‫﻿۱
00:00:05,500 --> 00:00:11,338
‫<font/> تیم ترجمه ســــایت  <"font color="#۰۰ff۰۰>
‫<font color=#FF۸۰۰۰>WWW.</font><font color=#FF۰۰۸۰>IMDB-DL</font><font color=#FF۸۰۰۰>.COM</font>
‫<font color="#de۲۵۰۴">.تقدیم میکـــند</font>

2
00:00:11,339 --> 00:00:19,339
‫<font/> تـرجمه و زیرنویــــس  <font color=yellow>
‫<font color=olive>(ElkA) فرشـــاد</font>

3
00:00:19,340 --> 00:00:26,100
‫هماهنگ کننده
‫<font face="Arial" size="۱۸" color="#۰۰FFFF">R_HURRICANE</font>

4
00:00:26,427 --> 00:00:29,638
‫♪

5
00:00:29,832 --> 00:00:32,787
‫♪

6
00:00:32,902 --> 00:00:39,435
‫♪

7
00:00:42,842 --> 00:00:44,375
‫آمادست؟

8
00:00:44,746 --> 00:00:46,320
‫آره.

9
00:00:47,015 --> 00:00:48,896
‫خیلی خوشگله.

10
00:00:49,051 --> 00:00:51,684
‫خوشگل بود.

11
00:00:59,526 --> 00:01:02,027
‫میتونی بصورت رادیواکتیو درش بیاری؟

12
00:01:02,029 --> 00:01:03,896
‫پس فکر میکنی اون چی بودش؟

13
00:01:05,665 --> 00:01:07,866
‫شوخی کردم.

14
00:01:07,868 --> 00:01:11,202
‫،آره، از عنصر سزیم ۱۳۷ استفاده میکنم
‫همونطور که میخوای.

15
00:01:11,204 --> 00:01:12,704
‫چقدر طول میکشه تا کامل آماده بشه؟

16
00:01:12,706 --> 00:01:14,038
‫۴۸ساعت.

17
00:01:14,040 --> 00:01:16,206
‫من تا ۳۶ ساعت دیگه میخوامش.

18
00:01:31,572 --> 00:01:33,742
‫داری میگی در این مورد میدونستی؟

19
00:01:33,748 --> 00:01:35,072
‫آره! خودم پیداش کردم!

20
00:01:35,110 --> 00:01:36,243
‫- کی؟
‫- وقتی داشتم خونت رو پاک میکردم.

21
00:01:36,245 --> 00:01:38,812
‫لیز"، این واسه چند هفته پیشه".
‫دیگه چی رو داری از من مخفی میکنی؟

22
00:01:38,814 --> 00:01:40,314
‫چی رو ازت مخفی میکنم؟

23
00:01:40,316 --> 00:01:42,716
‫این چه کوفتیه، چرا تو خونمونه؟

24
00:01:42,718 --> 00:01:44,751
‫یه تفنگ اینجاست، "لیز"، این...

25
00:01:44,753 --> 00:01:48,921
‫این پاسپورت‌ها با عکس من، این اسامی...

26
00:01:48,923 --> 00:01:50,489
‫- آنتون لوئیز" دیگه کدوم خریه؟"
‫- انتظار داری الان باور کنم...

27
00:01:50,491 --> 00:01:52,891
‫که تا حالا اینا رو ندیدی؟

28
00:01:52,893 --> 00:01:54,960
‫این چقدر پوله؟
‫منظورم اینه که خیلی زیاده.

29
00:01:54,962 --> 00:01:56,829
‫در این مورد جدی‌ای؟

30
00:01:57,931 --> 00:01:59,765
‫- این تویی؟
‫- الان داری منو بازجویی میکنی؟

31
00:01:59,767 --> 00:02:03,127
‫"این...این عکس توئه زمانی که تو "بوستون
‫در هتل "آنجل" بودی.

32
00:02:04,671 --> 00:02:05,889
‫آره، خب که چی؟

33
00:02:05,940 --> 00:02:07,972
‫اونجا با این تفنگ یه قتل رخ داده...

34
00:02:08,042 --> 00:02:09,741
‫و اسم مقتول "ویکتور فوکین" بوده...

35
00:02:09,743 --> 00:02:12,244
‫یه مامور روسی که میخواسته پناهنده‌ی
‫سیاسی بشه...

36
00:02:12,246 --> 00:02:14,246
‫اما قبل از اینکه حرفی بزنه کشته شده.

37
00:02:14,248 --> 00:02:15,747
‫یعنی داری میگی من...

38
00:02:15,749 --> 00:02:18,915
‫پلیس مخفیه روسیه و یه پناهنده‌ی سیاسی رو
‫کشتم؟ مگه "جیمز باند"ام؟

39
00:02:18,917 --> 00:02:20,251
‫داری میگی من "تام باند"ام...

40
00:02:20,253 --> 00:02:24,755
‫و بین کلاس بررسی اجتماعی و وقت استراحتم میرم بیرون مردم رو ترور میکنم؟

41
00:02:24,757 --> 00:02:28,492
‫،"اونجا واسه استخدام مصاحبه داشتم "لیز
‫دقیقا توی کافی شاپ.

42
00:02:28,494 --> 00:02:30,461
‫دیگه کافیه.

43
00:02:30,463 --> 00:02:31,828
‫تاریخ این پاسپورت‌ها...

44
00:02:31,830 --> 00:02:33,996
‫باورم نمیشه داری بهم این تهمت رو میزنی...

45
00:02:33,998 --> 00:02:35,498
‫چونکه شغلت باعث شد...

46
00:02:35,500 --> 00:02:38,468
‫یه نفر بیاد اینجا و منو تیکه تیکه کنه!

47
00:02:38,470 --> 00:02:41,203
‫نه، ۱۲ "مارس" سال ۲۰۱۱.

48
00:02:41,205 --> 00:02:43,205
‫- جشن آخرین شب مجردی.
‫- تو "لاس وگاس" بود.

49
00:02:43,207 --> 00:02:44,607
‫- هیچوقت عکس‌هاش رو ندیدم.
‫- نخواهی دید!

50
00:02:44,609 --> 00:02:48,711
‫- فقط ۳۶ ساعت رفته بودم!
‫- تو ۱۹ ساعت میشه رفت پاریس و برگشت.

51
00:02:48,713 --> 00:02:51,380
‫اینجا نمیشینم و...

52
00:02:51,382 --> 00:02:55,216
‫شغلت...
‫هر چیزی که خیلی بده...

53
00:02:55,218 --> 00:02:58,320
‫نتیجه‌ی کاریه که تو میکنی، نه کارهای من!

54
00:02:58,322 --> 00:03:01,823
‫- عکس من که روی این پاسپورت‌ها نیست.
‫- خیلی خب!

55
00:03:01,825 --> 00:03:02,957
‫اگه فکر میکنی من گناهکارم...

56
00:03:02,959 --> 00:03:04,459
‫پس چرا در این مورد کاری نمیکنی؟

57
00:03:04,461 --> 00:03:05,993
‫رو خبر نمیکنی؟  "FBI" چرا

58
00:03:08,129 --> 00:03:11,399
‫- خوبه.
‫- همین الان زنگ بزن.

59
00:03:11,401 --> 00:03:15,903
‫فکر میکنی شوخی میکنم؟
‫واقعا فکر میکنی شوخی میکنم؟

60
00:03:19,309 --> 00:03:23,109
‫لیز"، من همون "تام"ام".

61
00:03:26,280 --> 00:03:28,114
‫نمیدونم اینجا چه خبر شده...

62
00:03:28,116 --> 00:03:31,518
‫اما مطمئنم که این یه سوتفاهمه.

63
00:03:37,357 --> 00:03:39,692
‫زنگ بزن.

64
00:03:45,998 --> 00:03:48,667
‫اونا ما رو جدا میکنن.

65
00:03:48,669 --> 00:03:53,004
‫آمار جد و آباد هر جفتمون رو در میارن.

66
00:03:53,006 --> 00:03:55,506
‫اونا...

67
00:03:55,508 --> 00:03:58,409
‫همه سر از زندگیه شخصیمون در میارن.

68
00:03:58,411 --> 00:04:00,911
‫چیزی واسه پنهان کردن ندارم.

69
00:04:00,913 --> 00:04:02,814
‫بذار اینکارو کنن.

70
00:04:11,389 --> 00:04:12,889
‫هویت و کد شناسایی لطفا.

71
00:04:12,891 --> 00:04:18,395
‫مامور "کین"، کد ۱۲۱۲-۶۵۴ خرس سفید.

72
00:04:18,397 --> 00:04:20,731
‫واسه یه مشتری که الان میخوام بیارمش
‫تاییدیه‌ی رسمی میخوام.

73
00:04:20,733 --> 00:04:23,734
‫مشتری؟

74
00:04:23,736 --> 00:04:25,502
‫"توماس وینکنت کین".

75
00:04:28,739 --> 00:04:31,908
‫همسرم.

76
00:04:44,820 --> 00:04:47,990
‫این کار ضروری بود؟

77
00:04:47,992 --> 00:04:51,994
‫"FBI" فکر کردم داریم میریم.

