‫﻿۱
00:00:05,484 --> 00:00:07,818
‫وقتی با من قرارداد می‌بندی...

2
00:00:07,820 --> 00:00:11,388
‫یه سری ضمانت‌های
‫ضمنی خاصی وجود داره.

3
00:00:11,390 --> 00:00:14,658
‫شرایط شاید بیشتر
‫از اونکه دوست داشته باشی طول بکشه.

4
00:00:14,660 --> 00:00:18,228
‫شاید در راه با چند دست‌انداز مواجه بشیم...

5
00:00:18,230 --> 00:00:19,896
‫اما در آخر...

6
00:00:19,898 --> 00:00:23,066
‫کار به صورتی انجام خواهد شد...

7
00:00:23,068 --> 00:00:26,136
‫که هرگز ردی از تو یا افرادت در کار نخواهد بود.

8
00:00:26,138 --> 00:00:28,472
‫بله، خب کار تموم نشده.

9
00:00:28,608 --> 00:00:30,975
‫- میشه.
‫- اینو قبلا هم گفتی.

10
00:00:30,977 --> 00:00:32,710
‫باید هفته‌ها پیش انجام میشد.

11
00:00:32,712 --> 00:00:34,712
‫همونطور که قبلا گفتم...

12
00:00:34,714 --> 00:00:37,982
‫باید انتظار چند تا دست‌انداز رو داشته باشیم...

13
00:00:37,984 --> 00:00:40,251
‫،من به دست‌انداز علاقه‌ای ندارم
‫فقط نتیجه میخوام...

14
00:00:40,253 --> 00:00:42,186
‫که باید هنوز بهم نشون بدی.

15
00:00:42,188 --> 00:00:44,255
‫به خاطر تو، به خاطر
‫اون بمبگذاری در سازمان ملل...

16
00:00:44,257 --> 00:00:47,358
‫که اف.بی.آی جلوشو گرفت
‫حالا توی بحران گیر کردیم.

17
00:00:47,360 --> 00:00:48,592
‫باید تموم بشه.

18
00:00:48,594 --> 00:00:50,094
‫کار رو تموم کن، کار هر دو رو...

19
00:00:50,096 --> 00:00:52,129
‫یا افرادم کار
‫رو به دست خودشون میگیرن...

20
00:00:52,131 --> 00:00:53,430
‫و تو اینو نمیخوای.

21
00:00:53,432 --> 00:00:55,232
‫اوه.

22
00:00:55,234 --> 00:00:57,301
‫چقدر شوخ طبعی.

23
00:00:57,303 --> 00:00:59,370
‫از اینت خوشم میاد.

24
00:00:59,372 --> 00:01:01,238
‫میتونی انجامش بدی یا نه؟

25
00:01:01,240 --> 00:01:03,908
‫به رییست بگو آروم باشه.

26
00:01:03,910 --> 00:01:07,778
‫در عرض دو روز هر دوشون می‌میرن.

27
00:01:07,780 --> 00:01:09,613
‫الان دارم میرم ببینمش.
‫بهش میگم.

28
00:01:09,615 --> 00:01:11,315
‫فقط انجامش بده.

29
00:01:15,288 --> 00:01:17,121
‫رییس‌جمهور منتظرمه.

30
00:01:19,169 --> 00:01:26,169
‫رسانه‌ی اینترنتی نایت‌مووی با افتخار تقدیم می‌کند
‫NightMovie.Co

31
00:01:26,193 --> 00:01:33,693
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

32
00:01:33,694 --> 00:01:34,849
‫[ تره‌هوت، ایندیانا ]

33
00:01:34,874 --> 00:01:36,574
‫مخالفان با مجازات اعدام...

34
00:01:36,576 --> 00:01:39,710
‫تمام شب در
‫مقابل زندان فدرال بودن و اعتراض کردن...

35
00:01:39,712 --> 00:01:41,979
‫جایی که افسانه جرم‌وجنایت
‫"ریموند ردینگتون"...

36
00:01:41,981 --> 00:01:45,349
‫قراره در شنبه ساعت ۱۲:۰۱ بامداد اعدام بشه.

37
00:01:45,351 --> 00:01:47,718
‫گروهی از خبرنگاران از سرتاسر دنیا به اونا ملحق شدن...

38
00:01:47,720 --> 00:01:49,086
‫که مجبور شدن به "تره‌هوت" بیان...

39
00:01:49,088 --> 00:01:50,854
‫تا آخرین ساعات زندگی...

40
00:01:50,856 --> 00:01:53,390
‫یکی از بدنامترین مجرمان این کشور رو پوشش بدن.

41
00:01:53,392 --> 00:01:54,892
‫بعد از  بودن در لیست تحت تعقیب اف.بی.آی...

42
00:01:54,894 --> 00:01:56,460
‫- آخ! آخ!
‫- به مدت دهه‌ها...

43
00:01:56,462 --> 00:01:57,695
‫"ردینگتون"...

44
00:01:57,697 --> 00:01:59,663
‫- خوبی؟
‫- آره.

45
00:01:59,665 --> 00:02:01,031
‫آره، آره، آره.

46
00:02:01,033 --> 00:02:03,367
‫خوبم، همه چیز خوبه و مرتبه.

47
00:02:03,369 --> 00:02:06,036
‫به ۱۶ فقره جرم اعتراف کرده...

48
00:02:06,038 --> 00:02:07,404
‫که...

49
00:02:07,406 --> 00:02:09,506
‫چرا همیشه آدما رو ساعت ۱۲:۰۱ اعدام میکنن؟

50
00:02:09,508 --> 00:02:11,976
‫خیلی ترسناکه.

51
00:02:11,978 --> 00:02:14,411
‫حکم مرگ فقط برای یک روز اعتبار داره.

52
00:02:16,882 --> 00:02:18,916
‫در ساعت ۱۲:۰۱ دقیقه برنامه‌ریزیش میکنن...

53
00:02:18,918 --> 00:02:21,151
‫تا به دولت تا حد امکان فرصت بدن...

54
00:02:21,153 --> 00:02:24,064
‫تا آخرین دقیقه به مسائل قانونی رسیدگی کنه...

55
00:02:24,991 --> 00:02:26,483


56
00:02:26,859 --> 00:02:29,893
‫- به خاطر تجدیدنظر؟
‫- بله، تجدیدنظر.

57
00:02:29,895 --> 00:02:31,462
‫میتونن بهش رسیدگی کنن...

58
00:02:31,464 --> 00:02:34,298
‫و اعدام بدون نیاز
‫به یک حکم دیگه انجام میشه.

59
00:02:34,300 --> 00:02:35,676
‫پس ترسناک نیست.

60
00:02:35,701 --> 00:02:36,762
‫حساب‌شده‌س.

61
00:02:36,764 --> 00:02:38,369
‫بدتر شد.

62
00:02:39,605 --> 00:02:41,456
‫مطمئنی خوبی؟

63
00:02:42,575 --> 00:02:44,835
‫راستشو بخوای؟ نه.

64
00:02:45,311 --> 00:02:46,744
‫نیستم.

65
00:02:46,746 --> 00:02:49,146
‫سوال احمقانه‌ایه. هیچکس امروز خوب نیست.

66
00:02:51,751 --> 00:02:53,651
‫باورم نمیشه قراره بمیره.

67
00:02:55,288 --> 00:02:59,016
‫همیشه خیلی شکست‌ناپذیر به نظر می‌اومد.

68
00:02:59,659 --> 00:03:01,125
‫"ممنون که اومدی "هارولد.

69
00:03:01,127 --> 00:03:02,893
‫حال و اوضاعت چطوره دوست من؟

70
00:03:02,895 --> 00:03:04,495
‫چند ساعت دیگه متوجه میشم.

71
00:03:04,497 --> 00:03:05,896
‫دارن منو معاینه میکنن...

72
00:03:05,898 --> 00:03:08,699
‫تا مطمئن بشم برای
‫کشته شدن به اندازه‌ی کافی سالمم.

73
00:03:08,701 --> 00:03:10,167
‫نیومدم ازت خداحافظی کنم.

74
00:03:10,169 --> 00:03:11,835
‫اومدم بهت بگم
‫هر کاری از دستم برمی‌اومد انجام دادم...

75
00:03:11,837 --> 00:03:13,237
‫تا با رییس‌جمهور ملاقات کنم...

76
00:03:13,239 --> 00:03:15,239
‫و بهش اصرار کنم حکمت رو تخفیف بده.

77
00:03:15,241 --> 00:03:17,341
‫- قبول نمیکنه.
‫- امیدوارم اشتباه کنی.

78
00:03:17,343 --> 00:03:19,510
‫تنها کارتی ـه که برای بازی کردن داریم.

79
00:03:19,512 --> 00:03:21,145
‫- فعلا.
‫- فعلا؟

80
00:03:21,147 --> 00:03:22,813
‫فردا اعدام میشی.

81
00:03:22,815 --> 00:03:24,381
‫خب، پس اون موقع برنامه‌ریزی شده.

82
00:03:24,383 --> 00:03:27,885
‫اما اگه کاری رو که میگم
‫دقیقا انجام بدی اتفاق نمی‌افته.

83
00:03:27,887 --> 00:03:29,630
‫- هر کاری لازم باشه انجام میدیم.
‫- خوبه.

84
00:03:29,632 --> 00:03:32,356
‫چونکه باید اطلاعات یه حساب رو...

85
00:03:32,358 --> 00:03:34,343
‫از یه بانک در لوکزامبورگ بدزدی.

86
00:03:34,994 --> 00:03:36,927
‫میخوای اف.بی.آی به یه بانک دستبرد بزنه.

87
00:03:36,929 --> 00:03:39,196
‫اینقدر ترش نکن.

88
00:03:39,198 --> 00:03:41,865
‫"در این وقت از سال، دره‌های "بلک ارنز...

89
00:03:41,867 --> 00:03:43,967
‫واقعا زیبان.

90
00:03:43,969 --> 00:03:45,836
‫الیزابت" دلیلشو بهت میگه".

91
00:03:45,838 --> 00:03:47,971
‫تو باید راه‌ـشو پیدا کنی...

92
00:03:47,973 --> 00:03:49,941
‫وگرنه این ملاقات خداحافظی‌ـمون میشه.

93
00:03:50,543 --> 00:03:51,842
‫دلیلش ساده‌س...

94
00:03:51,844 --> 00:03:53,243
‫ردینگتون" باور داره که صاحب حساب"...

95
00:03:53,245 --> 00:03:55,145
‫میتونه در مورد توطئه بهمون بگه.

96
00:03:55,147 --> 00:03:56,845
‫فکر میکردم به خاطر همین "کریپتوبنکر" رو بهمون داد.

97
00:03:56,847 --> 00:03:59,283
‫درسته. "کریپتوبنکر" ۵ میلیون دلار رو...

98
00:03:59,285 --> 00:04:01,492
‫برای مردی در قاهره
‫که میتونه چیزی که میخوایم رو بهمون بگه پولشویی کرده...

99
00:04:01,494 --> 00:04:02,953
‫در مورد توطئه‌ای چنان مرگبار...

100
00:04:02,955 --> 00:04:04,388
‫که تنها با دونستنش...

101
00:04:04,390 --> 00:04:06,223
‫رییس‌جمهور حاضر به تخفیف حکم "ردینگتون" میشه؟

102
00:04:06,225 --> 00:04:08,092
‫"ردینگتون" فرض میکرد که "کریپتوبنکر"...

103
00:04:08,094 --> 00:04:10,160
‫میتونه ما رو به اون مرد قاهره برسونه.

104
00:04:10,162 --> 00:04:11,395
‫فکر میکردم که باید فقط ازش بپرسیم...

105
00:04:11,397 --> 00:04:13,048
‫پول شسته شده رو به کدوم حساب منتقل کرده.

106
00:04:13,050 --> 00:04:14,514
‫اما مردی که در قاهره‌ـس نمیخواست...

107
00:04:14,539 --> 00:04:15,838
‫پول برای اون فرستاده بشه.

108
00:04:15,840 --> 00:04:18,035
‫میخواسته پول برای
‫کسی با این شماره حساب...

