﻿1
00:02:00,730 --> 00:02:08,400
{\fnPlainGermanica\fad(2000,1)\fs80\pos(1162,381)\c&H47759D&\3c&H04072C&\bord6\blur2}CWThierry

2
00:00:21,850 --> 00:00:24,440
‫چرا مردم هاملین..

3
00:00:24,440 --> 00:00:29,570
‫به‌خاطر خلاص‌کردن شهر از دست موش‌ها به نی‌نواز پول ندادن؟

4
00:00:30,650 --> 00:00:33,450
‫فکر می‌کنم احساس می‌کردن ارزشش رو نداره.

5
00:00:33,450 --> 00:00:36,450
‫ولی نباید زیر قولشون بزنن.

6
00:00:37,030 --> 00:00:39,660
{\an8}‫همون‌طور که توافق کرده بودن از شر موش‌ها خلاص شد.

7
00:00:41,790 --> 00:00:44,710
‫به‌نظر می‌رسه اون‌ها با اینکه زیر قولشون بزنن مشکلی نداشتن.

8
00:00:45,420 --> 00:00:49,840
‫برای همینه که نی‌نواز در ازاش بچه‌ها رو برد.

9
00:00:51,090 --> 00:00:55,090
‫در آخر اون‌ها چیزی ارزشمند‌تر از پول رو از دست دادن.

10
00:01:00,680 --> 00:01:01,970
‫بچه‌ها چی؟

11
00:01:02,850 --> 00:01:04,600
‫برای اون‌ها چه اتفاقی افتاد؟

12
00:01:05,640 --> 00:01:07,850
{\an8}‫اون‌ها توسط نی‌نواز بُرده شدن...

13
00:01:08,610 --> 00:01:10,360
{\an8}‫و تاابد به خوبی و خوشی زندگی کردن؟

14
00:01:11,190 --> 00:01:12,400
{\an8}‫حتماً همین‌طوره.

15
00:02:00,730 --> 00:02:08,400
SayaKa,

16
00:02:00,730 --> 00:02:08,400
Dawn

17
00:02:00,730 --> 00:02:08,400


18
00:02:00,730 --> 00:02:08,400


19
00:02:00,730 --> 00:02:08,400
CWThierry

20
00:02:00,730 --> 00:02:08,400
SayaKa,

21
00:02:00,730 --> 00:02:08,400
Dawn

22
00:02:00,730 --> 00:02:08,400


23
00:02:00,730 --> 00:02:08,400


24
00:02:43,200 --> 00:02:45,870
‫پنج یکی، پنج‌تا. پنج‌ دوتا، ده‌تا.

25
00:02:45,870 --> 00:02:49,160
‫پنج سه‌تا، پونزده‌تا. پنج‌ چهارتا، بیست‌تا.

26
00:02:49,160 --> 00:02:52,540
‫پنج پنج‌تا، بیست‌وپنج‌تا. پنج شیش‌تا، سی‌تا.

27
00:02:52,540 --> 00:02:55,880
‫پنج هفت‌تا، سی‌و‌پنج‌تا. پنج هشت‌تا، چهل‌تا.

28
00:02:55,880 --> 00:02:57,460
‫پنج نُه‌تا، چهل‌و‌پنج‌تا.

29
00:02:59,880 --> 00:03:02,390
‫کس دیگه‌ای جواب این سؤال رو می‌دونه؟

30
00:03:11,390 --> 00:03:14,560
‫ماریا، چی شده؟ مثل اینکه حواست پرته.

31
00:03:14,560 --> 00:03:17,280
‫اوه، آقا معلم. داشتم به ابرها نگاه می‌کردم.

32
00:03:17,280 --> 00:03:18,570
‫ابرها؟

33
00:03:19,360 --> 00:03:23,360
‫ابرها دارن از سمت غرب میان، که یعنی قراره به‌زودی بارون بیاد.

34
00:03:23,950 --> 00:03:25,950
‫من بارون رو دوست دارم.

35
00:03:26,660 --> 00:03:28,620
‫دنیا رو پاک و تمیز می‌کنه.

36
00:03:29,200 --> 00:03:32,920
‫تمام چیزهای زشت و کثیف از بین می‌رن.

37
00:03:34,460 --> 00:03:39,130
‫مشکلی نیست که چشم‌انتظار بارش بارون باشی.
‫هرچی نباشه محصولات روستا هم به بارون بنده.

38
00:03:39,880 --> 00:03:43,090
‫ولی ازت می‌خوام که حواست به درس‌هات هم باشه.

39
00:03:43,890 --> 00:03:45,470
‫معذرت می‌خوام، آقا معلم.

40
00:03:45,470 --> 00:03:47,310
‫جواب سؤال رو می‌دونی؟

41
00:03:47,310 --> 00:03:48,350
‫۵۳.

42
00:03:49,100 --> 00:03:50,270
‫درسته.

43
00:03:50,270 --> 00:03:54,520
‫می‌گم، آقا معلم؟ توی زمین‌های مزرعه
‫همیشه تعداد شیارهای جای شخم عدد زوجن، درسته؟

44
00:03:55,100 --> 00:03:57,270
‫پس چرا اون‌یکی یه عدد فرده؟

45
00:03:57,270 --> 00:03:59,730
‫توی بعضی از موارد شاید جواب عدد فرد باشه.

46
00:03:59,730 --> 00:04:03,450
‫گراند کُد می‌گه اگه می‌تونید محاسبات زمین کشاورزی رو انجام بدید،

47
00:04:03,450 --> 00:04:05,370
‫به ریاضیات دیگه‌ای احتیاج ندارید.

48
00:04:05,370 --> 00:04:07,330
{\an8}‫هـ ـ همین‌طوره.

49
00:04:07,330 --> 00:04:09,700
{\an8}‫گراند کُد درست می‌گه.

50
00:04:09,700 --> 00:04:12,250
{\an8}‫هرچند، همیشه استثنائاتی هم وجود دارن.

51
00:04:12,250 --> 00:04:14,580
{\an8}‫هیچ مزرعه‌ای یه مربع کامل نیست، درسته؟

52
00:04:15,420 --> 00:04:17,960
{\an8}‫درسته. اون‌ها مربع کامل نیستن.

53
00:04:18,460 --> 00:04:20,550
{\an8}‫درست مثل حرفیه که زدید، آقا معلم.

54
00:04:23,300 --> 00:04:28,890
‫توی روستای ما، باید بعد از ۱۷ سالگی مدرسه رو ترک و شروع به‌کار کنی.

55
00:04:28,890 --> 00:04:30,520
‫ماریا، برای تو هم همین‌طوره.

56
00:04:31,180 --> 00:04:32,480
‫می‌دونم.

57
00:04:32,480 --> 00:04:35,480
‫من فقط یه ماه دیگه دانش‌آموز شما هستم.

58
00:04:35,480 --> 00:04:39,690
‫ازت می‌خوام تا قبل‌از اون هرچی که می‌تونی یاد بگیری.

59
00:04:39,690 --> 00:04:43,110
‫هنوزم چیزهای زیادی هستن که باید ازشون مطلع بشی.

60
00:04:43,110 --> 00:04:46,160
‫همسایه‌م دبورا توی ۱۲ سالگی مدرسه رو ترک کرد.

61
00:04:46,160 --> 00:04:47,660
‫و کارول هم توی ۱۴ سالگی.

62
00:04:47,660 --> 00:04:51,910
‫ولی فکر نمی‌کنم که گراند کُد برای من استثنائی قائل بشه.

63
00:04:51,910 --> 00:04:55,160
‫اون به همون اندازه که به دیگران سخت می‌گیره، به خودشم می‌گیره.

64
00:04:55,160 --> 00:04:59,130
‫فکر نمی‌کنم که اون اجازه بده که شخصِ‌تو بیشتر از این توی مدرسه بمونی.

65
00:04:59,130 --> 00:05:01,090
‫درست می‌گید، احتمالاً.

66
00:05:02,380 --> 00:05:05,010
‫ماریا، من نگران حالتم.

67
00:05:05,010 --> 00:05:08,260
‫تو باهوشی، ولی احساساتی و رؤیاباف هم هستی.

68
00:05:08,260 --> 00:05:11,470
{\an8}‫موندم یعنی برای دنیای واقعی آماده هستی یا نه.

69
00:05:12,430 --> 00:05:13,730
{\an8}‫فهمیدم!

70
00:05:13,730 --> 00:05:17,690
{\an8}‫امروز بهت یه درس ویژه می‌دم. بعداز مدرسه جایی نرو.

