‫﻿۱
00:00:08,400 --> 00:00:11,035
‫هی! بچه‌ها، زود باشین، بچه‌ها.

2
00:00:11,037 --> 00:00:12,970
‫بیاین آرامش خودمونو حفظ کنیم.

3
00:00:12,972 --> 00:00:14,472
‫مشکل چیه؟

4
00:00:15,608 --> 00:00:16,874
‫دیدی منظورم چیه؟

5
00:00:16,876 --> 00:00:18,309
‫برای چی دعوا میکنن؟

6
00:00:18,311 --> 00:00:20,655
‫اولین محموله‌ی سفارش ۳ میلیون دلاری ـه.

7
00:00:20,655 --> 00:00:22,689
‫سر یه چند تجهیزات پزشکی...

8
00:00:22,691 --> 00:00:24,057
‫که از لیست کالاهای کشتی گمشده دعوا میکنن.

9
00:00:24,059 --> 00:00:25,619
‫کی مسئول این لیست بوده؟

10
00:00:25,619 --> 00:00:26,735
‫"هنری موریس".

11
00:00:26,735 --> 00:00:28,534
‫برای سازمان حمل‌ونقل کار میکنه.

12
00:00:28,536 --> 00:00:30,885
‫- "هنری"!
‫- همونی که به قمار اعتیاد داره؟

13
00:00:30,910 --> 00:00:32,709
‫- خودشه.
‫- مگه بدهی‌ـشو صاف نکردیم...

14
00:00:32,734 --> 00:00:34,063
‫مگه بهش کمک نکردیم؟

15
00:00:34,065 --> 00:00:35,735
‫- کدوم گوریه؟
‫- جواب نمیده.

16
00:00:35,737 --> 00:00:37,064
‫هی، هی، هی، هی!

17
00:00:37,064 --> 00:00:39,364
‫باشه. هی، هی، هی.
‫زود باشین، بیخیال دیگه.

18
00:00:39,366 --> 00:00:41,867
‫بچه‌ها اسلحه‌ها رو بذارین کنار.
‫بذارینشون کنار.

19
00:00:42,768 --> 00:00:44,836
‫زود باشین. فقط چند تا تلویزیون بودن دیگه.

20
00:00:44,838 --> 00:00:46,872
‫بازم میشه کلی ازشون گیر اورد.

21
00:00:46,874 --> 00:00:50,108
‫دمبه"، بذار ببینیم"
‫می‌تونیم یه چند تا بطری آراک گیر بیاریم یا نه.

22
00:00:50,110 --> 00:00:51,476
‫آراک.

23
00:00:51,478 --> 00:00:54,894
‫آره، اینم از این. خوبه.

24
00:00:55,000 --> 00:00:57,000
‫[ نیوجرسی، آتلانتیک‌سیتی ]

25
00:01:08,362 --> 00:01:10,703
‫نباید اونقدرا بد باشه، نه؟

26
00:01:11,698 --> 00:01:12,831
‫بد؟

27
00:01:12,833 --> 00:01:15,300
‫چطوره بگم پس‌انداز و خونه‌م رفته؟

28
00:01:15,302 --> 00:01:16,868
‫و همسرم هیچی نمیدونه.

29
00:01:16,870 --> 00:01:18,803
‫"یه کاریش میکنی "هنری.

30
00:01:20,139 --> 00:01:21,706
‫از کجا اسم منو میدونی؟

31
00:01:21,708 --> 00:01:24,133
‫خیلی چیزا در موردت میدونم.

32
00:01:24,678 --> 00:01:27,913
‫عقب افتادن وام خونه‌ـت، کارتهای اعتباری ـت.

33
00:01:27,915 --> 00:01:31,583
‫تازه به غیر از پولی
‫که به "تونی" و پسرا تو بوستون بدهکاری.

34
00:01:31,972 --> 00:01:33,471
‫لعنتی، اونا بیخیال نمیشن.

35
00:01:33,496 --> 00:01:35,463
‫تو دیگه کی هستی؟ کی اینا رو بهت گفته؟

36
00:01:35,488 --> 00:01:38,830
‫اوه، اهمیتی نداره.
‫میدونی چی مهمه؟

37
00:01:39,833 --> 00:01:42,817
‫شانس. و شانس تو الان عوض شد.

38
00:01:43,572 --> 00:01:45,706
‫- باید برم یه جایی.
‫- نه.

39
00:01:45,708 --> 00:01:49,610
‫هنری"، قرار بوده بیای اینجا پیش من".

40
00:01:49,612 --> 00:01:52,413
‫و تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که یک شرط دیگه ببندی.

41
00:01:52,415 --> 00:01:54,980
‫این بار، روی خودت.

42
00:01:56,352 --> 00:01:58,400
‫ممنون پسرا. ممنون بچه‌ها.

43
00:01:58,425 --> 00:02:00,639
‫واقعا هیچ سوتفاهمی نیست...

44
00:02:00,639 --> 00:02:02,606
‫که نشه با یه بطری آراک حل‌وفصلش کرد.

45
00:02:05,990 --> 00:02:07,087
‫خودشه.

46
00:02:09,044 --> 00:02:10,029
‫"هنری".

47
00:02:10,054 --> 00:02:12,493
‫پنج آلبانیایی و چهار نیجریه‌ای...

48
00:02:12,493 --> 00:02:14,226
‫وارد انبار محموله شدن.

49
00:02:14,228 --> 00:02:16,695
‫خبری از ترخیص کالا نیست.
‫تو کدوم گوری هستی؟

50
00:02:16,697 --> 00:02:18,130
‫متاسفم "رد". جدی میگم.

51
00:02:18,132 --> 00:02:20,266
‫اما به یه مشکلی برخوردم
‫و یکم پول از دست دادم.

52
00:02:20,268 --> 00:02:21,934
‫امروز قمار کردی؟

53
00:02:21,936 --> 00:02:25,237
‫نه. خب بله، کردم
‫اما حلش کردم.

54
00:02:25,239 --> 00:02:26,272
‫زنه اومد سراغم.

55
00:02:26,274 --> 00:02:28,478
‫معجزه‌ی من. یه قراری گذاشتیم.

56
00:02:28,503 --> 00:02:29,669
‫چی داری میگی؟

57
00:02:29,669 --> 00:02:31,569
‫کی اومد سراغت؟ اینجا بهت نیاز داشتم.

58
00:02:31,571 --> 00:02:33,980
‫"باید یه سفر کوتاه برم اما قسم میخورم "رد...

59
00:02:33,980 --> 00:02:35,591
‫اوضاع عوض میشه.

60
00:02:35,593 --> 00:02:37,150
‫یه مرد جدید میشم.

61
00:02:37,595 --> 00:02:39,694
‫شانس بالاخره در خونه‌ـمو زده.

62
00:02:41,966 --> 00:02:43,065
‫مشکلی پیش اومده؟

63
00:02:43,573 --> 00:02:45,034
‫"متاسفانه دوستمون "هنری...

64
00:02:45,036 --> 00:02:48,213
‫یه ملاقات کوچولو با "بانوی شانس" داشته.

65
00:02:48,237 --> 00:02:52,237
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

66
00:02:52,263 --> 00:02:56,263
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

67
00:02:57,180 --> 00:03:00,668
‫همین. تمام چیزی که
‫سی.آی.ای در مورد "کاترینا روستوا" داره همینه.

68
00:03:00,693 --> 00:03:03,093
‫خب، شکار جاسوسانی
‫که هیچی خبری ازشون...

69
00:03:03,095 --> 00:03:05,362
‫بعد از جنگ سرد نیست چندان
‫اولویت بالایی نداره.

70
00:03:05,364 --> 00:03:07,164
‫آنتون ولوف" ادعا کرده که اون"...

71
00:03:07,166 --> 00:03:08,665
‫"در ترمینال کشتی "کراس ساوند...

72
00:03:08,667 --> 00:03:10,157
‫دو هفته بعد از خودکشی‌ـش دیده شده.

73
00:03:10,157 --> 00:03:11,590
‫آره ادعا کرده، اثبات نشده.

74
00:03:11,592 --> 00:03:14,192
‫باید کشتی رو رزرو کنی
‫پس اگه سوار شده...

75
00:03:14,194 --> 00:03:16,194
‫اسمش باید تو لیست مسافرا باشه. و نبود.

76
00:03:16,196 --> 00:03:18,063
‫هیچ نسخه‌ای از لیست مسافرا اینجا نیست.

77
00:03:19,667 --> 00:03:20,999
‫حتما ضربه‌ی سختی بوده.

78
00:03:21,001 --> 00:03:22,868
‫اون همه سال دنبال "ردینگتون" بودی که اونم...

79
00:03:22,870 --> 00:03:24,336
‫دستگیر شد و دوباره فرار کرد.

80
00:03:24,338 --> 00:03:26,004
‫خب واقعا جریان چیه، ها؟

81
00:03:26,006 --> 00:03:27,773
‫روستوا" رو پیدا کنی تا به "ردینگتون" برسی؟"

82
00:03:27,775 --> 00:03:31,176
‫ریموند ردینگتون" رفته".
‫هیچکس دیگه پیداش نمیکنه.

83
00:03:31,178 --> 00:03:32,945
‫پس داری دنبال کی میگردی؟

84
00:03:32,947 --> 00:03:35,914
‫ام جی"، یه نسخه از لیست مسافرا میخوام".

85
00:03:40,815 --> 00:03:41,987
‫همه‌ چیز مرتب شد.

86
00:03:41,989 --> 00:03:44,690
‫یه سری موقعیت
‫تو سنت لوییس و دنور داری.

87
00:03:44,692 --> 00:03:46,224
‫امن، خصوصی و بی‌خطر.

88
00:03:46,226 --> 00:03:49,795
‫ممنون "اسموکی". میتونی
‫آدرسها رو به "دمبه" بدی.

89
00:03:49,797 --> 00:03:52,064
‫به مهمونای بدشانسمون هشدار میده.

90
00:03:52,066 --> 00:03:53,498
‫چرا بدشانس؟

91
00:03:53,500 --> 00:03:55,000
‫وقتی تو زندان بودم...

92
00:03:55,002 --> 00:03:57,469
‫آدمای خاصی در سازمانم...

93
00:03:57,471 --> 00:04:00,939
‫به فکر افتادن یکم
‫برای خودشون کار کنن.

94
00:04:00,941 --> 00:04:03,475
‫بقیه سعی کردن علیه من حرکتی انجام بدن.

95
00:04:03,477 --> 00:04:07,312
‫از وقتی که اون
‫بخش قابل تاسف زندگیم تموم شده...

96
00:04:07,314 --> 00:04:09,481
‫مصمم شدم تا بفهمم "بندیکت آرنولدز" کیه...

97
00:04:09,483 --> 00:04:11,850
‫و میخوام جلوشونو در..

98
00:04:11,852 --> 00:04:13,452
‫موقعیتهایی که جور کردی بگیرم.

99
00:04:14,772 --> 00:04:16,722
‫چه فرصتهایی به آدما میدی.

100
00:04:16,724 --> 00:04:19,658
‫بعضیاشون همچین کاری میکنن؟
‫دستی که بهشون غذا داده رو گاز میگیرن؟

101
00:04:19,660 --> 00:04:23,095


102
00:04:23,097 --> 00:04:25,964
‫مطمئنم غافلگیر نشدی که...

103
00:04:25,966 --> 00:04:28,233
‫چقدر به افراد کمی میتونم اعتماد کنم.

104
00:04:28,235 --> 00:04:30,469
‫میتونی ۱۰۰% رو من حساب کنی.

105
00:04:30,471 --> 00:04:33,054
‫"این یعنی بیشتر از اونکه میدونی اعتماد دارم "اسموکی.

106
00:04:34,141 --> 00:04:35,407
‫افرادی که عوض شدن...

107
00:04:35,409 --> 00:04:37,943
‫قراره چقدر بدشانسی بیارن؟

108
00:04:37,945 --> 00:04:39,444
‫وقتی ببینمشون می‌فهمم.

109
00:04:39,446 --> 00:04:42,581
‫در نهایت سرنوشت هر کسی قابل مذاکره‌ـس.

110
00:04:42,583 --> 00:04:45,550
‫به جز کسی که منو لو داده.

111
00:04:45,552 --> 00:04:49,029
‫هر کسی که بوده سرنوشتش مشخص و محتوم ـه.

112
00:04:49,389 --> 00:04:50,956
‫"الیزابت"!

113
00:04:50,958 --> 00:04:54,760
‫یه نور گرم در
‫یک روز تاریک و غم‌انگیز.

114
00:04:54,762 --> 00:04:56,662
‫اومدی یا داری میری؟

115
00:04:56,664 --> 00:05:00,065
‫میرم. یه سر میرم ساحل غربی و لس‌آنجلس.

