‫﻿۱
00:00:08,080 --> 00:00:10,715
‫آقای "اریکسون"، خیلی
‫متاسفم که منتظر موندین.

2
00:00:10,717 --> 00:00:12,100
‫امکان داره دنبال من بیاین.

3
00:00:18,318 --> 00:00:20,968
‫هپی" عزیزم چی شده؟"

4
00:00:20,970 --> 00:00:21,847
‫بیرون منتظر بمون.

5
00:00:21,849 --> 00:00:23,233
‫نه، "هپی"، بیا بریم!

6
00:00:27,542 --> 00:00:28,807
‫نه!

7
00:00:29,873 --> 00:00:31,357
‫نه!

8
00:00:31,360 --> 00:00:33,081
‫"نه، خواهش می‌کنم "رافائل!

9
00:00:42,594 --> 00:00:44,028
‫پیتر" بود".

10
00:00:44,030 --> 00:00:45,649
‫واکارو"ها دارن جمع میشن".

11
00:00:45,652 --> 00:00:46,900
‫به من گوش کن.

12
00:00:46,902 --> 00:00:48,302
‫برام مهم نیست که
‫دارن میان.

13
00:00:48,304 --> 00:00:50,211
‫برام مهم نیست که براشون
‫دعوتنامه...

14
00:00:50,213 --> 00:00:51,056
‫به مراسم عزای خودشونو فرستادی.

15
00:00:51,058 --> 00:00:52,255
‫بابا میخواد حسابشون رسیده بشه...

16
00:00:52,257 --> 00:00:55,313
‫و میخواد "رافائل واکارو" امروز پیدا بشه.

17
00:01:04,691 --> 00:01:05,855
‫آقایون.

18
00:01:05,857 --> 00:01:07,510
‫حتما گمشدی دوست من.

19
00:01:07,512 --> 00:01:09,419
‫"اوه، خدای من، به هیچ وجه، "دگ.

20
00:01:09,421 --> 00:01:10,654
‫می‌تونم "دگ" صدات کنم؟

21
00:01:10,656 --> 00:01:11,724
‫"و "گرگور.

22
00:01:11,726 --> 00:01:13,666
‫خواهش می‌کنم عمیقترین
‫همدردی منو برای...

23
00:01:13,668 --> 00:01:16,431
‫تراژدی که برای
‫برادر دوست‌داشتنی‌تون اتفاق افتاده بپذیرین.

24
00:01:16,828 --> 00:01:17,945
‫تو کدوم خری هستی؟

25
00:01:17,947 --> 00:01:20,216
‫یه دوست که اومده اینجا تا پدرتون رو ببینه.

26
00:01:20,218 --> 00:01:21,665
‫پدرمون کسی رو نمی‌بینه.

27
00:01:21,667 --> 00:01:23,723
‫منو می‌بینه.

28
00:01:33,814 --> 00:01:36,972
‫این نشون رو یه بار دیدم.

29
00:01:36,974 --> 00:01:40,807
‫گفته میشه نشان مردی که
‫می‌تونه کارهای غیرممکن رو ممکن کنه.

30
00:01:40,809 --> 00:01:43,753
‫خیلی متاسف شدم
‫که در مورد پسرتون این خبر رو شنیدم.

31
00:01:45,747 --> 00:01:48,592
‫شاید بتونم کمی کمک کنم.

32
00:01:48,594 --> 00:01:50,073
‫چه جور کمکی؟

33
00:01:50,075 --> 00:01:53,185
‫می‌ترسم که این بچه
‫دیگه از دست رفته باشه.

34
00:01:53,187 --> 00:01:57,924
‫اومدم اینجا تا کمک کنم
‫بقیه بچه‌هاتو نگه داری.

35
00:01:57,948 --> 00:01:59,479
‫: هماهنگ  شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

36
00:01:59,480 --> 00:02:01,454
‫<font color="#ff۰۰۰۰">تیم ترجمه</font>
‫<font color="#ffffff">iMovie-DL</font>
‫<font color="#۰۰ff۰۰">تقدیم می کند</font>

37
00:02:07,552 --> 00:02:09,298
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#ff۰۰۸۰">Highbury</font>

38
00:02:09,299 --> 00:02:11,915
‫ریموند"، میدونم که همیشه میخوای"...

39
00:02:11,917 --> 00:02:14,334
‫کاری رو انجام بدی
‫که باور داری درسته.

40
00:02:14,336 --> 00:02:16,786
‫اما اصلا نمیخوام فکر کنی...

41
00:02:16,788 --> 00:02:20,074
‫که مجبوری برنامه‌هات رو به خاطر من عوض کنی.

42
00:02:20,076 --> 00:02:21,486
‫برنامه‌ها تغییر میکنن.

43
00:02:21,986 --> 00:02:25,039
‫بین سئول، مسکو، بعدش هم برگشت به پکن...

44
00:02:25,041 --> 00:02:26,152
‫بعد شانگهای...

45
00:02:26,154 --> 00:02:28,858
‫حدود یک ماه‌ونیم میشه.

46
00:02:28,860 --> 00:02:30,155
‫لغوش کردم.

47
00:02:30,157 --> 00:02:32,894
‫میخواستم یه چیزی برات بیارم.

48
00:02:32,896 --> 00:02:35,319
‫"اوه،"ریموند.

49
00:02:35,321 --> 00:02:37,910
‫خوبی یه مجموعه چیه
‫اگر به بزرگتر شدن ادامه نده؟

50
00:02:39,872 --> 00:02:41,946
‫زیباست.

51
00:02:41,948 --> 00:02:44,071
‫آلمانی ـه، مال قبل از جنگ.

52
00:02:44,073 --> 00:02:47,509
‫از بمباران متفقین در سال ۴۵
‫جون سالم به در برده.

53
00:02:47,511 --> 00:02:49,120
‫معجزه‌س.

54
00:02:53,240 --> 00:02:55,016
‫چیه؟

55
00:02:55,018 --> 00:02:57,904
‫دارم ازدواج می‌کنم.

56
00:03:00,448 --> 00:03:03,353
‫دوستش داری؟

57
00:03:05,131 --> 00:03:06,458
‫من تو رو دوست دارم.

58
00:03:14,298 --> 00:03:16,288
‫مجبور نیستی  "لیز" ،توضیح بدی.

59
00:03:16,290 --> 00:03:19,112
‫هر دلیلی که برای
‫به فرزندخوندگی دادن بچه‌ت داری...

60
00:03:19,114 --> 00:03:21,537
‫مطمئنم که باید دلیل خوبی باشه.

61
00:03:21,538 --> 00:03:23,928
‫وقتی "تام" و من
‫داشتیم خانواده تشکیل می‌دادیم...

62
00:03:23,930 --> 00:03:26,738
‫تو همه اطلاعات مربوط
‫به مادر اصلی بچه رو بهمون دادی.

63
00:03:26,740 --> 00:03:29,848
‫قراره به پدرومادر آینده
‫این بچه هم اطلاعات منو بدی؟

64
00:03:29,850 --> 00:03:31,873
‫زوجهایی که به دنبال فرزندخوندگی هستن...

65
00:03:31,875 --> 00:03:33,879
‫میدونن که اینجور بچه‌ها
‫اغلب پیشینه دردسرسازی دارن.

66
00:03:33,881 --> 00:03:35,468
‫و مشکلی نیست.

67
00:03:35,470 --> 00:03:37,408
‫منظورم اینه که حتی در یه فرزندخوندگی باز...

68
00:03:37,410 --> 00:03:39,197
‫باید بتونم بچه رو ببینم.

69
00:03:39,199 --> 00:03:41,522
‫این باعث میشه که خیلی مشکلتر بشه
‫اما غیرممکن نیست.

70
00:03:41,524 --> 00:03:42,860
‫مشکل یه مادر هر چی که هست...

71
00:03:42,862 --> 00:03:44,766
‫به ندرت اونا از بچه دورش نگه می‌دارن.

72
00:03:45,169 --> 00:03:46,907
‫یه پرسشنامه پر میکنی...

73
00:03:46,909 --> 00:03:49,348
‫که برای پدرومادرهای مناسب آینده
‫در دسترس قرار میدم.

74
00:03:49,350 --> 00:03:50,468
‫در همون زمان...

75
00:03:50,470 --> 00:03:52,742
‫می‌تونی به پرونده‌شون به
‫صورت آنلاین نگاه کنی.

76
00:03:52,744 --> 00:03:54,214
‫و اگر هر دومون راضی باشیم...

77
00:03:54,216 --> 00:03:55,652
‫می‌تونیم همیشه در ارتباط با همدیگه باشیم؟

78
00:03:55,654 --> 00:03:57,359
‫اگر تو و "تام" راضی باشین.

79
00:03:57,361 --> 00:03:58,696
‫اونم در این مورد حق حرف زدن داره.

80
00:03:58,698 --> 00:04:00,001
‫آره، البته.

81
00:04:00,003 --> 00:04:03,271
‫این تصمیمی ـه که باید
‫با هم بگیریم...

82
00:04:03,273 --> 00:04:05,299
‫و منظورم اینه که اونم اینجا می‌بود...

83
00:04:05,301 --> 00:04:08,457
‫اگر محبور نبود برای کار به سفر بره.

84
00:04:08,948 --> 00:04:12,054
‫منو ببخشید، دستشویی‌تون کجاست؟

85
00:04:18,157 --> 00:04:19,332
‫"جینا".

86
00:04:20,135 --> 00:04:21,229
‫چرا داری این کار رو میکنی؟

87
00:04:21,231 --> 00:04:22,423
‫سلام "جیکوب"، حالت چطوره؟

88
00:04:22,425 --> 00:04:23,813
‫منم خوشحال شدم که
‫ازت خبری شنیدم.

89
00:04:23,815 --> 00:04:25,252
‫از تو خبر شنیدن خوشحالی نداره...

90
00:04:25,254 --> 00:04:27,558
‫و میخوام بدونم چرا داری
‫این کار رو میکنی، دلیل اصلیش رو میخوام.

91
00:04:29,556 --> 00:04:31,434
‫می‌بینم که خونه جدیدت
‫در حال بازسازی ـه.

92
00:04:32,516 --> 00:04:34,034
‫میخوای چه رنگی بهش بزنی؟

93
00:04:34,036 --> 00:04:36,112
‫میدونی، معمولا افرادی رو دوست دارم...

94
00:04:36,114 --> 00:04:38,761
‫که بعد از اینکه من
‫وارد آپارتمانم شدم، واردش بشن.

95
00:04:40,382 --> 00:04:42,408
‫تا حالا چیزی در مورد "پرامنستریا" شنیدی؟

96
00:04:42,410 --> 00:04:43,913
‫نه، اونم اینجاست؟

97
00:04:45,305 --> 00:04:47,347
‫یه واژه‌س که
‫یونانیان باستان...

98
00:04:47,349 --> 00:04:50,308
‫برای یه دلال، مذاکره‌کننده استفاده میکردن.

99
00:04:50,310 --> 00:04:54,445
‫در این مورد، مردی که
‫خانواده‌های جنایتکار در حال جنگ رو...

100
00:04:54,447 --> 00:04:57,798
‫به یه رابطه دوطرفه میرسونه که
‫خودش ازش منفعت می‌بره، با یه اهرم فشار...

101
00:04:57,800 --> 00:04:59,751
‫یا اگه نیاز باشه خشونت.

102
00:04:59,753 --> 00:05:02,765
‫مادرم، هنوز زنده بوده
‫وقتی من به "سم" سپرده شدم؟

103
00:05:02,767 --> 00:05:04,735
‫بله.

104
00:05:04,737 --> 00:05:05,846
‫چرا این کار رو کرد؟

105
00:05:06,352 --> 00:05:10,912
‫به خودم اجازه میدم
‫دلیلش رو موقعیت اضطراری بدونم.

106
00:05:10,914 --> 00:05:13,286
‫در "وال استریت"، یه ادغام خوب برنامه‌ریزی شده...

107
00:05:13,288 --> 00:05:15,306
‫می‌تونه منجر
‫به سود هنگفت باد‌اورده‌ای بشه.

108
00:05:15,308 --> 00:05:17,764
‫سازمانهای جنایتکار هم با این مورد فرقی ندارن.

