1
00:00:08,909 --> 00:00:10,549
‫شصت ثانیه

2
00:00:10,564 --> 00:00:12,631
‫همه چی به این بستگی داره.

3
00:00:13,207 --> 00:00:14,847
‫دلم داره میپیچه به هم!

4
00:00:14,867 --> 00:00:16,580
‫"لوس بازی درنیار "هافستَدِر.

5
00:00:16,592 --> 00:00:18,893
‫عینکت رو تو صورتت خورد میکنم.

6
00:00:21,699 --> 00:00:22,434
‫چه خبره؟

7
00:00:22,447 --> 00:00:24,651
‫داریم واسه "کامیک-کان" بلیط میخریم.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( همایشی مرتبط با فیلم و سریال و کامیک )</font>

8
00:00:25,913 --> 00:00:26,760
‫اوه.

9
00:00:26,766 --> 00:00:28,420
‫چهل و پنج ثانیه!

10
00:00:28,436 --> 00:00:30,856
‫خیلی زود تموم میشن ولی اگه
‫یکی از ما بتونه وارد بشه...

11
00:00:30,869 --> 00:00:33,964
‫خدای بزرگ، الان وقت لاس زدن نیست
‫به خودت مسلط باش.

12
00:00:35,172 --> 00:00:37,735
‫کلی چیز عجیب غریب واسه قبل از قهوه.

13
00:00:38,872 --> 00:00:40,225
‫سی ثانیه.

14
00:00:40,244 --> 00:00:42,793
‫باید خیلی نافرم برم دستشویی.

15
00:00:42,817 --> 00:00:45,144
‫هر سال همینه!
‫گفتم که پوشک بپوش!

16
00:00:45,157 --> 00:00:46,738
‫و منم بهت گفتم که جوش میزنم.

17
00:00:46,762 --> 00:00:48,208
‫پانزده ثانیه.

18
00:00:48,222 --> 00:00:50,502
‫اوه، همینه! خودشه!

19
00:00:53,429 --> 00:00:54,752
‫همینه!

20
00:00:55,655 --> 00:00:58,176
‫پنج، چهار، سه

21
00:00:58,195 --> 00:00:59,348
‫دو، یک.

22
00:00:59,369 --> 00:01:01,117
‫اومد! برو! برو! برو! برو! برو!

23
00:01:08,126 --> 00:01:09,107
‫کسی رفت تو؟

24
00:01:09,126 --> 00:01:10,909
‫- نه!
‫- نه هنوز!
‫- نوچ!

25
00:01:11,868 --> 00:01:13,781
‫دست از رفرش کردن برندارید!

26
00:01:13,800 --> 00:01:15,711
‫- رفرش
‫- رفرش
‫- رفرش

27
00:01:15,734 --> 00:01:17,987
‫- رفرش
‫- رفرش
‫- رفرش

28
00:01:18,002 --> 00:01:19,835
‫- رفرش
‫- رفرش
‫- رفرش

29
00:01:20,669 --> 00:01:22,930
‫آره، این مقدار قهوه کافی نیست.

30
00:01:22,954 --> 00:01:25,121
‫- رفرش
‫- رفرش
‫- رفرش

31
00:01:43,900 --> 00:01:45,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Big Bang Theory"
‫فصل ۷
‫قسمت ۱۴ : قراداد پیچیده</font>

32
00:01:46,300 --> 00:01:47,300
‫مترجمین : فربد و شمیم
‫<font color="#۰۰ff۰۰"><font color=Red>FarboD</font> & <font color=Red>Sham!m</font></font>

33
00:01:48,300 --> 00:01:49,300
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد»
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

34
00:01:50,854 --> 00:01:54,604
‫- رفرش
‫- رفرش
‫- رفرش

35
00:01:54,623 --> 00:01:56,166
‫- رفرش
‫- رفرش
‫- رفرش

36
00:01:56,192 --> 00:01:58,017
‫- رفرش
‫- رفرش
‫- رفرش

37
00:01:58,041 --> 00:01:59,854
‫رفرش.

38
00:01:59,885 --> 00:02:02,745
‫رفرش. ده دقیقه شده.
‫وقتمون داره تموم میشه.

39
00:02:02,768 --> 00:02:04,657
‫که بچه باحال باشید؟ آره!

40
00:02:06,040 --> 00:02:07,480
‫انجامش دادم! انجامش دادم!
‫من وارد صف شدم!

41
00:02:09,140 --> 00:02:11,928
‫و مردم میگن که قهرمان های واقعی
‫آتش نشان ها هستند.

42
00:02:13,159 --> 00:02:15,139
‫شماره نوبتت چنده؟

43
00:02:15,163 --> 00:02:16,463
‫- آه، پانزده...
‫- عالیه!

44
00:02:16,471 --> 00:02:18,826
‫- هزار و دویست و یازده
‫- لعنتی!

45
00:02:19,667 --> 00:02:22,681
‫اوه، اونا فقط بلیط های پنجشنبه و یکشنبه رو دارن.

46
00:02:22,711 --> 00:02:23,387
‫واقعا؟

47
00:02:23,401 --> 00:02:25,074
‫اوه، پنجشنبه تموم شد، فقط یکشنبه مونده.

48
00:02:25,093 --> 00:02:27,026
‫یکشنبه که از همه بدتره!

