‫﻿۱
00:00:06,934 --> 00:00:08,760
‫عالیه مگه نه؟

2
00:00:09,469 --> 00:00:11,203
‫دست‌وپاهای عالی.

3
00:00:11,205 --> 00:00:12,771
‫کلی استخوون.

4
00:00:14,740 --> 00:00:16,875
‫مثل اسب مسابقه خود خداست.

5
00:00:17,910 --> 00:00:20,312
‫کم نظیره.

6
00:00:20,314 --> 00:00:22,380
‫هزینه‌های کره اسبهای نر رو بهم بگو.

7
00:00:22,382 --> 00:00:25,250
‫هر کره نر ۱۵۰۰۰۰ یورو.

8
00:00:25,252 --> 00:00:27,686
‫هر سال ۱۵۰ تا کره نر.

9
00:00:27,688 --> 00:00:31,323
‫اگر از من میپرسی
‫یکم زوده اونو با یه مادیان جفت بندازی.

10
00:00:31,325 --> 00:00:34,492
‫حقیقتش اینه،"فیتز" تو اصطبلها خیلی بیشتر...

11
00:00:34,494 --> 00:00:36,246
‫از مسیر مسابقه می‌ارزه.

12
00:00:36,730 --> 00:00:38,997
‫میدونم ۱۵۰ هزار تا پول زیادی ـه...

13
00:00:38,999 --> 00:00:41,499
‫اما مادیان جفت بهتری از این گیرش نمیاد.

14
00:00:45,137 --> 00:00:46,271
‫موافقم.

15
00:00:52,179 --> 00:00:53,578
‫"به افتخار "فیتز.

16
00:00:53,580 --> 00:00:55,580
‫به افتخار "فیتز". به سلامتی.

17
00:00:57,484 --> 00:00:58,750
‫واقعا غیرمنصفانه‌س.

18
00:00:58,752 --> 00:01:00,352
‫اسبهای نر پرستیژ گیرشون میاد...

19
00:01:00,354 --> 00:01:04,608
‫اما به دنیا اوردن یه اسب مسابقه عالی
‫به همون اندازه بستگی  به...

20
00:01:05,125 --> 00:01:06,892
‫نژاد اسب پدر داره.

21
00:01:26,546 --> 00:01:28,713
‫یه موجود زیبایی.

22
00:01:30,475 --> 00:01:32,276
‫برای این دنیا زیادی زیبایی.

23
00:01:36,423 --> 00:01:38,256
‫به زودی تموم میشه.

24
00:01:39,828 --> 00:01:47,795
‫<font color="#۰۰۰۰ff">تیم ترجمه</font>
‫<font color="#ffffff">iMovie-DL</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">تقدیم می کند</font>

25
00:01:50,184 --> 00:02:05,151
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

26
00:02:07,954 --> 00:02:09,888
‫هی، میخوای ناهار بگیری؟

27
00:02:09,890 --> 00:02:11,923
‫آره، یه برگرفروشی در خیابون آدامز مورگان ـه...

28
00:02:11,925 --> 00:02:13,425
‫میخواستم برم امتحانش کنم.

29
00:02:13,427 --> 00:02:14,826
‫ناهار خیلی به نظر...

30
00:02:14,828 --> 00:02:16,695
‫فکر کنم کلمه‌ای که دنبالشی شگفت‌انگیز باشه.

31
00:02:16,697 --> 00:02:19,564
‫آره، کاملا شگفت‌انگیزه، اما
‫این کاری ـه که پدرومادرها میکنن.

32
00:02:19,566 --> 00:02:21,433
‫اوه!

33
00:02:21,435 --> 00:02:23,868
‫آره،انگار هر کدوممون اصلا
‫پدرومادرهای طبیعی داشتیم.

34
00:02:23,870 --> 00:02:25,303
‫حالا، این کلمه‌ای بود که دنبالش میگشتم.

35
00:02:25,305 --> 00:02:27,572
‫ناهار به نظر خیلی معمولی میاد.

36
00:02:28,775 --> 00:02:30,875
‫میدونی که عاشق معمولیم.

37
00:02:30,877 --> 00:02:32,310
‫یکی واقعا میخواد باهات حرف بزنه.

38
00:02:32,312 --> 00:02:33,511
‫میدونم. ببخشید. الو؟

39
00:02:33,513 --> 00:02:34,879
‫پیت" زنگ زد".

40
00:02:34,881 --> 00:02:36,514
‫از استخوونها دی.ان.ای رو بررسی کرده.

41
00:02:36,516 --> 00:02:37,882
‫ببخشید، علاقه‌ای ندارم.

42
00:02:37,884 --> 00:02:39,084
‫علاقه‌ای نداری؟

43
00:02:39,086 --> 00:02:41,553
‫اوه، درسته، "لیز" اونجاست.

44
00:02:41,555 --> 00:02:43,221
‫ببین، نباید صبح به این زودی زنگ بزنی.

45
00:02:43,223 --> 00:02:45,090
‫- بازاریاب تلفنی.
‫- قرار نبود بهمون زنگ بزنن.

46
00:02:45,092 --> 00:02:47,559
‫ببین، "پیت" میخواد همدیگه رو ببینیم.
‫تو آپارتمانش ساعت ۲.

47
00:02:47,561 --> 00:02:50,422
‫هی، شماره ما تو هیچ فهرست تماسی نیست.
‫کاری که میکنی غیرقانونی ـه.

48
00:02:50,424 --> 00:02:51,936
‫راست میگه. هست.

49
00:02:51,938 --> 00:02:54,499
‫و باورم نمیشم گذاشتم شماها
‫منو با طناب بفرستین تو چاه.

50
00:02:56,737 --> 00:02:58,103
‫ناهار...

51
00:02:58,105 --> 00:03:00,939
‫بدون تماس، بدون هیچ مزاحمتی.

52
00:03:00,941 --> 00:03:04,876
‫موافقم. فقط تو و من، تا معمولی باشیم.

53
00:03:04,878 --> 00:03:07,712
‫آره.

54
00:03:07,714 --> 00:03:09,566
‫ردینگتون"؟"

55
00:03:10,083 --> 00:03:12,617
‫از یه مسافرخونه بدردنخور پیشرفت خوبی به حساب میاد.

56
00:03:12,619 --> 00:03:14,319
‫میتونی از پس هزینه‌ش بربیای؟

57
00:03:14,321 --> 00:03:17,922
‫یه خونه اجاره‌ای ـه سه روزه‌س
‫که "دمبه" آنلاین پیداش کرده.

58
00:03:17,924 --> 00:03:20,025
‫یه چیزی به اسم بی-ان-بی؟

59
00:03:20,027 --> 00:03:21,793
‫با همچین چیزی آشنایی داری؟

60
00:03:21,795 --> 00:03:23,995
‫منو یه میلیارد آدم دیگه داریم.

61
00:03:23,997 --> 00:03:26,598
‫این سایتها صاحبخونه‌هایی
‫رو که میخوان خونه‌شونو اجاره بدن...

62
00:03:26,600 --> 00:03:28,299
‫با مستاجرانی که میخوان اجاره‌شون کنن، جور میکنه...

63
00:03:28,301 --> 00:03:30,735
‫و از هر کدوم هم یه کمیسیونی میگیره.

64
00:03:30,737 --> 00:03:32,804
‫یه مجوز برای پول چاپ کردنه.

65
00:03:32,806 --> 00:03:35,540
‫مستاجرها اصلا لازم نیست
‫صاحبخونه‌ها رو ببینن.

66
00:03:35,542 --> 00:03:39,377
‫رابینسون"ها خیلی راحت"
‫کلیدمو تو یه صندوق بیرون خونه گذاشتن.

67
00:03:39,379 --> 00:03:40,925
‫کاملا ناشناس.

68
00:03:40,927 --> 00:03:42,182
‫جور شد.

69
00:03:44,451 --> 00:03:48,787
‫ایده‌های بزرگ مثل ورزشکارهای بزرگ هستن...

70
00:03:48,789 --> 00:03:51,556
‫موثر، زیبا، قدرتمند.

71
00:03:51,558 --> 00:03:56,238
‫با هر دو تحریک میشم
‫و به خاطر مرگ هر دو سوگواری میکنم.

72
00:03:56,963 --> 00:04:00,899
‫اسب مسابقه قهرمان
‫و مربی در آتش‌سوزی اصطبل مردن.

73
00:04:00,901 --> 00:04:03,835
‫فیتز پلژر" بزرگترین"
‫اسب مسابقه اروپایی...

74
00:04:03,837 --> 00:04:04,929
‫در یک نسل بود.

75
00:04:04,931 --> 00:04:08,039
‫کره‌اسبهای نرش ۱۵۰۰۰۰ یورو قیمتگذاری شده بودن...

76
00:04:08,041 --> 00:04:11,854
‫اما قبل از آتش‌سوزی تنها
‫یه کره اسب نر داشت.

77
00:04:11,856 --> 00:04:13,171
‫یکی.

78
00:04:13,880 --> 00:04:15,663
‫که به خاطر همین میدونم کشته شده.

79
00:04:15,665 --> 00:04:16,692
‫جور شد.

80
00:04:16,694 --> 00:04:19,217
‫اینجا چیزی در مورد قتل
‫یا آتش‌سوزی عمدی نمیگه.

81
00:04:19,219 --> 00:04:21,820
‫در پرورش اسب، ژنها خیلی اهمیت دارن.

82
00:04:21,822 --> 00:04:23,354
‫و "فیتزپلژر" بهترین ژنها رو داشته.

83
00:04:23,356 --> 00:04:26,624
‫صاحبش میخواسته در
‫ازای پخش کردن اسپرمش میلیونها به جیب بزنه.

84
00:04:26,626 --> 00:04:28,927
‫حالا، مرده و یه صاحب دیگه...

85
00:04:28,929 --> 00:04:31,710
‫خیلی راحت در موقعیتی
‫قرار گرفته تا این ثروت باد اورده رو درو کنه.

86
00:04:31,712 --> 00:04:34,291
‫"صاحب تنها کره "فیتزپلژر.

87
00:04:34,292 --> 00:04:36,859
‫- موزها.
‫- چی؟ نه.

88
00:04:36,861 --> 00:04:39,795
‫دیگ، خردل، خورجین...

89
00:04:39,797 --> 00:04:42,732
‫- اون چیه؟ کیو_آی؟
‫- چر.

90
00:04:42,734 --> 00:04:44,901
‫اوه، بیخیال! یعنی نیروی زندگی.

91
00:04:44,903 --> 00:04:49,071
‫راستش، مثل یکی از اون بچه‌های عجیبی...

92
00:04:49,073 --> 00:04:51,407
‫که میدونه چطوری تسمیه تقلیدی رو هجی کنه.

93
00:04:51,409 --> 00:04:54,277
‫اما حتی نمیتونه بگه چرا یه اسب‌کش...

94
00:04:54,279 --> 00:04:56,012
‫در فهرست سیاه ـه.

95
00:04:56,914 --> 00:05:00,716
‫آخرین کرگدن سفید، آخرین پرنده دودو..

96
00:05:00,718 --> 00:05:03,552
‫تنها عضو باقیمونده یک گروه یا یک گونه...

97
00:05:03,554 --> 00:05:05,154
‫پایانی نامیده میشه.

98
00:05:05,156 --> 00:05:07,924
‫"دنبال یه اسب‌کش نمیگردی، "الیزابت...

99
00:05:07,926 --> 00:05:10,393
‫دنبال خود عامل پایانی میگردی...

100
00:05:10,395 --> 00:05:15,464
‫با اسم مستعار آفریننده افسانه‌ایی
‫اشیایی که نمونه ندارن.

