‫﻿۱
00:00:06,044 --> 00:00:08,109
‫منو نمیشناسی.

2
00:00:08,133 --> 00:00:10,750
‫شاید فکر کنی میشناسی.

3
00:00:11,441 --> 00:00:14,724
‫شاید چیزایی، داستانهایی...

4
00:00:14,748 --> 00:00:16,726
‫در مورد روش کارم شنیده باشی...

5
00:00:16,750 --> 00:00:18,467
‫کارایی که انجام دادم...

6
00:00:18,492 --> 00:00:20,992
‫و اینکه چه کارایی ازم برمیاد.

7
00:00:21,016 --> 00:00:23,516
‫از شهرتت خبر دارم
‫به خاطر همین استخدامت کردیم.

8
00:00:23,540 --> 00:00:25,648
‫این حادثه به شکل
‫بخشی از برنامه‌ی سیاسی‌ـت درمیاد.

9
00:00:25,672 --> 00:00:27,737
‫اگر بتونی انجام بدی
‫هیچکس از هدف اصلیش باخبر نمیشه.

10
00:00:27,761 --> 00:00:30,088
‫همه چیز طبق برنامه‌س.

11
00:00:30,112 --> 00:00:32,351
‫تقریبا یک ماه که خبری ازت نشنیدم.

12
00:00:32,375 --> 00:00:34,788
‫- حتی یه کلمه.
‫- بهت گفتم...

13
00:00:34,812 --> 00:00:38,748
‫نمیتونستم بدون انجام
‫یه سری تغییرات کوچیک کارتو انجام بدم.

14
00:00:38,772 --> 00:00:41,751
‫اون تغییراتن انجام شدن.

15
00:00:41,775 --> 00:00:43,770
‫هدف فقط یه روز تو شهر می‌مونه.

16
00:00:43,794 --> 00:00:46,038
‫در مورد برنامه‌ی کودتا خبر داره، اگر به کسی چیزی بگه...

17
00:00:46,062 --> 00:00:47,762
‫بهت گفتم که طبق برنامه‌س.

18
00:00:47,787 --> 00:00:49,759
‫اما بهم نگفتی
‫چطوری میخوای انجامش بدی.

19
00:00:49,783 --> 00:00:51,064
‫در همون محل انجام میشه؟

20
00:00:51,088 --> 00:00:53,459
‫اگر آره، چطوری میخوای
‫از نگهبانها رد بشی؟ چطوری میای بیرون؟

21
00:00:53,483 --> 00:00:56,027
‫چه تضمینی وجود داره
‫که کسی نتونه به ما ربطش بده؟

22
00:00:56,051 --> 00:01:00,292
‫داری میگی پشیمون شدی
‫و نمیخوای انجامش بدم؟

23
00:01:00,316 --> 00:01:02,685
‫نه، منظورم اینه که...

24
00:01:02,709 --> 00:01:05,384
‫سرنوشت یک کشور به انجام دادن
‫کار تو بستگی داره.

25
00:01:05,408 --> 00:01:07,038
‫پس اینقدر حرف نزن.

26
00:01:07,062 --> 00:01:09,301
‫تموم شده فرضش کن.

27
00:01:16,332 --> 00:01:19,311
‫جریان چیه؟ تو کی هستی؟

28
00:01:19,335 --> 00:01:22,207
‫چه باور بکنی یا نه، من توام.

29
00:01:22,231 --> 00:01:25,231
‫رسانه‌ی اینترنتی نایت‌مووی با افتخار تقدیم می‌کند
‫NightMovie.Co

30
00:01:25,255 --> 00:01:28,755
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

31
00:01:28,814 --> 00:01:30,814
‫« کرسیکان »
‫[ شمارۀ ۲۰ ]

32
00:01:32,422 --> 00:01:34,530
‫آره، فقط ازت میخوام اطلاعاتش رو بازیابی کنی.

33
00:01:34,555 --> 00:01:37,086
‫و نه قبلا که بهت گفتم.
‫نمیتونم دلیلشو بهت بگم.

34
00:01:37,875 --> 00:01:40,467
‫باک"، من ازت سوال پرسیدم"...

35
00:01:40,491 --> 00:01:41,855
‫وقتی ازم خواستی وانمود کنم تو آخرین...

36
00:01:41,879 --> 00:01:43,551
‫گردهمایی دوست‌دخترتم؟

37
00:01:44,621 --> 00:01:46,429
‫بله، من...

38
00:01:47,189 --> 00:01:49,994
‫آره، باشه، عالیه. ممنون.

39
00:01:50,558 --> 00:01:51,976
‫بهم زنگ بزن.

40
00:01:52,455 --> 00:01:53,978
‫خب؟

41
00:01:54,674 --> 00:01:56,174
‫چی گفتش؟

42
00:01:56,198 --> 00:01:57,958
‫کلی سوال پرسید.

43
00:01:57,982 --> 00:02:00,787
‫اما میتونه پرونده‌های پزشکی
‫که "ردینگتون" پاک کرده رو برگردونه...

44
00:02:00,811 --> 00:02:03,446
‫- و بهمون بگه چی رو قایم میکنه؟
‫- "ببین "لیز...

45
00:02:05,207 --> 00:02:07,272
‫درک میکنم که باید روی پای خودمون وایستیم...

46
00:02:07,296 --> 00:02:09,317
‫و اینکه "ردینگتون" نباید
‫بفهمه داریم چه کار میکنیم...

47
00:02:09,341 --> 00:02:11,015
‫اما میشه دوباره بهم توضیح بدی...

48
00:02:11,039 --> 00:02:12,755
‫چرا نمیتونیم پیش یه
‫نفر تو اف.بی.آی بریم؟

49
00:02:12,779 --> 00:02:14,213
‫ریسکش خیلی زیاده.

50
00:02:14,237 --> 00:02:16,917
‫- چون فکر میکنه متوجه میشه؟
‫- بالاخره میشه.

51
00:02:17,567 --> 00:02:19,197
‫هر کسی به این حقیقت نزدیک شده...

52
00:02:19,221 --> 00:02:20,459
‫که "ردینگتون" قبل از اینکه...

53
00:02:20,483 --> 00:02:22,983
‫ردینگتون" بشه کی بوده، آخرش مُرده".

54
00:02:23,007 --> 00:02:24,942
‫"شوهرم، دکتر"کوهلر.

55
00:02:24,966 --> 00:02:26,334
‫"ایان گاروی".

56
00:02:26,358 --> 00:02:28,137
‫جنیفر" بهم اعتماد کن".

57
00:02:29,057 --> 00:02:31,165
‫هنوز نمیتونیم پیش یکی تو اف.بی.آی بریم.

58
00:02:31,189 --> 00:02:32,601
‫باید طبق برنامه جلو بریم...

59
00:02:32,625 --> 00:02:34,255
‫و ببینیم دوستت میتونه...

60
00:02:34,279 --> 00:02:36,127
‫پرونده‌هایی که "ردینگتون" پاک کرده رو برگردونه یا نه.

61
00:02:42,244 --> 00:02:43,288
‫الیزابت"؟"

62
00:02:46,335 --> 00:02:47,790
‫کمکم کن اینو بردارم.

63
00:02:47,814 --> 00:02:49,792
‫نباید بذاری بیاد تو. نباید منو ببینه.

64
00:02:49,816 --> 00:02:51,818
‫نه، نباید.

65
00:02:54,483 --> 00:02:56,364
‫دیگه هیچکس نباید بمیره.

66
00:02:56,388 --> 00:02:58,062
‫اون دوستت که میخواد
‫بهمون کمک کنه آدم خوبیه.

67
00:02:58,086 --> 00:03:00,038
‫نباید بذاریم هیچ اتفاق دیگه‌ای براش بیافته.

68
00:03:00,062 --> 00:03:02,463
‫باشه، برای هیچکس اتفاقی نمی‌افته.

69
00:03:11,621 --> 00:03:13,555
‫مزاحم شدم؟

70
00:03:13,579 --> 00:03:15,226
‫نه.

71
00:03:16,477 --> 00:03:17,995
‫اجازه هست؟

72
00:03:19,498 --> 00:03:21,351
‫به عنوان یک فراری از چنگال عدالت...

73
00:03:21,375 --> 00:03:23,826
‫ترجیح میدم زیاد توی راهروهای عمومی واینستم.

74
00:03:24,451 --> 00:03:26,070
‫البته، بیا تو.

75
00:03:26,853 --> 00:03:27,830
‫وزن کم کردی؟

76
00:03:27,854 --> 00:03:30,833
‫دو سه کیلو.

77
00:03:30,857 --> 00:03:34,881
‫وقتی صبح میرم
‫به سه چهار کیلو میرسه.

78
00:03:36,254 --> 00:03:37,623
‫بذار نگات کنم.

79
00:03:38,648 --> 00:03:40,887
‫خب، عالی شدی.

80
00:03:40,911 --> 00:03:42,715
‫تای چی و اسفناج حسابی بهت ساخته.

81
00:03:42,739 --> 00:03:44,630
‫حس میکنم یه آدم متفاوت شدم.

82
00:03:45,005 --> 00:03:47,396
‫مطمئنم همینطوره.

83
00:03:49,354 --> 00:03:51,846
‫خبرایی در مورد "کرسیکان" دارم.

84
00:03:52,879 --> 00:03:55,119
‫اینطور که "ردینگتون" میگه
‫مورو" با تیراندازی"...

85
00:03:55,143 --> 00:03:57,034
‫"تو اتاق عمل دکتر "کوهلر
‫دلسرد نشده...

86
00:03:57,058 --> 00:03:59,210
‫یا اون موقع که نزدیک بود تو مرکز "ریگان" گیرش بندازیم.

87
00:03:59,234 --> 00:04:01,473
‫به جاش سراغ یه سری دلال اسلحه رفته...

88
00:04:01,497 --> 00:04:02,865
‫تا در مورد یه کار باهاشون حرف بزنه.

89
00:04:02,889 --> 00:04:04,128
‫کدوم کار؟ جزییاتشو میدونه؟

90
00:04:04,152 --> 00:04:05,738
‫ردینگتون" چیزی نمیدونه"...

91
00:04:05,762 --> 00:04:07,261
‫اما الان داره با رابطهاش تماس میگیره.

92
00:04:07,285 --> 00:04:09,437
‫اما اگر حق با اون باشه
‫و "مورو" در حال مسلح شدن باشه...

93
00:04:09,461 --> 00:04:11,004
‫یعنی میخواد یه کاری انجام بده.

94
00:04:11,028 --> 00:04:12,223
‫که یعنی یه سری آدم قراره بمیرن.

95
00:04:12,247 --> 00:04:13,720
‫آخرین موقعیت "مورو" چیه؟

96
00:04:13,744 --> 00:04:16,183
‫خبری از مقامات
‫فرودگاه یا پلیس محلی شده؟

97
00:04:16,207 --> 00:04:17,576
‫خب، فیلم دوربینهای امنیتی رو حسابی گشتیم...

98
00:04:17,600 --> 00:04:19,665
‫اما معلومه که
‫سعی میکنه تو دوربین دیده نشه.

99
00:04:19,689 --> 00:04:20,796
‫تو هیچ تصویری صورتش واضح دیده نمیشه.

100
00:04:20,820 --> 00:04:22,146
‫پس داریم دنبال یه قاتل میگردیم...

101
00:04:22,170 --> 00:04:23,389
‫اما اصلا نمیدونیم چه شکلیه.

102
00:04:23,413 --> 00:04:25,975
‫درسته، اما خوب میدونیم
‫که یه بلیط...

