1
00:00:03,610 --> 00:00:04,894
‫نمیدونم چرا اینقدر از کتاب های

2
00:00:04,896 --> 00:00:06,479
‫هری پاتر" دوری میکردم".

3
00:00:06,481 --> 00:00:07,897
‫عالی هستن.

4
00:00:07,899 --> 00:00:09,866
‫شماره ۶ـش رو شروع کردم.

5
00:00:09,868 --> 00:00:11,284
‫از اون خوب هاشه.

6
00:00:11,286 --> 00:00:12,985
‫دامبلدور" تو اون میمیره".
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(رئیس مدرسه ی هاگوارتز)</font>

7
00:00:15,372 --> 00:00:18,791
‫آره، میدونم، من فکر نمیکردم
‫اینجوری بشه.

8
00:00:19,093 --> 00:00:21,544
‫چرا اینو گفتی؟

9
00:00:21,550 --> 00:00:22,478
‫تو موضوع رو وسط کشیدی.

10
00:00:22,480 --> 00:00:24,814
‫من هم با یه حقیقت جالب
‫تو بحث شرکت کردم.

11
00:00:24,816 --> 00:00:26,833
‫بهش میگن هنر مکالمه.

12
00:00:26,835 --> 00:00:28,384
‫خیلی خب، نوبته توـه.

13
00:00:29,870 --> 00:00:31,888
‫اسپویلر گنده ای بود.

14
00:00:31,890 --> 00:00:33,656
‫خوبــــه.

15
00:00:33,658 --> 00:00:36,175
‫چه مرگته تو؟

16
00:00:36,177 --> 00:00:38,728
‫اگه من این کار رو کرده بودم تا هفته ها
‫درباره اش غر میزدی.

17
00:00:38,730 --> 00:00:40,179
‫اه، واقعا، "لئونارد"؟
‫دوباره میخوای

18
00:00:40,181 --> 00:00:41,130
‫بچه بازی دربیاری؟

19
00:00:41,132 --> 00:00:44,133
‫من بچه بازی درمیارم؟

20
00:00:44,135 --> 00:00:46,519
‫بله و من یه تئوری دارم که چرا این کار رو میکنی.

21
00:00:46,521 --> 00:00:48,905
‫به خاطر عدم قبول لاکتوز در بدنت
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(قند شیر)</font>

22
00:00:48,907 --> 00:00:50,573
‫به شیر سویا رو آوردی.

23
00:00:50,575 --> 00:00:52,125
‫سویا حاوی

24
00:00:52,127 --> 00:00:54,143
‫ترکیب های شبیه استروژنه.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(هورمون زنانه)</font>

25
00:00:54,145 --> 00:00:56,412
‫فکر میکنم کف روی شیرکاکائوی صبحونه ات

26
00:00:56,414 --> 00:00:59,532
‫تو رو تبدیل به یه زن هیستریکی تبدیل میکنه.

27
00:01:03,070 --> 00:01:05,004
‫باورنکردنی هستی.

28
00:01:05,006 --> 00:01:07,039
‫نمیدونم چرا قبول کردم که اعصاب خورد کن نیستی

29
00:01:07,041 --> 00:01:09,158
‫آدم رو کنترل میکنی
‫اعصاب آدم رو خورد میکنی...

30
00:01:09,160 --> 00:01:11,544
‫دوباره شروع شد
‫غر، غر، غر.

31
00:01:12,596 --> 00:01:14,547
‫فقط داری حرف من رو تائید میکنی خانم کوچولو.

32
00:01:14,549 --> 00:01:17,500
‫میدونی چیه؟
‫"گور بابات "شلدون.

33
00:01:17,502 --> 00:01:20,103
‫تو اعصاب خورد کن ترین آدمی هستی
‫که من تا به حال دیدم.

34
00:01:20,105 --> 00:01:21,504
‫چی؟ من اعصاب خورد کنم؟

35
00:01:21,506 --> 00:01:23,773
‫همیشه داری رفتار من رو نقد میکنی.

36
00:01:23,775 --> 00:01:26,309
‫شلدون"، درباره ی حرکت شکمت"
‫در طول صبحونه

37
00:01:26,311 --> 00:01:27,843
‫صحبت نکن.

38
00:01:29,012 --> 00:01:30,646
‫شلدون"، وقتی که رئیس دانشگاه"

39
00:01:30,648 --> 00:01:32,532
‫داره تو مراسم ختم صحبت میکنه

40
00:01:32,534 --> 00:01:34,817
‫خمیازه نکش و به ساعتت اشاره نکن.

41
00:01:34,819 --> 00:01:36,953
‫شلدون" به خاطر اینکه فکر میکنی"

42
00:01:36,955 --> 00:01:38,204
‫لباس هام زشته، نندازشون دور.

43
00:01:38,206 --> 00:01:39,489
‫نمیشه باهات زندگی کرد.

44
00:01:39,491 --> 00:01:40,856
‫تمومه دیگه. مجبور نیستم...

45
00:01:40,858 --> 00:01:42,625
‫مجبور نیستم که قبولت کنم.

46
00:01:42,627 --> 00:01:44,944
‫راستش، من امضات رو روی توافقنامه ی
‫هم خونه بودن دارم

47
00:01:44,946 --> 00:01:46,362
‫که میگه قبول میکنی.

48
00:01:46,364 --> 00:01:47,863
‫اه.

49
00:01:47,865 --> 00:01:50,500
‫اینم فکری که راجع به توافقنامه ی هم خونه
‫بودنت دارم.

50
00:01:53,721 --> 00:01:56,089
‫- همین الان برشدار.
‫- نه.

51
00:01:56,391 --> 00:01:58,808
‫توافقنامه ی هم خونه بودن
‫بخش ۲۷، پاراگراف۵.

52
00:01:58,810 --> 00:02:00,760
‫توافقنامه مثل پرچم آمریکا میمونه

53
00:02:00,762 --> 00:02:03,146
‫نباید زمین رو لمس کنه.

54
00:02:03,148 --> 00:02:05,381
‫برام مهم نیست.

55
00:02:05,383 --> 00:02:08,734
‫مجبور نیستم هر کاری که میگی کنم به خاطر اینکه...

56
00:02:08,736 --> 00:02:11,687
‫فکر نمیکنم که دیگه بخوام باهات زندگی کنم.

57
00:02:11,689 --> 00:02:12,955
‫کجا میری؟

58
00:02:12,957 --> 00:02:15,558
‫پیش "پنی" زندگی کنم نه پیش توی حرومزاده ی روانی.

