1
00:00:05,506 --> 00:00:07,925
‫« برگرفته از اتفاقات واقعی »

2
00:01:10,660 --> 00:01:15,660
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

3
00:01:30,591 --> 00:01:32,509
‫همه رو بیدار می‌کنیا

4
00:01:32,509 --> 00:01:34,709
‫داره بارون میاد
‫میشه کتت رو قرض بگیرم؟

5
00:01:35,220 --> 00:01:36,513
‫روز خوبی داشته باشی

6
00:01:36,513 --> 00:01:38,713
‫- خداحافظ
‫- بدرود، خانم

7
00:01:38,891 --> 00:01:41,226
‫- السا
‫- کیه؟

8
00:01:41,226 --> 00:01:42,311
‫اینجام

9
00:01:42,311 --> 00:01:44,354
‫داری چیکار می‌کنی؟

10
00:01:44,354 --> 00:01:47,566
‫باورت نمیشه چه شبی داشتم دیشب

11
00:01:47,566 --> 00:01:49,651
‫مطمئنم بی‌نظیر بوده

12
00:01:49,651 --> 00:01:51,445
‫آره، راستش بود

13
00:01:51,445 --> 00:01:54,990
‫مدت‌هاست اینقدر بهم خوش نگذشته بود

14
00:01:54,990 --> 00:01:57,201
‫تو کجا رفتی؟

15
00:01:57,201 --> 00:01:59,494
‫شام خوردم

16
00:01:59,494 --> 00:02:00,495
‫چه حوصله‌سربر

17
00:02:00,495 --> 00:02:03,999
‫با این‌حال، یجورایی آخرش
‫پیر ورتهایمر سر از اتاقم درآورد

18
00:02:03,999 --> 00:02:06,460
‫معلومه که دارین با هم می‌خوابین

19
00:02:06,460 --> 00:02:08,044
‫پس قضیه این بود

20
00:02:08,044 --> 00:02:09,128
‫نه، با هم نمی‌خوابیم

21
00:02:09,128 --> 00:02:11,131
‫هرگز نخوابیدیم و هرگز نمی‌خوابیم

22
00:02:11,131 --> 00:02:13,331
‫خب، یکی باید به زنش بگه...

23
00:02:17,429 --> 00:02:19,348
‫یکی باید بهش بگه

24
00:02:19,348 --> 00:02:23,894
‫چون تمام شب داشت می‌چرخید
‫و دنبال شوهرش می‌گشت

25
00:02:23,894 --> 00:02:25,395
‫- واقعاً؟
‫- آره

26
00:02:25,395 --> 00:02:27,898
‫خب، جرمین از پس خودش برمیاد

27
00:02:28,482 --> 00:02:31,068
‫- ببین، به کمکت احتیاج دارم
‫- بله؟

28
00:02:31,068 --> 00:02:33,487
‫منم به تو نیاز دارم، عزیزم

29
00:02:33,487 --> 00:02:36,073
‫خب، بیا بریم یکم قهوه بهت بدیم
‫تا نیفتادی زمین

30
00:02:36,073 --> 00:02:38,273
‫باشه

31
00:02:39,076 --> 00:02:40,327
‫شما دو تا کجا میرین؟

32
00:02:40,327 --> 00:02:42,527
‫میریم قدم بزنیم

33
00:02:44,456 --> 00:02:46,542
‫نیاز به نور آفتاب دارم

34
00:02:46,542 --> 00:02:48,752
‫نگران نباش. صحیح و سالم برش می‌گردونم

35
00:02:48,752 --> 00:02:50,087
‫نگران نیستم

36
00:02:50,087 --> 00:02:51,964
‫فقط میگم ایکاش می‌تونستم باهاتون بیام

37
00:02:51,964 --> 00:02:53,382
‫همین

38
00:02:53,382 --> 00:02:54,508
‫چرا نمیای؟

39
00:02:54,508 --> 00:02:57,219
‫چون امروز باید برم دیدن للونگ
‫دارم از پیشش میرم

40
00:02:57,219 --> 00:02:59,419
‫دارم استعفا میدم

41
00:03:00,722 --> 00:03:02,922
‫وقتی برگشتی من اینجام

42
00:03:05,102 --> 00:03:07,302
‫بند کفشت بازه

43
00:03:14,361 --> 00:03:15,988
‫یکم دیگه

44
00:03:15,988 --> 00:03:18,490
‫- این گوشه؟
‫- فکر کنم آره

45
00:03:19,324 --> 00:03:21,524
‫صبح به‌خیر، خانم

46
00:03:23,036 --> 00:03:25,914
‫خب، اوضاع اینجا چطوره؟

47
00:03:27,583 --> 00:03:30,252
‫ظاهرش بی‌نقصه

48
00:03:30,252 --> 00:03:35,340
‫یکی از طراحی‌های بهترین طراح‌مون
‫جناب "دیور"ـه

49
00:03:35,340 --> 00:03:38,552
‫حس می‌کنم خیلی شیک شدم
‫طراح‌تون محشره

50
00:03:38,552 --> 00:03:41,013
‫آره. محشره

51
00:03:41,013 --> 00:03:42,472
‫میشه ما رو ببخشین؟

52
00:03:42,472 --> 00:03:46,143
‫من و خانم زناکر باید در مورد
‫یک سری چیزها صحبت کنیم

53
00:03:46,143 --> 00:03:48,343
‫بله حتماً. ممنونم

54
00:03:51,899 --> 00:03:55,527
‫ایده‌های اخیر "دیور"
‫برای کالکشن زمستانه‌مون دیدی؟

55
00:03:56,111 --> 00:03:57,738
‫حرف ندارن

56
00:03:57,738 --> 00:03:59,938
‫تحسین برانگیزن

57
00:04:01,158 --> 00:04:04,149
‫کریستیان، الان داشتیم در مورد تو

58
00:04:04,173 --> 00:04:07,164
‫و آثار فوق العاده‌ت صحبت می‌کردیم

59
00:04:07,164 --> 00:04:09,958
‫ممنونم. خیلی... خیلی لطف دارین

60
00:04:09,958 --> 00:04:12,461
‫- زیباست
‫- جناب للونگ؟

61
00:04:14,838 --> 00:04:17,132
‫میشه باهاتون صحبت کنم؟

62
00:04:17,132 --> 00:04:19,332
‫یه خبرهایی دارم

63
00:04:19,718 --> 00:04:21,918
‫حتماً. بشین. بشین

64
00:04:26,016 --> 00:04:29,144
‫من...

65
00:04:30,521 --> 00:04:35,400
‫فرصت خیلی غیرمنتظره‌ای برام پیش اومده...

66
00:04:38,529 --> 00:04:42,115
‫که بتونم خانه‌ی مد خودمو راه بندازم

67
00:04:45,369 --> 00:04:47,569
‫ولی...

68
00:04:47,746 --> 00:04:49,946
‫جانم؟

69
00:04:51,375 --> 00:04:56,380
‫بابت تمام این‌ سال‌ها که با هم کار کردیم
‫ازت قدردانم

70
00:04:57,840 --> 00:04:59,508
‫از جفتتون

71
00:04:59,508 --> 00:05:01,969
‫ولی این فرصت رو...

72
00:05:03,762 --> 00:05:05,962
‫نمی‌تونم رد کنم

73
00:05:07,641 --> 00:05:09,893
‫که اینطور

74
00:05:09,893 --> 00:05:13,939
‫این فقط یک میل و هدفه

75
00:05:13,939 --> 00:05:16,400
‫یا سرمایه هم داری؟

76
00:05:18,944 --> 00:05:19,945
‫سرمایه دارم

77
00:05:19,945 --> 00:05:21,363
‫از طرف کی؟

78
00:05:21,363 --> 00:05:24,700
‫برام مهمه که بدونی چقدر قدردانم...

79
00:05:24,700 --> 00:05:26,900
‫از طرف کی، کریستیان؟

80
00:05:27,703 --> 00:05:30,914
‫از طرف بوساک. مارسل بوساک

81
00:05:34,084 --> 00:05:36,284
‫بوساک؟

82
00:05:37,963 --> 00:05:41,758
‫داری به‌خاطر سلطان پنبه منو ول می‌کنی؟

83
00:05:42,467 --> 00:05:45,804
‫می‌دونم در طی این سال‌ها
‫باهاش مشکلاتی داشتی...

84
00:05:45,804 --> 00:05:48,004
‫قراره چقدر بهت بده؟

85
00:05:49,224 --> 00:05:51,424
‫چقدر؟

86
00:05:51,727 --> 00:05:53,927
‫شش میلیون فرانک

87
00:06:06,533 --> 00:06:08,733
‫حالتون خوبه، قربان؟

88
00:06:09,536 --> 00:06:11,288
‫چندان خوب بهش نگفتم

89
00:06:11,288 --> 00:06:14,958
‫مطمئنم درک می‌کنه
‫که باید از این فرصت استفاده کنی

90
00:06:14,958 --> 00:06:18,587
‫می‌دونم که فقط مشتاق بود
‫باهات کار کنه

91
00:06:19,338 --> 00:06:21,173
‫چیزی نیست، جناب

92
00:06:21,173 --> 00:06:23,373
‫باشه

93
00:06:36,396 --> 00:06:38,596
‫نگرانش نباش

94
00:06:41,401 --> 00:06:43,601
‫نشان شجاعتته

95
00:06:49,243 --> 00:06:52,412
‫می‌دونی، دولت جدید
‫یک مرکز آزادگان باز کرده

96
00:06:53,121 --> 00:06:55,749
‫که به شهروندها کمک کنه
‫عزیزان مفقود شده‌‌شون رو پیدا کنن

97
00:06:56,792 --> 00:07:00,420
‫از بازمانده‌ها می‌خوان بیان
‫و هر اطلاعاتی می‌تونن بدن...

