‫﻿۱
00:00:05,510 --> 00:00:06,620
‫آخ‌جون.

2
00:00:06,632 --> 00:00:08,645
‫- آفرین "جیمی" راهش همینه!
‫- ممنون بابا!

3
00:00:08,924 --> 00:00:11,031
‫نه، آره، مشکلی ندارم
‫یه توزیع‌کننده‌ی متفاوت داشته باشم...

4
00:00:11,121 --> 00:00:13,554
‫اما مشخصات خود باطریها
‫رو افزایش نمیدم.

5
00:00:13,646 --> 00:00:15,217
‫صبر کن.
‫یکی دیگه داره بهم زنگ میزنه.

6
00:00:15,308 --> 00:00:16,409
‫هی، "مت " هستم.

7
00:00:16,499 --> 00:00:17,922
‫"سلام "مت.
‫ازت میخوام گوش کنی.

8
00:00:18,013 --> 00:00:20,356
‫چیزی که قراره بهت بگم خیلی مهمه.

9
00:00:21,180 --> 00:00:23,035
‫شما کی هستین؟

10
00:00:23,125 --> 00:00:24,354
‫اول از همه ازت میخوام متوجه باشی...

11
00:00:24,444 --> 00:00:25,669
‫که کنترل اوضاع دست منه.

12
00:00:25,760 --> 00:00:27,274
‫چشم از دخترت برندار.

13
00:00:27,564 --> 00:00:29,518
‫تو و من هر دو میدونیم
‫که آسیب‌پذیره.

14
00:00:29,610 --> 00:00:31,845
‫این توانایی رو دارم
‫از این واقعیت سواستفاده کنم.

15
00:00:32,408 --> 00:00:34,001
‫"جیمی".

16
00:00:34,619 --> 00:00:36,332
‫- "جیمی"!
‫- دخترا، زانو بزنین.

17
00:00:36,419 --> 00:00:37,701
‫چی شده؟
‫عزیزم باهام حرف بزن.

18
00:00:37,790 --> 00:00:38,823
‫"خیلی ساده‌س "مت.

19
00:00:38,910 --> 00:00:40,971
‫کنترل دستگاه ضربان
‫قلب دخترت دست منه...

20
00:00:41,059 --> 00:00:43,952
‫و بهش دستور دادم که
‫گرفتگی درجه سه ایجاد کنه.

21
00:00:44,039 --> 00:00:46,282
‫سیگنال الکتریکی قلبش خاموش شده.

22
00:00:46,497 --> 00:00:47,735
‫لطفا، بس کن.
‫چرا این کار رو میکنی؟

23
00:00:47,822 --> 00:00:49,344
‫"ساکت باش "مت.
‫حالا میخوام بهت...

24
00:00:49,431 --> 00:00:50,770
‫یه سری دستورات کاملا مشخص بدم.

25
00:00:50,858 --> 00:00:52,523
‫ازت میخوام هر کاری میگم بکنی.

26
00:00:52,611 --> 00:00:54,021
‫- حاضری "مت"؟
‫- بله.

27
00:00:54,109 --> 00:00:55,988
‫ازت میخوام یه سری
‫اموال رو برام تبدیل به پول کنی.

28
00:00:56,076 --> 00:00:57,891
‫از حقوق بازنشستگی‌ـت
‫در بانک یونیون شروع کن...

29
00:00:57,979 --> 00:00:59,707
‫و سهامت در بازار بورس.

30
00:00:59,795 --> 00:01:01,895
‫- صدامو میشنوی؟
‫- بله، بانک یونیون، بازار بورس.

31
00:01:01,983 --> 00:01:03,244
‫،فقط خواهش میکنم
‫بهت التماس میکنم بس کن.

32
00:01:03,331 --> 00:01:04,747
‫لطفا به کسی نگو
‫"با هم حرف زدیم "مت.

33
00:01:04,834 --> 00:01:07,192
‫اگه با مقامات حرف بزنی
‫جیمی" بهاشو می‌پردازه".

34
00:01:07,280 --> 00:01:08,493
‫باهات تماس میگیرم.

35
00:01:08,581 --> 00:01:11,167
‫تا اون موقع، دخترت میتونه
‫قلبشو پس بگیره.

36
00:01:13,702 --> 00:01:14,729
‫حالش خوبه؟

37
00:01:14,817 --> 00:01:16,205
‫یکم آب میخوای؟

38
00:01:16,294 --> 00:01:17,843
‫وقت رفتنه عزیزم.

39
00:01:22,698 --> 00:01:24,725
‫یه معامله جدید گیر اوردم.
‫عظیم ـه.

40
00:01:24,814 --> 00:01:26,491
‫بعد از این، یه جزیره میخرم.

41
00:01:26,682 --> 00:01:28,048
‫باید کی منتظر انتقال پول باشم؟

42
00:01:28,135 --> 00:01:29,204
‫پایان فردا.

43
00:01:29,292 --> 00:01:30,628
‫از سه میلیون دلار حرف میزنیم.

44
00:01:30,717 --> 00:01:31,919
‫از پسش برمیای؟

45
00:01:32,040 --> 00:01:34,222
‫پیجیده‌س، اما امکانپذیره.

46
00:01:34,309 --> 00:01:36,063
‫وقتی ارز دیجیتال رو گیر
‫اوردی باهام تماس بگیر.

47
00:01:38,630 --> 00:01:41,552
‫آره!

48
00:01:41,576 --> 00:01:46,593
‫رسانه‌ی اینترنتی نایت‌مووی با افتخار تقدیم می‌کند
‫NightMovie.Co

49
00:01:46,716 --> 00:01:52,737
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

50
00:01:53,440 --> 00:01:55,642
‫حقیقت داره که
‫از رییس داری طفره میری؟

51
00:01:55,807 --> 00:01:57,111
‫لطفا بهم بگو حقیقت نداره.

52
00:01:57,198 --> 00:01:59,623
‫اگه رییس میخواد حرف بزنه
‫میتونه بیاد پیدام کنه.

53
00:01:59,711 --> 00:02:01,393
‫خودش میدونه کجام.

54
00:02:01,602 --> 00:02:03,836
‫خبرش رسیده که
‫گروه لباسشوهاش میخوان حمله کنن.

55
00:02:03,924 --> 00:02:05,788
‫نگرانی‌های بزرگتری...

56
00:02:05,875 --> 00:02:08,247
‫از رییس "ماکاتی" و
‫آدمهای لباسشوش دارم.

57
00:02:08,335 --> 00:02:10,424
‫دولت از همیشه مصمم‌تر شده...

58
00:02:10,511 --> 00:02:11,777
‫تا یه سوزن بزنه توی بازوم...

59
00:02:11,864 --> 00:02:14,019
‫اونم به خاطر
‫تک‌تک جرایمی که مرتکب شدم.

60
00:02:14,201 --> 00:02:16,255
‫سرانجامی که قصد ندارم...

61
00:02:16,342 --> 00:02:17,597
‫منتظر بمونم تا سراغم بیاد.

62
00:02:17,685 --> 00:02:19,666
‫پسر، واقعا جای اشتباهی اومدی.

63
00:02:19,754 --> 00:02:21,209
‫ما فقط باید اینجا منتظر بمونیم.

64
00:02:21,296 --> 00:02:22,630
‫بله.

65
00:02:22,814 --> 00:02:24,487
‫به خاطر همینم دارم میرم.

66
00:02:24,597 --> 00:02:26,802
‫میری؟
‫میخوای...

67
00:02:26,889 --> 00:02:28,827
‫واقعا که به فکر فرار کردن نیافتادی؟

68
00:02:28,914 --> 00:02:31,629
‫- بله.
‫- باشه، این دیگه فکر بدی ـه.

69
00:02:31,757 --> 00:02:33,431
‫فکر جوان و امیدبخشی ـه.

70
00:02:33,541 --> 00:02:35,152
‫در این لحظه کامل نشده...

71
00:02:35,268 --> 00:02:37,419
‫اما دو ماه وقت داریم تا
‫کمک کنیم بزرگ بشه.

72
00:02:37,541 --> 00:02:40,532
‫ما؟ آره، این دیگه امکانش نیست.

73
00:02:40,620 --> 00:02:42,211
‫هنوز نه.

74
00:02:42,361 --> 00:02:43,797
‫اما میشه.

75
00:02:45,699 --> 00:02:48,139
‫میخوای برات یه قرار شام رزرو کنم؟

76
00:02:48,227 --> 00:02:49,244
‫اونم تو شیکاگو؟

77
00:02:49,356 --> 00:02:50,969
‫"بله. در رستوران "جین اند جروجتی.

78
00:02:51,057 --> 00:02:54,678
‫حرص و ولع خاصی
‫برای بیف ان بروشه‌ـشون دارم...

79
00:02:54,766 --> 00:02:56,042
‫یا چیکن آلا جو.

80
00:02:56,129 --> 00:02:57,214
‫شایدم هر دو.

81
00:02:57,302 --> 00:02:58,657
‫جرمها رو خوندی؟

82
00:02:58,745 --> 00:03:00,298
‫‏‏۱۶فرقه هستن...

83
00:03:00,385 --> 00:03:02,241
‫از پولشویی گرفته تا قتل.

84
00:03:02,329 --> 00:03:04,902
‫قاضی برای محاکمه
‫هشت هفته در نظر گرفته.

85
00:03:04,990 --> 00:03:06,441
‫پس برای اطمینان...

86
00:03:06,551 --> 00:03:09,850
‫برای هفته‌ی آینده رزرو کن.

87
00:03:09,956 --> 00:03:11,629
‫از کجا اینقدر مطمئنی؟

88
00:03:11,716 --> 00:03:13,751
‫ترتیب محاکمه رو میدم.

89
00:03:13,839 --> 00:03:15,652
‫تو ترتیب اتفاقات بعدش رو بده.

90
00:03:15,740 --> 00:03:17,156
‫همون بیف بروشت.

91
00:03:17,244 --> 00:03:18,808
‫توافق مصونیتم.

92
00:03:20,175 --> 00:03:23,131
‫امروز پر از رویا و تخیلی.

93
00:03:26,265 --> 00:03:28,590
‫از یه توطئه پرده‌برداری کردم.

94
00:03:28,864 --> 00:03:30,899
‫توطئه‌ای که میدونم مرگباره...

95
00:03:30,987 --> 00:03:33,238
‫و تالارهای قدرت رو هدف گرفته.

96
00:03:33,380 --> 00:03:36,061
‫اما نمیدونم چرا و کی
‫حمله میکنه.

97
00:03:36,159 --> 00:03:38,496
‫و نمی‌فهمم تا وقتی که...

98
00:03:38,584 --> 00:03:40,995
‫مردی که به "کریپتوبانکر" معروفه رو بگیری.

99
00:03:41,212 --> 00:03:43,653
‫و وقتی بفهمی حرفی نمیزنی...

100
00:03:43,741 --> 00:03:46,001
‫تا وقتی که دوباره توافق مصونیتت رو برقرار کنن.

101
00:03:46,089 --> 00:03:47,905
‫همانطور که بقراط باور داشت...

102
00:03:48,033 --> 00:03:49,934
‫در زمان ناچاری باید دست به هر کاری زد.

103
00:03:50,022 --> 00:03:52,871
‫مطمئنم که گفته اولش
‫باید حواست باشه به کسی آسیب نزنی.

104
00:03:52,959 --> 00:03:55,870
‫بله خب، هر بار باید
‫از یکیشون پیروی کنیم.

105
00:03:57,113 --> 00:03:59,375
‫در مورد "کریپتوبانکر" بهم بگو.

106
00:03:59,715 --> 00:04:03,445
‫کارتل مواد ۷۰ میلیون دلار
‫رو در هواپیماها خرج میکنه.

107
00:04:03,533 --> 00:04:06,943
‫یه دلال سکس صربستانی
‫۴۰میلیون دلار رو کشتیها خرج کرده...

108
00:04:07,031 --> 00:04:09,419
‫تا قربانیها رو از مدیترانه قاچاق کنه.

109
00:04:09,506 --> 00:04:12,115
‫چطوری چنین حجم معامله‌ای مخفی مونده؟

110
00:04:12,180 --> 00:04:13,508
‫با بیت‌کوین پاداشها رو پرداخت کردن.

111
00:04:13,594 --> 00:04:14,877
‫حسابهایی با فعالیت غیرقانونی...

112
00:04:14,964 --> 00:04:16,822
‫که فقط نیم بیت‌کوین تراکنش  دارن.

113
00:04:16,908 --> 00:04:18,794
‫‏‏۳۶میلیون تراکنش سالانه...

114
00:04:18,882 --> 00:04:21,160
‫به ارزش تقریبا ۷۲ میلیون دلار.

115
00:04:21,248 --> 00:04:23,919
‫و بیت‌کوین و پول کثیفشونو
‫کجا پولشویی میکنن؟

116
00:04:24,007 --> 00:04:27,500
‫"پیش مردی به اسم "کریپتوبانکر.

117
00:04:27,755 --> 00:04:29,193
‫ازت میخوام دقیق سه میلیون جور کنی.

