1
00:00:02,480 --> 00:00:05,303
‫« نیویورک سیتی، نیویورک »

2
00:00:06,928 --> 00:00:09,443
‫این سومین مورد توی این ماهه.

3
00:00:09,599 --> 00:00:10,891
‫خودم در جریانم.

4
00:00:10,978 --> 00:00:12,517
‫برای این مساله پیش‏قدم نشده بودم.

5
00:00:13,237 --> 00:00:16,273
‫فکر کردم توافق کردیم که
‫وظیفه من فقط پیدا کردن اوناس.

6
00:00:16,358 --> 00:00:17,664
‫شرایط تغییر میکنه لوید.

7
00:00:17,744 --> 00:00:19,478
‫ازت میخوام بیشتر مراقب باشی.

8
00:00:19,588 --> 00:00:21,653
‫یعنی داری بهم میگی
‫چطوری کارم رو انجام بدم؟

9
00:00:23,379 --> 00:00:24,737
‫دارم بهت هشدار میدم.

10
00:00:25,367 --> 00:00:27,558
‫اگه یکی دو تا از این آزمایشات
‫،بیخ پیدا کنه

11
00:00:27,639 --> 00:00:30,399
‫و کسی از کاری که داریم میکنیم
‫خبردار بشه.

12
00:00:30,494 --> 00:00:31,791
‫پاداش خوبی داری میگیری

13
00:00:31,878 --> 00:00:33,489
‫،تا این ریسک رو بکنی لوید

14
00:00:33,575 --> 00:00:35,943
‫اما اگه منظورت اینه که
‫ترجیح میدی قطع همکاری کنی

15
00:00:36,044 --> 00:00:37,616
‫اونوقت یکی دیگه رو پیدا میکنیم.

16
00:00:39,982 --> 00:00:41,696
‫همینو میخوای؟

17
00:00:57,295 --> 00:00:58,827
‫گواهینامه و کارت ماشین لطفاً.

18
00:00:58,929 --> 00:01:00,219
‫- عصر بخیر سرکار.
‫- عصر بخیر.

19
00:01:00,314 --> 00:01:01,636
‫البته. مشکلی نیست.

20
00:01:01,762 --> 00:01:02,884
‫بارت چیه؟

21
00:01:04,098 --> 00:01:05,242
‫محصول کشاورزی.

22
00:01:06,599 --> 00:01:08,034
‫و، به کجا داری میبری؟

23
00:01:08,115 --> 00:01:09,250
‫سَنبورن.

24
00:01:09,323 --> 00:01:10,364
‫سنبورن، ها؟

25
00:01:10,764 --> 00:01:11,764
‫در جریانی که این آزادراه

26
00:01:11,845 --> 00:01:13,872
‫مسیریه که برای قاچاق مواد
‫به اونتاریو ازش استفاده میشه؟

27
00:01:13,945 --> 00:01:15,133
‫از این قضیه اطلاعی ندارم.

28
00:01:15,217 --> 00:01:16,129
‫خوبه، پس از نظرت اشکالی نداره

29
00:01:16,208 --> 00:01:18,508
‫اگه یه نگاهی به عقب ماشینت بندازم، نه؟

30
00:01:24,453 --> 00:01:26,077
‫میشه لطفاً ملافه رو کنار بِکِشی؟

31
00:01:29,632 --> 00:01:30,767
‫این چیـ...

32
00:01:44,343 --> 00:01:45,304
‫اینکارو نکن

33
00:01:45,410 --> 00:01:49,210
‫: هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

34
00:01:49,276 --> 00:01:56,224
‫[ارائه‏ای از تیم ترجمه ایران فیلم و کافه فیلم]
‫:: IranFilm.Net - Cafe-Film.Com ::..

35
00:02:05,096 --> 00:02:09,655
‫عـلـیـرضـا و مـهـرداد با افتخار تقدیم میکنند
‫<font color=Blue>Mehrdadss</font> - <font color=Maroon>Oceanic ۶</font>

36
00:02:10,652 --> 00:02:12,737
‫ابتکار طول عمر
‫(شماره ۹۷)

37
00:02:42,628 --> 00:02:44,503
‫عزیزم، چی شده؟

38
00:02:45,117 --> 00:02:46,312
‫عصات رو جا گذاشتی.

39
00:02:46,677 --> 00:02:47,687
‫لازمش نداشتم.

40
00:02:47,779 --> 00:02:49,156
‫برای اولین بار از زمان...

41
00:02:49,854 --> 00:02:52,066
‫،نمیدونم از کِی شار
‫بیدار شدم و راه رفتم.

42
00:02:53,357 --> 00:02:54,964
‫یه چند قدم بیشتر نشد.
‫بدجوری درد داشتم.

43
00:02:56,280 --> 00:02:57,411
‫خب، معالجه؟

44
00:02:58,181 --> 00:02:59,248
‫داره جواب میده.

45
00:02:59,325 --> 00:03:01,416
‫بعد از حمله، فکر نمیکردم
‫،مثل سابق بشم

46
00:03:01,554 --> 00:03:03,717
‫و بعد از تشخیص دکترها...

47
00:03:03,793 --> 00:03:05,144
‫و خودت شنیدی دکتر چی گفت...

48
00:03:05,225 --> 00:03:06,519
‫تومور داره کوچیک‏تر میشه.

49
00:03:07,076 --> 00:03:08,723
‫و درمان کارسازه.

50
00:03:13,006 --> 00:03:14,420
‫هی، قطع نکن.
‫توی دردسر افتادم.

51
00:03:14,512 --> 00:03:16,798
‫قاضی تو رو از همه اتهامات مُبرا کرد.

52
00:03:16,860 --> 00:03:18,710
‫قضیه بازرس بندر نیست.

53
00:03:19,006 --> 00:03:20,179
‫نمیتونم.

54
00:03:20,317 --> 00:03:21,475
‫،وقتی ردینگتون پوشش منو از بین بُرد

55
00:03:21,571 --> 00:03:23,268
‫،باعث شد برای آدم‏های خطرناکی لو برم

56
00:03:23,346 --> 00:03:24,374
‫و حالا دارن دنبالم میگردن.

57
00:03:24,480 --> 00:03:26,411
‫و نمیتونم با کسی که منو
‫به این ماموریت فرستاد تماس بگیرم.

58
00:03:26,491 --> 00:03:27,148
‫تام...

59
00:03:27,254 --> 00:03:29,130
‫،و این آدم‏ها
‫،این آلمانی‏ها

60
00:03:29,922 --> 00:03:31,588
‫- گوشی دستت.
‫- سوار شو.

61
00:03:31,671 --> 00:03:32,738
‫کدوم گوری بودی؟
‫چطوری پیدام کردی؟

62
00:03:32,836 --> 00:03:34,006
‫اگه من بتونم
‫اونا هم میتونن.

63
00:03:34,094 --> 00:03:35,777
‫موقع خروج از درسدن
‫علامت گذاریت کردن.

64
00:03:35,867 --> 00:03:36,888
‫گذرنامه‏هات دیگه بدرد نمیخورن.

65
00:03:36,975 --> 00:03:38,162
‫کیف رو بنداز واسم!
‫سوار شو!

66
00:03:38,261 --> 00:03:39,037
‫،خیلی‏خب، ببین، من باید برم

67
00:03:39,123 --> 00:03:40,597
‫- اما چیزیم نمیشه.
‫- باید بریم!

68
00:03:40,719 --> 00:03:41,701
‫میدونم!
‫یه لحظه امون بده!

69
00:03:41,778 --> 00:03:43,139
‫- همین حالا!
‫- میدونم امروز چه روزیه.

70
00:03:43,227 --> 00:03:44,578
‫امشب در "وینگ یی" خوش بگذره.

71
00:03:45,543 --> 00:03:47,718
‫خدافظ تام.

72
00:04:05,302 --> 00:04:06,812
‫این چیه؟

73
00:04:06,896 --> 00:04:08,654
‫یادت نمیاد، نه؟

74
00:04:09,040 --> 00:04:10,225
‫چی رو؟

75
00:04:10,367 --> 00:04:11,598
‫شراب انگور.

76
00:04:12,284 --> 00:04:14,594
‫همونی که تو و سم کاشته بودید.

77
00:04:15,309 --> 00:04:16,808
‫البته. یادم میاد.

78
00:04:16,946 --> 00:04:20,127
‫کنار حصار باغ، میچیدیم...

79
00:04:22,491 --> 00:04:23,568
‫اینا از...

80
00:04:23,649 --> 00:04:26,837
‫بطری شرابی که وقتی بچه بودی با سم
‫درست کردید.

81
00:04:29,317 --> 00:04:31,336
‫تولدت مبارک لیزی.

82
00:04:32,174 --> 00:04:37,683
‫تو به هر چیزی که سم واست آرزو میکرد
‫و حتی بیشتر رسیدی.

83
00:04:37,820 --> 00:04:39,811
‫با یه آدم خاص بخورش.

84
00:04:40,443 --> 00:04:43,336
‫،احتمالش هست تا الان دیگه قابل خوردن نیست

85
00:04:43,448 --> 00:04:47,146
‫واسه همین به عنوان پشتیبان
‫یه شراب برونلو سال ۸۲ واست آوردم.

86
00:04:48,623 --> 00:04:50,111
31

87
00:04:50,193 --> 00:04:52,064
‫بهت برنخوره‏ها، اما پیر شدم.

88
00:04:52,146 --> 00:04:54,568
‫مُرتاض هندی من بهم میگه
‫که چیزی به اسم زمان وجود نداره.

89
00:04:54,647 --> 00:04:56,326
‫،قصد داره تا ابد زندگی کنه

90
00:04:56,487 --> 00:04:59,627
‫و بدبختی اینه که
‫تنها آدمی هم نیست که اینو میخواد.

91
00:05:00,797 --> 00:05:01,695
‫بهم بگو درباره

92
00:05:01,846 --> 00:05:05,038
‫ابتکار طول عمر چی میدونی؟

93
00:05:05,139 --> 00:05:06,344
‫چیزی ازش نشنیدم.

94
00:05:06,418 --> 00:05:07,500
‫یه شرکت خصوصیه

95
00:05:07,617 --> 00:05:12,541
‫،که در زمینه افزایش طول عمر انسان فعالیت میکنه

96
00:05:12,738 --> 00:05:16,290
‫و توسط راجر هابز معروف حمایت میشه.

97
00:05:16,381 --> 00:05:17,934
‫- همون میلیاردر فناوری معروف؟
‫- بله.

98
00:05:18,036 --> 00:05:19,389
‫سال‏ها پیش کارش رو شروع کرد.

99
00:05:19,483 --> 00:05:21,899
‫اینو میدونم چون بهم فرصتی رو پیشنهاد کرد

100
00:05:22,001 --> 00:05:25,355
‫تا بعنوان شریک در این پروژه سرمایه گذاری کنم.

101
00:05:25,505 --> 00:05:26,585
‫من قبول نکردم.

102
00:05:26,666 --> 00:05:28,849
‫تو شخصاً راجر هابز رو میشناسی؟

103
00:05:28,937 --> 00:05:32,817
‫،راجر از یه خرس بَهره‏هوشی خیلی بالاتری داره

104
00:05:32,905 --> 00:05:37,215
‫و حالا... بنظر میاد که
‫به همون اندازه هم کُشنده شده.

105
00:05:37,308 --> 00:05:39,308
‫خبر دار شدی که دیشب
‫یه پلیس ایالتی نیویورک

106
00:05:39,421 --> 00:05:42,240
‫در حین انجام وظیفه به ضرب گلوله کُشته شده؟

107
00:05:42,314 --> 00:05:43,679
‫،مظنون هنوز فراریه

108
00:05:43,787 --> 00:05:46,315
‫اما اجساد قطع عضو شده
‫رو پشت کامیون پیدا کردن.

109
00:05:46,394 --> 00:05:47,834
‫قطع عضو نه.

110
00:05:47,909 --> 00:05:49,811
‫به روشون آزمایش انجام شده.

111
00:05:49,892 --> 00:05:51,317
‫ابتکار طول عمر

112
00:05:51,424 --> 00:05:53,956
‫وارد مرحله آزمایش انسانی شده.

113
00:05:54,263 --> 00:05:57,342
‫اگه پیشرفتی حاصل کنن
‫اونوقت باید آزمایشش کنن.

114
00:05:57,434 --> 00:05:58,709
‫بروی قربانیان بیگناه.

115
00:05:58,786 --> 00:06:00,701
‫اگه خوش‏شانس باشیم
‫دارم اشتباه میگم.