59
00:02:15,560 --> 00:02:18,511
‫- حرومزاده ی روانی؟
‫- آره.

60
00:02:18,513 --> 00:02:20,563
‫- لئونارد" صبر کن".
‫- چیه؟

61
00:02:21,331 --> 00:02:23,166
‫دابی" جنه تو کتاب هفتم میمیره".

62
00:02:27,754 --> 00:02:31,407
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ کل جهان ما در یه حالت داغ و متراکم بود ♪</font>

63
00:02:31,409 --> 00:02:35,211
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ بعد حدود ۱۴ میلیارد سال پیش ♪
‫♪ انبساط آغاز شد. صبر کن ♪</font>

64
00:02:35,213 --> 00:02:36,846
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ زمین شروع به سرد شدن کرد ♪</font>

65
00:02:36,848 --> 00:02:39,265
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ تک سلولی ها شروع به رشد کردند ♪
‫♪ و انسان نخستین ابزار رو تولید کرد ♪</font>

66
00:02:39,267 --> 00:02:41,601
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ ما دیوارها رو ساختیم ♪
‫♪ ما اهرام رو ساختیم ♪</font>

67
00:02:41,603 --> 00:02:44,053
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ ریاضیات، علم، تاریخ و کشف معماها ♪</font>

68
00:02:44,055 --> 00:02:46,088
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ همه اینها با یک انفجار بزرگ آغاز شد ♪</font>

69
00:02:46,300 --> 00:02:47,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Big Bang Theory"
‫فصل ۶
‫قسمت ۱۵ : توالی هشدار وجود اسپویلر</font>

70
00:02:48,700 --> 00:02:49,700
‫مترجم : اشــکــان
‫<font color=Red>.:Chandler Bing:.</font>

71
00:02:50,700 --> 00:02:51,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">:هماهنگی و ویرایش زیرنویس
‫SepehrRed۹۰</font>

72
00:02:54,893 --> 00:02:55,881
‫بفرمایید.

73
00:02:55,882 --> 00:02:57,548
‫عالیه. بیا تو.

74
00:02:57,550 --> 00:02:58,866
‫صبر کن، چرا نگفتی مرسی؟

75
00:02:58,868 --> 00:03:00,168
‫چمدون خودمه.

76
00:03:00,170 --> 00:03:02,670
‫دو سال پیش بهت قرض دادم.

77
00:03:02,672 --> 00:03:04,005
‫خب پس، باید بهت بگم که

78
00:03:04,007 --> 00:03:05,757
‫دسته و چرخ رو شکوندم.

79
00:03:09,228 --> 00:03:11,562
‫"خب، همه ی اعضای شرکت "برنادت

80
00:03:11,564 --> 00:03:12,713
‫میخوان برن وگاس؟

81
00:03:12,715 --> 00:03:15,600
‫نه، فقط من، خودش و چندتا از پیرمردها.

82
00:03:15,602 --> 00:03:17,235
‫قسمتی از جایزه ای که گرفته.

83
00:03:17,237 --> 00:03:19,604
‫ایول. درمانی برای چیزی پیدا کرده؟

84
00:03:19,606 --> 00:03:20,688
‫نه دقیقا.

85
00:03:20,690 --> 00:03:22,607
‫میلیون ها صرف گسترش پروژه ی

86
00:03:22,609 --> 00:03:24,859
‫درمان شوره ی سر کردند که عوارض جانبیش

87
00:03:24,861 --> 00:03:26,861
‫نَشت از مقعد افتضاحیه.

88
00:03:29,448 --> 00:03:31,666
‫مگه نشت از مقعد خوب هم داریم؟

89
00:03:34,069 --> 00:03:36,254
‫به هر حال، ایده ی "برنی" بود که

90
00:03:36,256 --> 00:03:38,339
‫کارکنان رو به عنوان یابنده ی درمان یبوست جا بزنه.

91
00:03:39,592 --> 00:03:42,009
‫راهی برای درست کردن لیموناد.

92
00:03:42,011 --> 00:03:44,912
‫میدونی، درست اون طرف جایی که شکلات درست میشه.

93
00:03:47,633 --> 00:03:50,051
‫هی، یه خواهشی میخواستم ازت کنم.

94
00:03:50,053 --> 00:03:51,803
‫حتما.

95
00:03:51,805 --> 00:03:53,805
‫مامانم از وقتی که دندونپزشکش پیچوندتش

96
00:03:53,807 --> 00:03:56,808
‫از نظر عاطفی خیلی شکننده است.

97
00:03:56,810 --> 00:03:58,726
‫پیچوندتش؟ از چی استفاده کرده، لیفتراک؟

98
00:04:02,597 --> 00:04:04,232
‫ببخشید.

99
00:04:04,234 --> 00:04:06,818
‫چیز خنده داری در رابطه با مرض چاقی وجود نداره.

100
00:04:06,820 --> 00:04:08,436
‫خیلی گنده است. خنده دار بود.

101
00:04:09,489 --> 00:04:10,822
‫به هر حال، فقط امید داشتم که

102
00:04:10,824 --> 00:04:13,441
‫فردا شب بری بهش یه سر بزنی

103
00:04:13,443 --> 00:04:15,460
‫و مطمئن بشی که حالش خوبه.

104
00:04:15,462 --> 00:04:18,112
‫رفیق، من مجردم.

105
00:04:18,114 --> 00:04:21,299
‫یکشنبه شب، شب عشق و حالمه.

106
00:04:21,301 --> 00:04:23,751
‫واقعا؟ چه برنامه ای داری؟

107
00:04:23,753 --> 00:04:26,003
‫نمیدونم، برم خیابون هالیوود

108
00:04:26,005 --> 00:04:28,673
‫به چندتا بار سر بزنم
‫ببینم شانس پیدا میکنم یا نه.

109
00:04:28,675 --> 00:04:30,758
‫خیلی خب، بگو به نظرت این آشناست یا نه.

110
00:04:32,295 --> 00:04:34,628
‫۱۵دلار میدی پارک میکنی

111
00:04:34,630 --> 00:04:36,230
‫یه ساعت تو پیاده رو وایمیستی

112
00:04:36,232 --> 00:04:37,932
‫تا وقتی که اعصابت خورد میشه و به نگهبان

113
00:04:37,934 --> 00:04:39,066
‫۲۰دلار میدی تا بذاره بری تو.