103
00:04:25,999 --> 00:04:27,889
‫با اسم "دینو دیپاسکواله" خریده...

104
00:04:27,913 --> 00:04:31,981
‫و این بلیط برای سوار شدن هواپیمای ۲۰۶ درجه‌ی
‫یک شرکت "اسکای فلایت" به مقصد نیویورک بوده.

105
00:04:32,005 --> 00:04:33,896
‫خب این اسم مستعار دیگه سوخته، اما...

106
00:04:33,920 --> 00:04:35,115
‫داشته به سمت نیویورک میرفته.

107
00:04:35,139 --> 00:04:37,378
‫نه، همین الان اونجاست.

108
00:04:37,402 --> 00:04:39,119
‫به همه گفتیم حواسشون به ماشینش باشه...

109
00:04:39,143 --> 00:04:41,774
‫همونی که از پارکینگ کارکنان
‫مرکز "ریگان" دزدید.

110
00:04:41,798 --> 00:04:42,840
‫مقامات بندر دیدنش...

111
00:04:42,864 --> 00:04:43,887
‫"که از تونل "هالند...

112
00:04:43,911 --> 00:04:45,256
‫کمی بعد از ساعت ۶ رد شده.

113
00:04:45,691 --> 00:04:47,315
‫شاید این یارو رو نشناسیم...

114
00:04:47,339 --> 00:04:50,478
‫اما میدونیم کی بوده، یه ملی‌گرا...

115
00:04:50,502 --> 00:04:53,099
‫یه آدمکش که به دنبال
‫از بین بردن تمام جنبه‌های جهانی شدن ـه.

116
00:04:53,100 --> 00:04:54,904
‫نوابی" به هدفهای ممکن هشدار بده"...

117
00:04:54,928 --> 00:04:56,862
‫وال استریت، رسانه‌ها و کنسولگریها.

118
00:04:56,886 --> 00:04:59,039
‫رسلر" و "کین" به نیویورک برین".

119
00:04:59,063 --> 00:05:01,749
‫یه آدمکش توی اون شهره
‫و ما باید پیداش کنیم.

120
00:05:02,327 --> 00:05:03,913
‫بقیه رو نمیدونم.

121
00:05:03,937 --> 00:05:05,480
‫فقط میدونم چطوری برای من کار میکنه.

122
00:05:05,504 --> 00:05:09,484
‫- اولین زیرزمین.
‫- بله، اولین زیرزمین.

123
00:05:09,508 --> 00:05:12,095
‫یه دره که روش "سی ۲" نوشته شده
‫و در قسمت شمال شرقی ساختمونه.

124
00:05:12,119 --> 00:05:14,027
‫وقتی واردش شدی یه ایست بازرسی هست...

125
00:05:14,051 --> 00:05:16,795
‫علاقه‌ای به اولین ایست بازرسی ندارم.

126
00:05:16,819 --> 00:05:20,669
‫در مورد دومی بهم بگو، جایی
‫که نشونت رو بررسی میکنن.

127
00:05:20,693 --> 00:05:23,237
‫از کجا اینو میدونی؟

128
00:05:23,437 --> 00:05:25,587
‫میشه لطفا بگی چرا این سوالا رو میپرسی؟

129
00:05:25,611 --> 00:05:28,807
‫بهم در مورد ایست دوم بگو...

130
00:05:29,568 --> 00:05:33,073
‫که نشون و کد دسترسی‌ـتو بررسی میکنن.

131
00:05:33,656 --> 00:05:35,118
‫از کجا این چیزا رو میدونی؟

132
00:05:35,142 --> 00:05:37,468
‫همون کدی که امروز صبح برات فرستادن...

133
00:05:38,160 --> 00:05:40,297
‫ازت میخوام بنویسیش.

134
00:05:40,321 --> 00:05:41,409
‫الان.

135
00:05:43,933 --> 00:05:45,065
‫همین حالا!

136
00:05:59,862 --> 00:06:01,231
‫مطمئنی؟

137
00:06:01,851 --> 00:06:03,407
‫آره.

138
00:06:03,431 --> 00:06:06,802
‫حالا وقتشه که بری تو صندوق عقب.

139
00:06:06,826 --> 00:06:08,456
‫چی؟

140
00:06:08,480 --> 00:06:11,026
‫خواهش میکنم، نه.

141
00:06:11,663 --> 00:06:13,467
‫- فقط...
‫- صبر کن ببینم...

142
00:06:13,492 --> 00:06:14,798
‫نشونت رو بهم بده.

143
00:06:21,841 --> 00:06:23,455
‫حالا...

144
00:06:24,498 --> 00:06:26,691
‫برو تو صندوق عقب.

145
00:06:26,715 --> 00:06:27,866
‫صبر کن، نه.

146
00:06:41,208 --> 00:06:42,533
‫بهم گوش میکنی؟

147
00:06:42,557 --> 00:06:45,188
‫این شبکه هزینه‌ی
‫مجوزم رو نصف کرده.

148
00:06:45,212 --> 00:06:47,582
‫دارم ده درصد کمتر پول آی.سی.ام رو میدم...

149
00:06:47,606 --> 00:06:50,889
‫و حالا استودیو میگه
‫بازم اشکال داره؟

150
00:06:51,358 --> 00:06:53,457
‫بله، میخوام شکایت کنم.

151
00:06:53,481 --> 00:06:56,678
‫همین الان، اگر ممکن بود دیروز میکردم.

152
00:06:58,834 --> 00:07:01,117
‫بالاخره آدمایی که بتونم بهشون
‫اعتماد کنم پیداشون شد.

153
00:07:01,141 --> 00:07:03,859
‫بهت هشدار دادم "آرون". چند بار شد؟

154
00:07:03,883 --> 00:07:06,601
‫تجارت اسلحه در مقابل این
‫تجارتی که اسمشو گذاشتی نمایش...

155
00:07:06,625 --> 00:07:09,778
‫مثل آب خوردن ـه و بازیچه‌س.

156
00:07:09,802 --> 00:07:13,260
‫به خدا قسم ترجیح
‫میدادم دخترم با "عرفات" ازدواج کنه...

157
00:07:13,284 --> 00:07:15,566
‫تا اینکه مدیر شبکه تا استودیو بشم.

158
00:07:15,590 --> 00:07:19,179
‫حداقل بهت لطف میکرد
‫و قشنگ تو صورتت دروغ میگفت.

159
00:07:19,203 --> 00:07:23,748
‫یه بار ترتیب انتقال
‫یه تاجر کبالت چینی رو دادم...

160
00:07:23,772 --> 00:07:27,187
‫که اصرار داشت پول کثیفشو وارد...

161
00:07:27,211 --> 00:07:30,755
‫ساخت یه فیلم سه گانه با "ودمن بلیک" بکنه.

162
00:07:30,779 --> 00:07:34,716
‫فیلمهای بزرگی بود، یکی بزرگتر از قبلی.

163
00:07:34,740 --> 00:07:37,675
‫کار خیلی‌ها گرفت، چه جایزه‌هایی که نبردن.

164
00:07:37,699 --> 00:07:41,375
‫یک دلار در برابر
‫یک میلیارد سود شبکه...

165
00:07:41,399 --> 00:07:43,203
‫و منتظر موند تا سرمایه‌ـشو دو برابر کنه.

166
00:07:43,227 --> 00:07:46,771
‫در کل فیلمها در سرتاسر دنیا
‫نزدیک به ۳ میلیارد دلار فروش داشتن.

167
00:07:46,795 --> 00:07:49,252
‫چون ثروت بادآورده‌ـشو پیش‌بینی کرده بودم...

168
00:07:49,276 --> 00:07:51,733
‫همکارم یه خونه‌ی بزرگ در سیدنی خرید...

169
00:07:51,757 --> 00:07:53,648
‫و صاحب یه قایق تو مونته‌نگرو شد.

170
00:07:53,672 --> 00:07:55,171
‫وقتی حسابدارای استودیو...

171
00:07:55,195 --> 00:07:56,999
‫مدادهاشونو حسابی تیز کردن...

172
00:07:57,023 --> 00:08:00,959
‫کل شبکه ۹۹۹ میلیون دلار می‌ارزید.

173
00:08:00,983 --> 00:08:02,613
‫دارایی‌هاشو ازش گرفتن...

174
00:08:02,637 --> 00:08:04,963
‫و همسرش اونو برای
‫یه مامور استعدادیابی ترک کرد.

175
00:08:04,987 --> 00:08:06,661
‫نه اینکه این اتفاق برای تو بیافته.

176
00:08:06,685 --> 00:08:08,445
‫خب از نظر مالی که کارت ساخته‌س...

177
00:08:08,469 --> 00:08:09,881
‫اما نیمه‌ی پر لیوان رو ببین...

178
00:08:09,905 --> 00:08:12,580
‫همسرت مرده، روحش در آرامش باشه.

179
00:08:14,040 --> 00:08:16,236
‫گقتی یه سوال در مورد "مورو" داری.

180
00:08:16,260 --> 00:08:18,325
‫آره، میخوام بدونم کجاست.

181
00:08:18,349 --> 00:08:20,675
‫بهم گفتن که تازگی باهات تماس گرفته.

182
00:08:20,699 --> 00:08:22,764
‫درسته گرفته اما...

183
00:08:22,788 --> 00:08:24,244
‫آرون"، اگه مسئله حیاتی نبود"...

184
00:08:24,268 --> 00:08:26,159
‫ازت نمیخواستم...

185
00:08:26,183 --> 00:08:27,682
‫اطلاعات رو لو بدی.

186
00:08:28,205 --> 00:08:30,337
‫ازت ممنونم دوست من.

187
00:08:30,361 --> 00:08:32,469
‫من با تو هیچ رازی ندارم.

188
00:08:32,493 --> 00:08:35,342
‫اگر جاشو میدونستم
‫حتما بهت میگفتم.

189
00:08:35,366 --> 00:08:36,647
‫اما نمیدونم.

190
00:08:36,671 --> 00:08:38,258
‫پس چطوره بهم بگی...

191
00:08:38,282 --> 00:08:39,998
‫سفارششو به کجا فرستادی؟

192
00:08:40,022 --> 00:08:41,696
‫هیچ سفارشی نداد.

193
00:08:42,094 --> 00:08:46,048
‫یه جعبه آر.پی.جی
‫عالی داشتم که علاقه‌ای نشون نداد.

194
00:08:46,072 --> 00:08:48,311
‫تنها چیزی که میخواست
‫این بود که بهش یه پیمانکار رو معرفی کنم.

195
00:08:48,851 --> 00:08:50,270
‫و اون کی بود؟

196
00:08:51,186 --> 00:08:53,229
‫"مکسول رودیگر".

197
00:08:53,772 --> 00:08:55,362
‫اسمش برات معنایی داره؟

198
00:08:55,386 --> 00:08:57,059
‫دوباره یاد ایام قدیم افتادم.

199
00:09:01,348 --> 00:09:02,717
‫اگر تو باهاش مشکلی نداری، منم ندارم.

200
00:09:02,741 --> 00:09:04,936
‫بهت گفتم که هیچ مشکلی باهاش ندارم.

201
00:09:05,576 --> 00:09:07,112
‫چی رو از قلم انداختم؟

202
00:09:07,136 --> 00:09:08,592
‫ببین، من میشناسمت...

203
00:09:08,616 --> 00:09:10,377
‫و میدونم امکان نداره با این مشکلی نداشته باشی...

204
00:09:10,401 --> 00:09:12,161
‫"که "ردینگتون
‫آدمی که بازداشت کردیم رو بکشه...