49
00:02:27,048 --> 00:02:30,095
‫همه دارن میرن، اکثر هیئت های خوب هم دارن میرن

50
00:02:30,117 --> 00:02:33,958
‫و تی شرت هایی هم که باقی مونده
‫یا سایز کوچیکه یا چهار-ایکس لارج.

51
00:02:36,444 --> 00:02:39,957
‫- یکشنبه هم تموم شد.
‫- یکشنبه نه! من عاشق یکشنبه‌ هستم!

52
00:02:42,166 --> 00:02:44,602
‫همین؟ بلیط ها تموم شد؟

53
00:02:45,563 --> 00:02:46,703
‫آره.

54
00:02:47,888 --> 00:02:50,212
‫باورم نمیشه که نمیتونیم بریم.

55
00:02:51,141 --> 00:02:52,693
‫مشکلی نداره.

56
00:02:53,042 --> 00:02:56,134
‫میدونی، نمایشگاه "واندرکان" تو "اِناهایم" هست.

57
00:02:57,447 --> 00:02:59,284
‫اونم همونقدر خوبه.

58
00:03:00,540 --> 00:03:02,195
‫ببخشید.

59
00:03:08,012 --> 00:03:11,197
‫بچه ها این واقعا ناراحت کنندست.

60
00:03:11,569 --> 00:03:14,737
‫و البته متفاوته با بیست دقیقه پیش.

61
00:03:17,166 --> 00:03:20,536
‫باورم نمیشه اون همه وقت
‫روی لباس های "هالک" ـمون گذاشتیم.

62
00:03:20,556 --> 00:03:22,563
‫چی؟ همتون قرار بود "هالک" باشید؟

63
00:03:22,571 --> 00:03:24,211
‫نه "هالک" یه شکل.

64
00:03:24,242 --> 00:03:26,395
‫"فریگنو"، "بانا"، "نورتون"، "روفالو".
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( بازیگران متفاوت هالک )</font>

65
00:03:29,003 --> 00:03:32,149
‫ما زنان سبز و خشمگین اون جشن بالماسکه میشدیم.

66
00:03:33,382 --> 00:03:35,012
‫- آره
‫- آره
‫- آره

67
00:03:36,387 --> 00:03:39,182
‫و دوباره برگشتیم به نوع اول ناراحتیم.

68
00:03:41,791 --> 00:03:46,616
‫آقایون، راه حل مشکل "کامیک-کان" ـمون رو پیدا کردم.

69
00:03:46,634 --> 00:03:48,181
‫ما به اونها نیازی نداریم.

70
00:03:48,206 --> 00:03:50,582
‫من دارم همایش خودم رو شروع میکنم.

71
00:03:52,466 --> 00:03:55,126
‫شلدون" با ما بلیط یه نفر دیگر رو بخر".

72
00:03:55,154 --> 00:03:58,777
‫بهتون که گفتم، خریدن بلیط یه نفر دیگه خلاف قانونه.

73
00:03:58,807 --> 00:04:02,325
‫اگه بگیرنت، برای همیشه از "کامیک-کان" محروم میشی.

74
00:04:02,349 --> 00:04:03,750
‫"برای همیشه، "لئونارد.

75
00:04:03,770 --> 00:04:06,073
‫حس حماقت میکنی وقتی که هشتاد سالمون بشه و بخوای

76
00:04:06,092 --> 00:04:09,399
‫منو تا اونجا برسونی و توی ماشین برای سه روز منتظر بمونی

77
00:04:11,421 --> 00:04:13,422
‫هر کاری دوست داری بکن.
‫ما که داریم بلیطامون رو میخریم.

78
00:04:13,441 --> 00:04:15,992
‫یه کسی رو هم اینترنتی پیدا کردم
‫که حاضره بلیط هاشو بفروشه.

79
00:04:16,008 --> 00:04:18,320
‫از کجا میدونی که این یه عملیات نفوذی

80
00:04:18,343 --> 00:04:20,429
‫توسط پلیس "کامیک-کان" نیست؟

81
00:04:21,537 --> 00:04:25,086
‫همونجوری که میدونم آدم های توی تلویزیون نمیتونند من رو ببینند

82
00:04:26,241 --> 00:04:27,494
‫"با ما بیا "شلدون.

83
00:04:27,514 --> 00:04:29,701
‫تو که قرار نیست همایش خودت رو شروع کنی.

84
00:04:29,794 --> 00:04:33,017
‫"میدونی، یه زمانی بود که "کامیک-کان
‫اصلا وجود نداشت، تا اینکه یه رویاپرداز تنها

85
00:04:33,036 --> 00:04:36,664
‫با یه دید منحصر به فرد این کار رو کرد.

86
00:04:36,684 --> 00:04:40,066
‫و حرف هام رو یادداشت کنید...
‫میخوام ایده اش رو بدزدم!

87
00:04:43,725 --> 00:04:47,196
‫آره، دارم همایش کامیک بوکی جدیدی رو شروع میکنم

88
00:04:47,205 --> 00:04:50,292
‫"و فکر کنم که مشتری شما، "رابرت داونی جونیور

89
00:04:50,316 --> 00:04:54,264
‫برای اولین هیئت ما عالی باشه.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( بازیگر معروف سری فیلم های مرد آهنی )</font>

90
00:04:54,938 --> 00:04:56,624
‫خب، چرا داری میگی "نه"؟

91
00:04:56,650 --> 00:04:58,443
‫هنوز که ازش نپرسیدی.

92
00:04:59,422 --> 00:05:01,714
‫ببخشید، اما من کل فیلم "مرد آهنی ۲" رو دیدم.

