‫﻿۱
00:00:15,800 --> 00:00:19,441
‫با کمال خوشحالی اعلام میکنم
‫پولت تایید شده جرالد

2
00:00:19,444 --> 00:00:22,511
‫تا ساعت ۹ صبح میتونی
‫از سوئیت پنت‏هاوس استفاده کنی

3
00:00:22,513 --> 00:00:25,479
‫اونموقع اعضای گروه نظافت میان

4
00:00:25,481 --> 00:00:27,671
‫ممنونم.
‫زبانم قاصره که...

5
00:00:27,673 --> 00:00:29,190
‫اوه، لازم نیست چیزی بگی

6
00:00:29,192 --> 00:00:31,383
‫واقعاً بهت تسلیت میگم

7
00:00:31,385 --> 00:00:33,609
‫مواد این مرد
‫زندگی پسرم رو از بین بُرد

8
00:00:33,611 --> 00:00:35,431
‫و حالا عیناً داری مجازاتش میکنی

9
00:00:35,433 --> 00:00:38,297
‫بیدارش کنیم؟

10
00:00:39,413 --> 00:00:43,020
‫وقت انتقام از راه رسیده

11
00:00:43,022 --> 00:00:45,314
‫مسیرت بسوی التیام
‫از امشب آغاز میشه

12
00:00:45,316 --> 00:00:47,574
‫اتفاقی که در ادامه میوفته
‫به خودت بستگی داره

13
00:00:51,556 --> 00:00:54,523
‫اوه و اگه دیدی نمیتونی
‫،غذات رو تموم کنی

14
00:00:54,525 --> 00:00:58,436
‫برات توی آشپزخونه
‫ظرف یکبار مصرف گذاشتیم

15
00:01:00,467 --> 00:01:03,467
‫: هماهنگ  شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

16
00:01:03,492 --> 00:01:09,558
‫[دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم]
‫:: iranfilm.net ::..

17
00:01:15,532 --> 00:01:20,353
‫عـلـیـرضـا و مـهـرداد با افتخار تقدیم میکنند
‫<font color=blue>mehrdadss</font> - <font color=maroon>oceanic ۶</font>

18
00:01:20,563 --> 00:01:22,627
‫جن
‫(شماره ۴۳)

19
00:01:23,130 --> 00:01:24,814
‫اونو میشناسی؟

20
00:01:24,816 --> 00:01:25,793
‫نه

21
00:01:25,795 --> 00:01:27,480
‫منم نمیشناختم

22
00:01:27,482 --> 00:01:29,166
‫مجبور شدم در پرونده‏های سازمانم کنکاش کنم

23
00:01:29,168 --> 00:01:30,988
‫تا کسی رو پیدا کنم
‫که اونو بشناسه

24
00:01:30,990 --> 00:01:34,462
‫اسمش ماتیاس سلیمان‏ـه...
‫یه آدم به معنای واقعی تنها

25
00:01:34,464 --> 00:01:36,385
‫عضو سیا بوده؟

26
00:01:36,387 --> 00:01:38,174
‫صرفاً مامور ساده بوده

27
00:01:38,176 --> 00:01:41,074
‫تا اینکه در اتیوپی به جنگ اریتره پیوسته

28
00:01:41,076 --> 00:01:44,616
‫سلیمان در میدان جنگ آنچنان خشونت به خرج داده

29
00:01:44,618 --> 00:01:46,336
‫که حتی سیا هم طردش کرده

30
00:01:46,338 --> 00:01:47,787
‫ازت میخوام پیداش کنی لئونارد

31
00:01:47,789 --> 00:01:49,743
‫واقعاً خوشحالم که دوست داری
‫به همکارت کمک کنی

32
00:01:49,745 --> 00:01:52,138
‫اما سلیمان یه دهه‏اس که مفقودالاثره

33
00:01:52,140 --> 00:01:54,499
‫دمبه برای من بیشتر از یه همکاره

34
00:01:54,501 --> 00:01:56,523
‫لطفاً پیداش کن

35
00:02:01,484 --> 00:02:03,945
‫عذر میخوام

36
00:02:05,464 --> 00:02:06,779
‫- شما کی...
‫- آرام

37
00:02:16,495 --> 00:02:17,573
‫سورپرایز

38
00:02:20,813 --> 00:02:22,734
‫توی آپارتمانم چیکار میکنی؟

39
00:02:22,736 --> 00:02:23,813
‫و اون یارو کی بود؟

40
00:02:23,816 --> 00:02:24,892
‫بابت اینکه بی‏اجازه اومدم شرمنده

41
00:02:24,894 --> 00:02:27,287
‫اومدم اینجا چون به کمکت احتیاج دارم

42
00:02:27,289 --> 00:02:28,940
‫مامور کین کجاست؟

43
00:02:28,942 --> 00:02:30,391
‫یه اتفاقی براش افتاده، مگه نه؟

44
00:02:30,393 --> 00:02:31,841
‫بله، خدا رو شکر

45
00:02:31,843 --> 00:02:35,822
‫بعد از روزها دوش گرفتم

46
00:02:41,930 --> 00:02:43,412
‫از دیدنت خیلی خوشحالم

47
00:02:43,414 --> 00:02:45,132
‫این روزها افراد زیادی خوشحال نمیشن

48
00:02:46,922 --> 00:02:48,944
‫خیلی‏خب، احتمالاً نباید این حرف رو بزنم

49
00:02:48,946 --> 00:02:51,271
‫اما معرکه شدی

50
00:02:51,274 --> 00:02:52,587
‫آرام

51
00:02:52,589 --> 00:02:57,681
‫دنبال زنی میگردیم که اسم خودش رو جن گذاشته

52
00:02:57,683 --> 00:02:59,097
‫،یه جورایی دلاله

53
00:02:59,099 --> 00:03:02,033
‫که مشتری‏هایی با خواسته یکسان مثل...

54
00:03:02,035 --> 00:03:05,035
‫طمع، شهوت و انتقام رو بهم معرفی میکنه

55
00:03:05,037 --> 00:03:07,463
‫نقل کردن میتونه هر خیالپردازی
‫رو بدل به واقعیت کنه

56
00:03:07,465 --> 00:03:08,611
‫یه آدرس اینترنتی  داریم

57
00:03:08,613 --> 00:03:12,084
‫کد گذاری شدن که نتونستیم
‫رمزگشاییش کنیم

58
00:03:12,086 --> 00:03:13,535
‫میدونم درخواست زیادیه

59
00:03:13,537 --> 00:03:15,019
‫اما اگه ردینگتون معتقد نبود

60
00:03:15,021 --> 00:03:18,191
‫که این جن میتونه کمکمون کنه
‫تا تبرئه بشم

61
00:03:18,193 --> 00:03:19,438
‫پیشت نمیومدیم

62
00:03:19,440 --> 00:03:24,262
‫اگه باهاتون همکاری کنم...

63
00:03:24,264 --> 00:03:25,746
‫باید به مامور رسلر هم اطلاع بدم

64
00:03:25,748 --> 00:03:27,737
‫توی یه رابطه همزیستی هستیم

65
00:03:27,739 --> 00:03:30,234
‫،با کمک به ما
‫به مامور رسلر هم نزدیک میمونیم

66
00:03:30,236 --> 00:03:32,021
‫باید به این باور برسم که
‫رسلر درست به اندازه ما

67
00:03:32,023 --> 00:03:34,180
‫دنبال فهمیدن حقیقت درباره اینه
‫که کی به کشورمون حمله کرده

68
00:03:34,182 --> 00:03:36,641
‫،اگه دنبال این باشه
‫هر کمکی رو قبول میکنه

69
00:03:36,643 --> 00:03:38,160
‫از تام که قبول نکرد

70
00:03:39,916 --> 00:03:42,411
‫چی؟ تام؟
‫متوجه نمیشم

71
00:03:42,413 --> 00:03:43,793
‫میدونه توی دردسر افتادی

72
00:03:43,795 --> 00:03:45,345
‫،اومد پیشنهاد کمک داد

73
00:03:45,347 --> 00:03:47,099
‫و مامور رسلر هم
‫پیشنهادش رو رد کرد

74
00:03:48,619 --> 00:03:52,429
‫جن... باید جن رو پیدا کنیم

75
00:03:52,431 --> 00:03:54,386
‫اگه میخوای به کین کمک کنی
‫باید از این راه وارد بشی

76
00:03:54,387 --> 00:03:55,768
‫کاراکورت رو پیدا کن

77
00:03:55,770 --> 00:03:58,130
‫کابال اونو استخدام کرد
‫تا کاری که برای کین پاپوش دوختن، رو انجام بده

78
00:03:58,132 --> 00:03:59,851
‫،بمب‏گذاری ساختمان اوریا
‫قتل سناتور

79
00:03:59,853 --> 00:04:02,042
‫بله، کاراکورت رو میشناسم.
‫یه آشغال روسیه

80
00:04:02,044 --> 00:04:04,336
‫احتمالاً الان رفته به یه کلوب شبانه در سنت پترزبورگ

81
00:04:04,338 --> 00:04:05,821
‫کاراکورت به کشورش خیانت کرده

82
00:04:05,823 --> 00:04:06,968
‫،اگه به روسیه برگشته بود

83
00:04:06,970 --> 00:04:08,588
‫سرویس امنیت فدرال روسیه
‫درجا بهش شلیک کرده بود

84
00:04:08,590 --> 00:04:11,151
‫منابع من اظهار داشتن
‫که یه جراحی پلاستیک وسیع انجام داده

85
00:04:11,152 --> 00:04:13,580
‫داره سعی میکنه هویتش رو عوض کنه

86
00:04:13,582 --> 00:04:15,839
‫اینجا نوشته تحت بازداشتت بوده
‫و آزادش کردی که بره

87
00:04:15,841 --> 00:04:18,504
‫بعلاوه نوشته که خواهر کاراکورت
‫با چارلی وولکنز عصبی

88
00:04:18,506 --> 00:04:19,853
‫و متزلزل ازدواج کرده

89
00:04:19,855 --> 00:04:21,911
‫یه باند خلافکار رو در ناحیه کمربند شمالی
‫آمریکا مدیریت میکنه

90
00:04:21,913 --> 00:04:23,868
‫خبرش پیچیده که کاراکورت اونجا مخفی شده

91
00:04:23,870 --> 00:04:25,858
‫چرا اومدی پیش من؟ هوم؟

92
00:04:25,860 --> 00:04:27,511
‫زیر دستت رسلر بهم گفت
‫که بزنم به چاک

93
00:04:27,513 --> 00:04:29,569
‫دونالد رسلر مامور قابلیه

94
00:04:29,571 --> 00:04:31,053
‫،درون مرزهای قانون
‫هر کاری ازش بربیاد میکنه

95
00:04:31,055 --> 00:04:32,706
‫تا الیزابت کین و حقیقت رو پیدا کنه

96
00:04:32,708 --> 00:04:34,696
‫- بنظرت همین کفایت نمیکنه؟
‫- شاید

97
00:04:34,698 --> 00:04:37,024
‫،با توجه به چیزی که باهاش طرفیم
‫میخوام...

