1
00:00:02,701 --> 00:00:07,338
‫آقایان، روز "جنگ ستارگان" به زودی فرا خواهد رسید

2
00:00:07,340 --> 00:00:09,006
‫باید برنامه هامون رو نهایی کنیم

3
00:00:09,008 --> 00:00:11,041
‫چی؟ واقعا همچین چیزی هست؟

4
00:00:11,910 --> 00:00:14,278
‫این دیگه چه روزیه؟ مثلا روز کریسمس "جنگ ستارگان" ـه؟

5
00:00:14,280 --> 00:00:16,881
‫نه، مسخره نباش

6
00:00:16,883 --> 00:00:18,883
‫کریسمس برای اون دوپاهای پشمالوئه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(ووکی : از شخصیت های جنگ ستارگان)</font>

7
00:00:18,885 --> 00:00:21,385
‫خب حالا کِی هست؟

8
00:00:21,387 --> 00:00:24,121
‫خب احتمالا پنجم که نیست

9
00:00:24,123 --> 00:00:26,991
‫سوم هم فکر نکنم باشه

10
00:00:30,428 --> 00:00:33,430
‫چهارم ماه "مِی" هست

11
00:00:34,900 --> 00:00:37,034
‫گرفتی؟

12
00:00:37,036 --> 00:00:39,970
‫باشد که چهارم برای تو باشد؟

13
00:00:40,939 --> 00:00:43,274
‫باشد که بهترین از آن تو باشد" گرفتی؟"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(دیالوگ مشهور اوبی‌وان کنوبی)</font>

14
00:00:43,276 --> 00:00:46,010
‫اوه نه، این قیافه ام معنیش نگرفتنم نیست!

15
00:00:47,312 --> 00:00:50,881
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ کل جهان ما در یه حالت داغ و متراکم بود ™â</font>

16
00:00:50,883 --> 00:00:54,218
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ بعد حدود ۱۴ میلیارد سال پیش ™â
‫â™ انبساط آغاز شد. صبر کن ™â</font>

17
00:00:54,220 --> 00:00:55,886
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ زمین شروع به سرد شدن کرد ™â</font>

18
00:00:55,888 --> 00:00:59,089
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ تک سلولی ها شروع به رشد کردند ™â
‫â™ و انسان نخستین ابزار رو تولید کرد ™â</font>

19
00:00:59,091 --> 00:01:00,958
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ ما دیوارها رو ساختیم ™â
‫â™ ما اهرام رو ساختیم ™â</font>

20
00:01:00,960 --> 00:01:03,894
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ ریاضیات، علم، تاریخ و کشف معماها ™â</font>

21
00:01:03,896 --> 00:01:05,496
‫<font color="#۰۰۸۰ff">â™ همه اینها با یک انفجار بزرگ آغاز شد ™â</font>

22
00:01:05,600 --> 00:01:07,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Big Bang Theory"
‫فصل ۷
‫قسمت ۲۲ : دگرگون سازی پروتون</font>

23
00:01:08,000 --> 00:01:09,000
‫: مترجمین
‫<font color=#۰۰FF۸۰>Mikado</font> & <font color=HotPink>Sham!m</font>

24
00:01:10,000 --> 00:01:11,000
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد»
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

25
00:01:13,373 --> 00:01:14,372
‫بیا تو

26
00:01:16,342 --> 00:01:18,343
‫یه لحظه وقت داری؟

27
00:01:18,345 --> 00:01:19,344
‫بله

28
00:01:19,346 --> 00:01:20,812
‫در واقع خوشحالم که اینجایی

29
00:01:20,814 --> 00:01:24,516
‫دارم روی برنامه زمانبندی روز "جنگ ستارگان" کار میکنم

30
00:01:24,518 --> 00:01:27,786
‫یه پنجره برای قسمت "تهدید شبح" باز کردم

31
00:01:27,788 --> 00:01:29,621
‫برای غر زدن در مورد این قسمت، اما...

32
00:01:31,657 --> 00:01:34,726
‫نگرانم که یک ساعت زمان کافی برای این کار نباشه

33
00:01:37,296 --> 00:01:40,565
‫شلدون" خبرای بدی دارم"

34
00:01:40,567 --> 00:01:41,700
‫چی شده؟

35
00:01:41,702 --> 00:01:44,502
‫الان توی اخبار خوندم که

36
00:01:44,504 --> 00:01:47,038
‫آرتور جفریز" فوت کرده"

37
00:01:49,008 --> 00:01:50,909
‫پروفسور پروتون" مُرده؟"

38
00:01:51,877 --> 00:01:53,778
‫شرمنده رفیق

39
00:02:04,123 --> 00:02:06,324
‫داری چی کار میکنی؟

40
00:02:06,326 --> 00:02:09,628
‫تسلی میدمت

41
00:02:09,630 --> 00:02:11,863
‫قلبت شاید جای درستی باشه

42
00:02:11,865 --> 00:02:14,032
‫ولی سر و قفسه سینه و بازوهات نه

43
00:02:16,535 --> 00:02:18,603
‫به هر حال، مراسم ختم برای یکشنبه است

44
00:02:18,605 --> 00:02:21,139
‫اما یکشنبه روز جنگ ستارگان ـه

45
00:02:21,141 --> 00:02:23,241
‫آره

46
00:02:23,243 --> 00:02:25,710
‫در برابر ناراحتی های این اتفاق

47
00:02:25,712 --> 00:02:28,480
‫شاید این موضوع ارجح نباشه

48
00:02:30,049 --> 00:02:32,183
‫تو حالت خوبه؟
‫میدونم که خیلی اونو دوست داشتی

49
00:02:32,185 --> 00:02:34,285
‫خوبم

50
00:02:34,287 --> 00:02:36,988
‫باشه

51
00:02:38,958 --> 00:02:42,260
‫بعد وقتی مدل غذای صبحونه اش رو
‫عوض میکنن گریه میکنه

