1
00:00:04,282 --> 00:00:06,292
‫اه، سلام "استوارت"، برات یه سوغاتی

2
00:00:06,293 --> 00:00:08,826
‫از سفرم به فضا آوردم.

3
00:00:08,828 --> 00:00:11,296
‫خب، "هاوارد" خیلی لطف داری.

4
00:00:11,298 --> 00:00:13,298
‫آره، شاید. اول بازش کن.

5
00:00:13,300 --> 00:00:16,534
‫پرتره ی رسمی ناسا از منه.

6
00:00:19,071 --> 00:00:22,106
‫برای "استوارت"، مغازه ی کامیک فروشی تو "
‫خارج از این دنیاست.

7
00:00:22,108 --> 00:00:25,310
‫" .درست مثل این کسی که تو عکس هست

8
00:00:25,312 --> 00:00:27,579
‫میگم که بدونید، همچنین فکر میکنه که "والگرین"ها

9
00:00:27,581 --> 00:00:31,249
‫و خشکشویی ها هم خارج از این دنیا هستن.

10
00:00:31,251 --> 00:00:32,417
‫حقیقت نداره.

11
00:00:32,419 --> 00:00:33,751
‫تو "والگرین"ها

12
00:00:33,753 --> 00:00:37,722
‫من به خاطر داروهای آنتی اسید اون مغازه
‫"بالای ماه بودم".
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(به معنی اینکه خیلی هیجان زده بودم)</font>

13
00:00:37,724 --> 00:00:39,457
‫هی، "استوارت"، میبینم که داری برای مهمونی

14
00:00:39,459 --> 00:00:40,625
‫هالووین ـت آماده میشی.

15
00:00:40,627 --> 00:00:43,328
‫آره، این تلاش سالیانه ام برای دختر تور کردنه.

16
00:00:43,330 --> 00:00:45,597
‫نهمین بار شانس میاره برام.

17
00:00:46,799 --> 00:00:48,333
‫میخوای که بهت کمک کنم؟

18
00:00:48,335 --> 00:00:51,636
‫صحبت مهمونی ها شبانه که میشه
‫استعداد های خاصی دارم.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(یه زبان فرانسوی)</font>

19
00:00:51,638 --> 00:00:54,105
‫ممنون، نمیتونم هزینه های استعدادهات رو بپردازم.

20
00:00:54,107 --> 00:00:56,374
‫یه دونه از استعدادهات چقدر خرج داره؟

21
00:00:56,376 --> 00:00:58,009
‫میدونی، نمیخواد نگران پولش باشی.

22
00:00:58,011 --> 00:00:59,978
‫- من تمام هزینه اش رو میدم.
‫- واقعا؟

23
00:00:59,980 --> 00:01:02,513
‫آره، عاشقش میشی. هیچ پارتی مثل
‫کوترپارلی وجود نداره.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بازی با فامیل راج و پارتی)</font>

24
00:01:04,851 --> 00:01:06,584
‫اما میدونی چی یه پارتی نیست؟

25
00:01:06,586 --> 00:01:07,719
‫هتلی که تو قزاقستان بود

26
00:01:07,721 --> 00:01:09,420
‫قبل از پرتاب موشک بیرونت میکنند.

27
00:01:09,422 --> 00:01:10,722
‫منظورم اینکه، آخرین روزت روی زمینه.

28
00:01:10,724 --> 00:01:12,490
‫پیش خودت فکر میکنی که یه
‫کانال فیلم پورن هم بهت میدن.

29
00:01:14,059 --> 00:01:16,160
‫توجه کردی که "هاوارد" میتونه از هر تاپیکی استفاده

30
00:01:16,162 --> 00:01:19,664
‫کنه تا به یادمون بندازه که رفته فضا؟

31
00:01:19,666 --> 00:01:21,733
‫فرضیه ی جالبیه.

32
00:01:21,735 --> 00:01:22,967
‫بیا با روش های علمی

33
00:01:22,969 --> 00:01:25,336
‫- یه آزمایشی روش انجام بدیم.
‫- باشه.

34
00:01:25,338 --> 00:01:28,773
‫هی، "هاوارد"، نظری نداری که کجا
‫بریم شام بخوریم؟

35
00:01:28,775 --> 00:01:30,842
‫هر جایی به جز ایستگاه فضایی.

36
00:01:31,944 --> 00:01:35,513
‫تو یه روز خوبش، شام یه کیسه پر از
‫قرص گوشت بود.

37
00:01:35,515 --> 00:01:37,799
‫اما هی، برای غذا که اونجا نمیری

38
00:01:37,801 --> 00:01:39,684
‫برای منظره اش میری.

39
00:01:39,686 --> 00:01:41,252
‫مجذوب کننده بود.

40
00:01:41,254 --> 00:01:43,587
‫بذار ببینم میتونم نتیجه رو تکرار کنم یا نه.

41
00:01:43,589 --> 00:01:46,140
‫هاوارد"، من همیشه فکر میکردم که"

42
00:01:46,142 --> 00:01:48,259
‫لیمو یه میوه ایه که دست کم گرفتنش.

43
00:01:48,261 --> 00:01:50,094
‫میخوای خودت امتحانش کنی؟

44
00:01:50,096 --> 00:01:53,448
‫نه راستش.

45
00:01:53,450 --> 00:01:55,199
‫اه، خب.

46
00:01:55,201 --> 00:01:57,485
‫"میدونی مردم میگن که کپسول "سویوز
‫یه لیمو ـه.

47
00:01:58,737 --> 00:02:00,938
‫اما هی، اون عزیز منو برد فضا و برگردوند.

