1
00:00:02,627 --> 00:00:04,920
‫پس میبینی ،اون چیزی که الان می خوری
‫از نظر تکنیکی ماست نیست

2
00:00:05,087 --> 00:00:07,339
‫چون به اندازه کافی
‫باکتری های اسیدی در این وجود نداره

3
00:00:07,507 --> 00:00:10,759
‫اون فقط شیر یخ زده است که
‫مقداری جلبک دریایی واسه سفت شدن بهش زدند

4
00:00:10,927 --> 00:00:15,764
‫- اوه،چقدر جالب
‫- در ضمن صورتی نیست و توت فرنگی هم نداره

5
00:00:17,058 --> 00:00:19,434
‫آره,ولی اینا جواب سوال من نیست

6
00:00:19,602 --> 00:00:22,229
‫- سوالت چی بود؟
‫- یه کم میخوری؟

7
00:00:22,396 --> 00:00:23,897
‫آهان

8
00:00:24,273 --> 00:00:26,483
‫- نه من به لاکتوز حسساسیت دارم
‫- درسته

9
00:00:26,651 --> 00:00:28,777
‫- میدونی . . . گوز...
‫- آره,خب

10
00:00:29,737 --> 00:00:32,447
‫خب,شب بخیر

11
00:00:46,796 --> 00:00:50,131
‫- چی کار می کنی؟
‫- نسیم میاد

12
00:00:50,716 --> 00:00:52,092
‫من حس نکردم

13
00:00:53,386 --> 00:00:57,180
‫- چرا نمیریم توی ...آپارتمان تو
‫- آخه میدونی

14
00:00:57,348 --> 00:00:59,266
‫فکر کنم بهتره یه کم سرعت کار رو کم کنیم

15
00:00:59,433 --> 00:01:01,977
‫نه منظورم این نبود که بریم تو آپارتمان تو
‫و به سرعت بریم تا آخرش

16
00:01:02,144 --> 00:01:03,770
‫نه,می دونم

17
00:01:04,063 --> 00:01:07,107
‫می دونم منظورت چیه.
‫آخه این اولین....

18
00:01:07,275 --> 00:01:08,316
‫بله؛البته,درسته,مشکلی نیست

19
00:01:08,484 --> 00:01:10,777
‫خب چرا معلوم نکنیم کجا میخواییم بریم

20
00:01:10,945 --> 00:01:13,071
‫و  کی می خوایم اونجا برسیم؟

21
00:01:13,239 --> 00:01:17,117
‫اینطوری سرعت مسافت نسبت
‫به زمان معلوم میشه

22
00:01:19,036 --> 00:01:20,954
‫معادله رو بر حسب
‫حل کنیم R

23
00:01:22,039 --> 00:01:23,623
‫یا می تونیم صبر کنیم
‫ببینیم چی پیش میاد

24
00:01:24,667 --> 00:01:26,626
‫اینم میشه.

25
00:01:27,253 --> 00:01:29,337
‫- شب بخیر لئونارد
‫- شب بخیر

26
00:01:34,427 --> 00:01:36,261
‫داره میاد... برو رو اسکرین سیوِر

27
00:01:40,891 --> 00:01:42,892
‫اوه , هی لئونارد

28
00:01:43,060 --> 00:01:45,687
‫- قرارتون چطور بود؟
‫- برید گمشید

29
00:01:47,857 --> 00:01:51,359
‫شلدون,چطور می تونی همینطوری بشینی
‫و اجازه بدی جاسوسی منو بکنند؟

30
00:01:51,527 --> 00:01:52,569
‫اونا باهوش تر بودند

31
00:01:52,737 --> 00:01:56,114
‫اونا از این نکته که کارهای شخصی تو واقعا
‫برای من بی اهمیته سوء استفاده کردند

32
00:01:57,450 --> 00:02:00,410
‫تو باید از ما ممنون باشی
‫وقتی نس لهای بعدی بخوان بفهمند که

33
00:02:00,578 --> 00:02:03,204
‫چرا رابطه تو و پنی به نابودی کشیده شد

34
00:02:03,372 --> 00:02:06,333
‫جعبه سیاه کارهات اینجا حاضر است

35
00:02:06,500 --> 00:02:09,294
‫در مورد چی حرف میزنی ؟
‫قرارمون خیلی هم خوب پیش رفت

36
00:02:09,462 --> 00:02:11,296
‫پنی گفت که میخواد سرعت  کار رو کم کنه

37
00:02:11,464 --> 00:02:14,215
‫خب؛وقتی که میگه می خواد
‫سرعت رو کم کنه

38
00:02:14,383 --> 00:02:18,219
‫"مثل اینه که بگه"من از این شام لذت بردم

39
00:02:18,387 --> 00:02:21,222
‫میخوام سرعت رو کم کنم و طعم اون رو لمس کنم

40
00:02:21,390 --> 00:02:24,893
‫نه منظورش این بوده که
‫این گاگول هالو خیلی بی مزه است

41
00:02:25,645 --> 00:02:28,563
‫من میخوام سرعت رو کم کنم و
‫این مطلب رو ابراز کنم

