‫﻿۱
00:00:00,000 --> 00:00:06,500
‫<font color="#ff۰۰۸۰">IMDb-Dl Proudly Presents</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Translated By Elka</font>

2
‫۰۰:۰۰:۰۰۶,۵۰۲ --> ۰۰:۰۰:۱۳,۷۰۰
‫هماهنگ کننده
‫<font face="Arial" size="۱۸" color="#۰۰FFFF">R_HURRICANE</font>

3
00:00:14,346 --> 00:00:18,616
‫باید خوب باشه که دوباره برگشتید خونه، قربان.

4
00:00:21,820 --> 00:00:23,788
‫آره.

5
00:00:25,057 --> 00:00:27,959
‫خب، باید دید چی میشه.

6
00:00:49,481 --> 00:00:50,014
‫عصر بخیر.

7
00:00:50,016 --> 00:00:53,217
‫اومدم معاون "هارولد کوپر" رو ببینم.

8
00:00:53,219 --> 00:00:55,420
‫قرار دارید؟

9
00:00:55,422 --> 00:00:56,354
‫نه.

10
00:00:56,356 --> 00:00:59,223
‫بهش بگید "ریموند ردینگتون" اومده.

11
00:02:00,385 --> 00:02:01,953
‫"رسلر" از ستاد فرماندهیه "واشنگتن".

12
00:02:01,955 --> 00:02:03,121
‫مامور پرونده‌ی "ردینگتون" هستم.

13
00:02:03,123 --> 00:02:05,523
‫- کِی این اتفاق افتاده؟
‫- کمتر از یک ساعت پیش.

14
00:02:05,525 --> 00:02:06,757
‫مطمئنید خودشه؟

15
00:02:06,759 --> 00:02:08,926
‫خودشه، اثر انگشت‌ها و خالکوبی‌هاش
‫با اطلاعات ما مطابقت داره.

16
00:02:08,928 --> 00:02:12,730
‫حتی خواستار اطلاعات محرمانه‌ی ماموریت شهر
‫بروکسل" در سال ۲۰۰۸ شدیم و بررسی کردیم".

17
00:02:12,732 --> 00:02:16,300
‫- تو "بروکسل" چی شده بود؟
‫- قربان؟

18
00:02:16,302 --> 00:02:18,069
‫سعی کردیم اونجا بکشیمش قربان.

19
00:02:21,940 --> 00:02:23,875
‫خود خودشه.

20
00:02:24,409 --> 00:02:27,845
‫با یه کیف دستی اومد که شامل تمام اسم‌های
‫جعلی‌ای بود که تاحالا استفاده کرده.

21
00:02:27,847 --> 00:02:30,314
‫اکثرش رو ما تا حالا نشنیده بودیم.

22
00:02:30,316 --> 00:02:31,449
‫چی میخواد؟

23
00:02:31,451 --> 00:02:33,484
‫نمیدونیم، حرف نمیزنه.

24
00:02:33,486 --> 00:02:34,619
‫مثل مجسمه نشسته اونجا.

25
00:02:34,621 --> 00:02:35,720
‫با مسئولین آزمایشگاه تماس بگیر.

26
00:02:35,722 --> 00:02:38,789
‫بهشون بگو یه تراشه‌ی شناسایی با امواج
‫رادیویی از نوع آلفا وارد بدنش کنن.

27
00:02:38,791 --> 00:02:41,492
‫تمام بررسی‌های سازمان‌های اطلاعاتی مثل
‫رو واسم بیار  "CIA" و  "NSA".

28
00:02:41,494 --> 00:02:44,061
‫دقیقا چیو میخواید بدونید؟

29
00:02:44,863 --> 00:02:46,531
‫همه چیز رو.

30
00:02:47,599 --> 00:02:50,735
‫ریموند رد ردینگتون" تو دانشکده‌ی نیروی"
‫دریایی درس خونده.

31
00:02:50,737 --> 00:02:54,405
‫دانشجوی برتر بوده.
‫تو سن ۲۴ سالگی فارغ التحصیل شده.

32
00:02:54,407 --> 00:02:56,841
‫قرار بوده که فرمانده‌ی نیروی دریایی بشه.

33
00:02:56,843 --> 00:02:59,610
‫بعدش تو سال ۱۹۹۰، "ردینگتون" برمیگرده خونه...

34
00:02:59,612 --> 00:03:02,446
‫تا همسر و دخترش رو برای کریسمس ببینه.

35
00:03:02,448 --> 00:03:03,080
‫اما هیچوقت برنمیگرده.

36
00:03:03,082 --> 00:03:07,852
‫این افسر محترم که میخواسته برگرده
‫یهو کلا از صحنه‌ی روزگار غیب میشه

37
00:03:07,854 --> 00:03:09,687
‫تا اینکه چهار سال بعد...

38
00:03:09,689 --> 00:03:14,292
‫اطلاعات فوق سری و داخلیه آمریکا تو مناطق
‫"مغرب"...

39
00:03:14,294 --> 00:03:16,127
‫شهر "اسلام آباد (پایتخت پاکستان)" و
‫پکن" پیدا میشه".

40
00:03:16,129 --> 00:03:17,862
‫این افشاگری‌ها در آخر به "ردینگتون" ختم شد.

41
00:03:17,864 --> 00:03:21,799
‫،این آدم همه رو با هر نژادی که باشن آزار میده
‫به گروه‌ها کمک رسانی میکنه

42
00:03:21,801 --> 00:03:25,503
‫و کسیه که واسه همکارهای مجرمش یه بنگاه
‫دلالی ساخته.

43
00:03:25,505 --> 00:03:25,870
‫آخ.

44
00:03:25,872 --> 00:03:28,306
‫هیچ کشوری نداره.
‫هیچگونه هدف و برنامه‌ی سیاسی‌ای نداره.

45
00:03:28,308 --> 00:03:32,143
‫ردینگتون" فقط به اونی وفاداره که پول"
‫بیشتری بده.

46
00:03:32,145 --> 00:03:34,912
‫تو روزنامه‌ها واسش یه اسم خاص پیدا کردن.

47
00:03:36,182 --> 00:03:38,282
‫"مسئول بخش جنایی".

48
00:03:38,884 --> 00:03:40,017
‫روی خطه.

49
00:03:40,019 --> 00:03:44,522
‫ظاهرا یه نفر که اجازه‌ی تصمیم گیری داره اومده.

50
00:03:44,524 --> 00:03:48,926
‫"بوی گند اودکلنت رو حس میکنم مامور "کوپر.

51
00:03:48,928 --> 00:03:49,760
‫بوی غرور و گستاخی میده.

52
00:03:49,762 --> 00:03:52,563
‫کابل‌ها رو وصل کنید.
‫میخوام از اینجا ببینمش، بجنبید.

53
00:03:52,565 --> 00:03:54,131
‫احتمالا کلی سوال داری...

54
00:03:54,133 --> 00:03:57,134
‫پس بیا با مهمترینش شروع کنیم...

55
00:03:57,136 --> 00:03:58,002
‫"چرا اینجا هستم".

56
00:03:58,004 --> 00:04:02,473
‫حمله به سفارت آمریکا تو "دمشق" در سال
‫۱۹۸۶رو یادت میاد؟

57
00:04:02,475 --> 00:04:05,142
‫دزدیده شدن ۶ تا از شهروندان خارجی...

58
00:04:05,144 --> 00:04:07,545
‫از کنسولگریه "فرانسه" تو شهر "الجزیره‌" در
‫سال ۱۹۹۷...

59
00:04:07,547 --> 00:04:12,817
‫یا قانون شکنیه بانک "کرونگتای" تو شهر
‫بانکوک‌" در سال ۲۰۰۲ رو یادته؟"

60
00:04:12,819 --> 00:04:15,453
‫به نظر تو این اتفاق‌ها به هم ربطی ندارن.

61
00:04:15,455 --> 00:04:19,624
‫میتونم بهت بگم که مسئول تمام این اتفاقات
‫فقط یک نفره.

62
00:04:19,626 --> 00:04:21,659
‫اسمش "رانکو زمانی"ــه.

63
00:04:21,661 --> 00:04:23,761
‫تو اونو میخوای.
‫منم میخوامش.

64
00:04:23,763 --> 00:04:29,600
‫پس بذار بگیم که علایقمون با هم یکیه.

65
00:04:30,736 --> 00:04:32,169
‫"رانکو سینیسا زمانی".

66
00:04:32,171 --> 00:04:35,406
‫"شهروند "صربی" تحصیل کرده در "آمریکا.

67
00:04:35,907 --> 00:04:39,510
‫رانکو زمانی" شش سال میشه که مرده".
‫یه تهدیده که وجود خارجی نداره.

68
00:04:39,512 --> 00:04:45,383
‫پس اونوقت یه مرد مرده  سوار هواپیمای پرواز ۲۸۳ از "مونیخ"
‫به مقصد "دالاس"شده.

69
00:04:47,886 --> 00:04:50,288
‫اون با اسم "ساچا ام چاکو" وارد کشور شده.

70
00:04:50,290 --> 00:04:53,357
‫- ساعت ۱۰:۵۶ دقیقه‌ی صبح گمرکی داده و
‫اومده بیرون. همه گوش کنید.

71
00:04:53,359 --> 00:04:57,194
‫آزمایشگاه همین الان اثر انگشت رو از
‫روی صندلیه هواپیما بررسی کرد.

72
00:04:57,196 --> 00:04:59,830
‫تو ۹ تا بخش با هم شباهت دارن.

73
00:05:00,065 --> 00:05:01,699
‫زمانی" زندست".

