‫﻿۱
00:00:25,195 --> 00:00:26,728
‫میدونی مشکلت چیه؟

2
00:00:26,730 --> 00:00:28,712
‫آره، کنترل سرعتم افتضاحه...

3
00:00:28,712 --> 00:00:31,647
‫چیزی که به غیر از طرز حرف زدنت افتضاحه...

4
00:00:31,649 --> 00:00:32,915
‫رنگ توپته.

5
00:00:32,917 --> 00:00:35,350
‫آبی ـه. رنگ شانست صورتی ـه.

6
00:00:35,352 --> 00:00:37,920
‫برو مامان رو کنار دایناسورهای "دیگلو" پیدا کن...

7
00:00:37,922 --> 00:00:39,388
‫تا منم یه صورتیشو برات بگیرم.

8
00:00:39,390 --> 00:00:40,889
‫رنگ که تفاوتی ایجاد نمیکنه.

9
00:00:40,891 --> 00:00:42,324
‫واقعا؟

10
00:00:42,326 --> 00:00:45,394
‫"پس چرا "تایگر وودز
‫همیشه یکشنبه‌ها قرمز می‌پوشه؟

11
00:00:45,396 --> 00:00:48,730
‫چونکه خرافاتی ـه.
‫و خرافاتم مزخرفه.

12
00:00:48,732 --> 00:00:52,634
‫خب وقتی ۱۵ قهرمانی رو بردی
‫میتونی بدون خرافاتم انجامش بدی.

13
00:00:52,636 --> 00:00:54,837
‫تا اون موقع سعی کن از اینجا تا وقتی مامان رو می‌بینی...

14
00:00:54,839 --> 00:00:56,738
‫از کلمه‌ی بدی استفاده نکنی باشه؟

15
00:01:12,590 --> 00:01:16,058
‫مامان؟ هی مامان؟

16
00:01:36,046 --> 00:01:37,579
‫دارم دنبال دخترم میگردم.

17
00:01:37,581 --> 00:01:39,481
‫نُه سالشه. پیرهن لاک‌پشتی پوشیده؟

18
00:01:39,483 --> 00:01:40,816
‫- دستشوییها رو گشتین؟
‫- همه رو.

19
00:01:40,818 --> 00:01:42,451
‫- همه جا رو گشتم.
‫- دستشوییها رو هم گشتی؟

20
00:01:42,453 --> 00:01:44,620
‫مارک"، اون رفته".

21
00:01:47,424 --> 00:01:49,725
‫تمام ماشینهای گشت عکس "کورین" رو دارن.

22
00:01:49,727 --> 00:01:51,627
‫در هر ایستگاه اتوبوس و قطاری هست.

23
00:01:51,629 --> 00:01:54,463
‫ایستگاه قطار؟
‫فکر میکنین به یه جای دیگه برده شده؟

24
00:01:54,465 --> 00:01:56,765
‫نمیدونیم اما محض احتیاط...

25
00:01:56,767 --> 00:01:59,601
‫اونو وارد شبکه‌ی اطلاعات
‫ملی برای کودکان گمشده کردیم.

26
00:01:59,603 --> 00:02:01,203
‫حقیقت داره که اگه اونو...

27
00:02:01,205 --> 00:02:04,006
‫در چندین ساعت اول پیدا نکنین
‫احتمالش هست هرگز پیداش نکنین؟

28
00:02:04,008 --> 00:02:05,741
‫هر کاری بتونیم انجام میدیم.

29
00:02:05,743 --> 00:02:08,176
‫و قول میدم به محض اینکه
‫اطلاعات بیشتری بدست بیاریم...

30
00:02:08,178 --> 00:02:09,444
‫بهتون خبر میدیم.

31
00:02:09,446 --> 00:02:11,046
‫- یه چیزی پیدا کردیم.
‫- پیداش کردین؟

32
00:02:11,048 --> 00:02:13,282
‫- نمیدونم...
‫- همه چیز مرتبه؟

33
00:02:13,284 --> 00:02:15,250
‫توضیحش سخته. اجازه هست؟

34
00:02:15,252 --> 00:02:17,486
‫حتما.

35
00:02:20,958 --> 00:02:22,658
‫خودشه! "کورین" ـه.

36
00:02:22,660 --> 00:02:24,626
‫آره، مسئله همینه، "کورین" نیست.

37
00:02:25,863 --> 00:02:28,263
‫اون "کورین" و این...

38
00:02:28,265 --> 00:02:30,165
‫- نورا آن میچل" کیه؟"
‫- طبق سوابقمون...

39
00:02:30,167 --> 00:02:32,901
‫‏‏۳۷ساعت قبل از خونه‌ش در فاصله‌ی هزار مایلی...

40
00:02:32,903 --> 00:02:35,681
‫دزدیده شده.

41
00:02:35,705 --> 00:02:40,705
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

42
00:02:40,847 --> 00:02:46,847
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

43
00:02:47,496 --> 00:02:49,141
‫سلام غریبه.

44
00:02:49,143 --> 00:02:50,457
‫"الیزابت".

45
00:02:51,395 --> 00:02:52,628
‫یه هفته‌ای شد.

46
00:02:52,653 --> 00:02:54,920
‫تا الان هیچ پرونده‌ای برات نداشتم.

47
00:02:55,159 --> 00:02:57,826
‫باشه، اما آخرین باری که حرف زدیم...

48
00:02:57,828 --> 00:03:00,362
‫یه جورایی همه چیزو تغییر داد.

49
00:03:00,364 --> 00:03:02,764
‫و فکر کردم شاید
‫بهتره در موردش حرف بزنیم.

50
00:03:02,766 --> 00:03:05,067
‫فکر کردم که هر چیزی که لازم بود رو پوشش دادیم.

51
00:03:05,069 --> 00:03:08,403
‫منظورت همون من همینیم که هستم، ملوان تک‌چشم زبل؟

52
00:03:08,405 --> 00:03:09,871
‫بیخیال.

53
00:03:09,873 --> 00:03:13,021
‫میدونم که نمیخوای در موردش
‫حرف بزنی اما باید حرف بزنی.

54
00:03:13,610 --> 00:03:15,023
‫باید بزنیم.

55
00:03:16,180 --> 00:03:17,317
‫چرا؟

56
00:03:18,277 --> 00:03:21,116
‫چونکه هرگز نتونستیم با همدیگه کاملا...

57
00:03:21,118 --> 00:03:23,448
‫صادق باشیم و حالا میتونیم.

58
00:03:25,717 --> 00:03:29,885
‫این پرونده دوقلوهایی داره که دوقلو نیستن.

59
00:03:29,910 --> 00:03:31,110
‫بچه‌ربایی.

60
00:03:31,135 --> 00:03:34,402
‫"و یه ارتباط مرموز با "آنا مک‌ماهون.

61
00:03:34,427 --> 00:03:35,927
‫- دوست داری بشنوی؟
‫- نه.