98
00:04:37,026 --> 00:04:38,205
‫از قانون سرپیچی کنی

99
00:04:39,522 --> 00:04:41,038
‫یه کمی قانون رو خم کنم

100
00:04:42,255 --> 00:04:44,545
‫خیلی‏خب، اف.بی.آی
‫در این مورد چیکار داره میکنه؟

101
00:04:44,547 --> 00:04:47,109
‫بنظرم کل تمرکز اونا روی ردینگتون و کین‏ـه

102
00:04:47,111 --> 00:04:48,898
‫"بنظرت"

103
00:04:48,900 --> 00:04:50,011
‫مطمئن نیستی؟

104
00:04:50,013 --> 00:04:51,462
‫تا وقتیکه روی نقش من در تیراندازی

105
00:04:51,464 --> 00:04:52,844
‫به تام کانلی تحقیقات میکنن

106
00:04:52,846 --> 00:04:54,329
‫در مرخصی هستم

107
00:04:54,331 --> 00:04:56,115
‫پس این یه ماموریت رسمی نیست

108
00:04:56,118 --> 00:04:58,342
‫نه. ازت میخوام یه راهی پیدا کنی

109
00:04:58,344 --> 00:04:59,624
‫تا به این باند که از کاراکورت محافظت میکنه

110
00:04:59,626 --> 00:05:01,108
‫نفوذ کنی

111
00:05:01,110 --> 00:05:03,773
‫،اگه گیر افتادی
‫یا اتفاقی افتاد

112
00:05:03,775 --> 00:05:05,191
‫خودت تنهایی

113
00:05:06,980 --> 00:05:08,025
‫اطلاعی ازش نداشتم

114
00:05:08,027 --> 00:05:09,407
‫وارد خونه شدم
‫و اونا رو دیدم

115
00:05:10,926 --> 00:05:12,578
‫یه شاهد تایید شده داریم

116
00:05:12,580 --> 00:05:14,162
‫در آپارتمان‏های ناتینگهام زندگی میکنم

117
00:05:14,164 --> 00:05:15,580
‫به پلیس بگو تا شعاع ۵ خیابونی اطراف

118
00:05:15,582 --> 00:05:17,166
‫آدامز مورگان رو ببندن

119
00:05:17,168 --> 00:05:19,290
‫ایست بازرسی‏ها رو برپا کنید.
‫به تمام سازمان‏ها خبر بدید

120
00:05:19,292 --> 00:05:20,910
‫تا انتها پیگیری کنید

121
00:05:20,912 --> 00:05:22,766
‫،میدونم که فکر میکنی بیگناهه

122
00:05:22,768 --> 00:05:24,519
‫اما کار درستی کردی
‫پا پیش گذاشتی

123
00:05:24,521 --> 00:05:25,902
‫آقای ردینگتون ازم خواست

124
00:05:27,827 --> 00:05:29,140
‫چرا باید همچین چیزی رو بخواد؟

125
00:05:29,142 --> 00:05:31,131
‫چون برای پیدا کردن جن
‫به کمک ما نیاز داره

126
00:05:31,133 --> 00:05:34,201
‫جن کیه؟

127
00:05:34,203 --> 00:05:36,527
‫آدم‏ربایی و تجاوز به شاهدخت بریتانیا

128
00:05:36,529 --> 00:05:39,429
‫مرگ خردکننده شکارچی غیرقانونی
‫که در قفس شیرها محبوس شده بود

129
00:05:39,431 --> 00:05:42,633
‫زنده شکافی دلال مواد مخدر
‫در حالیکه زنده زنده داشته خورده میشده

130
00:05:42,635 --> 00:05:43,949
‫بر طبق صحبت‏های آقای ردینگتون

131
00:05:43,951 --> 00:05:46,175
‫اینها اعمال اتفاقی خشونت آمیز نیستن

132
00:05:46,177 --> 00:05:48,065
‫هر کدوم فانتزی انتقامی بوده

133
00:05:48,067 --> 00:05:51,809
‫که توسط زنی که تنها به اسم جن
‫شناخته میشه برنامه ریزی و فراهم شده

134
00:05:51,811 --> 00:05:53,091
‫جن؟

135
00:05:53,093 --> 00:05:54,845
‫منظورت همون جِن و پَریه؟

136
00:05:54,847 --> 00:05:56,767
‫،تنها چیزی که میدونم
‫اینه که اعتقاد دارن میتونن کمک کنه

137
00:05:56,769 --> 00:05:58,690
‫مامور کین تبرئه بشه

138
00:05:58,692 --> 00:06:02,232
‫ظاهراً جن عمیق‏ترین و تاریک‏ترین آرزوی انسان
‫رو بدل به واقعیت میکنه

139
00:06:02,234 --> 00:06:05,167
‫اگه بتونی تصورش رو بکنی
‫و از پس هزینه‏اش بربیای...

140
00:06:05,170 --> 00:06:06,280
‫اونو عملی میکنه

141
00:06:06,282 --> 00:06:08,007
‫چطوری با این... جن تماس میگیری؟

142
00:06:08,088 --> 00:06:09,530
‫درسته. در دوران ابتدایی وب

143
00:06:09,855 --> 00:06:11,708
‫یه دنیای فانتزی مجازی
‫بصورت آنلاین ساخته شد

144
00:06:11,710 --> 00:06:13,665
‫تا افرادی با هر سن و سالی
‫رو در سراسر جهان بهم مرتبط کنه

145
00:06:13,667 --> 00:06:16,296
‫اون فناوری بسرعت منسوخ شد

146
00:06:16,298 --> 00:06:18,792
‫اما اون سایت هیچوقت
‫تعطیل نشد

147
00:06:18,794 --> 00:06:23,008
‫امروز، یه شهر مخفی برای
‫آدم‏های عجیب و غریبه

148
00:06:23,010 --> 00:06:25,944
‫اثر دیجیتالی از کسی باقی نمیمونه.
‫رمزگذاری شده با برنامه تور در فضای دارک وب

149
00:06:25,946 --> 00:06:29,048
‫گمنامی رو برای مشتریان جدید فراهم مکینه
‫تا با جن تماس بگیرن

150
00:06:29,050 --> 00:06:30,802
‫،به محض اینکه آواتارش رو شناسایی کردی

151
00:06:30,804 --> 00:06:32,959
‫جن تو رو به یه اتاق خصوصی دعوت میکنه

152
00:06:32,961 --> 00:06:35,827
‫جایی که اسم و شماره حسابش رو بهت میده

153
00:06:35,829 --> 00:06:37,177
‫همین

154
00:06:37,179 --> 00:06:38,324
‫از سایت میای بیرون

155
00:06:38,326 --> 00:06:40,381
‫جن منابع اقتصادیت رو چک میکنه

156
00:06:40,383 --> 00:06:41,697
‫،اگه از چیزی که میبینه راضی باشه

157
00:06:41,699 --> 00:06:43,249
‫مستقیماً باهات تماس میگیره
‫تا یه قرار بذاره

158
00:06:43,251 --> 00:06:44,463
‫باورم نمیشه

159
00:06:44,465 --> 00:06:46,183
‫،اگه میخوان ثابت کنن کین بیگناهه

160
00:06:46,185 --> 00:06:48,207
‫چرا دنبال یه فرد خودسر گرانقیمت میرن؟

161
00:06:48,209 --> 00:06:49,860
‫،و اگه نمیخوان اینو ثابت کنن

162
00:06:49,862 --> 00:06:52,053
‫پس چرا همه چی رو بخطر انداختن
‫تا از آرام کمک بگیرن؟

163
00:06:52,055 --> 00:06:54,785
‫چرا دست به این کارها زدن؟

164
00:06:54,787 --> 00:06:57,551
‫،یه شایعه پراکن
‫،جاعل

165
00:06:57,553 --> 00:06:59,306
‫شرکتی که برای کابال پولشویی میکنه

166
00:06:59,308 --> 00:07:02,240
‫و حالا جن...
‫اصلاً با عقل جور درنمیاد

167
00:07:02,242 --> 00:07:05,378
‫اونا فراری هستن
‫اما فرار نمیکنن

168
00:07:05,380 --> 00:07:07,232
‫دارن دنبال یه چیزی میگردن

169
00:07:07,234 --> 00:07:10,032
‫اما اگه بخاطر بیگناهی کین نیست، پس چیه؟

170
00:07:10,034 --> 00:07:11,584
‫خب میدونیم که میخوان یه قرار بذارن

171
00:07:11,586 --> 00:07:13,270
‫اما باید بفهمیم کِی و کجا

172
00:07:13,273 --> 00:07:15,497
‫اگه زودتر بتونیم جن رو پیدا کنیم
‫شاید بتونم جلوی اونا رو بگیریم

173
00:07:15,499 --> 00:07:17,420
‫تمام پرونده‏های مشابه رو مقایسه کن

174
00:07:17,422 --> 00:07:19,174
‫دنبال آدرس آی.پی بگرد

175
00:07:19,176 --> 00:07:20,523
‫اینکه چطور مشتری‏هاش
‫،باهاش ارتباط برقرار میکردن

176
00:07:20,525 --> 00:07:24,099
‫هر چیزی که سرنخی برای بدست آوردن هویتش باشه

177
00:07:35,502 --> 00:07:36,984
‫موفق شدی

178
00:07:36,986 --> 00:07:39,178
‫نه. تو موفق شدی

179
00:07:44,476 --> 00:07:46,531
‫وقت انتقام از راه رسیده

180
00:07:46,533 --> 00:07:49,870
‫مسیرت بسوی التیام
‫از الان آغاز میشه

181
00:07:49,872 --> 00:07:52,333
‫اتفاقی که در ادامه میوفته
‫به خودت بستگی داره

182
00:08:02,218 --> 00:08:04,343
‫الله به ما بخشش رو یاد میده

183
00:08:04,345 --> 00:08:08,154
‫اما بعضی چیزها... بخشودنی نیستن

184
00:08:17,615 --> 00:08:20,008
‫لازمه منو هم شکنجه کنی؟

185
00:08:20,010 --> 00:08:21,998
‫دارم برای بازجویی بعدیم آماده میشم

186
00:08:22,000 --> 00:08:23,324
‫با یه قاشق؟

187
00:08:26,217 --> 00:08:27,336
‫چهار نفر رو شمردم

188
00:08:27,338 --> 00:08:28,662
‫قبل از اینکه بکُشنت شاید
‫بتونی از پس دو تاشون بربیای

189
00:08:28,665 --> 00:08:29,784
‫اشکال نداره

190
00:08:29,786 --> 00:08:32,130
‫وقتی سلیمان بفهمه که نمیتونه
‫،از زیر زبونم حرف بکشه

