1
00:00:05,339 --> 00:00:06,424
‫« برگرفته از اتفاقات واقعی »

2
00:00:06,424 --> 00:00:12,472
‫<i>در این زندگی من جز اون
‫و اون جز من کسی رو نداریم</i>

3
00:00:13,765 --> 00:00:16,226
‫<i>خودش اینو بهم گفت</i>

4
00:00:16,226 --> 00:00:23,275
‫<i>قسم خورد که تا عمر داره همینطوره</i>

5
00:00:24,985 --> 00:00:29,447
‫<i>و هرموقع می‌بینمش</i>

6
00:00:30,115 --> 00:00:33,952
‫<i>در درونم حس می‌کنم</i>

7
00:00:35,161 --> 00:00:41,642
‫<i>که قلبم به تپش میفته</i>

8
00:00:41,642 --> 00:00:45,103
‫« ادیث پیاف »
‫« تئاتر اپرا »

9
00:00:47,757 --> 00:00:49,957
‫احسنت!

10
00:00:50,510 --> 00:00:52,710
‫احسنت!

11
00:00:53,054 --> 00:00:56,850
‫دوستان عزیزم، باعث افتخارمه
‫که امشب اینجا کنار شما هستم

12
00:00:56,850 --> 00:00:58,977
‫دلایل زیادی برای جشن گرفتن داریم

13
00:00:58,977 --> 00:01:01,479
‫ولی دلایل زیادی برای عزاداری هم داریم

14
00:01:02,772 --> 00:01:05,650
‫از همه‌تون می‌خوام
‫در یک مورد بهم کمک کنین

15
00:01:06,234 --> 00:01:10,363
‫این آهنگ بعدی تقدیم میشه به افرادی
‫ که کسی رو در جنگ از دست دادن

16
00:01:11,698 --> 00:01:15,243
‫اگر عزادار یک عزیزی هستین
‫میشه لطفاً بایستین؟

17
00:01:32,344 --> 00:01:34,544
‫کریستیان

18
00:01:34,971 --> 00:01:37,171
‫نه، نمی‌تونم

19
00:01:37,766 --> 00:01:40,393
‫- به‌خاطر کاترین
‫- من عزادار نیستم

20
00:01:40,393 --> 00:01:42,646
‫کاترین برمی‌گرده خونه

21
00:01:42,646 --> 00:01:45,148
‫پس برای من این‌کارو بکن
‫برای پدرم

22
00:01:47,525 --> 00:01:49,725
‫کنارم باش

23
00:02:00,872 --> 00:02:06,461
‫<i>دلباخته‌ی هم بودیم</i>

24
00:02:06,461 --> 00:02:11,258
‫<i>مثل همه‌ی عاشق‌ها</i>

25
00:02:12,050 --> 00:02:16,805
‫<i>و بعد یک روز منو رها کردی</i>

26
00:02:17,556 --> 00:02:22,435
‫<i>از اون زمان دلشکسته‌ام</i>

27
00:02:23,186 --> 00:02:28,817
‫<i>تو را در سراسر آسمان می‌بینم</i>

28
00:02:28,817 --> 00:02:34,197
‫<i>تو را در سراسر زمین می‌بینم</i>

29
00:02:34,197 --> 00:02:39,911
‫<i>تو خوشی و خورشید منی</i>

30
00:02:39,911 --> 00:02:42,854
‫<i>شب من، روزهای من</i>

31
00:02:42,854 --> 00:02:46,751
‫<i>سپیده‌دم‌های روشن من</i>

32
00:02:49,379 --> 00:02:51,706
‫<i>تو همه‌جا هستی</i>

33
00:02:51,706 --> 00:02:54,009
‫<i>چون در قلب منی</i>

34
00:02:54,009 --> 00:02:56,336
‫<i>تو همه‌جا هستی</i>

35
00:02:56,336 --> 00:02:58,638
‫<i>چون تو شادی منی</i>

36
00:02:59,222 --> 00:03:03,727
‫<i>و در تمام چیزهای اطرافم هستی</i>

37
00:03:04,311 --> 00:03:09,232
‫<i>و این از نظرم</i>

38
00:03:09,232 --> 00:03:16,323
‫<i>فوق العاده‌ است</i>

39
00:04:20,536 --> 00:04:26,536
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

40
00:04:27,561 --> 00:04:29,761
‫کریستیان. ژاک

41
00:04:32,649 --> 00:04:33,650
‫جورج

42
00:04:33,650 --> 00:04:37,070
‫ظاهرت از همیشه معرکه‌تر شده

43
00:04:37,050 --> 00:04:40,426
‫{\an8} « جورج ویگوغو »
‫« طراح، کارآفرین »

44
00:04:37,070 --> 00:04:38,446
‫خیلی خوشحالم می‌بینمت

45
00:04:38,446 --> 00:04:40,991
‫- جورج
‫- عاشق لباس‌هات شدم

46
00:04:40,991 --> 00:04:43,159
‫توی تئاتر مد، و تا الان
‫ فرصت نکردم بهت بگم

47
00:04:43,159 --> 00:04:45,620
‫- خیلی لطف داری
‫- حقیقتاً خیره‌کننده بود

48
00:04:46,538 --> 00:04:48,748
‫شکوه رو به کوتور پاریس برگردوندی

49
00:04:48,748 --> 00:04:50,917
‫جورج، زیادی هندونه زیر بغلم می‌گذاری

50
00:04:50,917 --> 00:04:53,378
‫دلیل داره هندونه زیر بغلت می‌گذارم

51
00:04:54,004 --> 00:04:55,881
‫دارم دنبال... سیگار می‌خواین؟

52
00:04:55,881 --> 00:04:56,965
‫- نه، ممنون
‫- نه

53
00:04:56,965 --> 00:05:01,761
‫دنبال طراح جدیدی می‌گردم
‫که در "فیلیپ و گاستون" جای من رو بگیره

54
00:05:01,761 --> 00:05:05,223
‫"بوساک" یک مقام مدیریتی بالاتر بهم داده

55
00:05:05,223 --> 00:05:06,850
‫کسی رو سراغ داری؟

56
00:05:06,850 --> 00:05:09,311
‫جورج، چطوری می‌تونی بعد از همچین

57
00:05:09,311 --> 00:05:12,480
‫اجرای بهشتی توسط دوشیزه پیاف
‫حرف از کسب و کار بزنی؟

58
00:05:12,480 --> 00:05:14,680
‫هیچوقت استراحت نمی‌کنی، جورج؟

59
00:05:14,900 --> 00:05:16,818
‫بوساک هیچوقت نمی‌خوابه
‫برای همین منم نمی‌خوابم

60
00:05:16,818 --> 00:05:19,112
‫- به‌نظر خیلی خسته‌کننده میاد
‫- آره هست

61
00:05:19,112 --> 00:05:22,490
‫و حالا دنبال اینم که جایگزین خودمو پیدا کنم

62
00:05:22,490 --> 00:05:24,159
‫حقیقت داره که بالمن استعفا داده؟

63
00:05:24,159 --> 00:05:26,244
‫خب... نه، رفت خونه‌ی مد خودشو افتتاح کنه

64
00:05:26,244 --> 00:05:29,205
‫برای همین للونگ ازم خواسته
‫با طراح‌های دیگه مصاحبه کنم

65
00:05:29,205 --> 00:05:31,124
‫که جاش رو پر کنیم

66
00:05:31,124 --> 00:05:33,501
‫ظاهراً از قضا جفتمون
‫ وظیفه‌ی مشابهی پیدا کردیم

67
00:05:33,501 --> 00:05:34,586
‫دقیقاً

68
00:05:34,586 --> 00:05:37,547
‫پس، وقتی دارم با طراح‌ها مصاحبه می‌کنم

69
00:05:37,547 --> 00:05:39,966
‫اگر هرکدومشون به درد ما نخوردن

70
00:05:39,966 --> 00:05:42,969
‫ولی به درد شما خوردن، بهت خبر میدم

71
00:05:42,969 --> 00:05:45,931
‫آره، لطفاً. ته‌مونده‌ها رو بفرست برای من

72
00:05:45,931 --> 00:05:49,476
‫ولی، ممکنه آدم مناسبی که دنبالشم خودت باشی

73
00:05:51,186 --> 00:05:53,730
‫نه، از شرایطم با للونگ کاملاً راضیم

74
00:05:55,190 --> 00:05:57,482
‫باشه قبوله

75
00:05:57,482 --> 00:06:00,569
‫« هتل بوریواژ »
‫« لوزان، سوئیس »

76
00:06:08,703 --> 00:06:10,789
‫خاله، عاشق دور هم خوابیدنم

77
00:06:10,789 --> 00:06:12,207
‫منم عاشقشم

78
00:06:12,207 --> 00:06:15,210
‫می‌دونستی وقتی بچه بودم
‫هیچوقت خونه‌ی کسی نخوابیدم؟