116
00:05:00,067 --> 00:05:02,134
‫سر راه چند جایی باید وایستیم...

117
00:05:02,136 --> 00:05:04,069
‫پس یکم کمبود زمان دارم.

118
00:05:04,071 --> 00:05:05,604
‫اگه اشکالی نداره...

119
00:05:05,606 --> 00:05:09,307
‫باشه. هر چی بخوای.
‫دمبه" داشت بهم تخته‌نرد یاد میداد".

120
00:05:09,309 --> 00:05:12,878
‫ببخشید که یه راست میرم
‫سر اصل مطلب اما به کمکت نیاز دارم.

121
00:05:12,880 --> 00:05:15,981
‫یکی از زیردستهام ناگهانی...

122
00:05:15,983 --> 00:05:18,283
‫شانس خوب بهش رو اورده.

123
00:05:18,285 --> 00:05:20,018
‫و این چیز بدیه؟

124
00:05:20,020 --> 00:05:23,155
‫تصور کن که قمار کردی و وام خونه‌ـتو باختی...

125
00:05:23,157 --> 00:05:25,524
‫با نابودی مالی روبه‌رو شدی...

126
00:05:25,526 --> 00:05:27,773
‫چون به شانس اعتیاد داری.

127
00:05:27,775 --> 00:05:29,494
‫و بعد تصور کن...

128
00:05:29,496 --> 00:05:35,033
‫در اون لحظه‌ی رنج و ناامیدی...

129
00:05:35,035 --> 00:05:36,797
‫بهت پیشنهاد رستگاری میدن...

130
00:05:36,799 --> 00:05:41,173
‫بدهی‌ـتو صاف کنی
‫و سقف بالای سر خانواده‌ـتو نگه داری.

131
00:05:41,175 --> 00:05:43,208
‫- تو بودی قبولش میکردی؟
‫- مشکلش کجاست؟

132
00:05:43,210 --> 00:05:47,045
‫مشکلی نداره. یه شرط روی خودته.

133
00:05:47,586 --> 00:05:50,555
‫رقصی با بانوی شانس.

134
00:05:53,105 --> 00:05:54,505
‫بانوی شانس.

135
00:05:54,722 --> 00:05:57,622
‫یه افسانه‌ی محلی
‫که به ادعای "ردینگتون" خیلی هم واقعی ـه.

136
00:05:57,624 --> 00:06:00,058
‫یه عضو لیست سیاه
‫که از یه طرف پیشنهاد خوشبختی رو میده...

137
00:06:00,060 --> 00:06:01,526
‫و از طرف دیگه پیشنهاد بدبختی.

138
00:06:01,528 --> 00:06:03,261
‫- خب، شرط چیه؟
‫- ردینگتون" نمیدونه"...

139
00:06:03,263 --> 00:06:04,996
‫چون هیچکس اینقدر
‫زنده نمونده تا بگه.

140
00:06:04,998 --> 00:06:08,233
‫و این بانوی شانس
‫به یکی از زیردستاش چنین پیشنهادی رو داده؟

141
00:06:08,235 --> 00:06:10,368
‫بله، یکی که به گفته‌ی "ردینگتون" کارش...

142
00:06:10,370 --> 00:06:12,471
‫با رسته سوم تموم شده و شاید بتونه بهمون بگه...

143
00:06:12,473 --> 00:06:13,840
‫چه نقشه‌ای علیه آمریکا دارن.

144
00:06:13,842 --> 00:06:16,274
‫شاید. که یعنی شادم نه.

145
00:06:16,276 --> 00:06:17,979
‫در مورد دوستش بهمون بگو.

146
00:06:17,980 --> 00:06:20,814
‫باشه. اسمش "هنری موریس" ـه.

147
00:06:20,816 --> 00:06:23,951
‫دیشب تو آتلانتیک سیتی ۳۴۰۰ دلار باخته.

148
00:06:23,953 --> 00:06:26,887
‫و طبق سوابق بانکی
‫در بیش از دو سال گذشته...

149
00:06:26,889 --> 00:06:28,756
‫‏‏‏۱۹۶هزار دلار باخته.

150
00:06:28,758 --> 00:06:30,491
‫بعید میدونم من بتونم همچین کاری بکنم.

151
00:06:30,493 --> 00:06:35,029
‫"با هم شرط بستیم "هنری.
‫اگه ببری ۲۰۰ هزار دلار گیرت میاد.

152
00:06:35,031 --> 00:06:37,331
‫ببازی خانواده‌ـت پرت میشن تو خیابون.

153
00:06:37,333 --> 00:06:38,631
‫تماس گرفتی تا بگی باختی؟

154
00:06:38,633 --> 00:06:41,635
‫نه، فقط مطمئن نیستم.

155
00:06:41,637 --> 00:06:42,870
‫خب، مطمئن شو.

156
00:06:43,351 --> 00:06:45,005
‫"من با یه بازنده ازدواج کردم "هنری.

157
00:06:45,007 --> 00:06:47,875
‫باور کن از مرگ هم بدتره.

158
00:06:49,979 --> 00:06:52,846
‫هنری موریس" ساعت ۴:۱۸ صبح کازینو رو ترک کرده".

159
00:06:52,848 --> 00:06:54,281
‫از اون موقع دیده نشده.

160
00:06:54,283 --> 00:06:56,250
‫ممکنه از دست آدمایی که بهشون
‫بدهکاره  داره فرار میکنه.

161
00:06:56,252 --> 00:06:59,787
‫یا شاید بانوی شانس متقاعدش کرده
‫سر زندگی خودش قمار کنه.

162
00:06:59,789 --> 00:07:02,056
‫بیاین از اونجا شروع کنیم.
‫برین با همسرش حرف بزنین.

163
00:07:02,058 --> 00:07:03,538
‫ببینیم چی برای گفتن داره.

164
00:07:06,265 --> 00:07:07,928
‫گمشده؟ "هنری" گم نشده.

165
00:07:07,930 --> 00:07:09,496
‫چند ساعت پیش از پنسیلوانیا زنگ زد.

166
00:07:09,498 --> 00:07:11,398
‫برای کارش مجبور شده
‫یکم بیشتر بمونه، همین.

167
00:07:11,400 --> 00:07:13,801
‫خانم "موریس" خبر دارین که شوهرتون...

168
00:07:13,803 --> 00:07:15,803
‫دو ماه قبل از طرف شهرداری اخراج شده؟

169
00:07:15,805 --> 00:07:18,138
‫نه. دو ساله که داره اونجا کار میکنه.

170
00:07:18,140 --> 00:07:20,140
‫توی آلن‌تاون ـه
‫و رفته سفر کاری.

171
00:07:20,142 --> 00:07:24,411
‫این عکس از یک دوربین مداربسته
‫در آتلانتیک سیتی گرفته شده.

172
00:07:24,413 --> 00:07:26,680
‫به ظاهر پول زیادی رو اونجا باخته.

173
00:07:26,682 --> 00:07:28,849
‫دیشب بیش از سه هزار تا باخته.

174
00:07:29,480 --> 00:07:31,652
‫نه، نه، نه، نه.

175
00:07:33,856 --> 00:07:35,923
‫قبلا هم همه چیزو از دست داده...

176
00:07:35,925 --> 00:07:38,192
‫قبل از اینکه ازدواج کنیم و یه بارم بعدش.

177
00:07:38,194 --> 00:07:40,594
‫فکر میکردم که شاید از سرش افتاده باشه.

178
00:07:41,284 --> 00:07:44,465
‫حلقه‌ی نامزدی‌ـمو گرو گذاشت.
‫مال مادربزرگش بود.

179
00:07:44,467 --> 00:07:46,734
‫خانم اگه شوهرتون دوباره تماس بگیره...

180
00:07:46,736 --> 00:07:48,535
‫به کمکتون نیاز خواهیم داشت.

181
00:08:04,353 --> 00:08:08,188
‫چیه "میمی"؟ سلام؟!

182
00:08:08,190 --> 00:08:10,391
‫کسی اونجاس؟!

183
00:08:13,729 --> 00:08:15,396
‫سلام؟!
‫- نه!

184
00:08:53,635 --> 00:08:54,935
‫کارآگاه "اورز"؟

185
00:08:54,937 --> 00:08:56,875
‫دونالد رسلر" اف.بی.آی".
‫پشت تلفن حرف زدیم.

186
00:08:56,900 --> 00:08:59,072
‫درسته. شما حکم جستجوی
‫یه مظنون رو صادر کردین.

187
00:08:59,097 --> 00:09:00,168
‫درسته. چی دارین؟

188
00:09:00,170 --> 00:09:02,570
‫از دیشب این تصویر رو از دوربین امنیتی...

189
00:09:02,572 --> 00:09:04,339
‫یه مشروب‌فروشی دو خیابون پایین‌تر از اینجا گرفتیم.

190
00:09:04,341 --> 00:09:06,040
‫لباساش با تصویری از مجرم که در...

191
00:09:06,042 --> 00:09:07,308
‫دوربین مدار بسته ساختمون ثبت شده جور در میاد.

192
00:09:07,310 --> 00:09:08,710
‫افرادم فکر میکنن صحنه‌سازی شده...

193
00:09:08,712 --> 00:09:10,278
‫تا به نظر یه دزدی بیاد که بد پیش رفته.

194
00:09:10,280 --> 00:09:12,146
‫در مورد این یارو چی میتونین بگین؟

195
00:09:12,148 --> 00:09:13,781
‫زیاد نیست. گمشده.

196
00:09:13,783 --> 00:09:15,650
‫راستش فکر میکردم جونش در خطر باشه.

197
00:09:15,652 --> 00:09:17,719
‫آره خب گمشده‌ـتونو پیدا کردین...

198
00:09:17,721 --> 00:09:20,072
‫بهم زنگ بزنین چون
‫طرف برای قتل تحت تعقیبه.

199
00:09:22,792 --> 00:09:24,625
‫تی"! خیلی از شنیدن صدات خوشحالم".

200
00:09:24,627 --> 00:09:26,427
‫هنری" چه خبر شده؟"

201
00:09:26,429 --> 00:09:28,129
‫کلی حرف برای گفتن بهت دارم.

202
00:09:28,131 --> 00:09:29,530
‫"مشکلاتمون دیگه تموم شدن "تی.

203
00:09:29,532 --> 00:09:31,599
‫تو و من با همدیگه از نو شروع میکنیم.

204
00:09:31,601 --> 00:09:33,968
‫شوهرت بالاخره
‫یه کار رو درست انجام داد.

205
00:09:33,970 --> 00:09:35,503
‫بیا همدیگه رو ببینیم؟

206
00:09:35,505 --> 00:09:37,778
‫فردا ساعت یازده صبح زمین بازی.

207
00:09:37,780 --> 00:09:38,872
‫خودت میدونی کدومو میگم.

208
00:09:38,874 --> 00:09:40,520
‫آره باشه، ساعت یازده توی پارک.

209
00:09:40,522 --> 00:09:43,277
‫یه چیزی برات دارم.
‫چیزی که بهت بدهکار بودم.

210
00:09:43,279 --> 00:09:45,113
‫باشه. باید برم. عاشقتم.

211
00:09:45,115 --> 00:09:46,381
‫ساعت ۱۱ می‌بینمت.

212
00:09:49,252 --> 00:09:50,752
‫کار درست رو انجام دادی.

213
00:09:50,776 --> 00:09:52,566


214
00:09:52,567 --> 00:09:54,567
‫[ سنت لوئیس، میزوری ]

215
00:10:02,132 --> 00:10:03,998
‫رد"؟"

216
00:10:04,000 --> 00:10:06,000
‫تو مایه‌ی آرامشی دوست من.

217
00:10:06,002 --> 00:10:08,870
‫وقتی دستگیر شدی
‫فکر کردم دیگه هرگز نمی‌بینمت.

218
00:10:08,872 --> 00:10:10,772
‫به خاطر همین سواستفاده کردی؟

219
00:10:11,507 --> 00:10:13,141
‫سواستفاده؟ تو...

220
00:10:13,143 --> 00:10:16,043
‫تو بازداشت بودی.
‫محاکمه میشدی. منتظر حکم اعدام بودی!

221
00:10:16,045 --> 00:10:17,678
‫و کی از این چیزا جون سالم به در برد؟

222
00:10:18,673 --> 00:10:19,882
‫فلفل؟

223
00:10:20,850 --> 00:10:21,896
‫ممنون.

224
00:10:22,760 --> 00:10:24,719
‫کارلو" اینجا نیاوردمت"...

225
00:10:24,721 --> 00:10:29,323
‫چون وقتی من
‫درگیر بودم پاتو از گلیمت درازتر کردی.

