‫﻿۱
00:00:14,904 --> 00:00:16,933
‫‏الان نگاه نکن، اما...

2
00:00:16,964 --> 00:00:18,330
‫‏ببین، ببین، ببین!

3
00:00:26,436 --> 00:00:28,202
‫‏باشه، فقط با نگاه کردنش...

4
00:00:28,204 --> 00:00:29,971
‫فکر کنم حامله‌ شدم.

5
00:00:31,374 --> 00:00:33,374
‫‏و داره میاد!

6
00:00:36,413 --> 00:00:38,846
‫‏- خدایا، « برانوین » ـه.
‫‏- چیه؟ ساعت تقریبا ۱۱ شده.

7
00:00:38,848 --> 00:00:40,248
‫‏بهش جواب نده.

8
00:00:40,250 --> 00:00:42,050
‫‏مجبورم. بله؟

9
00:00:42,052 --> 00:00:45,086
‫‏یه ثانیه وایستا.

10
00:00:52,495 --> 00:00:54,662
‫‏میشه دوباره بگی؟

11
00:00:54,664 --> 00:00:56,831
‫،‏اون « الیور » عوضی خیلی نگران شده
‫‏اونا هم یه جلسه گذاشتن.

12
00:00:56,833 --> 00:00:59,613
‫‏فردا باید ارائه‌ش بدیم، که یعنی
‫‏باید امشب برگردم....

13
00:00:59,638 --> 00:01:01,076
‫‏- و تو...
‫- پروازتو دوباره رزرو میکنی.

14
00:01:01,078 --> 00:01:02,799
‫‏به بیرون از "نیوآرک". خدای من. جدی میگی؟

15
00:01:02,799 --> 00:01:03,965
‫‏این چه آهنگیه؟

16
00:01:03,967 --> 00:01:05,299
‫‏سه‌شنبه که بیرون نرفتی، نه؟

17
00:01:05,301 --> 00:01:06,768
‫‏نه، نه...

18
00:01:06,770 --> 00:01:08,036
‫‏از "نیوآرک" متنفری.

19
00:01:08,038 --> 00:01:10,138
‫‏درست به اندازه‌ای
‫‏که از "الیور" متنفرم...

20
00:01:10,140 --> 00:01:11,739
‫‏اما جلسه جابه‌جا شده، کی
‫‏یعنی یه بلیط میخوام.

21
00:01:11,741 --> 00:01:12,940
‫‏صبر کن. تاکسیم اومد.

22
00:01:12,942 --> 00:01:14,308
‫‏وقتی درستش کردی بهم زنگ بزن.

23
00:01:16,946 --> 00:01:18,746
‫‏ببخشید.

24
00:01:18,748 --> 00:01:20,214
‫‏نمیخواستم از دستت در برم.

25
00:01:20,216 --> 00:01:22,183
‫‏رییسم یه عوضی تمام عیاره.

26
00:01:52,670 --> 00:02:00,233
‫<font color="#۰۰۰۰ff">تیم ترجمه</font>
‫<font color="#ffffff">iMovie-DL</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">تقدیم می کند</font>

27
00:02:01,236 --> 00:02:15,799
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

28
00:02:24,243 --> 00:02:26,243
‫چاقوی دمشقی

29
00:02:59,271 --> 00:03:02,272
‫‏- پیداش کردم!
‫‏- چیزی که براش اومدیم رو گرفتیم.

30
00:03:02,274 --> 00:03:03,551
‫‏کارشونو تموم کن.

31
00:03:07,579 --> 00:03:09,079
‫‏پلیس اشتباه میکنه.

32
00:03:09,081 --> 00:03:11,815
‫‏فکر میکنن یه
‫‏مجرم سابقه‌دار به اسم "ناوارو" "تام" رو کشته.

33
00:03:11,817 --> 00:03:13,018
‫‏اینطور نیست.

34
00:03:13,385 --> 00:03:15,452
‫‏"پاریس"، با "الیزابت" آشنا شو.

35
00:03:15,454 --> 00:03:18,755
‫‏"پاریس" و من اولین بار
‫‏وقتی در "لا برندین" سس‌ درست‌کن بود آشنا شدیم.

36
00:03:18,757 --> 00:03:21,458
‫‏- از دیدنتون خوشحالم.
‫‏- برای نفر سوم هم جا آماده کنم؟

37
00:03:21,460 --> 00:03:23,028
‫‏نه، ممنون.

38
00:03:24,155 --> 00:03:25,729
‫‏شاید بهتر باشه نظرتو عوض کنی.

39
00:03:25,731 --> 00:03:28,832
‫‏داره ماهی با
‫‏سس قارچ "ماتسوتیک" درست میکنه.

40
00:03:28,834 --> 00:03:30,119
‫‏باشه یه وقت دیگه.

41
00:03:31,036 --> 00:03:32,936
‫‏یکی دیگه "تام" رو کشته.

42
00:03:32,938 --> 00:03:36,272
‫‏- کار "ناوارو" نبوده.
‫‏- ای کاش بیشتر میدونستم.

43
00:03:36,274 --> 00:03:37,607
‫‏تنها چیزی که الان ازش مطمئنم اینه...

44
00:03:37,609 --> 00:03:39,409
‫‏که مردانی که در خونه‌ت مردن...

45
00:03:39,411 --> 00:03:41,544
‫‏اعضای سندیکای مواد مخدر "نش" بودن.

46
00:03:41,546 --> 00:03:43,747
‫‏فکر کنم برای پیدا
‫‏کردن "تام" اجیر شده بودن.

47
00:03:43,749 --> 00:03:46,282
‫‏به مدت بیش از یه سال بقیه‌ی...

48
00:03:46,284 --> 00:03:47,584
‫‏اعضای سازمان رو تعقیب کردم...

49
00:03:47,586 --> 00:03:50,413
‫‏و به نظر میاد که اصلا از این...

50
00:03:50,438 --> 00:03:51,489
‫‏جریان خبری ندارن...

51
00:03:51,491 --> 00:03:52,784
‫‏یا اینکه کسی که اجیرشون کرده...

52
00:03:52,786 --> 00:03:54,440
‫‏اینقدر قدرتمنده که ساکت نگه‌شون داشته.

53
00:03:59,440 --> 00:04:01,581
‫‏"لیز". نمیدونستم برگشتی.

54
00:04:01,583 --> 00:04:03,287
‫‏- از دیدنت خوشحالم.
‫‏- منم همینطور.

55
00:04:03,289 --> 00:04:05,218
‫‏چطوری؟ "آرام" چطوره؟

56
00:04:05,220 --> 00:04:06,719
‫‏تو و "آرام" چطورین؟

57
00:04:06,721 --> 00:04:09,055
‫‏خسته‌کننده. خوش. خونگی.

58
00:04:09,450 --> 00:04:11,224
‫‏خیلی برات خوشحالم.

59
00:04:11,660 --> 00:04:13,059
‫‏"اگنس" چطوره؟

60
00:04:15,063 --> 00:04:16,862
‫‏- بهتره برم.
‫‏- صبر کن.

61
00:04:16,864 --> 00:04:18,130
‫‏به خاطر یه پرونده اومدم اینجا.
‫‏نمیخوای بشنوی؟

62
00:04:18,132 --> 00:04:20,866
‫‏میخوام چیزای خسته‌کننده و خونگی بشنوم.

63
00:04:20,868 --> 00:04:23,436
‫‏میذارم تو ترتیب پرونده رو بدی.

64
00:04:27,642 --> 00:04:30,452
‫‏در مورد حمله‌ی
‫‏گاز اعصاب در تورنتو چی میدونی؟

65
00:04:30,454 --> 00:04:31,906
‫‏۵۷نفر مُردن.

66
00:04:31,908 --> 00:04:34,482
‫‏اعضای گروهک تروریستی مسئول...

67
00:04:34,507 --> 00:04:35,618
‫‏بازداشت شدن.

68
00:04:35,620 --> 00:04:38,475
‫‏در دوشنبه، خزانه‌داری آمریکا
‫‏حتما سعی میکنه...

69
00:04:38,477 --> 00:04:40,203
‫‏حسابهای بانکی که این حمله رو...

70
00:04:40,205 --> 00:04:41,636
‫‏حمایت کردن، مسدود کنه.

71
00:04:41,638 --> 00:04:42,993
‫‏"لیز" دیگه برنمیگرده، نه؟

72
00:04:42,995 --> 00:04:46,173
‫"‏۱۲ساعت قبل، مردی معروف به "خبرچین...

73
00:04:46,175 --> 00:04:48,552
‫‏به لیستی از اون حسابها در
‫کامیپوترهای محرمانه‌ای...

74
00:04:48,554 --> 00:04:50,177
‫‏دسترسی پیدا کرده...

75
00:04:50,178 --> 00:04:53,212
‫‏که کمیته‌ی اطلاعاتی
‫‏سنا ازشون استفاده میکنه.

76
00:04:53,214 --> 00:04:55,147
‫‏و لیست حسابهای بانکی رو دزدیده؟

77
00:04:55,149 --> 00:04:56,882
‫‏"ردینگتون" باور داره که...

78
00:04:56,884 --> 00:04:58,584
‫‏میخواد از صاحبان حساب باج‌خواهی کنه...

79
00:04:58,586 --> 00:05:00,386
‫‏بهشون یه فرصت بده تا پولشون رو...

80
00:05:00,388 --> 00:05:02,388
‫‏قبل از اینکه خزانه‌دار توقیفشون کنه، منتقل کنن.

81
00:05:02,390 --> 00:05:04,287
‫‏آره، اما خزانه‌داری
‫‏نمیتونه رد انتقالها رو بگیره؟

82
00:05:04,289 --> 00:05:06,592
‫،‏با تروریستهای تورنتو
‫‏بارسلونا و پاریس همین کار رو کردن.

83
00:05:06,594 --> 00:05:08,227
‫‏میدونیم این حسابها
‫‏از تروریسم حمایت مالی میکنن.

84
00:05:08,229 --> 00:05:09,495
‫‏چیزی که نمیدونیم...

85
00:05:09,497 --> 00:05:10,730
‫‏هویت صاحبان حسابه.

86
00:05:10,732 --> 00:05:11,931
‫‏در مورد این سرقت چی میدونیم؟

87
00:05:11,933 --> 00:05:13,666
‫‏باشه، این لیست به ظاهر...

88
00:05:13,668 --> 00:05:16,135
‫‏در کامپیوترهای محرمانه‌ی
‫‏کمیته‌ی اطلاعاتی سنا بوده.

89
00:05:16,137 --> 00:05:18,637
‫‏حالا، سناتور "کولیگان" اصرار
‫‏داره که دیشب سر شام بوده...

90
00:05:18,639 --> 00:05:20,891
‫‏که از نشان و رمز عبورش برای...

91
00:05:20,893 --> 00:05:23,142
‫‏- دسترسی به این کامپیوترها استفاده شده.
‫‏- پس دنبال کسی میگردیم...

92
00:05:23,144 --> 00:05:24,577
‫‏که به مدارک سناتور دسترسی داشته.

93
00:05:24,579 --> 00:05:26,112
‫‏از کارکنانش چی میدونیم؟

94
00:05:26,114 --> 00:05:27,413
‫‏بسیار خب.، ۱۱ نفرن.

95
00:05:27,415 --> 00:05:30,349
‫‏برخی سطح دسترسی‌شون محدوده.

96
00:05:30,351 --> 00:05:32,418
‫‏دو نفر خارج از کشورن...

97
00:05:32,420 --> 00:05:36,404
‫‏و شش تا هم
‫‏طبق گفته‌ی پلیس کنگره بهانه‌های محکمی دارن.

98
00:05:36,406 --> 00:05:37,789
‫‏و سه تای دیگه چی؟

99
00:05:37,791 --> 00:05:38,958
‫‏دو نفرشون منتظر بازجویی هستن...

100
00:05:38,960 --> 00:05:41,401
‫‏چون اونا هم برای
‫‏این کمیته کار میکنن.

101
00:05:41,403 --> 00:05:43,416
‫"‏- و این یارو، "بیشاب.
‫‏- درسته.

