‫﻿۱
00:00:21,888 --> 00:00:24,524
‫برو بیرون.

2
00:00:24,557 --> 00:00:26,693
‫از در برو تو و برو طبقه‌ی بالا.

3
00:00:26,726 --> 00:00:27,960
‫منتظره.

4
00:00:31,298 --> 00:00:33,800
‫سلام؟

5
00:00:34,467 --> 00:00:36,369
‫سلام؟ کجاست؟

6
00:00:36,403 --> 00:00:38,004
‫خواهش میکنم!
‫بهت التماس میکنم!

7
00:00:38,037 --> 00:00:39,672
‫کمک بابا!

8
00:00:39,706 --> 00:00:41,141
‫خدای من.

9
00:00:41,174 --> 00:00:42,875
‫تو همون فاصله وایستا.

10
00:00:44,010 --> 00:00:45,378
‫زویی" حالت خوبه؟"

11
00:00:47,980 --> 00:00:49,682
‫لطفا بیارش پایین.

12
00:00:49,716 --> 00:00:51,184
‫مدیر تجاری رو اوردی؟

13
00:00:51,218 --> 00:00:54,721
‫بله، همونطور که گفتی لپ‌تاپ همراهشه.

14
00:00:54,754 --> 00:00:58,191
‫"میدونستی "سوزان
‫که ۲۶ آدم ثروتمند دنیا...

15
00:00:58,225 --> 00:01:02,529
‫به اندازه ۳.۸ میلیارد از
‫فقیرترین آدمای دنیا ثروت دارن؟

16
00:01:02,562 --> 00:01:05,365
‫به نظر من ثروت رییست
‫نشانی از بی‌اخلاقی ـه...

17
00:01:05,398 --> 00:01:07,467
‫پس دوستانم و من میخوایم ثروتشو...

18
00:01:07,500 --> 00:01:09,736
‫به قسمتهای کوچیک
‫تقسیم کنیم و بین کسانی که نیاز بیشتری بهش دارن پخش کنی.

19
00:01:09,769 --> 00:01:11,871
‫هر چی بخوای بهت میدم...

20
00:01:11,904 --> 00:01:14,040
‫اگه فقط بذاری "زویی" بره.

21
00:01:14,073 --> 00:01:16,243
‫در حساب پس‌انداز
‫فیدلتی و تراست...

22
00:01:16,276 --> 00:01:18,978
‫‏۸.۶میلیون دلار اضافی وجود داره
‫"‏که به "جیکوب...

23
00:01:19,011 --> 00:01:21,748
‫برای جلوگیری از
‫متحد شدن کارکنانش داده شده.

24
00:01:21,781 --> 00:01:23,216
‫من اون پولو میخوام.

25
00:01:24,284 --> 00:01:26,419
‫"صبر کن. دست نگه دار "سوزان.
‫میشه در موردش حرف بزنیم؟

26
00:01:26,453 --> 00:01:27,754
‫جوابت اشتباهه.

27
00:01:30,390 --> 00:01:32,225
‫باشه، باشه، باشه!
‫فقط بس کن!

28
00:01:32,259 --> 00:01:34,026
‫شماره از راه دورمو داری "سوزان"؟

29
00:01:34,060 --> 00:01:35,495
‫باشه.

30
00:01:35,528 --> 00:01:37,397


31
00:01:41,301 --> 00:01:44,036
‫تموم شد.
‫حالا آزادش کن.

32
00:01:44,070 --> 00:01:47,440
‫کاملا نه.
‫اما شرکتت ۳۶ میلیون دلار...

33
00:01:47,474 --> 00:01:50,177
‫در بانک پس‌انداز فرست بروکلین داره.

34
00:01:50,210 --> 00:01:52,345
‫که مازاد تخفیف مالیاتی شرکتته...

35
00:01:52,379 --> 00:01:55,014
‫پولی که هیئت مدیران شرکتت قصد دارن ازش...

36
00:01:55,047 --> 00:01:57,250
‫برای خریدن سهام و
‫سود بیشتر استفاده کنن...

37
00:01:57,284 --> 00:01:58,951
‫اونم به هزینه‌ی کارگرها.

38
00:01:58,985 --> 00:02:00,119
‫اونم میخوام.

39
00:02:00,153 --> 00:02:01,521
‫باشه؛ نه، نمیتونم انجامش بدم.

40
00:02:01,554 --> 00:02:03,122
‫من اجازه‌ـشو ندارم...

41
00:02:03,156 --> 00:02:05,392
‫سوزان" داره".
‫میشه در موردش حرف بزنیم...

42
00:02:05,425 --> 00:02:06,926
‫نه، نه، بس کن! وایستا!

43
00:02:06,959 --> 00:02:08,395
‫گفتم وایستا.

44
00:02:09,762 --> 00:02:12,565
‫بابایی! خواهش میکنم!

45
00:02:12,599 --> 00:02:14,634
‫باشه، خیله خب.

46
00:02:16,736 --> 00:02:18,238
‫خواهش میکنم، لطفا!

47
00:02:18,271 --> 00:02:20,340
‫از هر دو ممنون.

48
00:02:20,373 --> 00:02:22,942
‫بهتون اطمینان میدم این پول به طور مناسب...

49
00:02:22,975 --> 00:02:25,144
‫بین نیازمندان پخش میشه.

50
00:02:25,178 --> 00:02:27,380
‫زویی" ممنون".

51
00:02:27,414 --> 00:02:29,916
‫جیکوب" میتونی دخترتو پس بگیری".

52
00:02:29,940 --> 00:02:31,940


53
00:02:31,964 --> 00:02:37,964
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

54
00:02:37,988 --> 00:02:44,988
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

55
00:02:47,099 --> 00:02:48,401
‫تد کینگ"؟"

56
00:02:48,435 --> 00:02:50,803
‫دونالد رسلر" از اف.بی.آی".

57
00:02:50,837 --> 00:02:52,615
‫امیدوار بودم بتونم
‫با شما و همسرتون حرف بزنم.

58
00:02:52,639 --> 00:02:54,006
‫مشکلی پیش اومده؟

59
00:02:54,040 --> 00:02:55,942
‫فقط چند تا سوال دارم.
‫میشه بیام تو؟

60
00:02:55,975 --> 00:02:57,143
‫همسرتون خونه‌س؟

61
00:02:58,211 --> 00:03:02,181
‫همسرم مدتی بود که بیمار شده بود.

62
00:03:02,215 --> 00:03:03,950
‫سرطان داره.

63
00:03:05,184 --> 00:03:08,187
‫وقتی که دکترا متوجهش
‫شدن خیلی دیر شده بود.

64
00:03:10,323 --> 00:03:11,991
‫واقعا بهتون تسلیت میگم.

65
00:03:12,024 --> 00:03:13,693
‫نیازی نیست ناراحت باشین.

66
00:03:13,726 --> 00:03:17,230
‫ویرجینیا" و من زندگی خوبی داشتیم".

67
00:03:18,798 --> 00:03:20,567
‫خب، اومدم در مورد "کاتارینا" ازتون بپرسم.

68
00:03:21,834 --> 00:03:23,536
‫کی؟

69
00:03:23,570 --> 00:03:25,705
‫"دختر خونده‌ـتون "کاتارینا رستوا.

70
00:03:26,706 --> 00:03:28,107
‫نمیدونم اصلا کیه.

71
00:03:28,140 --> 00:03:29,609
‫خب آقای "کینگ" اگه انتظار دارین...

72
00:03:29,642 --> 00:03:31,177
‫باور کنم که شما...

73
00:03:31,210 --> 00:03:32,779
‫خب، برام مهم نیست چی رو باور کنی.

74
00:03:32,812 --> 00:03:35,948
‫اگه همسرم دختری
‫میداشت فکر میکنم من متوجه میشدم.

75
00:03:35,982 --> 00:03:38,585
‫اصلا جریان چیه؟
‫چرا اینجایی؟

76
00:03:40,186 --> 00:03:42,221
‫فکر میکنیم که دختر همسرتون...

77
00:03:42,255 --> 00:03:44,123
‫از زندگی قبلیش شاید بتونه بهمون کمک کنه...

78
00:03:44,156 --> 00:03:47,694
‫نفر شماره یک لیست
‫تحت تعقیبمونو شناسایی و دستگیر کنیم...

79
00:03:47,727 --> 00:03:48,928
‫"یعنی "ریموند ردینگتون.

80
00:03:50,162 --> 00:03:52,532
‫حالا...

81
00:03:52,565 --> 00:03:54,000
‫"در مورد "کاتارینا...

82
00:03:57,270 --> 00:03:59,539
‫ببخشید که این همه راه اومدین...

83
00:03:59,572 --> 00:04:02,241
‫اما نمیدونم این کیه.

84
00:04:02,275 --> 00:04:06,513
‫اگه همسرم بچه‌ای
‫از رابطه قبلی داشته...

85
00:04:06,546 --> 00:04:09,081
‫هرگز چیزی بهم نگفت.

86
00:04:09,115 --> 00:04:13,152
‫امیدوارم بتونی این آدمی
‫که دنبالشی رو پیدا کنی. جدی میگم.

87
00:04:13,185 --> 00:04:15,221
‫اما متاسفانه نمیتونم کمک بهت بکنم.

88
00:04:21,928 --> 00:04:24,163
‫- خواهش میکنم بیا تو.
‫- اولین باره.

89
00:04:24,196 --> 00:04:26,766
‫- یه سرنخ دارم.
‫- تو در رو باز کردی؟

90
00:04:26,799 --> 00:04:28,535
‫- رسته‌ی سوم...
‫- دمبه" کجاست؟"

91
00:04:28,568 --> 00:04:31,070
‫میدونم چرا تجهیزات نظارتی رو اوردن...

92
00:04:31,103 --> 00:04:33,573
‫تا بهشون کمک کنه
‫وارد سیستمهای امنیتی بشن...

93
00:04:33,606 --> 00:04:35,542
‫که به نفع اشراف...

94
00:04:35,575 --> 00:04:37,109
‫اصلا گوش میکنی؟

95
00:04:37,143 --> 00:04:38,778
‫در شش سالی که میشناسمت...

96
00:04:38,811 --> 00:04:40,713
‫تعداد دفعاتی که تو رو بدون...

97
00:04:40,747 --> 00:04:43,182
‫دمبه" دیدم کمتر از انگشتان یه دسته"
‫پس آره دارم گوش میکنم...

98
00:04:43,215 --> 00:04:45,552
‫و منتظر جواب سوالمم.

99
00:04:45,585 --> 00:04:49,389
‫دمبه" و من یکم سر"
‫روش و قاعده به اختلاف رسیدیم.

100
00:04:49,422 --> 00:04:51,858
‫- فکر میکنه دارم زیاده‌روی میکنم.
‫- در مورد چی؟

101
00:04:51,891 --> 00:04:54,361
‫پیدا کردن کسی که
‫منو به پلیس تحویل داده.

102
00:04:54,394 --> 00:04:56,896
‫به طرز غیرمعمولی مخالف منه.

103
00:04:56,929 --> 00:04:58,798
‫بهش پیشنهاد دادم یکم استراحت کنه...

104
00:04:58,831 --> 00:05:02,469
‫تا بهتر و عمیقتر
‫بتونم روی کارم فکر کنم.

105
00:05:02,502 --> 00:05:05,705
‫- چه کاری؟
‫- مشاور ارشد رییس‌جمهور...

106
00:05:05,738 --> 00:05:08,475
‫داره توطئه‌ای رو علیه کشورت رهبری میکنه.

107
00:05:08,508 --> 00:05:11,210
‫پای "رسته‌ی سوم" رو وسط
‫کشیده تا بهش کمک کنن.

108
00:05:11,243 --> 00:05:13,580
‫چرا؟ و کی هستن؟

109
00:05:13,613 --> 00:05:16,616
‫در طول انقلاب فرانسه اونا ۹۹% مردم بودن.

110
00:05:16,649 --> 00:05:19,419
‫هدفشون قطع کردن سر یک درصد مردم بود...

