‫﻿۱
00:00:01,000 --> 00:00:01,999
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,024 --> 00:00:03,329
‫می‌تونم یه چیزی بهت نشون بدم؟

3
00:00:03,331 --> 00:00:04,704
‫لازم نیست بترسی

4
00:00:04,729 --> 00:00:07,313
‫خون اولین فرمانده
‫با خونِ تو فرقی نداره

5
00:00:07,338 --> 00:00:09,399
‫چی باعث می‌شه قبول کنی
‫دره رو سهیم بشیم؟

6
00:00:09,424 --> 00:00:11,182
‫،غیر از تسلیم بی‌قید و شرط

7
00:00:11,207 --> 00:00:11,933
‫هیچی

8
00:00:11,958 --> 00:00:13,441
‫اوکتیویا هرگز تسلیم نمی‌شه

9
00:00:13,466 --> 00:00:15,668
‫برای همین می‌کشیم‌ـش

10
00:00:18,076 --> 00:00:19,482
‫همه‌ی وجودم برای همه‌ی ما

11
00:00:21,068 --> 00:00:22,083
‫بلامی...

12
00:00:23,556 --> 00:00:26,461
‫توی درّه خواهیم بود.
‫به صلح دست پیدا کردیم

13
00:00:26,486 --> 00:00:30,118
‫‏۷۵ درصد از افرادت دارن می‌میرن.
‫الانشم علائم رو داری؟

14
00:00:30,143 --> 00:00:31,207
‫یه همچین چیزایی

15
00:00:31,232 --> 00:00:32,766
‫پیشنهاد دادیم تو رو
‫با ریون مبادله کنیم

16
00:00:32,768 --> 00:00:33,857
‫با این حال هنوز اینجایی

17
00:00:33,882 --> 00:00:36,269
‫دیوزا جواب منفی داد.
‫می‌تونم بهت کمک کنم

18
00:00:36,294 --> 00:00:37,622
‫گوشم با توئه

19
00:00:37,647 --> 00:00:39,504
‫یکی از آبسه‌ها متلاشی شد

20
00:00:39,529 --> 00:00:42,482
‫بخاطر امواج صوتی بود.
‫می‌تونم متلاشی‌شون کنم

21
00:00:42,507 --> 00:00:44,047
‫فقط به نیروی بیشتری نیاز دارم

22
00:00:44,072 --> 00:00:47,290
‫مته‌ی صوتی. از امواج صوتی
‫برای خرد کردن سنگ‌ استفاده می‌کنه

23
00:00:47,315 --> 00:00:50,147
‫کارت خوب بود، اَبی.
‫کِی می‌تونی روی بقیه هم انجام بدی؟

24
00:00:50,172 --> 00:00:52,073
‫،سرهنگ، مکریری‌ـه

25
00:00:52,098 --> 00:00:53,831
‫بنظر می‌رسه زندانی داره

26
00:00:53,856 --> 00:00:55,950
‫فعلاً این قضیه رو
‫پیش خودت نگه ‌می‌داری

27
00:01:09,530 --> 00:01:12,632
‫می‌تونستی معدنچی بشی، دکتر

28
00:01:12,634 --> 00:01:14,535
‫برای معدنچی‌ها نابود کردنِ زمینی

29
00:01:14,537 --> 00:01:16,804
‫که دارن توش حفاری می‌کنن مهم نیست

30
00:01:16,806 --> 00:01:18,807
‫،اگه این‌کارو می‌کردم
‫،بیمارم می‌میرد

31
00:01:18,809 --> 00:01:20,519
‫پس ازم نخواه عمداً انجامش بدم

32
00:01:20,544 --> 00:01:21,677
‫چون این‌کارو نمی‌کنم

33
00:01:21,702 --> 00:01:24,636
‫سرهنگ، چند نفر دارن میان

34
00:01:24,661 --> 00:01:28,064
‫می‌دونی چیکار کنی.
‫دستگاه رو مخفی کن

35
00:01:36,127 --> 00:01:38,761
‫وینسن، جلوی چشم نباش

36
00:01:51,917 --> 00:01:53,484
‫می‌بینم که هنوز زنده‌ای

37
00:01:53,486 --> 00:01:57,095
‫البته نه به لطفِ تو یا تو

38
00:01:57,924 --> 00:02:00,493
‫ناراحت به نظر میای، مکریری

39
00:02:01,176 --> 00:02:03,530
‫ولی برای این به احساسات
‫نیاز داری، پس...

40
00:02:08,905 --> 00:02:11,456
‫پادوت بهتر به نظر میاد

41
00:02:13,077 --> 00:02:15,082
‫باید امیدوار باشم؟

42
00:02:15,979 --> 00:02:17,479
‫من نیستم

43
00:02:17,809 --> 00:02:20,410
‫ریه‌های رابرت امروز
‫صبح با مایع پر شد

44
00:02:20,467 --> 00:02:22,501
‫چیزی نمونده بود خفه شه

45
00:02:22,839 --> 00:02:25,199
‫همین اتفاق به زودی
‫برای تو هم می‌افته

46
00:02:25,794 --> 00:02:27,727
‫منم اومدم به پیشرفت کارش سر بزنم

47
00:02:27,729 --> 00:02:29,894
‫شاید بهتره بذاریم
‫کارش رو انجام بده

48
00:02:33,543 --> 00:02:36,416
‫افرادِ من می‌دونن که تو
‫برای من معامله نکردی

49
00:02:36,732 --> 00:02:39,091
‫بعضی‌هاشون حتی درخواستِ
‫سرت رو می‌کنن

50
00:02:39,116 --> 00:02:42,687
‫خب، پس خوبه که همه‌ی
‫سلاح‌ها در اختیار افرادِ منه

51
00:02:42,689 --> 00:02:45,039
‫وقتی اومدی خونه دادم همه‌شون
‫رو یه جای امن مخفی کردن

52
00:02:48,464 --> 00:02:51,733
‫یه قدم جلوتر، مثل همیشه

53
00:02:53,085 --> 00:02:54,554
‫شلوغه

54
00:03:05,853 --> 00:03:07,419
‫زود رسیدم؟

55
00:03:08,507 --> 00:03:11,791
‫نه، وینسن. درست سر وقت رسیدی

56
00:03:12,843 --> 00:03:15,055
‫باید بعداً این گفتگو رو تموم کنیم

57
00:03:24,543 --> 00:03:26,877
‫چقدر دیگه براش وقت مونده؟

58
00:03:26,879 --> 00:03:31,082
‫،درمان نشده، یه هفته
‫شایدم دو هفته

59
00:03:31,300 --> 00:03:33,852
‫تا اون‌موقع، فقط افرادی رو
‫درمان می‌کنیم که بهشون اعتماد دارم

60
00:03:34,801 --> 00:03:38,725
‫بعدش، بقیه رو درمان می‌کنیم. قبوله؟

61
00:03:40,697 --> 00:03:43,532
‫بهم اعتماد کن، اَبی، کشتنِ یه نفر...

62
00:03:43,534 --> 00:03:47,737
‫و اینکه بذاری بمیرن، یکسان نیستن

63
00:03:47,739 --> 00:03:51,742
‫وینسن، لطفاً برو دستگاه رو بیار

64
00:03:53,720 --> 00:03:55,293
‫ممنون

65
00:03:57,633 --> 00:03:58,694
‫مراقب باش، دکتر

66
00:03:58,719 --> 00:04:01,788
‫،تو یه خار از پای شیر کشیدی بیرون
‫[ اشاره به افسانه‌ى رومىِ‌ اندروکلس‌ ]

67
00:04:02,815 --> 00:04:05,126
‫ولی اون هنوزم شیر مونده

68
00:04:05,128 --> 00:04:06,822
‫قربانی بعدی رو می‌فرستم

69
00:04:16,576 --> 00:04:18,854
‫هنوزم باورم نمی‌شه به
‫درمان‌شون کمک کردی

70
00:04:18,879 --> 00:04:21,914
‫سخت نگیر. اون یارو به
‫نظرت درمان شده میاد؟

71
00:04:21,939 --> 00:04:24,317
‫- شاید جواب نداده
‫- جواب داده. اون دستگاه رو ساخته

72
00:04:24,319 --> 00:04:26,486
‫،دقیقاً. یه جنگ در راهه
‫و با این‌ حال اون هر موقعیتی رو

73
00:04:26,488 --> 00:04:28,589
‫که برای تضعیف‌شون
‫گیر میاریم از دست می‌ده

74
00:04:28,591 --> 00:04:30,791
‫- تو چه مرگته؟!
‫- ساکت

75
00:04:31,495 --> 00:04:32,683
‫هیس!

