‫﻿۱
00:00:02,563 --> 00:00:04,314
‫- فابریتچیو"؟"
‫- بله قربان؟

2
00:00:04,316 --> 00:00:05,732
‫تو اتاق پشتی کمک نیاز دارن.

3
00:00:05,734 --> 00:00:07,367
‫پیشخدمت بیشتری میخوایم
‫حداقل یکی یا شاید دو تا.

4
00:00:07,369 --> 00:00:09,202
‫- "بله قربان آقای "ردینگتون.
‫- و همچنین ببا...

5
00:00:09,204 --> 00:00:11,154
‫چند تا جعبه‌ی رزروا رو باز کنیم.

6
00:00:11,156 --> 00:00:13,490
‫و لطفا به "آمیلیا" بگو پشت سر هم نوشیدنی بیاره.

7
00:00:13,492 --> 00:00:14,741
‫شامپاین، شراب و کوکتل.

8
00:00:14,743 --> 00:00:16,209
‫برام مهم نیست که شیر بنوشن...

9
00:00:16,211 --> 00:00:17,494
‫نمی خوام لیوان کسی خالی باشه.

10
00:00:17,496 --> 00:00:19,129
‫"حتما آقای "ردینگتون.

11
00:00:19,131 --> 00:00:20,664
‫و آقای "ردینگتون"، چقدر خوبه که شما برگشتین قربان.

12
00:00:20,666 --> 00:00:22,582
‫خیلی خوبه که برگشتم.

13
00:00:24,837 --> 00:00:26,786
‫نولان"! تونستی بیای"!

14
00:00:26,788 --> 00:00:29,122
‫- ممنون که اومدی.
‫- هیچ جوره از دستش نمیدادم.

15
00:00:29,124 --> 00:00:31,208
‫"مهمونی معرکه‌ای ـه "رد.

16
00:00:31,210 --> 00:00:33,293
‫اصلا به خوبی عروسی زیبای دخترت...

17
00:00:33,295 --> 00:00:34,761
‫در برلین که نیست.

18
00:00:34,763 --> 00:00:36,763
‫سرم هنوز حسابی درد میکنه.

19
00:00:36,765 --> 00:00:39,216
‫ویوین" شوهرت کجاست؟"

20
00:00:39,218 --> 00:00:41,184
‫- نتونست بیاد.
‫- خدا رو شکر.

21
00:00:41,186 --> 00:00:43,887
‫بعدا بیام سراغم. باید یکم با همدیگه حرف بزنیم.

22
00:00:43,889 --> 00:00:46,779
‫- "رد"! هی! "رد"!
‫- "تدی"!

23
00:00:46,781 --> 00:00:48,892
‫با این همه آهنگ هیچی نمیتونم بشنوم.

24
00:00:48,894 --> 00:00:50,727
‫توی بالکن خیلی ساکتتره.

25
00:00:50,729 --> 00:00:52,529
‫میراندا" توی دستشویی ـه"!

26
00:00:52,531 --> 00:00:54,898
‫بالکن رو میگم. بیرون خیلی ساکتتره.

27
00:00:54,900 --> 00:00:56,733
‫ولش کن بابا! من میرم توی بالکن.

28
00:00:56,735 --> 00:00:58,794
‫یه کلمه از حرفات هم نمیشنوم!

29
00:01:00,155 --> 00:01:01,872
‫"اوه، آقای "ردینگتون.

30
00:01:01,874 --> 00:01:04,824
‫هی، کمک کن حالیم بشه.
‫دنبال یه دختری بین پیشخدمتها میگردم.

31
00:01:04,826 --> 00:01:06,576
‫یه مو مشکی با یه حلقه تو دماغش؟

32
00:01:06,578 --> 00:01:08,545
‫- "سیدنی".
‫- "آره "سیدنی.

33
00:01:08,547 --> 00:01:11,131
‫- فکر میکنی میتونی منو به "سیدنی" معرفی کنی؟
‫- عجب چیز جالبی گفتی.

34
00:01:11,133 --> 00:01:13,633
‫اونم ازم خواست اونو بهت معرفی کنم.

35
00:01:13,635 --> 00:01:15,302
‫- اوه.
‫- "هدی"!

36
00:01:15,304 --> 00:01:17,721
‫میشه لطف کنی و "وانته" رو...

37
00:01:17,723 --> 00:01:19,589
‫به دوست پیشخدمت جوانت معرفی کنی؟

38
00:01:19,591 --> 00:01:23,510
‫خدای من. میشه باهام
‫بیا و با این دختر آشنا بشی؟

39
00:01:23,512 --> 00:01:26,584
‫تمام شب مدام چشمش به تو بوده.

40
00:01:26,609 --> 00:01:27,764
‫واقعا؟

41
00:01:27,766 --> 00:01:29,816
‫در مورد فرارت شنیدم "رد"! نبوغ‌آمیز!

42
00:01:29,818 --> 00:01:31,685
‫راستی تو چند تا جون داری؟

43
00:01:31,687 --> 00:01:34,938
‫راستش، "راجر" شمارشو
‫توی نونوایی از دست دادم.

44
00:01:34,940 --> 00:01:36,940
‫سلام منو به ناخدا برسون.

45
00:01:36,942 --> 00:01:38,825
‫از دیدنتون خوشحال بچه‌ها.

46
00:01:38,827 --> 00:01:40,827
‫هی! اینجایی تو.

47
00:01:40,829 --> 00:01:42,779
‫چند تا مشکل توی بوفه داریم.

48
00:01:42,781 --> 00:01:45,282
‫- خدایا، باز چی شده؟
‫- از اون میگوهای پرنده تموم کردی.

49
00:01:45,284 --> 00:01:46,700
‫به آشپزخونه خبر میدم.

50
00:01:48,150 --> 00:01:50,921
‫هی، حالا که پیدات کردم
‫میخواستم ازت عذرخواهی کنم...

51
00:01:50,923 --> 00:01:52,455
‫به خاطر اون داستان گند زدن به هیئت منصفه.

52
00:01:52,457 --> 00:01:54,791
‫- حس خیلی بدی دارم.
‫- دیگه گذشته.

53
00:01:54,793 --> 00:01:56,376
‫برای من، نه، نگذشته.

54
00:01:56,378 --> 00:01:57,961
‫من خرابش کردم و به همه چی گند زدم.

55
00:01:57,963 --> 00:02:00,430
‫سرهم‌بندیش کردم.
‫اگه چیزی لازم داشتی...

56
00:02:00,432 --> 00:02:03,683
‫هر راهی که بتونم برات جبران کنم
‫فقط به آبنبات ژله‌ای پیر خودت خبر بده.

57
00:02:03,685 --> 00:02:06,553
‫- "ممنون که اومدی، "گلن.
‫- خواهش میکنم.

58
00:02:06,555 --> 00:02:09,306
‫هی، فکر کردم میخوای بیام اینجا.

59
00:02:09,308 --> 00:02:11,725
‫من یه جورایی مجلس گرم کنم.

60
00:02:12,790 --> 00:02:15,278
‫راستی، مامان سر میز داره غذا میخوره.

61
00:02:15,280 --> 00:02:19,649
‫همیشه چشمش به تو بوده، اگه بدونی منظورم چیه.

62
00:02:19,651 --> 00:02:20,951
‫بهش سر بزن و سلامی بکن.

63
00:02:20,953 --> 00:02:22,869
‫و میگوها رو هم یادت نره.

64
00:02:24,656 --> 00:02:26,406
‫دمبه". پیداش کردی؟"

65
00:02:26,408 --> 00:02:28,658
‫- کردم.
‫- و؟

66
00:02:28,660 --> 00:02:29,793
‫یه جسده.

67
00:02:29,795 --> 00:02:31,661
‫چی؟ امکان نداره.

68
00:02:31,663 --> 00:02:33,296
‫الان بهش زل زدم.

69
00:02:33,298 --> 00:02:34,664
‫بذارش تو هواپیما و بیارش اینجا.

70
00:02:34,666 --> 00:02:36,499
‫- میخوام تایید بشه.
‫- ازم میخوای برات...

71
00:02:36,501 --> 00:02:38,001
‫یه جسد تجزیه شده از کوبا رو بیارم؟

72
00:02:38,003 --> 00:02:40,003
‫"بله. و عجله کن "دمبه.

73
00:02:40,005 --> 00:02:43,473
‫هدی" بدجور دلش میخواد برقصه".

74
00:02:43,498 --> 00:02:51,266
‫رسانه‌ی اینترنتی نایت‌مووی با افتخار تقدیم می‌کند
‫NightMovie.Co

75
00:02:52,851 --> 00:02:55,518
‫برای یه ام.آر.آی دیگه پیش عصب‌شناس رفتم.

76
00:02:55,520 --> 00:02:58,521
‫سردردها، فراموشی، سرگیجه...

77
00:02:58,914 --> 00:03:01,441
‫همه‌شون علائمی چیزی به اسم...

78
00:03:01,443 --> 00:03:03,693
‫دمانس عروقی ـه.

79
00:03:03,695 --> 00:03:07,447
‫به ظاهر یه سری سکته‌های خیلی کوچولو دارم.

80
00:03:07,449 --> 00:03:09,582
‫حسشون نمیکنم. نمی‌فهمم
‫که دارن اتفاق می‌افتن.

81
00:03:09,584 --> 00:03:13,345
‫اما وجود دارن و هرکدومشون آسیب وارد میکنن.

82
00:03:14,471 --> 00:03:16,506
‫خوشحالم که استعفا دادی.
‫اینطوری وقت داریم...

83
00:03:16,508 --> 00:03:17,957
‫تا به درمانی که نیاز داریم برسیم.

84
00:03:17,959 --> 00:03:19,459
‫فقط مسئله کار نیست.

85
00:03:19,461 --> 00:03:21,461
‫خانواده هم هست.
‫آرام"، نمیتونم بچه‌دار بشم".

86
00:03:21,463 --> 00:03:23,880
‫بذار فعلا روی یک تصمیم
‫بزرگ در زندگی تمرکز کنیم.

87
00:03:23,882 --> 00:03:25,432
‫باید در موردش حرف بزنیم.

88
00:03:25,434 --> 00:03:28,051
‫و میزنیم. بعد از اینکه بهتر شدی.

89
00:03:31,390 --> 00:03:33,690
‫برای هر چیزی آماده‌ام به جز امید واهی.

90
00:03:33,692 --> 00:03:35,909
‫نه عصبانیت و نه انکار.

91
00:03:36,695 --> 00:03:39,729
‫نه چونه زدن و نه افسردگی.
‫میشه این کارا رو برام بکنی؟

92
00:03:42,701 --> 00:03:44,084
‫نه.

93
00:03:44,569 --> 00:03:47,070
‫باشه، پس لطفا یه قولی بهم بده...

94
00:03:47,072 --> 00:03:48,655
‫به کسی چیزی در مورد وضعیتم نگو.

95
00:03:48,657 --> 00:03:50,006
‫نمیخوام اونا چیزی بفهمن.

96
00:03:50,492 --> 00:03:51,800
‫البته.

97
00:03:52,627 --> 00:03:54,411
‫این کار رو میتونم بکنم.

98
00:03:58,083 --> 00:04:00,583
‫والت ویتمن" در زمان جنگ داخلی"...

99
00:04:00,585 --> 00:04:02,969
‫در مدرسه شبانه‌روزی به همین آدرس زندگی میکرد.

100
00:04:02,971 --> 00:04:05,922
‫میدونستی که طرفدار
‫سفت‌وسخت منع مشروب بود؟

101
00:04:05,924 --> 00:04:08,641
‫یه شاعر هوشیار رو تصور کن.

102
00:04:08,643 --> 00:04:09,843


103
00:04:09,845 --> 00:04:12,979
‫تا حالا در مورد مرشدم چیزی بهت گفته بودم؟

104
00:04:12,981 --> 00:04:14,931
‫یعنی میگی یکی واقعا بهت یاد داده...

105
00:04:14,933 --> 00:04:16,516
‫چطوری این موقع صبح مشروب بخوری؟

106
00:04:16,518 --> 00:04:18,935
‫زوده؟ فکر میکردم دیره.

107
00:04:18,937 --> 00:04:20,603
‫"رابرت وسکو".