42
00:02:30,232 --> 00:02:32,567
‫- تو مثل ماهی هستی
‫- من مثل ماهی نیستم

43
00:02:32,735 --> 00:02:34,527
‫اوه , جدی ؟
‫قرار بعدی رو معلوم کردی؟

44
00:02:34,695 --> 00:02:39,824
‫- خب نه,تصمیم گرفتیم ببینیم چی میشه
‫- اوه,منم میدونم این دیگه خریت است

45
00:02:40,326 --> 00:02:42,827
‫باشه قبول
‫فرض کنیم نظریه شما درست باشه

46
00:02:42,995 --> 00:02:46,539
‫ما با هم رفتیم شام,با هم صحبت کردیم
‫خندیدیم,بوسیدیم

47
00:02:46,707 --> 00:02:48,083
‫کجای کار من ممکنه اشتباه بوده باشه؟

48
00:02:48,250 --> 00:02:51,419
‫یه کم فکر کن,لئونارد
‫چیزهای خیلی جزئی میتونه آتیش زن ها رو خاموش کنه

49
00:02:51,587 --> 00:02:55,674
‫مثلا،هی این پیشخدمته عجب تیکه ای است
‫میشه ببریمش خونه

50
00:02:56,550 --> 00:03:00,595
‫یا مثلا "وزن مامان تو چند کیلو است" ؟
‫میخوام بدونم در آینده تو کجا باید بکنم

51
00:03:00,763 --> 00:03:04,182
‫- من همچین چیزایی نگفتم.
‫- خوبه،چون اینا جواب نمیده.

52
00:03:04,934 --> 00:03:07,811
‫در ضمن اگه به زن ها زُل بزنی
‫و جلوشون نفس نفس بزنی ؛بهت بی توجهی می کنند

53
00:03:07,978 --> 00:03:10,355
‫متاسفانه،من با این درد زندگی را شروع کردم

54
00:03:10,856 --> 00:03:13,024
‫ببینید همه چیز خوب پیش رفت

55
00:03:13,192 --> 00:03:17,237
‫حتی لازم نشد از پیش نویس های
‫مکالمه ام استفاده کنم

56
00:03:17,405 --> 00:03:19,739
‫اون دختر که همسایمونه
‫به من تمایل داره

57
00:03:20,366 --> 00:03:21,950
‫به نوار ضبط شده رجوع کنیم

58
00:03:23,911 --> 00:03:26,037
‫عکس العمل او نسبت به
‫بوس شب بخیر رو ببینید

59
00:03:26,205 --> 00:03:30,583
‫نه تغییری در تنفس؛نه گشاد شدن مردمک چشم ها
‫و نه تحرکی در سینه ها

60
00:03:30,751 --> 00:03:32,794
‫راستی,چه نمای خوبی رو گرفتی

61
00:03:33,129 --> 00:03:36,256
‫جالبه,فکش بسته است،دسترسی
‫به زبانش مقدور نیست

62
00:03:36,424 --> 00:03:39,759
‫این مشخصا علامت بدی
‫برای جفت گیری انسان ها هست

63
00:03:40,136 --> 00:03:41,970
‫این علامت بدی نیست.

64
00:03:42,138 --> 00:03:45,724
‫بس کن,شما عین دو تا سوسمار با هم حال میکنید
‫فقط زیر گلوتون به اندازه سوسمار باد نکرده

65
00:03:46,517 --> 00:03:49,144
‫و بدترین علامت این که
‫تو الان اینجایی نه اونجا

66
00:03:49,311 --> 00:03:52,814
‫من اونجا نیستم چون دارم
‫سرعت کار رو کم میکنم

67
00:03:52,982 --> 00:03:56,443
‫در ضمن,در مقایسه با شما
‫من دارم به سرعت باد میرم

68
00:03:57,653 --> 00:04:00,655
‫اون دوربین رو هم برش دار

69
00:04:02,199 --> 00:04:05,160
‫اون روزا که امیدی نداشت
‫خیلی باحال تر بود

70
00:04:07,872 --> 00:04:09,789
‫بهش وقت بدید

71
00:04:28,000 --> 00:04:29,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Big Bang Theory"
‫فصل ۲
‫قسمت ۱ : ماهی بزرگ بد</font>

72
00:04:30,500 --> 00:04:31,500
‫مترجم : محسن

73
00:04:32,500 --> 00:04:33,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">:هماهنگی و ویرایش زیرنویس
‫SepehrRed۹۰</font>

74
00:04:42,823 --> 00:04:44,991
‫- سلام
‫- اوه,سلام پنی

75
00:04:45,159 --> 00:04:49,037
‫جهت اطلاع,آب داغ ماشین دوم
‫ناکافی است بنابراین فقط لباس های رنگی

76
00:04:49,205 --> 00:04:52,248
‫و چهارمی هم هنوز نرم کننده را
‫زودتر از موعد به آب اضافه میکنه

77
00:04:52,416 --> 00:04:55,752
‫- پس از اون برای لباس های ظریف استفاده نکن
‫- ممنون

78
00:04:58,547 --> 00:04:59,714
‫آه,خدای من

79
00:04:59,882 --> 00:05:03,635
‫خب یه باره برو لباساتو بریز تو رودخونه
‫و با سنگ تو سرش بزن تا شسته بشه

80
00:05:08,390 --> 00:05:10,975
‫شلدون,می تونم یه سوال ازت بپرسم؟

81
00:05:11,477 --> 00:05:15,104
‫ترجیح میدم نپرسی
‫ولی منعت هم نمیکنم

82
00:05:16,106 --> 00:05:17,941
‫"خیلی خب,فکر کنم گفتی "بله

83
00:05:19,109 --> 00:05:20,401
‫خیلی خب
‫: سوال من اینه

84
00:05:20,820 --> 00:05:25,573
‫آیا تا حالا لئونارد با یه
‫دختر عادی دوست بوده ؟

85
00:05:26,742 --> 00:05:30,119
‫خب,من فرض میکنم منظورت
‫عادی از نظر دستگاه هاضمه است

86
00:05:31,372 --> 00:05:34,666
‫چون چنین سوالی بی مورد به نظر میاد.