101
00:05:15,466 --> 00:05:17,466
‫بغداد ۲۰۱۵.

102
00:05:17,468 --> 00:05:19,535
‫یه آر.پی.جی یه هواپیما خصوصی رو
‫از پا دراورد که داشت...

103
00:05:19,537 --> 00:05:23,372
‫دو نمونه بی‌نظیر از مجسمه‌های
‫الهه سومری، اینانا رو حمل میکرد.

104
00:05:23,374 --> 00:05:25,808
‫چهار خدمه در این سقوط کشته شدن...

105
00:05:25,810 --> 00:05:29,178
‫تنها مجسمه باقی‌مونده رو
‫در دستان یه مالک خصوصی گذاشتن.

106
00:05:29,180 --> 00:05:31,013
‫ترکیه ۲۰۱۶.

107
00:05:31,015 --> 00:05:33,716
‫یه گلخونه یه گونه بی‌نظیر...

108
00:05:33,718 --> 00:05:35,217
‫از جو مقاوم در برابر خشکسالی رو پرورش میداد...

109
00:05:35,219 --> 00:05:37,753
‫که دزدیده شد و سه گیاه‌شناس کشته شدند.

110
00:05:37,755 --> 00:05:40,323
‫پرونده ژنتیکی استفاده شده
‫برای تولید این بذر ربوده شد...

111
00:05:40,325 --> 00:05:42,358
‫و همه نمونه‌ها به جز یکی نابود شد...

112
00:05:42,360 --> 00:05:45,394
‫که به صاحب جدیدش
‫در دروی بعدی واقعا سود زیادی رو میداد.

113
00:05:45,396 --> 00:05:48,264
‫ردینگتون" باور داره که هدف"
‫بعدی این زن در خاک ایالات متحده‌س.

114
00:05:48,266 --> 00:05:49,352
‫زن؟

115
00:05:49,354 --> 00:05:51,667
‫خب، طبق گزارش مقامات ایرلندی...

116
00:05:51,669 --> 00:05:53,169
‫مربی که در آتش‌سوزی مرده...

117
00:05:53,171 --> 00:05:55,738
‫قبل از این اتفاق یه ملاقاتی داشته...

118
00:05:55,740 --> 00:05:58,040
‫زنی از نژاد اروپای شرقی، نزدیک به ۳۰ سال...

119
00:05:58,042 --> 00:05:59,775
‫که با نام مستعار "آلیشیا گری" خودشو معرفی کرده.

120
00:05:59,777 --> 00:06:01,744
‫بهترین راه برای پیدا کردنش حرف زدن با افرادی ـه...

121
00:06:01,746 --> 00:06:03,179
‫که از این اقدامش سود میبرن...

122
00:06:03,181 --> 00:06:04,981
‫"تنها کره باقیمونده "فیتزپلژر.

123
00:06:04,983 --> 00:06:06,107
‫صاحبشو میشناسیم؟

124
00:06:06,109 --> 00:06:07,883
‫"بله، "کیلب هس...

125
00:06:07,885 --> 00:06:10,820
‫مدیر اجرایی یه
‫شرکت پیمانی امنیت جهانی...

126
00:06:10,822 --> 00:06:13,089
‫که در هانوفر مریلند تاسیس شده.

127
00:06:13,091 --> 00:06:16,092
‫بله، از این تراژدی سود بردم.

128
00:06:16,094 --> 00:06:18,127
‫اسب شما یه شب قیمتش سه برابر شده.

129
00:06:18,129 --> 00:06:20,896
‫این که سود نیست. ثروت باد اورده‌س.

130
00:06:20,898 --> 00:06:22,198
‫هر چی دوست داری اسمشو بذار.

131
00:06:22,200 --> 00:06:24,066
‫بازم یه تراژدی ـه
‫که من هیچ ربطی بهش نداشتم.

132
00:06:24,068 --> 00:06:26,202
‫بیانیه‌های مالی شرکتتون رو بررسی کردیم.

133
00:06:26,204 --> 00:06:29,005
‫قرض خیلی زیادی دارین.
‫نمیتونین بستانکاری خودتونو بدین.

134
00:06:29,007 --> 00:06:31,173
‫مشکلاتی داریم، بله
‫اما متوجه نمیشم این چه ربطی...

135
00:06:31,175 --> 00:06:34,744
‫زنی که اجیر کردی و اسم
‫مستعار "آلیشیا گری" رو استفاده کرده میشناسیم.

136
00:06:34,746 --> 00:06:35,945
‫اسم واقعیش چیه؟

137
00:06:35,947 --> 00:06:37,513
‫نمیدونم چونکه من کسی رو اجیر...

138
00:06:37,515 --> 00:06:40,483
‫تو بزرگترین سهامداری و وقتی سهامت به شدت افت میکنه...

139
00:06:40,485 --> 00:06:42,018
‫پس‌اندازتم هم افت شدیدی پیدا میکنه.

140
00:06:42,020 --> 00:06:43,519
‫حالا، این موقعیت خیلی سختی...

141
00:06:43,521 --> 00:06:45,855
‫برای کسی ـه که خودشو به عنوان یه تامین‌کننده می‌بینه...

142
00:06:45,857 --> 00:06:48,457
‫کسی که از یه خانواده مراقبت میکنه.

143
00:06:48,459 --> 00:06:50,760
‫و خودتو اینجوری می‌بینی، مگه نه آقای "هس"؟

144
00:06:50,762 --> 00:06:52,795
‫به خاطر همین مالکیت...

145
00:06:52,797 --> 00:06:54,630
‫اسب باارزش اصیلتو به پسرت منتقل کردی...

146
00:06:54,632 --> 00:06:57,633
‫درست چند روز بعد از
‫"حادثه ناخوشایند "فیتزپلژر...

147
00:06:57,635 --> 00:07:00,803
‫که ارزش دارایی جدیدشو به سقف رسوندی.

148
00:07:00,805 --> 00:07:02,304
‫شاید به سمت ورشکستگی پیش میری...

149
00:07:02,306 --> 00:07:05,007
‫اما به نظر میرسه که پسرت
‫از همیشه ثروتمندتر شده.

150
00:07:05,009 --> 00:07:10,279
‫دارایی رو به خاطر دلایل مالیاتی
‫به فرزندم منتقل کردم.

151
00:07:10,281 --> 00:07:12,048
‫هیچ چیز غیرقانونی در موردش وجود نداره.

152
00:07:12,050 --> 00:07:14,016
‫نه، وجود نداره، اما غیرقانونی ـه...

153
00:07:14,018 --> 00:07:15,751
‫تا برای کشتن یه اسب مسابقه نقشه بریزی.

154
00:07:15,753 --> 00:07:18,888
‫و وقتی بفهمیم این کار رو کردی، که می‌فهمیم...

155
00:07:18,890 --> 00:07:22,324
‫که پسرت هم از این ثروت باد اورده سود میکنه...

156
00:07:22,326 --> 00:07:24,827
‫به عنوان شریک جرم دنبال اونم میریم.

157
00:07:24,829 --> 00:07:26,562
‫پسرمو از این جریان دور نگه دارین.

158
00:07:26,564 --> 00:07:27,963
‫حتما.

159
00:07:27,965 --> 00:07:29,799
‫به محض اینکه بهمون
‫هر چیزی که میدونی رو بگی.

160
00:07:29,801 --> 00:07:32,468
‫اون زن، کیه؟

161
00:07:35,339 --> 00:07:37,440
‫هرگز در مورد قتل چیزی نگفت.

162
00:07:37,442 --> 00:07:40,976
‫فقط گفتکه میتونه
‫ارزش کره اسبمو زیاد کنه.

163
00:07:40,978 --> 00:07:43,179
‫- نگفت چطوری.
‫- چطوری باهاش تماس گرفتی؟

164
00:07:43,181 --> 00:07:45,548
‫نگرفتم. اون اومد پیشم.

165
00:07:45,550 --> 00:07:47,016
‫خب، چطوری بهش پول دادی؟

166
00:07:47,018 --> 00:07:49,351
‫پول نمیخواست.
‫اطلاعات میخواست.

167
00:07:49,353 --> 00:07:50,786
‫چه جور اطلاعاتی؟

168
00:07:50,788 --> 00:07:52,555
‫قوانین امنیتی که برای...

169
00:07:52,557 --> 00:07:54,256
‫دختر یه شاه به کار میبریم.

170
00:07:54,258 --> 00:07:57,693
‫- کی؟
‫- شاهزاده "سونیا" از مونتنگرو.

171
00:07:57,695 --> 00:08:00,729
‫سالها پیش شرکت من تیمشو آموزش داد.

172
00:08:00,731 --> 00:08:02,498
‫حداقل چهار محافظ داره...

173
00:08:02,500 --> 00:08:05,067
‫که در هماهنگی با نیروی پلیس محلی کار میکنن.

174
00:08:05,069 --> 00:08:08,604
‫از اسامی مستعار، ماشینهای گمراه‌کننده استفاده میکنه...

175
00:08:08,606 --> 00:08:11,807
‫و وقتی جایی می‌مونه
‫تمام طبقه رو رزرو میکنه.

176
00:08:33,631 --> 00:08:35,631
‫- "درسنر".
‫- به کجا رسیدیم؟

177
00:08:35,633 --> 00:08:38,868
‫اعداد برای رسیدن به هدفمون دارن بهتر میشن.

178
00:08:38,870 --> 00:08:41,203
‫خوبه. ایستگاه سه رو آماده کن.

179
00:08:41,205 --> 00:08:44,206
‫بزودی یکی دیگه هم اضافه میکنم.

180
00:08:59,690 --> 00:09:02,353
‫این پایان‌دهنده از
‫یه خانواده سلطنتی اروپایی چی میخواد؟

181
00:09:02,439 --> 00:09:04,718
‫شاهزاده تنها وارث تاج‌وتخته.

182
00:09:04,743 --> 00:09:06,889
‫اگر بمیره، خانواده سلطنتی باهاش می‌میره.

183
00:09:06,889 --> 00:09:09,274
‫- کی از این سود میبره؟
‫- طبق گفته وزارت کشور...

184
00:09:09,274 --> 00:09:11,536
‫شاه "جوان" و دخترش اصلاحاتی رو بنا گذاشتن...

185
00:09:11,538 --> 00:09:14,003
‫که به مذاق
‫سنتگراهای این کشور خوش نیومده.

186
00:09:14,004 --> 00:09:16,704
‫پس مرگ شاهزاده به معنای پایان سلسله پادشاهی...

187
00:09:16,706 --> 00:09:18,411
‫و برای محافظه‌کارها یه برد به حساب میاد.

188
00:09:18,436 --> 00:09:20,469
‫باشه، طبق گفته سرویس امنیتی دیپلماتیک...

189
00:09:20,471 --> 00:09:22,371
‫شاهزاده "سونیا" اینجا در دی.سی ـه...

190
00:09:22,373 --> 00:09:24,440
‫تا در کنفرانس یونسکو سخنرانی کنه...

191
00:09:24,442 --> 00:09:26,542
‫و در هتل گریلوک در...

192
00:09:26,544 --> 00:09:30,279
‫مرکز دی.سی به اسم "الیز ولف" اتاق گرفته.

193
00:09:30,281 --> 00:09:31,613
‫آرام"، به تیم امنیتی هتل هشدار بده".

194
00:09:31,615 --> 00:09:34,917
‫،"رسلر"، "نوابی"
‫کین" همین الان به هتل برین".

195
00:09:34,919 --> 00:09:36,985
‫در میان این همه مقاومت...

196
00:09:46,863 --> 00:09:49,098
‫عالیه. لطفا بیاین داخل.

197
00:09:49,100 --> 00:09:50,532
‫دونالد رسلر" از اف.بی.آی".