109
00:05:17,766 --> 00:05:20,424
‫پرامنستریا" دشمنهای قسم‌خورده رو متقاعد میکنه"...

110
00:05:20,426 --> 00:05:23,117
‫که در دوست بودن سود بیشتری هست.

111
00:05:23,119 --> 00:05:26,467
‫در عوضش، از این
‫رویداد جدید درصدی رو می‌گیره.

112
00:05:26,469 --> 00:05:29,414
‫تنها وقتی پیداش میشه
‫که فرصتی رو...

113
00:05:29,416 --> 00:05:31,636
‫برای بدست اوردن
‫مقدار زیادی پول ببینه.

114
00:05:31,638 --> 00:05:33,908
‫و می‌ترسم که دوباره پیداش شده باشه...

115
00:05:33,910 --> 00:05:37,124
‫تا دو دشمن بسیار کشنده رو
‫با هم متحد کنه.

116
00:05:37,126 --> 00:05:38,455
‫مادرم چطوری مرد؟

117
00:05:38,457 --> 00:05:42,057
‫همونطور که گفتم این موضوع اضطراریه.

118
00:05:44,298 --> 00:05:47,478
‫مدز اریکسون" گروهی تهبکار رو"...

119
00:05:47,480 --> 00:05:48,808
‫با سه پسرش اداره میکنه.

120
00:05:48,810 --> 00:05:50,171
‫یا حداقل می‌کرد.

121
00:05:50,173 --> 00:05:51,928
‫"هانس اریکسون" با اسم مستعار "هپی"...

122
00:05:51,930 --> 00:05:53,281
‫که به تازگی مرده...

123
00:05:53,283 --> 00:05:56,644
‫در رستورانی در نیویورک
‫توسط "رافائل واکارو" کشته شد...

124
00:05:56,646 --> 00:05:57,794
‫که قاتل پسر "دنیل واکارو" ـه.

125
00:05:58,404 --> 00:06:00,277
‫"رییس خانواده کنسرسیوم "واکارو.

126
00:06:00,279 --> 00:06:02,981
‫اونا تا سال ۲۰۰۳
‫هرویین رو توسط "اریکسون"ها...

127
00:06:02,983 --> 00:06:04,468
‫منتقل میکردن...

128
00:06:04,470 --> 00:06:06,919
‫تا اینکه به خاطر
‫یه محموله دزدیده شده بین‌شون اختلاف افتاد.

129
00:06:06,921 --> 00:06:08,846
‫هر خانواده اون یکی دیگه رو مقصر دونست.

130
00:06:08,848 --> 00:06:12,699
‫و "گرگور اریکسون" تیر خورد
‫و برادرزاده "واکارو" کشته شد.

131
00:06:12,701 --> 00:06:14,963
‫اگر این سازمانها با هم ادغام بشن...

132
00:06:14,965 --> 00:06:16,857
‫رقیب مافیای مواد مکزیکی میشن...

133
00:06:16,859 --> 00:06:18,546
‫که بیشتر مافیای قاچاق مواد مخدر
‫رو در ساحل شرقی به عهده دارن.

134
00:06:18,548 --> 00:06:19,780
‫با اداره مبارزه با مواد مخدر شروع کن.

135
00:06:19,782 --> 00:06:21,184
‫متوجه شو در مورد
‫این ادغام‌کننده چی میدونن.

136
00:06:21,186 --> 00:06:22,754
‫تمام شنودها پخش کن و به همه تماسها گوش کن.

137
00:06:22,756 --> 00:06:26,118
‫اگر هر طرف حتی
‫به این "پرامنستریا" سلام هم کرده باشه...

138
00:06:26,120 --> 00:06:28,636
‫میخوام ازش خبر داشته باشم.

139
00:06:28,638 --> 00:06:30,350
‫میخوام برای بچه‌ت مهمونی بگیرم.

140
00:06:30,352 --> 00:06:31,442
‫اوه، "ثمر" نه...

141
00:06:31,444 --> 00:06:32,786
‫تنها چیزی که میخوام یه فهرست از مهمون‌هاست....

142
00:06:32,788 --> 00:06:34,735
‫و اینکه میخوای ناهار باشه یا شام...

143
00:06:34,737 --> 00:06:37,138
‫مرد و زن باشن یا فقط زن
‫و اینکه وسایل بچه رو میخوای از کدوم فروشگاه بخری.

144
00:06:37,140 --> 00:06:38,314
‫نمیخوای چیزی بخرم.

145
00:06:38,316 --> 00:06:39,523
‫باشه.

146
00:06:39,525 --> 00:06:41,171
‫میخوام برم با اداره مبارزه با مواد مخدر حرف بزنم...

147
00:06:41,173 --> 00:06:43,152
‫و تو هم باید بری
‫swag۴mommy.com به سایت

148
00:06:43,154 --> 00:06:44,716
‫و دنبال وسایل نازوخوشگل بگردی.

149
00:06:44,718 --> 00:06:46,933
‫swag۴mommy.com؟

150
00:06:46,935 --> 00:06:48,328
‫تو کی هستی؟

151
00:06:48,330 --> 00:06:51,873
‫یه مادر یهودی.
‫یه بخشی از آموزشم در موساد بود.

152
00:06:54,799 --> 00:06:57,821
‫عزیزانم، خبرای خیلی خوبی دارم.

153
00:06:57,823 --> 00:06:59,552
‫"آقای "اریکسون" و آقای "واکارو...

154
00:06:59,554 --> 00:07:02,441
‫حاضرن پیشنهاد ادغام‌کننده ما رو بشنون.

155
00:07:04,040 --> 00:07:05,980
‫موافقم.

156
00:07:05,982 --> 00:07:08,903
‫نه، قول دادم راه‌حلی
‫پیدا کنم و باید پیدا هم بکنم.

157
00:07:10,121 --> 00:07:12,398
‫بله، باید خیلی
‫خلاق باشیم.

158
00:07:14,055 --> 00:07:15,354
‫چیه؟

159
00:07:15,356 --> 00:07:17,381
‫نه، نه، نه، دوباره بگو.

160
00:07:18,733 --> 00:07:22,870
‫اوه، خدای من...

161
00:07:22,872 --> 00:07:25,683
‫عجب ایده عالی.

162
00:07:25,685 --> 00:07:28,840
‫مارلین"، تو واقعا بدجور"
‫قوه تخیل خوبی داری.

163
00:07:28,842 --> 00:07:30,800
‫بیا، اینم جایزه‌ت.

164
00:07:32,679 --> 00:07:37,452
‫تو، تو که اصلا هیچ
‫کمکی نمیکنی.

165
00:07:41,630 --> 00:07:44,545
‫به خاطر همین اینو میخوای؟
‫برای اون؟

166
00:07:44,547 --> 00:07:45,602
‫برای همسرت تقلبیت؟

167
00:07:45,604 --> 00:07:46,711
‫ازدواج نکردیم.

168
00:07:46,713 --> 00:07:48,246
‫کسی که به خاطرش منو ول کردی؟

169
00:07:48,248 --> 00:07:49,576
‫حامله‌س.

170
00:07:49,578 --> 00:07:51,998
‫داریم بچه‌دار میشیم
‫پس آره، دارم این کار رو برای "لیز" میکنم.

171
00:07:52,000 --> 00:07:53,226
‫ازم انتظار داری استخدامت کنم...

172
00:07:53,228 --> 00:07:55,239
‫تا تو و زنت
‫که منو فرستاد زندان...

173
00:07:55,241 --> 00:07:57,626
‫بتونید تا ابد
‫با خوشحالی تو جنوب فرانسه زندگی کنین؟

174
00:07:57,628 --> 00:07:59,502
‫"میتونی به هر چیزی که میخوای فکر کنی "جینا...

175
00:07:59,504 --> 00:08:01,343
‫و سرزنشت هم نمی‌کنم
‫اگه به بدترین چیزا فکر کنی...

176
00:08:01,345 --> 00:08:02,623
‫اما من کار میخوام.

177
00:08:02,625 --> 00:08:04,959
‫باشه؟ پول میخوام.

178
00:08:06,973 --> 00:08:09,563
‫سرگرد از وقتی که...

179
00:08:09,565 --> 00:08:12,295
‫اونو ول کردی تا با اون نئو-نازی‌ها بمیره
‫داره دنبالت میگرده.

180
00:08:12,297 --> 00:08:14,002
‫این ماموریت اونه.

181
00:08:14,004 --> 00:08:15,368
‫برای اون کار میکنم.

182
00:08:15,370 --> 00:08:16,819
‫واقعا ازم انتظار داری
‫تو رو بیارم تو ماموریت...

183
00:08:16,821 --> 00:08:17,980
‫و به سرگرد هم چیزی نگم؟

184
00:08:17,982 --> 00:08:19,294
‫میدونی اگر خبردار بشه باهام چه کار میکنه؟

185
00:08:19,296 --> 00:08:20,660
‫متوجهم، اصلا نباید پیشت می‌اومدم.

186
00:08:20,662 --> 00:08:22,538
‫باشه، ناگزیر بودم و فکر کردم...

187
00:08:22,540 --> 00:08:24,124
‫خدایا، بذار به دختری که ولش کردم یه زنگ بزنم...

188
00:08:24,126 --> 00:08:26,260
‫تا ببینم می‌تونه
‫به دختری که حامله کردم کمک کنه.

189
00:08:26,262 --> 00:08:29,075
‫از دیدنت خیلی خوشحال شدم.

190
00:08:36,026 --> 00:08:38,242
‫مقدارش ۲۲ میلیون ـه.

191
00:08:39,918 --> 00:08:43,245
‫به شش قسمت تقسیم میشه.

192
00:08:43,247 --> 00:08:45,668
‫مجبوری سهمت رو با دوست‌دخترت تقسیم کنی.

193
00:08:47,531 --> 00:08:48,810
‫اطلاعاتتون رو از کجا گیر اوردین؟

194
00:08:48,812 --> 00:08:51,456
‫- یه منبع محرمانه.
‫- که اینطور.

195
00:08:51,458 --> 00:08:53,368
‫پس اداره مبارزه با مواد مخدر
‫باید تمام کارهای نظارتی ما رو انجام بده...

196
00:08:53,370 --> 00:08:54,784
‫اما شما میخواین
‫مخفیانه جلو برین؟

197
00:08:54,786 --> 00:08:56,696
‫ببین، می‌تونیم با هم دوست باشیم یا دشمن.

198
00:08:56,698 --> 00:08:58,831
‫ازتون کمک خواستیم
‫بهتون دستور که ندادیم.

199
00:08:58,833 --> 00:09:00,418
‫و داریم چیزی که میدونیم رو در اختیارتون میذاریم.

200
00:09:00,420 --> 00:09:03,781
‫اطلاعات ما میگه که یه نفر
‫ادغام شدن این خانواده‌ها رو پیشنهاد داده.

201
00:09:03,783 --> 00:09:04,992
‫کی پیشنهاد داده؟

202
00:09:04,994 --> 00:09:06,318
‫خب، ما هم میخوایم همینو بفهمیم.

203
00:09:06,320 --> 00:09:07,810
‫منظورم اینه که شماها این خانواده‌ها رو می‌شناسین.

204
00:09:07,812 --> 00:09:09,004
‫کی میتونه بین‌شون صلح برقرار کنه؟

205
00:09:09,006 --> 00:09:10,249
‫صلح؟ حالا که "هپی" کشته شده؟

206
00:09:10,251 --> 00:09:11,541
‫اگر در مورد صلح حرف نمیزدی...

207
00:09:11,543 --> 00:09:12,785
‫برای تشدید
‫رابطه بین‌شون میخواستم آماده بشم...

208
00:09:12,787 --> 00:09:13,896
‫که بایدم همین کار رو بکنم.

209
00:09:13,898 --> 00:09:14,725
‫تاکر" هستم".

210
00:09:14,727 --> 00:09:16,549
‫شوخی میکنی، نه؟

211
00:09:16,551 --> 00:09:18,124
‫کی؟

212
00:09:20,199 --> 00:09:22,651
‫مدز" و "دنی" یه ساعت پیش راه افتادن".

213
00:09:22,653 --> 00:09:25,005
‫همینطور در
‫شنود "واکارو" به موردی برخوردیم.