62
00:03:35,952 --> 00:03:38,130
‫نه تا وقتی که بهم
‫بگی چرا این کار رو میکنی.

63
00:03:38,864 --> 00:03:40,264
‫ناراحتی؟

64
00:03:40,289 --> 00:03:41,800
‫درگیرم.

65
00:03:42,880 --> 00:03:44,261
‫در مورد چی؟

66
00:03:46,110 --> 00:03:50,392
‫با یک اصل خیلی سختگیرانه‌ای کار و زندگی میکنم...

67
00:03:50,808 --> 00:03:54,938
‫که براساس وفاداری، عدالت و اعتماد ساخته شده.

68
00:03:55,452 --> 00:03:58,220
‫زنده موندم چونکه...

69
00:03:58,222 --> 00:04:01,445
‫کسانی که خیانت میکنن رو از بین میبرم.

70
00:04:02,059 --> 00:04:05,227
‫تا الان از جون هیچکس نگذشتم...

71
00:04:05,229 --> 00:04:07,409
‫نه حتی نزدیکترین همکارانم.

72
00:04:08,172 --> 00:04:09,905
‫"نه حتی "کیت کاپلان.

73
00:04:10,329 --> 00:04:12,581
‫پس در مورد همین درگیری؟

74
00:04:13,350 --> 00:04:16,335
‫که منو بکشی یا نه چون
‫به یه اصل خیانت کردم؟

75
00:04:17,377 --> 00:04:20,976
‫میتونی مسخره‌ش کنی چون در دنیایی زندگی میکنی...

76
00:04:20,978 --> 00:04:23,111
‫که اصول ثابت و مشخصی داره...

77
00:04:23,113 --> 00:04:25,597
‫جایی که نظم از طرف نیروهای قدرتمند خارج از خودت...

78
00:04:25,622 --> 00:04:28,789
‫بهت اعمال و تحمیل میشه...

79
00:04:28,814 --> 00:04:31,615
‫جایی که برای هر چیزی قانون و اصولی وجود داره.

80
00:04:31,640 --> 00:04:34,441
‫من در دنیایی بدون قانون و اصول زندگی میکنم...

81
00:04:34,466 --> 00:04:36,533
‫و مشخصا هیچ نظمی نداره.

82
00:04:36,627 --> 00:04:39,127
‫پس باید نظم خودمو اعمال و تحمیل کنم.

83
00:04:39,129 --> 00:04:42,319
‫فکرم درگیر این نیست که تو رو بکشم یا نه.

84
00:04:43,995 --> 00:04:46,573
‫درگیرم چون نمیتونم.

85
00:04:47,171 --> 00:04:50,702
‫چونکه نه می‌تونم بکشم...

86
00:04:51,208 --> 00:04:52,871
‫نه اعتماد کنم...

87
00:04:54,112 --> 00:04:55,457
‫و نه ببخشم.

88
00:04:58,129 --> 00:04:59,495
‫دمبه" رو بخشیدی".

89
00:04:59,520 --> 00:05:02,321
‫دمبه" اشتباه‌های تو رو پنهان کرد".

90
00:05:02,346 --> 00:05:05,259
‫اشتباه‌های تو رو، نه خودش.

91
00:05:06,523 --> 00:05:08,390
‫خب این ما رو به کجا میرسونه؟

92
00:05:08,392 --> 00:05:09,825
‫به یه پرونده.

93
00:05:09,827 --> 00:05:11,598
‫تا وقتی حل بشه...

94
00:05:12,597 --> 00:05:15,435
‫درگیری ما میتونه منتظر بمونه.

95
00:05:17,078 --> 00:05:18,811
‫"کورین واکر"...

96
00:05:18,836 --> 00:05:21,236
‫از یه مرکز بازی خانوادگی در حومه مینیاپلیس دزدیده شده.

97
00:05:21,238 --> 00:05:23,905
‫"‏‏۳۷ساعت قبلش "نورا میچل...

98
00:05:23,907 --> 00:05:26,299
‫در پارکی در سیاتل گمشده.

99
00:05:26,324 --> 00:05:28,258
‫دوقلوهایی که در شهرهای متفاوتی زندگی میکنن.

100
00:05:28,260 --> 00:05:30,326
‫- دوقلوهایی که دوقلو نیستن.
‫- طبق سوابق تولد...

101
00:05:30,328 --> 00:05:33,029
‫کورین" در دوم مارس ۲۰۱۱ به دنیا اومده"...

102
00:05:33,031 --> 00:05:34,631
‫"از "هیتر" و "مارک واکر...

103
00:05:34,633 --> 00:05:39,102
‫و "نورا" یه روز بعد در فاصله‌ی ۲ هزار مایلی...

104
00:05:39,104 --> 00:05:41,051
‫از "سارا" و "بن میچل" به دنیا اومده.

105
00:05:41,053 --> 00:05:42,505
‫چطور امکان داره؟

106
00:05:42,507 --> 00:05:45,074
‫و "آنا مک‌ماهون" چه ربطی میتونه به این قضیه داشته باشه؟

107
00:05:45,076 --> 00:05:46,576
‫ردینگتون" مطمئن نیست اما طبق"...

108
00:05:46,578 --> 00:05:48,444
‫تیم نظارتی که در
‫تعقیب "آنا مک‌ماهون" هستن....

109
00:05:48,446 --> 00:05:50,213
‫با این آدمربایی‌ها ارتباط داشته.

110
00:05:50,215 --> 00:05:51,748
‫تیم نظارتی هم داره؟

111
00:05:51,750 --> 00:05:54,050
‫این عکس هفته‌ی پیش گرفته شده...

112
00:05:54,052 --> 00:05:55,818
‫و بعدش این یکی هم دیروز گرفته شده...

113
00:05:55,820 --> 00:05:58,846
‫بیرون همون مرکز بازی
‫که "کورین واکر" دزدیده شده.

114
00:05:58,871 --> 00:05:59,978
‫همون یارو ـه.

115
00:05:59,980 --> 00:06:02,258
‫ردینگتون" ارتباط این آدمو با "مک‌ماهون" میدونه؟"

116
00:06:02,260 --> 00:06:04,060
‫یه مقام ارشد وزارت دادگستری...

117
00:06:04,062 --> 00:06:05,795
‫چه ربطی به چند تا بچه‌ربایی داره؟

118
00:06:05,797 --> 00:06:08,498
‫نمیدونه اما گفتش یه حدسهایی میزنه.

119
00:06:08,500 --> 00:06:10,266
‫پس تا وقتی که سرگرم حدسهاشه...

120
00:06:10,268 --> 00:06:11,734
‫ما روی خانواده‌ها تمرکز میکنیم.

121
00:06:11,736 --> 00:06:13,670
‫رسلر"، "کین" با پدرومادرها حرف بزنین".

122
00:06:13,672 --> 00:06:16,420
‫یه چیزی اونا رو بهم ربط میده.
‫شاید خودشون بدونن.