198
00:09:50,534 --> 00:09:52,501
‫تام کمپل"، رییس امنیت".
‫پیشت تلفن با هم صحبت کردیم.

199
00:09:52,503 --> 00:09:54,470
‫خانم "ولف" تمام طبقه ۱۵ رو رزرو کردن.

200
00:09:54,472 --> 00:09:55,871
‫سریعترین راه به  اونجا چیه؟

201
00:09:55,873 --> 00:09:57,006
‫آسانسور اصلی، تالار جنوبی.

202
00:09:57,008 --> 00:09:58,425
‫برو، من حواسم به دوربینهای نظارتی هست.

203
00:09:58,427 --> 00:10:00,409
‫باید فیلم دوربینهای
‫امنیتی‌تونو ببینم.

204
00:10:10,802 --> 00:10:12,554
‫انتهای راهرو. اتاق ۱۵۵۰.

205
00:10:12,556 --> 00:10:13,956
‫هی، یه دقیقه صبر کن. چی شده؟

206
00:10:13,958 --> 00:10:15,324
‫مامور "دونالد رسلر" از اف.بی.آی.

207
00:10:17,495 --> 00:10:19,528
‫باید شاهزاده‌تونو ببینیم.
‫تهدیدی وجود داره.

208
00:10:19,530 --> 00:10:21,563
‫همین الان پله‌ها رو بررسی میکنم.

209
00:10:35,579 --> 00:10:37,713
‫صبر کن، برگرد. اون پله‌ها.

210
00:10:42,186 --> 00:10:44,219
‫،اتاق کنترل
‫برق طبقه ۱۵ رفت.

211
00:10:44,221 --> 00:10:45,420
‫چی شده؟

212
00:10:47,625 --> 00:10:50,071
‫به طبقه ۱۵ حمله شده.

213
00:10:50,861 --> 00:10:52,227
‫تصاویر رو از دست دادیم.

214
00:10:52,229 --> 00:10:54,062
‫باید همین الان از اونجا بیاریمش بیرون.

215
00:10:56,901 --> 00:10:59,101
‫برگرد! برگرد! حالا!

216
00:11:40,177 --> 00:11:41,643
‫شلیک نکنین! اف.بی.آی!

217
00:11:41,645 --> 00:11:43,178
‫به تایید نیاز دارم. چی شده؟

218
00:11:43,180 --> 00:11:45,948
‫اف.بی.آی. اسلحه‌هاتونو بیارین پایین.

219
00:11:45,950 --> 00:11:47,249
‫چی شده؟

220
00:11:47,251 --> 00:11:48,483
‫شاهزاده "سونیا"، حمله‌ای صورت گرفته.

221
00:11:48,485 --> 00:11:49,952
‫باید با ما بیاین.

222
00:11:54,892 --> 00:11:57,059
‫شاهزاده رو گرفتیم.
‫داریم میایم.

223
00:12:03,934 --> 00:12:05,467
‫آنا دوان"؟"

224
00:12:05,469 --> 00:12:07,035
‫- بله؟
‫- امنیت دیپلماتیک.

225
00:12:07,037 --> 00:12:08,570
‫لطفا با من بیاین.
‫شاهزاده بهتون نیاز داره.

226
00:12:09,108 --> 00:12:10,739
‫خواهش میکنم! ضروری ـه!

227
00:12:13,177 --> 00:12:14,376
‫همگی خوبین؟

228
00:12:14,378 --> 00:12:15,611
‫- "صبر کن، "آنا.
‫- اشکالی نداره.

229
00:12:15,613 --> 00:12:17,012
‫الان در امانی. خواهش میکنم.

230
00:12:17,014 --> 00:12:19,081
‫نه، "آنا". نمیتونیم "آنا" رو تنها بذاریم.

231
00:12:19,083 --> 00:12:21,416
‫عجله کن. خواهش میکنم. سوار شو.

232
00:12:26,356 --> 00:12:27,956
‫تونستم یه نمونه از استخوونها بگیرم...

233
00:12:27,958 --> 00:12:30,726
‫و یه رشته دی.ان.ای ازش بردارم
‫که وقتی در موردش فکر کنی...

234
00:12:30,728 --> 00:12:32,361
‫کار واقعا معرکه‌ای ـه با توجه به اینکه...

235
00:12:32,363 --> 00:12:33,795
‫- اسمی گیر اوردی؟
‫- نه.

236
00:12:33,797 --> 00:12:35,397
‫در هیچکدوم از پایگاه‌های اطلاعاتی که گشتم
‫تطابقی پیدا نشد.

237
00:12:35,399 --> 00:12:37,032
‫حتی پایگاه دی.ان.ای فدرال؟

238
00:12:37,034 --> 00:12:40,535
‫سیستم شناسایی دی.ان.ای
‫یه فرآینده دو مرحله‌ای ـه و نمیتونم از مرحله اولش رد بشم.

239
00:12:40,537 --> 00:12:44,106
‫میتونم از راه دور جستجو رو انجام بدم
‫که به شدت غیرقانونی ـه...

240
00:12:44,108 --> 00:12:45,774
‫اما برات یه تطابق گیر میاره.

241
00:12:45,776 --> 00:12:48,343
‫برای پیدا کردن یه تطابق، به یه
‫مامور فدرال نیاز داری تا اجازه درخواست رو بده.

242
00:12:48,345 --> 00:12:50,746
‫پس، میتونی بفهمی که
‫این استخوونها با یکی در سیستم تطابق داره...

243
00:12:50,748 --> 00:12:52,214
‫اما نمیتونی بفهمی اسم اون شخص چیه...

244
00:12:52,216 --> 00:12:54,383
‫بدون اینکه یه مامور اف.بی.آی اجازه‌شو امضا کنه.

245
00:12:54,385 --> 00:12:55,697
‫که همچین اتفاقی نمی‌افته.

246
00:12:56,781 --> 00:12:58,687
‫- هر فکری که میکنی...
‫- راحت میتونم مدارک شناسایی‌شو بردارم.

247
00:12:58,689 --> 00:13:00,455
‫- این فکر رو نکن.
‫- حتی لازم نیست خبردار بشه.

248
00:13:00,457 --> 00:13:02,090
‫واقعا فکر بدیه.

249
00:13:03,259 --> 00:13:05,260
‫و کارت شناسایی جواب میده.

250
00:13:11,635 --> 00:13:16,071
‫خب، از اپوژن، بی ۱۲، تستسترون شروع میکنم.

251
00:13:16,073 --> 00:13:17,406
‫اگر مثل بقیه واکنش نشون بده...

252
00:13:17,408 --> 00:13:19,975
‫به زودی به سطحی که میخوام میرسونمش.

253
00:13:19,977 --> 00:13:23,178
‫به تیمت خبر بده.
‫میخوام  وقتی که برگردم آماده باشن.

254
00:14:51,097 --> 00:14:53,030
‫سلام.

255
00:14:57,537 --> 00:14:59,503
‫یکی میدونه اینجاییم.

256
00:14:59,505 --> 00:15:01,205
‫چه حیف.

257
00:15:01,207 --> 00:15:04,909
‫تازه داشتم حس میکردم اومدم خونه.

258
00:15:18,004 --> 00:15:19,612
‫یه اسم میخوام.

259
00:15:20,099 --> 00:15:21,799
‫کسی که اجیرت کرده.

260
00:15:21,801 --> 00:15:23,401
‫هیچکس.

261
00:15:23,879 --> 00:15:25,294
‫اجیر نشدیم.

262
00:15:27,473 --> 00:15:29,740
‫گفتار حکیمانه ۲۱، آیه ده...

263
00:15:29,742 --> 00:15:31,909
‫رسالت سلیمان بر بدکاران...

264
00:15:31,911 --> 00:15:34,645
‫و همراهانی که دارن.
‫میشناسیش؟

265
00:15:34,647 --> 00:15:36,180
‫گفتار حکیمانه؟

266
00:15:36,182 --> 00:15:39,083
‫بیشتر از هر آیه‌ای که خوندیم
‫باعث بوجود اومدن عشق و علاقه...

267
00:15:39,085 --> 00:15:40,485
‫در کلاس تلمود میشه.
‫(از آموزشهای دین یهود)

268
00:15:40,487 --> 00:15:42,854
‫شرافتی در میان دزدها وجود نداره.

269
00:15:42,856 --> 00:15:44,121
‫مخالفم.

270
00:15:44,123 --> 00:15:47,391
‫چند تا از دزدها
‫در بین شرفترین مردانی بودن...

271
00:15:47,393 --> 00:15:49,093
‫که تا حالا شناختم.

272
00:15:49,095 --> 00:15:51,562
‫"تو چی، "اسون...

273
00:15:51,564 --> 00:15:54,031
‫مرد باشرفی هستی؟

274
00:15:54,033 --> 00:15:56,868
‫آره، فکر کنم.

275
00:15:58,505 --> 00:16:00,638
‫بیا آزمایشش کنیم، باشه؟

276
00:16:12,485 --> 00:16:14,331
‫یه اسم میخوام.

277
00:16:16,371 --> 00:16:17,725
‫پستچی. تنها چیزی ـه که میدونم.

278
00:16:17,725 --> 00:16:20,595
‫نش" باهاش حرف زد. پستچی ما رو فرستاد".

279
00:16:21,095 --> 00:16:24,430
‫من حسابی خیس آب شدن رو دوست دارم، تو چی؟

280
00:16:33,674 --> 00:16:36,431
‫پستچی. کجا میتونیم پیداش کنیم؟

281
00:16:37,444 --> 00:16:40,479
‫میدونم برات اوضاع خیلی سختیه...

282
00:16:40,481 --> 00:16:43,082
‫اما فهمیدن اینکه چرا "آنا" هدف بوده...

283
00:16:43,084 --> 00:16:45,718
‫بهترین شانسمون برای
‫سالم برگردوندنشه.

284
00:16:45,720 --> 00:16:48,387
‫می‌تونین تصور کنین که چرا یه نفر بخواد...

285
00:16:48,389 --> 00:16:49,988
‫دستیار شما رو به جای شما هدف بگیره؟

286
00:16:51,891 --> 00:16:53,992
‫آنا" دستیارم نیست".

287
00:16:53,994 --> 00:16:55,527
‫اون...

288
00:16:56,048 --> 00:16:58,197
‫توضیحش سخته که اون چیه.

289
00:16:59,599 --> 00:17:01,233
‫من حامله‌م.

290
00:17:01,654 --> 00:17:04,613
‫فرزندم دومین سلسله در نسل تاج‌وتخت میشه.

291
00:17:04,638 --> 00:17:06,572
‫اگر وقتی حامله‌م اتفاقی برام بیافته...

292
00:17:06,574 --> 00:17:08,040
‫اگر به جراحی اضطراری نیاز داشته باشم...

293
00:17:08,042 --> 00:17:10,609
‫آنا" اینجا بود تا انتقال خون رو انجام بده".

294
00:17:10,611 --> 00:17:12,377
‫چرا تو بیمارستان این کار رو انجام ندی؟

295
00:17:13,147 --> 00:17:15,397
‫من گروه خونی بی منفی لوتری دارم.

296
00:17:15,397 --> 00:17:16,964
‫یه نمونه نادره.

297
00:17:16,966 --> 00:17:18,765
‫تضمینی وجود نداره که همچین چیزی داشته باشن.

298
00:17:18,767 --> 00:17:19,817
‫اما "آنا" داره.

299
00:17:19,817 --> 00:17:22,628
‫به خاطر همین اونو نزدیک خودت نگه داشتی؟
‫یه بانک خون متحرکه؟

300
00:17:23,388 --> 00:17:26,174
‫راستش، "آنا" و من
‫نمونه خونی یکسانی نداریم.