191
00:08:32,132 --> 00:08:34,409
‫میره دنبال دخترم و بچه‏اش

192
00:08:34,411 --> 00:08:36,211
‫هر کاری که برای پیدا کردن ریموند لازم باشه

193
00:08:38,048 --> 00:08:41,209
‫اگه من بمیرم، جای اونا هم امن میمونه

194
00:08:50,527 --> 00:08:51,817
‫یه رابطه پیدا کردم

195
00:08:51,819 --> 00:08:53,212
‫فانتزی‏های انتقامی که
‫توسط جن ترتیب داده شده

196
00:08:53,214 --> 00:08:54,639
‫در سراسر دنیا رخ دادن

197
00:08:54,641 --> 00:08:56,747
‫اما این دو تاشون درآمد یه شرکت رو کم کرده

198
00:08:56,749 --> 00:08:58,006
‫چطور؟

199
00:08:58,008 --> 00:09:00,419
‫خب انگار آدمخواری برای
‫کاسبی خوب نیست

200
00:09:00,421 --> 00:09:03,173
‫جسد قربانی در حالیکه دورش حوله‏های هتل رو پیچیده بودن

201
00:09:03,175 --> 00:09:04,228
‫توی سطل آشغال بیرون هتل پیدا شده

202
00:09:04,230 --> 00:09:05,724
‫حالا کسی دلش نمیخواد اونجا بخوابه

203
00:09:05,726 --> 00:09:07,730
‫درست مثل اینکه هیچکس دلش نمیخواد

204
00:09:07,732 --> 00:09:09,191
‫با یه شرکت هواپیمایی خاص به آمریکای جنوبی بره

205
00:09:09,193 --> 00:09:12,048
‫بعد از هواپیماربایی که توسط جن
‫برنامه ریزی شده بود، ورشکست شدن

206
00:09:12,050 --> 00:09:14,121
‫شرکت مالی آذری، اکثریت سهام

207
00:09:14,123 --> 00:09:16,128
‫خطوط هواپیمایی و هتل رو در اختیار داره

208
00:09:16,130 --> 00:09:18,134
‫یه شرکت هولدینگ خصوصی توی نیویورکه

209
00:09:18,136 --> 00:09:19,868
‫این دو تا پرونده به زور یه الگو بحساب میان.
‫شاید تصادفی بوده

210
00:09:19,870 --> 00:09:22,452
‫ممکنه اما اینطور نیست.
‫آرام؟

211
00:09:22,454 --> 00:09:24,628
‫اون بهرام باکاش

212
00:09:24,631 --> 00:09:27,348
‫صاحب و مدیرعامل شرکت مالی آذریه

213
00:09:27,350 --> 00:09:29,320
‫آدم‏ربایی دو ساعت پیش انجام شده

214
00:09:29,322 --> 00:09:31,088
‫تا الان درخواست خونبهایی صورت نگرفته

215
00:09:31,090 --> 00:09:33,672
‫اگه یه نفر جن رو استخدام کرده
‫تا شرکت آذری رو ورشکسته کنه

216
00:09:33,674 --> 00:09:34,659
‫پس باید دنبال انگیزه بگردیم

217
00:09:34,661 --> 00:09:35,883
‫و از اون مهمتر

218
00:09:35,885 --> 00:09:38,500
‫این قضایا چه ارتباطی به کین داره؟

219
00:09:38,502 --> 00:09:40,936
‫من شجاع نیستم.

220
00:09:40,938 --> 00:09:45,129
‫تنها فقرا شجاعت دارند

221
00:09:45,131 --> 00:09:49,490
‫چرا؟
‫چون نا اُمید هستند

222
00:09:49,492 --> 00:09:54,056
‫تا هر روز صبح در زمان جنگ از خواب بلند شده
‫و زمین کشت سیب زمینی را شخم بزنند

223
00:09:54,058 --> 00:09:58,215
‫و بدون هیچ آینده‏ای
‫نوزادانی بدنیا بیاورند

224
00:09:58,217 --> 00:10:02,138
‫زندگی فقیرانه...
‫شجاعت میطلبد

225
00:10:07,550 --> 00:10:09,577
‫خط بعدی رو یادم رفت

226
00:10:09,579 --> 00:10:12,012
‫بازیگر افتضاحی هستی

227
00:10:13,299 --> 00:10:15,428
‫نمایش من ایرادی نداره

228
00:10:15,430 --> 00:10:17,254
‫بخاطر نمایشنامه‏اس

229
00:10:17,256 --> 00:10:19,485
‫برتولت برشت از اثر از خود بیگانگی استفاده میکنه

230
00:10:19,488 --> 00:10:22,732
‫که با تماشاچی فاصله احساسی پدید میاره

231
00:10:22,734 --> 00:10:24,320
‫نمیدونم

232
00:10:24,322 --> 00:10:25,742
‫پس چرا تهیه کننده تئاترش شدی؟

233
00:10:25,744 --> 00:10:27,804
‫کاملاً درگیر

234
00:10:27,806 --> 00:10:31,794
‫آرمانگرایی صاحب تئاتر شدم

235
00:10:31,796 --> 00:10:35,581
‫یه آلمانی به اسم گرتا که پیپ میکشید و
‫تنبل بود

236
00:10:35,583 --> 00:10:38,794
‫نمایشنامه "مادر دلاور" رو برام بلند خوند...

237
00:10:38,796 --> 00:10:41,432
‫بدون وقفه کل نمایش رو خوند

238
00:10:41,434 --> 00:10:45,185
‫کاوشی معرکه در سیاست جنگ

239
00:10:45,187 --> 00:10:47,011
‫و اونایی که ازش سود میبرن، بود

240
00:10:47,013 --> 00:10:49,683
‫متاسفانه مال سال ۹۱ بوده

241
00:10:49,685 --> 00:10:52,422
‫و همه بیننده‏ها مشتاق دیدن
‫نمایشنامه "گربه‏ها" بودن

242
00:10:52,424 --> 00:10:54,789
‫گرتا تا آخرین ریال سرمایه گذاری منو به باد داد

243
00:10:54,791 --> 00:10:56,683
‫اما تا به امروز ممنون من مونده

244
00:10:56,685 --> 00:10:58,813
‫تا وقتی لازم داشته باشیم
‫تئاترش در اختیار ماست

245
00:11:00,607 --> 00:11:02,972
‫جن.
‫یه نقطه ملاقات بهمون داده

246
00:11:02,974 --> 00:11:05,982
‫یه صندلی در پارک آستوریا
‫فردا ۹ صبح

247
00:11:05,984 --> 00:11:08,958
‫وقتی رسید، در ملاعام نگهش دار تا من برسم

248
00:11:08,960 --> 00:11:10,243
‫این زن... جن

249
00:11:10,245 --> 00:11:11,932
‫گفتی میتونه کمکمون کنه
‫اما نگفتی چطوری

250
00:11:11,934 --> 00:11:13,151
‫به دلیلی باور دارم

251
00:11:13,153 --> 00:11:16,228
‫که لااقل دو نفر از افرادی که
‫براشون آرزو برآورده کرده

252
00:11:16,230 --> 00:11:18,561
‫اعضای قدرتمند کابال هستن

253
00:11:18,563 --> 00:11:20,049
‫و اگه بتونیم بهش برسیم
‫دستمون به اونا هم میرسه

254
00:11:20,051 --> 00:11:22,011
‫محض خاطر وقتیکه از دیدرس خارج شدی

255
00:11:22,013 --> 00:11:23,803
‫بهتره از یه دستگاه ردیاب استفاده کنی

256
00:11:28,437 --> 00:11:32,561
‫اگه داری به تماس با تام فکر میکنی
‫بهتره بیخیالش بشی

257
00:11:32,563 --> 00:11:34,657
‫حالا تحت نظر اف.بی.آیه

258
00:11:34,659 --> 00:11:37,769
‫احتمالاً همه ارتباطاتش رو زیر نظر دارن

259
00:11:37,771 --> 00:11:40,272
‫این قضیه خیلی مهمه لیزی

260
00:11:40,274 --> 00:11:43,449
‫قول بده که بهش زنگ نمیزنی

261
00:11:43,451 --> 00:11:45,344
‫قول میدم

262
00:11:47,814 --> 00:11:50,145
‫باید یه کم استراحت کنیم

263
00:12:05,094 --> 00:12:08,743
‫هنوز زنگ نزده.
‫چای میل داری؟

264
00:12:08,745 --> 00:12:10,130
‫البته

265
00:12:31,740 --> 00:12:35,187
‫کاراکورت جراحی پلاستیک وسیعی انجام داده

266
00:12:41,886 --> 00:12:44,791
‫کسی رو میشناسید که بخواد
‫به پدرتون آسیب بزنه؟

267
00:12:44,793 --> 00:12:46,278
‫نه

268
00:12:46,280 --> 00:12:47,733
‫هیچکس.
‫مرد دین‏داریه

269
00:12:47,735 --> 00:12:49,389
‫دوستان زیادی داره و مورد احترامه

270
00:12:49,391 --> 00:12:51,250
‫- آخرین بار کِی دیدینش؟
‫- امروز صبح. همینجا

271
00:12:51,252 --> 00:12:53,718
‫برای بحث در مورد تصاحب خصمانه شرکت
‫درخواست جلسه هیئت مدیره کرد

272
00:12:53,720 --> 00:12:55,206
‫چقدر خصمانه؟

273
00:12:55,208 --> 00:12:58,350
‫بنگاه اقتصادی نیوکاسل یه شرکت سرمایه گذاریه

274
00:12:58,352 --> 00:13:00,211
‫پیشنهاد تملک اهرمی رو دادن

275
00:13:00,213 --> 00:13:01,394
‫که پدرت مخالفش بود؟

276
00:13:01,396 --> 00:13:03,625
‫بله. میخواست شرکت، خونوادگی بمونه

277
00:13:03,627 --> 00:13:05,858
‫در غیابش، هیئت مدیره
‫خرید رو تایید میکنه؟

278
00:13:05,860 --> 00:13:07,481
‫پیشنهادات خرید سهام همیشه میشه

279
00:13:07,483 --> 00:13:09,477
‫کسی بخاطرش ربوده نمیشه

280
00:13:09,479 --> 00:13:13,196
‫پدرم، پس از مرگ مادرم بخاطر بمباران

281
00:13:13,198 --> 00:13:16,644
‫در جنگ ایران-عراق، من، خواهرم و نسیم رو بزرگ کرد

282
00:13:16,646 --> 00:13:18,166
‫همه چیز ماست

283
00:13:18,168 --> 00:13:19,215
‫خواهش میکنم

284
00:13:19,217 --> 00:13:22,697
‫پدرمون رو پیدا کنید و
‫پیش ما برگردونید

285
00:13:42,989 --> 00:13:45,219
‫از آشنایی باهات خوشوقتم الیزابت

286
00:13:45,221 --> 00:13:46,944
‫،اگه لطف کنی از دستوراتم پیروی کنی

287
00:13:46,946 --> 00:13:50,326
‫خیلی زود ملاقات دوستانه‏ای خواهیم داشت

288
00:13:50,328 --> 00:13:52,456
‫اولاً ازت میخوام تلفن همراهت رو بندازی دور

289
00:13:54,723 --> 00:13:57,223
‫روبروت یه راهی بین حصارها هست

290
00:13:57,225 --> 00:14:00,030
‫همون مسیر رو برو تا اینکه به دستشویی‏های سیار برسی

291
00:14:00,032 --> 00:14:01,857
‫الان راه برو و وارد اونی که سمت راسته بشو

292
00:14:07,472 --> 00:14:11,156
‫- ایست!
‫- تو! تکون نخور!

