‫﻿۱
00:00:00,000 --> 00:00:00,000
‫آنچه گذشت...

2
00:00:00,000 --> 00:00:00,000
‫می‌خوام یکم تو خونه با بچه وقت بگذرونم.

3
00:00:00,000 --> 00:00:00,000
‫اگر در مورد شوهرت شک داری...

4
00:00:00,000 --> 00:00:00,000
‫نباید مراحل فرزندخواندگی رو بگذرونی...

5
00:00:00,000 --> 00:00:00,000
‫حتی اگر ذره‌ای شک داری.

6
00:00:00,000 --> 00:00:00,000
‫- نمی‌تونم این کار رو انجام بدم.
‫- آماده نیستی.

7
00:00:00,000 --> 00:00:00,000
‫به اسم بهتر کردن امنیت
‫اطلاعات طبقه‌بندی شده رو فاش کردی.

8
00:00:00,000 --> 00:00:00,000
‫تنها این اجازه رو داشتم که فرآیند مزایده رو شروع کنم.

9
00:00:00,000 --> 00:00:00,000
‫اجازه از طرف کی؟

10
00:00:00,000 --> 00:00:00,000
‫تو چه غلطی توی خونه من میکنی؟

11
00:00:00,000 --> 00:00:00,000
‫"اون موش کثیف توئی "دیان.

12
00:00:00,000 --> 00:00:00,000
‫به اداره پست اومدیم تا به یک نکته اشاره کنیم.

13
00:00:00,000 --> 00:00:00,641
‫خیلی حرف میزنی.

14
00:00:02,850 --> 00:00:05,899
‫بانک تُرک نازلان - استانبول، ترکیه

15
00:00:06,804 --> 00:00:10,407
‫در مورد پول داخل گاوصندق چیزی نمی‌دونستم...

16
00:00:10,409 --> 00:00:11,474
‫تا وقتی که وصیت‌نامه رو دیدم.

17
00:00:11,476 --> 00:00:13,311
‫همه مدارک لازم...

18
00:00:13,315 --> 00:00:15,311
‫و معتبر...

19
00:00:15,313 --> 00:00:19,215
‫و گواهی مرگ رو دارم.

20
00:00:19,450 --> 00:00:21,538
‫مدارکتون کاملا درسته.

21
00:00:21,820 --> 00:00:23,722
‫اما برای دسترسی به جعبه متعلق به شوهرتون...

22
00:00:23,909 --> 00:00:25,383
‫به کلید نیاز دارید.

23
00:00:31,529 --> 00:00:32,988
‫چیز دیگه‌ای می‌خواید؟

24
00:00:33,465 --> 00:00:34,994
‫نه.ممنون.

25
00:00:35,299 --> 00:00:38,601
‫"بهتون تسلیت میگم خانم "ردینگتون.

26
00:01:16,407 --> 00:01:17,860
‫جعبه‌ای که در استانبول بود...

27
00:01:17,976 --> 00:01:19,778
‫خالی شده.

28
00:01:21,312 --> 00:01:22,545
‫فقط همینو جا گذاشتن.

29
00:01:22,547 --> 00:01:25,168
‫تازه داشتم توی بدنم...

30
00:01:25,280 --> 00:01:29,119
‫آرامش رو تجربه می‌کردم.

31
00:01:29,370 --> 00:01:31,150
‫بار "ویندسور" ساعت ۸
‫"از طرف "ام.

32
00:01:39,430 --> 00:01:40,772
‫کلید.

33
00:01:41,365 --> 00:01:42,773
‫چطوری گیرش اوردی؟

34
00:01:43,400 --> 00:01:45,481
‫ماکائو". زمستون گذشته".

35
00:01:46,070 --> 00:01:48,638
‫همیشه از ماکائو متنفر بودم.

36
00:01:49,507 --> 00:01:50,799
‫نه.ممنون.

37
00:01:51,742 --> 00:01:55,186
‫اسناد داخل جعبه بیش از ۱۰ میلیون دلار ارزش داره.

38
00:01:55,947 --> 00:01:57,966
‫منو توی "فلورانس" قال گذاشتی.

39
00:01:57,995 --> 00:02:00,827
‫باید یه طوری توجه‌ت رو جلب می‌کردم.

40
00:02:03,220 --> 00:02:05,437
‫یه پیشنهاد دارم.

41
00:02:07,391 --> 00:02:10,512
‫برای این مورد
‫شاید بهتر باشه به اتاق تو بریم.

42
00:02:13,531 --> 00:02:14,999
‫من صورت حساب رو میدم.

43
00:02:23,207 --> 00:02:25,542
‫درسته.نه.

44
00:02:25,544 --> 00:02:27,840
‫باشه، حتما.
‫بزودی باهات صحبت می‌کنم.

45
00:02:29,380 --> 00:02:30,475
‫باشه.

46
00:02:32,550 --> 00:02:34,900
‫برایان" بود".

47
00:02:34,926 --> 00:02:36,469
‫اونو "کتی" سلام رسوندن.

48
00:02:36,855 --> 00:02:38,158
‫بهش گفتی؟

49
00:02:38,184 --> 00:02:39,974
‫چرا باید بهش بگم؟

50
00:02:40,664 --> 00:02:42,297
‫فکر کردم پرسیده باشه.

51
00:02:42,559 --> 00:02:46,199
‫فقط بهش گفتم
‫بیشتر از زمانی که انتظار داشتیم طول میکشه.

52
00:02:48,368 --> 00:02:51,104
‫می‌دونم که سخته.

53
00:02:51,130 --> 00:02:53,017
‫شش ماه در مورد فرزندخواندگی صحبت کردیم.

54
00:02:53,042 --> 00:02:55,169
‫یک سال دیگه رو در طول فرآیند گذروندیم.

55
00:02:55,196 --> 00:02:56,616
‫می‌دونم.

56
00:02:56,641 --> 00:02:58,318
‫متاسفم.

57
00:02:58,840 --> 00:03:00,557
‫آره،منم متاسفم.

58
00:03:05,614 --> 00:03:07,268
‫کتی" حامله‌ست".

59
00:03:11,153 --> 00:03:12,952
‫عالیه.

60
00:03:13,976 --> 00:03:16,417
‫باید براشون یه چیزی بگیریم.

61
00:03:16,955 --> 00:03:18,614
‫برای شام دعوتشون کنیم؟

62
00:03:20,977 --> 00:03:24,286
‫صبر کن. "تام" وقتی
‫داریم حرف میزنیم همینجور نذار برو.

63
00:03:30,979 --> 00:03:33,776
‫به طور نفس‌گیری جذابه...

64
00:03:33,802 --> 00:03:35,636
‫اما بیشتر از ۴۰ میلیون دلار می‌ارزه...

65
00:03:35,661 --> 00:03:37,900
‫تنها نقاشی "ورمیر" (نقاش هلندی) که متعلق به کسیه.

66
00:03:37,927 --> 00:03:39,551
‫این یه شاهکاره؟

67
00:03:39,576 --> 00:03:42,014
‫دیشب، بلند شدم که برم یکم غذا بخورم...

68
00:03:42,121 --> 00:03:43,373
‫و نگاهم به این افتاد.

69
00:03:43,399 --> 00:03:46,225
‫توی تاریکی ایستادم و بهش با دقت نگاه کردم.

70
00:03:46,251 --> 00:03:48,738
‫این بیچاره اشتهام رو کور کرد.

71
00:03:48,764 --> 00:03:50,011
‫حتی بعد از اینکه به تخت برگشتم...

72
00:03:50,037 --> 00:03:54,140
‫هنوز هم می‌تونستم صدای
‫موسیقی گوش‌خراشی که قرار بزنه رو بشنوم.

73
00:03:54,321 --> 00:03:55,770
‫حتی چشم رو هم نذاشتم.

74
00:03:55,797 --> 00:03:56,931
‫چرا خریدیش؟

75
00:03:56,957 --> 00:03:59,042
‫خدای من نه، اون مال من نیست.

76
00:03:59,247 --> 00:04:02,705
‫اون ماله یه مدیر سرمایه‌گذاری که اینجا زندگی میکنه.

77
00:04:02,730 --> 00:04:04,054
‫فکر می‌کردم که تو اینجا زندگی می‌کنی.

78
00:04:04,080 --> 00:04:05,111
‫خب، فعلا.

79
00:04:05,137 --> 00:04:06,320
‫مالک اینجا رفته تعطیلات.

80
00:04:06,346 --> 00:04:09,043
‫از زمانی که کمیته بورس
‫و اوراق بهادار آمریکا شروع کرده  به تحقیقات، فرار کرده.

81
00:04:09,069 --> 00:04:10,129
‫تا حالا اون مرد رو ندیدم.

82
00:04:10,235 --> 00:04:12,242
‫اما سرایدارش یکی از دوستای قدیمیه.

83
00:04:12,268 --> 00:04:13,677
‫لطفا بشین.

84
00:04:14,743 --> 00:04:19,092
‫می‌دونی دولت آمریکا در سال گذشته...

85
00:04:19,215 --> 00:04:22,461
‫چقدر روی سینگالهای جاسوسی سرمایه‌گذاری کرده؟

86
00:04:22,487 --> 00:04:23,251
‫نه.

87
00:04:23,375 --> 00:04:27,140
‫کشور تو تبدیل شده به ملت فال گوشها...

88
00:04:27,165 --> 00:04:30,276
‫،محدوده‌های فرکانسی
‫مکانیابی ماهواره‌ای...

89
00:04:30,302 --> 00:04:32,056
‫ماهواره‌ها، اطلاعات رمزگذاری شده.

90
00:04:32,222 --> 00:04:34,695
‫فراموش کردید که چیزی که از همه مهمتره...

91
00:04:34,721 --> 00:04:36,315
‫هوش انسانیه...

92
00:04:36,341 --> 00:04:39,769
‫اتحاد، روابط و گمراه سازیه.

93
00:04:39,921 --> 00:04:42,379
‫مادلین پرت" در این کار استاده؟"

94
00:04:42,405 --> 00:04:44,878
‫مادلین پرت"؟"
‫"مادلین پرت"...

95
00:04:44,904 --> 00:04:46,841
‫یه دزده...

96
00:04:46,945 --> 00:04:52,254
‫و زنی با استعدادهای بی‌همتا.

97
00:04:52,280 --> 00:04:53,865
‫و حالا تو ازش یه چیزی می‌خوای...

98
00:04:53,986 --> 00:04:56,543
‫و انتظار داری که پلیس فدرال بهت کمک کنه.