93
00:05:01,733 --> 00:05:04,576
‫فکر کنم ایشون دو ساعت از وقتشون رو به من بدهکارن.

94
00:05:06,089 --> 00:05:08,111
‫قطع کردن.

95
00:05:12,302 --> 00:05:15,037
‫بهشون گفتی که داری همایشت رو توی "مری کلندر" برگزار میکنی؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( مجموعه رستوران های زنجیره ای )</font>

96
00:05:15,056 --> 00:05:18,151
‫و هر عضو هیئت یه تیکه شیرینی میگیره؟

97
00:05:18,669 --> 00:05:20,641
‫نذاشتن به اون قسمت برسم.

98
00:05:21,415 --> 00:05:24,462
‫ببین، حتی دوستت "ویل ویتن" هم
‫فکر میکنه که این وقت هدر دادنه.

99
00:05:24,728 --> 00:05:25,989
‫درست نیست.

100
00:05:26,013 --> 00:05:28,033
‫ویل" فکر میکنه که این ایده ی خیلی خوبیه".

101
00:05:28,053 --> 00:05:30,976
‫فقط نگران بود که برای شروع یک همچین همایش محشری

102
00:05:31,008 --> 00:05:33,088
‫هنرپیشه ی خیلی بزرگی نباشه.

103
00:05:33,120 --> 00:05:36,296
‫به علاوه، اون روز داره ریشش رو با شامپو میشوره.

104
00:05:37,968 --> 00:05:40,881
‫شلدون"، رفیق، فکر نمیکنم که این قضیه اتفاق بیفته".

105
00:05:41,104 --> 00:05:42,505
‫تو که نمیدونی.

106
00:05:42,527 --> 00:05:45,387
‫توی این لیست هنوز کلی موقعیت خوب دارم.

107
00:05:45,412 --> 00:05:46,832
‫- موفق باشی.
‫- نه، صبر کن.

108
00:05:46,852 --> 00:05:51,580
‫"باید به "استن لی"، "لئونارد نیموی
‫و "بیل نای، مرد علمی" زنگ بزنی

109
00:05:52,359 --> 00:05:54,565
‫چون قانونا من اجازه ندارم.

110
00:05:55,339 --> 00:05:57,439
‫"اوه، و همچنین، "کری فیشر

111
00:05:57,461 --> 00:05:59,463
‫چون شنیدم یه کمی قاطی داره!

112
00:06:02,031 --> 00:06:05,706
‫باورم نمیشه "لئونارد" داره چند صد دلار برای بلیط خرج میکنه

113
00:06:05,832 --> 00:06:08,178
‫هفته ی پیش تو همینقدر برای یه لباس کوچیک خرج کردی.

114
00:06:08,908 --> 00:06:11,168
‫آره، اما با اون بلیط ها فقط
‫تو "کامیک-کان" راه ـت میدن

115
00:06:11,185 --> 00:06:13,338
‫اون لباس منو هرجا که بخوام میبره.

116
00:06:15,675 --> 00:06:17,742
‫اون بلیط ها خیلی گرون بودن.

117
00:06:17,758 --> 00:06:20,366
‫مجبور شدم یه مساعده توی هفتگی "هاوارد" بدم.

118
00:06:22,317 --> 00:06:24,739
‫فکر نمیکنم هیچ وقت اسباب بازی هاش رو کنار بزاره.

119
00:06:25,945 --> 00:06:27,356
‫چرا نمیتونن مثل "شلدون" یه کار منطقی بکنن

120
00:06:27,369 --> 00:06:30,156
‫و همایش کامیک بوکیه خودشون رو شروع بکنن؟

121
00:06:31,521 --> 00:06:33,897
‫در ضمن، کی میخواد منو به خاطر
‫حرفی که زدم از پنجره بندازه بیرون؟

122
00:06:35,933 --> 00:06:38,965
‫اوه، تا وقتی که دارن مثل نوجوون ها رفتار میکنند
‫ما میتونیم یه کار بزرگونه کنیم.

123
00:06:38,986 --> 00:06:40,753
‫اوه، مثل موزه؟

124
00:06:40,775 --> 00:06:43,831
‫آره، مثل موزه. ولی هر چیزی غیر از این.

125
00:06:46,391 --> 00:06:48,418
‫من میدونم ،‌ یه هتل خیلی خوب نزدیک همینجا هست

126
00:06:48,438 --> 00:06:50,065
‫که توش چای بعد از ظهر سرو میکنند.

127
00:06:50,083 --> 00:06:52,743
‫اوه، چای بعد از ظهر...
‫چه باشخصیت شدیم

128
00:06:52,758 --> 00:06:56,270
‫باشه، اگه قراره با کلاس بازی دربیاریم
‫احتمالا باید لباس زیر تمیز بپوشم.

129
00:06:57,431 --> 00:06:59,664
‫ببین کی لباس زیر تمیز داره!

130
00:06:59,690 --> 00:07:01,654
‫نه، باید سر راهمون توی "هدف" وایسیم.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">( دومین خرده فروش بزرگ آمریکا بعد از والمارت )</font>

131
00:07:05,197 --> 00:07:06,843
‫حالا که "شلدون" نمیاد

132
00:07:06,862 --> 00:07:09,389
‫باید مثل یه گروه سه نفره ی باحال لباس بپوشیم.