76
00:04:33,697 --> 00:04:36,692
‫ما هنوز تو یه تیمیم، درسته؟

77
00:04:40,024 --> 00:04:42,326
‫درسته؟

78
00:04:42,609 --> 00:04:47,179
‫خوبه. پس با هم موافقیم.
‫خلبان رو می‌کشیم

79
00:04:47,181 --> 00:04:49,449
‫بعدش این گلوبندها رو باز می‌کنیم
‫و مثلِ چی فرار می‌کنیم

80
00:04:49,474 --> 00:04:51,575
‫- نه
‫- حالا چی؟

81
00:04:51,720 --> 00:04:53,219
‫،اگه می‌تونیم گلوبندها رو باز کنیم

82
00:04:53,221 --> 00:04:55,356
‫لازم نیست اون رو بکشیم

83
00:04:55,358 --> 00:04:57,626
‫بعلاوه، زنده‌ـش با ارزش‌تره

84
00:04:57,628 --> 00:05:00,128
‫،به عنوان یه جاسوس
‫باید این رو بدونی

85
00:05:00,130 --> 00:05:03,332
‫چیزی که می‌دونم اینه که یه مردِ مُرده
‫نمی‌تونه یه سفینه رو به پرواز در بیاره

86
00:05:03,334 --> 00:05:05,636
‫یا به سمت عزیزامون موشک شلیک کنه

87
00:05:05,638 --> 00:05:09,140
‫- چجوری ارزش داره؟
‫- اطلاعات

88
00:05:09,142 --> 00:05:11,676
‫ما برای فرار به یه حواس‌پرتی
‫نیاز داریم، درسته؟

89
00:05:11,678 --> 00:05:15,381
‫طبق گفته‌ی شاو، اینجا در شُرف
‫یه جنگِ داخلی قرار داره

90
00:05:15,638 --> 00:05:18,051
‫افراد مکریری از پیروی کردن
‫از دیوزا متنفرن

91
00:05:18,053 --> 00:05:20,521
‫اونا تو فضا فقط به خاطر
‫زنده موندن این‌کارو کردن

92
00:05:20,523 --> 00:05:21,823
‫،ولی تا اون‌موقع

93
00:05:22,187 --> 00:05:24,860
‫مکریری رهبرشون بود

94
00:05:24,862 --> 00:05:27,030
‫شاو همه‌ی اینا رو بهت گفته؟

95
00:05:27,454 --> 00:05:29,603
‫،می‌خواین دشمن رو تضعیف کنین

96
00:05:30,478 --> 00:05:33,971
‫چی ضعیف‌تر از دشمنی‌ـه
‫که با خودش درگیر جنگه؟

97
00:05:34,582 --> 00:05:36,908
‫به این آسونی که می‌گی نیست

98
00:05:36,910 --> 00:05:39,879
‫جنگ به نحوی می‌تونه
‫اختلافاتِ داخلی رو از بین ببره

99
00:05:39,881 --> 00:05:41,296
‫،اگه اونا سرباز بودن، قبول می‌کردم

100
00:05:41,321 --> 00:05:42,719
‫ولی نگاشون کن

101
00:05:43,578 --> 00:05:44,758
‫اون داره چیکار می‌کنه؟

102
00:05:45,454 --> 00:05:48,389
‫داره جان مورفی بازی در میاره

103
00:05:49,017 --> 00:05:52,528
‫خالکوبی‌ـش. اون با مکریری‌ـه

104
00:05:52,530 --> 00:05:55,665
‫بقیه‌ی افرادی که اینجان با دیوزان

105
00:05:57,600 --> 00:05:59,570
‫ای پدرسگ

106
00:05:59,572 --> 00:06:00,859
‫هی...

107
00:06:02,344 --> 00:06:03,640
‫- آره!
‫- کمک!

108
00:06:03,665 --> 00:06:06,012
‫من با ریون موافقم

109
00:06:06,014 --> 00:06:07,873
‫حتماً حال می‌ده

110
00:06:37,091 --> 00:06:44,093
‫(€rik) و عرفان sin«سـینـا»cities زیرنویس از

111
00:06:51,772 --> 00:06:54,225
‫- کلارک
‫- مدی

112
00:06:56,624 --> 00:06:58,345
‫اون آماده بود که اینجا
‫رو با خاک یکسان کنه

113
00:06:58,347 --> 00:06:59,684
‫اگه نمی‌تونست تو رو ببینه

114
00:06:59,709 --> 00:07:02,381
‫ممنون که گذاشتی باهاش خدافظی کنم

115
00:07:02,406 --> 00:07:05,046
‫کلارک، این خدافظی نیست

116
00:07:06,367 --> 00:07:08,391
‫اوکتیویا مریض‌ـه

117
00:07:08,618 --> 00:07:10,393
‫میگن شاید به هوش نیاد

118
00:07:10,395 --> 00:07:11,646
‫باشه، مدی. کافیه دیگه

119
00:07:11,671 --> 00:07:13,698
‫نمی‌تونیم خطر دیده شدنِ بچه
‫تو اینجا رو به جون بخریم

120
00:07:13,700 --> 00:07:16,401
‫،حالا دیگه اون در امان می‌مونه
‫و تو هم همینطور

121
00:07:20,609 --> 00:07:22,683
‫سریع تمومش کن

122
00:07:31,184 --> 00:07:32,669
‫چیکار کردی؟

123
00:07:33,284 --> 00:07:34,784
‫جلبکِ مانتی

124
00:07:36,128 --> 00:07:37,562
‫وای، خدای من

125
00:07:37,564 --> 00:07:39,831
‫،به عنوانِ فرمانده‌ی ارتش
‫ایندرا می‌تونه شرایطِ

126
00:07:39,833 --> 00:07:42,168
‫دیوزا برای صلح رو بپذیره

127
00:07:42,193 --> 00:07:44,703
‫تا اون‌موقع اوکتیویا به هوش میاد

128
00:07:45,244 --> 00:07:46,776
‫البته اگه به هوش بیاد...

129
00:07:47,876 --> 00:07:49,844
‫به هوش میاد

130
00:07:49,846 --> 00:07:52,279
‫تو گفتی مورفی حالش خوب شد

131
00:07:52,281 --> 00:07:54,282
‫و اون حتی دکترم نداشت

132
00:07:54,284 --> 00:07:56,853
‫من خواهر کوچیکم رو
‫مسموم کردم، کلارک

133
00:07:56,855 --> 00:08:00,024
‫،هی، می‌دونم این برات سخته

134
00:08:00,026 --> 00:08:03,779
‫ولی اون حاضر بود آخرین سرزمینِ
‫قابل بقا روی زمین رو نابود کنه

135
00:08:03,804 --> 00:08:05,436
‫فقط برای اینکه تو
‫،یه جنگ پیروز شه

136
00:08:06,693 --> 00:08:09,535
‫صرف نظر از کشتنِ افرادی
‫که دوست‌شون داریم

137
00:08:10,538 --> 00:08:12,139
‫خب، چیزی نمونده به صلح برسیم

138
00:08:12,141 --> 00:08:14,374
‫ایندرا در شُرف تصدی
‫مسئولیتِ اوکتیویا قرار داره

139
00:08:14,376 --> 00:08:16,621
‫،همینکه مردم متحد تسلیم شن

140
00:08:16,987 --> 00:08:18,647
‫میام و از اینجا میارمت بیرون

141
00:08:18,649 --> 00:08:21,016
‫به سمتِ دره‌ی کم‌عمق حرکت می‌کنیم

142
00:08:21,018 --> 00:08:22,450
‫باهم

143
00:08:22,475 --> 00:08:23,942
‫باهم

144
00:08:28,761 --> 00:08:31,897
‫- داره بدتر می‌شه
‫- می‌دونم

145
00:08:31,899 --> 00:08:33,149
‫اگه حدس‌ـت درست باشه و یه چیزی

146
00:08:33,174 --> 00:08:35,578
‫تو خون‌ـش باشه، دیالیز باید
‫بتونه با تصفیه خارجش کنه

147
00:08:45,216 --> 00:08:46,715
‫حالش چطوره؟

148
00:08:47,418 --> 00:08:49,953
‫دستگاه‌های بدن‌ـش
‫دارن از کار می‌افتن

149
00:08:50,278 --> 00:08:51,922
‫تو اونجا بودی

150
00:08:51,924 --> 00:08:53,354
‫هر اتفاقی که افتاد رو بهمون بگو

151
00:08:53,379 --> 00:08:55,421
‫اون چیزی خورد، یا چیزی نوشید؟

152
00:08:55,446 --> 00:08:56,617
‫همونطوره که به میلر گفتم

153
00:08:56,642 --> 00:08:59,164
‫داشت یکی از جیره‌هاتون
‫رو می‌خورد. چرا؟

154
00:08:59,166 --> 00:09:01,016
‫چون شاید مسموم شده باشه

155
00:09:01,041 --> 00:09:03,166
‫- دلیلش اینه
‫- نایلا، کافیه دیگه

156
00:09:03,191 --> 00:09:04,805
‫اون خواهرشه

157
00:09:04,807 --> 00:09:07,509
‫ما به سبکِ مردم متحد جیره
‫رو سهیم می‌شدیم

158
00:09:07,511 --> 00:09:09,644
‫منم خوردمش، و حالم خوبه

159
00:09:09,646 --> 00:09:11,681
‫این رو در نظر گرفتین که سمّ کرم

160
00:09:11,706 --> 00:09:13,534
‫احتمالاً هنوز تو خونش باشه؟

161
00:09:13,559 --> 00:09:15,629
‫ممکنه، باعث می‌شه این...

