس چرا باید این‌طوری باهاش پز بده؟

180
00:12:27,070 --> 00:12:30,240
‫انگار که می‌خواد به همه بگه دزدیدتش.

181
00:12:30,240 --> 00:12:33,750
‫نکنه یکی داره سعی می‌کنه ما رو خراب کنه؟

182
00:12:33,750 --> 00:12:36,750
‫ولی، کی همچین کاری می‌کنه؟

183
00:12:37,380 --> 00:12:42,130
‫حتی منم نمی‌دونستم که کیوکو اون سنجاق سر رو بهت داده.

184
00:12:45,430 --> 00:12:46,550
‫کیوکو؟

185
00:12:46,550 --> 00:12:48,680
‫چیزه... من...

186
00:12:48,680 --> 00:12:50,640
‫فال‌گوش وایساده بودی.

187
00:12:50,640 --> 00:12:53,980
‫نکنه همه‌ی این قضایا کار تو بوده.

188
00:12:53,980 --> 00:12:56,050
‫امکان نداره. نمی‌دونم در مورد چیـ ـ

189
00:12:56,050 --> 00:12:57,260
‫راست می‌گه.

190
00:12:57,270 --> 00:13:00,070
‫تو بودی که اون سنجاق سر رو بهم دادی.

191
00:13:00,070 --> 00:13:02,070
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

192
00:13:02,070 --> 00:13:03,150
‫دست از سرم بردارید!

193
00:13:13,040 --> 00:13:15,830
‫اوجو-ساما!

194
00:13:17,750 --> 00:13:20,840
‫لطفاً طاقت بیارید! اوجو-ساما! اوجو-ساما!

195
00:13:21,460 --> 00:13:22,460
‫اوجو-ساما!

196
00:13:28,010 --> 00:13:29,390
‫پس خودش افتاد؟

197
00:13:30,720 --> 00:13:33,140
‫طبق حرف‌های کیوکو اوجو-ساما؛

198
00:13:33,140 --> 00:13:39,150
‫ایشون رفته بودن به اتاق‌شون که دلداریشون بدن
‫و متوجه شدن که دارن عجیب رفتار می‌کنن.

199
00:13:41,520 --> 00:13:45,690
‫ایشون فرار کردن، ولی یکی از اون‌ها روشون دست بلند کردن،

200
00:13:45,690 --> 00:13:48,860
‫که باعث شده تعادلشون رو از دست بدن و از پله‌ها بیفتن پایین.

201
00:13:48,860 --> 00:13:50,280
‫این‌طور نیست!

202
00:13:50,280 --> 00:13:52,240
‫یعنی می‌گید که دروغ گفته؟

203
00:13:53,950 --> 00:13:58,620
‫ما یه‌کم دعوا کردیم، ولی همه‌ش همین. اصلاً‌ بهش دست نزدیم!

204
00:13:58,620 --> 00:14:01,250
‫پس می‌گید که دختر من داره دروغ می‌گه.

205
00:14:04,210 --> 00:14:05,970
‫ما باهم نسبت خونی نداریم،

206
00:14:05,970 --> 00:14:09,550
‫ولی من تمام تلاشم رو کردم تا اینجا یه زندگی راحت در اختیارتون بذارم.

207
00:14:10,850 --> 00:14:13,060
‫این قضیه امروز فیصله پیدا می‌کنه.

208
00:14:13,060 --> 00:14:14,010
‫صبر کنید!

209
00:14:14,010 --> 00:14:15,100
‫صبر کنید!

210
00:14:16,350 --> 00:14:17,270
‫کیوکو.

211
00:14:18,810 --> 00:14:19,650
‫کیوکو!

212
00:14:20,980 --> 00:14:25,280
‫من مطمئنم که خواهرهام فقط می‌خواستن نجاتم بدن.

213
00:14:25,900 --> 00:14:29,610
‫ولی چون فکرم درست کار نمی‌کرد باعث شد وحشت کنم.

214
00:14:30,110 --> 00:14:33,620
‫اینکه اون‌موقع یه دست بهم خورد چیزی جز بدشانسی نبود.

215
00:14:34,290 --> 00:14:38,960
‫پس، اینکه من از پله‌ها افتادم پایین تقصیر خواهرهام نیست.

216
00:14:38,960 --> 00:14:40,210
‫تقصیر خودمه!

217
00:14:40,790 --> 00:14:43,590
‫پای اوجو-ساما هنوز درد می‌کنه،

218
00:14:43,590 --> 00:14:47,970
‫ولی به‌زور خودش رو از تخت بلند کرد تا از خواهرهاش دفاع کنه.

219
00:14:47,970 --> 00:14:49,010
‫کیوکو.

220
00:14:50,050 --> 00:14:52,340
‫یعنی می‌گی که می‌بخشیشون؟

221
00:14:52,850 --> 00:14:55,140
‫معلومه که می‌بخشمشون، بابا.

222
00:14:57,390 --> 00:15:00,230
‫هرچی نباشه، اون‌ها خانواده‌ی منن.

223
00:15:00,940 --> 00:15:05,230
‫من... هرکاری می‌کنم تا بتونم با خواهرهام باشم.

224
00:15:05,230 --> 00:15:08,530
‫پس، لطفاً بهم بگید که اون‌ها رو بخشیدید.

225
00:15:12,740 --> 00:15:14,330
‫ماکیکو اونه-ساما.

226
00:15:14,330 --> 00:15:17,700
‫یه هدیه براتون آوردم.

227
00:15:17,700 --> 00:15:18,620
‫ای وای.