48
00:02:06,745 --> 00:02:10,081
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ کل جهان ما در یه حالت داغ و متراکم بود ♪</font>

49
00:02:10,083 --> 00:02:13,801
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ بعد حدود ۱۴ میلیارد سال پیش ♪
‫♪ انبساط آغاز شد. صبر کن ♪</font>

50
00:02:13,803 --> 00:02:15,336
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ زمین شروع به سرد شدن کرد ♪</font>

51
00:02:15,338 --> 00:02:18,006
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ تک سلولی ها شروع به رشد کردند ♪
‫♪ و انسان نخستین ابزار رو تولید کرد ♪</font>

52
00:02:18,008 --> 00:02:20,775
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ ما دیوارها رو ساختیم ♪
‫♪ ما اهرام رو ساختیم ♪</font>

53
00:02:20,777 --> 00:02:23,027
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ ریاضیات، علم، تاریخ و کشف معماها ♪</font>

54
00:02:23,029 --> 00:02:25,013
‫<font color="#۰۰۸۰ff">♪ همه اینها با یک انفجار بزرگ آغاز شد ♪</font>

55
00:02:25,400 --> 00:02:26,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Big Bang Theory"
‫فصل ۶
‫قسمت ۵ : القای هالوگرافیکی</font>

56
00:02:27,800 --> 00:02:28,800
‫مترجم : اشــکــان
‫<font color=Red>.:Chandler Bing:.</font>

57
00:02:29,800 --> 00:02:30,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">:هماهنگی و ویرایش زیرنویس
‫SepehrRed۹۰</font>

58
00:02:33,566 --> 00:02:35,433
‫"شب خانم ها در رستوران "چیزکیک.

59
00:02:35,435 --> 00:02:37,636
‫ممکنه که بهتر از این هم بشه؟

60
00:02:37,638 --> 00:02:39,420
‫امیدوارم.

61
00:02:39,422 --> 00:02:43,291
‫سوال. فکر میکنی که علاقه ی شوهرت

62
00:02:43,293 --> 00:02:45,360
‫به یقه اسکی به خاطر اینکه میخواد

63
00:02:45,362 --> 00:02:48,129
‫نشون بده که پوست ختنه گاهش رو از دست داده؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(هاوارد یهودیه و ختنه شده)</font>

64
00:02:49,832 --> 00:02:53,652
‫بهتر از این نمیشه.

65
00:02:54,821 --> 00:02:57,372
‫لئونارد"ـه".

66
00:02:57,374 --> 00:02:59,440
‫میخواد بعدا بره خرید لباس هالووین.

67
00:02:59,442 --> 00:03:01,326
‫- فکر کردم که از هالووین خوشت میاد.
‫- میاد، فقط اینکه

68
00:03:01,328 --> 00:03:03,912
‫میخواد بره به مهمونی تو فروشگاه کامیک بوک.

69
00:03:03,914 --> 00:03:06,581
‫بیشتر پسرهایی که اون جا رفت و آمد دارن
‫آدم رو میترسونند.

70
00:03:06,583 --> 00:03:09,617
‫- مثل شوهر من؟
‫- و دوست پسر من؟

71
00:03:11,137 --> 00:03:13,088
‫"متاسفم، "امی.

72
00:03:13,090 --> 00:03:15,623
‫"داشتی درباره ی پوست ختنه گاه "هاوارد
‫صحبت میکردی؟

73
00:03:15,625 --> 00:03:17,759
‫تلاش خوبی بود، اما باید به اون مهمونی بری

74
00:03:17,761 --> 00:03:18,977
‫به خاطر اینکه ما میریم.

75
00:03:18,979 --> 00:03:20,061
‫آره، من میخوام برم.

76
00:03:20,063 --> 00:03:21,846
‫فقط به نظر من زیاد خوش نمیگذره.

77
00:03:21,848 --> 00:03:25,133
‫لئونارد" به نظر میاد که نمیتونه خوشحالت کنه".

78
00:03:25,135 --> 00:03:28,636
‫آره، دوست پسرمه. مگه این وظیفه اش نیست؟

79
00:03:28,638 --> 00:03:30,355
‫اون وقت وظیفه ی تو چیه؟

80
00:03:30,357 --> 00:03:32,540
‫اینکه بذارم منو خوشحال کنه.

81
00:03:33,693 --> 00:03:35,694
‫فقط فکر میکنم تو یه رابطه

82
00:03:35,696 --> 00:03:37,645
‫چیزی که بهشون میدی رو پس میگیری.

83
00:03:37,647 --> 00:03:39,080
‫همیشه هم درست نیست.

84
00:03:39,082 --> 00:03:41,649
‫دیشب به "شلدون" بهترین نگاهِ
‫بیا این طرف" رو انداختم"

85
00:03:41,651 --> 00:03:43,151
‫و اون با توضیح دادن اینکه گندم چطوری

86
00:03:43,153 --> 00:03:46,321
‫کشت میشه، بهم جواب داد.

87
00:03:46,323 --> 00:03:49,791
‫فکر کنم میتونم یه ذره بیشتر تلاش کنم.

88
00:03:49,793 --> 00:03:52,677
‫میتونی با صحبت کردن درباره یه چیز جالب
‫تو کارش شروع کنی.

89
00:03:52,679 --> 00:03:54,012
‫آره، این یه جورایی مشکله.

90
00:03:54,014 --> 00:03:54,980
‫چطور؟

91
00:03:54,982 --> 00:03:57,265
‫دقیقا مشخص نیست که چی کار میکنه.

92
00:03:57,267 --> 00:03:59,684
‫یه فیزیکدانه تجربیه.

93
00:03:59,686 --> 00:04:02,670
‫آره، اما زیاد برام مشخص نیست که یعنی چی.

94
00:04:03,889 --> 00:04:06,408
‫نظریه رو انتخاب میکنه و براش
‫پروتکل های طراحی میکنه

95
00:04:06,410 --> 00:04:08,009
‫تا صحت شون ثابت بشه.

96
00:04:08,011 --> 00:04:10,228
‫آره، فقط داری خیلی بدترش میکنی.

97
00:04:12,481 --> 00:04:14,949
‫چجور چایی دوست داری؟

98
00:04:14,951 --> 00:04:18,403
‫فکر کنم که چای سبز همراه با

99
00:04:18,405 --> 00:04:19,704
‫لیمویی رو امتحان کنم.

100
00:04:19,706 --> 00:04:22,657
‫دوتا کیسه ی چایی تو یه فنجون؟

101
00:04:22,659 --> 00:04:24,876
‫مهمونی که نیومدی.

