‫﻿۱
00:00:02,896 --> 00:00:05,598
‫(فرکانس ۱۰۱.۲ رادیو  "سون ولیز" (هفت دره.

2
00:00:05,600 --> 00:00:07,533
‫و "جانت جکسون" از سلطنتش...

3
00:00:07,535 --> 00:00:09,068
‫چهار هفته‌ای بالای جدول کنار زده میشه...

4
00:00:09,070 --> 00:00:11,137
‫اینم از گروه "روکست" با تک آهنگ جدیدشون...

5
00:00:24,592 --> 00:00:26,191
‫"در دیوار برلین در دروازه "برادنبورگ...

6
00:00:26,193 --> 00:00:27,926
‫من "تام بروکا" هستم.

7
00:00:27,928 --> 00:00:29,862
‫دروازه "برادنبرگ"، البته در برلین شرقی ـه...

8
00:00:29,864 --> 00:00:32,231
‫و صدایی که میشنوین
‫و چیزی که امشب می‌بینین...

9
00:00:32,233 --> 00:00:34,868
‫چکشها و داسها نیست، بلکه
‫چکشها و اسکنه‌هاست...

10
00:00:34,870 --> 00:00:37,756
‫چونکه افراد جوان دارن
‫تیکه‌تیکه این دیوار رو میکنن.

11
00:00:38,108 --> 00:00:40,645
‫امروز بعدازظهر، کمیته مرکزی کمونیست...

12
00:00:40,647 --> 00:00:41,631
‫در برلین شرقی...

13
00:00:41,633 --> 00:00:42,907
‫پایان یه عصر‌ ـه، ها؟

14
00:00:42,909 --> 00:00:47,079
‫عصر. به یه کلمه پنج
‫حرفی نیاز داریم که به "هـ" ختم میشه.

15
00:00:47,081 --> 00:00:48,927
‫امشب، شهروندانی از هر دو آلمان...

16
00:00:48,929 --> 00:00:50,924
‫- حادثه.
‫- آواز میخونن و میقرصن..

17
00:00:50,926 --> 00:00:54,512
‫- در بالای دیوار دور هم جمع شدن...
‫- هی، دخترها هنوز خوابن؟

18
00:00:54,572 --> 00:00:56,839
‫کارن" تا الان اونا رو رسونده".

19
00:00:56,841 --> 00:00:58,975
‫در بخش شرقی دیوار برلین...

20
00:00:58,977 --> 00:01:00,910
‫امشب چیز جدیدی وجود داره.

21
00:01:00,912 --> 00:01:03,679
‫سربازها دارن از بین میبرینش
‫نه اینکه با تفنگ ازش نگهبانی بدن.

22
00:01:03,681 --> 00:01:05,782
‫من، من باید برم سر کار.

23
00:01:05,784 --> 00:01:08,251
‫عزیزم، هنوز خیلی زوده.

24
00:01:09,521 --> 00:01:11,854
‫زود رفتن به موقع رسیدن ـه...

25
00:01:11,856 --> 00:01:13,790
‫به موقع رفتن دیر رسیدنه....

26
00:01:14,191 --> 00:01:17,026
‫و دیر رسیدن غیرقابل قبوله.

27
00:02:27,838 --> 00:02:29,304
‫نه، خواهش میکنم.

28
00:02:29,329 --> 00:02:31,963
‫کی تو رو فرستاده؟ میتونیم حرف بزنیم.

29
00:02:31,988 --> 00:02:34,563
‫ما، ما، ما میتونیم حرف بزنیم!

30
00:02:34,564 --> 00:02:39,839
‫<font color="#۰۰۰۰ff">تیم ترجمه</font>
‫<font color="#ffffff">iMovie-DL</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">تقدیم می کند</font>

31
00:02:40,695 --> 00:02:44,080
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

32
00:02:44,086 --> 00:02:45,452
‫میشه منم بازی کنم؟

33
00:02:45,454 --> 00:02:47,321
‫جلوی دیدمو گرفتی.

34
00:02:47,323 --> 00:02:49,189
‫یه سوراخ زیر فانوس دریایی ـه.

35
00:02:49,191 --> 00:02:50,828
‫من "کارم" بازی میکنم.

36
00:02:52,697 --> 00:02:54,097
‫خودشه.

37
00:02:54,163 --> 00:02:56,763
‫دمبه" و من برای یه تورنمنت برنامه‌ریزی کردیم".

38
00:02:56,765 --> 00:02:58,899
‫الان هفته‌ها ازش میگذره...

39
00:02:58,901 --> 00:03:00,967
‫اما واقعا نتونستیم
‫سر شکلش به توافق برسیم.

40
00:03:00,969 --> 00:03:03,337
‫بالاخره سیستم "پرویا" رو از زیر خاک کشیدم بیرون...

41
00:03:03,339 --> 00:03:05,405
‫با محدودیت دو ضربه، و اینجاییم.

42
00:03:05,407 --> 00:03:07,441
‫تورنمنت این هفته‌س.

43
00:03:07,443 --> 00:03:11,411
‫و خیلی دوست دارم ببرم.

44
00:03:15,716 --> 00:03:18,406
‫اوه! و فکر میکردم تمام
‫پیرمردای، ثروتمند و سفیدپوست...

45
00:03:18,460 --> 00:03:19,493
‫در گلف کارشون خوبه.

46
00:03:19,495 --> 00:03:20,841
‫شاید به خاطر چوبم باشه.

47
00:03:22,711 --> 00:03:25,198
‫"میچل دانینگ" از میدون "دوپانت"...

48
00:03:25,234 --> 00:03:27,201
‫قراره ترور بشه.

49
00:03:27,203 --> 00:03:28,916
‫ببخشید "میچل" کی؟

50
00:03:28,941 --> 00:03:30,243
‫"دانینگ".

51
00:03:30,773 --> 00:03:32,973
‫از طریق یکی از
‫همکارام منو پیدا کرد...

52
00:03:32,975 --> 00:03:34,486
‫و میخواد ناپدید بشه.

53
00:03:34,488 --> 00:03:36,677
‫مشکلم اینه که منابع لازم رو ندارم...

54
00:03:36,679 --> 00:03:38,011
‫تا در حال حاضر بهش کمک کنم.

55
00:03:38,013 --> 00:03:40,581
‫منابع تو میگه آقای "دانینگ" باور داره...

56
00:03:40,583 --> 00:03:43,050
‫این ترور
‫قراردادش از طریق یه آژانس مسافرتی بسته شده.

57
00:03:43,052 --> 00:03:44,451
‫یه آژانس مسافرتی؟

58
00:03:44,453 --> 00:03:47,287
‫"یه آژانس مسافرتی نه، "الیزابت.

59
00:03:47,289 --> 00:03:49,156
‫آژانس مسافرتی خاص...

60
00:03:49,158 --> 00:03:51,274
‫یه آدمکش مزدور ـه...

61
00:03:51,276 --> 00:03:54,046
‫که به مدت سی ساله در سایه‌ها زندگی کرده.

62
00:03:54,048 --> 00:03:57,564
‫ترورهاشون هدفهای
‫متنوعی رو دربر داشت...

63
00:03:57,566 --> 00:04:00,820
‫تا وقتی که به طور مرموزی
‫۱۲سال پیش کارشونو تعطیل کردن...

64
00:04:00,822 --> 00:04:03,420
‫هر امیدی که پلیس بتونه شاید روزی...

65
00:04:03,445 --> 00:04:06,665
‫قتلهای زیادی که
‫آژانس از خودش به جا گذاشته رو حل کنه، از بین میبره.

66
00:04:06,921 --> 00:04:09,255
‫پس اگر این "دانینگ" درست بگه
‫و اونا دنبالش باشن...

67
00:04:09,257 --> 00:04:12,425
‫افراد بیگناه و گناهکار هدف گرفته میشن...

68
00:04:12,427 --> 00:04:14,427
‫که با "میچل دانینگ" شروع میشه.

69
00:04:14,429 --> 00:04:17,763
‫آژانس مسافرتی گروهی
‫متشکل از قاتلان ناشناس بوده...

70
00:04:17,765 --> 00:04:20,800
‫که مسئول چندین قتل حل‌نشده‌س...

71
00:04:20,802 --> 00:04:24,303
‫ترور فعال حقوق مدنی در ۱۹۸۳...

72
00:04:24,305 --> 00:04:27,398
‫مسموم کردن تاجر ضد پلیس اطلاعاتی شوروی...

73
00:04:27,400 --> 00:04:28,603
‫در سال ۸۷.

74
00:04:28,605 --> 00:04:29,508
‫در مورد مردی که...

75
00:04:29,510 --> 00:04:31,243
‫ردینگتون" میگه هدف بعدی ـه، چی میدونیم؟"

76
00:04:31,245 --> 00:04:32,645
‫"میچل دیوید دانینگ".

77
00:04:32,647 --> 00:04:36,215
‫در میدون "دوپانت" زندگی میکنه
‫و مبلمان آخرین مدل وارد میکنه.

78
00:04:36,716 --> 00:04:38,849
‫دفاتری در پاریس، لندن و نیویورک داره.

79
00:04:38,851 --> 00:04:41,819
‫کین"، "نوابی"، پیداش کنین"
‫و برای محافظت ازش بازداشتش کنین.

80
00:04:41,821 --> 00:04:43,521
‫میخوام بدونم کی میخواد اون بمیره...

81
00:04:43,523 --> 00:04:44,922
‫و چرا فکر میکنه آژانس مسافرتی...

82
00:04:44,924 --> 00:04:47,258
‫قرارداد داره تا این کار رو انجام بده.

83
00:04:48,695 --> 00:04:50,294
‫"مامور "رسلر.

84
00:04:50,296 --> 00:04:51,462
‫میشه حرف بزنیم؟

85
00:04:55,310 --> 00:04:57,344
‫یه مسئله شخصی هست
‫که میخوام بهش رسیدگی کنم.

86
00:04:57,346 --> 00:04:59,179
‫همه چیز مرتبه؟

87
00:04:59,181 --> 00:05:00,981
‫راستش، مطمئن نیستم.

88
00:05:00,983 --> 00:05:03,517
‫اما ازت میخوام تا
‫موقعی که ترتیبشو میدم تو به همه چیز نظارت کنی.

89
00:05:03,519 --> 00:05:06,005
‫- متاسفم، اجتناب‌ناپذیره.
‫- البته.

90
00:05:11,560 --> 00:05:13,660
‫- بله؟
‫- دنبال "ایزایا" میگردم.

91
00:05:13,662 --> 00:05:16,196
‫- کی؟
‫- "ایزایا هیل".

92
00:05:16,198 --> 00:05:17,764
‫اصلا اسمشو نشنیدم.