226
00:10:29,325 --> 00:10:32,293
‫اینجایی چون میخوام بدونم آیا تو کسی بودی...

227
00:10:32,295 --> 00:10:35,096
‫که از این وضع سود بردی یا کسی بودی که...

228
00:10:35,098 --> 00:10:37,632
‫این وضع رو بوجود اوردی تا ازش سود ببری.

229
00:10:37,634 --> 00:10:42,804
‫فقط یه بار ازت می‌پرسم
‫و یه بله یا نه ساده میخوام.

230
00:10:42,806 --> 00:10:45,265
‫تو منو به پلیس تحویل دادی؟

231
00:10:45,267 --> 00:10:48,643
‫نه. هزار بار میگم نه. هرگز.

232
00:10:51,146 --> 00:10:52,329
‫ده درصد.

233
00:10:52,331 --> 00:10:54,348
‫برای اینکه ادامه بدی باید ده درصد...

234
00:10:54,350 --> 00:10:55,716
‫بیشتر بهم بدی.

235
00:10:55,718 --> 00:10:57,894
‫به خاطر دست‌کم گرفتن من باید مالیات بدی.

236
00:10:57,896 --> 00:10:59,954
‫میدونی "رد" اصلا منصفانه نیست.

237
00:10:59,956 --> 00:11:00,955
‫تو بازداشت...

238
00:11:00,957 --> 00:11:02,371
‫میدونی چیه "کارلو"؟ تو راست میگی.

239
00:11:02,373 --> 00:11:04,792
‫بکنش ۱۵%. مخالفتی داری؟

240
00:11:04,794 --> 00:11:08,514
‫نه، نه. ۱۵ درصد
‫"کاملا منصفانه‌س "رد.

241
00:11:10,349 --> 00:11:12,834
‫زنی که "هنری موریس" در وان حموم کشته...

242
00:11:12,836 --> 00:11:14,001
‫بتسی نیگل" بوده".

243
00:11:14,003 --> 00:11:16,404
‫دو هفته پیش در
‫شبکه‌های اجتماعیش پستی گذاشته...

244
00:11:16,406 --> 00:11:19,006
‫که اون از بهبود پیدا کردن خیلی خوشحاله.

245
00:11:19,008 --> 00:11:21,442
‫- بهبود از چی؟
‫- خب، در همون پست...

246
00:11:21,444 --> 00:11:24,912
‫یه لینک از
‫وبسایت "گ-ا-ر-ت" رو به اشتراک گذاشته.

247
00:11:24,914 --> 00:11:26,214
‫یه گروه حمایتی...

248
00:11:26,216 --> 00:11:28,449
‫برای قمار، اعتیاد، بازیابی و درمان.

249
00:11:28,451 --> 00:11:30,685
‫- اونم قمارباز بوده.
‫- با چندین...

250
00:11:30,687 --> 00:11:32,920
‫حساب پوکر آنلاین که
‫همگی به کارتهای اعتباریش وصل بودن.

251
00:11:32,922 --> 00:11:35,022
‫- قرض داشته.
‫- راستش دیگه نه.

252
00:11:35,024 --> 00:11:36,958
‫پول تمام سایتهای قمار پرداخت شده...

253
00:11:36,960 --> 00:11:39,103
‫و حسابهاش همگی غیرفعال شدن.

254
00:11:39,105 --> 00:11:40,728
‫این برای مامور "رسلر" اومده.

255
00:11:40,730 --> 00:11:42,163
‫تو اتاق بازجویی ـه. من میگیرمش.

256
00:11:42,165 --> 00:11:43,965
‫بهم گفتن در مورد
‫پرونده‌ای که داره روش کار میکنه.

257
00:11:43,967 --> 00:11:46,100
‫اشکالی نداره. ما
‫هم روی همون پرونده کار میکنیم.

258
00:11:46,102 --> 00:11:49,193
‫"ممکنه اون با "موریس
‫از طریق سایتهای پوکر در ارتباط بوده باشه؟

259
00:11:49,195 --> 00:11:51,539
‫خب هیچ هویت آنلاینی پیدا نکردم...

260
00:11:51,541 --> 00:11:53,574
‫که در چت رومها با "موریس" جور در بیاد...

261
00:11:53,576 --> 00:11:55,643
‫و هیچ قرض دیجیتالی هم نداره.

262
00:11:55,645 --> 00:11:57,645
‫"شاید "موریس" و "نیگل
‫تو جلسه‌ی بهبودی با هم بودن.

263
00:11:57,647 --> 00:11:59,280
‫همه چیزو جستجو کردم. به غیر از...

264
00:11:59,282 --> 00:12:01,716
‫قمار کردن هیچی نیست
‫که بین این دو مشترک بوده باشه.

265
00:12:01,718 --> 00:12:03,985
‫،به جستجو ادامه بده. یه ارتباط
‫یه آشنایی متقابل پیدا کن...

266
00:12:03,987 --> 00:12:06,020
‫رستورانی که اغلب میرفتن، یه ارتباط.

267
00:12:06,022 --> 00:12:08,356
‫تریسا موریس" همین الان"
‫با شوهرش حرف زد.

268
00:12:08,358 --> 00:12:10,258
‫برای فردا صبح ساعت ۱۱ قرار گذاشتن.

269
00:12:10,260 --> 00:12:13,694
‫یه تیم جمع کن.
‫بذار ببینیم میتونیم اعترافشو روی نوار بگیریم یا نه.

270
00:12:16,016 --> 00:12:17,298
‫فکر میکردم یه قراری با هم گذاشتیم.

271
00:12:17,300 --> 00:12:18,966
‫قرار؟ کدوم قرار؟

272
00:12:18,968 --> 00:12:21,068
‫اسناد سی.آی.ای از بخش روسیه؟

273
00:12:21,070 --> 00:12:23,137
‫یه جور لیست مسافرا از سال ۹۱؟

274
00:12:23,139 --> 00:12:24,872
‫- داری دنبال مادرم میگردی.
‫- کین" گوش کن".

275
00:12:24,874 --> 00:12:26,807
‫بهت گفتم که دوست ندارم
‫ته‌وتو این قضیه رو دربیارم...

276
00:12:26,809 --> 00:12:28,743
‫و مطمئنم اصلا دوست ندارم
‫تو ته‌و‌توشو دربیاری.

277
00:12:28,745 --> 00:12:30,111
‫کین" اجازه میدی حرفمو تموم کنم".

278
00:12:30,113 --> 00:12:32,980
‫این جریان خیلی قبلتر از اینکه
‫تو و من حرف بزنیم در جریان بود.

279
00:12:32,982 --> 00:12:36,284
‫هفته‌ها پیش درخواست
‫این پرونده رو دادم و اینقدر طول کشید.

280
00:12:36,286 --> 00:12:40,087
‫ببین. چیزی نیست. باشه؟

281
00:12:40,089 --> 00:12:42,056
‫- دیدی؟
‫- ممنون.

282
00:12:42,058 --> 00:12:44,825
‫- مشکلی نداریم؟
‫- به واحد نظارتی زنگ میزنم.

283
00:12:49,432 --> 00:12:51,732
‫مگان مری". بچه‌ی بزرگمونه".

284
00:12:51,734 --> 00:12:55,503
‫و هفته‌ی پیش
‫نامه‌ی پذیرشش به دستش رسید.

285
00:12:55,505 --> 00:12:57,104
‫و...

286
00:12:57,106 --> 00:12:59,607
‫هیچوقت ندیدین همچین لبخند بزرگی بزنه.

287
00:13:00,132 --> 00:13:02,016
‫مهم نیست اوضاع چقدر بده...

288
00:13:02,294 --> 00:13:04,579
‫وقتی اون بچه خوشحاله
‫دنیام روشن و پرنور میشه.

289
00:13:07,083 --> 00:13:08,783
‫این...

290
00:13:08,785 --> 00:13:11,387
‫کالج میدلبری" قبول شد".

291
00:13:13,851 --> 00:13:15,585
‫و حالا نمیتونه بره...

292
00:13:15,587 --> 00:13:19,866
‫چونکه من پول شهریه‌ـشو
‫تو مسیر اسب‌دوانی باختم.

293
00:13:21,026 --> 00:13:22,759
‫و...

294
00:13:22,761 --> 00:13:24,627
‫و هنوز بهش نگفتم.
‫خب چطور میتونم بهش بگم؟

295
00:13:24,629 --> 00:13:26,296
‫نمیخوام قلبشو بشکنم.

296
00:13:26,664 --> 00:13:30,376
‫نمیتونم بهش بگم
‫من واقعا چطوری پدریم براش.

297
00:13:32,971 --> 00:13:35,939
‫حاضرم هر کاری بکنم تا این وضع رو درست کنم.

298
00:13:56,995 --> 00:13:58,294
‫واقعا "ند"؟

299
00:13:58,296 --> 00:14:00,330
‫به نظر من که راه‌حل خوبی نیست.

300
00:14:00,332 --> 00:14:02,766
‫بیشتر شرکتهای بیمه
‫اصلا خودکشی رو پوشش نمیدن.

301
00:14:02,768 --> 00:14:04,534
‫تو دیگه کی هستی؟
‫چطوری اومدی اینجا؟

302
00:14:04,536 --> 00:14:07,670
‫میخوای به جشن کالج "مگان مری" بری مگه نه...

303
00:14:07,672 --> 00:14:09,005
‫مثل یه پدر خوب؟

304
00:14:09,007 --> 00:14:11,040
‫تو از کجا اینا رو میدونی؟

305
00:14:11,042 --> 00:14:12,742
‫خیلی چیزا میدونم.

306
00:14:12,744 --> 00:14:15,545
‫میدونم که شهریه‌ی "مگان" رو قمار کردی و به باد دادی.

307
00:14:15,547 --> 00:14:18,047
‫و در مورد دلالها
‫و وامهای عقب افتاده میدونم...

308
00:14:18,049 --> 00:14:19,616
‫تازه به غیر از...

309
00:14:19,618 --> 00:14:22,218
‫لیکرز"های لعنتی"
‫که نمیخوان وضع خودشونو درست کنن.

310
00:14:22,220 --> 00:14:24,754
‫- تو وصول‌کننده‌ای.
‫- یه جورایی.

311
00:14:26,491 --> 00:14:27,757
‫دیگه چیزی برای دادن ندارم.

312
00:14:27,759 --> 00:14:30,160
‫اوه، خودتو به بهای کم نفروش.

313
00:14:30,162 --> 00:14:31,928
‫خودتو که داری.

314
00:14:32,438 --> 00:14:36,025
‫اما بهم بگو
‫جراتشو داری یه شرط دیگه ببندی؟

315
00:14:37,202 --> 00:14:39,335
‫این بار روی خودت؟

316
00:14:48,290 --> 00:14:50,307
‫خب بدشانس بعدی کیه؟

317
00:14:50,369 --> 00:14:53,445
‫مارتین والکات". میشناسیش؟"

318
00:14:53,445 --> 00:14:55,512
‫والکات"؟ نه بعید میدونم".
‫چه کار کرده؟

319
00:14:55,514 --> 00:14:57,480
‫وقتی نبودی میخواسته جاتو بگیره؟

320
00:14:57,482 --> 00:15:01,294
‫درست برعکس.
‫سود بسیار زیادی بدست اورده.

321
00:15:01,987 --> 00:15:03,319
‫خب مشکلت چیه؟

322
00:15:03,321 --> 00:15:06,523
‫ریموند"! خیلی وقته ندیدمت".

323
00:15:06,525 --> 00:15:08,324
‫"مارتین والکات"، "اسموکی پوتنام".

324
00:15:08,326 --> 00:15:10,160
‫آره، از دیدنت خوشحالم.

325
00:15:10,162 --> 00:15:11,961
‫دفتر رو اوردم.

326
00:15:11,963 --> 00:15:14,432
‫گفتم شاید بخوای
‫یه نگاهی به آماروارقام بندزای.

327
00:15:15,467 --> 00:15:17,467
‫اسموکی" قبلا سیرک رو اداره میکرده".

328
00:15:17,469 --> 00:15:20,904
‫مسئول لجستیک بوده.
‫آمد و شد قطارها.

329
00:15:20,906 --> 00:15:23,940
‫تعجب میکنم که شماها
‫تا حالا گذرتون بهم نیافتاده.

330
00:15:23,942 --> 00:15:25,742
‫من فقط در کنار "مارتین" کار میکنم.

331
00:15:25,744 --> 00:15:28,711
‫اون یه آدم خیلی مهم و بزرگ در راه‌آهنی ـه...

332
00:15:28,713 --> 00:15:32,182
‫که بین نیومکزیکو و ایلینوی بار میبره.