116
00:06:00,793 --> 00:06:02,090
‫شاید وقتی با راجر هابز حرف زدی

117
00:06:02,192 --> 00:06:04,963
‫نظر دیگه‏ای داشته باشی.

118
00:06:08,031 --> 00:06:09,324
‫شرمنده که در منزلتون مزاحم شدیم.

119
00:06:09,438 --> 00:06:11,343
‫راستیتش، ابتکار طول عمر

120
00:06:11,445 --> 00:06:13,299
‫دفتر کاری مشخصی نداره.

121
00:06:13,403 --> 00:06:14,988
‫تحقیقات رو با کمک‏های مالی
‫از سراسر جهان تامین میکنیم.

122
00:06:15,079 --> 00:06:16,378
‫چند نفر کارمند داره؟

123
00:06:16,517 --> 00:06:17,267
‫حدود هزار نفر.

124
00:06:17,351 --> 00:06:19,001
‫همه‏شون بروی زندگی جاودان
‫تحقیقات میکنن؟

125
00:06:19,093 --> 00:06:20,317
‫،میدونم که مثل داستان‏های علمی-تخیلی میاد

126
00:06:20,479 --> 00:06:22,122
‫منتها این مبنای کاره.

127
00:06:22,214 --> 00:06:24,141
‫هدفی داریم...
‫که معمای مرگ رو حل کنیم.

128
00:06:24,321 --> 00:06:27,240
‫برای انجام این کار، از هر زاویه‏ای
‫مساله رو بررسی میکنیم.

129
00:06:27,324 --> 00:06:30,300
‫فناوری‏های ژنتیکی پیشرفته اما
‫تایید نشده رو حمایت میکنیم

130
00:06:30,413 --> 00:06:33,079
‫اونایی که جریان عامه
‫حتی نزدیکش هم نمیشن.

131
00:06:33,161 --> 00:06:34,106
‫ساده عرض کنم، داریم سعی میکنیم

132
00:06:34,192 --> 00:06:36,536
‫تا جاییکه ممکنه عمر بدن انسان
‫رو افزایش بدیم.

133
00:06:36,616 --> 00:06:38,156
‫،نظرتون چیه درباره سه تا جسدی حرف بزنیم

134
00:06:38,249 --> 00:06:39,328
‫،که نشان از جراحی شدن دارن

135
00:06:39,464 --> 00:06:41,479
‫و در حال قاچاق پشت
‫یه کامیون پیدا شدن؟

136
00:06:41,575 --> 00:06:42,292
‫احتمالش چقدره

137
00:06:42,382 --> 00:06:44,104
‫بتونیم این اجساد رو به شما

138
00:06:44,196 --> 00:06:46,950
‫و آزمایشتون ارتباط بدیم؟

139
00:06:47,101 --> 00:06:48,008
‫امکان نداره فکر کنید

140
00:06:48,127 --> 00:06:49,690
‫که یکی از دانشمندان من مسئول این کار باشه.

141
00:06:49,780 --> 00:06:52,343
‫حدس و گمان‏هایی هست که برخی
‫از کارمندان شما

142
00:06:52,465 --> 00:06:54,380
‫ممکنه فکر کرده باشن
‫وقت آزمایش بروی انسان رسیده.

143
00:06:54,472 --> 00:06:57,624
‫اینقدری شماره وکیل آشنا روی موبایلم دارم

144
00:06:57,724 --> 00:06:58,657
‫که میتونم باهاش یه استادیوم رو پُر کنم.

145
00:06:58,751 --> 00:06:59,863
‫دارم باهاتون صحبت میکنم

146
00:06:59,993 --> 00:07:01,853
‫چون این پروژه برام خیلی با ارزشه.

147
00:07:01,954 --> 00:07:03,225
‫چیزی برای مخفی کردن نداریم.

148
00:07:03,353 --> 00:07:05,761
‫یه فهرست از تمامی محققین شما رو لازم داریم.

149
00:07:05,844 --> 00:07:07,919
‫چشم. با شما کمال همکاری رو خواهم داشت.

150
00:07:08,047 --> 00:07:09,541
‫از دفتر پزشکی قانونی زنگ زدن.

151
00:07:09,663 --> 00:07:11,114
‫باید بریم.
‫ممنونم.

152
00:07:11,190 --> 00:07:12,084
‫بابت وقتی که گذاشتین ممنونم.

153
00:07:14,691 --> 00:07:15,374
‫حق با شما بود...

154
00:07:15,466 --> 00:07:16,676
‫بروی این آدم‏ها آزمایش کردن.

155
00:07:16,754 --> 00:07:19,293
‫هر سه مقتول هنگام جراحی مغز اعصاب فوت کردن.

156
00:07:19,460 --> 00:07:20,744
‫- به چه منظوری؟
‫- مشخص نیست.

157
00:07:20,837 --> 00:07:22,917
‫اما سلول‏های بیگانه به بافت مغز
‫پیوند زده شده بودن.

158
00:07:23,006 --> 00:07:25,015
‫- چجور سلول‏هایی؟
‫- خب، بعضی‏هاشون سلول‏های بنیادی جنینی بودن

159
00:07:25,147 --> 00:07:27,399
‫اما بعضی‏های دیگه، خب...

160
00:07:27,628 --> 00:07:28,458
‫مال انسان نبودن.

161
00:07:28,550 --> 00:07:29,857
‫- عجیبه.
‫- ،وقتی اجساد رو به اینجا آوردن

162
00:07:29,969 --> 00:07:31,157
‫آسیب شدیدی به

163
00:07:31,239 --> 00:07:32,683
‫لوب پیشانی مغزشون خورده بود.

164
00:07:32,762 --> 00:07:33,759
‫طبیعتاً فکر کردم این آسیب

165
00:07:33,838 --> 00:07:35,561
‫بدلیل آزمایشی که باعث مرگشون
‫،شده رخ داده

166
00:07:35,646 --> 00:07:38,752
‫منتها بعدش، یکی از مقتولین
‫رو شناسایی کردم، و...

167
00:07:39,845 --> 00:07:41,201
‫پس آزمایشات باعث آسیب مغزی نشدن.

168
00:07:41,321 --> 00:07:42,172
‫نه.

169
00:07:42,256 --> 00:07:43,496
‫این "ویلیام ایکاف"ـه.

170
00:07:43,625 --> 00:07:44,780
‫،در حین اسکی دچار حادثه شده

171
00:07:44,875 --> 00:07:45,970
‫چندین شکستگی استخوان
‫،رو متحمل شده

172
00:07:46,067 --> 00:07:48,234
‫،اما از همه مهمتر
‫دچار ضربه مغری شده بوده...

173
00:07:48,307 --> 00:07:49,066
‫و نمیتونسته صحبت کنه.

174
00:07:49,137 --> 00:07:50,987
‫در حقیقت، گزارش شده بود
‫که سه روز پیش از بیمارستانی

175
00:07:51,069 --> 00:07:53,014
‫در هِیگِراستون مفقود شده.

176
00:07:53,179 --> 00:07:55,387
‫آخه کی یه آدم معلول و بی‏دفاع رو میدزده

177
00:07:55,477 --> 00:07:57,450
‫و مورد همچین ستمی قرار میده؟

178
00:07:58,008 --> 00:07:58,670
‫چیکار کردی؟

179
00:07:58,764 --> 00:08:01,088
‫چرا مریض‏هام شدن تیتر خبرها؟!

180
00:08:01,232 --> 00:08:03,803
‫مریض‏هات واسم چندان مهم نیستن.

181
00:08:03,892 --> 00:08:05,680
‫من یه پلیس رو بقتل رسوندم.

182
00:08:05,905 --> 00:08:07,518
‫باورم نمیشه.

183
00:08:07,638 --> 00:08:10,382
‫بهت گفتم که اگه همینطوری ادامه بدیم
‫توجهات ناخواسته‏ای رو جلب میکنیم.

184
00:08:10,473 --> 00:08:11,149
‫من دیگه نیستم.

185
00:08:11,225 --> 00:08:13,260
‫از این کشور دارم میرم.
‫تو هم همینکارو بکن.

186
00:08:13,707 --> 00:08:14,935
‫نمیتونم.

187
00:08:15,222 --> 00:08:16,867
‫باید قطع کنم.
‫مریض زیر دستمه.

188
00:08:19,475 --> 00:08:20,713
‫خب، پس...

189
00:08:21,214 --> 00:08:23,044
‫ادامه میدیم.

190
00:08:25,242 --> 00:08:26,948
‫لطفاً اسمت رو بهم بگو.

191
00:08:34,219 --> 00:08:35,334
‫بفرما.

192
00:08:35,454 --> 00:08:36,719
‫بیا دوباره امتحان کنیم.

193
00:08:38,211 --> 00:08:39,637
‫اسمت رو بهم بگو.

194
00:08:44,131 --> 00:08:46,349
‫اسمت رو بهم بگو.

195
00:08:48,230 --> 00:08:50,217
‫زود باش، میتونی بیشتر تلاش کنی.

196
00:08:50,298 --> 00:08:53,216
‫اسمت رو بهم بگو لطفاً.

197
00:08:54,313 --> 00:08:57,092
‫اسمت رو بهم بگو!

198
00:08:57,184 --> 00:08:58,517
‫خودشه.
‫اسمت رو بهم بگو.

199
00:09:02,575 --> 00:09:04,477
‫بیاین اینجا!
‫دچار حمله عصبی شده!

200
00:09:16,318 --> 00:09:18,192
‫بدموقع مزاحم شدم؟

201
00:09:18,282 --> 00:09:19,970
‫البته که نه.
‫بفرما بشین

202
00:09:20,046 --> 00:09:22,393
‫حالت بنظر خوب میاد هارولد.
‫چطوری؟

203
00:09:22,465 --> 00:09:24,122
‫،راستش، خیلی بهتر هستم

204
00:09:24,286 --> 00:09:25,742
‫البته قسمتیش به لطف توئه.

205
00:09:26,516 --> 00:09:28,155
‫- ممنونم تام.
‫- خواهش میکنم.

206
00:09:28,558 --> 00:09:30,286
‫خب چی باعث شده بیای اینجا؟

207
00:09:30,614 --> 00:09:32,747
‫به اطلاعم رسیده که چند تا از افرادت

208
00:09:32,868 --> 00:09:35,074
‫به دیدن راجر هابز رفتن.

209
00:09:35,159 --> 00:09:35,956
‫به اطلاعت رسیده.

210
00:09:36,047 --> 00:09:38,364
‫تحقیقات ما رو زیر نظر داری؟

211
00:09:38,474 --> 00:09:40,329
‫آروم باش هارولد.
‫اصلاً اینطوری نیست.

212
00:09:40,412 --> 00:09:42,030
‫پس این هابز دوست توئه؟

213
00:09:42,125 --> 00:09:43,091
‫دوست ماست.

214
00:09:43,178 --> 00:09:45,202
‫شرکتش چندین قرارداد دفاعی با دولت بسته.

215
00:09:45,284 --> 00:09:46,276
‫یکی از انسان‏های شریفه.

216
00:09:46,352 --> 00:09:47,931
‫چرا لازمه اینا رو بدونم؟

217
00:09:48,214 --> 00:09:49,668
‫حس میکنم حالت تدافعی گرفتی.

218
00:09:49,734 --> 00:09:51,822
‫بنظر میاد که داری همه این اطلاعات
‫رو بیان میکنی

219
00:09:51,927 --> 00:09:54,580
‫،تا یه جورایی روی تحقیقات من اثر بذاره

220
00:09:54,665 --> 00:09:55,730
‫که امکان نداره حقیقت داشته باشه

221
00:09:55,805 --> 00:09:57,155
‫چون من و تو همدیگه رو
‫خیلی وقته میشناسیم

222
00:09:57,256 --> 00:09:58,777
‫و میدونم که از خط قرمز رد نمیشی.

223
00:09:58,854 --> 00:10:00,933
‫من پامو از گلیمم درازتر نمیکنم.

224
00:10:01,447 --> 00:10:03,630
‫فقط دارم سوابق رو بهت میگم.

225
00:10:03,750 --> 00:10:06,067
‫،منظورم اینه
‫،اگه شرایط یکسان بمونه

226
00:10:06,150 --> 00:10:09,152
‫میخوام تا وقتی مساله‏ای ثابت نشده
‫فرض بر بیگناهیش باشه.

227
00:10:09,448 --> 00:10:11,302
‫مسائل هیچوقت با هم برابر نیستن.

