1
00:00:03,386 --> 00:00:09,382
‫[ارائه‏ای از تیم ترجمه ایران فیلم و کافه فیلم]
‫:: IranFilm.Net - Cafe-Film.Com ::..

2
00:00:03,609 --> 00:00:09,605
‫عـلـیـرضـا و مـهـرداد با افتخار تقدیم میکنند
‫<font color=Blue>Mehrdadss</font> - <font color=Maroon>Oceanic ۶</font>

3
00:00:09,629 --> 00:00:14,629
‫: هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

4
00:00:35,440 --> 00:00:36,439
‫طاقت بیار، طاقت بیار!

5
00:00:36,441 --> 00:00:38,442
‫امروز نمیمیری.
‫طاقت بیار.

6
00:01:02,499 --> 00:01:03,854
‫خیلی‏خب. خیلی‏خب. بیا اینجا.

7
00:01:03,913 --> 00:01:05,274
‫خوبی؟ خیلی‏خب.

8
00:01:05,371 --> 00:01:07,498
‫بیا از اینجا بریم.

9
00:01:07,791 --> 00:01:08,850
‫زود باش، یالا.

10
00:01:33,905 --> 00:01:34,904
‫چه خبرایی داری؟

11
00:01:34,910 --> 00:01:35,949
‫تصاویر ماهواره‏ای تایید کردن

12
00:01:35,968 --> 00:01:37,867
‫که به کارخونه حمله شده و در حال سوختنه.

13
00:01:37,952 --> 00:01:38,953
‫تمامی راه‏های ارتباطی از بین رفتن.

14
00:01:39,024 --> 00:01:40,430
‫صدا و تصویری به اونجا نمیشه فرستاد و گرفت.

15
00:01:40,499 --> 00:01:41,898
‫در مورد قضیه جستجو و نجات به کجا رسیدی؟

16
00:01:41,903 --> 00:01:43,942
‫من اجازه ندارم تا به گارد ساحلی بیسیم بزنم.

17
00:01:43,977 --> 00:01:45,016
‫افرادم روی اون سکو هستن.

18
00:01:45,046 --> 00:01:47,120
‫اون سکو یه بازداشتگاه درجه ده بود.

19
00:01:47,223 --> 00:01:49,071
‫وجود نداره. هیچوقت هم وجود خارجی نداشته.

20
00:01:49,142 --> 00:01:50,229
‫فکر میکنی اجازه میدم تو و جناب مدیر

21
00:01:50,327 --> 00:01:52,129
‫،به قیمت جون افرادم از زیر بار این مساله قِسِر در برین

22
00:01:52,251 --> 00:01:53,290
‫و بعدش دوباره...

23
00:01:53,305 --> 00:01:54,984
‫بین خودمون باشه، کارخونه بمباران شد

24
00:01:55,077 --> 00:01:56,423
‫تا دست اون تروریست‏ها به

25
00:01:56,515 --> 00:01:58,251
‫رازهای حیاتی ملی نرسه.

26
00:01:58,338 --> 00:02:01,378
‫بصورت رسمی... این واقعه اصلاً اتفاق نیوفتاده.

27
00:02:01,448 --> 00:02:03,725
‫ببین، اگه بازداشتی‏ها واست مهم نیستن، اشکالی نداره.

28
00:02:03,827 --> 00:02:05,884
‫اما اونجا ۷۵ نفر برای شما کار میکردن

29
00:02:05,963 --> 00:02:08,582
‫که اگه دست روی دست بذاری
‫غرق میشن یا در آتش میسوزن.

30
00:02:08,668 --> 00:02:10,643
‫،اگه با عملیات تجسس و نجات ارتباط برقرار نکنی
‫خودم اینکارو میکنم.

31
00:02:11,467 --> 00:02:14,055
‫اگه اینکارو بکنی مامور کوپر
‫از خدمت خلع میشی.

32
00:02:14,250 --> 00:02:15,617
‫،بدون تاییدیه از بازمانده‏ها

33
00:02:15,683 --> 00:02:17,548
‫واقعاً ارزش داره که این تماس رو بگیری؟

34
00:02:20,158 --> 00:02:23,163
‫ردینگتون!
‫کین کجاست؟

35
00:02:23,235 --> 00:02:24,498
‫برکستون اونو بُرده.

36
00:02:24,904 --> 00:02:27,427
‫این بیسیم‏ها کار میکنن یا نه؟

37
00:02:27,592 --> 00:02:30,729
‫اون بیسیم در بهترین حالت هزار متر بُرد داره.

38
00:02:30,816 --> 00:02:32,055
‫،بدون کمک، آره

39
00:02:32,106 --> 00:02:35,075
‫اما سری آنتن دو قطبی سیگنال رو تقویت میکنه.

40
00:02:35,443 --> 00:02:36,911
‫سکو داره غرق میشه.

41
00:02:37,382 --> 00:02:38,689
‫،اگه نتونیم باهاشون ارتباط برقرار کنیم

42
00:02:38,763 --> 00:02:42,068
‫،هر کسی که در آتیش نمیسوزه
‫غرق میشه.

43
00:02:42,122 --> 00:02:45,867
‫گفتی برکستون، کین رو دزدیده. چرا؟

44
00:02:50,215 --> 00:02:51,391
‫من کجام؟

45
00:02:52,083 --> 00:02:54,279
‫مامورین رسلر و نوابی کجان؟

46
00:02:54,487 --> 00:02:55,600
‫جون سالم بدر بُردن؟

47
00:02:55,802 --> 00:02:57,376
‫نمیدونم.

48
00:02:58,433 --> 00:02:59,792
‫واسمم مهم نیست.

49
00:03:02,693 --> 00:03:05,298
‫چه حسی داره مردم بخاطر

50
00:03:05,397 --> 00:03:07,216
‫چیزی که توی سر کوچولو و خوشگلت هست

51
00:03:08,004 --> 00:03:09,939
‫حاضرن جونشون رو هم بدن؟

52
00:03:10,017 --> 00:03:11,806
‫من هیچی نمیدونم.

53
00:03:14,469 --> 00:03:15,872
‫خوب خواهیم دید.

54
00:03:26,767 --> 00:03:29,557
‫« جونو، آلاسکا »

55
00:03:29,664 --> 00:03:32,142
‫« بیمارستان گریس ریور »

56
00:03:34,075 --> 00:03:35,450
‫نمیدونم کی بهتون اجازه فرود رو داده

57
00:03:35,551 --> 00:03:36,670
‫اما اینجا تعطیله بخاطر...

58
00:03:36,816 --> 00:03:38,199
‫اون یه اســ...

59
00:03:42,263 --> 00:03:44,594
‫قربان، داشتم بروی پروازهای ورودی و اطراف

60
00:03:44,699 --> 00:03:46,741
‫نورتون ساوند که در مجاورت کارخونه هست
‫نظارت میکردم.

61
00:03:46,867 --> 00:03:49,561
‫سازمان هوایی فدرال آمریکا یه طیاره رو
‫در حال ورود به حریم هوایی جونو دیده

62
00:03:49,688 --> 00:03:51,540
‫که بعنوان یه بالگرد خصوصی امداد شناسایی شده.

63
00:03:51,649 --> 00:03:53,409
‫سازمان فدرال نقشه‏های پرواز

64
00:03:53,491 --> 00:03:56,058
‫یا لیست مسافران رو برای بالگردهای امداد لازم نداره.

65
00:03:56,185 --> 00:03:57,984
‫بنظرم برکستون اینطوری نقشه ریخته تا ناپدید بشه.

66
00:03:58,065 --> 00:03:59,064
‫کجا فرود اومده؟

67
00:03:59,184 --> 00:04:00,591
‫بیمارستان گریس ریور.

68
00:04:00,654 --> 00:04:02,182
‫یه واحد ویژه بفرست اونجا
‫و به بیمارستان هم اطلاع بده.

69
00:04:02,255 --> 00:04:04,162
‫مطمئن شو که تصویر چهره برکستون
‫بدستشون برسه.

70
00:04:04,246 --> 00:04:05,809
‫،اون حادثه‏ای که اصرار داری اتفاق نیوفتاده

71
00:04:05,918 --> 00:04:07,478
‫به خشکی کشیده شده.

72
00:04:19,611 --> 00:04:20,998
‫خیلی‏خب، گوش کنین.

73
00:04:21,096 --> 00:04:23,032
‫،پلیس جونو نتونسته برکستون رو دستگیر کنه

74
00:04:23,147 --> 00:04:25,006
‫اما هویتش رو تایید کردن.

75
00:04:25,086 --> 00:04:26,812
‫تصاویر تمامی دوربین‏هایی

76
00:04:26,891 --> 00:04:28,091
‫که تا شعاع ۱۰ خیابونی اون بیمارستان هستن رو میخوام.

77
00:04:28,163 --> 00:04:29,257
‫،قربان، گارد ساحلی

78
00:04:29,351 --> 00:04:30,839
‫از کارخونه یه سیگنال دریافت کردن.

79
00:04:30,966 --> 00:04:32,743
‫یه جورایی پیام کمکه.

80
00:04:32,856 --> 00:04:34,037
‫بازمانده‏ها.

81
00:04:34,166 --> 00:04:37,147
‫چه خوشت بیاد چه نیاد
‫تماس رو میگیرم.

82
00:04:39,030 --> 00:04:40,065
‫در مسیر نهایی فرود هستیم.

