1
00:00:03,383 --> 00:00:05,383
‫درباره‌ی این تحقیق شنیدین که متوجه شدن

2
00:00:05,385 --> 00:00:07,986
‫بچه‌هایی که توی ۱۳ سالگی باحال و محبوب بودن

3
00:00:07,988 --> 00:00:09,721
‫بعدا برای رسیدن به موفقیت
‫توی زندگی مشکل داشتن؟

4
00:00:09,723 --> 00:00:12,157
‫من که مشکلی ندارم
‫و توی ۱۳ سالگی هم حسابی محبوب بودم

5
00:00:12,159 --> 00:00:13,291
‫توی مدرسه؟

6
00:00:13,293 --> 00:00:14,959
‫نه . توی خونه

7
00:00:15,729 --> 00:00:16,928
‫خدمتکارها برام آهنگ می‌خوندن

8
00:00:16,930 --> 00:00:18,830
‫به جک‌هام می‌خندیدن

9
00:00:19,633 --> 00:00:23,134
‫کاشکی اسم‌هاشون رو میدونستم

10
00:00:23,136 --> 00:00:26,104
‫توی تحقیق اشاره نکرده بچه‌هایی
‫که محبوب نبودن به کجا رسیدن؟

11
00:00:26,106 --> 00:00:28,573
‫خودت بگو . با یکی‌شون از توی تخت بلند شدی

12
00:00:29,709 --> 00:00:31,543
‫این رو گوش کنین

13
00:00:31,545 --> 00:00:34,245
‫از "ویل ویتون" یه ایمیل بهم رسیده

14
00:00:34,247 --> 00:00:37,248
‫پسر "لئونارد نیموی" داره روی
‫یه مستند کار می‌کنه که
‫<font color="#ff۸۰۰۰">("بازیگر "اسپاک)</font>

15
00:00:37,250 --> 00:00:39,517
‫قبل از اینکه پدرش فوت کنه باهم شروع کرده بودن

16
00:00:39,519 --> 00:00:41,719
‫"درباره‌ی آقای "اسپاک
‫و تاثیرش روی فرهنگ ماست
‫<font color="#ff۸۰۰۰">("شخصیت "استارترک)</font>

17
00:00:42,689 --> 00:00:43,922
‫برای چی به تو ایمیل زده؟

18
00:00:43,924 --> 00:00:45,924
‫می‌خوان با طرفداراش مصاحبه کنن

19
00:00:45,926 --> 00:00:47,692
‫و "ویل" من رو برای مصاحبه کردن مناسب دونست

20
00:00:47,694 --> 00:00:48,760
‫ایول . بزن قدش

21
00:00:48,762 --> 00:00:50,161
‫عمرا

22
00:00:51,798 --> 00:00:52,764
‫"پنی"

23
00:00:52,766 --> 00:00:53,932
‫تو تجربه‌ات جلوی دوربین زیاده

24
00:00:53,934 --> 00:00:56,267
‫نصیحتی چیزی نداری؟

25
00:00:56,269 --> 00:00:57,569
‫چرا به‌خاطر حرف کارگردان

26
00:00:57,571 --> 00:00:59,971
‫پیرهن‌ـت رو درنیار

27
00:00:59,973 --> 00:01:02,207
‫این یه مستند درباره آقای "اسپاک" هستش

28
00:01:02,209 --> 00:01:05,677
‫مطمئنم اگه صحنه‌ی لختی توش باشه
‫خیلی کار باسلیقه‌ای هستش

29
00:01:06,746 --> 00:01:10,381
‫<font color="#۰۰۸۰c۰"># جهان ما اول بسیار داغ و چگال بود #</font>

30
00:01:10,383 --> 00:01:13,718
‫<font color="#۰۰۸۰c۰">و در حدود ۱۴ میلیارد سال پیش #
‫# شروع به انبساط کرد اما</font>

31
00:01:13,720 --> 00:01:15,353
‫<font color="#۰۰۸۰c۰"># زمین شروع به سرد شدن کرد #</font>

32
00:01:15,355 --> 00:01:17,889
‫<font color="#۰۰۸۰c۰">گیاهان شکل گرفتند #
‫# انسان‌های اولیه ابزار ساختند</font>

33
00:01:17,891 --> 00:01:20,558
‫<font color="#۰۰۸۰c۰"># دیوارها را ساختیم ، هرم‌ها را #</font>

34
00:01:20,560 --> 00:01:23,228
‫<font color="#۰۰۸۰c۰"># ریاضی ، علوم ، تاریخ ، کشف ناشناخته‌ها #</font>

35
00:01:23,230 --> 00:01:25,129
‫<font color="#۰۰۸۰c۰"># همه با انفجار بزرگ شروع شد #</font>

36
00:01:25,300 --> 00:01:26,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Big Bang Theory"
‫فصل ۹
‫"قسمت ۷ : طنین "اسپاک</font>

37
00:01:27,700 --> 00:01:28,700
‫: ارائه‌ای مشترک از
‫<font color=#FF۸۰۴۰>TVWorld.Info</font> | <font color=#۰۰FF۰۰>IranFilm.Net</font>

38
00:01:29,700 --> 00:01:30,700
‫: ترجمه و تنظیم
‫<font color=#۰۰FF۰۰>FIREAMIN</font>

39
00:01:37,867 --> 00:01:39,433
‫هی ، یه دقیقه وقت داری؟

40
00:01:39,435 --> 00:01:40,568
‫نه راستش

41
00:01:40,570 --> 00:01:43,904
‫ویزیگوت"‌ها در حال حاضر دارن سرویسم می‌کنن"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">("قوم باستانی "ژرمن)</font>

42
00:01:43,906 --> 00:01:45,840
‫"بازی رو نگه دار "هاوارد

43
00:01:45,842 --> 00:01:47,408
‫هاوارد"؟"

44
00:01:47,410 --> 00:01:50,010
‫فعلا بیخیال "ویزیگوت"ها

45
00:01:50,546 --> 00:01:52,213
‫چی شده؟

46
00:01:52,215 --> 00:01:54,455
‫باید درباره‌ی تغییر دکوراسیون اینجا صحبت کنیم

47
00:01:54,456 --> 00:01:57,385
‫- نه . دوباره این بحث رو نمی‌خوام
‫- ببین

48
00:01:57,386 --> 00:02:00,387
‫میدونم که اینجا بزرگ شدی
‫و عادت کردی بعضی چیزها

49
00:02:00,389 --> 00:02:01,722
‫همین ظاهر رو داشته باشن ولی...