118
00:04:29,290 --> 00:04:30,439
‫چی؟

119
00:04:30,577 --> 00:04:32,994
‫توافق کردیم که
‫قسطهاش بیشتر از دو میلیون نشه.

120
00:04:33,084 --> 00:04:36,061
‫توافق کردیم که تا حد
‫زیادی خسارتت جبران بشه.

121
00:04:36,149 --> 00:04:37,679
‫نمیتونم تصور کنم که "بت" و دخترا...

122
00:04:37,767 --> 00:04:39,860
‫بخوان به پارک اونیو اسباب‌کشی کنن.

123
00:04:40,269 --> 00:04:41,694
‫رقم سه میلیونه.

124
00:04:41,858 --> 00:04:43,183
‫ممکنش کن.

125
00:04:43,272 --> 00:04:45,906
‫ردینگتون" فقط میدونه"
‫که "کریپتوبانکر" توی شهره.

126
00:04:45,995 --> 00:04:47,096
‫پس ما با...

127
00:04:47,184 --> 00:04:49,228
‫اداره‌ی ارز مجازی تماس گرفتیم...

128
00:04:49,317 --> 00:04:51,943
‫و دنبال دلالان محلی میگردیم
‫که با بیت‌کوین معامله میکنن...

129
00:04:52,031 --> 00:04:55,560
‫،و یک اسم جلب توجه کرد
‫"هکری به اسم "رت.

130
00:04:55,649 --> 00:04:58,230
‫که مخفف "تروجان راه دور" میشه...

131
00:04:58,383 --> 00:04:59,897
‫بدافزاری که به کاربر اجازه میده...

132
00:04:59,985 --> 00:05:01,670
‫شرکتها رو از سرور خودشون جدا میکنن.

133
00:05:01,758 --> 00:05:03,362
‫بعد هکر باج‌خواهی میکنه...

134
00:05:03,450 --> 00:05:05,381
‫و وقتی پول رو گرفت سرور رو باز میکنه.

135
00:05:05,470 --> 00:05:08,057
‫به شکل بیت‌کوینی که
‫کریپتوبانکر" به پولشویی‌ـش کمک میکنه".

136
00:05:08,146 --> 00:05:09,742
‫رت" رو پیدا کنیم "کریپتوبانکر" رو پیدا کردیم".

137
00:05:09,829 --> 00:05:11,314
‫و آخرین هدف "رت" چیه؟

138
00:05:11,402 --> 00:05:13,361
‫برجسته‌ترین سازنده‌ی
‫دستگاه تنظیم‌کننده ضربان...

139
00:05:13,450 --> 00:05:15,636
‫"به اسم "پیرسون دیاگنوستیکز.

140
00:05:16,794 --> 00:05:18,792
‫نباید اینجا باشین.
‫نمیتونم باهاتون حرف بزنم.

141
00:05:18,880 --> 00:05:20,958
‫آقای "پیرسون"، بسیاری
‫از قربانیان اخاذی...

142
00:05:21,046 --> 00:05:22,418
‫از ترس تلافی ساکت می‌مونن.

143
00:05:22,505 --> 00:05:24,494
‫درک میکنم که با اعتماد
‫کردن به ما خطر میکنین.

144
00:05:24,580 --> 00:05:26,856
‫همینطور میدونیم که میلیونها
‫دلار دارایی رو به پول تبدیل کردین.

145
00:05:27,057 --> 00:05:29,434
‫خب ما با واحد جرایم سایبری تماس گرفتیم...

146
00:05:29,522 --> 00:05:31,607
‫و رد اون دارایی‌ها رو
‫با استفاده از بلاک‌چین گرفتیم.

147
00:05:31,710 --> 00:05:34,168
‫شما مقدار بسیار زیادی بیت‌کوین خریدین.

148
00:05:34,311 --> 00:05:36,477
‫که نمیتونه تصادفی باشه.

149
00:05:36,880 --> 00:05:38,268
‫شما رو تحت فشار گذاشتن.

150
00:05:41,058 --> 00:05:42,884
‫جیمی" ناقص به دنیا اومد"...

151
00:05:42,971 --> 00:05:44,628
‫با بیماری بی‌نظمی ضربان قلب.

152
00:05:45,245 --> 00:05:46,658
‫اینقدر ریز بود...

153
00:05:46,746 --> 00:05:48,182
‫که هیچ دستگاهی توی بازار
‫نبود که زنده نگهش داره...

154
00:05:48,268 --> 00:05:50,242
‫پس خودم یکی ساختم.

155
00:05:50,330 --> 00:05:51,630
‫پس این شرکت رو ساختم تا...

156
00:05:51,742 --> 00:05:53,065
‫اون بتونه یه زندگی معمولی داشته باشه.

157
00:05:53,153 --> 00:05:54,436
‫دختر شما در خطره.

158
00:05:54,523 --> 00:05:56,387
‫اون کنترل دستگاه قلبشو به دست گرفته.

159
00:05:56,639 --> 00:05:58,363
‫یه طوری نرم‌افزارشو هک کرده.

160
00:05:58,451 --> 00:06:00,066
‫میگه که...

161
00:06:00,741 --> 00:06:02,430
‫اگه پول ندم بهش آسیب میزنه.

162
00:06:02,629 --> 00:06:04,762
‫اون دستگاه چی، میتونین
‫بدافزار رو از کار بندازین؟

163
00:06:04,850 --> 00:06:06,476
‫میگه که مراقب منه، که اگر تلاش کنم...

164
00:06:06,562 --> 00:06:08,096
‫به هر شکلی تو نرم‌افزار دست ببرم...

165
00:06:08,184 --> 00:06:10,732
‫یا برم پیش پلیس، فعالش میکنه.

166
00:06:10,909 --> 00:06:12,281
‫افرادی رو داریم
‫که می‌تونن مشخص کنن...

167
00:06:12,368 --> 00:06:13,870
‫چطوری طرف به تنظیم‌کننده دسترسی پیدا کرده.

168
00:06:13,982 --> 00:06:15,959
‫شاید بتونیم تهدید رو از بین ببریم...

169
00:06:16,125 --> 00:06:17,450
‫و خطر رو از سر دخترتون دور کنیم.

170
00:06:17,537 --> 00:06:19,485
‫میشه حداقل به فکری
‫که داریم گوش کنین؟

171
00:06:20,162 --> 00:06:22,976
‫خدمت به عنوان هیئت منصفه
‫در یک پرونده بسیار مهم...

172
00:06:23,064 --> 00:06:26,025
‫هرگز کار آسونی نیست و
‫این پرونده هم مستثنا نیست.

173
00:06:26,195 --> 00:06:27,699
‫قبل از شروع کردن دادرسی...

174
00:06:27,787 --> 00:06:29,511
‫ازتون به خاطر خدماتتون تشکر میکنم.

175
00:06:29,599 --> 00:06:31,922
‫آقای "سیما"، نوبت شماست.

176
00:06:32,010 --> 00:06:33,730
‫خانمها و آقایون...

177
00:06:33,817 --> 00:06:37,785
‫ریموند ردینگتون" بیش از ۲۵ ساله"...

178
00:06:37,873 --> 00:06:40,840
‫که از چنگال عدالت فرار کرده.

179
00:06:41,893 --> 00:06:43,317
‫یا ما اینطور تصور میکردیم.

180
00:06:43,404 --> 00:06:45,990
‫در واقع در پنج سال گذشته...

181
00:06:46,078 --> 00:06:48,001
‫- اعتراض دارم!
‫- تحت‌تعقیب‌ترین مرد در آمریکا...

182
00:06:48,089 --> 00:06:50,265
‫- توافق مخفیانه‌ی مصونیت...
‫- عالیجناب...

183
00:06:50,351 --> 00:06:52,139
‫با همون افرادی داشته
‫که سوگند بازداشتش رو خورده بودن.

184
00:06:52,260 --> 00:06:53,903
‫این حرفا واقعا براتون قابل پذیرش ـه؟

185
00:06:53,991 --> 00:06:56,285
‫بعد از اینکه دادگاه رو
‫خالی کردم بهتون جواب مبدم.

186
00:06:56,373 --> 00:06:57,651
‫ناظر؟

187
00:07:01,798 --> 00:07:03,762
‫"اگه اشتباه میکنم منو اصلاح کنین آقای "سیما...

188
00:07:03,858 --> 00:07:05,829
‫اما به خوبی به یاد دارم که دولت...

189
00:07:05,916 --> 00:07:08,314
‫میخواست این توافق مصونیت مخفیانه باقی بمونه.

190
00:07:08,401 --> 00:07:10,086
‫چی باعث شد نظرتون عوض بشه؟

191
00:07:10,174 --> 00:07:12,424
‫با این روش میخواین به یک
‫سازش اجباری برسین؟

192
00:07:12,520 --> 00:07:14,585
‫اعدام رو با حبس ابد معاوضه کنین؟

193
00:07:14,680 --> 00:07:16,348
‫به هیچ وجه.
‫هیچ معامله‌ای در کار نیست.

194
00:07:16,434 --> 00:07:17,190
‫بیخیال.

195
00:07:17,277 --> 00:07:19,342
‫دارن بهم تهمت خبرچین بودن رو میزنن...

196
00:07:19,430 --> 00:07:22,118
‫تا حتی بی‌لیاقتی‌ـشون هم
‫باعث نشه من نجات پیدا کنم.

197
00:07:22,205 --> 00:07:25,325
‫تا اگه یه موقع بردن، توی زندان بمیرم.

198
00:07:25,412 --> 00:07:28,356
‫در صورتی که باختن، توی خیابون بمیرم.

199
00:07:28,443 --> 00:07:31,436
‫ما این حق قانونی رو داریم
‫تا توافق رو افشا کنیم.

200
00:07:31,523 --> 00:07:33,785
‫از طرفی یه وظیفه‌ی اخلاقی دارین
‫که این کار رو نکنین.

201
00:07:33,872 --> 00:07:36,727
‫کوچکترین علاقه‌ای
‫به دیدگاه تو به اخلاقیات ندارم.

202
00:07:37,023 --> 00:07:39,604
‫پس شاید بتونم علاقه‌ی
‫شما رو به اصول اخلاقی خودم جلب کنم.

203
00:07:39,783 --> 00:07:41,937
‫"افشا کردن همکاری آقای "ردینگتون...

204
00:07:42,024 --> 00:07:44,528
‫مثل تحمیل کردن
‫حکم اعدام می‌مونه.

205
00:07:44,702 --> 00:07:46,872
‫به علاوه پیامی رعب‌آور برای...

206
00:07:46,959 --> 00:07:49,134
‫تمام خبرچینهای مخفی آینده خواهد داشت.

207
00:07:49,229 --> 00:07:51,339
‫این پرونده در اخبار ملی پوشش داده میشه.

208
00:07:51,555 --> 00:07:54,149
‫اگه تصمیم دولت مبنی
‫به لو دادن خبرچینها...

209
00:07:54,236 --> 00:07:57,224
‫،همه جا پخش بشه
‫هیچکس دیگه حاضر به همکاری نمیشه.

210
00:07:57,312 --> 00:07:59,246
‫"آقای "ردینگتون
‫برای محاکمه اینجاست...

211
00:07:59,333 --> 00:08:01,126
‫نه نیروی ویژه‌ای
‫که باهاشون کار میکرده.

212
00:08:01,213 --> 00:08:03,790
‫،تا جایی که به من مربوطه
‫اونا شریک جرمش هستن...

213
00:08:03,877 --> 00:08:06,392
‫که در فعالیتهای مجرمانه‌ـش همراه و همپاش بودن.

214
00:08:06,480 --> 00:08:07,886
‫شریک جرم؟

215
00:08:07,975 --> 00:08:12,121
‫این آدما خدمتگزاران شجاع
‫و نجیب مردمن.

216
00:08:12,211 --> 00:08:16,132
‫آقای "سیما" شاید
‫به این راضی باشه که زمین رو به آتیش بکشه...

217
00:08:16,221 --> 00:08:18,565
‫که اونا رو بسوزونه تا من آتیش بگیرم.

218
00:08:18,655 --> 00:08:20,251
‫امیدوارم شما چنین قصدی نداشته باشین.

219
00:08:20,340 --> 00:08:21,860
‫من باهاش موافق نیستم.

220
00:08:21,949 --> 00:08:24,067
‫اما شما هیچ حق و حقوقی ندارین...

221
00:08:24,157 --> 00:08:26,283
‫تا توافق مصونیت‌ـتونو مخفی نگه دارین...

222
00:08:26,406 --> 00:08:29,041
‫پس نمیتونم جلوی دولت رو بگیرم
‫تا افشاش نکنه.

223
00:08:29,130 --> 00:08:30,901
‫شاید تحقیرآمیز باشه...

224
00:08:30,990 --> 00:08:33,422
‫اما هیچ کاری از دستم برنمیاد تا جلوشو بگیرم.

225
00:09:10,205 --> 00:09:12,346
‫- خیابون رو چک کردی؟
‫- چیزی ندیدم.