123
00:06:16,941 --> 00:06:19,878
‫هی. کجا قایم شده بودی؟

124
00:06:19,880 --> 00:06:21,511
‫- منظورت چیه؟
‫- از وقتی که بهت گفتم...

125
00:06:21,513 --> 00:06:24,714
‫"دنبال اینم تا بفهمم "ردینگتون
‫کی بوده مثل روح شدی.

126
00:06:24,716 --> 00:06:26,524
‫فکر کردم شاید هنوزم از دستم عصبانی هستی.

127
00:06:26,526 --> 00:06:29,652
‫چی؟ نه. خیلیم ازت ممنونم.

128
00:06:30,059 --> 00:06:32,478
‫کاری کردی که فکر میکردی برام بهترینه.

129
00:06:32,931 --> 00:06:34,355
‫به خاطر همین خیلی ازت ممنونم.

130
00:06:38,150 --> 00:06:40,496
‫دقیقا شبیه هم هستن.

131
00:06:40,820 --> 00:06:42,432
‫"این دختر دیگه، "نورا...

132
00:06:42,434 --> 00:06:44,434
‫امکانش هست که دخترمون باشه؟

133
00:06:44,436 --> 00:06:46,135
‫اثر انگشت و سوابق بیمارستان...

134
00:06:46,137 --> 00:06:48,504
‫تایید میکنه که با هم فرق دارن.

135
00:06:48,506 --> 00:06:50,139
‫پدرومادر "نورا" هم مثل شما...

136
00:06:50,141 --> 00:06:51,474
‫خیلی بی‌تابن تا دخترشونو پیدا کنن.

137
00:06:51,476 --> 00:06:52,975
‫اگه بگیم بی‌تاب خیلی کم گفتیم.

138
00:06:52,977 --> 00:06:54,177
‫گفتین اطلاعات جدید دارین؟

139
00:06:54,179 --> 00:06:57,503
‫- بله. آزمایش دی.ان.ای رو انجام دادیم.
‫- و؟

140
00:06:58,049 --> 00:06:59,482
‫دقیقا شبیه هم هستن.

141
00:06:59,484 --> 00:07:01,050
‫این دخترا دوقلوهای همسان هستن.

142
00:07:01,052 --> 00:07:02,925
‫نه. چطور امکان داره؟

143
00:07:03,455 --> 00:07:06,622
‫بازم هست. یه چیز دیگه هم هست.

144
00:07:06,624 --> 00:07:08,491
‫و شنیدن این اصلا آسون نیست.

145
00:07:08,493 --> 00:07:10,326
‫طبق این گزارش شما دو نفر...

146
00:07:10,328 --> 00:07:13,062
‫هیچ ارتباط ژنتیکی با دخترتون ندارین.

147
00:07:13,064 --> 00:07:14,364
‫- چی؟
‫- نه.

148
00:07:14,366 --> 00:07:16,699
‫متاسفم اما
‫چندین بار آزمایش کردیم.

149
00:07:16,701 --> 00:07:18,067
‫فقط شما نیستین.

150
00:07:18,069 --> 00:07:20,303
‫"نه شما و نه خانواده "میچل...

151
00:07:20,305 --> 00:07:23,239
‫ارتباط ژنتیکی با هیچکدوم از این دخترا ندارین.

152
00:07:23,241 --> 00:07:26,642
‫چی دارین بهمون میگین؟

153
00:07:26,644 --> 00:07:30,079
‫که ما تخم یه زوج دیگه رو اشتباه برداشتیم؟

154
00:07:30,081 --> 00:07:32,640
‫- پس از طریق آی.وی.اف باردار شدین؟
‫- بله.

155
00:07:32,642 --> 00:07:35,718
‫"اما الان میگین که "نورا
‫بچه‌ی یکی دیگه‌س؟

156
00:07:35,720 --> 00:07:38,221
‫اسپرم و تخمکش مهم نیست.

157
00:07:38,223 --> 00:07:39,589
‫میخوایم دخترمونو پس بگیریم.

158
00:07:39,591 --> 00:07:41,424
‫و هر کاری بتونیم میکنیم تا پیداش کنیم.

159
00:07:41,426 --> 00:07:43,960
‫میشه اسم کلینیکی که آی.وی.اف
‫رو انجام دادین بهم بگین؟

160
00:07:43,962 --> 00:07:46,462
‫سحرگاه نو"، حومه‌ی مینیاپلیس".

161
00:07:46,464 --> 00:07:47,997
‫دکترمون توصیه‌ش کرد.

162
00:07:47,999 --> 00:07:49,632
‫- سحرگاه نو؟"
‫- نزدیک بود.

163
00:07:49,634 --> 00:07:51,934
‫همون موقع داشتم مدرکمو
‫از دانشگاه "سنت مری" میگرفتم.

164
00:07:51,936 --> 00:07:53,336
‫هر کاری بگین انجام میدیم...

165
00:07:53,338 --> 00:07:55,872
‫اما باید کاملا باهام روراست باشین.

166
00:07:55,874 --> 00:08:00,376
‫باید بدونم هیچ میدونین...

167
00:08:00,378 --> 00:08:02,979
‫دختر کوچولومون الان کجاست؟

168
00:08:03,360 --> 00:08:04,904
‫کاملا روراست؟

169
00:08:07,340 --> 00:08:09,852
‫نه، هنوز نه.

170
00:08:19,264 --> 00:08:20,797
‫"سلام "کورین.

171
00:08:20,799 --> 00:08:23,506
‫اسم من دکتر "ریزال" ـه.
‫از دیدنت خیلی خوشحالم.

172
00:08:23,968 --> 00:08:26,202
‫میدونم که سفر خیلی طول‌ودرازی داشتی...

173
00:08:26,204 --> 00:08:27,904
‫پس یه هدیه برات گرفتم.

174
00:08:27,906 --> 00:08:29,238
‫میخوام برم خونه.

175
00:08:29,240 --> 00:08:31,532
‫میدونم عزیزم و میری. خیلی زود.

176
00:08:31,534 --> 00:08:33,676
‫اما بیا بریم لباساتو عوض کنیم.

177
00:08:33,678 --> 00:08:35,768
‫میخوام یه چیزی رو بهت نشون بدم...

178
00:08:36,047 --> 00:08:37,685
‫چیزی که برات ساختم.

179
00:09:00,605 --> 00:09:04,073
‫"کورین"، "نورا".

180
00:09:04,075 --> 00:09:06,576
‫شما هر دو آدمای خیلی خاصی هستین.

181
00:09:06,578 --> 00:09:09,145
‫و با هم میتونیم دنیا رو عوض کنیم.

182
00:09:19,126 --> 00:09:21,727
‫معلومه که از این فکر بسیار وحشت کردیم که ممکنه...

183
00:09:21,729 --> 00:09:25,598
‫هر گونه اتفاق نامناسبی در این شرکت افتاده باشه.

184
00:09:25,600 --> 00:09:27,233
‫پروتکلهای دقیق و سختگیرانه‌ای داریم...