333
00:15:32,184 --> 00:15:35,485
‫جدی؟ آره تعجب میکنم
‫گذرمون بهم نیافتاده.

334
00:15:35,487 --> 00:15:37,520
‫"بذار یه چیزی ازت بپرسم "مارتین...

335
00:15:37,522 --> 00:15:40,356
‫و یه بله یا نه ساده میخوام.

336
00:15:42,260 --> 00:15:44,260
‫تو منو به پلیس تحویل دادی؟

337
00:15:44,262 --> 00:15:45,746
‫رد"، چی؟"

338
00:15:45,747 --> 00:15:49,783
‫نه! معلومه که نه.
‫چرا همچین سوالی ازم میپرسی؟

339
00:15:49,785 --> 00:15:52,052
‫چون این یه عدد خیلی بزرگه.

340
00:15:52,054 --> 00:15:56,823
‫و تنها راهی که میتونستی
‫بهش برسی این بوده که من تو زندان باشم.

341
00:15:56,825 --> 00:15:58,591
‫فکر میکردم خوشحال میشی.

342
00:15:58,593 --> 00:16:01,661
‫جدی؟ بعید میدونم.

343
00:16:01,663 --> 00:16:03,163
‫اگه فکر میکردی خوشحال میشم...

344
00:16:03,165 --> 00:16:06,132
‫توی این دفتر نوشته بود
‫که چطوری به این عدد رسیدی.

345
00:16:06,134 --> 00:16:08,069
‫اما چنین چیزی ننوشته مگه نه؟

346
00:16:08,670 --> 00:16:10,970
‫عدد بزرگی ـه که چون تو...

347
00:16:10,972 --> 00:16:15,243
‫با کارتل "کاتلا" برای
‫معامله‌ی متامفتامین قرار گذاشتی.

348
00:16:16,211 --> 00:16:18,511
‫از شبکه من استفاده کردی...

349
00:16:18,513 --> 00:16:23,626
‫از کامیونها، راننده‌ها و انبارهام.

350
00:16:24,794 --> 00:16:27,320
‫اگر تو نخوای تو تجارت مواد باشی...

351
00:16:27,322 --> 00:16:28,988
‫یکی دیگه جاتو میگیره.

352
00:16:28,990 --> 00:16:31,825
‫اینطوری نیست که بتونیم جلوی ورود مواد رو بگیریم درسته؟

353
00:16:34,178 --> 00:16:37,098
‫من در تجارت متامفتامین نیستم.

354
00:16:38,100 --> 00:16:39,600
‫یه سم ـه.

355
00:16:40,560 --> 00:16:42,812
‫با اسم من تجارت کردی.

356
00:16:44,239 --> 00:16:46,873
‫به نسبت مرد بخشنده‌ایم.

357
00:16:46,875 --> 00:16:48,276
‫اما اینو...

358
00:16:49,478 --> 00:16:50,777
‫اینو نمیتونم ببخشم.

359
00:16:50,779 --> 00:16:54,247
‫رد". صبر کن وایستا. فکر میکردم که"...

360
00:16:54,249 --> 00:16:55,915
‫تو نظرت چیه؟

361
00:16:55,917 --> 00:16:57,751
‫- من؟
‫- آره.

362
00:16:57,753 --> 00:17:01,768
‫فکر میکنی باید با "مارتین" چه کار کنم؟

363
00:17:01,770 --> 00:17:03,666
‫کنجکاوم.

364
00:17:06,460 --> 00:17:08,561
‫نمیدونم. فکر کنم...

365
00:17:08,563 --> 00:17:11,097
‫از یه طرف یه جورایی بهت خیانت کرده.

366
00:17:11,099 --> 00:17:13,833
‫میگم یه جورایی
‫چون وقتی تو زندان بودی...

367
00:17:13,835 --> 00:17:16,929
‫شاید با خودش فکر کرده
‫در این موقعیت دست بالا رو داره.

368
00:17:19,140 --> 00:17:22,909
‫گفتی از یه طرف. طرف دیگه‌ای هم داره؟

369
00:17:22,911 --> 00:17:25,345
‫آره، نه، البته.

370
00:17:25,347 --> 00:17:27,213
‫خب ببین من تا حالا کسی رو نکشتم.

371
00:17:27,215 --> 00:17:28,982
‫وقتی حرف از کشتن آدما بشه میکشم کنار.

372
00:17:30,485 --> 00:17:32,152
‫پس اگه به عهده من بود...

373
00:17:32,154 --> 00:17:35,522
‫و بیاین مشخص کنیم
‫که چقدر خوبه که به عهده‌ی من نیست...

374
00:17:35,524 --> 00:17:38,192
‫اما اگه بود
‫فکر کنم تصمیم به اخراجش میگرفتم.

375
00:17:38,194 --> 00:17:39,859
‫"یا اونطور که "آندروسانی
‫رو جریمه کردی، جریمه‌ش میکردم.

376
00:17:39,861 --> 00:17:41,661
‫خب هر دوشون مرد خانواده هستن.

377
00:17:41,663 --> 00:17:44,030
‫آندروسانی" زن و بچه داشت، خب میدونی"...

378
00:17:44,032 --> 00:17:46,366
‫به هر حال به خاطر
‫همین تو استراتژیک فکر میکنی...

379
00:17:46,368 --> 00:17:48,301
‫و منم به لجستیک می‌چسبم.

380
00:18:06,388 --> 00:18:09,522
‫جی گوردون لیدی" طراح"...

381
00:18:09,524 --> 00:18:11,984
‫ورود دزدکی به "واترگیت" بود.

382
00:18:12,661 --> 00:18:15,795
‫یک باورمند بسیار متعصب که به خودش یاد داده بود...

383
00:18:15,797 --> 00:18:19,799
‫برای انجام دادن
‫کارای وحشتناک اخم به ابرو نیاره.

384
00:18:19,801 --> 00:18:23,436
‫واقعا خودشو با آتیش امتحان میکرد.

385
00:18:29,419 --> 00:18:32,946
‫دستشو بالای شعله نگه میداشت...

386
00:18:32,948 --> 00:18:36,282
‫بدون اینکه اخم به ابرو میاره پوست دستشو می‌سوزوند.

387
00:18:36,284 --> 00:18:38,384
‫مردم فکر میکردن داره حقه میزنه.

388
00:18:38,386 --> 00:18:40,820
‫گفتش حقه‌ش اینه که اهمیت ندی.

389
00:18:40,822 --> 00:18:42,989


390
00:18:42,991 --> 00:18:44,757
‫من میدم.

391
00:18:48,063 --> 00:18:49,522
‫من میدم.

392
00:19:05,690 --> 00:19:07,202


393
00:19:15,757 --> 00:19:19,926
‫هیچ نمیدونی
‫"چقدر دلم برات تنگ شده بود "تی.

394
00:19:19,928 --> 00:19:21,594
‫چی شده؟

395
00:19:21,596 --> 00:19:23,396
‫باید بدونی، هر کاری که کردم...

396
00:19:23,398 --> 00:19:24,864
‫برای خودمون بوده.

397
00:19:24,866 --> 00:19:27,567
‫- کین" صدا رو میشنوی؟"
‫- تمام کلماتش رو.

398
00:19:27,569 --> 00:19:28,935
‫تیم "تانگو" به محض اینکه...

399
00:19:28,937 --> 00:19:30,670
‫مظنون تایید کرد وارد بشین.

400
00:19:30,672 --> 00:19:31,938
‫- تصور کنین مسلحه.
‫- دریافت شد.

401
00:19:31,940 --> 00:19:33,506
‫حسابمونو تسویه کردم.

402
00:19:33,508 --> 00:19:36,175
‫- دیگه قرضی نداریم.
‫- اما چطوری؟

403
00:19:36,177 --> 00:19:38,611
‫میتونیم تمام وامهامونو پس بدیم.

404
00:19:38,613 --> 00:19:41,114
‫و میتونیم از اول شروع
‫کنیم و بریم یه جای دیگه.

405
00:19:41,116 --> 00:19:42,982
‫- میریم یه جای گرم می‌میرم.
‫- کین" حواست باشه".

406
00:19:42,984 --> 00:19:44,851
‫یه مرد سفیدپوست نزدیک زمین بازی ـه.

407
00:19:45,661 --> 00:19:47,153
‫فکر میکنی زنش به کسی خبر داده؟

408
00:19:47,155 --> 00:19:49,422
‫یا "موریس" یه نفر رو با خودش اورده.
‫میرم بررسیش کنم.

409
00:19:49,424 --> 00:19:50,924
‫کنار یه مغازه‌ی گرویی وایستادم.

410
00:19:50,926 --> 00:19:52,592
‫اگه کار غیرقانونی انجام دادی...

411
00:19:52,594 --> 00:19:54,160
‫باید بهم بگی، خواهش میکنم.

412
00:19:54,162 --> 00:19:55,976
‫یه چیزی برات دارم.

413
00:19:59,486 --> 00:20:01,267
‫طرف اسلحه داره.

414
00:20:01,269 --> 00:20:02,669
‫اف.بی.آی! ایست!

415
00:20:02,671 --> 00:20:03,903
‫اف.بی.آی! دستها بالا!

416
00:20:05,874 --> 00:20:08,041
‫بذارش زمین، بندازش! تکون نخور!

417
00:20:08,043 --> 00:20:10,343
‫هنری موریس" شما به اتهام"...

418
00:20:10,345 --> 00:20:12,313
‫قتل "بتسی نیگل" بازداشت هستین.

419
00:20:13,048 --> 00:20:14,414
‫خیلی متاسفم.

420
00:20:14,416 --> 00:20:17,193
‫هنری" تو چه کار کردی؟"!

421
00:20:18,253 --> 00:20:20,186
‫لیست رو بررسی کردم
‫و فکر کنم یه چیزی پیدا کردم.

422
00:20:20,188 --> 00:20:21,821
‫"از شنیدنش خوشحالم "دان.

423
00:20:21,823 --> 00:20:23,289
‫اما الان درست وسط
‫یه جلسه‌ی بزرگم.

424
00:20:23,291 --> 00:20:25,558
‫مُرده یا زنده، تکلیف تمام مسافرا مشخص ـه.

425
00:20:25,560 --> 00:20:27,594
‫- به جز یکی.
‫- پس چرا منو لازم داری؟

426
00:20:27,596 --> 00:20:29,195
‫چون اون یه نفر قبل از  خریدن...

427
00:20:29,197 --> 00:20:31,197
‫بلیت برای اون کشتی وجود نداشته.

428
00:20:31,199 --> 00:20:32,799
‫تمام اطلاعاتش...

429
00:20:32,801 --> 00:20:35,468
‫،درجه اعتبارش، شماره امنیتیش
‫بازپرداختهای وام...

430
00:20:35,470 --> 00:20:38,805
‫تنها بعد از خرید اون بلیت وجود داره نه قبلش.

431
00:20:38,807 --> 00:20:41,174
‫جدی میگم، تو یه اتاق پر از آدم وایستادم...

432
00:20:41,176 --> 00:20:42,875
‫که منتظر منن ارزیابی خطر رو بهشون بدم.

433
00:20:42,877 --> 00:20:45,411
‫این موضوع مهمه "ام جی". به کمکت نیاز دارم.

434
00:20:45,413 --> 00:20:46,713
‫،غیر رسمی هم هست

435
00:20:46,715 --> 00:20:48,348
‫پس باید کار ماراش رو
‫بسپرم به یکی دیگه.

436
00:20:48,350 --> 00:20:51,184
‫اگه اطلاعاتی که دارم رو برات بفرستم
‫می‌تونی ارزیابی صلاحیتش رو برام انجام بدی؟

437
00:20:51,186 --> 00:20:55,655
‫،برام گرون تموم می‌شه، ولی به‌خاطر تو
‫حالا "کریمه" بمونه برای بعد.

438
00:20:55,657 --> 00:20:58,157
‫یکی طلبت، رفیق. مرسی.

439
00:21:02,697 --> 00:21:04,530
‫این بانداژ کفاف نمی‌کنه.

440
00:21:04,532 --> 00:21:06,799
‫جدی باید برم بیمارستان.

441
00:21:06,801 --> 00:21:08,801
‫نه تا وقتی‌که جواب سؤالم رو ندی.

442
00:21:08,803 --> 00:21:10,837
‫ببین، من نمی‌دونم از کجا
‫می‌شه پیداش کرد.

443
00:21:10,839 --> 00:21:13,506
‫- چون اون اومد پیش تو.
‫- آره! توی خونه.

444
00:21:13,508 --> 00:21:15,008
‫یعنی خب، انگاری داشت
‫روم تحقیق می‌کرد.