226
00:09:12,435 --> 00:09:14,489
‫اما معناش این نیست
‫که این فکر خوبیه.

227
00:09:15,613 --> 00:09:17,425
‫معرکه میشه.

228
00:09:21,130 --> 00:09:23,701
‫بابا، چه کار میکنی؟

229
00:09:23,789 --> 00:09:25,923
‫تو باید "جیمی" باشی.

230
00:09:26,123 --> 00:09:28,789
‫عزیزم داریم
‫چیزی میسازیم که بهش میگن...

231
00:09:28,877 --> 00:09:32,038
‫بهش میگن قفس فارادی.
‫خیلی متاسفم که با هم آشنا نشدیم.

232
00:09:32,126 --> 00:09:33,503
‫من مامور "مجتبایی" ـم.

233
00:09:33,591 --> 00:09:35,454
‫میتونی "آرام" صدام کنی.

234
00:09:35,542 --> 00:09:36,584
‫اینجا عجب اتاق باحالیه.

235
00:09:36,672 --> 00:09:37,738
‫دیگه نیست.

236
00:09:37,826 --> 00:09:39,587
‫درسته، آره، به خاطرش متاسفم.

237
00:09:39,675 --> 00:09:41,714
‫قول میدم که وقتی
‫کارمون تموم شد کمک کنم همه چیز درست بشه.

238
00:09:41,801 --> 00:09:44,006
‫شاید بتونی یه
‫کاغذ دیواری جالب برای خودت انتخاب کنی؟

239
00:09:44,095 --> 00:09:45,273
‫من کاغذ دیواری نمیخوام.

240
00:09:45,361 --> 00:09:47,399
‫عزیزم، این کار مهمه.
‫باید انجامش بدیم.

241
00:09:47,835 --> 00:09:49,373
‫قفس فارادی چیه؟

242
00:09:49,438 --> 00:09:52,102
‫خب، یه جورایی
‫مثل یک میدان نیرو ـه...

243
00:09:52,189 --> 00:09:54,374
‫که توسط مردی به اسم "مایکل فارادی" درست شده.

244
00:09:54,462 --> 00:09:55,736
‫ابرقهرمان بوده؟

245
00:09:55,823 --> 00:09:58,055
‫چون فقط ابرقهرمانها میدان نیرو دارن.

246
00:09:58,143 --> 00:10:01,207
‫یه جورایی ابرقهرمان علمی بوده.

247
00:10:01,296 --> 00:10:03,914
‫میتونم اسم شش تا
‫ابرقهرمان رو ببرم که میدان نیرو دارن.

248
00:10:04,521 --> 00:10:08,071
‫آیرون‌من، سوزان استورم، آپاکلیپس...

249
00:10:08,246 --> 00:10:11,144
‫بنشی، گرین لنترن و ویلوت پار.

250
00:10:11,233 --> 00:10:13,557
‫راستش بنشی
‫اصلا میدان نیرو نداره...

251
00:10:13,645 --> 00:10:15,882
‫وقتی جیغ میزنه مردم میرن عقب.

252
00:10:16,400 --> 00:10:17,675
‫حق با تو ـه.

253
00:10:17,762 --> 00:10:20,721
‫این میدان نیرو نمیذاره
‫اون مرد اذیتم کنه؟

254
00:10:20,809 --> 00:10:23,175
‫در اینجا بله.
‫به خاطر همینم داریم میسازیمش.

255
00:10:23,292 --> 00:10:24,483
‫تا در امان باشی.

256
00:10:25,871 --> 00:10:27,148
‫چه باحال. میتونم کمک کنم؟

257
00:10:27,236 --> 00:10:29,119
‫حتما، اگه بابات مشکلی نداشته باشه.

258
00:10:29,206 --> 00:10:30,719
‫هی.
‫باشه، خب بیا...

259
00:10:30,806 --> 00:10:32,404
‫چند تا گیره بردار و...

260
00:10:32,492 --> 00:10:34,784
‫مشغول کار شو.

261
00:10:36,088 --> 00:10:37,929
‫برنامه عوض شده.

262
00:10:38,089 --> 00:10:41,486
‫باید یکم زمان فرار
‫حتمی‌ـمو جلو بندازم.

263
00:10:41,610 --> 00:10:43,028
‫تا کی جلوش بندازی؟

264
00:10:43,137 --> 00:10:44,760
‫پنجشنبه ساعت ۴.

265
00:10:44,918 --> 00:10:46,295
‫پنجشنبه؟
‫همین پنجشنبه‌ی فردا؟

266
00:10:46,383 --> 00:10:47,475
‫- ساعت ۴.
‫- صبر کن.

267
00:10:47,563 --> 00:10:48,923
‫گفتی هشت هفته وقت داری.

268
00:10:49,010 --> 00:10:51,481
‫گفتم ما هشت هفته وقت داریم.
‫حالا نداریم.

269
00:10:51,569 --> 00:10:53,467
‫دولت استراتژیش رو عوض کرده...

270
00:10:53,554 --> 00:10:55,255
‫پس منم باید عوض کنم.

271
00:10:55,342 --> 00:10:57,344
‫نه، نه. گفتی که نقشه‌ـت نارسه...

272
00:10:57,433 --> 00:10:59,055
‫و کامل نشده.

273
00:10:59,142 --> 00:11:00,962
‫وانته"، تا فردا وقت دارم".

274
00:11:01,050 --> 00:11:02,171
‫ساعت ۴.

275
00:11:02,318 --> 00:11:04,988
‫اینم لیستی از کارایی
‫که تا وقتی توی دادگاهم باید انجام بشه.

276
00:11:05,075 --> 00:11:06,638
‫یک چهارم پوند گچ...

277
00:11:06,724 --> 00:11:08,114
‫سه اونس سفیدکننده...

278
00:11:08,200 --> 00:11:09,998
‫همونقدر رنگ
‫یا پاک‌کننده‌ی لاک...

279
00:11:10,147 --> 00:11:13,098
‫سیمان لاستیکی، گیره‌ی مو
‫از آرایشگر زندان؟

280
00:11:13,313 --> 00:11:14,312
‫چه خبره؟

281
00:11:14,399 --> 00:11:16,396
‫- رییس چی میشه؟
‫- رییس چی میشه؟

282
00:11:16,481 --> 00:11:18,905
‫ببین، پسرای لباسشویی
‫آماده شدن باشه؟

283
00:11:18,992 --> 00:11:20,642
‫با دستیاراش مشکل داره.

284
00:11:20,831 --> 00:11:23,960
‫شاید اگه بهش کمک کنی، بتونه
‫بهت کمک کنه و کارتو راه بندازه.

285
00:11:24,046 --> 00:11:25,696
‫اوه، خیلی بیشتر از اینا
‫انجام میده.

286
00:11:25,782 --> 00:11:27,779
‫تو و رییس. چیه؟

287
00:11:27,865 --> 00:11:29,990
‫بیا با چیزایی که توی اون لیسته شروع کنیم.

288
00:11:30,720 --> 00:11:32,114
‫باشه.

289
00:11:34,084 --> 00:11:35,784
‫بهم گفتن میخواستین قبل از اینکه...

290
00:11:35,873 --> 00:11:37,217
‫هیئت منصفه رو بیارم حرف بزنین.

291
00:11:37,305 --> 00:11:38,700
‫دادخواستی رو به دادگاه ارائه کنم...

292
00:11:38,789 --> 00:11:42,640
‫تا اجازه ندم آقای "سیما
‫نیروی ویژه رو محاکمه کنه.

293
00:11:42,729 --> 00:11:44,879
‫که ایشون میخواد اینطوری
‫پرونده رو جلو ببره...

294
00:11:44,967 --> 00:11:46,016
‫نمیتونم جلوشونو بگیرم.

295
00:11:46,127 --> 00:11:47,827
‫بسیار خب.
‫پس من میگیرم.

296
00:11:47,938 --> 00:11:50,253
‫در تمام جرمها اعلام گناهکاری میکنم.

297
00:11:50,389 --> 00:11:53,713
‫"اما به شرطی که آقای "سیما
‫در مقابل هیئت منصفه قبول بکنه...

298
00:11:53,801 --> 00:11:55,003
‫در مورد وجود...

299
00:11:55,092 --> 00:11:57,463
‫این توافق مصونیت اشتباه کرده.

300
00:11:57,552 --> 00:11:59,073
‫ازم میخوای در دادگاه دروغ بگم؟

301
00:11:59,162 --> 00:12:01,286
‫بله. از نقاط قوت‌ـت محسوب میشه.

302
00:12:03,901 --> 00:12:05,954
‫"برد رو قبول کنین آقای "سیما.

303
00:12:08,234 --> 00:12:10,833
‫آقای "ردینگتون"، آیا اعتراف به گناهکار بودنت...

304
00:12:10,921 --> 00:12:14,097
‫حداقل تا حدی به این
‫واقعیت بستگی داره که شما قبول دارین...

305
00:12:14,186 --> 00:12:15,706
‫- در این جرمها گناهکارین؟
‫- بله.

306
00:12:15,795 --> 00:12:17,396
‫اگر گناهکار بودن شما رو بپذیرم...

307
00:12:17,485 --> 00:12:19,803
‫شما دیگه حق دادن تجدیدنظر رو ندارین...

308
00:12:19,892 --> 00:12:21,592
‫و در حکمتون تجدید نظر نمیشه.

309
00:12:21,681 --> 00:12:23,606
‫- اینو میدونین؟
‫- بله.

310
00:12:24,909 --> 00:12:26,350
‫حداکثر مجازات...

311
00:12:26,439 --> 00:12:28,989
‫برای شخصی که
‫گناهکار در این جرایم شناخته شده...

312
00:12:29,078 --> 00:12:31,131
‫مرگ از تزریق سم ـه.

313
00:12:31,220 --> 00:12:33,282
‫- از این مسئله آگاه هستین؟
‫- بله.

314
00:12:33,790 --> 00:12:38,289
‫آیا کسی کاری انجام داده
‫که به  نظرتون غیرقانونی یا غیراخلاقی بوده...

315
00:12:38,377 --> 00:12:40,061
‫تا شما رو مجبور به اعتراف کنه؟

316
00:12:40,150 --> 00:12:41,966
‫به غیر از آقای "سیما"؟
‫نه.

317
00:12:42,053 --> 00:12:44,376
‫به نظرم اعتراف به گناهکار بودن شما...

318
00:12:44,464 --> 00:12:45,835
‫با توجه به حقایق صورت گرفته...

319
00:12:46,336 --> 00:12:47,588
‫و شما با شایستگی تمام...

320
00:12:47,676 --> 00:12:49,666
‫و به دلخواه...

321
00:12:49,754 --> 00:12:51,205
‫از حقوقتون صرفنظر کردین.

322
00:12:52,122 --> 00:12:53,891
‫برای قبول کردنش آماده‌ـم.

323
00:12:53,979 --> 00:12:55,678
‫مطمئنی که میخواین قبولش کنم؟

324
00:12:55,766 --> 00:12:57,970
‫- بله، عالیجناب، مطمئنم.
‫- بسیار خب.

325
00:12:58,058 --> 00:13:00,833
‫درخواست متهم رو
‫برای تمام جرایم قبول میکنم...

326
00:13:00,926 --> 00:13:02,958
‫و ایشون رو گناهکار اعلام میکنم.

327
00:13:06,649 --> 00:13:09,724
‫باشه، انگشتهاتو بهم گره بزن.

328
00:13:19,010 --> 00:13:20,424
‫باشه.

329
00:13:23,057 --> 00:13:24,473
‫آماده شدیم.

330
00:13:24,591 --> 00:13:26,313
‫پس جواب میده؟

331
00:13:27,954 --> 00:13:29,434
‫هر چند وقت یکبار نرم‌افزارهای...

332
00:13:29,520 --> 00:13:30,892
‫نظارتی‌ـتو به روز میکنی؟

333
00:13:31,004 --> 00:13:33,431
‫شاید سه یا چهار بار در سال.

334
00:13:34,953 --> 00:13:36,539
‫همینطوری واردشده.

335
00:13:37,090 --> 00:13:38,718
‫خب، بهش فکر کنم.

336
00:13:39,538 --> 00:13:41,527
‫این دستگاه‌ها
‫اجازه‌ی دسترسی دارن.

337
00:13:41,616 --> 00:13:43,820
‫چرا نباید از مانیتورهای خونگی...

338
00:13:43,969 --> 00:13:45,612
‫برای یه بدافزار استفاده نکنی؟
‫عالیه.

339
00:13:45,700 --> 00:13:47,076
‫،باشه، عزیزم
‫یه نیشگون درد داره.

340
00:13:47,164 --> 00:13:48,420
‫آخ!

341
00:13:49,904 --> 00:13:52,072
‫داری چه کار میکنی؟

342
00:13:52,160 --> 00:13:53,122
‫تنظیم‌کننده‌ـشوو جدا میکنم.

343
00:13:53,211 --> 00:13:54,501
‫نه، نه، نباید این کار رو بکنی.

344
00:13:54,588 --> 00:13:56,585
‫آفلاین شدیم.
‫متوجه نمیشه.

