﻿1
00:00:12,510 --> 00:00:13,760
‫«عمراً!»

2
00:00:14,430 --> 00:00:17,100
‫«بهت گوش نمی‌کنم، داداش!»

3
00:00:18,680 --> 00:00:20,350
‫«این چه حرف زشتی بود زدی!»

4
00:00:21,020 --> 00:00:23,350
‫«من اینو به‌خاطر خودت می‌گم.»

5
00:00:27,360 --> 00:00:28,400
‫مشکلی پیش اومده؟

6
00:00:29,610 --> 00:00:31,280
‫نه، شارلوت رو نگاه می‌کنم.

7
00:00:39,240 --> 00:00:42,120
‫شارلوت، داری با عروسک‌هات بازی می‌کنی؟

8
00:00:43,460 --> 00:00:45,170
‫نه، بازی نمی‌کنم.

9
00:00:46,000 --> 00:00:49,750
‫اون حرف‌های خیلی زشتی به برادرش می‌زنه.

10
00:00:49,750 --> 00:00:52,670
‫ای داد بیداد، خواهرش حتماً جون به لبش کرده.

11
00:00:54,130 --> 00:00:56,680
‫برای همین داشتم دعواش می‌کردم.

12
00:01:03,560 --> 00:01:05,440
‫حسابی ادبش کن.

13
00:01:05,440 --> 00:01:06,520
‫چــشــم.

14
00:01:10,610 --> 00:01:15,950
‫شارلوت خیلی کوچیک‌تر از ماست،
‫برای همین هنوز وجه‌ بچگانه‌ش رو حفظ کرده.

15
00:01:16,610 --> 00:01:20,080
‫شاید به‌خاطر همینه که می‌تونه به‌راحتی تنهایی بازی کنه.

16
00:01:25,710 --> 00:01:28,710
‫این هم داستان یه برادر بزرگ و خواهر کوچیکه،

17
00:01:28,710 --> 00:01:31,290
‫که درسایه‌ی زیرکی و شجاعت‌شون، بعد از اینکه پدر و مادرشون...

18
00:01:31,290 --> 00:01:33,090
‫به امون خدا ول‌شون می‌کنن، نجات پیدا می‌کنن.

19
00:02:23,750 --> 00:02:31,420
CWThierry

20
00:02:23,750 --> 00:02:31,420
SayaKa,

21
00:02:23,750 --> 00:02:31,420
Dawn

22
00:02:23,750 --> 00:02:31,420


23
00:02:23,750 --> 00:02:31,420


24
00:02:23,750 --> 00:02:31,420
CWThierry

25
00:02:23,750 --> 00:02:31,420
SayaKa,

26
00:02:23,750 --> 00:02:31,420
Dawn

27
00:02:23,750 --> 00:02:31,420


28
00:02:23,750 --> 00:02:31,420


29
00:02:39,990 --> 00:02:42,280
‫مامان و بابا هر روز صبح بیدارمون می‌کنن.

30
00:02:43,950 --> 00:02:47,910
‫بعد از صبحانه، بابا توی کلاس بهمون درس می‌ده.

31
00:02:49,540 --> 00:02:51,880
‫مامان تمیزکاری می‌کنه و لباس‌هامون رو می‌شوره.

32
00:02:53,460 --> 00:02:56,300
‫اگه بریم نزدیک حصارها، به اصلاح‌وتربیت می‌فرستنمون.

33
00:02:58,050 --> 00:03:01,720
‫دوشنبه‌ها، گرتل از دنده‌ی چپ بلند می‌شه،
‫برای همین باهاش صحبت نمی‌کنم.

34
00:03:03,090 --> 00:03:06,930
‫سه‌شنبه‌ها، من از دنده‌ی چپ بلند می‌شم،
‫پس باهام صحبت نکنین.

35
00:03:31,580 --> 00:03:33,830
‫صبح بخیر، بچه‌ها.

36
00:03:34,330 --> 00:03:36,540
‫وقتشه بیدار بشین.

37
00:03:52,980 --> 00:03:55,230
‫موضوع چیه، فریتز؟

38
00:03:55,810 --> 00:03:59,030
‫آه، بازم جات رو خیس کردی.

39
00:03:59,030 --> 00:04:03,150
‫تو شیش‌سالته، پس چرا نمی‌تونی تنهایی بری دستشویی؟

40
00:04:04,700 --> 00:04:08,580
‫آخه، توی یه قصه خوندم که یه‌نفر از تاریکی نگاه می‌کنه.

41
00:04:08,580 --> 00:04:09,910
‫فریتز.

42
00:04:09,910 --> 00:04:12,750
‫نباید واقعیت رو با قصه اشتباه بگیری.

43
00:04:12,750 --> 00:04:13,790
‫هانسل.

44
00:04:14,960 --> 00:04:15,960
‫گرتل.

45
00:04:16,920 --> 00:04:19,550
‫وقت صبحانه‌ست، بیاید سالن‌ غذاخوری.

46
00:04:21,210 --> 00:04:22,760
‫چشم، بابا.

47
00:04:21,210 --> 00:04:22,760
‫چشم، بابا.

48
00:04:27,640 --> 00:04:29,000
‫ممنون بابت غذا.

49
00:04:29,000 --> 00:04:30,520
‫ممنون بابت غذا.

50
00:04:33,850 --> 00:04:35,730
‫فریتز خیلی خل‌وچله.

51
00:04:35,730 --> 00:04:38,110
‫قصه‌های من‌درآوردی رو بی‌چون‌وچرا باور می‌کنه.

52
00:04:39,570 --> 00:04:40,570
‫رناته.

53
00:04:41,070 --> 00:04:43,400
‫باید یه‌مقدار متین‌تر باشی.

54
00:04:44,360 --> 00:04:46,110
‫به خاطر بسپارش.

55
00:04:46,660 --> 00:04:47,740
‫چشم، مامان.

56
00:05:00,130 --> 00:05:01,920
‫لطفاً کتاب‌هاتون رو باز کنین.

57
00:05:02,800 --> 00:05:03,920
‫بابا.

58
00:05:03,920 --> 00:05:06,970
‫یکی از صفحات کتاب من پاره شده.

59
00:05:08,510 --> 00:05:09,550
‫خیلی‌خب.

60
00:05:10,050 --> 00:05:13,350
‫از روی کتاب میرا که بغل‌دستت نشسته، بخون.

61
00:05:13,350 --> 00:05:15,140
‫چشم، بابا.

62
00:05:15,140 --> 00:05:16,270
‫اولریک.

63
00:05:16,980 --> 00:05:18,900
‫اون یه ساعت شکسته‌ست؟

64
00:05:22,320 --> 00:05:24,360
‫سر کلاس باهاش ور نرو.

65
00:05:25,820 --> 00:05:27,410
‫درس رو شروع می‌کنیم.

66
00:05:28,450 --> 00:05:32,700
‫میرا، هیدروژن دراثر هم‌جوشی هسته‌ای، تبدیل به هلیوم می‌شه.

67
00:05:33,330 --> 00:05:36,540
‫هلیوم دراثر هم‌جوشی هسته‌ای، به چی تبدیل می‌شه؟

68
00:05:37,120 --> 00:05:40,000
‫بله بابا، تبدیل به کربن می‌شه.

69
00:05:40,000 --> 00:05:44,090
‫خب، پس کربن دراثر هم‌جوشی هسته‌ای، به چی تبدیل می‌شه؟

70
00:05:44,090 --> 00:05:45,300
‫تبدیل به آهن می‌شه.

71
00:05:45,300 --> 00:05:47,760
‫بله بابا، تبدیل به آهن می‌شه.

72
00:05:48,300 --> 00:05:49,590
‫آفرین به تو.

73
00:05:50,300 --> 00:05:55,770
‫به عبارت دقیق‌تر، بریلیم درجریان
‫فرآیند سوختن هلیوم، تشکیل می‌شه.

74
00:05:55,770 --> 00:05:57,520
‫سپس فرآیند آلفا سه‌گانه...

75
00:05:58,560 --> 00:06:03,020
‫اگه توپ جای خیلی دوری بره، من می‌رم برش می‌دارم.

76
00:06:03,020 --> 00:06:06,990
‫شما همین‌جا بمونین، بچه‌ها. دنبالش نرین.

