﻿1
00:00:17,660 --> 00:00:23,620
تایپ

2
00:00:02,720 --> 00:00:04,860
‫دِ نیو گیت.

3
00:00:06,430 --> 00:00:12,610
‫بازی VRMMORPG کاملاً بی‌نظیر و نسل جدیدی
‫که از تکنولوژی باخطری استفاده می‌کند.

4
00:00:13,270 --> 00:00:17,620
‫آزادانه در دنیایی که جلوی چشمانتون
‫قرار داره، ماجراجویی کنید.

5
00:00:17,660 --> 00:00:23,620
الف

6
00:00:18,160 --> 00:00:23,620
جانور

7
00:00:18,470 --> 00:00:23,010
‫از بین هفت گونه‌ی ویژه، شخصیت‌تون رو بسازید.

8
00:00:18,660 --> 00:00:23,620
دراگونیِر

9
00:00:19,160 --> 00:00:23,620
دوارف

10
00:00:19,660 --> 00:00:23,620
پیکسی

11
00:00:20,160 --> 00:00:23,620
لرد / ارباب

12
00:00:20,660 --> 00:00:23,620
انسان

13
00:00:23,620 --> 00:00:27,130
‫با متحدان‌تون هیولاهای قوی رو شکست بدید،

14
00:00:27,130 --> 00:00:29,880
‫از طریق دادوستد پول‌دار شده،

15
00:00:30,260 --> 00:00:33,880
‫یا حتی آهنگری شوید که سلاح‌های
‫افسانه‌ای می‌سازد.

16
00:00:34,410 --> 00:00:39,260
‫بازی VRMMORPG که اجازه می‌ده
‫هرکاری دلتون می‌خواد انجام بدید. دِ نیو گیت.

17
00:00:40,290 --> 00:00:44,690
‫هم‌اکنون در کل دنیا قابل دسترس می‌باشد.

18
00:00:49,610 --> 00:00:53,790
‫یه‌روز، د نیو گیت، تبدیل به بازی مرگ شد.

19
00:01:00,030 --> 00:01:01,990
‫امکان خارج شدن از بازی نبود،

20
00:01:01,990 --> 00:01:04,500
‫و مرگِ درون بازی، هم‌مانند مرگ
‫در واقعیت بود.

21
00:01:07,340 --> 00:01:09,250
‫تو...

22
00:01:09,250 --> 00:01:11,750
‫اون «شین»‌ـی؟

23
00:01:17,620 --> 00:01:22,290
‫جهت تموم کردن این بازی بی‌اُمید،
‫به مبارزه ادامه دادم.

24
00:01:23,420 --> 00:01:25,640
‫ارباب، به همین زودی دارید می‌رید؟

25
00:01:25,920 --> 00:01:29,400
‫اگه باز هم دیداری داشتیم، مایلم
‫دوئل درست‌حسابی‌ای انجام بدیم.

26
00:01:29,690 --> 00:01:31,310
‫مواظب باشید.

27
00:01:32,060 --> 00:01:33,810
‫باشه. من رفتم.

28
00:01:42,660 --> 00:01:45,410
‫الحق باس آخری. هم گنده‌ای هم سریع.

29
00:01:42,660 --> 00:01:45,410
‫باس: غول داخل بازی.

30
00:01:45,950 --> 00:01:48,920
‫ولی سرت، مال خودمه!

31
00:01:50,930 --> 00:01:52,530
‫تف. جاخالی داد.

32
00:01:55,890 --> 00:01:58,780
‫آروم بمون. همین‌که اینو شکست بدم، همه‌چی...

33
00:01:59,430 --> 00:02:00,680


34
00:01:59,430 --> 00:02:00,680
{\an4}نگهبان درواز

35
00:01:59,430 --> 00:02:00,680
{\an4}اوریجین

36
00:02:02,380 --> 00:02:04,570
‫بخشای آسیب دیده‌ش داره درمان می‌شه؟

37
00:02:04,570 --> 00:02:06,180
‫عمراً اجازه بدم!

38
00:02:07,940 --> 00:02:08,940
‫ضربه‌ی فلزی!

39
00:02:20,870 --> 00:02:23,120


40
00:02:20,870 --> 00:02:23,120
{\an4}نگهبان درواز

41
00:02:20,870 --> 00:02:23,120
{\an4}اوریجین

42
00:02:22,780 --> 00:02:25,730
‫دوباره داره درمان می‌شه، ولی...

43
00:02:26,230 --> 00:02:27,580
‫رقص تیغه‌ی مهتاب!

44
00:02:29,830 --> 00:02:32,620
‫این آخرشه!

45
00:02:43,140 --> 00:02:45,750
‫نگهبان دروازه، اوریجین، شکست خورد.

46
00:02:46,420 --> 00:02:50,480
‫عناوین «حیاتی»، «کامیار» و «آزادی‌بخش» به‌دست آمد.

47
00:02:51,350 --> 00:02:55,770
‫دانجن فتح شده، پلیرها امکان خروج
‫از بازی را دارند.

48
00:02:57,590 --> 00:02:59,790
‫بالاخره تموم شد.

49
00:02:59,790 --> 00:03:02,110
‫باید مطمئن شم همه تونستن خارج شن یا نه.

50
00:03:06,580 --> 00:03:07,620
‫دارن غیب می‌شن.

51
00:03:08,020 --> 00:03:11,240
‫همه دارن از دنیای بازی خارج می‌شن.

52
00:03:16,800 --> 00:03:21,760
شین

53
00:03:21,380 --> 00:03:24,110
‫آخری هم منم.

54
00:03:25,760 --> 00:03:29,270
{\an7}سیستم

55
00:03:25,760 --> 00:03:29,270
{\an7}راهنما

56
00:03:25,760 --> 00:03:29,270
{\an7}تنظیمات

57
00:03:25,760 --> 00:03:29,270
{\an7}خروج

58
00:03:26,010 --> 00:03:28,330
‫خب، خداحافظ، دِ نیو گیت.