345
00:13:56,975 --> 00:13:58,840
‫- آخ! بابا درد داره.
‫- باشه، عزیزم یکم طاقت بیار.

346
00:13:58,927 --> 00:13:59,698
‫الان تموم میشه باشه؟

347
00:13:59,785 --> 00:14:02,171
‫باشه، این فکر خیلی بدی ـه.

348
00:14:02,596 --> 00:14:03,620
‫نه نیست.

349
00:14:03,708 --> 00:14:05,163
‫یه بی‌نظمی ضربان معمولی داره.

350
00:14:05,252 --> 00:14:07,027
‫جدا کردن سیمهایی که به دستگاه میرسه...

351
00:14:07,115 --> 00:14:09,160
‫باعث میشه دستگاه از قلبش جدا بشه.

352
00:14:24,662 --> 00:14:26,481
‫ببخشید. چه خبر شده؟

353
00:14:26,638 --> 00:14:29,495
‫اصلا نمیدونم.
‫سیستمهامون قدیمی هستن.

354
00:14:29,598 --> 00:14:31,015
‫نباید این اتفاق بیافته.

355
00:14:31,103 --> 00:14:33,434
‫کجا میری؟
‫این بخشی از نقشه‌ـمون نبود.

356
00:14:33,530 --> 00:14:35,098
‫- توافق کردیم...
‫- میبرمش بیمارستان.

357
00:14:35,186 --> 00:14:37,182
‫تا وقتی که بتونم واقعا
‫بهش کمک کنم چیزیش نمیشه.

358
00:14:38,695 --> 00:14:40,648
‫باشه، ببین تا جایی
‫که به من مربوطه جریان تموم شده.

359
00:14:40,736 --> 00:14:42,206
‫این یارو به این راحتی
‫نمیذاره بری.

360
00:14:42,292 --> 00:14:43,502
‫اما الان هیچ اهرم نفوذی نداره.
‫من واقعا...

361
00:14:43,589 --> 00:14:45,388
‫- برام مهم نیست چه فکری میکنه.
‫- فقط....

362
00:14:47,640 --> 00:14:48,699
‫الو؟

363
00:14:48,786 --> 00:14:51,319
‫سلام "مت"، چه بلایی سر
‫تنظیم‌کننده‌ی دخترت اومده "مت"؟

364
00:14:51,407 --> 00:14:53,156
‫آفلاینش کردم.
‫قطعش کردم.

365
00:14:53,273 --> 00:14:54,517
‫برو یکی دیگه رو پیدا کن تا ازش اخاذی کنی.

366
00:14:54,605 --> 00:14:57,223
‫"تصمیم اشتباهی گرفتی "مت.
‫فقط کافی بود که پول رو بدی.

367
00:14:57,310 --> 00:14:58,529
‫خیلی ساده بود.

368
00:14:58,617 --> 00:15:01,932
‫متاسفانه حالا اوضاع
‫خیلی سخت و پیچیده میشه.

369
00:15:02,019 --> 00:15:03,468
‫صبر کن، منظورت چیه که سخت میشه؟

370
00:15:03,555 --> 00:15:04,813
‫با سرپیچی کردن از دستوراتم...

371
00:15:04,900 --> 00:15:06,672
‫یه برنامه‌ی جایگزین رو راه انداختی...

372
00:15:06,894 --> 00:15:09,932
‫و بهم اجازه دادی
‫به تمام پرونده‌های شرکتت دسترسی داشته باشم.

373
00:15:10,020 --> 00:15:11,695
‫تمام ۲۰۰ هزار بیمارت.

374
00:15:11,786 --> 00:15:13,371
‫نه، نه، خواهش میکنم گوش کن.

375
00:15:13,461 --> 00:15:15,464
‫"نه، فکر کنم تو باید گوش کنی "مت.

376
00:15:15,635 --> 00:15:17,970
‫به طور تصادفی هزار بیمار رو انتخاب کردم...

377
00:15:18,061 --> 00:15:19,471
‫و تنظیم‌کننده‌هاشونو برنامه‌ریزی کردم...

378
00:15:19,562 --> 00:15:21,821
‫تا ۲۴ ساعت دیگه
‫یه شوک مرگبار به قلبشون بده.

379
00:15:22,099 --> 00:15:24,005
‫قیمتمم میبرم بالا...

380
00:15:24,110 --> 00:15:25,944
‫به ۶ میلیون بیت‌کوین میرسه.

381
00:15:26,035 --> 00:15:27,727
‫الان برات شماره کیف پول رو میفرستم.

382
00:15:27,817 --> 00:15:29,106
‫اگه بخوای پول رو بدی...

383
00:15:29,197 --> 00:15:30,953
‫برات یک کد تایید می‌فرستم...

384
00:15:31,044 --> 00:15:32,120
‫تا سیستمت رو باز کنی.

385
00:15:32,211 --> 00:15:36,103
‫اگه نخوای یک
‫سمفونی از قلبهای خاموش یکجا به راه می‌افته.

386
00:15:36,755 --> 00:15:38,337
‫انتخابش با تو ـه.

387
00:15:38,520 --> 00:15:40,554
‫"باهات تماس میگیرم. روز خوش "مت.

388
00:15:46,978 --> 00:15:49,380
‫دارن دختر "پیرسون" رو میبرن بیمارستان.

389
00:15:49,470 --> 00:15:50,538
‫حالش خوب میشه.

390
00:15:50,624 --> 00:15:52,956
‫عالیه اما ۲۰۰ هزار بیماری
‫چی میشن...

391
00:15:53,041 --> 00:15:55,351
‫که تنظیم‌کننده‌ـشون آفلاین نشده؟

392
00:15:55,436 --> 00:15:57,833
‫پیرسون" ۲۴ ساعت وقت داره پول رو بده"...

393
00:15:57,918 --> 00:16:00,228
‫وگرنه "رت" هزار نفرشون رو میکشه.

394
00:16:00,314 --> 00:16:02,538
‫- میتونن؟
‫- تنظیم‌کننده یه دیفیبریلایدر کوچیکه.

395
00:16:02,623 --> 00:16:03,843
‫اگه قلب وایسته...

396
00:16:03,928 --> 00:16:05,953
‫یه شوک الکتریکی میده
‫تا دوباره به کار بندازش.

397
00:16:06,039 --> 00:16:07,086
‫یک شوک امن.

398
00:16:07,172 --> 00:16:09,331
‫تا موقعی که "رت" کنترل سیستم
‫رو به عهده بگیره اینطوری بود.

399
00:16:09,417 --> 00:16:11,465
‫حالا میتونه میزان شوکی که داده میشه...

400
00:16:11,550 --> 00:16:13,033
‫رو عوض کنه...

401
00:16:13,118 --> 00:16:15,036
‫یک شوک امن رو به
‫یک شوک مرگبار تبدیل میکنه.

402
00:16:15,121 --> 00:16:16,798
‫به "پیرسون" بگو لیست تمام
‫کسانی رو که...

403
00:16:16,885 --> 00:16:18,390
‫تنظیم‌کننده‌ی "پیرسون دیاگنوستیکز" رو دارن بده.

404
00:16:18,475 --> 00:16:21,080
‫آرام"، میخوام تا یه"
‫ساعت دیگه اون لیست روی میزم باشه.

405
00:16:21,166 --> 00:16:24,010
‫نمیتونیم در آن واحد به ۲۰۰ هزار نفر خبر بدیم.

406
00:16:24,223 --> 00:16:25,924
‫خب وقتی خبرش پخش بشه...

407
00:16:26,010 --> 00:16:27,727
‫کار "پیرسون دیاگنوستیکز" تمومه.

408
00:16:27,812 --> 00:16:30,534
‫بهایی کوچیک برای
‫نجات جون این همه آدمه.

409
00:16:33,365 --> 00:16:34,626
‫چی شده؟

410
00:16:35,445 --> 00:16:37,356
‫ردینگتون" به گناهکار بودن اعتراف کرده".

411
00:16:41,010 --> 00:16:43,225
‫خانمها و آقایون هیئت منصفه...

412
00:16:43,311 --> 00:16:45,237
‫متهم به گناهکار بودن اعتراف کرده...

413
00:16:45,323 --> 00:16:47,256
‫پس این محاکمه برگزار نمیشه.

414
00:16:47,341 --> 00:16:50,264
‫به جاش بلافاصله
‫سراغ صدور حکم میریم.

415
00:16:50,350 --> 00:16:51,559
‫برای کمک در تصمیم‌گیری‌ـتون...

416
00:16:51,642 --> 00:16:53,516
‫به هر کدوم از شما این فرصت داده میشه....

417
00:16:53,599 --> 00:16:55,837
‫تا شواهد تاثیرگذار رو بشنوین.

418
00:16:56,073 --> 00:16:57,899
‫آقای "چارلزتون" برای ثبت در دادگاه...

419
00:16:57,982 --> 00:16:59,524
‫لطفا بگید حرفه‌ـتون چیه.

420
00:16:59,609 --> 00:17:01,005
‫در شش سال گذشته...

421
00:17:01,088 --> 00:17:03,433
‫من معاون سازمان ای.تی.اف بودم.

422
00:17:03,517 --> 00:17:07,036
‫در اون زمان روی
‫متهم تحقیق میکردین؟

423
00:17:07,190 --> 00:17:09,489
‫ما ۲۴ پرونده داریم
‫که به آقای "ردینگتون" مربوط میشه.

424
00:17:09,574 --> 00:17:12,136
‫پرونده‌هایی که درش آدم کشته؟

425
00:17:12,740 --> 00:17:14,771
‫در ۱۳ تا میدونیم که کشته.

426
00:17:15,348 --> 00:17:17,068
‫اما اونا فقط پرونده‌های ای.تی.اف هستن.

427
00:17:17,154 --> 00:17:18,242
‫یعنی چی؟

428
00:17:18,330 --> 00:17:21,594
‫یعنی خزانه‌داری چندین
‫پرونده‌ی مشترک با ای.تی.اف داشت...

429
00:17:21,793 --> 00:17:23,263
‫که افرادی در اون کشته شده بودن.

430
00:17:23,382 --> 00:17:25,968
‫اینترپل با نیروی اجرای
‫قانون در سرتاسر زمین همکاری کرده...

431
00:17:26,263 --> 00:17:28,337
‫تا آقای "ردینگتون" بازداشت بشه.

432
00:17:28,527 --> 00:17:31,348
‫ام.آی ۶، موساد، اس.وی.آر روسیه.

433
00:17:31,435 --> 00:17:32,715
‫تا اونجا که من میدونم این مرد...

434
00:17:32,801 --> 00:17:34,270
‫به هر کشوری که پا بذاره تحت تعقیبه.

435
00:17:34,358 --> 00:17:37,647
‫نتونستیم بگیریمش چون
‫هر جا که بگین منابع خودشو داره...

436
00:17:37,870 --> 00:17:40,252
‫در پلیس، در دولتهای سرتاسر دنیا...

437
00:17:40,431 --> 00:17:42,731
‫در بخش خصوصی و سیستم قضایی.

438
00:17:43,027 --> 00:17:45,254
‫قدرت و نفوذ بسیار زیادی...

439
00:17:45,345 --> 00:17:47,192
‫بر مردان و زنان داره...

440
00:17:47,366 --> 00:17:50,133
‫همکاران وفاداری که
‫هر کاری ازشون بخواد انجام میدن.

441
00:17:50,220 --> 00:17:51,808
‫همین الان میتونم بهتون اطمینان بدم...

442
00:17:51,896 --> 00:17:53,898
‫ردینگتون" افرادی رو داره"
‫که کاراشو انجام میدن...

443
00:17:54,657 --> 00:17:56,198
‫حالا هر کاری که هست.

444
00:17:56,328 --> 00:17:58,755
‫خب من نمیدونم کی هستن اما همه جا هستن.

445
00:17:58,974 --> 00:18:01,496
‫و تنها راه جلوگیری از اونا اینه
‫که اونو متوقف کنیم.

446
00:18:01,583 --> 00:18:05,375
‫مجازات مرگ.
‫مثل از بین بردن یک سرطان.

447
00:18:05,735 --> 00:18:07,092
‫تنها راهش همینه.

448
00:18:18,046 --> 00:18:20,801
‫به محض اینکه دولت تهدید کرده
‫ما رو با اون به پایین بکشه...

449
00:18:20,889 --> 00:18:22,008
‫تسلیم شده.

450
00:18:22,095 --> 00:18:24,167
‫برای محافظت از ما اعتراف به گناهکار بودن کرده...

451
00:18:24,255 --> 00:18:25,712
‫و برای همینم میخوان بکشنش.

452
00:18:25,800 --> 00:18:27,114
‫مگر اینکه نقشه‌ای داشته باشه.

453
00:18:27,199 --> 00:18:28,594
‫به نظر نمیاد که داشته باشه...

454
00:18:28,680 --> 00:18:30,731
‫اما در مورد "ردینگتون" ظاهر همیشه
‫فریبنده‌ـس.