301
00:17:26,691 --> 00:17:29,158
‫داری بهم میگی هفت نفر در دنیا...

302
00:17:29,160 --> 00:17:31,027
‫نمونه خونی "آنا" رو دارن؟ هفت؟

303
00:17:31,029 --> 00:17:33,023
‫از بین ۷ میلیارد نفر؟ عالیه، درسته؟

304
00:17:33,048 --> 00:17:35,989
‫به خاطر همین به اسم خون طلایی شناخته میشه.

305
00:17:36,113 --> 00:17:37,737
‫متوجه شدم که نادره...

306
00:17:37,737 --> 00:17:40,237
‫اما متوجه نمیشم چرا باید
‫برای کسی مثل شاهزاده باارزش باشه.

307
00:17:40,239 --> 00:17:42,481
‫باشه، خب ۹۹ درصد از ما...

308
00:17:42,536 --> 00:17:44,703
‫در خونمون پادتنهای به شدت قوی در مقابل بیماریها داریم.

309
00:17:44,703 --> 00:17:46,630
‫اگر کسی از کسی که باید...

310
00:17:46,655 --> 00:17:49,635
‫خون نگیره، بگیره، ناسازگاری میتونه مرگبار باشه.

311
00:17:49,660 --> 00:17:52,425
‫خب، پیدا کردن یه اهداکننده
‫برای افرادی با نمونه خونی نادر...

312
00:17:52,427 --> 00:17:54,521
‫مثل شاهزاده، بسیار بسیار دشواره.

313
00:17:54,521 --> 00:17:56,755
‫و اگر در شرایط بحرانی باشن، تنها میتونه...

314
00:17:56,757 --> 00:17:59,057
‫یه رقابت گریزناپذیر با زمان باشه.

315
00:17:59,059 --> 00:18:01,560
‫و خون طلایی با نمونه
‫خون شاهزاده سازگاری داره.

316
00:18:01,562 --> 00:18:03,142
‫با هر گونه خون نادری.

317
00:18:03,167 --> 00:18:05,597
‫تنها اهداکننده جهانی شناخته‌شده‌س...

318
00:18:05,599 --> 00:18:06,898
‫که به روشنی...

319
00:18:06,900 --> 00:18:10,593
‫توانایی نجات‌بخشش رو بسیار بسیار زیاد میکنه.

320
00:18:10,618 --> 00:18:11,777
‫آره، وقتی که فقط هفت تا باشن، همینطوری میشه.

321
00:18:11,777 --> 00:18:13,410
‫تصور کن این پایان‌دهنده همه هفت
‫نفر به جز یکی رو بکشه.

322
00:18:13,412 --> 00:18:15,512
‫خون فرد باقیمونده به اندازه خونبهای یه پادشاه میشه.

323
00:18:15,514 --> 00:18:17,681
‫و، اینطور که پایگاه اطلاعات خون کمیاب میگه...

324
00:18:17,683 --> 00:18:19,950
‫دو نفر از این بین
‫در سه ماه گذشته ناپدید شدن.

325
00:18:20,025 --> 00:18:22,824
‫پایگاه اطلاعاتی
‫موقعیت افرادی با خون طلایی رو فهرست میکنه؟

326
00:18:22,824 --> 00:18:24,926
‫در این کشور، یکی رو می‌بینم.

327
00:18:24,926 --> 00:18:28,622
‫ایتان ایزاکس" در حال حاضر"
‫در آی.سی.یو بیمارستان مرسی دی.سی ـه.

328
00:18:28,671 --> 00:18:30,871
‫نوابی"، "رسلر"، برین اونجا".

329
00:18:33,341 --> 00:18:34,414
‫بعدی.

330
00:18:35,811 --> 00:18:36,734
‫بعدی!

331
00:18:37,947 --> 00:18:39,257
‫آماده‌س که شما رو ببینه.

332
00:18:39,715 --> 00:18:40,825
‫عذر میخوام.

333
00:18:40,825 --> 00:18:43,480
‫اون آخری سمت راست
‫یه جایی دیدمش.

334
00:18:43,505 --> 00:18:44,627
‫منم همینطور.

335
00:18:44,627 --> 00:18:46,476
‫جدی؟ و کجا بوده؟

336
00:18:46,543 --> 00:18:47,842
‫تو رویاهام.

337
00:18:47,844 --> 00:18:49,708
‫پسرای شیطون نقطه ضعف منن.

338
00:18:52,717 --> 00:18:55,218
‫دیشب دو تا بسته ناخواسته...

339
00:18:55,220 --> 00:18:56,934
‫تو خونه‌م به دستم رسید.

340
00:18:56,934 --> 00:18:58,934
‫بسته‌ها رو با خودتون اوردین، قربان؟

341
00:18:58,936 --> 00:19:01,179
‫متاسفانه به نسبت بزرگن.

342
00:19:02,106 --> 00:19:04,740
‫گفتن که پستچی اونا رو فرستاده.

343
00:19:04,742 --> 00:19:06,942
‫تصور کن چقدر غافلگیر شدم که فهمیدم...

344
00:19:06,944 --> 00:19:09,071
‫منظورشون یه پستچی واقعی بوده.

345
00:19:09,413 --> 00:19:10,846
‫آره.

346
00:19:10,848 --> 00:19:12,714
‫اصلا نمیدونم کی هستن.

347
00:19:13,467 --> 00:19:15,684
‫بذار حافظه‌تو سر جاش بیارم...

348
00:19:15,686 --> 00:19:17,352
‫افرادی هستن که برای کشتن من فرستادی.

349
00:19:17,354 --> 00:19:20,055
‫آره. حتما، بابا.
‫هر چی که تو بگی.

350
00:19:20,057 --> 00:19:22,291
‫میدونی، یه دسته تمبر قشنگ برات دارم.

351
00:19:22,293 --> 00:19:24,326
‫عکس "کالوین" و "هابز" روشونه.

352
00:19:24,328 --> 00:19:26,104
‫چرا اونا رو نمیبری؟

353
00:19:26,864 --> 00:19:28,096
‫نمیدونی من کی هستم؟

354
00:19:28,098 --> 00:19:29,932
‫آره. برام یه دردسری.

355
00:19:29,934 --> 00:19:32,010
‫اما تو اونا رو فرستادی به خونه‌م.

356
00:19:32,369 --> 00:19:33,323
‫چرا؟

357
00:19:33,946 --> 00:19:36,238
‫باشه. شوخی ـه؟

358
00:19:36,240 --> 00:19:37,739
‫میشه گفت بله.

359
00:19:37,741 --> 00:19:41,243
‫جانت" از بخش تیراژ تو"
‫رو فرستاده تا مسخره‌م کنی، درسته؟

360
00:19:41,245 --> 00:19:44,046
‫فکر کنم دقیقا میدونی دارم از چی حرف میزنم.

361
00:19:44,071 --> 00:19:44,975
‫حالا، گوش کن، رفیق.

362
00:19:44,975 --> 00:19:47,995
‫هیچی در مورد تو
‫یا مهمونهایی که به خونه‌ت اومدن نمیدونم.

363
00:19:48,020 --> 00:19:50,433
‫و تنها کسی که میخوام بکشم پزشک پامه...

364
00:19:50,458 --> 00:19:52,692
‫که مجبورم کرده ارتودونسیمو عقب بندازم.

365
00:19:53,052 --> 00:19:54,652
‫‏‏۵۹.۹۸دلار.

366
00:20:01,426 --> 00:20:03,326
‫آلما" هی".

367
00:20:03,748 --> 00:20:06,938
‫ایتان" امیدوار بود قبل"
‫از اینکه ببریمش خونه تو رو ببینه.

368
00:20:06,938 --> 00:20:09,132
‫- حالش چطوره؟
‫- یه مبارزه.

369
00:20:09,980 --> 00:20:11,214
‫اما...

370
00:20:12,149 --> 00:20:15,175
‫هیچ کاری نیست که دکترها
‫بتونن انجام بدن به جز اینکه راحتش کنن.

371
00:20:15,177 --> 00:20:17,419
‫آره، میدونم. شنیدم.

372
00:20:17,421 --> 00:20:19,810
‫همیشه از بیمارستان متنفر بود، پس...

373
00:20:21,158 --> 00:20:23,191
‫اینطوری میتونه تو اتاقش باشه، با ما.

374
00:20:23,193 --> 00:20:24,793
‫درسته. درسته.

375
00:20:32,002 --> 00:20:34,336
‫خب،پرستارها بهم قول دادن...

376
00:20:34,338 --> 00:20:36,905
‫که قبل از اینکه "ایتان" بره بهم خبر بدن.

377
00:20:36,907 --> 00:20:39,875
‫خب، چرا کارتو این بالا تموم نمیکنی و پایین نمیای؟

378
00:20:39,877 --> 00:20:40,945
‫کیک هم دارن.

379
00:20:54,859 --> 00:20:56,935
‫سلام، بچه‌جون.

380
00:20:58,020 --> 00:20:59,361
‫میخوای از اینجا بری بیرون؟

381
00:20:59,363 --> 00:21:02,097
‫- بله؟
‫- میخوای بری خونه؟

382
00:21:02,099 --> 00:21:04,299
‫باشه، باشه.

383
00:21:06,237 --> 00:21:09,638
‫مامور "رسلر"، اف.بی.آی.
‫دنبال "ایتان ایزاکس" میگردیم.

384
00:21:09,990 --> 00:21:12,147
‫چی شده؟ اف.بی.آی با پسرمون چه کار داره؟

385
00:21:12,172 --> 00:21:14,939
‫دلایلی داریم که "ایتان" هدف یه آدمربایی ـه.

386
00:21:14,941 --> 00:21:15,841
‫باید اشتباهی شده باشه.

387
00:21:15,841 --> 00:21:17,971
‫- کجاست؟
‫- تو اتاقش با یه پرستار.

388
00:21:17,996 --> 00:21:20,507
‫آلما" گفتش که تو طبقه چهارم"
‫یه مهمونی خداحافظی میخوان بگیرن.

389
00:21:22,635 --> 00:21:24,976
‫همین الان همه جا رو ببندین. برو!

390
00:21:25,069 --> 00:21:28,405
‫کجاییم "آلما"؟ مامانم کجاست؟

391
00:21:28,405 --> 00:21:31,239
‫عزیزم خواهش میکنم. فقط یکم استراحت کن.

392
00:21:53,921 --> 00:21:56,218
‫اوه! هی، زود باش. چه کار میکنی؟

393
00:21:58,570 --> 00:22:02,006
‫وقتی ۱۷ سالم بود و
‫میرفتم به آکادمی نیروی دریایی...

394
00:22:02,008 --> 00:22:06,295
‫عجیبترین نامه عاشقانه رو به "سارا الن وینستد" فرستادم.

395
00:22:06,295 --> 00:22:07,561
‫هرگز جواب نداد.

396
00:22:07,563 --> 00:22:09,438
‫تا امروز، متقاعد شده بودم...

397
00:22:09,463 --> 00:22:12,207
‫که دفتر پست نتونسته تحویلش بده...

398
00:22:12,371 --> 00:22:15,929
‫و اگر همکارات تنها
‫کارشونو انجام داده بودن...

399
00:22:15,929 --> 00:22:18,730
‫تمام دوران زندگیم ممکن بود متفاوت باشه.

400
00:22:18,731 --> 00:22:21,198
‫ممکن بود لاغرتر باشم
‫و در مین زندگی کنم.

401
00:22:22,172 --> 00:22:24,755
‫متوجهی که مزاحم یه کارمند فدرال شدن...