77
00:06:07,490 --> 00:06:08,910
‫متوجه شدین؟

78
00:06:14,240 --> 00:06:15,120
‫کارل.

79
00:06:15,750 --> 00:06:17,080
‫سرجات بمون.

80
00:06:18,080 --> 00:06:20,920
‫کارل، تو بیرونی. برو بشین!

81
00:06:20,920 --> 00:06:23,590
‫چی برای خودت می‌بری و می‌دوزی. تو روی خط پا گذاشتی!

82
00:06:23,590 --> 00:06:24,820
‫نذاشتم!

83
00:06:24,820 --> 00:06:26,090
‫گذاشتی!

84
00:06:27,300 --> 00:06:31,930
‫هانا روی خط پا گذاشت، پس کارل بیرون نمی‌ره.

85
00:06:32,430 --> 00:06:33,290
‫آخ جون!

86
00:06:33,290 --> 00:06:35,010
‫ایش، اصلاً کیف نمی‌ده.

87
00:06:35,890 --> 00:06:37,310
‫موافقم.

88
00:06:37,310 --> 00:06:41,230
‫هانا. نباید بی‌ادبی کنی.

89
00:06:41,900 --> 00:06:43,060
‫چشم، مامان.

90
00:06:43,060 --> 00:06:46,320
‫متوجه شدین، بچه‌ها؟

91
00:06:46,320 --> 00:06:48,150
‫بله، مامان.

92
00:06:46,320 --> 00:06:48,150
‫بله، مامان.

93
00:07:07,800 --> 00:07:08,820
‫وای خدا!

94
00:07:08,820 --> 00:07:10,010
‫گرتل، بدو!

95
00:07:10,760 --> 00:07:12,840
‫دراین‌باره بهتون تذکر داده بودیم.

96
00:07:13,550 --> 00:07:19,060
‫اگر بعد از خاموشی بدون ‌اجازه از تخت‌تون
‫بیرون بیاین، رشدتون متوقف می‌شه.

97
00:07:20,100 --> 00:07:22,520
‫گرتل می‌خواست بره دستشویی.

98
00:07:22,520 --> 00:07:26,360
‫هانسل خوابش نمی‌برد، برای همین گفتم بیا یکم قدم بزنیم.

99
00:07:27,190 --> 00:07:30,320
‫درهرصورت، توی دستشویی هیچ مدادشمعی‌ای نیست.

100
00:07:30,320 --> 00:07:31,700
‫چشم، بابا.

101
00:07:30,320 --> 00:07:31,700
‫چشم، بابا.

102
00:07:32,200 --> 00:07:35,070
‫همه‌ی خطاهاتون رو یادتونه؟

103
00:07:35,070 --> 00:07:36,350
‫والا...

104
00:07:36,350 --> 00:07:38,080
‫خب، اکثرشونو.

105
00:07:38,080 --> 00:07:41,250
‫پنجاه‌وسه ‌بار یواشکی از تخت‌تون فرار کردین.

106
00:07:41,250 --> 00:07:44,250
‫سی‌ونه‌ بار توی کلاس غیبت داشتین.

107
00:07:44,250 --> 00:07:46,840
‫هفتاد‌وشش‌ بار غذا توی ظرف‌تون مونده.

108
00:07:46,840 --> 00:07:48,240
‫نمونده!

109
00:07:47,910 --> 00:07:49,340
‫فقط انداختمش دور!

110
00:07:49,340 --> 00:07:51,090
‫پس، اصلاح می‌کنم.

111
00:07:51,090 --> 00:07:54,720
‫شما هفتادوشش‌ بار غذاتونو دور انداختین چون‌که بدخوراکید.

112
00:07:54,720 --> 00:07:56,140
‫من بدخوراک نیستم!

113
00:07:56,140 --> 00:07:58,100
‫فقط نمی‌خواستم بخورمش!

114
00:07:58,100 --> 00:08:00,020
‫و قابل‌توجه‌تون،

115
00:08:00,020 --> 00:08:05,980
‫چهل‌ودو بار به اصلاح‌وتربیت فرستاده شدین،
‫چون‌که نصفه شبی آسی‌مون کردین.

116
00:08:06,810 --> 00:08:08,110
‫گوش‌تون با منه؟

117
00:08:08,980 --> 00:08:12,320
‫ما تمایلی به انجام این‌کار نداشتیم،

118
00:08:12,320 --> 00:08:15,660
‫ولی شما به تنبیهی ورای اصلاح‌وتربیت احتیاج دارید.

119
00:08:16,570 --> 00:08:19,790
‫امشب اجازه ندارین توی تخت‌تون بخوابین.

120
00:08:19,790 --> 00:08:22,120
‫شب رو در جنگل سپری کنین.

121
00:08:22,910 --> 00:08:24,110
‫جنگل؟

122
00:08:23,270 --> 00:08:24,500
‫هان؟!

123
00:08:24,500 --> 00:08:25,920
‫روشن شد؟

124
00:08:25,920 --> 00:08:27,750
‫چشم، مامان.

125
00:08:25,920 --> 00:08:27,750
‫چشم، مامان.

126
00:08:30,340 --> 00:08:34,260
‫تا صبح باید بیرونِ این حصار بمونین.

127
00:08:34,930 --> 00:08:38,760
‫مجبوریم وارد جنگل بشیم یا می‌تونیم نزدیک حصار بمونیم؟

128
00:08:38,760 --> 00:08:40,770
‫تصمیمش با خودتونه.

129
00:08:41,930 --> 00:08:44,230
‫کلاس فردا طبق برنامه‌‌ی همیشگی تشکیل می‌شه.

130
00:08:44,770 --> 00:08:46,730
‫خوب بخوابید.

131
00:08:47,360 --> 00:08:49,650
‫مگه می‌شه توی جنگل هم خوابید؟

132
00:08:49,650 --> 00:08:52,900
‫از آموخته‌هاتون توی کلاس،‌ استفاده کنید.

133
00:08:52,900 --> 00:08:55,110
‫این جزئی از تنبیه‌تونه.

134
00:08:59,490 --> 00:09:00,700
‫بیا بریم، هانسل.

135
00:09:13,210 --> 00:09:16,340
‫واقعاً نیازه تا این حد دور بشیم؟

136
00:09:16,930 --> 00:09:18,800
‫بیا برگردیم.

137
00:09:19,470 --> 00:09:21,260
‫چی داری می‌گی؟

138
00:09:21,260 --> 00:09:23,810
‫مامان گفت تصمیمش با خودمونه.

139
00:09:23,810 --> 00:09:25,850
‫صرفاً تا جایی که بتونیم، پیش می‌ریم.

140
00:09:25,850 --> 00:09:28,850
‫گرتل، حالیته چی داری می‌گی؟

141
00:09:28,850 --> 00:09:33,070
‫فردا صبح کلاس داریم. اگه خیلی دور بشیم، دیرمون می‌شه.

142
00:09:33,610 --> 00:09:35,650
‫نه که همیشه به‌موقع سر کلاس می‌ریم.

143
00:09:36,200 --> 00:09:38,280
‫یا نکنه از مامان و بابا می‌ترسی؟

144
00:09:38,280 --> 00:09:39,850
‫این‌طور نیست!

145
00:09:39,520 --> 00:09:40,580
‫آره، جون خودت.

146
00:09:40,580 --> 00:09:42,240
‫راست می‌گم!

147
00:09:43,660 --> 00:09:46,080
‫هان؟ جلوتر یه کلبه می‌بینم.

148
00:09:46,620 --> 00:09:47,620
‫کلبه؟

149
00:09:48,210 --> 00:09:51,790
‫تاحالا نشنیدم توی جنگل یه کلبه باشه.

150
00:09:52,300 --> 00:09:54,210
‫ولی هستش، ببین؟

151
00:09:54,710 --> 00:09:56,050
‫حق با توـه!

152
00:09:56,050 --> 00:09:59,430
‫شاید لازم نباشه شب رو بیرون بخوابیم.

153
00:09:59,430 --> 00:10:00,760
‫بیا یه نگاه بندازیم!

154
00:10:00,760 --> 00:10:02,850
‫هـــه، مطمئنی؟

155
00:10:29,420 --> 00:10:30,420
‫شیرینی!

156
00:10:30,420 --> 00:10:31,920
‫هی،‌ گرتل...

157
00:10:38,970 --> 00:10:40,640
‫خوش‌مزه‌س!