133
00:07:10,123 --> 00:07:12,538
‫مثل چهار شگفت انگیز لباس بپوشیم و به همه بگیم

134
00:07:12,558 --> 00:07:14,989
‫که "دختر نامرئی" الان پیشمون وایستاده.

135
00:07:16,001 --> 00:07:17,694
‫و فکر میکردم که روزهای تظاهرمون به دوستی

136
00:07:17,713 --> 00:07:19,972
‫با زن هایی که وجود ندارن دیگه تموم شده.

137
00:07:21,017 --> 00:07:23,743
‫آقایون، من فقط یک قدم تا

138
00:07:23,757 --> 00:07:26,793
‫قطعی کردن حضور یک مهمون مهم در همایشم فاصله دارم.

139
00:07:26,811 --> 00:07:30,186
‫آیا این قدم شامل کلروفوم و نوار چسب میشه؟

140
00:07:31,029 --> 00:07:34,557
‫فکر نکنم این ها برای آقای "جیمز ارل جونز" لازم بشه.

141
00:07:34,580 --> 00:07:35,448
‫شنیدید چی گفتم

142
00:07:35,467 --> 00:07:38,641
‫صدای "دارث وِیدر"، پدر شیر شاه

143
00:07:38,658 --> 00:07:42,608
‫،و محض اطلاعتون همون کسی که میگه
‫"این سی.اِن.اِن است"

144
00:07:44,217 --> 00:07:46,165
‫که شبیه "دارث وِیدر" هم هست

145
00:07:48,563 --> 00:07:51,131
‫چطوری میخوای "جیمز ارل جونز" رو بیاری؟

146
00:07:51,154 --> 00:07:54,775
‫خیلی آسون.
‫امروز توئیت کرد که مشتاق خوردن سوشی

147
00:07:54,795 --> 00:07:57,247
‫توی رستوران مورد علاقشه.

148
00:07:57,491 --> 00:08:00,070
‫من یه مصاحبه واسه چهار سال پیشش رو پیدا کردم

149
00:08:00,089 --> 00:08:03,246
‫که توی رستوران مورد علاقش برگزار شده بود.

150
00:08:03,266 --> 00:08:06,433
‫اونجا خواهد بود، منم همینطور و...

151
00:08:06,454 --> 00:08:09,586
‫و اونجاست که "دارث وِیدر" روی
‫کله ات سس سویا میریزه

152
00:08:11,629 --> 00:08:14,396
‫شلدون" برام مهم نیست که با ما بلیط میگیری یا نه"

153
00:08:14,409 --> 00:08:17,452
‫ولی خواهشا مرموز بازی درنیار
‫و این یارو رو تعقیب نکن.

154
00:08:17,472 --> 00:08:18,912
‫تو دردسر میفتی.

155
00:08:19,240 --> 00:08:21,380
‫شماهایید که توی دردسر میفتید.

156
00:08:21,395 --> 00:08:23,508
‫شما دارید بلیط غیر قابل انتقال میخرید.

157
00:08:23,529 --> 00:08:25,709
‫و بدتر اینکه از یه غریبه.

158
00:08:25,733 --> 00:08:27,949
‫نه تنها ممکنه از "کامیک-کان" محروم بشید

159
00:08:27,958 --> 00:08:30,765
‫بلکه ممکنه بهتون اتهام دزدی هم بزنند.

160
00:08:30,788 --> 00:08:33,488
‫"بهش فکر کنین تا من هم به "جیمز ارل جونز

161
00:08:33,503 --> 00:08:36,115
‫راجع به خطرات اعلام موقعیتش در توئیتر هشدار بدم.

162
00:08:37,326 --> 00:08:40,474
‫این دفعه رو شانس آورد.
‫اون بیرون کلی آدم عجیب غریب هست.

163
00:08:54,628 --> 00:08:56,703
‫کلیدامو یادم رفت

164
00:09:02,402 --> 00:09:04,611
‫باشه، خداحافظ.

165
00:09:05,155 --> 00:09:08,403
‫دوست محترم بلیط فروشمون میگه که یه کمی دیر میاد.

166
00:09:08,643 --> 00:09:10,283
‫شبیه خلافکارهاست؟

167
00:09:12,232 --> 00:09:13,339
‫منظورت چیه؟

168
00:09:13,357 --> 00:09:14,703
‫می‌دونی، چیز‌هایی مثل

169
00:09:14,723 --> 00:09:19,160
‫"آهای بر و بچز"
‫"یا "اینجا رو داشته باش، ملتفتی؟

170
00:09:21,870 --> 00:09:25,210
‫آره. اون دیر کرده.
‫چون داره از سال ۱۹۴۰ میاد اینجا.

171
00:09:27,244 --> 00:09:29,226
‫فقط دارم میگم.
‫ما نمی‌دونیم این آدم کیه.

172
00:09:29,239 --> 00:09:31,303
‫اگه بخواد پولمون یا کلیه‌هامون رو بدزده چی؟

173
00:09:31,323 --> 00:09:33,423
‫یا بخواد از پوستمون لباس بدوزه؟

174
00:09:34,574 --> 00:09:37,767
‫چرا یکی باید بخواد از پوست تو لباس بدوزه؟

175
00:09:37,788 --> 00:09:41,155
‫نمی‌دونم.شاید چون رنگ تیره لکه رو نشون نمیده؟

176
00:09:42,938 --> 00:09:46,491
‫خب، حالا دارین که کاری می‌کنین که به این فکر بیفتم
‫که بهتر نبود یه جای خنثی ببینیمش.