98
00:07:02,756 --> 00:07:04,883
‫که بتونن مفقود شده‌ها رو پیدا کنن

99
00:07:04,883 --> 00:07:07,083
‫می‌تونم بعداً ببرمت اونجا

100
00:07:08,262 --> 00:07:10,462
‫البته اگر حسشو داشته باشی

101
00:07:23,610 --> 00:07:26,071
‫توی اردوگاه لحظاتی مثل این تجربه می‌کردم...

102
00:07:29,908 --> 00:07:35,455
‫وقتایی که آفتاب می‌خورد به صورتم
‫و چشم‌هام رو می‌بستم و محو می‌شدم

103
00:07:40,294 --> 00:07:43,922
‫بعد اتفاقی میفتاد
‫و من رو از خلسه درمیاورد و...

104
00:07:46,383 --> 00:07:48,677
‫یهویی حقیقت اونجا برام...

105
00:07:51,096 --> 00:07:53,296
‫وحشتناک‌تر می‌شد

106
00:07:54,641 --> 00:07:56,841
‫مایوس‌کننده‌تر می‌شد

107
00:08:02,983 --> 00:08:05,183
‫کم‌کم از خورشید متنفر شدم

108
00:08:18,290 --> 00:08:20,490
‫اگر فکر می‌کنی باید برم...

109
00:08:22,669 --> 00:08:24,869
‫میرم

110
00:08:26,381 --> 00:08:30,928
‫هنری، عطرهایی که قبل از جنگ
‫شروع به ساختنشون کردیم...

111
00:08:31,720 --> 00:08:33,972
‫همونایی که برادران ورتهایمر رد کردن

112
00:08:33,972 --> 00:08:36,683
‫چون نمی‌خواستن با شماره‌ی 5 رقابت کنن...

113
00:08:36,683 --> 00:08:38,883
‫هنوزم نمونه‌هاشون رو داری؟

114
00:08:39,520 --> 00:08:40,520
‫آره

115
00:08:40,520 --> 00:08:42,563
‫ولی ورتهایمرها هوشمندی به‌خرج دادن
‫که جلومون رو گرفتن

116
00:08:42,563 --> 00:08:46,151
‫مطمئنم این‌ها می‌تونن
‫حتی از شماره‌ی 5 هم پرفروش‌تر بشن

117
00:08:46,151 --> 00:08:48,278
‫اوه، آره. آره، می‌دونم

118
00:08:48,278 --> 00:08:50,478
‫فوراً برام بفرستشون

119
00:08:51,114 --> 00:08:53,075
‫<i>می‌خوام بهترین‌هاشون رو بفروشم</i>

120
00:08:53,075 --> 00:08:56,245
‫<i>ایجاد رقابت باعث میشه ورتهایمرها
‫حقم رو بهم بدن</i>

121
00:08:56,245 --> 00:08:58,330
‫جرات ندارم بفرستمشون

122
00:08:58,330 --> 00:08:59,206
‫هنری

123
00:08:59,206 --> 00:09:01,041
‫<i>در طی جنگ، سوابقم از بین رفتن</i>

124
00:09:01,041 --> 00:09:03,210
‫برای تجزیه و تحلیل چیزهایی که ساختیم
‫نیاز به زمان دارم

125
00:09:03,210 --> 00:09:04,294
‫لازمشون دارم

126
00:09:04,294 --> 00:09:07,339
‫<i>اگر در طول مسیر بشکنن یا گم بشن
‫تا همیشه از دست میرن</i>

127
00:09:07,339 --> 00:09:10,092
‫<i>با همدیگه اینا رو ساختیم
‫و من فقط بخشی از داستان رو می‌دونم</i>

128
00:09:10,092 --> 00:09:12,302
‫بیا پاریس بهم کمک کن

129
00:09:12,302 --> 00:09:15,389
‫اینجا توی پاریس
‫به بینی و نظرت نیاز دارم

130
00:09:15,389 --> 00:09:18,225
‫خب، نمی‌تونم بیام پاریس
‫خودت اینو می‌دونی

131
00:09:18,225 --> 00:09:19,560
‫<i>این تنها راهه</i>

132
00:09:19,560 --> 00:09:22,396
‫نمی‌تونم بیام
‫خطرش خیلی زیاده

133
00:09:23,480 --> 00:09:24,982
‫<i>پس شاید بهتر باشه بندازیمش عقب</i>

134
00:09:24,982 --> 00:09:27,067
‫کاملاً حق داری
‫که اومدن برات خطرناکه

135
00:09:27,067 --> 00:09:30,988
‫پلیس داخلی قراره مقامات بالارتبه‌ی
‫ "ویشی" رو به جرم همدستی اعدام کنه
‫(دولت دست‌نشانده‌ی نازی‌ها در فرانسه)

136
00:09:30,988 --> 00:09:33,188
‫<i>خیلی‌خب</i>

137
00:09:34,241 --> 00:09:36,577
‫بذار فکر کنم

138
00:09:36,577 --> 00:09:38,787
‫باید به‌نحوی بیام اونجا

139
00:09:41,039 --> 00:09:44,751
‫نمی‌تونی بری پاریس
‫توام مثل من در تبعیدی

140
00:09:44,751 --> 00:09:47,212
‫اگر بگیرنت، مستقیم می‌اندازنت زندان

141
00:09:47,212 --> 00:09:48,714
‫احتمالاً

142
00:09:48,714 --> 00:09:53,260
‫بازم داری نقشه می‌ریزی
‫و این یعنی پای پول درمیونه

143
00:09:53,886 --> 00:09:55,929
‫پول و فرصت

144
00:09:55,929 --> 00:09:58,974
‫و اگر بهم کمک کنی موفق بشم
‫توام به سهمت می‌رسی

145
00:10:00,517 --> 00:10:03,395
‫من طلسم خوش‌شانسیت هستم، یادته؟

146
00:10:04,980 --> 00:10:07,180
‫همیشه بودم

147
00:10:10,319 --> 00:10:12,696
‫می‌خوام اینجا توی سوئیس
‫یک فروشگاه باز کنم

148
00:10:13,488 --> 00:10:16,491
‫کسب‌و‌کارم رو پس بگیرم
‫و توام توش دخیل خواهی بود

149
00:10:20,078 --> 00:10:22,372
‫قول میدی؟

150
00:10:22,372 --> 00:10:24,572
‫من و تو تقدیرمون به هم گره خورده

151
00:10:37,221 --> 00:10:39,973
‫خب، به‌نظر خیلی جالب میاد

152
00:10:41,600 --> 00:10:43,800
‫به‌جز اون بخشش که قراره بری پاریس

153
00:10:45,270 --> 00:10:48,482
‫آره. کمکی نکردیم. می‌دونم

154
00:10:50,692 --> 00:10:53,612
‫به فکر "پیر" بودم، ولی...
‫به‌قدر کافی آشنا داره، ولی...

155
00:10:54,696 --> 00:10:56,823
‫روحمم خبر نداره
‫چطوری می‌تونم قانعش کنم

156
00:10:56,823 --> 00:10:59,023
‫می‌تونی باهاش بخوابی

157
00:10:59,785 --> 00:11:01,453
‫خدایا

158
00:11:01,453 --> 00:11:03,653
‫حرفشم نزن

159
00:11:05,499 --> 00:11:09,302
‫نمی‌دونم چرا، ولی وقتی پای اون درمیونه
‫با جواب رد دادن کیف می‌کنم

160
00:11:11,421 --> 00:11:13,173
‫من می‌تونم باهاش بخوابم

161
00:11:13,173 --> 00:11:15,373
‫نه

162
00:11:17,261 --> 00:11:20,430
‫خیلی‌خب. پس فقط میرم باهاش صحبت می‌کنم

163
00:11:21,306 --> 00:11:23,350
‫- تو میری؟ اون که اصلاً تو رو نمی‌شناسه
‫- عه، چرا

164
00:11:23,350 --> 00:11:26,478
‫- توی مهمونی همو دیدیم. خیلی بهمون خوش گذشت
‫- السا

165
00:11:26,478 --> 00:11:29,273
‫اگر می‌خوای بهت کمک کنم
‫باید اجازه بدی کمک کنم

166
00:11:32,234 --> 00:11:37,281
‫من می‌خواستم بیام اینجا، جناب دیور
‫که شخصاً بهت نشون بدم

167
00:11:37,990 --> 00:11:42,703
‫از نظرم کجا می‌تونیم
‫خانه‌ی مد رویایی‌مون رو بسازیم

168
00:11:43,704 --> 00:11:46,915
‫این شما و این هم، خانه‌ی دیور!

169
00:11:46,915 --> 00:11:49,042
‫حرف نداره. واقعاً نابغه‌این

170
00:11:49,042 --> 00:11:52,504
‫و هزاران بار ممنونم
‫که شخصاً تشریف آوردی

171
00:11:52,504 --> 00:11:58,010
‫و بابت انتخاب همچین جای خاصی

172
00:11:58,510 --> 00:12:01,513
‫من به عنوان یک قصر بهش نگاه می‌کنم

173
00:12:02,890 --> 00:12:06,018
‫به جای خانه
‫ می‌تونی اولین قصر مد رو افتتاح کنی

174
00:12:06,894 --> 00:12:08,103
‫آره، ولی...