214
00:09:25,007 --> 00:09:26,299
‫فکر کنیم میخوان همدیگه رو ببینن.

215
00:09:26,301 --> 00:09:27,991
‫فکر کنم این باعث میشه با هم دوست بشیم.

216
00:09:33,961 --> 00:09:35,833
‫آدمهای زیادی اون بیرون هستن.

217
00:09:35,835 --> 00:09:37,657
‫تو در مورد اطلاعاتت مطمئنی؟

218
00:09:37,659 --> 00:09:39,066
‫اطلاعات منو زیرسوال میبری...

219
00:09:39,068 --> 00:09:40,973
‫اما نمیدونستی که همکار
‫خودت یه جاسوس روسی بوده؟

220
00:09:40,975 --> 00:09:42,747
‫آره، به خاطر اینکه نیستم.

221
00:09:42,749 --> 00:09:44,348
‫تو حتی دیگه یه مامورم نیستی، رفیق.
‫(کلمه‌ای که در حزب کمونیست شوروی استفاده میشده)

222
00:09:44,350 --> 00:09:45,851
‫خب نمیدونم تو اینجا چه کار میکنی.

223
00:09:45,853 --> 00:09:47,811
‫بیخیال، اون فقط
‫یه زن حامله‌س که داره عکس میگیره.

224
00:09:47,813 --> 00:09:49,117
‫اینکه مشکلی نداره.

225
00:09:53,202 --> 00:09:55,537
‫موقعیت "دنی واکارو" رو پیدا کردم.

226
00:09:55,539 --> 00:09:57,938
‫بخش شرقی، داره پیاده میره سمت گوشه خیابون.

227
00:10:00,063 --> 00:10:01,205
‫اریکسون" داره از جنوب میاد".

228
00:10:01,207 --> 00:10:01,906
‫آره.

229
00:10:03,984 --> 00:10:05,615
‫بگو پنیر.

230
00:10:08,361 --> 00:10:09,862
‫فکر نمیکردم بیای.

231
00:10:09,864 --> 00:10:13,782
‫شهرت "پرامنستریا" از خودش جلوتره.

232
00:10:13,784 --> 00:10:15,824
‫افرادم اطراف این پارک هستن.

233
00:10:15,826 --> 00:10:17,294
‫آره، افراد منم همینطور.

234
00:10:17,296 --> 00:10:19,058
‫"یا عیسی "نوابی.

235
00:10:21,135 --> 00:10:23,713
‫با توجه به اینکه پسرت
‫چطور قدم اول رو برداشت...

236
00:10:23,715 --> 00:10:24,970
‫مثل پدر، مثل پسر.

237
00:10:28,975 --> 00:10:30,900
‫خودشه. شماها می‌بینین؟

238
00:10:32,781 --> 00:10:35,556
‫نگاه کن، باید بشنویم که اونجا چه خبره.

239
00:10:36,570 --> 00:10:38,740
‫آقایون به جمع ما بپیوندین، خواهش میکنم.

240
00:10:38,742 --> 00:10:40,292
‫من با اون مشروب نمی‌خورم.

241
00:10:43,022 --> 00:10:44,638
‫خواهش میکنم.

242
00:10:44,640 --> 00:10:46,290
‫میگی که میتونی بچه‌هام رو نجات بدی؟

243
00:10:46,292 --> 00:10:48,116
‫پنج دقیقه وقت داری
‫بهم بگی چطوری.

244
00:10:49,508 --> 00:10:51,507
‫نوابی"، دستگاه شنود رو همین الان به طرف اونجا نشونه بگیر".

245
00:10:55,717 --> 00:10:57,890
‫هر ادغام موفقیت‌آمیزی...

246
00:10:57,892 --> 00:11:00,585
‫براساس شناختن منافع طرفین امکان‌پذیره، درسته؟

247
00:11:00,587 --> 00:11:02,323
‫ادغام؟

248
00:11:02,325 --> 00:11:04,549
‫همینه؟ پیشنهادت اینه؟

249
00:11:04,552 --> 00:11:06,323
‫که تجارتمون رو با هم ادغام کنیم؟

250
00:11:06,325 --> 00:11:08,062
‫اگر بتونم به پنجره‌ها نزدیکتر بشم...

251
00:11:08,064 --> 00:11:09,714
‫شاید بتونم چیزی دریافت کنم.

252
00:11:09,716 --> 00:11:13,245
‫اگر واقعا نشنویم که دارن
‫توطئه می‌چینن، چیزی برای کار کردن باهاش نداریم.

253
00:11:13,247 --> 00:11:15,280
‫سازمانهای شما هر دو
‫برای خانواده ارزش قائلند.

254
00:11:15,282 --> 00:11:16,844
‫بزرگترین قدرت شما همینه...

255
00:11:16,846 --> 00:11:19,071
‫و منبع اصطکاک شما هم همینطور.

256
00:11:19,073 --> 00:11:21,800
‫پس این اصطکاک رو از بین ببرید.

257
00:11:21,802 --> 00:11:26,322
‫خونریزی رو با پیوندی خونی از بین ببرین.

258
00:11:31,628 --> 00:11:33,453
‫جوون‌ترین پسر تو...

259
00:11:33,455 --> 00:11:35,714
‫با جوون‌ترین دختر تو...

260
00:11:35,716 --> 00:11:38,462
‫ازدواج کنن.

261
00:11:44,063 --> 00:11:47,356
‫بله، می‌تونید کار غیرممکن رو انجام بدین...

262
00:11:47,358 --> 00:11:49,223
‫چیزی پیدا کنید
‫که بتونیم سرش توافق کنیم.

263
00:11:49,225 --> 00:11:51,170
‫این ازدواج هرگز اتفاق نمی‌افته.

264
00:11:51,172 --> 00:11:54,498
‫این ازدواج باید اتفاق بیافته.

265
00:11:54,500 --> 00:11:56,154
‫قبل از اینکه شما از هم بپاشین...

266
00:11:56,156 --> 00:11:58,800
‫شما ۶۵% از تجارت مواد رو...

267
00:11:58,802 --> 00:12:00,050
‫در ساحل شرقی کنترل می‌کردین.

268
00:12:00,052 --> 00:12:03,052
‫حالا ۲۲% رو.

269
00:12:03,054 --> 00:12:04,887
‫شاید نخواین با هم ادغام بشین...

270
00:12:04,889 --> 00:12:07,842
‫اما اگر نشین، از تجارت بیرون رونده میشین.

271
00:12:07,843 --> 00:12:10,194
‫هی، دختر من کالا نیستش که...

272
00:12:10,196 --> 00:12:12,435
‫برای مذاکرات تجاری ازش استفاده بشه.

273
00:12:12,437 --> 00:12:16,736
‫مطالعات نشون میدن
‫که عشق، رضایت، و تعهد...

274
00:12:16,738 --> 00:12:19,528
‫همگی  هم در ازدواجهای از پیش تعیین‌شده...

275
00:12:19,530 --> 00:12:21,444
‫و هم ازدواجهای براساس عشق یکسان هستن.

276
00:12:21,445 --> 00:12:24,155
‫پس مطمئنم که پیشنهاد من...

277
00:12:24,157 --> 00:12:28,374
‫می‌تونه منجر به خوشحالی
‫و پاداش مالی زیادی باشه.

278
00:12:28,376 --> 00:12:31,215
‫چیزی که تو پیشنهاد میدی نیاز به اعتماد داره.

279
00:12:31,217 --> 00:12:32,758
‫ما همچین اعتمادی نداریم.

280
00:12:32,760 --> 00:12:34,299
‫هیچکدوم از مشتری‌های من ندارن...

281
00:12:34,301 --> 00:12:37,076
‫که به خاطر همینم
‫مثل تمام مشتریانم...

282
00:12:37,078 --> 00:12:40,347
‫نه تنها باید سوگند بخورین
‫که به این ادغام پایبند و وفادار بمونین...

283
00:12:40,349 --> 00:12:44,010
‫بلکه تمام ادغام‌کننده‌ها
‫باید با همکاری من میانجیگری کنن.

284
00:12:46,023 --> 00:12:48,525
‫اینم فهرستی از مشتری‌های من.

285
00:12:48,527 --> 00:12:52,274
‫اونا قدرتمند و به خوبی مسلح هستن.

286
00:12:52,276 --> 00:12:54,999
‫اگر هر کدوم از شما
‫به اون یکی خیانت کنه...

287
00:12:55,001 --> 00:12:58,032
‫اونا خانواده‌تونو نابود میکنن.

288
00:13:04,543 --> 00:13:06,755
‫شاید یکم زمان بخواین
‫که در مورد این پیشنهاد فکر کنین.

289
00:13:06,757 --> 00:13:09,821
‫امیدوارم مزیت موجود
‫در پیشنهادم رو ببنین.

290
00:13:09,823 --> 00:13:12,940
‫ما خیلی عاشق مراسم ازدواجیم.

291
00:13:12,942 --> 00:13:14,472
‫بله هستیم.

292
00:13:14,474 --> 00:13:16,465
‫بله هستیم.

293
00:13:16,467 --> 00:13:18,135
‫بله هستیم.

294
00:13:18,137 --> 00:13:19,874
‫چیزی که تو داری میگی کار نیست.

295
00:13:19,876 --> 00:13:21,236
‫یه خودکشی ـه.

296
00:13:21,238 --> 00:13:23,587
‫فقط دو گروه "رندر-دی گروت" رو هدف قرار دادن.

297
00:13:23,589 --> 00:13:24,728
‫هر دو سلاخی شدن.

298
00:13:24,730 --> 00:13:26,654
‫توسط "گریت کلرکن"، میدونم.

299
00:13:26,656 --> 00:13:28,102
‫اما اون ۱۲ سال پیش بود.

300
00:13:28,104 --> 00:13:31,254
‫به خاطر همینم هیچکس
‫اونقدر دیوونه نبوده که از اون موقع این کار رو امتحان کنه.

301
00:13:32,533 --> 00:13:34,950
‫خب، تقریبا هیچکس.

302
00:13:34,953 --> 00:13:36,187
‫در چهار ماه گذشته...

303
00:13:36,189 --> 00:13:38,129
‫گروه من چیزی رو از
‫اینجا و اونجا دزدیدن...

304
00:13:38,131 --> 00:13:39,718
‫که در سالن‌شون بوده...

305
00:13:39,720 --> 00:13:41,838
‫به اضافه تقریبا نیم میلیون دلار.

306
00:13:41,840 --> 00:13:44,362
‫چرا باید برای ۵۰۰،۰۰۰ دلار
‫یه روانی رو دشمن خودت بکنی؟

307
00:13:44,364 --> 00:13:46,250
‫تا توجه‌ش رو جلب کنم.

308
00:13:46,252 --> 00:13:48,599
‫رندر- دی گروت" همیشه"
‫از بهترین سنگها استفاده میکنه.

309
00:13:48,601 --> 00:13:50,630
‫اونا به گاوصندوق امن منتقل میکنن...

310
00:13:50,632 --> 00:13:51,866
‫و اتاقهای کار زیرزمینی...

311
00:13:51,868 --> 00:13:53,631
‫جایی که با تجهیزات مستقر شدن...

312
00:13:53,633 --> 00:13:55,874
‫و از اونجا سنگها رو به
‫تمام فروشگاه‌های دنیا منتقل میکنن.

313
00:13:55,876 --> 00:13:57,251
‫و تو میخوای به اتاقهای کار اونا دستبرد بزنی؟

314
00:13:57,253 --> 00:13:59,105
‫دارم واردشون میشم.

315
00:13:59,107 --> 00:14:01,489
‫تنها چیزی که میخوام
‫یه صورت خوشگل ـه که کمک کنه واردشون بشم.

316
00:14:01,491 --> 00:14:04,312
‫میدونی از کجا میتونم یکی از اون صورتها رو پیدا کنم؟

317
00:14:09,982 --> 00:14:11,975
‫اون کلوب جازی رو
‫یادت میاد که منو...

318
00:14:11,978 --> 00:14:14,059
‫در "سنت ژرمین" به اونجا بردی؟

319
00:14:14,061 --> 00:14:16,673
‫بهتره همین الان بریم اونجا.

320
00:14:16,675 --> 00:14:18,756
‫نه، بسته‌س.