108
00:04:20,605 --> 00:04:22,772
‫رابرت" منو زیر بال‌وپرش گرفت".

109
00:04:22,774 --> 00:04:24,941
‫بهم یاد داد چطوری یه فراری باشم.

110
00:04:24,943 --> 00:04:29,079
‫منم با جونم بهش اعتماد داشتم
‫و پس‌انداز زندگیم دستش بود.

111
00:04:29,081 --> 00:04:31,948
‫که متقاعدم کرد...

112
00:04:31,950 --> 00:04:35,585
‫روی یک دامپروری در پاراگوئه سرمایه‌گذاریش کنم.

113
00:04:35,587 --> 00:04:38,838
‫یا اینطور فکر میکردم تا وقتی
‫که رفتم اونجا...

114
00:04:38,840 --> 00:04:40,673
‫و فهمیدم یه فاحشه‌خونه...

115
00:04:40,675 --> 00:04:42,592
‫در نزدیکی آسونسیون ـه.

116
00:04:42,594 --> 00:04:44,127
‫- سرت کلاه گذاشت.
‫- از همه جا اون.

117
00:04:44,129 --> 00:04:46,963
‫اولین مزه‌ی انتقام رو چشیدم...

118
00:04:46,965 --> 00:04:49,599
‫که هرگز نتونست منو راضی کنه.

119
00:04:49,601 --> 00:04:50,834
‫چرا نتونست؟

120
00:04:50,836 --> 00:04:53,320
‫چونکه "وسکو" افتاد رو دستم و مرد.

121
00:04:54,055 --> 00:04:56,272
‫رابرت وسکو" یه عامل مهم"...

122
00:04:56,274 --> 00:04:58,641
‫در رسوایی‌های مالی و سیاسی آمریکا...

123
00:04:58,643 --> 00:04:59,893
‫در دهه‌ی ۱۹۷۰ بود.

124
00:04:59,895 --> 00:05:02,812
‫در ۱۹۷۱، اس.ایی.سی "وسکو" رو متهم...

125
00:05:02,814 --> 00:05:06,816
‫به غارت ۲۰۰ میلیون دلار از
‫یک صندوق متقابل که تحت کنترلش بود کرد.

126
00:05:06,818 --> 00:05:10,570
‫و یه سال بعد "وسکو" یه کمپین غیرقانونی برای کمک به...

127
00:05:10,572 --> 00:05:13,206
‫ریچارد نیکسون" راه انداخت"
‫"به این امید که دادستان کل "نیکسون...

128
00:05:13,208 --> 00:05:14,824
‫دست از سر اون برداره.

129
00:05:14,826 --> 00:05:16,993
‫و وقتی اینطور نشد "وسکو" از کشور فرار کرد...

130
00:05:16,995 --> 00:05:20,497
‫بقیه زندگی‌ـشو در
‫تبعیدی شکوهمند در کاستاریکا...

131
00:05:20,499 --> 00:05:22,215
‫نیکاراگوئه، باهاماس و کوبا زندگی کرد...

132
00:05:22,217 --> 00:05:24,667
‫که اینطور که گزارش شده در ۲۰۰۷ مُرده.

133
00:05:24,669 --> 00:05:26,803
‫- گزارش شده؟
‫- وقتی "ردینگتون" توی زندان بوده...

134
00:05:26,805 --> 00:05:28,171
‫"یه شایعه شنیده که "وسکو...

135
00:05:28,173 --> 00:05:30,256
‫مرگ خودشو جعل کرده تا از بازداشت فرار کنه.

136
00:05:30,258 --> 00:05:31,277
‫هیچ مدرکی داره؟

137
00:05:31,302 --> 00:05:33,143
‫دمبه" رو به هاوانا فرستاده تا قبرشو بکنه".

138
00:05:33,145 --> 00:05:34,561
‫ازم خواست به پزشکی قانونی بگم...

139
00:05:34,563 --> 00:05:36,012
‫دی.ان.ای بقایای جسد
‫رو بررسی کنه.

140
00:05:36,014 --> 00:05:37,981
‫زمانی بود که سازمان بدجور دنبال...

141
00:05:37,983 --> 00:05:39,649
‫شکار "وسکو" بود اما دیگه نیستیم.

142
00:05:39,651 --> 00:05:41,151
‫اگه مرگ خودشو جعل کرده...

143
00:05:41,153 --> 00:05:43,820
‫- شک دارم برای فرار از بازداشت بوده باشه.
‫- ردینگتون" موافقه".

144
00:05:43,822 --> 00:05:45,989
‫فکر میکنه "وسکو" "دی لا کروز" رو پیدا کرده...

145
00:05:45,991 --> 00:05:47,907
‫یه کشتی اسپانیایی پر از طلا...

146
00:05:47,909 --> 00:05:50,660
‫که در دهه‌ی ۱۷۰۰ در نزدیکی ساحل فلوریدا غرق شد.

147
00:05:50,662 --> 00:05:52,996
‫وسکو" همیشه بهش میگفته که اگه اون گنجینه رو پیدا کنه"...

148
00:05:52,998 --> 00:05:54,581
‫برای همیشه ناپدید میشه.

149
00:05:54,583 --> 00:05:56,332
‫- آقای "ردینگتون" اونو میشناسه؟
‫- میشناسه؟

150
00:05:56,334 --> 00:05:58,585
‫وسکو" مرشد "ردینگتون" بوده"...

151
00:05:58,587 --> 00:06:00,753
‫تا وقتی که تا آخرین
‫پولی که داشته رو ازش گرفته...

152
00:06:00,755 --> 00:06:03,039
‫و بی‌پول و بیچاره توی
‫یه فاحشه‌خونه‌ توی پاراگوئه ولش کرده.

153
00:06:03,041 --> 00:06:05,175
‫- همین الان از این یارو خوشم اومد.
‫- در ۵۰ سال گذشته...

154
00:06:05,177 --> 00:06:07,210
‫دو فراری واقعا افسانه‌ای وجود داشتن...

155
00:06:07,212 --> 00:06:08,878
‫"رابرت وسکو" و "ریموند ردینگتون".

156
00:06:08,880 --> 00:06:11,297
‫اگه یکی میخواد ما رو
‫به اون یکی برسونه، من که آماده‌ـم.

157
00:06:11,299 --> 00:06:14,217
‫رسلر"، "کین" بفهمین"
‫پزشکی قانونی با بقایای جسد به کجا رسیده.

158
00:06:14,219 --> 00:06:17,554
‫قبل از این کار میخوام بدونین که من استعفا میدم.

159
00:06:17,556 --> 00:06:18,855
‫داری میری؟

160
00:06:18,857 --> 00:06:20,690
‫برای چی؟ موساد؟

161
00:06:20,692 --> 00:06:22,058
‫نه، از اونا هم جدا میشم.

162
00:06:22,060 --> 00:06:23,860
‫یادم افتاد...

163
00:06:23,862 --> 00:06:26,112
‫تماس گرفتن تا ترتیب
‫یه مصاحبه خروجی رو بدن.

164
00:06:26,114 --> 00:06:28,064
‫میدونم همه با من همنظرن وقتی میگم...

165
00:06:28,066 --> 00:06:30,733
‫دلمون برات تنگ میشه و برات خوشحالیم.

166
00:06:30,735 --> 00:06:32,318
‫ممنون.

167
00:06:34,239 --> 00:06:38,041
‫یه سوال کوچولو، کی توی قبر "وسکو" دفن شده.

168
00:06:38,043 --> 00:06:39,909
‫- پس "وسکو" نیست؟
‫- نه.

169
00:06:39,911 --> 00:06:41,911
‫اسمش "اندرسون مونت" ـه.

170
00:06:41,913 --> 00:06:44,080
‫- کی هست؟
‫- یه بدبخت معمولی.

171
00:06:44,082 --> 00:06:45,748
‫مهمترین ویژگی‌هاش اینه.

172
00:06:45,750 --> 00:06:47,834
‫اینقدر آسیب وارد شده که وارد "کودیس" بشه.

173
00:06:47,836 --> 00:06:49,969
‫و وقتی دی.ان.ای رو از جسد برداشتیم و....

174
00:06:49,971 --> 00:06:51,804
‫وارد سیستم کردیم، یه تطابق پیدا شد.

175
00:06:51,806 --> 00:06:53,256
‫ممنون دکتر.

176
00:06:53,258 --> 00:06:55,225
‫خب، اگه "مونت" وی قبر "وسکو" ـه...

177
00:06:55,227 --> 00:06:57,060
‫شاید "وسکو" هم تو زندگی "مونت" ـه.

178
00:06:57,062 --> 00:06:59,762
‫"توی پرونده‌ش نوشته که "مونت
‫توی ترورو، نوا اسکوشیا زندگی میکنه.

179
00:06:59,764 --> 00:07:01,180
‫اگه میخوای از چشم همه دور بشی...

180
00:07:01,182 --> 00:07:02,932
‫دورتر از اونجا جایی پیدا نمیشه.

181
00:07:02,934 --> 00:07:04,684
‫انگار باید یه سر به نوا اسکوشیا بزنیم.

182
00:07:04,686 --> 00:07:07,270
‫- اونم وسط زمستون.
‫- زود باش.

183
00:07:07,272 --> 00:07:09,772
‫باید بریم لباسای گرمتر برداریم.

184
00:07:14,934 --> 00:07:16,284
‫"سلام "ثمر.

185
00:07:16,286 --> 00:07:18,169
‫لیوای". از دیدنت خوشحالم".

186
00:07:18,171 --> 00:07:20,205
‫می‌شنوم که همه دارن بهت تبریک میگن.

187
00:07:20,207 --> 00:07:23,174
‫آره، باورت میشه؟ نامزد کردم.

188
00:07:24,261 --> 00:07:26,211
‫ایشون دکتر "سندز" هستن.

189
00:07:26,213 --> 00:07:28,213
‫ایشون بر آزمایش دروغ‌سنجی نظارت دارن.

190
00:07:28,215 --> 00:07:30,015
‫واقعا لازمه؟

191
00:07:30,017 --> 00:07:32,217
‫قوانینه. خودت که میدونی.

192
00:07:32,219 --> 00:07:34,135
‫بذار حدس بزنم، تل‌آویو پشیمونه...

193
00:07:34,137 --> 00:07:35,470
‫که منو به اف.بی.آی قرض داده.

194
00:07:35,472 --> 00:07:37,439
‫خیال میکنن که وفاداریم تغییر کرده.

195
00:07:37,441 --> 00:07:39,307
‫تو درجه‌ی امنیتی چهار داری.

196
00:07:39,309 --> 00:07:41,443
‫میخوان مطمئن بشن
‫چیزایی که میدونم رو از آمریکاییها مخفی نگه داشتم.

197
00:07:41,445 --> 00:07:44,813
‫یا "ردینگتون". هی، من فقط پیامرسونم.

198
00:07:44,815 --> 00:07:46,481
‫آره و پیامی که دارم میگیرم اینه که...

199
00:07:46,483 --> 00:07:48,265
‫فکر میکنی چیزی برای قایم کردن دارم.

200
00:07:51,989 --> 00:07:54,122
‫عجب تبعید شکوهمندی.

201
00:07:54,124 --> 00:07:55,907
‫"متوجه نمیشم. چرا "وسکو...

202
00:07:55,909 --> 00:07:58,776
‫مرگ خودشو جعل کرده تا بتونه از
‫همه جا بیاد اینجا زندگی کنه؟

203
00:07:59,413 --> 00:08:01,413
‫فکر کنم باید پای پلیس محلی رو وسط بکشیم.

204
00:08:01,415 --> 00:08:03,882
‫"در موردش حرف زدیم، "ردینگتون" گفت آدمی مثل "وسکو...

205
00:08:03,884 --> 00:08:05,500
‫تمام پلیسهای شهر رو تو مشتش داره.

206
00:08:05,502 --> 00:08:08,386
‫سراغشون بریم اونا به "وسکو" میگن و اونم میزنه به چاک.