102
00:04:28,030 --> 00:04:30,799
‫خب گوش کن، "شلدون"، من داشتم فکر میکردم که

103
00:04:30,801 --> 00:04:33,084
‫از اونجایی که این اولین مهمونی هالووین مون

104
00:04:33,086 --> 00:04:34,836
‫به عنوان دوست پسر و دوست دخترـه

105
00:04:34,838 --> 00:04:38,540
‫فکر کردم که شاید خوش بگذره اگه با
‫لباس های زوج ها بریم.

106
00:04:38,542 --> 00:04:41,059
‫کاملا باهات موافق هستم.

107
00:04:41,061 --> 00:04:43,311
‫واقعا؟ تا اونجایی که میشناسمت این

108
00:04:43,313 --> 00:04:45,747
‫جوابت واقعا متناقض با شخصیتت ـه.

109
00:04:45,749 --> 00:04:47,882
‫اه، اه، کاملا برعکس.

110
00:04:47,884 --> 00:04:50,518
‫لباس های جفت ها یکی از معدود منفعت های

111
00:04:50,520 --> 00:04:51,986
‫بودن تو یه رابطه است.

112
00:04:51,988 --> 00:04:54,489
‫حالا اینو تصور کن

113
00:04:54,491 --> 00:04:57,442
‫من تو در حالی وارد مهمونی استوارت میشیم که

114
00:04:57,444 --> 00:05:00,945
‫تمامی چشم ها به سمت محبوب ترین و

115
00:05:00,947 --> 00:05:02,113
‫فریبنده ترین زوج آمریکا می افته.

116
00:05:02,115 --> 00:05:03,281
‫آره؟

117
00:05:03,283 --> 00:05:05,900
‫C-۳PO و  R۲-D۲
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(دوتا روبات از فیلم جنگ ستارگان)</font>

118
00:05:07,436 --> 00:05:10,088
‫۳ماله منهPO.

119
00:05:10,090 --> 00:05:13,758
‫شلدون" وقتی گفتم لباس های زوجین"

120
00:05:13,760 --> 00:05:15,593
‫منظورم چیزی مثل "رومئو" و "جولیت" بود

121
00:05:15,595 --> 00:05:17,962
‫"یا "سیندرلا" و "شاهزاده ی دلربا

122
00:05:17,964 --> 00:05:21,266
‫نه دوتا روبات احمقانه از فیلمی که حتی
‫ازش خوشم نمیاد.

123
00:05:21,268 --> 00:05:22,934
‫باشه

124
00:05:25,471 --> 00:05:26,971
‫از این یکی میگذرم

125
00:05:26,973 --> 00:05:29,190
‫به خاطر اینکه میدونم به خاطر چاییه.

126
00:05:31,727 --> 00:05:34,112
‫من همیشه با تو توافق میکنم.

127
00:05:34,114 --> 00:05:36,764
‫فقط همین یه دفعه
‫نمیشه چیزی پیدا کنیم

128
00:05:36,766 --> 00:05:38,233
‫که هر جفت مون ازش لذت ببریم؟

129
00:05:38,235 --> 00:05:42,904
‫خیلی خب. نظرت درباره ی فریبنده ترین

130
00:05:42,906 --> 00:05:46,040
‫و با نفوذترین زوج فرن بیستم چیه؟

131
00:05:46,042 --> 00:05:48,343
‫"هیولت" و "پکراد".
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(موسس های کمپانی اچ.پی)</font>

132
00:05:49,462 --> 00:05:52,163
‫هیولت" ماله منه".

133
00:05:52,832 --> 00:05:54,382
‫چیه، میخوای "هیولت" باشی؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(هیولت مرده)</font>

134
00:05:56,802 --> 00:05:58,970
‫کسی خونه هست؟

135
00:05:58,972 --> 00:06:00,972
‫هی، اینجا چی کار میکنی؟

136
00:06:00,974 --> 00:06:03,475
‫فکر کردم که یه سری بزنم و سلامی کنم.

137
00:06:03,477 --> 00:06:05,310
‫اه، چه سورپرایز خوشایندی.

138
00:06:05,312 --> 00:06:07,395
‫فکر نمیکنم که قبلا آزمایشگاهم رو دیده باشی.

139
00:06:07,397 --> 00:06:09,647
‫نه، میدونم.
‫بلاخره زمانش رسید.

140
00:06:09,649 --> 00:06:11,099
‫خب، چی کار میکنی؟

141
00:06:11,101 --> 00:06:13,985
‫بهتره که یه روباتِ دختر نسازی.

142
00:06:13,987 --> 00:06:16,654
‫"نه. گر چه "هاوارد" تا قبل از اینکه "برنادت

143
00:06:16,656 --> 00:06:19,607
‫رو ببینه گام های واقعا بلندی
‫در این زمینه برداشته بود.

144
00:06:19,609 --> 00:06:21,359
‫- شوخی میکنی.
‫- نه.

145
00:06:21,361 --> 00:06:23,528
‫الان "لستارونیک ۳۰۰۰" نشسته تو یه جعبه

146
00:06:23,530 --> 00:06:25,163
‫و منتظر زنگ تفلنه.

147
00:06:28,584 --> 00:06:30,151
‫اه! اینجا چه خبره؟

148
00:06:30,153 --> 00:06:31,669
‫اه، نه، نه، نه، اونجا رو نگاه نکن.

149
00:06:31,671 --> 00:06:32,820
‫چیه مگه، رازـه؟

150
00:06:32,822 --> 00:06:34,422
‫نه، لیزر نیتروژنه.

151
00:06:34,424 --> 00:06:37,509
‫کره ی چشمت رو مثل تخم مرغ آب پز میکنه.

152
00:06:37,511 --> 00:06:39,878
‫اه، بهتر یه نوشته کنارش بذاری.

153
00:06:39,880 --> 00:06:43,131
‫اوناهاش.

154
00:06:43,133 --> 00:06:46,184
‫اه، "خطر"، درسته، درسته.

155
00:06:46,186 --> 00:06:47,352
‫آره، اون، اون چیه؟

156
00:06:47,354 --> 00:06:50,355
‫اون یه تله ی اختلاط یونیه

157
00:06:50,357 --> 00:06:52,106
‫و پرواز در زمان-نور ـه.

