‫﻿۱
00:00:04,943 --> 00:00:07,577
‫بخوابین رو زمین! زود باشین، حالا!

2
00:00:07,579 --> 00:00:08,811
‫سه دقیقه وقت داریم!

3
00:00:08,813 --> 00:00:11,414
‫هی، کت‌شلواری، بهت گفتم بخواب رو زمین.

4
00:00:11,416 --> 00:00:13,550
‫"چارلز میکر"!

5
00:00:13,552 --> 00:00:15,885
‫میخوام آقای "چارلز میکر" بلند شه وایسته.

6
00:00:15,887 --> 00:00:19,856
‫- چارلز میکر"؟"!
‫- باشه، لطفا بس کن.

7
00:00:20,208 --> 00:00:22,008
‫من چی میخوام "چارلز میکر"؟

8
00:00:24,078 --> 00:00:26,206
‫دو دقیقه و ۳۰ ثانیه!

9
00:00:28,983 --> 00:00:30,783
‫مگه عقلتو از دست دادی؟

10
00:00:30,785 --> 00:00:34,976
‫هی! تو! دارم با تو حرف میزنم!
‫گفتم بخواب رو زمین!

11
00:00:35,024 --> 00:00:37,024
‫اینطوری که نمیشه بانک زد. این که...

12
00:00:37,026 --> 00:00:39,026
‫جدی میگم، اصلا
‫نمیدونم اینجا چه خبره.

13
00:00:39,028 --> 00:00:40,795
‫واقعا میخوای خودتو به کشتن بدی؟

14
00:00:40,797 --> 00:00:42,229
‫چه ننگی. چیزی به جز ننگ نیست.

15
00:00:42,231 --> 00:00:43,731
‫یه مادر جوون رو زمین دراز کشیده.

16
00:00:43,733 --> 00:00:46,553
‫بچه‌ش وحشت کرده.
‫معلوم هست شماها چه مرگتونه؟

17
00:00:46,555 --> 00:00:47,944
‫اگه تا سه ثانیه دیگه...

18
00:00:47,946 --> 00:00:49,603
‫- رو زمین نخوابی...
‫- ریموند ردینگتون"؟"

19
00:00:51,360 --> 00:00:52,759
‫چی؟

20
00:00:53,509 --> 00:00:55,409
‫اون "ریموند ردینگتون" ـه.

21
00:00:57,780 --> 00:01:00,081
‫فکرشم نکن دوباره تفنگتو بیاری بالا.

22
00:01:00,083 --> 00:01:01,716
‫جو" تفنگتو بگیر کنار".

23
00:01:01,718 --> 00:01:03,851
‫دو دقیقه!

24
00:01:03,853 --> 00:01:05,686
‫گفتش تفنگ رو بذارین کنار!

25
00:01:09,659 --> 00:01:10,757
‫جو" زود باش".

26
00:01:10,759 --> 00:01:13,261
‫معلومه اونطور
‫که برنامه داشتین پیش نرفته.

27
00:01:13,263 --> 00:01:14,421
‫تو اینجا چه کار میکنی؟

28
00:01:14,423 --> 00:01:17,431
‫برای بار ششم و آخر
‫اومدم اینجا رو بررسی کنم تا ازش دزدی کنم.

29
00:01:17,433 --> 00:01:18,699
‫راستش سه‌شنبه میخواستم بیام.

30
00:01:18,701 --> 00:01:20,768
‫مشخصه که برنامه‌ـمو عوض کردم.

31
00:01:20,770 --> 00:01:24,705
‫"چارلی"، میشه لطفا "لوسیندا"
‫رو تا میزش همراهی کنی...

32
00:01:24,707 --> 00:01:28,209
‫تا بتون کلید اصلی
‫به اتاق صندوق امانات رو بهم بده؟

33
00:01:28,211 --> 00:01:30,845
‫باید خیلی سریع صندوق ۶۰۴ رو باز کنم.

34
00:01:31,627 --> 00:01:34,428
‫"نگران اون نباش "چارلی.
‫برو صندوق رو بیار.

35
00:01:36,185 --> 00:01:37,885
‫اینم از این.

36
00:01:38,330 --> 00:01:39,704
‫تو صندوق ۶۰۴ چیه؟

37
00:01:39,729 --> 00:01:42,143
‫جو"، به نظر میاد کلا تمرکزتو از دست دادی".

38
00:01:42,253 --> 00:01:44,420
‫اگر جای تو بودم، صندوق رو فراموش میکردم...

39
00:01:44,422 --> 00:01:47,888
‫و نگران سیستم جدید
‫فلزیاب بانک می‌شدم.

40
00:01:47,888 --> 00:01:51,223
‫چون به شکلی طراحی شده
‫که بتونه در سکوت...

41
00:01:51,248 --> 00:01:53,402
‫تعداد زیادی از اسلحه‌ها رو تشخیص بده...

42
00:01:53,404 --> 00:01:55,183
‫که غارتگرانی از جمله خودِ تو...

43
00:01:55,185 --> 00:01:57,018
‫عاشق استفاده ازشون هستن.

44
00:01:57,020 --> 00:02:00,355
‫راستش، تفنگهای عظیمتون به محض ورودتون به بانک...

45
00:02:00,357 --> 00:02:01,957
‫سیستم امنیتی رو به کار انداخت...

46
00:02:01,959 --> 00:02:03,125
‫که یعنی ثانیه‌های باارزشی که...

47
00:02:03,127 --> 00:02:04,559
‫فکر میکردین رو در اختیار ندارین.

48
00:02:04,561 --> 00:02:05,595
‫۶۰ثانیه!

49
00:02:05,597 --> 00:02:06,648
‫راستش دقیق نیست.

50
00:02:06,650 --> 00:02:07,963
‫بچه‌ها دارین چه کار میکنین؟!

51
00:02:07,965 --> 00:02:09,264
‫اینطور که معلومه می‌افتین زندان.

52
00:02:09,266 --> 00:02:10,899
‫میدونی، دیگه کافیه.

53
00:02:10,901 --> 00:02:14,302
‫همگی بلند شدین. واقعا
‫حس بدی دارم که همگی دراز کشیدن.

54
00:02:14,304 --> 00:02:16,905
‫- جو"، باهام حرف بزن".
‫- باید بریم! همین الان!

55
00:02:16,907 --> 00:02:18,206
‫آخه نمی‌تونین...

56
00:02:18,208 --> 00:02:20,549
‫چون پلیس بانک رو محاصره کرده.

57
00:02:20,574 --> 00:02:22,177
‫حالا، من میتونم از اینجا برم بیرون...

58
00:02:22,179 --> 00:02:25,413
‫در صورتی که ۵۰% پولی
‫که توی اون گاری دارین رو بهم بدین.

59
00:02:25,415 --> 00:02:26,648
‫میتونی ما رو ببری بیرون؟

60
00:02:26,650 --> 00:02:28,350
‫- "دستت درد نکنه "چارلی.
‫- خواهش میکنم.

61
00:02:30,487 --> 00:02:31,887
‫‏‏۵۵درصد.

62
00:02:31,889 --> 00:02:35,335
‫جو"، تا وقتی که جواب"
‫بله ندی، همینطوری رقمم بالا میره...

63
00:02:35,769 --> 00:02:37,256
‫یا میتونی دستگیر شدن رو انتخاب کنی.

64
00:02:38,726 --> 00:02:40,993
‫باشه، آره، باشه، چشم.
‫آره، بریم.

65
00:02:40,995 --> 00:02:43,319
‫الای". اون کامیون سه‌شنبه رو یادته".

66
00:02:43,319 --> 00:02:45,219
‫آره، یکم برنامه عوض شده.

67
00:02:45,221 --> 00:02:48,622
‫الان لازمش داریم. نه، همین الان.

68
00:02:48,624 --> 00:02:50,591
‫همونجا همیشگی. درسته.

69
00:02:50,593 --> 00:02:52,259
‫الان.

70
00:02:54,307 --> 00:03:01,307
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

71
00:03:06,208 --> 00:03:08,375
‫حرومزاده.

72
00:03:11,857 --> 00:03:13,490
‫این بانک با پول مشروب ساخته شده.

73
00:03:13,515 --> 00:03:17,036
‫رییس "وارنی" صاحب بانک
‫و نصف میخونه‌های شهر بود.

74
00:03:17,061 --> 00:03:18,561
‫در زمان ممنوعیت مشروب...

75
00:03:18,563 --> 00:03:21,564
‫پسر "وارنی" به عنوان
‫صاحب میخونه‌ها اونا رو اداره میکرد.

76
00:03:21,566 --> 00:03:24,133
‫از فروش، قاچاق و دزدی مشروب...

77
00:03:24,135 --> 00:03:26,535
‫ثروت هنگفتی به جیب زدن.

78
00:03:26,537 --> 00:03:28,871
‫از طریق همین بانک تمام سودشو
‫پولشویی کردن.

79
00:03:28,873 --> 00:03:32,308
‫این تونل راهی امن بود
‫برای دسترسی به اون همه پول نقد...

80
00:03:32,310 --> 00:03:35,244
‫راهی گرم و دنج
‫که در ماه‌های سرد زمستون میشد توش ناهار خورد.

81
00:03:40,084 --> 00:03:42,027
‫"زمانبندی‌ـت خوب بود "الای.

82
00:03:42,653 --> 00:03:45,354
‫بپرین بالا دخترا و پسرا.
‫میریم سواری.

83
00:04:24,528 --> 00:04:28,230
‫دارن به پلیس شلیک میکنن.
‫از دست این آدما باید به خدا پناه برد.

84
00:04:33,304 --> 00:04:35,971
‫نه!

85
00:05:10,508 --> 00:05:12,609
‫- اوه!
‫- نه، خواهش میکنم.

86
00:05:12,634 --> 00:05:14,634
‫با دست‌ پر اومدم.

87
00:05:25,773 --> 00:05:26,872
‫اونکه...

88
00:05:26,874 --> 00:05:28,540
‫"نقاشی مزرعه‌ی خشخاش "ونگوک.

89
00:05:28,542 --> 00:05:30,642
‫تمام جزییاتش باعث میشه...

90
00:05:30,644 --> 00:05:32,044
‫قلبم به درد بیاد.

91
00:05:32,046 --> 00:05:34,446
‫اما مگه اون دزدی به خاطر...؟

92
00:05:34,448 --> 00:05:36,348
‫بله. راستش دو برابر.

93
00:05:36,350 --> 00:05:39,818
‫از قاهره
‫موزه‌ی "محمد محمود خلیل" اومده.

94
00:05:39,820 --> 00:05:44,656
‫یه بار در ۱۹۷۷ و یه بار دیگه هم در ۲۰۱۰.

95
00:05:44,658 --> 00:05:46,618
‫واقعا شرم‌آوره.

96
00:05:47,128 --> 00:05:50,896
‫در طول این سالها چندین بار دست به دست شده...

97
00:05:50,898 --> 00:05:53,832
‫اما متوجه شدم که صاحب کنونیش...

98
00:05:53,834 --> 00:05:55,767
‫اونو اینجا در بانک شما نگه میداره.

99
00:05:55,769 --> 00:05:58,370
‫نگران نباش. میدونم روحتم خبر نداشته.

100
00:05:58,372 --> 00:06:02,034
‫اما به نظرم دیگه وقتشه
‫گلها به خونه‌شون برگردن.

101
00:06:02,059 --> 00:06:03,973
‫ازم میخوای برش گردونم؟

102
00:06:03,975 --> 00:06:05,186
‫بله، به موزه برش گردون.

103
00:06:05,188 --> 00:06:08,329
‫اما تو تازه دیروز دزدیدیش.

104
00:06:08,331 --> 00:06:11,399
‫خب، فکر کنم بار سوم خوش‌شانسی میاره.

105
00:06:11,401 --> 00:06:12,734
‫اما حالا وظیفه‌ی تو ـه...

106
00:06:12,736 --> 00:06:15,470
‫تا مطمئن بشی
‫به دست صاحب بر حقش برسه.