228
00:15:18,620 --> 00:15:21,120
‫مطمئنم که همه‌شون بهتون میان.

229
00:15:21,870 --> 00:15:25,210
‫این‌یکی برای ساواکو اونه-ساما زیادی ساده‌ست.

230
00:15:25,210 --> 00:15:27,670
‫کیوکو... چرا این‌طوری لباس پوشیدی؟

231
00:15:28,340 --> 00:15:33,760
‫آه. معلومه که چرا. من هیچ‌وقت نباید
‫بیشتر از خواهرهای عزیزم توی چشم باشم.

232
00:15:34,350 --> 00:15:38,520
‫من رو به چشم یه ندیمه در نظر بگیرید و صدام بزنید.

233
00:15:39,220 --> 00:15:40,230
‫اونه-ساما.

234
00:15:40,230 --> 00:15:42,390
‫اون‌ها خیلی بهتون میان. من ندیمه‌ی شما می‌شم...

235
00:15:42,390 --> 00:15:44,020
‫ماکیکو اونه-ساما!

236
00:15:44,020 --> 00:15:45,020
‫ساواکو اونه-ساما!

237
00:15:45,020 --> 00:15:46,150
‫اون‌ها خانواده‌ی منن.

238
00:15:46,150 --> 00:15:48,400
‫من هرکاری می‌کنم تا بتونم با خواهرهام باشم.

239
00:15:48,400 --> 00:15:49,610
‫خواهرهای عزیزم.

240
00:15:49,610 --> 00:15:50,900
‫اون‌ها خیلی بهتون میان.

241
00:15:50,900 --> 00:15:52,450
‫خواهرهای عزیزم! ما خانواده‌ایم.

242
00:15:52,450 --> 00:15:55,410
‫من هرکاری می‌کنم تا بتونم با خواهرهام باشم.

243
00:15:58,080 --> 00:16:03,120
‫اخیراً اون خواهرهای ناتنی باهامون بدتر هم شدن.

244
00:16:03,620 --> 00:16:07,840
‫کیوکو اوجو-ساما خیلی تلاش می‌کنه
‫که اون ها رو راضی کنه، اما هیچ‌وقت کافی نیست.

245
00:16:07,840 --> 00:16:10,300
‫پس چرا نمی‌رید به کیوکو بگید؟

246
00:16:10,880 --> 00:16:14,390
‫بهش بگید که خانواده‌ی ما اینجا جایی نداره.

247
00:16:14,390 --> 00:16:16,760
‫بگید که می‌خواید ما رو بیرون کنید.

248
00:16:16,760 --> 00:16:18,310
‫امکان نداره.

249
00:16:18,310 --> 00:16:20,060
‫عمیقاً عذرخواهی می‌کنم.

250
00:16:20,060 --> 00:16:22,890
‫کی ازت خواست معذرت‌خواهی کنی؟!

251
00:16:22,890 --> 00:16:24,020
‫چه اتفاقی افتاده؟

252
00:16:26,020 --> 00:16:28,570
‫بازم اشتباهی ازم سر زده؟

253
00:16:29,480 --> 00:16:32,320
‫تقصیر منه. لطفاً ببخشیدشون.

254
00:16:35,820 --> 00:16:36,780
‫کیوکو؟

255
00:16:37,370 --> 00:16:38,490
‫داری چیکار می‌کنی؟

256
00:16:40,660 --> 00:16:41,660
‫برگرد اینجا!

257
00:16:43,160 --> 00:16:45,580
‫کیوکو، اون باهات کاری کرد؟

258
00:16:46,210 --> 00:16:49,040
‫من حالم خوبه، پدر جان.

259
00:16:50,130 --> 00:16:53,340
‫دیگه تحمل این رفتارهای زشت‌شون رو ندارم.

260
00:16:53,920 --> 00:16:57,300
‫شاید اشتباه کردم که پاشون رو به خونه‌مون باز کردم.

261
00:16:59,370 --> 00:17:00,830
‫گذرنامه ژاپنی - ماکیوکو اوتاوارا

262
00:17:05,940 --> 00:17:07,730
‫تله‌ای که کیوکو گذاشته؟

263
00:17:07,730 --> 00:17:09,190
‫همین‌طوره.

264
00:17:09,190 --> 00:17:11,110
‫اون تمام این نقشه‌ها رو کشیده.

265
00:17:12,280 --> 00:17:15,990
‫چه حرف‌های پوچی. عجب قوه‌ی تخیل قوی‌ای دارید.

266
00:17:15,990 --> 00:17:18,320
‫اشتباه می‌کنید، مامان!

267
00:17:18,320 --> 00:17:21,240
‫یه چیزی در مورد اون دختر هست منو می‌ترسونه.

268
00:17:21,240 --> 00:17:23,580
‫دیگه این خزعبلات رو نشنوم.

269
00:17:23,580 --> 00:17:26,290
‫اگه این حرف‌ها به گوش پدرش برسه چی؟

270
00:17:26,290 --> 00:17:27,460
‫اگه برسه چی؟

271
00:17:27,460 --> 00:17:30,250
‫اون نمی‌تونه بیرون‌مون کنه. متوجه نیستی؟

272
00:17:30,920 --> 00:17:33,210
‫اون گریه می‌کنه و می‌گه تقصیر خودشه.

273
00:17:33,210 --> 00:17:37,050
‫و ما همین‌طور بیشتر و بیشتر بدجنس به‌نظر میایم.

274
00:17:37,630 --> 00:17:39,260
‫پس بذارید یه چیزی ازتون بپرسم.

