‫﻿۱
00:00:06,364 --> 00:00:08,586
‫‏این همه راه رو تا خیابون "آرکتیک" رفتن؟

2
00:00:08,589 --> 00:00:10,880
‫‏آره، اگر به سمت "آرکتیک" بری خیلی دور شدی.

3
00:00:10,882 --> 00:00:12,514
‫‏نه، برگرد.

4
00:00:12,516 --> 00:00:14,669
‫‏آره، باید تو خیابون "اشلی" بری دست چپ.

5
00:00:14,671 --> 00:00:16,268
‫‏باشه، چند دقیقه دیگه می‌بینمت.

6
00:00:23,668 --> 00:00:26,045
‫‏باشه، "برکس"، بندازش ببینم!

7
00:00:26,047 --> 00:00:28,344
‫‏اینم از این!

8
00:00:39,015 --> 00:00:40,472
‫‏مامان؟

9
00:00:43,629 --> 00:00:44,704
‫‏مامان!

10
00:00:44,706 --> 00:00:46,094
‫"‏"مایکل!

11
00:00:46,096 --> 00:00:47,693
‫‏- زود باش. زود باش.
‫‏- آره، می‌بینمشون.

12
00:00:47,695 --> 00:00:49,709
‫‏زود باش. "برکس"، "پاپی"، برین پیش مادرت!

13
00:00:49,711 --> 00:00:52,871
‫"‏- زود باش. زود باش، "برکس.
‫‏- برو! برو! برو!

14
00:00:55,045 --> 00:01:01,037
‫<font color="#۰۰۰۰ff">تیم ترجمه</font>
‫<font color="#ffffff">iMovie-DL</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">تقدیم می کند</font>

15
00:01:02,045 --> 00:01:10,037
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

16
00:01:11,078 --> 00:01:13,127
‫‏اگر تلفنتو جواب بدی...

17
00:01:13,129 --> 00:01:15,073
‫طلاق می‌گیریم.

18
00:01:15,075 --> 00:01:16,500
‫‏باید تا ۳۰ دقیقه دیگه "ردینگتون" رو ببینم.

19
00:01:16,526 --> 00:01:17,576
‫‏نه! نه، این کار رو نکن!

20
00:01:17,578 --> 00:01:19,001
‫‏فقط بهش بگو رفتی ماه‌عسل.

21
00:01:19,003 --> 00:01:20,657
‫‏بهش بگو شوهر دومت اصرار داره...

22
00:01:20,658 --> 00:01:21,907
‫‏- یه روز رو بری مرخصی.
‫‏- از نظر فنی...

23
00:01:21,909 --> 00:01:23,784
‫‏- یه روز...
‫‏- تو شوهر اولمی...

24
00:01:23,786 --> 00:01:25,487
‫‏چونکه ازدواج اولمون باطل شده...

25
00:01:25,489 --> 00:01:27,607
‫‏و دیشب اولین باری بود...

26
00:01:27,609 --> 00:01:29,054
‫‏که با هم به عنوان زن و شوهر...

27
00:01:29,055 --> 00:01:30,068
‫‏می‌خوابیدیم.

28
00:01:30,070 --> 00:01:32,918
‫‏خب، راستش، انگار بار سومه...

29
00:01:32,920 --> 00:01:34,621
‫‏خب، شب اول بود.

30
00:01:34,623 --> 00:01:36,220
‫‏و صبح.

31
00:01:39,975 --> 00:01:41,920
‫‏یارو واقعا یه مشکلی داره.

32
00:01:41,922 --> 00:01:42,859
‫‏تلفن تو ـه.

33
00:01:42,861 --> 00:01:43,797
‫‏اوه.

34
00:01:43,799 --> 00:01:45,535
‫‏هیچ شماره تماسی نیافتاده؟

35
00:01:45,537 --> 00:01:46,672
‫‏خیلی مرموزه.

36
00:01:46,673 --> 00:01:48,442
‫‏میخوام همینطوری نگهش دارم.

37
00:01:48,444 --> 00:01:51,328
‫‏هی، ممکنه یه
‫‏دست چاقو استیک یا بخت‌آزمایی رو برده باشی.

38
00:01:51,330 --> 00:01:52,857
‫‏میدونی چیه؟ بخت‌آزمایی رو بردم...

39
00:01:52,859 --> 00:01:54,443
‫‏وقتی قبول کردی باهام ازدواج کنی...

40
00:01:54,444 --> 00:01:56,215
‫‏دوباره.

41
00:01:56,217 --> 00:01:58,474
‫‏- و من چاقوی استیک دارم.
‫‏- پس مشکلی نداریم.

42
00:01:58,476 --> 00:01:59,865
‫‏چیزی نیست. نیازی نیست جواب بدی.

43
00:02:09,366 --> 00:02:10,303
‫‏خوبی؟

44
00:02:10,305 --> 00:02:11,588
‫‏از خوب بهترم.

45
00:02:11,590 --> 00:02:12,875
‫‏عالیم.

46
00:02:12,877 --> 00:02:14,022
‫‏ما عالیم، "تام" و من.

47
00:02:14,024 --> 00:02:15,091
‫‏ازدواج کردیم.

48
00:02:15,761 --> 00:02:17,286
‫‏می‌بینی؟

49
00:02:18,532 --> 00:02:21,728
‫‏حالا معمولا
‫‏مردم تو این مواقع میگن: تبریک میگم.

50
00:02:21,730 --> 00:02:23,118
‫‏ببخشید.

51
00:02:23,120 --> 00:02:25,202
‫‏"تام" و من اختلافهای خودمونو داریم...

52
00:02:25,203 --> 00:02:27,773
‫‏اما باور دارم
‫‏بهترینها رو برات میخواد.

53
00:02:27,775 --> 00:02:29,546
‫"‏و برای "اگنس.

54
00:02:29,548 --> 00:02:32,083
‫"‏تبریک میگم، "الیزابت.

55
00:02:32,085 --> 00:02:33,531
‫‏ممنون.

56
00:02:34,531 --> 00:02:35,698
‫‏میدونی...

57
00:02:35,700 --> 00:02:37,783
‫‏برای اولین بار در یه مدت طولانی...

58
00:02:37,785 --> 00:02:38,972
‫‏حس میکنم...

59
00:02:38,973 --> 00:02:40,708
‫‏نمیدونم...

60
00:02:40,710 --> 00:02:43,720
‫‏خوشحالم.

61
00:02:49,122 --> 00:02:52,004
‫‏بعدش ‌ببینم که تو دنیا چه خبره.

62
00:02:52,006 --> 00:02:53,951
‫‏مهاجرها در یه کشتی باری چینی...

63
00:02:53,953 --> 00:02:57,288
‫‏که به سمت کارولینای
‫‏جنوبی میرفته، پنهان شده بودن.

64
00:02:57,290 --> 00:02:59,620
‫‏قاچاق انسان.

65
00:03:00,348 --> 00:03:02,717
‫‏قاچاق یعنی اینکه مسافرین...

66
00:03:02,717 --> 00:03:04,696
‫‏برخلاف خواسته خودشون منتقل بشن.

67
00:03:04,698 --> 00:03:08,172
‫‏این افراد، به خاطر همچین
‫‏مزیتی پول هم دادن.

68
00:03:08,174 --> 00:03:10,687
‫‏در سرتاسر دنیا، خلافکارها مردم رو قاچاقی...

69
00:03:10,688 --> 00:03:12,980
‫‏وارد کشورهایی میکنن
‫‏که نمیتونن قانونی بهشون وارد بشن.

70
00:03:12,982 --> 00:03:15,447
‫‏برخی به امید رسیدن به زندگی بهتری هستن.

71
00:03:15,449 --> 00:03:18,645
‫‏بقیه دارن از
‫‏جنگ یا تعقیب قضایی به هر قیمتی فرار میکنن.

72
00:03:18,647 --> 00:03:20,487
‫‏افرادی مثل من میتونن بهشون کمک کنن.

73
00:03:20,487 --> 00:03:21,840
‫‏مثل تو؟

74
00:03:21,842 --> 00:03:23,995
‫‏توی تجارت قاچاق انسانی؟

75
00:03:23,998 --> 00:03:25,271
‫‏بودم.

76
00:03:26,639 --> 00:03:30,808
‫‏سازمانم دسترسی به آمریکا...

77
00:03:30,810 --> 00:03:35,076
‫،‏کشورهای مختلف اروپایی
‫‏و مناطق خاصی از آسیا رو فراهم میکرد.

78
00:03:35,076 --> 00:03:39,558
‫‏با یه قیمت منصفانه، خدمات‌دهی
‫‏خیلی خوبی داشتم.

79
00:03:39,560 --> 00:03:42,163
‫‏آقای "کاپلان" کارشو ساخت.

80
00:03:42,584 --> 00:03:46,023
‫‏در تمایل آتشینش برای نابود کردنم...

81
00:03:46,025 --> 00:03:48,282
‫‏"کیت" تمام شبکه‌های جابه‌جایی منو از بین برد.

82
00:03:48,284 --> 00:03:49,852
‫‏چرا داری اینو به من میگی؟

83
00:03:49,852 --> 00:03:51,936
‫‏چونکه، همونطور که می‌بینی...

84
00:03:51,938 --> 00:03:55,864
‫‏یه بازیکن بی‌رحم و
‫‏بی‌پروا پا پیش گذاشته...

85
00:03:55,866 --> 00:03:58,053
‫‏تا جای خالی منو پر کنه.

86
00:03:58,055 --> 00:03:59,410
‫‏کشتی که این افراد...

87
00:03:59,435 --> 00:04:01,459
‫‏مثل ماهی ساردین توش چپیده بودن...

88
00:04:01,462 --> 00:04:02,516
‫‏یه تله مرگ بوده.

89
00:04:02,541 --> 00:04:04,043
‫‏برای این سفر مناسب نبوده...

90
00:04:04,043 --> 00:04:07,586
‫‏که به خاطر همین در
‫‏دو مایلی ساحل کارولینا غرق شده.

91
00:04:07,588 --> 00:04:10,992
‫‏آقای "ژانگ"، من یه مرده ساده‌م.

92
00:04:10,994 --> 00:04:12,674
‫‏وقتی یه مکانیک استخدام میکنم...

93
00:04:12,674 --> 00:04:15,036
‫‏ازش انتظار دارم
‫‏بدونه چطوری ماشینمو تعمیر کنه.

94
00:04:15,038 --> 00:04:16,877
‫‏وقتی یه "اسنیک هد"(مافیای چینی) رو استخدام میکنم...

95
00:04:16,879 --> 00:04:19,171
‫‏ازش انتظار دارم بدونه
‫‏چطوری مشتری‌هامونو منتقل کنه...

96
00:04:19,173 --> 00:04:20,573
‫‏بدون اینکه به کشتنشون بده.

97
00:04:20,574 --> 00:04:22,787
‫‏یه اشتباه بود.

98
00:04:23,389 --> 00:04:24,743
‫‏خواهش میکنم.

99
00:04:24,745 --> 00:04:27,976
‫‏۲۹مشتری مردن.

100
00:04:27,978 --> 00:04:30,860
‫‏مشتریانی که قرار بود
‫‏وقتی رسیدن مبلغی رو پرداخت کنن.

101
00:04:30,862 --> 00:04:32,529
‫‏اما معلومه که چنین اتفاقی نمی‌افته...

102
00:04:32,531 --> 00:04:34,093
‫‏چونکه حالا مردن.

103
00:04:34,095 --> 00:04:36,178
‫‏کاری رو که میخواستی کردیم.
‫‏تا تونستیم آدم سوار کردیم...

104
00:04:39,656 --> 00:04:40,766
‫‏ببخشید، بابا.

105
00:04:40,768 --> 00:04:42,503
‫‏ای کاش مجبور نبودی اینو ببینی.