102
00:05:43,418 --> 00:05:45,998
‫‏"هاوارد ری بیشاب". دستیار
‫‏سیاسی که منصبهایی در دولت...

103
00:05:46,000 --> 00:05:47,590
‫‏خزانه‌داری، اف.دی.ای داشته...

104
00:05:47,615 --> 00:05:49,468
‫‏که همگی به خاطر
‫‏"خبرچین" اطلاعاتشون درز کرده.

105
00:05:49,470 --> 00:05:52,855
‫نوابی"، "رسلر"، جای"
‫بیشاب" رو پیدا کنین و برای بازجویی بیارینش".

106
00:05:52,857 --> 00:05:55,414
‫‏"آرام"، هر چی
‫‏میتونی از این یارو پیدا کن.

107
00:05:55,481 --> 00:05:57,447
‫،‏تماسهاش،پیامهاش
‫‏کارتهای اعتباریش...

108
00:05:57,449 --> 00:06:00,784
‫‏میخوام بدونم در ۴۸ ساعت گذشته چه کار کرده.

109
00:06:03,722 --> 00:06:06,223
‫‏ایناهاش، روبه‌رومون.

110
00:06:06,225 --> 00:06:07,874
‫‏بله، توضیح دادم.
‫‏ربطی به موضوع نداره.

111
00:06:07,899 --> 00:06:09,459
‫‏پشت تلفن نمیخوام حرف بزنم.

112
00:06:09,461 --> 00:06:11,795
‫‏- به نظرت پریشون میاد؟
‫‏- "آرام" تلفنشو داری؟

113
00:06:11,797 --> 00:06:14,831
‫‏آره، ازش استفاده نمیکنه.
‫‏اگر "بیشاب" با تلفن حرف میزنه...

114
00:06:14,833 --> 00:06:18,502
‫‏یا به اسم خودش
‫‏ثبتش نکرده یا اعتباری ـه.

115
00:06:18,504 --> 00:06:21,738
‫‏بله، متوجهم.

116
00:06:21,740 --> 00:06:23,740
‫‏نظرت چیه که بذاریم
‫‏همه چیز خودبه‌خود پیش بره؟

117
00:06:23,742 --> 00:06:25,408
‫‏"آرام"، از بیسیم توگوشی استفاده میکنیم.

118
00:06:25,410 --> 00:06:26,877
‫‏دریافت شد، بیسیم توگوشی.

119
00:06:28,781 --> 00:06:30,102
‫"‏هی، "نوابی.

120
00:06:30,104 --> 00:06:32,415
‫‏چرا اینقدر مطمئنی
‫‏که "کین" برنمیگرده؟

121
00:06:34,011 --> 00:06:35,452
‫‏حسش میکنم.

122
00:06:35,846 --> 00:06:37,897
‫‏- واقعا نگرانشم.
‫‏- اگر من جاش بودم...

123
00:06:37,899 --> 00:06:39,756
‫‏هر کاری میکردم تا
‫‏قاتل شوهرمو پیدا کنم.

124
00:06:48,667 --> 00:06:50,167
‫‏انگار ناهار میخوره.

125
00:06:52,004 --> 00:06:53,688
‫‏منظورت چیه، هر کاری؟

126
00:06:53,690 --> 00:06:56,139
‫‏منظورم شکستن قانون، نادیده گرفتنش...

127
00:06:56,141 --> 00:06:58,861
‫‏- هر کاری.
‫- تا قاتل شوهرت رو پیدا کنی؟

128
00:06:58,886 --> 00:07:00,571
‫‏یه جورایی رمانتیکه.

129
00:07:00,573 --> 00:07:02,888
‫‏پلیسی که قانون
‫‏رو می‌شکنه اصلا رمانتیک نیست.

130
00:07:02,890 --> 00:07:04,178
‫‏اینو مردی میگه
‫‏که هرگز بی‌هوا از خیابون رد نشده.

131
00:07:04,180 --> 00:07:07,159
‫‏یا موهاش همیشه مرتبه
‫‏و حتی یه چروک در کت‌وشلوارش نیست.

132
00:07:07,160 --> 00:07:08,826
‫‏مامور "رسلر"، میدونی
‫‏که یه تبهکار معرکه میشدی.

133
00:07:08,828 --> 00:07:10,728
‫‏اگر یه پلیس فاسد بودی، هیچکس باورش نمیشد.

134
00:07:10,730 --> 00:07:11,996
‫‏من باورم میشد.

135
00:07:15,135 --> 00:07:16,637
‫‏دوباره راه افتاد.

136
00:07:19,839 --> 00:07:21,208
‫با یه دوست قرار دارم.

137
00:07:28,014 --> 00:07:29,580
‫‏- اینجا نیست.
‫‏- گولمون زد.

138
00:07:29,582 --> 00:07:32,350
‫‏"آرام"، به پلیس محلی
‫‏و پلیس کنگره خبر بده...

139
00:07:32,352 --> 00:07:33,785
‫‏و بهشون بگو آماده باشن...

140
00:07:33,787 --> 00:07:35,787
‫‏و ببین میتونی فیلم
‫‏دوربینهای مدار بسته رو گیر بیاری.

141
00:07:35,789 --> 00:07:37,488
‫‏این یارو یه جایی رفته.

142
00:07:37,490 --> 00:07:39,023
‫‏نباید زیاد دور شده باشه.

143
00:07:42,549 --> 00:07:43,906
‫‏ببخشید.

144
00:07:43,931 --> 00:07:45,511
‫‏باید با یکی حرف بزنم.

145
00:07:45,511 --> 00:07:47,084
‫‏در مورد یه جرم اطلاعاتی دارم.

146
00:07:56,355 --> 00:07:57,855
‫‏چیه؟

147
00:07:57,857 --> 00:07:59,156
‫‏هی، منم.

148
00:07:59,158 --> 00:08:00,457
‫‏راست میگفتی.

149
00:08:00,459 --> 00:08:02,563
‫‏اون سرنخ در مورد
‫‏"ردینگتون" بالاخره توجه به خودش جلب کرده.

150
00:08:02,565 --> 00:08:04,962
‫‏- "کین"؟
‫‏- آره، برگشته.

151
00:08:04,964 --> 00:08:06,997
‫‏میخوای چه کارش کنی؟
‫‏میخوای وارد بشیم؟

152
00:08:06,999 --> 00:08:08,732
‫‏نه، نه، نه. تنهاش بذارین.

153
00:08:08,734 --> 00:08:10,267
‫‏قرار نیست جایی بره.

154
00:08:10,939 --> 00:08:12,603
‫‏شاید یکم زمان ببره.

155
00:08:12,605 --> 00:08:14,778
‫‏میذاریم همه چیز به
‫‏شکل طبیعی جلو بره.

156
00:08:15,274 --> 00:08:17,239
‫‏خودم کارا رو درست میکنم.

157
00:08:18,115 --> 00:08:19,867
‫‏باهات تماس میگیرم.

158
00:08:26,639 --> 00:08:27,474
‫‏دروغ میگی.

159
00:08:27,474 --> 00:08:28,659
‫‏نه، شاهدش بودم.

160
00:08:28,659 --> 00:08:31,248
‫درست موقعی شاهد
‫یه تصادف بودی که لیست محرمانه...

161
00:08:31,250 --> 00:08:32,616
‫‏دزدیده شده. خیلی تصادفیه.

162
00:08:32,618 --> 00:08:34,184
‫‏یه زن کشته شده.

163
00:08:34,186 --> 00:08:36,086
‫‏ماشین رو برای پلیسها توصیف کردم.

164
00:08:36,088 --> 00:08:37,287
‫‏ای کاش بیشتر میدونستم.

165
00:08:37,289 --> 00:08:38,589
‫‏اما ‏نمیدونم.

166
00:08:38,591 --> 00:08:40,157
‫‏اگر واقعا این تصادف رو دیدی...

167
00:08:40,159 --> 00:08:42,059
‫‏چرا ۲۴ ساعت برای
‫‏گزارش کردنش صبر کردی؟

168
00:08:42,061 --> 00:08:43,761
‫‏چون...

169
00:08:44,332 --> 00:08:47,297
‫‏وقتی دیدمش با یه زن متاهل بودم، و...

170
00:08:47,299 --> 00:08:50,300
‫‏اگر چیزی میگفتم، اونم دستش رو میشد.

171
00:08:50,302 --> 00:08:51,869
‫‏این دوستت اسمی هم داره؟

172
00:08:52,673 --> 00:08:55,308
‫"‏"سونیا فیشر". قاضی "سونیا فیشر.

173
00:08:55,310 --> 00:08:56,807
‫‏جرم رو گزارش دادم...

174
00:08:56,809 --> 00:08:59,256
‫‏نه اینکه وقتی دیدمش
‫‏با کی بودم.

175
00:08:59,258 --> 00:09:01,428
‫‏و "هاوارد بیشاب" اون موقع با شما بود؟

176
00:09:01,453 --> 00:09:03,453
‫‏- بله.
‫‏- تمام شب با شما بود؟

177
00:09:03,455 --> 00:09:05,321
‫‏در مورد جرم حقیقت رو گفته.

178
00:09:05,323 --> 00:09:07,323
‫‏در مورد رابطه دروغ گفته. ما دروغ گفتیم.

179
00:09:07,325 --> 00:09:09,630
‫‏شوهرم شکاک بود.

180
00:09:09,631 --> 00:09:11,765
‫‏یه کارآگاه خصوصی
‫‏اجیر کرده بود تا تعقیبم کنه.

181
00:09:11,767 --> 00:09:13,266
‫‏و  فکر کرده بود
‫‏که از رستوران فرار کردم.

182
00:09:13,268 --> 00:09:14,734
‫‏برای ناهار با هم قرار داشتیم...

183
00:09:14,736 --> 00:09:17,037
‫‏و اون فرار کرد
‫‏و نتونستیم همدیگه رو ببینیم.

184
00:09:17,039 --> 00:09:18,859
‫‏به این رابطه افتخار نمیکنم...

185
00:09:18,861 --> 00:09:20,507
‫‏اما ثابت میکنه که من دزد نیستم.

186
00:09:20,509 --> 00:09:22,776
‫‏اون لیست محرمانه رو ندزدیم.

187
00:09:29,516 --> 00:09:31,311
‫‏اسم "خبرچین" "هاوارد بیشاب" ـه...

188
00:09:31,313 --> 00:09:33,547
‫"‏یکی از کارمندای دفتر سناتور "کولیگان.

189
00:09:33,549 --> 00:09:34,881
‫"خیلی سریع بود، "هارولد.

190
00:09:34,883 --> 00:09:36,750
‫‏یه نوشیدنی بزنیم؟

191
00:09:36,752 --> 00:09:39,477
‫‏"پاریس" نوشیدنی مخلوطی
‫‏ از چاودار و افسنطین درست میکنه...

192
00:09:39,479 --> 00:09:41,088
‫‏که یه فیل رو کور میکنه.

193
00:09:41,090 --> 00:09:42,765
‫‏هنوز برای جشن گرفتن زوده.

194
00:09:43,358 --> 00:09:45,309
‫‏چقدر خوشمزه‌س.

195
00:09:46,394 --> 00:09:48,962
‫‏پولدار بودن یه نعمته.

196
00:09:48,964 --> 00:09:50,597
‫‏یاد گرفتم عاشقش باشم.

197
00:09:52,034 --> 00:09:56,058
‫‏خب، احساسی نیست، مثل شنیدن...

198
00:09:56,060 --> 00:10:00,392
‫‏صدای "ماریا اشنایدر" در
‫‏"دشتهای تامپسون" برای اولین بار...

199
00:10:00,394 --> 00:10:04,613
‫‏یا تماشا کردن غروب
‫"‏آفتاب از دهانه‌ی آتشفشان"سانتورینی...

200
00:10:05,275 --> 00:10:07,948
‫‏اما هیچی قابل قیاس
‫‏با شادی خالص و بی‌معنا نیست.

201
00:10:08,516 --> 00:10:09,715
‫‏"بیشاب" رو نگرفتیم.