74
00:05:07,306 --> 00:05:08,739
‫حواسم به توئه.

75
00:05:08,741 --> 00:05:10,408
‫اشتباه کردی؟

76
00:05:10,509 --> 00:05:11,409
‫آره.

77
00:05:11,411 --> 00:05:13,778
‫آره، اشتباه کردی.

78
00:05:13,780 --> 00:05:18,049
‫حداقل این بار اول نیست.
‫یه جای آشناست.

79
00:05:18,517 --> 00:05:20,451
‫حالا بهت "زمانی" رو تحویل میدم اما اول...

80
00:05:20,453 --> 00:05:22,453
‫اما اول"ــی وجود نداره".
‫تو تصمیم گیرنده نیستی.

81
00:05:22,455 --> 00:05:25,956
‫مامور "کوپر"، اختیاراتت رو زیادی بزرگش کردی.

82
00:05:25,958 --> 00:05:28,626
‫بهت گفتم کمکت میکنم تا "زمانی" رو پیدا کنی
‫و اینکارو میکنم.

83
00:05:28,628 --> 00:05:33,831
‫اما از الان به بعد، یه قانون خیلی مهم وجود داره...

84
00:05:33,833 --> 00:05:37,501
‫من فقط با "الیزابت کین" حرف میزنم.

85
00:05:38,036 --> 00:05:40,905
‫الیزابت کین" دیگه کدوم خریه؟"

86
00:05:43,875 --> 00:05:45,743
‫رفیق.

87
00:05:45,745 --> 00:05:47,845
‫بیخیال رفیق.

88
00:05:51,817 --> 00:05:52,516
‫عزیزم ساعت چنده؟

89
00:05:52,518 --> 00:05:55,286
‫نمیدونم.
‫ساعت چند باید اونجا باشی؟

90
00:05:55,288 --> 00:05:57,288
‫- لعنتی.
‫- چی شده؟

91
00:05:57,290 --> 00:05:58,322
‫- لعنتی!
‫- چیه؟

92
00:05:58,324 --> 00:06:00,725
‫نه! اولین روزم!

93
00:06:00,727 --> 00:06:03,294
‫عزیزم خوبی؟
‫کمک میخوای؟

94
00:06:03,628 --> 00:06:05,096
‫به اتوبوس نرسیدم عزیزم.

95
00:06:05,098 --> 00:06:07,131
‫باید ماشین رو ببرم.

96
00:06:07,133 --> 00:06:08,933
‫نمیتونی ببری، من لازمش دارم.

97
00:06:08,935 --> 00:06:11,102
‫باید برم به کمیسیون برنامه ریزی.

98
00:06:11,104 --> 00:06:11,902
‫سگ رو میبری بیرون، هان؟

99
00:06:11,904 --> 00:06:16,607
‫بردم. واسه یه سفر علمی...
‫موزه‌ی هوا و فضا یا باغ وحش "واشنگتن"؟

100
00:06:16,808 --> 00:06:18,976
‫- باغ وحش یه چیز همه پسنده و واسه همست.
‫- خیلی خب.

101
00:06:18,978 --> 00:06:20,544
‫- فکر خوبیه.
‫- شیر نداریم.

102
00:06:20,546 --> 00:06:22,780
‫- متاسفم.
‫- دستشویی کرده؟

103
00:06:22,782 --> 00:06:24,248
‫رو شاش سگ وایسادم عزیزم.

104
00:06:24,250 --> 00:06:25,483
‫- سگ تو هم هست.
‫- آره، خیلی ممنون.

105
00:06:25,485 --> 00:06:30,588
‫اینطوری تو روز اول بوی گند شاش میدم!

106
00:06:30,590 --> 00:06:35,393
‫هی، یادت نره امروز آخرین جلسه‌ی فرزند خوندگیه.
‫ساعت ۱:۳۰.

107
00:06:35,395 --> 00:06:36,794
‫شنیدی چی گفتم، آره؟
‫ساعت ۱:۳۰.

108
00:06:36,796 --> 00:06:38,829
‫آره، ساعت ۱:۳۰، آخرین جلسه.

109
00:06:38,831 --> 00:06:40,498
‫میرم تو ماشین.
‫کلیدها دست توئه؟

110
00:06:40,500 --> 00:06:42,233
‫آره، تو جیبم.
‫قهوت رو میبرم.

111
00:06:42,235 --> 00:06:45,636
‫دیگه دستشویی نکن رفیق.

112
00:06:50,175 --> 00:06:51,409
‫چیه؟

113
00:06:51,411 --> 00:06:53,778
‫هر دومون هفت دقیقه پیش بیدار شدیم.

114
00:06:53,780 --> 00:06:55,946
‫مطمئنم شلوارم رو برعکس پوشیدم...

115
00:06:55,948 --> 00:06:57,581
‫و نمیتونم جلوم رو درست ببینم.

116
00:06:57,583 --> 00:06:59,683
‫اما تو یه جوری لباس پوشیدی...

117
00:06:59,685 --> 00:07:02,887
‫و آماده شدی که مثل روز اولی که دیدمت
‫خوشگلی.

118
00:07:02,889 --> 00:07:06,123
‫- فکر کنم یه چیزی یادم رفته.
‫- آره.

119
00:07:08,927 --> 00:07:13,397
‫میدونی که نمیذارم شغلم رو مسائل مربوط به
‫خودمون و خانوادمون تاثیر بذاره، هان؟

120
00:07:13,399 --> 00:07:14,031
‫میدونم.

121
00:07:14,033 --> 00:07:17,067
‫یه خانواده میخوایم، پس یه خانواده‌ی خوب
‫تشکیل میدیم.

122
00:07:17,069 --> 00:07:18,702
‫در مورد قضیه‌ی بچه جدی بودی؟

123
00:07:18,704 --> 00:07:21,639
‫چونکه یه سری مسائل دارم که...

124
00:07:21,641 --> 00:07:22,873
‫مامانی!

125
00:07:22,875 --> 00:07:26,343
‫امروز همون روزه.
‫آره، میدونم.

126
00:07:26,878 --> 00:07:29,146
‫خیلی بهت افتخار میکنم.

127
00:07:29,148 --> 00:07:31,449
‫- ممنونم.
‫- واسه اینکار خیلی زحمت کشیدی.

128
00:07:31,451 --> 00:07:32,583
‫نگرانی؟

129
00:07:32,585 --> 00:07:34,518
‫نه، اما خیلی دیرم شده.

130
00:07:45,063 --> 00:07:45,830
‫"مامور "کین.

131
00:07:45,832 --> 00:07:48,165
‫دونالد رسلر" هستم از ستاد فرماندهی"
‫"واشنگتن".

132
00:07:48,167 --> 00:07:51,235
‫باید همین الان با من بیاید.

133
00:07:51,403 --> 00:07:55,506
‫عزیزم فکر کنم به ماشین نیازی ندارم.

134
00:08:02,215 --> 00:08:04,915
‫مامور "کین"، درست میگم؟

135
00:08:04,917 --> 00:08:05,349
‫- بله قربان.

136
00:08:05,351 --> 00:08:07,852
‫"هارولد کوپر".
‫معاون ستاد مبارزه با تروریسم هستم.

137
00:08:07,854 --> 00:08:10,087
‫بله قربان، میدونم کی هستید.

138
00:08:10,089 --> 00:08:13,924
‫پس میتونی بگی اینجا چه خبره؟

139
00:08:13,926 --> 00:08:16,026
‫کاشکی میتونستم.

140
00:08:16,028 --> 00:08:18,295
‫میتونم بهتون بگم که...

141
00:08:18,463 --> 00:08:20,731
‫مثل همه توسط آژانس با دقت بررسی شدم...

142
00:08:20,733 --> 00:08:23,634
‫همون بررسی همیشگی در مورد سابقم و
‫مسائل روحی روانی و اینجور چیزا.

143
00:08:23,636 --> 00:08:26,637
‫مطمئنم الان تیم تحقیقاتی داره تمام اطلاعات
‫منو بررسی میکنه...

144
00:08:26,639 --> 00:08:28,973
‫و میتونم بهتون بگم که چی پیدا میکنن.

145
00:08:28,975 --> 00:08:29,640
‫چی پیدا میکنن؟

146
00:08:29,642 --> 00:08:32,309
‫هیچی، هیچگونه ارتباطی با "ردینگتون" ندارم.

147
00:08:32,311 --> 00:08:34,612
‫میگن امروز اولین روز کاریتون به عنوان مسئول
‫روانشناسی و شرح حال نویس هستش.

148
00:08:34,614 --> 00:08:36,514
‫بله قربان.
‫از "نیویورک" دوباره انتخابم کردن.

149
00:08:36,516 --> 00:08:38,249
‫ماه گذشته از "کوانتیکو" فارغ التحصیل شدم.

150
00:08:38,251 --> 00:08:40,317
‫- تبریک میگم.
‫- ممنونم.

151
00:08:40,319 --> 00:08:43,854
‫یه لطفی کن.
‫یه توضیحی در مورد خودت و زندگیت بده.

152
00:08:45,056 --> 00:08:46,023
‫ببخشید قربان؟

153
00:08:46,025 --> 00:08:49,226
‫تو کی هستی؟
‫اون دنبال چیه؟

154
00:08:49,228 --> 00:08:51,395
‫الیزابت کین" رو کاملا شرح بده".

155
00:08:51,397 --> 00:08:54,598
‫باشه.

156
00:08:55,167 --> 00:08:57,434
‫خب ۴ سال با آژانس کار کردم.

157
00:08:57,436 --> 00:09:01,038
‫تو "نیویورک" رئیس بخش روانشناسی قسمت
‫سیار و اضطراری بودم.