78
00:04:51,996 --> 00:04:54,329
‫کار نمیکنم  "FBI" من تو.

79
00:04:56,900 --> 00:05:00,434
‫منظورت از سلول سیاه چیه؟

80
00:05:00,436 --> 00:05:02,336
‫متوجه نمیشم.
‫الان کجاییم؟

81
00:05:02,338 --> 00:05:05,940
‫"من اینجا کار میکنم "تام.

82
00:05:11,380 --> 00:05:13,347
‫آقای "کین"، باید با من بیاید.

83
00:05:16,050 --> 00:05:17,217
‫صبر کنید.

84
00:05:18,786 --> 00:05:19,786
‫سریع باش.

85
00:05:22,456 --> 00:05:24,958
‫چیزی نمیشه.

86
00:05:24,960 --> 00:05:27,593
‫فقط بهشون بگو چی شده.
‫حقیقت رو بگو.

87
00:05:27,595 --> 00:05:29,262
‫خیلی خب.

88
00:05:33,099 --> 00:05:35,267
‫کجا دارن میبرنش؟

89
00:05:35,269 --> 00:05:38,938
‫اگه من جات بودم واسه خودم نگران میشدم.

90
00:05:43,077 --> 00:05:45,677
‫الان دارم بهش نگاه میکنم...

91
00:05:45,679 --> 00:05:47,845
‫خیلی قشنگه.

92
00:05:47,847 --> 00:05:50,748
‫چی؟ قسمت‌های آبی؟

93
00:05:50,750 --> 00:05:53,818
‫خب آبی‌ها واقعا...

94
00:05:53,820 --> 00:05:56,787
‫آبی رنگ هستن.

95
00:05:56,789 --> 00:06:02,125
‫سبز و خاکستری، موج‌های عظیم اقیانوس.

96
00:06:02,127 --> 00:06:03,293
‫مسحور کنندست.

97
00:06:03,295 --> 00:06:05,829
‫نمیدونم چرا دارم اینکار رو میکنم.

98
00:06:05,831 --> 00:06:08,999
‫این نقاشی باید تو "بوستون" باشه.

99
00:06:09,001 --> 00:06:10,667
‫نه، میدونم.

100
00:06:10,669 --> 00:06:12,669
‫"آدمم تو بندر "دوبی...

101
00:06:12,671 --> 00:06:14,171
‫گفته که پول هفته‌ی گذشته فرستاده شده.

102
00:06:14,173 --> 00:06:17,507
‫نقاشی قبل از عروسی به دست شخص
‫مورد نظر میرسه.

103
00:06:17,509 --> 00:06:18,774
‫آره.

104
00:06:18,776 --> 00:06:22,778
‫حکیم"، سلام منو به همه‌ی زن‌هات برسون".

105
00:06:23,913 --> 00:06:26,715
‫چی شده؟

106
00:06:26,717 --> 00:06:30,419
‫در مورد مامور "کین" و همسرشه.

107
00:06:42,465 --> 00:06:44,132
‫وقتی این جریانات شروع شد...

108
00:06:44,134 --> 00:06:46,801
‫وقتی "ردینگتون" خودش رو تحویل داد و
‫خواست تو رو ببینه...

109
00:06:46,803 --> 00:06:49,704
‫شک کردم.

110
00:06:49,706 --> 00:06:53,207
‫اما صادقانه بگم کارت خوب بوده.

111
00:06:53,209 --> 00:06:56,377
‫میتونم بگم وقتی اون خواست تو رو ببینه...

112
00:06:56,379 --> 00:06:58,445
‫مثل ما تعجب کردی.

113
00:06:58,447 --> 00:07:01,780
‫اما این اتفاق.

114
00:07:01,782 --> 00:07:05,118
‫میخوام بهم کمک کنی تا بفهمم اینجا چه خبر
‫شده.

115
00:07:05,120 --> 00:07:08,454
‫تفنگ، پول و پاسپورت‌ها تو خونم بودن.

116
00:07:08,456 --> 00:07:10,390
‫یه دریچه کف زمین.

117
00:07:10,392 --> 00:07:13,692
‫از اون تفنگ واسه یه قتل حل نشده
‫استفاده کردن.

118
00:07:13,694 --> 00:07:14,693
‫درسته.

119
00:07:14,695 --> 00:07:16,861
‫درخواست گزارش گلوله شناسی کردی.

120
00:07:16,863 --> 00:07:19,431
‫تام" همسرمه".

121
00:07:19,433 --> 00:07:23,435
‫آوردمش اینجا نزد شما تا بهم کمک کنید و
‫جواب این مسئله پیدا بشه.

122
00:07:23,437 --> 00:07:27,772
‫میخوام بدونم کی مامور روسی رو کشته،حتی بیشتر از شما

123
00:07:27,774 --> 00:07:29,107
‫اگه بتونیم این قتل رو حل کنیم...

124
00:07:29,109 --> 00:07:30,975
‫تو کاری انجام نمیدی.

125
00:07:30,977 --> 00:07:33,844
‫،تا زمانی که این مسئله حل بشه
‫میفرستمت مرخصی.

126
00:07:33,846 --> 00:07:35,179
‫چی؟

127
00:07:35,181 --> 00:07:36,847
‫نه، "تام" اینجاست.

128
00:07:36,849 --> 00:07:38,249
‫"مامور "کین...

129
00:07:38,251 --> 00:07:40,884
‫برو خونه.

130
00:07:46,759 --> 00:07:49,792
‫خیلی ممنونم.

131
00:07:49,794 --> 00:07:51,627
‫"میرا مالیک".

132
00:07:51,629 --> 00:07:53,096
‫"تام کین".

133
00:07:53,098 --> 00:07:55,498
‫اما فکر کنم میدونستی.

134
00:07:58,302 --> 00:08:01,737
‫ببین به انتخاب خودم اومدم اینجا...

135
00:08:01,739 --> 00:08:05,441
‫از کجا شروع کنیم؟

136
00:08:07,977 --> 00:08:09,978
‫میخوام حقیقت رو بدونم.

137
00:08:09,980 --> 00:08:12,714
‫در مورد قتل بهم بگو.

138
00:08:14,784 --> 00:08:17,786
‫مردم فکر میکنن مهمه که کی اون خونه رو
‫اشغال میکنه.

139
00:08:17,788 --> 00:08:19,253
‫اما مهم نیست.

140
00:08:19,255 --> 00:08:23,091
‫شرکت‌ها و مجرمینی چند ملیتی این دنیا رو
‫اداره میکنن.

141
00:08:23,093 --> 00:08:25,126
‫فکر کردم اومدیم اینجا در مورد "تام" صحبت کنیم.

142
00:08:25,128 --> 00:08:27,795
‫احتمالا در مورد جاسوسیه صنعتی و شرکتی
‫شنیدی...

143
00:08:27,797 --> 00:08:30,098
‫شرکت‌ها سعی میکنن همدیگه رو منحل کنن...

144
00:08:30,100 --> 00:08:32,133
‫تا اولین شرکت بشن و پول بیشتری در بیارن.

145
00:08:32,135 --> 00:08:35,936
‫اما اگه کشمکش‌ها یه مقدار بیشتر بشه چی؟

146
00:08:35,938 --> 00:08:40,440
‫"سال ۱۹۸۲، هفت نفر تو "شیکاگو...

147
00:08:40,442 --> 00:08:43,844
‫به خاطر خرید داروهایی تایید نشده کشته شدن.
‫داروهایی که شامل "سیانید پتاسیم" بودن.

148
00:08:43,846 --> 00:08:48,315
‫سهام شرکت از ۳۵ رسید به ۸.

149
00:08:48,317 --> 00:08:49,817
‫هیچوقت نفهمیدن دارو چجوری سمی شده بود...

150
00:08:49,819 --> 00:08:52,485
‫اما به نظر من یه نفر واسه این کار استخدام
‫شده بود.

151
00:08:52,487 --> 00:08:56,422
‫،فراخوان دریافت لاستیک‌ها واسه بهبود
‫تو شهر "چرنوبیل" در "اوکراین" رو یادته؟

152
00:08:56,424 --> 00:08:59,092
‫اقداماتی عمدی توسط برخی از شرکت‌ها
‫صورت میگیره...

153
00:08:59,094 --> 00:09:02,528
‫تا از منافعشون دفاع کنن.
‫هیچ چیزی اتفاقی رخ نمیده.

154
00:09:02,530 --> 00:09:06,032
‫"واسه همین اومدم اینجا "لیزی.

155
00:09:06,034 --> 00:09:08,169
‫چونکه یه خانمی هستش به اسم...

156
00:09:09,183 --> 00:09:11,149
‫"جینا زانه‌تاکُس".

157
00:09:11,204 --> 00:09:13,304
‫نمیدونم کیه.

158
00:09:13,306 --> 00:09:15,273
‫جینا زانه‌تاکُس" یه تروریست شرکتیه".

159
00:09:15,275 --> 00:09:17,275
‫رک بگم، کارش حرف نداره.