106
00:04:42,506 --> 00:04:45,041
‫‏مشتریهای مرده برامون پول نمیارن.

107
00:04:45,043 --> 00:04:47,752
‫‏اما کارگرهای مرده هم نمیارن.

108
00:04:47,754 --> 00:04:50,881
‫‏"الیزابت"، هر کسی که جای خالی رو...

109
00:04:50,883 --> 00:04:52,792
‫‏با سقوط من پر کرده...

110
00:04:52,794 --> 00:04:54,356
‫‏باید جلوش گرفته بشه...

111
00:04:54,358 --> 00:04:57,414
‫‏یا افراد بیگناه بیشتری می‌میرن.

112
00:04:57,416 --> 00:05:00,166
‫‏پس، "ردینگتون" آدمها
‫‏رو به طور غیرقانونی وارد مرزها میکرده.

113
00:05:00,168 --> 00:05:01,195
‫‏اینو درست فهمیدم؟

114
00:05:01,195 --> 00:05:03,104
‫‏به نظر خودش، به مردم امید میداده.

115
00:05:03,107 --> 00:05:05,190
‫‏آره. برخی فقط به خاطر این
‫‏زنده هستن که اون ازشون دور شده...

116
00:05:05,192 --> 00:05:06,549
‫‏میدونی، حالا از
‫‏هر چی که داشتن فرار میکردن.

117
00:05:06,549 --> 00:05:08,459
‫‏فکر نکنم تمام این افراد
‫‏آدمهای خوبی بودن.

118
00:05:08,461 --> 00:05:11,378
‫‏بیشتر، شاید، اما
‫‏کنترل مرز ضروری ـه.

119
00:05:11,381 --> 00:05:12,977
‫‏در مورد این تجارت هر فکری که میکنی...

120
00:05:12,979 --> 00:05:15,897
‫‏آخرش، افرادی می‌میرن
‫‏و باید جلوش گرفته بشه.

121
00:05:15,899 --> 00:05:17,913
‫‏بازیکنی که جای "ردینگتون" رو گرفته...

122
00:05:17,915 --> 00:05:20,727
‫‏- نمیدونه کیه؟
‫‏- به خاطر همین به کمکمون نیاز داره.

123
00:05:20,729 --> 00:05:22,084
‫‏به نظر من انگار چیزی که میخوای اینه...

124
00:05:22,086 --> 00:05:23,501
‫‏که بهت کمک کنم رقیب رو از بین ببری.

125
00:05:23,502 --> 00:05:25,828
‫‏راه‌های خیلی
‫‏راحت‌تری برای پول دراوردن وجود داره...

126
00:05:25,830 --> 00:05:27,844
‫‏تا جابه‌جا کردن مهاجران.

127
00:05:27,847 --> 00:05:29,964
‫‏این کار رو میکردم چون یکی میخواست...

128
00:05:29,966 --> 00:05:32,954
‫‏و اگر قرار بود انجام بشه
‫‏باید به خوبی انجام میشد...

129
00:05:32,956 --> 00:05:36,533
‫‏توسط کسی که
‫‏استانداردهای خاصی رو حفظ کنه.

130
00:05:36,535 --> 00:05:37,778
‫‏چقدر شرافتمندانه.

131
00:05:38,621 --> 00:05:40,113
‫‏مردی در جایگاه تو
‫‏اینقدر ثروتمند هست...

132
00:05:40,115 --> 00:05:41,886
‫‏تا طبق وجدان خودش عمل کنه.

133
00:05:41,888 --> 00:05:44,086
‫‏من دستیار سرپرست اف.بی.آیم.

134
00:05:44,087 --> 00:05:45,788
‫‏بهت کمک میکنم هر
‫‏کسی که جاتو گرفته از بین ببری...

135
00:05:45,790 --> 00:05:48,360
‫‏اما این سازمان نباید مسئول...

136
00:05:48,362 --> 00:05:51,125
‫‏برگردوندن تو
‫‏به تجارت جهانی قاچاق بشه.

137
00:05:51,734 --> 00:05:53,539
‫‏- منصفانه‌س.
‫‏- خوبه.

138
00:05:53,541 --> 00:05:54,721
‫‏از کجا شروع کنیم؟

139
00:05:54,723 --> 00:05:56,041
‫‏یونان.

140
00:05:56,043 --> 00:05:58,058
‫‏مسیر شمال، از راه مقدونیه.

141
00:05:58,060 --> 00:06:00,143
‫‏بیشتر از همه مسافر داره
‫‏و بیشتر از همه سود میده.

142
00:06:00,145 --> 00:06:03,201
‫‏یه نقشه ساده‌س.
‫‏یکی رو میذاریم تو این مسیر.

143
00:06:03,203 --> 00:06:05,947
‫‏اون اسم کسی که
‫‏جای منو گرفته، پیدا میکنه.

144
00:06:05,949 --> 00:06:07,685
‫‏- می‌کشیمش بیرون.
‫‏- این یعنی...

145
00:06:07,687 --> 00:06:08,778
‫‏نقطه‌ای که ازش استفاده میکنن رو میدونی؟

146
00:06:08,780 --> 00:06:11,057
‫‏میدونم. به طور طبیعی، پیشنهاد میدادم...

147
00:06:11,059 --> 00:06:13,562
‫‏یکی از افراد تو رو
‫‏برای گرفتن اون اسم وارد کنیم...

148
00:06:13,563 --> 00:06:17,526
‫،‏اما این بار
‫‏یکی از افراد خودمو پیشنهاد میدم.

149
00:06:18,290 --> 00:06:20,408
‫‏از طریق این دستگاه با هم در تماس می‌مونیم...

150
00:06:20,411 --> 00:06:22,482
‫‏میتونم تو دندون آسیاب پشتی‌ت جاش بدم.

151
00:06:22,483 --> 00:06:23,697
‫‏مثل یه میکروفون کار میکنه...

152
00:06:23,699 --> 00:06:25,018
‫‏و بهم اجازه میده صداتو بشنوم.

153
00:06:25,020 --> 00:06:26,756
‫‏و میتونم صداتو بشنوم چونکه...

154
00:06:26,758 --> 00:06:29,675
‫‏همین فرستنده اجازه میده صدات...

155
00:06:29,677 --> 00:06:32,665
‫‏به استخوان فک برسه
‫‏و از اونجا به گوش داخلی من بره.

156
00:06:32,667 --> 00:06:34,819
‫‏آره، درسته.

157
00:06:34,821 --> 00:06:36,384
‫‏تو از کجا اینا رو میدونی؟

158
00:06:36,386 --> 00:06:37,560
‫"‏آکادمی "خان.

159
00:06:37,560 --> 00:06:39,713
‫‏کلاسشون در
‫‏زمینه مهندسی برق رو رفتم.

160
00:06:39,715 --> 00:06:41,659
‫‏یه موقع به پنج زبون هم حرف نمیزنی؟

161
00:06:41,661 --> 00:06:42,885
‫‏هشت تا.

162
00:06:44,234 --> 00:06:45,830
‫‏میدونی، به غیر از این
‫‏واقعیت که گاهی‌اوقات...

163
00:06:45,832 --> 00:06:47,915
‫‏مجبوری برای امرار معاش آدمها رو بکشی...

164
00:06:47,917 --> 00:06:49,433
‫‏شبیه الگوی اصلی من می‌مونی.

165
00:06:49,899 --> 00:06:51,217
‫‏بازش کن.

166
00:07:09,392 --> 00:07:10,745
‫‏رفت داخل. "آرام"، میشنوی؟

167
00:07:10,746 --> 00:07:12,829
‫‏آره. آماده هستیم و صدا رو داریم.

168
00:07:12,831 --> 00:07:14,498
‫‏باشه، حواستون باشه، افراد.

169
00:07:14,500 --> 00:07:16,201
‫‏اصلا نمیدونیم داریم
‫‏وارد چی میشیم.

170
00:07:16,203 --> 00:07:18,877
‫‏به غیر از اینکه
‫‏هیچ قدرت قانونی در یونان نداریم...

171
00:07:18,879 --> 00:07:21,032
‫‏ داریم یه شهروند رو برای
‫‏یه عملیات مخفی می‌فرستیم.

172
00:07:21,034 --> 00:07:22,383
‫از پسش برمیاد.

173
00:07:23,119 --> 00:07:25,427
‫‏خوش اومدی، دوست من.
‫‏کمکت کنم چیزی پیدا کنی؟

174
00:07:25,865 --> 00:07:27,879
‫‏بهم گفتن تو یه نسخه...

175
00:07:27,881 --> 00:07:30,266
‫‏از نقشه دنیای "اراستوسینوس" رو داری.

176
00:07:31,252 --> 00:07:33,683
‫‏فروشی نیست.

177
00:07:35,978 --> 00:07:39,608
‫‏بهم گفتن، همه چیز فروشی ـه.

178
00:07:41,399 --> 00:07:43,100
‫‏باید از رییس بپرسی.

179
00:08:11,362 --> 00:08:12,600
‫‏بذار بهت نگاه کنم.

180
00:08:13,309 --> 00:08:14,635
‫‏اسمت چیه؟

181
00:08:14,635 --> 00:08:16,186
‫"‏"مالیک شریف.

182
00:08:16,755 --> 00:08:18,420
‫‏اهل کجایی "مالیک شریف"؟

183
00:08:18,423 --> 00:08:19,429
‫‏اوران.

184
00:08:19,431 --> 00:08:20,502
‫‏که اینطور.

185
00:08:20,503 --> 00:08:22,829
‫‏و چطوری یه الجزایری...

186
00:08:22,831 --> 00:08:23,941
‫‏اینقدر از خونه دور شده؟

187
00:08:23,943 --> 00:08:25,714
‫‏به زویه اومدم...

188
00:08:25,716 --> 00:08:28,216
‫‏یه مسیر آبی تا لسبوس خریدم.

189
00:08:28,218 --> 00:08:31,285
‫‏و حالا دارم
‫‏دنبال یه مسیر امن تا برلین میگردم.

190
00:08:32,181 --> 00:08:33,495
‫‏بگردینش.

191
00:08:34,714 --> 00:08:36,484
‫‏میخواد یه کاری بکنه.
‫‏داره دنبال شنود میگرده.

192
00:08:36,486 --> 00:08:37,541
‫‏کی هستی؟

193
00:08:38,085 --> 00:08:39,890
‫‏پلیس؟

194
00:08:39,892 --> 00:08:41,907
‫‏پلیس یونان؟

195
00:08:43,994 --> 00:08:45,382
‫‏دهنتو باز کن.

196
00:08:46,218 --> 00:08:47,801
‫‏باز کن.

197
00:08:49,104 --> 00:08:50,457
‫‏قربان، میخواین چه کار کنیم؟

198
00:08:50,459 --> 00:08:52,264
‫‏صبر کنین. بذارین پیش بره.

199
00:08:53,065 --> 00:08:54,541
‫‏اهل اوران نیستی.

200
00:08:54,542 --> 00:08:56,868
‫‏کارای دندون‌پزشکی‌تو
‫‏در غرب انجام دادی.

201
00:08:56,870 --> 00:08:58,919
‫‏شاید باید بکشمت.

202
00:08:58,921 --> 00:09:01,178
‫‏کی هستی؟

203
00:09:01,180 --> 00:09:02,900
‫‏از پنج برعکس بشمار.

204
00:09:03,370 --> 00:09:06,148
‫‏اگر با پلیس باشم
‫‏همین الان دارن گوش میکنن.

205
00:09:06,150 --> 00:09:08,025
‫‏نمیذارن به صفر برسی.

206
00:09:08,027 --> 00:09:09,416
‫‏سریع میریزن اینجا...

207
00:09:09,418 --> 00:09:11,533
‫‏و بعدش نیازی نیست
‫‏حدس بزنی من کیم.

208
00:09:11,872 --> 00:09:13,747
‫‏فکر میکنی یه بازی ـه؟

209
00:09:15,255 --> 00:09:16,948
‫‏بذار به شکل تو بازی کنیم.

