﻿1
00:00:06,632 --> 00:00:08,832
‫« برگرفته از اتفاقات واقعی »

2
00:00:47,130 --> 00:00:50,220
‫<i>کاترین، لطافتی در اسمت نهفته‌ست</i>

3
00:00:51,050 --> 00:00:53,260
‫<i>شاید چندان برامون دردسر درست نکنی</i>

4
00:00:53,260 --> 00:00:55,800
‫<i>می‌تونی با صحبت با من
‫به خودت کمک کنی</i>

5
00:00:56,810 --> 00:00:59,010
‫و اگر صحبت نکنی...

6
00:01:01,270 --> 00:01:03,400
‫بهت صدمه می‌زنم

7
00:01:03,400 --> 00:01:05,230
‫<i>و همینطور بهت صدمه می‌زنم</i>

8
00:01:05,230 --> 00:01:07,430
‫<i>تا اینکه همه‌چیز رو بهم بگی</i>

9
00:01:08,400 --> 00:01:11,810
‫<i>هفتاد و دو ساعت بدون استراحت</i>

10
00:01:11,810 --> 00:01:14,010
‫<i>نمی‌خوای بخوابی؟</i>

11
00:01:15,030 --> 00:01:18,580
‫<i>اگر باهام صحبت نکنی
‫این وضع هرگز تمام نمیشه</i>

12
00:01:26,710 --> 00:01:28,910
‫یک دانشجوی ششمی هم بود

13
00:01:29,510 --> 00:01:33,310
‫اسمش رو بهم بگو
‫وگرنه برمی‌گردی توی یخ

14
00:01:44,900 --> 00:01:47,980
‫- حرفی با تو ندارم!
‫- نه...

15
00:01:47,980 --> 00:01:49,360
‫نه، نه، نه. نه، نه، جات امنه

16
00:01:49,360 --> 00:01:51,560
‫جات امنه. خونه‌ای

17
00:01:51,820 --> 00:01:53,320
‫نه، نه، منم

18
00:01:53,320 --> 00:01:56,990
‫- منم. منم کریستین
‫- تو رو خدا! تو رو خدا!

19
00:03:11,020 --> 00:03:14,610
‫پس بهشون گفتی ازشون شکایت می‌کنم
‫و هیچ حرفی برای گفتن نداشتن؟

20
00:03:14,610 --> 00:03:16,820
‫باید درک کنی که
‫چه قضیه‌ای رو شروع کردی

21
00:03:16,820 --> 00:03:17,950
‫<i>شروع کردم؟</i>

22
00:03:17,950 --> 00:03:21,240
‫من این قضیه رو شروع نکردم
‫نابودشون می‌کنم

23
00:03:21,240 --> 00:03:24,290
‫- کوکو...
‫- پیر و پاول قراردادم رو زیر پا گذاشتن...

24
00:03:24,290 --> 00:03:28,460
‫وقتی بدون رضایت من
‫خط تولید شنل 5 رو بردن آمریکا

25
00:03:28,460 --> 00:03:29,630
‫بدون اینکه بهم بگن

26
00:03:29,630 --> 00:03:31,170
‫این تصمیمش با دادگاهه

27
00:03:31,170 --> 00:03:33,300
‫ما حمله می‌کنیم، اونا ضدحمله می‌کنن و...

28
00:03:33,300 --> 00:03:35,800
‫خدا لعنتت کنه، "رنه"
‫می‌خوای وظیفه‌ت رو انجام بدی

29
00:03:35,800 --> 00:03:38,090
‫یا مجبورم برگردم خونه
‫و جات انجامش بدم؟

30
00:03:38,090 --> 00:03:40,290
‫پول لازم دارم

31
00:03:40,550 --> 00:03:43,970
‫مراسم ناهاری با پولدارترین
‫زن‌های سوئیس ترتیب دادم

32
00:03:43,970 --> 00:03:47,100
‫اگر ازت خوششون بیاد، پول زیادی بهت میدن
‫که براشون لباس طراحی کنی

33
00:03:48,100 --> 00:03:49,730
‫سلام. سلام

34
00:03:49,730 --> 00:03:50,900
‫- سلام
‫- خوشبختم

35
00:03:50,900 --> 00:03:52,020
‫همچنین

36
00:03:52,020 --> 00:03:54,940
‫- سلام. خوشبختم
‫- سلام. چطوری؟

37
00:03:54,940 --> 00:03:57,530
‫- هنوز میزتون رو آماده نکردن؟
‫- نه، هنوز نه

38
00:03:59,110 --> 00:04:02,120
‫شرمنده. ما رو ببرید سر میز من

39
00:04:02,120 --> 00:04:03,662
‫چشم، دوشیزه خانم

40
00:04:03,662 --> 00:04:06,710
‫و میشه یک لحظه باهاتون صحبت کنم؟

41
00:04:06,710 --> 00:04:08,370
‫بله؟

42
00:04:08,370 --> 00:04:10,790
‫دوشیزه خانم، حساب‌تون...

43
00:04:10,790 --> 00:04:13,406
‫وقت ندارم در مورد این قضیه صحبت کنم

44
00:04:13,406 --> 00:04:15,606
‫بهت قول میدم. پولتون رو میدم

45
00:04:17,930 --> 00:04:21,140
‫خواهش می‌کنم، این ناهار مهمیه
‫برو کنار

46
00:04:38,200 --> 00:04:41,030
‫بگو ببینم، آندره چطوره؟

47
00:04:41,030 --> 00:04:43,806
‫اون و گابریل چند روز پیش رسیدن پاریس

48
00:04:43,806 --> 00:04:45,950
‫روند درمانش شروع شده

49
00:04:45,950 --> 00:04:48,150
‫امیدوارم خوب بشه

50
00:04:49,710 --> 00:04:51,910
‫جز اون دو تا کس دیگه‌ای رو ندارم

51
00:04:52,540 --> 00:04:54,740
‫بیشتر از کل دنیا دوستشون دارم

52
00:04:55,300 --> 00:04:57,500
‫عکسی ازشون داری؟

53
00:04:58,010 --> 00:04:59,680
‫این عکس نوه‌هامه

54
00:04:59,680 --> 00:05:01,130
‫چه قشنگ

55
00:05:01,130 --> 00:05:04,930
‫اوه، آره. آره، معلومه
‫دادم عکسشون رو قاب کنن

56
00:05:06,390 --> 00:05:09,560
‫باید بپرسم، اون خانمه کیه؟

57
00:05:09,560 --> 00:05:10,730
‫کدوم خانمه؟

58
00:05:10,730 --> 00:05:14,860
‫خانمی که اون گوشه‌ست
‫و از وقتی نشستیم بهت خیره شده

59
00:05:16,690 --> 00:05:19,900
‫کوکو، عزیزم. سلام

60
00:05:19,900 --> 00:05:21,910
‫- داره برات دست تکون میده
‫- خیلی وقته ندیدمت

61
00:05:21,910 --> 00:05:23,280
‫اون؟

62
00:05:23,280 --> 00:05:26,660
‫عزیزم، کوکو. باورم نمیشه

63
00:05:27,740 --> 00:05:30,910
‫- کوکو! کوکو!
‫- بیخیال نمیشه

64
00:05:30,910 --> 00:05:33,000
‫آره، نمیشه، مگه نه؟ آره

65
00:05:33,000 --> 00:05:37,340
‫همه خیره شدن
‫بهتره بری بهش سلام کنی

66
00:05:45,010 --> 00:05:47,220
‫کاترین آب بدنش کم شده
‫و رمقی نداره

67
00:05:47,220 --> 00:05:49,850
‫باید غذاهای ساده بهش بدین
‫چون به احتمال زیاد زخم معده داره

68
00:05:49,850 --> 00:05:51,560
‫باشه، ولی مشکل دیگه‌ای هم داره

69
00:05:51,560 --> 00:05:54,560
‫خیلی اوقات نمی‌دونه من کیم
‫یا اینکه اینجا کجاست...