99
00:04:58,811 --> 00:05:00,886
‫تصمیم درستی بود...

100
00:05:03,183 --> 00:05:05,279
‫که بچه رو به فرزندی نگیرید.

101
00:05:07,916 --> 00:05:10,206
‫چی ازت دزدیده؟

102
00:05:11,544 --> 00:05:15,583
‫به خاطر رنجی که می‌کشی متاسفم.

103
00:05:18,226 --> 00:05:21,965
‫مادلین پرت". چطوری باید پیداش کنیم؟"

104
00:05:23,617 --> 00:05:25,509
‫پیدا کردنش آسونه.

105
00:05:25,535 --> 00:05:27,617
‫گرفتنش سخته.

106
00:05:28,149 --> 00:05:32,261
‫خوشبختانه از من
‫خواسته که در یه دزدی کمکش کنم.

107
00:05:32,411 --> 00:05:34,151
‫تا چی رو بدزدی؟

108
00:05:34,177 --> 00:05:36,132
‫"مجسمه "آتارگاتیس.
‫(الهه‌ی باروری)

109
00:05:36,134 --> 00:05:37,952
‫گمان میشد که این مجسمه گم شده...

110
00:05:37,954 --> 00:05:40,856
‫و در سال ۱۹۸۳ از موزه انگلستان ناپدید شده.

111
00:05:40,959 --> 00:05:42,284
‫دو ماه قبل...

112
00:05:42,399 --> 00:05:46,351
‫یه خبر از یه حراجی در "هندرسون" کنتاکی رسید.

113
00:05:46,640 --> 00:05:48,584
‫پلیس به طور ناگهانی وارد مزایده شد...

114
00:05:48,610 --> 00:05:51,120
‫و با غرور اونو به "سوریه" برگردوندند.

115
00:05:52,621 --> 00:05:56,296
‫بفرما این همون مجسمه‌ست.

116
00:05:58,645 --> 00:05:59,957
‫نوواک" من دوستانی دارم"...

117
00:05:59,982 --> 00:06:01,746
‫که به دنبال این مجسمه
‫خنده‌دار کوچولوند...

118
00:06:01,773 --> 00:06:04,321
‫و هیچ علاقه‌ای به عتیقه ندارند.

119
00:06:04,347 --> 00:06:06,297
‫داستان واقعی چیه؟

120
00:06:06,505 --> 00:06:07,965
‫کونگور"شش".

121
00:06:08,615 --> 00:06:11,389
‫گفته میشه وقتی که جنگ سرد تموم شد...

122
00:06:11,414 --> 00:06:14,354
‫مالک این مجسمه یه لیست داخل اون گذاشت...

123
00:06:14,380 --> 00:06:16,453
‫لیست جاسوسهای شوروی.

124
00:06:16,479 --> 00:06:18,196
‫چرا حالا که جنگ تموم شده اهمیت داره؟

125
00:06:18,222 --> 00:06:21,248
‫کونگور" شش هنوز هم فعاله"
‫و گفته میشه مسئول...

126
00:06:21,275 --> 00:06:24,014
‫مخربترین حملات جاسوسیه‌...

127
00:06:24,129 --> 00:06:25,932
‫که در ۳۰ سال گذشته اتفاق افتاده.

128
00:06:25,958 --> 00:06:28,135
‫مجسمه رو پیدا کنی، اونا رو پیدا کردی.

129
00:06:28,161 --> 00:06:30,320
‫پیدا کردن اونا مهمترین کار...

130
00:06:30,346 --> 00:06:33,826
‫ضد جاسوسی دولت آمریکاست.

131
00:06:35,092 --> 00:06:37,451
‫بهش اجازه دادی که
‫سوابق هر کسی رو که اینجا کار می‌کنه رو بررسی کنه؟

132
00:06:37,477 --> 00:06:38,572
‫هیچ قولی بهش ندادم.

133
00:06:38,598 --> 00:06:40,548
‫اما متوجه شدم
‫که یکی از پیش‌شرطهای بازگشتش بوده...

134
00:06:40,709 --> 00:06:42,840
‫که به غیر از ماموران امنیتی و اعضای اصلی...

135
00:06:42,952 --> 00:06:44,807
‫همگی باید دور از اینجا باشند.

136
00:06:44,833 --> 00:06:46,702
‫با شرایطش موافقت کردم تا بیارمش اینجا.

137
00:06:47,008 --> 00:06:49,028
‫از اینجا به بعد مسئولیت با منه.

138
00:06:50,513 --> 00:06:51,532
‫ببخشید.

139
00:06:52,066 --> 00:06:55,067
‫عالیه.

140
00:06:55,222 --> 00:06:56,881
‫هارولد"، نگاش کن"!

141
00:06:56,907 --> 00:06:57,963
‫بشین.

142
00:06:57,989 --> 00:06:59,284
‫نه،نه،نه. راحتم ممنون.

143
00:06:59,310 --> 00:07:01,912
‫فقط داشتم به عکس "شارلین" و بچه‌ها نگاه می‌کردم.

144
00:07:01,938 --> 00:07:04,749
‫چند سالشونه؟
‫"بچه‌ها نه "شارلین.

145
00:07:04,776 --> 00:07:06,484
‫دیان فاولر". کجاست؟"

146
00:07:06,586 --> 00:07:08,399
‫نمی‌دونم.

147
00:07:08,905 --> 00:07:12,371
‫و رُک بگم، گیج شدم که
‫چرا تو باید نگران باشی.

148
00:07:12,396 --> 00:07:13,997
‫انتظار داری باور کنم که...

149
00:07:14,023 --> 00:07:16,624
‫بعد از اینکه اون ناپدید شده
‫به اینجا اومدی و هیچ ارتباطی وجود نداره؟

150
00:07:16,729 --> 00:07:18,439
‫دیان" گمشده؟"

151
00:07:18,564 --> 00:07:20,717
‫شاید باید از مامور "مالیک" بپرسی.

152
00:07:20,820 --> 00:07:22,738
‫با اون زن کار می‌کرد، مگه نه؟

153
00:07:22,861 --> 00:07:24,528
‫هیچ تماسی باهاش نداشتم.

154
00:07:24,660 --> 00:07:25,945
‫خب، بفرما.

155
00:07:26,048 --> 00:07:27,895
‫خیلی روشن گفتی.
‫فکر می‌کردی که یه خبرچین بین ماست.

156
00:07:27,921 --> 00:07:29,592
‫و پا داخل این سازمان نمی‌ذاشتی...

157
00:07:29,619 --> 00:07:32,123
‫تا وقتی که خبرچین
‫دستگیر بشه یا بمیره.

158
00:07:32,265 --> 00:07:34,548
‫دکور دیوارهای اینجا سلیقه کی بوده؟

159
00:07:34,656 --> 00:07:37,110
‫بهمون گفتی تا وقتی
‫که خبرچین دستگیر نشه اینجا نمی‌یای.

160
00:07:37,136 --> 00:07:38,689
‫اصلا همچین چیزی نگفتم.

161
00:07:38,803 --> 00:07:42,617
‫گفتی که خونه‌ی ما تمیز نیست، حالا هست؟

162
00:07:42,815 --> 00:07:46,612
‫"فکر کنم وقتی که "دیان فاولر
‫رو پیدا کردی باید ازش بپرسی.

163
00:07:46,638 --> 00:07:47,849
‫وقتی که بفهمیم براش چه اتفاقی افتاده...

164
00:07:47,875 --> 00:07:49,363
‫و خواهیم فهمید...

165
00:07:49,532 --> 00:07:50,720
‫اگر تو هر ارتباطی باهاش داشته باشی...

166
00:07:50,746 --> 00:07:52,884
‫بقیه عمرت رو توی زندون می‌گذرونی.

167
00:07:52,910 --> 00:07:54,265
‫فهمیدی؟

168
00:07:54,292 --> 00:07:57,240
‫بوی خوبی میدی. چیز جدیدی خریدی؟

169
00:07:57,265 --> 00:07:59,528
‫شنیدی چی گفتم؟

170
00:08:00,495 --> 00:08:02,264
‫"مادلین پرت".

171
00:08:03,334 --> 00:08:04,817
‫چی در موردش میدونی؟

172
00:08:05,805 --> 00:08:08,885
‫این "مادلین پرت"ــه
‫که همه شما می‌شناسید و عاشق شید...

173
00:08:09,125 --> 00:08:13,802
‫از لحاظ سیاسی فعال
‫تاثیرگذار، یک شهروند خوب.

174
00:08:13,912 --> 00:08:17,506
‫چیزی که شما نمی‌شناسید
‫مادلین پرت"ی که من عاشقشم".

175
00:08:17,768 --> 00:08:19,850
‫شش میلیون الماس.

176
00:08:19,876 --> 00:08:22,870
‫از مکانی در "کونگو" دزدیده شده.

177
00:08:22,975 --> 00:08:26,024
‫"الیاف استفاده شده در اسکناس "جمهوری چک...

178
00:08:26,050 --> 00:08:27,798
‫از مقدار زیادی پول در "پراگ" استخراج شده...

179
00:08:27,824 --> 00:08:30,488
‫و برای جعل اسناد بانکی استفاده شده.

180
00:08:30,592 --> 00:08:31,911
‫مادلین پرت"ی که شما می‌شناسید"...

181
00:08:32,036 --> 00:08:35,551
‫با افراد بسیار قدرتمندی در ارتباطه.

182
00:08:35,577 --> 00:08:38,364
‫اونی که شما نمی‌شناسید از اون
‫روابط رو به شکلی سوء استفاده می‌کنه...

183
00:08:38,473 --> 00:08:41,602
‫که روی امنیت ملی تاثیر میذاره.

184
00:08:41,629 --> 00:08:43,942
‫خب، بدون مدرک نمی‌تونیم دستگیرش کنیم.

185
00:08:43,945 --> 00:08:45,550
‫شما یه فرصت دارید...

186
00:08:45,690 --> 00:08:48,696
‫که ما رو به مجسمه "آتارگاتیس" می‌رسونه.

187
00:08:48,793 --> 00:08:53,897
‫مادلین" احساس می‌کنه که توجه زیادی روشه"...

188
00:08:54,065 --> 00:08:56,517
‫و بنابراین برای دزدیدنش از من کمک خواسته.

189
00:08:56,634 --> 00:08:57,370
‫مجسمه کجاست؟

190
00:08:57,435 --> 00:09:00,348
‫جاش در سفارتخونه‌ی سوریه امنه، فعلا.

191
00:09:00,371 --> 00:09:03,187
‫اما ممکنه هر لحظه به سوریه برگردونده بشه...