52
00:02:43,897 --> 00:02:45,831
‫این موضوع جالبیه

53
00:02:45,833 --> 00:02:47,399
‫دخترا و پسرا

54
00:02:47,401 --> 00:02:51,036
‫بعد از اینکه جغد غذاش رو میخوره
‫قسمتی از غذاش رو به بیرون تف میکنه

55
00:02:51,038 --> 00:02:54,606
‫اون قسمتی از غذاش که نمیتونه هضمش کنه
‫اونم به شکل گلوله مانند

56
00:02:57,443 --> 00:02:59,111
‫به همین خاطر نیست که جغد صدای هو هو داره؟

57
00:03:03,816 --> 00:03:08,253
‫برخواهیم گشت، بعد از اینکه نویسنده های متنم رو اخراج کردم

58
00:03:09,356 --> 00:03:12,224
‫اوه، خفه

59
00:03:12,226 --> 00:03:14,393
‫داری دوست قدیمیت رو نگاه میکنی؟

60
00:03:14,395 --> 00:03:16,395
‫آره

61
00:03:16,397 --> 00:03:17,596
‫"ببینش "امی

62
00:03:17,598 --> 00:03:19,231
‫باعث شرمندگیه

63
00:03:19,233 --> 00:03:21,800
‫اول جوانی به پایین کشیده شدم

64
00:03:23,770 --> 00:03:26,838
‫میخوای باهات به مراسم ختم بیام؟

65
00:03:26,840 --> 00:03:28,740
‫نه من به مراسم نمیرم

66
00:03:28,742 --> 00:03:30,175
‫چرا نه؟

67
00:03:30,177 --> 00:03:32,344
‫جائی که همه مردم دماغ هاشون رو بالا میکشن

68
00:03:32,346 --> 00:03:36,448
‫نمیتونی بفهمی مریض هستن یا ناراحت

69
00:03:36,450 --> 00:03:40,485
‫تو خونه جشن روز جنگ ستارگان رو خواهم گرفت
‫طوری که برنامه ریزی کرده بودم

70
00:03:40,487 --> 00:03:42,754
‫مطمئنی که نمیخوای به مراسم بری و خداحافظی کنی؟

71
00:03:42,756 --> 00:03:48,460
‫سوگواری برای اتفاقات اجتناب ناپذیر کاری بیهوده است

72
00:03:48,462 --> 00:03:51,096
‫و نگاه کردن فیلم یه مُشت احمق فضایی

73
00:03:51,098 --> 00:03:53,332
‫که صدبار دیدی بیهوده نیست؟

74
00:03:53,334 --> 00:03:55,934
‫اگر رابطه جنسی فیزیکی داشتیم

75
00:03:55,936 --> 00:03:57,536
‫امشب خبری از سکس نبود

76
00:04:01,440 --> 00:04:03,041
‫سلام بچه ها

77
00:04:03,043 --> 00:04:05,944
‫سلام پنی، روز جنگ ستارگانت مبارک

78
00:04:07,546 --> 00:04:09,581
‫باشه

79
00:04:09,583 --> 00:04:11,483
‫میخوای برات صبحانه دُرست کنم؟

80
00:04:11,485 --> 00:04:15,720
‫بار اسنک "فرمانده اکبر" آماده خدمات رسانی است

81
00:04:15,722 --> 00:04:17,956
‫نه ممنون، من و "لئونارد" داریم میریم به مراسم ختم

82
00:04:17,958 --> 00:04:20,125
‫مطمئنی؟ حتی قهوه هم نمیخوای

83
00:04:20,127 --> 00:04:22,227
‫بدون کافئین هم داریم R۲ مدل

84
00:04:23,028 --> 00:04:26,131
‫قهوه همراه با پرنسس لیا
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(شوخی با شخصیت های جنگ ستارگان)</font>

85
00:04:27,399 --> 00:04:29,067
‫و اگه قهوه هم دوست نداشتی

86
00:04:29,069 --> 00:04:31,569
‫"۳PO" میتونم برات چائی روباتی مدل
‫درست کنم

87
00:04:31,571 --> 00:04:35,540
‫بود "C-۳PO" آره گرفتم، منظورت روبات

88
00:04:35,542 --> 00:04:37,575
‫چه بلایی سرم اومده؟

89
00:04:37,577 --> 00:04:40,378
‫شلدون" تو چیزی نمیخوای؟"

90
00:04:40,380 --> 00:04:41,913
‫نه ممنون

91
00:04:41,915 --> 00:04:43,448
‫خیلی ساکتی

92
00:04:43,450 --> 00:04:47,085
‫ناراحتی یا سیستمت داره دوباره بالا میاد؟

93
00:04:47,087 --> 00:04:48,887
‫خوبم

94
00:04:48,889 --> 00:04:50,221
‫عزیزم، مطمئنی که

95
00:04:50,223 --> 00:04:52,557
‫نمیخوای با ما به مراسم بیایی؟

96
00:04:52,559 --> 00:04:54,826
‫ممنونم از پیشنهادت، اما "آرتور" دیگه رفته

97
00:04:54,828 --> 00:04:56,995
‫و کاری نیست که از دست من درباره این بربیاد

98
00:04:56,997 --> 00:04:59,697
‫وقتی "دارت وِیدر"، "اوبی وان" رو پرت کرد داخل راکتور

99
00:04:59,699 --> 00:05:02,333
‫لوک" برای "اوبی وان" گریه کرد و رفت مراسم ختمش؟"