59
00:03:31,010 --> 00:03:31,850
‫چه‌خبره؟

60
00:03:32,700 --> 00:03:34,770
‫ایونت دیگه‌ای که نباید باشه.

61
00:03:32,700 --> 00:03:34,770
‫رویداد‌های ویژه داخل بازی.

62
00:03:36,730 --> 00:03:40,170
‫فکر می‌کردم بازی رو تموم کردم.

63
00:03:51,090 --> 00:03:55,130
‫این، دنیای بازیه؟

64
00:03:57,500 --> 00:04:00,510
‫نه، زیادی واقعیه.

65
00:04:00,940 --> 00:04:03,250
‫می‌دونم تکنولوژی وی‌آر پیشرفت بزرگی داشته،

66
00:04:03,250 --> 00:04:04,940
‫ولی نباید انقدر طبیعی باشه.

67
00:04:05,750 --> 00:04:06,750
‫فهمیدم.

68
00:04:07,150 --> 00:04:08,800
‫پس پنجره‌ها باز می‌شن.

69
00:04:08,800 --> 00:04:12,410
‫صبر کن ببینم، استت‌هام عین چی رفته بالا!

70
00:04:08,800 --> 00:04:12,410
‫آمار شخصت توی بازی.

71
00:04:12,410 --> 00:04:15,020
‫به‌خاطر عناوینیه که با شکست دادن
‫باس آخر گیرم اومد؟

72
00:04:15,300 --> 00:04:19,590
‫خب، اگه بازیو تموم کرده باشم،
‫باید بتونمم خارج بشم.

73
00:04:20,140 --> 00:04:21,030
‫نیستش.

74
00:04:21,030 --> 00:04:23,030
{\an7}نابودی

75
00:04:21,030 --> 00:04:23,030
{\an7}ایجاد

76
00:04:21,030 --> 00:04:23,030
{\an7}جمع‌آوری

77
00:04:21,030 --> 00:04:23,030
{\an7}راهنما

78
00:04:21,030 --> 00:04:23,030
{\an7}تنظیمات

79
00:04:21,300 --> 00:04:23,030
‫دکمه‌ی خروج نیست؟

80
00:04:23,030 --> 00:04:26,030
‫بیخیال بابا. فهمیدم.

81
00:04:26,030 --> 00:04:27,370
‫بقیه چیه؟

82
00:04:26,250 --> 00:04:30,040
{\an9}‫به شبکه متصل نیستید.
‫امکان نشان دادن صفحه نیست.

83
00:04:26,250 --> 00:04:30,040


84
00:04:27,830 --> 00:04:30,040
‫نمی‌تونم به شبکه وصل بشم؟

85
00:04:30,420 --> 00:04:33,440
‫پس بازی نباید بذاره تکون بخورم.

86
00:04:33,440 --> 00:04:35,410
‫پس یعنی اینجا واقعیته؟

87
00:04:36,360 --> 00:04:38,010
‫نمی‌فهمم!

88
00:04:38,010 --> 00:04:41,140
‫اول که بازی مرگ بود، الانم سفر ایسکایی‌ شده؟

89
00:04:43,860 --> 00:04:45,970
‫اینجا بشینم به جایی نمی‌رسم.

90
00:04:47,290 --> 00:04:51,060
‫اگه بتونم از اینی که خونه‌م رو
‫باهاش مشخص کردم استفاده کنم...

91
00:04:55,230 --> 00:04:57,710
‫خب. به سوی خونه‌م.

92
00:05:07,340 --> 00:05:10,090
‫این دیوار رو کِی ساختن؟

93
00:05:10,090 --> 00:05:12,580
‫یه قلعه هم دیدم. یه شهره؟

94
00:05:15,620 --> 00:05:16,580
‫یافتم.

95
00:05:16,580 --> 00:05:18,610
‫هیچ‌جا خونه‌ی خودم آدم نمی‌شه.

96
00:05:18,610 --> 00:05:20,590
‫مجبورم نکنین تکرارش کنم.

97
00:05:21,010 --> 00:05:23,080
‫استادم یه مدتی قرار نیست برگردن.

98
00:05:23,080 --> 00:05:24,930
‫صرفاً مخفیش کردی، نه؟

99
00:05:24,930 --> 00:05:28,010
‫اگه نمی‌خوای حرف بزنی، مجبوریم
‫از زور استفاده کنیم.

100
00:05:28,340 --> 00:05:30,850
‫صبر کن. اگه بیشتر از این خارج بشم...

101
00:05:53,100 --> 00:05:54,540
‫صحیح.

102
00:05:55,120 --> 00:05:58,170
‫می‌تونم قدرت اسکیل‌های جادوییم رو تنظیم کنم.

103
00:05:58,170 --> 00:06:01,580
‫حملات فیزیکی بهم فشار میارن.

104
00:06:01,580 --> 00:06:03,400
‫خیلی طبیعیه.

105
00:06:03,400 --> 00:06:04,900
‫ببخشید...

106
00:06:06,100 --> 00:06:09,290
‫ام، برگشـ... تم؟

107
00:06:09,890 --> 00:06:11,390
پرستشگاه مهتاب

108
00:06:11,390 --> 00:06:15,640
‫ممنون که نجاتم دادی. من تیِرا لوسنت‌ـم.

109
00:06:15,640 --> 00:06:17,210
‫منم شین‌ـم.

110
00:06:17,210 --> 00:06:18,420
‫شین، درسته؟

111
00:06:18,420 --> 00:06:21,210
‫شین، نکنه استادم رو می‌شناسی؟

112
00:06:21,210 --> 00:06:23,090
‫گفتی «من برگشتم.»