70
00:05:54,560 --> 00:05:57,770
‫آره، ولی گرسنگی و سوء تغذیه
‫آثار پیچیده‌ای دارن

71
00:05:57,770 --> 00:06:00,940
‫در کسایی که از اردوگاه‌ها برگشتن
‫شاهد چندین علائم مختلف بودیم

72
00:06:00,940 --> 00:06:04,070
‫و در برخی موارد، ضربات روحی
‫باعث فراموشی شده

73
00:06:04,660 --> 00:06:06,120
‫ولی خاطراتش برمی‌گرده؟

74
00:06:06,120 --> 00:06:07,910
‫به احتمال زیاد

75
00:06:07,910 --> 00:06:10,790
‫البته ضروریه که بهش فشار نیارین

76
00:06:11,330 --> 00:06:13,530
‫حواستون باشه استراحت کنه

77
00:06:14,420 --> 00:06:16,340
‫جناب دیور

78
00:06:16,340 --> 00:06:18,540
‫کاترین زجر زیادی کشیده

79
00:06:19,050 --> 00:06:22,090
‫گرسنگی می‌تونه مردم رو به جنون بکشونه

80
00:06:22,930 --> 00:06:25,130
‫درد زجرآوریه

81
00:06:25,390 --> 00:06:27,900
‫واقعاً به بدن آسیب می‌زنه

82
00:06:27,924 --> 00:06:31,140
‫ولی ذهن و روح رو هم تخریب می‌کنه

83
00:06:31,140 --> 00:06:33,270
‫چه کاری از من برمیاد؟

84
00:06:33,270 --> 00:06:34,650
‫فقط بهش زمان بدین

85
00:06:34,650 --> 00:06:38,240
‫آروم پیش برین، لطفاً

86
00:06:39,020 --> 00:06:41,220
‫هر دو روز میام بهش سر می‌زنم

87
00:06:42,190 --> 00:06:45,880
‫ملاقاتی‌هاش رو محدود نگه دارین
‫اگر شد، بهتر اینه که هیچکس نره دیدنش

88
00:06:49,280 --> 00:06:51,660
‫نمی‌خوام نگرانیم رو ببینه

89
00:06:52,830 --> 00:06:54,370
‫الان با ویگوغو قرار داری

90
00:06:54,370 --> 00:06:56,750
‫نمی‌تونم برم. امکان نداره

91
00:06:57,790 --> 00:06:59,590
‫خودم اینجا حواسم هست

92
00:06:59,590 --> 00:07:04,840
‫نه. هرگز باهاش قرار مدار نمی‌ذاشتم
‫اگر می‌دونستم

93
00:07:04,840 --> 00:07:06,760
‫که قراره برگرده. معجزه‌ست

94
00:07:06,760 --> 00:07:08,960
‫آره، معجزه‌ست

95
00:07:09,140 --> 00:07:12,140
‫و اینکه جناب بوساک
‫این شانس رو بهت داده هم معجزه‌ست

96
00:07:12,930 --> 00:07:15,190
‫کریستیان، هدرش نده

97
00:07:15,190 --> 00:07:17,390
‫حالا دیگه کاترین برگشته خونه

98
00:07:17,600 --> 00:07:19,800
‫مهم همینه

99
00:07:24,360 --> 00:07:26,560
‫باید به خودت افتخار کنی

100
00:07:27,950 --> 00:07:30,150
‫پس لطفاً برو

101
00:07:32,620 --> 00:07:35,210
‫- باید کاری که به صلاحته رو انجام بدی
‫- باشه باشه باشه

102
00:07:35,210 --> 00:07:37,410
‫برو

103
00:07:38,960 --> 00:07:40,130
‫- الو؟
‫- با منزل

104
00:07:40,130 --> 00:07:41,170
‫کریستیان دیور تماس گرفتم؟

105
00:07:41,170 --> 00:07:44,800
‫- بله، اینجا منزل "دیور"ـه
‫- کاترین برگشته؟

106
00:07:46,050 --> 00:07:47,220
‫- ببخشید، کاترین؟
‫- آره

107
00:07:47,220 --> 00:07:50,140
‫- می‌خوام باهاش صحبت کنم، لطفاً
‫- نه، امکانش نیست

108
00:07:50,140 --> 00:07:52,390
‫- مطمئنی؟
‫- نه، ببخشید

109
00:07:54,470 --> 00:07:57,560
‫باورت نمیشه برای بیرون اومدن از مادرید
‫چقدر دردسر کشیدم

110
00:07:58,850 --> 00:08:01,110
‫آخه، افراد سفارت بریتانیا

111
00:08:01,110 --> 00:08:04,267
‫تک تکشون، فقط این براشون مهم بود

112
00:08:04,291 --> 00:08:07,150
‫که کجا بودم، کیا رو می‌شناختم

113
00:08:07,150 --> 00:08:10,650
‫چقدر سوال پرسیدن
‫واقعاً خسته‌کننده بود

114
00:08:11,780 --> 00:08:13,620
‫به‌نظر ملالت‌بار میاد

115
00:08:13,620 --> 00:08:18,040
‫ ملالت‌بار؟ نه، حقیقتاً شکنجه بود

116
00:08:18,580 --> 00:08:21,380
‫آره، خب، صحیح و سالم پشت سر گذاشتیش

117
00:08:21,380 --> 00:08:23,580
‫تنها چیزی که مهمه همینه

118
00:08:24,670 --> 00:08:26,870
‫بگو ببینم، اینجا چیکار می‌کنی؟

119
00:08:28,130 --> 00:08:29,300
‫وقت ناهاره

120
00:08:29,300 --> 00:08:30,300
‫به نظرم

121
00:08:30,300 --> 00:08:33,600
‫لندن جای بهتری برای گشت و گذارت باشه

122
00:08:33,600 --> 00:08:36,978
‫خب، بعد از اون مشکل کوچیک‌مون توی مادرید

123
00:08:37,002 --> 00:08:38,770
‫بهم انگ خیانت زدن

124
00:08:38,770 --> 00:08:40,940
‫و خانو‌اده‌م توی لندن
‫همه‌شون باهام قطع رابطه کردن

125
00:08:40,940 --> 00:08:42,860
‫برای همین، حالا دیگه کاملاً در اختیار خودتم

126
00:08:42,860 --> 00:08:45,060
‫خوش به حالم

127
00:08:46,990 --> 00:08:48,740
‫بگو ببینم اینجا چطوره؟

128
00:08:48,740 --> 00:08:50,950
‫مردم سوئیس به‌نظر...