275
00:17:39,260 --> 00:17:42,310
‫کیوکو از این کارها چه چیزی عایدش می‌شه؟

276
00:17:43,680 --> 00:17:46,810
‫بیاید فرض کنیم این کارها رو می‌کنه که خودش رو خوب جلوه بده.

277
00:17:46,810 --> 00:17:49,100
‫این کاملاً قابل درکه.

278
00:17:49,100 --> 00:17:55,440
‫ولی آخه بالا بردن خواهرهای ناتنیش با رفتار کردن شبیه به ندیمه‌شون؟

279
00:17:55,440 --> 00:17:57,910
‫کدوم انسان عاقلی چنین کاری می‌کنه؟

280
00:17:57,910 --> 00:17:59,700
‫اون کیوکو همچین کاری می‌کنه!

281
00:18:00,820 --> 00:18:04,200
‫می‌دونم که شما دوتا از کیوکو نفرت دارید.

282
00:18:04,200 --> 00:18:05,250
‫این‌طور نیست!

283
00:18:05,250 --> 00:18:06,710
‫مامان، به حرفمون گوش کن!

284
00:18:06,710 --> 00:18:07,790
‫دیگه کافیه.

285
00:18:08,290 --> 00:18:09,710
‫سرم داره درد می‌گیره.

286
00:18:22,890 --> 00:18:24,260
‫دیگه چیه؟

287
00:18:28,770 --> 00:18:32,110
‫بانو، ناخوش به‌نظر می‌رسید.

288
00:18:32,110 --> 00:18:35,480
‫چیزی نیست. فقط کلی فکر ذهنم رو درگیر کرده.

289
00:18:36,780 --> 00:18:39,320
‫این خیلی وحشتناکه.

290
00:18:39,320 --> 00:18:41,450
‫یه چیزی داره عذابتون می‌ده.

291
00:18:42,030 --> 00:18:46,750
‫اگه کاری هست که می‌تونم براتون انجام بدم فقط لب تر کنید، بانو.

292
00:18:54,040 --> 00:18:55,170
‫«بانو»؟

293
00:19:16,900 --> 00:19:18,900
‫پدرت مرد؟

294
00:19:18,900 --> 00:19:21,450
‫درسته. اون مرده.

295
00:19:21,450 --> 00:19:24,030
‫چه غم‌انگیز. چه دردناک.

296
00:19:24,530 --> 00:19:25,450
‫چرا؟

297
00:19:26,030 --> 00:19:28,700
‫وقتی کسی می‌میره غم‌انگیزه.

298
00:19:28,700 --> 00:19:29,910
‫واقعاً؟

299
00:19:32,880 --> 00:19:34,290
‫ولی من حال خوبه.

300
00:19:34,960 --> 00:19:35,960
‫خوبی؟

301
00:19:41,550 --> 00:19:42,550
‫کیوکو.

302
00:19:43,340 --> 00:19:44,970
‫این چه لباسیه؟

303
00:19:48,220 --> 00:19:49,470
‫این یه جشنه.

304
00:19:49,470 --> 00:19:53,560
‫الان دیگه به‌هم نزدیک‌تر می‌شیم، مگه نه؟

305
00:20:22,670 --> 00:20:25,540
‫اوتــــاوارا

306
00:20:26,180 --> 00:20:29,170
‫۵ سـال بعد

307
00:20:36,230 --> 00:20:39,400
‫مادر اخیراً حالش چطور بوده؟

308
00:20:45,160 --> 00:20:47,280
‫داری از شخص اشتباهی می‌پرسی.

309
00:20:48,870 --> 00:20:50,700
‫خب؟ حالش چطوره؟

310
00:20:52,830 --> 00:20:55,460
‫امروز صبح دوباره تب خفیفی داشت.

311
00:20:55,460 --> 00:20:56,920
‫نگران‌کننده‌ست.

312
00:20:56,920 --> 00:21:01,880
‫بانو همیشه خیلی نگرانن که
‫شاید هر مریضی‌ای که دارن به شما هم سرایت کنه.

313
00:21:02,460 --> 00:21:03,630
‫که این‌طور.

314
00:21:03,630 --> 00:21:04,880
‫من می‌رم بیرون.

315
00:21:05,510 --> 00:21:07,180
‫بهشون بگو ماشین رو آماده کنن.

316
00:21:07,720 --> 00:21:08,640
‫چشم.

317
00:21:09,930 --> 00:21:11,390
‫هیچ‌وقت آروم نمی‌گیره.

318
00:21:11,890 --> 00:21:13,310
‫ماکیکو اوجو-ساما.

319
00:21:14,480 --> 00:21:15,440
‫چیه؟

320
00:21:15,940 --> 00:21:20,190
‫اگه چیزی باب میل‌تون نبود،
‫لطفاً دریغ نکنید و فوراً بهم اطلاع بدید.

321
00:21:21,820 --> 00:21:23,030
‫«باب میلم نبود»؟

322
00:21:23,780 --> 00:21:26,780
‫تعجب می‌کنم که مجبور شدی بپرسی.

323
00:21:26,780 --> 00:21:29,280
‫کاملاً می‌دونی چی باب میلم نیست.

324
00:21:31,410 --> 00:21:35,290
‫اون دوتا ریاست این خونه رو به‌دست گرفتن.

325
00:21:35,290 --> 00:21:38,790
‫نمی‌فهمم چرا اوجو-ساما اون‌ها رو بیرون نمی‌کنه.

326
00:21:39,500 --> 00:21:42,200
‫نکنه اون‌ها چیزی بر علیه‌ش دارن؟

327
00:21:42,360 --> 00:21:43,050
‫امکان نداره.