293
00:14:46,225 --> 00:14:47,101
‫سریع برو اونجا

294
00:15:03,843 --> 00:15:06,410
‫اه!

295
00:15:17,335 --> 00:15:19,429
‫کارت خوب بود الیزابت

296
00:15:19,431 --> 00:15:22,675
‫بخاطر امنیت خودم و حریم تو
‫چراغ رو خاموش میکنم

297
00:15:22,677 --> 00:15:24,333
‫صبر کن. کجا داریم میریم؟

298
00:15:24,335 --> 00:15:25,651
‫از سواری لذت ببر

299
00:15:25,653 --> 00:15:27,782
‫با یه لیوان چای داغ منتظرتم

300
00:15:29,170 --> 00:15:31,333
‫به همه زنگ زدم.
‫یهو آب شده رفته توو زمین

301
00:15:31,335 --> 00:15:33,362
‫درخواست خون‏بهایی هم نکردن

302
00:15:33,364 --> 00:15:34,511
‫سکوت محضه

303
00:15:34,513 --> 00:15:37,690
‫چه کمکی ازم برمیاد حمید؟
‫احساس درماندگی میکنم

304
00:15:37,692 --> 00:15:39,888
‫برای هر گونه اطلاعاتی، مژدگانی گذاشتم

305
00:15:39,890 --> 00:15:42,864
‫و اف.بی.آی بهم اطمینان داده
‫نهایت تلاشش رو بکنه

306
00:15:42,866 --> 00:15:45,737
‫میخوان باهات حرف بزنن.
‫شماره‏شون رو برات پیامک میکنم

307
00:15:45,741 --> 00:15:49,052
‫بله البته.
‫هر کاری ازم بربیاد درخدمتم

308
00:15:49,054 --> 00:15:53,110
‫کاری که دارم میکنم رو تموم میکنم
‫و بهشون زنگ میزنم

309
00:15:53,112 --> 00:15:55,916
‫من از صمیم قلبم

310
00:15:55,918 --> 00:15:59,351
‫حمید بود

311
00:15:59,353 --> 00:16:00,745
‫نگران توئه پدر

312
00:16:00,747 --> 00:16:02,954
‫بایدم باشه

313
00:16:02,956 --> 00:16:05,539
‫میدونم ممکنه بنظرت وحشیانه بیاد

314
00:16:05,541 --> 00:16:08,395
‫اما تفاوتی با کاری که تو باهام کردی نداره

315
00:16:19,394 --> 00:16:21,806
‫الیزابت

316
00:16:21,808 --> 00:16:24,255
‫ممنونم که اقدامات امنیتی منو تحمل کردی

317
00:16:24,257 --> 00:16:26,499
‫لطفاً کفش‏هات رو دربیار

318
00:16:26,501 --> 00:16:27,689
‫راحت باش

319
00:16:31,873 --> 00:16:35,747
‫زیاد پیش نمیاد یه فراری بین المللی
‫باهام تماس بگیره

320
00:16:37,483 --> 00:16:40,134
‫تحقیقاتمون رو انجام دادیم

321
00:16:42,345 --> 00:16:44,043
‫چرا آرزوت رو بهم نمیگی

322
00:16:44,045 --> 00:16:45,472
‫تا ببینم کاری ازمون برمیاد یا نه؟

323
00:16:45,474 --> 00:16:47,035
‫یا نه؟

324
00:16:47,037 --> 00:16:48,940
‫تمامی آرزوها رو نمیشه برآورده کرد

325
00:16:48,942 --> 00:16:50,605
‫طبق صلاحدید خودمون عمل میکنیم

326
00:16:50,607 --> 00:16:52,714
‫انتقام میخوام

327
00:16:52,716 --> 00:16:54,923
‫توجه‏ام رو کامل جلب کردی

328
00:16:54,925 --> 00:16:56,113
‫برام پاپوش دوخته شده

329
00:16:56,115 --> 00:16:58,290
‫میخوام آدم‏هایی که اینکارو کردن بهش اعتراف کنن

330
00:16:58,292 --> 00:17:00,023
‫و تاوان کاری رو که کردن بدن

331
00:17:02,950 --> 00:17:04,342
‫باور نمیکنم

332
00:17:04,344 --> 00:17:05,838
‫چیزیه که میخوام

333
00:17:05,840 --> 00:17:07,061
‫مطمئنم همینطوره

334
00:17:07,064 --> 00:17:09,170
‫اگه اینطوری نبود
‫انسان نبودی

335
00:17:09,172 --> 00:17:11,108
‫اما به چیزی که میخوای علاقه‏ای ندارم

336
00:17:11,110 --> 00:17:14,134
‫به چیزی که عمیقاً میل داری علاقمندم

337
00:17:14,136 --> 00:17:16,718
‫حس میکنم مرگ و انتقام

338
00:17:16,720 --> 00:17:19,574
‫محرک تو نیست الیزابت

339
00:17:19,576 --> 00:17:20,798
‫یا از روحت تغذیه نمیکنه

340
00:17:20,800 --> 00:17:22,522
‫پس چیه؟

341
00:17:22,524 --> 00:17:25,329
‫به گمونم یه دنیای گمشده. یه زندگی دیگه

342
00:17:25,331 --> 00:17:27,221
‫چرا درباره اون فانتزیت بهم نمیگی

343
00:17:27,223 --> 00:17:28,979
‫تا شاید بتونم کمکت کنم

344
00:17:34,559 --> 00:17:38,985
‫اگه نمیتونی با حقایقت روبرو بشی
‫پس خدمتی ازم برنمیاد

345
00:17:38,987 --> 00:17:41,891
‫ماشینم تو رو به پارک آستوریا برمیگردونه

346
00:17:43,584 --> 00:17:44,663
‫ببخشید

347
00:17:54,807 --> 00:17:56,258
‫حق با حمیده

348
00:17:56,260 --> 00:17:58,591
‫به ذهنم خطور نمیکنه کسی
‫بخواد به پدرم صدمه بزنه

349
00:17:58,593 --> 00:17:59,436
‫مرد خوبیه

350
00:17:59,438 --> 00:18:00,551
‫شرکت پدرت...

351
00:18:00,553 --> 00:18:02,782
‫من ارتباطی به شرکت ندارم

352
00:18:02,784 --> 00:18:05,724
‫بنگاه اقتصادی نیوکاسل...

353
00:18:05,726 --> 00:18:08,529
‫متوجه شدیم که بدنبال تصاحب خصمانه بودن

354
00:18:08,531 --> 00:18:09,713
‫پدرت اشاره‏ای بهش نکرده بود؟

355
00:18:09,715 --> 00:18:11,098
‫نه، فکر نکنم

356
00:18:11,100 --> 00:18:12,248
‫میدونیم که این یه پوششه

357
00:18:12,250 --> 00:18:15,729
‫اما هنوز نمیدونیم کی پشت اون شرکته

358
00:18:15,731 --> 00:18:16,980
‫پدرت هیچوقت بهشون اشاره نکرده بود؟

359
00:18:16,982 --> 00:18:19,887
‫پدرم هیچوقت درباره تجارت باهام حرف نمیزنه

360
00:18:19,889 --> 00:18:23,437
‫مطمئناً میدونی چطوریه ثمر نوابی

361
00:18:23,439 --> 00:18:26,445
‫بله میدونم

362
00:18:26,447 --> 00:18:29,251
‫اما خیلی وقت پیش کنترل زندگیم رو بدست گرفتم

363
00:18:29,253 --> 00:18:31,177
‫هوم

364
00:18:31,179 --> 00:18:34,254
‫پس شجاعتر از منی

365
00:18:34,255 --> 00:18:35,851
‫«اقامتگاه نسیم باکاش»
‫لانگ آیلند، نیویورک

366
00:18:37,163 --> 00:18:38,512
‫نسیم؟

367
00:18:40,002 --> 00:18:41,116
‫نسیم؟

368
00:18:41,118 --> 00:18:42,502
‫بابت مزاحمت عذر میخوام

369
00:18:43,720 --> 00:18:44,902
‫نسیم؟

370
00:18:45,648 --> 00:18:46,625
‫حمید

371
00:18:46,627 --> 00:18:47,674
‫اینجایی

372
00:18:47,676 --> 00:18:49,973
‫خبری از پدرم نشد؟

373
00:18:49,975 --> 00:18:51,223
‫نه

374
00:18:56,702 --> 00:18:57,883
‫همه چی درست میشه

375
00:18:58,899 --> 00:19:01,601
‫اف.بی.آی داره تلاشش رو میکنه

376
00:19:01,603 --> 00:19:04,272
‫،میدونم که مسائل دیگه الان مهم نیستن

377
00:19:04,274 --> 00:19:06,874
‫اما ازت مشاوره میخوام

378
00:19:06,876 --> 00:19:08,598
‫تو تنها کسی هستی که قدرش رو میدونه

379
00:19:08,600 --> 00:19:10,728
‫اعضای هیئت مدیره... نگرانن

380
00:19:10,730 --> 00:19:13,432
‫قبل از ربوده شدن پدر هم نگران بودن

381
00:19:13,434 --> 00:19:16,238
‫درآمد سه ماهه، ارزش سهام
‫و حالا هم که رفته

382
00:19:16,240 --> 00:19:18,604
‫سعی کردم متقاعدشون کنم صبر کنن

383
00:19:18,606 --> 00:19:20,733
‫که تصمیم گیری درباره سرنوشت شرکت
‫توی همچین زمانی

384
00:19:20,735 --> 00:19:21,714
‫دیوانگیه

385
00:19:21,716 --> 00:19:22,728
‫گوششون بدهکار نیست

386
00:19:22,730 --> 00:19:24,249
‫میخوام بهم افتخار کنه

387
00:19:24,251 --> 00:19:26,818
‫پدر تو رو بعنوان جانشینش آماده کرده

388
00:19:26,820 --> 00:19:28,340
‫چون بهت اعتماد داره

389
00:19:28,342 --> 00:19:31,043
‫بهت اعتقاد داره.
‫هیئت مدیره به حرفت گوش میده

390
00:19:31,046 --> 00:19:33,173
‫پیشنهاد منصفانه‏ایه.
‫قبولش کن

391
00:19:33,175 --> 00:19:35,167
‫باید تو میبودی

392
00:19:35,169 --> 00:19:36,587
‫که شرکت رو اداره کنی

393
00:19:36,589 --> 00:19:38,514
‫تبعیض، تعصب

394
00:19:38,516 --> 00:19:40,914
‫باید به دور از اینا قضیه رو میدید

395
00:19:40,916 --> 00:19:43,551
‫دعا میکنم پیداش کنن

396
00:19:50,111 --> 00:19:51,292
‫نوبت توئه رئیس

397
00:19:53,154 --> 00:19:54,875
‫کجا با این عجله

398
00:19:54,877 --> 00:19:57,445
‫پاچه راست شلوارت رو بده بالا

399
00:19:57,447 --> 00:19:59,574
‫ببینیم توی جورابت چیه

400
00:19:59,576 --> 00:20:01,737
‫باید بهشون یه چیزی میگفتم. مجبورم کردن

401
00:20:09,040 --> 00:20:10,492
‫خیلی‏خب، کافیه

402
00:20:12,760 --> 00:20:14,481
‫دستت رو ببر بالا!
‫رو به دیوار!