129
00:08:52,990 --> 00:08:54,030
‫پولدار میان

130
00:08:54,030 --> 00:08:56,450
‫فکری به سرت نزنه، السا

131
00:08:57,790 --> 00:08:59,000
‫چه فکری؟

132
00:08:59,000 --> 00:09:01,580
‫دارم سعی می‌کنم توجه کسی رو جلب نکنم
‫توام باید همین‌کارو بکنی

133
00:09:01,580 --> 00:09:02,960
‫اوضاع هنوزم خطرناکه

134
00:09:02,960 --> 00:09:05,250
‫دولت فرانسه دنبالته؟

135
00:09:06,510 --> 00:09:07,630
‫صداتو بیار پایین

136
00:09:07,630 --> 00:09:10,470
‫شرمنده

137
00:09:13,350 --> 00:09:15,550
‫کوکو

138
00:09:16,060 --> 00:09:21,150
‫اگر می‌خوای در مورد چیزهایی
‫که می‌دونم دهنم قرص باشه

139
00:09:22,650 --> 00:09:25,570
‫چرا چیزی که قولش رو بهم دادی
‫بهم نمیدی؟

140
00:09:27,150 --> 00:09:29,900
‫عه پس بگو. قضیه پوله

141
00:09:29,900 --> 00:09:33,700
‫عزیزم، خودت توی مادرید گفتی
‫پول پوله دیگه

142
00:09:34,990 --> 00:09:37,660
‫وقتی "اسپتز" همه‌شو خرج کرد
‫همینو بهم گفتی

143
00:09:37,660 --> 00:09:40,870
‫گفتی "می‌تونم بیشتر جور کنم" و بعد...

144
00:09:41,420 --> 00:09:45,300
‫بعد قلب و روحم رو
‫با یک رومیزی مقایسه کردی

145
00:09:48,380 --> 00:09:50,580
‫منظوری نداشتم

146
00:09:52,590 --> 00:09:55,840
‫فقط هوامو داشته باش، باشه؟

147
00:10:00,520 --> 00:10:02,720
‫می‌تونیم با یه بوس ختم به‌خیرش کنیم

148
00:10:07,480 --> 00:10:10,030
‫باید بهت تبریک بگم

149
00:10:10,690 --> 00:10:13,200
‫این سرمایه‌گذاری، خونه‌ی مُدت...

150
00:10:13,200 --> 00:10:16,070
‫دقیقاً نمی‌دونم به جناب بوساک چی گفتی

151
00:10:16,070 --> 00:10:17,899
‫ولی تابه‌حال هرگز اینقدر پول

152
00:10:17,923 --> 00:10:20,080
‫روی یک نفر سرمایه‌گذاری نکرده بود

153
00:10:20,080 --> 00:10:21,540
‫خب، باعث افتخارمه

154
00:10:21,540 --> 00:10:23,370
‫هنوز به للونگ نگفتی؟

155
00:10:23,370 --> 00:10:26,040
‫حتماً کارد بزنی خونش درنمیاد
‫که داری از پیشش میری

156
00:10:26,040 --> 00:10:27,500
‫هنوز نه. ولی بهش میگم

157
00:10:27,500 --> 00:10:29,000
‫ولی باید فوراً بهش بگی

158
00:10:29,000 --> 00:10:31,340
‫کریستیان، باید مدارک رو امضا کنیم

159
00:10:32,010 --> 00:10:35,430
‫خیاط‌ ها، دوزنده‌ها
‫ مدل‌ها و کارکنان رو استخدام کنیم

160
00:10:35,430 --> 00:10:37,800
‫مکانش رو پیدا کنیم
‫مکانش حیاتیه

161
00:10:37,800 --> 00:10:40,390
‫بوساک یک جای با عظمت می‌خواد

162
00:10:41,100 --> 00:10:44,060
‫من تو فکر یک‌جای
‫خودمونی‌تر و شخصی‌تر بودم

163
00:10:44,060 --> 00:10:48,860
‫جایی که نشون بده قصد دارم
‫لباس‌های فوق‌ العاده‌ای تن چند زن محدود کنم

164
00:10:48,860 --> 00:10:52,110
‫البته. ولی درهرحال باید در مقیاس بالا باشه

165
00:10:52,860 --> 00:10:55,240
‫و بوساک می‌خواد
‫بیشتر از چند زن لباس گیرشون بیاد

166
00:10:55,240 --> 00:10:57,440
‫مطمئنم خودت اینو می‌دونی

167
00:10:58,780 --> 00:11:01,040
‫ولی یکم زمان نیاز دارم

168
00:11:01,040 --> 00:11:04,120
‫- مطمئن نیستم می‌دونی یا نه، ولی...
‫- خواهرت از اردوگاه‌های وحشت برگشته

169
00:11:04,120 --> 00:11:07,580
‫بله. عالیه، کریستیان
‫حالش چطوره؟

170
00:11:08,920 --> 00:11:11,300
‫داره خودش رو وفق میده
‫ولی یکم زمان می‌بره

171
00:11:12,050 --> 00:11:14,250
‫فوق العاده‌ست

172
00:11:14,420 --> 00:11:16,920
‫برو خونه و به بهترین شکل ممکن
‫از کاترین مراقبت کن

173
00:11:17,640 --> 00:11:18,720
‫ممنونم، جورج

174
00:11:18,720 --> 00:11:20,680
‫ولی به عنوان شریک تجاریت

175
00:11:20,680 --> 00:11:23,270
‫باید بدونی که بوساک
‫مرد چندان صبوری نیست

176
00:11:24,020 --> 00:11:26,220
‫جدول زمانی خاص خودش رو داره

177
00:11:26,690 --> 00:11:28,890
‫متوجهم. ممنونم

178
00:11:29,610 --> 00:11:31,190
‫نگران نباش

179
00:11:31,190 --> 00:11:33,390
‫خب، نگرانم

180
00:11:45,660 --> 00:11:48,040
‫حقیقت داره؟ اینجاست؟

181
00:11:48,880 --> 00:11:51,080
‫آره، اینجاست

182
00:11:52,880 --> 00:11:55,080
‫ممنونم

183
00:11:56,510 --> 00:11:58,710
‫ممنونم

184
00:11:59,720 --> 00:12:02,140
‫باید ببینمش

185
00:12:02,140 --> 00:12:07,190
‫اروه، بدنش ضعیفه
‫بهتره صبر کنی

186
00:12:07,190 --> 00:12:08,900
‫نه. باید باهاش صحبت کنم

187
00:12:08,900 --> 00:12:11,190
‫و به‌زودی صحبت می‌کنی

188
00:12:11,190 --> 00:12:13,360
‫ولی امروز نه
‫زیادی گیج و منگه

189
00:12:13,360 --> 00:12:15,560
‫سراغ منو نگرفت؟

190
00:12:17,820 --> 00:12:19,950
‫سراغ منو نگرفت؟

191
00:12:19,950 --> 00:12:22,240
‫فراموشی گرفته

192
00:12:22,240 --> 00:12:25,490
‫متاسفم. باید ببینمش

193
00:12:37,260 --> 00:12:39,460
‫کاترین

194
00:12:41,930 --> 00:12:44,130
‫فکر می‌کردم از دستت دادم

195
00:12:47,890 --> 00:12:50,090
‫به‌نظر وحشتناک...