87
00:05:35,417 --> 00:05:40,380
‫نه؛منظورم اینه که آیا تا حالا با دختری
‫که نابغه نباشه دوست بوده

88
00:05:40,548 --> 00:05:42,757
‫آه, خب چند سال پیش با یه زن

89
00:05:42,925 --> 00:05:46,970
‫که دکترای ادبیات فرانسه داشت بیرون رفت

90
00:05:47,763 --> 00:05:52,475
‫- چطور اون یه نابغه نبود؟
‫- خب,اولا این که خودش فرانسوی بود

91
00:05:54,478 --> 00:05:57,105
‫و دوم این که,رشته ادبیات بود

92
00:06:03,070 --> 00:06:04,529
‫خب...

93
00:06:05,823 --> 00:06:08,116
‫تو فکر میکنی اگه منو لئونارد
‫به دوستیمون ادامه بدیم

94
00:06:08,284 --> 00:06:10,702
‫اون از دست من خسته بشه؟

95
00:06:16,667 --> 00:06:18,668
‫- بستگی داره
‫- به چی ؟

96
00:06:19,295 --> 00:06:21,754
‫تو اطلاعات عملی از فیزیک کوانتوم داری؟

97
00:06:21,922 --> 00:06:23,172
‫نه

98
00:06:23,340 --> 00:06:25,341
‫تو به زبان کلینگان حرف میزنی؟

99
00:06:25,885 --> 00:06:26,926
‫نه

100
00:06:27,303 --> 00:06:30,804
‫- حقه های پاستور بازی رو بلدی؟
‫- باشه فهمیدم

101
00:06:32,182 --> 00:06:36,185
‫لئونارد هیچ علاقه ای به کارهای یک
‫پیشخدمت/هنرپیشه نداره

102
00:06:36,353 --> 00:06:40,899
‫دختری که اونقدر احساس تزلزل میکنه که
‫به دروغ گفته دانشگاه جامعه شناسی رو تموم کرده

103
00:06:41,066 --> 00:06:42,609
‫چرا باید این دروغ رو گفته باشی؟

104
00:06:42,776 --> 00:06:45,528
‫خب اون همش در مورد این دانشگاه
‫و اون مدرسه میگفت

105
00:06:45,696 --> 00:06:49,198
‫منم نمیخواسم فکر کنه من یه دختر
‫خنگ و مردودی هستم.

106
00:06:49,366 --> 00:06:53,536
‫"تو فکر کردی معکوس یه "خنگ مردودی
‫یک "فارغ التحصیل دانشگاه جامعه شناسی"است؟

107
00:06:58,417 --> 00:07:00,960
‫آخه می دونی ,تو این مملکت آدم های موفق

108
00:07:01,128 --> 00:07:02,962
‫زیادی هستند که فارغ التحصیل
‫این رشته هستند

109
00:07:03,130 --> 00:07:05,340
‫بله,ولی تو,نه فارغ التحصیلی و نه موفق

110
00:07:07,259 --> 00:07:09,552
‫درسته,خب,ببین
‫این قضیه فقط بین من و تو بمونه

111
00:07:09,720 --> 00:07:12,847
‫حق نداری به لئونارد چیزی بگی

112
00:07:14,016 --> 00:07:16,893
‫- تو داری از من میخوای که یک راز رو نگهداری کنم؟
‫- بله

113
00:07:17,061 --> 00:07:18,227
‫خب شرمنده

114
00:07:18,395 --> 00:07:21,648
‫ولی تو باید اول خواسته راز نگهداری را
‫مطرح میکردی بعد راز رو میگفتی

115
00:07:21,815 --> 00:07:25,777
‫تا من بتونم تصمیم بگیرم که آیا شرط
‫رازداری را قبول بکنم یا نه

116
00:07:26,445 --> 00:07:30,031
‫تو نمیتونی یه راز رو عطف به ما قبل کنی.