228
00:10:13,720 --> 00:10:15,274
‫،گوش کن هارولد

229
00:10:15,928 --> 00:10:18,049
‫باید کاری که فکر میکنی
‫درسته رو انجام بدی.

230
00:10:19,447 --> 00:10:22,966
‫واقعاً امیدوارم که حرفی که زدم
‫دلالت بر خلاف این موضوع نداشته باشه.

231
00:10:26,278 --> 00:10:27,150
‫وقتی شنیدیم چه بلایی سر ویلیام اومده

232
00:10:27,242 --> 00:10:28,852
‫قلبمون به درد اومد.

233
00:10:28,927 --> 00:10:30,055
‫وقتی فکر کردیم که

234
00:10:30,152 --> 00:10:32,302
‫تحت نظر ما سرگردان و آواره شده
‫احساس حقارت کردیم.

235
00:10:32,391 --> 00:10:33,964
‫منظورتون اینه که رُبوده شده؟

236
00:10:34,053 --> 00:10:34,875
‫بنظرمون بله.

237
00:10:34,956 --> 00:10:37,076
‫به گمونم اینجا اقدامات امنیتی برقرار کردید.

238
00:10:37,157 --> 00:10:38,412
‫میشه فهرستی از افرادی که

239
00:10:38,498 --> 00:10:41,199
‫در روز ناپدید شدنش به
‫ساختمان دسترسی داشتن، تهیه کنید؟

240
00:10:41,332 --> 00:10:42,606
‫الساعه اینکارو میکنم.

241
00:10:42,698 --> 00:10:44,633
‫و آخرین باری که ویلیام دیده شد، کجا بود؟

242
00:10:44,726 --> 00:10:45,557
‫حیاط جنوبی.

243
00:10:45,639 --> 00:10:46,974
‫،دایان، یکی از بهترین پرستاران ما

244
00:10:47,071 --> 00:10:48,972
‫مریض‏ها رو برای هواخوری بیرون بُرده بود.

245
00:10:49,146 --> 00:10:51,448
‫ویلیام کنار جان پاول نشسته بود.

246
00:10:51,527 --> 00:10:53,417
‫دایان گفت که برای چند لحظه
‫روش رو اونطرف کرده

247
00:10:53,547 --> 00:10:55,287
‫و وقتی برگشته
‫ویلیام اونجا نبوده.

248
00:10:55,375 --> 00:10:56,493
‫اشکالی نداره با جان پاول صحبت کنم؟

249
00:10:57,201 --> 00:11:01,032
‫میتونین امتحان کنید اما اون
‫اهل معاشرت نیست.

250
00:11:06,021 --> 00:11:07,675
‫بنظر میاد که دست خوبی نصیبت شده.

251
00:11:09,324 --> 00:11:10,520
‫جای ۸ بازه.

252
00:11:13,561 --> 00:11:16,688
‫من الیزابت هستم.
‫از طرف اف.بی.آی اومدم.

253
00:11:16,777 --> 00:11:18,272
‫مونده بودم میتونم چند تا سوال

254
00:11:18,409 --> 00:11:19,838
‫درباره ویلیام ایکاف بپرسم یا نه؟

255
00:11:19,934 --> 00:11:22,813
‫وقتی که ناپدید شد همراهش بودین درسته؟

256
00:11:24,564 --> 00:11:26,378
‫آدم‏هایی که من باهاشون کار میکنم...
‫دنبالش هستن.

257
00:11:26,475 --> 00:11:28,195
‫نکته‏ای به ذهنت نمیاد بهم بگی؟

258
00:11:28,450 --> 00:11:29,711
‫چیزی ندیدی؟

259
00:11:33,947 --> 00:11:37,228
‫کس دیگه‏ای هم اونجا بود
‫که بتونیم باهاش حرف بزنیم؟

260
00:11:43,479 --> 00:11:45,109
‫بابت وقتی که گذاشتی ممنونم.

261
00:11:48,740 --> 00:11:50,563
‫- به جایی رسیدی؟
‫- نه. تو چی؟

262
00:11:50,735 --> 00:11:52,805
‫گزارش امنیتی روز ناپدید شدن.

263
00:11:53,025 --> 00:11:55,429
‫هر کسی که اینجا بوده
‫اجازه داشته.

264
00:12:02,607 --> 00:12:04,451
‫".شرکت دارویی تاج زرین"

265
00:12:04,555 --> 00:12:06,311
‫لوید مونرو.
‫یکی از نمایندگان اوناست.

266
00:12:06,409 --> 00:12:08,930
‫اون عصر یکی از دکترهای ما رو دید.

267
00:12:09,048 --> 00:12:10,448
‫واست معنایی داره؟

268
00:12:16,891 --> 00:12:18,335
‫شرکت دارویی تاج زرین؟

269
00:12:18,444 --> 00:12:20,102
‫همینو سعی داشتی بهم بگی؟

270
00:12:25,993 --> 00:12:27,562
‫سلام بچه‏ها
‫چی دارید؟

271
00:12:27,889 --> 00:12:31,547
‫یه کارت تولد
‫و ۳۱ کیک فنجونی قرمز مخملی.

272
00:12:31,923 --> 00:12:33,932
‫اه، خب ۳۰ تا. نتونستم جلوی خودم
‫رو بگیرم یکیش رو خوردم.

273
00:12:34,064 --> 00:12:36,867
‫- کِی برمیگردین؟
‫- آرام، منظورم مظنونه.

274
00:12:36,969 --> 00:12:38,361
‫آهان کار. صحیح.

275
00:12:38,500 --> 00:12:39,787
‫خیلی‏خب، لوید مونرو...

276
00:12:39,883 --> 00:12:42,378
‫۳۷ساله اهل نورث بیچ مریلند.

277
00:12:42,477 --> 00:12:43,499
‫سابقه کیفری نداره.

278
00:12:43,655 --> 00:12:45,028
‫همین الان به تاج زرین زنگ زدم.

279
00:12:45,115 --> 00:12:46,547
‫گفتن که امروز سر کار حاضر نشده.

280
00:12:46,641 --> 00:12:49,296
‫دارم سوابق تلفن و اقتصادیش رو بررسی میکنم.

281
00:12:49,377 --> 00:12:50,472
‫یه چیزی پیدا کردم.

282
00:12:50,560 --> 00:12:52,470
‫یکی دیگه از قربانیان دیگه مریض
‫لَنداُور هیلز بوده.

283
00:12:52,559 --> 00:12:53,879
‫حدس بزنین نماینده دارویی اونجا

284
00:12:53,968 --> 00:12:55,269
‫صبحی که ناپدید شده کی بوده.

285
00:12:55,343 --> 00:12:56,293
‫لوید مونرو.

286
00:12:56,406 --> 00:12:58,367
‫حتماً مظنون ماست.
‫امکان نداره تصادفی بوده باشه.

287
00:12:58,456 --> 00:13:00,777
‫- خب بازداشتش کنیم.
‫- اینکار شاید مشکل باشه.

288
00:13:00,858 --> 00:13:02,118
‫،بر طبق فعالیت اخیر کارت اعتباریش

289
00:13:02,209 --> 00:13:04,284
‫لوید مونرو یه بلیط اتوبوس برای رفتن از بوفالو

290
00:13:04,417 --> 00:13:05,276
‫از شرکت سیلور لاین خریده.

291
00:13:05,474 --> 00:13:07,088
‫پلیس محلی رو خبر کن.

292
00:13:07,192 --> 00:13:09,595
‫بهشون بگو که
‫باید جلوی اون اتوبوس رو بگیرن.

293
00:13:10,667 --> 00:13:12,667
‫البته همه واسه رفتن عجله ندارن.

294
00:13:13,608 --> 00:13:15,790
‫تام و تمام اسامی مستعارش
‫رو علامت گذاری کردیم...

295
00:13:15,931 --> 00:13:16,886
‫هنوز از کشور نرفته.

296
00:13:16,980 --> 00:13:18,295
‫تو که با قطع و یقین اینو نمیدونی.

297
00:13:18,411 --> 00:13:19,866
‫- باهات تماس گرفته؟
‫- نه.

298
00:13:19,966 --> 00:13:20,944
‫اون یه قاتله کین.

299
00:13:21,052 --> 00:13:22,831
‫حالا چون از اتهام مُبرا شده
‫اصل مساله عوض نمیشه.

300
00:13:23,470 --> 00:13:24,993
‫حتی نمیدونم کجاست.

301
00:13:25,602 --> 00:13:27,339
‫در باشگاه هیل‏تاپ لینز پیاده‏ات میکنم.

302
00:13:27,437 --> 00:13:29,603
‫اونجا یه کمد هست...
‫کمد ب-۱۵.

303
00:13:29,811 --> 00:13:31,715
‫بلیطها توی یه کیفه.

304
00:13:32,142 --> 00:13:34,264
‫با اولین پروازی که تونستی
‫به لندن برو.

305
00:13:34,356 --> 00:13:35,947
‫آقای پیتز
‫منتظرت خواهد بود.

306
00:13:36,044 --> 00:13:38,140
‫یه دفعه سر و کله ردینگتون پیدا شد.
‫نمیدونم چطوری.

307
00:13:38,228 --> 00:13:40,033
‫تقصیر ردینگتون نیست.

308
00:13:40,579 --> 00:13:42,301
‫چاره دیگه‏ای نداشتم رفیق.

309
00:13:45,196 --> 00:13:46,349
‫شرمنده.

310
00:13:48,716 --> 00:13:49,902
‫اسلحه‏ام کجاست؟

311
00:13:53,700 --> 00:13:55,521
‫قرار نیست به لندن برم، نه؟

312
00:14:01,695 --> 00:14:03,467
‫عموم یه کشاورز بود.

313
00:14:04,688 --> 00:14:06,907
‫یه سگ قشنگ نژاد بُردر کولی داشت...

314
00:14:07,017 --> 00:14:09,998
‫باهوش، آموزش دیده
‫و بدجوری وفادار بود

315
00:14:10,091 --> 00:14:13,436
‫اما یه تابستون اون سگ
‫،وارد لونه مرغ‏ها شد

316
00:14:13,533 --> 00:14:15,293
‫و نیمی از مرغ‏ها رو نِفله کرد.

317
00:14:16,054 --> 00:14:17,351
‫عموم...

318
00:14:18,226 --> 00:14:19,699
‫،عاشق اون سگ بود

319
00:14:19,800 --> 00:14:22,569
‫اما میدونست که باید
‫دخلش رو بیاره.

320
00:14:22,678 --> 00:14:25,215
‫میتونم برم یه جای خیلی دور.

321
00:14:25,317 --> 00:14:27,492
‫،بخاطر دختره، ردینگتون رو کُفری کردی

322
00:14:27,600 --> 00:14:29,529
‫و منم این قضیه رو نادیده گرفتم.

323
00:14:30,066 --> 00:14:31,232
‫و بعدش قضیه درسدن پیش اومد.

324
00:14:31,320 --> 00:14:32,309
‫ناسلامتی منما!

325
00:14:32,434 --> 00:14:35,994
‫بخاطر دختره رفتی پیش مامورین فدرال جیکوب.

326
00:14:36,404 --> 00:14:37,964
‫میخوای یه گلوله توو سرم خالی کنی؟

327
00:14:38,047 --> 00:14:39,212
‫اونم بعد از قضیه کیپ تاون؟

328
00:14:39,300 --> 00:14:41,002
‫پنجره رو بکش پایین.

329
00:14:41,984 --> 00:14:44,038
‫من یه مامور ساده نیستم، نه؟

330
00:14:44,166 --> 00:14:45,478
‫تو منو میشناسی.

331
00:14:45,909 --> 00:14:47,192
‫منو بزرگ کردی.

332
00:14:47,280 --> 00:14:48,977
‫خودت قوانین رو میدونستی پسر.

333
00:14:50,109 --> 00:14:51,727
‫،درباره دختره بهت هشدار داده بودم

334
00:14:53,210 --> 00:14:55,913
‫و اون به قیمت جونت تموم شد.

335
00:15:08,581 --> 00:15:10,399
‫کریستوف، رفیق قدیمی.

336
00:15:10,725 --> 00:15:12,629
‫دنبالت میگشتیم.

337
00:15:19,090 --> 00:15:20,336
‫میدونی این چیه؟

338
00:15:20,764 --> 00:15:23,199
‫گزارش گلوله‏شناسیه که ثابت میکنه
‫اسلحه‏ای که بهمراه داشتی

339
00:15:23,288 --> 00:15:25,783
‫همونیه که در قتل اون پلیس استفاده شده.