79
00:06:15,877 --> 00:06:17,796
‫- هیچوقت؟
‫- نه، هیچوقت

80
00:06:17,796 --> 00:06:19,005
‫چرا؟

81
00:06:19,005 --> 00:06:24,344
‫سنم یکم از الان تو بیشتر بود
‫و خودم تک و تنها بودم

82
00:06:24,344 --> 00:06:27,055
‫باید خودم همه‌ی کارامو می‌کردم

83
00:06:29,099 --> 00:06:31,142
‫خیلی ترسناکه

84
00:06:31,142 --> 00:06:33,342
‫تو هرگز تنها نمیشی، گابریل

85
00:06:33,520 --> 00:06:35,021
‫قول میدی؟

86
00:06:35,021 --> 00:06:36,648
‫آره

87
00:06:36,648 --> 00:06:40,569
‫چون من و پدرت رو داری
‫که مراقبت باشیم

88
00:06:44,030 --> 00:06:46,283
‫و جناب کلاود

89
00:06:46,283 --> 00:06:48,483
‫آره

90
00:06:51,871 --> 00:06:54,071
‫و جناب کلاود

91
00:07:14,269 --> 00:07:16,229
‫دوشیزه خانم، همیشه ازم می‌خواین
‫حرفمو رک و بی‌پرده بگم

92
00:07:16,229 --> 00:07:18,429
‫آره، رک گفتن بهترین راهه

93
00:07:19,774 --> 00:07:21,902
‫آندره

94
00:07:21,902 --> 00:07:25,280
‫اوضاعت وخیمه و فقط داره بدتر میشه

95
00:07:26,823 --> 00:07:29,492
‫امکان نداره. داره از تمام
‫ توصیه‌هاتون پیروی می‌کنه

96
00:07:29,492 --> 00:07:32,412
‫داره استراحت می‌کنه
‫و قراره از این هم بیشتر استراحت کنه

97
00:07:32,412 --> 00:07:34,873
‫دارم یک ملک آفتابی و آروم می‌خرم

98
00:07:34,873 --> 00:07:37,626
‫قراره امروز بعدازظهر
‫قرارداد رو نهایی کنیم

99
00:07:37,626 --> 00:07:40,587
‫درمان سل سخته

100
00:07:42,464 --> 00:07:44,799
‫ولی همکاری در دانمارک دارم

101
00:07:45,425 --> 00:07:48,595
‫که داره روی یک درمان آزمایشی کار می‌کنه

102
00:07:48,595 --> 00:07:50,430
‫که تاحدودی موفقیت‌آمیز بوده

103
00:07:50,430 --> 00:07:52,630
‫پس آندره باید دریافتش کنه

104
00:07:53,725 --> 00:07:55,925
‫به گابریل چی بگیم؟

105
00:07:57,520 --> 00:07:59,720
‫که داری بهتر میشی

106
00:08:00,899 --> 00:08:03,526
‫آقای للونگ اصرار داره
‫که امروز با طراح‌های بیشتری مصاحبه کنیم

107
00:08:03,526 --> 00:08:05,987
‫- الان نمی‌تونم
‫- و اولین مصاحبه‌تون یک ساعت دیگه‌ست

108
00:08:05,987 --> 00:08:09,491
‫با یک خیاط جوان ایتالیایی به اسم "پیترو"
‫که تازه به پاریس اومده

109
00:08:09,491 --> 00:08:11,493
‫نه، رحم سرت نمیشه
‫تمام روز گذشت

110
00:08:11,493 --> 00:08:13,119
‫یه عالمه کار دارم
‫باید طراحی کنم

111
00:08:13,119 --> 00:08:16,248
‫پس، بانو زناکر... خودت...
‫لطفاً، خودت با این...

112
00:08:16,248 --> 00:08:18,041
‫ایتالیاییه، اسمش هرچی که هست
‫مصاحبه کن، لطفاً

113
00:08:18,041 --> 00:08:20,585
‫اسمش راحت یاد آدم می‌مونه
‫اسمشو عوض کرده گذاشته "پیر"

114
00:08:20,585 --> 00:08:24,464
‫چی؟ نه، امکان نداره بتونیم
‫یک "پیر" رو جایگزین یک "پیر" دیگه بکنیم

115
00:08:24,464 --> 00:08:26,716
‫خب پس، با فامیلیش
‫که "کاردین"ـه صداش کن

116
00:08:26,716 --> 00:08:28,009
‫و به‌نظرم استعداد داره

117
00:08:28,009 --> 00:08:29,094
‫پس استخدامش کن

118
00:08:29,094 --> 00:08:31,294
‫یک ساعت دیگه

119
00:08:31,513 --> 00:08:34,849
‫می‌تونم چیزهایی بیشتر از کلاه
‫دامن و لباس‌های مهمونی طراحی کنم

120
00:08:38,186 --> 00:08:39,895
‫جناب پیر کاردین

121
00:08:39,895 --> 00:08:42,148
‫یک‌جور حالت جنسی داره، مگه نه؟

122
00:08:40,095 --> 00:08:42,348
‫{\an8} « پیر کاردین »
‫« خیاط حرفه‌ای »

123
00:08:42,148 --> 00:08:44,348
‫و یک‌جور درنده بودن

124
00:08:44,859 --> 00:08:47,191
‫بله. و بگو ببینم، آقای کاردین

125
00:08:47,191 --> 00:08:50,699
‫خودت این کت رو
‫ طراحی کردی، بریدی و دوختی؟

126
00:08:52,450 --> 00:08:53,660
‫جناب

127
00:08:53,660 --> 00:08:55,412
‫از هفت سالگیم، مشغول دوختن بودم

128
00:08:55,412 --> 00:08:59,124
‫دوختنم خیلی خیلی بهتر از نفس کشیدنمه

129
00:08:59,124 --> 00:09:03,545
‫استخدامم کن، و کوتوری طراحی می‌کنم
‫و می‌دوزم که تصورش هم نمی‌تونی بکنی

130
00:09:07,340 --> 00:09:09,540
‫نه!

131
00:09:12,554 --> 00:09:14,764
‫دوخت رو ببین، خط رو ببین

132
00:09:14,764 --> 00:09:17,142
‫دلیل زنده بودنم همینه

133
00:09:17,767 --> 00:09:20,896
‫همیشه همینقدر هیجان زده‌ای؟

134
00:09:20,896 --> 00:09:23,607
‫جناب دیور، میای یک دقیقه باهات صحبت کنم؟

135
00:09:23,607 --> 00:09:25,807
‫آره، باشه

136
00:09:28,486 --> 00:09:31,615
‫دلم می‌خواد بدونم اینجا چه خبره؟

137
00:09:36,745 --> 00:09:38,945
‫به خودت بستگی داره

138
00:09:47,047 --> 00:09:49,799
‫جناب کاردین، آدم خیلی جالبی هستی

139
00:09:51,176 --> 00:09:53,970
‫به‌زودی تصمیم می‌گیریم

140
00:09:54,554 --> 00:09:57,224
‫از دیدن تو و استعدادت خیلی خوشحال شدم

141
00:10:01,978 --> 00:10:03,021
‫شغل رو بهم میده؟

142
00:10:03,021 --> 00:10:05,607
‫توی این ماه‌ها این اولین باریه
‫که می‌بینم آقای دیور می‌خنده

143
00:10:06,608 --> 00:10:07,943
‫شلوارتو بپوش

144
00:10:07,943 --> 00:10:10,143
‫باشه

145
00:10:16,117 --> 00:10:21,039
‫امروز جورج ویگوغو باهام تماس گرفت

146
00:10:21,957 --> 00:10:23,041
‫جورج

147
00:10:23,041 --> 00:10:26,378
‫آره. دنبال طراح می‌گرده
‫ازم پرسید کسی رو سراغ دارم یا نه