114
00:04:39,068 --> 00:04:40,568
‫به زور خودت رو میرسونی به بار

115
00:04:40,570 --> 00:04:42,687
‫جایی که یه نوشیدنی ۱ دلاری میخوری

116
00:04:42,689 --> 00:04:44,805
‫و به یه دختر خوشگل خیره میشه

117
00:04:44,807 --> 00:04:46,941
‫و زندگی مشترک بی نظیرتون رو تجسم میکنی.

118
00:04:46,943 --> 00:04:48,242
‫بچه هاتون، نوه هاتون.

119
00:04:48,244 --> 00:04:49,994
‫در همین ضمن، با یه مردی که ادعا میکنه

120
00:04:49,996 --> 00:04:52,146
‫کتاب "بورلی هیلز چواوا" رو نوشته میره بیرون.

121
00:04:53,165 --> 00:04:55,032
‫بعد هم بیخیال این میشی که
‫کسی ممکنه عاشقت بشه

122
00:04:55,034 --> 00:04:56,484
‫"میری به رستوران "مری کلندر
‫یه پای میخری

123
00:04:56,486 --> 00:05:00,254
‫و تنها تو ماشینت تو پارکینگ میخوریش.

124
00:05:01,190 --> 00:05:02,957
‫چه ساعتی باید خونه ی مامانت باشم؟

125
00:05:02,959 --> 00:05:05,710
‫بهش گفتم ساعت ۷.

126
00:05:07,145 --> 00:05:09,680
‫به خدا قسم این مرد خودپسندترین

127
00:05:09,682 --> 00:05:11,799
‫و غیر قابل تحمل ترین مرد روی زمینه
‫که من تا به حال دیدم.

128
00:05:11,801 --> 00:05:14,602
‫آره، اما با همدیگه جفت بامزه ای میشد.

129
00:05:16,488 --> 00:05:18,439
‫"مثل "برت" و "ارنی.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(دو شخصیت عروسکی در آمریکا)</font>

130
00:05:19,491 --> 00:05:23,410
‫شماها حتی بیشتر از اون دوتا به من
‫درباره ی لغات و اعداد چیز یاد دادید.

131
00:05:23,412 --> 00:05:25,412
‫خب، به اندازه ی کافی کشیدم.
‫تمومه.

132
00:05:25,414 --> 00:05:27,648
‫یه دقیقه ی دیگه هم نمیتونم باهاش زندگی کنم.

133
00:05:27,650 --> 00:05:29,533
‫کجا میخوای بری حالا؟

134
00:05:29,535 --> 00:05:31,802
‫داشتم فکر میکردم که بیام پیش تو.

135
00:05:33,872 --> 00:05:35,823
‫اه.

136
00:05:35,825 --> 00:05:37,858
‫اشکال داره؟

137
00:05:37,860 --> 00:05:39,177
‫نه، اصلا.

138
00:05:39,179 --> 00:05:40,194
‫نه، خیلی هم خوبه.

139
00:05:40,196 --> 00:05:41,462
‫بی نظیره. فقط...

140
00:05:41,464 --> 00:05:44,031
‫میدونی، فقط احساسی بدی به خاطر "شلدون" دارم.

141
00:05:44,033 --> 00:05:45,032
‫منظورم اینکه...

142
00:05:45,034 --> 00:05:47,418
‫چجوری بدون تو میخواد زندگی کنه؟

143
00:05:47,420 --> 00:05:50,304
‫"ارنی".

144
00:05:50,306 --> 00:05:52,089
‫الان دیگه "امی" رو داره.

145
00:05:52,091 --> 00:05:54,542
‫آره، داره، اما فرق میکنه.

146
00:05:54,544 --> 00:05:55,810
‫چرا؟

147
00:05:56,762 --> 00:05:58,846
‫اه...

148
00:05:58,848 --> 00:06:00,398
‫خب، باشه.

149
00:06:00,400 --> 00:06:02,733
‫میدونی که چطور تو کتاب
‫"هری پاتر و شاهزاده ی دورگه"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(کتاب ششم)</font>

150
00:06:02,735 --> 00:06:04,235
‫ران" فقط به خاطر اینکه "هری" با خواهرش"

151
00:06:04,237 --> 00:06:05,937
‫قرار میذاره، باهاش دعوا نکرد؟

152
00:06:05,939 --> 00:06:08,973
‫هری" و "جینی" باهمدیگه دوست شدن؟"

153
00:06:12,661 --> 00:06:14,912
‫ببخشید. هشدار اسپویلر.

154
00:06:14,914 --> 00:06:17,898
‫منظورم اینکه، با اینکه خیلی دلم
‫میخواد با تو زندگی کنم

155
00:06:17,900 --> 00:06:20,368
‫نمیتونم اینو فراموش کنم که
‫چقدر "شلدون" به تو نیاز داره.

156
00:06:20,370 --> 00:06:22,220
‫بیخیال، تنها چیزی که اون منو به خاطرش میخواد

157
00:06:22,222 --> 00:06:23,788
‫تا من باشم که بهش گیر بده

158
00:06:23,790 --> 00:06:26,090
‫آلت دستش، پادری زیر پاش.

159
00:06:26,092 --> 00:06:28,909
‫: خب میدونی که چی میگن قدیمی ها
‫سری که درد نمیکنه"...

160
00:06:30,745 --> 00:06:32,213
‫واو.

161
00:06:32,215 --> 00:06:34,799
‫به نظر میاد که خوشت نمیاد که
‫باهمدیگه زندگی کنیم.

162
00:06:34,801 --> 00:06:36,167
‫نه. نه. نه، میخوام.

163
00:06:36,169 --> 00:06:37,585
‫میخوام، فقط...

164
00:06:37,587 --> 00:06:39,920
‫منظورم اینکه واقعا قدم بزرگیه.

165
00:06:39,922 --> 00:06:40,921
‫واقعا؟

166
00:06:40,923 --> 00:06:42,089
‫همیشه باهم هستیم.

167
00:06:42,091 --> 00:06:43,524
‫از نظر مالی هم منظقی به نظر میاد.

168
00:06:43,526 --> 00:06:46,060
‫میتونی یه دلیل بیاری که نباید
‫این کار رو کنیم؟

169
00:06:47,229 --> 00:06:49,897
‫خب...اه...

170
00:06:49,899 --> 00:06:53,951
‫- یه ذره تشنه هستم.
‫- بیا.

171
00:06:57,739 --> 00:07:00,157
‫دلیلی ندارم.

172
00:07:00,159 --> 00:07:01,709
‫عالیه. میرم وسائلم رو بیارم.

173
00:07:01,711 --> 00:07:04,328
‫هورا.