205
00:09:12,185 --> 00:09:14,729
‫تا یه موقع هویت اون اسکلتها رو فاش نکنه.

206
00:09:15,131 --> 00:09:17,384
‫نه، تو نمیخوای
‫بهم بگی واقعا چه خبر شده...

207
00:09:17,408 --> 00:09:19,342
‫و منم مشکلی باهاش ندارم.

208
00:09:19,366 --> 00:09:21,340
‫اما با گفتن اینکه مشکلی
‫باهاش نداری بهم توهین نکن.

209
00:09:22,694 --> 00:09:24,521
‫- ممنون.
‫- برای چی؟

210
00:09:24,545 --> 00:09:26,480
‫برای اینکه باهاش مشکلی نداری.

211
00:09:26,504 --> 00:09:28,308
‫چی برامون داری؟

212
00:09:28,332 --> 00:09:29,831
‫"چارلز آلبرکت".

213
00:09:29,855 --> 00:09:31,876
‫پیامرسان کنسولگری ترکیه بوده.

214
00:09:31,900 --> 00:09:33,443
‫وقتی سر کار پیداش نشده...

215
00:09:33,467 --> 00:09:34,468
‫کنسولگری گزارش گمشدنش رو داده.

216
00:09:35,904 --> 00:09:37,969
‫چون بهشون هشدار دادیم
‫در حالت آماده‌باش بودن.

217
00:09:37,993 --> 00:09:39,667
‫کنسولگری گفتش...

218
00:09:39,691 --> 00:09:42,191
‫سند محرمانه یا خاصی همراهش بوده؟

219
00:09:42,215 --> 00:09:43,627
‫داشته یه بسته‌ی دیپلماتیک رو...

220
00:09:43,651 --> 00:09:45,063
‫که حاوی اطلاعات محرمانه بوده حمل میکرده.

221
00:09:45,087 --> 00:09:46,315
‫میکرده.

222
00:09:46,339 --> 00:09:48,502
‫بسته گمشده و  از اونجایی
‫که اطلاعاتش محرمانه بوده...

223
00:09:48,526 --> 00:09:50,547
‫کنسولگری نمیگه چی داخلش بوده.

224
00:09:50,571 --> 00:09:52,419
‫خب، ما میدونیم که چی بوده...

225
00:09:52,443 --> 00:09:54,203
‫چیزی که "مورو" حاضر
‫بوده براش آدم بکشه.

226
00:09:54,227 --> 00:09:57,467
‫حتی اگه کار "مورو" بوده باشه، چرا
‫یه پیامرسون ترکی رو کشته؟

227
00:09:57,491 --> 00:09:59,711
‫چطوری با اعتقادات ملی‌گرایانه‌ـش جور درمیاد؟

228
00:10:01,882 --> 00:10:03,734
‫دیگه چی میتونی بهمون بگی؟

229
00:10:03,758 --> 00:10:06,302
‫بسته دیپلماتیک تنها
‫چیزی نیست که گمشده.

230
00:10:06,326 --> 00:10:08,415
‫کارت شناسایی‌ـش هم گم شده.

231
00:10:21,341 --> 00:10:22,816
‫باشه، فکر کنم به مشکل برخوردیم.

232
00:10:22,840 --> 00:10:25,293
‫- آرام" چی شده؟"
‫- باشه، در مورد "آلبرکت" ـه.

233
00:10:25,317 --> 00:10:27,758
‫آقای "کوپر" با سفیر
‫ترکیه صحبت کرد...

234
00:10:27,782 --> 00:10:29,847
‫اونم تایید که "آلبرکت" داشته به سمت...

235
00:10:29,871 --> 00:10:32,633
‫یه جلسه با سازمان ملل می‌رفته.

236
00:10:32,657 --> 00:10:34,754
‫اینطوری با اعتقاداتش جور شد.

237
00:10:34,778 --> 00:10:37,364
‫باشه، پلیس سازمان ملل میگه
‫"که از نشون "آلبرکت...

238
00:10:37,388 --> 00:10:39,061
‫شش دقیقه پیش در زیرزمین اول استفاده شده...

239
00:10:39,086 --> 00:10:40,423
‫"ورودی "سی ۲.

240
00:10:40,447 --> 00:10:42,033
‫باشه، "آرام"، با تیم امنیتی هماهنگ کن...

241
00:10:42,057 --> 00:10:43,578
‫بگو تمام ورودیها رو ببندن...

242
00:10:43,602 --> 00:10:45,472
‫و ببین می‌تونن موقعیت
‫نشونش رو پیدا کنن یا نه.

243
00:10:45,496 --> 00:10:46,516
‫داریم میریم همون سمت.

244
00:10:46,540 --> 00:10:48,475
‫- کین"ـم".
‫- "الیزابت".

245
00:10:48,499 --> 00:10:51,260
‫خبرایی در مورد
‫قاتل بی‌چهره‌ای که دنبالشی دارم.

246
00:10:51,284 --> 00:10:52,609
‫داره به سمت سازمان ملل میره...

247
00:10:52,633 --> 00:10:54,611
‫بله، تا یه بمب رو تحویل بده.

248
00:10:54,635 --> 00:10:57,222
‫بمب؟ تو از کجا میدونی؟

249
00:10:57,246 --> 00:11:00,704
‫از دستگاهی که
‫از یه نفر به اسم "مکسول رودیگر" خریده...

250
00:11:00,728 --> 00:11:03,490
‫یه دوست قدیمی، مست و بی‌آبرو...

251
00:11:03,514 --> 00:11:06,623
‫و یه متخصص تمام‌وکمال
‫در تمام چیزای منفجر شدنی.

252
00:11:06,647 --> 00:11:08,233
‫به خاطر همین "مورو" سراغ پیامرسون رفته.

253
00:11:08,257 --> 00:11:09,844
‫دنبال راه ورود بوده.

254
00:11:09,868 --> 00:11:11,062
‫مورو" فقط یه راه میخواسته"...

255
00:11:11,086 --> 00:11:12,867
‫تا دستگاه‌ـشو وارد ساختمون کنه.

256
00:11:12,891 --> 00:11:14,892
‫خب، نشون اونو داخل
‫ساختمون میبره اما بمب رو نمیبره.

257
00:11:14,916 --> 00:11:16,416
‫تو ایست بازرسی اسکنش
‫میکنن، جلوشو میگیرن.

258
00:11:16,440 --> 00:11:18,179
‫مشکل اینه که نمیکنن.

259
00:11:18,203 --> 00:11:20,681
‫مورو" اتفاقی یکی"
‫رو با این سطح امنیتی انتخاب نکرده.

260
00:11:20,705 --> 00:11:24,119
‫به عمد کسی رو انتخاب کرده
‫که یه بسته دیپلماتیک رو حمل کنه.

261
00:11:24,143 --> 00:11:26,694
‫که اسکن نمیشن چون
‫اجازه‌ـی بازرسی‌ـشو ندارن.

262
00:11:26,718 --> 00:11:28,645
‫الیزابت" دستگاهی که دنبالشی"...

263
00:11:28,669 --> 00:11:30,473
‫یه دستگاه دودویی ـه...

264
00:11:30,497 --> 00:11:33,215
‫که اینقدر آمونیوم نیترات و هیدرازین داره...

265
00:11:33,239 --> 00:11:35,043
‫که تمام مجمع عمومی رو میفرسته هوا...

266
00:11:35,067 --> 00:11:37,175
‫تازه اگر کل ساختمون رو خراب نکنه...

267
00:11:37,707 --> 00:11:38,829
‫و فرار هم هست.

268
00:11:38,853 --> 00:11:40,657
‫کوچکترین ضربه یا جرقه‌ای...

269
00:11:40,681 --> 00:11:42,616
‫باعث میشه چاشنی
‫بدون کوچکترین هشداری منفجر بشه.

270
00:11:42,640 --> 00:11:44,313
‫- اینو از کجا میدونی؟
‫- میدونم چون...

271
00:11:44,337 --> 00:11:47,142
‫درست کنار مرد دیوونه‌ای نشستم
‫که اون لعنتی رو ساخته.

272
00:11:47,166 --> 00:11:49,100
‫مکسول رودیگر" کنارته؟"

273
00:11:49,124 --> 00:11:51,189
‫همین الان که حرف میزنیم تو راهیم.

274
00:11:51,213 --> 00:11:53,670
‫،باید ساختمون رو تخلیه کنی
‫جای دستگاه رو پیدا کنی...

275
00:11:53,694 --> 00:11:55,890
‫و یه راهی برای ورودمون گیر بیاری...

276
00:11:55,914 --> 00:11:58,545
‫اما نذار هیچکس نزدیک
‫اون بمب لعنتی بشه...

277
00:11:58,569 --> 00:12:01,765
‫تا وقتی که بتونم "رودیگر" رو بیارم
‫تا ساخته‌ی شیطانی‌ـشو از بین ببره.

278
00:12:01,789 --> 00:12:04,115
‫- فهمیدی؟
‫- بله.

279
00:12:06,228 --> 00:12:09,077
‫مکس"، شاید بهتر باشه"
‫دیگه مشروب نخوری.

280
00:12:09,101 --> 00:12:12,297
‫هنوز باید یه کاری انجام بدی
‫و میخوام دستهات نلرزن و ثابت باشن.

281
00:12:12,321 --> 00:12:16,391
‫مشروب تنها چیزی ـه که باعث
‫میشه دستهام نلرزه.

282
00:12:17,239 --> 00:12:19,087
‫بهتره یکی دیگه بیاری.

283
00:12:20,590 --> 00:12:22,590
‫[ سازمان ملل، نیویورک‌سیتی ]

284
00:13:03,503 --> 00:13:05,525
‫ژان تاپروین"، سرپرست تیم امنیتی هستم".

285
00:13:05,549 --> 00:13:06,917
‫مامور "رسلر"، "کین" از اف.بی.آی هستیم.

286
00:13:06,941 --> 00:13:08,745
‫باید ساختمون رو تخلیه کنین.

287
00:13:08,769 --> 00:13:10,660
‫برنامه تخلیه داریم
‫اما تضمینی نداره...

288
00:13:10,684 --> 00:13:12,575
‫که در حین تخیله مظنون رو گم نکنیم.

289
00:13:12,599 --> 00:13:13,713
‫خب، این ریسکی ـه که باید بپذیریمش.

290
00:13:13,737 --> 00:13:14,795
‫باید این ساختمون رو تخلیه کنین.

291
00:13:14,819 --> 00:13:16,087
‫میدونین "مورو" کجاست؟

292
00:13:16,111 --> 00:13:17,404
‫میدونیم آخرین بار از نشونش کجا استفاده شده.

293
00:13:17,429 --> 00:13:19,079
‫همین الان ما رو ببرین اونجا.

294
00:13:25,177 --> 00:13:26,981
‫همگی اعضا توجه کنن...

295
00:13:27,005 --> 00:13:29,723
‫موقعیت اضطراری. برای امنیت خودتون...

296
00:13:29,747 --> 00:13:32,726
‫لطفا از نزدیکترین خروجی خارج بشین.

297
00:13:32,750 --> 00:13:35,380
‫این یک آزمایش نیست.

298
00:13:46,546 --> 00:13:49,909
‫قربان! بس وایستین. بذارینش زمین.

299
00:13:49,933 --> 00:13:52,310
‫مامور ویژه "الیزابت کین" از اف.بی.آی هستم.

300
00:13:52,334 --> 00:13:54,182
‫دلایل محکمی داریم که اون کیف شامل...