160
00:09:17,277 --> 00:09:20,112
‫لیزی"، اگه میخوای حقیقت رو در مورد"
‫همسرت بفهمی...

161
00:09:20,114 --> 00:09:21,680
‫باید "جینا" رو پیدا کنی.

162
00:09:21,682 --> 00:09:23,615
‫چرا؟ "تام" رو میشناسه؟

163
00:09:25,183 --> 00:09:27,351
‫چونکه معشوقه‌ی "تام"ــه.

164
00:09:36,500 --> 00:09:41,304
‫متوجه نمیشم که چجوری سوظن‌ها در مورد
‫همسرش روی قرارهامون تاثیر میذاره

165
00:09:41,306 --> 00:09:43,807
‫مامور "کین" رفته مرخصی.

166
00:09:43,809 --> 00:09:46,609
‫پس خیلی‌ها کشته میشن.

167
00:09:46,611 --> 00:09:50,479
‫اگه بهتون یه تروریست رو تحویل بدم چی...

168
00:09:50,481 --> 00:09:54,516
‫یه تروریست واقعی نه یه آدم خیلی معمولی
‫که شما میشناسیدش...

169
00:09:54,518 --> 00:09:57,719
‫یه مجرمی که با بقیه فرق داره...

170
00:09:57,721 --> 00:10:00,722
‫خیلی خطرناک‌تر از بقیه که نمیشه به خوبی
‫پیش بینیش کرد.

171
00:10:00,724 --> 00:10:03,892
‫بذار یادت بندازم که تحویل دادن مجرمین به من
‫شغلته.

172
00:10:03,894 --> 00:10:07,829
‫شغلم کارهاییه که میکنم و به خودم مربوطه
‫"هارولد".

173
00:10:07,831 --> 00:10:11,833
‫تحویل دادن مجرمین به تو، تفریح و سرگرمیه.

174
00:10:11,835 --> 00:10:14,335
‫سرگرمی‌ای که ممکنه یه روز خسته کننده بشه...

175
00:10:14,337 --> 00:10:16,671
‫در اینصورت همیشه میتونیم اتفاق ناگواری که...

176
00:10:16,673 --> 00:10:20,508
‫تو "کویت" افتاد رو به خاطر بیاریم.

177
00:10:22,142 --> 00:10:24,143
‫داری منو تهدید میکنی "رد"؟

178
00:10:24,145 --> 00:10:25,645
‫آره.

179
00:10:25,647 --> 00:10:32,218
‫الان وقت این نیست که بذاری اصول اخلاقی
‫"جلوی پیشرفت و سیر صعودیت رو بگیره مامور "کوپر

180
00:10:34,622 --> 00:10:38,457
‫واسه استخدام مصاحبه داشتم.
‫یه معلمم.

181
00:10:38,459 --> 00:10:39,959
‫کلاس چهارم.

182
00:10:39,961 --> 00:10:42,260
‫از طرف مدرسه‌ی "راسول" تو "کمبریج" باهام
‫تماس گرفتن.

183
00:10:42,262 --> 00:10:44,262
‫کی تماس گرفت؟

184
00:10:44,264 --> 00:10:46,565
‫"والتر بوریس".

185
00:10:46,567 --> 00:10:48,400
‫رئیس مدرسه‌ هستش.

186
00:10:48,402 --> 00:10:51,937
‫گفتش که درخواست من رو دیده و
‫خوشش اومده...

187
00:10:51,939 --> 00:10:53,271
‫میخواد همدیگه رو ببینیم.

188
00:10:53,273 --> 00:10:55,106
‫من و "لیزی" تصمیم گرفتیم آخر هفته بریم...

189
00:10:55,108 --> 00:10:57,174
‫واسه همین یه اتاق تو تفریحگاه "تلمی" گرفتیم.

190
00:10:57,176 --> 00:10:58,342
‫جمعه شب رسیدیم.

191
00:10:58,344 --> 00:11:00,011
‫تو رستوران بغلی شام خوردیم...

192
00:11:00,013 --> 00:11:01,679
‫و میتونید بررسی کنید، چونکه از کارت اعتباریم
‫استفاده کردم.

193
00:11:01,681 --> 00:11:02,914
‫روز بعد...

194
00:11:02,916 --> 00:11:05,583
‫تو هتل "آنجل"، با "بوریس" ملاقات کردم.

195
00:11:05,585 --> 00:11:06,951
‫تو مدرسه نبود.

196
00:11:06,953 --> 00:11:08,620
‫نه، اون روز صبح تماس گرفت و گفت...

197
00:11:08,622 --> 00:11:10,453
‫اومده مرکز شهر تا کارهاش رو انجام بده...

198
00:11:10,455 --> 00:11:12,288
‫واسه همین ازم خواست تو هتل همدیگه رو
‫ببینیم.

199
00:11:12,290 --> 00:11:14,758
‫- چه بد شانسی‌ای، هان؟
‫- ببخشید؟

200
00:11:14,760 --> 00:11:16,092
‫قرار ملاقاتت دقیقا...

201
00:11:16,094 --> 00:11:18,128
‫به مکانی تغییر میکنه که یه نفر ترور شده.

202
00:11:18,130 --> 00:11:20,463
‫به این چی میگی؟

203
00:11:20,465 --> 00:11:23,800
‫دیروز اسمش رو میذاشتم یه اتفاق تصادفی.

204
00:11:23,802 --> 00:11:25,368
‫ببین، من نباید الان اینجا باشم.

205
00:11:25,370 --> 00:11:27,069
‫با "والتر بوریس" تماس بگیر، باشه؟

206
00:11:27,071 --> 00:11:30,372
‫تمام چیزایی که دارم میگم رو تایید میکنه.

207
00:11:30,374 --> 00:11:32,408
‫در مورد محتویات جعبه چی پیدا کردیم؟

208
00:11:32,410 --> 00:11:34,744
‫هنوز داریم روی پاسپورت‌ها کار میکنیم و
‫میخوایم رد پول‌ها رو بزنیم...

209
00:11:34,746 --> 00:11:36,378
‫اما گزارش بالستیک تایید کرده که...

210
00:11:36,380 --> 00:11:38,714
‫"از اون تفنگ واسه کشتن "ویکتور فوکین
‫استفاده شده.

211
00:11:38,716 --> 00:11:42,014
‫خبر خوب اینه که روی یکی از گوله‌های
‫داخل خشاب اثرانگشت پیدا کردیم

212
00:11:42,553 --> 00:11:44,719
‫اما واسه "تام کین" نیست.

213
00:11:44,721 --> 00:11:46,387
‫تو سیستم اثر انگشت نگاری هم چیزی پیدا نشد.

214
00:11:46,389 --> 00:11:48,389
‫به محض اینکه خبر جدیدی گیر آوردی بهم بگو.

215
00:11:48,391 --> 00:11:50,224
‫تو همین زمان یه اتفاق جدید افتاده.

216
00:11:50,226 --> 00:11:52,561
‫ردینگتون" یه پرونده واسمون آورده".

217
00:11:52,563 --> 00:11:56,731
‫وقتش رسیده که بفهمه باید مستقیما با
‫خودمون صحبت کنه.

218
00:11:56,733 --> 00:11:58,098
‫اما اینکار رو نمیکنه.

219
00:11:58,100 --> 00:12:00,701
‫قربان، فکر کنم خوب نباشه...

220
00:12:00,703 --> 00:12:02,102
‫کین" وارد این پرونده بشه"...

221
00:12:02,104 --> 00:12:03,938
‫اونم زمانیکه همسرش داره واسه یه قتل
‫بازجویی میشه.

222
00:12:03,940 --> 00:12:05,739
‫برنامه‌ها تغییر کردن.

223
00:12:08,911 --> 00:12:13,080
‫طبق حرف‌های "ردینگتون"، اسم واقعیش
‫جینا زانه‌تاکس"ــه".

224
00:12:13,082 --> 00:12:14,246
‫تقریبا یک سال پیش...

225
00:12:14,248 --> 00:12:16,115
‫با اسم "شوبی هارتول" با "رد" تماس گرفته و

226
00:12:16,117 --> 00:12:18,785
‫ازش خواسته معامله‌ای ترتیب بده تا قاضیـه ارشد
‫دادگاه رو که تاثیر زیادی روی یه پرونده داشته...

227
00:12:18,787 --> 00:12:23,389
‫ترور کنه، پرونده‌ای که میتونست واسه شرکت‌های
‫مربوطه خیلی گرون تموم بشه.

228
00:12:23,391 --> 00:12:24,891
‫مدارک گمرک نشون میدن که...

229
00:12:24,893 --> 00:12:28,061
‫شوبی هارتول" دیروز وارد کشور شده".

230
00:12:28,063 --> 00:12:32,631
‫یه کارت اعتباری با این اسم یک ساعت پیش
‫استفاده شده.

231
00:12:32,633 --> 00:12:35,300
‫دو تا کوکتل تو بار هتل خریده.

232
00:12:35,302 --> 00:12:39,545
‫با مدیر هتل تماس بگیرید.
‫بهش بگید فیلم‌های امنیتی رو ببینه.