83
00:04:40,140 --> 00:04:41,518
‫سرشماری بازمانده‏ها رو لازم داریم.

84
00:04:41,648 --> 00:04:43,099
‫هیلو دو. هیلو دو.

85
00:04:43,184 --> 00:04:45,643
‫پیغام اضطراری بعلاوه سه.

86
00:04:48,289 --> 00:04:49,636
‫شما هیچ جایی نمیرین.

87
00:04:53,593 --> 00:04:55,205
‫بریم.

88
00:05:04,975 --> 00:05:06,896
‫دارم خسته میشم.

89
00:05:06,991 --> 00:05:07,991
‫بالاخره به حرف میاد.

90
00:05:07,993 --> 00:05:09,304
‫اُه نه. حرف میزنه.

91
00:05:09,447 --> 00:05:13,144
‫،هر چی که یادش مونده بود رو بهم گفت
‫که در واقع هیچی یادش نمونده.

92
00:05:14,997 --> 00:05:17,319
‫منظورت اینه اونجا نبوده؟

93
00:05:17,362 --> 00:05:19,889
‫،منظورم اینه اگه اونجا بوده
‫خاطره‏اش رو اینقدر سرکوب کرده...

94
00:05:20,053 --> 00:05:21,096
‫و اینقدر عمیق فراموش کرده

95
00:05:21,172 --> 00:05:23,155
‫که حتی منم نمیتونم به حرفش بیارم.

96
00:05:38,282 --> 00:05:39,691
‫فولکروم.

97
00:05:40,939 --> 00:05:42,273
‫کجاست؟

98
00:05:47,597 --> 00:05:51,647
‫بهت حسودیم میشه... اینکه میتونی
‫به این شکل خاطره وحشتناک رو فراموش کنی.

99
00:05:51,749 --> 00:05:53,565
‫کمک لازم داشتم تا اینکارو بکنم.

100
00:05:54,097 --> 00:05:55,685
‫،خوش بحال من

101
00:05:55,952 --> 00:05:57,938
‫،کسی که بهم کمک کرد فراموش کنم

102
00:05:59,288 --> 00:06:01,524
‫قراره کمکت کنه بیاد بیاری.

103
00:06:03,105 --> 00:06:06,760
‫مکس، دوباره تکرار نمیکنم که دومینوهات رو برداری.

104
00:06:08,008 --> 00:06:09,943
‫زود باش. باید بریم.
‫دیرمون شده.

105
00:06:11,153 --> 00:06:12,588
‫مکس؟

106
00:06:14,757 --> 00:06:16,589
‫- مکس؟
‫- سلام دُکی.

107
00:06:18,681 --> 00:06:20,075
‫منو یادته؟

108
00:06:20,184 --> 00:06:21,582
‫برکستون.

109
00:06:24,782 --> 00:06:26,772
‫مکس، چیزی نیست.
‫همه چی درست میشه.

110
00:06:27,035 --> 00:06:28,430
‫نمیدونم دکی.

111
00:06:28,942 --> 00:06:30,499
‫بستگی به خودت داره.

112
00:06:33,974 --> 00:06:36,030
‫چی میخوای؟

113
00:06:37,650 --> 00:06:39,218
‫بریم یه دوری بزنیم.

114
00:06:44,395 --> 00:06:47,090
‫این شازده خانوم
‫چیزی توی ذهنش هست که من میخوام.

115
00:06:47,160 --> 00:06:48,262
‫یه خاطره‏اس.

116
00:06:48,332 --> 00:06:51,175
‫تو بهم کمک کردی که تموم خاطراتم رو فراموش کنم.

117
00:06:51,914 --> 00:06:53,550
‫الخفجی رو ناپدید کردی.

118
00:06:53,623 --> 00:06:54,518
‫بوم!

119
00:06:54,601 --> 00:06:56,267
‫مثه یه کلک شعبده بازی.

120
00:06:56,360 --> 00:07:00,514
‫دارم به این فکر میکنم که اگه تونستی
‫،یکی از خاطرات منو دفن کنی

121
00:07:00,808 --> 00:07:03,883
‫پس شاید بتونی خاطرات اونو دوباره برگردونی.

122
00:07:04,412 --> 00:07:05,763
‫نه. به این سادگی نیست.

123
00:07:06,794 --> 00:07:08,042
‫مامان، اونا...

124
00:07:08,290 --> 00:07:09,694
‫- گفتن که بهم صدمه نمیزنن.
‫- مکس.

125
00:07:09,831 --> 00:07:12,499
‫اگه کاری که میگن رو بکنی
‫خواهش میکنم مامان...

126
00:07:12,588 --> 00:07:13,873
‫مکس.

127
00:07:13,949 --> 00:07:15,049
‫بهش صدمه نزن.

128
00:07:15,603 --> 00:07:16,439
‫اذیتش نکن.

129
00:07:16,515 --> 00:07:17,853
‫یه سری‏ها دارن دنبالم میگردن.

130
00:07:17,968 --> 00:07:19,933
‫،اگه منو پیدا کنن
‫تو رو هم پیدا میکنن.

131
00:07:23,388 --> 00:07:25,353
‫،حالا وارد ذهنش میشی

132
00:07:25,513 --> 00:07:27,566
‫و یه خاطره رو بازیابی میکنی.

133
00:07:27,630 --> 00:07:31,921
‫،اگه اینکارو بکنی، اگه کمکم کنی
‫یعنی داری به مکس کمک میکنی.

134
00:07:32,331 --> 00:07:33,929
‫منظورم رو واضح گفتم؟

135
00:07:36,642 --> 00:07:39,091
‫یه فهرست از چیزهایی که نیاز داری بهش بده.

136
00:07:41,018 --> 00:07:43,437
‫سباستین، برادر.
‫فکر نمیکردم جون سالم بدر برده باشی.

137
00:07:44,423 --> 00:07:45,690
‫زنده نموند.

138
00:07:45,782 --> 00:07:47,086
‫من زنده موندم.

139
00:07:51,338 --> 00:07:52,466
‫اُه مَرد.

140
00:07:52,545 --> 00:07:55,139
‫درست مثه قضیه بلگراد شد، هان، پسر؟

141
00:07:55,235 --> 00:07:56,409
‫هر چی که بخوای رو من بدست میارم.

142
00:07:56,473 --> 00:07:58,239
‫اصلاً مثه بلگراد نیست.

143
00:07:58,332 --> 00:07:59,531
‫اسم اون بچه چی بود؟

144
00:07:59,535 --> 00:08:01,143
‫همونی که رئیسش کرده بودی؟

145
00:08:01,227 --> 00:08:02,148
‫ای کاش وقتی که

146
00:08:02,222 --> 00:08:03,501
‫در اون کمد رو باز کردی
‫و دیدی که

147
00:08:03,545 --> 00:08:05,732
‫با کروات تو حلق آویز شده اونجا میبودم.

148
00:08:05,809 --> 00:08:07,471
‫اسمش هنکل بود.

149
00:08:07,568 --> 00:08:09,637
‫هنکل! درسته.

150
00:08:09,785 --> 00:08:10,890
‫بچه وراجی بود.

151
00:08:10,962 --> 00:08:12,751
‫تو هیچی نمیدونی لوثر.

152
00:08:12,835 --> 00:08:15,192
‫آدم‏هایی که باهاشون طرف شدی رو نمیشناسی.

153
00:08:15,288 --> 00:08:18,281
‫یه دزد خوب، دقیق و مراقب هستی

154
00:08:18,481 --> 00:08:19,862
‫اما این قضیه فرق میکنه.

155
00:08:19,937 --> 00:08:21,290
‫،داری فی البداهه عمل میکنی

156
00:08:21,370 --> 00:08:23,676
‫من و تو هر دومون میدونیم
‫تصمیم گیری سریع

157
00:08:23,801 --> 00:08:25,949
‫جزو قابلیت‏های تو نیست لوثر.

158
00:08:26,036 --> 00:08:28,328
‫،اشتباه ازت سر میزنه و وقتی اینکارو کردی

159
00:08:28,488 --> 00:08:32,458
‫اونجا خواهم بود
‫تا این لذت انکار ناپذیر

160
00:08:32,555 --> 00:08:36,611
‫"و رضایت شیرین جمله "بهت گفته بودم که
‫رو واست تکرار کنم.

161
00:08:36,708 --> 00:08:38,181
‫خب پس بهتره عجله کنی.

162
00:08:38,314 --> 00:08:39,899
‫،چون دوست دخترت، شازده خانوم

163
00:08:40,098 --> 00:08:42,669
‫،جواب‏هایی که دنبالش هستم رو توی ذهنش داره

164
00:08:43,601 --> 00:08:45,987
‫و یه راهی برای بیرون آوردنش پیدا کردم.

165
00:08:51,312 --> 00:08:52,635
‫با کوپر حرف زدم.

166
00:08:52,855 --> 00:08:54,669
‫خلبان‏های گارد ساحلی که ما رو منتقل کردن

167
00:08:54,774 --> 00:08:55,794
‫دارن بازجویی میشن.

168
00:08:55,912 --> 00:08:57,553
‫،تا جاییکه به بقیه دنیا مربوطه

169
00:08:57,626 --> 00:08:59,501
‫تو رو گمشده فرض کردن.

170
00:09:00,272 --> 00:09:03,293
‫باید دنبال همه همکاران شناخته شده برکستون

171
00:09:03,363 --> 00:09:05,421
‫،که آموزش‏های روانپزشکی

172
00:09:05,484 --> 00:09:08,048
‫داروشناسی، روانشناسی، مغز و اعصاب بگردی.