192
00:09:03,308 --> 00:09:06,842
‫که به این معنی
‫که "مادی" عجله داره و آسیب‌پذیره.

193
00:09:06,850 --> 00:09:08,038
‫سعی می‌کنه دست به کاری بزنه...

194
00:09:08,041 --> 00:09:10,613
‫که به طور معمول ماه‌ها برنامه‌ریزیش زمان می‌بره.

195
00:09:10,615 --> 00:09:12,548
‫سوری ها می‌دونن که داخل مجسمه چیه؟

196
00:09:12,550 --> 00:09:14,550
‫اگر می‌دونستن تا حالا در دمشق بود.

197
00:09:14,852 --> 00:09:16,841
‫"فکر کنم "هارولد" "مادلین...

198
00:09:16,856 --> 00:09:18,820
‫"یه حامی "روس" داره چونکه "روسها...

199
00:09:18,822 --> 00:09:22,959
‫می‌خوان از هویتهای "کونگور" شش محافظت کنن.

200
00:09:22,961 --> 00:09:24,200
‫بهت اجازه عملیاتی رو...

201
00:09:24,205 --> 00:09:25,944
‫برای دزدیدن چیزی نمیدم...

202
00:09:26,064 --> 00:09:28,770
‫تنها به خاطر اینکه شاید
‫چیزی روی امنیت ملی تاثیر بذاره.

203
00:09:28,800 --> 00:09:30,544
‫خوشحالم شدم که فکر
‫می‌کنی قصد همچین کاری رو دارم...

204
00:09:30,568 --> 00:09:33,209
‫اما دزدی قویترین مهارت من نیست.

205
00:09:33,471 --> 00:09:36,149
‫خوشبختانه یه برگ برنده داریم.

206
00:09:36,174 --> 00:09:38,321
‫درسته مامور "کین"؟

207
00:09:41,178 --> 00:09:43,095
‫در مورد چی حرف میزنی؟

208
00:09:43,914 --> 00:09:45,831
‫چیزی هست که بخوای به ما بگی؟

209
00:09:46,450 --> 00:09:46,996
‫نه قربان.

210
00:09:47,051 --> 00:09:48,609
‫سوابق جنایی پدرت...

211
00:09:48,613 --> 00:09:50,555
‫در گزارش سوابق تو ذکر نشده بود.

212
00:09:51,356 --> 00:09:53,062
‫شاید مال تو هم گمشده باشه.

213
00:09:53,091 --> 00:09:54,338
‫من سوابق جنایی ندارم.

214
00:09:54,359 --> 00:09:55,564
‫چونکه هیچ جرمی انجام ندادی..

215
00:09:55,593 --> 00:09:57,693
‫یا اینکه چون هیچوقت دستگیر نشدی؟

216
00:09:57,729 --> 00:10:01,474
‫بله. کیفیت کار من خودش همه چیز رو نشون میده.

217
00:10:01,499 --> 00:10:03,026
‫قربان، می‌تونم از پس این کار بربیام.

218
00:10:03,800 --> 00:10:05,686
‫باشه، پرونده رو قبول می‌کنیم.

219
00:10:05,703 --> 00:10:08,611
‫اما متوجه باش که اگر بخوای این کار رو
‫انجام بدی، باید به خاک یه کشور بیگانه بری.

220
00:10:08,640 --> 00:10:12,280
‫اگر چیزی درست پیش نرفت
‫نمی‌تونیم ازت محافظت کنیم.

221
00:10:17,080 --> 00:10:20,531
‫باید بدونم که
‫تحت فشار چطور عمل می‌کنی.

222
00:10:20,900 --> 00:10:21,792
‫این سفارته.

223
00:10:21,930 --> 00:10:25,292
‫،ماموران امنیتی، دوربینها
‫نگهبانهای مسلح در همه جا.

224
00:10:25,323 --> 00:10:27,402
‫یک اشتباه، و بعد به زندان می‌افتی.

225
00:10:27,425 --> 00:10:31,367
‫نیکول" در اینجا"
‫به آرومی یه گاو هندیه.

226
00:10:31,529 --> 00:10:33,983
‫اون داستان در مورد "فرانک" رو بهش بگو.

227
00:10:37,034 --> 00:10:38,456
‫فرانک" کیه؟"

228
00:10:38,736 --> 00:10:40,175
‫یکی که می‌شناختمش.

229
00:10:40,204 --> 00:10:41,087
‫داستان چیه؟

230
00:10:41,105 --> 00:10:42,963
‫تو دبیرستان همدیگه رو دیدیم.
‫کلاهبرداری می‌کردیم.

231
00:10:43,408 --> 00:10:44,706
‫در واقع کارهای کوچیک...

232
00:10:44,736 --> 00:10:47,147
‫هر کاری که بتونیم
‫پول اجاره رو بدیم.

233
00:10:47,178 --> 00:10:48,893
‫در مورد "اوماها" بهش بگو.

234
00:10:52,663 --> 00:10:54,536
‫هفده سالم بود.

235
00:10:54,697 --> 00:10:58,075
‫یه داروخونه بود. شب پنجشنبه.

236
00:10:58,100 --> 00:11:00,067
‫اونا  جمعه پول رو به بانک می‌بردن.

237
00:11:00,093 --> 00:11:03,023
‫من مراقب بودم. مدیر شیفت شب برگشت.

238
00:11:03,050 --> 00:11:04,489
‫عینکش رو جا گذاشته بود.

239
00:11:04,935 --> 00:11:07,998
‫بهش علامت دادم، اما فایده نداشت.

240
00:11:08,107 --> 00:11:09,130
‫خودمو متقاعد کردم که...

241
00:11:09,155 --> 00:11:12,823
‫فرانک" تنها چیزیه که در این دنیا دارم"...

242
00:11:13,460 --> 00:11:15,860
‫پس از شر مدیر شیفت شب
‫خلاص شدن یه تصمیم آسون بود.

243
00:11:16,105 --> 00:11:16,712
‫چی کارش کردی...

244
00:11:16,738 --> 00:11:18,844
‫به داخل یه کوچه کشوندمش.

245
00:11:19,596 --> 00:11:20,681
‫و بعد؟

246
00:11:20,707 --> 00:11:23,821
‫یکم براش نقش بازی کردم
‫و بعدش از شرش خلاص شدم...

247
00:11:23,928 --> 00:11:25,893
‫بهش گفتم که هفته بعد بیشتر گیرش میاد.

248
00:11:27,502 --> 00:11:29,498
‫و "فرانک" و من فرار کردیم.

249
00:11:29,886 --> 00:11:32,808
‫و بعد از اون با خوشحالی تا ابد زندگی کردین، پایان.

250
00:11:32,834 --> 00:11:36,286
‫فکر نمی‌کردم
‫که به تا ابد با خوشحالی زندگی کردن باور داشته باشی.

251
00:11:36,999 --> 00:11:38,768
‫برای نمایش بازی کردن به اینجا نیومدم.

252
00:11:39,186 --> 00:11:41,450
‫صبر کن. این کار ماله توئه.

253
00:11:41,566 --> 00:11:45,334
‫من این کار رو نمی‌خوام
‫به یکی زنگ بزن که بخواد.

254
00:11:45,336 --> 00:11:48,270
‫چطوری تلفن منو برداشتی؟

255
00:11:49,606 --> 00:11:51,941
‫اگر دو برابر بهت پول بدم چی؟

256
00:11:58,582 --> 00:12:01,550
‫می‌بینی، به خاطره همینه
‫که عاشق هر دو تونم.

257
00:12:01,552 --> 00:12:04,887
‫مصمم اما آسیب‌پذیر
‫با اعتماد به نفس اما محتاط.

258
00:12:04,889 --> 00:12:08,023
‫فکر کنم که خیلی خوب باهم کنار بیاین.

259
00:12:13,997 --> 00:12:15,464
‫اسم تو در لیست مهمانها خواهد بود.

260
00:12:15,466 --> 00:12:18,100
‫مجسمه در یک محفظه فوق امنیتی...

261
00:12:18,102 --> 00:12:19,753
‫در یک اتاق محافظت شده...

262
00:12:19,866 --> 00:12:22,505
‫یک طبقه زیر طبقه همکف قرار داره.

263
00:12:22,507 --> 00:12:24,140
‫چقدر طول میکشه محفظه رو باز کنی؟

264
00:12:24,142 --> 00:12:24,977
‫یه شماره‌گیر خودکار میتونه...

265
00:12:24,980 --> 00:12:27,977
‫در دو یا حداکثر سه دقیقه
‫صفحه کلید الکترونیکی رو از کار بندازه.

266
00:12:27,979 --> 00:12:31,313
‫من تجهیزات لازم برای
‫عبور از شناسگرهای فلز رو تهیه می‌کنم.

267
00:12:31,315 --> 00:12:32,248
‫ماموران امنیتی چی؟

268
00:12:32,250 --> 00:12:35,851
‫دو تا نگهبان بیرون اتاق محافظت شده‌اند...

269
00:12:35,853 --> 00:12:36,786
‫مسلح و متحرک.

270
00:12:36,788 --> 00:12:38,854
‫هر ۲۰دقیقه راهرو رو میرن و برمیگردن.

271
00:12:38,856 --> 00:12:41,978
‫وقتی که گشتشون رو در ۹:۲۰ انجام دادن...

272
00:12:41,980 --> 00:12:43,280
‫- ده دقیقه وقت داری.
‫- چطوری برم داخل؟

273
00:12:43,296 --> 00:12:46,562
‫دیرار مروان" مامور سفارت".

274
00:12:46,564 --> 00:12:48,564
‫دسترسی امنیتی که لازم داری...

275
00:12:48,566 --> 00:12:51,734
‫تا به بخش  محرمانه
‫طبقه پایین برسی رو در اختیار داره.

276
00:12:51,736 --> 00:12:54,330
‫هر روز در ساعت ۴ بعد از ظهر وقت استراحت داره...

277
00:12:54,338 --> 00:12:56,539
‫کارت شناساییش رو روی ژاکتش میزنه...

278
00:12:56,541 --> 00:13:00,876
‫فقط کافیه با یه حرکت سریع برش داری.

279
00:13:02,078 --> 00:13:04,246
‫این دزدی باید دو طرفه باشه، نه یک طرفه.

280
00:13:04,248 --> 00:13:06,549
‫نباید هیچ شکی بوجود بیاد.

281
00:13:06,551 --> 00:13:08,884
‫یکی رو می‌شناسم که میتونه کارتش رو جعل کنه...