50
00:02:01,724 --> 00:02:04,363
‫منم می‌خوام اینجا حس خونه‌ام رو بده

51
00:02:04,364 --> 00:02:06,995
‫عزیزم ، معلومه که اینجا خونه‌ی توئه

52
00:02:06,996 --> 00:02:10,197
‫وگرنه چه دلیلی داشت که هی بخوای تمیزش کنی؟

53
00:02:12,368 --> 00:02:14,268
‫خیلی‌خب ، بذار از اول شروع کنم

54
00:02:14,270 --> 00:02:15,569
‫دارم تغییر دکوراسیون میدم

55
00:02:15,571 --> 00:02:17,705
‫اثاثیه ، فرش‌ها ، دیوارها

56
00:02:17,707 --> 00:02:20,541
‫هر چیزی رو که بهم حس خوبی نده
‫می‌خوام عوض کنم

57
00:02:20,543 --> 00:02:22,610
‫سعی کن جزو اون چیزها نباشی

58
00:02:23,479 --> 00:02:25,179
‫میشه یه چیزی بگم؟

59
00:02:25,181 --> 00:02:27,214
‫می‌خوای بگی که نباید کاغذ دیواری رو عوض کنم

60
00:02:27,216 --> 00:02:29,617
‫چون وقتی بچه بودی بابات ترکت کرد
‫و مامانت هم مرده؟

61
00:02:29,619 --> 00:02:31,385
‫بیخیال اصلا

62
00:02:34,090 --> 00:02:36,390
‫سلام "امی" ، شلدون هستم

63
00:02:36,392 --> 00:02:38,692
‫آره . میدونم که به‌هم زدیم

64
00:02:38,694 --> 00:02:40,995
‫ولی این پیغام رو میذارم چون گفتم شاید
‫دوست داشته باشی که

65
00:02:40,997 --> 00:02:44,665
‫مصاحبه‌ی من رو توی مستند آقای "اسپاک" ببینی

66
00:02:44,667 --> 00:02:48,435
‫"یا اونجوری که من صداش می‌کنم "اسپاک‌مستند

67
00:02:48,437 --> 00:02:49,803
‫این جوک رو می‌خوام

68
00:02:49,805 --> 00:02:51,906
‫توی مستند به‌کار ببرم
‫سعی کن جوری بخندی

69
00:02:51,908 --> 00:02:54,174
‫انگار دفعه‌ی اوله که می‌شنویش

70
00:02:54,176 --> 00:02:55,976
‫میدونی ، از اون خنده‌های هیستریک

71
00:02:55,978 --> 00:02:59,880
‫با یه کوچولو غم برای اینکه
‫من دیگه توی زندگیت نیستم

72
00:02:59,882 --> 00:03:02,449
‫من بودم که کلمه "اسپاک‌مستند" به ذهنم اومد

73
00:03:02,451 --> 00:03:04,919
‫منم جوری دارم می‌خندم
‫انگار دفعه‌ی اوله که می‌شنومش

74
00:03:08,991 --> 00:03:09,990
‫سلام

75
00:03:09,992 --> 00:03:11,058
‫سلام شلدون

76
00:03:11,060 --> 00:03:12,192
‫ایشون "آدام نیموی" هستن

77
00:03:12,194 --> 00:03:14,628
‫- خوشبختم
‫- خوشبختم

78
00:03:14,630 --> 00:03:16,997
‫خیلی کار پدرتون رو تحسین می‌کردم

79
00:03:16,999 --> 00:03:19,800
‫هر روز پیش نمیاد با کسی ملاقات کنی که وجودش

80
00:03:19,802 --> 00:03:22,303
‫از کیسه‌ بیضه‌ی قهرمانم شروع شده باشه

81
00:03:24,574 --> 00:03:27,508
‫بهت گفته بودم این آدم خود جنسه

82
00:03:31,948 --> 00:03:33,347
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

83
00:03:33,349 --> 00:03:35,983
‫دارم یه ساندویچ سوسیس درست می‌کنم
‫همینجوری که مامانم درست می‌کرد

84
00:03:35,985 --> 00:03:38,586
‫قبل از اینکه بابام ترکم کنه و مامانم بمیره

85
00:03:43,125 --> 00:03:44,224
‫خیلی‌خب‌ ببین ، به این فکر می‌کردم که

86
00:03:44,226 --> 00:03:46,627
‫شاید بتونیم در مورد خونه به مصالحه برسیم

87
00:03:46,629 --> 00:03:49,163
‫گوش میدم

88
00:03:49,165 --> 00:03:52,132
‫بیا یه اتاق رو تغییر دکوراسیون بدیم
‫و ببینیم چطور میشه

89
00:03:52,134 --> 00:03:53,500
‫منطقیه

90
00:03:53,502 --> 00:03:55,402
‫ولی کدوم اتاق؟

91
00:03:55,404 --> 00:03:57,004
‫اینجا چطوره؟

92
00:03:57,006 --> 00:04:01,709
‫عمرا ، نه . اینجا اتاقیه که
‫بیشترین ارتباط رو با مادرم دارم

93
00:04:01,711 --> 00:04:03,644
‫دستشویی چطور؟

94
00:04:03,646 --> 00:04:06,513
‫می‌خوام جوابم رو عوض کنم

95
00:04:06,515 --> 00:04:09,216
‫باشه . ناهارخوری

96
00:04:09,218 --> 00:04:11,852
‫خیلی‌وقت میشه ازش استفاده نکردیم

97
00:04:11,854 --> 00:04:13,220
‫مگر اینکه یه مهمونی برامون بیاد

98
00:04:13,222 --> 00:04:16,470
‫که بعد از رفتن پدرم زیاد برامون
‫مهمون نیومده و بعد از فوت مادرم...