111
00:05:19,452 --> 00:05:22,154
‫تا اتحادی کاملتر بوجود بیارن.
‫به نظرت آشناست؟

112
00:05:22,188 --> 00:05:24,957
‫‏‏۹۹%جمعیت ما میخواد
‫‏‏از پولدارها مالیات بگیرن نه اینکه اونا رو بکشن.

113
00:05:24,991 --> 00:05:27,126
‫اینو به میلیاردرهایی بگو که...

114
00:05:27,159 --> 00:05:30,229
‫رسته‌ی سوم بچه‌هاشونو
‫از خونه‌هاشون می‌دزده.

115
00:05:30,262 --> 00:05:31,731
‫تجهیزات نظارتی.

116
00:05:31,764 --> 00:05:34,133
‫پنج آدمربایی در ۱۸ ماه گذشته...

117
00:05:34,166 --> 00:05:37,570
‫صدها میلیون دلار پول خونبها جمع کرده.

118
00:05:37,604 --> 00:05:40,640
‫خیلی بده اما
‫واقعا شک دارم دزدیدن بچه پولدارها...

119
00:05:40,673 --> 00:05:43,576
‫"توطئه‌ای باشه که "آنا مک‌ماهون
‫علیه آمریکا در پیش گرفته.

120
00:05:43,610 --> 00:05:47,146
‫یا شاید راهی برای
‫تامین مالی اقدامی شیطانی ـه.

121
00:05:47,179 --> 00:05:50,650
‫به هر حال نشون میده که دنیا الان در چه جایگاهی قرار داره...

122
00:05:50,683 --> 00:05:53,520
‫خشم خیلیها علیه تعدادی محدود.

123
00:05:53,553 --> 00:05:56,489
‫مثل خشمی که تو علیه
‫کسی که تحویلت داده داری.

124
00:05:56,523 --> 00:05:58,024
‫هر دو رام‌نشدنی هستن.

125
00:05:58,057 --> 00:06:00,359
‫آنا مک‌ماهون" روی تمام پرونده‌هامون نظارت داره".

126
00:06:00,393 --> 00:06:02,028
‫پس اگه پای اونو وسط بکشیم...

127
00:06:02,061 --> 00:06:03,863
‫می‌فهمه که افتادیم دنبالش.

128
00:06:03,896 --> 00:06:05,532
‫خب به شکل خیلی عالی ناجور میشه.

129
00:06:05,565 --> 00:06:07,099
‫خیلی دلم میخواد اونجا باشم...

130
00:06:07,133 --> 00:06:09,836
‫تا وقتی می‌فهمه حالت چهره‌ـشو ببینم.

131
00:06:09,869 --> 00:06:12,371
‫- رسته‌ی سوم؟
‫- اسمشونو شنیدی؟

132
00:06:12,405 --> 00:06:14,974
‫فکر کنم اسمشون
‫در خلاصه اطلاعات اومده بود.

133
00:06:15,007 --> 00:06:17,477
‫آشوبگران سیاسی داخلی.
‫چندان بزرگ نیستن.

134
00:06:17,510 --> 00:06:19,354
‫،"طبق گفته‌ی "ردینگتون
‫اونا فرزند...

135
00:06:19,378 --> 00:06:20,989
‫برخی از ثروتمندترین آدمای این کشور رو دزدیدن.

136
00:06:21,013 --> 00:06:22,849
‫"زویی مرسر"، "اولیور پیج"...

137
00:06:22,882 --> 00:06:25,317
‫"مت فورد"، "میا واکر" و "دز فوی".

138
00:06:25,351 --> 00:06:28,788
‫،فرزندان نفتی، املاک
‫شرکتهای دارویی و مالی.

139
00:06:28,821 --> 00:06:31,290
‫اینا فرزندان بلند‌رتبه‌ی
‫خانواده‌های بلند رتبه هستن.

140
00:06:31,323 --> 00:06:33,335
‫اگه بچه‌هاشون دزدیده شدن
‫چرا ما اصلا خبردار نشدیم؟

141
00:06:33,359 --> 00:06:35,170
‫چون تهدید کردن اگه
‫به کسی بگن بچه‌هاشون کشته میشن...

142
00:06:35,194 --> 00:06:36,663
‫پس پول رو به طور خصوصی دادن.

143
00:06:36,696 --> 00:06:38,465
‫و بچه‌ها؟
‫در امنیت کامل برگشتن؟

144
00:06:38,498 --> 00:06:39,975
‫چهارتاشون برگشتن، بعد از اینکه پدرومادرشون...

145
00:06:39,999 --> 00:06:42,368
‫- نزدیک به ۳۰۰ میلیون دلار پول دادن.
‫- و پنجمی؟

146
00:06:42,401 --> 00:06:44,637
‫- دز فوی" دو روز قبل دزدیده شده".
‫- برخلاف بقیه...

147
00:06:44,671 --> 00:06:46,739
‫پدرومادرش قبول نکردن
‫به طور مخفیانه پول رو بدن...

148
00:06:46,773 --> 00:06:48,407
‫و یه راست پیش پلیس نیویورک رفتن.

149
00:06:48,441 --> 00:06:51,077
‫آرام" به پلیس حرف بزن".
‫بهشون بگو کمک میکنیم.

150
00:06:51,110 --> 00:06:53,012
‫کین"، "رسلر" با خانواده "فوی" حرف بزنین".

151
00:06:53,045 --> 00:06:55,605
‫میخوام راهی برای پس گرفتن
‫پسرشون هر چه سریعتر پیدا کنین.

152
00:06:58,217 --> 00:06:59,886
‫با اینکه بزرگ نیستن چه کارا میکنن.

153
00:06:59,919 --> 00:07:02,021
‫- چرا این پرونده رو بهمون داده؟
‫- نمیدونم و برام مهم نیست.

154
00:07:02,054 --> 00:07:04,491
‫زندگی یه آدم در خطره.
‫همین دلیل برای من کافیه.

155
00:07:04,524 --> 00:07:06,358
‫یه دلیلی داره.
‫پرنده‌هاتونو خوندم.

156
00:07:06,392 --> 00:07:08,828
‫- همیشه یه دلیلی داره.
‫- بله.

157
00:07:08,861 --> 00:07:10,897
‫یا یه هدف.

158
00:07:12,431 --> 00:07:15,502
‫پسرت میگه
‫که از رفتن به شهر متنفری.

159
00:07:15,535 --> 00:07:18,538
‫اما فردا باید از رودخونه رد بشی...

160
00:07:18,571 --> 00:07:20,540
‫و ببینی اون نیمه‌ی دیگه چطوری زندگی میکنن.

161
00:07:20,573 --> 00:07:23,776
‫یه ایستگاه اتوبوس
‫تو خیابون ۱۳۶ و لینکلن ـه.

162
00:07:23,810 --> 00:07:26,679
‫،ساعت یازده صبح اونجا باش
‫تنها بیا وگرنه پسرت می‌میره.

163
00:07:28,615 --> 00:07:30,025
‫- چند وقت پیش تماس گرفته؟
‫- من پول نمیدم.

164
00:07:30,049 --> 00:07:31,851
‫- یه ساعت پیش.
‫- حتی یه پول سیاهم نمیدم!

165
00:07:31,884 --> 00:07:33,929
‫به حرفش گوش نکنین.
‫لطفا گوش نکنین چی میگه. پول میدیم.

166
00:07:33,953 --> 00:07:35,788
‫اگه برای دادن خونبها اقدام بکنین...

167
00:07:35,822 --> 00:07:37,624
‫میتونیم از پول شما برای بیرون کشیدنشون استفاده کنیم.

168
00:07:37,657 --> 00:07:39,425
‫پنج بچه دزدیده شدن.

169
00:07:39,458 --> 00:07:41,728
‫و میدونین چرا مدام این کار رو میکنن؟
‫چون براشون جواب داده.

170
00:07:41,761 --> 00:07:43,796
‫اگه من تسلیم بشم بچه‌ی
‫یه نفر دیگه هم دزدیده میشه.

171
00:07:43,830 --> 00:07:45,532
‫من تسلیم تروریستها نمیشم!

172
00:07:45,565 --> 00:07:46,933
‫من پسرمو میخوام.

173
00:07:46,966 --> 00:07:48,901
‫مذاکره تسلیم شدن نیست.

174
00:07:48,935 --> 00:07:51,538
‫هر چی بیشتر اونا رو بازی
‫بدین فرصت بیشتری خواهیم داشت...

175
00:07:51,571 --> 00:07:53,105
‫تا جای پسرتونو پیدا کنیم.

176
00:07:53,139 --> 00:07:54,807
‫کاملا حق دارین عصبانی باشین.

177
00:07:54,841 --> 00:07:57,143
‫و وقتی عصبانی هستی
‫اعتماد کردن به آدما سخته.

178
00:07:57,176 --> 00:08:00,947
‫اما میتونین به ما اعتماد کنین.
‫تنها خواسته‌ی ما امنیت "دز" ـه.

179
00:08:00,980 --> 00:08:02,715
‫من پول خونبها رو نمیدم.

180
00:08:02,749 --> 00:08:07,486
‫اما اگه فکر میکنین به
‫برگردوندنش کمک میکنه...

181
00:08:07,520 --> 00:08:09,288
‫من فردا روی اون نیمکت میشینم.

182
00:08:13,192 --> 00:08:14,260
‫السلام علیکم امام.

183
00:08:18,765 --> 00:08:20,466
‫نعیم" بهم گفتش که"...

184
00:08:20,499 --> 00:08:23,102
‫تمام رستورانشو برای رمضان اجاره کردی.

185
00:08:23,135 --> 00:08:26,505
‫میخواستم برای مردم چند تا افطاری بدم.

186
00:08:26,539 --> 00:08:29,075
‫خب میدونم که از تمام کمکهات سپاسگزارم.

187
00:08:29,108 --> 00:08:31,477
‫در اصل تو چایخونه‌ی جدیدمونو ساختی.

188
00:08:31,510 --> 00:08:34,781
‫اما ای کاش کمتر چکهاتو
‫میدیدم و بیشتر خودتو.

189
00:08:37,483 --> 00:08:39,485
‫به نظر آشفته میای.

190
00:08:39,518 --> 00:08:42,555
‫حتی وقتی چیزی می‌بینم
‫که دوست ندارم با ایمان کورکورانه زندگی کردم.

191
00:08:44,223 --> 00:08:46,392
‫مطمئن نیستم دیگه بتونم این کار رو بکنم.

192
00:08:54,667 --> 00:08:56,135
‫خانواده "فوی" حاضرن بازی کنن.

193
00:08:56,168 --> 00:08:57,870
‫به تیم ضربت خبر دادم.

194
00:08:57,904 --> 00:08:59,305
‫ونهای نظارتی با دوربین و میکروفون...

195
00:08:59,338 --> 00:09:00,673
‫آماده رفتن هستن.

196
00:09:00,707 --> 00:09:02,341
‫آقای "فوی" یه ردیاب به خودش وصل میکنه.

197
00:09:02,374 --> 00:09:04,410
‫باید تایید مادرسالار رو هم بگیریم؟

198
00:09:04,443 --> 00:09:06,679
‫فکر کنم نگران باشه، ما بعدا ازش تقاضای بخشش میکنیم...

199
00:09:06,713 --> 00:09:09,015
‫به جای اینکه ازش اجازه بگیریم.

200
00:09:10,249 --> 00:09:12,418
‫بهت گفتم تحت کنترل ـه.

201
00:09:12,451 --> 00:09:14,386
‫- بهت شک دارن.
‫- به خاطر اینجام.

202
00:09:14,420 --> 00:09:16,756
‫تا هیچوقت بیشتر از شک نشه.

203
00:09:16,789 --> 00:09:18,791
‫باید بهت یادآوری کنم چی در خطره؟

204
00:09:18,825 --> 00:09:21,994
‫حتما، چونکه یادم میره
‫که سرنوشت این کشور به مویی بنده.

205
00:09:22,028 --> 00:09:23,362
‫شکست قابل قبول نیست.

206
00:09:23,395 --> 00:09:25,064
‫نداشتن شوخ طبعی هم همینطور.

207
00:09:25,097 --> 00:09:26,575
‫چرا نمیری مشکل خودتو حل کنی...