185
00:09:27,235 --> 00:09:30,169
‫که تقریبا بروز اشتباه رو غیرممکن میکنه.

186
00:09:30,611 --> 00:09:33,112
‫خب، دلایلی داریم که
‫نشون میدن اشتباه نبوده.

187
00:09:33,114 --> 00:09:36,115
‫خانواده‌ی "واکر" و "میچل" هر دو مشتری شما بودن؟

188
00:09:36,117 --> 00:09:37,683
‫آن"، قبل از اینکه جوابشو بدی"...

189
00:09:37,685 --> 00:09:39,718
‫میتونیم برای سوابق پزشکی حکم بگیریم.

190
00:09:39,720 --> 00:09:41,220
‫نه خواهش میکنم.

191
00:09:41,222 --> 00:09:43,055
‫خیلی واضح میگم که حاضریم به هر شکلی که میتونیم...

192
00:09:43,057 --> 00:09:44,389
‫همکاری کنیم.

193
00:09:44,391 --> 00:09:47,025
‫خانواده "واکر" و "میچل" هر دو مشتری ما بودن.

194
00:09:47,027 --> 00:09:49,017
‫در ژوئن ۲۰۱۰.

195
00:09:49,019 --> 00:09:50,462
‫و یه دکتر داشتن؟

196
00:09:50,464 --> 00:09:53,599
‫راستش دو متخصص باروری متفاوت داشتن...

197
00:09:53,601 --> 00:09:56,168
‫که با دو گروه کاملا متفاوت کار میکردن.

198
00:09:56,170 --> 00:09:58,543
‫پس چه توضیحی برای این درهم‌وبرهم شدن وجود داره؟

199
00:09:58,545 --> 00:10:00,339
‫مجبور نیستی این سوالو جواب بدی.

200
00:10:00,341 --> 00:10:02,841
‫پرونده‌هاشونو نگاه کردم...

201
00:10:02,843 --> 00:10:05,644
‫تمام کارکنان، هر
‫کسی که در این کار نقشی داشته...

202
00:10:05,646 --> 00:10:08,413
‫و تنها کسی که میتونم بهش فکر کنم...

203
00:10:08,415 --> 00:10:10,315
‫ممکنه در جنین‌شناسی باشه.

204
00:10:10,317 --> 00:10:12,518
‫- یعنی؟
‫- در روز انتقال...

205
00:10:12,520 --> 00:10:16,021
‫جنین رشد یافته از
‫دستگاه ما که در ساختمونه برداشته میشه...

206
00:10:16,023 --> 00:10:17,361
‫و مستقیم وارد مادر میشه.

207
00:10:17,361 --> 00:10:20,470
‫بااینکه احتمالش خیلی کمه امکان داره...

208
00:10:20,472 --> 00:10:23,011
‫که متخصص جنین‌شناسی مواد...

209
00:10:23,013 --> 00:10:25,108
‫ژنتیکی پرورش یافته رو با نمیدونم یه چیزی...

210
00:10:25,553 --> 00:10:27,444
‫قاطی یا عوض کرده باشه.

211
00:10:27,446 --> 00:10:29,879
‫مثل جنینی که بیرون از اینجا رشد پیدا کرده؟

212
00:10:29,881 --> 00:10:31,519
‫گفتین که این زنها...

213
00:10:31,544 --> 00:10:33,390
‫تیم متفاوت و دکترای متفاوتی داشتن...

214
00:10:33,392 --> 00:10:35,819
‫اما متخصص جنین‌شناسی‌ـشونم متفاوت بوده؟

215
00:10:35,821 --> 00:10:38,955
‫نه. اما اعتبارش...

216
00:10:38,957 --> 00:10:40,623
‫- اسم یکی رو میخوام.
‫- یکی از بهترینهاست.

217
00:10:40,625 --> 00:10:42,792
‫خانم "ماولر". یه اسم.

218
00:10:42,794 --> 00:10:44,972
‫مایلز گوردون"، اف.بی.آی"!

219
00:10:45,437 --> 00:10:47,364
‫دوباره تکرار نمیکنم!

220
00:10:51,412 --> 00:10:52,902
‫اتفاقی افتاده؟

221
00:10:52,904 --> 00:10:55,138
‫تلویزیون رو روشن گذاشتم.

222
00:10:55,140 --> 00:10:57,607
‫چه بامزه، صدای تلویزیونو نمی‌شنوم.

223
00:10:57,609 --> 00:10:59,876
‫اشکالی نداره چند تا سوال ازتون بپرسیم؟

224
00:10:59,878 --> 00:11:01,711
‫باشه، حتما.

225
00:11:02,131 --> 00:11:04,380
‫فقط بذارین...

226
00:11:09,187 --> 00:11:12,922
‫کار احمقانه‌ای بود. حالا باید دستگیرت کنم.

227
00:11:25,363 --> 00:11:28,407
‫"سناتور "کریستنسن.
‫خیلی ببخشید که مزاحمتون میشم.

228
00:11:28,409 --> 00:11:30,940
‫میدونم که اینجا سرتون خیلی شلوغه...

229
00:11:30,942 --> 00:11:32,108
‫اما یه لحظه از وقتتونو میخوام.

230
00:11:32,110 --> 00:11:33,877
‫وسط یه ملاقاتم.

231
00:11:33,879 --> 00:11:36,312
‫بله. دنبال این مرد میگردم.

232
00:11:36,314 --> 00:11:38,322
‫ببخشید من شما رو میشناسم؟

233
00:11:38,324 --> 00:11:39,549
‫هر جا رو بگی گشتم...

234
00:11:39,551 --> 00:11:42,352
‫و اینطور که متوجه شدم
‫شاید زیردست شما باشه.

235
00:11:42,354 --> 00:11:44,087
‫اگه میخواین وقت ملاقات بگیرین...

236
00:11:44,089 --> 00:11:46,720
‫به دفترم زنگ بزنین درست مثل بقیه.

237
00:11:52,864 --> 00:11:54,375
‫اون کیه؟

238
00:11:59,939 --> 00:12:01,571
‫اصلا نمیدونم.

239
00:12:01,881 --> 00:12:04,148
‫سناتور برخلاف قرار ناهارتون...

240
00:12:04,150 --> 00:12:05,850
‫من علاقه‌ای به پیش‌نوازش ندارم.

241
00:12:05,852 --> 00:12:08,776
‫با چندین منبع حرف زدم و بهم گفتن...

242
00:12:08,801 --> 00:12:10,654
‫مردی که تو عکس ـه تو کار پیدا کردن...

243
00:12:10,656 --> 00:12:13,357
‫چیزایی ـه که سخت پیدا میشن...

244
00:12:13,359 --> 00:12:16,894
‫و در حال حاضر داره سعی میکنه
‫چیزی رو براتون پیدا کنه.

245
00:12:17,999 --> 00:12:20,531
‫آخه تو از کجا میدونی؟

246
00:12:20,533 --> 00:12:23,033
‫شما هم ناهار میل دارین؟

247
00:12:23,035 --> 00:12:23,887
‫ته.