99
00:04:16,494 --> 00:04:18,174
‫عالیه . من میرم نمونه رنگ انتخاب کنم

100
00:04:20,896 --> 00:04:23,030
‫خیلی‌خب ، می‌خوایم یه‌کم گپ بزنیم باهم

101
00:04:23,032 --> 00:04:25,366
‫وانمود کن دوربینی اینجا وجود نداره

102
00:04:25,368 --> 00:04:27,501
‫باشه ولی خدا کنه این

103
00:04:27,503 --> 00:04:30,104
‫یه کلک حرفه‌ای نباشه تا بتونین
‫من رو لخت کنین

104
00:04:32,174 --> 00:04:33,540
‫چند وقته "آدام" رو می‌شناسی؟

105
00:04:33,542 --> 00:04:34,975
‫یه چند سالی میشه

106
00:04:34,977 --> 00:04:38,112
‫اون‌وقت بعدش چجوری می‌خوای
‫دوباره باهاش دوست بشی؟

107
00:04:39,015 --> 00:04:40,748
‫بیا با اسم و شغلت شروع کنیم

108
00:04:40,750 --> 00:04:44,785
‫دکتر "شلدون کوپر" هستم
‫"فیزیکدان نظری دانشگاه "کل‌تک

109
00:04:44,787 --> 00:04:48,656
‫اولین خاطره‌ت از شخصیت "اسپاک" چیه؟

110
00:04:48,658 --> 00:04:53,293
‫اولین قسمت "استارترک" از
‫مجموعه "سریال حقیقی استارترک" که دیدم

111
00:04:53,295 --> 00:04:55,295
‫قسمت " گالیله هفتم" بود که

112
00:04:55,297 --> 00:04:58,732
‫اسپاک" تازه روی سیاره "توروس-۲" فرود اومده بود"

113
00:04:58,734 --> 00:05:01,268
‫بعدش داداشم اومد و روی سرم نشست

114
00:05:01,270 --> 00:05:03,971
‫"و گفت "گوز بخور

115
00:05:05,241 --> 00:05:06,740
‫از اون روز به بعد بهش معتاد شدم

116
00:05:06,742 --> 00:05:08,442
‫"به "استارترک

117
00:05:08,444 --> 00:05:11,478
‫نه به خوراک باد معده‌ی داداشم

118
00:05:13,015 --> 00:05:15,916
‫چه چیز "اسپاک" بود که برای تو خوشایند بود؟

119
00:05:15,918 --> 00:05:18,986
‫به نظرم چیزی که برای همه‌ی مردم خوشاینده

120
00:05:18,988 --> 00:05:21,955
‫رویای داشتن یه دنیای سرد و منطقی که

121
00:05:21,957 --> 00:05:24,091
‫احساسات انسانی توش جایی نداره

122
00:05:24,093 --> 00:05:26,060
‫اسپاک" از سیاره‌ای"

123
00:05:26,062 --> 00:05:28,095
‫میومد که فقط منطق اونجا حکمفرما بود

124
00:05:28,097 --> 00:05:30,364
‫"میدونین ، توی سیاره "وولکان
‫وقتی برادرتون می‌پرسه

125
00:05:30,366 --> 00:05:32,900
‫"برای چی داری خودت رو میزنی؟"
‫جوابش میشه اینکه

126
00:05:32,902 --> 00:05:34,268
‫من خودم رو نمیزنم"

127
00:05:34,270 --> 00:05:36,103
‫"تو داری دست من رو حرکت میدی

128
00:05:37,707 --> 00:05:38,639
‫که در جواب اون هم میگه

129
00:05:38,641 --> 00:05:40,007
‫"چه جالب"

130
00:05:40,009 --> 00:05:43,844
‫بعدش با همدیگه میشینین برنامه آموزشی می‌بینین

131
00:05:43,846 --> 00:05:45,646
‫وقتی همچین حرفایی میزنه

132
00:05:45,648 --> 00:05:47,815
‫دلم می‌خواد بغلش کنم و بهش دلداری بدم

133
00:05:47,817 --> 00:05:49,850
‫برادر منم برام بدجنس‌بازی درمیاورد

134
00:05:49,852 --> 00:05:51,518
‫آره . حتما حقت بوده

135
00:05:53,723 --> 00:05:55,589
‫کلکسیونی از "اسپاک" داری؟

136
00:05:55,591 --> 00:05:56,657
‫خیلی زیاد دارم

137
00:05:56,659 --> 00:05:59,093
‫باارزش‌ترین چیزم
‫دستمال امضا شده‌ای هست که

138
00:05:59,095 --> 00:06:01,829
‫توسط دوست عزیزم "پنی" بهم داده شده

139
00:06:01,831 --> 00:06:03,163
‫اونجا نشسته

140
00:06:05,401 --> 00:06:07,601
‫سلام

141
00:06:08,304 --> 00:06:09,636
‫اینجا رو داشته باش

142
00:06:09,638 --> 00:06:13,273
‫توی فیلم بازی کردم
‫بدون اینکه مجبور بشم پیراهنم رو دربیارم