403
00:20:32,974 --> 00:20:34,527
‫لازم نبود اونقدر محکم منو بزنی

404
00:20:34,529 --> 00:20:36,386
‫جزئی از نقشه نبود

405
00:20:36,389 --> 00:20:38,075
‫سلاحش رو بردار

406
00:20:46,428 --> 00:20:47,946
‫صبر کن

407
00:21:02,924 --> 00:21:03,968
‫الو؟

408
00:21:03,970 --> 00:21:05,656
‫سلام.
‫ببخشید. من...

409
00:21:05,658 --> 00:21:08,490
‫توئی.
‫واسه اون آقاهه زنگ زدی

410
00:21:08,492 --> 00:21:09,536
‫آره

411
00:21:09,538 --> 00:21:10,514
‫باورم نمیشه

412
00:21:10,516 --> 00:21:12,539
‫امیدوار بود زنگ بزنی

413
00:21:12,541 --> 00:21:13,821
‫ازم خواست این شماره رو بهت بدم

414
00:21:13,823 --> 00:21:14,969
‫لیزی؟

415
00:21:14,971 --> 00:21:16,218
‫شماره‌ش چنده؟

416
00:21:16,220 --> 00:21:18,242
5550123

417
00:21:18,244 --> 00:21:19,322
‫وقتی که برگشت، میخوای...

418
00:21:27,457 --> 00:21:29,277
‫جین چی شد؟

419
00:21:29,279 --> 00:21:30,796
‫،تا انبار تعقیبت کردیم

420
00:21:30,798 --> 00:21:33,394
‫ولی بعدش رفته بودی
‫و سیگنال ردیاب شهر رو ترک کرده بود

421
00:21:33,396 --> 00:21:36,094
‫،تعدادی محافظ داشت
‫پس نتونستم درباره‌ی کابال ازش بپرسم

422
00:21:36,096 --> 00:21:38,591
‫داستان رو بهش گفتم
‫ولی باور نکرد که دارم حقیقت رو میگم

423
00:21:38,593 --> 00:21:41,898
‫میخواست بدونه فانتزیِ واقعیم چیه

424
00:21:41,900 --> 00:21:43,349
‫پس

425
00:21:43,351 --> 00:21:46,252
‫خب، چیزی نگفتم

426
00:21:46,254 --> 00:21:48,041
‫ردیاب رو زیر کفشش کار گذاشتم

427
00:21:52,700 --> 00:21:54,958
‫فانتزیِ واقعیت چیه؟

428
00:21:54,960 --> 00:21:58,333
‫از زمانی که یادم میاد یه چیز بوده

429
00:22:01,405 --> 00:22:06,263
‫توی یه پارک دارم با شوهرم قدم میزنم

430
00:22:08,797 --> 00:22:11,696
‫دختر کوچولومون بینمون راه میره

431
00:22:13,049 --> 00:22:16,758
‫دستای دخترم رو گرفتم تو دستم...

432
00:22:16,760 --> 00:22:21,820
‫و هیچوقت دستاشو وِل نمیکنم

433
00:22:26,715 --> 00:22:28,940
‫،به لطف حرکتی که روی کفشش زدی

434
00:22:28,942 --> 00:22:31,944
‫ظاهراً آدرس جین رو پیدا کردیم

435
00:22:31,946 --> 00:22:34,609
‫« یانکرز، نیویورک »

436
00:22:55,839 --> 00:22:58,671
‫سلام. مامانت خونه‌ست؟

437
00:23:05,524 --> 00:23:07,950
‫تو جن نیستی

438
00:23:20,540 --> 00:23:21,551
‫داری چیکار میکنی؟

439
00:23:21,553 --> 00:23:23,137
‫به ستون نیازمندی‌ها نگاه میکنم

440
00:23:27,021 --> 00:23:29,076
‫شیپور دهنی برای فروش"؟"

441
00:23:29,078 --> 00:23:30,965
‫این شماره ما رو به ردینگتون وصل میکنه

442
00:23:32,386 --> 00:23:34,509
‫ممنون. میخواستم همینو بشنوم

443
00:23:44,871 --> 00:23:47,704
‫وای خدا!

444
00:23:53,015 --> 00:23:54,194
‫تعقیبم کردین

445
00:23:54,196 --> 00:23:55,746
‫اسم جن چیه؟

446
00:23:55,748 --> 00:23:57,705
‫واسه همینه که اومدین سراغم؟

447
00:23:57,707 --> 00:23:58,918
‫تا جن رو لو بدم؟

448
00:23:58,921 --> 00:24:01,213
‫اینکارو نمیکنم

449
00:24:01,216 --> 00:24:03,711
‫بیا برای یه لحظه جن رو فراموش کنیم

450
00:24:03,713 --> 00:24:06,883
‫بیشتر کنجکاوم تا درباره‌ی خودت بشنوم آلیس

451
00:24:06,885 --> 00:24:09,515
‫مطمئنم داستان جالبی داری

452
00:24:09,517 --> 00:24:11,202
‫عاشق داستانم

453
00:24:12,386 --> 00:24:16,500
‫،قبلاً توی نمایشگاه‏ها کار میکردم

454
00:24:16,502 --> 00:24:20,078
‫تمام روز رو با کفش‌های پاشنه بلند
‫و لباس کوتاه کنار ماشین‌های لوکس می‌ایستادم

455
00:24:20,080 --> 00:24:21,292
‫،به عنوان سفیر برند

456
00:24:21,294 --> 00:24:24,633
‫یاد میگیری که به سوالات جواب بدی
‫و مردم رو به خرید ترغیب کنی

457
00:24:24,635 --> 00:24:27,806
‫جن از طریق آژانسی
‫که باهاش کار میکردم، پیدام کرد

458
00:24:27,808 --> 00:24:31,518
‫،بیشتر مشتری‌هامون مردن
‫از چیزای خوشگل و جذاب خوششون میومد

459
00:24:31,520 --> 00:24:34,893
‫،وقتی که شروع کردم
‫،جن تمام حرفایی که میزدم رو یادداشت میکرد

460
00:24:34,895 --> 00:24:36,883
‫ولی به گمونم تو خوندن ذهن مردم
‫،و دونستن خواسته‌هاشون

461
00:24:36,885 --> 00:24:38,469
‫استعداد خاصی داشتم

462
00:24:38,471 --> 00:24:41,979
‫به وقتش، چهره عملیات شدم

463
00:24:41,981 --> 00:24:45,185
‫،تصور میکنم فروش فانتزی کار سودآوردیه

464
00:24:45,187 --> 00:24:48,154
‫کاری که مشخصاً تو ازش سود نمیبری

465
00:24:48,156 --> 00:24:50,685
‫خودتم نمیدونی داری درباره‌ی چی حرف میزنی

466
00:24:50,687 --> 00:24:53,047
‫،اون ماشین "رینج روور" توی پارکینگ

467
00:24:53,049 --> 00:24:55,174
‫،اون گوشواره‌های الماس، کفشات

468
00:24:55,176 --> 00:24:57,705
‫مشخصاً خواسته‌هات از واقعیتت پیشی گرفتن

469
00:24:57,707 --> 00:25:00,371
‫داشتم آماده‌ی استعفا میشدم

470
00:25:00,373 --> 00:25:01,652
‫به اندازه‌ی کافی پول دارم

471
00:25:01,655 --> 00:25:04,656
‫داری خودتو گول میزنی، عزیزم

472
00:25:04,658 --> 00:25:06,648
‫استعفا ندادی چون از قدرت لذت میبری

473
00:25:06,650 --> 00:25:08,367
‫اینکه خجالت نداره

474
00:25:08,369 --> 00:25:10,055
‫بنظر میاد خجالت میکشم؟

475
00:25:10,057 --> 00:25:11,473
‫نه اصلاً

476
00:25:11,475 --> 00:25:14,139
‫بنظر میرسه هممون تبحر خاصی
‫توی خوندن ذهن مردم داریم. چه جالب

477
00:25:14,141 --> 00:25:16,974
‫ولی آلیس، فکر نمیکنم متوجه باشی

478
00:25:16,976 --> 00:25:18,695
‫که فرصتی داریم

479
00:25:18,697 --> 00:25:21,664
‫تا فانتزی هردومون رو به واقعیت تبدیل کنیم

480
00:25:21,666 --> 00:25:25,207
‫جن دلالیه که فکر میکنم تو زدی روی دستش

481
00:25:25,209 --> 00:25:26,625
‫اسمش رو بهم بگو

482
00:25:26,627 --> 00:25:29,358
‫درباره‌ش بهم بگو و من از سر راهت برش‌میدارم

483
00:25:29,360 --> 00:25:31,011
‫میتونی کسب و کار خودت رو شروع کنی

484
00:25:31,013 --> 00:25:34,454
‫شاید کسب و کاری باشه
‫که یکم خوش بینانه‌تر و سازنده‌تر از

485
00:25:34,456 --> 00:25:36,580
‫کسب و کار فعلیت باشه

486
00:25:36,582 --> 00:25:39,246
‫حتی اولین مشتریت منتظره

487
00:25:39,248 --> 00:25:43,903
‫پس این یارو جن...
‫بهم بگو

488
00:25:48,562 --> 00:25:51,428
‫این حالت بخاطر روی هم افتادن ریه‌هاته. اون احساس؟

489
00:25:51,430 --> 00:25:53,790
‫بعدش نوبت خفگیه

490
00:25:53,792 --> 00:25:56,085
‫رنج و عذابت داره تموم میشه

491
00:25:56,087 --> 00:25:58,481
‫ای‌کاش میشد همین حرف رو درباره‌ی منم زد

492
00:25:58,483 --> 00:26:01,890
‫کاری رو کردم که برای زنده نگه داشتنت...

493
00:26:01,892 --> 00:26:03,914
‫مجبور بودم انجام بدم

494
00:26:03,916 --> 00:26:07,188
‫اونکارو کردی چون نمیتونستی نگام کنی

495
00:26:07,190 --> 00:26:11,001
‫خب، الان دارم مبجورت میکنم نگام کنی

496
00:26:11,003 --> 00:26:14,284
‫نگام کن، پدر!