301
00:13:54,206 --> 00:13:55,531
‫یه دستگاه انفجاری ـه.

302
00:13:55,555 --> 00:13:57,678
‫ازتون میخوام خیلی آروم بذارینش زمین...

303
00:13:57,702 --> 00:13:59,341
‫و دقیقا کاری که میگم رو انجام بدین.

304
00:14:10,570 --> 00:14:13,226
‫باشه، بسیار خب، الان
‫دارم تصاویر رو می‌بینم.

305
00:14:13,250 --> 00:14:15,508
‫باشه، گوشی رو میدم
‫به سرپرست تیم امنیتی.

306
00:14:15,532 --> 00:14:16,790
‫تمام کارکنان توجه کنن...

307
00:14:16,815 --> 00:14:17,988
‫"مامور "مجتبایی.

308
00:14:18,012 --> 00:14:19,114
‫- سلام.
‫- سلام.

309
00:14:19,139 --> 00:14:20,861
‫داریم از راهروی شمالی افراد رو تخیله میکنیم.

310
00:14:20,885 --> 00:14:22,906
‫سعی میکنم الان تصاویر
‫این بخش رو بهتون بدم.

311
00:14:22,930 --> 00:14:24,168
‫باشه، ممنون.

312
00:14:33,898 --> 00:14:35,116
‫راه بیافتین، زود باشین!

313
00:14:37,510 --> 00:14:39,357
‫همه‌ی کارکنان توجه کنن...

314
00:14:39,381 --> 00:14:42,273
‫تفنگم، اون تفنگمو برد.

315
00:14:42,297 --> 00:14:44,449
‫افسر تیر خورده. تکرار میکنم
‫در راهروی شمالی یه افسر تیر خورده.

316
00:14:44,473 --> 00:14:46,190
‫مظنون مسلح و در حرکته.

317
00:14:46,214 --> 00:14:48,802
‫قوانین تخلیه‌ـمون کاملا روشنه.

318
00:14:48,826 --> 00:14:50,673
‫من این قدرت رو دارم تا تغییرش بدم.

319
00:14:50,697 --> 00:14:52,632
‫اف.بی.آی اینجا هیچ قدرتی نداره.

320
00:14:52,656 --> 00:14:54,996
‫به علاوه، ما اعضای اضطراری رو تخلیه نمیکنیم...

321
00:14:55,020 --> 00:14:57,162
‫- در طول یه مورد اضطراری واقعی...
‫- باید همین الان شما...

322
00:14:57,187 --> 00:14:58,855
‫و تمام کارکنان سازمان ملل برین بیرون...

323
00:14:58,879 --> 00:15:04,731
‫پلیسای نیویورک، واحد خنثی‌سازی بمب
‫نیویورک، تیم گروگانگیری همگی باید برین بیرون.

324
00:15:04,755 --> 00:15:06,297
‫از دفتر مافوقم بهم زنگ زدن.

325
00:15:06,321 --> 00:15:08,648
‫دبیرکل همین الان با وزارت کشور حرف زده...

326
00:15:08,672 --> 00:15:09,692
‫و اونا خواستن ما...

327
00:15:09,716 --> 00:15:11,858
‫تمام اعضای اضطراری رو تخلیه کنیم.

328
00:15:13,026 --> 00:15:14,784
‫شماها کی هستین؟

329
00:15:15,237 --> 00:15:17,526
‫اینجا چه خبر شده؟

330
00:15:17,550 --> 00:15:20,877
‫دریافت شد، مشکلی نیست.

331
00:15:29,562 --> 00:15:31,869
‫شک ندارم اولین باره میام اینجا.

332
00:15:49,669 --> 00:15:50,994
‫باشه، فکر کنم پیداش کردم.

333
00:15:51,018 --> 00:15:53,127
‫باشه، "آرام" باهام حرف بزن. بگو کدوم طرف؟

334
00:15:53,151 --> 00:15:55,564
‫باشه، برو چپ.

335
00:15:55,588 --> 00:15:57,198
‫نه، راست، نه، نه راست خودت.

336
00:16:00,724 --> 00:16:03,267
‫نباید بیشتر از ۲۰ یارد
‫ازت دور شده باشه، داره به سمت غرب میره.

337
00:16:08,470 --> 00:16:11,536
‫عذر میخوام، احتمالا سوال احمقانه‌ای ـه...

338
00:16:11,560 --> 00:16:14,409
‫اما دوباره بگو چرا پلیس داره ما رو اسکورت میکنه؟

339
00:16:14,433 --> 00:16:17,542
‫پلیس و من یه رابطه‌ی
‫خیلی خاص با هم داریم.

340
00:16:17,566 --> 00:16:20,850
‫آره اما مثل "الویس" دارن باهات رفتار میکنن.

341
00:16:20,874 --> 00:16:24,941
‫بله، با این تفاوت که
‫رییس‌جمهور یه نشان به "الویس" داد...

342
00:16:24,965 --> 00:16:27,552
‫و من اصلا به نشان هم نیازی ندارم.

343
00:16:31,580 --> 00:16:33,820
‫باشه، نمیتونم ببینمش.

344
00:16:33,844 --> 00:16:35,865
‫زود باش. کجا رفتی؟

345
00:16:35,889 --> 00:16:37,727
‫باشه. تصویرش رو گم کردم.

346
00:16:37,751 --> 00:16:39,956
‫دیگه نمی‌بینمش.

347
00:16:42,853 --> 00:16:45,962
‫باشه، دوباره می‌بینمش. نزدیک شدی.

348
00:16:49,598 --> 00:16:52,316
‫اسلحه رو بنداز "مورو". این کار رو نکن.

349
00:16:52,340 --> 00:16:55,537
‫داخل اون ساختمون مشکلات
‫خیلی بزرگتری از من داری.

350
00:16:55,561 --> 00:16:57,321
‫من فقط نگران توام.

351
00:16:58,865 --> 00:17:01,369
‫شاید بهتر باشه نگران گروگانم باشی.

352
00:17:05,179 --> 00:17:08,028
‫طاقت بیار.

353
00:17:08,052 --> 00:17:09,769
‫صبر کن، طاقت بیار.

354
00:17:14,406 --> 00:17:16,036
‫طاقت بیار. صبر کن.

355
00:17:23,850 --> 00:17:26,418
‫افرادت باید این ساختمون رو ترک کنن.

356
00:17:34,731 --> 00:17:37,796
‫خنده‌داره، خیلی از
‫اون چیزی که فکر میکردم کوچیکتره.

357
00:17:38,530 --> 00:17:39,973
‫یکم رنگ‌ورو رفته‌س.

358
00:17:39,997 --> 00:17:41,365
‫منو یاد اون سفری میندازه که با هم رفتیم.

359
00:17:41,389 --> 00:17:42,671
‫به ممفیس.

360
00:17:42,695 --> 00:17:44,673
‫"بله، دقیقا، "گریسلند.

361
00:17:44,697 --> 00:17:47,154
‫دقیقا همین احساس رو
‫به "گریسلند" داشتم.

362
00:17:48,098 --> 00:17:50,850
‫راستش به نسبت خیلی عادی ـه.

363
00:17:52,435 --> 00:17:54,141
‫یه جور بوی عجیب‌غریبی هم میده.

364
00:17:56,491 --> 00:17:58,687
‫چقدر وقت داریم تا این بمب بترکه؟

365
00:17:59,442 --> 00:18:01,403
‫اصلا نمیدونم.

366
00:18:02,628 --> 00:18:04,171
‫الیزابت" شاید بهتر باشه یکی رو پیدا کنیم"...

367
00:18:04,195 --> 00:18:05,326
‫تا برای رفیقمون نوشیدنی بیاره.

368
00:18:12,725 --> 00:18:14,224
‫در مورد محدوده بهم بگو.

369
00:18:14,248 --> 00:18:16,574
‫داریم با پلیس نیویورک همکاری میکنیم...

370
00:18:16,598 --> 00:18:19,882
‫تا از "میدتاون" در شرق
‫و خیابون ۵۹ تا خیابون ۴۲ و جنوب رو ببندیم.

371
00:18:19,906 --> 00:18:21,405
‫- دیده شده؟
‫- هنوز نه...

372
00:18:21,429 --> 00:18:23,364
‫اما دوربین نظارتی پلیس نیویورک رو...

373
00:18:23,388 --> 00:18:24,721
‫در منطقه دارم.

374
00:18:24,745 --> 00:18:26,671
‫به تیم نظارتی خبر بده، یه عکس ازش پیدا کن.

375
00:18:26,695 --> 00:18:29,065
‫"میخوام عکس "مورو
‫روی تمام تلویزیونهای سه ایالت باشه.

376
00:18:29,089 --> 00:18:30,501
‫خبری از "کین" شده؟

377
00:18:30,525 --> 00:18:32,832
‫الان میرم پیشش.

378
00:18:36,531 --> 00:18:38,509
‫عجب حس تعلیقی داره.

379
00:18:38,533 --> 00:18:40,250
‫هیس، ساکت باش.

380
00:18:40,274 --> 00:18:43,079
‫واقعا باید اینجا باشم؟

381
00:18:43,103 --> 00:18:44,888
‫ساکت.

382
00:18:46,715 --> 00:18:48,587
‫از آمپول متنفرم.

383
00:18:53,418 --> 00:18:55,439
‫صبر کن، وایستا، چه کار میکنی؟

384
00:18:55,463 --> 00:18:57,920
‫میخوام قفل رو خرد کنم.

385
00:18:57,944 --> 00:18:59,922
‫میخوام تیکه‌تیکه‌ش کنم...

386
00:18:59,946 --> 00:19:01,315
‫و دعا کنین که کیف بدون اینکه...

387
00:19:01,339 --> 00:19:04,361
‫ضربه‌ی اضافی
‫به سوییچ فعال‌کننده وارد کنه باز بشه.

388
00:19:04,385 --> 00:19:05,955
‫میخوای دعا کنی؟

389
00:19:05,979 --> 00:19:08,539
‫باشه، واقعا لازم نیست برای
‫این قسمت حضور داشته باشم.

390
00:19:08,563 --> 00:19:10,063
‫این همه خرد کردن و تیکه‌تیکه کردن...

391
00:19:11,175 --> 00:19:12,543
‫حالت خوبه؟

392
00:19:12,567 --> 00:19:14,100
‫چی شده؟

393
00:19:15,048 --> 00:19:17,113
‫عه، باشه.

394
00:19:17,137 --> 00:19:19,986
‫رودیگر، اگه کار دیگه‌ای
‫از دست من بر نمیاد.

395
00:19:20,010 --> 00:19:21,084
‫فکر کنم دیگه برم گردش.

396
00:19:21,108 --> 00:19:22,250
‫وایسا، وایسا.

397
00:19:22,274 --> 00:19:24,207
‫می‌خوای منُ و این و بمب
‫رو اینجا تنها بذاری؟

398
00:19:24,231 --> 00:19:27,210
‫تو هر روزی از هفته که دوست داشته باشی
‫می‌تونی بیای سازمان ملل.

399
00:19:27,234 --> 00:19:29,038
‫واسه من، این از اون چیزاست که
‫فقط یه‌بار تو زندگیِ آدم اتفاق میفته.

400
00:19:29,062 --> 00:19:32,327
‫حس و حال تاریخی و
‫این جور چیزاش.

401
00:19:36,039 --> 00:19:37,540
‫احتمال زیاد چیزیت نمی‌شه بابا.

402
00:19:38,289 --> 00:19:39,832
‫احتمال زیاد؟

403
00:19:39,856 --> 00:19:41,050
‫واقعاً دل‌گرمیِ خوبیه.