455
00:18:31,885 --> 00:18:33,106
‫یه سرنخ از "رت" پیدا کردیم.

456
00:18:33,206 --> 00:18:34,910
‫آرام" به شرکت گفته لیستی از"...

457
00:18:34,996 --> 00:18:37,710
‫بیماران "پیرسون دیاگنوستیکز" رو تهیه کنه.

458
00:18:37,795 --> 00:18:39,407
‫مشخص شده فقط یه نفر توی لیست بیماران هست...

459
00:18:39,492 --> 00:18:40,740
‫که بیمار نبوده.

460
00:18:40,902 --> 00:18:42,646
‫اولگ گروموف" با ملیت روسی"...

461
00:18:42,731 --> 00:18:44,250
‫که با ویزای دانشجویی وارد کشور شده.

462
00:18:44,336 --> 00:18:46,475
‫رد تلفنشو گرفتیم.
‫تو یه کافه توی جورج‌تاون ـه.

463
00:18:46,559 --> 00:18:47,896
‫بیماری که بیمار نیست؟

464
00:18:47,982 --> 00:18:50,564
‫گروموف" یه تنظیم‌کننده خریده"
‫اما اصلا نصبش نکرده.

465
00:18:50,649 --> 00:18:53,356
‫یه مقداری هم ماهیانه به
‫شرکت "پیرسون دیاگنوستیکز" می‌ده

466
00:18:53,441 --> 00:18:54,990
‫که مانیتور خونه‌ش رو آپدیت کنن.

467
00:18:55,076 --> 00:18:56,757
‫برو. ببین این بچه‌‍ه توضیحی واسه این داره

468
00:18:56,843 --> 00:18:59,194
‫که چرا پولِ سرویس تنظیم‌کننده‌ای
‫رو می‌ده که بهش نیازی نداره.

469
00:19:00,025 --> 00:19:02,864
‫لیز، به ردینگتون بگو ببین
‫کاری از دست ما بر نمیاد...

470
00:19:02,950 --> 00:19:06,055
‫خودش می‌دونه.
‫واسه همینم این کارو کرده.

471
00:19:34,521 --> 00:19:36,673
‫سلام، منم.

472
00:19:36,760 --> 00:19:38,232
‫،آره، پول‌ها الان توی حسابن

473
00:19:38,319 --> 00:19:39,959
‫ولی یه مشکلی داریم.

474
00:19:40,119 --> 00:19:41,473
‫باید ببینمت.

475
00:19:41,583 --> 00:19:43,450
‫بله، همین‌الان.

476
00:19:50,534 --> 00:19:53,190
‫تعریف کن ببینم مشکل چیه.

477
00:19:54,020 --> 00:19:55,938
‫پلیس‌ها. پلیس‌های فدرال.
‫نمی‌دونم کدوم یکیه.

478
00:19:56,024 --> 00:19:57,543
‫،نمی‌دونم چرا دنبالم بودن

479
00:19:57,629 --> 00:19:59,537
‫ولی خب کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کنه.

480
00:20:00,795 --> 00:20:02,116
‫چی می‌دونن؟

481
00:20:02,210 --> 00:20:03,931
‫گفتم نمی‌دونم.
‫حلش می‌کنم.

482
00:20:04,612 --> 00:20:07,172
‫فقط ازت می‌خوام که
‫انتقال وجه رو فوراً انجام بدی.

483
00:20:13,214 --> 00:20:14,620
‫می‌دونی چیه؟

484
00:20:15,205 --> 00:20:16,560
‫راست می‌گی.

485
00:20:16,764 --> 00:20:18,750
‫کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کنه.

486
00:20:34,190 --> 00:20:35,714
‫کوپر فکر می‌کنه یه نقشه‌ای تو سرت داری.

487
00:20:35,800 --> 00:20:37,775
‫هارولد تا لحظۀ آخر مثبت‌اندیشه.

488
00:20:37,862 --> 00:20:39,706
‫به این مثبت‌اندیشه که
‫تسلیم‌شدنِ تو

489
00:20:39,793 --> 00:20:41,424
‫چیزی نیست که به‌ظاهر نشون می‌دی.

490
00:20:41,665 --> 00:20:43,807
‫نمی‌خواد نگران من باشی.

491
00:20:44,281 --> 00:20:45,497
‫چرا؟

492
00:20:45,678 --> 00:20:47,277
‫چون نقشه‌ای داری؟

493
00:20:47,564 --> 00:20:49,608
‫یا چون قراره به‌زودی
‫جنازه‌ت ببینیم؟

494
00:20:52,207 --> 00:20:54,998
‫فهمیدم شاهدینی که اصلاً
‫تو عمرت ندیدی‌شون

495
00:20:55,085 --> 00:20:57,611
‫دارن تحت سوگند به این
‫شهادت می‌دن که تو خود شیطانی.

496
00:20:57,698 --> 00:21:01,337
‫ظاهراً من یک فاجعۀ اخلاقی
‫و یک تومور بدخیم‌ام.

497
00:21:01,434 --> 00:21:02,812
‫می‌خوام اون یکی روت
‫رو هم بهشون نشون بدم.

498
00:21:02,899 --> 00:21:05,343
‫نه. دارن از شاهدین
‫تحت تأثیرِ من شهادت می‌گیرن.

499
00:21:05,429 --> 00:21:08,054
‫تو روی هیچ شاهدی
‫بیشتر از من تأثیر نذاشتی.

500
00:21:08,156 --> 00:21:09,514
‫تغییری توی نتیجه وارد نمی‌کنه.

501
00:21:09,632 --> 00:21:11,467
‫می‌خوام شهادت بدم.

502
00:21:16,319 --> 00:21:19,776
‫باشه. کوتاه و خلاصه.

503
00:21:19,845 --> 00:21:21,682
‫چرا؟
‫جایی قرار داری باید بری؟

504
00:21:21,770 --> 00:21:23,854
‫رستوران "جین و جورجتی" خیلی خوب می‌شه.

505
00:21:23,943 --> 00:21:26,141
‫تصمیم گرفتم که
‫استیک بره دوبله سفارش بدم

506
00:21:26,258 --> 00:21:27,785
‫"،به‌جای "بیف اِن بروشت

507
00:21:27,874 --> 00:21:29,854
‫".و صد در صد "چیکن الا جو

508
00:21:29,943 --> 00:21:33,680
‫،حرف‌های من شاید تفاوتی ایجاد نکنن
‫ولی باز احتمالش هست.

509
00:21:34,084 --> 00:21:36,105
‫چرا می‌خوای زود و عجله‌ای جمعش کنم؟

510
00:21:36,225 --> 00:21:38,649
‫مگه این‌که اصلاً نظر اونا برات مهم نباشه

511
00:21:38,777 --> 00:21:41,336
‫،چون حق با کوپره

512
00:21:42,017 --> 00:21:43,946
‫تو واقعاً یه نقشه‌ای تو سرت داری.

513
00:21:48,524 --> 00:21:51,744
‫مأمور کین، شما مشخصه‌نویس جنایی هستید، درسته؟

514
00:21:52,149 --> 00:21:53,074
‫بله.

515
00:21:53,164 --> 00:21:55,048
‫شاگرد اول کلاس‌تون در دانشکدۀ افسری؟

516
00:21:55,137 --> 00:21:58,092
‫تو یه کلاس ۲۰۰ نفری پونزدهم بودم.

517
00:21:58,189 --> 00:22:01,799
‫طوری آموزش دیدید که
‫مثل مجرمین فکر کنید.

518
00:22:02,683 --> 00:22:04,135
‫توسط بهترین اساتید.

519
00:22:05,759 --> 00:22:07,385
‫مشخصۀ منُ بنویسید.

520
00:22:22,170 --> 00:22:23,781
‫تو یک فراری‌ای.

521
00:22:26,071 --> 00:22:28,377
‫زندگیت هم مثل فراری‌هاست.

522
00:22:28,627 --> 00:22:31,677
‫فانی. زودگذر. بی‌ثبات.

523
00:22:34,708 --> 00:22:38,846
‫همچین دقیقاً هم همین‌طوری
‫با تمام دنیا برخورد می‌کنی...

524
00:22:41,801 --> 00:22:45,288
‫در رویارویی‌های کوتاه، خلاصه و زودگذر.

525
00:22:48,071 --> 00:22:51,747
‫می‌گم "همچین" چون
‫برخوردت با من این‌طوری نیست.

526
00:22:53,774 --> 00:22:55,560
‫با من...

527
00:22:56,694 --> 00:22:58,452
‫بادوامی...

528
00:23:01,686 --> 00:23:03,300
‫دائمی‌ای.

529
00:23:04,130 --> 00:23:05,987
‫مردم دنیا فکر می‌کنن که تو آدم بدی هستی

530
00:23:06,075 --> 00:23:08,950
‫چون یه کارهای وحشتناکی کردی.

531
00:23:10,470 --> 00:23:12,553
‫ولی من معتقدم که تو آدم خوبی هستی

532
00:23:12,662 --> 00:23:15,521
‫باوجود اعمال وحشتناکی که ازت سر زده.

533
00:23:16,069 --> 00:23:17,892
‫و می‌دونم که امروز به‌دلیل

534
00:23:17,981 --> 00:23:19,719
‫اون اعمال وحشتناک اینجا حاضر نشدی.

535
00:23:19,807 --> 00:23:22,908
‫امروز به‌خاطر عشق اینجایی.

536
00:23:23,160 --> 00:23:25,900
‫عشق تو رو از زیر سایه‌ها کشید بیرون.

537
00:23:26,618 --> 00:23:30,041
‫عشق تو رو برد توی اون خیابونی
‫که توش دستگیر شدی.

538
00:23:30,506 --> 00:23:34,389
‫،و نه صرفاً عشق یک پدر به دخترش

539
00:23:34,780 --> 00:23:35,996
‫بلکه عشق به انجام کاری

540
00:23:36,084 --> 00:23:38,000
‫که معتقدی حق و درسته.

541
00:23:39,586 --> 00:23:43,037
‫و لزوماً هم واسه خودت نه، بلکه...

542
00:23:44,009 --> 00:23:47,060
‫کاری که به نفع دنیای بزرگ اطراف‌مونه.

543
00:23:49,237 --> 00:23:52,662
‫دنیایی که با تمام وجودت دوستش داری.

544
00:23:57,916 --> 00:24:00,651
‫ولی من نمی‌تونم هیچ‌کدوم
‫از اینا رو بهتون بگم.

545
00:24:01,428 --> 00:24:03,698
‫اون اعلام گناهکاری کرد تا نذاره

546
00:24:03,786 --> 00:24:07,007
‫از چندین و چند کارهای خوبی
‫،که انجام داده براتون تعریف کنم

547
00:24:07,181 --> 00:24:09,491
‫،چون اگه بگم
‫،واسه خودم بد می‌شه

548
00:24:10,024 --> 00:24:14,037
‫برای حرفه‌م، برای وجهه‌م.

549
00:24:15,181 --> 00:24:19,710
‫،برای گرامی‌داشتِ من
‫خودش رو تحت اراده و بخشش شما قرار داده.

550
00:24:23,322 --> 00:24:25,494
‫پس برای گرامی‌داشتِ خودش

551
00:24:27,730 --> 00:24:29,459
‫باید ازتون خواهش کنم که

552
00:24:30,867 --> 00:24:33,425
‫شما هم در عوض بخشنده باشید.

553
00:24:42,125 --> 00:24:44,494
‫به‌خاطر تو، هنوز جون هزار نفر در خطره.

554
00:24:44,582 --> 00:24:46,289
‫ما مردی که دخترت رو
‫تهدید کرده بودُ پیدا کردیم.

555
00:24:46,376 --> 00:24:48,057
‫پول گروگانگیری رو دادم
‫ولی کد تأیید

556
00:24:48,143 --> 00:24:49,157
‫باز کردن سرورها رو بهم نداد.

557
00:24:49,245 --> 00:24:50,481
‫چرا؟ چون شما رفتید دنبالش.

558
00:24:50,568 --> 00:24:51,605
‫،الان رفتیم آپارتمان گروموف

559
00:24:51,692 --> 00:24:53,283
‫و پلاک ماشینش رو
‫برای تمامی واحدها فرستادیم.

560
00:24:53,370 --> 00:24:54,763
‫،حتماً خود طرف، کامپیوتر

561
00:24:54,851 --> 00:24:56,285
‫و کد تأییدی که روش هست رو پیدا می‌کنیم.

562
00:24:56,371 --> 00:24:57,438
‫ضرب‌العجلش سه ساعت دیگه‌ست.

563
00:24:57,524 --> 00:24:59,245
‫بعداً می‌تونیم درمورد این‌که چطوری
‫درگیر این آشفته‌بازار شدیم بحث کنیم.

564
00:24:59,332 --> 00:25:01,020
‫ولی فعلاً، می‌خوام کمک‌مون کنی
‫که خودمونُ ازش نجات بدیم.

565
00:25:01,107 --> 00:25:02,334
‫خب، کمک می‌کنم که
‫،از این بدبختی در بیایم

566
00:25:02,420 --> 00:25:04,153
‫ولی این‌که چطوری درگیرش شدیم
‫دیگه بحثی توش نیست.

