1
00:00:03,734 --> 00:00:05,401
‫رابطه ی کاربریش خیلی ساده است.

2
00:00:05,403 --> 00:00:07,686
‫مختصات افقیت رو اینجا مینویسی

3
00:00:07,688 --> 00:00:09,722
‫و مختصات عمودیت رو اینجا.

4
00:00:09,724 --> 00:00:12,058
‫وقتی که راضی بودی ازشون
‫این دکمه رو فشار میدی.

5
00:00:12,060 --> 00:00:14,243
‫فهمیدم.

6
00:00:17,498 --> 00:00:20,533
‫لئونارد"، عمرا حدس بزنی که"
‫چی الان تو نت پیدا کر...هی!

7
00:00:23,053 --> 00:00:24,554
‫باریکلا.

8
00:00:24,556 --> 00:00:26,939
‫اه، کله ی بزرگش بیشتر کارها
‫رو انجام داد.

9
00:00:26,941 --> 00:00:29,058
‫بزرگ شو.

10
00:00:29,060 --> 00:00:31,561
‫شانس آوری که کش هام رو نیوردم.

11
00:00:32,712 --> 00:00:34,146
‫"همونجور داشتم میگفتم، "لئونارد

12
00:00:34,148 --> 00:00:37,517
‫عمرا حدس بزنی چی تو نت پیدا کردم
‫"پروفسور "پروتون.

13
00:00:37,519 --> 00:00:38,551
‫شوخی میکنی.

14
00:00:38,553 --> 00:00:39,685
‫هنوز زنده است؟

15
00:00:39,687 --> 00:00:40,886
‫بله!

16
00:00:40,888 --> 00:00:42,054
‫پروفسور "پروتون" کیه؟

17
00:00:42,056 --> 00:00:44,440
‫مجری این برنامه ی...هی!

18
00:00:44,442 --> 00:00:45,908
‫آره!

19
00:00:45,910 --> 00:00:47,560
‫ببخشید، درباره ی پروفسور "پروتون" بهم بگو.

20
00:00:47,862 --> 00:00:50,329
‫"وقتی که بچه بودم پروفسور "پروتون
‫برنامه ی مورد علاقه ام رو

21
00:00:50,331 --> 00:00:51,747
‫مجری گری میکرد.

22
00:00:51,749 --> 00:00:53,465
‫یه قسمتش رو هم از دست ندادم.

23
00:00:53,467 --> 00:00:55,801
‫قوانین فیزیک رو با استفاده از

24
00:00:55,803 --> 00:00:56,886
‫اشیاء روزمره توضیح میداد.

25
00:00:56,888 --> 00:00:58,137
‫خیلی باحال بود.

26
00:00:58,139 --> 00:01:01,841
‫اه، وقتی که کلمه ی "باحال" رو
‫اشتباه استفاده میکنی خیلی بامزه میشی.

27
00:01:02,592 --> 00:01:05,227
‫"مثل وقتی که یه بچه میگه "پسگتی.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(اسپاگتی)</font>

28
00:01:05,229 --> 00:01:07,096
‫اه، خدای من!

29
00:01:07,098 --> 00:01:08,314
‫لئونارد نگاه کن!

30
00:01:08,316 --> 00:01:10,983
‫هنوز برای پارتی ها و مراسم
‫برنامه اجرا میکنه.

31
00:01:10,985 --> 00:01:12,268
‫ما باید استخدامش کنیم.

32
00:01:12,270 --> 00:01:13,819
‫استخدامش کنیم چی کار کنه؟

33
00:01:13,821 --> 00:01:15,521
‫خب، هر کاری که خواستیم.

34
00:01:15,523 --> 00:01:17,940
‫باهامون وقت بگذرونه
‫آزمایش انجام بده

35
00:01:17,942 --> 00:01:19,325
‫بهش بگیم با ما ۱۲تا عکس بندازه

36
00:01:19,327 --> 00:01:20,826
‫تا بتونیم یه تقویم درست کنیم.

37
00:01:21,778 --> 00:01:23,612
‫خیلی خفن میشه اگه باهاش
‫وقت بگذرونیم.

38
00:01:23,614 --> 00:01:26,081
‫الان کلمه ی "خفن" رو اشتباه
‫استفاده کردم، مگه نه؟

39
00:01:27,167 --> 00:01:29,168
‫خب، همین الان دارم بهش ایمیل میدم.

40
00:01:29,170 --> 00:01:31,170
‫آهنگ تیتراژش رو یادته؟

41
00:01:31,172 --> 00:01:32,538
‫البته که یادمه.

42
00:01:32,540 --> 00:01:34,790
‫<font color="#۰۰۸۰ff">» دوربین چشمیت رو بردار «
‫» لباس آزمایشگاه ـت رو بپوش «</font>

43
00:01:34,792 --> 00:01:38,510
‫<font color="#۰۰۸۰ff">» پروفسور پروتون داره میاد «</font>

44
00:01:39,629 --> 00:01:43,299
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ کل جهان ما در یه حالت داغ و متراکم بود ♪</font>

45
00:01:43,301 --> 00:01:46,385
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ بعد حدود ۱۴ میلیارد سال پیش ♪
‫♪ انبساط آغاز شد. صبر کن ♪</font>

46
00:01:46,387 --> 00:01:48,187
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ زمین شروع به سرد شدن کرد ♪</font>

47
00:01:48,189 --> 00:01:50,623
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ تک سلولی ها شروع به رشد کردند ♪
‫♪ و انسان نخستین ابزار رو تولید کرد ♪</font>

48
00:01:50,625 --> 00:01:53,108
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ ما دیوارها رو ساختیم ♪
‫♪ ما اهرام رو ساختیم ♪</font>

49
00:01:53,110 --> 00:01:55,728
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ ریاضیات، علم، تاریخ و کشف معماها ♪</font>

50
00:01:55,730 --> 00:01:57,563
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ همه اینها با یک انفجار بزرگ آغاز شد ♪</font>

51
00:01:57,700 --> 00:01:59,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Big Bang Theory"
‫فصل ۶
‫قسمت ۲۲ : فعالیت دوباره ی پورتون</font>

52
00:02:00,100 --> 00:02:01,100
‫مترجم : اشــکــان
‫<font color=Red>.:Chandler Bing:.</font>

53
00:02:02,100 --> 00:02:03,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">:هماهنگی و ویرایش زیرنویس
‫SepehrRed۹۰</font>

54
00:02:05,535 --> 00:02:06,902
‫هی، الان فهمیدم که باید

55
00:02:06,904 --> 00:02:08,937
‫کل آخر هفته رو تو رصدخونه باشم.