321
00:14:18,758 --> 00:14:20,092
‫کی بسته شد؟

322
00:14:20,094 --> 00:14:21,779
‫شش ماه قبل.

323
00:14:21,781 --> 00:14:23,916
‫اوه، خدای من.

324
00:14:23,918 --> 00:14:25,703
‫اینقدر ازش گذشته.

325
00:14:40,819 --> 00:14:43,238
‫می‌تونم ازت محافظت کنم.

326
00:14:45,595 --> 00:14:48,231
‫تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که بخوای.

327
00:14:48,833 --> 00:14:52,640
‫میدونی چی نیاز دارم؟

328
00:14:52,642 --> 00:14:55,228
‫نیاز دارم که منو به "آمورینو" ببری.

329
00:14:55,230 --> 00:14:56,998
‫برام یه "استریاچلا" بخری
‫(نوعی دسر ایتالیایی درست شده از بستنی)

330
00:14:57,000 --> 00:14:59,252
‫و اونوقت شاید
‫به تو هم یکم ازش دادم.

331
00:15:08,222 --> 00:15:11,527
‫ریموند"، رسیدیم".

332
00:15:11,529 --> 00:15:13,047
‫اوه.

333
00:15:13,049 --> 00:15:15,168
‫"سلام "لیزی.
‫عکس رو داری؟

334
00:15:15,170 --> 00:15:17,856
‫تو بدست اوردن هویتش موفق باشی.
‫اداره مبارزه با مواد که هیچی پیدا نکرد.

335
00:15:17,858 --> 00:15:19,660
‫تشخیص چهره که ناموفق بود.

336
00:15:19,662 --> 00:15:22,549
‫واحد صحنه جرم اثر انگشتش رو
‫جستجو کرد اما هنوز در حال جستجو ـه.

337
00:15:22,551 --> 00:15:23,835
‫صدها مورد احتمالی رو پیدا کردن.

338
00:15:23,837 --> 00:15:25,522
‫جستجوی همه اونا زمان میبره
‫که ما هم زمان نداریم.

339
00:15:25,524 --> 00:15:27,025
‫سازمانهای اجرای قانون شما...

340
00:15:27,027 --> 00:15:28,861
‫عاشق وسایل الکترونیکی
‫و تجهیزاتشون هستن.

341
00:15:28,863 --> 00:15:30,608
‫اف.بی.آی قبول کرده که، چقدر...

342
00:15:30,610 --> 00:15:32,947
‫یک میلیارد دلار رو
‫صرف نرم‌افزار تشخیص چهره کرده؟

343
00:15:32,949 --> 00:15:35,550
‫که معنیش اینه که
‫حداقل ۳ میلیارد دلار خرج کردن.

344
00:15:35,552 --> 00:15:38,779
‫راستش رو بگم، اگر من
‫مالیات می‌دادم، بدجور عصبانی می‌شدم.

345
00:15:38,781 --> 00:15:39,800
‫"روحلیو"!

346
00:15:39,802 --> 00:15:41,447
‫حالت چطوره؟
‫(اسپانیایی)

347
00:15:41,449 --> 00:15:43,935
‫"خوبم، "ریموند!

348
00:15:43,937 --> 00:15:46,291
‫"هی، سلام "دمبه.

349
00:15:46,293 --> 00:15:47,131
‫بازوت چی شده؟

350
00:15:47,133 --> 00:15:48,566
‫از رو اسنوبرد افتادم.

351
00:15:49,160 --> 00:15:52,116
‫این مرد، میخوام پیداش کنم.

352
00:15:52,118 --> 00:15:55,007
‫برای تو "ریموند! حتما.

353
00:15:56,340 --> 00:15:59,001
‫الان تمام خدمتکاران هتل
‫آشپزها، پیشخدمتها...

354
00:15:59,003 --> 00:16:01,629
‫دربانها در تمام شهر
‫این عکس رو دریافت میکنن...

355
00:16:01,631 --> 00:16:03,700
‫و جستجوی هدف ما شروع میشه.

356
00:16:03,702 --> 00:16:06,575
‫افرادی که تمام
‫آشپزی، نظافت...

357
00:16:06,577 --> 00:16:08,432
‫شستشو، حمل‌ونقل و پارک
‫کردن ماشینها رو به عهده دارن...

358
00:16:08,434 --> 00:16:10,306
‫به همه چیز دسترسی دارن.

359
00:16:10,899 --> 00:16:12,935
‫شاید یادت باشه
‫که یه بار این فرصت رو داشتم...

360
00:16:12,937 --> 00:16:14,626
‫تا میانجی حراج یه اثر از "رامبرانت" باشم...

361
00:16:14,628 --> 00:16:16,220
‫"به نام "طوفان دریای گالیله.

362
00:16:16,222 --> 00:16:18,452
‫منظورت اینه که یادم میاد...

363
00:16:18,454 --> 00:16:20,649
‫یه شاهکار دزدیده شده رو داشتی؟
‫آره، یادم میاد.

364
00:16:20,651 --> 00:16:22,531
‫خب، مردی که در واقع
‫اون نقاشی رو دزدیده...

365
00:16:22,533 --> 00:16:23,897
‫پسرعموی "روحلیو"، باغبونش بود.

366
00:16:23,899 --> 00:16:25,163
‫تونی" حالش چطوره؟"

367
00:16:25,165 --> 00:16:26,744
‫ماه پیش از کشور اخراج شد.

368
00:16:26,746 --> 00:16:28,109
‫اوه.

369
00:16:28,111 --> 00:16:30,758
‫دمبه" شماره آدم"
‫خودمن در "کلاکسیکو" رو بهت میده.

370
00:16:30,760 --> 00:16:32,423
‫تازگی یه تونل محشر ساخته.

371
00:16:32,425 --> 00:16:34,637
‫"تا هفته بعد "تونی
‫رو برمیگردونیم اینجا.

372
00:16:34,639 --> 00:16:36,353
‫ازت خیلی ممنونم دوست من.

373
00:16:36,355 --> 00:16:40,399
‫دستمزدت و یه پاداش اضافی
‫برای اولین کسی که آدم ما رو پیدا کنه.

374
00:16:41,566 --> 00:16:44,613
‫چطور "ردینگتون" این یار رو پیدا کرده؟

375
00:16:44,615 --> 00:16:47,078
‫مثل یه شعبده‌بازه.
‫از شعبده‌بازها متنفرم.

376
00:16:47,080 --> 00:16:48,342
‫از اونا و از سگهای کوچولو.

377
00:16:48,344 --> 00:16:50,174
‫یعنی میگم، واقعا از سگهای کوچولو متنفرم.

378
00:16:50,176 --> 00:16:51,473
‫آرام"، چی پیدا کردی؟"

379
00:16:51,475 --> 00:16:52,839
‫باشه، پول اتاق...

380
00:16:52,841 --> 00:16:54,353
‫از یه حساب جعلی خارج از کشور واریز شده...

381
00:16:54,355 --> 00:16:57,341
‫اما یه شماره تلفن دارم
‫که ازش برای رزرو استفاده شده.

382
00:16:57,344 --> 00:16:59,985
‫آقای "کوپر" در حال سریع‌تر
‫کردن گرفتن حکم شنود ـه.

383
00:16:59,987 --> 00:17:01,833
‫همینطور، براساس اسناد ثبت شده...

384
00:17:01,835 --> 00:17:03,613
‫اسمش "مکسیملیانو کارتیر" ـه...

385
00:17:03,615 --> 00:17:06,653
‫که اگرچه که معرکه‌س
‫مشخصه که جعلی ـه.

386
00:17:06,655 --> 00:17:08,327
‫"حرف از ثبت شده شد "آرام...

387
00:17:08,329 --> 00:17:10,677
‫میخوای برای بچه "لیزی" هدیه بخری؟

388
00:17:10,679 --> 00:17:12,750
‫بهتر نیست عقلش رو چک کنه؟

389
00:17:12,752 --> 00:17:15,565
‫چونکه اگر داره برای
‫بچه "تام" مهمونی میگیره، واقعا به عقل نیاز داره.

390
00:17:15,567 --> 00:17:17,518
‫فکر میکنم عاشقانه باشه که
‫کسی رو ببخشی که دوستش داری...

391
00:17:17,520 --> 00:17:19,555
‫حتی اگر تصمیم خیلی اشتباه و
‫بی‌خردانه‌ای گرفته باشن...

392
00:17:19,558 --> 00:17:20,799
‫که باعث میشه شبها خیس عرق بشی...

393
00:17:20,801 --> 00:17:22,889
‫و ۴ کیلو تو یه ماه وزن کم کنی.

394
00:17:24,325 --> 00:17:26,846
‫منظورم اینه که، امکانش هست...

395
00:17:26,848 --> 00:17:28,934
‫حداقل در نظریه.

396
00:17:29,558 --> 00:17:31,007
‫مهمون داره.

397
00:17:37,832 --> 00:17:43,305
‫آقای "واکارو" موافقت کرده
‫که در مذاکره جلو بریم اگر شما هم موافق باشین.

398
00:17:43,307 --> 00:17:46,916
‫این مانعی که بر سر راه چی میشه؟

399
00:17:46,918 --> 00:17:48,627
‫یه راه‌حل دارم.

400
00:17:48,629 --> 00:17:51,821
‫اما بهتره بهتون هشدار بدم نیازمند اینه...

401
00:17:51,823 --> 00:17:54,171
‫که شما پسرتونو گمراه کنین.

402
00:17:54,173 --> 00:17:56,457
‫هی، بچه‌ها، خبرای بد...

403
00:17:56,459 --> 00:17:59,291
‫شماره تلفنی که ازش
‫استفاده کرده تا اتاق رو رزرو کنه از یه تلفن اعتباری بوده.

404
00:17:59,292 --> 00:18:00,901
‫این یارو کیه؟

405
00:18:00,903 --> 00:18:04,395
‫ازم میخوای که به پسر خودم آسیب بزنم.

406
00:18:04,396 --> 00:18:07,309
‫اما اگر بگم نه، این
‫جنگ اونو می‌کشه.

407
00:18:11,465 --> 00:18:13,347
‫اجازه منو داری.

408
00:18:14,460 --> 00:18:17,211
‫افرادم منتظر هستن.

409
00:18:17,212 --> 00:18:19,095
‫امروز انجام میشه.

410
00:18:21,125 --> 00:18:22,958
‫باشه، تو به "اریکسون" بچسب.

411
00:18:22,960 --> 00:18:25,937
‫منم با این آقای دلقک و سگهای کوچولوش می‌مونم.

412
00:18:28,032 --> 00:18:30,750
‫میخوای دخترمون با یه "اریکسون" ازدواج کنه؟

413
00:18:30,752 --> 00:18:33,810
‫نه، این چیزی نیست که میخوام
‫اما بعد از بیست سال...

414
00:18:33,812 --> 00:18:35,292
‫این ازدواج تغییرش نمیده.

415
00:18:35,294 --> 00:18:36,724
‫توافق کردیم که تغییرش بده.

416
00:18:36,726 --> 00:18:38,833
‫و این توافق قابل اجراست.

417
00:18:38,835 --> 00:18:41,748
‫توسط کی؟
‫همین مردی که به تازگی دیدی؟

418
00:18:41,750 --> 00:18:43,583
‫اون این قدرت رو داره تا صلح رو حفظ کنه؟

419
00:18:43,585 --> 00:18:44,935
‫این کشتار باید تموم بشه.

420
00:18:44,937 --> 00:18:47,850
‫و هر قیمتی که مجبوریم
‫براش بپردازیم...

421
00:18:47,852 --> 00:18:49,930
‫فکر کردم به خاطر این عصبانی هستی
‫که ماشین رو خط انداختم.

422
00:18:49,932 --> 00:18:51,243
‫"آلیشیا".

423
00:18:51,245 --> 00:18:53,733
‫عزیزم، این کار رو نمیکنیم.

424
00:18:53,735 --> 00:18:55,608
‫مامان، من که دیگه بچه نیستم.

425
00:18:55,610 --> 00:18:57,022
‫میدونم ما کی هستیم.

426
00:18:57,024 --> 00:19:00,996
‫این همه مراسم سوگواری، قربانی
‫دادن برای این خانواده...

427
00:19:00,998 --> 00:19:02,360
‫همیشه در تعجب بودم
‫که من باید چه کار کنم...