402
00:22:24,780 --> 00:22:25,698
‫یه جرم به حساب میاد، درسته؟

403
00:22:25,698 --> 00:22:27,040
‫اینم به فهرست اضافه میکنم.

404
00:22:30,169 --> 00:22:31,259
‫رانندگی کن.

405
00:22:41,201 --> 00:22:42,718
‫ساعت ۸ خیلی عالی میشه.

406
00:22:45,623 --> 00:22:47,641
‫اوه، متاسفم، فامیلیم "کین" ـه.

407
00:22:48,376 --> 00:22:49,616
‫ممنون.

408
00:22:49,618 --> 00:22:50,883
‫برنامه یه قرار جذاب رو میریزی؟

409
00:22:50,885 --> 00:22:52,151
‫رستوران کزکبل.

410
00:22:52,153 --> 00:22:54,584
‫- اوه، عاشق کزکبلم.
‫- میدونم.

411
00:22:55,991 --> 00:22:58,010
‫امشب شام میریم بیرون.

412
00:22:58,035 --> 00:22:59,401
‫منظورت چیه؟
‫نمیتونی برای ناهار بمونی؟

413
00:22:59,403 --> 00:23:01,336
‫نه، متاسفم.
‫یه تماس تو پارکینگ داشتم.

414
00:23:01,338 --> 00:23:03,171
‫آرام" بود. گفتش که"
‫در پرونده پیشرفت کردیم.

415
00:23:03,173 --> 00:23:05,076
‫لازم نیست توضیح بدی.

416
00:23:06,377 --> 00:23:09,445
‫اون مرغها و برگرها و...

417
00:23:09,447 --> 00:23:11,280
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌ها رو ببین!

418
00:23:13,885 --> 00:23:16,785
‫آبجو ریشه‌ای.

419
00:23:16,787 --> 00:23:18,687
‫بیخیال. فقط باید بتونم...

420
00:23:18,689 --> 00:23:20,689
‫مثل یه آدم معمولی با شوهرم ناهار بخورم.

421
00:23:20,691 --> 00:23:23,192
‫آره، خب، یه آدم معمولی نیستی.

422
00:23:23,194 --> 00:23:25,060
‫کار معمولی نداری و اشکالی نداره...

423
00:23:25,062 --> 00:23:26,629
‫چونکه عاشق همینتم.

424
00:23:26,631 --> 00:23:30,065
‫گفتی عاشق معمولی بودنی.

425
00:23:30,067 --> 00:23:32,935
‫خب، بودم و هستم.

426
00:23:32,937 --> 00:23:35,938
‫اما، طبیعی، غیرطبیعی، گمراه.

427
00:23:35,940 --> 00:23:39,951
‫هر چیزی که باشی، عاشقتم
‫فقط اینکه درد داره، باشه؟

428
00:23:39,976 --> 00:23:43,544
‫پس برو امروز رو نجات بده، آدم بده رو بگیر
‫هر کاری لازمه انجام بده.

429
00:23:43,546 --> 00:23:45,350
‫فقط تیر نخور.

430
00:23:45,350 --> 00:23:46,616
‫باشه.

431
00:23:46,618 --> 00:23:49,219
‫هی! میشه یکی از اونا بهم بدی؟

432
00:23:56,894 --> 00:23:58,668
‫ساعت هشت کزکبل، تو حساب میکنی.

433
00:23:58,670 --> 00:24:00,750
‫هی، گمراه.

434
00:24:00,775 --> 00:24:02,341
‫خیلی تحریک‌کننده‌س

435
00:24:04,678 --> 00:24:06,945
‫باشه، بعد از بررسی
‫"پرونده پزشکی "ایتان.

436
00:24:06,947 --> 00:24:08,201
‫یه چیز جالب پیدا کردم...

437
00:24:08,201 --> 00:24:11,036
‫قبل از ۲۰۱۱، هیچی نیست.

438
00:24:11,039 --> 00:24:12,438
‫چطور میتونه باشه. نه سالشه؟

439
00:24:12,440 --> 00:24:15,374
‫"چونکه "ایتان ایزاکس
‫همیشه "ایتان ایزاکس" نبوده.

440
00:24:15,376 --> 00:24:16,241
‫دقیقا.

441
00:24:16,241 --> 00:24:20,005
‫ایزاکس" "ایتان" رو در ۲۰۱۰"
‫از یه سازمان غیردولتی به فرزندخوندگی گرفتن...

442
00:24:20,030 --> 00:24:22,430
‫که مدت کوتاهی بچه‌های
‫سوری رو به ایالات متحده می‌اورده.

443
00:24:22,432 --> 00:24:26,568
‫ایتان ایزاکس" به نام "شهیر احمد" در ۲۰۰۸"...

444
00:24:26,570 --> 00:24:32,107
‫در داهار، سوریه
‫از زنی به اسم "نیرا احمد" متولد شده.

445
00:24:32,109 --> 00:24:34,134
‫ایتان" توسط مادرش ربوده شده".

446
00:24:34,159 --> 00:24:36,492
‫و سوابق فرزندخوندگی
‫نشون میده که اونم...

447
00:24:36,494 --> 00:24:37,950
‫مثل پسرش گروه خونی نادری داره.

448
00:24:37,950 --> 00:24:40,967
‫و در کشور جنگ‌زده‌ای مثل سوریه...

449
00:24:41,020 --> 00:24:42,818
‫حتما میدونسته که خون طلایی...

450
00:24:42,820 --> 00:24:45,252
‫در صورت برداشتن زخمی عمیق
‫تقریبا هیچ شانسی برای زنده موندن نداره.

451
00:24:45,252 --> 00:24:47,920
‫خب، اگر مادره هم خون طلایی داره
‫پس اونم در خطره.

452
00:24:47,922 --> 00:24:49,667
‫خب،چرا با پسرش نیومده؟

453
00:24:49,667 --> 00:24:51,067
‫برای جنگیدن برای کشورش.

454
00:24:51,069 --> 00:24:53,102
‫یه عضو فعال ارتش آزاد سوریه بوده...

455
00:24:53,104 --> 00:24:55,666
‫تا اینکه در ۲۰۱۴ ناپدید میشه.

456
00:24:55,691 --> 00:24:57,072
‫درسته بعد از اینکه "ایتان" بیمار شده.

457
00:24:57,072 --> 00:24:58,738
‫سه ماه قبل از اولین حمله‌ش.

458
00:24:58,740 --> 00:24:59,800
‫با پیدا کردن موقعیتش به کجا رسیدیم؟

459
00:24:59,800 --> 00:25:01,366
‫وقتی عکسشو یا عکسهایی که...

460
00:25:01,368 --> 00:25:04,937
‫از دوربینهای ترافیکی نزدیک
‫بیمارستان گرفته شده، مقایسه کردم و اینو پیدا کردم.

461
00:25:04,939 --> 00:25:07,152
‫راننده رو شناسایی کردیم؟

462
00:25:07,183 --> 00:25:08,478
‫هنوز دارم روش کار میکنم.

463
00:25:08,478 --> 00:25:12,167
‫"اینطور که پرونده‌ش میگه، "ایتان
‫دچار ورم عضله قلبی پیشرفته‌س.

464
00:25:12,204 --> 00:25:14,124
‫حالا، عملی که میتونه زندگیشو نجات بده...

465
00:25:14,149 --> 00:25:16,149
‫نیازمند انتقال خون طلایی ـه...

466
00:25:16,151 --> 00:25:17,859
‫که بیمارستان نتونسته انجامش بده.

467
00:25:17,859 --> 00:25:19,568
‫ایتان" داشته به خونه فرستاده میشده تا بمیره".

468
00:25:19,593 --> 00:25:21,417
‫به جاش، مادرش اونو دزدیده.

469
00:25:21,417 --> 00:25:23,488
‫بعد از دزدیدن دو نمونه خون طلایی دیگه.

470
00:25:23,513 --> 00:25:24,969
‫تمام مدت داشتیم از
‫جنبه اشتباهی به جریان نگاه میکردیم.

471
00:25:24,969 --> 00:25:26,930
‫اونا رو نمی‌دزدیده تا پایان‌دهنده باشه...

472
00:25:26,955 --> 00:25:29,155
‫این کار رو میکنه تا
‫به اندازه کافی خون طلایی داشته باشن...

473
00:25:29,157 --> 00:25:30,423
‫تا عمل رو انجام بدن.

474
00:25:30,423 --> 00:25:31,845
‫و فقط به خون نیاز نداره.

475
00:25:31,845 --> 00:25:34,178
‫ورم عضله قلب نیاز به پیوند قلب داره.

476
00:25:34,180 --> 00:25:36,180
‫و برای اینکه بدنش اونو پس نزنه...

477
00:25:36,182 --> 00:25:38,450
‫قلب باید از یکی دیگه
‫که خون طلایی داره بیاد.

478
00:25:38,475 --> 00:25:40,949
‫هر اطلاعاتی که دی.اچ.اس
‫در مورد "نیرا احمد" داره رو بگیر...

479
00:25:40,949 --> 00:25:43,506
‫سوابق تلفنی، گذرنامه‌ها، همکاران شناخته شده.

480
00:25:43,506 --> 00:25:44,608
‫وارد زندگیش شو.

481
00:25:44,608 --> 00:25:46,545
‫آرام"، شبکه دوربینهای مدار بسته رو گسترده‌تر کن"...

482
00:25:46,570 --> 00:25:48,033
‫و ببین میتونیم
‫ردی از اون ماشین گیر بیاریم یا نه.

483
00:25:48,033 --> 00:25:49,457
‫میخوام این زن پیدا بشه...

484
00:25:49,457 --> 00:25:51,791
‫قبل از اینکه شروع
‫به قصابی کردن به خاطر نجات جون پسرش بکنه.

485
00:25:55,096 --> 00:25:56,924
‫کجاییم؟

486
00:25:57,332 --> 00:25:59,253
‫یه جای امن، عزیزم.

487
00:25:59,278 --> 00:26:00,733
‫مامانمو میخوام.

488
00:26:00,735 --> 00:26:02,417
‫من همینجام، عزیزم.

489
00:26:02,900 --> 00:26:06,201
‫،و وقتی همه اینا تموم بشه
‫همه چیزو بهت توضیح میدم، باشه؟

490
00:26:06,203 --> 00:26:07,120
‫قول میدم.

491
00:26:07,457 --> 00:26:10,825
‫فقط باید بدونی هر
‫کاری میتونستم برای محافظتت انجام دادم.

492
00:26:15,999 --> 00:26:17,198
‫فکر نکنم بخوای بهم بگی...

493
00:26:17,200 --> 00:26:19,000
‫چطوری تونستی این کار رو بکنی.

494
00:26:19,002 --> 00:26:20,635
‫چقدر طول میکشه تا استخوونها رو شناسایی کنی؟

495
00:26:20,637 --> 00:26:22,103
‫اینطور که شماها عجله دارین
‫به نظر میاد قراره به...

496
00:26:22,105 --> 00:26:24,205
‫استخوونهای اسامه بن لادن نگاه میکنیم.

497
00:26:24,207 --> 00:26:27,127
‫فقط به محض اینکه چیزی گیر اوردی بهم خبر بده، باشه؟

498
00:26:27,152 --> 00:26:28,484
‫باشه.

499
00:26:42,643 --> 00:26:44,439
‫دشمنانی دارم.

500
00:26:45,075 --> 00:26:46,888
‫افرادی که میخوان منو بکشن.

501
00:26:47,397 --> 00:26:49,264
‫چراش به تو ربطی نداره.

502
00:26:49,499 --> 00:26:52,554
‫،چیزی که مهمه
‫وقتی حرف از امنیت من میشه...

503
00:26:52,579 --> 00:26:55,580
‫اقدامات احتیاطی بسیاری زیادی رو انجام میدم.

