‫﻿۱
00:00:01,126 --> 00:00:02,484
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,986 --> 00:00:04,354
‫"قبل از آخرین جنگ، "مونت وذر

3
00:00:04,356 --> 00:00:07,443
‫مقری نظامی در دل کوه بود.

4
00:00:07,645 --> 00:00:09,247
‫به "مونت وذر" خوش آمدید.

5
00:00:09,249 --> 00:00:11,648
‫زندانی نیستید. ما نجاتتون دادیم.

6
00:00:11,650 --> 00:00:12,784
‫پس چرا باید از این جا بریم؟

7
00:00:12,786 --> 00:00:14,763
‫اینجا خیلی خوبه که حقیقت داشته باشه.

8
00:00:14,855 --> 00:00:17,495
‫ریپر" ها".

9
00:00:17,497 --> 00:00:18,946
‫"اوکتویا".

10
00:00:18,948 --> 00:00:20,128
‫لینکن" کجاست؟"

11
00:00:20,130 --> 00:00:22,789
‫این یکی رو واسه ی پروژه ی "سربروس" علامت گذاری کن.

12
00:00:22,791 --> 00:00:24,963
‫میکشنش. باید یه کاری کنیم.

13
00:00:24,965 --> 00:00:26,879
‫دوستامون اون بیرونن

14
00:00:26,881 --> 00:00:28,651
‫باید بری بیاریشون.

15
00:00:28,653 --> 00:00:31,256
‫دختری که این ساعت دستش بود کجاست؟

16
00:00:32,602 --> 00:00:33,909
‫حرکت میکنیم.

17
00:00:33,911 --> 00:00:35,623
‫همه جا رو واسه ی بچه ها میگردیم.

18
00:00:35,625 --> 00:00:37,395
‫دارم ماموریتی واسه برگردوندن اونا رهبری میکنم.

19
00:00:37,397 --> 00:00:38,769
‫زندانی رو با خودم میبرم که راه رو نشونم بده.

20
00:00:38,771 --> 00:00:40,172
‫از اینجا میارمت بیرون.

21
00:00:40,174 --> 00:00:42,052
‫تنها شانس ما اینه که درکنار هم بجنگیم.

22
00:00:42,054 --> 00:00:43,061
‫میدونم که مردم من کمک میکنن.

23
00:00:44,072 --> 00:00:45,077
‫آهه!

24
00:00:45,079 --> 00:00:46,078
‫اوه، نه، نه، نه.

25
00:00:46,080 --> 00:00:47,615
‫آهه!

26
00:00:47,617 --> 00:00:49,486
‫حرکت، حرکت، بجنب.

27
00:00:49,488 --> 00:00:50,832
‫اسلحه ها...

28
00:00:53,151 --> 00:00:55,622
‫محیط رو امن کنید. یه تیم سه نفره.

29
00:00:55,624 --> 00:00:57,191
‫تا شعاع ۹۰ متری.

30
00:00:57,193 --> 00:00:58,561
‫دروازه رو باز کنید.

31
00:01:01,637 --> 00:01:03,174
‫چند تا از شما اونجان؟

32
00:01:05,146 --> 00:01:06,480
‫بریم.

33
00:01:06,482 --> 00:01:08,520
‫باید ببریمش به درمونگاه. بجنب، بجنب.

34
00:01:24,818 --> 00:01:26,186
‫صبر کنید.

35
00:01:26,188 --> 00:01:27,760
‫وقتی زندانی بی خطر شد برو.

36
00:01:27,762 --> 00:01:31,141
‫زندانی نیست، دخترمه.

37
00:01:35,788 --> 00:01:37,023
‫"کلارک".

38
00:01:44,545 --> 00:01:45,952
‫مامان؟

39
00:01:46,953 --> 00:02:17,945
‫<font color="#۰۰DEFF">.::Translated By MasterGold::.
‫:::WorlDSubTitle.In:::..</font>..

40
00:02:17,969 --> 00:02:22,569
‫: هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

41
00:02:22,709 --> 00:02:24,242
‫آب نمک و گاز میخوام.

42
00:02:24,244 --> 00:02:26,037
‫- الان میارم.
‫- باشه، عزیزم.

43
00:02:26,212 --> 00:02:27,913
‫سقوط سفینه تون رو دیدم.

44
00:02:27,915 --> 00:02:30,517
‫توش نبودم. من همینجام.

45
00:02:35,262 --> 00:02:36,429
‫امم.

46
00:02:36,431 --> 00:02:37,664
‫حالش خوبه؟

47
00:02:37,666 --> 00:02:38,834
‫میشه.

48
00:02:38,836 --> 00:02:39,804
‫متاسفم خانم.

49
00:02:39,806 --> 00:02:42,076
‫نمیدونستیم که کیه.

50
00:02:42,078 --> 00:02:44,112
‫- کجا بودی؟
‫- "برن"...

51
00:02:44,114 --> 00:02:45,547
‫"مونت وذر".

52
00:02:47,053 --> 00:02:48,856
‫زمینی ها تو رو بردن به "مونت وذر"؟

53
00:02:48,858 --> 00:02:50,491
‫نه. مردان کوهستان بردن.

54
00:02:50,493 --> 00:02:51,761
‫باید بیرونشون بیاریم.

55
00:02:51,763 --> 00:02:53,664
‫الان نمیخواد سوال ازش بپرسی.

56
00:02:53,666 --> 00:02:55,136
‫بله خانم.

57
00:02:59,777 --> 00:03:01,144
‫- "کلارک".
‫- مامان.

58
00:03:02,448 --> 00:03:04,383
‫کسی دیگه هم به اینجا رسیده؟

59
00:03:04,385 --> 00:03:07,419
‫آره. ۶تا تون رسیدن.

60
00:03:08,422 --> 00:03:09,790
‫فین" و "بلامی"؟"

61
00:03:13,066 --> 00:03:14,902
‫فکر میکردم مردن.

62
00:03:16,739 --> 00:03:18,473
‫فکر میکردم تو هم مردی.

63
00:03:25,115 --> 00:03:26,861
‫فکر میکردم مردی.

64
00:03:33,789 --> 00:03:35,023
‫نمردم.

65
00:03:36,928 --> 00:03:38,262
‫من همینجام.

66
00:04:00,224 --> 00:04:02,623
‫ممنونم که اومدی.