93
00:05:21,860 --> 00:05:24,160
‫این در کوفتی رو باز میکنی
‫یا کلاه‌مون میره تو هم؟

94
00:05:24,162 --> 00:05:25,695
‫سلام؟

95
00:05:25,697 --> 00:05:27,563
‫هی! به پلیس زنگ میزنم!

96
00:05:27,565 --> 00:05:30,500
‫مامور ویژه "هارولد کوپر". اف.بی.آی.

97
00:05:30,502 --> 00:05:32,535
‫به صورت رسمی اینجا نیستم، هنوز نه.

98
00:05:32,537 --> 00:05:36,072
‫باشه، ببین، چند روز پیش دیدمش.

99
00:05:36,074 --> 00:05:37,707
‫بهش گفتم یه جایی
‫میخوام تا امشبو بگذرونم.

100
00:05:37,709 --> 00:05:39,709
‫کلیدهاشو برام انداخت.
‫از اون موقع ندیدمش.

101
00:05:39,711 --> 00:05:41,277
‫کجا رفته؟

102
00:05:41,800 --> 00:05:43,099
‫هنوز غیررسمی هستیم؟

103
00:05:43,101 --> 00:05:44,834
‫فقط اگر بهم یه جواب سرراست بدی.

104
00:05:44,836 --> 00:05:46,936
‫ایزایا هیل"، کجاست؟"

105
00:05:49,241 --> 00:05:51,708
‫- لپ‌تاپ رو جمع کردی، درسته؟
‫- بهت گفتم، بله.

106
00:05:51,710 --> 00:05:53,243
‫همراه با تلفن و شارژر.

107
00:05:53,245 --> 00:05:54,978
‫خواهرت چی میگه؟ کلبه خالی ـه.

108
00:05:54,980 --> 00:05:56,813
‫رمز گاراژ آدرس برعکسه.

109
00:05:56,815 --> 00:05:58,815
‫بیا، چمدونها رو تموم کن.
‫من میرم زنگ خطر رو به کار بندازم.

110
00:05:58,817 --> 00:06:02,870
‫میچل دانینگ"؟"
‫"اف.بی.آی، مامور "نوابی" و "کین.

111
00:06:02,971 --> 00:06:05,772
‫اف.بی.آی؟ چه خبر شده؟

112
00:06:05,774 --> 00:06:07,207
‫فکر میکنیم خطری زندگی‌تونو تهدید میکنه.

113
00:06:07,209 --> 00:06:08,909
‫- باید باهامون بیاین.
‫- چه تهدیدی؟

114
00:06:08,911 --> 00:06:11,044
‫امکان نداره، حتما منو
‫با یکی دیگه اشتباه گرفتین.

115
00:06:11,046 --> 00:06:13,980
‫- جایی میرین؟
‫- آخر هفته میریم شمال ایالت.

116
00:06:13,982 --> 00:06:15,315
‫امروز چهارشنبه‌س.

117
00:06:15,317 --> 00:06:17,751
‫ببین، افسر، به خاطر نگرانی‌تون ممنون...

118
00:06:17,753 --> 00:06:19,452
‫اما مشخصه، اشتباهی گرفتین.

119
00:06:19,454 --> 00:06:22,214
‫هیچ تهدیدی وجود نداره.
‫من یه فروشنده‌م، من...

120
00:06:42,941 --> 00:06:45,172
‫متاسفم که این سوالات
‫رو الان می‌پرسم...

121
00:06:45,216 --> 00:06:46,882
‫اما اگر میخوایم بفهمیم
‫کی این کار رو کرده...

122
00:06:46,884 --> 00:06:48,283
‫باید هر چیزی که میدونین رو بدونیم.

123
00:06:48,285 --> 00:06:49,918
‫همه چیز خوب بود، و بعدش یهو...

124
00:06:49,920 --> 00:06:51,320
‫با عجله میخواست ما
‫رو از خونه ببره بیرون...

125
00:06:51,322 --> 00:06:53,374
‫و بعدش شماها اومدین و...

126
00:06:54,158 --> 00:06:56,258
‫باورم نمیشه.

127
00:06:56,260 --> 00:06:58,254
‫لیز"، باید اینو ببینی".

128
00:07:00,698 --> 00:07:03,132
‫تو ماشین پیداش کردم.

129
00:07:05,703 --> 00:07:07,736
‫این مرد رو میشناسین خانم "دانینگ"؟

130
00:07:10,135 --> 00:07:11,401
‫نه.

131
00:07:11,403 --> 00:07:13,036
‫چرا؟ کیه؟

132
00:07:39,977 --> 00:07:41,677
‫حالا دارین تعقیبم میکنین؟

133
00:07:41,679 --> 00:07:43,912
‫آقای "کاپلان" یه چمدون بهت داد.

134
00:07:44,948 --> 00:07:48,216
‫داخلش یه اسکلت بود
‫که هرگز نباید از زیرزمین بیرون میکشید...

135
00:07:48,218 --> 00:07:51,486
‫و هویتش باید مخفی بمونه.

136
00:07:53,351 --> 00:07:55,478
‫نمیدونم چی داری میگی.

137
00:07:56,912 --> 00:07:58,985
‫وسوسه...

138
00:07:58,987 --> 00:08:02,755
‫عمل کردن به آخرین
‫آرزوی یه زنگ در حال مرگ رو درک میکنم...

139
00:08:02,757 --> 00:08:04,624
‫اما تلاشت...

140
00:08:04,626 --> 00:08:07,332
‫تا همین الان به قیمت جون
‫نیک کورپال" تموم شده"...

141
00:08:07,334 --> 00:08:12,745
‫و پافشاری کردن
‫هر کسی که بهش ربط داری رو به خطر میندازه.

142
00:08:16,600 --> 00:08:18,437
‫ترجیح میدم هیچکس صدمه‌ای نبینه.

143
00:08:18,960 --> 00:08:22,241
‫رازها به مردم آسیب میزنن.

144
00:08:23,005 --> 00:08:26,050
‫مخفی نگه‌داشتنشون چیزی ـه
‫که من و تو درش استعداد داریم.

145
00:08:28,139 --> 00:08:30,072
‫یا داشتیم. من از این کار کشیدم بیرون.

146
00:08:32,276 --> 00:08:34,343
‫و اگر کاری میخواستم بکنم، برای روشن کردن...

147
00:08:34,345 --> 00:08:37,213
‫تاریکی بوده که تو بوجود اوردی...

148
00:08:37,215 --> 00:08:41,650
‫تا به "لیز" کمک کنم راه‌شو از سایه عظیمی
‫که تو درستش کردی به بیرون پیدا کنه.

149
00:08:43,042 --> 00:08:45,375
‫از "نیک" خواستی استخوونها رو تعیین هویت کنه...

150
00:08:45,377 --> 00:08:47,644
‫و به خاطر دردسرش...

151
00:08:47,646 --> 00:08:49,947
‫توسط کسی کشته شد
‫که هویت استخوونها رو میدونه...

152
00:08:49,949 --> 00:08:51,784
‫و بنابراین، ارزششونو میدونه.

153
00:08:52,618 --> 00:08:56,153
‫اون قاتل به احتمال زیاد
‫دنبال راهی میگرده تا باهام تماس بگیره...

154
00:08:56,155 --> 00:08:58,088
‫از اونجایی که ارزششونو میدونه...

155
00:08:58,090 --> 00:09:01,753
‫میدونه برای من از همه باارزشتر هستن.

156
00:09:03,345 --> 00:09:07,600
‫اجازه میدم پیدا بشم، چمدون رو پس میگیرم...

157
00:09:07,602 --> 00:09:10,303
‫اون مرد رو به خاطر دردسرهاش از بین میبرم...

158
00:09:10,305 --> 00:09:12,972
‫و دوباره جسد رو در مکانی دفن میکنم...

159
00:09:12,974 --> 00:09:15,308
‫که در شنهای زمان ناپدید بشه...

160
00:09:15,310 --> 00:09:17,777
‫همینطور که در اصل باید میشد.

161
00:09:18,880 --> 00:09:21,272
‫هر رازی که داری از "لیز" پنهان میکنی...

162
00:09:22,774 --> 00:09:24,017
‫فاش میشه.

163
00:09:26,375 --> 00:09:28,154
‫رازهای خانوادگی همیشه فاش میشن.

164
00:09:28,577 --> 00:09:29,910
‫تو این پاکت چیه؟

165
00:09:29,912 --> 00:09:31,278
‫کدوم پاکت؟

166
00:09:34,750 --> 00:09:37,484
‫دیگه دنبال "پیت مکگی" نمیگردی.

167
00:09:38,788 --> 00:09:43,624
‫طوری رفتار میکنی
‫که انگار "پیت مکگی" وجود نداشته.

168
00:09:44,693 --> 00:09:47,327
‫- تکرارش کن.
‫- اون این کار رو میکنه؟ اون تو رو فرستاده؟

169
00:09:47,329 --> 00:09:49,675
‫"تکرارش کن، "لینا.

170
00:09:50,332 --> 00:09:53,534
‫پیت مکگی" وجود نداره".

171
00:09:53,536 --> 00:09:55,903
‫همینطوری نگهش دار.

172
00:09:55,905 --> 00:09:57,204
‫وگرنه برمیگردم.

173
00:10:02,147 --> 00:10:03,646
‫متوجه نمیشم.

174
00:10:03,648 --> 00:10:05,648
‫فکر میکنی این مردی که کشته شده...

175
00:10:05,650 --> 00:10:08,110
‫داشته دنبال قاتل پدرم میگشته؟

176
00:10:08,553 --> 00:10:09,953
‫همدیگه رو میشناختن؟

177
00:10:09,955 --> 00:10:12,388
‫امیدوار بودیم که
‫شاید شما بتونین به این سوال جواب بدین.

178
00:10:12,949 --> 00:10:14,784
‫"میچل دانینگ"...

179
00:10:15,760 --> 00:10:16,992
‫فکر نمیکنم تا حالا دیده باشمش.

180
00:10:17,445 --> 00:10:19,028
‫شما و پدرتون نزدیک بودین؟

181
00:10:19,558 --> 00:10:20,997
‫بودیم.

182
00:10:20,999 --> 00:10:23,299
‫،بعد از اینکه مامان مرد
‫همیشه هر هفته می‌اومدم اینجا...

183
00:10:23,599 --> 00:10:24,798
‫تو کارای خونه کمک میکردم.

184
00:10:24,800 --> 00:10:26,533
‫اصلا برای دیدن شما می‌اومد؟

185
00:10:26,535 --> 00:10:28,502
‫تو شهر؟ خدایا، نه.