56
00:02:08,939 --> 00:02:11,239
‫"فرصتش رو دارید که با "برنادت
‫از سگ من مراقبت کنید؟

57
00:02:11,241 --> 00:02:13,008
‫چرا نمیذاریش تو "خانه سگان"؟<font color="#ff۸۰۰۰">
‫جایی که مردم برای مدتی سگ هاشون میذارند)
‫(تا به مسافرت برند</font>

58
00:02:13,010 --> 00:02:15,877
‫تو چرا مامانت رو نمیذاری خونه سالمندان؟

59
00:02:18,264 --> 00:02:21,800
‫راستش رو بگم
‫تو خانه سگان جاش بهترـه.

60
00:02:22,568 --> 00:02:23,852
‫با "برنی" صحبت میکنم.

61
00:02:23,854 --> 00:02:25,020
‫مطمئنم که مسئله ای نیست.

62
00:02:25,022 --> 00:02:26,071
‫ممنون.

63
00:02:26,073 --> 00:02:28,690
‫داره میاد!
‫داره میاد!

64
00:02:28,692 --> 00:02:31,026
‫پروفسور "پروتون" داره میاد خونه مون.

65
00:02:31,028 --> 00:02:32,327
‫شوخی میکنی.

66
00:02:32,329 --> 00:02:35,781
‫منظورت همون یارویی که اون برنامه ی
‫خزِ مخصوص بچه ها رو مجری گری میکرد؟

67
00:02:35,783 --> 00:02:38,667
‫و همین الان خودت رو دعوت نشده کردی.

68
00:02:38,669 --> 00:02:41,286
‫دیدی؟ گفتم که یه راهی پیدا میکنم
‫تا با نزاکت دعوتش نکنم.

69
00:02:42,238 --> 00:02:44,289
‫چطوری راضیش کردی بیاد به خونه ات؟

70
00:02:44,291 --> 00:02:46,291
‫همونجور که پروفسور "پروتون" همیشه میگه

71
00:02:46,293 --> 00:02:48,543
‫مشکلی وجود نداره که نشه با استفاده"

72
00:02:48,545 --> 00:02:50,212
‫".از عقل تون حل نشه

73
00:02:50,214 --> 00:02:52,580
‫- و براش یه چک کشید.
‫- آره، یه چک خیلی گنده.

74
00:02:55,852 --> 00:02:58,186
‫عمو هاوارد!

75
00:03:02,258 --> 00:03:04,926
‫دارچین" اینجاست تا شب"
‫خونه ی عموش بخوابه.

76
00:03:07,530 --> 00:03:10,665
‫میدونی که اگه سکته کنی
‫میخورتت، مگه نه؟

77
00:03:10,667 --> 00:03:14,403
‫و باعث خوشحالیه منه که ننه اش باشم.

78
00:03:17,039 --> 00:03:20,125
‫خیلی خب، برای مراقبت ازش
‫باید چه چیزهایی بدونم؟

79
00:03:20,127 --> 00:03:21,576
‫خیلی ساده است.

80
00:03:21,578 --> 00:03:24,079
‫برای صبحانه، املت مخصوص میخوره.

81
00:03:24,081 --> 00:03:25,547
‫راحت باش اگه خواستی بهش

82
00:03:25,549 --> 00:03:27,782
‫غذای سرخ کرده بدی، یا کلوچه ی انگلیسی
‫اما هر دو نه.

83
00:03:27,784 --> 00:03:29,951
‫به فکر وزن مون هستیم.

84
00:03:29,953 --> 00:03:31,670
‫اه، برای شام، یه چیز ساده

85
00:03:31,672 --> 00:03:35,090
‫گوشت گوساله، لابستر نروژی
‫هر چی که دوست داشتی.

86
00:03:36,175 --> 00:03:37,926
‫- سگ با کلاسیه.
‫- آره.

87
00:03:37,928 --> 00:03:39,895
‫و یادت نره که دل توالت رو ببندی

88
00:03:39,897 --> 00:03:41,513
‫چون که میره میخوره ازش.

89
00:03:41,515 --> 00:03:43,465
‫درکت میکنم.

90
00:03:43,467 --> 00:03:47,402
‫منم یه مامان روانی دارم.

91
00:03:52,442 --> 00:03:55,110
‫لئونارد"، خوابیدی؟"

92
00:03:56,612 --> 00:03:58,713
‫بله.

93
00:03:58,715 --> 00:04:01,800
‫منم همینطور.

94
00:04:01,802 --> 00:04:04,119
‫عالی شد.

95
00:04:04,121 --> 00:04:05,320
‫نمیتونم بخوابم.

96
00:04:06,507 --> 00:04:09,324
‫خب، من میتونم، پس خفه شو.

97
00:04:09,326 --> 00:04:12,777
‫درک میکنی که تو کمتر از ۹ ساعت

98
00:04:12,779 --> 00:04:15,514
‫آرتور جفریز، یا همون پروفسور پروتون

99
00:04:15,516 --> 00:04:17,082
‫میاد به خونه مون؟

100
00:04:17,084 --> 00:04:19,834
‫شلدون"، میدونی که اگه تمام"
‫شب رو بیدار بمونی

101
00:04:19,836 --> 00:04:21,052
‫فردا خوابالو میشی.