340
00:15:25,935 --> 00:15:28,294
‫جزای کُشتن یه افسر پلیس مرگه.

341
00:15:28,388 --> 00:15:31,277
‫این یعنی واجد الشرایط حکم اعدام هستی.

342
00:15:31,515 --> 00:15:32,484
‫من هیچی نمیدونم.

343
00:15:32,574 --> 00:15:35,588
‫صحیح، واسه همین توی یه اتوبوس
‫در حالیکه داشتی از کشور فرار میکردی، پیدات کردیم.

344
00:15:35,680 --> 00:15:37,325
‫آدم‏هایی که براشون کار میکنی رو میخوایم.

345
00:15:37,412 --> 00:15:39,576
‫اگه اونا رو تحویل ما بدی
‫،ما هم با دادستانی صحبت میکنیم

346
00:15:39,898 --> 00:15:41,577
‫و درخواست حبس ابد میدیم.

347
00:15:41,665 --> 00:15:44,754
‫بعد چند سال حتی امکان
‫عفو مشروط هم خواهی داشت.

348
00:15:47,287 --> 00:15:48,725
‫جولین پاول.

349
00:15:48,813 --> 00:15:51,320
‫یه دکتر به اسم جولین پاول...
‫اون کسیه که بهم پول میداد.

350
00:15:51,411 --> 00:15:53,298
‫- پول میداد چیکار کنی؟
‫- ،سوژه آزمایش لازم داشت

351
00:15:53,436 --> 00:15:55,366
‫اونایی که شرایط خاص و لازم رو داشتن.

352
00:15:55,468 --> 00:15:56,780
‫افرادی که دچار آسیب لوب پیشانی شده بودن.

353
00:15:56,861 --> 00:15:58,905
‫و بخاطر اینکه نماینده فروش دارو بودم
‫و به بیمارستان‏ها دسترسی داشتم

354
00:15:58,999 --> 00:16:01,308
‫میتونستم اونا رو پیدا کنم.

355
00:16:01,654 --> 00:16:03,134
‫درباره راجر هابز بهمون بگو.

356
00:16:03,236 --> 00:16:04,494
‫ارتباطش به این قضایا چیه؟

357
00:16:04,586 --> 00:16:05,658
‫نمیدونم اون کیه.

358
00:16:05,751 --> 00:16:07,891
‫- اگه دروغ بگی...
‫- دروغ نمیگم.

359
00:16:07,999 --> 00:16:08,846
‫میتونم کمکتون کنم.

360
00:16:08,941 --> 00:16:10,371
‫همیشه سوژه‏های آزمایش
‫رو در یه جای مشخص

361
00:16:10,470 --> 00:16:12,235
‫تحویل میدادم.

362
00:16:12,368 --> 00:16:13,401
‫کلینیک امنه.

363
00:16:13,475 --> 00:16:15,977
‫جلوی در ورودی، تیم ما
‫با دو نفر ناشناس روبرو شدن...

364
00:16:16,056 --> 00:16:17,878
‫مرد سفید پوست
‫حدود ۳۰ ساله.

365
00:16:18,006 --> 00:16:20,756
‫بهشون میخورد که
‫تکنسین پزشکی باشن.

366
00:16:20,847 --> 00:16:22,278
‫بازداشت شدن.

367
00:16:22,717 --> 00:16:23,575
‫پاول چی؟

368
00:16:23,658 --> 00:16:25,304
‫اثرش ازش نیست
‫اما چیزی رو که پیدا کردیم

369
00:16:25,401 --> 00:16:27,240
‫رو خودتون باید ببینید.

370
00:16:31,087 --> 00:16:31,951
‫دکتر مِینارد.

371
00:16:32,091 --> 00:16:33,335
‫با قربانی شماره ۴ آشنا بشید.

372
00:16:33,439 --> 00:16:35,277
‫،همون مشخصات بقیه رو داره متاسفانه

373
00:16:35,366 --> 00:16:37,154
‫اما لااقل الان میدونیم
‫با چی طرف هستیم.

374
00:16:37,246 --> 00:16:38,079
‫واقعاً؟

375
00:16:38,244 --> 00:16:39,449
‫پاول داشته بروی بیمارانی با

376
00:16:39,549 --> 00:16:42,220
‫مشخصات خیلی خاص و شدید آسیب مغزی
‫آزمایش میکرده.

377
00:16:42,333 --> 00:16:44,268
‫به مغزشون مجموعه‏ای از سلول‏ها...

378
00:16:44,364 --> 00:16:46,959
‫ترکیبی از سلول‏های بنیادی و یه جور...

379
00:16:47,120 --> 00:16:48,748
‫ماده خارجی رو تزریق میکرده.

380
00:16:49,374 --> 00:16:51,895
‫پس سلول‏های عروس دریایی
‫رو به مغزشون تزریق میکرده.

381
00:16:51,985 --> 00:16:52,657
‫بله.

382
00:16:52,776 --> 00:16:53,881
‫گزارشات رو بصورت دقیق مینوشته

383
00:16:53,993 --> 00:16:56,541
‫و عروس دریایی نقش اساسی
‫در آزمایشاتش داشته.

384
00:16:56,618 --> 00:16:59,156
‫باید در اسرع وقت اون پرونده‏ها
‫رو تحویل آرام بدیم.

385
00:16:59,253 --> 00:17:00,027
‫،بر طبق یادداشت‏هاش

386
00:17:00,119 --> 00:17:01,971
‫،پاول بروی تحقیقات ترانس ژنتیک متمرکز بوده

387
00:17:02,060 --> 00:17:03,744
‫که یعنی انتقال ژن از یه گونه

388
00:17:03,855 --> 00:17:05,254
‫به ژنوم گونه‏ای دیگه.

389
00:17:06,760 --> 00:17:08,216
‫ببینید.

390
00:17:10,514 --> 00:17:12,238
‫این دو تا خرگوش خواهر هستن.

391
00:17:12,326 --> 00:17:13,424
‫قبل از اینکه مادرشون
‫،اونا رو بدنیا بیاره

392
00:17:13,527 --> 00:17:15,028
‫پاول جنین‏ها رو از مادرشون جدا میکنه

393
00:17:15,112 --> 00:17:17,461
‫و به یکیشون دی.اِن.اِی عروس دریایی رو تزریق میکنه.

394
00:17:17,560 --> 00:17:19,658
‫بعدش جنین‏ها رو دوباره به مادرشون پیوند میده.

395
00:17:19,747 --> 00:17:20,853
‫تفاوتشون رو میبینید؟

396
00:17:20,936 --> 00:17:22,520
‫یکسان بنظر میان.

397
00:17:25,178 --> 00:17:27,635
‫محققین قانونی در سراسر جهان
‫اینکارو میکنن.

398
00:17:27,726 --> 00:17:31,045
‫گربه‏ها، میمون‏ها و سوسک‏های تابان خلق میکنن.
‫[عروس دریایی دارای پروتئین فلورسنت است]

399
00:17:31,131 --> 00:17:32,716
‫،این واقعاً تاثیرگذاره

400
00:17:32,824 --> 00:17:34,786
‫اما کار جدیدی که داره میکنه...

401
00:17:35,121 --> 00:17:36,618
‫اینجاست.

402
00:17:39,120 --> 00:17:41,985
‫،توری‏تاپسیس دورنای
‫،رو نظاره کنید

403
00:17:42,065 --> 00:17:44,777
‫که در علم نوین بعنوان
‫عروس دریایی جاویدان شناخته میشه.

404
00:17:44,874 --> 00:17:45,628
‫،تا جاییکه ما میدونیم

405
00:17:45,744 --> 00:17:47,737
‫تنها موجود زنده‏ای روی زمینه
‫که هیچوقت نمیمیره.

406
00:17:47,818 --> 00:17:50,007
‫،خب، البته مثل ما متولد و بزرگ میشه

407
00:17:50,151 --> 00:17:53,454
‫،منتها وقتی تحت فشار و حملات محیطی قرار میگیره

408
00:17:53,549 --> 00:17:55,220
‫روند افزایش سنش برعکس میشه

409
00:17:55,313 --> 00:17:57,185
‫تا وقتیکه دوباره به حالت پولیپ ابتدایی برمیگرده.

410
00:17:57,270 --> 00:17:58,203
‫اصلاً امکانش هست؟

411
00:17:58,279 --> 00:18:01,822
‫یه توانایی معرکه در تغییر سلول‏های خودش داره.

412
00:18:01,983 --> 00:18:03,269
‫بعضیا میگن مثل یه پروانه‏اس

413
00:18:03,356 --> 00:18:05,965
‫که تبدیل به کِرمی میشه
‫که دوباره پروانه میشه

414
00:18:06,057 --> 00:18:09,374
‫یا مرغی که تخم مرغ میشه
‫تا یه مرغ جدید بشه.

415
00:18:09,460 --> 00:18:12,324
‫پس پاول داره از این عروس دریایی‏ها استفاده میکنه

416
00:18:12,467 --> 00:18:15,171
‫تا آزمایشاتی رو بروی مغز انسان انجام بده.

417
00:18:15,258 --> 00:18:15,983
‫حتماً داشته سعی میکرده

418
00:18:16,081 --> 00:18:17,812
‫آسیب‏های وارد شده به بافت مغز رو بازیابی کنه.

419
00:18:17,897 --> 00:18:18,919
‫میخواسته سلول‏های ما

420
00:18:19,014 --> 00:18:20,936
‫از سلول‏های عروس دریایی یاد بگیرن.

421
00:18:21,084 --> 00:18:23,408
‫جولین پاول، رسماً دیوونه‏اس

422
00:18:23,574 --> 00:18:25,038
‫،اگه این آزمایش جواب بده

423
00:18:25,123 --> 00:18:26,506
‫اولین قدم بسوی

424
00:18:26,604 --> 00:18:28,931
‫زندگی جاویدان انسانه.

425
00:18:29,405 --> 00:18:30,636
‫خب درباره سوژه چی میدونیم؟

426
00:18:30,727 --> 00:18:33,346
‫در سال ۲۰۰۵ به "راه‌حل‌های سِداوا" ملحق شد.

427
00:18:33,444 --> 00:18:35,602
‫یه شرکت بیوتکنولوژی در چَپل هیل بود.

428
00:18:35,701 --> 00:18:37,207
‫اکثراً بروی جنبه تحقیقاتی کار میکرده.

429
00:18:37,307 --> 00:18:38,361
‫متخصص غدد درون ریز بوده.

430
00:18:38,469 --> 00:18:40,445
‫"چرا همه‏اش میگی "بوده
‫انگار که طرف مُرده و اینا؟

431
00:18:40,548 --> 00:18:41,953
‫چون یه جورایی مُرده.

432
00:18:42,060 --> 00:18:42,856
‫مثل روح میمونه.

433
00:18:42,947 --> 00:18:44,616
‫،بعد از اینکه در سال ۲۰۰۷ از شرکت رفته

434
00:18:44,706 --> 00:18:46,192
‫دیگه مالیات نمیداده.

435
00:18:46,275 --> 00:18:47,937
‫،آدرس محل سکونتی در پرونده‏اش نیست
‫،کارت اعتباری فعالی نداره

436
00:18:48,031 --> 00:18:51,362
‫و پروانه طبابت و گواهینامه رانندگیش
‫در ۸ سال گذشته تمدید نشده.

437
00:18:51,450 --> 00:18:52,977
‫از صحنه روزگار محو شده.

438
00:18:53,117 --> 00:18:55,488
‫"یه لحظه صبر کنین. "راه‌حل‌های سِداوا

439
00:18:55,577 --> 00:18:58,051
‫همون شرکت بیوتکنولوژی که پاول
‫،قبل از ناپدید شدنش اونجا کار میکرده

440
00:18:58,192 --> 00:18:59,605
‫حدس بزنین مال کیه.

441
00:19:00,085 --> 00:19:01,329
‫راجر هابز.

442
00:19:01,417 --> 00:19:03,211
‫،اونقدری نیست که بشه حکم بازداشت گرفت

443
00:19:03,315 --> 00:19:06,316
‫اما اونقدری هست که بشه
‫واسه یه گپ دیگه آوردش اینجا.

444
00:19:08,697 --> 00:19:10,893
‫هی، روز بزرگیه.
‫نمیخوای جشن بگیری؟

445
00:19:11,052 --> 00:19:12,204
‫،اوه، آره

446
00:19:12,328 --> 00:19:14,668
‫"با چند تا از دوستانم میخوام برم "وینگ یی.