109
00:04:18,037 --> 00:04:19,670
‫- در لوکزامبورگ فرستاده بشه.
‫- کی؟

110
00:04:19,672 --> 00:04:21,004
‫ما هم باید اینو بفهمیم.

111
00:04:21,006 --> 00:04:22,206
‫هر چیزی که لازم داری.

112
00:04:22,208 --> 00:04:25,217
‫برنامه‌ـش، جزییات امنیتی‌ـش...

113
00:04:25,219 --> 00:04:28,779
‫و کارت شناساییم که بهت دسترسی میده.

114
00:04:31,283 --> 00:04:32,609
‫اون چیه؟

115
00:04:33,219 --> 00:04:35,786
‫ممنون به خاطر همکاریت.

116
00:04:35,788 --> 00:04:38,622
‫پنج میلیون دلار برای خیانت به کشورم.

117
00:04:38,624 --> 00:04:40,357
‫ردینگتون" پرده از یه توطئه برداشته".

118
00:04:40,359 --> 00:04:43,093
‫هدفش یا اینکه دست
‫چه کسی در کار رو نمیدونه...

119
00:04:43,095 --> 00:04:45,362
‫به جز مردی که در قاهره‌س و نمیتونه پیداش کنه.

120
00:04:45,364 --> 00:04:47,798
‫حالا جونش به این شماره حساب...

121
00:04:47,800 --> 00:04:49,867
‫در بانکی که ما اجازه‌ی دسترسی بهش نداریم وابسته‌س...

122
00:04:49,869 --> 00:04:51,268
‫اما اون ازمون میخواد بهش دستبرد بزنیم.

123
00:04:51,270 --> 00:04:54,371
‫- کارمون با هم تموم شد.
‫- همینه؟

124
00:04:54,373 --> 00:04:57,307
‫فقط اینکه ما ازتون کمک نمیخوایم.

125
00:04:57,309 --> 00:04:58,760
‫ما؟

126
00:04:59,203 --> 00:05:01,137
‫"من و "دمبه.

127
00:05:01,247 --> 00:05:02,913
‫این تصمیمش با شما نیست.

128
00:05:02,915 --> 00:05:06,216
‫وقتی برای برنامه‌ریزی نیست
‫و امید به موفقیت خیلی کمه.

129
00:05:06,218 --> 00:05:08,952
‫به احتمال زیاد آخر این
‫ماموریت به دستگیری‌ـمون ختم میشه.

130
00:05:08,954 --> 00:05:10,921
‫این فرصتی ـه که میخوایم ازش استفاده کنیم.

131
00:05:10,923 --> 00:05:12,890
‫انتظار نداریم کسی دیگه هم خودشو درگیر کنه.

132
00:05:12,892 --> 00:05:15,058
‫- اگه ازشون میخواستی حاضر بودن.
‫- میدونم.

133
00:05:15,060 --> 00:05:17,461
‫به خاطر همین ازشون نمیخوام.

134
00:05:23,903 --> 00:05:25,537
‫هی...

135
00:05:25,971 --> 00:05:28,472
‫من امروز قهوه رو ریختم.

136
00:05:28,474 --> 00:05:31,642
‫داشتم اخبار رو در مورد آقای "ردینگتون" تماشا میکردم...

137
00:05:31,644 --> 00:05:34,178
‫و همون لحظه ریخت روی تلفنت.

138
00:05:34,180 --> 00:05:36,480
‫- اشکالی نداره. خوب کار میکنه.
‫- آره، میدونم.

139
00:05:36,482 --> 00:05:39,760
‫چونکه وقتی داشتم تمیزش میکردم
‫یه پیام برات اومد.

140
00:05:40,186 --> 00:05:42,721
‫در مورد یه ملاقات با یک گفتاردرمان بود.

141
00:05:43,389 --> 00:05:45,515
‫میشه بعدا در موردش حرف بزنیم؟

142
00:05:47,625 --> 00:05:50,994
‫پیام از انجمن ملی عدم قدرت تکلم اومده بود.

143
00:05:50,996 --> 00:05:53,797
‫نوشته بود ان.ای.ای، اما
‫تو اینترنت دنبال معنیش گشفتم.

144
00:05:53,799 --> 00:05:55,799
‫آرام"، نمیخوام اینجا در موردش حرف بزنم".

145
00:05:55,801 --> 00:05:57,601
‫و بعدش معنی عدم قدرت تکلم رو پیدا کردم.

146
00:05:58,871 --> 00:06:02,272
‫ثمر"، گیج شدم و نگرانم و"...

147
00:06:02,274 --> 00:06:04,374
‫یکم ناراحت شدم که تو هیچی نگفتی.

148
00:06:04,376 --> 00:06:06,210
‫پس نه، فکر نکنم بشه
‫بعدا در موردش حرف بزنیم.

149
00:06:06,212 --> 00:06:08,045
‫فکر کنم به اندازه‌ی کافی طول کشیده.

150
00:06:13,786 --> 00:06:15,452
‫وقتی تو ماشین گیر کرده بودم...

151
00:06:15,454 --> 00:06:18,507
‫شش دقیقه زیر آب بودم.

152
00:06:19,325 --> 00:06:22,469
‫شش دقیقه اکسیژن بهم نرسید...

153
00:06:23,429 --> 00:06:26,797
‫تا وقتی که منو بکشی بیرون، آسیب
‫دیگه وارد شده بود.

154
00:06:26,799 --> 00:06:29,433
‫کدوم آسیب؟ میگرنها رو میگی؟

155
00:06:29,435 --> 00:06:31,895
‫بله، اما بیشتر از ایناست.

156
00:06:33,038 --> 00:06:35,315
‫نمیتونم یه چیزایی رو به یاد بیارم.

157
00:06:35,741 --> 00:06:38,642
‫اعداد، حروف اضافه.

158
00:06:38,644 --> 00:06:41,196
‫کلمات. مثل تجدیدنظر.

159
00:06:41,881 --> 00:06:43,514


160
00:06:43,516 --> 00:06:46,583
‫گاهی‌اوقات یه نور کورکننده می‌بینم...

161
00:06:46,585 --> 00:06:49,086
‫و نمیتونم هیچ کاری بکنم.

162
00:06:49,088 --> 00:06:51,373
‫فکر میکردم که بهتر میشه.

163
00:06:52,091 --> 00:06:54,251
‫اما حالا میدونم که نمیشه.

164
00:06:55,094 --> 00:06:56,627
‫اما داری پیش یه روانپزشک میری.

165
00:06:56,629 --> 00:06:57,928
‫آره.

166
00:06:57,930 --> 00:06:59,830
‫اما نه برای بهتر شدن.

167
00:06:59,832 --> 00:07:01,732
‫برای اینکه جلوی بدتر شدنش رو بگیرم.

168
00:07:07,740 --> 00:07:09,139
‫چه کار میتونم بکنم؟

169
00:07:09,141 --> 00:07:11,375
‫بهم بگو.
‫بهم بگو چه کار کنم تا دست به کار بشم.

170
00:07:11,377 --> 00:07:14,211
‫میدونم اما از دست هیچکس
‫کاری برنمیاد.

171
00:07:16,215 --> 00:07:17,919
‫کوپر" به دیدن "ردینگتون" رفت؟"

172
00:07:17,921 --> 00:07:19,716
‫رفتش. نمیدونم دیدش یا نه.

173
00:07:19,718 --> 00:07:22,452
‫به محض اینکه اومد
‫لیز" رو صدا کرد تا بره تو دفترش".

174
00:07:25,324 --> 00:07:26,823
‫نرو.

175
00:07:26,825 --> 00:07:28,525
‫چی؟ نباید تنها باشه.

176
00:07:28,527 --> 00:07:30,761
‫موافقم اما انگار
‫خودش اینطور میخواد.

177
00:07:32,064 --> 00:07:34,698
‫ردینگتون" چطوره؟"
‫سرنوشتش رو قبول کرده؟

178
00:07:34,700 --> 00:07:36,633
‫راستشو بخوای قبول نکرده.

179
00:07:45,977 --> 00:07:47,811
‫آقای "کوپر" بهشون گفته.

180
00:07:47,813 --> 00:07:50,380
‫سعی نکن ما رو منصرف کنی.
‫ما باهات میایم.

181
00:07:50,382 --> 00:07:52,115
‫- نه، نمیاین.
‫- یه نقشه داریم.

182
00:07:52,117 --> 00:07:54,151
‫- تو چی؟
‫- مسئله اصلا این نیست...

183
00:07:54,153 --> 00:07:56,386
‫خب، نقشه‌ی ما چندان
‫درست‌ودرمون نیست اما بهتر از هیچی ـه...

184
00:07:56,388 --> 00:07:58,422
‫و اصلا مسئله همینه چونکه به نظر میاد...

185
00:07:58,424 --> 00:08:00,057
‫زندگی آقای "ردینگتون" بهش بستگی داره...

186
00:08:00,059 --> 00:08:02,059
‫ما قانون‌شکنی میکنیم.

187
00:08:02,061 --> 00:08:04,261
‫من و "دمبه". ما خانواده‌ـشیم.

188
00:08:04,263 --> 00:08:06,063
‫- و ما هم خانواده توییم.
‫- به علاوه...

189
00:08:06,065 --> 00:08:07,631
‫واقعا که نمیخوایم از بانک دزدی کنیم.

190
00:08:07,633 --> 00:08:10,067
‫فقط میخوایم یه اسم رو از بانک بدزدیم...

191
00:08:10,069 --> 00:08:11,735
‫و این تفاوت خیلی مهمی ـه.

192
00:08:11,737 --> 00:08:14,071
‫حداقل باید باشه بااینکه بازم غیرقانونی ـه.

193
00:08:14,073 --> 00:08:16,039
‫ردینگتون" از این جریان زنده بیرون میاد".

194
00:08:16,041 --> 00:08:17,686
‫یا اعدام میشه...

195
00:08:17,688 --> 00:08:20,243
‫اما نه تا وقتی
‫که اول هر کاری از دستمون برمیاد رو انجام بدیم.

196
00:08:20,245 --> 00:08:21,979
‫دوباره بگو اسم خلبان چیه؟

197
00:08:21,981 --> 00:08:24,014
‫- "ادوارد".
‫- "ادوارد"!

198
00:08:24,016 --> 00:08:25,842
‫پنج دقیقه دیگه چرخها رو جمع کن.

199
00:08:26,952 --> 00:08:29,052
‫همیشه دلم میخواست این کار رو بکنم.

200
00:08:29,054 --> 00:08:31,288
‫خب، میخوای بهمون بگی نقشه چیه؟

201
00:08:31,290 --> 00:08:32,823
‫چاره دیگه‌ای هم دارم؟

202
00:08:32,825 --> 00:08:34,024
‫- نه.
‫- نه.

203
00:08:35,794 --> 00:08:37,479
‫باشه پس.

204
00:08:38,030 --> 00:08:39,856
‫نقشه‌ی شما چیه؟

205
00:08:45,622 --> 00:08:47,356
‫آقای رییس‌جمهور ممنون که قبول کردین منو ببینین.

206
00:08:47,358 --> 00:08:49,591
‫خواهش میکنم. از قبل "سینتیا" رو میشناسی...

207
00:08:49,593 --> 00:08:51,960
‫"اما فکر نکنم با "آنا مک‌ماهن
‫از وزارت دادگستری آشنا شده باشی.

208
00:08:51,962 --> 00:08:53,962
‫مشاور کاخ سفید در مورد
‫نیروی ویژه‌ی شما برامون توضیح دادن.

209
00:08:53,964 --> 00:08:56,231
‫- واقعا کار معرکه‌ای انجام دادین.
‫- به کاری کردیم افتخار میکنم.

210
00:08:56,233 --> 00:08:58,534
‫فکر میکنم کشورمون رو به جای امنتری تبدیل کردیم.

211
00:08:58,536 --> 00:09:00,135
‫"و هیچکدوم بدون "ریموند ردینگتون...

212
00:09:00,137 --> 00:09:01,336
‫امکان‌پذیر نمی‌بود.

213
00:09:01,338 --> 00:09:03,071
‫هارولد"، رییس‌جمهور میدونن که"...

214
00:09:03,073 --> 00:09:04,907
‫ردینگتون" چقدر منفعت داشته".