143
00:06:13,275 --> 00:06:15,008
‫میشه دستمال رو ببینیم؟

144
00:06:15,010 --> 00:06:16,477
‫البته . ببخشین

145
00:06:16,479 --> 00:06:17,978
‫یه‌کم طول می‌کشه

146
00:06:29,525 --> 00:06:32,392
‫چه موقع گاوصندوق دیواری گرفتیم؟

147
00:06:32,394 --> 00:06:36,730
‫وقتی دیگه گاوصندوق زمینی جای خالی نداشت

148
00:06:36,732 --> 00:06:39,533
‫چه موقع گاوصندوق زمینی گرفتیم؟

149
00:06:39,535 --> 00:06:42,503
‫بعد از اینکه دوربین‌های امنیتی رو نصب کردیم

150
00:06:42,505 --> 00:06:44,738
‫دوربین امنیتی داریم؟

151
00:06:45,708 --> 00:06:48,675
‫آکوامن" از سال ۲۰۱۲ مشغول حفاظت از خونه‌ست"

152
00:06:50,646 --> 00:06:53,680
‫خدای من ، روی اون مبل یه کارهایی کردیم

153
00:06:53,682 --> 00:06:55,516
‫آره . لازم نیست به من بگین

154
00:06:58,154 --> 00:07:00,454
‫یعنی پدرزنت الان اونجاست؟

155
00:07:00,456 --> 00:07:01,688
‫آره . هوام رو داشته باش

156
00:07:01,690 --> 00:07:03,991
‫- خونه همینجوریش هیچ مشکلی نداره
‫- باشه . گرفتم

157
00:07:05,427 --> 00:07:06,760
‫سلام ، چه خبر شده؟

158
00:07:06,762 --> 00:07:08,228
‫- سلام
‫- "سلام "راج

159
00:07:08,230 --> 00:07:10,764
‫من و بابا نظرمون این بود که دیوار رو برداریم

160
00:07:10,766 --> 00:07:15,536
‫مطمئنی؟ دیوار خیلی خوبیه

161
00:07:15,538 --> 00:07:17,271
‫چیه دیوار اینقدر خوبه؟

162
00:07:18,307 --> 00:07:20,340
‫معذرت می‌خوام . همه‌ی تلاشم رو کردم

163
00:07:21,710 --> 00:07:24,545
‫واقعا "راج" رو آوردی که طرف تو باشه؟

164
00:07:24,547 --> 00:07:26,213
‫بابات طرف توئه

165
00:07:26,215 --> 00:07:28,682
‫طرف من نیست
‫همه‌ی کارها رو داره رایگان انجام میده

166
00:07:28,684 --> 00:07:31,585
‫چقدر سخاوتمندانه

167
00:07:31,587 --> 00:07:35,589
‫می‌خوام طرفم رو عوض کنم

168
00:07:35,591 --> 00:07:36,857
‫ببین

169
00:07:36,859 --> 00:07:38,458
‫فکر نکنم بتونین این دیوار رو بردارین

170
00:07:38,460 --> 00:07:39,660
‫چون به عنوان ستون عمل می‌کنه

171
00:07:39,662 --> 00:07:40,928
‫فهمیدنش راحته

172
00:07:40,930 --> 00:07:43,130
‫برین به قسمت پایینی خونه و بررسی کنین

173
00:07:43,132 --> 00:07:45,866
‫ویزای تو کی تموم میشه؟

174
00:07:48,637 --> 00:07:51,338
‫نه تنها توسط اون امضا شده

175
00:07:51,340 --> 00:07:53,173
‫بلکه دهنش رو هم با این تمیز کرده

176
00:07:53,175 --> 00:07:57,644
‫الان در حضور دی‌ان‌اِی "لئونارد نیموی" هستیم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">("بازیگر "اسپاک)</font>

177
00:07:57,646 --> 00:08:01,114
‫آدام" رو نمیشه نمونه‌ای از دی‌ان‌اِی"
‫لئونارد نیموی" دونست؟"

178
00:08:01,116 --> 00:08:05,052
‫قصد توهین ندارم
‫ولی این "نیموی" ۱۰۰درصد خالصه

179
00:08:05,054 --> 00:08:07,855
‫به‌خاطر مادرت شما ۵۰درصد "نیموی" هستی

180
00:08:07,857 --> 00:08:10,424
‫که چیز بدی نیست

181
00:08:10,426 --> 00:08:14,261
‫ولی هر چیزی که باهاش دهنت رو تمیز می‌کنی
‫هیچ ارزشی نداره

182
00:08:15,397 --> 00:08:16,597
‫خیلی‌خب ، صحبت درباره دستمال کافیه

183
00:08:16,599 --> 00:08:17,631
‫دیگه توی این چی قایم کردی؟

184
00:08:17,633 --> 00:08:18,899
‫خیلی دوست داری بدونی؟

185
00:08:18,901 --> 00:08:20,567
‫- آره
‫- خیلی‌خب پس

186
00:08:21,437 --> 00:08:22,502
‫می‌بینی؟ فقط چیزهای باارزشمه

187
00:08:22,504 --> 00:08:26,273
‫- پاسپورتم ، "ویل"ـم
‫- وصیت‌نامه داری؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(معنای دیگر "ویل" : وصیت‌نامه)</font>

188
00:08:26,275 --> 00:08:28,909
‫"آره . عروسک با مقیاس ۱/۱۸ از "ویل ویتون

189
00:08:30,479 --> 00:08:32,145
‫یه‌جور "ویل" دیگه هم دارم که
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(وصیت‌نامه)</font>

190
00:08:32,147 --> 00:08:36,350
‫"توی این وصیت‌نامه "ویل" رو اهدا می‌کنم به "ویل

191
00:08:36,352 --> 00:08:37,317
‫آیا "ویل" این رو خواهد پذیرفت؟

192
00:08:37,319 --> 00:08:38,752
‫ویل" نمی‌پذیره"