158
00:09:01,040 --> 00:09:03,641
‫روی قتل‌ها...

159
00:09:03,643 --> 00:09:05,809
‫- اخاذی‌ها...
‫- رزومت رو خوندم.

160
00:09:06,645 --> 00:09:08,412
‫بله.

161
00:09:12,417 --> 00:09:15,753
‫همکارام منو "قربان" صدا میکنن.

162
00:09:16,054 --> 00:09:18,789
‫فکر میکنن که من...

163
00:09:19,724 --> 00:09:21,559
‫یه آدم عوضیم.

164
00:09:23,762 --> 00:09:25,629
‫مثل خیلی از بچه‌ها که خودشون بزرگ شدن...

165
00:09:25,631 --> 00:09:27,831
‫میتونم رفتارهای مربوط به خوددوستی
‫و خودشیفتگی رو از خودم نشون بدم.

166
00:09:27,833 --> 00:09:32,603
‫میتونم انزوا طلب و گسسته باشم.

167
00:09:32,605 --> 00:09:38,475
‫به شدت دوست دارم ذهن یه مجرم رو بفهمم
‫و خودم رو جای اونا بذارم.

168
00:09:41,680 --> 00:09:43,581
‫مدرک رسمیه روانشناسیه قانونی دارم...

169
00:09:43,583 --> 00:09:45,916
‫و هنوز طبق یه خیال باطل کار میکنم...

170
00:09:45,918 --> 00:09:49,186
‫و به این باورم که میتونم با داشتن بچه‌ای که
‫فقط واسه خودمه، گذشتم رو از نو بنویسم.

171
00:09:49,188 --> 00:09:51,989
‫واست عجیب نیست که "ردینگتون" دقیقا
‫روزی خودش رو تسلیم کرد...

172
00:09:51,991 --> 00:09:53,757
‫که تو به عنوان شرح حال نویس و روانشناس
‫کارت رو شروع کردی؟

173
00:09:53,759 --> 00:09:57,227
‫به نظرم این یعنی منتظر من بوده.

174
00:09:57,229 --> 00:09:59,797
‫چرا شخص تو؟

175
00:10:00,699 --> 00:10:06,503
‫چونکه تازه کارم و فکر میکنه به راحتی تحریک
‫میشم و فریب میخورم.

176
00:10:06,705 --> 00:10:10,140
‫مشخصه که طرف منو خیلی خوب نمیشناسه.

177
00:10:13,778 --> 00:10:14,645
‫اینجا کجاست؟

178
00:10:14,647 --> 00:10:17,748
‫،"ساختمان مرکزی دسته بندیه "واشنگتن
‫"خدمات پستی "آمریکا.

179
00:10:17,750 --> 00:10:20,684
‫۱۲سال پیش اینجا رو ترک کردن و میخواستن
‫تخریبش کنن.

180
00:10:20,686 --> 00:10:22,486
‫آژانس بعد از حملات ۱۱ سپتامبر مالک این
‫ساختمون شد.

181
00:10:22,488 --> 00:10:26,490
‫از اون موقع یه سری عملیات‌های مخفی اینجا
‫صورت میگیره.

182
00:10:26,492 --> 00:10:29,126
‫پس یه پایگاه سریه؟

183
00:10:29,128 --> 00:10:33,998
‫از اونجایی که ما یه مقدار احساسی هستیم
‫ترجیح میدیم بهش بگیم اداره‌ی پست.

184
00:10:41,374 --> 00:10:44,241
‫اگه چیزی نیاز داشتی یادت باشه که...

185
00:10:44,342 --> 00:10:46,610
‫ما اینجاییم.

186
00:11:28,453 --> 00:11:31,722
‫مامور "کین"، چه افتخاری.

187
00:11:36,795 --> 00:11:38,762
‫خب...

188
00:11:39,297 --> 00:11:40,964
‫من اینجام.

189
00:11:40,966 --> 00:11:44,334
‫هایلات موهات رو برداشتــی.

190
00:11:46,839 --> 00:11:50,007
‫اصلا شبیه افراد شهر "بالتیمور" نیستی.

191
00:11:52,177 --> 00:11:54,411
‫هنوزم زیاد میری خونه؟

192
00:11:54,913 --> 00:11:57,047
‫در مورد "زمانی" بهم بگو.

193
00:11:57,515 --> 00:12:00,084
‫سال‌ها میشه نرفتم خونه.

194
00:12:00,485 --> 00:12:04,688
‫چرا من؟ من که کسی نیستم.
‫تازه اولین روزمه.

195
00:12:04,690 --> 00:12:05,856
‫چیز خاصی در مورد من وجود نداره.

196
00:12:05,858 --> 00:12:08,926
‫به نظر من تو خیلی خاصی.

197
00:12:13,798 --> 00:12:16,333
‫تا یه ساعت دیگه "مارکو زمانی" دختر...

198
00:12:16,335 --> 00:12:20,237
‫ژنرال آمریکا یعنی "دنیل رایکر" رو میدزده.

199
00:12:20,872 --> 00:12:22,806
‫یه جور تغییر مسیر ایجاد میشه...

200
00:12:22,808 --> 00:12:25,542
‫ارتباطات میریزه بهم...

201
00:12:25,810 --> 00:12:27,678
‫بعدش دختره رو میگیره.

202
00:12:27,680 --> 00:12:30,547
‫میخواد در ظرف ۳۶ ساعت از کشور خارج بشه.

203
00:12:30,549 --> 00:12:33,751
‫اگه سریع عمل نکنید دختره کشته میشه.

204
00:12:34,352 --> 00:12:36,120
‫این چیزیه که من میدونم.

205
00:12:36,287 --> 00:12:38,055
‫از کجا میدونی؟

206
00:12:38,057 --> 00:12:41,558
‫آخه من آوردمش داخل کشور.

207
00:12:41,960 --> 00:12:43,694
‫باید باورت کنم؟

208
00:12:43,696 --> 00:12:47,564
‫نه، معلومه که نه!

209
00:12:48,833 --> 00:12:53,670
‫من یه مجرمم.
‫همه‌ی مجرما دروغگوهایی معروف و رسوا هستن.

210
00:12:54,606 --> 00:12:57,641
‫همه چیز در مورد من یه دروغه.

211
00:13:01,679 --> 00:13:05,816
‫اما تنها کسی که میتونه بهم یه فرصت دوباره
‫بده تویی.

212
00:13:05,818 --> 00:13:11,321
‫هردومون خیلی زیاد تحت تاثیر قرار گرفتیم.

213
00:13:11,723 --> 00:13:14,491
‫منظورم اینه که یه نگاهی به خودت بنداز.

214
00:13:14,926 --> 00:13:17,795
‫پدرت که یه مجرم حرفه‌ای بود و اینطوری پول
‫درمیاورد ترکت کرد...

215
00:13:17,797 --> 00:13:23,167
‫یه مادر داشتی که به خاطر ضعف و شرم و
‫خجالت فوت کرد...

216
00:13:24,202 --> 00:13:27,571
‫و تو هنوز اینجای کاری، میخوای واسه خودت
‫اسم و رسمی جور کنی...

217
00:13:27,573 --> 00:13:31,875
‫و "رانکو زمانی" رو دستگیر کنی.

218
00:13:35,313 --> 00:13:38,315
‫"تو رو معروف میکنم "لیزی.

219
00:13:38,317 --> 00:13:40,551
‫چی بهش گفتید؟

220
00:13:40,718 --> 00:13:42,052
‫از چی داری حرف میزنی؟

221
00:13:42,054 --> 00:13:42,986
‫اینارو از کجا میدونه؟

222
00:13:42,988 --> 00:13:44,254
‫مسائل خصوصی در مورد
‫خانوادم رو از کجا میدونه؟

223
00:13:44,256 --> 00:13:47,291
‫چرا تو گزارشاتت چیزی در مورد جرم‌های پدرت
‫نبود؟

224
00:13:47,293 --> 00:13:49,593
‫"باید با فرمانده‌ی گروه ضربت تو "کوانتیکو
‫تماس بگیریم

225
00:13:49,595 --> 00:13:50,527
‫و یه تیم بفرستیم پیش دختره

226
00:13:50,529 --> 00:13:51,895
‫اصلا معنی نداره، داره بلوف میزنه قربان.

227
00:13:51,897 --> 00:13:53,564
‫نه، حرفاش معنی دار و درسته.

228
00:13:53,566 --> 00:13:55,399
‫۵سال میشه که مامور پرونده‌ی این شخصم.

229
00:13:55,401 --> 00:13:58,302
‫تو این ۵ سال چی گیر آوردی؟

230
00:14:00,004 --> 00:14:02,105
‫ازم خواستید بیام اینجا و نظرم رو پرسیدید.

231
00:14:02,107 --> 00:14:05,642
‫اینم نظرم...
‫اون دختر رو میخوان بدزدن.

232
00:14:05,644 --> 00:14:07,211
‫ببخشید.

233
00:14:16,387 --> 00:14:18,021
‫تام"، خدا رو شکر که برداشتی".

234
00:14:18,023 --> 00:14:20,891
‫سلام، بهم بگو که نزدیکی.
‫چه خبره؟ نزدیک اینجایی؟

235
00:14:20,893 --> 00:14:23,393
‫اون هلی‌کوپتر...
‫منو بردن پیش معاون...

236
00:14:23,395 --> 00:14:26,997
‫و یه پرونده بهم دادن، نمیتونم الان بپیچونمش.

237
00:14:26,999 --> 00:14:27,664
‫شوخی میکنی، آره؟

238
00:14:27,666 --> 00:14:30,934
‫مردم تو جلسه‌ی فرزند خوندگی منتظرن.