173
00:09:08,137 --> 00:09:09,136
‫صبر کن. آروم باش.

174
00:09:09,175 --> 00:09:12,405
‫برکستون داره سعی میکنه یه خاطره رو از مامور کین
‫استخراج کنه.

175
00:09:12,483 --> 00:09:14,799
‫به هر قیمتی شده اینکارو میکنه.

176
00:09:14,872 --> 00:09:17,672
‫احتمالاً تا حالا بخاطر این هدف
‫با کسی تماس گرفته.

177
00:09:17,782 --> 00:09:19,793
‫ته و توش رو در بیار که اون طرف کیه.

178
00:09:19,848 --> 00:09:21,263
‫چه خاطره‏ای؟

179
00:09:22,009 --> 00:09:24,735
‫خاطره‏ای که کین ازش خاطره‏ای نداره.

180
00:09:34,052 --> 00:09:36,535
‫گفتی وضعیت تحت کنترلته.

181
00:09:36,632 --> 00:09:39,172
‫- درسته.
‫- حمله به کارخونه موفقیت آمیز نبود.

182
00:09:39,254 --> 00:09:41,067
‫و حالا باید با بازمانده‏ها دست و پنجه نرم کنیم.

183
00:09:41,170 --> 00:09:43,242
‫اون حادثه در بیمارستان عمومی که بماند.

184
00:09:43,344 --> 00:09:45,522
‫حمله موشکی عمومی خواهد شد.

185
00:09:45,862 --> 00:09:49,603
‫،تقصیر میوفته گردن شورش زندانی‏ها

186
00:09:49,693 --> 00:09:51,420
‫که از کنترل خارج شده.

187
00:09:51,516 --> 00:09:53,256
‫،دشمنان متخاصم ساختمون رو تسخیر کردن

188
00:09:53,335 --> 00:09:56,070
‫کارکنان رو اعدام کردن
‫و داشتن آماده فرار میشدن.

189
00:09:56,149 --> 00:10:00,850
‫متاسفانه ما هم چاره‏ای جز برخورد با زور نداشتیم.

190
00:10:00,937 --> 00:10:04,371
‫کشته شدن افراد علیرغم اینکه ناگوار بودن
‫اجتناب ناپذیر بوده.

191
00:10:04,443 --> 00:10:06,915
‫جناب مدیر، گزارشی از ردینگتون بدستت نرسیده؟

192
00:10:06,979 --> 00:10:07,978
‫یا فولکروم؟

193
00:10:08,053 --> 00:10:10,400
‫بزودی فولکروم بدست ما خواهد افتاد.

194
00:10:10,520 --> 00:10:11,658
‫چطور؟

195
00:10:12,417 --> 00:10:15,283
‫یه تیم همین الان که در حال صحبت هستیم
‫داره روش کار میکنه.

196
00:10:17,331 --> 00:10:18,067
‫خوش برگشتی.

197
00:10:18,181 --> 00:10:19,741
‫قربان، گمونم دکتری

198
00:10:19,756 --> 00:10:21,397
‫که با برکستون ارتباط داره رو پیدا کردم.

199
00:10:24,495 --> 00:10:25,933
‫سالمی.

200
00:10:40,453 --> 00:10:42,125
‫آقای ردینگتون چی؟

201
00:10:42,227 --> 00:10:44,343
‫داره سرنخ‏های خودش رو دنبال میکنه.

202
00:10:44,420 --> 00:10:46,626
‫آرام، دکتر؟

203
00:10:46,699 --> 00:10:48,753
‫بله، درسته. شرمنده.

204
00:10:49,515 --> 00:10:52,169
‫خیلی‏خب. اسمش دکتر "سلما ارچارد"ـه

205
00:10:52,286 --> 00:10:54,571
‫در بیمارستان ارتشی والتر رید دکتر مغز و اعصابه

206
00:10:54,669 --> 00:10:56,863
‫و جزئی از تیمی بوده که ژنی رو کشف کرده

207
00:10:56,951 --> 00:10:59,653
‫که پاک کردن خاطره‏ها رو ممکن میکرده.

208
00:10:59,808 --> 00:11:01,049
‫عذر میخوام. پاک کرده خاطره؟

209
00:11:01,133 --> 00:11:02,580
‫،آره، ژنی که به تِت ۱ مشهوره

210
00:11:02,712 --> 00:11:05,311
‫و در فرآیندی که به اسم
‫،انهدام خاطره شناخته میشه حیاتیه

211
00:11:05,454 --> 00:11:07,364
‫جاییکه وقایع دردناک
‫با وابستگی‏های مثبت‏تر

212
00:11:07,459 --> 00:11:09,050
‫دیگه‏ای جایگزین میشن.

213
00:11:09,118 --> 00:11:11,481
‫در بیمارستان ارتش بوده.
‫یعنی برکستون هم سرباز بوده؟

214
00:11:11,570 --> 00:11:13,129
‫اولین جنگ خلیج فارس.

215
00:11:13,237 --> 00:11:14,612
‫جزئی از حادثه آتش نیروهای خودی بوده

216
00:11:14,697 --> 00:11:16,917
‫که کلی تلفات در الخفجی بجا گذاشت.

217
00:11:17,046 --> 00:11:18,886
‫گمونم همراه خودش این درد
‫رو به وطن آورده.

218
00:11:18,977 --> 00:11:21,184
‫ارچارد حتماً در مقطعی بخاطر این مساله اونو درمان کرده.

219
00:11:21,572 --> 00:11:24,802
‫سلما ارچارد... رو فوراً پیدا کنین.

220
00:11:25,534 --> 00:11:27,529
‫اسمش درمان بازگرداندن خاطره‏اس.

221
00:11:27,617 --> 00:11:28,610
‫میخوام از ترکیب خواب مغناطیسی

222
00:11:28,686 --> 00:11:30,403
‫و دارو استفاده کنم

223
00:11:30,585 --> 00:11:33,298
‫تا تو رو در وضعیت رویای بیداری روشن قرار بدم.

224
00:11:33,939 --> 00:11:36,032
‫تبحر من انسداد خاطراته.

225
00:11:36,133 --> 00:11:38,164
‫استخراج خاطره، خطرات احتمالی خودش رو داره.

226
00:11:38,886 --> 00:11:39,979
‫مجبور نیستی اینکارو بکنی.

227
00:11:40,062 --> 00:11:41,631
‫میخوام بهت آرامبخش بزنم.

228
00:11:43,190 --> 00:11:45,112
‫ذهن بنا به دلیلی مسائل رو فراموش میکنن.

229
00:11:45,184 --> 00:11:46,811
‫،فهمیدم هر چیزی که ذهن باهاش درگیره

230
00:11:46,898 --> 00:11:48,695
‫بدن هم سعی میکنه باهاش درگیر بشه.

231
00:11:49,578 --> 00:11:53,218
‫ازت میخوام آروم باشی.
‫محض خاطر سلامت خودته.

232
00:11:57,333 --> 00:12:02,846
‫بهم گفت که باید تو رو به
‫آتش سوزی  ۲۶ سال پیش برگردونم.

233
00:12:07,528 --> 00:12:10,663
‫دلم نمیخواد برگردم.

234
00:12:12,777 --> 00:12:14,216
‫شرمنده.

235
00:12:20,064 --> 00:12:22,665
‫،پلیس میگه که اثری از ورود با زور یا قتل دیده نمیشه

236
00:12:22,756 --> 00:12:25,108
‫اما ارچارد سر کارش نرفته.

237
00:12:25,204 --> 00:12:26,872
‫همین الان با مدرسه پسره تماس گرفتم.

238
00:12:26,953 --> 00:12:28,438
‫اونم مدرسه نرفته.

239
00:12:29,613 --> 00:12:31,055
‫برکستون اونا رو دزدیده.

240
00:12:34,324 --> 00:12:36,444
‫الیزابت ازت میخوام چشمات رو ببندی.

241
00:12:36,894 --> 00:12:41,054
‫حالا ازت میخوام تمام عضله‏های بدنت رو شل کنی.

242
00:12:41,679 --> 00:12:43,322
‫تظاهر کن میتونی شناور بشی.

243
00:12:43,436 --> 00:12:47,094
‫همینطوری که شناور هستی، تمام تنش‏ها
‫از بدنت خارج میشه.

244
00:12:47,281 --> 00:12:49,120
‫،تنش‏ها هم شناور میشن

245
00:12:50,174 --> 00:12:52,195
‫ازت دور میشن.

246
00:12:52,417 --> 00:12:54,088
‫میخوام دم...

247
00:12:56,163 --> 00:12:57,221
‫و باز دم کنی.

248
00:13:00,223 --> 00:13:01,523
‫خوبه.

249
00:13:01,606 --> 00:13:04,181
‫تمام تنشها دارن ازت دور میشن.

250
00:13:04,244 --> 00:13:06,617
‫حتی دیگه نمیتونی حسشون کنی.

251
00:13:06,690 --> 00:13:09,362
‫،تنها چیزی که میتونی حس کنی خودتی

252
00:13:09,613 --> 00:13:15,103
‫که داری تصویری روشن و روشن‏تر از خودت میسازی.

253
00:13:15,170 --> 00:13:17,350
‫روی این تصور از خودت تمرکز کن.

254
00:13:17,943 --> 00:13:20,618
‫با این تفاوت که تصویر الانت نیست.