202
00:10:09,717 --> 00:10:10,983
‫‏خودشو تحویل داده...

203
00:10:10,985 --> 00:10:12,785
‫‏ادعا میکنه شاهد یه تصادف بوده.

204
00:10:12,787 --> 00:10:14,586
‫‏میدونی که لیست رو فروخته یا نه؟

205
00:10:14,588 --> 00:10:16,622
‫‏نه. خریدار هم معلوم نیست کیه.

206
00:10:16,624 --> 00:10:19,191
‫‏فکر میکنیم داره
‫‏به یکی از صاحبان حساب می‌فروشه...

207
00:10:19,193 --> 00:10:20,492
‫‏اما نمیتونیم شناسایی‌شون کنیم.

208
00:10:20,494 --> 00:10:21,974
‫‏امیدوارم تو بتونی.

209
00:10:25,598 --> 00:10:27,899
‫‏"الیزابت" برگشته.

210
00:10:27,901 --> 00:10:30,001
‫‏شنیدم. چطوره؟

211
00:10:30,003 --> 00:10:32,263
‫‏مصمم ـه قاتلان "تام" رو پیدا کنه.

212
00:10:32,265 --> 00:10:33,561
‫‏درکش میکنم.

213
00:10:33,563 --> 00:10:35,440
‫‏من نقش شیطان رو دارم...

214
00:10:35,442 --> 00:10:37,208
‫‏و تو هم نقش فرشته رو داری.

215
00:10:37,210 --> 00:10:39,780
‫"‏تو دردسر افتاده، "هارولد.

216
00:10:40,380 --> 00:10:42,450
‫‏لطفا بهش کمک کن
‫‏ازش رها بشه.

217
00:10:45,118 --> 00:10:48,019
‫‏کارآگاه "سینگلتون" درسته؟

218
00:10:48,021 --> 00:10:49,287
‫‏یادت میاد.

219
00:10:49,289 --> 00:10:50,383
‫‏آخرین باری که حرف زدیم...

220
00:10:50,385 --> 00:10:52,084
‫‏تازه از بیمارستان مرخص شده بودی.

221
00:10:52,692 --> 00:10:54,058
‫‏حالت چطوره؟

222
00:10:54,060 --> 00:10:55,660
‫‏خیلی بهترم. ممنون.

223
00:10:55,662 --> 00:10:57,962
‫‏- میشه بیام تو؟
‫‏- الان زمان مناسبی نیست.

224
00:10:57,964 --> 00:10:59,564
‫‏میشه کارتت رو بدی؟ بهت زنگ میزنم.

225
00:10:59,566 --> 00:11:01,666
‫‏آخرین باری که
‫‏حرف زدیم بهت کارتمو دادم.

226
00:11:01,668 --> 00:11:03,568
‫‏اون موقع هم زمان مناسبی نبود.

227
00:11:04,013 --> 00:11:05,970
‫،‏بعدش ناپدید شدی
‫ماه‌ها گذشته...

228
00:11:05,972 --> 00:11:07,336
‫‏و هنوزم منتظر تماستم.

229
00:11:07,338 --> 00:11:09,440
‫‏رفته بودم و حالا برگشتم.

230
00:11:09,442 --> 00:11:10,641
‫‏پریروز.

231
00:11:10,643 --> 00:11:12,243
‫‏ساعت ۶:۳۸ عصر.

232
00:11:12,245 --> 00:11:13,845
‫‏آپارتمانمو زیر نظر داشتی.

233
00:11:13,847 --> 00:11:16,447
‫‏سعی دارم قاتلان شوهرتو پیدا کنم.

234
00:11:17,109 --> 00:11:18,683
‫‏فکر کردم وقتی برگردی زنگ میزنی.

235
00:11:18,685 --> 00:11:21,586
‫مثل وقتی
‫که فکر کردم قبل از اینکه بری، زنگ میزنی.

236
00:11:23,156 --> 00:11:24,789
‫‏یه فنجون قهوه میخوری؟

237
00:11:25,951 --> 00:11:27,692
‫‏ذهنمو خوندی.

238
00:11:34,998 --> 00:11:36,752
‫‏گرند کیمن
‫‏جزایر کیمن

239
00:11:36,791 --> 00:11:37,902
‫"‏"هرمان!

240
00:11:37,904 --> 00:11:39,337
‫"‏آقای "ردینگتون.

241
00:11:39,339 --> 00:11:40,872
‫‏باید بگم، تعجب کردم
‫‏که زنگ زدین.

242
00:11:40,874 --> 00:11:42,373
‫‏این برداشت رو داشتم...

243
00:11:42,375 --> 00:11:43,975
‫‏که حداقل شرایط بانک خصوصی ما....

244
00:11:43,977 --> 00:11:45,967
‫‏در حال حاضر فراتر از دسترس شماست.

245
00:11:45,969 --> 00:11:47,803
‫‏اوه، خدای من!

246
00:11:47,805 --> 00:11:50,815
‫‏چقدر دلم برای فضولی کردن و...

247
00:11:50,817 --> 00:11:53,884
‫‏سرک کشیدنت تنگ شده بود.

248
00:11:53,886 --> 00:11:56,437
‫‏شاید این نظرتو عوض کنه.

249
00:11:56,999 --> 00:11:58,849
‫‏درسته، مشکلاتی داشتم.

250
00:11:58,851 --> 00:12:00,451
‫‏اما الان سرحالم...

251
00:12:00,453 --> 00:12:03,587
‫‏و دنبال
‫‏پناهگاهی برای پولهامم.

252
00:12:03,589 --> 00:12:05,522
‫‏- نُه رقمی؟
‫‏- نیم میلیارد.

253
00:12:05,524 --> 00:12:07,124
‫‏شرایط رو نخوندم...

254
00:12:07,126 --> 00:12:09,126
‫‏اما فکر کنم با
‫‏شرایط شما جور درمیاد.

255
00:12:09,128 --> 00:12:11,662
‫‏خیلی خوشحال میشم
‫‏دوباره باهاتون کار کنم.

256
00:12:11,664 --> 00:12:13,097
‫"‏تند نرو، "هرمان.

257
00:12:13,099 --> 00:12:15,299
‫‏تو چهارمین بانکداری هستی
‫‏که امروز دیدم.

258
00:12:15,301 --> 00:12:18,035
‫‏به تو هم همون چیزایی رو میگم که به اونا گفتم.

259
00:12:18,037 --> 00:12:20,605
‫‏- این چیه؟
‫‏- شماره حساب.

260
00:12:20,666 --> 00:12:22,999
‫‏اسامی صاحبان شماره‌ حسابها رو میخوام.

261
00:12:24,009 --> 00:12:25,969
‫‏اینا حسابهای ما نیستن.

262
00:12:26,387 --> 00:12:27,671
‫‏نمیتونم...

263
00:12:27,673 --> 00:12:29,673
‫‏این یه فرصته.

264
00:12:29,675 --> 00:12:32,943
‫‏دولت ایالات متحده
‫‏میخواد این حسابها رو مسدود کنه.

265
00:12:32,945 --> 00:12:35,379
‫‏اگر بتونم صاحبانشو شناسایی کنم...

266
00:12:35,381 --> 00:12:38,548
‫‏بهشون قبل از اینکه
‫‏مسدود بشه، خبر میدم...

267
00:12:38,550 --> 00:12:40,817
‫‏و اون افراد بهم مدیون میشن...

268
00:12:40,819 --> 00:12:43,520
‫‏که نیاز به یه صندوق امن...

269
00:12:43,522 --> 00:12:46,523
‫‏برای پولهاشون دارن، که
‫‏منم براشون تامینش میکنم.

270
00:12:46,525 --> 00:12:49,793
‫‏اگر بهم کمک کنی صاحبانشونو پیدا کنم...

271
00:12:49,795 --> 00:12:52,507
‫‏خیلی خوشحال میشم
‫‏بفرستمشون پیش تو.

272
00:12:52,532 --> 00:12:54,032
‫‏حتما روشهایی برای...

273
00:12:54,034 --> 00:12:57,877
‫‏شناسایی چنین
‫‏مشتریان قابل توجهی رو داری.

274
00:12:58,366 --> 00:13:00,145
‫‏به شوهرم چاقو زد.

275
00:13:00,145 --> 00:13:01,495
‫‏مردی که چاقوی دمشقی داشت؟

276
00:13:01,495 --> 00:13:03,304
‫‏"ناوارو" براش کار میکرد.

277
00:13:04,305 --> 00:13:05,871
‫‏این سه تا...

278
00:13:06,474 --> 00:13:08,207
‫‏برای "ناوارو" کار میکردن.

279
00:13:08,209 --> 00:13:09,842
‫‏بخشی از سندیکای "نش" بودن.

280
00:13:09,844 --> 00:13:13,045
‫‏قبلا بیرون
‫‏فروشگاه "کافمن" مواد می‌فروختن.

281
00:13:13,047 --> 00:13:14,747
‫‏و این دمشقی، کیه؟

282
00:13:14,749 --> 00:13:16,282
‫‏نمیدونم.

283
00:13:16,284 --> 00:13:18,050
‫‏ببین، از "ناوارو" بازجویی کردیم.

284
00:13:18,052 --> 00:13:20,987
‫،‏چیزی گیر نیاوردیم
‫‏مجبور شدیم ولش کنیم.

285
00:13:22,290 --> 00:13:23,990
‫‏چرا این مردها اومدن اینجا؟

286
00:13:24,912 --> 00:13:25,865
‫‏نمیدونم.

287
00:13:26,536 --> 00:13:28,267
‫‏نمیدونی رابطه‌شون
‫‏با شوهرت چی بوده؟

288
00:13:28,269 --> 00:13:30,837
‫‏ارتباطی نبود.
‫‏داشت به یه دوست کمک میکرد.

289
00:13:30,839 --> 00:13:33,573
‫"‏"نیک کورپال.
‫‏اونم کشته شده.

290
00:13:33,575 --> 00:13:35,875
‫‏- میدونی چرا به دکتر "کورپال" کمک میکرده؟
‫‏- نه.

291
00:13:37,338 --> 00:13:39,145
‫‏گلوله‌هایی که در این اجساد پیدا کردیم...

292
00:13:39,147 --> 00:13:41,714
‫‏با هیچ اسلحه‌ای در
‫‏صحنه‌ی جرم جور درنمیاد.

293
00:13:41,716 --> 00:13:43,649
‫‏یکی مهاجمان رو کشته.

294
00:13:43,651 --> 00:13:44,817
‫‏میدونی کی؟

295
00:13:45,763 --> 00:13:47,587
‫‏اون موقع بیهوش شده بودم.

296
00:13:57,018 --> 00:13:58,531
‫‏چطوری تو و شوهرت به بیمارستان رسیدین؟

297
00:13:58,533 --> 00:13:59,932
‫‏چی؟

298
00:13:59,934 --> 00:14:01,446
‫‏کی شما رو برد اونجا؟

299
00:14:02,572 --> 00:14:03,823
‫‏نمیدونم.

300
00:14:08,810 --> 00:14:10,977
‫‏میدونم که میدونی...

301
00:14:11,372 --> 00:14:13,279
‫‏پس اینو یه یادآوری دوستانه درنظر بگیر.

302
00:14:14,593 --> 00:14:15,733
‫‏شریک جرم میشی...

303
00:14:15,735 --> 00:14:17,430
‫‏اگر کمک کنی یه مجرم فرار کنه.

304
00:14:17,432 --> 00:14:19,804
‫‏این دوستانه‌س؟

305
00:14:21,140 --> 00:14:23,134
‫‏در صورتی که قبلی رو گم کردی.

306
00:14:25,178 --> 00:14:28,746
‫‏اگر چیزی یادت اومد، بهم زنگ بزن.

307
00:14:48,050 --> 00:14:49,330
‫‏و تو کی هستی؟

308
00:14:49,330 --> 00:14:51,446
‫‏بهت کمک نمیکنم.
‫‏نمیتونم مجبورم کنی.