504
00:26:56,199 --> 00:27:01,423
‫(تیگر" و "پو" (از شخصیتهای کارتونی"
‫به دستور تو این اقدامات رو نقض کردن.

505
00:27:01,678 --> 00:27:03,945
‫فکر میکنم برای کشتن من بوده.

506
00:27:03,947 --> 00:27:07,306
‫اگر نبوده، باید بهم بگی
‫چرا این کار رو کردن.

507
00:27:07,331 --> 00:27:09,267
‫برای کشتن تو نبوده.

508
00:27:09,399 --> 00:27:12,304
‫،وقتی مردم میرن مسافرت
‫پستشونو معلق میکنن، باشه؟

509
00:27:12,304 --> 00:27:15,139
‫یه فهرست درست میکنیم، یه فهرست...

510
00:27:15,141 --> 00:27:18,008
‫از کسانی که بیرون هستن و
‫چقدر طول میکشه برگردن.

511
00:27:18,010 --> 00:27:20,505
‫و بعد، تا وقتی که نباشن ازشون دزدی میکنیم.

512
00:27:20,800 --> 00:27:22,132
‫همین.

513
00:27:22,133 --> 00:27:23,466
‫مکاتباتشونو میشناسم.

514
00:27:23,468 --> 00:27:26,302
‫میدونم مشترک چه مجله‌هایی هستن.

515
00:27:26,304 --> 00:27:28,304
‫بر این اساس، شاید کد منطقه‌شونو بدونم.

516
00:27:28,306 --> 00:27:29,572
‫میدونی، میتونم...

517
00:27:29,574 --> 00:27:31,140
‫ارزش دارایی‌های داخل خونه رو حدس بزنم.

518
00:27:31,142 --> 00:27:33,243
‫این فهرست چقدر گسترده‌س؟

519
00:27:33,245 --> 00:27:35,879
‫شهر و حومه‌شو پوشش میده.

520
00:27:35,881 --> 00:27:37,614
‫اما میتونه بیشتر از اینو هم پوشش بده.

521
00:27:39,655 --> 00:27:41,317
‫- بیشتر؟
‫- فهرستهای تعلیقی.

522
00:27:41,855 --> 00:27:44,325
‫هر دفتر پستی در کشور
‫اونا رو داره؟

523
00:27:44,327 --> 00:27:45,889
‫آره، فکر کنم.

524
00:27:46,484 --> 00:27:47,736
‫و این دزدها؟

525
00:27:47,761 --> 00:27:50,194
‫تو اینترنت سیاه دنبال
‫افراد علاقه‌مند گشتم.

526
00:27:50,196 --> 00:27:53,798
‫کمیسیونمو پیش میگیرم
‫و بعدش آدرس رو میدم.

527
00:27:53,800 --> 00:27:55,841
‫چه ایده‌ای شگفت‌آوری.

528
00:27:55,841 --> 00:27:57,608
‫واقعا شگفت‌آور.

529
00:27:57,610 --> 00:27:59,310
‫یعنی میگم، البته به جز اینکه...

530
00:27:59,312 --> 00:28:02,279
‫وقتی صاحبان خونه
‫خونه‌هاشون وقتی نیستن اجاره میدن...

531
00:28:02,281 --> 00:28:04,982
‫اما یه مشکل کوچیکه
‫که ما میتونیم در این جمعیت عظیم حل کنیم.

532
00:28:04,984 --> 00:28:06,177
‫صبر کن، پس،تو...

533
00:28:06,202 --> 00:28:07,614
‫اینجا زندگی نمیکنی؟

534
00:28:07,614 --> 00:28:08,661
‫منو ببخشید.

535
00:28:08,661 --> 00:28:10,995
‫و منظورت از ما چی بود؟

536
00:28:10,997 --> 00:28:13,164
‫- صبر کن.
‫- گفت ما؟

537
00:28:17,704 --> 00:28:20,629
‫اسم پایان‌دهنده "نیرا احمد" ـه.

538
00:28:20,654 --> 00:28:23,588
‫یه بچه بیمار داره
‫که نیاز به پیوند قلب داره.

539
00:28:23,590 --> 00:28:26,191
‫غریزه‌م بهم میگه که
‫هر حمله‌ای که اون مسئولشه...

540
00:28:26,193 --> 00:28:27,859
‫برای این عمل یه جور پشتیبانی مالی بوده.

541
00:28:27,861 --> 00:28:29,695
‫و حتما میدونم که افرادی می‌میرن...

542
00:28:29,697 --> 00:28:32,230
‫اگر نفهمیم این جراحی
‫قراره کجا انجام بشه.

543
00:28:32,232 --> 00:28:33,865
‫دیگه چی میدونیم؟

544
00:28:33,867 --> 00:28:35,067
‫هیچی.

545
00:28:35,069 --> 00:28:36,902
‫یه عکس داریم، همین.

546
00:28:36,904 --> 00:28:39,171
‫و بازار سیاه دارو رو نمیشناسیم.

547
00:28:39,173 --> 00:28:40,381
‫تو میشناسی.

548
00:28:41,318 --> 00:28:42,828
‫قبلا اونو دیدم.

549
00:28:42,828 --> 00:28:44,436
‫میدونی کجا پیداش کنی؟

550
00:28:44,810 --> 00:28:46,543
‫نه، اما میدونم کی شاید بدونه.

551
00:28:47,455 --> 00:28:49,037
‫بذار کلاه‌مو بیارم.

552
00:28:49,039 --> 00:28:50,305
‫حتما خوش میگذره.

553
00:29:02,080 --> 00:29:04,147
‫بعدازظهر بخیر، خانم جوون.

554
00:29:04,252 --> 00:29:06,208
‫اومدم اینجا تا لابرادورمو(سگ) بگیرم.

555
00:29:06,210 --> 00:29:07,367
‫اسمش چیه؟

556
00:29:07,367 --> 00:29:09,500
‫فکر نمیکنم هیچ لابررادوری اینجا داشته باشیم.

557
00:29:09,502 --> 00:29:11,002
‫اسمش "ادوینا"ست.

558
00:29:11,004 --> 00:29:13,972
‫توسط یه نفر به اسم "هیرام تومی" اورده شده.

559
00:29:13,974 --> 00:29:16,721
‫"البته، "ادوینا.

560
00:29:17,243 --> 00:29:19,477
‫یادمه، چه سگ نازی.

561
00:29:19,479 --> 00:29:21,212
‫از این طرف.

562
00:29:24,818 --> 00:29:26,050
‫ممنون.

563
00:29:35,862 --> 00:29:38,579
‫کجاییم؟ اینجا کجاست؟

564
00:29:38,604 --> 00:29:42,083
‫"کلینیک خصوصی دکتر "ملیسا لومی...

565
00:29:42,083 --> 00:29:44,617
‫جراح عمومی و صاحب و مالک...

566
00:29:44,619 --> 00:29:46,385
‫دکتران بدون اصول اخلاقی...

567
00:29:46,387 --> 00:29:50,544
‫اولین انتخاب در
‫سیستم سلامتی برای یه خلافکار.

568
00:29:52,092 --> 00:29:55,862
‫چه انگشتان فرزی.
‫چه خاطراتی رو به یادم میاره.

569
00:29:55,864 --> 00:29:57,761
‫"ریموند".

570
00:29:57,761 --> 00:29:59,193
‫باسنت چطوره؟

571
00:29:59,195 --> 00:30:01,754
‫مثل طبل سخته، به لطف تو.

572
00:30:02,165 --> 00:30:04,165
‫با هم دیگه زیر...

573
00:30:04,167 --> 00:30:07,201
‫زیباترین ماه پاییزی...

574
00:30:07,203 --> 00:30:10,338
‫در جنگل دین اردو زده بودیم وقتی یه گراز وحشی...

575
00:30:10,340 --> 00:30:11,673
‫یهو معلوم نیست از کجا پیداش شد...

576
00:30:11,675 --> 00:30:15,009
‫لگن سمت چپمو کبود کرد.

577
00:30:15,011 --> 00:30:19,777
‫و "ملیسا" نه تنها اون هیولا رو
‫کشت و به زخمم رسیدگی کرد...

578
00:30:19,777 --> 00:30:21,010
‫اونم با عسل...

579
00:30:21,013 --> 00:30:23,380
‫- بومادران.
‫- افشره بومادران...

580
00:30:23,382 --> 00:30:28,373
‫بلکه دلپذیرترین خوراک گوشت خوک...

581
00:30:28,398 --> 00:30:29,635
‫شاهانه رو درست کرد.

582
00:30:29,635 --> 00:30:31,635
‫،داستان خیلی جالبیه
‫اما ما یه جورایی عجله داریم.

583
00:30:31,637 --> 00:30:33,270
‫- ما؟
‫- "سینتیا رادرفورد".

584
00:30:33,272 --> 00:30:35,306
‫من آقای "ردینگتون" رو استخدام کردم تا یکی رو پیدا کنه.

585
00:30:35,308 --> 00:30:38,509
‫"یکی از کارفرمایان شما رو، دکتر "فلیکس درسنر...

586
00:30:38,511 --> 00:30:40,311
‫اگر درست به یاد بیارمش.

587
00:30:40,313 --> 00:30:41,699
‫سرگرم یه کاره.

588
00:30:41,699 --> 00:30:42,661
‫کجا؟

589
00:30:42,900 --> 00:30:45,391
‫میدونی که نمیتونم چنین اطلاعاتی رو بدم.

590
00:30:51,389 --> 00:30:54,223
‫ملیسا"، با اینکه از"...

591
00:30:54,225 --> 00:30:57,359
‫محافظتت از این دکتر خوب قدردانی میکنم
‫اون مایه دردسر شده.

592
00:30:57,361 --> 00:31:00,162
‫خانم "رادرفورد" تنها کسی نیست
‫که دنبالش میگرده.

593
00:31:00,164 --> 00:31:01,831
‫پلیسها هم دارن میگردن.

594
00:31:01,833 --> 00:31:03,766
‫کمکم کن قبل از اونا پیداش کنم...

595
00:31:03,768 --> 00:31:06,909
‫و این زخم رو داغ میکنم تا
‫هیچ ربطی به تو پیدا نکنه.

596
00:31:07,579 --> 00:31:08,850
‫چه کار کرده؟

597
00:31:09,363 --> 00:31:11,263
‫هر چی کمتر بدونی، بهتره.

598
00:31:11,265 --> 00:31:13,325
‫فقط یه موقعیت میخوایم.

599
00:31:13,935 --> 00:31:15,234
‫باشه، صبر کن.

600
00:31:15,236 --> 00:31:16,769
‫فکر کنم همین الان فهمیدمش.

601
00:31:16,771 --> 00:31:18,337
‫باشه، آدرس خیابونی که بهم دادی...

602
00:31:18,339 --> 00:31:20,105
‫به عنوان یه موسسه تحقیقاتی جانوری ثبت شده...

603
00:31:20,107 --> 00:31:21,574
‫اما ساخت‌وساز به حالت تعلیق دراومده...

604
00:31:21,576 --> 00:31:23,075
‫به خاطر درگیری قانونی که در جریانه.

605
00:31:23,077 --> 00:31:25,611
‫اگرچه، اگر مجوزها رو درست بخونم...

606
00:31:25,613 --> 00:31:28,548
‫به نظر میاد تنها
‫بخشی از این موسسه که مشکلی نداشته...

607
00:31:28,573 --> 00:31:29,873
‫طبقه دوم بوده.

608
00:31:29,875 --> 00:31:31,364
‫مامور "رسلر" و نوابی" دارن میان...

609
00:31:31,364 --> 00:31:32,763
‫شاید ده دقیقه دیگه برسن.