186
00:10:28,504 --> 00:10:30,104
‫فکر نمیکنم بابا اصلا ایالت رو...

187
00:10:30,106 --> 00:10:31,505
‫بعد از اینکه آژانس رو بست، ترک کرده باشه.

188
00:10:31,507 --> 00:10:33,140
‫ببخشید، آژانس؟

189
00:10:33,142 --> 00:10:35,137
‫"آژانس مسافرتی "سیول.

190
00:10:35,478 --> 00:10:36,977
‫بابا سالها صاحبش بود.

191
00:10:37,390 --> 00:10:38,479
‫لندری"، میدونی"...

192
00:10:38,481 --> 00:10:42,016
‫پدرت کجا سوابق
‫کار قدیمی‌شو نگه میداشته؟

193
00:11:07,792 --> 00:11:10,493
‫نابز" دنیا رو با خانواده‌ش می‌گشته".

194
00:11:10,495 --> 00:11:12,662
‫و ترورها رو ترتیب میداده.

195
00:11:12,664 --> 00:11:14,176
‫اینو داشته باش.

196
00:11:15,011 --> 00:11:17,013
‫فعال حقوق مدنی...

197
00:11:17,569 --> 00:11:19,969
‫تاجر شوروی.

198
00:11:19,971 --> 00:11:22,836
‫نابز" و همسرش، از تعطیلات".

199
00:11:22,838 --> 00:11:24,307
‫به مردی که در پس‌زمینه‌س نگاه کن.

200
00:11:25,910 --> 00:11:27,443
‫میچل دانینگ" ـه".

201
00:11:28,193 --> 00:11:29,523
‫دو قربانی‌مون که هیچ نقطه مشترکی ندارن...

202
00:11:29,548 --> 00:11:31,114
‫صاحب تجارت آدمکشی بودن.

203
00:11:31,139 --> 00:11:33,039
‫که یعنی افرادی در آژانس مسافرتی...

204
00:11:33,041 --> 00:11:35,508
‫کسی رو نمیکشن، دارن کشته میشن.

205
00:11:46,751 --> 00:11:49,922
‫اسم و آدرس بی‌وجدانی
‫که دنبالش میگردی.

206
00:11:53,929 --> 00:11:55,461
‫منابع‌ت چقدر قابل اعتمادن؟

207
00:11:56,798 --> 00:11:58,498
‫متوجه شدم...

208
00:11:58,500 --> 00:12:00,466
‫دونالد" رو رییس واحد کردی".

209
00:12:02,923 --> 00:12:04,790
‫دارم دنبال پسر یه دوست خوب میگردم.

210
00:12:06,007 --> 00:12:08,217
‫مرد جوونی که پدرش
‫پارسال کشته شد...

211
00:12:08,247 --> 00:12:10,781
‫و خودشو به خاطر اندوه قابل درکش....

212
00:12:10,783 --> 00:12:12,230
‫در مواد و الکل غرق کرده.

213
00:12:12,232 --> 00:12:13,893
‫مادرش اونو پیش مشاور برده.

214
00:12:14,474 --> 00:12:16,948
‫با من و "شار"، اون
‫یه پادرمیونی رو ترتیب داد.

215
00:12:17,857 --> 00:12:21,786
‫و بازم همه کارا رو دوباره
‫انجام میدیم تا وقتی که جواب بده.

216
00:12:22,562 --> 00:12:24,762
‫اما هیچ کاری نمی‌تونیم بکنیم
‫تا وقتی که بدونیم کجاست.

217
00:12:24,764 --> 00:12:27,665
‫تنها سرنخم این دلال مواد، "کاسترو" ـه.

218
00:12:27,667 --> 00:12:29,734
‫نمیخوام سرزده به طور غیر رسمی...

219
00:12:29,736 --> 00:12:31,369
‫به جایی برم...

220
00:12:31,371 --> 00:12:33,464
‫مگر اینکه بدونم جای درستیه.

221
00:12:34,173 --> 00:12:36,007
‫پس منابع‌ت قابل اعتماد هستن؟

222
00:12:36,009 --> 00:12:37,408
‫بله.

223
00:12:37,410 --> 00:12:39,410
‫به پشتیبانی نیاز داری.

224
00:12:39,412 --> 00:12:40,945
‫برای پیدا کردن چند تا ولگرد؟

225
00:12:40,947 --> 00:12:43,147
‫به نظر میاد راه
‫خیلی معرکه‌ای برای گذروندن یه بعدازظهر باشه.

226
00:12:43,149 --> 00:12:45,349
‫میتونیم سر راه "آدم معروف" بازی  کنیم.

227
00:12:46,952 --> 00:12:49,052
‫به خاطر اسم و این پیشنهاد ممنونم.

228
00:12:49,054 --> 00:12:51,554
‫باید بهت هشدار بدم
‫تمام پوچگراها رو میشناسم.

229
00:12:51,556 --> 00:12:54,276
‫با "کامو" (فیلسوف پوچگرا) برنده میشم.

230
00:12:54,793 --> 00:12:56,226
‫کامو" آدم معروفی نیست".

231
00:12:56,228 --> 00:12:58,228
‫برای من هست.

232
00:12:58,230 --> 00:12:59,629
‫به خاطر این ممنونم.

233
00:12:59,631 --> 00:13:01,064
‫اما از اینجا به بعدش خودم میرم.

234
00:13:18,811 --> 00:13:20,344
‫اف.بی.آی.

235
00:13:20,346 --> 00:13:21,612
‫دنبال...

236
00:13:33,025 --> 00:13:34,958
‫کاسترو"، میگردم؟"

237
00:14:20,390 --> 00:14:22,791
‫بهت گفتم به کمک نیاز ندارم.

238
00:14:22,793 --> 00:14:24,793
‫نتونستیم مقاومت کنیم.

239
00:14:31,923 --> 00:14:34,624
‫"فرکانس ۱۰۱.۲ رادیو "سون ولیز.

240
00:14:34,626 --> 00:14:35,592
‫و...

241
00:14:37,719 --> 00:14:40,052
‫امروز بعدازظهر، کمیته مرکزی کمونیست...

242
00:14:40,054 --> 00:14:42,455
‫- در برلین شرقی...
‫- پایان یه عصر ـه، ها؟

243
00:14:42,916 --> 00:14:44,515
‫عصر.

244
00:14:44,517 --> 00:14:47,452
‫به کلمه پنج حرفی
‫که به هـ ختم بشه نیاز داریم.

245
00:14:47,848 --> 00:14:49,454
‫آره، حادثه.

246
00:14:51,650 --> 00:14:53,283
‫دخترها خوابیدن؟

247
00:14:53,460 --> 00:14:55,126
‫کارن" تا الان رسوندشون".

248
00:14:56,262 --> 00:14:57,795
‫سربازها دارن نابودش میکنن...

249
00:14:57,797 --> 00:14:59,097
‫نه اینکه با تفنگ ازش نگهبانی بدن.

250
00:14:59,099 --> 00:15:01,566
‫من باید برم سر کار.

251
00:15:01,568 --> 00:15:04,323
‫عزیزم، هنوز زوده.

252
00:15:04,971 --> 00:15:07,159
‫زود رفتن به موقع رسیدنه...

253
00:15:07,909 --> 00:15:09,807
‫به موقع رفتن دیر رسیدنه...

254
00:15:10,329 --> 00:15:13,277
‫و دیر رسیدن غیرقابل قبوله.

255
00:15:13,726 --> 00:15:15,026
‫"آژانس مسافرتی "سیول...

256
00:15:15,028 --> 00:15:16,861
‫در "آلنتاون، پنسیلوانیا" تاسیس شده...

257
00:15:16,863 --> 00:15:19,130
‫یه شرکت پوششی
‫که "نابز" و "دانینگ" ازش استفاده میکردن...

258
00:15:19,132 --> 00:15:21,499
‫تا کار آدمکش و مزودوی خودشونو آسونتر کنن.

259
00:15:21,931 --> 00:15:23,497
‫"پس "نابز" و "دانینگ
‫دو نفر اصلی هستن.

260
00:15:23,499 --> 00:15:24,932
‫آره، که کارشونو...

261
00:15:24,934 --> 00:15:26,901
‫پشت کلی بن‌بستهای مالی پنهان کرده بودن.

262
00:15:26,903 --> 00:15:28,102
‫اما پرونده‌هایی که پیدا کردیم...

263
00:15:28,104 --> 00:15:30,037
‫چندین قتل حل نشده رو حل میکنه.

264
00:15:30,379 --> 00:15:32,079
‫- حتما کمک هم داشتن.
‫- آره.

265
00:15:32,081 --> 00:15:34,348
‫و اینطور که
‫بقیه پرونده‌هایی که توقیف کردین میگه...

266
00:15:34,350 --> 00:15:36,917
‫یه تیم پشتیبانی بزرگ
‫داشتن که خیلی بیشتر از...

267
00:15:36,919 --> 00:15:39,920
‫رزرو کردن یه سفر
‫هشت روزه به آکاپولکو انجام میدادن.

268
00:15:39,922 --> 00:15:40,966
‫منظورت چیه داشتن؟

269
00:15:40,968 --> 00:15:43,156
‫"خب، به ظاهر، شرکتهای پوششی "سیول...

270
00:15:43,158 --> 00:15:45,492
‫به طور مخفیانه به مدیران حساب...

271
00:15:45,494 --> 00:15:48,362
‫بازرسان خصوصی
‫متخصصان دلال اسلحه...

272
00:15:48,364 --> 00:15:51,298
‫و یه عده آدم متفاوت
‫که فکر کنم فقط تموم‌کننده بودن، پول میداده.

273
00:15:51,300 --> 00:15:52,933
‫همه‌شون مُردن.

274
00:15:52,935 --> 00:15:55,135
‫تمام کارمندان این شرکت
‫مزدور آدمش، کشته شدن.

275
00:15:55,137 --> 00:15:56,603
‫به جز یکی.

276
00:15:56,605 --> 00:15:58,605
‫"آقای "آرگون رایت...

277
00:15:58,607 --> 00:16:00,519
‫یه مامور کشتیرانی در بالتیمور.

278
00:16:00,586 --> 00:16:02,519
‫باشه، خب، بیاین
‫تا وقتی که زنده‌س، بیاریمش اینجا.

279
00:16:02,521 --> 00:16:04,287
‫نوابی"، بریم".

280
00:16:12,097 --> 00:16:14,998
‫فنتانیل مثل سم مار می‌مونه.

281
00:16:15,811 --> 00:16:18,772
‫۱۰۰بار قوی‌تر از مورفین ـه.

