﻿1
00:00:05,380 --> 00:00:08,342
‫« برگرفته از اتفاقات واقعی »

2
00:00:10,302 --> 00:00:13,805
‫الان فهمیدم "کارمل اسنو" داره میاد پاریس

3
00:00:14,431 --> 00:00:17,434
‫- گوش میدی چی میگم؟
‫- صداتو می‌شنوم، آره

4
00:00:17,434 --> 00:00:20,562
‫حتماً مجله‌ی "هارپرز بازار" ازش خواسته
‫شخصیت سرشناس بعدی مُد رو پیدا کنه

5
00:00:20,562 --> 00:00:23,315
‫- باید دعوتش کنیم آثارت رو ببینه
‫- نه، نه، نه

6
00:00:23,315 --> 00:00:26,151
‫گوش کن چی میگم، کریستیان
‫هرکی "کارمل" تصمیم بگیره در موردش بنویسه

7
00:00:26,151 --> 00:00:30,030
‫تبدیل به مهم‌ترین داستان کوتور
‫در دوران پس از جنگ میشه

8
00:00:30,030 --> 00:00:32,824
‫- باید توجه رسانه‌ها رو جلب کنیم
‫- هنوز آماده‌ش نکردم

9
00:00:33,575 --> 00:00:35,870
‫لباس اصلی، لباس متمایزکننده‌ای

10
00:00:35,870 --> 00:00:38,455
‫که حس و حال کل مجموعه رو تعیین کنه

11
00:00:38,455 --> 00:00:39,831
‫باید پیداش کنم

12
00:00:39,831 --> 00:00:43,210
‫همین الانشم اونقدر طراحی کردی
‫که پیش‌نمایش چشمگیری بهش نشون بدی

13
00:00:43,210 --> 00:00:44,461
‫بیا اول مدل‌ها رو پیدا کنیم

14
00:00:44,461 --> 00:00:47,923
‫- نمی‌تونیم برای اون صبر کنیم
‫- باید قبلش لباس‌هام رو ببینم

15
00:00:47,923 --> 00:00:50,926
‫اونم تن یک زن واقعی

16
00:00:50,926 --> 00:00:53,095
‫در این حین که لفتش میدی
‫اون با تمام طراح‌ها ملاقات می‌کنه

17
00:00:53,095 --> 00:00:54,596
‫بالمان، بالنسیاگا، للونگ

18
00:00:54,596 --> 00:00:58,684
‫و نه تنها با دوستانت
‫ بلکه با دشمنانت هم دیدار می‌کنه

19
00:00:59,601 --> 00:01:01,801
‫- من که هیچ دشمنی ندارم
‫- چند تا دست‌و‌پا کن

20
00:01:04,480 --> 00:01:10,654
‫باورنکردنیه. مونرشی گراند کرو
‫سال 22 رو پیدا کردی

21
00:01:05,480 --> 00:01:10,554
‫{\an8} « کارمل اسنو »
‫« سردبیر مجله‌ی هارپرز بازار »

22
00:01:10,654 --> 00:01:12,155
‫معلومه

23
00:01:12,155 --> 00:01:15,158
‫باید برای دیدار دوباره‌مون
‫سنگ تموم می‌ذاشتم، کارمل

24
00:01:17,327 --> 00:01:19,064
‫وقتی بهم زنگ زدی

25
00:01:19,088 --> 00:01:21,248
‫تا بهم بگی ساکن سوئیس هستی

26
00:01:22,124 --> 00:01:24,585
‫می‌دونستم باید بیام داستانت رو بشنوم

27
00:01:25,752 --> 00:01:28,672
‫نمی‌دونی اینجا بودنت چقدر برام ارزشمنده

28
00:01:28,672 --> 00:01:30,872
‫اوه، عزیزدلم

29
00:01:31,383 --> 00:01:33,635
‫خب، راستشو بگو...

30
00:01:33,635 --> 00:01:34,636
‫حالت چطوره؟

31
00:01:34,636 --> 00:01:36,836
‫دووم آوردم

32
00:01:38,932 --> 00:01:41,185
‫مطمئن نیستم حالم خوب باشه

33
00:01:41,185 --> 00:01:45,439
‫ولی جنگ... بالاخره تمام شد

34
00:01:46,315 --> 00:01:48,400
‫ولی آتلیه‌ت هنوزم بسته‌ست

35
00:01:48,400 --> 00:01:50,527
‫فکر نکنم دیگه هرگز بازش کنم

36
00:01:50,527 --> 00:01:51,445
‫این چه حرفیه

37
00:01:51,445 --> 00:01:54,531
‫دیگه نبینم از این چرت ‌و‌ پرت‌ها بگیا

38
00:01:54,531 --> 00:01:59,661
‫تو درهای مغازه‌ت رو بستی درحالی‌که
‫افرادی مثل للونگ به کارشون ادامه دادن

39
00:01:59,661 --> 00:02:03,123
‫نمی‌خوام اعمال للونگ رو زیر سوال ببرم

40
00:02:03,832 --> 00:02:04,666
‫یا هرکس دیگه‌ای

41
00:02:04,666 --> 00:02:06,866
‫فقط می‌دونستم باید همه‌چیز رو می‌ذاشتم کنار

42
00:02:07,419 --> 00:02:09,619
‫خیلی ضربه خوردی

43
00:02:11,340 --> 00:02:13,175
‫این چیه؟

44
00:02:13,175 --> 00:02:15,375
‫اون، که اونجاست. کی اینو بهت داده؟

45
00:02:16,011 --> 00:02:17,513
‫خودم درستشون می‌کنم

46
00:02:17,513 --> 00:02:19,097
‫نه

47
00:02:19,097 --> 00:02:21,767
‫اینایی که درست می‌کنم
‫خیلی تقلبی و خیلی خوشگلن

48
00:02:21,767 --> 00:02:23,967
‫حتی از واقعی‌ها هم خوشگل‌ترن

49
00:02:25,604 --> 00:02:27,804
‫خب، می‌بینی، پاریس بهت نیاز داره

50
00:02:28,190 --> 00:02:30,390
‫می‌تونم برگردم پاریس

51
00:02:30,817 --> 00:02:33,987
‫دشمنانم... دشمنانی دارم...

52
00:02:35,197 --> 00:02:36,740
‫دروغ‌هایی درباره‌م پخش کردن

53
00:02:36,740 --> 00:02:39,743
‫اوه، خدایا. شرم‌آوره

54
00:02:43,455 --> 00:02:47,251
‫یه مشت شایعه و دروغ
‫که من با دشمن همدست بودم

55
00:02:49,211 --> 00:02:51,296
‫باورشون نکن

56
00:02:51,296 --> 00:02:53,632
‫هرگز باور نمی‌کنم

57
00:02:53,632 --> 00:02:57,386
‫کاری می‌کنم پاریس
‫با آغوش باز بهت خوش‌آمد بگه

58
00:02:58,846 --> 00:03:01,046
‫بهت نیاز داریم. من بهت نیاز دارم

59
00:03:01,557 --> 00:03:04,935
‫و تا به جایی که بهش تعلق داری
‫برنگشتی، دست برنمی‌دارم

60
00:03:06,353 --> 00:03:08,689
‫قراره برگردی پاریس

61
00:03:08,689 --> 00:03:10,889
‫آره

62
00:04:11,400 --> 00:04:16,400
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

63
00:04:17,925 --> 00:04:20,125
‫- سلام
‫- سلام

64
00:04:21,762 --> 00:04:23,962
‫- محشره
‫- آره

65
00:04:26,099 --> 00:04:28,977
‫شاید بتونیم لباس روز
‫شماره‌ی 47 رو تنش کنیم

66
00:04:29,520 --> 00:04:30,562
‫مشتاقانه دلم می‌خواد

67
00:04:30,562 --> 00:04:32,762
‫بخشی از اولین مجموعه‌تون باشم
‫جناب دیور

68
00:04:33,148 --> 00:04:35,348
‫- برام مثل رویاست
‫- آها

69
00:04:35,567 --> 00:04:38,779
‫درحال حاضر مدل خانم "گری" هستی؟

70
00:04:38,779 --> 00:04:39,863
‫بله

71
00:04:39,863 --> 00:04:43,033
‫ولی طراحی‌های جناب دیور در "لوور"
‫هوش از سرم پروند

72
00:04:43,033 --> 00:04:45,233
‫خیلی ممنونم

73
00:04:45,410 --> 00:04:48,247
‫لطفاً سلامم رو به خانم "گری" برسون

74
00:04:50,582 --> 00:04:52,782
‫متاسفم

75
00:05:06,849 --> 00:05:09,560
‫درحال حاضر با خانه‌ی دیگه‌ای کار می‌کنه؟

76
00:05:09,560 --> 00:05:11,770
‫پاتو. برای "پاتو" کار می‌کنه

77
00:05:14,022 --> 00:05:16,316
‫شرمنده، ولی نه شرمنده

78
00:05:16,316 --> 00:05:17,901
‫پس قبولش نمی‌کنی؟

79
00:05:17,901 --> 00:05:19,152
‫- با "ریچی" کار می‌کنه
‫- با یکی دیگه‌ست

80
00:05:19,152 --> 00:05:21,352
‫- ولی... لطفاً
‫- با یکی دیگه‌ست

81
00:05:21,655 --> 00:05:22,990
‫شاپارلی

82
00:05:22,990 --> 00:05:25,242
‫می‌تونی بری. "روچاس"