255
00:13:20,742 --> 00:13:23,282
‫تصویر ۲۶ سال پیشته.

256
00:13:23,582 --> 00:13:27,820
‫میتونی اون دختر کوچولو رو تصور کنی.

257
00:13:28,227 --> 00:13:32,614
‫از اون دختر کوچولو میخوام چشماش رو باز کنه.

258
00:13:32,925 --> 00:13:34,034
‫آماده ای؟

259
00:13:36,168 --> 00:13:37,283
‫سه...

260
00:13:37,832 --> 00:13:38,950
‫دو...

261
00:13:39,868 --> 00:13:41,038
‫یک.

262
00:13:45,210 --> 00:13:46,650
‫چی میبینی؟

263
00:13:47,339 --> 00:13:48,756
‫یه دختر کوچولو...

264
00:13:50,155 --> 00:13:51,523
‫که قایم شده.

265
00:13:51,612 --> 00:13:52,791
‫خیلی‏خب. اینجا بمون عزیزم.

266
00:13:52,862 --> 00:13:54,434
‫هر اتفاقی افتاد
‫باید اینجا بمونی

267
00:13:54,549 --> 00:13:56,230
‫و تا وقتی نیومدم سراغت بیرون نیای.

268
00:13:56,322 --> 00:13:57,727
‫فهمیدی؟

269
00:13:58,084 --> 00:13:59,448
‫پیش اونی؟

270
00:13:59,532 --> 00:14:00,996
‫بله.

271
00:14:01,647 --> 00:14:02,402
‫اون کجاست؟

272
00:14:02,476 --> 00:14:03,461
‫هی، اسم خرگوشت چیه؟

273
00:14:03,593 --> 00:14:06,727
‫من بدون ماشا نمیرم.
‫ماشا!

274
00:14:06,841 --> 00:14:08,041
‫پیش تو برنمیگرده.

275
00:14:08,048 --> 00:14:10,793
‫میدونم که ترسیدی
‫اما چیزی نیست.

276
00:14:11,700 --> 00:14:14,613
‫لیزی؟
‫صدام رو میشنوی؟

277
00:14:23,722 --> 00:14:27,194
‫سلام. ممنونم که در این مدت کوتاه
‫خودتون رو رسوندین.

278
00:14:27,507 --> 00:14:30,190
‫،وقت طلاست واسه همین مقدمات رو میذارم کنار

279
00:14:30,272 --> 00:14:31,295
‫و از همه‏تون خواستم بیاین اینجا

280
00:14:31,420 --> 00:14:34,063
‫چون یه وجه اشتراک دارین

281
00:14:34,171 --> 00:14:37,056
‫اونم اینه که با لوثر برکستون
‫صَنَمی دارین.

282
00:14:37,280 --> 00:14:40,428
‫این روابط البته ممکنه که رضایت بخش بوده باشه

283
00:14:40,581 --> 00:14:42,272
‫اما باید به پایان برسن.

284
00:14:42,335 --> 00:14:45,396
‫آقای برکستون کاری رو شروع کرده
‫که نمیتونه تمومش کنه.

285
00:14:45,526 --> 00:14:47,643
‫احتمالاً برای کمک با یکی از شماها تماس خواهد گرفت.

286
00:14:47,730 --> 00:14:48,759
‫،وقتی اینکارو کرد

287
00:14:48,892 --> 00:14:52,361
‫با شماره‏ای که من تهیه کردم تماس میگیرین.

288
00:14:52,465 --> 00:14:54,100
‫سوالی هست؟

289
00:14:56,598 --> 00:14:58,126
‫خوبه.

290
00:14:58,899 --> 00:15:00,418
‫چی به ما میماسه؟

291
00:15:02,843 --> 00:15:04,512
‫جونتون.

292
00:15:09,930 --> 00:15:11,330
‫توی قضیه دکتر ارچارد به کجا رسیدیم؟

293
00:15:11,386 --> 00:15:12,014
‫هیچ جا.

294
00:15:12,116 --> 00:15:14,541
‫اگه برکستون اونو دزدیده
‫پس ردی بجا نذاشته.

295
00:15:14,671 --> 00:15:15,998
‫و ردینگتون؟

296
00:15:16,303 --> 00:15:18,743
‫مطمئنم که اگه سر نخی داشت
‫خبرمون میکرد.

297
00:15:18,874 --> 00:15:21,235
‫اداره پلیس شهر گزارش یه رویت احتمالی از برکستون

298
00:15:21,324 --> 00:15:22,469
‫نزدیک آناکاستیا رو داده.

299
00:15:22,590 --> 00:15:24,206
‫دیدنش که یه ساعت پس از ربودن ارچارد

300
00:15:24,274 --> 00:15:25,976
‫همراه چند نفر سوار یه وَن شده.

301
00:15:26,044 --> 00:15:26,698
‫ردش رو گرفتن؟

302
00:15:26,784 --> 00:15:27,984
‫نه، پلیس گشتی پیاده بوده.

303
00:15:28,102 --> 00:15:29,910
‫قبل از اینکه بتونه پلاکش رو بخونه وَن رفته.

304
00:15:29,983 --> 00:15:31,595
‫برو به آناکاستیا و در محله تحقیقاتی بکن.

305
00:15:31,710 --> 00:15:32,755
‫در همه خونه‏ها رو بزن.

306
00:15:32,878 --> 00:15:35,341
‫اگه برکستون رفته بوده اونجا تا با کسی ملاقات کنه
‫میخوام بدونم کی بوده.

307
00:15:38,928 --> 00:15:40,592
‫کوپر هستم.

308
00:15:42,375 --> 00:15:44,149
‫سلام دکتر لوین.

309
00:15:44,251 --> 00:15:45,886
‫نتایج به دستتون رسید؟

310
00:15:47,449 --> 00:15:49,379
‫بله. در دفتر شما؟

311
00:15:51,406 --> 00:15:52,726
‫اینجوری جواب نمیده.

312
00:15:52,788 --> 00:15:54,210
‫،این داروها ممکنه فشار خونش رو بالا ببرن

313
00:15:54,285 --> 00:15:55,431
‫و بی نظمی قلبی رو بوجود بیارن.

314
00:15:55,490 --> 00:15:56,562
‫هر چی که ازم خواستی رو واست تهیه کردم.

315
00:15:56,638 --> 00:15:58,080
‫خب باید یه دکتر هوش بَری

316
00:15:58,139 --> 00:15:59,730
‫یا دکتر اورژانس داشته باشیم تا دُز داروهاش رو تعیین کنه.

317
00:15:59,818 --> 00:16:01,843
‫- بهت گفتم که خطراتی وجود داره.
‫- خب پس خطر کن.

318
00:16:01,964 --> 00:16:03,830
‫یا اون یا پسرت.

319
00:16:20,410 --> 00:16:22,748
‫چه اتفاقی داره میوفته الیزابت؟
‫بهم بگو.

320
00:16:23,012 --> 00:16:24,537
‫صدای داد و بیداد میاد.

321
00:16:24,683 --> 00:16:26,482
‫- کی؟
‫- چی دارن میگن؟

322
00:16:26,621 --> 00:16:29,283
‫کجاست؟!

323
00:16:30,355 --> 00:16:32,401
‫- گوش کن، تو دردسر افتادی.
‫- بخاطر تو!

324
00:16:32,507 --> 00:16:34,513
‫نترس.

325
00:16:34,646 --> 00:16:35,471
‫تو بهش گفتی.

326
00:16:35,533 --> 00:16:37,213
‫بله گفتم.
‫بهش گفتم.

327
00:16:37,300 --> 00:16:38,635
‫- بیا!
‫- صبر کن!

328
00:16:38,725 --> 00:16:39,968
‫زود باش!

329
00:16:40,058 --> 00:16:42,179
‫- لیزی.
‫- یالا.

330
00:16:47,897 --> 00:16:49,966
‫یالا!

331
00:16:53,254 --> 00:16:54,654
‫- کجا رفت؟
‫- کجا رفت؟

332
00:16:54,750 --> 00:16:55,621
‫نمیدونم.

333
00:16:55,695 --> 00:16:57,451
‫چه اتفاقی داره میوفته؟

334
00:16:57,585 --> 00:16:59,719
‫احتمالاً یه خاطره مماس رو داره بیاد میاره.

335
00:16:59,810 --> 00:17:02,931
‫مغزش داره سعی میکنه یه خاطره خوب رو با
‫یه خاطره بد جایگزین کنه.

336
00:17:03,769 --> 00:17:05,652
‫اونجا!
‫اینجا!

337
00:17:05,833 --> 00:17:07,219
‫منو بگیر.

338
00:17:09,801 --> 00:17:11,435
‫لیزی.

339
00:17:11,531 --> 00:17:12,980
‫لیزی، صبر کن!

340
00:17:20,820 --> 00:17:22,378
‫چیه؟ چی میبینی؟

341
00:17:22,497 --> 00:17:23,886
‫همینجا بمون.

342
00:17:23,962 --> 00:17:26,270
‫هیچ جا نرو.

343
00:17:34,709 --> 00:17:36,427
‫سر چی دارن دعوا میکنن؟

344
00:17:36,863 --> 00:17:38,334
‫یه رازه.

345
00:17:38,419 --> 00:17:39,773
‫ماشا کیه؟

346
00:17:39,852 --> 00:17:40,912
‫تویی.