208
00:09:26,599 --> 00:09:29,435
‫و نمیذاری من به مشکل خودم برسم؟

209
00:09:29,468 --> 00:09:32,939
‫حرف من قول منه
‫و قبل از اینکه زیر قولم بزنم...

210
00:09:32,972 --> 00:09:34,641
‫حاضرم زندگیمو بدم.

211
00:09:34,674 --> 00:09:37,910
‫و به کارفرمات قول دادی؟

212
00:09:37,944 --> 00:09:41,681
‫عهدی که با اون بستم
‫فراتر از این زندگی ـه و به زندگی بعدی میرسه.

213
00:09:42,782 --> 00:09:45,384
‫اما هیچ آرامشی به همراه نداره.

214
00:09:46,218 --> 00:09:48,621
‫به سازش بیشتری نیاز داره...

215
00:09:48,655 --> 00:09:51,791
‫دروغ و کشتار...

216
00:09:51,824 --> 00:09:54,526
‫که به نظر میاد تمومی نداره.

217
00:09:54,560 --> 00:09:57,163
‫اولین قانون شریعت اینه که...

218
00:09:57,196 --> 00:10:00,266
‫از زندگی انسان محافظت کنی.

219
00:10:00,299 --> 00:10:03,102
‫آیا کارت با اون
‫زندگی آدمای بیگناه رو نجات میده؟

220
00:10:03,135 --> 00:10:05,371
‫نجات داده.

221
00:10:05,404 --> 00:10:07,707
‫حالا دیگه زیاد مطمئن نیستم.

222
00:10:07,740 --> 00:10:11,310
‫شاید این سوال
‫در مورد کارفرمات نیست...

223
00:10:11,343 --> 00:10:12,912
‫بلکه در مورد تو ـه.

224
00:10:14,714 --> 00:10:16,482
‫شاید تازه به این فکر افتادی...

225
00:10:16,515 --> 00:10:19,218
‫که آیا زندگی
‫بیش از محافظت کردن از اونه؟

226
00:10:20,386 --> 00:10:22,021
‫و قولم؟

227
00:10:23,790 --> 00:10:27,326
‫جهادهای بسیاری در این دنیا وجود داره.

228
00:10:27,359 --> 00:10:29,962
‫اما سخت‌ترین جهادی
‫که باید درش بجنگی...

229
00:10:29,996 --> 00:10:32,064
‫جهاد علیه خودته.

230
00:10:32,098 --> 00:10:34,400
‫ایده‌آل پیامبرمون همینه...

231
00:10:34,433 --> 00:10:37,303
‫درود بر خاندانش...

232
00:10:37,336 --> 00:10:40,707
‫تا سوگندت رو به جا بیاری...

233
00:10:40,740 --> 00:10:43,810
‫اما نه به هزینه‌ی فروختن روحت...

234
00:10:43,843 --> 00:10:46,178
‫یا پیدا کردن
‫هدف واقعی تو زندگی.

235
00:10:48,147 --> 00:10:50,582
‫آیا بالیدن به خوده...

236
00:10:50,616 --> 00:10:53,585
‫یا دفاع از هدفی والاتر ـه؟

237
00:10:53,619 --> 00:10:57,289
‫اگه دومی باشه...

238
00:10:57,323 --> 00:11:00,459
‫پس باید همیشه از
‫پاکی نیتت در برابر...

239
00:11:00,492 --> 00:11:03,830
‫فسادی که شیطان بوجود میاره محافظت کنی.

240
00:11:10,703 --> 00:11:14,273
‫آروم باش. همه مراقبت هستیم.
‫پسرتو به خونه برمیگردونیم.

241
00:11:14,306 --> 00:11:17,744
‫هنوزم نمیخوام بهش
‫پولمو بدم پس بهتره نقشه‌ـتون جواب بده.

242
00:11:17,777 --> 00:11:19,078
‫آرام" حاضری؟"

243
00:11:19,111 --> 00:11:20,646
‫تلفنش زنگ بخوره.
‫جاشو پیدا کردم.

244
00:11:20,679 --> 00:11:21,981
‫تیم گروگانگیری حاضره.

245
00:11:22,014 --> 00:11:23,649
‫آقای "فوی" هر کاری میگن انجام بده.

246
00:11:23,682 --> 00:11:27,519
‫هر وقت مطمئن بشیم
‫که جای شما و "دز" امنه وارد عمل میشیم.

247
00:11:27,553 --> 00:11:28,855
‫آرام" حواست باشه".

248
00:11:28,888 --> 00:11:30,356
‫باشه، بزن بریم.

249
00:11:30,389 --> 00:11:32,458
‫بچه‌ها، این تلفن اون نیست.

250
00:11:33,860 --> 00:11:35,795
‫یه تلفن اینجاست.
‫چه کار کنم؟

251
00:11:35,828 --> 00:11:36,863
‫جواب بده.

252
00:11:39,298 --> 00:11:40,767
‫الو؟

253
00:11:40,800 --> 00:11:42,468
‫- شماره‌ی حساب رو داری؟
‫- بله.

254
00:11:42,501 --> 00:11:45,304
‫آرام" بگو ببینم".
‫بگو میتونی رد صدا رو بگیری.

255
00:11:45,337 --> 00:11:47,539
‫نه، اما دارم سعی میکنم
‫موقعیت سیگنال رو تعیین کنم.

256
00:11:47,573 --> 00:11:49,275
‫الان دارم روش کار میکنم.

257
00:11:49,308 --> 00:11:52,011
‫تلفنتو در بیار
‫و بندازش تو سطل آشغال.

258
00:11:52,044 --> 00:11:53,679
‫اونطرف خیابون یه کافی شاپ ـه.

259
00:11:53,712 --> 00:11:55,147
‫برو داخلش.

260
00:11:57,917 --> 00:11:59,051
‫تلفنشو انداخت دور.

261
00:11:59,085 --> 00:12:00,987
‫فرد مورد نظر
‫داره به طرف جنوب "فوردهام" میره.

262
00:12:01,020 --> 00:12:02,855
‫- آرام"؟"
‫- صبر کن. دارم روش کار میکنم.

263
00:12:02,889 --> 00:12:04,423
‫آقای "فوی" نمیتونیم
‫صدای تلفن رو بشنویم...

264
00:12:04,456 --> 00:12:06,225
‫اما درست پشت‌سرتونیم.

265
00:12:06,258 --> 00:12:08,403
‫داخل یه زن جوون نزدیک پنجره نشسته.

266
00:12:08,427 --> 00:12:09,896
‫یه چیزی برات داره.

267
00:12:09,929 --> 00:12:11,497
‫باشه بچه‌ها، یه مشکل داریم.

268
00:12:11,530 --> 00:12:13,708
‫سیگنال از
‫یه جا به یه جای دیگه جابه‌جا میشه...

269
00:12:13,732 --> 00:12:15,501
‫و انگار که نمیتونم...

270
00:12:16,668 --> 00:12:18,370
‫- چی شد؟
‫- سیگنال رو گم کردم.

271
00:12:18,404 --> 00:12:19,839
‫تماس گیرنده قطع کرد.

272
00:12:19,872 --> 00:12:21,841
‫دارن به "فوی" دستور میدن.
‫یکی اینجاست.

273
00:12:21,874 --> 00:12:23,910
‫فکر کنم یکی رو اون بیرون مراقبت گذاشتن.

274
00:12:23,943 --> 00:12:27,046
‫ببین میتونی تصویری
‫از دوربینهامون ازش گیر بیاری.

275
00:12:27,079 --> 00:12:28,580
‫آقای "فوی" مراقب باش.

276
00:12:28,614 --> 00:12:31,317
‫انگار که با یه تیم طرفیم.

277
00:12:31,350 --> 00:12:34,520
‫آرام"، هر وقت"
‫به تصویر و موقعیت رسیدی بهم خبر بده.

278
00:12:34,553 --> 00:12:36,522
‫دارم روش کار میکنم.

279
00:12:36,555 --> 00:12:38,925
‫حالا دارن منو به یه ماشین هدایت میکنن.

280
00:12:38,958 --> 00:12:40,692
‫- باید سوار بشم؟
‫- کدوم ماشین؟ کجا؟

281
00:12:40,726 --> 00:12:43,329
‫مرسدس مشکی.
‫فکر کنم پشت اینجاست.

282
00:12:43,362 --> 00:12:45,564
‫- اونجاست!
‫- بسیار خب، بله. مراقب رو گیر اوردیم.

283
00:12:45,597 --> 00:12:49,301
‫سقف هتل.
‫خیابون ۱۳۷ و رایدر.

284
00:12:50,536 --> 00:12:52,238
‫بله؟

285
00:12:52,271 --> 00:12:53,940
‫داری با کی حرف میزنی آقای "فوی"؟

286
00:12:53,973 --> 00:12:56,275
‫- چی؟ هیچکس.
‫- دوستاتو اوردی؟

287
00:12:56,308 --> 00:12:58,677
‫یه جور تیم مذاکره که
‫فکر میکنی میتونن کمک کنن؟

288
00:12:58,710 --> 00:13:00,880
‫نه، نه، صبر کن.
‫حالا به حرفم گوش کن.

289
00:13:05,117 --> 00:13:07,053
‫"کارت اشتباه بود "دیوید.

290
00:13:10,589 --> 00:13:12,158
‫هی!

291
00:13:13,459 --> 00:13:15,294
‫هر کسی که هستی از هر دلاری که دارم استفاده میکنم...

292
00:13:15,327 --> 00:13:17,563
‫تا گیرت بندازم.

293
00:13:17,596 --> 00:13:20,232
‫مامور "رسلر" مرسدس جی کلاس
‫مشکی داره به سمتت میاد.

294
00:13:26,772 --> 00:13:28,212
‫باشه. مراقب داره وسایلشو جمع میکنه...

295
00:13:28,240 --> 00:13:31,377
‫داره به سمت راه فرار
‫اضطراری در بخش شرقی ساختمون میره.

296
00:13:58,204 --> 00:14:00,772
‫- بهم اطمینان دادین.
‫- آقای "قوی" لطفا آروم باشین.

297
00:14:00,806 --> 00:14:02,750
‫بهم نگو آروم باشم.
‫لازم نکرده چیزی بهم بگی.

298
00:14:02,774 --> 00:14:04,610
‫اصلا نباید به حرفتون گوش میکردم.

299
00:14:04,643 --> 00:14:06,454
‫آقای "فوی" واقعا
‫هر کاری در توانمون هست داریم انجام میدیم...

300
00:14:06,478 --> 00:14:08,280
‫میخوای چطوری اینو حل کنم؟

301
00:14:08,314 --> 00:14:09,781
‫- بدش به من.
‫- نه!

302
00:14:11,383 --> 00:14:14,520
‫سلام. منم. اینجام.

303
00:14:14,553 --> 00:14:17,256
‫نه، لطفا. به بابام زنگ بزن.
‫پولداره. پول میده.

304
00:14:17,289 --> 00:14:19,125
‫بهت دستوراتی دادم.

305
00:14:19,158 --> 00:14:22,061
‫ازشون سرپیچی کردی پس کارمون تمومه.

306
00:14:22,094 --> 00:14:23,629
‫خواهش میکنم نه!

307
00:14:36,909 --> 00:14:39,745
‫باید یه جایی یه سرنخی باشه.

308
00:14:39,778 --> 00:14:41,347
‫کمد لباس، ماسکها.

309
00:14:41,380 --> 00:14:43,282
‫چرا این ماسکها رو گذاشتن؟

310
00:14:43,315 --> 00:14:45,217
‫حس میکنم مسئول اتفاقی هستیم که افتاده.

311
00:14:45,251 --> 00:14:47,219
‫شبیه ماسکهای مرگ می‌مونن.

312
00:14:47,253 --> 00:14:49,231
‫،اگه پدر رو گم نکرده بودیم
‫اگه مراقب رو پیدا کرده بودم...

313
00:14:49,255 --> 00:14:51,033
‫میتونستیم بفهمیم کجا هستن و جلوشونو بگیریم...

314
00:14:51,057 --> 00:14:53,059
‫دز فوی" مرده چونکه پدرش"...

