1
00:00:02,742 --> 00:00:04,775
‫انگار خیلی وقت نگذشته که

2
00:00:04,777 --> 00:00:07,044
‫اینجا بودیم و اینکارو برای هالی میکردیم

3
00:00:07,046 --> 00:00:09,580
‫چون که واقعا نگذشته

4
00:00:09,582 --> 00:00:11,482
‫راستی یادم اومد، قبل از اینکه بریم

5
00:00:11,484 --> 00:00:13,617
‫بریم عمل وازکتومی انجام بدی

6
00:00:13,619 --> 00:00:18,389
‫اوه، خیلی لطف داری، ولی امروز، روز توئه

7
00:00:20,092 --> 00:00:23,027
‫خب، شما آماده این که جنسیت بچه رو بدونین؟

8
00:00:23,029 --> 00:00:24,295
‫- آره
‫- حتما

9
00:00:24,297 --> 00:00:25,763
‫هالی دوست داره

10
00:00:25,765 --> 00:00:27,565
‫یه داداش یا خواهر کوچولو داشته باشه؟

11
00:00:27,567 --> 00:00:28,899
‫خب، اون ۹ ماهشه

12
00:00:28,901 --> 00:00:32,970
‫فقط مهمه جیرینگ جیرینگ کنه، یا توی سوتینم باشه، وگرنه براش مهم نیست

13
00:00:32,972 --> 00:00:36,340
‫و شما چطور؟

14
00:00:36,342 --> 00:00:39,577
‫میدونی، برای اولین بار، ما واقعا یه دختر میخواستیم

15
00:00:39,579 --> 00:00:42,279
‫ولی این دفعه، اصرار خاصی نداریم

16
00:00:42,281 --> 00:00:45,349
‫آره، پسر، دختر
‫فقط سالم باشه کافیه

17
00:00:45,351 --> 00:00:47,485
‫خب، یه پسره

18
00:00:49,255 --> 00:00:52,022
‫اوه

19
00:00:52,024 --> 00:00:55,593
‫بیخیال، واقعا نباید نا امید بشی

20
00:00:55,595 --> 00:00:57,595
‫هی، من به زور میدونم خودم چجور یه مرد باشم

21
00:00:57,597 --> 00:00:59,597
‫حالا باید به یکی آموزش بدم؟

22
00:00:59,599 --> 00:01:03,634
‫،همونطور که قدیمیا میگفتن
‫"اونایی که نمیتونن انجام بدن، به بقیه یاد میدن "

23
00:01:04,670 --> 00:01:06,704
‫یه نسخه کوچک از هاواردُ نمیخوای؟

24
00:01:06,706 --> 00:01:10,040
‫همین الانش یه نسخه کوچیک از هاوارد رو دارم

25
00:01:10,977 --> 00:01:12,610
‫حالا دارم پسردار میشم؟

26
00:01:12,612 --> 00:01:15,412
‫باید بهش ورزش یاد بدم

27
00:01:15,414 --> 00:01:17,882
‫و...و ورزش نگاه کردن

28
00:01:17,884 --> 00:01:20,851
‫و... و... و... و...

29
00:01:20,853 --> 00:01:24,021
‫دیگه کار مردونه بلد نیست. تو هچل افتاد

30
00:01:26,125 --> 00:01:27,992
‫چیزی نیست. ما همه اینجاییم که کمکت کنیم

31
00:01:27,994 --> 00:01:31,562
‫آره. و این بچه الگو های مردونه زیادی داره

32
00:01:31,564 --> 00:01:33,898
‫حالا، مطمئم که هر چیزی که برنادت نتونه بهش یاد بده

33
00:01:33,900 --> 00:01:35,165
‫پنی میتونه

34
00:01:36,502 --> 00:01:38,602
‫آه، پس یاد میگیره چجور تو بطری بشاشه

35
00:01:38,604 --> 00:01:39,670

36
00:01:39,672 --> 00:01:41,906
‫هر چیزی که درش بزرگتر از یه سکه باشه

37
00:01:43,843 --> 00:01:47,278
‫هاوی، خیلی چیزای فوق‌العاده ای هست که میتونی به پسرت یاد بدی

38
00:01:47,280 --> 00:01:50,548
‫آره، همیشه میدونی دقیقا کدوم قرص ضداسید معده رو برداری

39
00:01:50,550 --> 00:01:53,551
‫فکر نکنم اون یاد دادنی باشه

40
00:01:53,553 --> 00:01:56,020
‫اون مادرزادیه

41
00:01:56,022 --> 00:01:58,055
‫بیخیال. میتونی وسائل بسازی

42
00:01:58,057 --> 00:01:59,590
‫تو فضانورد بودی

43
00:01:59,592 --> 00:02:01,058
‫درسته

44
00:02:01,060 --> 00:02:03,394
‫میدونی، یه عنوان یه بچه
‫من قبلا موشک های مدل سازی شده میساختم

45
00:02:03,396 --> 00:02:05,229
‫خیلی باحال میشه اینکارو با پسرم بکنم

46
00:02:05,231 --> 00:02:07,865
‫موشک های مدل سازی شده، بالاخره
‫یه چیز جالب توجه

47
00:02:07,867 --> 00:02:11,135
‫حالت ترمیم مورد علاقه ت چیه؟

48
00:02:11,137 --> 00:02:13,370
‫شلدون، ما داریم به دوستامون کمک میکنیم

49
00:02:13,372 --> 00:02:16,607
‫و رسیدیم به موشک ها مدل سازی، مگه نه؟

50
00:02:16,609 --> 00:02:19,810
‫راه خیلی خسته کننده ای بود، ولی ارزششو داشت

51
00:02:19,812 --> 00:02:22,479
‫- خب، اسمی رو براش انتخاب کردین؟
‫- ایمی

52
00:02:22,481 --> 00:02:23,647
‫تازه رسیدیم به موشک

53
00:02:23,649 --> 00:02:25,082
‫چرا میخوای برگردی به موضوعات قبلی؟

54
00:02:26,419 --> 00:02:29,820
‫♪  جهان ما اول بسیار داغ و چگال بود  ♪

55
00:02:29,822 --> 00:02:33,424
‫♪  ...و در حدود چهارده میلیارد سال پیش شروع به انبساط کرد، وایسین  ♪