117
00:07:31,325 --> 00:07:32,825
‫چی؟

118
00:07:32,993 --> 00:07:36,287
‫راز نگهداری یک تلاش بسار پیچیده است
‫آدم راز نگهدار نه تنها باید

119
00:07:36,455 --> 00:07:40,625
‫مواظب حرف هاش باشه بلکه مواظب چهره
‫و عکس العمل های غیر ارادی هم باشه

120
00:07:41,043 --> 00:07:43,377
‫من شخصا وقتی بخوام چیزی رو
‫از حریفم پنهان کنم

121
00:07:43,544 --> 00:07:47,215
‫بیشتر از یه مبتلا به جنون گاوی تیک عصبی پیدا میکنم

122
00:07:52,513 --> 00:07:53,554
‫این یه جوک بود

123
00:07:53,722 --> 00:07:55,500
‫من از شباهت لغتی بین

124
00:07:55,550 --> 00:07:57,517
‫Tick کنه ای که خون گاو رو میمکه و مریضش میکنه

125
00:07:57,685 --> 00:08:00,144
‫Tic و حرکت های غیر ارادی و عصبی  ماهیچه ها
‫استفاده کردم

126
00:08:04,775 --> 00:08:05,942
‫خودم این جوک رو ساختم

127
00:08:08,779 --> 00:08:13,783
‫ببین اگه لئونارد بفهمه که من دروغ گفتم
‫قطعا از خجالت می میرم

128
00:08:13,951 --> 00:08:16,953
‫- این از نظر فیزیولوپژیکی غیر ممکنه
‫- آخ,شلدون تو رو خدا

129
00:08:17,121 --> 00:08:19,122
‫ببین من به عنوان یه دوست
‫ازت خواهش می کنم

130
00:08:20,499 --> 00:08:22,834
‫می خوای بگی دوستی به طور طبیعی

131
00:08:23,002 --> 00:08:25,586
‫شامل یک اجبار برای راز نگهداری است؟

132
00:08:25,754 --> 00:08:29,173
‫- خب,آره
‫- جالبه

133
00:08:29,717 --> 00:08:32,135
‫یه سوال دیگه, و شاید
‫بهتره در این مورد راهنمایی بشم

134
00:08:32,302 --> 00:08:34,387
‫ما کی با هم دوست شدیم؟

135
00:08:36,890 --> 00:08:38,599
‫یعنی من نمیتونم چراغ سبز باشم

136
00:08:38,767 --> 00:08:40,768
‫انتخاب شده باشم "OA" مگر این که توسط گارد

137
00:08:40,936 --> 00:08:43,938
‫اما اگه پایتخت کافی برای شروع
‫و تجهیزات تحقیقاتی به من بدهند

138
00:08:44,106 --> 00:08:46,107
‫میتونم "بتمن" باشم

139
00:08:50,070 --> 00:08:51,821
‫- تو میتونی بتمن بشی؟
‫- البته

140
00:08:51,989 --> 00:08:53,072
‫من بتمن هستم

141
00:08:53,240 --> 00:08:54,282
‫دیدی ؟

142
00:08:56,702 --> 00:08:57,744
‫- سلام بچه ها
‫- سلام

143
00:08:57,911 --> 00:08:59,495
‫- سلام پنی
‫- سلام

144
00:09:00,581 --> 00:09:04,250
‫پنی اگه جمعه شب کاری نداری
‫فکر کردم بشه با هم بریم یه فیلم ببینیم

145
00:09:04,418 --> 00:09:07,086
‫آخ،میدونی فکر کنم جمعه
‫شیفت کاری شام رو دارم

146
00:09:07,254 --> 00:09:09,964
‫- باشه,شنبه چطوره؟
‫- میدونی من مطمئن نیستم

147
00:09:10,132 --> 00:09:13,134
‫آخه مدیر هنوز برنامه کاری رو نزده
‫چطوره خودم خبرت کنم

148
00:09:13,302 --> 00:09:14,302
‫- عالیه
‫- باشه

149
00:09:14,470 --> 00:09:20,099
‫خب هر وقت فهمیدی به منم بگو باشه
‫خب آه, خدا من همون ماهی بد هستم

150
00:09:21,852 --> 00:09:24,937
‫- من چه کار اشتباهی کردم؟
‫- چرا از من می پرسی؟

151
00:09:25,481 --> 00:09:28,691
‫من نه از رابطه تو و پنی اطلاعی دارم

152
00:09:28,859 --> 00:09:31,819
‫و نه راهی بلدم که این چیزها رو یاد بگیرم

153
00:09:34,156 --> 00:09:36,074
‫- یعنی چی؟
‫- هیچی

154
00:09:36,241 --> 00:09:39,452
‫انگار داری بر وجود یک راز
‫اطلاعاتی بین من و پنی پافشاری میکنی

155
00:09:39,620 --> 00:09:42,330
‫- در صورتی که چنین چیزی وجود نداره
‫- نه اینطور نیست

156
00:09:42,498 --> 00:09:45,750
‫من فقط فکر می کنم بهتره نسبت به
‫جمله بندی هاتون محتاط باشید قربان

157
00:09:48,295 --> 00:09:51,631
‫- تو چه مرگت شده؟
‫- باید دوباره سوالم را تکرار کنم؟

158
00:09:51,799 --> 00:09:55,676
‫چرا اصرار داری پای منو به
‫ماجراهایی بکشی که به من ربطی نداره؟

159
00:09:55,844 --> 00:09:59,680
‫بلکه فقط بین تو پنی است
‫شخصی که من به ندرت باهاش حرف می زنم