107
00:06:15,472 --> 00:06:17,439
‫خدای من، امیدوارم بتونن...

108
00:06:17,441 --> 00:06:19,808
‫این بار پیش خودشون نگهش دارن.

109
00:06:19,810 --> 00:06:21,076
‫لطفا از من اسمی نبر.

110
00:06:21,078 --> 00:06:23,344
‫ترجیح میدم یه اهدا‌کننده‌ی ناشناس باشم.

111
00:06:23,346 --> 00:06:25,081
‫اما چرا؟

112
00:06:25,716 --> 00:06:27,549
‫چرا ازمون دزدی کردی؟

113
00:06:27,551 --> 00:06:31,019
‫ها! میخواستم به خودم یه هدیه بدم.

114
00:06:31,021 --> 00:06:33,154
‫امسال ۶۰ ساله میشم.

115
00:06:33,156 --> 00:06:35,526
‫میخواستم ببینم هنوز
‫از پسش برمیام یا نه.

116
00:06:35,551 --> 00:06:37,017
‫معلوم شد که برمیام.

117
00:06:37,019 --> 00:06:40,753
‫حس میکنم امسال سال
‫خیلی خوبی برام میشه.

118
00:06:41,113 --> 00:06:46,013
‫رسانه‌ی اینترنتی نایت‌مووی با افتخار تقدیم می‌کند
‫NightMovie.Co

119
00:06:46,089 --> 00:06:48,089
‫« دکتر هانس کوهلر »
‫[ شماره‌ی ۳۳ ]

120
00:06:48,541 --> 00:06:50,666
‫ریموند ردینگتون" یه شیاده".

121
00:06:51,467 --> 00:06:53,334
‫یه جاعل که بیش از ۳۰ سال قبل...

122
00:06:53,336 --> 00:06:54,802
‫جای پدرمون رو گرفته.

123
00:06:54,804 --> 00:06:58,806
‫اف.بی.آی میتونه
‫رد "ردینگتون" رو تا سال ۹۵ بگیره.

124
00:06:58,808 --> 00:07:01,742
‫و من از یه جایی میدونم که پدرمون
‫۵سال قبل از اون مرده.

125
00:07:01,744 --> 00:07:03,010
‫شب آتشسوزی رو میگی.

126
00:07:03,012 --> 00:07:04,512
‫پدرمون، "ریموند ردینگتون" واقعی...

127
00:07:04,514 --> 00:07:06,180
‫با مادر من بوده به مادر تو خیانت کرده...

128
00:07:06,182 --> 00:07:08,549
‫که یه مامور روسی به
‫اسم "کاتارینا روستوا" بوده.

129
00:07:08,551 --> 00:07:10,951
‫پدر تقلبی‌ـمون تبهکاره
‫و پدر واقعی‌ـمون یه مار خوش‌خط و خال.

130
00:07:10,953 --> 00:07:12,720
‫منو در روسیه از مادرم گرفته.

131
00:07:12,722 --> 00:07:15,774
‫اونو تا آمریکا
‫جایی که زندگی میکردیم تعقیب کرده.

132
00:07:17,025 --> 00:07:18,959
‫با همدیگه درگیر شدن...

133
00:07:18,961 --> 00:07:20,571
‫آتشسوزی شده...

134
00:07:22,206 --> 00:07:23,605
‫من رفتم بیرون، اما اون نتونست.

135
00:07:23,607 --> 00:07:26,908
‫صبر کن ببینم از کجا مطمئنی؟
‫چهار سالت بوده.

136
00:07:26,910 --> 00:07:28,744
‫تنها کسی که میدونسته
‫ردینگتون" مرده"...

137
00:07:28,746 --> 00:07:29,911
‫اون شب توی همون خونه بوده...

138
00:07:29,913 --> 00:07:31,502
‫پس کسی که وانمود میکنه "ردینگتون" ـه...

139
00:07:31,503 --> 00:07:33,367
‫یا اون شب اونجا بوده...

140
00:07:33,401 --> 00:07:36,461
‫یا خبرشو از کسی
‫که اونجا بوده شنیده و این فکر به سرش زده...

141
00:07:36,486 --> 00:07:38,486
‫به خاطر همین اینا رو جمع کردم.

142
00:07:42,566 --> 00:07:45,204
‫این جعبه پر از وسایلی ـه
‫که در طول این سالها...

143
00:07:45,205 --> 00:07:47,205
‫چیزای مربوط به آتشسوزی رو جمع کردم.

144
00:07:47,748 --> 00:07:48,989
‫باشه.

145
00:07:50,616 --> 00:07:52,113
‫هنوزم میتونی بری پی کارت.

146
00:07:52,113 --> 00:07:54,113
‫و چه کار کنم؟
‫وانمود کنم هیچی نشده.

147
00:07:54,928 --> 00:07:56,238
‫برگردم و پیشخدمت بشم.

148
00:07:56,263 --> 00:07:59,097
‫با سرو کردن تن ماهی و آبجوی
‫گرم چندرغاز دربیارم؟

149
00:07:59,099 --> 00:08:01,166
‫میدونی، متوجهم که خطرناکه.

150
00:08:01,168 --> 00:08:02,834
‫اگر متوجه بشه...

151
00:08:02,836 --> 00:08:04,603
‫اگر نه، حتما میشه.

152
00:08:04,605 --> 00:08:08,073
‫اما مسئله همینه. من اصلا زندگی ندارم.

153
00:08:08,075 --> 00:08:10,475
‫یا اصلا نداشتم.

154
00:08:11,480 --> 00:08:13,080
‫و حالا...

155
00:08:18,674 --> 00:08:20,347
‫هی، بله.

156
00:08:20,776 --> 00:08:22,182
‫آره، البته.

157
00:08:23,587 --> 00:08:25,060
‫الان میام اونجا.

158
00:08:26,745 --> 00:08:28,545
‫چطوری این کار رو میکنی؟

159
00:08:28,791 --> 00:08:31,058
‫وانمود میکنی که دختر واقعی ـشی.

160
00:08:31,083 --> 00:08:32,716
‫پنج سال گذشته رو صرف...

161
00:08:32,718 --> 00:08:35,195
‫این کردم که پیش استاد
‫تظاهر کردن رو یاد بگیرم.

162
00:08:36,221 --> 00:08:38,446
‫حالا نوبت منه تا توی
‫تظاهر کردن ازش جلو بزنم.

163
00:08:44,897 --> 00:08:47,264
‫تسویه‌حساب بد چیزی ـه.

164
00:08:49,318 --> 00:08:51,201
‫به خصوص وقتی دو نفری باشه.

165
00:09:12,621 --> 00:09:15,055
‫گفتی این کار برای
‫"سلامتیم مفیده "دمبه...

166
00:09:15,057 --> 00:09:16,657
‫و کاملا حق با تو بود.

167
00:09:16,659 --> 00:09:18,559
‫واقعا حس میکنم یه آدم دیگه شدم.

168
00:09:19,061 --> 00:09:20,861
‫چقدر تو بامزه شدی.

169
00:09:22,565 --> 00:09:24,164
‫به خوردن یه گیاه جدید روی اوردم.

170
00:09:24,166 --> 00:09:26,066
‫اسفناج. اونم بخار پز.

171
00:09:26,068 --> 00:09:28,156
‫بدون کره، روغن یا نمک.

172
00:09:28,181 --> 00:09:30,949
‫و مزه‌ی خیلی خیلی کمی داره.

173
00:09:31,309 --> 00:09:32,650
‫"اسفناج و "تا چی.

174
00:09:32,652 --> 00:09:35,086
‫تو کی هستی و
‫با "ریموند ردینگتون" چه کار کردی؟

175
00:09:36,147 --> 00:09:38,890
‫در مورد مردی
‫که اسم خودشو گذاشته "هانس کوهلر" چی میدونی؟

176
00:09:38,892 --> 00:09:40,035
‫هیچی، باید بدونم؟

177
00:09:40,037 --> 00:09:42,227
‫اون جراح پلاستیک...

178
00:09:42,229 --> 00:09:43,828
‫جماعت خلافکارای زیرزمینی ـه.

179
00:09:43,830 --> 00:09:46,364
‫جادوگری در بازسازی چهره‌س.

180
00:09:46,366 --> 00:09:49,034
‫برخی از بدترین آدمایی
‫که میشه پیدا کرد رو...

181
00:09:49,036 --> 00:09:52,437
‫پشت یه دماغ گنده، چونه‌ی تیزتر
‫یا گونه‌های برجسته قایم کرده.

182
00:09:52,439 --> 00:09:54,239
‫ازم میخوای کمکت کنم دکتری رو پیدا کنی...

183
00:09:54,241 --> 00:09:55,840
‫که به تغییر هویت خلافکارا کمک میکنه؟

184
00:09:55,842 --> 00:09:57,809
‫دکتر رو پیدا کنی، خلافکارا رو پیدا کردی.

185
00:09:57,811 --> 00:09:59,077
‫چرا اون؟ چرا حالا؟

186
00:09:59,079 --> 00:10:00,245
‫فرصتش پیش اومده.

187
00:10:00,247 --> 00:10:02,024
‫دکتر "کوهلر" دیده شده...

188
00:10:02,049 --> 00:10:05,884
‫که به اندازه‌ی دیدن تنبل
‫سه انگشتی کوتوله نادر و کمیابه.

189
00:10:05,886 --> 00:10:08,754
‫تنها ۷۹ تا از این موجودات دوست‌داشتنی باقی موندن.

190
00:10:08,756 --> 00:10:12,290
‫بسیار خب. قبول میکنم. کجا دیده شده؟

191
00:10:12,292 --> 00:10:14,693
‫یه دلال اسلحه‌ی روسی مخفی...

192
00:10:14,695 --> 00:10:17,262
‫یه دزد جواهر که تصور میشد مرده باشه...

193
00:10:17,264 --> 00:10:21,166
‫یه جاعل فراری که
‫نزدیک به یک دهه‌س از دست اینترپل فراری ـه.

194
00:10:21,168 --> 00:10:22,467
‫سه نمونه از مجرمانی که...

195
00:10:22,469 --> 00:10:24,436
‫فکر میکردیم مردن یا غیب شدن...

196
00:10:24,438 --> 00:10:27,105
‫اما به باور "ردینگتون" هنوزم زنده و سلامت هستن...

197
00:10:27,107 --> 00:10:30,108
‫و با هویتهای جدید
‫به کارای خلافشون ادامه میدن...

198
00:10:30,110 --> 00:10:32,677
‫"اونم به لطف دکتر "هانس کوهلر.

199
00:10:32,702 --> 00:10:34,101
‫پس هنوزم داریم به حرفاش گوش میکنیم.

200
00:10:34,103 --> 00:10:35,870
‫- ببخشید چی گفتی مامور "رسلر"؟
‫- ردینگتون" رو میگم".

201
00:10:35,872 --> 00:10:38,272
‫به یک مرد بدون سلاح که در بازداشت اف.بی.آی بود شلیک کرد...

202
00:10:38,274 --> 00:10:40,479
‫تا یه موقع "کین" متوجه هویت اسکلتهایی نشه...

203
00:10:40,504 --> 00:10:42,704
‫که با خودش یه طوری اینور
‫و اونور میبره که انگار جونش بهش وابسته‌س.

204
00:10:42,706 --> 00:10:45,173
‫با شیطان یه معامله‌ای کردیم.
‫پس بهایی داره.

205
00:10:45,175 --> 00:10:47,409
‫در مورد "ردینگتون" هم وقتی
‫همچین پرونده‌ای بهمون میده...

206
00:10:47,411 --> 00:10:48,929
‫وظیفه داریم قبولش کنیم.

207
00:10:48,929 --> 00:10:50,395
‫مامور "کین" داشتی میگفتی...

208
00:10:50,397 --> 00:10:53,231
‫کوهلر" در دانشکده‌ی"
‫پزشکی دانشگاه "هیدلبرگ" درس خونده.

209
00:10:53,233 --> 00:10:56,578
‫به عنوان متخصص بازسازی چهره در
‫بیمارستان "جان هاپکینز" مشغوله.