248
00:12:23,887 --> 00:12:26,910
‫یه مارتینی میخورم. بدون یخ با دو تا زیتون.

249
00:12:30,582 --> 00:12:32,415
‫از طریق یه دوست باهاش آشنا شدم.

250
00:12:32,417 --> 00:12:34,718
‫ببین. اینجا جای خوبی نیست.

251
00:12:34,720 --> 00:12:37,117
‫شاید بهتر باشه یه جایی بریم که احتیاطش بیشتر باشه.

252
00:12:37,142 --> 00:12:39,509
‫راستش به نظرم بی‌احتیاطی...

253
00:12:39,511 --> 00:12:41,251
‫اغلب به نفع من تموم میشه.

254
00:12:41,251 --> 00:12:43,285
‫لطفا ادامه بدین.

255
00:12:45,656 --> 00:12:47,455
‫آقای "کاتن" صداش میزنن...

256
00:12:47,457 --> 00:12:50,258
‫فرانسیس کاتن". اسم واقعیش نیست".

257
00:12:50,260 --> 00:12:51,793
‫استخدامش کردم...

258
00:12:51,795 --> 00:12:54,629
‫تا یه اثر هنری گمشده رو
‫برای مجموعه همسرم پیدا کنه.

259
00:12:54,631 --> 00:12:56,865
‫- چطوری باهاش تماس بگیرم؟
‫- نمیتونی.

260
00:12:56,867 --> 00:12:59,234
‫بعد از اینکه یه آگهی...

261
00:12:59,236 --> 00:13:01,303
‫در بخش نیازمندیهای روزنامه
‫پُست گذاشتی باهات تماس میگیره.

262
00:13:01,305 --> 00:13:03,238
‫دو ماه طول میکشه تا تماس بگیره.

263
00:13:03,240 --> 00:13:04,573
‫شماره‌ی منو داره.

264
00:13:04,575 --> 00:13:07,409
‫گفتش هر موقع که
‫اثر رو پیدا کرد بهم زنگ میزنه.

265
00:13:07,411 --> 00:13:10,050
‫کدوم اثر؟ چه نقاشی؟

266
00:13:16,320 --> 00:13:18,920
‫"آهان! "وایشراوانا.

267
00:13:20,534 --> 00:13:22,357
‫بی‌نظیره.

268
00:13:26,632 --> 00:13:28,263
‫قربان تشریف میبرین؟
‫مارتینی‌ـتونو اوردم.

269
00:13:28,265 --> 00:13:29,564
‫نه، نه، برای سناتور ـه.

270
00:13:29,566 --> 00:13:31,610
‫یه نوشیدنی خوب و حسابی به کارش میاد.

271
00:13:38,308 --> 00:13:39,975
‫میخوای به "آرام" کمک کنی یا من برم؟

272
00:13:39,977 --> 00:13:42,277
‫به نظر میاد همه چیز تحت کنترلشه.

273
00:13:42,279 --> 00:13:44,379
‫ظاهر میتونه فریبنده باشه.

274
00:13:44,381 --> 00:13:46,341
‫چیزی قبلا گفتم حقیقت داشت.

275
00:13:46,366 --> 00:13:48,717
‫خیلی ممنونم که دوست خوبی هستی.

276
00:13:48,719 --> 00:13:52,554
‫اما از کاری که کردی هم خیلی ممنونم...

277
00:13:52,556 --> 00:13:55,110
‫که در مورد پدربزرگم بهم گفتی.

278
00:13:55,792 --> 00:13:58,326
‫پیداش کردم و
‫در مورد "ردینگتون" بهم گفتش...

279
00:13:58,328 --> 00:13:59,561
‫در مورد اینکه کی بوده.

280
00:13:59,563 --> 00:14:02,564
‫صبر کن ببینم میدونی؟

281
00:14:03,118 --> 00:14:05,453
‫اسمش "ایلیا کوزلوف" بوده.

282
00:14:05,478 --> 00:14:07,812
‫اون و "کاتارینا" از بچگی با هم دوست بودن...

283
00:14:07,814 --> 00:14:09,847
‫و بعدش با هم دیگه تو کابال بودن.

284
00:14:09,849 --> 00:14:11,713
‫اما چرا هویت "ردینگتون" رو گرفته؟

285
00:14:11,713 --> 00:14:14,147
‫بعد از آتیش‌سوزی ، بعد از اینکه به پدرم شلیک کردم...

286
00:14:14,149 --> 00:14:16,216
‫و دنبا دنبال "کاتارینا" بود...

287
00:14:16,218 --> 00:14:19,586
‫تنها راه زنده موندن مادرم دسترسی به پولهایی بود...

288
00:14:19,588 --> 00:14:21,387
‫که برای پاپوش دوختن برای "ردینگتون" استفاده کردن...

289
00:14:21,389 --> 00:14:23,057
‫آره اما نمیتونستن بدون "ردینگتون" انجامش بدن.

290
00:14:23,057 --> 00:14:24,356
‫از اونجایی که مُرده بوده...

291
00:14:24,358 --> 00:14:26,292
‫ایلیا کوزلوف" اونو به زندگی برگردونده".

292
00:14:26,796 --> 00:14:28,761
‫این جوابی ـه که "ردینگتون" این همه آدم کشته...

293
00:14:28,763 --> 00:14:29,995
‫تا صداش درنیاد؟

294
00:14:29,997 --> 00:14:32,031
‫- خب چرا؟
‫- نمیدونم.

295
00:14:32,033 --> 00:14:35,100
‫تا یه جوری از من مراقبت کنه؟
‫از خودش مراقبت کنه.

296
00:14:35,102 --> 00:14:37,564
‫"ایلیا کوزلوف" و "کاتارینا روستوا"...

297
00:14:37,589 --> 00:14:39,618
‫بعد از خیانت کردن به آدمای قدرتمند...

298
00:14:39,618 --> 00:14:41,758
‫که حافظه‌ی بلندی مدتی هم داشتن
‫و حاضر بودن برای پیدا کردن...

299
00:14:41,760 --> 00:14:43,720
‫اطلاعاتی مکانی اونا آدمم بکشن، ناپدید شدن.

300
00:14:43,722 --> 00:14:45,488
‫یا سعی بکنن. چند هفته‌ی قبل...

301
00:14:45,490 --> 00:14:47,056
‫به یه آدم احمق از کا.گ.ب برخوردم...

302
00:14:47,058 --> 00:14:49,292
‫که شنیده بود دارم دنبال "کاتارینا" میگردم.

303
00:14:49,294 --> 00:14:51,241
‫میخواست بدونه چه جور سرنخهایی دارم.

304
00:14:51,241 --> 00:14:53,141
‫به خاطر همین مخفی نگهش میداره.

305
00:14:53,143 --> 00:14:54,675
‫به خاطر همین نباید به کسی بگیم.