282
00:13:08,886 --> 00:13:11,320
‫قبل از اینکه "مروان" وارد سفارت بشه.

283
00:13:11,322 --> 00:13:14,023
‫خیله خب، بریم.

284
00:13:14,224 --> 00:13:17,760
‫- خوبی؟
‫- نود ثانیه زمان می‌بره.

285
00:13:17,762 --> 00:13:18,427
‫اون چیه؟

286
00:13:18,429 --> 00:13:20,095
‫"سیم کارت "مادلین پرت.

287
00:13:20,097 --> 00:13:21,030
‫وقتی که تلفنش رو کش رفتم ،برش داشتم.

288
00:13:21,032 --> 00:13:22,463
‫اگر قراره این کار رو انجام بدم...

289
00:13:22,489 --> 00:13:23,732
‫باید بدونم با کی حرف میزنه و چرا.

290
00:13:23,734 --> 00:13:24,934
‫می‌دونی چطور باید یه تلفن رو کش رفت؟

291
00:13:24,936 --> 00:13:27,736
‫- چطوری کارتش رو برمی‌گردونی؟
‫- من این کار رو نمی‌کنم.

292
00:13:27,738 --> 00:13:30,082
‫تو میکنی، دوباره با یه تماس سریع...

293
00:13:30,108 --> 00:13:33,175
‫قبل از اینکه وارد ساختمون بشه.

294
00:13:35,445 --> 00:13:36,111
‫داره میاد.

295
00:13:36,113 --> 00:13:38,480
‫پانزده ثانیه زمان داریم عجله کن.

296
00:13:38,482 --> 00:13:40,516
‫کارمون با کارت شناسایی "مروان" چطور پیش میره؟

297
00:13:40,518 --> 00:13:41,383
‫چقدر دیگه مونده؟

298
00:13:41,385 --> 00:13:42,839
‫تقریبا تمومه.

299
00:13:42,865 --> 00:13:44,353
‫خیله خب، ۳۰ ثانیه.

300
00:13:44,355 --> 00:13:46,689
‫داره میره، کارت رو الان می‌خوام.

301
00:13:46,691 --> 00:13:48,624
‫یکی نگهش داره.

302
00:13:52,762 --> 00:13:56,265
‫بریم.

303
00:13:57,100 --> 00:13:59,501
‫خدای من.

304
00:13:59,803 --> 00:14:01,904
‫- خیلی متاسفم.
‫- مشکلی نیست.

305
00:14:07,911 --> 00:14:10,512
‫- گذاشتی سرجاش؟
‫- آره.

306
00:14:17,754 --> 00:14:21,924
‫متاسفم، من قانونمون رو شکستم.

307
00:14:21,926 --> 00:14:24,093
‫نباید ناراحت بیرون می‌رفتم.

308
00:14:24,761 --> 00:14:27,663
‫برایان و کتی" دارن بچه‌دار میشن".

309
00:14:28,064 --> 00:14:29,798
‫سخته.

310
00:14:32,103 --> 00:14:34,870
‫این کار قراره امشب به صورت مخفیانه انجام بشه؟

311
00:14:34,872 --> 00:14:36,071
‫چونکه اگر به یه همراه نیاز داری...

312
00:14:36,073 --> 00:14:38,374
‫یک سری کارت شناسایی جعلی خوب دارم.

313
00:14:38,441 --> 00:14:39,808
‫زیپم رو ببند.

314
00:14:39,810 --> 00:14:40,976
‫می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم.

315
00:14:40,978 --> 00:14:42,297
‫می‌دونی که...

316
00:14:42,323 --> 00:14:45,814
‫این هفته در "اورلاندو" کنفرانس دارم...

317
00:14:45,816 --> 00:14:48,717
‫و داشتم فکر می‌کردم که باید باهام بیای.

318
00:14:48,719 --> 00:14:50,124
‫می‌دونی، آفتاب و ساحل...

319
00:14:50,151 --> 00:14:53,222
‫و فرار کردن از همه این مسائل.

320
00:14:53,224 --> 00:14:55,457
‫اورلاندو" که ساحل نداره".

321
00:14:55,459 --> 00:14:57,293
‫تقریبا مطمئنم که ساحل نداره.

322
00:14:57,295 --> 00:15:00,763
‫و به این خاطر
‫که من جغرافی درس نمیدم.

323
00:15:01,097 --> 00:15:04,199
‫- خیلی دوست دارم بیام.
‫- جدی؟

324
00:15:04,201 --> 00:15:05,901
‫می‌تونیم به چشم تعطیلات بهش نگاه کنیم.

325
00:15:05,903 --> 00:15:07,870
‫منم موافقم.

326
00:15:08,305 --> 00:15:08,837
‫فقط تو و من.

327
00:15:08,839 --> 00:15:11,669
‫می‌خوای بری زیر پتو...

328
00:15:11,695 --> 00:15:15,411
‫قبل از اینکه پلیس مخفی بشی؟

329
00:15:21,751 --> 00:15:23,752
‫یه مشکلی داریم.

330
00:15:23,754 --> 00:15:25,254
‫به افرادم گفتم سابقه...

331
00:15:25,256 --> 00:15:27,890
‫مهممونهای لیست امشب رو بررسی کنن.

332
00:15:27,892 --> 00:15:30,359
‫پرونده روی میز.

333
00:15:30,860 --> 00:15:32,747
‫راسیل کالیف" پسر خوش گذرون بدنام"...

334
00:15:32,773 --> 00:15:36,031
‫که به عنوان مدیر فرهنگی در سفارت سوریه کار می‌کنه.

335
00:15:36,033 --> 00:15:40,235
‫"ظاهرا "مادلین
‫بعضی اوقات اونو می‌بینه.

336
00:15:40,370 --> 00:15:41,403
‫چرا این موضوع اشکال داره؟

337
00:15:41,405 --> 00:15:43,472
‫مدیر فرهنگی فقط یه پوشش برای "کالیف"ــه.

338
00:15:43,474 --> 00:15:45,038
‫در حقیقت اون به عنوان یه مامور...

339
00:15:45,064 --> 00:15:47,676
‫بوسیله گانگستر روس "براتوا" استخدام شده.

340
00:15:48,279 --> 00:15:50,687
‫حدس من اینه که اون کسی که "مادی" رو استخدام کرده...

341
00:15:50,795 --> 00:15:51,146
‫تا مجسمه رو بدزده.

342
00:15:51,250 --> 00:15:52,352
‫و در حال حاضر...

343
00:15:52,355 --> 00:15:55,451
‫داره به سمت قرارش به طرف سفارتخونه میره.

344
00:15:55,453 --> 00:15:55,951
‫چی؟

345
00:15:55,953 --> 00:15:59,722
‫تو گفتی که خیلی
‫تو چشمه و نمی‌خواد بره.

346
00:15:59,724 --> 00:16:00,823
‫خب، تو چشم که هست.

347
00:16:00,825 --> 00:16:02,725
‫چرا ما رو استخدام کرده مجسمه رو بدزدیم...

348
00:16:02,727 --> 00:16:07,129
‫وقتی داره نقشه میکشه
‫خودش این کار رو انجام بده؟

349
00:16:07,931 --> 00:16:09,331
‫وای!

350
00:16:11,001 --> 00:16:13,335
‫و کیفت رو هم دوست دارم.

351
00:16:13,636 --> 00:16:15,404
‫چی پوشیدی؟

352
00:16:15,406 --> 00:16:17,201
‫یه تاکسیدو.

353
00:16:17,591 --> 00:16:19,375
‫من همراهتم.

354
00:16:19,377 --> 00:16:21,110
‫نمی‌تونی وارد سفارت بشی.

355
00:16:21,112 --> 00:16:22,211
‫چرا می‌تونم.

356
00:16:22,213 --> 00:16:25,681
‫بعضی از بهترین دوستان من سوری هستن.

357
00:16:26,016 --> 00:16:28,417
‫یه طوری رفتار می‌کنی که انگار یه شوخیه.

358
00:16:28,419 --> 00:16:30,686
‫یه شبکه دیجیتال توی سفارته.

359
00:16:30,688 --> 00:16:33,055
‫‌آرام" نمی‌تونه"
‫از اونجا مراقبمون باشه.

360
00:16:33,057 --> 00:16:37,156
‫داریم به خاک یه کشور
‫بیگانه میریم تا یه اثر هنری باارزش رو بدزدیم...

361
00:16:37,158 --> 00:16:39,194
‫هیچ نیروی پشتیبانی هم وجود نداره.

362
00:16:40,030 --> 00:16:41,230
‫تو منو داری.

363
00:16:41,232 --> 00:16:45,868
‫و من نمیذارم اتفاقی برات بیافته.

364
00:16:50,193 --> 00:16:52,088
‫می‌خواستید منو ببینید؟

365
00:16:52,114 --> 00:16:53,645
‫در رو ببند.

366
00:17:02,360 --> 00:17:04,027
‫منظورم رو به "ردینگتون" گفتم.

367
00:17:04,137 --> 00:17:05,433
‫این موضوع که به "فاولر" ارتباط داره...

368
00:17:05,459 --> 00:17:07,202
‫هر جا که باشه، هر اتفاقی که افتاده باشه...

369
00:17:07,552 --> 00:17:09,285
‫من می‌خوام تا آخرش برم.

370
00:17:09,312 --> 00:17:10,935
‫دیان" و من نقاط مشترک زیادی نداشتیم"...

371
00:17:11,041 --> 00:17:14,158
‫اما او تونست این کار رو ممکن کنه.

372
00:17:14,346 --> 00:17:16,985
‫بدون اون هیچ کدوم از اینها اتفاق نمی‌افتاد.

373
00:17:17,101 --> 00:17:19,324
‫داری از زمان گذشته استفاده می‌کنی.

374
00:17:19,470 --> 00:17:20,446
‫"مامور "مالیک...

375
00:17:20,468 --> 00:17:21,849
‫"تو هم مثل من می‌دونی که "دیان فاولر...

376
00:17:21,872 --> 00:17:24,030
‫هرگز دوباره پا تو این ساختمون نمیذاره.

377
00:17:24,141 --> 00:17:26,715
‫تا جایی که به من مربوطه
‫این یک تحقیقات جنایی ــه...

378
00:17:26,744 --> 00:17:28,591
‫و "ردینگتون" مضنون اصلیه.

379
00:17:28,612 --> 00:17:31,314
‫به طور مشخص تایید کرد
‫که "فاولر" خبرچین ما بوده.

380
00:17:31,348 --> 00:17:32,238
‫برام مهم نیست اون چی فکر می‌کنه.