56
00:02:33,426 --> 00:02:34,959

57
00:02:34,961 --> 00:02:37,895
‫♪  گیاهان شکل گرفتند، انسان های اولیه ابزار ساختند  ♪

58
00:02:37,897 --> 00:02:40,197
‫♪  دیوارها و هرم ها رو ساختیم  ♪

59
00:02:40,199 --> 00:02:42,800
‫♪  ریاضی، علوم، تاریخ، نا شناخته هارو کشف کردیم ♪

60
00:02:42,802 --> 00:02:44,735
‫♪  و همه اینا با بیگ بنگ شروع شد  ♪

61
00:02:44,737 --> 00:02:45,770
‫♪ !بنگ ♪

62
00:02:47,771 --> 00:02:54,771
‫<font color="۴dd۲ff">
‫::.  مترجمین: سینا خدادادی ، کسری .::
‫« Caseraw , Sina Kh »

64
00:02:55,669 --> 00:02:57,002
‫هی، داری کجا میری؟

65
00:02:57,004 --> 00:02:58,770
‫دوباره میرم خشکشویی.
‫اینو نگاه کن

66
00:02:58,772 --> 00:03:01,240
‫لکه روی یونیفرم اخترناوگان‌ـم رو پاک نکردن

67
00:03:01,242 --> 00:03:04,276
‫خب، اگر میذاشتی اون رنگ بدن سبزُ تو تخت نپوشم

68
00:03:04,278 --> 00:03:07,279
‫مجبور نبودی اینقدر بری خشک شویی

69
00:03:07,281 --> 00:03:09,181
‫نه، ارزشش رو داشت

70
00:03:11,785 --> 00:03:13,151
‫هی، وایسا، مامانته

71
00:03:13,153 --> 00:03:16,088
‫اوه، خیلی بد شد
‫همین الان رفتم بیرون!

72
00:03:19,527 --> 00:03:20,859
‫سلام، بورلی

73
00:03:20,861 --> 00:03:22,361
‫اوه، سلام، پنی

74
00:03:22,363 --> 00:03:23,562
‫آه، لئونارد همین الان رفت

75
00:03:23,564 --> 00:03:25,864
‫خیلی ناراحت میشه که نرسید باهات صحبت کنه

76
00:03:25,866 --> 00:03:27,599
‫چرا؟

77
00:03:27,601 --> 00:03:29,468
‫چون اون...

78
00:03:29,470 --> 00:03:30,802
‫آره، نمیدونم

79
00:03:30,804 --> 00:03:32,838
‫چه خبر؟

80
00:03:32,840 --> 00:03:35,274
‫منطورت خبر شخصیه یا شغلی؟

81
00:03:35,276 --> 00:03:36,775
‫آم، شخصی؟

82
00:03:36,777 --> 00:03:38,844
‫مثلا، دیشب چیکار کردی؟

83
00:03:38,846 --> 00:03:41,113
‫دیشب غذای کوبایی خوردم توی خونه مردی که

84
00:03:41,115 --> 00:03:45,117
‫باهاش مقاربت نارضایت بخش داشتم

85
00:03:46,954 --> 00:03:49,521
‫واو. خیلی خب

86
00:03:51,258 --> 00:03:53,659
‫و برای اینکه سوال بعدیت رو پیشبینی کنم

87
00:03:53,661 --> 00:03:56,929
‫غذامون خوک کباب شده بود
‫و پوزیشن مقاربتمون هم خوابیده به سمت کنار بود

88
00:03:59,466 --> 00:04:02,935
‫صحیح. صحیح.
‫چون سیر بودین

89
00:04:05,039 --> 00:04:07,806
‫چند ساله که چشمم به اینا نیوفتاده

90
00:04:07,808 --> 00:04:09,141
‫داشتمش

91
00:04:09,143 --> 00:04:10,676
‫داشتمش

92
00:04:10,678 --> 00:04:13,579
‫گاراژ خونمون رو باهاش آتیش زدم

93
00:04:13,581 --> 00:04:15,647
‫وقتی بچه بودم سه تا موشک مدل داشتم

94
00:04:15,649 --> 00:04:18,650
‫و اون بزرگترین برنامه فضایی هند بود

95
00:04:18,652 --> 00:04:22,254
‫تو یه نمونه موشک سترن ۵ داری؟

96
00:04:22,256 --> 00:04:25,257
‫آره. پدرم قبل اینکه، میدونی

97
00:04:25,259 --> 00:04:27,192
‫خانوادمون رو ترک کنه، خریدش

98
00:04:27,194 --> 00:04:29,294
‫خر شانس

99
00:04:29,296 --> 00:04:34,099
‫هیچوقت نتونستم بدون اون بازش کنم

100
00:04:34,101 --> 00:04:35,701
‫احمقانه ست

101
00:04:35,703 --> 00:04:36,835
‫نه، احمقانه نیست

102
00:04:36,837 --> 00:04:38,904
‫من همیشه میخواستم با بابام موشک درست کنم

103
00:04:38,906 --> 00:04:41,239
‫ولی اون علاقه نداشت

104
00:04:41,241 --> 00:04:42,708
‫آه، اره، پدر های نا امید کننده

105
00:04:42,710 --> 00:04:44,109
‫همینو بگو

106
00:04:44,111 --> 00:04:47,179
‫یادمه برای تولد ۱۶ سالگیم بابام برام یه مرسدس بنز خرید

107
00:04:47,181 --> 00:04:50,382
‫مثل، یه کوچیکش، یه مرسدس برای شروع

108
00:04:51,819 --> 00:04:52,985
‫اون به زور وقت کرد کلید شو بهم بده

109
00:04:52,987 --> 00:04:54,720
‫قبل اینکه سریع برگرده سر کار

110
00:04:54,722 --> 00:04:57,990
‫بعدش دیگه ندیدمش تا، مثلا، همون شبش

111
00:05:00,794 --> 00:05:02,661
‫به هر حال...