210
00:10:56,603 --> 00:10:58,403
‫سرپرستی یه تیم سیار پزشکی رو به عهده داره...

211
00:10:58,405 --> 00:11:02,307
‫که به سرتاسر زمین سفر
‫میکنن تا چهره‌ی خلافکارای برجسته رو تغییر بدن.

212
00:11:02,309 --> 00:11:04,476
‫شرمنده، چهره‌شونو عوض میکنه؟

213
00:11:04,478 --> 00:11:07,379
‫در زمینه‌ی استفاده از...

214
00:11:07,381 --> 00:11:10,367
‫تصویربرداری سه بعد و
‫مدلسازی پیشرو و برجسته به حساب میاد.

215
00:11:12,152 --> 00:11:14,486
‫به این یکی گند نزن.

216
00:11:14,488 --> 00:11:17,099
‫آقای عزیز وقتی کارم تموم بشه...

217
00:11:17,124 --> 00:11:19,391
‫مادر خودتم نمی‌تونه بشناستت.

218
00:11:19,393 --> 00:11:22,661
‫اینطور که "ردینگتون" میگه اون
‫و تیمش در واشنگتن هستن.

219
00:11:22,663 --> 00:11:24,529
‫در یه نونوایی در پرسورس...

220
00:11:24,531 --> 00:11:25,997
‫که داره بازسازی میشه عمل رو انجام میدن.

221
00:11:25,999 --> 00:11:28,300
‫پس میدونم از کجا شروع کنیم.
‫دست به کار بشین.

222
00:11:28,302 --> 00:11:31,670
‫بیاین ببینیم میتونیم این
‫دکتر رو از سایه‌ها در بیاریم یا نه.

223
00:11:31,672 --> 00:11:32,937
‫"کین".

224
00:11:33,933 --> 00:11:34,724
‫یه لحظه وقت داری؟

225
00:11:36,877 --> 00:11:39,411
‫"منم با چیزی که مامور "رسلر
‫گفت موافقم و درکش میکنم.

226
00:11:39,413 --> 00:11:41,246
‫"مهم نیست قرارمون با "ردینگتون...

227
00:11:41,248 --> 00:11:42,447
‫چقدر برامون پرسود و فایده بوده...

228
00:11:42,449 --> 00:11:44,616
‫وقتی می‌بینم چه بهایی برای
‫باید برای ادامه دادن بپردازم...

229
00:11:44,985 --> 00:11:47,352
‫راستش نمیتونم بگم ارزشش رو داره.

230
00:11:47,354 --> 00:11:48,620
‫و میخوام بدونی که...

231
00:11:48,622 --> 00:11:50,221
‫اگر نخوای به این کار ادامه بدی...

232
00:11:50,223 --> 00:11:51,931
‫حاضرم این نیروی ویژه رو تعطیل کنم.

233
00:11:51,956 --> 00:11:53,622
‫شما خودتون گفتین قربان.

234
00:11:53,624 --> 00:11:55,991
‫اگر اون دکتر اینجاست.
‫باید این پرونده رو قبول کنیم.

235
00:11:55,993 --> 00:11:57,593
‫"همیشه یه پرونده‌ای هست "الیزابت.

236
00:11:57,595 --> 00:11:59,061
‫و مهم نیست که چقدر مهم باشه...

237
00:11:59,063 --> 00:12:01,526
‫هیچ چیز مهمتر از این
‫نیست که بتونی از خودت محافظت کنی.

238
00:12:01,866 --> 00:12:04,133
‫- میشه بهش فکر کنی؟
‫- حتما.

239
00:12:04,819 --> 00:12:06,268
‫قربان.

240
00:12:06,821 --> 00:12:09,905
‫بعد از این همه سال، فکر
‫کنم میتونی "هارولد" صدام کنی.

241
00:12:09,907 --> 00:12:11,370
‫"هارولد".

242
00:12:13,327 --> 00:12:14,677
‫ممنون قربان.

243
00:12:25,801 --> 00:12:27,684
‫باشه. بالا و سمت راست رو نگاه کن.

244
00:12:28,118 --> 00:12:29,786
‫پایین و سمت چپ.

245
00:12:34,058 --> 00:12:35,308
‫خب؟

246
00:12:35,310 --> 00:12:36,676
‫تجسم سلامتی هستی.

247
00:12:36,678 --> 00:12:39,146
‫هفته‌ها قبل، دمای بدنت ۶۶ درجه بود.

248
00:12:39,148 --> 00:12:42,434
‫مردمکهات گشاد شده بودن
‫و به نور واکنش نشون نمیدادن.

249
00:12:42,459 --> 00:12:44,192
‫خلاصه بگم، مُرده بودی.

250
00:12:44,194 --> 00:12:45,593
‫خب، دکترای معرکه‌ای داشتم...

251
00:12:45,595 --> 00:12:47,228
‫و کلی آدم بودن که برام دعا میکردن.

252
00:12:47,230 --> 00:12:48,830
‫خب، دعاهاشون مستجاب شده.

253
00:12:48,832 --> 00:12:50,031
‫سیتی‌اسکن چیزی رو نشون نمیده.

254
00:12:50,033 --> 00:12:52,300
‫آزمایشهای فیزیکی و عصبی کاملا معمولی بودن.

255
00:12:52,302 --> 00:12:53,553
‫برای انجام وظیفه حاضرم؟

256
00:12:53,553 --> 00:12:56,987
‫هستی. مگر اینکه چیزی
‫باشه که خودت متوجه شده باشی.

257
00:12:57,012 --> 00:12:57,876
‫مثل چی؟

258
00:12:57,878 --> 00:13:00,911
‫ناهنجاری در صحبت کردن یا حافظه؟

259
00:13:00,936 --> 00:13:04,564
‫،تا حالا فراموشکار شدی
‫شده نتونی یه سری کلمات رو بیان کنی؟

260
00:13:05,065 --> 00:13:07,400
‫هیچی؟
‫باشه.

261
00:13:09,778 --> 00:13:11,530
‫خوش اومدی.

262
00:13:14,285 --> 00:13:16,826
‫فردا یه افتتاحیه بزرگ دارم.

263
00:13:17,436 --> 00:13:18,579
‫تو رییس اینایی؟!

264
00:13:18,581 --> 00:13:21,806
‫مامور "رسلر" و "کین" از اف.بی.آی.
‫حتما شما صاحب اینجا هستین.

265
00:13:21,831 --> 00:13:22,749
‫آره. خوب گفتی من صاحبشم.

266
00:13:22,749 --> 00:13:23,948
‫وکیلم همین الان داره میاد اینجا.

267
00:13:23,950 --> 00:13:25,817
‫واقعا که مسخره‌س.

268
00:13:25,819 --> 00:13:28,230
‫سواستفاده‌ی محض از قدرت پلیس ـه.

269
00:13:28,255 --> 00:13:29,384
‫باشه، خانم آروم باشین.

270
00:13:29,386 --> 00:13:31,300
‫چیه؟ منو خانم صدا نزن.
‫اونقدرام پیر نیستم.

271
00:13:31,302 --> 00:13:32,752
‫کاملا مطمئنم که یه دکتر خلافکار...

272
00:13:32,754 --> 00:13:34,806
‫تو آشپزخونه‌م اتاق عمل باز نکرده.

273
00:13:34,808 --> 00:13:36,054
‫خب، اطلاعاتمون یه چیز دیگه میگن.

274
00:13:36,054 --> 00:13:37,822
‫به خاطر مشکل لوله‌کشی تعطیل شده بودیم.

275
00:13:37,847 --> 00:13:39,224
‫فردا افتتاحیه‌ی بزرگه.

276
00:13:39,224 --> 00:13:41,291
‫منم باید ۱۲۰۰ کیک فنجونی
‫آماده کنم، بپزم و تزیین کنم...

277
00:13:41,293 --> 00:13:43,023
‫و شماها طوری رفتار میکنین
‫که انگار اینجا سردخونه‌س.

278
00:13:43,023 --> 00:13:45,057
‫کارمون تموم شد.
‫دوبار همه چی رو بررسی کردیم.

279
00:13:45,059 --> 00:13:46,692
‫هیچ اثری از مدرک نیست.

280
00:13:46,694 --> 00:13:47,860
‫امکان نداره.

281
00:13:47,862 --> 00:13:49,261
‫جدی؟ الان گفتش که نیست، خوش‌تیپ.

282
00:13:49,263 --> 00:13:50,692
‫حالا میشه بذارین سر کارم برگردم؟

283
00:13:50,694 --> 00:13:53,465
‫نه. میخوام تو و تیمت
‫اینجا رو زیرورو کنین...

284
00:13:53,467 --> 00:13:55,567
‫،تمام راه‌آبها
‫لوله‌ها و فیلترهای هوا رو بگردین.

285
00:13:55,569 --> 00:13:56,861
‫سانت به سانتش رو بگردین.

286
00:13:56,863 --> 00:14:00,773
‫متاسفانه خانم باید
‫فعلا بیخیال کیک فنجونی بشین.

287
00:14:05,913 --> 00:14:08,211
‫مرحله‌ی آخر...

288
00:14:08,516 --> 00:14:10,649
‫درست همونطوری که انتظار داشتیم پیش رفت.

289
00:14:11,647 --> 00:14:13,585
‫دوست داری ببینی؟

290
00:14:27,868 --> 00:14:29,635
‫زیباست.

291
00:14:33,011 --> 00:14:35,408
‫- نونوایی. یه سرنخ داریم.
‫- از "کوهلر"؟

292
00:14:35,410 --> 00:14:38,912
‫نه، از یکی از
‫"بیمارای سابقش. "باسیل ولاداکیس.

293
00:14:38,914 --> 00:14:40,680
‫باسیل ولاداکیس"، خدای مهربون".

294
00:14:40,682 --> 00:14:42,515
‫سالهاست که اسمشو نشنیدم.

295
00:14:42,517 --> 00:14:45,351
‫تیم صحنه‌ی جرم
‫ردی از خون رو در لوله‌ی فاضلاب پیدا کرده.

296
00:14:45,353 --> 00:14:47,371
‫دی.ان.ای رو جستجو کردیم
‫و به "ولاداکیس" رسیدیم.

297
00:14:47,373 --> 00:14:49,289
‫که میتونه ما رو به دکتر "کوهلر" برسونه.

298
00:14:49,291 --> 00:14:50,990
‫البته اگه میدونستیم الان چه شکلیه.

299
00:14:50,992 --> 00:14:52,892
‫به ظاهر برای خودش یه چهره جدید جور کرده.

300
00:14:52,894 --> 00:14:55,561
‫عوض کردن چهره‌ی یه مرد یه چیزه.

301
00:14:55,563 --> 00:14:57,864
‫اما عوض کردن تمایلاتش یه چیز دیگه‌س.

302
00:14:57,866 --> 00:14:59,165
‫تمایلاتش؟

303
00:14:59,167 --> 00:15:02,468
‫باسیل ولاداکیس" یه قاچاقچی"
‫اسلحه‌ی شرور و سرکش بود...

304
00:15:02,470 --> 00:15:05,371
‫عشقش به پول تنها قابل مقایسه با...

305
00:15:05,373 --> 00:15:07,954
‫عشقش به  باختنش تو مسیر مسابقه‌س.

306
00:15:07,979 --> 00:15:09,259
‫پس این آدمو میشناسی.

307
00:15:09,260 --> 00:15:11,660
‫میدونم که مدام به
‫ماردل" سر میزنه".

308
00:15:11,662 --> 00:15:13,562
‫شاید "دمبه" و من بهتره یه سر به مسابقه بزنیم...

309
00:15:13,564 --> 00:15:16,098
‫تا ببینیم میتونیم
‫این یونانی دیوونه رو یکم بترسونیم یا نه.

310
00:15:16,100 --> 00:15:19,134
‫بدون شک من تنها کسی نیستم
‫که قبل از غیب شدنش ازش طلب داشتم...