162
00:09:15,654 --> 00:09:17,187
‫یه واکنش ثانویه به ماده‌ای باشه

163
00:09:17,189 --> 00:09:20,203
‫،که در معرضش قرار گرفته بود
‫ولی یه هفته قبل...

164
00:09:20,228 --> 00:09:21,994
‫زیر دیپلم حرف بزن، جکسون

165
00:09:21,996 --> 00:09:25,050
‫دیالیز جواب نمی‌ده. هیچی جواب نمی‌ده

166
00:09:27,038 --> 00:09:29,520
‫باید برای جانشینی آماده بشیم

167
00:09:32,549 --> 00:09:34,176
‫به مردمِ متحد خبر می‌دم

168
00:09:34,178 --> 00:09:35,511
‫،اگه تغییری تو وضعیت‌ـش ایجاد شد

169
00:09:35,513 --> 00:09:37,043
‫می‌خوام اولین کسی باشم که باخبر می‌شه

170
00:09:39,098 --> 00:09:41,419
‫گردانِ اول و نماینده‌ها رو جمع کنین

171
00:09:41,513 --> 00:09:43,087
‫زود بهتون ملحق می‌شم

172
00:10:03,235 --> 00:10:05,402
‫شایعات حقیقت دارن

173
00:10:06,170 --> 00:10:09,020
‫بلادرینای عزیز ما
‫در بستر بیماری افتاده

174
00:10:09,913 --> 00:10:14,905
‫احتمالاً اینا لحظاتِ آخر عمرش باشه.
‫به حرفم گوش کنین

175
00:10:14,930 --> 00:10:17,489
‫من اوکتیویا رو به عنوان
‫،دستِ راستم تعلیم دادم

176
00:10:17,514 --> 00:10:20,273
‫و اون رو به اندازه‌ی
‫بچه‌ی خودم دوست دارم

177
00:10:21,101 --> 00:10:25,909
‫با افتخار بهش مشاوره دادم
‫و ارتش‌ـش رو رهبری کردم

178
00:10:25,911 --> 00:10:29,386
‫خواسته‌ی اون این بود
‫،که اگه روزی فوت شد

179
00:10:29,597 --> 00:10:33,128
‫من برای رهبریِ شما پیش‌قدم بشم

180
00:10:33,348 --> 00:10:36,098
‫بلادرینا چیزی رو می‌خواست
‫که خواسته‌ی همه‌ی ماست...

181
00:10:36,435 --> 00:10:39,625
‫که زندگیِ بهتری تو دره‌ی
‫،کم‌عمق داشته باشیم

182
00:10:40,136 --> 00:10:44,399
‫،و خواهیم داشت
‫،ولی نه از طریقِ جنگ

183
00:10:44,762 --> 00:10:46,753
‫نه وقتی راهِ بهتری هست

184
00:10:46,778 --> 00:10:51,647
‫در طولِ ۶ سال گذشته ما صدها نفر
‫از مردم‌مون رو از دست دادیم

185
00:10:51,975 --> 00:10:53,944
‫نمی‌تونیم تعداد بیشتری رو از دست بدیم

186
00:10:54,248 --> 00:10:58,857
‫من از جانبِ مردم متحد مذاکره می‌کنم
‫تا با صلح وارد درّه بشیم

187
00:10:58,882 --> 00:11:01,854
‫تا دیگه هیچ‌کس رنج نکشه

188
00:11:01,957 --> 00:11:04,491
‫تو اینجا فرمانده نیستی...

189
00:11:10,033 --> 00:11:12,087
‫حتی فرمانده‌ی گردانِ اول هم نیستی

190
00:11:12,954 --> 00:11:15,471
‫بلادرینا این افتخار رو به من داد

191
00:11:15,635 --> 00:11:19,745
‫پس ازمون انتظار داری از تو پیروی کنیم؟
‫اون از مردمِ آسمون‌ـه

192
00:11:19,770 --> 00:11:21,832
‫مردم آسمانی وجود نداره.
‫خودت این رو می‌دونی

193
00:11:21,857 --> 00:11:23,181
‫،در غیابِ یک فرمانده

194
00:11:23,183 --> 00:11:25,325
‫نمایندگانِ قبیله‌ها باید تشکیل جلسه بدن

195
00:11:25,350 --> 00:11:27,019
‫و رهبرِ بعدی رو انتخاب کنن

196
00:11:27,021 --> 00:11:29,903
‫این توهین‌ـه. حق با میلره

197
00:11:29,928 --> 00:11:32,994
‫،دیگه قبیله‌ای وجود نداره
‫فقط مردم متحد

198
00:11:32,996 --> 00:11:35,329
‫و دشمنانِ مردم متحد

199
00:11:35,331 --> 00:11:40,016
‫شنیدنِ این از کسی که فقط به این دلیل
‫از مرگ در این میدان مبارزه نجات پیدا کرد

200
00:11:40,041 --> 00:11:43,039
‫که دشمن‌های واقعی‌مون
‫از آسمون افتادن

201
00:11:54,022 --> 00:11:57,291
‫حالا، از شما نمی‌خوام
‫از من پیروی کنین

202
00:11:57,293 --> 00:11:59,694
‫ازتون می‌خوام از اوکتیویا پیروی کنین

203
00:11:59,696 --> 00:12:01,766
‫اون دیروز به ما دستور داد
‫به سمتِ درّه پیشروی کنیم

204
00:12:01,791 --> 00:12:04,564
‫پس به خاطر بلادرینا پیشروی می‌کنیم!

205
00:12:04,589 --> 00:12:07,596
‫به خاطر بلادرینا! به خاطر بلادرینا!

206
00:12:07,621 --> 00:12:10,041
‫به خاطر بلادرینا! به خاطر بلادرینا!

207
00:12:10,043 --> 00:12:12,489
‫به خاطر بلادرینا! به خاطر بلادرینا!

208
00:12:12,514 --> 00:12:14,146
‫ایندرا...

209
00:12:15,099 --> 00:12:17,250
‫من نمی‌تونم از این جنگ
‫،جلوگیری کنم، بلامی

210
00:12:17,252 --> 00:12:18,618
‫ولی یکی هست که می‌تونه

211
00:12:18,620 --> 00:12:21,889
‫به خاطر بلادرینا! به خاطر بلادرینا!

212
00:12:21,891 --> 00:12:23,891
‫ما یه فرمانده‌ی واقعی لازم داریم

213
00:12:23,893 --> 00:12:25,383
‫به خاطر بلادرینا! به خاطر بلادرینا!

214
00:12:25,408 --> 00:12:27,162
‫اصلاً حرفشم نزن

215
00:12:27,164 --> 00:12:31,000
‫کلارک، خودت می‌دونی که یه فرمانده
‫چه ارزشی برای زمینی‌ها داره

216
00:12:31,002 --> 00:12:33,923
‫‏۶ سال قبل، سعی کردی
‫شعله رو به لونا تحمیل کنی

217
00:12:33,948 --> 00:12:35,272
‫حاضر بودی بذاریش
‫تو سرِ خودت...

218
00:12:35,274 --> 00:12:37,330
‫تا از یه جنگ بر سر این
‫پناهگاه جلوگیری کنی

219
00:12:37,355 --> 00:12:39,143
‫حالا این چه فرقی داره؟

220
00:12:39,145 --> 00:12:41,930
‫مدی یه بچه‌ست. فرقش اینه

221
00:12:41,955 --> 00:12:44,931
‫برام مهم نیست چندنفر از این
‫مردم هنوز به شعله معتقدن

222
00:12:44,956 --> 00:12:46,361
‫اعتقادشون به بلادرینا بیشتره

223
00:12:46,386 --> 00:12:48,682
‫از مدی محافظت می‌شه. گایا و من...