447
00:19:14,766 --> 00:19:15,724
‫چیز مهمی نیست.

448
00:19:15,832 --> 00:19:18,372
‫عجب. چه احساساتی به خرج میدی کین.

449
00:19:18,779 --> 00:19:20,016
‫زودباش، لبخند بزن.

450
00:19:20,109 --> 00:19:21,912
‫ناسلامتی تولدته. خیلی چیزا برای جشن گرفتن داری.

451
00:19:22,010 --> 00:19:23,331
‫ممنون. خیلی مهربونی.

452
00:19:23,502 --> 00:19:24,701
‫گوش نمیکنی.

453
00:19:24,791 --> 00:19:27,391
‫به آزمایشگاهم حمله شد. اف.بی.آی همه چیزو برد.

454
00:19:27,477 --> 00:19:28,515
‫،خودم خبردارم جولین

455
00:19:28,603 --> 00:19:29,928
‫به همین دلیلِ که باید تمومش کنی.

456
00:19:30,016 --> 00:19:31,413
‫تو اجازه دادی تحقیقاتمو انجام بدم.

457
00:19:31,498 --> 00:19:32,751
‫میدونستی دارم چیکار میکنم.

458
00:19:32,823 --> 00:19:35,488
‫بهت اجازه دادم آزمایش‌های اولیه با هدف

459
00:19:35,644 --> 00:19:38,101
‫رسیدن به تحقیقات مرحله‌ی دوم رو شروع کنی.

460
00:19:38,179 --> 00:19:39,536
‫در آستانه‌ی یه موفقیت بزرگم.

461
00:19:39,601 --> 00:19:40,767
‫خودت که داده‌ها رو دیدی.

462
00:19:40,867 --> 00:19:42,903
‫،پروژه‌ی ابتکار طول عمر رو بخطر انداختی

463
00:19:43,009 --> 00:19:46,239
‫و حتی نیازی نیست که بگم
‫من و تمام چیزایی که براش تلاش کردم رو بخطر انداختی.

464
00:19:46,320 --> 00:19:48,429
‫جولین، باید تمومش کنی.

465
00:19:48,511 --> 00:19:49,178
‫نه.

466
00:19:49,265 --> 00:19:50,739
‫این قضیه از تو فراتر و بزرگتره راجر.

467
00:19:51,048 --> 00:19:52,601
‫از هممون بزرگتره.

468
00:19:57,958 --> 00:20:00,838
‫این قضیه مشکلی مهم و جدی شده.

469
00:20:01,678 --> 00:20:03,368
‫خدا بودن آسون نیست.

470
00:20:03,475 --> 00:20:05,983
‫میدونی این یارو چه هزینه‌هایی رو دستم گذاشته؟

471
00:20:06,067 --> 00:20:07,844
‫نه تنها کارش، بلکه امنیتش.

472
00:20:07,931 --> 00:20:09,708
‫افرادی وجود دارن که حاضرن پول خیلی زیادی رو بدن

473
00:20:09,783 --> 00:20:13,082
‫تا فقط اسمشو بدونن و تحقیقاتش رو بدزدن.

474
00:20:13,166 --> 00:20:15,210
‫- ارزشش چقدره؟
‫- گفتنش سخته.

475
00:20:15,299 --> 00:20:17,776
‫داشتن فرصتی برای رسیدن به جاودانگی انسان

476
00:20:17,876 --> 00:20:19,891
‫در بازار آزاد؟

477
00:20:19,970 --> 00:20:21,685
‫حالا باید از شرش خلاص بشم.

478
00:20:21,795 --> 00:20:24,242
‫نمیخوام بهت دروغ بگم، سخت و دردناکه.

479
00:20:24,332 --> 00:20:25,514
‫خودت که میدونی احساس من چیه.

480
00:20:25,596 --> 00:20:28,526
‫انسان‌ها به عنوان یه گونه
‫موجودات غیرقابل اعتمادی هستن.

481
00:20:28,617 --> 00:20:30,750
‫حقمون نیست تا ابد زندگی کنیم.

482
00:20:30,861 --> 00:20:32,856
‫،راجر، پیش خودت چه فکری میکردی

483
00:20:32,943 --> 00:20:35,897
‫که حتی به این موضوع فکر کنی
‫که به این یارو پاول اجازه بدی

484
00:20:35,981 --> 00:20:37,739
‫تا آزمایش‌های انسانی انجام بده؟

485
00:20:37,826 --> 00:20:38,643
‫برای رسیدن تحقیق

486
00:20:38,730 --> 00:20:41,012
‫به مرحله‌ی بعد لازم بود.

487
00:20:41,161 --> 00:20:43,114
‫نمیدونستم انقدر بی ملاحظه و خودسرانه رفتار میکنه.

488
00:20:43,215 --> 00:20:45,384
‫باید میدونستی که این خطر وجود داره
‫که مردم بیگناه کشته بشن.

489
00:20:45,466 --> 00:20:46,363
‫چندتا آدم بیگناه

490
00:20:46,454 --> 00:20:48,551
‫برای پیدا کردن واکسن آبله جونشون رو از دست دادن؟

491
00:20:48,663 --> 00:20:51,022
‫همش به نام پیشرفت علم بود.

492
00:20:51,126 --> 00:20:53,684
‫این قضیه به علم مربوط نمیشه راجر.

493
00:20:53,786 --> 00:20:55,766
‫این قضیه اینه که جدی جدی باور کردی

494
00:20:55,855 --> 00:20:57,686
‫که مرگ کوچکتر از توئه.

495
00:20:57,764 --> 00:20:59,582
‫نه، این چیزیه که برای اینکار نیازه.

496
00:20:59,917 --> 00:21:01,785
‫لویی پاستور، اون حتی پزشک هم نبود.
‫[شیمی‌دان و زیست‌شناس مشهور فرانسوی]

497
00:21:01,873 --> 00:21:05,118
‫روزی که اون
‫،واکسن هاری رو به اون پسر بچه تزریق کرد

498
00:21:05,202 --> 00:21:07,747
‫خطر تحت پیگرد قانونی قرار گرفتن رو به جون خرید.

499
00:21:07,842 --> 00:21:09,661
‫جوناس سالک ویروس آنفلونزا رو
‫[پزشک یهودی‌تبار آمریکایی]

500
00:21:09,833 --> 00:21:12,975
‫توی یه تیمارستان توی میشیگان به یه مرد تزریق کرد.

501
00:21:13,052 --> 00:21:13,964
‫،یه دهه بعد

502
00:21:14,046 --> 00:21:17,123
‫به عنوان کسی که
‫فلج اطفال رو درمان کرده شناخته شد.

503
00:21:17,207 --> 00:21:19,213
‫،یه پزشک رو میشناسم که با تو هم عقیده‌ست

504
00:21:19,286 --> 00:21:23,400
‫،یه مرد نسبتاً جوون که به ژنتیک هم علاقه داره

505
00:21:23,485 --> 00:21:27,873
‫مردی که خودش رو درگیر اخلاقیات و انسانیت نکرده.

506
00:21:27,958 --> 00:21:29,951
‫اسمش یوزف منگله بود.
‫پزشکی که در جنگ جهانی دوم در بین]
‫[اسرای زندان‌های آلمان به فرشته‌ی مرگ معروف بود

507
00:21:30,298 --> 00:21:31,614
‫نیازی نیست با کاری که

508
00:21:31,682 --> 00:21:33,753
‫قبلاً شروع کردم موافق باشی رِد.

509
00:21:33,851 --> 00:21:34,593
‫ولی دلم میخواد بدونم

510
00:21:34,677 --> 00:21:36,628
‫الان حاضری کمکم کنی یا نه.

511
00:21:37,415 --> 00:21:40,387
‫قربان، دوتا مأمور اف.بی.آی

512
00:21:40,473 --> 00:21:41,230
‫،اومدن دم در

513
00:21:41,314 --> 00:21:42,911
‫و اصرار دارن همین الان شما رو ببینن.

514
00:21:42,985 --> 00:21:44,392
‫الان میام.

515
00:21:51,972 --> 00:21:53,980
‫هویت دانشمندم...

516
00:21:54,342 --> 00:21:55,288
‫تمام چیزایی که

517
00:21:55,387 --> 00:21:57,074
‫برای حل کردن این مشکل نیاز هست بدونی.

518
00:21:57,350 --> 00:21:59,428
‫،اگه طرف کس دیگه‌ای بود، قبول نمیکردم

519
00:21:59,500 --> 00:22:00,984
‫،ولی برای تو راجر

520
00:22:01,771 --> 00:22:03,217
‫ببینم چیکار میتونم بکنم.

521
00:22:09,018 --> 00:22:11,391
‫مأمور کین و رسلر، بفرمایین تو.

522
00:22:17,031 --> 00:22:19,206
‫بهم میگین!

523
00:22:19,285 --> 00:22:21,477
‫حرف میزنین! خودتون که میدونین نه؟

524
00:22:21,550 --> 00:22:23,289
‫طرف ردینگتون‌ــه؟
‫برای اون کار میکنین؟

525
00:22:23,368 --> 00:22:25,426
‫چون شما مأمور نیستین.

526
00:22:25,497 --> 00:22:27,071
‫اگه میخوای انجامش بدی، انجامش بده.

527
00:22:27,148 --> 00:22:28,931
‫۲تا گلوله. تمومش کن.

528
00:22:29,005 --> 00:22:31,154
‫،نه، نه، نه. ما کارمونو اینجوری انجام نمیدیم

529
00:22:31,228 --> 00:22:33,363
‫نه با پسرایی مثل شما.

530
00:22:42,280 --> 00:22:43,620
‫همه چیز آماده‌ست؟

531
00:22:43,717 --> 00:22:45,088
‫آره.

532
00:22:48,609 --> 00:22:50,061
‫اول اون.

533
00:22:54,792 --> 00:22:57,338
‫تا حالا کلمه‌ی عُقابِ خونین به گوشت خورده؟

534
00:23:00,473 --> 00:23:04,630
‫پوست کنار ستون فقرات رو میبریم...

535
00:23:06,715 --> 00:23:09,128
‫ریه‌ها رو از دنده‌ها بیرون میکشیم...

536
00:23:10,658 --> 00:23:12,678
‫پَرپَر زدنشون رو تماشا میکنیم...

537
00:23:13,784 --> 00:23:15,670
‫مثل بال‌های خونین.

538
00:23:16,418 --> 00:23:19,641
‫راستش خیلی قشنگه.

539
00:23:20,609 --> 00:23:22,175
‫چه داستان قشنگی.

540
00:23:25,155 --> 00:23:26,412
‫حرفی نمیزنم.

541
00:23:26,996 --> 00:23:28,385
‫خیلی‌خب!

542
00:23:29,331 --> 00:23:30,426
‫یه چیزی پیدا کردم.

543
00:23:37,099 --> 00:23:38,747
‫الیزابت...

544
00:23:40,400 --> 00:23:41,521
‫کین.

545
00:23:43,817 --> 00:23:45,932
‫هنوزم نمیخوای حرف بزنی؟

546
00:23:55,565 --> 00:23:56,883
‫دکتر لوین، به موقع زنگ زدین.

547
00:23:56,966 --> 00:23:58,576
‫خودم میخواستم امروز باهاتون تماس بگیرم.

548
00:23:58,671 --> 00:24:00,223
‫خب، امیدوارم به این خاطر نباشه که حالت بدتر شده.

549
00:24:00,312 --> 00:24:01,547
‫نه راستش، کاملاً برعکس.

550
00:24:01,629 --> 00:24:04,401
‫،بعد از مدت‌ها برای اولین بار
‫دوباره احساس میکنم مثل سابق شدم.

551
00:24:04,494 --> 00:24:05,908
‫این داروی جدیدی که دارین آزمایش میکنین...

552
00:24:06,311 --> 00:24:08,079
‫بنظرم داریم به یه جاهایی میرسیم.

553
00:24:09,586 --> 00:24:10,774
‫دکتر لوین؟

554
00:24:11,131 --> 00:24:11,923
‫گوشی دستمه.

555
00:24:11,993 --> 00:24:15,179
‫،خیلی خوشحالم که داریم به موفقیت میرسیم هارولد

556
00:24:15,254 --> 00:24:16,659
‫،ولی راستش رو بخوای

557
00:24:17,018 --> 00:24:20,040
‫این حرفا این تماس رو سختتر میکنه.