311
00:15:19,136 --> 00:15:20,769
‫اما میخوام پولمو پس بگیرم.

312
00:15:20,771 --> 00:15:23,887
‫و اگر چیزی در مورد
‫جا و مکان دکتر "کوهلر" بودنه...

313
00:15:23,912 --> 00:15:25,812
‫خب همونطور که میگن یه سنگ و
‫دو گنجشک میشه.

314
00:15:25,814 --> 00:15:27,180
‫دمبه"، خیلی خوش میگذره".

315
00:15:27,182 --> 00:15:30,226
‫از وقتی "اسمارتی جونز" کلی...

316
00:15:30,251 --> 00:15:32,128
‫رو دستمون خرج گذاشت تو مرکز مسابقه نرفتیم.

317
00:15:32,128 --> 00:15:35,663
‫شاید الهه‌ی شانس
‫بعد از این همه مدت روی خوش بهمون نشون بده.

318
00:15:38,601 --> 00:15:41,402
‫هی، بقیه‌ش مال خودت!

319
00:15:41,404 --> 00:15:45,500
‫همین الان تو "سالسا ماریمبا" برنده شدم.

320
00:15:49,412 --> 00:15:52,580
‫واقعا شرط بستن به این شکل عاقلانه‌س؟

321
00:15:52,582 --> 00:15:54,114
‫اینطور که متوجه شدم...

322
00:15:54,116 --> 00:15:57,577
‫گرون هستن و
‫سود کمتری عاید آدم میشه.

323
00:15:57,579 --> 00:15:58,746
‫حقیقت داره؟

324
00:15:58,748 --> 00:16:01,222
‫من نمیدوستم، تازه‌کارم.

325
00:16:01,449 --> 00:16:03,282
‫امروز حتما روز خوش‌شانسیـمه.

326
00:16:03,284 --> 00:16:05,344
‫خنده‌داره.

327
00:16:05,346 --> 00:16:07,953
‫به نظر یه آدم حرفه‌ای با یه چهره‌ی جدید میای.

328
00:16:07,955 --> 00:16:10,756
‫از اونایی که دوست دارن
‫پول مردم رو بگیرن.

329
00:16:10,758 --> 00:16:13,959
‫زمانی یه دلال اسلحه‌ی
‫یونانی رو میشناختم که پولمو گرفت.

330
00:16:13,961 --> 00:16:15,694
‫هیچ میدونی چند بار...

331
00:16:15,696 --> 00:16:18,363
‫در این میخونه‌ی ورزشی بیخود دنبالت گشتم؟

332
00:16:18,365 --> 00:16:20,833
‫هوشمندانه‌س که رفتی قیافه‌ـتو عوض کردی.

333
00:16:20,835 --> 00:16:22,367
‫خوش‌تیپ شدی. دماغ بامزه‌ای داری.

334
00:16:22,369 --> 00:16:24,737
‫"باشه، ببین آقای "ردینگتون.

335
00:16:25,098 --> 00:16:28,132
‫شرمنده‌م. پولتو بهت میدم.

336
00:16:28,134 --> 00:16:30,768
‫اما نباید اینجا دیده بشم. نه با تو.

337
00:16:30,770 --> 00:16:33,137
‫- اگر کسی ما رو ببینه...
‫- پوشش‌ـت لو میره؟

338
00:16:33,139 --> 00:16:35,233
‫چیزی نمونده که این اتفاق بیافته.

339
00:16:35,233 --> 00:16:36,399
‫میتونی تصورشو بکنی؟

340
00:16:36,401 --> 00:16:38,401
‫بعد از اون همه کندن و تا زدن...

341
00:16:38,403 --> 00:16:40,069
‫و مکیدن و چیدن.

342
00:16:40,071 --> 00:16:43,839
‫اون همه کاری که برای عوض کردن
‫صورت یه مرد لازم بوده...

343
00:16:43,841 --> 00:16:46,636
‫بوجود اوردن یه هویت جدید، یه زندگی جدید...

344
00:16:46,661 --> 00:16:50,496
‫بعدش  یه رفیق قدیمی
‫در همون مرکز شرط‌بندی دستتو رو کنه؟

345
00:16:50,498 --> 00:16:53,376
‫چه پول و وقت عظیمی حیف و تباه شده.

346
00:16:53,376 --> 00:16:55,311
‫- به خدا پولتو بهت میدم!
‫- معلومه که میدی.

347
00:16:55,313 --> 00:16:58,480
‫اما میخوام یه چیزی بهش
‫اضافه کنم تا مزه‌ش شیرینتر بشه...

348
00:16:58,482 --> 00:17:00,416
‫جبران سود از رفته‌ش بشه.

349
00:17:00,418 --> 00:17:02,140
‫چی؟ چی میخوای؟

350
00:17:02,142 --> 00:17:03,719
‫ازت میخوام منو در ارتباط...

351
00:17:03,721 --> 00:17:05,721
‫با  دوستی قرار بدی
‫که صورتتو درست کرده.

352
00:17:05,723 --> 00:17:09,159
‫حرف نمی‌زنیم. روند کار اینطوری نیست.

353
00:17:09,184 --> 00:17:10,643
‫اما میدونی چطوری باهاش تماس بگیری.

354
00:17:10,643 --> 00:17:14,078
‫فقط یه شماره دارم. اونم از یه پرستار.

355
00:17:14,080 --> 00:17:18,349
‫شماره‌ی که فقط در
‫شرایط اورژانسی باید ازش استفاده بشه.

356
00:17:18,351 --> 00:17:20,545
‫پس شروع کن به شماره گرفتن، چون اگه این کار رو نکنی...

357
00:17:20,570 --> 00:17:22,269
‫لخت و بی‌پول میشی...

358
00:17:22,271 --> 00:17:25,206
‫"اونم توی میخونه‌ی ورزشی بیخود تو "ماردل.

359
00:17:30,703 --> 00:17:32,437
‫هی، جعبه‌ـتو گشتم...

360
00:17:32,439 --> 00:17:34,106
‫و فکر کنم یه چیزی پیدا کرده باشم.

361
00:17:34,108 --> 00:17:35,407
‫فکر کنم "ردینگتون" میدونه.

362
00:17:35,409 --> 00:17:37,603
‫- چی؟ چطوری؟
‫- نمیدونم.

363
00:17:37,605 --> 00:17:39,878
‫و مطمئنم نیستم که بدونه.
‫اما یه پرونده‌ای بهمون داده...

364
00:17:39,880 --> 00:17:42,648
‫بهمون گفته بیافتیم دنبال یه جراح پلاستیک...

365
00:17:42,650 --> 00:17:45,443
‫که کارش عوض کردن
‫چهره‌ی خلافکاراست.

366
00:17:45,468 --> 00:17:47,835
‫فکر میکنی "ردینگتون" میخواد دکتری
‫رو پیدا کنی...

367
00:17:47,837 --> 00:17:48,936
‫که هویتشو عوض کرده؟

368
00:17:48,938 --> 00:17:50,304
‫چرا باید همچین چیزی بخواد؟

369
00:17:50,306 --> 00:17:51,598
‫هیچ نمیدونم.

370
00:17:51,623 --> 00:17:53,590
‫اما امکان نداره تصادفی باشه، درسته؟

371
00:17:53,592 --> 00:17:55,492
‫و اگر این دکتر "ردینگتون" باشه...

372
00:17:55,494 --> 00:17:57,360
‫شاید جوابایی که دنبالشیم رو داشته باشه.

373
00:17:57,362 --> 00:17:59,629
‫پس باید قبل از اینکه
‫ردینگتون" پیداش کنه، پیداش کنیم".

374
00:18:00,999 --> 00:18:03,433
‫خب، این چیزی ـه که من پیدا کردم.

375
00:18:03,435 --> 00:18:07,091
‫آره، شب آتشسوزی
‫به یه مسافرخونه در "دوور" برده شدم.

376
00:18:07,116 --> 00:18:08,505
‫اما رفتم اونجا و به بن‌بست رسیدم.

377
00:18:08,507 --> 00:18:12,142
‫شاید مسافرخونه یا "دوور" بن‌بست باشه.
‫اما "دلاور" نیست.

378
00:18:12,144 --> 00:18:14,110
‫پدرومادرم قبلا هر تابستون منو میبردن اونجا.

379
00:18:14,112 --> 00:18:16,546
‫به خونه‌ی اجاره‌ای می‌رفتیم
‫که یک ساعت تا "دوور" فاصله داشت...

380
00:18:16,548 --> 00:18:18,458
‫- و توی ساحل "روهوبوت" بود.
‫- خب؟

381
00:18:18,460 --> 00:18:20,901
‫خب شاید پدرمون، "ریموند ردینگتون" واقعی...

382
00:18:20,926 --> 00:18:22,125
‫تو رو اونجا برده باشه.

383
00:18:22,127 --> 00:18:23,216
‫درست وسط زمستون بوده.

384
00:18:23,216 --> 00:18:25,083
‫ساحل "روهوبوت" یه تفریگاه تابستونی ـه.

385
00:18:25,085 --> 00:18:26,818
‫بهترین مکان برای پنهان شدن بوده.

386
00:18:26,820 --> 00:18:28,353
‫بررسیش میکنم.

387
00:18:28,355 --> 00:18:30,889
‫تا ببینم که اون شب
‫تو ساحل "روهوبوت" آتشسوزی شده یا نه.

388
00:18:30,891 --> 00:18:32,183
‫من کردم.

389
00:18:37,892 --> 00:18:39,892
‫آتشسوزی ساحل "روهوبوت" خانه را ویران کرد

390
00:18:42,140 --> 00:18:43,835
‫میدونی چه معنایی داره؟

391
00:18:43,837 --> 00:18:46,371
‫معلومه میدونم.
‫میزنیم به جاده.

392
00:18:48,208 --> 00:18:50,241
‫داره به سرعت جلو میره...

393
00:18:50,243 --> 00:18:52,243
‫اما "مون روم" یهو از راه میرسه!

394
00:18:52,245 --> 00:18:54,112
‫شونه به شونه با "آئورا فیلد" جلو میره.

395
00:18:54,114 --> 00:18:57,267
‫رقابت بین "مون روم" و "آئورا فیلد" شده.

396
00:18:57,292 --> 00:18:59,192
‫"مون روم" و "آئورا فیلد"!

397
00:18:59,194 --> 00:19:01,794
‫و در آخر "مون روم" برنده میشه.

398
00:19:05,133 --> 00:19:06,109
‫هی!

399
00:19:07,062 --> 00:19:09,335
‫پیامتونو گرفتم. همه چیز مرتبه؟

400
00:19:09,337 --> 00:19:10,269
‫آقای "هانت"؟

401
00:19:10,271 --> 00:19:12,772
‫خدای من. حق داشتی!

402
00:19:12,774 --> 00:19:15,141
‫"کی فکرشو میکرد "دیلی دابل...

403
00:19:15,143 --> 00:19:16,576
‫- اینقدر شرط هوشمندانه‌ای باشه؟
‫- آره!

404
00:19:16,578 --> 00:19:18,771
‫من میدونستم هوشمندانه‌س.

405
00:19:19,280 --> 00:19:20,847
‫خدای من.

406
00:19:20,849 --> 00:19:22,048
‫بازم نوشیدنی شلاق نارنجی میخوای؟

407
00:19:22,050 --> 00:19:23,249
‫آره، معلومه.

408
00:19:23,251 --> 00:19:25,852
‫شلاق نارنجی؟ شلاق نارنجی؟

409
00:19:25,854 --> 00:19:27,889
‫سه تا شلاق نارنجی.

410
00:19:28,523 --> 00:19:30,642
‫ببخشید.
‫خواهش می‌کنم، بشینید.

411
00:19:31,960 --> 00:19:34,262
‫آقای هانت. موضوع چیه؟

412
00:19:34,287 --> 00:19:37,888
‫من از آقای هانت خواستم
‫،که خبرتون کنه، نه واسه خودش

413
00:19:37,890 --> 00:19:40,458
‫بلکه به‌خاطر این‌که من
‫یکی از بیماران سابق

414
00:19:40,460 --> 00:19:42,793
‫،دکتر کوهلر هستم
‫و باید با این دکتر خوب‌مون

415
00:19:42,795 --> 00:19:44,629
‫صحبت کنم.
‫اسم من...

