1
00:00:01,290 --> 00:00:03,229
‫« نیویورک سیتی »
‫سال ۱۹۹۴

2
00:00:03,240 --> 00:00:04,791
‫هی! وایسا!

3
00:00:06,601 --> 00:00:09,985
‫یکی جلوی اون بچه رو بگیره!
‫هی، برگرد اینجا!

4
00:00:10,987 --> 00:00:15,991
‫[ارائه‏ای از تیم ترجمه ایران فیلم و کافه فیلم]
‫:: IranFilm.Net - Cafe-Film.Com ::..

5
00:00:16,510 --> 00:00:19,446
‫- سوار شو.
‫- برگرد!

6
00:00:23,687 --> 00:00:25,957
‫اون یارو دیوونه‏اس.
‫میخواست کیف پول خواهرم رو بدزده.

7
00:00:26,826 --> 00:00:28,162
‫تو کیف پول رو دزدیدی جیکوب.

8
00:00:28,196 --> 00:00:30,632
‫درست مثل کارت‏های اعتباری
‫و ماشین پونتیاک.

9
00:00:30,667 --> 00:00:32,135
‫از کجا اسمم رو میدونی؟

10
00:00:32,170 --> 00:00:33,771
‫با توجه به مشکلی که در
‫،پرورشگاه داری

11
00:00:33,805 --> 00:00:36,942
‫تعجب کردم که چیزهای
‫بیشتری ندزدیدی.

12
00:00:36,977 --> 00:00:40,082
‫تو رو تحت نظر داشتیم جیکوب.

13
00:00:40,116 --> 00:00:42,352
‫ممکنه فرصتی برات داشته باشیم.

14
00:00:42,387 --> 00:00:43,320
‫تو کی هستی؟

15
00:00:43,354 --> 00:00:44,422
‫این چیه؟

16
00:00:44,457 --> 00:00:46,158
‫،بر طبق تحقیقات ما

17
00:00:46,193 --> 00:00:47,695
‫استعدادهای چشمگیری داری.

18
00:00:47,729 --> 00:00:49,030
‫کیف رو میخوای؟
‫بیا برش دار.

19
00:00:49,065 --> 00:00:50,567
‫تا حالا به این فکر کردی که

20
00:00:50,601 --> 00:00:52,169
‫دلیل اینکه در ارتباط برقرار کردن
‫با بقیه مشکل داری

21
00:00:52,204 --> 00:00:54,372
‫بخاطر اینه که خاصی؟

22
00:00:54,407 --> 00:00:58,213
‫نه اینکه تقصیر توئه
‫بلکه مشکل از بقیه‏اس؟

23
00:00:58,247 --> 00:01:00,216
‫بهزیستی که همچین اعتقادی نداره.

24
00:01:00,250 --> 00:01:02,120
‫بهزیستی قدیمی و خوب...

25
00:01:02,154 --> 00:01:05,425
‫ماموران دولتی که هیچوقت
‫نکته اصلی رو متوجه نمیشن.

26
00:01:05,459 --> 00:01:08,897
‫بر این باوریم که ذات خلافکارت

27
00:01:08,932 --> 00:01:12,707
‫دقیقاً چیزیه که تو رو گرانبها میکنه.

28
00:01:12,730 --> 00:01:15,581
‫یه جور شجاعت خاص رو میطلبه.

29
00:01:15,615 --> 00:01:18,053
‫منظورت چیه... یه شغل، مدرسه؟

30
00:01:18,087 --> 00:01:19,755
‫این قضایا چیه؟

31
00:01:19,790 --> 00:01:22,927
‫بهت گفتم که یه فرصتی داریم
‫که شاید بخوای قبولش کنی...

32
00:01:22,961 --> 00:01:25,531
‫اگه اونقدری باهوش باشی
‫که قبولش کنی.

33
00:01:25,566 --> 00:01:27,268
‫تصمیم با توئه جیکوب.

34
00:01:27,303 --> 00:01:28,468
‫میتونی از ماشین پیاده بشی

35
00:01:28,503 --> 00:01:29,939
‫،و به زندگی برگردی که همیشه میشناختی

36
00:01:29,973 --> 00:01:31,208
‫،یا اینکه میتونی با من بیای

37
00:01:31,242 --> 00:01:33,946
‫و بهت یاد میدم چطوری
‫این زندگی رو فراموش کنی.

38
00:01:33,980 --> 00:01:37,418
‫میتونم کمکت کنم تبدیل
‫به هر چی که میخوای بشی.

39
00:01:37,860 --> 00:01:41,617
‫عـلـیـرضـا و مـهـرداد با افتخار تقدیم میکنند
‫<font color=Blue>Mehrdadss</font> - <font color=Maroon>Oceanic ۶</font>

40
00:01:43,237 --> 00:01:44,999
‫ارشد
‫(شماره ۷۵)

41
00:01:45,434 --> 00:01:47,602
‫سلام. آرام گفت
‫که دنبالم میگشتید.

42
00:01:47,636 --> 00:01:48,904
‫بیا داخل.
‫در رو ببند.

43
00:01:48,939 --> 00:01:50,140
‫چی شده؟

44
00:01:50,174 --> 00:01:51,787
‫معاون دادستان ایالات متحده
‫به واشنگتن اومده.

45
00:01:51,811 --> 00:01:53,872
‫داره هیئت منصفه‏ای رو انتخاب میکنه.

46
00:01:53,906 --> 00:01:56,377
‫داره درباره قتل ستوان یوجین ایمز...

47
00:01:56,411 --> 00:01:57,511
‫بازرس سابق بنادر تحقیق میکنه.

48
00:01:57,546 --> 00:01:59,848
‫همین الان با کارآگاه ویل‏کاکس
‫تلفنی صحبت کردم.

49
00:01:59,883 --> 00:02:01,985
‫درباره هدف تحقیقاتش صحبت کردیم.

50
00:02:02,019 --> 00:02:03,988
‫- یعنی تو.
‫- ظاهراً در روز مفقودالاثر شدنش

51
00:02:04,022 --> 00:02:05,057
‫با قربانی برخورد داشتی...

52
00:02:05,091 --> 00:02:07,197
‫برای اون مَرد توضیح دادی
‫و داستانی براش گفتی

53
00:02:07,220 --> 00:02:09,482
‫از اینکه دنبال فراری‏های زندان کامبرلند هستی.

54
00:02:09,518 --> 00:02:11,486
‫زندانی فراری در کار نبوده.

55
00:02:11,521 --> 00:02:12,756
‫نه.

56
00:02:12,790 --> 00:02:15,326
‫وقتی ویل‏کاکس باهات روبرو شد
‫داستانت رو عوض کردی.

57
00:02:15,361 --> 00:02:17,998
‫و گفتی که در حال انجام ماموریت رسمی بودی.

58
00:02:18,033 --> 00:02:20,034
‫یه شاهد عینی داشتن اما
‫طرف حرف‏هاش رو تکذیب کرده.

59
00:02:20,069 --> 00:02:22,605
‫حالا مامور کوپر احضار شده

60
00:02:22,639 --> 00:02:24,542
‫تا داستانت رو تایید کنه.

61
00:02:24,577 --> 00:02:27,380
‫میخوان شهادت یاد کنه
‫تا ببینن دروغ میگی یا نه.

62
00:02:27,414 --> 00:02:29,985
‫همه‏مون میدونیم که بعنوان
‫عضوی از این تیم ویژه

63
00:02:30,019 --> 00:02:33,256
‫اون روز در ماموریت نبودی.

64
00:02:33,292 --> 00:02:36,501
‫پس میخوای بهم بگی
‫چرا اونجا بودی؟

65
00:02:37,857 --> 00:02:38,958
‫نمیتونم.

66
00:02:38,992 --> 00:02:40,994
‫تو هدف تحقیقات قتل فدرال قرار گرفتی.

67
00:02:41,029 --> 00:02:43,499
‫واقعاً فکر میکنی در این لحظه
‫بهترین کار اینه که قضیه رو ازم مخفی کنی؟

68
00:02:43,534 --> 00:02:45,570
‫حق با شماست.
‫به ویل‏کاکس حقیقت رو نگفتم.

69
00:02:45,605 --> 00:02:48,174
‫اما وقتی بهتون میدم کسی رو نکُشتم
‫باید باور کنید که راسته.

70
00:02:48,209 --> 00:02:50,646
‫میرا فوت کرده بود.
‫شما بیمارستان بودید.

71
00:02:50,680 --> 00:02:54,284
‫کاری رو کردم که بنظرم
‫برای گرفتن جلوی برلین لازم بود.

72
00:02:54,318 --> 00:02:55,453
‫فقط همین حرف رو برای گفتن دارم.

73
00:02:55,487 --> 00:02:57,423
‫از این هم کمتر باید بگی مامور کین.

74
00:02:57,458 --> 00:02:59,360
‫درخواست لغو احضاریه رو کردم.

75
00:02:59,394 --> 00:03:01,930
‫فقط ۴۱ نفر میدونن
‫که این تیم ویژه وجود داره.

76
00:03:01,965 --> 00:03:04,935
‫،ریسک افشای بیشتر رو به جون نمیخرم
‫خصوصاً سر این قضیه.

77
00:03:04,970 --> 00:03:07,374
‫بهتره امیدوار باشی این درخواست
‫،مورد قبول واقع بشه مامور کین

78
00:03:07,408 --> 00:03:10,110
‫چون الان دارم بهت میگم
‫،اگه ازم بخوان شهادت بدم

79
00:03:10,145 --> 00:03:12,114
‫برای محافظت ازت سوگند دروغ یاد نمیکنم.

80
00:03:15,771 --> 00:03:17,604
‫« دادگاه عالی »
‫واشنگتن

81
00:03:18,327 --> 00:03:20,296
‫اُه شرمنده پسر.

82
00:03:20,330 --> 00:03:22,098
‫مارتین! مارتین. زود باش.

83
00:03:22,132 --> 00:03:24,409
‫بهت گفتم...
‫جلسه دِنر ساعت ۹ـه.

84
00:03:24,430 --> 00:03:26,400
‫میدونم. میدونم.
‫همه چی رو آوردم.

85
00:03:26,434 --> 00:03:27,501
‫خیلی‏خب، ببین.

86
00:03:27,535 --> 00:03:29,605
‫نمیدونم درگیر
‫چه مساله‏ای داریم میشیم.

87
00:03:29,639 --> 00:03:31,942
‫اینکه علیه یه مامور فدرال شاغل
‫اعلام جرم کنی قضیه کوچیکی نیست.

88
00:03:31,977 --> 00:03:33,979
‫من مدرک دارم.
‫اون گناهکاره.

89
00:03:34,013 --> 00:03:36,282
‫دِنر بهترین آدم
‫واسه بررسی این پرونده‏اس، خیلی‏خب؟

90
00:03:36,317 --> 00:03:38,253
‫،وکیل جنایی سابق

91
00:03:38,287 --> 00:03:40,289
‫و پروفسور حقوق دانشگاه برکلی بوده.

92
00:03:40,324 --> 00:03:43,028
‫و همیشه از طرفداران شفاف‏سازی
‫فعالیت‏های دولتیه.

93
00:03:43,062 --> 00:03:44,229
‫خب، چه نوید بخش.

94
00:03:44,263 --> 00:03:45,898
‫میریم طبقه پنجم؟

95
00:03:45,933 --> 00:03:48,738
‫آره.
‫دادگاه رو عوض کردن.

96
00:03:48,772 --> 00:03:51,108
‫آقای مارکین.
‫جناب کارآگاه.

97
00:03:51,142 --> 00:03:53,045
‫لطفاً به سمت نقطه مقابل برید.

98
00:03:53,079 --> 00:03:54,648
‫بقیه کدوم گوری هستن؟

99
00:03:54,682 --> 00:03:57,285
‫این... چیه دیگه؟

100
00:03:57,319 --> 00:03:59,188
‫،ازتون میخوام تلفن همراهتون

101
00:03:59,223 --> 00:04:00,824
‫و هر چیزی که دارید و ممکنه

102
00:04:00,859 --> 00:04:02,226
‫ازش برای ضبط شرح ماوقع امروز استفاده بشه...

103
00:04:02,261 --> 00:04:04,463
‫از جمله لپ‏تاپ، خودکار و تبلت رو تحویل بدید.

104
00:04:04,497 --> 00:04:07,670
‫خودکارهای ... منو هم میخواین؟

105
00:04:07,704 --> 00:04:08,604
‫مسخره‏اس.

106
00:04:08,639 --> 00:04:10,107
‫یه لحظه بیشتر طول نمیکشه.