83
00:05:25,242 --> 00:05:28,328
‫لانون. فث. مولینو. للونگ

84
00:05:35,919 --> 00:05:38,839
‫بی‌نقصه. می‌تونیم از بالمن بقاپیمش

85
00:05:39,798 --> 00:05:46,388
‫میشه سلام گرمم رو
‫به جناب بالمن برسونی؟

86
00:05:49,558 --> 00:05:51,758
‫واقعاً؟

87
00:05:54,521 --> 00:05:56,607
‫خب، مدل دیگه‌ای نداریم ببینیم

88
00:05:56,607 --> 00:05:58,108
‫چند تا دیگه پیدا کن

89
00:05:58,108 --> 00:06:00,819
‫چطوری؟ تمام 22 مدل
‫درجه یکی که می‌تونستم

90
00:06:00,819 --> 00:06:03,019
‫- برات بیارم رو رد کردی
‫- همه‌شون با دیگران کار می‌کنن

91
00:06:03,572 --> 00:06:06,533
‫می‌دونم حساسی کاری نکنی
‫به بقیه‌ی طراح‌ها بربخوره

92
00:06:06,533 --> 00:06:07,993
‫بخصوص للونگ

93
00:06:07,993 --> 00:06:11,163
‫منم همینطور
‫ بخصوص بعد از اینکه جفتمون رفتیم

94
00:06:11,163 --> 00:06:12,873
‫ولی باهاش صحبت کردی؟

95
00:06:12,873 --> 00:06:16,627
‫نه. ولی، کریستیان
‫باید رو به جلو حرکت کنیم

96
00:06:16,627 --> 00:06:19,546
‫نه، حاضر نیستم از همکارهام بدزدم

97
00:06:19,546 --> 00:06:21,048
‫و کاری کنم اونا به تقلا بیفتن

98
00:06:21,048 --> 00:06:22,883
‫- باید گزینه‌های دیگه‌ای هم باشه
‫- آره

99
00:06:22,883 --> 00:06:24,927
‫چند تا دشمن دست و پا کن
‫و بعد از اون‌ها بدزد

100
00:06:24,927 --> 00:06:28,555
‫یا ترجیح میدی توی روزنامه آگهی بزنم
‫و بگم فقط مدل‌های بیکار بیان؟

101
00:06:28,555 --> 00:06:30,599
‫چرا که نه؟

102
00:06:30,599 --> 00:06:31,850
‫- چون مسخره‌ست
‫- نه

103
00:06:31,850 --> 00:06:32,976
‫فکر فوق العاده‌ایه

104
00:06:32,976 --> 00:06:35,176
‫دیدی؟ می‌دونستم یه فکری به ذهنت می‌رسه. برو

105
00:06:48,283 --> 00:06:49,660
‫بذار خودم برش دارم

106
00:06:49,660 --> 00:06:51,860
‫چیزی نیست، بابا. خودم می‌تونم

107
00:06:53,038 --> 00:06:55,238
‫بذرهای باغچه‌ی سبزی یادت نره

108
00:06:56,875 --> 00:06:59,075
‫می‌بینی چقدر خوبی؟

109
00:06:59,837 --> 00:07:02,381
‫برادرهات هرگز مثل تو
‫به باغچه اهمیت نمی‌دادن

110
00:07:03,507 --> 00:07:05,707
‫کریستیان اهمیت می‌داد

111
00:07:06,093 --> 00:07:08,293
‫نه مثل تو

112
00:07:08,762 --> 00:07:12,266
‫جناب فریدمن. خیلی خوشحالم می‌بینم
‫مغازه‌ت بازم اینقدر پر شده

113
00:07:12,766 --> 00:07:15,727
‫می‌خواستم ببینم می‌تونی بهم بگی
‫بذرهای ریحان کجا قایم شدن

114
00:07:15,727 --> 00:07:17,927
‫پشت دکه‌ست

115
00:07:19,398 --> 00:07:21,598
‫کاترین؟

116
00:07:25,445 --> 00:07:27,645
‫خیلی خوشحالم دوباره می‌بینمت

117
00:07:29,658 --> 00:07:32,536
‫خیلی نسبت به قبل تغییر کردی

118
00:07:34,872 --> 00:07:37,457
‫شما دو تا همدیگه رو می‌شناسین؟ از کجا؟

119
00:07:38,083 --> 00:07:41,420
‫کاترین توی مرکز آزادگان کار می‌کرد

120
00:07:41,420 --> 00:07:44,089
‫وقتی داشتم دنبال تانیا می‌گشتم

121
00:07:45,799 --> 00:07:47,999
‫سعی کرد بهم کمک کنه

122
00:07:51,388 --> 00:07:54,016
‫هنوزم عکسش رو داری؟

123
00:07:56,185 --> 00:07:58,437
‫آره

124
00:07:58,437 --> 00:08:02,774
‫نگرانم که نکنه هیچوقت برنگرده

125
00:08:03,775 --> 00:08:06,361
‫اگر چیزی شنیدی، لطفاً خبرم کن

126
00:08:21,418 --> 00:08:23,618
‫- چی دستته؟
‫- هیچی

127
00:08:26,757 --> 00:08:28,467
‫به‌نظر یکم نحیف و رنگ‌پریده میای

128
00:08:28,467 --> 00:08:30,844
‫شاید بهتر باشه
‫داروی خواب رو بذاری کنار

129
00:08:30,844 --> 00:08:33,044
‫اگر تو کنار گذاشتی منم می‌ذارم

130
00:08:33,554 --> 00:08:35,224
‫درضمن داروهامون داره کم میشه

131
00:08:35,224 --> 00:08:37,851
‫فقط باید برای خواب تزریق کنی
‫نه در طی روز

132
00:08:37,851 --> 00:08:40,895
‫- این اواخر تمام مدت خوابی
‫- بیشتر گیر بیار

133
00:08:40,895 --> 00:08:44,900
‫چرا نمیری یکم قدم بزنی؟
‫با آندره برو. از روزت لذت ببر

134
00:08:44,900 --> 00:08:46,902
‫همیشه مراقبمی

135
00:08:46,902 --> 00:08:49,780
‫فروشگاهمون به کجا رسید؟

136
00:08:49,780 --> 00:08:52,407
‫خب، چند روز پیش کارمل اسنو رو دیدم

137
00:08:52,407 --> 00:08:56,536
‫دنبال داستان بزرگ بعدیش می‌گرده
‫و قصد دارم موضوع داستانش من باشم

138
00:08:56,703 --> 00:08:58,205
‫در مورد من بهش گفتی، مگه نه؟

139
00:08:58,205 --> 00:09:00,249
‫- در مورد دخیل بودن من؟
‫- آره، معلومه

140
00:09:00,249 --> 00:09:03,502
‫وقتی رسید پاریس
‫برای بازگشت‌مون پایه‌ریزی می‌کنه

141
00:09:03,502 --> 00:09:05,379
‫و با عطر جدیدی که داریم تولید می‌کنیم

142
00:09:05,379 --> 00:09:08,423
‫خب، نمی‌تونه داستانی جالب‌تر از

143
00:09:08,423 --> 00:09:10,592
‫تولد دوباره‌ی کوکو شنل پیدا کنه

144
00:09:10,592 --> 00:09:12,792
‫الان داری کجا میری؟

145
00:09:13,095 --> 00:09:15,295
‫یه قرار ملاقات دارم

146
00:09:15,722 --> 00:09:18,559
‫آره، ممنون. حتماً. خوشحال میشم بیام

147
00:09:18,559 --> 00:09:21,770
‫- خیلی ممنون که دعوتم کردی
‫- امروز نه، السا

148
00:09:21,770 --> 00:09:24,815
‫- ولی ما که شریکیم
‫- این قضیه جدیه

149
00:09:24,815 --> 00:09:26,191
‫شاید اسنو طرف ما باشه

150
00:09:26,191 --> 00:09:28,819
‫ولی ورتهایمرها هنوزم دارن
‫سعی می‌کنن نابودمون کنن

151
00:09:28,819 --> 00:09:31,738
‫این قرارم با کسیه که می‌تونه کمکمون کنه

152
00:09:32,239 --> 00:09:34,449
‫- کی؟
‫- وقت ندارم توضیح بدم

153
00:09:35,701 --> 00:09:36,743
‫فقط آندره رو پیدا کن

154
00:09:36,743 --> 00:09:40,414
‫و محض رضای خدا
‫یه دستی به سر و روت بکش

155
00:10:23,916 --> 00:10:25,667
‫از هرکی توی نیویورک بپرسی

156
00:10:25,667 --> 00:10:30,923
‫بهت میگه همه می‌دونن
‫من چیزی جز بالنسیاگا نمی‌پوشم

157
00:10:32,549 --> 00:10:36,386
‫لطف داری. فکر می‌کردم
‫فقط شنل می‌پوشی

158
00:10:38,972 --> 00:10:41,172
‫همین تازگی توی سوئیس کنارش بودم

159
00:10:42,392 --> 00:10:45,896
‫رفتاری که اینجا
‫توی پاریس باهاش دارن غم‌انگیزه