175
00:12:08,103 --> 00:12:10,314
‫نه، نه، نه، نه
‫جایی برای شک و تردید وجود نداره

176
00:12:10,314 --> 00:12:11,607
‫هیچ جایی وجود نداره

177
00:12:11,607 --> 00:12:14,109
‫وقتی میگم "همین‌جا عالیه" بهم اعتماد کن

178
00:12:14,109 --> 00:12:15,652
‫زیادی بزرگه

179
00:12:15,652 --> 00:12:17,852
‫ولی هدف همینه

180
00:12:18,280 --> 00:12:20,866
‫میزان هنگفتی پول بهت داده شده

181
00:12:20,866 --> 00:12:23,493
‫و قراره موفقیت فوق العاده‌ای کسب کنی

182
00:12:24,369 --> 00:12:28,373
‫خانه‌ی من باید شخصی باشه، خب؟

183
00:12:28,373 --> 00:12:32,211
‫هدف وقار و ظرافته، نه بزرگی

184
00:12:33,128 --> 00:12:35,328
‫وقار و ظرافت، جناب

185
00:12:36,381 --> 00:12:40,344
‫کریستیان، برندت باوقار میشه
‫چون تو قراره طراحیش کنی

186
00:12:40,344 --> 00:12:43,347
‫ولی ساختمون باید جوری باشه
‫که نشون بده ما سلطانیم

187
00:12:44,348 --> 00:12:46,767
‫آره، باید بیانگر موفقیت اسم "بوساک" باشه

188
00:12:46,767 --> 00:12:47,768
‫آها

189
00:12:47,768 --> 00:12:51,522
‫- خب، و همچنین اسم دیور. آره
‫- و همچنین اسم دیور

190
00:12:51,522 --> 00:12:52,940
‫ولی آقایون، خواهش می‌کنم

191
00:12:52,940 --> 00:12:55,695
‫حس می‌کنم داریم بیشتر و بیشتر

192
00:12:55,719 --> 00:12:59,238
‫از چیزی که روش توافق کرده بودیم دور میشیم

193
00:12:59,238 --> 00:13:01,438
‫از ماهیت درونیش

194
00:13:03,408 --> 00:13:05,608
‫دوست من...

195
00:13:06,036 --> 00:13:09,831
‫- من شش میلیون فرانک بهت دادم
‫- آره

196
00:13:12,459 --> 00:13:14,659
‫اعتمادی که بهت کردم هم بماند

197
00:13:15,379 --> 00:13:17,422
‫وقتشه تو به من اعتماد کنی

198
00:13:17,422 --> 00:13:19,049
‫آقایون، آقایون

199
00:13:19,049 --> 00:13:21,009
‫برای این کارها وقت نداریم

200
00:13:21,009 --> 00:13:23,209
‫باید یک تیم کاملاً جدید استخدام کنیم

201
00:13:23,637 --> 00:13:24,638
‫پارچه‌ها رو گیر بیاریم...

202
00:13:24,638 --> 00:13:26,932
‫که بیشترشون هنوزم کمیاب هستن...
‫و یک خیاط جدید پیدا کنیم

203
00:13:26,932 --> 00:13:27,850
‫خودم می‌دونم

204
00:13:27,850 --> 00:13:29,017
‫خوبه

205
00:13:29,017 --> 00:13:31,144
‫به جورج میگم مدارک رو آماده کنه

206
00:13:31,144 --> 00:13:33,689
‫و می‌تونیم ساخت‌و‌ساز رو شروع کنیم

207
00:13:35,315 --> 00:13:36,900
‫- جورج؟
‫- انجامش میدم

208
00:13:36,900 --> 00:13:39,100
‫روزتون خوش، آقایون

209
00:13:40,320 --> 00:13:42,447
‫آها راستی...

210
00:13:42,447 --> 00:13:45,909
‫اینی که حس می‌کنین، حس پیشرفته

211
00:13:55,377 --> 00:13:58,088
‫پیر، خیلی ممنونم

212
00:13:58,088 --> 00:14:00,174
‫مهمونی دیشب خیلی دلنشین بود

213
00:14:00,174 --> 00:14:01,842
‫آره، دلنشین بود، السا

214
00:14:01,842 --> 00:14:04,042
‫جرمین کجاست؟ می‌خوام از اونم تشکر کنم

215
00:14:04,553 --> 00:14:06,471
‫سوئیس چندان به مذاق خانمم خوش نیومد

216
00:14:06,471 --> 00:14:09,183
‫امروز با قطاری به مقصد پاریس رفت

217
00:14:09,183 --> 00:14:12,978
‫مطمئنی زنت به‌خاطر سوئیس
‫ول کرد رفت؟ یا به‌خاطر کوکو؟

218
00:14:14,771 --> 00:14:17,608
‫هرچی بهت گفته
‫بهت اطمینان میدم، دروغه

219
00:14:17,608 --> 00:14:20,611
‫روحمم خبر نداره
‫چه اتفاقی بینتون افتاده

220
00:14:21,320 --> 00:14:23,520
‫ولی اینو می‌دونم
‫که پشیمانی وجودشو فرا گرفته

221
00:14:24,072 --> 00:14:28,160
‫اهمیت دادن به دیگران، باعث گیج شدن
‫ کوکو میشه، و به تو اهمیت میده

222
00:14:28,160 --> 00:14:29,578
‫جفتمون به همدیگه اهمیت میدیم

223
00:14:29,578 --> 00:14:31,778
‫با هم دعواتون شد؟

224
00:14:32,414 --> 00:14:34,208
‫گمونم دعواتون شده

225
00:14:34,208 --> 00:14:35,876
‫- برای همین تو رو فرستاده؟
‫- دوشیزه خانم

226
00:14:35,876 --> 00:14:36,877
‫نه

227
00:14:36,877 --> 00:14:37,961
‫- جناب
‫- ممنون

228
00:14:37,961 --> 00:14:43,091
‫نه، عزمش رو جزم کرده
‫که کار به‌شدت خطرناکی انجام بده

229
00:14:43,091 --> 00:14:44,593
‫می‌خواد برگرده پاریس

230
00:14:44,593 --> 00:14:46,220
‫غیرممکنه

231
00:14:46,220 --> 00:14:49,223
‫می‌خواد خواهرزاده‌ش آندره
‫و دخترش رو ببینه

232
00:14:49,223 --> 00:14:51,350
‫آندره؟ مگه توی دردسر افتاده؟

233
00:14:51,350 --> 00:14:54,019
‫داره روند درمان بیماری سل رو طی می‌کنه

234
00:14:54,019 --> 00:14:56,219
‫متاسفانه چندان خوب پیش نرفته

235
00:14:58,148 --> 00:15:00,025
‫می‌تونه بگه آندره بیاد دیدنش؟

236
00:15:00,025 --> 00:15:02,225
‫حالش خیلی بده، پیر

237
00:15:04,988 --> 00:15:08,075
‫از وقتی خواهرش خودکشی کرد

238
00:15:09,117 --> 00:15:11,828
‫آندره برای کوکو مثل پسرش بوده

239
00:15:11,828 --> 00:15:14,331
‫خودت می‌دونی چقدر دوستش داره

240
00:15:14,331 --> 00:15:16,531
‫آره

241
00:15:17,334 --> 00:15:18,794
‫نمی‌تونیم جلوش رفتنش رو بگیریم

242
00:15:18,794 --> 00:15:23,257
‫ولی به ذهنم رسید
‫که شاید تو بتونی نجاتش بدی

243
00:15:24,091 --> 00:15:26,009
‫اگر بتونه همراه تو بیاد

244
00:15:26,009 --> 00:15:28,679
‫مقامات پاریسی جرات نمی‌کنن نزدیکش بشن

245
00:15:31,807 --> 00:15:34,007
‫ای خدا، از این زن سردرنمیارم

246
00:15:34,601 --> 00:15:36,801
‫آره، منم همینطور

247
00:15:38,272 --> 00:15:40,472
‫ولی درهرحال دوستش داریم

248
00:15:45,654 --> 00:15:47,239
‫من دو ساعت دیگه راه میفتم

249
00:15:47,239 --> 00:15:49,116
‫پس این‌کارو می‌کنی؟

250
00:15:49,116 --> 00:15:50,993
‫به‌خاطر آندره. از روی خوش‌قلبی. آره

251
00:15:50,993 --> 00:15:53,537
‫خیلی ازت ممنون میشه، قول میدم

252
00:15:53,537 --> 00:15:56,832
‫ما وسایلمون رو جمع می‌کنیم
‫و یکم دیگه میایم بیرون

253
00:15:57,457 --> 00:15:58,667
‫ما؟

254
00:15:58,667 --> 00:16:00,867
‫خب، نمی‌تونم اجازه بدم تنهایی بره

255
00:16:01,962 --> 00:16:03,630
‫ممنونم، پیر. ممنونم

256
00:16:03,630 --> 00:16:05,007
‫من بیخیال نمیشم

257
00:16:05,007 --> 00:16:07,968
‫سعی نکن به عنوان وکیلم
‫منو منصرف کنی

258
00:16:07,968 --> 00:16:09,344
‫نه، قضیه این نیست

259
00:16:09,344 --> 00:16:11,638
‫پدرخانمم، پیر لاوال، دستگیر شده

260
00:16:11,638 --> 00:16:13,765
‫قراره به جرم خیانت اعدامش کنن...