71
00:05:17,690 --> 00:05:19,020
‫یه درس ویژه؟

72
00:05:19,020 --> 00:05:24,150
‫آره، تا بتونی توی زمان کوتاه قبل‌از
‫فارغ‌التحصیلی تا حد امکان بیشتر یاد بگیری.

73
00:05:24,820 --> 00:05:26,070
‫ممنونم، آقا معلم.

74
00:05:26,570 --> 00:05:30,120
‫ولی اگه نرم خونه گراند کُد دعوام می‌کنه.

75
00:05:30,120 --> 00:05:33,120
‫اینکه ولگردی یا تنبلی نیست.

76
00:05:33,120 --> 00:05:35,580
‫مطمئنم که مادربزرگت اجازه‌ش رو می‌ده.

77
00:05:36,330 --> 00:05:37,790
‫امیدوارم حق با شما باشه.

78
00:05:39,330 --> 00:05:42,590
‫مطمئنم می‌دونید گراند کُد چطور آدمیه، نه؟

79
00:05:42,590 --> 00:05:43,710
‫معلومه.

80
00:05:43,710 --> 00:05:49,220
‫اون رئیس بزرگ روستای ماست،
‫همون‌قدر که سخت‌گیره مهربون هم هست.

81
00:05:51,430 --> 00:05:53,430
‫برای همینه که امروز می‌رم خونه.

82
00:05:53,430 --> 00:05:56,230
‫بهتره که من اونجا باشم.

83
00:06:07,650 --> 00:06:09,780
‫نگران حال ماریا هستم.

84
00:06:10,620 --> 00:06:14,450
‫اون باهوشه و هرچیزی که بهش یاد می‌دم رو می‌فهمه.

85
00:06:14,450 --> 00:06:18,120
‫ولی گاهی می‌تونه بچگی کنه و دور از واقعیت باشه.

86
00:06:18,750 --> 00:06:22,250
‫یعنی اون آماده‌ست که با اون زن‌های محکم و قوی کار کنه؟

87
00:06:23,090 --> 00:06:25,300
‫کاری جز نگرانی ازم بر نمیاد.

88
00:06:25,300 --> 00:06:28,220
‫کاش فقط یکی بود که ازش محافظت می‌کرد.

89
00:06:31,840 --> 00:06:35,560
‫متأسفانه، می‌دونم که تحصیلات اون برای گراند کُد اولویتی نداره.

90
00:06:36,220 --> 00:06:37,680
‫این یعنی که طی چندسال،

91
00:06:37,680 --> 00:06:40,940
‫اون با یکی از مردهای روستا ازدواج می‌کنه.

92
00:06:40,940 --> 00:06:44,020
‫صرفاً فکر کردن بهش هم غیرقابل تحمله. من می‌خوام که با اون-

93
00:06:48,650 --> 00:06:49,990
‫دارم چیکار می‌کنم؟

94
00:07:04,090 --> 00:07:06,670
‫ماریا، امروز چه کارهایی کردی؟

95
00:07:06,670 --> 00:07:09,760
‫رفتم خونه‌ی آقا معلم و ریاضیات یاد گرفتم.

96
00:07:10,720 --> 00:07:11,930
‫دیگه چی؟

97
00:07:11,930 --> 00:07:14,100
‫همون سخنرانی‌های خسته‌کننده‌ی همیشگیش.

98
00:07:14,100 --> 00:07:15,220
‫که این‌طور.

99
00:07:15,220 --> 00:07:17,350
‫گراند کُد. حوصله‌م سر رفته.

100
00:07:17,970 --> 00:07:20,310
‫چقدر دیگه باید توی مدرسه بمونم؟

101
00:07:20,310 --> 00:07:23,600
‫عه‌وا عه‌وا، این چه حرفیه می‌زنی.

102
00:07:23,600 --> 00:07:28,530
‫فقط بچه‌های خوش‌شانسی مثل تو می‌تونن تا ۱۷ سالگی به مدرسه برن.

103
00:07:28,530 --> 00:07:33,490
{\an8}‫ولی من همیشه‌ی خدا باید توی اون کلاس تنگ و بوگندو باشم.

104
00:07:34,070 --> 00:07:36,910
‫هرروز اسم و انواع محصولات کشاورزی رو حفظ می‌کنم.

105
00:07:36,910 --> 00:07:39,040
‫و دیگه یادم نیست که چنددفعه شده.

106
00:07:39,040 --> 00:07:41,830
‫همون حساب‌کتابی رو انجام می‌دم که چشم‌بسته هم می‌تونم انجامش بدم.

107
00:07:41,830 --> 00:07:43,710
‫طبیعی نیست که خسته بشم؟

108
00:07:45,500 --> 00:07:47,420
‫خدایا خدایا، چه بچه‌ی شیطونی هستی.

109
00:07:48,170 --> 00:07:52,380
‫اگه این‌طوره، طرف‌های آخر ماه لوکاس رو برای شام دعوت می‌کنم.

110
00:07:52,380 --> 00:07:53,380
‫چطوره؟

111
00:07:54,430 --> 00:07:55,890
‫گراند کُد!

112
00:07:55,890 --> 00:07:57,100
‫چیه؟

113
00:07:57,100 --> 00:08:01,560
‫ماریا هنوز یه بچه‌ست. یکمی برای این کارها زود نیست؟

114
00:08:01,560 --> 00:08:03,310
‫شاید دو سه‌سال دیگه؟

115
00:08:03,310 --> 00:08:05,560
‫چرا باید این‌قدر صبر کنیم؟

116
00:08:05,560 --> 00:08:08,820
‫ماریا می‌تونه تقویم رو بخونه و تعداد شیارهای شخم زمین رو بشماره.

117
00:08:08,820 --> 00:08:10,360
‫همین‌ باید کافی باشه.

118
00:08:10,900 --> 00:08:12,780
‫خب، گمونم درسته، ولی...

119
00:08:12,780 --> 00:08:17,240
‫باید ریاضیات بلد باشی تا بتونی
‫بذرهای سیب‌زمینی رو توی بهار بکاری.

120
00:08:17,240 --> 00:08:18,450
‫درسته.

121
00:08:18,450 --> 00:08:21,080
‫ماریا می‌دونه که چرا تحصیل‌کردن واجبه.

122
00:08:21,080 --> 00:08:23,500
‫این ثابت می‌کنه که اون یه دختر باهوشه.

123
00:08:23,500 --> 00:08:25,040
‫ولی آخه ماریا،

124
00:08:26,960 --> 00:08:29,380
‫مطمئنی که برای ازدواج‌کردن آماده‌ای؟

125
00:08:30,050 --> 00:08:32,840
‫خودم نمی‌دونم که آماده‌م یا نه.

126
00:08:33,420 --> 00:08:35,760
‫ولی می‌دونم که قراره زن یکی باشم.

127
00:08:36,260 --> 00:08:38,350
‫یه زن جواهر خانواده‌ی جدیدشه.

128
00:08:38,350 --> 00:08:43,180
‫همسرش، پدر همسرش و خواهرها و برادرهای همسرش اون رو عزیز می‌دونن.

129
00:08:44,100 --> 00:08:48,860
‫لوکاس قویه و خانواده‌ش بیست‌تا گوسفند دارن.

130
00:08:48,860 --> 00:08:49,980
‫انتخاب خوبیه.

131
00:08:49,980 --> 00:08:55,700
‫ولی می‌گن که لوکاس بی‌رحمه و با هرکسی دعوا می‌کنه.

132
00:08:55,700 --> 00:08:56,600
‫اون-

133
00:08:56,680 --> 00:08:58,600
‫هرچی قوی‌تر باشه بهتره.

134
00:08:59,700 --> 00:09:03,250
‫این روستا به تنه‌لش‌ها و لااوبالی‌ها نیازی نداره.

135
00:09:03,250 --> 00:09:07,080
‫از احمق‌هایی که فقط شکایت و انتقاد می‌کنن
‫ولی هیچ‌وقت کار نمی‌کنن متنفرم.

136
00:09:08,000 --> 00:09:10,420
‫ما فقط به آدم‌های صادق و سخت‌کوش نیاز داریم.

137
00:09:11,420 --> 00:09:14,630
‫ما که نمی‌خواستیم شکایت کنیم، مگه نه؟

138
00:09:14,630 --> 00:09:18,300
‫جوزف، اگه از نحوه‌‌ی مدیریت من خوشت نمیاد،

139
00:09:18,300 --> 00:09:20,560
‫آزادی که بلند شی و با مالتا بری.

140
00:09:20,560 --> 00:09:23,140
‫اصلاً فکرش رو هم نکنید. من هیچ‌وقت...

141
00:09:23,140 --> 00:09:26,600
{\an8}‫معذرت می‌خوام اگه بهتون توهین کردم.