100
00:05:02,335 --> 00:05:03,334
‫نه

101
00:05:03,336 --> 00:05:04,569
‫نه، اون "ستاره مرگ" رو منفجر کرد و با جسد پدرش از اونجا رفت

102
00:05:04,571 --> 00:05:06,204
‫برای چی این چیزا رو میدونم؟

103
00:05:07,740 --> 00:05:09,707
‫آرتو جفریز" یه دانشمند بود"

104
00:05:09,709 --> 00:05:11,309
‫مطمئنم که اون به چیزای خرافی

105
00:05:11,311 --> 00:05:13,678
‫مثل مراسم ختم اهمیتی نمیداد

106
00:05:13,680 --> 00:05:16,147
‫اگه اون اینجا بود مطمئن بودم که میگفت

107
00:05:16,149 --> 00:05:17,882
‫از روز "جنگ ستارگان" ـت لذت ببر

108
00:05:17,884 --> 00:05:20,952
‫اون هشتاد و چهار سالش بود
‫احتمالا میگفت پودینگ من کجاست؟

109
00:05:22,721 --> 00:05:25,089
‫قبل از اینکه برید حداقل اجازه بدید براتون

110
00:05:25,091 --> 00:05:28,193
‫حمله ای از کلوچه ها" برای تو راهتون بذارم"

111
00:05:28,195 --> 00:05:30,829
‫"آره، مثل "حمله کلون ها

112
00:05:30,831 --> 00:05:32,797
‫همین الان دیگه باید از اینجا بریم

113
00:05:34,767 --> 00:05:37,101
‫مرگ "آرتور" برای "شلدون" سخت تر از اونی بوده

114
00:05:37,103 --> 00:05:38,837
‫که بتونه قبول کنه

115
00:05:38,839 --> 00:05:40,505
‫واقعا امیدوارم این خوشحالش کنه

116
00:05:40,507 --> 00:05:41,673
‫منم همینطور

117
00:05:41,675 --> 00:05:43,074
‫البته شاید

118
00:05:43,076 --> 00:05:45,310
‫خیلی هم کار خوبی نکرده باشیم
‫که کیک "ستاره مرگ" براش درست کردیم

119
00:05:46,612 --> 00:05:49,147
‫نه، اتفاقا این دوتا از چیزهای محبوب "شلدون" رو شامل میشه

120
00:05:49,149 --> 00:05:50,615
‫شکلات

121
00:05:50,617 --> 00:05:54,052
‫و قابلیت از بین بردن یه سیاره با فشار یه دکمه

122
00:05:54,054 --> 00:05:57,155
‫به هر حال، سورپرایز خوبی برای پسرا میشه

123
00:05:57,157 --> 00:05:59,691
‫هاوی" فکر میکنه من علایقش رو جدی نمیگیرم"

124
00:05:59,693 --> 00:06:02,360
‫امیدوارم این برای چند وقت گولش بزنه

125
00:06:02,362 --> 00:06:06,364
‫خب بریم شیرینی رو بیاریم و روش قرار بدیم

126
00:06:06,366 --> 00:06:07,866
‫این خیلی باحاله

127
00:06:07,868 --> 00:06:10,335
‫معمولا خیلی، کیک های توپی نمیبینی

128
00:06:13,138 --> 00:06:15,773
‫الان فهمیدم چرا

129
00:06:22,147 --> 00:06:24,249
‫باید اعتراف کنم

130
00:06:24,251 --> 00:06:26,351
‫تا حالا هیچ وقت به مراسم ختم نرفته بودم

131
00:06:26,353 --> 00:06:27,352
‫واقعا؟

132
00:06:27,354 --> 00:06:29,254
‫فقط کسی رو نمیشناختم که فوت کرده باشه

133
00:06:29,256 --> 00:06:31,689
‫البته یه خوک کوچولو داشتم وقتی بچه بودم

134
00:06:31,691 --> 00:06:34,158
‫که وقتی مُرد، مراسمی براش نگرفتیم

135
00:06:34,160 --> 00:06:36,127
‫کبابش کردیم و خوردیم

136
00:06:38,964 --> 00:06:41,599
‫خب ما امشب "آرتور" رو نمیخوریم

137
00:06:44,570 --> 00:06:48,406
‫من خیلی نمیشناختمش، اما دوسش داشتم

138
00:06:48,408 --> 00:06:51,609
‫عجیبه که...رفته

139
00:06:51,611 --> 00:06:53,177
‫میدونم

140
00:06:53,179 --> 00:06:55,580
‫فکر کنم میخوام گریه کنم

141
00:06:55,582 --> 00:06:57,615
‫مشکلی نداره

142
00:06:57,617 --> 00:06:59,117
‫گریه کن

143
00:07:04,290 --> 00:07:05,857
‫وقتی بهم زل زده باشی نمیتونم که

144
00:07:05,859 --> 00:07:07,558
‫شرمنده

145
00:07:11,163 --> 00:07:13,131
‫نه نمیشه، نمیاد

146
00:07:13,133 --> 00:07:15,667
‫تو پسر گریه کن مایی، شروع کن تا منم بهت ملحق بشم

147
00:07:16,835 --> 00:07:18,836
‫من گریه کن نیستم

148
00:07:18,838 --> 00:07:20,104
‫داستان اسباب بازی ۳؟

149
00:07:20,106 --> 00:07:23,241
‫اسباب بازی ها، توی کوره دست همدیگه رو گرفته بودن

150
00:07:28,347 --> 00:07:31,115
‫آرتور" خوب زندگی کرد"

151
00:07:31,117 --> 00:07:34,485
‫و به خیلی از آدم ها الهام بخشید

152
00:07:34,487 --> 00:07:37,388
‫مطمئنا قهرمان کودکی من بود

153
00:07:37,390 --> 00:07:40,992
‫که البته اینکه من پیشش بودم

154
00:07:40,994 --> 00:07:43,728
‫کنارش، قبل از اینکه...