148
00:10:27,254 --> 00:10:31,508
‫همچنین پرسید تو باهام قرارداد داری یا نه

149
00:10:33,093 --> 00:10:35,136
‫ماه‌ها گذشته، کریستیان

150
00:10:35,136 --> 00:10:37,472
‫هنوزم قرارداد پیشنهادیم رو امضا نکردی

151
00:10:39,391 --> 00:10:41,768
‫شرایط بهتری می‌خوای؟
‫پول بیشتری می‌خوای؟

152
00:10:41,768 --> 00:10:44,062
‫نه. قضیه این نیست، آقا

153
00:10:44,062 --> 00:10:45,814
‫در طی جنگ اینجا رو باز نگه داشتم

154
00:10:45,814 --> 00:10:48,733
‫تا بتونیم با همدیگه
‫به این لحظه برسیم

155
00:10:51,069 --> 00:10:53,269
‫قضیه کاترینه

156
00:10:53,905 --> 00:10:56,116
‫داره میاد خونه

157
00:10:56,116 --> 00:10:57,867
‫واقعاً؟

158
00:10:57,867 --> 00:11:01,413
‫خیلی خیالم راحت شد
‫ چرا بهم نگفتی؟ کِی میاد؟

159
00:11:01,413 --> 00:11:03,623
‫نه، قرار نیست تاریخ دقیقی بیاد

160
00:11:03,623 --> 00:11:06,913
‫ولی وقتی اومد، نیاز به زمان دارم

161
00:11:06,937 --> 00:11:09,504
‫که به هر طریقی که می‌تونم

162
00:11:09,504 --> 00:11:11,704
‫بتونم بهش کمک کنم

163
00:11:12,674 --> 00:11:14,874
‫بیا. بذار یه چیزی بهت نشون بدم

164
00:11:16,678 --> 00:11:20,056
‫ببین چه سفارشاتی گرفتیم

165
00:11:20,056 --> 00:11:21,933
‫بخونشون

166
00:11:21,933 --> 00:11:25,729
‫به خلاقیتت نیاز دارم
‫به ظرافت طراحی‌هات

167
00:11:25,729 --> 00:11:28,481
‫قدردانتم

168
00:11:28,481 --> 00:11:31,651
‫توصیه‌ی منو می‌خوای؟
‫بهتره خودتو مشغول نگه داری

169
00:11:31,651 --> 00:11:35,322
‫با انتظار برای مشخص شدن مسائل نامشخص
‫سال‌هات رو هدر نده

170
00:11:35,322 --> 00:11:37,324
‫- برمی‌گرده
‫- از کجا می‌دونی؟

171
00:11:37,324 --> 00:11:41,328
‫نمی‌خوام بی‌رحمانه صحبت کنم
‫و نمیگم امیدی نداشته باش

172
00:11:41,328 --> 00:11:42,662
‫ولی نمی‌تونی مطمئن باشی که میاد

173
00:11:42,662 --> 00:11:46,416
‫چهار و نیم ماهه که قراردادم دستته

174
00:11:46,416 --> 00:11:51,296
‫وقتشه بهم تعهد بدی
‫وگرنه مجبورم برم سراغ نسل بعدی

175
00:11:51,296 --> 00:11:53,548
‫باید امضاش کنی. همین الان

176
00:12:08,897 --> 00:12:10,482
‫نظرت چیه، عزیزم؟

177
00:12:10,482 --> 00:12:12,984
‫بهترین خونه‌ایه که تابه‌حال دیدم

178
00:12:13,693 --> 00:12:14,945
‫پس می‌خرمش

179
00:12:14,945 --> 00:12:16,279
‫سلام، عزیزای دلم!

180
00:12:16,279 --> 00:12:17,197
‫سلام!

181
00:12:17,197 --> 00:12:19,199
‫بابت تاخیرم عذر می‌خوام

182
00:12:19,199 --> 00:12:21,576
‫گابریل این خونه رو پسندید
‫می‌خریمش

183
00:12:22,786 --> 00:12:25,413
‫ببخشید، ولی تازه با فروشنده‌ها صحبت کردم

184
00:12:25,413 --> 00:12:29,042
‫ظاهراً، یک مشکل کوچیک
‫در پرداخت پول

185
00:12:29,042 --> 00:12:31,419
‫از بانک فرانسوی‌تون پیش اومده

186
00:12:31,419 --> 00:12:33,046
‫امکان نداره

187
00:12:33,046 --> 00:12:37,342
‫دولت فرانسه اجازه نمیده
‫پول‌هاتون از مرز بگذره

188
00:12:37,926 --> 00:12:40,053
‫خاله کوکو، منظره رو می‌بینی؟

189
00:12:40,053 --> 00:12:41,721
‫از وکیلت می‌خوایم حلش کنه

190
00:12:41,721 --> 00:12:44,849
‫آره. به وکیلم زنگ بزن،
‫"رنه دِ شمبرون"

191
00:12:44,849 --> 00:12:47,894
‫می‌تونه راحت یک سفته
‫از بانک زوریخم بگیره

192
00:12:47,894 --> 00:12:51,106
‫فرصتی که برای پرداخت بهت دادن رو
‫به این راحتی افزایش نمیدن، عزیزم

193
00:12:51,106 --> 00:12:53,358
‫فروشنده‌ها دارن به
‫پیشنهادهای دیگه فکر می‌کنن

194
00:12:54,818 --> 00:12:56,736
‫بذار مستقیم باهاشون صحبت کنم

195
00:12:56,736 --> 00:13:00,323
‫کوکو، ارزش حرص خوردن رو نداره
‫خونه‌ی دیگه‌ای پیدا می‌کنیم

196
00:13:01,074 --> 00:13:03,274
‫نمی‌تونیم اینجا زندگی کنیم؟

197
00:13:03,493 --> 00:13:05,412
‫چی این مشکل رو حل می‌کنه؟

198
00:13:05,412 --> 00:13:07,612
‫پول نقد

199
00:13:08,623 --> 00:13:10,292
‫می‌تونی نقد بدی؟

200
00:13:10,292 --> 00:13:12,878
‫فروش اموالت در این زمان
‫برای کسب و کارت خوب نیست، کوکو

201
00:13:12,878 --> 00:13:16,923
‫این تصمیم کاری نیست
‫یک تصمیم در مورد زندگیمه

202
00:13:16,923 --> 00:13:18,508
‫<i>خب، به عنوان دوستت، دارم بهت میگم</i>

203
00:13:18,508 --> 00:13:21,094
‫بازار بی‌ثبات‌تر از اونیه
‫که بخوای توش اموالتو نقد کنی

204
00:13:21,094 --> 00:13:23,513
‫آندره برای بهتر شدن
‫به این خونه نیاز داره

205
00:13:24,055 --> 00:13:27,183
‫و به عنوان وکیلت
‫بهم پول میدی بهت توصیه بدم

206
00:13:27,183 --> 00:13:29,102
‫خب، امروز بهت پول میدم توصیه‌ی منو گوش کنی

207
00:13:29,102 --> 00:13:31,354
‫<i>هرچی نیازه بفروش
‫تا پولش در بیاد، رنه</i>

208
00:13:31,354 --> 00:13:34,524
‫پول نقد لازم دارم
‫این خونه رو لازم دارم. انجامش بده

209
00:13:45,118 --> 00:13:47,662
‫ببخشید مزاحم میشم

210
00:13:47,662 --> 00:13:49,873
‫وقتی کارتون تمام شد
‫میشه روزنامه‌تون رو ببینم؟

211
00:13:49,873 --> 00:13:52,073
‫حتماً

212
00:14:00,800 --> 00:14:03,000
‫خانم، حالت خوبه؟

213
00:14:04,846 --> 00:14:07,140
‫این اردوگاه‌ها...

214
00:14:07,140 --> 00:14:09,340
‫چیزهایی که در موردشون میگن...

215
00:14:12,145 --> 00:14:14,345
‫دخترم توی یک اردوگاهه

216
00:14:15,774 --> 00:14:19,236
‫ولی چیزیش نمیشه
‫می‌دونم چیزیش نمیشه

217
00:14:21,321 --> 00:14:23,521
‫آره چیزیش نمیشه

218
00:14:29,162 --> 00:14:32,123
‫داشتم فکر می‌کردم، بعد از خریدمون

219
00:14:32,123 --> 00:14:36,795
‫می‌تونیم کیک و یکم چای بابونه بخوریم. همم؟

220
00:14:43,802 --> 00:14:46,002
‫یا خدا!

221
00:14:49,766 --> 00:14:53,061
‫دوشیزه خانم، پنج دقیقه‌ست
‫دارین عطر می‌زنین

222
00:14:53,061 --> 00:14:55,438
‫یا باید چیزی بخرین یا تشریف ببرین

223
00:14:56,481 --> 00:14:58,984
‫میشه اینقدر نزنی؟ نصف بطری خالی شد

224
00:14:58,984 --> 00:15:01,736
‫و گفتی قراره دوازده بطری دیگه براتون بیاد؟

225
00:15:01,736 --> 00:15:06,575
‫همین هفته. و 48 تای دیگه
‫برای مغازه‌ی عموم میارن

226
00:15:06,575 --> 00:15:09,452
‫به‌طور قطع می‌دونم
‫که شماره‌ی 5 کمیاب شده

227
00:15:10,328 --> 00:15:12,455
‫حتماً تقلبی هستن

228
00:15:12,455 --> 00:15:16,751
‫این چه حرفیه. مطمئنم دوشیزه شنل
‫حواسش حسابی به کسب‌و‌کارش هست

229
00:15:16,751 --> 00:15:18,545
‫که محصولات تقلبی تولید نشه

230
00:15:18,545 --> 00:15:20,547
‫کل 60 بطری رو می‌خرم

231
00:15:20,547 --> 00:15:23,300
‫همه‌شون رو به هتل بوریواژ بفرست

232
00:15:23,300 --> 00:15:26,052
‫- همه‌شون؟
‫- آره، همه‌شون

233
00:15:26,052 --> 00:15:28,138
‫و فاکتور رو به نام کی بزنم؟

234
00:15:28,138 --> 00:15:30,223
‫دوشیزه کوکو شنل

235
00:15:30,223 --> 00:15:31,391
‫کوکو شنـ...