381
00:17:32,316 --> 00:17:35,226
‫حتی اگر "ردینگتون" درست بگه
‫و "فاولر" کثیف بوده...

382
00:17:35,252 --> 00:17:36,705
‫اون قاضی، هیئت منصفه و مامور اجرای حکم نیست.

383
00:17:36,787 --> 00:17:40,226
‫نمی‌تونه بره اونو بکشه.
‫اینطوری کار درست پیش نمیره.

384
00:17:40,257 --> 00:17:42,632
‫بفهم که چی میدونه.
‫با کی حرف زده؟

385
00:17:42,660 --> 00:17:44,449
‫چه مدرکی داشته؟

386
00:17:45,995 --> 00:17:48,033
‫می‌خوام همه چیز رو بدونم.

387
00:18:00,076 --> 00:18:01,921
‫مادلین" اونجاست".

388
00:18:02,133 --> 00:18:03,830
‫فکر می‌کنی کارشو بهتر از ما انجام بده؟

389
00:18:04,714 --> 00:18:05,730
‫روی کار تمرکز کن.

390
00:18:06,883 --> 00:18:10,287
‫دو دقیقه تا در امنیتی فاصله داریم.

391
00:18:15,758 --> 00:18:17,044
‫افتخار میدید؟

392
00:18:24,667 --> 00:18:28,026
‫لیزی" می‌دونم که باید برات خیلی سخت باشه"...

393
00:18:28,873 --> 00:18:30,397
‫اما هر دوی ما نمی‌تونیم رئیس باشیم.

394
00:18:34,878 --> 00:18:37,302
‫داستان "اوماها" رو از کجا میدونستی؟

395
00:18:37,647 --> 00:18:38,500
‫نمی‌دونستم.

396
00:18:38,582 --> 00:18:40,025
‫تو بودی که در موردش صحبت کردی.

397
00:18:40,050 --> 00:18:42,273
‫خب، یه داستان دلگرم کننده بود.

398
00:18:42,753 --> 00:18:46,252
‫مدیر شیفت شب و اون کوچه.

399
00:18:47,157 --> 00:18:48,556
‫از خودم دراوردمش.

400
00:18:52,295 --> 00:18:55,777
‫امشب تو پلیس نیستی. مجرمی.

401
00:18:55,799 --> 00:18:59,871
‫و خیلی خوب میشه اگر فقط خودت باشی.

402
00:18:59,904 --> 00:18:59,904
‫در امنیتی پشت سرته.

403
00:18:59,904 --> 00:19:04,155
‫بیست قدم سمت راستت.

404
00:19:04,158 --> 00:19:06,586
‫خیله خب، به یک جلب توجه نیاز دارم.

405
00:19:06,713 --> 00:19:07,957
‫خودت باش.

406
00:19:24,087 --> 00:19:25,726
‫ناراحت میشی اگر مزاحمتون بشم؟

407
00:19:37,978 --> 00:19:39,977
‫تو اینجا چه کار می‌کنی "مادلین"؟

408
00:19:40,088 --> 00:19:42,219
‫تو اینجا چه کار می‌کنی "رد"؟

409
00:19:43,604 --> 00:19:45,400
‫اومدم مراقبت باشم.

410
00:19:45,820 --> 00:19:46,954
‫ممنون.

411
00:19:47,605 --> 00:19:51,258
‫تو هنوز هم وقتی تاکسیدو می‌پوشی حرف نداری.

412
00:19:53,299 --> 00:19:56,546
‫هواپیمام ۱۵ دقیقه تا اینجا فاصله داره.

413
00:19:57,388 --> 00:20:00,678
‫برای صبحانه می‌تونیم در "تگوسیگالپا" (پایتخت هندرواس) باشیم.

414
00:20:01,617 --> 00:20:03,993
‫اون دختره، از اون حرف بزن.

415
00:20:04,166 --> 00:20:05,614
‫چی دوست داری بدونی؟

416
00:20:06,103 --> 00:20:07,773
‫چطوری بهش برخوردی؟

417
00:20:08,676 --> 00:20:10,305
‫سرنوشت.

418
00:20:10,985 --> 00:20:13,203
‫یکم برای تو جوونه.

419
00:20:13,305 --> 00:20:14,808
‫اینطور فکر می‌کنی؟

420
00:20:16,603 --> 00:20:20,734
‫تابستون گذشته، چی اتفاقی در "فلورانس" افتاد؟

421
00:20:21,525 --> 00:20:26,182
‫چه اتفاقی برای تو افتاد؟
‫تو منو تنها گذاشتی.

422
00:20:26,675 --> 00:20:29,125
‫یه توضیح بدهکارم.

423
00:20:29,674 --> 00:20:33,027
‫در مورد "تگوسیگالپا" جدی بودم.

424
00:20:34,684 --> 00:20:36,644
‫چی فکر می‌کنی؟

425
00:20:37,786 --> 00:20:39,869
‫الان.

426
00:20:40,674 --> 00:20:43,675
‫چه اتفاقی در "فلورانس" افتاد؟

427
00:20:54,538 --> 00:20:57,761
‫بیا! باید ببرمت به اتاق امن.

428
00:21:12,052 --> 00:21:15,231
‫تمام مهمانهای ویژه سفارت
‫به سمت اتاق امن برن.

429
00:21:18,285 --> 00:21:19,514
‫سریع، سریع، سریع، سریع.

430
00:21:19,540 --> 00:21:20,839
‫عجله کن! ساکت!

431
00:21:21,028 --> 00:21:23,375
‫یه مرد اونجا بود. یه اسلحه داشت.
‫یه مرد اسلحه داشت.

432
00:21:27,402 --> 00:21:29,371
‫مظنون در راه پله بخش "آ۲ " دیده شده.

433
00:21:31,300 --> 00:21:32,852
‫ردینگتون"! خودشه"!

434
00:21:32,966 --> 00:21:35,310
‫این کار اون بوده!
‫به بخش امنیتی خبر بده!

435
00:21:46,411 --> 00:21:48,996
‫پس اینجایی! برات چه اتفاقی افتاده؟

436
00:21:49,023 --> 00:21:51,468
‫منو با الجزایری حال بهم زن تنها گذاشتی.

437
00:21:51,577 --> 00:21:53,556
‫‎‌بیست دقیقه‌ست که داره منو میزنه.

438
00:21:53,669 --> 00:21:55,099
‫قربان این یه ناحیه محافظت شده‌ست.

439
00:21:55,224 --> 00:21:57,880
‫خب، اگر از من بپرسی
‫زیاد محافظت شده نیست خواهر.

440
00:21:57,906 --> 00:21:59,992
‫می‌دونی چیه؟ چرا از "راسیل" نمی‌پرسی؟

441
00:22:00,018 --> 00:22:01,248
‫ما اگر به خاطر اون دردساز نبود...

442
00:22:01,274 --> 00:22:02,704
‫حتی اینجا هم نبودیم.

443
00:22:02,730 --> 00:22:04,405
‫همیشه یه مشکلی  در مورد اون وجود داره.

444
00:22:04,431 --> 00:22:06,886
‫مدیر فرهنگی. فرهنگ خر من.

445
00:22:06,913 --> 00:22:08,836
‫چه کارهایی که من برای این یکی انجام دادم.

446
00:22:08,987 --> 00:22:10,932
‫تمام دنیا رو زیر پا گذاشتم...

447
00:22:10,958 --> 00:22:13,893
‫تا قراردادهای کوچولو شما رو ببندم
‫که تو هم ازشون خبر داری...

448
00:22:14,008 --> 00:22:15,939
‫حمل خزها و مایوهای اون...

449
00:22:16,124 --> 00:22:18,141
‫که انگار من دلم نمی‌خواد به خونه برگردمو...

450
00:22:18,167 --> 00:22:19,451
‫پیش اسب‌های کوچولوم باشم.

451
00:22:19,477 --> 00:22:21,781
‫هی! از هیچ چیز مطمئن نباش.

452
00:22:21,808 --> 00:22:25,561
‫هر چیزی که برات خریده شده
‫و براش پول پرداخت شده بوسیله دوست پسرت بوده.

453
00:22:25,671 --> 00:22:28,621
‫می‌دونی این ولگرد هرزه برای کی ساک میزنه؟

454
00:22:28,743 --> 00:22:31,689
‫بذار بگیم که با "بشار" شروع میشه و با "اسد" تموم میشه...

455
00:22:31,816 --> 00:22:33,794
‫که سریعتر از هر  "سنی" بهت حال میده.

456
00:22:33,820 --> 00:22:35,934
‫پس بذار اونو از اینجا ببریم...

457
00:22:35,960 --> 00:22:37,787
‫و ببریمش داخل لیموزین... خدای من!

458
00:22:37,814 --> 00:22:38,854
‫- عجب افتضاحی!
‫- چی؟

459
00:22:38,965 --> 00:22:40,543
‫کمربندت، بکش بالا.

460
00:22:40,655 --> 00:22:43,351
‫شبیه "باب یوشیمورا" در گروه کُر کلاس هشتم شدی.

461
00:22:43,377 --> 00:22:45,002
‫برعکس بستی.

462
00:22:45,750 --> 00:22:49,225
‫خدایا! درد داشت!

463
00:22:49,629 --> 00:22:51,665
‫این دیگه چه مزخرفاتی بود که گفتی؟

464
00:22:52,972 --> 00:22:53,993
‫نمی‌دونم.

465
00:22:54,004 --> 00:22:55,943
‫در اون لحظه خیلی درست به نظر می‌رسید.

466
00:22:56,714 --> 00:22:58,706
‫- پرت" کجاست؟"
‫- رفته.

467
00:22:58,889 --> 00:23:00,277
‫و مجسمه؟

468
00:23:00,394 --> 00:23:02,206
‫همراهشه.

469
00:23:03,084 --> 00:23:04,925
‫چیزی که می‌خواستی رو دارم.

470
00:23:05,536 --> 00:23:06,634
‫وقتی که پول رو پرداخت کردی...

471
00:23:06,737 --> 00:23:09,411
‫محل مجسمه رو بهت خبر میدم.

472
00:23:09,940 --> 00:23:12,711
‫اگر در چند ساعت
‫بعد خبری ازت نشه، مجسمه از دست رفته.

473
00:23:31,258 --> 00:23:32,549
‫ردینگتون" کدوم گوریه؟"

474
00:23:32,654 --> 00:23:34,702
‫بهم گفت که سعی می‌کنه
‫بره و محل "پرت" رو پیدا کنه.