155
00:07:43,730 --> 00:07:46,531
‫بمیره...

156
00:07:46,533 --> 00:07:49,801
‫موهبتی بود

157
00:07:49,803 --> 00:07:52,370
‫واقعا بود

158
00:07:52,372 --> 00:07:54,605
‫ممنون که فرد احساساتی ماجرا هستی

159
00:07:54,607 --> 00:07:56,708
‫توی این رابطه

160
00:07:56,710 --> 00:07:59,310
‫هواتو دارم

161
00:07:59,312 --> 00:08:00,678
‫آره

162
00:08:02,982 --> 00:08:05,183
‫خیلی خب

163
00:08:05,185 --> 00:08:07,452
‫قسمت اول : تهدید شبح

164
00:08:08,588 --> 00:08:10,121
‫زود تمومش کنیم

165
00:08:10,123 --> 00:08:12,090
‫خب از اونجایی که همه موافقیم که این قسمت محبوبمون نیست

166
00:08:12,092 --> 00:08:13,624
‫شاید این دفعه بتونیم ازش بگذریم

167
00:08:13,626 --> 00:08:15,693
‫بله "هاوارد"، من فکر میکنم شما باید

168
00:08:15,695 --> 00:08:17,061
‫باید این قانون رو کنار بذارید که

169
00:08:17,063 --> 00:08:18,796
‫اگه چیزی مطابق میل ـتون نبود

170
00:08:18,798 --> 00:08:20,598
‫باید از دستش خلاص بشیم

171
00:08:23,635 --> 00:08:26,637
‫میدونید من اینو جایی شنیدم که ترتیب دیدن این فیلم ها

172
00:08:26,639 --> 00:08:29,874
‫که بهش میگن ترتیب چاقویی
‫به ترتیب قسمت چهارم، بعد پنجمه

173
00:08:29,876 --> 00:08:31,776
‫بعد قسمت اول رو بیخیال میشی

174
00:08:31,778 --> 00:08:33,978
‫قسمت دوم و سوم رو به عنوان داستان اولیه نگاه میکنی

175
00:08:33,980 --> 00:08:35,513
‫و بعد با قسمت ششم تمومش میکنی

176
00:08:35,515 --> 00:08:37,648
‫پس اینطوری قسمت های مربوط به
‫شخصیت "جار جار بینکز" رو نمیبینی

177
00:08:37,650 --> 00:08:40,518
‫و صحبت های مربوط به فدراسیون تجاری
‫و حرف های خسته کننده مجلس سنای کهکشان

178
00:08:40,520 --> 00:08:43,654
‫که مثل دیدن کانال دولتی "سی-اسپن" و هیولاهاست

179
00:08:44,690 --> 00:08:46,424
‫دیدن فدراسیون تجاری رو بیخیال بشیم؟

180
00:08:46,426 --> 00:08:48,626
‫"پس چطوری "پالپاتین"، صدراعظم "والوروم

181
00:08:48,628 --> 00:08:50,028
‫رو از دفترش میندازه بیرون؟

182
00:08:50,030 --> 00:08:51,062
‫ها؟

183
00:08:51,064 --> 00:08:53,097
‫چطور باعث میشه انتخابش کنن؟ چطوری؟

184
00:08:53,099 --> 00:08:54,832
‫نمیشه یه مراسم رو طوری برگزار کنیم

185
00:08:54,834 --> 00:08:58,002
‫که شما توش یه چیز مسخره نگید؟

186
00:08:58,004 --> 00:08:59,404
‫فقط یه پیشنهاد بود

187
00:08:59,406 --> 00:09:01,606
‫میدونی دیگه چی فقط یه پیشنهاده؟

188
00:09:01,608 --> 00:09:03,674
‫چرا نیاییم طرح روی غذای صبحانه رو عوض کنیم؟

189
00:09:03,676 --> 00:09:06,611
‫و میدونی چه کسی با این کار صدمه میبینه؟

190
00:09:06,613 --> 00:09:08,413
‫هر آدمی که صبحانه میخوره

191
00:09:11,884 --> 00:09:13,251
‫عجب

192
00:09:13,253 --> 00:09:14,385
‫فکر کنم قضیه

193
00:09:14,387 --> 00:09:16,387
‫پروفسور پروتئین خیلی اذیتش کرده

194
00:09:16,389 --> 00:09:19,757
‫نباید دلداریش بدیم؟

195
00:09:19,759 --> 00:09:23,027
‫یا شاید بهتر باشه به حریم خصوصیش احترام بذاریم

196
00:09:23,029 --> 00:09:25,296
‫در این غم و اندوهش

197
00:09:25,298 --> 00:09:28,066
‫با اینجا موندن و دیدن فیلم

198
00:09:28,068 --> 00:09:30,401
‫این کاریه که دوست های خوب انجام میدن

199
00:09:36,476 --> 00:09:37,909
‫خب حداقل با نبودن شلدون

200
00:09:37,911 --> 00:09:40,211
‫با قسمت چهارم شروع کردیم

201
00:09:40,213 --> 00:09:41,513
‫آره

202
00:09:44,585 --> 00:09:46,051
‫من در موردش احساس گناه  می‌کنم.

203
00:09:46,053 --> 00:09:47,118
‫من هم.

204
00:09:47,120 --> 00:09:48,153
‫شاید بهتر باشه ببینیم حالش چطوره.