315
00:14:53,092 --> 00:14:54,493
‫حاضر نشد خونبها رو بده.

316
00:14:54,526 --> 00:14:56,228
‫تقصیر اونه.

317
00:14:56,262 --> 00:14:59,331
‫اگه این آدما رو نگیریم
‫و یکی دیگه بمیره، گردن ماست.

318
00:15:00,933 --> 00:15:02,734
‫خودشه.

319
00:15:02,768 --> 00:15:04,070
‫- چی؟
‫- میز شکنجه

320
00:15:04,103 --> 00:15:06,338
‫- مگه چشه؟
‫- سرنخ‌ـمونه.

321
00:15:06,372 --> 00:15:08,574
‫یه دستگاه شکنجه از قرن هجدهم؟

322
00:15:08,607 --> 00:15:10,909
‫سلاح‌های عتیقه.
‫خیلی نادر و وحشتناک هستن.

323
00:15:10,943 --> 00:15:12,511
‫کسی رو میشناسی که دادوستدشون کنه؟

324
00:15:12,544 --> 00:15:15,414
‫بله که میشناسم.
‫آدم مناسبشو میشناسم.

325
00:15:15,447 --> 00:15:17,649
‫"ماری مورتل".
‫شست‌خردکن داره.

326
00:15:17,683 --> 00:15:20,552
‫عنکبوتهای آهنی داره.
‫گاهی هم گهواره‌ی یهودا داره.

327
00:15:20,586 --> 00:15:22,588
‫تو چی دلت میخواد؟

328
00:15:22,621 --> 00:15:26,525
‫یه عکس از
‫یه میز شکنجه میفرستم که آدمرباها ازش استفاده کردن.

329
00:15:26,558 --> 00:15:29,361
‫میتونی براش بفرستی
‫و بهمون بگی چی میدونه؟

330
00:15:29,395 --> 00:15:33,065
‫با کمال میل. میخواستم
‫برم بهش سر بزنم.

331
00:15:33,099 --> 00:15:35,701
‫گهواره‌ی یهودا.
‫مردم از این استفاده میکنن؟

332
00:15:36,402 --> 00:15:39,771
‫بله. اغلب داوطلبانه هم بوده.

333
00:15:42,041 --> 00:15:43,109
‫"دمبه".

334
00:15:43,809 --> 00:15:45,144
‫اوضاعمون چطوره؟

335
00:15:46,345 --> 00:15:48,614
‫شاگردیم که از
‫آموزه‌های تو پیروی میکنم.

336
00:15:48,647 --> 00:15:51,783
‫برخی رو دوست دارم.
‫برخی رو دوست ندارم.

337
00:15:51,817 --> 00:15:53,719
‫انتظار ندارم از
‫همه‌ش خوشت بیاد.

338
00:15:54,586 --> 00:15:56,588
‫و هر وقت که بخوای میتونی بری.

339
00:15:58,890 --> 00:16:01,393
‫اما اگه بمونی باید
‫بدونم که میتونم روت حساب باز کنم.

340
00:16:03,062 --> 00:16:04,563
‫حرف من قول منه.

341
00:16:06,132 --> 00:16:08,167
‫بله.

342
00:16:08,200 --> 00:16:10,236
‫خوبه.

343
00:16:10,269 --> 00:16:12,971
‫ازت میخوام یه قرار با "مکسول رودیگر" بذاری.

344
00:16:13,005 --> 00:16:15,474
‫آدمای خیلی کمی میدونستن
‫روزی که دستگیر شدم...

345
00:16:15,507 --> 00:16:17,576
‫توی نیویورک بودم.

346
00:16:17,609 --> 00:16:19,578
‫اون یکی‌ـشون بود.
‫اونم اونجا بود.

347
00:16:19,611 --> 00:16:21,347
‫پس لطفا به "رودیگر" زنگ بزن.

348
00:16:22,848 --> 00:16:24,316
‫قصد داری باهاش چه کار کنی؟

349
00:16:25,651 --> 00:16:29,421
‫هر طور که پیش بره برنامه‌ای ندارم.

350
00:16:34,060 --> 00:16:38,764
‫شنل مامور اعدامی
‫که سر "آن بولین" رو قطع کرده.

351
00:16:38,797 --> 00:16:40,766
‫اینم پمپ تنقیه‌ی ساده‌س.

352
00:16:41,967 --> 00:16:43,302
‫جمجمه خردکن.

353
00:16:45,204 --> 00:16:47,673


354
00:16:47,706 --> 00:16:49,975
‫البته اونم گهواره‌ی یهوداست.

355
00:16:51,477 --> 00:16:56,448
‫و تپانچه استفاده شده
‫در تلاش به ترور بیسمارک در ۱۸۶۶.

356
00:16:57,783 --> 00:17:00,286
‫خدای من!
‫میخ مقدس.

357
00:17:00,319 --> 00:17:02,454
‫یکی از ۳۰ نمونه موجوده.

358
00:17:02,488 --> 00:17:04,290
‫در پایه صلیب حقیقی پیدا شده...

359
00:17:04,323 --> 00:17:07,593
‫و در کلیسای مقبره‌ی مقدس
‫در اورشلیم قرار داشته.

360
00:17:07,626 --> 00:17:09,661
‫مری" واقعا کارت حرف نداره".

361
00:17:09,695 --> 00:17:12,831
‫اونی که مرگ بوسیلۀ تزریق کشنده
‫رو دور زده، من نبودم.

362
00:17:12,864 --> 00:17:15,634
‫درخواست زیادی ـه که
‫بگم یکی از اون سرنگها رو برام بیاری؟

363
00:17:15,667 --> 00:17:17,035
‫من دور نزدم.

364
00:17:17,069 --> 00:17:19,105
‫اما هر جسمی که باعث بشه من از پا دربیام...

365
00:17:19,138 --> 00:17:21,307
‫با افتخار تمام به مجموعه‌ی تو اهداش میکنم.

366
00:17:21,340 --> 00:17:23,609
‫خب چرا اومدی؟
‫میخری یا میفروشی؟

367
00:17:23,642 --> 00:17:27,679
‫میخواستم بدونم میتونی کمکمون کنی...

368
00:17:27,713 --> 00:17:33,119
‫این دستگاه باستانی که دوباره
‫زنده شده تا دردی موقتی رو اعمال کنه پیدا کنیم.

369
00:17:33,152 --> 00:17:36,054
‫"کانستیتوتیو کریمینالس تریسیانا".

370
00:17:36,088 --> 00:17:38,290
‫"مجازات اصلی "ماریا ترسیا...

371
00:17:38,324 --> 00:17:39,925
‫دوشس اعظم اتریش.

372
00:17:39,958 --> 00:17:41,993
‫در ۱۷۶۸ ترویج داشت...

373
00:17:42,027 --> 00:17:44,363
‫تا قانون کیفری
‫رو در سرتاسر اروپا متحد کنه.

374
00:17:44,396 --> 00:17:46,064
‫این دستگاه شکنجه
‫بخشی از قانون بوده؟

375
00:17:46,098 --> 00:17:48,400
‫بخش مهمش، شکنجه قضایی.

376
00:17:48,434 --> 00:17:51,970
‫تیکه‌ی نادری ـه.
‫متعلق به مجموعه‌ـمه.

377
00:17:52,003 --> 00:17:54,140
‫کمکمون کن پیداش کنیم
‫و مطمئن بشم دوباره به مجموعه‌ـت برگرده.

378
00:17:54,173 --> 00:17:55,641
‫پرس‌وجو میکنم.

379
00:17:55,674 --> 00:17:57,576
‫اگه اصل باشه، منشاشو پیدا میکنم.

380
00:17:57,609 --> 00:17:58,677
‫اما این حرفا کافیه دیگه.

381
00:17:58,710 --> 00:18:00,379
‫باید یه شمشیر رو بهت نشون بدم...

382
00:18:00,412 --> 00:18:03,215
‫که چنگیز خان برای
‫کشتن قبایل مختلف ازش استفاده کرده.

383
00:18:03,249 --> 00:18:06,084
‫ببخشید این کنایه رو میزنم
‫اما حاضری براش جون بدی.

384
00:18:09,421 --> 00:18:14,726
‫در مورد گفتگوی اخیرمون فکر کردم.

385
00:18:14,760 --> 00:18:16,395
‫خب، ممنون که زنگ زدین.

386
00:18:16,428 --> 00:18:18,029
‫گفتین یه چیزی یادتون اومده.

387
00:18:18,063 --> 00:18:21,467
‫متاسفانه دفعه‌ی قبل
‫چندان باهاتون رک نبودم.

388
00:18:22,067 --> 00:18:23,235
‫در مورد چی؟

389
00:18:23,269 --> 00:18:27,072
‫با "ویرجینیا" در ۱۹۹۸ آشنا شدم.

390
00:18:27,105 --> 00:18:28,540
‫عشق زندگیم بود.

391
00:18:28,574 --> 00:18:31,477
‫همون لحظه که چشمم
‫بهش افتاد فهمیدم.

392
00:18:32,444 --> 00:18:35,281
‫بهم گفتش که اهل سنت پترزبورگ ـه...

393
00:18:35,314 --> 00:18:39,685
‫که از شوهرش در ۴۰ سالگی جدا شده...

394
00:18:39,718 --> 00:18:42,388
‫به آمریکا اومده تا دوباره شروع کنه...

395
00:18:42,421 --> 00:18:44,290
‫و بقیه‌ی زندگی‌ـشو اینجا گذروند.

396
00:18:45,056 --> 00:18:47,359
‫اوضاع همینطوری بود.

397
00:18:47,393 --> 00:18:50,061
‫تا همین هشت سال قبلو

398
00:18:50,095 --> 00:18:52,398
‫یه عکس بین...

399
00:18:52,431 --> 00:18:56,202
‫صفحات یک کتاب تو اتاق خواب پیدا کردم.

400
00:18:56,235 --> 00:19:00,939
‫گفتش این تنها عکسی ـه
‫که از دخترش داره...

401
00:19:00,972 --> 00:19:03,709
‫و اینکه از همدیگه جدا شدن...

402
00:19:03,742 --> 00:19:08,980
‫و امیدوار بود
‫که در یه زمانی دوباره با هم ارتباط داشته باشن.

403
00:19:10,716 --> 00:19:12,050
‫در تماس بودن؟

404
00:19:12,083 --> 00:19:14,586
‫نه، فکر نمیکنم.

405
00:19:14,620 --> 00:19:15,887
‫اما ممکنه بوده باشن.

406
00:19:15,921 --> 00:19:18,290
‫ویرجینیا" در موردش حرف نمیزد".

407
00:19:18,324 --> 00:19:20,659
‫گفتش که خیلی دردناک بوده...

408
00:19:20,692 --> 00:19:24,230
‫که جدایی بینشون...

409
00:19:24,263 --> 00:19:26,198
‫بزرگترین پشیمونیش بوده.

410
00:19:28,334 --> 00:19:29,601
‫که اینطور.

411
00:19:29,635 --> 00:19:33,472
‫"این اواخر "ویرجینیا
‫یه نامه براش نوشت.

412
00:19:33,505 --> 00:19:37,443
‫نمیدونم که نامه‌ای دیگه نوشته یا نه...

413
00:19:37,476 --> 00:19:41,247
‫اما تا اون موقع
‫کارش به آسایشگاه کشیده بود...

414
00:19:41,280 --> 00:19:43,349
‫پس از من خواست تا پستش کنم.

415
00:19:43,382 --> 00:19:46,452
‫فکر کنم اینطوری میخواست
‫اوضاع رو به سبک خودش درست کنه.

416
00:19:46,485 --> 00:19:48,887
‫یکم آرامش بدست بیاره قبل از اینکه...

417
00:19:50,021 --> 00:19:51,990
‫خب، به هر حال...

418
00:19:52,858 --> 00:19:55,327
‫آدرسشو بهم داد و من پستش کردم.

419
00:19:55,361 --> 00:19:56,628
‫به کجا پستش کردین؟

420
00:19:56,662 --> 00:19:59,498
‫صندوق پستی.
‫شمال نیویورک.

