‫﻿۱
00:00:16,252 --> 00:00:17,511
‫‏خوبی؟ ها؟

2
00:00:17,536 --> 00:00:19,504
‫- میتونی راه بری؟
‫- آره.

3
00:00:19,506 --> 00:00:22,310
‫- خودشونن، بابا؟
‫- همینجا بمون.

4
00:00:22,312 --> 00:00:24,046
‫اوه.

5
00:00:24,048 --> 00:00:25,884
‫باشه، بیا، عزیزم.

6
00:00:35,137 --> 00:00:37,707
‫همینجا بمون،  زود برمیگردم.

00:00:38,232 --> 00:00:45,069
‫<font color="#۰۰۰۰ff">تیم ترجمه</font>
‫<font color="#ffffff">iMovie-DL</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">تقدیم می کند</font>



7
00:01:20,366 --> 00:01:27,450
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

8
00:01:32,892 --> 00:01:35,428
‫‏عالیه خواهر، قدرت از آنِ مردمه.

9
00:01:37,234 --> 00:01:38,735
‫‏اینجا چه کار میکرد؟

10
00:01:38,737 --> 00:01:40,572
‫‏"اسموکی"؟ اومده بود سر بزنه.

11
00:01:40,574 --> 00:01:42,743
‫‏خدا خیرش بده، نگران من بود.

12
00:01:42,745 --> 00:01:43,745
‫باید باشه؟

13
00:01:43,747 --> 00:01:44,747
‫‏- بله.
‫‏- نه.

14
00:01:44,749 --> 00:01:46,216
‫‏زخم گلوله مشکلی ایجاد نکرده.

15
00:01:46,218 --> 00:01:48,220
‫‏ضربه‌ی مغزی منو نگران میکنه.

16
00:01:48,222 --> 00:01:49,523
‫‏ضربه‌ی مغزی داشتی؟

17
00:01:49,525 --> 00:01:50,726
‫‏به نظر میاد.

18
00:01:50,728 --> 00:01:53,527
‫‏"دمبه" و من یه تصادف کوچولو کردیم.

19
00:01:53,529 --> 00:01:55,969
‫‏آقای "ردینگتون" ضربه‌ی
‫‏شدیدی به سرتون خورده.

20
00:01:55,971 --> 00:01:58,244
‫‏به نظر میاد فعلا خبری از...

21
00:01:58,246 --> 00:02:00,311
‫‏خونریزی مغزی نباشه، اما ممکنه شرایط عوض بشه.

22
00:02:00,885 --> 00:02:03,088
‫‏بهتره استراحت کنین، بحثی هم نباشه.

23
00:02:03,424 --> 00:02:06,328
‫‏اگر سردردها بدتر شدن یا
‫‏مشکلی در گفتار پیش اومد...

24
00:02:06,353 --> 00:02:08,389
‫‏- یا مشکلات حرکتی پیدا کردین...
‫‏- اینا به شدت ناراحت‌کننده‌س.

25
00:02:08,391 --> 00:02:10,426
‫‏مردن در اثر خونریزی
‫‏مغزی هم ناراحت‌کننده‌س.

26
00:02:11,428 --> 00:02:13,106
‫‏تیم پزشکی رو به صورت آماده‌باش قرار میدم.

27
00:02:13,108 --> 00:02:14,865
‫‏نمیخوام این آپارتمان رو ترک کنه.

28
00:02:16,003 --> 00:02:17,338
‫‏خب، چه حسی داره؟

29
00:02:17,340 --> 00:02:19,071
‫‏چی چه حسی داره؟

30
00:02:19,073 --> 00:02:22,144
‫‏مردی که قاتل "تام" بود کشته شده.

31
00:02:22,146 --> 00:02:24,646
‫‏"تام" مرد تا من بتونم به حقیقت برسم...

32
00:02:24,671 --> 00:02:26,356
‫‏همون رازی که داخل اون کیف پنهان بود.

33
00:02:26,358 --> 00:02:27,592
‫‏که هنوز هم اونجاست.

34
00:02:27,594 --> 00:02:29,930
‫‏"گاروی" حتما پنهانش کرده.

35
00:02:29,932 --> 00:02:32,652
‫‏حالا که مرده باید
‫‏این واقعیت رو بپذیریم...

36
00:02:32,654 --> 00:02:34,629
‫‏که شاید هرگز نتونیم پیداش کنیم.

37
00:02:35,543 --> 00:02:38,347
‫‏و حدس میزنم تو هم
‫‏نمیدونی از کجا پیداش کنی؟

38
00:02:38,349 --> 00:02:40,117
‫‏کار "جنیفر" بود، نه؟

39
00:02:40,921 --> 00:02:43,992
‫"‏اینطوری فهمیدی که "گاروی
‫‏زیر قرارمون میزنه...

40
00:02:43,994 --> 00:02:47,365
‫‏و در ملاقات میخواد منو بکشه.

41
00:02:47,367 --> 00:02:48,700
‫‏بله.

42
00:02:48,702 --> 00:02:51,451
‫‏میدونستی کجاست و بهم چیزی نگفتی.

43
00:02:51,453 --> 00:02:53,264
‫‏بیشتر زندگیش از تو پنهان شده.

44
00:02:53,266 --> 00:02:55,648
‫‏فکر کردم بهتره به درخواستش احترام بذارم.

45
00:02:55,650 --> 00:02:57,485
‫‏موافقم.

46
00:02:57,487 --> 00:02:58,587
‫‏خوبه.

47
00:02:58,589 --> 00:03:01,641
‫‏پس قبول میکنی که
‫‏نمیخواد تو رو ببینه.

48
00:03:01,643 --> 00:03:02,774
‫‏بله.

49
00:03:02,776 --> 00:03:04,902
‫‏پس برای دیدنش نمیری؟

50
00:03:04,904 --> 00:03:06,938
‫‏حرفهای دکتر مهربون رو که شنیدی.

51
00:03:07,859 --> 00:03:10,629
‫‏به نظر میاد قرار نیست جایی برم.

52
00:03:12,334 --> 00:03:14,402
‫ردینگتون" میخواد سعی"
‫این دختر رو بگیره.

53
00:03:14,404 --> 00:03:16,808
‫‏- فکر کردم داره استراحت میکنه.
‫‏- درسته، که به ما...

54
00:03:16,810 --> 00:03:18,494
‫‏این امکان رو میده در پیدا کردن رابطه‌ی اون...

55
00:03:18,496 --> 00:03:20,314
‫با "ایان گاروی" و کیف گمشده جلوتر بیافتیم.

56
00:03:20,316 --> 00:03:22,403
‫‏دختری مبتلا به سرطان خون داشته...

57
00:03:22,405 --> 00:03:24,572
‫‏به تنهایی در بخش غربی نیو همپشایر راه می‌رفته.

58
00:03:24,574 --> 00:03:25,923
‫‏نه اسمی داره، نه پدرومادری...

59
00:03:25,925 --> 00:03:28,383
‫‏نه اثرانگشتی، نه هویتی.

60
00:03:28,408 --> 00:03:30,844
‫‏فکر میکنن از جنگل اومده.

61
00:03:30,846 --> 00:03:32,648
‫‏چرا فکر میکنی این
‫‏مسئله ربطی به...

62
00:03:32,650 --> 00:03:33,951
‫‏موقعیت اون کیف داره؟

63
00:03:33,953 --> 00:03:35,253
‫‏"ردینگتون" امروز صبح داشت می‌خوندش...

64
00:03:35,255 --> 00:03:36,957
‫‏و وقتی دیدمش، سعی کرد پنهانش کنه.

65
00:03:36,959 --> 00:03:38,193
‫‏به ظاهر خوب نتونسته.

66
00:03:38,195 --> 00:03:40,493
‫‏بهتون میگم این دختر اهمیت داره.

67
00:03:40,547 --> 00:03:41,851
‫‏داستان رو نگاه کنین...

68
00:03:41,853 --> 00:03:43,417
‫‏تمام نشانه‌های
‫‏یه پرونده‌ی لیست سیاه رو داره.

69
00:03:43,419 --> 00:03:45,071
‫‏یه دختر کوچولو یهو پیداش میشه...

70
00:03:45,073 --> 00:03:46,901
‫‏هیچ اثری از پزشکی مدرن درونش وجود نداره.

71
00:03:46,903 --> 00:03:48,981
‫‏نه تنها اثری از واکسیناسیون نیست...

72
00:03:48,983 --> 00:03:51,617
‫‏هیچ اثری از مواجه با مواد
‫‏سمی که هر روز باهاشون در تماسیم درونش وجود نداره.

73
00:03:51,619 --> 00:03:54,173
‫‏بهتون میگم، "ردینگتون" تنها به یه چیز اهمیت میده...

74
00:03:54,175 --> 00:03:55,508
‫‏اونم پیدا کردن اون کیفه.

75
00:03:55,510 --> 00:03:57,646
‫‏واقعا باورتون میشه
‫‏دست از جستجو برداره...

76
00:03:57,648 --> 00:04:00,785
‫‏تا یه مقاله درباره‌ی یه دختر سرطانی رو بخونه...

77
00:04:00,787 --> 00:04:02,189
‫‏که یهو از جنگل اومده بیرون؟

78
00:04:02,191 --> 00:04:03,658
‫‏به ملاقات این دختر و دکترهاش برین.

79
00:04:03,660 --> 00:04:06,230
‫‏ببینین با چی طرفیم.
‫‏هر چیزی که "ردینگتون" داره پنهان میکنه...

80
00:04:06,232 --> 00:04:08,267
‫‏وقتش شده برملا بشه.

81
00:04:09,638 --> 00:04:11,908
‫‏نباید اینجا باشی.

82
00:04:11,910 --> 00:04:13,511
‫‏حالم خوبه.

83
00:04:13,513 --> 00:04:16,431
‫‏دکتر "لومی" همیشه نگران ـه.

84
00:04:16,456 --> 00:04:18,892
‫‏منظورم دکتر "لومی" نیست.

85
00:04:18,894 --> 00:04:21,597
‫- به "الیزابت" گفتی...
‫- به "الیزابت" گفتم...

86
00:04:21,599 --> 00:04:24,837
‫"‏درک میکنم چرا "جنیفر
‫‏نمیخواد منو ببینه.

87
00:04:24,839 --> 00:04:27,309
‫‏هرگز نگفتم من به دیدنش نمیرم.

88
00:04:35,260 --> 00:04:36,828
‫چیه؟

89
00:04:37,732 --> 00:04:39,600
‫"ایان گاروی".

90
00:04:40,604 --> 00:04:43,074
‫‏میدونم برات اهمیت زیادی داشت.

91
00:04:44,412 --> 00:04:46,848
‫‏جوابم منفیه.

92
00:04:46,850 --> 00:04:49,253
‫‏و خیلی بهت تسلیت میگم.

93
00:04:51,066 --> 00:04:52,973
‫‏میدونم برای چی اومدی اینجا.

94
00:04:52,975 --> 00:04:54,998
‫‏اومدی تا ببینی کیف رو به من داده یا نه...

95
00:04:55,000 --> 00:04:56,229
‫‏و نداده.

96
00:04:57,071 --> 00:04:59,119
‫‏بله، حرفتو باور میکنم.

97
00:04:59,121 --> 00:05:01,043
‫‏باید بکنی.

98
00:05:01,045 --> 00:05:02,279
‫‏کیف‌ـت هیچ اهمیتی برام ندارم...

99
00:05:02,281 --> 00:05:03,904
‫‏تو هم برام مهم نیستی.

100
00:05:04,719 --> 00:05:06,254
‫‏اگر "گاروی" کیف رو به تو نداده...

101
00:05:06,256 --> 00:05:08,525
‫‏امکانش هست که به مادرت داده باشه.

102
00:05:09,195 --> 00:05:10,796
‫‏هرگز نمیتونی پیداش کنی.

103
00:05:10,798 --> 00:05:13,067
‫‏که یعنی میدونی کجاست.

104
00:05:14,338 --> 00:05:17,743
‫‏بعد از اینکه ولمون کردی، همه چی رو از دست دادیم.