404
00:20:33,910 --> 00:20:35,931
‫خدای من!

405
00:20:48,890 --> 00:20:50,890
‫[ مجمع عمومی ]

406
00:21:17,866 --> 00:21:21,087
‫،جناب دبیرکل، آقای رئیس‌جمهور

407
00:21:21,111 --> 00:21:24,439
‫اعضای برجستۀ مجمع عمومی...

408
00:21:27,441 --> 00:21:31,465
‫امروز روبروی شما قرار گرفته‌ام
‫در هفتادمین سالگرد

409
00:21:31,489 --> 00:21:35,121
‫اعلامیۀ جهانی حقوق بشر...

410
00:21:35,145 --> 00:21:37,427
‫باعث افتخارمه تازه‌ترین کسی باشم

411
00:21:37,451 --> 00:21:42,128
‫در صف دور و درازی از
‫مردان مشکل‌دارِ سیاسی

412
00:21:42,152 --> 00:21:44,891
‫و سابقاً به‌شدت قدرتمندی قرار می‌گیره

413
00:21:44,915 --> 00:21:47,307
‫که با این سالن مقدس صحبت می‌کنه.

414
00:21:47,331 --> 00:21:51,224
‫کاسترو، قذافی، و اونی که
‫خودم از همه بیشتر دوست دارم...

415
00:21:55,078 --> 00:21:58,013
‫ای، نیکیتا.

416
00:21:58,037 --> 00:22:00,077
‫شاید به جماهیر شوروی کمک کرده باشی

417
00:22:00,101 --> 00:22:01,974
‫تا بازندۀ جنگ سرد بشن...

418
00:22:01,998 --> 00:22:03,937
‫اما شیک و مجلسی این‌کارو کردی.

419
00:22:05,044 --> 00:22:08,154
‫امروز، می‌خوام توجه‌تون رو

420
00:22:08,178 --> 00:22:10,678
‫به موضوعی جلب کنم که
‫خیلی برای خودم جالبه...

421
00:22:10,702 --> 00:22:12,506
‫و باور دارم برای هر کسی هم

422
00:22:12,530 --> 00:22:16,118
‫که به این مؤسسه‌ی محترم
‫اهمیت می‌ده جالب‌توجه باشه...

423
00:22:16,142 --> 00:22:20,296
‫،کری گرانت، یا اگر بخوایم دقیق‌تر بگیم
‫مواقعی که می‌رفت فضا.

424
00:22:21,713 --> 00:22:24,021
‫- مورو؟
‫- گمش کردیم.

425
00:22:24,045 --> 00:22:26,751
‫پلیس نیویورک همین‌الان
‫داره شهر رو دنبالش می‌گرده.

426
00:22:27,675 --> 00:22:29,523
‫چی شده؟

427
00:22:29,547 --> 00:22:32,221
‫محفظۀ کپسول ژلاتینی‌ش گیر کرده.
‫فکر نکنم بتونم درش بیارم.

428
00:22:32,245 --> 00:22:33,266
‫که یعنی...

429
00:22:33,290 --> 00:22:34,484
‫هنوز نمی‌دونم.

430
00:22:35,134 --> 00:22:36,768
‫بیا، یه لطفی بکن.

431
00:22:36,792 --> 00:22:38,488
‫- اینُ نگه دار.
‫- چی رو؟

432
00:22:38,512 --> 00:22:39,588
‫این سیم سفید رو.

433
00:22:39,959 --> 00:22:41,558
‫زرده رو نه ها.

434
00:22:41,582 --> 00:22:43,058
‫به اون دست نزن.

435
00:22:43,082 --> 00:22:45,713
‫لطفاً. دستات نلرزن، دوست من.

436
00:22:45,737 --> 00:22:49,238
‫،در طول پنج بار ازدواج، و معشوقه‌های بی‌شماری

437
00:22:49,262 --> 00:22:52,198
‫،که می‌گن هم مرد بودن هم زن

438
00:22:52,222 --> 00:22:55,940
‫،و بیشتر از ۷۰ تا فیلم از جمله
‫"،شمال تا شمال‌غربی"

439
00:22:55,964 --> 00:22:59,596
‫که همچین بزرگترین فیلمی بود
‫،که اینجا ساخته شد

440
00:22:59,620 --> 00:23:02,860
‫،اون به فضا رفتن‌هاش ادامه داد
‫و خب چرا که نه؟

441
00:23:02,884 --> 00:23:07,822
‫قبل از این‌که ال‌اس‌دی توسط
‫وزنۀ ضد فرهنگی

442
00:23:07,846 --> 00:23:11,217
‫،تیموتی لیری سنگین بشه
‫که می‌گفت روشن شید، ارتباط بگیرید و بکشید بیرون...

443
00:23:11,241 --> 00:23:12,889
‫از ال‌اس‌دی برای

444
00:23:12,913 --> 00:23:16,248
‫،درمان اعتیاد، اضطراب
‫و افسردگی استفاده می‌‌شد.

445
00:23:24,036 --> 00:23:25,650
‫- وای، پسر.
‫- منظورت از "وای، پسر" چیه؟

446
00:23:25,674 --> 00:23:28,060
‫یعنی این اتفاق خوبی نیست.

447
00:23:28,084 --> 00:23:30,497
‫اینجا که در قلب تپندۀ...

448
00:23:30,521 --> 00:23:33,804
‫موسسه‌ای ایستادم که
‫،وقف سیاستمداری شده

449
00:23:33,828 --> 00:23:36,459
‫می‌تونم طبق تجربۀ شخصی خودم بگم

450
00:23:36,483 --> 00:23:41,377
‫،ال‌اس‌ای من رو فوق‌العاده آگاه‌تر

451
00:23:41,401 --> 00:23:44,989
‫مهربان‌تر، باملاحظه‌تر و خوش‌اخلاق‌تر کرده

452
00:23:45,013 --> 00:23:47,601
‫،و اگه مردم مهربون‌تر و خوش‌اخلاق‌تر باشن

453
00:23:47,625 --> 00:23:49,341
‫اون‌طوری دنیا هم
‫دنیای مهربان‌تری می‌شه.

454
00:23:49,365 --> 00:23:51,518
‫الله وکیلی، اصلاً می‌دونی
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

455
00:23:51,542 --> 00:23:54,651
‫،جنایات کمتر و ترورهای کمتری صورت می‌گیره

456
00:23:54,675 --> 00:23:58,568
‫و خوشی و سیاستمداری
‫و لذت خیلی بیشتری می‌بینیم.

457
00:24:02,422 --> 00:24:05,271
‫- هوم!
‫- کری گرانت یه‌بار گفت

458
00:24:05,295 --> 00:24:08,448
‫،بعد از یه فضا رفتن ال‌اس‌دی‌ایِ مهیج

459
00:24:08,472 --> 00:24:13,714
‫تصور می‌کردم آلت تناسلی"
‫غول‌آسایی هستم که مثل فضاپیما

460
00:24:13,738 --> 00:24:16,369
‫- ".از کرۀ زمین پرتاب می‌شه
‫- ،مورو رو گم کردیم

461
00:24:16,393 --> 00:24:17,935
‫ولی اون دوست آلمانی
‫عجیب‌غریبت موفق شد.

462
00:24:18,571 --> 00:24:19,981
‫بمب رو خنثی کرد.

463
00:24:20,531 --> 00:24:22,462
‫خیلی غافلگیر نشدم.
‫هر چی نباشه، سازنده‌ش خودش بود دیگه.

464
00:24:22,486 --> 00:24:24,072
‫به پلیس نیویورک خبر دادیم.

465
00:24:24,096 --> 00:24:25,924
‫باید قبلِ اینکه برسن فلنگُ ببندی.

466
00:24:32,377 --> 00:24:33,586
‫اذیتت...

467
00:24:34,367 --> 00:24:36,911
‫- نمی‌کنه؟
‫- چی؟

468
00:24:36,935 --> 00:24:40,828
‫دونستن این‌که حادثۀ فاجعه‌باری
‫،توی سازمان ملل ختم به‌خیر شد

469
00:24:40,852 --> 00:24:44,048
‫که جون مردم زیادی
‫به خاطر تو نجات پیدا کرد.

470
00:24:44,806 --> 00:24:46,265
‫که تو...

471
00:24:47,250 --> 00:24:49,880
‫کارهای خیری می‌کنی که
‫هیچکس هیچ‌وقت ازش باخبر نمی‌شه.

472
00:24:49,904 --> 00:24:52,361
‫می‌دونستی اسم اصلی کری گرانت

473
00:24:52,385 --> 00:24:54,842
‫آرچی‌بالد لیچ" بوده؟"

474
00:24:54,866 --> 00:24:56,552
‫،اگه توی فقر به دنیا اومده بوده

475
00:24:56,576 --> 00:24:59,629
‫،پسر یه پدر الکی و یه مادر افسرده

476
00:24:59,653 --> 00:25:02,719
‫بعدش رفته خودشُ از نو ساخته

477
00:25:02,743 --> 00:25:06,791
‫مثل الگوی "واسپ" پرهیزکاری و جذبه؟

478
00:25:07,879 --> 00:25:09,465
‫خوشا به حالت، آرچی.

479
00:25:09,914 --> 00:25:13,084
‫من خیلی طرفدار خود از نو ساختنم.

480
00:25:13,580 --> 00:25:15,689
‫طرفدارِ پنهون نگه‌داشتن خودِ حقیقی‌ات.

481
00:25:15,713 --> 00:25:18,257
‫،یا تبدیل شدن به خود حقیقی‌ات

482
00:25:18,281 --> 00:25:21,197
‫حتی اگرم مجبور بشی برای
‫رسیدن بهش یه هویت دیگه بگیری.

483
00:25:30,728 --> 00:25:34,447
‫می‌خوای بیای با من و دمبه
‫و رودیگر بریم می‌خونۀ "رد برا"؟

484
00:25:34,471 --> 00:25:37,276
‫و با یه کیک داغ و آب‌جوی خنک جشن بگیریم؟

485
00:25:37,300 --> 00:25:39,093
‫تای چی و اسفناج چی شد پس؟

486
00:25:40,346 --> 00:25:43,934
‫،بعد از نجاتِ منهتن
‫فکر کنم حقم باشه یه‌خرده کربوهیدرات بخورم.

487
00:25:44,282 --> 00:25:45,893
‫شما برید.

488
00:25:45,917 --> 00:25:48,678
‫من باید اینجا بمونم ببینم چطوری این قضیه
‫رو به تیم خنثی‌سازی بمب توضیح بدم.

489
00:25:49,162 --> 00:25:50,550
‫نظرت عوض شده؟

490
00:25:50,574 --> 00:25:52,073
‫فقط می‌خوام درمورد نقشه‌مون حرف بزنم.

491
00:25:52,097 --> 00:25:53,727
‫داریم کار درست رو می‌کنیم.

492
00:25:53,751 --> 00:25:55,511
‫می‌دونم.

493
00:25:55,909 --> 00:25:57,920
‫می‌دونم. فقط اینکه...

494
00:25:59,974 --> 00:26:02,388
‫این آدم هر کی که هست، کار خوب زیاد می‌کنه.

495
00:26:03,551 --> 00:26:05,391
‫تنها چیزی که الان گفتی
‫و اهمیت داره

496
00:26:05,415 --> 00:26:07,349
‫این آدم هر کی که هست"ـه".

497
00:26:07,373 --> 00:26:09,133
‫،مسئله هم همینه
‫،نمی‌دونیم کیه

498
00:26:09,157 --> 00:26:11,353
‫و تنها راهی که می‌تونیم
‫بفهمیم هم همینه.