107
00:04:10,142 --> 00:04:12,779
‫متاسفانه برای مدتیه که
‫،شغلم اینه

108
00:04:12,813 --> 00:04:14,347
‫منتها این اولین باره که
‫قضیه اینطوریه.

109
00:04:14,382 --> 00:04:17,053
‫نه تنها دادگاه منو تغییر دادید
‫بلکه بستینش.

110
00:04:17,087 --> 00:04:19,122
‫و بعدش کل طبقه رو ممنوع‏الورود کردید.

111
00:04:19,157 --> 00:04:20,323
‫عذرخواهی میکنم عالیجناب.

112
00:04:20,357 --> 00:04:22,094
‫اما به گمونم اقداماتی که انجام دادیم

113
00:04:22,128 --> 00:04:24,464
‫نشان از این هستند که چقدر
‫این رسیدگی رو جدی گرفتیم

114
00:04:24,499 --> 00:04:26,668
‫و نمیخوایم به امنیت ملی خدشه‏ای وارد بشه.

115
00:04:26,703 --> 00:04:27,636
‫خب عنوان کنید.

116
00:04:27,671 --> 00:04:28,739
‫عرض شود، متوجه نشدم

117
00:04:28,773 --> 00:04:31,110
‫تحقیقات عادی هئیت منصفه

118
00:04:31,144 --> 00:04:32,579
‫درباره یه قتل محلی

119
00:04:32,613 --> 00:04:35,817
‫جه تقارنی با اینهمه تدارکات و نمایشی
‫که ترتیب دادید داره.

120
00:04:35,851 --> 00:04:38,989
‫این موضوع اصلاً یه مساله عادی نیست عالیجناب.

121
00:04:39,024 --> 00:04:40,358
‫،از جانب وزارت دادگستری

122
00:04:40,392 --> 00:04:42,095
‫بدینوسیله از دادگاه درخواست
‫نقض فوری احضاریه

123
00:04:42,129 --> 00:04:43,864
‫صادر شده برای معاون مدیر کوپر

124
00:04:43,898 --> 00:04:45,100
‫را دارم.

125
00:04:45,134 --> 00:04:47,738
‫بنا به دلایل مربوط به امنیت ملی، بله...
‫مثل چی؟

126
00:04:50,276 --> 00:04:53,012
‫اوه بیخیال خانم رایت.
‫تقریبی هم نمیتونین بهم بگید؟

127
00:04:53,047 --> 00:04:56,452
‫برای مخفی نگه‏داشتن"
‫نقش اطلاعاتی"؟

128
00:04:56,486 --> 00:04:59,590
‫برای حمایت از یک مُخبر"
‫که در منطقه عملیاتی مشغول فعالیته"؟

129
00:04:59,625 --> 00:05:02,797
‫،با کمال احترام
‫از کنایه‏های شما چندان رضایت ندارم عالیجناب.

130
00:05:02,831 --> 00:05:03,999
‫واقعاً؟

131
00:05:04,033 --> 00:05:06,035
‫خب، منم از این قضیه رضایت ندارم خانم وکیل.

132
00:05:06,070 --> 00:05:08,006
‫از اینکه بهم بگن

133
00:05:08,040 --> 00:05:11,134
‫چه اتفاقی باید در دادگاه من بیوفته
‫یا نیوفته خوشم نمیاد.

134
00:05:11,157 --> 00:05:13,695
‫عالیجناب، اگر اجازه هست...

135
00:05:13,719 --> 00:05:16,774
‫شهروند این ناحیه به طرز فجیعی بقتل رسیده...

136
00:05:16,808 --> 00:05:18,944
‫نه تنها یک شهروند عادی
‫،که کارمند دولت

137
00:05:18,968 --> 00:05:20,866
‫ستوانی از اداره پلیس شهر.

138
00:05:20,900 --> 00:05:23,203
‫و افرادی که حق دسترسی

139
00:05:23,237 --> 00:05:24,505
‫و ارزیابی تمام مدارک را دارند...

140
00:05:24,540 --> 00:05:25,740
‫نه، ندارن.

141
00:05:25,775 --> 00:05:27,409
‫حق اساسی ماست که بدنبال عدالت باشیم...

142
00:05:27,443 --> 00:05:29,012
‫ببینید، برای رعایت ادب اینجا حاضر شدیم.

143
00:05:29,047 --> 00:05:31,583
‫و نباید به این حرف دولت که ...
‫موضوع امنیت ملی

144
00:05:31,617 --> 00:05:34,155
‫احتمالاً مطرحه اکتفا بشه.

145
00:05:34,189 --> 00:05:35,256
‫تصمیم این مساله با ماست.

146
00:05:35,291 --> 00:05:36,859
‫درخواست نظر شما رو که نکردیم.

147
00:05:36,894 --> 00:05:38,328
‫دارین از یه مامور فدرال حمایت میکنید.

148
00:05:38,363 --> 00:05:39,765
‫آقای مارکین، جلوی شاهدتون رو بگیرید.

149
00:05:39,800 --> 00:05:41,134
‫به ضرس قاطع بر این باور هستم

150
00:05:41,169 --> 00:05:42,403
‫که مامور کین دخیل در...

151
00:05:42,437 --> 00:05:43,536
‫مارتی

152
00:05:43,571 --> 00:05:44,939
‫- این یه سرپوش گذاشتنه
‫- کافیه.

153
00:05:48,327 --> 00:05:50,449
‫خیلی‏خب خانم رایت.
‫متوجه منظور شما شدم.

154
00:05:50,483 --> 00:05:51,952
‫کسی باید تصمیم بگیره که

155
00:05:51,986 --> 00:05:54,356
‫سطح نگرانی امنیت ملی رو

156
00:05:54,390 --> 00:05:55,959
‫بالا ببره یا نبره.

157
00:05:55,993 --> 00:05:57,128
‫و ما هم موافقیم.

158
00:05:57,162 --> 00:05:59,599
‫این تصمیم نباید توسط مردم

159
00:05:59,633 --> 00:06:02,269
‫یا کارآگاه ویل‏کاکس و حتی
‫هیئت منصفه گرفته بشه.

160
00:06:02,303 --> 00:06:03,303
‫ممنونم عالیجناب.

161
00:06:03,338 --> 00:06:04,539
‫وظیفه منه.

162
00:06:04,573 --> 00:06:07,144
‫استدلال وزارت دادگستری رو

163
00:06:07,178 --> 00:06:08,881
‫- در دفترم خواهم شنید.
‫- اعتراض دارم!

164
00:06:08,915 --> 00:06:13,019
‫،و اگر موافقت کنم که امنیت ملی در خطر خواهد بود

165
00:06:13,042 --> 00:06:14,711
‫،آنزمان حکم احضاریه

166
00:06:14,734 --> 00:06:16,293
‫و بهمراه آن تحقیقات را لغو خواهم کرد.

167
00:06:16,327 --> 00:06:17,795
‫همچین اجازه‏ای ندارید.

168
00:06:19,867 --> 00:06:22,937
‫به اندازه کافی از طرف دولت
‫سرکوب نمیشیم خانم وکیل؟

169
00:06:22,972 --> 00:06:24,808
‫مگه ندیدیم وقتی

170
00:06:24,842 --> 00:06:27,512
‫روی کارهای دولت نظارتی نمیشه
‫چه اتفاقاتی میوفته؟

171
00:06:27,546 --> 00:06:29,224
‫خب حالا تصمیم بگیرید.

172
00:06:29,248 --> 00:06:30,885
‫میتونم بخاطر اخلال، شما و مامورانتون رو متهم

173
00:06:30,919 --> 00:06:33,156
‫،و به افسرانم بگم شما رو بازداشت کنن

174
00:06:33,190 --> 00:06:35,325
‫یا اینکه میتونین از تصمیم من تبعیت کنید.

175
00:06:35,359 --> 00:06:37,128
‫همین الان انتخاب کنید.

176
00:06:38,214 --> 00:06:40,133
‫اشتباه کردی ریچارد.

177
00:06:42,138 --> 00:06:43,239
‫موافقم روِن.

178
00:06:43,274 --> 00:06:46,266
‫باید متخصص امراض پوستی میشدم.

179
00:06:46,289 --> 00:06:49,016
‫تا ۵ دقیقه دیگه مامور کین
‫رو در دفترم خواهم دید.

180
00:06:49,050 --> 00:06:50,718
‫دادگاه بوقت دیگری موکول میشود.

181
00:07:06,646 --> 00:07:07,847
‫ممنونم.

182
00:07:09,283 --> 00:07:13,256
‫،مامور کین، حق دارید که وکیل اختیار کنید

183
00:07:13,290 --> 00:07:15,193
‫اما اگه درخواست مشاور کنید

184
00:07:15,228 --> 00:07:17,330
‫،و نخواید جواب سوالات منو بدید

185
00:07:17,364 --> 00:07:20,511
‫این جلسه دادرسی به اتمام میرسه
‫و من تصمیم میگیرم

186
00:07:20,535 --> 00:07:23,372
‫که پرونده شما بر اساس حقایقی
‫که در مدارک هست

187
00:07:23,406 --> 00:07:26,477
‫در دادگاه علنی بررسی بشه یا نه.

188
00:07:26,511 --> 00:07:28,347
‫میتونیم شروع کنیم؟

189
00:07:29,281 --> 00:07:30,562
‫بله عالیجناب.

190
00:07:30,586 --> 00:07:33,475
‫دست راستت رو ببر بالا و
‫بعد از من تکرار کن.

191
00:07:33,510 --> 00:07:34,812
‫من، الیزابت کین...

192
00:07:34,846 --> 00:07:36,747
‫متوجه شدم که به مشکلی برخوردیم.

193
00:07:36,782 --> 00:07:38,785
‫شهادت مامور کین همین الان که

194
00:07:38,820 --> 00:07:42,364
‫داریم صحبت میکنیم در دفتر قاضی
‫در حال ضبط شدنه.

195
00:07:42,378 --> 00:07:43,930
‫یوجین اِیمز یه پلیس بوده.

196
00:07:43,955 --> 00:07:45,983
‫قاضی میخواد قاتلش به سزای عملش برسه.

197
00:07:46,018 --> 00:07:48,208
‫در بهترین حالت، متهم به
‫معاونت در جرم میشه.

198
00:07:48,232 --> 00:07:50,225
‫و این تیم ویژه مُنحل خواهد شد.

199
00:07:51,838 --> 00:07:53,096
‫ارشد.

200
00:07:53,130 --> 00:07:54,833
‫ارشد؟ چه ارشدی؟

201
00:07:54,867 --> 00:07:56,569
‫چی نه دونالد، بلکه کی...

202
00:07:56,604 --> 00:07:58,439
‫اسم بعدی در لیست سیاه.

203
00:07:58,473 --> 00:07:59,781
‫یه کلمه از حرف‏هایی که زدیم

204
00:07:59,802 --> 00:08:01,037
‫رو اصلاً شنیدی یا نه؟

205
00:08:01,071 --> 00:08:02,339
‫مامور کین متهم به...

206
00:08:02,373 --> 00:08:05,578
‫ارشد یه جور مدرسه آماده‏سازی رو اداره میکنه...

207
00:08:05,612 --> 00:08:07,950
‫مشهورترین مدرسه.

208
00:08:07,984 --> 00:08:12,991
‫بچه‏های نافرمان، یتیم، خلافکار و طرد شده
‫،رو پذیرش میکنه

209
00:08:13,025 --> 00:08:16,563
‫اما تنها دختران و پسرانی که هوش بالایی دارن

210
00:08:16,597 --> 00:08:20,203
‫که از خودشون خصلت‏های جامعه‏ستیزانه خاصی
‫رو بنمایش میذارن.

211
00:08:20,237 --> 00:08:23,742
‫،بعدش اونا رو بدل به آدم‏های فریبنده، آموزش دیده

212
00:08:23,777 --> 00:08:26,581
‫تحصیل کرده و جذابی میکنه
‫که توانایی

213
00:08:26,615 --> 00:08:28,884
‫انجام کارهای وحشتناک و خطرناکی رو دارن.

214
00:08:28,919 --> 00:08:30,721
‫چیزی که الان مهمه مامور "کین"ـه.

215
00:08:30,755 --> 00:08:34,660
‫واسه همین باید ارشد رو پیدا کنیم.

216
00:08:34,695 --> 00:08:37,332
‫،من و اون اختلاف نظر بزرگی داشتیم

217
00:08:37,367 --> 00:08:38,701
‫،و نمیتونم جاشو مشخص کنم

218
00:08:38,735 --> 00:08:41,172
‫واسه همین ترتیب یه جلسه بین من

219
00:08:41,207 --> 00:08:43,843
‫و معاون وزیر مالزی در سازمان ملل رو باید بدید.