261
00:16:13,765 --> 00:16:15,434
‫- خدای من
‫- به جرم اداره‌ی دولت

262
00:16:15,434 --> 00:16:16,852
‫<i>در طی دوران اشغال</i>

263
00:16:16,852 --> 00:16:21,773
‫ظاهراً "دو گل" هنوزم قصد داره
‫همدست‌های نازی‌ها رو مجازات کنه

264
00:16:22,566 --> 00:16:26,695
‫پس جدی جدی نیازه
‫بیخیال شکایت کردن بشی

265
00:16:26,695 --> 00:16:28,895
‫نه، نمی‌تونم این‌کارو بکنم

266
00:16:30,032 --> 00:16:32,232
‫خب، حداقل توی پاریس نیستی

267
00:16:33,285 --> 00:16:35,485
‫حداقل جات امنه

268
00:16:37,748 --> 00:16:40,042
‫کی بود؟

269
00:16:40,042 --> 00:16:42,002
‫چیزی نبود

270
00:16:42,002 --> 00:16:43,879
‫خب، من یه چیزی دارم بهت بگم

271
00:16:43,879 --> 00:16:47,049
‫پیر قبول کرده ما رو ببره پاریس
‫پس بهتره وسایلتو جمع کنی

272
00:16:48,842 --> 00:16:51,887
‫همیشه توی بازیچه
‫قرار دادن مردها مهارت داشتی

273
00:16:51,887 --> 00:16:54,848
‫- جفتمون مهارت داشتیم
‫- ممنون

274
00:16:54,848 --> 00:16:57,048
‫خواهش می‌کنم

275
00:16:57,559 --> 00:17:00,729
‫اگر قراره جنگ راه بندازم
‫باید تسلیحاتم رو گیر بیارم

276
00:17:01,563 --> 00:17:03,763
‫و تسلیحاتم توی پاریس چشم به‌راهم هستن

277
00:17:04,066 --> 00:17:06,266
‫تسلیحات. به‌نظر معرکه میاد

278
00:17:08,319 --> 00:17:11,031
‫خب، میرم دیدن هنری

279
00:17:11,031 --> 00:17:12,491
‫یه چیزی دستشه که لازمش دارم

280
00:17:12,491 --> 00:17:17,162
‫و تو به آندره و گابریل کمک کن
‫وسایلشون رو جمع کنن

281
00:17:17,162 --> 00:17:19,998
‫و اگر خواست بیاد دنبال من بگرده
‫پیر رو معطل کن

282
00:17:22,960 --> 00:17:25,160
‫السا

283
00:17:31,802 --> 00:17:33,762
‫- پیر، ممنونم
‫- خواهش می‌کنم

284
00:17:33,762 --> 00:17:36,473
‫هماهنگ کردم با هم بریم پاریس

285
00:17:37,224 --> 00:17:39,726
‫توی راه خطری تهدیدمون نمی‌کنه
‫ولی ملاقاتت باید کوتاه باشه

286
00:17:40,227 --> 00:17:42,813
‫وقتی آندره رو برداشتیم
‫برمی‌گردیم سوئیس

287
00:17:43,814 --> 00:17:46,014
‫خوبه

288
00:17:46,275 --> 00:17:48,360
‫از شنیدن بیماریش ناراحت شدم

289
00:17:48,360 --> 00:17:49,862
‫ای‌کاش بهم می‌گفتی

290
00:17:49,862 --> 00:17:51,864
‫نمی‌خواستم مزاحمت بشم

291
00:17:51,864 --> 00:17:54,064
‫زندگی‌هامون مدام ما رو به هم نزدیک می‌کنن

292
00:17:54,700 --> 00:17:56,285
‫چه کسب‌و‌کار، چه بقیه‌ی چیزا

293
00:17:56,285 --> 00:17:57,786
‫همیشه می‌تونی روی کمک من حساب کنی

294
00:17:57,786 --> 00:17:58,704
‫سوار شو، السا

295
00:17:58,704 --> 00:18:00,904
‫ممنون

296
00:18:09,631 --> 00:18:10,883
‫با همه‌ش مشکل داشتم

297
00:18:10,883 --> 00:18:12,801
‫همه چیزش

298
00:18:12,801 --> 00:18:13,969
‫یه ساختمونی بود

299
00:18:13,969 --> 00:18:16,169
‫یه...

300
00:18:17,431 --> 00:18:19,558
‫ساختمون عظیمی بود، می‌دونی؟

301
00:18:19,558 --> 00:18:23,061
‫مثل... مثل دخمه می‌مونه

302
00:18:23,061 --> 00:18:24,313
‫مثل مقبره می‌مونه

303
00:18:24,313 --> 00:18:26,513
‫رویام اونجا می‌میره

304
00:18:26,773 --> 00:18:27,900
‫من اونجا می‌میرم...

305
00:18:27,900 --> 00:18:30,319
‫معذرت می‌خوام. سروصدامون اذیتت کرد؟

306
00:18:30,319 --> 00:18:32,519
‫چیزی نیست

307
00:18:33,238 --> 00:18:35,073
‫خب بهشون بگو ازش بیزاری

308
00:18:35,073 --> 00:18:37,868
‫گفتم، ولی گوش نمیدن، خب؟
‫هیچکدومشون گوش نمیدن

309
00:18:37,868 --> 00:18:40,704
‫بوساک، نگاهش یه حالتی می‌گیره
‫می‌دونی؟ مو به تن آدم سیخ می‌کنه

310
00:18:40,704 --> 00:18:42,664
‫مخالفت رو حس می‌کنه

311
00:18:42,664 --> 00:18:44,583
‫مثل یک مار منتظرش می‌مونه

312
00:18:44,583 --> 00:18:46,251
‫خودمو توی چه مخمصه‌ای انداختم؟

313
00:18:46,251 --> 00:18:48,451
‫خودتو توی چه مخمصه‌ای انداختی؟

314
00:18:49,338 --> 00:18:54,009
‫یک فرصت فوق العاده بهت داده شده
‫که در زندگی فقط یک بار پیش میاد

315
00:18:54,009 --> 00:18:55,385
‫روی این تمرکز کن

316
00:18:55,385 --> 00:18:56,720
‫اونا می‌خوان پیشرفت کنی

317
00:18:56,720 --> 00:18:58,347
‫راهی پیدا کن که حرفتو بهشون بزنی

318
00:18:58,347 --> 00:19:01,517
‫همین الانشم به للونگ گفتم قراره برم
‫و خیلی دلشکسته شده

319
00:19:01,517 --> 00:19:03,310
‫دودلم که نکنه کار اشتباهی کرده باشم

320
00:19:03,310 --> 00:19:05,145
‫آخه... نمی‌دونم، ولی...

321
00:19:05,145 --> 00:19:06,355
‫باز داری کجا میری؟

322
00:19:06,355 --> 00:19:08,555
‫میرم یکم آب بخورم

323
00:19:08,941 --> 00:19:11,193
‫به فکر رد کردن
‫پیشنهاد بوساک که نیستی، هستی؟

324
00:19:11,193 --> 00:19:13,487
‫نمی‌دونم. می‌دونم که...

325
00:19:13,487 --> 00:19:16,240
‫یه ساختمونه بابا، کریستیان

326
00:19:16,907 --> 00:19:19,660
‫باید توی این مسیر
‫با خیلی چیزها کنار بیای

327
00:19:19,660 --> 00:19:21,328
‫نمی‌خوام با چیزی کنار بیام!

328
00:19:21,328 --> 00:19:23,705
‫می‌خوام رویای خودم رو محقق کنم

329
00:19:23,705 --> 00:19:27,459
‫و نمی‌تونم توی اون خراب‌شده
‫توی اون ساختمون مسخره این‌کارو بکنم

330
00:19:27,459 --> 00:19:28,752
‫این چه حرفیه. می‌تونی

331
00:19:28,752 --> 00:19:31,046
‫ژاک، می‌دونی چیه؟
‫اصلاً درک نمی‌کنی، خب؟

332
00:19:31,046 --> 00:19:32,256
‫آخه طراح نیستی

333
00:19:32,256 --> 00:19:34,758
‫درک نمی‌کنی برای کار خلاقانه
چه چیزهایی نیازه

334
00:19:38,178 --> 00:19:40,378
‫باشه

335
00:19:40,597 --> 00:19:44,226
‫چی؟ نه، ژاک
‫نرو... لطفاً نرو

336
00:19:44,226 --> 00:19:45,394
‫نه، ژاک، نرو

337
00:19:45,394 --> 00:19:48,188
‫لطفاً، خواهش می‌کنم. واقعاً معذرت می‌خوام

338
00:19:48,188 --> 00:19:50,524
‫کار دارم

339
00:19:50,524 --> 00:19:51,775
‫- شغل دارم
‫- اذیت نکن دیگه

340
00:19:51,775 --> 00:19:53,318
‫- زندگی دارم
‫- معذرت می‌خوام

341
00:19:53,318 --> 00:19:54,361
‫نه، نرو عزیزم

342
00:19:54,361 --> 00:19:57,781
‫نرو. ژاک، معذرت می‌خوام، معذرت می‌خوام

343
00:20:22,055 --> 00:20:26,727
‫اروه فکر می‌کنه شاید بتونم توی مرکز آزادگان

344
00:20:26,727 --> 00:20:29,688
‫کمک کنم

345
00:20:30,314 --> 00:20:33,525
‫نه. به هیچ عنوان

346
00:20:34,234 --> 00:20:36,153
‫اینقدر نگران نباش. حالم خوبه

347
00:20:36,153 --> 00:20:38,989
‫فکر کنم برام مفید باشه

348
00:20:38,989 --> 00:20:41,189
‫ممکنه حالتو بهم بریزه

349
00:20:41,533 --> 00:20:43,869
‫لطفاً، فقط مراقب سلامتت باش

350
00:20:47,289 --> 00:20:50,584
‫<i>لطفاً جنب درب ورودی
‫فرم پذیرش را پر نمایید</i>