428
00:19:02,362 --> 00:19:03,418
‫تا تفاوتی ایجاد بشه.

429
00:19:05,021 --> 00:19:06,673
‫شاید الان بدونم باید چه کار کنم.

430
00:19:10,154 --> 00:19:12,197
‫آره، هنوزم بیرون بیمارستان شهر ایستاده.

431
00:19:12,199 --> 00:19:13,954
‫حدود ۲۰ دقیقه‌س که حرکت نکرده.

432
00:19:13,956 --> 00:19:15,113
‫چرا؟

433
00:19:15,115 --> 00:19:17,075
‫نمیدونم اما شاید تو بتونی بهم بگی.

434
00:19:17,077 --> 00:19:18,830
‫چرا سوابق بیماران...

435
00:19:18,832 --> 00:19:20,024
‫کارکنان، پزشکان یا هر کسی که...

436
00:19:20,026 --> 00:19:21,933
‫فامیلش "اریکسون" یا "واکارو" باشه رو بررسی نمی‌کنی.

437
00:19:21,935 --> 00:19:22,701
‫دارم میگردم اما...

438
00:19:22,703 --> 00:19:24,797
‫صبر کن.

439
00:19:24,799 --> 00:19:26,179
‫نه، هیچی.

440
00:19:26,181 --> 00:19:29,197
‫صبر کن، صبر کن، داره راه می‌افته.

441
00:19:39,395 --> 00:19:41,227
‫هی.

442
00:19:45,393 --> 00:19:47,706
‫خب، فکر کردم یه ساعت برای ناهار وقت دارم.

443
00:19:47,708 --> 00:19:50,191
‫میدونی که وقتی
‫ازدواج کردیم مجبور نیستی کار کنی.

444
00:19:50,193 --> 00:19:51,681
‫واقعا؟

445
00:19:51,683 --> 00:19:53,481
‫اگر بخوام چی؟

446
00:19:58,333 --> 00:20:00,593
‫صبر کن.
‫"آنا گاردنر".

447
00:20:00,595 --> 00:20:02,993
‫اون نامزد "کریستوفر اریکسون" ـه...

448
00:20:02,995 --> 00:20:04,758
‫و پرستار بیمارستان مموریال.

449
00:20:04,760 --> 00:20:06,077
‫کریستوفر" کدوم پسره؟"

450
00:20:06,079 --> 00:20:07,277
‫کوچکترین.

451
00:20:07,279 --> 00:20:09,557
‫حتما باید به همین خاطر "پرامنستریا" اونجا باشه.

452
00:20:15,472 --> 00:20:18,074
‫از سر راه برین کنار!
‫راه بیافتین!

453
00:20:22,532 --> 00:20:23,815
‫"آنا"!

454
00:20:23,818 --> 00:20:26,009
‫عزیزم.

455
00:20:27,330 --> 00:20:30,551
‫- نه، نه، نه، نه.
‫- اف.بی.آی، اف.بی.آی.

456
00:20:30,553 --> 00:20:32,300
‫هی، بیا اینجا!
‫بیا اینجا.

457
00:20:32,302 --> 00:20:33,584
‫حالت خوب میشه.

458
00:20:39,973 --> 00:20:42,509
‫ایشون اقای "فاکس" هستن
‫مرد نفوذی ما.

459
00:20:43,676 --> 00:20:48,748
‫مسئول ارتباطات، امنیت.
‫جواهرشناس ما،راننده.

460
00:20:49,640 --> 00:20:52,113
‫چقدر دوستانه.

461
00:20:52,115 --> 00:20:56,338
‫آقایون.
‫در ساعت ۵:۴۵ به "رندر- دی گروت" دستبرد میزنیم.

462
00:20:56,340 --> 00:20:59,405
‫۱۵دقیقه قبل از اینکه
‫شیفت ماموران امنیتی عوض بشه.

463
00:20:59,407 --> 00:21:02,365
‫فرصت‌مون همینه.
‫اگر گیر بیافتیم مردیم.

464
00:21:02,678 --> 00:21:06,397
‫بازداشت نمیشیم، می‌میریم.

465
00:21:06,399 --> 00:21:08,240
‫باشه، پس.

466
00:21:08,242 --> 00:21:09,331
‫بریم سر کار.

467
00:21:11,897 --> 00:21:13,522
‫برات یه چیز کوچولو گرفتم.

468
00:21:13,524 --> 00:21:15,366
‫برخی شاید بگن
‫تغییر قیافه دادی...

469
00:21:15,368 --> 00:21:18,887
‫اما فکر کنم
‫خود واقعیت همینطوری هستی.

470
00:21:20,566 --> 00:21:21,788
‫درست اندازه منم هست.

471
00:21:27,942 --> 00:21:30,538
‫چه صورت خوشگلی.

472
00:21:33,105 --> 00:21:34,445
‫"کریستوفر".

473
00:21:34,447 --> 00:21:36,406
‫مُردش.

474
00:21:36,408 --> 00:21:37,463
‫میدونم.

475
00:21:37,465 --> 00:21:39,004
‫اومدن دنبال من، و اونو کشتن.

476
00:21:39,006 --> 00:21:41,268
‫باید بریم حسابشونو برسیم.

477
00:21:41,270 --> 00:21:43,665
‫باید کاری کنیم که تموم بشه.

478
00:21:43,667 --> 00:21:45,174
‫منظورت چیه؟

479
00:21:46,433 --> 00:21:47,605
‫تو کی هستی؟

480
00:21:49,317 --> 00:21:51,629
‫تو در بیمارستان بودی.

481
00:21:51,631 --> 00:21:52,895
‫پسر عزیزم.

482
00:21:52,897 --> 00:21:55,408
‫مشخصه که نمی‌تونم تاسف عمیقم...

483
00:21:55,410 --> 00:21:58,531
‫رو به خاطر از دست دادن احمقانه عزیزت رو بیان کنم.

484
00:21:58,533 --> 00:22:01,735
‫و کشتن یه دختر بی‌آزار، یه بیگناه واقعی...

485
00:22:01,737 --> 00:22:05,138
‫ثابت میکنه
‫که این جنگ باید تموم بشه.

486
00:22:05,140 --> 00:22:07,405
‫باید در مورد یه چیزی با هم صحبت کنیم.

487
00:22:10,776 --> 00:22:12,615
‫گفتن که به این کار علاقه‌مند هستن؟

488
00:22:12,617 --> 00:22:14,669
‫بله، خیلی مشتاقند که تو رو ببینن.

489
00:22:14,671 --> 00:22:15,983
‫دارین برنامه‌شونو بررسی می‌کنن...

490
00:22:15,985 --> 00:22:17,922
‫اما گفتن که میخوان
‫هر چه سریعتر ملاقات داشته باشن.

491
00:22:17,924 --> 00:22:20,256
‫اوه، عالیه.

492
00:22:22,230 --> 00:22:24,364
‫خب، به محض اینکه وقت داشته باشی...

493
00:22:24,366 --> 00:22:25,810
‫فقط بهم زنگ بزن.

494
00:22:27,900 --> 00:22:30,609
‫"باشه، عالیه "لوای.
‫فردا می‌بینمت.

495
00:22:30,611 --> 00:22:32,417
‫لوای"؟"

496
00:22:32,419 --> 00:22:34,389
‫همسر سابق بی‌نهایت خوشگلت چطوره؟

497
00:22:34,391 --> 00:22:36,690
‫ازم برای شام دعوت کرده
‫و منم میرم، چیزی نیست.

498
00:22:36,692 --> 00:22:38,957
‫تصمیم گرفتی که از کجا وسایل بچه رو بخری؟

499
00:22:40,307 --> 00:22:42,244
‫وسایل بچه بمونه برای بعد.

500
00:22:42,246 --> 00:22:45,202
‫تو بیمارستان چه اتفاقی افتاد؟

501
00:22:47,127 --> 00:22:48,748
‫اسمش "آنا گاردنر" بوده.

502
00:22:48,750 --> 00:22:50,436
‫"یه پرستار بیمارستان "مموریال...

503
00:22:50,438 --> 00:22:52,226
‫"و نامزد "کریستوفر اریکسون.

504
00:22:52,228 --> 00:22:54,992
‫چرا "پرامنستریا" باید بخواد "کریستوفر" رو بکشه؟

505
00:22:54,994 --> 00:22:57,029
‫تنها کاری که میکنه باعث میشه
‫که خانواده‌ش بیشتر...

506
00:22:57,031 --> 00:22:58,470
‫از "واکارو" ها متنفر بشن.
‫اگر امکانش باشه.

507
00:22:58,472 --> 00:22:59,513
‫دنبال پسره نبوده.

508
00:22:59,515 --> 00:23:01,201
‫نامزدش هدف بوده.

509
00:23:01,203 --> 00:23:02,825
‫داره یه ازدواج رو ترتیب میده.

510
00:23:02,827 --> 00:23:05,392
‫بین این دو خانواده؟
‫بی‌معنیه.

511
00:23:05,394 --> 00:23:06,751
‫واقعا فکر میکنی امکان داره...

512
00:23:06,753 --> 00:23:08,457
‫که اون نامزد "کریستوفر" رو کشته باشه...

513
00:23:08,459 --> 00:23:10,610
‫تا "کریستوفر" بتونه با
‫یه "واکارو" ازدواج کنه؟

514
00:23:10,612 --> 00:23:12,929
‫ازدواج برنامه‌ریزی شده
‫ابزاری برای نگه داشتن صلح ـه...

515
00:23:12,931 --> 00:23:14,700
‫و برای قرنها
‫باعث  ساخته شدن امپراطوری‌ها شده.

516
00:23:14,702 --> 00:23:16,406
‫هنوز در بسیاری از قسمتهای...

517
00:23:16,408 --> 00:23:18,510
‫آسیا، آفریقا، خاورمیانه اجرا میشه.

518
00:23:18,512 --> 00:23:20,166
‫هزاران بچه مجبور میشن...

519
00:23:20,168 --> 00:23:21,955
‫که هر سال در این
‫ازدواجهای برنامه‌ریزی شده شرکت کنن...

520
00:23:21,957 --> 00:23:23,313
‫که اغلب هم با تایید قضایی صورت میگیره.

521
00:23:23,315 --> 00:23:25,656
‫اریکسون" و "واکارو" فقط"
‫دو تا خانواده معمولی نیستن...

522
00:23:25,658 --> 00:23:26,828
‫اونا تاجرن.

523
00:23:26,830 --> 00:23:28,837
‫موضوع سر عشق و  ازدواج نیست.

524
00:23:28,839 --> 00:23:30,644
‫موضوع سر سود و زیانه.

525
00:23:30,646 --> 00:23:32,737
‫پرامنستریا" ملاقاتی رو ترتیب میده"...

526
00:23:32,739 --> 00:23:34,829
‫تا تمام اعضای خانواده
‫این توافق رو به رسمیت بشناسن.

527
00:23:34,831 --> 00:23:37,374
‫مکان ملاقات رو پیدا کنین
‫یعنی اونو پید کردین.

528
00:23:37,376 --> 00:23:39,349
‫و چطور قراره این کار رو  بکنیم؟

529
00:23:39,351 --> 00:23:42,194
‫"خنده‌داره که پرسیدی "هارولد.

530
00:23:45,661 --> 00:23:47,886
‫"سلام "مدز.

531
00:23:47,888 --> 00:23:49,810
‫"ریموند ردینگتون".

532
00:23:49,812 --> 00:23:52,572
‫رابطت در بندر "نیواورلئان"، بهش زنگ بزن.

533
00:23:52,574 --> 00:23:56,756
‫تایید میکنه که
‫یه تماس ناشناس در مورد یه حمله اداره مبارزه با مواد داشته.

534
00:23:56,758 --> 00:23:59,519
‫که برات ۱۰ میلیون دلار رو حفظ کرده.

535
00:24:00,525 --> 00:24:01,644
‫کلوچه داری؟

536
00:24:04,994 --> 00:24:08,507
‫منم.
‫به من گفته شده که بهمون حمله شده.

537
00:24:08,509 --> 00:24:11,018
‫و مشکلی نداریم؟

538
00:24:12,995 --> 00:24:16,006
‫چقدر خوشمزه‌ن.
‫توش جوز ریختن درسته، نه؟

539
00:24:16,008 --> 00:24:18,048
‫به زودی بهت زنگ میزنم.

