﻿1
00:00:04,922 --> 00:00:06,006
‫بس کن!

2
00:00:06,006 --> 00:00:07,341
‫« برگرفته از اتفاقات واقعی »

3
00:00:07,341 --> 00:00:09,092
‫بازم بخون، کوکو. لطفاً بخون

4
00:00:09,092 --> 00:00:13,555
‫« سال 1905، مولن، فرانسه »

5
00:00:19,728 --> 00:00:21,396
‫کوکو، خیلی باهات حال کردن

6
00:00:21,396 --> 00:00:24,399
‫- صدات...
‫- رقصت چشم همه رو خیره کرده بود

7
00:00:24,399 --> 00:00:26,068
‫دیوونه‌ش شدن

8
00:00:26,068 --> 00:00:29,202
‫تمام کلوپ داشت داد می‌زد "السا! السا!"

9
00:00:29,202 --> 00:00:31,657
‫دلشون می‌خواست لباستو دربیاری

10
00:00:31,657 --> 00:00:32,866
‫بس کن

11
00:00:35,536 --> 00:00:37,746
‫مطمئنی اشکالی نداره اینجا بمونم؟

12
00:00:37,746 --> 00:00:39,498
‫قول میدم به محض اینکه
‫پول دستم اومد بهت میدم

13
00:00:39,498 --> 00:00:40,916
‫آره بابا، معلومه

14
00:00:41,875 --> 00:00:43,544
‫تا هرچقدر نیاز داری قدمت رو چشمه

15
00:00:44,586 --> 00:00:46,880
‫بیا اولین شب‌مون
‫ به عنوان هم‌خونه‌ای رو جشن بگیریم

16
00:00:46,880 --> 00:00:48,382
‫آره! جشن

17
00:00:50,592 --> 00:00:52,177
‫- نوش
‫- نوش

18
00:00:56,139 --> 00:00:58,183
‫همیشه دلت می‌خواست خواننده بشی؟

19
00:00:58,183 --> 00:00:59,268
‫نه

20
00:01:00,060 --> 00:01:01,937
‫ولی آخه خیلی بااستعدادی

21
00:01:03,272 --> 00:01:04,272
‫حسودیم شد

22
00:01:05,315 --> 00:01:08,151
‫راستشو بخوای، دلم می‌خواد کلاه درست کنم

23
00:01:10,153 --> 00:01:13,615
‫شاید یه روز طراح بشم. طراح لباس

24
00:01:14,992 --> 00:01:17,911
‫واقعاً؟ کجا؟

25
00:01:17,911 --> 00:01:19,621
‫معلومه دیگه، پاریس

26
00:01:20,205 --> 00:01:21,373
‫پاریس؟

27
00:01:23,000 --> 00:01:24,084
‫بذار منم بیام

28
00:01:24,084 --> 00:01:25,544
‫آره، باید بیای

29
00:01:26,211 --> 00:01:27,671
‫طرز لباس پوشیدنت حرف نداره

30
00:01:29,298 --> 00:01:31,550
‫اونوقت می‌تونیم اونجور که
‫ لیاقتش رو داریم زندگی کنیم

31
00:01:33,927 --> 00:01:35,304
‫می‌تونیم با هم کار کنیم

32
00:01:39,641 --> 00:01:41,894
‫قول بده منم با خودت می‌بری

33
00:01:42,561 --> 00:01:44,188
‫قول میدم، السا

34
00:01:45,814 --> 00:01:47,024
‫قول میدم

35
00:01:48,525 --> 00:01:50,194
‫همیشه کنار هم می‌مونیم

36
00:01:52,196 --> 00:01:53,322
‫السا، بیدار شو

37
00:02:00,913 --> 00:02:01,914
‫سلام

38
00:02:03,165 --> 00:02:04,499
‫تویی

39
00:02:04,499 --> 00:02:06,043
‫چه عجب اومدی

40
00:02:06,585 --> 00:02:08,503
‫کم‌کم داشت از اینجا خوشم میومد

41
00:02:08,503 --> 00:02:09,755
‫وقت رفتنه

42
00:02:10,255 --> 00:02:13,509
‫آره. باشه چشم عزیزم
‫بذار وسایلمو بردارم

43
00:02:13,509 --> 00:02:14,843
‫وسایلی نداری

44
00:02:14,843 --> 00:02:16,720
‫اینقدر باهام تلخی نکن

45
00:02:17,930 --> 00:02:19,556
‫خودتو انداختی بازداشتگاه

46
00:02:20,057 --> 00:02:21,225
‫چی تو فکرت می‌گذشت؟

47
00:02:23,477 --> 00:02:25,145
‫این آخرین فرصتت بود

48
00:03:26,520 --> 00:03:31,545
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

49
00:03:31,545 --> 00:03:33,038
‫لولو؟

50
00:03:33,038 --> 00:03:34,506
‫لولو؟

51
00:03:37,885 --> 00:03:39,386
‫سلام، سلام

52
00:03:39,386 --> 00:03:41,972
‫کریستیان؟ بیا. بیا بیا

53
00:03:42,514 --> 00:03:44,391
‫بذار بهت نشون بدم چی تو ذهنمه

54
00:03:45,934 --> 00:03:50,397
‫می‌دونم نگران این هستی که جای کافی
‫برای نشستن تمام مهمان‌هات نداشته باشی

55
00:03:50,397 --> 00:03:51,815
‫آره. چیکار کنیم؟

56
00:03:51,815 --> 00:03:53,567
‫خب، از پله‌ها استفاده می‌کنیم

57
00:03:54,276 --> 00:03:56,778
‫می‌تونی همه رو اینجا و اینجا بنشونی

58
00:03:57,738 --> 00:03:59,823
‫و مدل‌ها از اتاقک میان بیرون

59
00:04:00,365 --> 00:04:03,327
‫و می‌تونیم از پاگرد به عنوان
‫بخشی از صحنه استفاده کنیم

60
00:04:03,327 --> 00:04:04,494
‫آره

61
00:04:04,494 --> 00:04:07,706
‫و می‌تونیم اینجا و اینجا پرده نصب کنیم

62
00:04:08,749 --> 00:04:09,875
‫چشم‌نواز میشه

63
00:04:10,792 --> 00:04:14,963
‫و به‌علاوه دسته گل گنده‌ای
‫بالای شومینه درست می‌کنم

64
00:04:14,963 --> 00:04:16,339
‫محشر میشه

65
00:04:17,341 --> 00:04:19,384
‫نمی‌دونم اگر تو نبودی
‫چیکار می‌کردم، برارد

66
00:04:22,304 --> 00:04:24,223
‫قراره بالاخره شناخته بشی، دوست من

67
00:04:24,223 --> 00:04:26,725
‫بدرخش. ازش لذت ببر

68
00:04:26,725 --> 00:04:28,602
‫دیگه هرگز همچین لحظه‌ای رو تجربه نمی‌کنی

69
00:04:28,602 --> 00:04:29,937
‫آره

70
00:04:29,937 --> 00:04:33,148
‫- خانه‌ی مد تو بی‌نظیر میشه
‫- کریستیان، کریستیان

71
00:04:34,066 --> 00:04:37,319
‫جناب ویگوغو اومده
‫و می‌خواد باهات صحبت کنه

72
00:04:37,319 --> 00:04:39,821
‫قبل از اینکه بری مراسم ختم پدرت

73
00:04:39,821 --> 00:04:41,907
‫لطفاً. نگران نباش

74
00:04:41,907 --> 00:04:43,367
‫حواسم به همه‌چیز هست

75
00:04:43,867 --> 00:04:45,452
‫در آرامش برو مراسم پدرت

76
00:04:49,164 --> 00:04:53,043
‫واقعاً قشنگه
‫تابه‌حال خانه‌ای به این زیبایی ندیده بودم

77
00:04:55,045 --> 00:04:56,797
‫ای مرد فوق العاده و نازنین!

78
00:04:56,797 --> 00:05:00,175
‫جناب کاردن، خیلی لطف کردی
‫اومدی بهمون سر بزنی

79
00:05:00,175 --> 00:05:01,134
‫خانم

80
00:05:01,134 --> 00:05:04,763
‫آخرین باری که توی کارگاه للونگ
‫همدیگه رو دیدیم، اصلاً از یادم نمیره

81
00:05:04,763 --> 00:05:08,392
‫نگران نباش، جناب
‫این‌دفعه شلوارمو درنمیارم

82
00:05:08,892 --> 00:05:10,477
‫مگر اینکه ترجیح بدی شلوار پام نباشه

83
00:05:10,477 --> 00:05:13,689
‫- اونوقت، خب...
‫- خب، راستشو بخوای

84
00:05:13,689 --> 00:05:16,650
‫شلوار پوشیدن برای تمام کسایی
‫که اینجا کار می‌کنن اجباریه

85
00:05:18,026 --> 00:05:19,027
‫اینجا کار می‌کنن؟

86
00:05:19,528 --> 00:05:21,655
‫دارین بهم پیشنهاد شغل میدین؟

87
00:05:21,655 --> 00:05:23,115
‫یک خیاط ارشد لازم داریم

88
00:05:23,615 --> 00:05:24,658
‫من؟

89
00:05:27,870 --> 00:05:28,871
‫لعنتی

90
00:05:29,872 --> 00:05:32,583
‫باشه! از همین امروز شروع می‌کنم

91
00:05:33,083 --> 00:05:34,668
‫خیاط‌‌ها کجان؟

92
00:05:35,586 --> 00:05:37,087
‫باید تعداد بیشتری استخدام کنیم

93
00:05:37,087 --> 00:05:38,422
‫دفترت طبقه‌ی بالاست

94
00:05:38,422 --> 00:05:40,382
‫می‌تونم اندازه‌ی 5 تا 10 نفر خیاطی کنم

95
00:05:40,382 --> 00:05:42,885
‫اصلاً لازم نیست جایی برم
‫لازم نیست بخوابم

96
00:05:42,885 --> 00:05:45,345
‫سلام. پیر کاردن هستم، خیاط ارشد

97
00:05:45,345 --> 00:05:46,555
‫از دیدنتون خوشبختم

98
00:05:46,555 --> 00:05:48,932
‫سلام! پیر کاردن هستم، خیاط ارشد

99
00:05:48,932 --> 00:05:50,475
‫از دیدنتون خوشبختم

100
00:05:51,393 --> 00:05:55,314
‫از برنامه عقبیم، و به‌شدت کمبود نیرو داری

101
00:05:55,314 --> 00:05:59,318
‫تمام خیاط‌های ماهر همین الانشم
‫دارن برای طراح دیگه‌ای کار می‌کنن