445
00:21:15,010 --> 00:21:16,743
‫هر... هر جور اطلاعاتی که بگی داشت.

446
00:21:16,745 --> 00:21:18,177
‫چه‌جور اطلاعاتی؟

447
00:21:18,179 --> 00:21:20,113
‫همه‌چیز... که چند ماه
‫،اجاره‌خونه بدهکار بودم

448
00:21:20,115 --> 00:21:22,315
‫چه‌قدر اون شب توی آتلانتیک‌سیتی
‫باخت دادم.

449
00:21:22,317 --> 00:21:24,984
‫از تیم‌های موردعلاقه‌م خبر داشت.
‫می‌دونست چه‌قدر بدهی داشتم.

450
00:21:24,986 --> 00:21:27,720
‫گفت که می‌تونه تمام
‫اون بدهی رو صاف کنه.

451
00:21:27,722 --> 00:21:30,156
‫چطوری؟ دقیقاً چی گفت؟

452
00:21:30,158 --> 00:21:31,724
‫که... قماربازی‌م

453
00:21:31,726 --> 00:21:34,527
‫برای عزیزانم تبدیل به سرطان شده.

454
00:21:34,529 --> 00:21:37,463
‫گفت که باید از اول شروع کنم.

455
00:21:37,465 --> 00:21:39,465
‫یعنی چی؟ چطوری از اول شروع کنی؟

456
00:21:39,467 --> 00:21:40,933
‫یه لطفی در حقش بکنم.

457
00:21:40,935 --> 00:21:44,437
‫ازم خواست که...
‫واسه‌ش ترتیب یکی رو بدم.

458
00:21:44,439 --> 00:21:46,239
‫،و از "ترتیب" یکی رو دادن

459
00:21:46,241 --> 00:21:48,241
‫منظورت غرق‌کردنِ بتسی نیگل
‫توی وان حمومش‌‍ه؟

460
00:21:48,243 --> 00:21:50,576
‫خب، قرار بود که طور
‫،دیگه‌ای جلوه کنه

461
00:21:50,578 --> 00:21:52,045
‫مثل سرقت.

462
00:21:52,047 --> 00:21:54,914
‫تیراندازی وسط روز روشن
‫همچین حرکت نامحسوسی نبود، ند.

463
00:21:54,916 --> 00:21:56,516
‫حدس می‌زنم که زنه هم
‫اجازۀ این کارو نداده بود.

464
00:21:56,518 --> 00:21:58,951
‫ببینید، من شاید به‌خاطر کاری که کردم
‫،هیچ‌وقت آزاد نشم

465
00:21:58,953 --> 00:22:00,787
‫ولی اون‌کارو کردم که به
‫خونواده‌م کمک کنم.

466
00:22:00,789 --> 00:22:02,798
‫،و اگه یه‌جرعه عقل تو کله‌م بود

467
00:22:03,625 --> 00:22:05,291
‫از زیرشم قسر در می‌رفتم.

468
00:22:05,293 --> 00:22:08,661
‫هنری، اصلاً قرار نبود
‫که از زیرش قسر در بری.

469
00:22:08,663 --> 00:22:11,057
‫چون‌که از اول قرار بود
‫خودت قربانی بعدیش باشی.

470
00:22:12,141 --> 00:22:14,133
‫منظورت از "قربانی بعدیش" چیه؟

471
00:22:14,135 --> 00:22:16,135
‫قماربازها افتادن به جونِ هم.

472
00:22:16,137 --> 00:22:17,870
‫،بانوی شانس هدفش رو شناسایی می‌کنه

473
00:22:17,872 --> 00:22:19,706
‫یعنی کسی که مقدار قابل‌توجهی
‫،بدهی داره

474
00:22:19,708 --> 00:22:22,608
‫که قاتلش بشه، و بعد
‫پیشنهاد می‌ده که در ازای قتل

475
00:22:22,610 --> 00:22:24,243
‫پول بدهی‌ش رو بده.

476
00:22:24,245 --> 00:22:27,313
‫ولی چیزی که قاتل ازش خبر نداره
‫اینه که خودش قربانی بعدی‌‍ه.

477
00:22:27,823 --> 00:22:28,967
‫مثل بتسی نیگل؟

478
00:22:28,969 --> 00:22:31,084
‫کاشف به عمل اومده که چند ساله
‫که تا خرتناق از خواهرش پول می‌کَنه

479
00:22:31,086 --> 00:22:32,518
‫که بدهی قماربازیش رو بده.

480
00:22:32,520 --> 00:22:34,620
‫،من با خواهره حرف زدم
‫و اونم گفت که بتسی

481
00:22:34,622 --> 00:22:36,389
‫،ماه پیش اومده و پولش رو پس داده

482
00:22:36,391 --> 00:22:39,392
‫،پول وام بانکی‌ش رو داده
‫و همین‌طور بدهیِ چندتا کارت‌بانکی‌ش رو.

483
00:22:39,394 --> 00:22:41,894
‫با استفاده از پولی که برای
‫کشتن یه قمارباز گرفته.

484
00:22:41,896 --> 00:22:43,796
‫و فقط هم خانم نیگل نیست.

485
00:22:43,798 --> 00:22:46,132
‫مرگ‌ومیر مشکوک قماربازهای معروفی

486
00:22:46,134 --> 00:22:48,735
‫که کمی قبل از مرگ‌شون بدهی‌شون رو
‫،صاف کردن رو بررسی کردم

487
00:22:48,737 --> 00:22:50,303
‫و اینجا رو داشته باشید...

488
00:22:50,305 --> 00:22:52,071
‫جنیس دیورز...

489
00:22:52,073 --> 00:22:54,974
‫".زخم گلوله به سینه طرفای "وگاس استریپ

490
00:22:54,976 --> 00:22:56,542
‫جف وارنر... تا سر حد مرگ چاقو خورده

491
00:22:56,544 --> 00:22:59,245
‫".توی پارکینگ یه کازینو توی "کنتیکت

492
00:22:59,247 --> 00:23:00,246
‫و موارد بیشتری هم هست.

493
00:23:00,248 --> 00:23:03,182
‫پس بانوی شانس داره با
‫کارکنان خارجی قتل‌هاشُ مرتکب می‌شه.

494
00:23:03,184 --> 00:23:05,418
‫ولی چرا این‌همه پول رو
‫خرجِ رشوه‌دادن به قماربازها می‌کنه؟

495
00:23:05,420 --> 00:23:06,919
‫چرا خودش نمیره بکشدشون؟

496
00:23:06,921 --> 00:23:09,288
‫اصلاً پول قماره از کجا میاد؟

497
00:23:09,290 --> 00:23:12,291
‫نمی‌دونم، ولی ظاهراً که
‫پولاش تمومی نداره.

498
00:23:12,293 --> 00:23:16,089
‫- که یعنی کسی جلودارش نیست.
‫- ند گرین". روش مانُور بدین".

499
00:23:16,114 --> 00:23:18,862
‫ببینید بعد از پایان مأموریت
‫چطوری با این زنه تماس می‌گیره.

500
00:23:18,862 --> 00:23:19,904
‫،هر طور که شده

501
00:23:19,904 --> 00:23:22,247
‫گرین ما رو به بانوی شانس می‌رسونه.

502
00:23:24,007 --> 00:23:26,008
‫،این پیشنهاد نهایی‌مه

503
00:23:26,010 --> 00:23:27,910
‫و فکر کنم که دلت بخواد قبولش کنی.

504
00:23:27,912 --> 00:23:29,745
‫دیگه بالاتر از این نمی‌رم.

505
00:23:29,747 --> 00:23:31,847
‫،نخودهاتُ تا ته بخور

506
00:23:31,849 --> 00:23:35,068
‫"بعد می‌ذارم کارتون "پی‌جی ماسکس
‫رو قبل از چرتت نگاه کنی.

507
00:23:35,070 --> 00:23:36,887
‫قبوله؟

508
00:23:40,824 --> 00:23:42,691
‫حرکت هوشمندانه‌ای بود، آقا پسر.

509
00:23:45,562 --> 00:23:49,398
‫سلام، بچه‌ها. ببخشید دیر کردم.

510
00:23:49,400 --> 00:23:52,101
‫- هوم.
‫- چی‌کاره‌اید؟

511
00:23:52,103 --> 00:23:53,936
‫مشغول مذاکرات غذایی هستیم.

512
00:23:53,938 --> 00:23:58,207
‫مرسی، مامان.
‫بدون تو بدبخت می‌شدم.

513
00:23:58,209 --> 00:24:01,643
‫واسه سه‌شنبه از "شری" یه شیفت گرفتم.

514
00:24:01,645 --> 00:24:04,213
‫احیاناً وقت داری مراقب جویی باشی؟

515
00:24:04,215 --> 00:24:05,848
‫فکر نکنم مشکلی باشه.

516
00:24:07,918 --> 00:24:10,170
‫این دیگه کیه؟

517
00:24:12,223 --> 00:24:15,024
‫من‌که کسی با پیش‌شمارۀ ۲-۱-۶ نمی‌شناسم.

518
00:24:18,863 --> 00:24:20,129
‫حل شد؟

519
00:24:20,131 --> 00:24:21,419
‫به یه مشکلی برخوردیم.

520
00:24:21,421 --> 00:24:22,461
‫چه مشکلی؟

521
00:24:22,463 --> 00:24:24,366
‫پای تلفن نمی‌شه.
‫می‌شه همُ ببینیم؟

522
00:24:27,070 --> 00:24:28,437
‫یه پاتوقی طرفای بزرگراه "روت ۹" هست.

523
00:24:28,439 --> 00:24:30,506
‫غذاخوریِ اورنج‌تاون. ساعت ۴ اونجا می‌بینمت.

524
00:24:30,508 --> 00:24:32,241
‫اگه دیر کنی، قرارمون کنسله.

525
00:24:32,243 --> 00:24:35,477
‫و می‌تونی برگردی به همون گاراژت
‫و موتور ماشین استارت بزنی.

526
00:24:40,738 --> 00:24:42,104
‫نمی‌دونم، لو.

527
00:24:43,212 --> 00:24:45,144
‫یهویی از خدا بی‌خبر زنگ زد
‫و خیلیم نگران به‌نظر میومد.

528
00:24:45,977 --> 00:24:48,110
‫این یکی شاید از پس کار بر نیاد.

529
00:24:48,112 --> 00:24:49,745
‫می‌دونم به چی فکر می‌کنی.

530
00:24:49,747 --> 00:24:52,782
‫تا الان با ماجراهای بدتر از این
‫دست‌وپنجه نرم کردیم و هنوزم سر کاریم.

531
00:24:53,317 --> 00:24:55,987
‫واسه شام بر می‌گردم.
‫چیز خاصی می‌خوای؟

532
00:24:57,430 --> 00:24:58,612
‫جواب نده.

533
00:24:58,614 --> 00:25:00,748
‫خودم یه‌فکری می‌کنم.

534
00:25:00,750 --> 00:25:04,218


535
00:25:04,242 --> 00:25:04,933


536
00:25:04,934 --> 00:25:06,934
‫[ نیویورک، اورنج‌برگ ]

537
00:25:08,791 --> 00:25:10,958
‫چرا اینجا رو برای ملاقات انتخاب کرده؟

538
00:25:10,960 --> 00:25:13,494
‫نمی‌دونم. منم خوشم نمیاد.
‫مکانش زیادی عمومی‌‍ه.

539
00:25:13,496 --> 00:25:15,529
‫گفتم که. میادش.

540
00:25:18,058 --> 00:25:19,079
‫الو؟

541
00:25:19,081 --> 00:25:21,001
‫ای "ند"، بیشتر از اینا ازت انتظار داشتم.

542
00:25:21,003 --> 00:25:22,803
‫منظورت چیه؟

543
00:25:22,805 --> 00:25:24,405
‫دقیقاً اومدم همون‌جایی گفتی بیام.

544
00:25:24,407 --> 00:25:27,675
‫من برخلاف تو می‌دونم چطوری
‫جلوی ضررها رو بگیرم، ند.

545
00:25:27,677 --> 00:25:29,076
‫این باید خودش باشه.

546
00:25:29,604 --> 00:25:31,412
‫شوهرم پونزده سال منُ می‌برد اون غذاخوری

547
00:25:31,414 --> 00:25:34,548
‫که "فوتبال ساندی" رو ببینم.

548
00:25:34,550 --> 00:25:36,283
‫مشتری‌های دائمی‌ش رو می‌شناسم.

549
00:25:36,285 --> 00:25:39,812
‫،بن شرمن" رو می‌شناختم"
‫که همیشه واسه قهوۀ ساعت ۴ ـش می‌اومد.

550
00:25:39,814 --> 00:25:41,159
‫ولی بن نیومده.