558
00:24:20,193 --> 00:24:23,082
‫،این تحقیق داره نمو پیدا میکنه
‫مثل همه‌ی اینکارهایی که همینطور هستن.

559
00:24:23,159 --> 00:24:26,191
‫همیشه به نتایج و بار مالی قضیه نگاه میکنن

560
00:24:26,297 --> 00:24:28,212
‫و اصلاحاتی انجام میدن.

561
00:24:28,282 --> 00:24:29,834
‫چه جور اصلاحاتی؟

562
00:24:29,931 --> 00:24:33,367
‫امروز شنیدم میخوان همینجور
‫که میخوایم به طرف مرحله‌ی بعد

563
00:24:33,453 --> 00:24:35,655
‫درمان حرکت کنیم، محدوده‌ی سنی رو کم کنن.

564
00:24:35,730 --> 00:24:38,600
‫،تصمیم نهایی گرفته نشده

565
00:24:38,676 --> 00:24:40,776
‫ولی باید بهت بگم که...

566
00:24:41,296 --> 00:24:44,777
‫امکانش هست که نتونیم آزمایش رو ادامه بدیم.

567
00:24:44,870 --> 00:24:46,840
‫پس، دارن منو از برنامه حذف میکنن؟

568
00:24:46,921 --> 00:24:47,493
‫نه.

569
00:24:47,622 --> 00:24:49,196
‫،هنوز منتظر تصمیم هستیم

570
00:24:49,350 --> 00:24:54,427
‫و قول میدم هر کاری
‫میتونم انجام بدم تا تغییری صورت نگیره.

571
00:24:55,759 --> 00:24:57,844
‫جداً متأسفم هارولد.

572
00:24:57,942 --> 00:25:00,669
‫خودت که میدونی نسبت به
‫تو و چارلین چه احساسی دارم.

573
00:25:03,530 --> 00:25:05,075
‫حرفی نزن!

574
00:25:05,365 --> 00:25:06,802
‫جرش بده.

575
00:25:07,031 --> 00:25:08,903
‫سارا هیستینگز.

576
00:25:09,004 --> 00:25:10,530
‫حرومزاده.

577
00:25:10,669 --> 00:25:13,128
‫- و چشه؟
‫- حرف نزن.

578
00:25:13,206 --> 00:25:14,540
‫تا زمانیکه ضمانت نکنی که

579
00:25:14,665 --> 00:25:18,664
‫کاری به کار الیزابت کین نداری حرفی نمیزنم.

580
00:25:18,761 --> 00:25:22,924
‫چیزی که میتونم درباره‌ی
‫،الیزابت کین ضمانت کنم اینه که

581
00:25:23,006 --> 00:25:24,328
‫پیداش میکنم...

582
00:25:24,469 --> 00:25:25,771
‫و میکشمش.

583
00:25:25,861 --> 00:25:27,475
‫اون عضو اف.بی.آی‌ــه.

584
00:25:28,246 --> 00:25:29,215
‫مأموری؟

585
00:25:29,295 --> 00:25:31,601
‫نه. با یه مأمور ازدواج کرده بودم.

586
00:25:31,698 --> 00:25:33,154
‫ولی الان دیگه نیستی.

587
00:25:33,799 --> 00:25:34,863
‫پس چرا برات مهمه؟

588
00:25:34,961 --> 00:25:36,103
‫جیکوب، نه!

589
00:25:37,363 --> 00:25:39,635
‫یه نفر از گروه شما سارا هیستینگز رو به قتل رسونده.

590
00:25:39,768 --> 00:25:41,001
‫وای خدا.

591
00:25:41,094 --> 00:25:43,000
‫منو استخدام کردن تا بفهمم کی اینکارو کرده.

592
00:25:43,117 --> 00:25:45,679
‫افراد قدرتمندی دارن دنبالت میگردن الیاس.

593
00:25:45,854 --> 00:25:46,821
‫،اگه میخوای بدونی کی

594
00:25:46,924 --> 00:25:50,242
‫پس بهم قول میدی
‫هیچوقت به الیزابت کین دست نمیزنی.

595
00:25:51,559 --> 00:25:52,670
‫الیاس.

596
00:25:52,772 --> 00:25:54,731
‫اگه دختره عضو اف.بی.آی‌ــه...

597
00:25:54,826 --> 00:25:56,192
‫،منو به اون لاشی میفروشی

598
00:25:56,287 --> 00:25:58,150
‫قسم میخورم پدرتو درمیارم.

599
00:25:58,151 --> 00:26:01,398
‫بهش دست بزنیم... تا جایی که میشناسیمش...

600
00:26:02,014 --> 00:26:06,204
‫تمام اف.بی.آی میریزن سرمون.

601
00:26:08,253 --> 00:26:10,160
‫نیازی نیست اینکارو بکنیم.

602
00:26:12,536 --> 00:26:15,899
‫باید بذارین من برم.

603
00:26:27,916 --> 00:26:29,499
‫میتونم کمکتون کنم.

604
00:26:43,559 --> 00:26:44,506
‫دیگه حرفی نزن.

605
00:26:45,827 --> 00:26:48,398
‫اون دختره که گفتی باعث
‫بخطر افتادن زندگیم شد رو یادته؟

606
00:26:51,030 --> 00:26:52,830
‫الان جونمو نجات داد.

607
00:26:54,025 --> 00:26:55,732
‫میلیاردرهای زیادی رو نمیبینیم

608
00:26:55,924 --> 00:26:57,250
‫که مظنون به قتل باشن.

609
00:26:57,330 --> 00:26:58,624
‫و باید اونقدر باهوش باشین
‫که به یاد داشته باشین

610
00:26:58,717 --> 00:27:00,821
‫که به موکلم هیچگونه اتهامی
‫وارد نشده، مأمور کین.

611
00:27:00,901 --> 00:27:02,095
‫،یکم پیش امروز، به یه کلینیک حمله کردیم

612
00:27:02,180 --> 00:27:05,442
‫که برای تحقیقات تراژنی تجربی
‫روی اهداف آزمایشی انسانی

613
00:27:05,639 --> 00:27:07,010
‫مورد استفاده قرار میگرفت.

614
00:27:07,111 --> 00:27:08,432
‫تحقیقات توسط پزشکی

615
00:27:08,534 --> 00:27:10,591
‫،به نام جولین پاول صورت میگرفت

616
00:27:10,678 --> 00:27:13,050
‫و دفعه‌ی قبل که با هم حرف زدیم درباره‌ی

617
00:27:13,140 --> 00:27:14,480
‫ارتباطتون با پاول حرفی نزدین.

618
00:27:14,559 --> 00:27:15,516
‫چه ارتباطی؟

619
00:27:15,576 --> 00:27:16,679
‫توی یه شرکت بیوتکنولوژی

620
00:27:16,866 --> 00:27:19,434
‫به نام "راه‌حل‌های سِداوا" کار میکرد.

621
00:27:19,522 --> 00:27:21,050
‫،و حالا ظاهر شده

622
00:27:21,131 --> 00:27:24,170
‫،بیمارهای معلول رو میدزده
‫،آزمایشات غیر قانونی انجام میده

623
00:27:24,255 --> 00:27:26,071
‫- مردم رو میکشه.
‫- میدونین

624
00:27:26,167 --> 00:27:29,265
‫ظرف ۲۰ سال گذشته چند نفر برای من کار کردن؟

625
00:27:29,361 --> 00:27:31,644
‫تصادف خیلی جالبیه آقای هابز.

626
00:27:31,728 --> 00:27:34,143
‫،درباره‌ی آزمایشات انسانی تحقیق میکنیم

627
00:27:34,298 --> 00:27:36,749
‫،و وقتی فردی که مسئول اینکار هست رو پیدا میکنیم

628
00:27:37,496 --> 00:27:39,563
‫ارتباط مستقیمی با شما داره.

629
00:27:39,657 --> 00:27:42,004
‫،شاید سال‌ها پیش کارمندم بوده باشه

630
00:27:42,093 --> 00:27:45,778
‫ولی متأسفم، هیچ تصویری ازش در ذهنم ندارم.

631
00:27:46,386 --> 00:27:49,470
‫و به گمونم مدرکی ندارین
‫که خلاف این موضوع رو ثابت کنه.

632
00:27:49,563 --> 00:27:52,055
‫تمام تماس‌ها، تمام ارتباطات، تمام اطلاعاتی

633
00:27:52,127 --> 00:27:53,240
‫که میتونیم درباره‌ی جولین

634
00:27:53,327 --> 00:27:56,070
‫و اون کلینیک پیدا کنیم رو بررسی میکنیم.

635
00:27:56,171 --> 00:27:59,730
‫اگه شما بودجه‌ی اینکارو تأمین میکنین، اثباتش میکنیم.

636
00:28:01,319 --> 00:28:02,180
‫چی دارین؟

637
00:28:02,302 --> 00:28:03,709
‫کاملاً انکار میکنه.

638
00:28:03,796 --> 00:28:05,416
‫ازمون میخواد ثابت کنیم.

639
00:28:05,526 --> 00:28:07,758
‫حرفی نزد که بتونیم به پاول ربطش بدیم؟

640
00:28:07,836 --> 00:28:10,390
‫چیز باارزشی نگفت ولی هنوز زوده. پافشاری میکنیم.

641
00:28:10,473 --> 00:28:12,576
‫،اگه این تنها چیزیه که داریم
‫برای دستگیر کردنش کافی نیست.

642
00:28:12,682 --> 00:28:14,253
‫ببینین، داره درباره‌ی پاول بهمون دروغ میگه.

643
00:28:14,344 --> 00:28:16,992
‫میتونیم به صورت ضمنی استدلال کنیم
‫که اون تو این موضوع دست داره.

644
00:28:17,077 --> 00:28:19,047
‫اگه مستقیماً به پاول مرتبطه

645
00:28:19,139 --> 00:28:19,777
‫،و بذاریم بره

646
00:28:19,881 --> 00:28:22,193
‫اولین کاری که میکنه اینه که مدارک رو از بین میبره.

647
00:28:22,279 --> 00:28:23,277
‫باید نگهش داریم.

648
00:28:23,370 --> 00:28:24,349
‫اون وکیل رو میبینین؟

649
00:28:24,419 --> 00:28:26,211
‫میتونه پول اون کت شلوار و خونه‌ی ساحلیش رو بده

650
00:28:26,284 --> 00:28:27,667
‫چون به هیچ وجه اجازه نمیده این اتفاق بیوفته.

651
00:28:27,737 --> 00:28:28,666
‫بذارین شکایت کنه.

652
00:28:28,747 --> 00:28:29,584
‫،تا زمانیکه به شکایتش رسیدگی بشه

653
00:28:29,682 --> 00:28:31,717
‫احتمالاً چیزی که میخوایم رو بدست میاریم.

654
00:28:33,954 --> 00:28:35,610
‫چی شده رئیس؟

655
00:28:35,720 --> 00:28:37,323
‫فقط دارم میگم...

656
00:28:37,410 --> 00:28:39,868
‫همه‌ی مظنون‌ها یکسان آفریده نشدن.

657
00:28:39,957 --> 00:28:42,226
‫،ببینین، اگه کسی بهم میگفت شما همچین حرفی میزنین

658
00:28:42,443 --> 00:28:45,010
‫دار و ندارم سر این شرط میبستم که اشتباه میکنه.

659
00:28:45,111 --> 00:28:46,511
‫خب، دوستای کله گنده‌ای داره.

660
00:28:46,602 --> 00:28:47,434
‫از کِی تا حالا شما به این چیزا اهمیت میدین؟

661
00:28:47,543 --> 00:28:50,193
‫هی، اگه مدرک کافی نداریم، برین مدرک کافی پیدا کنین.

662
00:28:50,318 --> 00:28:53,245
‫ولی در این حین، آزادش کنین.

663
00:28:57,714 --> 00:29:00,310
‫شاید ما نتونیم هابز رو
‫،مستقیماً به قربانی‌ها ربط بدیم

664
00:29:00,410 --> 00:29:02,465
‫ولی یه حسی بهم میگه دکتر پاول میتونه.

665
00:29:02,545 --> 00:29:03,731
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که پیداش کنیم.

666
00:29:03,841 --> 00:29:04,808
‫فکر کنم من بتونم تو اینکار کمک کنم.

667
00:29:04,889 --> 00:29:06,842
‫داشتم پرونده‌هایی که
‫،از کلینیک پاول پیدا کردیم رو بررسی میکردم

668
00:29:06,966 --> 00:29:08,919
‫و اینو داشته باشین...