193
00:08:39,421 --> 00:08:41,121
‫اون جعبه حلقه چیه؟

194
00:08:41,123 --> 00:08:43,490
‫این حلقه نامزدی هستش که

195
00:08:43,492 --> 00:08:45,692
‫می‌خواستم به دوست‌دخترم "امی" بدم

196
00:08:45,694 --> 00:08:47,494
‫چی؟

197
00:08:48,998 --> 00:08:50,631
‫براش حلقه خریدی؟

198
00:08:50,633 --> 00:08:51,665
‫نه ، نه ، نه . این حلقه برای نسل‌ها

199
00:08:51,667 --> 00:08:54,668
‫توی خانواده‌ی من بوده
‫البته به جز یه مدت کوتاهی که

200
00:08:54,670 --> 00:08:57,137
‫سرخپوست‌ها انگشت مادر-مادر-مادر مادربزرگم رو

201
00:08:57,139 --> 00:08:59,306
‫قطع کردن و دزدیدنش

202
00:08:59,722 --> 00:09:01,555
‫- چقدر بد شلدون
‫- نه

203
00:09:01,557 --> 00:09:03,757
‫تکاورهای "تگزاس"ـی ردّشون رو تا روستاشون گرفتن

204
00:09:03,759 --> 00:09:08,729
‫و همه‌شون رو به سیخ کشیدن
‫واسه همین پایان خوشی داشت

205
00:09:08,731 --> 00:09:12,032
‫برای مامان‌بزرگ ۹‌ انگشت‌ام پایان خوبی داشت

206
00:09:12,034 --> 00:09:14,868
‫خیلی‌خب ، برگردیم سر قضیه حلقه
‫امی" درباره حلقه چیزی میدونه؟"

207
00:09:14,870 --> 00:09:18,072
‫نه . قبل از اینکه بتونم بحثش رو پیش بکشم
‫باهام به‌هم زد

208
00:09:18,074 --> 00:09:20,607
‫متاسفم پسر . حتما خیلی برات سخت بوده

209
00:09:20,609 --> 00:09:22,109
‫نه ، اصلا . حالم خوبه

210
00:09:22,111 --> 00:09:24,378
‫میدونین ، "امی" برای بعد از رابطه‌مون
‫چند نفر ذخیره داشت

211
00:09:24,380 --> 00:09:26,046
‫واسه همین به نفع همه شد

212
00:09:26,048 --> 00:09:29,216
‫- میدونم . فقط اینکه...
‫- گفتم که حالم خوبه

213
00:09:33,856 --> 00:09:36,757
‫یه‌کم از موضوع اصلی خارج شدیم

214
00:09:36,759 --> 00:09:39,093
‫اجازه بدین جو رو دوباره توی این

215
00:09:39,095 --> 00:09:41,962
‫اسپاک‌مستند" سرگرم‌کننده کنم"

216
00:09:45,893 --> 00:09:47,935
‫این جوک رو لئونارد گفته بود

217
00:09:54,614 --> 00:09:57,682
‫بچه که بودم
‫وقتی به یه مشکلی برمیخوردم

218
00:09:57,684 --> 00:10:01,118
‫: مامانم همیشه ازم می‌پرسید
‫"اگه مسیح بود چی‌کار می‌کرد؟"

219
00:10:01,120 --> 00:10:04,489
‫: جواب اون سوال هم همیشه این بود
‫"به همسایه‌ات عشق بورز"

220
00:10:04,491 --> 00:10:08,993
‫ولی همسایه من یه دندونش افتاده بود

221
00:10:08,995 --> 00:10:11,162
‫واسه همین همچین اتفاقی عملی نبود

222
00:10:11,164 --> 00:10:12,997
‫ولی...

223
00:10:12,999 --> 00:10:17,134
‫به همین دلیل سوال رو به اینصورت تغییر دادم
‫"اگه 'اسپاک' بود چی‌کار می‌کرد؟"

224
00:10:17,136 --> 00:10:18,736
‫همچین سوالی به‌دردت خورد؟

225
00:10:18,738 --> 00:10:21,539
‫بله . برای مثال ۳ سال پیش

226
00:10:21,541 --> 00:10:24,308
‫وقتی فهمیدم "پنی" همه‌ی
‫بیسکویت‌های من رو می‌خوره

227
00:10:24,310 --> 00:10:27,078
‫به جای اینکه عصبانی بشم
‫یا بخوام انتقام بگیرم

228
00:10:27,080 --> 00:10:29,714
‫یه گاوصندوق خریدم

229
00:10:29,716 --> 00:10:33,017
‫میدونستم بوشون داره میاد

230
00:10:33,019 --> 00:10:35,019
‫یه مثال برای وقتی که بچه بودی بزن

231
00:10:35,021 --> 00:10:37,622
‫حتما . وقتی ۸ سالم بود

232
00:10:37,624 --> 00:10:39,891
‫بیلی اسپارک" من رو گوشه‌ی زمین بازی گیر آورد"

233
00:10:39,893 --> 00:10:42,326
‫: از خودم پرسیدم
‫"اگه 'اسپاک' بود چی‌کار می‌کرد؟"

234
00:10:42,328 --> 00:10:44,862
‫اونجا بود که شونه‌ی "بیلی" رو گرفتم

235
00:10:44,864 --> 00:10:48,232
‫و اولین "نیشگون فلج‌کننده وولکان" رو اجرا کردم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">("حرکتی در فیلم "استارترک" توسط "اسپاک)</font>

236
00:10:49,636 --> 00:10:50,868
‫جواب داد؟

237
00:10:50,870 --> 00:10:53,170
‫نه . زد استخوون ترقوه‌ام رو شکوند

238
00:10:54,073 --> 00:10:57,608
‫هنوزم صدای قلچ قلچش رو می‌شنوم

239
00:10:57,610 --> 00:10:59,058
‫حتما خیلی برات ناراحت‌کننده بوده

240
00:10:59,082 --> 00:11:00,579
‫اصلا

241
00:11:00,580 --> 00:11:03,447
‫همونطور که گفتم کل هدفم
‫برای اینکه از "اسپاک" تقلید کنم