174
00:07:06,248 --> 00:07:08,949
‫خیلی خب، باشه، نترس.

175
00:07:08,951 --> 00:07:11,218
‫میتونی یه کاریش کنی.

176
00:07:11,220 --> 00:07:13,621
‫اه، میشه یکی از طبقه های
‫دستشویی رو خالی کنی؟

177
00:07:13,623 --> 00:07:16,057
‫من کلی دارو دارم.

178
00:07:16,892 --> 00:07:19,977
‫اه، لطفا بعضی هاش قرص "زنکس" باشه.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(آرام بخش)</font>

179
00:07:23,732 --> 00:07:26,617
‫برای دسر آماده ای؟

180
00:07:28,654 --> 00:07:30,454
‫"نه، ممنون خانم "والوویتز.

181
00:07:30,456 --> 00:07:33,507
‫اگه همینجوری ادامه بدم
‫مجبور میشم شکمم رو مثل

182
00:07:33,509 --> 00:07:36,109
‫مثل یه آتشنشان که داره بچه
‫حمل میکنه، ببرم بیرون.

183
00:07:37,646 --> 00:07:38,613
‫اه، خواهش میکنم.

184
00:07:38,615 --> 00:07:42,099
‫تو شبیه یه لیوان دراز با آب قهوه ای هستی.

185
00:07:42,101 --> 00:07:43,501
‫دسر بخور.

186
00:07:43,803 --> 00:07:45,502
‫خب، واقعا نمیتونم.

187
00:07:45,504 --> 00:07:47,755
‫اما، اه، واقعا بهم خوش گذشت
‫که سینه تون رو خوردم

188
00:07:47,757 --> 00:07:50,257
‫و درباره چیزهایی که تو این چندساله

189
00:07:50,259 --> 00:07:52,593
‫از بدن تون جدا کردید شنیدم.

190
00:07:52,595 --> 00:07:55,796
‫نمیدونستم میشه یه کیست داخل
‫یه کیست دیگه داشت.

191
00:07:56,848 --> 00:07:59,617
‫دکتر میگفت شبیه عروسک های روسی هستند.

192
00:07:59,619 --> 00:08:02,937
‫خب، اگه باید بری

193
00:08:02,939 --> 00:08:06,273
‫چطوره که برات یه سبد غذا آماده کنم ببری؟

194
00:08:06,275 --> 00:08:08,442
‫خیلی عالی میشه. ممنون.

195
00:08:12,747 --> 00:08:14,898
‫"خانم "والوویتز...

196
00:08:14,900 --> 00:08:16,784
‫حالتون خوبه؟

197
00:08:16,786 --> 00:08:17,952
‫توجه نکن.

198
00:08:17,954 --> 00:08:19,820
‫فقط وقتی تنها هستم و چیزی برای

199
00:08:19,822 --> 00:08:22,439
‫زندگی کردن ندارم گریه میکنم.

200
00:08:27,395 --> 00:08:29,430
‫من...اه...

201
00:08:29,432 --> 00:08:31,765
‫فکر کنم میتونم برای دسر هم بمونم.

202
00:08:31,767 --> 00:08:33,867
‫عالیه. چیزکیک شکلاتی دوست داری؟

203
00:08:33,869 --> 00:08:35,235
‫البته.

204
00:08:35,237 --> 00:08:37,438
‫الان درست میکنم.

205
00:08:39,941 --> 00:08:43,777
‫"یه اکش فیگور آقای "میکسپلتک.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(دشمن سوپرمن)</font>

206
00:08:43,779 --> 00:08:45,145
‫ماله "لئونارد"ـه.

207
00:08:45,147 --> 00:08:47,948
‫اساب بازی بچه ها.

208
00:08:47,950 --> 00:08:51,285
‫یه "فیزر" استارترک : نسل بعد.

209
00:08:51,287 --> 00:08:52,653
‫ماله "لئونارد"ـه.

210
00:08:52,655 --> 00:08:55,739
‫اساب بازی بچه ها.

211
00:08:55,741 --> 00:08:59,994
‫یه شمشیر "لانگ کلاو" نسخه ی
‫کلکسیونی بازی شاهان.

212
00:08:59,996 --> 00:09:02,880
‫اه...من و "لئونارد" اینو باهم خریدیم.

213
00:09:02,882 --> 00:09:06,050
‫مسئله اخلاقی شد.

214
00:09:06,918 --> 00:09:09,553
‫اه، من نگه اش میدارم.

215
00:09:09,555 --> 00:09:12,039
‫خب، برنامه ات برای آینده چیه؟

216
00:09:12,041 --> 00:09:15,642
‫اه، فکر کنم باید یه هم خونه ای جدید
‫پیدا کنم و آدمش کنم.

217
00:09:15,644 --> 00:09:17,561
‫عجب کار سختی میتونه باشه.

218
00:09:17,563 --> 00:09:21,231
‫میدونی وقتی که "لئونارد" رو قبول کردم
‫چقدر بی ادب بود؟

219
00:09:21,233 --> 00:09:22,916
‫نه.

220
00:09:22,918 --> 00:09:27,104
‫اه، تا ابد طول کشید تا تونستم
‫با برنامه ی دستشویی وقفش بدم.

221
00:09:27,106 --> 00:09:30,724
‫هر وقت که حسش میومد پا میشد میرفت دستشویی.

222
00:09:30,726 --> 00:09:32,559
‫مثل یه سگ.

223
00:09:32,561 --> 00:09:34,561
‫دقیقا.

224
00:09:34,563 --> 00:09:36,196
‫چی میشه اگه بتونی یه هم خونه ای پیدا کنی

225
00:09:36,198 --> 00:09:37,948
‫که دانشمند باشه

226
00:09:37,950 --> 00:09:40,784
‫و با اخلاق تو آشنا باشه و مشکلی هم نداشته باشه؟

227
00:09:40,786 --> 00:09:42,352
‫اون که ایده آل میشه.

228
00:09:42,354 --> 00:09:44,021
‫اگه همچین آدمی وجود داشت

229
00:09:44,023 --> 00:09:46,707
‫قبولش میکردم و دیگه سوالی هم نمیپرسیدم.

230
00:09:47,542 --> 00:09:50,127
‫عالیه. من اینجا هستم.

231
00:09:55,216 --> 00:09:56,934
‫وایسا.

232
00:09:56,936 --> 00:09:58,919
‫کی کجاست؟

233
00:09:58,921 --> 00:10:00,971
‫من.