142
00:09:26,600 --> 00:09:31,070
{\an8}‫به لطف ریاست ماهرانه‌ی شماست که این روستا دووم آورده.

143
00:09:31,940 --> 00:09:34,900
‫خب، ازت می‌خوام که خورشت مرغ درست کنی.

144
00:09:34,900 --> 00:09:38,530
‫خیلی وقته که نخوردیم و مهمون‌هایی داریم که باید شکم‌شون رو سیر کنیم.

145
00:09:39,410 --> 00:09:40,320
‫چشم.

146
00:09:43,410 --> 00:09:44,660
‫داره بارون میاد.

147
00:09:45,160 --> 00:09:46,660
‫من بارون رو دوست دارم.

148
00:09:57,930 --> 00:09:58,800
‫کیه؟

149
00:10:00,680 --> 00:10:01,760
‫نکنه...

150
00:10:01,760 --> 00:10:03,310
‫ماریا، تویی؟

151
00:10:25,580 --> 00:10:28,960
‫ببخشید، ولی می‌شه یه فنجون آب جوش بهم بدید؟

152
00:10:28,960 --> 00:10:32,420
‫به آدم مشکوکی مثل تو هیچی نمی‌دم.

153
00:10:32,920 --> 00:10:34,920
‫ازت می‌خوام که فوراً از اینجا بری.

154
00:10:34,920 --> 00:10:38,880
‫زیر سایه‌بون هم باشه خوبه. فقط یه جا می‌خوام که بخوابم.

155
00:10:38,880 --> 00:10:40,430
‫مسخره‌بازی در نیار.

156
00:10:40,430 --> 00:10:43,470
‫تو یه آدم نجسی و احتمالاً شپش هم داری!

157
00:10:43,470 --> 00:10:44,370
‫اگه التماس کنم چی؟

158
00:10:44,580 --> 00:10:46,720
‫تو دیگه برای یه گدا هم زیادی سمجی!

159
00:10:47,430 --> 00:10:49,390
‫من گدا نیستم.

160
00:10:49,390 --> 00:10:51,020
‫گدا نیستی؟

161
00:10:51,020 --> 00:10:54,690
‫بااین‌حال نصفه‌شب می‌پری تو خونه‌ی مردم، تازه دستورم می‌دی؟

162
00:10:56,730 --> 00:10:58,110
‫من درحال سفرم.

163
00:10:58,110 --> 00:10:59,280
‫مسافری؟

164
00:10:59,780 --> 00:11:03,570
‫بله. شهر به شهر سفر می‌کنم، به روستاها سر می‌زنم، دنیا رو می‌گردم.

165
00:11:05,700 --> 00:11:09,080
‫اگه این گدایی نیست، پس چیه؟

166
00:11:09,080 --> 00:11:10,960
{\an8}‫یه گدا فقط می‌گیره.

167
00:11:11,500 --> 00:11:14,040
{\an8}‫ولی من می‌تونم چیزی هم بهت بدم.

168
00:11:15,420 --> 00:11:17,130
‫دست از دروغ گفتن بردار.

169
00:11:17,130 --> 00:11:21,510
‫کسی که برای غذا و جای خواب گدایی می‌کنه چی می‌تونه ببخشه؟

170
00:11:22,640 --> 00:11:24,550
‫من آماده‌م که این رو بهت بدم.

171
00:11:25,550 --> 00:11:27,470
‫به‌عنوان دستمزد برای یک‌شب موندن.

172
00:11:28,520 --> 00:11:29,680
‫این چیه؟

173
00:11:37,440 --> 00:11:38,650
‫چه وحشتناک!

174
00:11:39,240 --> 00:11:41,740
‫چی باعث میشه که این رو بگی؟

175
00:11:41,740 --> 00:11:45,200
‫یه زوج با لباس‌های مجلل که دارن با نگاه هوسناک همدیگه رو دید می‌زنن؟!

176
00:11:45,200 --> 00:11:47,330
‫اگه این وحشتناک نیست، پس چیه؟!

177
00:11:47,330 --> 00:11:50,200
‫عه، پس تو این‌طوری می‌بینیش؟

178
00:11:50,830 --> 00:11:54,830
‫خیلی وقت پیش توی یه شهر، همون لحظه‌ای که چشمم بهش خورد مجذوبش شدم.

179
00:11:54,830 --> 00:12:00,260
‫برای به‌دست آوردنش تلاش زیادی کردم،
‫چرا که من اون‌ها رو به چشم عشاق خوشبخت می‌دیدم.

180
00:12:00,260 --> 00:12:01,300
{\an8}‫عشاق؟

181
00:12:01,300 --> 00:12:04,970
{\an8}‫منظورت آدم‌های شهوت‌رانیه که مرتکب رفتار ناشایست می‌شن؟!

182
00:12:04,970 --> 00:12:08,430
{\an8}‫شهوت‌ران؟ از نظر تو ابراز محبت همچین چیزیه؟

183
00:12:09,270 --> 00:12:13,600
{\an8}‫عشاق مثل یه منظره‌ی تماشایی‌ان. چیزی نیستن که ازشون بترسی.

184
00:12:13,600 --> 00:12:14,730
{\an8}‫خفه شو!

185
00:12:14,730 --> 00:12:18,360
‫ای گدای کثیف! دزد بی‌آبروی گستاخ!

186
00:12:18,360 --> 00:12:19,690
‫همین الان گمشو بیرون!

187
00:12:21,190 --> 00:12:22,190
‫باشه.

188
00:12:47,220 --> 00:12:48,430
‫آقا معلم،‌صبح بخیر.

189
00:12:48,430 --> 00:12:49,810
‫اوه، صبح بخیر.

190
00:12:50,930 --> 00:12:53,810
‫صبح بخیر.

191
00:12:58,560 --> 00:13:00,190
‫و بعدش چی شد؟

192
00:13:00,190 --> 00:13:03,690
‫خرسه تا چشمش بهم خورد فرار کرد.

193
00:13:03,690 --> 00:13:04,950
‫و بعدش؟

194
00:13:04,950 --> 00:13:06,490
‫لوکاس؟

195
00:13:08,660 --> 00:13:11,370
‫نکنه ماریا و لوکاس...

196
00:13:14,660 --> 00:13:16,080
‫صبح بخیر، آقا معلم.

197
00:13:16,080 --> 00:13:18,170
‫این نگاه عبوسانه برای چیه؟

198
00:13:19,040 --> 00:13:21,920
‫ماریا، ازت می‌خوام که بعداز کلاس جایی نری.

199
00:13:22,510 --> 00:13:24,720
‫یکی رو می‌فرستم که به خانواده‌ت اطلاع بده.

200
00:13:33,180 --> 00:13:34,770
‫بااجازه.

201
00:13:44,820 --> 00:13:49,780
‫خب ماریا، هیچ می‌فهمی که معنی یه مهمانی شام چیه؟

202
00:13:49,780 --> 00:13:51,410
‫معنیش چیه؟

203
00:13:53,200 --> 00:13:55,500
‫شام می‌خوریم و حرف می‌زنیم دیگه.

204
00:13:56,250 --> 00:14:01,090
‫اینکه زن و مردی که عضو یه خانواده نیستن سر یه میز باشن غیرقابل تصوره.

205
00:14:01,090 --> 00:14:04,460
‫و گراند کُد هم هرنوع افراط رو ممنوع کرده.

206
00:14:05,050 --> 00:14:06,470
‫سخت نگیرید، آقا معلم.

207
00:14:06,470 --> 00:14:10,220
‫نیازی نیست آسمون ریسمون ببافید. خودم می‌فهمم.

208
00:14:11,680 --> 00:14:15,100
‫باید ببینیم که آیا لوکاس به‌درد شوهرِ من شدن می‌خوره...

209
00:14:15,100 --> 00:14:18,270
‫و اینکه آیا من مناسب همسرش شدن هستم یا نه.

210
00:14:18,270 --> 00:14:23,070
‫درسته، ولی مسئله این نیست. تو هنوز بچه‌ای.

211
00:14:23,570 --> 00:14:25,230
‫ولی بازم...

212
00:14:25,230 --> 00:14:27,950
‫من برای ازدواج کردن خیلی بچه نیستم.

213
00:14:29,990 --> 00:14:32,030
‫همه یه روزی ازدواج می‌کنن.

214
00:14:32,530 --> 00:14:37,370
‫علاوه‌بر این، من جانشین گراند کُد می‌شم
‫و رهبری روستامون رو به عهده می‌گیرم.

215
00:14:37,370 --> 00:14:39,160
‫پس خیلی هم زود نیست.

216
00:14:39,670 --> 00:14:42,460
‫حداقل گراند کُد که این‌طور فکر می‌کنه.