160
00:10:07,523 --> 00:10:09,732
‫پوزت چی شده؟

161
00:10:10,109 --> 00:10:13,069
‫نمیخواد قیافه منو به این موضوع ربط بدی

162
00:10:14,696 --> 00:10:16,864
‫- روز بخیر لئونارد
‫- چی ؟

163
00:10:17,032 --> 00:10:19,325
‫گفتم روز بخیر

164
00:10:22,121 --> 00:10:23,996
‫روز بخیر؟

165
00:10:25,707 --> 00:10:28,042
‫برای امروز ماهی سالمون
‫تازه آلاسکایی داریم

166
00:10:28,210 --> 00:10:30,419
‫که با برنج کته ای پلوپز شده
‫سرو می شه

167
00:10:30,587 --> 00:10:33,422
‫- سوپ روز ما هم...
‫- تو باید من را از قسمی که خوردم معاف کنی

168
00:10:36,718 --> 00:10:39,095
‫شلدون,من دارم کار میکنم

169
00:10:39,263 --> 00:10:41,264
‫چرا یه دقیقه وقت برای تصمیم گیری نمی خواهید

170
00:10:43,433 --> 00:10:44,892
‫پنی,من نمیتونم راز تو را نگه دارم

171
00:10:45,060 --> 00:10:49,605
‫من دارم مثل یک پروتئین از نو شکل گرفته
‫در فضای قابل تنظیم دولا میشم

172
00:10:50,566 --> 00:10:51,983
‫مثل یک مقاوت سه پایه

173
00:10:52,943 --> 00:10:54,861
‫مثل یک کت شلوار ارزون قیمت

174
00:10:55,154 --> 00:10:58,197
‫ببین,چرا اینقدر برات سخته که یه راز
‫به این کوچیکی رو نگه داری

175
00:10:58,365 --> 00:10:59,907
‫من ذاتا چنین توانایی رو ندارم

176
00:11:00,075 --> 00:11:03,703
‫به خاطر همین در گزینش برای
‫همکاری با یک سری تحقیقات بسیار حیثیتی دولت

177
00:11:03,871 --> 00:11:07,373
‫در یک پایگاه سری نظامی که تحت عنوان
‫یک مرکز تحقیقات کشاورزی جا زده شده

178
00:11:07,541 --> 00:11:10,835
‫و در ۱۲.۵ مایلی شهر تراورس در میشیگان
‫قرار داره , رد شدم.

179
00:11:15,632 --> 00:11:18,593
‫که البته تو اینو از من نشنیدی

180
00:11:19,094 --> 00:11:21,971
‫ببین,فقط  فراموش کن که من بهت گفتم...

181
00:11:22,139 --> 00:11:24,265
‫که از دانشگده جامعه شناسی فارغ التحصیل نشدم

182
00:11:24,433 --> 00:11:28,436
‫فراموشی؟تو از من می خوای فراموش کنم؟
‫این مغز چیزی رو فراموش نمیکنه

183
00:11:28,604 --> 00:11:32,356
‫من از روزی که مادرم منو از شیر گرفت تا حالا
‫حتی یک نکته رو هم فراموش نکردم

184
00:11:33,775 --> 00:11:35,276
‫- که اون روز یه سه شنبه بارونی بود
‫- خیلی خب

185
00:11:36,737 --> 00:11:38,738
‫ببین,تو به من قول دادی که
‫راز منو نگه داری

186
00:11:38,906 --> 00:11:41,616
‫پس فقط باید یه راهی براش پیدا کنی

187
00:11:42,784 --> 00:11:45,161
‫لئونارد,من از اینجا میرم

188
00:11:48,207 --> 00:11:50,499
‫منظورت چیه که از اینجا میری؟
‫چرا؟

189
00:11:50,667 --> 00:11:53,127
‫لازم نیست دلیلی وجود داشته باشه

190
00:11:54,421 --> 00:11:57,340
‫- چرا یه حدودایی دلیل می خواد
‫- نه الزاما

191
00:11:57,507 --> 00:12:00,384
‫این نمونه ای کلاسیک از تسلسل"مانشازن"است

192
00:12:00,552 --> 00:12:04,513
‫یا پاسخ بر اساس دلایل جزئئ تری
‫بر پایه یک بازگشت تکرار شونده استوار است

193
00:12:04,681 --> 00:12:08,309
‫یا در مسیر بیان دلیل,به یک گزاره
‫یا این که سرانجام در یک حلقه تکرار می افتد

194
00:12:08,477 --> 00:12:11,646
‫پس یعنی من دارم  از اینجا میرم
‫چون من دارم از اینجا میرم

195
00:12:13,732 --> 00:12:14,941
‫من هنوز گیجم

196
00:12:15,108 --> 00:12:18,194
‫لئونارد,من نمی دونم دیگه
‫از این ساده تر چطوری باید حالیت کنم

197
00:12:19,196 --> 00:12:21,864
‫هی,چه خبر ؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(به زبان فرانسوی)</font>

198
00:12:22,908 --> 00:12:25,910
‫ما الان داریم از نمایشگاه
‫جسدهای پلاستیکی بدن انسان میاییم

199
00:12:26,078 --> 00:12:29,205
‫بعضی از اون دخترهای لخت
‫خیلی ملس بودند

200
00:12:30,207 --> 00:12:33,251
‫اگه اجازه بدی
‫میرم وسایلم رو جمع کنم

201
00:12:33,961 --> 00:12:38,339
‫این یه جور حساسیت بیش از حد
‫به یک جسد بی ضرر مصنوعی است