416
00:19:44,631 --> 00:19:46,197
‫می‌دونم کی هستی.

417
00:19:46,199 --> 00:19:47,798
‫پس حتماً هم می‌دونید

418
00:19:47,800 --> 00:19:50,434
‫وقتی می‌گم مورد خیلی ضروری‌ایه
‫جدی می‌گم.

419
00:19:50,436 --> 00:19:53,207
‫دکتر کوهلر رفتن سفر.
‫برای تعطیلات رفتن فرانسه.

420
00:19:53,209 --> 00:19:54,220
‫تا کِی؟

421
00:19:54,222 --> 00:19:55,973
‫نگفتن. سفرشون یهویی شد.

422
00:19:56,086 --> 00:19:57,619
‫،از شهر "اوینیون" پیام فرستاد

423
00:19:57,644 --> 00:19:59,477
‫گفت داره خیلی بهش خوش می‌گذره.

424
00:19:59,479 --> 00:20:01,589
‫شاید بتونم یه پیامی بهشون بدم؟

425
00:20:02,649 --> 00:20:04,215
‫می‌شه یه سؤالی ازتون بکنم؟

426
00:20:04,217 --> 00:20:07,652
‫اون همه زحمتی که روی
‫ولاداکیس طفلی کشیده‌شد...

427
00:20:07,654 --> 00:20:09,254
‫منظورم، آقای هانته...

428
00:20:09,256 --> 00:20:11,456
‫ولی بازم، لالۀ گوشش رو نگاه آخه.

429
00:20:11,458 --> 00:20:13,825
‫انگار نوه‌هاش روشون

430
00:20:13,827 --> 00:20:15,460
‫تاب‌بازی می‌کردن.

431
00:20:15,462 --> 00:20:18,396
‫یعنی واقعاً کاری از دست
‫آدم بر نمیاد که... نمی‌دونم والا...

432
00:20:18,398 --> 00:20:20,999
‫یه‌خرده کوچیک‌تر بشن؟

433
00:20:21,001 --> 00:20:23,334
‫گفتید دکتر بهتون پیام داده.

434
00:20:23,336 --> 00:20:24,736
‫بله.

435
00:20:24,738 --> 00:20:27,205
‫شاید بشه موبایل‌تون
‫رو بهم قرض بدید.

436
00:20:27,207 --> 00:20:30,475
‫آرام، منم.
‫،الان یه موبایل می‌فرستم برات

437
00:20:30,477 --> 00:20:34,000
‫موبایلی که می‌خوام در
‫اسرع وقت بررسیش کنی.

438
00:20:34,648 --> 00:20:37,449
‫بله، به دکتر کوهلر مربوط می‌شه.

439
00:20:39,553 --> 00:20:42,887
‫داستانِ این دکتر کوهلر واقعاً چیه؟

440
00:20:42,889 --> 00:20:46,491
‫امکان نداره همین‌طوری یهو
‫بذاره بره فرانسه واسه تعطیلات.

441
00:20:46,493 --> 00:20:47,759
‫اون حالش از فرانسوی‌جماعت بهم می‌خوره.

442
00:20:48,194 --> 00:20:49,493
‫در دردسر افتاده، ریموند.

443
00:20:49,495 --> 00:20:52,763
‫آره. دردسر. الحق که درست گفتی.

444
00:21:00,081 --> 00:21:01,414
‫،دکتر کوهلر

445
00:21:01,416 --> 00:21:07,253
‫خیال‌تون راحت باشه که
‫این کارمون دیگه تقریباً تمومه.

446
00:21:27,967 --> 00:21:32,403
‫اقیانوس، هوا.
‫همه همون بوی قبلی رو می‌دن.

447
00:21:32,405 --> 00:21:35,239
‫- خونه‌ای که اجاره کردیم دقیقاً...
‫- اونجا بوده.

448
00:21:36,275 --> 00:21:38,776
‫بیست قدم تا شن و ماسه‌ها.

449
00:21:39,879 --> 00:21:41,456
‫یادته.

450
00:21:57,663 --> 00:21:59,807
‫اینجا اون اتفاق افتاد.

451
00:22:01,834 --> 00:22:03,167
‫آتش‌سوزی.

452
00:22:14,213 --> 00:22:16,449
‫پدرمونُ همین‌جا کشتم.

453
00:22:29,362 --> 00:22:32,098
‫پس واسه همین وقتی مُرد
‫انقدر از مرگش مطمئن بودی.

454
00:22:32,365 --> 00:22:34,298
‫چون خودت بهش شلیک کردی.

455
00:22:35,935 --> 00:22:39,974
‫داشتن دعوا می‌کردن. مامان بابام.

456
00:22:39,976 --> 00:22:42,840
‫داد و هوار سر همدیگه.
‫و سر آدمای دیگه‌هم فکر کنم.

457
00:22:42,842 --> 00:22:45,159
‫داشت مامانمُ اذیت می‌کرد.

458
00:22:46,178 --> 00:22:49,046
‫چشمم به تفنگ افتاد و...

459
00:22:49,048 --> 00:22:51,718
‫فقط می‌خواستم تمومش کنم.

460
00:22:56,368 --> 00:22:57,768
‫واقعاً متأسفم.

461
00:22:58,533 --> 00:22:59,489
‫چهار سالت بود دیگه.

462
00:22:59,818 --> 00:23:01,385
‫چیزی نیست که بخوای
‫براش متأسف باشی.

463
00:23:01,410 --> 00:23:03,777
‫،می‌دونم از اینجا خاطرات خوشی داری

464
00:23:03,779 --> 00:23:05,773
‫ولی خوشحالم که دیگه رفته.

465
00:23:06,822 --> 00:23:08,974
‫،وایسا ببینم. اگه تو زدی پدرمونُ کشتی

466
00:23:08,976 --> 00:23:11,485
‫چطوری نمی‌دونستی ردینگتون شیاده؟

467
00:23:12,621 --> 00:23:14,621
‫خاطراتِ اون شبم.

468
00:23:17,165 --> 00:23:19,092
‫ردینگتون داده بود پاکش کنن.

469
00:23:20,085 --> 00:23:21,661
‫اون... خاطراتت رو پاک کرد.

470
00:23:21,663 --> 00:23:25,051
‫بهم گفت نمی‌خواست با سنگینیِ

471
00:23:25,076 --> 00:23:27,795
‫این حقیقت زندگی کنم
‫که من زدم پدرمُ کشتم.

472
00:23:28,251 --> 00:23:29,397
‫آخه کی همچین کاری می‌کنه؟

473
00:23:29,422 --> 00:23:31,755
‫- گفت این‌کارو برای محافظت ازم کرد...
‫- اصلاً کی می‌تونه همچین کاری بکنه؟

474
00:23:31,954 --> 00:23:33,821
‫در حالی که کاری که در واقع
‫داشت می‌کرد محافظت از خودش بود

475
00:23:33,823 --> 00:23:36,304
‫تا من هیچ‌وقت هویتِ واقعیش
‫رو زیر سؤال نبرم.

476
00:23:39,800 --> 00:23:44,336
‫خب پس، یکی از شماها زنگ زده
‫مدعی شده که بچۀ رد ردینگتون‌‍ه؟!

477
00:23:44,338 --> 00:23:46,789
‫سلام. بله. شما مارتین دانلی هستید؟

478
00:23:48,066 --> 00:23:50,933
‫سلام. من جنیفرم.
‫اینم خواهرم، الیزابت‌‍ه.

479
00:23:50,935 --> 00:23:52,702
‫مأمور ویژه الیزابت کین.

480
00:23:52,704 --> 00:23:54,964
‫بهمون گفتن شبی که اون خونه دود شد رفت هوا

481
00:23:54,964 --> 00:23:56,597
‫شما کلانترِ اینجا بودید.

482
00:23:56,599 --> 00:23:58,943
‫- اوهوم. آره.
‫- می‌خواستیم ببینیم

483
00:23:58,968 --> 00:24:00,468
‫گزارشی از اسامی افرادی که
‫اون شب اونجا بودن ثبت کردید یا نه.

484
00:24:00,468 --> 00:24:01,534
‫چرا؟

485
00:24:01,831 --> 00:24:03,503
‫شما پدرمونُ می‌شناختید؟

486
00:24:03,505 --> 00:24:06,205
‫فکر می‌کردم که می‌شناسم.
‫تو ذهن من اون آدم خوبی بود.

487
00:24:06,207 --> 00:24:09,142
‫شب آتش‌سوزی آخرین باری بود
‫که جفت‌مون اون رو می‌دیدیم.

488
00:24:09,144 --> 00:24:11,944
‫یعنی انتظار دارید باور کنم
‫نمی‌دونید پدر خودتون کجاست؟

489
00:24:11,946 --> 00:24:13,646
‫بیشتر از ۳۰ سال می‌شه که ندیدیمش.

490
00:24:13,648 --> 00:24:16,482
‫بچه که بودیم فراری شد.
‫خیلی کم می‌شناختیمش.

491
00:24:16,484 --> 00:24:18,184
‫ولی اینُ می‌دونیم که...

492
00:24:18,186 --> 00:24:21,100
‫،قبل از شب آتش‌سوزی
‫واقعاً هم آدم خوبی بود.

493
00:24:21,556 --> 00:24:23,589
‫و بعدش، عوض شد.

494
00:24:23,591 --> 00:24:26,426
‫ما هم فکر می‌کنیم آدمایی که
‫اون شب اونجا بودن دلیلش رو بدونن.

495
00:24:26,428 --> 00:24:28,027
‫کمک‌مون می‌کنید که پیداشون کنیم؟

496
00:24:28,029 --> 00:24:30,296
‫اگه می‌تونستم می‌کردم.
‫ولی هرکی اون‌شب اونجا بود

497
00:24:30,298 --> 00:24:32,732
‫موقعی که ما رسیدیم
‫خیلی وقت بود که رفته بودن.

498
00:24:32,734 --> 00:24:34,934
‫تمام بیمارستان‌های محلی
‫همیشه در طول سال بازن؟

499
00:24:34,936 --> 00:24:36,402
‫با کاهش خدمه، ولی، آره.

500
00:24:36,404 --> 00:24:38,371
‫،پس اگه کسی اون شب سوخته باشه

501
00:24:38,373 --> 00:24:40,273
‫ممکنه یه گزارشی از بیماران باشه.

502
00:24:40,275 --> 00:24:42,075
‫یه لیستی از همۀ بیمارستان‌های

503
00:24:42,077 --> 00:24:44,344
‫- شعاع ۲۰ مایلیِ اینجا می‌خوایم.
‫- حتماً.

504
00:24:44,346 --> 00:24:45,916
‫کین هستم.

505
00:24:45,918 --> 00:24:48,214
‫باشه. حالا نمی‌گم که شگفت‌انگیزم.

506
00:24:48,216 --> 00:24:51,412
‫ولی بعضی‌وقتا مطمئناً بهتر از حد میانگین‌ام.

507
00:24:51,437 --> 00:24:54,123
‫- دکتر کوهلر رو پیدا کردی؟
‫- دکتر خوب‌مون به کارمندش پیام داده

508
00:24:54,148 --> 00:24:56,214
‫گفته رفته فرانسه.

509
00:24:56,216 --> 00:24:58,049
‫- به اینترپل خبر دادی؟
‫- آخه چرا همچین کاری بکنم؟

510
00:24:58,051 --> 00:25:00,363
‫- خودت گفتی طرف فرانسه‌ست.
‫- من گفتم یارو گفته رفته فرانسه.

511
00:25:00,363 --> 00:25:02,197
‫ولی وقتی تاریخچه‌ش رو
‫از سرویس مخابراتیش در آوردم..

512
00:25:02,199 --> 00:25:04,666
‫و اون بخش بهتر از حد میانگین
‫هم دقیقاً همین‌جاشه...