239
00:14:31,903 --> 00:14:32,870
‫لیز"، اونجایی؟"

240
00:14:32,872 --> 00:14:34,304
‫نمایش خوبی اونجا داشتی.

241
00:14:34,306 --> 00:14:35,505
‫بهتره خودت رو جمع و جور کنی...

242
00:14:35,507 --> 00:14:37,875
‫چونکه نیروی ویژه رو وارد ماجرا کردی.

243
00:14:37,942 --> 00:14:39,309
‫میشه یه دقیقه وقت بدی بهم...

244
00:14:39,311 --> 00:14:41,812
‫وقتی نداریم، بجنب.

245
00:14:41,814 --> 00:14:43,146
‫بیا بریم.

246
00:14:43,148 --> 00:14:43,780
‫متاسفم، میدونم که...

247
00:14:43,782 --> 00:14:49,186
‫قرار داشتیم، اما پای یه دختر در میونه، یه
‫اتفاقی افتاده...

248
00:14:49,188 --> 00:14:52,155
‫نمیتونم چیزی بهت بگم، محرمانست.

249
00:14:52,157 --> 00:14:55,092
‫- امروز کاملا سریه.
‫- "لیزی"...

250
00:14:55,094 --> 00:14:57,227
‫لیزی"، عزیزم، اگه قضیه خیلی جدی و سخته"...

251
00:14:57,229 --> 00:14:59,229
‫نیازی نیست الان انجام بدیم، باشه؟

252
00:14:59,231 --> 00:15:01,098
‫مجبور نیستیم انجام بدیم.
‫سال دیگه میتونیم انجام بدیم.

253
00:15:01,100 --> 00:15:07,070
‫،اما اگه قراره با این قضیه روبرو بشیم
‫بهتره اینکار رو با من انجام بدی.

254
00:15:07,072 --> 00:15:08,572
‫"نمیتونم اینکارو تنهایی انجام بدم "لیزی.

255
00:15:08,574 --> 00:15:09,573
‫باید بریم.

256
00:15:09,575 --> 00:15:11,241
‫نه، نه، "تام"، گوش کن...

257
00:15:11,243 --> 00:15:16,013
‫خانوادمون تنها چیزیه که مهمه، باشه؟

258
00:15:16,015 --> 00:15:19,850
‫- تنها چیزیه که مهمه.
‫- خیلی خب.

259
00:15:20,151 --> 00:15:23,186
‫خیلی خب بذار...بذار قضیه رو بررسی کنم، خودم حلش میکنم

260
00:15:23,188 --> 00:15:26,223
‫،فکر کنم الان این زنه یه مشت بزنه تو صورتم
‫اما متوجه شدم.

261
00:15:26,225 --> 00:15:26,723
‫خیلی متاسفم.

262
00:15:26,725 --> 00:15:29,793
‫نیازی نیست، فقط در امان باش، خیلی خب؟
‫دوسِت دارم.

263
00:15:29,795 --> 00:15:31,461
‫منم دوسِت دارم.

264
00:15:38,136 --> 00:15:39,403
‫قربان.

265
00:15:39,405 --> 00:15:40,304
‫راحت باش.

266
00:15:40,306 --> 00:15:42,339
‫یه شرایطی پیش اومده قربان.

267
00:15:42,341 --> 00:15:44,107
‫در مورد دخترتونه.

268
00:15:44,109 --> 00:15:45,943
‫دخترم؟

269
00:15:53,184 --> 00:15:54,918
‫با تفنگ وارد نشید.

270
00:15:54,920 --> 00:15:57,354
‫نمیخوایم بچه‌ها رو بترسونیم.

271
00:15:57,722 --> 00:15:59,623
‫خودم میرم.

272
00:16:06,564 --> 00:16:10,334
‫بس"، عزیزم، این خانم میخواد باهات حرف بزنه".

273
00:16:10,336 --> 00:16:11,902
‫سلام "بس"، نترس.

274
00:16:11,904 --> 00:16:14,404
‫فقط باید با من بیای، باشه؟

275
00:16:14,406 --> 00:16:16,239
‫ممنونم.

276
00:16:25,083 --> 00:16:27,951
‫اسمت "بس"ــه، آره؟
‫آره؟

277
00:16:27,953 --> 00:16:30,020
‫اسم منم "بس"ــه.

278
00:16:30,022 --> 00:16:31,521
‫الیزابت" هستم".

279
00:16:31,523 --> 00:16:34,057
‫البته دوستام منو "لیز" صدا میکنن.

280
00:16:34,059 --> 00:16:36,093
‫تو هم اگه بخوای میتونی "لیز" صدام کنی.

281
00:16:36,095 --> 00:16:38,795
‫بابای منم یه سنجاق مثل این داره...

282
00:16:38,797 --> 00:16:42,799
‫واقعا؟ شرط میبندم بابات کلی مدال داره.

283
00:16:42,801 --> 00:16:45,936
‫واسه گرفتن یه سنجاق مثل این باید خیلی
‫شجاع باشی.

284
00:16:45,938 --> 00:16:49,006
‫این سنجاق ویژه‌ی توئه، باشه؟

285
00:16:49,107 --> 00:16:51,008
‫بفرما.

286
00:16:51,609 --> 00:16:53,810
‫دوسش داری؟

287
00:16:57,048 --> 00:16:58,548


288
00:16:58,550 --> 00:17:00,384
‫مجبور نیستی...

289
00:17:00,386 --> 00:17:03,687
‫خیلی ممنونم، قشنگه.

290
00:17:04,555 --> 00:17:06,123


291
00:17:06,125 --> 00:17:08,658
‫گاو نر خیلی احمقه، مواظب باش.

292
00:17:08,660 --> 00:17:10,927
‫باشه، مراقبم.

293
00:17:18,169 --> 00:17:18,769
‫چی شده؟

294
00:17:18,771 --> 00:17:20,070
‫هی، اونجا چه خبر شده؟

295
00:17:20,072 --> 00:17:23,240
‫به خاطر مواد خطرناک جاده رو بستن.
‫میخوایم دور بزنیم.

296
00:17:23,242 --> 00:17:25,442
‫از رعد به گروه اول.

297
00:17:25,444 --> 00:17:27,778
‫مواظب باشید، جلوی جاده مواد خطرناک
‫شیمیایی ریخته شده.

298
00:17:27,780 --> 00:17:32,315
‫دریافت شد.
‫مسیر جایگزین رو دنبال میکنیم.

299
00:17:32,817 --> 00:17:34,484
‫میخوای به بابات زنگ بزنی؟

300
00:17:34,486 --> 00:17:37,087
‫آره، میخوام بهش بگم که حالم خوبه.

301
00:17:37,089 --> 00:17:38,522
‫خیلی خب.

302
00:18:11,122 --> 00:18:12,456
‫نیروی پشتیبانی!

303
00:18:14,293 --> 00:18:16,960
‫- خوبی؟
‫- فکر کنم.

304
00:18:25,136 --> 00:18:27,604
‫گروه "تانگو"، گروه "تانگو" جواب بده!

305
00:18:27,606 --> 00:18:29,873
‫نمیتونم ببینم!
‫خون رفته تو...

306
00:18:36,848 --> 00:18:38,248
‫دختره رو بگیر!

307
00:18:38,250 --> 00:18:42,219
‫اگه میخوای دختره نجات پیدا کنه، شلیک نکن.

308
00:18:46,190 --> 00:18:48,558
‫بگیرش.

309
00:18:53,664 --> 00:18:56,233
‫عزیزم این دود ممکنه به ما آسیب بزنه.

310
00:18:56,235 --> 00:18:58,435
‫خیلی خب؟ میخوام به خاطر من این ماسک رو
‫بذاری.

311
00:18:58,437 --> 00:18:59,936
‫- تو چی؟

312
00:18:59,938 --> 00:19:00,837
‫- فقط یه دونه داریم.

313
00:19:00,839 --> 00:19:02,405
‫واسه توئه عزیزم.
‫خیلی خب، گوش بده.

314
00:19:02,407 --> 00:19:04,407
‫- اینا میخوان تو رو ببرن.

315
00:19:04,409 --> 00:19:05,075
‫- میخوان بهم آسیب بزنن؟

316
00:19:05,077 --> 00:19:08,945
‫بهت آسیب نمیزنن.
‫من پیدات میکنم، باشه؟

317
00:19:09,147 --> 00:19:10,780
‫باشه.

318
00:19:20,258 --> 00:19:22,459
‫بس"، پیدات میکنم".

319
00:20:39,971 --> 00:20:44,341
‫کی تماس گرفت تا اون خانم بره دنبال دخترم؟

320
00:20:44,343 --> 00:20:46,543
‫کی تماس گرفت؟

321
00:20:47,679 --> 00:20:49,813
‫دختره کجاست؟
‫۴ساعت شده.

322
00:20:49,815 --> 00:20:53,049
‫افرادت درخواستی نکردن.

323
00:20:53,051 --> 00:20:56,586
‫افرادم؟ بهتون گفتم که "زمانی" دختره رو میگیره.

324
00:20:56,588 --> 00:20:58,922
‫گفتم که فقط همینو میدونم.

325
00:20:59,457 --> 00:21:01,224
‫از اینجا به بعد با شماست.

326
00:21:01,226 --> 00:21:04,561
‫در مورد "زمانی" به کمکت نیاز دارم.

327
00:21:06,030 --> 00:21:07,197
‫نظرت درمورد یه معامله چیه؟

328
00:21:07,199 --> 00:21:09,766
‫تو به من میگی، منم به تو میگم.