309
00:14:51,448 --> 00:14:53,615
‫‏مقامات امنیتی " خانم
‫‏ایزاکسون" رو گرفتن...

310
00:14:53,617 --> 00:14:55,250
‫‏که سعی داشت
‫‏حسابهامونو هک کنه.

311
00:14:55,252 --> 00:14:57,352
‫‏یه قاضی حکمش رو به نُه ماه رسوند...

312
00:14:57,354 --> 00:14:59,721
‫‏در عوض اینکه موافقت کنه
‫‏بهمون در شناسایی نقاط ضعف...

313
00:14:59,723 --> 00:15:00,989
‫سیستمون ‏کمک کنه.

314
00:15:00,991 --> 00:15:02,657
‫"‏اووه، یه روباه تو مرغدونی داری "هرمان.

315
00:15:02,659 --> 00:15:04,859
‫‏باید حسابی حواست به مرغها باشه.

316
00:15:04,861 --> 00:15:07,095
‫‏اگر کسی بتونه اون
‫‏اسامی رو بهت بده...

317
00:15:07,097 --> 00:15:09,130
‫‏- خانم "ایزاکسون" ـه.
‫‏- این کار رو نمیکنم.

318
00:15:09,132 --> 00:15:11,132
‫‏- قیمتت رو بگو.
‫‏- پول تو رو نمیخوام.

319
00:15:11,134 --> 00:15:12,557
‫‏چی میخوای؟

320
00:15:12,937 --> 00:15:14,046
‫‏بیا بخورش.

321
00:15:14,048 --> 00:15:16,649
‫‏زنی که به دنبال قلب منه.

322
00:15:16,651 --> 00:15:18,050
‫‏یه هرج‌ومرج‌طلبی.

323
00:15:18,052 --> 00:15:20,853
‫‏میدونستی که
‫‏"چارلی چاپلین" هم همینطور بوده؟

324
00:15:20,855 --> 00:15:24,490
‫‏منم خیلی از دولتها و قوانین...

325
00:15:24,492 --> 00:15:26,992
‫‏و غل‌وزنجیر باید و نبایدها متنفرم.

326
00:15:26,994 --> 00:15:29,628
‫"‏درک میکنم. خب، "هرمان.

327
00:15:29,630 --> 00:15:32,277
‫‏سعی کردیم. شاید دفعه بعد.

328
00:15:33,146 --> 00:15:36,802
‫‏- یه دقیقه وایستا. "سوجی سان" چی؟
‫‏- هنرمند خالکوبی؟

329
00:15:36,804 --> 00:15:40,205
‫‏بهش کمک کردم
‫‏یه رنگ خیلی نادر رو چند سال قبل گیر بیاره.

330
00:15:40,207 --> 00:15:42,274
‫‏ببخشید، هنرمند خالکوبی؟

331
00:15:42,276 --> 00:15:44,510
‫‏یه هنرمند گوشه‌گیر اما خلاق...

332
00:15:44,512 --> 00:15:45,711
‫‏که تحسین‌برانگیزتر هم میشه...

333
00:15:45,713 --> 00:15:48,147
‫‏چون بهترین کاراش رو بعد از...

334
00:15:48,149 --> 00:15:50,449
‫‏نیمه نابینا شدن به خاطر
‫‏مشروب، انجام داده.

335
00:15:50,451 --> 00:15:53,185
‫"‏"اوتارو"، استان "هوکایدو.

336
00:15:53,187 --> 00:15:54,553
‫‏اسامی رو برام پیدا کن...

337
00:15:54,555 --> 00:15:56,388
‫‏منم عرض
‫‏یه هفته برات یه ملاقات جور میکنم.

338
00:15:56,390 --> 00:15:58,057
‫‏و اگر دروغ بگم، همیشه میتونی...

339
00:15:58,059 --> 00:16:01,327
‫‏بانک رو هک کنی
‫‏و همه‌ی پولها رو بدزدی.

340
00:16:01,329 --> 00:16:03,128
‫‏مطمئنم "سوجی-سان" با اون بخشی...

341
00:16:03,130 --> 00:16:05,431
‫‏زیر گردنت که خالی ـه...

342
00:16:05,433 --> 00:16:07,658
‫‏شاهکار درست میکنه.

343
00:16:07,660 --> 00:16:10,195
‫‏فقط برام قرار رو جور کن، منم
‫‏اسامی رو برات میارم.

344
00:16:10,220 --> 00:16:12,553
‫‏شاید نقش "تویتی" یا "یوسمیتی سم " بد نباشه.

345
00:16:12,555 --> 00:16:15,355
‫‏یا زنی که سوار
‫‏یه آچار فرانسه شده.

346
00:16:16,565 --> 00:16:18,493
‫‏"ردینگتون" اسمهای
‫‏لیست رو شناسایی کرده.

347
00:16:18,495 --> 00:16:21,195
‫‏فکر میکنیم که خریدار "راسمین حمزه" س...

348
00:16:21,197 --> 00:16:23,302
‫‏یه نفر اهل برونئی که
‫‏با افراطی‌های جنوب‌شرقی آسیا رابطه داره.

349
00:16:23,304 --> 00:16:24,302
‫‏چرا اون؟

350
00:16:24,327 --> 00:16:25,466
‫‏خب، اسامی
‫"‏که آقای "ردینگتون...

351
00:16:25,468 --> 00:16:27,087
‫گیر اورده به همه خبر دادیم.

352
00:16:27,112 --> 00:16:29,011
‫‏تی.اس.ای ۱۲ ساعت قبل "حمزه" رو...

353
00:16:29,013 --> 00:16:30,680
‫‏در "دالس" با یه اسم مستعار شناسایی کرده...

354
00:16:30,682 --> 00:16:32,115
‫‏و مامورها اونو تا...

355
00:16:32,117 --> 00:16:33,749
‫‏هتلی در میدون "دوپانت" تعقیب کردن.

356
00:16:33,751 --> 00:16:35,218
‫‏به "رسلر" بگو پیش "بیشاب" بمونه.

357
00:16:35,220 --> 00:16:36,953
‫‏یه گروه بردار و "حمزه" رو تعقیب کن.

358
00:16:36,955 --> 00:16:39,589
‫"‏اگر "ردینگتون" راست بگه، "خبرچین...

359
00:16:39,591 --> 00:16:42,758
‫‏و یه حامی بزرگ تروریسم رو دستگیر کردیم.

360
00:16:58,899 --> 00:17:00,443
‫‏دنبال "ناوارو" میگردم.

361
00:17:00,445 --> 00:17:02,612
‫‏کی؟ اسمشو نشنیدم.

362
00:17:02,614 --> 00:17:04,492
‫‏بهم پشت نکن.

363
00:17:04,494 --> 00:17:05,681
‫‏چی گفتی؟

364
00:17:05,683 --> 00:17:08,451
‫‏ سندیکای "نش" اینجا مواد می‌فروشه.

365
00:17:08,840 --> 00:17:10,106
‫‏"ناوارو" رییسته...

366
00:17:10,108 --> 00:17:11,641
‫‏و باید باهاش حرف بزنم.

367
00:17:11,643 --> 00:17:12,975
‫‏اشتباه اومدی خانم.

368
00:17:12,977 --> 00:17:14,784
‫‏فکر کنم گفتم بهم پشت نکنی...

369
00:17:14,786 --> 00:17:16,035
‫‏وقتی دارم ازت سوال...

370
00:17:16,037 --> 00:17:17,613
‫‏گفتم، اشتباه اومدی.

371
00:17:17,615 --> 00:17:19,849
‫‏حالا راه بیافت برو...

372
00:17:22,188 --> 00:17:23,819
‫‏میخوای راه بیافتم؟

373
00:17:26,009 --> 00:17:27,370
‫‏باشه.

374
00:17:27,372 --> 00:17:29,472
‫هی، هی! وایستا.

375
00:17:29,474 --> 00:17:31,456
‫‏با اون لباس ورزشی
‫‏خیلی تیپ‌ت ورزشی شده.

376
00:17:31,457 --> 00:17:32,923
‫‏اما من باکم پر بنزینه...

377
00:17:32,925 --> 00:17:34,792
‫‏- پس یه بار دیگه میپرسم.
‫‏- وایستا!

378
00:17:34,794 --> 00:17:35,960
‫"‏- "ناوارو.
‫‏- وایستا!

379
00:17:35,962 --> 00:17:37,428
‫‏وایستا، لطفا!

380
00:17:37,430 --> 00:17:39,930
‫‏دو نفر هستن.

381
00:17:39,932 --> 00:17:41,699
‫"‏"شلی" و "مدیگان.

382
00:17:41,701 --> 00:17:43,809
‫‏و قبل از اینکه بیام
‫‏اینجا رو اداره میکردن.

383
00:17:43,834 --> 00:17:44,693
‫‏و "ناوارو"؟

384
00:17:44,695 --> 00:17:45,836
‫‏نمیدونم کیه!

385
00:17:45,838 --> 00:17:47,071
‫‏وایستا، خواهش میکنم!

386
00:17:47,073 --> 00:17:48,506
‫"‏"کریسانتو!

387
00:17:48,508 --> 00:17:49,874
‫‏اون میدونه منظورت کیه.

388
00:17:51,953 --> 00:17:53,753
‫‏- حرف بزن.
‫"‏- "کریسانتو.

389
00:17:53,778 --> 00:17:55,978
‫‏میاد پول جمع میکنه.

390
00:17:55,980 --> 00:17:57,747
‫‏بهش زنگ میزنم مواد تازه بیاره.

391
00:17:57,749 --> 00:17:59,081
‫‏باشه، خب، بهش زنگ بزن.

392
00:17:59,083 --> 00:18:01,384
‫‏مگر اینکه دوباره بخوای سواری کنی.

393
00:18:22,040 --> 00:18:23,539
‫‏اگر وحشت کنی، نفس کم میاری.

394
00:18:23,541 --> 00:18:24,941
‫‏نفس کم بیاری، بیهوش میشی.

395
00:18:24,943 --> 00:18:26,742
‫‏و اگر بیهوش بشی، نمیتونی
‫‏به سوالهام جواب بدی.

396
00:18:26,744 --> 00:18:28,044
‫‏و اگر به سوالهام جواب ندی...

397
00:18:28,046 --> 00:18:30,413
‫‏میکشمت. فهمیدی؟

398
00:18:30,415 --> 00:18:32,481
‫‏"ناوارو". کجاست؟

399
00:18:32,483 --> 00:18:35,084
‫‏تا حالا ندیدمش، اما یکی رو میشناسم.

400
00:18:35,086 --> 00:18:37,987
‫‏"پی-وی". کارا روی
‫‏برای "ناوارو" راست‌وریس میکنه.

401
00:18:37,989 --> 00:18:40,556
‫‏میدونه. "پی-وی" میدونه.

402
00:18:42,102 --> 00:18:43,426
‫‏و "پی-وی" کجاست؟

403
00:18:43,962 --> 00:18:46,442
‫‏راننده‌ی "حمزه" اونو
‫‏در ایستگاه "یونیون" پیاده کرد.

404
00:18:46,529 --> 00:18:48,462
‫‏"بیشاب" داره از
‫‏خیابون ششم به طرف جنوب میره.

405
00:18:48,464 --> 00:18:50,330
‫‏بیا فرض کنیم
‫‏داریم طرف تو میایم.

406
00:18:50,332 --> 00:18:51,519
‫‏به پلیس خبر میدم.

407
00:18:51,521 --> 00:18:53,233
‫‏اگر "بیشاب" "خبرچین" باشه...

408
00:18:53,235 --> 00:18:55,102
‫‏بهانه‌ش که با قاضی بوده دروغه...

409
00:18:55,104 --> 00:18:56,633
‫‏که یعنی قاضی هم دست داره.

410
00:18:56,635 --> 00:18:58,338
‫‏بیا روی یه نفر تمرکز کنیم، باشه؟

411
00:19:07,750 --> 00:19:09,683
‫‏سرم شلوغه.

412
00:19:09,685 --> 00:19:11,084
‫"‏آقای "استرجن.