497
00:26:14,286 --> 00:26:19,089
‫شرکتت از بین رفته

498
00:26:19,091 --> 00:26:22,438
‫حمید و هیئت مدیره شرکت رو
‫به "بنگاه اقتصادی نیوکاسل" فروختن

499
00:26:22,440 --> 00:26:24,430
‫امکان نداره

500
00:26:25,511 --> 00:26:26,589
‫میدونی، سال‌ها

501
00:26:26,591 --> 00:26:30,772
‫خواب اینکه چطور ازت انقام بگیرم رو میدیدم

502
00:26:30,774 --> 00:26:34,113
‫فانتزی‌های زیادی توی ذهنم وجود داشت

503
00:26:34,115 --> 00:26:37,791
‫اونقدر زیاد بودن که به یه تجارت تبدیل شدن

504
00:26:37,793 --> 00:26:41,942
‫،به نام جن
‫فانتزی‌های مردم رو به واقعیت تبدیل میکنم

505
00:26:41,944 --> 00:26:45,046
‫روحتم خبر نداره مردم حاضرن چقدر هزینه کنن

506
00:26:45,048 --> 00:26:48,858
‫تا تیره‌ترین خواسته‌هاشون رو تجربه کنن

507
00:26:48,860 --> 00:26:52,334
‫و من داشتم این پول رو جمع میکردم

508
00:26:52,336 --> 00:26:55,607
‫تا یه روز بتونم
‫فانتزی خودم رو به واقعیت تبدیل کنم

509
00:26:55,609 --> 00:26:58,847
‫و حدس بزن امروز چه روزیه، پدر

510
00:26:58,850 --> 00:27:03,031
‫گفتی لیاقت اداره کردن شرکت رو ندارم

511
00:27:03,033 --> 00:27:07,586
‫الان یه شرکت دارم... شرکت تو

512
00:27:07,588 --> 00:27:11,263
‫بنگاه اقتصادی نیوکاسل مال منه

513
00:27:12,042 --> 00:27:13,154
‫فهمیدم

514
00:27:13,156 --> 00:27:14,807
‫مجبور بودم ۶ تا جابجایی پول بین طلبکار و بدهکار

515
00:27:14,809 --> 00:27:16,594
‫و ۲ تا شرکت جانبی توی کیمنز رو بررسی کنم، ولی...

516
00:27:16,596 --> 00:27:17,607
‫آرام

517
00:27:18,588 --> 00:27:20,779
‫امروز خوشگل شدی

518
00:27:20,782 --> 00:27:22,433
‫آرام. چی فهمیدی؟

519
00:27:22,435 --> 00:27:25,435
‫درسته. بنگاه اقتصادی نیوکاسل...

520
00:27:25,437 --> 00:27:26,616
‫نسیم باکاش کنترلش میکنه

521
00:27:26,618 --> 00:27:27,898
‫دخترِ بهرام

522
00:27:27,900 --> 00:27:29,282
‫و هیئت مدیره‌ی شرکت مالی آذری

523
00:27:29,284 --> 00:27:30,396
‫پیشنهاد خرید رو تایید کردن

524
00:27:30,398 --> 00:27:31,543
‫و این اتفاق فقط به این خاطر افتاد

525
00:27:31,545 --> 00:27:33,095
‫چون بهرام اونجا نبود تا باهاش مخالفت کنه

526
00:27:33,097 --> 00:27:34,884
‫قضیه از این قراره...
‫فانتزی انتقامش

527
00:27:34,886 --> 00:27:37,009
‫داره بخاطر اینکه پدرش بهش
‫اجازه‌ی عرضه اندام نداده تلافیشو سرش درمیاره

528
00:27:37,011 --> 00:27:38,360
‫واسه همینه که دزدیدتش

529
00:27:38,361 --> 00:27:40,755
‫و تنها سوال موجود اینه که، کشتتش یا نه؟

530
00:27:40,757 --> 00:27:43,825
‫آرام، یه آدرس پیدا کن و واحدها رو بفرست

531
00:27:43,827 --> 00:27:47,166
‫یه راهی برای ورود به باند پیدا کردم

532
00:27:47,168 --> 00:27:49,156
‫زیباترین مجردهای نیویورک"؟"

533
00:27:49,159 --> 00:27:50,607
‫صفحه‌ی ۳۲

534
00:27:54,827 --> 00:27:57,423
‫آشر ساتن؟
‫نمیدونم اون کیه

535
00:27:57,425 --> 00:28:00,021
‫اون راه میانبرم برای پیدا کردن کاراکورت‌ــه

536
00:28:00,023 --> 00:28:02,249
‫چطور قراره تنها فرزند یه میلیاردر

537
00:28:02,251 --> 00:28:04,105
‫تو رو به سندیکای جرم
‫جایی که کاراکورت

538
00:28:04,107 --> 00:28:04,914
‫مخفی شده، نزدیک کنه؟

539
00:28:04,916 --> 00:28:06,872
‫بهم اعتماد کن. نزدیک میکنه

540
00:28:06,874 --> 00:28:08,019
‫فکر میکنم قبلاً این موضوع رو مطرح کردیم

541
00:28:08,021 --> 00:28:09,233
‫که بهت اعتماد ندارم

542
00:28:09,235 --> 00:28:11,527
‫فکر میکنم این موضوع
‫که بهم نیاز داری رو هم مطرح کردیم

543
00:28:11,529 --> 00:28:14,194
‫ببین. اگه رفتن به این دنیایی
‫،که کاراکورت توش مخفی شده آسون بود

544
00:28:14,196 --> 00:28:16,084
‫خودم میرفتم اونجا

545
00:28:16,086 --> 00:28:18,074
‫،اگه این پسره آشر یه جور دسترسی بهش داره

546
00:28:18,076 --> 00:28:20,233
‫چی باعث میشه فکر میکنی با خودش میبرتت اونجا؟

547
00:28:20,235 --> 00:28:21,651
‫چون یه نقطه ضعف داره

548
00:28:21,653 --> 00:28:23,811
‫نقطه ضعفش، زندگی خیابونی، کلاه‌بردارا، قماربازا...

549
00:28:23,813 --> 00:28:26,206
‫و همینطور هر کسی که مجبوره برای پول بجنگه‌ست

550
00:28:26,208 --> 00:28:27,623
‫ادامه بده

551
00:28:27,625 --> 00:28:29,378
‫آشر بیشتر شب‌هاش رو

552
00:28:29,380 --> 00:28:30,997
‫توی یه کازینوی غیرقانونی توی نیویورک میگذرونه

553
00:28:31,000 --> 00:28:34,641
‫تنها چیزی که احتیاج دارم یه داستان خوبه

554
00:28:34,643 --> 00:28:37,374
‫،از پرینستون فارغ‌التحصیل شده
‫تابستونا توی همپتون‌ــه

555
00:28:37,376 --> 00:28:38,927
‫شاید بهتر باشه بهش بگی

556
00:28:38,929 --> 00:28:41,560
‫که چطور توی کالج یاد گرفتی دل دختر مورد علاقه‌ت رو

557
00:28:41,562 --> 00:28:44,866
‫توی یه مهمونی آخر هفته‌ای توی سگ هاربر بدست بیاری

558
00:28:44,868 --> 00:28:47,598
‫سگ هاربر. باشه. آره

559
00:28:47,600 --> 00:28:49,151
‫آره، میدونی چیه؟
‫اون آخره هفته رو یادمه

560
00:28:49,153 --> 00:28:50,433
‫میدونی، سال سوم کا...

561
00:28:50,435 --> 00:28:51,715
‫نه، سال دوم کالج بود

562
00:28:51,717 --> 00:28:53,909
‫و هم‌اتاقیم توی پریسنتون، سَمی...

563
00:28:53,911 --> 00:28:56,574
‫سَمی؟
‫فکر نکنم

564
00:28:56,576 --> 00:28:59,172
‫درسته

565
00:28:59,174 --> 00:29:00,894
‫سَمی، نه

566
00:29:00,896 --> 00:29:02,412
‫ساموئل

567
00:29:02,414 --> 00:29:04,537
‫والدینش توی سگ هاربر یه خونه‌ی ساحلی داشتن...

568
00:29:04,539 --> 00:29:06,697
‫که میگفت تابستونا همیشه پُر از دخترای خوشگله

569
00:29:06,699 --> 00:29:08,924
‫پس تو ماه جولای، میخوایم بخت بهمون رو کنه، درسته؟

570
00:29:08,926 --> 00:29:11,758
‫،پس رفتیم طرف خونه‌ی ساحلی
‫میدونی، ساموئل میگفت...داف بازار بود

571
00:29:11,760 --> 00:29:14,458
‫ولی مشکل اینه که... همه‌شون دختر دبیرستانی‌ان

572
00:29:14,460 --> 00:29:15,773
‫درسته؟
‫رابطه با کسی که سن قانونی نرسیده

573
00:29:15,775 --> 00:29:17,292
‫با یه دختر ۱۵ ساله میخوابیدی ۱۰ تا ۲۰ سال
‫میوفتادی زندان، میدونی چی میگم؟

574
00:29:17,294 --> 00:29:19,148
‫پس فراموشش کن. هر شب مشروب میزدیم

575
00:29:19,150 --> 00:29:21,341
‫میدونی، از جوونیمون استفاده میکردیم

576
00:29:21,343 --> 00:29:23,805
‫و روز آخر، یه باره دیگه رفتیم خونه‌ی ساحلی

577
00:29:23,807 --> 00:29:25,660
‫و زیباترین دختر کالجی که تو عمرت میدیدی

578
00:29:25,662 --> 00:29:27,145
‫اونجا دراز کشیده بود

579
00:29:27,147 --> 00:29:28,359
‫یعنی، آخرت دختر بود

580
00:29:28,361 --> 00:29:31,227
‫ولی ما دو تا پسر بودیم و اون یه دختر

581
00:29:31,229 --> 00:29:32,341
‫پس من زودتر دست بکار شدم

582
00:29:32,343 --> 00:29:33,658
‫نشستم، باهاش صحبت کردم

583
00:29:33,660 --> 00:29:34,738
‫و دختره گفت گرسنه‌ست

584
00:29:34,740 --> 00:29:36,525
‫پس بلند شدم، رفتم هاپیر مارکت سگ جنرال

585
00:29:36,527 --> 00:29:38,314
‫تا براش کیک قهوه بخرم

586
00:29:38,316 --> 00:29:40,845
‫ولی وقتی برمیگردم، میبینم ساموئل روش خوابیده

587
00:29:40,847 --> 00:29:43,004
‫و مثل دو تا مرغ عشق دارن از هم لب میگیرن

588
00:29:43,006 --> 00:29:44,117
‫میدونی منظورم چیه؟

589
00:29:44,119 --> 00:29:46,278
‫پس من میرم سراغ حوله‌م

590
00:29:46,280 --> 00:29:48,436
‫میخوابم تا خماری مشروب از سرم بیوفته، میدونی؟

591
00:29:48,438 --> 00:29:51,068
‫،"با خودم میگم، "امروزو فراموش میکنم
‫ولی نمیتونم بخوابم

592
00:29:51,070 --> 00:29:53,767
‫چون یه چیز سفت و محکم زیر سرم گیر کرده، درسته؟