242
00:11:03,449 --> 00:11:05,850
‫این بوده که فراتر از احساسات بشری عمل کنم

243
00:11:05,852 --> 00:11:08,052
‫چیزی که یه عمر تلاش کردم تا توش استاد بشم

244
00:11:10,423 --> 00:11:12,490
‫ببخشین؟

245
00:11:12,492 --> 00:11:14,625
‫معذرت می‌خوام . اصلا من اینجا نیستم

246
00:11:14,627 --> 00:11:17,094
‫نه . اینجوری کردی . یعنی چی؟

247
00:11:20,600 --> 00:11:22,767
‫خیلی‌خب ، باشه
‫شلدون ، من متخصص نیستم

248
00:11:22,769 --> 00:11:25,369
‫ولی آیا کاملا موضوع "اسپاک" رو
‫بد برداشت نکردی؟

249
00:11:25,371 --> 00:11:26,671
‫منظورم اینه "اسپاک" دوست داشت
‫جوری رفتار کنه که

250
00:11:26,673 --> 00:11:28,973
‫انگاری هیچ احساساتی نداره
‫ولی با اینحال نیمه‌انسان بود

251
00:11:28,975 --> 00:11:30,441
‫درست مثل تو

252
00:11:31,678 --> 00:11:33,077
‫منظورم اینه که
‫تو وانمود می‌کنی احساسات نداری

253
00:11:33,079 --> 00:11:34,812
‫ولی درست مثل همه‌ی آدما احساسات داری

254
00:11:34,814 --> 00:11:37,281
‫حقیقت نداره . نه . من رو نگاه کنین

255
00:11:37,283 --> 00:11:39,550
‫من یه حلقه نامزدی داشتم که به یه دختر بدم

256
00:11:39,552 --> 00:11:41,118
‫ولی به جاش اون من رو پس زد

257
00:11:41,120 --> 00:11:42,987
‫اون‌وقت من برای اون قضیه احساساتی میشم؟ نه

258
00:11:42,989 --> 00:11:45,156
‫نه . من اینجا روی مبل نشستم

259
00:11:45,158 --> 00:11:46,958
‫و درباره شخصیت محبوب تلویزیونیم صحبت می‌کنم

260
00:11:46,960 --> 00:11:48,292
‫انگار نه انگار که اتفاقی افتاده

261
00:11:48,294 --> 00:11:50,861
‫: چون من درست مثل "اسپاک" هستم
‫کاملا منطقی در همه‌ی اوقات

262
00:11:50,863 --> 00:11:51,929
‫داری داد میزنی عزیزم

263
00:11:51,931 --> 00:11:53,531
‫چون وقتی با صدای معمولی صحبت می‌کنم

264
00:11:53,533 --> 00:11:54,732
‫هیچ‌کس حرفم رو باور نمی‌کنه که

265
00:11:54,734 --> 00:11:56,667
‫این قضیه مسخره‌ی "امی" رو پشت سر گذاشتم

266
00:12:02,108 --> 00:12:06,177
‫این مستند حسابی محشر میشه

267
00:12:08,715 --> 00:12:11,415
‫- این پایین مشکلی نداری؟
‫- نه ، نه

268
00:12:11,417 --> 00:12:12,883
‫حس باستان‌شناس بودن می‌کنم

269
00:12:12,885 --> 00:12:16,354
‫" ایندیانا جونز' و اقامتگاه خانواده' "

270
00:12:17,223 --> 00:12:18,990
‫هی ، نگاه کن

271
00:12:18,992 --> 00:12:20,891
‫یه صدف پیدا کردم

272
00:12:20,893 --> 00:12:24,095
‫آره . جمجمه یه موشه

273
00:12:24,097 --> 00:12:25,997
‫آروم باش

274
00:12:25,999 --> 00:12:29,567
‫همین الانش کلی فاضلاب نشت می‌کنه
‫تو نمی‌خواد اضافه‌ش کنی

275
00:12:29,569 --> 00:12:33,070
‫ببخشین . میدونین که تقریبا کجا هستیم؟

276
00:12:33,072 --> 00:12:35,006
‫آره . فکر کنم اینجا اتاق مطالعه باشه

277
00:12:35,008 --> 00:12:37,875
‫خیلی‌خب پس ما الان زیر ناهارخوری قرار داریم

278
00:12:37,877 --> 00:12:39,276
‫درسته

279
00:12:39,278 --> 00:12:42,046
‫ببین ، میدونم شاید دوست نداشته باشی
‫این رو بشنوی

280
00:12:42,048 --> 00:12:44,782
‫ولی کار زیادی نداره که این
‫اتاق مطالعه رو تبدیل به

281
00:12:44,784 --> 00:12:46,584
‫اتاق بچه بکنی

282
00:12:46,586 --> 00:12:48,786
‫برای چی نباید دوست داشته باشم این رو بشنوم؟

283
00:12:48,788 --> 00:12:51,088
‫چون "برنی" گفت که تو بچه نمی‌خوای

284
00:12:51,090 --> 00:12:52,857
‫اصلا حقیقت نداره

285
00:12:52,859 --> 00:12:54,291
‫من از خدامه که

286
00:12:54,293 --> 00:12:56,193
‫اون حامله بشه . باور کنین

287
00:12:56,195 --> 00:12:59,997
‫هر فرصتی که بدست میارم میرم روی برنادت

288
00:13:01,034 --> 00:13:04,435
‫البته خیلی محترمانه و رومانتیک

289
00:13:06,739 --> 00:13:08,039
‫منظورم اینه که

290
00:13:08,041 --> 00:13:11,042
‫واقعا بچه دوست دارم

291
00:13:12,578 --> 00:13:15,212
‫نمیدونم برای چی به شما دروغ گفته

292
00:13:15,214 --> 00:13:17,181
‫اون کسیه که بچه دوست نداره

293
00:13:17,183 --> 00:13:18,883
‫راستش هر موقع که بحثش رو پیش می‌کشم...