215
00:09:04,909 --> 00:09:07,810
‫متاسفانه برای "ردینگتون"، ایشون
‫از ضررها هم آگاهی دارن.

216
00:09:07,812 --> 00:09:10,412
‫"آقای رییس‌جمهور، به لطف کاری که "ردینگتون...

217
00:09:10,414 --> 00:09:11,814
‫با همکاری نیروی ویژه انجام داده...

218
00:09:11,816 --> 00:09:13,682
‫صدها مجرم خطرناک از خیابونها جمع شدن...

219
00:09:13,684 --> 00:09:15,784
‫و جون هزاران نفر نجات پیدا کرده.

220
00:09:15,786 --> 00:09:17,719
‫با این وجود به خاطر
‫کارایی که کرده اینجا نیومدم.

221
00:09:17,721 --> 00:09:21,056
‫به خاطر این اومدم تا بگم اگه
‫بهش فرصت داده بشه چه کارایی میتونه بکنه...

222
00:09:21,058 --> 00:09:24,960
‫از جمله مسئله‌ای که شاید
‫در حد امنیت ملی باشه...

223
00:09:24,962 --> 00:09:26,462
‫"توطئه‌ای که به گفته‌ی "ردینگتون...

224
00:09:26,464 --> 00:09:28,130
‫به بالاترین حلقه‌های قدرت هم میرسه.

225
00:09:28,132 --> 00:09:29,865
‫اگه "ردینگتون" میگه توطئه‌ای در کار ـه...

226
00:09:29,867 --> 00:09:32,401
‫نظریه توطئه نیست بلکه حقیقت ـه.

227
00:09:32,403 --> 00:09:34,503
‫و اگر شما به ما...

228
00:09:34,505 --> 00:09:36,705
‫به اون وقت بدین ما برملاش میکنیم.

229
00:09:37,141 --> 00:09:40,542
‫داری تقاضای تخفیف میکنی
‫یا میخوای اعدام رو عقب بندازی؟

230
00:09:40,544 --> 00:09:42,845
‫به امید گرفتن تخفیف اومدم.

231
00:09:42,847 --> 00:09:44,847
‫اما اگه تعویق این فرصت رو به "ردینگتون" بده...

232
00:09:44,849 --> 00:09:48,299
‫،تا یه بار دیگه ارزشش رو ثابت کنه
‫همینم باعث خوشحالیم میشه.

233
00:09:49,453 --> 00:09:51,954
‫وزارت دادگستری میخواد روی
‫این مسئله فکر کنه؟

234
00:09:51,956 --> 00:09:53,455
‫بله، قربان با اطمینان.

235
00:09:53,457 --> 00:09:55,424
‫میخوایم گلوی "ردینگتون" رو فشار بدیم.

236
00:09:55,426 --> 00:09:56,859
‫فایده داشتن مجازات اعدام چیه...

237
00:09:56,861 --> 00:09:58,827
‫اگه آدمایی مثل "ردینگتون" اعدام نشن؟

238
00:09:58,829 --> 00:10:00,028
‫تازه بگذریم از اینکه...

239
00:10:00,030 --> 00:10:01,864
‫با دادن وقت بیشتر
‫برای بیشتر زنده موندن...

240
00:10:01,866 --> 00:10:03,632
‫مخالفانتون تصور میکنن که شما نسبت به...

241
00:10:03,634 --> 00:10:05,400
‫پیلزبری دابوی" دل‌رحمتر هستین".

242
00:10:06,070 --> 00:10:08,871
‫و تحویل بگیرین رییس "کوپر"، "آنا"ـی همیشگی...

243
00:10:08,873 --> 00:10:11,931
‫بی‌اندازه بی‌ادب، رک و حسابگر.

244
00:10:11,933 --> 00:10:14,826
‫یک هفته. فقط همینو میخوام.

245
00:10:16,447 --> 00:10:20,549
‫اگه واقعا توطئه‌ای در کار باشه میخوام برملا بشه.

246
00:10:20,551 --> 00:10:22,317
‫اما مطمئنم که میتونین...

247
00:10:22,319 --> 00:10:24,085
‫بدون کمک آقای "ردینگتون" این کار رو بکنین.

248
00:10:25,422 --> 00:10:27,169
‫"تو کار فرشته‌ها رو انجام دادی "هارولد.

249
00:10:27,171 --> 00:10:28,811
‫اما دیگه تمومه.

250
00:10:28,813 --> 00:10:31,059
‫ردینگتون" قراره بمیره".

251
00:10:36,500 --> 00:10:39,059
‫وقتش رسیده در مورد
‫تدارکات نهایی حرف بزنیم.

252
00:10:39,870 --> 00:10:43,272
‫سوپ کلم و شاه ماهی شکم پر.

253
00:10:43,274 --> 00:10:44,606
‫برای شام آخرم.

254
00:10:44,608 --> 00:10:48,610
‫مادرم عاشق سوپ کلم و شاه ماهی شکم پر بود.

255
00:10:48,612 --> 00:10:51,980
‫حتما. این حق رو داری
‫تا مشاور معنوی داشته باشی...

256
00:10:51,982 --> 00:10:54,816
‫یک وکیل تا کارای حقوقی‌ـت رو مرتب کنه...

257
00:10:54,818 --> 00:10:56,351
‫و آخرین برنامه‌ریزیها رو انجام بده...

258
00:10:56,353 --> 00:10:57,966
‫تا به جسدت و وسایل شخصی‌ـت رسیدگی بشه.

259
00:10:57,968 --> 00:10:59,922
‫ترتیبی دادم تا سوزونده بشم.

260
00:10:59,924 --> 00:11:03,892
‫گفتم خاکسترم در پیپهای
‫تریاک "ماما لو" ریخته بشه.

261
00:11:03,894 --> 00:11:06,261
‫معتادا ناراحت نمیشن...

262
00:11:06,263 --> 00:11:08,664
‫و اگه زندگی پس از مرگی هم وجود داشته باشه...

263
00:11:08,666 --> 00:11:10,432
‫دوست دارم اونجا نئشه باشم.

264
00:11:10,434 --> 00:11:12,367
‫همینطور میتونی در اتاق اعدام...

265
00:11:12,369 --> 00:11:14,303
‫یه دور بزنی.

266
00:11:31,455 --> 00:11:33,455
‫کسی هست که دلت بخواد
‫آخر کار همراهت باشه؟

267
00:11:35,793 --> 00:11:38,535
‫بله، اما نه در چنین آخری.

268
00:11:39,229 --> 00:11:40,495


269
00:11:43,968 --> 00:11:47,035
‫اگه انتظار داریم امیدی
‫به نجات جون "ردینگتون" وجود داشته باشه...

270
00:11:47,037 --> 00:11:50,372
‫باید اسم این سپرده‌گذار
‫در بانک "ورتراون" رو پیدا کنیم.

271
00:11:50,374 --> 00:11:53,108
‫برای این کار باید
‫به شبکه کامپیوتری بانک دسترسی پیدا کنیم.

272
00:11:53,110 --> 00:11:54,943
‫مشکل اینه که "ورتراون" حسابهای خلافکارانی...

273
00:11:54,945 --> 00:11:57,980
‫،از سرتاسر دنیا داره
‫یعنی اینکه خیلی خصوصی‌ـن...

274
00:11:57,982 --> 00:12:01,216
‫پس شبکه‌ای دارن که به
‫گفته‌ی خودش نفوذناپذیره.

275
00:12:01,218 --> 00:12:03,018
‫با یه نگاه کوچیک به سیستمشون
‫به نظر میاد که...

276
00:12:03,020 --> 00:12:05,954
‫یه برنامه بسیار پیشرفته رو اجرا میکنن...

277
00:12:05,956 --> 00:12:09,424
‫که به کنترلها و
‫افزونه‌های حساب دسترسی کامل داره.

278
00:12:09,426 --> 00:12:11,059
‫- ترجمه کن.
‫- هک‌ناپذیره.

279
00:12:11,061 --> 00:12:12,661
‫یعنی حتی کارمندان ارشد...

280
00:12:12,663 --> 00:12:14,429
‫تنها به بخشهای خاصی از...

281
00:12:14,431 --> 00:12:15,797
‫سیستم کامپیوتری بانک دسترسی دارن.

282
00:12:15,799 --> 00:12:17,766
‫"همه به جز یه نفر. طبق گفته‌ی "ردینگتون...

283
00:12:17,768 --> 00:12:20,135
‫رییس بانک میتونه شبکه رو...

284
00:12:20,137 --> 00:12:22,671
‫با استفاده از یک حافظه کدگذاری شده
‫که با خودش سر کار میبره از کار بندازه.

285
00:12:22,673 --> 00:12:24,773
‫پس اگه این حافظه رو بدست بیاریم، بهمون
‫اجازه دسترسی میده...

286
00:12:24,775 --> 00:12:27,476
‫و میتونیم اسم این سپرده‌گذار مرموز رو پیدا کنیم.

287
00:12:27,478 --> 00:12:29,211
‫باشه، پس رییس بانک کیه؟

288
00:12:29,213 --> 00:12:31,813
‫نمیدونیم. بانک اینجور
‫اطلاعات رو منتشر نمیکنه.

289
00:12:31,815 --> 00:12:33,915
‫فقط محض روشن شدن میگم
‫باید دزدکی به بانکی وارد بشیم...

290
00:12:33,917 --> 00:12:35,195
‫که از مجرمان حمایت میکنه...

291
00:12:35,197 --> 00:12:37,886
‫و به شبکه‌ی کامپیوتریشون نفوذناپذیرشون نفوذ کنیم...

292
00:12:37,888 --> 00:12:40,522
‫تا فقط هویت یه سپرده‌گذار رو مشخص کنیم...

293
00:12:40,524 --> 00:12:42,791
‫به امید اینکه بتونه جون "ردینگتون" رو نجات بده؟

294
00:12:42,793 --> 00:12:45,027
‫میتونم هویت رییس بانک رو مشخص کنم.

295
00:12:45,029 --> 00:12:46,261
‫چطوری؟ میشناسیش؟

296
00:12:46,263 --> 00:12:47,729
‫نه. اما من میشناسم.

297
00:12:47,731 --> 00:12:49,865
‫البته، ما باعث افتخارمونه که...

298
00:12:49,867 --> 00:12:51,733
‫به دارایی‌های آقای "ردینگتون" رسیدگی کنیم.

299
00:12:51,735 --> 00:12:54,036
‫بلافاصله قبول میکنن
‫به دارایی‌ها "ریموند" رسیدگی کنن.

300
00:12:54,038 --> 00:12:55,637
‫رییس بانک خودش
‫شخصا این کار رو انجام میده.

301
00:12:55,639 --> 00:12:57,105
‫خواهش میکنم.

302
00:12:57,107 --> 00:12:59,107
‫آرام" چقدر به اون حافظه نیاز داری"...

303
00:12:59,109 --> 00:13:00,976
‫تا بفهمی میتونی
‫کدشو بشکنی یا نه؟

304
00:13:00,978 --> 00:13:02,744
‫خب، باید ببینمش تا بفهمم.

305
00:13:02,746 --> 00:13:04,579
‫اما اگه دیدیش؟
‫- اگه دیدمش...

306
00:13:04,581 --> 00:13:06,048
‫با این فرض که بتونیم گیرش بیاریم...

307
00:13:06,050 --> 00:13:08,617
‫و هیچکدوم در این بین گیر نیافتیم...

308
00:13:08,619 --> 00:13:10,719
‫میتونم، احتمالا یکی دو دقیقه‌ای میتونم بگم.

309
00:13:10,721 --> 00:13:13,655
‫و هر کسی که بتونه کدگشایی‌ـش کنه
‫راحت میتونه ازش کپی بگیره، درسته؟

310
00:13:13,657 --> 00:13:15,057
‫اگه هیچکدوم گیر نیافتیم.

311
00:13:23,534 --> 00:13:26,134
‫اینم از این. خودشه.

312
00:13:30,174 --> 00:13:31,773
‫باشه، دارم می‌بینمش.

313
00:13:31,775 --> 00:13:34,810
‫ژاکت آبی. شلوار خاکستری. خیلی فرانسوی.