210
00:09:17,807 --> 00:09:19,578
‫‏پنج...

211
00:09:19,608 --> 00:09:21,030
‫‏- قربان، بهش شلیک میکنن.
‫‏- باید راه بیافتیم.

212
00:09:21,033 --> 00:09:22,317
‫‏نه! سرجاتون وایستین.

213
00:09:22,319 --> 00:09:23,545
‫‏سه...

214
00:09:24,091 --> 00:09:25,464
‫‏دو...

215
00:09:26,944 --> 00:09:28,228
‫‏یک.

216
00:09:35,273 --> 00:09:37,559
‫‏فردا ساعت ۱۰ اینجا باش.

217
00:09:37,880 --> 00:09:40,381
‫‏تا آخر هفته به آلمان می‌رسونمت.

218
00:09:40,383 --> 00:09:44,412
‫‏هزینه‌ش ۳۰۰۰ یورو
‫‏میشه و از پیش پولو میگیرم.

219
00:09:44,414 --> 00:09:47,563
‫‏ایرلندی‌ دیگه
‫‏پول رو وقتی به مقصد برسن، قبول نمیکنه.

220
00:09:50,935 --> 00:09:51,941
‫‏ایرلندی‌...

221
00:09:51,943 --> 00:09:53,261
‫‏نفری که "دمبه" دیدتش...

222
00:09:53,263 --> 00:09:54,826
‫‏در مورد ایرلندی یه حرفی زد.

223
00:09:54,828 --> 00:09:55,770
‫‏میدونی داشته در مورد کی حرف میزده؟

224
00:09:55,770 --> 00:09:58,792
‫"‏بله، ایرلندی، "آرتور کیلگانن.

225
00:09:58,794 --> 00:10:01,294
‫‏هرگز ندیدمش. تو صوفیه زندگی میکنه.

226
00:10:01,296 --> 00:10:03,866
‫‏شهری نیست که زیاد برم اونجا.

227
00:10:18,327 --> 00:10:19,727
‫‏سلام، پیرمرد.

228
00:10:20,773 --> 00:10:22,753
‫‏خورشید از روی لنگرگاه گذشته؟

229
00:10:22,755 --> 00:10:25,081
‫‏شاید یه نوشیدنی هم بخورم.

230
00:10:35,320 --> 00:10:36,813
‫‏- هی.
‫‏- مطمئن نبودم که بیای.

231
00:10:36,815 --> 00:10:38,203
‫‏ببخشید. نتونستم تماسهاتو جواب بدم.

232
00:10:38,205 --> 00:10:41,157
‫‏همسرم و من، سرمون شلوغ بود.

233
00:10:41,160 --> 00:10:42,791
‫‏- چی پیدا کردی؟
‫‏- راست میگفتی.

234
00:10:42,793 --> 00:10:44,460
‫‏"پیت" از
‫‏اطلاعات حساب من استفاده کرده...

235
00:10:44,462 --> 00:10:45,442
‫‏تا یه کارت اعتباری
‫‏به اسم من بگیره.

236
00:10:45,443 --> 00:10:47,248
‫‏- و اینجا استفاده‌ش کرده؟
‫‏- واحد مبارزه با کلاهبرداری زنگ زد...

237
00:10:47,250 --> 00:10:49,333
‫‏می‌پرسید که
‫‏تایید میکنم یکی از کارتهام اینجا استفاده شده...

238
00:10:49,335 --> 00:10:52,566
‫‏دیروز ساعت ۶:۴۳ عصر. پس اینجا بوده.

239
00:10:52,568 --> 00:10:54,018
‫‏باهام بیا.

240
00:11:03,783 --> 00:11:06,631
‫‏ببخشید. میتونم کمکتون کنم؟

241
00:11:06,656 --> 00:11:07,657
‫‏عزیزم.

242
00:11:08,119 --> 00:11:09,229
‫‏یه جایی دارین که
‫‏بتونم اینو امتحان کنم؟

243
00:11:09,254 --> 00:11:11,685
‫‏نه، ببخشید، ندارم.

244
00:11:11,710 --> 00:11:13,689
‫‏فکر کردم نداشته باشین.
‫‏میشه کیفمو نگه دارین؟

245
00:11:35,918 --> 00:11:37,446
‫‏نظرت چیه؟ زیادی تنگه؟

246
00:11:37,448 --> 00:11:38,558
‫‏نه.

247
00:11:38,560 --> 00:11:40,296
‫‏نه، خیلی خوبه. آره.

248
00:11:44,364 --> 00:11:46,622
‫‏هی! نباید اینجا باشی.

249
00:11:46,624 --> 00:11:48,637
‫‏هی، شنیدی الان چی گفتم؟

250
00:11:50,725 --> 00:11:53,066
‫‏اون یکی. خودشه. وقتشه بریم.

251
00:11:53,067 --> 00:11:54,976
‫‏دوباره ممنون. خیلی کمک کردی.

252
00:12:11,385 --> 00:12:13,018
‫‏اعتبارت از خودت جلوتره.

253
00:12:13,019 --> 00:12:16,805
‫‏اما متاسفانه، برای تو هم همینطور.

254
00:12:16,807 --> 00:12:18,682
‫‏یه مشکل بزرگ داشتی.

255
00:12:18,684 --> 00:12:21,602
‫‏بله، که تو ازش
‫‏نهایت استفاده رو کردی...

256
00:12:21,604 --> 00:12:23,409
‫‏خب، شک دارم این همه راه اومده باشی...

257
00:12:23,411 --> 00:12:25,818
‫‏تا از کارهام تعریف کنی.

258
00:12:26,086 --> 00:12:27,473
‫‏یه پیشنهاد دارم.

259
00:12:27,476 --> 00:12:29,572
‫‏خب، پس، پیش
‫‏"کیلگانن" اشتباهی اومدی.

260
00:12:30,395 --> 00:12:32,722
‫‏پسرم الان کارای روزمره رو انجام میده.

261
00:12:32,725 --> 00:12:34,878
‫‏شبکه قاچاقتو...

262
00:12:34,880 --> 00:12:36,955
‫‏خیلی سریع دوباره میسازه.

263
00:12:37,730 --> 00:12:39,221
‫‏جابه‌جایی سریع آسونه...

264
00:12:39,223 --> 00:12:41,017
‫‏وقتی به کیفیت اهمیتی ندی.

265
00:12:41,017 --> 00:12:43,830
‫‏کشتی چینی رو میگی؟

266
00:12:43,832 --> 00:12:46,159
‫‏"کالین" گفتش تنها یه حادثه بوده.

267
00:12:46,161 --> 00:12:48,209
‫‏منابعم یه چیز دیگه میگن.

268
00:12:48,211 --> 00:12:50,330
‫‏اینطور که من شنیدم، مسافرها...

269
00:12:50,332 --> 00:12:51,859
‫‏در همه جا مردن.

270
00:12:51,861 --> 00:12:54,847
‫‏در شش ماه، تجارتی که از من گرفتی...

271
00:12:54,850 --> 00:12:56,034
‫‏دیگه وجود نخواهد داشت.

272
00:12:56,034 --> 00:12:58,604
‫‏پیشنهاد من سهم ۵۰-۵۰ ـه.

273
00:12:58,606 --> 00:13:02,115
‫‏"کالین" کنترل عملیات رو به من می‌سپره.

274
00:13:02,117 --> 00:13:05,243
‫‏نرخ مرگ‌ومیر میاد پایین. سود حسابی میره بالا.

275
00:13:05,245 --> 00:13:06,772
‫‏پسرم...

276
00:13:06,774 --> 00:13:08,787
‫‏میدونه داره چه کار میکنه.

277
00:13:16,089 --> 00:13:18,033
‫‏اعتباری که از خودت جلوتره...

278
00:13:18,035 --> 00:13:20,415
‫‏میگه مردی با استانداردهای دقیقی.

279
00:13:21,239 --> 00:13:23,751
‫‏متاسفم که می‌بینم اصلا اینطوری نیست.

280
00:13:31,083 --> 00:13:32,163
‫‏آسیب دیده.

281
00:13:32,188 --> 00:13:34,003
‫‏آره، خب، کشتن یه مرد آسون نیست.

282
00:13:34,004 --> 00:13:35,496
‫‏مطمئنم "نیک" مقاومت کرده.

283
00:13:35,498 --> 00:13:37,304
‫‏نمیدونی که اون کشتش.

284
00:13:37,306 --> 00:13:39,559
‫‏خب، ظاهرشو عوض کرده
‫‏پس یه چیزی رو پنهان میکنه.

285
00:13:41,476 --> 00:13:43,942
‫‏اون یکی، همونجا، اون ماشینشه.

286
00:13:46,308 --> 00:13:47,766
‫‏سلام.

287
00:13:47,768 --> 00:13:49,235
‫‏اون چیه؟ یه کلید؟

288
00:13:50,204 --> 00:13:51,869
‫"‏مسافرخونه "رد برچ.

289
00:13:53,260 --> 00:13:55,343
‫‏با "آرتور و کالین کالیگان" آشنا بشین.

290
00:13:55,346 --> 00:13:57,151
‫‏روی کاغذ، مشاوران
‫‏صنعت کشتی‌سازی هستن.

291
00:13:57,153 --> 00:13:58,784
‫‏در واقعیت...

292
00:13:58,786 --> 00:14:01,495
‫‏اجسام و مواد غیرقانونی
‫‏رو در سرتاسر جهان قاچاق میکنن.

293
00:14:01,497 --> 00:14:03,928
‫‏- از جمله مردم رو.
‫‏- از بلغارستان کار میکنن...

294
00:14:03,930 --> 00:14:06,465
‫‏که توسط روابط
‫‏سیاسی "کالیگان" پیر محافظت میشن.

295
00:14:06,467 --> 00:14:08,377
‫‏پس مقامات محلی همکاری نمیکنن...

296
00:14:08,379 --> 00:14:10,602
‫‏- مهم نیست حکم یا دادخواست بگیریم.
‫‏- که باعث میشه غیرممکن بشه...

297
00:14:10,604 --> 00:14:12,050
‫‏عملیاتشونو ردگیری کرد.

298
00:14:13,210 --> 00:14:15,189
‫‏نه اگر یکی رو داخل تشکیلات داشته باشیم...

299
00:14:15,191 --> 00:14:16,823
‫‏تا بهمون مدرک برسونه.

300
00:14:16,825 --> 00:14:18,352
‫‏کاملا نه.

301
00:14:18,354 --> 00:14:20,263
‫‏همین الان برای انتقال تایید شدم.

302
00:14:20,265 --> 00:14:22,358
‫‏وارد شدی تا یه اسم گیر بیاری. گیر اوردی.

303
00:14:22,358 --> 00:14:24,094
‫‏- ماموریت موفقیت‌آمیز بود.
‫‏- مردم دارن می‌میرن.

304
00:14:24,096 --> 00:14:26,075
‫‏که به خاطر همین نباید بری.

305
00:14:26,077 --> 00:14:28,107
‫‏یا باید برم.

306
00:14:29,239 --> 00:14:32,609
‫‏میدونم چه حسی داره
‫‏که کمتر از یه انسان بهت نگاه کنن.

307
00:14:32,611 --> 00:14:34,947
‫‏یه شی که برای پول جابه‌جا میشه.

308
00:14:35,600 --> 00:14:37,283
‫‏منو از این وضعیت نجات دادی.

309
00:14:37,859 --> 00:14:41,204
‫‏که به خاطر همین میدونم
‫‏میخوای من سعی کنم و بقیه رو نجات بدم.

310
00:14:46,053 --> 00:14:48,211
‫‏تو رو به تسولونیکی برمیگردونم.

311
00:14:49,015 --> 00:14:52,298
‫‏بعدش میریم برلین
‫‏و منتظر رسیدنت می‌مونم.