207
00:08:13,260 --> 00:08:16,261
‫هیچ اطلاعات محرمانه‌ای رو در اختیار اف.بی.آی گذاشتی؟

208
00:08:16,263 --> 00:08:19,097
‫- نه.
‫- آیا به کشور اسراییل وفادار بودی؟

209
00:08:19,099 --> 00:08:21,066
‫- بله.
‫- وقتی با "ریموند ردینگتون" کار میکردی...

210
00:08:21,068 --> 00:08:22,654
‫هیچ قانون‌شکنی کردی؟

211
00:08:22,656 --> 00:08:25,320
‫- بله.
‫- آیا از دادن اطلاعات به موساد...

212
00:08:25,322 --> 00:08:28,607
‫- خودداری کردی؟
‫- بله.

213
00:08:28,609 --> 00:08:31,910
‫- اطلاعاتی در مورد استعفات؟
‫- بله.

214
00:08:31,912 --> 00:08:34,579
‫آیا این اطلاعات رو به اف.بی.آی دادی؟
‫- نه.

215
00:08:34,581 --> 00:08:37,415
‫- آیا این اطلاعات شخصی هستن؟
‫- بله.

216
00:08:37,417 --> 00:08:39,650
‫آیا مشکلات پزشکی جدی داری؟

217
00:08:41,121 --> 00:08:42,504
‫بله.

218
00:08:43,924 --> 00:08:45,206
‫چی هست؟

219
00:08:47,210 --> 00:08:48,960
‫حامله‌ـم.

220
00:08:50,297 --> 00:08:53,298
‫وسکو" یا هر اسمی که رو خودش گذاشته"...

221
00:08:53,300 --> 00:08:56,051
‫منابعی رو داره تا
‫هر جا که دلش میخواد بره...

222
00:08:56,053 --> 00:08:57,636
‫هر زندگی برای خودش بسازه.

223
00:08:57,638 --> 00:08:59,554
‫هر چیزی که اونو به اینجا اورده، شخصی ـه.

224
00:08:59,556 --> 00:09:01,973
‫خب، وقتی پیداش کنیم هر سوالی که میخوای رو...

225
00:09:01,975 --> 00:09:03,224
‫میتونی ازش بپرسی.

226
00:09:03,226 --> 00:09:04,893
‫اول باید اون بچه‌ها رو دور کنیم.

227
00:09:04,895 --> 00:09:07,112
‫یه چیزی در مورد این یارو هست
‫که با چیزی که "ردینگتون" بهمون گفته...

228
00:09:07,114 --> 00:09:08,279
‫جور در نمیاد.

229
00:09:35,676 --> 00:09:37,926
‫- بله.
‫- یه ماشین عادی بیرون وایستاده.

230
00:09:37,928 --> 00:09:40,095
‫دو تا مامور دارن وارد ساختمونت میشن.

231
00:09:40,097 --> 00:09:41,848
‫از خروجی شرقی کوچه برو بیرون.

232
00:09:41,850 --> 00:09:43,384
‫مراقب باش.

233
00:10:03,120 --> 00:10:06,254
‫داره فرار میکنه!
‫کوچه شرقی! پیاده‌س!

234
00:10:08,375 --> 00:10:10,291
‫از کوچه خارج شو و بپیچ راست.

235
00:10:16,433 --> 00:10:18,455
‫خیابون امنه.

236
00:10:18,455 --> 00:10:20,037
‫کین"، بگو که یه چیزی گیر اوردی".

237
00:10:20,039 --> 00:10:21,366
‫به جنوب و به سمت خط ساحلی برو.

238
00:10:21,391 --> 00:10:23,424
‫از خیابون آکادیا رد شو! به سمت شرق برو!

239
00:10:23,426 --> 00:10:25,343
‫شلوار جین آبی. ژاکت صورتی.

240
00:10:27,130 --> 00:10:28,429
‫ایست!

241
00:10:28,431 --> 00:10:30,014
‫سوار شو.

242
00:10:33,853 --> 00:10:36,220
‫"رابرت".

243
00:10:36,222 --> 00:10:39,023
‫ایست.

244
00:10:39,025 --> 00:10:41,042
‫"ردینگتون".

245
00:10:43,947 --> 00:10:47,982
‫همونطور که گفتم هر
‫چیزی که اونو به اینجا اورده شخصی ـه.

246
00:10:50,203 --> 00:10:53,070
‫برای یه مرد مُرده خیلی سرحال به نظر میای.

247
00:10:53,072 --> 00:10:55,027
‫پولم کدوم گوری ـه؟

248
00:10:58,077 --> 00:11:00,828
‫هنوزم به خاطر "آسونسیون" ناراحتی؟

249
00:11:00,830 --> 00:11:02,880
‫بهت اعتماد کردم.

250
00:11:02,882 --> 00:11:04,465
‫تو مرشدم بودی.

251
00:11:04,467 --> 00:11:08,169
‫و منم در زنده مونده و خودخواه‌ بودن بهت آموزش دادم.

252
00:11:08,171 --> 00:11:09,504
‫و اینکه مراقب خودت باشی.

253
00:11:09,506 --> 00:11:12,139
‫رابرت". پولم چی شد".

254
00:11:12,141 --> 00:11:14,342
‫فکر میکنی اگه پول داشتم
‫تو نوا اسکوشیا زندگی میکردم؟

255
00:11:14,344 --> 00:11:16,143
‫میدونم چرا اونجا زندگی میکنی...

256
00:11:16,145 --> 00:11:18,262
‫دی لا کروز رو پیدا کردی.

257
00:11:18,264 --> 00:11:20,515
‫گنجینه رو میگم. کجاست؟

258
00:11:22,068 --> 00:11:26,233
‫اگه واقعی باشه، فکر
‫کنم بدونم کجاست.

259
00:11:26,856 --> 00:11:28,356
‫هیچوقت دنبالش نرفتم.

260
00:11:28,358 --> 00:11:31,192
‫میخواستم اما دشمنها دورمو گرفته بودن.

261
00:11:31,194 --> 00:11:32,989
‫باید فرار میکردم.

262
00:11:34,247 --> 00:11:37,999
‫پس مرگ خودمو صحنه‌سازی کردم
‫و از کشور فرار کردم.

263
00:11:39,369 --> 00:11:41,369
‫و تا وقتی که آبها از آسیاب افتاد...

264
00:11:41,371 --> 00:11:45,122
‫متوجخ شدم که عوض شدم.

265
00:11:45,124 --> 00:11:47,091
‫- عوض شدی!
‫- انگیزه رو از دست دادم.

266
00:11:47,093 --> 00:11:48,509
‫رفتم پی کارم.

267
00:11:48,511 --> 00:11:50,595
‫مجبور به پنهان شدن
‫و داشتن یک زندگی ساده...

268
00:11:50,597 --> 00:11:52,597
‫بهترین اتفاقی بود که برام افتاد.

269
00:11:52,599 --> 00:11:56,350
‫مجبورم کرد که بیخیال دنیا بشم
‫و یکم به خودم برسم.

270
00:11:56,352 --> 00:11:58,469
‫- خدای من.
‫- برای خودم گربه هم دارم.

271
00:11:58,471 --> 00:12:00,438
‫کلی کتاب معرکه هم دارم.

272
00:12:00,440 --> 00:12:03,891
‫رابرت" تو یه بار گولم زدی".
‫دوباره گول نمیخورم.

273
00:12:03,893 --> 00:12:06,394
‫خودتو از انتظارات اجتماع باید جدا کنی...

274
00:12:06,396 --> 00:12:10,114
‫و بیخیال این زندگی مخرب
‫جنایی بشی و به خودت برسی.

275
00:12:10,116 --> 00:12:13,651
‫خیلی خوشحال میشم.
‫بعد از اینکه طلا رو گیر اوردم.

276
00:12:15,238 --> 00:12:17,405
‫میتونی داشته باشیش "ری" اما...

277
00:12:17,407 --> 00:12:19,123
‫بهت آرامش درونی رو نمیده.

278
00:12:19,125 --> 00:12:21,626
‫الانشم آرامش درونی دارم.

279
00:12:21,628 --> 00:12:23,578
‫یه قایق تفریحی جدید خیلی به کارم میاد.

280
00:12:23,580 --> 00:12:25,963
‫آخری تو مایورکا مصادره شد.

281
00:12:25,965 --> 00:12:29,166
‫باشه، فکر میکنم که طلا...

282
00:12:29,168 --> 00:12:33,137
‫زیر سالن اپرای قدیمی فرانسوی در نیواورلینز دفن شده.

283
00:12:33,139 --> 00:12:34,672
‫میتونم بهت ثابتش کنم...

284
00:12:34,674 --> 00:12:36,674
‫اما باید مسیر جت رو عوض کنیم.

285
00:12:36,676 --> 00:12:39,010
‫- به کجا؟
‫- واشنگتن.

286
00:12:39,012 --> 00:12:42,096
‫خبری از نقشه‌ی گنج نیست اما یه سرنخ...

287
00:12:42,098 --> 00:12:44,231
‫توی کتابخونه‌ی کنگره وجود داره.

288
00:12:44,233 --> 00:12:46,150
‫رابرت" اگه دروغ بگی"...

289
00:12:46,152 --> 00:12:49,687
‫با سوزوندن خونه‌ـت آرامشت رو خردوخاکشیر میکنم...

290
00:12:49,689 --> 00:12:53,240
‫گربه‌ـتو غرق میکنم و
‫انگشت بزرگ پاهاتو می‌برم.

291
00:12:53,242 --> 00:12:55,276
‫جرات نداری گربه‌ـمو غرق کنی.

292
00:12:55,278 --> 00:12:56,994
‫شاید نه.

293
00:12:56,996 --> 00:12:59,664
‫اما انگشتهاتو می‌برم.

294
00:13:04,333 --> 00:13:05,597
‫چطور پیش رفت؟

295
00:13:05,622 --> 00:13:07,034
‫لیوای" رو فرستادن".

296
00:13:07,036 --> 00:13:09,180
‫یه چهره‌ی دوستانه تا آرومم کنه...

297
00:13:09,205 --> 00:13:10,904
‫در حالی که ازم آزمون دروغ‌سنجی بگیرن.

298
00:13:10,929 --> 00:13:12,646
‫ازت آزمون دروغ‌سنجی گرفتن؟ چرا؟

299
00:13:12,648 --> 00:13:15,148
‫چون مطمئن بشم به خاطر
‫جذب اف.بی.آی شدن جدا نمیشم.

300
00:13:15,150 --> 00:13:17,017
‫مسخره‌س. و  توهین‌آمیزه.

301
00:13:17,019 --> 00:13:19,510
‫گوش کن "آرام"، حرفی که قبلا زدم جدی بود...

302
00:13:19,512 --> 00:13:21,530
‫منظورم بچه‌دار شدنه.
‫باید در موردش حرف بزنیم.

303
00:13:21,532 --> 00:13:23,087
‫باورم نمیشه که فکر کردن
‫تو میتونی یه خائن باشی.

304
00:13:23,112 --> 00:13:24,431
‫آرام" اهمیتی نداره".
‫بهم گوش کن، گوش کن.

305
00:13:24,433 --> 00:13:25,591
‫میدوین باید به آقای "کوپر" بگیم...

306
00:13:25,593 --> 00:13:26,719
‫و حسابی حالشونو میگیره.

307
00:13:26,721 --> 00:13:27,790
‫مهم نیست اونا چه فکری میکنن.

308
00:13:27,792 --> 00:13:29,239
‫چیزی که مهمه ماییم، آینده‌ـمون...

309
00:13:29,239 --> 00:13:30,520
‫اینکه میتونیم یه خانواده داشته باشیم یا نه.

310
00:13:30,522 --> 00:13:32,240
‫چرا؟ چرا اینقدر اضطراری ـه که نمیشه صبر کرد...

311
00:13:32,242 --> 00:13:34,326
‫تا وقتی کمک بگیری یا "لیوای" رو متقاعد کنی...

312
00:13:34,328 --> 00:13:36,378
‫که تو اونو ول نکردی تا به حماس ملحق بشی؟

313
00:13:36,380 --> 00:13:38,830
‫اون میدونه من تقریبا یک چهارمم یهودی ـه درسته؟

314
00:13:38,832 --> 00:13:41,883
‫ردینگتون" دورمون زد".
‫خودش "وسکو" رو گرفت.