102
00:05:59,902 --> 00:06:02,821
‫خب، من و آقای بوساک می‌دونیم
‫که اگر فوراً استخدامشون نکنین

103
00:06:02,821 --> 00:06:04,031
‫تا موعد مقرر تمام نمی‌کنین

104
00:06:04,031 --> 00:06:05,199
‫هنوز داریم می‌گردیم

105
00:06:05,741 --> 00:06:09,036
‫کریستیان، ببخشید مزاحم میشم

106
00:06:09,036 --> 00:06:10,787
‫وقتشه حرکت کنیم بریم کالیان

107
00:06:10,787 --> 00:06:14,708
‫باید کم‌کم از
‫خانه‌های کوتور دیگه جذبشون کنیم

108
00:06:14,708 --> 00:06:16,627
‫همچین چیزی امکان‌پذیره؟

109
00:06:16,627 --> 00:06:20,839
‫نه. اونا رو از دوستامون نمی‌دزدیم

110
00:06:20,839 --> 00:06:22,591
‫نه، این‌کار دزدی نیست، کریستیان

111
00:06:23,675 --> 00:06:25,302
‫در این شرایط ضروریه

112
00:06:25,302 --> 00:06:27,846
‫- دلمون نمی‌خواد از این خط قرمز عبور کنیم
‫- می‌دونم

113
00:06:27,846 --> 00:06:30,390
‫آره. نه، باید راه دیگه‌ای هم باشه

114
00:06:30,390 --> 00:06:34,311
‫خب، دوست باشن یا نباشن
‫اگر همین الان چیزی که نیاز دارین گیر نیارین

115
00:06:34,311 --> 00:06:35,979
‫نمی‌تونین تا موعد افتتاح تمام کنین

116
00:06:35,979 --> 00:06:38,524
‫و بعدش مجبورین به جناب بوساک
‫جواب پس بدین

117
00:06:38,524 --> 00:06:41,109
‫کریستیان، باید به قطار کالیان برسیم

118
00:06:41,109 --> 00:06:43,820
‫ببخشید که ذهنتو با این مسائل مشغول کردم

119
00:06:43,820 --> 00:06:45,239
‫اونم وقتی داغدار پدرتی

120
00:06:45,239 --> 00:06:46,240
‫ببخشید

121
00:06:47,115 --> 00:06:50,202
‫آره، تسلیت میگیم، کریستیان

122
00:06:50,202 --> 00:06:51,703
‫تا موعد افتتاحیه‌مون تمام می‌کنیم

123
00:06:54,581 --> 00:06:56,250
‫چطوری؟ چطوری تمام می‌کنین؟

124
00:06:59,753 --> 00:07:02,548
‫کسی توی بریتانیا هست
‫که بتونی بری پیشش؟

125
00:07:04,174 --> 00:07:05,175
‫چرا؟

126
00:07:05,801 --> 00:07:07,094
‫نیاز به کمک داری

127
00:07:08,303 --> 00:07:10,722
‫شاید "لاتی"، خواهر ناتنیم

128
00:07:11,431 --> 00:07:12,850
‫اون که همیشه بهت حسودیش می‌شد

129
00:07:13,475 --> 00:07:16,728
‫آره، چون دختر جذاب
‫و نامشروع خانواده من بودم

130
00:07:17,646 --> 00:07:19,773
‫خب، باهاش تماس بگیر
‫وسایلت رو جمع کردم

131
00:07:20,357 --> 00:07:21,567
‫باید بری

132
00:07:27,698 --> 00:07:28,907
‫من جایی نمیرم

133
00:07:30,033 --> 00:07:32,369
‫نمی‌تونی همه‌ش این شکلی
‫منو بزنی کنار

134
00:07:32,369 --> 00:07:34,454
‫هی بهم وعده و وعید بدی
‫و بعد منو بندازی دور

135
00:07:34,454 --> 00:07:35,372
‫بهت اجازه نمیدم

136
00:07:35,372 --> 00:07:38,041
‫به یک مرد حمله کردی
‫تا بتونی مواد گیر بیاری

137
00:07:38,041 --> 00:07:41,795
‫حالا که دارم سعی می‌کنم
‫زندگیم رو بازسازی کنم، دستگیر شدی

138
00:07:41,795 --> 00:07:44,840
‫شرمنده. ترک می‌کنم. قول میدم

139
00:07:44,840 --> 00:07:47,342
‫در شرایطی نیستی که بخوای هیچ قولی بدی

140
00:07:48,260 --> 00:07:51,180
‫این حرف‌ها حرف‌های تو نیست
‫حرف‌های "اسپتز"ـه

141
00:07:51,722 --> 00:07:54,683
‫از وقتی اون نازی اومده اینجا
‫رفتارت شبیه دیوونه‌ها شده

142
00:07:54,683 --> 00:07:57,352
‫- این کلمه رو نگو
‫- کدوم کلمه؟

143
00:07:57,352 --> 00:07:59,271
‫نازی. اینقدر نگو نازی

144
00:07:59,271 --> 00:08:00,939
‫خب، همینه دیگه، مگه نیست؟

145
00:08:00,939 --> 00:08:04,735
‫مرتیکه "نازی"ـه
‫که نمی‌تونی باهاش نخوابی

146
00:08:04,735 --> 00:08:07,613
‫چه بلایی داره سر زندگیم میاد؟
‫خیلی روی اعصابی

147
00:08:07,613 --> 00:08:09,281
‫ای خدا

148
00:08:11,366 --> 00:08:12,576
‫برگشتی

149
00:08:13,952 --> 00:08:16,455
‫- بازداشتگاه چطور بود؟
‫- غذاش حرف نداشت

150
00:08:16,455 --> 00:08:18,373
‫آندره، لطفاً بیا کنارمون بشین

151
00:08:19,833 --> 00:08:23,045
‫برای شام فردا
‫برای همه‌مون برنامه چیدم

152
00:08:23,045 --> 00:08:25,005
‫قراره جناب "لنگ" رو هم دعوت کنم

153
00:08:25,589 --> 00:08:26,757
‫بابت چی؟

154
00:08:27,508 --> 00:08:30,302
‫مدام میاد سوئیتت و میره
‫اصلاً چیزی در موردش نمی‌دونم

155
00:08:30,302 --> 00:08:31,720
‫خب، بعید می‌تونم وقت داشته باشه

156
00:08:31,720 --> 00:08:33,222
‫قراره بیاد

157
00:08:33,222 --> 00:08:34,681
‫یکم قبل دعوتش کردم

158
00:08:34,681 --> 00:08:35,849
‫همه‌تون دعوتین

159
00:08:35,849 --> 00:08:37,726
‫واقعاً فکر نمی‌کنم فکر خوبی باشه

160
00:08:37,726 --> 00:08:40,604
‫نیازی نیست دلواپس باشی
‫بهش سخت نمی‌گیرم

161
00:08:41,188 --> 00:08:43,148
‫اگر تو ازش خوشت میاد
‫منم می‌خوام ازش خوشم بیاد

162
00:08:47,319 --> 00:08:51,698
‫واقعاً خوشحالم بیمارستان اجازه داد
‫امروز بیای با بابا خداحافظی کنی

163
00:08:53,534 --> 00:08:54,910
‫شبیه آدمای واقعی شدم

164
00:08:55,410 --> 00:08:57,538
‫آدم واقعی هستی

165
00:08:57,538 --> 00:08:59,081
‫ولی الان شبیه آدمای واقعی شدم

166
00:09:00,582 --> 00:09:02,000
‫یقه‌ت زیادی تنگ نیست؟

167
00:09:02,543 --> 00:09:03,544
‫نه

168
00:09:04,586 --> 00:09:06,755
‫نه، کاملاً اندازه‌ست

169
00:09:07,673 --> 00:09:09,258
‫انگار برای من دوخته شده

170
00:09:10,467 --> 00:09:11,760
‫خب برای تو دوخته شده

171
00:09:13,470 --> 00:09:14,471
‫تو دوختیش؟

172
00:09:15,639 --> 00:09:17,015
‫آره، برای تو

173
00:09:17,808 --> 00:09:19,309
‫وقت رفتنه

174
00:09:22,396 --> 00:09:24,064
‫خیلی خوشتیپ شدی

175
00:09:24,064 --> 00:09:25,816
‫کریستیان اینو برام دوخته

176
00:09:27,818 --> 00:09:29,444
‫ریموند رسیده؟

177
00:09:30,612 --> 00:09:32,489
‫آره. بیرونه

178
00:09:33,115 --> 00:09:35,701
‫نگران اینه که کی قراره
‫توی مراسم صحبت کنه

179
00:09:45,502 --> 00:09:48,338
‫حس و حال امروز برادر بزرگ‌مون چطوره؟

180
00:09:49,840 --> 00:09:51,800
‫بد‌خلقه، مثل همیشه

181
00:09:53,802 --> 00:09:56,329
‫خب، ناسلامتی مراسم ختمه دیگه

182
00:10:02,477 --> 00:10:07,191
‫بذارین یه نکته در مورد پدرم بگم
‫که خیلیا نمی‌دونن، ولی حقیقت داره

183
00:10:08,192 --> 00:10:12,154
‫موریس دیور، عاشق زیبایی بود

184
00:10:13,989 --> 00:10:17,492
‫ولی بداقبالی مجبورش کرد
‫آدم متواضعی باشه

185
00:10:19,119 --> 00:10:22,247
‫پس، به‌جای اینکه
‫پول و ثروت به پامون بریزه

186
00:10:22,247 --> 00:10:25,193
‫بهمون یاد داد...