282
00:16:19,672 --> 00:16:23,240
‫یه دز مرگبار
‫هرویین حدود ۳۰ میلی‌گرم ـه؟

283
00:16:23,242 --> 00:16:24,775
‫۳میلیگرم از فنتانیل...

284
00:16:24,777 --> 00:16:27,844
‫برای کشتن یه مرد متوسط کافیه.

285
00:16:30,128 --> 00:16:31,627
‫به هر شکل قابل تصوری...

286
00:16:31,629 --> 00:16:33,463
‫من که میگم زیرمتوسطی.

287
00:16:33,465 --> 00:16:35,465
‫اصلا نمیدونم کی هستی، پیرمرد.

288
00:16:35,467 --> 00:16:37,834
‫اما تو پلیسی، مرد. میخوای
‫اونجا وایستی و بذاری منو بکشه؟

289
00:16:37,836 --> 00:16:39,802
‫دنبال "ایزایا هیل" میگردیم.

290
00:16:39,804 --> 00:16:41,420
‫فکر میکنیم تو میدونی کجاست.

291
00:16:42,073 --> 00:16:44,674
‫بهمون بگو یا اوردز میکنی.

292
00:16:44,676 --> 00:16:46,008
‫اگر بحث کنی، اوردز میکنی.

293
00:16:46,010 --> 00:16:48,110
‫اگر کلمه بعدی که از
‫دهن کثافتت بیرون میاد...

294
00:16:48,112 --> 00:16:50,847
‫بهمون جای "ایزایا هیل" رو نشون نده...

295
00:16:50,849 --> 00:16:52,206
‫اوردز میکنی.

296
00:16:52,208 --> 00:16:53,416
‫روشن شد؟

297
00:16:54,786 --> 00:16:56,018
‫خوبه.

298
00:16:56,020 --> 00:16:58,321
‫چونکه الان، من سر انجام وظیفه نیستم.

299
00:16:58,323 --> 00:17:00,289
‫و چون سر انجام وظیفه نیستم
‫هر کاری لازم باشه انجام میدم...

300
00:17:00,291 --> 00:17:01,991
‫تا اون مرد جوون رو پیدا کنم.

301
00:17:05,833 --> 00:17:07,132
‫حرفی برای گفتن داری؟

302
00:17:08,488 --> 00:17:10,102
‫نه؟ هیچی؟

303
00:17:11,605 --> 00:17:13,438
‫شاید نیم گرم کافی باشه...

304
00:17:13,440 --> 00:17:14,740
‫تا زبونتو باز کنه.

305
00:17:18,250 --> 00:17:20,183
‫صبر کن! صبر کن!

306
00:17:20,185 --> 00:17:22,286
‫بهش مواد نفروختم.

307
00:17:22,288 --> 00:17:23,795
‫باشه، اون...

308
00:17:24,757 --> 00:17:26,089
‫یه اسلحه خرید.

309
00:17:26,091 --> 00:17:27,324
‫اسلحه؟

310
00:17:27,326 --> 00:17:29,393
‫اینکه جاشو مشخص نمیکنه.

311
00:17:29,395 --> 00:17:32,029
‫شاید یه میلیگرم دیگه
‫حافظه‌تو تکون بده.

312
00:17:32,031 --> 00:17:35,098
‫ببین، آدمم تو "ایوی سیتی" بهش تحویل داده.

313
00:17:35,432 --> 00:17:37,934
‫"ساختمون "بریک
‫"گوشه خیابون ۱۶ و "بلوط.

314
00:17:39,244 --> 00:17:40,312
‫آپارتمان ۳.

315
00:17:42,107 --> 00:17:44,641
‫همین الان سواری باحال رو از دست دادی.

316
00:17:49,548 --> 00:17:51,615
‫"لینا"؟ منم، "تام".

317
00:17:55,340 --> 00:17:56,219
‫بیا تو.

318
00:17:56,871 --> 00:18:00,139
‫باشه، خب، در
‫دادگاه در مورد "پیت" جستجو کردم.

319
00:18:00,141 --> 00:18:02,141
‫مشخص شده که
‫برای کلاهبرداری پستی محکوم شده، چرا؟

320
00:18:02,143 --> 00:18:04,544
‫چونکه سوابق
‫پزشکی هزاران بیمار رو...

321
00:18:04,546 --> 00:18:07,244
‫به شرکتهای بیمه فروخته
‫تا بتونن پوشش بیمه رو لغو کنن...

322
00:18:07,272 --> 00:18:09,339
‫مجوزشو از دست داد
‫و ۱۲ سال...

323
00:18:09,341 --> 00:18:11,141
‫به زندان فرستاده میشد اگر اون...

324
00:18:11,143 --> 00:18:12,643
‫چه کار میکنی؟ جایی میری؟

325
00:18:12,668 --> 00:18:13,714
‫بهتره  بری.

326
00:18:13,716 --> 00:18:15,479
‫شنیدی چی گفتم؟
‫پیت آدم بدی ـه".

327
00:18:15,481 --> 00:18:17,314
‫نمیخوام در مورد "پیت" حرف بزنم.

328
00:18:17,465 --> 00:18:19,131
‫گفتی میخوای
‫بهم کمک کنی پیداش کنم.

329
00:18:19,156 --> 00:18:20,923
‫- واقعا باید بری.
‫- سراغت اومده؟

330
00:18:20,925 --> 00:18:23,358
‫- پیت" اینجا بوده؟"
‫- نمیخوام در موردش حرف بزنم.

331
00:18:23,360 --> 00:18:24,960
‫و متاسفم که دوستت کشته شده...

332
00:18:24,962 --> 00:18:26,395
‫و اینکه  چیزی که برات
‫مهمه رو از دست دادی...

333
00:18:26,397 --> 00:18:28,109
‫اما نمیتونم کمکت کنم.

334
00:18:29,452 --> 00:18:31,419
‫به دفتر ثبت مرکزی واشنگتن رفتم.

335
00:18:31,421 --> 00:18:34,774
‫هیچ سابقه‌ای از اینکه
‫پیت مکگی" ازدواج کرده باشه وجود نداشت".

336
00:18:35,125 --> 00:18:36,124
‫چی؟

337
00:18:36,126 --> 00:18:37,992
‫پنج دقیقه.

338
00:18:37,994 --> 00:18:40,029
‫فقط برای اینکه بهت نشون بدم چی پیدا کردم.

339
00:18:47,303 --> 00:18:50,906
‫آرگون رایت"؟"
‫مامور "رسلر"، "نوابی"، اف.بی.آی.

340
00:18:50,954 --> 00:18:52,620
‫اف.بی.آی؟ چی شده؟

341
00:18:52,622 --> 00:18:54,188
‫باور داریم که شاید در خطر باشین.

342
00:18:54,190 --> 00:18:56,157
‫چرا باید در خطر باشم؟
‫منظورت چیه؟ از طرف کی؟

343
00:18:56,159 --> 00:18:58,526
‫- در مورد "نابز" و "دانینگ" خبر داریم.
‫- نابز" و "دانینگ"؟"

344
00:18:58,528 --> 00:19:00,444
‫نمیدونم، "نابز" و "دانینگ" کی هستن؟

345
00:19:00,478 --> 00:19:02,311
‫باشه، تظاهر نکن. در مورد...

346
00:19:02,313 --> 00:19:04,080
‫بخواب رو زمین! رو زمین!

347
00:19:04,082 --> 00:19:05,448
‫بخواب رو زمین! اسلحه!

348
00:19:09,654 --> 00:19:11,220
‫راه بیافتین! از سر راه برین کنار!

349
00:19:13,024 --> 00:19:15,157
‫راه بیافتین! از سر راه برین کنار!

350
00:19:40,218 --> 00:19:42,051
‫آقای "سی"؟

351
00:19:48,870 --> 00:19:50,483
‫اسم میخوایم. اسم ماموران...

352
00:19:50,483 --> 00:19:52,974
‫همه چیز دسته‌بندی شده بود.

353
00:19:53,586 --> 00:19:55,152
‫هرگز همدیگه رو ندیدیم.

354
00:19:55,154 --> 00:19:58,121
‫حتی اسامی کسایی
‫که براشون کارا رو درست میکردم نمیدونم.

355
00:19:58,123 --> 00:20:01,299
‫- یکم بیشتر فکر کن.
‫- هی، ببین، خانم، نمیدونم.

356
00:20:01,301 --> 00:20:02,693
‫این...

357
00:20:05,031 --> 00:20:07,131
‫اون تیرانداز، تو ماشین.

358
00:20:07,133 --> 00:20:09,600
‫- آره، همون اولدزمبیل.
‫- قبلا با کسی کار میکردم...

359
00:20:09,602 --> 00:20:12,002
‫که درست همون ماشین
‫رو میروند، مثل همون الدز مدل ۸۶.

360
00:20:12,004 --> 00:20:14,271
‫یعنی میگم، تقریبا ۳۰ سال پیش بود.

361
00:20:14,273 --> 00:20:16,840
‫- اسمش چی بود؟
‫- بهت گفتم، از اسامی استفاده نمیکردیم.

362
00:20:16,842 --> 00:20:19,143
‫فقط میدونم، صداش میکردیم شماره ۵.

363
00:20:19,145 --> 00:20:20,644
‫شاید اسمشو ندونی...

364
00:20:20,646 --> 00:20:21,845
‫اما حتما قوانینی داشتین.

365
00:20:21,847 --> 00:20:23,881
‫آژانس هدف رو بهم میداد.

366
00:20:23,883 --> 00:20:28,702
‫وقتی پرونده رو می‌فرستادن
‫برای شماره ۵ یه پیام میفرستادم، ۳۴۲.

367
00:20:28,704 --> 00:20:29,984
‫۳۴۲؟

368
00:20:30,078 --> 00:20:32,311
‫به یه صندوق پستی...

369
00:20:32,313 --> 00:20:34,080
‫در "سون ولیز" اشاره داره.

370
00:20:34,082 --> 00:20:36,616
‫جایی که ماموریتهاشو تحویل میگرفت.

371
00:20:36,618 --> 00:20:37,917
‫۳۴۲؟

372
00:20:37,919 --> 00:20:39,585
‫ازش سابقه‌ای داری؟

373
00:20:39,587 --> 00:20:41,287
‫خوشبختانه، بهش نیازی ندارم.

374
00:20:41,328 --> 00:20:42,460
‫چرا؟

375
00:20:42,462 --> 00:20:44,262
‫چونکه آقای "داسون" این صاحب این صندوق ـه...

376
00:20:44,264 --> 00:20:45,397
‫از زمانی که اینجا کار میکنم.

377
00:20:45,399 --> 00:20:47,198
‫- آقای "داسون"؟
‫- "کلوین".