499
00:26:11,377 --> 00:26:13,094
‫ولی چرا می‌دونیم طرف کیه.

500
00:26:13,118 --> 00:26:14,896
‫ریموند ردینگتون.

501
00:26:15,773 --> 00:26:18,317
‫،نه ریموندِ واقعی
‫نسخۀ خود از نو ساخته‌ش.

502
00:26:18,341 --> 00:26:21,015
‫،همونی که سی ساله ریموند ردینگتون بوده

503
00:26:21,039 --> 00:26:22,886
‫،بیشتر از هر کس دیگه‌ای

504
00:26:22,910 --> 00:26:25,411
‫،و هر چیزی هم که درموردش بفهمیم
‫این حقیقت رو عوض نمی‌کنه.

505
00:26:25,435 --> 00:26:28,327
‫،این مرد، اونی که ما می‌شناسیمش

506
00:26:28,351 --> 00:26:30,807
‫نگهدار جرم و جنایته.

507
00:26:30,831 --> 00:26:35,116
‫مرد خیلی بدی که توانایی
‫انجام بی‌نهایت کار خوب رو داره.

508
00:26:35,708 --> 00:26:37,161
‫ببین، می‌فهمم.

509
00:26:37,185 --> 00:26:39,860
‫یعنی، یعنی خب نمی‌فهمم.

510
00:26:39,884 --> 00:26:41,818
‫ولی قبول می‌کنم.

511
00:26:41,842 --> 00:26:44,212
‫اون بخشی از زندگیته.
‫بی‌خبر سر و کله‌ش پیدا می‌شه.

512
00:26:44,236 --> 00:26:46,649
‫مثل خونواده‌ت می‌مونه.

513
00:26:46,673 --> 00:26:50,264
‫ولی مثل خانواده که نمی‌شه خانواده.

514
00:26:51,112 --> 00:26:52,612
‫،ما یه نقشه‌ای داریم

515
00:26:52,636 --> 00:26:54,353
‫،و اگه بهش عمل کنیم، جواب می‌ده

516
00:26:54,377 --> 00:26:56,224
‫ولی بدون تو از پسش بر نمیام من.

517
00:26:56,248 --> 00:26:58,294
‫خب پس حالا چه کنیم؟

518
00:27:00,252 --> 00:27:01,946
‫،مکس، می‌تونیم امشب برات هواپیما بگیریم

519
00:27:01,970 --> 00:27:05,102
‫فقط به شرطی که به موقع
‫واسه مسابقۀ تنیس برسیم هتل.

520
00:27:05,126 --> 00:27:08,157
‫نمی‌خوام حتی یه لحظه از مسابقات
‫تنیس ویمبلدون بانوان رو هم از دست بدم، خب؟

521
00:27:09,000 --> 00:27:11,195
‫شما برید. داخل می‌بینم‌تون.

522
00:27:11,219 --> 00:27:14,416
‫- من نمکی می‌خوام.
‫- آخه نه که بی‌نمک هم می‌شه.

523
00:27:14,440 --> 00:27:16,766
‫سه تا نمکی، دوتاش با سس خردل.

524
00:27:16,790 --> 00:27:19,174
‫ببخشید، جناب.
‫کمکی از من بر میاد؟

525
00:27:19,198 --> 00:27:20,770
‫به‌نظر گم شدید.

526
00:27:20,794 --> 00:27:24,165
‫،بله، از نظر روحی و معنوی
‫ولی خب همه‌مون یکمی این‌طوری نیستیم؟

527
00:27:24,841 --> 00:27:26,385
‫کارت شناسایی‌تون رو ببینم.

528
00:27:26,801 --> 00:27:30,737
‫،جورج مورفی
‫".معاون ارشد شرکت "تر تمییز

529
00:27:30,761 --> 00:27:33,000
‫،پردۀ حموم، میلۀ پرده

530
00:27:33,024 --> 00:27:34,958
‫پاک‌کننده، و بعضی‌وقتا هم جا صابونی.

531
00:27:34,982 --> 00:27:36,525
‫به چی نگاه می‌کنی؟

532
00:27:36,549 --> 00:27:38,571
‫مشکلی هست، جناب سروان؟

533
00:27:38,595 --> 00:27:39,963
‫برگرد. دست‌ها روی دکّه.

534
00:27:39,987 --> 00:27:42,792
‫اصلاً دلت نمی‌خواد همچین کاری کنی.
‫اینی که می‌بینی روی خوشمه.

535
00:27:42,816 --> 00:27:44,620
‫توجه کنید، مأمور هستم نیاز به کمک دارم.

536
00:27:44,644 --> 00:27:47,144
‫کمک برای چی؟ که ببینی
‫نمکی بخری یا بی‌نمک؟

537
00:27:47,168 --> 00:27:48,323
‫دوباره تکرار نمی‌کنم.

538
00:27:48,347 --> 00:27:49,712
‫باشه بابا، نمکی.

539
00:27:49,736 --> 00:27:50,887
‫فقط اتساع عروقی گرفتی، تقصیر من ننداز.

540
00:27:50,911 --> 00:27:52,802
‫دست‌ها روی دکه.

541
00:27:52,826 --> 00:27:54,335
‫این دقیقاً از اون‌جور مزاحمت‌هایی نیست

542
00:27:54,359 --> 00:27:56,153
‫که باعث می‌شه مردم از پلیس‌ها متنفر باشن؟

543
00:27:56,177 --> 00:27:58,939
‫- سلاح گرم با خودت حمل می‌کنی؟
‫- بعد منُ ببین می‌خواستم سورپرایزت کنم.

544
00:27:58,963 --> 00:28:00,941
‫آقای مورفی، بگید ببینم...

545
00:28:00,965 --> 00:28:03,857
‫یه فروشندۀ میله‌ی پرده واسه چی
‫تفنگ پُر با خودش حمل می‌کنه؟

546
00:28:03,881 --> 00:28:05,084
‫فروشندۀ میله پرده؟

547
00:28:05,109 --> 00:28:07,687
‫پرده‌ی حمام، با پارچه‌ی ضد بادزدگی.

548
00:28:07,711 --> 00:28:09,993
‫بالدوین، اصلاً می‌دونی این آدم کیه؟

549
00:28:10,017 --> 00:28:11,473
‫می‌دونم که فکر می‌کنه خیلی باهوشه.

550
00:28:11,497 --> 00:28:13,475
‫باهوش؟ این‌طوری فکر می‌کنی؟

551
00:28:14,098 --> 00:28:16,086
‫این تحت تعقیب‌ترین تبهکار آمریکاست.

552
00:28:26,120 --> 00:28:27,184
‫آرام، چی شده؟

553
00:28:28,154 --> 00:28:29,186
‫دستگیرش کردن.

554
00:28:29,906 --> 00:28:30,971
‫این‌که خیلی خبر خوبیه.

555
00:28:30,995 --> 00:28:33,321
‫خوب؟ آخه چرا همچین حرفی می‌زنی؟

556
00:28:33,345 --> 00:28:36,280
‫- طرف قاتله.
‫- می‌دونم، ولی، ببین.

557
00:28:36,304 --> 00:28:38,326
‫می‌دونم الان مثلاً باید خوشحال باشم

558
00:28:38,350 --> 00:28:39,632
‫کسی که همچین اعمالی انجام داده

559
00:28:39,656 --> 00:28:41,590
‫بالأخره دستگیر شده، ولی نیستم.

560
00:28:42,627 --> 00:28:43,766
‫ناراحت شدم.

561
00:28:43,790 --> 00:28:46,552
‫- ناراحت، بخاطر مورو؟
‫- مورو؟

562
00:28:46,576 --> 00:28:47,901
‫همین‌الان گفتی دستگیرش کردن.

563
00:28:47,925 --> 00:28:49,946
‫نه.

564
00:28:49,970 --> 00:28:52,122
‫مورو رو پیداش نکردیم.
‫هنوز داریم روش کار می‌کنیم.

565
00:28:52,146 --> 00:28:53,820
‫خب، پس درمورد کی حرف می‌زنی؟

566
00:28:53,844 --> 00:28:54,967
‫آقای ردینگتون.

567
00:28:54,991 --> 00:28:56,997
‫اونی که دستگیر شده آقای ردینگتون‌‍ه.

568
00:28:57,391 --> 00:29:00,304
‫چی؟
‫کِی؟

569
00:29:01,062 --> 00:29:05,048
‫،کمتر از یک ساعت پیش
‫داشته کیک نمکی می‌خریده.

570
00:29:05,072 --> 00:29:06,746
‫،سی ساله فراری‌‍ه

571
00:29:06,770 --> 00:29:09,531
‫بعد یه پلیس گشتیِ ساده دم
‫دکۀ کیک‌فروشی می‌گیرتش.

572
00:29:09,555 --> 00:29:11,881
‫- الان کجاست؟
‫- پلیس نیویورک بردتش پاسگاه خیابون ۲۷اُم.

573
00:29:11,905 --> 00:29:13,317
‫خب، باید بریم آزادش کنیم.

574
00:29:13,341 --> 00:29:15,668
‫ادارۀ پلیس، اونم تحت تعقیب‌ترین آدم آمریکا؟

575
00:29:15,692 --> 00:29:18,018
‫- امکان نداره بتونیم آزادش کنیم.
‫- معلومه که می‌شه.

576
00:29:18,042 --> 00:29:20,107
‫،ما... ما و دولت
‫یه قراری با هم داریم.

577
00:29:20,131 --> 00:29:22,416
‫کین، الان دیگه گیرِ نظام قانونی افتاده.

578
00:29:23,134 --> 00:29:24,503
‫کوپر خبر داره؟

579
00:29:24,527 --> 00:29:26,254
‫رفته با پانابیکر صحبت کنه.

580
00:29:26,833 --> 00:29:27,810
‫اون هیچ کاری نمی‌کنه.

581
00:29:27,834 --> 00:29:29,551
‫این رو می‌دونی یا که می‌خوایش؟

582
00:29:29,575 --> 00:29:32,075
‫- هیچکس همچین چیزی نمی‌خواد.
‫- که ردینگتون دستگیر بشه

583
00:29:32,099 --> 00:29:33,884
‫تا دیگه مجبور نباشیم باهاش کار کنیم؟

584
00:29:35,276 --> 00:29:36,950
‫یالا کین، بگو.

585
00:29:36,974 --> 00:29:38,778
‫می‌دونم به چی فکر می‌کنی.

586
00:29:38,802 --> 00:29:41,389
‫- به چی؟
‫- که من گزارششُ دادم.

587
00:29:41,413 --> 00:29:43,696
‫،جای ردینگتون رو
‫که به‌خاطر من دستگیر شده.

588
00:29:43,720 --> 00:29:45,393
‫این که امکان نداره.

589
00:29:45,417 --> 00:29:47,985
‫هیچ کدوم‌مون محاله این‌طوری
‫به آقای ردینگتون خیانت کنه.

590
00:29:53,338 --> 00:29:55,969
‫،فکر نمی‌کنم کار تو بوده

591
00:29:55,993 --> 00:29:58,711
‫ولی چرا فکر می‌کنم
‫که از این اتفاق خیالت راحت شده.

592
00:29:58,735 --> 00:30:01,278
‫کین، تنها چیزی که من می‌دونم
‫،اینه که دیگه تموم شد و رفت

593
00:30:01,302 --> 00:30:03,522
‫و کوپر هر چیزی هم بگه
‫دیگه چیزی رو عوض نمی‌کنه.