351
00:20:51,251 --> 00:20:53,170
‫ببخشید؟ من کاترین دیور هستم

352
00:20:53,170 --> 00:20:55,370
‫توی راونسبروک بودم

353
00:20:57,341 --> 00:20:58,509
‫بابت کمکت ممنونم

354
00:20:58,509 --> 00:20:59,426
‫خواهش می‌کنم

355
00:20:59,426 --> 00:21:01,626
‫بالا سمت چپ

356
00:21:03,805 --> 00:21:06,099
‫خانم! خانم! حالت خوبه؟

357
00:21:07,809 --> 00:21:10,009
‫کمکت کنم بلند بشی؟

358
00:21:14,274 --> 00:21:16,474
‫معذرت می‌خوام

359
00:21:17,569 --> 00:21:18,695
‫بیست و شش سالش بود

360
00:21:18,695 --> 00:21:20,614
‫می‌دونی توی کدوم اردوگاه کار می‌کرد؟

361
00:21:20,614 --> 00:21:22,814
‫به‌نظرت می‌تونن پیداش کنن؟

362
00:21:23,534 --> 00:21:25,786
‫خانم‌ها و آقایون
‫لطفاً به مسیرتون ادامه بدین

363
00:21:26,370 --> 00:21:28,622
‫<i>...برای دریافت اطلاعات</i>

364
00:21:28,622 --> 00:21:32,042
‫بله، طبقه‌ی بالا می‌تونن
‫به تمام سوالاتتون پاسخ بدن

365
00:21:32,876 --> 00:21:35,181
‫<i>...برای دریافت اطلاعات</i>

366
00:21:35,205 --> 00:21:37,840
‫<i>لطفاً از پله‌ی سمت چپ استفاده کنید</i>

367
00:21:40,384 --> 00:21:43,637
‫<i>اگر عکسی از عزیزتون دارید
‫لطفاً اون رو در دست داشته باشید</i>

368
00:21:47,474 --> 00:21:48,684
‫این دخترمه

369
00:21:48,684 --> 00:21:50,884
‫من کاترین دیور هستم

370
00:21:51,311 --> 00:21:53,511
‫دوشیزه دیور، ممنونم که تشریف آوردین

371
00:21:58,277 --> 00:22:02,656
‫داریم سعی می‌کنیم
‫بین کسایی که از اردوگاه‌ها برگشتن

372
00:22:02,656 --> 00:22:06,743
‫و پاریسی‌هایی که هنوزم به‌دنبال
‫ عزیزانشون هستن، ارتباط برقرار کنیم

373
00:22:09,621 --> 00:22:11,665
‫هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم

374
00:22:11,665 --> 00:22:15,752
‫امیدوار بودیم بتونی
‫با دادن اطلاعات بهمون کمک کنی...

375
00:22:15,752 --> 00:22:17,952
‫ببخشید...

376
00:22:18,380 --> 00:22:24,970
‫در مورد تبعید شده‌هایی
‫که در راونسبروک اسکان داده شده بودن

377
00:22:30,851 --> 00:22:33,896
‫هر اطلاعاتی بهمون بدی
‫واقعاً ممنونت میشیم

378
00:22:35,814 --> 00:22:39,067
‫ایشون خانم "کارپنتیر" هستن
‫داره دنبال خواهرش می‌گرده

379
00:22:42,279 --> 00:22:45,157
‫خواهرش رو برات توصیف می‌کنه
‫شاید ایشون رو یادت بیاد

380
00:22:46,366 --> 00:22:50,204
‫ممنونم که بهم کمک می‌کنی
‫خیلی ممنونم

381
00:22:52,831 --> 00:22:55,031
‫این خواهرمه

382
00:22:55,250 --> 00:22:57,450
‫توی راونسبروک بود

383
00:22:58,337 --> 00:23:00,547
‫اطلاعاتی در موردش داری؟

384
00:23:00,547 --> 00:23:02,799
‫می‌تونی چیزی بهم بگی؟ لطفاً؟

385
00:23:03,884 --> 00:23:06,084
‫ممنون

386
00:23:07,513 --> 00:23:09,713
‫شب به‌خیر، خانم

387
00:23:25,239 --> 00:23:27,439
‫ممنون

388
00:23:28,242 --> 00:23:33,330
‫یادته اوایلی که کریستیان
‫ اینجا شروع به کار کرد چی گفتی؟

389
00:23:34,206 --> 00:23:36,375
‫واقعاً تحت‌تاثیر قرار گرفته بودم

390
00:23:36,375 --> 00:23:40,671
‫گفتی اگر جوون‌تر بودی
‫هرجا می‌رفت دنبالش می‌رفتی

391
00:23:42,130 --> 00:23:43,257
‫آره، یادمه

392
00:23:43,257 --> 00:23:45,759
‫ولی دلیلی برای نگرانی نداری، لوسین

393
00:23:45,759 --> 00:23:48,428
‫جنگ حتی بیشتر از زمان منو پیر کرده

394
00:23:49,012 --> 00:23:51,212
‫نگران تو نیستم، خانم

395
00:23:53,892 --> 00:23:55,853
‫ولی کریستیان رو تحسین می‌کنم

396
00:23:55,853 --> 00:23:57,813
‫بهترین‌ها رو براش می‌خوام

397
00:23:57,813 --> 00:24:01,149
‫ولی، اداره‌ی خانه‌ی کوتور خودت...

398
00:24:01,149 --> 00:24:05,362
‫کار بی‌رحمانه و ناخوشایندیه

399
00:24:06,280 --> 00:24:10,742
‫و کریستیان، نه شهامت کافی برای

400
00:24:10,742 --> 00:24:14,079
‫گرفتن تصمیمات سخت رو داره

401
00:24:14,079 --> 00:24:18,208
‫و نه توانایی جنگیدن
‫برای به‌دست آوردن چیزی که می‌خواد

402
00:24:19,501 --> 00:24:21,545
‫و خودت بوساک رو می‌شناسی

403
00:24:21,545 --> 00:24:24,131
‫آره، من و مارسل از قدیم با هم دوستیم

404
00:24:25,799 --> 00:24:28,510
‫به بدترین شکل ممکن
‫با کریستیان رفتار می‌کنه

405
00:24:29,553 --> 00:24:33,047
‫از اون خصلتش که بیشتر از همه
‫تحسینش می‌کنیم سوءاستفاده می‌کنه

406
00:24:34,766 --> 00:24:37,019
‫کریستیان له میشه

407
00:24:49,239 --> 00:24:51,439
‫کریستیان، می‌خوان از پشت سرت رد بشن

408
00:25:10,802 --> 00:25:11,929
‫اینطوری کمک می‌کنه

409
00:25:11,929 --> 00:25:14,056
‫البته

410
00:25:14,056 --> 00:25:16,517
‫بوساک فقط بزرگ‌ترین‌ها
‫ و بهترین‌ها رو می‌خواد

411
00:25:17,267 --> 00:25:18,268
‫عالیه

412
00:25:18,268 --> 00:25:20,395
‫صحیح. به‌نظرم باید...

413
00:25:20,395 --> 00:25:22,595
‫پس می‌تونیم اینو جابه‌جا کنیم

414
00:25:29,696 --> 00:25:31,896
‫کاترین

415
00:25:32,157 --> 00:25:34,357
‫به‌نظر خیلی خسته میای

416
00:25:34,826 --> 00:25:37,026
‫حالم خوبه، کریستیان

417
00:25:37,621 --> 00:25:39,821
‫این آدما...

418
00:25:39,998 --> 00:25:42,198
‫به کمک احتیاج دارن

419
00:25:42,876 --> 00:25:45,128
‫هنوزم دارن دنبال عزیزانشون می‌گردن

420
00:25:47,089 --> 00:25:49,289
‫کار خوبیه. می‌خوام انجامش بدم

421
00:25:50,384 --> 00:25:52,135
‫ولی حق با توئه. خسته‌م

422
00:25:52,135 --> 00:25:54,335
‫باید استراحت کنم

423
00:26:07,067 --> 00:26:09,069
‫برو دنبال آندره

424
00:26:09,069 --> 00:26:11,655
‫ولی هتل رو ترک نکن
‫نمی‌خوام دیده بشی

425
00:26:11,655 --> 00:26:13,073
‫معلومه

426
00:26:13,073 --> 00:26:15,158
‫لطفاً تا جای ممکن عجله کن

427
00:26:15,158 --> 00:26:17,661
‫بعد باهام تماس بگیر
‫و من مقدمات بازگشتت رو فراهم می‌کنم

428
00:26:17,661 --> 00:26:19,121
‫نمی‌خوای بمونی؟

429
00:26:19,121 --> 00:26:20,747
‫زنم منتظرمه

430
00:26:20,747 --> 00:26:21,915
‫البته. باشه

431
00:26:21,915 --> 00:26:24,115
‫مراقب باش

432
00:26:31,842 --> 00:26:33,760
‫خاله. خدایا، اومدی

433
00:26:33,760 --> 00:26:35,971
‫السا هم اومده

434
00:26:35,971 --> 00:26:38,891
‫بهت کمک می‌کنه وسایلت رو جمع کنی
‫تا من برم یه کاری انجام بدم

435
00:26:40,392 --> 00:26:42,644
‫اشکالی نداره توی خیابون‌ها دیده بشی؟
‫به‌نظرم خطرناکه

436
00:26:42,644 --> 00:26:44,844
‫عزیزم! سلام

437
00:26:48,984 --> 00:26:52,279
‫- به‌نظر معرکه میای
‫- توام همینطور. خوشحالم می‌بینمت

438
00:26:52,821 --> 00:26:54,323
‫عزیزم، باید برم یه زنگی بزنم

439
00:26:54,323 --> 00:26:56,950
‫باشه. خب، چمدونت کجاست؟

440
00:27:06,168 --> 00:27:08,368
‫کریستیان، چی شده؟

441
00:27:09,838 --> 00:27:12,038
‫هیچی. فقط...