347
00:17:41,043 --> 00:17:42,323
‫بجاش واسه ماشا پاپوش دوختن.

348
00:17:42,352 --> 00:17:45,208
‫نرو بیرون. نمیتونی بیرون بری.

349
00:17:58,921 --> 00:18:01,057
‫برگرد لیزی! برگرد!

350
00:18:02,018 --> 00:18:04,199
‫نه! نه!

351
00:18:04,271 --> 00:18:06,810
‫اینکارو نکن! بابایی گفت بیرون نیا!

352
00:18:17,079 --> 00:18:18,466
‫خیلی‏خب بسه دیگه.

353
00:18:18,982 --> 00:18:20,080
‫فشار خونش خیلی بالا رفته.

354
00:18:20,161 --> 00:18:21,661
‫تپش قلب گرفته.
‫لیدوکائین لازم داره.

355
00:18:24,653 --> 00:18:26,062
‫بنظرت چه غلطی داری میکنی؟

356
00:18:26,159 --> 00:18:28,473
‫اگه بمیره نمیتونی چیزی که دنبالش هستی
‫رو پیدا کنی.

357
00:18:32,673 --> 00:18:34,435
‫پدرم.

358
00:18:36,044 --> 00:18:38,182
‫پدرم اونجا بود.

359
00:18:46,218 --> 00:18:47,745
‫چی داری؟

360
00:18:48,144 --> 00:18:51,000
‫درست بعد از اینکه رفتی
‫برکستون باهام ارتباط برقرار کرد.

361
00:18:54,295 --> 00:18:55,500
‫این چیه؟

362
00:18:55,580 --> 00:18:58,397
‫دستور پرداخت پول به یه حساب توی یه کشور دیگه.

363
00:18:59,268 --> 00:19:00,800
‫این اطلاعات رو بهت نمیدم.

364
00:19:00,866 --> 00:19:01,767
‫میفروشمش.

365
00:19:01,853 --> 00:19:03,019
‫بذار برات شرایط رو روشن کنم.

366
00:19:03,099 --> 00:19:05,518
‫برکستون یه نفرو گروگان گرفته.
‫من میخوام پسش بگیرم.

367
00:19:05,577 --> 00:19:06,843
‫هر ثانیه‌ای که تو تلف کنی...

368
00:19:06,944 --> 00:19:08,814
‫احتمال این اتفاق رو کاهش میده.

369
00:19:08,898 --> 00:19:10,114
‫متوجه ضرورت و فوریت کار هستم.

370
00:19:10,177 --> 00:19:11,528
‫فکر نمیکنم باشی.

371
00:19:11,607 --> 00:19:14,735
‫ولی تا سر یه قیمتی به توافق نرسیم بهت چیزی نمیگم.

372
00:19:17,289 --> 00:19:18,968
‫چند تا واحد گذاشتم بخش جنوب غربی رو پوشش بدن...

373
00:19:18,987 --> 00:19:20,746
‫پس از بخش شمالی بلوک ۷۰۰ شروع کن...

374
00:19:20,816 --> 00:19:22,004
‫و برگرد.

375
00:19:23,199 --> 00:19:24,033
‫چیزی دستگیرت نشد؟

376
00:19:24,120 --> 00:19:26,800
‫دو تا شاهد عینی ملاقات برکستون با فردی
‫به نام ویلسون بیشاپ رو تایید می‌کنن.

377
00:19:26,941 --> 00:19:28,105
‫به آرام گفتم ته و توی طرف رو دربیاره.

378
00:19:28,216 --> 00:19:30,779
‫،مشخص شد طرف یه مرد ۳۰ ساله
‫دانشجوی رشته‌ی پزشکی توی دانشگاه جانز هاپکینز ــه.

379
00:19:30,960 --> 00:19:33,418
‫برکستون با یه دانشجوی رشته‌ی پزشکی چیکار داره؟

380
00:19:35,282 --> 00:19:37,524
‫پسرت، اسمش چیه؟

381
00:19:38,549 --> 00:19:40,253
‫اسمش مکس ــه.

382
00:19:41,600 --> 00:19:43,026
‫۹سالشه.

383
00:19:45,744 --> 00:19:47,321
‫متاسفم.

384
00:19:47,970 --> 00:19:50,382
‫متاسفم که پای تو هم به این ماجرا کشیده شد.

385
00:19:55,056 --> 00:19:57,734
‫وقتی که خواب بودی، پدرت...
‫گفتی پدرت اونجا بود؟

386
00:19:58,618 --> 00:20:01,071
‫دختره، بهش میگفت بابایی.

387
00:20:01,442 --> 00:20:04,413
‫چیز دیگه‌ای ندیدی یا نشنیدی؟

388
00:20:04,673 --> 00:20:05,827
‫دختر کوچولوئه جلومو گرفت.

389
00:20:05,891 --> 00:20:08,088
‫انگار یه رازی چیزی داره.

390
00:20:08,167 --> 00:20:09,371
‫ولی اون دختره خودمم.

391
00:20:09,441 --> 00:20:11,359
‫اون دختره بخشی از ضمیر ناخودآگاهته...

392
00:20:11,611 --> 00:20:13,082
‫که داره سعی می‌کنه نفهمی...

393
00:20:13,178 --> 00:20:14,716
‫اونشب چه اتفاقی افتاده.

394
00:20:14,795 --> 00:20:17,699
‫هیچ خاطره‌ای از مادرم یا پدرم تو ذهنم نیست...

395
00:20:18,146 --> 00:20:20,447
‫حتی صورت‌هاشون، هیچی.

396
00:20:22,159 --> 00:20:24,438
‫تنها چیزی که میدونم...
‫یا فکر میکنم میدونم...

397
00:20:24,521 --> 00:20:26,834
‫اینه که پدرم اینو بهم داده.

398
00:20:27,293 --> 00:20:28,715
‫می‌تونی آروم باشی.

399
00:20:28,789 --> 00:20:32,005
‫در هر صورت ۱۵ ثانیه بیشتر چیزی رو عوض نمیکنه.

400
00:20:34,320 --> 00:20:35,659
‫انجام شد.

401
00:20:36,684 --> 00:20:38,040
‫حرف بزن.

402
00:20:38,113 --> 00:20:41,065
‫یه جایی میخواست که یه نفرو ببینه.
‫جایی که کسی اونجا نباشه.

403
00:20:41,233 --> 00:20:42,929
‫آدرسش؟

404
00:20:53,934 --> 00:20:55,209
‫نه، نه.

405
00:20:56,165 --> 00:20:57,526
‫حق با اونه.

406
00:20:57,924 --> 00:21:01,414
‫۱۵ثانیه بیشتر احتمالاً چیزی رو عوض نمیکنه هان؟

407
00:21:07,266 --> 00:21:08,697
‫بله؟

408
00:21:09,125 --> 00:21:11,210
‫مامان؟ مامانی؟

409
00:21:11,289 --> 00:21:12,289
‫- مکس!
‫- مامان؟

410
00:21:12,359 --> 00:21:13,387
‫مکس. سلام.

411
00:21:13,452 --> 00:21:14,642
‫حالت خوبه عزیزم؟

412
00:21:14,770 --> 00:21:15,548
‫کجایی؟

413
00:21:15,633 --> 00:21:17,093
‫همه چی درست میشه.

414
00:21:17,169 --> 00:21:18,170
‫خیلی دوسِت دارم.

415
00:21:18,570 --> 00:21:19,870
‫خیلی دوسِت دارم.

416
00:21:21,020 --> 00:21:22,888
‫تا ساعت ۹ وقت داری.

417
00:21:22,990 --> 00:21:25,146
‫اگه تا اون موقع چیزی که
‫اون مامور میدونه رو نفهمم...

418
00:21:25,249 --> 00:21:26,647
‫دیگه هیچوقت پسرتو نمیبینی.

419
00:21:26,717 --> 00:21:28,459
‫صبر کن. صبر کن!

420
00:21:28,546 --> 00:21:29,794
‫لعنتی!

421
00:21:33,900 --> 00:21:35,661
‫مشکلی پیش نمیاد.

422
00:21:35,888 --> 00:21:37,050
‫خیلی خطرناکه.

423
00:21:37,129 --> 00:21:38,485
‫اون شب یه اتفاقی افتاد...

424
00:21:38,562 --> 00:21:40,313
‫یه اتفاقی که بعضی‌ها
‫حاضرن برای فهمیدنش آدم بکشن...

425
00:21:40,405 --> 00:21:42,928
‫و هر اتفاقی که بوده به پدرم مربوط میشده.

426
00:21:43,778 --> 00:21:46,547
‫اینکارو بخاطر تو یا برکستون نمیکنم.

427
00:21:48,810 --> 00:21:51,506
‫بخاطر خودم اینکارو میکنم.
‫باید حقیقت رو بدونم.

428
00:22:08,992 --> 00:22:10,389
‫کجاست؟

429
00:22:11,701 --> 00:22:13,958
‫تا ساعت ۹ به دستت میرسونمش.

430
00:22:14,432 --> 00:22:16,964
‫فکر کردم گفتی پیشته.

431
00:22:17,053 --> 00:22:18,749
‫و همینطورم هست.

432
00:22:19,038 --> 00:22:20,598
‫قبل از اینکه با تو مذاکره کنم هم...

433
00:22:20,704 --> 00:22:22,975
‫اون فولکروم رو میخواستم.