234
00:10:00,973 --> 00:10:03,774
‫من یه هم خونه ای کامل نیستم؟

235
00:10:03,776 --> 00:10:05,759
‫ام...

236
00:10:05,761 --> 00:10:07,061
‫"بهش فکر کن "شلدون.

237
00:10:07,063 --> 00:10:08,195
‫من غریبه نیستم

238
00:10:08,197 --> 00:10:09,813
‫از نظر فکری باهم جور هستیم

239
00:10:09,815 --> 00:10:11,932
‫حاضرم هر جا خواستی برسونمت

240
00:10:11,934 --> 00:10:13,200
‫و خصوصیات اخلاقی ات هم

241
00:10:13,202 --> 00:10:15,152
‫که بقیه فکر میکنند منزجر کننده و
‫اعصاب خورد کنه

242
00:10:15,154 --> 00:10:16,904
‫من فکر میکنم مثل باسن بامزه است.

243
00:10:18,123 --> 00:10:20,040
‫نظرت چیه؟

244
00:10:25,830 --> 00:10:27,965
‫ام...

245
00:10:27,967 --> 00:10:31,251
‫یه دلیل بیار که این ایده ی خوبی نیست.

246
00:10:31,253 --> 00:10:33,954
‫ام...

247
00:10:33,956 --> 00:10:36,006
‫دیدی؟ نمیتونی.

248
00:10:36,008 --> 00:10:37,474
‫"میرم ببینم که تو اتاق "لئونارد

249
00:10:37,476 --> 00:10:39,893
‫تخت آبیم جا میشه یا نه.

250
00:10:42,296 --> 00:10:44,681
‫ام...

251
00:10:45,784 --> 00:10:48,969
‫"رفیق گلم "لئونارد.
‫"رفیق گلم "لئونارد.

252
00:10:48,971 --> 00:10:52,156
‫"رفیق گلم "لئونارد.

253
00:10:52,991 --> 00:10:54,408
‫چی میخوای؟

254
00:10:54,410 --> 00:10:56,944
‫سلام، رفیق گلم.

255
00:10:56,946 --> 00:10:58,028
‫خب، اه، من

256
00:10:58,030 --> 00:10:59,613
‫داشتم با "امی" حرف میزدم

257
00:10:59,615 --> 00:11:00,948
‫و باعث شد که بفهمم

258
00:11:00,950 --> 00:11:03,367
‫این جر و بحث کوچکی که داشتیم

259
00:11:03,369 --> 00:11:04,952
‫سر هیچ و پوچ بود.

260
00:11:04,954 --> 00:11:06,203
‫که اینطور؟

261
00:11:06,205 --> 00:11:07,320
‫بله.

262
00:11:07,322 --> 00:11:09,339
‫همه چیز فراموش شده
‫پس برگرد خونه.

263
00:11:09,341 --> 00:11:11,625
‫برات شیرکاکائو با شیر سویا درست میکنم

264
00:11:11,627 --> 00:11:14,094
‫و بعدش درباره ی برنامه ی جدید هیجان انگیز

265
00:11:14,096 --> 00:11:16,763
‫"شیطان ممکن است گریه کندِ"
‫دستشویی مون برات میگم.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بازی کامپیوتری)</font>

266
00:11:20,185 --> 00:11:21,835
‫"برو سر اصل مطلب "شلدون.

267
00:11:21,837 --> 00:11:24,521
‫باشه. "امی" تصمیم گرفته که
‫میخواد با من زندگی کنه

268
00:11:24,523 --> 00:11:27,357
‫به خاطر همین میخوام که برگردی به خونه
‫بچه پُرروی دوست داشتنی.

269
00:11:28,843 --> 00:11:31,395
‫کلی ژل زدی.

270
00:11:31,397 --> 00:11:32,512
‫سلام.

271
00:11:32,514 --> 00:11:33,897
‫- چه خبره؟
‫- : اه، اینو داشته باش

272
00:11:33,899 --> 00:11:35,315
‫یه دفعه ای، "شلدون" به خاطر
‫اینکه "امی" میخواد باهاش

273
00:11:35,317 --> 00:11:37,851
‫زندگی کنه میخواد که من برگردم.

274
00:11:37,853 --> 00:11:39,853
‫واقعا؟ جالبه.

275
00:11:39,855 --> 00:11:42,656
‫خب، دیره دیگه رفیق.
‫من جایی نمیرم.

276
00:11:42,658 --> 00:11:44,958
‫پنی" و من با خوشحالی باهم زندگی میکنیم".

277
00:11:44,960 --> 00:11:46,126
‫مگه نه؟

278
00:11:46,128 --> 00:11:47,327
‫مثل این میمونه که خوشبختی

279
00:11:47,329 --> 00:11:49,997
‫هیچ وقت آپارتمان رو ترک نمیکنه.

280
00:11:49,999 --> 00:11:51,165
‫لئونارد" خواهش میکنم".

281
00:11:51,167 --> 00:11:53,417
‫میدونی که آمدن "امی" به خونه ام باعث شکل
‫گیری سطحی از صمیمیت

282
00:11:53,419 --> 00:11:55,368
‫در رابطه مون میشه که من براش آماده نیستم.

283
00:11:55,370 --> 00:11:57,754
‫آره! این یه چیز واقعیه.

284
00:11:57,756 --> 00:11:59,873
‫و به این معنی نیست که به همدیگه اهمیتی نمیدید

285
00:11:59,875 --> 00:12:01,842
‫به این معنی که اوضاع به سرعتی پیش میره که

286
00:12:01,844 --> 00:12:03,877
‫باهاش راحت نیستی که البته اشکالی هم نداره.

287
00:12:03,879 --> 00:12:05,812
‫خب، اگه نمیخواد باهاش زندگی کنه

288
00:12:05,814 --> 00:12:07,681
‫پس باید بگه که چه احساسی داره.

289
00:12:07,683 --> 00:12:09,600
‫خب، شاید نمیدونه که چجوری بدون اینکه

290
00:12:09,602 --> 00:12:10,767
‫به احساساتش صدمه بزنه بهش بگه.

291
00:12:10,769 --> 00:12:11,818
‫احساسات؟

292
00:12:11,820 --> 00:12:14,321
‫مگه من چی هستم، یه هیپی که تو پارتیه؟ نه.

293
00:12:14,323 --> 00:12:15,722
‫مشکل اینجاست که

294
00:12:15,724 --> 00:12:17,441
‫با استدلال های منطقی حرفش رو زد

295
00:12:17,443 --> 00:12:18,525
‫که من نمتونم ردشون کنم.