105
00:05:17,745 --> 00:05:19,680
‫‏مامان همه چیزو از دست داد.

106
00:05:19,682 --> 00:05:21,751
‫‏خونه‌ش، دوستانش...

107
00:05:21,753 --> 00:05:23,688
‫‏تمام خاطراتش رو.

108
00:05:24,826 --> 00:05:26,744
‫‏همه چیز به جز نجابتش.

109
00:05:26,746 --> 00:05:28,999
‫‏که اینو نمیتونی ازش بگیری.

110
00:05:31,431 --> 00:05:33,199
‫‏باید "نائومی" رو پیدا کنم.

111
00:05:34,178 --> 00:05:36,614
‫‏شاید، اما هرگز نمیتونی.

112
00:05:43,013 --> 00:05:44,279
‫‏وقتی اوردنش...

113
00:05:44,281 --> 00:05:45,528
‫‏رفتارش با همه خشن بود.

114
00:05:45,530 --> 00:05:46,526
‫‏مجبور شدیم بهش آرام‌بخش بزنیم.

115
00:05:46,528 --> 00:05:48,520
‫‏نمیخواست دارو رو قبول کنه...

116
00:05:48,522 --> 00:05:49,958
‫‏نمیخواست کسی بهش دست بزنه.

117
00:05:49,960 --> 00:05:51,290
‫‏اون چیه روی زمین؟

118
00:05:51,292 --> 00:05:54,433
‫،‏تو کوله‌پشتی‌ـش بود
‫‏یه جور ماده‌ی معدنی ـه.

119
00:05:54,435 --> 00:05:55,870
‫‏آزمایشگاه گفتش ضرری نداره.

120
00:05:55,872 --> 00:05:58,866
‫‏تیم روانشناسی میگه
‫‏که فکر میکنه ازش محافظت میکنه.

121
00:05:58,868 --> 00:06:01,077
‫‏- در برابر چی؟
‫‏- اشکالی نداره برم تو؟

122
00:06:01,079 --> 00:06:02,382
‫‏راحت باشین.

123
00:06:06,560 --> 00:06:08,294
‫‏چیزی نیست.

124
00:06:08,296 --> 00:06:09,761
‫‏من یه دوستم.

125
00:06:12,071 --> 00:06:14,139
‫‏کسی اذیتت کرده؟

126
00:06:15,812 --> 00:06:18,582
‫‏پدرومادرت، حالشون خوبه؟

127
00:06:20,220 --> 00:06:22,389
‫‏بابامو بردن.

128
00:06:22,391 --> 00:06:25,193
‫‏کی بردش؟ چی شده؟

129
00:06:26,266 --> 00:06:28,217
‫‏نه! نه! تو آلوده‌ای!

130
00:06:28,219 --> 00:06:29,938
‫‏ازم دور شو!

131
00:06:29,940 --> 00:06:31,875
‫‏نه! نه! نه!

132
00:06:31,877 --> 00:06:33,344
‫‏به نظرش رسید که...

133
00:06:33,346 --> 00:06:35,616
‫‏مسافت خیلی طولانی رو طی کرده...

134
00:06:35,618 --> 00:06:37,972
‫‏اون موقع چیزی دماغشو غلغلک داد...

135
00:06:37,997 --> 00:06:40,701
‫‏دماغش معرکه‌ش میتونست بوی...

136
00:06:40,703 --> 00:06:42,037
‫‏تیم جستجو ار شمال....

137
00:06:42,039 --> 00:06:43,373
‫‏پیام دادن.

138
00:06:43,375 --> 00:06:44,609
‫‏یکی از اونا رو پیدا کردن.

139
00:06:44,611 --> 00:06:46,228
‫الان دارن میارنش اینجا.

140
00:06:47,483 --> 00:06:49,786
‫‏محدوده رو ببندین.

141
00:06:49,788 --> 00:06:51,589
‫‏پیام اضطراری رو بفرستین.

142
00:06:51,591 --> 00:06:53,059
‫‏به افراد خبر بده...

143
00:06:53,061 --> 00:06:55,229
‫‏یه مبتلا رو دارن میارن اینجا.

144
00:07:04,417 --> 00:07:06,619
‫‏نه، خواهش میکنم!

145
00:07:16,942 --> 00:07:19,529
‫‏نه. خواهش میکنم بس کنین.

146
00:07:19,531 --> 00:07:21,550
‫‏- دختره کجاست؟
‫‏- نتونستیم پیداش کنیم.

147
00:07:21,552 --> 00:07:23,119
‫‏فکر کنیم "اولو" گرفته باشدش.

148
00:07:28,900 --> 00:07:30,468
‫آلوده شده.

149
00:07:30,470 --> 00:07:31,870
‫‏تا صبح زنده نمی‌مونه.

150
00:07:31,872 --> 00:07:33,774
‫‏شومینه رو آماده کنین.

151
00:07:44,831 --> 00:07:46,734
‫‏باشه، فکر کنم یه سرنخ پیدا کردم.

152
00:07:46,736 --> 00:07:47,899
‫‏یکی دیگه در فاصله‌ی ۴۶ مایلی...

153
00:07:48,046 --> 00:07:50,608
‫‏از جایی که دختره ظاهر شده، پیدا شده.

154
00:07:50,608 --> 00:07:51,742
‫‏باشه، توجه‌مون جلب شد...

155
00:07:51,744 --> 00:07:52,944
‫‏در ۲۰۰۳...

156
00:07:52,946 --> 00:07:55,366
‫"‏تاسیساتی‌های شرکت "ریل آر.بی.اکس...

157
00:07:55,391 --> 00:07:56,959
‫‏یه مرد دیوونه رو پیدا کردن...

158
00:07:56,961 --> 00:07:59,799
‫‏که در بخش دورافتاده‌ای
‫‏از راه‌آهن در "گرافتون کانتی" پرسه میزده.

159
00:07:59,801 --> 00:08:02,638
‫‏اون مرد ادعا کرده اسمش
‫‏"دابلیو.پی فراست" ـه و گمشده...

160
00:08:02,640 --> 00:08:04,875
‫‏اما پلیس نتونست هویتش
‫‏رو تایید کنه...

161
00:08:04,877 --> 00:08:07,094
‫‏نتونست خانواده یا جامعه‌ای که...

162
00:08:07,119 --> 00:08:08,427
‫‏میگفت ازش فرار کرده رو پیدا کنه.

163
00:08:08,427 --> 00:08:10,496
‫‏- انگار از آسمان افتاده بوده.
‫‏- درست مثل همین دختر.

164
00:08:10,498 --> 00:08:12,767
‫‏مثل همین دختر، اثری
‫‏از دندونپزشکی مدرن به چشم نمیخوره...

165
00:08:12,769 --> 00:08:13,969
‫‏و خونش همون پاتوژنهای...

166
00:08:13,971 --> 00:08:16,174
‫‏نادر بیولوژیکی رو نشون میدادن.

167
00:08:16,176 --> 00:08:18,546
‫‏"فراست" هنوز زنده‌س؟
‫‏میتونی کاری کنیم به ملاقاتش بریم؟

168
00:08:18,586 --> 00:08:20,655
‫‏بین سالها ۲۰۰۵ و ۲۰۰۸...

169
00:08:20,657 --> 00:08:22,626
‫‏زندانی یه مرکز دولتی بوده....

170
00:08:22,628 --> 00:08:25,565
‫‏در مرکز روان‌درمانی "هاینریتز" در کنکورد بستری شده بوده.

171
00:08:25,567 --> 00:08:28,137
‫‏زیر نظر دکتر "فرانسیس ورنر" بوده...

172
00:08:28,139 --> 00:08:29,573
‫‏که در زمینه‌ای تخصص داره...

173
00:08:29,575 --> 00:08:32,379
‫‏که بهش میگن روان‌درمانی هنجارشکن، که مطالعه‌ی...

174
00:08:32,381 --> 00:08:34,683
‫‏رفتار و تجربه‌ی غیرعادی دربرمی‌گیره...

175
00:08:34,685 --> 00:08:38,158
‫‏اونایی رو درمان میکنه که
‫‏اغلب بهشون میگن فراطبیعی.

176
00:08:39,352 --> 00:08:41,287
‫‏دکتر "ورنر" ممنون که اینقدر زود...

177
00:08:41,289 --> 00:08:43,208
‫‏- بهمون وقت دادین.
‫‏- خواهش میکنم.

178
00:08:43,210 --> 00:08:45,896
‫‏در مورد بچه‌ای که پیدا کردین
‫‏خیلی کنجکاو شدم.

179
00:08:45,898 --> 00:08:47,726
‫‏- پرونده‌ش رو دیدین؟
‫‏- بله، دیدم.

180
00:08:47,728 --> 00:08:50,072
‫‏اما به خاطر چیزی که
‫‏در پرونده نبود کنجکاوم.

181
00:08:50,074 --> 00:08:51,533
‫‏بهتون چیزی در مورد...

182
00:08:51,558 --> 00:08:53,545
‫‏بیماری واگیردار گفته؟

183
00:08:53,547 --> 00:08:55,616
‫‏خبری از "استاو" شد؟

184
00:08:55,618 --> 00:08:57,553
‫‏ده دقیقه پیش که خبری نبود.

185
00:08:57,555 --> 00:09:00,192
‫‏مراقب اون و تلفنش هست؟

186
00:09:00,695 --> 00:09:03,298
‫‏بله، و بیشتر از مادرم قبل از اینکه سرطان بگیره...

187
00:09:03,300 --> 00:09:05,219
‫‏مراقبشم.

188
00:09:05,221 --> 00:09:08,375
‫‏اگر "جنیفر" به دیدن "نائومی" بره
‫‏یا بهش زنگ بزنه، متوجه میشیم.

189
00:09:08,377 --> 00:09:11,815
‫‏"گاروی" حتما کاری کرده در زمان مرگش...

190
00:09:11,817 --> 00:09:14,054
‫‏کیف به یکی از اونا برسه.

191
00:09:14,056 --> 00:09:15,856
‫‏فقط باید متوجه بشیم که چه کار کرده.

192
00:09:15,858 --> 00:09:17,927
‫‏"اسموکی" باید اینو بفهمه.

193
00:09:17,929 --> 00:09:19,464
‫‏تو باید استراحت کنی...

194
00:09:19,466 --> 00:09:21,260
‫‏و آنتی‌بیوتیک بخوری.

195
00:09:21,285 --> 00:09:22,986
‫‏مطمئنم "اسموکی" زمانی می‌فهمه...

196
00:09:22,988 --> 00:09:25,157
‫‏که درست کردن یقه‌ش تموم شده باشه.

197
00:09:25,159 --> 00:09:27,095
‫‏نه، "اسموکی" نمی‌فهمه...

198
00:09:27,097 --> 00:09:30,434
‫‏چون "اسموکی" نابغه‌س
‫‏و تا الان فهمیده چی شده...

199
00:09:30,436 --> 00:09:32,505
‫‏یا حداقل کسی رو پیدا کرده
‫‏که میتونه بهمون بگه جریان چی بوده.

200
00:09:32,507 --> 00:09:34,885
‫"‏فرد شماره‌ی دو "گاروی.

201
00:09:34,910 --> 00:09:36,377
‫"‏- "جادسون.
‫‏- همینطور که صحبت میکنیم...

202
00:09:36,379 --> 00:09:37,681
‫‏به شدت با نگهبانش...

203
00:09:37,683 --> 00:09:39,417
‫‏در زندان فدرال "هولت" درگیر شده...

204
00:09:39,419 --> 00:09:41,304
‫‏و یه ساعت دیگه اتفاقات کوچیکی می‌افته.

205
00:09:41,306 --> 00:09:43,225
‫‏- میتونیم بهش اعتماد کنیم؟
‫‏- ببخشید که اینطوری میگم، اما...

206
00:09:46,333 --> 00:09:49,699
‫‏"الکساندر فلمینگ" باید اینو
‫‏میگفت اما نگفت...

207
00:09:49,738 --> 00:09:52,893
‫‏که اطلاعات خوب بهترین آنتی‌بیوتیک ـه.

208
00:09:52,895 --> 00:09:54,195
‫‏وقتی "فراست" رو دیدم...