196
00:12:51,810 --> 00:12:54,010
‫گفتن هر حرفی حماقته

197
00:12:54,440 --> 00:12:57,190
‫خیلی‌خب، بیا اجازه بدیم استراحت کنه

198
00:12:57,190 --> 00:12:59,390
‫خواهش می‌کنم

199
00:13:00,030 --> 00:13:02,230
‫یک لحظه مهلت بده

200
00:13:04,870 --> 00:13:07,070
‫می‌دونه من اینجام

201
00:13:07,700 --> 00:13:09,900
‫فکر می‌کردم از دستت دادم

202
00:13:12,250 --> 00:13:15,050
‫ببین، تا 72 ساعت آینده
‫نمی‌تونیم بریم توی خیابون

203
00:13:15,050 --> 00:13:17,250
‫و نگران نباش
‫بعدش فوراً میریم

204
00:13:18,720 --> 00:13:20,920
‫بعد از تاریک شدن هوا
‫ژان رو یواشکی می‌فرستیم بره

205
00:13:22,010 --> 00:13:24,210
‫و بعد همه‌مون میریم

206
00:13:27,770 --> 00:13:29,970
‫فردا برمی‌گردم

207
00:13:30,270 --> 00:13:32,470
‫باشه؟

208
00:13:36,780 --> 00:13:38,980
‫دستمو بگیر، کاترین

209
00:13:40,240 --> 00:13:43,740
‫اسم دانشجوی دیگه رو بهم بگو

210
00:13:43,740 --> 00:13:46,830
‫تا تمام این‌ زجرها تمام بشه

211
00:13:49,250 --> 00:13:51,450
‫دستم رو بگیر

212
00:13:59,760 --> 00:14:02,970
‫- بله؟ الو؟
‫- خبرهای خوبی دارم، جناب دیور

213
00:14:04,390 --> 00:14:06,010
‫ببخشید، شما؟

214
00:14:06,010 --> 00:14:08,210
‫منم تقدیرت

215
00:14:08,680 --> 00:14:11,310
‫یک مکان بی‌نقص برای کارگاهت پیدا کردم

216
00:14:11,890 --> 00:14:14,730
‫جورج ویگوغو بعداً باهات تماس می‌گیره
‫و باهات قرار می‌گذاره

217
00:14:14,730 --> 00:14:16,570
‫<i>که برید کارگاه رو ببینید</i>

218
00:14:16,570 --> 00:14:22,910
‫اوه، آقای بوساک
‫جورج می‌دونه که یکی دو روز دیگه وقت می‌خوام

219
00:14:22,910 --> 00:14:23,950
‫<i>جناب دیور</i>

220
00:14:23,950 --> 00:14:28,410
‫هنوز هم مصمم هستم
‫که تصوراتت رو به واقعیت تبدیل کنم

221
00:14:29,120 --> 00:14:31,080
‫ولی توام باید به وظیفه‌ت عمل کنی

222
00:14:31,080 --> 00:14:33,170
‫<i>ناسلامتی این کسب و کاره</i>

223
00:14:33,170 --> 00:14:37,040
‫آره، می‌دونم
‫و باور کن، واقعاً قدردانم

224
00:14:37,040 --> 00:14:39,670
‫<i>خوبه. پس هرچی نیاز به گفتن بوده رو گفتیم</i>

225
00:14:41,130 --> 00:14:42,800
‫جنگ داره تمام میشه، جناب دیور

226
00:14:42,800 --> 00:14:45,000
‫<i>وقتشه زندگی از نو شروع بشه</i>

227
00:14:45,720 --> 00:14:48,470
‫می‌دونی، کم پیش میاد
‫که احساس امید بکنم

228
00:14:50,220 --> 00:14:53,350
‫با این‌حال، یجورایی
‫تو این‌کارو کردی

229
00:14:59,150 --> 00:15:00,860
‫خبری از ورتهایمرها نشد؟

230
00:15:00,860 --> 00:15:02,900
‫- هنوز نه
‫- واقعاً مسخره‌ست

231
00:15:02,900 --> 00:15:03,990
‫نابودشون می‌کنم

232
00:15:03,990 --> 00:15:05,780
‫<i>باید یه چیزی رو درک کنی</i>

233
00:15:05,780 --> 00:15:09,160
‫- نباید عواقب چیزی دامن‌مون رو بگیره
‫- منظورت چیه؟

234
00:15:09,160 --> 00:15:11,120
‫<i>اگر می‌خوای با ورتهایمرها سرشاخ بشی</i>

235
00:15:11,120 --> 00:15:14,120
‫تمام اتفاقات ناخوشایند گذشته افشا میشه

236
00:15:15,620 --> 00:15:18,620
‫خب، چیزی هست که بهم نگفته باشی؟

237
00:15:22,300 --> 00:15:26,930
‫نه. نه. چیزی نیست

238
00:15:28,550 --> 00:15:30,470
‫رازی نیست که ازش بی‌خبر باشم؟

239
00:15:30,470 --> 00:15:32,100
‫اینقدر این سوال رو تکرار نکن

240
00:15:32,100 --> 00:15:35,100
‫اگر همین امروز بهشون زنگ نزنی
‫و ازشون جواب نگیری، من می‌زنم!

241
00:15:35,100 --> 00:15:38,730
‫اوه، عزیزم. انگار توی دردسری افتادی

242
00:15:38,730 --> 00:15:40,190
‫شروع نکن، السا

243
00:15:40,190 --> 00:15:42,610
‫هرچی توی زندگیم دارم
‫با تلاش به‌دست آوردم

244
00:15:44,070 --> 00:15:46,270
‫خانه‌ی مد شنل رو از پایه ساختم

245
00:15:46,910 --> 00:15:49,200
‫و شنل شماره‌ی 5 رو خودم اختراع کردم
‫من به اونا ارائه‌ش دادم

246
00:15:49,200 --> 00:15:51,830
‫و حالا فکر می‌کنن می‌تونن ازم بدزدنش
‫و قسر در برن

247
00:15:51,830 --> 00:15:53,700
‫کی می‌خواد ازت بدزدتش؟

248
00:15:53,700 --> 00:15:57,000
‫پیر وارتهایمر و برادر احمقش پاول

249
00:15:57,000 --> 00:16:00,040
‫قسر در نمیرن
‫به حقم می‌رسم

250
00:16:00,040 --> 00:16:03,590
‫خوبه. کاملاً طرفدار اینم
‫که مردم به حقشون برسن

251
00:16:03,590 --> 00:16:05,790
‫از جمله خودم

252
00:16:07,130 --> 00:16:09,470
‫ظاهراً جشن امشب قراره خیلی خوب باشه

253
00:16:09,470 --> 00:16:11,670
‫دعوت‌نامه‌ت به دستت رسید؟

254
00:16:11,850 --> 00:16:13,560
‫دعوت‌نامه‌م؟ نه. چطور مگه؟

255
00:16:13,560 --> 00:16:18,350
‫تمام مهمان‌های هتل دعوت هستن
‫دم میز پذیرش یکی بهم دادن

256
00:16:18,350 --> 00:16:20,110
‫نمیریم مهمونی

257
00:16:20,110 --> 00:16:22,780
‫چرا؟ بذار ببینیم چی نوشته

258
00:16:23,820 --> 00:16:26,650
‫"مهمانان محترم و دوستان آینده..."