187
00:10:25,217 --> 00:10:27,794
‫سخت تلاش کنیم

188
00:10:29,505 --> 00:10:31,757
‫که برای رسیدن به هدفی پشتکار به‌خرج بدیم

189
00:10:34,259 --> 00:10:36,887
‫که با وقار سنگ‌تموم بذاریم

190
00:10:39,681 --> 00:10:40,682
‫و...

191
00:10:43,352 --> 00:10:44,603
‫در زندگیمون عشق بود...

192
00:10:47,022 --> 00:10:48,524
‫عزت نفس بود...

193
00:10:49,525 --> 00:10:51,193
‫و برخی مشکلات هم بود

194
00:10:53,403 --> 00:10:54,571
‫و حالا اینجاست...

195
00:10:56,573 --> 00:10:58,450
‫در این مکان زیبا...

196
00:11:00,786 --> 00:11:04,540
‫در میان کسانی که عاشقشن

197
00:11:07,960 --> 00:11:09,294
‫پس خداحافظ، بابا

198
00:11:11,672 --> 00:11:16,301
‫امیدوارم بالاخره چیزی که
‫دنبالش بودی رو پیدا کرده باشی

199
00:11:22,432 --> 00:11:23,851
‫خوب صحبت کردی، کریستیان

200
00:11:25,686 --> 00:11:27,938
‫شاید یه‌خرده زیادی بهش آسون گرفتی

201
00:11:33,193 --> 00:11:34,736
‫عمیقاً بهتون تسلیت میگم

202
00:11:40,742 --> 00:11:42,536
‫صحبت‌هات بسیار تاثیرگذار بود

203
00:11:44,037 --> 00:11:46,665
‫پدرت مرد نازنینی بود

204
00:11:46,665 --> 00:11:47,875
‫تسلیت میگم

205
00:12:24,578 --> 00:12:28,248
‫می‌دونستی ریموند در اوایل جنگ
‫توی درگیری‌ها بود

206
00:12:28,248 --> 00:12:30,125
‫توی نبردهای آغاز جنگ شرکت داشت

207
00:12:30,125 --> 00:12:33,420
‫- واقعاً؟
‫- آره، و بعد اسیر شدم

208
00:12:34,129 --> 00:12:37,216
‫خب، راستشو بخوای
‫فقط چند ماهی اسیر آلمانی‌ها بودم

209
00:12:37,216 --> 00:12:39,760
‫قبل از اینکه وحشی‌گری‌هاشون رو
‫تمام و کمال شروع کنن

210
00:12:40,385 --> 00:12:44,223
‫شرایط مثل چند مدت بعدش وحشتناک نبود

211
00:12:45,182 --> 00:12:49,102
‫می‌دونستی کریستیان هم
‫به خدمت اجباری ارتش فرانسه دراومده بود؟

212
00:12:49,937 --> 00:12:51,230
‫و جنگیدی؟

213
00:12:51,230 --> 00:12:52,231
‫نه بابا

214
00:12:53,065 --> 00:12:55,275
‫می‌تونی منو درحال جنگیدن تصور کنی؟

215
00:12:55,275 --> 00:12:57,986
‫حتی نمی‌تونم توی لباس فرم هم تصورت کنم

216
00:12:57,986 --> 00:12:59,071
‫جناب دیور

217
00:13:00,197 --> 00:13:02,616
‫یک هدیه برای شما و خانواده‌تون آوردم

218
00:13:02,616 --> 00:13:07,162
‫جناب فریدمن، اینا رزهای گرانویل هستن
‫گل مورد علاقه‌ی پدرم

219
00:13:08,247 --> 00:13:09,831
‫از کجا می‌دونستین؟

220
00:13:10,791 --> 00:13:12,876
‫من مسئول دکه‌ی باغبانی شهرم

221
00:13:14,920 --> 00:13:18,257
‫یک بار کامل ازشون سفارش دادم
‫و فردا می‌رسن

222
00:13:19,049 --> 00:13:20,717
‫براتون می‌کارمشون

223
00:13:21,593 --> 00:13:23,846
‫- ممنونم
‫- انجام وظیفه‌ست

224
00:13:26,056 --> 00:13:27,140
‫کاترین

225
00:13:30,519 --> 00:13:31,770
‫جناب فریدمن

226
00:13:34,773 --> 00:13:38,944
‫خواهش می‌کنم، چرا بهم نمیگی
‫چه اتفاقی برای دخترم افتاده؟

227
00:13:38,944 --> 00:13:40,779
‫منظور این آقا چیه؟

228
00:13:40,779 --> 00:13:43,824
‫دخترم، تانیا
‫همراه کاترین توی یک اردوگاه بود

229
00:13:46,451 --> 00:13:48,745
‫نمی‌تونم کمکتون کنم. متاسفم

230
00:13:56,378 --> 00:13:57,588
‫خب، جناب لنگ...

231
00:13:58,463 --> 00:14:00,257
‫اوه، نه. ترجیح میده اسپتز صداش کنیم

232
00:14:00,257 --> 00:14:01,425
‫آره، شنیده بودم

233
00:14:01,925 --> 00:14:03,051
‫اسم آلمانیه؟

234
00:14:03,051 --> 00:14:04,803
‫- آره، هست
‫- نه، نیست

235
00:14:06,722 --> 00:14:07,931
‫آره دیگه هست

236
00:14:10,517 --> 00:14:12,102
‫چه لذت‌بخشه

237
00:14:12,936 --> 00:14:14,605
‫یکم شراب دیگه سفارش بدیم بیارن؟

238
00:14:15,772 --> 00:14:18,400
‫قطعاً شراب بیشتری لازم داریم

239
00:14:18,400 --> 00:14:21,570
‫ولی این روزها جناب لنگ رو ترجیح میدم

240
00:14:21,570 --> 00:14:23,655
‫اسپتز اسم مستعاریه
‫که قدیما روم گذاشتن

241
00:14:24,323 --> 00:14:25,490
‫زیادی نخور

242
00:14:25,991 --> 00:14:28,619
‫دلت نمی‌خواد بازم سر از بازداشتگاه دربیاری

243
00:14:28,619 --> 00:14:31,330
‫آره، چون الان دیگه
‫مجرم اصلاح‌ناپذیری هستم

244
00:14:31,330 --> 00:14:33,665
‫خب، جناب لنگ

245
00:14:34,291 --> 00:14:36,335
‫در طی جنگ دقیقاً چیکار می‌کردی؟

246
00:14:36,335 --> 00:14:41,840
‫خب، پارچه می‌فروختم، مگه نه؟

247
00:14:41,840 --> 00:14:45,052
‫آندره، عزیزم، پیتر دلش نمی‌خواد
‫در مورد کسب‌و‌کارش صحبت کنه

248
00:14:45,052 --> 00:14:46,136
‫بیاین سفارش بدیم

249
00:14:46,136 --> 00:14:48,222
‫تو چی؟ تو چیکار می‌کردی؟

250
00:14:49,056 --> 00:14:50,140
‫برای فرانسه جنگیدم

251
00:14:51,058 --> 00:14:53,018
‫آره، آندره خیلی شجاعت به‌خرج داد

252
00:14:53,519 --> 00:14:56,730
‫خب، امشب قرقاول دارین؟

253
00:14:56,730 --> 00:14:58,524
‫نه، دوشیزه خانم. فقط گوشت بز داریم

254
00:15:00,400 --> 00:15:01,568
‫بز؟

255
00:15:01,568 --> 00:15:03,529
‫خب، مطمئنم فرانسوی‌ها
‫خیلی خوش‌شانس بودن

256
00:15:03,529 --> 00:15:07,449
‫که تو داشتی توی میدان نبرد
‫با جون و دل براشون می‌جنگیدی

257
00:15:08,325 --> 00:15:09,326
‫توام توی ارتش خدمت کردی؟

258
00:15:10,369 --> 00:15:13,830
‫متاسفانه جنگیدن توی ذات من نیست

259
00:15:13,830 --> 00:15:14,998
‫مطمئنی؟

260
00:15:15,999 --> 00:15:17,918
‫- کمابیش مطمئنم، آره
‫- واقعاً؟

261
00:15:18,460 --> 00:15:20,087
‫پس چی توی ذاتته؟

262
00:15:21,004 --> 00:15:24,341
‫خب، خشونت مناسب همه نیست، السا

263
00:15:24,341 --> 00:15:26,885
‫و من همیشه ترجیح می‌دادم
‫ظرافت بیشتری به‌خرج بدم

264
00:15:28,178 --> 00:15:29,930
‫آره، از اون آدمای حساسی

265
00:15:31,265 --> 00:15:35,269
‫بیشتر معشوقی تا مبارز
‫جناب "لنگ" ما اینجوریاست

266
00:15:36,061 --> 00:15:38,856
‫متاسفانه امشب قرقاول ندارن

267
00:15:38,856 --> 00:15:40,023
‫پس خوراک بز برای همه بیارم؟

268
00:15:40,023 --> 00:15:42,568
‫- برو پی کارت
‫- ببخشید

269
00:15:42,568 --> 00:15:46,446
‫آخه سعی می‌کنم حساب اینکه
‫خاله‌م با کیا می‌گرده دستم باشه