209
00:09:54,197 --> 00:09:57,234
‫‏مثل این بود که از یه زمان دیگه اومده باشه.

210
00:09:57,236 --> 00:10:00,107
‫،‏تمام اطلاعاتش از تاریخ، علم
‫‏موسیقی پاپ...

211
00:10:00,109 --> 00:10:03,046
‫‏تا سال ۱۹۵۷ بود...

212
00:10:03,048 --> 00:10:04,648
‫‏انگار که حافظه‌ش پاک شده باشه...

213
00:10:04,650 --> 00:10:06,219
‫‏یا اصلا هیچکدوم اتفاق نیافتاده باشه.

214
00:10:06,221 --> 00:10:08,591
‫‏چطوری زمان حال...

215
00:10:08,593 --> 00:10:11,093
‫‏کامپیوتر، ماشینهای مدرن رو توضیح میداد؟

216
00:10:11,095 --> 00:10:12,479
‫بیماری واگیردار.

217
00:10:12,481 --> 00:10:14,905
‫‏نمیدونم این بیماری واگیردار چیه.

218
00:10:14,930 --> 00:10:18,101
‫‏"فراست" یه مرد متوهم بود
‫‏و توهمات ذهن‌شو تسخیر کرده بودن.

219
00:10:18,103 --> 00:10:19,604
‫‏در اوایل درمانش، فکر میکردیم...

220
00:10:19,606 --> 00:10:22,142
‫‏شاید دچار توهمات پیش خواب میشه...

221
00:10:22,144 --> 00:10:25,015
‫‏اما در آخر، هیچ توضیح روشنی
‫به جز این وجود نداشت...

222
00:10:25,017 --> 00:10:28,288
‫‏که "فراست" به چیزی
‫‏که میگه اعتقاد و باور داره...

223
00:10:28,290 --> 00:10:31,795
‫‏که یه جایی از
‫‏یه فاجعه‌ی وحشتناک جون سالم به در برده...

224
00:10:31,797 --> 00:10:34,534
‫‏به اون فاجعه عصر واگیردار میگفت.

225
00:10:34,536 --> 00:10:36,758
‫‏پیداش کردم.

226
00:10:36,783 --> 00:10:41,424
‫‏شاید بهتر باشه این
‫‏حرفها رو از زبون خود "فراست" بشنوین.

227
00:10:41,426 --> 00:10:43,060
‫‏بهم بگو کی اتفاق افتاده.

228
00:10:43,062 --> 00:10:45,432
‫‏در ۲۴ ژوئن ۱۹۵۷.

229
00:10:45,434 --> 00:10:46,934
‫‏و در اون روز چه اتفاقی افتاد؟

230
00:10:46,936 --> 00:10:48,672
‫‏چطوری از کنترل خارج شد؟

231
00:10:48,674 --> 00:10:50,575
‫"‏"کارل دیویس.

232
00:10:50,577 --> 00:10:53,893
‫‏یه متخصص در
‫‏آزمایشگاه تحقیقات پزشکی به نام "سینتاکس" بود.

233
00:10:53,918 --> 00:10:55,703
‫‏به طور تصادفی یه سوزن بهش خورد...

234
00:10:55,705 --> 00:10:58,152
‫،‏در عرض شش ساعت
‫‏آلودگی در تمام کمبریج پخش شد.

235
00:10:58,152 --> 00:11:00,154
‫‏شب بعدش تمام انگلستان آلوده شد...

236
00:11:00,156 --> 00:11:01,689
‫‏سه روز بعد هم آمریکا آلوده شد.

237
00:11:01,691 --> 00:11:03,293
‫‏اما تو فرار کردی؟

238
00:11:03,295 --> 00:11:05,965
‫‏من نه، بزرگترها.

239
00:11:05,967 --> 00:11:08,036
‫‏تونستن به جنگل فرار کنن.

240
00:11:08,411 --> 00:11:10,803
‫‏به خاطر سرمای
‫‏خیلی زیاد زنده موندن...

241
00:11:10,828 --> 00:11:12,129
‫‏اگرچه چند نفری کشته شدن...

242
00:11:12,131 --> 00:11:13,565
‫‏اما چند غیرآلوده زنده موندن.

243
00:11:13,567 --> 00:11:16,604
‫‏بازماندگانی که به دنبال پیدا کردن "نیو هیون" رفتن...

244
00:11:16,604 --> 00:11:18,072
‫‏از بقیه  مردم جدا شدن؟

245
00:11:18,074 --> 00:11:20,009
‫‏از آلودگی توسط چی جدا شدن...

246
00:11:20,011 --> 00:11:21,745
‫‏اسمشون رو چی گذاشتی؟

247
00:11:21,747 --> 00:11:23,115
‫"‏"اولو.

248
00:11:23,117 --> 00:11:26,990
‫‏دوباره بهم بگم "اولو" کیه؟

249
00:11:26,992 --> 00:11:28,392
‫‏بقیه.

250
00:11:28,394 --> 00:11:29,895
‫‏مثل تو.

251
00:11:29,897 --> 00:11:32,200
‫‏کسانی که بیماری رو با خودشون دارن.

252
00:11:32,701 --> 00:11:34,670
‫‏برای همین از "نیو هیون" نگهبانی
‫‏میدیم و خالص نگهش میداریم.

253
00:11:34,672 --> 00:11:36,507
‫‏چه اتفاقی می‌افته اگر کسی فرار کنه...

254
00:11:36,509 --> 00:11:37,843
‫‏یا آلوده بشه؟

255
00:11:37,845 --> 00:11:40,147
‫‏باید پاکیزه بشه، تمیز بشه...

256
00:11:40,876 --> 00:11:42,444
‫‏به شومینه برده میشه.

257
00:12:16,097 --> 00:12:17,948
‫نه!

258
00:12:21,187 --> 00:12:23,590
‫‏نمیتونم تصور کنم چه حسی داری...

259
00:12:23,592 --> 00:12:25,159
‫‏اما یادت باشه...

260
00:12:25,161 --> 00:12:27,523
‫- اون گمراه شده.
‫- نه، نه، نه!

261
00:12:27,523 --> 00:12:29,386
‫‏خودشو آلوده کرده.

262
00:12:30,834 --> 00:12:32,636
‫‏اون این کار رو با خانواده‌ـت کرد.

263
00:12:34,150 --> 00:12:36,165
‫‏"میبل"ـم چی میشه؟

264
00:12:36,165 --> 00:12:37,578
‫‏داریم میگردیم.

265
00:12:38,963 --> 00:12:42,168
‫‏اما یادت باشه اگر
‫‏پیداش کنیم مجبور میشیم چه کار کنیم.

266
00:12:54,759 --> 00:12:55,961
‫‏"فراست" باورش شده بود...

267
00:12:55,963 --> 00:12:57,697
‫‏که "اولو" سراغش میاد...

268
00:12:57,699 --> 00:13:00,118
‫‏که اگر پیداش کنه، باید بوسیله‌ی شومینه...

269
00:13:00,143 --> 00:13:01,377
‫‏پاک و منزه بشه.

270
00:13:01,379 --> 00:13:03,648
‫‏تنها محافظش گردی بود که...

271
00:13:03,650 --> 00:13:05,151
‫"‏بهش میگفت "رایولایت...

272
00:13:05,153 --> 00:13:06,706
‫‏هیچ روحی نمیتونست ازش عبور کنه.

273
00:13:06,708 --> 00:13:09,399
‫‏باهاش روی زمین
‫‏دوایری درست میکرد و پنجره‌ها رو می‌بست.

274
00:13:09,433 --> 00:13:10,633
‫‏میخوایم با "فراست" صحبت کنیم.

275
00:13:10,635 --> 00:13:11,936
‫‏میدونین کجاست؟

276
00:13:11,938 --> 00:13:14,207
‫‏یه شب از طرف تیم امنیتی بهمون زنگ زدن...

277
00:13:14,209 --> 00:13:16,378
‫‏پنجره شکسته بود، اثر درگیری بود.

278
00:13:16,380 --> 00:13:18,916
‫‏- پس فرار کرده؟
‫‏- یا فرار کرده...

279
00:13:18,918 --> 00:13:20,486
‫‏یا "فراست" راست می‌گفت...

280
00:13:20,488 --> 00:13:22,691
‫‏و "اولو" دنبالش اومده.

281
00:13:32,896 --> 00:13:34,314
‫‏خوبی؟

282
00:13:34,316 --> 00:13:35,683
‫‏ماشینم.

283
00:13:35,685 --> 00:13:37,088
‫‏اینجا پارکش کرده بودم.

284
00:13:37,090 --> 00:13:38,281
‫‏دیدی چه اتفاقی براش افتاد؟

285
00:13:38,283 --> 00:13:39,524
‫‏دیدم؟

286
00:13:39,868 --> 00:13:41,500
‫‏موستانگ مدل ۶۶...

287
00:13:41,525 --> 00:13:44,525
‫نارنجی سوخته‌ی متالیک
‫با خطهای سفید؟

288
00:13:44,898 --> 00:13:46,466
‫‏"رانی"، نتونستم ازش چشم بردارم.

289
00:13:46,468 --> 00:13:48,002
‫‏واقعا خیره‌کننده بود.

290
00:13:48,004 --> 00:13:50,206
‫‏تو کی هستی؟ از کجا اسمم رو میدونی؟

291
00:13:50,208 --> 00:13:52,928
‫‏اوه، خیلی چیزا
‫"‏در موردت میدونم افسر "گلانتون.

292
00:13:53,179 --> 00:13:55,702
‫‏اعتراف میکنم، اولش
‫‏میخواستم همسرت رو بدزدم...

293
00:13:55,702 --> 00:13:57,236
‫‏اما همه جا میگن...

294
00:13:57,238 --> 00:13:58,338
‫‏شاید عشقت به ماشینت...

295
00:13:58,340 --> 00:13:59,974
‫‏خیلی بیشتر از عشقت به همسرت باشه.

296
00:14:00,278 --> 00:14:01,444
‫‏به پلیس زنگ میزنم.

297
00:14:01,446 --> 00:14:02,848
‫‏اصلا لازم نیست.

298
00:14:02,850 --> 00:14:04,652
‫‏فقط یه لطف کوچیک میخوام.

299
00:14:06,724 --> 00:14:08,158
‫‏چه جور لطفی؟

300
00:14:08,160 --> 00:14:11,565
‫‏یه زندانی در سلولی
‫‏که تو نگهبانشی وجود داره.

301
00:14:11,567 --> 00:14:13,135
‫‏اسمش "جادسون" ـه.

302
00:14:13,494 --> 00:14:15,829
‫‏- باید باهاش حرف بزنم.
‫‏- "جادسون"؟

303
00:14:15,831 --> 00:14:18,552
‫‏- همه‌ی اینا به خاطر "جادسون" ـه؟
‫‏- بهم کمک کن...

304
00:14:18,554 --> 00:14:20,940
‫‏در عوض ماشینت رو سالم بهت تحویل میدیم.

305
00:14:23,614 --> 00:14:26,484
‫‏به خودم اجازه دادم تا برات تاکسی بگیرم.

306
00:14:26,486 --> 00:14:27,954
‫‏در موردش فکر کن.

307
00:14:39,679 --> 00:14:41,448
‫‏برات یه چیزی اوردم.

308
00:14:44,432 --> 00:14:45,934
‫"رایولایت"...

309
00:14:45,936 --> 00:14:47,938
‫‏تا دست "اولو" بهت نرسه.

310
00:14:51,835 --> 00:14:53,269
‫‏اسمت چیه؟

311
00:14:53,271 --> 00:14:54,676
‫"‏"میبل.

312
00:14:55,342 --> 00:14:57,053
‫‏اسم خیلی قشنگیه.

313
00:14:57,714 --> 00:14:59,187
‫‏اسم من "الیزابت" ـه.

314
00:14:59,414 --> 00:15:01,481
‫‏اهل "نیو هیون" هستی؟

315
00:15:01,751 --> 00:15:02,785
‫‏تو از کجا...

316
00:15:02,787 --> 00:15:05,353
‫"‏من خیلی چیزا میدونم "میبل.