378
00:20:47,200 --> 00:20:49,134
‫به ندرت میاد. مطمئن نیستم چرا نگهش داشته.

379
00:20:49,136 --> 00:20:50,769
‫بیشتر پستش به خونه تحویل داده میشه.

380
00:20:50,771 --> 00:20:52,938
‫- خب خونه‌ش تو شهره؟
‫- خونه نه.

381
00:20:52,940 --> 00:20:56,942
‫"در اقامتگاه خیابون "الم" زندگی میکنه، "برایر اوک.

382
00:21:07,654 --> 00:21:09,788
‫پیام تحویل داده شد.

383
00:21:10,143 --> 00:21:12,424
‫مثل اینکه هدف دست برداشته.

384
00:21:29,386 --> 00:21:31,019
‫ممکن بود ما رو به کشتن بدی.

385
00:21:31,021 --> 00:21:32,790
‫معجزه‌س که زخمی نشدیم.

386
00:21:33,724 --> 00:21:35,043
‫اصلا گوش میکنی؟

387
00:21:36,126 --> 00:21:38,160
‫چرا اینجایی؟ و یه اسلحه داری.

388
00:21:39,730 --> 00:21:41,597
‫به هر کسی که فکر کردی تیراندازی میکنی...

389
00:21:41,599 --> 00:21:43,599
‫اگر بهمون بگی، میتونیم کمکت کنیم.

390
00:21:43,601 --> 00:21:45,701
‫- تو کی هستی؟
‫- با یه اسلحه میخوای چه کار کنی؟

391
00:21:45,703 --> 00:21:47,870
‫- از خودم محافظت کنم.
‫- از کی؟

392
00:21:48,765 --> 00:21:50,339
‫تعداشون زیاد نیست.

393
00:21:50,341 --> 00:21:52,641
‫شاید یکم واضح‌تر بتونی بگی.

394
00:21:52,643 --> 00:21:55,275
‫پلیسها چطوره؟ مثل تو.

395
00:21:55,329 --> 00:21:57,623
‫- پلیس نیست.
‫- پلیسهایی که کتک میزنن.

396
00:21:58,332 --> 00:22:00,299
‫- پلیسهایی که میکشن.
‫- پلیس نیست.

397
00:22:00,301 --> 00:22:03,102
‫- پس کیه؟
‫- یه مجرم.

398
00:22:03,104 --> 00:22:06,205
‫ایزایا"، خواهش میکنم"
‫به کی داشتی تیراندازی میکردی؟

399
00:22:09,786 --> 00:22:11,343
‫باید یه چیزی می‌خریدم...

400
00:22:11,790 --> 00:22:13,290
‫و آدم همیشگیم نداشتش.

401
00:22:13,292 --> 00:22:15,325
‫یه چیزی، فنتانیل؟

402
00:22:15,327 --> 00:22:17,835
‫در مورد یه یارویی به اسم "زیکی ویلسون" شنیدم.

403
00:22:19,231 --> 00:22:22,299
‫که یه کلوب داره، همیشه بازه.

404
00:22:22,301 --> 00:22:25,903
‫اگر بتونی بری تو
‫مثل آبنبات فروشی ـه.

405
00:22:26,385 --> 00:22:27,671
‫میدونستم از جلو نمیتونم برم تو...

406
00:22:27,673 --> 00:22:29,640
‫پس سعی کردم از پشت برم.

407
00:22:29,642 --> 00:22:33,142
‫زیکی" اونجا تو کوچه"
‫بود، داشت با یکی بحث میکرد.

408
00:22:34,346 --> 00:22:37,514
‫زیکی"، بهش شلیک کرد".

409
00:22:38,006 --> 00:22:40,340
‫پس شاهدی هستی
‫که سعی داره از شرش خلاص بشه.

410
00:22:40,342 --> 00:22:42,242
‫باید بهم گفتی، پسرم.

411
00:22:42,244 --> 00:22:43,977
‫من پسرت نیستم.

412
00:22:44,980 --> 00:22:46,489
‫نه، نیستی.

413
00:22:47,149 --> 00:22:49,816
‫اما دوستت هستم
‫و اومدم اینجا کمکت کنم.

414
00:22:49,818 --> 00:22:51,718
‫بهم اجازه میدی؟

415
00:23:02,159 --> 00:23:04,159
‫به رییسم گفتم
‫این بالا یه چیزی رو فراموش کردم.

416
00:23:04,161 --> 00:23:06,094
‫تو دفتر "پیت" هستم.
‫میذارمت رو  بلندگو.

417
00:23:06,096 --> 00:23:07,629
‫و میدونی رمز عبورش چیه؟

418
00:23:07,631 --> 00:23:08,864
‫فکر کردم میدونم.

419
00:23:08,866 --> 00:23:11,333
‫اما فکر میکردم، باهاش ازدواج کردم.

420
00:23:11,614 --> 00:23:13,547
‫باشه، هر چیزی که "پیت" در مورد
‫استخوونهایی که بهش دادم پیدا کرده...

421
00:23:13,549 --> 00:23:15,950
‫چیزی که میدونه، یا جایی که هست
‫خیلی مشخص نیست...

422
00:23:15,952 --> 00:23:17,918
‫یا راحت پیدا نمیشه، پس
‫باید همه چیز آپلود کنی.

423
00:23:17,920 --> 00:23:19,954
‫کی به یکی میگه
‫ازدواج کرده درحالی که نکرده؟

424
00:23:19,956 --> 00:23:21,222
‫معمولا برعکس نیست؟

425
00:23:21,224 --> 00:23:23,824
‫پیت" یه کلاهبرداره. از هر دومون کلاهبرداری کرده".

426
00:23:23,826 --> 00:23:26,360
‫دوستمو کشته و حالا
‫یکی رو فرستاده تا برات پاپوش درست کنه.

427
00:23:26,362 --> 00:23:28,062
‫وارد شدم. داره آپلود میشه.

428
00:23:29,365 --> 00:23:31,198
‫متاسفم، آقای "داسون" کجاست؟

429
00:23:31,200 --> 00:23:32,766
‫بهمون گفته شده اینجا زندگی میکنه.

430
00:23:32,768 --> 00:23:34,568
‫درسته.

431
00:23:34,570 --> 00:23:36,604
‫اما الان پیش همسرش "النور" ـه.

432
00:23:36,606 --> 00:23:39,540
‫گاهی‌اوقات میاد
‫و چند روزی با خودش می‌ببردش.

433
00:23:39,542 --> 00:23:41,709
‫میتونین در مورد وضعیتش بهمون بگین؟

434
00:23:41,711 --> 00:23:46,324
‫کلوین" سالها پیش"
‫در یه دزدی زخمی شده...

435
00:23:46,326 --> 00:23:48,949
‫بدجوری کتک خورده و رها شده تا بمیره.

436
00:23:48,951 --> 00:23:52,486
‫راستش، خوش شانس
‫بوده که اصلا زنده مونده.

437
00:23:53,155 --> 00:23:56,056
‫اما آسیب مغزی باعث
‫شده دچار فراموشی پیشرونده بشه.

438
00:23:56,058 --> 00:23:57,491
‫و یعنی چی؟

439
00:23:57,493 --> 00:23:59,960
‫کلوین" نمی‌تونه خاطرات جدید بسازه".

440
00:23:59,962 --> 00:24:01,395
‫میتونه در زمان حال کار کنه...

441
00:24:01,397 --> 00:24:04,798
‫اما اتفاقی که ۱۰ ساعت یا ۱۰ روز پیش...

442
00:24:04,800 --> 00:24:06,867
‫براش افتاده، مثل اینه که اصلا نیافتاده.

443
00:24:06,869 --> 00:24:08,836
‫اما حافظه بلندمدتش هنوز درست کار میکنه؟

444
00:24:08,838 --> 00:24:11,872
‫بله، هر چیزی که
‫قبل از آسیب رخ داده باشه.

445
00:24:11,874 --> 00:24:13,974
‫پایان یه عصر ـه، ها؟
‫تا جایی که به اون مربوطه...

446
00:24:13,976 --> 00:24:16,254
‫۳۰سال گذشته اصلا اتفاق نیافته.

447
00:24:16,348 --> 00:24:18,248
‫میتونه یه جدول رو حل کنه...

448
00:24:18,250 --> 00:24:20,417
‫یه کتاب رو بخونه، یه غذا رو بخونه...

449
00:24:20,419 --> 00:24:23,086
‫حادثه. هر بار، و جدید هم باشه.

450
00:24:23,088 --> 00:24:26,790
‫وقتی یه ماشین
‫جدید یا یه تلویزیون صفحه نازک می‌بینه چی؟

451
00:24:26,792 --> 00:24:28,692
‫خب، نشانه‌های دیداری که...

452
00:24:28,694 --> 00:24:31,862
‫،با دیدش به دنیا
‫در ۱۹۸۹ که زندگی میکرده در تناقض باشه...

453
00:24:31,864 --> 00:24:33,096
‫خیلی راحت ثبت نمیشه.

454
00:24:33,098 --> 00:24:36,166
‫به بخش هرزنامه ذهنش میره.

455
00:24:36,168 --> 00:24:38,482
‫دخترها کجان؟ هنوز خوابیدن؟

456
00:24:38,542 --> 00:24:40,609
‫کارن" تا الان رسوندشون".

457
00:24:40,611 --> 00:24:42,244
‫باید با آقای "داسون" حرف بزنیم.

458
00:24:42,246 --> 00:24:45,080
‫شماره تماسی
‫یا آدرسی از همسرش دارین؟

459
00:24:45,082 --> 00:24:46,882
‫هی، باید برم سر کار.

460
00:24:46,884 --> 00:24:48,484
‫زود نیست؟

461
00:24:50,921 --> 00:24:52,888
‫زود رفتن به موقع رسیدنه...

462
00:24:52,890 --> 00:24:55,991
‫به موقع رفتن دیر رسیدنه، دیر رسیدن...

463
00:25:06,103 --> 00:25:07,269
‫سلام؟

464
00:25:08,539 --> 00:25:09,838
‫اوه.

465
00:25:09,840 --> 00:25:11,373
‫بله، سلام.

466
00:25:11,375 --> 00:25:13,275
‫اوه.

467
00:25:13,277 --> 00:25:15,110
‫بله، درک میکنم.

468
00:25:15,112 --> 00:25:16,378
‫ممنون.

469
00:25:17,415 --> 00:25:19,266
‫کی بود؟ چی شده؟

470
00:25:19,951 --> 00:25:21,350
‫ازمهدکودک.

471
00:25:21,602 --> 00:25:23,953
‫میا" تو زمین بازی بوده و افتاده زمین".

472
00:25:23,955 --> 00:25:25,187
‫دارن میبرنش بیمارستان.