158
00:10:40,640 --> 00:10:42,540
‫هانسل، تو نمی‌خوری؟

159
00:10:42,540 --> 00:10:43,220
‫خب...

160
00:10:51,020 --> 00:10:52,150
‫خوش‌مزه‌س.

161
00:10:53,650 --> 00:10:56,650
‫ولی آخه، این کلبه برای چیه؟

162
00:10:57,150 --> 00:11:00,110
‫شاید مامان و بابا ساختنش تا برای یه کلاس ازش استفاده کنن؟

163
00:11:00,110 --> 00:11:01,570
‫چه‌ کلاسی؟

164
00:11:02,110 --> 00:11:06,200
‫«چگونه بعد از خوردن یه‌عالمه شیرینی، دل‌درد نگیریم.»

165
00:11:06,200 --> 00:11:07,580
‫همچین چیزی نیست.

166
00:11:07,580 --> 00:11:09,330
‫خوش‌مزه‌ن؟

167
00:11:17,460 --> 00:11:22,640
‫این‌ها از اون کیک‌های شیرینی‌ان که شما بچه‌ها عاشقش هستید.

168
00:11:23,300 --> 00:11:26,810
‫خیلی خوش‌مزه‌ن. تو عمرم همچین شیرینی‌هایی ندیدم!

169
00:11:26,810 --> 00:11:29,020
‫ببخشید که بی‌اجازه اومدیم تو.

170
00:11:30,480 --> 00:11:34,730
‫شما رو خیلی‌خوب تربیت کردن. و به‌نظر بچه‌های زرنگی میاین.

171
00:11:35,940 --> 00:11:38,150
‫اما صرفاً این کافی نیست.

172
00:11:38,150 --> 00:11:38,800
‫هــــه؟

173
00:11:38,800 --> 00:11:41,110
‫شنیدی چی گفت، هانسل؟

174
00:11:41,110 --> 00:11:44,490
‫هی هی، به‌نظرت می‌ذاره شب رو اینجا بمونیم؟

175
00:11:44,490 --> 00:11:46,120
‫آره، راست می‌گی.

176
00:11:46,700 --> 00:11:50,660
‫مامان‌بزرگ، می‌شه شب رو اینجا بمونیم؟

177
00:11:50,660 --> 00:11:54,380
‫اشکالی نداره، اما مگه نباید برگردین خونه؟

178
00:11:55,000 --> 00:11:57,380
‫مامان و بابا ما رو بیرون کردن.

179
00:11:57,380 --> 00:11:59,380
‫به حق چیزهای ندیده و نشنیده.

180
00:11:59,380 --> 00:12:04,140
‫فقط یه امشب؟ تا هروقت که می‌خواین، اینجا بمونین.

181
00:12:04,140 --> 00:12:05,140
‫ممنونم!

182
00:12:05,140 --> 00:12:08,890
‫نه، یه شب کافیه. ممنون که کمک‌مون کردین.

183
00:12:08,890 --> 00:12:11,310
‫غذا خوردین؟

184
00:12:11,310 --> 00:12:13,310
‫بله، شام خوردیم.

185
00:12:13,310 --> 00:12:16,190
‫پس، یه‌چیز گرم براتون میارم.

186
00:12:16,190 --> 00:12:18,150
‫بشینید و منتظرم بمونین.

187
00:12:20,360 --> 00:12:22,030
‫به‌نظرت عجیب نیست؟

188
00:12:22,030 --> 00:12:23,400
‫چی؟

189
00:12:23,400 --> 00:12:27,740
‫بابت بی‌اجازه داخل اومدن و خوردن شیرینی‌هاش، دعوامون نکرد.

190
00:12:27,740 --> 00:12:28,950
‫بیراه نمی‌گی.

191
00:12:29,450 --> 00:12:33,040
‫ما نصفه‌ شبی سرمونو انداختیم پایین و
‫اومدیم تو، ولی گذاشت شب رو بمونیم.

192
00:12:33,040 --> 00:12:35,710
‫و الان داره یه‌چیز گرم برامون درست می‌کنه.

193
00:12:35,710 --> 00:12:37,380
‫واقعاً عجیبه.

194
00:12:37,380 --> 00:12:39,000
‫شاید هم صرفاً مهربونه.

195
00:12:39,000 --> 00:12:40,170
‫چه بدونم.

196
00:12:40,170 --> 00:12:42,510
‫زیر لب چی دارین می‌گین؟

197
00:12:42,510 --> 00:12:44,430
‫نه، چیزی نمی‌گفتیم.

198
00:12:48,050 --> 00:12:49,180
‫این چیه؟

199
00:12:49,180 --> 00:12:50,850
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

200
00:12:50,850 --> 00:12:52,270
‫بوی خوبی داره.

201
00:12:52,270 --> 00:12:53,350
‫سوپ؟

202
00:12:53,350 --> 00:12:55,440
‫شاید، از کجا معلوم.

203
00:12:55,440 --> 00:12:57,400
‫مزه‌ش چه‌جوریه؟

204
00:12:57,400 --> 00:13:00,150
‫تاوقتی نخوردیش که نمی‌فهمی.

205
00:13:05,700 --> 00:13:07,910
‫شیرینه! و یه‌کوچولو تلخ.

206
00:13:07,910 --> 00:13:11,160
‫بافت گچی داره و یه‌جورایی غلیظه.

207
00:13:16,460 --> 00:13:17,710
‫خوش‌مزه‌س.

208
00:13:17,710 --> 00:13:19,880
‫هنوزم معتقدی سوپه؟

209
00:13:19,880 --> 00:13:25,800
‫این... سوپ نیست. بیشتر تو مایه‌های نوشیدنیه تا غذا.

210
00:13:26,380 --> 00:13:30,550
‫درسته. این یه نوشیدنی به‌اسم کاکائوـه.

211
00:13:30,550 --> 00:13:33,930
‫ظاهراً هنوز خیلی چیزها هست که باید یاد بگیرین.

212
00:13:34,480 --> 00:13:36,890
‫ما چیزهای زیادی می‌دونیم!

213
00:13:37,560 --> 00:13:38,850
‫هوم، آره...

214
00:13:38,850 --> 00:13:41,360
‫اثر پلتیه، اثر سیبک،

215
00:13:41,360 --> 00:13:46,030
‫نیتریک و استخراج، میتوکندری‌ها و عدد رینولدز.

216
00:13:46,030 --> 00:13:48,700
‫تبدیل فوریه، فرمول اویلر،

217
00:13:48,700 --> 00:13:51,830
‫انحراف معیار، و غربال اراتوستن.

218
00:13:51,830 --> 00:13:53,080
‫هــــوم.

219
00:13:53,080 --> 00:13:57,160
‫خب، این‌ها همه خوبن، ولی یه‌چیز مهم‌تر هست.

220
00:13:57,670 --> 00:13:59,330
‫یه‌چیز مهم‌تر؟

221
00:13:59,330 --> 00:14:02,210
‫انتهای دنیا.

222
00:14:02,210 --> 00:14:03,210
‫انتها؟

223
00:14:03,210 --> 00:14:05,510
‫دنیا که انتها نداره.

224
00:14:05,510 --> 00:14:07,340
‫اوه، این‌طور فکر می‌کنی؟

225
00:14:07,340 --> 00:14:10,500
‫دنیای ما یه کره‌ی بزرگه.

226
00:14:10,500 --> 00:14:10,800
‫آره.

227
00:14:10,800 --> 00:14:13,470
‫اگه یکسره پیش بری، دور دنیا سفر می‌کنی.

228
00:14:13,470 --> 00:14:15,390
‫اشتباه می‌کنین.

229
00:14:15,390 --> 00:14:19,480
‫دنیا خط پایانی داره که نمی‌تونین ازش جلوتر برین.

230
00:14:19,480 --> 00:14:22,020
‫همچین چیزی وجود نداره. دروغ می‌گی.

231
00:14:22,020 --> 00:14:23,820
‫مگه من به شما دروغ می‌گم؟

232
00:14:23,820 --> 00:14:28,990
‫شما می‌گین یه کره‌ست، ولی تاحالا با چشم‌های خودتون دیدینش؟

233
00:14:28,990 --> 00:14:30,360
‫ندیدم...