329
00:21:09,768 --> 00:21:12,435
‫در مورد زخم کف دستت بهم بگو.

330
00:21:13,771 --> 00:21:16,706
‫متوجه شدم چجوری روش رو میمالی.

331
00:21:18,776 --> 00:21:22,145
‫یه آتیش سوزی بود.
‫۱۴سالم بود.

332
00:21:22,147 --> 00:21:24,547
‫یه نفر میخواست بهت آسیب بزنه.

333
00:21:27,985 --> 00:21:30,453
‫راستش نه.

334
00:21:38,863 --> 00:21:40,997
‫میتونم ببینمش؟

335
00:21:56,347 --> 00:21:58,515
‫واقعا یه بچه میخوای؟

336
00:21:58,517 --> 00:22:02,052
‫چطوری ممکنه ....اما یه بچه
‫اتفاقات گذشته رو درست نمیکنه

337
00:22:02,054 --> 00:22:03,119
‫از وقتی شب کریسمس زن و دخترت رو ترک
‫کردی...

338
00:22:03,121 --> 00:22:07,023
‫دیگه این حق رو نداری در مورد مسائل پدر و
‫فرزندی حرف بزنی.

339
00:22:07,091 --> 00:22:07,590
‫دختره.

340
00:22:07,592 --> 00:22:11,995
‫اون دختر رو پیدا نمیکنی مگر اینکه
‫یاد بگیری به این قضیه یه جور دیگه نگاه کنی.

341
00:22:11,997 --> 00:22:14,364
‫چجوری باید نگاه کنم؟

342
00:22:14,366 --> 00:22:16,466
‫مثل یه مجرم.

343
00:22:16,901 --> 00:22:19,569
‫شاید آسونتر از اون چیزی بشه که فکر میکنی.

344
00:22:20,271 --> 00:22:22,539
‫میتونم بهت نشون بدم؟

345
00:22:25,576 --> 00:22:28,978
‫خب حداقل میدونید "زمانی" چه شکلیه.

346
00:22:32,650 --> 00:22:34,851
‫خدای من!

347
00:22:34,853 --> 00:22:37,754
‫چند سال میشه ندیدمش.

348
00:22:37,922 --> 00:22:39,856
‫دوست جالبیه.

349
00:22:39,858 --> 00:22:42,392
‫این کلا به این قضیه ربط نداره.

350
00:22:42,394 --> 00:22:45,595
‫اینجا اصلا به شخص مورد نظر اشاره نکردید.

351
00:22:46,564 --> 00:22:48,398
‫"میروسلاو".

352
00:22:48,400 --> 00:22:49,165
‫بهش میگن شیمیدان.

353
00:22:49,167 --> 00:22:52,135
‫یه کارشناس قابل توجه تو زمینه‌ی تسلیحات.

354
00:22:52,137 --> 00:22:57,374
‫از موسسه‌ی تکنولوژیه "ماساچوستز" اومد بیرون
‫تا واسه یه روسی به نام "ور اوسایان" کار کنه.

355
00:22:57,376 --> 00:23:02,379
‫این دو سال اخیر، به یه آدم مستقل و خیلی
‫گرون قیمت تبدیل شده.

356
00:23:05,416 --> 00:23:08,885
‫نمیدونم اینا دیگه چی‌ان.

357
00:23:09,553 --> 00:23:11,454
‫این آلمانیه.

358
00:23:11,689 --> 00:23:14,858
‫"یه بانکدار به اسم "راینهارت.

359
00:23:15,426 --> 00:23:18,962
‫احتمالا این داره پول رو جابجا میکنه.

360
00:23:19,730 --> 00:23:20,363
‫دختره چی؟

361
00:23:20,365 --> 00:23:21,865
‫در مورد دختره و پدرش چی دارید؟

362
00:23:21,867 --> 00:23:26,069
‫جدول زمانیه ۳۶ ساعتت یه رویداد خاص رو
‫مطرح میکنه.

363
00:23:26,071 --> 00:23:28,204
‫"یه رویداد تو "واشنگتن.

364
00:23:29,039 --> 00:23:31,474
‫نمیدونم دختره چه ربطی به این قضیه داره.

365
00:23:31,476 --> 00:23:33,643
‫شیمیدان چی؟

366
00:23:34,712 --> 00:23:39,082
‫مهم...پول خوب و کافی...

367
00:23:39,817 --> 00:23:43,319
‫هر کاری که "زمانی" میخواد بکنه خیلی گرونه.

368
00:23:43,988 --> 00:23:45,688
‫یه جور حمله؟

369
00:23:45,690 --> 00:23:47,957
‫مثل یه پلیس داری فکر میکنی.

370
00:23:48,125 --> 00:23:49,225
‫پلیس‌ها خیلی واقعیت گرا هستن.

371
00:23:49,227 --> 00:23:51,628
‫اونا به تشریفات و پروتکل‌ها تعهد دارن.

372
00:23:51,630 --> 00:23:52,495
‫قضیه رو شخصی فرض کن.

373
00:23:52,497 --> 00:23:55,031
‫خیلی خب، این خیلی بی معنیه.

374
00:23:55,033 --> 00:24:00,003
‫زمانی" مریضه".
‫ویروس "نیپا" داره  "CIA" طبق گزارشات.

375
00:24:00,005 --> 00:24:01,704
‫مردن اونو خیلی خطرناک کرده.

376
00:24:01,706 --> 00:24:05,608
‫پس قبل از مرگش چیرو به شدت میخواد؟

377
00:24:05,610 --> 00:24:09,212
‫و اون چیز چه ربطی به اون دختر کوچولو داره؟

378
00:24:11,982 --> 00:24:15,385
‫پدرش، همون ژنرال، یه مدت تو "بوسنی" بوده...

379
00:24:15,387 --> 00:24:18,688
‫و از ارتش "ناتو" تو جریانات محاصره‌ی منطقه‌ی
‫بیهاچ" حمایت میکرده".

380
00:24:18,690 --> 00:24:20,056
‫اونجا خونه‌ی "زمانی"ــه.

381
00:24:20,058 --> 00:24:23,393
‫اتاقک سلاح‌های شیمیایی رو بمباران کرد...

382
00:24:24,328 --> 00:24:26,696
‫و تمام روستا مسموم و شیمیایی شدن.

383
00:24:27,832 --> 00:24:30,266
‫قضیه در مورد خانوادشه.

384
00:24:31,035 --> 00:24:33,803
‫اونا کشته شدن اما "زمانی" نجات پیدا کرد.

385
00:24:33,805 --> 00:24:34,370
‫میخواد انتقام بگیره.

386
00:24:34,372 --> 00:24:39,309
‫یه شیمیدان استخدام کرده تا یه بمب بسازه
‫و اونو تو "واشنگتن" منفجر کنه.

387
00:24:44,548 --> 00:24:48,818
‫میخواد از "بس" واسه انتقامش استفاده کنه...

388
00:24:51,755 --> 00:24:53,823
‫و بمب رو آزاد کنه.

389
00:24:54,458 --> 00:24:57,894
‫خیلی خب بجنبید.
‫باید سریع کار رو شروع کنیم.

390
00:24:59,730 --> 00:25:00,396
‫یه آشنا دارم.

391
00:25:00,398 --> 00:25:03,600
‫بهش میگن هتل دار، یه سری خونه‌ی
‫امن داره.

392
00:25:03,602 --> 00:25:07,971
‫تحت فشار قرارش بدین. اون میدونه شیمیدان رو
‫از کجا پیدا کنید.

393
00:25:07,973 --> 00:25:12,075
‫اگه شیمیدان رو پیدا کنید، "زمانی" هم پیدا
‫میکنید.

394
00:25:12,077 --> 00:25:13,743
‫این یارو هتل داره کجاست؟

395
00:25:13,745 --> 00:25:16,779
‫اگه بهتون بگم باید به جاش یه چیزی بهم بدید.

396
00:25:16,781 --> 00:25:20,049
‫دیگه نباید تو بند و قفس باشم.

397
00:25:20,051 --> 00:25:21,384
‫اگه میخواید "زمانی" رو بگیرید...

398
00:25:21,386 --> 00:25:23,686
‫باید باور کنه که من آزادم...

399
00:25:23,688 --> 00:25:24,554
‫و با دوست قدیمیم در تماسم...

400
00:25:24,556 --> 00:25:26,289
‫و تو هتل مورد علاقم مستقر شدم...

401
00:25:26,291 --> 00:25:28,925
‫"اگه فکر میکنی میبریمت هتل "شراتون...

402
00:25:28,927 --> 00:25:32,428
‫هتل‌های کمپانیه "استاروود" واسه
‫"خودت "هارولد.

403
00:25:32,430 --> 00:25:35,298
‫با هتل "شراتون" اصلا حال نمیکنم.

404
00:25:44,542 --> 00:25:45,375
‫هی، لذت ببر رفیق.

405
00:25:45,377 --> 00:25:49,646
‫،به محض اینکه این داستان تموم بشه
‫برمیگردی به پایگاه سریمون.

406
00:25:49,648 --> 00:25:52,682
‫آقای "هومن"، خیلی خوبه که برگشتید.

407
00:25:52,684 --> 00:25:54,284
‫اینجا "شامپاین" خیلی خوب داریم.

408
00:25:54,286 --> 00:25:57,954
‫مثل همیشه، واسه تخت‌ها به جای رو تختی
‫از پتو استفاده کردیم.

409
00:25:57,956 --> 00:26:01,958
‫- چیز دیگه‌ای هم هست؟
‫- "نه، ممنونم "اریک.