314
00:13:37,181 --> 00:13:39,181
‫"باشه، صبر کن، ببخشید. مامور "رسلر...

315
00:13:39,183 --> 00:13:41,750
‫- میخواد مراقب طرف باشه؟
‫- مشکلی هست؟

316
00:13:41,752 --> 00:13:44,152
‫نه، فقط اینکه
‫فکر کردم منطقی‌تره...

317
00:13:44,154 --> 00:13:45,353
‫تا "ثمر" با من ارتباط داشته باشه.

318
00:13:45,355 --> 00:13:46,988
‫میدونی، واقعا خوب حرف همو می‌فهمیم.

319
00:13:46,990 --> 00:13:48,724
‫- منطقی ـه.
‫- نه نیست.

320
00:13:48,726 --> 00:13:51,660
‫،من فرانسوی، آلمانی، فارسی
‫عربی و اسپانیایی بلدم.

321
00:13:51,662 --> 00:13:53,528
‫"و با تمام احترام به مامور "رسلر...

322
00:13:53,530 --> 00:13:55,130
‫مامور عملیاتی بهتریم.

323
00:13:55,132 --> 00:13:57,766
‫فقط فکر میکردم راحتتر باشی
‫با من کار کنی.

324
00:13:57,768 --> 00:14:01,570
‫شما دو تا میخواین اتاق بگیرین
‫یا بانک بزنین؟

325
00:14:01,572 --> 00:14:03,205
‫نه، شرمنده اشکالی نداره.

326
00:14:03,207 --> 00:14:05,507
‫تو مراقب باش.

327
00:14:05,509 --> 00:14:06,808
‫پس...

328
00:14:07,678 --> 00:14:09,811
‫دوباره بگین چطوری باید
‫اون حافظه رو به دست من برسونین؟

329
00:14:13,183 --> 00:14:16,051
‫ببخشید. انگلیسی حرف میزنین؟

330
00:14:16,053 --> 00:14:18,120
‫- یکم.
‫- ممنون!

331
00:14:18,122 --> 00:14:21,056
‫دنبال منزل "دوک" میگردم...

332
00:14:21,058 --> 00:14:24,192
‫و به خودم قول دادم
‫که در این سفر از تلفنم استفاده نکنم.

333
00:14:24,194 --> 00:14:26,928
‫اما اصلا نمیشه نقشه‌های کاغذی رو خوند.

334
00:14:26,930 --> 00:14:29,264
‫فکر کنم گم شده.
‫اگه بخواین میتونم بهش کمک کنم.

335
00:14:30,834 --> 00:14:33,653
‫دارین دنبال قصر دوک اعظم میگردین؟

336
00:14:33,655 --> 00:14:36,338
‫زیاد دور نیست اما
‫اونطرف رودخونه‌ـس.

337
00:14:36,340 --> 00:14:38,969
‫از این راه برین و بعدش
‫از خیابون "رو مانستر" برین سمت راست.

338
00:14:38,971 --> 00:14:40,709
‫باشه، ممنون.

339
00:14:43,379 --> 00:14:45,013
‫بهتون هشدار میدم، ممکنه یکم طول بکشه.

340
00:14:45,015 --> 00:14:48,416
‫چندین لایه کد و محدودیت کنترل داره.

341
00:14:49,853 --> 00:14:51,720
‫از چیزی که فکر میکردم پیچیده‌تره.

342
00:14:51,722 --> 00:14:53,555
‫- آرام" وقتت تموم شد".
‫- چی؟ به این زودی؟

343
00:14:53,557 --> 00:14:55,524
‫- اصلا چطور امکان داره؟
‫- داره میره.

344
00:14:55,526 --> 00:14:57,058
‫باید حافظه رو زودتر به "کین" برگردونی.

345
00:14:57,060 --> 00:14:59,060
‫باشه، فقط یه ثانیه صبر کن.

346
00:14:59,062 --> 00:15:00,712
‫وارد شدم.
‫فقط زمان میخوام تا همه رو کپی کنم.

347
00:15:00,714 --> 00:15:01,997
‫مثلا دو دقیقه دیگه.

348
00:15:01,999 --> 00:15:03,632
‫کمتر از یه دقیقه وقت داری.

349
00:15:03,634 --> 00:15:05,066
‫کین"، باید جلوی یارو رو بگیری".

350
00:15:05,068 --> 00:15:07,869
‫اوه، نه. نباید برین.
‫نه، بهش بگو نباید بره.

351
00:15:07,871 --> 00:15:09,229
‫میخوام پول ناهارشو بدم.

352
00:15:09,231 --> 00:15:11,673
‫از شما میخواد از اینجا نرین.
‫میخواد ناهارتونو حساب کنه.

353
00:15:11,675 --> 00:15:13,308
‫نمیخوام فکر کنه
‫یه آمریکایی نمک‌نشناسم.

354
00:15:13,310 --> 00:15:15,143
‫زود باش "آرام"، بجنب دیگه.

355
00:15:15,145 --> 00:15:17,245
‫وایستا، دیگه تمومه...

356
00:15:17,247 --> 00:15:19,114
‫دلش نمیخواد فکر کنین
‫یه آمریکایی ـه نمک‌نشناس ـه.

357
00:15:19,116 --> 00:15:22,350
‫می‎فهمم اما من
‫که ناهار سفارش ندادم.

358
00:15:22,352 --> 00:15:24,572
‫- نه مرسی.
‫- اصرار میکنم!

359
00:15:24,574 --> 00:15:27,556
‫باشه، بزن بریم. باشه.
‫باشه اومدم!

360
00:15:28,357 --> 00:15:29,758
‫- اوه، نه.
‫- اوه، نه؟

361
00:15:29,760 --> 00:15:31,485
‫منظورت از اوه، نه چیه؟
‫اوه، نه، چیه؟

362
00:15:31,487 --> 00:15:32,861
‫چی شده؟

363
00:15:32,863 --> 00:15:35,096
‫هیچی. همه چیز مرتبه.

364
00:15:35,098 --> 00:15:37,966
‫منظورت چیه هیچی؟
‫زود باش "آرام"، بگو چی شده؟

365
00:15:39,236 --> 00:15:41,102
‫ببین، باید همین الان کلیدا رو بهش برگردونیم باشه؟

366
00:15:41,104 --> 00:15:43,538
‫- وقت نداریم.
‫- چیزی نیست. دارم میام.

367
00:15:47,811 --> 00:15:49,644
‫آرام"، چی شده؟"

368
00:15:49,646 --> 00:15:51,746
‫صبر کنین آقا.

369
00:15:52,382 --> 00:15:54,624
‫آرام" باهام حرف بزن".

370
00:15:56,420 --> 00:15:57,853
‫نباید برین.

371
00:15:59,252 --> 00:16:00,889
‫باشه، اگه پولمو قبول نمیکنین...

372
00:16:00,891 --> 00:16:02,357
‫بذارین من پول ناهارتونو بدم.

373
00:16:02,359 --> 00:16:04,292
‫اگه پولمو قبول نمیکنین، حداقل بذارین...

374
00:16:04,294 --> 00:16:07,362
‫میشه بهش بگی لطفا
‫که شهر خیلی قشنگی داره...

375
00:16:07,364 --> 00:16:09,197
‫و ازش خیلی سپاسگزارم.

376
00:16:15,305 --> 00:16:18,106


377
00:16:18,108 --> 00:16:19,374
‫نپرسین.

378
00:16:23,680 --> 00:16:24,880
‫دسترسی داری؟

379
00:16:24,882 --> 00:16:26,114
‫دارم الان صاحبان حساب رو چک میکنم.

380
00:16:27,184 --> 00:16:29,050
‫باشه، صبر کن، وایستا، اینجا رو.

381
00:16:29,052 --> 00:16:30,201
‫اینم از این.

382
00:16:30,754 --> 00:16:32,287
‫"یوناس کروگر".

383
00:16:32,289 --> 00:16:36,091
‫‏‏۴۲ساله. ملیت آلمانی.
‫‏‏سرویس اطلاعاتی فدرال.

384
00:16:36,093 --> 00:16:38,026
‫توی آرلینگتون زندگی میکنه و...

385
00:16:38,028 --> 00:16:39,828
‫در سفارت آلمان در دی.سی ـه.

386
00:16:39,830 --> 00:16:42,330
‫چطور یه افسر اطلاعاتی خارجی از آلمان...

387
00:16:42,332 --> 00:16:44,399
‫قراره به نجات جون آقای "ردینگتون" کمک کنه؟

388
00:16:44,401 --> 00:16:47,202
‫بله، منم.

389
00:16:47,204 --> 00:16:49,738
‫یکی تموم شد. یکی مونده.

390
00:16:49,740 --> 00:16:52,507
‫نمیدونم. اما باید متوجه بشیم.

391
00:17:16,780 --> 00:17:18,513
‫در عرض ۲۴ ساعت...

392
00:17:18,515 --> 00:17:21,716
‫رییس سازمان اطلاعاتی فدرال آلمان...

393
00:17:21,718 --> 00:17:24,886
‫در خاک ایالات متحده ترور میشه.

394
00:17:24,888 --> 00:17:27,221
‫آوا زیگلر". براساس چه اطلاعاتی"...

395
00:17:27,223 --> 00:17:30,491
‫"از اعضای تیم مراقبتیش، "جوناس کروگر...

396
00:17:30,493 --> 00:17:34,362
‫که ۵ میلیون دلار به حسابش منتقل شده.

397
00:17:34,364 --> 00:17:36,230
‫و این پول از کجا اومده؟

398
00:17:36,232 --> 00:17:38,199
‫- از آدمکش.
‫- یا تو.

399
00:17:38,201 --> 00:17:40,501
‫تا یه بحران ظاهری درست کنی
‫که فقط تو میتونی حلش کنی.

400
00:17:40,503 --> 00:17:43,771
‫این تاییدشه؟

401
00:17:43,773 --> 00:17:46,707
‫به نظر تخیلی میاد اما
‫بهتون اطمینان میدم همه‌ش حقیقت داره.

402
00:17:46,709 --> 00:17:50,011
‫هر چیزی میگه و
‫هر کاری میکنه تا از اعدام جلوگیری کنه.

403
00:17:50,013 --> 00:17:51,479
‫درسته.

404
00:17:51,481 --> 00:17:54,449
‫البته شامل گفتن حقیقت هم میشه.

405
00:17:54,451 --> 00:17:56,584
‫به تیم امنیتی "زیگلر" خبر دادی؟

406
00:17:56,586 --> 00:17:58,886
‫بهم گفتن که برای جونم نقشه کشیدن.

407
00:17:58,888 --> 00:18:01,489
‫اگه به خاطر این باشه شاید
‫برای تو هم برنامه داشته باشن.

408
00:18:01,491 --> 00:18:03,157
‫این به اصطلاح آدمکش.

409
00:18:03,159 --> 00:18:05,126
‫- اسمشو میدونی؟
‫- آره.

410
00:18:05,128 --> 00:18:06,861
‫و میدونم چطوری جلوشو بگیریم.

411
00:18:06,863 --> 00:18:08,663
‫اطلاعاتی که با کمال میل وقتی...

412
00:18:08,665 --> 00:18:11,699
‫رییس‌جمهور منو عفو کنه...

413
00:18:11,701 --> 00:18:14,035
‫و توافق مصونیتم دوباره برقرار بشه در اختیارتون میذارم.

414
00:18:14,037 --> 00:18:16,170
‫- داره از خودش در میاره...
‫- بعید می‌دونم.

415
00:18:16,172 --> 00:18:17,405
‫اخاذی از رئیس‌جمهور...

416
00:18:17,407 --> 00:18:18,873
‫می‌خوای جونش رو نجات بدی؟

417
00:18:18,875 --> 00:18:20,475
‫اگه چیزی که داری بهمون می‌گی راست باشه

418
00:18:20,477 --> 00:18:22,009
‫،و تو هیچ‌کاری برای متوقف‌کردنش نکنی

419
00:18:22,011 --> 00:18:23,811
‫هرگز حکم عفو نمی‌گیری.