102
00:04:21,054 --> 00:04:23,188
‫و یه "شلدون" خوابالو یه "شلدون"ـه
‫بدخلقه.

103
00:04:23,190 --> 00:04:24,556
‫و یه شلدون بدخلق...

104
00:04:24,558 --> 00:04:26,525
‫"در واقع هیچ فرقی با یه "شلدون
‫معمولی نمیکنه.

105
00:04:26,527 --> 00:04:28,360
‫شب بخیر!

106
00:04:31,948 --> 00:04:35,050
‫دارم به این فکر میکنم که
‫کت شلوار بپوشم.

107
00:04:35,052 --> 00:04:36,868
‫مسخره نیست.

108
00:04:36,870 --> 00:04:39,321
‫شب بخیر.

109
00:04:41,524 --> 00:04:44,543
‫دکمه سردست داری؟

110
00:04:44,545 --> 00:04:45,710
‫نه.

111
00:04:45,712 --> 00:04:47,863
‫اه، درست مثل قبلی.
‫مگه ساعت سه صبح کجا

112
00:04:47,865 --> 00:04:49,231
‫میتونی یه کت شلوار کرایه کنی؟

113
00:04:49,233 --> 00:04:51,716
‫خیلی خب، شب بخیر.

114
00:04:54,520 --> 00:04:56,855
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم
‫"پروفسور "پروتون.

115
00:04:58,357 --> 00:05:00,642
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم
‫"پروفسور "پروتون.

116
00:05:01,427 --> 00:05:04,729
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم
‫"پروفسور "پروتون.

117
00:05:05,598 --> 00:05:08,550
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم
‫"پروفسور "پروتون.

118
00:05:08,552 --> 00:05:10,135
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم، پرفس...

119
00:05:10,137 --> 00:05:12,237
‫اه!

120
00:05:32,458 --> 00:05:35,744
‫لئونارد؟

121
00:05:35,746 --> 00:05:38,046
‫چیه؟

122
00:05:38,048 --> 00:05:40,582
‫هنوز نمیتونم بخوابم.

123
00:05:42,802 --> 00:05:45,887
‫واقعا خودش رو تو پارک خسته کرد، هاه؟

124
00:05:45,889 --> 00:05:47,756
‫آره، دوتایی واقعا بامزه شده بودید.

125
00:05:47,758 --> 00:05:49,808
‫یه جوری خوب بود که توپ
‫رو پرت کنم

126
00:05:49,810 --> 00:05:53,111
‫و کسی نباشه که بهم بخنده.

127
00:05:53,113 --> 00:05:55,447
‫و خیلی خوب کردی که توپ رو زیاد
‫دور نمی انداختی

128
00:05:55,449 --> 00:05:57,449
‫تا اون پاهای کوچولوش رو خسته نکنه.

129
00:05:57,451 --> 00:05:59,901
‫آره، داشتم همین کار رو میکردم.

130
00:06:01,320 --> 00:06:03,438
‫میدونی، امروز لحظه هایی وجود داشت که

131
00:06:03,440 --> 00:06:05,707
‫تقریبا این احساس بهم دست
‫داد که یه خانواده ی کوچیکیم.

132
00:06:05,709 --> 00:06:07,208
‫- واقعا؟
‫- آره.

133
00:06:07,210 --> 00:06:08,710
‫هیچ وقت به خودم به عنوان
‫یه مادر فکر نکردم

134
00:06:08,712 --> 00:06:10,712
‫اما وقتی امروز سه تایی مون
‫اون بیرون خوش میگذروندیم

135
00:06:10,714 --> 00:06:12,497
‫احساس کردم شاید یه روزی
‫بتونیم انجامش بدیم.

136
00:06:12,499 --> 00:06:14,549
‫البته که میتونیم.

137
00:06:16,035 --> 00:06:19,020
‫مخصوصا وقتی که بچه مون
‫به آرومی و ساکتیِ

138
00:06:19,022 --> 00:06:20,889
‫این دارچینِ...

139
00:06:20,891 --> 00:06:23,191
‫حرومزاده، رفته!

140
00:06:23,193 --> 00:06:25,126
‫کجا رفته؟

141
00:06:25,128 --> 00:06:26,928
‫نمیدونم ! والا یادداشتی نذاشته

142
00:06:26,930 --> 00:06:28,563
‫تو اونی بودی که باید

143
00:06:28,565 --> 00:06:30,965
‫برش میگردوندی به کالسکه.

144
00:06:30,967 --> 00:06:32,150
‫نه، من نبودم، تو بودی!

145
00:06:32,152 --> 00:06:33,852
‫- نه، من نبودم!
‫- آره، تو بودی!

146
00:06:33,854 --> 00:06:36,271
‫آره، خب، تو هم مثل
‫دخترها توپ پرت میکردی.

147
00:06:43,479 --> 00:06:45,864
‫دارم نگران میشم.

148
00:06:45,866 --> 00:06:49,184
‫آروم باش "شلدون"، فقط
‫چند دقیقه دیر کرده.

149
00:06:49,186 --> 00:06:52,087
‫پروفسور "پروتون" وقتی تو تلویزیون بود
‫هیچ وقت دیر نمیکرد.

150
00:06:52,089 --> 00:06:54,656
‫میدونی، هر روز ساعت چهار
‫اونجا بود.

151
00:06:56,158 --> 00:06:57,759
‫مگه اینکه گردباد تگزاس شرقی
‫رو زیر و رو میکرد

152
00:06:57,761 --> 00:06:59,844
‫که در این صورت ما میرفتیم
‫به برنامه اش.

153
00:07:03,833 --> 00:07:06,017
‫خودشه.

154
00:07:08,270 --> 00:07:10,972
‫سلام.

155
00:07:10,974 --> 00:07:12,557
‫که اینطور.