160
00:10:47,439 --> 00:10:49,191
‫من دوشیزه خانم شنل رو
‫دوست خودم می‌دونم

161
00:10:49,191 --> 00:10:54,279
‫ولی متاسفانه شرایطی که توشه
‫ساخت دست کسی جز خودش نیست

162
00:10:54,279 --> 00:10:56,479
‫واقعاً؟

163
00:10:56,740 --> 00:10:59,409
‫مطمئن بودم می‌تونی ازش دفاع کنی

164
00:11:00,410 --> 00:11:02,746
‫زمانی می‌تونستم

165
00:11:02,746 --> 00:11:05,624
‫ولی با توجه به اطلاعاتی
‫که از دوستانم در دولت به‌دست آوردم

166
00:11:07,292 --> 00:11:10,003
‫شواهد علیه ایشون غیرقابل انکاره

167
00:11:11,797 --> 00:11:16,051
‫باید جواب اعمالش رو پس بده

168
00:11:18,178 --> 00:11:20,514
‫شرایط غم‌انگیز و وحشتناکیه

169
00:11:20,514 --> 00:11:22,714
‫آره

170
00:11:28,981 --> 00:11:30,566
‫کوتور پاریسی

171
00:11:30,566 --> 00:11:37,197
‫می‌تونه روی لباس پوشیدن
‫و رویاها و طرز زندگی

172
00:11:37,197 --> 00:11:40,567
‫صدها و هزاران زن معمولی تاثیر بذاره

173
00:11:41,326 --> 00:11:44,830
‫لازم نیست فقط برای
‫پاریسی‌های پولدار باشه

174
00:11:44,830 --> 00:11:48,750
‫صنعت آمریکا می‌تونه کوتور فرانسوی رو

175
00:11:48,750 --> 00:11:50,919
‫به تمام دنیا عرضه کنه

176
00:11:50,919 --> 00:11:52,129
‫بلندپروازانه به‌نظر میاد

177
00:11:52,129 --> 00:11:55,507
‫مد نیاز به یک رهبر جدید داره
‫یک چهره‌ی سرشناس

178
00:11:56,842 --> 00:11:59,042
‫می‌خوام اون نفر تو باشی، کریستوبال

179
00:11:59,845 --> 00:12:02,973
‫طراحی‌هات، استعدادت

180
00:12:03,807 --> 00:12:05,851
‫تمام استعدادهات

181
00:12:05,851 --> 00:12:08,145
‫نیاز به عرصه‌ی خیلی بزرگ‌تری داره

182
00:12:12,316 --> 00:12:15,611
‫هرگز نه علاقه‌ای به رسانه‌ها داشتم
‫نه شهرت

183
00:12:17,070 --> 00:12:19,270
‫نه توجه

184
00:12:20,199 --> 00:12:22,399
‫کاری که می‌کنم
‫برای دل خودم می‌کنم

185
00:12:23,160 --> 00:12:27,331
‫پس، دنیا باید یک ناجی دیگه پیدا کنه

186
00:12:27,331 --> 00:12:31,376
‫ یک هفته بیا آمریکا دیدنم
‫شایدم دو هفته

187
00:12:32,336 --> 00:12:33,587
‫تو رو با همه‌ی

188
00:12:33,587 --> 00:12:35,672
‫پرنفوذترین خریدارهامون آشنا می‌کنم

189
00:12:35,672 --> 00:12:38,967
‫برای اولین بار عکستو می‌گذارم
‫روی جلد هارپرز

190
00:12:38,967 --> 00:12:42,763
‫و تضمین می‌کنم
‫ برای آخرین بار هم نخواهد بود

191
00:12:44,389 --> 00:12:49,186
‫افراد مناسب‌تری هم هستن
‫به‌عنوان مثال، پیر بالمن

192
00:12:51,605 --> 00:12:55,150
‫خب، امروز قراره برم دیدن آقای بالمن

193
00:12:55,651 --> 00:12:57,236
‫بسیار عالی

194
00:12:57,236 --> 00:12:59,738
‫دیور چی؟

195
00:13:00,697 --> 00:13:04,868
‫شنیدم مارسل بوساک ازش
‫حمایت مالی می‌کنه. حقیقت داره؟

196
00:13:05,452 --> 00:13:07,120
‫آره درسته

197
00:13:07,120 --> 00:13:11,959
‫عکس دو تا از لباس‌هاش
‫که توی تئاتر مد بود رو دیدم

198
00:13:12,668 --> 00:13:14,868
‫پتانسیل زیادی درش می‌بینم

199
00:13:15,337 --> 00:13:17,537
‫اونی که دنبالشی کریستیان هم نیست

200
00:13:18,882 --> 00:13:20,968
‫چرا نیست؟

201
00:13:20,968 --> 00:13:22,886
‫استعدادش

202
00:13:22,886 --> 00:13:26,306
‫دلش می‌خواد نهایتاً
‫برای 30 زن لباس طراحی کنه

203
00:13:26,306 --> 00:13:28,506
‫- واقعاً؟
‫- آره

204
00:13:29,226 --> 00:13:30,894
‫جالبه

205
00:13:30,894 --> 00:13:32,271
‫آره. درگیر یک‌جور آزمایشه

206
00:13:32,271 --> 00:13:35,524
‫که زیباترین لباس‌های تاریخ رو خلق کنه

207
00:13:36,024 --> 00:13:38,794
‫خب، دیور روی لباس‌هاش وسواس داره

208
00:13:38,818 --> 00:13:41,554
‫از این نظر، به هم شباهت داریم

209
00:13:43,240 --> 00:13:47,578
‫جناب بوساک بلندپروازه
‫همیشه بوده

210
00:13:48,495 --> 00:13:52,666
‫قطعاً دلش نمی‌خواد کریستیان دیور
‫مدت زیادی اینقدر انحصاری لباس طراحی کنه

211
00:13:53,166 --> 00:13:56,795
‫انتخابش با بوساک نیست. با دیوره

212
00:13:58,172 --> 00:14:02,551
‫و دیور فکر می‌کنه وقتی این
‫آزمایش کوچیکش تمام شد چی میشه؟

213
00:14:03,635 --> 00:14:05,835
‫چرا از خودش نمی‌پرسی؟

214
00:14:07,139 --> 00:14:09,474
‫فکر فوق العاده‌ایه

215
00:14:09,474 --> 00:14:11,727
‫خانم‌ها، اسم‌هاتون رو بنویسین

216
00:14:12,603 --> 00:14:14,771
‫خانم‌ها، خانم‌ها. خواهش می‌کنم

217
00:14:14,771 --> 00:14:16,971
‫ببخشید. عذر می‌خوام

218
00:14:20,819 --> 00:14:23,019
‫دیور

219
00:14:25,282 --> 00:14:29,369
‫اینقدر هل ندین. اینقدر هل ندین
‫خواهش می‌کنم، خانم‌ها

220
00:14:29,912 --> 00:14:32,372
‫اینجا چه خبره؟

221
00:14:32,372 --> 00:14:34,166
‫ظاهراً، تبلیغ‌مون همون روزی چاپ شده

222
00:14:34,166 --> 00:14:36,752
‫که وزارت‌خونه تصمیم گرفته
‫فاحشه‌خونه‌ها رو تعطیل کنه

223
00:14:36,752 --> 00:14:38,420
‫نتیجه‌ش شده این

224
00:14:38,420 --> 00:14:40,047
‫خب، کارت دراومده

225
00:14:40,047 --> 00:14:42,247
‫نه چندان. هیچکدومشون مناسب نیستن

226
00:14:42,758 --> 00:14:44,718
‫- ببین، دخترهای زیبایی هستن
‫- خواهش می‌کنم!

227
00:14:44,718 --> 00:14:46,970
‫- هیچکدومشون مناسب نیستن. خواهش می‌کنم
‫- سلام

228
00:14:46,970 --> 00:14:51,141
‫- خانم، خواهش می‌کنم. خانم‌ها، خواهش می‌کنم
‫- بله، خیلی خوشگلی

229
00:14:51,934 --> 00:14:54,228
‫اون چی؟

230
00:14:54,228 --> 00:14:56,396
‫- آره
‫- کی؟

231
00:14:56,396 --> 00:14:58,524
‫اون که ریزه‌میزه‌ست؟

232
00:14:58,524 --> 00:15:00,817
‫آره، بیارش بالا

233
00:15:00,817 --> 00:15:03,017
‫همه‌شون باید دیده بشن

234
00:15:03,362 --> 00:15:05,062
‫دونه دونه

235
00:15:10,244 --> 00:15:12,621
‫- جناب دیور! چیکار داری می‌کنی؟
‫- ها؟

236
00:15:12,621 --> 00:15:15,123
‫فاحشه‌ها جلوی خانه‌ت صف کشیدن

237
00:15:15,123 --> 00:15:17,751
‫آره. نیازی به نگرانی نیست، جناب بوساک

238
00:15:17,751 --> 00:15:20,838
‫اومدم یک سر به سرمایه‌گذاریم بزنم
‫و همچین چیزی می‌بینم؟

239
00:15:20,838 --> 00:15:23,966
‫کارمل اسنو اومده پاریس
‫ممکنه هر لحظه به اینجا سر بزنه