202
00:12:39,800 --> 00:12:42,677
‫ربطی به تو نداره هاوارد
‫اون گفت داره از اینجا میره

203
00:12:43,095 --> 00:12:44,804
‫مگه تو چی کار کردی؟

204
00:12:44,972 --> 00:12:48,349
‫نکنه نور و یا رنگ زمینه
‫تلوزیون رو کم و زیاد کردی

205
00:12:48,517 --> 00:12:50,142
‫- نه
‫- جلوی اون چسب زخم رو

206
00:12:50,310 --> 00:12:52,103
‫از روی زخمت باز کردی؟

207
00:12:52,271 --> 00:12:54,188
‫- نه
‫- نکنه یه سس معمولی خریدی ؟

208
00:12:54,356 --> 00:12:57,817
‫یادت رفت ظرف شو رو آب بکشی ؟
‫از پشت در حموم باهاش حرف زدی؟

209
00:12:59,236 --> 00:13:02,905
‫ترموستات رو دست زدی؛با گشنیز غذا پختی؟
‫حرف "ت"رو تلفظ کردی؟"Often" در لغت

210
00:13:04,533 --> 00:13:05,574
‫نه

211
00:13:06,660 --> 00:13:09,203
‫نکنه قطار را مسخره کردی؟

212
00:13:11,164 --> 00:13:14,417
‫نه من هیچ کاری نکردم
‫او کلا خل شده

213
00:13:14,584 --> 00:13:16,502
‫خب,ما همه میدونستیم یه همچین روزی سر میرسه

214
00:13:18,630 --> 00:13:20,131
‫چقدر زود

215
00:13:20,299 --> 00:13:23,301
‫این کیف آماده من برای مواقع بحران است

216
00:13:24,594 --> 00:13:27,555
‫این کار توسط سازمان
‫امنیت ملی توصیه شده

217
00:13:27,723 --> 00:13:29,724
‫و سارا کانر

218
00:13:30,892 --> 00:13:32,226
‫کجا می خوای زندگی کنی؟

219
00:13:32,394 --> 00:13:35,563
‫تا زمانی که یه جای دائمی پیدا کنم
‫پیش دوستان می مونم

220
00:13:35,731 --> 00:13:36,814
‫خداحافظ

221
00:13:40,068 --> 00:13:43,654
‫خب,تو نمیتونی با من بمونی
‫من یه آپارتمان خیلی خیلی کوچولو دارم

222
00:13:43,822 --> 00:13:48,117
‫ببخشید مگه مهمون نوازی یکی از جنبه های
‫عبادی "منوشنا یاژنا" نیست؟

223
00:13:48,285 --> 00:13:53,122
‫یکی از پنج وظیفه مذهبی یا
‫از خودگذشتگی در آیین هندوها؟

224
00:13:56,335 --> 00:13:58,961
‫من از قطار بدم میاد

225
00:14:04,134 --> 00:14:06,635
‫مسخره نشو,تو عاشق قطار هستی

226
00:14:07,929 --> 00:14:09,388
‫آره هستم,بیا بریم

227
00:14:12,142 --> 00:14:14,185
‫می بینمت لئونارد

228
00:14:20,400 --> 00:14:22,318
‫انگاری شد

229
00:14:31,870 --> 00:14:36,248
‫- این یه ساختمون خیلی قدیمیه
‫- ۶۰سالشه,قبلا یه کارگاه ساعت سازی بوده

230
00:14:36,416 --> 00:14:38,834
‫- آه ه ه
‫- چی ؟

231
00:14:39,002 --> 00:14:43,047
‫از پسماندهای اورانیوم موجود
‫در شبرنگ های ساعت ها نگران نیستی؟

232
00:14:43,215 --> 00:14:45,800
‫نه تا حالا!

233
00:14:46,510 --> 00:14:49,512
‫باورم نمیشه که دستگاه سنجش پرتو
‫رو نیاوردم

234
00:14:49,971 --> 00:14:52,765
‫گذاشته بودم روی تختم ولی تو ساک نگذاشتمش

235
00:14:53,225 --> 00:14:56,977
‫- خب،شلدون اگه اینجا احساس راحتی نمیکنی
‫- شوخی کردم,آوردمش

236
00:14:57,854 --> 00:15:01,690
‫این یه جوک بود
‫من انتظارات محاوره ای را معکوس کردم

237
00:15:01,858 --> 00:15:05,945
‫به این کار میگن
‫جابجا کردن لغات

238
00:15:06,822 --> 00:15:08,489
‫عالیه

239
00:15:12,160 --> 00:15:15,746
‫- این زنه "آیشواریا رای"نیست؟
‫- آره,بازیگر جالبی نیست؟

240
00:15:15,914 --> 00:15:19,333
‫راسش باید بگم اون برای یه آدم بدبخت
‫مثل"ماهوری دیگشیک"است

241
00:15:19,501 --> 00:15:21,544
‫چقدر تو گستاخی!