421
00:19:59,658 --> 00:20:00,959
‫آدرسش رو خاطرتون هست؟

422
00:20:00,993 --> 00:20:03,128
‫این دختره، دختر ویرجینیا.

423
00:20:03,161 --> 00:20:07,500
‫".که شما بهش می‌گی "کاتارینا رستوا

424
00:20:07,966 --> 00:20:09,503
‫درموردش تحقیق کردم.

425
00:20:10,135 --> 00:20:14,206
‫می‌گن که یه‌جور جاسوس روس بوده.

426
00:20:16,375 --> 00:20:18,877
‫بله. جاسوس روسی بوده.

427
00:20:20,178 --> 00:20:22,075
‫عذر می‌خوام. یک لحظه صبر کنید.

428
00:20:22,935 --> 00:20:23,949
‫بله؟

429
00:20:23,982 --> 00:20:26,184
‫ماشین فرار رو یادته؟
‫مرسدس مشکی؟

430
00:20:26,218 --> 00:20:28,153
‫- آره، یادمه.
‫- آرام گزارشی

431
00:20:28,186 --> 00:20:30,756
‫از یه ماشین مشکوک پیدا کرده
‫که ۴۸ ساعت پیش ثبت شده...

432
00:20:30,789 --> 00:20:32,858
‫مرسدس مشکی جی‌واگون"، بدون پلاک".

433
00:20:32,891 --> 00:20:33,987
‫خب. گزارش رو کی ثبت کرده؟

434
00:20:34,021 --> 00:20:36,194
‫دلا ویتمور، همون وارث داروسازی.

435
00:20:36,228 --> 00:20:39,064
‫ظاهراً ماشینه رو دیده که داشته
‫بیرون عمارتش پرسه می‌زده.

436
00:20:39,097 --> 00:20:41,133
‫- بچه هم داره؟
‫- یه پسر ۲۲ ساله.

437
00:20:41,166 --> 00:20:42,501
‫خیله‌خب. آدرسش رو برام بفرست.

438
00:20:44,069 --> 00:20:46,371
‫شرمنده. ببخشید، آقای کینگ.

439
00:20:46,939 --> 00:20:48,373
‫ما باور داریم که همسرتون

440
00:20:48,407 --> 00:20:51,710
‫احتمالاً داشته از دست
‫کسی یا چیزی فرار می‌کرده.

441
00:20:53,311 --> 00:20:55,091
‫،اگر همین‌طور باشه

442
00:20:56,214 --> 00:20:58,584
‫پس اصلاً خوب نمی‌شناختمش.

443
00:21:03,722 --> 00:21:07,392
‫خانم ویتمور، ازتون می‌خوام که
‫بهمون بگید دقیقاً چی گفتن.

444
00:21:08,761 --> 00:21:13,566
‫گفتن که بعداً تماس می‌گیرن که
‫خواسته‌هاشون رو مطرح کنن

445
00:21:13,599 --> 00:21:17,335
‫،و اگه طبق دستورشون عمل نکنیم
‫می‌زنن می‌کشنش.

446
00:21:17,369 --> 00:21:19,672
‫- و شما هم زنگ زدید به پلیس؟
‫- بهمون گفتن که این‌کارو نکنیم.

447
00:21:19,705 --> 00:21:23,141
‫،تو وضعیت خیلی وحشتناکی هستیم
‫ولی باید بهتون بگم

448
00:21:23,175 --> 00:21:26,078
‫که نفر قبلی‌ای که پسرش
‫رو گروگان گرفتن

449
00:21:26,111 --> 00:21:28,847
‫،حاضر نشد خون‌بها رو بده
‫و پسرش کشته شد.

450
00:21:28,881 --> 00:21:31,183
‫خودشون از ماجرا باخبرن.

451
00:21:31,216 --> 00:21:33,379
‫حالت چطوره، دل؟

452
00:21:34,052 --> 00:21:35,353
‫خوبی؟

453
00:21:35,387 --> 00:21:37,255
‫- شما همدیگه رو می‌شناسید.
‫- مارکوس.

454
00:21:38,591 --> 00:21:40,993
‫اینا همون مأمورایی‌ان که
‫تعریف‌شونُ کرده بودم.

455
00:21:41,026 --> 00:21:43,862
‫به‌خاطر اوناست که پسرم الان مُرده.

456
00:21:43,896 --> 00:21:45,898
‫خواهش می‌کنم، التماس می‌کنم.

457
00:21:45,931 --> 00:21:48,734
‫به یه کلمه از حرفاشون هم گوش ندید.

458
00:21:56,408 --> 00:21:59,612
‫معذرت می‌خوام. دنبال "نوئل گریک" بودیم.

459
00:21:59,645 --> 00:22:01,514
‫اومدش.

460
00:22:09,588 --> 00:22:11,557
‫و رفتش.

461
00:22:15,928 --> 00:22:19,231
‫پیست اتومبیل‌رانی برای همچین
‫فعالیتی مناسب‌تر نیست؟

462
00:22:19,264 --> 00:22:21,567
‫تو دوران بچگی‌ش همه‌ش میومده اینجا.

463
00:22:21,600 --> 00:22:23,969
‫یک میلیون دلار اول زندگی‌ش رو که در آورد
‫اومد این پارک رو خرید.

464
00:22:24,002 --> 00:22:25,504
‫عاشق اینجاست.

465
00:22:29,107 --> 00:22:31,209
‫من "استیو هومن" هستم. شما؟

466
00:22:31,243 --> 00:22:32,911
‫تا خرتناق حوصله‌م سر رفته.

467
00:22:32,945 --> 00:22:35,110
‫بگو ببینم، چرا مردای هم‌سن شما
‫این‌طور نیاز رو حس می‌کنن که

468
00:22:35,144 --> 00:22:38,150
‫باید برای آلت‌تناسلی شل و ول‌شون
‫جبران‌مأفات کنن؟

469
00:22:38,183 --> 00:22:39,785
‫طبیعی‌‍ه بابا.

470
00:22:39,818 --> 00:22:41,655
‫وبا هم طبیعیه.

471
00:22:42,531 --> 00:22:44,990
‫واقعاً امیدوارم که شما دوست‌دختر
‫این مرد فلک‌زده نباشید.

472
00:22:45,023 --> 00:22:46,424
‫حرف مسخره نزن.

473
00:22:46,458 --> 00:22:48,761
‫من مسن‌تر از اینام که
‫دوست‌دختر این بابا باشم.

474
00:22:48,794 --> 00:22:50,028
‫من دخترشم.

475
00:22:50,863 --> 00:22:52,998
‫خب، چه همراه خوبی هستی.

476
00:22:53,966 --> 00:22:55,367
‫نباید بری اون‌طرف.

477
00:22:56,468 --> 00:22:58,170
‫مردای هم‌سن من جبران مأفات نمی‌کنن.

478
00:22:58,203 --> 00:22:59,538
‫ما هر کاری می‌کنیم
‫که عشق‌مون می‌کشه.

479
00:23:00,673 --> 00:23:02,841
‫جوون‌ها جبران مأفات می‌کنن.

480
00:23:02,875 --> 00:23:05,477
‫با بی‌احترامی و کج‌سلیقگی.

481
00:23:05,510 --> 00:23:07,279
‫آقا، باید از سر راه برید کنار.

482
00:23:07,312 --> 00:23:08,947
‫بیا بگیم حدوداً داره با صدتا میره.

483
00:23:08,981 --> 00:23:12,585
‫فاصلۀ توقفش حدوداً می‌شه ۶۰۰ فوت.

484
00:23:12,618 --> 00:23:16,021
‫یه پیرمرد شل و ول هرگز نمی‌تونه
‫به این سرعت فکر کنه.

485
00:23:18,691 --> 00:23:22,695
‫شاید پدرتون یه‌خرده سرزنده‌تر از
‫اونی باشه که فکرشُ می‌کنید.

486
00:23:22,728 --> 00:23:24,296
‫قصد داری خودتُ به کشتن بدی؟

487
00:23:24,329 --> 00:23:25,530
‫چه مرگته...

488
00:23:25,564 --> 00:23:27,299
‫برو اون‌ور، نوئل. خودم می‌شینم پشت فرمون.

489
00:23:29,401 --> 00:23:33,105
‫،بذار ببینم درست متوجه شدم یا نه
‫خودتون می‌خواید که خون‌بها رو پرداخت کنیم.

490
00:23:33,138 --> 00:23:35,708
‫صدالبته. این آدما آدم‌ربان، نه آدمکش.

491
00:23:35,741 --> 00:23:38,276
‫- پسر منُ که کشتن.
‫- بله، خیلی متأسفم.

492
00:23:38,310 --> 00:23:39,945
‫و به‌شدت هم تقاص
‫اون‌کارشونُ پس میدن.

493
00:23:39,978 --> 00:23:42,447
‫ولی تموم حرف من اینه که
‫هر کسی خون‌بها رو داده

494
00:23:42,480 --> 00:23:44,717
‫بچه‌ش رو هم پس گرفته.

495
00:23:44,750 --> 00:23:47,485
‫و انگیزه‌ی گروگان‌گیریِ بچه‌ی
‫یه بنده‌خدای دیگه رو بهشون داده.

496
00:23:47,519 --> 00:23:48,682
‫پول پرداختی‌تون رو دنبال می‌کنیم.

497
00:23:48,716 --> 00:23:50,756
‫احتمالاً قبل از این‌که بتونن کس دیگه‌ای
‫رو گروگان بگیرن، پیداشون می‌کنیم.

498
00:23:50,789 --> 00:23:52,424
‫ببخشید.

499
00:23:53,759 --> 00:23:55,160
‫مأمور رسلر هستم.

500
00:23:55,193 --> 00:23:56,929
‫بله، سلام. "جیک لی" هستم

501
00:23:56,962 --> 00:23:58,864
‫از شرکت پست "الایت" در ویلمینگتون تماس می‌گیرم.

502
00:23:58,897 --> 00:24:01,900
‫یه پیغامی گرفتم که انگار پلیس فدرال
‫می‌خواسته فیلم‌های مداربسته رو ببینه؟

503
00:24:01,934 --> 00:24:04,670
‫بله. ما دنبال شخصی هستیم
‫که از صندوق ۶۴۲

504
00:24:04,703 --> 00:24:06,639
‫یه نامه تحویل گرفته

505
00:24:06,672 --> 00:24:08,473
‫احتمالاً تو هفتۀ اول فوریه.

506
00:24:08,506 --> 00:24:11,009
‫این از اون تصمیمای خیلی سخته.

507
00:24:11,043 --> 00:24:12,277
‫والا اصلاً این‌طوری نیست.

508
00:24:12,310 --> 00:24:14,915
‫بالأخره رو یه چیزی اتفاق‌نظر داریم.

509
00:24:15,547 --> 00:24:18,016
‫می‌شه من و مارکوس
‫یه لحظه صحبت کنیم؟

510
00:24:18,050 --> 00:24:20,686
‫البته. عجله نکنید.

511
00:24:23,481 --> 00:24:24,517
‫ممنون.

512
00:24:26,258 --> 00:24:27,693
‫همه‌چیز روبراهه؟

513
00:24:27,726 --> 00:24:29,728
‫منم دقیقاً می‌خواستم
‫همین سؤالُ ازت بپرسم.

514
00:24:29,762 --> 00:24:33,265
‫آره، هیچی فقط پیگیر
‫یه نامه‌ایم که قرار بود برسه دستم.

515
00:24:33,298 --> 00:24:34,900
‫همه‌چیز ردیفه.

516
00:24:36,869 --> 00:24:38,671
‫چه مرگته تو آخه؟

517
00:24:38,704 --> 00:24:40,973
‫ماشین رو نگه دار!
‫و بذار پیاده شم!

518
00:24:41,483 --> 00:24:45,043
‫فکر می‌کنم که به تاریخ
‫علاقه داشته باشی، نوئل.

519
00:24:45,077 --> 00:24:48,613
‫می‌دونستی یکم قبل از
‫،این‌که گردن بزننش

520
00:24:48,647 --> 00:24:51,917
‫ماری آنتوانت" فرصت اینُ"
‫داشت که از فرانسه فرار کنه؟
‫[ آخرین ملکۀ فرانسه ]

521
00:24:51,950 --> 00:24:54,252
‫ولی اصلاً تحمل اینُ نداشت
‫که مثل عامۀ مردم سفر کنه.