551
00:25:41,161 --> 00:25:42,523
‫،دیل و تادی رو هم می‌شناسم

552
00:25:42,525 --> 00:25:45,226
‫که جمعه‌ها نیم‌شیفتی کار می‌کنن
‫و اونا هم نیومدن.

553
00:25:45,228 --> 00:25:47,693
‫- زیر نظرمون داره. می‌بینیش؟
‫- اینجا که نیست.

554
00:25:47,695 --> 00:25:50,130
‫،ای بابا، نیک، کُلی چهرۀ آشنا داریم

555
00:25:50,132 --> 00:25:52,733
‫انقدری که باعث بشه فکر کنم
‫با پلیس‌ها هم‌دست شدی.

556
00:25:53,836 --> 00:25:55,970
‫می‌دونی مشکل قماربازها چیه، ند؟

557
00:25:55,972 --> 00:25:57,838
‫هیچ‌وقت وقتی جلوئن بازی رو تموم نمی‌کنن.

558
00:25:57,840 --> 00:25:59,173
‫معامله‌ی خوبی باهات کردم.

559
00:25:59,175 --> 00:26:01,041
‫بهت اعتماد کردم، و تو برداشتی پلیس آوردی.

560
00:26:01,043 --> 00:26:03,811
‫- نه، نه، نه، وایسا!
‫- همین نزدیکاست.

561
00:26:03,813 --> 00:26:06,536
‫امیدوارم تنهایی شانس باهات یار باشه.
‫نیازت می‌شه.

562
00:26:06,538 --> 00:26:07,548
‫صبر کن، نرو!

563
00:26:07,550 --> 00:26:10,235
‫داره میره.

564
00:26:10,237 --> 00:26:12,219
‫داره میره.

565
00:26:16,158 --> 00:26:18,459
‫کین، بگو که یه‌چیزی می‌بینی.

566
00:26:18,461 --> 00:26:19,894
‫هیچی نمی‌بینم.

567
00:26:27,603 --> 00:26:30,337
‫جــون! دوباره جفت‌شیش!

568
00:26:30,339 --> 00:26:34,308
‫یا خیلی خوش‌شانسی یا
‫داری با تاس تقلبی بازی می‌کنی.

569
00:26:37,045 --> 00:26:38,589
‫این دیگه چه نگاهیه؟

570
00:26:40,257 --> 00:26:42,650
‫گفتی تا حالا مارتین والکات رو ندیدی.

571
00:26:42,652 --> 00:26:44,952
‫- درسته. چرا؟
‫- ،اگه ندیده بودیش

572
00:26:44,954 --> 00:26:47,054
‫از کجا می‌دونستی بچه داره؟

573
00:26:49,283 --> 00:26:51,318
‫- نمی‌دونستم. والا...
‫- بسه.

574
00:26:51,320 --> 00:26:54,939
‫تنها چیزی که بدتر از یه دروغه
‫دروغیه که پشتش میاد.

575
00:26:57,825 --> 00:26:59,592
‫حق با تو بود.

576
00:26:59,594 --> 00:27:02,362
‫به انگلیسی واضح.
‫نمی‌خوام یه کلمه هم از دستم بره.

577
00:27:09,270 --> 00:27:12,331
‫آره والکات رو از دوران سیرک می‌شناختم.

578
00:27:13,124 --> 00:27:14,974
‫می‌دونست که می‌تونم مواد پواد
‫جابه‌جا کنم ، پس وقتی...

579
00:27:14,976 --> 00:27:18,645
‫،وقتی تقصیم به قاچاق مواد کرد
‫یه زنگی بهم زد.

580
00:27:18,647 --> 00:27:20,280
‫،نمی‌دونستم قراره چه بلایی سرت بیاد

581
00:27:20,282 --> 00:27:21,808
‫پس می‌دونی...

582
00:27:26,213 --> 00:27:29,598
‫منم کار اونا رو کردم...
‫کار آزاد انجام دادم.

583
00:27:31,258 --> 00:27:34,461
‫آندروسانی فقط می‌خواسته
‫به پول خودش برسه.

584
00:27:34,463 --> 00:27:37,397
‫،کارشُ نمی‌بخشم
‫واسه همین ۱۵ درصد آوردم رو کارش.

585
00:27:37,399 --> 00:27:39,632
‫والکات به فکرش رسید که

586
00:27:39,634 --> 00:27:42,769
‫از زیربنای من برای جابه‌جایی مواد استفاده کنه.

587
00:27:42,771 --> 00:27:47,307
‫که همین‌طوریش بد بود، کار تو
‫از اونم خیلی بدتر بود.

588
00:27:47,309 --> 00:27:49,642
‫تو ایده‌ی اون رو عملی کردی.

589
00:27:49,644 --> 00:27:52,512
‫نابغۀ لجیستیکی پشت ماجرا تو بودی.

590
00:27:52,514 --> 00:27:57,784
‫بی تو، ایده‌ی اون... صرفاً یه ایده بود.

591
00:27:57,786 --> 00:28:01,187
‫به لطف تو، حالا به واقعیت تبدیل شده.

592
00:28:01,189 --> 00:28:03,189
‫- رد...
‫- از شبکه خبر دارم، اسموکی.

593
00:28:03,191 --> 00:28:05,258
‫بارهای شیشه‌ای که داری می‌فرستی

594
00:28:05,260 --> 00:28:08,328
‫،فینکس، میامی، سیاتل، بوستون

595
00:28:08,330 --> 00:28:10,130
‫و همه مکان‌های بین راه.

596
00:28:10,132 --> 00:28:12,365
‫،من تو رو تحویلِ پلیس‌ها ندادم
‫اگه همچین فکری می‌کنی.

597
00:28:12,367 --> 00:28:16,002
‫من فکر می‌کنم که تو
‫کارناوال‌باز باشی.

598
00:28:16,004 --> 00:28:19,639
‫تو یه شیادی.
‫صرفاً طوری سیم‌پیچی شدی

599
00:28:19,641 --> 00:28:22,642
‫که به ضرر دیگران
‫به خودت کمک کنی.

600
00:28:22,644 --> 00:28:26,713
‫دوستات، معتادها، دشمنات، و حتی من.

601
00:28:26,715 --> 00:28:29,449
‫در دوران غیبت من، تو شبکه‌ای ساختی

602
00:28:29,451 --> 00:28:31,484
‫که ساحل به ساحل شیشه حمل می‌کنه.

603
00:28:31,486 --> 00:28:33,037
‫واقعاً تأثیربرانگیزه.

604
00:28:33,888 --> 00:28:35,539
‫و توهین‌آمیز.

605
00:28:37,858 --> 00:28:41,361
‫دمبه، برادر من، یه کمکی برسون به ما.

606
00:28:41,363 --> 00:28:43,696
‫این تصمیمش با دمبه نیست.

607
00:28:43,698 --> 00:28:48,201
‫ببین، رد، اگه می‌خوای منحلش کنی
‫برو منحلش کن.

608
00:28:48,203 --> 00:28:51,472
‫بهت که گفتم...
‫هر کاری بخوای می‌کنم.

609
00:28:53,707 --> 00:28:55,942
‫تا حالا خواب پرواز دیدی؟

610
00:28:56,727 --> 00:28:57,744
‫چی؟

611
00:28:57,746 --> 00:29:01,649
‫یه خوابی که یهویی توش
‫توانایی پرواز کردن پیدا می‌کنی.

612
00:29:03,084 --> 00:29:07,654
‫با وزن درک و شبهه
‫،سبک‌بار می‌شی

613
00:29:07,656 --> 00:29:11,424
‫و یهو می‌بینی که می‌تونی پرواز کنی.

614
00:29:11,426 --> 00:29:15,162
‫رؤیایی مملوء از آزادی و برکت‌‍ه.

615
00:29:18,833 --> 00:29:21,534
‫،برعکس خواب سقوط از بلندی

616
00:29:21,536 --> 00:29:25,232
‫که صد البته رؤیایی مملوء از
‫ترس و اضطراب و وحشت‌‍ه.

617
00:29:31,279 --> 00:29:33,146
‫پرواز یعنی زندگی.

618
00:29:38,787 --> 00:29:40,618
‫و سقوط یعنی مرگ.

619
00:29:58,973 --> 00:30:02,972
‫مامانت گفت تا برنامه کودکت تموم شه
‫اونم می‌رسه.

620
00:30:02,974 --> 00:30:04,818


621
00:30:04,820 --> 00:30:06,672
‫من دارم میرم سفر.

622
00:30:07,048 --> 00:30:09,782
‫تا موقعی که من برگردم می‌خوام
‫پسر خوبی برای مامان باشی.

623
00:30:09,784 --> 00:30:13,137
‫کُلی کار داره که انجام بده
‫و کسیم نیست کمکش کنه.

624
00:30:13,769 --> 00:30:14,901


625
00:30:14,926 --> 00:30:16,426
‫،بزرگ‌تر که شدی

626
00:30:17,224 --> 00:30:20,126
‫ملت یه چیزایی درمورد من بهت می‌گن.

627
00:30:20,128 --> 00:30:21,895
‫حرفای نه‌چندان خوبی.

628
00:30:22,631 --> 00:30:24,188
‫ولی می‌خوام بدونی که

629
00:30:24,190 --> 00:30:28,601
‫کاری که کردم رو از روی مهربونی کردم.

630
00:30:28,603 --> 00:30:30,419
‫می‌تونی اینُ به خاطر بسپری؟

631
00:30:36,678 --> 00:30:40,372
‫خیلی هیولای کوچولوم رو دوست دارم.

632
00:30:41,016 --> 00:30:43,792
‫منم دوسِت دارم، مامانی.

633
00:30:50,164 --> 00:30:51,630
‫چطوری از دست‌مون فرار کرد؟

634
00:30:51,632 --> 00:30:53,329
‫چونکه اصلاً تو پارکینگ غذاخوریه نبود.

635
00:30:53,331 --> 00:30:56,452
‫فیلم دوربین‌های مداربستۀ شرکت
‫حمل و نقل اون‌طرف خیابون رو گرفتم.

636
00:30:56,477 --> 00:30:58,804
‫بیویک"ـه که پشتش برچسب"
‫بوش/کوئیل" داره رو نگاه کنید".

637
00:30:58,806 --> 00:31:01,039
‫پس با محدودیت سرعت
‫از صحنه فرار کرده.

638
00:31:01,041 --> 00:31:02,574
‫ماشین‌‍ه به اسم

639
00:31:02,576 --> 00:31:06,445
‫آگاتا تایک ثبت شده...
‫۶۶ از کامدن، دلاور.

640
00:31:06,447 --> 00:31:09,782
‫و داستان خیلی خیلی غم‌انگیزی هم داره.

641
00:31:09,784 --> 00:31:12,851
‫،خانم تایک شهروند خوب اجتماعش بوده

642
00:31:12,853 --> 00:31:15,687
‫همسر یک قمارباز قهار، لو تایک.

643
00:31:15,689 --> 00:31:20,025
‫در سال ۱۹۸۶، لو یه بلیت لاتاری خرید
‫،و ۸۷ میلیون دلار برنده شد

644
00:31:20,027 --> 00:31:22,127
‫بزرگ‌ترین "جک‌پات" تاریخ دلاور.

645
00:31:22,129 --> 00:31:23,495
‫خبرش به تلویزیون ملی هم رسید.

646
00:31:23,497 --> 00:31:24,997
‫این داستان رو یادمه.
‫یه بچه‌ای هم بود.

647
00:31:24,999 --> 00:31:28,167
‫بچۀ دوم‌شون در حال زایمان بود.
‫زایمان سخت و طاقت‌فرسایی بود.

648
00:31:28,169 --> 00:31:30,302
‫،لو توی بیمارستان منتظر موند
‫،ولی بعد از چند ساعت

649
00:31:30,304 --> 00:31:33,238
‫با پسرش یه سر رفتن فروشگاه

650
00:31:33,240 --> 00:31:34,473
‫و یه بلیت لاتاری خریدن.

651
00:31:34,475 --> 00:31:36,275
‫تصادف کردن. پسرش فوت کرد.

652
00:31:36,277 --> 00:31:37,643
‫پدره هم بد صدمه دید.

653
00:31:37,645 --> 00:31:39,444
‫و بلیت‌شون برنده شد.

654
00:31:39,446 --> 00:31:42,548
‫در همین حینی که آگاتا داشت
‫،دخترش رو به دنیا می‌آورد

655
00:31:42,550 --> 00:31:44,616
‫سه طبقه اون‌ورتر پسرش داشت جون می‌داد

656
00:31:44,618 --> 00:31:46,451
‫در حالی که شوهرش هم زیر تیغ جراحی بود.