112
00:05:04,064 --> 00:05:07,766
‫هر چقدرم که از دستش عصبانی بودم بخاطر اینکه رفت

113
00:05:07,768 --> 00:05:09,935
‫احتمالا ساختن همین چیزا باعث شد

114
00:05:09,937 --> 00:05:11,470
‫که یه مهندس بشم

115
00:05:11,472 --> 00:05:13,705
‫فکر کنم، به روش خودش

116
00:05:13,707 --> 00:05:15,707
‫پدر منم منو تشویق میکرد که علم رو ادامه بدم

117
00:05:15,709 --> 00:05:17,542
‫یعنی، اون کسیه که بهم یاد داد

118
00:05:17,544 --> 00:05:19,811
‫باد معده قابل اشتعاله

119
00:05:20,881 --> 00:05:24,816
‫و همچنین، شورت های ورزشی پلی‌استر نمیسوزن

120
00:05:24,818 --> 00:05:26,318
‫ذوب میشن

121
00:05:28,022 --> 00:05:30,055
‫آره، فکر کنم منم بخاطر این اختر‌فیزیکدان شم چون

122
00:05:30,057 --> 00:05:32,524
‫وقتی بچه بودم، به بابام گفتم دوست دادم به ستاره ها نگاه کنم

123
00:05:32,526 --> 00:05:35,727
‫بخاطر همین بابام منو فرستاد هاوایی که تلسکوپ کک رو ببینم

124
00:05:38,532 --> 00:05:40,699
‫گور باباتون. درد و رنج من واقعیه

125
00:05:44,405 --> 00:05:47,005
‫میدونی چیه؟
‫گذشته رو فراموش کن

126
00:05:47,007 --> 00:05:50,275
‫نظرت چیه من و تو این موشک رو بسازیم؟

127
00:05:50,277 --> 00:05:52,010
‫به نظر میرسه این کار میتونه

128
00:05:52,012 --> 00:05:53,845
‫یه تجربه ای برای نزدیک شدن ما بهم هم بشه

129
00:05:53,847 --> 00:05:54,880
‫درسته؟

130
00:05:54,882 --> 00:05:55,847
‫اوه، فهمیدم

131
00:05:55,849 --> 00:05:58,050
‫تو فکر میکنی این کار خوبیه

132
00:06:02,189 --> 00:06:04,956
‫خب، تو نمیخوای با شلدون و هاوارد بچرخی؟

133
00:06:04,958 --> 00:06:07,492
‫نه، اونا داشتن بخاطر بچه‌گی غم‌انگیزشون با هم خو میگرفتن

134
00:06:07,494 --> 00:06:11,363
‫و خانواده احمق من همیشه پیشم بودن

135
00:06:12,599 --> 00:06:13,932
‫اینا چیه؟

136
00:06:13,934 --> 00:06:16,134
‫دارم همه لباس های قدیمی هالی رو میذارم تو جعبه

137
00:06:16,136 --> 00:06:18,103
‫فکر نکنم دیگه بهشون نیاز داشته باشیم

138
00:06:18,105 --> 00:06:19,438
‫اوه، خب، آروم باش

139
00:06:19,440 --> 00:06:21,440
‫مطمئنم چندتاشون هستن که میتونه برای یه پسر استفاده شون کنی

140
00:06:21,442 --> 00:06:24,609
‫دختر کوچولوی بابایی"؟ "

141
00:06:24,611 --> 00:06:27,279
‫خیلی خب، اگه، آه، نوشته شو عوض کنیم به

142
00:06:27,281 --> 00:06:29,748
‫دختر جذب کن کوچولوی بابایی"؟ "

143
00:06:29,750 --> 00:06:31,550
‫بووم! پیرهن پسرونه شد

144
00:06:33,420 --> 00:06:34,586
‫این چطور؟

145
00:06:34,588 --> 00:06:35,954
‫آه، خیلی خب

146
00:06:35,956 --> 00:06:38,457
‫آه، دامنشو بردار، یه عکس آذرخش بزن جلوش

147
00:06:38,459 --> 00:06:40,192
‫و یه بچه فلش دستت میاد

148
00:06:40,194 --> 00:06:41,393

149
00:06:41,395 --> 00:06:42,594
‫یه آستین بلند زیرش بذار

150
00:06:42,596 --> 00:06:44,963
‫بوووم! بچه شلدون!