113
00:06:23,090 --> 00:06:24,140
‫استادت؟

114
00:06:24,140 --> 00:06:25,650
‫چی داری می‌گی؟

115
00:06:26,060 --> 00:06:30,530
‫کسی نیست که صاب‌مغازه‌ی پرستشگاه مهتاب،
‫شونی رایزر رو نشناسه.

116
00:06:30,530 --> 00:06:34,550
‫شونی رایزر، نه؟ شونی...

117
00:06:34,990 --> 00:06:36,290
‫شونی رایزر؟!

118
00:06:36,290 --> 00:06:42,790
‫نکنه یه های‌الف با موهای نقره‌ای تا
‫کمر و استایل و بدن عالیه؟!

119
00:06:36,290 --> 00:06:42,790
‫های‌الف: الف برتر، اعظم.

120
00:06:43,650 --> 00:06:45,800
‫اگه صرفاً تشابه اسمی نباشه،

121
00:06:46,170 --> 00:06:48,970
‫شونی یکی از کرکترای حامی‌ منه.

122
00:06:49,640 --> 00:06:52,820
‫خب، پرستشگاه مهتابم هنوز وجود داره...

123
00:06:56,270 --> 00:07:01,050
‫عه، چیز، می‌شه گفت منو شونی
‫خیلی وقته همو می‌شناسیم.

124
00:07:01,050 --> 00:07:03,150
‫الان کجاست؟

125
00:07:03,540 --> 00:07:05,660
‫همچین اطلاعاتی رو نمی‌تونم بدم.

126
00:07:05,660 --> 00:07:10,650
‫تازه همو دیدیم، و اونا هم
‫دنبال استادم بودن.

127
00:07:10,650 --> 00:07:13,460
‫ولی می‌تونم پیام برسونم.

128
00:07:13,460 --> 00:07:14,320
‫پیام؟

129
00:07:14,660 --> 00:07:18,620
‫وظیفه‌م اینه که مواظب مغازه
‫باشم و به استادم پیام برسونم.

130
00:07:18,620 --> 00:07:20,830
‫هر پیام هم ۱،۰۰۰ جول‌ـه.

131
00:07:21,180 --> 00:07:26,210
‫هزارتا جول؟ ولی فقط جِیل دارم.

132
00:07:27,900 --> 00:07:31,740
‫صبر کن ببینم. نکنه از تو آیتم باکس اونو آوردی؟

133
00:07:27,900 --> 00:07:31,740
‫آیتم‌باکس: جعبه وسایل، تو بعضی بازیا
‫بهش اینونتوری هم گفته می‌شه.

134
00:07:31,740 --> 00:07:33,930
‫آره. چرا؟

135
00:07:33,930 --> 00:07:35,470
‫چرا؟!

136
00:07:35,770 --> 00:07:40,540
‫فقط پادشاه و ارشد‌های گونه‌های
‫محدودی می‌تونن ازش استفاده کنن!

137
00:07:40,540 --> 00:07:44,100
‫و تازه سکه‌های طلای جیل 
‫یه آیتم برای تقویت جادو ان.

138
00:07:44,380 --> 00:07:47,010
‫ارزششون حداقل ده بیلیون جوله!

139
00:07:47,010 --> 00:07:48,110
‫ده بیلیون؟!

140
00:07:48,540 --> 00:07:51,780
‫تو بازی که جیل کم‌ترین واحد پول بود.

141
00:07:51,780 --> 00:07:54,110
‫تو کی هستی؟

142
00:07:54,910 --> 00:07:56,740
‫یه ماجراجوی عادی.

143
00:07:56,740 --> 00:08:00,120
‫تنظیمـ- چیز... گونه‌م هم های ‌هیومن‌ـه.

144
00:07:56,740 --> 00:08:00,120
‫انسان برتر، والاتر.

145
00:08:00,510 --> 00:08:04,630
‫های هیومن؟ ولی های‌ هیومن‌ها منقرض شدن.

146
00:08:04,940 --> 00:08:08,370
‫منقرض؟ یعنی بشریت منقرض شده؟

147
00:08:08,370 --> 00:08:12,300
‫فقط انسان‌های بالارتبه، های هیومن‌ها منقرض شدن.

148
00:08:12,300 --> 00:08:14,960
‫اونایی که دیدی هم انسان بودن.

149
00:08:14,960 --> 00:08:16,260
‫عا، راستی.

150
00:08:16,630 --> 00:08:19,840
‫زمانی تنها شش های هیومن وجود داشت.

151
00:08:19,840 --> 00:08:24,800
‫۵۰۰ سال پیش حین غروب آبادی ناپدید شدن.

152
00:08:24,800 --> 00:08:26,270
‫غروب آبادی؟

153
00:08:26,270 --> 00:08:28,780
‫حتی اونم نمی‌دونی؟

154
00:08:28,780 --> 00:08:34,320
‫یه اتفاق تاریخی بزرگ بود که نه تنها 
‫های هیومن‌ها، بلکه افراد زیادی ناپدید شدن.

155
00:08:34,320 --> 00:08:37,780
‫افراد زیادی ناپدید شدن؟ نکنه؟

156
00:08:38,280 --> 00:08:41,740
‫اون‌موقع ده‌ها هزار پلیر
‫توی بازی گیر افتاده بود.

157
00:08:40,790 --> 00:08:41,580
{\an8}آکو

158
00:08:40,790 --> 00:08:42,040
{\an8}ترا

159
00:08:41,740 --> 00:08:44,790
‫اگه اون‌همه آدم هم‌زمان ناپدید
‫بشن بدون شک چیز مهمیه.

160
00:08:43,290 --> 00:08:44,790
{\an8}شین

161
00:08:45,290 --> 00:08:47,860
‫پس ساده‌ترین تفسیر اینه که...