236
00:15:31,391 --> 00:15:33,476
‫سریعاً بفرستشون
‫اینو نگه می‌دارم

237
00:15:33,476 --> 00:15:34,394
‫- ممنون
‫- چشم

238
00:15:34,394 --> 00:15:36,594
‫گابریل

239
00:15:42,360 --> 00:15:44,613
‫الان خودتو قاطی این جریان نکن

240
00:15:44,613 --> 00:15:46,813
‫کی داره عطرمو تولید می‌کنه، رنه؟

241
00:15:51,745 --> 00:15:53,705
‫برادران ورتهایمر

242
00:15:53,705 --> 00:15:55,540
‫یک کارخونه توی هابوکن، نیوجرسی باز کردن

243
00:15:55,540 --> 00:15:57,083
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم
‫چطوری این‌کارو می‌کنن

244
00:15:57,083 --> 00:15:59,283
‫ولی جواب تلفن‌هامو نمیدن

245
00:15:59,961 --> 00:16:02,172
‫ازشون شکایت کن

246
00:16:02,172 --> 00:16:04,257
‫<i>عطش فرانسوی‌ها برای انتقام رو دست‌کم نگیر</i>

247
00:16:04,257 --> 00:16:08,678
‫می‌خوان تمام کسایی که هرگونه ارتباطی
‫با نازی‌ها داشتن رو مجازات کنن

248
00:16:08,678 --> 00:16:10,639
‫همه‌ش دروغه

249
00:16:10,639 --> 00:16:13,850
‫وقتی سعی کردی
‫از قوانین آریایی استفاده کنی

250
00:16:13,850 --> 00:16:16,019
‫که همکاریت با ورتهایمرها رو قطع کنی

251
00:16:16,019 --> 00:16:18,480
‫از نظر بقیه پنهان نموند

252
00:16:18,480 --> 00:16:21,024
‫اگر الان سر بالا بیاری
‫سرتو قطع می‌کنن

253
00:16:21,024 --> 00:16:23,224
‫پس خودم به پیر ورتهایمر زنگ می‌زنم

254
00:16:26,154 --> 00:16:29,658
‫دوشیزه خانم، از لبه‌ی پرتگاه بیا کنار

255
00:16:29,658 --> 00:16:31,868
‫بذار خودم حلش کنم

256
00:16:31,868 --> 00:16:33,119
‫<i>وضعیت سلامتی آندره خوب نیست</i>

257
00:16:33,119 --> 00:16:35,972
‫<i>کمی با اون و نوه‌ی خواهری زیبات وقت بگذرون</i>

258
00:16:36,164 --> 00:16:37,290
‫حق با توئه

259
00:16:37,290 --> 00:16:40,794
‫<i>بیشتر از این دردسر نمی‌خوام. خسته شدم</i>

260
00:16:41,461 --> 00:16:43,338
‫قول بده این دفعه به حرفم گوش میدی

261
00:16:43,338 --> 00:16:46,758
‫<i>ورتهایمرها از بازمانده‌های جنگ هستن
‫به چشم قهرمان بهشون نگاه می‌کنن</i>

262
00:16:48,260 --> 00:16:49,261
‫من چی؟

263
00:16:49,261 --> 00:16:51,461
‫<i>نمی‌خوام به هیچ عنوان دیده بشی</i>

264
00:16:51,888 --> 00:16:55,475
‫<i>و بر طبق خواسته‌ت سهام رو نفروختم
‫چون احمقانه بود</i>

265
00:17:15,911 --> 00:17:16,912
‫<i>الو؟</i>

266
00:17:16,912 --> 00:17:22,002
‫هنری؟ یک سوال ازت می‌پرسم
‫و ازت می‌خوام صادقانه جواب بدی

267
00:17:22,710 --> 00:17:26,131
‫در دو سال اخیر
‫عطر شماره‌ی 5 تولید کردی؟

268
00:17:26,131 --> 00:17:28,925
‫امکان‌پذیر نبوده

269
00:17:28,925 --> 00:17:31,011
‫سعی کردم گل‌ها رو پرورش بدم، ولی جنگ...

270
00:17:31,011 --> 00:17:36,266
‫فقط می‌خوام بدونم به هر طریقی
‫شماره‌ی 5 رو ساختی یا بسته‌بندی کردی یا نه

271
00:17:36,266 --> 00:17:38,560
‫نه. هیچی درست نکردم

272
00:17:38,560 --> 00:17:41,938
‫ولی اینجا توی سوئیس
‫شصت بطری فروشی پیدا کردم

273
00:17:41,938 --> 00:17:43,773
‫<i>کار ورتهایمرهاست</i>

274
00:17:43,773 --> 00:17:47,235
‫<i>به طریقی، دارن عطرم رو
‫توی هابوکن تولید می‌کنن</i>

275
00:17:47,235 --> 00:17:49,446
‫برات می‌فرستمشون

276
00:17:49,446 --> 00:17:52,198
‫<i>می‌خوام بدونم چی توی عطرهاست
‫از چه فرمولی دارن استفاده می‌کنن</i>

277
00:17:52,198 --> 00:17:53,533
‫می‌تونی تشخیصش بدی؟

278
00:17:53,533 --> 00:17:56,036
‫آره. ولی 60 بطری...

279
00:17:56,036 --> 00:17:59,039
‫لطفاً مراقب باش چطور می‌فرستیشون
‫قیمتشون خیلی بالاست

280
00:18:02,083 --> 00:18:03,710
‫کریستیان

281
00:18:03,710 --> 00:18:06,755
‫شاید یکم حالم سرجاش نباشه، ولی...

282
00:18:07,547 --> 00:18:10,258
‫- باید حقیقت رو بگم
‫- اوه، نه. تو رو خدا

283
00:18:10,258 --> 00:18:13,511
‫یک اشتباه وحشتناک کردی
‫و باید بهت بگم

284
00:18:14,346 --> 00:18:16,681
‫- اشتباه کردم؟ من همیشه اشتباه می‌کنم
‫- آره

285
00:18:16,681 --> 00:18:17,933
‫همین الانم اشتباه کردم

286
00:18:17,933 --> 00:18:19,351
‫لیوانت رو دوباره پر کردم

287
00:18:19,351 --> 00:18:20,810
‫بدبخت شدیم رفت...

288
00:18:20,810 --> 00:18:22,687
‫- دقیقاً
‫- نه، نه، نه

289
00:18:22,687 --> 00:18:23,772
‫رد کردن پیشنهادم

290
00:18:23,772 --> 00:18:26,024
‫التماست کردم که بیای
‫با همدیگه خونه‌ی مد رو راه بندازیم

291
00:18:26,524 --> 00:18:33,031
‫ولی الان می‌تونم اعلام کنم
‫که تونستم 100 هزار فرانک جور کنم

292
00:18:33,698 --> 00:18:36,159
‫- ایول. آره
‫- به افتخارت

293
00:18:36,159 --> 00:18:40,038
‫شنیدم یک زن توی زندگیت
‫این پول رو بهت داده

294
00:18:40,038 --> 00:18:41,957
‫نه، نگو که رفتی اون سمت، نه

295
00:18:41,957 --> 00:18:44,417
‫نه، ای مرتیکه‌ی هرزه! کیه؟

296
00:18:44,417 --> 00:18:45,752
‫مامانش

297
00:18:45,752 --> 00:18:47,504
‫نه

298
00:18:47,504 --> 00:18:50,423
‫- درهرحال پول پوله
‫- اوه، نه

299
00:18:51,007 --> 00:18:53,218
‫مطمئنم مامانیت دلش نمی‌خواد بدونه

300
00:18:53,218 --> 00:18:54,844
‫که "پیر"ـش داره پز میده

301
00:18:54,844 --> 00:18:57,681
‫نه، هرگز پز نمیدم
‫مگر اینکه للونگ اینجا باشه

302
00:18:58,306 --> 00:19:01,726
‫با کمال میل می‌کوبمش
‫توی صورت کج‌و‌کوله و احمقانه‌ش

303
00:19:01,726 --> 00:19:03,728
‫خیلی برات خوشحالم، پیر

304
00:19:03,728 --> 00:19:06,940
‫آره، واقعاً تحسین برانگیزه
‫ جدی میگم

305
00:19:06,940 --> 00:19:08,525
‫تحسین برانگیزه؟

306
00:19:08,525 --> 00:19:10,485
‫همیشه حرفتو سربسته می‌زنی، کریستیان جان

307
00:19:10,485 --> 00:19:12,237
‫فکر می‌کنی ارزشش رو ندارم؟

308
00:19:12,237 --> 00:19:14,437
‫سر... بسته می‌زنم؟ من که...