233
00:12:39,607 --> 00:12:41,974
‫باید بفهمیم با کی نوشیدنی میخورده.

234
00:12:41,976 --> 00:12:43,742
‫مامور "کین"؟

235
00:12:46,079 --> 00:12:49,480
‫فکر کنم قبلا دیدمش.

236
00:12:55,985 --> 00:13:00,154
‫♪

237
00:13:02,157 --> 00:13:05,925
‫♪

238
00:13:07,443 --> 00:13:09,621
‫♪

239
00:13:10,836 --> 00:13:12,502
‫نشونم بده.

240
00:13:12,504 --> 00:13:15,839
‫بیخیال.
‫بهت گفتم که همرامه.

241
00:13:15,841 --> 00:13:19,008
‫پسرم رفته کلاس پیانو، تا ۱ ساعت دیگه
‫باید برم دنبالش.

242
00:13:19,010 --> 00:13:24,013
‫اگه تو نشونم بدی منم واسه خودم رو نشون
‫میدم.

243
00:13:25,513 --> 00:13:30,516
‫♪

244
00:13:31,811 --> 00:13:33,955
‫دیروز تاییدیه گرفته.

245
00:13:34,391 --> 00:13:37,492
‫تو راهه، کاملا رسمی.

246
00:13:37,157 --> 00:13:40,491
‫♪

247
00:13:40,830 --> 00:13:42,329
‫رسمیه.

248
00:13:44,630 --> 00:13:49,548
‫♪

249
00:13:50,736 --> 00:13:54,534
‫♪

250
00:13:56,515 --> 00:13:58,880
‫♪

251
00:13:59,311 --> 00:14:01,960
‫♪

252
00:14:02,480 --> 00:14:06,382
‫♪

253
00:14:08,553 --> 00:14:11,754
‫♪

254
00:14:15,095 --> 00:14:16,595
‫آخ!
‫چی...؟

255
00:14:16,597 --> 00:14:18,096
‫زیاد بود؟

256
00:14:18,098 --> 00:14:20,432
‫مواظب باش، نه، مواظب باش.

257
00:14:20,434 --> 00:14:23,835
‫اگه "ملیندا" چیزی روی گردنم ببینه...

258
00:14:23,837 --> 00:14:26,171
‫منو...

259
00:14:29,210 --> 00:14:32,610
‫چیکار میکنه؟

260
00:14:35,948 --> 00:14:39,283
‫آقای "بوریس"، ممنونم که اومدید.

261
00:14:39,285 --> 00:14:41,686
‫این همون شخصیه که باهاش...

262
00:14:41,688 --> 00:14:43,688
‫در مورد کار تو "راسول" مصاحبه کردید؟

263
00:14:43,690 --> 00:14:45,789
‫شما همدیگه رو تو کافی شاپِ...

264
00:14:45,791 --> 00:14:47,091
‫هتل "آنجل" دیدید؟

265
00:15:19,155 --> 00:15:20,555
‫میرا"، "لیز"ام".

266
00:15:20,557 --> 00:15:22,557
‫به محض اینکه با مدیر صحبت کردی باهام تماس
‫بگیر.

267
00:15:22,559 --> 00:15:24,092
‫میخوام بدونم اوضاع از چه قراره.

268
00:15:30,900 --> 00:15:33,068
‫باهات تماس نمیگیره.

269
00:15:33,070 --> 00:15:34,735
‫همینجاست؟
‫کلید رو بده به من.

270
00:15:34,737 --> 00:15:36,403
‫برو عقب لطفا.

271
00:15:36,405 --> 00:15:38,139
‫حتی اصلا نباید در این مورد باهات صحبت میکرد.

272
00:15:38,141 --> 00:15:39,740
‫چرا؟

273
00:15:39,742 --> 00:15:41,308
‫چونکه ممکنه شریک جرم باشی.

274
00:15:42,645 --> 00:15:44,845
‫"FBI".

275
00:15:44,847 --> 00:15:46,613
‫بررسیش کن.

276
00:15:55,590 --> 00:15:57,590
‫امنه.
‫میرم پایین به قسمت امنیت.

277
00:15:57,592 --> 00:15:59,025
‫یه آمبولانس خبر کنید.

278
00:15:59,027 --> 00:16:00,626
‫عجله کنید دخترها.

279
00:16:00,628 --> 00:16:02,796
‫صبر کن، صبر کن.

280
00:16:02,798 --> 00:16:04,964
‫بجنبید، همه بیاید داخل.

281
00:16:04,966 --> 00:16:06,665
‫صبر کن!

282
00:16:06,667 --> 00:16:08,967
‫کریستینا"، بجنب دیگه".

283
00:16:08,969 --> 00:16:10,803
‫نیروهای متروی "واشنگتن" رو آماده کنید.

284
00:16:10,805 --> 00:16:13,272
‫تمام نیروها هتل رو تا دو تا بلوک اونورتر مسدود
‫کنن و تحت نظر بگیرن.

285
00:16:13,274 --> 00:16:15,740
‫نه، نه، نه.

286
00:16:15,742 --> 00:16:18,310
‫دارم میرم قسمت امنیتی تا فیلم‌های
‫ضبط شده رو ببینم.

287
00:16:18,312 --> 00:16:20,612
‫اتاق مورد نظر ۱۲۳۲ هستش.

288
00:16:20,614 --> 00:16:22,847
‫همین الان آمبولانس رو بفرستید.

289
00:16:26,619 --> 00:16:28,119
‫بیاید بریم، بیاید بریم.

290
00:17:51,731 --> 00:17:52,798
‫جینا"؟"

291
00:17:52,800 --> 00:17:54,200
‫نه خیر.

292
00:17:54,202 --> 00:17:56,202
‫رسلر"؟"
‫تلفنش دست تو چیکار میکنه؟

293
00:17:56,204 --> 00:17:58,703
‫پیداش کردی؟
‫جلوش رو گرفتی؟

294
00:17:58,705 --> 00:18:00,705
‫نه.

295
00:18:03,476 --> 00:18:06,311
‫خیلی خب، الان داریم روی آدرس فعلیه
‫زانه‌تاکس" کار میکنیم".

296
00:18:06,313 --> 00:18:08,146
‫به کمک تلفنش یه سری پیام مهم پیدا کردیم.

297
00:18:08,148 --> 00:18:09,814
‫مدام با یه شرکت چند ملیتی...

298
00:18:09,816 --> 00:18:11,816
‫به اسم گروه "هانار" در تماس بوده.

299
00:18:11,818 --> 00:18:13,651
‫بدتر از همه پیامیه که...

300
00:18:13,653 --> 00:18:16,820
‫امروز ۳ ساعت پیش به دستش رسیده...

301
00:18:16,822 --> 00:18:19,489
‫یه تماس که از "برلین" گرفته شده.

302
00:18:19,491 --> 00:18:21,292
‫برنامه‌ها تغییر کردن.

303
00:18:21,294 --> 00:18:23,560
‫مجبور شدم از "کبالت ۶۰" استفاده کنم.

304
00:18:23,562 --> 00:18:26,563
‫هنوزم خوبه. بهترین حالت...
‫ساعت ۴ بعد از ظهر به وقت آمریکا.

305
00:18:26,565 --> 00:18:28,098
‫کبالت ۶۰"؟"

306
00:18:28,100 --> 00:18:29,966
‫دارن در مورد یه بمب رادیو اکتیوی حرف میزنن.

307
00:18:29,968 --> 00:18:32,178
‫هدف چیه؟

308
00:18:37,500 --> 00:18:40,502
‫به نظر ما "زانه‌تاکس" میخواد یه بمب رادیو اکتیوی
‫منفجر کنه...

309
00:18:40,504 --> 00:18:43,372
‫یه جایی نسبت به زمان رسمی آمریکا.

310
00:18:43,374 --> 00:18:45,706
‫چرا میخواد این کار رو بکنه "لیزی"؟

311
00:18:45,708 --> 00:18:48,342
‫یه نفر این خانم رو استخدام کرده.

312
00:18:48,594 --> 00:18:51,261
‫امروز یه نفر رو کشت.
‫"ندیم ایدریس".

313
00:18:51,263 --> 00:18:53,463
‫یه وابسته تو سفارت "ترکیه" بوده.

314
00:18:53,465 --> 00:18:55,465
‫به نظر میرسه با هم رابطه داشتن.

315
00:18:55,467 --> 00:18:57,334
‫از طرف استفاده کرده تا یه چیزی پیدا کنه.

316
00:18:57,336 --> 00:19:00,337
‫ارتباطش با همسرت رو پیدا کردی؟

317
00:19:00,339 --> 00:19:03,139
‫"تمام پیام‌ها، گزارشات و مدارک "زانه‌تاکس...

318
00:19:03,141 --> 00:19:04,473
‫رو بررسی کردیم.

319
00:19:04,475 --> 00:19:06,809
‫هیچ پیامی از "تام" دریافت نکرده.

320
00:19:06,811 --> 00:19:08,611
‫شاید نامه رد و بدل کردن.