158
00:06:52,108 --> 00:06:54,609
‫تکی جدید، تکی جدید.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(تکلونوژی)</font>

159
00:06:55,711 --> 00:06:57,812
‫اون جعبه کوچولوـه چیه؟

160
00:06:57,814 --> 00:07:01,983
‫مداد تراشه.

161
00:07:01,985 --> 00:07:03,902
‫اه، تکی قدیمی، تکی قدیمی.

162
00:07:03,904 --> 00:07:06,687
‫خب، الان داری روی چی کار میکنی؟

163
00:07:06,689 --> 00:07:09,207
‫- راستش خیلی تر تمیزه.
‫- آره؟

164
00:07:09,209 --> 00:07:11,709
‫آره. یه پروژه ی ابتدای درباره ی
‫نمایش دهنده های هولوگرافیک
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(سه بعدی)</font>

165
00:07:11,711 --> 00:07:13,962
‫که با اثر انگشت پیدا کردن بر پایه لیزر ترکیب شده.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(علمی که در سه بعد حرکت های انگشت را دنبال میکند)</font>

166
00:07:13,964 --> 00:07:16,197
‫بیا، بهت نشون میدم.

167
00:07:16,199 --> 00:07:19,384
‫فقط این مداد رو میذاریم اینجا.

168
00:07:19,386 --> 00:07:21,803
‫تیزه، ممنون از دستگاه که همین الان دیدیم.

169
00:07:25,057 --> 00:07:26,558
‫خیلی خوب.

170
00:07:27,676 --> 00:07:32,597
‫و بعد لیزر از سطح بازتاب کننده اش
‫نقشه تهیه میکنه

171
00:07:32,599 --> 00:07:35,316
‫و شروع.

172
00:07:35,318 --> 00:07:39,654
‫بی نظیر بود.

173
00:07:42,575 --> 00:07:45,026
‫میدونی، این نظریه پایه در فیزیک "استرینگ"ـه

174
00:07:45,028 --> 00:07:47,829
‫که میگه ممکنه کل جهان یه تصویر سه بعدی باشه.

175
00:07:47,831 --> 00:07:49,747
‫منظورت چیه؟

176
00:07:51,734 --> 00:07:53,734
‫اوه

177
00:07:53,736 --> 00:07:55,336
‫وااای

178
00:07:55,338 --> 00:07:56,454
‫هممم

179
00:07:56,456 --> 00:07:58,072
‫خب، اصل هولوگرافیک پیشنهاد میکنه که

180
00:07:58,074 --> 00:08:01,909
‫چیزهایی که ما هر روز در سه بعد تجربه میکنیم

181
00:08:01,911 --> 00:08:07,382
‫ممکنه که فقط اطلاعاتی

182
00:08:07,384 --> 00:08:09,250
‫باشه که روی صفحه ای در دورترین نقطه ی کیهان

183
00:08:09,252 --> 00:08:12,353
‫واقع شده باشه.

184
00:08:13,556 --> 00:08:17,758
‫پس احتمالش هست که زندگی ما

185
00:08:17,760 --> 00:08:20,194
‫فقط مثل تیکه ای از یه پازل

186
00:08:20,196 --> 00:08:23,481
‫بزرگتر در عالم هستی باشه.

187
00:08:23,483 --> 00:08:25,483
‫همممم

188
00:08:25,485 --> 00:08:26,868
‫چیه؟

189
00:08:26,870 --> 00:08:30,822
‫بعضی وقت ها یادم میره که چقدر باهوشی.

190
00:08:37,413 --> 00:08:39,780
‫باید بیشتر سر بزنی.

191
00:08:42,468 --> 00:08:43,718
‫چی کار داری میکنی؟

192
00:08:45,504 --> 00:08:47,555
‫لباس هات رو دربیار.

193
00:08:47,557 --> 00:08:49,140
‫چی؟ اینجا؟ الان؟

194
00:08:49,142 --> 00:08:50,341
‫آره. مشکلی داری باهاش؟

195
00:08:50,343 --> 00:08:53,311
‫نه، نه، اما یه جورایی دیوونگیه.

196
00:08:53,313 --> 00:08:55,480
‫قبلا هیچ وقت تو آزمایشگاه وقتم رو
‫صرف کارهای دیگه ای نکردم.

197
00:08:55,482 --> 00:08:56,764
‫واقعا؟ هیچ وقت؟

198
00:08:56,766 --> 00:08:58,483
‫یه بار با لیساترونیک یه شات نوشیدم

199
00:08:58,485 --> 00:09:01,903
‫اما سیم رابط زیاد دووم نیاورد.

200
00:09:06,775 --> 00:09:10,028
‫قبل از اینکه یادم بره، میخوام که نظرت رو
‫درباره ی منویی که برای مهمونی هالووین

201
00:09:10,030 --> 00:09:12,363
‫آماده کردم بپرسم.

202
00:09:12,365 --> 00:09:16,817
‫تم اصلی اش اینکه "غذایی که در شب
‫"حرکت میکنند

203
00:09:17,886 --> 00:09:22,040
‫".جانوری در تالاب گوشت خوک در جنگل های تاریک"

204
00:09:22,042 --> 00:09:26,010
‫که در روغن کنجد "بانزیلاز"ـه.

205
00:09:27,012 --> 00:09:31,165
‫".شب نان های سیری زنده"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(فیلمی به اسم شب مردگان زنده)</font>

206
00:09:31,167 --> 00:09:35,436
‫خنده داره چونکه نون مثل مرده به نظر میاد.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بِرِد - دِد)</font>

207
00:09:37,022 --> 00:09:39,891
‫ببخشید، اما اینا همون غذاهای معمولی هستن

208
00:09:39,893 --> 00:09:42,510
‫به اسم هایی با جناس عذاب آوری تبدیل شدن.

209
00:09:42,512 --> 00:09:45,613
‫غذاهایی که نوشته به هیچ عنوان
‫هالووینی نیستن.

210
00:09:45,615 --> 00:09:48,182
‫اه، هالوینی.

211
00:09:49,535 --> 00:09:50,851
‫این یکی خوب بود.

212
00:09:50,853 --> 00:09:54,522
‫کنار پنیر و دراکولایی خیلی خوب میشن.