442
00:27:12,382 --> 00:27:14,582
‫یه سری وسایل شخصیم یادم رفته

443
00:27:20,057 --> 00:27:22,257
‫چی شده؟

444
00:27:24,394 --> 00:27:26,594
‫بوساک

445
00:27:27,481 --> 00:27:31,568
‫می‌خواد مجبورم کنه چیزی رو بسازم

446
00:27:31,568 --> 00:27:34,238
‫که ازش متنفرم

447
00:27:37,199 --> 00:27:42,704
‫می‌دونی، خانم زناکر
‫مدت‌ها رویای همچین چیزی رو داشتم

448
00:27:46,458 --> 00:27:50,420
‫و کمابیش می‌دونم مکان ایده‌آل چجور جاییه

449
00:27:51,046 --> 00:27:55,300
‫وقار و ظرافت نیازمند یک جو صمیمیه

450
00:27:55,300 --> 00:27:56,552
‫- نیازمند سادگیه، مگه نه؟
‫- آره

451
00:27:56,552 --> 00:27:59,137
‫و اون می‌خواد منو بذاره توی مقبره
‫و من اونجا می‌میرم

452
00:27:59,137 --> 00:28:01,807
‫- خب، باهاش صحبت کن
‫- باهاش صحبت کردم

453
00:28:01,807 --> 00:28:04,876
‫گوش نمیده، و من اراده‌ی کافی ندارم
‫که جلوش دربیام

454
00:28:08,564 --> 00:28:11,149
‫خب، دور اینجا دایره کشیدی

455
00:28:11,149 --> 00:28:13,277
‫خونه‌ی مد رویاییمه، می‌دونی

456
00:28:13,277 --> 00:28:16,238
‫کوچیک و دنجه، ولی باوقاره، خب؟

457
00:28:16,238 --> 00:28:17,656
‫میشه دو تا اتاق کار توش ساخت

458
00:28:17,656 --> 00:28:22,578
‫اینجا میشه چیزی ساخت
‫که شخصی و منحصر به‌فرده

459
00:28:22,578 --> 00:28:23,745
‫آره. و عالیه

460
00:28:23,745 --> 00:28:26,498
‫نزدیک پلازا، لنکستر و بریستول هم هست

461
00:28:26,999 --> 00:28:30,878
‫پس مشتری‌های بین‌المللیت
‫ اونجا به راحتی می‌تونن پیدات کنن

462
00:28:30,878 --> 00:28:31,920
‫دقیقاً

463
00:28:31,920 --> 00:28:32,838
‫- آره
‫- آره

464
00:28:32,838 --> 00:28:35,966
‫ولی با تصورات باشکوه بوساک سازگاری نداره

465
00:28:35,966 --> 00:28:36,925
‫هرگز نخواهد داشت

466
00:28:36,925 --> 00:28:38,302
‫اگر عاشقشی، براش بجنگ

467
00:28:38,302 --> 00:28:40,679
‫ببین، می‌دونم داری سعی می‌کنی بهم کمک کنی

468
00:28:40,679 --> 00:28:43,932
‫ممنون، ولی نه. مجبورم...

469
00:28:45,350 --> 00:28:47,394
‫مجبورم یک رویای دیگه پیدا کنم

470
00:28:47,394 --> 00:28:49,594
‫این... این قسمت نیست

471
00:28:52,107 --> 00:28:54,307
‫قسمت من نیست

472
00:29:00,824 --> 00:29:03,160
‫پیر!

473
00:29:03,160 --> 00:29:04,953
‫تو آوردیش پاریس، مگه نه؟

474
00:29:04,953 --> 00:29:06,371
‫همه‌تون بس کنین دیگه

475
00:29:06,371 --> 00:29:08,874
‫دیدنت که داری همراه شنل
‫از ماشین پیاده میشی

476
00:29:08,874 --> 00:29:09,917
‫خب که چی؟

477
00:29:09,917 --> 00:29:11,752
‫سربه‌سر من نذار، داداش

478
00:29:11,752 --> 00:29:15,881
‫می‌دونم رفتی سوئیس دیدنش
‫و حالا با اون برگشتی

479
00:29:15,881 --> 00:29:18,342
‫بس کن. فقط بس کن

480
00:29:18,342 --> 00:29:21,345
‫ولی اصلاً نمی‌فهمم
‫چطور می‌تونی اینقدر احمق باشی

481
00:29:21,345 --> 00:29:22,471
‫نیاز به کمک داشت

482
00:29:22,471 --> 00:29:24,723
‫که چیکار کنه؟ ما رو بکشه؟

483
00:29:24,723 --> 00:29:27,476
‫همدست نازی‌ها بوده، یادت رفته؟

484
00:29:27,476 --> 00:29:29,603
‫درک می‌کنه کارش اشتباه بوده

485
00:29:29,603 --> 00:29:30,646
‫حتماً شوخیت گرفته

486
00:29:30,646 --> 00:29:33,607
‫قوانین آریایی رو اعمال کرد
‫تا کسب‌و‌کارمون رو بدزده!

487
00:29:33,607 --> 00:29:35,128
‫همون قانونی که رفقای نازیش

488
00:29:35,152 --> 00:29:38,028
‫برای کشتن دوست‌هامون و
‫خانواده‌هاشون استفاده کردن

489
00:29:38,028 --> 00:29:40,781
‫بابت خواهرزاده‌ی مریضش به کمک احتیاج داشت

490
00:29:42,783 --> 00:29:44,743
‫خب، مهم نیست

491
00:29:44,743 --> 00:29:47,496
‫وقتی پلیس داخلی فهمید اون اینجاست
‫دستگیرش می‌کنن

492
00:29:47,496 --> 00:29:49,206
‫و همون کاری که قراره با "لاوال" بکنن
‫با اونم می‌کنن

493
00:29:49,206 --> 00:29:51,375
‫منظورت از "وقتی" چیه؟

494
00:29:51,375 --> 00:29:55,754
‫گفتی "وقتی پلیس داخلی فهمید
‫اون اینجاست". اون شریک تجاری ماست

495
00:29:55,754 --> 00:29:58,298
‫فکر کردی می‌تونیم
‫ از همچین رسوایی جون سالم به‌در ببریم؟

496
00:29:58,298 --> 00:30:02,719
‫شاید تو کور باشی و نبینی واقعاً
‫چجور آدمیه، ولی من نیستم

497
00:30:12,646 --> 00:30:14,846
‫هنری

498
00:30:15,023 --> 00:30:17,359
‫دوشیزه خانم

499
00:30:17,359 --> 00:30:18,694
‫خوشحالم می‌بینم

500
00:30:18,694 --> 00:30:20,612
‫سلام، هنری. دلم برات تنگ شده بود

501
00:30:20,612 --> 00:30:22,812
‫یه چیزی براتون دارم

502
00:30:28,245 --> 00:30:29,788
‫فرزندان رها شده‌مون

503
00:30:29,788 --> 00:30:31,988
‫دیگه یتیم نیستن

504
00:30:38,922 --> 00:30:40,215
‫خدایا

505
00:30:40,215 --> 00:30:41,592
‫کارمون رو شروع کنیم؟

506
00:30:41,592 --> 00:30:43,792
‫آره. وقت چندانی نداریم

507
00:31:35,020 --> 00:31:37,220
‫مارسل!