217
00:14:44,880 --> 00:14:48,260
‫می‌گن گراند کُد وقتی ۱۳ سالش بود ازدواج کرد.

218
00:14:48,260 --> 00:14:51,220
‫اون مال قدیم‌ها بود. الان فرق می‌کنه.

219
00:14:51,220 --> 00:14:52,760
{\an8}‫این‌طور فکر می‌کنید؟

220
00:14:52,760 --> 00:14:57,600
{\an8}‫این روستا از زمان گراند کُد قبلی هیچ تغییری نکرده.

221
00:14:59,020 --> 00:15:02,350
‫منم همین‌طورم، باید زندگی‌ای مثل گراند کُد داشته باشم.

222
00:15:04,860 --> 00:15:06,550
‫صـ ـ صبر کن!

223
00:15:06,680 --> 00:15:07,030
‫هوم؟

224
00:15:07,610 --> 00:15:09,530
‫قصد و نیتت قابل تحسینه.

225
00:15:09,530 --> 00:15:13,240
‫ازدواج یه بنیان رسمیه که خانواده‌ها رو به‌هم پیوند می‌ده.

226
00:15:13,240 --> 00:15:14,240
‫درسته.

227
00:15:15,450 --> 00:15:18,080
‫ولی اون تنها بخشیه که مردم در موردش حرف می‌زنن.

228
00:15:19,160 --> 00:15:21,540
‫بعضی چیزها توی انظار عموم ذکر نمی‌شن.

229
00:15:22,500 --> 00:15:26,460
‫نمی‌فهمم، آقا معلم. منظورتون چیه؟

230
00:15:26,460 --> 00:15:29,880
‫فکر کنم به‌اندازه‌ی کافی بزرگ شدی که این رو ببینی.

231
00:15:36,100 --> 00:15:40,430
‫این به یه کودک آسیب می‌رسونه،
‫ولی با خرد و دانشی که تو داری، مشکلی برات پیش نمیاد.

232
00:15:59,120 --> 00:16:02,120
‫ای وای، چقدر دوست‌داشتنی.

233
00:16:06,000 --> 00:16:08,300
{\an8}‫این رو فقط به تو نشون دادم.

234
00:16:08,300 --> 00:16:11,260
‫تصویری از یه زوج عاشقه.

235
00:16:11,260 --> 00:16:15,260
‫می‌تونی لذتی که عشق‌شون برای همدیگه به ارمغان میاره رو حس کنی.

236
00:16:17,100 --> 00:16:18,350
‫عشاق.

237
00:16:20,270 --> 00:16:24,850
‫ممکنه که این برخلاف آموزه‌ها و دستورات گراند کُد باشه،

238
00:16:25,400 --> 00:16:27,650
‫ولی این‌یکی هم یه حقیقت دیگه‌ست.

239
00:16:27,650 --> 00:16:30,070
‫درسته، حق با شماست.

240
00:16:30,690 --> 00:16:34,110
‫ممنونم، آقا معلم! شما چیز به این زیبایی رو بهم نشون دادید!

241
00:16:34,110 --> 00:16:36,950
‫به‌خاطر اینه که بهت ایمان دارم.

242
00:16:42,200 --> 00:16:44,420
‫واقعاً دوست‌داشتنیه.

243
00:17:18,120 --> 00:17:19,660
‫خوش اومدی، ماریا.

244
00:17:23,700 --> 00:17:24,710
‫عصر بخیر.

245
00:17:25,210 --> 00:17:27,170
‫معلمت چی گفت؟

246
00:17:27,170 --> 00:17:30,590
‫بهش گفتی که وقتی ازدواج کردی ترک تحصیل می‌کنی؟

247
00:17:30,590 --> 00:17:32,050
‫بله، البته.

248
00:17:32,050 --> 00:17:35,800
‫ولی اون گفت باید یکم بیشتر املاء بخونم.

249
00:17:35,800 --> 00:17:40,760
‫وقتی که رئیس روستا شدم یه‌ عالمه کاغذبازی می‌ریزه روی  سرم، مگه نه؟

250
00:17:40,760 --> 00:17:43,180
‫تا وقتی که بتونی اسامی رو بخونی مشکلی نیست.

251
00:17:43,180 --> 00:17:46,730
‫معلمت همیشه حرف‌های بیهوده‌ای می‌زنه.

252
00:17:46,730 --> 00:17:49,560
‫ولی اون معلم خوبیه، چون مهربونه.

253
00:17:49,560 --> 00:17:53,320
‫مهربونی که شکم خانواده رو سیر نمی‌کنه.

254
00:17:54,690 --> 00:17:55,900
‫خودم می‌دونم.

255
00:18:04,750 --> 00:18:07,500
‫این چه کاری بود کردم؟

256
00:18:21,350 --> 00:18:25,720
{\an8}‫پس همون‌جا یه مشت گذاشتم وسط دماغ پائول.

257
00:18:25,720 --> 00:18:28,230
{\an8}‫گفتم، «کسی با من این‌طوری حرف نمی‌زنه.»

258
00:18:28,230 --> 00:18:31,440
{\an8}‫تا یه‌مدت با اون قیافه‌ی داغونش چنان ناله‌ای می‌کرد.

259
00:18:32,020 --> 00:18:34,400
‫خوشحالم که می‌تونیم روت حساب کنیم.

260
00:18:34,400 --> 00:18:40,410
‫پائول گفت که چندوقت پیش یکی رو نزدیک قله‌ی سنگی دیده.

261
00:18:40,410 --> 00:18:45,410
‫روت حساب می‌کنم تا ترتیب اشراری که وارد روستای ما می‌شن رو بدی.

262
00:18:45,410 --> 00:18:48,750
‫اوه، اوه، البته! می‌فرستمشون برن رد کارشون!

263
00:18:48,750 --> 00:18:52,710
‫ماریا، نیازی نیست که نگران باشی. فقط پیش خودمون بمون، باشه؟

264
00:18:52,710 --> 00:18:56,960
‫اون جواهر روستا ماست. انتظار دارم که قدرش رو بدونید.

265
00:18:56,960 --> 00:18:58,760
‫البته که می‌دونیم.

266
00:18:58,760 --> 00:19:02,430
‫توی خونه نگهش می‌داریم و حسابی ازش مراقبت می‌کنیم.

267
00:19:02,430 --> 00:19:05,930
‫وقتی که من مردم، اون می‌شه رئیس بعدی روستا.

268
00:19:06,430 --> 00:19:10,350
‫متأسفانه، مالتا برای این کار خوب نبود، ولی ماریا خیلی باهوشه.

269
00:19:10,980 --> 00:19:13,400
‫اون جانشین خوبی برای من می‌شه.

270
00:19:15,480 --> 00:19:18,860
‫خودم می‌دونم! و خیلی هم خوشگله!

271
00:19:19,650 --> 00:19:21,360
‫باهاش خوب رفتار می‌کنم.

272
00:19:21,910 --> 00:19:27,160
{\an8}‫اگه این رو از ته دل می‌گی، تصمیم‌گیری درمورد مهریه‌ش رو بسپارید به خودش.

273
00:19:29,200 --> 00:19:30,330
‫چی گفتید؟!

274
00:19:31,580 --> 00:19:33,670
‫یه زن مدیریت هزینه‌ها رو بگیره دستش؟!

275
00:19:33,670 --> 00:19:34,690
‫دقیقاً.

276
00:19:34,780 --> 00:19:36,000
‫اصلاً خنده‌دار نیست!

277
00:19:36,000 --> 00:19:39,130
‫امکان نداره با چنین چیزی موافقت کنیم. حتی اگه شما باشی!

278
00:19:39,130 --> 00:19:42,930
{\an8}‫حتی اگه اون نوه‌ی عزیزتون باشه، این دیگه زیاده‌رویه!

279
00:19:43,760 --> 00:19:46,100
{\an8}‫اگه مدیریت هزینه‌ها دست شماها باشه،

280
00:19:46,100 --> 00:19:49,520
{\an8}‫در عرض یه سال ثروت ماریا رو به باد می‌دید.

281
00:19:51,520 --> 00:19:53,350
‫ناامید شدید؟

282
00:19:53,350 --> 00:19:54,610
‫ولی...

283
00:19:54,610 --> 00:19:59,480
‫ماریا در نهایت یه بچه به دنیا میاره.
‫اون‌موقع می‌تونید دارایی‌تون رو ادغام کنید.

284
00:19:59,480 --> 00:20:00,550
‫آره، گمونم...