434
00:22:24,112 --> 00:22:27,494
‫نیازی هست بهت یادآوری کنم که
‫قیمت از قبل مشخص شده؟

435
00:22:27,587 --> 00:22:30,978
‫اون قیمت مال قبل از زمانی بود
‫که به طرف منو افرادم موشک شلیک کنین.

436
00:22:35,043 --> 00:22:37,263
‫حالا قیمت بیشتر شده.

437
00:22:38,271 --> 00:22:42,596
‫آقای برکستون، فکر نمیکنم
‫قدرت افرادی که باهاشون...

438
00:22:42,682 --> 00:22:46,650
‫طرف هستین رو
‫به خوبی درک کرده باشین.

439
00:22:46,742 --> 00:22:48,537
‫خب، اگه انقدر قدرتمندن...

440
00:22:48,631 --> 00:22:52,250
‫پس مطمئنم میتونن ۱۰% بیشتر پرداخت کنن.

441
00:22:56,242 --> 00:22:58,131
‫برو پولو پیدا کن رئیس.

442
00:22:59,612 --> 00:23:01,097
‫اینکارو بکنی...

443
00:23:01,719 --> 00:23:04,259
‫اون چیزی که میخوای رو تا ساعت ۹ بهت میدم.

444
00:23:10,819 --> 00:23:11,860
‫هی، میخوام به محض اینکه...

445
00:23:11,895 --> 00:23:14,147
‫دریافت پول تایید شد باهام تماس بگیری.

446
00:23:14,702 --> 00:23:16,863
‫نه، اطلاعات رو از تو سر اون دختره بیرون میکشیم...

447
00:23:17,175 --> 00:23:19,396
‫حتی اگه مجبور باشم جمجمه‌شو سوراخ کنم...

448
00:23:19,507 --> 00:23:20,833
‫و از سقف آویزونش کنم.

449
00:23:21,971 --> 00:23:22,972
‫خیلی‌خب.

450
00:23:22,992 --> 00:23:24,543
‫همینکارو میکنم.

451
00:23:32,747 --> 00:23:34,067
‫اگه دنبال رانندت میگردی...

452
00:23:34,100 --> 00:23:35,832
‫داره توی صندوق عقب چُرت میزنه.

453
00:23:41,726 --> 00:23:43,337
‫حرومزاده.

454
00:23:44,575 --> 00:23:46,598
‫لوثر، هیچوقت فکر نمیکردم به اندازه‌ی...

455
00:23:46,718 --> 00:23:48,721
‫عبارت افسر خورده‌پا ویرجینیا شرمن...

456
00:23:48,819 --> 00:23:53,802
‫توی دهنم از کلمه‌ی دیگه‌ای لذت ببرم...
‫ولی این...

457
00:23:53,921 --> 00:23:55,597
‫وای خدا!

458
00:23:55,688 --> 00:23:57,690
‫خیلی خوبه!

459
00:23:57,984 --> 00:23:59,201
‫صبر کردم و غورتش ندادم...

460
00:23:59,316 --> 00:24:01,528
‫و مطمئناً دلم هم نمیخواد به زبون بیارمش.

461
00:24:01,602 --> 00:24:02,612
‫چه فرقی میکنه.

462
00:24:02,863 --> 00:24:05,024
‫<font color=Red>
‫بهت گفته بودم که
‫</font>

463
00:24:08,462 --> 00:24:10,545
‫الیزابت کین.

464
00:24:10,648 --> 00:24:12,161
‫کجاست؟

465
00:24:13,079 --> 00:24:14,718
‫نمیدونم.

466
00:24:18,166 --> 00:24:19,623
‫شاید مُرده.

467
00:24:20,892 --> 00:24:23,043
‫شاید دیر اومدی پسر جون.

468
00:24:23,147 --> 00:24:27,773
‫درست مثل همون دفعه توی بلگراد...
‫که واسه هنکل دیر اومدی.

469
00:24:28,675 --> 00:24:31,626
‫میتونم درباره‌ی بلگراد
‫یه رازی رو باهات درمیون بذارم؟

470
00:24:31,778 --> 00:24:33,354
‫اصلاً درست و حسابی یادم نمیاد.

471
00:24:33,441 --> 00:24:35,184
‫همه‌ی پول‌های آلمانی رو فراموش کردم...

472
00:24:35,272 --> 00:24:37,358
‫و اصلاً فکر نمیکنم هنکل رو دیده باشم.

473
00:24:37,459 --> 00:24:39,986
‫راستش رو بخوای...
‫اصلاً فکر نمیکنم اسمش هنکل بوده باشه.

474
00:24:40,076 --> 00:24:42,413
‫نمیدونم طرف کدوم خری بود ولی اینو...

475
00:24:42,532 --> 00:24:46,863
‫اینو، میتونم بهت قول بدم همیشه یادم میمونه.

476
00:24:48,926 --> 00:24:51,190
‫پس گُم شو تو ماشین.

477
00:25:01,507 --> 00:25:02,871
‫الیزابت، صدامو میشنوی؟

478
00:25:03,695 --> 00:25:05,468
‫اگه صدامو میشنوی سرتو تکون بده.

479
00:25:06,006 --> 00:25:07,297
‫خوبه.

480
00:25:07,385 --> 00:25:10,090
‫حالا صدامو دنبال کن و بهم بگو کجایی.

481
00:25:10,820 --> 00:25:11,889
‫توی کمد.

482
00:25:11,974 --> 00:25:13,453
‫چه اتفاقی داره میوفته؟

483
00:25:14,379 --> 00:25:16,204
‫اگه بهشون پسش ندی میکشنت.

484
00:25:16,346 --> 00:25:17,734
‫اگه پسش بدم میکشنم.

485
00:25:19,186 --> 00:25:21,076
‫دارن جَروبحث میکنن.

486
00:25:21,259 --> 00:25:22,865
‫دارن درباره‌ی چی جروبحث میکنن؟

487
00:25:23,718 --> 00:25:25,515
‫واقعاً فکر میکردی اجازه میدم این اتفاق بیوفته...

488
00:25:25,587 --> 00:25:26,867
‫و نمیومدم دنبالش؟

489
00:25:26,960 --> 00:25:28,213
‫هی، میدونی چیه؟

490
00:25:28,953 --> 00:25:30,977
‫فولکروم.

491
00:25:39,081 --> 00:25:41,917
‫این تنها چیزیه که زنده نگه‌م میداره.

492
00:25:49,060 --> 00:25:50,887
‫ویلسون بیشاپ، اف‌بی‌آی.

493
00:25:53,718 --> 00:25:55,017
‫بیا اینجا.
‫بیا اینجا.

494
00:25:55,107 --> 00:25:55,883
‫هی، هی، هی، هی.

495
00:25:55,961 --> 00:25:57,681
‫داری چیکار میکنی رفیق؟
‫داری چیکار میکنی؟

496
00:25:59,405 --> 00:26:00,811
‫لوثر برکستون.

497
00:26:00,883 --> 00:26:01,809
‫میدونیم باهاش ملاقات داشتی.

498
00:26:01,879 --> 00:26:02,697
‫نمیدونم درباره‌ی چی حرف میزنی.

499
00:26:02,771 --> 00:26:04,480
‫تو توی یه بیمارستان رزیدنتی...

500
00:26:04,560 --> 00:26:06,981
‫و به هر نوع داروی روانی دسترسی داری.

501
00:26:07,092 --> 00:26:08,592
‫میدونیم بهش دارو فروختی.

502
00:26:08,719 --> 00:26:10,123
‫یه مامور اف‌بی‌آی رو دزدیده.

503
00:26:10,209 --> 00:26:11,955
‫من چیزی درباره‌ی دزدی نمیدونم.

504
00:26:13,729 --> 00:26:16,413
‫میخواد از داروهات روی اون مامور استفاده کنه.

505
00:26:16,530 --> 00:26:18,442
‫- اون میمیره...
‫- دیازوکساید میخواست.

506
00:26:18,571 --> 00:26:19,802
‫- و همینطور نالوکسان...
‫- کجاست؟

507
00:26:19,914 --> 00:26:20,874
‫بهم گفت داروها رو یه جایی بهش تح...

508
00:26:20,964 --> 00:26:22,712
‫- آدرسش کجاست؟!
‫- به عنوان آرامش‌بخش میخواستشون.

509
00:26:23,017 --> 00:26:24,900
‫برکستون، باهام تماس بگیر.
‫کدوم گوری هستی؟

510
00:26:43,802 --> 00:26:45,317
‫حالش خوبه؟

511
00:26:45,393 --> 00:26:46,734
‫نمیخوام بهت آسیبی برسونم.

512
00:26:50,424 --> 00:26:51,886
‫حالش خوبه؟

513
00:26:52,800 --> 00:26:54,241
‫آرام، ویلسون بیشاپ رو پیدا کردیم.

514
00:26:54,326 --> 00:26:55,001
‫تو راهیم...

515
00:26:55,087 --> 00:26:57,810
‫و میخوایم به "کاول شوت" و "اسپرینگ" واحد بفرستی.

516
00:26:57,994 --> 00:27:00,813
‫دونالد.

517
00:27:00,924 --> 00:27:03,448
‫درباره‌ی آدم ربای مامور کین اطلاعاتی پیدا کردم.

518
00:27:03,537 --> 00:27:05,250
‫داریم میریم سراغ مامور کین.
‫۱۰دقیقه باهاش فاصله داریم.

519
00:27:05,333 --> 00:27:07,222
‫خب، برکستون یه پسر کوچولو رو گروگان گرفته بود.