156
00:07:12,559 --> 00:07:14,359
‫بله.

157
00:07:14,361 --> 00:07:17,178
‫خیلی خب، میتونیم بیایم دنبالتون.

158
00:07:17,180 --> 00:07:19,013
‫آره، پس به زودی میبینیمتون.

159
00:07:19,015 --> 00:07:21,015
‫- خدافظ.
‫- کجاست؟

160
00:07:21,017 --> 00:07:22,484
‫پاگرد طبقه ی سوم.

161
00:07:22,486 --> 00:07:25,654
‫پیرمرد بیچاره نیم ساعته که داره پله ها
‫رو میاد بالا.

162
00:07:29,408 --> 00:07:31,042
‫واقعا خودتی.

163
00:07:35,798 --> 00:07:37,882
‫آقای "جفریز"، من واقعا متاسفم.

164
00:07:37,884 --> 00:07:40,218
‫باید درباره ی آسانسور خراب
‫بهتون میگفتیم.

165
00:07:40,220 --> 00:07:42,137
‫موافقم.

166
00:07:43,823 --> 00:07:47,559
‫"پروفسور "پروتون
‫باعث افتخارم که با شما ملآقات میکنم.

167
00:07:47,561 --> 00:07:49,544
‫فقط "آرتور" صدام کن.

168
00:07:49,546 --> 00:07:51,730
‫لئونارد...

169
00:07:53,516 --> 00:07:54,766
‫شنیدی؟

170
00:07:54,768 --> 00:07:55,967
‫پروفسور "پروتون" گفت

171
00:07:55,969 --> 00:07:57,902
‫باید "آرتور" صداش کنم.

172
00:07:57,904 --> 00:07:59,904
‫یعنی اینکه ما دوستیم.

173
00:07:59,906 --> 00:08:01,406
‫نه.

174
00:08:01,408 --> 00:08:05,560
‫یه دوست بهم میگفت که
‫آسانسور خرابه.

175
00:08:07,763 --> 00:08:09,831
‫منو ببین.

176
00:08:11,567 --> 00:08:13,952
‫میتونیم بدون اینکه مامانم
‫بهم بگه چشم هام رو دارم ضعیف میکنم

177
00:08:13,954 --> 00:08:16,705
‫هر چقدر میخوام بهت نزدیک بشم.

178
00:08:20,176 --> 00:08:22,877
‫اه، این خطرناکه؟

179
00:08:24,463 --> 00:08:26,798
‫راستش یه نابغه است.

180
00:08:26,800 --> 00:08:29,350
‫هستم.

181
00:08:29,352 --> 00:08:33,087
‫جواب سوالم این نبود.

182
00:08:33,089 --> 00:08:35,690
‫آقای "جفریز" من "لئونارد" هستم.

183
00:08:35,692 --> 00:08:37,525
‫"اینم دوست دخترم، "پنی.

184
00:08:37,527 --> 00:08:38,593
‫سلام.

185
00:08:38,595 --> 00:08:41,696
‫سلـــــام.

186
00:08:42,782 --> 00:08:44,932
‫خب، امیدوارم که بچه ها رو زیاد

187
00:08:44,934 --> 00:08:48,119
‫برای برنامه معطل نکرده باشم.

188
00:08:48,121 --> 00:08:49,904
‫اه، نه، بچه ای وجود نداره.

189
00:08:49,906 --> 00:08:51,573
‫نه، برنامه برای منه.

190
00:08:52,941 --> 00:08:55,994
‫یالا. باهات مسابقه میدم...

191
00:08:55,996 --> 00:08:57,378
‫آرتور.

192
00:09:01,133 --> 00:09:04,786
‫این، این دختر بلوندـه واقعا دوست دخترته؟

193
00:09:04,788 --> 00:09:06,087
‫بله آقا.

194
00:09:06,089 --> 00:09:08,473
‫تو نابغه شون هستی.

195
00:09:25,631 --> 00:09:28,166
‫خب، نمایش های زیادی مثل این
‫انجام میدید؟

196
00:09:28,168 --> 00:09:29,934
‫گفتنش سخته.

197
00:09:29,936 --> 00:09:33,171
‫هنوز دارم سعی میکنم بفهمم که...

198
00:09:33,173 --> 00:09:36,524
‫این چیه.

199
00:09:37,776 --> 00:09:39,777
‫فقط میخوایم باهاتون صحبت کنیم

200
00:09:39,779 --> 00:09:41,863
‫و شاید یه ذره از زندگی تون
‫مطلع بشیم.

201
00:09:41,865 --> 00:09:45,683
‫خب، راستش چیز زیادی برای
‫گفتن نیست.

202
00:09:45,685 --> 00:09:48,620
‫بعد از اینکه برنامه ی تلویزیونی کنسل شد

203
00:09:48,622 --> 00:09:50,238
‫هیچ کس تو دنیای علم

204
00:09:50,240 --> 00:09:52,624
‫منو جدی نمیگرفت.

205
00:09:52,626 --> 00:09:53,641
‫پس مجبور شدم که

206
00:09:53,643 --> 00:09:56,878
‫این مهمونی های بچه ها رو انجام بدم

207
00:09:56,880 --> 00:09:59,547
‫تا بتونم زندگی کنم.

208
00:09:59,549 --> 00:10:00,999
‫اینکه خیلی بده.

209
00:10:01,001 --> 00:10:04,202
‫اما با این حال، کار کردن با بچه ها...
‫ثواب زیادی داره.

210
00:10:04,204 --> 00:10:07,255
‫خیلی کتک میخوری.

211
00:10:08,457 --> 00:10:11,375
‫بذار ببینم اینو درست فهمیدم یا نه.

212
00:10:12,094 --> 00:10:14,562
‫شما دوتا فیزیکدان هستید

213
00:10:14,564 --> 00:10:18,199
‫و از من میخواید که

214
00:10:18,201 --> 00:10:22,287
‫برنامه ی علمی کودکان رو انجام بدم؟

215
00:10:22,289 --> 00:10:24,656
‫بله.