213
00:09:55,557 --> 00:09:57,241
‫چطور این کارو کنم؟

214
00:09:59,211 --> 00:10:00,461
‫یادم انداخت که، داشتم به این فکر میکردم

215
00:10:00,463 --> 00:10:02,029
‫که لباس یه سرـه ای که ناسا داده رو به
‫عنوان لباس هالووین بپوشم.

216
00:10:02,031 --> 00:10:03,748
‫اما بعدش فهمیدم که اون وقت همه

217
00:10:03,750 --> 00:10:05,032
‫"میگن که "لباست کو پس؟.

218
00:10:05,034 --> 00:10:07,218
‫احمق چرا میخوای لباس های کارت رو بپوشی؟

219
00:10:08,754 --> 00:10:11,089
‫سلام بچه ها.

220
00:10:14,827 --> 00:10:16,177
‫به چی داری میخندی؟

221
00:10:16,179 --> 00:10:18,763
‫هیچی.

222
00:10:19,665 --> 00:10:21,215
‫میدونید که کجا مقدار زیادی از نیستی وجود داره.

223
00:10:21,217 --> 00:10:23,234
‫فضا.

224
00:10:27,723 --> 00:10:32,059
‫پسر، خوبه که دوباره تو تختی بخوابی که جاذبه داره.

225
00:10:32,061 --> 00:10:33,861
‫بهتون درباره ی شبی گفتم که

226
00:10:33,863 --> 00:10:34,779
‫نگه دارنده ی دهن باز شده و

227
00:10:34,781 --> 00:10:36,247
‫تو کانال هوا گیر کرد؟

228
00:10:36,249 --> 00:10:41,085
‫آره، یکی دوباری گفتی.

229
00:10:41,087 --> 00:10:43,171
‫خب، بلاخره رسیدیم

230
00:10:43,173 --> 00:10:46,124
‫یه زوج جوون نیولویدز.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(برنامه ای درباره ی زوجین در ام.تی.وی)</font>

231
00:10:46,126 --> 00:10:47,759
‫چی کار کنیم؟

232
00:10:47,761 --> 00:10:50,344
‫با تو چی کار کنم؟

233
00:10:54,249 --> 00:10:58,803
‫فضانورد "والوویتز" برای غنیمت جنگی گزارش میده.

234
00:11:00,222 --> 00:11:02,857
‫تراستر رو آماده میکنیم.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(موتوری کوچک در فضاپیما)</font>

235
00:11:03,759 --> 00:11:05,860
‫از زمین بلند شدیم.

236
00:11:09,765 --> 00:11:12,099
‫از دست اون پیژامه راحت شدیم؟

237
00:11:12,101 --> 00:11:14,152
‫خیلی خب، باید صحبت کنیم.

238
00:11:14,154 --> 00:11:16,204
‫چیه؟

239
00:11:16,206 --> 00:11:18,072
‫هاوی" من میدونم که رفتی فضا".

240
00:11:18,074 --> 00:11:20,041
‫به شدت هم بهت افتخار میکنم.

241
00:11:20,043 --> 00:11:21,626
‫اما شاید بخوای که سعی کنی

242
00:11:21,628 --> 00:11:22,944
‫و هر یه دقیقه یه بار درباره اش نگی.

243
00:11:22,946 --> 00:11:25,630
‫من هر دقیقه درباره اش حرف نمیزنم.

244
00:11:25,632 --> 00:11:28,783
‫امشب سر شام یه ساعت یه کله
‫درباره اش حرف زدی.

245
00:11:28,785 --> 00:11:30,918
‫خب باید درباره ی چی حرف میزدم؟

246
00:11:30,920 --> 00:11:33,504
‫تو رستوران "جانی راکتز" غذا میخوردیم.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(راکت : موشک)</font>

247
00:11:33,506 --> 00:11:35,973
‫فقط دارم میگم که

248
00:11:35,975 --> 00:11:38,142
‫مردم از این حرفا یه ذره خسته شدن.

249
00:11:38,144 --> 00:11:41,229
‫خب، من این کار شگفت انگیز رو کردم

250
00:11:41,231 --> 00:11:44,148
‫و هیچ وقت اجازه ندارم ازش صحبت کنم؟

251
00:11:44,150 --> 00:11:45,633
‫البته که میتونی.

252
00:11:45,635 --> 00:11:47,968
‫اما شاید بهتر باشه که صبر کنی

253
00:11:47,970 --> 00:11:49,937
‫تا کسی دیگه ای موضوعش رو باز کنه.

254
00:11:49,939 --> 00:11:54,141
‫خیلی خب، مشکلی نیست.

255
00:11:54,143 --> 00:11:55,193
‫دیگه تکرار نمیشه.

256
00:11:55,195 --> 00:11:56,977
‫دوست دارم.

257
00:11:56,979 --> 00:11:58,479
‫منم دوست دارم.

258
00:12:00,332 --> 00:12:03,701
‫نمیتونم بهت بگم که چندبار خواب این رو دیدم

259
00:12:03,703 --> 00:12:08,456
‫که باهات تو تخت خوابم وقتی که تو...

260
00:12:08,458 --> 00:12:11,042
‫میدونی.

261
00:12:11,044 --> 00:12:15,012
‫چیه، اشاره هم نمیتونم کنم؟

262
00:12:20,539 --> 00:12:24,175
‫خب، این اساسا چیزیه که بهش میگن
‫تکلونوژی مغناطیس-شناوری.

263
00:12:24,177 --> 00:12:27,211
‫از الکترومغناطیس های خیلی قوی

264
00:12:27,213 --> 00:12:29,930
‫استفاده میکنه تا به نیروی جاذه غلبه کنه.

265
00:12:29,932 --> 00:12:31,932
‫بیا. اینو نگه دار.

266
00:12:31,934 --> 00:12:33,418
‫چقدر سنگینه.

267
00:12:33,420 --> 00:12:36,300
‫آره، اه، جواهراتی که همراهت نداری، داری؟

268
00:12:36,302 --> 00:12:37,072
‫نه، چرا؟

269
00:12:37,100 --> 00:12:40,792
‫یه دانشجوی ارشد یادش رفت که یکی
‫از آویزهاش رو دربیاره.