242
00:15:21,711 --> 00:15:23,754
‫آیشواریا رای یه خداست

243
00:15:23,922 --> 00:15:28,551
‫در برابر اون ماهاری دیگشیک
‫یه جنده جزامی است

244
00:15:30,011 --> 00:15:31,846
‫شرمنده,نمی خواستم ناراحتت بکنم

245
00:15:33,890 --> 00:15:37,059
‫مشخصه که اونقدرها هم
‫با سینمای هند آشنا نیستی

246
00:15:45,527 --> 00:15:46,735
‫اون کیه ؟

247
00:15:46,903 --> 00:15:49,113
‫سُک سُک

248
00:15:52,784 --> 00:15:55,077
‫تو گرگی

249
00:15:55,871 --> 00:16:00,583
‫نمیشد بذاریش توی یک سبد حصیری
‫و آتیشش بزنی؟

250
00:16:02,669 --> 00:16:06,005
‫من تا حالا روی تشک بادی نخوابیدم

251
00:16:06,381 --> 00:16:09,258
‫به هیچ وجه مهره های کمر رو نگه نمیداره

252
00:16:09,926 --> 00:16:13,596
‫شاید توی نیمکت پارک راحت تر باشی

253
00:16:14,264 --> 00:16:16,932
‫من هیچ راهی نمی بینم
‫که یه نیمکت از پارک بیاریم اینجا

254
00:16:17,893 --> 00:16:20,352
‫- می خوای جاهامونو عوض کنیم؟
‫- نه,خوبه

255
00:16:20,520 --> 00:16:23,939
‫من واقعا راحت می تونم
‫توی یک قلعه بادی هم بخوابم

256
00:16:26,359 --> 00:16:29,111
‫- بلند شو، جاهامونو عوض میکنیم
‫- حالا،اگه تو بخوای

257
00:16:29,279 --> 00:16:30,905
‫یالا بلند شو

258
00:16:31,114 --> 00:16:36,535
‫چه خبره؟
‫شما پسرها دارید کون کونک بازی درمیارید؟

259
00:16:37,162 --> 00:16:39,538
‫ما فقط داریم صحبت میکنیم ,ننه

260
00:16:39,706 --> 00:16:41,749
‫اگه همین الان آروم نگیرید

261
00:16:41,917 --> 00:16:46,378
‫دیگه اجازه نمیدم کسی
‫شب اینجا بمونه

262
00:16:46,546 --> 00:16:50,549
‫تو رو به خدا ,ننه,من ۲۷ سالمه

263
00:16:50,717 --> 00:16:52,927
‫و اینم یه شب تو خوابگاه مدرسه نیست

264
00:16:57,599 --> 00:17:00,100
‫- الان راحتی؟
‫- آه ه

265
00:17:04,814 --> 00:17:08,234
‫این پوستر "هالی بری" یه کم
‫بی روحه

266
00:17:09,277 --> 00:17:11,111
‫خب نگاش نکن

267
00:17:11,279 --> 00:17:14,615
‫- مثل چهارمین زن هنرپیشه "زن گربه ای" مورد علاقه منه
‫- جدی؟

268
00:17:14,783 --> 00:17:17,826
‫بله،"جولی نیومار" "میشل فایفر" و
‫ارثا کیت"و بعدش این یکی"

269
00:17:17,994 --> 00:17:22,164
‫- خانم "لی مری ودر" چی؟
‫- اوه اون فراموش کردم

270
00:17:22,624 --> 00:17:25,084
‫خوشحالم که قضیه معلوم شد

271
00:17:25,502 --> 00:17:28,337
‫با این حساب "هالی بری" پنجمین "زن گربه ای" مورد علاقه منه

272
00:17:28,505 --> 00:17:31,382
‫پس میشه "جولی نیومار" "میشل فایفر" و
‫"ارثا کیت"و "لی مری ودر"...

273
00:17:31,550 --> 00:17:37,346
‫- لطفا؛التماس میکنم بخواب
‫- دارم سعی میکنم الان دارم "زن گربه ای" میشمارم

274
00:17:41,601 --> 00:17:44,311
‫اگر چه در فیلم "ایکس-من" درخشش
‫خوبی داشت

275
00:17:44,479 --> 00:17:45,479
‫آخ,تو رو خدا شلدون

276
00:17:45,647 --> 00:17:49,149
‫اون بازیگر مورد علاقه من در ایکس-من نیست
‫بلکه به ترتیب: "ولورین" ، "سایکلوپ" و...

277
00:17:49,317 --> 00:17:52,820
‫من پروفوسور ایکس رو جا انداختم
‫پروفوسور ایکس؛ولورین،سایکلوپ

278
00:17:52,988 --> 00:17:56,323
‫- آیس من،بعدش استورم،آنجل، دبیست...
‫نه وایسا،نایت کرالر

279
00:17:56,741 --> 00:18:01,829
‫پروفوسور ایکس؛نایت کرالر،ولورین،سایکلوپ
‫آیس من،بعدش استورم،آنجل، دبیست...