151
00:06:46,500 --> 00:06:48,166
‫واو، خیلی واردی تو این کار

152
00:06:48,168 --> 00:06:49,301
‫اوه، ولمون کن

153
00:06:49,303 --> 00:06:50,535
‫این اولین بارم نیست که

154
00:06:50,537 --> 00:06:53,205
‫لباسای دختر رو به پسر تبدیل میکنم

155
00:06:54,181 --> 00:06:57,115
‫چرا؟ تو لباسای دست دوم خواهرتُ پوشیدی؟

156
00:06:57,117 --> 00:07:00,452
‫اره، همون

157
00:07:03,757 --> 00:07:06,725
‫اوه، باید بادوم زمینی می‌آورم

158
00:07:06,727 --> 00:07:08,760
‫تو نمیتونی بادوم زمینی بخوری
‫آلرژی داری

159
00:07:08,762 --> 00:07:11,963
‫اگر بمیری، کی میخواد منو برسونه خونه؟

160
00:07:11,965 --> 00:07:13,531
‫من نمیخوام بخورمشون

161
00:07:13,533 --> 00:07:15,066
‫یه کاریه که تو جی.پی.ال میکنن

162
00:07:15,068 --> 00:07:17,135
‫وقتی که موشک رنجر با موفقیت پرتاب شد

163
00:07:17,137 --> 00:07:18,436
‫توی اتاق بادوم زمینی گذاشته بودن

164
00:07:18,438 --> 00:07:21,206
‫از اون موقع، سر هر پرتابی بادوم زمینی میارن

165
00:07:21,208 --> 00:07:23,808
‫به نظر یه خرافات احمقانه میاد

166
00:07:23,810 --> 00:07:26,277
‫بیشتر یه سنته

167
00:07:26,279 --> 00:07:28,713
‫اوه! من سنتُ دوست دارم

168
00:07:28,715 --> 00:07:32,383
‫میشه دم بادوم زمینی فروشی وایسی؟

169
00:07:32,385 --> 00:07:35,353
‫فکر نکنم چنین چیزی باشه اصلا

170
00:07:35,355 --> 00:07:36,721
‫اوه، گیر نده حالا

171
00:07:36,723 --> 00:07:38,356
‫هر آجیل فروشی کارمونُ راه میندازه

172
00:07:38,358 --> 00:07:42,794
‫فکر نکنم بتونیم اینجا بادوم زمینی گیر بیاریم

173
00:07:42,796 --> 00:07:46,131
‫آه، خب، پس
‫کل روز خراب شد

174
00:07:46,133 --> 00:07:50,135
‫حالا که بهش فکر میکنم، شاید بیشتر یه خرافاته

175
00:07:50,137 --> 00:07:51,870
‫نزدیک بود

176
00:08:00,447 --> 00:08:03,414
‫اوه، آه، بورلی، به گوشی من زنگ زدی، نه لئونارد

177
00:08:03,416 --> 00:08:06,484
‫در واقع، امیدوار بودم با تو حرف بزنم

178
00:08:06,486 --> 00:08:08,119
‫الان وقت خوبیه؟

179
00:08:08,121 --> 00:08:09,954
‫آه، بستگی داره

180
00:08:09,956 --> 00:08:11,656
‫تو شهر تو ساعت چنده؟

181
00:08:11,658 --> 00:08:12,824
‫آه، ۵ و خرده ای

182
00:08:12,826 --> 00:08:15,126
‫آره، اونم حسابه

183
00:08:15,128 --> 00:08:17,662
‫چه خبر؟

184
00:08:17,664 --> 00:08:20,999
‫خب، اون روز از مکالمه مون لذت بردم

185
00:08:21,001 --> 00:08:23,067
‫و امیدوار بودم بتونیم ادامه‌ش بدیم

186
00:08:23,069 --> 00:08:24,269
‫واقعا؟

187
00:08:24,271 --> 00:08:26,571
‫آره، شاید به نظرت عجیب بیاد

188
00:08:26,573 --> 00:08:29,841
‫ولی من زیاد دوست صمیمی دختر ندارم

189
00:08:29,843 --> 00:08:33,711
‫چــی؟

190
00:08:33,713 --> 00:08:37,115
‫البته، همکار های خانمم هستن

191
00:08:37,117 --> 00:08:39,050
‫ولی، اه، اونا همشون پیرو فروید هستن

192
00:08:39,052 --> 00:08:42,554
‫پس تنها پسری که میتونم دربارش حرف بزنم بابامه

193
00:08:48,762 --> 00:08:50,024
‫آه، خب، میدونی. گوشم با توئه

194
00:08:50,025 --> 00:08:51,424
‫میخوای راجب چی حرف بزنی؟

195
00:08:51,426 --> 00:08:54,627
‫خب، دفعه پیش، روی زندگی من تمرکز کردیم

196
00:08:54,629 --> 00:08:56,496
‫اگر بخوایم واقعا دوست باشیم

197
00:08:56,498 --> 00:08:58,197
‫باید درباره تو هم حرف بزنیم

198
00:08:58,199 --> 00:08:59,632
‫خب، میدونی، اگه بخوایم دوست واقعی بشیم

199
00:08:59,634 --> 00:09:01,668
‫باید یه دختر سومی هم داشته باشیم

200
00:09:01,670 --> 00:09:04,470
‫که پشتش حرف بزنیم

201
00:09:04,472 --> 00:09:07,307
‫اوه، پس گربه خانم میشیم

202
00:09:07,309 --> 00:09:10,043
‫اوه، خوشم اومد

203
00:09:10,045 --> 00:09:12,111
‫نامزد شلدون چطوره؟

204
00:09:12,113 --> 00:09:15,081
‫انگار از دماغ فیل افتاده

205
00:09:15,083 --> 00:09:17,784
‫اه، دماغ فیل افتاده

206
00:09:17,786 --> 00:09:19,485
‫میو

207
00:09:23,625 --> 00:09:24,924
‫خیلی خب

208
00:09:24,926 --> 00:09:26,292
‫بزن بریم

209
00:09:26,294 --> 00:09:28,561
‫شمارش تا زمان پرتاب
‫،ده، نه...

210
00:09:28,563 --> 00:09:30,797
‫وایسا، داری چیکار میکنی؟
‫باید بگی شمارش معکوس

211
00:09:30,799 --> 00:09:33,366
‫من فضانورد بودم
‫ما از شمارش پرتاب استفاده میکردیم

212
00:09:33,368 --> 00:09:35,368
‫ولی این موشک سترن پنجه

213
00:09:35,370 --> 00:09:36,903
‫و وقتی اونارو پرتاب کردن، گفتن شمارش معکوس

214
00:09:36,905 --> 00:09:40,173
‫موشک خودمه!
‫به روش خودم پرتابش میکنیم

215
00:09:40,175 --> 00:09:42,675
‫باشه

216
00:09:44,112 --> 00:09:46,012
‫نمیگم که میدونم چرا بابات رفت

217
00:09:46,014 --> 00:09:48,314
‫ولی فکر کنم یه ایده‌ای داره به ذهنم میرسه.

218
00:09:50,185 --> 00:09:51,284
‫شمارش تا پرتاب

219
00:09:51,286 --> 00:09:53,219
‫ده، نه، هشت

220
00:09:53,221 --> 00:09:54,487
‫هفت، شش...