328
00:21:43,880 --> 00:21:50,220
‫هیچ‌کس مهربون‌تر یا دل‌پاک‌تر از کیوکو اوجو-ساما نیست.

329
00:21:51,350 --> 00:21:52,600
‫عذر می‌خوام.

330
00:21:52,600 --> 00:21:55,430
‫زمان خوردن داروتون رسیده، بانو.

331
00:22:00,560 --> 00:22:02,520
‫حالتون چطوره؟

332
00:22:03,150 --> 00:22:04,440
‫مثل همیشه‌م.

333
00:22:06,650 --> 00:22:08,030
‫دخترهام کجان؟

334
00:22:08,030 --> 00:22:10,660
‫هردوشون رفتن بیرون.

335
00:22:11,450 --> 00:22:12,370
‫که این‌طور.

336
00:22:12,950 --> 00:22:13,910
‫بفرمایید.

337
00:22:15,000 --> 00:22:17,790
‫همیشه‌ی خدا بوی افتضاحی داره.

338
00:22:18,290 --> 00:22:19,670
‫عمیقاً عذرخواهی می‌کنم.

339
00:22:20,210 --> 00:22:22,790
‫ولی داروهای بدطعم اثر بهتری دارن.

340
00:22:37,100 --> 00:22:39,730
‫یعنی خوشبختی این شکلیه؟

341
00:22:41,610 --> 00:22:44,270
‫پدر توی یه حادثه‌ی رانندگی فوت شد،

342
00:22:45,320 --> 00:22:47,780
‫ولی الان هرروز لذت‌بخشه.

343
00:22:48,400 --> 00:22:50,990
‫امیدوارم که تا ابد ادامه داشته باشه.

344
00:23:00,120 --> 00:23:02,250
‫دارید مادر رو تنها می‌ذارید؟

345
00:23:04,340 --> 00:23:05,550
‫نرید!

346
00:23:05,550 --> 00:23:07,210
‫هرکاری بگید می‌کنم!

347
00:23:09,420 --> 00:23:13,720
‫اون‌ها همه‌شون اینجا پیش منن
‫و اجازه می‌دن هرکاری دلم می‌خواد بکنم.

348
00:23:14,760 --> 00:23:16,100
‫هرکاری.

349
00:23:18,980 --> 00:23:21,140
‫ولی حق با توـه. ترسناکه.

350
00:23:21,770 --> 00:23:24,360
‫کی می‌دونه که این خوشبختی چه‌موقع ممکنه از بین بره؟

351
00:23:25,270 --> 00:23:29,070
‫حقیقتاً، خوشبتختی یه چیز شکننده‌ست.

352
00:23:34,240 --> 00:23:37,730
{\an8}‫سرکار خانم تسوروکو اوتاوارا و دختران محترم

353
00:23:35,870 --> 00:23:37,660
{\an8}‫کُنت ایچیجو؟

354
00:23:37,660 --> 00:23:43,080
‫بله. ایشون ما رو به جشنی که ماه آینده برگزار می‌کنن دعوت کردن.

355
00:23:44,000 --> 00:23:48,050
‫اگه اون یه کُنت‌ـه، پس باید فرد والامقامی باشه.

356
00:23:48,050 --> 00:23:51,760
‫بله. کُنت ایچیجو واقعاً مرد بزرگی هستن.

357
00:23:51,760 --> 00:23:53,640
‫همین‌طور وارث ایشون، ماساتاکا-ساما.

358
00:23:53,640 --> 00:23:57,760
‫یه افسر نیروی دریایی که دانشجوی برتر
‫کلاس خودش توی دانشکده‌ی سلطنتی بوده.

359
00:23:58,390 --> 00:24:00,810
‫همه می‌گن که ایشون یه نجیب‌زاده‌ی واقعی هستن.

360
00:24:01,980 --> 00:24:04,560
‫کیوکو، تو نمی‌خوای بری؟

361
00:24:06,020 --> 00:24:08,400
‫اصلاً امکان نداره.

362
00:24:08,400 --> 00:24:10,780
‫شخصی مثل من هرگز نمی‌تونه به چنین جایی بره.

363
00:24:11,820 --> 00:24:14,490
‫لازم نیست نگران من باشی.

364
00:24:14,990 --> 00:24:15,910
‫بانو.

365
00:24:16,990 --> 00:24:21,160
‫می‌ذارم دخترهام خودشون جواب بدن، ولی مراقب رفتارشون باش.

366
00:24:22,330 --> 00:24:23,210
‫چشم.

367
00:24:25,040 --> 00:24:27,130
‫پس یه کُنت‌ـه، ها؟

368
00:24:27,130 --> 00:24:29,670
‫باید براتون لباس‌های جدید سفارش بدیم.

369
00:24:29,670 --> 00:24:32,720
‫چیزی که دوست‌داشتنی‌تر و مجلل‌تر از بقیه باشه!

370
00:24:33,380 --> 00:24:37,430
‫نباید وقت رو تلف کرد. فوراً لباس‌هاتون رو سفارش می‌دم.

371
00:24:41,310 --> 00:24:42,730
‫چه برنامه‌ای تو سرش داره؟

372
00:24:43,230 --> 00:24:45,060
‫من از کجا بدونم؟

373
00:24:45,560 --> 00:24:47,020
‫گمونم حق با توـه.

374
00:24:47,690 --> 00:24:54,070
‫عـــه. مثل اینکه وارث کُنت قراره توی مراسم دنبال یه عروس بگرده.