475
00:23:34,847 --> 00:23:36,578
‫همه ما می‌دونیم که همه این نقشه‌ها رو کشیده...

476
00:23:36,697 --> 00:23:38,052
‫تا بتونه هویت...

477
00:23:38,077 --> 00:23:40,541
‫جاسوسهای روسی رو بدست
‫بیاره و به امنیت ملی صدمه بزنه.

478
00:23:40,674 --> 00:23:43,129
‫سوری‌ها میدونن که
‫گاوصندوق برای پرت کردن حواس بقیه باز شده...

479
00:23:43,156 --> 00:23:44,545
‫و هنوز دارن سعی می‌کنن...

480
00:23:44,571 --> 00:23:46,859
‫توضیحی برای کسی که در اون
‫اتاق شلوغ با مجسمه بوده پیدا کنن.

481
00:23:46,885 --> 00:23:49,488
‫تمام دزدی رو نقشه "ردینگتون" میدونن.

482
00:23:50,458 --> 00:23:52,309
‫تمام این مدت میدونسته که مجسمه کجاست...

483
00:23:52,335 --> 00:23:53,749
‫و از ما استفاده کرده تا اونو بدست بیاره.

484
00:23:53,775 --> 00:23:55,102
‫از من برای به صدا دراوردن آژیر استفاده کرده...

485
00:23:55,128 --> 00:23:56,602
‫و از بدنامی "ردینگتون" هم سوء استفاده کرده...

486
00:23:56,628 --> 00:23:58,939
‫تا سوری‌ها باور کنن اونو برداشته.

487
00:23:59,563 --> 00:24:00,584
‫یه چیزی پیدا کردیم.

488
00:24:00,691 --> 00:24:02,437
‫از سیم کارتی که "کین" از تلفن "پرت" برداشته بود.

489
00:24:02,463 --> 00:24:04,064
‫این لیست تماسهایی که...

490
00:24:04,090 --> 00:24:05,382
‫در طول دو هفته گذشته گرفته.

491
00:24:05,408 --> 00:24:08,040
‫چند تا از این تماسها
‫به مسجدی در بیرون از "آرلینگتون" بوده.

492
00:24:08,066 --> 00:24:10,360
‫سازمان یه مظنون قابل توجه داره
‫که مربوط به اون مسجده...

493
00:24:10,387 --> 00:24:12,583
‫"یک روحانی به نام "فیراس اشیر.

494
00:24:12,609 --> 00:24:14,449
‫- و اون چطوری ربط داره؟
‫- مطمئن نیستیم.

495
00:24:14,579 --> 00:24:16,541
‫اما بزرگترین مشکل اون ارتباط خانوادش با...

496
00:24:16,567 --> 00:24:18,406
‫با افراد سازمان "اتحاد آزادی"ــه.

497
00:24:18,509 --> 00:24:20,780
‫"یه سازمان افراطی‌گرا توی "آلپو.

498
00:24:20,806 --> 00:24:22,511
‫ظاهرا این روحانی یکی از رهبران محلیه...

499
00:24:22,537 --> 00:24:24,666
‫- که با اون گروه ارتباط مالی داره.
‫- پیداش کنین.

500
00:24:24,691 --> 00:24:26,090
‫برای بازجویی بیارینش.

501
00:24:27,048 --> 00:24:30,202
‫بلیطها رزرو شدند و چمدانها هم بسته شدند...

502
00:24:30,319 --> 00:24:33,134
‫و فردا اول وقت آماده‌ایم پرواز کنیم.

503
00:24:33,302 --> 00:24:34,670
‫"تام"...

504
00:24:34,696 --> 00:24:37,637
‫چیزی نگو. کار داری.

505
00:24:37,746 --> 00:24:39,115
‫کاری از دستم برنمیاد.

506
00:24:39,141 --> 00:24:40,235
‫هیچوقت کاری از دستت برنمیاد...

507
00:24:40,261 --> 00:24:43,270
‫چون کار تو حالا تبدیل به زندگی ما شده.

508
00:24:43,296 --> 00:24:44,399
‫انتظار داری چی بگم؟

509
00:24:44,426 --> 00:24:45,904
‫مجبور نیستی چیزی بگی.

510
00:24:47,572 --> 00:24:49,246
‫می‌دونی چیه؟ می‌خوام بلیطم رو تغییر بدم.

511
00:24:49,272 --> 00:24:50,258
‫می‌خوام امشب برم.

512
00:24:50,284 --> 00:24:51,956
‫امشب؟ چی؟ صبر کن.

513
00:24:51,983 --> 00:24:53,326
‫نه، صبر نمی‌کنم.

514
00:24:55,179 --> 00:24:58,354
‫فکر کنم اگر یکم از هم دور باشیم
‫برای هر دومون بهتره.

515
00:24:59,399 --> 00:25:01,847
‫این آخرین چیزی که می‌خوام.

516
00:25:02,402 --> 00:25:05,001
‫"همیشه که نباید خواسته تو مهم باشه "لیز.

517
00:25:13,632 --> 00:25:15,386
‫می‌خوای برات حسابشو برسم؟

518
00:25:18,696 --> 00:25:20,884
‫از این شغل متنفرم.

519
00:25:24,041 --> 00:25:25,511
‫مادلین پرت" رو از کجا می‌شناسی؟"

520
00:25:25,618 --> 00:25:28,074
‫ماه پیش بهم زنگ
‫زد و در مورد اون مجسمه ازم سوال کرد.

521
00:25:28,500 --> 00:25:29,553
‫قبل از اون هیچوقت ندیده بودمش...

522
00:25:29,580 --> 00:25:31,000
‫و نمی‌دونم چطوری منو پیدا کرده بود.

523
00:25:31,026 --> 00:25:32,210
‫پس چرا به تو زنگ زد؟

524
00:25:32,236 --> 00:25:35,264
‫چون مجسمه "آتارگاتیس" زمانی
‫متعلق به پدر من بوده.

525
00:25:35,290 --> 00:25:37,208
‫اونو از موزه انگلستان دزدیده بوده.

526
00:25:37,234 --> 00:25:39,829
‫اون یه میهن‌پرست بود که "آتارگاتیس" رو برگردوند.

527
00:25:39,856 --> 00:25:41,428
‫اون فکر می‌کرد که مجسمه به سوریه تعلق داره.

528
00:25:41,539 --> 00:25:43,708
‫- پس چرا حراجش کرد؟
‫- حراجش نکرد.

529
00:25:43,814 --> 00:25:44,935
‫همونطور که به خانم "پرت" گفتم...

530
00:25:44,961 --> 00:25:47,573
‫مجسمه تنها چند ماه بیشتر پیش پدرم نبود...

531
00:25:48,504 --> 00:25:50,816
‫تا اینکه آمریکایی‌ها  به محل ما حمله کردن.

532
00:25:50,843 --> 00:25:51,859
‫دنبال چی می‌گشتن؟

533
00:25:51,884 --> 00:25:53,158
‫تنها چیزی  که یادمه اینه که در رو باز کردم...

534
00:25:53,184 --> 00:25:55,140
‫و دیدم که مجسمه دستشه.

535
00:25:56,437 --> 00:26:00,725
‫یه چیزی مثل یه تیکه کاغذ انداخت داخلش.

536
00:26:00,751 --> 00:26:02,577
‫روش چی نوشته شده بود؟

537
00:26:03,067 --> 00:26:04,682
‫نمی‌دونم.

538
00:26:05,037 --> 00:26:06,450
‫اما اون مجسمه رو گذاشت توی دستای من....

539
00:26:06,476 --> 00:26:09,139
‫و بهم گفت برای حفاظت از اون فرار کنم.

540
00:26:10,083 --> 00:26:11,762
‫هفت سالم بود.

541
00:26:11,788 --> 00:26:12,798
‫وقتی که آمریکایی‌ها منو پیدا کردن...

542
00:26:12,825 --> 00:26:14,987
‫مجسمه رو به عنوان غنیمت بردن.

543
00:26:15,864 --> 00:26:17,572
‫گذاشتن من برم اما...

544
00:26:19,537 --> 00:26:21,497
‫پدرم...

545
00:26:21,812 --> 00:26:23,654
‫چه اتفاقی برای پدرت افتاد؟

546
00:26:24,709 --> 00:26:26,657
‫هرگز دوباره ندیدمش.

547
00:26:27,551 --> 00:26:29,944
‫برای من اون روز، روزی بود که پدرم مُرد.

548
00:26:30,439 --> 00:26:33,360
‫سی‌.آی‌.ای دستور یه حمله رو  به محل زندگی...

549
00:26:33,386 --> 00:26:36,487
‫ال حاکم اشیر" در اوایل دسامبر ۱۹۸۳ صادر کرده".

550
00:26:36,640 --> 00:26:38,673
‫این سازمان اطلاعات موثقی پیدا کرده...

551
00:26:38,783 --> 00:26:41,177
‫که "اشیر" با مامور سابق کا.گ.ب ملاقات کرده...

552
00:26:41,204 --> 00:26:42,490
‫تا اطلاعات بخره.

553
00:26:42,516 --> 00:26:43,466
‫چه نوع اطلاعاتی؟

554
00:26:43,492 --> 00:26:46,476
‫اشیر" ۳ میلیون دلار"
‫برای موقعیت "کونگور"شش پرداخت کرده...

555
00:26:46,503 --> 00:26:48,437
‫که بر اساس داستان پسرش...

556
00:26:48,672 --> 00:26:50,551
‫اون اطلاعات رو در داخل مجسمه پنهان کرده بوده.

557
00:26:50,574 --> 00:26:52,877
‫پس به نظر می‌رسه که "کونگور"شش اسم افراد نیست.

558
00:26:53,410 --> 00:26:53,410
‫منظورت چیه؟

559
00:26:53,410 --> 00:26:55,541
‫در طول جنگ سرد شایعاتی...

560
00:26:55,579 --> 00:26:59,610
‫در مورد اینکه روسیه تونسته چندین
‫اسلحه هسته‌ای رو از دید آمریکا...

561
00:26:59,612 --> 00:27:00,513
‫- پنهان کنه وجود داشت.
‫- شایعه نبودند.

562
00:27:00,517 --> 00:27:03,038
‫پرت" استخدام شده تا مجسمه رو بدزده"...

563
00:27:03,086 --> 00:27:04,740
‫چونکه داخل اون
‫موقعیت اون سلاح‌ها قرار داره.

564
00:27:04,921 --> 00:27:07,927
‫کونگور" شش ماموران روسی نیستند".

565
00:27:07,958 --> 00:27:09,538
‫بمبهای هسته‌ایند.