285
00:20:00,760 --> 00:20:02,860
‫اگه بچه‌دار نشم چی می‌شه؟

286
00:20:04,070 --> 00:20:06,330
‫مثل این مرغ سلاخی می‌شم؟

287
00:20:06,330 --> 00:20:07,370
‫ماریا.

288
00:20:07,370 --> 00:20:10,790
‫مرغ امروز بوی بدی نداشت، ولی یکم خشک بود.

289
00:20:10,790 --> 00:20:13,210
‫آخرین بار، یه خروس رو سر بریدیم.

290
00:20:13,210 --> 00:20:15,750
‫امروز، فقط به‌خاطر تو مرغ درست کردیم.

291
00:20:15,750 --> 00:20:18,380
‫اون‌یکی که دیگه نمی‌تونست تخم بذاره؟

292
00:20:24,890 --> 00:20:27,760
‫خب ماریا، نظرت در مورد لوکاس چیه؟

293
00:20:28,680 --> 00:20:31,980
{\an8}‫خب، لوکاس یه احمق پرمدعاست.

294
00:20:31,980 --> 00:20:32,940
{\an8}‫عـــه؟!

295
00:20:32,940 --> 00:20:36,940
{\an8}‫اون بی‌رحمه، پس احتمالاً وقتی ازدواج کردیم شروع به کتک زدنم می‌کنه.

296
00:20:37,730 --> 00:20:39,900
‫هرچی نباشه اون عاشق قلدری برای ضعفاست.

297
00:20:40,480 --> 00:20:42,360
‫ولی مشکلی باهاش ندارم.

298
00:20:42,360 --> 00:20:47,820
‫لوکاس برای من بهترین گزینه‌ست،
‫پس دلیلی نداره که نگرانی داشته باشم.

299
00:20:50,660 --> 00:20:54,290
‫ما ـ‌ ماریا، به چشم تو من همچین آدمی‌ام؟

300
00:20:54,290 --> 00:20:56,000
‫من خیال می‌کردم-

301
00:20:56,000 --> 00:20:59,960
‫ما مثل عشاق به هم دل می‌بندیم و از روی عشق و علاقه باهم ازدواج می‌کنیم؟

302
00:20:59,960 --> 00:21:01,000
‫عشق؟!

303
00:21:01,000 --> 00:21:03,470
‫بسه، ماریا. حیا کن.

304
00:21:03,470 --> 00:21:06,680
‫ماریا تو بچه‌ی باهوشی هستی ولی بعضی‌وقتا
‫زیادی پوست‌کنده حرف می‌زنی.

305
00:21:06,680 --> 00:21:09,100
‫باید یاد بگیری هر حرفی رو به زبون نیاری.

306
00:21:09,100 --> 00:21:10,260
‫چشم.

307
00:21:10,260 --> 00:21:14,430
‫به صحبت‌کردن درخصوص ازدواج شما دوتا
‫ادامه می‌دیم، ولی هنوز زوده دلتو صابون بزنی.

308
00:21:14,430 --> 00:21:17,900
‫چهار دونگ حواسم بهت هست.

309
00:21:18,520 --> 00:21:20,520
‫متوجه شدم، گراند کُد.

310
00:21:27,410 --> 00:21:30,120
‫شنیدم لوکاس و ماریا قراره ازدواج کنن.

311
00:21:30,120 --> 00:21:31,120
‫هـــــه؟

312
00:21:31,700 --> 00:21:34,750
‫من اگه قرار باشه ازدواج کنم، می‌خوام با توماس باشه.

313
00:21:34,750 --> 00:21:37,500
‫گراند کُد خودش شوهرتو انتخاب می‌کنه.

314
00:21:37,500 --> 00:21:39,630
‫ممکنه سایمون دماغو گیرت بیاد.

315
00:21:39,630 --> 00:21:41,210
‫نمی‌خوام!

316
00:21:42,460 --> 00:21:45,220
‫کدومتون این حرفو زد؟! فوراً بیاد جلو!

317
00:21:47,180 --> 00:21:50,550
‫این حرف‌های احمقانه دیگه چیه! یه‌مشت دری‌وری‌ـه!

318
00:21:50,550 --> 00:21:55,020
‫وحشتناک رکیکه. من همچین دانش‌آموزهایی رو اینجا نمی‌خوام!

319
00:21:59,480 --> 00:22:00,520
‫دست‌هاتونو بیارین جلو!

320
00:22:01,020 --> 00:22:03,320
‫باید تنبیه بشین!

321
00:22:05,740 --> 00:22:06,860
‫صبحتون بخیر.

322
00:22:08,950 --> 00:22:10,280
‫هوا امروز خیلی‌خوبه.

323
00:22:11,530 --> 00:22:13,700
‫مطمئناً گوسفندها هم کیفورن.

324
00:22:14,580 --> 00:22:15,410
‫آقا معلم؟

325
00:22:15,410 --> 00:22:18,790
‫ازتون می‌خوام امروز بعداز مدرسه، یه‌چیزی یادم بدین.

326
00:22:18,790 --> 00:22:20,150
‫می‌تونم بعد از کلاس بمونم؟

327
00:22:20,150 --> 00:22:21,380
‫آ ـ آره.

328
00:22:22,540 --> 00:22:23,920
‫البته.

329
00:22:24,960 --> 00:22:26,670
‫بیخیال. برین بشینین سرجاتون.

330
00:22:27,260 --> 00:22:29,090
‫آقا معلم، ببخشید.

331
00:22:29,090 --> 00:22:30,300
‫ببخشید.

332
00:22:30,890 --> 00:22:33,930
‫با یه‌بند عذرخواهی کردن که مشکلی حل نمی‌شه.

333
00:22:33,930 --> 00:22:35,600
‫فقط نبینم دیگه تکرار کنید.

334
00:22:38,690 --> 00:22:40,230
‫بـ ـ بخدا راست می‌گم.

335
00:22:40,940 --> 00:22:44,860
‫یه مرد قدبلند دیدم که اینجا وایساده بود
‫و داشت دهکده رو از نظر می‌گذروند.

336
00:22:44,860 --> 00:22:46,190
‫از کجا می‌دونی مرد بود؟

337
00:22:46,190 --> 00:22:50,160
‫عــــه، آخه یه زن که اون‌طوری این اطراف پرسه نمی‌زنه، گراند کُد.

338
00:22:50,860 --> 00:22:54,330
‫ درکمال تعجب، جوابت قانع‌کننده بود، پاول.

339
00:22:57,200 --> 00:23:00,330
‫ما توی دهکده نیازی به غریبه‌ها نداریم. صرفاً وبال گردن‌مون می‌شن.

340
00:23:05,250 --> 00:23:06,510
‫موضوع چیه، ماریا؟

341
00:23:07,340 --> 00:23:09,470
‫ازم می‌خوای چی یادت بدم؟

342
00:23:11,340 --> 00:23:12,640
‫گراند کُد می‌گه،

343
00:23:13,550 --> 00:23:16,810
‫«ماریا، به صلاحته طرز درست حرف زدن رو یاد بگیری.»

344
00:23:17,600 --> 00:23:19,180
‫طرز درست حرف زدن؟

345
00:23:19,180 --> 00:23:20,940
‫می‌گه خیلی پوست‌کنده حرف می‌زنم.

346
00:23:21,520 --> 00:23:24,900
‫ولی من از صغری کبری چیدن بدم میاد.

347
00:23:25,480 --> 00:23:28,860
‫آقا معلم، می‌شه اون نقاشی رو یه‌بار دیگه نشونم بدین؟

348
00:23:32,410 --> 00:23:33,780
‫خواهش می‌کنم، آقا معلم!

349
00:23:34,830 --> 00:23:36,160
‫خیلی‌خب.

350
00:23:36,160 --> 00:23:37,740
‫نشونت می‌دم.

351
00:23:40,000 --> 00:23:41,250
‫ممنون، آقا معلم!

352
00:23:42,000 --> 00:23:43,210
‫زود باشین نشونم بدین.

353
00:23:44,790 --> 00:23:45,880
‫آروم باش.

354
00:23:46,500 --> 00:23:47,380
‫بفرما.

355
00:23:52,630 --> 00:23:54,300
‫واقعاً دوست‌داشتنیه، آقا معلم!

356
00:23:55,260 --> 00:23:57,470
‫باورم نمی‌شه همچین چیز زیبایی وجود داره.

357
00:23:59,100 --> 00:24:00,270
‫می‌گم، آقا معلم.

358
00:24:00,270 --> 00:24:04,480
‫می‌شه بهم قرضش بدین؟
‫اصلاً نمی‌ذارم کسی چشمش بهش بیفته!

359
00:24:05,270 --> 00:24:09,320
‫مـ ـ‌ مزخرف نگو!
‫اگه یه‌وقت گراند کُد بفهمه چی؟

360
00:24:09,320 --> 00:24:10,360
‫نگران نباشین.