540
00:24:19,189 --> 00:24:22,032
‫تو به افرادم خبر دادی؟ چرا؟

541
00:24:22,034 --> 00:24:23,064
‫کادوی ازدواج.

542
00:24:23,066 --> 00:24:23,814
‫اوه.

543
00:24:23,816 --> 00:24:25,563
‫شنیدی.

544
00:24:25,565 --> 00:24:28,309
‫"به این تصمیم احترام میذارم "مدز.

545
00:24:28,311 --> 00:24:31,390
‫مطمئنم که تصمیم سختیه
‫اما برای تجارت خوبه.

546
00:24:31,392 --> 00:24:32,855
‫تبریک میگم.

547
00:24:32,857 --> 00:24:35,219
‫پسرم در موردش خوشحال نیست.

548
00:24:35,221 --> 00:24:38,882
‫تو چی؟
‫با "دنی واکارو" فامیل بشی؟

549
00:24:38,884 --> 00:24:41,513
‫باید کارا رو برای
‫لذتش انجام بدی نه پاداشش.

550
00:24:41,515 --> 00:24:44,594
‫"به خاطر خبری که دادن ممنون "ریموند.

551
00:24:44,596 --> 00:24:46,458
‫خانواده‌ها، خانواده اونا و خانواده ما...

552
00:24:46,460 --> 00:24:48,423
‫فردا دور هم جمع میشیم.

553
00:24:48,425 --> 00:24:51,587
‫خوبه که یه چهره دوستانه هم داشته باشم.

554
00:24:53,920 --> 00:24:56,699
‫ترجیح میدم بمیرم
‫تا اینکه بذارم یه "اریکسون" به دخترم دست بزنه.

555
00:24:56,701 --> 00:24:59,246
‫منم همینطور.

556
00:24:59,248 --> 00:25:02,909
‫اما تو اونو می‌بخشی.

557
00:25:02,911 --> 00:25:04,192
‫برای چی؟

558
00:25:04,194 --> 00:25:06,573
‫یه توافق کاری
‫که هرگز نگه داشته نمیشه؟

559
00:25:06,575 --> 00:25:07,771
‫جنگی که هرگز تموم نمیشه؟

560
00:25:07,773 --> 00:25:08,987
‫اوه، تموم میشه.

561
00:25:08,989 --> 00:25:12,676
‫همه "اریکسون"ها دارن
‫برای جشن میان.

562
00:25:12,678 --> 00:25:15,287
‫چی داری میگی؟

563
00:25:20,248 --> 00:25:23,518
‫همه‌شونو فردا می‌کشیم.

564
00:25:23,520 --> 00:25:25,744
‫همه‌شونو.

565
00:25:34,598 --> 00:25:35,948
‫حمله اداره مبارزه با مواد رو انجام دادیم...

566
00:25:35,950 --> 00:25:37,280
‫تا "ردینگتون" بتونه به "اریکسون"ها خبر بده.

567
00:25:37,282 --> 00:25:39,209
‫در عوضش، قرار بود
‫به ما اطلاعاتی در مورد...

568
00:25:39,211 --> 00:25:40,260
‫مکان ملاقات خانواده‌ها رو بده.

569
00:25:40,262 --> 00:25:41,312
‫پس کدوم گوری ـه؟

570
00:25:41,314 --> 00:25:42,855
‫نمی‌تونم
‫وارداش کنم که بهم زنگ بزنه.

571
00:25:42,857 --> 00:25:45,625
‫باشه، پس، من
‫تلفن اعتباری "پرامنستریا" رو زیرنظر گرفتم...

572
00:25:45,627 --> 00:25:46,905
‫و اونم همین الان یه تماس...

573
00:25:46,907 --> 00:25:49,202
‫با یه جور دستیار شخصی گرفت، فکر کنم.

574
00:25:49,204 --> 00:25:51,394
‫تماس به خونه‌ای در لندن شد...

575
00:25:51,396 --> 00:25:52,849
‫که مالکش آقای "الیستر پیت" ـه.

576
00:25:52,851 --> 00:25:54,568
‫خب اسکاتلند یارد سوابق مالیاتیش رو بیرون کشید.

577
00:25:54,570 --> 00:25:56,145
‫سنش به مظنون ما می‌خوره...

578
00:25:56,147 --> 00:25:57,687
‫ادعا میشه که
‫مشاور یه سازمانه.

579
00:25:58,215 --> 00:25:59,967
‫بیا اینجا و گوش کن.

580
00:26:02,352 --> 00:26:05,560
‫در "گرینوالد" امشب
‫یه مراسم شام رسمی ـه.

581
00:26:05,562 --> 00:26:07,641
‫یه ماشین میخوام
‫که ما رو ساعت ۷ ببره اونجا...

582
00:26:07,643 --> 00:26:09,095
‫بعدش هم مستقیم به فرودگاه.

583
00:26:09,604 --> 00:26:10,872
‫به "رسلر" و "ثمر" خبر بده.

584
00:26:10,874 --> 00:26:13,121
‫میخوام که تیمهای ضربت
‫در هتل "گرینوالد" باشن...

585
00:26:13,123 --> 00:26:14,052
‫هر چی سریعتر.

586
00:26:14,054 --> 00:26:15,677
‫کین"، اگر "ردینگتون" تماس گرفت"...

587
00:26:15,679 --> 00:26:16,946
‫تماسشو جواب نده.

588
00:26:18,623 --> 00:26:20,804
‫گروه سیار یک هستم، به
‫اطلاعات هل دسترسی پیدا کردیم.

589
00:26:20,806 --> 00:26:21,751
‫همه واحد گزارش بدن.

590
00:26:24,579 --> 00:26:26,759
‫اریکسون" داره وارد میشه".

591
00:26:26,761 --> 00:26:28,721
‫گرگور" و "دگ" پشت سرش هستن".

592
00:26:28,723 --> 00:26:30,109
‫داونپورت"، گزارش بده".

593
00:26:30,111 --> 00:26:32,258
‫امنیت خیلی بالاست.

594
00:26:32,260 --> 00:26:34,576
‫بدون اسلحه، بدون تلفن.

595
00:26:34,578 --> 00:26:38,468
‫"از طرف "واکارو
‫دارم "دنی" و "ماریانا" رو می‌بینم.

596
00:26:38,470 --> 00:26:39,618
‫اثری از "رافائل" نیست.

597
00:26:39,620 --> 00:26:41,784
‫میدونه که یه حکم بازداشت براش صادر شده.

598
00:26:41,786 --> 00:26:43,915
‫با حکم بازداشت و بدون حکم
‫هر کسی که امشب پیداش بشه...

599
00:26:43,918 --> 00:26:45,963
‫باید برای بازجویی دستگیر بشه
‫بدون استثنا.

600
00:26:45,965 --> 00:26:48,112
‫براش حکم هم گرفتی؟

601
00:26:48,114 --> 00:26:49,999
‫پیت" یه زن بیگناه رو کشت".

602
00:26:50,516 --> 00:26:52,505
‫وقتی پیدا بشه، همه‌شونو می‌گیریم.

603
00:26:54,394 --> 00:26:57,585
‫ببین کی اومده.

604
00:26:57,587 --> 00:27:00,124
‫فراری مسلح شما
‫"رفیق "روستوا.

605
00:27:00,126 --> 00:27:01,687
‫اونطوری منو صدا نزن.

606
00:27:01,689 --> 00:27:03,524
‫"دونپورت" "ریموند ردینگتون"
‫رو می‌تونیم ببینیم.

607
00:27:03,526 --> 00:27:05,377
‫راه بیافتین، میخوایم حمله کنیم.

608
00:27:05,379 --> 00:27:06,973
‫منفی، تکرار می‌کنم. منفی.

609
00:27:06,975 --> 00:27:08,655
‫حمله نکنین.

610
00:27:08,657 --> 00:27:10,714
‫این عملیات ماست.
‫اگر الان حمله کنیم، "پیت" رو از دست میدیم.

611
00:27:10,716 --> 00:27:13,392
‫ببین، وقتی بقیه
‫رو دستگیر کردیم اونو هم می‌گیریم...

612
00:27:13,394 --> 00:27:16,498
‫اما فقط وقتی که هدفمونو دیدیم.

613
00:27:16,500 --> 00:27:20,549
‫اوه، واقعا از این گردنبند خوشم میاد.

614
00:27:20,551 --> 00:27:22,574
‫و اون حلقه.

615
00:27:22,576 --> 00:27:24,032
‫می‌تونم ببینمش؟

616
00:27:24,034 --> 00:27:25,149
‫البته.

617
00:27:25,151 --> 00:27:26,848
‫- آینه کجاست؟
‫- اونجاست.

618
00:27:28,721 --> 00:27:32,940
‫خیلی قشنگه اما
‫سه تا صفر اضافه‌تر از بودجه من داره.

619
00:27:32,942 --> 00:27:34,656
‫اوه، خدای من.

620
00:27:34,658 --> 00:27:36,390
‫باید اینو داشته باش.

621
00:27:36,392 --> 00:27:39,086
‫اوه، کلیدها رو تو ماشین جا گذاشتم.

622
00:27:39,088 --> 00:27:41,648
‫کالین" منو میکشه"
‫اگه یه بار دیگه خرابش کنم.

623
00:27:41,650 --> 00:27:43,729
‫- برمیگردم.
‫- باشه.

624
00:27:49,305 --> 00:27:51,300
‫- کمک! یکی کمک کنه!
‫- قربان! اون زنو ول کنید!

625
00:27:52,799 --> 00:27:54,213
‫یه دزده.

626
00:27:54,215 --> 00:27:55,310
‫مامور "برایان کلی" از اف.بی.آی.

627
00:27:55,312 --> 00:27:57,323
‫این زن بخشی از یه گروه تبهکاری که تیم من...

628
00:27:57,325 --> 00:27:59,205
‫شش ماه ـه که داریم تعقیبش می‌کنیم.

629
00:27:59,207 --> 00:28:01,834
‫میدونستم.
‫اونا بهم نیم میلیون دلار بدهکارن.

630
00:28:01,836 --> 00:28:03,531
‫تیمش هنوزم یه جایی همین اطرافه.

631
00:28:03,533 --> 00:28:05,761
‫،یه جایی دارین که ببرمش
‫یه جای خصوصی؟

632
00:28:05,763 --> 00:28:07,457
‫بریم.

633
00:28:17,095 --> 00:28:19,689
‫باید به بقیه
‫افرادم گروهم خبر بدم تا مظنون رو در امان نگه داریم.

634
00:28:19,691 --> 00:28:21,570
‫در پشتی دارین که بتونیم ازش استفاده کنیم؟

635
00:28:21,572 --> 00:28:23,366
‫برید سراغ پلیس در بخش بارگیری.

636
00:28:23,368 --> 00:28:25,430
‫بذارین بیان داخل.

637
00:28:25,432 --> 00:28:28,492
‫مظنون در بازداشته.
‫از در پشتی بیاین، دریافت شد؟

638
00:28:28,494 --> 00:28:30,706
‫دریافت شد، داریم میایم.

639
00:28:33,420 --> 00:28:35,065
‫شامپاین؟

640
00:28:35,067 --> 00:28:36,680
‫ممنون، عزیزم.

641
00:28:38,462 --> 00:28:40,348
‫"آقای "ردینگتون.

642
00:28:40,350 --> 00:28:42,589
‫خیلی خوشحال شدم
‫که تونستین به ما بپیوندین.

643
00:28:42,591 --> 00:28:44,844
‫من خیلی عاشق
‫ازدواجهای پر جمعیتم.

644
00:28:46,685 --> 00:28:48,153
‫چه شبی.

645
00:28:48,756 --> 00:28:50,226
‫ریموند"، درسته؟"

646
00:28:50,228 --> 00:28:53,418
‫مدز" میگه شماها"
‫با هم معاملات تجاری داشتین؟

647
00:28:53,420 --> 00:28:56,961
‫نمیدونستم که شما دوتا
‫همدیگه رو با اسم کوچیک صدا  میزنین.

648
00:28:56,963 --> 00:29:00,706
‫داریم بیشترین تلاشمونو
‫می‌کنیم که ببخشیم و فراموش کنیم.