216
00:10:25,641 --> 00:10:27,058
‫و اگه وقت شد

217
00:10:27,060 --> 00:10:29,827
‫۱۲تا عکس با لباس های فصلی
‫باهامون بندازید.

218
00:10:36,001 --> 00:10:37,435
‫میدونی

219
00:10:37,437 --> 00:10:38,786
‫من یه دانشمند واقعی ام.

220
00:10:38,788 --> 00:10:42,507
‫از دانشگاه "کرنل" دکترا گرفتم.

221
00:10:42,509 --> 00:10:43,508
‫آره، عالیه.

222
00:10:43,510 --> 00:10:44,959
‫عروسکت هم آوردی؟

223
00:10:45,828 --> 00:10:49,330
‫نه، نه.

224
00:10:49,332 --> 00:10:52,800
‫از اون عروسک متنفرم.

225
00:10:52,802 --> 00:10:55,103
‫اه، نه.

226
00:10:55,105 --> 00:10:57,422
‫چطور کسی میتونه از

227
00:10:57,424 --> 00:11:00,191
‫جینو" باهوشه بدش بیاد؟"

228
00:11:00,193 --> 00:11:01,859
‫قشنگه نه؟

229
00:11:01,861 --> 00:11:03,778
‫۲۰دلار از "ای.بِی" خریدمش.

230
00:11:03,780 --> 00:11:06,430
‫که شامل هزینه ی حمل و نقل هم میشد.

231
00:11:08,367 --> 00:11:11,536
‫من...من بیدارم دیگه؟

232
00:11:14,790 --> 00:11:17,542
‫واقعا داره اتفاق می افته؟

233
00:11:20,379 --> 00:11:21,746
‫دارچین!

234
00:11:21,748 --> 00:11:23,281
‫دارچین!

235
00:11:23,283 --> 00:11:25,300
‫"میدونی،شاید به خاطر لهجه ی "راج

236
00:11:25,302 --> 00:11:27,919
‫اسمش رو تشخیص نمیده.

237
00:11:27,921 --> 00:11:29,287
‫فکر خوبی بود.

238
00:11:29,289 --> 00:11:32,757
‫دارچین، بیا پیش بابایی!

239
00:11:33,892 --> 00:11:35,310
‫دارچین!

240
00:11:35,312 --> 00:11:37,762
‫بره ی کوچیکم، کجایی؟

241
00:11:38,630 --> 00:11:39,681
‫ایول.

242
00:11:39,683 --> 00:11:41,316
‫ممنون.

243
00:11:41,318 --> 00:11:43,968
‫وقتی همه ی اینا تموم شد
‫این صدا رو یادت باشه.

244
00:11:43,970 --> 00:11:46,571
‫یه جورایی تحریک کننده ست.

245
00:11:47,439 --> 00:11:49,907
‫وقتی شبیه "راج" صحبت میکنم
‫به نظرت تحریک کننده ست؟

246
00:11:52,911 --> 00:11:55,997
‫دارچین!

247
00:11:57,466 --> 00:12:00,901
‫خیلی خب، وقتی که تخم مرغ
‫رو میذارم روی شیشه

248
00:12:00,903 --> 00:12:03,921
‫و شعله خاموش میشه

249
00:12:03,923 --> 00:12:06,724
‫و فشار هوا توی فلاسک

250
00:12:06,726 --> 00:12:08,259
‫میاد پایین

251
00:12:08,261 --> 00:12:11,696
‫فکر میکنید که چه اتفاقی میافته؟

252
00:12:11,698 --> 00:12:13,097
‫فکر میکنم بدونم.

253
00:12:13,099 --> 00:12:14,732
‫مکیده میشه به داخل.

254
00:12:15,634 --> 00:12:18,235
‫مکیده میشه به داخل.

255
00:12:18,237 --> 00:12:20,938
‫خیلی خب، من نمیدونستم.

256
00:12:24,776 --> 00:12:26,277
‫بله!

257
00:12:27,863 --> 00:12:30,197
‫دیدی، من مثل اونا دانشمند نیستم.

258
00:12:31,049 --> 00:12:33,451
‫خودم اینو فهمیدم.

259
00:12:33,453 --> 00:12:36,754
‫اه، ساعت سیب زمینی.
‫ساعت سیب زمینی رو انجام بده.

260
00:12:36,756 --> 00:12:37,838
‫اون چیه؟

261
00:12:37,840 --> 00:12:41,626
‫یه ساعت رو با سیب زمینی
‫روشن میکنم.

262
00:12:41,628 --> 00:12:43,127
‫خفه شو!

263
00:12:43,129 --> 00:12:44,929
‫میتونی همچین کاری کنی؟

264
00:12:47,215 --> 00:12:48,516
‫منظورم اینکه...

265
00:12:48,518 --> 00:12:51,385
‫اینجوری بحران انرژی دنیا حل نمیشد؟

266
00:12:53,689 --> 00:12:56,123
‫نه.

267
00:12:57,275 --> 00:12:58,943
‫ببین، بچه ها

268
00:12:58,945 --> 00:13:00,878
‫پولتون رو نگه دارید.
‫من فکر میکنم، اه...

269
00:13:00,880 --> 00:13:02,613
‫فکر میکنم دیگه برم.

270
00:13:02,615 --> 00:13:04,148
‫چی شده؟

271
00:13:04,150 --> 00:13:05,683
‫ناراحت تون میکنه؟

272
00:13:05,685 --> 00:13:08,102
‫چون که میتونم ردش کنم بره.

273
00:13:08,104 --> 00:13:12,773
‫نه، تنها دلیلی که اینقدر موندم هم خودشه

274
00:13:14,576 --> 00:13:15,960
‫پس مشکل چیه؟

275
00:13:15,962 --> 00:13:17,411
‫نمیدونم.