270
00:12:40,794 --> 00:12:43,077
‫الان تو لیست پیوندـه

271
00:12:43,079 --> 00:12:44,912
‫تا یه سر سینه اندازه سایزش پیدا کنه.

272
00:12:46,248 --> 00:12:48,883
‫حالا اینو نگاه کن.

273
00:12:51,454 --> 00:12:55,089
‫خیلی باحاله.

274
00:12:55,091 --> 00:12:57,341
‫بعضی وقت ها روشنش میکنم

275
00:12:57,343 --> 00:13:00,478
‫و تظاهر میکنم که "سوپر مغناطیس من" هستم.

276
00:13:01,764 --> 00:13:04,065
‫"داره کمتر باحال میشه "لئونارد.

277
00:13:04,067 --> 00:13:07,318
‫اما چیزی که واقعا هستم یه دانشمند خیلی باهوشه

278
00:13:07,320 --> 00:13:09,070
‫که از مکانیک جهان سر درمیاره و

279
00:13:09,072 --> 00:13:11,422
‫شورت مشکی سکسی که براش
‫خریدی رو الان پوشیده.

280
00:13:11,424 --> 00:13:13,307
‫ایول.

281
00:13:16,211 --> 00:13:18,813
‫خب، فکر کردم که باجه ی عکاسی تو مهمونی میتونه

282
00:13:18,815 --> 00:13:20,898
‫مثل مقبره ی مومیایی ترسناک باشه

283
00:13:20,900 --> 00:13:23,868
‫یا مثل "تاردیس" از سریال دکتر هو میشه.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(تاردیس : شبیه باجه تلفنه از بیرون)</font>

284
00:13:23,870 --> 00:13:25,820
‫یه تاردیس بی معنیه.

285
00:13:25,822 --> 00:13:28,689
‫یه ماشین زمان از یه سریال علمی تخیلیه.

286
00:13:28,691 --> 00:13:30,257
‫هیچ ربطی به هالووین نداره.

287
00:13:30,259 --> 00:13:32,743
‫ناراحت کننده میشه اگه یه تاردیس نگیری

288
00:13:32,745 --> 00:13:34,628
‫بو گند میدی و مهمونیت هم بوی گند میگیره.

289
00:13:36,148 --> 00:13:37,748
‫تو پیشنهادی نداری؟

290
00:13:37,750 --> 00:13:39,250
‫مهم نیست برام. تاردیس بگیر.

291
00:13:39,252 --> 00:13:43,637
‫آره! این مهمونی قرار بترکون بشه.

292
00:13:44,589 --> 00:13:45,639
‫اه، راستی

293
00:13:45,641 --> 00:13:47,291
‫میتونم شلاق و کلاه ـت رو قرض بگیرم؟

294
00:13:47,293 --> 00:13:49,427
‫آره، حتما، هر چی میخوای.

295
00:13:49,429 --> 00:13:52,513
‫فکر میکردم که مثل ایندیانا جونز لباس بپوشم تا اینکه

296
00:13:52,515 --> 00:13:54,265
‫پسر عاشق با پوستی به رنگ قهوه مکا.

297
00:13:56,268 --> 00:13:58,853
‫جونزِ هندی.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(ایندین=هندی ، انیدیانا= اسم شخصیت)</font>

298
00:14:00,322 --> 00:14:02,640
‫هوشمندانه است.

299
00:14:02,642 --> 00:14:03,991
‫تو چه مرگته؟

300
00:14:03,993 --> 00:14:05,559
‫هیچی.

301
00:14:05,561 --> 00:14:07,495
‫اه، "هاوارد"، من باید برای مهمونی برنامه ریزی کنم.

302
00:14:07,497 --> 00:14:10,297
‫مجبور نکن که از برنامه بذارمت کنار.

303
00:14:10,299 --> 00:14:12,333
‫خیلی خب، مشکل اینه.

304
00:14:12,335 --> 00:14:15,119
‫برنادت" گفت که شما همه تون از اینکه"

305
00:14:15,121 --> 00:14:17,938
‫من درباره ی سفرم به فضا حرف میزنم خسته شدید.

306
00:14:17,940 --> 00:14:19,373
‫حقیقت داره؟

307
00:14:19,375 --> 00:14:22,343
‫- نه.
‫- آره.

308
00:14:23,412 --> 00:14:25,880
‫فکر میکنم اینجا نظرهای مختلفی داریم.

309
00:14:25,882 --> 00:14:27,581
‫من داشتم روش صداقت کمک کننده رو انجام میدادم.

310
00:14:27,583 --> 00:14:31,085
‫اما اصلا خبر ندارم که تو داری چی کار میکنی.

311
00:14:31,087 --> 00:14:34,205
‫بهش میگم خوب بودن.

312
00:14:34,207 --> 00:14:35,556
‫خیلی خب. اگه فکر میکنی که خوب بودن

313
00:14:35,558 --> 00:14:37,725
‫باعث میشه که خفه بشه، امتحانش میکنم.

314
00:14:40,195 --> 00:14:42,980
‫میدونید چیه بچه ها؟ ولش کنید، دیگه درباره ی

315
00:14:42,982 --> 00:14:46,484
‫بزرگترین دست آورد تمام زندگیم صحبت نمیکنم.

316
00:14:46,486 --> 00:14:49,269
‫نگاش کن، مشکل خودش حل شد.

317
00:14:55,877 --> 00:14:58,412
‫سلام بچه ها.

318
00:15:00,682 --> 00:15:03,634
‫نظرت چیه که به عنوان

319
00:15:03,636 --> 00:15:06,287
‫نمک و فلفل سر میز شام بریم؟

320
00:15:06,289 --> 00:15:09,173
‫میدونی که نمک باعث میشه که آب رو
‫"از بدنم دفع نکنم و پسر عموم "ویلیام

321
00:15:09,175 --> 00:15:12,593
‫هم در راه رفتن به کارخونه ی فلفل تصادف کرد و مرد.