234
00:14:30,360 --> 00:14:31,450
‫دیدی گفتم؟

235
00:14:32,070 --> 00:14:34,450
‫ولی انتهاشم ندیدم کجاست.

236
00:14:34,450 --> 00:14:36,200
‫تو دیدی، مامان‌بزرگ؟

237
00:14:36,200 --> 00:14:37,830
‫من دیدم.

238
00:14:37,830 --> 00:14:38,860
‫جدی؟

239
00:14:38,860 --> 00:14:40,000
‫دروغ می‌گه.

240
00:14:40,000 --> 00:14:44,920
‫چرا باید به شما بچه‌ها دروغ بگم؟

241
00:14:44,920 --> 00:14:46,670
‫بذارین نشون‌تون بدم.

242
00:14:47,170 --> 00:14:50,930
‫به‌راحتی می‌شه دید که دنیا انتها داره یا نه.

243
00:14:50,930 --> 00:14:54,050
‫شما بچه‌ها توپ‌بازی می‌کنین؟

244
00:14:54,050 --> 00:14:55,510
‫آره، بازی می‌کنیم.

245
00:14:55,510 --> 00:14:56,680
‫بازی می‌کنیم.

246
00:14:56,680 --> 00:15:01,440
‫دفعه‌ی بعد که توپ‌تون از حصار خارج شد، با پاهای خودتون...

247
00:15:01,440 --> 00:15:03,360
‫برید دنبالش.

248
00:15:03,360 --> 00:15:04,270
‫چی؟

249
00:15:04,270 --> 00:15:06,690
‫عمراً بشه این‌طوری فهمید.

250
00:15:06,690 --> 00:15:10,450
‫خیلی با اطمینان حرف می‌زنی،
‫درحالی که هنوز حتی امتحانشم نکردی.

251
00:15:10,450 --> 00:15:15,410
‫خب، هرطور میل‌تونه. شما رو مجبور به انجام کاری نمی‌کنم.

252
00:15:18,660 --> 00:15:20,830
‫چه خوشگله! این چیه؟

253
00:15:20,830 --> 00:15:23,710
‫یعنی چی می‌تونه باشه. شیرینی‌ـه؟

254
00:15:24,250 --> 00:15:27,090
‫هی، مامان‌بزرگ، این‌ چه‌جور شیرینی‌-

255
00:15:28,420 --> 00:15:29,380
‫هان؟

256
00:15:29,380 --> 00:15:30,930
‫رفته؟

257
00:15:30,930 --> 00:15:32,050
‫هان؟

258
00:15:37,180 --> 00:15:39,180
‫قضیه چی بود اصلاً؟

259
00:15:39,180 --> 00:15:40,430
‫خواب؟

260
00:15:40,430 --> 00:15:43,190
‫آدم‌ها که باهم خواب یکسان نمی‌بینن.

261
00:15:43,190 --> 00:15:44,150
‫واقعاً؟

262
00:15:44,730 --> 00:15:46,110
‫امتحانش می‌کنی؟

263
00:15:46,110 --> 00:15:52,030
‫بیا دفعه‌ی بعد که توپ از حصار خارج شد، امتحانش کنیم.

264
00:15:52,660 --> 00:15:54,660
‫بعدش بازم دعوامون می‌کنن.

265
00:15:56,120 --> 00:15:59,040
‫خب، تا اون‌موقع نباید دست از پا خطا کنیم.

266
00:15:59,660 --> 00:16:04,250
‫اگه فرستاده باشنمون به اصلاح‌وتربیت،
‫نمی‌ذارن بریم بیرون بازی کنیم.

267
00:16:04,250 --> 00:16:09,460
‫اون پیرزن و انتهای دنیا، راز کوچولوی ما می‌شه.

268
00:16:18,640 --> 00:16:20,310
‫باشه، یه رازه.

269
00:16:23,060 --> 00:16:25,270
‫مامان و بابا هر روز صبح بیدارمون می‌کنن.

270
00:16:26,270 --> 00:16:30,230
‫بعد از صبحانه، بابا توی کلاس بهمون درس می‌ده.

271
00:16:31,280 --> 00:16:33,570
‫مامان تمیزکاری می‌کنه و لباس‌هامون رو می‌شوره.

272
00:16:34,860 --> 00:16:38,280
‫اگه بریم نزدیک حصارها، به اصلاح‌وتربیت می‌فرستنمون.

273
00:16:39,490 --> 00:16:42,250
‫روزهای چهارشنبه، بچه‌های کلاس باهم هم‌خوانی می‌کنن.

274
00:16:43,870 --> 00:16:46,040
‫من و گرتل همیشه ساکت می‌مونیم.

275
00:16:48,250 --> 00:16:50,960
‫روزهای جمعه، بچه‌های کلاس تمرین آوازخوانی می‌کنن.

276
00:16:52,380 --> 00:16:54,800
‫من و گرتل همیشه ساکت می‌مونیم.

277
00:16:56,640 --> 00:16:59,640
‫برای همین، روزهای جمعه همیشه می‌فرستنمون اصلاح‌وتربیت.

278
00:17:00,970 --> 00:17:05,890
‫ولی من و گرتل از جمعه‌ها متنفریم، پس اشکالی نداره.

279
00:17:19,280 --> 00:17:20,740
‫بذارین نشون‌تون بدم.

280
00:17:21,950 --> 00:17:25,620
‫به‌راحتی می‌شه دید که دنیا انتها داره یا نه.

281
00:17:26,580 --> 00:17:29,130
‫شما بچه‌ها توپ‌بازی می‌کنین؟

282
00:17:31,550 --> 00:17:35,840
‫دفعه‌ی بعد که توپ‌تون از حصار خارج شد، با پاهای خودتون...

283
00:17:35,840 --> 00:17:37,550
‫برید دنبالش.

284
00:17:38,930 --> 00:17:39,930
‫هانسل.

285
00:17:48,190 --> 00:17:51,110
‫هانسل، نباید از اون جلوتر بری.

286
00:18:12,800 --> 00:18:15,550
‫انتهای... دنیا...

287
00:18:27,230 --> 00:18:28,060
‫هانسل.

288
00:18:29,190 --> 00:18:30,310
‫مامان.

289
00:18:30,310 --> 00:18:34,530
‫گفتم بذار من توپ رو بیارم.

290
00:18:34,530 --> 00:18:35,610
‫ببخشید.

291
00:18:36,820 --> 00:18:39,360
‫باید این موضوع رو به بابا اطلاع بدم.

292
00:18:40,160 --> 00:18:41,160
‫چشم.

293
00:18:45,240 --> 00:18:48,580
‫هانسل، احیاناً چیزی ندیدی؟

294
00:18:50,000 --> 00:18:52,080
‫منظورتون چیه؟

295
00:18:53,590 --> 00:18:55,590
‫اگه ندیده باشی، اشکالی نداره.

296
00:18:57,050 --> 00:18:58,470
‫زود باش بیا برگردیم.

297
00:19:01,340 --> 00:19:02,220
‫مامان.

298
00:19:02,220 --> 00:19:04,470
‫اینجا هیچ‌چیزی نبود.

299
00:19:04,970 --> 00:19:11,810
‫ولی من باید بابت سرپیچی کردن از شما، تنبیه بشم،‌ درسته؟

300
00:19:27,870 --> 00:19:30,660
‫لازم نبود تو هم تنبیه بشی، گرتل.

301
00:19:31,210 --> 00:19:33,790
‫ولی آخه دلم نیومد تنهات بذارم.

302
00:19:34,380 --> 00:19:35,610
‫و مطمئنم می‌ترسیدی.

303
00:19:35,610 --> 00:19:36,920
‫می‌ترسیدم؟

304
00:19:37,500 --> 00:19:38,960
‫آره، ترسیدم.

305
00:19:39,550 --> 00:19:42,180
‫آخه، دنیا واقعاً‌ انتها داره.

306
00:19:43,340 --> 00:19:45,760
‫دل‌تون می‌خواد بازم از این‌ها بخورین؟

307
00:19:45,760 --> 00:19:51,640
‫امروز وقتی داشتیم بیرون بازی می‌کردیم،
‫همون‌طور که گفتین، دنبال توپ رفتم.

308
00:19:52,640 --> 00:19:55,020
‫دنیا خط پایانی داشت؟

309
00:19:56,150 --> 00:19:57,690
‫توپ عقب برگشت،

310
00:19:58,980 --> 00:20:01,780
‫انگار که یه دیوار نامرئی بود.