513
00:25:04,668 --> 00:25:07,269
‫فهمیدم که اس‌ام‌اسش
‫رو از فرانسه نفرستاده.

514
00:25:07,271 --> 00:25:09,304
‫از همین واشنگتن فرستاده شده.

515
00:25:09,306 --> 00:25:11,290
‫- آدرس داری؟
‫- همین‌الان دارم برات می‌فرستم.

516
00:25:11,290 --> 00:25:12,792
‫آقای کوپر هم داره
‫روی گرفتنِ حکم کار می‌کنه.

517
00:25:12,792 --> 00:25:15,228
‫- از کجا فهمیدی پیام داده؟
‫- من نفهمیدم. کار ردینگتون بود.

518
00:25:15,253 --> 00:25:16,837
‫موبایل کارمنده رو اون برام فرستاد.

519
00:25:16,837 --> 00:25:18,871
‫،که، به گمونم اگه بخوایم دقیق بگیم

520
00:25:18,873 --> 00:25:20,005
‫،الان اونی که شگفت‌انگیزه
‫آقای ردینگتون‌‍ه.

521
00:25:20,007 --> 00:25:21,509
‫آدرس رو براش فرستادی؟

522
00:25:21,976 --> 00:25:23,275
‫آرام، تو رو خدا بگو

523
00:25:23,277 --> 00:25:25,577
‫که به ردینگتون نگفتی
‫دکتر کوهلر رو از کجا پیدا کنه.

524
00:25:29,578 --> 00:25:30,810
‫همونه؟ آجری‌‍ه؟

525
00:25:30,810 --> 00:25:33,210
‫آره. اف‌بی‌آی چی؟

526
00:25:33,212 --> 00:25:35,495
‫اف‌بی‌آی وظیفۀ خودش رو
‫برای پیدا کردنش انجام داد.

527
00:25:35,497 --> 00:25:37,064
‫بیا بریم ببینیم

528
00:25:37,066 --> 00:25:40,083
‫این دکتر کوهلر در چه حد تو خطر افتاده.

529
00:25:43,489 --> 00:25:46,023
‫اینم آخریش. حاضری؟

530
00:25:48,294 --> 00:25:51,397
‫خواهش می‌کنم. بذار بریم.

531
00:25:51,764 --> 00:25:53,297
‫بذار اونا برن.

532
00:25:53,299 --> 00:25:56,129
‫هر کاری خواسته بودی
‫رو که کردیم!

533
00:25:57,303 --> 00:25:59,647
‫شرایطی که مجبورتون کردم

534
00:25:59,672 --> 00:26:04,641
‫تو این چند ماه گذشته

535
00:26:05,280 --> 00:26:07,538
‫تحتش زندگی و کار کنید

536
00:26:07,980 --> 00:26:09,807
‫برای همه‌تون

537
00:26:09,807 --> 00:26:13,875
‫خیلی سخت و اسف‌بار بوده.

538
00:26:13,877 --> 00:26:17,790
‫ولی دیگه تموم شد. پس خوشحال باشید.

539
00:26:17,815 --> 00:26:19,081
‫بازشون کنید.

540
00:26:30,795 --> 00:26:32,161
‫خوشحالم که می‌بینمت، ثمر.

541
00:26:32,163 --> 00:26:33,796
‫منم خوشحالم که برگشتم.

542
00:26:33,798 --> 00:26:36,132
‫خب، درمورد این ساختمون‌‍ه
‫چی می‌تونی بهمون بگی، کی توشه؟

543
00:26:46,110 --> 00:26:48,911
‫پس... می‌تونیم بریم؟

544
00:26:48,913 --> 00:26:51,981
‫معلومه. کارتون تموم شده.

545
00:26:51,983 --> 00:26:53,416
‫ممنونم.

546
00:26:53,893 --> 00:26:55,586
‫دکتر کوهلر.

547
00:26:56,715 --> 00:26:58,462
‫قبل این‌که بری...

548
00:26:58,464 --> 00:27:00,424
‫یه مسئلۀ دیگه هست.

549
00:27:00,900 --> 00:27:02,099
‫چیه؟

550
00:27:06,939 --> 00:27:09,306
‫- من از ورودی شمالی می‌رم.
‫- منم از این طرف.

551
00:27:17,283 --> 00:27:18,849
‫واقعاً متأسفم.

552
00:27:18,851 --> 00:27:23,153
‫ولی خب، هدف از عوض‌کردن چهره‌ام

553
00:27:23,155 --> 00:27:26,367
‫اینه که کسی دیگه منُ نشناسه.

554
00:27:26,725 --> 00:27:29,412
‫و این شامل تو هم می‌شه.

555
00:28:07,900 --> 00:28:10,028
‫- خوبی؟
‫- آره.

556
00:28:10,030 --> 00:28:11,802
‫ممنونم.

557
00:28:12,888 --> 00:28:14,056
‫تبریک می‌گم.

558
00:28:14,056 --> 00:28:16,323
‫- واسه چی؟
‫- تو و آرام.

559
00:28:16,325 --> 00:28:18,191
‫خیلی براتون خوشحال شدم.

560
00:28:18,193 --> 00:28:19,462
‫مرسی.

561
00:28:34,618 --> 00:28:36,164
‫کجاست؟

562
00:28:37,946 --> 00:28:40,180
‫پیکاسو.

563
00:28:59,852 --> 00:29:02,286
‫ریموند، باید تا پلیس‌ها نیومدن بریم.

564
00:29:02,288 --> 00:29:04,288
‫فکر می‌کردم دیگه
‫از این کارا نمی‌کنی.

565
00:29:04,826 --> 00:29:05,844
‫چی؟

566
00:29:05,846 --> 00:29:07,891
‫هدف فرعی.

567
00:29:08,260 --> 00:29:10,861
‫بدون این‌که دلیلش رو بگی
‫بهمون پرونده بدی.

568
00:29:10,863 --> 00:29:13,130
‫و ازمون برای گرفتنِ افرادی
‫که خودت نمی‌تونی استفاده کنی.

569
00:29:13,132 --> 00:29:15,766
‫این آدم اطلاعاتی داشت
‫که برات مهم بود.

570
00:29:15,768 --> 00:29:17,968
‫بعد من فکر می‌کردم
‫فقط می‌خواستی ما

571
00:29:17,970 --> 00:29:20,003
‫اون تنبل سه‌انگشتی کوتوله رو دستگیر کنیم.

572
00:29:20,522 --> 00:29:22,958
‫رابطۀ کاری ما دوطرفه‌ست.

573
00:29:22,958 --> 00:29:24,524
‫من به شما کمک می‌کنم
‫و شما هم به من.

574
00:29:24,526 --> 00:29:26,693
‫و رابطۀ شخصی‌مون چی؟

575
00:29:26,695 --> 00:29:28,828
‫من هدف فرعی‌ای ندارم.

576
00:29:28,830 --> 00:29:32,265
‫راز دارم. مثل اون اسکلت.

577
00:29:32,267 --> 00:29:34,878
‫فکر می‌کردم باهاش کنار بیای.

578
00:29:35,763 --> 00:29:36,862
‫اومدم.

579
00:29:37,272 --> 00:29:40,265
‫که به همین خاطرم هست از این‌که
‫اینجا پیدات کردم ناراحت نشدم.

580
00:29:40,810 --> 00:29:42,395
‫ولی بازم سخته.

581
00:29:43,521 --> 00:29:46,732
‫تو پدرمی. می‌خوام
‫یه رابطۀ صادقانه داشته باشیم.

582
00:29:46,732 --> 00:29:48,932
‫این دوتا هیچ ربطی به هم ندارن.

583
00:29:48,934 --> 00:29:51,735
‫،صادق‌بودن یعنی آدم دروغ نگه

584
00:29:51,737 --> 00:29:54,238
‫فریب نده یا تقلب نکنه.

585
00:29:54,240 --> 00:29:57,107
‫،تو مواقعی که پای تو در میونه
‫من این‌کارا رو نمی‌کنم.

586
00:29:57,109 --> 00:29:59,643
‫چطوری می‌تونی وقتی داری مسائلی رو
‫ازم پنهون می‌کنی همچین حرفی رو بزنی؟

587
00:30:00,146 --> 00:30:02,179
‫دمبه هم مسائلی رو
‫به من نمی‌گه.

588
00:30:02,181 --> 00:30:03,413
‫اون فرق داره.

589
00:30:04,442 --> 00:30:07,586
‫پس آدم می‌تونه مسائل
‫به خصوصی رو به زبون نیاره

590
00:30:07,586 --> 00:30:09,620
‫و در عین حال رابطۀ
‫صادقانه‌ای هم داشته باشه؟

591
00:30:11,690 --> 00:30:14,791
‫دیدم که دکتر کوهلر قبل از مرگش
‫یه‌چیزی تو گوشت زمزمه کرد.

592
00:30:14,793 --> 00:30:16,512
‫چی گفت بهت؟

593
00:30:16,862 --> 00:30:20,063
‫من اصلاً نمی‌خوام
‫تو رو از خودم برونم.

594
00:30:20,065 --> 00:30:23,500
‫پس اگه برای جلوگیری از این کار
‫به یه‌خرده حقیقت و صلح

595
00:30:23,502 --> 00:30:26,303
‫نیاز داریم، خب، آقا سگ خورد.

596
00:30:26,305 --> 00:30:28,138
‫فقط دیگه طمع نکن.

597
00:30:28,140 --> 00:30:30,541
‫جدی می‌گی؟

598
00:30:30,543 --> 00:30:33,377
‫،می‌خوام رازهامُ بدونی
‫،که چرا اومدم اینجا

599
00:30:33,379 --> 00:30:35,579
‫که دکتر خوب‌مون بهم چی گفت؟

600
00:30:35,581 --> 00:30:37,514
‫- آره، می‌خوام بدونم.
‫- پس بهت می‌گم.

601
00:30:37,866 --> 00:30:40,066
‫به محض این‌که تو بهم بگی.

602
00:30:40,427 --> 00:30:41,768
‫چی بگم؟

603
00:30:41,770 --> 00:30:43,877
‫رازهایی که خودت
‫از من پنهون می‌کنی.

604
00:30:43,879 --> 00:30:46,072
‫هیچ‌وقت نگفتم رازی ازت پنهون کردم.

605
00:30:47,042 --> 00:30:49,643
‫طبق تحقیقات صورت گرفته
‫در هر لحظه‌ای

606
00:30:49,645 --> 00:30:53,146
‫شخص میانگین ۱۳ تا راز
‫تو دلش نگه می‌داره.

607
00:30:53,148 --> 00:30:56,155
‫پس بگو دیگه. جدی‌جدی
‫فکر کنم این خیلی حال بده.

608
00:30:56,155 --> 00:30:58,347
‫اگه تو رازهای خودتُ بگی
‫منم رازهامُ بهت می‌گم.

609
00:30:58,372 --> 00:30:59,538
‫این که بازی نیست.

610
00:30:59,540 --> 00:31:00,581
‫می‌تونه باشه.

611
00:31:01,081 --> 00:31:02,147
‫اگه رازهایی که تو داری

612
00:31:02,149 --> 00:31:04,660
‫به عزیزیِ رازهایی
‫باشن که دمبه داره.

613
00:31:10,724 --> 00:31:13,024
‫خب. خیلی جالب شد.

614
00:31:13,026 --> 00:31:15,671
‫،کارت شناسایی جسده جعلی از آب در اومد

615
00:31:15,696 --> 00:31:17,781
‫ولی اثر انگشتش رو فرستادیم برای
‫پلیس اینترپل و یه مورد گیر آوردیم.

616
00:31:17,781 --> 00:31:18,782
‫بگو خب.

617
00:31:19,141 --> 00:31:21,969
‫نه تا وقتی که تو بگی
‫،چرا این پرونده رو دادی بهمون

618
00:31:21,994 --> 00:31:24,872
‫چون که معلومه واسه این نبوده
‫که بتونیم دکتر کوهلر رو دستگیر کنیم

619
00:31:24,872 --> 00:31:26,571
‫و بیمارانش رو لو بدیم.