649
00:29:01,878 --> 00:29:03,848
‫کمی خوبی در بدترین ما وجود داره...

650
00:29:03,850 --> 00:29:05,737
‫و کمی هم بدی در بهترین ما.

651
00:29:05,739 --> 00:29:07,491
‫و وقتی اینو کشف کنیم...

652
00:29:07,493 --> 00:29:10,249
‫کمتر متمایل به
‫تنفر ورزیدن به دشمنان‌مون هستیم.

653
00:29:10,251 --> 00:29:11,569
‫به سلامتی دشمنان‌مون.

654
00:29:16,185 --> 00:29:18,071
‫منو ببخشید.

655
00:29:20,178 --> 00:29:22,767
‫متاسفم "ریموند"، اگر عذر منو هم بپذیری.

656
00:29:25,644 --> 00:29:29,987
‫همه چیز مرتبه، مامان یکم شاده.

657
00:29:29,989 --> 00:29:34,750
‫حواست به اونو "دنی" باشه
‫تا من زوج خوشبخت رو پیدا کنم.

658
00:29:43,561 --> 00:29:46,351
‫دوستش داری، مگه نه؟

659
00:29:48,141 --> 00:29:50,579
‫بذار بهت یه رازی رو بگم.

660
00:29:50,581 --> 00:29:52,751
‫عشق یه احساس نیست.

661
00:29:52,753 --> 00:29:54,397
‫یه انتخابه.

662
00:29:57,491 --> 00:29:59,481
‫عزیزم، بیا تو.

663
00:29:59,483 --> 00:30:01,339
‫بیا، بیا، بیا.

664
00:30:01,341 --> 00:30:02,919
‫بیا، بیا، بیا.

665
00:30:02,921 --> 00:30:06,966
‫متوجه شدم که شما
‫دوتا باید یه فرصتی رو برای حرف زدن با هم داشته باشین.

666
00:30:07,560 --> 00:30:10,767
‫خوبه.

667
00:30:10,769 --> 00:30:12,862
‫پس توافق کردیم.

668
00:30:17,384 --> 00:30:19,182
‫"من دارم "ردینگتون" رو می‌بینم "تاکر.

669
00:30:19,184 --> 00:30:20,935
‫- برم سراغش یا نه؟
‫- منفی.

670
00:30:21,427 --> 00:30:23,864
‫بهم گفته شده
‫که به شماها آزادی کامل رو بدم...

671
00:30:23,866 --> 00:30:25,649
‫چون شماها دارین...

672
00:30:25,651 --> 00:30:27,237
‫افرادی رو به سزای
‫کارشون میرسونین که حتی اسم‌شون هم شنیده نشده.

673
00:30:27,239 --> 00:30:30,069
‫وقتی پرسیدم چطوری انجامش میدین
‫هیچوقت یه جواب سرراست نشنیدم.

674
00:30:30,071 --> 00:30:30,937
‫فکر کنم بدونم برای چی.

675
00:30:30,939 --> 00:30:32,083
‫شما چیزی نمیدونین.

676
00:30:32,085 --> 00:30:34,048
‫میدونم ما بهت
‫کمک کردیم وقتی که یه فراری بودی.

677
00:30:34,050 --> 00:30:36,209
‫حالا، تو چی داری
‫که بهم نمیگی رفیق "روستوا"؟

678
00:30:36,211 --> 00:30:37,945
‫بهت گفتم اینطوری منو صدا نزن.

679
00:30:41,353 --> 00:30:42,627
‫همه‌ش اینجاست.

680
00:30:42,629 --> 00:30:44,510
‫درست بعد از اینکه
‫سخنرانی رو تموم کردم.

681
00:30:44,512 --> 00:30:48,227
‫وقتی لیوانم رو بردم بالا، این یعنی علامت.

682
00:30:54,696 --> 00:30:56,989
‫خانمها و آقایون...

683
00:30:56,991 --> 00:31:00,388
‫،به عنوان پدر عروس
‫دوست دارم چند کلمه‌ای حرف بزنم.

684
00:31:00,390 --> 00:31:02,920
‫اتفاقات زیادی...

685
00:31:02,922 --> 00:31:06,677
‫بین خانواده‌های ما افتاده که درست نبوده.

686
00:31:06,679 --> 00:31:09,414
‫و کافی هم هست.

687
00:31:09,416 --> 00:31:14,803
‫و اگر قرار باشه
‫دختر کوچولوی من راه صلح رو به من نشون بده...

688
00:31:14,805 --> 00:31:17,183
‫پس بذار اینطور باشه.

689
00:31:17,185 --> 00:31:20,276
‫مدز"، تو ضمانت منو داری"...

690
00:31:20,278 --> 00:31:23,030
‫که هیچ "واکارویی" این توافق رو نمی‌شکنه...

691
00:31:23,032 --> 00:31:24,662
‫که ما اینجا امروز برقرار کردیم.

692
00:31:24,664 --> 00:31:30,628
‫امیدوارم همگی صبر
‫لازم رو برای یه سخنرانی دیگه داشته باشن.

693
00:31:30,630 --> 00:31:32,736
‫من چیزی نیستم به
‫جز یک مهمان ساده...

694
00:31:32,738 --> 00:31:35,999
‫اما خواهش می‌کنم اجازه بدین تا لیوانی رو بالا ببرم...

695
00:31:36,001 --> 00:31:38,329
‫به خاطر چیزی که همگی ما موافقیم...

696
00:31:38,331 --> 00:31:41,779
‫غیرمحتمل‌ترین
‫نتیجه مورد نظره.

697
00:31:41,781 --> 00:31:43,054
‫داره چه کار میکنه؟

698
00:31:43,056 --> 00:31:45,110
‫داره سعی میکنه "پرامنستریا" رو بکشه بیرون.

699
00:31:45,112 --> 00:31:49,003
‫عشق چیزی خنده‌دار و بی‌وفاست.

700
00:31:49,005 --> 00:31:51,136
‫یه سراشیبی لغزنده.

701
00:31:51,622 --> 00:31:53,124
‫بیشتر جشنهای عروسی
‫سرشار از عشق هستن.

702
00:31:53,126 --> 00:31:56,276
‫این یکی زیاد نه.
‫بیشتر تجاریه.

703
00:31:56,278 --> 00:31:59,912
‫ایده یه فرصت‌طلب نابغه...

704
00:31:59,914 --> 00:32:02,563
‫یه میانجی پیوندها، یه دلال صلح.

705
00:32:02,953 --> 00:32:05,860
‫فکر می‌کنید بهتر نیست تنها مسئول...

706
00:32:05,862 --> 00:32:09,189
‫چنین گردهمایی خانوادگی، باید خودش حضور داشته باشه.

707
00:32:09,191 --> 00:32:10,239
‫کجاست؟

708
00:32:10,241 --> 00:32:12,567
‫بیا زود باش، فروتن نباش.

709
00:32:12,569 --> 00:32:15,961
‫کار شگفت‌آور و پستی انجام دادی.

710
00:32:15,963 --> 00:32:18,143
‫شاید فکر کنم کافی باشه.

711
00:32:18,145 --> 00:32:19,969
‫دارم می‌میرم که بشنوم
‫چطوری این کار رو کرده.

712
00:32:19,971 --> 00:32:22,798
‫چطوری دو شغال رو بهم رسونده.

713
00:32:22,800 --> 00:32:25,949
‫چطوری از شر نامزد "کریستوفر"،" آنا" خلاص شده.

714
00:32:25,951 --> 00:32:27,565
‫چطوری به این پسر دروغ گفته...

715
00:32:27,567 --> 00:32:30,443
‫بهش باور رونده که
‫واکارو"ها اونو کشتن"...

716
00:32:30,445 --> 00:32:32,979
‫تنها برای اینکه اونو متقاعد کنه...

717
00:32:32,981 --> 00:32:36,228
‫تا با همون خانواده‌ای
‫ازدواج کنه که ازشون متنفره.

718
00:32:36,230 --> 00:32:37,651
‫چه داستان دراماتیکی!

719
00:32:37,653 --> 00:32:38,783
‫تو کدوم خری...

720
00:32:38,785 --> 00:32:39,913
‫نه، نه، نه، صبر کن.

721
00:32:39,915 --> 00:32:41,651
‫میخوام بشنوم چی برای گفتن داره.

722
00:32:41,653 --> 00:32:44,521
‫یه بار سه هفته رو
‫در مسافرخونه‌ای در "زیاتنئو" زندانی شده بودم...

723
00:32:44,523 --> 00:32:48,824
‫همینطوری به یه
‫سریال دارماتیک به اسم "آمورسیتو کورازون" چسبیده بودم...

724
00:32:48,826 --> 00:32:50,884
‫که معناش میشه عزیز دوست‌داشتنی من.

725
00:32:50,886 --> 00:32:55,321
‫یه معمار بد شانس در عشق
‫که عشق زندگیش رو...

726
00:32:55,323 --> 00:32:58,140
‫وقتی ۱۸ سالش بوده
‫به خاطر کنترل پدرش از دست میده.

727
00:32:58,142 --> 00:33:00,419
‫اما شاید من زیادی به اصل ماجرا نزدیک شدم.

728
00:33:00,421 --> 00:33:02,579
‫این تو بودی "مدز" که
‫با این کشتار توافق کردی.

729
00:33:02,581 --> 00:33:03,659
‫درست نیست؟

730
00:33:03,661 --> 00:33:05,026
‫بابا، چی داره میگه؟

731
00:33:05,028 --> 00:33:06,765
‫- اشتباه می‌کنه.
‫- من هرگز...

732
00:33:06,767 --> 00:33:07,929
‫فریب دادن پسرت، کشتن
‫عشق زندگیش...

733
00:33:07,931 --> 00:33:10,056
‫اونا "آنا" رو کشتن، تو اینو گفتی.

734
00:33:10,058 --> 00:33:11,777
‫نه، نه، نه.
‫ما هرگز به اون دختر نزدیک هم نشدیم.

735
00:33:11,779 --> 00:33:15,304
‫شما حیواناتی هستین
‫که اینطوری رفتار میکنین نه ما.

736
00:33:15,306 --> 00:33:17,212
‫بفرمایید، از تلویزیون هم بهتر شد.

737
00:33:17,821 --> 00:33:18,865
‫تو کشتیش، مگه نه؟

738
00:33:18,867 --> 00:33:20,215
‫برای این عروسی؟

739
00:33:20,217 --> 00:33:22,342
‫میدونستی که هرگز
‫نمی‌تونم اونو رها کنم.

740
00:33:22,344 --> 00:33:23,472
‫این کار رو کردیم تا نجاتت بدیم.

741
00:33:23,474 --> 00:33:25,059
‫برای مصلحت خانواده!

742
00:33:25,061 --> 00:33:27,231
‫آقایون، همگی!

743
00:33:27,233 --> 00:33:29,230
‫- خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.
‫- اون هدفمونه.

744
00:33:29,232 --> 00:33:31,127
‫تمام واحدهای حاضر در صحنه
‫حمله کنید، الان حمله کنید.

745
00:33:31,129 --> 00:33:32,359
‫الان.

746
00:33:41,730 --> 00:33:44,086
‫عروس و  داماد رو  بگیر.
‫تو ماشین ما رو ببین.

747
00:34:03,373 --> 00:34:06,157
‫اداره مبارزه با مواد!
‫ایست! اسلحه‌ت رو بنداز.

748
00:34:09,784 --> 00:34:11,543
‫این به خاطر این بود
‫که بتونی به  اون برسی.

749
00:34:11,545 --> 00:34:13,338
‫تمام این ماجرا به خاطر همین بود.

750
00:34:13,340 --> 00:34:16,363
‫ممکنه پیشنهاد بدم
‫این گفتگو رو تو راه ادامه بدیم؟

751
00:34:16,365 --> 00:34:17,903
‫اون جایی نمیره.

752
00:34:17,905 --> 00:34:19,407
‫محض رضای خدا.

753
00:34:19,409 --> 00:34:21,664
‫میدونستم. اون خبرچین تو ـه.

754
00:34:21,666 --> 00:34:24,057
‫به خاطر همین تو
‫اینقدر جرات داری، برای همین ولت کردن.