67
00:04:02,625 --> 00:04:04,890
‫شنیدم که روزی ۳ ۴ بار

68
00:04:04,892 --> 00:04:08,462
‫میری درمونگاه و درباره ی "کلارک" سوال میپرسی.

69
00:04:08,464 --> 00:04:11,698
‫آره. کسی نمیزاره ببینمش.

70
00:04:11,700 --> 00:04:14,100
‫چون دیگه اینجا نیست.

71
00:04:15,435 --> 00:04:17,535
‫کلارک" فرار کرد".

72
00:04:17,537 --> 00:04:21,302
‫،سعی کردم متقاعدش کنم که اینجا جاش امنه

73
00:04:21,304 --> 00:04:23,103
‫ولی نمیتونست وقتی بین دوست ها هست

74
00:04:23,105 --> 00:04:26,203
‫دنبال دشمن گشتن رو ول کنه.

75
00:04:26,205 --> 00:04:29,841
‫ببخشید. نمیخوام بی احترامی کنم...

76
00:04:29,843 --> 00:04:31,507
‫ولی "کلارک" اینجوری مارو ول نمیکنه.

77
00:04:31,509 --> 00:04:34,241
‫ای کاش اینجوری نبود.

78
00:04:34,243 --> 00:04:35,809
‫چرا؟ دارین دنبالش میگردین؟

79
00:04:35,811 --> 00:04:39,043
‫من نمیتونم جون آدمام رو بخطر بندازم

80
00:04:39,045 --> 00:04:40,344
‫که کسی رو برگردونن

81
00:04:40,346 --> 00:04:41,478
‫که حتی دوست نداره اینجا باشه.

82
00:04:41,480 --> 00:04:44,914
‫امیدوارم بتونی درک کنی.

83
00:04:44,916 --> 00:04:46,248
‫آره.

84
00:04:46,250 --> 00:04:50,652
‫کاری که میتونم بکنم اینه که بزارم خودت بری دنبالش.

85
00:04:55,022 --> 00:04:56,089
‫میتونم برگردم؟

86
00:04:56,091 --> 00:04:57,491
‫معلومه که میتونی.

87
00:04:57,493 --> 00:05:00,529
‫جاسپر"، اینجا الان خونه ی توهه".

88
00:05:00,531 --> 00:05:03,363
‫تا هروقت دلت بخواد اینجا بروت بازه.

89
00:05:08,799 --> 00:05:11,064
‫خبرم کن چه تصمیمی گرفتی.

90
00:05:33,010 --> 00:05:35,211
‫تا سفر نهایمان به زمین.

91
00:05:46,217 --> 00:05:49,453
‫قربان. زندانی آب نمیخوره.

92
00:06:03,590 --> 00:06:07,225
‫اگه نخوری، میمیری.

93
00:06:07,227 --> 00:06:09,726
‫و اگه بمیری، نمیتونی

94
00:06:09,728 --> 00:06:11,127
‫بهم کمک کنی که جلو قتل هارو بگیرم.

95
00:06:14,365 --> 00:06:17,298
‫چی باعث شده فکر کنی که میخواد جلو قتل ها رو بگیره؟

96
00:06:18,432 --> 00:06:20,163
‫باید باور کنم که اونا هم این همه مدت

97
00:06:20,165 --> 00:06:22,064
‫با جنگیدن این پایین زنده نموندن...
‫(حتما صلح هم کردن)

98
00:06:24,068 --> 00:06:25,637
‫وقتی یه راه بهتر هم بود.

99
00:06:41,318 --> 00:06:42,353
‫بلند شو.

100
00:06:42,355 --> 00:06:44,221
‫درمورد طناب شرمنده.

101
00:06:48,221 --> 00:06:50,103
‫پس بازش کن.

102
00:06:50,623 --> 00:06:52,421
‫حداقل میدونیم که میتونه حرف بزنه.

103
00:06:56,226 --> 00:06:57,427
‫ای کاش میتونستم.

104
00:07:00,796 --> 00:07:02,130
‫میدونستم. حتی یه کلمه از حرفامون

105
00:07:02,132 --> 00:07:03,166
‫رو هم نمیفهمه.

106
00:07:03,168 --> 00:07:04,367
‫این یه تاکتیکه.

107
00:07:04,369 --> 00:07:06,301
‫،اگه فکر کنیم که اون انگلیسی بلند نیست

108
00:07:06,303 --> 00:07:08,369
‫ازش انتظاری نداریم که چیزی بگه.

109
00:07:08,371 --> 00:07:10,603
‫با کمال احترام قربان، پس چرا ازش انتظار داریم که

110
00:07:10,605 --> 00:07:11,669
‫بجای راهنمایی کردنمون به طرف فرماندشون

111
00:07:11,671 --> 00:07:13,470
‫ما رو به طرف تله نکشه؟

112
00:07:13,472 --> 00:07:15,374
‫انتظار نداریم.

113
00:07:15,376 --> 00:07:17,108
‫قشنگی کار همینه.

114
00:07:17,110 --> 00:07:18,608
‫چه بخواد مارو بکشه

115
00:07:18,610 --> 00:07:20,843
‫،یا کمکون کنه ک صلح کنیم

116
00:07:20,845 --> 00:07:22,145
‫در هر صورت...

117
00:07:23,014 --> 00:07:24,416
‫به نفع خودشه که

118
00:07:24,418 --> 00:07:25,986
‫مارو ببره به اردوگاشون.

119
00:07:49,904 --> 00:07:52,905
‫فکر میکردم از شورا بیرونت کردن.

120
00:07:52,907 --> 00:07:56,175
‫اوه. سنجاق صدراعظمیه.

121
00:07:56,177 --> 00:07:57,677
‫چی، تو؟؟

122
00:07:57,679 --> 00:07:59,012
‫آره.

123
00:08:00,714 --> 00:08:02,315
‫،تلونیوس" زنده نموند"

124
00:08:02,317 --> 00:08:04,485
‫و "کین" هم دو روز پیش رفت

125
00:08:04,487 --> 00:08:06,253
‫پیش زمینی ها که سعی کنه باهاشون صلح کنه

126
00:08:06,255 --> 00:08:08,087
‫و تو و بقیه رو برگردونه.

127
00:08:08,089 --> 00:08:10,323
‫بهتون گفتم که. زمینی ها مارو ندارن.

128
00:08:14,294 --> 00:08:15,829
‫چه مدت خواب بودم؟

129
00:08:15,831 --> 00:08:17,062
‫تقریبا ۱۰ ساعت.