311
00:20:02,360 --> 00:20:04,530
‫اون انتهای دنیاست.

312
00:20:04,530 --> 00:20:06,660
‫مامان تاحالا بهمون نگفته.

313
00:20:07,160 --> 00:20:10,660
‫که اینطور؟ یعنی دلیلش چیه.

314
00:20:10,660 --> 00:20:14,080
‫خب، اهمیتی نداره کی چی می‌گه یا چیکار می‌کنه.

315
00:20:14,080 --> 00:20:17,540
‫فقط چیزی که تو خودت ازش مطمئن شدی، واقعیه.

316
00:20:17,540 --> 00:20:20,670
‫مامان‌بزرگ، تو می‌دونی چی واقعیه؟

317
00:20:20,670 --> 00:20:23,300
‫البته که می‌دونم. دلت می‌خواد بدونی؟

318
00:20:23,300 --> 00:20:24,550
‫می‌خوام.

319
00:20:24,550 --> 00:20:27,600
‫اوه، چقدر نسبت به احساساتت روراست شدی.

320
00:20:27,600 --> 00:20:30,430
‫آخه، تا حالا چنین اتفاقی نیفتاده بود.

321
00:20:30,430 --> 00:20:34,810
‫هیچ‌کس توی مدرسه بهم چیزی در مورد انتهای دنیا نگفته بود.

322
00:20:34,810 --> 00:20:38,270
‫پس لطفاً بیشتر در مورد اینکه چی واقعیه بهم بگو!

323
00:20:39,650 --> 00:20:40,980
‫خیلی‌خب.

324
00:20:40,980 --> 00:20:45,700
‫در عوضش، ازت می‌خوام که خواسته‌م رو برآورده کنی.

325
00:20:45,700 --> 00:20:48,160
‫مامان‌بزرگ، خواسته‌ی تو چیه؟

326
00:20:48,160 --> 00:20:50,700
‫الان نمی‌تونم به زبون بیارمش.

327
00:20:50,700 --> 00:20:56,210
‫فعلاً، باید برگردی به مدرسه و دنبال چیزهایی بگردی که غیرعادی به‌نظر میان.

328
00:20:56,210 --> 00:20:58,170
‫منظورت چه چیزهاییه؟

329
00:20:58,170 --> 00:21:02,340
‫انتظار نداشته باش لقمه رو بذارم توی دهنت. خودتم فکرتو به کار بنداز.

330
00:21:02,340 --> 00:21:08,600
‫اتفاقات غیرعادی همیشه رخ می‌دن. فقط لازمه که حواست رو جمع کنی.

331
00:21:08,600 --> 00:21:10,680
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد.

332
00:21:10,680 --> 00:21:13,350
‫اگه همیشه‌ی خدا اتفاق میفتن پس چطوری می‌شن غیرعادی؟

333
00:21:13,350 --> 00:21:15,850
‫هرچی که لازم بود رو گفتم.

334
00:21:15,850 --> 00:21:18,610
‫خودتون ته‌و‌توی بقیه‌ش رو در بیارید.

335
00:21:18,610 --> 00:21:22,070
‫و این‌ها رو فراموش نکنید.

336
00:21:22,070 --> 00:21:23,110
‫این‌ها چین؟

337
00:21:23,110 --> 00:21:27,320
‫این‌ها... شبیه همون چیزی‌ان که خورد به پیشونیت.

338
00:21:28,030 --> 00:21:31,870
‫راست می‌گی، شبیه همن یا بهتره بگم یکی‌ان.

339
00:21:31,870 --> 00:21:35,710
‫این‌ها می‌شن راهنمای مسیرتون،

340
00:21:35,710 --> 00:21:37,670
‫پس حواستون بهشون باشه.

341
00:21:38,290 --> 00:21:41,550
‫و اون‌ها رو نخورید، وگرنه دیگه چیزی براتون نمی‌مونه.

342
00:21:42,130 --> 00:21:43,800
‫راهنمامون؟

343
00:21:43,800 --> 00:21:47,340
‫اون‌ها راه رو بهتون نشون می‌دن.

344
00:21:47,340 --> 00:21:49,390
‫می‌شه یه‌کم واضح‌تر بگی؟

345
00:21:49,390 --> 00:21:52,140
‫وقتی زمانش برسه خودتون می‌فهمید.

346
00:21:52,140 --> 00:21:53,390
‫اوه؟

347
00:21:58,480 --> 00:22:00,900
‫دوباره؟ باز دوباره غیبش زد!

348
00:22:00,900 --> 00:22:02,190
‫آره.

349
00:22:02,190 --> 00:22:04,110
‫بهتره آتیش رو خاموش کنیم.

350
00:22:11,370 --> 00:22:12,740
‫خوش اومدید.

351
00:22:13,330 --> 00:22:16,290
‫چیز غیرعادی‌ای به چشم‌تون خورد؟

352
00:22:16,290 --> 00:22:18,120
‫چیز خاصی نبود.

353
00:22:21,130 --> 00:22:25,380
‫از زمانی که شروع به خوابیدن توی جنگل کرید
‫از خودتون پیشرفت نشون دادید.

354
00:22:25,920 --> 00:22:27,800
‫یه تغییرِ خوب.

355
00:22:27,800 --> 00:22:31,050
‫مامان و بابا تحت تأثیر قرار گرفتن.

356
00:22:31,640 --> 00:22:34,140
‫ممنون بابا، مامان.

357
00:22:34,140 --> 00:22:38,310
‫امیدواریم که به پیشرفت‌تون ادامه بدید.

358
00:22:38,310 --> 00:22:39,250
‫بله.

359
00:22:39,800 --> 00:22:40,190
‫بله.

360
00:22:47,070 --> 00:22:49,650
‫مامان و بابا هر روز صبح بیدارمون می‌کنن.

361
00:22:50,700 --> 00:22:54,660
‫بعد از صبحانه، بابا توی کلاس بهمون درس می‌ده.

362
00:22:55,950 --> 00:22:58,080
‫مامان تمیزکاری می‌کنه و لباس‌هامون رو می‌شوره.

363
00:22:59,920 --> 00:23:01,670
‫روزهای شنبه، ما عکس می‌گیریم.

364
00:23:02,580 --> 00:23:05,090
‫من و گرتل همیشه فرار می‌کنیم.

365
00:23:06,630 --> 00:23:08,510
‫روزهای یکشنبه، زباله‌هامون رو می‌سوزونیم.

366
00:23:09,300 --> 00:23:10,590
‫چیزی باقی نمی‌مونه.

367
00:23:16,260 --> 00:23:17,600
‫فریتز رو نمی‌بینم.

368
00:23:18,270 --> 00:23:21,600
‫شاید فرستادنش اصلاح‌و‌تربیت.

369
00:23:22,270 --> 00:23:24,610
‫ولی فریتز که هنوز بچه‌ست.

370
00:23:28,740 --> 00:23:29,690
‫فریتز؟

371
00:23:30,200 --> 00:23:32,610
‫اوه، همون شاشو رو می‌گه.

372
00:23:32,610 --> 00:23:37,620
‫حتماً به‌خاطر اینکه مدام می‌شاشه توی تختش، فرستادنش اصلاح‌وتربیت.

373
00:23:37,620 --> 00:23:40,870
‫تقصیر اون نیست که. هنوز بچه‌ست.

374
00:23:41,370 --> 00:23:44,380
‫و فرستادنش به اصلاح‌وتربیت هم مشکلش رو حل نمی‌کنه.

375
00:23:44,380 --> 00:23:46,630
‫یهویی چت شده، هانسل؟

376
00:23:46,630 --> 00:23:48,590
‫فریتز گم شده.

377
00:23:49,130 --> 00:23:52,680
‫یعنی شماها نمی‌خواید بدونید کجا رفته؟

378
00:23:53,220 --> 00:23:55,260
‫دونستنش هم کمکی نمی‌کنه.

379
00:23:55,760 --> 00:24:01,230
‫آدم‌ها همین‌طوری غیبشون می‌زنه، ولی من هیچ‌وقت خیلی نگرانشون نشدم.

380
00:24:01,230 --> 00:24:04,900
‫حالا که حرفش شد، فریتز هم اولیش نبوده.