413
00:19:11,086 --> 00:19:13,086
‫‏مردی که تعقیبش میکنی یه مشتری ـه.

414
00:19:13,088 --> 00:19:14,755
‫‏کسی رو تعقیب میکنم؟

415
00:19:14,757 --> 00:19:16,323
‫‏به افرادت بگو بکشن عقب.

416
00:19:16,325 --> 00:19:17,858
‫‏فکر کنم تازه از رستوران بیرون اومدم.

417
00:19:17,860 --> 00:19:19,406
‫‏"بیشاب" همون "خبرچین" ـه.

418
00:19:19,446 --> 00:19:20,946
‫‏لیست رو دزدیده.

419
00:19:20,948 --> 00:19:23,148
‫‏رفتی سراغش و
‫‏منم براش یه بهونه جور کردم.

420
00:19:23,150 --> 00:19:24,169
‫‏همون تصادف.

421
00:19:24,171 --> 00:19:25,604
‫‏پس ناهار میخوردی.

422
00:19:25,605 --> 00:19:26,871
‫‏تصادف یه قتل بود.

423
00:19:26,873 --> 00:19:28,273
‫‏قاضی قسم خورد یه تصادف بوده...

424
00:19:28,275 --> 00:19:30,241
‫‏چونکه به قاضی
‫‏گفتی چه بگه.

425
00:19:30,243 --> 00:19:31,609
‫‏آره، درست مثل تو.

426
00:19:31,611 --> 00:19:33,011
‫‏به خاطر همین بهش گفتم...

427
00:19:33,013 --> 00:19:34,612
‫"‏بگه "بیشاب
‫‏وقتی تصاف رو دیده باهاش بوده...

428
00:19:34,614 --> 00:19:35,780
‫‏برای همین اینو گفت.

429
00:19:35,782 --> 00:19:37,215
‫‏می‌بینی چه قدرتی دارم؟

430
00:19:37,217 --> 00:19:40,405
‫‏یه قاضی دارم
‫‏که به رابطه‌ای اعتراف کرده که نداشته.

431
00:19:40,407 --> 00:19:41,753
‫‏هیچ کاری نمیتونم بکنم.

432
00:19:41,755 --> 00:19:43,855
‫‏- یه تیم سراغ خریدار فرستادیم.
‫‏- پس یه بهونه‌ای جور کن.

433
00:19:43,857 --> 00:19:45,090
‫‏به تیمت بگو متوقف بشن...

434
00:19:45,092 --> 00:19:47,092
‫‏یا مدرکی که ازت دارم رو  رو میکنم...

435
00:19:47,094 --> 00:19:48,975
‫‏و تا آخر عمر می‌افتی زندان.

436
00:19:51,898 --> 00:19:53,631
‫‏موقعیت "بیشاب" رو میخوام.

437
00:19:57,404 --> 00:20:00,338
‫"‏یه چیزی شده. "بیشاب
‫‏داره از ایستگاه دور میشه.

438
00:20:00,365 --> 00:20:02,098
‫‏منظورت چیه؟
‫‏خریدارش اینجاست.

439
00:20:02,100 --> 00:20:03,432
‫‏گولت زده.

440
00:20:03,434 --> 00:20:05,301
‫،‏اگر جاتو عوض نکنی
‫‏ممکنه از دستش بدیم.

441
00:20:05,303 --> 00:20:08,538
‫‏میخوام همه‌ی واحدها
‫‏رو به پارکینگ غربی ببری.

442
00:20:08,540 --> 00:20:10,075
‫‏مظنون داره به جنوب، جنوب‌غربی میره.

443
00:20:10,077 --> 00:20:11,606
‫‏تغییر موقعیت. مظنون در حرکته.

444
00:20:11,608 --> 00:20:13,718
‫‏تمام ورودی‌ها جنوبی رو پوشش بدین.

445
00:20:21,986 --> 00:20:23,686
‫‏"رسلر"، تو کجایی؟

446
00:20:23,688 --> 00:20:25,821
‫‏هدف رو می‌بینی؟

447
00:20:28,233 --> 00:20:30,226
‫‏"رسلر"، صدامو میشنوی؟

448
00:20:46,477 --> 00:20:48,978
‫‏"هاوارد بیشاب"؟ اف.بی.آی.

449
00:20:48,980 --> 00:20:51,117
‫‏بازداشتی. دستها بالا.

450
00:20:51,119 --> 00:20:52,715
‫‏"نوابی"، "بیشاب" رو گرفتم.

451
00:20:52,717 --> 00:20:54,617
‫‏"حمزه" داره به سمتت میاد.

452
00:20:54,619 --> 00:20:56,852
‫‏یه اشتباه خیلی بد کردی.

453
00:21:12,095 --> 00:21:14,401
‫‏اولین مشتریم نیستی
‫‏که یهو وجدان پیدا میکنه.

454
00:21:15,030 --> 00:21:16,598
‫‏زود باش، بازش کن.

455
00:21:17,210 --> 00:21:19,334
‫‏دینمو دادم. کارم تمومه.

456
00:21:19,336 --> 00:21:21,000
‫‏ازم سرپیچی کردی.

457
00:21:24,374 --> 00:21:27,242
‫‏گفتم کارم تمومه.

458
00:21:27,244 --> 00:21:28,666
‫‏میخوای چه کار کنی؟

459
00:21:29,153 --> 00:21:30,386
‫‏بازداشتم کنی؟

460
00:21:30,388 --> 00:21:32,188
‫‏به چه جرمی؟

461
00:21:32,190 --> 00:21:34,223
‫‏قتل؟ قتل کی؟

462
00:21:34,225 --> 00:21:36,859
‫‏لاپوشونی؟ برای چی؟

463
00:21:36,861 --> 00:21:39,195
‫‏هیچ مدرکی علیه‌م نداری.

464
00:21:39,197 --> 00:21:41,263
‫‏حتی اسمم نمیدونی.

465
00:21:43,906 --> 00:21:46,068
‫‏اما من همه چیزو در موردت میدونم.

466
00:21:46,476 --> 00:21:49,839
‫‏با این شروع میشه
‫‏که وانمود میکنی "فرانک استرجن" هستی...

467
00:21:49,841 --> 00:21:54,076
‫‏و منو اجیر میکنی تا
‫‏از شر جسد مشاور امنیت ملی خلاص بشی.

468
00:21:55,318 --> 00:21:57,580
‫"‏یه پلیس فاسدی، مامور "رسلر.

469
00:21:57,945 --> 00:22:00,549
‫‏میدونی با پلیسهای
‫‏فاسد تو زندان چه کار میکنن؟

470
00:22:00,948 --> 00:22:02,618
‫‏اونم با کسی به این خوشگلی؟

471
00:22:03,910 --> 00:22:05,287
‫‏راست میگی.

472
00:22:05,953 --> 00:22:07,423
‫‏نمیتونم بازداشتت کنم...

473
00:22:07,425 --> 00:22:08,991
‫‏اما میتونم بکشمت.

474
00:22:09,332 --> 00:22:13,262
‫‏که این کار رو میکنم اگر...

475
00:22:13,264 --> 00:22:15,698
‫‏دوباره باهام تماس بگیری.

476
00:22:16,756 --> 00:22:18,192
‫‏اوه، تماس میگیرم.

477
00:22:20,196 --> 00:22:22,029
‫‏تبدیل به مراسم عزات میشه.

478
00:22:37,543 --> 00:22:39,189
‫‏"هنری پرسکات" رو میشناسی؟

479
00:22:39,654 --> 00:22:40,757
‫‏"پرسکات"؟

480
00:22:40,759 --> 00:22:43,359
‫‏همونی که مسئول
‫‏لاپوشونی قتل "ریون رایت" بود.

481
00:22:43,361 --> 00:22:45,128
‫‏آره، میدونم کیه. من...

482
00:22:45,130 --> 00:22:47,263
‫‏- چرا از من میپرسی؟
‫‏- "بیشاب" مشتری اونه.

483
00:22:47,265 --> 00:22:48,395
‫‏کی اینو بهت گفته؟

484
00:22:48,397 --> 00:22:51,301
‫‏"بیشاب". از یکساعت
‫‏قبل دارم بازجوییش میکنم.

485
00:22:51,303 --> 00:22:52,702
‫‏تو کجا بودی؟ حالت خوبه؟

486
00:22:52,704 --> 00:22:54,304
‫‏تحویل دادن "حمزه" خیلی طول کشید.

487
00:22:54,306 --> 00:22:55,638
‫‏چی شد؟

488
00:22:55,640 --> 00:22:57,960
‫‏یه لحظه کاری
‫‏میکنی "نوابی" از "حمزه" دور بشه...

489
00:22:57,962 --> 00:23:00,210
‫‏بعدش، هم
‫‏اون و هم "بیشاب" رو میگیری...

490
00:23:00,212 --> 00:23:01,478
‫‏خب، فکر کردم گولمون زده.

491
00:23:01,480 --> 00:23:02,642
‫‏اشتباه میکردم.

492
00:23:02,644 --> 00:23:04,948
‫‏اینطور نیست. به خاطر دستگیری شما...

493
00:23:04,950 --> 00:23:06,559
‫‏"بیشاب" و "حمزه" بازداشت شدن...

494
00:23:06,559 --> 00:23:08,659
‫‏لیست محرمانه پس گرفته شد و پولهای...

495
00:23:08,661 --> 00:23:10,825
‫‏تروریستها هم مسدود میشن.

496
00:23:10,827 --> 00:23:12,630
‫‏وقتی لیست
‫‏دزدیده شده "بیشاب" توی شهر نبوده.

497
00:23:12,632 --> 00:23:14,350
‫‏قاضی به این خاطر گفته با هم بودن...

498
00:23:14,375 --> 00:23:15,808
‫‏چون "پرسکات" مجبورش کرده.

499
00:23:15,810 --> 00:23:16,923
‫‏چرا همچین کاری کرده؟

500
00:23:16,925 --> 00:23:19,745
‫‏"بیشاب" نمیدونه، اما
‫‏تصادف برنامه‌ریزی شده بوده.

501
00:23:19,747 --> 00:23:22,681
‫‏"پرسکات" از پیش قاضی
‫‏رو به عنوان شاهد گذاشته بوده اونجا...

502
00:23:22,683 --> 00:23:24,983
‫- ‏پس تصادف نبوده.
‫- قتل بوده.

503
00:23:24,985 --> 00:23:26,952
‫‏قربانی "جاسمین پرز" بوده...

504
00:23:26,954 --> 00:23:29,555
‫‏یه بازرس امور داخلی پلیس محلی.

505
00:23:29,557 --> 00:23:32,752
‫‏هیچ انگیزه و مظنونی
‫‏رو از "بیشاب" نتونستم بگیرم...

506
00:23:32,754 --> 00:23:36,495
‫‏اما بدترین دشمن یه افسر
‫‏امور داخلی خوب یه پلیس فاسده.

507
00:23:36,497 --> 00:23:38,464
‫‏"رسلر"، "نوابی" با امور داخلی حرف بزنین.

508
00:23:38,466 --> 00:23:40,833
‫‏سربازرس رو پیدا کنین.
‫‏ببینین چی میدونه.

509
00:23:40,835 --> 00:23:42,201
‫‏یه تروریست و یه خائن رو دستگیر کردیم.

510
00:23:42,203 --> 00:23:43,602
‫‏اگر یه پلیس فاسد هم باشه...

511
00:23:43,604 --> 00:23:45,386
‫‏میخوام اونم دستگیر بشه.

512
00:23:50,544 --> 00:23:51,810
‫"‏"پی-وی.

513
00:23:52,435 --> 00:23:53,679
‫‏کی میخواد بدونه؟

514
00:23:53,681 --> 00:23:56,648
‫‏"کریسانتو" گفت
‫‏میتونی منو پیش "ناوارو" ببری.

515
00:23:57,565 --> 00:23:59,084
‫‏با کباب‌پز  کار میکنم.

516
00:23:59,984 --> 00:24:02,287
‫‏و برای "ناوارو" پولشویی میکنی.