312
00:14:52,607 --> 00:14:54,760
‫‏اگر ارتباط رو از دست بدیم، نیروی ویژه...

313
00:14:54,762 --> 00:14:57,089
‫‏تو رو تا مقصد دنبال میکنه.

314
00:14:57,091 --> 00:14:59,417
‫‏و منم از مقصد رو به عقب کار میکنم...

315
00:14:59,419 --> 00:15:00,772
‫‏تا پیدات کنیم.

316
00:15:00,775 --> 00:15:02,837
‫‏- اگر مشکلی پیش اومد...
‫‏- نمیاد.

317
00:15:02,862 --> 00:15:04,911
‫‏اگر اومد...

318
00:15:08,053 --> 00:15:09,690
‫‏مراقب خانواده‌ت هستم.

319
00:15:09,825 --> 00:15:11,234
‫‏میدونم که هستی.

320
00:15:12,032 --> 00:15:14,428
‫‏اما نگران اینم
‫‏که کی مراقب تو میشه؟

321
00:15:25,506 --> 00:15:27,693
‫‏بهت دستور دادم تا این نقطه بیاین.

322
00:15:27,695 --> 00:15:32,246
‫‏حالا بین شما و
‫‏مقصدتون من وایستادم.

323
00:15:32,249 --> 00:15:33,665
‫‏همینطور که گفتم...

324
00:15:33,666 --> 00:15:35,591
‫‏مطمئن میشم که شما رو به اونجا برسونم.

325
00:15:36,272 --> 00:15:37,765
‫‏ازم سرپیچی کنین...

326
00:15:37,767 --> 00:15:40,304
‫‏مطمئن میشم که هرگز اتفاق نیافته.

327
00:15:41,324 --> 00:15:42,890
‫‏مامان؟!

328
00:15:46,873 --> 00:15:49,061
‫‏اونطرف دیگه می‌بینمت.

329
00:15:51,783 --> 00:15:53,658
‫‏کشتی چینی!

330
00:15:53,683 --> 00:15:56,113
‫‏میدونستی در
‫‏وضعیتی نیست که به اون سفر بره...

331
00:15:56,138 --> 00:15:57,303
‫‏اما بازم فرستادیش.

332
00:15:57,328 --> 00:15:58,437
‫‏کی بهت اینو گفته؟

333
00:15:58,462 --> 00:15:59,989
‫"‏"ریموند ردینگتون.

334
00:16:00,014 --> 00:16:01,681
‫‏بهت هر چیزی
‫‏میگه تا مسیرشو پس بگیره.

335
00:16:01,706 --> 00:16:04,936
‫‏نه، "کالین"، بررسیش کردم.
‫‏صدها نفر مردن.

336
00:16:04,961 --> 00:16:07,010
‫‏و تو دستور دادی...

337
00:16:07,035 --> 00:16:08,997
‫‏تا کشتیها و
‫‏کامیونها رو تا میشه پر کنن.

338
00:16:08,998 --> 00:16:12,506
‫‏داریم مردم رو با چیزایی که حتی برای
‫‏ انتقال دام هم مناسب نیستن، جابه‌جا میکنیم.

339
00:16:12,531 --> 00:16:14,059
‫‏- بابا، گوش کن.
‫‏- نه!

340
00:16:14,084 --> 00:16:15,131
‫‏تقصیر منه.

341
00:16:15,476 --> 00:16:17,941
‫‏فکر کردم تجارت رو بهت بدم، عوض میشی...

342
00:16:17,943 --> 00:16:19,853
‫‏اما همیشه ذات بدی داشتی...

343
00:16:19,855 --> 00:16:21,590
‫‏حتی وقتی بچه بودی.

344
00:16:21,592 --> 00:16:24,059
‫‏ثابت کردی که برای
‫‏اداره این تجارت نامناسبی.

345
00:16:24,061 --> 00:16:25,901
‫‏ببخشید، "کالین". میری کنار!

346
00:16:25,903 --> 00:16:27,638
‫‏نمیتونی این کار رو بکنی.

347
00:16:27,640 --> 00:16:28,640
‫‏بابا.

348
00:16:28,665 --> 00:16:29,860
‫‏دستتو بکش!

349
00:16:29,885 --> 00:16:30,897
‫‏نه!

350
00:16:32,480 --> 00:16:33,555
‫"‏"کالین!

351
00:16:33,580 --> 00:16:34,901
‫‏نمیتونی این کار رو بکنی.

352
00:16:35,177 --> 00:16:36,218
‫‏میشنوی؟!

353
00:16:37,308 --> 00:16:38,523
‫"‏"کالین!

354
00:16:40,655 --> 00:16:41,974
‫‏صدامو میشنوی؟!

355
00:16:49,527 --> 00:16:50,777
‫‏هنوز تو مقدونیه هستن؟

356
00:16:50,779 --> 00:16:51,959
‫‏آره، تازه از مرز رد شدن...

357
00:16:51,962 --> 00:16:54,844
‫‏با استفاده از یه
‫"‏سری از تونلها در کنار رودخونه "سوا ریکا.

358
00:16:54,846 --> 00:16:57,312
‫‏با وزیر امور داخلی‌شون صحبت کردم.

359
00:16:57,314 --> 00:16:59,641
‫‏میدونه مامورانی
‫‏رو در کشور داریم که ون رو زیرنظر دارن...

360
00:16:59,643 --> 00:17:00,962
‫‏اما فقط اجازه همین کار رو داریم.

361
00:17:00,964 --> 00:17:02,525
‫‏هر گونه اقدام رسمی...

362
00:17:02,527 --> 00:17:03,846
‫‏باید از طرف پلیس مقدونیه صورت بگیره.

363
00:17:03,848 --> 00:17:06,001
‫‏هی، "دمبه". همه چیز اینجا مرتبه.

364
00:17:06,003 --> 00:17:08,087
‫‏موقعیت دقیق‌تو میدونیم.

365
00:17:13,554 --> 00:17:14,570
‫‏به نظر میاد...

366
00:17:14,595 --> 00:17:15,766
‫‏که به اولین توقفمون رسیدیم.

367
00:17:15,978 --> 00:17:18,305
‫‏نگهبانهای مسلح و دروازه.
‫‏شماها اینو می‌بینین؟

368
00:17:18,307 --> 00:17:20,659
‫‏باشه، چندین انباری رو مشخص میکنم...

369
00:17:20,659 --> 00:17:23,125
‫‏ریلها، کامیونها، کلی حرکت می‌بینم.

370
00:17:23,127 --> 00:17:25,801
‫‏ خروجی دوم رو می‌بینم
‫‏اما باید بیشتر از اینم باشه.

371
00:17:25,803 --> 00:17:27,383
‫‏امکان نداره بتونیم همه‌شونو پوشش بدیم.

372
00:17:30,669 --> 00:17:31,820
‫‏بیرون. بیرون.

373
00:17:31,854 --> 00:17:33,775
‫‏حرف نزنین. سریع.

374
00:17:33,777 --> 00:17:35,792
‫‏بریم. زود باشین.

375
00:17:35,794 --> 00:17:37,184
‫‏پیش هم بمونین.

376
00:17:38,319 --> 00:17:39,603
‫‏عجله کنین.

377
00:17:42,397 --> 00:17:43,872
‫‏مامان.

378
00:17:43,897 --> 00:17:44,959
‫‏ترسیدم.

379
00:17:44,984 --> 00:17:46,129
‫‏ساکت!

380
00:17:48,515 --> 00:17:49,822
‫‏برو، برو، برو.

381
00:17:52,603 --> 00:17:55,557
‫‏بچه‌ها، این مکان عالیه...

382
00:17:55,559 --> 00:17:58,628
‫‏یه مجتمع کشتی‌سازی
‫‏که چندین شرکت رو در خودش جای داده.

383
00:17:58,628 --> 00:18:01,268
‫‏هر چیزی از تلفن هوشمند
‫‏تا ماهی منجمد رو میسازه.

384
00:18:01,270 --> 00:18:03,075
‫‏کانتینرها مدام وارد و خارج میشن.

385
00:18:03,077 --> 00:18:05,856
‫‏از کجا باید یکی بفهمه
‫‏یکی از اونا پر از آدم شده؟

386
00:18:05,858 --> 00:18:08,149
‫‏شاید داریم
‫‏به چیزی بیش از یه توقفگاه نگاه میکنیم.

387
00:18:08,151 --> 00:18:10,617
‫‏ممکنه پایگاه
‫‏عملیاتی "کالیگان" تو اروپا باشه.

388
00:18:10,619 --> 00:18:13,050
‫،‏اگر اینطور باشه
‫‏احتمالا تو اون ساختمون اینقدر مدرک هست...

389
00:18:13,052 --> 00:18:14,684
‫‏تا یه پرونده حسابی ضدشون بسازیم.

390
00:18:14,686 --> 00:18:16,561
‫‏باید الان راه بیافتیم
‫‏و "دمبه" رو بکشیم بیرون...

391
00:18:16,563 --> 00:18:18,060
‫‏- قبل از اینکه اشتباهی پیش بیاد.
‫‏- موافقم.

392
00:18:18,060 --> 00:18:20,178
‫‏بیاین قبل از اینکه
‫‏کار از کار بگذره، تمومش کنیم.

393
00:18:20,180 --> 00:18:22,646
‫‏از مقامات مقدونی میخوام
‫‏یه حکم صادر کنن.

394
00:18:27,137 --> 00:18:28,802
‫‏اون ماشین "پیت" ـه.

395
00:18:28,804 --> 00:18:29,811
‫‏مطمئنی؟

396
00:18:29,813 --> 00:18:30,958
‫‏آره.

397
00:18:38,398 --> 00:18:40,142
‫‏چه کار میکنی؟

398
00:18:40,143 --> 00:18:41,878
‫‏به نظر میاد چه کار میکنم؟

399
00:18:41,880 --> 00:18:43,443
‫‏نمیدونی که واقعا دوستت رو کشته باشه.

400
00:18:43,445 --> 00:18:45,423
‫‏نمیدونیم که نکشته، پس اگر برات اشکالی نداره...

401
00:18:45,425 --> 00:18:47,439
‫‏میخوام مطمئن بشم
‫‏که ما رو هم نمیکشه.

402
00:18:47,442 --> 00:18:48,691
‫‏باهاش مشکلی داری...

403
00:18:48,693 --> 00:18:50,428
‫‏خوشحال میشم تو ماشین منتظر بمونی.

404
00:18:56,880 --> 00:18:58,979
‫‏بهت گفتم نباید این کار رو بکنیم.

405
00:18:58,979 --> 00:19:00,365
‫‏همه چیز مرتب میشه.

406
00:19:00,366 --> 00:19:01,820
‫‏تو قفسیم.

407
00:19:01,821 --> 00:19:03,821
‫‏و اردوگاه‌ها بهتر از اینن؟

408
00:19:03,856 --> 00:19:05,375
‫‏نه لوله‌کشی دارن نه سیستم گرمایی.

409
00:19:05,376 --> 00:19:06,862
‫‏میدونم ترسیدی.

410
00:19:06,862 --> 00:19:09,501
‫‏اما تصمیم درستی گرفتیم.

411
00:19:11,765 --> 00:19:13,710
‫‏خرگوش دوست داری؟

412
00:19:27,867 --> 00:19:29,271
‫‏چیزی نیست.

413
00:19:45,170 --> 00:19:48,165
‫‏نگران اینم که روی اون چه تاثیری بذاره.

414
00:19:51,663 --> 00:19:52,876
‫کیه؟

415
00:19:52,878 --> 00:19:54,719
‫‏"لینا"م. باید باهات حرف بزنم.