259
00:16:26,650 --> 00:16:29,660
‫چه قشنگ. خیلی لطف دارن

260
00:16:29,660 --> 00:16:32,660
‫"بعد از این همه سال
‫که دلیلی برای جشن گرفتن نداشتیم..."

261
00:16:32,660 --> 00:16:33,570
‫راست میگه

262
00:16:33,580 --> 00:16:38,580
‫"صمیمانه از شما دعوت می‌کنیم
‫که امروز از ساعت 4 بعدازظهر تا نیمه‌شب"

263
00:16:38,580 --> 00:16:41,790
‫"تشریف آورده و به افتخار زندگی
‫ با ما مشروب بنوشید"

264
00:16:41,790 --> 00:16:43,340
‫ما اصلاً این آدما رو نمی‌شناسیم

265
00:16:43,340 --> 00:16:44,920
‫راستشو بخوای، فکر کنم بشناسی‌شون

266
00:16:44,920 --> 00:16:46,050
‫چی؟

267
00:16:46,050 --> 00:16:48,130
‫"بی‌صبرانه منتظر آشنایی با شما هستیم"

268
00:16:48,130 --> 00:16:50,330
‫"آقا و خانم پیر ورتهایمر"

269
00:16:53,430 --> 00:16:54,850
‫خیلی بامزه بود

270
00:16:54,850 --> 00:16:56,730
‫جداً همینو نوشته

271
00:16:56,730 --> 00:16:58,930
‫این اتفاقی نیست

272
00:17:03,020 --> 00:17:04,610
‫برای همین جواب نداده

273
00:17:04,610 --> 00:17:08,660
‫داره بازی درمیاره
‫ولی این بازی نیست، جنگه

274
00:17:41,900 --> 00:17:44,100
‫نیاز به رهنمود دارم

275
00:17:45,980 --> 00:17:48,180
‫یه جای کار می‌لنگه

276
00:17:48,780 --> 00:17:53,370
‫آخه... کاترین دیگه خودش نیست

277
00:17:55,160 --> 00:18:00,540
‫می‌دونستم این مدت عوض میشه
‫ولی هیچ شباهتی با گذشته‌ش نداره

278
00:18:05,420 --> 00:18:07,620
‫- از نظر کی؟
‫- از نظر من

279
00:18:09,720 --> 00:18:11,920
‫نمی‌دونم چیکار کنم

280
00:18:12,760 --> 00:18:19,640
‫مدام تصور می‌کنم
‫چه زجرهایی ممکنه کشیده باشه

281
00:18:20,140 --> 00:18:22,340
‫و...

282
00:18:23,560 --> 00:18:28,320
‫اتفاقاتی که توی ذهنم تصور می‌کنم خیلی...

283
00:18:29,110 --> 00:18:35,580
‫بی‌رحمانه و ناخوشایند هستن

284
00:18:38,040 --> 00:18:40,240
‫حس می‌کنی تو رو مقصر می‌دونه؟

285
00:18:40,580 --> 00:18:42,160
‫من خودمو مقصر می‌دونم

286
00:18:42,160 --> 00:18:45,210
‫اگر برم برای تو امن‌تره

287
00:18:45,750 --> 00:18:48,340
‫و می‌تونم پیش بقیه‌ی دانشجوها بمونم

288
00:18:48,340 --> 00:18:50,590
‫برای همه‌مون امن‌تره

289
00:18:50,590 --> 00:18:52,880
‫<i>حالا گزارش‌هامون تایید می‌کنن</i>

290
00:18:52,880 --> 00:18:56,010
‫که هر 5 دانشجو
‫توی میدان تیر بالارد اعدام میشن

291
00:18:57,430 --> 00:18:59,770
‫کاترین، ازت می‌خوام
‫چند تا پیام برسونی، باشه؟

292
00:19:04,100 --> 00:19:06,300
‫لطفاً اونو نفرست

293
00:19:09,360 --> 00:19:11,560
‫باید سعی‌مون رو بکنیم

294
00:19:12,780 --> 00:19:14,980
‫متوجهم

295
00:19:16,320 --> 00:19:18,520
منو ببر پیش کاترین

296
00:19:19,910 --> 00:19:22,110
‫ممنونم

297
00:19:29,090 --> 00:19:31,510
‫وقتی رفتیم توی مهمونی
‫بذار من حرف بزنم

298
00:19:32,760 --> 00:19:33,970
‫برام مهم نیست

299
00:19:33,970 --> 00:19:37,260
‫می‌تونی هرچقدر خواستی با "پیر" صحبت کنی
‫طرف متاهله

300
00:19:37,260 --> 00:19:39,050
‫من دنبال آدم آزادتری می‌گردم

301
00:19:39,050 --> 00:19:41,250
‫سلام

302
00:19:44,310 --> 00:19:46,020
‫مشروب می‌خوای؟

303
00:19:46,020 --> 00:19:47,190
‫نه؟

304
00:19:47,190 --> 00:19:49,390
‫خیلی‌خب، ممنون

305
00:19:53,900 --> 00:19:57,450
‫و اگر کسی پرسید
‫من و تو از کجا همدیگه رو می‌شناسیم

306
00:19:57,450 --> 00:19:59,650
‫بهشون بگو دوست‌های قدیمی هستیم

307
00:20:01,330 --> 00:20:03,080
‫از دوران قبل از جنگ

308
00:20:03,080 --> 00:20:06,500
‫هرکاری می‌کنی، حرفی از
‫ اون مسائل پیچیده‌تر نزن

309
00:20:06,500 --> 00:20:08,960
‫حرفی از مسائل پیچیده‌ای مثل مادرید نمی‌زنم

310
00:20:08,960 --> 00:20:11,630
‫- می‌دونی که منظورم چیه، مگه نه؟
‫- آره، کاملاً می‌دونم

311
00:20:11,630 --> 00:20:14,670
‫اومدم به یکی از عزیزترین
‫دوستان تمام زندگیم سر بزنم

312
00:20:14,670 --> 00:20:16,510
‫همین و بس

313
00:20:16,510 --> 00:20:17,590
‫اسم؟

314
00:20:17,590 --> 00:20:19,180
‫خودت منو می‌شناسی
‫لطفاً برو کنار

315
00:20:19,180 --> 00:20:24,060
‫عذر می‌خوام، دوشیزه خانم
‫باید تمام اسامی رو توی لیست پیدا کنیم

316
00:20:25,480 --> 00:20:27,680
‫کوکو شنل

317
00:20:30,190 --> 00:20:34,320
‫عذر می‌خوام، دوشیزه خانم
‫هیچ کوکو شنلی توی لیست نیست

318
00:20:36,570 --> 00:20:38,770
‫من دعوت‌نامه‌م رو دارم

319
00:20:42,410 --> 00:20:44,490
‫"خانم السا لامباردی"

320
00:20:44,490 --> 00:20:46,830
‫بله. اسمتون اینجاست

321
00:20:47,870 --> 00:20:50,170
‫- خوشحالم امشب می‌بینمتون
‫- همچنین

322
00:20:50,170 --> 00:20:53,050
‫- بفرمایید تو
‫- ممنون

323
00:20:53,050 --> 00:20:56,760
‫خب، اون چی؟
‫مگه تمام مهمان‌های هتل دعوت نیستن؟