321
00:19:08,613 --> 00:19:11,447
‫چیزی بین اونا وجود نداره.

322
00:19:11,449 --> 00:19:13,449
‫همسرم بیگناهه.

323
00:19:23,793 --> 00:19:25,761
‫با "بوریس" حرف زدید؟

324
00:19:25,763 --> 00:19:28,263
‫- لطفا بشین.
‫- خیلی خب.

325
00:19:28,265 --> 00:19:32,800
‫حرفام رو تایید کرد، درسته؟

326
00:19:34,870 --> 00:19:37,705
‫خیلی خب، این کیه؟

327
00:19:37,707 --> 00:19:38,873
‫نمیشناسی؟

328
00:19:42,044 --> 00:19:43,510
‫نه.

329
00:19:43,512 --> 00:19:45,846
‫ایشون "والتر بوریس"ــه.

330
00:19:45,848 --> 00:19:48,649
‫"مدیر مدرسه‌ی "راسول.

331
00:19:48,651 --> 00:19:52,185
‫این دیگه چیه، کلک میزنی؟

332
00:19:52,187 --> 00:19:54,462
‫این یارو گفت منو دیده؟
‫من که اصلا با این شخص ملاقات نکردم.

333
00:19:54,556 --> 00:19:57,724
‫اگه گفته منو دیده داره بهت دروغ میگه...

334
00:19:57,726 --> 00:19:59,859
‫چونکه تا حالا این شخص رو ندیدم.

335
00:19:59,861 --> 00:20:01,861
‫دارن واسش پاپوش درست میکنن.

336
00:20:01,863 --> 00:20:05,030
‫یه نفر رو دیدم که...

337
00:20:05,032 --> 00:20:07,032
‫گفت "والتر بوریس"ــه.

338
00:20:07,034 --> 00:20:10,535
‫۴۵دقیقه با من مصاحبه کرد.

339
00:20:10,537 --> 00:20:12,171
‫- ببین، "لیزی" اونجاست؟
‫- باید بشینی.

340
00:20:12,173 --> 00:20:15,044
‫ببین، من کاری نکردم، خیلی خب؟
‫باید باورم کنی.

341
00:20:15,077 --> 00:20:17,342
‫تنها کاری که کردم این بود که از هتل اومدم بیرون...

342
00:20:17,344 --> 00:20:18,844
‫و یه نفر عکس گرفته، میفهمی؟

343
00:20:18,846 --> 00:20:21,179
‫یه نفر داره از عمد اینکارها رو با من میکنه!

344
00:20:21,857 --> 00:20:23,681
‫عکس.

345
00:20:23,683 --> 00:20:25,683
‫ببین، نمیدونم فکر میکنید چیکار کردم...

346
00:20:25,685 --> 00:20:26,884
‫یا چه کسی رو...

347
00:20:55,812 --> 00:20:56,879
‫"FBI"!

348
00:21:00,783 --> 00:21:02,684
‫امنه!

349
00:22:11,818 --> 00:22:12,951
‫"رسلر".

350
00:22:17,522 --> 00:22:19,324
‫ویکتور فوکین"، مامور امنیتی روسیه".

351
00:22:24,182 --> 00:22:25,830
‫تحت نظر بوده.

352
00:22:25,832 --> 00:22:28,665
‫"پس ممکنه "جینا" کشته باشدش، نه "تام.

353
00:22:28,667 --> 00:22:29,507
‫اون یه تروریسته.

354
00:22:29,675 --> 00:22:32,837
‫بچه‌ها باید اینو ببینید.

355
00:22:32,839 --> 00:22:35,005
‫کنار تختش پیدا کردم.

356
00:22:42,210 --> 00:22:43,446
‫چند لحظه تنهامون بذار.

357
00:22:48,976 --> 00:22:52,120
‫این یه مدرکه.

358
00:22:55,825 --> 00:23:00,329
‫ببین "کین"، هر فکری که در این مورد میکنی...

359
00:23:01,183 --> 00:23:03,665
‫واقعا تحسینت میکنم که از همسرت دفاع
‫میکنی...

360
00:23:03,667 --> 00:23:06,835
‫اما...فکر کنم هر جفتمون بدونیم که...

361
00:23:06,837 --> 00:23:09,803
‫الان وقت این رسیده که از خودت محافظت کنی.

362
00:23:17,347 --> 00:23:20,547
‫نمیدونستم دیگه کجا برم.

363
00:23:20,549 --> 00:23:24,384
‫عکس "تام" رو تو خونش پیدا کردیم.

364
00:23:24,386 --> 00:23:28,855
‫گفتش که نمیشناستش اما ظاهرا اینطور نیست.

365
00:23:28,857 --> 00:23:30,523
‫خیلی چیزا داره اتفاق میفته...

366
00:23:30,525 --> 00:23:33,860
‫منم نمیدونم چجوری مدیریت کنم.

367
00:23:33,862 --> 00:23:35,395
‫یه حسی بهم میگه...

368
00:23:35,397 --> 00:23:37,563
‫این داستان رو از خودت ساختی تا...

369
00:23:37,565 --> 00:23:39,732
‫زندگیم رو نابود کنی.

370
00:23:41,301 --> 00:23:45,304
‫اما این فقط...

371
00:23:45,306 --> 00:23:50,642
‫اما اگه در مورد "تام" اشتباه میکنم...

372
00:23:50,644 --> 00:23:54,479
‫اگه کسی نباشه که...

373
00:23:54,481 --> 00:23:59,617
‫فکر نکنم بتونم بدون اون از پس مشکلاتم بر بیام.

374
00:23:59,619 --> 00:24:02,954
‫انگار دارم تو مشکلات غرق میشم...

375
00:24:02,956 --> 00:24:07,625
‫نمیدونم چی واقعیه، نمیدونم به کی اعتماد کنم.

376
00:24:07,627 --> 00:24:09,527
‫میتونی به من اعتماد کنی.

377
00:24:14,899 --> 00:24:18,235
‫امیدوار بودم در موردش اشتباه کنی.

378
00:24:37,164 --> 00:24:40,705
‫احتمالا همسرت به مظنون اصلیه ما مرتبطه.

379
00:24:40,740 --> 00:24:42,869
‫اگه بذارم وارد کار بشی و یه سری اطلاعات مهم...

380
00:24:42,871 --> 00:24:44,537
‫و متهم کننده در موردش پیدا کنی...

381
00:24:44,539 --> 00:24:47,240
‫از کجا بدونم مخفی نمیکنی؟

382
00:24:49,006 --> 00:24:51,243
‫اما شرایط جوریه که باید تو برخی مسائل
‫مشارکت کنی.

383
00:24:51,245 --> 00:24:53,946
‫تو هارد "زانه‌تاکس" یه سری اطلاعات در مورد...

384
00:24:53,948 --> 00:24:56,515
‫"پولی که به یه شرکت ساختگی در "برلین
‫فرستاده پیدا کردیم.

385
00:24:56,517 --> 00:24:59,685
‫طبق گفته‌های اینترپل پول‌ها به شخصی به
‫اسم "مکسول رودیگر" مربوط میشه...

386
00:24:59,687 --> 00:25:02,020
‫یه کارشناس بمب که خارج از اروپا فعالیت
‫میکنه.

387
00:25:02,022 --> 00:25:07,124
‫به این خاطر منو میخوای که از "رد" آمار
‫این شخص رو بگیرم.

388
00:25:09,362 --> 00:25:11,596
‫"رودیگر" هم به داستان "زانه‌تاکس"
‫مربوط میشه...

389
00:25:11,598 --> 00:25:13,164
‫هم به قضیه‌ی همسرت.

390
00:25:13,166 --> 00:25:14,232
‫پیداش کن.

391
00:25:14,234 --> 00:25:16,901
‫نه. "حکیم"، مشکل این نیست.

392
00:25:16,903 --> 00:25:20,204
‫گوش کن.
‫حمل محموله توسط کشتی کارمه.

393
00:25:20,206 --> 00:25:22,539
‫،به محض اینکه پول رو دریافت کنم
‫کالاها فرستاده میشن.

394
00:25:22,541 --> 00:25:24,375
‫قرارمون همینه.

395
00:25:24,377 --> 00:25:26,710
‫طبق حرف‌های آدمم تو "هیوستن"، پول
‫نرسیده اونجا.
‫(هیوستن: در ایالت تگزاس)

396
00:25:26,712 --> 00:25:31,047
‫به جاش فرستاده شده به "نیواورلئان" که
‫اصلا قابل قبول نیست.

397
00:25:31,049 --> 00:25:33,650
‫واسم مهم نیست که عروسی شنبست.

398
00:25:33,652 --> 00:25:36,152
‫تنها چیزی که واسم مهمه پوله.

399
00:25:36,154 --> 00:25:39,154
‫حکیم"، دیگه این بحث رو ادامه نده".

400
00:25:39,156 --> 00:25:40,790
‫"سلام "لیزی.

401
00:25:43,660 --> 00:25:46,462
‫چیکار میتونم برات بکنم؟

402
00:25:46,464 --> 00:25:50,366
‫"مکسول رودیگر".
‫یه بمب ساز کاربلد.