520
00:27:07,295 --> 00:27:08,576
‫اسمش مکس ارچارد ــه.

521
00:27:08,655 --> 00:27:11,201
‫افرادم پسر بچه رو نجات دادن
‫ولی باید یه واحد بفرستی.

522
00:27:11,288 --> 00:27:12,896
‫دمبه آدرس رو بهت میده.

523
00:27:15,237 --> 00:27:16,313
‫مکس پسر منه.

524
00:27:16,377 --> 00:27:18,431
‫اف‌بی‌آی داره میره پیشش.

525
00:27:19,448 --> 00:27:21,317
‫هنوزم تحت تاثیر داروی آرامش‌بخش ــه.

526
00:27:30,078 --> 00:27:31,356
‫چه اتفاقی افتاد؟

527
00:27:31,483 --> 00:27:32,771
‫ولی پسرم... مکس.

528
00:27:32,974 --> 00:27:34,697
‫مشکلی برای پسرت پیش نمیاد.

529
00:27:35,029 --> 00:27:36,954
‫درباره‌ی مامور کین برام بگو.

530
00:27:37,291 --> 00:27:40,280
‫تحت روشی درمانی به اسم آر‌اِم بوده.
‫[طِب احیاکننده]

531
00:27:40,754 --> 00:27:42,965
‫برکستون دنبال یه خاطره میگشت.

532
00:27:43,913 --> 00:27:46,064
‫گذشته رو به یاد میاره؟

533
00:27:46,223 --> 00:27:47,669
‫بخش‌هاییش رو.

534
00:27:48,500 --> 00:27:49,734
‫چه بخش‌هایی؟

535
00:27:49,828 --> 00:27:52,608
‫یه آتش سوزی، یه جَروبحث.

536
00:27:52,655 --> 00:27:55,428
‫و یه چیز به اسم فولکروم رو به یاد میاره.

537
00:27:56,282 --> 00:27:59,526
‫میدونه اون کجاست... فولکروم رو میگم؟

538
00:27:59,629 --> 00:28:01,281
‫نه.

539
00:28:01,651 --> 00:28:03,484
‫ولی داشتیم میفهمیدیم.

540
00:28:09,638 --> 00:28:12,913
‫اگه ادامه میداد براش خطرناک بود؟

541
00:28:13,022 --> 00:28:14,750
‫ممکن بود آسیبی بهش برسه؟

542
00:28:14,866 --> 00:28:18,176
‫گفتنش سخته.
‫خیلی سختی کشیده.

543
00:28:18,513 --> 00:28:21,190
‫ولی معمولاً اگه روش درمان مناسب باشه...

544
00:28:21,272 --> 00:28:22,811
‫و تحت مراقبت‌های شدید باشه...

545
00:28:23,287 --> 00:28:25,070
‫نه.

546
00:28:36,691 --> 00:28:40,076
‫میتونی ببینیش؟
‫صدامو میشنوی لیزی؟

547
00:28:40,215 --> 00:28:41,475
‫ببرش...

548
00:28:41,594 --> 00:28:43,471
‫میخوام بهم بگی کجاست.

549
00:28:43,612 --> 00:28:45,020
‫فولکروم کجاست لیزی؟

550
00:28:45,108 --> 00:28:46,733
‫ولم کن!
‫ازم دور شو!

551
00:28:46,914 --> 00:28:49,099
‫دلت نمیخواد اینو ببینی.

552
00:28:50,802 --> 00:28:54,715
‫،چیزی که دلت میخواد ببینی
‫چیزی که باید پیدا کنی فولکروم ــه.

553
00:28:54,807 --> 00:28:55,976
‫کجاست لیزی؟

554
00:28:56,045 --> 00:28:57,307
‫میتونی ببینیش؟

555
00:28:58,364 --> 00:29:00,311
‫لیزی بچرخ.

556
00:29:00,445 --> 00:29:01,521
‫برگرد.

557
00:29:01,639 --> 00:29:03,271
‫- بس کن!
‫- نباید بری اون تو.

558
00:29:03,359 --> 00:29:05,166
‫- دور شو!
‫- لیزی بچرخ و برگرد.

559
00:29:05,260 --> 00:29:06,535
‫برگرد. برگرد.

560
00:29:06,608 --> 00:29:07,608
‫ولم کن!

561
00:29:12,601 --> 00:29:14,396
‫چه اتفاقی افتاد؟

562
00:29:15,712 --> 00:29:17,266
‫چی دید؟

563
00:29:24,520 --> 00:29:25,311
‫گوش کن ببین چی میگم.

564
00:29:25,404 --> 00:29:27,124
‫باید یه چیزی بگی.
‫اونجا آتیش گرفته.

565
00:29:27,235 --> 00:29:28,595
‫میدونم یه چیزی اون بیرون دیدی...

566
00:29:28,618 --> 00:29:29,668
‫و نمیخوای بری اونجا...

567
00:29:29,769 --> 00:29:31,739
‫ولی نمیتونی اینجا بمونی.

568
00:29:31,835 --> 00:29:33,608
‫باید جیغ بزنی.
‫صدامو میشنوی؟

569
00:29:33,679 --> 00:29:35,845
‫تا جایی که میتونی باید بلند جیغ بزنی!

570
00:29:35,967 --> 00:29:37,645
‫باید...

571
00:30:02,469 --> 00:30:04,715
‫هی! هی.

572
00:30:05,177 --> 00:30:06,675
‫داری چیکارش میکنی؟

573
00:30:06,853 --> 00:30:07,938
‫داری چیکار میکنی؟

574
00:30:08,007 --> 00:30:09,469
‫بلندش کن.
‫بیدارش کن.

575
00:30:09,567 --> 00:30:10,941
‫الان نه.

576
00:30:11,006 --> 00:30:12,318
‫ردینگتون. ردینگتون!

577
00:30:12,397 --> 00:30:13,535
‫خطرناکه.

578
00:30:37,210 --> 00:30:38,148
‫همین الان بیدارش کن.

579
00:30:38,206 --> 00:30:39,421
‫صبر کن. الان نه.

580
00:30:39,553 --> 00:30:41,818
‫هر کاری باید بکنی بکن.
‫همین الان اینکارو بکن.

581
00:30:42,000 --> 00:30:43,014
‫صبر کن.

582
00:30:51,443 --> 00:30:53,514
‫بابایی! نه!

583
00:31:49,150 --> 00:31:50,734
‫تو اونجا بودی.

584
00:32:31,488 --> 00:32:33,419
‫اونجا بودی نه؟

585
00:32:35,585 --> 00:32:37,304
‫بله.

586
00:32:40,581 --> 00:32:42,048
‫یه سری آدم...

587
00:32:42,433 --> 00:32:45,772
‫با اون زنِ داشتن دنبالش میگشتن.

588
00:32:46,414 --> 00:32:47,580
‫فولکروم.

589
00:32:47,685 --> 00:32:49,113
‫تو هم یکی از اونا بودی.

590
00:32:51,312 --> 00:32:52,945
‫به این سادگی‌ها نیست.

591
00:32:53,033 --> 00:32:54,650
‫ولی واسه همین اونجا بودی.

592
00:33:00,136 --> 00:33:03,331
‫پس واسه همینه که اومدی تو زندگیم.

593
00:33:04,575 --> 00:33:07,302
‫و واسه همینه که الان اینجایی.

594
00:33:08,540 --> 00:33:10,509
‫نه بخاطر من...

595
00:33:11,349 --> 00:33:16,354
‫یا نه بخاطر اهمیتی که برات دارم...
‫و نه بخاطر هر ارتباطی که ممکنه داشته باشیم...

596
00:33:16,714 --> 00:33:18,943
‫بلکه بخاطر یه...

597
00:33:20,953 --> 00:33:23,167
‫شیء.

598
00:33:23,725 --> 00:33:25,423
‫یه چیزی.

599
00:33:28,374 --> 00:33:29,948
‫هر چیزی که یادت میاد...

600
00:33:30,036 --> 00:33:32,528
‫چیزی که یادم میاد اینه که پدرمو روی کف...

601
00:33:32,620 --> 00:33:35,482
‫یه خونه‌ی در حال سوختن به حال مرگ رها کردن.

602
00:33:39,024 --> 00:33:41,995
‫امکان نداره زنده مونده باشه.

603
00:33:44,747 --> 00:33:47,946
‫لیزی، خاطرات یه بچه‌ی ۴ ساله...

604
00:33:49,100 --> 00:33:51,562
‫قابل اطمینان نیستن.

605
00:33:52,264 --> 00:33:55,347
‫پدرم بخاطر فولکروم کشته شد...

606
00:33:55,452 --> 00:33:58,782
‫چون تو و افرادت اون شب اومدین دنبالش.

607
00:33:59,019 --> 00:34:01,347
‫خب، میخوام یه چیزی رو بدونی.

608
00:34:02,415 --> 00:34:04,673
‫این نمایش مسخرت...

609
00:34:05,408 --> 00:34:07,898
‫که وانمود میکنی بهم اهمیت میدی...

610
00:34:08,681 --> 00:34:10,733
‫وقت تلف کردن بوده...

611
00:34:11,644 --> 00:34:13,960
‫چون نمیدونم کجاست.

612
00:34:14,059 --> 00:34:15,471
‫بهم دست نزن!

613
00:34:24,944 --> 00:34:25,737
‫مامان!