130
00:08:17,064 --> 00:08:18,130
‫آه.

131
00:08:18,132 --> 00:08:20,865
‫اوه، هی، "کلارک"، آروم باش. هی.

132
00:08:20,867 --> 00:08:22,166
‫خیلی زوده.

133
00:08:23,338 --> 00:08:25,608
‫مامان، باید بر ضد "مونت وذر" حرکتی کنیم.

134
00:08:25,610 --> 00:08:27,010
‫چنتا نگهبان اینجا داریم؟

135
00:08:27,012 --> 00:08:28,442
‫فین" و "بلامی" کجان؟"

136
00:08:28,444 --> 00:08:30,946
‫خواهش میکنم "کلارک". باید استراحت کنی.

137
00:08:30,948 --> 00:08:33,482
‫لازم نیست استراحت کنم. حالم خوبه.

138
00:08:33,484 --> 00:08:35,484
‫و لازم هم نیست که ازم حفاظت کنی.

139
00:08:36,386 --> 00:08:38,854
‫چیزی که لازم داره اینه که دوستام رو نجات بدم.

140
00:08:38,856 --> 00:08:40,722
‫خانم.

141
00:08:40,724 --> 00:08:42,426
‫حرکاتی توی جنگل شمالی دیدیم.

142
00:08:42,428 --> 00:08:44,061
‫زمینی ها؟

143
00:08:44,063 --> 00:08:45,330
‫فکر نکنم.

144
00:08:52,372 --> 00:08:53,740
‫سلام.

145
00:08:53,742 --> 00:08:55,308
‫کل شب رو منتظرت بودم.

146
00:08:55,310 --> 00:08:56,708
‫ابی" گفت که باید بخوابی".

147
00:08:59,911 --> 00:09:01,377
‫"ریون"...

148
00:09:01,379 --> 00:09:03,346
‫مزخرفه، ولی دارم باهاش کنار میام.

149
00:09:03,348 --> 00:09:04,413
‫دروازه رو باز کنید.

150
00:09:08,787 --> 00:09:10,390
‫اسلحه.

151
00:09:10,392 --> 00:09:12,257
‫اسلحه رو باید بدی.

152
00:09:12,259 --> 00:09:14,923
‫اسلحه گرفته شد.

153
00:09:14,925 --> 00:09:17,091
‫"بلامی".

154
00:09:17,093 --> 00:09:19,228
‫برو. بهت میرسم.

155
00:09:19,230 --> 00:09:20,464
‫باشه.

156
00:09:25,200 --> 00:09:28,570
‫میشناسمت. ایستگاه کارخانه.

157
00:09:28,572 --> 00:09:30,370
‫بقیه کجان؟

158
00:09:30,372 --> 00:09:32,271
‫بقیه ای وجود نداره.

159
00:09:32,273 --> 00:09:34,037
‫به فاصله ی یه روزی از اینجا پیداش کردم.

160
00:09:34,039 --> 00:09:36,938
‫بدون بازمانده.
‫وسایل زیاد.

161
00:09:38,007 --> 00:09:39,441
‫ببرینش به درمونگاه.

162
00:09:54,224 --> 00:09:56,292
‫الان یه چیزی هست که فکر میکردم هیچوقت نمیبینم.

163
00:10:06,500 --> 00:10:07,600
‫خوشحالم که سالمی.

164
00:10:08,668 --> 00:10:09,901
‫منم همینطور.

165
00:10:11,403 --> 00:10:12,669
‫چند نفر باهاتن؟

166
00:10:14,072 --> 00:10:15,270
‫هیچکس.

167
00:10:17,603 --> 00:10:18,734
‫فین" کجاست؟"

168
00:10:21,399 --> 00:10:22,596
‫دنبال تو میگرده.

169
00:10:29,618 --> 00:10:31,917
‫۲۶تا شمردم.

170
00:10:31,919 --> 00:10:34,580
‫من ۲۸ تا.

171
00:10:34,582 --> 00:10:37,043
‫"این آدما شبیه جنگجو بنظر نمیان، "فین.

172
00:10:37,045 --> 00:10:38,842
‫و بچه باهاشونن. آدمای پیر.

173
00:10:38,844 --> 00:10:40,671
‫چیزی به اون بزرگی هم نیست که
‫دوستامون رو توش زندانی کنن.

174
00:10:40,673 --> 00:10:41,902
‫شاید زیر زمین باشن.

175
00:10:54,090 --> 00:10:56,554
‫تا تاریکی صبر میکنیم. بعدش میریم تو.

176
00:10:56,556 --> 00:10:58,186
‫میریم تو؟

177
00:10:58,188 --> 00:10:59,282
‫فین" ما حتی نمیدونیم که آدمامون اینجان یا نه".

178
00:10:59,284 --> 00:11:01,013
‫اینجان.

179
00:11:01,015 --> 00:11:03,111
‫یا اینجا بودن که اون زمینی ساعت "کلارک" رو برداشته.

180
00:11:03,113 --> 00:11:05,375
‫اگه خیلی دیر کردیم، چی؟

181
00:11:05,377 --> 00:11:07,504
‫احتمالا تا الان مردن. باید...

182
00:11:09,371 --> 00:11:10,602
‫آروم باش.

183
00:11:20,886 --> 00:11:22,549
‫چقدر مهمات داریم؟

184
00:11:24,313 --> 00:11:26,742
‫فکر کنم وقتی آدم صلح گری بودی، بیشتر دوست داشتم.

185
00:11:49,516 --> 00:11:51,447
‫الان متوجه میشم چرا "سینگ" تو رو انتخاب کرد.

186
00:12:03,199 --> 00:12:06,858
‫نگران نباش. اولین دوز همیشه بدترینه.

187
00:12:10,092 --> 00:12:12,152
‫ما هیچی درمورد آدمای توی "مونت وذر" نمیدونیم.

188
00:12:12,154 --> 00:12:13,949
‫تعدادشون، قابلیت هاشون.

189
00:12:13,951 --> 00:12:15,282
‫باید با احتیاط عمل کنیم.

190
00:12:15,284 --> 00:12:17,480
‫طبق گفته ی "کلارک"، ۴۷ نفری که هنوز اون تو هستن

191
00:12:17,482 --> 00:12:19,309
‫آسیبی بهشون نرسیده، حداقل تا الان.