416
00:19:54,721 --> 00:19:56,490
‫‏"لینا"؟

417
00:19:57,327 --> 00:19:59,376
‫‏تو اینجا چه کار میکنی؟

418
00:19:59,378 --> 00:20:01,183
‫‏دلت برام تنگ شده؟

419
00:20:01,186 --> 00:20:02,548
‫‏- چمدون کجاست؟
‫‏- تعقیبت کردن؟

420
00:20:02,550 --> 00:20:03,509
‫‏- چمدون.
‫‏- در رو ببند!

421
00:20:03,511 --> 00:20:04,498
‫‏استخوونها کجان؟

422
00:20:04,523 --> 00:20:05,667
‫‏اصلا نمیدونی از پس چه کارایی برمیان.

423
00:20:05,669 --> 00:20:07,579
‫‏میدونم تو پس از چی
‫"‏برمیای، کشتن "نیک.

424
00:20:07,581 --> 00:20:08,958
‫‏گفتش تو دوستشو کشتی.

425
00:20:08,958 --> 00:20:11,076
‫‏من؟ اگر کسی
‫‏مسئول اتفاقی باشه که براش افتاده...

426
00:20:11,078 --> 00:20:13,405
‫‏تویی، مسئول اتفاقی
‫‏که برای منم افتاده هستی!

427
00:20:13,407 --> 00:20:14,800
‫‏اوه، خدای من.

428
00:20:16,500 --> 00:20:18,619
‫‏اومده بود تو کلینیک دنبال تو بگرده.

429
00:20:18,621 --> 00:20:20,391
‫‏ناپدید شده بودی. نگران بودم.

430
00:20:20,393 --> 00:20:21,851
‫‏در مورد ازدواج کردن بهش دروغ گفتی.

431
00:20:21,853 --> 00:20:23,276
‫‏چرا باید حرفتو در این مورد باور کنیم.؟

432
00:20:23,278 --> 00:20:24,474
‫‏برام مهم نیست چی رو باور میکنی.

433
00:20:24,474 --> 00:20:25,827
‫‏تو ما رو انداختی تو این مخمصه.

434
00:20:25,828 --> 00:20:28,015
‫‏و این آدمها که این کار رو کردن.
‫‏اونا هم میدونستن.

435
00:20:28,017 --> 00:20:30,865
‫‏میدونستن که از پایگاه اطلاعاتی درخواستی کردم.

436
00:20:30,867 --> 00:20:33,089
‫‏نمیدونم چطوری، اما میدونستن.

437
00:20:33,091 --> 00:20:35,174
‫‏پس اومدن تو آپارتمانم تا استخوونها رو ببرن و منو بکشن.

438
00:20:35,177 --> 00:20:36,531
‫‏- بکشن؟
‫‏- آره.

439
00:20:36,533 --> 00:20:38,268
‫‏بعد از اینکه هر کاری
‫‏از دستشون برمی‌اومد باهام کردن...

440
00:20:38,270 --> 00:20:39,623
‫‏تا اسم هر کسی
‫‏که در این مورد میدونه رو لو بدم...

441
00:20:39,626 --> 00:20:40,927
‫‏که ندادم، محض اطلاعت.

442
00:20:40,929 --> 00:20:43,704
‫‏آره. شرط می‌بندم
‫‏که چمدون رو بردن. و "نیک"؟

443
00:20:44,066 --> 00:20:46,849
‫‏بعد از اینکه از هوش رفته بودم پیداش شد.

444
00:20:46,874 --> 00:20:50,487
‫‏و وقتی بهوش اومدم، صدایی شنیدم، یه کشمکش...

445
00:20:50,784 --> 00:20:52,659
‫‏بیرونو نگاه کردم. این یارو رو دیدم.

446
00:20:52,684 --> 00:20:55,257
‫‏بازوشو دور گردن "نیک" حلقه کرده بود.

447
00:20:55,689 --> 00:20:56,967
‫‏فرار کردم.

448
00:20:57,664 --> 00:21:00,060
‫‏فقط میدونم اگر
‫‏پیداش نشده بود...

449
00:21:00,062 --> 00:21:01,207
‫‏حتما منم میکشتن.

450
00:21:07,358 --> 00:21:08,433
‫‏بلند شین!

451
00:21:08,436 --> 00:21:10,230
‫‏وقت رفتنه! وقت رفتنه!

452
00:21:11,042 --> 00:21:12,316
‫‏عجله کنین! سریع!

453
00:21:13,093 --> 00:21:14,443
‫‏سریع، سریع.

454
00:21:16,743 --> 00:21:18,364
‫‏راه بیافتین، راه بیافتین.

455
00:21:20,461 --> 00:21:22,406
‫‏باشه، تو، این کامیون.

456
00:21:22,408 --> 00:21:24,318
‫‏تو، برو اونجا.

457
00:21:24,320 --> 00:21:27,237
‫‏نه! راه بیافتین! گفتم راه بیافتین!

458
00:21:28,213 --> 00:21:29,336
‫‏- صبر کنین.
‫‏- راه بیافتین!

459
00:21:29,361 --> 00:21:30,632
‫‏خواهش میکنم، اون دخترمونه!

460
00:21:30,657 --> 00:21:32,566
‫‏- این کار رو نکن.
‫"‏- "آنا!

461
00:21:35,812 --> 00:21:38,470
‫‏نه، نه، نه، نه.
‫‏ارتباطو از دست دادیم.

462
00:21:38,470 --> 00:21:39,649
‫‏انگار که ضربه‌ای بهش خورد.

463
00:21:39,651 --> 00:21:41,700
‫‏- برش گردون.
‫‏- نمیتونم.

464
00:21:41,702 --> 00:21:43,968
‫‏- قربان، باید بریم اونجا.
‫‏- هیچکس جایی نمیره.

465
00:21:43,968 --> 00:21:46,294
‫‏شما رو بدون هیچ اطلاعی
‫‏وارد یه ساختمون پر از نگهبانهای مسلح نمیکنم.

466
00:21:46,297 --> 00:21:48,137
‫‏و مخصوصا بهمون گفته شده...

467
00:21:48,139 --> 00:21:50,291
‫‏بدون پلیس محلی هیچ اقدامی نکنیم.

468
00:21:50,293 --> 00:21:51,543
‫‏- التماست میکنم.
‫‏- دخترمه.

469
00:21:51,546 --> 00:21:53,593
‫‏- خواهش میکنم.
‫‏- مامان!

470
00:21:57,454 --> 00:21:59,641
‫‏واحدهای تاکتیکی دارن میرسن.

471
00:22:10,842 --> 00:22:13,239
‫"‏"آنا"! "آنا!

472
00:22:35,699 --> 00:22:37,539
‫‏اسلحه داره. مراقب باشین!

473
00:22:41,677 --> 00:22:44,616
‫‏"دمبه"؟ می‌بینیش؟

474
00:22:45,553 --> 00:22:46,593
‫‏نمی‌بینمش.

475
00:22:46,595 --> 00:22:47,828
‫‏اینجا نیست.

476
00:22:48,438 --> 00:22:50,278
‫‏"کین"، اون کامیونو بگرد.

477
00:22:50,280 --> 00:22:52,954
‫‏بریم. الان.

478
00:22:52,956 --> 00:22:55,561
‫"‏"دمبه.

479
00:23:08,008 --> 00:23:09,989
‫‏- "دمبه" رفته.
‫‏- منظورت چیه رفته؟

480
00:23:09,991 --> 00:23:11,657
‫‏فکر میکنیم کامیونش اینجا رو ترک کرده...

481
00:23:11,659 --> 00:23:13,082
‫‏قبل از اینکه وارد ساختمون بشیم.

482
00:23:13,084 --> 00:23:14,786
‫‏خب، نباید زیاد دور شده باشن.

483
00:23:14,788 --> 00:23:16,106
‫‏منطقه رو می‌بندیم
‫‏اما به این سادگی نیست.

484
00:23:16,108 --> 00:23:18,226
‫‏از تونلها برای وارد
‫‏شدن به مقدونیه استفاده کردن.

485
00:23:18,228 --> 00:23:19,964
‫‏"الیزابت"، یکی تو اون انباری...

486
00:23:19,966 --> 00:23:21,563
‫‏میدونه کجا اون کامیون رو پیدا کنه.

487
00:23:21,565 --> 00:23:24,192
‫‏آره، میدونم. داریم روش کار میکنیم.

488
00:23:26,744 --> 00:23:29,522
‫‏"کورنیلیوس گوگا". ها.

489
00:23:29,524 --> 00:23:31,503
‫"‏داری کلی خون از دست میدی، "کورنیلیوس.

490
00:23:31,505 --> 00:23:34,283
‫‏هی! رو دست من از هوش نرو.

491
00:23:34,286 --> 00:23:36,230
‫‏اون کامیونی که الان رفت...

492
00:23:36,232 --> 00:23:38,524
‫‏تلفنو بردار و
‫‏همین الان با راننده تماس بگیر.

493
00:23:38,526 --> 00:23:40,749
‫‏اونا رو ‏پیدا نمیکنی.

494
00:23:40,751 --> 00:23:42,719
‫‏اونا؟ هنوز چند تا اون بیرونن؟

495
00:23:42,719 --> 00:23:44,838
‫‏به محض اینکه حمله کردین، پیکمون...

496
00:23:44,840 --> 00:23:46,749
‫‏یه پیام برای راننده‌هامون فرستاد.

497
00:23:46,751 --> 00:23:48,905
‫‏- باورت نمیکنم.
‫‏- خیلی دیر کردین.

498
00:23:48,907 --> 00:23:50,225
‫‏راننده‌هامون میدونن.

499
00:23:50,228 --> 00:23:52,275
‫‏کامیونو یه جایی انداختن، رفتن.

500
00:23:52,277 --> 00:23:54,396
‫‏الان هیچکس نمیتونه پیداشون کنه.

501
00:23:54,398 --> 00:23:57,070
‫‏فقط راننده‌هامون میدونن کجان.

502
00:23:57,977 --> 00:24:00,096
‫‏- "کوپر"؟
‫"‏- اینجاییم، مامور "کین.

503
00:24:00,098 --> 00:24:02,077
‫‏- عکسهایی فرستادی دارن میانو
‫‏- "ردینگتون"؟

504
00:24:02,080 --> 00:24:03,815
‫‏من اینجام. هر چی میدونین بهم بگین.

505
00:24:03,817 --> 00:24:06,248
‫‏تا الان، هنوز
‫‏هفت کامیون هستن که جاشون معلوم نیست.

506
00:24:06,250 --> 00:24:08,785
‫‏پلیس داره دنبالشون میگرده
‫‏اما به راننده‌ها دستور داده شده...

507
00:24:08,787 --> 00:24:10,253
‫‏کامیونها رو
‫‏در مکانهای نامعلوم ول کنن.

508
00:24:10,278 --> 00:24:11,636
‫‏جاده‌های خاکی، پارکینگها.

509
00:24:11,638 --> 00:24:13,954
‫‏- پس راننده‌ها رو پیدا کنین.
‫‏- راننده‌ها هم غیبشون زده.

510
00:24:13,954 --> 00:24:15,354
‫‏همگی...

511
00:24:15,356 --> 00:24:16,536
‫‏فکر کنم شاید
‫‏یه مشکل دیگه هم داشته باشیم.

512
00:24:16,539 --> 00:24:18,030
‫‏کامیونی که در عکسی که فرستادی ـه...

513
00:24:18,032 --> 00:24:19,491
‫‏به همون شکل و اندازه‌ای ـه...

514
00:24:19,493 --> 00:24:21,228
‫‏- که فکر میکنیم "دمبه" توش باشه؟
‫‏- بله، چرا؟

515
00:24:21,230 --> 00:24:22,653
‫‏یه کامیون یخچال‌داره...

516
00:24:22,655 --> 00:24:24,669
‫‏یعنی اینکه که محفظه بارش
‫‏راه نفوذ هوا نداره.

517
00:24:24,671 --> 00:24:26,928
‫‏- اگر کامیون از حرکت وایسته...
‫‏- جریان هوا هم متوقف میشه.