381
00:24:04,900 --> 00:24:10,570
‫اگه جدی بهش فکر کنی، می‌بینی خیلی‌های دیگه هم گم شدن.

382
00:24:10,570 --> 00:24:13,910
‫چیزه، مثل گرتا و توماس.

383
00:24:13,910 --> 00:24:16,370
‫و اون یارو اولریک، یادته؟

384
00:24:16,870 --> 00:24:21,040
‫آره، اونو یادم میاد. معمولاً ساعت‌ها و چیزهای دیگه رو جدا می‌کرد.

385
00:24:21,040 --> 00:24:27,420
‫حالا که بهش فکر می‌کنم، هیچ‌کدومشون به حرف مامان و بابا گوش نمی‌کردن.

386
00:24:27,420 --> 00:24:31,420
‫شاید همه‌شون رفتن توی دل جنگل.

387
00:24:31,420 --> 00:24:34,130
‫شاید به درس‌های بابا گوش نمی‌کردن،

388
00:24:34,130 --> 00:24:36,550
‫برای همین نمی‌دونن که چطوری باید برگردن.

389
00:24:36,550 --> 00:24:37,850
‫این‌طوری که نمی‌شه.

390
00:24:38,430 --> 00:24:43,140
‫فقط در صورتی که بعد از اصلاح‌وتربیت توبه نکنی می‌فرستنت جنگل.

391
00:24:43,770 --> 00:24:45,480
‫واقعاً؟

392
00:24:45,480 --> 00:24:47,190
‫نمی‌دونستم این‌طوریه.

393
00:24:47,730 --> 00:24:51,400
‫هانسل، تو خیلی بیشتر از ماها در مورد این چیزها می‌دونی.

394
00:24:52,070 --> 00:24:55,140
‫می‌گم، یه چیزی در مورد این قضیه عجیبـ ـ

395
00:24:55,140 --> 00:24:56,620
‫کلاس به‌زودی شروع می‌شه.

396
00:24:57,410 --> 00:24:59,530
‫فوراً برید سمت کلاس درس.

397
00:25:00,370 --> 00:25:01,620
‫چشم، بابا.

398
00:25:01,620 --> 00:25:02,400
‫بریم.

399
00:25:02,650 --> 00:25:03,020
‫اوهوم.

400
00:25:05,330 --> 00:25:08,710
‫می‌گم، خیلی خودت رو درگیر این قضیه نکن، هانسل.

401
00:25:09,290 --> 00:25:10,750
‫بعداً می‌بینمت.

402
00:25:12,920 --> 00:25:16,760
‫گمونم «اتفاقات غیرعادی» واقعاً «همیشه رخ می‌دن».

403
00:25:18,470 --> 00:25:20,430
‫درست مثل حرفیه که کارل و بقیه زدن.

404
00:25:20,930 --> 00:25:23,060
‫واقعاً فقط فریتز نبوده.

405
00:25:23,730 --> 00:25:26,140
‫خیلی‌های دیگه هم ناپدید شدن.

406
00:25:26,730 --> 00:25:28,520
‫چرا متوجهش نشدم؟

407
00:25:29,230 --> 00:25:32,070
‫نه، شاید متوجه شدی.

408
00:25:32,070 --> 00:25:34,650
‫تخت‌های بیشتر و بیشتری خالی شدن.

409
00:25:34,650 --> 00:25:37,160
‫پس نکته‌ی عجیبش اینه که من می‌دونستم،

410
00:25:37,160 --> 00:25:39,660
‫ولی برام مهم نبوده.

411
00:25:43,410 --> 00:25:46,960
‫شاید اون‌ها هم مثل ما به‌زور به جنگل رونده شدن...

412
00:25:46,960 --> 00:25:50,090
‫ولی گم شدن و هیچ‌وقت نتونستن راهشون رو به خونه پیدا کنن؟

413
00:25:50,090 --> 00:25:53,170
‫نه، می‌تونستن پیش حصارها بخوابن.

414
00:25:53,760 --> 00:25:57,130
‫تصورش سخته که همه‌شون گم شدن.

415
00:25:57,630 --> 00:26:01,600
‫تازه‌شم، فقط یه مسیر وجود داره،
‫پس چطور ممکنه گم شده باشن؟

416
00:26:01,600 --> 00:26:07,690
‫ولی خارج از مدرسه، ما جز جنگل...

417
00:26:08,310 --> 00:26:11,230
‫و کلبه‌ی اون پیرزن، جای دیگه‌ای رو نمی‌شناسیم.

418
00:26:11,820 --> 00:26:15,490
‫و راجع‌به کلبه‌ی اونم همین یه‌ماه پیش فهمیدیم.

419
00:26:15,490 --> 00:26:18,780
‫نمی‌شه گفت اون بچه‌ها کجا رفتن.

420
00:26:19,490 --> 00:26:21,280
‫چرا، هنوزم می‌شه.

421
00:26:21,780 --> 00:26:22,780
‫چطور؟

422
00:26:47,430 --> 00:26:48,770
‫کسی که ندیدت؟

423
00:26:49,270 --> 00:26:51,270
‫گرتل، چطور...

424
00:26:52,230 --> 00:26:54,440
‫چون تو رو می‌شناسم، هانسل.

425
00:26:55,610 --> 00:26:56,650
‫گرتل؟

426
00:26:58,860 --> 00:26:59,740
‫بریم.

427
00:27:00,240 --> 00:27:02,990
‫اگه خودت تنها بودی هم قصد داشتی بری، مگه نه؟

428
00:27:04,830 --> 00:27:05,650
‫اینجاست؟

429
00:27:05,900 --> 00:27:06,200
‫آره.

430
00:27:06,790 --> 00:27:08,160
‫همینجاست.

431
00:27:08,160 --> 00:27:09,910
‫شیرینی‌ها رو آوردی؟

432
00:27:10,750 --> 00:27:11,790
‫محض اطمینان.

433
00:27:12,460 --> 00:27:14,290
‫اون‌ها قرار بود راهنمامون باشن.

434
00:27:14,790 --> 00:27:17,210
‫شاید بالأخره زمانش رسیده.

435
00:27:17,210 --> 00:27:19,420
‫شاید. کی می‌دونه؟

436
00:27:51,920 --> 00:27:53,830
‫این دیگه چیه؟

437
00:27:54,790 --> 00:27:59,260
‫نمی‌دونم. جایی که انتهای دنیا به تهش می‌رسه؟

438
00:27:59,260 --> 00:28:01,260
‫یا شایدم فراتر از اون؟

439
00:28:07,140 --> 00:28:08,680
‫می‌خوای بری، هانسل؟

440
00:28:12,940 --> 00:28:13,980
‫آره.

441
00:28:16,980 --> 00:28:19,730
‫نگران نباش، گرتل.

442
00:28:20,320 --> 00:28:21,150
‫بیا.

443
00:28:23,280 --> 00:28:24,160
‫اوهوم.

444
00:28:27,410 --> 00:28:28,580
‫حس عجیبی داره.

445
00:28:29,080 --> 00:28:29,990
{\an8}‫چی؟

446
00:28:30,500 --> 00:28:34,330
{\an8}‫من همیشه کسی بودم که دستت رو برای راهنمایی می‌گرفتم.

447
00:28:34,330 --> 00:28:35,710
{\an8}‫همیشه که نبود.

448
00:28:35,710 --> 00:28:37,170
{\an8}‫چرا بود.

449
00:28:37,170 --> 00:28:40,460
{\an8}‫همیشه‌ی خدا غر می‌زدی، ولی آخرش راه میفتادی دنبالم.

450
00:28:41,090 --> 00:28:44,130
‫خب، پس چرا بعضی اوقات جاهامون رو باهم عوض نکنیم؟

451
00:29:01,480 --> 00:29:02,780
‫اینجا کجاست؟

452
00:29:06,030 --> 00:29:07,490
‫بیا یکم بریم جلوتر.

453
00:29:24,470 --> 00:29:27,640
‫این‌ها چین؟ تا حالا شبیه‌شون رو ندیده بودم.

454
00:29:51,160 --> 00:29:52,330
‫این چیه؟

455
00:29:52,330 --> 00:29:53,830
‫نمی‌دونم.

456
00:29:53,830 --> 00:29:58,420
‫فریتز، اولریک... همه‌شون بچه‌هایی هستن که گم شدن.