276
00:13:17,413 --> 00:13:19,196
‫فکر میکنم فقط...

277
00:13:19,198 --> 00:13:21,699
‫فقط...فقط دیگه نمیخوام

278
00:13:21,701 --> 00:13:24,251
‫پروفسور "پروتون" باشم.

279
00:13:24,253 --> 00:13:26,754
‫خب، چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟

280
00:13:26,756 --> 00:13:29,140
‫پروفسور "پروتون" بهترینه.

281
00:13:29,142 --> 00:13:32,176
‫تا به حال برام چه منفعتی داشته؟

282
00:13:32,178 --> 00:13:35,012
‫منظورم اینکه، من الان یه پیرمرد ۸۳ ساله هستم
‫که تو چمدونش

283
00:13:35,014 --> 00:13:38,899
‫سیب زمینی داره.

284
00:13:38,901 --> 00:13:41,936
‫بقیه دانشمندها فکر میکنند من یه شوخی هستم.

285
00:13:41,938 --> 00:13:43,070
‫و...

286
00:13:43,072 --> 00:13:48,776
‫و عروسک سازی که "جینو" رو ساخت...

287
00:13:48,778 --> 00:13:52,363
‫خب، ترتیب...

288
00:13:52,365 --> 00:13:54,832
‫ترتیب زنم هم داد.

289
00:13:59,371 --> 00:14:00,805
‫"آقای "جفریز

290
00:14:00,807 --> 00:14:03,040
‫میخوام یه چیزی بهتون نشون بدم.

291
00:14:05,961 --> 00:14:07,845
‫متاسفم که درباره ی مشکلات تون شنیدم

292
00:14:07,847 --> 00:14:09,130
‫اه، ممنون.

293
00:14:09,132 --> 00:14:10,431
‫اما اگه ناراحت نمیشید بپرسم

294
00:14:10,433 --> 00:14:12,750
‫ساعت سیب زمینی...

295
00:14:12,752 --> 00:14:14,268
‫چطور کار میکنه؟

296
00:14:15,220 --> 00:14:19,340
‫یه ساعت الکیه یا یه
‫سیب زمینی الکی؟

297
00:14:23,612 --> 00:14:27,031
‫درباره ی چی باهم صحبت میکنید؟

298
00:14:33,004 --> 00:14:36,624
‫وقتی که یه بچه بودم تو تگزاس
‫براتون به عنوان یه طرفدار نامه نوشتم

299
00:14:36,626 --> 00:14:41,378
‫و شما این عکس امضا شده رو برام فرستادید.

300
00:14:41,380 --> 00:14:43,714
‫یادتون میاد؟

301
00:14:43,716 --> 00:14:46,000
‫: بهت این راهنمایی رو میکنم

302
00:14:46,002 --> 00:14:50,087
‫الان یه دستبند دارم که آدرسم رو روش نوشته.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(آلزایمر دارم)</font>

303
00:14:51,723 --> 00:14:53,974
‫خب، در هر صورت، ام...

304
00:14:53,976 --> 00:14:56,093
‫ممکنه باورش براتون سخت باشه

305
00:14:56,095 --> 00:14:59,063
‫اما من موقع بزرگ شدن هیچ دوستی نداشتم.

306
00:14:59,915 --> 00:15:02,316
‫نه، باورم میشه.

307
00:15:04,619 --> 00:15:07,938
‫اما، ام...من شما رو داشتم.

308
00:15:07,940 --> 00:15:10,324
‫و هر روز ساعت چهار

309
00:15:10,326 --> 00:15:12,993
‫شما تو شبکه ی ۶۸ میومدید به خونه مون

310
00:15:12,995 --> 00:15:15,079
‫و باهم علوم کار میکردیم.

311
00:15:15,081 --> 00:15:17,531
‫اگه به خاطر شما نبود

312
00:15:17,533 --> 00:15:19,366
‫خب، خدا میدونه که چه بلای سر من میومد؟

313
00:15:19,368 --> 00:15:22,086
‫میدونید؟ به جای دانشمند بین المللی

314
00:15:22,088 --> 00:15:25,539
‫میتونستم یه فروشنده ی دوره گرد بشم.

315
00:15:25,541 --> 00:15:28,008
‫یا یه جراح.

316
00:15:28,877 --> 00:15:31,011
‫مطمئنم که هر روزه اکتشاف های

317
00:15:31,013 --> 00:15:32,379
‫زیاد و مهمی انجام میشه

318
00:15:32,381 --> 00:15:35,883
‫چون که شما الهام بخش میلیون بچه بودید
‫تا به دنبال علم برند.

319
00:15:35,885 --> 00:15:38,335
‫یه جورایی، اکتشاف های اونا اکتشاف های شماست

320
00:15:38,337 --> 00:15:39,470
‫بله، حقیقت داره.

321
00:15:39,472 --> 00:15:40,521
‫یک نسل

322
00:15:40,523 --> 00:15:41,872
‫از دانشمندهای جوان

323
00:15:41,874 --> 00:15:43,974
‫به شما تیکه دادند.

324
00:15:45,043 --> 00:15:46,560
‫خب، ممنون بچه ها.

325
00:15:46,562 --> 00:15:49,897
‫این واقعا برام ارزش داشت.

326
00:15:49,899 --> 00:15:53,617
‫خب، مهمه که شما بدونید شما
‫چقدر برای ما مهم هستید.

327
00:15:53,619 --> 00:15:55,069
‫اه، اه.

328
00:15:55,071 --> 00:15:57,071
‫آرتور" خوبی؟"

329
00:15:57,073 --> 00:16:00,357
‫من یه مشکل...

330
00:16:00,359 --> 00:16:02,576
‫دستگاه تظیم ضربان قلبم دارم.

331
00:16:02,578 --> 00:16:04,245
‫زنگ میزنم به اورژانس.