270
00:15:46,446 --> 00:15:47,364
‫ببخشید آقا

271
00:15:47,364 --> 00:15:49,157
‫زن خوش‌قلبیه
‫و خیلی راحت گول می‌خوره

272
00:15:49,157 --> 00:15:50,826
‫می‌دونی... نیازی نیست
‫از من محافظت کنی

273
00:15:50,826 --> 00:15:51,869
‫ولی حس می‌کنم نیازه

274
00:15:51,869 --> 00:15:53,412
‫نه، بریز... نه، بابا بیشتر بریز

275
00:15:53,412 --> 00:15:56,623
‫لطفاً بگو ببینم، در طی جنگ
‫به کیا پارچه می‌فروختی؟

276
00:15:56,623 --> 00:15:57,833
‫گمونم فرانسوی‌ها نبودن

277
00:15:59,042 --> 00:16:03,088
‫خب، پسرجون
‫به هرکی می‌خرید می‌فروختم

278
00:16:04,173 --> 00:16:09,052
‫آخه می‌دونی چیه، تنها راه برای برنده شدن
‫در هر جنگی، اینه که دنبال منفعت خودت باشی

279
00:16:09,052 --> 00:16:10,179
‫برنده شدن

280
00:16:10,971 --> 00:16:13,307
‫و درست و غلط چی؟

281
00:16:14,057 --> 00:16:15,350
‫خیر و شر؟

282
00:16:15,893 --> 00:16:17,978
‫همه‌شون دو طرف یک سکه‌ن، قبول نداری؟

283
00:16:17,978 --> 00:16:20,647
‫می‌تونی خطرشو به‌جون بخری
‫و ببینی کدوم سمت درمیاد

284
00:16:20,647 --> 00:16:25,861
‫به‌نظر من که این حرف
‫شدیداً طمع‌کارانه و بزدلانه‌ست

285
00:16:25,861 --> 00:16:28,864
‫- جانم؟
‫- نیازه دوباره تکرارش کنم؟

286
00:16:28,864 --> 00:16:30,032
‫نه، نیازی نیست

287
00:16:31,074 --> 00:16:34,411
‫جناب لنگ، میشه لطف کنی
‫تا سرویس بهداشتی همراهیم کنی؟

288
00:16:34,411 --> 00:16:35,621
‫خوشحال میشم

289
00:16:36,163 --> 00:16:39,833
‫مطمئن نیستم چه آتویی
‫از خاله‌م داری، ولی بالاخره می‌فهمم

290
00:16:39,833 --> 00:16:42,127
‫و می‌دونم کسی نیستی که میگی

291
00:16:42,127 --> 00:16:44,213
‫- واقعاً؟
‫- آندره، لطفاً بس کن

292
00:16:55,390 --> 00:16:58,936
‫- چرا بهم نمیگه قضیه چیه؟
‫- اوه، پسر نازنینم

293
00:17:01,104 --> 00:17:03,815
‫بیا فکرمون رو مشغول
‫چیزایی که درک نمی‌کنیم نکنیم

294
00:17:08,194 --> 00:17:13,367
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟
‫- دارم از شام فوق العاده‌مون لذت می‌برم

295
00:17:13,367 --> 00:17:16,744
‫خدا لعنتت کنه
‫قصد داری چقدر دیگه اینجا بمونی؟

296
00:17:16,744 --> 00:17:17,996
‫خب، مدارکم رو گرفتم

297
00:17:17,996 --> 00:17:19,830
‫حالا تنها چیزی که ازت می‌خوام پولمه

298
00:17:20,582 --> 00:17:22,626
‫و مطمئنی هیچکس از
‫ماموریت شلنبرگ باخبر نمیشه؟

299
00:17:22,626 --> 00:17:25,963
‫بهم گفتن چیزی باقی نمونده
‫که پای تو رو بکشه وسط، آره

300
00:17:27,923 --> 00:17:29,508
‫قراره فردا وکیلم بیاد دیدنم

301
00:17:31,093 --> 00:17:33,554
‫بعد از اینکه سنگ‌هامو
‫با ورتهایمرها وا کندم

302
00:17:34,263 --> 00:17:37,057
‫یک حساب باز می‌کنه
‫که می‌تونی ازش پول برداری

303
00:17:37,057 --> 00:17:39,017
‫به‌قدر کافی توش میاد
‫که مشکل مالی نداشته باشی

304
00:17:40,769 --> 00:17:43,981
‫کوکو، پولمو می‌خوام

305
00:17:44,773 --> 00:17:46,358
‫اگر می‌خوای به پولت برسی

306
00:17:46,358 --> 00:17:48,735
‫توجه کسی رو جلب نکن
‫و نزدیک خواهرزاده‌م نشو

307
00:17:53,574 --> 00:17:57,281
‫تقریباً مطمئنم راه انداختن کسب‌و‌کار خودت

308
00:17:57,305 --> 00:17:59,288
‫فکر افتضاحیه، کریستیان

309
00:17:59,288 --> 00:18:01,123
‫واقعاً؟ چرا؟

310
00:18:02,040 --> 00:18:04,293
‫شانس بد توی خانواده‌مون ارثیه

311
00:18:04,293 --> 00:18:06,128
‫کریستیان شانس خودشو می‌سازه

312
00:18:06,795 --> 00:18:09,590
‫هیچکس شانس خودشو نمی‌سازه
‫این چه حرف مسخره‌ایه

313
00:18:09,590 --> 00:18:13,093
‫کاترین، اشتهات داره برمی‌گرده

314
00:18:13,093 --> 00:18:14,887
‫آره، ممنون

315
00:18:16,221 --> 00:18:19,224
‫و حالا برمی‌گردی پاریس؟

316
00:18:20,225 --> 00:18:22,394
‫می‌خوام یکم دیگه اینجا بمونم

317
00:18:22,394 --> 00:18:24,826
‫چی؟ حالا که بابا اینجا نیست

318
00:18:24,850 --> 00:18:26,648
‫می‌تونی برگردی پاریس

319
00:18:26,648 --> 00:18:28,066
‫می‌تونی تا هروقت خواستی پیشم بمونی

320
00:18:28,066 --> 00:18:29,776
‫قراره اینجا بمونه
‫تو چرا برات مهمه؟

321
00:18:30,402 --> 00:18:33,655
‫شاید دلش نمی‌خواد
‫دور و بر رفقای تو باشه

322
00:18:37,201 --> 00:18:39,995
‫کل خانواده دور هم جمع شدن. عالیه

323
00:18:41,997 --> 00:18:44,291
‫حیف که بابا زنده نموند و ندید

324
00:18:45,250 --> 00:18:47,711
‫دوست دارم بدونم الان صدامون رو می‌شنوه یا نه

325
00:18:48,295 --> 00:18:51,048
‫داره میره اون دنیا

326
00:18:52,007 --> 00:18:54,218
‫مگه نه، کریستیان؟

327
00:18:54,218 --> 00:18:57,012
‫هنوزم تمام فکر و ذکرت این چیزاست؟

328
00:18:57,012 --> 00:18:58,555
‫تاروت و این مزخرفات؟

329
00:18:59,264 --> 00:19:01,350
‫یا امیدوارم تا الان از سرت افتاده باشه

330
00:19:01,350 --> 00:19:03,101
‫می‌تونیم در مورد چیز دیگه‌ای صحبت کنیم، ها؟

331
00:19:03,101 --> 00:19:05,896
‫وقتی کریستیان بچه بود
‫از این چیزا سیر نمی‌شد

332
00:19:05,896 --> 00:19:08,732
‫همیشه می‌خواست قبل از اتفاقی
‫ازش باخبر بشه

333
00:19:09,316 --> 00:19:13,570
‫شاید بهتره بری از یه فالگیر
‫در مورد کارگاه لباست بپرسی

334
00:19:13,570 --> 00:19:15,948
‫ازش بخواه پیش‌بینی کنه چه اتفاقی میفته

335
00:19:15,948 --> 00:19:17,366
‫خواهشاً بس کن

336
00:19:17,950 --> 00:19:21,161
‫می‌تونست جلوی اتفاقی که
‫برای اون یکی کارت افتاد رو بگیره

337
00:19:21,161 --> 00:19:24,248
‫اون نمایشگاه هنری
‫ که افتتاح کردی و به‌جایی نرسید

338
00:19:24,248 --> 00:19:25,332
‫لطفاً بس کن

339
00:19:25,332 --> 00:19:29,127
‫توی دوران بچگی‌مون توی گرانویل
‫خونه‌ی خیلی قشنگی داشتیم

340
00:19:30,045 --> 00:19:33,048
‫اون سالی که بابا کسب‌و‌کار
‫ خانوادگی رو از دست داد از ذهنم نمیره

341
00:19:33,048 --> 00:19:34,258
‫رایموند، خواهش می‌کنم

342
00:19:34,258 --> 00:19:36,999
‫و اینکه چاره‌ای نداشتیم جز اینکه

343
00:19:37,023 --> 00:19:39,763
‫اسباب‌کشی کنیم بیایم توی این برهوت لعنتی

344
00:19:40,639 --> 00:19:42,432
‫برای همین سعی کردی خودکشی کنی؟

345
00:19:48,814 --> 00:19:53,652
‫اون کارو 30 سال پیش انجام دادم تموم شد رفت
‫امتحانش کردم، موفق نشدم، ازش خوشم نیومد

346
00:19:53,652 --> 00:19:55,821
‫دیدن بی‌پول شدن بابا وحشتناک بود

347
00:19:55,821 --> 00:19:58,574
‫و دلمون نمی‌خواد همون اتفاق
‫برای توام بیفته، کریستیان

348
00:19:58,574 --> 00:20:00,492
‫لطفاً، خواهشاً بس کن

349
00:20:08,750 --> 00:20:12,838
‫من فقط دارم سعی می‌کنم زندگیمو بکنم

350
00:20:14,381 --> 00:20:17,676
‫عه، پس تقدیرت اینه که
‫به قله‌های موفقیت برسی، آره؟