518
00:24:26,930 --> 00:24:28,631
‫‏"آرام"، میتونی
‫‏مشخصات کامیون رو بفرستی؟

519
00:24:28,633 --> 00:24:30,774
‫‏بهمون بگو محفظه
‫‏بار چقدر میتونه اکسیژن نگه داره؟

520
00:24:30,774 --> 00:24:33,379
‫‏راستش، مشکل اکسیژن نیست،قربان.

521
00:24:33,381 --> 00:24:34,735
‫‏کربن‌دی‌اکسیدی ـه که بیرون میدیم.

522
00:24:34,737 --> 00:24:36,750
‫‏به ‏۳% برسه برای انسانها مرگباره.

523
00:24:36,752 --> 00:24:39,022
‫‏وقتی هوا به ۳% برسه، کربن‌دی‌اکسید...

524
00:24:39,023 --> 00:24:40,271
‫‏هر کسی که داخل اونجا باشه رو خفه میکنه.

525
00:24:40,274 --> 00:24:41,661
‫‏چقدر مونده؟

526
00:24:41,663 --> 00:24:43,608
‫‏-"آرام"، چقدر؟
‫‏- صبر کنین.

527
00:24:43,610 --> 00:24:46,528
‫‏محفظه بار
‫‏زیر ۱۰۰۰ فیت مکعبه.

528
00:24:46,530 --> 00:24:47,744
‫‏یه شخص متوسط حدود...

529
00:24:47,746 --> 00:24:50,559
‫‏۱.۷فیت مکعب دی‌اکسید‌کربن
‫‏در هر ساعت تولید میکنه...

530
00:24:50,561 --> 00:24:52,287
‫‏ضربدر ۱۵ نفر.

531
00:24:52,288 --> 00:24:54,336
‫‏- شاید دوونیم ساعت.
‫‏- باید برم.

532
00:24:54,339 --> 00:24:56,040
‫‏هر کاری میتونی بکن.

533
00:24:57,467 --> 00:25:00,315
‫‏هی! صدامونو میشنوی؟
‫‏چرا وایستادیم؟

534
00:25:00,317 --> 00:25:01,878
‫‏ششش! جامونو لو میدی!

535
00:25:01,880 --> 00:25:04,026
‫‏نگران گیر افتادنی؟
‫‏ولمون کردن رفتن!

536
00:25:04,051 --> 00:25:06,586
‫‏- یکی میاد.
‫‏- آروم موندن باعث نمیشه زنده بمونیم.

537
00:25:06,851 --> 00:25:09,039
‫‏باید از اینجا بریم بیرون.
‫‏هوا به اندازه کافی نیست.

538
00:25:12,716 --> 00:25:14,472
‫‏کمکم کن.

539
00:25:25,633 --> 00:25:28,549
‫‏چیزی نیست. یکی میاد.

540
00:25:34,773 --> 00:25:36,669
‫‏باشه، دارم میام.

541
00:25:38,666 --> 00:25:39,753
‫‏"آرتور" کجاست؟

542
00:25:39,753 --> 00:25:41,454
‫‏- ببخشید. شما کی هستین؟
‫‏- باید شوهرتو ببینم.

543
00:25:41,456 --> 00:25:43,505
‫‏خواهش میکنم، مهمه
‫‏باید با شوهرت صحبت کنم.

544
00:25:43,508 --> 00:25:46,529
‫‏شوهرم مرده.

545
00:25:48,860 --> 00:25:50,100
‫‏پسر، پسرت؟

546
00:25:50,125 --> 00:25:51,722
‫‏اگر بتونی با پسرت تماس بگیری.

547
00:25:51,747 --> 00:25:53,969
‫‏نه، آخه مگه چی شده، خواهش میکنم...

548
00:25:53,994 --> 00:25:57,294
‫‏خانم "کیلگانن"، یکی
‫‏که برام اهمیت زیادی داره...

549
00:25:57,318 --> 00:25:58,319
‫‏در خطر آنی قرار داره.

550
00:25:58,344 --> 00:25:59,876
‫‏و من وقت بسیار کمی دارم.

551
00:25:59,901 --> 00:26:02,633
‫‏تنها کسی
‫‏که میتونه بهم کمک کنه، پسر شماست.

552
00:26:02,633 --> 00:26:04,057
‫‏پس اگر نمیخواین این ردوبدل...

553
00:26:04,082 --> 00:26:06,408
‫‏از اینی که هست حساستر بشه...

554
00:26:06,446 --> 00:26:08,773
‫‏باید الان بهش زنگ بزنین.

555
00:26:08,775 --> 00:26:11,379
‫‏تمام تشکیلات از دست رفت!

556
00:26:11,381 --> 00:26:12,944
‫‏اصلا میدونی یعنی چی؟

557
00:26:12,946 --> 00:26:15,620
‫‏همون مکانی که
‫‏بیشتر عملیاتمون بهش بستگی داشت!

558
00:26:15,622 --> 00:26:17,948
‫‏الان نمیتونم حرف بزنم!

559
00:26:17,950 --> 00:26:21,083
‫‏هفت کامیونی که
‫‏پیام رو در مقدونیه دریافت کردن...

560
00:26:21,083 --> 00:26:23,305
‫‏اسامی و آدرس راننده‌ها رو میخوام.

561
00:26:23,307 --> 00:26:25,217
‫"‏"ردینگتون.

562
00:26:25,219 --> 00:26:27,943
‫‏به پدرم گفتی
‫‏برای اداره کردن این شرکت لیاقت ندارم.

563
00:26:27,943 --> 00:26:30,095
‫‏سعی کردی منو بزنی کنار.
‫‏چرا باید بهت کمک کنم؟

564
00:26:30,097 --> 00:26:33,051
‫‏بذار خیلی رک‌وراست بهت بگم.

565
00:26:33,053 --> 00:26:35,587
‫‏به کمکت نیاز دارم تا اون کامیونها رو پیدا کنم...

566
00:26:35,589 --> 00:26:38,472
‫‏وگرنه مجبور میشم
‫‏یه گلوله تو سر مادرت خالی کنم.

567
00:26:38,475 --> 00:26:40,418
‫‏میخوای مادرمو بکشی؟
‫‏اهرم نفوذت همینه؟

568
00:26:40,420 --> 00:26:41,775
‫‏پنج ثانیه وقت داری.

569
00:26:41,777 --> 00:26:43,339
‫‏اوه، بیا وقتو تلف نکنیم.

570
00:26:43,366 --> 00:26:45,589
‫‏زود باش بکشش.
‫‏یه گلوله به اون پیرزن شلیک کن.

571
00:26:45,591 --> 00:26:47,500
‫‏بالاخره که خودم انجامش میدم...

572
00:26:47,502 --> 00:26:49,586
‫‏اما تو میتونی دردسرشو برام کم کنی.

573
00:26:54,037 --> 00:26:56,026
‫‏خیلی متاسفم.

574
00:27:00,572 --> 00:27:03,732
‫‏"کالین" یه ماشین
‫‏اسپرت آمریکایی میرونه.

575
00:27:03,734 --> 00:27:05,645
‫‏خیلی گرون بود.

576
00:27:05,647 --> 00:27:08,761
‫‏ماشین رو داده
‫‏مجهز به ردیابی ماهواره‌ای بکنن.

577
00:27:09,746 --> 00:27:11,597
‫‏اگر بهم اجازه بدی برم سراغ کامپیوترم...

578
00:27:12,866 --> 00:27:15,226
‫‏میتونم مکان دقیقشو بهت بدم.

579
00:27:25,685 --> 00:27:28,012
‫‏بیدارت کردم؟

580
00:27:28,037 --> 00:27:29,699
‫‏ساده‌ش میکنم.

581
00:27:30,636 --> 00:27:32,215
‫‏چمدون دست منه.

582
00:27:32,216 --> 00:27:34,160
‫‏و چونکه چمدون دست منه...

583
00:27:34,162 --> 00:27:36,622
‫‏باید با "ریموند ردینگتون" حرف بزنم.

584
00:27:38,680 --> 00:27:40,168
‫‏پس پیشنهادم اینه.

585
00:27:40,640 --> 00:27:42,897
‫‏کسی که اول از همه
‫‏منو به اون وصل کنه...

586
00:27:42,922 --> 00:27:43,880
‫‏زنده می‌مونه.

587
00:27:44,198 --> 00:27:47,012
‫‏نمیتونم کیفیت زندگی‌تونو تضمین کنم...

588
00:27:47,160 --> 00:27:49,521
‫‏اما بهتون اجازه نفس کشیدن میدم.

589
00:27:53,596 --> 00:27:54,915
‫‏اون دو نفر دیگه می‌میرن.

590
00:27:58,786 --> 00:27:59,854
‫‏نظری دارین؟

591
00:28:00,523 --> 00:28:01,981
‫‏سوالی هست؟

592
00:28:03,408 --> 00:28:06,395
‫‏نمیتونم بهت چیزی رو بگم که نمیدونم.

593
00:28:06,903 --> 00:28:09,697
‫‏راستش بیشتر یه اظهار‌نظره.

594
00:28:10,359 --> 00:28:12,720
‫‏"تام"، بهش بگو، لعنتی. بهش بگو!

595
00:28:12,745 --> 00:28:16,392
‫‏ببین، اون کسی ـه که میدونه.
‫‏همه‌ش دست اونه.

596
00:28:16,859 --> 00:28:19,749
‫‏اون منو اجیر کرد تا دی.ان.ای رو بکشیم بیرون.

597
00:28:19,774 --> 00:28:21,962
‫‏من فقط جستجوش کردم.

598
00:28:22,244 --> 00:28:23,419
‫‏که اینطور.

599
00:28:24,176 --> 00:28:25,773
‫‏پس هیچ استفاده‌ای نداری.

600
00:28:30,771 --> 00:28:33,297
‫‏اصلا چیز کمی
‫‏نیست که به مردی مثل "ردینگتون" خیانت کنی.

601
00:28:33,298 --> 00:28:35,137
‫‏اگر جای تو بودم بهش فکر میکردم.

602
00:28:35,140 --> 00:28:38,393
‫‏اما متاسفانه، همچین توانایی نداری.

603
00:28:39,798 --> 00:28:42,576
‫‏شاید این بهت
‫‏کمک کنه حسابی فکر کنی.

604
00:28:42,578 --> 00:28:44,438
‫‏صبر کن! اون چیزی نمیدونه.

605
00:28:44,439 --> 00:28:45,827
‫‏نمیدونم. خواهش میکنم.

606
00:28:45,829 --> 00:28:47,809
‫‏هیچی نمیگم.

607
00:28:47,811 --> 00:28:50,029
‫‏اصلا نمیدونم کجا هستیم.

608
00:28:50,730 --> 00:28:52,570
‫‏فقط میتونم برم...

609
00:28:52,572 --> 00:28:54,517
‫‏- میتونم برم.
‫‏- بری؟

610
00:28:54,519 --> 00:28:56,637
‫‏مجبور نیستی این کار رو بکنی.

611
00:28:56,639 --> 00:28:58,996
‫‏عزیزم، من...

612
00:28:59,337 --> 00:29:00,957
‫‏وحشی نیستم.

613
00:29:02,798 --> 00:29:05,294
‫‏فقط اطلاعات میخوام.

614
00:29:11,450 --> 00:29:12,873
‫‏برو.

615
00:29:14,590 --> 00:29:16,673
‫‏زود باش.

616
00:29:16,698 --> 00:29:18,711
‫‏آزادی که بری.

617
00:29:31,340 --> 00:29:32,868
‫‏پس یکی مونده.

618
00:29:34,146 --> 00:29:36,346
‫‏هر سندی که ما رو به تشکیلات
‫وصل میکنه رو پیدا و نابودشون کن.

619
00:29:36,348 --> 00:29:37,806
‫‏سوابق بانکی، دستمزدها...