309
00:19:15,907 --> 00:19:21,621
‫خیلی باهوشی، خیلی ناقلایی
‫خیلی یک‌جا گیر کردی

310
00:19:22,163 --> 00:19:24,363
‫پیش للونگ نمون

311
00:19:24,708 --> 00:19:26,793
‫کی فکر می‌کنه
‫فکر خوبیه که کریستیان من

312
00:19:26,793 --> 00:19:29,337
‫تا آخر عمرش بازم برای

313
00:19:29,337 --> 00:19:31,131
‫- اون شیاد کار کنه؟
‫- پیر، بیخیال...

314
00:19:31,131 --> 00:19:32,841
‫نمی‌خوام ذره‌ذره آب بشی

315
00:19:32,841 --> 00:19:37,012
‫درحالی‌که اون کلاهبردار بی‌ریخت
‫استعدادهات رو می‌دزده

316
00:19:37,637 --> 00:19:39,973
‫و به رئیست آقای بوساک

317
00:19:40,682 --> 00:19:43,310
‫سلطان پنبه توهین نباشه
‫ولی این خط این نشون

318
00:19:43,310 --> 00:19:46,187
‫پیر بالمن به‌زودی
‫سلطان کوتور میشه!

319
00:19:47,314 --> 00:19:49,514
‫ولی قبلش باید برم دستشویی

320
00:19:50,358 --> 00:19:51,484
‫خوب شد یادم افتاد

321
00:19:51,484 --> 00:19:55,614
‫از بین کسایی که توی مصاحبه‌هات
‫له کردی یا رد کردی

322
00:19:55,614 --> 00:19:58,450
‫کسی هست که به‌نظرت به درد شغل سابقم

323
00:19:58,450 --> 00:20:00,650
‫برای اداره‌ی فیلیپ و گاستون بخوره؟

324
00:20:02,954 --> 00:20:05,707
‫یک مرد جوون خیلی بااستعداد هست

325
00:20:05,707 --> 00:20:07,083
‫خیلی باروحیه‌ست

326
00:20:07,083 --> 00:20:09,044
‫للونگ... نمی‌خوادش

327
00:20:09,044 --> 00:20:11,463
‫فوراً استخدامش کن

328
00:20:12,547 --> 00:20:13,715
‫اسمش چیه؟

329
00:20:13,715 --> 00:20:17,093
‫پیترو. پیترو، ولی مجبورش کردیم عوضش کنه

330
00:20:17,719 --> 00:20:19,262
‫و بذاره پیر

331
00:20:19,262 --> 00:20:21,462
‫نه، نه، نه، نه
‫نه، نه، نه

332
00:20:21,848 --> 00:20:24,893
‫نه. جا برای یک پیر بیشتر نیست

333
00:20:28,271 --> 00:20:32,150
‫خب، للونگ برای امضای قراردادش
‫برات مهلت تعیین کرد؟

334
00:20:35,362 --> 00:20:37,155
‫بهش گفتم به کارم ادامه میدم

335
00:20:37,155 --> 00:20:39,658
‫ولی اگر اون بهم نیاز داشت
‫باید بتونم کارمو ول کنم

336
00:20:39,658 --> 00:20:41,858
‫کریستیان

337
00:20:44,120 --> 00:20:46,320
‫اگر کی بهت نیاز داشته باشه؟

338
00:20:46,623 --> 00:20:48,823
‫کاترین

339
00:20:49,042 --> 00:20:51,242
‫وقتی برگشت

340
00:20:53,171 --> 00:20:55,371
‫کریستیان

341
00:20:55,840 --> 00:20:59,719
‫از وقتی گرفتنش
‫خیلی وقت گذشته و...

342
00:21:06,434 --> 00:21:10,564
‫همه‌مون توی این جنگ لعنتی
‫بخش‌هایی از قلب‌مون رو از دست دادیم

343
00:21:11,439 --> 00:21:13,275
‫- باید بپذیریمش
‫- ببینید، می‌تونید اینو

344
00:21:13,275 --> 00:21:16,987
‫در مورد خودتون بگین
‫ولی حق ندارین در مورد من بگین

345
00:21:17,821 --> 00:21:20,021
‫حق ندارین

346
00:21:21,950 --> 00:21:24,286
‫- درهرحال زندگیت باید مال خودت باشه
‫- مال خودمه

347
00:21:37,674 --> 00:21:39,874
‫الو؟

348
00:21:41,303 --> 00:21:43,503
‫بله، یک لحظه. اینجاست

349
00:21:46,391 --> 00:21:48,591
‫پدرته

350
00:21:52,188 --> 00:21:54,388
‫بابا؟

351
00:21:54,566 --> 00:21:56,766
‫بله

352
00:21:57,277 --> 00:21:58,987
‫آره

353
00:21:58,987 --> 00:22:00,822
‫چی؟

354
00:22:00,822 --> 00:22:03,022
‫کِی؟

355
00:22:03,700 --> 00:22:05,900
‫مطمئنی؟

356
00:22:06,119 --> 00:22:08,319
‫فردا میام دیدنت

357
00:22:13,793 --> 00:22:15,993
‫یه اتفاقی افتاده

358
00:22:18,423 --> 00:22:20,623
‫پیداش کردن

359
00:22:21,718 --> 00:22:23,918
‫کیو پیدا کردن؟

360
00:22:25,222 --> 00:22:27,422
‫کاترین

361
00:22:36,483 --> 00:22:38,683
‫آندره؟

362
00:22:44,741 --> 00:22:46,941
‫اون داخل چه خبره؟

363
00:22:48,620 --> 00:22:50,820
‫همه‌چی مرتبه؟

364
00:22:52,749 --> 00:22:54,949
‫سرفه‌هام داره آروم میشه

365
00:23:10,684 --> 00:23:12,884
‫دکتر وبر رو خبر می‌کنم

366
00:23:13,061 --> 00:23:15,897
‫- حالم به اون بدی که به‌نظر میاد نیست
‫- درخواست نکردم، دارم بهت میگم

367
00:23:16,982 --> 00:23:19,651
‫- کوکو، می‌دونم باید استراحت کنم، ولی...
‫- خب، اجازه میدیم دکتر وبر تصمیم بگیره

368
00:23:19,651 --> 00:23:20,610
‫چی به صلاحته

369
00:23:20,610 --> 00:23:23,530
‫کاری می‌کنم امروز برای ناهار بیاد

370
00:23:28,243 --> 00:23:30,161
‫کی کلید خونه‌ی جدیدت رو بهت میدن؟

371
00:23:30,161 --> 00:23:32,361
‫خونه‌ی جدید همه‌مون

372
00:23:32,956 --> 00:23:35,667
‫به‌زودی. منتظرم پول برسه دستم

373
00:23:37,460 --> 00:23:38,712
‫یادم رفت بهت بگم

374
00:23:38,712 --> 00:23:41,631
‫راننده‌ت گفت مدتی میشه حقوق نگرفته

375
00:23:43,383 --> 00:23:45,583
‫همچین حرفی بهت زد؟

376
00:23:45,760 --> 00:23:47,929
‫می‌تونه منتظر بمونه

377
00:23:47,929 --> 00:23:49,180
‫کوکو، اصلاً پولی بهش دادی؟

378
00:23:49,180 --> 00:23:51,433
‫معلومه. ماه‌هاست رانندمه

379
00:23:52,559 --> 00:23:55,145
‫فقط این چند هفته پول دستم نبوده

380
00:23:57,939 --> 00:24:00,942
‫- عه اینجایین
‫- دکتر عزیز

381
00:24:00,942 --> 00:24:03,142
‫بیا بشین کنارمون

382
00:24:04,487 --> 00:24:07,324
‫خب، دکتر لیمن چقدر دیگه
‫میاد آندره رو درمان کنه؟

383
00:24:07,324 --> 00:24:11,202
‫متاسفانه، علاقه‌ای نداره بیاد سوئیس

384
00:24:13,038 --> 00:24:15,540
‫بهش گفتی کی ازش خواسته
‫و چقدر بهش پول میدم؟

385
00:24:15,540 --> 00:24:16,750
‫آره گفتم

386
00:24:16,750 --> 00:24:20,253
‫ولی خبر خوب اینه که الان توی پاریسه

387
00:24:20,253 --> 00:24:23,423
‫و خوشحال میشه اونجا
‫آندره رو ببینه و درمان کنه

388
00:24:23,423 --> 00:24:25,759
‫من تنهات نمی‌گذارم

389
00:24:25,759 --> 00:24:27,052
‫لیمن بهترین گزینه‌مونه؟

390
00:24:27,052 --> 00:24:29,252
‫تنها گزینه‌تونه

391
00:24:32,724 --> 00:24:35,101
‫آندره، اگر من جات بودم

392
00:24:35,101 --> 00:24:37,020
‫می‌رفتم پاریس

393
00:24:37,020 --> 00:24:39,220
‫پس باید همین‌کارو بکنه

394
00:24:39,648 --> 00:24:41,848
‫نیازی نیست نگران من باشی

395
00:24:48,615 --> 00:24:53,495
‫تنها و سرگردون نزدیک "درسدن" پیداش کردن

396
00:24:55,205 --> 00:24:58,667
‫وسط راه‌پیمایی مرگ از یک اردوگاه
‫به اردوگاه بعدی فرار کرده

397
00:25:00,377 --> 00:25:02,577
‫نیروهای متفقین پیداش کردن

398
00:25:04,256 --> 00:25:08,009
‫بر اساس برنامه‌شون
‫باید یکی دو روز دیگه برسه، ولی...