315
00:13:43,670 --> 00:13:45,837
‫میدونست که "وسکو" پلیس
‫محلی رو تو مشت خودش داره...

316
00:13:45,839 --> 00:13:47,722
‫پس بهشون خبر داد که ما اونجاییم.

317
00:13:47,724 --> 00:13:49,090
‫تا بتونه انتقامشو بگیره.

318
00:13:49,092 --> 00:13:51,226
‫دیروز دنیا فکر میکرد "وسکو" مُرده.

319
00:13:51,228 --> 00:13:52,894
‫تا فردا، حتما میمیره.

320
00:13:52,896 --> 00:13:55,764
‫ردینگتون" بیشتر از انتقام میخواد".
‫گنج رو میخواد.

321
00:13:55,766 --> 00:13:58,099
‫دی لا کروز؟ "ردینگتون" گفتش
‫که "وسکو" پیداش کرده.

322
00:13:58,101 --> 00:13:59,851
‫خب، با توجه به آپارتمان محقرش...

323
00:13:59,853 --> 00:14:02,737
‫من میگم که اگه جاشو میدونسته
‫هرگز پیداش نکرده.

324
00:14:02,739 --> 00:14:05,941
‫ردینگتون" از جتش"
‫بهمون زنگ زد تا یه عذرخواهی با آب‌وتاب بکنه...

325
00:14:05,943 --> 00:14:07,943
‫و بگه که شکار ادامه داره.

326
00:14:07,945 --> 00:14:10,078
‫پس بیاین وارد بشیم، اگه ما معما رو حل کنیم...

327
00:14:10,080 --> 00:14:13,365
‫شاید بتونیم اول به گنج برسیم
‫و "وسکو" رو دستگیر کنیم.

328
00:14:14,220 --> 00:14:16,835
‫رابرت"، درک میکنم که عشقت به ادبیات"...

329
00:14:16,837 --> 00:14:18,954
‫تقریبا به اندازه‌ی من آتشین ـه...

330
00:14:18,956 --> 00:14:21,923
‫اما آخه چرا به کتابخونه‌ی کنگره اومدیم؟

331
00:14:21,925 --> 00:14:24,793
‫میخوای بدونی چطوری سر از این راز دراوردم...

332
00:14:24,795 --> 00:14:27,429
‫و نهنگ سفیدمو پیدا کردم؟

333
00:14:27,431 --> 00:14:30,131
‫جوابش توی این شعره.

334
00:14:30,133 --> 00:14:32,183
‫تصنیف دی لا کروز.

335
00:14:32,185 --> 00:14:34,102
‫با یک اسم مستعار نوشته شده.

336
00:14:34,104 --> 00:14:36,021
‫"نویسنده‌ش یک رازه اما وقتی "ردینگتون...

337
00:14:36,023 --> 00:14:37,772
‫این پرونده رو بهمون داد گفتش که این شعر...

338
00:14:37,774 --> 00:14:39,891
‫یه جورایی کلید رسیدن
‫به مخفیگاه طلاست.

339
00:14:39,893 --> 00:14:42,978
‫شعر در سوگ یک خواننده‌ی اوپراست...

340
00:14:42,980 --> 00:14:45,730
‫در مورد یک کشتی اسپانیایی
‫که نقره و طلا رو...

341
00:14:45,732 --> 00:14:48,149
‫در طول انقلاب آمریکا به این کشور میاورده.

342
00:14:48,151 --> 00:14:51,736
‫اما کشتی در یک طوفان
‫جایی در ساحل شرقی غرق شده...

343
00:14:51,738 --> 00:14:54,155
‫بیش از ۱۲۰ نفر خدمه رو کشته...

344
00:14:54,157 --> 00:14:57,742
‫و بیش از نیم تن طلا
‫و گنج رو به اعماق فرستاده.

345
00:14:57,744 --> 00:14:59,494
‫به ان.اس.ای گفتیم این متن رو...

346
00:14:59,496 --> 00:15:01,796
‫با استفاده از برنامه‌های
‫رمزشکنی و رمزنگاری شده بررسی کنن.

347
00:15:01,798 --> 00:15:03,164
‫چیزی دست‌گیرشون نشد.

348
00:15:03,166 --> 00:15:05,216
‫اگه رازی در این متن نهفته باشه...

349
00:15:05,218 --> 00:15:07,719
‫- نتونستن پیداش کنن.
‫- شاید در متن زیرش باشه.

350
00:15:07,721 --> 00:15:10,005
‫طوفانها، غارتگران. تاریخها و زمانها.

351
00:15:10,007 --> 00:15:11,890
‫کی از این چیزا خبر داشته؟ دانشگاه نیروی دریایی؟

352
00:15:11,892 --> 00:15:13,141
‫کتابخونه‌ی کنگره.

353
00:15:13,143 --> 00:15:14,476
‫اونا بیشتر از هر کتابخونه‌ای در دنیا...

354
00:15:14,478 --> 00:15:16,177
‫منابع و نسخ اولیه دارن.

355
00:15:16,179 --> 00:15:19,314
‫کین"، "رسلر" برین اونجا. شعر رو رمزشکنی کنین".

356
00:15:19,316 --> 00:15:22,901
‫"ثمر"، "آرام" شما برین سراغ "ردینگتون".
‫میخوام پیداش کنین.

357
00:15:23,403 --> 00:15:26,354
‫اینطور که شعر میگه دی لا کروز...

358
00:15:26,356 --> 00:15:28,857
‫در بهار ۱۷۷۸ غرق شده.

359
00:15:28,859 --> 00:15:32,277
‫اما هیچ طوفان بزرگی به ثبت نرسیده...

360
00:15:32,279 --> 00:15:34,529
‫که بتونه کشتی به اون بزرگی رو غرق کنه.

361
00:15:34,531 --> 00:15:39,084
‫پس به این فکر افتادم
‫که اگر هرگز غرق نشده باشه چی؟

362
00:15:39,086 --> 00:15:40,502
‫اگر این طوفان...

363
00:15:40,504 --> 00:15:42,454
‫که به فرض دی لا کروز رو نابود کرده...

364
00:15:42,456 --> 00:15:45,256
‫در واقع یک استعاره بوده باشه چی...

365
00:15:45,258 --> 00:15:47,509
‫برای یه چیز فاجعه‌بار دیگه.

366
00:15:47,511 --> 00:15:49,481
‫یا یه نفر.

367
00:15:50,180 --> 00:15:53,214
‫غرق نشده. ربوده شده.

368
00:15:55,852 --> 00:15:59,604
‫دی لا کروز داشته به سمت فیلادلفیا می‌رفته.

369
00:15:59,850 --> 00:16:02,718
‫مسیر از آبهای جنوبی اونو درست از جایی...

370
00:16:02,720 --> 00:16:05,103
‫که قبلا اونو دروازه‌ی جهنم می‌خوندن رد کرده...

371
00:16:05,105 --> 00:16:07,723
‫ناحیه‌ای که پر بوده از دزدان دریایی.

372
00:16:07,725 --> 00:16:09,141


373
00:16:09,143 --> 00:16:12,144
‫با "ارنستو هیدالگو" آشنا شو.

374
00:16:12,146 --> 00:16:15,564
‫مجرم. متقلب. دزد دریایی. مست.

375
00:16:15,566 --> 00:16:17,699
‫اون و افرادش اون موقع
‫بر اونجا مسلط بودن.

376
00:16:17,701 --> 00:16:20,619
‫از کجا مطمئنی که اون
‫کسی بوده که کشتی رو دزدیده؟

377
00:16:20,621 --> 00:16:23,238
‫چونکه "هیدالگو" و افرادش...

378
00:16:23,240 --> 00:16:29,328
‫قبل از می ۱۷۷۸ تا ماه‌ها
‫در روزنامه‌ها ازشون حرف میزدن.

379
00:16:29,330 --> 00:16:31,830
‫اما بعدش؟ هیچی.

380
00:16:31,832 --> 00:16:34,333
‫گنج رو برداشته و از راه زمینی فرار کرده.

381
00:16:34,335 --> 00:16:38,086
‫سوابق دریایی نشون میده
‫که نیروی دریایی شکارشون کرده...

382
00:16:38,088 --> 00:16:42,724
‫هیدالگو" و تمام افرادشو در نزدیکی
‫نیواورلینز کشته.

383
00:16:42,726 --> 00:16:45,427
‫اما هیچ خبری از بدست اوردن گنجینه نیست.

384
00:16:45,429 --> 00:16:48,597
‫هیدالگو" قبل از مرگش یه جایی قایمش کرده".

385
00:16:48,599 --> 00:16:50,649
‫سوال اینه که کجا.

386
00:16:50,651 --> 00:16:52,684
‫با "جودیت اسنل" آشنا شو...

387
00:16:52,686 --> 00:16:54,820
‫یکی از مشهورترین
‫خوانندگان اپرا در زمان خودش.

388
00:16:54,822 --> 00:16:56,521
‫درست مثل این شعر.

389
00:16:56,523 --> 00:16:58,740
‫به ظاهر "جودیت" دوست داشته
‫با پسرای بد بر بخوره.

390
00:16:58,742 --> 00:17:01,159
‫و روزنامه‌های اون موقع پر بوده از رسوایی‌هاش...

391
00:17:01,161 --> 00:17:04,613
‫با هر گونه دغل کاری و بی‌آبرویی
‫که "هیدالگو" یکیش بود.

392
00:17:04,615 --> 00:17:07,866
‫و فکر کنم که اون بهش ماموریت داده تا این گنج رو...

393
00:17:07,868 --> 00:17:10,619
‫در جایی پنهان کنه
‫که کسی جرات گشتنشو نداشته...

394
00:17:10,621 --> 00:17:15,257
‫اتاق رختکنش در
‫سالن اپرا در نیواورلینز...

395
00:17:15,259 --> 00:17:17,676
‫که بعدا خاکستر شده...

396
00:17:17,678 --> 00:17:19,628
‫اون و ۲۸ نفر رو کشته.

397
00:17:19,630 --> 00:17:23,632
‫نظر منو میخوای؟ هر چیزی
‫که از اتاق رختکن "جودیت اسنل" مونده...

398
00:17:23,634 --> 00:17:27,552
‫در اینجا واقع شده، درست زیر...

399
00:17:27,554 --> 00:17:29,388
‫یک سالن اپرای جدید که...

400
00:17:29,390 --> 00:17:30,772
‫روی قدیمی ـه ساخته شده.

401
00:17:30,774 --> 00:17:33,275
‫اگه گنج واقعی باشه، همونجاست.

402
00:17:34,895 --> 00:17:36,728
‫چه داستانی.

403
00:17:36,730 --> 00:17:38,230
‫یک اپرا.

404
00:17:38,232 --> 00:17:40,482
‫عشق‌بازی با دزدان دریایی.

405
00:17:40,484 --> 00:17:42,734
‫آتش‌سوزی. لاشه‌ی کشتی و طلا.

406
00:17:42,736 --> 00:17:45,570
‫درست همون چیزایی که
‫صبح منو از تختخواب میاره بیرون.

407
00:17:45,572 --> 00:17:47,906
‫"باعث خوشحالیت نمیشه "ری.
‫تو رو کامل نمیکنه.

408
00:17:47,908 --> 00:17:49,574
‫اوه، اما اشتباه میکنی.

409
00:17:49,576 --> 00:17:52,744
‫منو خوشحال میکنه. اونم زیادی.

410
00:17:52,746 --> 00:17:56,548
‫دمبه"، به "رودیگر" زنگ بزن".
‫بهش بگو مست نکنه.

411
00:17:56,550 --> 00:17:58,750
‫باید به اپرا دستبرد بزنیم.

412
00:18:04,855 --> 00:18:07,524
‫سلام. مامور "کین" و "رسلر" از اف.بی.آی هستیم.

413
00:18:07,526 --> 00:18:10,410
‫- چه کمکی از دستم برمیاد؟
‫- دنبال یه شعر میگردیم.

414
00:18:10,412 --> 00:18:12,412
‫فکر میکنیم که شاید
‫یه جور نقشه‌ی گنج باشه.

415
00:18:12,414 --> 00:18:14,864
‫- میدونم به نظر دیوونگی میاد...
‫- تصنیف دی لا کروز.