240
00:15:23,966 --> 00:15:27,761
‫آره، ولی هنوز آماده نیستیم
‫پس، اجازه نمیدیم بیاد داخل

241
00:15:28,387 --> 00:15:30,138
‫ولی این بلبشو که بیرونه

242
00:15:30,138 --> 00:15:32,391
‫- خواهش می‌کنم
‫- نه، نه. گوش کن چی میگم

243
00:15:32,391 --> 00:15:35,644
‫هرگز فرصت دوباره‌ای
‫برای اولین برخورد گیر آدم نمیاد

244
00:15:38,564 --> 00:15:41,388
‫حالا، خواهش می‌کنم، التماست می‌کنم

245
00:15:41,412 --> 00:15:43,402
‫کریستیان، برو سراغ کارات

246
00:15:48,866 --> 00:15:51,066
‫ماری ترز

247
00:15:51,869 --> 00:15:53,871
‫اهل کجایی، عزیزم؟

248
00:15:53,871 --> 00:15:55,289
‫همین‌جا. پاریس

249
00:15:55,289 --> 00:15:57,624
‫- پاریس؟ تمام عمرت همین‌جا بودی؟
‫- آره

250
00:15:58,667 --> 00:16:00,794
‫و در طی جنگ اینجا بودی؟

251
00:16:00,794 --> 00:16:02,994
‫آره، موندم

252
00:16:03,422 --> 00:16:05,622
‫حتماً خیلی سخت بوده، مگه نه؟

253
00:16:05,883 --> 00:16:09,178
‫چاره‌ای نداشتم
‫باید توی فاحشه‌خونه کار می‌کردم

254
00:16:10,220 --> 00:16:12,723
‫شرمنده‌م. سوال خیلی احمقانه‌ای بود

255
00:16:13,473 --> 00:16:15,673
‫خب حالا، بگو ببینم...

256
00:16:18,228 --> 00:16:21,940
‫تابه‌حال به... اینو بگیر لطفاً

257
00:16:22,900 --> 00:16:25,152
‫- تابه‌حال به مدل بودن فکر کردی؟
‫- نه

258
00:16:25,861 --> 00:16:30,407
‫خب... عذر می‌خوام...
‫چهره و اندام‌ زیبایی داری

259
00:16:30,407 --> 00:16:33,911
‫به‌نظرم کاملاً مناسبی
‫بهمون ملحق میشی؟

260
00:16:35,412 --> 00:16:39,416
‫- آره، اگر شغله. نیاز به شغل دارم
‫- باشه

261
00:16:40,834 --> 00:16:42,920
‫جناب دیور؟

262
00:16:42,920 --> 00:16:45,839
‫لطفاً انتظار زیادی ازم نداشته باش

263
00:16:45,839 --> 00:16:47,466
‫من مدل واقعی نیستم

264
00:16:47,466 --> 00:16:50,677
‫اوه، عزیزدلم. ببین
‫لطفاً، خودت رو ببین. می‌بینی؟

265
00:17:00,979 --> 00:17:04,816
‫می‌بینی؟ محشره

266
00:17:09,613 --> 00:17:11,740
‫لطفاً بگو "باشه"

267
00:17:11,740 --> 00:17:14,660
‫باعث افتخارمه تو لباس‌هامو بپوشی

268
00:17:24,627 --> 00:17:28,298
‫پیامت به دستم رسید، جناب دینکلاگه

269
00:17:32,135 --> 00:17:35,399
‫اینو ببین. "مامور وستمینستر"؟ واقعاً؟

270
00:17:35,423 --> 00:17:37,891
‫داری سعی می‌کنی دستگیرم کنن؟

271
00:17:37,891 --> 00:17:41,979
‫- می‌خواستم مطمئن بشم جواب میدی
‫- با تهدید کردنم؟ دیوونه شدی؟

272
00:17:45,732 --> 00:17:49,695
‫ولی خب، به‌نظر یه‌خرده آشفته میای

273
00:17:52,656 --> 00:17:54,856
‫توی سایه‌ها مخفی شدی

274
00:17:55,284 --> 00:17:57,744
‫حتماً حالا که فراری هستی
‫جاهای کوچیک بهت نمی‌سازن

275
00:17:58,620 --> 00:18:00,330
‫داری پز میدی؟

276
00:18:00,330 --> 00:18:03,292
‫چه حسی داره که قدرت بی‌اندازه‌ی رایش

277
00:18:03,292 --> 00:18:06,503
‫پشت تمام فریب‌ها و خواسته‌هات نیست؟

278
00:18:07,004 --> 00:18:11,216
‫حس ناآشنا و ناخوشایندی داره
‫همونطور که خودت یادت میاد

279
00:18:12,634 --> 00:18:14,834
‫منو به امون خدا ول کردی

280
00:18:15,304 --> 00:18:17,848
‫یا باید فرار می‌کردم
‫یا دستگیر می‌شدم

281
00:18:19,266 --> 00:18:21,560
‫جبهه‌ی مقاومت به کلیسا حمله کرد

282
00:18:21,560 --> 00:18:23,760
‫یکی خبرشون کرده بود

283
00:18:24,646 --> 00:18:26,773
‫می‌دونی ممکنه کار کی بوده باشه؟

284
00:18:26,773 --> 00:18:29,610
‫معلومه که نه. چی می‌خوای؟

285
00:18:30,485 --> 00:18:32,738
‫باید مخفی بشم
‫یه مدت استراحت کنم

286
00:18:34,489 --> 00:18:37,451
‫برای جور کردن مدارک سفرم کمک لازم دارم
‫و پول نقد هم می‌خوام

287
00:18:38,076 --> 00:18:39,661
‫واقعاً؟ امر دیگه‌ای نداری؟

288
00:18:39,661 --> 00:18:41,038
‫الان از یک اسم مستعار استفاده می‌کنم

289
00:18:41,038 --> 00:18:44,750
‫پیتر لنگ، تاجر ابریشم

290
00:18:45,417 --> 00:18:46,877
‫می‌تونه یکی از آشناهای کاریت باشه

291
00:18:46,877 --> 00:18:51,507
‫نه. داشتن هرگونه ارتباطی با تو
‫به‌نظر خطرناک میاد

292
00:18:52,007 --> 00:18:55,802
‫کوکو، شرایطم خیلی ناجوره

293
00:18:55,802 --> 00:18:58,305
‫- من مشکلات خودمو دارم
‫- خب، می‌تونم بهت کمک کنم

294
00:18:58,805 --> 00:19:01,892
‫چطوری؟ با کشوندن دوباره‌م به درون سایه‌ها؟

295
00:19:04,728 --> 00:19:07,231
‫ورتهایمرها شرکتم رو قبضه کردن

296
00:19:07,981 --> 00:19:10,984
‫دارم سعی می‌کنم هارپرز رو قانع کنم
‫یک مقاله در مورد عطرم بنویسه

297
00:19:10,984 --> 00:19:14,363
‫پس مامور وستمینستر باید مخفی باقی بمونه

298
00:19:15,697 --> 00:19:18,033
‫اگر کسی بفهمه من برای شلنبرگ
‫رفتم به اون ماموریت

299
00:19:18,033 --> 00:19:19,826
‫کارم تمومه

300
00:19:19,826 --> 00:19:23,330
‫خب، من دلایل کافی
‫برای مخفی نگه داشتنش دارم

301
00:19:24,248 --> 00:19:26,875
‫مدارک چی؟

302
00:19:28,168 --> 00:19:30,337
‫اسناد؟

303
00:19:30,337 --> 00:19:34,424
‫به‌نظرت چیزی هست
‫که من رو به نازی‌ها مرتبط کنه؟

304
00:19:34,424 --> 00:19:37,094
‫آشنایی اینجا دارم
‫که برای شلنبرگ کار می‌کرده

305
00:19:39,221 --> 00:19:41,421
‫بهم کمک کرد شخصیت مستعار خودمو بسازم

306
00:19:42,349 --> 00:19:44,184
‫می‌تونم ازش بخوام
‫یه پرس‌و‌جویی بکنه

307
00:19:44,184 --> 00:19:47,771
‫خب، خیالمو از این بابت راحت کن
‫تا ببینم بابت پول چیکار می‌تونم بکنم

308
00:19:50,065 --> 00:19:52,265
‫تا هتل دنبالم بیا

309
00:19:56,530 --> 00:19:57,906
‫خوشت میاد؟

310
00:19:57,906 --> 00:20:00,106
‫خب، این اسمش جاز سوئیسیه

311
00:20:05,330 --> 00:20:07,530
‫"کوکو"ـه، ولی این کیه همراهش؟

312
00:20:11,670 --> 00:20:13,870
‫به حق چیزای ندیده

313
00:20:15,299 --> 00:20:17,499
‫السا

314
00:20:17,676 --> 00:20:20,095
‫- مثل همیشه معرکه به‌نظر میای
‫- سلام

315
00:20:22,264 --> 00:20:23,473
‫می‌شناسیش؟

316
00:20:23,473 --> 00:20:25,673
‫آره، حقیقتش می‌شناسمش

317
00:20:26,310 --> 00:20:29,354
‫راستش پول هنگفتی بهم بدهکاره
‫نمی‌دونم یادش هست یا نه

318
00:20:29,354 --> 00:20:32,149
‫آندره، ایشون از دوستان قدیمیمه

319
00:20:33,275 --> 00:20:34,526
‫آز آشناییت خوشبختم. من...