192
00:12:19,311 --> 00:12:21,205
‫،حالا، خیلی بدم میاد که اونا رو اون تو ول بدم

193
00:12:21,207 --> 00:12:24,070
‫ولی اگه حق با اون باشه، مقداری وقت داریم.

194
00:12:24,072 --> 00:12:26,797
‫باشه. درباره ی "مونت وذر" اصلاعات جمع میکنیم

195
00:12:26,799 --> 00:12:28,595
‫و یه تیم رو دنبال "کین" میفرستیم.

196
00:12:28,597 --> 00:12:30,761
‫باید بدونه که زمینی ها بچه ها رو ندارن.

197
00:12:30,763 --> 00:12:32,791
‫فین کالنز" و "جان مورفی" چی؟"

198
00:12:35,688 --> 00:12:37,085
‫چی؟ نه.

199
00:12:37,087 --> 00:12:38,582
‫نمیتونین که الکی ولشون کنید.

200
00:12:38,584 --> 00:12:40,114
‫عزیزم، نیروی انسانی

201
00:12:40,116 --> 00:12:41,845
‫برای فرستادن دو عملیات نجات مجزا

202
00:12:41,847 --> 00:12:43,143
‫و دفاع از اردوگاه نداریم.

203
00:12:43,145 --> 00:12:45,108
‫مامان. اونا توی دردسرن.

204
00:12:45,110 --> 00:12:47,106
‫یا خودشون رو بکشتن میدن

205
00:12:47,108 --> 00:12:49,039
‫،یا چیزا رو با زمینی ها بدتر میکنن

206
00:12:49,041 --> 00:12:51,404
‫"کسایی که لازمشون داریم تا آدمامون رو از "مونت وذر
‫بیرون بیاریم.

207
00:12:51,406 --> 00:12:54,602
‫میدونم که حس میکنی عادلانه نیست.

208
00:12:54,604 --> 00:12:57,135
‫ولی اولیتمون باید با صدراعظم "کین" باشه

209
00:12:57,137 --> 00:12:59,568
‫اگه امیدی واسه ی صلح هست.

210
00:12:59,570 --> 00:13:01,598
‫،اگه صلح میخواستین
‫نباید تنها زمینی ای

211
00:13:01,600 --> 00:13:03,263
‫که میخواست به ما کمک کنه رو میکشتین.

212
00:13:03,265 --> 00:13:06,128
‫متاسفم.

213
00:13:06,130 --> 00:13:07,629
‫ولی تصمیم ها گرفته شده.

214
00:13:09,128 --> 00:13:10,259
‫متاسفی؟

215
00:13:12,023 --> 00:13:13,951
‫فین" و "مورفی" اون بیرون"

216
00:13:13,953 --> 00:13:15,283
‫،دنبال دختر تو میگردن

217
00:13:15,285 --> 00:13:17,282
‫،با تفنگ هایی که تو بهمون دادی

218
00:13:17,284 --> 00:13:18,715
‫،و الان که خونه است

219
00:13:18,717 --> 00:13:20,314
‫میخوای اونارو ول کنی؟

220
00:13:22,945 --> 00:13:25,875
‫،اگه نگهبان کافی نداری

221
00:13:25,877 --> 00:13:27,273
‫ناحیه رو خوب میشناسیم، نقشه هم داریم.

222
00:13:27,275 --> 00:13:28,273
‫خودمون میتونیم این کارو کنیم.

223
00:13:28,275 --> 00:13:29,439
‫- حرفشم نزن.
‫- مامان.

224
00:13:29,441 --> 00:13:30,907
‫تازه پست گرفتم.

225
00:13:34,238 --> 00:13:37,668
‫"ابی".

226
00:13:37,670 --> 00:13:40,301
‫ببخشید. توی درمونگاه بهت نیاز داریم.

227
00:13:42,234 --> 00:13:43,598
‫بهتره بری.

228
00:13:44,731 --> 00:13:47,662
‫"برن".

229
00:13:47,664 --> 00:13:49,660
‫هیچکی از این اردوگاه خارج نمیشه.

230
00:13:49,661 --> 00:13:50,789
‫بله خانم.

231
00:14:01,610 --> 00:14:03,106
‫تفنگ لازممون میشه.

232
00:14:05,005 --> 00:14:06,835
‫چند خشاب اضافی هم براتون گذاشتم.

233
00:14:07,768 --> 00:14:09,801
‫هی. مامانم توی اتاق عمله

234
00:14:09,803 --> 00:14:11,732
‫و تیمی که دنبال "کین" میره، همین الان رفت.

235
00:14:11,734 --> 00:14:12,731
‫ما هم باید بریم.

236
00:14:12,733 --> 00:14:13,830
‫اوکتویا" رو پیدا کردی؟"

237
00:14:13,831 --> 00:14:16,763
‫نه. من پیداتون کردم.

238
00:14:16,765 --> 00:14:18,526
‫نمیزارم بدون من برین.

239
00:14:18,528 --> 00:14:20,190
‫- "اوکتویا"...
‫- فین" و "مورفی" رفتن سمت"

240
00:14:20,192 --> 00:14:21,188
‫"روستای "لینکن.

241
00:14:21,190 --> 00:14:23,055
‫من اونجا بودم. تو بودی؟

242
00:14:23,057 --> 00:14:25,216
‫- اون بوده؟
‫- تموم شدی؟

243
00:14:28,612 --> 00:14:30,043
‫این چیه؟

244
00:14:30,045 --> 00:14:32,405
‫کوله پشتی.

245
00:14:32,407 --> 00:14:33,669
‫جلو بیوفت.

246
00:14:36,332 --> 00:14:38,162
‫"واو. عجله نکن "پوکاهانتس.
‫(زنی آمریکایی که جون سروان انگلیسی رو ۴۰۰ سال پیش نجات داد)

247
00:14:42,822 --> 00:14:44,620
‫فکر کردم گفتی از پسش بر اومدی.

248
00:14:44,622 --> 00:14:45,818
‫اومدم.

249
00:14:47,584 --> 00:14:49,015
‫"خاموشش کن، "ویک.

250
00:14:55,110 --> 00:14:56,375
‫بر اومدم.

251
00:15:12,829 --> 00:15:14,093
‫حرفشو باور میکنی؟

252
00:15:14,095 --> 00:15:17,387
‫"آره. باور میکنم. "کلارک "مارو ول کرده "مانتی.