177
00:09:46,511 --> 00:09:48,826
‫پس فکر می‌کنی برای چی گفتم بیاد خونه‌ی تو؟

178
00:09:58,157 --> 00:10:00,290
‫معلومه که یه عالمه بچه اینجاست.

179
00:10:00,298 --> 00:10:02,831
‫باورم نمیشه فکر می‌کردیم این کار باعث میشه حس کنیم آدم بزرگیم

180
00:10:02,847 --> 00:10:05,388
‫باورم نمیشه گارسون فکر کرد من دختر تو هستم.

181
00:10:08,294 --> 00:10:11,289
‫خب، آخرین باری که من لباس شیک پوشیدم
‫و مهمونی چایی داشتم پنج سالم بود.

182
00:10:11,488 --> 00:10:14,309
‫فقط من، عروسک خرسم، عروسک مو قرمزیم، و همستر ـم.

183
00:10:14,318 --> 00:10:16,351
‫- بانمکه.
‫- بود.

184
00:10:16,386 --> 00:10:18,639
‫تا وقتی که همستر ـم همه‌ی بچه‌هاش رو خورد.

185
00:10:21,187 --> 00:10:23,206
‫خیلی سریع با‌نمکیش کم شد.

186
00:10:25,035 --> 00:10:27,689
‫- بریم؟
‫- خب، توی سالن بار مشروبه.

187
00:10:27,848 --> 00:10:29,101
‫من با مشروب موافقم.

188
00:10:29,123 --> 00:10:31,936
‫مشروب خوردن توی بعد از ظهر
‫دقیقا مثل مامانش.

189
00:10:45,635 --> 00:10:47,227
‫بذار حدس بزنم.

190
00:10:47,691 --> 00:10:50,091
‫تو "جنگ ستارگان" رو دوست داری.

191
00:10:53,587 --> 00:10:56,801
‫می‌دونی، من توی فیلم‌های دیگه هم بودم.

192
00:10:59,052 --> 00:11:01,927
‫ولی اونها واست مهم نیستن، نه؟

193
00:11:09,449 --> 00:11:12,282
‫فقط یه چیز دارم به آدم‌هایی مثل تو بگم

194
00:11:13,724 --> 00:11:16,281
‫من هم "جنگ ستارگان" رو دوست دارم!

195
00:11:18,771 --> 00:11:20,420
‫می خوای به من ملحق بشی؟

196
00:11:20,797 --> 00:11:22,649
‫اوه...ممنون.

197
00:11:23,890 --> 00:11:26,599
‫دوستم "لئونارد" می‌گفت اگه مزاحم شما بشم

198
00:11:26,619 --> 00:11:28,574
‫وقتی دارین غذا می‌خورین
‫شما فکر می‌کنین من یه آدم عجیب غریب آویزونم.

199
00:11:28,590 --> 00:11:30,057
‫خب...

200
00:11:30,348 --> 00:11:33,826
‫به نظر میاد دوستت "لئونارد" یه آدم ترسوئه.

201
00:11:36,566 --> 00:11:39,811
‫هست آقای "ارل جونز"، هست.

202
00:11:42,325 --> 00:11:45,452
‫خب، من توی صفحه‌ی پیغام‌های "کامیک کان" هستم.

203
00:11:45,465 --> 00:11:47,607
‫و یه مطلب از یکی هست

204
00:11:47,618 --> 00:11:50,651
‫که گفته وقتی داشته از نشان یکی دیگه استفاده می‌کرده دستگیر شده

205
00:11:50,950 --> 00:11:54,429
‫و حق با "شلدون" بود ، به جرم دزدی جریمه شده.

206
00:11:54,833 --> 00:11:58,562
‫بچه‌ها...اگه من با لباس "مشعل انسانی" بیفتم توی زندان
‫ممکنه معنی اشتباه بده.

207
00:12:02,347 --> 00:12:04,547
‫شاید فکر خوبی نیست.

208
00:12:04,589 --> 00:12:08,524
‫می‌تونم به اون یارو اس.ام.اس بدم.
‫و بگم نظرمون عوض شده

209
00:12:09,656 --> 00:12:10,769
‫این کار رو بکن.

210
00:12:10,998 --> 00:12:12,111
‫باشه.

211
00:12:12,136 --> 00:12:15,429
‫"ما رسما نمیریم "کامیک کان.

212
00:12:17,560 --> 00:12:19,760
‫صبر کن.ما همیشه این کار رو می‌کنیم.

213
00:12:19,767 --> 00:12:21,534
‫- چی کار؟
‫- میترسیم.

214
00:12:21,547 --> 00:12:25,374
‫ما اینقدر از توی دردسر افتادن می‌ترسیم
‫که هیچ وقت هیچ کار اشتباهی نمی‌کنیم.

215
00:12:25,393 --> 00:12:26,974
‫به خاطر اینکه آدم‌های خوبی هستیم.

216
00:12:27,000 --> 00:12:28,873
‫حتی "بتمن" هم قانون شکنی می‌کنه.

217
00:12:28,902 --> 00:12:30,991
‫می‌دونی من با "بتمن" کشمکش دارم.

218
00:12:32,744 --> 00:12:37,837
‫من میگم، این یه بار، به جای جا زدن
‫بیاین کله خر باشیم!