317
00:15:05,353 --> 00:15:07,202
‫‏در مورد "دیویس" میدونم...

318
00:15:07,227 --> 00:15:09,263
‫‏در مورد کمبریج، و آلودگی میدونم.

319
00:15:09,265 --> 00:15:12,223
‫‏در مورد "اولو" هم میدونم
‫‏اما من یکی از اونا نیستم.

320
00:15:12,771 --> 00:15:14,999
‫‏میتونی منو به "نیو هیون" ببری...

321
00:15:15,477 --> 00:15:17,150
‫‏تا در امان باشم؟

322
00:15:18,698 --> 00:15:20,800
‫‏کسانی مثل ما هم هستن؟

323
00:15:20,802 --> 00:15:24,123
‫‏وقتی میخواستیم بریم
‫‏"اولو" سراغمون اومد.

324
00:15:24,610 --> 00:15:26,418
‫‏من فرار کردم.

325
00:15:26,781 --> 00:15:28,716
‫‏اونا بابامو گرفتن.

326
00:15:28,718 --> 00:15:30,637
‫‏چرا داشتی فرار میکردی؟

327
00:15:31,678 --> 00:15:34,199
‫‏مریضم.

328
00:15:34,551 --> 00:15:37,879
‫‏بابام گفتش شنیده
‫‏افرادی هستن که میتونن بهم کمک کنن.

329
00:15:38,116 --> 00:15:40,352
‫‏بابات مرد خیلی باهوشیه.

330
00:15:41,556 --> 00:15:42,991
‫‏باهاش چه کار کردن؟

331
00:15:42,993 --> 00:15:45,774
‫‏آقای "مور" باید در موردش تصمیم بگیره.

332
00:15:49,707 --> 00:15:51,274
‫"‏آقای "مور.

333
00:15:51,276 --> 00:15:53,530
‫‏دوست دارم ببینمش.

334
00:15:54,216 --> 00:15:56,385
‫‏میتونی منو پیش آقای "مور" ببری؟

335
00:15:57,056 --> 00:15:58,256
‫‏ببحشید.

336
00:15:58,258 --> 00:16:00,783
‫- باید منتظر بمونین.
‫- ببخشید، خانم.

337
00:16:00,808 --> 00:16:03,379
‫‏- طبقه‌ی پایین بهش نیاز دارن.
‫‏- میتونم به دکترش زنگ بزنم.

338
00:16:03,381 --> 00:16:05,916
‫‏دکترش میخواد اونو
‫‏به بخش میکروب‌شناسی ببرم.

339
00:16:08,858 --> 00:16:10,977
‫‏به ظاهر میخواد ببرتش طبقه‌ی پایین.

340
00:16:13,401 --> 00:16:15,289
‫‏لطفا نذار منو ببره.

341
00:16:15,314 --> 00:16:18,184
‫‏- نمیخوام برم!
‫‏- چیزی نیست، حلش میکنیم.

342
00:16:18,186 --> 00:16:21,393
‫‏- واقعا این کار لازمه؟
‫‏- این بچه بیماره...

343
00:16:21,393 --> 00:16:23,863
‫‏و قربانی یه جنایت.
‫‏باید خانواده‌ش رو پیدا کنیم.

344
00:16:23,865 --> 00:16:25,734
‫- میتونم کمکتون کنم؟
‫- آره، من...

345
00:16:25,736 --> 00:16:28,437
‫‏اومدم دنبال همون
‫‏بیمار ناشناس در اتاق ۳۱۴.

346
00:16:29,794 --> 00:16:31,282
‫‏نه، اون بیمار رو که الان بردن...

347
00:16:31,307 --> 00:16:32,320
‫‏من میرم جلوی خروجی اضطراری.

348
00:16:32,322 --> 00:16:33,716
‫در جلویی با من. به تیم امنیتی خبر بدین.

349
00:16:33,718 --> 00:16:35,219
‫‏بهشون بگو تمام خروجی‌ها رو ببندن.

350
00:16:35,221 --> 00:16:37,089
‫‏بهشون بگو بیمار ناشناس دزدیده شده.

351
00:16:48,898 --> 00:16:50,482
‫دستها بالا.

352
00:17:22,789 --> 00:17:25,210
‫رفتش؟ منظورت چیه رفتش؟

353
00:17:25,212 --> 00:17:28,231
‫‏بردنش، دزدیدنش، ناپدید شده.

354
00:17:28,256 --> 00:17:31,372
‫‏فیلم تمام دوربینهای
‫‏بیمارستان رو چک کردم.

355
00:17:31,397 --> 00:17:32,815
‫‏و ماشین چی؟

356
00:17:32,815 --> 00:17:34,941
‫،‏پلاک نداره
‫‏شماره شناسایی ماشین هم نداره...

357
00:17:34,966 --> 00:17:37,312
‫‏اسم لباسشویی
‫‏و شماره تلفن هم ساختگی‌اند.

358
00:17:37,314 --> 00:17:38,300
‫‏و تلفن "ثمر"؟

359
00:17:38,566 --> 00:17:39,734
‫‏کنار جاده در فاصله‌ی کمی...

360
00:17:39,736 --> 00:17:41,468
‫‏از بیمارستان پیداش کردن.

361
00:17:41,468 --> 00:17:43,771
‫"‏- اتفاقی برای نمی‌افته "آرام.
‫‏- باشه.

362
00:17:43,773 --> 00:17:46,711
‫‏یه عکس از آدمربا پیدا کردم، اما...

363
00:17:46,879 --> 00:17:49,750
‫‏- نمیتونم مطابقتی در سیستم پیدا کنم.
‫‏- پخشش کن.

364
00:17:49,752 --> 00:17:51,419
‫‏باورم نمیشه همچین اتفاقی افتاده.

365
00:17:51,421 --> 00:17:53,208
‫‏همه چیز درست میشه.
‫‏همه چیز درست میشه.

366
00:17:53,208 --> 00:17:54,541
‫"‏اینقدر این حرفو نزن "لیز.

367
00:17:54,543 --> 00:17:55,978
‫‏هیچ چیز درست نمیشه.

368
00:17:55,980 --> 00:17:58,116
‫‏"ثمر" بوسیله یه حرفه‌ای دزدیده شده...

369
00:17:58,118 --> 00:17:59,986
‫‏و کوچکترین سرنخی نداریم...

370
00:17:59,988 --> 00:18:00,937
‫‏تا بتونیم پیداش کنیم!

371
00:18:00,937 --> 00:18:02,706
‫‏فکر کنم یه چیزی پیدا کردم.

372
00:18:02,708 --> 00:18:06,040
‫‏"کین" گفتش بچه‌ی
‫‏ناشناس قبل از اینکه دزدیده بشه...

373
00:18:06,065 --> 00:18:08,456
‫‏- از یه مرد حرف زده.
‫"‏- آره، "مور.

374
00:18:08,481 --> 00:18:10,079
‫‏و پایگاه اطلاعات رو جستجو کردم.

375
00:18:10,079 --> 00:18:12,487
‫‏اینو داشته باشین، سازمان
‫‏یه پرونده‌ی باز...

376
00:18:12,487 --> 00:18:14,606
‫‏برای یه فرد گمشده به اسم
‫‏"نیکولاس تایلر مور" داره...

377
00:18:14,608 --> 00:18:17,279
‫‏وقتی در ۱۹۷۳ ناپدید شده ۳۰ سالش بوده.

378
00:18:17,281 --> 00:18:19,002
‫‏و چرا فکر میکنی اون ربطی به ماجرا داره؟

379
00:18:19,027 --> 00:18:21,463
‫‏در "گرافتون" نیو همپشایر ناپدید شده.

380
00:18:21,465 --> 00:18:23,100
‫‏همون جایی که دختره پیدا شد.

381
00:18:23,102 --> 00:18:26,591
‫"‏و همونجایی که "دابلیو.پی فراست
‫‏سرگردان هم پیدا شد.

382
00:18:26,593 --> 00:18:27,709
‫‏دوستی یا خانواده‌ای داره؟

383
00:18:27,711 --> 00:18:29,212
‫‏همسرش در "تمورس" زندگی میکنه.

384
00:18:29,214 --> 00:18:30,481
‫‏الان راه بیافت.

385
00:18:30,483 --> 00:18:33,020
‫‏یه روز، یهو ناپدید شد...

386
00:18:33,022 --> 00:18:34,355
‫‏نه سر کار پیداش شد...

387
00:18:34,357 --> 00:18:35,843
‫‏نه به کلیسا اومد.

388
00:18:35,868 --> 00:18:37,302
‫‏از اون موقع هیچکس اونو ندیده.

389
00:18:37,304 --> 00:18:39,373
‫‏نامه‌ای نذاشت یا زنگ نزد؟

390
00:18:39,375 --> 00:18:40,809
‫‏هیچ توضیحی نداد؟

391
00:18:40,811 --> 00:18:42,312
‫‏"نیکولاس" و من چندان...

392
00:18:42,314 --> 00:18:43,815
‫‏رابطه‌ی خوبی با هم نداشتیم.

393
00:18:43,817 --> 00:18:46,404
‫‏دختر کوچولویی رو پیدا کردیم
‫‏که فکر میکنیم احتمالا...

394
00:18:46,406 --> 00:18:48,123
‫شوهر گمشده‌ی شما رو دیده.

395
00:18:48,125 --> 00:18:49,627
‫‏نه، امکان نداره.

396
00:18:49,629 --> 00:18:51,263
‫‏خانم "مور"، شما تا حالا اسم مردی...

397
00:18:51,265 --> 00:18:52,933
‫‏به نام "کارل دیویس" رو شنیدین؟

398
00:18:53,428 --> 00:18:55,822
‫‏اون چه ربطی به این ماجرا داره؟

399
00:18:55,822 --> 00:18:57,891
‫‏- پس شنیدین.
‫‏- خب، معلومه که شنیدم.

400
00:18:57,893 --> 00:18:59,760
‫‏به خاطر اون "نیو هیون" درست شده.

401
00:18:59,762 --> 00:19:01,764
‫‏"نیو هیون". کجاست؟

402
00:19:02,735 --> 00:19:04,170
‫‏واقعا جریان چیه؟

403
00:19:04,172 --> 00:19:06,274
‫‏دختری که پیدا کردیم، فکر میکنیم شاید...

404
00:19:06,276 --> 00:19:08,111
‫‏از جایی به اسم "نیو هیون" اومده باشه.

405
00:19:08,113 --> 00:19:09,741
‫‏راست میگین؟

406
00:19:10,484 --> 00:19:12,019
‫‏از "اولو" می‌ترسیده...

407
00:19:12,021 --> 00:19:14,985
‫‏فکر میکرده سراغش میاد
‫‏و از "رایولایت" برای محافظت استفاده میکنه؟

408
00:19:15,010 --> 00:19:17,044
‫‏ببخشید، از کجا اینا رو میدونین؟

409
00:19:17,044 --> 00:19:19,648
‫‏این دختر شوهرم رو ندیده.

410
00:19:24,760 --> 00:19:26,962
‫فقط کتابش رو خونده.

411
00:19:27,760 --> 00:19:29,962
‫عصر واگیردار

412
00:19:39,326 --> 00:19:41,930
‫افسر "گلانتون"، خوش اومدی.

413
00:19:41,932 --> 00:19:44,172
‫‏اگر گوشی رو بهش بدم
‫‏کارمون تمومه؟

414
00:19:44,172 --> 00:19:45,239
‫‏قرارمون همینه.

415
00:19:45,241 --> 00:19:46,708
‫‏از کجا بدونم به قولت عمل میکنی؟

416
00:19:46,710 --> 00:19:48,328
‫"‏سمت چپت رو نگاه کن "رانی.

417
00:19:54,476 --> 00:19:56,845
‫‏وقتی کارمون تموم شد
‫‏ماشین درست همینجاست.

418
00:19:56,870 --> 00:19:59,524
‫‏کلیدها و یه جایزه...

419
00:19:59,524 --> 00:20:02,294
‫برات زیر کفپوش عقب گذاشته شده.