410
00:26:03,060 --> 00:26:05,695
‫انعام این آقا رو بدید، باشه؟

411
00:26:15,873 --> 00:26:18,007
‫شیمیدان کجاست؟

412
00:26:22,880 --> 00:26:25,848
‫دست‌ها بالا  ،"FBI".

413
00:26:38,829 --> 00:26:42,031
‫؟

414
00:26:42,033 --> 00:26:45,935
‫؟

415
00:26:45,937 --> 00:26:47,937
‫؟

416
00:26:47,939 --> 00:26:50,840
‫؟

417
00:26:50,842 --> 00:26:51,774
‫آزمایشگاه رو پیدا کردن.

418
00:26:51,776 --> 00:26:54,444
‫همین الان که داریم حرف میزنیم دارن از
‫شیمیدان بازجویی میکنن.

419
00:26:54,446 --> 00:26:55,178
‫بمب چی؟

420
00:26:55,180 --> 00:26:57,680
‫فکر کنم قبل از اینکه بسازه رسیدیم.

421
00:26:57,682 --> 00:27:00,850
‫باید از اینجا برم و یه مقدار استراحت کنم.

422
00:27:01,151 --> 00:27:04,120
‫یه دوشی بگیرم و همسرم رو ببینم.

423
00:27:05,789 --> 00:27:08,157
‫زیاد دور نشو.

424
00:27:18,702 --> 00:27:20,269
‫یا خدا...

425
00:27:23,140 --> 00:27:24,574
‫گفتن آره؟

426
00:27:24,576 --> 00:27:28,911
‫عزیزم! چطوری اینکارو کردی؟

427
00:27:28,913 --> 00:27:31,848
‫خدای من، باورم نمیشه...

428
00:27:31,850 --> 00:27:35,018
‫میخوایم یه بچه داشته باشیم و این همون...

429
00:27:37,187 --> 00:27:38,921
‫تام"؟"

430
00:27:42,093 --> 00:27:44,394
‫بشین.

431
00:27:44,396 --> 00:27:46,462
‫بشین!

432
00:27:46,464 --> 00:27:50,133
‫هرکاری میگم بکن وگرنه به همسرت شلیک
‫میکنم.

433
00:27:50,135 --> 00:27:52,969
‫میبینی، من و "تام"، باهم صحبت کردیم...

434
00:27:52,971 --> 00:27:56,973
‫سعی داشتیم بفهمیم از کجا میدونستی من
‫تو شهرم.

435
00:27:56,975 --> 00:28:01,377
‫بهش میگم که تو نقشم رو در مورد...

436
00:28:02,613 --> 00:28:04,681
‫دزدیه دختر ژنرال فهمیدی.

437
00:28:04,683 --> 00:28:06,516
‫تام"، نگام کن".

438
00:28:06,518 --> 00:28:07,283
‫واسه یه سورپرایز عالی آماده بود.

439
00:28:07,285 --> 00:28:11,320
‫اما افرادم خیلی خوب ادارش کردن، فکر کنم.

440
00:28:11,322 --> 00:28:12,555
‫همه چی درست میشه.

441
00:28:12,557 --> 00:28:17,393
‫اما بعدش دوستات رفتن سراغ
‫دوست شیمیدانم.

442
00:28:17,395 --> 00:28:19,262
‫کارم با "شیمیدان" تموم شده بود...

443
00:28:19,264 --> 00:28:23,599
‫با اینکارت باعث شدی که دیگه دستمزدی
‫بهش ندم.

444
00:28:23,767 --> 00:28:27,470
‫و از این بابت ممنونم.

445
00:28:27,472 --> 00:28:32,275
‫اما...این قضیه کنجکاوم کرده که دیگه چی میدونی.

446
00:28:33,911 --> 00:28:35,945
‫دیگه چی میدونی؟

447
00:28:36,180 --> 00:28:37,380
‫نمیدونم...

448
00:28:37,382 --> 00:28:40,750
‫"تام".
‫نه، نه، نه، نه، نه، اینجا.

449
00:28:40,918 --> 00:28:41,851
‫سوال پرسیدم.

450
00:28:41,853 --> 00:28:45,054
‫از نقشم دیگه چی میدونی؟

451
00:28:45,056 --> 00:28:47,056
‫یه بمب، شاید.
‫دقیق نمیدونیم.

452
00:28:47,058 --> 00:28:49,959
‫فقط در مورد دختره میدونیم، بقیش همه
‫حدس و گمانه.

453
00:28:49,961 --> 00:28:51,828
‫تام"، عزیزم، همه چی حل میشه".

454
00:28:51,830 --> 00:28:54,263
‫حرومزاده!

455
00:28:54,265 --> 00:28:57,500
‫از نقشم دیگه چی میدونی؟

456
00:28:57,502 --> 00:28:59,035
‫قسم میخورم هیچی!

457
00:29:02,139 --> 00:29:03,106
‫خدای من.

458
00:29:03,108 --> 00:29:06,943
‫اونطور که "ردینگتون" میگه باهوش نیستی.

459
00:29:07,511 --> 00:29:10,980
‫دوستم مدام به تو فکر میکنه و ذهنش رو
‫مشغول کردی.

460
00:29:11,448 --> 00:29:13,449
‫دقیق نمیدونم چرا.

461
00:29:13,451 --> 00:29:14,050
‫حل میشه.

462
00:29:14,052 --> 00:29:18,621
‫نقشه‌ای که کشیدم کلی تلفات داره.

463
00:29:18,623 --> 00:29:20,389
‫پس حالا انتخاب با توئه.

464
00:29:20,391 --> 00:29:25,094
‫الان جلومو بگیر و کلی آمریکایی نجات بده...

465
00:29:25,162 --> 00:29:29,665
‫و یا اینکه فقط یه نفر رو نجات بده.

466
00:29:34,071 --> 00:29:36,472
‫انتخابت چیه؟

467
00:29:36,474 --> 00:29:38,274
‫تام"، عزیزم".

468
00:29:38,976 --> 00:29:45,915
‫خدای من.
‫عزیزم چشمات رو باز نگه دار.

469
00:29:46,717 --> 00:29:47,517
‫کمک میارم.

470
00:29:47,519 --> 00:29:49,418
‫کمک میارم.

471
00:29:49,420 --> 00:29:51,387
‫نخواب ،
‫حالت خوب میشه!

472
00:29:51,389 --> 00:29:56,125
‫- حالت خوب میشه!
‫- اورژانس، ۹۱۱، وضعیتتون چیه؟

473
00:30:24,054 --> 00:30:25,154
‫تو فرستادیش؟

474
00:30:25,156 --> 00:30:27,490
‫تو اینکارو کردی؟

475
00:30:28,325 --> 00:30:29,392
‫کدوم کار؟

476
00:30:29,394 --> 00:30:30,059
‫اومده بود تو خونم!

477
00:30:30,061 --> 00:30:32,929
‫به همسرم دستگاه تنفس وصل کردن چونکه
‫زمانی" اومده بود"...

478
00:30:32,931 --> 00:30:34,330
‫آروم باش و بگو چی شده.

479
00:30:34,332 --> 00:30:37,967
‫خودتو نزن به اون راه. تو تنها کسی هستی
‫که من رو به "زمانی" مرتبط کرده.

480
00:30:37,969 --> 00:30:41,237
‫بهم گفت که ذهنت رو به شدت مشغول کردم.

481
00:30:42,039 --> 00:30:44,507
‫در مورد دختره حرف زد یا بمب؟

482
00:30:44,509 --> 00:30:45,441
‫ما که تیم نیستیم.

483
00:30:45,443 --> 00:30:47,176
‫- "زمانی".
‫- من که همکار تو نیستم.

484
00:30:47,178 --> 00:30:48,244
‫چی گفت؟

485
00:30:48,246 --> 00:30:49,412
‫نمیدونم، گفتش...

486
00:30:49,414 --> 00:30:54,050
‫در مورد تلفات حرف زد و مواد شیمیایی...

487
00:30:54,052 --> 00:30:55,751
‫در مورد تو هم حرف زد.

488
00:30:55,753 --> 00:30:59,188
‫حتی واسه اینکه شیمیدان رو دستگیر کردم
‫ازم تشکر کرد.

489
00:30:59,289 --> 00:31:00,890
‫پس هنوز میخواد از بمب استفاده کنه.

490
00:31:00,892 --> 00:31:04,193
‫چرا اومده بود تو خونم؟

491
00:31:04,195 --> 00:31:05,795
‫بهم بگو! میشناسیش!

492
00:31:05,797 --> 00:31:08,731
‫چرا الان همسرم تو بیمارستان با مرگ
‫سر و کار داره؟

493
00:31:08,733 --> 00:31:12,969
‫،حقیقت اینه که علی‌رغم احساساتت
‫همسرت اصلا مهم نیست.

494
00:31:12,971 --> 00:31:15,238
‫"زمانی" بهت لطف کرده "لیزی".

495
00:31:17,641 --> 00:31:21,110
‫حالا، میدونی که سرخ رگت رو سوراخ کردم.

496
00:31:21,112 --> 00:31:24,247
‫تو بهترین حالت، یه دقیقه دیگه از حال میری.

497
00:31:24,249 --> 00:31:25,214
‫حالا قضیه اینطوری پیش میره.

498
00:31:25,216 --> 00:31:28,150
‫بهم میگی چجوری "زمانی" رو پیدا کنم و همه
‫چیز حل بشه...

499
00:31:28,152 --> 00:31:31,053
‫وگرنه میذارم همینجا جون بدی.

500
00:31:31,055 --> 00:31:33,055
‫فهمیدی؟

501
00:31:34,258 --> 00:31:36,092
‫آره.