219
00:12:38,742 --> 00:12:40,376
‫باشه، من کله خر میشم

220
00:12:40,390 --> 00:12:42,627
‫فقط به شرطی که تو هم قسم انگشتی بخوری که تو هم کله خر میشی

221
00:12:45,116 --> 00:12:46,605
‫هاوارد" تو هم هستی؟"

222
00:12:46,622 --> 00:12:49,267
‫نیازی نیست. من همیشه قانون شکنی می‌کنم.

223
00:12:50,449 --> 00:12:51,697
‫یکیش رو بگو.

224
00:12:51,708 --> 00:12:52,943
‫دیشب.

225
00:12:52,956 --> 00:12:56,072
‫شربت معده‌ام رو از توی بطریش سر کشیدم.

226
00:12:58,218 --> 00:12:59,798
‫پس اون لیوان کوچولوئه که روش بهت میدن چی؟

227
00:12:59,820 --> 00:13:01,099
‫آره.

228
00:13:02,109 --> 00:13:03,443
‫پس اون چی؟

229
00:13:07,147 --> 00:13:08,400
‫تحت تاثیرش قرار گرفتی؟

230
00:13:08,412 --> 00:13:10,229
‫- یه کم.
‫- آره من هم.

231
00:13:13,680 --> 00:13:17,026
‫می‌دونی، وقتی من برای اولین بار فیلنامه‌ی "جنگ ستارگان
‫قسمت پنجم : امپراطور ضربه می زند" رو خوندم

232
00:13:17,050 --> 00:13:20,237
‫و "دارث وِیدر" به "لوک" گفت که پدرشه...

233
00:13:20,570 --> 00:13:22,812
‫من فکر کردم حتما داره دروغ میگه.

234
00:13:23,529 --> 00:13:24,982
‫من هم!

235
00:13:24,990 --> 00:13:27,786
‫- ولی نمی‌گفت، نه؟
‫- نمی‌گفت!

236
00:13:28,096 --> 00:13:30,351
‫چقدر داغون بود؟!

237
00:13:31,644 --> 00:13:33,252
‫خیلی داغون بود.

238
00:13:34,024 --> 00:13:36,417
‫نظرت چیه بریم خوش بگذرونیم؟

239
00:13:36,640 --> 00:13:39,792
‫زنم نیویورکه من هم یه مقداری پول باقیمونده از چک "شیرشاه" دارم

240
00:13:39,807 --> 00:13:41,700
‫که بدجور دلش می‌خواد خرج بشه.

241
00:13:44,400 --> 00:13:47,220
‫خب، چای بد از ظهر ضد حال بود.

242
00:13:47,244 --> 00:13:50,804
‫بخوای جنبه‌ی مثبتش رو ببینی، همه‌ی شش ساله‌های اونجا
‫به تاج من حسودی می‌کردن.

243
00:13:52,595 --> 00:13:54,582
‫نمی‌خوام دروغ بگم، حس خوبی بود.

244
00:13:56,587 --> 00:13:57,880
‫بذارید ازتون یه سوالی بپرسم

245
00:13:57,898 --> 00:13:59,598
‫شما از کی حس کردید آدم بزرگ شدید؟

246
00:13:59,623 --> 00:14:01,426
‫چون من مطمئن نیستم که این حس رو داشته باشم.

247
00:14:01,785 --> 00:14:03,985
‫صادقانه بگم، فکر می‌کردم وقتی ازدواج کنم این حس بهم دست میده

248
00:14:04,012 --> 00:14:06,685
‫ولی هنوز یه جورایی حس می‌کنم که دارم وانمود می‌کنم.

249
00:14:06,705 --> 00:14:09,737
‫وقتی بیشتر لباس‌هام رو از لباس بچه فروشی
‫می‌خرم هم باید این حس رو داشته باشم

250
00:14:11,561 --> 00:14:12,974
‫خب، من یه آدم بزرگسالم

251
00:14:12,984 --> 00:14:17,159
‫و اون روز یه پیرمرد رو دیدم که پاش لغزید و افتاد زمین و من خندیدم

252
00:14:18,214 --> 00:14:19,917
‫منظورم اینه که شدید خندیدم.

253
00:14:20,917 --> 00:14:22,923
‫مثلا، مثلا، بلند.

254
00:14:23,476 --> 00:14:25,442
‫اگه به هوش بود، می‌تونست صدام رو بشنوه.

255
00:14:26,666 --> 00:14:27,999
‫- اوه خدای من.
‫- می‌دونم.

256
00:14:28,032 --> 00:14:29,879
‫یکی از اون توپ‌ها از واکرش کنده شد

257
00:14:29,906 --> 00:14:32,015
‫و دقیقا خورد توی سرش.
‫منظورم اینه که...

258
00:14:32,815 --> 00:14:33,776
‫من...

259
00:14:33,796 --> 00:14:35,965
‫تقریبا خودم رو خیس کردم.

260
00:14:37,797 --> 00:14:39,416
‫فکر کنم باید اونجا ‌بودید تا بفهمید.

261
00:14:40,881 --> 00:14:42,474
‫فکر کنم که من هردوتاتون رو شکست بدم.

262
00:14:42,487 --> 00:14:45,194
‫تصور کنین که سعی می‌کنی احساس بالغ بودن داشته باشی
‫وقتی که تا حالا به هیچ مردی سکس نداشتی.

263
00:14:45,214 --> 00:14:47,841
‫خیلی خب، سکس چیزی نیست که تو رو آدم بزرگ می‌کنه.

264
00:14:47,859 --> 00:14:50,394
‫آره، وگرنه تو پیرترین آدم اینجا بودی.