220
00:08:43,878 --> 00:08:46,448
‫میخوای اف.بی.آی یه دیپلمات سازمان ملل رو دعوت کنه

221
00:08:46,483 --> 00:08:48,518
‫- تا باهات ملاقات کنه؟
‫- البته که نه.

222
00:08:48,552 --> 00:08:49,953
‫دعوت ازش برای گپ زدن

223
00:08:49,988 --> 00:08:53,359
‫با یکی از تحت تعقیب‏ترین مجرمان اف.بی.ای مضحکه.

224
00:08:53,394 --> 00:08:54,928
‫باید اونو بدزدید.

225
00:08:54,962 --> 00:08:57,099
‫خیلی‏خب، وایسا.
‫همچین اتفاقی نمیوفته.

226
00:08:57,134 --> 00:08:58,535
‫چرا باید...

227
00:08:58,569 --> 00:09:01,040
‫چون رازهایی داره که
‫میتونم ازش سوء استفاده کنم.

228
00:09:01,074 --> 00:09:04,211
‫،میتونم خودم بدزدمش منتها وقت تَنگه

229
00:09:04,246 --> 00:09:06,082
‫،واسه همین شرمنده
‫شما باید واسم اینکارو بکنین.

230
00:09:06,116 --> 00:09:07,917
‫داری ازمون میخوای مرتکب یه جرم بشیم.

231
00:09:07,951 --> 00:09:09,553
‫هر چی دوست داری اسمش رو بذار هارولد.

232
00:09:09,587 --> 00:09:11,257
‫اما اگه میخوای جلوی زندانی شدن

233
00:09:11,291 --> 00:09:12,559
‫،مامور کین رو بگیری

234
00:09:12,593 --> 00:09:16,432
‫باید معاون وزیر مَمَت کریش‏نان رو بدزدی.

235
00:09:30,832 --> 00:09:32,373
‫آقای وزیر کریش‏نان!

236
00:09:32,393 --> 00:09:35,164
‫آقای وزیر کریش‏نان!

237
00:09:44,147 --> 00:09:46,141
‫میشه لطفاً  برای ثبت در پرونده
‫نام کامل و شغلتون

238
00:09:46,154 --> 00:09:47,121
‫رو عنوان کنید؟

239
00:09:47,156 --> 00:09:48,223
‫الیزابت اسکات کین.

240
00:09:48,258 --> 00:09:49,759
‫مامور وِیژه اف.بی.ای هستم.

241
00:09:49,794 --> 00:09:51,027
‫و وظیفه شما؟

242
00:09:51,061 --> 00:09:52,696
‫وظیفه من محرمانه‏اس.

243
00:09:52,730 --> 00:09:53,698
‫چطور محرمانه؟

244
00:09:53,732 --> 00:09:55,467
‫بخشی از تیم ویژه سِری هستم

245
00:09:55,502 --> 00:09:56,703
‫که درباره پرونده‏هایی تحقیق میکنه

246
00:09:56,737 --> 00:09:58,406
‫که توسط یه مُخبر خلافکار بهمون معرفی میشه.

247
00:09:58,440 --> 00:09:59,708
‫چه مُخبری؟

248
00:09:59,742 --> 00:10:02,513
‫،عالیجناب با کمال احترام
‫عرض کنم که نمیتونم اسمش رو بگم...

249
00:10:02,547 --> 00:10:04,184
‫،مامور کین
‫من اینجا هستم تا تشخیص بدم

250
00:10:04,218 --> 00:10:06,788
‫کاری که شما میکنید باید محرمانه بمونه یا خیر.

251
00:10:06,823 --> 00:10:09,692
‫وظیفه شما اینه که منو متقاعد به این کار کنید.

252
00:10:09,726 --> 00:10:11,028
‫،اگه تصمیم بگیرید که تلاشی نکنید

253
00:10:11,062 --> 00:10:13,031
‫در اون صورت این مکالمه رو
‫در دادگاه علنی خواهیم داشت

254
00:10:13,065 --> 00:10:14,734
‫- واسه همین باید بدونم...
‫- ریموند ردینگتون.

255
00:10:17,549 --> 00:10:20,311
‫منبع شما "ریموند ردینگتون"ـه؟

256
00:10:20,345 --> 00:10:21,713
‫بله.

257
00:10:21,747 --> 00:10:25,485
‫فکر میکردم اخیراً ردینگتون از یه زندان مخفی فرار کرده

258
00:10:25,519 --> 00:10:26,787
‫و محلش نامشخصه.

259
00:10:26,822 --> 00:10:28,436
‫یه پوشش بود.

260
00:10:28,459 --> 00:10:29,998
‫هیچوقت دستگیر نشده بود؟

261
00:10:30,022 --> 00:10:32,231
‫دستگیر شد.
‫کمکش کردیم فرار کنه.

262
00:10:32,255 --> 00:10:35,602
‫یعنی دارین بهم میگید که یه فراری
‫از فهرست افراد تحت تعقیب اف.بی.آی

263
00:10:35,636 --> 00:10:38,107
‫در واقع یه مُخبر اف.بی.آی هست؟

264
00:10:38,141 --> 00:10:40,678
‫واسه همین کاری که میکنیم
‫باید یه راز باقی بمونه.

265
00:10:40,712 --> 00:10:43,382
‫اگه مجرمان خبردار بشن که ردینگتون
‫،برای اف.بی.آی کار میکنه

266
00:10:43,416 --> 00:10:44,550
‫اونموقع دیگه ارزشی نخواهد داشت.

267
00:10:44,585 --> 00:10:45,686
‫چند سالته مامور کین؟

268
00:10:45,720 --> 00:10:46,854
‫سی سال.

269
00:10:46,889 --> 00:10:49,392
‫و چند وقته که در اف.بی.آی مشغول هستید؟

270
00:10:52,281 --> 00:10:55,032
‫۱۸ماهه... متخصص جرم‏شناسی هستم.

271
00:10:55,966 --> 00:10:58,770
‫خب بهم بگید
‫اگه وظیفه این تیم ویژه

272
00:10:58,804 --> 00:11:02,107
‫،واقعاً بروی امنیت ملی تاثیر داره

273
00:11:02,897 --> 00:11:04,636
‫چطوره که اف.بی.آی کسی با این تجربه کم

274
00:11:04,653 --> 00:11:06,921
‫رو برای حضور درش انتخاب میکنه؟

275
00:11:06,956 --> 00:11:08,422
‫،اف.بی.آی منو انتخاب نکرد

276
00:11:08,457 --> 00:11:10,259
‫و منم نمیخواستم در این قضیه دخیل باشم.

277
00:11:10,293 --> 00:11:12,294
‫شما نمیخواستی دخیل باشی
‫اف.بی.آی هم انتخابت نکرده.

278
00:11:12,328 --> 00:11:14,665
‫پس چطوری واردش شدی؟

279
00:11:14,699 --> 00:11:16,066
‫ردینگتون منو انتخاب کرد.

280
00:11:16,909 --> 00:11:18,635
‫چرا باید انتخابت کنه؟
‫چرا تو رو؟

281
00:11:18,670 --> 00:11:20,604
‫فکر میکردم اینجا هستیم
‫تا درباره یوجین اِیمز حرف بزنیم.

282
00:11:20,639 --> 00:11:24,109
‫یعنی یه روز اومد در خونه‏ات رو زد؟

283
00:11:25,498 --> 00:11:27,346
‫نه. یه هلیکوپتر فرستاد.

284
00:11:32,488 --> 00:11:37,092
‫یه زندگی ساده داشتم..
‫یه شوهر که دوستش داشتم و یه سگ.

285
00:11:37,126 --> 00:11:40,096
‫اولین روزی بود که این شغل رو بهم داده بودن.

286
00:11:40,130 --> 00:11:43,968
‫و بی‏مقدمه
‫بر فراز فضای هوایی ممنوعه داشتم پرواز میکردم.

287
00:11:44,003 --> 00:11:46,537
‫منو برای جلسه پیش معاون مدیر
‫هارولد کوپر بردن.

288
00:11:46,572 --> 00:11:49,008
‫بنظرت اینکه ردینگتون
‫درست همون روزی که

289
00:11:49,042 --> 00:11:51,143
‫کارت رو بعنوان جرم‏شناس انتخاب کردی
‫خودش رو تسلیم کرده، عجیب نیست؟

290
00:11:51,178 --> 00:11:52,444
‫عذر میخوام، این قضیه چه ارتباطی

291
00:11:52,478 --> 00:11:53,847
‫با قتل آقای اِیمز داره؟

292
00:11:53,881 --> 00:11:56,584
‫خب، تا اونجایی که متوجه شدم
‫مرگ بازرس بندر

293
00:11:56,618 --> 00:11:59,220
‫در ارتباط با کار شما در
‫این تیم ویژه بوده.

294
00:11:59,254 --> 00:12:00,422
‫،درسته

295
00:12:00,456 --> 00:12:01,556
‫اما لزومی نداره همه این جزییات رو بدونین...

296
00:12:01,591 --> 00:12:03,059
‫درباره اولین ملاقات بهم بگو.

297
00:12:03,094 --> 00:12:04,393
‫با ایمز؟

298
00:12:04,428 --> 00:12:06,163
‫با ردینگتون.

299
00:12:11,903 --> 00:12:14,706
‫هیچوقت اینقدر نترسیده بودم.

300
00:12:14,741 --> 00:12:18,044
‫[در کوانتیکو [مقر آموزش اف.بی.آی
‫بروی جرائم و مشخصاتش تحقیقات کرده بودیم.

301
00:12:18,078 --> 00:12:21,314
‫اما وقتی همو دیدیم
‫جوری حرف زد که انگار منو میشناسه.

302
00:12:21,349 --> 00:12:23,317
‫مامور کین، چه افتخاری.

303
00:12:23,352 --> 00:12:24,151
‫اما تو که گفتی
‫،اونو نمیشناختی

304
00:12:24,185 --> 00:12:25,386
‫و هیچوقت ندیدیش.

305
00:12:25,420 --> 00:12:27,756
‫ازت انتظار داشت همینطوری
‫بهش اعتماد کنی؟

306
00:12:27,790 --> 00:12:29,892
‫نه، البته که نه.

307
00:12:29,926 --> 00:12:32,328
‫نمیدونستم چه انتظاری داره.

308
00:12:32,363 --> 00:12:35,666
‫من یه مجرمم.
‫و مجرمین هم دروغگوهای قهاری هستن.

309
00:12:35,700 --> 00:12:37,301
‫هر چیزی که درباره من وجود داره یه دروغه.

310
00:12:37,336 --> 00:12:39,772
‫باید میدونستی
‫که تمام این قضایا چقدر عجیبه.

311
00:12:39,806 --> 00:12:40,906
‫البته که میدونستم.

312
00:12:40,940 --> 00:12:43,568
‫و با اینحال قبول کردی
‫که باهاش همکاری کنی.

313
00:12:44,979 --> 00:12:46,246
‫خب اون اطلاعات داشت.

314
00:12:46,280 --> 00:12:48,615
‫گفت که دختر یه ژنرال قراره ربوده بشه.

315
00:12:48,650 --> 00:12:49,683
‫باید وارد عمل میشدیم.

316
00:12:49,717 --> 00:12:50,718
‫و از اونجایی که فقط با من حرف میزد...

317
00:12:50,753 --> 00:12:51,552
‫فقط تو؟

318
00:12:51,587 --> 00:12:53,122
‫بر این مساله اصرار داشت.

319
00:12:53,157 --> 00:12:54,957
‫زنی که هیچوقت ندیده بود.

320
00:12:55,863 --> 00:12:57,627
‫همونطور که گفتم
‫هیشکی حرفمو باور نمیکرد.

321
00:12:57,662 --> 00:12:59,562
‫و اطلاعات درباره این دختر...

322
00:12:59,597 --> 00:13:01,966
‫درست بود؟
‫رُبوده شد؟

323
00:13:08,275 --> 00:13:09,509
‫بله.

324
00:13:10,912 --> 00:13:12,280
‫این آدم‏ها دارن میان
‫و میخوان تو رو ببرن.

325
00:13:12,314 --> 00:13:13,480
‫میخوان اذیتم کنن؟

326
00:13:13,515 --> 00:13:15,249
‫اذیتت نمیکنن عزیزم.

327
00:13:15,284 --> 00:13:16,284
‫پیدات میکنم.