420
00:20:15,823 --> 00:20:17,090
‫برش دار.

421
00:20:21,309 --> 00:20:22,714
‫بفرمایین...

422
00:20:22,714 --> 00:20:23,824
‫قربان.

423
00:20:24,208 --> 00:20:25,425
‫- چی...
‫- خفه شو.

424
00:20:25,427 --> 00:20:28,130
‫‏بگیرش. بهش نگاه نکن.

425
00:20:28,132 --> 00:20:29,316
‫‏یه گوشی ـه.

426
00:20:34,596 --> 00:20:37,693
‫‏آقای "جادسون"، خوشحالم
‫‏که سرحال می‌بینمتون.

427
00:20:37,720 --> 00:20:39,689
‫‏برای یه لحظه فکر کردم ممکنه...

428
00:20:39,691 --> 00:20:41,435
‫دچار سرنوشت کارفرماتون بشین.

429
00:20:41,435 --> 00:20:42,490
‫‏"ردینگتون"؟

430
00:20:42,498 --> 00:20:44,534
‫‏کارمون ناتموم موند.

431
00:20:44,536 --> 00:20:46,614
‫‏چیزی که مال منه دست تو ـه.

432
00:20:46,639 --> 00:20:48,141
‫‏منظورت همون کیفه؟

433
00:20:48,143 --> 00:20:50,679
‫‏دست من نیست و
‫‏نمیدونم دست کیه.

434
00:20:50,681 --> 00:20:52,223
‫"‏مراقب باش آقای "جادسون.

435
00:20:52,223 --> 00:20:54,024
‫‏تو سر یه دو راهی هستی.

436
00:20:54,026 --> 00:20:57,424
‫کلمه‌ی بعدی که میگه
‫ممکنه سرنوشتت رو رقم بزنه.

437
00:20:57,901 --> 00:21:00,303
‫‏ببین، "گاروی" میدونست که داری نزدیک میشی.

438
00:21:00,748 --> 00:21:03,519
‫،‏چند هفته قبل از مرگش
‫‏بردمش فرودگاه.

439
00:21:03,521 --> 00:21:05,890
‫‏وقتی رفتش کیف همراهش بود...

440
00:21:05,892 --> 00:21:08,562
‫‏و بعد که دنبالش رفتم، خبری از کیف نبود.

441
00:21:08,564 --> 00:21:10,199
‫‏کجا رفتش؟

442
00:21:15,178 --> 00:21:16,845
‫‏کاستاریکا.

443
00:21:16,847 --> 00:21:19,250
‫کیف رو میخوای باید بری اونجا.

444
00:21:23,227 --> 00:21:24,561
‫‏همونطور که...

445
00:21:24,563 --> 00:21:27,609
‫‏قول داده بودم اینجاست.

446
00:21:29,159 --> 00:21:30,426
‫‏اون کیه؟

447
00:21:30,428 --> 00:21:32,130
‫نگران اون نباش.

448
00:21:32,627 --> 00:21:34,245
‫‏جدی؟ چرا؟

449
00:21:34,247 --> 00:21:36,196
‫‏قرار بود دختره رو بگیری.

450
00:21:36,196 --> 00:21:37,597
‫‏دختره رو هم گرفتی.

451
00:21:37,599 --> 00:21:39,333
‫‏من ترتیب این یکی رو میدم.

452
00:21:44,078 --> 00:21:46,481
‫‏"ادوارد" جت رو آماده‌ی پرواز کرده.

453
00:21:46,975 --> 00:21:50,353
‫‏اگر اصرار داری، میتونیم
‫‏تا یه ساعت دیگه حرکت کنیم.

454
00:21:51,103 --> 00:21:52,804
‫‏دوست خوبی هستی...

455
00:21:52,806 --> 00:21:55,706
‫‏بیشتر از اونکه لیاقتم باشه هوای منو داری.

456
00:21:55,770 --> 00:21:57,372
‫‏خلبان هواپیمای "گاروی" میگه...

457
00:21:57,374 --> 00:22:01,367
‫‏وقتی پیاده شده
‫‏یه لیموزین روی باند منتظرش بوده.

458
00:22:01,392 --> 00:22:04,842
‫‏شرکت که لیموزین رو
‫‏فرستاده بهم گفت کجا بردنش.

459
00:22:04,842 --> 00:22:06,706
‫‏- چرا باید اینو به تو بگن؟
‫‏- نگفتن.

460
00:22:06,731 --> 00:22:09,402
‫‏به کارآگاه "رودریگو وایهو" گفتن...

461
00:22:09,404 --> 00:22:12,441
‫‏که عضو سازمان تحقیقات جنایی ـه.

462
00:22:12,443 --> 00:22:15,012
‫‏آخرین نامزدم بهم یاد داد اسپانیایی حرف بزنم.

463
00:22:15,733 --> 00:22:17,718
‫‏"ریموند". خودشه.

464
00:22:20,459 --> 00:22:21,709
‫‏سلام.

465
00:22:21,711 --> 00:22:23,763
‫"‏میتونم ببرمت پیش "نائومی.

466
00:22:24,878 --> 00:22:25,860
‫‏برای چی نظرت عوض شد؟

467
00:22:25,860 --> 00:22:27,829
‫‏سوالاتی دارم
‫‏که باید بهشون جواب بدی.

468
00:22:27,831 --> 00:22:30,468
‫‏فکر نکنم اگر نفعی
‫‏برات نداشته باشه، راستشو بگی.

469
00:22:30,470 --> 00:22:33,156
‫‏تا نیم ساعت دیگه یه ماشین دنبالت میاد.

470
00:22:33,158 --> 00:22:34,843
‫‏فکر میکردم...

471
00:22:34,845 --> 00:22:36,380
‫‏قراره سریع راه بیافتیم.

472
00:22:36,382 --> 00:22:38,116
‫‏تو هنوزم باید بری.

473
00:22:38,118 --> 00:22:41,586
‫‏دنبال اون آدرس برو.
‫‏وقتی به چیزی رسیدی بهم زنگ بزن.

474
00:22:42,319 --> 00:22:44,176
‫‏صبر کن، من...

475
00:22:44,176 --> 00:22:45,987
‫‏من بدون تو باید برم؟

476
00:22:45,987 --> 00:22:48,406
‫‏بهترین حالت اینه که کاستاریکا بهمون میگه...

477
00:22:48,408 --> 00:22:50,971
‫‏کیف کجا بوده و کجا داره میره.

478
00:22:50,971 --> 00:22:52,690
‫"‏پیدا کردن "نائومی هایلند...

479
00:22:52,815 --> 00:22:54,946
‫‏شاید بهمون بگه کیف الان کجاست.

480
00:22:54,971 --> 00:22:57,107
‫‏"دمبه"، به "ادوارد" بگو...

481
00:22:57,109 --> 00:22:58,643
‫‏تغییر در برنامه پیش اومده.

482
00:23:04,691 --> 00:23:06,999
‫‏عصر واگیردار نام کتاب ناشناخته‌ای ـه...

483
00:23:06,999 --> 00:23:09,853
‫‏که "نیکولاس تی.مور" در ۱۹۷۱ نوشته‌ش.

484
00:23:09,878 --> 00:23:11,809
‫‏داستان گروهی از
‫‏بازماندگان رو تعریف میکنه که...

485
00:23:11,809 --> 00:23:13,283
‫‏از طاعونی که تمدن رو از بین برده، زنده موندن.

486
00:23:13,308 --> 00:23:14,704
‫‏به جنگل پناه میبرن...

487
00:23:14,704 --> 00:23:17,556
‫‏تا از دست آلوده‌ها، یا "اولو" مخفی بشن.

488
00:23:17,581 --> 00:23:20,293
‫‏هر چیزی که از این دختر
‫و "دابلیو.پی فراست" فهمیدیم...

489
00:23:20,318 --> 00:23:21,652
‫‏در کتاب این یارو ـه؟

490
00:23:21,654 --> 00:23:22,654
‫"‏"نیو هیون"، "رایولایت...

491
00:23:22,656 --> 00:23:24,056
‫‏هشدارهایی در مورد ترک کردن اردوگاه.

492
00:23:24,058 --> 00:23:25,359
‫‏فکر میکنی "فراست" پرسه می‌زده...

493
00:23:25,361 --> 00:23:27,463
‫‏و یهو به تمدن مدرن برخورده؟

494
00:23:27,465 --> 00:23:29,818
‫‏و این دختر بیمار و پدرش چی؟

495
00:23:29,843 --> 00:23:32,380
‫‏بهم گفت که داشتن
‫‏دنبال داروهای مدرن برای بیماریش می‌گشتن...

496
00:23:32,382 --> 00:23:33,667
‫‏فقط اینکه پدرشو گرفتن.

497
00:23:33,667 --> 00:23:34,749
‫"‏درست مثل "فراست.

498
00:23:34,749 --> 00:23:36,501
‫‏اگر این آدمها درست مثل...

499
00:23:36,503 --> 00:23:37,804
‫‏شخصیتهای کتاب انزواگرا باشن...

500
00:23:37,806 --> 00:23:39,941
‫‏فکر میکنن ما آلوده هستیم.

501
00:23:39,943 --> 00:23:42,435
‫‏و اینطور که کتاب میگه، وقتی آلوده بشی...

502
00:23:42,460 --> 00:23:44,779
‫‏تنها راه پاک شدن سوختن...

503
00:23:44,781 --> 00:23:47,217
‫‏در یک کوره‌ی بزرگ و آتشین ـه.

504
00:23:47,219 --> 00:23:48,687
‫‏- که همین کار رو میخوان...

505
00:23:48,689 --> 00:23:51,259
‫- با این دختر بکنن.
‫- "و با "ثمر.

506
00:23:52,330 --> 00:23:55,735
‫‏- چرا اصلا برش گردوندین؟
‫‏- ممکن بود ما رو لو بده.

507
00:23:55,737 --> 00:23:58,774
‫‏خب، میخواین چه کار کنین، بسوزونینش؟

508
00:23:58,776 --> 00:24:00,578
‫‏فقط یه بچه‌س.

509
00:24:00,580 --> 00:24:02,892
‫‏باید از قوانین پیروی کرد.

510
00:24:02,919 --> 00:24:04,253
‫‏نباید دورشون بزنیم.

511
00:24:04,255 --> 00:24:07,359
‫‏ببین "ورا"، منم دوست ندارم این کار رو بکنم...

512
00:24:09,067 --> 00:24:11,089
‫‏اما باید این کار انجام بشه.

513
00:24:11,402 --> 00:24:14,306
‫‏برای همه اینطوری بهتر میشه.

514
00:24:22,003 --> 00:24:24,443
‫‏گفتی سوالاتی داری.

515
00:24:24,839 --> 00:24:26,564
‫‏چطور همچین چیزی ممکنه؟

516
00:24:26,966 --> 00:24:29,013
‫‏چطوری یه رستوران رو...

517
00:24:29,015 --> 00:24:30,371
‫‏وسط روز می‌بندی؟

518
00:24:30,852 --> 00:24:32,354
‫‏چطور امکان داره اینقدر آروم باشی...

519
00:24:32,356 --> 00:24:35,016
‫‏وقتی تحت تعقیب اف.بی.آی هستی؟

520
00:24:35,529 --> 00:24:36,851
‫‏خواهش می‌کنم بشین.

521
00:24:37,499 --> 00:24:39,268
‫‏قهوه یا چای میخوای...

522
00:24:39,270 --> 00:24:40,920
‫‏خوراکی چی؟

523
00:24:43,475 --> 00:24:45,723
‫‏نه، ممنون. فقط جواب میخوام.

524
00:24:45,723 --> 00:24:48,426
‫‏هنوز هیچ سوال مهمی نپرسیدی.

525
00:24:48,428 --> 00:24:50,697
‫‏فقط کنجکاوی خودتو در مورد...

526
00:24:50,699 --> 00:24:54,298
‫‏حقه‌هایی که به کار میبرم ابراز کردی...

527
00:24:55,605 --> 00:24:57,874
‫‏نوعی از تردستی معمولی...

528
00:24:57,876 --> 00:25:01,548
‫‏که خلافکاران باتجربه
‫‏به راحتی انجامش میدن.