306
00:14:54,677 --> 00:14:56,658
‫آره، اما باید به "کوپر" و "آرام" بگیم.

307
00:14:56,683 --> 00:14:59,117
‫هر کسی که بوده الان "ردینگتون" ـه.

308
00:14:59,119 --> 00:15:01,520
‫کوپر" درک میکنه اما شاید حس کنه"...

309
00:15:01,522 --> 00:15:03,622
‫باید به یکی تو سازمان خبر بده که درک نمیکنه.

310
00:15:03,624 --> 00:15:06,324
‫آنا مک‌ماهون" به این نیروی ویژه اعتماد نداره"...

311
00:15:06,326 --> 00:15:07,793
‫و از "ردینگتون" متنفره.

312
00:15:07,795 --> 00:15:10,395
‫دنبال یه بهونه‌ای میگرده تا تعطیلمون کنه.

313
00:15:10,397 --> 00:15:12,697
‫نگرانی که توافق مصونیتش رو باطل کنن.

314
00:15:12,699 --> 00:15:15,067
‫کاملا مطمئنم که
‫من حق داشتم حقیقتو بدونم...

315
00:15:15,069 --> 00:15:17,702
‫و کاملا مطمئنم که هیچکس دیگه این حقو نداره.

316
00:15:17,704 --> 00:15:20,142
‫ببین درکش میکنم اما حقیقت همینه؟

317
00:15:20,144 --> 00:15:21,546
‫یعنی واقعا با عقل جور درمیاد...

318
00:15:21,548 --> 00:15:23,776
‫که این جوابی ـه که
‫حاضره براش آدم بکشه تا درز نکنه؟

319
00:15:23,801 --> 00:15:26,445
‫که این همه آدم برای فهمیدنش کشته شدن؟

320
00:15:26,447 --> 00:15:28,680
‫چون این همه آدم مردن...

321
00:15:28,682 --> 00:15:30,315
‫من دست از بچه‌م کشیدم.

322
00:15:30,317 --> 00:15:33,694
‫تا از "اگنس" مراقبت کنم
‫تا وقتی حقیقتو بفهمم.

323
00:15:34,088 --> 00:15:37,322
‫مطمئن هستم چرا از
‫رازش محافظت کرده؟ نه.

324
00:15:37,324 --> 00:15:40,025
‫امکانش هست که چند تا حفره...

325
00:15:40,027 --> 00:15:42,861
‫در داستان رو به خاطر اینکه
‫قشنگ و رمانتیکه نادیده گرفتم؟

326
00:15:42,863 --> 00:15:45,030
‫بله امکانش هست.

327
00:15:45,032 --> 00:15:47,566
‫اما امکانش زیاده که حقیقت داشته باشه.

328
00:15:47,568 --> 00:15:48,442
‫امکانش زیاده؟

329
00:15:48,442 --> 00:15:50,917
‫ایلیا کوزلوف" انگیزه و فرصتش رو داشته".

330
00:15:50,942 --> 00:15:53,743
‫اگه این یه جرم بود میگفتی که حل شده...

331
00:15:53,745 --> 00:15:56,049
‫و باور میکردی که حق با تو بوده.

332
00:15:57,182 --> 00:15:59,115
‫خب تو و "سحرگاه نو" تنها...

333
00:15:59,117 --> 00:16:01,346
‫ارتباط با این آدمربایی‌ها هستین پس...

334
00:16:02,087 --> 00:16:03,653
‫اگه تو اونا رو نبردی کی برده؟

335
00:16:03,655 --> 00:16:05,203
‫بهت گفتم اصلا نمیدونم.

336
00:16:05,228 --> 00:16:06,528
‫قبل از اینکه تو "سحرگاه نو" کار کنی...

337
00:16:06,530 --> 00:16:08,360
‫یه سری مشکلات حقوقی داشتی درسته؟

338
00:16:09,733 --> 00:16:11,699
‫توی یه کلینیک در بوستون کار میکردم...

339
00:16:11,701 --> 00:16:13,040
‫بعد از اینکه مدرکمو گرفتم.

340
00:16:13,040 --> 00:16:14,573
‫برق قطع شد.

341
00:16:14,575 --> 00:16:18,205
‫دما هسته اصلا
‫از محدوده‌ی قابل قبول خارج نشد...

342
00:16:19,213 --> 00:16:21,425
‫اما یه بچه با بیماری شدید به دنیا اومد.

343
00:16:21,792 --> 00:16:24,159
‫حتما زمان خیلی سختی برات بوده.

344
00:16:24,763 --> 00:16:28,569
‫،به علاوه قسطهای بزرگ
‫هزینه‌های حقوقی، وام دانشگاه...

345
00:16:28,594 --> 00:16:30,955
‫سخت بوده بله.
‫به خاطر همین اومدم به مینیاپلیس.

346
00:16:30,955 --> 00:16:32,450
‫- اما ببین من...
‫- مسئله اینه که...

347
00:16:32,452 --> 00:16:34,998
‫پنج ماه بعد یه وام خونه گرفتی...

348
00:16:35,000 --> 00:16:36,251
‫و یه ماشین جدید خریدی.

349
00:16:36,251 --> 00:16:37,984
‫- اونکه...
‫- دوست دارم فکر کنم...

350
00:16:37,986 --> 00:16:41,088
‫شانس اوردی، حتی
‫بخت‌آزمایی بردی یا ارث بهت رسیده.

351
00:16:41,090 --> 00:16:44,758
‫اما بیخیال. حدس میزنم اینطوری نبوده.

352
00:16:45,229 --> 00:16:47,294
‫یکی سراغت اومده و بهت پیشنهاد پول داده؟

353
00:16:47,296 --> 00:16:48,695
‫نه، اینطوریا نیست.

354
00:16:48,697 --> 00:16:51,068
‫پدرومادرها فقط میخوان دختراشون برگردن.

355
00:16:51,700 --> 00:16:55,572
‫اگه حقیقتو بهمون بگی میتونیم کمکت کنیم.

356
00:16:56,672 --> 00:16:57,995
‫کی سراغت اومد؟

357
00:17:01,110 --> 00:17:02,579
‫اسمشو نمیدونم.

358
00:17:03,579 --> 00:17:04,540
‫فقط...

359
00:17:05,791 --> 00:17:07,528
‫گفتش که پدرومادرا هیچوقت باخبر نمیشن...

360
00:17:07,553 --> 00:17:09,053
‫که یه تعویض ساده بوده.

361
00:17:09,055 --> 00:17:11,088
‫- جنینها رو عوض کردی.
‫- کلی پول بود.

362
00:17:11,090 --> 00:17:12,826
‫و احتمال اینکه هر سه جنین...

363
00:17:12,826 --> 00:17:15,126
‫- موفقیت‌آمیز کاشته بشن...
‫- متاسفم.

364
00:17:15,128 --> 00:17:16,561
‫گفتی سه تا؟

365
00:17:16,563 --> 00:17:18,062
‫بله.