328
00:13:21,337 --> 00:13:24,393
‫با کمک ردینگتون تونستیم
‫جون اون دختر رو نجات بدیم

329
00:13:24,428 --> 00:13:26,563
‫و از حمله‏ای به واشنگتن جلوگیری کنیم.

330
00:13:26,597 --> 00:13:27,765
‫اما تاوانش...

331
00:13:29,574 --> 00:13:30,903
‫بدجوری...

332
00:13:30,938 --> 00:13:33,338
‫تام.

333
00:13:33,372 --> 00:13:36,161
‫تنها چیزی که میخواستم
‫،این بود که زندگیم به روال عادی برگرده

334
00:13:36,185 --> 00:13:39,004
‫اما ردینگتون نقشه‏های دیگه‏ای توی سرش داشت.

335
00:13:39,028 --> 00:13:40,982
‫به معاون مدیر گفت

336
00:13:41,016 --> 00:13:43,853
‫که یه لیست از مجرمانی داره
‫،که میتونه کمکمون کنه پیداشون کنیم

337
00:13:43,887 --> 00:13:45,287
‫و این تازه اولیش بوده.

338
00:13:45,322 --> 00:13:47,824
‫- اولی از چی؟
‫- اولین اسم... از لیست.

339
00:13:47,859 --> 00:13:49,524
‫بهمون گفت
‫،اگه باهاش معامله بکنیم

340
00:13:49,559 --> 00:13:51,962
‫میتونه کمکمون کنه
‫مجرمانی رو بازداشت کنیم

341
00:13:51,996 --> 00:13:54,431
‫که اف.بی.آی نمیتونه پیدا کنه
‫چون اصلاً نمیدونه وجود خارجی دارن.

342
00:13:54,466 --> 00:13:55,499
‫،یه روز

343
00:13:55,533 --> 00:13:57,435
‫من و تو درباره این لحظه

344
00:13:57,470 --> 00:13:58,803
‫در جلسه دادرسی سنا پاسخگو خواهیم بود.

345
00:13:58,838 --> 00:14:00,473
‫بهت دستور داده شد
‫تا با ردینگتون همکاری کنی؟

346
00:14:00,507 --> 00:14:01,474
‫نه.

347
00:14:01,508 --> 00:14:04,178
‫و نمیتونست تو رو مجبور کنه.

348
00:14:04,212 --> 00:14:08,382
‫خب محض کنجکاوی...
‫،اگه هیچی درباره‏ات نمیدونسته

349
00:14:09,155 --> 00:14:13,322
‫،اگه منظورش از ارتباط مشترک غلط بوده

350
00:14:13,878 --> 00:14:15,292
‫پس چرا ادامه دادی؟

351
00:14:15,326 --> 00:14:18,995
‫،چون کاشف بعمل اومد
‫اینطوری نبوده.

352
00:14:20,866 --> 00:14:23,701
‫غلط نبودن.

353
00:14:23,735 --> 00:14:28,008
‫درباره من یه چیزایی میدونست...
‫چیزهایی که حتی خودم نمیدونستم.

354
00:14:28,936 --> 00:14:31,091
‫خصوصاً در اون بُرهه درباره شوهرم.

355
00:14:31,115 --> 00:14:33,114
‫،هر نوع ارتباطی که فکر میکرد با هم داریم

356
00:14:33,148 --> 00:14:35,784
‫هر گذشته مشترکی که میگفت
‫،با هم داریم

357
00:14:35,818 --> 00:14:36,819
‫واسم مهم نبود.

358
00:14:36,853 --> 00:14:39,222
‫یه چیز عجیب

359
00:14:39,256 --> 00:14:42,325
‫درباره شوهرت فهمیدی، مگه نه لیزی؟

360
00:14:42,359 --> 00:14:44,771
‫منو بنا به دلیلی میخواست...

361
00:14:46,133 --> 00:14:48,199
‫و میخواستم بدونم چرا.

362
00:14:52,540 --> 00:14:54,274
‫اون مَرد مصونیت دیپلماتیک داره.

363
00:14:54,309 --> 00:14:56,077
‫- اگه بفهمه...
‫- خبردار نمیشه.

364
00:14:56,111 --> 00:14:57,277
‫چطور اینقدر میتونی مطمئن باشی؟

365
00:14:57,312 --> 00:14:58,711
‫باید از اینجا بری دونالد.

366
00:14:58,746 --> 00:15:00,348
‫بهتره برای اینکار
‫دلیل محکمی داشته باشی...

367
00:15:00,382 --> 00:15:01,882
‫باید بری.

368
00:15:27,117 --> 00:15:29,251
‫بیا یه کمی گپ بزنیم.

369
00:15:33,654 --> 00:15:35,838
‫« درسدن آلمان »

370
00:15:52,745 --> 00:15:54,835
‫کوهل قابل اعتماد نیست

371
00:15:54,858 --> 00:15:57,020
‫اون خیلی جلب توجه میکنه.

372
00:15:57,043 --> 00:15:58,311
‫اسلحه لازم داریم.

373
00:15:58,334 --> 00:15:59,192
‫کوهل هم اسلحه داره.

374
00:15:59,216 --> 00:16:00,261
‫برونیش چی؟

375
00:16:00,278 --> 00:16:03,026
‫نه. از مرز رد نمیشیم.

376
00:16:03,049 --> 00:16:05,481
‫اونطوری فقط توی دردسر میوفتیم.

377
00:16:05,498 --> 00:16:07,846
‫یه نفر رو توی سالزبورگ میشناسم.

378
00:16:13,187 --> 00:16:16,136
‫شاید بهتر باشه تا وقتیکه بهتر نشناختیمت...

379
00:16:16,147 --> 00:16:19,025
‫سرت به کار خودت باشه.

380
00:16:20,087 --> 00:16:21,579
‫هر جور راحتی.

381
00:16:30,688 --> 00:16:32,094
‫بدش من.

382
00:16:49,207 --> 00:16:51,036
‫،نمیدونم چی میخوای

383
00:16:52,249 --> 00:16:53,873
‫اما از زیر این قضیه قِسِر در نمیری.

384
00:16:53,907 --> 00:16:57,511
‫همیشه به سازمان ملل مشکوک بودم.

385
00:16:58,048 --> 00:17:02,850
‫این ایده بسیار مضحک...

386
00:17:02,885 --> 00:17:06,455
‫که ملت‏ها منافع ملیشون
‫رو به اُمید

387
00:17:06,490 --> 00:17:09,654
‫ایجاد جامعه جهانی کنار بذارن؛

388
00:17:09,678 --> 00:17:12,019
‫و دستان همو بگیرن و از صلح بخونن؟

389
00:17:12,053 --> 00:17:14,987
‫جدی میگم، مثه مهدکودک میمونه.

390
00:17:15,001 --> 00:17:16,228
‫وقت آواز هم دارین؟

391
00:17:16,247 --> 00:17:18,115
‫من عاشق ساعت‏های آواز بودم.

392
00:17:18,149 --> 00:17:19,383
‫تو کی هستی؟

393
00:17:19,418 --> 00:17:21,653
‫مهم نیست من کیم.

394
00:17:22,153 --> 00:17:24,123
‫چیزی که مهمه اینه که تو کی هستی...

395
00:17:24,157 --> 00:17:27,227
‫یه مامور مخفی که توسط ارشد آموزش دیده

396
00:17:27,261 --> 00:17:30,799
‫،و بعنوان خادم ملت در خارج از کشور کار میکنه

397
00:17:30,833 --> 00:17:33,101
‫در واقع یه مُهره هستی

398
00:17:33,136 --> 00:17:36,171
‫که توسط کارتل سینالوا به

399
00:17:36,205 --> 00:17:37,673
‫هیئت نمایندگان سیاسی کشور تزریق شدی

400
00:17:37,707 --> 00:17:39,743
‫تا کمکشون کنید پاشون
‫رو در آسیا محکم کنن.

401
00:17:39,777 --> 00:17:40,811
‫چی میخوای؟

402
00:17:40,845 --> 00:17:44,690
‫مردی که تو رو خلق کرد... ارشد

403
00:17:44,883 --> 00:17:46,785
‫،جاش رو بهم بگو

404
00:17:46,820 --> 00:17:50,923
‫وگرنه به کارتل خبر میدم
‫که لو رفتی.

405
00:17:50,957 --> 00:17:53,793
‫بهم بگو هرناندز قبل از اعدام

406
00:17:53,828 --> 00:17:57,025
‫زبون ملت رو میکِشه یا بعدش؟

407
00:17:57,048 --> 00:17:57,932
‫خواهش میکنم...

408
00:17:57,966 --> 00:18:00,134
‫علاقه‏ای به کارهات ندارم.

409
00:18:00,158 --> 00:18:02,672
‫برای لو دادنت اینجا نیومدم.

410
00:18:02,706 --> 00:18:05,108
‫فقط به  ارشد علاقمندم.

411
00:18:05,142 --> 00:18:07,478
‫کجاست؟

412
00:18:07,512 --> 00:18:10,870
‫بیا درباره تام کین صحبت کنیم.

413
00:18:12,044 --> 00:18:15,143
‫گفتی که ردینگتون یه سری چیزها
‫درباره‏اش میدونسته.

414
00:18:15,167 --> 00:18:17,398
‫چجور چیزهایی؟

415
00:18:17,422 --> 00:18:21,724
‫تام کین... مردی که باهاش ازدواج کردم
‫جعلی بود.

416
00:18:21,747 --> 00:18:23,369
‫اصلاً وجود خارجی نداشت.

417
00:18:23,392 --> 00:18:24,432
‫اما کارآگاه ویل‏کاکس عنوان کرده

418
00:18:24,467 --> 00:18:26,969
‫که تو و این آدم خیالی
‫یوجین ایمز رو کُشتین.

419
00:18:27,003 --> 00:18:28,269
‫امکان نداره.

420
00:18:28,304 --> 00:18:29,404
‫و چرا اونوقت؟

421
00:18:29,438 --> 00:18:30,439
‫چون تام کین

422
00:18:30,474 --> 00:18:32,041
‫۴ماه قبل از مرگ آقای ایمز فوت کرد.

423
00:18:32,075 --> 00:18:33,911
‫ویل‏کاکس این نظر رو داره

424
00:18:33,945 --> 00:18:36,080
‫که شوهر شما خیلی هم زنده‏اس.

425
00:18:36,115 --> 00:18:37,516
‫مرگش رو گزارش کردید؟

426
00:18:37,550 --> 00:18:38,349
‫نه.

427
00:18:38,384 --> 00:18:39,719
‫چرا نه؟

428
00:18:39,753 --> 00:18:41,220
‫چون، خودم کُشتمش.

429
00:18:41,254 --> 00:18:42,955
‫شوهرت رو کشتی؟

430
00:18:42,990 --> 00:18:45,993
‫شوهرم سابقم. بله.
‫در دفاع از خود بهش شلیک کردم.

431
00:18:52,424 --> 00:18:55,138
‫"اصلاً وجود خارجی نداشت"
‫یعنی چی؟

432
00:18:56,828 --> 00:19:01,211
‫مردی که باهاش ازدواج کردم...
‫حرف نداشت.

433
00:19:01,246 --> 00:19:02,980
‫،وقتی با تو هستم لیز

434
00:19:03,015 --> 00:19:05,551
‫احساس میکنم که نیازی نیست
‫تظاهر کنم.

435
00:19:05,585 --> 00:19:07,554
‫میدونم که منو برای کسی که هستم

436
00:19:07,588 --> 00:19:09,121
‫،قبول داری

437
00:19:09,156 --> 00:19:10,490
‫و این یه موهبته

438
00:19:10,525 --> 00:19:12,826
‫که هر روز خدا رو بخاطرش شاکرم.

439
00:19:12,861 --> 00:19:15,563
‫مهربون، باهوش و یه معلم بود.

440
00:19:22,172 --> 00:19:23,574
‫یا لااقل اینطور فکر میکردم.

441
00:19:23,608 --> 00:19:25,475
‫مردم میگن عشق کوره.

442
00:19:25,509 --> 00:19:26,744
‫اونموقع منم کور بودم.

443
00:19:26,779 --> 00:19:28,079
‫کور چی؟

444
00:19:28,113 --> 00:19:30,549
‫این واقعیت که کل رابطه ما
‫،بر پایه دروغ بوده

445
00:19:30,584 --> 00:19:32,885
‫و شوهرم جاسوس بوده.

446
00:19:32,908 --> 00:19:33,986
‫تنها دلیلی که با من بود

447
00:19:34,020 --> 00:19:36,590
‫بخاطر رابطه‏ام با ردینگتون بود.

448
00:19:36,624 --> 00:19:38,625
‫ارتباطی که شما میگین وجود نداشته.