361
00:24:10,360 --> 00:24:13,660
‫حتی اگه بفهمه، مطلقاً بهش نمی‌گم مال شماست.

362
00:24:14,610 --> 00:24:15,620
‫نمی‌شه.

363
00:24:17,160 --> 00:24:18,160
‫آقا معلم؟

364
00:24:21,080 --> 00:24:23,960
‫این نقاشی رو از کجا گیر آوردین؟

365
00:24:25,080 --> 00:24:29,210
‫ما فقط وقتی‌که گراند کُد اجازه بده، به شهر اون‌طرف کوه سر می‌زنیم.

366
00:24:29,710 --> 00:24:31,090
‫اونم هرچند سال یه‌بار.

367
00:24:32,010 --> 00:24:34,630
‫ولی تاحالا نشنیدم شما رفته باشین اونجا.

368
00:24:43,390 --> 00:24:44,940
‫دوست دارم بهت بگم.

369
00:24:46,560 --> 00:24:48,480
‫حتی نقاشیه رو بهت می‌دم.

370
00:24:51,280 --> 00:24:55,070
‫ولی فقط به‌شرطی که قول بدی مال من می‌شی.

371
00:24:55,570 --> 00:24:59,370
‫«مال شما بشم»؟ دارین پیشنهاد ازدواج می‌دین؟

372
00:25:10,300 --> 00:25:11,210
‫برای من...

373
00:25:13,630 --> 00:25:16,680
‫بین شما و لوکاس فرقی نیست.

374
00:25:18,180 --> 00:25:20,310
‫صرفاً به حرف گراند کُد عمل می‌کنم.

375
00:25:21,140 --> 00:25:23,390
‫پس، من هیچ شانسی ندارم.

376
00:25:23,390 --> 00:25:26,140
‫گراند کُد احتمالاً تو رو به عقد لوکاس دربیاره.

377
00:25:26,140 --> 00:25:27,560
‫آره، به احتمال بالا.

378
00:25:28,060 --> 00:25:34,110
‫ولی اگه بهم بگین این رو از کجا گیر آوردین، شاید بتونم یه‌کاری کنم.

379
00:25:34,690 --> 00:25:37,200
‫یه‌چیزی که بتونه گراند کُد رو متقاعد کنه.

380
00:25:40,870 --> 00:25:42,540
‫یه گدا اومد دم خونه‌م.

381
00:25:42,540 --> 00:25:43,750
‫گدا؟

382
00:25:44,250 --> 00:25:47,750
‫گراند کُد گفت پاول کسی رو نزدیکای «قله‌ی سنگی» دیده.

383
00:25:48,290 --> 00:25:49,440
‫شاید این گداهه بوده؟

384
00:25:49,440 --> 00:25:50,750
‫هیچ نظری ندارم!

385
00:25:51,340 --> 00:25:54,710
‫تنها چیزی که می‌دونم، اینه که یه گدا
‫در خونه‌م رو زد و اجازه خواست شب رو اینجا بمونه!

386
00:25:55,720 --> 00:25:58,640
‫در ازاش، این کتاب رو بهم داد.

387
00:25:58,640 --> 00:26:00,260
‫اون چه‌جور آدمی بود؟

388
00:26:01,760 --> 00:26:04,430
‫اهل کجاست و کجا می‌ره؟

389
00:26:04,430 --> 00:26:07,270
‫هنوز اینجا پیشتونه؟

390
00:26:07,270 --> 00:26:09,770
‫نه، اون گدا...

391
00:26:09,770 --> 00:26:13,320
‫مطمئنم دلتون می‌خواد من رو خیلی بیشتر از این خوش‌حال کنین، آقا معلم.

392
00:26:14,320 --> 00:26:17,200
‫پس، باید من رو با اون شخص آشنا کنین.

393
00:26:17,200 --> 00:26:18,820
‫اون اینجا نیست!

394
00:26:20,490 --> 00:26:22,780
‫جدی؟ کجا رفته؟

395
00:26:22,780 --> 00:26:24,290
‫ازش نپرسیدم!

396
00:26:24,290 --> 00:26:26,500
‫ولی مطمئنم برمی‌گرده.

397
00:26:26,500 --> 00:26:29,670
‫به گداهه می‌گم توی خونه‌م بمونه تا فردا به دیدنش بیای.

398
00:26:29,670 --> 00:26:30,750
‫واقعاً؟

399
00:26:30,750 --> 00:26:32,210
‫قول می‌دم.

400
00:26:33,300 --> 00:26:34,710
‫پس، تو هم قول بده.

401
00:26:34,710 --> 00:26:40,180
‫آره، اگه من رو با مسافرـه آشنا کنین، باهاتون ازدواج می‌کنم.

402
00:26:41,760 --> 00:26:43,140
‫قسم می‌خوری؟

403
00:26:43,720 --> 00:26:45,100
‫قسم می‌خورم.

404
00:26:45,100 --> 00:26:50,190
‫پس، من این نقاشی رو به‌خاطر حسن نیتت، نگه می‌دارم.

405
00:26:59,990 --> 00:27:00,910
‫برگشتم.

406
00:27:01,990 --> 00:27:03,070
‫خوش اومدی.

407
00:27:18,210 --> 00:27:21,340
‫بیدار شو. می‌دونم بیداری.

408
00:27:23,010 --> 00:27:26,310
‫اینو بخور. نمی‌خوام اینجا تلف شی.

409
00:27:26,310 --> 00:27:29,770
‫«نمی‌خوام اینجا تلف شی»؟
‫چه حرف وحشتناکی.

410
00:27:30,480 --> 00:27:33,730
‫به‌خصوص بعد اینکه نزدیک بود منو بکشی.

411
00:27:34,480 --> 00:27:35,650
‫مسافر.

412
00:27:35,650 --> 00:27:38,190
‫اومدم پرداختی امروز رو بگیرم.

413
00:27:39,070 --> 00:27:41,660
‫من هرچیز ارزشمندی که همراهم داشتم رو بهت دادم.

414
00:27:41,670 --> 00:27:45,120
‫منم که می‌گم چی ارزشمنده و چی نه.

415
00:27:46,030 --> 00:27:47,240
‫که اینطور.

416
00:27:50,410 --> 00:27:51,750
‫همین برام مونده.

417
00:27:53,500 --> 00:27:55,590
‫غیر از این، فقط خودمم.

418
00:27:58,670 --> 00:28:01,880
‫می‌خوای سرم رو شیره بمالی؟!

419
00:28:01,880 --> 00:28:04,430
‫اینکه یه چوب سوراخ‌سوراخی بیش نیست!

420
00:28:06,510 --> 00:28:08,970
‫که اینطور. پس تو یه نادون به‌تمام‌معنایی.

421
00:28:09,890 --> 00:28:12,060
‫حرف دهنتو بفهم!

422
00:28:12,060 --> 00:28:15,940
‫این چه طرز حرف زدن با کسیه که
‫هم سنش ازت بالاتره و هم موقعیت اجتماعی‌ش!

423
00:28:19,280 --> 00:28:20,940
‫این چیه؟

424
00:28:22,820 --> 00:28:24,200
‫نی‌ـه.

425
00:28:26,280 --> 00:28:27,830
‫موسیقی تولید می‌کنه.

426
00:28:28,410 --> 00:28:33,160
‫پاهای بی‌رمق رو به حرکت وا می‌داره و روی قلب اندوهگین مرهم می‌ذاره.

427
00:28:33,160 --> 00:28:37,630
‫چرا پرت‌وپلا می‌گی. فکر کردی می‌تونه بدن و ذهن رو کنترل کنه؟

428
00:28:37,630 --> 00:28:40,210
‫کنترل؟ می‌شه گفت.

429
00:28:40,800 --> 00:28:43,590
‫چون‌که موسیقی قلب رو به تب‌وتاب می‌ندازه.

430
00:28:47,300 --> 00:28:51,770
‫می‌تونه کسی رو واله و شیدای کس دیگه‌ای کنه؟

431
00:28:51,770 --> 00:28:55,350
‫این دقیقاً راست کار موسیقی‌ـه.

432
00:28:55,350 --> 00:29:00,280
‫احساسات عشاق رو به غلیان درمیاره و جدایی رو جانکاه می‌کنه.

433
00:29:00,280 --> 00:29:04,650
‫حتی از قبل هم بیشتر دلشون می‌خواد تا ابد باهم بمونن.