473
00:25:25,189 --> 00:25:26,855
‫حالش خوبه؟ باید بریم.

474
00:25:26,857 --> 00:25:28,190
‫بذار کیفمو بردارم.

475
00:25:31,562 --> 00:25:32,795
‫اف.بی.آی!

476
00:25:34,966 --> 00:25:36,899
‫این طرف امنه!

477
00:25:36,901 --> 00:25:38,467
‫برو!

478
00:25:48,004 --> 00:25:49,403
‫هنوز گرمه.

479
00:25:49,405 --> 00:25:50,938
‫امنه!

480
00:25:59,182 --> 00:26:00,881
‫ثمر"؟"

481
00:26:29,195 --> 00:26:33,264
‫رادیو صبح، ۹ نوامبر ۱۹۸۹.

482
00:26:33,845 --> 00:26:35,044
‫"دانینگ".

483
00:26:36,355 --> 00:26:37,554
‫"نابز".

484
00:26:38,504 --> 00:26:40,204
‫"رایت".

485
00:26:40,206 --> 00:26:41,772
‫همه‌شون.

486
00:26:48,125 --> 00:26:51,294
‫النور"، چی شده؟"

487
00:26:51,296 --> 00:26:54,230
‫بهت گفتم...

488
00:26:54,232 --> 00:26:55,898
‫اتفاقی افتاده.

489
00:26:55,900 --> 00:26:58,868
‫همسرش، بهش دروغ گفته.

490
00:26:58,870 --> 00:27:02,249
‫کاری کرده باور کنه
‫واقعا در یه آژانس مسافرتی کار میکنه...

491
00:27:02,329 --> 00:27:03,361
‫یه زندگی معمولی داشته.

492
00:27:03,363 --> 00:27:05,130
‫اصلا نمیدونسته.

493
00:27:05,132 --> 00:27:08,333
‫فقط سعی داشتم کنار بیام
‫سعی کردم ازت مراقبت کنم.

494
00:27:08,335 --> 00:27:10,869
‫بعد از حادثه، یه جوری، یه جایی...

495
00:27:10,871 --> 00:27:13,171
‫یه خطایی اتفاق افتاده و اون متوجه‌ش شده.

496
00:27:13,173 --> 00:27:15,954
‫تو بانک بودم، سعی داشتم بفهمم...

497
00:27:15,988 --> 00:27:18,070
‫چطوری هزینه پزشکی رو بپردازم...

498
00:27:18,624 --> 00:27:21,525
‫هزینه‌های پزشکی تو رو
‫وقتی که مدیر بانک ازم خواست...

499
00:27:21,527 --> 00:27:24,295
‫که به حساب شخصی تو سری بزنم.

500
00:27:24,297 --> 00:27:26,363
‫کدوم حساب؟
‫النور"، متوجه نمیشم".

501
00:27:26,365 --> 00:27:28,232
‫دقیقا منم همینو گفتم.

502
00:27:28,234 --> 00:27:30,234
‫به سوابق مالی برخورده.

503
00:27:30,236 --> 00:27:34,238
‫با دنبال کردن پول
‫تونستم همه چیزو بهم وصل کنم.

504
00:27:34,240 --> 00:27:37,741
‫سفرهات مثل یه نقشه بودن.

505
00:27:37,743 --> 00:27:40,750
‫یه نماینده کنگره از یوتا...

506
00:27:40,775 --> 00:27:43,175
‫وقتی در شهر "سالت لیک" بوده، کشته شد.

507
00:27:43,177 --> 00:27:45,611
‫یه رییس پلیس از آفریقای جنوبی تیربارون شد...

508
00:27:45,613 --> 00:27:47,580
‫وقتی تو کیپ تاون بوده.

509
00:27:47,582 --> 00:27:51,617
‫نمیتونی تصور کنی
‫که چقدر عصبانی و ترسیده بودم...

510
00:27:51,619 --> 00:27:54,820
‫که فهمیدم مردی که عاشقش بودم...

511
00:27:54,822 --> 00:27:57,023
‫پدر بچه‌هام...

512
00:27:57,025 --> 00:27:59,058
‫یه هیولا بوده.

513
00:27:59,060 --> 00:28:01,643
‫هیچ فایده‌ای نداره
‫با مردی رودررو بشی...

514
00:28:01,670 --> 00:28:04,137
‫که حتی نمیدونه امروز چه روزی ـه...

515
00:28:04,139 --> 00:28:05,638
‫پس فقط به گشتن ادامه داده.

516
00:28:05,640 --> 00:28:08,708
‫هر اسمی، هر شماره‌ای.

517
00:28:08,896 --> 00:28:13,313
‫برام چهار سال طول کشید
‫تا به آژانس مسافرتی برسم...

518
00:28:13,315 --> 00:28:16,883
‫و شش سال دیگه تا
‫بفهمم کی اونجا کار میکرده.

519
00:28:16,885 --> 00:28:19,752
‫بالاخره، دستور کارشو متوجه میشه...

520
00:28:19,754 --> 00:28:22,021
‫کدها و سیستمها رو.

521
00:28:22,023 --> 00:28:23,823
‫چطوری آژانس مسافرتی از کار افتاده...

522
00:28:23,825 --> 00:28:25,391
‫با ماموراش ارتباط برقرار میکرده.

523
00:28:25,393 --> 00:28:29,641
‫"صندوق پستی در "سون ولیز
‫تیکه آخر بود.

524
00:28:30,600 --> 00:28:32,098
‫فهمیدم چطوری کار میکنه.

525
00:28:32,795 --> 00:28:36,088
‫پیامها، پرونده‌ها.

526
00:28:36,090 --> 00:28:39,125
‫و از همون روشها استفاده کرده...

527
00:28:39,127 --> 00:28:41,026
‫تا شوهرشو کنترل کنه.

528
00:28:41,028 --> 00:28:42,828
‫از فراموشی‌ش سواستفاده کرده...

529
00:28:42,830 --> 00:28:45,765
‫کاری کرده باور کنه هنوز ۱۹۸۹ ـه...

530
00:28:45,767 --> 00:28:48,584
‫ازش به عنوان
‫قاتل قراردادی خودش استفاده کرده...

531
00:28:48,586 --> 00:28:53,072
‫تا اونایی که در آژانس
‫مسافرتی بودن رو از بین ببره.

532
00:28:53,883 --> 00:28:56,501
‫تمام این مدت، شوهره اصلا خبر نداشته.

533
00:28:57,542 --> 00:28:59,353
‫هر، هر کاری...

534
00:28:59,355 --> 00:29:02,223
‫هر اتفاقی که فکر میکنی افتاده
‫هر چیزی که فکر میکنی انجام دادم...

535
00:29:02,225 --> 00:29:06,178
‫اوه، دقیقا میدونم چه کار کردی.

536
00:29:07,096 --> 00:29:10,130
‫اما تو نمیدونی.
‫چونکه همه چیزو فراموش میکنی.

537
00:29:12,368 --> 00:29:15,069
‫چه سعادتی باید باشه.

538
00:29:23,461 --> 00:29:27,032
‫پدر "ایزایا" برای اینکه پلاکش منقضی
‫شده بوده، توسط پلیس متوقف میشه.

539
00:29:27,365 --> 00:29:29,632
‫از ماشینش میاد بیرون تا خودش ببینه.

540
00:29:29,634 --> 00:29:32,101
‫افسر بهش گفته که
‫برگرده تو ماشینش.

541
00:29:32,103 --> 00:29:33,603
‫اما برای پلاک پول داده بوده.

542
00:29:33,605 --> 00:29:35,605
‫میدونسته که حتما اشتباهی پیش اومده.

543
00:29:35,874 --> 00:29:37,209
‫مسلح نبوده.

544
00:29:38,009 --> 00:29:40,076
‫فقط میخواسته خودش ببینه.

545
00:29:40,078 --> 00:29:42,111
‫افسر بهش برای بار دوم هشدار میده.

546
00:29:42,113 --> 00:29:43,947
‫وقتی دستشو
‫میکنه تو جیبش تا کیفشو بیاره بیرون...

547
00:29:44,442 --> 00:29:45,941
‫افسر بهش شلیک میکنه.

548
00:29:47,532 --> 00:29:49,332
‫شش بار.

549
00:29:51,567 --> 00:29:53,601
‫ایزایا" مردی"
‫که پدرشو کشته رو تماشا کرد...

550
00:29:53,603 --> 00:29:55,870
‫که برای تمام اتهامها تبرئه شد.

551
00:29:55,872 --> 00:29:58,647
‫برای اون، برای خیلی‌ها مثل اون...

552
00:29:59,275 --> 00:30:01,342
‫حقیقت محض ـه که
‫تو این کشور اگر سیاهپوست باشی...

553
00:30:01,344 --> 00:30:03,777
‫و کلمه اشتباه رو بگی، ممکنه کشته بشی.

554
00:30:04,780 --> 00:30:06,914
‫،سوال اشتباه رو بپرسی
‫بد نگاه کنی...

555
00:30:06,916 --> 00:30:08,448
‫ممکنه کشته بشی.

556
00:30:09,819 --> 00:30:13,220
‫تقریبا هر پلیسی
‫که باهاش خدمت کردم، چه سیاه یا سفید...

557
00:30:13,222 --> 00:30:15,356
‫افتخار میکنم که برادر خودم بدونمش.

558
00:30:15,358 --> 00:30:17,324
‫منو به گریه میندازه که بدونم این همه آدم...

559
00:30:17,326 --> 00:30:18,659
‫از جامعه من اینطوری
‫در موردشون فکر میکنن...

560
00:30:18,661 --> 00:30:20,895
‫درست همونطور که منو به گریه
‫میندازه بدونم پلیسایی...

561
00:30:20,897 --> 00:30:22,096
‫برادران دیگه منو میکشن...

562
00:30:22,098 --> 00:30:24,431
‫در حالی که تقریبا
‫هرگز مقصر شناخته نمیشن.

563
00:30:24,898 --> 00:30:27,766
‫هارولد"، سیستم قضایی‌ت"
‫از اون پلیسها محافظت میکنه...

564
00:30:27,768 --> 00:30:29,334
‫درست مثل اینکه از تو محافظت میکنه...

565
00:30:29,336 --> 00:30:31,638
‫مهم نیست که که با "زیکی ویلسون" چه کار بکنی.

566
00:30:33,574 --> 00:30:38,144
‫زیکی ویلسون" یه زالوی کثافته"...

567
00:30:39,133 --> 00:30:41,433
‫که برای آدمایی مثل "ایزایا" دام میذاره.

568
00:30:43,370 --> 00:30:44,442
‫بله.