322
00:15:14,295 --> 00:15:15,513
‫نظرت درباره ی "رگدی ان" و "اندی" چیه؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(کتاب کودکان نوشته جانی گوئل)</font>

323
00:15:15,515 --> 00:15:16,647
‫وقتی بچه بودم عاشق بودم.

324
00:15:16,649 --> 00:15:17,932
‫نه، فکر نکنم.

325
00:15:17,934 --> 00:15:20,467
‫اون عروسک های نشون دهنده ی
‫سه چیز هستن که من به شون اهمیت نمیدم

326
00:15:20,469 --> 00:15:23,137
‫دلقک ها، بچه ها و کهنگی.

327
00:15:25,607 --> 00:15:27,141
‫فکر میکنم یه هدف گم شده است.

328
00:15:27,143 --> 00:15:30,644
‫نه. چیزهایی هستن که به همه ی دنیا میگنند

329
00:15:30,646 --> 00:15:33,047
‫".من یه دوست پسر دارم و اون باهام سکس نمیکنه"

330
00:15:33,882 --> 00:15:35,482
‫لباس های جفت

331
00:15:35,484 --> 00:15:37,885
‫"هیکی"ها و "فیلم های سکسی".
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(هیکی : کبودی ناشی از بوسیدن گردن)</font>

332
00:15:39,020 --> 00:15:40,988
‫یکی رو انتخاب کن.

333
00:15:40,990 --> 00:15:43,757
‫هیکی چیه؟

334
00:15:59,841 --> 00:16:01,475
‫چطور شدم؟

335
00:16:01,477 --> 00:16:02,626
‫خوبه.

336
00:16:02,628 --> 00:16:06,897
‫اه، یکی یه ذره آبیه؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(آبی به معنی افسرده بودن هم هست)</font>

337
00:16:10,485 --> 00:16:12,653
‫بیخیال "هاوی"، این خنده دارترین

338
00:16:12,655 --> 00:16:14,856
‫چیزیه که تو عمر گفتم.

339
00:16:14,858 --> 00:16:16,274
‫نظرت چیه؟ آماده ای بریم؟

340
00:16:16,276 --> 00:16:20,027
‫راستش رو بخوام بگم، زیاد
‫حال و حوصله اش رو ندارم.

341
00:16:20,029 --> 00:16:21,279
‫چی داری میگی؟

342
00:16:21,281 --> 00:16:23,898
‫خوشم میگذره. همه دوست هات اونجا هستن.

343
00:16:23,900 --> 00:16:26,066
‫آره، بعضی از دوست هام.
‫همه شون فکر میکنند که من خسته کننده ام.

344
00:16:26,068 --> 00:16:27,585
‫شاید بهتر باشه بدون من بری.

345
00:16:27,587 --> 00:16:30,037
‫نه، اگه تنها برم ممکنه مردم فکر کنند که

346
00:16:30,039 --> 00:16:33,774
‫یه شخص خیلی کوتاه از فیلم اواتارم.

347
00:16:33,776 --> 00:16:36,260
‫متاسفم.
‫فقط نمیخوام که بیام.

348
00:16:36,262 --> 00:16:40,214
‫هی، من سه ساعت صرف این کردم که
‫خودم رو آبی کنم.

349
00:16:40,216 --> 00:16:41,966
‫باید برای یه ماه خودم رو بشورم

350
00:16:41,968 --> 00:16:44,101
‫تا رنگش بره.

351
00:16:45,037 --> 00:16:47,104
‫باشه.

352
00:16:47,106 --> 00:16:49,140
‫دو هفته پیش یه فضانورد بودم.

353
00:16:49,142 --> 00:16:51,692
‫آره، خب، الان یه اسمورفی. راه برو.

354
00:16:57,033 --> 00:16:59,567
‫اه، خدای من، چقدر خوشگل شدید شما.

355
00:16:59,569 --> 00:17:00,735
‫ممنون، شما هم همینطور.

356
00:17:00,737 --> 00:17:02,553
‫پلیس هرزه؟

357
00:17:02,555 --> 00:17:03,771
‫نه، پلیس سکسی.

358
00:17:03,773 --> 00:17:08,776
‫پلیس هرزه فقط یه دامن داره و دوتا نشون.

359
00:17:08,778 --> 00:17:10,578
‫و "آلبرت انیشتین"؟

360
00:17:10,580 --> 00:17:12,880
‫و بعدا به خاطر اینکه از سرعت

361
00:17:12,882 --> 00:17:16,584
‫نور هم تندتر حرکت کردم دستگیرم میکنه.

362
00:17:16,586 --> 00:17:19,337
‫فکر کردم که تو ماشین گفتم که لهجه نداشته باشی

363
00:17:19,339 --> 00:17:21,672
‫ببخشید سرکار.

364
00:17:25,377 --> 00:17:28,012
‫سلام.

365
00:17:29,848 --> 00:17:31,298
‫مهمونی بی نظیریه.

366
00:17:31,300 --> 00:17:33,134
‫ممنون.

367
00:17:33,136 --> 00:17:36,170
‫غذاهای ترسناک واقعا بامزه هستن.

368
00:17:36,606 --> 00:17:38,022
‫اه، آره، ممنون.

369
00:17:38,524 --> 00:17:41,909
‫دوست دارم که به چیزهای بامزه فکر کنم
‫چون خودم آدم بامزه ای هستم.

370
00:17:41,911 --> 00:17:45,529
‫اصلا افسرده ی بالینی نیستم.

371
00:17:46,031 --> 00:17:48,248
‫شلدون"، بیا تو".

372
00:17:58,076 --> 00:18:00,878
‫باید هیکی رو انتخاب میکردم.

373
00:18:00,880 --> 00:18:03,013
‫سلام، نگاشون کن.

374
00:18:03,015 --> 00:18:06,800
‫"C-۳POـه" من "رگدی ان" هستم و اینم "رگدی.

375
00:18:07,635 --> 00:18:10,504
‫یه توافق بود، من باختم.

376
00:18:12,056 --> 00:18:14,141
‫باورت میشه که "استوارت" همینجوری راه میره

377
00:18:14,143 --> 00:18:15,642
‫و میگه مهمونی رو اون ترتیب داده؟

378
00:18:15,644 --> 00:18:17,344
‫کی اهمیت میده؟

379
00:18:17,346 --> 00:18:19,480
‫منظورت چیه کی اهمیت میده؟
‫ببین اینجا چی راه انداختم.