420
00:18:23,813 --> 00:18:27,315
‫،اگه قبل از عفو گرفتن هم متوقفش کنم
‫بهم حکم عفو نمی‌دین.

421
00:18:27,317 --> 00:18:29,987
‫- گفتید که سازمان جاسوسی آلمان خبر دادید.
‫- گوش به زنگ هستن.

422
00:18:29,989 --> 00:18:32,753
‫- و الانم دنبال کروگریم.
‫- خب پس.

423
00:18:32,755 --> 00:18:35,523
‫این‌طور که معلومه به احتمال یک‌درصدیِ
‫،این‌که اینارو از خودت در نیاورده باشی

424
00:18:35,525 --> 00:18:37,959
‫پرونده در دستان آدم توانایی‌‍ه.

425
00:18:37,961 --> 00:18:39,360
‫هارولد کارش درسته.

426
00:18:39,362 --> 00:18:40,661
‫،پس اگر آدمکشی در کار باشه

427
00:18:40,663 --> 00:18:42,530
‫مطمئنم که می‌تونه بدون
‫کمک تو هم پیداش کنه

428
00:18:42,532 --> 00:18:44,765
‫،مطمئناً تلاشش رو می‌کنه
‫ولی این تلاش برای نجاتِ

429
00:18:44,767 --> 00:18:46,567
‫جون "آوا زیگلر" کافی نیست.

430
00:18:46,569 --> 00:18:48,923
‫فقط تو می‌تونی نجاتش بدی

431
00:18:49,901 --> 00:18:53,936
‫خیلی کم پیش میاد قبل این‌که
‫،کسی رو بهم معرفی کنن ازش بدم بیاد

432
00:18:53,938 --> 00:18:55,271
‫ولی در مورد تو، متأسفانه

433
00:18:55,273 --> 00:18:57,173
‫باید یه استثناء قائل بشم.

434
00:18:57,175 --> 00:18:59,875
‫- حالا تو کی هستی؟
‫- من همونی‌ام که هر کاری می‌کنه

435
00:18:59,877 --> 00:19:02,144
‫تا رئیس‌جمهور اون حکم عفو
‫رو برات نبُره.

436
00:19:02,146 --> 00:19:03,589
‫صحبت من دیگه تموم شد.

437
00:19:05,316 --> 00:19:06,782
‫می‌رم ببینم چه کاری از دستم ساخته‌ست

438
00:19:06,784 --> 00:19:08,884
‫باید اینُ به آمریکایی‌ها نشون بدم

439
00:19:08,886 --> 00:19:12,154
‫باید بهشون بگی.
‫ولی پرونده‌‍ه پیش خودم می‌مونه.

440
00:19:12,690 --> 00:19:14,557
‫تا موقعی که نفهمیدیم کی
‫توی ماجرا نقش داشته

441
00:19:14,559 --> 00:19:16,659
‫نمی‌تونیم مدارک رو بسپریم بهشون.

442
00:19:20,464 --> 00:19:22,264
‫شرمنده که نتونستم بهتر از این

443
00:19:22,266 --> 00:19:23,566
‫رئیس‌جمهور رو متقاعد کنم.

444
00:19:23,568 --> 00:19:26,435
‫این‌طور که به‌نظر میاد
‫رقیب این‌کاره‌ای پیش روت داری.

445
00:19:26,437 --> 00:19:28,671
‫می‌دونی که این داستان
‫تو بد موقعیتی قرارم داره.

446
00:19:29,088 --> 00:19:30,539
‫باید هر کاری از دستم ساخته‌ست

447
00:19:30,541 --> 00:19:31,841
‫برای جلوگیری از این ترور انجام بدم.

448
00:19:31,843 --> 00:19:35,244
‫،ولی با نجات‌دادن جون زیگلر
‫تو رو می‌کشم.

449
00:19:35,246 --> 00:19:38,222
‫اگه دنبال بخششی، بخشیدمت.

450
00:19:38,850 --> 00:19:41,183
‫حرفم رو جدی گفتم، هارولد.

451
00:19:41,752 --> 00:19:43,586
‫تو واقعاً کارت درسته...

452
00:19:43,588 --> 00:19:47,023
‫هم مأمور کار درستی هستی
‫هم آدم کار درستی...

453
00:19:47,325 --> 00:19:48,774
‫و هم دوست کار درستی.

454
00:19:52,229 --> 00:19:54,430
‫داریم می‌ریم دنبال کروگر.

455
00:19:57,834 --> 00:19:59,268
‫چی شده؟

456
00:20:01,171 --> 00:20:04,673
‫فکر کنم باید برم شاهد
‫اعدام ردینگتون باشم.

457
00:20:10,314 --> 00:20:11,747
‫این سؤال‌ها.

458
00:20:11,749 --> 00:20:13,249
‫و جستجو برای رسیدن به جواب‌هات.

459
00:20:13,251 --> 00:20:14,634
‫و این ماجرای اسرارآمیز.

460
00:20:16,287 --> 00:20:18,179
‫در نهایت، لیز...

461
00:20:18,723 --> 00:20:21,098
‫اون صرفاً مردیه که خیلی دوسِت داره

462
00:20:21,893 --> 00:20:23,692
‫ولی کدوم مرد؟

463
00:20:23,694 --> 00:20:25,227
‫،ببین، اگه بتونیم کروگر رو پیدا کنیم

464
00:20:25,229 --> 00:20:27,630
‫و اگه اون بتونه اهرم فشاری
‫،که ردینگتون دنبال‌شه رو بهش بده

465
00:20:27,632 --> 00:20:29,164
‫اون‌موقع کُلی وقت داری
‫که حقیقت رو کشف کنی.

466
00:20:29,166 --> 00:20:32,902
‫،ولی اگه پیداش نکردیم چی
‫و اونم چیزی به ردینگتون نداد؟

467
00:20:34,738 --> 00:20:38,407
‫این آخرین شانس من
‫برای فهمیدن هویت اصلی‌شه.

468
00:20:39,677 --> 00:20:41,285
‫و شاید...

469
00:20:41,779 --> 00:20:44,713
‫اگه این آخرین شانس
‫برای گفتن حقیقت باشه...

470
00:20:46,483 --> 00:20:47,917
‫حقیقت رو بهم بگه.

471
00:20:50,487 --> 00:20:53,923
‫ما از سه دارو در "تزریق کشنده" استفاده می‌کنیم...
‫[ نوعی اعدام ]

472
00:20:53,925 --> 00:20:57,126
‫،تیوپنتال سدیم برای القاء بی‌هوشی

473
00:20:57,128 --> 00:21:00,029
‫پانکورونیوم بُرمید برای فلج‌کردن ماهیچه‌ها

474
00:21:00,031 --> 00:21:01,830
‫،و ایست تنفسی

475
00:21:01,832 --> 00:21:04,833
‫و پتاسیم کلرید برای ایست قلبی.

476
00:21:04,835 --> 00:21:06,168
‫بعد چرا داری این کارو می‌کنی؟

477
00:21:06,170 --> 00:21:09,204
‫اگه خارش بگیری، می‌فهمم که آلرژی داری.

478
00:21:09,206 --> 00:21:11,040
‫نسبت به داروهایی که می‌خوای
‫باهاشون بُکشیم.

479
00:21:11,042 --> 00:21:13,475
‫اعدامت رو تا حدالامکان
‫آرامش‌بخش و بی‌درد می‌کنیم.

480
00:21:13,477 --> 00:21:15,978
‫،من وقتی یکی رو می‌کُشم

481
00:21:15,980 --> 00:21:18,698
‫وانمود نمی‌کنم که حس طرف واسه‌م مهمه

482
00:21:19,150 --> 00:21:21,283
‫،به خیلی‌ها شلیک کردم، چاقو زدم
‫،خفه‌شون کردم

483
00:21:21,285 --> 00:21:23,052
‫ولی هیچ‌وقت کسی رو ناز و نوز نکردم.

484
00:21:23,054 --> 00:21:25,788
‫بی‌احترامی به طرفه.
‫پس با منم با ناز رفتار نکن.

485
00:21:32,797 --> 00:21:35,464
‫- ردینگتون همه‌چیز رو می‌دونه.
‫- به پلیس فدرال گفت؟

486
00:21:35,466 --> 00:21:37,433
‫بهشون گفته که هدف
‫رئیس سازمان جاسوسی آلمان‌‍ه.

487
00:21:37,435 --> 00:21:39,435
‫- خب حالا چی کار کنیم؟
‫- هیچ کار.

488
00:21:39,437 --> 00:21:40,778
‫ولی خبر دارن.

489
00:21:40,803 --> 00:21:42,037
‫،از هدف بله
‫،و بهش هم هشدار داده شده

490
00:21:42,039 --> 00:21:43,672
‫ولی هیچ‌کاری برای جلوگیری
‫از ترور نمی‌تونن بکنن.

491
00:21:43,674 --> 00:21:45,140
‫،ردینگتون می‌گه می‌تونه
‫ولی نمی‌کنه.

492
00:21:45,142 --> 00:21:47,042
‫نه تا بعد از موقعی که شما
‫حکم عفوش رو امضاء کنی.

493
00:21:47,044 --> 00:21:49,311
‫- می‌تونن این ماجرا رو به ما ربط بدن؟
‫- به هیچ وجه.

494
00:21:49,313 --> 00:21:50,913
‫می‌دونم سخته که از
‫،تمام جزئیات باخبر نباشی

495
00:21:50,915 --> 00:21:52,247
‫ولی هر چی کمتر بدونید، به نفع‌تونه.

496
00:21:52,249 --> 00:21:53,482
‫و مطمئن هم هستی که ردینگتون

497
00:21:53,484 --> 00:21:55,084
‫چیزی که می‌دونه رو به پلیس فدرال نمی‌گه

498
00:21:55,086 --> 00:21:56,585
‫مگه این‌که من اعدامش رو لغو کنم.

499
00:21:56,587 --> 00:21:58,153
‫فکر می‌کنه دونستنِ راه نجات‌دادن زیگلر

500
00:21:58,155 --> 00:21:59,989
‫اهرم فشاری براش جور می‌کنه
‫که شما جون خودش رو نجات بدین.

501
00:21:59,991 --> 00:22:02,925
‫دقیقاً چون راه نجات‌دادن اون رو بلده
‫منم جونش رو نجات نمی‌دم.

502
00:22:02,927 --> 00:22:04,326
‫اون تنها کسیه که می‌دونه
‫،چطوری جلوی ما رو بگیره

503
00:22:04,328 --> 00:22:06,495
‫،و وقتی بمیره
‫این دانسته‌هاش رو به گور می‌بره.

504
00:22:07,732 --> 00:22:09,031
‫بعد از ظهرتون به‌خیر.

505
00:22:09,033 --> 00:22:11,000
‫خب امروز چه خبر؟

506
00:23:25,035 --> 00:23:26,568
‫شانسی زدی.

507
00:23:26,570 --> 00:23:29,404
‫تکون نخور! بیا اینجا! اسلحه رو بردار.

508
00:23:30,507 --> 00:23:32,607
‫ترور جاسوس ارشد آلمان.

509
00:23:32,609 --> 00:23:34,275
‫کِی قراره انجام بشه؟

510
00:23:34,277 --> 00:23:36,044
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

511
00:23:36,046 --> 00:23:38,546
‫شاید این حافظه‌ت رو تازه کرد

512
00:23:38,548 --> 00:23:41,616
‫به تو پنج میلیون دلار داده شد
‫تا توی کشتن آوا زیگلر کمک کنی.

513
00:23:41,618 --> 00:23:43,318
‫به‌خاطر این کارت می‌ری زندان.

514
00:23:43,320 --> 00:23:44,852
‫مدت حبست دیگه بستگی داره

515
00:23:44,854 --> 00:23:47,288
‫به این‌که کمک‌مون کنی
‫جلوی ترورش رو بگیریم یا نه.

516
00:23:47,290 --> 00:23:50,224
‫،باید زمان و طرز ترور
‫و اسم تروریست رو بهمون بگی.

517
00:23:52,862 --> 00:23:54,762
‫وظیفۀ من آماده‌سازی هتل بود.

518
00:23:54,764 --> 00:23:57,665
‫نصب پروتکل‌های امنیتی
‫واسه موقع رسیدنش.