449
00:19:38,660 --> 00:19:41,028
‫من ازش خبر نداشتم ولی بقیه خبر داشتن.

450
00:19:41,063 --> 00:19:43,832
‫و شما از جانب ردینگتون
‫خبردار شدین که شوهرتون یه جاسوسه؟

451
00:19:43,866 --> 00:19:47,470
‫یه جورایی. خودم باید میفهمیدم.

452
00:19:47,504 --> 00:19:49,606
‫و وقتی که فهمیدین، اونوقت چیکار کردین؟

453
00:19:49,640 --> 00:19:52,208
‫جاسوسیش رو کردم.

454
00:19:52,242 --> 00:19:53,944
‫،درباره‌ی افراد زندگیش تحقیق کردم

455
00:19:53,979 --> 00:19:55,646
‫سعی کردم بفهمم برای کی کار میکرده.

456
00:19:55,680 --> 00:19:56,880
‫و فهمیدین؟

457
00:19:56,948 --> 00:20:00,919
‫قبل از اینکه خودش بفهمه خبر دارم نه.

458
00:20:02,354 --> 00:20:04,689
‫اون صحبتتون چطور پیش رفت؟

459
00:20:14,426 --> 00:20:15,671
‫خیلی بد بود.

460
00:20:15,694 --> 00:20:17,003
‫اونموقع بود که به قتل رسوندینش؟

461
00:20:20,541 --> 00:20:22,208
‫به قتل نرسوندمش.

462
00:20:22,243 --> 00:20:26,134
‫رئیسش برلین، به تام دستور داده بود تا منو بدزده...

463
00:20:26,157 --> 00:20:27,881
‫و ازم به عنوان یه اهرم فشار
‫برای دستگیری ردینگتون استفاده کنه.

464
00:20:27,915 --> 00:20:29,382
‫اسلحه گذاشته بود روی سرم.

465
00:20:29,416 --> 00:20:30,751
‫واسه همین بهش شلیک کردم.

466
00:20:30,785 --> 00:20:32,553
‫- خیلی راحته.
‫- چی؟

467
00:20:32,587 --> 00:20:35,723
‫استفاده کردن از کارت
‫برای توجیه شلیک کردن به شوهر دروغگوت.

468
00:20:35,758 --> 00:20:37,291
‫ردینگتون ازتون خواست بهش شلیک کنین؟

469
00:20:37,325 --> 00:20:38,827
‫چه فرقی میکنه؟

470
00:20:38,862 --> 00:20:40,695
‫فقط دارم میگم شلیک به شوهرت...

471
00:20:40,729 --> 00:20:42,596
‫حتماً باعث آرامش خاطر هم تو و هم ردینگتون شده.

472
00:20:42,631 --> 00:20:44,231
‫نه، دارین میگین که من یه قاتلم.

473
00:20:44,266 --> 00:20:45,333
‫دارم حقایق رو جمع‌آوری میکنم.

474
00:20:45,368 --> 00:20:46,669
‫دارین میگین وفاداریم به ردینگتون

475
00:20:46,703 --> 00:20:47,970
‫بیشتر از وفاداریم به تیم ویژه‏س.

476
00:20:48,004 --> 00:20:49,538
‫مامور کین، پس رابطه‌ت دقیقاً با

477
00:20:49,572 --> 00:20:50,939
‫ریموند ردینگتون چیه؟

478
00:20:50,974 --> 00:20:52,175
‫خبرچین منه...

479
00:20:52,209 --> 00:20:53,810
‫و اگه میخواین این موضوع رو
‫توی جلسه‌ی علنی دادگاه اعلام کنین

480
00:20:53,844 --> 00:20:56,880
‫اعلام کنین ولی وفاداریمو زیر سوال نبرین!

481
00:21:03,086 --> 00:21:05,422
‫درباره‌ی این تیم ویژه برام بگو...
‫چه جوریه.

482
00:21:05,456 --> 00:21:07,658
‫بهتون که گفتم. اون یه لیست داره

483
00:21:07,693 --> 00:21:09,226
‫لیستی از مجرمینی که از وجودشون بی اطلاعین

484
00:21:09,260 --> 00:21:10,662
‫بنظر یه وعده‌ی پوچه.

485
00:21:10,697 --> 00:21:11,663
‫اگه بگم تعجب میکنین.

486
00:21:11,698 --> 00:21:13,231
‫بگو ببینم چیه.

487
00:21:14,618 --> 00:21:17,335
‫یه مردی بود به اسم میلتون بابیت...

488
00:21:17,369 --> 00:21:18,837
‫که یه روش زیرکانه طراحی کرده بود...

489
00:21:18,871 --> 00:21:22,307
‫تا افرادی که بیماری لاعلاج دارن رو
‫،به آدمکش تبدیل کنه

490
00:21:22,341 --> 00:21:25,611
‫در حالیکه به عنوان
‫یه کارشناس بیمه‌ی ساده رفتار میکرد.

491
00:21:25,679 --> 00:21:29,448
‫قاصد" چیزهای مهم رو زیر پوستش جابجا میکنه".

492
00:21:29,482 --> 00:21:33,186
‫کیمیاگر" مردم رو با تغییر دی.ان.ای‌شون ناپدید میکنه".

493
00:21:33,220 --> 00:21:35,354
‫هیچکدوم از اینکارا ممکن نیست.

494
00:21:35,388 --> 00:21:36,757
‫ما هم همین فکرو میکردیم.

495
00:21:40,161 --> 00:21:43,131
‫ردینگتون چند تا از این پرونده‌ها بهتون داده؟

496
00:21:43,165 --> 00:21:44,132
‫آره!

497
00:22:46,400 --> 00:22:48,702
‫سرگرممون میکنه.

498
00:22:50,651 --> 00:22:52,060
‫« درسدن - آلمان »

499
00:23:29,605 --> 00:23:30,862
‫حرفی برای گفتن ندارم.

500
00:23:30,885 --> 00:23:32,734
‫میدونی مامور کین امروز دادگاه داره؟

501
00:23:32,768 --> 00:23:34,670
‫تمام داستان رو تعریف میکنه.

502
00:23:34,704 --> 00:23:37,006
‫خب، دید خودش از داستان رو.

503
00:23:37,040 --> 00:23:38,774
‫میگه که روی اون کشتی ندیدتت...

504
00:23:38,808 --> 00:23:40,810
‫و اینکه اگه بازرس بندر مُرده...

505
00:23:40,845 --> 00:23:42,692
‫لابد بخاطر اینه که تو کشتیش.

506
00:23:42,716 --> 00:23:43,670
‫دروغ میگی.

507
00:23:43,705 --> 00:23:46,307
‫نه، اون دروغ میگه.

508
00:23:46,341 --> 00:23:48,943
‫هردومون خوب میدونیم.

509
00:23:48,977 --> 00:23:50,811
‫ولی تو تقاصش رو پس میدی.

510
00:23:50,845 --> 00:23:52,981
‫ببین، این آخرین فرصتیه که بهت میدم.

511
00:23:53,016 --> 00:23:54,349
‫قبلاً بهت گفتم.

512
00:23:54,384 --> 00:23:56,151
‫بعدش حرف خودت رو تکذیب کردی.

513
00:23:56,185 --> 00:23:57,852
‫ممکنه به مرگ محکوم شی سم.

514
00:23:57,887 --> 00:23:59,822
‫پسر، قبلاً بخاطر مشکلاتم تیر خوردم.

515
00:23:59,856 --> 00:24:02,690
‫امکان نداره به مرگ هم محکوم بشم.

516
00:24:02,725 --> 00:24:03,959
‫تلاش خوبی بود ولی مدرکی ندارین.

517
00:24:03,993 --> 00:24:07,696
‫وایسا ببینم، وایسا ببینم، وایسا ببینم.
‫کی بهت شلیک کرده؟

518
00:24:07,731 --> 00:24:08,831
‫چی؟

519
00:24:08,865 --> 00:24:10,766
‫،قبلاً که تعریف کردی
‫گفتی داشتی پرسه میزدی

520
00:24:10,801 --> 00:24:12,502
‫تا سر از پارک "الوود" درآوردی.

521
00:24:12,537 --> 00:24:14,405
‫ولی حالا، این درست نیست آره؟

522
00:24:14,439 --> 00:24:16,840
‫وقتیکه میگی "بخاطر مشکلاتت تیر خوردی" درست نیست.

523
00:24:16,874 --> 00:24:18,875
‫کار مامور کین بوده نه؟

524
00:24:18,910 --> 00:24:21,137
‫هی، من هیچوقت این حرف رو نزدم.

525
00:24:22,828 --> 00:24:25,650
‫یه گروه بررسی صحنه‌ی جرم بفرست
‫تا تمام اون کشتی رو زیر و رو کنن.

526
00:24:25,684 --> 00:24:27,319
‫بهشون بگو اگه مجبور شدن...

527
00:24:27,353 --> 00:24:28,954
‫کف کشتی رو بکنن تا به آب برسن.

528
00:24:28,988 --> 00:24:30,521
‫اگه پوکه‌ی فشنگ یا
‫تیر بی هدف شلیک شده‌ای اونجا باشه

529
00:24:30,556 --> 00:24:31,590
‫میخوام پیدا بشه.

530
00:25:11,807 --> 00:25:13,802
‫میدونی، هیچوقت توی همچین شرایطی قرار نداشتم.
‫« ریچارد دنر - نائب قاضی »

531
00:25:13,836 --> 00:25:15,237
‫دارن ازم میخوان جلوی

532
00:25:15,271 --> 00:25:17,740
‫پیشرفت تحقیقات قتل رو بگیرم.

533
00:25:17,774 --> 00:25:19,575
‫بهرحال یه مامور به قتل رسیده...

534
00:25:19,610 --> 00:25:22,479
‫با توجه به اینکه کاری که میکنین مهمه

535
00:25:22,513 --> 00:25:23,914
‫به نام امنیت ملی

536
00:25:23,948 --> 00:25:26,749
‫باید مخفی باقی بمونه.

537
00:25:26,783 --> 00:25:30,021
‫بنظرت چرا باید اینکارو بکنم.

538
00:25:30,055 --> 00:25:32,923
‫چرا اگه دنیا از کارهای داخلی این تیم ویژه خبردار بشه...

539
00:25:32,957 --> 00:25:35,026
‫دموکراسی‌مون نابود میشه؟

540
00:25:35,060 --> 00:25:37,787
‫نابود نمیشه ولی مردم جونشون رو از دست میدن.

541
00:25:37,799 --> 00:25:39,596
‫همینجوریشم جونشون رو از دست دادن.

542
00:25:39,619 --> 00:25:42,708
‫مقر سِری ما که در اونجا امور انجام میشه...

543
00:25:42,732 --> 00:25:43,868
‫مورد هجوم قرار گرفت.

544
00:25:48,274 --> 00:25:50,543
‫،یه جاسوس، اطلاعاتی درباره‌ی کارهامون لو داد

545
00:25:50,566 --> 00:25:53,079
‫و در نتیجه، یه تیم فرستاده شد

546
00:25:53,113 --> 00:25:54,080
‫تا ردینگتون رو بدزده.

547
00:25:54,114 --> 00:25:55,815
‫خودشو توی سنگر حبس کرد.

548
00:25:55,850 --> 00:25:56,950
‫بیرون نمیومد...

549
00:25:56,984 --> 00:25:58,152
‫و اون گروه به تهدیدشون

550
00:25:58,186 --> 00:26:00,586
‫مبنی بر کشتن افراد بیگناه ادامه دادن تا اومد بیرون.

551
00:26:02,022 --> 00:26:03,457
‫اجازه داد افرادی بمیرن؟

552
00:26:03,491 --> 00:26:05,213
‫براش مهم نبود کی کشته میشه؟

553
00:26:05,237 --> 00:26:07,937
‫- بجز یه نفر.
‫- کی؟

554
00:26:07,961 --> 00:26:09,429
‫من.

555
00:26:09,453 --> 00:26:12,400
‫وقتی اسلحه رو گذاشتن روی سرم قبول کرد بیاد بیرون.

556
00:26:12,435 --> 00:26:13,935
‫بعد از اون، ردینگتون ناپدید شد.

557
00:26:13,969 --> 00:26:15,904
‫به ستاد فرماندهی برنگشت...

558
00:26:15,939 --> 00:26:17,838
‫- تا اینکه جاسوس رو پیدا کردیم.
‫- و اون جاسوس کی بود؟

559
00:26:17,873 --> 00:26:20,975
‫مطمئن نیستیم ولی ردینگتون درست بعد از

560
00:26:21,009 --> 00:26:23,479
‫ناپدید شدن دایان فاولر برگشت.