224
00:12:48,707 --> 00:12:50,620
‫اگه اوکتیویا به هوش بیاد چی می‌شه؟

225
00:12:50,645 --> 00:12:53,526
‫،اگه به هوش بیاد، ما تو درّه خواهیم بود

226
00:12:53,551 --> 00:12:55,168
‫و اون با چشمای خودش می‌بینه

227
00:12:55,193 --> 00:12:57,223
‫صلح چه شکلی‌ـه، و درک می‌کنه

228
00:12:57,248 --> 00:13:00,337
‫- این رو می‌دونم
‫- جوابِ من نه‌ست

229
00:13:00,339 --> 00:13:02,912
‫حالا من رو باز کن تا بتونیم
‫گورمون رو از اینجا گم کنیم

230
00:13:02,937 --> 00:13:05,582
‫قبل از اینکه همه‌مون به
‫جرم خیانت اعدام بشیم

231
00:13:07,510 --> 00:13:09,144
‫کلارک...

232
00:13:09,998 --> 00:13:14,293
‫اِکو، ریون، مورفی و ایموری

233
00:13:14,780 --> 00:13:17,126
‫خانواده‌ی من هستن

234
00:13:17,573 --> 00:13:19,228
‫متأسفم. این اتفاق می‌افته

235
00:13:19,230 --> 00:13:20,497
‫این‌کارو نکن، بلامی

236
00:13:20,499 --> 00:13:22,065
‫- بلامی...
‫- نگهبان

237
00:13:22,067 --> 00:13:24,021
‫تو گفتی ازش محافظت می‌کنی

238
00:13:24,046 --> 00:13:25,810
‫گفتی نمی‌ذاری صدمه ببینه

239
00:13:25,835 --> 00:13:27,413
‫بلامی!

240
00:13:29,723 --> 00:13:33,223
‫نه! بلامی! وایسا!

241
00:13:33,248 --> 00:13:37,532
‫بلامی! نه! نه!

242
00:13:39,275 --> 00:13:41,430
‫شما دونفر محدوده‌ی
‫غربی رو بررسی کنین

243
00:13:41,745 --> 00:13:43,508
‫شما چهارنفر همراه
‫من و کین بیاین

244
00:14:03,766 --> 00:14:06,233
‫اوه، به نظر حالت خیلی بده

245
00:14:06,925 --> 00:14:09,301
‫بهتره تحتِ اون درمان قرار بگیری

246
00:14:12,044 --> 00:14:13,997
‫اون بهت نگفته

247
00:14:15,068 --> 00:14:17,615
‫اوه، معلومه که نه.
‫چرا باید بگه؟

248
00:14:17,617 --> 00:14:19,438
‫اون می‌خواد بمیری

249
00:14:23,330 --> 00:14:26,494
‫- توضیح بده
‫- می‌بینی؟ من طرفِ توئم

250
00:14:26,496 --> 00:14:28,986
‫،ببین. تنها چیزی که می‌دونم
‫اینه که اَبی یه درمان پیدا کرده

251
00:14:29,012 --> 00:14:31,281
‫یه جور دستگاه سرهم کرده که اون
‫آشغال‌ها تو ریه‌هاتون رو ذوب می‌کنه

252
00:14:31,306 --> 00:14:34,024
‫حدس من اینه که دیوزا داره تصمیم
‫می‌گیره کی زنده می‌مونه و می‌میره

253
00:14:34,049 --> 00:14:36,691
‫و به نظر میاد تو توی لیستِ اشتباهی

254
00:14:42,748 --> 00:14:44,575
‫،اگه حرفی که می‌زنی درست باشه

255
00:14:44,600 --> 00:14:46,855
‫باید همونطور که توافق کردیم

256
00:14:47,106 --> 00:14:51,059
‫دوستات رو برداری و بری قبل از
‫اینکه خون و خونریزی شروع شه

257
00:14:52,928 --> 00:14:55,096
‫اگه دروغ می‌گی...

258
00:14:57,137 --> 00:14:59,505
‫این خونِ توئه که می‌ریزه

259
00:15:17,320 --> 00:15:19,259
‫خدایا، قیافه‌ی بی‌تفاوت‌ـت افتضاح‌ـه

260
00:15:19,284 --> 00:15:20,666
‫گوش کنین

261
00:15:20,697 --> 00:15:22,836
‫دیوزا چیزی در مورد
‫درمان به مکریری نگفته

262
00:15:22,838 --> 00:15:26,633
‫من الان بهش گفتم. قراره
‫اتفاقاتِ بدی اینجا بی‌افته

263
00:15:26,658 --> 00:15:28,376
‫کارت عالی بود، مورفی

264
00:15:28,401 --> 00:15:30,347
‫من به دیوزا می‌گم تا
‫سمتِ اونم آماده باشه

265
00:15:30,349 --> 00:15:32,036
‫،به محض اینکه جنگ شروع شه

266
00:15:32,061 --> 00:15:34,043
‫کارِ باز کردن گلوبندها
‫رو شروع کنین

267
00:15:38,630 --> 00:15:40,075
‫گلوبندِ خلبانم همینطور

268
00:15:52,679 --> 00:15:54,089
‫می‌تونم باهات حرف بزنم؟

269
00:15:54,456 --> 00:15:57,817
‫برای یه بارم که شده، ای کاش می‌تونستیم
‫یه گفتگوی خودمونی داشته باشیم

270
00:16:00,325 --> 00:16:01,724
‫این اون گفتگو نیست

271
00:16:03,947 --> 00:16:05,238
‫،داریم فرار می‌کنیم

272
00:16:05,263 --> 00:16:06,997
‫و ازت می‌خوام با ما بیای

273
00:16:07,232 --> 00:16:09,230
‫،دوستم ایموری بلده گلوبندها رو باز کنه

274
00:16:09,255 --> 00:16:11,122
‫- به محض اینکه بتونه...
‫- نه

275
00:16:11,147 --> 00:16:14,091
‫شاو، می‌خوای بگی هنوز به دیوزا
‫وفاداری بعد از کاری که باهات کرد؟

276
00:16:14,116 --> 00:16:17,022
‫موضوع این نیست، ریون.
‫من تنها خلبانِ اونام

277
00:16:17,047 --> 00:16:18,789
‫اونا هیچوقت از گشتن دنبالِ
‫من دست بر نمی‌دارن

278
00:16:18,992 --> 00:16:21,182
‫این یعنی تو هیچوقت
‫در امان نخواهی بود

279
00:16:21,590 --> 00:16:24,120
‫نمی‌دونم چرا این برام مهمه

280
00:16:24,411 --> 00:16:28,084
‫شاید به خاطر جذابیتِ
‫در کمال خونسردی‌ته

281
00:16:29,499 --> 00:16:31,630
‫بذار اینجوری بهت بگم، شاو

282
00:16:31,632 --> 00:16:35,143
‫یا همراهِ ما میای، یا می‌کشیم‌ـت

283
00:16:35,771 --> 00:16:38,105
‫این واسه یه آدمِ خونسرد چطوره؟

284
00:16:38,107 --> 00:16:39,574
‫باید روش کار کنیم...

285
00:16:47,057 --> 00:16:48,380
‫ولی باشه

286
00:16:50,310 --> 00:16:51,529
‫پایه‌ام

287
00:17:23,933 --> 00:17:26,103
‫باید با دخترم حرف بزنم

288
00:17:33,181 --> 00:17:35,916
‫نمی‌خواستم مزاحمِ دعاتون بشم

289
00:17:35,918 --> 00:17:38,520
‫از قرار معلوم اومدم مستجاب‌شون کنم

290
00:17:38,880 --> 00:17:40,201
‫،چه فکری تو سرته، مادر

291
00:17:40,226 --> 00:17:41,624
‫اون سخنرانی تو میدانِ مبارزه؟

292
00:17:41,626 --> 00:17:43,527
‫یهویی شدی صلح‌جو؟

293
00:17:43,529 --> 00:17:45,630
‫جنگجویانِ واقعی از
‫جنگ متنفرن، گایا

294
00:17:45,632 --> 00:17:47,429
‫و با این حال تنها کاری
‫که ازم می‌خواستی

295
00:17:47,454 --> 00:17:49,587
‫این بود که پا جای پای تو بذارم

296
00:17:49,962 --> 00:17:52,702
‫برو سرِ اصل مطلب.
‫مردمِ متحد آماده‌ی پیشروی هستن

297
00:17:52,727 --> 00:17:54,609
‫چیزی نمونده به آرزوت برسی

298
00:17:54,611 --> 00:17:56,243
‫تو هم همینطور

299
00:17:57,994 --> 00:18:02,586
‫بچه‌ای که همراه کلارک‌ـه
‫یه نایت‌بلاد واقعی‌ـه

300
00:18:04,386 --> 00:18:05,891
‫تو می‌دونستی

301
00:18:05,893 --> 00:18:08,227
‫گفتم، برو سر اصلِ مطلب

302
00:18:08,229 --> 00:18:11,565
‫شعله رو بده به مدی.
‫اون رو فرمانده کن

303
00:18:11,567 --> 00:18:16,633
‫فقط اون می‌تونه مردمِ متحد رو یکی کنه
‫و جلوی این جنگ رو بگیره

304
00:18:18,890 --> 00:18:20,810
‫تو با ایمان و عقیده سراغِ من نیومدی

305
00:18:20,812 --> 00:18:23,632
‫- این از سر ناچاری‌ـه...
‫- گایا...