517
00:24:09,645 --> 00:24:10,879
‫‏پول رو کجا نگه میداره؟

518
00:24:20,123 --> 00:24:21,857
‫‏تو کدوم خری هستی؟

519
00:24:21,859 --> 00:24:23,758
‫‏زنی هستم که منو پیش "ناوارو" میبری.

520
00:24:23,760 --> 00:24:26,394
‫‏حالا، میتونی
‫براش یه غریبه رو ببری...

521
00:24:26,396 --> 00:24:29,130
‫‏یا یه غریبه رو ببری که گذاشتی...

522
00:24:29,132 --> 00:24:32,367
‫‏تمام پولهاشو بسوزونه.

523
00:24:32,892 --> 00:24:34,870
‫‏کدومش؟

524
00:24:37,913 --> 00:24:39,646
‫"‏کارآگاه "فارول...

525
00:24:39,648 --> 00:24:41,780
‫‏خیلی ممنون که بهمون وقت دادین.

526
00:24:41,780 --> 00:24:43,313
‫‏وقتش بود که پلیس فدرال هم درگیر بشه.

527
00:24:43,315 --> 00:24:44,814
‫‏چطور مگه؟

528
00:24:44,816 --> 00:24:46,116
‫"‏ماه گذشته، کارآگاه "پرز...

529
00:24:46,118 --> 00:24:48,385
‫‏در چندین تحقیقات خرابکاری کرد.

530
00:24:48,387 --> 00:24:51,339
‫‏مدارک گم شدن، پلیسها
‫‏شهادتشونو عوض کردن.

531
00:24:51,680 --> 00:24:53,189
‫‏فکر میکرد تو سازمان یه نفر فاسده.

532
00:24:53,191 --> 00:24:54,591
‫‏خب، نظر شما چی بود؟

533
00:24:54,593 --> 00:24:55,992
‫‏فکر کنم دنبال یه پلیس فاسد بود...

534
00:24:55,994 --> 00:24:57,661
‫‏و اونو کشتن تا ساکتش کنن.

535
00:24:57,663 --> 00:24:58,870
‫‏پرونده‌هاشو گشتیم.

536
00:24:58,872 --> 00:25:01,998
‫‏هیچ حرفی از
‫‏مدارک گمشده یا شهادت تغییر کرده نبود.

537
00:25:02,000 --> 00:25:03,867
‫‏در پرونده‌های سازمانی نه.

538
00:25:03,869 --> 00:25:05,468
‫خبرچین زیاده.

539
00:25:05,758 --> 00:25:07,771
‫،‏به طور غیررسمی
‫‏جزییات بیشتری رو ثبت کرده بود.

540
00:25:07,773 --> 00:25:09,472
‫‏- اون پرونده‌ها رو دیدی؟
‫‏- بله.

541
00:25:09,474 --> 00:25:11,708
‫‏و در موردشون
‫‏به افسر تحقیقات گفتم...

542
00:25:11,710 --> 00:25:13,043
‫‏اما علاقه‌ای نشون ندادن...

543
00:25:13,045 --> 00:25:15,045
‫‏به خاطر همین خیالم
‫‏راحت شد شماها رو دیدم.

544
00:25:15,601 --> 00:25:17,223
‫‏یکی باید پلیس رو بگیره.

545
00:25:17,225 --> 00:25:19,145
‫‏خیلی ممنون میشیم
‫‏ما رو به آپارتمانش ببرین...

546
00:25:19,147 --> 00:25:21,006
‫‏تا بتونیم به
‫‏کامپیوتر شخصی‌ش دسترسی داشته باشیم.

547
00:25:21,031 --> 00:25:23,365
‫‏یه کار بهتر میکنم.
‫‏رمز عبورشو بهتون میگم.

548
00:25:23,367 --> 00:25:25,968
‫‏بهم داده بودش
‫‏تا منم از کارش باخبر بشم.

549
00:25:26,278 --> 00:25:27,669
‫‏رمزش "فرانک استرجن" ـه.

550
00:25:27,671 --> 00:25:29,972
‫‏- "فرانک استرجن" کیه؟
‫‏- هیچوقت نگفت.

551
00:25:29,974 --> 00:25:31,807
‫‏شاید همونی ـه که فرار کرده.

552
00:25:34,945 --> 00:25:36,390
‫‏هیچ سابقه‌ای
‫‏از "فرانک استرجن" نیست.

553
00:25:36,392 --> 00:25:37,946
‫‏فکر میکنی اسم مستعاره؟

554
00:25:41,585 --> 00:25:42,920
‫‏"رسلر"؟

555
00:25:46,690 --> 00:25:50,125
‫‏اف.بی.آی. اومدیم
‫‏تا آپارتمان کارآگاه "پرز" رو بگردیم.

556
00:26:03,406 --> 00:26:04,705
‫"‏"رسلر.

557
00:26:05,444 --> 00:26:06,543
‫‏اتاق خواب رو گشتی؟

558
00:26:06,570 --> 00:26:07,916
‫‏چی شده؟

559
00:26:07,917 --> 00:26:09,417
‫‏یه کلمه هم حرف نزدی.

560
00:26:09,419 --> 00:26:10,489
‫‏داریم دنبال یه پلیس‌کش میگردیم.

561
00:26:10,514 --> 00:26:12,807
‫‏- به خاطر همینه؟
‫‏- چه دلیل دیگه‌ای میتونه داشته باشه؟

562
00:26:12,809 --> 00:26:15,589
‫‏نمیدونم. دارم از تو میپرسم.

563
00:26:15,953 --> 00:26:17,291
‫‏میشه اتاق خواب رو بگردی؟

564
00:26:17,293 --> 00:26:18,492
‫‏لطفا؟

565
00:26:40,020 --> 00:26:42,298
‫"‏ببین، من کارآگاه "پرز
‫‏از امور داخلی هستم.

566
00:26:42,300 --> 00:26:43,751
‫‏هر کسی که هستی...

567
00:26:43,753 --> 00:26:46,253
‫‏نمیتونم بازداشتت کنم اما
‫‏میتونم بکشمت.

568
00:26:46,255 --> 00:26:48,722
‫‏که همین کار رو هم میکنم...

569
00:26:48,724 --> 00:26:51,559
‫‏اگر دوباره باهام تماس بگیری.

570
00:26:59,705 --> 00:27:01,537
‫‏- بله؟
‫"‏- سلام، "دونالد.

571
00:27:01,539 --> 00:27:04,502
‫‏فکر کنم وقتش رسیده
‫‏یکم باهام حرف بزنیم.

572
00:27:10,471 --> 00:27:12,836
‫‏فهمیدم که هنوز
‫‏با تصادف به جایی نرسیدیم؟

573
00:27:12,861 --> 00:27:14,127
‫‏هنوز نه.

574
00:27:14,275 --> 00:27:15,708
‫‏میشه در مورد "رسلر" حرف بزنیم؟

575
00:27:15,710 --> 00:27:16,964
‫‏البته.

576
00:27:19,467 --> 00:27:22,382
‫‏طوری که در ایستگاه "یونیون" رفتار کرد...

577
00:27:22,384 --> 00:27:26,386
‫"‏رفتارش در آپارتمان کارآگاه "پرز...

578
00:27:26,388 --> 00:27:28,354
‫‏نمیتونم دقیق بگم اما....

579
00:27:28,356 --> 00:27:29,555
‫‏حالش خوب نیست.

580
00:27:29,977 --> 00:27:31,190
‫‏متوجه شدین؟

581
00:27:31,192 --> 00:27:33,292
‫‏شدم، به نظر ذهنش مشغوله.

582
00:27:33,294 --> 00:27:35,428
‫‏- باهام حرف نمیزنه.
‫‏- من باهاش حرف میزنم.

583
00:27:35,430 --> 00:27:36,829
‫‏بگو بیاد بالا.

584
00:27:36,831 --> 00:27:38,698
‫‏- اینجا نیست.
‫‏- اوه؟

585
00:27:38,700 --> 00:27:40,366
‫‏- کجاست؟
‫‏- بهش زنگ زدن...

586
00:27:40,368 --> 00:27:42,279
‫‏و سریع از آپارتمان "پرز" رفت بیرون.

587
00:27:42,281 --> 00:27:43,439
‫‏نمیدونم چرا.

588
00:27:45,469 --> 00:27:46,701
‫‏مامور "مجتبایی" رو ببر.

589
00:27:46,703 --> 00:27:47,761
‫‏قاضی رو پیدا کن.

590
00:27:47,763 --> 00:27:50,025
‫‏میخوام بدونم چرا
‫‏دروغ گفته و چی رو پنهان میکنه.

591
00:27:52,976 --> 00:27:54,976
‫‏نگرانشم.

592
00:27:56,947 --> 00:27:58,506
‫‏منم همینطور.

593
00:27:59,383 --> 00:28:01,249
‫‏از کجا در مورد "پرسکات" میدونی؟

594
00:28:01,251 --> 00:28:03,185
‫‏کارم دونستن این چیزاست.

595
00:28:03,187 --> 00:28:05,787
‫‏کارت این هست
‫‏که اسم واقعی‌شو هم بدونی؟

596
00:28:05,789 --> 00:28:08,090
‫‏چون الان خیلی بدردبخور میشه.

597
00:28:08,092 --> 00:28:09,691
‫‏چرا، تا بری بکشیش؟

598
00:28:10,059 --> 00:28:12,627
‫‏"خبرچین" کجای این جریان ـه؟

599
00:28:13,020 --> 00:28:15,897
‫‏"خبرچین" مشتری "پرسکات" ـه.

600
00:28:15,899 --> 00:28:17,199
‫‏تو برای "پرسکات" کار میکنی.

601
00:28:17,201 --> 00:28:19,067
‫"‏تو رو انداختم دنبال "خبرچین...

602
00:28:19,069 --> 00:28:21,203
‫‏تا "پرسکات" ازت بخواد بکشی کنار.

603
00:28:21,205 --> 00:28:23,338
‫‏- چرا این کار رو کردی؟
‫‏- برای اینکه امتحانت کنم.

604
00:28:23,340 --> 00:28:26,174
‫‏ببینم تا کجا
‫‏توی این مخمصه فرو رفتی.

605
00:28:26,176 --> 00:28:27,943
‫‏خبر خوب اینه که قبول شدی.

606
00:28:27,945 --> 00:28:29,527
‫‏"پرسکات" ازت خواست کنار بکشی...

607
00:28:29,529 --> 00:28:30,479
‫‏و تو نکشیدی.

608
00:28:30,481 --> 00:28:32,477
‫به خاطر همین، میخواد نابودم کنه.

609
00:28:32,838 --> 00:28:34,604
‫‏به خاطر هیچی ممنون.

610
00:28:34,606 --> 00:28:39,376
‫‏فکر کنم یه به
‫‏دوست دختر ساختگی "بیشاب" بزنیم بد نباشه.

611
00:28:39,378 --> 00:28:41,812
‫،‏همون قاضی؟ خب
‫‏میدونه من مامورم.

612
00:28:41,814 --> 00:28:42,974
‫‏نمیتونیم باهام بریم.

613
00:28:42,976 --> 00:28:45,716
‫‏تا وقتی نقش
‫‏پلیس فاسد رو بازی کنی، مشکلی پیش نمیاد.

614
00:28:45,718 --> 00:28:47,150
‫‏تحت این شرایط...

615
00:28:47,152 --> 00:28:50,120
‫‏فکر کنم بتونی، مگه نه؟

616
00:28:52,789 --> 00:28:55,225
‫- کیه؟
‫- "مامور "دونالد رسلر.

617
00:28:55,227 --> 00:28:57,194
‫‏چند تا سوال دیگه دارم.

618
00:29:00,751 --> 00:29:02,532
‫‏دیگه چیزی برای گفتن ندارم.

619
00:29:02,534 --> 00:29:04,034
‫‏قاضی "فیشر"، من "ریموند ردینگتون"ـم.

620
00:29:04,036 --> 00:29:06,536
‫‏بذارین با این شروع کنم
‫‏که از طرفدارای شمام.

621
00:29:06,538 --> 00:29:10,179
‫‏سه تا از بدترین رقبای منو زندانی کردین.