502
00:31:36,226 --> 00:31:38,094
‫اما اگه بمیرم...

503
00:31:38,096 --> 00:31:41,063
‫هیچوقت حقیقت رو در مورد همسرت متوجه
‫نمیشی.

504
00:31:41,065 --> 00:31:44,400
‫در مورد همسرم هیچی نمیدونی.

505
00:32:43,727 --> 00:32:45,394
‫مامور "رسلر"؟

506
00:32:46,763 --> 00:32:47,897
‫باید باهاش حرف بزنم.

507
00:32:47,899 --> 00:32:50,166
‫حتی نباید اینجا باشی.

508
00:32:50,801 --> 00:32:52,668
‫تحت بررسیه رسمی قرار داری.
‫خودت میدونی.

509
00:32:52,670 --> 00:32:55,972
‫میدونم.
‫شیمیدان حرفی نمیزنه، مگه نه؟

510
00:32:55,974 --> 00:32:56,305
‫نه.

511
00:32:56,307 --> 00:32:59,442
‫رد"، "زمانی" رو میشناسه".
‫فقط بهم ۵ دقیقه وقت بده.

512
00:33:01,878 --> 00:33:03,813
‫ممنونم.

513
00:33:13,490 --> 00:33:15,324
‫رفته.

514
00:33:43,887 --> 00:33:46,589
‫از دیدنت خوشحالم دوست قدیمی.

515
00:33:47,858 --> 00:33:49,592
‫ردیابی رو شروع کردم.

516
00:33:50,060 --> 00:33:50,993
‫خیلی خب، پیداش کردم.

517
00:33:50,995 --> 00:33:54,497
‫طبق گزارش تراشه‌ی داخل بدنش، تو بنای
‫تاریخیه "لینکولن"ــه.

518
00:33:55,066 --> 00:33:57,333
‫داریم میریم سمتش.
‫۴۰ثانیه از موقعیت فاصله داریم، تو راهیم.

519
00:33:57,335 --> 00:33:59,735
‫داستانت با مامور "کین" چطور پیش رفت؟

520
00:33:59,737 --> 00:34:03,239
‫رفتم به دیدنش، همونطور که خواستی.

521
00:34:03,241 --> 00:34:05,307
‫همسرش چی؟

522
00:34:05,876 --> 00:34:07,443
‫همونطور که گفتی.

523
00:34:07,445 --> 00:34:10,913
‫خیلی بده که تماشای شکوفه زدن درخت‌های
‫گیلاس رو از دست میدی.

524
00:34:10,915 --> 00:34:16,018
‫به نظرم خیلی از مردم از تماشای شکوفه‌های
‫درخت گیلاس محروم میشن.

525
00:34:16,020 --> 00:34:20,556
‫بهم بگو بینم، دختر ژنرال ریسک بزرگیه.

526
00:34:20,558 --> 00:34:23,826
‫قضیه خیلی بیشتر از دزدیدن یه دختره.

527
00:34:23,828 --> 00:34:26,662
‫داره حرکت میکنه و به سمت غرب میره.

528
00:34:26,664 --> 00:34:30,032
‫قضیه در مورد...

529
00:34:30,767 --> 00:34:32,435
‫بچه‌هاست.

530
00:34:34,305 --> 00:34:37,206
‫ریموند"، امروز"...

531
00:34:37,441 --> 00:34:39,341
‫تو این روز...

532
00:34:39,343 --> 00:34:43,345
‫مصیبت رو بهشون برمیگردونم.

533
00:34:43,647 --> 00:34:48,217
‫۶۰سال در مورد امروز حرف میزنن...

534
00:34:48,219 --> 00:34:50,252
‫در مورد میراثی که بجا میذارم.

535
00:34:59,696 --> 00:35:03,165
‫هنوز داره میره سمت غرب.
‫۳۰۰یاردیه موقعیت شماست.

536
00:35:04,235 --> 00:35:05,768
‫- الو؟
‫- یه راهنمایی میکنم.

537
00:35:05,770 --> 00:35:08,104
‫زمانی" یه چیزی فراتر از دختر ژنرال میخواد".

538
00:35:08,106 --> 00:35:10,272
‫- اون دنبال تعداد زیادی بچست.
‫- کجایی؟

539
00:35:10,274 --> 00:35:13,742
‫داریم میرسیم به خیابون ۱۴ام.
‫باید عجله کنی!باید عجله کنی!

540
00:35:13,744 --> 00:35:16,378
‫باید بهم بگی که "زمانی" چی گفت.

541
00:35:16,380 --> 00:35:19,315
‫تو خونه ، چی گفت...

542
00:35:19,317 --> 00:35:21,083
‫چی دیدی؟

543
00:35:23,353 --> 00:35:26,455
‫در مورد دختر و شیمیدان پرسید.

544
00:35:26,457 --> 00:35:28,357
‫نه، چی دیدی؟

545
00:35:28,758 --> 00:35:31,293
‫همه جا خونی بود.همه جا خونی بود.

546
00:35:31,295 --> 00:35:33,062
‫"یه نفسی بکش "لیزی.

547
00:35:33,296 --> 00:35:34,964
‫اینجا.

548
00:35:35,165 --> 00:35:36,465
‫یه خالکوبی داشت.

549
00:35:36,467 --> 00:35:37,733
‫یه ارتدکسه "صربی"ــه.

550
00:35:37,735 --> 00:35:38,634
‫داری بهش نزدیک میشی.

551
00:35:38,636 --> 00:35:41,337
‫- نمیتونه خالکوبی داشته باشه.
‫- میدونم چی دیدم.

552
00:35:41,339 --> 00:35:43,772
‫اما اون علامت رو یه جا دیدم.

553
00:35:45,242 --> 00:35:48,577
‫"یه سفر علمی، موزه‌ی هوا و فضای "واشنگتن
‫یا باغ وحش "واشنگتن"؟

554
00:35:48,579 --> 00:35:49,745
‫خالکوبی نبود.

555
00:35:49,747 --> 00:35:50,579
‫جای مهر بود.

556
00:35:50,581 --> 00:35:53,716
‫زمانی" میخواد باغ وحش "واشنگتن" رو"
‫منفجر کنه.

557
00:35:54,417 --> 00:35:57,052
‫چیزی پیدا نکردم، بجنب، کجاست؟

558
00:35:57,054 --> 00:35:59,855
‫"داره میره داخل خیابون "مریلند.

559
00:36:13,436 --> 00:36:16,138
‫روبروت، دقیقا روبروته.

560
00:36:16,140 --> 00:36:16,839
‫توقف کرده.

561
00:36:16,841 --> 00:36:20,943
‫سیگنال حرکت نمیکنه.
‫دقیقا همونجاست.

562
00:36:23,980 --> 00:36:25,114
‫کجاست؟

563
00:36:25,116 --> 00:36:27,783
‫باید دقیقا پشت سرت باشه.

564
00:36:27,785 --> 00:36:28,517
‫از جهت عمودی میگم.

565
00:36:28,519 --> 00:36:30,553
‫نزدیکت پله هستش؟

566
00:36:50,073 --> 00:36:51,207
‫بس"؟"

567
00:36:51,209 --> 00:36:54,643
‫سلام عزیزم، صدمه دیدی؟

568
00:36:54,645 --> 00:36:55,945
‫نه.

569
00:36:55,947 --> 00:36:56,979
‫تنهایی؟

570
00:36:56,981 --> 00:37:00,182
‫گفت اینجا منتظر بابام باشم.

571
00:37:02,886 --> 00:37:05,821
‫گفتش اینو در نیارم.

572
00:37:19,169 --> 00:37:21,604
‫هرکاری میکنی بهش دست نزن.

573
00:37:21,606 --> 00:37:22,605
‫کمتر از ۳ دقیقه وقت داریم.

574
00:37:22,607 --> 00:37:24,807
‫باید اینجارو خالی کنم و با تیم خنثی کننده‌ی
‫بمب تماس بگیرم...

575
00:37:24,809 --> 00:37:26,642
‫افرادت هیچوقت به موقع نمیرسن اونجا.

576
00:37:26,644 --> 00:37:28,377
‫دوستم تو راهه.

577
00:37:28,379 --> 00:37:30,045
‫دوستت؟
‫کدوم دوست؟

578
00:37:32,549 --> 00:37:34,149
‫"ردینگتون"!

579
00:37:35,285 --> 00:37:36,785
‫"ردینگتون"!

580
00:37:36,787 --> 00:37:38,587
‫دست‌ها بالا!

581
00:37:46,663 --> 00:37:48,197
‫"زمانی".

582
00:37:48,431 --> 00:37:50,266
‫از اون لبه بیا پایین.

583
00:37:50,834 --> 00:37:54,670
‫دست‌هات رو بذار جایی که ببینم وگرنه بهت
‫شلیک میکنم.

584
00:37:54,771 --> 00:37:55,437
‫به ژنرال بگو دخترش...

585
00:37:55,439 --> 00:38:02,311
‫یکی از کشته شدگان بدبخت غیر نظامی بود.

586
00:38:11,321 --> 00:38:13,088
‫تراشه‌ی ردیابی رو از بدنش خارج کرده.

587
00:38:13,090 --> 00:38:15,057
‫حرومزاده.

588
00:38:32,075 --> 00:38:34,443
‫ردینگتون" تو رو فرستاده؟"

589
00:38:34,445 --> 00:38:36,845
‫نمیفهمم چی میگی.
‫میتونی بمب رو خنثی کنی؟

590
00:38:36,847 --> 00:38:41,617
‫میتونی خنثی کنیش؟

591
00:38:41,851 --> 00:38:45,954
‫- همه چیز درست میشه؟
‫- آره عزیزم، همه چی درست میشه.