306
00:18:23,657 --> 00:18:24,749
‫،خیانت به کنار

307
00:18:24,751 --> 00:18:27,019
‫که به خاطرش جفت‌مون رو
‫می‌ندازن تو گودالِ مبارزه

308
00:18:27,021 --> 00:18:31,792
‫اگه جواب بده نه. تو انگیزه‌هام
‫رو زیر سؤال می‌بری

309
00:18:31,794 --> 00:18:33,628
‫درسته

310
00:18:33,989 --> 00:18:37,500
‫ایمان من به اندازه‌ی
‫،ایمانِ تو خالص نیست

311
00:18:38,109 --> 00:18:43,141
‫ولی تو هم به اندازه‌ی من در قبال چیزی
‫که اوکتیویا بهش تبدیل شده مسئولی

312
00:18:43,143 --> 00:18:46,612
‫بلادرینا رهبری بود که
‫اون‌موقع بهش نیاز داشتیم

313
00:18:46,614 --> 00:18:49,649
‫حالا به یه فرمانده‌ی حقیقی نیاز داریم

314
00:18:49,651 --> 00:18:52,464
‫این‌‌کارو می‌کنی، یا نه؟

315
00:18:59,560 --> 00:19:01,794
‫تصمیم‌گیری با من نیست

316
00:19:01,819 --> 00:19:06,102
‫بچه باید خودش تصمیم بگیره

317
00:19:25,158 --> 00:19:26,971
‫به اوکتیویا سر می‌زنم

318
00:19:38,684 --> 00:19:42,739
‫مدی، می‌دونی برای
‫چی آوردنت اینجا؟

319
00:19:46,162 --> 00:19:49,898
‫هی، مدی، چیزی نیست

320
00:19:49,923 --> 00:19:52,556
‫چیزی نیست. هیچکس
‫بهت آسیب نمی‌رسونه

321
00:19:53,510 --> 00:19:54,704
‫،بهت گفتم

322
00:19:54,706 --> 00:19:58,710
‫،من هیچوقت این رو بهت تحمیل نمی‌کنم
‫،و این‌کارو نمی‌کنم

323
00:19:58,712 --> 00:19:59,942
‫ولی حالا اتفاقاتی داره می‌افته

324
00:19:59,967 --> 00:20:01,333
‫که اونا معتقدن فقط خردِ...

325
00:20:01,358 --> 00:20:03,315
‫فرماندهان می‌تونه ما
‫،رو ازشون نجات بده

326
00:20:03,317 --> 00:20:05,752
‫و با اینکه خیلی دلم
‫،می‌خواد که اینطور نبود

327
00:20:05,754 --> 00:20:07,388
‫منم همین عقیده رو دارم

328
00:20:07,390 --> 00:20:09,424
‫داری از جنگ حرف می‌زنی

329
00:20:09,426 --> 00:20:11,727
‫ولی تو ما رو برای
‫جنگیدن تعلیم می‌دادی

330
00:20:11,947 --> 00:20:14,397
‫بعضی از جنگ‌ها ارزشِ
‫جنگیدن ندارن، مدی

331
00:20:15,034 --> 00:20:16,500
‫نه وقتی که یه راهِ دیگه هست

332
00:20:16,502 --> 00:20:19,137
‫کلارک برای برقراری صلح
‫،با دیوزا معامله کرده

333
00:20:19,458 --> 00:20:23,240
‫و الان اوکتیویا هم مریض‌تر از
‫،اونی‌ـه که بتونه قبول‌ـش کنه

334
00:20:23,265 --> 00:20:25,669
‫ولی مردم متحد از کس
‫دیگه‌ای پیروی نمی‌کنن

335
00:20:25,694 --> 00:20:28,116
‫صبر کن. کلارک این
‫موضوع رو می‌دونه؟

336
00:20:28,118 --> 00:20:31,787
‫آره. موافق نیست

337
00:20:31,789 --> 00:20:34,758
‫نه. موافقت نمی‌کنه

338
00:20:34,760 --> 00:20:37,428
‫،بلامی، اگه این‌ کار رو بکنم

339
00:20:37,430 --> 00:20:38,764
‫هرگز تو رو نمی‌بخشه

340
00:20:38,766 --> 00:20:41,367
‫- مدی...
‫- فقط صبر داشته باش

341
00:20:41,369 --> 00:20:45,142
‫اگه به این کار تن ندم
‫چه اتفاقی برای کلارک می‌افته؟

342
00:20:49,734 --> 00:20:52,281
‫مدی، دلم نمی‌خواد این مسئولیت
‫رو به دوش تو بندازم

343
00:20:52,283 --> 00:20:56,221
‫اگه کار دیگه‌ای از دستم
‫برمی‌اومد، انجامش می‌دادم

344
00:20:56,464 --> 00:20:58,541
‫ولی اینجوری جلوی
‫جنگ رو می‌گیریم

345
00:20:58,566 --> 00:21:00,702
‫،اینجوری اون درّه

346
00:21:00,727 --> 00:21:03,312
‫خونه‌ی تو و دوست‌های من
‫رو نجات می‌دیم

347
00:21:04,771 --> 00:21:06,825
‫اینجوری کلارک رو نجات می‌دیم

348
00:21:21,713 --> 00:21:23,220
‫درست به موقع اومدین

349
00:21:23,245 --> 00:21:24,479
‫الان می‌خواستم
‫بفرستم دنبال‌تون

350
00:21:24,504 --> 00:21:27,588
‫- چرا؟ چی شده؟
‫- هیچی، برعکس

351
00:21:27,613 --> 00:21:31,094
‫دیالیز داره جواب می‌ده.
‫ضربان‌ـش داره ثابت می‌شه

352
00:21:31,119 --> 00:21:32,703
‫داره به هوش میاد

353
00:21:33,441 --> 00:21:36,875
‫،هی، اوکتیویا
‫صدام رو می‌شنوی؟ اوکتیویا

354
00:21:37,192 --> 00:21:38,355
‫همم...

355
00:21:38,380 --> 00:21:44,052
‫،هی، اوکتیویا، هی
‫ایندرا هم اینجاست

356
00:21:44,054 --> 00:21:45,554
‫همم؟

357
00:21:45,556 --> 00:21:47,873
‫همه‌مون رو واقعاً نگران کردی

358
00:21:48,779 --> 00:21:51,788
‫- ایندرا؟
‫- همینجام

359
00:21:55,068 --> 00:21:59,573
‫ایندرا، برادرم من رو مسموم کرد

360
00:22:02,078 --> 00:22:03,277
‫من مراقب‌ـش هستم

361
00:22:03,279 --> 00:22:04,742
‫تو باید بلامی رو دستگیر کنی

362
00:22:04,767 --> 00:22:07,335
‫متأسفانه نمی‌تونم این‌کارو بکنم

363
00:22:22,191 --> 00:22:24,329
‫کسی این اتاق رو ترک نمی‌کنه

364
00:22:37,778 --> 00:22:39,177
‫مشکل چیه؟

365
00:22:39,614 --> 00:22:42,168
‫مکریری راجع به درمان خبر داره

366
00:22:46,721 --> 00:22:50,289
‫کُدِ آبی، پسرا و دخترا.
‫می‌دونین باید چیکار کنین

367
00:22:50,291 --> 00:22:53,387
‫ورودی‌ها رو ببندین.
‫همگی، سلاح‌ها آماده

368
00:22:53,695 --> 00:22:56,533
‫حرکت کنین. زودباشین. بریم

369
00:22:58,941 --> 00:23:00,759
‫فقط هر کاری می‌گم انجام بدین

370
00:23:01,462 --> 00:23:06,305
‫اول، پنل، آروم این شکلی

371
00:23:06,307 --> 00:23:08,274
‫پیشاپیش شرمنده اگه من...