620
00:29:37,808 --> 00:29:39,370
‫‏مدارک گرفتن پول در مرز...

621
00:29:39,372 --> 00:29:40,865
‫‏اوه!

622
00:29:42,639 --> 00:29:44,966
‫"‏مادرت تو رو به این دنیا اورده، "کالین.

623
00:29:44,968 --> 00:29:47,051
‫‏واقعا فکر میکنی
‫‏نمیتونه تو رو از این دنیا ببره؟

624
00:29:51,607 --> 00:29:53,426
‫‏اسامی اون راننده‌ها رو میخوام.

625
00:29:55,325 --> 00:29:57,381
‫‏باشه. باشه.

626
00:29:57,383 --> 00:29:59,950
‫‏میتونم بیارمشون.
‫‏تو کیفشن.

627
00:29:59,950 --> 00:30:02,694
‫‏چقدر راحت. کی هست؟

628
00:30:02,696 --> 00:30:04,745
‫‏مشاور مالیم.

629
00:30:04,747 --> 00:30:06,394
‫‏دستمزدها رو اون میده.

630
00:30:06,395 --> 00:30:08,583
‫"‏ممنون، "کالین.

631
00:30:31,733 --> 00:30:33,156
‫‏فایده نداره.

632
00:30:33,158 --> 00:30:35,384
‫‏باید هوایی که داریم رو صرفه‌جویی کنیم.

633
00:30:35,730 --> 00:30:37,779
‫‏باید نفس کشیدنتو آروم کنی.

634
00:30:37,781 --> 00:30:39,135
‫‏اونو بده به من!

635
00:30:56,828 --> 00:30:59,308
‫میدونی دیگه چی در
‫مصرف هوا صرفه‌جویی میکنه؟

636
00:31:02,748 --> 00:31:04,127
‫‏آدمهای کمتر.

637
00:31:11,885 --> 00:31:13,699
‫‏این خبر تازه از "ردینگتون" رسیده.

638
00:31:14,144 --> 00:31:16,923
‫‏راننده‌هایی هستن
‫‏که پیامو گرفتن.

639
00:31:16,925 --> 00:31:18,244
‫"‏متوجه نمیشم. چطوری "ردینگتون...

640
00:31:18,246 --> 00:31:19,808
‫،‏به "کیلگانن" رسیده
‫‏به سوابق دستمزدها رسیده.

641
00:31:19,810 --> 00:31:21,302
‫‏اسامی قانونی و آدرسها...

642
00:31:21,304 --> 00:31:23,353
‫‏و مسیرهایی که باید می‌رفتن رو داریم.

643
00:31:23,355 --> 00:31:24,883
‫‏تا الان سه کامیون رو پیدا کردن...

644
00:31:24,885 --> 00:31:26,620
‫‏دو تا در یه جنگل
‫‏و یکی تو پارکینگ بوده.

645
00:31:26,622 --> 00:31:27,715
‫‏اثری از "دمبه" نیست.

646
00:31:27,715 --> 00:31:29,833
‫‏چقدر دیگه وقت داریم؟
‫‏- حدود ۳۵ دقیقه.

647
00:31:29,835 --> 00:31:31,502
‫‏باشه، باید این
‫‏افراد و پیدا کنیم و بریم سراغ کامیونها...

648
00:31:31,504 --> 00:31:33,065
‫‏قبل از اینکه پر از جسد بشن.

649
00:31:33,067 --> 00:31:34,560
‫‏صبر کن.

650
00:31:34,562 --> 00:31:37,376
‫‏هفت تا کامیون بودن.
‫‏فقط شش تا تو این لیسته.

651
00:31:37,378 --> 00:31:39,912
‫"‏"ردینگتون" داره میره سراغ راننده کامیون "دمبه.

652
00:31:54,892 --> 00:31:56,106
‫‏همگی مجبور نیستیم بمیریم.

653
00:31:56,108 --> 00:31:58,202
‫‏- بگیر بشین.
‫‏- نه، ببین.

654
00:31:58,721 --> 00:32:01,603
‫،‏اگر کاری بتونیم بکنیم
‫‏یه کاری که بهمون...

655
00:32:01,628 --> 00:32:03,851
‫‏- وقت بیشتری بده...
‫‏- چی داری میگی؟

656
00:32:03,876 --> 00:32:07,002
‫‏ببخشید، اما هر چی تعداد افراد کمتر باشه...

657
00:32:07,027 --> 00:32:08,414
‫‏هوای بیشتری برای بقیه می‌مونه.

658
00:32:08,415 --> 00:32:10,147
‫‏- کافیه.
‫‏- بذار حرف بزنم.

659
00:32:10,360 --> 00:32:11,853
‫‏کی رو پیشنهاد میدی؟

660
00:32:11,878 --> 00:32:13,753
‫‏داشتم به سن فکر میکردم.

661
00:32:13,778 --> 00:32:15,895
‫‏پیرترین اولین ـه، به نظر منصفانه میاد.

662
00:32:15,920 --> 00:32:17,176
‫‏منصفانه؟ تا همسر منو بکشی؟

663
00:32:17,177 --> 00:32:19,677
‫‏بله. برای نجات بقیه.

664
00:32:19,679 --> 00:32:21,142
‫‏و کی این کار رو میکنه؟

665
00:32:22,911 --> 00:32:23,978
‫‏تو؟

666
00:32:24,754 --> 00:32:27,766
‫‏به چشمش نگاه میکنی
‫‏وقتی داری از آخرین نفس محرومش میکنی؟

667
00:32:27,768 --> 00:32:30,139
‫‏نمیخوام اینجا بمیرم!

668
00:32:30,141 --> 00:32:31,876
‫‏و کسی رو هم نمیکشی.

669
00:32:31,877 --> 00:32:34,620
‫‏یادم نمیاد کسی تو رو رییس کرده باشه.

670
00:32:34,622 --> 00:32:36,636
‫‏شاید تو اول باید بری.

671
00:32:41,157 --> 00:32:45,082
‫‏حتی با افراد کمتر
‫‏هوا زیاد دووم نمیاره.

672
00:32:45,883 --> 00:32:49,170
‫‏شروع نمیکنیم
‫‏به کشتن همدیگه تا آخرش بازم بمیریم.

673
00:32:50,535 --> 00:32:52,348
‫‏هر اتفاقی بیافته...

674
00:32:52,375 --> 00:32:54,527
‫‏با هم انجامش میدیم.

675
00:33:07,270 --> 00:33:09,940
‫‏میتونی حسش کنی؟

676
00:33:11,789 --> 00:33:15,679
‫‏میتونی بشنوی؟ ضربان قلبته.

677
00:33:15,681 --> 00:33:17,198
‫‏روش تمرکز کن.

678
00:33:17,500 --> 00:33:19,533
‫‏آرومش کن.

679
00:33:20,477 --> 00:33:21,831
‫‏چیزی نیست.

680
00:33:24,336 --> 00:33:25,956
‫‏ششش.

681
00:33:26,840 --> 00:33:28,854
‫‏راننده اینجا نیست. خیلی دیر رسیدم.

682
00:33:28,856 --> 00:33:30,521
‫‏اینو که نمیدونی. تمام وسایلش...

683
00:33:30,523 --> 00:33:32,086
‫‏لباسهاش، قوطی‌ها داروش...

684
00:33:32,088 --> 00:33:33,149
‫‏هنوز اونجاس، درسته؟

685
00:33:33,149 --> 00:33:34,780
‫‏میدونه که پلیس دنبالشه.

686
00:33:34,782 --> 00:33:37,561
‫‏نمیتونه با هیچی فرار کنه.
‫‏باید برگرده.

687
00:33:37,563 --> 00:33:40,759
‫‏حتما میخوای بدونی چرا "دمبه" پیشم مونده...

688
00:33:40,761 --> 00:33:44,686
‫‏چرا یه نفر که اینقدر
‫‏شریفه باید وقتشو صرف...

689
00:33:44,688 --> 00:33:47,189
‫‏کسی بکنه که اینقدر بی‌شرفه؟

690
00:33:47,191 --> 00:33:49,335
‫‏نجاتش دادی. زندگی‌شو مدیون تو ـه.

691
00:33:49,336 --> 00:33:51,488
‫‏ازت محافظت میکنه
‫‏چونکه ازش محافظت کردی.

692
00:33:51,490 --> 00:33:53,122
‫"‏نه، "الیزابت.

693
00:33:53,124 --> 00:33:57,223
‫‏"دمبه" به خاطر این
‫‏پیشم نمونده که منو ناجی خودش می‌بینه.

694
00:33:57,225 --> 00:34:00,004
‫‏پیشم مونده چونکه مردی که واقعا بودم رو...

695
00:34:00,006 --> 00:34:01,394
‫‏دیده...

696
00:34:01,396 --> 00:34:03,440
‫‏مردی که تاریکی احاطه‌ش کرده.

697
00:34:03,441 --> 00:34:05,698
‫‏دوستی نداره که بهش اعتماد کنه...

698
00:34:05,700 --> 00:34:10,876
‫‏باور نداره که
‫‏عشق و وفاداری اصلا وجود داشته باشن.

699
00:34:12,675 --> 00:34:14,547
‫‏من...

700
00:34:16,490 --> 00:34:18,425
‫‏خب، اون موقع جوونتر بودم.

701
00:34:19,491 --> 00:34:21,011
‫‏عصبانی‌تر.

702
00:34:22,926 --> 00:34:26,556
‫‏"دمبه" زندگی‌شو
‫‏به زندگی من وصل کرد تا نشونم بده...

703
00:34:26,581 --> 00:34:28,811
‫‏هر روز و هر روز...

704
00:34:29,309 --> 00:34:31,981
‫‏که دنیا جایی
‫‏نیست که میترسم توش باشم.

705
00:34:33,449 --> 00:34:36,819
‫‏اون نوری در تاریکی ـه.

706
00:34:37,022 --> 00:34:41,031
‫‏مدرک زنده‌ای، از اینکه راهی وجود داره...

707
00:34:42,047 --> 00:34:43,409
‫‏که زندگی ممکنه...

708
00:34:44,520 --> 00:34:46,013
‫‏خوب باشه...

709
00:34:46,038 --> 00:34:48,205
‫‏که مردم میتونن مهربون باشن...

710
00:34:49,481 --> 00:34:53,962
‫‏که مردی مثل من شاید روزی رویای...

711
00:34:53,987 --> 00:34:55,963
‫‏تبدیل شدن به مردی مثل اونو داشته باشه.

712
00:34:57,015 --> 00:35:01,288
‫،‏زندگی‌شو گرو گذاشته
‫‏به عنوان این نشونه پیشکش کرده...

713
00:35:01,313 --> 00:35:03,345
‫‏که من در مورد این دنیا اشتباه میکنم.

714
00:35:04,733 --> 00:35:06,517
‫‏"دمبه" از زندگیم محافظت میکنه...

715
00:35:06,518 --> 00:35:10,826
‫‏چونکه مصممه روح منو نجات بده.

716
00:35:17,994 --> 00:35:20,154
‫‏اشتباه میکردی.

717
00:35:21,678 --> 00:35:23,365
‫‏هیچکس نمیدونه اینجاییم.

718
00:35:24,492 --> 00:35:26,541
‫‏هیچکس نمیاد.

719
00:35:33,591 --> 00:35:35,048
‫‏چیزی نیست.

720
00:35:38,596 --> 00:35:39,715
‫‏بخواب.

721
00:35:40,960 --> 00:35:43,677
‫‏وقتی بیدار بشی، پدرومادرت منتظرت هستن.

722
00:36:09,914 --> 00:36:11,233
‫‏کامیون.

723
00:36:11,235 --> 00:36:12,534
‫‏کجاست؟

724
00:36:18,534 --> 00:36:20,791
‫‏نبضش خیلی ضعیفه.