620
00:31:27,875 --> 00:31:30,554
‫هانس کوهلر یکی از دوستان من بود.

621
00:31:30,556 --> 00:31:33,424
‫شک کردم که ممکنه بر خلاف
‫مِیلش اسیرش کرده باشن.

622
00:31:33,426 --> 00:31:35,626
‫می‌خواستم جونشُ نجات بدم.

623
00:31:35,966 --> 00:31:37,743
‫که متأسفانه موفق نشدم.

624
00:31:38,264 --> 00:31:39,870
‫این مرد برات مهم بود؟

625
00:31:40,299 --> 00:31:43,234
‫یعنی انتظار داری باور کنیم
‫همۀ ماجرا به همین‌جا ختم می‌شه؟

626
00:31:43,236 --> 00:31:44,869
‫همه‌ش؟ نه.

627
00:31:44,871 --> 00:31:47,038
‫ولی به‌قدر کافیش؟
‫صد در صد.

628
00:31:47,040 --> 00:31:49,396
‫نگهبانه. کی بود؟

629
00:31:49,964 --> 00:31:52,152
‫یکی از همکاران معروف باستین مورو.

630
00:31:53,173 --> 00:31:54,271
‫".کرسیکان"

631
00:31:54,273 --> 00:31:57,190
‫تا چهار ماه پیش، هیچکس
‫کرسیکان" رو نمی‌شناخت".

632
00:31:57,503 --> 00:32:01,759
‫بعد تو یه دوربینی توی گدانسک دیده می‌شه
‫و به‌عنوان "مورو" شناسایی می‌شه.

633
00:32:01,784 --> 00:32:04,828
‫که میل ناگهانیش برای دیدنِ دکتر
‫جراح پلاستیک‌مون رو توجیه می‌کنه.

634
00:32:05,901 --> 00:32:08,268
‫یکی از مرگبارترین آدمکش‌های دنیا

635
00:32:08,270 --> 00:32:12,005
‫الان یکی از ناشناس‌ترین آدمای دنیا هم شده.

636
00:32:12,007 --> 00:32:15,208
‫که یعنی می‌تونه تحت مصونیت
‫کامل به کارش ادامه بده.

637
00:32:15,210 --> 00:32:17,408
‫هر نقشه‌ای که تو سرش داره...

638
00:32:19,285 --> 00:32:22,580
‫متأسفانه دکتر کوهلر فقط شروع ماجراست.

639
00:32:23,447 --> 00:32:26,447
‫فرودگاه بین‌المللی ریگان
‫واشنگتن دی‌سی

640
00:32:34,675 --> 00:32:37,676
‫پلیس‌های فدرال جسد گابینُ پیدا کردن.
‫به تو وصلش می‌کنن.

641
00:32:37,678 --> 00:32:39,530
‫به کسی که قبلاً بودم.

642
00:32:39,530 --> 00:32:41,196
‫نه کسی که الان هستم.

643
00:32:41,198 --> 00:32:46,068
‫مأموریت سر جاش هست.
‫این موضوع هیچ تغییری ایجاد نمی‌کنه.

644
00:32:46,070 --> 00:32:49,002
‫طبق همون برنامۀ قبلی می‌ریم سفر.

645
00:32:50,040 --> 00:32:52,374
‫خب، حداقل...

646
00:32:52,376 --> 00:32:54,603
‫من طبق برنامۀ قبلی میرم سفر.

647
00:33:25,259 --> 00:33:27,224
‫خیلی‌خب. کرسیکان آدمکش اجیرکردنی‌‍ه.

648
00:33:27,226 --> 00:33:28,626
‫ولی هر کسی نمی‌تونه استخدامش کنه.

649
00:33:28,628 --> 00:33:30,928
‫ارباب رجوع‌های خیلی خاصی داره.

650
00:33:30,930 --> 00:33:33,976
‫ببرهای تامیل.
‫ارتش آزادی‌بخش کوزوو.

651
00:33:34,001 --> 00:33:35,769
‫اون ناسیونالیستی‌‍ه که از جانب

652
00:33:35,794 --> 00:33:37,629
‫گروهایی که با جهانی‌گرایی
‫می‌جنگن کار می‌کنه.

653
00:33:37,629 --> 00:33:40,763
‫،چندین هدف داشته از جمله
‫،یکی از دفاتر یونسکو توی ژنو

654
00:33:40,765 --> 00:33:42,009
‫،مرکز کنفرانس توی داووس

655
00:33:42,009 --> 00:33:44,361
‫"،و مقر اتحادیۀ اروپا واقع در "هیگ

656
00:33:44,386 --> 00:33:47,354
‫که همین‌جا پارسال لحظاتی
‫قبل از جلسۀ علنی

657
00:33:47,356 --> 00:33:49,223
‫مجمع عمومی بمبی رو خنثی کردن.

658
00:33:49,225 --> 00:33:50,924
‫تا الان، همه اتفاق‌ها
‫اون ور آب افتاده بود.

659
00:33:50,926 --> 00:33:52,292
‫خب، هدف بعدیش ممکنه همین‌جا باشه

660
00:33:52,294 --> 00:33:53,927
‫یا شاید اصلاً از کشور خارح شده باشه.

661
00:33:53,929 --> 00:33:55,128
‫نمی‌شه که فرودگاه‌ها رو قرنطینه کرد.

662
00:33:55,130 --> 00:33:56,763
‫هیچ نمی‌دونیم دنبال کی می‌گردیم.

663
00:33:56,765 --> 00:33:58,398
‫،کرسیکان، هر چه‌قدرم که آدم بدی باشه

664
00:33:58,400 --> 00:34:00,834
‫فقط یکی از اسامی لیست
‫ارباب رجوع‌های دکتر کوهلره.

665
00:34:00,836 --> 00:34:02,569
‫نباید بیشتر روی پیدا کردن
‫اون لیست تمرکز کنیم؟

666
00:34:02,571 --> 00:34:05,072
‫شاید ندونیم این یارو
‫چه شکلی‌‍ه، ولی به لطف ثمر

667
00:34:05,074 --> 00:34:07,708
‫،که زد به چراغ عقب ماشینش شلیک کرد
‫تونستیم ردِ ماشینش رو بزنیم.

668
00:34:07,710 --> 00:34:09,977
‫یه روز نشده برگشتی، و هنوز هیچی
‫نشده داری خجالت زده‌مون می‌کنی.

669
00:34:09,979 --> 00:34:12,613
‫توی پارکینگ بیرونی توی فرودگاه
‫بین‌المللی ریگان پیدا شده.

670
00:34:12,615 --> 00:34:14,781
‫دوتا جنازه سر صحنۀ جرم شناسایی شدن

671
00:34:14,783 --> 00:34:17,384
‫که با آدمایی که دیدی داشتن با ماشین
‫کرسیکان فرار می‌کردن مطابقت دارن.

672
00:34:17,386 --> 00:34:19,104
‫آخه چرا بزنه افراد خودشُ بکشه؟

673
00:34:19,129 --> 00:34:21,096
‫به همون دلیلی که
‫کوهلر و تیمش رو کشت...

674
00:34:21,098 --> 00:34:22,431
‫چون می‌دونستن چه شکلی‌‍ه.

675
00:34:22,433 --> 00:34:24,099
‫اونا تنها بازمانده‌هایی
‫بودن که خبر داشتن.

676
00:34:24,101 --> 00:34:26,635
‫آرام، هر چی تونستی از دوربین‌های
‫امنیتی اون پارکینگ فیلم جور کن.

677
00:34:26,637 --> 00:34:28,704
‫،اگه موردی پیدا کردی
‫بفرستش برای اداره امنیت حمل و نقل.

678
00:34:28,706 --> 00:34:30,072
‫،اون لیسته رو پیدا می‌کنیم

679
00:34:30,074 --> 00:34:31,840
‫ولی فعلاً یه مورد اورژانسی داریم.

680
00:34:31,842 --> 00:34:34,176
‫،برید فرودگاه ریگان
‫،با پلیس امنیتی فرودگاه هماهنگ شید

681
00:34:34,178 --> 00:34:35,944
‫بگید موردی پیش اومده.

682
00:34:35,946 --> 00:34:37,713
‫- چشم، قربان.
‫- ممنون.

683
00:34:37,715 --> 00:34:39,548
‫صبر کنید، خانم.

684
00:34:39,550 --> 00:34:42,184
‫- دو دقیقه مونده.
‫- مورو، باستین.

685
00:34:42,186 --> 00:34:44,653
‫باید به حراست فرودگاه خبر بدید
‫که اون الان تو محل‌‍ه...

686
00:34:44,655 --> 00:34:46,555
‫بله، دقیقاً منظورم همینه.

687
00:34:46,557 --> 00:34:48,425
‫،نه، هویت دقیق ندارم

688
00:34:48,450 --> 00:34:50,384
‫،ولی باید ساختمون رو قرنطینه کنید

689
00:34:50,386 --> 00:34:51,919
‫و تمام مسافرین رو نگه دارید.

690
00:34:51,921 --> 00:34:53,520
‫کد سه، تمامی مأمورین.

691
00:34:53,522 --> 00:34:55,589
‫،مرد سفیدپوست. حدود ۵۵ سال
‫با احتمال مسلح‌بودن.

692
00:34:55,591 --> 00:34:57,324
‫جناب، خیلی متأسفم.

693
00:34:57,326 --> 00:35:01,428
‫می‌شه قبل از این‌که بریم
‫دم گیت، یه سر بریم دستشویی؟

694
00:35:01,430 --> 00:35:02,896
‫البته، جناب. هیچ مشکلی نیست.

695
00:35:02,898 --> 00:35:03,949
‫ممنون.

696
00:35:05,267 --> 00:35:07,034
‫ازتون کمک می‌خوایم

697
00:35:07,036 --> 00:35:08,969
‫تمام ساک‌های رهاشده رو گزارش بدید.

698
00:35:08,971 --> 00:35:10,337
‫همه درب‌ها رو ببندید.
‫تمامیِ نقاط خروجی.

699
00:35:10,339 --> 00:35:12,873
‫ورودی‌ها، خروجی‌ها، گاراژها، همه‌جا.

700
00:35:12,875 --> 00:35:15,475
‫مأمور نوابی، پلیس فدرال.
‫می‌خوام منُ ببرید پیش فرمانده‌تون.

701
00:35:15,477 --> 00:35:18,559
‫می‌خوام که همۀ مسافرین مرد
‫،رو بگردید و شناسایی کنید

702
00:35:18,561 --> 00:35:19,947
‫و ببریدشون به یه محل امن.

703
00:35:19,949 --> 00:35:22,482
‫- تصاویر امنیتی‌تون کجان؟
‫- این طرف.

704
00:35:27,632 --> 00:35:30,991
‫قربان! سریع بیاید اینجا.
‫یه چیزی پیدا کردیم.

705
00:35:33,896 --> 00:35:35,395
‫،تمامیِ واحدها به گوش
‫مظنون خودش رو زده جای

706
00:35:35,397 --> 00:35:37,965
‫کارمند فرودگاه با کت خرمایی.

707
00:35:42,671 --> 00:35:44,771
‫تمامیِ واحدها به گوش.

708
00:35:44,773 --> 00:35:47,040
‫مظنون مرد سفیدپوست...

709
00:36:12,451 --> 00:36:13,477
‫بله؟

710
00:36:14,253 --> 00:36:15,386
‫،خانم کوهلر

711
00:36:15,388 --> 00:36:18,023
‫واقعاً بهتون تسلیت می‌گم.

712
00:36:18,658 --> 00:36:20,025
‫شما چطوری...

713
00:36:21,693 --> 00:36:22,892
‫شما کی هستید؟

714
00:36:22,894 --> 00:36:25,113
‫یکی از دوستان شوهرتون.
‫اسم من ریمونده.

715
00:36:25,781 --> 00:36:28,415
‫اومدم دنبال پیکاسو.