610
00:31:44,575 --> 00:31:46,242
‫از میزها دور بشین.

611
00:31:46,244 --> 00:31:48,144
‫دستها بالا. همگی
‫دستها رو بذارین جایی که ببینمشون.

612
00:31:48,146 --> 00:31:50,213
‫نه، نه، ادامه بده.

613
00:31:52,683 --> 00:31:55,084
‫میدونم سعی داری پسرتو نجات بدی...

614
00:31:55,086 --> 00:31:58,054
‫اما نمیتونم بذارم
‫به خاطرش به این افراد آسیب بزنی.

615
00:31:58,056 --> 00:31:59,974
‫نمیذارم بمیره.

616
00:32:00,996 --> 00:32:02,818
‫باید بهمون اجازه بدی
‫ببریمش خونه.

617
00:32:02,818 --> 00:32:05,785
‫خونه‌ش پیش منه. یه بار ازش دست کشیدم.

618
00:32:05,787 --> 00:32:07,872
‫دوباره این کار رو نمیکنم.

619
00:32:07,872 --> 00:32:09,444
‫پس میریم بیمارستان.

620
00:32:10,208 --> 00:32:13,242
‫میدونی بیمارستان نمیتونه کمکی بکنه.

621
00:32:14,149 --> 00:32:16,053
‫یکی رو میشناسم که میتونه.

622
00:32:17,825 --> 00:32:19,593
‫چی داری میگی؟

623
00:32:22,048 --> 00:32:23,619
‫نیرویی قدرتمندتر...

624
00:32:23,619 --> 00:32:26,486
‫از عشق یه مادر به بچه‌ش در دنیا وجود داره؟

625
00:32:27,922 --> 00:32:31,864
‫معجزات پزشکی نوین
‫در مقابلش رنگ می‌بازن.

626
00:32:33,128 --> 00:32:34,684
‫میتونه نجات‌بخش باشه.

627
00:32:35,631 --> 00:32:36,939
‫اما اینجا نه.

628
00:32:37,697 --> 00:32:38,857
‫الان نه.

629
00:32:39,432 --> 00:32:41,744
‫افرادی بعدی که مثل مور و ملخ میریزن اینجا...

630
00:32:41,769 --> 00:32:44,417
‫همه شما رو میندازن زندان.

631
00:32:45,173 --> 00:32:50,137
‫بهترین شانس پسرت اینه که با هم بریم.

632
00:32:51,078 --> 00:32:51,883
‫الان.

633
00:32:52,485 --> 00:32:53,247
‫بریم؟

634
00:32:53,247 --> 00:32:55,516
‫دکتر "درسنر" میتونه
‫برای مراقبت از بقیه بمونه.

635
00:32:55,541 --> 00:32:59,184
‫نه. بدون دکتر یا قلب قابل دوام، نمیتونه...

636
00:32:59,186 --> 00:33:00,256
‫- میدونم.
‫- نمیتونیم.

637
00:33:00,258 --> 00:33:04,590
‫،دارم غیرممکن رو میخوام
‫تا به یه فرد کاملا غریبه اعتماد کنی...

638
00:33:04,592 --> 00:33:06,775
‫و سلامتی پسرتو دستش بسپری.

639
00:33:06,777 --> 00:33:08,527
‫اما اگر اینجا بمونی...

640
00:33:08,529 --> 00:33:12,820
‫مقامات اونو میبرن و اون می‌میره.

641
00:33:14,465 --> 00:33:15,709
‫خواهش میکنم.

642
00:33:16,836 --> 00:33:18,025
‫بهم اعتماد کن.

643
00:33:40,125 --> 00:33:41,892
‫سه بیمار به صورت فوری تخلیه میشن.

644
00:33:41,894 --> 00:33:44,328
‫- کین"؟ چی شده؟"
‫- نیرا" کجاست؟"

645
00:33:44,330 --> 00:33:46,096
‫قبل از اینکه اینجا برسم
‫اون و پسرش فرار کردن.

646
00:33:46,098 --> 00:33:47,831
‫باشه، میخوام هلیکوپترها پرواز کنن...

647
00:33:47,833 --> 00:33:49,766
‫و تا شعاع دو مایلی اینجا رو پوشش بدن...

648
00:33:49,768 --> 00:33:51,969
‫میخوام این زن پیدا بشه.

649
00:34:04,016 --> 00:34:06,354
‫- به خدماتت نیاز دارم.
‫- نه.

650
00:34:06,905 --> 00:34:08,456
‫یه درخواست نبود.

651
00:34:15,116 --> 00:34:17,043
‫متاسفیم که تو رو درگیر این ماجرا کردیم.

652
00:34:17,043 --> 00:34:18,175
‫نه، نیستی.

653
00:34:18,177 --> 00:34:19,677
‫باشه، نه، نیستم.

654
00:34:19,679 --> 00:34:21,872
‫اگر معناش نجات دادن زندگی "ایتان" باشه.

655
00:34:21,872 --> 00:34:24,684
‫متاسف نیستی که در این دنیایی...

656
00:34:25,040 --> 00:34:26,673
‫در دنیای اون.

657
00:34:26,675 --> 00:34:29,076
‫دستگاه بایپس آماده‌س.
‫بیماره آماده شده.

658
00:34:29,078 --> 00:34:31,359
‫به محض اینکه قلب اهدایی برسه
‫میتونیم شروع کنیم.

659
00:34:31,359 --> 00:34:33,125
‫قلب همین الانم اینجاست.

660
00:34:36,555 --> 00:34:41,323
‫میدونی، روزی که تو متولد شدی، منم به دنیا اومدم.

661
00:34:42,445 --> 00:34:46,315
‫روزی بود که معنای
‫واقعی زندگیمو کشف کردم...

662
00:34:46,717 --> 00:34:51,620
‫که تنها عشق ورزیدن
‫و محافظت کردن از تو تا ابد بود.

663
00:34:55,993 --> 00:34:58,527
‫چه کار داری میکنی؟

664
00:34:58,834 --> 00:35:01,134
‫نمیتونی این زن رو بکشی تا اون پسر رو نجات بدی.

665
00:35:01,159 --> 00:35:03,994
‫موافقم. اصلا
‫قصد کشتن اونو ندارم.

666
00:35:05,434 --> 00:35:06,634
‫عجیبه...

667
00:35:07,065 --> 00:35:09,566
‫همیشه یه آدم با خون طلایی میشناختم که مجبور بود بمیره...

668
00:35:09,568 --> 00:35:11,668
‫تا جون اونو نجات بده...

669
00:35:12,610 --> 00:35:15,609
‫اما هرگز تصور نمیکردم اون فرد خود من میشم.

670
00:35:22,515 --> 00:35:26,583
‫♪ وقتی از کنارت در چارچوب در رد شدم ♪

671
00:35:26,585 --> 00:35:29,991
‫♪ بهم نگاهی انداختی ♪

672
00:35:30,729 --> 00:35:34,064
‫♪ حتما توی همون اتوبوس آخر به سمت خونه بوده ♪

673
00:35:34,066 --> 00:35:36,816
‫♪ اما ازت خواستم که با هم برقصیم ♪

674
00:35:38,170 --> 00:35:41,438
‫♪ حالا با هم تو سینما قرار میذاریم ♪

675
00:35:41,440 --> 00:35:45,709
‫♪ همیشه لکه‌های شکلات رو شلوارمه ♪

676
00:35:45,711 --> 00:35:48,645
‫♪ پدر دیوونه میشه ♪

677
00:35:48,647 --> 00:35:51,582
‫♪ میگه که داری تو رویا زندگی میکنی ♪

678
00:35:51,584 --> 00:35:55,185
‫♪ زیر نور مهتاب می‌رقصم ♪

679
00:35:55,187 --> 00:35:58,355
‫♪ منو تو نور خودش گیر میندازه ♪

680
00:35:58,357 --> 00:36:02,256
‫♪ چیزی نیست ♪
‫♪ زیر نور مهتاب می‌رقصم ♪

681
00:36:02,256 --> 00:36:05,057
‫♪ در این شب بلند و گرم تابستونی ♪

682
00:36:05,718 --> 00:36:06,711
‫امنه.

683
00:36:07,653 --> 00:36:11,621
‫♪ خب، ساعت ۳ صبحه ♪

684
00:36:11,623 --> 00:36:15,264
‫♪ و من دوباره تو خیابونم ♪

685
00:36:16,161 --> 00:36:18,914
‫♪ از یه هشدار دیگه سرپیچی کردم ♪

686
00:36:19,198 --> 00:36:22,666
‫♪ باید تا ساعت ده خونه می‌بودم ♪

687
00:36:22,668 --> 00:36:24,234
‫هدف نهایی چیه؟

688
00:36:26,071 --> 00:36:29,754
‫نیرا" خودشو برای"
‫نجات پسرش قربانی میکنه و بعدش چی؟

689
00:36:30,242 --> 00:36:34,503
‫باید یه انگیزه فراتر از این وجود داشته باشه
‫وگرنه چرا باید خودتو به زحمت بندازی؟

690
00:36:35,848 --> 00:36:39,340
‫هیچ قصد مخفیانه‌ای
‫برای دادن این پرونده بهت نداشتم..

691
00:36:39,852 --> 00:36:42,593
‫فقط یه تمایل واقعی برای
‫توقف یه خلافکار...

692
00:36:42,595 --> 00:36:46,038
‫باور داشتم که واقعا سزاوار سرزنشه.

693
00:36:46,145 --> 00:36:48,045
‫حالا به چی باور داری؟

694
00:36:48,227 --> 00:36:51,037
‫که یه گناهکار ممکنه یه قدیس هم باشه.

695
00:36:52,520 --> 00:36:55,027
‫هنوز داریم در مورد "نیرا" حرف میزنیم؟

696
00:36:55,948 --> 00:36:57,824
‫با توجه به شرایط یکسان...

697
00:36:57,826 --> 00:37:00,953
‫دوست دارم فکر کنم
‫که به اندازه اون می‌تونستم شجاع باشم.

698
00:37:01,563 --> 00:37:03,430
‫میدونم که میخوام باشم.

699
00:37:09,805 --> 00:37:12,038
‫- چطوره؟
‫- فعلا زنده‌س.

700
00:37:12,040 --> 00:37:14,341
‫قلبش داره خودش می‌تپه.

701
00:37:14,343 --> 00:37:17,744
‫یه آمبولانس داره میاد
‫تا اونو به یه بیمارستان مناسب ببره.

702
00:37:17,746 --> 00:37:21,296
‫اگر امشب رو پشت سر بذاره، شانسی داره.

703
00:37:21,765 --> 00:37:23,297
‫خدا رو شکر.

704
00:37:24,086 --> 00:37:25,285
‫بهت بدهکارم.

705
00:37:25,287 --> 00:37:26,653
‫الان میتونم بدهی‌مو بگیرم؟

706
00:37:26,655 --> 00:37:27,854
‫هر قیمتی میخوای بگو.

707
00:37:27,856 --> 00:37:29,589
‫دیگه بهم زنگ نزن...

708
00:37:29,591 --> 00:37:30,824
‫هیچکدومتون.

709
00:37:30,826 --> 00:37:33,893
‫نیک" واقعا که منظورت این نیست".

710
00:37:35,432 --> 00:37:37,700
‫اون تحت‌تعقیبترین خلافکار این کشوره.

711
00:37:37,702 --> 00:37:39,131
‫پدرمه.

712
00:37:39,931 --> 00:37:41,599
‫که بهونه چیزی نمیشه.

713
00:37:48,173 --> 00:37:49,741
‫"یه ساعت پیش،"ایتان ایزاکس...

714
00:37:49,743 --> 00:37:52,152
‫به بیمارستان برگردونده شده.