332
00:16:04,247 --> 00:16:07,414
‫امکانش هست که وصلش کنید به
‫سیب زمینی؟

333
00:16:12,170 --> 00:16:14,338
‫نه.

334
00:16:25,384 --> 00:16:27,484
‫الو؟

335
00:16:27,486 --> 00:16:29,787
‫منظورت چیه که سگ منو پیدا کردی؟

336
00:16:29,789 --> 00:16:32,840
‫پیش دوستامه.

337
00:16:32,842 --> 00:16:35,058
‫حالش خوبه؟

338
00:16:35,060 --> 00:16:36,277
‫اه، ممنون.

339
00:16:36,279 --> 00:16:38,362
‫اه، فقط آدرس رو بفرستید
‫من دارم میام.

340
00:16:38,364 --> 00:16:40,497
‫اه و اگه گرسنه اشه
‫بهش غذا بدید.

341
00:16:40,499 --> 00:16:42,666
‫اما بهش چیز نشاسته دار نده.

342
00:16:42,668 --> 00:16:44,618
‫برای شام "ریزوتو" داره.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(برنج ایتالیایی)</font>

343
00:16:47,172 --> 00:16:48,622
‫اعضای حیاتی تون پایدار هستن

344
00:16:48,624 --> 00:16:51,292
‫اما برای یه سری آزمایش میبریمتون
‫بیمارستان تا مطمئن بشیم.

345
00:16:51,294 --> 00:16:53,010
‫میخواید یکی از ما همراه تون تو آمبولانس بیاد؟

346
00:16:53,012 --> 00:16:55,262
‫من میرم.

347
00:16:55,264 --> 00:16:57,965
‫نسبتی با من نداره
‫پس نمیتونه بیاد، درسته؟

348
00:16:57,967 --> 00:16:59,800
‫نه، قانونی وجود نداره. میتونه بیاد.

349
00:16:59,802 --> 00:17:02,019
‫اه، آره!

350
00:17:02,021 --> 00:17:04,138
‫امروز نمیتونم یه نفسی تازه کنم.

351
00:17:05,607 --> 00:17:08,025
‫وسایل تون رو جمع میکنیم و تو
‫بیمارستان میبینمتون.

352
00:17:08,027 --> 00:17:10,027
‫متاسفم که اینجوری شد.

353
00:17:10,029 --> 00:17:12,863
‫خب، الان، من فقط...

354
00:17:12,865 --> 00:17:16,116
‫خوشحالم که یکی منو تا پایین میبره.

355
00:17:19,654 --> 00:17:21,655
‫قهرمان کودکیم رو دوباره دیدم

356
00:17:21,657 --> 00:17:23,407
‫حالا هم میتونم باهاش سوار آمبولانس بشم.

357
00:17:23,409 --> 00:17:25,659
‫پسر، اگه بتونم تقویم هم جور کنم

358
00:17:25,661 --> 00:17:27,828
‫میشه بهترین روز عمرم.

359
00:17:30,248 --> 00:17:33,133
‫باورم نمیشه گمش کردیم.

360
00:17:33,135 --> 00:17:34,168
‫چه فکری میکردم؟

361
00:17:34,170 --> 00:17:36,053
‫مادر افتضاحی میشم.

362
00:17:36,055 --> 00:17:37,755
‫خب، شاید برای اولی.

363
00:17:37,757 --> 00:17:39,122
‫اما بچه ها مثل "پن کیک" میمونند.

364
00:17:39,124 --> 00:17:41,392
‫اولیش همیشه دور انداختنیه.

365
00:17:45,430 --> 00:17:47,231
‫- چطوره؟
‫- خوبه.

366
00:17:47,233 --> 00:17:48,933
‫عکسش رو از کجا پیدا کردی؟

367
00:17:48,935 --> 00:17:50,067
‫اون نیست.

368
00:17:50,069 --> 00:17:53,270
‫فقط سگ های کوچولو رو جستجو کردم تو گوگل.

369
00:17:54,573 --> 00:17:57,007
‫راج"ـه. ساکت".

370
00:17:58,076 --> 00:17:59,293
‫سلام!

371
00:17:59,295 --> 00:18:00,477
‫بد وقتی زنگ زدی.

372
00:18:00,479 --> 00:18:02,830
‫برنادت" همین الان دارچین رو برد قدم بزنه".

373
00:18:02,832 --> 00:18:04,698
‫همم. جالبه.

374
00:18:04,700 --> 00:18:07,735
‫رفت کوچه ی "دروغگوها" قدم بزنند؟

375
00:18:08,570 --> 00:18:09,403
‫چی؟

376
00:18:09,405 --> 00:18:11,138
‫یه کوچه که فقط دروغگوها ازش استفاده میکنند.

377
00:18:11,140 --> 00:18:12,990
‫مثل تو، دروغگوی بزرگ!

378
00:18:14,793 --> 00:18:16,393
‫پیش توـه؟

379
00:18:16,395 --> 00:18:18,545
‫اه ،‌ خدا رو شکر که حالش خوبه.

380
00:18:18,547 --> 00:18:20,347
‫خب، من بهت اعتماد کردم
‫و تو ناامیدم کردی.

381
00:18:20,349 --> 00:18:23,050
‫طفلکی ساعت هاست داره میلرزه.

382
00:18:23,052 --> 00:18:24,301
‫واقعا متاسفم.

383
00:18:24,303 --> 00:18:26,103
‫صبر کن، ساعت هاست دستته؟

384
00:18:26,105 --> 00:18:27,705
‫آره، رفتم دنبالش

385
00:18:27,707 --> 00:18:30,441
‫و بعد جفتمون رفتیم ماساژ تا سعی کنم
‫آروم بشه.