569
00:30:44,938 --> 00:30:47,239
‫و اگر تصمیم بگیری اونو مقصر...

570
00:30:47,241 --> 00:30:49,207
‫اتفاقی که برای پدر "ایزایا" افتاده بدونی...

571
00:30:49,209 --> 00:30:52,177
‫یا برای تمام
‫افراد رنگین‌پوستی که کشته شدن...

572
00:30:52,179 --> 00:30:55,514
‫برای اینکه حرف اشتباهی زدن
‫یا بد نگاه کردن...

573
00:30:55,516 --> 00:30:57,082
‫میتونی راحت این کار رو بکنی.

574
00:30:59,219 --> 00:31:02,387
‫"شاید سیاهپوست باشی، "هارولد
‫اما یه نشون هم داری...

575
00:31:02,752 --> 00:31:05,824
‫و چه دوست داشته باشی
‫و چه نداشته باشی یعنی اینکه یه خودی هستی.

576
00:31:06,356 --> 00:31:08,456
‫سیستم قضایی ازت محافظت میکنه...

577
00:31:08,458 --> 00:31:12,727
‫درست مثل اینکه از
‫پلیسی که پدر "ایزایا" رو کشته محافظت کرده.

578
00:31:12,729 --> 00:31:14,629
‫این نظرته یا نصیحتت؟

579
00:31:14,631 --> 00:31:17,131
‫نظر من اینه که تو به این جشن...

580
00:31:17,133 --> 00:31:19,267
‫با یه اسلحه کمری ثبت نشده می‌اومدی.

581
00:31:20,954 --> 00:31:23,522
‫"نصیحتم اینه که چون پدر "ایزایا...

582
00:31:23,524 --> 00:31:26,258
‫شش گلوله خورده، من
‫به "زیکی ویلسون" ۱۲ تا شلیک میکنم...

583
00:31:26,260 --> 00:31:29,127
‫یه دنده سفارش میدم
‫یه لیوان شراب "شاتو لاتور" رو بلند میکنم...

584
00:31:29,129 --> 00:31:31,156
‫و به سلامتی کاری که خوب انجام شده می‌نوشم.

585
00:31:32,966 --> 00:31:34,533
‫به نظر میاد نقشه خوبی باشه.

586
00:31:34,535 --> 00:31:36,401
‫بله، اگر من اونجا می‌رفتم...

587
00:31:36,403 --> 00:31:37,996
‫اما نمیرم.

588
00:31:39,223 --> 00:31:41,490
‫"تو از اینجا به بعد تنها میری، "هارولد.

589
00:31:41,492 --> 00:31:44,527
‫و با اینکه سیستم
‫قضایی‌ت تو رو مسئول...

590
00:31:44,529 --> 00:31:48,130
‫هر انتخابی که میکنی نمیدونه
‫وجدانت تو رو مسئول میدونه.

591
00:31:51,401 --> 00:31:54,336
‫با اینحال، فقط محض اینکه...

592
00:31:54,338 --> 00:31:56,705
‫تمایل به کنترل خودت رو زیادی
‫دست بالا گرفته باشم...

593
00:31:56,707 --> 00:31:58,807
‫دمبه" میاد اونجا تا هواتو داشته باشه".

594
00:32:14,272 --> 00:32:15,938
‫صبر کن.

595
00:32:32,357 --> 00:32:33,422
‫"زیکی ویلسون".

596
00:32:33,424 --> 00:32:35,891
‫اشاره نکن. پیام نده.

597
00:32:35,893 --> 00:32:37,159
‫فقط سر تکون بده.

598
00:32:39,998 --> 00:32:43,032
‫اونی که رو مبل نشسته؟ ریش داره؟

599
00:32:46,037 --> 00:32:49,839
‫مامور ویژه "هارولد کوپر"، اف.بی.آی.

600
00:32:52,243 --> 00:32:54,343
‫مامور ویژه.

601
00:32:54,345 --> 00:32:57,813
‫چی تو رو ویژه میکنه، مامور "کوپر"؟

602
00:32:58,590 --> 00:33:00,023
‫تو رو به اتهام...

603
00:33:00,025 --> 00:33:01,425
‫ترعیب کردن یه شاهد بازداشت میکنم.

604
00:33:01,427 --> 00:33:03,794
‫شاهد چی؟

605
00:33:03,796 --> 00:33:05,162
‫قتل.

606
00:33:05,892 --> 00:33:07,424
‫و وقتی شهادتشو بده...

607
00:33:07,426 --> 00:33:09,415
‫منم تو رو بهش متهم میکنم.

608
00:33:10,550 --> 00:33:13,351
‫اصلا نمیدونم در مورد چی حرف میزنی.

609
00:33:13,376 --> 00:33:15,093
‫ایزایا هیل" یکی از دوستای منه".

610
00:33:15,902 --> 00:33:18,346
‫ایزایا هیل"؟"

611
00:33:20,039 --> 00:33:22,072
‫مطمئنی میخوای این راهو ادامه بدی؟

612
00:33:22,074 --> 00:33:24,575
‫چونکه برای خبرچینها اتفاقایی
‫می‌افته حتی وقتی دوستشونه یه کله‌گنده باشه.

613
00:33:24,577 --> 00:33:27,545
‫- داری تهدیدش میکنی؟
‫- فقط دارم میگم، تصادف پیش میاد.

614
00:33:27,547 --> 00:33:30,581
‫یه ماشین بهت میزنه، تو استخر غرق میشی...

615
00:33:30,583 --> 00:33:33,851
‫نمیتونی کسی رو
‫برای تصادف دستگیر کنی، میتونی...

616
00:33:33,853 --> 00:33:37,121
‫چندان هم ویژه نیستی مامور "کوپر"؟

617
00:33:37,123 --> 00:33:40,157
‫راست میگی. چندان هم ویژه نیستم.

618
00:33:40,718 --> 00:33:42,718
‫اما میخوام دوستم
‫فرصتی برای زندگی کردن داشته باشه...

619
00:33:42,720 --> 00:33:44,754
‫و میخوام آشغالی مثل
‫به جایی بره که بهش تعلق داره.

620
00:33:47,592 --> 00:33:48,791
‫"زیکی ویلسون".

621
00:33:50,361 --> 00:33:51,629
‫بازداشتی.

622
00:33:52,697 --> 00:33:54,663
‫یه موقعیت از "النو بل داسون" میخوایم.

623
00:33:54,665 --> 00:33:58,167
‫به گشت ایالتی خبر بده
‫که داریم دنبال یه الدزمیبل ۸۶ سیاه میگردیم.

624
00:33:58,169 --> 00:33:59,535
‫همین الان یه حکم تحت تعقیب صادر کردیم...

625
00:33:59,537 --> 00:34:01,203
‫اما دنبال کردن این دو تا باید سخت باشه.

626
00:34:01,205 --> 00:34:03,739
‫داسون" زندگی قدیمی داره"
‫که یعنی از فناوری خبری نیست...

627
00:34:03,741 --> 00:34:06,702
‫تا ردشو بگیریم، نه تلفن
‫همراهی، نه سیستم مسیریابی.

628
00:34:06,744 --> 00:34:08,043
‫پیامگیر چی؟

629
00:34:08,045 --> 00:34:09,878
‫همسرش احتمالا برای
‫پیام دادن به "داسون" ازش استفاده میکرده.

630
00:34:09,880 --> 00:34:12,948
‫فقط یه شماره‌س که
‫مدام بهش پیام میداده...

631
00:34:12,950 --> 00:34:15,677
‫هر پیام در همون روز کشتن میرسیده.

632
00:34:15,679 --> 00:34:16,633
‫تلفن اعتباری زنه.

633
00:34:16,658 --> 00:34:18,687
‫آرام"، ازت میخوایم"
‫رد اون تلفن اعتباریو بگیری.

634
00:34:18,689 --> 00:34:19,822
‫آره، دارم روش کار میکنم.

635
00:34:28,499 --> 00:34:31,200
‫اینجا چه کار میکنیم؟
‫چرا اومدیم گورستان؟

636
00:34:31,202 --> 00:34:32,801
‫کلوین"، عزیزم"...

637
00:34:32,803 --> 00:34:34,703
‫اومدیم تا بچه‌ها رو ببینیم.

638
00:34:40,641 --> 00:34:46,139
‫هر روز، به "کارن" میگم
‫زود دنبال "سم" و "میا" اومده.

639
00:34:46,882 --> 00:34:51,019
‫کارن" ۳۰ ساله که دخترها رو نرسونده".

640
00:34:52,488 --> 00:34:55,322
‫"مردن، "کلوین.

641
00:34:59,895 --> 00:35:00,927
‫نه.

642
00:35:02,822 --> 00:35:06,099
‫تو میامی بودیم که
‫فکر میکردم یه تعطیلات خانوادگی بوده

643
00:35:06,926 --> 00:35:08,453
‫افتادم تو استخر.

644
00:35:09,028 --> 00:35:10,413
‫آپاندیسم ترکید.

645
00:35:10,964 --> 00:35:12,332
‫یادت میاد؟

646
00:35:13,733 --> 00:35:15,032
‫وقتی رفتم اتاق عمل...

647
00:35:15,034 --> 00:35:17,211
‫دخترا رو از بیمارستان بردی بیرون.

648
00:35:18,071 --> 00:35:21,973
‫بهم گفتی که
‫نمیخوای اونا بترسن.

649
00:35:21,975 --> 00:35:24,408
‫اما بهم نگفتی...

650
00:35:24,410 --> 00:35:29,265
‫که باید
‫اون بعدازظهر جایی بری.

651
00:35:30,350 --> 00:35:31,782
‫یه کاری بکنی.

652
00:35:34,220 --> 00:35:36,320
‫ال"، "النور"؟"

653
00:35:36,648 --> 00:35:38,356
‫دخترام نه.

654
00:35:41,653 --> 00:35:44,954
‫دخترامونو با خودت
‫بردی تا یه مرد رو بکشی.

655
00:35:44,956 --> 00:35:47,690
‫اونا رو تو ماشین گذاشتی...

656
00:35:48,034 --> 00:35:50,827
‫و از در پشتی وارد یه رستوران شدی...

657
00:35:50,829 --> 00:35:52,362
‫تا یه کاری رو انجام بدی...

658
00:35:52,364 --> 00:35:56,959
‫که چقدر باید برات طول می‌کشید، دو دقیقه؟

659
00:35:57,436 --> 00:36:00,370
‫"اما دو دقیقه طول نکشید، "کلوین.

660
00:36:00,713 --> 00:36:03,373
‫چونکه مردی که برای
‫کشتنش رفتی میدونست داری میای...

661
00:36:03,375 --> 00:36:05,041
‫پرید روت...