351
00:20:19,261 --> 00:20:22,848
‫زندگیت اینقدر مهمه
‫و زندگی ماها، چیه؟

352
00:20:23,891 --> 00:20:26,768
‫باید خودت بیای ببینی
‫کریستیان داره چی می‌سازه

353
00:20:27,269 --> 00:20:29,688
‫افتتاحیه‌ش چند ماه دیگه‌ست

354
00:20:30,522 --> 00:20:33,442
‫و هرکدومتون خواست بیاد و ببینه
‫قدمش روی چشمه

355
00:20:33,442 --> 00:20:37,529
‫می‌خوام بدونم چند تا لباس درست کنی
‫اتفاقی که برای کاترین افتاد رو جبران می‌کنه؟

356
00:20:38,614 --> 00:20:39,865
و ‫برای برنارد

357
00:20:41,700 --> 00:20:43,535
‫راستش الان حالم خیلی بهتره

358
00:20:43,535 --> 00:20:44,536
‫خفه‌خون بگیر

359
00:20:45,704 --> 00:20:48,123
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫ازت محافظت کنم، برادر عزیزم

360
00:20:48,123 --> 00:20:49,628
‫والدین‌مون از دنیا رفتن

361
00:20:49,652 --> 00:20:51,315
‫و به عنوان بزرگ‌ترین دیور

362
00:20:51,339 --> 00:20:53,003
‫این کار وظیفه‌ی منه

363
00:20:54,379 --> 00:20:57,716
‫نمی‌خوام ببینم همون اتفاق
‫برای تو بیفته، کریستیان

364
00:20:58,217 --> 00:20:59,218
‫که شکست بخوری

365
00:21:04,139 --> 00:21:06,850
‫تک و تنها اینجا چیکار می‌کنی؟

366
00:21:14,816 --> 00:21:17,319
‫آندره خیلی به اسپتز شک داره

367
00:21:18,028 --> 00:21:20,322
‫- نگرانم
‫- آره

368
00:21:21,740 --> 00:21:22,741
‫آره

369
00:21:23,242 --> 00:21:26,136
‫خب، آندره داره کم‌کم متوجه همه‌چیز میشه

370
00:21:27,162 --> 00:21:29,248
‫به‌نظرم دیر یا زود داره
‫ولی سخت و سوز نداره

371
00:21:36,880 --> 00:21:41,718
‫کل زندگیم، دوست‌هام
‫معشوق‌هام، منو رها می‌کردن

372
00:21:41,718 --> 00:21:43,428
‫همیشه ولم می‌کردن

373
00:21:45,389 --> 00:21:49,810
‫خیلی تلاش کردم به زندگیم ادامه بدم

374
00:21:50,769 --> 00:21:52,938
‫که از اون خرابه‌ها
‫یک زندگی جدید بسازم

375
00:21:54,147 --> 00:21:56,494
‫خب، زندگی‌هامون
‫فقط توی اتفاقات غم‌انگیزی

376
00:21:56,518 --> 00:21:59,752
‫که برامون افتاده خلاصه نمی‌شن
‫ البته امیدوارم

377
00:22:00,279 --> 00:22:03,124
‫خب، توی بچگی دم یتیم‌خونه ولم کردن

378
00:22:03,148 --> 00:22:05,993
‫نه کسی منو می‌خواست نه دوستم داشت

379
00:22:05,993 --> 00:22:08,829
‫نه

380
00:22:11,582 --> 00:22:14,459
‫هنوزم می‌تونیم کنار هم باشیم

381
00:22:18,797 --> 00:22:20,174
‫مثل دوران جوونی‌مون

382
00:22:24,970 --> 00:22:25,971
‫آره

383
00:22:29,933 --> 00:22:31,143
‫خب، می‌تونیم

384
00:22:36,356 --> 00:22:37,608
‫و کنار آندره

385
00:22:39,860 --> 00:22:41,195
‫خیلی پسر نازنینیه

386
00:22:46,408 --> 00:22:48,577
‫واقعاً فکر می‌کنم
‫بهتره حقیقتو بهش بگی

387
00:22:50,204 --> 00:22:51,413
‫منظورت چیه؟

388
00:22:53,248 --> 00:22:56,460
‫باید این زنجیره‌ی
‫دروغ‌های بی‌پایان رو تموم کنی

389
00:22:56,460 --> 00:23:00,172
‫و بهش بگی بین تو و اسپتز
‫چه اتفاقی افتاده، که چیکار کردیم

390
00:23:02,174 --> 00:23:05,135
‫- می‌بخشتت. واقعاً می‌بخشه
‫- اینو نگو

391
00:23:05,886 --> 00:23:08,180
‫نباید بفهمه. نباید خبردار بشه

392
00:23:08,180 --> 00:23:10,307
‫ببین این زندگی پر از فریب
‫چه بلایی سرمون آورده

393
00:23:10,307 --> 00:23:14,853
‫خودمون رو از دنیا
‫و از همدیگه مخفی کردیم

394
00:23:16,563 --> 00:23:19,024
‫الان فرصت داری
‫یه فرصت واقعی داری

395
00:23:19,024 --> 00:23:21,527
‫پس فقط صادق باش، عزیزم

396
00:23:21,527 --> 00:23:23,612
‫- فقط صادق باش
‫- نه... نمی‌تونم دوباره از دستش بدم

397
00:23:23,612 --> 00:23:24,696
‫دووم نمیارم

398
00:23:24,696 --> 00:23:27,032
‫نه، دووم میاری
‫دارم همینو بهت میگم

399
00:23:27,533 --> 00:23:28,534
‫دووم میاری

400
00:23:30,369 --> 00:23:32,496
‫بخشش. بهش نیاز داری

401
00:23:33,330 --> 00:23:34,331
‫منم بهش نیاز دارم

402
00:23:34,915 --> 00:23:36,667
‫ از آندره طلب بخشش کن

403
00:23:36,667 --> 00:23:38,293
‫- منم باهات میام
‫- نه، باید بری

404
00:23:38,293 --> 00:23:40,295
‫- با همدیگه میریم داخل
‫- نمی‌تونم اجازه بدم اینجا بمونی

405
00:23:40,295 --> 00:23:42,339
‫- می‌تونیم با هم انجامش بدیم. منم هستم
‫- نمی‌تونی اینجا بمونی

406
00:23:42,339 --> 00:23:44,258
‫- نه، نه
‫- منم همراهت میام. بیا بریم

407
00:23:44,258 --> 00:23:46,176
‫نترس. بیا بریم بهش بگیم

408
00:23:46,176 --> 00:23:48,011
‫- خدا لعنتت کنه، تو... ازت متنفرم
‫- نترس

409
00:23:48,011 --> 00:23:51,056
‫- از همه‌چیزت متنفرم. برو پی کارت!
‫- نه، ازم متنفر نیستی. بس کن!

410
00:23:51,056 --> 00:23:53,058
‫فهمی از دنیا نداری
‫هیچوقت نداشتی

411
00:23:54,852 --> 00:23:56,687
‫می‌خوام تا فردا جمع‌ کنی بری!

412
00:23:56,687 --> 00:23:59,481
‫- کوکو، این حرفت از ته دل نیست
‫- چرا هست

413
00:24:03,068 --> 00:24:04,820
‫دیگه هیچوقت با من حرف نزن

414
00:24:09,199 --> 00:24:10,325
‫ای خدا

415
00:24:23,463 --> 00:24:24,673
‫السا

416
00:24:24,673 --> 00:24:25,841
‫چی شده؟

417
00:24:26,675 --> 00:24:28,302
‫چه اتفاقی افتاده؟

418
00:24:44,151 --> 00:24:45,527
‫اوه، ژاک عزیزم

419
00:24:46,403 --> 00:24:48,972
‫این مشکل استخدام
‫ که توی آتلیه داریم کلافه‌م کرده

420
00:24:52,701 --> 00:24:56,330
‫زناکر گفت بدون خیاط
‫نمی‌تونی موفق بشی

421
00:24:59,208 --> 00:25:00,667
‫آره، می‌دونم، ولی...

422
00:25:04,546 --> 00:25:05,881
‫خب؟

423
00:25:05,881 --> 00:25:08,133
‫خب، می‌دونی...

424
00:25:10,511 --> 00:25:13,857
‫موفقیت نباید شامل لطمه زدن به

425
00:25:13,881 --> 00:25:17,226
‫طراح‌های دیگه و دوست‌هامون باشه

426
00:25:19,144 --> 00:25:23,065
‫باید راه دیگه‌ای پیدا کنیم

427
00:25:24,775 --> 00:25:25,984
‫می‌دونم پیدا می‌کنی

428
00:25:27,319 --> 00:25:29,738
‫باید با همه خداحافظی کنم

429
00:25:34,493 --> 00:25:36,161
‫قراره برم پیش لاتی زندگی کنم

430
00:25:36,161 --> 00:25:38,747
‫می‌تونم تا قبل از برگشتنت
‫جمع کنم برم

431
00:25:39,581 --> 00:25:42,292
‫خیلی برای دیدنم هیجان زده‌ست

432
00:25:44,253 --> 00:25:47,756
‫وکیلم زنگ زد و بهم گفت
‫ورتهایمرها آماده‌ن با هم توافق کنیم

433
00:25:50,759 --> 00:25:54,179
‫توی عمارتی که برای مذاکرات‌مون
‫انتخاب کردن اقامت داره

434
00:25:54,179 --> 00:25:56,640
‫خب، مطمئنم به‌خوبی حل و فصل میشه

435
00:25:56,640 --> 00:25:59,059
‫ظاهراً، می‌خوان
‫در یک مکان بی‌طرف ملاقات کنیم

436
00:26:00,185 --> 00:26:02,521
‫انگار سوئیس همین‌جوریشم
‫به‌قدر کافی بی‌طرف نیست

437
00:26:05,023 --> 00:26:06,024
‫خیلی دوره

438
00:26:08,777 --> 00:26:10,737
‫پس تا اواخر امشب برنمی‌گردم

439
00:26:10,737 --> 00:26:14,324
‫داری منو می‌اندازی بیرون
‫ولی اسپتز رو توی زندگیت نگه می‌داری...