366
00:17:18,064 --> 00:17:20,456
‫هر سه جنین با
‫شرایطی که توافق کردیم عوض شدن.

367
00:17:20,456 --> 00:17:22,668
‫اسم بچه‌ی سوم رو یادت میاد؟

368
00:17:22,693 --> 00:17:23,989
‫"گریس دراکستون".

369
00:17:23,989 --> 00:17:25,922
‫اومدیم تا اونو تحت بازداشت حفاظتی دربیاریم.

370
00:17:25,924 --> 00:17:28,391
‫- اف.بی.آی.
‫- اف.بی.آی؟ متوجه نمیشم.

371
00:17:28,393 --> 00:17:31,828
‫- ربطی به شکایت سی.پی.اس داره؟
‫- سی.پی.اس؟

372
00:17:31,830 --> 00:17:33,963
‫مامور "کاوالی" از خدمات حمایت از کودکان...

373
00:17:33,965 --> 00:17:35,776
‫همین سی دقیقه پیش اومد اینجا.

374
00:17:35,778 --> 00:17:37,066
‫گفتش که باید با "گریس" در مورد...

375
00:17:37,068 --> 00:17:38,835
‫یه سری مشکلات تو خونه حرف بزنه.

376
00:17:38,837 --> 00:17:40,770
‫پیش "گریس" و مشاور مدرسه‌س.

377
00:17:40,772 --> 00:17:42,605
‫باید همین الان ما رو ببرین اونجا.

378
00:17:53,718 --> 00:17:57,720
‫به ۹۱۱ زنگ بزنین. بهشون بگین
‫یه بچه از مدرسه‌ـتون دزدیده شده.

379
00:18:27,452 --> 00:18:28,954
‫عصربخیر.

380
00:18:29,351 --> 00:18:32,218
‫یه جنس برای کاتالوگتون دارم.

381
00:18:32,624 --> 00:18:36,039
‫جای اشتباهی اومدی. ساعت تعمیر میکنم.

382
00:18:36,344 --> 00:18:38,763
‫جو" چاقولو گفت بیشتر از اینا انجام میدی".

383
00:18:38,765 --> 00:18:40,226
‫کسی به اسم "جو" چاقولو نمیشناسم.

384
00:18:40,640 --> 00:18:43,691
‫بهم گفت بهت بگم
‫تو باغت چند تا موش داری.

385
00:18:43,852 --> 00:18:45,532
‫گفتش باید باهاشون چه کار کنم؟

386
00:18:45,534 --> 00:18:47,529
‫به دفع‌کننده حیوانات موذی زنگ بزن.

387
00:18:49,404 --> 00:18:51,404
‫بذار جنس رو ببینم.

388
00:18:57,446 --> 00:18:59,879
‫اینکه یه عکس از جنس ـه.

389
00:19:00,368 --> 00:19:04,371
‫و اینم یه کیفه
‫که ۵۰ هزار دلار اسکناسهای علامت‌گذاری نشده داره...

390
00:19:04,646 --> 00:19:06,241
‫برای اینکه جنس رو بذاری تو کاتالوگت.

391
00:19:06,266 --> 00:19:09,001
‫خود اجناس رو میگیرم نه عکسشونو.

392
00:19:09,003 --> 00:19:11,303
‫یه کیف دیگه هم هست که بهم اجازه میده...

393
00:19:11,305 --> 00:19:14,006
‫از اتاق پشتی‌ـت برای حرف زدن با خریدار استفاده کنم.

394
00:19:14,008 --> 00:19:15,919
‫خیلی کیف داری.

395
00:19:16,410 --> 00:19:17,615
‫می‌دونی من کی‌ام؟

396
00:19:17,615 --> 00:19:20,249
‫آره، یه بابایی که کُلی کیف داره.

397
00:19:20,251 --> 00:19:23,285
‫چندتاشُ لازم داری تا بتونی
‫عکسه رو برام جور کنی؟

398
00:19:23,287 --> 00:19:25,967
‫جنس رو پیشت داری یا که
‫فقط داری ازم سوء استفاده می‌کنی

399
00:19:25,992 --> 00:19:28,201
‫که خریدارشُ بکشونی بیرون؟

400
00:19:29,286 --> 00:19:32,496
‫،چهارتا کیف، بدون هیچ سؤالی

401
00:19:32,498 --> 00:19:34,798
‫و ساعت رومیزی‌‍ه رو هم باهاش میدی.

402
00:19:34,800 --> 00:19:36,900
‫عاشق صنایع دستی لیموژم.

403
00:19:39,805 --> 00:19:42,606
‫سه‌قلوها... تنها کسایی
‫نیستن که ربوده‌شدن.

404
00:19:42,608 --> 00:19:44,074
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

405
00:19:44,076 --> 00:19:46,510
‫برگشتم سراغ پایگاه داده‌ها
‫و اینو پیدا کردم...

406
00:19:46,512 --> 00:19:50,114
‫بچه‌هایی که از میامی، شیکاگو
‫و دالاس ربوده شدن.

407
00:19:50,474 --> 00:19:51,749
‫بازم هست.

408
00:19:51,751 --> 00:19:54,763
‫دوقلوها و سه‌قلوهایی که همگی
‫،از مادرهای مجزایی به‌دنیا اومدن

409
00:19:54,763 --> 00:19:57,217
‫و همه‌شون تو ۱۸ ماه گذشته
‫مفقود اعلام شدن.

410
00:19:57,242 --> 00:19:59,976
‫به‌نظرت این یه‌جور مُدل
‫دیوونه‌وار و علمی‌تخیلی

411
00:19:59,978 --> 00:20:01,821
‫- از قاچاق انسانه؟
‫- نه.

412
00:20:01,846 --> 00:20:03,745
‫به‌نظرم این یه‌جور مُدل
‫دیوونه‌وار و علمی‌تخیلی

413
00:20:03,745 --> 00:20:05,667
‫از آزمایش روی انسان‌هاست.

414
00:20:05,667 --> 00:20:07,583
‫دی‌ان‌ای دخترا رو به‌ترتیب کردم.

415
00:20:07,583 --> 00:20:10,092
‫تفاوت‌هاشون ۹۰ هزار جفت‌بازه.

416
00:20:10,117 --> 00:20:11,860
‫حالا شاید این از نظرتون خیلی زیاد بیاد
‫ولی وقتی

417
00:20:11,885 --> 00:20:15,086
‫اینو در نظر بگیرید که ژنوم انسان
‫،حدود ۳ میلیارد جفت‌باز داره

418
00:20:15,088 --> 00:20:15,911
‫اصلاً توش گمه.

419
00:20:15,911 --> 00:20:18,278
‫من حدسم اینه که
‫کسی که دنبال‌شیم

420
00:20:18,280 --> 00:20:21,481
‫،یه تخمک بارورشده رو برداشته
‫،و به سه‌تا جنین تقسیمش کرده

421
00:20:21,483 --> 00:20:23,016
‫و بعد تغییراتی اعمال کرده.