755
00:34:24,059 --> 00:34:25,647
‫درست نیست رفیق "رستوا"؟

756
00:34:25,649 --> 00:34:27,135
‫بهت گفتم منو اونطوری صدا نزن.

757
00:34:27,137 --> 00:34:28,468
‫رفیق...

758
00:34:32,094 --> 00:34:33,683
‫آقای "پیت" ومن
‫باید به هواپیما برسیم.

759
00:34:33,685 --> 00:34:35,170
‫به هیچ وجه نباید این کار رو بکنیم.

760
00:34:35,172 --> 00:34:37,956
‫خوشحال میشم
‫که وسط راه تو رو یه جای امن پیاده کنم.

761
00:34:43,458 --> 00:34:45,289
‫میخوای بهم بگی
‫که چند نفر توی گروهت هستن؟

762
00:34:45,291 --> 00:34:46,735
‫بهت گفتم هیچ تیمی در کار نیست.

763
00:34:46,737 --> 00:34:48,063
‫یه اشتباه بود. عجله داشتم...

764
00:34:48,065 --> 00:34:49,744
‫و حتما اینطوری
‫حلقه رو گذاشتم تو جیبم...

765
00:34:52,284 --> 00:34:53,711
‫ممکنه اونا رو خاموش کنی؟

766
00:34:53,713 --> 00:34:56,552
‫خوشحالم میشم.

767
00:34:56,554 --> 00:34:58,990
‫هی،میدونیم که گروهت
‫به جواهرفروشی‌های...

768
00:34:58,992 --> 00:35:00,300
‫تمام شهر حمله میکنن.

769
00:35:00,303 --> 00:35:03,310
‫باشه، من اسم میخوام
‫و همین الانم میخوام.

770
00:35:03,312 --> 00:35:05,412
‫میخوای شما یه امتحان بکنی؟

771
00:35:05,414 --> 00:35:07,849
‫فکر کردم که نمیخوای اینو ازم بخوای.

772
00:35:27,872 --> 00:35:31,165
‫این برای اینکه محکمتر
‫از اونی که قرار بود منو زدی.

773
00:35:33,302 --> 00:35:35,166
‫اون برای چی بود؟

774
00:35:35,168 --> 00:35:36,646
‫برای حالش.

775
00:35:37,152 --> 00:35:40,445
‫زود باش، مرد خونواده، کلی کار داریم.

776
00:35:47,120 --> 00:35:48,951
‫بریم.

777
00:36:05,452 --> 00:36:06,896
‫ثمر"، همین الان با دادستان صحبت کردم"...

778
00:36:06,898 --> 00:36:08,408
‫و اون میگه مدارک کافی داریم...

779
00:36:08,410 --> 00:36:10,005
‫تا اون خانواده‌‌ها رو از تجارت حذفشون کنیم.

780
00:36:10,007 --> 00:36:11,567
‫هی، چی شده؟

781
00:36:11,569 --> 00:36:12,878
‫هیچی.

782
00:36:12,880 --> 00:36:15,668
‫اصلا ثبت‌نام کردی؟
‫چونکه "آرام" مدام می‌پرسه.

783
00:36:15,670 --> 00:36:17,583
‫ثمر"، چی شده؟"

784
00:36:17,585 --> 00:36:20,298
‫با "لوای" شام خوردم.

785
00:36:20,300 --> 00:36:22,397
‫نامزد کرده.

786
00:36:22,399 --> 00:36:25,228
‫با یه زنی
‫که یه هفته بعد از جدایی‌مون باهاش آشنا شده.

787
00:36:26,696 --> 00:36:30,192
‫و اشکالی نداره.
‫ما هرگز...

788
00:36:30,194 --> 00:36:33,739
‫فقط...

789
00:36:33,741 --> 00:36:36,638
‫نمیدونم دارم چه کار میکنم.

790
00:36:40,154 --> 00:36:41,702
‫فراموشش کن.

791
00:36:41,704 --> 00:36:43,800
‫بیا فقط در مورد مهمونی حرف بزنیم
‫و اینکه ممکنه چقدر عالی باشه.

792
00:36:43,802 --> 00:36:46,765
‫قرار نیست مهمونی باشه.

793
00:36:47,266 --> 00:36:49,663
‫چرا نه؟

794
00:36:49,665 --> 00:36:51,195
‫خب...

795
00:36:55,878 --> 00:36:58,723
‫یه زوج خیلی عالی پیدا کردم.

796
00:37:11,966 --> 00:37:13,547
‫"ژوزفین".

797
00:37:13,549 --> 00:37:15,263
‫ژوزفین"، همین الان در رو باز کن".

798
00:37:15,265 --> 00:37:17,228
‫اون میدونه، در موردمون میدونه.

799
00:37:17,230 --> 00:37:18,194
‫کجایی؟

800
00:37:18,196 --> 00:37:20,077
‫آپارتمان خودمون.
‫"در خیابون "سنت پیر.

801
00:37:20,079 --> 00:37:21,275
‫همین الان این در رو باز کن!

802
00:37:21,277 --> 00:37:22,367
‫عجله کن، خواهش میکنم.

803
00:37:22,369 --> 00:37:23,903
‫دیوونه شده.

804
00:37:32,466 --> 00:37:33,851
‫ژوزفین"؟"

805
00:37:33,853 --> 00:37:34,877
‫ژوزفین"؟"

806
00:37:36,150 --> 00:37:37,636
‫"نه. "ژوزفین.

807
00:37:37,638 --> 00:37:39,405
‫تو! برو بیرون!

808
00:37:39,407 --> 00:37:41,355
‫میخوای چه کار کنی؟

809
00:37:44,761 --> 00:37:47,039
‫"ژوزفین". "ژوزفین".

810
00:37:50,429 --> 00:37:52,460
‫ژوزفین"، نه".

811
00:38:00,393 --> 00:38:04,755
‫این آپارتمان رو چهار سال پیش خریدم.

812
00:38:04,757 --> 00:38:07,217
‫تا اینکه یه روز
‫تو رو...

813
00:38:07,219 --> 00:38:09,977
‫به صحنه جرمت بیارم.

814
00:38:15,051 --> 00:38:17,677
‫"ژوزفین مولیر".

815
00:38:17,679 --> 00:38:19,115
‫حالا، گوش کن...

816
00:38:25,446 --> 00:38:28,336
‫پدر "ژوزفین" قدرتمندترین...

817
00:38:28,338 --> 00:38:31,228
‫بازوی پخش مواد در اروپای شرقی بود.

818
00:38:31,230 --> 00:38:34,946
‫اما با تمام موفقیتهاش یه مشکل داشت...

819
00:38:34,948 --> 00:38:36,880
‫یه دشمن.

820
00:38:36,882 --> 00:38:42,068
‫یه رقیب خشن و مرگبار
‫"به اسم "استاکول.

821
00:38:42,070 --> 00:38:45,105
‫من هیچ ارتباطی
‫با اتفاقی که برای اون دختر بیچاره افتاد ندارم...

822
00:38:45,107 --> 00:38:46,455
‫چرا، داری.

823
00:38:46,457 --> 00:38:50,352
‫شاید به طور مستقیم نه، اما
‫توسط دستهای خودت انجام شد.

824
00:38:50,354 --> 00:38:52,679
‫تو یه ازدواج رو ترتیب دادی.

825
00:38:52,681 --> 00:38:57,116
‫"کوچکترین دختر "مورلیر
‫"با تنها پسر "استاکول...

826
00:38:57,119 --> 00:38:59,477
‫یه  غول روانی...

827
00:38:59,479 --> 00:39:02,649
‫با یه سابقه طولانی
‫از خشونت و دردسر.

828
00:39:03,157 --> 00:39:07,643
‫برای ضمانت صلح و سود برای همه...

829
00:39:07,645 --> 00:39:10,814
‫تو ترتیب ازدواجش رو با این مرد دادی.

830
00:39:10,816 --> 00:39:14,322
‫خواهش می‌کنم، بس کن.

831
00:39:14,324 --> 00:39:16,566
‫این کار رو نکن.

832
00:39:16,568 --> 00:39:18,978
‫اونو توی دستهام نگه داشتم...

833
00:39:18,980 --> 00:39:22,825
‫و دیدم که زندگی از
‫چشمهاش محو شد.

834
00:39:25,154 --> 00:39:28,593
‫تو موجودی رو نابود کردی...

835
00:39:28,595 --> 00:39:34,514
‫که زیباتر از
‫هر چیزی بود که بتونی درکش رو کنی.

836
00:39:57,644 --> 00:40:00,510
‫♪ در این روزهای شیطانی ♪

837
00:40:00,512 --> 00:40:02,889
‫♪ ما سزای کار خودمان رو میدیم - ♪
‫- اونا نمیان.

838
00:40:02,891 --> 00:40:06,297
‫♪ نورهای رو تپه - ♪
‫- یه مشکلی پیش اومده.

839
00:40:06,299 --> 00:40:08,826
‫♪ ما رو منجمد میکنه - ♪
‫- بچه منو رد کردن؟

840
00:40:08,828 --> 00:40:12,217
‫نه، دقیقا نه، هنوزم بچه رو میخوان.

841
00:40:12,219 --> 00:40:14,208
‫♪ کش بیا و ♪

842
00:40:14,210 --> 00:40:16,712
‫♪ شبی برایمان بگیر - ♪
‫- اوه، که اینطور.

843
00:40:16,714 --> 00:40:18,837
‫♪ اما یه چیزی درست نیست ♪

844
00:40:19,332 --> 00:40:21,999
‫منو نمیخوان ببینن.

845
00:40:22,001 --> 00:40:23,728
‫♪ چیزی اشتباه از آب دراومده  ♪

846
00:40:23,730 --> 00:40:25,375
‫اما فکر کردم پشت تلفن گفتی...

847
00:40:25,377 --> 00:40:29,295
‫اونا متوجه نشده بودن
‫که تو اون "الیزابت کین" هستی.

848
00:40:29,297 --> 00:40:31,272
‫"متاسفم "لیز.

849
00:40:31,274 --> 00:40:34,155
‫اما به شرطی بچه
‫رو می‌برن که یه فرزندخوندگی بسته باشه.

850
00:40:34,157 --> 00:40:36,857
‫یعنی اینکه نباید
‫هرگز بچه‌م رو ببینم؟

851
00:40:36,859 --> 00:40:39,163
‫بچه‌م هرگز نباید بدونه من کی هستی؟

852
00:40:39,165 --> 00:40:40,514
‫این کار رو نمی‌تونم بکنم.

853
00:40:40,516 --> 00:40:43,824
‫دست‌کم گرفتم
‫که ممکنه این کار چقدر سخت باشه.

854
00:40:43,826 --> 00:40:46,757
‫اما اگر میخوای از بچه‌ت دست بکشی...

855
00:40:46,759 --> 00:40:48,404
‫فکر کنم مجبوری قبول کنی...

856
00:40:48,406 --> 00:40:51,452
‫که نباید تو زندگیش نقشی داشته باشی.

857
00:40:53,627 --> 00:40:56,096
‫♪ چیزی اشتباه از آب در اومده ♪

858
00:40:59,968 --> 00:41:02,602
‫♪ در این روزهای شیطانی ♪

859
00:41:02,604 --> 00:41:05,238
‫♪ ما سزای کار خودمان را می‌دیم ♪

860
00:41:05,239 --> 00:41:07,759
‫♪ نورهای رو تپه ♪

861
00:41:07,761 --> 00:41:10,658
‫♪ ما رو منجمد می‌کنن ♪

862
00:41:10,660 --> 00:41:13,287
‫♪ انگشتهای سرنوشت ♪

863
00:41:13,289 --> 00:41:15,950
‫♪ کش بیایید و ♪

864
00:41:15,952 --> 00:41:18,493
‫♪ برای ما شبی بگیرید ♪

865
00:41:18,495 --> 00:41:21,597
‫♪ اما چیزی درست نیست ♪

866
00:41:32,064 --> 00:41:34,437
‫"ژوزفین"...

867
00:41:35,880 --> 00:41:38,251
‫تموم شد.

868
00:41:39,076 --> 00:42:06,502
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#ff۰۰۸۰">Highbury</font>

869
00:42:06,526 --> 00:42:08,526
‫: هماهنگ  شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