657
00:31:46,453 --> 00:31:48,086
‫بلیته رو یکی از بهیارها بهش برگردوند

658
00:31:48,088 --> 00:31:50,622
‫که توی وسایل شخصی شوهرش پیدا کرده بود.

659
00:31:50,624 --> 00:31:52,124
‫این‌طور که معلومه بانوی شانس رو پیدا کردیم.

660
00:31:52,126 --> 00:31:53,731
‫این‌طور که معلومه قراره برید دلاور.

661
00:31:53,755 --> 00:31:55,564


662
00:31:55,565 --> 00:31:57,265
‫[ دلاور، کامدن ]

663
00:31:58,087 --> 00:31:59,598
‫آگاتا تایک؟

664
00:31:59,600 --> 00:32:01,533
‫چی؟ نه، آگاتا مادرمه.

665
00:32:01,535 --> 00:32:04,002
‫مأمور کین و رسلر از پلیس فدرال.
‫مادرتون خونه‌ست؟

666
00:32:04,004 --> 00:32:05,838
‫- نه.
‫- می‌دونید کجاست؟

667
00:32:05,840 --> 00:32:07,372
‫نه.

668
00:32:07,374 --> 00:32:10,576
‫از لاتاری‌ای که والدین‌تون
‫بردن چی می‌تونید بهمون بگید؟

669
00:32:10,578 --> 00:32:13,879
‫لاتاری؟ اون چه ربطی به این قضیه داره؟

670
00:32:13,881 --> 00:32:16,281
‫خب، به عرض ما رسوندن که
‫پدر شما ۸۷ میلیون دلار برده.

671
00:32:16,283 --> 00:32:19,785
‫بله. چند ده سال پیش.
‫مامانم همۀ اون پول رو داد رفت.

672
00:32:19,787 --> 00:32:21,402
‫آخه چرا باید همچین کاری بکنه؟

673
00:32:23,623 --> 00:32:25,524
‫چون روزی که لاتاری رو برد

674
00:32:25,526 --> 00:32:27,693
‫همون روزی بود که تصادفی کرد که

675
00:32:27,695 --> 00:32:30,192
‫باعث مرگ برادرم و فلج‌شدن پدرم شد.

676
00:32:31,899 --> 00:32:34,032
‫بابامم چند ماه بعدش مُرد.

677
00:32:34,456 --> 00:32:35,868
‫از نظر مادرم مرگ اونا
‫به پوله مربوط بوده

678
00:32:35,870 --> 00:32:37,669
‫و واسه همین اصلاً
‫اون پول رو نمی‌خواست.

679
00:32:37,671 --> 00:32:40,472
‫،شاید این حرف رو بهت زده باشه
‫ولی حقیقت اینجاست که

680
00:32:40,474 --> 00:32:42,841
‫مادرتون پول لاتاری رو نگه داشته
‫و چندین ساله داره ازش استفاده می‌کنه.

681
00:32:42,843 --> 00:32:46,166
‫داره به‌عنوان سرمایۀ غیرقانونی باهاش
‫هزینۀ قتل‌های زنجیره‌ایش رو تأمین می‌کنه.

682
00:32:51,251 --> 00:32:53,752
‫به پسرم گفت که
‫،ممکنه دیگه همُ نبینن

683
00:32:53,754 --> 00:32:55,087
‫و اون موقع نفهمیدم...

684
00:32:55,089 --> 00:32:57,222
‫چون‌که می‌دونست ما داریم میایم.

685
00:32:57,224 --> 00:32:59,958
‫خانم، اگه احتمال می‌دید
‫،مادرتون ممکنه کجا باشه

686
00:32:59,960 --> 00:33:01,260
‫باید به ما بگید.

687
00:33:01,775 --> 00:33:02,794
‫ناپدید شده.

688
00:33:02,796 --> 00:33:04,529
‫و دخترش هم میگه
‫که نمی‌دونه کجا رفته.

689
00:33:04,531 --> 00:33:05,931
‫- حرفشُ باور می‌کنید؟
‫- بله.

690
00:33:05,933 --> 00:33:07,666
‫،زنه به همه دروغ گفته
‫از جمله دخترش.

691
00:33:07,668 --> 00:33:09,501
‫ظاهراً، به دخترش گفته که
‫بعد از مرگ شوهرش

692
00:33:09,503 --> 00:33:11,725
‫پول لاتاری‌‍ه رو بخشیده رفته.

693
00:33:11,727 --> 00:33:13,305
‫وایسا ببینم. بعدش؟

694
00:33:13,307 --> 00:33:15,442
‫شوهرش کمتر از یک‌سال بعد
‫از اون تصادف فوت کرد.

695
00:33:15,444 --> 00:33:17,609
‫نه. نه، نه، نه، نه. این‌طوری نیست.

696
00:33:17,611 --> 00:33:20,112
‫،گواهی مرگ پسره رو در آوردم

697
00:33:20,114 --> 00:33:21,880
‫ولی گواهی‌ای برای پدره
‫ثبت نشده بود.

698
00:33:21,882 --> 00:33:23,882
‫در حقیقت، کمیسیون کنترل قمار ایالت دلاور

699
00:33:23,884 --> 00:33:25,183
‫هنوز داره چک‌های سالانه‌ای ثبت می‌کنه

700
00:33:25,185 --> 00:33:27,019
‫که برای آدرسی طرفای
‫ویلمینگتون فرستاده می‌شه.

701
00:33:27,021 --> 00:33:30,455
‫آرام، اون آدرسه رو واسه‌مون بفرست
‫و تیم نجات گروگان رو از "کوانتیکو" خبر کن.

702
00:33:30,457 --> 00:33:31,890


703
00:33:31,892 --> 00:33:34,059
‫خبر بد دارم، لو.
‫پلیس‌ها مچ‌مونُ گرفتن.

704
00:33:34,061 --> 00:33:36,395
‫ای کاش فقط پای مویرا
‫رو به این ماجرا نکشونن.

705
00:33:36,397 --> 00:33:39,097
‫خدا می‌دونه که همچین چیزی
‫،واسه دختر نازمون نمی‌خواستیم

706
00:33:39,099 --> 00:33:41,857
‫تک نور زیبای زندگی‌مون.

707
00:33:43,804 --> 00:33:45,938
‫اگه گواهی مرگی در کار نیست...

708
00:33:45,940 --> 00:33:47,839
‫پس پدره هنوز زنده‌ست.

709
00:33:47,841 --> 00:33:50,943
‫ولی چرا آخه بیاد یه‌کاره
‫به دختر خودش دروغ بگه؟

710
00:33:50,945 --> 00:33:53,545
‫باشه بابا. گرفتم.

711
00:33:53,547 --> 00:33:56,081
‫همیشه نمی‌شه به خونواده اعتماد کرد.

712
00:33:56,083 --> 00:33:57,748
‫ولی این احتمالاً یعنی...

713
00:33:58,752 --> 00:34:00,669
‫پدره هم تو قضیه دست داره.

714
00:34:05,881 --> 00:34:09,051
‫خوب اومدیم تا اینجا رو. مگه نه؟

715
00:34:10,331 --> 00:34:12,096
‫همچین کلاً هم وقت‌تلف‌کردن نبود.

716
00:34:14,702 --> 00:34:16,501
‫به گمونم دیگه باید خدافظی کنیم.

717
00:34:16,503 --> 00:34:19,270
‫فکر نکنم که بتونم تو رو هم
‫با خودم ببرم دیگه، نه؟

718
00:34:19,907 --> 00:34:23,742
‫،واسه مابقی پوله برنامه داشتم
‫که خانواده‌های دیگه‌ای رو نجات بدم.

719
00:34:24,979 --> 00:34:26,912
‫لااقل الان خوشحالم که

720
00:34:26,914 --> 00:34:28,814
‫می‌دونم بخشی از این پول کثیف

721
00:34:28,816 --> 00:34:30,782
‫دیگران رو از جهنم ما دور نگه داشت.

722
00:34:32,950 --> 00:34:34,987
‫کار خیر کردیم، لو.

723
00:34:37,490 --> 00:34:38,957
‫- پلیس فدرال!
‫- برو کنار! بشین، خانم.

724
00:34:38,959 --> 00:34:40,559
‫تفنگ رو بذار زمین.

725
00:34:40,561 --> 00:34:42,160
‫- دیگه آخر خطه، آگاتا.
‫- خودم می‌دونم.

726
00:34:42,162 --> 00:34:43,729
‫ازت می‌خوام که اون تفنگ رو بیاری پایین.

727
00:34:43,731 --> 00:34:45,230
‫نمی‌خوایم که کسی آسیب ببینه.

728
00:34:45,232 --> 00:34:48,433
‫آسیب؟ شما که نمی‌تونید آسیبی به من بزنید.
‫من چندسال پیش مُردم.

729
00:34:48,435 --> 00:34:52,104
‫زندگی‌ام سر هیچ و پوچ قمار شد رفت.
‫فرزند ارشدمُ ازم گرفتن.

730
00:34:52,106 --> 00:34:54,806
‫اون موقع قسم خوردم که
‫هرکاری در توانم باشه بکنم

731
00:34:54,808 --> 00:34:56,875
‫که مردم رو در برابر همچین
‫خرابی‌هایی در امان نگه دارم.

732
00:34:56,877 --> 00:34:58,176
‫اون تفنگ رو بذار زمین.

733
00:34:58,178 --> 00:35:00,078
‫و خدا جواب دعاهام رو داد.

734
00:35:00,080 --> 00:35:05,158
‫با اون پول لاتاری نفرین‌شده
‫به خانواده‌های آسیب‌دیدۀ دیگه کمک کردم.

735
00:35:05,160 --> 00:35:06,734
‫حرکتی بی‌نقص

736
00:35:07,121 --> 00:35:08,954
‫برای تضمین‌کردنِ این‌که ابداً

737
00:35:08,956 --> 00:35:10,922
‫مثل من، و مثل ما زندگی‌شون خراب نشه.

738
00:35:10,924 --> 00:35:12,624
‫باید اون تفنگ رو بگیری پایین.

739
00:35:12,626 --> 00:35:15,594
‫قماربازها بدترین نوعِ معتادان.

740
00:35:15,596 --> 00:35:16,928
‫فکر می‌کنن حق‌شونه ببرن

741
00:35:16,930 --> 00:35:19,097
‫در حالی که اطرافیان‌شون ببازن.

742
00:35:22,381 --> 00:35:24,199
‫این دفعه دیگه نه.

743
00:35:29,476 --> 00:35:30,742
‫برق‌شکن رو منفجر کرد.

744
00:35:30,744 --> 00:35:32,144
‫نمی‌دونم کجاست.
‫- پیداش کن!

745
00:35:33,247 --> 00:35:35,679
‫ببرش بیرون از اینجا!

746
00:35:37,751 --> 00:35:38,984
‫باید اون برق‌شکنه رو پیدا کنم!

747
00:35:40,788 --> 00:35:42,587
‫حرف بزن، لو!

748
00:35:44,491 --> 00:35:47,292
‫فرصت آخرته که کفارۀ گناهانت رو بدی.

749
00:35:56,703 --> 00:35:59,654
‫یعنی داری میگی پدرم بعدِ این‌که
‫تصادف کرد، فوت نکرد؟

750
00:35:59,655 --> 00:36:00,854
‫نه، فلج شد.

751
00:36:00,856 --> 00:36:03,157
‫که تمام این سال‌ها زنده بوده؟

752
00:36:03,159 --> 00:36:06,230
‫مادرت با یه دستگاه تهویه مکانیکی
‫زنده نگه‌ش داشت.

753
00:36:06,529 --> 00:36:08,228
‫به‌طور مخفی.
‫از دست من؟

754
00:36:08,230 --> 00:36:11,031
‫حتماً شنیدنش خیلی باید برات
‫،سخت باشه، ولی تمام این سال‌ها

755
00:36:11,033 --> 00:36:13,233
‫مادرت پدرتُ گروگان گرفته.

756
00:36:13,235 --> 00:36:15,302
‫- آخه چرا کسی بیاد همچین کاری کنه؟
‫- برای مجازات‌کردنش.

757
00:36:15,304 --> 00:36:17,838
‫به اعتقاد مادرت اعتیاد پدرت
‫،باعث نابودیِ خانواده‌تون شد

758
00:36:17,840 --> 00:36:19,173
‫پس یه راهی دست و پا کرد که

759
00:36:19,175 --> 00:36:21,208
‫نذاره خانواده‌های دیگه
‫قربانی بشن.

760
00:36:21,210 --> 00:36:25,012
‫با کشتن معتادین، یعنی آدمایی
‫که بیمارن و دست خودشون نیست.