280
00:18:03,206 --> 00:18:04,248
‫اومدم

281
00:18:05,000 --> 00:18:07,376
‫سلام

282
00:18:07,752 --> 00:18:11,380
‫ایناهاش،این رفیق ..فیق..فیق..فیق
‫قدیمی من

283
00:18:17,470 --> 00:18:19,972
‫- این چه مرگش شده؟
‫- کوترپالی خرابش کرد سر من

284
00:18:20,140 --> 00:18:22,808
‫اما بازم خوابش نبرد
‫من هم یه مشت "والیوم" از مادرم برداشتم

285
00:18:22,976 --> 00:18:25,978
‫ریختم تو یه لیوان شیر داغ و بهش دادم

286
00:18:27,439 --> 00:18:30,566
‫باز هم خفه خون نمی گیره
‫پس سُک سُک تو گرگی

287
00:18:34,696 --> 00:18:37,197
‫من بر....گشتم

288
00:18:37,741 --> 00:18:40,993
‫- من هنوز نفهمیدم اصلا چرا رفتی؟
‫- نمی تونم بهت بگم

289
00:18:41,161 --> 00:18:44,705
‫- چرا نه؟
‫- به پنی قول دادم

290
00:18:45,457 --> 00:18:49,877
‫- به پنی قول دادی که چی؟
‫- که راز رو به تو نگم

291
00:18:53,590 --> 00:18:56,884
‫چه رازی؟ به من بگو

292
00:18:59,888 --> 00:19:02,765
‫مامان تو ماشین سیگار میکشه

293
00:19:04,559 --> 00:19:07,353
‫حضرت مسیح از این کار ناراحت نمیشه
‫اما به بابا نباید بگیم

294
00:19:09,939 --> 00:19:12,608
‫این راز نه،اون یکی راز

295
00:19:12,776 --> 00:19:15,402
‫- من بت من هستم
‫- لعنتی,شلدون

296
00:19:19,240 --> 00:19:22,826
‫تو گفتی پنی یه راز بهت گفته
‫اون راز چیه؟

297
00:19:22,994 --> 00:19:26,580
‫باشه بهت میگم
‫اما نباید به لئونارد بگی

298
00:19:27,874 --> 00:19:29,750
‫قول میدم

299
00:19:30,251 --> 00:19:32,670
‫پنی در مورد فارغ التحصیلی
‫از دانشگاه دروغ گفته

300
00:19:32,837 --> 00:19:36,215
‫چون میترسیده که به اندازه کافی
‫از دید لئونارد باهوش نباشه

301
00:19:40,303 --> 00:19:42,930
‫پس من کاری نکردم؟
‫اون خودش مشکل داره؟

302
00:19:43,765 --> 00:19:46,600
‫من شیری خوردم که مزش خنده دار بود

303
00:19:50,480 --> 00:19:53,649
‫پنی فکر میکنه من آنقدر باهوشم که
‫به دردش نمیخورم مسخره است

304
00:19:53,817 --> 00:19:55,859
‫میدونم

305
00:19:56,444 --> 00:19:59,863
‫اغلب کارهای تو
‫بیش از حد نمایشی است

306
00:20:00,031 --> 00:20:02,491
‫و نگران نباش، این یه راز نیست

307
00:20:03,034 --> 00:20:05,119
‫اینو همه میدونند

308
00:20:11,126 --> 00:20:12,292
‫- سلام
‫- آره,گوش کن

309
00:20:12,460 --> 00:20:15,629
‫من میدونم تو در رابطه
‫با من از چی نگرانی و جوابش رو دارم

310
00:20:15,797 --> 00:20:19,133
‫- در مورد چی حرف می زنی؟
‫- خب,اول باید بگم که این تقصیر شلدون نبود

311
00:20:19,300 --> 00:20:21,176
‫او خیلی زیاد سعی کرد که رازت رو نگه داره

312
00:20:21,344 --> 00:20:24,847
‫اگه هاوارد چیز خورش نکرده بود
‫این راز رو به گور می برد

313
00:20:25,348 --> 00:20:27,891
‫- بهت گفت؟
‫- آره,ولی اشکالی نداره

314
00:20:28,059 --> 00:20:31,812
‫خب حالا که میدونیم مشکل چیه
‫یه راه حل ساده وجود داره

315
00:20:31,980 --> 00:20:37,609
‫- دانشگده شهر پَسِدینا؟
‫- جایی برای تفریح,جایی برای تحصیل

316
00:20:40,488 --> 00:20:44,700
‫ببین این آقا داره با توپ تمرین می کنه
‫این خانم هم قراره وکیل بشه

317
00:20:46,202 --> 00:20:48,996
‫آهان,فهمیدم
‫چون آقای دکتر لئونارد نمی تونه با

318
00:20:49,164 --> 00:20:52,124
‫یه دخترکه توی یک دانشگاه تفننی نبوده، دوست باشه

319
00:20:52,500 --> 00:20:56,003
‫خب،اونقدرها هم تفننی نیست
‫اون فقط یه دانشکده توی شهره

320
00:20:56,838 --> 00:20:59,673
‫درسته,ولی آیا من باید یه مدرک داشته باشم
‫تا با تو دوست باشم

321
00:20:59,841 --> 00:21:03,719
‫- برای من اصلا مهم نیست
‫- پس برای تو ایرادی نداره اگه من باهوش نباشم

322
00:21:03,887 --> 00:21:06,138
‫البته که نه

323
00:21:10,685 --> 00:21:13,520
‫خب,حالا میدونم چه کار اشتباهی کرده ام

324
00:21:16,191 --> 00:21:17,325
‫گمشید با اون دوربینتون

325
00:21:18,000 --> 00:21:19,000
‫مترجم : محسن

326
00:21:20,000 --> 00:21:21,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">:هماهنگی و ویرایش زیرنویس
‫SepehrRed۹۰</font>