253
00:15:17,389 --> 00:15:19,684
‫خودشو به دیوونگی زده که به درمونگاه بره، بعد فرار کرده.

254
00:15:19,686 --> 00:15:20,983
‫باید دنبالش بریم.

255
00:15:25,976 --> 00:15:27,606
‫کجا میری؟

256
00:15:27,608 --> 00:15:29,268
‫واسه شروع میرم به سفینه ی سقوطی.

257
00:15:29,270 --> 00:15:32,597
‫شنیدم، دارین میرین؟

258
00:15:32,599 --> 00:15:33,962
‫آره. میریم.

259
00:15:33,964 --> 00:15:35,725
‫نه. نمیریم.

260
00:15:35,727 --> 00:15:38,987
‫اگه "کلارک" بود چیکار میکرد؟

261
00:15:38,989 --> 00:15:41,621
‫نه، نباید برین. خیلی خطرناکه.

262
00:15:41,623 --> 00:15:44,650
‫نگران نباش. من یه ترسو ام.

263
00:15:44,652 --> 00:15:47,115
‫نیستی. تو باهوشی.

264
00:15:48,580 --> 00:15:50,574
‫نمیتونی مجبورش کنی که برگرده.

265
00:15:50,576 --> 00:15:52,906
‫حق با "مانتی" ـه. اگه من بودم دنبالم میومد.

266
00:15:52,908 --> 00:15:56,105
‫ولی چرا من واسه همین کارو کردن میترسم؟

267
00:15:59,934 --> 00:16:02,563
‫واو. چی....؟

268
00:16:02,565 --> 00:16:04,093
‫تشعشات.

269
00:16:06,557 --> 00:16:08,853
‫رخنه ای وجود پیدا کرده.

270
00:16:08,855 --> 00:16:10,317
‫ولی چطور؟

271
00:16:10,319 --> 00:16:11,881
‫نمیدونم.

272
00:16:11,883 --> 00:16:13,211
‫چیکار کنیم؟

273
00:16:13,213 --> 00:16:16,610
‫نه.

274
00:16:16,612 --> 00:16:17,911
‫نه.

275
00:16:20,774 --> 00:16:23,669
‫کمک! کمک!

276
00:16:23,671 --> 00:16:26,169
‫یکی کمک کنه.

277
00:16:26,171 --> 00:16:27,765
‫کمک.

278
00:16:27,767 --> 00:16:29,361
‫یکی کمک کنه.

279
00:16:34,375 --> 00:16:35,607
‫درجه حرارت ۱۰۴ و رو به افزایش هست.

280
00:16:35,609 --> 00:16:38,335
‫فشار خون ۱۸۰ بالای ۱۲۰.

281
00:16:38,337 --> 00:16:42,002
‫%پوشش تاول تاکنون ۷۵.

282
00:16:42,004 --> 00:16:43,801
‫درمان متعارف کارساز نیست.

283
00:16:43,803 --> 00:16:46,665
‫صبر کن. یعنی چی؟

284
00:16:46,667 --> 00:16:50,295
‫درمان غیرمتعارف هم هست؟

285
00:16:50,297 --> 00:16:52,693
‫یه چیزی هست که میتونیم امتحان کنیم.

286
00:16:52,695 --> 00:16:54,623
‫پس منتظر چی هستین؟

287
00:16:54,625 --> 00:17:00,249
‫غیر معموله...

288
00:17:00,251 --> 00:17:02,610
‫،چون توی فضا بزرگ شدی

289
00:17:02,612 --> 00:17:05,409
‫سیستم گردش خونت قابلیت پاک کردن

290
00:17:05,411 --> 00:17:07,807
‫تشعشات از خونت رو بهبود بخشیده.

291
00:17:07,809 --> 00:17:12,367
‫،الان این فقط یه تئوریه
‫ولی اگه خون "مایا" رو توی

292
00:17:12,369 --> 00:17:14,664
‫سیستم گردش خون تو جریان بندازیم...

293
00:17:14,666 --> 00:17:17,358
‫میتونم خوبش کنم.

294
00:17:17,360 --> 00:17:19,691
‫چه بلایی سر این میاد؟

295
00:17:19,693 --> 00:17:21,820
‫مطمن نیستم.

296
00:17:24,918 --> 00:17:28,312
‫این نگاه رو من میشناسم. حتی دربارش
‫فکر هم نکن.

297
00:17:28,314 --> 00:17:29,810
‫خیلی خطرناکه.

298
00:17:33,339 --> 00:17:34,803
‫من هستم.

299
00:17:57,577 --> 00:18:01,770
‫آخرین باری که دیدمت، داشتی در سفینه سقوطی رو میبستی.

300
00:18:05,599 --> 00:18:07,395
‫باید انجام میشد.

301
00:18:17,579 --> 00:18:19,975
‫چیزی هم خوابیدی؟

302
00:18:19,977 --> 00:18:23,736
‫مسئله ای نیست. وقتی "فین" رو پیدا کردیم
‫میخوابم.

303
00:18:26,267 --> 00:18:29,527
‫"اونو ندیدی "کلارک.

304
00:18:29,529 --> 00:18:34,719
‫از دست دادن تو، بقیه، جنگ، اونو تغییر داد.

305
00:18:36,218 --> 00:18:39,480
‫اون زمینی ای که نقشه رو واسه ی ما کشید
‫کشت.

306
00:18:39,482 --> 00:18:43,712
‫توی یه چشم بهم زدن ماشه رو کشیدو
‫راهشو ادامه داد.

307
00:18:45,577 --> 00:18:47,940
‫بنظر مثل کارای "فین" نیست.

308
00:18:47,942 --> 00:18:50,869
‫نه، نیست.

309
00:18:52,433 --> 00:18:54,827
‫،من دیدم قادر به چه کارایی هست

310
00:18:54,829 --> 00:18:59,320
‫ولی بازم گذاشتم با "مورفی" و دوتا تفنگ اتوماتیک برن.

311
00:19:01,517 --> 00:19:03,677
‫مطمنم که این باید انجام میشد.

312
00:19:10,072 --> 00:19:13,098
‫،برگشتیم به سفینه ی سقوطی ولی کسی اونجا نبود

313
00:19:13,100 --> 00:19:15,130
‫فرض کردیم که کار زمینی هاست.

314
00:19:15,132 --> 00:19:16,660
‫معلومه که همچین فکری میکنید.