669
00:29:09,700 --> 00:29:10,661
‫اینا هدف‌های آزمایش‌ان؟

670
00:29:10,739 --> 00:29:12,187
‫هم آره و هم نه.

671
00:29:12,265 --> 00:29:14,885
‫،همشون فوت کردن جز یه نفر

672
00:29:14,964 --> 00:29:16,516
‫اون زنِ که پایین سمت راست مانیتوره.

673
00:29:16,610 --> 00:29:19,657
‫لیان مک‌گرث، ۳۴ ساله، در حال حاضر

674
00:29:19,742 --> 00:29:22,894
‫توی مرکز توانبخشی "کاج دوقلو" توی اسپرینگدیل بستریه.

675
00:29:22,995 --> 00:29:24,793
‫پاول تمام پرونده‌های پزشکیش رو جمع‌آوری کرده.

676
00:29:24,874 --> 00:29:26,422
‫سال‌هاست پیگیر وضعیتشه.

677
00:29:26,510 --> 00:29:28,882
‫مثل بقیه همون مشکل لوب پیشانی رو داره.

678
00:29:28,972 --> 00:29:32,381
‫یه حسی بهم میگه
‫هدف آزمایشی بعدی دکتر پاول رو پیدا کردیم.

679
00:29:52,235 --> 00:29:56,275
‫عزیزم، خیلی متأسفم...

680
00:29:57,344 --> 00:29:59,008
‫ولی نا اُمیدت کردم.

681
00:30:04,336 --> 00:30:06,285
‫باید از اینجا بریم.

682
00:30:08,126 --> 00:30:10,104
‫نگران نباش. وسایلت رو یادم نرفته.

683
00:30:21,576 --> 00:30:22,668
‫جولین؟

684
00:30:22,778 --> 00:30:24,593
‫امروز منتظرت نبودم.

685
00:30:24,701 --> 00:30:26,758
‫چی شده؟ داری میبریش جایی؟

686
00:30:27,074 --> 00:30:29,109
‫،تاد، وقت ندارم بهت توضیح بدم

687
00:30:29,471 --> 00:30:31,639
‫ولی میخوام درک کنی که...

688
00:30:32,256 --> 00:30:33,914
‫خصومت شخصی ندارم.

689
00:30:38,069 --> 00:30:40,962
‫میخوایم فوراً ما رو به اتاق لیان مک‌گرث ببرین.

690
00:30:41,079 --> 00:30:42,389
‫بله، البته مأمور.

691
00:30:44,104 --> 00:30:45,193
‫چی شده؟ خوبی؟

692
00:30:45,720 --> 00:30:48,355
‫خانم مک‌گرث رو به طرف ماشین بیماران برد.

693
00:30:54,652 --> 00:30:56,091
‫دکتر پاول.

694
00:30:56,893 --> 00:30:58,392
‫بیاین بریم یه دوری بزنیم.

695
00:31:11,670 --> 00:31:12,872
‫ردینگتون!

696
00:31:20,230 --> 00:31:22,217
‫متأسفم ولی نمیدونم شما کی هستین.

697
00:31:22,364 --> 00:31:24,537
‫اسمم ریموند ردینگتون‌ــه..

698
00:31:24,672 --> 00:31:27,995
‫من کسی‌ام که توسط راجر هابز فرستاده شده تا...

699
00:31:28,292 --> 00:31:29,750
‫از شرت خلاص شم.

700
00:31:29,844 --> 00:31:30,808
‫آروم باش دکتر.

701
00:31:30,935 --> 00:31:33,215
‫نمیخوام بکشمت.

702
00:31:33,295 --> 00:31:36,415
‫تو راه‌حل بالقوه‌ی یه مشکلی.

703
00:31:36,554 --> 00:31:37,289
‫چطور؟

704
00:31:37,384 --> 00:31:40,028
‫یه زن جوون رو میشناسم و بهش اهمیت میدم که

705
00:31:40,113 --> 00:31:45,058
‫به معنای واقعی کلمه وقتی بچه بود

706
00:31:45,165 --> 00:31:49,143
‫حافظه‌ش رو از بین بردن... پاکش کردن.

707
00:31:49,235 --> 00:31:50,300
‫پس میخوای کارم رو در زمینه‌ی

708
00:31:50,397 --> 00:31:52,237
‫استخراج حافظه بکار بگیری.

709
00:31:52,313 --> 00:31:54,886
‫کارت رو نه دکتر، تحقیقاتت رو.

710
00:31:55,294 --> 00:31:59,399
‫اگه تونسته باشی ثابت کنی
‫در طی زمان سلول‌های مغزی

711
00:31:59,507 --> 00:32:00,449
‫،دوباره تولید میشن

712
00:32:00,570 --> 00:32:03,793
‫موفقیتت به هر نحوی ربطی

713
00:32:03,895 --> 00:32:07,643
‫به بازیابی حافظه‌ی این زن جوون داره؟

714
00:32:10,424 --> 00:32:13,393
‫نه، کارم به این زن کمک نمیکنه حافظه‌ش برگرده.

715
00:32:13,498 --> 00:32:15,456
‫به صورت تئوری، تراژنی میتونه به ساخته شدن مجدد

716
00:32:15,560 --> 00:32:17,095
‫،سیناپس‌های آسیب‌دیده‌ی حافظه کمک کنه

717
00:32:17,185 --> 00:32:18,649
‫ولی یه مشـ...

718
00:32:20,034 --> 00:32:22,624
‫یه مشکل اساسی دیگه هست.

719
00:32:22,714 --> 00:32:24,361
‫و اون چیه؟

720
00:32:26,650 --> 00:32:28,334
‫بذار نشونت بدم.

721
00:32:28,521 --> 00:32:29,669
‫جولین پاول رو میشناسی؟

722
00:32:29,750 --> 00:32:31,005
‫البته. اون دختره نامزدشه.

723
00:32:31,105 --> 00:32:32,406
‫خانم مک‌گرث توی یه تصادف ماشین بوده.

724
00:32:32,488 --> 00:32:33,636
‫آسیب‌های خیلی جدی و بدی

725
00:32:33,725 --> 00:32:35,582
‫به لوب پیشانی مغزش وارد شد.

726
00:32:37,037 --> 00:32:39,097
‫این یه نوشته درباره‌ی تصادفه.

727
00:32:39,203 --> 00:32:40,955
‫بنظرم شاید ماجرا رو بهتر توضیح بده.

728
00:32:41,792 --> 00:32:43,847
‫ماشینی که خانم مک‌گرث سوارش بوده"

729
00:32:43,933 --> 00:32:46,544
‫از روی گارد ریل وسط راه عبور کرده
‫و با کامیونی که از روبرو داشته میومده تصادف کرده.

730
00:32:46,624 --> 00:32:48,454
‫مأمورین سر صحنه گفتن راننده‌ی ماشینِ خانم مک‌گرث

731
00:32:48,542 --> 00:32:51,994
‫".نامزدش، جولین پاول بوده

732
00:32:57,661 --> 00:32:59,343
‫اینجا جاییه که زندگی میکرد.

733
00:33:02,035 --> 00:33:04,313
‫این تنها چیزیه که
‫از اون آدمی که قبلاً بود برام مونده.

734
00:33:05,288 --> 00:33:07,252
‫توی همین اتاق خواستگاری کردم.

735
00:33:07,361 --> 00:33:08,662
‫قرار نبود اونجوری پیش بره.

736
00:33:08,760 --> 00:33:10,922
‫،نقشه‌ی رومانتیکتری داشتم

737
00:33:11,011 --> 00:33:13,637
‫،ولی به محض اینکه حلقه رو گرفتم
‫دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

738
00:33:15,220 --> 00:33:17,603
‫۶هفته بعدش، رفته بود.

739
00:33:17,979 --> 00:33:20,676
‫توی یه بیمارستان بودیم... بیمارستان سنت مایکل...

740
00:33:20,799 --> 00:33:23,758
‫،و یکی از دوستای خوبم و همسرش داشتن بچه‌دار میشدن

741
00:33:23,851 --> 00:33:27,678
‫و منو لیان تا ساعت ۴ صبح توی بخش زنان بودیم.

742
00:33:27,771 --> 00:33:30,171
‫یکی از بهترین شب‌های زندگیم بود.

743
00:33:34,476 --> 00:33:36,847
‫،و بعدش توی ماشین در راه برگشت

744
00:33:37,581 --> 00:33:39,482
‫هردومون خیلی خسته بودیم.

745
00:33:44,248 --> 00:33:45,824
‫آره.

746
00:33:45,932 --> 00:33:47,853
‫پشت فرمون خوابت برد.

747
00:33:49,069 --> 00:33:50,664
‫پس واسه این بوده که داشته روی بیمارهایی

748
00:33:50,743 --> 00:33:52,411
‫که مشکل لوب پیشانی داشتن آزمایش انجام میداده.

749
00:33:52,493 --> 00:33:54,001
‫دنبال جاودانگی نیست.

750
00:33:54,080 --> 00:33:56,868
‫میخواد زنی که دوست داره رو به حالت عادی برگردونه.

751
00:33:56,973 --> 00:33:58,468
‫،به گمونم برای راجر هابز

752
00:33:58,574 --> 00:34:03,286
‫،مادامی که از یافته‌هات سود ببره

753
00:34:03,384 --> 00:34:05,456
‫انگیزه‌هات و کارهات مهم نیست.

754
00:34:05,555 --> 00:34:07,322
‫،برای تأمین بودجه‌ی تحقیقاتم به پول احتیاج داشتم

755
00:34:07,428 --> 00:34:10,041
‫و این تنها راه برای درست کردن
‫،کاری که انجام داده بودم، بود

756
00:34:10,137 --> 00:34:12,278
‫و همینطور تنها راهی که
‫میتونستم لیان رو به حالت طبیعی برگردونم.

757
00:34:12,375 --> 00:34:13,902
‫پس بهش چی گفتی دکتر؟

758
00:34:14,007 --> 00:34:17,424
‫بهش گفتم کارم بهش کمک میکنه تا ابد زنده بمونه.

759
00:34:18,544 --> 00:34:21,090
‫و همون روز بعد از ظهر چِکش رو نوشت.

760
00:34:23,592 --> 00:34:26,097
‫اینجا جاییه که بیشتر کارای اصلیم رو انجام میدم.

761
00:34:26,195 --> 00:34:28,347
‫،هزاران ساعت رو صرف نشستن در اینجا کردم

762
00:34:28,453 --> 00:34:30,600
‫،فقط تحقیق، برنامه‌ریزی

763
00:34:30,843 --> 00:34:31,616
‫و باور داشتن.

764
00:34:31,720 --> 00:34:34,047
‫و... برای چی؟

765
00:34:34,160 --> 00:34:35,298
‫اینو... اینو نگاه کن.

766
00:34:35,391 --> 00:34:36,584
‫اینو نگـ...

767
00:34:37,283 --> 00:34:38,614
‫بی فایده‌ست.

768
00:34:39,641 --> 00:34:41,189
‫هیچوقت چیزی پیدا نکردی.

769
00:34:41,274 --> 00:34:43,966
‫دروغ گفتم، توی داده‌ها دست بردم.

770
00:34:44,963 --> 00:34:47,471
‫مجبور بودم. هابز جلوی کارمو میگرفت.

771
00:34:47,548 --> 00:34:51,574
‫ولی هیچکدوم از اینا جواب نمیده.
‫تحقیقاتم به شکست منتهی شده.

772
00:34:52,594 --> 00:34:54,402
‫من یه شکست‌خورده‌ام.

773
00:34:56,140 --> 00:34:57,794
‫نمیتونم نجاتش بدم.

774
00:34:58,238 --> 00:35:01,373
‫مردم بیگناه زیادی رو کشتی دکتر پاول.

775
00:35:01,578 --> 00:35:03,591
‫میخواستم کمکشون کنم.

776
00:35:04,079 --> 00:35:06,111
‫چه زندگی‌ای داشتن؟

777
00:35:13,225 --> 00:35:15,804
‫نامزدم الان چه زندگی‌ای داشت؟

778
00:35:36,960 --> 00:35:40,964
‫یه بار دیگه پلیس مردی که
‫امروز مُرد رو شناسایی کرد.

779
00:35:41,051 --> 00:35:44,561
‫الان میتونیم تأیید کنیم اسمش دکتر جولین پاول‌ــه.

780
00:35:44,647 --> 00:35:46,850
‫تا اینجا، نتونستیم محل...

781
00:35:50,735 --> 00:35:52,442
‫کارت خوب بود.