221
00:09:54,489 --> 00:09:58,191
‫چونکه تو یه جورایی هی دستور میدی.

222
00:09:58,193 --> 00:10:01,227
‫پنج، چهار، سه، دو...

223
00:10:01,229 --> 00:10:02,695
‫یک...

224
00:10:06,701 --> 00:10:09,836
‫من یادمه اونا بالاتر میرفتن.

225
00:10:18,177 --> 00:10:19,243
‫خب، معرکه شد.

226
00:10:19,245 --> 00:10:21,211
‫منظورم اینه که، تنها چیزی که
‫فکر میکردم میتونم

227
00:10:21,213 --> 00:10:23,948
‫،میتونم با پسرم انجام بدم
‫حتی اون رو هم نمیتونم درست انجام بدم.

228
00:10:23,950 --> 00:10:27,418
‫خب، اگه میخوای دوباره
‫ببینیش، فیلمشو گرفتم.

229
00:10:27,420 --> 00:10:30,254
‫تو حالت آهسته خیلی باحال میشه.

230
00:10:30,256 --> 00:10:31,956
‫بابت پشتیبانی‌ات ممنونم.

231
00:10:31,958 --> 00:10:34,224
‫- خواهش میکنم.
‫- داشتم طعنه میزدم.

232
00:10:34,226 --> 00:10:35,859
‫چطور جرأت میکنی!

233
00:10:37,930 --> 00:10:40,197
‫شلدون، من چیکار کنم؟

234
00:10:40,199 --> 00:10:44,268
‫منظورم اینه که، چی از پسر بزرگ کردن میدونم؟

235
00:10:44,270 --> 00:10:48,205
‫راجب یه دختر بزرگ کردن چی میدونی؟

236
00:10:49,542 --> 00:10:52,309
‫اوه، خدای من، حق با تو ـه.

237
00:10:52,311 --> 00:10:55,512
‫خب، من نمیدونم اونم طعنه داشت یا نه.

238
00:10:55,514 --> 00:10:58,949
‫،پس، یا خواهش میکنم
‫یا هی!

239
00:11:07,493 --> 00:11:09,293
‫لئونارد، الان واقعا از رو مبل بهم پیام دادی

240
00:11:09,295 --> 00:11:11,895
‫تا سس خردل بیشتری رو ساندویچت بریزم؟

241
00:11:11,897 --> 00:11:15,032
‫نگران بودم ایمیلت رو چک نکنی.

242
00:11:18,537 --> 00:11:20,671
‫،به خدا قسم میخورم
‫اینو میندازم دور.

243
00:11:20,673 --> 00:11:22,406
‫اون یکی من نبودم.

244
00:11:22,408 --> 00:11:24,241
‫اوه، صبرکن، مامانت بود.

245
00:11:24,243 --> 00:11:25,876
‫مامانم به تو پیام میده؟

246
00:11:25,878 --> 00:11:27,978
‫آره. ما اخیرا خیلی باهم داریم حرف میزنیم.

247
00:11:27,980 --> 00:11:30,047
‫چرا؟

248
00:11:30,049 --> 00:11:33,951
‫اون خسته شده از حرف زدن
‫با آیینه‌ی جادویی روی دیوار؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">[اشاره به شخصیت منفی سفیدبرفی]</font>

249
00:11:33,953 --> 00:11:36,320
‫نه، من فکر میکنم اون تنها ـه.

250
00:11:36,322 --> 00:11:37,955
‫داشته باهام ارتباط برقرار میکرده

251
00:11:37,957 --> 00:11:41,392
‫خیلی خب، فقط مراقب باش.

252
00:11:41,394 --> 00:11:42,993
‫،فکر میکنی داری بهش نزدیک میشی

253
00:11:42,995 --> 00:11:45,429
‫،و بعدش یهویی میبینی
‫یه کتاب نوشته میشه راجبت

254
00:11:45,431 --> 00:11:50,067
‫:به اسم "اون داره از قصد انجامش میده
‫".بزرگ کردن یه نوجوان شلوار خیس کن

255
00:11:50,069 --> 00:11:52,002
‫نه، اونطوری نیست.

256
00:11:52,004 --> 00:11:54,204
‫میدونی، اون داشته زندگیش رو تعریف میکرده.

257
00:11:54,206 --> 00:11:56,807
‫و در واقع از زندگی من خیلی حمایت کرد

258
00:11:56,809 --> 00:11:58,208
‫- واقعا؟
‫- آره.

259
00:11:58,210 --> 00:11:59,443
‫،من داشتم راجب شغلم بهش میگفتم

260
00:11:59,445 --> 00:12:01,512
‫و اون گفت بهم افتخار میکنه.

261
00:12:01,514 --> 00:12:04,882
‫خب، عالیه.

262
00:12:05,951 --> 00:12:08,952
‫به من که هیچوقت نگفت بهم افتخار میکنه.

263
00:12:10,489 --> 00:12:14,124
‫حتی وقتی که یه ماه کامل خودم رو خیس نکردم.

264
00:12:14,126 --> 00:12:17,261
‫دوست نداری من با مادرت دوست باشم؟

265
00:12:17,263 --> 00:12:18,896
‫خب، بیا روراست باشیم.

266
‫۰۰:۱۲:۱۸,۸۹۸ --> ۰۰:۱۲:۲۱,۹۶۵من باهات ازدواج کردم که اعصابشو خرد کنم

267
00:12:24,603 --> 00:12:26,904
‫داری یه جورایی خرابش میکنی.

268
00:12:29,275 --> 00:12:32,676
‫:دلیل شماره ۱۳ برای حس خوبی داشتن

269
00:12:32,678 --> 00:12:34,912
‫،به عنوان یه پرتاب، بد بود

270
00:12:34,914 --> 00:12:37,815
‫،ولی به عنوان یه انفجار
‫خیلی با شکوه بود.

271
00:12:40,886 --> 00:12:43,620
‫دلیل ۱۴: تو هنوز همه انگشتات رو داری

272
00:12:43,622 --> 00:12:46,723
‫و بچه‌ها پدری رو که انگشت داره ترجیح میدن.