434
00:29:05,910 --> 00:29:07,700
‫دروغ که نمی‌گی، نه؟

435
00:29:07,700 --> 00:29:10,910
‫تابه‌حال موسیقی نشنیدی؟

436
00:29:10,910 --> 00:29:12,950
‫گراند کُد قدغنش کرده.

437
00:29:12,950 --> 00:29:17,380
‫و همین‌طور نقاشی‌های مستهجن و تمام اقلام به‌دردنخوری که بهم دادی.

438
00:29:17,380 --> 00:29:20,630
‫هــــه؟ این‌طوری زندگی‌تون کسالت‌بار نمی‌شه؟

439
00:29:24,260 --> 00:29:27,680
‫پس بذار این موسیقی‌ای که انقدر تعریفشو می‌کنی رو بشنویم.

440
00:29:27,680 --> 00:29:28,600
‫الان؟

441
00:29:30,100 --> 00:29:31,560
‫نه، فردا.

442
00:29:32,930 --> 00:29:33,850
‫باشه.

443
00:29:34,350 --> 00:29:36,520
‫اگه داری دروغ می‌گی...

444
00:29:36,520 --> 00:29:40,230
‫من ممکنه از کاه کوه بسازم، ولی هرگز دروغ نمی‌گم.

445
00:29:56,500 --> 00:29:58,000
‫آقا معلم، هنوز وقتش نشده؟

446
00:30:00,210 --> 00:30:02,090
‫بذارین مسافرو ببینم.

447
00:30:02,800 --> 00:30:04,340
‫قبل از اون، ماریا،

448
00:30:04,340 --> 00:30:06,670
‫تو واقعاً...

449
00:30:07,260 --> 00:30:08,640
‫باهاتون ازدواج می‌کنم؟

450
00:30:09,930 --> 00:30:10,930
‫آره.

451
00:30:12,560 --> 00:30:15,810
‫بهش فکر کردم، ولی به‌نظر میاد ازدواج غیرعملی‌ـه.

452
00:30:20,310 --> 00:30:22,820
‫که اینطور. مایه‌ی تأسفه.

453
00:30:23,400 --> 00:30:26,950
‫بیا فراموش کنیم که بهت قول دادم باهاش آشنات می‌کنم.

454
00:30:26,950 --> 00:30:28,070
‫صبر کنین،‌ آقا معلم.

455
00:30:30,620 --> 00:30:32,370
‫حتماً باید ازدواج کرده باشیم؟

456
00:30:34,740 --> 00:30:37,410
‫گمونم شاید بتونم،

457
00:30:38,160 --> 00:30:41,960
‫یه‌جورایی، فقط برای یه‌بارم که شده خواسته‌تون رو برآورده کنم.

458
00:31:24,170 --> 00:31:25,710
‫بوی بارون می‌ده.

459
00:31:26,460 --> 00:31:27,670
‫می‌شنوینش؟

460
00:31:29,420 --> 00:31:30,800
‫شاید، صدای آواز پرنده‌هاست؟

461
00:31:30,800 --> 00:31:32,260
‫انگار که دارن باهم حرف می‌زنن.

462
00:31:33,260 --> 00:31:34,850
‫همچین چیزی غیرممکنه، نه؟

463
00:31:35,850 --> 00:31:37,930
‫پرنده‌ها زیر بارون آواز نمی‌خونن.

464
00:31:38,730 --> 00:31:40,810
‫چه چیز دیگه‌ای می‌تونه همچین آواز زیبایی...

465
00:31:54,320 --> 00:31:57,080
‫هان؟ کدوم گوری رفته؟!

466
00:31:57,790 --> 00:32:00,160
‫کجا؟ کجا؟!

467
00:32:01,160 --> 00:32:03,000
‫اون آب‌زیرکاه در رفته!

468
00:32:03,710 --> 00:32:07,090
‫گفت هرگز دروغ نمی‌گه. رودست خوردم!

469
00:32:07,090 --> 00:32:09,630
‫عجب احمقی‌ام.

470
00:32:12,130 --> 00:32:13,050
‫دروغ نمی‌گم!

471
00:32:13,050 --> 00:32:15,220
‫واقعاً یه گدا اینجا بود!

472
00:32:15,220 --> 00:32:19,470
‫نقاشی رو اون بهم داد.
‫قرار بود بهم نشون بده موسیقی چیه!

473
00:32:20,890 --> 00:32:21,890
‫موسیقی.

474
00:32:22,520 --> 00:32:24,900
‫حرفمو باور کن، ماریا.

475
00:32:25,480 --> 00:32:28,610
‫برای این‌که بهت ثابت کنم دروغ نمی‌گم، اینو بهت امانت می‌دم.

476
00:32:33,110 --> 00:32:36,530
‫این راز و همچنین عهد بین من و توـه.

477
00:32:36,530 --> 00:32:38,370
‫متوجه می‌شی دیگه.

478
00:32:38,370 --> 00:32:39,580
‫یکم.

479
00:32:40,080 --> 00:32:43,830
‫اما این بدقولی‌ت رو جبران نمی‌کنه.

480
00:32:43,830 --> 00:32:45,080
‫این حرفو نزن...

481
00:32:45,080 --> 00:32:48,290
‫ما الان دیگه دو آشنای عادی نیستیم.

482
00:33:10,230 --> 00:33:11,400
‫شوخی خوبی بود.

483
00:33:12,190 --> 00:33:15,200
‫ممنون بابت فراهم کردن بساط خنده،‌ آقا معلم.

484
00:33:15,200 --> 00:33:19,700
‫تمام چیزهایی که یادم دادی بی‌فایده و حوصله‌سربر بودن،

485
00:33:19,700 --> 00:33:22,500
‫ولی دست آخر حسابی منو خندوندی.

486
00:33:23,250 --> 00:33:24,160
‫ممنون.

487
00:33:28,040 --> 00:33:29,040
‫ماریا.

488
00:33:29,920 --> 00:33:31,920
‫ماریا؟ ماریا!

489
00:33:31,920 --> 00:33:34,670
‫ماریا، صبر کن!

490
00:33:35,470 --> 00:33:38,720
‫حرفمو باور کن! باید باور کنی!

491
00:33:38,720 --> 00:33:41,890
‫ماریا!

492
00:33:41,890 --> 00:33:47,190
‫من عاشقتم!

493
00:33:50,360 --> 00:33:52,780
‫چرا غذاتو با دست نمی‌خوری؟

494
00:33:52,780 --> 00:33:55,240
‫لـ ـ لطفاً منو ببخشید.

495
00:33:55,240 --> 00:33:57,950
‫لازم نیست انقدر عصبانی باشید.

496
00:33:57,950 --> 00:34:00,660
‫عصبانی؟ چرا فکر کردی عصبانی‌ام؟

497
00:34:00,660 --> 00:34:05,870
‫شما جفت‌تون احمق‌های تمام‌عیارید.
‫حتی نمی‌تونین ماریا رو درست‌درمون تربیت کنین.

498
00:34:05,870 --> 00:34:10,420
‫فکر می‌کردم زن باهوشیه، ولی گویا خیال باطل بود.

499
00:34:12,380 --> 00:34:16,800
‫گراند کُد، از نظر من ماریا بیچاره یا احمق نیست.

500
00:34:16,800 --> 00:34:17,760
‫هی...

501
00:34:17,760 --> 00:34:21,300
‫ضمناً، شما خودتون هم یه زن هستید، گراند کُد.

502
00:34:21,300 --> 00:34:24,220
‫چرا این‌طوری به چشم حقارت بهش نگاه می‌کنید؟!

503
00:34:24,220 --> 00:34:26,930
‫واقعاً هیچی سرت نمی‌شه.

504
00:34:26,930 --> 00:34:29,690
‫«چرا»؟ صدالبته برای بقاء.

505
00:34:31,360 --> 00:34:32,610
‫بـ ـ با وجود این...

506
00:34:33,190 --> 00:34:34,980
‫غم‌انگیزه.

507
00:34:37,530 --> 00:34:40,660
‫کدوم‌یکی غم‌انگیزتره، مردن یا زنده بودن؟

508
00:34:41,410 --> 00:34:42,950
‫اگه بذاری یه‌نفر کج‌خلقی کنه،

509
00:34:42,950 --> 00:34:45,870
‫از فردا همه مطابق میل خودشون رفتار می‌کنن.

510
00:34:45,870 --> 00:34:51,330
‫با این وضع، عمراً بتونیم زمستون رو به‌سلامت سپری کنیم.
‫همه از گرسنگی تلف می‌شن و تاسرحد مرگ یخ می‌زنن.

511
00:34:51,330 --> 00:34:55,090
‫بقاء یافتن، درگرو مقررات سفت‌وسخت و همکاری‌ـه.