716
00:36:31,920 --> 00:36:34,698
‫خب. انتظار اینُ نداشتم.

717
00:36:34,723 --> 00:36:36,850
‫آخه چطور ممکنه هانس
‫بخواد شما ببریدش؟

718
00:36:36,850 --> 00:36:38,450
‫اون عاشق پیکاسو بود.

719
00:36:39,367 --> 00:36:42,487
‫در چه حد از خط کاریِ شوهرتون خبر دارید؟

720
00:36:42,489 --> 00:36:43,922
‫اون جراح کم‌نظیری بود.

721
00:36:43,924 --> 00:36:46,858
‫چند ماه یک‌بار می‌رفت سفر، مگه نه؟

722
00:36:46,860 --> 00:36:49,027
‫همه‌جای جهان مشتری داشت.

723
00:36:49,029 --> 00:36:50,253
‫درسته.

724
00:36:50,931 --> 00:36:53,659
‫بیشتر اون مشتری‌ها هم...

725
00:36:54,893 --> 00:36:56,019
‫تبهکار بودن.

726
00:36:56,328 --> 00:37:00,396
‫یه سری‌شون زن‌ها
‫و مردهای وحشتناکی بودن.

727
00:37:00,398 --> 00:37:02,565
‫- این‌طوری نیست.
‫- چرا.

728
00:37:02,567 --> 00:37:05,735
‫من خوب می‌دونم.
‫خودم یکی‌شونم.

729
00:37:22,039 --> 00:37:23,581
‫اون چیه؟

730
00:37:23,583 --> 00:37:25,288
‫لیست ارباب رجوع‌های شوهرتون.

731
00:37:25,691 --> 00:37:28,225
‫- واسه همین اومدید اینجا.
‫- بله.

732
00:37:28,227 --> 00:37:30,112
‫و این‌که اینُ بدم بهتون.

733
00:37:32,798 --> 00:37:36,366
‫یه حساب‌بانکی رمزدار
‫با ۵ میلیون دلار پول توشه...

734
00:37:36,368 --> 00:37:39,569
‫و همین‌طور اسم مردی که منتظره

735
00:37:39,571 --> 00:37:41,738
‫تا هویت جعلی‌تون رو براتون درست کنه.

736
00:37:41,740 --> 00:37:43,573
‫نمی‌فهمم.

737
00:37:43,575 --> 00:37:46,276
‫مشتری‌های دیگه‌ای
‫هم میان سراغ این لیست.

738
00:37:46,278 --> 00:37:48,745
‫نمی‌دونم چند نفر یا که کِی.

739
00:37:48,747 --> 00:37:50,113
‫فقط در این حد که
‫حتماً پیداشون می‌شه.

740
00:37:50,115 --> 00:37:53,083
‫و وقتی که میان اینجا اصلاً
‫دل‌تون نمی‌خواد که اینجا باشید.

741
00:37:54,586 --> 00:37:56,553
‫چرا دارید این‌کارو می‌کنید؟

742
00:37:57,589 --> 00:38:00,350
‫همون‌طور که گفتم، هانس
‫یکی از دوستان من بود.

743
00:38:00,726 --> 00:38:04,161
‫اگه اون نبود من الان
‫آدمی که امروز هستم نبودم.

744
00:38:07,466 --> 00:38:09,433
‫پیشنهاد من قاهره‌ست.

745
00:38:09,435 --> 00:38:11,601
‫خیلی زیبا و تاریخی‌‍ه.

746
00:38:11,661 --> 00:38:13,630
‫و به لطف ترکیبی از

747
00:38:13,655 --> 00:38:17,657
‫برادری مسلمانان و اسلام‌هراسی بین‌المللی

748
00:38:17,659 --> 00:38:20,994
‫هیچ توریست غربی‌ای
‫اون طرفا پیداش نمی‌شه.

749
00:38:20,996 --> 00:38:24,416
‫شما و پیکاسو تنهایی
‫می‌تونید با اهرام کیف کنید.

750
00:38:24,958 --> 00:38:27,644
‫خب بذار ببینم درست متوجه شدم یا نه.
‫مورو از دست‌مون فرار کرد.

751
00:38:27,669 --> 00:38:30,670
‫با استفاده از هویت یکی از
‫کارکنان فرودگاه از حراست رد شد.

752
00:38:30,672 --> 00:38:32,606
‫تصاویر امنیتی نشون می‌دن
‫که توی پارکینگ فرودگاه

753
00:38:32,608 --> 00:38:34,007
‫ماشینِ یه کارمندی رو می‌دزده.

754
00:38:34,009 --> 00:38:35,218
‫پلاک ماشین‌‍ه رو فرستادیم برای مأمورین.

755
00:38:35,218 --> 00:38:36,918
‫- خبری هم شده؟
‫- هنوز نه.

756
00:38:36,920 --> 00:38:39,220
‫،پس طرف پیچیده
‫،و کوهلر هم مُرده

757
00:38:39,222 --> 00:38:41,122
‫و اسم‌های ارباب رجوع‌هاش
‫رو هم با خودش به گور برد.

758
00:38:41,124 --> 00:38:43,257
‫- همه به‌جز مورو.
‫- ،که فقط خدا می‌دونه کجاست

759
00:38:43,259 --> 00:38:44,926
‫و قراره چی کار کنه.

760
00:38:44,928 --> 00:38:47,895
‫ردینگتون اصلاً نمی‌خواست
‫ما کوهلر رو دستگیر کنیم.

761
00:38:47,897 --> 00:38:49,697
‫احیاناً بهت نگفت قضیه چی بوده؟

762
00:38:49,699 --> 00:38:51,899
‫نه. نگفت.

763
00:38:55,739 --> 00:38:57,705
‫به اون حرفی که زدم فکر کردی...

764
00:38:58,033 --> 00:39:01,011
‫درمورد هزینه‌ش و این‌که
‫حاضری متحمل بشی یا نه.

765
00:39:01,036 --> 00:39:02,079
‫آره.

766
00:39:02,079 --> 00:39:03,548
‫و تصمیمتُ گرفتی؟

767
00:39:03,638 --> 00:39:07,449
‫ریموند ردینگتونی که ما
‫می‌شناسیم قابل اعتماد نیست.

768
00:39:07,451 --> 00:39:09,885
‫ولی یه ردینگتون دیگه‌ای هم بوده.

769
00:39:09,887 --> 00:39:11,446
‫یه ردینگتون دیگه؟

770
00:39:12,278 --> 00:39:13,622
‫،توضیح دادنش سخته

771
00:39:13,624 --> 00:39:16,958
‫ولی می‌خوام بدونم چطوری
‫اون ردینگتونی که قابل اعتماد بود

772
00:39:16,960 --> 00:39:18,887
‫تبدیل به ردینگتونی شد
‫که نمی‌شه بهش اعتماد کرد.

773
00:39:19,536 --> 00:39:21,306
‫باید بدونم.

774
00:39:21,799 --> 00:39:23,517
‫حالا هزینه‌ش هر چی باشه.

775
00:39:43,937 --> 00:39:45,985
‫حرفی که قبلاً زدم
‫رو جدی گفتم

776
00:39:45,987 --> 00:39:48,650
‫درمورد دوطرفه بودنِ رابطه‌مون.

777
00:39:49,409 --> 00:39:52,711
‫من به تو کمک می‌کنم و تو به من.

778
00:39:52,713 --> 00:39:54,114
‫ما به همدیگه کمک می‌کنیم.

779
00:39:54,681 --> 00:39:56,258
‫این چیه؟

780
00:39:56,258 --> 00:39:58,151
‫بیمه نامۀ عمر.

781
00:39:58,176 --> 00:40:01,363
‫دکتر کوهلر نه تنها
‫،جراح بی‌نظیری بود

782
00:40:01,388 --> 00:40:03,755
‫بلکه به‌قدری هم باهوش بود که
‫بدونه زندگیش توسط

783
00:40:03,757 --> 00:40:06,191
‫همون زن و مردهایی که به‌خاطر خدماتش

784
00:40:06,193 --> 00:40:07,894
‫بهش پول می‌دادن تهدید می‌شده.

785
00:40:07,894 --> 00:40:10,122
‫به همین خاطر، یه فایلی داشته...

786
00:40:10,147 --> 00:40:13,275
‫لیستی از تمام افرادی
‫که چهره‌شونُ عوض کرده.

787
00:40:13,548 --> 00:40:14,983
‫مورو از این خبر داشت.

788
00:40:14,985 --> 00:40:18,709
‫که به همین خاطرم بود
‫که دکتر کوهلر و تیمش رو ربود

789
00:40:19,473 --> 00:40:22,159
‫و زورشون کرد با تفنگ رو
‫سرشون جراحیش کنن.

790
00:40:22,159 --> 00:40:25,051
‫که یعنی هویت جدیدش
‫توی این فلش نیست.

791
00:40:25,053 --> 00:40:26,063
‫نه.

792
00:40:26,488 --> 00:40:28,688
‫اما اسامی تعداد بی‌شمار
‫دیگه‌ای تبهکار توش هست...

793
00:40:28,690 --> 00:40:32,125
‫مردها و زن‌هایی که  زندگی‌شونُ
‫رها کردن برن مخفی شن.

794
00:40:32,667 --> 00:40:34,161
‫حالا تو می‌تونی پیداشون کنی.

795
00:40:35,397 --> 00:40:39,651
‫جای این فلش رو...
‫اون موقع که دکتر کوهلر

796
00:40:39,676 --> 00:40:42,012
‫توی گوشت زمزمه کرد
‫اینُ بهت گفت.

797
00:40:42,788 --> 00:40:45,623
‫من راز خودمُ بهت گفتم.
‫حالا تو رازتُ بگو.

798
00:40:46,541 --> 00:40:47,601
‫می‌گفتما.

799
00:40:47,601 --> 00:40:50,437
‫ولی تو هنوز واقعاً
‫رازت رو بهم نگفتی، مگه نه؟

800
00:40:50,437 --> 00:40:52,003
‫نه حداقل همه‌ش رو.

801
00:40:53,540 --> 00:40:56,182
‫این لیست کامل نیست، مگه نه؟

802
00:40:57,510 --> 00:40:59,602
‫نه، نیست.

803
00:41:00,146 --> 00:41:02,380
‫یه فایل از توش پاک شده.

804
00:41:02,382 --> 00:41:03,748
‫فایلِ تو.

805
00:41:05,819 --> 00:41:09,445
‫ترجیح می‌دم جراحی پلاستیک‌هامُ
‫پیش خودم نگه دارم.

806
00:41:10,107 --> 00:41:12,776
‫این پیرمرد رو به‌خاطر غرورش ببخش.

807
00:41:13,577 --> 00:41:14,903
‫فعلاً باشه، ولی...

808
00:41:15,179 --> 00:41:17,446
‫یه روزی می‌خوام عکس‌های
‫قبل و بعدت رو ببینم.

809
00:41:17,448 --> 00:41:20,849
‫تصویر خیلی خوشی نیست.

810
00:41:24,496 --> 00:41:26,456
‫مطمئنم که همیشه خوش‌قیافه بودی.

811
00:41:27,466 --> 00:41:28,625
‫مطمئنی؟

812
00:41:30,602 --> 00:41:32,187
‫یادم نیست.

813
00:41:34,640 --> 00:41:35,739
‫منم همین‌طور.

814
00:41:39,578 --> 00:41:41,361
‫ولی نیازی هم نیست باشه.

815
00:41:42,305 --> 00:41:44,057
‫مطمئنم که...

816
00:41:46,042 --> 00:41:47,719
‫قبل از عوض‌شدن همه‌چیز...

817
00:41:50,872 --> 00:41:52,472
‫پدر من...

818
00:41:54,309 --> 00:41:56,609
‫آدم مهربون و شریف...

819
00:41:56,611 --> 00:41:58,062
‫و زیبایی بوده.

820
00:42:00,949 --> 00:42:02,749
‫هم ظاهری، هم باطنی.

821
00:42:04,797 --> 00:42:14,797
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

822
00:42:17,797 --> 00:42:26,477
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