273
00:12:46,725 --> 00:12:48,125
‫،مرسی که تلاش میکنی

274
00:12:48,127 --> 00:12:50,427
‫ولی نمیتونی منو خوشحال بکنی.

275
00:12:50,429 --> 00:12:52,496
‫خب، پس این چطوره؟

276
00:12:52,498 --> 00:12:54,231
‫اینقدر نق نزن تا اینکه

277
00:12:54,233 --> 00:12:56,300
‫بهت یه دلیل برا گریه کردن ندادم، مرد جوان.

278
00:12:56,302 --> 00:12:58,435
‫چی؟

279
00:12:58,437 --> 00:13:02,406
‫اونا حرف‌های آرامش بخشی بودن
‫که پدرم همیشه میگفت.

280
00:13:02,408 --> 00:13:04,241
‫کمکی میکرد؟

281
00:13:04,243 --> 00:13:06,176
‫من عالی از آب درومدم.

282
00:13:06,178 --> 00:13:07,678
‫خودت بگو.

283
00:13:07,680 --> 00:13:10,280
‫بیا حرکت کنیم.

284
00:13:10,282 --> 00:13:13,150
‫میخوای تمام راه برگشت
‫به خونه اینقدر ناراحت باشی؟

285
00:13:13,152 --> 00:13:14,685
‫نمیدونم، شاید.

286
00:13:14,687 --> 00:13:16,353
‫احتمالش هست شاد بشی

287
00:13:16,355 --> 00:13:18,622
‫توسط یه معمای مثلثاتی؟

288
00:13:20,259 --> 00:13:21,925
‫خب، اگه نمی‌تونی جواب اونو بدی

289
00:13:21,927 --> 00:13:24,027
‫امکان نداره بتونی جواب این معما رو بدی.

290
00:13:30,936 --> 00:13:33,770
‫،اوه، هی، هی
‫نظرت چیه؟

291
00:13:33,772 --> 00:13:36,140
‫،فقط بخاطر اینکه یه پسره
‫لازم نیست که تو

292
00:13:36,142 --> 00:13:38,609
‫یه عکس از آلت روی لباسش بذاری.

293
00:13:38,611 --> 00:13:42,379
‫ولی اون یه چوب بیسبال ـه با دوتا توپ بیسبال.

294
00:13:42,381 --> 00:13:45,149
‫خیلی خب، حالا میبینمش.

295
00:13:46,886 --> 00:13:49,286
‫،خب، میدونی
‫من متوجه‌ام چرا

296
00:13:49,288 --> 00:13:51,255
‫هاوارد نگران پسردار شدنه.

297
00:13:51,257 --> 00:13:53,223
‫ولی تو واقعا ناراحتی بابتش؟

298
00:13:53,225 --> 00:13:54,858
‫نه، من خوبم.

299
00:13:54,860 --> 00:13:56,827
‫آخه، من بچگی با کلی برادر بزرگ شدم.

300
00:13:56,829 --> 00:13:59,496
‫برای همین فکر میکردم خوب میشه
‫که هالی یه خواهر داشته باشه.

301
00:13:59,498 --> 00:14:00,631
‫این اشتباهه؟

302
00:14:00,633 --> 00:14:02,566
‫البته که اشتباهه.

303
00:14:02,568 --> 00:14:04,101
‫تو نمیدونی این پسر کوچولو چطوری خواهد بود.

304
00:14:04,103 --> 00:14:06,503
‫،شاید اون خشن و شیطون باشه

305
00:14:06,505 --> 00:14:08,805
‫،یا شاید حساس و مهربون باشه

306
00:14:08,807 --> 00:14:12,409
‫یا شاید مثل من همه‌ی اون چیزا باشه.

307
00:14:14,513 --> 00:14:16,480
‫تو خشن و شیطون هستی؟

308
00:14:18,083 --> 00:14:21,151
‫معلومه که هستم، زنیکه

309
00:14:22,288 --> 00:14:26,823
‫ولی من همچنین حساس هستم
‫و از گفتن اون پشیمونم.

310
00:14:31,130 --> 00:14:33,263
‫- هی.
‫- سلام.

311
00:14:33,265 --> 00:14:35,732
‫یه لحظه وقت داری؟

312
00:14:35,734 --> 00:14:36,700
‫البته. چیه؟

313
00:14:36,702 --> 00:14:39,036
‫پنی داشته با مادرم حرف میزده

314
00:14:39,038 --> 00:14:42,172
‫انگاری که دوستای صمیمی هستند، و این یه کم داره میترسونتم

315
00:14:42,174 --> 00:14:44,775
‫خیلی خب...

316
00:14:44,777 --> 00:14:48,946
‫من مطمئنم اونا دوستای صمیمی نیستن.

317
00:14:51,317 --> 00:14:54,451
‫چونکه آدم فقط میتونه یه
‫دوست صمیمی داشته باشه.

318
00:14:56,021 --> 00:14:59,389
‫،و پنی اونو داره
‫اون منم.

319
00:15:01,060 --> 00:15:03,493
‫اوه، اون الان داره با تو فیس تایم میکنه؟

320
00:15:03,495 --> 00:15:05,429
‫چونکه اون داره با مامانم فیس تایم
‫،میکنه، و باور کن

321
00:15:05,431 --> 00:15:08,899
‫اون صورتی نیست که بخوای باهاش وقت بگذرونی.

322
00:15:08,901 --> 00:15:12,569
‫همم. خب، من اخیرا خیلی سرم شلوغ بوده.

323
00:15:12,571 --> 00:15:14,638
‫شاید داشتم رابطه‌ی دوستیمون رو
‫سرسری میگرفتم.

324
00:15:14,640 --> 00:15:16,106
‫پنی میدونه من یه رابطه‌ی پیچیده دارم

325
00:15:16,108 --> 00:15:17,874
‫;با مادرم
‫و اون حتی براش مهم هم نیست.