320
00:20:34,526 --> 00:20:35,819
‫"اسپتز"ـه

321
00:20:35,819 --> 00:20:38,113
‫- برخلاف لهجه‌ش، آلمانیه
‫- بس کن، السا

322
00:20:39,364 --> 00:20:41,033
‫ایشون "پیتر لنگ"ـه

323
00:20:41,033 --> 00:20:45,028
‫خب، بعداً با هم صحبت می‌کنیم، من و پیتر
‫مسائلی داریم که باید در موردش حرف بزنیم

324
00:20:45,245 --> 00:20:47,445
‫آره. بیا بعداً صحبت کنیم

325
00:20:50,250 --> 00:20:52,002
‫نمی‌دونم

326
00:20:52,002 --> 00:20:53,629
‫به‌نظر خودت معنیش چیه؟

327
00:20:53,629 --> 00:20:56,548
‫خب، کارمل اسنو دقیقاً چی گفت؟

328
00:20:57,049 --> 00:21:00,594
‫خیلی خشک بود
‫به‌طرز عجیبی چندان حرفی نمی‌زد

329
00:21:01,094 --> 00:21:03,096
‫ولی، اومد آتلیه‌ی من

330
00:21:03,096 --> 00:21:06,308
‫برای همین ناهار خیلی خوبی آماده کردم
‫و طراحی‌هام رو بهش نشون دادم

331
00:21:07,142 --> 00:21:09,186
‫و بعد چی شد؟

332
00:21:09,186 --> 00:21:11,396
‫بعد اونا رو با خودش برد

333
00:21:11,396 --> 00:21:12,648
‫بدون اینکه چیزی بگه؟

334
00:21:12,648 --> 00:21:16,401
‫حتی یک کلمه هم نگفت. بابت ناهار ازم تشکر
‫ کرد، ولی هیچی در مورد طراحی‌هام نگفت

335
00:21:17,152 --> 00:21:19,352
‫فقط با خودش بردشون
‫حتماً نشونه‌ی خوبیه، مگه نه؟

336
00:21:20,280 --> 00:21:23,283
‫اونا رو با خودش برد. اگر خوشش نیومده
‫چرا باید اونا با خودش ببره؟

337
00:21:23,992 --> 00:21:26,745
‫اگر خوشش اومده
‫چرا نباید بگه خوشش اومده؟

338
00:21:26,745 --> 00:21:28,372
‫نمی‌دونم

339
00:21:28,372 --> 00:21:29,414
‫شاید ازشون خوشش نیومده

340
00:21:29,414 --> 00:21:32,584
‫و اونا با خودش برده
‫تا مجبور نشه بهم بگه خوشش نیومده

341
00:21:33,126 --> 00:21:35,337
‫خب، من که نمی‌دونم معنیش چیه

342
00:21:35,337 --> 00:21:38,173
‫از کارمل اسنو متنفرم. ازش متنفرم

343
00:21:40,509 --> 00:21:41,742
‫السا همه‌چیو می‌دونه

344
00:21:41,766 --> 00:21:44,930
‫می‌تونه ما رو تحویل بده و
‫ادای قهرمان‌ها رو دربیاره

345
00:21:46,181 --> 00:21:47,474
‫غیرممکنه

346
00:21:47,474 --> 00:21:49,560
‫علاقه‌ت بهش رو بذار کنار

347
00:21:49,560 --> 00:21:53,772
‫از کجا معلوم، شاید وقتی بریتانیایی‌ها
‫بازداشتش کرده بودن، جذبش کردن

348
00:21:55,107 --> 00:21:58,819
‫- ممکنه جاسوس ام‌‌آی6 باشه
‫- نه

349
00:21:58,819 --> 00:22:00,737
‫و از کجا می‌تونی مطمئن باشی؟

350
00:22:00,737 --> 00:22:03,115
‫سعی نکن منو نسبت به السا بدبین کنی

351
00:22:04,032 --> 00:22:05,492
‫می‌دونی حق با منه، کوکو

352
00:22:05,492 --> 00:22:07,692
‫نه، بس کن دیگه!

353
00:22:08,996 --> 00:22:13,250
‫السا برای جفتمون خطرناکه

354
00:22:13,750 --> 00:22:15,950
‫کاری به کارش نداشته باش

355
00:22:38,483 --> 00:22:42,446
‫می‌تونی باهام حرف بزنی، می‌دونی که؟

356
00:22:44,072 --> 00:22:46,272
‫غصه‌هات رو توی چشم‌هات می‌بینم

357
00:22:49,536 --> 00:22:51,736
‫فریدمن بیچاره

358
00:22:53,916 --> 00:22:56,116
‫تانیا گم شده

359
00:22:56,835 --> 00:22:58,840
‫توی مرکز آزادگان

360
00:22:58,864 --> 00:23:02,633
‫ازم پرسید اونو می‌شناسم یا نه

361
00:23:04,676 --> 00:23:05,928
‫می‌شناختی؟

362
00:23:05,928 --> 00:23:08,472
‫مردم فقط دنبال جوابن

363
00:23:09,598 --> 00:23:11,798
‫جواب‌های ساده

364
00:23:12,893 --> 00:23:15,093
‫جواب ساده‌ای وجود نداره

365
00:23:16,396 --> 00:23:18,596
‫آره

366
00:23:19,483 --> 00:23:21,683
‫می‌شناختمش

367
00:23:23,779 --> 00:23:25,979
‫مهربون و شجاع بود

368
00:23:31,245 --> 00:23:35,582
‫توی این دنیا هیچی تقصیر تو نیست، کاترین

369
00:23:37,960 --> 00:23:40,160
‫باید حرفمو باور کنی

370
00:23:43,090 --> 00:23:45,290
‫داری گریه می‌کنی، بابا؟

371
00:23:48,345 --> 00:23:50,545
‫گاهی اوقات آدم مجبوره گریه کنه

372
00:24:04,778 --> 00:24:08,448
‫<i>خب، شاید بتونن کمکم کنن
‫شرکتم رو پس بگیرم</i>

373
00:24:08,949 --> 00:24:11,149
‫احتیاط کن

374
00:24:11,910 --> 00:24:15,497
‫ممکنه به‌زودی ورق جنگ
‫به نفع متفقین برگرده

375
00:24:16,999 --> 00:24:19,273
‫دلت نمی‌خواد آخر عاقبتت مثل من بشه

376
00:24:19,297 --> 00:24:21,570
‫از اینکه باهاشون همدست شدم پشیمونم

377
00:24:28,677 --> 00:24:30,345
‫الو؟

378
00:24:30,345 --> 00:24:35,434
‫کریستیان. یکم پیش داشتم چرت می‌زدم
‫و خواب دیدم تو

379
00:24:35,434 --> 00:24:37,634
‫و برادرهات اینجایین

380
00:24:37,895 --> 00:24:40,480
‫<i>به‌نظرم مهمه که همه‌مون دور هم باشیم</i>

381
00:24:40,480 --> 00:24:42,482
‫از همه‌تون می‌خوام بیاین سر بزنین

382
00:24:42,482 --> 00:24:44,860
‫خب، به‌نظر عالی میاد

383
00:24:44,860 --> 00:24:47,362
‫- فردا بیا
‫<i>نه، نمی‌تونم فردا بیام -</i>

384
00:24:48,322 --> 00:24:50,522
‫فقط یک روز بیا

385
00:24:50,699 --> 00:24:53,660
‫ببین، خیلی دلم می‌خواد بیام
‫ولی وسط کارم

386
00:24:53,660 --> 00:24:56,371
‫باید برای کسب‌و‌کارم
‫با یک نویسنده‌ی مُد ملاقات کنم

387
00:24:56,997 --> 00:24:59,374
‫کسب‌و‌کارت. سرت زیادی شلوغه

388
00:24:59,374 --> 00:25:02,669
‫فقط می‌خوام تا جای ممکن خوب پیش بره

389
00:25:02,669 --> 00:25:06,381
‫و الان برای چیز دیگه‌ای
‫وقت ندارم، بابا. همین

390
00:25:06,381 --> 00:25:09,426
‫چرا کسب ‌و ‌کارت اینقدر مهمه؟
‫خانواده هم مهمه

391
00:25:10,260 --> 00:25:12,221
‫برو دیدن برادرت. بیارش اینجا

392
00:25:12,221 --> 00:25:14,681
‫نه، وقتش رو ندارم، بابا

393
00:25:14,681 --> 00:25:16,934
‫<i>هی میگه کسب و کارم کسب و کارم</i>

394
00:25:16,934 --> 00:25:18,644
‫هرگز نباید کسب‌ و کار
‫خودت رو راه می‌انداختی

395
00:25:18,644 --> 00:25:20,687
‫نه وقتی پیش للونگ
‫یک کار مطمئن داشتی

396
00:25:20,687 --> 00:25:23,398
‫از اشتباهات من درس نگرفتی؟

397
00:25:28,070 --> 00:25:30,489
‫هرگز نباید ثبات رو فدای فرصت کنی

398
00:25:30,989 --> 00:25:32,407
‫<i>برو دیدن برادرت</i>

399
00:25:32,407 --> 00:25:35,244
‫<i>حال کاترین جوری نیست که بتونه بره
‫وگرنه از اون می‌خواستم</i>