440
00:26:15,701 --> 00:26:17,035
‫شرم‌آوره

441
00:26:21,790 --> 00:26:23,584
‫خب پس، گمونم وقت خداحافظیه

442
00:26:45,189 --> 00:26:47,107
‫اونجا خیلی قشنگ بود

443
00:26:50,944 --> 00:26:52,905
‫آره. اون دوران خوشبخت‌تر بودیم

444
00:26:54,865 --> 00:26:56,241
‫تا اینکه دیگه نبودیم

445
00:27:00,829 --> 00:27:01,914
‫بقیه کجان؟

446
00:27:04,208 --> 00:27:07,002
‫- ریموند برنارد رو برد تیمارستان
‫- به این زودی؟

447
00:27:07,002 --> 00:27:10,339
‫می‌خواستم خداحافظی کنم

448
00:27:12,216 --> 00:27:14,176
‫به‌نظرم بهتره همراهم بیای پاریس

449
00:27:14,176 --> 00:27:16,762
‫فکر نکنم فکر خوبی باشه اینجا بمونی

450
00:27:18,680 --> 00:27:20,849
‫به بابا قول دادم
‫کارای باغچه رو تموم می‌کنم

451
00:27:22,935 --> 00:27:25,437
‫می‌خوای بهش کمک کنی
‫رزها رو بکاره؟

452
00:27:28,482 --> 00:27:29,816
‫نخوابیدی، مگه نه؟

453
00:27:31,068 --> 00:27:32,768
‫توام نخوابیدی

454
00:27:33,654 --> 00:27:35,781
‫از اردوگاه به بعد چندان خواب نمیرم

455
00:27:41,411 --> 00:27:43,872
‫حرفی که آقای فریدمن دیروز زد

456
00:27:43,872 --> 00:27:46,458
‫که گفت دخترشو می‌شناسی، راست میگه؟

457
00:27:49,962 --> 00:27:51,088
‫می‌شناختیش؟

458
00:27:55,676 --> 00:27:57,594
‫حقیقت داره؟ می‌شناختیش؟

459
00:28:00,764 --> 00:28:01,765
‫کاترین

460
00:28:03,141 --> 00:28:06,645
‫کاترین، اگر چیزی هست که نمیگی
‫باید به من بگی

461
00:28:09,189 --> 00:28:10,190
‫به یکی بگو

462
00:28:18,907 --> 00:28:19,908
‫بیا بریم

463
00:28:42,723 --> 00:28:44,099
‫تانیا مرده

464
00:28:46,727 --> 00:28:49,938
‫جلوی چشمام مرد
‫و به‌طرز وحشتناکی مرد

465
00:28:51,565 --> 00:28:53,066
‫من و تانیا دوست بودیم

466
00:28:53,567 --> 00:28:55,171
‫با هم توی یک یگان مقاومت بودیم

467
00:28:55,195 --> 00:28:57,446
‫برای همین از قبل از اردوگاه همو می‌شناختیم

468
00:28:57,946 --> 00:28:59,698
‫نگهبان‌ها خوششون میومد
‫بهمون گرسنگی بدن

469
00:29:00,199 --> 00:29:03,452
‫تانیا مریض بود
‫برای همین یکم نون اضافی دزدیدم

470
00:29:03,452 --> 00:29:07,456
‫حقیقتاً معجزه بود
‫که اصلاً تونستم چیزی بدزدم

471
00:29:07,456 --> 00:29:08,665
‫ولی تونستم

472
00:29:09,291 --> 00:29:10,626
‫آوردم بهش دادم

473
00:29:11,293 --> 00:29:13,670
‫ولی نگهبان‌ها داشتن بازرسی می‌کردن
‫و پیداش کردن

474
00:29:14,671 --> 00:29:17,174
‫وقتی اومدن داخل
‫هنوز توی دستش بود

475
00:29:17,799 --> 00:29:20,219
‫فکر کردن اون نون‌ها رو دزدیده

476
00:29:22,304 --> 00:29:23,764
‫شروع کردن به زدنش

477
00:29:24,348 --> 00:29:27,684
‫می‌خواستم جلوشون رو بگیرم
‫ولی خیلی می‌ترسیدم

478
00:29:28,852 --> 00:29:31,313
‫تانیا هیچی نگفت
‫بی‌سروصدا تحمل کرد

479
00:29:33,565 --> 00:29:36,443
‫اونقدر زدنش که دندون‌هاش پرت شد بیرون

480
00:29:36,443 --> 00:29:38,195
‫و بعد کشوندن بردنش

481
00:29:38,195 --> 00:29:40,781
‫و زنده‌زنده انداختنش توی کوره‌ها

482
00:29:55,087 --> 00:29:57,798
‫شماها بچه بودین

483
00:30:00,259 --> 00:30:01,718
‫جفتتون

484
00:30:03,595 --> 00:30:05,055
‫بچه‌های کوچولو

485
00:30:12,437 --> 00:30:13,438
‫سنی نداشتین

486
00:31:19,755 --> 00:31:20,756
‫حالش چطوره؟

487
00:31:21,673 --> 00:31:22,674
‫خوابه

488
00:31:26,011 --> 00:31:28,889
‫روحمون هم خبر نداره
‫چه زجرهایی کشیده

489
00:31:29,598 --> 00:31:30,724
‫نمی‌تونم تصورش کنم

490
00:31:32,601 --> 00:31:33,769
‫تمومی نداره

491
00:31:34,645 --> 00:31:35,812
‫دختر قوی‌ایه

492
00:31:36,313 --> 00:31:37,481
‫یه راهی پیدا می‌کنه

493
00:31:38,106 --> 00:31:39,107
‫مطمئن نیستم

494
00:31:40,442 --> 00:31:41,485
‫پیدا می‌کنه

495
00:31:46,782 --> 00:31:47,783
‫تو رو داره

496
00:32:01,588 --> 00:32:03,507
‫خب، به کجا رسیدیم؟

497
00:32:03,507 --> 00:32:05,092
‫به مرز پیشرفت

498
00:32:05,092 --> 00:32:07,540
‫طبق دستورتون، در دو قاره شکایت کردیم

499
00:32:07,564 --> 00:32:10,764
‫و پرونده‌هامون در پاریس
‫و نیویورک در دست بررسیه

500
00:32:12,015 --> 00:32:13,862
‫ورتهایمرها تا الان

501
00:32:13,886 --> 00:32:16,353
‫هیچ پیشنهاد توافقی ندادن

502
00:32:17,646 --> 00:32:18,730
‫چرا؟

503
00:32:18,730 --> 00:32:22,818
‫چون اخیراً از ملاقاتت
‫با کارمل اسنو باخبر شدن

504
00:32:24,486 --> 00:32:27,281
‫یه دوست واقعیه
‫می‌دونستم بهم کمک می‌کنه

505
00:32:27,281 --> 00:32:29,616
‫ظاهراً ورتهایمرها خیلی نگرانن

506
00:32:29,616 --> 00:32:32,744
‫که عطرهای جدیدتون
‫بیفته دست نیمان مارکوس

507
00:32:32,744 --> 00:32:33,871
‫بایدم نگران باشن

508
00:32:33,871 --> 00:32:35,455
‫و نه تنها اون

509
00:32:35,455 --> 00:32:37,708
‫ساکس. برگدورف

510
00:32:37,708 --> 00:32:40,294
‫اونقدر بهشون فشار میاریم تا خفه بشن

511
00:32:40,294 --> 00:32:42,462
‫فکر کنم آماده‌ی توافق باشن

512
00:32:43,714 --> 00:32:44,965
‫چجور توافقی؟

513
00:32:44,965 --> 00:32:47,843
‫با وکلای فرانسوی و آمریکاییشون
‫دو روز دیگه میان اینجا

514
00:32:47,843 --> 00:32:49,553
‫و مذاکره می‌کنیم

515
00:32:49,553 --> 00:32:51,513
‫و برای اولین بار احساس امیدواری می‌کنم

516
00:32:52,097 --> 00:32:53,432
‫برای اولین بار؟ خوبه

517
00:32:53,432 --> 00:32:55,809
‫و خیالتون راحت
‫مبلغ قابل‌قبولی براتون می‌گیریم

518
00:32:55,809 --> 00:32:57,060
‫قابل‌قبول؟

519
00:32:58,145 --> 00:32:59,771
‫من هیچوقت با قابل‌قبول راضی نمیشم

520
00:33:00,731 --> 00:33:02,524
‫کلش رو می‌خوام

521
00:33:08,280 --> 00:33:10,324
‫خب، این کاراییه که باید
‫برای آماده شدن انجام بدیم

522
00:33:16,330 --> 00:33:19,041
‫به‌نظرم به‌موقع برای مهمونی برارد برسیم

523
00:33:19,958 --> 00:33:23,295
‫آره. می‌تونیم به‌موقع برسیم

524
00:33:26,507 --> 00:33:28,467
‫مطمئنی هنوزم می‌خوای بری؟

525
00:33:30,344 --> 00:33:35,390
‫آره. بیرون رفتن
‫و دیدن دوست‌هامون برام خوبه

526
00:33:43,148 --> 00:33:45,943
‫دیدن بی‌پول شدن بابا وحشتناک بود

527
00:33:45,943 --> 00:33:48,904
‫و دلمون نمی‌خواد همون اتفاق
‫برای توام بیفته، کریستیان

528
00:33:57,246 --> 00:34:00,207
‫مطمئنی نمی‌تونم راضیت کنم امشب بمونی؟
‫ظاهراً قراره بارون بیاد

529
00:34:01,416 --> 00:34:03,001
‫نه، باید برم دیدن خواهرزاده‌م

530
00:34:07,756 --> 00:34:09,967
‫- هنوزم راننده نداری؟
‫- نه

531
00:34:10,676 --> 00:34:12,511
‫تاحدودی از مستقل بودن خوشم میاد

532
00:34:24,898 --> 00:34:25,899
‫الو؟

533
00:34:26,692 --> 00:34:30,529
‫الو؟ لاتی، سلام

534
00:34:31,112 --> 00:34:33,322
‫سلام. منم خواهرت

535
00:34:34,199 --> 00:34:37,661
‫نه، اون یکی خواهرت. منم السا

536
00:34:39,996 --> 00:34:41,998
‫خیلی وقته می‌خواستم
‫بهت زنگ بزنم، آخه...