315
00:19:16,662 --> 00:19:19,118
‫هیچ راهی نداشت که بدونین کار مردان کوهستان ـه.

316
00:19:19,120 --> 00:19:20,649
‫هیچکی نمیتونست.

317
00:19:24,116 --> 00:19:26,246
‫چقدر طول میکشه که کیک شکلاتی تبدیل بشه

318
00:19:26,248 --> 00:19:29,477
‫به وارونه آویزون شدن واسه ی شیره ی خونشون رو
‫کشیدن؟

319
00:19:29,479 --> 00:19:33,638
‫نمیدونم، ولی وقت زیادی نداریم.

320
00:19:37,368 --> 00:19:43,460
‫"باشه. اول "فین" رو پیدا میکنیم، بعدش آدمامون رو توی "مونت وذر.

321
00:19:43,462 --> 00:19:45,625
‫"و "لینکن.

322
00:19:49,618 --> 00:19:52,251
‫فکر کنم به اندازه ی کافی خوابیدیم.

323
00:20:04,445 --> 00:20:08,205
‫چیکار داری میکنی؟ این جز نقشه نبود.

324
00:20:08,207 --> 00:20:09,604
‫نقشه رو تغییر میدیم.

325
00:20:16,434 --> 00:20:18,599
‫این غذاشونه.

326
00:20:49,391 --> 00:20:52,418
‫حواس پرتی؟ بدک نبود.

327
00:20:52,420 --> 00:20:54,185
‫بریم.

328
00:21:25,349 --> 00:21:27,011
‫باید فرار کنیم.

329
00:21:27,013 --> 00:21:28,410
‫نمیتونیم. آدمامون رو میکشن.

330
00:21:28,412 --> 00:21:30,138
‫اونا ما رو میکشن.

331
00:21:34,356 --> 00:21:36,247
‫کی اینجا مسئوله؟

332
00:21:38,340 --> 00:21:41,460
‫دوباره میپرسم. کی مسئوله؟

333
00:21:49,086 --> 00:21:52,902
‫رهبرمون اینجا نیست. میتونی با من حرف بزنی.

334
00:21:52,904 --> 00:21:56,219
‫لازم نیست کسی صدمه ببینه. فقط میخوایم
‫آدمامون برگردن.

335
00:21:56,221 --> 00:21:58,839
‫ما آدمای شما رو نداریم.

336
00:21:58,841 --> 00:22:01,359
‫پس ناراحت نمیشی دور و بر رو بگردیم.

337
00:22:22,798 --> 00:22:25,816
‫میبینی؟ گفتم بهتر میشه.

338
00:22:25,818 --> 00:22:27,675
‫الانش هم بدنت واسش تقلا میکنه.

339
00:22:49,545 --> 00:22:51,070
‫حالا.

340
00:23:12,603 --> 00:23:15,359
‫۱۵ثانیه.

341
00:23:15,361 --> 00:23:17,719
‫تقریبا رکورد بود.

342
00:23:17,721 --> 00:23:19,745
‫این یکی خوش جنسه.

343
00:23:25,518 --> 00:23:28,838
‫دوزش رو بالا ببر. هر دو ساعت یه بار بهش بزنید.

344
00:23:28,840 --> 00:23:31,694
‫وقتی دوش اثر نداشت، میریم مرحله ی ۲.

345
00:23:45,098 --> 00:23:46,625
‫مطمنی؟

346
00:23:48,950 --> 00:23:51,570
‫،اونو ببین. میدونم که دوسش داری

347
00:23:51,572 --> 00:23:54,591
‫ولی خون اون قراره بره توی بدن تو.

348
00:23:58,074 --> 00:23:59,466
‫چیه؟

349
00:23:59,468 --> 00:24:01,556
‫چی اتفاقی داره میوفته؟

350
00:24:03,515 --> 00:24:05,506
‫باید همین الان کارو انجام بدیم.

351
00:24:05,508 --> 00:24:07,532
‫- "جاسپر".
‫- نمیتونم که بزارم بمیره.

352
00:24:09,026 --> 00:24:10,514
‫انجامش بده.

353
00:24:16,320 --> 00:24:18,343
‫یکم سوزش داره.

354
00:24:18,345 --> 00:24:20,467
‫اوه! یکم؟

355
00:24:57,122 --> 00:24:59,111
‫چیه؟ چته؟

356
00:24:59,113 --> 00:25:04,218
‫هیچی. حس خوبی دارم.

357
00:25:04,220 --> 00:25:06,538
‫مایا" بشدت تحت تاثیر مسکنه".

358
00:25:06,540 --> 00:25:10,650
‫معلمومه که تو هم همین حس رو پیدا میکنی.

359
00:25:10,652 --> 00:25:13,639
‫کاملا طبیعیه.

360
00:25:13,641 --> 00:25:18,184
‫اگه تاحالا این کارو نکردین، از کجا میدونی؟

361
00:25:19,845 --> 00:25:24,952
‫حق با توئه. باید میگفتم که انتظار میره.

362
00:25:24,954 --> 00:25:28,939
‫یه مدت طول میکشه. چرا نمیری به اتاقت؟

363
00:25:28,941 --> 00:25:31,130
‫وقتی بیدار شد میفرستمش پیشت.

364
00:25:51,022 --> 00:25:53,011
‫امیدوارم درک کنی که باید این کارو میکردم.

365
00:25:54,496 --> 00:25:56,654
‫خبر داشتی؟

366
00:25:57,848 --> 00:25:59,644
‫نه.

367
00:26:03,839 --> 00:26:07,199
‫حتما. بفرما بشینین.

368
00:26:07,201 --> 00:26:09,460
‫بهم بگو کجا رفتن تا توی دردسر نیوفتی.

369
00:26:09,462 --> 00:26:10,925
‫ابی"، من"...

370
00:26:10,927 --> 00:26:12,824
‫بکی کمکشون کرده که از بین حصار برن بیرون.

371
00:26:12,826 --> 00:26:14,989
‫یکی بهشون تفنگ داده.

372
00:26:16,784 --> 00:26:18,180
‫نمیدونم درمورد چی داری حرف....

373
00:26:31,794 --> 00:26:33,723
‫اوهـ.

374
00:26:43,380 --> 00:26:45,810
‫فکر میکنه بخاطر این که این چیزا رو پشت سر گذاشته

375
00:26:45,812 --> 00:26:51,799
‫فرق کرده، ولی اون فقط یه بچه هست.