375
00:24:54,070 --> 00:24:55,990
‫حقا که اشراف‌زاده‌ان.

376
00:24:57,120 --> 00:24:58,240
‫این چه کاریه!

377
00:24:58,240 --> 00:24:59,490
‫وایسا ببینم.

378
00:25:02,200 --> 00:25:04,580
‫شاید بخت بهمون رو کرده باشه.

379
00:25:04,580 --> 00:25:07,000
‫بخت؟ برای چی؟

380
00:25:16,340 --> 00:25:18,350
‫حالا اوضاع داره جالب می‌شه.

381
00:25:23,230 --> 00:25:24,640
‫آه، بسه دیگه!

382
00:25:25,230 --> 00:25:28,190
‫هیچ‌کدوم از این‌ها بهم نمیان! همه‌ش همین‌ها رو داریم؟!

383
00:25:28,190 --> 00:25:30,770
‫اون مروارید‌ها قشنگن که.

384
00:25:30,770 --> 00:25:32,900
‫اون‌ها مورد علاقه‌ی بانو بودن.

385
00:25:34,030 --> 00:25:37,660
‫«بانو»؟ هنوزم این‌طوری صداش می‌کنی؟

386
00:25:37,660 --> 00:25:40,020
‫و اون‌وقت مادر ما چیه؟ یه شیاد؟

387
00:25:40,310 --> 00:25:41,600
{\an8}‫خیلی عذر میـ ـ

388
00:25:40,910 --> 00:25:43,200
‫فکر می‌کنی اون یه شیاده؟

389
00:25:44,000 --> 00:25:45,330
‫نه، اصلاً.

390
00:25:49,380 --> 00:25:51,210
‫اون‌ها چیزی جز زیورآلات ارزون نبودن.

391
00:25:51,840 --> 00:25:56,220
‫برای شما باید فقط دوست‌داشتنی‌ترین
‫و شیک‌ترین جواهرات رو تدارک ببینیم.

392
00:25:57,880 --> 00:26:00,510
‫عـ ـ عـه. آره، همین‌طوره.

393
00:26:01,010 --> 00:26:03,390
‫این‌یکی کاملاً بهم میاد.

394
00:26:14,230 --> 00:26:15,440
‫نه-سان.

395
00:26:16,490 --> 00:26:17,490
‫نگران نباش.

396
00:26:20,910 --> 00:26:23,830
‫عجله نکن. شاید بخت بهمون رو کرده باشه.

397
00:26:24,450 --> 00:26:26,790
‫بخت؟ برای چی؟

398
00:26:28,960 --> 00:26:31,710
‫منظورت اینه، اگه ایچیجو-ساما ما رو انتخاب کنه...

399
00:26:31,710 --> 00:26:36,380
‫هیچ‌کس نمی‌تونه اعتراض کنه. اون پسر یه کُنت‌ـه.

400
00:26:37,050 --> 00:26:41,090
‫این فرصت‌مون برای فراره، تا از دست کیوکو آزاد بشیم.

401
00:26:41,090 --> 00:26:42,760
‫می‌تونیم مامان رو هم با خودمون ببریم!

402
00:26:45,560 --> 00:26:47,730
‫اگه بتونیم دل وارث رو ببریم،

403
00:26:47,730 --> 00:26:50,810
‫بالأخره از این زندگی آزاد می‌شیم.

404
00:27:20,630 --> 00:27:22,840
‫ببین، دخترهای مرحوم اوتاوارا.

405
00:27:22,840 --> 00:27:24,390
‫منظورت دخترخوانده‌هاشه.

406
00:27:24,390 --> 00:27:26,140
‫انگار که یه خوک رو آرایش کردی.

407
00:27:39,610 --> 00:27:40,740
‫بفرمایید.

408
00:27:41,700 --> 00:27:44,240
‫وای، خیلی ازتون ممنونم.

409
00:27:45,620 --> 00:27:47,290
‫من ایچیجو ماساتاکا هستم.

410
00:27:48,450 --> 00:27:49,450
‫و شما...

411
00:27:51,210 --> 00:27:53,000
‫اوتاوارا ساواکو هستم.

412
00:27:53,500 --> 00:27:56,380
‫ایشون هم خواهر بزرگ‌ترم، ماکیکو هستن.

413
00:27:57,210 --> 00:27:58,800
‫ممنون که تشریف آوردید.

414
00:27:59,800 --> 00:28:01,170
‫خب، اگه اجازه بفرمایید.

415
00:28:08,180 --> 00:28:12,270
‫اون دوتا از اینکه داشتم به مراسم می‌رفتن خیلی هیجان‌زده بودن.

416
00:28:13,650 --> 00:28:15,310
‫دیگه تحمل ندارم.

417
00:28:15,310 --> 00:28:18,820
‫اون‌ها خیلی سرکش، شهوت‌ران، بی‌شعور و نفهمن.

418
00:28:19,440 --> 00:28:23,070
‫چطور دوتا بانویی که این‌قدر برای این خانواده‌ی اشرافی نامناسبن،

419
00:28:23,070 --> 00:28:25,740
‫از این فرصتی که مشتاقانه منتظرش بودن استفاده می‌کنن؟

420
00:28:27,450 --> 00:28:28,830
‫تو...

421
00:28:29,410 --> 00:28:30,910
‫چه نقشه‌ای توی سرته؟

422
00:28:42,630 --> 00:28:44,340
‫چقدر باذوق می‌نوشید.