761
00:36:25,014 --> 00:36:26,780
‫به‌همین خاطر که دست خودشون نبود

762
00:36:26,782 --> 00:36:28,782
‫از نظر اون باید می‌مُردن.

763
00:36:28,784 --> 00:36:31,986
‫و وقتی که مُردن، ثروت
‫خانوادگی‌شون برمی‌گشت.

764
00:36:31,988 --> 00:36:33,921
‫مادر تو زن مشکل‌داریه که قراره

765
00:36:33,923 --> 00:36:35,923
‫مابقی عمرش رو توی زندان آب‌خنک بخوره.

766
00:36:35,925 --> 00:36:38,826
‫غم از دست دادنِ مادرت رو
‫هیچ‌جوره نمی‌تونی تسلی بدی.

767
00:36:38,828 --> 00:36:40,728
‫،ولی خب پدرت که برگشته پیشت

768
00:36:40,730 --> 00:36:42,934
‫و همین‌طور مابقی پول لاتاری‌ش.

769
00:36:43,499 --> 00:36:45,645
‫امیدوارم این‌طوری
‫یه‌کم به آرامش برسی.

770
00:36:46,369 --> 00:36:48,314
‫می‌شه باهاش حرف بزنم؟

771
00:36:48,338 --> 00:36:50,045


772
00:36:50,046 --> 00:36:51,046
‫[ کالیفرنیا، لس‌آنجلس ]

773
00:36:51,106 --> 00:36:53,741
‫- چیه؟
‫- فکر کنم خودت بدونی.

774
00:36:55,176 --> 00:36:57,378
‫باید درس عبرت ازش ساخته می‌شد.

775
00:36:58,981 --> 00:37:00,748
‫- سلام!
‫- اومدید!

776
00:37:00,750 --> 00:37:02,783
‫معلومه! امکان نداشت از دستش بدیم!

777
00:37:02,785 --> 00:37:05,019
‫ببین تو رو خدا، جنت.

778
00:37:05,021 --> 00:37:07,721
‫- سلام. سلام.
‫- خوشحالم که می‌بینمت.

779
00:37:07,723 --> 00:37:09,043
‫بله.

780
00:37:09,792 --> 00:37:12,626
‫هر چه‌قدر بابت زحماتت تشکر کنم
‫کم گفنم.

781
00:37:12,628 --> 00:37:15,429
‫تا حالا به‌خاطر تبعید کردنِ کسی
‫ازم تشکر نکرده بودن.

782
00:37:15,431 --> 00:37:18,899
‫تو که فقط یه خونۀ جدید بهم ندادی.
‫یه زندگی جدید هم بهم دادی.

783
00:37:18,901 --> 00:37:20,501
‫کمترین کاری بود که از دستم بر می‌اومد

784
00:37:20,503 --> 00:37:23,170
‫چون‌که تو رابطه‌م با تیم عملیاتی
‫رو مخفی نگه داشتی.

785
00:37:23,172 --> 00:37:25,239
‫ای بابا، ولی داری شکسته‌نفسی می‌کنی.

786
00:37:25,241 --> 00:37:27,374
‫کمک‌هات. بدون... اون کمک‌ها

787
00:37:27,376 --> 00:37:30,477
‫اینجا توی "شرمر" خبری از کلاس هنر نمی‌بود.

788
00:37:30,479 --> 00:37:32,913
‫،چیزی که امشب قراره بشنوی

789
00:37:32,915 --> 00:37:34,882
‫هیچ‌کدومش بدون تو
‫ممکن نمی‌شد.

790
00:37:34,884 --> 00:37:36,917
‫ممنونم، جنت.

791
00:37:36,919 --> 00:37:38,886
‫تو حرف نداری، آقای ردینگتون.

792
00:37:38,888 --> 00:37:40,077
‫نه بابا!

793
00:37:47,663 --> 00:37:48,965
‫خب؟

794
00:37:48,967 --> 00:37:52,533
‫نام ویرجینیا لوپاتین.
‫و در سال ۹۸ به همسریِ تیم کینگ در اومده.

795
00:37:52,535 --> 00:37:55,269
‫با سگ و گربه‌ش توی شیکاگو
‫،زندگی می‌کنه، سه تا عابربانک داره

796
00:37:55,271 --> 00:37:57,425
‫".و اشتراک مجلۀ "امور خارجی

797
00:37:58,301 --> 00:38:00,841
‫نوشته ۸۱ سال‌شه. اگه روستوا بود ۵۹ سالش می‌بود.

798
00:38:00,843 --> 00:38:03,077
‫،طبق داستان بعد از خودکشیِ روستوا

799
00:38:03,079 --> 00:38:04,878
‫پدر مادرش خودشونُ مخفی کردن.

800
00:38:04,880 --> 00:38:06,246
‫،پدرش مأمور سازمان کا.گ.ب بود

801
00:38:06,248 --> 00:38:08,148
‫پس ملت فرض رو بر این گرفتن که
‫به مادره تو ناپدید شدن کمک کرده.

802
00:38:08,150 --> 00:38:10,818
‫ولی اگه... و این خیلی اگه‌ی بزرگی‌‍ه...

803
00:38:10,820 --> 00:38:12,086
‫،اگر روستوا نمرده باشه

804
00:38:12,088 --> 00:38:14,188
‫اگه خبر داشته که یه‌سری
‫داشتن می‌اومدن سراغش...

805
00:38:14,190 --> 00:38:16,657
‫خودش می‌رفت از پدر مادرش محافظت می‌کرد.

806
00:38:17,445 --> 00:38:19,259
‫۸۱ و ۵۹.

807
00:38:19,261 --> 00:38:22,663
‫مسافر ۲۲ سال از روستوا مسن‌تر بود.

808
00:38:22,665 --> 00:38:24,031
‫تاریخ تولد مادرش رو داری؟

809
00:38:24,033 --> 00:38:27,367
‫بله. موقع تولد کاتارینا ۲۲ سالش بوده.

810
00:38:27,369 --> 00:38:28,402
‫،کاتارینا رو پیدا نکردیم

811
00:38:28,404 --> 00:38:31,472
‫ولی احتمالش هست که
‫مادرشُ پیدا کرده باشیم.

812
00:38:35,845 --> 00:38:40,180


813
00:38:40,182 --> 00:38:44,451


814
00:38:44,453 --> 00:38:46,487


815
00:38:46,489 --> 00:38:48,655


816
00:38:48,657 --> 00:38:50,290


817
00:38:50,292 --> 00:38:52,593
‫متأسفم که ماجرا به اینجا ختم شد.

818
00:38:52,595 --> 00:38:53,727
‫منم.

819
00:38:55,064 --> 00:38:57,431
‫خیلی چیزا می‌خوام بهت بگم.

820
00:38:57,433 --> 00:38:58,866
‫نیازی نیست، مامان.

821
00:38:58,868 --> 00:39:01,335
‫خودم هر چی لازمه رو می‌دونم.

822
00:39:01,337 --> 00:39:03,763
‫اون خانومی که مجابم کرد
‫،این‌کارو بکنم، همون بانوی شانس

823
00:39:03,765 --> 00:39:05,806
‫هر چی می‌خواید درباره‌ش
‫بدونید رو بهتون می‌گم.

824
00:39:05,808 --> 00:39:07,107
‫خیلی خوبه، هنری.

825
00:39:07,109 --> 00:39:09,376
‫ولی فعلاً، علاقه‌ای به
‫بانوی شانس ندارم.

826
00:39:09,378 --> 00:39:11,378
‫اول می‌خوام که هر چی دربارۀ

827
00:39:11,380 --> 00:39:13,814
‫گروهی به‌اسم "رستۀ سوم" می‌دونی
‫برام بگی.

828
00:39:13,816 --> 00:39:18,418


829
00:39:18,420 --> 00:39:21,622
‫حق با "رد" بود. هنری موریس واقعاً
‫با گروه رستۀ سوم ارتباط داره.

830
00:39:21,624 --> 00:39:24,291
‫بهشون تجهیزات جاسوسی
‫فوق‌مدرن داده

831
00:39:24,293 --> 00:39:26,827
‫که بتونن به سیستم‌های امنیتی روز دنیا

832
00:39:26,829 --> 00:39:28,795
‫- توی خونه‌های شخصی نفوذ کنن.
‫- اسمی هم بهت داد؟

833
00:39:28,797 --> 00:39:30,664
‫نه، از طریق انتقال‌وجه رمزدار

834
00:39:30,666 --> 00:39:32,065
‫و تحویلی‌های مخفی معامله می‌کردن.

835
00:39:32,067 --> 00:39:36,091
‫ولی فکر کن بهش.
‫رستۀ سوم ۹۹ درصدی‌هان.

836
00:39:36,093 --> 00:39:38,539
‫اگه دارن علیه آمریکا
‫توطئه‌چینی می‌کنن، دیگه

837
00:39:38,541 --> 00:39:40,908
‫به کجا به غیر از یک‌درصدی‌ها
‫می‌خوان حمله کنن؟

838
00:39:40,910 --> 00:39:42,509
‫آره، ولی این هدف خیلی سنگینی‌‍ه.

839
00:39:42,511 --> 00:39:45,712
‫آره، خب، ۹۹ درصد از
‫چند دقیقه قبل کوچک‌تره.

840
00:39:45,714 --> 00:39:46,880
‫میرم الان به کوپر بگم.

841
00:39:46,882 --> 00:39:48,382
‫کین، یه دقیقه وایسا...

842
00:39:53,522 --> 00:39:55,189
‫راستی...

843
00:39:55,584 --> 00:39:57,724
‫شرمنده یکم پیش بهت پریدم.

844
00:40:00,029 --> 00:40:02,716
‫تو بیشتر از هر کدوم از ماها
‫،وقتت رو صرف پروندۀ ردینگتون کردی

845
00:40:02,718 --> 00:40:04,431
‫و حق داری هویت واقعی‌ش رو بدونی.

846
00:40:07,970 --> 00:40:10,737
‫یکی طلبت به‌خاطر این‌که بی‌خیالش شدی.

847
00:40:12,808 --> 00:40:14,942
‫حالا بگذریم، چی می‌خواستی بگی؟

848
00:40:16,439 --> 00:40:19,112
‫بمونه برای بعد. بریم کوپر رو ببینیم.

849
00:40:23,152 --> 00:40:25,652


850
00:40:45,808 --> 00:40:53,614


851
00:40:58,519 --> 00:41:01,788
‫ولی اشتباهی درس عبرت ساختیم.

852
00:41:06,428 --> 00:41:08,407
‫یکی بهم خیانت کرد.

853
00:41:09,198 --> 00:41:11,465
‫یکی منُ به پلیس‌ها فروخت.

854
00:41:11,467 --> 00:41:14,868
‫بله. ولی فکر نمی‌کنی
‫که کار اسموکی باشه.

855
00:41:14,870 --> 00:41:16,236
‫نه.

856
00:41:16,749 --> 00:41:19,539
‫ولی هر کی احتمالش هست
‫،بدونه کار کی بوده

857
00:41:19,541 --> 00:41:21,808
‫می‌خوام که بیاد جلو و بهم بگه

858
00:41:21,810 --> 00:41:23,510
‫قبل این‌که آدمای بیشتری بمیرن.

859
00:41:23,512 --> 00:41:25,979
‫درس عبرته واسه همیناست؟

860
00:41:25,981 --> 00:41:28,886
‫آدمایی که می‌دونن کی لوت داده؟

861
00:41:29,318 --> 00:41:31,918
‫،اگه از حقیقت خبر داشتی
‫پا پیش می‌ذاشتی که

862
00:41:31,920 --> 00:41:33,954
‫نذاری جون یکی دیگه رو بگیرم؟

863
00:41:36,324 --> 00:41:39,026
‫- معلومه.
‫- خب، پس.

864
00:41:39,028 --> 00:41:41,828
‫فقط باید امیدوار باشم که
‫هر کسی که واقعاً خبر داره

865
00:41:41,830 --> 00:41:43,764
‫مثل تو پای‌بند به اصول باشه.

866
00:41:57,112 --> 00:41:59,479
‫سلام، بابا. منُ یادته؟

867
00:42:00,849 --> 00:42:03,050
‫دخترتم، مویرا.

868
00:42:04,429 --> 00:42:06,298
‫نمی‌دونم مامان بهت گفت یا نه.

869
00:42:07,056 --> 00:42:09,009
‫ولی امروز روز شانس‌ته.

870
00:42:10,192 --> 00:42:12,569
‫قراره من کسب‌وکار خانوادگی‌مون
‫رو به‌دست بگیرم.

871
00:42:12,593 --> 00:42:14,593


872
00:42:20,153 --> 00:42:26,153
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

873
00:42:26,246 --> 00:42:35,246
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