561
00:26:29,529 --> 00:26:31,188
‫داری بهم میگی که رئیس سابق...

562
00:26:31,222 --> 00:26:35,125
‫بخش جنایی وزارت دادگستری جاسوس بوده؟

563
00:26:35,159 --> 00:26:37,594
‫- جاسوسِ کی بوده؟
‫- مطمئن نیستم.

564
00:26:41,469 --> 00:26:44,502
‫اجازه داد چند تا از ماموران بمیرن ولی تو نه.

565
00:26:44,536 --> 00:26:46,204
‫این مردی که بهش مرتبط نیستی...

566
00:26:46,238 --> 00:26:48,840
‫که دوستت هم نیست.

567
00:26:52,444 --> 00:26:54,980
‫قبلاً گفتی ردینگتون جواب سوالاتی رو داشت

568
00:26:55,014 --> 00:26:57,382
‫که حتی بهشون فکر هم نکرده بودی.

569
00:26:57,417 --> 00:26:58,650
‫بهت جوابی هم داده؟

570
00:26:59,771 --> 00:27:06,716
‫خب... قبلاً بخاطر کارهاش...

571
00:27:06,740 --> 00:27:07,995
‫فکر میکردم...

572
00:27:08,029 --> 00:27:09,795
‫که شاید پدرم باشه.

573
00:27:10,615 --> 00:27:12,167
‫پدرتو ندیدی؟

574
00:27:12,191 --> 00:27:16,003
‫نه. توی یه آتش‌سوزی مُرد.

575
00:27:16,414 --> 00:27:18,905
‫و مادرت؟

576
00:27:18,940 --> 00:27:21,543
‫وقتی بچه بودم مُرد.

577
00:27:21,577 --> 00:27:26,013
‫مردی که بزرگم کرد، پدر خوانده‌م

578
00:27:26,047 --> 00:27:27,182
‫اسمش سم میلهون بود.

579
00:27:27,216 --> 00:27:29,017
‫با ردینگتون ارتباطی داره؟

580
00:27:29,051 --> 00:27:30,475
‫- بله.
‫- چه ارتباطی؟

581
00:27:30,499 --> 00:27:31,586
‫نمیدونم.

582
00:27:31,621 --> 00:27:32,621
‫ولی همدیگرو میشناختن؟

583
00:27:37,178 --> 00:27:39,663
‫بله وقتیکه پدرم فوت کرد، ردینگتون اونجا بود.

584
00:27:39,697 --> 00:27:41,598
‫اینجا نشستی و بهم گفتی...

585
00:27:41,633 --> 00:27:43,533
‫قبل از اینکه ردینگتون خودش رو تسلیم کنه

586
00:27:43,567 --> 00:27:45,869
‫هیچ ارتباطی باهاش نداشتی و حالا داری بهم میگی

587
00:27:45,903 --> 00:27:47,937
‫اونقدر به پدرت نزدیک بوده
‫که زمان مرگش کنارش بوده؟

588
00:27:47,972 --> 00:27:49,005
‫نگفتم بهم نزدیک بودن.

589
00:27:49,040 --> 00:27:50,140
‫استراحت میکنیم.

590
00:27:51,842 --> 00:27:53,578
‫صبر کنین، چرا؟

591
00:27:53,612 --> 00:27:55,280
‫باید خوب و با دقت درباره‌ی

592
00:27:55,314 --> 00:27:57,248
‫داستانی که داری تعریف میکنی فکر کنی.

593
00:27:57,283 --> 00:27:59,184
‫این داستان نیست. حقیقته.

594
00:27:59,218 --> 00:28:00,652
‫،اینکه گفتی مردی که هیچوقت ندیدی

595
00:28:00,686 --> 00:28:02,554
‫یه مجرم بدنام، با مردی که بزرگت کرده

596
00:28:02,588 --> 00:28:03,721
‫رابطه‌ای مخفی داشته؟

597
00:28:03,755 --> 00:28:06,892
‫- بله.
‫- ،شوهر مرحومت یه جاسوس بود

598
00:28:06,926 --> 00:28:08,527
‫،و والدینت رو ندیدی

599
00:28:08,562 --> 00:28:10,229
‫و تا حالا کسی درباره‌ی مجرمینی
‫،که تو دنبالشونی چیزی نشنیده

600
00:28:10,263 --> 00:28:12,932
‫و بنا به دلایلی ادعا میکنی که نمیدونی

601
00:28:12,966 --> 00:28:15,802
‫چرا تو برای اینکار انتخاب شدی.

602
00:28:17,571 --> 00:28:20,137
‫صبر کنین! صب... نمی...

603
00:28:20,161 --> 00:28:21,208
‫نمیخوام استراحت کنم.

604
00:28:21,242 --> 00:28:23,225
‫میخوام تمومش کنم و برم خونه.

605
00:28:31,487 --> 00:28:34,088
‫نمیخوای از دستگاه فروش اتوماتیک چیزی برات بیارم؟

606
00:28:48,672 --> 00:28:50,773
‫بهتره موضوع مهمی باشه.

607
00:28:52,295 --> 00:28:54,277
‫قوانین رو که میدونی.

608
00:28:55,031 --> 00:28:57,431
‫وقتی وارد عملیات میشی، ارتباط برقرار نمیکنی.

609
00:28:58,546 --> 00:29:02,119
‫پای تلفن گفتی موضوع خیلی مهمیه.

610
00:29:02,521 --> 00:29:04,088
‫چی شده؟

611
00:29:08,126 --> 00:29:09,460
‫دستات.

612
00:29:22,766 --> 00:29:24,777
‫ردینگتون.

613
00:29:25,785 --> 00:29:27,570
‫چه خبر شده؟

614
00:29:29,891 --> 00:29:31,512
‫چی میخوای؟

615
00:29:32,310 --> 00:29:34,087
‫تام کین رو میخوام.

616
00:29:38,114 --> 00:29:40,414
‫گفتی ردینگتون یه لیست داره.

617
00:29:40,449 --> 00:29:41,815
‫بهش میگه لیست سیاه.

618
00:29:41,850 --> 00:29:42,884
‫و این لیست پیش کیه؟

619
00:29:42,918 --> 00:29:44,485
‫پیش هارولد کوپر...

620
00:29:44,519 --> 00:29:45,919
‫لیست فیزیکی نیست.

621
00:29:45,954 --> 00:29:47,888
‫تمام اسامی توی سر "ردینگتون"ـه.

622
00:29:48,756 --> 00:29:49,991
‫پس همشون تصادفی هستن.

623
00:29:50,025 --> 00:29:51,560
‫نه، فکر نمیکنم.

624
00:29:51,594 --> 00:29:53,492
‫بنظرم هر پرونده، هر مجرم

625
00:29:53,510 --> 00:29:55,512
‫یه جورایی بخشی از یه برنامه‌ی بزرگتره.

626
00:29:55,546 --> 00:29:56,513
‫کدوم برنامه؟

627
00:29:56,547 --> 00:29:57,647
‫،مطمئن نیستم

628
00:29:57,681 --> 00:29:59,416
‫ولی در هر پرونده‌ای یه نقشه‏ای داره.

629
00:29:59,450 --> 00:30:00,683
‫اینو میدونم.

630
00:30:00,718 --> 00:30:03,820
‫پس ردینگتون داره ازت استفاده میکنه
‫تا امپراطوری خلافکاریش رو گسترش بده.

631
00:30:03,854 --> 00:30:05,422
‫نه. خب آره.

632
00:30:05,456 --> 00:30:07,024
‫و تو با این موضوع مشکلی نداری؟

633
00:30:07,058 --> 00:30:08,993
‫،اولش مشکل داشتم ولی اینجور که مشخص شده

634
00:30:09,028 --> 00:30:11,195
‫پرونده‌هایی که بهمون میده برای امینت ملی

635
00:30:11,230 --> 00:30:13,597
‫خیلی باارزشتر از اون چیزایی هست
‫که در ازاش میگیره.

636
00:30:13,632 --> 00:30:16,235
‫ولی بازم ردینگتون پرونده‌های خاصی

637
00:30:16,269 --> 00:30:17,569
‫رو بخاطر سود شخصیش دنبال میکنه؟

638
00:30:17,603 --> 00:30:19,938
‫خاص نیستن.
‫بعضی‌هاشون مرتبطن.

639
00:30:19,972 --> 00:30:21,005
‫از چه نظر مرتبطن؟

640
00:30:21,040 --> 00:30:22,441
‫،ردینگتون از ووژینگ یه شماره گرفت

641
00:30:22,475 --> 00:30:24,876
‫یه ُکد که بعد از اینکه بهمون کمک کرد
‫جلوی ژنرال لاد رو بگیریم...

642
00:30:24,911 --> 00:30:27,379
‫توی "برنامه‌ی دستگیری مجرمین خشن" وارد کرد

643
00:30:27,414 --> 00:30:30,016
‫،تا لوسی بروکس ملقب به

644
00:30:30,051 --> 00:30:32,218
‫،جولین پارکر رو شناسایی کنیم

645
00:30:32,253 --> 00:30:36,256
‫که بعدش به وسیله‌ی
‫لیست مشتری‌های کیمیاگر ردش رو پیدا کرد.

646
00:30:36,290 --> 00:30:37,890
‫جینا زانتاکس، قاصد...

647
00:30:37,925 --> 00:30:42,029
‫بنظرم همشون به یه جا برمیگردن.

648
00:30:42,064 --> 00:30:45,032
‫اولش، فکر میکردم تمام پرونده‌ها
‫مربوط به دستگیری "برلین"ـه.

649
00:30:45,067 --> 00:30:46,400
‫مردی که شوهرت براش کار میکرد.

650
00:30:46,435 --> 00:30:47,735
‫و خیلی‌هاشون هم همینطور بودن.

651
00:30:47,770 --> 00:30:49,938
‫و بله داره ازمون استفاده میکنه. این حقیقت داره.

652
00:30:49,973 --> 00:30:52,573
‫ولی در این پروسه، تونستیم تعدادی از

653
00:30:52,607 --> 00:30:56,011
‫اهداف بسیار باارزش که شامل برلین هم میشه رو
‫دستگیر کنیم و یا به قتل برسونیم.

654
00:30:56,045 --> 00:30:57,812
‫،و فکر میکردم این پایان کاره

655
00:30:57,847 --> 00:31:01,284
‫،ولی مشخص شد
‫ردینگتون برنامه‌های دیگه‌ای داره.

656
00:31:02,148 --> 00:31:04,153
‫و تمام اینها یه جورایی مرتبطن؟

657
00:31:04,188 --> 00:31:06,823
‫مطمئن نیستم ولی فکر میکنم مرتبطن.

658
00:31:07,394 --> 00:31:09,058
‫مثل دستگیری اخیرش در هنگ کنگ.

659
00:31:09,093 --> 00:31:10,493
‫داستان پوشش.

660
00:31:10,527 --> 00:31:11,927
‫خودش میخواست دستگیر شه.

661
00:31:11,962 --> 00:31:13,430
‫همه‌ی اینکارا بخشی از جست و جوش

662
00:31:13,465 --> 00:31:15,466
‫برای پیدا کردن چیزی به اسم "فولکرم"ــه.

663
00:31:16,119 --> 00:31:16,833
‫فولکروم؟

664
00:31:16,868 --> 00:31:18,068
‫یه پرونده‌ی اخاذیه.

665
00:31:18,103 --> 00:31:20,138
‫و قبل از اینکه تصمیم بگیرین
‫این موضوع رو برای بحث

666
00:31:20,172 --> 00:31:22,307
‫،به جلسه‌ی علنی دادگاه بکشونین

667
00:31:22,341 --> 00:31:24,242
‫،باید بدونین که
‫،براساس حرفای ردینگتون

668
00:31:24,276 --> 00:31:26,411
‫فولکروم مدرک وجود

669
00:31:26,445 --> 00:31:28,246
‫یه تشکیلات مخفیه.

670
00:31:28,280 --> 00:31:30,548
‫،و اگه فعالیت‌های این تشکیلات عمومی بشه

671
00:31:30,582 --> 00:31:33,185
‫تعدادی از افراد خیلی قدرتمند

672
00:31:33,220 --> 00:31:34,586
‫یا میوفتن زندان یا اعدام میشن.

673
00:31:34,621 --> 00:31:35,988
‫یه جوری میگی که انگار چیزی بدیه.