400
00:25:35,244 --> 00:25:37,444
‫<i>فقط تو می‌تونی</i>

401
00:25:50,008 --> 00:25:53,095
‫ازم می‌خواد برم دیدن برادرم برنارد

402
00:25:53,804 --> 00:25:55,055
‫چرا؟

403
00:25:55,055 --> 00:25:56,390
‫دلیلش هیچ اهمیتی نداره

404
00:25:56,390 --> 00:25:58,809
‫نمی‌تونم برم. نمی‌تونم هیچ‌جایی برم

405
00:26:00,644 --> 00:26:01,770
‫آره خودم خوب می‌دونم

406
00:26:01,770 --> 00:26:05,566
‫ای بابا، ژاک
‫خواهشاً با من تلخی نکن

407
00:26:09,069 --> 00:26:11,697
‫به‌نظرم برم بیرون یه نوشیدنی بخورم

408
00:26:13,031 --> 00:26:15,231
‫همراهم میای؟

409
00:26:17,578 --> 00:26:20,289
‫ای‌کاش می‌تونستم. نمی‌تونم

410
00:26:23,000 --> 00:26:25,200
‫معلومه

411
00:26:28,630 --> 00:26:30,830
‫نمی‌خوام بار دیگه‌ای روی دوشت باشم

412
00:26:31,967 --> 00:26:33,510
‫می‌دونم باید طراحی کنی

413
00:26:33,510 --> 00:26:36,263
‫فقط طراحی نیست

414
00:26:36,263 --> 00:26:39,683
‫این قضیه‌ی کارمل اسنو هم هست

415
00:26:39,683 --> 00:26:42,811
‫انگار که رسانه از لباس درست کردن مهم‌تره

416
00:26:48,859 --> 00:26:51,059
‫این قشنگه

417
00:26:52,613 --> 00:26:56,241
‫باید به خواست پدرت احترام بذاری
‫برو دیدن برادرت

418
00:26:58,327 --> 00:27:00,527
‫کارمل، داشتم فکر می‌کردم

419
00:27:01,121 --> 00:27:03,582
‫خوشحال میشم داستانم رو بگم

420
00:27:03,582 --> 00:27:04,666
‫<i>اوه، عزیزدلم</i>

421
00:27:04,666 --> 00:27:06,877
‫<i>نوشتن مقاله‌ای در مورد بازگشتت به پاریس</i>

422
00:27:06,877 --> 00:27:09,125
‫جزو بزرگ‌ترین آرزوهامه

423
00:27:09,149 --> 00:27:11,089
‫ولی امکان‌پذیر نیست

424
00:27:12,508 --> 00:27:14,468
‫متوجه نمیشم

425
00:27:14,468 --> 00:27:15,969
‫<i>شایعاتی که در موردت پخش شده</i>

426
00:27:15,969 --> 00:27:19,515
‫شکست دادنشون به‌نظر
‫بی‌اندازه چالش‌برانگیز میاد

427
00:27:21,433 --> 00:27:23,602
‫آها، که اینطور

428
00:27:23,602 --> 00:27:28,982
‫ولی قطعاً می‌تونی سعی کنی
‫کمی تاثیر بذاری

429
00:27:28,982 --> 00:27:34,613
‫خب، هارپرز اصرار داره
‫ دنبال مجموعه‌ی بزرگی بگردم

430
00:27:34,613 --> 00:27:37,074
‫که اونو از خاکستر پنج سال اخیر
‫به عرش برسونیم

431
00:27:37,074 --> 00:27:39,159
‫کارمل، برگرد سوئیس

432
00:27:39,159 --> 00:27:41,537
‫بهت نشون میدم آدم بااستعداد واقعی
‫ چی می‌تونه خلق کنه

433
00:27:42,412 --> 00:27:44,456
‫حتماً، عزیزم

434
00:27:44,456 --> 00:27:46,583
‫هفته‌ی دیگه میام

435
00:27:46,583 --> 00:27:49,253
‫باید بدم اسکی‌هام رو
‫برای تعطیلات آماده کنن

436
00:27:49,253 --> 00:27:52,381
‫عالیه! بهترین حالت ممکنه

437
00:27:52,381 --> 00:27:54,633
‫عطرهای جدیدم رو بهت نشون میدم

438
00:27:54,633 --> 00:27:56,844
‫<i>مشتاقانه منتظرشم</i>

439
00:27:56,844 --> 00:27:59,044
‫باید برم. خداحافظ

440
00:28:09,565 --> 00:28:11,191
‫<i>هنوز آماده‌ش نکردم</i>

441
00:28:11,191 --> 00:28:13,486
<i>‫لباس اصلی، لباس متمایزکننده‌ای</i>

442
00:28:13,486 --> 00:28:16,186
<i>‫که حس و حال کل مجموعه رو تعیین کنه</i>

443
00:28:22,494 --> 00:28:27,499
‫« تیمارستان ژان فیلیپ بوردن »

444
00:28:30,085 --> 00:28:32,838
‫جناب دیور، برادرتون در جای همیشگیش نشسته

445
00:28:33,755 --> 00:28:35,465
‫تازه از چرتش بیدار شده

446
00:28:35,465 --> 00:28:38,051
‫معمولاً دوست نداره
‫تا قبل از شام صحبت کنه

447
00:28:38,051 --> 00:28:40,679
‫بله، متوجهم
‫فقط می‌خوام کنارش بشینم

448
00:28:45,017 --> 00:28:47,217
‫برنارد؟

449
00:28:50,606 --> 00:28:54,401
‫منم. کریستیان

450
00:29:03,285 --> 00:29:05,485
‫می‌خوام کنارت بشینم. باشه؟

451
00:29:11,210 --> 00:29:13,410
‫یکم طراحی می‌کنم

452
00:29:20,511 --> 00:29:22,711
‫اینو می‌بینی؟

453
00:29:22,930 --> 00:29:25,130
‫اونجا

454
00:29:25,474 --> 00:29:27,674
‫باید درخت‌ها رو بکشی

455
00:29:28,560 --> 00:29:30,008
‫جوری که می‌رقصن

456
00:29:30,032 --> 00:29:32,356
‫منو یاد آدم‌ها می‌اندازن

457
00:29:33,857 --> 00:29:36,109
‫رفتارشون باهات چطوره؟

458
00:29:37,110 --> 00:29:39,530
‫خوبه، اگر از تیمارستان خوشت بیاد

459
00:29:42,407 --> 00:29:46,537
‫خب، کیه که هرازگاهی دلش
‫آرامش و سکوت نخواد؟

460
00:29:48,372 --> 00:29:50,666
‫اینجا تا دلت بخواد سکوت هست

461
00:29:50,666 --> 00:29:52,866
‫چندان آرامش نیست

462
00:29:53,252 --> 00:29:56,213
‫و تو، تو چطوری؟

463
00:29:56,713 --> 00:29:57,714
‫سرم شلوغه

464
00:29:57,714 --> 00:30:01,343
‫آتلیه‌ی خودم رو بهم دادن
‫برای همین مسئولیت زیادی پیدا کردم

465
00:30:01,343 --> 00:30:04,012
‫بالاخره، دارم برای خودم طراحی می‌کنم

466
00:30:06,723 --> 00:30:08,923
‫کسب و کار خودت

467
00:30:10,143 --> 00:30:12,343
‫مامان بود چه فکری می‌کرد؟

468
00:30:14,022 --> 00:30:17,234
‫به‌نظرم حسابی دلخور می‌شد، ها؟

469
00:30:19,987 --> 00:30:22,187
‫شکست‌های بابا

470
00:30:23,365 --> 00:30:25,565
‫مادر تحملشون رو نداشت

471
00:30:28,036 --> 00:30:30,236
‫خیلی حساس بود

472
00:30:31,707 --> 00:30:33,907
‫تقصیر بابا بود...