457
00:29:59,000 --> 00:29:59,920
‫اوهوم.

458
00:30:02,630 --> 00:30:04,460
‫وایسا. یه صدایی می‌شنوم.

459
00:30:06,550 --> 00:30:07,840
‫یکی داره میاد.

460
00:30:07,840 --> 00:30:09,180
‫بیا قایم شیم.

461
00:30:20,270 --> 00:30:21,440
‫مامانه.

462
00:30:43,460 --> 00:30:44,300
‫هانسل.

463
00:30:50,180 --> 00:30:51,050
‫فرار کن!

464
00:30:56,850 --> 00:30:57,850
‫زود باش!

465
00:31:50,450 --> 00:31:51,610
‫حالت خوبه؟

466
00:31:52,990 --> 00:31:54,660
‫بله، مامان.

467
00:31:56,450 --> 00:31:58,200
‫یالا، برو.

468
00:32:29,230 --> 00:32:31,110
‫نکنه توی فضاییم؟

469
00:32:31,610 --> 00:32:33,030
‫فضای فضا؟

470
00:32:37,160 --> 00:32:39,160
‫یعنی دقیقاً کجاییم؟

471
00:32:54,340 --> 00:32:56,180
‫این عجیب به کار میاد.

472
00:32:56,680 --> 00:32:59,260
‫ولی نمی‌تونیم خیلی جلومون رو ببینیم.

473
00:32:59,260 --> 00:33:01,520
‫دستم رو ول نکنی ها.

474
00:33:02,100 --> 00:33:03,520
‫ول نمی‌کنم که.

475
00:33:04,690 --> 00:33:05,770
‫قول بده.

476
00:33:06,400 --> 00:33:07,520
‫فهمیدم بابا.

477
00:33:11,480 --> 00:33:14,400
‫می‌گم گرتل، تو هم می‌بینیش؟

478
00:33:14,400 --> 00:33:16,110
‫یا من دارم توهم می‌زنم؟

479
00:33:16,110 --> 00:33:17,030
‫ببین.

480
00:33:17,030 --> 00:33:18,530
‫اونجا.

481
00:33:32,630 --> 00:33:34,510
‫پس به اینجا می‌رسید.

482
00:33:35,260 --> 00:33:36,260
‫اوهوم.

483
00:33:37,470 --> 00:33:40,180
‫حالا چی؟ برگردیم به مدرسه؟

484
00:33:43,850 --> 00:33:47,060
‫که این‌طور. باید تجربه‌ی دلخراشی بوده باشه.

485
00:33:47,770 --> 00:33:50,570
‫خب، چیزی هم یاد گرفتید؟

486
00:33:50,570 --> 00:33:51,980
‫هیچی.

487
00:33:52,480 --> 00:33:56,570
‫من که هیچی نفهمیدم و الان حتی بیشتر هم گیج شدم.

488
00:33:57,740 --> 00:33:58,950
‫که این‌طور.

489
00:33:59,570 --> 00:34:03,950
‫از اینکه متوجه شدی چقدر چیز هست که نمی‌دونی، خسته شدی؟

490
00:34:04,450 --> 00:34:08,460
‫اگه این‌طوره، برگردید به مدرسه‌تون و همه‌چی برمی‌گرده به روال سابق.

491
00:34:09,040 --> 00:34:15,760
‫ولی فقط در این صورت که می‌خوای
‫چیزهایی که دیدی و یاد گرفتی رو فراموش کنی.

492
00:34:16,800 --> 00:34:19,720
‫اگه دلت می‌خواد می‌تونم بهت کمک کنم.

493
00:34:20,430 --> 00:34:24,470
‫این شیرینی خوشمزه مشکلت رو حل می‌کنه

494
00:34:28,560 --> 00:34:29,400
‫نه.

495
00:34:30,190 --> 00:34:31,810
‫نمی‌خوام بخورمش.

496
00:34:33,480 --> 00:34:34,440
‫که این‌طور.

497
00:34:35,780 --> 00:34:37,200
‫مطمئنی، هانسل؟

498
00:34:37,990 --> 00:34:40,280
‫دنیا یه خط پایانی داره.

499
00:34:40,280 --> 00:34:42,950
‫و فراتر از اون، یه جای دیگه هست.

500
00:34:43,660 --> 00:34:47,080
‫مامان به یه دلیلی اونجا بود، و...

501
00:34:50,040 --> 00:34:52,000
‫بهم بگو، مامان‌بزرگ.

502
00:34:52,630 --> 00:34:54,130
‫من هیچی نمی‌دونم.

503
00:34:54,630 --> 00:34:57,010
‫می‌خوام بدونم که واقعیت چیه.

504
00:34:59,720 --> 00:35:04,100
{\an8}‫حقیقتش اینه که نمی‌خواستم این رو بهت توضیح بدم، ولی...

505
00:35:08,480 --> 00:35:10,980
‫بیا با یه داستان از زمان‌های قدیم شروع کنیم.

506
00:35:11,520 --> 00:35:15,480
‫روزی روزگاری، یه سیاره‌ی آبی وجود داشت.

507
00:35:15,980 --> 00:35:19,360
‫اونجا خونه‌ی اجداد باستانی شما بود.

508
00:35:20,110 --> 00:35:22,950
‫یه سیاره؟ یعنی توی فضا؟

509
00:35:22,950 --> 00:35:26,620
‫درسته. یکم پیش بیرون از پنجره دیدیش.

510
00:35:28,040 --> 00:35:32,040
‫ولی اون سیاره غیرقابل سکونت شد.

511
00:35:32,040 --> 00:35:36,170
‫بهش می‌گن زمین گوی برفی. حتماً در موردش شنیدی.

512
00:35:37,460 --> 00:35:41,970
‫نسل بشر همون‌طور که به دنبال اطمینان از زنده موندن بچه‌هاش بود...

513
00:35:41,970 --> 00:35:45,260
‫امیدش رو پای چندتا چیز گذاشت.

514
00:35:45,260 --> 00:35:48,310
‫این مکان یکی از همون چیزهاست.

515
00:35:49,270 --> 00:35:52,770
‫ما بچه‌هایی انسانی مثل شماها رو تربیت می‌کنیم و پرورش می‌دیم.

516
00:35:52,770 --> 00:35:56,730
‫و وقتی که تشخیص بدیم برای زندگی توی دنیای بیرون مناسبن،

517
00:35:56,730 --> 00:35:59,110
‫اون‌ها رو راهی می‌کنیم که برن.

518
00:36:00,190 --> 00:36:06,830
‫تنها آرزوی من اینه که تک تک شماها رو با خیال راحت بفرستم بیرون.

519
00:36:06,830 --> 00:36:09,910
‫پس یعنی می‌گی که ما آماده‌ایم؟

520
00:36:09,910 --> 00:36:12,250
‫آره، گمونم آماده‌اید.

521
00:36:12,250 --> 00:36:13,670
‫خوشحالی؟

522
00:36:13,670 --> 00:36:17,170
‫خب، خیلی یهویی بود.

523
00:36:17,170 --> 00:36:20,760
‫ولی دلت نمی‌خواد که مدرسه برگردی، می‌خواد؟

524
00:36:20,760 --> 00:36:22,880
‫خب این که هست، ولی...

525
00:36:22,880 --> 00:36:27,220
‫یا نکنه دلت می‌خواد که توی جنگل زندگی کنی؟
‫فکر می‌کنم راه‌و‌چاهش رو بهت یاد دادن.

526
00:36:27,220 --> 00:36:29,140
‫یاد که دادن، ولی...

527
00:36:29,720 --> 00:36:32,850
‫چطور می‌تونی بعد از تمام این قضایا هنوز بلاتکلیف باشی؟

528
00:36:32,850 --> 00:36:36,190
‫برای تو الان فقط یه انتخاب واضح وجود داره.

529
00:36:37,860 --> 00:36:41,360
‫این ما رو می‌بره اونجا؟ ولی من نمی‌دونم چطوری کار می‌کنه.

530
00:36:42,990 --> 00:36:47,030
‫فقط بشین داخلش و خودش بقیه‌ی کارها رو انجام می‌ده.

531
00:36:47,030 --> 00:36:50,370
‫درحالی که خوابیدی به یه دنیای جدید سفر می‌کنی.

532
00:36:52,040 --> 00:36:54,960
‫ولی فقط یه دونه صندلی داره.