782
00:35:53,193 --> 00:35:56,185
‫همه‌ی ایستگاه‌های خبری میگن خودکشی بوده.

783
00:35:57,552 --> 00:35:59,288
‫انجام شد.

784
00:35:59,617 --> 00:36:00,761
‫و اف.بی.آی؟

785
00:36:00,859 --> 00:36:02,959
‫هیچ سرنخی به تو برنمیگرده.

786
00:36:05,532 --> 00:36:07,636
‫چرا قیافه‌ت انقدر ناراحت و عبوسه راجر؟

787
00:36:07,717 --> 00:36:09,857
‫توی این ماجرا کلی پول از دست دادم رِد.

788
00:36:10,699 --> 00:36:12,164
‫۱۰ها میلیون.

789
00:36:12,259 --> 00:36:15,540
‫این موضوع هیچ ربطی به پول نداره.

790
00:36:15,621 --> 00:36:17,796
‫میخواستی جواب بده.

791
00:36:18,044 --> 00:36:19,636
‫،تمام این چیزایی که بدست آوردی

792
00:36:19,727 --> 00:36:22,970
‫جداً فکر میکردی شاید این میراثت باشه.

793
00:36:23,077 --> 00:36:24,106
‫،اگه بخاطر تو نبود

794
00:36:24,199 --> 00:36:27,341
‫میراثم میشد زندگی بدون عفو مشروط.

795
00:36:27,421 --> 00:36:30,121
‫خب، شاید بشریت رو از

796
00:36:30,239 --> 00:36:31,971
‫،مرگ نابهنگام نجات ندادی

797
00:36:32,746 --> 00:36:36,926
‫ولی یه روزی، شاید بتونی
‫از مرگ نابهنگام من چشم پوشی کنی.

798
00:36:46,022 --> 00:36:48,221
‫میشه بهم بگی امروز چه اتفاقی افتاد؟

799
00:36:48,390 --> 00:36:49,472
‫به گمونم بهتره بگم.

800
00:36:49,560 --> 00:36:51,171
‫،پاول رو از ما دزدیدی

801
00:36:51,255 --> 00:36:53,795
‫و بعدش یه ساعت بعد، آخر و عاقبتش مُردنه؟

802
00:36:53,879 --> 00:36:54,933
‫تو اونو کشتی؟!

803
00:36:55,024 --> 00:36:57,091
‫،خوشحال میشم درباره‌ی اتفاقات روز باهات صحبت کنم

804
00:36:57,216 --> 00:37:00,460
‫ولی اگه اصرار داشته باشی
‫با این تُنِ صدا اینکارو بکنی نه.

805
00:37:00,532 --> 00:37:02,498
‫،این پرونده رو بهمون دادی چون پاول رو میخواستی

806
00:37:02,576 --> 00:37:04,321
‫و بعدش برای پیدا کردنش از ما سوءاستفاده کردی.

807
00:37:04,476 --> 00:37:05,742
‫بله.

808
00:37:06,078 --> 00:37:07,191
‫".بله"

809
00:37:08,220 --> 00:37:09,770
‫علمش رو میخواستی.

810
00:37:09,927 --> 00:37:11,628
‫علمش جواب نداده.

811
00:37:11,741 --> 00:37:13,708
‫پاول توی نتایجش دست میبرده.

812
00:37:13,781 --> 00:37:16,927
‫،هیچوقت به جاودانگی علاقه‌ای نداشته

813
00:37:17,038 --> 00:37:17,954
‫ولی خودت که می‌دونی.

814
00:37:18,054 --> 00:37:19,871
‫میخواست نامزدش رو به حالت عادی برگردونه.

815
00:37:19,948 --> 00:37:21,219
‫،میدونست همه چیز تموم شده

816
00:37:21,614 --> 00:37:23,213
‫پس تمومش کرد.

817
00:37:23,635 --> 00:37:24,897
‫حقیقت اینه.

818
00:37:24,989 --> 00:37:27,241
‫این نیمی از حقیقته.

819
00:37:27,502 --> 00:37:30,085
‫حرفایی که میزنی رو همینجوری قبول نمیکنم.

820
00:37:31,574 --> 00:37:32,972
‫منصفانه‌ست.

821
00:37:33,663 --> 00:37:36,909
‫علاقه‌م به تحقیقات پاول فقط نیمی از ماجرا بود.

822
00:37:37,001 --> 00:37:40,049
‫موضوع همیشه مربوط به راجر هابز بود.

823
00:37:40,135 --> 00:37:43,971
‫از اف.بی.آی استفاده کردم
‫تا برای راجر مشکل ایجاد کنم.

824
00:37:44,065 --> 00:37:46,722
‫باید کاری میکردم مدیونم بشه و الان مدیونمه.

825
00:37:46,814 --> 00:37:48,854
‫راجر هابز یه قاتله.

826
00:37:48,935 --> 00:37:50,675
‫،شاید اون آزمایشات رو انجام نداده باشه

827
00:37:50,767 --> 00:37:53,665
‫،ولی طبق قانون به همون اندازه گناهکاره

828
00:37:53,769 --> 00:37:56,688
‫و حالا بدون پاول نمیتونیم اثباتش کنیم.

829
00:37:56,770 --> 00:38:00,549
‫انقدر سریع راجر هابز رو دشمن ندون.

830
00:38:00,995 --> 00:38:04,394
‫هنوز متوجهش نیستی لیزی
‫،ولی یه ابر سیاه داره نزدیک میشه

831
00:38:04,488 --> 00:38:09,033
‫،و وقتیکه برسه
‫راجر هابز دقیقاً در همون لحظه‌ای که باید

832
00:38:09,114 --> 00:38:12,208
‫دوست خیلی خوب و بدردبخوری میشه.

833
00:38:15,041 --> 00:38:17,222
‫هارولد، متأسفم که مجبور شدم بکشونمت اینجا.

834
00:38:17,562 --> 00:38:19,154
‫خوشتیپ کردی.

835
00:38:19,272 --> 00:38:21,048
‫تو راه جمع‌آوری کمک‌ام...

836
00:38:21,133 --> 00:38:24,014
‫یه تیکه مرغ ۵ دلاری دیگه توی یه ظرف ۵۰هزار دلاری.

837
00:38:24,092 --> 00:38:26,553
‫یه حسی بهم میگه از این دست مراسما
‫در آینده بیشتر خواهی دید.

838
00:38:27,490 --> 00:38:29,813
‫شنیدم اوضاع راجر هابز درست شد.

839
00:38:29,903 --> 00:38:31,055
‫خوشحالم میشنوم.

840
00:38:31,146 --> 00:38:32,295
‫هی، فقط اومدم یه سر بزنم

841
00:38:32,391 --> 00:38:35,115
‫تا اگه بابت حرفای امروزمون
‫ناراحتی پیش اومده برطرفش کنم.

842
00:38:35,215 --> 00:38:37,434
‫امیدوارم نیّتم رو بد برداشت نکرده باشی.

843
00:38:37,538 --> 00:38:38,629
‫- مشکلی نیست.
‫- خوبه.

844
00:38:38,721 --> 00:38:40,816
‫دلم نمیخواد مشکلی بینمون پیش بیاد.

845
00:38:40,921 --> 00:38:41,681
‫بذار یه سوالی ازت بپرسم...

846
00:38:41,776 --> 00:38:45,091
‫امروز یه تماسی از دکتر لوین داشتم.

847
00:38:45,185 --> 00:38:47,066
‫گفت ممکنه از آزمایش بیرونم کنن.

848
00:38:47,174 --> 00:38:48,761
‫درباره‌ی این موضوع چیزی می‌دونی؟

849
00:38:48,841 --> 00:38:51,046
‫من از کجا باید بدونم؟

850
00:38:51,525 --> 00:38:53,996
‫ولی من جای تو بودم نگران نمیشدم.
‫یه تماسی میگیرم.

851
00:38:54,823 --> 00:38:56,482
‫دوستا بدرد همین کارا میخورن دیگه.

852
00:39:03,148 --> 00:39:05,272
‫- هی.
‫- هی. تو چرا هنوز اینجایی؟

853
00:39:05,365 --> 00:39:06,664
‫منم میتونم همین سوال رو ازت بپرسم.

854
00:39:06,837 --> 00:39:07,743
‫شام چی شد پس؟

855
00:39:08,762 --> 00:39:10,729
‫حس و حال بیرون رفتن نداشتم.

856
00:39:13,198 --> 00:39:14,782
‫چی شده کین؟

857
00:39:16,686 --> 00:39:20,333
‫قبلاً گفتی خیلی چیزا برای جشن گرفتن دارم.

858
00:39:20,875 --> 00:39:22,610
‫خودتم میدونی که این حقیقت نداره.

859
00:39:23,643 --> 00:39:25,580
‫منظورم اینه، پیش خودم فکر میکردم
‫،وقی به دوره‌ی ۳۰ سالگیم برسم

860
00:39:25,662 --> 00:39:27,746
‫یه چیزی داشته باشم که پُزشو بدم.

861
00:39:28,029 --> 00:39:30,163
‫حداقل یه پلیس با اعتبار میشم.

862
00:39:30,249 --> 00:39:32,785
‫منظورم اینه، شاگرد اول کلاسم بودم.

863
00:39:32,935 --> 00:39:34,911
‫فکر میکردم با یه نفر
‫،یه رابطه‌ی عاشقانه داشته باشم

864
00:39:34,998 --> 00:39:37,465
‫شاید بتونیم با هم یه خانواده تشکیل بدیم.

865
00:39:38,688 --> 00:39:40,038
‫حداقلش تو یه سگ داری.

866
00:39:40,133 --> 00:39:41,832
‫از این نظر از من بهتری.

867
00:39:42,435 --> 00:39:44,534
‫نمیدونم کی‌ام.

868
00:39:45,977 --> 00:39:48,312
‫نمیدونم امروز اصلاً تولدمه یا نه.

869
00:39:48,404 --> 00:39:50,392
‫حتی اسم خودمم نمیدونم.

870
00:39:50,488 --> 00:39:51,494
‫نه، میدونم کی‌ام.

871
00:39:51,588 --> 00:39:54,991
‫عروسک یه آدم روانی به تمام معنام.

872
00:39:55,114 --> 00:39:57,069
‫حتی نمیدونم اینجا دارم چیکار میکنم.

873
00:39:57,158 --> 00:39:58,196
‫کاری که داری میکنی

874
00:39:58,447 --> 00:40:01,618
‫جشن گرفتن تولدت با منه.

875
00:40:03,802 --> 00:40:04,760
‫چیکار...

876
00:40:04,868 --> 00:40:06,443
‫میدونی، با رستوران تماس گرفتم.

877
00:40:06,569 --> 00:40:08,717
‫با خودم گفتم برای تو و دوستات یه بطری شراب بفرستم.

878
00:40:08,811 --> 00:40:11,153
‫کاشف بعمل اومد، اصلاً رزرو نکرده بودی پس گفتم

879
00:40:11,241 --> 00:40:13,737
‫،از اونجایی که تو به وینگ یی نمیری

880
00:40:13,826 --> 00:40:15,179
‫وینگ یی رو بیارم پیش تو.

881
00:40:30,826 --> 00:40:31,981
‫اوه اوه نگاش کن!

882
00:40:33,308 --> 00:40:36,071
‫اینو برای یه مناسبت خاص نگه داشته بودم.

883
00:40:39,165 --> 00:40:40,504
‫خب...

884
00:40:42,226 --> 00:40:43,623
‫باعث افتخارمه.

885
00:41:09,510 --> 00:41:14,292
‫Baby That's Not All آهنگ
‫Josh Ritter اثر

886
00:41:25,147 --> 00:41:26,543
‫برام مهم نیست چقدر طول میکشه

887
00:41:26,634 --> 00:41:28,436
‫یا چه هزینه‌ای باید انجام بدی.

888
00:41:28,561 --> 00:41:31,347
‫میخوام جیکوب فلپس پیدا بشه.

889
00:42:08,747 --> 00:42:10,577
‫داری چیکار میکنی؟!

890
00:42:13,880 --> 00:42:15,526
‫جای دیگه‌ای نمیشناختم که برم.

891
00:42:19,491 --> 00:42:27,070
‫:: Cafe-Film.Com ::..
‫:: IranFilm.Net ::..

892
00:42:28,073 --> 00:42:32,088
‫:ترجمه و زیرنویس
‫« علیرضا و مهرداد »

893
00:42:36,112 --> 00:42:40,112
‫: هماهنگ شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