473
00:30:34,918 --> 00:30:37,118
‫مگه نه؟

474
00:30:38,797 --> 00:30:41,133
‫که کسب‌ و کار کود راه انداخت

475
00:30:43,886 --> 00:30:49,183
‫کارخونه‌ی پهنش رو راه انداخت
‫و همه‌ش رو توی رکود از دست داد

476
00:30:49,183 --> 00:30:51,602
‫و اسم دیور رو لکه‌دار کرد

477
00:30:52,603 --> 00:30:54,803
‫قانون مشهور مادر یادت نره

478
00:30:55,022 --> 00:30:58,692
‫"دیگه هرگز نباید اسم دیور
‫در تابلوی مغازه‌ای نقش ببنده"

479
00:31:05,032 --> 00:31:07,232
‫هنوزم درخت‌ها رو نمی‌کشی

480
00:31:07,492 --> 00:31:10,621
‫نه، دختری رو می‌کشم که تازگی دیدم

481
00:31:11,538 --> 00:31:16,960
‫ماری ترز، مدلی که داریم باهاش کار می‌کنیم

482
00:31:17,711 --> 00:31:19,671
‫یه دختر؟

483
00:31:19,671 --> 00:31:21,871
‫تو؟

484
00:31:24,092 --> 00:31:25,761
‫شبیه مادره

485
00:31:25,761 --> 00:31:27,961
‫شاید

486
00:31:30,224 --> 00:31:32,424
‫بابا زنگ زد

487
00:31:32,684 --> 00:31:34,353
‫می‌خواد بریم دیدنش

488
00:31:34,353 --> 00:31:37,064
‫اوه، نه. نه. امکان نداره

489
00:31:37,064 --> 00:31:38,148
‫شاید خوب باشه

490
00:31:38,148 --> 00:31:40,526
‫خواهش می‌کنم، کریستیان
‫داری بهم اضطراب میدی

491
00:31:42,236 --> 00:31:46,114
‫ممکنه به نفس نفس بیفتم
‫و بعد همه‌شون بدو بدو میان

492
00:31:46,114 --> 00:31:48,408
‫آره. نمی‌خوایم همچین اتفاقی بیفته

493
00:31:49,284 --> 00:31:50,911
‫بیا. همراهم قدم بزن

494
00:31:50,911 --> 00:31:53,111
‫باید برم قدم بزنم

495
00:31:54,831 --> 00:31:57,584
‫جناب دیور واقعاً دلش می‌خواست
‫شخصاً بهتون خوش‌آمد بگه

496
00:31:57,584 --> 00:32:00,629
‫ولی به‌طرز غیرمنتظره‌ای مجبور شد
‫برای دیدن برادرش بره خارج شهر

497
00:32:06,552 --> 00:32:09,471
‫عصبانی نمیشه که منو آوردی این پشت
‫و این‌ها رو نشونم میدی؟

498
00:32:10,472 --> 00:32:13,475
‫فقط می‌خواستم یک نظر کارهاش رو ببینید

499
00:32:14,393 --> 00:32:16,593
‫آره

500
00:32:20,148 --> 00:32:22,348
‫ممنونم

501
00:32:25,404 --> 00:32:27,698
‫تحمل نداشتم آثار تمام

502
00:32:27,698 --> 00:32:30,200
‫طراح‌های دیگه‌ی پاریس رو ببینید

503
00:32:41,003 --> 00:32:43,203
‫آره

504
00:32:46,717 --> 00:32:50,804
‫هنوز نمی‌بینمش، لباسی که
 بیانگر کل مجموعه باشه

505
00:32:51,597 --> 00:32:53,797
‫باهاتون تماس می‌گیرم

506
00:33:00,147 --> 00:33:02,608
‫این مدت داشتم
‫در مورد زندگی و طبیعت می‌خوندم

507
00:33:03,984 --> 00:33:06,361
‫وجود همه‌مون دو بخشه

508
00:33:08,655 --> 00:33:14,494
‫بخش فوقانی و بخش زیرین
‫نور و تاریکی

509
00:33:15,996 --> 00:33:18,373
‫در تک‌ تک همه‌مون

510
00:33:18,373 --> 00:33:20,755
‫مثل دو لایه‌ معلق هستن

511
00:33:20,779 --> 00:33:23,504
‫که توسط یک خط از همه جدان

512
00:33:25,339 --> 00:33:27,674
‫نیمه‌ی تاریک‌مون...

513
00:33:29,927 --> 00:33:35,724
‫نیمه‌ی زیرین‌مون، باید همون‌جا بمونه
‫به سمت زمین فشرده بشه

514
00:33:36,725 --> 00:33:39,019
‫فقط اون‌وقته که بخش دیگه‌مون

515
00:33:39,811 --> 00:33:42,011
‫بخش نور، بروز پیدا می‌کنه

516
00:33:45,526 --> 00:33:47,726
‫این چیزیه که باید به دنیا نشون بدی

517
00:33:51,782 --> 00:33:54,535
‫به بابا بگو نمی‌تونم بیام خونه

518
00:34:27,734 --> 00:34:29,527
‫کوکو، خبرایی دارم

519
00:34:29,527 --> 00:34:31,727
‫قراره بعداً برم دیدن آشنام

520
00:34:33,364 --> 00:34:35,564
‫به‌نظر خبیثانه میاد

521
00:34:36,201 --> 00:34:37,870
‫السا، من فقط اومدم کمک کنم

522
00:34:37,870 --> 00:34:38,954
‫کوکو کجاست؟

523
00:34:38,954 --> 00:34:41,290
‫به کمک‌هایی که تو می‌کنی نیاز نداریم

524
00:34:47,795 --> 00:34:49,995
‫خب، چندان مطمئن نباش

525
00:34:51,091 --> 00:34:53,291
‫به‌نظر درمونده میای

526
00:34:55,137 --> 00:34:57,639
‫درمونده‌ای؟

527
00:34:57,639 --> 00:35:02,853
‫نه، وجودم کاملاً و تماماً
‫خالی از هرگونه درماندگیه

528
00:35:03,854 --> 00:35:05,355
‫می‌تونم بهت کمک کنما

529
00:35:05,355 --> 00:35:08,233
‫می‌تونم چیزهایی رو جور کنم

530
00:35:12,654 --> 00:35:14,854
‫چجور چیزهایی؟

531
00:35:20,037 --> 00:35:22,539
‫از اون چیزهایی که نیاز داری

532
00:35:27,753 --> 00:35:32,633
‫می‌دونی، تمام عمرمون
‫با مردهایی مثل تو برخورد داشتیم

533
00:35:35,385 --> 00:35:37,585
‫می‌تونه ذات واقعیت رو ببینه

534
00:35:38,805 --> 00:35:41,005
‫منم می‌تونم

535
00:35:43,393 --> 00:35:45,938
‫می‌دونم چی نیاز داری

536
00:35:49,066 --> 00:35:51,693
‫اسپتز داشت بهمون پیشنهاد کمک می‌داد

537
00:35:59,493 --> 00:36:01,703
‫کارمل اسنو قراره فردا بیاد اینجا

538
00:36:04,206 --> 00:36:06,406
‫می‌خوام جفتتون از اینجا برید

539
00:36:06,625 --> 00:36:08,825
‫آره، ولی کوکو، ما...

540
00:36:09,878 --> 00:36:13,715
‫ما... شریکیم

541
00:36:16,426 --> 00:36:19,054
‫تو فقط داغونی. یه نگاه به خودت بنداز

542
00:36:21,056 --> 00:36:23,256
‫از جلوی چشمام دور شو، السا

543
00:36:24,142 --> 00:36:26,395
‫برو بیرون!

544
00:36:26,395 --> 00:36:29,106
‫و تو، برو چیزی که ازت خواستم گیر بیار!

545
00:37:27,956 --> 00:37:30,250
‫یک لحظه بیشتر طول نمی‌کشه
‫لطفاً اینجا منتظر بمون

546
00:37:30,250 --> 00:37:32,169
‫چیزی که نیاز دارم
‫برام گیر میاری، مگه نه؟

547
00:37:32,169 --> 00:37:35,422
‫چون کوکو این‌کارو نمی‌کنه
‫ازم متنفره. همیشه ازم متنفر بوده

548
00:37:35,422 --> 00:37:36,507
‫- السا
‫- بله؟

549
00:37:36,507 --> 00:37:38,884
‫کسی ازت متنفر نیست
‫فقط صبور باش

550
00:37:38,884 --> 00:37:41,136
‫قراره با کسی ملاقات کنم
‫که می‌تونه بهمون کمک کنه، خب؟

551
00:37:41,136 --> 00:37:43,336
‫آره، ولی داری به‌خاطر اون میری ملاقاتش
‫نه به‌خاطر من

552
00:37:45,098 --> 00:37:47,434
‫می‌تونه به توام کمک کنه، خب؟

553
00:37:47,434 --> 00:37:49,634
‫همین‌جا منتظر بمون

554
00:38:17,047 --> 00:38:21,718
‫اونقدر به هم پیام می‌دادیم
‫یادم رفته بود چقدر مرموز هستی

555
00:38:22,553 --> 00:38:27,182
‫یعنی آخرین باری که دیدمت
‫واقعاً توی دفتر شلنبرگ بودیم؟

556
00:38:27,182 --> 00:38:29,382
‫دوشیزه خانم کلاین

557
00:38:31,562 --> 00:38:32,646
‫لطف کردی

558
00:38:32,646 --> 00:38:35,190
‫سه روز، هر روز صبح دو قرص بخور

559
00:38:35,190 --> 00:38:37,390
‫خیلی ممنون

560
00:38:38,277 --> 00:38:39,653
‫« داروساز »

561
00:38:39,653 --> 00:38:43,699
‫<i>شلنبرگ عزیز حالش چطوره؟</i>

562
00:38:43,699 --> 00:38:45,899
‫- نشنیدی؟
‫- نه

563
00:38:46,410 --> 00:38:47,870
‫دانمارکی‌ها گرفتنش

564
00:38:47,870 --> 00:38:50,247
‫چند وقتی میشه بازداشت شده

565
00:38:51,415 --> 00:38:53,615
به حرف اومده

566
00:38:57,921 --> 00:39:00,465
‫و پرونده‌هاش؟ مدارکش؟

567
00:39:00,465 --> 00:39:03,844
‫خیلی‌هاشون نابود شدن ولی...