522
00:24:54,286 --> 00:24:57,055
‫اصرار داشت که یه ارابۀ اقاقیا

523
00:24:57,089 --> 00:24:59,725
‫از عاج فیل، به اندازه‌ی خودش

524
00:24:59,758 --> 00:25:01,694
‫،سه تا خدمتکار و چهارتا نوکر

525
00:25:01,727 --> 00:25:03,128
‫و چمدون‌های همه‌شون.

526
00:25:03,161 --> 00:25:05,330
‫ارابه‌ی تمام‌شده انقدر داغون درومد که

527
00:25:05,363 --> 00:25:07,599
‫دو مایل بر ساعت هم نمی‌تونست

528
00:25:07,632 --> 00:25:10,135
‫بدون خراب‌شدن حرکت کنه.

529
00:25:10,168 --> 00:25:12,771
‫فقط تصور کن چی می‌شد
‫اگه ماشین فرارش این می‌بود.

530
00:25:12,805 --> 00:25:14,873
‫می‌تونست بره لندن اقامت کنه

531
00:25:14,907 --> 00:25:17,309
‫و تا پنجاه سال بعدش برای خودش حال کنه.

532
00:25:17,342 --> 00:25:19,477
‫"خدای بزرگ. از اولین قرارم با "جن پارسونز

533
00:25:19,511 --> 00:25:23,081
‫توی پیست اسکیت دیگه همچین
‫سرعتی رو تجربه نکرده‌م.

534
00:25:23,115 --> 00:25:25,951
‫،شاید بشه مثلاً بزنیم کنار
‫و بیرون ماشین صحبت کنیم؟

535
00:25:25,984 --> 00:25:29,221
‫".قانون جنایی ترسیانا"

536
00:25:29,254 --> 00:25:32,958
‫قانون جنایی‌ای که مجوز
‫گردن‌زنیِ ماری

537
00:25:32,991 --> 00:25:35,227
‫و شکنجۀ قضایی رو صادر کرد.

538
00:25:35,260 --> 00:25:38,463
‫چوب شکنجه ابزار شدیداً ترسناکی

539
00:25:38,496 --> 00:25:41,266
‫در جعبه‌ابزار شکنجه‌دهیِ
‫نظام قدیم فرانسه بوده.

540
00:25:41,299 --> 00:25:44,269
‫به عرضم رسوندن که تو
‫توی مزایده یکی‌ش رو خریدی.

541
00:25:44,302 --> 00:25:47,639
‫،من تاریخ حقوقی رو دوست دارم
‫چگونگی اجرای قوانین.

542
00:25:47,672 --> 00:25:51,143
‫سرگرمی همچین عجیب‌غریبیه که
‫،دوست دارم بعداً برام تعریف کنی

543
00:25:51,176 --> 00:25:54,146
‫،ولی چون الان خیلی وقت ندارم
‫بیا روی چوب شکنجه تمرکز کنیم.

544
00:25:54,179 --> 00:25:56,581
‫- به کی فروختیش؟
‫- هیچکس.

545
00:25:56,614 --> 00:25:59,151
‫- ببینم این وینیل‌‍ه؟
‫- وینیل پریمیوم هم هست تازه.
‫[ نوعی پلاستیک قوی ]

546
00:25:59,184 --> 00:26:01,586
‫خوبه. پس خون راحت از روش پاک می‌شه.

547
00:26:01,619 --> 00:26:03,355
‫خواهش می‌کنم! حواست به جلو باشه!

548
00:26:03,388 --> 00:26:05,858
‫- یه اسم بهم بده.
‫- نفروختمش.

549
00:26:05,891 --> 00:26:08,093
‫من دلال نیستم. کلکسیونرم.

550
00:26:08,126 --> 00:26:10,462
‫عه، خب کلکسیونت کجاست؟

551
00:26:12,364 --> 00:26:14,032
‫تصمیم‌تون همینه؟

552
00:26:14,066 --> 00:26:16,869
‫- کار درست همینه.
‫- برای کی؟ برای پسرتون که نیست.

553
00:26:16,902 --> 00:26:20,005
‫،ما دوتا از بچه‌هامونُ فرستادیم جنگ
‫به عراق و افغانستان.

554
00:26:20,038 --> 00:26:21,673
‫اونم براشون "خوب" نبود.

555
00:26:21,706 --> 00:26:23,375
‫ولی کار درست بود.

556
00:26:23,408 --> 00:26:25,110
‫باور کنید اینا با هم فرق دارن.

557
00:26:25,143 --> 00:26:26,478
‫نه، ندارن.

558
00:26:26,511 --> 00:26:30,015
‫توی جنگ، شکست‌دادنِ دشمن سخته.

559
00:26:30,048 --> 00:26:32,818
‫،اگه به وظیفه‌تون عمل کنید
‫،اون‌موقع این دشمن

560
00:26:32,851 --> 00:26:36,121
‫هر کسی که باشه
‫دیگه شکست‌دادنش ساده می‌شه.

561
00:26:36,154 --> 00:26:37,756
‫،شما به وظیفه‌تون عمل کنید

562
00:26:37,790 --> 00:26:41,226
‫بعد ما می‌تونیم کار درست رو بکنیم
‫و پسرمونُ نجات بدیم.

563
00:26:44,496 --> 00:26:46,031
‫چیزی دستگیرت شد؟

564
00:26:46,064 --> 00:26:47,665
‫یه آدرس.

565
00:26:50,735 --> 00:26:52,637
‫آرام، سلام. اخبار جدید چی داری؟

566
00:26:52,670 --> 00:26:55,974
‫از تمام جهات در معرض خطریم.
‫دید خودمون خیلی خوب نیست.

567
00:26:56,008 --> 00:26:57,375
‫- هیچ ورودیِ آسونی هم نداره.
‫- افراد ناشناس؟

568
00:26:57,409 --> 00:26:59,477
‫دیدبان‌هامون ۶ نفر رو دیدن.
‫ممکنه دوبرابر هم باشن.

569
00:26:59,511 --> 00:27:01,379
‫- نمی‌شه با اطمینان گفت.
‫- می‌تونید برامون دوربین بفرستید داخل؟

570
00:27:01,413 --> 00:27:04,182
‫"تیمم می‌تونه یه دوربین "بوراسکوپ
‫،بفرسته تو عمق ۳۰۰ فوتیِ خط فاضلاب

571
00:27:04,216 --> 00:27:06,684
‫،و بالای سینک آشپزخونه
‫ولی از اینجا نمی‌تونم.

572
00:27:06,718 --> 00:27:08,320
‫نه بدون دیده‌شدن.

573
00:27:08,353 --> 00:27:10,388
‫- ولی دوربین‌های خودشون چی؟
‫- دوربینای کی؟

574
00:27:10,422 --> 00:27:14,259
‫خب، بنظر میاد که توی
‫،این مکان‌ها دوربین مدارسته دارن

575
00:27:14,292 --> 00:27:17,930
‫اینجا، اینجا و اینجا، که یعنی ممکنه

576
00:27:17,963 --> 00:27:20,833
‫- سیستم مداربسته داخلی هم داشته باشن.
‫- تهِ حرفت چیه؟

577
00:27:20,866 --> 00:27:22,700
‫خب، اگه بتونید منُ برسونید
‫،داخل لوله‌کشی ساختمون

578
00:27:22,734 --> 00:27:24,937
‫احتمالش هست که بتونم
‫،وارد سیستم تسهیم‌کننده بشم

579
00:27:24,970 --> 00:27:26,604
‫و تصاویر دوربین‌ها
‫رو بهتون برسونم.

580
00:27:26,638 --> 00:27:28,006
‫گفتید این آقا کی بود؟

581
00:27:28,040 --> 00:27:30,015
‫وای، ببخشید. مأمور مجتبایی هستم.

582
00:27:30,049 --> 00:27:31,776
‫شما هم... فرمانده‌ی بسیار
‫مسلطی هستید، قربان.

583
00:27:31,810 --> 00:27:33,456
‫ممنونم.

584
00:27:33,489 --> 00:27:34,947
‫حالا گیریم این‌کارو امتحان کردیم.

585
00:27:34,980 --> 00:27:37,549
‫،حتی اگرم بتونیم وارد سیستم بشی
‫میگی چطوری

586
00:27:37,582 --> 00:27:40,118
‫بدون فهمیدن‌شون این‌کارو بکنیم؟

587
00:27:41,987 --> 00:27:43,755
‫سلام.

588
00:27:43,788 --> 00:27:46,558
‫".نوید هستم از... "اینستا کابل

589
00:27:46,591 --> 00:27:49,227
‫اون‌طرف خیابون باید
‫یه سیستم نصب کنم.

590
00:27:49,261 --> 00:27:51,096
‫اتاقک سیستم‌شون
‫وصله به ساختمون شما.

591
00:27:51,129 --> 00:27:52,564
‫می‌شه بذارید یه نگاهی
‫به اتاقک کابل ساختمون بندازم؟

592
00:27:52,597 --> 00:27:54,893
‫- ببخشید. الان موقع خوبی نیست.
‫- عه، عه.

593
00:27:54,926 --> 00:27:57,269
‫باید منُ ببرید پیش اتاقک کابل.

594
00:27:57,302 --> 00:27:58,470
‫من که شبکۀ کابلی سفارش ندادم.

595
00:27:58,503 --> 00:28:00,138
‫شاید که... متوجه نیستید.

596
00:28:00,172 --> 00:28:02,074
‫،اگه الان جرثقیل خبر کنم
‫میان می‌بینن که شما

597
00:28:02,107 --> 00:28:03,441
‫دارید ترمینال پیچی رو دور می‌زنید

598
00:28:03,475 --> 00:28:05,477
‫و بعدم جریمه‌تون می‌کنن.
‫کارِتون قانونی نیست.

599
00:28:07,145 --> 00:28:09,114
‫باشه بابا. هر جور راحتی، خانم.
‫مشکل خودته.

600
00:28:09,147 --> 00:28:13,185
‫صبر کن. فقط بگو... دقیقاً
‫ازمون می‌خوای چی‌کار کنیم؟

601
00:28:26,932 --> 00:28:29,935
‫سلام، منم. فکر کنم به یه مشکلی برخوردیم.

602
00:28:29,968 --> 00:28:31,436
‫چه‌جور مشکلی؟

603
00:28:31,469 --> 00:28:32,837
‫،یه یارویی اومده بود دم پیست

604
00:28:32,871 --> 00:28:35,173
‫و بابامُ سؤال‌پیچ کرده بود.

605
00:28:37,943 --> 00:28:40,678
‫نوید؟
‫چطوره تو با من بیای؟

606
00:28:40,712 --> 00:28:42,647
‫باشه. فقط... یه لحظه صبر کن.

607
00:28:42,680 --> 00:28:43,848
‫همین‌الان!

608
00:28:45,217 --> 00:28:48,353
‫ببین، اوضاع اصلاً اون‌طور
‫که فکر می‌کنید...

609
00:29:05,803 --> 00:29:07,372
‫سلام.

610
00:29:07,405 --> 00:29:11,343
‫تو، چیه... نگهبانی چیزی هستی؟

611
00:29:12,577 --> 00:29:14,812
‫بگو ببینم... پسر ویتمورها، تایلر.

612
00:29:14,846 --> 00:29:16,383
‫اون... اینجاست؟

613
00:29:17,415 --> 00:29:18,886
‫حالش خوبه؟

614
00:29:26,091 --> 00:29:29,271
‫،اگه بذاری با رئیس‌تون صبحت کنم
‫می‌تونم کمک‌تون کنم.

615
00:29:30,395 --> 00:29:32,030
‫کیف پول و گوشیم دست‌تونه

616
00:29:32,064 --> 00:29:34,632
‫پس تا الان فهمیدید که
‫من مأمور پلیس فدرالم.

617
00:29:34,666 --> 00:29:36,701
‫،باید با این رئیس‌شون حرف بزنم
‫خواهش می‌کنم.