594
00:30:08,179 --> 00:30:09,879
‫نمی‌تونی همین‌طوری بذاری بری.

595
00:30:09,903 --> 00:30:12,942
‫والا، هارولد، کار دیگه‌ای ازم بر نمیاد.

596
00:30:12,966 --> 00:30:15,075
‫خودت می‌دونی این تیم عملیاتی ویژه
‫چه کارهایی خوبی انجام داده.

597
00:30:15,099 --> 00:30:17,338
‫بله، می‌دونم، و همین‌طور
‫چه گندهایی که زده.

598
00:30:17,362 --> 00:30:20,036
‫وقتی این قرار رو گذاشتیم
‫می‌دونستیم این احتمال وجود داره.

599
00:30:20,060 --> 00:30:22,430
‫که به همین خاطر هم هست
‫وکلای دولت که این قرارداد رو نوشتن

600
00:30:22,454 --> 00:30:24,998
‫درمورد این اتفاق، در صورت وقوعش
‫کاملاً صریح بودن.

601
00:30:25,022 --> 00:30:28,218
‫،در صورتی که ردینگتون دستگیر بشه
‫ما همه‌چیز رو انکار می‌کنیم.

602
00:30:28,242 --> 00:30:30,003
‫پنج سال پیش اون قرارداد رو نوشتیم.

603
00:30:30,027 --> 00:30:32,788
‫،از اون موقع، به لطف لیست‌سیاه ردینگتون

604
00:30:32,812 --> 00:30:34,355
‫این اداره بیشتر از ۱۰۰ تن

605
00:30:34,379 --> 00:30:36,575
‫از تبهکاران درجه‌یکی رو کشته یا دستگیر کرده

606
00:30:36,599 --> 00:30:38,881
‫و جونِ تعداد بی‌شماری آدم رو
‫در این حین نجات داده.

607
00:30:38,905 --> 00:30:42,276
‫،هارولد، من از تو خوشم میاد

608
00:30:42,300 --> 00:30:45,235
‫و واقعاً هم تحسینت می‌کنم
‫،که چطور این گاو دیوانه رو دوشیدی

609
00:30:45,259 --> 00:30:47,194
‫ولی خودت از روز اول می‌دونستی که

610
00:30:47,218 --> 00:30:49,413
‫دولت هرگز علناً اعلام نمی‌کنه

611
00:30:49,437 --> 00:30:50,980
‫که توافق مصونیت کامل

612
00:30:51,004 --> 00:30:52,939
‫با مرد شماره یک لیست تحت تعقیب‌ها کرده.

613
00:30:52,963 --> 00:30:54,549
‫من که نمی‌گم علناً چیزی بگید.

614
00:30:54,573 --> 00:30:56,377
‫اونُ توی نیویورک دستگیرش کردن.

615
00:30:56,401 --> 00:30:58,814
‫اگه به دادستان منطقۀ جنوب خبر بدی...

616
00:30:58,838 --> 00:31:00,860
‫سگ تبلیغاتی‌ای که
‫می‌خواد نامزد فرمانداری

617
00:31:00,884 --> 00:31:02,339
‫و خدا نکنه، ریاست جمهوری بشه؟

618
00:31:02,363 --> 00:31:05,908
‫اصلاً روحتم خبر داره
‫تا چند وقت می‌چسبه به این خبر؟

619
00:31:06,312 --> 00:31:08,911
‫اون‌طوری تا خدا می‌دونه کِی
‫نمی‌تونیم هیچ غلطی کنیم.

620
00:31:08,935 --> 00:31:10,565
‫حتماً یه کاری از دستت بر میاد دیگه.

621
00:31:10,589 --> 00:31:13,133
‫بله، و خیلی هم توش ماهریم.

622
00:31:13,569 --> 00:31:15,222
‫دقیقاً هیچ کار.

623
00:31:15,246 --> 00:31:19,879
‫سینتیا، می‌دونم تیم عملیاتی
‫از یه خطوط قرمزی تجاوز کرده.

624
00:31:19,903 --> 00:31:21,837
‫،می‌دونم که خسارات جانبی‌ای در کار بوده

625
00:31:21,861 --> 00:31:24,840
‫که ردینگتون تبهکاریه که
‫باید یه روزی پاسخگوی

626
00:31:24,864 --> 00:31:26,625
‫،کارهایی که کرده باشه
‫ولی اون روز امروز نیست.

627
00:31:26,649 --> 00:31:28,583
‫،امروز، ما به‌خاطر ردینگتون

628
00:31:29,001 --> 00:31:31,673
‫جلوی یه تروریستی رو که می‌خواست
‫سازمان ملل رو منفجر کنه رو گرفتیم.

629
00:31:31,697 --> 00:31:35,341
‫اگه انکار کنی، فردا دیگه
‫شاید این‌طوری شانس نیاریم.

630
00:31:35,919 --> 00:31:38,177
‫،و واقعاً که خیلی تأسف‌بار می‌شه

631
00:31:38,704 --> 00:31:42,665
‫ولی هیچ کاری از دست من بر نمیاد.

632
00:32:02,380 --> 00:32:05,228
‫،یک عدد گواهی‌نامه

633
00:32:05,252 --> 00:32:08,231
‫یک عدد ساعت، رولکس.

634
00:32:08,255 --> 00:32:10,886
‫،دو هزار دلار وجه نقد

635
00:32:11,419 --> 00:32:16,022
‫،و بدون هیچ کیف‌پول، کارت‌بانکی
‫دسته‌کلید یا موبایلی.

636
00:32:16,046 --> 00:32:17,501
‫سبک سفر می‌کنی.

637
00:32:17,525 --> 00:32:18,590
‫فوت و فن تجارت همینه.

638
00:32:19,051 --> 00:32:21,095
‫تجارت جا صابونی.

639
00:32:22,226 --> 00:32:26,772
‫می‌دونی شما پلیس‌ها
‫همیشه چه جمله‌ای رو می‌گید؟

640
00:32:26,796 --> 00:32:30,689
‫یا می‌تونیم قضیه رو به راه ساده"
‫".فیصله کنیم یا به راه سخت

641
00:32:30,713 --> 00:32:32,908
‫خب، اینش به تو بستگی داره، مگه نه؟

642
00:32:32,932 --> 00:32:36,129
‫در واقع، کاملاً به شما بسته‌ست.

643
00:32:36,153 --> 00:32:38,784
‫در هر صورت، من بالأخره از اینجا آزاد می‌شم.

644
00:32:38,808 --> 00:32:42,309
‫کیفرخواست و محاکمه مشخصاً
‫راه سخت هست.

645
00:32:42,333 --> 00:32:45,225
‫راه ساده‌ش اینه که تو و خانواده‌ت

646
00:32:45,249 --> 00:32:48,358
‫،یهویی به‌طرز عجیبی پولدار شید

647
00:32:48,382 --> 00:32:51,971
‫یکی از اون کشتی تفریحی‌های
‫،بیش از حد غول‌آسا بخرید

648
00:32:51,995 --> 00:32:56,279
‫و مثل یه "ژاک‌ایو کوستوی" تازه به دوران رسیده
‫تو اقیانوس‌ها سفر کنید.

649
00:32:56,303 --> 00:32:57,672
‫پیشنهاد رشوه بود؟

650
00:32:57,696 --> 00:32:59,718
‫بیان حقیقت بود.

651
00:32:59,742 --> 00:33:01,807
‫آدم اصلاً زندگی نکرده

652
00:33:01,831 --> 00:33:03,809
‫تا وقتی نرفته توی

653
00:33:03,833 --> 00:33:07,924
‫آب‌های آزاد اطراف خلیج "لسیوته" آب‌تنی کنه.

654
00:33:10,753 --> 00:33:13,079
‫معاون دادستان بعداً اظهاریه‌ت رو می‌خواد.

655
00:33:24,742 --> 00:33:25,918
‫شماره تلفن.

656
00:33:25,942 --> 00:33:27,354
‫یه جعبه پر از طلاست که

657
00:33:27,378 --> 00:33:29,356
‫انتهای یه رنگین‌کمان منتظر

658
00:33:29,380 --> 00:33:32,557
‫هر کسی‌‍ه که انقدری عقل
‫داشته باشه که باهاش تماس بگیره.

659
00:33:38,905 --> 00:33:40,168
‫بیا دوباره امتحان کنیم.

660
00:33:53,839 --> 00:33:56,949
‫- این دیگه چیه؟
‫- امضاءمه، و یه پیام کوچیک.
‫[ !افسر بالدوین، زود خوب شو ]

661
00:33:56,973 --> 00:33:58,951
‫واسه این‌که شخصی بشه.

662
00:33:58,975 --> 00:34:01,257
‫اگه خودت اصرار داری تا آخر عمرت
‫،یه پلیس گشتی ساده باشی

663
00:34:01,281 --> 00:34:04,067
‫،بهتره بری تو سایت "ای‌بی" بفروشیش
‫یه "آتل پا" بخری.

664
00:34:08,941 --> 00:34:10,789
‫از اینجاش دیگه با ما.

665
00:34:10,813 --> 00:34:12,616
‫ما" دیگه کیه؟"

666
00:34:12,640 --> 00:34:14,223
‫این زندانی از الان تحت بازداشت

667
00:34:14,247 --> 00:34:16,098
‫دولت فدرال‌‍ه.

668
00:34:16,122 --> 00:34:18,405
‫من دستگیرش کردم.
‫می‌خواید بازداشتیم رو ازم بگیرید.

669
00:34:18,429 --> 00:34:20,842
‫این مرد با کیفرخواست‌های
‫فدرالی متعددی رو برو هستن.

670
00:34:20,866 --> 00:34:22,104
‫به همین خاطر مسئولش ما می‌شیم.

671
00:34:22,128 --> 00:34:24,411
‫شما قهرمانید، مأمور بالدوین.

672
00:34:24,435 --> 00:34:26,916
‫حتماً توی کنفرانس خبری
‫اسم‌تون رو درج می‌کنم.

673
00:34:29,538 --> 00:34:31,540
‫کشتی خوبی می‌شدا.

674
00:34:41,060 --> 00:34:43,560
‫بذار روشنت کنم.

675
00:34:43,584 --> 00:34:46,563
‫تو دیگه هرگز آزاد نمی‌شی.

676
00:34:46,587 --> 00:34:48,783
‫،محاکمه می‌شی، محکوم می‌شی
‫و می‌ری زندان فدرال

677
00:34:48,807 --> 00:34:51,912
‫تا زمان اعدامت سر برسه.

678
00:34:52,680 --> 00:34:54,267
‫،با این‌که به‌نظر خیلی جالب میاد

679
00:34:54,291 --> 00:34:57,207
‫ولی متأسفانه من برنامه‌های دیگه‌ای چیدم.

680
00:35:01,733 --> 00:35:03,517
‫چه حالی بکنیم ما.

681
00:35:06,010 --> 00:35:08,000
‫بُردن همیشه حال می‌شه.

682
00:35:15,894 --> 00:35:17,396
‫خانم هولت.

683
00:35:18,097 --> 00:35:20,206
‫- هارولد کوپر هستم.
‫- سلام.

684
00:35:20,230 --> 00:35:21,792
‫- ممنون که تشریف آوردید.
‫- خواهش می‌کنم.

685
00:35:22,885 --> 00:35:25,167
‫وقتی گفتید بیام دفترتون
‫،درمورد ردینگتون صحبت کنیم

686
00:35:25,191 --> 00:35:26,516
‫با خودم گفتم حتماً منظورتون ساختمان هووره.