386
00:18:30,443 --> 00:18:32,476
‫"و بعد رفتیم "پینک بری.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(رستوران زنجیره ای)</font>

387
00:18:33,228 --> 00:18:34,728
‫پس میدونستی حالش خوبه

388
00:18:34,730 --> 00:18:37,131
‫و نتونستی تلفن رو برداری و یه
‫خبر به ما بدی؟

389
00:18:37,133 --> 00:18:39,149
‫خب، من فکر کردم...

390
00:18:39,151 --> 00:18:40,651
‫به من "خب" تحویل نده آقا.

391
00:18:40,653 --> 00:18:41,902
‫داشتیم از نگرانی میمردیم.

392
00:18:41,904 --> 00:18:43,821
‫فکر میکردیم مرده دیگه.

393
00:18:43,823 --> 00:18:45,856
‫باید از خودت خجالت بکشی!

394
00:18:45,858 --> 00:18:47,524
‫ببخشید، من فقط...

395
00:18:47,526 --> 00:18:48,492
‫ببخشید کافی نیست!

396
00:18:48,494 --> 00:18:50,127
‫شاید باید یه ذره بشینی و

397
00:18:50,129 --> 00:18:52,212
‫درباره ی کاری که کردی فکر کنی.

398
00:18:55,784 --> 00:18:57,251
‫خوب تقصیر رو انداختی گردنش.

399
00:18:58,254 --> 00:19:01,221
‫مادر بی نظیری میشی.

400
00:19:08,700 --> 00:19:12,152
‫<font color="#۰۰۸۰ff">» پیشی کوچولو، پیشی گوگولی «</font>

401
00:19:12,154 --> 00:19:14,571
‫<font color="#۰۰۸۰ff">» یه توپِ مو «</font>

402
00:19:17,492 --> 00:19:20,761
‫<font color="#۰۰۸۰ff">» پیشی خوشحاله، پیشی خوابش میاد «</font>

403
00:19:20,763 --> 00:19:23,764
‫<font color="#۰۰۸۰ff">» مو، مو، مو «</font>

404
00:19:23,766 --> 00:19:25,015
‫"ممنون "شلدون.

405
00:19:25,017 --> 00:19:26,600
‫خیلی قشنگ بود.

406
00:19:26,602 --> 00:19:27,635
‫میخوای دوباره بخونم؟

407
00:19:27,637 --> 00:19:29,520
‫نه.

408
00:19:31,306 --> 00:19:35,442
‫چهارمین بار کار خودش رو کرد.

409
00:19:35,444 --> 00:19:37,561
‫کاری هست که از دستم بربیاد؟

410
00:19:37,563 --> 00:19:39,229
‫آب سیب؟

411
00:19:39,231 --> 00:19:40,531
‫اه، ژله؟

412
00:19:40,533 --> 00:19:41,899
‫نه، نه، ممنون.

413
00:19:41,901 --> 00:19:43,317
‫اما من...

414
00:19:43,319 --> 00:19:45,452
‫یه خواهشی دارم ازت.

415
00:19:45,454 --> 00:19:46,737
‫فقط اشاره کن.

416
00:19:46,739 --> 00:19:48,155
‫خب، من فردا تو یه مهمونی بچه ها

417
00:19:48,157 --> 00:19:50,374
‫باید برنامه اجرا کنم

418
00:19:50,376 --> 00:19:54,361
‫و، ام، راستش، میدونی
‫حس انجام دادنش رو ندارم.

419
00:19:54,363 --> 00:19:56,163
‫اه، اصلا نداری.

420
00:19:56,165 --> 00:19:58,582
‫قیافه ات داغونه.

421
00:20:00,135 --> 00:20:01,919
‫ممنون.

422
00:20:03,672 --> 00:20:05,189
‫به هر حال...

423
00:20:05,191 --> 00:20:09,143
‫تو برنامه ی منو بهتر از هر کسی میشناسی.

424
00:20:09,145 --> 00:20:10,177
‫امیدوار بودم که

425
00:20:10,179 --> 00:20:11,145
‫که شاید، میدونی...

426
00:20:11,147 --> 00:20:12,546
‫شاید بتونی به جای من اجرا کنی.

427
00:20:12,548 --> 00:20:14,765
‫داری میگی که میخوای

428
00:20:14,767 --> 00:20:17,618
‫من پروفسور "پروتون" باشم؟

429
00:20:17,620 --> 00:20:18,819
‫آره.

430
00:20:18,821 --> 00:20:21,071
‫اه، خدا.

431
00:20:21,073 --> 00:20:22,656
‫باعث افتخارمه.

432
00:20:22,658 --> 00:20:25,693
‫اه، این مثل این میمونه که
‫از کوه "المپیوس" بالا بری

433
00:20:25,695 --> 00:20:27,928
‫و با خدایان شام بخوری.

434
00:20:27,930 --> 00:20:33,434
‫"یا با یه...خانواده ی کره ای تو "الهامبرا.

435
00:20:34,902 --> 00:20:37,838
‫اما اونا میدونند من تو نیستم.

436
00:20:37,840 --> 00:20:40,007
‫بهتر نیست اسمم رو بذارم...

437
00:20:40,009 --> 00:20:42,209
‫پروفسور "پروتونِ" پسر؟

438
00:20:42,211 --> 00:20:44,261
‫عالی به نظر میاد.

439
00:20:44,263 --> 00:20:48,015
‫پس، یه جورایی...

440
00:20:48,017 --> 00:20:50,184
‫انگار که پسرتم.

441
00:20:50,186 --> 00:20:52,803
‫هر چی حالا.

442
00:20:56,524 --> 00:20:58,792
‫پدر.

443
00:21:00,645 --> 00:21:02,396
‫باشه، به درک.

444
00:21:03,400 --> 00:21:04,400
‫مترجم : اشــکــان
‫<font color=Red>.:Chandler Bing:.</font>

445
00:21:05,400 --> 00:21:06,400
‫<font color="#ff۰۰۰۰">:هماهنگی و ویرایش زیرنویس
‫SepehrRed۹۰</font>