162
00:08:48,330 --> 00:08:51,610
‫این دنیای ۵۰۰ سال بعد از دنیای بازیه؟

163
00:08:51,610 --> 00:08:54,020
‫گوش می‌دی؟

164
00:08:54,800 --> 00:08:57,810
‫عا ببخشید. ممنون.

165
00:08:57,810 --> 00:08:59,780
‫اینو به‌عنوان تشکر می‌دم.

166
00:08:59,780 --> 00:09:00,430
‫ها؟

167
00:09:00,760 --> 00:09:02,880
‫مشتاق یادگیری ازتم.

168
00:09:02,880 --> 00:09:04,690
‫شنیدی چی گفتم؟

169
00:09:04,690 --> 00:09:08,190
‫کدوم احمقی همچین چیز باارزشی رو می‌ده
‫به کس دیگه‌ای؟

170
00:09:09,660 --> 00:09:10,440
‫من.

171
00:09:12,470 --> 00:09:14,530
‫بعداً نگی پسش بدم.

172
00:09:14,530 --> 00:09:16,200
‫نه.

173
00:09:18,200 --> 00:09:21,400
‫همیشه آرزوی نگه داشتن یه سکه‌ی جیل رو داشتم.

174
00:09:21,400 --> 00:09:24,200
‫خیلی براقن، و طراحی‌شونم عالیه.

175
00:09:26,630 --> 00:09:30,260
‫خــ ــ خب. چون الفا هم از جادو
‫استفاده می‌کنن، احتمالاً به‌دردت بخوره.

176
00:09:30,260 --> 00:09:31,270
‫الف؟

177
00:09:32,110 --> 00:09:34,720
‫منو به چشم یه الف می‌بینی؟

178
00:09:34,720 --> 00:09:39,020
‫آره، هرجور می‌بینم یه دختر زیبای
‫الف با موهای مشکلی و چشم طلایی‌ای.

179
00:09:39,020 --> 00:09:40,580
‫باورم نمی‌شه.

180
00:09:40,580 --> 00:09:44,140
‫حتی به استاد هم گفتم روم جادوی
‫توهم اجرا کنه.

181
00:09:44,140 --> 00:09:45,480
‫چرا؟

182
00:09:46,780 --> 00:09:50,480
‫چون الف‌های مو مشکی نشونه‌ی بدبختی‌ان.

183
00:09:50,480 --> 00:09:52,230
‫نشونه‌ی بدبختی؟

184
00:09:53,140 --> 00:09:56,790
‫آره. این موهای مشکی بدبختی به‌بار میاره.

185
00:09:57,330 --> 00:10:02,270
‫هیولاها پشت‌هم حمله می‌کردن، و
‫منو از روستام طرد کردن.

186
00:10:02,860 --> 00:10:05,250
‫اون‌موقع استادم نجاتم داد.

187
00:10:06,230 --> 00:10:08,920
‫اطراف مغازه یه حصار هست،

188
00:10:09,250 --> 00:10:12,480
‫و استادمم با جادوی توهم هویتم
‫رو مخفی می‌کنه.

189
00:10:12,480 --> 00:10:15,220
‫۱۰۰ سالِ در امان دارم زندگی می‌کنم.

190
00:10:15,220 --> 00:10:19,260
‫صحیح. پس دلیل اون هم نفرینش بود.

191
00:10:19,260 --> 00:10:22,360
‫راهی برای برداشتن نفرین نیست؟

192
00:10:22,360 --> 00:10:26,070
‫با اینکه استاد داره تحقیق می‌کنه،
‫فعلاً چیزی پیدا نکردیم.

193
00:10:26,070 --> 00:10:27,380
‫ولی اشکالی نداره.

194
00:10:27,380 --> 00:10:29,270
‫حتی اگه نتونم از حصار خارج بشم،

195
00:10:29,570 --> 00:10:32,510
‫می‌تونم بدون مزاحمت برای کسی زندگی کنم.

196
00:10:33,010 --> 00:10:34,210
‫ولی...

197
00:10:35,660 --> 00:10:38,460
‫موهات همیشه مشکلی بود؟

198
00:10:39,340 --> 00:10:42,220
‫نه. قبلاً نقره‌ای بود.

199
00:10:42,220 --> 00:10:45,580
‫ولی یه‌روز، یهویی نفرین شدم
‫و مشکلی شدن.

200
00:10:45,580 --> 00:10:46,540
‫یهویی؟

201
00:10:47,140 --> 00:10:49,920
‫نفرینی که یهویی رنگ مو رو عوض می‌کنه.

202
00:10:49,920 --> 00:10:53,250
‫هیولاها حمله می‌کنن... اصلاً مگه...

203
00:10:54,380 --> 00:10:55,800
‫داریم! ممکنه!

204
00:10:55,800 --> 00:10:56,860
‫ها؟

205
00:10:56,860 --> 00:10:58,770
‫چطوری یادم رفت.

206
00:10:58,770 --> 00:11:01,640
‫بذار ببینم. صفحه‌ی اسکیل رو باز می‌کنم، و...

207
00:11:01,640 --> 00:11:03,500
‫باید اینجاها باشه.

208
00:11:03,500 --> 00:11:05,610
‫چیکار می‌کنی؟

209
00:11:05,610 --> 00:11:07,310
‫یافتم. آنالیز.

210
00:11:08,930 --> 00:11:10,160
‫می‌دونستم.

211
00:11:08,930 --> 00:11:12,150
آنالیز ایکس

212
00:11:08,930 --> 00:11:12,150


213
00:11:08,930 --> 00:11:12,150
هدیه‌ی نفرینی

214
00:11:10,160 --> 00:11:11,880
‫ها؟ چیو؟

215
00:11:11,880 --> 00:11:14,310
‫عنوان نفرین‌ شده‌ی «هدیه‌ی نفرینی» رو داری.