265
00:14:52,725 --> 00:14:53,619
‫واقعا؟

266
00:14:53,637 --> 00:14:55,257
‫اینجوری با مامانت حرف می‌زنی؟

267
00:14:59,765 --> 00:15:01,599
‫همین الان پارک کرد.
‫داره میاد بالا.

268
00:15:01,612 --> 00:15:02,972
‫خوبه. خیلی هیجان‌انگیزه.

269
00:15:02,993 --> 00:15:04,867
‫- هست، احساس سرزنده بودن می‌کنم.
‫- آره.

270
00:15:05,086 --> 00:15:06,893
‫اگه دستگیر بشیم چی، کی براش مهمه؟

271
00:15:06,931 --> 00:15:08,425
‫خب از "کامیک کان" محروم میشیم.

272
00:15:08,437 --> 00:15:10,177
‫- شاید جریمه هم شدیم.
‫- اوه، نه.

273
00:15:10,194 --> 00:15:12,241
‫من یه فضانورد و یه پسر بد میشم

274
00:15:12,260 --> 00:15:14,217
‫زن‌ها چجوری می‌تونن شلوارهاشون رو بالا نگه دارن؟

275
00:15:15,317 --> 00:15:18,771
‫اوه، شاید این مساله وقتی دارم برای
‫شهروندی آمریکا اقدام می‌کنم بحثش پیش بیاد.

276
00:15:19,557 --> 00:15:22,143
‫اوه، لعنتی، اگه وقتی دارم برای شهروندی آمریکا
‫اقدام می‌کنم بحثش پیش بیاد چی؟

277
00:15:23,074 --> 00:15:26,912
‫نمی‌دونم لازمه یه همچین چیزی رو وقتی داریم
‫برای کمک هزینه‌ی تحصیلی تقاضا میدیم توضیح بدیم؟

278
00:15:27,524 --> 00:15:29,067
‫امکان داره هر لحظه سر برسه، باید چی کار کنیم؟

279
00:15:29,094 --> 00:15:31,278
‫شما خیلی بچه‌این.

280
00:15:31,291 --> 00:15:32,917
‫من دُرستش می‌کنم.

281
00:15:34,304 --> 00:15:36,671
‫اگه فکر کنه خونه نیستیم، میره.

282
00:15:38,966 --> 00:15:39,914
‫فکر می‌کردم تو کله خری.

283
00:15:39,934 --> 00:15:42,477
‫در مورد شربت معده دروغ گفتم
‫همیشه از اون لیوان کوچولو استفاده می‌کنم!

284
00:15:49,650 --> 00:15:53,157
‫درسته که وقتی بچه بودی لکنت زبون داشتی

285
00:15:53,183 --> 00:15:56,124
‫و عملا برای هشت سال لال بودی؟

286
00:15:56,148 --> 00:15:57,899
‫- درسته.
‫- اوه.

287
00:15:58,382 --> 00:16:01,629
‫"درسته که برای صدای نفس کشیدن "دارث وِیدر

288
00:16:01,649 --> 00:16:04,089
‫از کپسول غواصی استفاده کردن؟

289
00:16:04,105 --> 00:16:06,070
‫- آره، این کار رو کردن.
‫- اوه.

290
00:16:06,981 --> 00:16:10,881
‫درسته که توی کالج دانشجوی پزشکی بودی

291
00:16:10,900 --> 00:16:12,614
‫و تقریبا دکتر شدی؟

292
00:16:12,636 --> 00:16:15,928
‫- دُرسته.
‫- "اوه، "جیمز!

293
00:16:16,137 --> 00:16:18,756
‫می‌تونم تمام شب به خاطرا‌تت گوش بدم.

294
00:16:27,988 --> 00:16:30,948
‫منظورم اینه که، واقعا چی آدم بزرگ بودن خوبه؟

295
00:16:30,982 --> 00:16:34,566
‫خب، برای شروع، ما داشتیم این چک رو سه نفری تقسیم می‌کردیم

296
00:16:36,292 --> 00:16:38,584
‫جدی میگم ، کیه که بخواد همه‌ی اون کارها رو بکنه؟

297
00:16:38,606 --> 00:16:40,606
‫بیمه داشته باشه، رهن بده

298
00:16:40,625 --> 00:16:43,544
‫یکی از اون نوشته‌های کوچولو بذاره وقتی میزنه به یه ماشین پارک شده

299
00:16:44,856 --> 00:16:46,606
‫بهت گفتم کار "پنی"ـه.

300
00:16:48,042 --> 00:16:50,809
‫اوه، بیخیال، من نبودم.
‫هر کی می‌تونه کوبیده باشه به آینه‌ات...

301
00:16:50,829 --> 00:16:52,626
‫یا هر اتفاقی که افتاده.

302
00:16:55,858 --> 00:16:57,292
‫شاید حق با پسرهاست.

303
00:16:57,311 --> 00:16:59,421
‫منظورم اینه که ما کل شب رو سعی کردیم آدم‌های بالغی باشیم

304
00:16:59,434 --> 00:17:01,081
‫و یه جورایی خسته‌کننده بود.

305
00:17:01,092 --> 00:17:03,172
‫مطمئنم داره به اونها بیشتر از ما خوش می‌گذره.

306
00:17:05,386 --> 00:17:08,839
‫اوه، خدایا، الان واقعا دوتا قاشق شربت معده لازم دارم.

307
00:17:19,946 --> 00:17:21,886
‫"سلام "لس آنجلس!