715
00:37:52,679 --> 00:37:54,779
‫اما تو از قبل میدونستی مگه نه؟

716
00:37:55,708 --> 00:37:56,267
‫بله.

717
00:37:56,267 --> 00:37:58,116
‫که یعنی میدونی "نیرا احمد" هم...

718
00:37:58,141 --> 00:37:59,321
‫اورده شده...

719
00:37:59,321 --> 00:38:01,451
‫برای کالبدشکافی
‫که مشخص بشه کی تو سرش شلیک کرده...

720
00:38:01,476 --> 00:38:03,576
‫و قلبشو به بدن پسرش پیوند زده.

721
00:38:03,578 --> 00:38:06,179
‫- به خودش شلیک کرد.
‫- به همکارات دروغ گفتی.

722
00:38:06,181 --> 00:38:08,081
‫بهشون گفتی که نمیدونی
‫نیرا" و پسرش کجان"...

723
00:38:08,083 --> 00:38:09,621
‫در حالی که نه تنها میدونستی کجان...

724
00:38:09,621 --> 00:38:11,183
‫با "ردینگتون" برنامه ریختی...

725
00:38:11,208 --> 00:38:12,808
‫تا یه عمل بدون مجوز رو ترتیب بدی.

726
00:38:12,810 --> 00:38:14,776
‫اگر این کار رو نکرده بودم، "ایتان" می‌مرد.

727
00:38:14,778 --> 00:38:16,411
‫و مادرش زنده می‌موند.

728
00:38:16,413 --> 00:38:19,014
‫یه خلافکار مرده تا زندگی یه بچه رو نجات بده.

729
00:38:19,016 --> 00:38:20,549
‫من باهاش مشکلی ندارم.

730
00:38:20,551 --> 00:38:22,217
‫کی اهمیت میده تو باهاش
‫مشکلی داشته باشی یا نه؟

731
00:38:22,219 --> 00:38:24,223
‫تو تصمیم نمیگیری کی زنده بمونه و کی بمیره.

732
00:38:24,223 --> 00:38:25,756
‫ردینگتون" هم همینطور".

733
00:38:25,757 --> 00:38:27,056
‫این ایده خودش بود، نه؟

734
00:38:27,058 --> 00:38:28,758
‫بله، و من باهاش موافقت کردم.

735
00:38:29,250 --> 00:38:30,526
‫میدونم.

736
00:38:30,528 --> 00:38:32,420
‫و چیزی که نگرانم میکنه...

737
00:38:32,731 --> 00:38:34,797
‫فقط الان نیست، بلکه هر چی جلوتر بریم...

738
00:38:34,799 --> 00:38:36,165
‫نفوذش روی تو بیشتر میشه.

739
00:38:36,716 --> 00:38:38,334
‫من تحت نفوذ اون نیستم.

740
00:38:38,336 --> 00:38:41,504
‫الیزابت"، میدونی چقدر بهت اهمیت میدم".

741
00:38:41,840 --> 00:38:44,179
‫انگار که دختر خودمی.

742
00:38:44,542 --> 00:38:46,576
‫اما نیستی، دختر اونی...

743
00:38:46,578 --> 00:38:49,946
‫و دروغ گفتم اگر بگم
‫این منو نگران نمیکنه.

744
00:38:50,313 --> 00:38:52,148
‫هیچ دلیلی نداره نگران بشی.

745
00:38:52,767 --> 00:38:53,758
‫شاید.

746
00:38:53,760 --> 00:38:57,653
‫اما اگر امروز رو یه نشونه بگیریم، فکر کنم باید بشم.

747
00:38:58,238 --> 00:39:00,523
‫"زیر نظرت دارم "الیزابت.

748
00:39:06,660 --> 00:39:08,426
‫گوش کن، مرد، تمام روز داشتم زنگ میزدم.

749
00:39:08,428 --> 00:39:09,912
‫پدر زنتو سرزنش کن.

750
00:39:09,912 --> 00:39:12,279
‫اون و "لیز" منو
‫وارد یه جریان دیوونه‌کننده کشوندن.

751
00:39:12,282 --> 00:39:13,481
‫چه کار کردن؟

752
00:39:13,483 --> 00:39:15,344
‫نگران نباش، از راز کوچولومون حرفی نزدم.

753
00:39:15,346 --> 00:39:16,784
‫خب، از "پیت" چه خبر؟

754
00:39:16,786 --> 00:39:18,934
‫چونکه چهار بار زنگ زدم و هیچ جوابی نگرفتم.

755
00:39:18,935 --> 00:39:20,534
‫وقتی چیزی پیدا کنه زنگ میزنه.

756
00:39:20,536 --> 00:39:22,103
‫از این اوضاع خوشم نمیاد. استخوونها دست اونه.

757
00:39:22,105 --> 00:39:23,704
‫ارتباط لازم با سیستم رو داشته.

758
00:39:23,706 --> 00:39:25,406
‫یعنی میگم، میتونستم امروز صبح...

759
00:39:25,408 --> 00:39:26,540
‫علامت دلار رو تو چشمهاش ببینم.

760
00:39:26,542 --> 00:39:27,775
‫اگر دورمون بزنه چی؟

761
00:39:27,777 --> 00:39:29,744
‫ببین، خونه‌ش سر راهمه.

762
00:39:29,746 --> 00:39:31,746
‫یه سر میزم، ببینم چه خبر شده.

763
00:39:31,748 --> 00:39:33,547
‫راستش، نمیدونم کی دیوونه‌تره...

764
00:39:33,549 --> 00:39:35,607
‫تو یا اون یا من
‫که به هر دوتون کمک میکنم.

765
00:39:35,632 --> 00:39:37,537
‫فقط وقتی ازش
‫خبری گرفتی بهش زنگ بزن.

766
00:39:40,961 --> 00:39:42,061
‫من از همه بدترم.

767
00:39:42,061 --> 00:39:45,229
‫باورم نمیشه ناهار و شام رو از دست دادم.

768
00:39:45,232 --> 00:39:46,531
‫نگرانش نباش.

769
00:39:46,533 --> 00:39:48,215
‫به نظر میاد روز سختی داشتی.

770
00:39:48,215 --> 00:39:49,388
‫آره.

771
00:39:49,388 --> 00:39:52,375
‫پیچیده بود.

772
00:39:58,907 --> 00:40:00,206
‫آنتونی". خوش اومدی".

773
00:40:00,231 --> 00:40:02,462
‫ببین، اگر جریان تویی...

774
00:40:02,487 --> 00:40:03,998
‫که یه بخش از تجارتمو میخوای...

775
00:40:04,023 --> 00:40:05,127
‫اینطور نیست.

776
00:40:07,078 --> 00:40:08,028
‫باشه، خوبه.

777
00:40:08,352 --> 00:40:09,985
‫جریان اینه که میخوام تجارتتو ازت بگیرم.

778
00:40:09,988 --> 00:40:11,754
‫آره، نه!نه! امکان نداره!

779
00:40:11,756 --> 00:40:14,746
‫همین الان، ۱۰۰ درصد یه تجارتو داری...

780
00:40:14,771 --> 00:40:18,472
‫که سالی ۵۰ تا ۱۰۰ هزار دلار برات درآمد داره. شاید.

781
00:40:18,474 --> 00:40:20,741
‫بهت ده درصد تجارتی رو پیشنهاد میدم...

782
00:40:20,743 --> 00:40:23,477
‫که ۱۰۰ بار بیشتر درآمد داره.

783
00:40:26,328 --> 00:40:27,595
‫چطور میخوای این کار رو بکنی؟

784
00:40:27,597 --> 00:40:31,480
‫ارزش اطلاعاتت به این نیست که میتونی...

785
00:40:31,505 --> 00:40:32,983
‫چیزایی رو از این خونه‌ها برداری...

786
00:40:32,983 --> 00:40:35,589
‫در اینه که میتونی چه کسانی رو واردشون کنی.

787
00:40:35,589 --> 00:40:37,756
‫خونه‌های امن قابل اعتماد...

788
00:40:37,758 --> 00:40:42,141
‫واقعا به سختی پیدا میشن و
‫همیشه قیمت گزافی دارن.

789
00:40:42,166 --> 00:40:46,168
‫به جای دزدی کردن از این خونه‌ها، پیشنهاد اجاره‌شونو...

790
00:40:46,170 --> 00:40:48,904
‫به افرادی میدم که نمیخوان پیدا بشن.

791
00:40:48,906 --> 00:40:51,656
‫اگر بتونی فهرست تعلیقها رو
‫در هر ایالت جور کنی...

792
00:40:51,681 --> 00:40:54,182
‫شبکه‌ای قابل اعتماد از مخفیگاه گیر میاریم...

793
00:40:54,184 --> 00:40:56,536
‫که در سرتاسر کشور گسترده شده.

794
00:40:56,781 --> 00:40:58,314
‫میتونی این فهرستها رو گیر بیاری؟

795
00:40:58,316 --> 00:41:00,850
‫آره، میتونم.
‫میتونی این افراد رو گیر بیاری؟

796
00:41:00,852 --> 00:41:03,686
‫تنها اونایی که میخوان پول گزافی به خاطرش بدن.

797
00:41:03,688 --> 00:41:07,886
‫پس، من، ما قراره پولدار بشیم؟

798
00:41:07,911 --> 00:41:09,210
‫به شکل شهوت‌انگیزی.

799
00:41:09,212 --> 00:41:11,179
‫تا اون موقع، برای فردا شب...

800
00:41:11,181 --> 00:41:12,629
‫چی تو دستت داری؟

801
00:41:25,729 --> 00:41:26,993
‫پیت"؟"

802
00:41:27,018 --> 00:41:28,761
‫خیلی میترسم قبولش کنم.

803
00:41:29,366 --> 00:41:31,532
‫نمیخوام قبولش کنم. اما حقیقت داره.

804
00:41:31,534 --> 00:41:32,579
‫نه، نیست.

805
00:41:32,581 --> 00:41:34,936
‫ببین، "لیز"، مهربونی...

806
00:41:34,938 --> 00:41:37,171
‫و با شرف و راستگویی.

807
00:41:37,173 --> 00:41:38,406
‫ردینگتون" با شرف نیست".

808
00:41:38,408 --> 00:41:40,708
‫دروغگو و خطرناکه.

809
00:41:40,710 --> 00:41:43,378
‫ردینگتون" و من "نیک" رو وارد چیزی کردیم"...

810
00:41:43,380 --> 00:41:45,072
‫که هرگز حاضر نبود درش شرکت داشته باشه.

811
00:41:45,749 --> 00:41:48,216
‫نیک" مرد بزرگیه".
‫میتونه از خودش مراقبت کنه.

812
00:41:48,218 --> 00:41:51,986
‫میدونم میتونه، اما در نهایت، مسئولیت منه.

813
00:41:51,988 --> 00:41:53,688
‫نیک" هرگز گیر "ردینگتون" نمی‌افتاد"...

814
00:41:53,690 --> 00:41:54,922
‫اگر به خاطر من نبود.

815
00:41:56,793 --> 00:41:58,960
‫و برامون دوست خوبی بوده...

816
00:42:00,629 --> 00:42:03,631
‫و این حسو دارم که
‫دیگه هرگز نمی‌بینیمش.

817
00:42:06,069 --> 00:42:07,502
‫و سرزنشش نمیکنم.

818
00:42:09,338 --> 00:42:11,839
‫نظرش عوض میشه. میشه.

819
00:42:11,841 --> 00:42:13,441
‫فقط یکم بهش وقت بده.

820
00:42:14,131 --> 00:42:15,543
‫درست میشه.

821
00:42:16,776 --> 00:42:28,876
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