618
00:29:36,734 --> 00:29:38,322
‫می‌شنوی چی میگم؟

619
00:29:38,770 --> 00:29:42,707
‫هی، هی، گوش کن ببین چی میگم.
‫من می‌خوام کمکت کنم.

620
00:29:42,740 --> 00:29:44,142
‫باید بری پیش اون رئیس‌تون

621
00:29:44,176 --> 00:29:47,045
‫و بهش بگی که پلیس فدرال
‫هر لحظه ممکنه به همین موبایلی که

622
00:29:47,079 --> 00:29:48,713
‫که اونجا می‌بینی زنگ بزنه.

623
00:29:48,746 --> 00:29:50,348
‫الان سعی می‌کنن که
‫،باهاتون تماس بگیرن

624
00:29:50,382 --> 00:29:51,849
‫و وقتی گرفتن، باید جواب بدین.

625
00:29:52,750 --> 00:29:54,552
‫می‌شنوی؟ یالا دیگه.

626
00:29:58,856 --> 00:30:00,258
‫باید جوابِ اون گوشی رو بدی.

627
00:30:03,138 --> 00:30:04,496
‫تعریف کن.

628
00:30:04,529 --> 00:30:06,698
‫تیم ضد گروگان‌گیری الان داره
‫با یکی از آدم‌رباها حرف می‌زنه.

629
00:30:06,731 --> 00:30:08,533
‫،آرام و پسر ویتمورها

630
00:30:08,566 --> 00:30:10,402
‫- تأیید شده که غیر مسلحن؟
‫- نه.

631
00:30:10,435 --> 00:30:12,237
‫،تو فکرِ حمله به ساختمونن

632
00:30:12,270 --> 00:30:14,739
‫،ولی نه طرح ساختمون رو بلدن
‫،نه می‌دونن چند نفر داخلن

633
00:30:14,772 --> 00:30:17,309
‫که تا چه اندازه مسلحن.

634
00:30:17,342 --> 00:30:20,478
‫نمی‌تونم همچین کاری کنم.
‫نه تا وقتی‌که یه‌چیزی در عوض بهم ندین.

635
00:30:23,481 --> 00:30:26,284
‫،معاون اول پلیس فدرال
‫هارولد کوپر هستم.

636
00:30:26,318 --> 00:30:29,121
‫الان من قطع می‌کنم، و تو
‫باهام تماس ویدئویی می‌گیری.

637
00:30:29,154 --> 00:30:32,690
‫وقتی گرفتی، می‌خوام گروگان‌ها رو ببینم
‫و مطمئن شم که حال‌شون خوبه.

638
00:30:32,724 --> 00:30:35,127
‫،تا این‌کارو نکنی
‫صحبتی با هم نداریم.

639
00:30:36,488 --> 00:30:38,296
‫واقعاً فکر می‌کنی بهترین راهِ
‫انجام این‌کار همین بود؟

640
00:30:39,331 --> 00:30:41,099
‫نه، فکر می‌کنم که
‫تنها راهش همین بود.

641
00:30:42,311 --> 00:30:44,302
‫مأمور مجتبایی.

642
00:30:44,336 --> 00:30:46,871
‫قربان. چه‌قدر که از دیدتون خوشحال نشدم.

643
00:30:46,904 --> 00:30:49,107
‫- صدمه دیدی؟
‫- خوبم من.

644
00:30:49,141 --> 00:30:50,408
‫اون یکی گروگان چی؟

645
00:30:50,442 --> 00:30:51,776
‫ما به کسی صدمه‌ای نزدیم.

646
00:30:51,809 --> 00:30:53,478
‫شما کی هستی؟

647
00:30:53,511 --> 00:30:55,380
‫و تا کار احمقانه‌ای ازتون سر نزنه
‫هم اتفاقی براشون نمیفته.

648
00:30:55,413 --> 00:30:57,115
‫همچین اتفاقی نمیفته.
‫قرار نیست حمله کنیم به اونجا.

649
00:30:57,149 --> 00:30:59,784
‫فقط با همدیگه صحبت می‌کنیم.
‫من و تو.

650
00:30:59,817 --> 00:31:01,093
‫،این مشکل باید یه راه‌حلی داشته باشه

651
00:31:01,126 --> 00:31:03,155
‫و منم ازت می‌خوام کمکم کنی
‫اون راه رو پیدا کنم.

652
00:31:03,188 --> 00:31:05,123
‫حالا بگو ببینم. اسمت چیه؟

653
00:31:07,759 --> 00:31:09,794
‫اون صورتمُ دید. می‌تونه شناساییم کنه.

654
00:31:09,827 --> 00:31:12,697
‫فکر کنم شناسایی‌شدن الان
‫کمترین دغدغه‌مون باشه.

655
00:31:14,532 --> 00:31:17,269
‫ببین. باید تایلر ویتمور
‫رو آزاد کنید. من رو نه.

656
00:31:17,302 --> 00:31:19,671
‫،می‌تونید منُ نگه دارید
‫ولی پسره باید آزاد بشه.

657
00:31:19,704 --> 00:31:21,773
‫اگه این‌کارو نکنید، مثل مور و ملخ
‫،می‌ریزن تو این ساختمون

658
00:31:21,806 --> 00:31:23,675
‫و قدرت‌نمایی‌ای رو مشاهده می‌کنی

659
00:31:23,708 --> 00:31:25,677
‫که اصلاً شبیه‌شُ تو زندگیت ندیدی.

660
00:31:25,710 --> 00:31:28,446
‫نیازی نیست منُ آزاد کنید.
‫من می‌تونم گروگان‌تون باشم.

661
00:31:28,480 --> 00:31:29,948
‫من. من می‌تونم گروگان‌تون باشم.

662
00:31:29,981 --> 00:31:33,285
‫ولی اون باید بره.
‫باید آزاد بشه.

663
00:31:53,805 --> 00:31:56,508
‫،دوباره همچین فکری به سرت بزنه
‫بعد ببین یه تیر حرومت می‌کنم یا نه.

664
00:31:56,541 --> 00:31:58,310
‫- اگه بذاری کمکت کنم...
‫- خفه‌شو، خفه‌شو!

665
00:31:58,343 --> 00:32:02,514
‫دیدم که با "دز فوی" چی‌کار کردی.
‫مرگش رو تماشا کردم.

666
00:32:02,547 --> 00:32:04,582
‫و دیدم که این‌کار چه بلایی
‫سر پدر مادرش آورده.

667
00:32:04,616 --> 00:32:08,786
‫التماست رو می‌کنم.
‫خواهش می‌کنم ازت.

668
00:32:08,820 --> 00:32:10,488
‫نکن این کارو.

669
00:32:10,522 --> 00:32:11,975
‫فقط...

670
00:32:12,795 --> 00:32:14,164
‫بذار تایلر ویتمور بره.

671
00:32:27,905 --> 00:32:30,338
‫فرمانده، تیم ضد گروگان‌گیری
‫آماده‌ی یورش هست یا نه؟

672
00:32:30,371 --> 00:32:31,976
‫بله. فقط منتظر دستوریم.

673
00:32:32,009 --> 00:32:33,378
‫که همچین دستوری ندارید.

674
00:32:33,411 --> 00:32:34,912
‫اگه حمله کنیم، گروگان‌ها می‌میرن.

675
00:32:34,946 --> 00:32:36,348
‫بااطمینان که نمی‌تونی بگی.

676
00:32:36,381 --> 00:32:38,750
‫از این مطمئنم که این‌طوری هیچ انگیزه‌ای
‫دیگه برای زنده نگه‌داشتن‌شون ندارن.

677
00:32:38,783 --> 00:32:40,318
‫ولی اگه به مذاکرات ادامه بدیم، دارن.

678
00:32:40,352 --> 00:32:41,819
‫تو الان یک ساعته که
‫،داری مذاکره می‌کنی

679
00:32:41,853 --> 00:32:43,355
‫بعد به چه موفقیتی رسیدی؟

680
00:32:43,388 --> 00:32:46,224
‫رسماً هیچی، چون چیزیم
‫برای مذاکره‌کردن نیست.

681
00:32:46,258 --> 00:32:47,492
‫،نه ما اونا رو ول می‌کنیم

682
00:32:47,525 --> 00:32:48,901
‫نه اونا گروگان‌ها رو.

683
00:32:48,934 --> 00:32:50,214
‫باید به روند کاری اعتماد داشته باشی.

684
00:32:50,248 --> 00:32:52,230
‫نه. اتفاقاً، ندارم.

685
00:32:52,264 --> 00:32:54,366
‫تو شاید فرماندۀ عملیاتی
‫،تیم عملیاتی ویژه باشی

686
00:32:54,399 --> 00:32:56,434
‫،ولی توی میدون مبارزه
‫من از تو دستور نمی‌گیرم.

687
00:32:56,468 --> 00:32:59,070
‫درسته. از اون دستور می‌گیری.

688
00:33:01,306 --> 00:33:04,294
‫دلا ویتمور ۳۲ میلیون دلار
‫،برای انتخابات میان‌دوره کمک کرده

689
00:33:04,327 --> 00:33:06,010
‫و تنهایی ریاست

690
00:33:06,043 --> 00:33:07,712
‫کمیتۀ نیروهای مسلح سنا
‫رو ابقاء کرد.

691
00:33:07,745 --> 00:33:10,715
‫،رئیس کمیته هر کاری براش می‌کنه

692
00:33:10,748 --> 00:33:12,784
‫از جمله فرستادن تانک سراغ اون انبار

693
00:33:12,817 --> 00:33:14,871
‫اگه لازمه‌ی آزاد کردن پسرش این باشه.

694
00:33:15,539 --> 00:33:17,274
‫،پس یا تو تیم ضد گروگان‌گیری رو می‌فرستی

695
00:33:17,299 --> 00:33:19,167
‫یا اون گارد ملی رو می‌فرسته سراغ‌شون.

696
00:33:41,579 --> 00:33:45,350
‫باید بدونی که تصمیم گرفتیم
‫ویتمور رو آزاد نکنیم.

697
00:33:45,383 --> 00:33:47,819
‫به این نتیجه رسیدیم که فایده‌ای نداره
‫مابقی عمرمون رو تو زندان آب‌خنک بخوریم.

698
00:33:47,852 --> 00:33:49,221
‫- مقاومت می‌کنیم.
‫- این‌کارو نکن.

699
00:33:49,254 --> 00:33:50,322
‫من زندان‌برو نیستم.

700
00:34:05,437 --> 00:34:06,938
‫ببین قضیه از این قراره.

701
00:34:06,971 --> 00:34:09,307
‫،تو الان به من میگی تایلر ویتمور کجاست

702
00:34:09,341 --> 00:34:11,175
‫و کمکم می‌کنی که از
‫این ساختمون خارجش کنیم.

703
00:34:11,209 --> 00:34:14,111
‫گرفتی؟
‫کجاست؟

704
00:34:14,145 --> 00:34:15,480
‫من همین‌جام.

705
00:34:24,067 --> 00:34:25,235
‫دس؟

706
00:34:25,542 --> 00:34:27,124
‫من...

707
00:34:27,158 --> 00:34:28,793
‫تو زنده‌ای؟

708
00:34:30,061 --> 00:34:32,697
‫- فکر کردم...
‫- فکر کردی ما قربانی‌های

709
00:34:32,730 --> 00:34:34,159
‫رستۀ سوم شدیم؟

710
00:34:34,866 --> 00:34:36,901
‫ما خودمون رستۀ سومیم.

711
00:36:38,255 --> 00:36:40,291
‫دس، درمورد خون‌بها حرف بزن.

712
00:36:40,324 --> 00:36:42,694
‫باید بدونم که فرستادنش کجا.
‫یه اسم می‌خوام.

713
00:36:44,696 --> 00:36:47,264
‫تک‌تک رفیقات قراره برن هلفدونی.

714
00:36:47,298 --> 00:36:49,801
‫اگه باهامون همکاری کنی، می‌تونیم کمکت کنیم.

715
00:36:49,834 --> 00:36:51,102
‫پوله.

716
00:36:52,937 --> 00:36:56,040
‫من فکر می‌کنم که فرستادیش
‫برای بالادستی‌ها یعنی رئیس رستۀ سوم.