537
00:34:45,127 --> 00:34:46,128
‫ببخشید

538
00:34:46,962 --> 00:34:49,047
‫آره. یا خدا، آره دیروقته

539
00:34:49,047 --> 00:34:50,591
‫شرمنده...

540
00:34:51,300 --> 00:34:52,301
‫خب...

541
00:34:54,178 --> 00:34:56,597
‫دلم برات تنگ شده

542
00:34:56,597 --> 00:35:01,310
‫و فرصتی پیدا کردم که برگردم لندن

543
00:35:01,310 --> 00:35:04,021
‫و گفتم شاید بتونم بیام دیدنت

544
00:35:06,773 --> 00:35:07,774
‫چی؟

545
00:35:12,946 --> 00:35:14,156
‫چرا نه؟

546
00:35:29,922 --> 00:35:31,798
‫می‌دونم اشتباهاتی کردم

547
00:35:33,383 --> 00:35:38,388
‫دل‌شکسته بودم، و عصبانی شدم ولی...

548
00:35:41,475 --> 00:35:43,810
‫مگه تو بی‌نقصی؟ من که نیستم

549
00:35:47,231 --> 00:35:50,150
‫نه، اینطوری بهم نگو. من...

550
00:35:51,401 --> 00:35:52,861
‫اینو نگو. تو...

551
00:35:54,530 --> 00:35:56,490
‫معلومه که خواهرتم!

552
00:35:56,990 --> 00:35:58,617
‫هستم! هسـ...

553
00:36:51,044 --> 00:36:52,087
‫سلام

554
00:36:53,714 --> 00:36:55,591
‫چند دقیقه لازم دارم
‫که بارون قطع بشه

555
00:36:55,591 --> 00:36:58,510
‫دیدم اونقدر خوب نیست
‫که بتونم رانندگی کنم

556
00:36:58,510 --> 00:37:00,971
‫هرچقدر خواستی بمونی قدمت رو چشمه

557
00:37:02,097 --> 00:37:03,515
‫کجا داری میری؟

558
00:37:03,515 --> 00:37:04,516
‫خونه

559
00:37:05,267 --> 00:37:06,351
‫خیلی دوره؟

560
00:37:07,477 --> 00:37:09,062
‫راه چندانی نمونده

561
00:37:09,062 --> 00:37:10,480
‫یه هتل توی "لوزان"ـه

562
00:37:11,231 --> 00:37:12,441
‫هتل؟

563
00:37:16,028 --> 00:37:19,239
‫- فکر کردم گفتی خونه
‫- آره، اونجا زندگی می‌کنم

564
00:37:20,908 --> 00:37:21,909
‫چه غیرعادی

565
00:37:23,243 --> 00:37:24,453
‫برای من غیرعادی نیست

566
00:37:25,579 --> 00:37:28,381
‫وقتی به نیازهام رسیدگی می‌کنن
‫حس می‌کنم خونه‌ی خودمم

567
00:37:28,457 --> 00:37:30,000
‫اهل کجایی؟

568
00:37:30,000 --> 00:37:31,001
‫فرانسویم

569
00:37:32,336 --> 00:37:33,337
‫پناهنده‌ای

570
00:37:36,965 --> 00:37:37,966
‫یه‌جورایی

571
00:37:41,470 --> 00:37:45,974
‫سال‌های سال نیومده بودم توی کلیسا

572
00:37:47,809 --> 00:37:51,438
‫توی یتیم‌خونه‌ای بزرگ شدم
‫که مسئولش راهبه‌ها بودن

573
00:37:54,775 --> 00:37:56,401
‫واقعاً جای وحشتناکی بود

574
00:37:57,444 --> 00:37:58,987
‫حتماً خیلی سختی کشیدی

575
00:38:00,531 --> 00:38:02,824
‫و حالا با خانواده‌ت اومدی لوزان؟

576
00:38:03,909 --> 00:38:06,828
‫خب، خواهرزاده‌م و دخترش اینجان

577
00:38:06,828 --> 00:38:10,207
‫و یکی از دوست‌هام پیشم می‌مونه

578
00:38:11,166 --> 00:38:13,252
‫- اونم پناهنده‌ست؟
‫- آره

579
00:38:16,380 --> 00:38:19,299
‫ولی نمیشه گفت عضو خانوادمه

580
00:38:21,176 --> 00:38:22,803
‫خب، خانواده از نظر تو چیه؟

581
00:38:30,853 --> 00:38:31,937
‫اینجا تنهایی؟

582
00:38:36,191 --> 00:38:40,654
‫وقتی رفتی
‫برمی‌گردم سراغ رفو کردن جوراب‌هام

583
00:38:40,654 --> 00:38:44,199
‫تا اینکه یهو از خواب بپرم
‫و متوجه بشم کنار آتیش نشستم

584
00:38:45,325 --> 00:38:46,493
‫آره

585
00:38:47,744 --> 00:38:49,788
‫همونقدر که قبل از اومدن تو تنها بودم

586
00:38:52,040 --> 00:38:55,127
‫خوش‌شانسی که کسی رو داری
‫برگردی پیشش

587
00:38:57,004 --> 00:38:58,130
‫یک دوست

588
00:38:58,881 --> 00:39:00,716
‫یک خواهرزاده، که بهش اهمیت میدی

589
00:39:02,217 --> 00:39:03,594
‫و منتظرته

590
00:39:15,522 --> 00:39:16,899
‫فکر کنم بارون قطع شد

591
00:39:19,693 --> 00:39:21,028
‫دیگه می‌تونه به سلامت برگردی خونه

592
00:39:22,571 --> 00:39:23,697
‫کنار خانواده‌ت باش

593
00:39:33,081 --> 00:39:37,878
‫شنیدم کارمل اسنو اومده آتلیه‌ت
‫و بیش از یک ساعت مونده

594
00:39:38,378 --> 00:39:39,755
‫از چیزایی که دید راضی بود

595
00:39:40,297 --> 00:39:42,341
‫بهتره مراقب باشی، کریستیان

596
00:39:42,341 --> 00:39:45,636
‫هرگز نباید پیشنهادم
‫ برای همکاری رو رد می‌کردی

597
00:39:45,636 --> 00:39:47,721
‫فضا برای موفقیت همه‌مون هست

598
00:39:47,721 --> 00:39:50,349
‫آره، آره، آره، بعضی‌هامون به موفقیت می‌رسیم

599
00:39:51,099 --> 00:39:53,393
‫مجموعه‌ت به کجا رسیده؟

600
00:39:53,393 --> 00:39:54,853
‫همه‌چیز طبق برنامه پیش میره؟

601
00:39:55,729 --> 00:39:57,356
‫توی استخدام به مشکل برخوردیم

602
00:39:57,856 --> 00:39:59,316
‫بانو زناکر زنگ زد

603
00:40:00,108 --> 00:40:02,444
‫گفت داری دنبال خیاط می‌گردی

604
00:40:03,320 --> 00:40:05,989
‫می‌تونم یکی برات بفرستم
‫ولی بیشتر از این نمی‌تونم

605
00:40:05,989 --> 00:40:07,483
‫ممنون، کریستو

606
00:40:07,507 --> 00:40:10,160
‫حدوداً 30 تا لازم داریم

607
00:40:10,160 --> 00:40:11,161
‫سی تا؟

608
00:40:11,995 --> 00:40:13,622
‫هرگز همچین تعدادی پیدا نمی‌کنی

609
00:40:14,122 --> 00:40:18,877
‫باید مجموعه‌ت رو نصف کنی، اونم حداقل
‫شایدم بیشتر

610
00:40:18,877 --> 00:40:21,129
‫نه، نمی‌تونم همچین کاری بکنم

611
00:40:21,129 --> 00:40:24,508
‫کریستیان، بهت که گفتم
‫باید از قبل برنامه‌ریزی می‌کردی

612
00:40:24,508 --> 00:40:27,302
‫بدون خیاط، عمراً نمی‌تونی
‫تا افتتاحیه‌ت تمومشون کنی

613
00:40:28,220 --> 00:40:29,429
‫یه فکری براش می‌کنیم

614
00:40:29,930 --> 00:40:32,766
‫بهتره فوراً یه فکری براش بکنی
‫وگرنه دهنت سرویسه

615
00:40:35,894 --> 00:40:38,397
‫بهت باور دارم
‫یه راهی برای موفق شدن پیدا می‌کنی

616
00:40:39,106 --> 00:40:41,275
‫و عاقبتت مثل حرف ریموند نمیشه

617
00:40:54,162 --> 00:40:55,747
‫کسی اینجا نیست؟

618
00:40:56,748 --> 00:40:57,749
‫السا

619
00:41:02,087 --> 00:41:03,130
‫السا

620
00:41:04,965 --> 00:41:06,049
‫حالت چطوره؟

621
00:41:07,759 --> 00:41:10,220
‫دیشب سر شام
‫یه‌خرده آشفته به‌نظر میومدی

622
00:41:11,930 --> 00:41:14,099
‫حالم خوبه. برو پی کارت

623
00:41:15,309 --> 00:41:16,852
‫شنیدم با کوکو دعوات شده

624
00:41:16,852 --> 00:41:19,271
‫که دیگه نمی‌خواد قیافه‌تو ببینه

625
00:41:23,650 --> 00:41:25,277
‫چندان تقصیری هم نداره، مگه نه؟

626
00:41:27,738 --> 00:41:29,531
‫لطفاً در مورد کوکو باهام صحبت نکن

627
00:41:30,032 --> 00:41:32,034
‫اوه، حتماً خیلی بهم ریختی

628
00:41:34,286 --> 00:41:36,788
‫ولی عزیزم، شاید چیزی داشته باشم

629
00:41:38,415 --> 00:41:39,666
‫که بتونه بهت کمک کنه

630
00:41:39,666 --> 00:41:41,585
‫از اون کمکایی که تو می‌کنی نمی‌خوام

631
00:41:41,585 --> 00:41:43,045
‫نمی‌خوای؟

632
00:41:43,045 --> 00:41:45,255
‫یادت رفته من می‌دونم واقعاً کی هستی؟

633
00:41:47,716 --> 00:41:48,884
‫تو یه نازی هستی

634
00:41:51,136 --> 00:41:52,137
‫خب...