399
00:25:11,388 --> 00:25:13,557
‫چی شده؟

400
00:25:13,557 --> 00:25:15,757
‫دولت فرانسه بهم گفته...

401
00:25:19,145 --> 00:25:21,648
‫خیلی‌ها توی راه می‌میرن

402
00:25:25,527 --> 00:25:27,727
‫می‌خوام تو بری ببینیش

403
00:25:28,446 --> 00:25:30,323
‫فکر نکنم قلبم
‫توان تحملش رو داشته باشه اگر...

404
00:25:30,323 --> 00:25:34,536
‫تا اینجا دووم آورده
‫این چند قدم آخر هم دووم میاره

405
00:25:35,161 --> 00:25:37,372
‫و باید براش گل ببری

406
00:25:37,372 --> 00:25:40,834
‫شنیدم مردم برای عزیزانشون که برمی‌گردن
‫ گل یاس می‌برن

407
00:25:42,335 --> 00:25:44,535
‫براش گل می‌برم

408
00:25:46,339 --> 00:25:48,539
‫و غذای مورد علاقه‌ش رو براش آماده می‌کنم

409
00:25:56,850 --> 00:25:59,050
‫- کریستیان...
‫- همم؟

410
00:26:00,186 --> 00:26:03,356
‫تمام این مدت حق با تو بود...

411
00:26:06,067 --> 00:26:08,528
‫که امیدتو حفظ کردی
‫درحالی‌که امید من از بین رفت

412
00:26:19,247 --> 00:26:22,792
‫<i>خانم‌ها و آقایون
‫لطفاً تشریف ببرید طبقه‌ی آخر</i>

413
00:26:22,792 --> 00:26:24,992
‫<i>لطفاً با نظم و ترتیب پیش برید</i>

414
00:26:41,228 --> 00:26:45,357
‫<i>خانم‌ها و آقایون
‫تا ده دقیقه‌ی دیگه می‌رسن</i>

415
00:26:45,857 --> 00:26:48,057
‫<i>ده دقیقه</i>

416
00:27:01,498 --> 00:27:02,696
‫بیاید جلو

417
00:27:02,720 --> 00:27:03,917
‫بیاید جلو

418
00:27:07,587 --> 00:27:09,923
‫آشویتس

419
00:27:09,923 --> 00:27:13,468
‫- اسم؟
‫- کاترین دیور. د-ی-و-ر

420
00:27:13,468 --> 00:27:14,970
‫<i>صبور باشید، خانم‌ها و آقایون</i>

421
00:27:14,970 --> 00:27:16,972
‫کاترین خواهرمه

422
00:27:16,972 --> 00:27:20,725
‫نزدیک درسدن پیدا شده
‫توی اردوگاه راونسبروک بوده

423
00:27:20,725 --> 00:27:22,269
‫لطفاً توی راهرو تجمع نکنین

424
00:27:22,269 --> 00:27:24,187
‫بله، اسمشو می‌بینم

425
00:27:24,187 --> 00:27:26,387
‫به‌زودی می‌رسن
‫باید یک گوشه منتظر بمونین

426
00:27:29,067 --> 00:27:31,267
‫بله، همینطور برید جلو

427
00:27:50,797 --> 00:27:55,093
‫<i>فرزندان میهن بپاخیزید</i>

428
00:27:55,093 --> 00:27:59,514
‫<i>روز شکوه و سرفرازی رسیده‌است</i>

429
00:27:59,514 --> 00:28:04,019
‫<i>ستم، چشم در چشم ما</i>

430
00:28:04,019 --> 00:28:12,019
‫<i>بیرق خونین‌اش را افراشته</i>

431
00:28:12,485 --> 00:28:16,573
‫<i>به آوایی که از دشت‌ها می‌آید گوش سپار</i>

432
00:28:16,573 --> 00:28:21,453
‫<i>نعره‌ی این سربازان هراس‌آور را می‌شنوید؟</i>

433
00:28:21,453 --> 00:28:25,749
‫<i>می‌آیند که به میان شما بتازند</i>

434
00:28:25,749 --> 00:28:30,337
‫<i>تا پسران، همسرانتان را از دم تیغ بگذرانند</i>

435
00:28:30,337 --> 00:28:34,799
‫<i>!سلاح برگیرید! شهروندان</i>

436
00:28:34,799 --> 00:28:38,178
‫<i>!گُردان‌های رزم را تشکیل دهید</i>

437
00:28:38,762 --> 00:28:42,807
‫<i>!قدم رو، به پیش</i>

438
00:28:43,391 --> 00:28:45,810
‫<i>...بگذار تا خون پلشت دشمنانمان</i>

439
00:29:26,685 --> 00:29:28,895
‫بیاتریس! بیاتریس فوزه!

440
00:29:29,854 --> 00:29:32,816
‫- کاترین! کاترین دیور!
‫- دوبوا!

441
00:29:32,816 --> 00:29:35,986
‫- سیلوی! سیلوی!
‫- همگی آروم باشین

442
00:29:35,986 --> 00:29:38,186
‫جان دوبوا!

443
00:29:39,614 --> 00:29:42,492
‫کاترین! کاترین!

444
00:29:42,492 --> 00:29:44,411
‫دیدمش. بذارین برم داخل

445
00:29:44,411 --> 00:29:46,611
‫لطفاً، آروم باشین

446
00:29:58,800 --> 00:30:01,000
‫بیاتریس! بیاتریس فوزه!

447
00:30:13,940 --> 00:30:16,610
‫مسافران بیشتری هستن؟ افراد بیشتری؟

448
00:30:16,610 --> 00:30:20,030
‫ببخشید، آقا، قطارها خالی شدن
‫همه رسیدن

449
00:30:20,030 --> 00:30:22,490
‫خواهرم سوار اون قطار بود
‫چرا اینجا نیست؟

450
00:30:22,490 --> 00:30:27,245
‫واقعاً متاسفم، جناب
‫ولی بعضی‌ها از سفر جون سالم به‌در نبردن

451
00:30:27,245 --> 00:30:31,082
‫خیلی‌ها رو از دست دادیم
‫اجساد اینجا هستن

452
00:31:18,838 --> 00:31:21,883
‫جناب، لطفاً
‫صبر کنید تا همه برن

453
00:31:21,883 --> 00:31:23,009
‫خواهرم اینجا نیست

454
00:31:23,009 --> 00:31:25,345
‫قرار بود اینجا باشه
‫توی اون قطار بود

455
00:31:25,345 --> 00:31:27,545
‫دونستن جای همه غیرممکنه

456
00:31:28,807 --> 00:31:31,007
‫بهتون تسلیت میگم، جناب

457
00:32:30,410 --> 00:32:34,497
‫ولی اگر می‌خواستی
‫باهامون بیای پاریس، میومدی

458
00:32:34,497 --> 00:32:37,500
‫عزیزم، گاهی اوقات
‫بعضی چیزها امکان‌پذیر نیست

459
00:32:37,500 --> 00:32:39,700
‫ولی اگر دوستمون داشتی...