533
00:36:54,960 --> 00:36:56,630
‫گرتل باید کجا بشینه؟

534
00:36:59,880 --> 00:37:05,260
‫متأسفانه، یه مشکل دیگه هم هست که خودت باید حلش کنی.

535
00:37:05,260 --> 00:37:08,260
‫من نمی‌تونم توی این مورد کمکت کنم.

536
00:37:08,260 --> 00:37:10,260
‫خودت باید حلش کنی.

537
00:37:10,890 --> 00:37:11,670
‫هانسل؟

538
00:37:11,790 --> 00:37:12,270
‫هوم؟

539
00:37:13,180 --> 00:37:15,020
‫من نمی‌تونم باهات بیام.

540
00:37:16,230 --> 00:37:17,310
‫چرا؟

541
00:37:21,400 --> 00:37:23,740
‫چی شد؟ چه خبر شده؟

542
00:37:24,570 --> 00:37:25,910
‫متوجه نشدی؟

543
00:37:26,410 --> 00:37:29,240
‫فقط تو می‌تونی من رو ببینی.

544
00:37:30,410 --> 00:37:33,040
‫من صرفاً بخشی از تو هستم.

545
00:37:33,040 --> 00:37:34,210
‫ها؟

546
00:37:34,830 --> 00:37:36,620
‫نه، اینکه...

547
00:37:41,500 --> 00:37:44,670
‫مامان و بابا هر روز صبح بیدارمون می‌کردن.

548
00:37:45,380 --> 00:37:49,680
‫بعد از صبحانه، بابا توی کلاس بهمون درس می‌داد.

549
00:37:50,430 --> 00:37:52,850
‫مامان تمیزکاری می‌کرد و لباس‌هامون رو می‌شست.

550
00:37:54,020 --> 00:37:57,020
‫اگه می‌رفتیم نزدیک حصارها، می‌فرستادنمون اصلاح‌وتربیت.

551
00:37:58,770 --> 00:37:59,940
‫دوشنبه‌ها،

552
00:38:00,860 --> 00:38:02,820
‫کجا می‌رفتم و با کی بودم؟

553
00:38:09,660 --> 00:38:10,830
‫ولی...

554
00:38:12,120 --> 00:38:13,330
‫هانسل.

555
00:38:13,910 --> 00:38:15,290
‫نترس، هانسل.

556
00:38:15,960 --> 00:38:18,290
‫من شجاعت تو رو قرض گرفتم.

557
00:38:18,870 --> 00:38:19,830
{\an8}‫معذرت می‌خوام.

558
00:38:20,710 --> 00:38:23,670
{\an8}‫ولی به خودت برگردوندمش. می‌تونی حسش کنی، مگه نه؟

559
00:38:25,130 --> 00:38:27,220
‫الان دیگه به تنهایی مشکلی نداری.

560
00:38:27,800 --> 00:38:29,720
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

561
00:38:30,220 --> 00:38:31,680
‫هیچم خوب نیستم.

562
00:38:32,850 --> 00:38:34,970
‫تو هم باید پیشم بمونی، گرتل!

563
00:38:34,970 --> 00:38:36,980
‫من تنهایی نمی‌تونم هیچ‌کاری بکنم!

564
00:38:41,730 --> 00:38:43,110
‫می‌تونی.

565
00:38:43,690 --> 00:38:46,530
{\an8}‫تو انتخاب کردی که تا اینجا پیش بیای.

566
00:38:47,280 --> 00:38:51,240
{\an8}‫تو اینجایی چون با دوتا پاهای خودت تا اینجا اومدی.

567
00:38:52,280 --> 00:38:54,540
{\an8}‫من توی هیچ‌کدوم از این‌ها بهت کمک نکردم.

568
00:38:55,580 --> 00:38:59,000
‫مطمئنم که تا یه‌مدت احساس تنهایی می‌کنی.

569
00:38:59,710 --> 00:39:03,460
{\an8}‫ولی، تو داری این سفینه رو به دنیای بیرون هدایت می‌کنی.

570
00:39:03,460 --> 00:39:06,130
{\an8}‫و کلی چیزهای جدید که بلد نبودی یاد می‌گیری.

571
00:39:07,630 --> 00:39:09,550
{\an8}‫می‌دونم که از پسش برمیای، هانسل.

572
00:39:11,970 --> 00:39:12,800
{\an8}‫باشه؟

573
00:39:39,120 --> 00:39:42,080
‫خیلی چیزها هست که درک نمی‌کنم، گرتل.

574
00:39:43,000 --> 00:39:46,090
‫تا همین دیروز داشتم توی مدرسه باهات زندگی می‌کردم.

575
00:39:46,920 --> 00:39:48,670
‫ولی دیگه راه برگشتی نیست.

576
00:39:49,670 --> 00:39:52,390
‫چی شده که کار به اینجا کشید؟

577
00:39:53,680 --> 00:39:58,100
‫کاش هیچ‌وقت نمی‌فهمیدم که تو وجود نداشتی.

578
00:39:59,180 --> 00:40:01,060
‫حتی اگه حقیقت همین باشه.

579
00:40:02,190 --> 00:40:06,230
‫شاید بهتر بود اون شکلاتی که مامان‌بزرگ بهم تعارف کرد رو می‌خوردم.

580
00:40:08,400 --> 00:40:09,400
‫گرتل.

581
00:40:26,840 --> 00:40:28,380
‫خسته نباشی.

582
00:40:29,590 --> 00:40:33,090
‫این‌دفعه با چالشی روبه‌رو بودیم که هربار غافلگیرمون می‌کرد.

583
00:40:34,550 --> 00:40:38,350
{\an8}‫ولی به لطف تو، اون بچه صحیح و سالم رفت.

584
00:40:39,600 --> 00:40:41,850
‫بقیه‌ش رو بذار به عهده‌ی همکارت.

585
00:40:41,850 --> 00:40:43,810
‫دیگه استراحت کن.

586
00:40:59,330 --> 00:41:00,540
‫خب خب،

587
00:41:01,120 --> 00:41:04,420
‫باید برای بچه‌ی بعدی آماده بشم.

588
00:41:30,320 --> 00:41:31,190
‫هانسل؟

589
00:41:34,650 --> 00:41:35,950
‫واقعاً خودتی هانسل!

590
00:41:36,700 --> 00:41:38,660
‫انتظارشو نداشتم که اینجا ببینمت.

591
00:41:39,870 --> 00:41:41,950
‫منم بابا، فریتزم!

592
00:41:41,950 --> 00:41:42,910
‫عـــه؟

593
00:41:43,500 --> 00:41:44,750
‫اوه، فهمیدم.

594
00:41:45,370 --> 00:41:47,790
‫حتماً از مسیر اصلی منحرف شدی.

595
00:41:48,420 --> 00:41:51,000
‫خوشحالم که صحیح و سالم به اینجا رسیدی.

596
00:41:51,000 --> 00:41:52,590
‫بقیه هم خوشحال می‌شن.

597
00:41:53,210 --> 00:41:54,050
‫بقیه؟

598
00:41:54,050 --> 00:41:57,340
‫اولریک و توماس هم اینجا فرود اومدن.

599
00:41:57,340 --> 00:41:58,840
‫مطمئنم دلتنگشونی.

600
00:41:58,840 --> 00:42:02,060
‫آه، در مورد تو گمونم خیلی هم دلتنگ نباشی.

601
00:42:02,810 --> 00:42:05,480
‫حتماً تمام بدنت به‌خاطر نشستن طولانی خشک شده.

602
00:42:06,020 --> 00:42:09,190
‫بیا برگردیم به کمپ. اونجا می‌تونی استراحت کنی.

603
00:42:10,610 --> 00:42:11,520
‫اوهوم.

604
00:42:19,870 --> 00:42:20,910
‫چیزی شده؟

605
00:42:32,000 --> 00:42:33,000
‫هانسل؟

606
00:42:38,630 --> 00:42:39,680
‫ممنونم.

607
00:42:41,050 --> 00:42:43,140
‫خداحافظ، گرتل.

608
00:42:57,110 --> 00:42:58,490
‫نمی‌خوای یه امتحانی بکنی؟

609
00:43:03,080 --> 00:43:08,540
{\an8}‫این‌ها از اون کیک‌های شیرینی‌ان که شما بچه‌ها عاشقش هستید.