294
00:13:18,885 --> 00:13:20,718
‫زمین‌لرزه

295
00:13:22,789 --> 00:13:25,089
‫خدای من ، قراره بمیریم

296
00:13:25,091 --> 00:13:26,991
‫زمین‌لرزه

297
00:13:27,627 --> 00:13:30,795
‫پس‌لرزه

298
00:13:31,964 --> 00:13:34,699
‫باورم نمیشه شلدون می‌خواست
‫از "امی" خواستگاری کنه

299
00:13:34,701 --> 00:13:36,200
‫میدونم . منم باورم نمیشه

300
00:13:36,202 --> 00:13:38,135
‫اون دیده باشه ما روی مبل چی‌کار کردیم

301
00:13:38,137 --> 00:13:40,371
‫- و با اینحال بازم روش بشینه
‫- آره

302
00:13:41,974 --> 00:13:43,741
‫سلام

303
00:13:43,743 --> 00:13:45,076
‫سلام رفیق ، چطوری؟

304
00:13:45,078 --> 00:13:46,110
‫بهترم

305
00:13:46,112 --> 00:13:48,112
‫- ویل" و "آدام" رفتن؟"
‫- آره

306
00:13:48,114 --> 00:13:50,481
‫به نظرتون تیکه‌ای که از کوره در رفتم رو هم

307
00:13:50,483 --> 00:13:51,816
‫توی مستند میارن؟

308
00:13:51,818 --> 00:13:53,918
‫- ۱۰۰درصد
‫- آره

309
00:13:53,920 --> 00:13:57,421
‫فایده‌ای نداره بخوام خودم رو ناراحتش بکنم

310
00:13:57,423 --> 00:13:58,989
‫: "به قول "وولکان‌ها

311
00:13:58,991 --> 00:14:02,960
‫"آیا کسی را که کشتی می‌توانی به زندگی برگردانی"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(به زبان "وولکان"ـی)</font>

312
00:14:03,730 --> 00:14:06,130
‫- میدونی معنیش چی میشه؟
‫- نه

313
00:14:06,132 --> 00:14:07,298
‫داری راستش رو میگی؟

314
00:14:07,300 --> 00:14:09,400
‫"نیرش"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(نه" به زبان "وولکان"ـی")</font>

315
00:14:10,703 --> 00:14:13,104
‫خیلی مسخره‌ست
‫اینکه همش ناراحت "امی" باشم

316
00:14:13,106 --> 00:14:14,839
‫چیزی عاید من نمی‌کنه

317
00:14:14,841 --> 00:14:16,574
‫اگه واقعا بخوام این مسئله رو حل کنم

318
00:14:16,576 --> 00:14:18,209
‫باید دست به‌کار بشم

319
00:14:18,211 --> 00:14:20,411
‫- چی‌کار می‌خوای بکنی؟
‫- می‌خوام پیداش کنم

320
00:14:20,413 --> 00:14:21,545
‫و ازش بخوام باهام ازدواج کنه

321
00:14:21,547 --> 00:14:23,981
‫اگه جواب بله داد
‫می‌تونیم این قضیه رو فراموش کنیم

322
00:14:23,983 --> 00:14:25,716
‫و ادامه رابطه‌مون رو پیش ببریم

323
00:14:25,718 --> 00:14:27,418
‫اگه هم جواب منفی داد

324
00:14:27,420 --> 00:14:30,855
‫"اون‌وقت می‌تونه "بره درشو بذاره
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(به زبان "وولکان"ـی)</font>

325
00:14:33,392 --> 00:14:35,559
‫منظوری نداشت

326
00:14:39,165 --> 00:14:43,501
‫فکر کنم بهتره توضیح بدم که چرا
‫یه دروغ کوچولو گفتم

327
00:14:47,073 --> 00:14:49,306
‫خیلی ممنون میشیم

328
00:14:49,308 --> 00:14:51,642
‫من به بابا گفتم که تو

329
00:14:51,644 --> 00:14:54,745
‫دوست نداری بچه داشته باشی
‫چون نمی‌خواستم ناامیدش کنم

330
00:14:54,747 --> 00:14:57,381
‫ولی با اینکه من رو این وسط خراب کنی
‫مشکلی نداشتی؟

331
00:14:57,383 --> 00:15:00,684
‫همینطوره . خیلی قاطعانه این‌کار رو کردم

332
00:15:00,686 --> 00:15:04,155
‫برنی" ، لازم نیست نگران من باشی"

333
00:15:04,157 --> 00:15:06,724
‫ولی نمی‌خوام تو این نعمت رو از دست بدی

334
00:15:06,726 --> 00:15:08,292
‫بچه بزرگ کردن

335
00:15:08,294 --> 00:15:11,295
‫ارزشمندترین تجربه زندگی من بوده

336
00:15:11,297 --> 00:15:12,963
‫بیخیال ، مامان همه کارها رو می‌کرد

337
00:15:12,965 --> 00:15:15,199
‫شما فقط از سر کار میومدی خونه

338
00:15:15,201 --> 00:15:16,934
‫و روی کاناپه می‌نشستی و آبجو می‌خوردی

339
00:15:16,936 --> 00:15:18,869
‫این کجاش بچه بزرگ کردنه؟

340
00:15:18,871 --> 00:15:20,571
‫اینجور بحث‌ها

341
00:15:20,573 --> 00:15:22,606
‫باید بین زن و شوهر باشه

342
00:15:22,608 --> 00:15:25,709
‫من میرم دست و صورتم رو بشورم
‫و دیگه راه بیوفتم