324
00:20:56,760 --> 00:20:58,300
‫تقریباً همه‌شون

325
00:20:58,300 --> 00:21:01,180
‫آقای ورتهایمر شخصاً
‫لیست مهمان‌ها رو تایید کردن

326
00:21:02,720 --> 00:21:06,640
‫خب، مطمئنم اشتباهی چیزی شده

327
00:21:06,640 --> 00:21:08,230
‫داخل می‌بینمت، عزیزم

328
00:21:08,230 --> 00:21:10,400
‫این وضع قابل‌قبول نیست
‫من میرم داخل

329
00:21:10,400 --> 00:21:11,650
‫نه

330
00:21:11,650 --> 00:21:14,610
‫شما نمی‌تونی. شما دعوت نشدی

331
00:21:14,610 --> 00:21:16,990
‫ببین چی میگم

332
00:21:19,950 --> 00:21:21,110
‫خواهش می‌کنم، دوشیزه خانم

333
00:21:21,110 --> 00:21:23,620
‫نمی‌خوام مجبور بشم حراست رو خبر کنم

334
00:21:23,620 --> 00:21:26,790
‫بهم دست نزن، مرتیکه‌ی فسقلی حیوون‌صفت

335
00:21:26,790 --> 00:21:29,080
‫دوشیزه خانم، این مهمونی خصوصیه

336
00:21:29,080 --> 00:21:32,380
‫می‌تونید تشریف ببرید با بقیه‌ی مهمان‌هایی
‫ که دعوت نشدن شام بخورین

337
00:21:32,380 --> 00:21:34,580
‫میدم بابت این قضیه اخراجت کنن

338
00:21:38,260 --> 00:21:40,460
‫ارزشش رو داره

339
00:21:48,020 --> 00:21:50,220
‫بفرما

340
00:21:52,560 --> 00:21:55,690
‫بده. بذار من امتحان کنم

341
00:21:56,980 --> 00:21:58,110
‫رقت‌انگیزه

342
00:21:58,110 --> 00:22:01,360
‫همگی خوش آمدین
‫من پیر ورتهایمر هستم

343
00:22:01,360 --> 00:22:03,660
‫خیلی خوبه که همگی تشریف آوردین

344
00:22:03,660 --> 00:22:08,620
‫که فصل جدید رونق و صلح دنیا رو
‫با ما جشن بگیرید

345
00:22:08,620 --> 00:22:12,830
‫لطفاً لیوان‌هاتون رو به افتخار
‫همه‌مون که اینجا جمع شدیم بالا ببرید

346
00:22:12,830 --> 00:22:15,030
‫نوش

347
00:22:24,760 --> 00:22:26,510
‫پیر

348
00:22:26,510 --> 00:22:28,600
‫حیف شد نتونستی بیای مهمونیم

349
00:22:28,600 --> 00:22:30,800
‫موقع ورود به مشکل برخوردی؟

350
00:22:31,520 --> 00:22:34,190
‫منظورت اون مهمونی معرکه‌ایه که ازش دراومدی

351
00:22:34,190 --> 00:22:36,520
‫که بیای با من صحبت کنی؟

352
00:22:36,520 --> 00:22:40,190
‫آره، همون
‫ببخشید که دعوت نشدی

353
00:22:41,650 --> 00:22:44,700
‫نامه‌ی کوچولوت به دست
‫من و برادرم رسید

354
00:22:44,700 --> 00:22:47,200
‫همونی که توش تهدید کردی
‫ازمون شکایت می‌کنی

355
00:22:47,200 --> 00:22:50,160
‫حقیقتش خیلی مفصل بود
‫تقریباً میشه گفت حرفه‌ای بود

356
00:22:51,910 --> 00:22:54,460
‫کاری می‌کنم چیزی که حقمه بهم بدین

357
00:22:54,460 --> 00:22:56,660
‫نه، از این خبرا نیست

358
00:22:58,130 --> 00:23:01,930
‫اون حرکتی که با اعمال قوانین آریایی
‫بر علیه ما زدی تا شرکت رو ازمون بگیری

359
00:23:02,670 --> 00:23:04,180
‫می‌تونیم هر موقع خواستیم

360
00:23:04,180 --> 00:23:05,930
‫داستانش رو پخش کنیم

361
00:23:05,930 --> 00:23:09,310
‫شب‌های متعددی که توی ریتز

362
00:23:09,310 --> 00:23:12,770
‫میزبان اون دلقک‌های نازی بودی هم بماند

363
00:23:12,770 --> 00:23:14,970
‫به‌قدر کافی شنیدم

364
00:23:21,610 --> 00:23:24,030
‫وقتی دارم باهات صحبت می‌کنم
‫راهتو نکش برو

365
00:23:24,740 --> 00:23:26,940
‫پس اینقدر حرف نزن

366
00:23:31,790 --> 00:23:33,960
‫ازتون شکایت می‌کنم

367
00:23:33,960 --> 00:23:36,670
‫با اسم و عطر من ثروتی به جیب زدین

368
00:23:36,670 --> 00:23:38,920
‫بیست سال شریک هم بودیم

369
00:23:38,920 --> 00:23:41,130
‫و حالا فکر کردین می‌تونین
‫از من دزدی کنین؟

370
00:23:43,090 --> 00:23:44,470
‫توی دادگاه می‌بینمتون

371
00:23:44,470 --> 00:23:46,430
‫هم تو و هم اون برادر رقت‌انگیزت

372
00:23:46,430 --> 00:23:49,430
‫از این خبرا نیست
‫اجازه‌ نمیدیم همچین اتفاقی بیفته

373
00:23:49,430 --> 00:23:52,480
‫بهم بدهکارین، احمق نفهم!

374
00:23:54,520 --> 00:23:57,650
‫توافقی با هم داشتیم. من و تو و برادرم
‫توافق خوبی بود

375
00:23:57,650 --> 00:24:01,150
‫خودت می‌دونستی داری چیو قبول می‌کنی
‫و ما به قول خودمون عمل کردیم

376
00:24:01,150 --> 00:24:03,690
‫تو به ده درصدت رسیدی
‫نمی‌دونم چرا اینقدر غر می‌زنی

377
00:24:03,690 --> 00:24:06,780
‫- چون گولم زدین
‫- با حمایت از تو؟ با باور داشتن به تو؟

378
00:24:06,780 --> 00:24:08,700
‫این مسخره‌بازیا رو بذار کنار

379
00:24:08,700 --> 00:24:12,240
‫حقیقت اینه که، تو حتی متوجه
‫پتانسیل کسب‌و‌کار خودت هم نبودی

380
00:24:12,240 --> 00:24:14,540
‫آره، الان به اسم خودت تمومش می‌کنی

381
00:24:14,540 --> 00:24:17,120
‫ولی اون زمان، با کمال میل
‫حاضر بودی بدیش به دیگران

382
00:24:17,120 --> 00:24:19,290
‫تا بتونی با دوست‌های احمقت بری مهمونی

383
00:24:19,290 --> 00:24:22,090
‫دروغگو. مرتیکه‌ی دروغگوی کثیف!