567
00:25:04,240 --> 00:25:05,797
‫همه‌ش تقصیر خودتونه.

568
00:25:08,410 --> 00:25:10,921
‫کوپر هستم.
‫آرام، صدات رو بلندگوئه.

569
00:25:11,009 --> 00:25:12,785
‫هیچ اثری از کامپیوترش اینجا نیست.

570
00:25:12,873 --> 00:25:14,951
‫از رمز یا کد تأییدی که

571
00:25:15,038 --> 00:25:16,641
‫- بتونه بدافزاره رو غیرفعال کنه هم خبری نیست؟
‫- اصلاً.

572
00:25:16,728 --> 00:25:18,050
‫،فقط دانگل انتقال داده‌ش هست

573
00:25:18,138 --> 00:25:19,840
‫که به فرض من برای لپتاپش
‫استفاده می‌کنه.

574
00:25:19,928 --> 00:25:21,993
‫دانگل انتقاله.
‫شماره سریال روش داره؟

575
00:25:22,079 --> 00:25:23,769
‫آره دیگه.
‫واقعاً هوشمندانه بود.

576
00:25:23,857 --> 00:25:25,382
‫شماره سریال کامپیوتر و

577
00:25:25,469 --> 00:25:27,375
‫شرکت سازنده‌ش رو شناسایی می‌کنه.

578
00:25:27,463 --> 00:25:30,370
‫،باشه. اگه بدستش بیاریم
‫می‌تونیم از طریق نرم‌افزار

579
00:25:30,458 --> 00:25:32,137
‫عیب‌شناسی از راه دور شرکت
‫به کامپیوتره وصل شیم.

580
00:25:32,223 --> 00:25:33,340
‫که به محض روشن‌شدنِ کامپیوتر

581
00:25:33,427 --> 00:25:34,851
‫بهمون یه آدرس آی‌پی می‌ده.

582
00:25:34,940 --> 00:25:35,964
‫پیدات کردم.

583
00:25:36,052 --> 00:25:37,713
‫،شماره سریال رو پیدا کردم
‫نه "رت" رو.

584
00:25:37,799 --> 00:25:39,030
‫به تیم ضربت بگو که
‫،در محل بمونه

585
00:25:39,118 --> 00:25:40,856
‫بعد برگرد اینجا و
‫کار هک کامپیوتره رو شروع کن.

586
00:25:40,942 --> 00:25:42,206
‫،به محض این‌که اون کامپیوتر روشن بشه

587
00:25:42,293 --> 00:25:43,825
‫می‌خوام بتونم که پیداش کنم.

588
00:25:44,743 --> 00:25:47,789
‫آقای سیما، مباحثۀ نهایی‌تون؟

589
00:25:53,286 --> 00:25:54,808
‫شما خودتون شهادت

590
00:25:54,896 --> 00:25:56,026
‫در رابطه با وسعت

591
00:25:56,114 --> 00:25:57,852
‫،امپراتوری جنایی مدعی‌علیه رو شنیدید

592
00:25:58,026 --> 00:25:59,740
‫به‌علاوۀ درد و رنجی که

593
00:25:59,829 --> 00:26:00,869
‫جنایت‌هاش متحمل کرده.

594
00:26:00,957 --> 00:26:02,088
‫پس اعدامش کنید بره دیگه!

595
00:26:02,176 --> 00:26:04,393
‫- من رو، نه ایشون.
‫- خانم قاضی...

596
00:26:04,480 --> 00:26:06,478
‫آقای ردینگتون، الان
‫نوبت شما هم می‌رسه.

597
00:26:06,566 --> 00:26:10,446
‫بله، ولی همین‌طور که می‌خوام
‫،حرف‌های آقای سیما رو انعکاس بدم

598
00:26:10,534 --> 00:26:12,281
‫گفتم شاید بهتر باشه
‫سریع از حرفش رد شیم.

599
00:26:12,369 --> 00:26:14,385
‫ایشون خواستار حکم اعدام هستن.

600
00:26:14,473 --> 00:26:15,907
‫شما هم می‌خواید اینُ انعکاس بدید؟

601
00:26:15,995 --> 00:26:17,141
‫بله.

602
00:26:17,275 --> 00:26:20,453
‫یکی از مشخصه‌های من که از

603
00:26:20,541 --> 00:26:24,710
‫مشخصه‌نویسیِ بی‌نظیر
‫مأمور کین جا موند، مثبت‌اندیشی‌مه.

604
00:26:24,950 --> 00:26:27,959
‫امید برای فردایی بهتر.

605
00:26:28,141 --> 00:26:31,751
‫سیاحتی صحرایی در کویر شنی وهیبه.

606
00:26:31,839 --> 00:26:35,153
‫سواری در کنار گاوچران‌های پاتاگونیا.

607
00:26:35,292 --> 00:26:37,648
‫هیچ‌کدوم از این‌ها امکان‌پذیر نیست

608
00:26:37,736 --> 00:26:39,742
‫اگه حکم حبس ابد برام بریده بشه.

609
00:26:39,830 --> 00:26:42,078
‫،در اون صورت جای هیچ امیدی نیست
‫،و بدون امید

610
00:26:42,222 --> 00:26:44,105
‫جای هیچ زندگی‌کردنی نیست.

611
00:26:44,194 --> 00:26:47,334
‫حتی لذت پریدن وسط حرف‌های آقای سیما

612
00:26:47,422 --> 00:26:49,625
‫،هم به‌درد نمی‌خوره
‫فقط مختصر و مفیدتر.

613
00:26:49,712 --> 00:26:52,710
‫همون‌طور که همه روش
‫،اتفاق نظر داریم من باید اعدام بشم

614
00:26:52,905 --> 00:26:56,438
‫دیگه حس می‌کنم باید
‫سریع جمعش کنیم بریم، مگه نه؟

615
00:26:56,659 --> 00:26:57,934
‫چی پیدا کردید؟

616
00:26:58,022 --> 00:26:59,762
‫همون آدمی که می‌خواید
‫توی ماشینی دنبالشید.

617
00:26:59,849 --> 00:27:01,116
‫تیم جرم‌شناسی اومده؟

618
00:27:01,204 --> 00:27:02,863
‫همه‌چیز بسته‌بندی‌شده
‫و برچسب خورده.

619
00:27:02,952 --> 00:27:04,618
‫اینم از لیست مدارک.

620
00:27:06,088 --> 00:27:07,307
‫لپ‌تاپی در کار نیست.

621
00:27:08,797 --> 00:27:10,663
‫کار اون لینک هکی که برای

622
00:27:10,751 --> 00:27:12,386
‫- کامپیوتر گروموف نصب می‌کردی به کجا رسید؟
‫- کارش تمومه.

623
00:27:12,474 --> 00:27:14,452
‫،همین که روشنش کنه
‫باید موقعیتش رو برام بفرسته.

624
00:27:14,540 --> 00:27:15,942
‫مأمور رسلر. خبری نشد؟

625
00:27:16,029 --> 00:27:17,772
‫گروموف مُرده. به سرش شلیک شده.

626
00:27:17,861 --> 00:27:19,575
‫کار هر کسی که بوده
‫لپ‌تاپ رو هم با خودش برده.

627
00:27:19,663 --> 00:27:21,598
‫- کریپتوبانکر؟
‫- ممکنه. ممکنه کار هر کسی باشه.

628
00:27:21,687 --> 00:27:23,169
‫،چه زنده چه مُرده
‫اون سیگنال هنوزم

629
00:27:23,257 --> 00:27:24,393
‫سر زمان ضرب‌العجل
‫می‌رسه به بدافزار.

630
00:27:24,480 --> 00:27:25,965
‫،اون کامپیوتره دست هر کسی که هست
‫به محض این‌که روشنش کنه

631
00:27:26,052 --> 00:27:28,220
‫- ردش رو می‌زنیم.
‫- آره، "اگه" روشنش کنه.

632
00:27:28,307 --> 00:27:30,035
‫ضرب‌العجلش ۹۰ دقیقه دیگه‌ست.
‫برگردید اینجا.

633
00:27:30,124 --> 00:27:31,169
‫باشه.

634
00:27:56,216 --> 00:27:58,270
‫ردینگتون! بریم.

635
00:27:58,359 --> 00:28:00,979
‫رئیس زندان آماده‌ی دیدنته.

636
00:28:11,477 --> 00:28:13,520
‫مایکل گفت تصمیم گرفتی
‫از اون عقلت استفاده کنی

637
00:28:13,608 --> 00:28:14,947
‫و به برقراری صلح کمک کنی.

638
00:28:15,035 --> 00:28:16,723
‫آره. یه فکرایی داشتم براش.

639
00:28:16,812 --> 00:28:18,588
‫نظرت چیه؟

640
00:28:19,050 --> 00:28:21,081
‫چه حیوونی داری واسه خودت.

641
00:28:21,170 --> 00:28:22,310
‫این "دوک"‌‍ه.

642
00:28:22,396 --> 00:28:25,036
‫منُ یاد یه هاپویی می‌ندازه که
‫بچه که بودم

643
00:28:25,123 --> 00:28:26,592
‫انتهای خیابون زندگی می‌کرد.

644
00:28:26,679 --> 00:28:28,638
‫خیلی دمدمی‌مزاج بود.

645
00:28:28,877 --> 00:28:31,783
‫،یه روز ماچ آبدار می‌کرد
‫یه‌روز گاز می‌گرفت.

646
00:28:31,870 --> 00:28:33,567
‫،ساعت پنج با خانمم قرار دارم

647
00:28:33,654 --> 00:28:36,264
‫- پس بگو ببینم...
‫- شنیدم می‌رید مشاور خانواده.

648
00:28:36,398 --> 00:28:39,400
‫باید خیلی کار سختی باشه.

649
00:28:39,794 --> 00:28:41,170
‫نظرت چیه؟

650
00:28:41,257 --> 00:28:44,983
‫خب، اولاً، دو تا از زندانی‌ها

651
00:28:45,070 --> 00:28:46,752
‫برای این مذاکرات الزامین...

652
00:28:46,972 --> 00:28:49,595
‫".وانته جونز" و "وگا مانترو"

653
00:28:49,697 --> 00:28:51,312
‫هیچ‌کدوم‌شون واسه
‫رختشوخانه کار نمی‌کنن.

654
00:28:51,399 --> 00:28:53,466
‫،ولی جفت‌شون قبلاً اونجا کار کردن

655
00:28:53,553 --> 00:28:56,571
‫و برداشت دقیق و در عین حال
‫کاربردی‌ای از مسئله دارن.

656
00:28:56,659 --> 00:29:00,117
‫و تمام طرفین ماجرا
‫به جفت‌شون اعتماد دارن.

657
00:29:00,204 --> 00:29:01,800
‫به‌نظر من باید اونا
‫رو هم وارد این قضیه کنیم.

658
00:29:01,886 --> 00:29:03,096
‫دیرم شده. باید بمونه واسه بعد.

659
00:29:03,184 --> 00:29:05,369
‫بی‌خیال دیگه، جیم.
‫خودت کمکِ منُ خواستی.

660
00:29:05,456 --> 00:29:07,421
‫مگه... ده دقیقه بیشتر طول می‌کشه؟

661
00:29:07,508 --> 00:29:09,693
‫برای جلوگیری از حملۀ رختشوخانه؟

662
00:29:13,030 --> 00:29:14,029
‫لورتا...

663
00:29:14,117 --> 00:29:16,582
‫"وانته جونز" و "وگا مانترو"
‫رو بفرست بیان اینجا.

664
00:29:16,669 --> 00:29:18,815
‫صدات نمیاد، جیم. خط تلفنه باز.

665
00:29:18,916 --> 00:29:20,700
‫انگار صدات از زیر آب میاد.

666
00:29:21,751 --> 00:29:25,709
‫"وانته جونز" و "وگا مانترو"
‫رو بفرست بیان اینجا.

667
00:29:27,355 --> 00:29:29,955
‫خدای من، این شاخ‌چنگالی رو نگاه.

668
00:29:30,043 --> 00:29:31,419
‫تیزبینی.

669
00:29:31,507 --> 00:29:32,947
‫اکثر افراد فرق بین

670
00:29:33,034 --> 00:29:34,521
‫گونه‌های مختلف بز کوهی
‫رو تشخیص نمی‌دن.

671
00:29:34,608 --> 00:29:36,436
‫پسر، خیلی خوشگله.

672
00:29:36,690 --> 00:29:38,250
‫این بز چمنزاری رو که می‌بینی

673
00:29:38,338 --> 00:29:40,588
‫رو توی دشت داکوتا
‫با تیر کمان شکار کردم.

674
00:29:40,977 --> 00:29:42,917
‫ترکیب ۳۴ اینچی.

675
00:29:43,022 --> 00:29:45,661
‫"،رکورد ایالتی شاخ‌چنگالیِ "پوپ اَند یانگ

676
00:29:45,748 --> 00:29:47,270
‫اگه البته بدونی چی هست.