376
00:26:51,801 --> 00:26:54,564
‫"داری اشتباه میکنی، "ابی.

377
00:26:56,298 --> 00:27:00,225
‫،روزی که تو اونو اینجا فرستادی که بمیره
‫اون از بچه بودن دست برداشت.

378
00:27:10,948 --> 00:27:12,412
‫حواستون باشه.

379
00:27:12,414 --> 00:27:13,909
‫بله قربان.

380
00:27:50,062 --> 00:27:53,851
‫قربان، فکر بعدیه.

381
00:27:56,348 --> 00:27:58,243
‫تا اینجا شما میاید.

382
00:27:58,245 --> 00:28:00,706
‫قربان؟

383
00:28:00,708 --> 00:28:05,830
‫،اگه من درباره ی این اشتباه فکر کرده باشم
‫فقط یکی از ما باید بمیره.

384
00:28:07,694 --> 00:28:10,656
‫برین خونه. این یه دستوره.

385
00:28:10,658 --> 00:28:12,819
‫بله قربان.

386
00:28:14,684 --> 00:28:16,445
‫بریم.

387
00:28:24,269 --> 00:28:26,433
‫چاقوت هم همینطور.

388
00:28:51,203 --> 00:28:55,765
‫بزار این اولین قدممون به سمت صلح باشه.

389
00:29:48,191 --> 00:29:50,086
‫اهه!

390
00:29:50,088 --> 00:29:52,251
‫اههه...

391
00:30:37,664 --> 00:30:39,824
‫پس دوباره همدیگرو دیدیم.

392
00:31:23,969 --> 00:31:27,797
‫بهت گفتم که، آدمای شما رو نداریم.

393
00:31:27,799 --> 00:31:29,130
‫اینقدر حرف نزن.

394
00:31:46,578 --> 00:31:48,543
‫چیزی پیدا کردی؟

395
00:31:50,576 --> 00:31:52,108
‫"فین".

396
00:31:55,341 --> 00:31:58,842
‫فین"، جوابمو بده! حالت خوبه؟"

397
00:31:58,844 --> 00:32:01,942
‫هی، روی زانوتی! روی زانوت، همین الان.

398
00:32:01,944 --> 00:32:03,474
‫روی زانوت.

399
00:32:05,772 --> 00:32:07,570
‫"فین".

400
00:32:13,101 --> 00:32:14,932
‫آروم باش.

401
00:32:17,531 --> 00:32:18,929
‫با اونا چیکار کردین؟

402
00:32:20,730 --> 00:32:22,227
‫هی، "فین"، "فین"! بیخیال.

403
00:32:22,229 --> 00:32:24,126
‫لباساشون اینجاست.

404
00:32:24,128 --> 00:32:25,690
‫اینجا بودن.

405
00:32:28,357 --> 00:32:29,389
‫"فین".

406
00:32:29,391 --> 00:32:31,087
‫اونارو کشتی.

407
00:32:39,651 --> 00:32:42,318
‫دوستات اینجا نیستن.

408
00:32:42,320 --> 00:32:45,946
‫من یکی رو دیدم، "اوکتویا". تنها بود.

409
00:32:48,579 --> 00:32:50,142
‫"اینا لاشخورن "فین.

410
00:32:50,144 --> 00:32:52,740
‫هرچی پیدا کنن برمیدارن.

411
00:32:54,076 --> 00:32:55,742
‫هی "فین" دست نگه دار. بسه. منو ببین.

412
00:32:55,744 --> 00:32:56,909
‫ولم کن.

413
00:32:59,440 --> 00:33:01,271
‫فین"، این کارو نکن".

414
00:33:03,072 --> 00:33:07,068
‫تا زمانی که میتونیم بزار از اینجا بریم، باشه؟

415
00:33:10,735 --> 00:33:12,266
‫"فین".

416
00:33:13,365 --> 00:33:15,063
‫خواهش میکنم.

417
00:33:53,319 --> 00:33:55,051
‫همینه.

418
00:33:56,684 --> 00:33:58,481
‫کدوم راه به طرف روستاست؟

419
00:34:02,511 --> 00:34:04,474
‫او"؟"

420
00:34:05,840 --> 00:34:07,705
‫ریپر" ها از اون سمت اومدن".

421
00:34:15,502 --> 00:34:17,668
‫"نتونستم نجاتش بدم، "بل.

422
00:34:21,934 --> 00:34:23,867
‫نتونستم.

423
00:34:43,892 --> 00:34:45,690
‫مرحله ی یک تموم شد.

424
00:34:45,692 --> 00:34:47,656
‫مرحله ی دو شروع میشه.

425
00:34:57,851 --> 00:34:59,849
‫یک دوز.

426
00:35:03,479 --> 00:35:05,441
‫کی بیشتر میخوادش؟

427
00:36:41,638 --> 00:36:44,701
‫خوش برگشتی.

428
00:36:44,703 --> 00:36:46,300
‫چی شد؟

429
00:36:46,302 --> 00:36:48,033
‫رخنه توی خوابگاه پیدا شده بود.

430
00:36:48,035 --> 00:36:50,765
‫هیچکسی به مریضی تو نبوده که بتونه برگرده.

431
00:36:50,767 --> 00:36:52,496
‫چه حسی داری؟

432
00:36:52,498 --> 00:36:56,196
‫احساس .... عالی ای میکنم.

433
00:36:56,198 --> 00:36:58,129
‫چطور امکان داره؟

434
00:37:00,328 --> 00:37:02,494
‫"جاسپر" جونتو نجات داد "مایا".

435
00:37:04,764 --> 00:37:06,097
‫هی...

436
00:37:10,968 --> 00:37:13,101
‫میشه بیرون حرف بزنیم، لطفا؟

437
00:37:17,305 --> 00:37:19,138
‫بهت گفتم که شجاعی.

438
00:37:26,306 --> 00:37:27,972
‫اورژانس بود.

439
00:37:27,974 --> 00:37:29,304
‫نمیتونستیم به موقع بهت برسیم.

440
00:37:29,306 --> 00:37:31,005
‫انتظار داری باور کنیم؟

441
00:37:33,437 --> 00:37:37,635
‫،قربان، ببخشید که دورتون زدم
‫ولی این جواب داد.