403
00:25:50,368 --> 00:25:53,202
‫بدون حساب کتاب زندگی میکنه و
‫به شدت مشروب میخوره...

404
00:25:53,204 --> 00:25:55,336
‫اما کارش رو انجام میده.

405
00:25:55,338 --> 00:25:58,543
‫زانه‌تاکس" چند هفته پیش واسش"
‫پول واریز کرده.

406
00:25:58,578 --> 00:26:00,172
‫پس به قضیه مرتبط میشه.

407
00:26:00,207 --> 00:26:02,579
‫رودیگر" میتونه ما رو به "زانه‌تاکس" برسونه"...

408
00:26:02,614 --> 00:26:04,045
‫و اون هم میتونه قضیه‌ی "تام" رو
‫روشن کنه.

409
00:26:04,047 --> 00:26:06,047
‫میتونی بهم کمک کنی پیداش کنم؟

410
00:26:15,056 --> 00:26:19,560
‫شنیدم داری از "کبالت ۶۰" تو دستگاه
‫استفاده میکنی...

411
00:26:19,562 --> 00:26:21,562
‫و به خوبی میدونی که...

412
00:26:21,564 --> 00:26:24,398
‫فقط یه شخص معتبر تو بازار هست که
‫این ماده رو تامین میکنه...

413
00:26:24,400 --> 00:26:26,866
‫و اونم دوستمون "یوری"ــه.

414
00:26:26,868 --> 00:26:29,068
‫از "یوری" خوشم میاد.

415
00:26:29,070 --> 00:26:31,905
‫توی "دریای مرده" داشتیم با هم غرق میشدیم...

416
00:26:31,907 --> 00:26:34,407
‫با همسرش از صخره‌های "ماسادا" بالا
‫رفتن تا زنده بمونن.

417
00:26:34,409 --> 00:26:38,411
‫اما اگه اون دستگاه منفجر بشه، میفتن
‫دنبالش.

418
00:26:38,413 --> 00:26:40,847
‫و اگه بیفتن دنبال اون...

419
00:26:41,986 --> 00:26:43,214
‫بعدش آمار من هم میگیرن.

420
00:26:44,718 --> 00:26:47,553
‫آخه "یوری" سریعتر از یه تشویق کننده...

421
00:26:47,555 --> 00:26:50,221
‫که زیر جایگاه تماشاچی‌ها سکس داشته
‫حرف میزنه.

422
00:26:50,223 --> 00:26:52,758
‫احتمالا این چیزی که گفتم رو خوب
‫نفهمیدی.

423
00:26:52,760 --> 00:26:54,993
‫اما شرایط و موقعیت من رو خوب میفهمی.

424
00:27:00,533 --> 00:27:02,533
‫پس...

425
00:27:02,535 --> 00:27:04,101
‫"به کمکت نیاز دارم "مکس.

426
00:27:04,103 --> 00:27:08,072
‫"باید در مورد دستگاهی که واسه "جینا
‫ساختی بدونم.

427
00:27:08,074 --> 00:27:09,607
‫رد"، متاسفم".

428
00:27:09,609 --> 00:27:11,509
‫نمیتونم.

429
00:27:11,511 --> 00:27:13,710
‫همونطور که نمیتونم به تو خیانتی کنم..

430
00:27:13,712 --> 00:27:15,378
‫به اونم نمیتونم.

431
00:27:17,348 --> 00:27:19,349
‫چقدر بد.

432
00:27:19,851 --> 00:27:23,551
‫دارم در مورد یه چیز خیلی جالب مذاکره
‫میکنم...

433
00:27:23,553 --> 00:27:27,555
‫"یه چیز خیلی خوب تو "سوریه.

434
00:27:27,557 --> 00:27:30,359
‫تمام کارها با خودمه.

435
00:27:30,361 --> 00:27:34,863
‫فکر کردم شاید تو هم بخوای بیای.

436
00:27:34,865 --> 00:27:37,865
‫یه روز دیگه.

437
00:27:43,206 --> 00:27:45,539
‫میدونم اونجایی.

438
00:27:48,910 --> 00:27:51,912
‫میدونم اونجایی.

439
00:27:51,914 --> 00:27:55,815
‫،میدونم داری منو میبینی
‫من کاری نکردم.

440
00:27:55,817 --> 00:27:58,818
‫"لیزی"...

441
00:28:01,788 --> 00:28:05,791
‫عزیزم، خواهش میکنم.
‫من کاری نکردم.

442
00:28:09,597 --> 00:28:11,463
‫وسیله‌ی مورد نظر یه ماشینه.

443
00:28:12,437 --> 00:28:15,300
‫ماشین همون بمبه.

444
00:28:15,302 --> 00:28:20,705
‫بیشتر از ۵ مایل رو آلوده میکنه.

445
00:28:20,707 --> 00:28:22,541
‫کی قراره منفجر بشه؟

446
00:28:24,176 --> 00:28:27,345
‫۱۹ساعت دیگه.

447
00:28:27,347 --> 00:28:29,480
‫نمیدونم کجا.

448
00:28:29,482 --> 00:28:31,249
‫پس باید از "جینا" بپرسیم.

449
00:28:32,796 --> 00:28:35,420
‫زنگ بزن بهش.

450
00:28:38,272 --> 00:28:40,557
‫باید بدونم کجاست.

451
00:28:44,627 --> 00:28:47,730
‫کسی نمیفهمه تو خبری دادی.

452
00:28:51,103 --> 00:28:53,103
‫میدونم که میخوای با دست‌هات خفش کنی.

453
00:28:53,105 --> 00:28:54,486
‫اما سعی کن نکشیش.

454
00:28:54,654 --> 00:28:57,473
‫- بکشمش؟ میخوام باهاش حرف بزنم.
‫- خیلی خب، بیاید بریم، نزدیک هم باشید.

455
00:28:57,475 --> 00:28:59,641
‫خیلی خب، سریع و تمیز کار رو انجام میدیم.

456
00:28:59,643 --> 00:29:02,078
‫به محض اینکه "زانه‌تاکس" رو شناسایی
‫کردید تماس بگیرید.

457
00:29:02,080 --> 00:29:04,313
‫ما وارد میشیم و میگیریمش.

458
00:29:04,315 --> 00:29:05,647
‫شلیکی نمیکنید.

459
00:29:05,649 --> 00:29:09,085
‫یه کاری کنید تو اخبار ساعت ۶ پخش نشه‌ها.
‫خیلی خب؟

460
00:29:25,534 --> 00:29:27,191
‫داره میره سمت شمال.

461
00:29:27,270 --> 00:29:30,137
‫دریافت شد. به محض اینکه دستور حرکت دادم
‫تمام واحدها جمع بشن.

462
00:29:32,408 --> 00:29:35,342
‫دیدمش، قسمت شرقی، داره حرکت میکنه.

463
00:29:45,552 --> 00:29:47,020
‫داره فرار میکنه.

464
00:30:43,508 --> 00:30:44,774
‫کین"، باهام حرف بزن".

465
00:30:44,778 --> 00:30:48,088
‫نه! هلی‌کوپتر خبر کن تا ببریمش بیمارستان.

466
00:30:48,123 --> 00:30:50,112
‫الان یه نفر باید بیاد اینجا.

467
00:30:50,588 --> 00:30:52,348
‫نمیر.

468
00:31:06,400 --> 00:31:09,069
‫- چیکار کردی؟
‫- ببخشید؟

469
00:31:09,071 --> 00:31:11,337
‫- آروم باش.
‫- بهم نگو آروم باشم!

470
00:31:11,339 --> 00:31:13,674
‫- "مامور "کین...
‫- اون زن راه ارتباطیمون بود!

471
00:31:13,676 --> 00:31:16,008
‫تنها مدرک واسه اثبات بی گناهی همسرم بود.

472
00:31:16,010 --> 00:31:17,943
‫الان داره میمیره؟

473
00:31:17,945 --> 00:31:19,611
‫بیهوش افتاده رو تخت بیمارستان؟

474
00:31:19,613 --> 00:31:21,213
‫دارن عملش میکنن.

475
00:31:21,215 --> 00:31:23,348
‫یادمون رفته که اون بیرون یه بمبه؟

476
00:31:23,350 --> 00:31:25,851
‫چیزی یادم نرفته، من ۷ ساله اینجام.

477
00:31:25,853 --> 00:31:27,519
‫تو ۷ هفتست که اینجایی.

478
00:31:28,257 --> 00:31:29,188
‫کمتر از ۴ ساعت وقت داریم.

479
00:31:29,190 --> 00:31:30,823
‫فکر میکنی نمیدونیم؟

480
00:31:30,825 --> 00:31:32,757
‫چیه، نکنه "زانه‌تاکس" تا اون موقع میاد بیرون؟

481
00:31:32,759 --> 00:31:35,193
‫آخه تنها سر نخی بود که داشتیم.

482
00:31:35,195 --> 00:31:36,928
‫بهت گفتم آروم باش.