622
00:29:10,213 --> 00:29:11,913
‫‏شاید تعجب‌آور باشه...

623
00:29:11,915 --> 00:29:15,750
‫‏اما من از یه قاضی
‫‏خوب و قانون‌مدار خوشم میاد.

624
00:29:15,752 --> 00:29:18,586
‫‏جریان چیه مامور "رسلر"؟

625
00:29:18,588 --> 00:29:20,688
‫‏خب، "ردینگتون" و من، ما...

626
00:29:20,690 --> 00:29:23,007
‫،"‏مثل تو و "پرسکات
‫‏یه قراری با هم داریم.

627
00:29:23,716 --> 00:29:24,959
‫‏نمیدونم اصلا چی...

628
00:29:24,961 --> 00:29:28,329
‫‏مردی رو میشناسم
‫‏که به روشهای نبوغ‌آمیزی...

629
00:29:28,331 --> 00:29:30,249
‫‏مردم رو به حرف میاره...

630
00:29:30,251 --> 00:29:34,035
‫‏برای کارش از
‫‏عجیب‌ترین ابزار مثل...

631
00:29:34,037 --> 00:29:38,071
‫‏حیوانات، حشرات، یا یه چوب‌پنبه که در
‫‏ جای مناسبی گذاشته شده استفاده میکنه.

632
00:29:38,073 --> 00:29:40,741
‫‏متاسفانه، از بد روزگار...

633
00:29:40,743 --> 00:29:42,677
‫‏همکارم یه کاری...

634
00:29:42,679 --> 00:29:45,780
‫‏در مزرعه شترمرغ در
‫‏"تکسارکانا" داره.

635
00:29:45,782 --> 00:29:47,782
‫‏اما برای بیرون کشیدن حقیقت از یه قاضی...

636
00:29:47,784 --> 00:29:49,417
‫‏مطمئنم که از بازنشستگی درمیاد.

637
00:29:49,419 --> 00:29:51,285
‫‏میدونیم کارآگاه "پرز" کشته شده...

638
00:29:51,287 --> 00:29:52,587
‫‏تا فساد پلیس رو لاپوشونی کنه...

639
00:29:52,589 --> 00:29:54,255
‫‏و "پرسکات" مجبورت کرده...

640
00:29:54,257 --> 00:29:56,494
‫‏در مورد چیزی که دیدی دروغ بگی
‫‏تا از قاتلش محافظت کنی.

641
00:29:56,496 --> 00:29:57,625
‫‏مسخره‌س.

642
00:29:57,627 --> 00:29:59,360
‫‏اف.بی.آی داره میاد تا دستگیرت کنه...

643
00:29:59,362 --> 00:30:01,729
‫‏به عنوان شریک جرم
‫‏در کشتن یه پلیس.

644
00:30:01,731 --> 00:30:05,233
‫‏- حقیقت رو گفتم.
‫‏- خب، "بیشاب" دستگیر شده.

645
00:30:05,235 --> 00:30:06,534
‫‏اعتراف کرده.

646
00:30:06,536 --> 00:30:08,870
‫‏برای شهادت علیه تو معامله کرده.

647
00:30:08,872 --> 00:30:11,105
‫‏حرف از معامله شد، اینم پیشنهاد من.

648
00:30:11,107 --> 00:30:13,174
‫‏باید با "پرسکات" حرف بزنم...

649
00:30:13,176 --> 00:30:15,943
‫"‏و با توجه به رابطه‌م با "دونالد...

650
00:30:15,945 --> 00:30:18,212
‫‏دیگه به تماسهام جواب نمیده.

651
00:30:18,214 --> 00:30:22,293
‫‏بهم بگو چطوری پیداش کنم
‫‏و منم برات یه مسیر امن...

652
00:30:22,295 --> 00:30:25,591
‫‏برای رفتن به شهر و کشوری
‫‏که میخوای ترتیب میدم.

653
00:30:25,593 --> 00:30:27,655
‫‏میشه "مونته‌ویدیو" رو پیشنهاد بدم؟

654
00:30:27,657 --> 00:30:30,191
‫‏هیچ جا بهتر از
‫‏یه شب در اپرای...

655
00:30:30,193 --> 00:30:33,911
‫‏"تیاترا سولیس" باعث نمیشه
‫آدم دردسرهاشو فراموش کنه.

656
00:30:34,996 --> 00:30:37,158
‫‏شده یه بار راست بگی؟

657
00:30:37,160 --> 00:30:39,600
‫‏تقریبا همیشه راست میگم.

658
00:30:39,602 --> 00:30:41,737
‫‏شرافتمند هستی؟ با اخلاق؟

659
00:30:42,959 --> 00:30:46,460
‫‏زمانی اینجوری بودم.

660
00:30:47,300 --> 00:30:51,866
‫‏پس، پسر هفده سالم
‫‏به یه زن حمله کرد و من...

661
00:30:52,761 --> 00:30:54,241
‫‏یهو، اینطوری نبودم.

662
00:30:55,182 --> 00:30:58,105
‫،‏پدر یکی از همکلاسیهاش
‫‏که وکیل بود، زنگ زد...

663
00:30:58,107 --> 00:31:01,075
‫‏گفت پسرم بازداشت شده...

664
00:31:01,077 --> 00:31:04,478
‫‏و یه زن جوون به بیمارستان برده شده تا ازش...

665
00:31:04,480 --> 00:31:08,700
‫‏آزمایش تجاوز بگیرن و...

666
00:31:10,031 --> 00:31:12,912
‫‏میخوام همه چیز ناپدید بشه؟

667
00:31:12,967 --> 00:31:14,467
‫‏همون وکیل اینو گفت؟

668
00:31:15,703 --> 00:31:18,704
‫‏روز بعد، آزمایش
‫‏تجاوز ناپدید شد.

669
00:31:19,373 --> 00:31:20,706
‫‏نخواستم این کار رو بکنه...

670
00:31:20,708 --> 00:31:22,877
‫‏اما مجبورش نکردم که برش گردونه.

671
00:31:23,311 --> 00:31:26,779
‫‏بدون اون، اتهامات پس گرفته شدن.

672
00:31:26,781 --> 00:31:28,414
‫‏و تو بهش مدیون شدی.

673
00:31:28,416 --> 00:31:31,517
‫‏شش ماه بعد، اولین
‫‏خواسته‌شو گفت.

674
00:31:32,428 --> 00:31:34,019
‫‏همون وکیل؟

675
00:31:34,722 --> 00:31:36,222
‫‏اسمش چیه؟

676
00:31:37,266 --> 00:31:39,391
‫"‏"میچل هتلی.

677
00:31:39,852 --> 00:31:43,629
‫‏مدرک رو از بین بردم، گذاشتم گناهکار آزاد بشه.

678
00:31:44,148 --> 00:31:46,098
‫‏چطور میتونم خودمو ببخشم؟

679
00:31:46,798 --> 00:31:48,300
‫‏نمیدونم.

680
00:31:51,297 --> 00:31:53,297
‫‏میرم کتمو بیارم.

681
00:31:58,337 --> 00:32:00,104
‫‏بخشش معناش این نیست...

682
00:32:00,106 --> 00:32:02,074
‫"‏که بپذیری چه کار کردی "دونالد.

683
00:32:02,075 --> 00:32:04,509
‫‏یعنی اون مرزی رو بفهمی...

684
00:32:04,511 --> 00:32:06,010
‫‏که خوب و بد رو درون قلب...

685
00:32:06,012 --> 00:32:07,979
‫‏همه‌مون از هم جدا میکنه.

686
00:32:21,661 --> 00:32:24,529
‫‏پلیس، اف.بی.آی.
‫‏لطفا برین عقب.

687
00:32:24,531 --> 00:32:26,764
‫‏- عقب وایستین.
‫‏- لطفا برین عقب.

688
00:32:26,766 --> 00:32:29,233
‫‏- یهو پرید.
‫‏- مراقب خیابون باش.آره.

689
00:32:29,235 --> 00:32:31,536
‫‏میشه عقب وایستین، لطفا؟

690
00:32:40,947 --> 00:32:44,542
‫‏به خاطر کاری که بعد از
‫‏مرگ "آدری" کردی، هرگز ازت تشکر نکردم.

691
00:32:46,335 --> 00:32:47,910
‫‏سرت شلوغ بود.

692
00:32:48,337 --> 00:32:49,445
‫‏دیوانه شده بودم.

693
00:32:49,447 --> 00:32:52,466
‫‏میخواستم مردی که
‫‏بهش شلیک کرده رو بکشم.

694
00:32:53,384 --> 00:32:55,553
‫‏یادت میاد چی بهم گفتی؟

695
00:32:56,345 --> 00:32:57,987
‫‏بهت گفتم بری خونه.

696
00:32:58,389 --> 00:32:59,489
‫‏تو نرفتی.

697
00:32:59,932 --> 00:33:01,791
‫‏گفتی وقتی از این مرز رد بشی...

698
00:33:01,793 --> 00:33:03,593
‫‏چیزایی در تاریکی هست...

699
00:33:03,595 --> 00:33:06,662
‫‏که میتونه قلبت رو
‫‏تا ابد از نور دور نگه داره.

700
00:33:06,664 --> 00:33:09,499
‫‏نرفتم خونه اما
‫هرگز از اون مرز رد نشدم.

701
00:33:09,501 --> 00:33:11,467
‫‏هرگز به خاطر این حرف ازت تشکر نکردم.

702
00:33:11,944 --> 00:33:13,136
‫‏لازم هم نیست بکنی.

703
00:33:13,138 --> 00:33:16,010
‫‏احتیاط تو بهم این فرصت رو داد...

704
00:33:16,035 --> 00:33:18,169
‫‏تا خودم ترتیب قاتل "آدری" رو بدم.

705
00:33:18,171 --> 00:33:19,537
‫‏هر دو برنده شدیم.

706
00:33:20,327 --> 00:33:21,806
‫‏اسم واقعی "پرسکات" رو نمیخواستم...

707
00:33:21,808 --> 00:33:23,074
‫‏تا بکشمش.

708
00:33:23,956 --> 00:33:26,177
‫‏میخواستمش تا بتونم دستگیرش کنم.

709
00:33:27,168 --> 00:33:29,195
‫‏اون به زندان بره، تو هم میری.

710
00:33:29,229 --> 00:33:32,130
‫‏میدونم، اما من توی تاریکیم...

711
00:33:32,132 --> 00:33:34,266
‫‏و انجام دادن کار درست تنها راهی که...

712
00:33:34,268 --> 00:33:35,760
‫‏میتونم دوباره نور رو حس کنم.

713
00:33:58,042 --> 00:33:59,642
‫‏هی، تو.

714
00:33:59,644 --> 00:34:02,316
‫‏وای. انگار بهت خوش میگذره.

715
00:34:02,384 --> 00:34:04,112
‫‏- ببخشید مزاحم شدم.
‫‏- میتونیم کمکتون کنم؟

716
00:34:04,114 --> 00:34:06,014
‫‏نه، مشکلی نداریم.
‫‏یکم زمان میبره.

717
00:34:06,016 --> 00:34:08,139
‫‏- چی شده؟
‫‏- تو اینجا چه کار میکنی، "فرانک"؟

718
00:34:08,141 --> 00:34:09,209
‫‏ببخشید، شما کی هستین؟

719
00:34:09,234 --> 00:34:10,452
‫‏این مرد رو میشناسی، "میچل"؟

720
00:34:10,718 --> 00:34:11,785
‫‏تو باید همسرش باشی.

721
00:34:11,787 --> 00:34:13,719
‫"‏- "جانت.
‫‏- "جانت"، درسته.

722
00:34:13,721 --> 00:34:14,682
‫"‏خب، ببخشید، "جانت...

723
00:34:14,684 --> 00:34:17,333
‫‏شوهرت خیلی
‫‏وقته که داره بهت دروغ میگه.

724
00:34:18,359 --> 00:34:21,059
‫‏اوه، هر کسی که هستی
‫‏و موضوع هر چی که هست...