717
00:36:56,073 --> 00:36:57,308
‫رئیس‌تون کیه؟

718
00:36:59,677 --> 00:37:01,012
‫وکیلش اومده.

719
00:37:01,045 --> 00:37:02,980
‫من با هیچ وکیلی حرفی ندارم.

720
00:37:04,516 --> 00:37:06,484
‫می‌دونی، درک می‌کنم که عصبانی هستی.

721
00:37:07,585 --> 00:37:09,272
‫از دست پدرت.

722
00:37:10,021 --> 00:37:12,289
‫حدس می‌زنم که می‌دونستی
‫اصلاً نمی‌خواسته خون‌بها رو بده

723
00:37:12,323 --> 00:37:14,792
‫و این‌که حس می‌کردی براش مهم نبوده
‫که حالا برگردی خونه یا نه.

724
00:37:15,960 --> 00:37:17,328
‫،حالا اگه حالتُ بهتر می‌کنه
‫برای من مهم بود.

725
00:37:17,361 --> 00:37:19,330
‫می‌خواستم ببینم که
‫برگردی پیش خانواده‌ت.

726
00:37:19,363 --> 00:37:22,800
‫و... واقعاً متأسفم که
‫رفیقت تایلر نتونست برگرده.

727
00:37:26,571 --> 00:37:27,705
‫مُرده؟

728
00:37:28,157 --> 00:37:29,225
‫متأسفم.

729
00:37:32,544 --> 00:37:34,479
‫دز"، ما به کمکت نیاز داریم".

730
00:37:36,080 --> 00:37:39,016
‫یه اطلاعاتی درمورد
‫ریاست رستۀ سوم بهمون بده.

731
00:37:54,098 --> 00:37:55,767
‫بی‌اجازه‌ت برش داشتم.

732
00:37:58,405 --> 00:38:00,872
‫تو کی هستی؟
‫چی می‌خوای؟

733
00:38:01,573 --> 00:38:02,674
‫آنا مک‌ماهون.

734
00:38:04,241 --> 00:38:07,211
‫- نمی‌شناسمش.
‫- فروتنِ کی بودی تو.

735
00:38:08,412 --> 00:38:11,048
‫رستۀ سوم خودتی.

736
00:38:12,416 --> 00:38:15,587
‫چندتا بچۀ سرمایه‌امانی فرستادی
‫،سراغ یه مأموریت گروگان‌گیری

737
00:38:15,620 --> 00:38:18,189
‫و خون‌بها رو هم دادی
‫به یکی از قدرتمندترین

738
00:38:18,222 --> 00:38:20,224
‫اشخاص دولت ایالت‌متحده.

739
00:38:21,459 --> 00:38:22,794
‫می‌خوام دلیلش رو بدونم.

740
00:38:23,961 --> 00:38:26,157
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی.

741
00:38:29,200 --> 00:38:30,568
‫حافظه‌ت برنگشت؟

742
00:38:30,602 --> 00:38:32,837
‫نه؟

743
00:38:34,839 --> 00:38:36,273
‫الان چی؟

744
00:38:37,108 --> 00:38:38,776
‫تو رو خدا نکن.

745
00:38:38,810 --> 00:38:40,945
‫فرصت آخرته.

746
00:38:40,978 --> 00:38:42,480
‫آنا مک‌ماهون.

747
00:38:44,882 --> 00:38:47,719
‫یا می‌تونی سفرۀ دلتُ باز کنی یا مختو.
‫برای من فرقی نداره.

748
00:38:50,154 --> 00:38:51,723
‫پس هیچ ارتباطی بین‌شون نیست؟

749
00:38:51,756 --> 00:38:54,258
‫اگر بود، یارو بهم می‌گفت.

750
00:38:55,693 --> 00:38:57,895
‫یعنی آنا مک‌ماهون با رستۀ سوم
‫دستش تو یه کاسه نیست.

751
00:38:57,929 --> 00:39:00,264
‫- این‌طور که معلومه نه.
‫- ولی پرونده‌های اولیویا اُلسن.

752
00:39:00,297 --> 00:39:02,634
‫مک‌ماهون همه‌شونُ تحویل دادگستری داد

753
00:39:02,667 --> 00:39:04,971
‫به‌جز پرونده‌ی رستۀ سوم.

754
00:39:05,503 --> 00:39:07,572
‫چرا اگه دست‌شون تو یه کاسه نیست
‫بیاد همچین کاری بکنه؟

755
00:39:07,605 --> 00:39:11,576
‫می‌دونستم که چک می‌کنن ببینن
‫چیزی رو تحویل ندادم یا نه، پس منم همین‌کارو کردم.

756
00:39:11,609 --> 00:39:14,278
‫پرونده‌شون رو تحویل
‫وزارت دادگستری ندادی چون

757
00:39:14,311 --> 00:39:16,480
‫می‌خواستی پلیس فدرال رو
‫بفرستی سراغ رستۀ سوم؟

758
00:39:16,514 --> 00:39:19,050
‫در نتیجه، پلیس فدرال الان
‫از سازمانی باخبر شده که

759
00:39:19,083 --> 00:39:20,585
‫،مصمم به تروریسم خانگی

760
00:39:20,618 --> 00:39:22,787
‫و از بین بردنِ افراد ثروتمند و قدرتمنده.

761
00:39:22,820 --> 00:39:24,021
‫پس حالا وقتی نقشه‌مون
‫رو به اجرا در بیاریم...

762
00:39:24,055 --> 00:39:26,758
‫گفتم که، اوضاع تحت کنترله.

763
00:39:26,791 --> 00:39:29,293
‫هارولد، تنها چیزی که ازش حتم داریم
‫اینه که آنا مک‌ماهون

764
00:39:29,326 --> 00:39:32,764
‫از اون چیزی که فکر می‌کردیم
‫رقیب بسیار ارزنده‌تریه.

765
00:39:32,797 --> 00:39:36,267
‫حقیقتی که هم باعث نگرانی‌مه
‫و هم به‌طرز عجیبی تحریکم می‌کنه.

766
00:39:36,300 --> 00:39:37,962
‫شاید به‌خاطر موی قرمزشه.

767
00:39:48,713 --> 00:39:49,899
‫یه مشکلی داریم.

768
00:39:49,933 --> 00:39:52,283
‫ردینگتون بهم گفت که
‫رابطه‌تون شکرآب شده.

769
00:39:52,316 --> 00:39:55,452
‫آره. سر همین مشکل‌مون.

770
00:39:55,486 --> 00:39:57,088
‫به‌خاطر رازمون، راز من و تو.

771
00:39:57,121 --> 00:39:59,356
‫نباید بفهمه کی لوش داده.

772
00:39:59,390 --> 00:40:01,092
‫از گشتن دست بر نمی‌داره.

773
00:40:01,125 --> 00:40:02,737
‫که چی؟
‫بذار بگرده.

774
00:40:03,527 --> 00:40:05,262
‫معمایی‌‍ه که نمی‌تونه حلش کنه.
‫که چی؟

775
00:40:05,296 --> 00:40:06,898
‫رودیگر.

776
00:40:07,999 --> 00:40:10,167
‫مکسول رودیگر؟ خب چی؟

777
00:40:10,201 --> 00:40:12,637
‫اون روزی که تو ریموند رو تحویل دادی
‫اونم توی نیویورک بوده.

778
00:40:12,670 --> 00:40:13,735
‫خب؟

779
00:40:13,768 --> 00:40:16,473
‫براش یه قرار ملاقات با ریموند گذاشتم.

780
00:40:17,508 --> 00:40:19,010
‫رودیگر که دوست‌تونه.

781
00:40:19,043 --> 00:40:20,578
‫شاید. شایدم نه.

782
00:40:21,512 --> 00:40:23,414
‫به‌نظرت بلایی سر رودیگر میاره؟

783
00:40:23,447 --> 00:40:25,149
‫که درس عبرتی ازش بسازه.

784
00:40:25,182 --> 00:40:27,484
‫برای هر کسی که هویت آدمی که

785
00:40:27,518 --> 00:40:29,486
‫لوش داده رو می‌دونه
‫تا پا پیش بذاره و حقیقت رو بگه.

786
00:40:30,166 --> 00:40:31,300
‫تو هم می‌خوای همین کارو بکنی؟

787
00:40:31,923 --> 00:40:33,057
‫پا پیش بذاری؟

788
00:40:35,559 --> 00:40:37,261
‫من پیش تو پا پیش گذاشتم.

789
00:40:38,562 --> 00:40:41,860
‫،تو باید بهش بگی، الیزابت
‫چون اگه نگی، خودم می‌گم.

790
00:40:48,311 --> 00:40:49,545
‫رودیگر؟

791
00:40:49,874 --> 00:40:51,275
‫باهاش قرار ملاقات گذاشتم.

792
00:40:51,922 --> 00:40:53,323
‫عالی!

793
00:40:53,444 --> 00:40:59,216
‫روزنه‌ی امیدی بعد از
‫یک روز شدیداً تیره و تار.

794
00:40:59,250 --> 00:41:01,886
‫راجب آنا مک‌ماهون اشتباه می‌کردم.

795
00:41:01,919 --> 00:41:05,967
‫بعد از تمام این جریانات یه مثقال هم
‫به شناساییِ نقشه‌ش نزدیک نشدیم.

796
00:41:06,557 --> 00:41:09,512
‫ولی رودیگر... حس خوبی درباره‌ش دارم.

797
00:41:18,736 --> 00:41:20,772
‫جیک لی؟

798
00:41:20,805 --> 00:41:22,273
‫- آره.
‫- دونالد رسلر.

799
00:41:22,306 --> 00:41:24,175
‫درمورد صندوق ۶۴۲ تلفنی حرف زدیم؟

800
00:41:24,208 --> 00:41:27,745
‫بله. همون‌طور که خواسته بودید
‫فیلم دوربین‌های امنیتی رو چک کردم.

801
00:41:27,779 --> 00:41:31,115
‫،درایوها ۹۰ روز یک‌بار ریسِت می‌شن
‫ولی خب یه نگاهی انداختم.

802
00:41:31,148 --> 00:41:35,019
‫و صندوق ۶۴۲ فقط یک بار
‫در این بازۀ زمانی باز شده بود.

803
00:41:35,052 --> 00:41:38,622
‫همون‌طور که گفته بودید، فوریه. سیزدهم.

804
00:41:38,656 --> 00:41:40,758
‫بهترین عکسی رو که تونستم
‫براتون پرینت گرفتم.

805
00:41:40,792 --> 00:41:43,094
‫نمی‌فهمم. گیرندۀ نامه که یه زن بوده.

806
00:41:43,127 --> 00:41:45,529
‫،خب، صندوق به نام یه "تریستی آیوز" نامی ثبت شده

807
00:41:45,562 --> 00:41:46,931
‫ولی اونی که اومد تحویلش گرفت
‫همین یارو بوده.

808
00:41:46,964 --> 00:41:49,366
‫- می‌شناسیش؟
‫- نه والا.

809
00:41:49,400 --> 00:41:51,402
‫شماره تماسش هم قطع شده.

810
00:41:51,435 --> 00:41:53,092
‫پول حساب هم نقدی پرداخت شده بود.

811
00:41:53,126 --> 00:41:55,673
‫ولی مشخصاً هر کی کلید داشته
‫می‌تونسته در صندوق رو باز کنه.

812
00:41:57,167 --> 00:41:59,854
‫تو دردسری چیزی افتاده؟
‫چی کار کرده؟

813
00:42:03,347 --> 00:42:04,675
‫کاش اطلاعات بیشتری داشتم.

814
00:42:04,700 --> 00:42:07,111
‫از همه بچه‌ها پرس‌وجو کردم.
‫اصلاً نمی‌دونیم طرف کیه.

815
00:42:07,136 --> 00:42:08,971
‫چطوره کار رو با اون هارد درایو شروع کنیم؟

816
00:42:09,441 --> 00:42:10,654
‫حتماً.

817
00:42:12,000 --> 00:42:20,000
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »

818
00:42:20,100 --> 00:42:30,100
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