384
00:24:22,090 --> 00:24:23,760
‫اعتراف کن. اعتراف کن درست میگم

385
00:24:23,760 --> 00:24:26,319
‫کسب و کارت رو دادی به دو تا یهودی

386
00:24:26,343 --> 00:24:28,590
‫چون می‌دونستی پولدارت می‌کنیم

387
00:24:28,590 --> 00:24:30,790
‫شماها فقط به درد همین کارا می‌خورین

388
00:24:33,520 --> 00:24:35,060
‫چی گفتی؟

389
00:24:35,060 --> 00:24:36,730
‫شنیدی چی گفتم

390
00:24:36,730 --> 00:24:40,570
‫پول، پول، پول
‫جز پول هیچی نیستین

391
00:24:43,860 --> 00:24:45,900
‫ببخشید

392
00:24:45,900 --> 00:24:48,100
‫هنوز حرفمون تموم نشده

393
00:24:49,320 --> 00:24:53,950
‫هرگز درکم نکردی، پیر
‫و هرگز هم درکم نمی‌کنی

394
00:24:54,750 --> 00:24:56,950
‫مهمونیت خوش بگذره

395
00:25:03,550 --> 00:25:05,750
‫تو برگشتی

396
00:25:07,670 --> 00:25:09,870
‫تو برگشتی

397
00:25:11,050 --> 00:25:13,250
‫بدنت اینجاست

398
00:25:16,730 --> 00:25:19,780
‫ولی روحت جای دیگه‌ایه

399
00:25:21,190 --> 00:25:22,790
‫فکر نکنم بخوام ادامه بدم

400
00:25:22,814 --> 00:25:25,530
‫ منم همین حس رو داشتم
‫ولی بعدش اتفاق افتاد

401
00:25:25,530 --> 00:25:27,780
‫بانو دلاهیه توی یکی از تصوراتش تو رو دید

402
00:25:27,780 --> 00:25:29,030
‫- منو دید؟
‫- آره

403
00:25:29,030 --> 00:25:31,200
‫می‌دونست برمی‌گردی

404
00:25:31,200 --> 00:25:33,410
‫غیرممکنه

405
00:25:33,410 --> 00:25:35,490
‫تمام این‌ها بی‌معنیه

406
00:25:35,490 --> 00:25:37,690
‫الان دارم اونجا می‌بینمت

407
00:25:39,830 --> 00:25:42,030
‫داری خیلی درد و رنج می‌کشی

408
00:25:43,040 --> 00:25:45,240
‫همه‌ داشتن زجر می‌کشیدن

409
00:25:46,590 --> 00:25:48,220
‫ولی کس دیگه‌ای هم کنارته

410
00:25:48,220 --> 00:25:50,260
‫تنهایی شکنجه‌مون کردن

411
00:25:50,260 --> 00:25:52,260
‫توی دستشویی چیز دیگه‌ای می‌بینم

412
00:25:52,260 --> 00:25:54,460
‫در مورد اون دستشویی چی می‌دونی؟

413
00:25:55,510 --> 00:25:56,930
‫نه. دستش رو گرفتی

414
00:25:56,930 --> 00:25:58,310
‫<i>دستم رو بگیر</i>

415
00:25:58,310 --> 00:26:00,510
‫بهت کمک کرد دووم بیاری

416
00:26:04,190 --> 00:26:05,730
‫اینجا تنهایی

417
00:26:05,730 --> 00:26:07,930
‫- ولی اونجا...
‫- بسه

418
00:26:12,610 --> 00:26:14,810
‫برادرت تو رو آورده پیش من

419
00:26:15,370 --> 00:26:18,540
‫که شاید بتونم قلب آشفته‌ای رو
‫کمی تسکین بدم

420
00:26:19,580 --> 00:26:22,880
‫کسی همراهت بود. دستش رو گرفتی

421
00:26:24,000 --> 00:26:25,210
‫کریستیان

422
00:26:25,210 --> 00:26:27,500
‫برو پی کارت

423
00:26:27,500 --> 00:26:30,120
‫- بابت اتفاقی که برات افتاد متاسفم عزیزم
‫- بانو دلاهیه، بیا بریم

424
00:26:30,120 --> 00:26:32,350
‫بذاریم برای یه وقت دیگه
‫و خیلی ازت ممنونم

425
00:26:33,470 --> 00:26:35,670
‫کریستیان، از اینجا ببرش بیرون

426
00:26:36,850 --> 00:26:39,050
‫واقعاً متاسفم

427
00:26:55,070 --> 00:26:57,270
‫سوفی

428
00:26:59,490 --> 00:27:01,690
‫سوفی!

429
00:27:02,160 --> 00:27:03,120
‫بله جناب؟

430
00:27:03,120 --> 00:27:06,040
‫جناب دیور گفت نمیاد؟
‫قرار بود بریم دیدن چند جا

431
00:27:06,040 --> 00:27:07,920
‫فکر نکنم

432
00:27:07,920 --> 00:27:10,760
‫- قرارها رو لغو کن
‫- چشم، جناب

433
00:27:13,340 --> 00:27:15,540
‫جناب بوساک از شنیدنش ناراحت میشه

434
00:27:19,600 --> 00:27:20,930
‫کاترین

435
00:27:20,930 --> 00:27:24,230
‫فقط داشت سعی می‌کرد کمکت کنه
‫همه‌مون می‌خوایم بهت کمک کنیم

436
00:27:25,100 --> 00:27:27,270
‫بهم کمک کنی؟

437
00:27:27,270 --> 00:27:29,470
‫نمی‌تونی بهم کمک کنی

438
00:27:30,190 --> 00:27:31,940
‫ولی دیگه برگشتی خونه

439
00:27:31,940 --> 00:27:34,860
‫حالا دیگه اینجا کنار مایی
‫باید همین‌جا کنار ما باشی

440
00:27:35,660 --> 00:27:37,860
‫فقط بهم اجازه بده کمکت کنم

441
00:27:43,290 --> 00:27:46,210
‫اتفاقی که برای ژان افتاد تقصیر من بود

442
00:27:46,210 --> 00:27:49,090
‫هرگز نباید ازش می‌خواستم
‫از این آپارتمان بره

443
00:27:49,090 --> 00:27:51,260
‫اینجا جاش امن بود

444
00:27:51,260 --> 00:27:54,510
‫باید خودت رو ببخشی
‫شرایط خیلی دشواری بود

445
00:27:55,720 --> 00:27:59,010
‫جناب؟ دوشیزه خانم؟

446
00:27:59,010 --> 00:28:02,350
‫می‌خواستم بیام ببینمتون
‫شنیدم حالتون خوب نیست

447
00:28:02,350 --> 00:28:03,560
‫- کمی قبل‌تر تماس گرفتم
‫- نه

448
00:28:03,560 --> 00:28:05,560
‫- می‌خواستم باهاتون صحبت کنم
‫- نه. ملاقاتی بی ملاقاتی