483
00:31:44,226 --> 00:31:45,403
‫بمب...
‫چی میدونید؟

484
00:31:45,839 --> 00:31:47,205
‫میدونیم چی میدونی.

485
00:31:47,207 --> 00:31:49,854
‫،تو یه ماشین جا ساز شده، آلمانیه
‫یه بمب رادیو اکتیویه.

486
00:31:49,889 --> 00:31:52,676
‫میدونید چرا "زانه‌تاکس"، "ندیم" رو کشت...

487
00:31:52,678 --> 00:31:54,611
‫یا اینکه گروه "هانار" کجای ماجراست...

488
00:31:54,613 --> 00:31:57,147
‫- و دشمنشون کیه؟
‫- سرمایه‌گذاران.

489
00:31:57,149 --> 00:31:59,683
‫منظورت چیه؟

490
00:31:59,685 --> 00:32:01,719
‫سهام شرکت به پایین‌ترین نرخ رسیده.

491
00:32:01,721 --> 00:32:03,053
‫افتادن تو دردسر...

492
00:32:03,055 --> 00:32:06,022
‫سهام بازارشون تو بزرگترین بخش، ۴۸ درصد...

493
00:32:06,024 --> 00:32:07,790
‫افت کرده.

494
00:32:07,792 --> 00:32:09,092
‫کدوم بخش؟

495
00:32:09,094 --> 00:32:13,796
‫بخش حمل و نقل دریایی.
‫تو یکی از بندرهای "نیواورلئان" فعالیت دارن.

496
00:32:13,798 --> 00:32:15,732
‫"نیواورلئان"...
‫در این مورد چی میدونی؟

497
00:32:15,734 --> 00:32:17,399
‫زیاد.
‫چی تو ذهنته؟

498
00:32:17,401 --> 00:32:19,602
‫داشتی با تلفن حرف میزدی.

499
00:32:19,604 --> 00:32:21,136
‫اون یارو...
‫یه نفر داشت عروسی میکرد.

500
00:32:21,138 --> 00:32:23,026
‫داشتی در مورد "نیواورلئان" و بندرها
‫حرف میزدی.

501
00:32:23,031 --> 00:32:23,816
‫آره.

502
00:32:23,816 --> 00:32:26,418
‫به طرف گفتی پولت یه جا دیگه فرستاده شده.
‫چرا؟

503
00:32:26,565 --> 00:32:30,145
‫گاهی اوقات اینطوری میشه اما این
‫یکی بی سابقه بوده.

504
00:32:30,147 --> 00:32:32,147
‫"یکی از دستیارام تو "نیواورلئان...

505
00:32:32,149 --> 00:32:36,751
‫،خبر دادش که یه محموله‌ی غیرمجاز تو خلیج
‫به سمت "نیواورلئان" تغییر مسیر داده.

506
00:32:36,753 --> 00:32:38,919
‫گروه "هانار"، "زانه‌تاکس" رو استخدام کرده.

507
00:32:38,921 --> 00:32:41,122
‫بیشتر بندر "نیواورلئان" واسه اوناست.

508
00:32:41,124 --> 00:32:43,424
‫- قرار بوده پولت رو کجا منتقل کنن؟
‫- "هیوستن".

509
00:32:44,214 --> 00:32:45,593
‫هدف همونجاست.

510
00:32:45,595 --> 00:32:47,962
‫نیواورلئان" و "هیوستن" دو تا از بزرگترین"
‫بندرهای خلیج هستن.

511
00:32:47,964 --> 00:32:49,297
‫اگه "هیوستن" نزدیک بوده تا...

512
00:32:49,299 --> 00:32:51,299
‫به خاطر آلودگی رادیواکتیوی.

513
00:32:51,301 --> 00:32:53,133
‫اینطوری تمام حمل و نقل‌ها به بندر
‫نیواورلئان" منتقل میشه".

514
00:32:53,135 --> 00:32:54,934
‫سود گروه "هانار" بیشتر میشه.

515
00:32:54,936 --> 00:32:56,470
‫اینطوری یکه تازه خلیج میشن.

516
00:32:56,472 --> 00:32:58,972
‫دختر خودمی دیگه.

517
00:33:01,143 --> 00:33:02,809
‫"بندر "هیوستن.

518
00:33:02,811 --> 00:33:04,978
‫همین الان جلوی تمام محموله‌هایی که
‫دارن به اون سمت میرن رو بگیرید.

519
00:33:04,980 --> 00:33:06,613
‫مقصد همونجاست.

520
00:33:06,615 --> 00:33:09,782
‫گروه "هانار"، "زانه‌تاکس" رو استخدام کرده
‫تا بندر رو منفجر کنه.

521
00:33:35,374 --> 00:33:37,208
‫هرجایی میتونه باشه.

522
00:33:43,611 --> 00:33:44,147
‫دوست دخترت تیر خورده.

523
00:33:44,149 --> 00:33:46,116
‫چی داری میگی؟ "لیز"؟

524
00:33:46,118 --> 00:33:48,819
‫- "این..."جینا زانه‌تاکس.
‫- کی؟

525
00:33:49,380 --> 00:33:50,285
‫کسی که بهت کمک کرد تا "فوکین" رو بکشی.

526
00:33:50,333 --> 00:33:52,588
‫- من کسی رو نکشتم.
‫- در مورد بمب چی میدونی؟

527
00:34:18,514 --> 00:34:19,815
‫در مورد کشتی چی میدونی؟

528
00:34:19,817 --> 00:34:21,583
‫کدوم کشتی؟ نمیدونم چی داری میگی.

529
00:34:21,585 --> 00:34:24,252
‫شماره‌ی صندوق یا لیست محمولات رو بده.
‫"کمکم کن "تام.

530
00:34:24,254 --> 00:34:26,588
‫چرا تو به من کمک نمیکنی؟ آخه من کاری
‫نکردم.

531
00:34:26,590 --> 00:34:28,423
‫نمیدونم این خانم کیه.

532
00:34:28,425 --> 00:34:30,759
‫در مورد بمب یا کشتی چیزی نمیدونم.

533
00:34:30,761 --> 00:34:32,761
‫نمیدونم چرا تو خونم یه تفنگ...

534
00:34:32,763 --> 00:34:34,762
‫یا پول یا پاسپورت گذاشته بودن.

535
00:34:34,764 --> 00:34:37,765
‫تنها چیزی که میدونم اینه.
‫فکر میکنی این ساختگیه؟

536
00:34:37,767 --> 00:34:40,200
‫فکر میکنی خودم یه دیوونه رو دعوت کردم
‫خونم تا دل و رودم رو بریزه بیرون؟

537
00:34:40,202 --> 00:34:43,036
‫این واقعیه.

538
00:34:43,038 --> 00:34:47,375
‫کمتر از یک ساعت دیگه یه بمب منفجر میشه...

539
00:34:47,377 --> 00:34:49,744
‫و خیلی از مردم کشته میشن.

540
00:34:49,746 --> 00:34:52,245
‫۵قسمت رو بررسی کردیم ولی چیزی پیدا
‫نکردیم.

541
00:34:52,247 --> 00:34:54,180
‫این بندر ۲۵ مایله.

542
00:34:54,182 --> 00:34:56,683
‫- بررسی کامل چند هفته طول میکشه.
‫- کمتر از یک ساعت وقت داریم.

543
00:34:56,685 --> 00:34:58,017
‫یه چیزی رو از قلم میندازیم.

544
00:34:58,019 --> 00:34:59,853
‫"گروه "هانار...
‫اونا "زانه‌تاکس" رو استخدام کردن.

545
00:34:59,855 --> 00:35:02,555
‫اون با "رودیگر" تماس گرفت تا بمب بسازه.

546
00:35:02,557 --> 00:35:05,992
‫اما یه چیزی از قلم افتاده.

547
00:35:06,755 --> 00:35:08,494
‫"ندیم ایدریس".

548
00:35:09,295 --> 00:35:10,996
‫چه محموله‌هایی از ترکیه به اینجا اومدن
‫یا...

549
00:35:10,998 --> 00:35:12,264
‫از اینجا فرستاده شدن؟

550
00:35:12,266 --> 00:35:13,532
‫هیچی.

551
00:35:13,534 --> 00:35:15,701
‫چرا "زانه‌تاکس" واسه بدست آوردن بمب
‫به یه دیپلمات معمولی...

552
00:35:15,703 --> 00:35:18,370
‫اونم از ترکیه، لازم داره؟

553
00:35:19,130 --> 00:35:20,706
‫چونکه بررسی کردن محموله‌های سیاسی
‫غیرقانونیه.

554
00:35:21,426 --> 00:35:22,207
‫با کمک اون...

555
00:35:22,209 --> 00:35:24,742
‫زانه‌تاکس" تونسته بدون شناسایی، ماشین"
‫بمب گذاری شده رو وارد کنه.

556
00:35:24,744 --> 00:35:26,411
‫تو یکی از این کشتی‌هاست.

557
00:35:26,413 --> 00:35:28,579
‫لیست محموله‌های کشتی‌های ورودی رو
‫چک کنید...