512
00:34:55,590 --> 00:34:59,050
‫من تنه‌لش‌ها و لااوبالی‌ها رو از دهکده‌مون بیرون می‌کنم.

513
00:34:59,050 --> 00:35:02,010
‫گراند کُد، لطفاً دیگه تمومش کنید.

514
00:35:02,640 --> 00:35:06,470
‫همه می‌گن، ماریا زیبا و دوست‌داشتنی‌ـه.

515
00:35:06,470 --> 00:35:12,440
‫صلاح همه‌مون در این نیست که به بالاترین قیمت بفروشیمش؟

516
00:35:12,440 --> 00:35:14,610
‫چطور می‌تونین همچین حرف وحشتناکی بزنین؟

517
00:35:14,610 --> 00:35:15,900
‫مالتا.

518
00:35:15,900 --> 00:35:19,990
‫ای بابا، من چطوری شما دوتا رو
‫با همچین طرز تفکرهایی بفرستم دنیای بیرون.

519
00:35:20,780 --> 00:35:24,780
‫زشتی و پلیدی که همه‌جا رو در برگرفته، شما رو می‌بلعه.

520
00:35:35,460 --> 00:35:38,800
‫بازم همون صدا. بازم می‌شنومش.

521
00:35:38,800 --> 00:35:40,220
‫صدای چیه؟

522
00:35:41,470 --> 00:35:44,430
‫باعث می‌شه اعماق قلبم احساس بی‌تابی کنم،

523
00:35:45,180 --> 00:35:47,220
‫درست مثل وقتی‌که این نقاشی رو دیدم.

524
00:35:49,100 --> 00:35:51,230
‫نه، از اون هم بیشتر.

525
00:35:56,980 --> 00:35:58,050
‫اون چیه؟

526
00:35:58,050 --> 00:35:59,070
‫هــــــه؟

527
00:35:59,070 --> 00:36:01,700
‫اون صدای عجیب رو می‌شنوین دیگه؟

528
00:36:01,700 --> 00:36:03,870
‫این چیه که منو انقدر آشفته می‌کنه؟

529
00:36:09,660 --> 00:36:10,870
‫خیلی بلنده.

530
00:36:10,870 --> 00:36:13,040
‫چه صدای گوش‌خراشیه. سرم داره گیج می‌ره.

531
00:36:16,340 --> 00:36:19,880
‫از «قله‌ی سنگی» به گوش می‌رسه، همون‌جایی که پاول یکی رو دید.

532
00:36:20,380 --> 00:36:22,720
‫مطمئن بودم چاخان کرده، ولی...

533
00:36:23,970 --> 00:36:27,180
‫فوراً لوکاس و چند نفر دیگه رو می‌فرستم که ته‌وتوش رو دربیارن.

534
00:36:31,060 --> 00:36:32,140
‫گراند کُد!

535
00:36:34,270 --> 00:36:38,070
‫چیه؟ یادم نمیاد از تو خواسته باشم بیای.

536
00:36:38,070 --> 00:36:40,400
‫لطفاً منو ببخشید، گراند کُد.

537
00:36:41,030 --> 00:36:43,030
‫همه‌ش تقصیر منه!

538
00:36:43,030 --> 00:36:44,570
‫تقصیر تو؟

539
00:36:44,570 --> 00:36:48,080
‫من یه غریبه رو به دهکده راه دادم!

540
00:36:48,080 --> 00:36:48,990
‫هــــــه؟

541
00:36:58,960 --> 00:37:00,380
‫همون صدا بود.

542
00:37:00,380 --> 00:37:04,300
‫اون صداهای عجیبی که از مسافرـه می‌اومد.

543
00:37:04,300 --> 00:37:06,840
‫همین صداها کفر ماریا رو بالا آوردن،

544
00:37:06,840 --> 00:37:12,100
‫و کاری کردن منو ترک کنه!

545
00:37:17,980 --> 00:37:19,020
‫موسیقی.

546
00:37:20,610 --> 00:37:21,570
‫موسیقی!

547
00:37:28,240 --> 00:37:29,450
‫موسیقی‌ـه!

548
00:38:04,610 --> 00:38:06,150
‫وقت بخیر، ماریا.

549
00:38:07,150 --> 00:38:08,780
‫وقت بخیر، مسافر!

550
00:38:09,410 --> 00:38:10,830
‫خودتی، مگه نه؟

551
00:38:12,120 --> 00:38:14,700
‫از قطعه‌ی موسیقی شورانگیزم خوشت اومد؟

552
00:38:15,450 --> 00:38:17,000
‫آره، خیلی خوشم اومد!

553
00:38:17,750 --> 00:38:20,170
‫ازش سیر نمی‌شم. بذار بیشتر بشنومش!

554
00:38:21,170 --> 00:38:22,130
‫حتماً.

555
00:38:38,270 --> 00:38:45,030
‫گمونم الان متوجه شدم که گراند کُد برای چی
‫چیزهای زیبا و دوست‌داشتنی رو قدغن کرده.

556
00:38:47,240 --> 00:38:51,780
‫اون‌ها چیزایی‌ان که بهمون حس آزادی می‌دن.

557
00:38:52,450 --> 00:38:53,950
‫به دنیامون وسعت می‌بخشن.

558
00:38:55,490 --> 00:38:56,790
‫تغییرمون می‌دن.

559
00:38:59,000 --> 00:39:03,380
‫چیزهایی زیباتر و دوست‌داشتنی‌تر از اینم هست، مگه نه؟

560
00:39:05,420 --> 00:39:06,340
‫می‌خوای ببینی؟

561
00:39:08,340 --> 00:39:09,300
‫می‌خوام.

562
00:39:09,300 --> 00:39:13,970
‫ولی ممکنه چیزهای زشت‌تر و ترسناک‌تر هم ببینی.

563
00:39:13,970 --> 00:39:15,770
‫مشکلی نیست، از اون هم خوشم میاد.

564
00:39:27,230 --> 00:39:28,240
‫همراهم بیا.

565
00:39:39,660 --> 00:39:41,080
‫ماریا!

566
00:39:41,670 --> 00:39:43,880
‫ماریا، برگرد!

567
00:39:44,460 --> 00:39:46,670
‫به‌هیچ‌وجه نباید دهکده رو ترک کنی!

568
00:39:46,670 --> 00:39:49,470
‫خطرناکه! هوس مرگ کردی؟!

569
00:39:57,260 --> 00:39:59,350
‫نه! یکی جلوشو بگیره!

570
00:39:59,350 --> 00:40:03,810
‫نمی‌ذارم کسی مثل تو ماریا رو ازم بگیره!

571
00:40:04,300 --> 00:40:06,940
‫ازت نمی‌گیرمش.

572
00:40:07,650 --> 00:40:09,280
‫خودش دنبالم میاد.

573
00:40:09,860 --> 00:40:13,240
‫کسایی که رفتنی‌ان، می‌رن. کسایی که موندنی‌ان، می‌مونن.

574
00:40:13,240 --> 00:40:15,410
‫تصمیمش فقط با خودتونه!

575
00:41:43,450 --> 00:41:46,120
‫خب، بعدش چی شد؟

576
00:41:46,120 --> 00:41:49,840
‫دخترک دهکده رو ترک کرد و دیگه هیچ‌وقت برنگشت.

577
00:41:49,840 --> 00:41:51,130
‫همین؟

578
00:41:51,130 --> 00:41:53,800
‫بعدش مُرد؟ چی به سر اهالی دهکده اومد؟

579
00:41:54,510 --> 00:41:55,550
‫از کجا معلوم؟

580
00:44:19,030 --> 00:44:20,190
‫می‌گم...

581
00:44:22,530 --> 00:44:26,030
‫چی می‌شد اگه قصه‌ها، قصه نبودن؟

582
00:44:27,660 --> 00:44:30,660
‫چی می‌شد اگه سیندرلا و شنل‌ قرمزی کوچولو، آدم‌های بدی بودن؟

583
00:44:31,620 --> 00:44:35,630
‫چی می‌شد اگه هانسل و گرتل، بچه‌هایی در آینده‌ی دور بودن؟

584
00:44:36,880 --> 00:44:40,840
‫شخصیت‌های اصلی قصه‌ها همیشه محترم و صادقن،

585
00:44:40,840 --> 00:44:43,720
‫کارهای خوب می‌کنن و تا ابد زندگی شاد و خرمی رو سپری می‌کنن.

586
00:44:45,340 --> 00:44:47,430
‫چی می‌شد اگه این واقعیت نداشت؟

587
00:44:50,140 --> 00:44:52,350
‫دلم می‌خواد همچین داستان‌هایی رو بشنوم.

588
00:44:54,940 --> 00:44:55,940
‫تو چی؟