380
00:18:19,482 --> 00:18:23,517
‫دی.جی داره میترکونه و یه باجه ی عکاسیِ
‫تاردیس هم تو اتاق پشتی هست

381
00:18:23,519 --> 00:18:25,619
‫و، اه خدای من، غذا.

382
00:18:25,621 --> 00:18:28,605
‫استوارت" "دراکولای کرافت" با پنیر میخواست".

383
00:18:28,607 --> 00:18:30,657
‫درست میگی. این پارتی عالیه.
‫خواهشا بیشتر درباره اش بهم بگو.

384
00:18:30,659 --> 00:18:32,859
‫به اندازه ی کافی تو طول هفته ازش نشنیدم

385
00:18:32,861 --> 00:18:35,028
‫چون که شنیدنش هیچ وقت خسته کننده نیست.

386
00:18:35,030 --> 00:18:36,613
‫دوباره درباره ی اون داستان فضا رفتنته؟

387
00:18:36,615 --> 00:18:38,265
‫خب من اجازه ندارم درباره اش حرف بزنم

388
00:18:38,267 --> 00:18:41,051
‫اما از اونجا که تو موضوع رو باز کردی، من رفتم فضا.

389
00:18:41,053 --> 00:18:43,787
‫فضا! فضا! فضا! فضا!
‫فضا! فضا!

390
00:18:43,789 --> 00:18:47,040
‫اسمورف مست.

391
00:18:47,926 --> 00:18:49,793
‫میتونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟

392
00:18:49,795 --> 00:18:52,212
‫عالی شد، تو مشکل افتادم.

393
00:18:52,214 --> 00:18:53,847
‫خوشحال شدی؟

394
00:18:54,532 --> 00:18:56,517
‫شما، بیرون.

395
00:18:57,168 --> 00:18:59,820
‫داری خیلی بی ادبی میکنی.

396
00:18:59,822 --> 00:19:02,072
‫نه، نمیکنم. اونا همه شون بی ادبن.

397
00:19:02,074 --> 00:19:03,123
‫و تو بی ادبی.

398
00:19:03,125 --> 00:19:04,441
‫من؟ من چی کار کردم؟

399
00:19:04,443 --> 00:19:08,195
‫"اه، "هاوی...

400
00:19:08,197 --> 00:19:11,281
‫اینقدر درباره ی فضا حرف نزن.

401
00:19:11,283 --> 00:19:14,067
‫هیچ کس خوشش نمیاد.

402
00:19:14,069 --> 00:19:17,671
‫من اونجوری حرف نمیزنم.

403
00:19:19,357 --> 00:19:20,507
‫تو همسرمی.

404
00:19:20,509 --> 00:19:22,242
‫مثلا باید طرف من باشی.

405
00:19:22,244 --> 00:19:24,494
‫من همیشه طرف تو هستم.

406
00:19:24,496 --> 00:19:27,030
‫پس چرا سعی میکنی که اینو از من بگیری؟

407
00:19:27,032 --> 00:19:29,299
‫فضانورد بودن

408
00:19:29,301 --> 00:19:33,420
‫باحال ترین کاری که تو تمام عمر میکنم.

409
00:19:33,422 --> 00:19:37,090
‫اگه درباره اش حرف نزنم مثل این میمونه که...

410
00:19:37,092 --> 00:19:38,992
‫مثل چی؟

411
00:19:38,994 --> 00:19:43,697
‫همون "هاوارد والوویتز" همیشگی.

412
00:19:43,699 --> 00:19:47,951
‫هاوارد والوویتز" همیشگی بهترین آدمیه که میشناسمش".

413
00:19:47,953 --> 00:19:49,620
‫فقط داری حرفش رو میزنی.

414
00:19:49,622 --> 00:19:52,939
‫نه، اینطور نیست.
‫باهاش ازداوج کردم.

415
00:19:52,941 --> 00:19:55,075
‫از قصد.

416
00:19:56,110 --> 00:19:57,944
‫بیا اینجا.

417
00:19:57,946 --> 00:19:59,279
‫دوست دارم.

418
00:19:59,281 --> 00:20:00,947
‫منم دوست دارم.

419
00:20:07,789 --> 00:20:11,008
‫چیزی برای تماشا کردن نیست.
‫فقط موضوع مربوط پلیس سکسیه.

420
00:20:12,594 --> 00:20:14,595
‫فقط داشتم تئوریه نسبیت رو توضیح میدادم.

421
00:20:15,346 --> 00:20:17,097
‫دوبار.

422
00:20:23,552 --> 00:20:24,952
‫هی، چی داری نگاه میکنی؟

423
00:20:24,954 --> 00:20:25,588
‫نمیدونم.

424
00:20:25,589 --> 00:20:29,624
‫راج" یه ویدئو از "باز آلدرین" فرستاده".
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(دومین مردی که روی ماه راه رفت)</font>

425
00:20:30,168 --> 00:20:34,153
‫بفرمایید.
‫یه راه شیری.

426
00:20:34,155 --> 00:20:38,557
‫راه شیری یه کهکشان در فضاست.

427
00:20:38,559 --> 00:20:40,726
‫من فضا بودم.

428
00:20:43,563 --> 00:20:46,399
‫این یه شکلاتی مریخی.

429
00:20:46,401 --> 00:20:48,067
‫من یه فضانوردم.

430
00:20:53,457 --> 00:20:55,140
‫و این یه پای ماه.

431
00:20:55,142 --> 00:20:58,661
‫من رو ماه راه رفتم.

432
00:20:58,663 --> 00:21:00,813
‫تو چی کار کردی؟

433
00:21:04,580 --> 00:21:05,580
‫خیلی خب، فهمیدم.

434
00:21:06,500 --> 00:21:07,500
‫مترجم : اشــکــان
‫<font color=Red>.:Chandler Bing:.</font>

435
00:21:08,500 --> 00:21:09,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">:هماهنگی و ویرایش زیرنویس
‫SepehrRed۹۰</font>