566
00:27:10,326 --> 00:27:12,404
‫که در تمام کشور پنهان شدن.

567
00:27:18,200 --> 00:27:19,974
‫در مورد اون مختصات بهم بگو.

568
00:27:20,103 --> 00:27:21,503
‫کدوم مختصات؟

569
00:27:21,538 --> 00:27:22,092
‫بس کن.

570
00:27:22,239 --> 00:27:24,546
‫یه صحبت کوچولو با "راسیل" داشتم.

571
00:27:24,574 --> 00:27:26,654
‫یکم باهم خندیدم
‫و در مورد تو یکم حرف زدیم.

572
00:27:26,677 --> 00:27:28,169
‫بهم در مورد اون کارهای خوشایندی که...

573
00:27:28,187 --> 00:27:30,327
‫با کمربند انجام میدی بهم گفت که یکم ناراحت‌کننده بود...

574
00:27:30,347 --> 00:27:34,272
‫چون فکر می‌کردم که مخصوص خودمون بود.

575
00:27:35,918 --> 00:27:37,494
‫مختصات.

576
00:27:37,521 --> 00:27:39,485
‫تموم شد. نقشت رو بازی کردی. برو خونه.

577
00:27:39,623 --> 00:27:43,231
‫واقعا می‌خوای
‫بدونی که تو رو چرا وارد این جریان کردم؟

578
00:27:43,407 --> 00:27:47,293
‫فلورانس". چونکه خبری ازت نشد".

579
00:27:47,319 --> 00:27:50,809
‫،فلورانس" همه چیز بود"
‫راه فرار ما برای یه شروع تازه.

580
00:27:50,835 --> 00:27:54,055
‫اما برای تو فقط کار مهمه.

581
00:27:54,786 --> 00:27:57,589
‫تگوسیگالپا"؟ جدی که نمی‌گفتی؟"

582
00:27:57,615 --> 00:27:59,238
‫اگر علاقه به داشتن رابطه با یه مرد داشتم...

583
00:27:59,264 --> 00:28:01,405
‫یکی رو پیدا می‌کردم که مو داشته باشه.

584
00:28:36,879 --> 00:28:38,499
‫"ریموند".

585
00:28:39,161 --> 00:28:40,913
‫ریموند" توئی؟"

586
00:28:42,077 --> 00:28:44,087
‫ریموند" یه چیزی بگو".

587
00:28:47,356 --> 00:28:49,023
‫کیف هسته‌ای آر ای ۱۱۵.
‫این سلاحی بوده...

588
00:28:49,025 --> 00:28:52,660
‫که کا.گ.ب به آمریکا در اون زمان قاچاق کرده.

589
00:28:52,662 --> 00:28:56,331
‫هر بمب ۲۰ کیلو ماده منفجره بسیار قوی داره...

590
00:28:56,333 --> 00:28:58,600
‫شعاع انفجارش ۶۰۰ متره.

591
00:28:58,602 --> 00:29:01,269
‫یکی از اینا رو یه جای مهم بذاری...

592
00:29:01,271 --> 00:29:03,671
‫فقط تششعش
‫باعث کشتار فاجعه‌باری میشه.

593
00:29:03,673 --> 00:29:06,341
‫به گروه پشتیبان اتمی آماده باش بده.

594
00:29:06,343 --> 00:29:06,975
‫با "کالیف" به کجا رسیدیم؟

595
00:29:06,977 --> 00:29:08,777
‫ادعای "ردینگتون" تایید شد.

596
00:29:08,779 --> 00:29:10,023
‫راسیل کالیف" یه مامور ــه"...

597
00:29:10,025 --> 00:29:12,781
‫که به طور مخفی برای مافیای روس کار می‌کنه.

598
00:29:12,783 --> 00:29:14,883
‫اگر دست اونا به این سلاح‌ها برسه...

599
00:29:14,885 --> 00:29:17,786
‫خدا میدونه که اونو به چه کسانی می‌فروشن.

600
00:29:21,690 --> 00:29:25,727
‫سوری‌ها نمی‌تونن مجسمه رو پس بگیرن.

601
00:29:26,228 --> 00:29:27,128
‫از دست رفته.

602
00:29:27,130 --> 00:29:30,398
‫به روسها فروختمش.

603
00:29:31,934 --> 00:29:34,369
‫بنزین تموم کردم.

604
00:29:34,287 --> 00:29:36,277
‫چی؟

605
00:29:37,207 --> 00:29:39,064
‫اینقدر از رفتن به خونه هیجانزده بودم که...

606
00:29:39,091 --> 00:29:43,678
‫حتی زحمت نگاه کردن به درجه بنزین رو هم به خودم ندادم.

607
00:29:44,246 --> 00:29:46,514
‫سرم...

608
00:29:51,587 --> 00:29:53,755
‫بنزین تموم کردم.

609
00:29:54,623 --> 00:29:56,758
‫چی داری میگی؟

610
00:29:56,760 --> 00:29:59,394
‫شب کریسمس بود.

611
00:29:59,662 --> 00:30:04,766
‫زدم کنار جاده.

612
00:30:04,967 --> 00:30:08,469
‫به نظر می‌رسید روزهاست
‫که داره برف میاد.

613
00:30:08,471 --> 00:30:13,241
‫ترافیکی نبود. هیچ ماشینی برای کمک نبود.

614
00:30:14,343 --> 00:30:17,478
‫فقط منو و یه ماشین پر از هدیه.

615
00:30:18,314 --> 00:30:22,050
‫بیشتر از ۲۰ سال قبل بود.

616
00:30:22,818 --> 00:30:24,306
‫باید ۶ کیلومتر پیاده می‌رفتم...

617
00:30:24,332 --> 00:30:27,655
‫شاید هم هفت کیلومتر.

618
00:30:28,858 --> 00:30:31,025
‫همه جا ساکت بود.

619
00:30:31,027 --> 00:30:34,329
‫سرد و سفید.

620
00:30:35,431 --> 00:30:37,584
‫تمام اون مدت...

621
00:30:37,600 --> 00:30:40,468
‫در مورد اونایی
‫که توی خونه ما بودن فکر می‌کردم.

622
00:30:40,836 --> 00:30:45,740
‫نورهای گرمی که از پنجره‌ها بیرون می‌اومد
‫دودی که از دودکش بیرون می‌زد...

623
00:30:48,911 --> 00:30:52,347
‫صدای دخترم که پیانو می‌زد.

624
00:30:53,015 --> 00:30:56,818
‫بوی درخت کریسمس و آتش...

625
00:30:56,820 --> 00:30:59,854
‫و سوپ صدفی که روی اجاق بود.

626
00:31:01,156 --> 00:31:06,261
‫خیلی ناراحت بودم
‫که با دیر رسیدنم کریسمس رو برای اونا خراب می‌کنم...

627
00:31:06,263 --> 00:31:11,332
‫همچنین با جا گذاشتن هدیه‌ها در ماشین.

628
00:31:11,334 --> 00:31:13,644
‫اما هر چی نزدیکتر شدم...

629
00:31:13,670 --> 00:31:18,006
‫بیشتر فهمیدم که
‫چقدر کل این قضیه خنده‌داره...

630
00:31:19,074 --> 00:31:22,710
‫چقدر عاشق این داستان میشن...

631
00:31:22,712 --> 00:31:25,546
‫بابایی که بنزین تموم کرده...

632
00:31:25,614 --> 00:31:29,384
‫چقدر هر کریسمس از تعریف کردن...

633
00:31:29,386 --> 00:31:34,422
‫داستان من لذت می‌برن.

634
00:31:35,691 --> 00:31:37,926
‫و در نهایت به خونه رسیدم.

635
00:31:38,894 --> 00:31:41,029
‫رفتم...

636
00:31:41,297 --> 00:31:50,471
‫رفتم داخل.

637
00:31:52,508 --> 00:31:54,842
‫و اونجا...

638
00:31:55,811 --> 00:31:58,546
‫فقط خون بود.

639
00:31:59,949 --> 00:32:02,317
‫تنها چیزی که دیدم خون بود.

640
00:32:03,552 --> 00:32:06,387
‫همه جا خون بود.

641
00:32:16,031 --> 00:32:17,765
‫هنوز می‌تونم...

642
00:32:18,767 --> 00:32:24,072
‫هنوز می‌تونم بو...بوی گردنش رو حس کنم...

643
00:32:30,145 --> 00:32:36,684
‫انگشتهای کوچیکش رو روی گونه‌هام  حس می‌کنم...

644
00:32:37,953 --> 00:32:40,755
‫زمزمه‌اش توی گوشم رو حس می‌کنم.

645
00:32:54,436 --> 00:32:57,972
‫به همین خاطره که توی "فلورانس" نیومدم.

646
00:32:59,208 --> 00:32:59,984
‫به این دلیله که خودمو...

647
00:33:00,010 --> 00:33:04,045
‫سالهاست که در خیلی جاها نشون ندادم.

648
00:33:12,721 --> 00:33:13,823
‫نه. این کار رو نکنید.

649
00:33:13,825 --> 00:33:14,823
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.

650
00:33:14,828 --> 00:33:15,797
‫نه! خواهش می‌کنم! دست نگه دارید.

651
00:33:17,800 --> 00:33:20,294
‫خواهش می‌کنم دست نگه دارید!
‫خواهش می‌کنم دست نگه دارید!

652
00:33:20,296 --> 00:33:22,997
‫لطفا برگردید.

653
00:33:23,966 --> 00:33:27,602
‫بهتون چیزی رو که می‌خواید میگم.

654
00:33:30,806 --> 00:33:34,642
‫حالا، چیزی رو که می‌خواستید بهتون دادم.
‫اون کجاست؟

655
00:33:44,119 --> 00:33:45,820
‫نه.

656
00:33:46,121 --> 00:33:48,456
‫ما موقعیت مجسمه رو داریم.

657
00:33:48,458 --> 00:33:50,300
‫توی حرومزاده...

658
00:33:50,305 --> 00:33:51,159
‫بله.

659
00:33:51,200 --> 00:33:52,663
‫هیچوقت به موقع بهش نمیرسی.

660
00:33:55,561 --> 00:33:57,523
‫"لعنت به تو "ردینگتون.

661
00:33:57,962 --> 00:33:59,142
‫"لعنت به تو "ریموند.

662
00:33:59,168 --> 00:34:03,243
‫همین الان باید بذاری
‫بیام بیرون حرومزداه.