205
00:09:48,155 --> 00:09:49,254
‫آره.

206
00:09:49,256 --> 00:09:50,755
‫- ولی بعد از دیدن صحنه‌ی توی مشروب فروشی.
‫- البته.

207
00:09:57,763 --> 00:09:59,764
‫آرتور" رو نگاه کن"

208
00:09:59,766 --> 00:10:02,667
‫داره به خاطر جوکی که بهش گفتم از خنده منفجر میشه.

209
00:10:05,605 --> 00:10:08,306
‫دیگه هیچ‌وقت این خنده رو نمی‌شنوم.

210
00:10:08,308 --> 00:10:10,775
‫اون دفعه هم نشنیدی.

211
00:10:15,448 --> 00:10:16,781
‫"آرتور"!

212
00:10:16,783 --> 00:10:19,017
‫فکر می‌کردم مُردی.

213
00:10:19,019 --> 00:10:20,418
‫مُردم.

214
00:10:20,420 --> 00:10:23,521
‫اوه، عالیه.

215
00:10:24,423 --> 00:10:26,491
‫منظورم اینه که، این طولانی‌ترین وقتیه که

216
00:10:26,493 --> 00:10:30,829
‫توی سال‌های متمادی رفتم جایی

217
00:10:30,831 --> 00:10:33,665
‫بدون اینکه مدام بدوم توی دستشویی.

218
00:10:34,634 --> 00:10:36,601
‫چرا تو اینجایی؟

219
00:10:36,603 --> 00:10:38,903
‫نمی‌دونم.من...

220
00:10:38,905 --> 00:10:43,141
‫امیدوار بودم برم سراغ زن سابقم و آزارش بدم.

221
00:10:44,110 --> 00:10:46,978
‫می‌دونم چرا.

222
00:10:46,980 --> 00:10:49,114
‫تو اومدی پیش من چون

223
00:10:49,116 --> 00:10:52,651
‫تو "اوبی‌وان" منی.

224
00:10:52,653 --> 00:10:55,620
‫من...من با این مساله آشنا نیستم

225
00:10:55,622 --> 00:10:58,723
‫این...این...

226
00:10:58,725 --> 00:11:01,426
‫این یه جور اینترنته؟

227
00:11:03,396 --> 00:11:04,763
‫عجب!

228
00:11:04,765 --> 00:11:07,732
‫تو مُردی، پس این دفعه رو بیخیال میشم.

229
00:11:09,135 --> 00:11:12,637
‫اوبی‌وان کنوبی" یه شخصیت توی "جنگ ستارگان"ـه".

230
00:11:12,639 --> 00:11:14,039
‫بعد از مرگ جسمیش

231
00:11:14,041 --> 00:11:18,643
‫میره سراغ "لوک اسکای‌واکر" به عنوان مربیش توی حالت معنوی و روحانی

232
00:11:18,645 --> 00:11:21,546
‫خب...حالا مشخص شد.

233
00:11:21,548 --> 00:11:23,615
‫آره.

234
00:11:24,583 --> 00:11:27,118
‫احتمالا اینجایی که  نصیحتم کنی.

235
00:11:32,558 --> 00:11:35,560
‫خب،...این عجیبه.

236
00:11:36,429 --> 00:11:38,930
‫بیشتر روبدوشامبرهای من

237
00:11:38,932 --> 00:11:40,999
‫از پشت باز میشن.

238
00:11:43,369 --> 00:11:45,837
‫اون‌ها لباس "جِدای" تو هستن.

239
00:11:46,806 --> 00:11:49,674
‫اوه، صبر کن، چی...؟

240
00:11:49,676 --> 00:11:52,310
‫چی، چی...این چیه؟

241
00:11:53,313 --> 00:11:54,713
‫اوه! مواظب اون باش!

242
00:11:54,715 --> 00:11:57,182
‫وای!

243
00:12:04,190 --> 00:12:05,757
‫وااای!

244
00:12:07,527 --> 00:12:10,395
‫چه تمیز!

245
00:12:14,700 --> 00:12:18,970
‫من...چسب زخم لازم دارم.

246
00:12:21,407 --> 00:12:24,042
‫خب...

247
00:12:24,044 --> 00:12:25,911
‫نظرت راجع به اولین مراسمی که رفتی چیه؟

248
00:12:25,913 --> 00:12:30,382
‫خب، نمی‌خوام عوضی بازی در بیارم، ولی یه جورایی حوصله سر بر و حال گیر بود

249
00:12:30,384 --> 00:12:33,785
‫آره، خب، وقتی من مُردم، می‌تونی یه خونه بادی اجاره کنی.

250
00:12:33,787 --> 00:12:35,954
‫تو درباره‌ی مرگ فکر می‌کنی؟

251
00:12:35,956 --> 00:12:40,092
‫خب، بیشتر در مورد این فکر می‌کنم که آیا
‫اون موقع هیچ پشیمونی و افسوسی دارم یا نه

252
00:12:40,094 --> 00:12:41,460
‫در مورد چی  افسوس می‌خوری؟

253
00:12:41,462 --> 00:12:44,529
‫می‌دونی، اینکه بیشتر مسافرت نکردم

254
00:12:44,531 --> 00:12:47,299
‫ریسک‌های بیشتری رو قبول نکردم
‫یه زبان دیگه یاد نگرفتم

255
00:12:47,301 --> 00:12:49,801
‫تو زبان "کلینگان" رو بلدی.

256
00:12:49,803 --> 00:12:51,470
‫درسته.

257
00:12:51,472 --> 00:12:53,605
‫نه، منظورم اینه که این هم خودش یه پشیمونی و افسوسه.