635
00:41:52,763 --> 00:41:56,600
‫این بخشش رو فراموش نکردم

636
00:41:58,060 --> 00:42:00,145
‫با این‌حال، بیا

637
00:42:00,729 --> 00:42:01,897
‫این چیه؟

638
00:42:01,897 --> 00:42:03,482
‫یه هدیه‌ی خداحافظی

639
00:42:04,566 --> 00:42:05,567
‫برای سفرت

640
00:42:06,360 --> 00:42:10,405
‫یادته بهت گفتم می‌تونم
‫چیزی که لازم داری رو گیر بیارم؟

641
00:42:40,519 --> 00:42:44,064
‫می‌دونی چیه، از لهجه‌ی انگلیسیت
‫خوشم نمیاد، اسپتز

642
00:42:44,064 --> 00:42:46,066
‫- دهاتیه
‫- واقعاً؟

643
00:42:46,066 --> 00:42:47,776
‫مادرت دهاتی بوده، آره؟

644
00:42:47,776 --> 00:42:48,777
‫آره

645
00:42:50,195 --> 00:42:54,658
‫اهل کدوم دهات دورافتاده‌ی انگلستان بوده؟

646
00:42:56,076 --> 00:42:57,870
‫من جزو اشراف‌زاده‌هام، می‌دونستی؟

647
00:42:58,662 --> 00:43:00,497
‫خون آبی توی رگ‌هامه

648
00:43:02,791 --> 00:43:04,168
‫بهم دست نزن

649
00:43:06,670 --> 00:43:08,088
‫فقط می‌خوام صداشو بشنوم

650
00:43:10,215 --> 00:43:12,092
‫فقط می‌خوام صدای خون آبیت رو بشنوم

651
00:43:26,231 --> 00:43:27,608
‫چه قشنگه

652
00:43:29,109 --> 00:43:31,778
‫قطعاً خون آبیه

653
00:43:32,321 --> 00:43:36,909
‫و منم دارم دقیقاً همون چیزی
‫ که آرزوشو داره بهش میدم

654
00:43:38,076 --> 00:43:39,703
‫باید قبولش کنی

655
00:43:53,675 --> 00:43:56,637
‫میدونی، من و خواهرم لاتی
‫برنامه‌های فوق العاده‌ای ریختیم

656
00:43:56,637 --> 00:43:58,013
‫خواهرم عاشقمه. دیوونمه

657
00:43:58,013 --> 00:44:00,098
‫و قراره یه مدت برم انگلستان پیشش

658
00:44:00,098 --> 00:44:01,183
‫خواهر واقعیت؟

659
00:44:01,183 --> 00:44:02,726
‫- آره
‫- حرف نداره

660
00:44:04,353 --> 00:44:06,688
‫پس دیگه مجبور نیستی
‫تظاهر کنی کوکو خواهرته

661
00:44:06,688 --> 00:44:07,940
‫خفه‌شو بابا

662
00:44:08,732 --> 00:44:10,567
‫وقتی رفتم دل کوکو برام تنگ میشه

663
00:44:10,567 --> 00:44:13,153
‫- بهم نیاز داره
‫- نه، السا

664
00:44:13,946 --> 00:44:18,283
‫اون هرگز بهت نیاز نداشته
‫و فکر کنم حتی توام تا الان اینو فهمیده باشی

665
00:44:18,867 --> 00:44:20,452
‫ولی به‌نظر معرکه میاد

666
00:44:22,704 --> 00:44:25,249
‫زندگی فوق العاده‌ای
‫ با خواهرت "لاتی" داشته باشی

667
00:44:29,169 --> 00:44:33,382
‫یه خواهر واقعی دارم
‫ که عاشقمه، مرتیکه‌ی عوضی!

668
00:44:34,633 --> 00:44:37,719
‫به تو یا کوکو
‫یا هیچکس دیگه‌ای نیاز ندارم! من...

669
00:45:44,578 --> 00:45:47,998
‫اون نمایشگاه هنری
‫ که افتتاح کردی و به‌جایی نرسید

670
00:45:54,421 --> 00:45:56,158
‫می‌خوام بدونم چند تا لباس درست کنی

671
00:45:56,182 --> 00:45:58,383
‫اتفاقی که برای
‫کاترین افتاد رو جبران می‌کنه؟

672
00:45:58,383 --> 00:45:59,593
‫و برای برنارد

673
00:47:10,038 --> 00:47:11,081
‫اول شما بفرمایید خانم

674
00:47:12,457 --> 00:47:13,667
‫بقیه کجان؟

675
00:47:13,667 --> 00:47:14,877
‫طوفان فراری‌شون داد

676
00:47:16,044 --> 00:47:17,171
‫برق‌مون قطع شد

677
00:47:17,171 --> 00:47:19,423
‫خبر داری السا لومباردی رفته یا نه؟

678
00:47:19,423 --> 00:47:21,133
‫تا جایی که اطلاع دارم نرفتن، دوشیزه خانم

679
00:47:21,133 --> 00:47:22,176
‫ممنون

680
00:47:31,310 --> 00:47:32,394
‫عشقم؟

681
00:47:36,523 --> 00:47:37,941
‫جلسه خوب پیش رفت

682
00:47:38,442 --> 00:47:40,360
‫فکر کنم قراره مذاکره کنن...

683
00:47:41,945 --> 00:47:43,322
‫که باعث شد به فکر فرو برم

684
00:47:44,489 --> 00:47:46,074
‫می‌خواستم باهات صحبت کنم

685
00:47:48,076 --> 00:47:52,122
‫بابت حرف دیشبم معذرت می‌خوام
‫خیلی ترسیده بودم

686
00:47:54,791 --> 00:47:55,792
‫السا؟

687
00:47:57,836 --> 00:48:01,173
‫السا؟

688
00:48:01,673 --> 00:48:02,841
‫اوه...

689
00:48:04,968 --> 00:48:07,012
‫اوه خدا!

690
00:48:07,012 --> 00:48:08,514
‫بلند شو!

691
00:48:09,223 --> 00:48:10,432
‫السا!

692
00:48:10,432 --> 00:48:13,227
‫یکی کمکم کنه! تو رو خدا! السا!

693
00:48:13,977 --> 00:48:15,437
‫السا، بلند شو!

694
00:48:15,938 --> 00:48:17,898
‫اوه، السا

695
00:48:19,149 --> 00:48:21,193
‫اوه، عزیزدلم

696
00:48:22,778 --> 00:48:24,988
‫اوه، کریستیان، یه صدایی شنیدم

697
00:48:25,489 --> 00:48:27,533
‫فکر می‌کردم خودم اینجا تنهام

698
00:48:29,701 --> 00:48:31,286
‫آره، می‌دونم. دیروقته

699
00:48:32,996 --> 00:48:36,166
‫داشتم سعی می‌کردم یه راهی
‫برای استخدام کسایی که نیاز داریم پیدا کنم

700
00:48:37,668 --> 00:48:40,629
‫- خب؟
‫- شدنی نیست

701
00:48:42,506 --> 00:48:45,968
‫ولی شاید بتونیم عقب بندازیمش

702
00:48:46,468 --> 00:48:47,928
‫تاریخ افتتاحیه رو عوض کنیم

703
00:48:48,428 --> 00:48:50,722
‫یا تا فصل آینده صبر کنیم

704
00:48:51,515 --> 00:48:56,061
‫نه، نمی‌تونم اجازه بدم شکست بخوره

705
00:49:03,193 --> 00:49:04,778
‫هرکاری لازمه انجام بده

706
00:49:07,447 --> 00:49:08,782
‫مطمئنی؟

707
00:49:10,576 --> 00:49:13,620
‫اینطوری از خانه‌های دیگه خیاط جذب می‌کنیم

708
00:49:15,289 --> 00:49:16,290
‫انجامش بده

709
00:49:18,375 --> 00:49:20,085
‫باید سر پا بمونیم

710
00:49:40,564 --> 00:49:43,025
‫قول بده منو با خودت می‌بری

711
00:49:44,234 --> 00:49:45,861
‫قول میدم، السا

712
00:49:46,904 --> 00:49:48,071
‫قول میدم

713
00:49:52,409 --> 00:49:54,369
‫همیشه کنار هم می‌‌مونیم

714
00:50:02,200 --> 00:50:07,200
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

715
00:50:17,272 --> 00:50:22,272
‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ]
‫[ @BDSubs ]