519
00:23:57,667 --> 00:24:00,268
‫اجیرت کردن که بذاری
‫یکی وارد هتل بشه؟

520
00:24:00,270 --> 00:24:03,137
‫که تقویم کاری و کارت‌شناساییم رو بهش بدم.

521
00:24:03,139 --> 00:24:04,672
‫مک‌ماهن این قضیه رو
‫به رئیس‌جمهور نمی‌گه

522
00:24:04,674 --> 00:24:07,041
‫چون فکر می‌کرد ردینگتون داره دروغ می‌گه

523
00:24:07,043 --> 00:24:08,826
‫اینم مدرکِ این‌که دروغ نمی‌گفت.

524
00:24:09,279 --> 00:24:11,679
‫مردی که کارت شناساییت دست‌شه... کیه؟

525
00:24:11,681 --> 00:24:15,883
‫- اسمی ازش داری؟
‫- نه، اسمی نپرسیدم.

526
00:24:15,885 --> 00:24:17,452
‫پنج میلیون دلار... خیلی پول بود

527
00:24:17,454 --> 00:24:19,387
‫که فقط کارت شناسایی‌م رو بهش بدم.

528
00:24:19,389 --> 00:24:21,255
‫خیلی کارهای دیگه هم ازت می‌خواست

529
00:24:21,992 --> 00:24:23,391
‫آره.

530
00:24:23,393 --> 00:24:26,094
‫،نمی‌تونی هویتش رو شناسایی کنی
‫،زمانش رو هم نمی‌دونی

531
00:24:26,096 --> 00:24:27,662
‫،محل ترور هم توی هتل‌‍ه

532
00:24:27,664 --> 00:24:29,847
‫خب چگونگی ترور چی؟

533
00:24:30,533 --> 00:24:33,034
‫،سر قرار ملاقات‌مون
‫،موقعی که کارت شناساییم رو بهش دادم

534
00:24:33,036 --> 00:24:34,476
‫دیدم که...

535
00:24:34,938 --> 00:24:36,804
‫شبیه بمب بود.

536
00:24:36,806 --> 00:24:38,806
‫مطمئنی بمب دیدی؟

537
00:24:38,808 --> 00:24:40,708
‫تو یه جعبۀ پلاستیکی بود.

538
00:24:40,710 --> 00:24:43,711
‫یه‌جور عامل شیمیایی.

539
00:24:49,786 --> 00:24:53,154
‫شما دوتا باید سازمان جاسوسی آلمان
‫رو خبر کنید و خودتونُ برسونید به اون هتل...

540
00:24:53,156 --> 00:24:56,791
‫تو هم باید یه قرار ملاقات دیگه
‫با رئیس‌جمهور برام ترتیب بدی.

541
00:24:56,793 --> 00:24:59,927
‫می‌دونم که ردینگتون حکم آفتاب و مهتاب
‫زندگی‌ت رو داره، هارولد.

542
00:24:59,929 --> 00:25:04,198
‫ولی رئیس‌جمهور مسئول اداره‌ی
‫یه کشور ۳۲۰ میلیون نفره‌ست.

543
00:25:04,200 --> 00:25:06,301
‫گذشتن از خیر جون
‫یکی از مرگبارترین آدمای این کشور

544
00:25:06,303 --> 00:25:08,036
‫- تو اولویت قرار نداره.
‫- می‌دونم.

545
00:25:08,038 --> 00:25:10,371
‫رحم نشون دادن به جرم و جنایت
‫رئیس‌جمهور رو بد جلوه می‌ده

546
00:25:10,373 --> 00:25:12,006
‫ولی اگه مردم بفهمن که اون می‌تونست

547
00:25:12,008 --> 00:25:14,375
‫جون یه مقام رسمی عضو کابینۀ آلمان
‫رو نجات بده و عمداً این کارو نکرده، چی؟

548
00:25:14,377 --> 00:25:15,851
‫اون‌طوری چطوری جلوه می‌کنه؟

549
00:25:17,047 --> 00:25:20,081
‫،چه خوشت بیاد، چه نیاد
‫زنده‌ی ردینگتون برای رئیس‌جمهور

550
00:25:20,083 --> 00:25:21,607
‫باارزش‌تره تا مُرده‌ش.

551
00:25:25,355 --> 00:25:28,690
‫می‌گم... رسلر بهم گفت
‫که چطوری کروگر رو گرفتی.

552
00:25:28,692 --> 00:25:30,191
‫اون شلیک.

553
00:25:30,193 --> 00:25:32,327
‫پس حتماً بهت هم گفته
‫که شانسی زدم.

554
00:25:32,329 --> 00:25:34,595
‫گفت که شلیک فوق‌العاده‌ای کردی.

555
00:25:34,597 --> 00:25:37,231
‫- باید برم من.
‫- ببین...

556
00:25:37,233 --> 00:25:39,767
‫اشتباه کردم که توی لوکزامبورگ
‫سعی کردم از عملیات میدانی دورت کنم.

557
00:25:39,769 --> 00:25:42,103
‫،مشخصه که کاملاً واجد شرایطی

558
00:25:42,105 --> 00:25:44,074
‫و باید بهت اعتماد می‌کردم.

559
00:25:45,495 --> 00:25:46,757
‫شرمنده که نکردم.

560
00:25:47,944 --> 00:25:51,479
‫فکر نکنم کسی رو بشناسم که
‫به خوبیِ تو معذرت‌خواهی کنه

561
00:25:51,481 --> 00:25:53,472
‫تمرین زیاد کردم.

562
00:25:55,151 --> 00:25:57,318
‫باشه بابا، اتاقه رو خودم براتون می‌گیرم.

563
00:25:59,154 --> 00:26:01,556
‫جواب آزمایشت منفی بود.

564
00:26:01,558 --> 00:26:04,092
‫- آلرژی نداری.
‫- شرمنده بابت رفتار قبلیم.

565
00:26:04,094 --> 00:26:07,195
‫می‌فهمم که فقط داشتی
‫از روال کاری پیروی می‌کردی.

566
00:26:07,197 --> 00:26:08,904
‫هر چی نباشه مأموری و معذور.

567
00:26:09,733 --> 00:26:12,574
‫کشتن یه انسان بار سنگینی‌‍ه روی دوش آدم

568
00:26:13,837 --> 00:26:15,438
‫اکثر افراد تواناییش رو ندارن.

569
00:26:17,374 --> 00:26:18,747
‫پس کاملاً آماده‌ایم.

570
00:26:21,370 --> 00:26:22,937
‫الیزابت!

571
00:26:25,148 --> 00:26:26,814
‫غذات تقریباً حاضره.

572
00:26:26,816 --> 00:26:29,617
‫بهتر از این نمی‌شه!
‫میز دو نفره بچینید.

573
00:26:37,327 --> 00:26:39,060
‫حرفی که درمورد زیگلر زدی...

574
00:26:39,062 --> 00:26:41,062
‫تونستیم اثباتش کنیم.

575
00:26:41,064 --> 00:26:43,297
‫می‌تونیم واقعی‌بودن توطئه رو اثبات کنیم.

576
00:26:43,299 --> 00:26:45,733
‫قراره به یکی از ثروتمندترین
‫آدمای آمریکا تبدیل شی.

577
00:26:45,735 --> 00:26:48,803
‫پانابیکر یه قرار ملاقات دیگه با
‫رئیس‌جمهور برای کوپر جور کرد.

578
00:26:48,805 --> 00:26:50,538
‫می‌خواد درمورد این صحبت کنه که

579
00:26:50,540 --> 00:26:51,773
‫،برای نجات‌دادن اون مأمور

580
00:26:51,775 --> 00:26:53,241
‫رئیس‌جمهور اول باید جون تو رو نجات بده.

581
00:26:53,243 --> 00:26:55,843
‫می‌تونی هر جا که دوست داشتی زندگی کنی.

582
00:26:55,845 --> 00:26:59,814
‫می‌تونی هر کاری که دوست داشتی بکنی.

583
00:26:59,816 --> 00:27:03,459
‫کاری که من می‌خوام بکنم
‫نجات دادنِ جون توئه.

584
00:27:05,555 --> 00:27:07,355
‫خیله‌خب، وقت غذا خوردنه.

585
00:27:07,357 --> 00:27:09,023
‫ای بابا، شام آخرم.

586
00:27:09,025 --> 00:27:11,893
‫کس دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسه
‫که ترجیح بدم این شام رو با اون بخورم.

587
00:27:11,895 --> 00:27:13,327
‫دارم سعی می‌کنم بهت بگم که

588
00:27:13,329 --> 00:27:15,763
‫این شاید شام آخرت نباشه.

589
00:27:15,765 --> 00:27:19,033
‫سعی منم اینه که بهت بگم
‫مشکلی ندارم اگه باشه.

590
00:27:32,721 --> 00:27:34,122
‫مأمور رسلر از پلیس فدرال.

591
00:27:34,124 --> 00:27:36,276
‫فکر می‌کنیم که دنبال
‫یه‌جور دستگاه منفجره هستیم.

592
00:27:36,276 --> 00:27:37,909
‫احتمالاً بیولوژیکی.

593
00:27:37,911 --> 00:27:40,145
‫مظنون‌مون هم به
‫،تیم امنیتی‌تون دسترسی داشته

594
00:27:40,147 --> 00:27:44,015
‫پس دستگاهه احتمالاً
‫داخل خط قرنطینه‌تونه.

595
00:27:44,017 --> 00:27:46,846
‫خانم، سناتور رسیدن، ولی این‌طور که معلومه

596
00:27:46,848 --> 00:27:48,264
‫ممکنه یه مشکل امنیتی داشته باشیم.

597
00:27:48,266 --> 00:27:50,106
‫چه مشکلی؟

598
00:27:50,106 --> 00:27:51,590
‫منتظر گرفتن جزئیات هستیم.

599
00:27:52,108 --> 00:27:54,074
‫لحظه‌ای که خبر جدیدی گرفتی
‫منُ هم در جریان بذار.

600
00:27:54,076 --> 00:27:55,342
‫- چشم.
‫- آرام، می‌تونی

601
00:27:55,344 --> 00:27:56,877
‫گزارش‌های نوابی از بمب‌گذاری
‫سازمان ملل رو در بیاری

602
00:27:56,879 --> 00:27:59,013
‫و ببینی چه جزئیاتی از اون دستگاه داریم؟

603
00:27:59,015 --> 00:28:01,315
‫- دنبال شماتیکش هستی؟
‫- نه، دنبال هر جور جزئیاتی‌م که

604
00:28:01,317 --> 00:28:02,716
‫بتونه بهمون بگه باید دنبال چی بگردیم.

605
00:28:02,718 --> 00:28:05,052
‫هر چی بتونی برای تیم
‫خنثی‌سازی بمب بفرستی مفیده.

606
00:28:05,054 --> 00:28:07,121
‫باشه، مفهومه. الان می‌رم سراغش.

607
00:28:09,691 --> 00:28:11,825
‫آخه تو به این می‌گی شام آخر؟

608
00:28:13,162 --> 00:28:15,262
‫سوپ کلم و شاه ماهی.

609
00:28:15,264 --> 00:28:17,998
‫بچه که بودم مادرم
‫برام درستش می‌کرد.

610
00:28:18,000 --> 00:28:20,202
‫تو تصورم نمی‌گنجه.

611
00:28:20,736 --> 00:28:22,369
‫پسر بچه‌بودنِ تو.

612
00:28:24,005 --> 00:28:25,791
‫من...

613
00:28:26,208 --> 00:28:28,544
‫پسر تخسی بودم.

614
00:28:29,578 --> 00:28:32,880
‫مردم یه نگاهی بهم داشتن...
‫و خودم نگاه متفاوتی به خودم.

615
00:28:36,118 --> 00:28:40,321
‫حس می‌کردم برداشت غلطی ازم داشتن...
‫خود تخریب‌گر.

616
00:28:44,760 --> 00:28:48,564
‫پدرم فکر می‌کرد آدم
‫سخت‌گیر و نظم‌دهندهی‌‍ه.

617
00:28:49,765 --> 00:28:52,433
‫خیلی... اخلاق‌مدار.