568
00:39:03,844 --> 00:39:05,929
‫ولی؟

569
00:39:05,929 --> 00:39:07,819
‫همه‌شون نشدن

570
00:39:07,843 --> 00:39:09,099
‫وقت نبود

571
00:39:09,099 --> 00:39:11,643
‫عملیات مدلهات چی؟

572
00:39:11,643 --> 00:39:13,843
‫فاجعه‌ی شنل؟

573
00:39:18,358 --> 00:39:20,558
‫نمی‌تونم با قطعیت بگم

574
00:39:21,320 --> 00:39:22,446
‫کسی هست؟

575
00:39:22,446 --> 00:39:25,449
‫سلام. ببخشید

576
00:39:26,450 --> 00:39:29,328
‫کمی از بهترین
‫داروهای مخدرتون رو می‌خوام، لطفاً

577
00:39:29,953 --> 00:39:31,788
‫می‌تونم بعداً نسخه بگیرم، اگر...

578
00:39:31,788 --> 00:39:33,874
‫- نه، نمی‌تونی بیای این پشت
‫- شاید بتونم یه نگاهی...

579
00:39:33,874 --> 00:39:35,083
‫- چاقو دارم
‫- یکی کمک کنه!

580
00:39:35,083 --> 00:39:37,336
‫اینم مدارک هویت جدیدت

581
00:39:37,336 --> 00:39:39,536
‫از طرف همون کسی
‫که مال منو جعل کرد

582
00:39:40,214 --> 00:39:42,090
‫کارش خوبه

583
00:39:42,090 --> 00:39:44,176
‫چقدر خوبه؟

584
00:39:44,176 --> 00:39:46,376
‫برای ما کافیه

585
00:39:47,763 --> 00:39:50,807
‫برای شنل و دوستش چه برنامه‌ای داری؟

586
00:39:51,433 --> 00:39:53,633
‫تصمیم گرفتی تهدیدی هستن یا نه؟

587
00:39:55,687 --> 00:39:58,899
‫ولم کنین! بس کنین! تو رو خدا!

588
00:39:58,899 --> 00:40:01,360
‫- ولم کنین!
‫- برو. بعداً پیدات می‌کنم

589
00:40:02,736 --> 00:40:08,909
‫نمی‌خوام باهاتون بیام!
‫نه! تو رو خدا! منو نبرین!

590
00:40:08,909 --> 00:40:11,109
‫نمی‌تونم

591
00:40:22,756 --> 00:40:24,956
‫خدایا

592
00:40:26,218 --> 00:40:28,418
‫محشره

593
00:40:29,471 --> 00:40:31,671
‫مطمئنم بطری‌هاش رو تو هوا می‌زنن

594
00:40:32,808 --> 00:40:35,008
‫پس بهم کمک می‌کنی؟

595
00:40:36,144 --> 00:40:38,344
‫ای‌کاش می‌تونستم

596
00:40:38,730 --> 00:40:43,235
‫ببین، یادم نرفته
‫چه کارهایی برای صنعت مد کردی

597
00:40:44,236 --> 00:40:46,272
‫ولی کوکو، باید قبول کنی

598
00:40:46,296 --> 00:40:47,972
‫که یک‌سری موانع هست

599
00:40:47,996 --> 00:40:50,826
‫که حتی منم نمی‌تونم برطرفشون کنم

600
00:40:52,744 --> 00:40:56,665
‫وجهه‌ی الانت دفاع از تو رو
‫برامون غیرقابل تصور می‌کنه

601
00:40:57,916 --> 00:40:59,751
‫هارپرز می‌خواد...

602
00:40:59,751 --> 00:41:02,125
‫یک آینده‌نگر جدید در
‫دوران پس از جنگ پیدا کنه

603
00:41:02,149 --> 00:41:04,589
‫تا ما رو به سمت عصری جدید هدایت کنه

604
00:41:05,507 --> 00:41:08,093
‫دنیا دنبال پیرزن‌هایی مثل ما نیست

605
00:41:12,222 --> 00:41:14,422
‫شاید پیر باشم، ولی نمردم

606
00:41:16,977 --> 00:41:21,106
‫زنده‌م، هر روز سرم پر از ایده‌ست
‫پر از ایده‌های جدید

607
00:41:22,774 --> 00:41:24,974
‫باید مشغول کارم باشم

608
00:41:25,402 --> 00:41:31,283
‫حالا، می‌بینم اینجام
‫توی این زندان

609
00:41:33,702 --> 00:41:35,579
‫دنیایی که زمانی منو تحسین می‌کرد

610
00:41:35,579 --> 00:41:37,381
‫حالا تمام کارهایی که برای مُد

611
00:41:37,405 --> 00:41:39,708
‫و برای دنیا انجام دادم رو فراموش کرده

612
00:41:39,708 --> 00:41:42,628
‫نه. نه، فراموش نشدی

613
00:41:46,423 --> 00:41:48,623
‫اگر نمی‌تونی در موردم بنویسی

614
00:41:49,051 --> 00:41:51,251
‫شاید بتونی به شکل دیگه‌ای کمکم کنی

615
00:41:52,429 --> 00:41:54,629
‫خب، اگر بتونم، می‌کنم

616
00:41:56,767 --> 00:41:59,186
‫چند تا از بطری‌هام رو با خودت می‌بری

617
00:41:59,186 --> 00:42:02,606
‫و به دست افراد مهم می‌رسونی؟

618
00:42:03,649 --> 00:42:06,666
‫اگر بتونی بطری‌هات رو به هتلم برسونی

619
00:42:06,690 --> 00:42:08,445
‫من بقیه‌شو انجام میدم

620
00:42:22,668 --> 00:42:24,711
‫میرم یکم سبزی دربیارم

621
00:42:24,711 --> 00:42:26,922
‫بیا شام سالاد بخوریم

622
00:42:26,922 --> 00:42:28,841
‫بابا، می‌خوام یه چیزی بهت بگم

623
00:42:28,841 --> 00:42:30,175
‫گوشم با توئه

624
00:42:30,175 --> 00:42:33,053
‫- در مورد تانیا، دختر فریدمنه
‫- اوهوم؟

625
00:42:33,637 --> 00:42:36,765
‫تمام داستان رو بهت نگفتم

626
00:42:37,724 --> 00:42:40,394
‫گندش بزنن. اوه، خدا. گندش بزنن

627
00:42:43,146 --> 00:42:45,346
‫شکستمش

628
00:42:45,816 --> 00:42:48,016
‫بابا، شنیدی چی گفتم؟

629
00:42:50,112 --> 00:42:52,312
‫یکم ببرش سمت راست

630
00:42:52,489 --> 00:42:54,867
‫مادرم اگر اینو می‌دید وحشت می‌کرد

631
00:42:56,827 --> 00:42:59,027
‫خیلی قشنگه

632
00:43:01,999 --> 00:43:04,199
‫بابا؟

633
00:43:06,295 --> 00:43:08,495
‫بابا؟

634
00:43:10,215 --> 00:43:11,216
‫دقیقاً به موقع اومدی

635
00:43:11,216 --> 00:43:13,969
‫- به‌نظرت زیادی بزرگه؟
‫- نه، نه، نه، نه. عالیه

636
00:43:13,969 --> 00:43:16,169
‫خب، نظر تو چیه؟
‫به‌نظرت زیادی بزرگه؟

637
00:43:17,764 --> 00:43:19,808
‫باید باهات صحبت کنم

638
00:43:19,808 --> 00:43:21,560
‫- چی شده؟
‫- بابا

639
00:43:21,560 --> 00:43:22,779
‫بابا

640
00:43:22,803 --> 00:43:24,021
‫بابا

641
00:43:25,022 --> 00:43:27,222
‫کاترین زنگ زد

642
00:43:28,525 --> 00:43:30,725
‫پدرت فوت کرده

643
00:43:33,822 --> 00:43:36,533
‫بابا؟ بابا؟ نه

644
00:43:36,533 --> 00:43:39,995
‫بابا، بلند شو. بابا؟ بابا؟

645
00:43:39,995 --> 00:43:42,195
‫قلبش دووم نیاورد، عشقم

646
00:43:43,540 --> 00:43:45,740
‫قلبش از کار افتاد

647
00:45:14,339 --> 00:45:16,539
‫<i>وقت ندارم، بابا</i>

648
00:45:17,217 --> 00:45:19,553
‫<i>می‌خوام همه‌تون بیاین دیدنم</i>

649
00:45:19,553 --> 00:45:21,221
‫<i>وقت ندارم</i>

650
00:45:21,221 --> 00:45:23,421
‫<i>خانواده هم مهمه</i>

651
00:45:31,982 --> 00:45:34,318
‫همه‌مون دو بخشیم

652
00:45:35,611 --> 00:45:37,905
‫نور و تاریکی

653
00:45:40,616 --> 00:45:42,816
‫<i>که توسط یک خط از هم جدا شدن</i>

654
00:45:51,793 --> 00:45:53,712
‫چیکار کردی؟

655
00:45:53,712 --> 00:45:56,048
‫<i>این چیزیه که باید به دنیا نشون بدی</i>

656
00:46:03,597 --> 00:46:05,797
‫طراحی‌ها کجان؟

657
00:46:17,486 --> 00:46:19,686
‫پیداش کردم

658
00:46:21,949 --> 00:46:24,149
‫لباس متمایزکننده‌ی مجموعه

659
00:46:36,730 --> 00:46:41,730
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

660
00:46:51,802 --> 00:46:56,802
‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ]
‫[ @BDSubs ]