258
00:12:57,810 --> 00:13:00,012
‫فقط به یه دونه دیگه فکر کردم.

259
00:13:00,014 --> 00:13:01,913
‫چیه؟

260
00:13:01,915 --> 00:13:05,250
‫پشیمونم که وقتی ازم خواستی باهات ازدواج کنم نگفتم باشه.

261
00:13:06,185 --> 00:13:08,420
‫خب، اون موقع، موقع مناسبی نبود.

262
00:13:08,422 --> 00:13:10,422
‫آره.

263
00:13:10,424 --> 00:13:12,257
‫و الان هم موقع مناسبی نیست.

264
00:13:12,259 --> 00:13:14,092
‫خواستگاری نکن.

265
00:13:14,094 --> 00:13:15,927
‫چی؟

266
00:13:15,929 --> 00:13:18,196
‫من اون قیافه رو می‌شناسم.
‫اون قیافه‌ی خواستگاریته.

267
00:13:18,198 --> 00:13:21,333
‫نمی خواستم خواستگاری کنم.
‫الان دو به یک هستیم.

268
00:13:21,335 --> 00:13:22,030
‫چی رو دو به یکیم؟

269
00:13:22,033 --> 00:13:24,002
‫من دو بار خواستگاری کردم، تو یه بار. میشه دو به یک.

270
00:13:24,004 --> 00:13:25,771
‫اوه خدایا...اینکه مسابقه نیست.

271
00:13:25,773 --> 00:13:27,205
‫نمی‌دونم در مورد چی ناراحتی.

272
00:13:27,207 --> 00:13:29,541
‫- من اونی هستم که داره می‌بازه.
‫- خیلی خب.

273
00:13:29,543 --> 00:13:31,443
‫باشه. حالت بهتر میشه اگه من خواستگاری کنم

274
00:13:31,445 --> 00:13:33,111
‫که تو بتونی دوباره بهم جواب رد بدی؟

275
00:13:33,113 --> 00:13:34,513
‫آره، فکر کنم بهتر بشم.

276
00:13:34,515 --> 00:13:36,448
‫خیلی خب "لئونارد"، با من ازدواج می‌کنی؟

277
00:13:36,450 --> 00:13:39,051
‫اممم.

278
00:13:39,053 --> 00:13:40,452
‫نه، جراتش رو نداری.

279
00:13:40,454 --> 00:13:42,788
‫همین الان بهم جواب رد بده و همه چی رو تموم کن.

280
00:13:44,757 --> 00:13:46,925
‫خیلی تصمیم بزرگیه.

281
00:13:46,927 --> 00:13:48,994
‫نمی‌خوام هیچ پشیمونی‌ داشته باشم.

282
00:13:51,698 --> 00:13:54,399
‫وقتی بچه بودی

283
00:13:54,401 --> 00:13:55,634
‫پروفسور پروتون" رو تماشا کرده بودی؟"

284
00:13:55,636 --> 00:13:56,968
‫نه.

285
00:13:56,970 --> 00:13:58,337
‫بابام تلویزیون رو کنترل می‌کرد

286
00:13:58,339 --> 00:14:00,172
‫به جز چیزی که توش یکی تفنگ‌دار تگزاسی بود

287
00:14:00,174 --> 00:14:02,307
‫یا "جِیک" بود یا یه مرد چاق، چیزی نمی‌دیدیم.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(اشاره به دو سریال)</font>

288
00:14:03,676 --> 00:14:06,311
‫من هم هیچ وقت برنامه‌اش رو ندیدم
‫ولی به نظر میاد اون دلیل اینه که

289
00:14:06,313 --> 00:14:07,946
‫شلدون" به علم علاقه‌مند شده".

290
00:14:07,948 --> 00:14:09,448
‫من که نه. من به علم علاقه‌مند شدم

291
00:14:09,450 --> 00:14:11,717
‫چون من همیشه کوتاه‌ترین بچه توی مدرسه بودم

292
00:14:11,719 --> 00:14:13,652
‫به خاطر همین فکر کردم دانشمند بشم

293
00:14:13,654 --> 00:14:16,355
‫که بتونم یه فرمولی اختراع کنم که قدم رو بلندتر کنه.

294
00:14:16,357 --> 00:14:18,190
‫بانمکه.

295
00:14:18,192 --> 00:14:20,392
‫آره، یه مدت فکر می‌کردم داره جواب میده

296
00:14:20,394 --> 00:14:21,860
‫ولی بعدش فهمیدم

297
00:14:21,862 --> 00:14:25,630
‫داداشم داشته علامت‌هایی که روی چهارچوب در زده بودم رو میاورده پایین

298
00:14:25,632 --> 00:14:26,698
‫تو چطور؟

299
00:14:26,700 --> 00:14:28,834
‫فکر کنم باید مربوط به وقتی باشه که

300
00:14:28,836 --> 00:14:31,803
‫من توی گروه "دختران جوانه" بودم.

301
00:14:31,805 --> 00:14:34,139
‫دختران جوانه"؟"

302
00:14:34,141 --> 00:14:36,908
‫مامانم به عنوان یه گزینه ی جدیدبه جای "دختران پیشاهنگ" درستش کرد

303
00:14:36,910 --> 00:14:39,111
‫"نمی‌خواست من "مثل یه فاحشه

304
00:14:39,113 --> 00:14:41,480
‫توی خیابون‌ها کلوچه بفروشم.

305
00:14:45,518 --> 00:14:47,819
‫چطوری این مساله تو رو وارد علم کرد؟

306
00:14:47,821 --> 00:14:49,454
‫رفتم توی کتابخونه

307
00:14:49,456 --> 00:14:52,591
‫یه کتاب در مورد زیست شناسی برداشتم تا ببینم فاحشه‌ها چی کار می‌کنن

308
00:14:56,162 --> 00:14:59,531
‫از یه طرف، اگه بگم بله...