423
00:28:44,930 --> 00:28:47,100
‫از خانم‌هایی که زیاد می‌نوشن خوشتون نمیاد؟

424
00:28:47,680 --> 00:28:50,140
‫پس برابری جنسیتی چی می‌شه؟

425
00:28:50,720 --> 00:28:53,440
‫من کاملاً‌ طرفدار برابری‌ام.

426
00:28:53,440 --> 00:28:54,600
‫ماساتاکا-ساما.

427
00:28:56,020 --> 00:28:57,020
‫عذر می‌خوام.

428
00:29:00,530 --> 00:29:01,900
‫یکی دیگه بدید!

429
00:29:01,900 --> 00:29:03,650
‫آروم بگیر دختر.

430
00:29:03,650 --> 00:29:06,070
‫مگه چه مشکلی داره؟

431
00:29:06,070 --> 00:29:08,370
‫یعنی توی مهمانی هستیم ها.

432
00:29:16,120 --> 00:29:16,960
‫نه-سان؟

433
00:29:22,050 --> 00:29:23,300
‫چقدر زیباست.

434
00:29:33,810 --> 00:29:35,270
‫کیوکو.

435
00:29:39,440 --> 00:29:40,820
‫ماکیکو اونه-ساما!

436
00:29:42,400 --> 00:29:43,570
‫لطفاً من رو ببخشید!

437
00:29:45,030 --> 00:29:50,780
‫بعد از اینکه دیدم رفتید،
‫نتونستم جلوی خودم رو بگیرم که بهتون ملحق نشم.

438
00:29:51,620 --> 00:29:54,660
‫تمام چیزی که داشتم این لباس کهنه از بیست‌سال پیش بود،

439
00:29:55,370 --> 00:29:57,710
‫میراثی که از مادر مرحومم به‌جا مونده بود.

440
00:29:58,420 --> 00:30:04,170
‫می‌خواستم این رو بپوشم که فقط یه بار
‫با یاد اون توی یه مراسم جشن شرکت کنم.

441
00:30:04,760 --> 00:30:07,840
‫لطفاً کیوکو رو ببخشید!

442
00:30:10,260 --> 00:30:11,100
‫تو...

443
00:30:11,100 --> 00:30:14,100
‫شنیدن چنین حرفی از تو خیلی خنده‌داره.

444
00:30:14,100 --> 00:30:15,600
‫ساواکو.

445
00:30:15,600 --> 00:30:17,230
‫این‌قدر مظلوم‌نمایی می‌کنی.

446
00:30:17,230 --> 00:30:19,810
‫واقعاً که آدم افتضاحی هستی.

447
00:30:19,810 --> 00:30:21,400
‫حالم ازت بهم می‌خوره!

448
00:30:24,280 --> 00:30:26,530
‫مثل اینکه بیش‌از حد نوشیدید.

449
00:30:27,200 --> 00:30:28,530
‫ایچیجو-ساما.

450
00:30:29,410 --> 00:30:30,780
‫خودتون رو نگران نکنید.

451
00:30:31,280 --> 00:30:33,240
‫خودم از بانو کیوکو مراقبت می‌کنم.

452
00:30:34,660 --> 00:30:36,540
‫هوی، ولم کنید!

453
00:30:37,120 --> 00:30:39,040
‫مطمئنم داری حسابی لذت می‌بری!

454
00:30:39,040 --> 00:30:42,590
‫خوب رویی داری، که این‌طوری خوارهای ناتنیت رو تحقیر می‌کنی!

455
00:30:42,590 --> 00:30:45,800
‫کیوکو! آفرین به تو با این نقشه‌ای که کشیدی!

456
00:30:46,550 --> 00:30:48,220
‫دختره‌ی شیطان‌صفت!

457
00:30:51,390 --> 00:30:52,680
‫چه خزعبلاتی.

458
00:30:52,680 --> 00:30:55,560
‫من... منم باید فوراً برم خونه.

459
00:30:55,560 --> 00:30:57,600
‫خواهرهام از دستم ناراحت می‌شن!

460
00:30:58,180 --> 00:31:00,060
‫از چی این‌قدر می‌ترسی؟

461
00:31:00,900 --> 00:31:01,810
‫آروم باش.

462
00:31:02,610 --> 00:31:05,320
‫بیاید، اجازه بدید یه‌کم برقصیم.

463
00:31:06,440 --> 00:31:10,030
‫رقصیدن با موسیقی باعث می‌شه اعصابت آروم بشه.

464
00:31:13,620 --> 00:31:14,780
‫چشم.

465
00:31:25,880 --> 00:31:28,090
‫چقدر به‌هم میان.

466
00:31:28,090 --> 00:31:31,050
‫تاحالا زوجی دوست‌داشتنی‌تر از این ندیدم.

467
00:31:33,930 --> 00:31:38,980
‫بعداز فوت ارباب اوتاوا هرگز شما رو ندیدم،

468
00:31:38,980 --> 00:31:40,980
‫ولی می‌خوام که این امر تغییر کنه.

469
00:31:42,560 --> 00:31:44,440
‫قصد بی‌ادبی کردن ندارم،

470
00:31:45,150 --> 00:31:48,650
‫اما خواهرهاتون رفتار عجیبی ندارن؟

471
00:31:48,650 --> 00:31:50,780
‫لطفاً این‌طوری نگید.

472
00:31:51,280 --> 00:31:53,660
‫خواهرهای من قصد بدی ندارن.

473
00:31:54,490 --> 00:31:55,490
‫کیوکو-سان.

474
00:32:53,930 --> 00:32:56,970
‫خواهرهای عزیزم رو برای تحصیل بفرستن خارج؟

475
00:32:57,550 --> 00:32:59,640
‫یه نقشه‌ی نسنجیده.