677
00:29:47,629 --> 00:29:49,411
‫نمرۀ ۹۰ آوردم و...

678
00:30:00,211 --> 00:30:02,776
‫مرسی، باب.
‫از اینجا به بعد با خودم.

679
00:30:02,959 --> 00:30:04,569
‫جیم؟

680
00:30:04,657 --> 00:30:07,309
‫بچه‌ها اومدن.
‫بفرستم‌شون داخل؟

681
00:30:10,190 --> 00:30:11,590
‫جیم؟

682
00:30:12,769 --> 00:30:14,499
‫جیم!

683
00:30:15,106 --> 00:30:16,397
‫بفرست‌شون تو.

684
00:30:16,487 --> 00:30:18,026
‫باشه!

685
00:30:18,164 --> 00:30:19,526
‫برید تو، پسرا.

686
00:30:24,784 --> 00:30:27,196
‫- سگه چش شده؟
‫- عینِ چی نئشه‌ست.

687
00:30:27,288 --> 00:30:29,408
‫اگه این کارمون قرار باشه جواب بده
‫فقط حدود ده دقیقه وقت داریم.

688
00:30:29,497 --> 00:30:31,323
‫چسب و مو کجاست؟

689
00:30:36,901 --> 00:30:39,130
‫یکی باید رئیس زندان رو لخت کنه.

690
00:30:39,600 --> 00:30:41,311
‫داوطلبی نبود؟

691
00:30:46,186 --> 00:30:49,112
‫شرکت تأیید کرد که
‫بیشتر از ۱۸ هزار بیمار

692
00:30:49,243 --> 00:30:51,349
‫،تنظیم‌کننده‌هاشون رو برداشتن

693
00:30:51,439 --> 00:30:53,206
‫ولی هنوز اکثریت بیماران به‌خاطر

694
00:30:53,295 --> 00:30:55,088
‫حملۀ بدافزاری که

695
00:30:55,178 --> 00:30:56,571
‫به سرورهای شرکت شده در خطر هستن.

696
00:30:56,659 --> 00:30:58,833
‫سهام شرکت پیرسون دیاگنوستیکز

697
00:30:58,923 --> 00:31:00,171
‫،با اخبار عزل به‌شدت کاهش پیدا کرد

698
00:31:00,260 --> 00:31:03,007
‫اما مدیرعامل شرکت، مت پیرسون
‫می‌گه که تنها نگرانی‌ش

699
00:31:03,097 --> 00:31:05,350
‫سلامتی بیمارانش‌‍ه.

700
00:31:05,473 --> 00:31:06,843
‫سی و دو دقیقه مونده.

701
00:31:06,933 --> 00:31:08,676
‫حتی با آدرس آی‌پی هم
‫هیچ تضمینی وجود نداره که

702
00:31:08,764 --> 00:31:10,254
‫بتونیم سر وقت به کامپیوتره برسیم

703
00:31:10,343 --> 00:31:11,967
‫تا بدافزار رو غیرفعال کنیم.

704
00:31:13,200 --> 00:31:14,986
‫یه مشکلی دارم...

705
00:31:15,347 --> 00:31:16,994
‫و یک فرصت عالی.

706
00:31:17,378 --> 00:31:19,142
‫نباید می‌اومدی اینجا.

707
00:31:19,801 --> 00:31:23,241
‫یکی از مشتری‌ها باعث دردسر شد.

708
00:31:23,560 --> 00:31:25,280
‫مشکل‌مون اینه.

709
00:31:25,516 --> 00:31:26,869
‫این هم...

710
00:31:28,825 --> 00:31:30,527
‫اون فرصت عالیه.

711
00:31:33,435 --> 00:31:35,450
‫این رقم رو نمی‌تونم هندل کنم.

712
00:31:35,622 --> 00:31:38,130
‫نمی‌گم که با مقیاس متغیر انجامش بدی.

713
00:31:38,249 --> 00:31:41,510
‫دارم بهت ۴۰ درصد کُل مبلغ
‫رو پیشنهاد می‌کنم.

714
00:31:42,257 --> 00:31:44,047
‫حالا می‌تونی هندلش کنی؟

715
00:31:46,362 --> 00:31:49,129
‫خیله‌خب، خودشه.
‫کامپیوتره‌ست، روشن شد.

716
00:31:49,483 --> 00:31:50,653
‫آدرسش رو پیدا کردی؟

717
00:31:50,740 --> 00:31:53,418
‫برنامۀ عیب‌شناسی داره بالا میاد.

718
00:31:53,550 --> 00:31:56,000
‫یالا. بدو! بدو.

719
00:31:56,087 --> 00:31:58,410
‫می‌خوای بیست سال دیگه از
‫،عمرت رو هم توی این سورخ‌موش بگذرونی

720
00:31:58,496 --> 00:32:01,637
‫یه ساعت طلا و بیمه بازنشستگی‌ای
‫بگیری که از پس هزینه‌ش بر نمیای؟

721
00:32:01,723 --> 00:32:04,561
‫- این شانسیه که در خونه‌مونُ زده.
‫- مشتری چی؟

722
00:32:04,648 --> 00:32:07,495
‫این اصلاً قابل ردیابی نیست.
‫نه بیت‌کوینش، نه مشتری.

723
00:32:07,581 --> 00:32:10,312
‫اینُ پولشویی کن و طرز زندگی‌ای
‫که بث بهش عادت داره هست؟

724
00:32:10,400 --> 00:32:12,497
‫می‌تونه دوبله‌ش رو تجربه کنه

725
00:32:12,726 --> 00:32:14,276
‫خب، خودشه. پیدا کردم.

726
00:32:14,361 --> 00:32:16,601
‫آدرس آی‌پیش متعلق به
‫،نخستین بانک مریلنده

727
00:32:16,687 --> 00:32:17,982
‫خیابان ۳۹۹ شمالی.

728
00:32:18,067 --> 00:32:20,191
‫و، صبر کنید.
‫می‌دونم دستِ کیه.

729
00:32:20,277 --> 00:32:22,604
‫با نرم‌افزار عیب‌شناسی
‫یه اسکرین‌شات

730
00:32:22,688 --> 00:32:24,158
‫از وب‌کمش گرفتم.

731
00:32:24,243 --> 00:32:26,944
‫گروموف می‌میره.
‫کامپیوترش سر از یه بانک در میاره.

732
00:32:27,030 --> 00:32:28,603
‫من که می‌گم داریم الان
‫به کریپتوبانکر نگاه می‌کنیم.

733
00:32:28,739 --> 00:32:30,464
‫آرام، عکسه رو برای
‫،تیم امنیتی بانک ارسال کن

734
00:32:30,549 --> 00:32:32,732
‫بعد با رسلر و نوانی برید اونجا.

735
00:32:32,818 --> 00:32:34,305
‫نیم ساعت وقت دارید.

736
00:32:38,626 --> 00:32:41,515
‫،ببینید، آقای ردینگتون
‫نمی‌خوام نفوس بد بزنما.

737
00:32:41,671 --> 00:32:44,074
‫ولی فکر نکنم این همون‌طوری
‫که انتظار داشتید پیش رفته باشه.

738
00:32:44,160 --> 00:32:46,040
‫چیزی نمی‌شه.

739
00:32:46,299 --> 00:32:48,777
‫اکثر مردم خیلی دقت نمی‌کنن.

740
00:32:48,864 --> 00:32:50,657
‫اصولاً چیزی رو می‌بینن
‫که خودشون می‌خوان ببینن.

741
00:32:50,845 --> 00:32:53,095
‫با کلاه و عینک، درست می‌شه.

742
00:32:53,748 --> 00:32:55,918
‫ولی یعنی کُل نقشه همینه؟

743
00:32:56,061 --> 00:32:57,996
‫تئاتر دبیرستانی؟

744
00:32:58,083 --> 00:33:00,678
‫پسر، الان ۲۸ تا نگهبان
‫اون بیرون پُست وایسادن.

745
00:33:00,766 --> 00:33:03,739
‫نیازی نیست که از ۲۸ تا نگهبان رد شم.

746
00:33:03,826 --> 00:33:05,406
‫فقط باید از دو سه‌تاشون رد شم.

747
00:33:05,493 --> 00:33:07,632
‫جیم، بهتره که عجله کنی.

748
00:33:07,719 --> 00:33:08,702
‫دیرت می‌شه‌ها.

749
00:33:08,790 --> 00:33:11,194
‫کانی دوباره مجبورت می‌کنه
‫رو کاناپه بخوابی‌ها.

750
00:33:11,605 --> 00:33:12,859
‫اومدم.

751
00:33:13,201 --> 00:33:14,342
‫صدات نمیاد.

752
00:33:14,430 --> 00:33:16,044
‫گفتم اومدم.

753
00:33:16,238 --> 00:33:18,763
‫یه شیرکاکائو از دستگاه برام می‌گیری؟

754
00:33:18,850 --> 00:33:21,445
‫- قند خونم افتاده.
‫- باوشه، جیم.

755
00:33:24,797 --> 00:33:28,912
‫دستاتون رو به میله‌های پنجره دستبند بزنید.

756
00:33:28,999 --> 00:33:31,127
‫،بگید تهدید به مرگ کردم‌تون

757
00:33:31,313 --> 00:33:33,317
‫و مجبورتون کردم که همکاری کنید.

758
00:33:35,681 --> 00:33:37,269
‫چه شکلی شدم؟

759
00:33:38,018 --> 00:33:39,764
‫نمی‌خواد جواب بدین.

760
00:33:40,056 --> 00:33:42,008
‫خیله‌خب، بریم، دوک.
‫دیگه باید بیدار شی.

761
00:33:42,120 --> 00:33:43,677
‫بریم، پسرم.

762
00:33:54,647 --> 00:33:55,865
‫ببخشید. چی کار کرد؟

763
00:33:55,950 --> 00:33:58,121
‫از هیئت‌منصفه خواست که
‫حکم اعدامش رو بدن.

764
00:33:58,207 --> 00:34:00,374
‫حتی یه‌ذره هم تلاش نکرد
‫که حبس ابد بگیره.

765
00:34:00,460 --> 00:34:01,727
‫چرا؟ چی گفت؟

766
00:34:01,811 --> 00:34:03,131
‫گفت که
‫،اگه حبس ابد براش ببُرن

767
00:34:03,215 --> 00:34:04,864
‫دیگه دلیلی برای زندگی‌کردن نداره.

768
00:34:04,947 --> 00:34:07,244
‫ببین، می‌دونم فکر می‌کنی
‫،یه نقشه‌ای تو سرش داره

769
00:34:07,366 --> 00:34:10,250
‫ولی نمی‌دونم والا.
‫یه جای قضیه می‌لنگه.

770
00:34:10,333 --> 00:34:12,458
‫- باهاش صحبت کردی؟
‫- ".الان اومدم زندان "کولتن

771
00:34:12,573 --> 00:34:15,054
‫می‌رم ببینم قضیه دقیقاً چیه.

772
00:34:24,945 --> 00:34:27,280
‫الیزابت کین هستم
‫اومدم ملاقاتِ ریموند ردینگتون.

773
00:34:27,750 --> 00:34:29,009
‫اینجا رو امضاء کنید.

774
00:34:29,412 --> 00:34:31,316
‫الان پیش رئیس زندان هستن.

775
00:34:31,401 --> 00:34:32,481
‫من می‌برمش، فرانک.

776
00:34:53,989 --> 00:34:58,104
‫یعنی چی... یا اسطوخودوس!

777
00:34:59,491 --> 00:35:00,812
‫جیم؟

778
00:35:01,450 --> 00:35:03,016
‫جیم!

779
00:35:14,177 --> 00:35:16,175
‫تو بمون. بشین.

780
00:35:19,063 --> 00:35:21,188
‫دمبه، ده ثانیه دیگه می‌رسم.

781
00:35:21,299 --> 00:35:23,608
‫ریموند، باید سریع‌تر بیای.

782
00:35:50,947 --> 00:35:52,324
‫ریموند، نگهبان‌ها.

783
00:35:56,098 --> 00:35:57,826
‫برو، برو! برو، برو!

784
00:36:00,361 --> 00:36:02,405
‫صبر کن!

785
00:36:02,493 --> 00:36:04,493
‫باید سریع کنسلش کنی.
‫به رگبار می‌بندنت!

786
00:36:04,581 --> 00:36:05,781
‫- نه، از پسش بر میایم.
‫- نه.

787
00:36:06,171 --> 00:36:07,852
‫برو! برو!

788
00:37:00,640 --> 00:37:02,071
‫مأمور رسلر هستم از پلیس فدرال.

789
00:37:02,158 --> 00:37:03,621
‫دان سیمونز.
‫تلفنی با هم صحبت کردیم.

790
00:37:03,748 --> 00:37:05,248
‫مظنون‌تون تو طبقۀ دومه.

791
00:37:05,335 --> 00:37:07,425
‫،طبق توصیه‌تون
‫تماسی باهاش برقرار نکردیم.

792
00:37:12,428 --> 00:37:14,447
‫این صدای کشتی‌‍ته که داره میاد.