372
00:23:11,936 --> 00:23:12,968
‫کد آبی؟

373
00:23:12,993 --> 00:23:14,373
‫،مکریری می‌ره سراغ دکتر

374
00:23:14,398 --> 00:23:15,687
‫پس ما خودمون رو
‫زودتر می‌رسونیم

375
00:23:15,712 --> 00:23:18,216
‫فعلاً همه‌ی پناهند‌ه‌ها
‫رو به کلیسا محدود کن

376
00:23:18,241 --> 00:23:20,024
‫‏۵ دقیقه فرصت دارین برسید اونجا

377
00:23:20,049 --> 00:23:23,116
‫،اگه اوضاع خوب پیش نرفت
‫همه‌ی شما رو به سفینه میاریم

378
00:23:25,468 --> 00:23:26,842
‫اون پناهنده‌هایی که
‫برای نقشه‌برداری

379
00:23:26,844 --> 00:23:28,243
‫محل استقرار با کین رفتن چی؟

380
00:23:28,245 --> 00:23:29,911
‫کین می‌دونه کُدِ آبی
‫چه معنی‌ای داره

381
00:23:29,913 --> 00:23:32,047
‫،بعد از اینکه ابی رو آوردیم
‫می‌ریم دنبال شاو

382
00:23:32,049 --> 00:23:33,401
‫مفهومه

383
00:23:55,393 --> 00:23:58,273
‫این توانِ آتش زیادی
‫برای ملاقات یه دکتره

384
00:23:58,565 --> 00:24:00,509
‫مشکلی پیش اومده؟

385
00:24:00,761 --> 00:24:02,307
‫بی‌خیال، مکریری

386
00:24:04,128 --> 00:24:05,689
‫این همه راه برنگشتیم به زمین...

387
00:24:05,714 --> 00:24:07,164
‫تا فقط بزنیم همدیگه رو بکشیم

388
00:24:08,578 --> 00:24:10,179
‫اومدیم که زندگی کنیم...

389
00:24:12,456 --> 00:24:14,122
‫و الان می‌تونیم...

390
00:24:15,345 --> 00:24:17,639
‫چون دکتر جدیدمون موفق شد...

391
00:24:17,664 --> 00:24:19,327
‫یه درمان برامون پیدا کنه

392
00:24:19,329 --> 00:24:20,554
‫نمی‌خواستیم بهتون
‫بگیم تا ما...

393
00:24:20,579 --> 00:24:22,097
‫دیوزا داره چی می‌گه؟

394
00:24:22,099 --> 00:24:23,848
‫،داره درباره‌ی درمان بهشون می‌گه

395
00:24:23,873 --> 00:24:25,907
‫داره با حقیقت بمب رو خنثی می‌کنه

396
00:24:26,789 --> 00:24:29,070
‫باید بگم، کارش درسته

397
00:24:30,384 --> 00:24:31,829
‫جدی؟
‫حالا می‌بینیم

398
00:24:37,509 --> 00:24:39,054
‫داره دروغ می‌گه

399
00:24:39,079 --> 00:24:41,116
‫هیچوقت نمی‌خواست
‫،هیچکدوم‌مون رو درمان کنه

400
00:24:42,410 --> 00:24:44,119
‫فقط افراد خودش

401
00:24:44,582 --> 00:24:46,457
‫ادامه بده. بهشون بگو

402
00:24:46,973 --> 00:24:50,018
‫بهشون بگو که داشتی
‫برنامه می‌ریختی

403
00:24:50,043 --> 00:24:52,619
‫تا بذاری ما بمیریم که...

404
00:24:52,644 --> 00:24:54,863
‫بتونی جای بیشتری برای
‫وحشی‌هات درست کنی

405
00:24:56,123 --> 00:24:58,200
‫حالا دیگه شکاک شدی

406
00:24:58,879 --> 00:25:00,176
‫واقعاً؟

407
00:25:01,279 --> 00:25:04,052
‫دوست‌ـت کین توی جنگل جنوبی

408
00:25:04,583 --> 00:25:06,541
‫داره روی چی کار می‌کنه؟

409
00:25:07,349 --> 00:25:10,622
‫،یه محل استقرار برای همه‌مون

410
00:25:11,067 --> 00:25:13,148
‫،یه محل که بتونیم بازسازی کنیم

411
00:25:14,239 --> 00:25:15,951
‫از نو شروع کنیم

412
00:25:16,539 --> 00:25:19,123
‫به محض اینکه همه‌‌تون
‫درمان شدین، هر کدوم‌تون...

413
00:25:19,148 --> 00:25:22,316
‫یه قطعه زمین که خودتون
‫رو مالک‌ـش بدونین می‌گیرین

414
00:25:22,773 --> 00:25:24,752
‫چطوره؟

415
00:25:27,056 --> 00:25:31,052
‫همیشه باید خودم همه‌ی کارا رو بکنم؟

416
00:25:31,077 --> 00:25:32,810
‫اوه!

417
00:25:32,835 --> 00:25:34,251
‫آروم باشین

418
00:25:39,041 --> 00:25:40,407
‫نه!

419
00:25:43,606 --> 00:25:46,107
‫نه! نه! تمومش کنین!

420
00:25:56,029 --> 00:25:58,608
‫این شاهکار منه

421
00:26:09,490 --> 00:26:12,194
‫زودباشین بریم، بچه‌ها.
‫من سهم خودم رو انجام دادم

422
00:26:12,284 --> 00:26:14,785
‫فقط یه سیم دیگه مونده. تموم شد

423
00:26:15,561 --> 00:26:18,045
‫بسیار خب. همه‌تون می‌دونین
‫محل ملاقات کجاست

424
00:26:18,082 --> 00:26:19,778
‫اگه کسی جدا شد، بره اونجا

425
00:26:19,803 --> 00:26:21,917
‫میام پیداتون می‌کنیم
‫و به اون غار می‌بریم

426
00:26:23,549 --> 00:26:24,920
‫خوبه. همه‌تون اینجایین

427
00:26:24,922 --> 00:26:26,655
‫باید اَبی و دیوزا رو گیر بیاریم

428
00:26:26,800 --> 00:26:28,366
‫و سوار سفینه‌ی انتقال بشیم

429
00:26:28,391 --> 00:26:29,944
‫بقیه‌ی پناهنده‌ها الان اونجان

430
00:26:29,969 --> 00:26:32,116
‫اَبی اتفاقی براش نمی‌‌افته.
‫اونا به دکترشون صدمه نمی‌زنن

431
00:26:32,141 --> 00:26:34,701
‫هر اتفاقی برای دیوزا بی‌افته
‫به ما مربوط نیست

432
00:26:36,670 --> 00:26:39,477
‫- باقی پناهنده‌ها چی؟
‫- فرصت نیست. راه بی‌افتین

433
00:26:39,791 --> 00:26:42,046
‫صلح به تو مربوط می‌شه؟

434
00:26:42,564 --> 00:26:44,915
‫بلامی و کلارک راجع به
‫تسلیم مذاکره کردن

435
00:26:44,917 --> 00:26:46,356
‫داشتم روی یه محل استقرار
‫توی جنگل جنوبی

436
00:26:46,381 --> 00:26:47,561
‫برای همه کار می‌کردم

437
00:26:47,586 --> 00:26:49,733
‫بدون دیوزا، همه‌ی اونا به باد می‌ره

438
00:26:51,522 --> 00:26:52,990
‫ای وای

439
00:26:54,326 --> 00:26:56,153
‫- من باهات میام
‫- امکان نداره

440
00:26:56,178 --> 00:26:57,361
‫اوکتیویا هرگز تسلیم نمی‌شه

441
00:26:57,363 --> 00:26:59,196
‫طبق برنامه از اینجا می‌ریم

442
00:27:00,245 --> 00:27:02,337
‫ریون، بگیرش و همین الان برین

443
00:27:02,362 --> 00:27:03,501
‫وگرنه گلوش رو می‌برم

444
00:27:03,526 --> 00:27:05,891
‫انقدر حرف نزن و ببر دیگه

445
00:27:05,916 --> 00:27:09,815
‫شاو، بیا بریم. بریم

446
00:27:14,799 --> 00:27:16,447
‫من با کین می‌رم

447
00:27:16,940 --> 00:27:19,350
‫جان، دوباره نه

448
00:27:19,352 --> 00:27:22,386
‫بحث سر اَبی‌ـه. مجبورم

449
00:27:47,172 --> 00:27:49,080
‫شما دوتا، با من

450
00:27:49,105 --> 00:27:51,105
‫بریم. زودباشین

451
00:27:55,623 --> 00:27:58,762
‫- اَبی
‫- اینجام. چه خبره؟

452
00:27:58,787 --> 00:28:00,566
‫- دستگاه کجاست؟
‫- از قبل به سفینه برده شده

453
00:28:00,591 --> 00:28:02,704
‫خوبه. باید تو رو به سفینه ببریم

454
00:28:02,981 --> 00:28:04,295
‫از پشت می‌برمش

455
00:28:07,200 --> 00:28:08,632
‫لعنتی

456
00:28:09,926 --> 00:28:12,837
‫،چیزی نیست. اگه من بمیرم
‫درمان رو با خودم به گور می‌برم

457
00:28:13,149 --> 00:28:14,472
‫حق با توئه

458
00:28:14,474 --> 00:28:18,173
‫تو رو نمی‌کشیم، ولی
‫آرزو می‌کنی می‌کشتیم‌ـت

459
00:28:19,267 --> 00:28:20,649
‫بگیریدش

460
00:28:21,225 --> 00:28:22,517
‫فرار کن، اَبی

461
00:29:11,590 --> 00:29:13,284
‫،من رو بُکشی

462
00:29:13,309 --> 00:29:15,746
‫بچه‌ی متولد نشده‌ی خودت رو کُشتی

463
00:29:25,478 --> 00:29:27,878
‫در ضمن، دختره

464
00:29:40,493 --> 00:29:41,829
‫افراد مکریری کنترل رو بدست گرفتن

465
00:29:41,854 --> 00:29:43,688
‫- همین الان باید بریم
‫- اَبی کجاست؟

466
00:29:43,713 --> 00:29:46,829
‫بردنش، ولی اتفاقی براش نمی‌افته

467
00:29:46,854 --> 00:29:48,455
‫بازم دارن میان

468
00:30:02,680 --> 00:30:04,648
‫همین الان دکتر رو...