460
00:32:40,128 --> 00:32:42,464
‫- دوستتون دارم
‫- نخیرم، نداری

461
00:32:42,464 --> 00:32:45,175
‫گابریل، هیچوقت همچین حرفی نزن

462
00:32:45,175 --> 00:32:46,885
‫حرفتو باور نمی‌کنم

463
00:32:46,885 --> 00:32:51,097
‫جناب کلاود هم حرفتو باور نمی‌کنه
‫اونم دلش می‌خواد بیای

464
00:32:51,097 --> 00:32:53,892
‫آقای کلاود حیوون عروسکیه
‫دلش چیزی نمی‌خواد

465
00:32:54,976 --> 00:32:58,063
‫نمی‌تونم برم. مردم پاریس منو نمی‌خوان
‫شاید هیچوقت نمی‌خواستن

466
00:33:03,193 --> 00:33:06,613
‫ازت می‌خوام بهم قول بدی
‫که اگر چیزی لازم داشتی زنگ بزنی

467
00:33:07,197 --> 00:33:09,397
‫ازت می‌خوام مراقب خودت باشی

468
00:33:16,039 --> 00:33:19,459
‫دختر خوبی باش، ها؟
‫این به بهتر شدن بابایی کمک می‌کنه

469
00:33:21,378 --> 00:33:24,339
‫- وقتی برگشتیم اینجایی؟
‫- غیر از اینجا کجا می‌تونم برم؟

470
00:33:25,048 --> 00:33:27,248
‫- دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

471
00:33:29,427 --> 00:33:31,627
‫برو

472
00:33:51,241 --> 00:33:52,242
‫عطرها همه‌شون هستن؟

473
00:33:52,242 --> 00:33:54,828
‫بله، دوشیزه خانم
‫پنجاه و نه بطری، یکیش توی راه شکست

474
00:33:54,828 --> 00:33:56,204
‫من پولشو دادم؟

475
00:33:56,204 --> 00:33:58,748
‫نه، دوشیزه خانم
‫پولشو از فاکتور کم کردن

476
00:33:59,499 --> 00:34:02,252
‫الان ببرشون که به قطار یک‌ساعت دیگه برسه

477
00:34:02,252 --> 00:34:05,797
‫یک پیک منتظرته که ببرشون جنوب فرانسه
‫و برسونتشون به دست هنری

478
00:34:06,381 --> 00:34:08,800
‫مراقب باش
‫خودت می‌دونی این بطری‌ها چقدر باارزشن

479
00:34:08,800 --> 00:34:11,000
‫میشه باهاتون صحبت کنم؟

480
00:34:11,845 --> 00:34:14,890
‫از آخرین باری که حقوق گرفتم
‫دو ماه گذشته

481
00:34:16,057 --> 00:34:18,226
‫پولت رو بعداً میدم. در صندوق رو ببند

482
00:34:18,226 --> 00:34:20,061
‫کِی؟

483
00:34:20,061 --> 00:34:21,646
‫جانم؟

484
00:34:21,646 --> 00:34:24,733
‫اگر می‌تونی پول همچین چیزی رو بدی
‫میشه لطفاً به فکر منم باشی؟

485
00:34:25,817 --> 00:34:28,017
‫به فکرت هستم

486
00:34:28,236 --> 00:34:32,782
‫اوه، خدایا. خرس گابریل

487
00:34:35,619 --> 00:34:38,788
‫وقت داریم بهشون برسیم
‫و بعدش به قطار باری هم برسیم؟

488
00:34:38,788 --> 00:34:40,582
‫فکر نکنم. مسیرشون دو جهت مخالفه

489
00:34:40,582 --> 00:34:42,834
‫می‌تونیم به موقع بهشون برسیم

490
00:34:42,834 --> 00:34:44,961
‫دوشیزه خانم، واقعاً فکر می‌کنم
‫بهتره اینجا بمونین

491
00:34:44,961 --> 00:34:47,161
‫- چون باید باسرعت برم
‫- اینقدر حرف نزن و رانندگیتو بکن

492
00:35:20,538 --> 00:35:21,915
‫چطور تونستی اجازه بدی همچین اتفاقی بیفته؟

493
00:35:21,915 --> 00:35:25,001
‫الان هشت ماهه
‫داری منو توی سوئیس می‌چرخونی

494
00:35:26,002 --> 00:35:28,296
‫فکر می‌کردم تا الان باید از موتور سردربیاری

495
00:35:28,296 --> 00:35:30,840
‫هرگز نمی‌تونیم آقای کلاود رو
‫به گابریل برسونیم

496
00:35:30,840 --> 00:35:33,510
‫چطور می‌خوای عطر رو به قطار برسونی؟

497
00:35:37,347 --> 00:35:39,547
‫سلام!

498
00:35:39,808 --> 00:35:42,269
‫سلام. ظاهراً ماشین خراب شده

499
00:35:42,978 --> 00:35:46,314
‫هیچکدومتون بیشتر از کانرد
‫از موتور ماشین سردرنمیارین؟

500
00:35:52,862 --> 00:35:55,062
‫هرکاری میگن انجام بده

501
00:35:56,616 --> 00:35:59,661
‫- اجازه نده ماشین رو ببرن
‫- زانو بزنین، جفتتون!

502
00:36:00,245 --> 00:36:01,997
‫- وایسا، دوشیزه خانم!
‫- وایسا!

503
00:36:01,997 --> 00:36:04,197
‫اجازه نده ماشین رو ببرن!

504
00:36:19,514 --> 00:36:22,684
‫صبر کن! نه! بهش شلیک نکن!

505
00:36:22,684 --> 00:36:25,645
‫- لطفاً شلیک نکن. لطفاً بهم شلیک نکن
‫- بهش شلیک نکن

506
00:36:25,645 --> 00:36:28,023
‫- قرار نبود اون اینجا باشه
‫- ولی حالا که هست

507
00:36:28,023 --> 00:36:29,774
‫تو اینا رو می‌شناسی؟

508
00:36:29,774 --> 00:36:31,974
‫دارم بهت میگم، بهش شلیک نکن

509
00:36:32,986 --> 00:36:35,280
‫زندگیت رو مدیون اونی، دوشیزه خانم

510
00:36:35,280 --> 00:36:37,480
‫بیا بریم

511
00:36:52,297 --> 00:36:53,631
‫ببخشید، دوشیزه خانم

512
00:36:53,655 --> 00:36:56,760
‫بهت که گفتم
‫برای پرداخت بدهی‌هام پول لازم دارم

513
00:36:56,760 --> 00:37:00,305
‫درهرحال همه‌شون تقلبین. بوی گند میدن

514
00:37:01,765 --> 00:37:03,965
‫برو بوی گند بزن به زنت!

515
00:37:04,309 --> 00:37:06,509
‫اگر پولمو می‌دادی اینطوری نمی‌شد

516
00:37:08,271 --> 00:37:10,471
‫فسقلی عوضی

517
00:37:34,005 --> 00:37:36,205
‫تو رو خدا!

518
00:37:38,510 --> 00:37:40,710
‫اوه، خدایا

519
00:37:46,935 --> 00:37:49,229
‫تو رو خدا!

520
00:37:50,313 --> 00:37:52,513
‫تو رو خدا!

521
00:37:52,941 --> 00:37:56,528
‫تو رو خدا! مگه منو نمی‌بینی؟

522
00:38:25,348 --> 00:38:27,548
‫این چیه؟

523
00:38:51,333 --> 00:38:53,533
‫لوئیس، کیه؟

524
00:38:56,713 --> 00:38:58,381
‫اوه، خدایا، دوشیزه خانم

525
00:38:58,381 --> 00:39:00,217
‫چی شده؟ حالتون خوبه؟

526
00:39:00,217 --> 00:39:02,417
‫خوبم. ماشینم... خراب شد

527
00:39:02,886 --> 00:39:05,013
‫- کوکو
‫- ها؟

528
00:39:05,013 --> 00:39:07,213
‫اوه، رنه

529
00:39:08,016 --> 00:39:09,017
‫تو کی اومدی؟

530
00:39:09,017 --> 00:39:11,811
‫آندره ازم خواست بیام
‫و مطمئن بشم توی دردسر نمیفتی

531
00:39:12,479 --> 00:39:14,679
‫ظاهراً زیادی دیر کردم

532
00:39:15,732 --> 00:39:18,151
‫- بذار کمکت کنم
‫- نه، بهم دست نزن

533
00:39:25,659 --> 00:39:28,536
‫کوکو، به مدارک بیشتری
‫علیه ورتهایمرها نیاز داریم

534
00:39:34,251 --> 00:39:36,711
‫این نبردی نیست
‫که فعلاً بتونیم توش پیروز بشیم

535
00:39:40,006 --> 00:39:42,092
‫دنبال نبرد نیستم

536
00:39:42,092 --> 00:39:44,292
‫نمی‌تونی از یهودی‌ها شکایت کنی

537
00:39:49,182 --> 00:39:51,351
‫دنبال جنگم

538
00:39:51,351 --> 00:39:53,551
‫از اون لعنتیا شکایت کن

539
00:40:33,852 --> 00:40:36,052
‫کاترین برنمی‌گرده

540
00:40:38,023 --> 00:40:39,608
‫اینو می‌فهمی؟

541
00:40:39,608 --> 00:40:40,650
‫اشتباه می‌کردی

542
00:40:40,650 --> 00:40:42,850
‫به‌زودی میاد

543
00:40:43,153 --> 00:40:44,571
‫ولی جوابی که دنبالشی اون نیست

544
00:40:44,571 --> 00:40:47,532
‫قطار اومد. اون سوارش نبود

545
00:40:48,450 --> 00:40:52,120
‫کریستیان، حقیقت اینه

546
00:40:52,662 --> 00:40:53,914
‫وقتی دیدمت یک گلستان دیدم

547
00:40:53,914 --> 00:40:57,584
‫وقتی اولین بار دستتو گرفتم، دیدمش

548
00:40:57,584 --> 00:41:00,587
‫دنیا پوشیده از گل بود. سراسر پر بود

549
00:41:02,297 --> 00:41:04,497
‫یه چیزی برات دارم

550
00:41:06,843 --> 00:41:09,043
‫این چیه؟

551
00:41:09,262 --> 00:41:12,557
‫تا وقتی این همراهته، کاترین برمی‌گرده

552
00:41:12,557 --> 00:41:14,757
‫اینقدر اینو نگو!