725
00:34:21,061 --> 00:34:23,896
‫‏- میخوایم...
‫‏- مامور ویژه "دونالد رسلر" از اف.بی.آی.

726
00:34:23,898 --> 00:34:26,365
‫‏"میچل هتلی"، اومدم
‫‏تا بازداشتت کنم.

727
00:34:26,367 --> 00:34:28,834
‫‏بازداشت برای چی؟ یعنی چی.

728
00:34:28,836 --> 00:34:31,803
‫‏فکر خیلی،خیلی بدیه.

729
00:34:31,805 --> 00:34:33,474
‫‏میدونم که هست.

730
00:34:48,956 --> 00:34:51,290
‫‏برگرد تو خونه!

731
00:35:04,605 --> 00:35:07,406
‫"‏زود باش، مامور "رسلر.
‫‏ماشه رو بکش.

732
00:35:09,528 --> 00:35:11,543
‫‏اگر نکشی، هر دو می‌افتیم زندان.

733
00:35:16,650 --> 00:35:18,483
‫‏زود باش! بکش!

734
00:35:26,819 --> 00:35:28,594
‫"‏"دونالد.

735
00:35:54,655 --> 00:35:56,455
‫‏تو اینجا چه غلطی میکنی؟

736
00:35:56,457 --> 00:35:57,622
‫‏باز کن.

737
00:36:00,994 --> 00:36:03,362
‫‏منو یادته؟

738
00:36:03,364 --> 00:36:06,264
‫‏"پی-وی" سلام رسوند.

739
00:36:09,128 --> 00:36:10,836
‫‏ببندشون به دستت.

740
00:36:25,510 --> 00:36:26,709
‫‏یه دقیقه وقت داری؟

741
00:36:26,711 --> 00:36:28,444
‫‏مامور "رسلر"، بگیر بشین.

742
00:36:28,446 --> 00:36:30,579
‫‏باید در مورد
‫‏یه چیزی باهات حرف بزنم.

743
00:36:30,581 --> 00:36:32,248
‫‏باشه برای بعد.

744
00:36:32,250 --> 00:36:34,483
‫‏- متاسفانه نمیشه.
‫‏- یه اتفاقی افتاده.

745
00:36:34,485 --> 00:36:36,519
‫‏از اداره زندانها بهم زنگ زدن.

746
00:36:36,521 --> 00:36:38,354
‫‏یه تصادف برای ماشین...

747
00:36:38,356 --> 00:36:42,091
‫‏انتقال "پرسکات" پیش اومده.

748
00:36:42,093 --> 00:36:45,361
‫‏یه نفر ناشناس
‫‏به ماشین‌شون حمله کرده.

749
00:36:45,363 --> 00:36:47,830
‫‏فکر کنیم یکی از دوستان زیاد "پرسکات" بوده...

750
00:36:47,832 --> 00:36:49,231
‫‏که حس میکرده اگر...

751
00:36:49,233 --> 00:36:51,734
‫‏به دادگاه برسه خطرناک میشه.

752
00:36:51,736 --> 00:36:54,103
‫‏راننده‌ها یه
‫‏جوری تونستن فرار کنن.

753
00:36:54,105 --> 00:36:55,771
‫"‏اما "پرسکات...

754
00:36:56,617 --> 00:36:58,574
‫‏"پرسکات" چندان خوش‌شانس نبوده.

755
00:36:58,995 --> 00:37:03,045
‫‏دوست خوبم "دونالد رسلر" سلامشو رسوند.

756
00:37:15,820 --> 00:37:17,186
‫‏خیلی برام دردناکه...

757
00:37:17,188 --> 00:37:18,703
‫‏که "پرسکات" به دادگاه نرسید...

758
00:37:18,705 --> 00:37:20,225
‫‏مدارکی که گیر اوردیم...

759
00:37:20,227 --> 00:37:23,026
‫‏بهمون کمک میکنه
‫‏مشترهاشو تحت پیگرد قرار بدیم.

760
00:37:26,798 --> 00:37:29,532
‫‏این چیه؟

761
00:37:29,534 --> 00:37:34,237
‫‏یه اعتراف امضا شده.

762
00:37:35,323 --> 00:37:37,473
‫‏قبولش نمیکنم.

763
00:37:37,475 --> 00:37:39,342
‫‏چرا نه؟

764
00:37:39,344 --> 00:37:42,145
‫‏وقتی پرونده‌های "پرسکات" اومد، من...

765
00:37:42,147 --> 00:37:44,847
‫‏فکر کردم شاید
‫‏اسمت داخل اونا باشه. نبود.

766
00:37:44,849 --> 00:37:46,416
‫‏خب، باید می‌بود.

767
00:37:46,418 --> 00:37:48,418
‫"‏اتفاقی که برای "پرسکات
‫‏افتاده، پرونده‌ی گمشده...

768
00:37:48,420 --> 00:37:50,520
‫‏"ردینگتون" برای محافظت از من این کار رو کرده.

769
00:37:50,522 --> 00:37:51,688
‫‏درست نیست.

770
00:37:51,690 --> 00:37:54,324
‫‏من باهاش راحت نیستم.

771
00:37:54,326 --> 00:37:56,593
‫‏فکر کنم لیاقت دونستن حقیقت رو داری.

772
00:37:56,595 --> 00:37:58,262
‫‏میدونم داخل این نامه چیه.

773
00:37:59,013 --> 00:38:01,431
‫‏شاید تمام جزییاتشو نه، اما میتونم حدس بزنم.

774
00:38:01,433 --> 00:38:04,300
‫‏همینطور که حدس میزنم
‫‏چقدر درونت حس بدی داری.

775
00:38:04,302 --> 00:38:07,036
‫"‏به احساسات علاقه‌ای ندارم، مامور "رسلر.

776
00:38:07,038 --> 00:38:09,038
‫‏به چیزی که میخوای علاقه‌ای ندارم.

777
00:38:09,040 --> 00:38:11,708
‫‏هیچکدوم دیگه همون آدمهای...

778
00:38:11,710 --> 00:38:13,444
‫‏قبل از این نیروی ویژه، قبل از...

779
00:38:14,346 --> 00:38:15,415
‫‏ "ردینگتون" نیستیم.

780
00:38:19,109 --> 00:38:20,717
‫‏خب، این نامه رو فعلا نگه میدارم...

781
00:38:21,153 --> 00:38:23,353
‫‏و انتظار دارم فردا...

782
00:38:23,355 --> 00:38:25,555
‫‏اول صبح پشت میزت باشی...

783
00:38:25,557 --> 00:38:27,090
‫‏و هر روز صبح...

784
00:38:27,092 --> 00:38:28,458
‫‏بیای و کارتو بکنی...

785
00:38:28,460 --> 00:38:30,753
‫‏تا وقتی که کار
‫‏این نیروی ویژه تموم بشه.

786
00:38:34,599 --> 00:38:36,499
‫‏بعدش و فقط اون موقع...

787
00:38:36,926 --> 00:38:41,171
‫‏این نامه رو
‫‏به دست کسی که باید، می‌رسونم.

788
00:38:46,478 --> 00:38:49,145
‫‏و ازت انتظار دارم
‫‏همین کار رو برای من بکنی.

789
00:38:56,320 --> 00:38:58,639
‫"‏امیدوارم بد برداشت نکنی "دونالد...

790
00:38:58,641 --> 00:39:00,790
‫‏اما زیادی همدیگه رو می‌بینیم.

791
00:39:00,792 --> 00:39:03,660
‫‏خیلی واضح گفتم که
‫‏میخوام "پرسکات" بیافته زندان.

792
00:39:03,662 --> 00:39:06,029
‫‏- تو کشتیش.
‫‏- بله.

793
00:39:07,373 --> 00:39:08,789
‫‏ازت نخواستم که کمک کنی.

794
00:39:08,791 --> 00:39:09,918
‫‏با تمام احترام...

795
00:39:09,918 --> 00:39:12,251
‫‏"هنری پرسکات" رو
‫‏برای محافظت از تو نکشتم.

796
00:39:12,253 --> 00:39:14,120
‫‏برای محافظت از خودم کشتم.

797
00:39:14,122 --> 00:39:17,223
‫‏مردی که از رابطه‌م
‫‏با اف.بی.آی خبر داشت...

798
00:39:17,225 --> 00:39:20,192
‫‏و نمیتونستم بذارم همچین اطلاعاتی...

799
00:39:20,194 --> 00:39:21,761
‫‏در معرض دید عموم قرار بگیره.

800
00:39:21,763 --> 00:39:23,129
‫‏و پرونده‌ی من چی؟

801
00:39:23,131 --> 00:39:24,630
‫‏از سوابق "پرسکات" قبل از اینکه...

802
00:39:24,632 --> 00:39:26,225
‫‏توقیف بشن، برداشتیش.

803
00:39:27,518 --> 00:39:29,302
‫‏خب، نمیخوام بعد از اون...

804
00:39:29,304 --> 00:39:30,770
‫‏بازیچه‌ی دست تو بشم.

805
00:39:31,739 --> 00:39:34,607
‫‏گناهان هم باید مثل مُرده‌ها دفن بشن.

806
00:39:35,276 --> 00:39:38,978
‫،‏نه اینکه فراموش بشن
‫‏بلکه در یادمون بمونن...

807
00:39:38,980 --> 00:39:41,894
‫‏و راه‌مون به جلو رو پیدا کنیم.

808
00:39:41,896 --> 00:39:44,718
‫‏امیدوارم بهت کمک بکنه
‫‏راه‌تو پیدا کنی.

809
00:39:44,760 --> 00:39:47,928
‫‏به علاوه، بعد از امروز
‫‏دلیلی نمی‌بینم...

810
00:39:47,930 --> 00:39:49,597
‫‏که نگران تهدید...

811
00:39:49,599 --> 00:39:52,766
‫‏اخاذی و از اینجور چیزای ناجور باشی...

812
00:39:52,768 --> 00:39:54,981
‫‏به خصوص از طرف یه دوست، مگه نه؟

813
00:40:09,085 --> 00:40:11,151
‫‏یه مرد توی خونه‌م بود...

814
00:40:11,153 --> 00:40:13,230
‫‏همون شبی که شوهرمو کشتی.

815
00:40:14,123 --> 00:40:16,423
‫‏یه چاقوی دمشقی داشت.

816
00:40:16,425 --> 00:40:17,568
‫‏کی بود؟

817
00:40:18,569 --> 00:40:20,461
‫‏یادم نمیاد.

818
00:40:24,742 --> 00:40:27,401
‫‏اینو چی؟

819
00:40:27,786 --> 00:40:29,802
‫‏اسمش "نیک کورپال" بود.

820
00:40:30,097 --> 00:40:31,897
‫‏شوهرم بهش کمک میکرد...

821
00:40:31,899 --> 00:40:34,633
‫‏بهش کمک میکرد و هر دو کشته شدن.

822
00:40:35,843 --> 00:40:37,004
‫‏بعدش این...

823
00:40:38,205 --> 00:40:39,340
‫‏بعدشم این.

824
00:40:40,591 --> 00:40:42,308
‫‏متوجه نیستی.

825
00:40:42,310 --> 00:40:44,243
‫"‏اون یارو "نیک...

826
00:40:44,245 --> 00:40:45,511
‫‏چی؟

827
00:40:45,513 --> 00:40:47,056
‫‏شوهرت به "نیک" کمک نمیکرد.

828
00:40:47,915 --> 00:40:49,960
‫‏"نیک" به شوهرت کمک میکرد.

829
00:40:51,752 --> 00:40:53,715
‫‏"نیک" به "تام" کمک میکرد.

830
00:40:57,154 --> 00:40:58,490
‫‏در چه مورد؟

831
00:40:58,492 --> 00:41:00,226
‫‏نمیتونم...

832
00:41:00,228 --> 00:41:04,163
‫‏اگر اونا بفهمن، من...

833
00:42:13,329 --> 00:42:14,556
‫باشه.

834
00:42:16,276 --> 00:42:17,813
‫چیزی نیست.

835
00:42:20,009 --> 00:42:53,546
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