469
00:30:04,930 --> 00:30:06,271
‫برگردونین

470
00:30:14,998 --> 00:30:16,663
‫بهم بگو چرا

471
00:30:19,322 --> 00:30:21,829
‫دیوزا قبول کرد اگه تسلیم بشیم

472
00:30:22,036 --> 00:30:23,336
‫دره رو باهامون سهیم بشه

473
00:30:23,338 --> 00:30:25,271
‫تسلیم

474
00:30:25,273 --> 00:30:27,339
‫پس تو فقط یه خائن نیستی

475
00:30:27,442 --> 00:30:28,956
‫یه بزدل هم هستی

476
00:30:30,009 --> 00:30:32,196
‫ازت شرمسارم

477
00:30:33,409 --> 00:30:35,612
‫،و من از تو می‌ترسم

478
00:30:35,972 --> 00:30:37,513
‫به چیزی که بهش مبدل شدی

479
00:30:37,807 --> 00:30:39,481
‫بخاطرش خودم رو مقصر می‌دونم

480
00:30:39,627 --> 00:30:41,794
‫اجازه دادم زیاده‌روی کنی

481
00:30:42,103 --> 00:30:43,937
‫سال تاریک همه‌ی
‫ما رو در هم شکست

482
00:30:43,962 --> 00:30:47,220
‫با من راجع به سال تاریک حرف نزن

483
00:30:52,146 --> 00:30:53,629
‫از اون جون سالم به در بردیم

484
00:30:54,037 --> 00:30:55,560
‫از این هم می‌تونیم جون به در ببریم

485
00:30:55,562 --> 00:30:58,829
‫بخاطر من بود که
‫ازش جون به در بردیم

486
00:30:59,371 --> 00:31:01,865
‫تو دست رو دست گذاشتی
‫و تماشا کردی

487
00:31:01,867 --> 00:31:04,920
‫بله. نباید اجازه می‌دادم

488
00:31:04,945 --> 00:31:07,068
‫تنهایی این بار رو
‫به دوش بکشی

489
00:31:07,288 --> 00:31:10,522
‫الان اون اشتباه رو تکرار نمی‌کنم

490
00:31:19,725 --> 00:31:21,988
‫شیپور جانشینی

491
00:31:22,483 --> 00:31:24,849
‫،مردم متحد ازت پیروی نمی‌کنن

492
00:31:24,851 --> 00:31:26,484
‫برای همین داری از
‫مَدی استفاده می‌کنی؟

493
00:31:26,636 --> 00:31:28,751
‫- درسته
‫- اون یه بچه‌ست

494
00:31:28,776 --> 00:31:32,054
‫" همون سنی‌ـه که " لکسا
‫درش به فرماندهی رسید

495
00:31:32,056 --> 00:31:35,024
‫بزودی، مردم متحد رهبر
‫جدیدشون رو می‌پذیرن

496
00:31:35,026 --> 00:31:36,504
‫و تسلیم می‌شن

497
00:31:36,529 --> 00:31:38,629
‫مردم‌مون به اون دره می‌رسن

498
00:31:38,654 --> 00:31:41,793
‫بدون فدا کردن جون آدم دیگه‌ای...

499
00:31:46,886 --> 00:31:50,035
‫و خردمندی رو درش می‌بینی

500
00:32:02,455 --> 00:32:03,779
‫چطور تونستی همچین کاری کنی؟

501
00:32:03,781 --> 00:32:05,780
‫قسم خوردی مدی هرگز
‫به فرماندهی نمی‌رسه

502
00:32:05,782 --> 00:32:10,024
‫خدا رو شکر. باید جلوش
‫رو بگیریم. خواهش می‌کنم

503
00:32:11,227 --> 00:32:13,185
‫تو پشت این قضیه نیستی

504
00:32:13,320 --> 00:32:15,654
‫نه. کار ایندرا و بلامی‌ـه

505
00:32:15,679 --> 00:32:17,614
‫،اونا... اونا اوکتیویا رو مسموم کردن

506
00:32:17,639 --> 00:32:20,224
‫و الان می‌خوان مدی
‫رو جایگزین‌ـش کنن

507
00:32:20,742 --> 00:32:22,967
‫نایلا، صبر کن

508
00:32:22,992 --> 00:32:24,139
‫نگهبان، کارم اینجا تموم شده

509
00:32:24,164 --> 00:32:25,896
‫نایلا، تو رو خدا

510
00:32:25,921 --> 00:32:27,897
‫،می‌دونم که به اوکتیویا وفاداری

511
00:32:27,899 --> 00:32:30,119
‫ولی هر دوی ما
‫یه چیز می‌خوایم...

512
00:32:30,666 --> 00:32:32,259
‫تا جلوی جانشینی رو بگیریم

513
00:32:45,737 --> 00:32:47,244
‫یکی از افراد ایندراست

514
00:32:47,246 --> 00:32:49,814
‫ممنون

515
00:32:57,931 --> 00:33:00,250
‫کاری نکن از کارم پشیمون بشم

516
00:33:02,617 --> 00:33:04,257
‫کجا هستن؟

517
00:33:15,001 --> 00:33:16,406
‫،مَدی اون توئه

518
00:33:16,431 --> 00:33:18,985
‫ولی ایمان داران از قبل
‫دارن جمع می‌شن

519
00:33:19,922 --> 00:33:21,710
‫باید قبل از اینکه شعله رو
‫تو سرش بذارن...

520
00:33:21,735 --> 00:33:23,315
‫خودمون رو بهشون برسونیم

521
00:33:23,340 --> 00:33:25,307
‫نه. تعدادشون زیاده

522
00:33:25,309 --> 00:33:27,241
‫تمام کسایی که اینجان
‫می‌خوان این اتفاق بی‌افته

523
00:33:27,243 --> 00:33:29,076
‫حقیقت رو بهم بگو، نایلا

524
00:33:29,101 --> 00:33:31,850
‫مردم متحد از یه فرمانده‌ی
‫واقعی پیروی می‌کنن؟

525
00:33:31,875 --> 00:33:33,132
‫ممکنه پیروی کنن

526
00:33:35,200 --> 00:33:36,768
‫تا زمانی که اوکتیویا
‫،در مسند قدرت‌ـه

527
00:33:36,793 --> 00:33:38,222
‫،مدی در امان نیست

528
00:33:40,428 --> 00:33:43,781
‫و متأسفانه معتقدانِ واقعی‌مون
‫تمام سلاح‌ها رو در اختیار دارن

529
00:33:46,892 --> 00:33:48,324
‫کلارک

530
00:33:49,542 --> 00:33:51,792
‫خونِ فرماندهان...

531
00:33:52,167 --> 00:33:53,573
‫با خونِ تو فرقی نداره

532
00:33:58,565 --> 00:34:00,727
‫بگذارید فرمانده به سلطنت برسد

533
00:34:04,468 --> 00:34:06,257
‫نترس

534
00:34:20,479 --> 00:34:23,744
‫کلارک، اینجا چیکار داری؟
‫برو بیرون

535
00:34:25,367 --> 00:34:27,280
‫اومده اینجا که من رو بکشه

536
00:34:27,500 --> 00:34:29,822
‫نمی‌تونم اجازه بدم بلایی سر مدی بیاد

537
00:34:44,169 --> 00:34:46,571
‫اشندی سوپریوس

538
00:34:48,329 --> 00:34:50,992
‫غافلگیر شدم

539
00:34:51,420 --> 00:34:54,105
‫کلارکی که من می‌شناختم
‫همه‌ی جوانب رو می‌سنجید

540
00:34:54,130 --> 00:34:56,098
‫،من رو بکشی
‫مردمم تو رو می‌کشن

541
00:34:56,123 --> 00:35:00,067
‫مدی بازم به فرماندهی می‌رسه.
‫اونا می‌رن سراغ مدی

542
00:35:00,276 --> 00:35:01,918
‫دو سر باخت‌ـه...