663
00:34:12,907 --> 00:34:15,042
‫حقیقت داشت؟

664
00:34:16,430 --> 00:34:20,057
‫داستانت در مورد خانوادت؟

665
00:34:21,913 --> 00:34:24,129
‫یه کلمه‌اش هم حقیقت داشت؟

666
00:34:28,060 --> 00:34:31,340
‫بهتر بود به "تگوسیگالپا" می‌رفتیم.

667
00:34:43,245 --> 00:34:46,647
‫فکر کنم که دیر به مهمونی برسیم پس...

668
00:34:46,649 --> 00:34:48,683
‫- مراقب پشتتون باشید.
‫- زود باش.

669
00:34:48,817 --> 00:34:50,585
‫برو! برو!

670
00:34:50,588 --> 00:34:51,311
‫امنه.

671
00:34:51,338 --> 00:34:52,499
‫امنه.

672
00:35:54,316 --> 00:35:56,517
‫راسیل" همین الان در رفت".

673
00:35:56,585 --> 00:35:58,219
‫هوای منو داشته باش.

674
00:37:03,986 --> 00:37:06,495
‫واحد بررسی مجسمه رو آزمایش کردن.

675
00:37:06,500 --> 00:37:07,674
‫هیچی داخلش نبود، هیچ مختصاتی در کار نبود.

676
00:37:07,677 --> 00:37:08,789
‫هیچ نوع کاغذی نبود...

677
00:37:08,791 --> 00:37:10,992
‫"هیچی هم همراه "کالیف
‫یا افرادش نبود.

678
00:37:10,994 --> 00:37:12,902
‫"به نظر میرسه که "مادلین...

679
00:37:12,928 --> 00:37:15,329
‫ما رو دنبال نخود سیاه فرستاده.

680
00:37:15,331 --> 00:37:17,760
‫افرادی رو به انباری که...

681
00:37:17,786 --> 00:37:19,000
‫گفتی "پرت" رو اونجا پیدا کنم فرستادم.

682
00:37:19,002 --> 00:37:21,102
‫اون رفته بود. اون کجاست؟

683
00:37:21,104 --> 00:37:23,738
‫بیا در مورد مجسمه حرف بزنیم.

684
00:37:23,740 --> 00:37:24,138
‫چرا؟

685
00:37:24,140 --> 00:37:26,104
‫این ایده که در واقع
‫چیزی در داخلش بوده...

686
00:37:26,130 --> 00:37:29,210
‫روشنه که یک افسانه‌ست.

687
00:37:29,711 --> 00:37:32,580
‫یا شاید "مادلین" به روسها خیانت کرده...

688
00:37:32,582 --> 00:37:35,449
‫و مختصات سلاح‌ها رو برای خودش نگه داشته...

689
00:37:35,451 --> 00:37:40,054
‫و متقاعدت کرده که همش افسانه‌ست.

690
00:37:41,523 --> 00:37:43,124
‫تو داریشون.

691
00:37:43,525 --> 00:37:46,227
‫زمانی که داشتید مجسمه رو دنبال میکردید...

692
00:37:46,229 --> 00:37:49,130
‫به یه توافق با "مادلین" رسیدم.

693
00:37:49,132 --> 00:37:51,077
‫در زمان...

694
00:37:51,775 --> 00:37:55,936
‫ضعف اون مختصات رو به من داد.

695
00:37:55,938 --> 00:37:57,938
‫تو می‌دونستی که داخل مجسمه هیچی نیست...

696
00:37:57,940 --> 00:37:59,307
‫در حالی که ما رو دنبال "کالیف" فرستادی.

697
00:37:59,309 --> 00:38:01,008
‫فکر کردم خوشتون بیاد که...

698
00:38:01,010 --> 00:38:03,577
‫چند تا تبهکار روسی را بگیرین.

699
00:38:03,579 --> 00:38:04,854
‫مختصات. کجاست؟

700
00:38:04,857 --> 00:38:05,500
‫"آروم باش "هارولد.

701
00:38:05,510 --> 00:38:07,912
‫چند تا بمب روسی که...

702
00:38:07,939 --> 00:38:11,052
‫از دهه ۶۰ مونده بدرد من نمی‌خوره.

703
00:38:12,487 --> 00:38:14,755
‫تو مجسمه رو می‌خوای.

704
00:38:15,190 --> 00:38:17,758
‫و تو هم بمبها رو می‌خوای.

705
00:38:18,560 --> 00:38:20,494
‫چطوره معامله کنیم؟

706
00:38:25,668 --> 00:38:27,501
‫سلام شما با "تام کین" تماس گرفتین.

707
00:38:27,503 --> 00:38:31,605
‫دسترسی به تلفنم ندارم، لطفا پیام بذارید...

708
00:38:32,641 --> 00:38:34,475
‫"پرونده "پرت.

709
00:38:38,313 --> 00:38:39,313
‫می‌خوای زود بری؟

710
00:38:39,315 --> 00:38:42,817
‫آره. با "آدری" قرار شام دارم.

711
00:38:51,493 --> 00:38:54,628
‫فکر کنم که می‌خواد ترکم کنه.

712
00:38:54,999 --> 00:38:57,729
‫تموم زندگیم ؟؟

713
00:38:57,755 --> 00:38:59,858
‫در حال رفتنی ؟؟

714
00:39:00,050 --> 00:39:01,999
‫لطفا بمون ؟؟

715
00:39:02,437 --> 00:39:04,058
‫نه. برو.

716
00:39:04,060 --> 00:39:06,340
‫- فقط این بار ؟؟
‫- قرار شام داری.

717
00:39:06,742 --> 00:39:08,976
‫- هر طور که ممکنه ؟؟
‫- آدری" درک می‌کنه".

718
00:39:08,980 --> 00:39:09,767
‫تموم زندگیم ؟؟

719
00:39:09,893 --> 00:39:12,311
‫در حال رفتنی ؟؟

720
00:39:12,440 --> 00:39:14,768
‫لطفا بمون؟؟

721
00:39:14,898 --> 00:39:17,433
‫هر طور که ممکنه؟؟

722
00:39:52,961 --> 00:39:55,265
‫تموم زندگیم؟؟

723
00:39:55,383 --> 00:39:57,679
‫در حال رفتنی ؟؟

724
00:39:57,835 --> 00:40:00,144
‫لطفا بمون ؟؟

725
00:40:01,296 --> 00:40:04,031
‫- فقط این بار ؟؟
‫- سلام با اسم "تام کین" رزرو کرده بودم.

726
00:40:04,033 --> 00:40:07,668
‫- هر طور که ممکنه ؟؟
‫- آقای "کین"، تنها درسته؟

727
00:40:07,672 --> 00:40:08,655
‫تموم زندگیم ؟؟

728
00:40:08,670 --> 00:40:09,480
‫در حال رفتنی ؟؟

729
00:40:10,534 --> 00:40:12,728
‫- لطفا بمون ؟؟
‫- سلام.

730
00:40:12,909 --> 00:40:15,352
‫هر طور که ممکنه ؟؟

731
00:40:40,669 --> 00:40:42,303
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

732
00:40:42,440 --> 00:40:45,085
‫مامور ویژه "والتر گری مارتین" هستم.

733
00:40:45,193 --> 00:40:46,693
‫از دفتر واشنگتن.

734
00:40:50,364 --> 00:40:52,082
‫بذارید با این  حرف شروع کنم که...

735
00:40:52,328 --> 00:40:55,140
‫فرمانده از ارزش کاری
‫که شما در اینجا انجام میدید خبر دارن.

736
00:40:55,166 --> 00:40:56,319
‫شخصا نمی‌تونم شخص بهتری رو...

737
00:40:56,345 --> 00:40:58,338
‫برای این کار پیدا کنم.

738
00:40:58,727 --> 00:41:01,431
‫از دفترتون خبر رسیده
‫که می‌خواین در مورد "دیان فاولر" صحبت کنید.

739
00:41:01,539 --> 00:41:04,878
‫دقیقا. از کجا شروع کنم.

740
00:41:05,776 --> 00:41:07,891
‫شنیدم در مورد اداره پست حرف میزنن...

741
00:41:07,918 --> 00:41:11,824
‫اما این ساختمون...

742
00:41:11,931 --> 00:41:14,594
‫ببین من نمی‌خوام بهتون اخطار بدم...

743
00:41:14,620 --> 00:41:16,331
‫اما مطلع شدم...

744
00:41:16,434 --> 00:41:18,398
‫که یکی از ماموراتون رو مسئول...

745
00:41:18,424 --> 00:41:21,948
‫رسیدگی به ناپدید شدن "دیان فاولر" کردید.

746
00:41:22,053 --> 00:41:23,078
‫مشکلی وجود داره؟

747
00:41:23,080 --> 00:41:25,322
‫ناپدید شدن رئیس بخش جنایی...

748
00:41:25,348 --> 00:41:30,065
‫موضوعی که باید به دقت مدیریت بشه.

749
00:41:30,794 --> 00:41:32,378
‫منظورتون چیه؟

750
00:41:32,404 --> 00:41:34,224
‫باید دست نگه دارید.

751
00:41:34,646 --> 00:41:36,225
‫نمی‌خوام دخالتی بکنم.

752
00:41:36,251 --> 00:41:37,221
‫این اتفاق نمی‌افته.

753
00:41:37,247 --> 00:41:39,235
‫اما دستور از بالا رسیده.

754
00:41:39,262 --> 00:41:41,907
‫"تحقیقات در مورد ناپدید شدن "دیان فاولر...

755
00:41:41,931 --> 00:41:43,728
‫توسط دفتر واشنگتن بررسی میشه.

756
00:41:43,833 --> 00:41:46,663
‫اگر سوالی داشتیم
‫باهاتون تماس می‌گیریم.

757
00:41:46,769 --> 00:41:48,803
‫از مامور "مالیک" خواستم که نگاهی...

758
00:41:48,838 --> 00:41:51,342
‫باید دست نگه دارید.

759
00:41:51,840 --> 00:41:54,041
‫دسترسی درجه ۴ بهم داده شده.

760
00:41:54,377 --> 00:41:57,651
‫به تمام پرونده‌هاتون نیاز دارم.

761
00:41:58,113 --> 00:41:59,299
‫"گوش کن، مامور "مارتین...

762
00:41:59,320 --> 00:42:01,966
‫خیلی روشن و واضح میگم...

763
00:42:02,055 --> 00:42:06,018
‫دفتر واشنگتن مسئول رسیدگی به این موضوع ــه.

764
00:42:06,154 --> 00:42:08,055
‫یه قانونه.

765
00:42:09,624 --> 00:42:11,334
‫از اینجا به بعدش با ما.