442
00:37:37,673 --> 00:37:39,372
‫بیمار چطوره؟

443
00:37:39,374 --> 00:37:41,705
‫به طور معجزه آسایی داره بهبود پیدا میکنه.
‫("مایا")

444
00:37:41,707 --> 00:37:43,539
‫منظورم "جاسپر" بود.

445
00:37:43,541 --> 00:37:47,003
‫بهبود پیدا میکنه، همینطور که بهتون اطمینان دادم که میکنه.

446
00:37:47,005 --> 00:37:47,935
‫مسئله این نیست.

447
00:37:47,937 --> 00:37:50,337
‫از دستور مستقیم رئیس سرپیچی کردی

448
00:37:50,339 --> 00:37:51,971
‫که گفته بود روی اون بچه ها آزمایش نکن.

449
00:37:51,973 --> 00:37:53,336
‫،آقی رئیس

450
00:37:53,338 --> 00:37:56,003
‫اگه ازشون استفاده نمیکنیم، چرا اینجا آوردیمشون؟

451
00:37:56,005 --> 00:37:57,604
‫این به تو مربوط نیست.

452
00:37:57,606 --> 00:38:00,202
‫مگه تو نباید با هیولاهات توی سیاه چال باشی؟

453
00:38:00,204 --> 00:38:02,568
‫اونا هیولا نیستن. سربازن.

454
00:38:02,570 --> 00:38:05,569
‫و دلیلی هم واسه این که چرا باید توی
‫بخش خوشکلت نقش دکتر رو بازی کنی.

455
00:38:05,571 --> 00:38:07,235
‫کافیه. با هردوتونم.

456
00:38:07,237 --> 00:38:09,637
‫هممون کارایی داریم که باید بکنیم.

457
00:38:09,639 --> 00:38:12,536
‫کار من اینه که حرف شنوی ازم داشته باشن.

458
00:38:12,538 --> 00:38:14,135
‫بله قربان.

459
00:38:14,137 --> 00:38:20,104
‫میتونم بگم... اولین آزمابش انسانی
‫موفقیت آمیز بود.

460
00:38:20,106 --> 00:38:22,238
‫،بعد از چیزی که امشب دیدیم، بنظرم

461
00:38:22,240 --> 00:38:26,374
‫چاره ای نداریم جز اینکه با ۴۷ تای دیگه پیش بریم.

462
00:38:26,376 --> 00:38:28,339
‫"میتونی بری دکتر "سینگ.

463
00:38:42,645 --> 00:38:45,809
‫درمورد رخنه ی تشعشات بهم بگو.

464
00:38:45,811 --> 00:38:50,142
‫،سیستم تهویه ی هوا بدعمل کرد

465
00:38:50,144 --> 00:38:51,740
‫ولی سیستم محدود کردن کار کرد.

466
00:38:51,742 --> 00:38:54,577
‫بدعمل کرد؟

467
00:38:54,578 --> 00:38:56,379
‫پیگیرش میشم.

468
00:38:56,381 --> 00:38:59,578
‫حالا برو نقاشی بکش، پدر.

469
00:38:59,580 --> 00:39:03,446
‫من سر امنیت اینجام.
‫خربکاری رو تمیز میکنم.

470
00:39:03,448 --> 00:39:05,981
‫تصمیمای بزرگی داری که بگیری.

471
00:39:05,983 --> 00:39:08,246
‫اگه تو بودی چیکار میکردی؟

472
00:39:09,979 --> 00:39:13,215
‫من؟

473
00:39:13,217 --> 00:39:15,015
‫ازشون استفاده میکردم.

474
00:39:15,017 --> 00:39:17,482
‫به همین سادگی؟

475
00:39:19,351 --> 00:39:21,586
‫آدمای ما اولیت دارن، درسته؟

476
00:39:32,526 --> 00:39:35,126
‫ببین، فقط چون لباساشون اینجاست، معنی خاصی نمیده.

477
00:39:35,128 --> 00:39:37,759
‫بهمون گفت که دوستامون اینجاان.
‫چرا باید همچین کاری کنه؟

478
00:39:37,761 --> 00:39:39,127
‫یارو یه چشمیه؟

479
00:39:39,129 --> 00:39:40,994
‫"شاید چون تفنگ رو سرش گذاشته بودی، "فین.

480
00:39:40,996 --> 00:39:42,760
‫مردی با یک چشم.

481
00:39:42,762 --> 00:39:45,565
‫دلانو" رو دیدین".

482
00:39:45,567 --> 00:39:48,201
‫یه مار تو آستین. یه دزد.

483
00:39:48,203 --> 00:39:50,735
‫اون و آدماش از اینجا بیرون شدن.

484
00:39:50,737 --> 00:39:52,535
‫شما دست انتقام اونید.

485
00:39:56,004 --> 00:39:57,303
‫با عقل جور در میاد.

486
00:39:57,305 --> 00:39:59,536
‫فین". باشه، باید بریم".

487
00:39:59,538 --> 00:40:02,739
‫حالا، حالاو باید بریم.

488
00:40:06,009 --> 00:40:07,007
‫نه.

489
00:40:18,915 --> 00:40:22,016
‫فقط داشت سعی میکرد فرار کنه.

490
00:40:22,018 --> 00:40:23,784
‫بیا.

491
00:40:29,224 --> 00:40:30,591
‫"فین".

492
00:40:38,358 --> 00:40:40,158
‫فین". باید بریم".

493
00:40:40,160 --> 00:40:43,425
‫منو ببین. باید همین الان بریم.

494
00:40:43,427 --> 00:40:46,229
‫فین". بس کن".

495
00:40:46,231 --> 00:40:48,196
‫"فین".

496
00:40:52,235 --> 00:40:53,968
‫"فین".

497
00:40:58,039 --> 00:40:59,774
‫"فین".

498
00:41:04,580 --> 00:41:06,980
‫فین"، زود باش! باید بریم".

499
00:41:25,609 --> 00:41:27,444
‫"آرتیگس".

500
00:41:50,800 --> 00:41:52,702
‫پیدات کردم.

501
00:41:59,612 --> 00:42:08,711
‫<font color="#۰۰DEFF">.::Translated By MasterGold::.
‫:::WorlDSubTitle.In:::..</font>..
‫<font color="Gold">Resync</font><font color="red">By</font><font color="gray">Amir۰۱۱</font>

502
00:42:08,735 --> 00:42:12,735
‫: هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