618
00:28:54,402 --> 00:28:56,403
‫،به‌جای سعی بر درک کردنِ من

619
00:28:56,405 --> 00:28:59,440
‫طردم کرد.

620
00:29:01,229 --> 00:29:02,953
‫مادرت چی؟

621
00:29:04,246 --> 00:29:06,714
‫مادرم... ما...

622
00:29:06,716 --> 00:29:08,849
‫مادرم... مادرم درکم می‌کرد.

623
00:29:12,621 --> 00:29:15,132
‫درمورد کسی که قبلاً بودی...

624
00:29:16,726 --> 00:29:18,959
‫باید یه سؤالی ازت بپرسم

625
00:29:22,897 --> 00:29:25,684
‫مادرم...

626
00:29:26,802 --> 00:29:30,404
‫مشکلات قلب انسان
‫در تضاد درونی با خودش

627
00:29:30,406 --> 00:29:32,573
‫رو درک می‌کرد.

628
00:29:34,876 --> 00:29:37,244
‫پس همه‌چیز رو درک می‌کرد.

629
00:29:42,651 --> 00:29:44,551
‫بهت یاد دادم که چطور
‫مثل یک مجرم فکر کنی.

630
00:29:44,553 --> 00:29:46,955
‫ولی باید بهت یاد می‌دادم
‫چطوری مثل اون فکر کنی.

631
00:29:47,690 --> 00:29:50,454
‫خودم باید یاد می‌گرفتم
‫چطوری مثل اون فکر کنم.

632
00:30:00,603 --> 00:30:04,264
‫تمام اون سال‌هایی که

633
00:30:04,940 --> 00:30:06,892
‫صرفِ دلواپسی واسه تو کردم...

634
00:30:07,943 --> 00:30:11,438
‫و خیالبافی می‌کردم فرشتۀ نجاتتم...

635
00:30:11,947 --> 00:30:15,349
‫اگه اون بود یه نگاه بهت می‌نداخت
‫و می‌فهمید که چیزیت نمی‌شه.

636
00:30:17,819 --> 00:30:20,587
‫و نه به‌خاطر پول‌هایی که

637
00:30:20,589 --> 00:30:23,283
‫دیوانه‌وار برات جمع کردم...

638
00:30:24,360 --> 00:30:27,287
‫بلکه چون تو توی زندگیت

639
00:30:27,863 --> 00:30:29,963
‫چیزی رو داری که
‫از همه‌چیز مهم‌تره...

640
00:30:31,667 --> 00:30:33,300
‫کسانی که دوستت دارن رو...

641
00:30:33,302 --> 00:30:35,587
‫هارولد کوپر هستم اومدم دیدنِ رئیس‌جمهور

642
00:30:36,405 --> 00:30:38,072
‫کسانی که می‌تونی
‫بهشون تکیه کنی...

643
00:30:46,449 --> 00:30:49,750
‫کسانی که همیشه
‫حقیقت رو بهت می‌گن.

644
00:30:51,921 --> 00:30:54,955
‫شش سال پیش، من به‌خاطر تو
‫خودم رو تسلیم پلیس کردم.

645
00:30:54,957 --> 00:30:59,760
‫و الان که به آخر خط رسیدم
‫به‌خاطر اوناست که نگرانی ندارم.

646
00:31:04,233 --> 00:31:07,334
‫سناتور وید، ممنون که
‫با دیدارمون موافقت کردید.

647
00:31:07,336 --> 00:31:09,002
‫خواهش می‌کنم. بفرمایید.

648
00:31:11,639 --> 00:31:15,242
‫خب شما گفتید که مورد اورژانسی‌‍ه.
‫مشکلی پیش اومده؟

649
00:31:15,244 --> 00:31:19,179
‫شبکۀ جاسوسی ما مدتی‌‌‍ه
‫که همکاری دوجانبه‌ای

650
00:31:19,181 --> 00:31:21,782
‫با یکی از مأمورین سابق اِم‌آی۶ داره.

651
00:31:21,784 --> 00:31:23,984
‫چند ساعت پیش، اون مأمور
‫پرونده‌ای رو نشون من داد

652
00:31:23,986 --> 00:31:26,253
‫که نشان‌گر توطئه‌ای علیه آمریکا بود...

653
00:31:26,255 --> 00:31:29,289
‫خانم زیگلر، واقعاً متأسفم...

654
00:31:29,291 --> 00:31:31,725
‫- کارل، چی شده؟
‫- خانم، یه مسئله‌ی امنیتی پیش اومده.

655
00:31:31,727 --> 00:31:32,960
‫باید همراه من بیاید.

656
00:31:32,962 --> 00:31:34,294
‫باید شما و سناتور رو

657
00:31:34,296 --> 00:31:35,629
‫همین‌الان از این ساختمون خارج کنیم.

658
00:31:36,899 --> 00:31:39,967
‫من که درخواست سرویس اتاق نداده بودم.

659
00:31:39,969 --> 00:31:42,603
‫پرونده‌ای پیش‌ته که من دنبالشم.

660
00:31:47,676 --> 00:31:50,244
‫خانم مک‌ماهن فکر کرد ردینگتون
‫داره برای نجات جونش دروغ می‌گه.

661
00:31:50,246 --> 00:31:52,813
‫- حالا فهمیدیم که حقیقت رو می‌گفته.
‫- خب حالا حقیقت رو گفته باشه.

662
00:31:52,815 --> 00:31:54,815
‫تمام کارهای وحشتناکش رو که خنثی نمی‌کنه

663
00:31:54,817 --> 00:31:56,283
‫این قضیه هیچ ربطی
‫به اعمال ردینگتون نداره.

664
00:31:56,285 --> 00:31:57,784
‫فکر کردم این مسئله
‫رو قبلاً روشن کردم.

665
00:31:57,786 --> 00:31:59,520
‫این قضیه به کاری که می‌خواد...

666
00:31:59,522 --> 00:32:01,079
‫برای نجات دادنِ آوا زیگلر
‫انجام بده ربط داره.

667
00:32:01,081 --> 00:32:02,389
‫فکر می‌کردم این کار شما باشه.

668
00:32:02,391 --> 00:32:04,024
‫کار هارولد اینه که سعی‌ش
‫رو برای جلوگیری از ترور بکنه.

669
00:32:04,026 --> 00:32:05,626
‫و داره هر کاری در توانش
‫،هست انجام میده

670
00:32:05,628 --> 00:32:07,261
‫،ولی طبق تجربۀ ما

671
00:32:07,263 --> 00:32:09,663
‫اگه ردینگتون می‌گه فقط خودش
‫،می‌تونه مشکلی رو حل کنه

672
00:32:09,665 --> 00:32:11,198
‫فقط هم خودش می‌تونه این کارو بکنه.

673
00:32:11,200 --> 00:32:13,867
‫ناسلامتی پلیس فدرال
‫۳۵ هزار نفر مأمور داره.

674
00:32:13,869 --> 00:32:14,835
‫اون که یه آدم بیشتر نیست.

675
00:32:14,837 --> 00:32:16,029
‫،آقای رئیس‌جمهور
‫خیلی ساده‌ست.

676
00:32:16,031 --> 00:32:17,171
‫تا می‌تونید به حرف
‫،خانم مک‌ماهن گوش بدید

677
00:32:17,173 --> 00:32:18,772
‫،و مقام آلمانی برجسته‌ای کشته می‌شه

678
00:32:18,774 --> 00:32:21,375
‫یا می‌تونید به حرف من گوش بدید
‫و اون نجات پیدا می‌کنه.

679
00:32:24,613 --> 00:32:25,602
‫اجازه هست؟

680
00:32:25,604 --> 00:32:26,983
‫بفرمایید.

681
00:32:27,008 --> 00:32:29,242
‫همین‌الانشم کُلی مشغلۀ فکری برام درست کردید.

682
00:32:29,985 --> 00:32:31,161
‫کِی؟

683
00:32:32,288 --> 00:32:33,587
‫مطمئنی؟

684
00:32:33,589 --> 00:32:35,289
‫نه، نه، نه، خیالم راحت شد.

685
00:32:35,291 --> 00:32:36,391
‫کارتون عالی بود.

686
00:32:37,442 --> 00:32:38,559
‫هارولد؟

687
00:32:38,561 --> 00:32:40,994
‫زیگلر الان پیش مأمورین‌مونه.

688
00:32:40,996 --> 00:32:42,729
‫از محل خارج شدن.
‫جاش امن‌‍ه.

689
00:32:42,731 --> 00:32:44,765
‫خب، نگاه کن تو رو خدا...
‫انگار که جدی‌جدی

690
00:32:44,767 --> 00:32:46,366
‫هم نیازی به کمک ردینگتون نداشتید.

691
00:32:48,837 --> 00:32:51,338
‫می‌خواستی یه سؤالی ازم کنی.

692
00:32:51,340 --> 00:32:53,040
‫آره.

693
00:32:56,144 --> 00:32:57,945
‫می‌خواستم بپرسم...

694
00:33:01,516 --> 00:33:03,517
‫می‌خواستم بپرسم...

695
00:33:09,391 --> 00:33:10,757
‫چطوری می‌تونی اینُ بخوری؟...

696
00:33:10,759 --> 00:33:12,492
‫واقعاً در به داغونه، مگه نه؟

697
00:33:12,494 --> 00:33:15,362
‫،یعنی خب، خدایی
‫غذا داغون‌تر از این ندیدم.

698
00:33:15,364 --> 00:33:17,297
‫،مادرت شاید آدم بی‌نظیری بوده باشه

699
00:33:17,299 --> 00:33:18,432
‫ولی آشپز داغونی بوده.

700
00:33:18,434 --> 00:33:19,933
‫راست میگی.

701
00:33:19,935 --> 00:33:21,602
‫هر چی غذا تو دوران بچگی خوردیم

702
00:33:21,604 --> 00:33:24,705
‫یا سوخته بود یا نپخته.

703
00:33:24,707 --> 00:33:26,607
‫این نباید شام آخرت باشه.

704
00:33:26,609 --> 00:33:28,909
‫اعدام ظالمانه دقیقاً یعنی همین.

705
00:33:35,183 --> 00:33:36,768
‫وقتش رسیده.

706
00:33:37,186 --> 00:33:40,687
‫،لباست رو که عوض کردی
‫می‌ریم به اتاق اعدام.

707
00:33:44,760 --> 00:33:46,570
‫کوپره.

708
00:33:47,596 --> 00:33:49,730
‫رئیس‌جمهور رو دیدی؟

709
00:33:49,732 --> 00:33:52,132
‫ولی جونش در خطره.
‫جاش امن نیست.

710
00:33:52,134 --> 00:33:53,900
‫- ول کن.
‫- ،می‌دونم اینطوری بنظر می‌رسه

711
00:33:53,902 --> 00:33:56,103
‫ولی جفت‌مون خوب می‌دونیم
‫که این آخر ماجرا نیست.

712
00:33:56,105 --> 00:33:58,338
‫- الیزابت، ولش کن.
‫- رئیس‌جمهور اشتباه می‌کنه!

713
00:33:58,340 --> 00:33:59,640
‫دیگه کار برای زیگلر از کار گذشته.

714
00:33:59,642 --> 00:34:02,509
‫الان باید روی توطئه‌ی بزرگتری تمرکز کنید.

715
00:34:02,511 --> 00:34:04,087
‫مرسی که تلاشت رو کردی

716
00:34:04,680 --> 00:34:06,506
‫حتماً. بهش می‌گم.

717
00:34:10,853 --> 00:34:12,119
‫گفت کاشکی

718
00:34:12,121 --> 00:34:14,014
‫کار بیشتری از دستش بر می‌اومد.

719
00:34:14,990 --> 00:34:17,267
‫هر کاری در توانش بود کرد.

720
00:34:18,661 --> 00:34:21,161
‫این... این برای من خیلیم کافیه.

721
00:34:25,234 --> 00:34:26,733
‫باید برم لباسم رو عوض کنم.

722
00:34:28,536 --> 00:34:30,137
‫دوسِت دارم.

723
00:34:35,844 --> 00:34:38,612
‫این رو می‌خواستم بگم.

724
00:34:40,815 --> 00:34:43,116
‫چیزی که می‌خواستم بشنوی
‫این بود.