529
00:25:01,550 --> 00:25:03,068
‫‏به خاطر این اینجا نیومدم.

530
00:25:03,070 --> 00:25:04,187
‫‏نه.

531
00:25:04,189 --> 00:25:06,725
‫‏باشه، سوال اول، چرا من اینجام؟

532
00:25:06,727 --> 00:25:09,865
‫‏میخوای بدونی چرا
‫‏پدرت تو رو ترک کرده.

533
00:25:11,337 --> 00:25:13,315
‫‏چای میخورم.

534
00:25:14,243 --> 00:25:16,010
‫‏لطفا چای سبز باشه.

535
00:25:17,130 --> 00:25:19,900
‫‏قربان، قربان، فکر کنم یه چیزی پیدا کردم.

536
00:25:19,902 --> 00:25:21,628
‫‏باشه، دختر ناشناس در...

537
00:25:21,653 --> 00:25:23,550
‫‏یه جای دورافتاده در نیو همپشایر پیدا شد.

538
00:25:23,550 --> 00:25:26,337
‫‏"دابلیو.پی. فراست" در ۴۶
‫مایلی جنوب پیدا شده.

539
00:25:26,339 --> 00:25:28,442
‫‏- هر دو در "گرافتون کانتی" بودن.
‫‏- بله، که مهمه...

540
00:25:28,479 --> 00:25:31,576
‫‏چون کتاب "مور" به چیزی به نام...

541
00:25:31,576 --> 00:25:33,210
‫‏مراسم نیایش اشاره میکنه.

542
00:25:33,212 --> 00:25:35,281
‫‏شبیه غسل تعمید می‌مونه.
‫‏در آبشار باید انجام بشه.

543
00:25:35,283 --> 00:25:39,155
‫‏حالا، از بین ۸۵ آبشار
‫‏در نیو همپشایر...

544
00:25:39,157 --> 00:25:42,963
‫‏۲۵تا در "گرافتون کانتی" هستن
‫"‏و یکی، یعنی آبشار "استینسون بروک...

545
00:25:42,965 --> 00:25:46,298
‫‏درست در ۲ مایلی جایی
‫‏قرار داره که دختر ناشناس پیدا شد.

546
00:25:46,325 --> 00:25:47,558
‫‏عالیه، اما دقیقا بهمون میگه...

547
00:25:47,560 --> 00:25:48,780
‫‏باید کجا رو بگردیم؟

548
00:25:48,780 --> 00:25:50,603
‫‏نه، این میگه.

549
00:25:51,553 --> 00:25:53,047
‫‏باشه، سوابق مالیاتی میگن...

550
00:25:53,047 --> 00:25:56,595
‫‏۵۸۰هکتار از زمینهای جنگلی...

551
00:25:56,595 --> 00:25:58,764
‫‏در همون سالی که "مور" ناپدید شده...

552
00:25:58,766 --> 00:26:00,700
‫‏به یه شرکت غیرانتفاعی واگذار شدن.

553
00:26:00,725 --> 00:26:02,794
‫‏برو. به تیم خبر بده.

554
00:26:02,796 --> 00:26:05,048
‫‏- ممنون قربان.
‫‏- برای چی؟

555
00:26:05,050 --> 00:26:07,837
‫‏برای اینکه نگفتین همه چیز درست میشه.

556
00:26:09,810 --> 00:26:12,247
‫‏خب، داری میگی برات پاپوش دوختن؟

557
00:26:12,671 --> 00:26:16,209
‫‏دارم میگم که داستانی
‫‏قابل باور و بی‌عیب برام ساختن.

558
00:26:16,211 --> 00:26:19,143
‫"‏توسط دولتی در سایه به نام "کابال.

559
00:26:19,143 --> 00:26:21,440
‫جوامع مخفی وجود دارن.

560
00:26:21,602 --> 00:26:24,539
‫"‏"کابال"، "کمیسیون سه جانبه...

561
00:26:24,541 --> 00:26:28,380
‫‏سازمانهای خصوصی
‫‏که نیروهای قدرتمند رو به کار میگیرن...

562
00:26:28,382 --> 00:26:30,563
‫‏تا کفه ترازو رو به نفع خودشون تغییر بدن...

563
00:26:30,563 --> 00:26:32,264
‫‏درگیری‌های نظامی...

564
00:26:32,266 --> 00:26:35,604
‫‏میانجی‌گریهای سازمان ملل، معاهده‌ها.

565
00:26:35,606 --> 00:26:38,276
‫‏من به "کابال" برخوردم و سعی کردم...

566
00:26:38,278 --> 00:26:40,079
‫‏نابودش کنم.

567
00:26:40,611 --> 00:26:44,184
‫‏در دفاع از خودشون سعی کردن منو نابود کنن.

568
00:26:44,321 --> 00:26:47,957
‫‏چطوری مورد هدف یه سری افراد ترسناک...

569
00:26:47,959 --> 00:26:49,260
‫‏که تو فکر میکنی دنیا رو اداره میکنن...

570
00:26:49,262 --> 00:26:51,381
‫‏توضیح میده که چرا ما رو ول کردی؟

571
00:26:53,785 --> 00:26:55,707
‫‏شما رو رها نکردم.

572
00:26:56,724 --> 00:26:58,876
‫‏ازتون محافظت کردم.

573
00:26:59,311 --> 00:27:00,428
‫‏بله.

574
00:27:00,430 --> 00:27:03,300
‫‏پس، شروط اصلیم رو فراموش کردی...

575
00:27:03,302 --> 00:27:05,238
‫"‏قرار بود در صورتی ببرمت پیش "نائومی...

576
00:27:05,240 --> 00:27:07,709
‫‏که جوابهای صادقانه بهم بدی.

577
00:27:08,659 --> 00:27:12,685
‫‏در ۱۹۹۰، کا.گ.ب و سی.آی.ای...

578
00:27:12,687 --> 00:27:14,857
‫‏هیچ اشتراکی با هم نداشتن...

579
00:27:14,859 --> 00:27:17,028
‫‏به جز اینکه هر دو طرف مصمم بودن....

580
00:27:17,030 --> 00:27:19,599
‫یک نفر خاص رو از بین ببرن.

581
00:27:19,601 --> 00:27:20,869
‫تو.

582
00:27:20,871 --> 00:27:24,066
‫‏فراری بودن از دست دستگاه قاونی آمریکا...

583
00:27:24,091 --> 00:27:26,361
‫‏خیلی آسونتر از فرار کردن...

584
00:27:26,363 --> 00:27:29,734
‫‏از دست دو تا از قدرتمندترین کشورهای روی زمین ـه.

585
00:27:29,734 --> 00:27:33,237
‫‏و هر کسی که به اهدافشون نزدیک باشه...

586
00:27:33,237 --> 00:27:35,533
‫‏خودش تبدیل به یه هدف میشه.

587
00:27:35,580 --> 00:27:38,534
‫- خانواده.
‫- به خصوص خانواده.

588
00:27:38,536 --> 00:27:40,229
‫‏مگر اینکه...

589
00:27:41,325 --> 00:27:42,774
‫رها شده باشن...

590
00:27:43,905 --> 00:27:46,169
‫‏در کنار یک جاده...

591
00:27:46,744 --> 00:27:48,980
‫در شب کریسمس.

592
00:27:50,585 --> 00:27:53,820
‫‏بعد از اینکه رفتی وارد
‫‏برنامه‎ی محافظت از شاهد شدیم.

593
00:27:53,820 --> 00:27:56,591
‫‏جایی رفتین که "کابال" نتونه پیداتون کنه.

594
00:27:56,593 --> 00:27:58,395
‫یا پدرم.

595
00:27:59,749 --> 00:28:04,274
‫‏یک راه‌حل موثر
‫‏با اینحال به شدت رنج‌آور.

596
00:28:04,900 --> 00:28:06,200
‫موثر؟

597
00:28:06,202 --> 00:28:07,820
‫‏تو زنده موندی...

598
00:28:07,822 --> 00:28:09,874
‫‏مادرت هم همینطور...

599
00:28:09,876 --> 00:28:14,066
‫‏و امیدوارم الان بخوای
‫‏منو ببری پیشش.

600
00:28:27,016 --> 00:28:29,335
‫‏مامان، لطفا نذار منو ببرن!

601
00:28:31,782 --> 00:28:33,335
‫"‏بهش گوش نکن "پرل.

602
00:28:33,335 --> 00:28:36,741
‫‏نذار اون روح آلوده وارد سرت بشه.

603
00:28:36,743 --> 00:28:39,112
‫‏یادت باشه که آلوده شده.

604
00:28:39,114 --> 00:28:40,999
‫‏اون دختر ما نیست.

605
00:28:41,001 --> 00:28:43,621
‫‏نه! مامان! نه!

606
00:28:43,623 --> 00:28:45,508
‫‏کمکم کن!

607
00:28:47,230 --> 00:28:49,566
‫‏کمکم کن!

608
00:28:49,568 --> 00:28:52,154
‫‏مامان، نه! کمکم کن!

609
00:28:52,156 --> 00:28:54,777
‫‏نه! مامان!

610
00:28:59,478 --> 00:29:02,399
‫‏اوه، خدایا فروتنانه با تو سخن می‌گوییم...

611
00:29:02,401 --> 00:29:04,820
‫"‏- چرا که روح خدمتکارت "میبل...
‫‏- مامان...

612
00:29:04,822 --> 00:29:07,860
‫‏که امروز به دستور تو
‫‏از ما جدا خواهد شد...

613
00:29:07,862 --> 00:29:09,630
‫‏تا اینکه تو روحش را...

614
00:29:09,632 --> 00:29:11,130
‫‏به دست دشمنان نسپاری...

615
00:29:11,130 --> 00:29:14,050
‫‏اما دستور بفرما تا "میبل" ارزشمند ما...

616
00:29:14,052 --> 00:29:16,372
‫‏در اختیار فرشتگان مقدس قرار بگیرد...

617
00:29:16,374 --> 00:29:17,975
‫‏یه چیزی تو درختهاست!

618
00:29:17,977 --> 00:29:19,478
‫"‏"اولو!

619
00:29:20,048 --> 00:29:22,251
‫زنگ خطر رو به صدا در بیارین!

620
00:29:24,423 --> 00:29:25,789
‫سرجاهاتون مستقر بشین!

621
00:29:26,177 --> 00:29:28,062
‫مامان!

622
00:29:37,349 --> 00:29:39,886
‫پشت‎‌سرتو نگاه کن! مراقب باشین!

623
00:29:56,159 --> 00:29:58,745
‫میبل"، اومدم کمکت کنم، باشه؟"

624
00:30:01,470 --> 00:30:03,071
‫‏زود باش.

625
00:30:04,476 --> 00:30:07,105
‫‏- پیداش کردین؟
‫‏- نه هنوز. چی میدونیم؟

626
00:30:07,130 --> 00:30:09,132
‫‏دوازه نفر یا بیشتر
‫‏داخل خونه‌ی بزرگ هستن...

627
00:30:09,134 --> 00:30:11,121
‫‏بیست نفر دیگه هم
‫‏در ساختمون پشتی هستن.

628
00:30:11,146 --> 00:30:12,798
‫‏سلاح زیاد دارن اما
‫‏اسلحه‌هاشون قدیمی ـه.

629
00:30:12,800 --> 00:30:14,835
‫‏افرادم الان دارن
‫‏ساختمونهای بیرونی رو پاکسازی میکنن.

630
00:30:14,837 --> 00:30:17,089
‫‏- میخوان مقاومت کنن.
‫‏- پس، پیداش نکردین؟

631
00:30:17,091 --> 00:30:19,133
‫‏- کی رو؟ این کیه؟
‫‏- "آرام"، صبر داشته باش.

632
00:30:19,133 --> 00:30:20,833
‫‏ببین، باید با تلفن...

633
00:30:20,858 --> 00:30:22,497
‫‏با کسی که رییسـه صحبت کنم.

634
00:30:22,736 --> 00:30:25,105
‫،‏اگر پیداش نکردن
‫‏باید داخل پیش اونا باشه.