614
00:34:25,826 --> 00:34:27,419
‫مکس!

615
00:34:35,683 --> 00:34:38,679
‫حالت خوبه؟ حالت خوبه؟
‫حالت خوبه؟

616
00:34:39,085 --> 00:34:40,307
‫نگاش کن.

617
00:34:40,806 --> 00:34:42,789
‫خدا رو شکر.

618
00:34:45,224 --> 00:34:47,263
‫یک ساعت دیگه با برکستون قرار دارم.

619
00:34:48,606 --> 00:34:50,741
‫بله، البته که درباره‌ی مشکلات...

620
00:34:50,855 --> 00:34:53,494
‫ردینگتون با تمام همکارامون صحبت کردم.

621
00:35:02,003 --> 00:35:04,486
‫بعداً باهات تماس میگیرم.

622
00:35:07,207 --> 00:35:10,182
‫باورت نمیشه چند کیلوئه.

623
00:35:10,524 --> 00:35:11,741
‫بشین.

624
00:35:14,745 --> 00:35:16,350
‫میدونی من کی‌ام؟

625
00:35:18,453 --> 00:35:19,775
‫بله.

626
00:35:20,195 --> 00:35:22,248
‫دقیقاً میدونم کی هستی.

627
00:35:23,008 --> 00:35:24,377
‫بتمرگ.

628
00:35:27,968 --> 00:35:29,667
‫حراست رو خبر کردم.

629
00:35:29,788 --> 00:35:32,983
‫از اون چیزی که توی تلویزیون بنظر میرسید...

630
00:35:33,074 --> 00:35:35,704
‫خیلی جوون‌تری.

631
00:35:35,771 --> 00:35:36,844
‫شنا میکنی؟

632
00:35:38,762 --> 00:35:41,156
‫کسی هستم که نباید بهش بی احترامی کرد.

633
00:35:43,015 --> 00:35:45,033
‫پس یه چیز مشترک داریم.

634
00:35:46,353 --> 00:35:49,332
‫یه دزد خرده‌پا رو استخدام کردی
‫تا فولکروم رو پیدا کنه...

635
00:35:49,420 --> 00:35:51,587
‫چون فکر میکنی دست من نیست.

636
00:35:52,340 --> 00:35:54,507
‫پس منم بهت پسش میدم...

637
00:35:54,589 --> 00:35:57,521
‫تا خیلی واضح بهت بگم که بهتره هیچوقت...

638
00:35:57,617 --> 00:36:01,505
‫به کسی که هستم و چیزی که دارم شک نکنی.

639
00:36:01,567 --> 00:36:04,896
‫دقیقاً میدونم کی هستی.

640
00:36:05,492 --> 00:36:07,237
‫یه مجرمی.

641
00:36:07,416 --> 00:36:09,770
‫شاید بعضی از همکارهامو قانع کرده باشی...

642
00:36:09,851 --> 00:36:11,909
‫که تو قدرتی هستی که باید روش حساب کرد...

643
00:36:12,020 --> 00:36:14,854
‫ولی من همچین فکری نمیکنم.

644
00:36:15,187 --> 00:36:17,419
‫اینو یه هشدار بدون.

645
00:36:17,505 --> 00:36:22,395
‫برای استفاده از تمام منابعمون اصلاً مُردد نمیشیم.

646
00:36:22,486 --> 00:36:24,313
‫با هر وسیله‌ای که نیاز باشه...

647
00:36:25,272 --> 00:36:26,842
‫زمین‌گیرت میکنیم.

648
00:36:28,343 --> 00:36:31,998
‫فکر نمیکنم از عمق و وسعت...

649
00:36:32,083 --> 00:36:36,668
‫آسیب‌پذیریت درک درستی داشته باشی.

650
00:36:39,690 --> 00:36:42,033
‫ولی تنها، کسی که فولکروم رو در اختیار داره...

651
00:36:42,140 --> 00:36:44,188
‫میتونه این موضوع رو درک کنه.

652
00:36:49,230 --> 00:36:51,514
‫فکر میکنم داری بلوف میزنی.

653
00:36:52,584 --> 00:36:54,925
‫فکر نمیکنم پیش تو باشه.

654
00:36:55,180 --> 00:36:57,176
‫و فکر نمیکنم هیچوقتم بوده باشه.

655
00:36:57,720 --> 00:36:59,212
‫امتحانم کن.

656
00:37:01,224 --> 00:37:02,611
‫ازم بخواه بهت ثابت کنم.

657
00:37:02,707 --> 00:37:04,529
‫خواهش میکنم.

658
00:37:04,902 --> 00:37:06,411
‫ازم بخواه بهت ثابت کنم.

659
00:37:07,760 --> 00:37:09,611
‫وای خدا.

660
00:37:09,706 --> 00:37:11,977
‫نمیدونم میخوای باهاش چه غلطی بکنی.

661
00:37:12,078 --> 00:37:15,039
‫راستشو بخوای، مثل گوشت پهلوی گاو میمونه.

662
00:37:24,201 --> 00:37:26,828
‫"آهنگ "تعمید" از گروه "رادیکال فِیس

663
00:37:30,165 --> 00:37:31,604
‫باورتون نمیشه.

664
00:37:31,756 --> 00:37:33,184
‫چی شده؟

665
00:37:33,446 --> 00:37:36,635
‫امروز صبح، تلاشی نافرجام برای تصاحب یکی از...

666
00:37:36,738 --> 00:37:39,490
‫زندان‌های آمریکا در "نورتون ساوند" صورت گرفت.

667
00:37:39,626 --> 00:37:42,645
‫فکر میکنیم زمان‌بندی این شورش...

668
00:37:42,744 --> 00:37:45,681
‫برای همزمان شدن با انتقال فراریِ بین‌المللی...

669
00:37:45,762 --> 00:37:48,823
‫ریموند ردینگتون تعیین شده بود.

670
00:37:48,914 --> 00:37:51,575
‫دارین میگین اون مسئول این اتفاقه؟

671
00:37:51,797 --> 00:37:54,381
‫اگه توی زندان بوده
‫چطور نقشه‌ی این حمله رو کشیده؟

672
00:37:54,773 --> 00:37:55,558
‫موفق شد؟

673
00:37:55,666 --> 00:37:57,305
‫ردینگتون الان زندانی شماست؟

674
00:37:57,375 --> 00:37:59,063
‫در حال حاضر هیچ سوالی رو جواب نمیدم...

675
00:37:59,143 --> 00:38:01,319
‫ولی میتونم تایید کنم...

676
00:38:01,438 --> 00:38:04,591
‫که محل تقریبی ریموند ردینگتون...

677
00:38:04,804 --> 00:38:06,207
‫نامشخص ــه.

678
00:38:48,227 --> 00:38:49,940
‫ممنون که به ملاقاتم اومدی.

679
00:38:50,027 --> 00:38:51,565
‫گفتی موضوع مهمیه.

680
00:38:52,181 --> 00:38:53,260
‫نمیخواستم نگرانت کنم...

681
00:38:53,306 --> 00:38:55,546
‫ولی فکر کردم شاید بهتر باشه بدونی
‫در طی درمان آر‌اِم...

682
00:38:55,547 --> 00:38:58,492
‫وقتی که تحت درمان بودی، یه چیزی دیدم.

683
00:38:58,586 --> 00:39:00,221
‫خب که چی؟
‫یعنی چی؟

684
00:39:00,897 --> 00:39:03,281
‫براساس نحوه‌ی پاسخ دادنت...

685
00:39:04,993 --> 00:39:06,433
‫لیز، فکر نمیکنم من اولین نفری بوده باشم...

686
00:39:06,476 --> 00:39:08,634
‫که حافظه‌ت رو چِک کرده.

687
00:39:09,546 --> 00:39:11,182
‫نه. تا حالا درمان نشدم.

688
00:39:11,263 --> 00:39:13,712
‫شاید یادت نمیاد.
‫شاید خیلی کوچیک بودی.

689
00:39:13,950 --> 00:39:16,377
‫ولی فکر میکنم شاید یه نفر سعی کرده...

690
00:39:16,498 --> 00:39:18,713
‫جلوی خاطراتت از اون آتیش سوزی رو بگیره.

691
00:39:19,132 --> 00:39:21,756
‫از خودم درش نیاوردم.

692
00:39:21,842 --> 00:39:23,642
‫شاید افرادی اونجا بودن و اتفاقاتی افتاده...

693
00:39:23,707 --> 00:39:25,468
‫ولی نقش‌های متفاوت داشتن.

694
00:39:26,700 --> 00:39:28,259
‫میدونم درک کردنش سخته.

695
00:39:31,200 --> 00:39:32,600
‫داری بهم میگی ممکنه هیچوقت نفهمم...

696
00:39:32,601 --> 00:39:34,717
‫اونشب واقعاً چه اتفاقی افتاده؟

697
00:39:34,856 --> 00:39:37,723
‫دارم بهت میگم تنها کسایی که
‫میتونن بهت بگن اونشب واقعاً چه اتفاقی افتاده...

698
00:39:37,800 --> 00:39:40,090
‫کسایی هستن که میخوان فراموشش کنی.

699
00:40:34,005 --> 00:40:39,005
‫: هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

700
00:40:39,030 --> 00:40:44,361
‫:: Cafe-Film.Com ::..
‫:: IranFilm.Net ::..

701
00:40:50,376 --> 00:40:58,374
‫کاری از
‫« علیرضا و مهرداد »