296
00:12:18,527 --> 00:12:19,826
‫این بدترین چیزه، مگه نه؟

297
00:12:19,828 --> 00:12:21,394
‫بله.

298
00:12:21,396 --> 00:12:23,614
‫"متاسفم "شلدون.
‫نمیتونم کمکت کنم.

299
00:12:23,616 --> 00:12:24,781
‫: اه، هشدار وجود اسپویلر

300
00:12:24,783 --> 00:12:27,251
‫در قرار تو صورتت بسته بشه.

301
00:12:28,419 --> 00:12:29,753
‫اه، اینجایی پس.

302
00:12:30,672 --> 00:12:33,640
‫کی کلید آپارتمان مون رو میگیرم؟

303
00:12:35,460 --> 00:12:37,678
‫ام...

304
00:12:50,700 --> 00:12:51,834
‫الو؟

305
00:12:51,836 --> 00:12:54,019
‫سلام. دیشب با مامانم چطور پیش رفت؟

306
00:12:54,021 --> 00:12:55,938
‫خوب بود فکر کنم.

307
00:12:55,940 --> 00:12:57,256
‫کی رفتی؟

308
00:12:59,393 --> 00:13:02,711
‫راستش فکر کنم هنوز اینجا هستم.

309
00:13:02,713 --> 00:13:05,380
‫چی؟ شب رو موندی؟

310
00:13:05,382 --> 00:13:07,199
‫آره، اه...

311
00:13:07,201 --> 00:13:11,220
‫بعد از شام، تکرار فیلم "راکفورد فایلز" رو دیدیم

312
00:13:11,222 --> 00:13:12,822
‫و بعدش مامانت یه بطری

313
00:13:12,824 --> 00:13:15,390
‫شری" خامه ای باز کرد و تا به"
‫خودم آمدم دیدم

314
00:13:15,392 --> 00:13:18,694
‫منو بغل کرده و داره میذاره تو تختت.

315
00:13:18,696 --> 00:13:21,580
‫پیژامه ی منو پوشیدی؟

316
00:13:21,582 --> 00:13:22,731
‫اهوم.

317
00:13:22,733 --> 00:13:24,583
‫چطوری تو اینا میخوابی؟

318
00:13:24,585 --> 00:13:26,418
‫پیژامه ی ابریشمی تو ملافه ی ساتن؟

319
00:13:26,420 --> 00:13:29,455
‫فکر کنم یه سه باری از تخت افتادم بیرون.

320
00:13:29,457 --> 00:13:31,841
‫"راجش"!

321
00:13:31,843 --> 00:13:32,975
‫بیداری؟

322
00:13:32,977 --> 00:13:34,260
‫برای صبحانه آماده ای؟

323
00:13:34,262 --> 00:13:36,212
‫اه، پسر. صبحونه.

324
00:13:37,080 --> 00:13:38,264
‫خیلی خب "راج"، گوش کن ببین چی میگم.

325
00:13:38,266 --> 00:13:39,748
‫باید از اونجا بزنی بیرون.

326
00:13:39,750 --> 00:13:44,887
‫اما هنوز خمار "شری" خامه ای هستم و
‫بوی "بلینتز" میشنوم.

327
00:13:44,889 --> 00:13:47,606
‫اگه الان نری از غذا و احساس گناه استفاده میکنه

328
00:13:47,608 --> 00:13:49,775
‫تا برای تمام عمرت تو رو اونجا نگه داره.

329
00:13:49,777 --> 00:13:51,610
‫اه، "هاوارد" بس کن.

330
00:13:51,612 --> 00:13:52,811
‫باور کن، تو یهودی نیستی.

331
00:13:52,813 --> 00:13:54,063
‫یهودیها اینجوری گیرت میندازن.

332
00:13:54,065 --> 00:13:56,649
‫داری احمقانه حرف میزنی.

333
00:13:56,651 --> 00:13:58,701
‫هر وقت دلم بخواد میتونم برم.

334
00:13:58,703 --> 00:14:00,936
‫اه، واقعا؟ لباس هات و کفشت کجاست؟

335
00:14:00,938 --> 00:14:03,472
‫روی صندلی هستن، درست...

336
00:14:04,875 --> 00:14:07,643
‫هی وای.

337
00:14:12,098 --> 00:14:14,199
‫سلام، خونه خراب کن.

338
00:14:16,586 --> 00:14:18,170
‫من چی کار کردم؟

339
00:14:18,172 --> 00:14:19,939
‫به "لئونارد" یه جای خواب دادی.

340
00:14:19,941 --> 00:14:23,325
‫با تشکر از شما، "امی" رفته که
‫حوله ی "مردونه" و "زنونه" بخره.

341
00:14:23,327 --> 00:14:25,394
‫انگار من دلم میخواد خودمو با چیزی

342
00:14:25,396 --> 00:14:27,646
‫خشک کنم که روش نوشته مردونه.

343
00:14:27,648 --> 00:14:29,315
‫خیلی خب.

344
00:14:29,317 --> 00:14:32,301
‫گوش کن، حقیقت اینکه

345
00:14:32,303 --> 00:14:33,686
‫منم نمیخوام اون با من زندگی کنه.

346
00:14:33,688 --> 00:14:35,271
‫عالیه. پرتش کن بیرون پس.

347
00:14:35,273 --> 00:14:37,489
‫قلبش رو بشکون.
‫همه خوشحال میشن.

348
00:14:37,491 --> 00:14:39,158
‫نه، نمیخوام قلبش رو بشکونم.

349
00:14:39,160 --> 00:14:40,442
‫دوستش دارم.

350
00:14:40,444 --> 00:14:41,911
‫اما فکر میکنم خیلی سریع داره اتفاق می افته.

351
00:14:41,913 --> 00:14:43,145
‫فکر میکنی این سریعه؟

352
00:14:43,147 --> 00:14:44,363
‫فقط مسئله زمانه تا بالاخره

353
00:14:44,365 --> 00:14:46,815
‫موهای پای "امی" رو تو وان حموم ببینم.

354
00:14:46,817 --> 00:14:48,584
‫آره، اون پاها رو دیدم.

355
00:14:48,586 --> 00:14:51,704
‫بهتره که یه ذره صابون کفی بگیری.

356
00:14:51,706 --> 00:14:53,289
‫وایسا.

357
00:14:53,291 --> 00:14:55,207
‫اگه نمیخوای با "لئونارد" زندگی کنی

358
00:14:55,209 --> 00:14:56,491
‫چرا بهش نمیگی؟

359
00:14:56,493 --> 00:14:57,843
‫خب، میدونی که چجوریه.