416
00:18:14,866 --> 00:18:16,666
‫آخه شما از کجا میدونین؟

417
00:18:16,668 --> 00:18:18,918
‫چون اولین افرادی نیستین
‫که اومدین سراغش.

418
00:18:18,920 --> 00:18:20,370
‫دو پیرمرد سفیدپوست بودن.

419
00:18:20,372 --> 00:18:21,838
‫و یک آقای آفریقایی-آمریکایی.

420
00:18:21,840 --> 00:18:23,623
‫باید هر چیزی که اونا دیدن رو ببینیم.

421
00:18:23,625 --> 00:18:26,793
‫هر چیزی که به اونا دادید
‫رو باید همین‌الان واسه ما هم بیارید.

422
00:18:28,547 --> 00:18:30,713
‫برای دسترسی به گنج
‫باید بریم داخل

423
00:18:30,715 --> 00:18:32,599
‫اتاق پُرو لباس قدیمی جودیث اسنل.

424
00:18:32,601 --> 00:18:35,385
‫که اینجا واقع شده، زیر استیج.

425
00:18:35,387 --> 00:18:38,555
‫بعد تنها راهی که می‌خوره به اون اتاق
‫اینجاست...

426
00:18:38,557 --> 00:18:40,356
‫،دیوار جنوبی زیرزمین

427
00:18:40,358 --> 00:18:43,726
‫و نیازه که اون انفجار
‫دقیق زمان‌بندی بشه

428
00:18:43,728 --> 00:18:45,945
‫- که تماشاچیان چیزی نشنون.
‫- تماشاچی‌ها؟

429
00:18:45,947 --> 00:18:48,481
‫این سرقت تنها در صورتی می‌گیره
‫که تئاتر پُر باشه.

430
00:18:48,483 --> 00:18:50,617
‫و تو رو خدا بگو که
‫دقیقاً چرا؟

431
00:18:50,619 --> 00:18:51,985
‫برای پوشش!

432
00:18:51,987 --> 00:18:54,654
‫،ببینید، نفوذ به اونجا یه‌چیزه

433
00:18:54,656 --> 00:18:56,656
‫ولی بیرون‌آوردن گنج بی‌سر و صدا

434
00:18:56,658 --> 00:18:58,241
‫قطعاً کار سخت‌تریه.

435
00:18:58,243 --> 00:19:00,410
‫داریم از یه کامیون طلا حرف می‌زنیما!

436
00:19:00,412 --> 00:19:02,295
‫و بدون پوشش، قبل از این‌که

437
00:19:02,297 --> 00:19:04,581
‫چندتای اول رو بیاریم بیرون
‫لو می‌ریم.

438
00:19:04,583 --> 00:19:09,335
‫،حالا این سالن "آرایشگر شهر سِویل" فردا می‌بنده

439
00:19:09,337 --> 00:19:11,554
‫که یعنی باید منتظرِ
‫نمایش ماه بعد بمونیم

440
00:19:11,556 --> 00:19:12,972
‫تا این سرقت رو عملی کنیم.

441
00:19:12,974 --> 00:19:14,474
‫ماه بعد؟

442
00:19:14,476 --> 00:19:16,893
‫آره دوبار، ماه دیگه.

443
00:19:16,895 --> 00:19:18,761
‫ریموند، تقدیر نیست دیگه.

444
00:19:18,763 --> 00:19:22,732
‫این سرقت به هفته‌ها
‫برنامه‌ریزی و تمرین احتیاج داره.

445
00:19:22,734 --> 00:19:25,485
‫،این سرقت باید به بی‌نقصی ترتیب داده بشه

446
00:19:25,487 --> 00:19:29,739
‫،و به بی‌نقصی طرح‌ریزی بشه
‫هر حرکت مطابق با اپرا.

447
00:19:29,741 --> 00:19:33,826
‫بله. و عیناً آخرش برسه
‫به یه انفجار بمب.

448
00:19:33,828 --> 00:19:36,446
‫به عامل حواس‌پرتی نیاز پیدا می‌کنیم
‫که از تیم امنیتی عبور کنیم.

449
00:19:36,448 --> 00:19:38,948
‫مواد منفجره لازم داریم که
‫از بتن رد شیم.

450
00:19:38,950 --> 00:19:41,284
‫چندتا خودرو لازم داریم
‫که گنج رو جابه‌جا کنیم.

451
00:19:41,286 --> 00:19:42,418
‫تغییر چهره لازم داریم!

452
00:19:42,420 --> 00:19:45,004
‫فکر نکنم تعهدم به این پروژه

453
00:19:45,006 --> 00:19:47,540
‫،رو درست درک کرده باشی

454
00:19:47,542 --> 00:19:51,711
‫پس بذار بهت بگم این داستان
‫دقیقاً چطوری قراره پیش بره.

455
00:19:51,713 --> 00:19:54,631
‫من و تو فرداشب می‌ریم به
‫سالن آرایشگر شهر سِویل.

456
00:19:54,633 --> 00:19:56,883
‫و تا موقعی که اون گنج رو برنداشتیم

457
00:19:56,885 --> 00:19:58,851
‫جایی نمی‌ریم.

458
00:19:58,853 --> 00:20:01,387
‫پس بهتره بری سراغ
‫مطالعۀ اون صفحه‌ی نُتت.

459
00:20:01,389 --> 00:20:02,805
‫ریموند، فکر نکنم تو...

460
00:20:02,807 --> 00:20:05,058
‫بقیۀ کارا به عهدۀ من.

461
00:20:05,060 --> 00:20:06,776
‫مهمات می‌خوای؟

462
00:20:06,778 --> 00:20:08,895
‫دوست کوچیک آلمانیم با

463
00:20:08,897 --> 00:20:12,482
‫مشروب هلندی تو یه دستش و
‫چاشنیِ بمب تو دست دیگه‌ش به دنیا اومده.

464
00:20:12,484 --> 00:20:14,984
‫می‌گم تا ۸ ساعت دیگه خودشُ برسونه اینجا

465
00:20:14,986 --> 00:20:17,070
‫خودرو لازم داری؟
‫راننده؟

466
00:20:17,072 --> 00:20:19,739
‫کامیون دارم. آدم هم دارم.

467
00:20:19,741 --> 00:20:22,575
‫زن‌هایی رو دارم که می‌تونن
‫از پس آدمام بر بیان.

468
00:20:22,577 --> 00:20:25,411
‫آدمایی دارم که همچین چهره‌های
‫ناز و تازه‌ای دارن که

469
00:20:25,413 --> 00:20:27,046
‫اصلاً انتظارشونُ نمی‌کشن.

470
00:20:27,048 --> 00:20:29,582
‫عامل حواس‌پرتی می‌خوای
‫که بری پشت صحنه؟

471
00:20:29,584 --> 00:20:31,501
‫من یه آدمی دارم که از

472
00:20:31,503 --> 00:20:33,636
‫یه گلولۀ شلیک‌شده تندتر صحبت می‌کنه.

473
00:20:33,638 --> 00:20:39,142
‫،راستش رو بخوای، رابرت
‫تنها نگرانیِ واقعیم تویی.

474
00:20:39,144 --> 00:20:41,728
‫- این اخلاقت.
‫- اخلاقم؟

475
00:20:41,730 --> 00:20:44,981
‫انرژیِ درونت.
‫شهوت توی زندگی‌ت.

476
00:20:44,983 --> 00:20:48,601
‫،اگه می‌خوایم این سرقت عملی بشه
‫باید درستت کنیم.

477
00:20:48,603 --> 00:20:51,187
‫باید در اوجِ خودت باشی.

478
00:20:51,189 --> 00:20:54,691
‫،باید اون رابرت وسکوی قدیمی رو بیدار کنیم

479
00:20:54,693 --> 00:20:57,527
‫اون آدم حقه‌باز شیکی رو برگردونیم

480
00:20:57,529 --> 00:21:00,029
‫که هوش و جذابیتش می‌تونه

481
00:21:00,031 --> 00:21:02,031
‫حتی این‌کاره‌ترینا رو هم فریب بده.

482
00:21:03,952 --> 00:21:05,118
‫در چه حالی؟

483
00:21:05,120 --> 00:21:07,620
‫جوری که ترجیح می‌دم
‫خونه پیش گربه‌م باشم.

484
00:21:07,622 --> 00:21:09,839
‫باور کن، رابرت، به محض این‌که
‫صدای موسیقی به گوشت برسه

485
00:21:09,841 --> 00:21:11,874
‫این حس از بین میره.

486
00:21:11,876 --> 00:21:13,710
‫ضربان قلبت رو دوباره حس می‌کنی.

487
00:21:13,712 --> 00:21:16,429
‫حقیقتاً حس سرزندگی می‌کنی.
‫حتم دارم.

488
00:21:16,431 --> 00:21:18,214
‫فرانتون، دو تا از این می‌بریم.

489
00:21:22,187 --> 00:21:24,053
‫این اتفاق واقعاً داره میفته

490
00:21:24,055 --> 00:21:26,550
‫یعنی خب، می‌دونما، ولی...

491
00:21:27,642 --> 00:21:30,203
‫اوف. قد بلندی‌ها.

492
00:21:30,205 --> 00:21:31,245
‫چی؟

493
00:21:31,270 --> 00:21:32,795
‫اولین چیزی که بهت گفتم این بود

494
00:21:32,797 --> 00:21:34,897
‫وقتی که آقای کوپر
‫آوردت توی اتاق جنگ.

495
00:21:34,899 --> 00:21:40,737
‫تو فکر این بودم که
‫".اوف. مافوق خوشگلی لامصب"

496
00:21:40,739 --> 00:21:43,039
‫ولی به‌جاش گفتی که قد بلندم؟

497
00:21:46,578 --> 00:21:47,946
‫باید حرف بزنیم.

498
00:21:48,630 --> 00:21:50,246
‫،و به قول بابام

499
00:21:50,248 --> 00:21:53,743
‫الان به بدیِ هر موقع دیگه‌ایه، پس...

500
00:21:55,003 --> 00:21:56,719
‫چندتا هویت جعلی داری؟

501
00:21:56,721 --> 00:21:59,222
‫چهارتا. دیگه واسه کار
‫نیازی بهشون ندارم.

502
00:21:59,224 --> 00:22:01,724
‫،ولی اگه موقعی بخوام ناپدید شم
‫به دردم می‌خورن.

503
00:22:01,726 --> 00:22:03,259
‫خب، پس بهتره حفظ‌شون کنم.

504
00:22:03,261 --> 00:22:05,171
‫این‌طوری، همیشه می‌تونم
‫پیدات کنم اگه...

505
00:22:06,598 --> 00:22:07,883
‫صبر کن ببینم.

506
00:22:08,566 --> 00:22:10,149
‫خدای من. خودشه.

507
00:22:10,151 --> 00:22:11,934
‫راه پیدا کردنِ آقای ردینگتون.

508
00:22:11,936 --> 00:22:13,603
‫بهتره بری به کوپر بگی

509
00:22:13,605 --> 00:22:15,772
‫آره...

510
00:22:15,774 --> 00:22:18,024
‫تو همین‌جا بمون.
‫من... به کوپر می‌گم.

511
00:22:18,026 --> 00:22:20,943
‫و بعد، دو فنجون قهوه میارم
‫و می‌شینیم حرف می‌زنیم.

512
00:22:24,949 --> 00:22:27,200
‫واقعاً قد بلندیا.

513
00:22:29,120 --> 00:22:31,120
‫توی دبیرستان هم
‫انقدر کتاب نخوندم من.

514
00:22:32,590 --> 00:22:34,757
‫جواب یه‌جایی همین‌جاهاست.

515
00:22:34,759 --> 00:22:36,709
‫مطمئنم ردینگتون فهمیدتش.

516
00:22:36,711 --> 00:22:38,878
‫خب، اون وسکو رو پیدا کرد.
‫و ما هیچی.

517
00:22:44,135 --> 00:22:45,968
‫آرام، پیداش کردی؟

518
00:22:45,970 --> 00:22:48,020
‫آقای هومن" الان پول قابل‌توجهی"

519
00:22:48,022 --> 00:22:50,106
‫به مؤسسه‌ی آثار هنری مارینی اهدا کرد.