553
00:41:14,976 --> 00:41:17,176
‫دیگه نباید بهش فکر کنم

554
00:41:18,855 --> 00:41:21,358
‫اون مرده. قرار نیست برگرده

555
00:41:22,359 --> 00:41:24,559
‫آینده‌م اینه

556
00:41:26,404 --> 00:41:30,158
‫کریستیان، من فقط پیام‌رسانم

557
00:41:30,158 --> 00:41:32,661
‫دارم بهت میگم الان چطوره
‫در آینده چی میشه

558
00:41:35,038 --> 00:41:37,238
‫خداحافظ، خانم

559
00:42:08,071 --> 00:42:10,323
‫جورج، منم کریستیان

560
00:42:11,074 --> 00:42:12,617
‫تو فکر بودم

561
00:42:12,617 --> 00:42:16,162
‫بوساک، ازم می‌خواد
‫فیلیپ و گاستون رو اداره کنم، درسته؟

562
00:42:19,165 --> 00:42:21,365
‫می‌خوام باهاش صحبت کنم

563
00:42:22,085 --> 00:42:24,504
‫بهش زنگ بزن
‫قرار ملاقات بذار

564
00:42:27,048 --> 00:42:29,248
‫ممنون، جورج

565
00:42:43,607 --> 00:42:45,775
‫می‌دونی، 25 سال پیش
‫با ایجاد پنبه‌های رنگی

566
00:42:45,775 --> 00:42:48,361
‫انقلابی راه انداختم

567
00:42:45,375 --> 00:42:49,461
‫{\an8} « مارسل بوساک »
‫« تولیدکننده‌ی پارچه، ثروتمندترین مرد فرانسه »

568
00:42:48,361 --> 00:42:50,989
‫پتانسیلش رو دیدم و عملیش کردم

569
00:42:50,989 --> 00:42:53,700
‫دیگه بهم نمیگن مارسل بوساک

570
00:42:54,910 --> 00:42:57,110
‫تبدیل به سلطان پنبه شدم

571
00:42:58,663 --> 00:43:02,584
‫علاقه، شوق، خطر کردن
‫شروع کار از همین‌جاست

572
00:43:04,586 --> 00:43:06,786
‫باید ایده‌های خودتو داشته باشی

573
00:43:07,797 --> 00:43:09,997
‫این چیزیه که آلمانی‌ها هرگز نفهمیدن

574
00:43:10,217 --> 00:43:13,428
‫همه‌چیز رو گرفتن و تظاهر کردن
‫ از قدیم مال خودشون بوده

575
00:43:13,428 --> 00:43:18,642
‫و هرچیزی که نمی‌تونستن بدزدن
‫زیر پا له کردن یا نابود کردن

576
00:43:19,351 --> 00:43:22,854
‫از من بشنو، این روش کسب‌و‌کار خوبی نیست

577
00:43:24,189 --> 00:43:26,389
‫شاید ندونم چطوری لباس درست کنم

578
00:43:27,734 --> 00:43:31,071
‫ولی می‌دونم چطوری پول دربیارم
‫همیشه می‌دونستم

579
00:43:41,414 --> 00:43:43,614
‫نوش

580
00:43:44,542 --> 00:43:47,003
‫جورج بهم میگه
‫تو کسی هستی که لازم دارم

581
00:43:47,003 --> 00:43:48,255
‫جورج خیلی لطف داره

582
00:43:48,255 --> 00:43:50,298
‫خیلی ازت تعریف می‌کنه

583
00:43:50,298 --> 00:43:54,052
‫میگه بی‌نظیر و بااراده‌ای

584
00:43:55,554 --> 00:43:58,014
‫خب، می‌خوای فیلیپ و گاستون رو اداره کنی؟

585
00:44:01,434 --> 00:44:03,634
‫خب؟

586
00:44:04,271 --> 00:44:06,471
‫یاس سفید دیدم

587
00:44:07,232 --> 00:44:11,528
‫گل‌هاییه که برای بازمانده‌ها بردیم. عذر می‌خوام

588
00:44:11,528 --> 00:44:13,697
‫آره شنیدم

589
00:44:13,697 --> 00:44:15,897
‫اولین کسایی که از اردوگاه‌ها برگشتن

590
00:44:21,079 --> 00:44:23,279
‫عزادار کسی هستی؟

591
00:44:29,504 --> 00:44:32,048
‫مدام از خودم می‌پرسم، می‌دونی...

592
00:44:35,927 --> 00:44:38,127
‫چطور می‌تونیم به زندگی ادامه بدیم؟

593
00:44:39,014 --> 00:44:45,061
‫چطور می‌تونیم اونا رو ببخشیم‌؟

594
00:44:47,022 --> 00:44:49,222
‫خودمون رو ببخشیم؟

595
00:44:52,944 --> 00:44:55,144
‫بشریت رو ببخشیم؟

596
00:44:56,448 --> 00:45:01,453
‫وقتی بازمانده‌ها تلوتلوخوران اومدن
‫توی راهرو ایستاده بودم

597
00:45:01,453 --> 00:45:03,653
‫با خودم گفتم...

598
00:45:05,624 --> 00:45:07,824
‫"امکان نداره"

599
00:45:09,836 --> 00:45:14,049
‫ناامیدی که در چشم همه دیده می‌شد

600
00:45:20,680 --> 00:45:22,880
‫<i>همه‌مون حسش کردیم</i>

601
00:45:29,064 --> 00:45:34,611
‫و حالا داره توی خیابون‌ها پخش میشه
‫و افسار گسیخته‌ست

602
00:45:34,611 --> 00:45:38,114
‫و به‌نظرم به‌زودی همه‌جا رو فرا می‌گیره

603
00:45:40,075 --> 00:45:41,701
‫من می‌دونم جنگ چیه، جناب دیور

604
00:45:41,701 --> 00:45:44,663
‫ولی پیشنهاد میدی چیکارش کنیم؟

605
00:45:48,124 --> 00:45:50,324
‫خونه‌ی مد خودم

606
00:45:50,961 --> 00:45:51,962
‫جانم؟

607
00:45:51,962 --> 00:45:54,162
‫ازت می‌خوام خونه‌ی مد خودمو بهم بدی

608
00:45:57,509 --> 00:45:58,927
‫خونه‌ی کوتور خودت؟

609
00:45:58,927 --> 00:46:04,558
‫این تنها راهیه که بلدم چجوری
‫این دلشکستگی رو تبدیل به....

610
00:46:09,062 --> 00:46:11,262
‫بازگشتی به شادی کنم

611
00:46:12,232 --> 00:46:14,432
‫پیشنهادم اینه

612
00:46:14,776 --> 00:46:18,947
‫مردم باید دوباره حس کنن
‫باید دوباره رویاپردازی کنن

613
00:46:18,947 --> 00:46:20,407
‫باید دوباره زندگی کنن

614
00:46:20,407 --> 00:46:25,745
‫و ما می‌تونیم دنیای جدیدی
‫براشون خلق کنیم

615
00:46:28,915 --> 00:46:31,918
‫باید گلستانی زیبا براشون بسازیم

616
00:46:34,796 --> 00:46:37,007
‫این‌ها شاید چند تا از بذرهاش باشه

617
00:46:53,023 --> 00:46:57,485
‫تابه‌حال نشنیده بودم کسی اینطوری صحبت کنه
‫بیشتر برام بگو

618
00:48:16,189 --> 00:48:18,389
‫ژاک، خونه‌ای؟

619
00:48:19,150 --> 00:48:21,350
‫خبرهای جالبی برات دارم

620
00:48:22,195 --> 00:48:24,656
‫کریستیان؟ خداروشکر برگشتی

621
00:48:25,156 --> 00:48:27,356
‫سعی کردم زنگ بزنم
‫خونه‌ی بوساک پیدات کنم، ولی...

622
00:48:30,745 --> 00:48:32,945
‫تازه از راه رسیده

623
00:48:35,417 --> 00:48:37,617
‫به دکتر زنگ زدم. داره میاد

624
00:49:28,100 --> 00:49:33,100
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

625
00:49:43,172 --> 00:49:48,172
‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ]
‫[ @BDSubs ]