360
00:14:57,845 --> 00:14:59,345
‫حساس و احساساتیه.

361
00:14:59,347 --> 00:15:03,382
‫به خاطر اینکه شیر سویای زیاد استفاده میکنه.

362
00:15:03,384 --> 00:15:05,017
‫خب، نمیدونم به غیر از گفتن حقیقت

363
00:15:05,019 --> 00:15:06,218
‫دیگه چی کار میتونیم کنیم.

364
00:15:06,220 --> 00:15:07,937
‫فکر کنم چاره ای نیست به جز

365
00:15:07,939 --> 00:15:10,773
‫روبرو شدن با گریه ها و اتهامات دردناک

366
00:15:10,775 --> 00:15:12,825
‫و شیون های بلندِ ناامیدی.

367
00:15:12,827 --> 00:15:14,126
‫آره.

368
00:15:14,128 --> 00:15:17,062
‫و خدا میدونه که "امی" چه واکنشی نشون میده.

369
00:15:20,483 --> 00:15:22,184
‫یه ذره دیگه یخ آوردم.

370
00:15:22,186 --> 00:15:23,986
‫اه، مرسی.

371
00:15:23,988 --> 00:15:25,871
‫چه فکری پیش خودمون میکردیم؟

372
00:15:25,873 --> 00:15:29,408
‫باید مثل همیشه انجامش میدادیم.

373
00:15:29,410 --> 00:15:31,693
‫"اون آکروبات های چیزی تو سیرک "دو سویل

374
00:15:31,695 --> 00:15:34,296
‫جوری حرکت میکردند که انگار راحته.

375
00:15:34,298 --> 00:15:37,166
‫راستش رو بگم، اگه میتونستم اونقدر خم بشم

376
00:15:37,168 --> 00:15:40,002
‫دیگه چه احتیاج به تو داشتم؟

377
00:15:41,421 --> 00:15:44,840
‫اگه میتونستی اونقدر خم بشی
‫به هر جفت مون خدمت بزرگی میکردی.

378
00:15:52,349 --> 00:15:53,932
‫سلام "راج". چه خبر؟

379
00:15:53,934 --> 00:15:55,050
‫راست میگفتی.

380
00:15:55,052 --> 00:15:57,353
‫نمیتونم از اینجا خارج بشم.

381
00:15:57,355 --> 00:15:59,438
‫هنوز خونه ی مامانمی؟

382
00:15:59,440 --> 00:16:00,555
‫گیر افتادم.

383
00:16:00,557 --> 00:16:02,658
‫لباس هام تمام روز در حال شستن شدن بوده

384
00:16:02,660 --> 00:16:04,126
‫و کلید هام رو پنهون کرده.

385
00:16:04,128 --> 00:16:06,078
‫فکر میکنم تو سوتینش گذاشته

386
00:16:06,080 --> 00:16:08,530
‫آخه وقتی راه میره جیرنگ جیرنگ میکنه.

387
00:16:08,532 --> 00:16:10,065
‫چی کار کنم؟

388
00:16:10,067 --> 00:16:11,784
‫هی، یه زن تو زندگیت میخواستی دیگه.

389
00:16:11,786 --> 00:16:13,752
‫حالا یه دونه داری.

390
00:16:13,754 --> 00:16:15,621
‫بیخیال "هاوارد" کمکم کن.

391
00:16:15,623 --> 00:16:19,074
‫"راجش"، "تاتلا"
‫حموم رو برات آماده کردم.

392
00:16:19,076 --> 00:16:21,844
‫اه خدای من.

393
00:16:21,846 --> 00:16:25,798
‫نمیخواد که منو حموم کنه؟

394
00:16:27,317 --> 00:16:30,552
‫هی، ای کاش میشد بهت بگم نه.

395
00:16:34,140 --> 00:16:36,608
‫خیلی خب، دوباره ممنون
‫که کمکم کردی.

396
00:16:36,610 --> 00:16:38,560
‫"اما، "هاوارد...

397
00:16:38,562 --> 00:16:40,612
‫باید برگردیم و نجاتش بدیم؟

398
00:16:40,614 --> 00:16:41,814
‫دیگه دیره.

399
00:16:41,816 --> 00:16:43,598
‫تو مراسم "بار میتزوا" میبینیمش.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(جشن تکلیف پسرهای ۱۳ ساله ی یهودی)</font>

400
00:16:45,869 --> 00:16:47,436
‫بفرمایید.

401
00:16:47,438 --> 00:16:50,489
‫درست همونجوری که "لئونارد" غذای
‫چینی میگرفت، گرفتم.

402
00:16:50,491 --> 00:16:52,491
‫- مرغ "گنگ پاو"ـه؟
‫- بله.

403
00:16:52,493 --> 00:16:54,410
‫- برنج قهوه ای، نه سفید؟
‫- بله.

404
00:16:54,412 --> 00:16:55,961
‫سس خردل تند کُره ای؟

405
00:16:55,963 --> 00:16:57,463
‫بله، کارم خوب بود مگه نه؟

406
00:16:57,465 --> 00:16:59,948
‫آره.

407
00:17:00,800 --> 00:17:02,617
‫"امی"...

408
00:17:02,619 --> 00:17:05,454
‫از این نگران نیستی که باهم زندگی کردن مون باعث

409
00:17:05,456 --> 00:17:08,140
‫این بشه که رمز و راز از رابطه مون
‫خارج شه؟

410
00:17:08,142 --> 00:17:09,141
‫نه.

411
00:17:09,143 --> 00:17:11,477
‫آره، چرا باید نگران باشی تو؟

412
00:17:11,479 --> 00:17:13,479
‫اه، و، ام، اینو ببین.

413
00:17:13,481 --> 00:17:14,847
‫از قانون اینکه میتونم

414
00:17:14,849 --> 00:17:17,149
‫پیام منشی تلفنی مون رو بنویسم
‫استفاده کردم.

415
00:17:21,521 --> 00:17:23,355
‫"سلام، شلدونم"

416
00:17:23,357 --> 00:17:24,573
‫".و منم امی هستم"

417
00:17:24,575 --> 00:17:26,241
‫"الان خونه نیستیم"

418
00:17:26,243 --> 00:17:29,528
‫"به خاطر اینکه داریم علم میسازیم بچه"

419
00:17:34,551 --> 00:17:36,885
‫"پیام خود رو بذارید"

420
00:17:39,122 --> 00:17:40,339
‫بوق.