216
00:11:14,570 --> 00:11:18,820
‫دلیل عوض شدن رنگ موهات و حمله‌ی
‫هیولاها هم همینه.

217
00:11:19,170 --> 00:11:21,340
‫نفرینیه که به‌شکل رندوم پیش میاد.

218
00:11:21,340 --> 00:11:24,070
‫ولی دونستن نفرین که باعث درمان شدنش نمی‌شه.

219
00:11:24,070 --> 00:11:26,660
‫یه راه برای برداشتنش هست.

220
00:11:26,660 --> 00:11:27,330
‫عه؟

221
00:11:28,430 --> 00:11:29,300
‫الان شروع می‌کنم.

222
00:11:30,700 --> 00:11:31,660
‫تطهیر.

223
00:11:39,630 --> 00:11:40,380
‫عه؟

224
00:11:41,810 --> 00:11:43,600
‫کار نکرد؟

225
00:11:43,600 --> 00:11:46,350
‫چرا کرد.

226
00:11:46,700 --> 00:11:49,890
‫ولی فقط یکم از موهات درست شد.

227
00:11:54,710 --> 00:11:57,710
‫تِیرا، نمی‌دونم چطوری بگم...

228
00:11:57,710 --> 00:11:58,700
‫ممنونم.

229
00:11:59,150 --> 00:12:01,330
‫ممنون. ممنونم.

230
00:12:01,330 --> 00:12:01,860
‫ولی...

231
00:12:02,210 --> 00:12:05,640
‫اشکال نداره. همینم خیلیه! خیلیه!

232
00:12:05,640 --> 00:12:08,620
‫بالاخره بعد از صد سال موهای خودمو دیدم.

233
00:12:12,290 --> 00:12:14,900
‫ببخشید خون‌سردیم رو از دست دادم.

234
00:12:15,380 --> 00:12:19,670
‫ولی باورم نمی‌شه نفرین واقعاً برداشته شده.

235
00:12:19,670 --> 00:12:22,630
‫پس چطوره از حصار خارج بشی؟

236
00:12:22,630 --> 00:12:23,690
‫عه؟

237
00:12:25,460 --> 00:12:26,890
‫چیزی نمی‌شه.

238
00:12:26,890 --> 00:12:29,170
‫و اگه هم هیولایی حمله کنه، خودم
‫شکستش می‌دم.

239
00:12:26,890 --> 00:12:35,020
پرستشگاه مهتاب

240
00:12:29,610 --> 00:12:31,540
‫ولی مطمئن نیستم...

241
00:12:31,540 --> 00:12:34,100
‫صد ساله منتظری، نه؟

242
00:12:36,230 --> 00:12:37,270
‫چیزی نیست.

243
00:12:42,130 --> 00:12:44,010
‫خب، بریم.

244
00:13:03,020 --> 00:13:04,530
‫هیچی نشد.

245
00:13:04,940 --> 00:13:06,340
‫آره.

246
00:13:06,970 --> 00:13:09,340
‫نفرین برداشته شده.

247
00:13:09,850 --> 00:13:11,510
‫انگاری.

248
00:13:14,890 --> 00:13:16,150
‫می‌گم، شین؟

249
00:13:19,660 --> 00:13:21,980
‫آسمون خیلی پهناوره، نه؟

250
00:13:28,100 --> 00:13:29,430
‫آره.

251
00:13:30,950 --> 00:13:33,950
پرستشگاه مهتاب

252
00:13:32,290 --> 00:13:33,950
‫خوشحالم به‌دردت خوردم.

253
00:13:34,330 --> 00:13:36,220
‫واقعاً ممنونم.

254
00:13:36,220 --> 00:13:38,290
‫شین، خودت چیکار می‌کنی؟

255
00:13:38,290 --> 00:13:40,820
‫استاد یه‌مدتی قرار نیست برگرده.

256
00:13:40,820 --> 00:13:43,340
‫پس شاید برم شهری که این
‫نزدیکیاست رو ببینم.

257
00:13:43,990 --> 00:13:46,630
‫باید بیشتر راجع به این دنیا یاد بگیرم.

258
00:13:47,110 --> 00:13:49,010
‫اگه استادش واقعاً شونیه،

259
00:13:49,010 --> 00:13:52,460
‫احتمالاً بقیه‌ی کرکترهای حامیم هم وجود دارن.

260
00:13:52,460 --> 00:13:53,370
‫فهمیدم.

261
00:13:53,720 --> 00:13:57,230
‫اگه می‌خوای برگردی تو پادشاهی بهری‌لیهتو
‫اینو باید ببری.

262
00:13:57,230 --> 00:13:58,420
‫بهیر...؟

263
00:13:58,420 --> 00:14:00,980
‫همونی که ازش رد شدم.

264
00:14:01,330 --> 00:14:03,480
‫بیا. معرفی‌نامه‌ست.

265
00:14:03,480 --> 00:14:06,380
‫وقتی وارد پادشاهی می‌شی، یه
‫صف برای بازرسی هست،

266
00:14:06,380 --> 00:14:08,540
‫ولی با این می‌تونی ازش رد بشی.

267
00:14:08,540 --> 00:14:14,060
‫مرسی، ولی مشکلی نداره اینو به
‫کسی بدی که همین امروز دیدیش؟

268
00:14:14,060 --> 00:14:17,190
‫نفرینم رو برداشتی، قوی هم هستی،

269
00:14:17,190 --> 00:14:20,180
‫و به‌شکل احمقانه‌ای مهربونی.

270
00:14:20,180 --> 00:14:22,250
‫آخری نیاز نبود.

271
00:14:22,830 --> 00:14:25,510
‫به‌اندازه‌ی کافی نمی‌تونم تشکر کنم.