725
00:34:53,302 --> 00:34:55,803
‫مقام آلمانی رو آوردیم
‫یه مکان مخفی خارج از محل.

726
00:34:55,805 --> 00:34:58,473
‫خیابان ۸۳۲۳۱۴ـُم شمال‌غربی.

727
00:34:58,475 --> 00:35:01,109
‫دریافت شد.
‫خیابان ۸۳۲۳۱۴ـُم شمال‌غربی.

728
00:35:01,111 --> 00:35:03,311
‫یه تیم امنیتی از پلیس واشنگتن
‫داره میاد سمت‌تون.

729
00:35:03,313 --> 00:35:05,713
‫و منتظر دستور از سمت
‫سازمان جاسوسی آلمان و سازمان دفاع.

730
00:35:05,715 --> 00:35:07,081
‫مسئول اینجا شمایی؟

731
00:35:07,083 --> 00:35:09,017
‫باید همه رو از اینجا خارج کنیم.
‫همین‌الان.

732
00:35:09,019 --> 00:35:11,419
‫خانم، حال‌تون خوبه؟

733
00:35:11,421 --> 00:35:13,988
‫نفسم... نفسم بالا نمیاد.

734
00:35:13,990 --> 00:35:15,890
‫چیزی‌تون نمی‌شه.
‫یه تیم امنیتی از سازمان جاسوسی آلمان تو راهه.

735
00:35:15,892 --> 00:35:17,658
‫می‌خوایم در عرض ۲۰ دقیقۀ
‫آینده سوار هلی‌کوپتر بشید.

736
00:35:17,660 --> 00:35:19,627
‫تو. برو اینجا رو قرنطینه کن.
‫تمام ورودی‌ها رو ببند.

737
00:35:19,629 --> 00:35:21,596
‫می‌خوام واحدهای پلیس واشنگتن
‫خیابون رو پر کنن.

738
00:35:21,598 --> 00:35:23,364
‫،به محض رسیدن تیم امنیتی
‫حرکت می‌کنیم.

739
00:35:23,366 --> 00:35:24,932
‫خب. همین‌الان از تیم
‫خنثی‌سازی بمب خبر گرفتم.

740
00:35:24,934 --> 00:35:26,601
‫جستجوی اولیه نشون می‌ده که

741
00:35:26,603 --> 00:35:28,002
‫هیچ مواد منفجره‌ای در محل پیدا نکردن

742
00:35:28,004 --> 00:35:29,704
‫هیچی؟
‫چطور ممکنه؟

743
00:35:29,706 --> 00:35:31,906
‫،و یه مسئله‌ی دیگه
‫،و می‌دونم که الان وقتش نیست

744
00:35:31,908 --> 00:35:34,842
‫ولی داشتم چندتا از گزارش‌های
‫سازمان ملل رو از دفترت

745
00:35:34,844 --> 00:35:36,477
‫برای مأمور رسلر بر می‌داشتم.

746
00:35:36,479 --> 00:35:38,046
‫،و اونجا که بودم

747
00:35:38,048 --> 00:35:40,381
‫چندتا از گزارش‌های سانحه رو
‫توی سطل آشغالی پیدا کردم.

748
00:35:40,383 --> 00:35:43,117
‫- راست میگی. الان وقتش نیست.
‫- ،بعد از کاری که سر عملیات کردی

749
00:35:43,119 --> 00:35:44,652
‫،فکر کردم زیاده‌روی کردم

750
00:35:44,654 --> 00:35:46,954
‫،ولی این اشتباهات
‫اینا...

751
00:35:46,956 --> 00:35:50,491
‫مشکلاتی که باهاشون دست و پنجه نرم می‌کردی
‫خیلی پیش پا افتاده‌ن....

752
00:35:50,493 --> 00:35:52,393
‫اصلاً نمی‌دونستم چه‌قدر
‫آسیب بهت وارد شده.

753
00:35:52,395 --> 00:35:54,322
‫مجبورم بعداً باهات تماس بگیرم.

754
00:35:55,665 --> 00:35:57,765
‫- دستگاه رو پیدا نکردن؟
‫- هنوز نه، ولی پیداش می‌کنن.

755
00:35:57,767 --> 00:35:59,100
‫عجیبه، نه؟

756
00:35:59,102 --> 00:36:00,835
‫مسئله‌ی مهم اینه که
‫حال همه خوبه.

757
00:36:00,837 --> 00:36:02,970
‫بذارید یه لیوان آب براتون بیارم.

758
00:36:05,408 --> 00:36:07,041
‫این قضیه هیچ ربطی به
‫تهدیدی که قبلاً

759
00:36:07,043 --> 00:36:08,509
‫اومدید بهم بگید داره؟

760
00:36:08,511 --> 00:36:09,710
‫این پرونده‌ای که گفتید؟

761
00:36:09,712 --> 00:36:11,312
‫آخه چرا بمبی پیدا نکردن؟

762
00:36:11,314 --> 00:36:13,915
‫خب، "مورو" که به کروگر رشوه داده تا
‫به تیم امنیتی دسترسی پیدا کنه

763
00:36:13,917 --> 00:36:15,750
‫و وارد خط قرنطینه بشه، ولی چرا؟

764
00:36:15,752 --> 00:36:18,986
‫- شاید یه دستگاه نبوده؟
‫- شاید از یه راه دیگه‌ای بوده.

765
00:36:18,988 --> 00:36:21,089
‫،یعنی شاید بمب یا انفجار نبوده

766
00:36:21,091 --> 00:36:22,690
‫بلکه از یه راه دیگه‌ای
‫ترور رو انجام داده.

767
00:36:27,297 --> 00:36:29,864
‫کمک! یکی کمک کنه!

768
00:36:29,866 --> 00:36:31,499
‫یه دکتر خبر کنید!

769
00:36:47,750 --> 00:36:49,169
‫باشه.

770
00:36:51,821 --> 00:36:53,688
‫رسلر بود.

771
00:36:53,690 --> 00:36:55,056
‫زیگلر مُرده.

772
00:36:55,058 --> 00:36:58,726
‫چی؟ چطوری؟ فکر می‌کردم جاش امن بوده.

773
00:36:58,728 --> 00:37:01,329
‫ردینگتون می‌دونست.
‫از اول همه‌چیز رو می‌دونسته.

774
00:37:01,331 --> 00:37:04,899
‫فرستادمون دنبال مرد حشره‌ای.
‫دور بزن.

775
00:37:04,901 --> 00:37:06,434
‫وایسا ببینم. از چی حرف می‌زنی؟

776
00:37:06,436 --> 00:37:08,035
‫بر می‌گردیم کاخ سفید.

777
00:37:08,037 --> 00:37:10,304
‫ردینگتون چند هفته پیش
‫بهمون یه اسم از لیست‌سیاه داد...

778
00:37:10,306 --> 00:37:12,940
‫دانشمندی که از کشته‌شدنِ حشرات
‫،توسط انسان‌ها ناراحت بود

779
00:37:12,942 --> 00:37:15,510
‫واسه همین راهی حشره‌ای ساخت
‫که بتونه دخل‌مون رو بیاره.

780
00:37:15,512 --> 00:37:18,713
‫یه نوع ابر سوسک...
‫همون نوعی که زیگلر رو کشته.

781
00:37:18,715 --> 00:37:21,015
‫،و می‌خوای بری پیش رئیس‌جمهور بگی
‫دیدی بهت گفتم"؟"

782
00:37:21,017 --> 00:37:22,650
‫می‌خوام به رئیس‌جمهور بگم
‫تروریست رو از کجا پیدا کنه.

783
00:37:22,652 --> 00:37:25,286
‫- تو می‌دونی از کجا می‌شه پیداش کرد؟
‫- نه، ولی ردینگتون می‌دونه.

784
00:37:25,288 --> 00:37:28,389
‫- دیاز دیگه تصمیمش رو گرفته.
‫- خب، طبق ساعت من، الان ۱۱:۵۱ ‍ست.

785
00:37:28,391 --> 00:37:29,924
‫یعنی ده دقیقه وقت داره
‫که نظرش رو عوض کنه.

786
00:37:29,926 --> 00:37:31,192
‫یا من می‌رم به روزنامۀ نیویورک تایمز می‌گم

787
00:37:31,194 --> 00:37:32,460
‫که اون می‌تونست جون یکی از

788
00:37:32,462 --> 00:37:33,928
‫جاسوسان ارشد آلمانی رو نجات بده

789
00:37:33,930 --> 00:37:35,096
‫ولی عمداً این کار رو نکرد.

790
00:37:35,098 --> 00:37:37,031
‫این که رسماً نابود کردنِ شغله.

791
00:37:37,033 --> 00:37:39,152
‫آره. برای رئیس‌جمهور.

792
00:38:40,797 --> 00:38:42,430
‫راحته؟

793
00:38:42,432 --> 00:38:44,899
‫اگه خواستی، می‌تونیم
‫سَری‌ش رو هم ببریم یالا یا پایین.

794
00:38:44,901 --> 00:38:46,634
‫خوبه. مرسی که گفتی.

795
00:39:38,588 --> 00:39:41,322
‫،برای محافظت از هویت ناشناس جلادان

796
00:39:41,324 --> 00:39:43,224
‫الان وارد اتاق شیمیایی می‌شن

797
00:39:43,226 --> 00:39:45,293
‫و پرده رو می‌کِشن.

798
00:39:48,665 --> 00:39:51,999
‫به دستور من، هر کدوم از
‫اعضای تیم اعدام

799
00:39:52,001 --> 00:39:53,834
‫داروهایی رو به سرُم سیاهرگ تزریق می‌کنند.

800
00:39:53,836 --> 00:39:57,672
‫اما تنها یکی از جلادها
‫قراره عملیات

801
00:39:57,674 --> 00:39:59,307
‫تزریق کشنده رو انجام بده.

802
00:39:59,309 --> 00:40:02,777
‫باشه.

803
00:40:05,748 --> 00:40:06,825
‫قربان.

804
00:40:08,217 --> 00:40:10,518
‫حل شد.

805
00:40:10,520 --> 00:40:13,154
‫پرونده چی؟

806
00:40:13,156 --> 00:40:15,222
‫بهت که گفتم پرونده اینجا نیست.

807
00:40:15,224 --> 00:40:18,926
‫خب پس باید منُ ببری پیشش.

808
00:40:19,504 --> 00:40:21,128
‫تا یک ساعت دیگه باید برسه دست‌مون

809
00:40:21,130 --> 00:40:22,263
‫خوبه.

810
00:40:22,265 --> 00:40:24,509
‫،پس تا صبح
‫اطلاعاتش از بین میره...

811
00:40:25,301 --> 00:40:27,034
‫و ردینگتون هم می‌میره.

812
00:41:02,438 --> 00:41:05,106
‫به سبب این‌که
‫ریموند ردینگتون گناهکار به قتل...

813
00:41:05,108 --> 00:41:07,508
‫و جنایات کبیره شناخته‌شد...

814
00:41:07,510 --> 00:41:10,111
‫و به سبب این‌که
‫تعیین شده...

815
00:41:10,113 --> 00:41:12,365
‫که حکم عفو صادره توسط فصل دوم و اصل دوم

816
00:41:14,559 --> 00:41:18,285
‫قانون اساسی ایالات‌متحده
‫رد شده...

817
00:41:21,591 --> 00:41:23,357
‫بدین وسیله این حکم صادر می‌گردد

818
00:41:23,359 --> 00:41:25,760
‫و به رئیس زندان ایالات‌متحده

819
00:41:25,762 --> 00:41:28,129
‫در تره‌هوت، ایندیانا امر می‌شود که...

820
00:41:28,131 --> 00:41:29,430
‫حکم مرگ و اعدام

821
00:41:29,432 --> 00:41:31,632
‫ریموند ردینگتون را بنابر

822
00:41:31,634 --> 00:41:35,636
‫مقررات قوانین ایالات متحده صادر نماید.

823
00:41:40,843 --> 00:41:42,777
‫حرف آخری هم داری؟

824
00:41:43,746 --> 00:41:53,746
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

825
00:41:53,770 --> 00:42:03,770
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