592
00:38:48,958 --> 00:38:52,961
‫هی، منم وقتی همسن تو بودم ترسیدم.

593
00:38:52,963 --> 00:38:56,765
‫اما یه سلاح مخفی دارم که امن نگهم میداره.

594
00:38:57,634 --> 00:38:59,768
‫بابام داده بهم.

595
00:38:59,836 --> 00:39:03,138
‫خیلی ویژست.
‫تاحالا به کسی نشونش ندادم.

596
00:39:03,140 --> 00:39:04,773
‫مثل یه جادوئه.

597
00:39:06,343 --> 00:39:07,076
‫چیکار میکنه؟

598
00:39:07,078 --> 00:39:09,712
‫هر وقت ناراحتم و احساس ترس میکنم...

599
00:39:09,714 --> 00:39:13,482
‫اینطوری لمسش میکنم و بهم احساس
‫شجاعت میده.

600
00:39:13,484 --> 00:39:16,719
‫میخوای ببینی تو رو هم شجاع میکنه یا نه؟

601
00:39:16,986 --> 00:39:18,520
‫آره؟

602
00:39:24,861 --> 00:39:26,328
‫دختر شجاعی هستی.

603
00:39:36,307 --> 00:39:37,806
‫"عالیه"!

604
00:39:38,141 --> 00:39:39,441
‫صبر کن.

605
00:39:40,944 --> 00:39:42,177
‫صبر کن!

606
00:39:42,179 --> 00:39:42,978
‫چیکار داری میکنی؟

607
00:39:42,980 --> 00:39:46,582
‫فکر کن اون دستگاه مثل دستمزدشه.

608
00:39:46,584 --> 00:39:48,751
‫"!دمت گرم، ممنونم"

609
00:39:49,486 --> 00:39:50,819
‫اون یه سلاح شیمیاییه.

610
00:39:50,821 --> 00:39:53,088
‫عاشق اینجور چیزاست.

611
00:39:53,090 --> 00:39:56,892
‫مطمئنا بیشتر از ما به کارش میاد.

612
00:40:00,697 --> 00:40:02,297
‫بابایی!

613
00:40:03,466 --> 00:40:07,536
‫جلیقه‌ی قرمز، سویشرت خاکستری!
‫بمب دستشه!

614
00:40:11,741 --> 00:40:13,575
‫تیم خیلی خوبی میشیم.

615
00:40:17,414 --> 00:40:19,948
‫اون "اوکراینی"ــه کیه؟

616
00:40:20,683 --> 00:40:24,853
‫- بهت نمیگم.
‫- یه سلاح شیمیایی بهش دادی.

617
00:40:25,255 --> 00:40:26,655
‫خودش برد.

618
00:40:26,856 --> 00:40:28,023
‫"قیمت کارش این بوده "هارولد...

619
00:40:28,025 --> 00:40:31,827
‫یه سری آدم خاص کارهای خاص میکنن و پول
‫میگیرن، خودت میدونی.

620
00:40:31,829 --> 00:40:33,462
‫هیچوقت اون بُعد قضیه رو در نظر نگرفتی.

621
00:40:33,464 --> 00:40:36,498
‫"بمب منفجر نشد و دختر هم سالمه و "زمانی
‫هم مُرده.

622
00:40:36,500 --> 00:40:39,601
‫رک بگم، به نظرم اینکارها خیلی آسون و با
‫موفقیت انجام شد.

623
00:40:39,603 --> 00:40:41,303
‫قضیه اصلا در مورد "زمانی" نبوده.

624
00:40:41,305 --> 00:40:44,706
‫نفوذ کردی تا  "FBI" تو تسلیم شدی و به
‫از اطلاعات و مامورهای ما استفاده کنی.

625
00:40:44,708 --> 00:40:47,075
‫- اطلاعاتتون؟
‫- میخواستی اون سلاح رو بدست بیاری.

626
00:40:47,077 --> 00:40:50,679
‫"من به اطلاعات شما نیازی ندارم مامور "رسلر.

627
00:40:50,681 --> 00:40:51,880
‫از چیزایی که خودم دارم راضی‌ام.

628
00:40:51,882 --> 00:40:54,950
‫به نظرم با خلوص نیت سعی کردم بهتون کمک
‫کنم...

629
00:40:54,952 --> 00:40:59,121
‫و مجبور بودم خودم کارو تموم کنم...

630
00:40:59,255 --> 00:41:00,589
‫آخه شما نمیتونستید.

631
00:41:00,591 --> 00:41:02,491
‫فکر کنم دیگه کاری نداریم.

632
00:41:03,993 --> 00:41:07,763
‫خب خیلی جالب بود، بیاید دوباره اینکارو
‫انجام بدیم.

633
00:41:07,765 --> 00:41:09,398
‫جدی میگم، بیاید دوباره اینکارو انجام بدیم.

634
00:41:09,400 --> 00:41:12,401
‫به این توجه کنید که "زمانی" تازه اولیش بوده.

635
00:41:12,403 --> 00:41:13,969
‫اولیه چی؟

636
00:41:14,070 --> 00:41:16,772
‫اولین اسم تو لیست من.

637
00:41:24,981 --> 00:41:25,848
‫کدوم لیست؟

638
00:41:25,850 --> 00:41:29,284
‫"بهش میگن "لیست سیاه.
‫اینطوری خیلی هیجان داره.

639
00:41:29,286 --> 00:41:33,155
‫به خاطر همین همگی اینجا جمع شدیم.
‫لیست خواسته‌ها و آرزوهام.

640
00:41:33,157 --> 00:41:36,158
‫لیستی که بیشتر از ۲۰ ساله دارم آمادش میکنم.

641
00:41:36,160 --> 00:41:40,028
‫سیاستمدارها، بزهکارها، هکرها...

642
00:41:40,030 --> 00:41:41,563
‫جاسوس‌ها.

643
00:41:41,565 --> 00:41:42,965
‫ما لیست خودمون رو داریم.

644
00:41:42,967 --> 00:41:43,966
‫مامور "رسلر"، بیخیال بابا.

645
00:41:43,968 --> 00:41:48,070
‫هممون میدونیم که ۱۰ نفر برتر شما بیشتر
‫جنبه‌ی تبلیغاتی دارن.

646
00:41:48,072 --> 00:41:50,606
‫تو بهترین حالت یه جور رقابت واسه محبوبیته.

647
00:41:50,608 --> 00:41:53,342
‫من دارم در مورد مجرمینی حرف میزنم که
‫خیلی مهمن.

648
00:41:53,344 --> 00:41:57,412
‫کسایی که شما نمیتونید پیداشون کنید
‫چونکه اصلا نمیدونید وجود دارن.

649
00:41:57,414 --> 00:42:00,582
‫زمانی" تو لیستم معمولی‌ترین فرد بود".

650
00:42:02,452 --> 00:42:04,019
‫من الان مثل "احب"ام.
‫احب: کاپیتان یه کشتی که قصد شکار نهنگ )
‫("داشت، در رمان و فیلم "مابی دیک

651
00:42:04,021 --> 00:42:09,157
‫اگه افراد کله‌گنده‌ی لیستم رو میخواید باید
‫طبق قوانین من بازی کنید.

652
00:42:09,159 --> 00:42:13,061
‫دو شب پشت سر هم رو تو یه جا نمیخوابم.

653
00:42:13,063 --> 00:42:16,698
‫میخوام یه تراشه‌ی ۸ میلیمتریه کاملا رمزگذاری
‫شده رو تو گردنم وارد کنید...

654
00:42:16,700 --> 00:42:20,002
‫نه اون تراشه‌ی مسخره‌ از نوع آلفا که وارد
‫شونم کرده بودید.

655
00:42:20,004 --> 00:42:25,374
‫میخوام تیم امنیتی خودم رو داشته باشم.
‫یه لیست از ۵ تا متقاضیه قابل قبول تهیه کردم.

656
00:42:25,376 --> 00:42:25,807
‫۲نفر رو انتخاب کنید.

657
00:42:25,809 --> 00:42:31,780
‫هرچیزی که بهتون میگم طبق مصونیتی
‫صورت میگیره  که من تعیین میکنم.

658
00:42:31,782 --> 00:42:34,049
‫و بالاخره، از همه مهمتر...

659
00:42:34,051 --> 00:42:38,520
‫فقط با "الیزابت کین" حرف میزنم.

660
00:42:52,201 --> 00:42:59,408
‫؟

661
00:43:00,109 --> 00:43:05,814
‫؟

662
00:43:07,317 --> 00:43:11,219
‫؟

663
00:43:14,824 --> 00:43:21,997
‫؟

664
00:43:22,131 --> 00:43:27,269
‫؟

665
00:43:29,439 --> 00:43:33,375
‫؟

666
00:43:35,278 --> 00:43:40,115
‫؟

667
00:43:42,352 --> 00:43:46,922
‫؟

668
00:43:48,224 --> 00:43:53,161
‫؟

669
00:43:54,364 --> 00:43:59,701
‫؟

670
00:44:19,422 --> 00:44:23,592
‫یه چیز عجیب و غریب در مورد...

671
00:44:23,594 --> 00:44:24,926
‫همسرت فهمیدی، مگه نه "لیزی"؟

672
00:44:25,950 --> 00:44:29,029
‫<font color="#ff۰۰۸۰">IMDb-Dl Proudly Presents</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Translated By Elka</font>

673
00:44:29,031 --> 00:44:33,400
‫هماهنگ کننده
‫<font face="Arial" size="۱۸" color="#۰۰FFFF">R_HURRICANE</font>