508
00:31:38,565 --> 00:31:39,983
‫ریموند

509
00:31:39,983 --> 00:31:43,429
‫میشه دوباره بگی چرا هنوزم
‫ کنار للونگ جون می‌کنی

510
00:31:43,453 --> 00:31:45,697
‫جای اینکه اینجا پیش من باشی؟

511
00:31:45,697 --> 00:31:47,950
‫چون تو منو پشت میزنشین می‌کردی

512
00:31:47,950 --> 00:31:50,994
‫هرگز. زیادی برات ارزش قائلم

513
00:31:51,537 --> 00:31:52,538
‫خوبه

514
00:31:52,538 --> 00:31:56,542
‫حالا، ازت می‌خوام برای حرفی که می‌خوام
‫در مورد دیور بزنم، هونقدر احترام قائل بشی

515
00:31:56,542 --> 00:31:58,335
‫متاسفم. با هم قرار و مدار گذاشتیم

516
00:31:58,335 --> 00:32:00,045
‫للونگ مجبوره ازش دست بکشه

517
00:32:00,045 --> 00:32:01,839
‫موضوع صحبتم خانه‌ی للونگ نیست

518
00:32:01,839 --> 00:32:05,634
‫در مورد تو و چیزیه که امیدواری
‫همراه کریستیان بسازی

519
00:32:07,219 --> 00:32:08,846
‫اگر به دیور اجازه بدی
‫راه خودش رو بره

520
00:32:08,846 --> 00:32:12,224
‫بالاخره به اون خانه‌ی کوتوری
‫که همیشه می‌خواستی می‌رسی

521
00:32:12,933 --> 00:32:16,228
‫ولی باید با محیطی شروع کنی
‫که الهام‌بخشش باشه

522
00:32:16,228 --> 00:32:18,021
‫حالا دیگه محافظ دیور شدی؟

523
00:32:18,021 --> 00:32:20,899
‫نه. من دوستشم، و دوست توام هستم

524
00:32:20,899 --> 00:32:25,737
‫اگر به همین شکل ادامه بدی
‫سرمایه‌گذاریت ذره‌ذره از بین میره

525
00:32:27,072 --> 00:32:31,577
‫می‌دونی چیه، مارسل
‫مطمئن نیستم بدونی اون چی نیاز داره

526
00:32:33,579 --> 00:32:35,414
‫<i>لطفاً جنب درب ورودی</i>

527
00:32:35,414 --> 00:32:37,614
‫<i>فرم پذیرش را پر نمایید</i>

528
00:32:38,250 --> 00:32:39,084
‫سلام

529
00:32:39,084 --> 00:32:41,378
‫دارم دنبال زنم می‌گردم

530
00:32:41,378 --> 00:32:43,172
‫میشه اینو هم بهم بدین، لطفاً؟

531
00:32:43,172 --> 00:32:46,925
‫این عکسشه. احتمالاً توی مسیر گم شده

532
00:32:50,804 --> 00:32:52,639
‫متاسفم، من هیچوقت ندیدمش

533
00:32:52,639 --> 00:32:54,839
‫ممنونم

534
00:32:55,225 --> 00:32:57,425
‫میز پزشکی کجاست؟

535
00:32:58,145 --> 00:33:00,564
‫بله، خانم. یکم جلوتر که رفتین
‫دست راستتونه

536
00:33:01,356 --> 00:33:04,193
‫من جیکوب فریدمن هستم

537
00:33:04,193 --> 00:33:06,393
‫کاترین دیور

538
00:33:06,945 --> 00:33:09,072
‫کاترین دیور؟

539
00:33:09,072 --> 00:33:12,826
‫خانم دیور، فکر کنم پدرت رو می‌شناسم

540
00:33:13,410 --> 00:33:15,610
‫ایشون ماریس دیوره. درست میگم؟

541
00:33:16,288 --> 00:33:17,497
‫آره

542
00:33:17,497 --> 00:33:20,209
‫من الان توی "کالیان" هستم
‫جایی که ایشون زندگی می‌کنه

543
00:33:20,209 --> 00:33:23,253
‫چیزهای زیادی در مورد
‫دخترش کاترین بهم گفته

544
00:33:26,673 --> 00:33:29,009
‫خیلی خوش‌شانسه که شما برگشتین

545
00:33:30,135 --> 00:33:32,335
‫خیلی خوش‌شانسه

546
00:33:33,305 --> 00:33:35,182
‫خب، اسم دخترم تانیاست

547
00:33:35,182 --> 00:33:38,227
‫اونم مثل شما عضو جبهه‌ی مقاومت بود

548
00:33:38,227 --> 00:33:41,313
‫التماسش کردم این‌کارو نکنه
‫ولی می‌خواست با دشمن بجنگه

549
00:33:42,940 --> 00:33:45,140
‫بهم گفتن فرستادنش راونسبروک

550
00:33:47,861 --> 00:33:50,061
‫همونقدری که میگن وحشتناک بوده؟

551
00:33:51,782 --> 00:33:53,982
‫اردوگاه زندانیان بوده

552
00:33:56,828 --> 00:34:02,835
‫عکسی از تانیام دارم
‫از قیافه‌ش قبل از اینکه ببرنش

553
00:34:06,255 --> 00:34:09,967
‫چشم‌هاش رو ببین، ببین چقدر قشنگن

554
00:34:16,514 --> 00:34:18,714
‫می‌شناسیش؟

555
00:34:19,560 --> 00:34:22,271
‫می‌تونی چیزی بهم بگی؟ هرچیزی؟

556
00:34:30,904 --> 00:34:32,572
‫متاسفم، نه

557
00:34:32,572 --> 00:34:34,772
‫هرگز ندیدمش

558
00:34:35,199 --> 00:34:36,201
‫مطمئنی؟

559
00:34:36,201 --> 00:34:38,411
‫جفتتون همزمان اونجا بودین

560
00:34:39,036 --> 00:34:40,831
‫خواهش می‌کنم. باید پیداش کنم

561
00:34:40,831 --> 00:34:42,541
‫اکثر زندانی‌ها زنده درنیومدن

562
00:34:42,541 --> 00:34:44,501
‫شاید اون زنده مونده باشه

563
00:34:44,501 --> 00:34:46,753
‫دوباره نگاه کن، تو رو خدا

564
00:34:46,753 --> 00:34:48,953
‫دوباره نگاه کن

565
00:34:51,800 --> 00:34:54,052
‫متاسفم

566
00:34:54,052 --> 00:34:56,388
‫خواهش می‌کنم

567
00:34:56,388 --> 00:34:58,588
‫کاری از دستم برنمیاد

568
00:35:00,142 --> 00:35:03,187
‫ببخشید که مزاحمت شدم

569
00:35:03,187 --> 00:35:05,387
‫عکستون

570
00:35:06,440 --> 00:35:08,942
‫شاید به مرور زمان یادت بیاد

571
00:35:25,459 --> 00:35:27,461
‫- اومد، اومد
‫- آره، اومد

572
00:35:27,461 --> 00:35:29,004
‫داریم میریم

573
00:35:29,004 --> 00:35:31,465
‫السا، ماشین منتظره
‫که شما رو تا قطار ببره

574
00:35:33,133 --> 00:35:35,135
‫برای سفرمون آماده‌ای؟

575
00:35:35,135 --> 00:35:37,679
‫آندره، به‌نظر سرحال میای

576
00:35:38,305 --> 00:35:39,389
‫جناب ورتهایمر

577
00:35:39,389 --> 00:35:41,642
‫آره، این مدت حالم بهتر شده

578
00:35:42,142 --> 00:35:44,353
‫باید فوراً بریم. کوکو کجاست؟

579
00:35:44,353 --> 00:35:46,553
‫توی پذیراییه

580
00:35:50,317 --> 00:35:51,151
‫کوکو؟

581
00:35:51,151 --> 00:35:52,361
‫چیه؟

582
00:35:52,361 --> 00:35:54,071
‫اینجا امن نیست

583
00:35:54,071 --> 00:35:56,271
‫ممکنه برادرم پاول پلیس داخلی رو
‫برای دستگیر کردنت بفرسته

584
00:35:58,867 --> 00:36:01,067
‫چیکار داری می‌کنی؟ باید بریم

585
00:36:03,914 --> 00:36:06,114
‫پاریس

586
00:36:06,959 --> 00:36:10,170
‫چقدر از آخرین باری که اینجا بودم تغییر کرده

587
00:36:10,838 --> 00:36:16,760
‫این خیابون‌ها قبلاً پر از پرچم‌های
‫نازی بودن، و حالا هیچکدوم نیستن

588
00:36:16,760 --> 00:36:18,887
‫و من حق ندارم توی شهری که عاشقشم بمونم

589
00:36:18,887 --> 00:36:22,391
‫و مجبورم مثل یه جنایتکار کوفتی
‫یواشکی برم و بیام

590
00:36:22,391 --> 00:36:26,019
‫حاضر نیستم اینجا وایسم
‫و به عزاداریت برای آلمانی‌ها گوش بدم

591
00:36:26,603 --> 00:36:28,605
‫آندره رو دیدم

592
00:36:28,605 --> 00:36:30,315
‫مریض نیست

593
00:36:30,315 --> 00:36:34,403
‫واقعاً چرا اومدی اینجا، کوکو؟
‫به‌جز برای مضحکه کردن من؟

594
00:36:36,280 --> 00:36:38,480
‫اومدم عطرم رو ببرم

595
00:36:38,782 --> 00:36:40,242
‫منظورت چیه؟

596
00:36:40,242 --> 00:36:43,620
‫کسب‌و‌کارتون رو از پایه ویران می‌کنم

597
00:36:45,706 --> 00:36:47,916
‫اونموقع دیگه کسی نمی‌خواد
‫شماره‌ی پنجتون رو بخره...

598
00:36:49,543 --> 00:36:51,743
‫چون من چیز بهتری دارم

599
00:36:55,757 --> 00:36:57,957
‫عطر شماره 1 دوشیزه شنل

600
00:36:58,218 --> 00:37:03,473
‫به دنیا میگم که شماره 5 قدیمی
‫دیگه عطر مورد علاقه‌ی من نیست

601
00:37:03,473 --> 00:37:07,895
‫که از کیفیت کپی مسخره‌تون
‫از عطر اصلی من ناراضیم

602
00:37:07,895 --> 00:37:09,146
‫مردم هم دیگه نمی‌خرنش

603
00:37:09,146 --> 00:37:10,230
‫همچین اتفاقی نمیفته

604
00:37:10,230 --> 00:37:14,151
‫اگر حقم رو بهم ندین
‫می‌بینی چی میشه

605
00:37:15,110 --> 00:37:16,612
‫نابودی متقابل؟

606
00:37:16,612 --> 00:37:18,030
‫این چیزیه که برامون می‌خوای؟

607
00:37:18,030 --> 00:37:20,230
‫می‌تونی جلوم رو بگیری...