476
00:32:59,640 --> 00:33:00,930
‫دقیقاً.

477
00:33:00,930 --> 00:33:03,600
‫چطور پدر متوجه چنین چیزی نشد؟

478
00:33:04,350 --> 00:33:07,650
‫اگه پدر دخالت نمی‌کرد،

479
00:33:07,650 --> 00:33:11,360
‫می‌تونست تا ابد عروسکم باشه که باهاش بازی کنم.

480
00:33:12,650 --> 00:33:14,820
‫ولی دیگه بهش نیازی ندارم.

481
00:33:37,090 --> 00:33:39,720
‫فکر می‌کردم که ما خانواده بودیم.

482
00:33:40,350 --> 00:33:41,350
‫ما خانواده هستیم.

483
00:33:42,020 --> 00:33:46,100
‫هرکدوم از شماها یه جایگاه خاص توی قلبم دارید؛

484
00:33:46,100 --> 00:33:48,810
‫شماها عروسک‌های عزیز من هستید.

485
00:33:49,400 --> 00:33:50,400
‫کیوکو.

486
00:33:55,150 --> 00:33:57,950
‫چقدر قوی هستی که تونستی این‌قدر دووم بیاری.

487
00:33:58,700 --> 00:33:59,620
‫ولی...

488
00:34:01,620 --> 00:34:03,450
‫نیازی به یه عروسک معیوب ندارم.

489
00:34:22,930 --> 00:34:24,130
‫انگار بهتون خوش می‌گذره.

490
00:34:24,210 --> 00:34:24,770
‫عـــه؟

491
00:34:24,770 --> 00:34:26,640
‫خوشحال به‌نظر می‌رسید.

492
00:34:29,730 --> 00:34:32,610
‫بله، کاملاً داره بهم خوش می‌گذره.

493
00:34:35,440 --> 00:34:36,440
‫لطفاً صبر کنید!

494
00:34:37,450 --> 00:34:38,860
‫به این زودی باید برید؟

495
00:34:39,610 --> 00:34:41,070
‫نکنه ناراحت‌تون کردم؟

496
00:34:41,570 --> 00:34:42,580
‫اصلاً.

497
00:34:43,490 --> 00:34:45,540
‫امکانش هست دوباره ببینمتون؟

498
00:34:45,540 --> 00:34:48,040
‫نه، این آخرین بار بود.

499
00:35:05,930 --> 00:35:08,230
‫مامان!

500
00:35:08,230 --> 00:35:10,770
‫باورم نمی‌شه! چشم‌هات رو باز کن!

501
00:35:11,810 --> 00:35:13,980
‫کیوکو! دختره‌ی...

502
00:35:14,690 --> 00:35:16,530
‫چه بلایی سر مادرمون آوردی؟!

503
00:35:16,530 --> 00:35:17,690
‫ماکیکو-ساما.

504
00:35:17,690 --> 00:35:19,950
‫تو کشتیش، مگه نه؟!

505
00:35:19,950 --> 00:35:21,490
‫دختره‌ی قاتل!

506
00:35:21,990 --> 00:35:23,030
‫ماکیکو-ساما!

507
00:35:24,080 --> 00:35:28,040
‫تو ما رو از مادرمون دور کردی! همه‌ش یه بخشی از تله‌ت بود!

508
00:35:28,040 --> 00:35:29,870
‫مامان، معذرت می‌خوام.

509
00:35:30,370 --> 00:35:35,090
‫می‌ترسیدیم اگه از کیوکو سرپیچی کنیم بهت صدمه بزنه.

510
00:35:35,090 --> 00:35:38,210
‫ساواکو-ساما، این چه حرفیه می‌زنید.

511
00:35:38,210 --> 00:35:41,180
‫شماها هیچ‌وقت براتون سؤال نشد که داره چه اتفاقی میفته!

512
00:35:42,430 --> 00:35:45,850
‫بانو برای مدت زیادی بیمار بودن.

513
00:35:46,470 --> 00:35:48,600
‫حالا دیگه در آرامش خوابیدن.

514
00:35:48,600 --> 00:35:50,640
‫فکر می‌کنی این بیماری بود؟!

515
00:35:51,190 --> 00:35:53,980
‫نمی‌بخشمت! قسر در نمی‌ری!

516
00:35:56,520 --> 00:35:59,570
‫فکر می‌کنم این یه لغزش آنی مغز بوده.

517
00:35:59,570 --> 00:36:03,450
‫ولی اینکه شما رو شرور جلوه بدن؟

518
00:36:04,280 --> 00:36:05,910
‫واقعاً ترسناکه.

519
00:36:06,870 --> 00:36:11,830
‫من نتونستم بفهمم که اون‌ها چه حسی دارن.

520
00:36:12,460 --> 00:36:16,290
‫داروهای بانو رو برای اون‌ها هم دم می‌کنم.

521
00:36:17,300 --> 00:36:20,340
‫یه اثر آرام‌بخش به‌همراه داره.

522
00:36:21,170 --> 00:36:25,800
‫باید از‌این‌به‌بعد خودم رو وقف خدمت به اون‌ها بکنم.

523
00:36:26,850 --> 00:36:29,100
‫با تمام وجودم بهشون خدمت می‌کنم.

524
00:36:30,100 --> 00:36:31,640
‫اوجو-ساما.

525
00:36:38,400 --> 00:36:42,780
‫حالا که ارباب اوتاوارا و همسرشون؛ تسوروکو فوت شدن،

526
00:36:43,490 --> 00:36:46,870
‫من، بزرگ‌ترین دخترشون؛ ماکیکو، مسئول این خانواده هستم.