272
00:14:26,300 --> 00:14:27,070
‫چی گفتی؟

273
00:14:28,390 --> 00:14:30,510
‫هیچی. هیچی!

274
00:14:30,860 --> 00:14:32,610
‫خب، باید برم.

275
00:14:32,610 --> 00:14:35,280
‫وقتی استاد برگشت بهت خبر می‌دم.

276
00:14:35,280 --> 00:14:37,290
‫ممنون. روت حساب می‌کنم.

277
00:14:39,090 --> 00:14:42,020
‫باورم نمی‌شه تونستم اون صفو بپیچونم.

278
00:14:42,020 --> 00:14:44,400
‫این معرفی‌نامه عجب چیزیه.

279
00:14:44,400 --> 00:14:46,530
‫نه تنها این، بلکه تو این کشور،

280
00:14:46,530 --> 00:14:49,720
‫مثل مدرک هویتی‌ای هست که می‌تونی
‫باهاش، با پادشاه دیدار کنی.

281
00:14:49,720 --> 00:14:51,120
‫بهتره گمش نکنی.

282
00:14:51,120 --> 00:14:52,530
‫جــ ــ جدی؟

283
00:14:58,050 --> 00:15:00,040
‫اینجا گیلد ماجراجویانه.

284
00:15:00,500 --> 00:15:02,510
‫خب، تا بعد.

285
00:15:02,510 --> 00:15:05,010
‫بابت راهنمایی ممنون.

286
00:15:05,010 --> 00:15:08,300
‫اگه بخوام اطلاعات جمع کنم، باید
‫با همین‌جا شروع کنم.

287
00:15:09,150 --> 00:15:11,050
‫به گیلد ماجراجویان خوش اومدید.

288
00:15:11,440 --> 00:15:13,800
‫چه کمکی ازم بر میاد.

289
00:15:14,080 --> 00:15:19,560
‫عا، چیزه... می‌خوام به‌عنوان ماجراجو
‫ثبت‌نام کنم.

290
00:15:19,810 --> 00:15:25,290
‫برای این‌کار برید به پذیرش بالای پله‌های سمت چپ.

291
00:15:25,290 --> 00:15:27,100
‫باشه.

292
00:15:27,890 --> 00:15:31,070
‫خوش‌اومدید. مایلید به‌عنوان ماجراجو ثبت‌نام کنید؟

293
00:15:31,070 --> 00:15:33,450
‫عه؟ عا، بله.

294
00:15:34,130 --> 00:15:35,770
‫چیزی شده؟

295
00:15:35,770 --> 00:15:38,630
‫شبیه همون خانمی‌اید که طبقه‌ی اول بود.

296
00:15:39,050 --> 00:15:41,460
‫اون خواهر دوقلوی بزرگ‌ترم، سلیکاـست.

297
00:15:41,460 --> 00:15:42,970
‫من هم سیلیکاـم.

298
00:15:42,970 --> 00:15:43,830
‫عا، صحیح.

299
00:15:43,830 --> 00:15:50,090
‫اول، هزینه‌ی اولیه رو پرداخت کنید و
‫بعد این فرم رو پر کنید.

300
00:15:51,420 --> 00:15:55,830
‫باورم نمی‌شه یه‌روز کامل طول
‫می‌کشه کارت گیلد رو بسازن.

301
00:15:57,850 --> 00:16:00,100
‫سلاح‌های مس و فلزی.

302
00:16:00,100 --> 00:16:03,600
‫تمام زره‌هاشون هم یا چرمی‌ان یا آهنی.

303
00:16:04,230 --> 00:16:06,670
‫تجهیزات‌شون کیفیت کم‌تری
‫نسبت به مال بازی داره.

304
00:16:07,070 --> 00:16:09,170
‫شین-ساما، بابت شکیبایی‌تون ممنون.

305
00:16:11,580 --> 00:16:14,020
‫سلیکا-سان؟ چرا؟

306
00:16:14,020 --> 00:16:17,370
‫وقتی سرم شلوغ نیست، اینور کمک می‌کنم.

307
00:16:17,370 --> 00:16:19,510
‫ولی نیاز بود لباساتو عوض کنی؟

308
00:16:20,690 --> 00:16:22,240
‫ام...؟

309
00:16:22,240 --> 00:16:24,580
‫بفرمایید میل کنید.

310
00:16:24,580 --> 00:16:25,380
‫بله.

311
00:16:29,590 --> 00:16:30,540
‫چه خوبه.

312
00:16:31,380 --> 00:16:33,240
‫زل زدن...

313
00:16:33,240 --> 00:16:35,390
‫ولی اینجوری از گلوم پایین نمی‌ره.

314
00:16:35,390 --> 00:16:37,560
‫می‌گم، سلیکا-سان؟

315
00:16:37,560 --> 00:16:41,660
‫ببخشید. راستش می‌خوام
‫یه‌چیزی رو تایید کنم.

316
00:16:41,660 --> 00:16:44,740
‫آها. چی شده؟

317
00:16:46,210 --> 00:16:49,130
‫شنیدم یه معرفی‌نامه از طرف
‫پرستشگاه مهتاب دارید.

318
00:16:49,130 --> 00:16:50,650
‫بله.

319
00:16:51,470 --> 00:16:56,280
‫می‌شه تو اون‌یکی اتاق بررسی کنم واقعیه یا نه؟

320
00:16:56,620 --> 00:16:58,940
‫البته، بعد از تموم شدن غذام.

321
00:16:58,940 --> 00:17:04,010
‫نمی‌خوام دقیقاً بعد از اینکه اومدم
‫اینجا، گیلدمستر رو ببینم.

322
00:17:04,010 --> 00:17:05,290
‫راستش...

323
00:17:05,290 --> 00:17:07,820
‫همین الانش هم اینجان.

324
00:17:11,510 --> 00:17:12,300
‫سلام.