674
00:31:36,023 --> 00:31:38,824
‫نمیدونیم چیزی که ردینگتون
‫،ادعا میکنه حقیقت داره یا نه

675
00:31:38,858 --> 00:31:41,261
‫،و تا وقتیکه بتونیم ادعاهاش رو تأیید کنیم

676
00:31:41,295 --> 00:31:42,662
‫،تا وقتیکه اون مدرک رو پیدا کنیم

677
00:31:42,696 --> 00:31:44,630
‫تنها افرادی که از عمومی شدن

678
00:31:44,664 --> 00:31:46,566
‫فولکروم سود میبرن

679
00:31:46,600 --> 00:31:48,301
‫مجرمینی هستن که فولکروم باعث شناساییشون میشه.

680
00:31:48,336 --> 00:31:53,874
‫خب، توی هنگ کنگ...
‫ردینگتون این فولکروم رو پیدا کرد؟

681
00:31:53,909 --> 00:31:55,395
‫نه.

682
00:31:55,419 --> 00:31:58,876
‫و فکر دیگه‌ای برای پیدا کردنش داره؟

683
00:31:58,910 --> 00:32:00,643
‫بله... به وسیله‌ی من.

684
00:32:00,678 --> 00:32:01,811
‫تو؟

685
00:32:01,846 --> 00:32:03,813
‫به این باور رسیدم که

686
00:32:03,848 --> 00:32:06,083
‫دلیل تسلیم شدنش و اینکه

687
00:32:06,117 --> 00:32:07,618
‫- منو خواسته همینه.
‫- و بذار حدس بزنم...

688
00:32:07,652 --> 00:32:09,887
‫این موضوع کاملاً برات غافلگیر کننده‌ست.

689
00:32:09,921 --> 00:32:11,121
‫دقیقاً.

690
00:32:11,155 --> 00:32:13,492
‫همونجوری که وقتی تو رو خواست

691
00:32:13,526 --> 00:32:14,526
‫غافلگیر شده بودی.

692
00:32:14,560 --> 00:32:15,761
‫بله.

693
00:32:15,795 --> 00:32:18,994
‫و همونجوری که وقتی فهمیدی شوهرت یه جاسوسه.

694
00:32:19,028 --> 00:32:21,062
‫متاسفم. حق با شماست. کاملاً حق با شماست.

695
00:32:21,097 --> 00:32:22,296
‫باید میدونستم

696
00:32:22,330 --> 00:32:23,898
‫وقتی منو شوهرم میخواستیم تشکیل خانواده بدیم

697
00:32:23,932 --> 00:32:25,732
‫که اون، در واقع یه خیانتکاره

698
00:32:25,767 --> 00:32:28,467
‫که توی اتاق خوابم دوربین امنیتی کار گذاشته!

699
00:32:28,502 --> 00:32:30,402
‫البته که باید میدونستم

700
00:32:30,436 --> 00:32:33,069
‫که نفر چهارم لیست تحت تعقیب‌ترین افراد اف.بی.آی

701
00:32:33,104 --> 00:32:36,271
‫خودشو تسلیم میکنه
‫و میخواد که فقط با من صحبت کنه!

702
00:32:36,305 --> 00:32:38,939
‫وای خدا، چه مامور بدی هستم

703
00:32:38,973 --> 00:32:41,708
‫که این حقیقت که من در مرکز

704
00:32:41,742 --> 00:32:44,209
‫پرده‌برداری از یه پرونده‌ی اخاذی هستم

705
00:32:44,243 --> 00:32:46,944
‫که توازن قدرت در...
‫اجازه بدین از کلمه‌ی مناسب استفاده کنم

706
00:32:46,978 --> 00:32:51,614
‫در تمام دنیا رو جابجا میکنه رو نادیده گرفتم!

707
00:32:51,648 --> 00:32:53,848
‫واو! گَند زدم!

708
00:33:03,922 --> 00:33:05,789
‫بنظرم یکم از بحث اصلیمون فاصله گرفتیم

709
00:33:07,436 --> 00:33:09,189
‫،در مورد آقای ایمز

710
00:33:09,936 --> 00:33:12,492
‫،براساس صحبت‌های کارآگاه ویل‏کاکس

711
00:33:12,527 --> 00:33:14,960
‫وقتی آقای ایمز رو روی
‫عرشه کشتی ققنوس دیدی

712
00:33:14,994 --> 00:33:17,896
‫گقتی بخاطر یه مسئله‌ی کاری رفتی اونجا.

713
00:33:17,930 --> 00:33:20,764
‫،همونجور که به کارآگاه گفتم
‫دنبال یه فراری میگشتم

714
00:33:20,799 --> 00:33:22,598
‫فراری‌ها...
‫از کامبرلند.

715
00:33:22,633 --> 00:33:24,567
‫اف.بی.آی.
‫دنبال دو تا فراری میگردیم

716
00:33:24,601 --> 00:33:26,600
‫که دیشب از کامبرلند فرار کردن.

717
00:33:26,635 --> 00:33:28,501
‫،هیچوقت اسمی از کامبرلند نیاوردم

718
00:33:28,536 --> 00:33:30,903
‫و فقط دنبال یه نفر میگشتم...
‫ساموئل آلکو.

719
00:33:30,937 --> 00:33:32,738
‫،حکم بازداشتش رو داشتیم

720
00:33:32,772 --> 00:33:34,004
‫و بنا به دلیلی فکر میکردم

721
00:33:34,039 --> 00:33:35,907
‫که توی ققنوس مخفی شده.

722
00:33:35,941 --> 00:33:37,974
‫آقای آلکو چطور به

723
00:33:38,008 --> 00:33:40,108
‫تیم ویژه شما مرتبطه؟

724
00:33:40,143 --> 00:33:42,376
‫خبرچین یکی از همکارام بود

725
00:33:42,411 --> 00:33:46,813
‫که در حال انجام وظیفه کشته شد...
‫میرا مالک

726
00:33:46,847 --> 00:33:49,247
‫امیدوار بودم بتونم با آلکو معامله کنم

727
00:33:49,281 --> 00:33:50,748
‫و ازش بخوام برای من خبرچینی کنه.

728
00:33:50,782 --> 00:33:52,382
‫آقای آلکو میگه دروغ میگی.

729
00:33:52,417 --> 00:33:54,083
‫- در صحبت‌هاش...
‫- که تکذیبشون کرد.

730
00:33:54,117 --> 00:33:56,518
‫میگه که شوهر سابقت رو به مدت ۴ ماه

731
00:33:56,553 --> 00:33:58,186
‫توی ققنوس گروگان گرفته بودی

732
00:33:58,219 --> 00:34:00,454
‫- و اینکه در اونجا ازش بازجویی میکردی.
‫- این حقیقت نداره.

733
00:34:00,488 --> 00:34:02,922
‫چند وقت یه بار با برلین ارتبط برقرار میکردی؟

734
00:34:02,956 --> 00:34:04,188
‫- یه اسم میخوام.
‫- اسمم "جیکوب فلپس"ـه.

735
00:34:04,222 --> 00:34:05,457
‫جولین پارکر رو تو به قتل رسوندی؟
‫چرا تو؟

736
00:34:05,491 --> 00:34:06,623
‫جاسوسی بقیه رو هم میکردی؟
‫این...

737
00:34:06,658 --> 00:34:07,758
‫درباره‌ی ردینگتون چی میدونی؟

738
00:34:07,792 --> 00:34:09,025
‫درباره‌ی ردینگتون چی میدونی؟

739
00:34:09,060 --> 00:34:11,393
‫،و وقتیکه آقای ایمز فهمید داری چیکار میکنی

740
00:34:11,428 --> 00:34:13,260
‫تو و شوهرت با همکاری هم کشتینش.

741
00:34:13,284 --> 00:34:14,280
‫نــه!

742
00:34:14,315 --> 00:34:16,080
‫اینطوری بهتره. بذار انجامش بده.

743
00:34:16,114 --> 00:34:17,948
‫ولم کن!
‫دستتو بکش!

744
00:34:17,982 --> 00:34:19,049
‫تام، بس کن!

745
00:34:20,883 --> 00:34:23,517
‫همونجور که بهتون گفتم شوهر سابقم مُرده.

746
00:34:23,552 --> 00:34:25,119
‫شاید بهتر باشه به یادت بیارم که سوگند یاد کردی.

747
00:34:25,154 --> 00:34:26,519
‫شاید بهتر باشه من به یادتون بیارم

748
00:34:26,554 --> 00:34:28,854
‫تنها مدرک علیه منه ضمنیه.

749
00:34:28,888 --> 00:34:30,256
‫پس نظر تو خلاف نظر اونه؟

750
00:34:30,290 --> 00:34:33,457
‫اگه همسرم رو گروگان گرفته بودم
‫،و آقای ایمز خبردار شده بود

751
00:34:33,491 --> 00:34:35,624
‫،آخرین کاری که تام میخواست بکنه کشتن اون بود

752
00:34:35,659 --> 00:34:38,893
‫تنها فردی که میتونست
‫به مسئولین خبر بده و تام رو آزاد کنه.

753
00:34:38,928 --> 00:34:39,994
‫با عقل جور درنمیاد.

754
00:34:40,028 --> 00:34:41,862
‫بله، نظر من خلاف نظر اونه.

755
00:34:42,930 --> 00:34:44,269
‫کاملاً نه.

756
00:34:46,287 --> 00:34:47,919
‫خیلی‌خب. بفرستینش داخل.

757
00:34:50,744 --> 00:34:53,102
‫میخوام داستانی که تعریف کردی رو با رئیست چِک کنم.

758
00:34:53,136 --> 00:34:55,703
‫خوبه. شکی ندارم که معاون رئیس کوپر

759
00:34:55,737 --> 00:34:57,071
‫اظهاراتم رو تأیید میکنه.

760
00:34:57,105 --> 00:34:58,738
‫خب، به زودی متوجه میشیم.

761
00:34:58,773 --> 00:35:00,549
‫آقای کوپر پشت در هستن.

762
00:35:05,656 --> 00:35:08,675
‫در حال حاضر مامور کین، بنظرم دیگه کاری نداریم.

763
00:35:16,475 --> 00:35:18,236
‫مدیر کوپر، بفرمایین.

764
00:35:20,619 --> 00:35:23,354
‫ببین، بهت گفتم چه اتفاقی برای تام کین افتاده.

765
00:35:23,862 --> 00:35:25,083
‫این تقصیر من نیست.

766
00:35:25,117 --> 00:35:27,418
‫خودت شخصاً ضمانتش رو کردی بیل.

767
00:35:27,453 --> 00:35:30,787
‫بخاطر توصیه‌ی تو استخدامش کردم.

768
00:35:31,308 --> 00:35:33,155
‫اون کالا معیوب بود.

769
00:35:33,189 --> 00:35:34,357
‫نه.

770
00:35:34,391 --> 00:35:38,625
‫کین عالی بود...
‫نمرات آزمون‌هاش، استعدادش.

771
00:35:39,055 --> 00:35:42,361
‫نشانه‌ای وجود نداشت که از نظر احساسی درگیر میشه.

772
00:35:42,395 --> 00:35:44,194
‫ولی شد.

773
00:35:44,229 --> 00:35:45,429
‫باهام ارتباط برقرار نکرده.

774
00:35:45,464 --> 00:35:47,464
‫این مزخرفاتو تموم کن بیل.

775
00:35:47,498 --> 00:35:50,432
‫تام کین رو از وقتی بچه بود بردی پیش خودت.

776
00:35:50,467 --> 00:35:53,000
‫بهش آموزش دادی تا یه مامور مخفی باشه.

777
00:35:53,034 --> 00:35:54,401
‫تا حالا فقط همینکارو کرده.

778
00:35:54,435 --> 00:35:56,970
‫فقط همینکارو بلده.

779
00:35:57,004 --> 00:35:58,770
‫،وقتی یه عملیات تموم میشه

780
00:35:58,804 --> 00:36:01,171
‫برمیگرده پیشت تا یه عملیات دیگه بهش بدی.

781
00:36:01,205 --> 00:36:02,305
‫این دفعه اینطوری نبود.

782
00:36:04,475 --> 00:36:07,476
‫ممت و من به تفاهم رسیدیم.

783
00:36:07,510 --> 00:36:11,678
‫اون هم میتونه زنده بمونه و هم معاون وزیر باشه...

784
00:36:11,712 --> 00:36:13,112
‫و منم تو رو بدست میارم.

785
00:36:22,078 --> 00:36:23,718
‫به همون اندازه امیدوارم منو تو

786
00:36:23,753 --> 00:36:26,720
‫به یه راه‌حل که به نفع هردومون باشه برسیم.

787
00:36:26,755 --> 00:36:29,288
‫حتی اگه میدونستم کجاست هم بهت نمیگفتم.