326
00:15:17,876 --> 00:15:19,443
‫و با همه‌ی داستان‌های آزمایشگاه

327
00:15:19,445 --> 00:15:20,711
‫،و برنامه‌ریزی کردن عروسی

328
00:15:20,713 --> 00:15:23,547
‫من فقط، خیلی وقتم کمه.

329
00:15:23,549 --> 00:15:26,350
‫پنی نمیدونه مادرم چقدر فریبنده میتونه باشه.

330
00:15:26,352 --> 00:15:27,651
‫میدونستی چیزی به اسم

331
00:15:27,653 --> 00:15:29,519
‫روانشناسی معکوس معکوس معکوس وجود داره؟

332
00:15:29,521 --> 00:15:32,856
‫چونکه... وجود داره.

333
00:15:32,858 --> 00:15:34,358
‫منظورم اینه که، اون باید خیلی
‫حس رها شده داشته باشه.

334
00:15:34,360 --> 00:15:36,226
‫،اون قبلا عادت داشت من همیشه باشم

335
00:15:36,228 --> 00:15:37,628
‫،ولی حالا زندگی خودم رو دارم

336
00:15:37,630 --> 00:15:39,696
‫و اون باید قبولش بکنه.

337
00:15:39,698 --> 00:15:42,499
‫و چرا مامانم به پنی افتخار میکنه و من نه؟

338
00:15:42,501 --> 00:15:44,568
‫:منظورم اینه که، سؤال واقعی اینه که
‫پنی چرا اینقدر ازم میترسه

339
00:15:44,570 --> 00:15:45,669
‫که دارم به عنوان یه فرد رشد میکنم؟

340
00:15:45,671 --> 00:15:46,870
‫منم بلدم کار انجام بدم!

341
00:15:46,872 --> 00:15:49,339
‫من حق دارم زندگی خودمو داشته باشم!

342
00:15:51,510 --> 00:15:53,076
‫باشه، خب، ممنون.

343
00:15:53,078 --> 00:15:54,645
‫خوشحال شدم.

344
00:16:00,619 --> 00:16:02,452
‫میدونی،
‫تحقیقات نشون دادن که

345
00:16:02,454 --> 00:16:05,589
‫آدمایی که حواسشون توسط
‫مشکلات احساسی پرت میشه

346
00:16:05,591 --> 00:16:07,557
‫راننده‌های بدی هستند.

347
00:16:07,559 --> 00:16:12,362
‫آدمایی که توسط مسافرهای روی اعصاب
‫حواسشون پرت میشه چی؟

348
00:16:13,299 --> 00:16:14,799
‫امتحان کردن اون سخته

349
00:16:14,800 --> 00:16:17,968
‫چون رو اعصاب بودن یه صفت کیفیه

350
00:16:17,970 --> 00:16:20,837
‫شدیدا مخالف هستم.

351
00:16:25,711 --> 00:16:27,010
‫میشه من رانندگی کنم؟

352
00:16:27,012 --> 00:16:28,612
‫نه.

353
00:16:28,614 --> 00:16:29,746
‫تو رانندگی بلد نیستی.

354
00:16:29,748 --> 00:16:31,815
‫حتی گواهینامه هم نداری.

355
00:16:31,817 --> 00:16:33,016
‫راستش، دارم.

356
00:16:33,018 --> 00:16:36,286
‫واقعا؟ از کی؟

357
00:16:36,288 --> 00:16:37,721
‫سه سال پیش.

358
00:16:37,723 --> 00:16:40,324
‫یه خورده رفتم تو حس و حال گواهینامه.

359
00:16:40,326 --> 00:16:43,293
‫من همچنین یه ماهیگیر تبلیغاتی هستم.

360
00:16:44,196 --> 00:16:46,863
‫پس چرا هیچوقت خودت رانندگی نمیکنی؟

361
00:16:46,865 --> 00:16:48,732
‫راستیتش، من بزور امتحانم رو قبول شدم.

362
00:16:48,734 --> 00:16:50,634
‫،و تنها وقتی که تنهایی رانندگی کردم

363
00:16:50,636 --> 00:16:55,205
‫،یه دور برگردون زدم، سرم گیج رفت
‫بالا آوردم و پیاده رفتم خونه.


364
00:16:56,442 --> 00:16:58,342
‫واقعا میخوای رانندگی کنی؟

365
00:16:58,344 --> 00:17:00,477
‫بنظر زمان عالی‌ای میاد.

366
00:17:00,479 --> 00:17:03,213
‫،جاده صافه
‫،کسی دور و بر نیست

367
00:17:03,215 --> 00:17:06,483
‫و تو بنظر نمیاد برات مهم باشه بمیری یا نه.

368
00:17:06,485 --> 00:17:10,020
‫زنده موندن، شلدون.
‫میخوام زنده بمونم.

369
00:17:10,022 --> 00:17:11,688
‫این اوضاع رو یکمی سخت‌تر میکنه.

370
00:17:11,690 --> 00:17:13,323
‫ولی تمام تلاشم رو میکنم.

371
00:17:17,363 --> 00:17:18,395
‫سلام، پنـ...

372
00:17:18,397 --> 00:17:21,164
‫اوه، سلام، لئونارد.

373
00:17:22,835 --> 00:17:24,167
‫سلام، مادر. چطوری؟

374
00:17:24,169 --> 00:17:26,303
‫- عالی، و تو؟
‫- من عالیم.

375
00:17:26,305 --> 00:17:28,472
‫خب، خیلی خوش گذشت.

376
00:17:28,474 --> 00:17:31,108
‫صبر کن، وایسا.
‫ما باید صحبت بکنیم.

377
00:17:31,110 --> 00:17:33,877
‫اوه، گاومون زایید.

378
00:17:33,879 --> 00:17:37,614
‫،من میخوام بدونم
‫چرا به من افتخار نمیکنی؟

379
00:17:37,616 --> 00:17:39,816
‫،خب، سؤال واقعی این نیست که

380
00:17:39,818 --> 00:17:41,985
‫چرا خودت به خودت افتخار نمیکنی"؟"

381
00:17:41,987 --> 00:17:47,557
‫نه، اونم یک سؤال هست و
‫من خیلی از خودم میپرسمش...