325
00:17:12,570 --> 00:17:15,050
‫اون پیری عجیبه تو پذیرش!

326
00:17:16,020 --> 00:17:20,060
‫خوشبختم. باروکس هایم، گیلدمسترم.

327
00:17:20,410 --> 00:17:23,150
‫منم شینم. خوشبختم.

328
00:17:23,150 --> 00:17:25,450
‫شین-کون، بذار بریم سر اصل مطلب.

329
00:17:25,450 --> 00:17:28,060
‫می‌شه معرفی‌نامه پرستشگاه مهتابت رو ببینم؟

330
00:17:28,370 --> 00:17:29,100
‫بله.

331
00:17:30,510 --> 00:17:32,660
‫بیا مطمئن شیم واقعیه یا نه.

332
00:17:34,570 --> 00:17:35,720
‫عه؟

333
00:17:35,720 --> 00:17:39,250
‫وقتی معرفی‌نامه‌ها کنار هم باشن،
‫با هم هماهنگ می‌شن و می‌درخشن.

334
00:17:39,250 --> 00:17:41,530
‫بدون شک واقعیه.

335
00:17:41,530 --> 00:17:43,080
‫نمی‌دونستم.

336
00:17:43,500 --> 00:17:45,690
‫کی اینو بهت داد؟

337
00:17:45,690 --> 00:17:48,460
‫شونی-کون بود یا تِیرا-کون؟

338
00:17:48,460 --> 00:17:49,830
‫تیرا بود.

339
00:17:49,830 --> 00:17:54,090
‫حتماً یه‌چیز مهم پیش اومده که
‫یادش رفته اینو بهت توضیح بده.

340
00:17:54,970 --> 00:17:57,290
‫بذار من جاش توضیح بدم.

341
00:17:57,290 --> 00:18:01,100
‫یه معرفی‌نامه می‌ذاره بدون بازرسی،
‫وارد کشور بشی.

342
00:18:01,450 --> 00:18:03,680
‫تمام گیلدها قبولش می‌کنن،

343
00:18:03,680 --> 00:18:07,750
‫و توی بعضی کشورها مثل بهری‌لیهتو
‫می‌تونی با پادشاه هم دیدار کنی.

344
00:18:07,750 --> 00:18:11,610
‫با اعتبارترین نوع مدرک هویتی‌ان.

345
00:18:11,610 --> 00:18:13,850
‫عجب مزیتایی داره.

346
00:18:13,850 --> 00:18:16,840
‫شونی واقعاً زیادی معروف شده.

347
00:18:16,840 --> 00:18:19,170
‫همچین چیز قدرتمندیه.

348
00:18:19,170 --> 00:18:22,270
‫بعضیا هم سعی می‌کنن برای 
‫مقاصد شرورانه بدزدنش.

349
00:18:22,270 --> 00:18:23,370
‫معلومه دیگه.

350
00:18:24,110 --> 00:18:26,500
‫بذار رک بگم.

351
00:18:26,950 --> 00:18:32,420
‫اگه شک داری نمی‌تونی ازش محافظت
‫کنی، همینجا از بین ببرش.

352
00:18:33,540 --> 00:18:34,610
‫مشکلی نیست.

353
00:18:35,090 --> 00:18:39,880
‫اگه تیرا از روی اعتماد اینو
‫بهم داده، قرار نیست نااُمیدش کنم.

354
00:18:42,230 --> 00:18:43,910
‫همینو می‌خواستم بشنوم.

355
00:18:43,910 --> 00:18:47,550
‫به‌عنوان کسایی که پرستشگاه ماه به
‫صلاحیت شناختت‌شون، امیدوارم کنار بیایم.

356
00:18:47,550 --> 00:18:49,970
‫مشتاق دیدن دستاورد‌هاتم.

357
00:18:51,260 --> 00:18:51,900
‫بله.

358
00:18:53,350 --> 00:18:57,280
‫خب، بریم مهارتاتو بررسی کنیم.

359
00:18:57,280 --> 00:18:58,110
‫ها؟

360
00:19:01,780 --> 00:19:03,890
‫خسته شدم.

361
00:19:05,830 --> 00:19:08,740
‫عجب روز سختی بود.

362
00:19:12,500 --> 00:19:16,870
‫فردا که کارتم اومد، رنکمو می‌برم بالا.

363
00:19:17,700 --> 00:19:22,640
‫شونی کِی برمی‌گرده؟

364
00:19:26,170 --> 00:19:30,890
‫انگار تو دنیای واقعی بیدار نشدم.

365
00:19:32,210 --> 00:19:34,310
‫صبح‌بخیر، شین-ساما.

366
00:19:34,690 --> 00:19:36,310
‫خوب خوابیدید؟

367
00:19:36,310 --> 00:19:40,410
‫بله. به‌لطف شما تونستم یه
‫مسافرخونه‌ی خوب پیدا کنم.

368
00:19:40,410 --> 00:19:44,300
‫اوه، لباسای جدید پوشیدین.

369
00:19:44,300 --> 00:19:46,420
‫تو اینا راحت‌تر می‌شه تکون خورد.

370
00:19:46,830 --> 00:19:51,080
‫ماجراجویی که پایین‌ترین رنک
‫رو داره نباید اون‌جور لباس بپوشه.

371
00:19:51,780 --> 00:19:54,460
‫اینم از کارت گلیدتون.

372
00:19:54,460 --> 00:20:03,470


373
00:19:54,460 --> 00:20:03,470
{\an8}کارت گیلد

374
00:19:54,460 --> 00:20:03,470


375
00:19:54,460 --> 00:20:03,470
{\an8}«شیـــن»

376
00:19:54,460 --> 00:20:03,470


377
00:19:54,460 --> 00:20:03,470
{\an8}رنک ماجراجویی

378
00:19:55,150 --> 00:20:00,660
‫ماجراجوها نُه‌تا رنک از اِس‌اِس تا اِس
‫و اِی و جی دارن.