593
00:29:53,769 --> 00:29:55,388
‫پس زیر حوله‌مو نگاه میکنم

594
00:29:55,390 --> 00:29:57,952
‫و عمراً باورت بشه چی پیدا میکنم

595
00:29:57,954 --> 00:29:59,505
‫توی شن‌ها گُم شده بود

596
00:29:59,507 --> 00:30:00,921
‫پس روز بعد با یه ساعت ۱۲ هزار دلاری

597
00:30:00,923 --> 00:30:03,148
‫،مارک بولگاری روی دستم میرم مدرسه

598
00:30:03,151 --> 00:30:06,759
‫و ساموئل... میبینم که تبخال زده

599
00:30:06,761 --> 00:30:08,446
‫اون روز بود که یاد گرفتم

600
00:30:08,448 --> 00:30:10,774
‫شانس رو خودمون رقم میزنیم

601
00:30:11,822 --> 00:30:14,317
‫ساعت خیلی قشنگیه، آقای وین‌رایت

602
00:30:14,319 --> 00:30:16,174
‫بعد از ظهر خوبی داشتین

603
00:30:16,176 --> 00:30:17,456
‫و امشب اون تو بهتون خوش بگذره

604
00:30:17,458 --> 00:30:19,074
‫بیا امیدوار باشیم

605
00:30:30,243 --> 00:30:33,143
‫حق با آلیس بود. محافظی در کار نیست

606
00:30:38,476 --> 00:30:40,702
‫چیه؟ چی شده؟

607
00:30:40,704 --> 00:30:43,873
‫از وقتی که از پیش آلیس اومدیم ساکت بودی

608
00:30:43,875 --> 00:30:45,223
‫بخاطر دمبه‌ست؟

609
00:30:48,767 --> 00:30:50,251
‫بخاطر فانتزیته

610
00:30:50,253 --> 00:30:52,342
‫چشه؟

611
00:30:58,351 --> 00:31:01,351
‫همونجوریه که باید باشه

612
00:31:42,351 --> 00:31:43,867
‫نگاش کن

613
00:31:43,869 --> 00:31:45,859
‫مثل یه پروانه دست و پاش بسته شده

614
00:31:47,007 --> 00:31:48,085
‫وای خدا

615
00:31:48,087 --> 00:31:50,413
‫نه، نه، نه. بهتره فعلاً خودمونو درگیر اینکار نکنیم

616
00:31:50,415 --> 00:31:52,167
‫اولویتمون پیدا کردن نسیم‌ــه

617
00:31:52,169 --> 00:31:53,416
‫زنده نمیمونه. نگاش کن

618
00:31:53,418 --> 00:31:54,867
‫به مراقبت‌های پزشکی احتیاج داره

619
00:31:54,869 --> 00:31:57,499
‫مطمئن نیستم کار درستی باشه قبل از

620
00:31:57,501 --> 00:31:59,828
‫،رسیدن میزبان مهمونی رو شروع کنیم
‫ولی هرجور به صلاحه

621
00:31:59,830 --> 00:32:01,818
‫آره. الو

622
00:32:01,820 --> 00:32:02,898
‫یه آمبولانس احتیاج دارم

623
00:32:02,900 --> 00:32:05,665
‫یه مرد داره روی یه صلیب جون میده

624
00:32:07,388 --> 00:32:08,871
‫آرام، ۵ دقیقه فاصله داریم

625
00:32:08,873 --> 00:32:10,489
‫خوبه، چون همین الان از خونه‌ی نسیم

626
00:32:10,491 --> 00:32:12,211
‫،با اورژانس تماس گرفته شده

627
00:32:12,213 --> 00:32:14,404
‫و تماس گیرنده آقای ردینگتون بوده

628
00:32:14,406 --> 00:32:15,551
‫مطمئنی؟

629
00:32:15,553 --> 00:32:17,610
‫آنالیز صدا این موضوع رو تایید کرد

630
00:32:17,612 --> 00:32:19,904
‫ردینگتون. اونجاست

631
00:32:28,949 --> 00:32:31,444
‫نسیم. اینجایی

632
00:32:31,446 --> 00:32:32,658
‫لطفاً، بیا داخل

633
00:32:32,660 --> 00:32:35,054
‫حرفای زیادی برای گفتن داریم و ولی وقت زیادی نه

634
00:32:35,056 --> 00:32:37,634
‫چی میخوای؟

635
00:32:37,636 --> 00:32:39,107
‫میخوام همدردیمو ابراز کنم

636
00:32:39,109 --> 00:32:41,184
‫میدونم کی هستی

637
00:32:41,186 --> 00:32:43,494
‫منم میدونم تو کی هستی، نسیم

638
00:32:43,496 --> 00:32:47,546
‫چه اسم قشنگی. تو فارسی به معنای "باد ملایم"ــه

639
00:32:47,548 --> 00:32:49,154
‫ولی تو نسیم متولد نشده بودی

640
00:32:49,156 --> 00:32:53,038
‫"نصیر متولد شده بودی... "فاتح

641
00:32:53,040 --> 00:32:55,062
‫چه کنایه‌ی جالبی

642
00:32:55,064 --> 00:32:58,908
‫ولی پسر بودی. یه پسر سالم

643
00:32:58,910 --> 00:33:00,999
‫نمیدونم داری درباره‌ی چی حرف میزنی

644
00:33:01,001 --> 00:33:03,461
‫آلیس داستان رو برامون تعریف کرده

645
00:33:03,463 --> 00:33:04,810
‫میدونیم تو جن هستی

646
00:33:04,812 --> 00:33:06,563
‫و این باید پدرت باشه

647
00:33:06,565 --> 00:33:08,115
‫قصاب

648
00:33:08,117 --> 00:33:10,915
‫بهم بگو ببینم بهرام، انقدر ترسناک بود که بفهمی

649
00:33:10,917 --> 00:33:14,186
‫پسر ۱۹ ساله‌ت، پسر بزرگت، همجنسگراست؟

650
00:33:14,188 --> 00:33:17,088
‫انقدر ترسناک بود که برخلاف میلش مجبورش کردی

651
00:33:17,090 --> 00:33:19,752
‫،تحت عمل جراحی قرار بگیره، جنسیتش رو عوض کنه

652
00:33:19,754 --> 00:33:23,193
‫و بجای یه پسر برات یه دختر باشه
‫که مردا رو دوست داره؟

653
00:33:23,195 --> 00:33:27,577
‫روحانیون باور دارن...

654
00:33:27,580 --> 00:33:30,613
‫مردم میتونن در جسمِ
‫جنسیت اشتباه گیر بیوفتن

655
00:33:30,615 --> 00:33:33,413
‫- قانون میگه...
‫- گیر نیوفتاده بودم

656
00:33:33,415 --> 00:33:35,234
‫بدنم رو دوست داشتم

657
00:33:35,236 --> 00:33:37,157
‫مردا رو دوست داشتم

658
00:33:37,159 --> 00:33:39,685
‫میخواستم ازت محافظت کنم، نسیم

659
00:33:39,688 --> 00:33:41,339
‫ممکن بود بکشنت

660
00:33:41,341 --> 00:33:43,295
‫بخاطر همجنسگرا بودن

661
00:33:43,297 --> 00:33:45,792
‫اونقدر ترس از همچنسگرایی دارن
‫،که اونو یه گناه کبیره میدونن

662
00:33:45,794 --> 00:33:48,895
‫ولی قطع کردن آلت یه مرد رو نه؟

663
00:33:48,897 --> 00:33:52,268
‫راستش رو بگو، فقط من اینطورم یا نژاد انسانِ

664
00:33:52,270 --> 00:33:56,012
‫مسلح به دین و دارای ذهنی مسموم به تعصب

665
00:33:56,014 --> 00:33:59,721
‫و گمراه شده با تنفر و ترس واقعاً داره

666
00:33:59,723 --> 00:34:02,588
‫بسرعت به سمت قرون وسطی یورتمه میره؟

667
00:34:02,590 --> 00:34:07,211
‫چه کسی از رفتن یه دختر بچه
‫به مدرسه یا همجنسگرا بودن

668
00:34:07,213 --> 00:34:10,043
‫یه بچه آسیب میبینه؟

669
00:34:11,631 --> 00:34:14,192
‫بیا با هم روراست باشیم، بهرام

670
00:34:14,194 --> 00:34:16,924
‫پسرت رو برای محافظت کردن ازش تغییر ندادی

671
00:34:16,926 --> 00:34:19,892
‫تغییرش دادی چون حالت رو بهم میزد

672
00:34:21,648 --> 00:34:22,860
‫این حقیقت نداره

673
00:34:22,862 --> 00:34:26,436
‫بدوت رضایت خودم بدنم رو تغییر دادی

674
00:34:26,438 --> 00:34:29,944
‫هویتم رو قطع کردی و مثل ضایعات دورش انداختی

675
00:34:29,946 --> 00:34:34,834
‫با وجود اینکه اولین پسر خانواده بودم
‫مجبورم کردی بقیه‌ی عمرم رو

676
00:34:34,836 --> 00:34:36,891
‫به عنوان یه شهروند درجه ۲ زندگی کنم

677
00:34:38,749 --> 00:34:40,197
‫وقتمون داره تموم میشه

678
00:34:40,199 --> 00:34:42,525
‫چیزی که دنبالش اومدی رو بردار و بریم

679
00:34:42,527 --> 00:34:44,582
‫دنبال چی اومدی؟

680
00:34:44,584 --> 00:34:48,123
‫دفترچه‌ای چرمی... دست نویس...

681
00:34:48,125 --> 00:34:50,081
‫که اسم تمامی مشتری‌هات

682
00:34:50,083 --> 00:34:52,847
‫،و ماجراجویی‌هاشون در سرزمین عجایب توش هست

683
00:34:52,849 --> 00:34:54,668
‫ولی پیشنهاد میکنم خیلی سریع پیداش کنی

684
00:34:54,670 --> 00:34:58,849
‫قبل از اینکه مقاماتی
‫که بیرونن به زور وارد اینجا بشن

685
00:35:00,101 --> 00:35:01,649
‫چیکار کردی؟

686
00:35:01,651 --> 00:35:03,403
‫،به عنوان یه قانون عمومی

687
00:35:03,405 --> 00:35:06,776
‫،با نظامی‌سازی نیروهای پلیس آمریکا مخالفم

688
00:35:06,778 --> 00:35:09,812
‫ولی به یه ارتش نیاز داشتم و الان اینجان

689
00:35:09,814 --> 00:35:12,780
‫،برای خودم و الیزابت یه راه فرار آماده کردم

690
00:35:12,782 --> 00:35:14,196
‫،و برای تو هم جا هست

691
00:35:14,198 --> 00:35:17,975
‫ولی قیمت آزادیت یه دفترچه‌ی چرمیه

692
00:35:19,494 --> 00:35:22,224
‫حالا جن کیه؟

693
00:35:28,376 --> 00:35:29,857
‫مامور نوابی و رسلر هستیم. اوضاع در چه حاله؟

694
00:35:29,859 --> 00:35:31,005
‫محوطه رو تحت نظر گرفتیم

695
00:35:31,007 --> 00:35:32,085
‫،اینجا از یه طرف به آب راه داره

696
00:35:32,087 --> 00:35:33,400
‫و منتظر نیروهای گشت بندرگاه هستیم

697
00:35:33,402 --> 00:35:34,851
‫اثری از افراد مورد نظرمون نیست

698
00:35:34,853 --> 00:35:35,895
‫داخلن

699
00:35:35,897 --> 00:35:37,515
‫،نقشه‌ی کامل این خونه رو میخوام

700
00:35:37,517 --> 00:35:39,065
‫و همینطور گروه‌هایی
‫برای پوشش دادن تمام راه‌های خروجی