520
00:22:50,108 --> 00:22:51,357
‫آقای هومن؟

521
00:22:51,359 --> 00:22:53,059
‫یکی از هویت‌های جعلی آقای ردینگتون‌‍ه.

522
00:22:53,061 --> 00:22:54,644
‫پس یعنی ردینگتون

523
00:22:54,646 --> 00:22:56,145
‫به‌طور ناشناس به یه سازمان هنری
‫پول کمک کرده؟

524
00:22:56,147 --> 00:22:57,780
‫سازمانی که بلیت‌های

525
00:22:57,782 --> 00:22:59,282
‫اپرای نیو اورلینز رو براش جور می‌کنه.

526
00:22:59,284 --> 00:23:02,034
‫آرام، واقعاً نابغه‌ای.

527
00:23:02,036 --> 00:23:04,704
‫ردینگتون همین‌الان بلیت
‫،اپرای نیو اورلینز رو خریده

528
00:23:04,706 --> 00:23:06,239
‫مثل همونی که توی شعر
‫بهش اشاره شده بود.

529
00:23:06,241 --> 00:23:07,874
‫پس نیازی نیست رمزیابی‌ش کنیم.

530
00:23:07,876 --> 00:23:10,159
‫نه. می‌ریم سالن اپرا.

531
00:23:10,161 --> 00:23:12,995
‫بعد من فکر کردم کتابخونه حوصله‌سربره.

532
00:23:16,050 --> 00:23:18,334
‫ثمر توی تست دروغ‌سنج قبول نشد.

533
00:23:18,336 --> 00:23:21,003
‫لیوای. تو... اینجا چی کار می‌کنی؟

534
00:23:21,005 --> 00:23:23,256
‫یه‌چیزی رو ازم قایم می‌کنه.
‫باید بدونم که چیه.

535
00:23:23,258 --> 00:23:25,725
‫اصلاً نمی‌دونم چی میگی.

536
00:23:25,727 --> 00:23:28,177
‫و اصلاً هم دوست ندارم
‫تعقیب بشم.

537
00:23:28,179 --> 00:23:30,179
‫آقا، ما جفت‌مون صلاحِ ثمر رو می‌خوایم

538
00:23:30,181 --> 00:23:31,681
‫آره، خب، زیر سؤال بردنِ وفاداریش

539
00:23:31,683 --> 00:23:33,015
‫طرز خنده‌داری از نشون دادنِ
‫این موضوعه.

540
00:23:33,017 --> 00:23:35,401
‫می‌دونم که بهمون خیانت نکرده.
‫ولی رئیس رؤسام...

541
00:23:35,403 --> 00:23:37,186
‫شاید نتایج تست رو ببینن

542
00:23:37,188 --> 00:23:38,627
‫و به نتیجۀ دیگه‌ای برسن.

543
00:23:38,627 --> 00:23:40,410
‫این دیگه یعنی چی مثلاً؟
‫تهدیدی چیزیه؟

544
00:23:40,412 --> 00:23:43,463
‫اون زیادی اطلاعات داره.
‫ممکنه باعث لو رفتن‌مون بشه.

545
00:23:43,465 --> 00:23:45,632
‫آقا شما می‌خواید سفارش بدید یا...؟

546
00:23:45,634 --> 00:23:47,584
‫ببخشید. شما بفرمایید.

547
00:23:47,586 --> 00:23:51,087
‫ببین، ثمر، مراقب خودش نیست.

548
00:23:51,089 --> 00:23:53,423
‫من اومدم اینجا چون امیدوار بودم
‫که تو بخوای مراقبش باشی.

549
00:23:57,762 --> 00:23:59,979
‫باشه. بگیر.

550
00:24:00,495 --> 00:24:02,432
‫اگه یه‌وقت نظرت عوض شد.

551
00:24:05,520 --> 00:24:07,520
‫فقط... صبر کن.

552
00:24:10,442 --> 00:24:12,442
‫یه اتفاقی پیش اومد.

553
00:24:14,946 --> 00:24:16,386
‫اون...

554
00:24:17,499 --> 00:24:19,681
‫مغزش...

555
00:24:20,765 --> 00:24:22,785
‫اکسیژن بهش نرسید.

556
00:24:24,589 --> 00:24:27,123
‫- متأسفم از این بابت.
‫- ببین. این موضوع خیلی شخصیه.

557
00:24:27,125 --> 00:24:29,709
‫و می‌خواد که کسی نفهمه.

558
00:24:29,711 --> 00:24:32,795
‫".یه بیماری‌ایه به اسم "دمانس عروقی

559
00:24:34,182 --> 00:24:36,966
‫این اطلاعات برای راضی‌کردن
‫رئیس رؤسات کفاف می‌کنه؟

560
00:24:36,968 --> 00:24:39,302
‫آره فکر کنم.

561
00:24:40,639 --> 00:24:44,474
‫هی، راستی مبارک باشه.

562
00:24:44,476 --> 00:24:46,526
‫ثمر قضیۀ بچه رو بهم گفت.

563
00:24:46,528 --> 00:24:48,778
‫می‌دونی دختره یا پسر؟

564
00:24:50,982 --> 00:24:53,700
‫من...

565
00:24:53,702 --> 00:24:56,869
‫والا... اصلاً خبر ندارم.

566
00:24:58,540 --> 00:25:00,930
‫آره. این‌طوری بهتره.

567
00:25:01,626 --> 00:25:03,710
‫چرا سورپرایزش رو خراب کنی، می‌دونی؟

568
00:25:26,162 --> 00:25:29,247
‫خیله‌خب. در ما اونجاست.
‫سمت چپ استیج.

569
00:25:29,249 --> 00:25:31,249
‫،اصلاً دوست ندارم سر "فیگارو آریا" پاشم برم

570
00:25:31,251 --> 00:25:34,085
‫ولی قبلاً دیدمش.
‫و باز هم می‌بینمش.

571
00:25:34,087 --> 00:25:35,920
‫مستقر شید، همگی، مستقر شید.

572
00:25:37,891 --> 00:25:39,307
‫اینم از علامت ما.

573
00:25:39,309 --> 00:25:42,427
‫سه، دو، یک...

574
00:26:06,599 --> 00:26:09,155
‫جرمنی، حالا نوبت توئه.

575
00:26:10,760 --> 00:26:13,800
‫چهار ترازه.

576
00:26:13,800 --> 00:26:17,268
‫وایسا. وایسا.

577
00:26:17,270 --> 00:26:19,020
‫و اینم از علامت جرمنی!

578
00:26:19,022 --> 00:26:22,056
‫من اصلاً همچین کاری نکردم.
‫و فقط هم دو تا پیک زدم.

579
00:26:22,058 --> 00:26:23,357
‫آره دوبار.

580
00:26:23,359 --> 00:26:25,393
‫به سینه‌هامم دست زدی!

581
00:26:25,395 --> 00:26:26,777
‫چه خبره اینجا؟

582
00:26:26,779 --> 00:26:28,062
‫- اون مسته!
‫- مسته!

583
00:26:28,064 --> 00:26:30,781
‫بهت که گفتم اون مشروب‌ها
‫رو بردم واسه همسرم.

584
00:26:30,783 --> 00:26:31,899
‫من مست نیستم!

585
00:26:31,901 --> 00:26:33,901
‫،داشتی باهام لاس می‌زدی، عوضی

586
00:26:33,903 --> 00:26:36,287
‫و مشخص هم هست که مستی!

587
00:26:36,289 --> 00:26:38,322
‫خب دیگه. کافیه.

588
00:26:38,324 --> 00:26:40,458
‫دیگه مشروب بسه. بسه.

589
00:26:44,547 --> 00:26:45,913
‫بریز برام.

590
00:27:03,266 --> 00:27:05,766
‫مسته. باید از پشت ببریمش.

591
00:27:11,858 --> 00:27:13,491
‫خب. از نگهبان‌ها رد شدیم.

592
00:27:13,493 --> 00:27:15,826
‫آقای کارتر، داریم میایم سمت شما.

593
00:27:15,828 --> 00:27:17,411
‫حواست به گامت باشه، ری.

594
00:27:17,413 --> 00:27:19,163
‫تمپوی اجرا.

595
00:27:19,165 --> 00:27:22,116
‫نیمه نُت، نت کامل، دست چپ.

596
00:27:22,990 --> 00:27:25,036
‫تو همون داروخونه‌ایه‌ای؟

597
00:27:25,038 --> 00:27:26,254
‫چرا انقدر لفتش دادی؟!

598
00:27:26,256 --> 00:27:27,788
‫این گنده‌بک نمی‌ذاره رد شم!

599
00:27:27,790 --> 00:27:29,957
‫- می‌گه بسته آورده.
‫- همه‌چی آوردم.

600
00:27:29,959 --> 00:27:32,126
‫از دستمال مرطوب بگیر
‫تا پوشک بزرگسال.

601
00:27:32,128 --> 00:27:34,845
‫مالوکس آوردم، با مایلنتا و کائوپکتات.

602
00:27:34,847 --> 00:27:37,465
‫- دستگار بخار آوردم...
‫- اینا که اصلاً یه کاربرد ندارن.

603
00:27:37,467 --> 00:27:40,885
‫- موضوع چیه؟!
‫- من فقط اینُ می‌دونم که ۴۵ دقیقه پیش

604
00:27:40,887 --> 00:27:42,853
‫یکی زنگ زد گفت کُنت فلانی اسهال شده.

605
00:27:42,855 --> 00:27:44,138
‫برای "کنت آلماویوا"ـه.

606
00:27:44,140 --> 00:27:45,856
‫رونالدو، طب کرده.

607
00:27:45,858 --> 00:27:48,309
‫چی خورده؟
‫شاید صدف فاسد خورده.

608
00:27:48,311 --> 00:27:50,978
‫من یه بار یه "بلو پوینت" فجیعی خوردم.

609
00:27:50,980 --> 00:27:52,480
‫نابودم کرد اصلاً.

610
00:27:52,482 --> 00:27:54,231
‫بیشتر روز رو

611
00:27:54,233 --> 00:27:55,650
‫با توالت تانگو می‌رقصیدم.

612
00:27:57,487 --> 00:27:59,954
‫،با این‌که این داستان خیلی جالبیه
‫ولی باید برسونیمت پیش کنت.

613
00:27:59,956 --> 00:28:01,571
‫تو سالن دهه.

614
00:28:27,066 --> 00:28:29,517
‫به وانته و دمبه علامت بده!

615
00:28:29,519 --> 00:28:30,935
‫،رقص دو قدمی

616
00:28:30,937 --> 00:28:33,237
‫،رقص دو قدمی
‫رقص دو قدمی.

617
00:28:38,528 --> 00:28:40,244
‫رودیگر، چه خبر شده؟

618
00:28:40,246 --> 00:28:42,029
‫صداش

619
00:28:42,031 --> 00:28:44,665
‫دل‌شکستگی و غمش!

620
00:28:44,667 --> 00:28:47,084
‫این‌که کمدی‌‍ه!

621
00:28:47,086 --> 00:28:49,253
‫نه، غم من!

622
00:28:49,255 --> 00:28:53,374
‫بچه که بودم، همۀ دوستام
‫می‌خواستن فوتبالیست شن

623
00:28:53,376 --> 00:28:56,627
‫،یا رانندۀ فرمول یک
‫و من آرزوم بود خوانندۀ صدای زیر شم!

624
00:28:56,629 --> 00:28:58,713
‫- خدای بزرگ.
‫- این اصلاً خبر خوبی نیست، ری.

625
00:28:58,715 --> 00:29:01,015
‫شرمنده، ریموند.
‫جایگاهم رو از دست دادم!

626
00:29:01,017 --> 00:29:02,516
‫این موسیقی‌‍ه، دوباره برم گردوند!

627
00:29:02,518 --> 00:29:05,553
‫وقت نداریما!
‫خودمونُ با موزیک تطابق دادیم.

628
00:29:05,555 --> 00:29:08,105
‫اگه انفجار دقیقاً موقع
‫،تشویق حضار انجام نشه

629
00:29:08,107 --> 00:29:09,357
‫همه صداش رو می‌شنون!

630
00:29:09,359 --> 00:29:11,247
‫- واقعاً شرمنده!
‫- خب دیگه، بسه.