635
00:30:25,107 --> 00:30:27,212
‫‏- هنوز مطمئن نیستیم.
‫‏- یا داخل نیست...

636
00:30:27,237 --> 00:30:28,504
‫‏و حتی خطر بیشتری تهدیدش میکنه...

637
00:30:28,506 --> 00:30:29,974
‫‏اما یکی اونجا حتما میدونه کجاست.

638
00:30:29,976 --> 00:30:31,376
‫‏باید بریم داخل.

639
00:30:31,378 --> 00:30:33,280
‫‏- نمی‌تونیم و خودتم میدونه.
‫‏- تیم گروگانگیری تو راه ـه.

640
00:30:33,282 --> 00:30:34,549
‫‏نمیتونیم منتظر مذاکره‌کننده باشیم.

641
00:30:34,551 --> 00:30:36,486
‫‏باید الان یه کاری بکنیم.

642
00:30:36,511 --> 00:30:38,080
‫‏"آرام"، میدونم چقدر ترسیدی...

643
00:30:38,082 --> 00:30:40,617
‫‏اما باید آروم باشی.
‫‏باید از قوانین پیروی کنیم.

644
00:30:40,619 --> 00:30:41,954
‫‏اونا فکر میکنن ما دشمن هستیم...

645
00:30:41,956 --> 00:30:44,425
‫‏که با یه نوع ویروس آلوده شدیم.

646
00:30:44,427 --> 00:30:46,811
‫‏همینطوری نمیذارن وارد بشیم.

647
00:30:47,310 --> 00:30:50,368
‫‏باشه، تا شعاع ده متری رو پوشش دادیم.

648
00:30:50,370 --> 00:30:51,381
‫‏تک تیراندازها آماده‌ن.

649
00:30:51,381 --> 00:30:53,350
‫‏پلیس محلی
‫‏جاده‌ی ۱۱۶ رو زیرنظر گرفته...

650
00:30:53,352 --> 00:30:55,421
‫،‏اما تیم گروگانگیری نمیتونه اینجا فرود بیاد
‫‏زمین اینجا خیلی ناهموار ـه.

651
00:30:55,423 --> 00:30:57,124
‫‏تو "بنتون" فرود میان و با ماشین میان اینجا.

652
00:30:57,126 --> 00:30:59,128
‫‏- چقدر طول میکشه؟
‫‏- حداکثر یه ساعت و ۴۵ دقیقه.

653
00:30:59,130 --> 00:31:00,698
‫‏- تونستی یه راه تماس با داخل گیر بیاری؟
‫‏- هنوز نه.

654
00:31:00,700 --> 00:31:03,003
‫‏افرادم نتونستن خط تلفنی پیدا کنن.
‫‏داریم روی بیسیم کار میکنیم...

655
00:31:03,005 --> 00:31:05,007
‫‏- هی! برگرد اینجا!
‫"‏- "آرام". "آرام.

656
00:31:05,009 --> 00:31:07,645
‫‏- صبر کن!
‫‏- چه کار میکنی "آرام"؟

657
00:31:12,825 --> 00:31:14,192
‫‏جلوشو بگیر.

658
00:31:18,369 --> 00:31:20,237
‫‏دیگه جلوتر نیا.

659
00:31:20,667 --> 00:31:22,001
‫‏مسلح نیستم.

660
00:31:22,003 --> 00:31:25,442
‫‏اسم من مامور "آرام مجتبایی" ـه.

661
00:31:25,444 --> 00:31:28,431
‫‏با سازمان تحقیقات فدرال کار میکنم.

662
00:31:28,732 --> 00:31:30,917
‫‏خیلی قبلتر از ۱۹۵۷ اف.بی.آی وجود داشته...

663
00:31:30,942 --> 00:31:32,927
‫‏پس میدونی دارم چی میگم، درسته؟

664
00:31:32,929 --> 00:31:34,915
‫‏دیگه اف.بی.آی وجود نداره.

665
00:31:34,917 --> 00:31:36,718
‫‏اوه، پسر، باشه.

666
00:31:36,720 --> 00:31:39,590
‫‏آره، ببین، تو اینطوری فکر میکنی.

667
00:31:39,592 --> 00:31:42,400
‫‏میدونم بهت گفتن
‫‏این حرفها رو باور کنی...

668
00:31:42,425 --> 00:31:44,900
‫‏اما من اینجام...

669
00:31:44,900 --> 00:31:47,737
‫‏و میدونی، ما اینجاییم...

670
00:31:47,739 --> 00:31:50,943
‫‏و آلوده نیستیم.

671
00:31:50,945 --> 00:31:52,981
‫‏ما "اولو" نیستیم.

672
00:31:53,460 --> 00:31:54,743
‫‏از "اولو" چی میدونی؟

673
00:31:54,745 --> 00:31:56,432
‫‏چیزایی که بهتون گفتن...

674
00:31:56,432 --> 00:32:01,009
‫"‏داستان "کارل دیویس
‫‏و آزمایشهاش...

675
00:32:01,034 --> 00:32:03,202
‫‏اینکه چطوری به طور
‫‏تصادفی یه سوزن بهش خورده...

676
00:32:03,204 --> 00:32:05,741
‫‏و باعث طاعون شده، همه‌ش خیالی ـه.

677
00:32:06,590 --> 00:32:07,991
‫‏یعنی میگی اتفاق نیافتاده؟

678
00:32:07,991 --> 00:32:10,806
‫‏دارم میگم همه‌ش خیالی ـه.

679
00:32:11,030 --> 00:32:12,832
‫‏این کتابی که دستم گرفتم...

680
00:32:12,834 --> 00:32:15,671
‫‏اسمش عصر واگیردار ـه...

681
00:32:15,673 --> 00:32:18,377
‫‏و در ۱۹۷۱ نوشته شده...

682
00:32:18,379 --> 00:32:21,230
‫‏بوسیله‌ی یه
‫‏رمان‌نویس بیکار و بی‌مصرف...

683
00:32:21,255 --> 00:32:23,458
‫‏اهل "تمورس" نیوهمپشایر.

684
00:32:23,460 --> 00:32:24,987
‫‏و اسمش...

685
00:32:25,364 --> 00:32:28,518
‫اسمش "نیکولاس تی.مور" ـه.

686
00:32:28,518 --> 00:32:30,353
‫‏"کیت"، همین حالا در رو ببند.

687
00:32:30,355 --> 00:32:31,722
‫‏نمیخواد حقیقت رو بفهمی.

688
00:32:31,724 --> 00:32:33,593
‫‏نمیخواد تمام کسانی که اینجا به دنیا اومدن...

689
00:32:33,595 --> 00:32:36,365
‫بفهمن که بهتون دروغ گفته.

690
00:32:36,367 --> 00:32:37,667
‫‏حتی وجود خارجی هم نداره.

691
00:32:37,669 --> 00:32:39,953
‫‏فقط یه شخصیت تو کتاب ـه...

692
00:32:39,953 --> 00:32:42,058
‫‏که برای یه شرکت من‌دراوردی
‫‏به اسم...

693
00:32:42,083 --> 00:32:45,187
‫‏- "سینتاکس" کار میکنه.
‫‏- بله، "سینتاکس"، سقوط کمبریج...

694
00:32:45,189 --> 00:32:48,593
‫‏اینکه چطوری طاعون
‫‏در سرتاسر اروپا و آمریکا پخش شده...

695
00:32:48,595 --> 00:32:49,931
‫‏همه‌ش...

696
00:32:50,867 --> 00:32:52,468
‫‏تو بخش سه این کتاب ـه.

697
00:32:52,470 --> 00:32:56,376
‫‏گروهی از بازماندگان از
‫‏طاعون جون سالم به در می‌برن و آلوده نمیشن.

698
00:32:56,378 --> 00:32:59,132
‫‏بعدش به بیابون و جنگل پناه میبرن...

699
00:32:59,134 --> 00:33:02,054
‫‏تا جامعه‌ی خودشون رو بسازن...

700
00:33:02,056 --> 00:33:04,258
‫"‏- یعنی "نیو هیون.
‫‏- کافیه!

701
00:33:05,714 --> 00:33:07,181
‫‏تو خودشی.

702
00:33:07,183 --> 00:33:09,018
‫‏تو "نیکولاس تی.مور" هستی.

703
00:33:09,020 --> 00:33:10,371
‫‏تو بهشون گفتی.

704
00:33:10,373 --> 00:33:12,492
‫‏فکر کردی کار تمدن ساخته‌س...

705
00:33:12,494 --> 00:33:14,996
‫‏پس یه جامعه برای خودت ساختی...

706
00:33:15,312 --> 00:33:16,947
‫اونم براساس کتابت.

707
00:33:16,972 --> 00:33:18,406
‫‏همین الان برگرد...

708
00:33:18,408 --> 00:33:21,242
‫‏یا قسم میخورم خودم بهت شلیک میکنم.

709
00:33:21,242 --> 00:33:22,285
‫‏نمیتونم این کار رو بکنم...

710
00:33:22,285 --> 00:33:24,432
‫باید مامور "نوابی" که داخله رو بهم بدین.

711
00:33:24,457 --> 00:33:25,819
‫‏تو باید آزادش کنی.

712
00:33:25,819 --> 00:33:29,056
‫‏- نمیدونم کی رو میگی.
‫‏- هیچ ماموری داخل اونجا نیست.

713
00:33:29,058 --> 00:33:31,265
‫‏آسیب دیده؟ فقط میشه...

714
00:33:31,290 --> 00:33:32,708
‫‏میشه بهم بگی حالش خوبه یا نه؟

715
00:33:32,710 --> 00:33:34,595
‫شنیدی آقای "مور" چی گفت.
‫برگرد عقب.

716
00:33:36,534 --> 00:33:38,501
‫‏- همین حالا!
‫‏- باشه! باشه!

717
00:33:38,503 --> 00:33:41,644
‫‏فقط بخونش. لطفا بخونش.

718
00:33:41,878 --> 00:33:44,314
‫‏همه چیزو متوجه میشی...

719
00:33:44,316 --> 00:33:46,521
‫‏اگر فقط...

720
00:33:46,854 --> 00:33:48,189
‫‏بخونیش.

721
00:33:51,564 --> 00:33:52,597
‫"‏"پرل!

722
00:33:52,913 --> 00:33:54,496
‫‏"پرل"، چه کار میکنی؟

723
00:33:54,496 --> 00:33:55,861
‫‏"پرل"، وایستا.

724
00:33:56,233 --> 00:33:58,735
‫‏وایستا! برگرد اینجا!

725
00:34:10,104 --> 00:34:11,608
‫‏چطور همچین چیزی ممکنه؟

726
00:34:11,608 --> 00:34:14,267
‫"کارل دیویس"، بیماری واگیردار، "اولو"
‫همه‌شون تو این کتابه.

727
00:34:14,267 --> 00:34:16,836
‫‏- کتاب واقعی ـه...
‫‏- تمام تاریخها، مکانها...

728
00:34:16,861 --> 00:34:18,930
‫‏نیایشها و آبشارها، همه‌ش اینجاست!

729
00:34:18,955 --> 00:34:20,356
‫‏نه، میخوایم جوابتو بشنویم.

730
00:34:20,381 --> 00:34:22,082
‫‏تازه بهم خبر دادن.

731
00:34:22,107 --> 00:34:23,342
‫‏تمام اینجا رو گشتیم...

732
00:34:23,367 --> 00:34:25,836
‫و مامور شما اینجاست.

733
00:34:25,861 --> 00:34:28,398
‫‏- مذاکره‌کنندگان کی میرسن؟
‫‏- ۲۵دقیقه دیگه.

734
00:34:28,423 --> 00:34:31,460
‫‏اگر صدای باز کردن یه بطری
‫‏رو هم بشنوم، دستور حمله میدم.

735
00:34:31,485 --> 00:34:33,754
‫‏همه چیزو نوشته، اردوگاه، افراد پیر...

736
00:34:33,779 --> 00:34:36,081
‫"‏اقدامات امنیتی، "رایولایت.

737
00:34:36,290 --> 00:34:39,361
‫‏- واقعیه؟
‫‏- کار "اولو"هاست.