608
00:37:21,533 --> 00:37:23,535
‫یا می‌تونی اجازه بدی برم

609
00:37:23,535 --> 00:37:26,079
‫ولی اگر جلوم رو بگیری
‫اونا دستگیرم می‌کنن، پیر

610
00:37:26,955 --> 00:37:31,460
‫منو می‌اندازن توی زندان
‫و حتی ممکنه منو بکشن

611
00:37:34,421 --> 00:37:37,299
‫پاول میگه باید ازت متنفر باشم
‫و حق با اونه

612
00:37:38,550 --> 00:37:40,750
‫اون منو نمی‌شناسه

613
00:37:41,470 --> 00:37:42,804
‫نه جوری که تو می‌شناسی

614
00:37:42,804 --> 00:37:45,004
‫من نمی‌شناسمت

615
00:37:45,724 --> 00:37:47,924
‫منو می‌شناسی

616
00:37:49,269 --> 00:37:51,469
‫می‌شناسی

617
00:37:54,441 --> 00:37:56,641
‫هی، آروم‌‌تر

618
00:37:57,194 --> 00:37:58,320
‫بذار کمکت کنم، خب؟

619
00:37:58,320 --> 00:38:00,520
‫فقط لازمه از اینجا برم، خب؟

620
00:38:01,448 --> 00:38:03,992
‫کاترین، مطمئنی می‌خوای این‌کارو بکنی؟

621
00:38:03,992 --> 00:38:05,744
‫آره، کریستیان. چیزی نیست

622
00:38:05,744 --> 00:38:08,121
‫نگران نباش. حواسم هست
‫صحیح و سالم برسه اونجا

623
00:38:08,121 --> 00:38:10,321
‫نگران نیستم

624
00:38:11,291 --> 00:38:13,949
‫خواهش می‌کنم، فقط می‌خوام مطمئن بشم

625
00:38:13,973 --> 00:38:16,380
‫که حس می‌کنی که...

626
00:38:16,380 --> 00:38:18,423
‫باید جواب بدی
‫ممکنه تماس کاری مهمی باشه

627
00:38:18,423 --> 00:38:20,884
‫جواب میدم، ولی منتظرم می‌مونی؟
‫فقط یک لحظه، باشه؟

628
00:38:23,679 --> 00:38:25,879
‫جدی میگم، کاترین

629
00:38:27,558 --> 00:38:31,144
‫الو؟ بانو زناکر. بله

630
00:38:32,312 --> 00:38:33,522
با عرض پوزش

631
00:38:33,522 --> 00:38:36,358
‫خواهرم داره میره کالیان پیش پدرم

632
00:38:36,358 --> 00:38:38,777
‫پس بعداً بهتون زنگ می‌زنم. باشه؟

633
00:38:40,571 --> 00:38:42,489
‫کاتـ...

634
00:38:42,489 --> 00:38:43,740
‫چی؟

635
00:38:43,740 --> 00:38:46,243
‫امروز بعدازظهر اونجا می‌بینمتون

636
00:38:46,827 --> 00:38:51,790
‫باشه. دارم گوشی رو قطع می‌کنم، باشه؟

637
00:38:53,876 --> 00:38:55,586
‫کاترین

638
00:38:55,586 --> 00:38:57,786
‫کاترین

639
00:39:11,935 --> 00:39:14,135
‫حرف ندارن

640
00:39:16,106 --> 00:39:18,306
‫هنوزم می‌تونی آدم رو
‫انگشت به ذهن بذاری

641
00:39:18,942 --> 00:39:21,361
‫آره، چیزیه که همراه هنری درست کردیم

642
00:39:23,488 --> 00:39:25,407
‫با خودم گفتم
‫اگر نمی‌تونیم شماره 5 درست کنیم

643
00:39:25,407 --> 00:39:27,607
‫باید سعی کنیم
‫چیز جدیدی بسازیم

644
00:39:28,452 --> 00:39:31,455
‫که دوباره بازار و اسمم رو پس بگیریم

645
00:39:31,455 --> 00:39:33,655
‫بیچاره پیر

646
00:39:33,916 --> 00:39:37,711
‫وقتی فهمید بهت کمک کرده
‫بر علیهش جنگ راه بندازی چه فکری می‌کنه؟

647
00:39:37,711 --> 00:39:39,911
‫خبر داره. خودم بهش گفتم

648
00:39:40,255 --> 00:39:42,455
‫بهش گفتی و بازم اجازه داد بری؟

649
00:39:42,883 --> 00:39:45,083
‫چاره‌ای نداشت

650
00:39:47,012 --> 00:39:49,348
‫عاشقمه

651
00:39:49,348 --> 00:39:51,934
‫آره، همه‌شون عاشقتن

652
00:39:58,190 --> 00:40:00,390
‫این چیه دیوونه؟

653
00:40:01,443 --> 00:40:03,643
‫بهم کمک می‌کنه بخوابم

654
00:40:05,197 --> 00:40:08,867
‫اختراع من نیست
‫ولی تقریباً به همون اندازه فوق العاده‌ست

655
00:40:09,826 --> 00:40:12,079
‫خیلی خسته‌م، السا

656
00:40:12,079 --> 00:40:14,279
‫ولی بازم نمی‌تونم بخوابم

657
00:40:17,584 --> 00:40:19,784
‫و این بهت کمک می‌کنه؟

658
00:40:29,555 --> 00:40:30,889
‫به منم میدی؟

659
00:40:30,889 --> 00:40:33,089
‫واقعاً؟

660
00:40:34,351 --> 00:40:36,551
‫هر جور مایلی

661
00:40:38,021 --> 00:40:40,221
‫ولی میشه خودت برام بزنی؟ آخه من...

662
00:40:42,693 --> 00:40:44,893
‫درد داره؟

663
00:40:45,612 --> 00:40:47,812
‫فقط یه‌خرده

664
00:40:50,033 --> 00:40:52,119
‫خیلی‌خب

665
00:40:52,119 --> 00:40:54,319
نفست رو حبس کن

666
00:41:06,175 --> 00:41:07,718
‫جفتمون می‌تونیم استراحت کنم

667
00:41:07,718 --> 00:41:09,918
‫لیاقتش رو داریم

668
00:41:12,931 --> 00:41:15,131
‫و باید برای مدیریت کسب‌و‌کارمون آماده باشیم

669
00:41:21,857 --> 00:41:24,057
‫می‌تونی پاهات رو بذاری اینجا

670
00:41:24,443 --> 00:41:26,643
‫ممنون

671
00:41:43,837 --> 00:41:46,256
‫نمی‌دونم چی بگم. زبونم بند اومده

672
00:41:48,091 --> 00:41:50,291
‫چطوری راضیش کردی این‌کارو بکنه؟

673
00:41:51,428 --> 00:41:53,628
‫بهت باور دارم، کریستیان

674
00:41:54,264 --> 00:41:56,141
‫و راستشو بخوای
‫وقتی پیش بوساک بودم

675
00:41:56,141 --> 00:41:59,895
‫متوجه شدم منم می‌خوام
‫یه چیزی برای خودم بسازم

676
00:41:59,895 --> 00:42:02,105
‫هنوزم تشنه‌ی موفقیت هستم، کریستیان

677
00:42:02,105 --> 00:42:04,566
‫لوسین و من به‌قدر کافی با هم بودیم

678
00:42:05,067 --> 00:42:07,319
‫می‌خوام چیز جدیدی بسازم

679
00:42:07,903 --> 00:42:11,573
‫بوساک قبول کرده به یک شرط
‫اینجا رو بهت بده

680
00:42:11,573 --> 00:42:15,160
‫که تو لباس‌هات رو خلق کنی
‫و من کسب‌و‌کار رو مدیریت کنم

681
00:42:16,912 --> 00:42:19,112
‫چیزی که می‌خوام، شراکته

682
00:42:20,207 --> 00:42:23,627
‫می‌خوام در این راه همراهت باشم
‫ازت حمایت کنم

683
00:42:24,127 --> 00:42:28,298
‫که ازت محافظت کنم
‫و کمک کنم جفتمون به موفقیت برسیم

684
00:42:30,467 --> 00:42:32,667
‫حاضری با من شریک باشی؟

685
00:42:35,639 --> 00:42:40,853
‫هیچکس جز تو نیست که ترجیح بدم
‫کنارم باشه، بانو زناکر

686
00:42:43,730 --> 00:42:45,930
‫دلمو شاد کردی

687
00:42:46,900 --> 00:42:49,611
‫برای اولین بار در این همه سال

688
00:42:53,490 --> 00:42:55,690
‫- بریم داخل؟
‫- بفرما

689
00:43:07,045 --> 00:43:09,245
‫کاترین؟

690
00:43:16,388 --> 00:43:19,766
‫خوشحالم اومدی اینجا

691
00:43:22,186 --> 00:43:24,386
‫می‌خوام اینو بدونی

692
00:43:24,730 --> 00:43:26,930
‫ممنون، بابا

693
00:44:11,151 --> 00:44:13,351
‫منو ببخش

694
00:44:13,875 --> 00:44:18,875
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

695
00:44:28,947 --> 00:44:33,947
‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ]
‫[ @BDSubs ]