421
00:17:42,793 --> 00:17:45,344
‫نمیتونی اینجا زندگی کنی.

422
00:17:45,346 --> 00:17:47,196
‫چی؟

423
00:17:47,198 --> 00:17:48,514
‫چرا؟

424
00:17:48,516 --> 00:17:49,765
‫به خاطر پیامه؟

425
00:17:49,767 --> 00:17:52,434
‫فقط به خاطر این از زبون عامیانه استفاده
‫کردم تا خفن به نظر بیاد

426
00:17:52,436 --> 00:17:54,386
‫- و دزد به خونه مون نزنه.
‫- نه.

427
00:17:54,388 --> 00:17:56,438
‫به خاطر پیام نیست.

428
00:17:56,440 --> 00:17:57,839
‫خب، چیه پس؟

429
00:17:57,841 --> 00:17:59,691
‫همه کارها رو جوری که تو دوست داری
‫انجام دادم.

430
00:17:59,693 --> 00:18:02,511
‫- درسته.
‫- پس چه مرگته "شلدون"؟

431
00:18:04,130 --> 00:18:06,848
‫نزدیک دو ساله که باهم دوستیم

432
00:18:06,850 --> 00:18:09,284
‫و من کاری به غیر از صبوری انجام ندادم.

433
00:18:09,286 --> 00:18:11,320
‫فیلم های گیج کننده ی فضاییت رو دیدم.

434
00:18:11,322 --> 00:18:13,489
‫توافقنامه ی احمقانه ات رو امضا کردم.

435
00:18:13,491 --> 00:18:15,324
‫حتی دیگه برق لب هم نزدم چون که میگفتی

436
00:18:15,326 --> 00:18:17,359
‫باعث میشه دهنم خیلی لغزنده بشه.

437
00:18:18,244 --> 00:18:20,362
‫من بهترین دوست دختری هستم

438
00:18:20,364 --> 00:18:21,747
‫که تو تو عمرت میتونی داشته باشی.

439
00:18:21,749 --> 00:18:24,750
‫حالا بهم یه دلیل خوب بده که
‫نمیتونم اینجا زندگی کنم.

440
00:18:25,585 --> 00:18:27,719
‫تقصیر "پنی"ـه.

441
00:18:27,721 --> 00:18:29,138
‫چی؟

442
00:18:29,140 --> 00:18:30,539
‫نمیخواد با "لئونارد" زندگی کنه

443
00:18:30,541 --> 00:18:32,174
‫به خاطر همین دوباره مجبوره برگرده اینجا.

444
00:18:32,176 --> 00:18:33,559
‫اون مار توی حیاط ماست.

445
00:18:34,811 --> 00:18:37,563
‫دلیل اینکه ما نمیتونیم خوشحال باشیم.

446
00:18:40,383 --> 00:18:41,433
‫- "سلام "ایمز.
‫- آره.

447
00:18:41,435 --> 00:18:42,734
‫سلام "ایمز" و مرض.

448
00:18:42,736 --> 00:18:44,903
‫همه چیز آماده بود تا با "شلدون" زندگی کنم
‫اما حالا میشنوم که

449
00:18:44,905 --> 00:18:46,688
‫نمیتونم چون که تو نمیخوای با "لئونارد" زندگی کنی.

450
00:18:46,690 --> 00:18:48,557
‫چی؟

451
00:18:49,909 --> 00:18:53,162
‫- شلدون" چی گفتی بهش؟"
‫- حقیقت رو گفتم.

452
00:18:53,164 --> 00:18:55,397
‫نمیخوای با "لئونارد" زندگی کنی
‫و خودت هم خوب میدونی.

453
00:18:55,399 --> 00:18:56,770
‫از کی تا به حال نمیخوای با من زندگی کنی؟

454
00:18:56,795 --> 00:18:57,900
‫اه، الکی جو نده.

455
00:18:57,901 --> 00:18:59,234
‫تو بودی که بدون اینکه از من بپرسی آماده هستم

456
00:18:59,236 --> 00:19:00,619
‫یا نه تصمیم گرفتی بیای با من زندگی کنی.

457
00:19:00,621 --> 00:19:02,254
‫آره، فکر میکنم در این رابطه باید حرف بزنیم.

458
00:19:03,089 --> 00:19:04,923
‫و از اونجایی که حقیقت رو خیلی دوست داری

459
00:19:04,925 --> 00:19:07,426
‫چرا به جای اینکه بندازی گردن من "امی" نمیگی

460
00:19:07,428 --> 00:19:08,877
‫که نمیخوای باهاش زندگی کنی؟

461
00:19:08,879 --> 00:19:11,580
‫فکر میکردم داریم درباره ی یه چیز دیگه حرف میزنیم.

462
00:19:12,415 --> 00:19:13,799
‫تو یه بزدلی

463
00:19:13,801 --> 00:19:17,436
‫خب، مدارک گواه این حقیقت هستند.

464
00:19:18,972 --> 00:19:20,922
‫"زودباش "امی
‫بیا بریم شراب بنوشیم

465
00:19:20,924 --> 00:19:23,392
‫و درباره ی این حرف بزنیم که دوست پسرهامون
‫چقدر آشغال هستند.

466
00:19:23,394 --> 00:19:24,860
‫میدونی چی حالشون رو میگیره؟

467
00:19:24,862 --> 00:19:26,728
‫اینکه بیام با تو زندگی کنم.

468
00:19:29,782 --> 00:19:31,950
‫ام...

469
00:19:42,579 --> 00:19:43,879
‫میخوای بریم...

470
00:19:43,881 --> 00:19:45,947
‫با هم "واکینگ دد" ببینیم؟

471
00:19:45,949 --> 00:19:48,133
‫باشه.

472
00:19:49,452 --> 00:19:51,920
‫اونی رو دیدی که توش "لوری" میمیره؟

473
00:19:57,026 --> 00:19:59,177
‫نه.

474
00:20:00,013 --> 00:20:01,463
‫شاید هم نمیره.

475
00:20:01,465 --> 00:20:03,181
‫بریم ببینیم چی میشه.

476
00:20:16,623 --> 00:20:18,758
‫- کجا میری؟
‫- نه

477
00:20:19,700 --> 00:20:20,700
‫مترجم : اشــکــان
‫<font color=Red>.:Chandler Bing:.</font>

478
00:20:21,700 --> 00:20:22,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">:هماهنگی و ویرایش زیرنویس
‫SepehrRed۹۰</font>