662
00:36:05,043 --> 00:36:09,779
‫،گذاشت بمیری
‫با خونریزی و کتک خورده در یه کوچه...

663
00:36:09,781 --> 00:36:14,984
‫در حالی که دخترامون
‫تو ماشین زندانی شده بودن...

664
00:36:15,520 --> 00:36:17,980
‫خیلی کوچیک بودن که چیزی بدونن.

665
00:36:19,148 --> 00:36:20,790
‫پزشکی قانونی گفت...

666
00:36:20,792 --> 00:36:24,060
‫ناهنجاری‌های الکترولیتی پیش اومده...

667
00:36:24,796 --> 00:36:27,831
‫که باعث شده
‫قلب با ضربان خیلی زیادی بتپه...

668
00:36:27,833 --> 00:36:32,268
‫و چیزی که بهش میگفت، پوسیدگی پوست.

669
00:36:35,574 --> 00:36:38,835
‫همه افراد "سیول" مردن.

670
00:36:39,877 --> 00:36:42,078
‫"به جز "رایت.

671
00:36:42,588 --> 00:36:44,424
‫پلیس گرفتش.

672
00:36:45,623 --> 00:36:46,956
‫اما بقیه مردن.

673
00:36:48,991 --> 00:36:51,616
‫دخترا رو برنمیگردونه...

674
00:36:51,656 --> 00:36:55,643
‫یا اونطور که
‫فکر میکردم حالمو خوب نمیکنه...

675
00:36:56,895 --> 00:36:59,529
‫اما تو انجامش دادی.

676
00:37:07,772 --> 00:37:10,606
‫النور داسون"! اف.بی.آی"!

677
00:37:11,262 --> 00:37:13,075
‫میخوام اسلحه رو بذاری کنار!

678
00:37:13,327 --> 00:37:14,977
‫بهم گفتن در آسایشگاه...

679
00:37:14,979 --> 00:37:16,379
‫دنبالش میگشتین.

680
00:37:16,754 --> 00:37:18,453
‫میدونین کیه، درسته؟

681
00:37:18,455 --> 00:37:19,922
‫بله.

682
00:37:20,334 --> 00:37:22,190
‫اگر اسلحه‌تو
‫بذاری کنار، میتونیم در موردش حرف بزنیم.

683
00:37:22,192 --> 00:37:23,592
‫میخوام در موردش حرف بزنم.

684
00:37:23,594 --> 00:37:26,428
‫نمیدونم شماها
‫فکر میکنین قراره چی بشه.

685
00:37:26,430 --> 00:37:28,497
‫با دستگیر کردن من...

686
00:37:28,499 --> 00:37:30,732
‫زندان انداختنم چیزی گیرتون نمیاد.

687
00:37:30,734 --> 00:37:33,669
‫من مثل اون خطری برای جامعه نیستم.

688
00:37:35,575 --> 00:37:37,541
‫اسمم "الیزابت" ـه.

689
00:37:38,878 --> 00:37:40,772
‫مثل تو یه مادرم.

690
00:37:41,714 --> 00:37:43,714
‫میخوام درک کنم.

691
00:37:45,351 --> 00:37:46,917
‫مادری؟

692
00:37:47,278 --> 00:37:48,552
‫بله.

693
00:37:48,554 --> 00:37:49,854
‫اوه، خوبه.

694
00:37:51,866 --> 00:37:53,758
‫پس اینو درک میکنی.

695
00:38:18,601 --> 00:38:19,650
‫همین.

696
00:38:20,828 --> 00:38:22,661
‫این شهادتم در مورد چیزی بود که دیدم.

697
00:38:22,663 --> 00:38:23,815
‫بعدش چی میشه؟

698
00:38:24,632 --> 00:38:25,755
‫دادستان ایالات متحده...

699
00:38:25,780 --> 00:38:27,235
‫چیزی که گفتی رو بررسی میکنه...

700
00:38:28,002 --> 00:38:30,035
‫تصمیم میگیره اتهامی بزنه یا نه.

701
00:38:30,037 --> 00:38:33,505
‫و اگر به دادگاه برسه
‫برای شهادت احضار میشی.

702
00:38:33,507 --> 00:38:35,574
‫در دادگاه؟ علیه "ویلسون"؟

703
00:38:35,576 --> 00:38:37,376
‫جایی که همه میتونن ببینن؟

704
00:38:37,378 --> 00:38:39,378
‫اگر این کار رو بکنی هیچی نمیشه.

705
00:38:39,380 --> 00:38:41,614
‫- بهت قول میدم.
‫- قول یه پلیس؟

706
00:38:41,616 --> 00:38:43,716
‫پلیسی که میدونه
‫تو داری چی رو میگذرونی.

707
00:38:43,718 --> 00:38:45,698
‫پدرم در کنار دکتر "کینگ" راهپیمایی کرد.

708
00:38:45,723 --> 00:38:48,424
‫سگهای پلیس در بیرمنگام بهش حمله کردن...

709
00:38:48,449 --> 00:38:50,589
‫در یکشنبه خونین کتک خورد.

710
00:38:50,591 --> 00:38:54,393
‫،برای دردسرهاش
‫همین اداره یه پرونده مخفی براش باز کرد...

711
00:38:54,720 --> 00:38:57,098
‫بهش گفت افراطی، دشمن کشور.

712
00:38:58,015 --> 00:38:59,365
‫قهرمانم بود...

713
00:39:00,266 --> 00:39:02,050
‫و سازمانی که
‫زندگیمو وقفش کردم...

714
00:39:02,052 --> 00:39:04,453
‫هر کاری در توانش بود
‫انجام داد تا نابودش کنه.

715
00:39:04,455 --> 00:39:07,222
‫اما به خاطر همین زندگیمو وقفش کردم...

716
00:39:07,608 --> 00:39:10,008
‫تا کاری کنم همین اداره
‫هرگز این کار رو با یه مرد سیاهپوست انجام نشده...

717
00:39:10,010 --> 00:39:11,944
‫کاری که با پدرم کرد رو.

718
00:39:13,447 --> 00:39:15,013
‫و با پدر من کرد.

719
00:39:17,323 --> 00:39:19,257
‫زود باش. میرسونمت خونه.

720
00:39:20,872 --> 00:39:23,457
‫"به کمی کمک نیاز دارم، آقای "کوپر.

721
00:39:24,767 --> 00:39:26,200
‫میخوام سعی کنم.

722
00:39:28,004 --> 00:39:30,004
‫اما فکر کنم کمک لازم دارم.

723
00:39:33,709 --> 00:39:34,844
‫آره.

724
00:39:35,611 --> 00:39:37,645
‫"بیا ببرمت خونه "ایزایا.

725
00:39:42,685 --> 00:39:44,518
‫چیزی که دنبالش بودی رو پیدا کردی؟

726
00:39:44,520 --> 00:39:46,731
‫نچ، اما اینو پیدا کردم.

727
00:39:50,001 --> 00:39:51,834
‫"تبریک میگم، "لینا مرسر.

728
00:39:51,836 --> 00:39:55,271
‫موفق شدین
‫تا یه ویزا کارت (کارت اعتباری) بگیرین.

729
00:39:55,273 --> 00:39:56,639
‫متوجه نمیشم.

730
00:39:56,641 --> 00:39:59,542
‫رمز عبور "پیت" رو داری. اونم مال تو رو داره.

731
00:39:59,544 --> 00:40:02,845
‫و ازشون برای
‫گرفتن کارتهای اعتباری جدید به نام تو استفاده میکنه.

732
00:40:02,847 --> 00:40:06,849
‫دلیلی که نمی‌تونیم
‫پیت" رو پیدا کنیم اینه که از حسابهاش استفاده نمیکنه".

733
00:40:06,851 --> 00:40:08,461
‫داره از حسابهای تو استفاده میکنه.

734
00:40:09,821 --> 00:40:11,788
‫و همینطوری باید پیداش کنیم.

735
00:40:17,962 --> 00:40:19,829
‫هشدار جدی گرفته نشده.

736
00:40:21,666 --> 00:40:25,168
‫بله، قربان.
‫دفعه بعد مطمئن میشم.

737
00:40:43,036 --> 00:40:45,303
‫فکر کنم یه گلف‌باز ذاتی هستی...

738
00:40:45,305 --> 00:40:48,376
‫و من خیلی راحت نیستم.

739
00:40:49,710 --> 00:40:51,810
‫به طور طبیعی در خیلی کارا خوبی.

740
00:40:51,812 --> 00:40:53,144
‫مثل چی؟

741
00:40:56,883 --> 00:40:58,516
‫مثل چی؟

742
00:40:59,986 --> 00:41:01,353
‫همراه خوبی هستی.

743
00:41:01,355 --> 00:41:02,754
‫خب، اینکه حساب نمیشه.

744
00:41:05,859 --> 00:41:08,626
‫فکری به ذهنم رسید.

745
00:41:08,628 --> 00:41:10,815
‫میدونی چیه؟ ولش کن.

746
00:41:30,743 --> 00:41:32,432
‫آروم!

747
00:41:32,434 --> 00:41:34,378
‫لیز"، چرا میدویی؟"

748
00:41:34,380 --> 00:41:37,341
‫نمیدونم چرا همینطوری با
‫این سرعت از اون سر شهر اومدیم.

749
00:41:38,818 --> 00:41:39,884
‫میشه؟

750
00:41:39,886 --> 00:41:41,219
‫چی؟

751
00:41:41,221 --> 00:41:42,920
‫میدونم خیلی پیش‌نشده و بی‌برنامه‌ریزی ـه...

752
00:41:42,922 --> 00:41:44,522
‫و چندان هم عاشقانه نیست.

753
00:41:44,524 --> 00:41:46,157
‫یعنی میگم، زیر چراغهای فلورسانسیم.

754
00:41:46,159 --> 00:41:48,760
‫این خودکارها
‫به میز چسبیدن، محض رضای خدا...

755
00:41:48,762 --> 00:41:49,854
‫اما...

756
00:41:50,397 --> 00:41:51,629
‫ببین.

757
00:41:51,631 --> 00:41:53,509
‫با چیزایی که تو روز می‌بینم...

758
00:41:54,458 --> 00:41:56,986
‫خیلی احساس
‫خوشحالی میکنم که تو رو دارم.

759
00:41:57,828 --> 00:41:59,995
‫و اگر الان این کار رو نکنیم...

760
00:41:59,997 --> 00:42:01,029
‫هی.

761
00:42:03,367 --> 00:42:04,733
‫بله.

762
00:42:08,976 --> 00:42:12,044
‫همین. حالا
‫شما رو زن و شوهر اعلام میکنم.

763
00:42:13,132 --> 00:42:50,132
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