558
00:35:28,581 --> 00:35:31,181
‫و هر چیزی که توسط "ندیم ایدریس" امضا
‫شده بود رو پیدا کنید.

559
00:35:44,601 --> 00:35:46,018
‫این بمب دوباره سازی شده.

560
00:35:46,031 --> 00:35:47,397
‫تا حالا چیزی مثل این ندیدم.

561
00:35:47,399 --> 00:35:49,286
‫بمب داخل ماشین نیست.

562
00:35:49,321 --> 00:35:51,635
‫- در اصل بمب خود ماشینه.
‫- خب زیاد وقت نداریم.

563
00:35:51,637 --> 00:35:54,003
‫به یه مشکل خیلی بزرگ بر خوردیم.

564
00:35:59,800 --> 00:36:02,534
‫بیشتر از ۲.۰۰۰ نفر تو این بندر کار میکنن.

565
00:36:02,536 --> 00:36:06,237
‫- چند ساعت طول میکشه تا تخلیه کنیم.
‫- فقط ۱۰ دقیقه وقت داریم.

566
00:36:06,239 --> 00:36:08,639
‫میتونم یه چیزی بگم؟
‫این یه بمب رادیولوژیکیه.

567
00:36:08,641 --> 00:36:10,241
‫وقتی منفجر بشه میره هوا...

568
00:36:10,243 --> 00:36:12,844
‫و هر چیزی تو شعاع ۵ مایلی...

569
00:36:13,360 --> 00:36:14,168
‫آلوده میشه.

570
00:36:14,278 --> 00:36:16,681
‫پیشنهادم اینه که تو این ۱۰ دقیقه...

571
00:36:16,683 --> 00:36:19,917
‫- تا جای ممکن از اینجا دور بشید.
‫- اگه بندازیمش تو آب چی؟

572
00:36:19,919 --> 00:36:21,919
‫آلودگی تو دریا پخش میشه.

573
00:36:21,921 --> 00:36:23,854
‫چجوری از کشتی بیاریمش بیرون؟

574
00:36:23,856 --> 00:36:25,088
‫با جرثقیل بلندش میکنیم.

575
00:36:30,377 --> 00:36:32,329
‫- این کار جواب نمیده.
‫- میده.

576
00:36:32,331 --> 00:36:35,299
‫جواب نمیده.
‫کمتر از ۱ دقیقه وقت داریم.

577
00:36:42,031 --> 00:36:43,139
‫وقتمون داره تموم میشه.

578
00:36:44,819 --> 00:36:46,542
‫حرکت کنید! بجنبید، بیاید بیرون.

579
00:37:31,593 --> 00:37:32,819
‫چونکه بمب تو هوا منفجر نشد...

580
00:37:32,821 --> 00:37:35,655
‫گروه تحقیقاتی هسته‌ای میگه که
‫آلودگی مهار شده...

581
00:37:35,657 --> 00:37:37,323
‫واسه همین...

582
00:37:37,325 --> 00:37:40,326
‫وزارت دادگستری در نظر داره به ازای همکاری
‫با ما...

583
00:37:40,328 --> 00:37:42,327
‫بهت کمک کنه...

584
00:37:42,329 --> 00:37:44,663
‫همکاری کامل. مفهومه؟

585
00:37:44,665 --> 00:37:46,331
‫آره.

586
00:37:46,786 --> 00:37:48,834
‫اثر انگشتت روی یه تفنگ هستش
‫که باهاش "ژوئن" گذشته...

587
00:37:48,836 --> 00:37:50,770
‫"تو "بوستون"، یه نفر به اسم "ویکتور فوکین
‫کشته شده.

588
00:37:52,030 --> 00:37:54,440
‫- تو کشتیش؟
‫- آره.

589
00:37:55,212 --> 00:37:56,275
‫چرا؟

590
00:37:56,277 --> 00:37:59,477
‫یه نفر نمیخواست حرفی بزنه.

591
00:37:59,479 --> 00:38:01,213
‫ادامه بده.

592
00:38:03,367 --> 00:38:06,785
‫یه مامور روسی بود که میخواسته پناهنده‌ی
‫آمریکا بشه.

593
00:38:06,787 --> 00:38:09,955
‫یه نفر نمیخواست اطلاعات سری رو فاش کنه.

594
00:38:10,759 --> 00:38:13,190
‫چه اطلاعاتی؟

595
00:38:13,192 --> 00:38:15,692
‫فوکین" یه سری اطلاعات در مورد"...

596
00:38:15,694 --> 00:38:18,529
‫پارتیزان‌های "چچن" و مسیر انتقال...
‫چچن: بزرگترین گروه قومی - بومی در)
‫(منطقه قفقاز شمالی

597
00:38:18,531 --> 00:38:20,764
‫تدارکات به سربازهاشون در...

598
00:38:20,766 --> 00:38:22,433
‫مرز روسیه داشت.

599
00:38:22,435 --> 00:38:24,501
‫اونی که منو استخدام کرد...

600
00:38:24,503 --> 00:38:28,505
‫با تهیه‌ی اون تدارکات کلی پول به جیب میزد.

601
00:38:29,219 --> 00:38:30,974
‫اسمش "ریموند ردینگتون" بود.

602
00:38:37,915 --> 00:38:40,250
‫تام کین" رو میشناسی؟"

603
00:38:40,788 --> 00:38:43,253
‫این عکسش رو تو خونت پیدا کردیم.

604
00:38:46,977 --> 00:38:49,124
‫تا حالا ندیدمش.

605
00:39:33,401 --> 00:39:34,433
‫تام"؟"

606
00:39:47,025 --> 00:39:48,447
‫خودشه...

607
00:39:48,449 --> 00:39:50,048
‫کسی که باهاش ملاقات کردم.

608
00:39:51,221 --> 00:39:53,451
‫همونی که واسه استخدام با من مصاحبه کرد.

609
00:40:09,903 --> 00:40:11,402
‫خواهش میکنم بیا داخل.

610
00:40:12,023 --> 00:40:14,005
‫تو و من...دیگه همه چی تمومه.

611
00:40:18,610 --> 00:40:20,645
‫در مورد "تام" شنیدم.

612
00:40:20,647 --> 00:40:22,779
‫آره، "زانه‌تاکس" اعتراف کرد.

613
00:40:22,781 --> 00:40:24,781
‫یا اینکه مسئولیت کار رو بر عهده گرفت.

614
00:40:24,783 --> 00:40:27,784
‫پاسپورت‌ها؟ جعلی.
‫پول داخل جعبه؟

615
00:40:27,786 --> 00:40:29,352
‫مربوط میشن به یکی از حساب‌های خارجیت.

616
00:40:29,354 --> 00:40:30,720
‫فقط میتونم تو رو به سمت حقیقت
‫هدایت کنم.

617
00:40:30,722 --> 00:40:32,388
‫نمیتونم کاری کنم که باور کنی.

618
00:40:32,390 --> 00:40:36,660
‫حقیقت اینه که تو یه آدم دیوونه و
‫عجیب غریبی.

619
00:40:36,662 --> 00:40:41,163
‫اینکه من ذهنت رو مشغول کردم...

620
00:40:41,165 --> 00:40:43,799
‫تو عکس "تام" رو گذاشتی تو خونه‌ی
‫"زانه‌تاکس".

621
00:40:43,801 --> 00:40:45,935
‫- نه.
‫- استخدامش کردی تا "ویکتور فوکین" رو بکشه.

622
00:40:45,937 --> 00:40:47,102
‫آدمت رو فرستادی "بوستون" تا...

623
00:40:47,104 --> 00:40:50,005
‫همسرم رو فریب بده و واسش پاپوش درست کنه.

624
00:40:50,007 --> 00:40:51,339
‫این چیزیه که "تام" گفته؟

625
00:40:51,341 --> 00:40:56,177
‫نمیدونم چرا باید اینکار رو کنی.

626
00:41:05,243 --> 00:41:07,288
‫برو به جهنم.

627
00:41:35,056 --> 00:41:36,716
‫یه شب به موقع اومدی.

628
00:41:36,718 --> 00:41:39,284
‫انتظار داشتم الان به خاطر جر و بحثی که
‫داشتن، با هم سکس کنن.

629
00:41:40,862 --> 00:41:42,787
‫به نظرت بی گناهه؟

630
00:41:43,316 --> 00:41:44,656
‫قضیه انقدر هم ساده نیست، درسته؟

631
00:41:45,425 --> 00:41:47,158
‫تنها چیزی که واسم روشنه اینه که...

632
00:41:47,160 --> 00:41:49,260
‫واسه "ردینگتون" کار نمیکنه.

633
00:41:50,571 --> 00:41:52,877
‫خب پس واسه کدوم خری کار میکنه؟

634
00:41:52,950 --> 00:41:56,263
‫<font/> تـرجمه و زیرنویــــس  <font color=yellow>
‫<font color=olive>(ElkA) فرشـــاد</font>

635
00:41:56,270 --> 00:42:00,500
‫هماهنگ کننده
‫<font face="Arial" size="۱۸" color="#۰۰FFFF">R_HURRICANE</font>