793
00:37:15,423 --> 00:37:17,434
‫نمی‌تونم کاری کنم که همچین واریزیِ زیادی
‫وارد حساب‌کتاب‌ها نشه.

794
00:37:17,520 --> 00:37:18,932
‫،تا موقعی که وارد دفترها بشه

795
00:37:19,169 --> 00:37:21,360
‫دیگه توی جزیره‌ی انتخابیِ خودت هستی.

796
00:37:24,840 --> 00:37:26,562
‫در آخر سمت چپ.

797
00:37:33,153 --> 00:37:34,656
‫پلیس فدرال. دستا بالا. لپ‌تاپه، کجاست؟

798
00:37:34,754 --> 00:37:36,047
‫هی، هی، هی.

799
00:37:36,132 --> 00:37:37,468
‫اونجاست بابا.
‫همون‌جاست.

800
00:37:37,553 --> 00:37:39,234
‫دستات رو جایی نگه دار که معلوم باشن.

801
00:37:39,319 --> 00:37:40,999
‫ساک رو بذار زمین.
‫و دستات رو از توی ساک در بیار.

802
00:37:41,083 --> 00:37:42,807
‫- همین جا.
‫- هر کاری خانم می‌گه بکنید، آقا. نکن!

803
00:37:42,892 --> 00:37:44,185
‫- لطفاً نکن!
‫- دستات رو از ساک دور کن!

804
00:37:44,270 --> 00:37:45,388
‫- خیلی آروم.
‫- تفنگ!

805
00:37:48,950 --> 00:37:50,279
‫می‌خواست به ثمر شلیک کنه.

806
00:37:50,364 --> 00:37:51,947
‫- باشه، آرام.
‫- تفنگ در آورد.

807
00:37:52,032 --> 00:37:53,500
‫دستات رو بالا نگه دار.
‫دستات رو بالا نگه دار.

808
00:37:53,584 --> 00:37:55,151
‫کامپیوتر، آرام.

809
00:37:55,237 --> 00:37:57,076
‫بدو. کد تأیید رو لازم داریم.

810
00:37:57,162 --> 00:37:58,372
‫باشه.

811
00:37:58,458 --> 00:38:01,126
‫ببینم... حالش خوب می‌شه؟

812
00:38:01,213 --> 00:38:02,841
‫این چیزیش نمی‌شه
‫ولی هزار نفر دیگه می‌میرن

813
00:38:02,925 --> 00:38:03,999
‫اگه کد تأیید رو تا

814
00:38:04,084 --> 00:38:05,261
‫دو دقیقۀ دیگه پیدا نکنی.

815
00:38:05,346 --> 00:38:06,287
‫،کامپیوتره پیشش بوده

816
00:38:06,373 --> 00:38:08,476
‫پس مسلماً پسوردش رو می‌دونه

817
00:38:09,326 --> 00:38:10,835
‫اون پسورد رو باید بهم بگه

818
00:38:13,820 --> 00:38:17,494
‫"A-star-۷-H-۳۴-A"!

819
00:38:20,308 --> 00:38:21,562
‫خب، آرام. حرف بزن.

820
00:38:21,647 --> 00:38:23,266
‫چی شده؟

821
00:38:23,447 --> 00:38:24,743
‫وای، پسر.

822
00:38:25,896 --> 00:38:28,039
‫یکی لطفاً سریع با پیرسون تماس بگیره.

823
00:38:30,180 --> 00:38:31,450
‫پیرسون هستم.

824
00:38:31,536 --> 00:38:33,550
‫آقای پیرسون، آرام مجتبایی هستم.

825
00:38:33,638 --> 00:38:34,828
‫فقط باید یه دقیقه بهم وقت بدید

826
00:38:34,914 --> 00:38:36,597
‫باشه، وقت‌مون داره تموم می‌شه.

827
00:38:42,377 --> 00:38:43,734
‫باشه، حله، گیرش آوردم.

828
00:38:43,820 --> 00:38:45,965
‫آقای پیرسون، الان یه کد تأیید بهتون می‌دم

829
00:38:46,051 --> 00:38:48,239
‫که باید توی صفحه‌ورودی
‫بدافزار اخاذی وارد کنید.

830
00:38:48,325 --> 00:38:51,388
‫نباید اشتباه وارد کنید
‫،یا رقمی رو جابه‌جا وارد کنید

831
00:38:51,474 --> 00:38:53,969
‫و گرنه ممکنه از بیرون قفل شیم
‫یا به یه پای‌پسی بخوریم...

832
00:38:54,055 --> 00:38:55,412
‫باشه، گرفتم.
‫شماره رو بگو.

833
00:38:55,498 --> 00:38:57,162
‫خب.
‫- ۷S

834
00:38:57,247 --> 00:38:58,647
‫۷S-...

835
00:38:58,733 --> 00:39:00,703
‫- ۸#۰...
‫- ۸#۰...

836
00:39:00,789 --> 00:39:03,677
‫- D۷D...
‫- D۷D...

837
00:39:03,763 --> 00:39:04,946
‫خیلی‌خب. وایسا، وایسا، وایسا.
‫صبر کن.

838
00:39:05,032 --> 00:39:06,607
‫،وایسا... فقط محض اطمینان

839
00:39:06,693 --> 00:39:09,672
‫مأمور رسلر، این حرف "O"ـه
‫یا عدد صفر؟

840
00:39:09,759 --> 00:39:11,423
‫- صفره.
‫- باشه، بزن.

841
00:39:11,510 --> 00:39:12,781
‫حالا. سریع اینتر کن.

842
00:39:16,068 --> 00:39:17,374
‫برگشتیم.

843
00:39:17,460 --> 00:39:20,720
‫مأمور مجتبایی، خیلی ممنونم.

844
00:39:21,676 --> 00:39:23,163
‫خواهش می‌کنم.

845
00:39:24,189 --> 00:39:26,534
‫آها، و اگه من جای شما باشم
‫تمام تنظیم‌کننده‌های تحت‌تأثیر

846
00:39:26,620 --> 00:39:27,915
‫رو دوباره از اول نصب می‌کنم

847
00:39:28,001 --> 00:39:29,662
‫حتی بااین‌که بدافزاره غیرفعال شده.

848
00:39:29,780 --> 00:39:31,023
‫و... لطفاً به جیمی هم بگو که

849
00:39:31,108 --> 00:39:32,544
‫حتماً اگه بخواد میام
‫کمکش می‌کنم که

850
00:39:32,629 --> 00:39:33,804
‫که دکوراسیون اتاقش رو عوض کنه.

851
00:39:33,890 --> 00:39:35,246
‫بهش می‌گم.

852
00:39:43,332 --> 00:39:45,347
‫می‌دونی، اگه بهم می‌گفتی که
‫،چه نقشه‌ای تو سرت داشتی

853
00:39:45,441 --> 00:39:47,663
‫پا نمی‌شدم بیام اینجا
‫و مانع کارت بشم.

854
00:39:47,859 --> 00:39:49,619
‫از "کریپتوبانکر" تعریف کن.

855
00:39:49,706 --> 00:39:52,323
‫،نه که حالا دیگه اهمیتی داشته باشه
‫ولی بازداشتش کردیم.

856
00:39:52,409 --> 00:39:54,173
‫اون توی قاهره

857
00:39:54,277 --> 00:39:56,545
‫با مردی کار کرده که
‫می‌تونه از سِر توطئه پرده برداره.

858
00:39:56,661 --> 00:39:58,711
‫چه فایده‌ای داره؟
‫تو که اعلامِ گناهکاری کردی.

859
00:39:58,798 --> 00:40:00,308
‫دمبه از یه تراکنشی که بین‌شون شده

860
00:40:00,435 --> 00:40:02,180
‫عکس گرفته.

861
00:40:02,397 --> 00:40:04,509
‫اونُ بگیر.
‫بهش نشون بده.

862
00:40:04,596 --> 00:40:07,214
‫وادارش کن بهت بگه
‫پول شستشوشده رو کجا فرستاده.

863
00:40:07,332 --> 00:40:09,643
‫یه شماره حسابی.
‫یه آدرسی.

864
00:40:09,730 --> 00:40:11,479
‫از مرد توی قاهره.

865
00:40:11,575 --> 00:40:14,178
‫همه‌چیز به پیدا کردنِ اون بستگی داره

866
00:40:17,639 --> 00:40:22,113
‫چیزی که توی مشخصه‌نویسی‌ت گفتی.
‫خیلی پرمهر بود.

867
00:40:25,209 --> 00:40:26,969
‫بیا دعا کنیم هیئت‌منصفه
‫هم پرمهر باشه.

868
00:40:43,684 --> 00:40:47,114
‫این گزارش تراکنش یک معاملۀ کاریه

869
00:40:47,205 --> 00:40:49,004
‫که بین تو و مردی توی قاهره صورت گرفته.

870
00:40:49,090 --> 00:40:52,133
‫یه سؤال درمورد این تراکنش ازت می‌پرسم.

871
00:40:52,273 --> 00:40:54,417
‫اگه صادقانه جواب بدی
‫منم به دادگستری می‌گم

872
00:40:54,503 --> 00:40:56,760
‫که اطلاعات حیاتی و مهمی
‫برای پلیس فدرال جور کردی.

873
00:40:56,846 --> 00:40:58,499
‫دارم بهت هدیه می‌دم.

874
00:40:58,622 --> 00:41:00,517
‫امیدوارم انقدری عقلت برسه
‫که دو دستی قبولش کنی.

875
00:41:00,603 --> 00:41:04,433
‫خانم مسئول، آیا هیئت‌منصفه
‫به حکم‌شون رسیدن؟

876
00:41:04,520 --> 00:41:05,788
‫بله، عالی‌جناب.

877
00:41:05,897 --> 00:41:07,512
‫من هیچ‌وقت هویت مشتری‌هام رو نمی‌پرسم.

878
00:41:07,684 --> 00:41:09,217
‫این گزارش نشون می‌ده که تو

879
00:41:09,303 --> 00:41:11,424
‫پنج میلیون دلار بیت‌کوین
‫براش پول‌شویی کردی.

880
00:41:11,516 --> 00:41:13,088
‫،پس شاید طرف رو نشناسی

881
00:41:13,173 --> 00:41:14,817
‫ولی می‌دونی پولش رو
‫به کدوم آدرس فرستادی.

882
00:41:14,934 --> 00:41:16,513
‫و سؤال منم همینه.

883
00:41:16,599 --> 00:41:19,217
‫پولش رو...
‫کجا فرستادی تحویل بگیره؟

884
00:41:19,439 --> 00:41:21,795
‫نمی‌تونم چیزی که نمی‌دونم رو بهت بگم

885
00:41:22,055 --> 00:41:24,387
‫واسه اون نفرستادمش.

886
00:41:24,552 --> 00:41:27,034
‫من باید مرد توی قاهره رو پیدا کنم.

887
00:41:27,909 --> 00:41:30,173
‫آقای ردینگتون، لطفاً برخیزید.

888
00:41:31,008 --> 00:41:34,470
‫خانم مسئول، آیا هیئت‌منصفه بر این باوره

889
00:41:34,557 --> 00:41:37,257
‫که مدعی‌علیه مستحقِ حکم اعدامه؟

890
00:41:38,847 --> 00:41:40,201
‫بله.

891
00:41:42,086 --> 00:41:44,569
‫کیفیات مخففه‌ای" هم در نظر گرفتید؟"
‫شرایطی‌ست که در صورت ارتکاب جرم در آن شرایط ]
‫[ .موجبات تخفیف مجازات مجرم را فراهم می‌آورد

892
00:41:44,660 --> 00:41:46,046
‫خیر.

893
00:41:46,606 --> 00:41:48,902
‫عالی‌جناب درخواست دارم که

894
00:41:48,987 --> 00:41:51,810
‫توصیۀ هیئت‌منصفه رو در نظر نگیرید.

895
00:41:51,966 --> 00:41:54,840
‫این توصیۀ خودتون بهشون بود.

896
00:41:55,392 --> 00:41:56,751
‫لحظه‌ای از خود بی‌خود شدم.

897
00:41:56,837 --> 00:41:59,331
‫یا که امیدوار بودین تا الان دیگه فرار کرده باشین؟

898
00:41:59,503 --> 00:42:02,057
‫آدم بدون امید، ناامید و مأیوسه.

899
00:42:03,384 --> 00:42:06,347
‫من توصیۀ هیئت‌منصفه رو قبول می‌کنم.

900
00:42:06,549 --> 00:42:09,073
‫بر اساس جرم‌هایی که بهشون
‫،اعلامِ گناهکاری کردید

901
00:42:09,206 --> 00:42:12,204
‫،نه تنها حق زندگی آزادانه‌تون رو از دست دادید

902
00:42:12,290 --> 00:42:14,931
‫،بلکه تحت قوانین ایالات متحده

903
00:42:15,160 --> 00:42:18,142
‫کلاً حق زندگی‌کردن رو از دست دادید.

904
00:42:19,140 --> 00:42:29,140
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

905
00:42:29,164 --> 00:42:39,164
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