701
00:35:39,068 --> 00:35:40,483
‫بله، قربان

702
00:35:40,485 --> 00:35:42,270
‫هیچوقت نباید با اینکار موافقت میکردم

703
00:35:42,272 --> 00:35:44,598
‫همه‌چیزو بخطر بندازیم، بابت چی؟

704
00:35:44,600 --> 00:35:48,038
‫،یه لیست دیگه از اسامی
‫مگه ممکنه چقدر ارزشمند باشه؟

705
00:35:48,040 --> 00:35:52,389
‫بهت اطمینان میدم، همه‌ی اینکارا
‫بخشی از نقشه‌ی اصلیم برای تبرئه کردن توئه

706
00:35:52,391 --> 00:35:54,379
‫هلی‌کوپتر

707
00:35:54,381 --> 00:35:56,774
‫حتی تو هم نمیتونی از اینجا ببریمون بیرون

708
00:35:56,776 --> 00:35:59,136
‫میخوای بدونی فانتزی من چیه، نسیم؟

709
00:35:59,138 --> 00:36:02,272
‫اینه که از یه بن‌بست شدید پلیس

710
00:36:02,274 --> 00:36:05,071
‫همراه با دو تا زن فوق‌العاده زیبا
‫که در آغوشم هستن فرار کنم

711
00:36:06,389 --> 00:36:07,398
‫میشه؟

712
00:36:07,400 --> 00:36:08,647
‫حتماً

713
00:36:11,111 --> 00:36:12,863
‫خب، نمیشه همه‌چیزو با هم داشته باشیم

714
00:36:22,444 --> 00:36:23,724
‫با دستور من وارد عمل میشیم

715
00:36:23,726 --> 00:36:24,736
‫گروه ویژه هم وارد عمل میشه

716
00:36:24,738 --> 00:36:26,153
‫ردینگتون و کین داخلن

717
00:36:26,155 --> 00:36:28,446
‫مسلح‌ان... ستوان داری گوش میدی؟

718
00:36:28,448 --> 00:36:30,098
‫- اون هلی‌کوپتر
‫- چشه؟

719
00:36:30,100 --> 00:36:31,077
‫مال من نیست

720
00:36:31,079 --> 00:36:31,954
‫ردینگتون

721
00:36:31,956 --> 00:36:33,034
‫بریم

722
00:36:33,036 --> 00:36:34,653
‫تکون بخورین، تکون بخورین!

723
00:36:46,763 --> 00:36:48,414
‫خوش اومدی الیزابت

724
00:36:50,743 --> 00:36:52,057
‫عالیه

725
00:36:52,059 --> 00:36:55,092
‫،دفترچه رو بهتون دادم
‫سهمم از این معامله رو انجام دادم

726
00:36:55,094 --> 00:36:56,340
‫با اون معامله کرده بودی

727
00:36:57,186 --> 00:36:58,736
‫امان از دست این زنا

728
00:38:00,968 --> 00:38:02,856
‫درست مثل بقیه‌ی ساختمون...

729
00:38:02,858 --> 00:38:05,284
‫وقتی که پیداش کردم خالی بود

730
00:38:20,701 --> 00:38:21,812
‫اینجا بوده

731
00:38:28,796 --> 00:38:30,412
‫آقای سلیمان...

732
00:38:30,414 --> 00:38:33,448
‫توی نیویورک سیتی‌ام

733
00:38:33,450 --> 00:38:37,326
‫میدونم چجور میشه جای ردینگتون رو پیدا کرد

734
00:38:48,661 --> 00:38:51,088
‫یه شکارچی رو دستگیر کردیم. باید سرتو بالا بگیری

735
00:38:51,090 --> 00:38:53,247
‫اون دفترچه کلی اسم، تاریخ و آدرس داشت

736
00:38:53,249 --> 00:38:55,507
‫وزارت دادگستری میتونه ده‌ها پرونده رو مختومه کنه

737
00:38:55,509 --> 00:38:58,139
‫یه صفحه پاره شد...

738
00:38:58,141 --> 00:39:00,769
‫همونی که ردینگتون میخواست

739
00:39:00,771 --> 00:39:03,434
‫هر کاری که داره انجام میده، لیز رو به کشتن میده

740
00:39:03,436 --> 00:39:05,457
‫نمیتونی نجاتش بدی. اصلاً نباید تلاش کنی

741
00:39:05,459 --> 00:39:09,000
‫لیز با کشتن دادستان انتخابشو کرد

742
00:39:09,002 --> 00:39:12,001
‫گفت این تنها راهی بود که میتونست جلوشو بگیره

743
00:39:12,003 --> 00:39:12,980
‫،منم جلوی افرادی رو همینجوری گرفتم

744
00:39:12,982 --> 00:39:14,867
‫و آماده‌ام تا تاوانشو پس بدم

745
00:39:14,869 --> 00:39:16,285
‫لیز هم باید آماده باشه

746
00:39:17,670 --> 00:39:19,084
‫کسی مجبورش نکرد ماشه رو بکشه

747
00:39:22,797 --> 00:39:24,448
‫پس روز بعد با یه ساعت ۱۲ هزار دلاری

748
00:39:24,450 --> 00:39:27,314
‫،مارک بولگاری روی دستم رفتم مدرسه

749
00:39:27,316 --> 00:39:30,214
‫و ساموئل... با یه تبخال برمیگرده، نه؟

750
00:39:30,216 --> 00:39:31,733
‫و اون روز بود

751
00:39:31,735 --> 00:39:33,993
‫که یاد گرفتم شانس رو خودمون رقم میزنیم

752
00:39:33,995 --> 00:39:36,556
‫فوتش کن. خیلی ممنون

753
00:39:36,558 --> 00:39:38,606
‫یه ۷ دیگه!

754
00:39:50,935 --> 00:39:52,142
‫شب خوبی داشته باشی

755
00:39:55,941 --> 00:39:57,248
‫کارت درسته ها

756
00:39:57,250 --> 00:39:58,994
‫جانم؟

757
00:39:58,996 --> 00:40:00,339
‫وقتی که داشتی ساعت تقلبیت رو

758
00:40:00,341 --> 00:40:02,254
‫نشون میدادی تاس رو عوض کردی

759
00:40:02,256 --> 00:40:03,395
‫،حرکت زیرکانه‌ای بود

760
00:40:03,397 --> 00:40:06,956
‫ولی تاس اصلی توی جیب راستته

761
00:40:08,571 --> 00:40:10,315
‫یه پِیک دیگه هم بزن تو رگ، رفیق

762
00:40:10,317 --> 00:40:11,726
‫نه، نه، نه

763
00:40:11,728 --> 00:40:14,178
‫اگه من نخوام تا دم در هم نمیتونی بری

764
00:40:14,180 --> 00:40:17,503
‫وقتی که تو توی کالج درس میخوندی
‫البته اگه کالج رفته باشی

765
00:40:17,505 --> 00:40:20,090
‫سگ جنرال کیک نمیفروخت

766
00:40:20,092 --> 00:40:21,097
‫چی میخوای؟

767
00:40:21,099 --> 00:40:23,012
‫میخوام شام مهمون من باشی

768
00:40:23,014 --> 00:40:26,439
‫شخصیت جذابی داری آقای وین‌رایت

769
00:40:26,441 --> 00:40:29,428
‫یا هر چیزی که اسم واقعیت هست

770
00:40:31,950 --> 00:40:32,956
‫بله

771
00:40:32,958 --> 00:40:34,602
‫تام

772
00:40:36,183 --> 00:40:38,062
‫،با رستوران وینگ یی تماس گرفتی
‫امیدوار بودم اینکارو بکنی

773
00:40:38,064 --> 00:40:39,673
‫باورم نمیشه برگشتی

774
00:40:39,675 --> 00:40:41,488
‫البته که برگشتم. به محض اینکه شنیدم، برگشتم

775
00:40:41,490 --> 00:40:42,495
‫حالت خوبه؟

776
00:40:42,497 --> 00:40:43,772
‫یه نقشه داشتی

777
00:40:43,774 --> 00:40:45,350
‫قایق...

778
00:40:45,352 --> 00:40:46,627
‫ای‌کاش باهام اومده بودی

779
00:40:46,629 --> 00:40:49,079
‫میدونم رفتی پیش رسلر و پیشنهاد کمک دادی

780
00:40:49,081 --> 00:40:50,120
‫آره، همینطوره

781
00:40:50,122 --> 00:40:51,968
‫و هر کاری بتونم انجام میدم

782
00:40:51,970 --> 00:40:53,547
‫گوش کن تام، مجبور نیستی اینکارو بکنم

783
00:40:53,550 --> 00:40:55,194
‫معلومه که مجبورم اینکارو بکنم

784
00:40:55,196 --> 00:40:56,737
‫گفتی میخوای از این زندگی فاصله بگیری...

785
00:40:56,739 --> 00:41:00,165
‫از این رازها، دروغ‌ها و خطرها

786
00:41:00,167 --> 00:41:02,180
‫من نمیخوام اون کسی باشم
‫که دوباره پاتو به این وضعیت باز میکنه

787
00:41:02,182 --> 00:41:03,322
‫نیستی. نبودی

788
00:41:03,324 --> 00:41:05,538
‫گوش کن تام، متـ... متوجه نیستی

789
00:41:05,540 --> 00:41:11,821
‫کارای خیلی... بدی کردم

790
00:41:11,823 --> 00:41:13,366
‫مردم زیادی رو اذیت کردم

791
00:41:13,368 --> 00:41:14,876
‫برام مهم نیست چیکار کردی

792
00:41:14,878 --> 00:41:16,153
‫لیز، من میدونم تو کی هستی

793
00:41:16,155 --> 00:41:18,337
‫مدت طولانی قدرش رو نمیدونستم

794
00:41:18,339 --> 00:41:20,420
‫ولی نمیدونم

795
00:41:20,422 --> 00:41:21,931
‫پس حق با توئه. نقشه‌ها دارم

796
00:41:21,933 --> 00:41:22,938
‫میام نجاتت میدم

797
00:41:22,940 --> 00:41:25,760
‫- تام، گوش کن...
‫- دیر شده

798
00:41:25,762 --> 00:41:26,600
‫چون وارد شدم

799
00:41:26,602 --> 00:41:27,642
‫وارد کجا؟

800
00:41:27,644 --> 00:41:28,851
‫کجایی؟
‫چیکار کردی؟

801
00:41:29,827 --> 00:41:31,437
‫باید برم. عاشقتم

802
00:41:43,298 --> 00:41:45,726
‫خب، کدوم غذای این اطراف خوبه؟

803
00:41:47,880 --> 00:41:49,047
‫بیا دنبالم

804
00:41:53,499 --> 00:41:55,475
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫:: WwW.IranFilm.Net ::..

805
00:41:55,499 --> 00:41:58,499
‫: هماهنگ  شده با نسخه ی بلوری
‫www.IranFilm.Net