309
00:14:59,533 --> 00:15:01,566
‫اصلا دیگه خنده‌دار نیست.

310
00:15:01,568 --> 00:15:03,268
‫فقط بگو نه که تموم بشه.

311
00:15:03,270 --> 00:15:05,137
‫باهام ازدواج می‌کنی یا نه؟

312
00:15:05,139 --> 00:15:08,740
‫اووه، جالبه. دوباره ازم خواستگاری کردی؟

313
00:15:08,742 --> 00:15:10,942
‫- نه.
‫- واقعا؟

314
00:15:10,944 --> 00:15:12,878
‫چون همین الان شنیدم
‫"با من ازدواج می‌کنی؟"

315
00:15:12,880 --> 00:15:16,081
‫دوتا خواستگاری توی یه روز.

316
00:15:16,083 --> 00:15:18,650
‫انگار یکی می‌خواد بقیه‌ی عمرش رو

317
00:15:18,652 --> 00:15:21,319
‫با یاد دادن به مردم که چجوری
‫هافستَدِر" رو تلفظ کنن بگذرونه"

318
00:15:22,755 --> 00:15:25,457
‫می‌دونی چیه؟ باشه.
‫هر کار می‌خوای بکن.

319
00:15:25,459 --> 00:15:27,292
‫آهای.

320
00:15:27,294 --> 00:15:29,494
‫پنی" ناراحت نشو".

321
00:15:29,496 --> 00:15:31,696
‫اینجا رو.

322
00:15:31,698 --> 00:15:35,667
‫من دوستت دارم ولی باهات ازدواج نمی‌کنم.

323
00:15:35,669 --> 00:15:37,302
‫ممنون.

324
00:15:37,304 --> 00:15:38,637
‫حالا، در مورد خواستگاری دومی.

325
00:15:38,639 --> 00:15:41,239
‫از یه طرف...

326
00:15:52,351 --> 00:15:54,519
‫کجا...کجا هستیم؟

327
00:15:55,688 --> 00:15:58,790
‫اینجا مرداب "دگوبا"ئه.

328
00:15:58,792 --> 00:16:01,660
‫جایی که "لوک" به روش "جِدای" آموزش می‌دید.

329
00:16:01,662 --> 00:16:02,961
‫اوه.

330
00:16:02,963 --> 00:16:06,064
‫خیلی بد شد.
‫فکر کردم "فلوریدا"ئه.

331
00:16:12,238 --> 00:16:16,408
‫"وقتی "اوبی‌وان" دقیقا همینجا اومد سراغ "لوک

332
00:16:16,410 --> 00:16:19,744
‫بهش همه‌جور نصیحت مفید کرد.

333
00:16:19,746 --> 00:16:22,214
‫پس...

334
00:16:22,216 --> 00:16:25,150
‫تو برای من چی داری؟

335
00:16:25,152 --> 00:16:28,386
‫اممم...

336
00:16:28,388 --> 00:16:30,522
‫همیشه...

337
00:16:30,524 --> 00:16:32,757
‫همیشه قبل از ازدواج در مورد مسائل مالی تصمیم بگیر و دارایی‌ها رو تقسیم کن

338
00:16:36,829 --> 00:16:38,830
‫همین؟

339
00:16:38,832 --> 00:16:42,634
‫فکر می‌کردم دلیل بهتری هست واسه اینکه ما اینجاییم.

340
00:16:42,636 --> 00:16:46,171
‫خب، تو فکر می‌کنی ما چرا اینجاییم؟

341
00:16:46,173 --> 00:16:49,741
‫فکر کنم مربوط به مردنت این اواخر باشه.

342
00:16:49,743 --> 00:16:52,677
‫این اولین باریه که

343
00:16:52,679 --> 00:16:55,347
‫یه نفر که بهت نزدیک بوده رو از دست میدی؟

344
00:16:55,349 --> 00:16:57,415
‫اوه نه، نه.

345
00:16:57,417 --> 00:17:00,785
‫تا حالا مجبور شدم با یازده تا "دکتر هو" خداحافظی کنم.
‫<font color="#ff۸۰۰۰">اشاره به یازده بازیگر متفاوت) (که نقش این دکتر را در سریال به همین نام بازی می‌کردند</font>

346
00:17:04,090 --> 00:17:07,125
‫آره، من هم بیشتر از چندتا از دکتر‌هام عمر کردم.

347
00:17:10,062 --> 00:17:13,231
‫البته پدربزرگم هم وقتی پنج سالم بود مُرد.

348
00:17:13,233 --> 00:17:15,867
‫پدرم وقتی چهارده سالم بود مُرد.

349
00:17:15,869 --> 00:17:18,703
‫متاسفم.

350
00:17:18,705 --> 00:17:20,805
‫حالا تو هم رفتی.

351
00:17:22,275 --> 00:17:25,443
‫مثل اینه که همه‌ی آدم‌هایی که الگوم بودن رفتن.

352
00:17:26,412 --> 00:17:28,580
‫خب، می‌دونی...این...

353
00:17:28,582 --> 00:17:32,083
‫ایرادی نداره که...در موردش ناراحت باشی.

354
00:17:32,085 --> 00:17:36,922
‫فقط مطمئن شو که قدر آدم‌هایی که

355
00:17:36,924 --> 00:17:39,958
‫هنوز کنارت هستن رو می‌دونی.

356
00:17:39,960 --> 00:17:43,728
‫ولی من قدرشون رو می‌دونم.