725
00:36:24,790 --> 00:36:26,435
‫‏آمبولانسها دارن میان.

726
00:36:26,435 --> 00:36:28,519
‫‏اگر منتظر آمبولانس
‫‏بمونیم زنده نمی‌مونه.

727
00:36:49,378 --> 00:36:51,636
‫‏زنده‌س.

728
00:36:51,638 --> 00:36:53,373
‫‏و خوابیده.

729
00:36:53,376 --> 00:36:56,183
‫‏دکترها انتظار دارن
‫‏حالش کاملا خوب بشه.

730
00:36:56,504 --> 00:36:58,769
‫‏انعطاف‌پذیری جوونی ـه دیگه.

731
00:37:07,967 --> 00:37:09,601
‫‏فکر کردم از دستت دادم.

732
00:37:11,439 --> 00:37:13,272
‫‏هنوز نه، دوست قدیمی.

733
00:37:16,324 --> 00:37:19,172
‫‏دنیا میتونه
‫‏جای به شدت وحشیانه‌ای باشه.

734
00:37:19,197 --> 00:37:21,212
‫‏میشه کسی رو برای این تصور بخشید...

735
00:37:21,237 --> 00:37:22,948
‫‏که شر در نهایت پیروز میشه.

736
00:37:23,702 --> 00:37:25,785
‫‏اونایی که این باور رو دارن در اشتباهند.

737
00:37:25,854 --> 00:37:27,798
‫‏اگر امروز اونطوری می‌مردی...

738
00:37:27,823 --> 00:37:28,980
‫‏به تنها مدرکی که نیاز داشتم میرسیدم...

739
00:37:29,005 --> 00:37:31,081
‫‏که تو کسی هستی که اشتباه میکنی.

740
00:37:32,762 --> 00:37:34,126
‫‏و من اینجام.

741
00:37:36,392 --> 00:37:38,337
‫‏و تو اینجایی.

742
00:37:43,352 --> 00:37:46,471
‫‏تمام هفت کامیون رو
‫‏پیدا کردن، پر از آدم بوده...

743
00:37:46,471 --> 00:37:48,172
‫‏پلیس میگه شاید بعضی‌ها زنده نمونن...

744
00:37:48,197 --> 00:37:50,072
‫‏اما امروز جون خیلی‌ها رو نجات دادیم.

745
00:37:50,402 --> 00:37:52,474
‫‏پس ممکنه دستگیر یا از کشور اخراج بشن...

746
00:37:52,476 --> 00:37:54,021
‫‏درست مثل همونایی که تو انبار بودن.

747
00:37:55,689 --> 00:37:57,529
‫‏اونا چی؟

748
00:37:57,554 --> 00:37:59,637
‫‏"رسلر" الان داره با "کوپر" حرف میزنه.

749
00:37:59,662 --> 00:38:01,704
‫‏همونطور که انتظار میرفت، ۱۵ مسافر، آره.

750
00:38:01,729 --> 00:38:03,707
‫‏سه نفر با آمبولانس به بیمارستان برده شدن.

751
00:38:03,732 --> 00:38:05,295
‫‏و "دمبه" و "ردینگتون" دختره رو بردن.

752
00:38:05,324 --> 00:38:07,176
‫‏- پس اونجا ده نفر داری.
‫‏- درسته.

753
00:38:07,176 --> 00:38:08,843
‫‏پلیس حسابی با انباری...

754
00:38:08,845 --> 00:38:10,268
‫‏و بقیه کامیونها سرش شلوغه.

755
00:38:10,270 --> 00:38:11,971
‫‏و وقتی همگی از
‫‏نظر پزشکی تایید شدن...

756
00:38:11,973 --> 00:38:13,639
‫‏ازمون میخوان هر کسی
‫‏رو که گرفتیم منتقل کنیم...

757
00:38:13,641 --> 00:38:15,042
‫‏به خونه‌های پایگاهی.

758
00:38:15,911 --> 00:38:19,037
‫‏قربان، ببینین، باید بگم
‫‏میدونستم اینطوری میشه.

759
00:38:19,040 --> 00:38:21,019
‫‏میدونستم که صدها هزار نفر...

760
00:38:21,021 --> 00:38:22,340
‫‏زندگی‌شونو به خطر میندازن.

761
00:38:22,342 --> 00:38:24,216
‫‏اما، یعنی میگم...

762
00:38:24,218 --> 00:38:26,510
‫‏دونستن و دیدنش...

763
00:38:28,994 --> 00:38:30,432
‫‏فرق داره.

764
00:38:33,200 --> 00:38:36,188
‫‏مامور "رسلر"، روی خط بمون.

765
00:38:39,558 --> 00:38:41,846
‫‏"هارولد"! پیش "دمبه" هستم.

766
00:38:41,873 --> 00:38:44,165
‫‏"دمبه". خدا رو شکر.

767
00:38:44,167 --> 00:38:45,854
‫‏اوه، یه سری خبرای خوب داریم.

768
00:38:45,856 --> 00:38:48,718
‫‏به نظر میاد "آنا الزار" جوون...

769
00:38:48,720 --> 00:38:50,114
‫‏زنده می‌مونه تا روز بهتری رو ببینه.

770
00:38:50,115 --> 00:38:53,379
‫‏یه روز دیگه شاید.
‫‏اما در مورد بهتر بودنش مطمئن نیستم.

771
00:38:53,381 --> 00:38:55,086
‫‏پدرومادرش دستگیر شدن.

772
00:38:55,086 --> 00:38:57,344
‫‏کی میدونه چقدر
‫‏طول میکشه تا دوباره پیش هم برگردن؟

773
00:38:57,346 --> 00:38:58,832
‫‏و حتی اون موقع هم، آینده‌ش...

774
00:38:58,832 --> 00:39:00,394
‫‏برمیگرده به اردوگاه مهاجرین در یونان.

775
00:39:00,396 --> 00:39:02,271
‫"‏تجارت غم‌انگیزی ـه، "هارولد.

776
00:39:02,273 --> 00:39:05,225
‫‏بله، همینطور که حرف
‫‏میزنیم، مامورامون آماده میشن...

777
00:39:05,227 --> 00:39:07,416
‫‏تا ده مهاجری که حالشون خوب شده رو...

778
00:39:07,418 --> 00:39:09,721
‫‏به پلیس مقدونیه تحویل بدن.

779
00:39:10,009 --> 00:39:11,328
‫‏۱۰نفر...

780
00:39:11,330 --> 00:39:13,066
‫‏که تنها شاید چندین دقیقه...

781
00:39:13,068 --> 00:39:15,185
‫‏دوباره با برگشتن داخل یه سلول فاصله دارن.

782
00:39:15,976 --> 00:39:19,034
‫‏البته، مامورام با مقاومت روبه‌رو شدن...

783
00:39:19,036 --> 00:39:20,945
‫‏وقتی داشتن به پایگاه محلی میرفتن...

784
00:39:20,947 --> 00:39:23,318
‫‏و دستهامون هم بسته بوده و نمیتونستیم کاری بکنیم.

785
00:39:23,825 --> 00:39:25,926
‫‏هیچ قدرت رسمی در مقدونیه نداریم.

786
00:39:25,951 --> 00:39:28,243
‫‏راستش، به خصوص بهمون دستور داده شده...

787
00:39:28,268 --> 00:39:31,358
‫‏با هیچ کسی درگیری نداشته باشیم.

788
00:39:31,383 --> 00:39:32,911
‫"‏"دونالد!

789
00:39:56,599 --> 00:39:58,821
‫‏مطمئن نیستم
‫‏برای این دختر و پدومادرش چه اتفاقی می‌افته.

790
00:39:58,823 --> 00:40:02,505
‫‏خب، فکر کنم
‫‏یکم رشوه کارو آسونتر میکنه.

791
00:40:47,899 --> 00:40:51,163
‫‏میدونی، این همه وقتی که
‫‏بهت دادم تا فکر کنی...

792
00:40:51,165 --> 00:40:53,110
‫‏باعث شد خودم به یه فکری بیافتم.

793
00:40:53,112 --> 00:40:55,327
‫‏و، میخوام بهت بگم...

794
00:40:56,003 --> 00:40:57,371
‫‏گیج شدم.

795
00:40:57,626 --> 00:41:00,161
‫‏وقتی تمام آدمهای روی این سیاره رو درنظر میگیری...

796
00:41:00,186 --> 00:41:02,826
‫‏که علاقه‌مند به
‫‏محتویات اون چمدون هستن...

797
00:41:02,851 --> 00:41:05,462
‫‏و حتی اونو
‫‏ضربدر یه عدد بزرگتر میکنی...

798
00:41:05,487 --> 00:41:08,924
‫‏چه کارایی اون آدمها انجام
‫‏نمیدن تا بهش برسن...

799
00:41:09,855 --> 00:41:11,778
‫‏چطور ممکنه از بین این همه به...

800
00:41:11,803 --> 00:41:13,679
‫‏دست یه آدم معمولی مثل تو رسیده باشه؟

801
00:41:16,248 --> 00:41:19,142
‫‏شاید چونکه اونقدر
‫‏که فکر میکنی معمولی نیستم.

802
00:41:20,209 --> 00:41:22,536
‫‏اوه، جدی؟ بگو ببینم.

803
00:41:22,561 --> 00:41:24,783
‫‏آدمت تو "رد برچ" حریف من شد...

804
00:41:24,808 --> 00:41:26,133
‫‏اینو بهت حق میدم.

805
00:41:26,222 --> 00:41:29,279
‫‏اما آخر داستان
‫‏در یه جنگ منصفانه فرق میکرد.

806
00:41:29,281 --> 00:41:31,782
‫‏چقدر حیف که
‫‏فرصتشو نداشتم ببینمش.

807
00:41:31,784 --> 00:41:33,241
‫‏وقت فکر کردن تمومه.

808
00:41:33,243 --> 00:41:34,783
‫‏گوش کن، گوش کن، گوش کن!

809
00:41:35,472 --> 00:41:36,493
‫‏اون رییس منه.

810
00:41:37,837 --> 00:41:39,816
‫‏یه مشکل خیلی جدی داریم.

811
00:41:40,025 --> 00:41:42,178
‫‏یکی "کین" و...

812
00:41:42,214 --> 00:41:44,053
‫‏چمدون رو دزدیده.

813
00:41:50,265 --> 00:41:52,209
‫‏میخوای بدونی چرا چمدون دست من بوده؟

814
00:41:52,211 --> 00:41:54,469
‫‏چونکه برای "ردینگتون" کار میکنم
‫‏و منو فرستاده بود تا بگیرمش.

815
00:41:55,096 --> 00:41:56,867
‫‏- دروغ میگی.
‫‏- دروغ نمیگم.

816
00:41:56,869 --> 00:41:58,366
‫‏زن و بچه دارم.

817
00:41:58,366 --> 00:42:02,083
‫‏نمیخوام اینجا نه
‫‏به خاطر اون نه به خاطر تو بمیرم...

818
00:42:02,085 --> 00:42:03,612
‫‏و اصلا نمیخوام برای
‫‏هر کوفتی که توی اون چمدونه بمیرم.

819
00:42:03,614 --> 00:42:04,905
‫‏اصلا نمیدونم چرا...

820
00:42:04,907 --> 00:42:06,648
‫‏همه اون چیز کوفتی رو میخوان.

821
00:42:07,597 --> 00:42:08,859
‫‏"ردینگتون" رو میخوای؟

822
00:42:09,536 --> 00:42:10,841
‫‏میتونم بهت بدمش.

823
00:42:11,840 --> 00:42:12,988
‫‏بهم اعتماد داره.

824
00:42:13,846 --> 00:42:16,207
‫‏میتونم بهت تحویلش بدم.

825
00:42:16,232 --> 00:42:18,628
‫فقط شانسشو بهم بده.

826
00:42:19,332 --> 00:42:50,132
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>