543
00:35:12,423 --> 00:35:13,756
‫یا هر دوی ما
‫می‌تونیم برنده باشیم

544
00:35:13,758 --> 00:35:15,657
‫این خزعبلات چیه؟

545
00:35:15,659 --> 00:35:17,041
‫داری راجع به چی حرف می‌زنی؟

546
00:35:17,066 --> 00:35:19,640
‫تنها فردی که کمتر از من
‫به فرمانده شدن مدی...

547
00:35:19,665 --> 00:35:23,735
‫علاقه داره... تو هستی

548
00:35:25,906 --> 00:35:28,966
‫کلارک بلافاصله بیدار شد

549
00:35:28,991 --> 00:35:30,842
‫چرا... چرا بیدار نمی‌شه؟

550
00:35:30,866 --> 00:35:32,112
‫صبر پیشه کن

551
00:35:32,137 --> 00:35:34,371
‫شعله روی هر فرمانده
‫تأثیر متفاوتی داره

552
00:35:34,784 --> 00:35:36,705
‫- کمکم کن
‫- بله

553
00:35:42,172 --> 00:35:44,134
‫گفتی قبلاً هرگز این‌کارو نکردی

554
00:35:44,273 --> 00:35:45,800
‫نکردم، ولی...

555
00:35:45,825 --> 00:35:47,914
‫کل زندگی‌ـم داشتم
‫براش آماده می‌شدم

556
00:35:48,183 --> 00:35:50,238
‫این گلوبند از شعله محافظت می‌کنه

557
00:35:53,580 --> 00:35:56,040
‫فوراً از اون بچه دور بشین

558
00:36:14,347 --> 00:36:16,136
‫باید خارج‌ـش کنم

559
00:36:16,161 --> 00:36:17,770
‫کلارک، نه

560
00:36:17,772 --> 00:36:19,372
‫شعله داره با ذهن‌ـش
‫پیوند می‌خوره

561
00:36:19,374 --> 00:36:21,116
‫اگه الان قبل از اینکه تکمیل بشه
‫شعله رو بیرون بیاری

562
00:36:21,141 --> 00:36:22,641
‫ممکنه دیگه به هوش نیاد

563
00:36:22,643 --> 00:36:25,826
‫ساکت شو، خائن.
‫انجامش بده، کلارک

564
00:36:27,014 --> 00:36:30,434
‫،اگه این بچه رو به کشتن بدی
‫اون رو تبدیل به یه شهید می‌کنی

565
00:36:30,856 --> 00:36:32,879
‫حتی بیشتر خودت
‫رو تضعیف می‌کنی

566
00:36:35,253 --> 00:36:36,849
‫نمی‌تونم

567
00:36:39,651 --> 00:36:43,204
‫ببریدشون به سیار. برین

568
00:36:44,226 --> 00:36:46,039
‫- نه
‫- او...

569
00:36:59,626 --> 00:37:02,575
‫خائنین رو دستگیر کنین

570
00:37:26,439 --> 00:37:28,028
‫به حرف‌هام گوش کنین

571
00:37:31,108 --> 00:37:33,840
‫کارمون اینجا تموم نشده

572
00:37:33,982 --> 00:37:35,817
‫خیلی مونده تا تموم بشه

573
00:37:37,808 --> 00:37:40,266
‫،توی این جنگل یه سری خائن هست

574
00:37:40,268 --> 00:37:42,733
‫خلبان‌مون هم در بین‌شون‌ـه

575
00:37:42,859 --> 00:37:45,233
‫هنوز دکتر پیش ماست

576
00:37:45,235 --> 00:37:47,338
‫این یعنی درمان رو
‫در اختیار داریم

577
00:37:47,480 --> 00:37:50,866
‫،زمانی که مداوا شدیم
‫شاو رو پیدا می‌کنیم

578
00:37:50,891 --> 00:37:53,689
‫،و بقیه رو می‌کشیم

579
00:37:53,714 --> 00:37:56,658
‫و بعد کاری رو که دیوزا
‫از روز اول باید می‌کرد

580
00:37:56,683 --> 00:37:58,258
‫رو انجام می‌دیم...

581
00:37:58,283 --> 00:38:02,706
‫وحشی‌هایی که می‌خوان سرزمین‌مون
‫رو تصاحب کنن از بین می‌بریم

582
00:38:02,708 --> 00:38:06,668
‫سرزمین ما! سرزمین ما!

583
00:38:06,724 --> 00:38:07,922
‫آره!

584
00:38:10,565 --> 00:38:15,146
‫رابرت، چرا لبخند
‫رو لب‌ـت نیست؟

585
00:38:16,059 --> 00:38:17,988
‫نگران اون چیز توی سینه‌ـت هستی؟

586
00:38:18,013 --> 00:38:20,650
‫نه. قبلاً درمان شدم

587
00:38:21,813 --> 00:38:25,144
‫اوه، اون رو نمی‌گم

588
00:38:38,053 --> 00:38:39,449
‫دکتر با ماست

589
00:38:39,451 --> 00:38:41,691
‫آره!

590
00:38:54,375 --> 00:38:55,910
‫اوناهاش

591
00:39:10,202 --> 00:39:11,779
‫کلارک

592
00:39:12,068 --> 00:39:16,447
‫سلام. حالت خوبه. من اینجام

593
00:39:20,885 --> 00:39:24,486
‫نه. نه. خواهش می‌کنم

594
00:39:25,852 --> 00:39:27,015
‫یه توافقی داشتیم

595
00:39:27,040 --> 00:39:28,819
‫دستور اینه

596
00:39:29,678 --> 00:39:31,643
‫به خاطر بلادرینا

597
00:39:31,765 --> 00:39:33,921
‫تفنگ رو بذار زمین، جروم

598
00:39:36,802 --> 00:39:40,191
‫تو جروم از مردم سانگدا هستی...

599
00:39:40,216 --> 00:39:42,333
‫فرزند لیزبث از مردم سانگدا

600
00:39:43,434 --> 00:39:46,393
‫تو با شرافت در محافظان سلطنتی...

601
00:39:46,418 --> 00:39:48,495
‫لکسا از مردم جنگل خدمت کردی

602
00:39:49,158 --> 00:39:51,141
‫به اون باور داشتی

603
00:39:52,812 --> 00:39:54,810
‫الان به من باور داشته باش

604
00:40:03,140 --> 00:40:04,781
‫هدا
‫[ فرمانده ]

605
00:40:07,102 --> 00:40:08,739
‫چرا این‌کارو کردی؟

606
00:40:10,000 --> 00:40:11,645
‫خودت دلیل‌ـش رو می‌دونی

607
00:40:11,841 --> 00:40:15,208
‫،کلارک، اگه فرار کنیم
‫اوکتیویا پیروز می‌شه

608
00:40:15,210 --> 00:40:18,242
‫گایا، ایندرا و بلامی می‌میرن

609
00:40:18,244 --> 00:40:19,593
‫اونا انتخاب خودشون رو کردن

610
00:40:52,384 --> 00:40:55,719
‫اون بچه‌ی نایت‌بلاد دودمان
‫فرماندهان رو بازگو نکرد

611
00:40:55,721 --> 00:40:58,000
‫و در نتیجه، فرمانده‌ی واقعی نیست

612
00:40:58,025 --> 00:40:59,987
‫،در عوض، فرار کرد

613
00:41:01,154 --> 00:41:05,901
‫مثل یه بزدل همه‌ی ما رو ول کرد

614
00:41:06,408 --> 00:41:08,223
‫اون از مردم متحد نیست

615
00:41:08,225 --> 00:41:13,475
‫،اون دشمن مردم متحد‌ـه
‫و مثل همه‌ی دشمنان‌مون...

616
00:41:16,395 --> 00:41:18,859
‫به حساب‌ـش رسیده می‌شه

617
00:41:26,104 --> 00:41:27,868
‫ولی اول...

618
00:41:28,375 --> 00:41:31,161
‫اول، یه جنگ پیش رو داریم
‫که باید درش پیروز بشیم

619
00:41:32,965 --> 00:41:35,597
‫به خاطر بلادرینا! به خاطر بلادرینا!

620
00:41:35,599 --> 00:41:38,231
‫به خاطر بلادرینا! به خاطر بلادرینا!

621
00:41:38,233 --> 00:41:43,465
‫به خاطر بلادرینا! به خاطر بلادرینا!

622
00:41:43,467 --> 00:41:46,437
‫به خاطر بلادرینا! به خاطر بلادرینا!

623
00:41:52,588 --> 00:41:54,746
‫به خاطر بلادرینا! به خاطر بلادرینا!

624
00:41:54,771 --> 00:41:57,927
‫به خاطر بلادرینا! به خاطر بلادرینا!

625
00:41:59,013 --> 00:42:06,008
‫(€rik) و عرفان sin«سـینـا»cities زیرنویس از