687
00:35:26,540 --> 00:35:28,475
‫اینجا کجاست؟

688
00:35:28,499 --> 00:35:31,217
‫یه ساختمون مخفی برای
‫تیم عملیاتی ویژۀ ردینگتون.

689
00:35:31,241 --> 00:35:33,654
‫از اینجا داشتید دنبالش می‌گشتید؟

690
00:35:34,121 --> 00:35:36,091
‫دربارۀ همین موضوع می‌خواستم
‫باهاتون صحبت کنم.

691
00:35:36,115 --> 00:35:38,180
‫ما اینجا دنبال ردینگتون نبودیم...

692
00:35:38,204 --> 00:35:39,878
‫داشتیم باهاش کار می‌کردیم.

693
00:35:40,210 --> 00:35:41,488
‫جانم؟

694
00:35:41,512 --> 00:35:43,098
‫،چند سال پیش
‫دولت با ردینگتون

695
00:35:43,122 --> 00:35:45,057
‫یه توافق‌نامۀ مصونیت بست.

696
00:35:45,081 --> 00:35:46,754
‫،حالا که اون دستگیر شده

697
00:35:46,778 --> 00:35:48,843
‫بهم دستور داده شده که
‫،اون توافق رو مخفی نگه دارم

698
00:35:48,867 --> 00:35:50,018
‫ولی با خودم گفتم شما باید بدونید.

699
00:35:50,042 --> 00:35:51,977
‫اون توافق ثمره‌ای هم داده؟

700
00:35:53,182 --> 00:35:54,350
‫تا دل‌تون بخواد.

701
00:36:04,187 --> 00:36:05,773
‫می‌خواید سر جاش نگه‌ش دارید.

702
00:36:05,797 --> 00:36:08,341
‫بله، و فکر می‌کنم شما هم همینُ بخواید

703
00:36:08,365 --> 00:36:10,343
‫بعد از این‌که بفهمید
‫دقیقاً چند تا پرونده...

704
00:36:10,367 --> 00:36:12,743
‫از داخل زندان هم می‌تونه
‫مُخبر مؤثری باشه؟

705
00:36:13,762 --> 00:36:15,392
‫نه.

706
00:36:15,496 --> 00:36:17,219
‫می‌خوای آزادش کنم.

707
00:36:17,831 --> 00:36:19,526
‫من می‌خوام شما تمام حقایق رو بدونید.

708
00:36:19,917 --> 00:36:21,354
‫- می‌خوام که...
‫- من با فرضِ بر این اومدم اینجا که

709
00:36:21,378 --> 00:36:23,356
‫شما می‌خواستید تو محاکمۀ ردینگتون کمک کنید.

710
00:36:23,380 --> 00:36:27,447
‫در عوض، می‌خواید باهاتون
‫توطئه‌چینی کنم که آزادش کنیم.

711
00:36:27,471 --> 00:36:30,059
‫،همین که قضیه رو علنی کنید
‫این تیم منحل می‌شه.

712
00:36:30,083 --> 00:36:32,191
‫آقای کوپر، من فعلاً می‌تونم
‫از رابطۀ سازمان

713
00:36:32,215 --> 00:36:33,670
‫،با آقای ردینگتون محافظت کنم

714
00:36:33,694 --> 00:36:36,543
‫اما تحت تعقیب‌ترین آدم آمریکا
‫،و شاید حتی جهان

715
00:36:36,567 --> 00:36:39,353
‫،توی نیویورک‌سیتی دستگیر شده

716
00:36:40,005 --> 00:36:43,202
‫،و من هم به اشد مجازات محکومش می‌کنم

717
00:36:43,226 --> 00:36:46,292
‫چه توافق مصونیتی در کار باشه چه نباشه.

718
00:36:46,735 --> 00:36:48,947
‫پس شایعات حقیقت دارن.

719
00:36:48,971 --> 00:36:50,537
‫شما واقعاً قراره نامزد فرمانداری بشید.

720
00:36:59,720 --> 00:37:01,611
‫عصر همگی به‌خیر.

721
00:37:01,635 --> 00:37:04,440
‫امروز، می‌تونم به مردم آمریکا
‫و تمام دنیا خبر بدم

722
00:37:04,464 --> 00:37:06,616
‫،که امروز بعد از ظهر کمی قبل‌تر

723
00:37:06,640 --> 00:37:09,532
‫مأمور پلیس مایکل بالدوین
‫از ادارۀ پلیس نیویورک‌سیتی

724
00:37:09,556 --> 00:37:11,697
‫فراریِ بین‌المللی و

725
00:37:11,721 --> 00:37:13,710
‫،خائن به ایالات متحده رو دستگیر کرد

726
00:37:13,734 --> 00:37:16,583
‫یعنی آقای ریموند ردینگتون.

727
00:37:16,607 --> 00:37:17,922
‫،از این لحظه

728
00:37:17,946 --> 00:37:20,413
‫،نمی‌تونم از جزئیات دستگیری‌شون چیزی بگم

729
00:37:20,437 --> 00:37:21,762
‫ولی می‌تونم اینُ بهتون بگم

730
00:37:21,786 --> 00:37:23,503
‫،در روزها و هفته‌های آتی

731
00:37:23,527 --> 00:37:25,244
‫من و همکارانم تمام گزینه‌های پیش‌رو

732
00:37:25,268 --> 00:37:28,812
‫در رابطه با اتهامات و محکوم‌کردن
‫آقای ردینگتون رو بررسی می‌کنیم.

733
00:37:28,836 --> 00:37:30,902
‫و این مطلب رو هم به
‫قربانیون جنایت‌هاش بگم که

734
00:37:30,926 --> 00:37:34,427
‫می‌خوام بدونید که این پرونده
‫،تو اولویت من قرار داره

735
00:37:34,451 --> 00:37:36,820
‫و تا موقعی که آقای ردینگتون

736
00:37:36,844 --> 00:37:39,780
‫تقاص درد و رنج‌هایی که
‫در این چندین و چندسال

737
00:37:39,804 --> 00:37:43,392
‫به مردم بی‌شماری تحمیل
‫کرده رو نده، آروم نمی‌گیرم.

738
00:37:43,901 --> 00:37:45,686
‫می‌شه یه دقیقه تنهامون بذارید؟

739
00:37:47,328 --> 00:37:49,112
‫اون بابامه.

740
00:37:55,385 --> 00:37:57,271
‫توافق‌مون رو قبول نمی‌کنن.

741
00:37:57,295 --> 00:37:58,799
‫ازت می‌خوام تمرکز کنی.

742
00:37:58,823 --> 00:38:01,106
‫- آزادت نمی‌کنن.
‫- روی اتفاقی که افتاد تمرکز کن.

743
00:38:01,130 --> 00:38:02,368
‫می‌خوان دادگاهی‌ت کنن.

744
00:38:02,392 --> 00:38:03,978
‫که چطور این اتفاق افتاد.

745
00:38:04,795 --> 00:38:05,762
‫چطوری؟

746
00:38:05,786 --> 00:38:07,155
‫این اتفاق تصادفی نبوده.

747
00:38:07,858 --> 00:38:09,679
‫این‌طوری نبوده که
‫شانسم یهویی ته بکشه.

748
00:38:09,703 --> 00:38:11,725
‫یکی خبرشون کرده.

749
00:38:12,446 --> 00:38:14,072
‫یه آدم نزدیک به من.

750
00:38:14,926 --> 00:38:16,425
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

751
00:38:16,449 --> 00:38:18,160
‫به پلیس‌ها خبر داده بودن.

752
00:38:19,286 --> 00:38:20,821
‫خصوصاً دربارۀ منِ ریموند نه.

753
00:38:20,845 --> 00:38:22,388
‫اون‌طوری پلیس بیشتری جمع می‌شد

754
00:38:22,412 --> 00:38:24,259
‫و من متوجه می‌شدم.

755
00:38:24,283 --> 00:38:28,089
‫این کارِ هر کسی که بوده
‫تا حدالامکان اطلاعات کمی داده.

756
00:38:28,113 --> 00:38:30,048
‫یه چیزایی راجب یه مرد سفیدپوست میان‌سال

757
00:38:30,072 --> 00:38:31,701
‫،که تفنگ با خودش حمل می‌کرده

758
00:38:31,725 --> 00:38:34,574
‫یه چیزی که یکی دوتا پلیس
‫بتونن پیگیرش بشن

759
00:38:34,598 --> 00:38:36,428
‫آروم و بی‌سر و صدا.

760
00:38:37,926 --> 00:38:40,078
‫می‌دونی ممکنه کی بوده باشه؟

761
00:38:40,616 --> 00:38:42,976
‫منم می‌خوام تو همینُ بفهمی.

762
00:38:44,269 --> 00:38:47,065
‫دادستان و این قضایا رو ول کن.

763
00:38:47,439 --> 00:38:49,676
‫من چند دهه‌ست که یه قدم ازشون جلوترم.

764
00:38:49,700 --> 00:38:52,418
‫مطمئنم که اینم چیزی رو تغییر نمی‌ده.

765
00:38:52,442 --> 00:38:53,941
‫چطور می‌تونی همچین حرفی بزنی؟

766
00:38:53,965 --> 00:38:57,186
‫باید کسی که بهم خیانت کرده رو پیدا کنی.

767
00:39:00,102 --> 00:39:02,689
‫تا بتونی بری بُکشیش؟

768
00:39:06,021 --> 00:39:07,911
‫دیگه اونش بستگی داره.

769
00:39:21,114 --> 00:39:31,114
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

770
00:40:17,004 --> 00:40:19,461
‫می‌دونم که دو دل شده بودی.

771
00:40:21,270 --> 00:40:23,161
‫ولی کار درست همین بود.

772
00:40:26,492 --> 00:40:29,264
‫بزرگترین سدی که بین ما و

773
00:40:29,288 --> 00:40:31,517
‫کشفِ هویت واقعیش بود چی بود؟

774
00:40:31,919 --> 00:40:33,606
‫خودش.

775
00:40:33,630 --> 00:40:37,436
‫فایلش رو پاک کرد.
‫بی‌خبر پاشد اومد اینجا.

776
00:40:37,460 --> 00:40:40,802
‫مجبور شدم توی کمد قایم شم
‫که نبینه اینجام.

777
00:40:41,986 --> 00:40:44,791
‫،تا وقتی که اون آزاده
‫هرگز حقیقت رو نمی‌فهمیم.

778
00:40:49,820 --> 00:40:52,364
‫من خودم فکر می‌کنم که
‫این خبر جشن و شادی می‌طلبه.

779
00:41:00,874 --> 00:41:03,138
‫ازم خواست که برم ببینم
‫کی به پلیس‌ها لوش داده.

780
00:41:06,315 --> 00:41:08,747
‫تنها چیزی که واسه‌ش مهمه همینه.

781
00:41:09,318 --> 00:41:11,470
‫نه اینکه دستگیر شده...

782
00:41:13,017 --> 00:41:14,671
‫یا که قراره محاکمه‌ش کنن...

783
00:41:17,891 --> 00:41:20,275
‫و حکم اعدام براش ببُرن.

784
00:41:23,897 --> 00:41:26,615
‫تنها چیزی که واسه‌ش مهمه
‫اینه که بفهمه کی بهش خیانت کرده.

785
00:41:33,080 --> 00:41:35,107
‫و تو مخیله‌م هم نمی‌گنجه
‫که چی‌کار می‌کنه...

786
00:41:38,303 --> 00:41:40,305
‫اگه یه‌وقت بفهمه که کار من بوده.

787
00:41:46,138 --> 00:41:56,138
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