308
00:17:21,916 --> 00:17:25,020
‫من با "دارث وِیدر" سوار چرخ و فلکم!

309
00:17:25,802 --> 00:17:28,099
‫و اون خیلی بهتر از چیزیه که شما فکر می‌کنین!

310
00:17:29,532 --> 00:17:31,411
‫هستم!

311
00:17:35,156 --> 00:17:39,011
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ توی جنگل، جنگل بزرگ ™â</font>

312
00:17:39,043 --> 00:17:41,792
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ امشب شیر می‌خوابه ™â</font>

313
00:17:41,812 --> 00:17:42,922
‫"آفرین، ادامه بده "موفاسا.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(شیری که ارل جونز در شیرشاه صدا پیشه‌اش بود)</font>

314
00:17:52,512 --> 00:17:55,198
‫- نمی‌فهمم داریم چی‌کار می‌کنیم.
‫- هیس.

315
00:17:56,220 --> 00:17:58,903
‫- اینجا خونه‌ی کیه؟
‫- "کَری فیشر".

316
00:17:59,720 --> 00:18:02,700
‫و یه کم دیوونه‌اس.
‫پس آماده شو که فرار کنی.

317
00:18:16,757 --> 00:18:19,934
‫"دیگه خنده‌دار نیست "جیمز!

318
00:18:21,847 --> 00:18:23,860
‫پس چرا من دارم می‌خندم؟

319
00:18:32,353 --> 00:18:36,259
‫آره، "شلدون" این بهترین پایان برای یه شب عالیه.

320
00:18:37,998 --> 00:18:39,363
‫باشه.

321
00:18:40,776 --> 00:18:43,335
‫آره ولی من فکر می‌کنم می‌تونست با کارائوکی تموم بشه.

322
00:18:44,572 --> 00:18:47,615
‫وقتی توی کلوب لختی‌ها بودیم چی می‌خواستی ازم بپرسی؟

323
00:18:48,800 --> 00:18:49,900
‫اوه.

324
00:18:49,920 --> 00:18:52,764
‫چقدر باید بدم که از روی پام بیان پایین؟

325
00:18:53,787 --> 00:18:56,122
‫نه. یه چیزی در مورد همایش.

326
00:18:56,381 --> 00:18:58,254
‫اوه، درسته!
‫خب...

327
00:18:58,536 --> 00:19:01,602
‫من و دوست‌هام نتونستیم امسال بلیط "کامیک کان" گیر بیاریم

328
00:19:01,613 --> 00:19:04,426
‫و من داشتم سعی می‌کردم که همایش خودم رو شروع کنم

329
00:19:04,445 --> 00:19:08,628
‫و می‌خواستم ازت بخوام که عضو هیئت بشی.

330
00:19:09,059 --> 00:19:11,666
‫چرا تو و دوست‌هات با من نمیاین "کامیک کان"؟

331
00:19:11,693 --> 00:19:13,300
‫- جدی؟
‫- البته.

332
00:19:13,318 --> 00:19:17,978
‫و "سان دیه‌گو" دقیقا اون‌طرف مرز شهر مورد علاقه‌ام روی زمین

333
00:19:18,000 --> 00:19:20,311
‫تیهوانا"ی مکزیکه"...

334
00:19:21,758 --> 00:19:24,101
‫جایی که من هر شب می‌برمت!

335
00:19:26,273 --> 00:19:27,831
‫آی، آی، آی.

336
00:19:29,077 --> 00:19:31,393
‫آی، آی ، آی، بنگ بنگ.

337
00:19:37,864 --> 00:19:40,743
‫خب، "بو بریجز" روی شونه‌های منه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بازیگر)</font>

338
00:19:40,763 --> 00:19:44,524
‫"و "جف بریجز" روی شونه‌های "مارلون براندو
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بازیگر)</font>

339
00:19:44,543 --> 00:19:48,066
‫و یادت باشه ما اجازه نداشتیم توی استخر باشیم...

340
00:19:48,096 --> 00:19:50,089
‫آهای! "شلدون"، پاشو!

341
00:19:50,641 --> 00:19:54,008
‫و..."انجی دیکینسون" داشت سگ‌ها رو می‌فرستاد که بهمون حمله کنن
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بازیگر)</font>

342
00:19:54,025 --> 00:19:56,678
‫من رفتم زیر آب و "مارلون" رفت زیر آب

343
00:19:56,691 --> 00:19:59,918
‫و ارتفاع آب حدود شصت سانتی‌متر اومد بالا
‫و کل ایونش رو آب برداشت

344
00:19:59,931 --> 00:20:03,837
‫و سگ‌ها ترسیدن و فرار کردن و بعد ما فرار کردیم...

345
00:20:03,903 --> 00:20:05,625
‫اوه، پسر!

346
00:20:05,645 --> 00:20:07,620
‫خیلی باحال بود.

347
00:20:09,653 --> 00:20:11,536
‫اوه..."انجی دیکینسون" کیه؟

348
00:20:12,500 --> 00:20:13,500
‫مترجمین : فربد و شمیم
‫<font color="#۰۰ff۰۰"><font color=Red>FarboD</font> & <font color=Red>Sham!m</font></font>

349
00:20:14,500 --> 00:20:15,500
‫<font face="century gothic" color="#f۲۶۵۲۲">© TvWorld Interpreters Group</font>
‫: <font face="century gothic" color="#۰۱۸۶۷e">TvWorld.iNFO</font> :..