788
00:36:29,322 --> 00:36:33,189
‫خیانت کین از نظر زمانی

789
00:36:33,223 --> 00:36:37,760
‫مالی و جانی، خسارت‌های زیادی بهم وارد کرده.

790
00:36:37,794 --> 00:36:41,295
‫تعدادی از نزدیکترین افراد بهم

791
00:36:41,328 --> 00:36:42,662
‫بخاطر تام کین الان مُردن.

792
00:36:42,697 --> 00:36:46,799
‫اگه جاشو بهت بگم به یه مشتری خیانت کردم.

793
00:36:46,833 --> 00:36:49,632
‫نباید کار سختی باشه بیل.

794
00:36:49,666 --> 00:36:51,367
‫به من که خیانت کردی.

795
00:36:53,569 --> 00:36:56,737
‫بهم یه مُهره فروختی
‫و وقتیکه برلین ۲ برابر اون قیمت

796
00:36:56,772 --> 00:36:59,338
‫بهت پیشنهاد داد
‫گذاشتی علیه من بشه.

797
00:36:59,373 --> 00:37:02,674
‫بهم مدیونی.

798
00:37:02,709 --> 00:37:06,076
‫این موقعیتِ نسبتاً اتفاقی رو به عنوان

799
00:37:06,111 --> 00:37:09,043
‫شروعی برای بی حساب شدن با من در نظر بگیر.

800
00:37:10,946 --> 00:37:13,179
‫تام کین رو کجا میتونم پیدا کنم؟

801
00:37:19,617 --> 00:37:21,725
‫داشتم به حرفای الیزابت کین

802
00:37:21,760 --> 00:37:23,893
‫،درباره‌ی توصیف کارهای تیم ویژه شما گوش میدادم

803
00:37:23,928 --> 00:37:25,362
‫،و سوالات زیادی دارم

804
00:37:25,396 --> 00:37:28,097
‫ولی بهتره بگم که فقط میخوام
‫،یه سوال رو جلو روت قرار بدم

805
00:37:28,131 --> 00:37:30,898
‫،و اون سوال اینه که به عنوان رئیسش

806
00:37:30,933 --> 00:37:35,935
‫میتونی بهم بگی مامور کین
‫،بخاطر موقعیت رسمیش به عنوان یه مامور اف.بی.آی

807
00:37:35,969 --> 00:37:38,469
‫،روی اون کشتی یعنی ققنوس بوده

808
00:37:38,503 --> 00:37:41,488
‫یا همونطور که بنظر خودم
‫،محتملتره بخاطر دلایل شخصی

809
00:37:41,511 --> 00:37:43,338
‫که هیچ ربطی به کار گروه شما

810
00:37:43,373 --> 00:37:45,940
‫و اف.بی.آی نداره اونجا بوده؟

811
00:37:45,974 --> 00:37:47,840
‫،متوجهم که باید این سوال رو ازم بپرسین

812
00:37:47,875 --> 00:37:49,342
‫ولی به گمونم برای اینه که حرفایی که

813
00:37:49,377 --> 00:37:51,043
‫مامور کین قبلاً بهتون گفته رو تأیید کنین...

814
00:37:51,078 --> 00:37:52,545
‫که به این موضوع اشاره کرده.

815
00:37:52,579 --> 00:37:55,479
‫و هر گونه نیاز به شهادت
‫و سوگند یاد کردن منو از بین برده.

816
00:37:55,513 --> 00:37:57,680
‫نه.

817
00:37:57,714 --> 00:38:01,015
‫مامور کین مستقیماً تو رو
‫بر روی صندلی داغ قرار داده.

818
00:38:01,050 --> 00:38:05,785
‫،نه تنها گفت که برای امور کاری اونجا بوده

819
00:38:05,819 --> 00:38:07,586
‫بطور خاص گفت که

820
00:38:07,620 --> 00:38:08,920
‫تو این موضوع رو تأیید میکنی.

821
00:38:08,955 --> 00:38:10,888
‫میدونم اینکار برات سخته.

822
00:38:10,922 --> 00:38:12,355
‫،مامور کین یکی از زیردستاته

823
00:38:12,390 --> 00:38:14,223
‫و طبق غریزه باید بهش وفادار باشی.

824
00:38:14,257 --> 00:38:16,224
‫،ولی خودش، خودش رو در این موقعیت قرار داده

825
00:38:16,258 --> 00:38:18,692
‫و قویاً بهت توصیه میکنم برای محافظت از اون

826
00:38:18,726 --> 00:38:20,260
‫- شهادت دروغ ندی...
‫- بله.

827
00:38:22,200 --> 00:38:23,469
‫بله، چی؟

828
00:38:24,167 --> 00:38:26,992
‫بله، مامور کین به عنوان
‫،بخشی از وظایف کاری گروهمون

829
00:38:27,026 --> 00:38:30,631
‫توی اون کشتی یعنی ققنوس بوده.

830
00:38:32,914 --> 00:38:36,156
‫داری توی مسیر
‫خیلی خطرناکی قدم میذاری جناب مدیر.

831
00:38:37,034 --> 00:38:38,902
‫متوجهی که اگه شهادت دروغ بدی...

832
00:38:38,937 --> 00:38:41,285
‫ازم یه سوال پرسیدین و منم جوابش دادم.

833
00:38:41,319 --> 00:38:42,410
‫کارمون تموم شد؟

834
00:38:42,444 --> 00:38:44,230
‫میتونم ازت جزئیات ماجرا رو بخوام.

835
00:38:44,264 --> 00:38:46,081
‫،اونجوری که من متوجه شدم
‫وظیفه‌ی شما اینه که تصمیم بگیرین

836
00:38:46,116 --> 00:38:48,232
‫هیئت منصفه باید این موضوع رو بررسی کنه یا نه.

837
00:38:48,267 --> 00:38:49,952
‫،حالا اگه میخواین منو در مقابل اونا قرار بدین

838
00:38:49,987 --> 00:38:51,606
‫مجبورم کنین سوالاتشون رو جواب بدم، باشه قبول.

839
00:38:51,640 --> 00:38:53,162
‫ولی اون سوالی که

840
00:38:53,196 --> 00:38:55,743
‫گفتین میخواین جواب بدم رو جواب دادم.

841
00:38:55,776 --> 00:38:57,430
‫پس اگه حرف دیگه‌ای نیست...

842
00:39:03,724 --> 00:39:04,775
‫مدیر کوپر.

843
00:39:06,463 --> 00:39:09,274
‫یه حسی بهم میگه به زودی دوباره با هم صحبت میکنیم.

844
00:39:16,256 --> 00:39:17,844
‫چی پیدا کردی؟

845
00:39:17,878 --> 00:39:19,964
‫- بذار ببینمش.
‫- توی بدنه‌ی کشتی پیداش کردیم.

846
00:39:19,988 --> 00:39:21,606
‫همینه.

847
00:39:21,629 --> 00:39:24,162
‫اینو بده به بخش گلوله شناسی
‫تا با اسلحه‌ی سازمانی مامور کین مطابقتش بدن.

848
00:39:24,196 --> 00:39:25,784
‫- وقتیکه وارد دادگاه شد اسلحه‌ش رو تحویل داد.
‫- متوجه شدم.

849
00:39:25,818 --> 00:39:26,942
‫به آزمایشگاه بگو خون رو

850
00:39:26,977 --> 00:39:29,192
‫بررسی کنن و دنبال مطابقت
‫نمونه‌ی دی.ان.ای با دی.ان.ایِ آلکو بگردن.

851
00:39:29,226 --> 00:39:31,276
‫نتیجه‌ش رو سریعاً میخوام.

852
00:39:31,310 --> 00:39:33,261
‫بله قربان.

853
00:39:41,673 --> 00:39:43,210
‫بعداً میبینمت.

854
00:39:45,889 --> 00:39:47,915
‫نوشیدنی بخریم؟

855
00:39:52,712 --> 00:39:54,216
‫هی تو.

856
00:39:54,239 --> 00:39:58,116
‫،این بابایی که میشناسی و اسلحه میفروشه

857
00:39:58,139 --> 00:39:59,863
‫قابل اعتماده؟

858
00:39:59,886 --> 00:40:02,047
‫فکر کردم خودت یه نفرو میشناسی.

859
00:40:02,071 --> 00:40:05,028
‫میشناختیم. ولی دیگه نمیشناسیم.

860
00:40:05,052 --> 00:40:07,508
‫پس الان با هم دوستیم؟

861
00:40:10,290 --> 00:40:12,608
‫طرفت قابل اعتماده؟

862
00:40:15,644 --> 00:40:18,455
‫خب، همونجوری که انتظار میرفت پیش رفت.

863
00:40:18,489 --> 00:40:19,713
‫یه سرنخی از کین پیدا کردیم

864
00:40:19,747 --> 00:40:22,359
‫و همینطور برای مسابقات جهانی سال آینده‌ی خروس جنگی

865
00:40:22,394 --> 00:40:24,013
‫به نشستن در صندلی وزیر دعوت شدیم.

866
00:40:24,048 --> 00:40:26,528
‫،علیرغم تضاد فرهنگی

867
00:40:26,562 --> 00:40:29,340
‫بنظرم مسابقه‌ی خروس‌های جنگی زشت و ناپسنده.

868
00:40:29,374 --> 00:40:33,509
‫هر چند راستش رو بگم، عاشق مرغ سرخ شده‌ام.

869
00:40:33,543 --> 00:40:35,098
‫باید بهش بگی ریموند.

870
00:40:38,142 --> 00:40:39,134
‫چی رو بهش بگم؟

871
00:40:39,168 --> 00:40:40,953
‫درباره‌ی تام.

872
00:40:40,987 --> 00:40:43,599
‫قبلاً باید بهش میگفتی

873
00:40:44,608 --> 00:40:46,445
‫نمیدونم چطور اینکارو بکنم دمبه

874
00:40:46,480 --> 00:40:48,232
‫چرا میدونی

875
00:40:48,266 --> 00:40:50,979
‫با گفتن همه چیز حقیقت رو بهش میگی.

876
00:40:57,100 --> 00:40:59,118
‫فکر نمیکنم بتونم اینکارو بکنم.

877
00:41:01,037 --> 00:41:04,080
‫شاید بهتر باشه انقدر بهش فکر نکنی و انجامش بدی.

878
00:41:08,679 --> 00:41:10,300
‫ببخشید که مزاحم میشم قربان.

879
00:41:10,334 --> 00:41:11,987
‫- نمیشد اینکار بمونه برای بعد.
‫- چی جلو رومه؟

880
00:41:12,022 --> 00:41:14,435
‫یه گلوله‌ی شلیک شده سر صحنه پیدا شد.

881
00:41:14,469 --> 00:41:16,685
‫با سلاح مامور کین مطابقت داره.

882
00:41:16,719 --> 00:41:18,338
‫مقادیری از خون ساموئل آلکو

883
00:41:18,373 --> 00:41:20,258
‫روی پوشش پیدا شد.

884
00:41:20,292 --> 00:41:22,045
‫- اینو کِی پیدا کردین؟
‫- ۵ساعت پیش

885
00:41:22,079 --> 00:41:24,294
‫قربان، این...
‫این مدرک فیزیکی مستقیمِ

886
00:41:24,329 --> 00:41:25,783
‫اینه که مامور کین به دادگاه دروغ گفته.

887
00:41:25,818 --> 00:41:28,232
‫،میگه که آقای آلکو رو روی اون کشتی ندیده

888
00:41:28,265 --> 00:41:29,588
‫ولی این حرف با این حقیقت

889
00:41:29,622 --> 00:41:31,838
‫که یه گلوله از اسلحه‌ش شلیک شده

890
00:41:31,873 --> 00:41:33,460
‫و وارد بدن آقای آلکو شده

891
00:41:33,493 --> 00:41:35,212
‫و همراه با خون آقای آلکو
‫روی کشتی پیدا شده هم‌خوانی نداره.

892
00:41:35,246 --> 00:41:37,992
‫اینه مدرکیه که نشون میده
‫،مامور کین داره حقیقت رو مخفی میکنه قربان

893
00:41:38,026 --> 00:41:39,646
‫و حقیقت

894
00:41:39,680 --> 00:41:42,160
‫اینه که الیزاب کین یوجین ایمز رو کشته.

895
00:41:42,279 --> 00:41:44,971
‫:: Cafe-Film.Com ::..
‫:: IranFilm.Net ::..

896
00:41:48,939 --> 00:41:54,888
‫کاری از
‫« علیرضا و مهرداد »

897
00:41:54,912 --> 00:41:59,912
‫: هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