357
00:17:43,730 --> 00:17:46,765
‫خب، پس...

358
00:17:46,767 --> 00:17:49,634
‫من توی این مرداب...

359
00:17:54,674 --> 00:17:57,542
‫با لباس "فایر تاک" چی کار می‌کنم؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(شخصیتی در داستان رابین هود)</font>

360
00:18:03,149 --> 00:18:05,817
‫"قدر او‌نها رو بدون "شلدون.

361
00:18:08,622 --> 00:18:10,455
‫سلام رفیق.

362
00:18:10,457 --> 00:18:12,524
‫شنیدم روز سختی داشتی. خوبی؟

363
00:18:12,526 --> 00:18:14,225
‫خوبم.

364
00:18:15,227 --> 00:18:17,329
‫مراسم چطور بود؟

365
00:18:18,297 --> 00:18:21,166
‫خوب بود، می‌دونی.

366
00:18:21,168 --> 00:18:23,368
‫یه عالمه مردم اومدن

367
00:18:23,370 --> 00:18:26,237
‫چندتا خاطره‌ی عالی ازش تعریف کردن.

368
00:18:26,239 --> 00:18:29,574
‫می‌دونستی پسر "آرتور" توی دبیرستان...

369
00:18:45,524 --> 00:18:47,993
‫آهای، بچه‌ها می‌خوان "جِدای" رو شروع کنن.

370
00:18:47,995 --> 00:18:49,361
‫می‌خوای نگاه کنی؟

371
00:18:49,363 --> 00:18:50,895
‫آره.

372
00:18:52,431 --> 00:18:55,867
‫بعد از اینکه مجبورشون کردم برگردن و دوباره پنج تای اولی رو ببینن

373
00:18:58,471 --> 00:19:01,072
‫شلدون"، همه‌ی شب طول می‌کشه".

374
00:19:01,074 --> 00:19:02,574
‫درسته.

375
00:19:02,576 --> 00:19:04,843
‫خوب شد یه چرتی زدم.

376
00:19:11,351 --> 00:19:13,284
‫پسر، بعضی از کمدی‌های فیزیکی

377
00:19:13,286 --> 00:19:16,087
‫با "جار جار" سخته نگاه کردنشون.

378
00:19:18,024 --> 00:19:21,359
‫حداقل توی دومی یه کم کمترش کردن.

379
00:19:21,361 --> 00:19:23,728
‫آره، خیلی احمقانه‌اس.

380
00:19:26,599 --> 00:19:29,034
‫آهای. ما می‌تونیم بگیم، تو نمی‌تونی.

381
00:19:30,469 --> 00:19:32,037
‫سلام بچه‌ها.

382
00:19:32,039 --> 00:19:33,571
‫روز "جنگ ستارگان" مبارک!

383
00:19:33,573 --> 00:19:35,440
‫ایول!

384
00:19:35,442 --> 00:19:37,776
‫- کیک مرگ ستاره!
‫- آره.

385
00:19:37,778 --> 00:19:39,077
‫امیدوار بودیم حالت رو بهتر کنه.

386
00:19:39,079 --> 00:19:40,045
‫با این وجود

387
00:19:40,047 --> 00:19:41,279
‫به این معنی بود که اگر چه باید بیخیال فیلم دیدن می‌شدیم

388
00:19:41,281 --> 00:19:42,514
‫ولی باز هم تونستیم جزیی از این شادی باشیم.

389
00:19:42,516 --> 00:19:43,515
‫خب، شما چیزی رو از دست ندادید.

390
00:19:43,517 --> 00:19:44,649
‫همین الان دوباره شروع کردیم.

391
00:19:44,651 --> 00:19:46,685
‫حرومزاده.

392
00:20:02,835 --> 00:20:05,003
‫تو برگشتی.

393
00:20:05,005 --> 00:20:07,172
‫آره، ظاهرا...

394
00:20:07,174 --> 00:20:09,908
‫هر وقت تو...بهم نیاز داری من میام.

395
00:20:09,910 --> 00:20:11,810
‫خوبه.

396
00:20:11,812 --> 00:20:14,612
‫شاید واسه تو.

397
00:20:16,982 --> 00:20:19,551
‫چرا الان بهت نیاز دارم؟

398
00:20:19,553 --> 00:20:22,053
‫خب، تا جایی که می‌تونم حدس بزنم

399
00:20:22,055 --> 00:20:25,323
‫وقتی داشتی "جنگ ستارگان" می‌دیدی خوابت برد

400
00:20:25,325 --> 00:20:29,094
‫و الان هم داری خواب می‌بینی که داری "جنگ ستارگان" تماشا می‌کنی

401
00:20:29,096 --> 00:20:30,829
‫خب؟

402
00:20:30,831 --> 00:20:33,865
‫منظورم اینه که، مشکلی نمی‌بینی؟

403
00:20:33,867 --> 00:20:35,166
‫منظورم اینه که، چطوری

404
00:20:35,168 --> 00:20:38,536
‫داری وقت محدودت رو زمین رو می‌گذرونی؟

405
00:20:38,538 --> 00:20:40,672
‫اصلا.

406
00:20:40,674 --> 00:20:43,742
‫خیلی خب، موفق باشی.

407
00:20:44,800 --> 00:20:45,800
‫: مترجمین
‫<font color=#۰۰FF۸۰>Mikado</font> & <font color=HotPink>Sham!m</font>

408
00:20:46,800 --> 00:20:47,800
‫<font face="century gothic" color="#f۲۶۵۲۲">© TvWorld Interpreters Group</font>
‫: <font face="century gothic" color="#۰۱۸۶۷e">TvWorld.iNFO</font> :..