631
00:29:11,249 --> 00:29:13,027
‫بمب‌ها رو کار بذار.
‫رابرت کمک‌مون کن.

632
00:29:13,029 --> 00:29:15,062
‫ری، وقت نداریم که همۀ
‫بمب‌ها رو کار بذاریم.

633
00:29:15,064 --> 00:29:17,648
‫همین‌الان می‌رسه به پایان آواز.

634
00:29:22,071 --> 00:29:25,289
‫گلن! یه مشکلی داریم.

635
00:29:25,291 --> 00:29:27,575
‫چه مشکلی؟

636
00:29:27,577 --> 00:29:29,410
‫از برنامه عقبیم، و اگه بمب‌ها
‫،رو دیر منفجر کنیم

637
00:29:29,412 --> 00:29:31,245
‫پلیس‌ها در عرض چند ثانیه
‫می‌ریزن اینجا.

638
00:29:31,247 --> 00:29:33,631
‫یه عامل حواس‌پرتی می‌خوایم.
‫یه صدای بلند. خیلی بلند!

639
00:29:33,633 --> 00:29:36,167
‫- خب می‌خوای من چه غلطی کنم؟
‫- من نمی‌دونم، گلن!

640
00:29:36,169 --> 00:29:38,302
‫واسه همین تو اینجایی!
‫یه فرصت دوباره می‌خواستی!

641
00:29:38,304 --> 00:29:41,672
‫اینم از فرصت! حلش کن!
‫سریع فکر کن! سر و صدا کن!

642
00:29:47,513 --> 00:29:52,066
‫وقت‌شه که... اولین نمایش برادوی‌ت رو بری.

643
00:30:00,276 --> 00:30:03,277
‫آتش! آتش!

644
00:30:03,279 --> 00:30:05,329
‫همه بیرون!

645
00:30:05,331 --> 00:30:08,532
‫توی آشپزخونه آتش‌سوزی شده!
‫خیلی وضع خرابه!

646
00:30:16,352 --> 00:30:21,221
‫اگه جون‌تونُ دوست دارید فرار کنید!
‫فرار کنید!

647
00:30:21,223 --> 00:30:22,773
‫منفجرش کن. سریع!

648
00:30:42,128 --> 00:30:44,244
‫خدای من.

649
00:30:44,246 --> 00:30:45,996
‫".دی لا کروز"

650
00:30:45,998 --> 00:30:48,081
‫پس واقعیت داره.

651
00:30:50,136 --> 00:30:52,836
‫همین برق توی چشماته

652
00:30:52,838 --> 00:30:54,471
‫که دنبالش بودم.

653
00:31:03,454 --> 00:31:06,194
‫آقا، آخه چی شد که
‫وسط یه تئاتر پُر تماشاچی

654
00:31:06,219 --> 00:31:08,719
‫داد زدید "آتش" در حالی که
‫اصلاً آتشی در کار نبود؟

655
00:31:08,721 --> 00:31:11,138
‫فکر کردم بوی دود به مشامم رسید.

656
00:31:11,140 --> 00:31:13,724
‫فقط می‌خواستم جون مردم رو نجات بدم!

657
00:31:13,726 --> 00:31:16,027
‫باور کن، کین، اون دورمون زد.

658
00:31:16,029 --> 00:31:18,062
‫نه وسکو رو گیر میاریم نه پوله رو.

659
00:31:18,064 --> 00:31:19,864
‫اون بهم قول داد. حرفشُ باور می‌کنم.

660
00:31:19,866 --> 00:31:22,033
‫- همینه؟
‫- آخری‌شه. وقت رفتنه.

661
00:31:22,035 --> 00:31:24,201
‫ببین، من با پلیس شهری صحبت می‌کنم.
‫ببینم چی می‌دونن.

662
00:31:24,203 --> 00:31:26,070
‫منم با آتش‌نشانی صحبت می‌کنم.

663
00:31:28,074 --> 00:31:30,241
‫- آقای کارتر.
‫- شما این مرد رو می‌شناسید؟

664
00:31:30,243 --> 00:31:33,327
‫الیزابت کین، مأمور فدرال.
‫می‌شه یه دقیقه باهاشون صحبت کنم؟

665
00:31:34,831 --> 00:31:37,415
‫سلام! چه شانسی همدیگه رو اینجا دیدیم.

666
00:31:37,417 --> 00:31:39,383
‫- اهل اپرایی؟
‫- نقش بازی نکن. کجاست؟

667
00:31:39,385 --> 00:31:41,385
‫نمی‌دونم منظورت چیه

668
00:31:41,387 --> 00:31:43,921
‫ردینگتون. اینجا بودش.
‫چند وقت پیش؟

669
00:31:43,923 --> 00:31:45,506
‫دروغ نگی به من‌ها.

670
00:31:46,392 --> 00:31:48,559
‫همین یه دقیقه پیش رفت.

671
00:31:57,070 --> 00:31:58,486
‫الیزابت

672
00:31:58,488 --> 00:32:00,855
‫- الان موقع خوبی نیست.
‫- اومدم سالن اپرا من.

673
00:32:00,857 --> 00:32:02,239
‫از نمایش لذت بردی؟

674
00:32:02,241 --> 00:32:04,825
‫به گنجت رسیدی. حالا وسکو رو می‌خوام.

675
00:32:08,114 --> 00:32:10,364
‫میرم کافه "لولو" که
‫پای لیموی خوشمزه‌شونُ بخورم.

676
00:32:10,366 --> 00:32:13,167
‫یه کیک هم واسه تو می‌گیرم ببری.

677
00:32:15,254 --> 00:32:18,289
‫سکس و گنج.

678
00:32:18,291 --> 00:32:21,041
‫ملت برای جفتش خیانت می‌کنن

679
00:32:21,043 --> 00:32:24,795
‫مثل الانی که تو داری بهم خیانت می‌کنی
‫حالا که طلاها رو برات جور کردم.

680
00:32:24,797 --> 00:32:26,430
‫،می‌تونی تو کافه "لولو" تحویلم بدی

681
00:32:26,432 --> 00:32:28,933
‫و انتقامت تکمیل می‌شه.

682
00:32:28,935 --> 00:32:31,135
‫عیبی نداره، ری. می‌بخشمت.

683
00:32:32,271 --> 00:32:35,222
‫بیشتر حتی، درک می‌کنم.

684
00:32:35,224 --> 00:32:40,227
‫تو شاگرد من بودی، ری.
‫خیلی دوستت داشتم.

685
00:32:40,229 --> 00:32:43,147
‫،ولی هر چی پول داشتی رو به جیب زدم

686
00:32:43,149 --> 00:32:45,950
‫و تو یه فاحشه‌خونه‌ای توی آسونسیون
‫،ولت کردم به امان خدا

687
00:32:45,952 --> 00:32:48,486
‫و لحظه‌ای هم تردید نکردم.

688
00:32:48,488 --> 00:32:50,237
‫حالا چی؟

689
00:32:50,239 --> 00:32:51,872
‫حالا رها شدم.

690
00:32:57,163 --> 00:33:00,331
‫من اصلاً قصد ندارم
‫که تحویلت بدم، رابرت.

691
00:33:00,333 --> 00:33:02,216
‫".و قطعاً هم قرار نیست بریم کافه "لولو

692
00:33:02,218 --> 00:33:03,918
‫،اونجا پُرِ گردشگره

693
00:33:03,920 --> 00:33:05,336
‫و پای‌هاشون هم مزخرفه.

694
00:33:05,338 --> 00:33:07,221
‫می‌ریم یه جای دنج و ساکت

695
00:33:07,223 --> 00:33:09,256
‫یه قهوه‌ای بزنیم.

696
00:33:12,011 --> 00:33:16,180
‫حقیقت داره که تو برادر نیکسون
‫رو به کاسترو معرفی کردی

697
00:33:16,182 --> 00:33:18,065
‫و بعد جفت‌شونُ گول زدی که

698
00:33:18,067 --> 00:33:20,518
‫تو یه آزمایش داروی جعلی سرمایه‌گذاری کنن؟

699
00:33:20,520 --> 00:33:23,320
‫و به‌خاطر کارم انداختم
‫گوشۀ هلفدونی توی کوبا.

700
00:33:23,322 --> 00:33:25,990
‫نیکسون و کاسترو!
‫[ رئیس‌جمهور سابق آمریکا و رهبر انقلاب کوبا ]

701
00:33:25,992 --> 00:33:29,109
‫خدای من! دهن آدم وا می‌مونه.

702
00:33:29,111 --> 00:33:31,111
‫کامیون توی انباره.

703
00:33:31,113 --> 00:33:33,164
‫و سفت‌تر از صدفی توی موج
‫قفل و چفت شده.

704
00:33:33,166 --> 00:33:34,365
‫بقیه کجان؟

705
00:33:34,367 --> 00:33:36,116
‫رفتن ویسکی بوربن بزنن.

706
00:33:36,118 --> 00:33:39,203
‫چرا تو هم نمی‌ری پیش‌شون؟

707
00:33:39,205 --> 00:33:44,925
‫خب، پسرا، من خوشگل قراره
‫یه شب عیاشی‌وار توی "بیگ ایزی" داشته باشم.

708
00:33:44,927 --> 00:33:47,044
‫،مثل بلانش دوبوآ

709
00:33:47,046 --> 00:33:50,381
‫به مهر آدمای غریبه تکیه می‌کنم.

710
00:33:50,383 --> 00:33:52,016
‫خداحافظ شما!

711
00:33:55,188 --> 00:33:58,439
‫خب، منم تو حس و حالمه
‫که یه قدمی کنار رودخونه بزنم.

712
00:33:58,441 --> 00:34:00,191
‫فکر خیلی خوبیه.

713
00:34:00,193 --> 00:34:03,227
‫عه، متأسفانه همراه
‫خیلی خوبی نمی‌شم برات.

714
00:34:03,229 --> 00:34:06,113
‫من پیر و خسته‌م.

715
00:34:06,115 --> 00:34:08,616
‫و آروم.

716
00:34:08,618 --> 00:34:10,150
‫پس توی فرودگاه می‌بینمت

717
00:34:10,152 --> 00:34:11,902
‫فردا ساعت ۱۰ صبح.

718
00:34:11,904 --> 00:34:13,911
‫هر جا بخوای می‌رسونمت.

719
00:34:14,624 --> 00:34:19,159
‫برای مدت زیادی حس انتقام
‫،تمام وجودم رو گرفته بود

720
00:34:19,161 --> 00:34:23,796
‫هیچ‌وقت متوجهِ هدیه‌ای که
‫توی آسونسیون بهم دادی نشدم.

721
00:34:24,333 --> 00:34:27,300
‫دیگه بعد از اون ساده
‫به کسی اعتماد نکردم.

722
00:34:28,137 --> 00:34:30,011
‫واسه همینم هست که هنوز زنده‌م.

723
00:34:31,090 --> 00:34:32,930
‫بهت مدیونم، دوست من.

724
00:34:33,845 --> 00:34:35,141


725
00:34:37,730 --> 00:34:39,520
‫باور کن، ری.

726
00:34:40,433 --> 00:34:42,516
‫تو کامل دِینت رو ادا کردی.

727
00:34:54,447 --> 00:34:56,363
‫برنامه عوض شد.

728
00:34:57,533 --> 00:34:59,783
‫همین‌الان داشتم با لیوای
‫حرف می‌زدم.

729
00:34:59,785 --> 00:35:02,119
‫پایان خدمتم رو امضاء کردن.

730
00:35:02,121 --> 00:35:03,754
‫- همچین غافلگیر نشدم.
‫- من که شدم.

731
00:35:03,756 --> 00:35:06,090
‫وسط تست دروغ‌سنجی که
‫ازم پرسید

732
00:35:06,092 --> 00:35:08,008
‫،چرا می‌خوام سازمان رو ترک کنم
‫گفتم قضیه شخصی‌‍ه.

733
00:35:08,010 --> 00:35:09,960
‫نمی‌خواستم حقیقت رو بهش بگم
‫پس دروغ گفتم.

734
00:35:09,962 --> 00:35:12,263
‫،خب، هر چی که بهش گفتی
‫دیگه تموم شد و رفت.