527
00:36:47,490 --> 00:36:50,490
‫بااین‌حال، شما یه‌دفعه پیداتون شده و سراغ کیوکو رو می‌گیرید؟

528
00:36:50,490 --> 00:36:55,500
‫شاید پسر یه کُنت باشید، ولی آیا این درخواست زیادی گستاخانه نیست؟

529
00:36:56,170 --> 00:37:00,800
‫با کمال احترام، اما کیوکو-سان وارث برحق ارباب هستن.

530
00:37:00,800 --> 00:37:03,300
‫همون کیوکو من رو مسئول کرد.

531
00:37:04,050 --> 00:37:06,640
‫همه می‌دونن که شما با اون بدرفتاری می‌کنید...

532
00:37:06,640 --> 00:37:11,270
‫و مثل یه کلفت تا مغز استخوان ازش کار می‌کشید.

533
00:37:11,270 --> 00:37:13,730
‫اون‌هم به خواست خود کیوکو بوده.

534
00:37:13,730 --> 00:37:15,730
‫من کاری نکردم که بابتش شرمسار باشم.

535
00:37:16,770 --> 00:37:17,940
‫این‌ها بی‌معنیه.

536
00:37:18,650 --> 00:37:19,610
‫چی؟

537
00:37:21,820 --> 00:37:23,110
‫دختره‌ی مارمولک!

538
00:37:23,110 --> 00:37:24,530
‫تو اون رو ازم دزدیدی!

539
00:37:24,530 --> 00:37:26,660
‫لطفاً من رو ببخشید، ساواکو-ساما.

540
00:37:27,570 --> 00:37:28,740
‫کیوکو-سان!

541
00:37:29,780 --> 00:37:32,080
‫ماساتاکا-ساما!

542
00:37:32,080 --> 00:37:33,080
‫کیوکو-سان!

543
00:37:35,040 --> 00:37:36,290
‫ایچیجو-ساما.

544
00:37:38,670 --> 00:37:39,670
‫وحشتناکه.

545
00:37:42,130 --> 00:37:43,710
‫من کیوکو-سان رو با خودم می‌برم.

546
00:37:44,720 --> 00:37:49,550
‫هرکاری می‌خواید بکنید، ولی این خونه مال ماست.

547
00:37:50,140 --> 00:37:52,850
‫شما هیچ حق قانونی‌ای در قبالش ندارید.

548
00:37:53,350 --> 00:37:55,730
‫کیوکو-سان همه‌چیز رو به ارث بردن.

549
00:38:03,530 --> 00:38:04,570
‫باز کنید!

550
00:38:04,570 --> 00:38:07,490
‫صدامو می‌شنوید؟! هرگز برای این کار نمی‌بخشمتون!

551
00:38:07,490 --> 00:38:10,240
‫باز کنید، گفتم باز کنید!

552
00:38:10,240 --> 00:38:12,200
‫دیگه نقش بازی کردن کافیه.

553
00:38:21,840 --> 00:38:25,090
‫بالأخره آزاد شدیم.

554
00:38:33,310 --> 00:38:36,560
‫اون‌ها مؤفق شدن فرار کنن.

555
00:38:37,100 --> 00:38:39,150
‫من فریب خوردم.

556
00:38:39,850 --> 00:38:43,610
‫رفتار شرم‌آورشون توی مراسم جشن،
‫نحوه‌ی برخوردشون با خدمتکارها...

557
00:38:43,610 --> 00:38:48,030
‫همه‌ش صرفاً یه نمایش بود تا من رو با خانواده‌ی ایچیجو وصلت بدن.

558
00:38:48,610 --> 00:38:50,360
‫حقا که دخترهای یه گیشا هستن.

559
00:38:51,070 --> 00:38:54,240
‫پسر کُنت رو مثل موم توی دست‌شون داشتن.

560
00:38:55,620 --> 00:38:57,120
‫واقعاً حیف شد.

561
00:38:57,620 --> 00:39:01,670
‫اون‌ها بیشتر از هرکس دیگه‌ای سرگرم‌مون کردن.

562
00:39:03,670 --> 00:39:05,590
‫که گفتی، «ما»؟

563
00:39:06,340 --> 00:39:07,550
‫کم پیش میاد.

564
00:39:07,550 --> 00:39:12,140
‫این چه حرفیه. مگه ما این بازی رو از اول باهم شروع نکردیم؟

565
00:39:12,760 --> 00:39:14,390
‫واقعاً این‌طوره؟

566
00:39:14,390 --> 00:39:15,560
‫البته.

567
00:39:16,220 --> 00:39:18,020
‫خب، حالا می‌خوای چیکار کنی؟

568
00:39:18,520 --> 00:39:19,690
‫منظورت چیه؟

569
00:39:20,190 --> 00:39:21,810
‫برنامه‌ی بعدیت چیه؟

570
00:39:22,650 --> 00:39:25,400
{\an8}‫برنامه‌ی بعدی؟ نمی‌دونم.

571
00:39:32,280 --> 00:39:33,700
‫خوابت نمی‌بره؟

572
00:39:36,200 --> 00:39:39,460
‫نه. فقط داشتم فکر می‌کردم.

573
00:39:40,000 --> 00:39:41,250
‫در مورد چی؟

574
00:39:42,630 --> 00:39:46,550
‫در مورد تمام سرگرمی‌هایی که توی راهه.

575
00:39:53,550 --> 00:39:57,010
‫درسته. قراره تا ابد سرگرم‌کننده باشه.