449
00:28:05,560 --> 00:28:08,400
‫الان وقت مناسبی نیست، مرد جوون
‫لطفاً برو

450
00:28:08,400 --> 00:28:10,520
‫قبلاً قیافه‌ت رو دیدم

451
00:28:10,520 --> 00:28:12,480
‫از کجا می‌شناسمت؟

452
00:28:12,480 --> 00:28:15,940
‫از دوستان ژان بودم
‫شنیدم برگشتین خونه

453
00:28:17,990 --> 00:28:20,580
‫میشه لطف کنین همراهم بیاین، لطفاً؟

454
00:28:21,160 --> 00:28:22,740
‫باید یه چیزی رو نشونتون بدم

455
00:28:22,740 --> 00:28:25,160
‫کاترین، شرایطت خوب نیست

456
00:28:26,160 --> 00:28:28,360
‫جناب، به‌نظرم مهمه که بیان

457
00:28:29,590 --> 00:28:31,790
‫باشه

458
00:28:34,130 --> 00:28:36,330
‫همین‌جاست

459
00:28:39,010 --> 00:28:40,930
‫همه‌شون اینجان

460
00:28:40,930 --> 00:28:41,930
‫همه‌شون؟

461
00:28:41,930 --> 00:28:44,130
‫آره، ژان و بقیه

462
00:28:45,270 --> 00:28:47,470
‫درکل 6 نفر بودیم

463
00:28:48,230 --> 00:28:51,860
‫یک چاپخانه‌ی کوچیک
‫توی خونه‌ی مادربزرگم راه انداختیم

464
00:28:51,860 --> 00:28:54,650
‫و شروع کردیم
‫به پخش اعلامیه‌های ضد نازی

465
00:28:55,690 --> 00:28:57,890
‫اوایل کار، به‌نظر میومد تفاوتی ایجاد نمی‌کنه

466
00:28:58,990 --> 00:29:01,700
‫ولی پخش شد. جبهه‌ی مقاومت رشد کرد

467
00:29:02,780 --> 00:29:06,200
‫و بعد توجه نازی‌ها رو جلب کرد

468
00:29:08,870 --> 00:29:11,710
‫وقتی تمام 5 دوستم
‫توسط نازی‌ها دستگیر شدن

469
00:29:12,500 --> 00:29:14,700
‫مطمئن بودم نفر بعدی منم

470
00:29:19,340 --> 00:29:22,130
‫ولی هیچکس سراغ من نیومد

471
00:29:24,100 --> 00:29:27,900
‫و روز بعدش، خطری تهدیدم نمی‌کرد

472
00:29:29,480 --> 00:29:31,680
‫و خطری خانواده‌م رو تهدید نمی‌کرد

473
00:29:32,060 --> 00:29:33,480
‫و همچنین روز بعد از اون

474
00:29:33,480 --> 00:29:37,360
‫و همون‌موقع فهمیدم
‫دوست‌هام اسمی از من نمی‌برن

475
00:29:38,400 --> 00:29:42,660
‫دوست‌هام به حرف نیومدن
‫و شما هم به حرف نیومدین

476
00:29:43,990 --> 00:29:47,240
‫نمی‌دونم چطوری با وجود اون همه شکنجه
‫سکوت کردین

477
00:29:49,500 --> 00:29:51,700
‫اومدم ازتون تشکر کنم

478
00:29:53,670 --> 00:29:55,870
‫زندگیم رو مدیون شمام

479
00:30:02,970 --> 00:30:05,350
‫بهم فرصت دوباره‌ای برای زندگی دادین

480
00:30:12,900 --> 00:30:15,100
‫وقتی آماده بودین می‌برمتون خونه

481
00:30:33,710 --> 00:30:35,910
‫حالا یادم اومد

482
00:30:37,000 --> 00:30:39,200
‫حالا یادم میاد

483
00:30:42,300 --> 00:30:44,035
‫توی اردوگاه مردم باورشون نمی‌شد

484
00:30:44,059 --> 00:30:47,140
‫چقدر شجاع بودم
‫که از شکنجه جون سالم به‌در بردم

485
00:30:48,060 --> 00:30:52,390
‫چیزی که جلوی حرف زدنم رو گرفت
‫شجاعت نبود

486
00:30:52,390 --> 00:30:54,590
‫شهامت نبود

487
00:30:58,360 --> 00:31:00,560
‫<i>حالا یادم اومد</i>

488
00:31:06,370 --> 00:31:09,120
‫تو بودی، کریستیان

489
00:31:21,090 --> 00:31:23,290
‫چیزی نیست

490
00:31:24,930 --> 00:31:27,130
‫خیلی خسته‌م

491
00:31:27,640 --> 00:31:29,840
‫ای‌کاش منو می‌کشتن

492
00:31:30,970 --> 00:31:33,170
‫مردن آسونه

493
00:31:34,480 --> 00:31:36,680
‫فقط خودت می‌دونی باید چیکار کنی

494
00:31:41,940 --> 00:31:45,650
‫می‌شنوی چی میگم؟
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

495
00:31:47,740 --> 00:31:51,870
‫حرفی با تو ندارم!

496
00:31:52,450 --> 00:31:55,500
‫بیاین بگیرینش! بیاین بگیرینش!

497
00:31:56,170 --> 00:31:58,370
‫نه!

498
00:31:59,340 --> 00:32:01,540
‫نه!

499
00:32:22,440 --> 00:32:24,640
‫ببخشید مزاحمت میشم

500
00:32:25,820 --> 00:32:27,160
‫مزاحمتی نیست، کریستیان

501
00:32:27,160 --> 00:32:32,460
‫فقط... می‌خواستم بهت بگم
‫شرمنده که سر قرارمون نیومدم

502
00:32:33,000 --> 00:32:36,710
‫و فردا و تمام روزهای بعدش حتماً میام

503
00:32:38,330 --> 00:32:41,790
‫- باید بتونم روت حساب کنم
‫- سرافکنده‌ت نمی‌کنم

504
00:32:42,590 --> 00:32:46,180
‫با همدیگه چیز فوق العاده‌ای می‌سازیم
‫من، تو و بوساک

505
00:32:48,090 --> 00:32:49,680
‫همچین چیزی کم پیدا میشه، می‌دونی

506
00:32:49,680 --> 00:32:51,880
‫چی؟

507
00:32:52,970 --> 00:32:55,170
‫که آدم فرصت دوباره‌ای پیدا کنه

508
00:32:56,560 --> 00:32:58,100
‫فرصت دوباره؟

509
00:32:58,100 --> 00:33:01,150
‫آره. فرصت دوباره‌ای گیرم اومده

510
00:33:02,860 --> 00:33:05,060
‫به‌نظرم گیر همه‌مون اومده

511
00:33:20,580 --> 00:33:22,780
‫برو اتاق خودت، السا

512
00:33:24,050 --> 00:33:26,250
‫حوصله‌ی مزخرفاتت رو ندارم

513
00:33:29,130 --> 00:33:31,330
‫محض رضای خدا

514
00:33:42,770 --> 00:33:46,860
‫- تو چی می‌خوای؟
‫- کاملاً حق با توئه

515
00:33:46,860 --> 00:33:49,060
‫هرگز درکت نکردم

516
00:33:56,830 --> 00:33:59,920
‫- پیر
‫- ولی می‌خوام درکت کنم

517
00:34:02,290 --> 00:34:04,490
‫همین امشب

518
00:34:20,890 --> 00:34:23,190
‫زانو بزن

519
00:34:26,320 --> 00:34:28,520
‫کوکو، خواهش می‌کنم

520
00:34:29,110 --> 00:34:31,610
‫تقصیر من نیست. تقصیر برادرمه

521
00:34:44,840 --> 00:34:47,040
‫خب پس، پسر خوبی باش

522
00:34:49,670 --> 00:34:52,050
‫و پول کوفتیم رو بهم بده

523
00:35:00,000 --> 00:35:05,000
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

524
00:35:15,072 --> 00:35:20,072
‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ]
‫[ @BDSubs ]