735
00:35:12,265 --> 00:35:14,848
‫پس حالا می‌تونیم حرف بزنیم

736
00:35:16,269 --> 00:35:18,352
‫درمورد حاملگیِ تو.

737
00:35:21,607 --> 00:35:24,308
‫- آرام...
‫- همینُ می‌خواستی بهم بگی دیگه، نه؟

738
00:35:27,229 --> 00:35:29,487
‫خب، مامان‌بابای من این رو

739
00:35:30,149 --> 00:35:33,200
‫سی سال پیش واسه روزی
‫که پدر بشم واسه‌م درست کردن.

740
00:35:33,202 --> 00:35:36,654
‫تنها چیزی که یادمه
‫مگس‌های میوه

741
00:35:36,656 --> 00:35:39,406
‫و پارچه‌ست.

742
00:35:39,408 --> 00:35:42,576
‫و کریستال شیکی که مادرم
‫اصرار داشت توش بخوریم

743
00:35:42,578 --> 00:35:44,712
‫نُه ماه دیگه‌ای که مشروب رو باز می‌کنیم

744
00:35:44,714 --> 00:35:48,632
‫تا عشق غیرقابل‌تصورمون رو جشن بگیریم.

745
00:35:55,391 --> 00:35:57,558
‫من حامله نیستم، آرام.

746
00:35:57,560 --> 00:36:00,311
‫همین دروغی بود که لیوای گفتم

747
00:36:00,313 --> 00:36:02,479
‫تا حقیقت راجب سلامتی‌م
‫رو لاپوشونی کنم.

748
00:36:05,314 --> 00:36:06,517
‫نیستی...؟

749
00:36:12,241 --> 00:36:15,326
‫حقیقت ماجرا اینه که
‫من هیچ‌وقت بچه نمی‌خواستم.

750
00:36:15,328 --> 00:36:17,444
‫قبلاً خودم این رو خوب می‌دونستم
‫و این موضوع رو که

751
00:36:17,446 --> 00:36:21,665
‫هیچ جور غریزۀ مادرانه‌ای نداشتم.

752
00:36:21,690 --> 00:36:24,941
‫ولی خیلی وقت پیش باهاش کنار اومدم

753
00:36:26,255 --> 00:36:28,539
‫و بعدش با تو آشنا شدم.

754
00:36:28,541 --> 00:36:30,631
‫و تو همه‌چیز رو عوض کردی.

755
00:36:31,761 --> 00:36:35,763
‫و الان هیچی بیشتر از این نمی‌خوام
‫که باردار بشم.

756
00:36:35,765 --> 00:36:39,266
‫جفت‌مون چیزی بیشتر از این نمی‌خوایم

757
00:36:41,470 --> 00:36:43,354
‫ولی این اتفاق محاله.

758
00:36:44,731 --> 00:36:47,280
‫من نمی‌تونم بچه بزرگ کنم.

759
00:36:48,220 --> 00:36:49,503
‫هیچ‌وقت.

760
00:36:53,225 --> 00:36:54,556
‫باشه.

761
00:36:55,177 --> 00:36:57,010
‫باشه؟

762
00:36:57,012 --> 00:36:58,478
‫،اگه فکر نمی‌کنی که باید بچه‌دار شیم

763
00:36:58,480 --> 00:37:00,313
‫- پس نباید هم.
‫- ،الان این حرف رو می‌زنی، آرام

764
00:37:00,315 --> 00:37:01,515
‫ولی یک سال یا پنج سال دیگه...

765
00:37:01,517 --> 00:37:03,517
‫- بازم همین حرف رو می‌زنم.
‫- نه.

766
00:37:05,487 --> 00:37:07,437
‫،یه‌روزی بالأخره پشیمون می‌شی

767
00:37:07,439 --> 00:37:09,573
‫نمی‌خوام که من دلیل پشیمونیت باشم.

768
00:37:12,528 --> 00:37:17,030
‫آرام، واسه همین این چند وقت
‫می‌خواستم باهات صحبت کنم.

769
00:37:27,543 --> 00:37:30,010
‫فکر می‌کنم لیاقتت بیشتر از ایناست.

770
00:37:40,389 --> 00:37:43,023
‫عجب کلاهبرداری‌ای کردیا.

771
00:37:43,025 --> 00:37:44,391
‫آره خدایی، نه؟

772
00:37:44,393 --> 00:37:47,310
‫همچین خیلی از نتیجه‌ی نهایی‌ش راضی بودم.

773
00:37:47,312 --> 00:37:48,395
‫وسکو کجاست؟

774
00:37:48,397 --> 00:37:50,146
‫- داخله؟
‫- نه، نیست.

775
00:37:50,148 --> 00:37:52,566
‫- گنج ولی هست.
‫- گذاشتی بره.

776
00:37:52,568 --> 00:37:54,234
‫کاشف به عمل اومد که اصلاح شده.

777
00:37:54,236 --> 00:37:56,736
‫یه فراریِ اصلاح‌شده.

778
00:37:56,738 --> 00:37:58,993
‫که حرص و طمع رو رها کرده.

779
00:37:58,995 --> 00:38:00,513
‫پس حکمش رو کاهش دادی؟

780
00:38:00,515 --> 00:38:02,375
‫مثل کاری که رئیس‌جمهور واسه خودت کرد؟

781
00:38:02,377 --> 00:38:05,378
‫بله، و برای گرامی‌داشتِ
‫،زندگی مرتاضانه‌ش

782
00:38:05,380 --> 00:38:09,082
‫تصمیم گرفتم که صد میلیون و خرده‌ای دلار

783
00:38:09,084 --> 00:38:12,302
‫طلای قرن هجده‌ای رو بدم بهتون.

784
00:38:12,304 --> 00:38:14,137
‫یعنی همین‌طوری می‌دیش بهمون؟

785
00:38:14,139 --> 00:38:16,840
‫تا قرون آخرش رو.
‫داخله.

786
00:38:21,179 --> 00:38:22,762
‫یا که نیست.

787
00:38:29,521 --> 00:38:31,521
‫بهت مدیونم، دوست من.

788
00:38:31,523 --> 00:38:35,442
‫باور کن، ری.

789
00:38:37,779 --> 00:38:40,447
‫تو کامل دِینت رو ادا کردی.

790
00:38:42,784 --> 00:38:45,669
‫گفتی اصلاح شده دیگه، آره؟

791
00:38:45,671 --> 00:38:48,455
‫بی‌خیالِ حرص و طمع شده"؟"

792
00:38:50,509 --> 00:38:52,125
‫گوشی داری؟

793
00:38:52,127 --> 00:38:53,877
‫مطمئنم با صد میلیون دلارت

794
00:38:53,879 --> 00:38:55,677
‫قشنگ زندگی مرتاضانه‌ای رو پیش می‌گیره.

795
00:38:56,882 --> 00:38:58,882
‫یالا.
‫عکسم رو بگیرم.

796
00:38:58,884 --> 00:39:01,301
‫خیلی پیش نمیاد منُ اسکل کنن.

797
00:39:01,303 --> 00:39:04,304
‫ولی این‌که دوبار توسط یه آدم
‫اسکل بشم؟

798
00:39:04,306 --> 00:39:05,689
‫این دیگه نیاز به ثبت خاطره داره.

799
00:39:05,691 --> 00:39:07,474
‫به‌نظرت این ماجرا خنده‌داره؟

800
00:39:07,476 --> 00:39:09,643
‫این رسماً وقت تلف‌کنی بود.

801
00:39:09,645 --> 00:39:11,444
‫وقت تلف کردن؟

802
00:39:11,446 --> 00:39:13,563
‫داشتیم اسطوره‌شناسی می‌کردیم.

803
00:39:13,565 --> 00:39:15,282
‫دنبال دزد دریایی افتادیم.

804
00:39:15,284 --> 00:39:17,450
‫و پیدا کردنِ گنج.

805
00:39:17,452 --> 00:39:19,653
‫و آخر هیچی دست‌مونُ نگرفت.
‫وسکو رو هم از دست دادیم.

806
00:39:19,655 --> 00:39:22,289
‫چطور می‌شه چیزی رو که
‫هیچ‌وقت نداشتی رو از دست بدی؟

807
00:39:22,291 --> 00:39:25,208
‫من بهتون اسم مجرمی از لیست‌سیاه
‫رو دادم که فکر می‌کردید مُرده.

808
00:39:25,210 --> 00:39:28,328
‫،حالا که می‌دونید زنده‌ست
‫می‌تونید برید دستگیرش کنید.

809
00:39:28,330 --> 00:39:30,747
‫تازه‌شم، تحقیرشدنِ منُ هم دیدین.

810
00:39:30,749 --> 00:39:32,882
‫فکر کنم این هر زخمی رو خوب کنه.

811
00:39:32,884 --> 00:39:35,502
‫نمی‌کنه. ولی شروعیه واسه خودش.

812
00:39:35,504 --> 00:39:37,170
‫تو هم بیا، دمبه.

813
00:39:37,172 --> 00:39:40,340
‫یه نشانه‌هایی از اسکلیت
‫هم رو صورت تو می‌بینم.

814
00:39:42,311 --> 00:39:44,477
‫لبخند بزنید، پلشت‌ها.

815
00:40:15,761 --> 00:40:18,310
‫- درموردم اشتباه می‌کردی.
‫- چطوری پیدام کردی؟

816
00:40:18,312 --> 00:40:19,963
‫وقتی گفتی هیچی بیشتر از

817
00:40:19,965 --> 00:40:21,848
‫بچه‌دار شدن نمی‌خوام.

818
00:40:21,850 --> 00:40:23,358
‫یعنی خب، منم...

819
00:40:23,360 --> 00:40:28,638
‫،منم همین فکرو می‌کردم
‫همینُ همیشه تصور می‌کردم.

820
00:40:31,123 --> 00:40:32,607
‫تا با تو آشنا شدم.

821
00:40:34,529 --> 00:40:38,565
‫بعد تو همه‌چیز رو عوض کردی.

822
00:40:39,985 --> 00:40:41,785
‫چیزی که ما داریم...

823
00:40:41,787 --> 00:40:43,452
‫،داستان‌مون اینه

824
00:40:45,073 --> 00:40:49,042
‫،و اگه داستان ما توش بچه نداره

825
00:40:49,914 --> 00:40:51,828
‫خب، عیبی نداره.

826
00:40:54,666 --> 00:40:57,458
‫لازم نیست که نُه ماه صبر کنم

827
00:40:57,459 --> 00:41:01,711
‫تا عشق غیرقابل‌تصورمون رو جشن بگیرم.

828
00:41:01,713 --> 00:41:06,716
‫و صد در صدم نیازی به
‫کریستال شیک ندارم.

829
00:41:09,505 --> 00:41:12,439
‫- آرام.
‫- ما هیچ‌وقت بهم نمی‌زنیم. خب؟

830
00:41:13,414 --> 00:41:16,220
‫هرگز. و منم هیچ انکار

831
00:41:17,002 --> 00:41:20,037
‫و خشم، و چانه‌زنی و افسردگی‌ای نمی‌خوام.

832
00:41:22,002 --> 00:41:24,037
‫فقط پذیرفتن.

833
00:41:25,652 --> 00:41:27,652
‫می‌تونی این‌کارو واسه‌م بکنی؟

834
00:41:28,556 --> 00:41:29,706
‫نه.

835
00:41:32,371 --> 00:41:34,371
‫باشه.

836
00:41:36,369 --> 00:41:38,369
‫پس این قول رو بهم بده.

837
00:41:39,309 --> 00:41:42,168
‫که هر کاری از نظر انسانی
‫ممکنه رو بکنی

838
00:41:42,184 --> 00:41:45,155
‫که سعی‌تُ بکنی حالت بهتر بشه.

839
00:41:48,012 --> 00:41:50,012
‫قول.

840
00:41:57,545 --> 00:41:59,545
‫درست می‌شه.

841
00:42:01,111 --> 00:42:02,447
‫دوباره اینو بگو.

842
00:42:05,179 --> 00:42:07,179
‫همه‌چیز درست می‌شه.

843
00:42:10,502 --> 00:42:18,502
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

844
00:42:19,526 --> 00:42:27,526
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