343
00:15:25,711 --> 00:15:28,779
‫اگه مامانت چیزی پرسید بگو تا ۱۰ اینجا بودم

344
00:15:30,750 --> 00:15:34,218
‫جالبه که پدرت توی مسائل خونه
‫کمک مادرت نمی‌کرده

345
00:15:34,220 --> 00:15:36,220
‫و "هاوارد" هم کمک تو نمی‌کنه

346
00:15:36,222 --> 00:15:40,057
‫یعنی یه‌جورایی "هاوارد" نه تنها
‫لنگه‌ی پدرت می‌مونه

347
00:15:40,059 --> 00:15:44,795
‫بلکه شبیه بچه‌ای می‌مونه که
‫تو می‌ترسی داشته باشی‌ـش

348
00:15:45,665 --> 00:15:47,798
‫تو برای چی هنوز اینجایی؟

349
00:15:49,869 --> 00:15:51,635
‫باشه . میرم

350
00:15:51,637 --> 00:15:54,772
‫ولی به نظر میاد یکی باید پوشکش رو عوض کنه

351
00:15:59,846 --> 00:16:01,212
‫خیلی‌خب

352
00:16:01,214 --> 00:16:04,281
‫قبول دارم که زیاد کمک نمی‌کنم

353
00:16:04,283 --> 00:16:07,017
‫و باید یه‌کم روش کار کنم

354
00:16:07,019 --> 00:16:08,152
‫ولی...

355
00:16:08,154 --> 00:16:09,687
‫اگه بچه داشتیم

356
00:16:09,689 --> 00:16:10,955
‫اوضاع فرق می‌کرد

357
00:16:10,957 --> 00:16:14,925
‫- چطور؟
‫- چون که وقتی بابام ترکمون کرد

358
00:16:14,927 --> 00:16:17,294
‫به خودم قول دادم که

359
00:16:17,296 --> 00:16:21,732
‫اگه یه زمانی پدر شدم

360
00:16:21,734 --> 00:16:24,134
‫همیشه کنار بچه‌ام باشم

361
00:16:25,671 --> 00:16:27,838
‫خیلی‌خب ، درباره‌ش فکر می‌کنم

362
00:16:27,840 --> 00:16:29,907
‫اون‌وقت این یه "درباره‌ش فکر می‌کنم" واقعی هستش

363
00:16:29,909 --> 00:16:31,942
‫: از اونا نیست که گفتم
‫میشه موتورسیکلت بخریم که"

364
00:16:31,944 --> 00:16:34,478
‫"کنارش صندلی یدکی باشه
‫تو هم گفتی "درباره‌ش فکر می‌کنم"؟

365
00:16:35,548 --> 00:16:38,115
‫این یه "درباره‌ش فکر می‌کنم" واقعی هستش

366
00:16:38,117 --> 00:16:42,019
‫مطمئنم که پدر خیلی خوبی میشم

367
00:16:42,021 --> 00:16:44,488
‫میدونم که همینطوره

368
00:16:44,490 --> 00:16:46,290
‫حالا که صحبت

369
00:16:46,292 --> 00:16:48,759
‫بچه‌دار شدن شد
‫نظرت چیه دست و صورتم رو بشورم

370
00:16:48,761 --> 00:16:51,395
‫و قفسه پایینی‌ـت رو یه‌کم دستکاری کنم

371
00:17:24,844 --> 00:17:26,744
‫به نظر دکتر "دِهنِر" اون خطرناک نیست

372
00:17:26,746 --> 00:17:29,246
‫چی باعث میشه تو درست بگی
‫ولی یه روانشناس مجرب اشتباه بگه؟

373
00:17:29,248 --> 00:17:31,515
‫چون اون احساسات داره ولی من ندارم

374
00:17:31,517 --> 00:17:33,050
‫من فقط منطق حالیم میشه

375
00:17:33,052 --> 00:17:34,752
‫باشه . راست میگی

376
00:17:35,922 --> 00:17:37,722
‫انگاری به راحتی میشه احساسات رو خاموش کرد

377
00:17:37,724 --> 00:17:40,091
‫دوباره این تلویزیون داره
‫یه سری دروغ تحویلمون میده

378
00:17:40,093 --> 00:17:41,292
‫ما اجازه میدیم که

379
00:17:41,294 --> 00:17:42,393
‫بچه‌هامون رو بزرگ کنی

380
00:17:42,395 --> 00:17:44,428
‫اون‌وقت اینجوری جواب‌مون رو میدی

381
00:17:44,430 --> 00:17:46,897
‫لئونارد ، من چرا اینقدر احمق بودم که

382
00:17:46,899 --> 00:17:49,033
‫پا جای پای یه

383
00:17:49,035 --> 00:17:51,902
‫فضایی تخیلی که احساسات نداره بذارم؟

384
00:17:51,904 --> 00:17:53,471
‫خب...

385
00:17:53,473 --> 00:17:55,473
‫الان به جای اسطوره کردن شخصیت‌های تخیلی

386
00:17:55,475 --> 00:17:59,443
‫می‌تونی روی آدمای حقیقی که
‫توی زندگیت وجود دارن تمرکز کنی

387
00:18:01,180 --> 00:18:03,280
‫حرف‌های خیلی هوشمندانه‌ای زدی

388
00:18:03,282 --> 00:18:04,482
‫ممنون

389
00:18:04,484 --> 00:18:05,883
‫اگه این حرف‌ها رو از تلویزیون می‌شنیدم

390
00:18:05,885 --> 00:18:07,585
‫خیلی تاثیرگذارتر بود

391
00:18:08,600 --> 00:18:09,600
‫: ترجمه و تنظیم
‫<font color=#۰۰FF۰۰>FIREAMIN</font>

392
00:18:10,600 --> 00:18:11,600
‫: ارائه‌ای مشترک از
‫<font color=#FF۸۰۴۰>TVWorld.Info</font> | <font color=#۰۰FF۰۰>IranFilm.Net</font>