738
00:34:40,533 --> 00:34:42,668
‫‏وارد ذهن ما میشن...

739
00:34:42,670 --> 00:34:45,306
‫‏و سعی میکنن ما رو گمراه...

740
00:34:45,308 --> 00:34:46,743
‫‏و از هم جدامون کنن.

741
00:34:46,745 --> 00:34:49,164
‫‏بچه‌ی من الان اون بیرونه.

742
00:34:49,166 --> 00:34:51,118
‫‏بهم بگو، همه‌ش دروغه؟

743
00:34:53,291 --> 00:34:54,993
‫‏مادر، تو هم در این کار نقش داری؟

744
00:34:57,391 --> 00:34:58,859
‫‏"پرل"، نه!

745
00:34:58,861 --> 00:34:59,861
‫"‏"پرل!

746
00:34:59,863 --> 00:35:01,865
‫‏دخترم کجاست؟

747
00:35:01,867 --> 00:35:03,234
‫‏شلیک نکنین!

748
00:35:03,236 --> 00:35:04,470
‫‏شلیک نکنین!

749
00:35:04,472 --> 00:35:06,090
‫‏با دختر کوچولوم چه کار کردین؟

750
00:35:09,281 --> 00:35:11,267
‫‏نوشته‌های اون کتاب داستان...

751
00:35:11,269 --> 00:35:15,258
‫‏چیزی ـه که قراره اتفاق بیافته.

752
00:35:16,439 --> 00:35:17,906
‫‏یعنی چی؟

753
00:35:17,908 --> 00:35:19,410
‫داستان؟

754
00:35:19,412 --> 00:35:21,837
‫‏یه پیشگویی در مورد بیماری...

755
00:35:21,837 --> 00:35:23,439
‫‏که جامعه‌ی ما رو دربرگرفته...

756
00:35:23,441 --> 00:35:26,745
‫‏بیماری که باید در مقابلش
‫‏از خودمون محافظت کنیم.

757
00:35:27,286 --> 00:35:30,223
‫‏اگر برین نمیتونم نجاتتون بدم!

758
00:35:30,225 --> 00:35:32,185
‫‏صدامو می‌شنوین؟

759
00:35:32,797 --> 00:35:36,470
‫‏نمیتونم در مقابل طاعونشون ازت محافظت کنم.

760
00:35:45,446 --> 00:35:47,849
‫"نه! "نیکولاس!

761
00:35:49,186 --> 00:35:50,888
‫‏همین الان برین. حمله کنین!

762
00:35:52,026 --> 00:35:53,861
‫‏برین، برین، عجله کنین!

763
00:36:44,058 --> 00:36:46,124
‫‏تمام اینجا رو گشتیم.

764
00:36:46,776 --> 00:36:48,414
‫"‏اینجا نیست "آرام.

765
00:36:49,213 --> 00:36:50,624
‫‏متاسفم.

766
00:36:54,892 --> 00:36:56,125
‫‏هی.

767
00:36:56,127 --> 00:36:57,345
‫‏هی، کجاست...

768
00:36:57,347 --> 00:36:58,731
‫‏مامور "ثمر نوابی"؟

769
00:36:58,733 --> 00:37:00,568
‫‏میدونی دقیقا منظورم چیه...

770
00:37:00,570 --> 00:37:02,372
‫‏و باید بهم بگی کجاست.

771
00:37:02,374 --> 00:37:04,309
‫‏زود باش! جواب منو بده! کجاست؟

772
00:37:04,311 --> 00:37:06,480
‫- کجا؟!
‫- رفته.

773
00:37:06,908 --> 00:37:08,860
‫‏- مرده.
‫‏- بیا اینجا، بیا اینجا.

774
00:37:08,862 --> 00:37:10,732
‫‏منظورت چیه رفته؟

775
00:37:11,250 --> 00:37:13,118
‫یه چیزی میدونه!

776
00:37:21,866 --> 00:37:25,137
‫امکان نداره حقیقت داشته باشه.

777
00:37:27,778 --> 00:37:29,012
‫برو خودت ببین.

778
00:37:43,201 --> 00:37:46,206
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- تو.

779
00:37:48,873 --> 00:37:49,901
‫چطور؟

780
00:37:50,719 --> 00:37:53,254
‫‏وقتی از آپارتمانش بیرون
‫‏می‌اومد دو بار تیر خورد.

781
00:37:54,391 --> 00:37:57,065
‫‏هیچکس نمیدونه چرا.
‫‏فکر می‌کردم کار تو ـه.

782
00:37:57,354 --> 00:37:58,641
‫‏نه.

783
00:38:04,279 --> 00:38:06,397
‫ما رو ول نکردی تا ازمون محافظت کنی.

784
00:38:06,399 --> 00:38:08,416
‫فقط ولمون کردی.

785
00:38:08,804 --> 00:38:11,051
‫و میدونی از کجا اینو میدونم؟

786
00:38:12,194 --> 00:38:15,566
‫‏چون میدونم چه حسی داره
‫‏وقتی یکی خیلی دوستت داره...

787
00:38:15,568 --> 00:38:18,525
‫‏ترجیح بده رابطه‌شو باهات
‫‏قطع کنه تا یه موقع آسیبی نبینی.

788
00:38:19,041 --> 00:38:20,743
‫‏مامانم این کار رو کرد.

789
00:38:21,960 --> 00:38:24,627
‫‏و دزدکی و نصف شب غیبش نزد...

790
00:38:24,652 --> 00:38:26,788
‫‏وقتی تو دانشگاه بود اومدم کنارم و...

791
00:38:26,790 --> 00:38:29,891
‫‏صبورانه بهم گفت
‫‏که چقدر از تو می‌ترسه...

792
00:38:30,489 --> 00:38:33,322
‫‏که یه روز تو میخوای تو زندگی من برگردی...

793
00:38:33,929 --> 00:38:36,520
‫‏که مجبورش میکنی بهت
‫‏بگه من کجام.

794
00:38:42,101 --> 00:38:44,721
‫‏برای محافظت از من در برابر تو...

795
00:38:44,723 --> 00:38:46,675
‫‏از زندگیم رفت بیرون.

796
00:38:48,674 --> 00:38:50,100
‫‏حتی تا یه سال بعد از مرگش...

797
00:38:50,125 --> 00:38:52,277
‫‏نمیدونستم مرده.

798
00:38:54,618 --> 00:38:56,214
‫‏متاسفم.

799
00:38:56,855 --> 00:38:59,509
‫‏شوهرش بالاخره رد منو پیدا کرد...

800
00:39:00,760 --> 00:39:02,802
‫‏بهم گفت که چند تا از دشمنانت...

801
00:39:02,827 --> 00:39:04,695
‫‏یه بار اونو دزدیدن...

802
00:39:04,697 --> 00:39:06,494
‫انگشتش رو قطع کردن.

803
00:39:08,135 --> 00:39:10,009
‫‏تعریفت از محافظت اینه؟

804
00:39:10,509 --> 00:39:12,110
‫‏نه، این نیست.

805
00:39:13,846 --> 00:39:15,882
‫‏حتی نزدیک هم نبود.

806
00:39:21,662 --> 00:39:24,466
‫‏بالاخره یه جواب صادقانه دادی.

807
00:39:24,815 --> 00:39:27,619
‫‏و امیدوارم به سوال
‫‏آخرم هم جواب صادقانه بدی.

808
00:39:27,621 --> 00:39:30,334
‫میشه دیگه هرگز باهام تماس نگیری؟

809
00:39:32,496 --> 00:39:33,713
‫بله.

810
00:39:39,978 --> 00:39:41,697
‫از اینجا میرم...

811
00:39:41,699 --> 00:39:44,936
‫تا کاری رو بکنی که مدتها پیش باید
‫میکردی، ازش عذرخواهی کن.

812
00:40:11,550 --> 00:40:13,020
‫چیزی نیست، مامان.

813
00:40:13,587 --> 00:40:15,562
‫به خاطر شوهرت...

814
00:40:15,564 --> 00:40:17,445
‫میبل" به کمکی که نیاز داره میرسه".

815
00:40:17,447 --> 00:40:19,871
‫‏فقط "میبل" براش مهم بود.

816
00:40:19,873 --> 00:40:22,075
‫و به لطف اون، حالش خوب میشه.

817
00:40:27,622 --> 00:40:29,662
‫‏هنوز تقاضایی برای خون‌بها دریافت نکردیم.

818
00:40:30,861 --> 00:40:32,496
‫‏بهت زنگ میزنم.

819
00:40:32,498 --> 00:40:34,299
‫‏- خبری شد؟
‫‏- نه، خوب نیست.

820
00:40:34,301 --> 00:40:36,504
‫‏هنوز خبری از ماشین نیست و...

821
00:40:36,506 --> 00:40:38,318
‫‏فرد دیده شده در عکس در محل آدمربایی...

822
00:40:38,343 --> 00:40:40,403
‫‏- هویتش شناسایی نشده.
‫‏- با "کین" تماس بگیر.

823
00:40:40,428 --> 00:40:43,050
‫،‏بهش بگو به "ردینگتون" خبر بده
‫‏ببینه اون میتونه کمک کنه یا نه.

824
00:40:43,050 --> 00:40:44,735
‫‏بهش بگو اصلا وقت نداریم.

825
00:41:03,758 --> 00:41:05,459
‫‏خبری از "اسموکی" شد؟

826
00:41:05,461 --> 00:41:07,664
‫‏هنوز نه.

827
00:41:08,040 --> 00:41:10,242
‫‏منتظر دکتر "لومی" هستیم.

828
00:41:11,589 --> 00:41:13,374
‫‏ازش خواستم همراه‌مون بیاد.

829
00:41:13,376 --> 00:41:15,059
‫‏امکانش نیست.

830
00:41:15,180 --> 00:41:17,545
‫‏همین الان با دکتر
‫‏مهربون تو آپارتمانت حرف زدم.

831
00:41:17,570 --> 00:41:19,204
‫‏تصور کن چقدر تعجب کردم وقتی بهم گفت...

832
00:41:19,206 --> 00:41:20,608
‫‏داری به کاستاریکا میری...

833
00:41:20,610 --> 00:41:23,290
‫در حالی که بهم گفته بودی
‫تو خونه داری استراحت میکنی.

834
00:41:23,582 --> 00:41:25,504
‫‏گفتم دستور دکتر اینه.

835
00:41:25,529 --> 00:41:26,977
‫‏هرگز نگفتم که ازشون پیروی میکنم.

836
00:41:26,977 --> 00:41:29,452
‫و منم هرگز فکر نمیکردم این کار رو بکنی
‫اما خودت میدونستی، نه؟

837
00:41:29,477 --> 00:41:30,894
‫‏که به خاطر همین اون بازی کوچیک رو...

838
00:41:30,894 --> 00:41:33,648
‫،‏با روزنامه راه انداختی
‫‏همونی که دختر مرموز توش بود؟

839
00:41:33,650 --> 00:41:35,902
‫،‏میدونستی متوجه‌ش میشم
‫‏پرونده رو دنبال میکنم...

840
00:41:35,904 --> 00:41:37,672
‫‏و دنبال نخود سیاه میرم...

841
00:41:37,674 --> 00:41:39,676
‫‏تا تو بتونی بری دنبال اون کیف.

842
00:41:40,765 --> 00:41:42,567
‫نقشه خیلی خوب جواب داد.

843
00:41:42,939 --> 00:41:44,370
‫‏حالا اگر ما رو ببخشی...

844
00:41:44,395 --> 00:41:46,096
‫‏قرار تا ده دقیقه‌ی دیگه پرواز کنیم.

845
00:41:46,098 --> 00:41:47,532
‫‏تو رو نمی‌بخشم...

846
00:41:47,534 --> 00:41:49,771
‫‏- و تو هم جایی نمیری.
‫‏- اونوقت چرا؟

847
00:41:49,773 --> 00:41:51,357
‫‏چون "ثمر" گمشده...

848
00:41:51,359 --> 00:41:53,444
‫و ازت کمک میخوام  تا پیداش کنیم.

849
00:42:00,281 --> 00:42:06,082
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