382
00:17:47,559 --> 00:17:49,860
‫ولی بیا با همونی که من ازت پرسیدم بمونیم.

383
00:17:49,862 --> 00:17:52,629
‫ولی چرا فکر میکنی من بهت افتخار نمیکنم؟

384
00:17:52,631 --> 00:17:55,065
‫،چونکه هیچوقت نمیگی‌اش

385
00:17:55,067 --> 00:17:56,767
‫ولی دو روز با پنی چت کردی

386
00:17:56,769 --> 00:17:59,136
‫و همش بهش میگی که چقدر عالیه.

387
00:17:59,138 --> 00:18:00,370
‫اون عالی هست.

388
00:18:00,372 --> 00:18:03,440
‫صادقانه بگم، از تمامی همسران بچه‌هام.

389
00:18:03,442 --> 00:18:05,942
‫اون کسیه که من بیشتر از همه
‫تحت تأثیرش قرار گرفتم.

390
00:18:05,944 --> 00:18:07,944
‫واقعا؟

391
00:18:07,946 --> 00:18:09,045
‫بله.

392
00:18:09,047 --> 00:18:11,448
‫،اون اعتماد به نفس داره
‫،باملاحظه است

393
00:18:11,450 --> 00:18:13,650
‫و حتی یه بار هم راجب تو غر نزده.

394
00:18:13,652 --> 00:18:16,987
‫من میدونم اون چقدر قدرت میخواد.

395
00:18:16,989 --> 00:18:20,424
‫پس، پنی عروس مورد علاقه‌ـته؟

396
00:18:20,426 --> 00:18:22,893
‫گمونم همینطوره.

397
00:18:22,895 --> 00:18:27,297
‫،تو به خوبی ازدواج کردی، لئونارد
‫و برای اون من بهت افتخار میکنم.

398
00:18:29,968 --> 00:18:32,536
‫من... من...
‫من نمیدونم چی بگم.

399
00:18:32,538 --> 00:18:36,506
‫من همچنین به این که چقدر جلوی خودتو
‫گرفتی گریه نکنی هم افتخار میکنم.

400
00:18:38,343 --> 00:18:39,676
‫ممنونم.

401
00:18:39,678 --> 00:18:41,478
‫میخوای الان قطع بکنی؟

402
00:18:41,480 --> 00:18:43,180
‫آره، داره میاد.

403
00:18:50,456 --> 00:18:52,622
‫دست‌هات در موقعیت
‫ساعت ۲:۰۰ و ۱۰:۰۰ باشند.

404
00:18:52,624 --> 00:18:55,559
‫خوبه.
‫آروم گاز بده.

405
00:18:55,561 --> 00:18:57,360
‫خیلی خب.

406
00:18:57,362 --> 00:19:01,031
‫حالا باید به آرومی لاینت رو عوض بکنی.

407
00:19:01,033 --> 00:19:02,032
‫چرا؟

408
00:19:02,034 --> 00:19:03,900
‫،چونکه فقط دوتا وجود داره

409
00:19:03,902 --> 00:19:06,336
‫و تو توی هیچکدومشون نیستی.

410
00:19:10,542 --> 00:19:12,642
‫همینه پسر. آفرین!

411
00:19:12,644 --> 00:19:13,944
‫ممنونم.

412
00:19:13,946 --> 00:19:16,446
‫،سری قبلی که رانندگی کردم
‫،خیلی ترسیده بودم

413
00:19:16,448 --> 00:19:18,048
‫ولی این باحاله.

414
00:19:18,050 --> 00:19:19,916
‫خیلی خوب داری پیش میری.

415
00:19:19,918 --> 00:19:22,085
‫تو معلم خوبی هستی.

416
00:19:24,623 --> 00:19:28,358
‫پسرت خوشحال میشه تورو
‫به عنوان پدر داشته باشه.

417
00:19:28,360 --> 00:19:30,594
‫ممنونم.

418
00:19:33,398 --> 00:19:37,267
‫بنظرت میتونم یکمی سریع‌تر برم؟

419
00:19:37,269 --> 00:19:38,768
‫انجامش بده، پسر.

420
00:19:38,770 --> 00:19:40,837
‫آی.

421
00:19:40,839 --> 00:19:42,272
‫متأسفم.

422
00:19:42,274 --> 00:19:44,441
‫فقط آروم پات رو روی گاز فشار بده، و...

423
00:19:44,443 --> 00:19:45,909
‫اوه، خیلی زیاده، خیلی زیاده!

424
00:19:45,911 --> 00:19:48,578
‫چرا من از این میترسیدم؟
‫این خیلی هیجان انگیزه!

425
00:19:48,580 --> 00:19:49,946
‫نه، اینطور نیست! سرعت رو بیار پایین!

426
00:19:49,948 --> 00:19:51,848
‫به من نگو چیکار کن!
‫تو پدر من نیستی!

427
00:20:05,455 --> 00:20:07,488
‫میدونی چقدر سریع داشتی میرفتی؟

428
00:20:07,490 --> 00:20:09,924
‫۱۱۲کیلومتر بر ساعت

429
00:20:11,361 --> 00:20:13,294
‫گواهی‌نامه‌ات رو بده ببینم.

430
00:20:14,864 --> 00:20:17,331
‫- خیلی خب، نقشه اینه.
‫- نه.

431
00:20:19,035 --> 00:20:20,034
‫باشه.

432
00:20:20,036 --> 00:20:22,103
‫بفرما.

433
00:20:24,441 --> 00:20:27,074
‫،میدونی چیه
‫اصلا مال خودت.

434
00:20:29,314 --> 00:20:36,214
‫<font color="۴dd۲ff">
‫::.  مترجمین: سینا خدادادی ، کسری .::
‫« Caseraw , Sina Kh »