379
00:20:01,090 --> 00:20:05,210
‫تکمیل کردن ماموریت بهتون امتیاز می‌ده
‫و باعث رنک‌آپ می‌شه.

380
00:20:05,210 --> 00:20:08,660
‫می‌تونید ماموریت‌هایی که رنک‌شون 
‫دوتا بیشتر از خودتونه رو بگیرید.

381
00:20:09,090 --> 00:20:11,480
‫ماموریتی که می‌خوامو گرفتم.

382
00:20:12,210 --> 00:20:14,240
‫جمع‌آوری علف‌های هیلک، نه؟

383
00:20:14,240 --> 00:20:18,860
‫همیشه به‌عنوان مواد اولیه‌ی پوشن
‫متقاضی داره، محدودیت زمانی‌ای هم نیست.

384
00:20:18,860 --> 00:20:19,860
‫فهمیدم.

385
00:20:20,570 --> 00:20:22,120
‫خب، من رفتم.

386
00:20:22,120 --> 00:20:23,360
‫به سلامت.

387
00:20:25,580 --> 00:20:30,120
‫با اینکه باروکس-سان به صلاحیت
‫شناختنش، اصلاً باابهت نیست.

388
00:20:30,460 --> 00:20:31,830
‫چه فرد عجیبی.

389
00:20:35,630 --> 00:20:38,660
‫سه ساعته دارم می‌گردم.

390
00:20:38,660 --> 00:20:41,680
‫حتی توی بازی هم جمع‌آوری
‫علف هیلک یه کوئست مبتدی بود.

391
00:20:41,680 --> 00:20:43,880
‫فکر می‌کردم ساده‌ست.

392
00:20:44,330 --> 00:20:48,330
‫خب هیولاهاش اون‌قدری ضعیف هستن
‫که بشه با تجهیزات رنک‌ پایین شکست‌شون داد،

393
00:20:48,330 --> 00:20:49,770
‫آروم آروم می‌گردم.

394
00:20:52,180 --> 00:20:55,140
‫یه هیولا. ولی چرا اینطوری تکون می‌خوره؟

395
00:20:56,820 --> 00:20:58,810
‫باید همین نزدیکا باشه.

396
00:21:05,500 --> 00:21:07,910
‫اون یه جک صورت‌استخونیه.

397
00:21:07,950 --> 00:21:09,160


398
00:21:07,950 --> 00:21:09,160
هیولا

399
00:21:07,950 --> 00:21:09,160


400
00:21:07,950 --> 00:21:09,160
جک صورت‌استخونی

401
00:21:09,520 --> 00:21:13,060
‫لولش هم ۳۵۹ئه، قویه.

402
00:21:14,950 --> 00:21:15,920
‫یه کالسکه.

403
00:21:16,460 --> 00:21:19,420
‫حتماً چون داشت وحشی‌بازی 
‫در می‌آورد رو نقشه عجیب بود.

404
00:21:19,990 --> 00:21:23,680
‫انگار جک کله‌استخونی به یکی
‫حمله کرده و کشتتش.

405
00:21:23,680 --> 00:21:26,770
‫می‌شناختمش. حیف شد.

406
00:21:26,770 --> 00:21:28,440
‫باید یه‌کاریش کنم.

407
00:21:28,440 --> 00:21:30,220
‫اول حمله می‌کنم.

408
00:21:37,370 --> 00:21:38,600
‫سریعه.

409
00:21:39,290 --> 00:21:44,610
‫و تاحالا نشنیدم یه هیولای
‫آندد، شمشیر نوع نور دستش بگیره.

410
00:21:44,610 --> 00:21:47,610
‫حتماً هیولای یونیکه.

411
00:21:44,610 --> 00:21:47,610
‫ویژه، کمیاب.

412
00:21:54,250 --> 00:21:56,010
‫زیادی دمیج نداد.

413
00:21:54,250 --> 00:21:56,010
‫میزان آسیب تو بازی.

414
00:21:57,180 --> 00:21:59,750
‫فقط یه ضربه‌ی دیگه رو تحمل می‌کنه.

415
00:22:00,430 --> 00:22:02,500
‫خب، پس یه‌چیز دیگه امتحان کنم.

416
00:22:05,260 --> 00:22:06,510
‫برداشتن محدودیت.

417
00:22:33,660 --> 00:22:35,160
‫پرواز کردا.

418
00:22:35,810 --> 00:22:38,750
‫اون شمشیره رو می‌خواستم.

419
00:22:47,130 --> 00:22:51,180
‫یه سنگ دراپ کرد. برش دارم.

420
00:22:47,130 --> 00:22:51,180
‫دراپ: چیزی که هیولاها تو بازیا میندازن.

421
00:22:51,980 --> 00:22:55,180
‫تا حدودی فهمیدم تو این دنیا چقدر قوی‌ام.

422
00:22:55,950 --> 00:22:58,500
‫پس دنیای بازی واقعی شده.

423
00:22:59,150 --> 00:23:00,870
‫داره جالب می‌شه.

424
00:23:06,730 --> 00:23:07,400
‫چی شده؟

425
00:23:07,400 --> 00:23:08,040
‫اعلی‌حضرت!

426
00:23:08,040 --> 00:23:09,950
‫حال اعلی‌حضرت چطوره!

427
00:23:11,380 --> 00:23:12,290
‫ریون-ساما!

428
00:23:22,130 --> 00:23:24,830
‫چــ ــ چی شد؟!

429
00:23:34,930 --> 00:23:39,930
دفعه بعد

430
00:23:34,930 --> 00:23:39,930
قسمت ۲

431
00:23:34,930 --> 00:23:39,930
یک همراه