422
00:20:23,018 --> 00:20:26,520
‫که نتیجه‌ش شده سه‌قلوهای همسانی
‫که از نظر ژنتیکی منحصربه‌فردن.

423
00:20:26,522 --> 00:20:29,749
‫گریس، اینا "نورا" و "کورین" هستن.
‫می‌تونی سلام کنی؟

424
00:20:30,859 --> 00:20:33,493
‫،حالا که همگی اومدید
‫می‌تونیم شروع کنیم.

425
00:20:33,495 --> 00:20:34,895
‫چه هیجان‌انگیز.

426
00:20:34,897 --> 00:20:37,494
‫تفاوت‌های ژنتیکی.
‫به‌نظرت ممکنه اتفاقی بوده باشن؟

427
00:20:37,519 --> 00:20:39,419
‫ممکن بود، منتها جاسازی‌ها و  حذفیات

428
00:20:39,421 --> 00:20:42,188
‫حول مناطق اثرگذاری‌شده
‫نشون میدن که یکی

429
00:20:42,190 --> 00:20:44,457
‫از یه ابزار ویرایشی که از طریق
‫ویروس انتقال داده می‌شه استفاده کرده

430
00:20:44,459 --> 00:20:47,460
‫تا دی‌ان‌ای کورین و نورا
‫رو از اول بنویسه.

431
00:20:47,462 --> 00:20:50,597
‫دوباره‌نویسیِ دی‌ان‌ای؟
‫کی می‌تونه آخه همچین کاری کنه؟

432
00:20:50,599 --> 00:20:51,966
‫دستگاه‌ها فعالن؟

433
00:20:51,968 --> 00:20:54,035
‫در حال فعال‌کردنِ موردهای آزمایشی هستیم.

434
00:20:54,954 --> 00:20:56,591
‫هی! نگاه!

435
00:20:59,408 --> 00:21:03,843
‫با ۹۵ درجه شروع کنید.
‫%رطوبت رو بذار روی ۵۰.

436
00:21:05,781 --> 00:21:08,581
‫تو گفتی دی‌ان‌ای دوتا دختر بچه
‫رو دستکاری کردن. سومی چی؟

437
00:21:08,583 --> 00:21:10,450
‫نمونه‌های اولیه‌ای که
‫از خونه‌ش برداشته شده

438
00:21:10,452 --> 00:21:12,419
‫،نشون میده که ویرایش نشده‌بوده
‫که به همین خاطر

439
00:21:12,421 --> 00:21:14,487
‫باور دارم یه‌جور آزمایشی‌‍ه.

440
00:21:14,489 --> 00:21:17,390
‫موضوع چیه؟!
‫شما دارید با ما چی‌کار می‌کنید؟

441
00:21:17,392 --> 00:21:18,725
‫بذارید بیایم بیرون!

442
00:21:18,727 --> 00:21:21,206
‫- ببرش رو ۱۰۰.
‫- یه گروه آزمایشی‌‍ه.

443
00:21:21,206 --> 00:21:22,873
‫اونا سه‌قلوهای همسان ایجاد کردن

444
00:21:22,875 --> 00:21:24,875
‫که از فاکتورهای ژنتیکی بیرونی جلوگیری کنن

445
00:21:24,877 --> 00:21:26,510
‫و یک جنین رو دست‌نخورده نگه داشتن

446
00:21:26,512 --> 00:21:28,412
‫،که بتونن یه استانداردی تعیین کنن

447
00:21:28,414 --> 00:21:31,047
‫راهی برای اندازه‌گیری تأثیر تغییرات.

448
00:21:31,049 --> 00:21:33,493
‫ولی آخه کی؟
‫و برای چی؟

449
00:21:35,721 --> 00:21:39,523
‫ببینم زده به سرت؟
‫چه مرگته تو؟

450
00:21:39,525 --> 00:21:42,059
‫- جانم.
‫- فکر کردی دوست دارم

451
00:21:42,061 --> 00:21:43,493
‫عکسم تیتر اول روزنامۀ واشنگتن‌پست باشه؟

452
00:21:43,495 --> 00:21:46,263
‫بازم اخبار منفی؟
‫ممکن بود بزنه بکشتم.

453
00:21:46,265 --> 00:21:49,466
‫سناتور. آروم بگیرید. چی شده؟

454
00:21:49,468 --> 00:21:52,436
‫چی شده؟
‫ناهار با یه فراری چطوره؟

455
00:21:52,438 --> 00:21:55,105
‫- متوجه نیستم چی...
‫- ردینگتون.

456
00:21:55,107 --> 00:21:56,474
‫اومد دیدنم.

457
00:21:57,934 --> 00:22:01,044
‫خیله‌خب. صبر کنید ببینم.
‫چی می‌خواست؟

458
00:22:01,046 --> 00:22:03,880
‫دوستت. ردیاب انسانی. آقای کاتن.

459
00:22:03,882 --> 00:22:06,016
‫می‌خواست پل ارتباطی‌شون شم.

460
00:22:06,018 --> 00:22:08,051
‫- بعد شما چی بهش گفتید؟
‫- چی بهش گفتم؟

461
00:22:08,053 --> 00:22:10,454
‫آنا، مهم نیست من چی بهش گفتم.

462
00:22:10,456 --> 00:22:12,956
‫مهم اون چیزیه که دارم به تو میگم.

463
00:22:12,958 --> 00:22:14,458
‫تو منو به کاتن معرفی کردی

464
00:22:14,460 --> 00:22:17,060
‫در عوض رأیم توی لایحۀ کشاورزی.

465
00:22:17,062 --> 00:22:20,764
‫خب، حالا بگو چی شده.
‫پشت گوشتُ دیدی، رأی منم دیدی.

466
00:22:27,973 --> 00:22:30,607
‫- با کاتن حرف زدی؟
‫- کمتر از یه ساعت پیش.

467
00:22:30,609 --> 00:22:32,542
‫خبرای خوبی دارم.
‫اطلاعاتی که دنبالش بودیمُ داشت...

468
00:22:32,544 --> 00:22:35,345
‫- مهم نیست. ببین چی میگم.
‫- عذر می‌خوام. گفتی "مهم نیست"؟

469
00:22:35,347 --> 00:22:37,147
‫،ازت می‌خوام که با کاتن تماس بگیری
‫و بیاریش پیش‌مون.

470
00:22:37,149 --> 00:22:39,351
‫- چی شده؟
‫- ردینگتون باخبر شده.

471
00:22:39,952 --> 00:22:41,518
‫،چطوریش رو نمی‌دونم
‫ولی فهمیده.

472
00:22:41,520 --> 00:22:43,654
‫داره دنبال کاتن می‌گرده.
‫،اگه پیداش کنه

473
00:22:43,656 --> 00:22:46,923
‫مطمئن باش کاری می‌کنه
‫نقشه‌هامونُ لو بده.

474
00:22:46,925 --> 00:22:50,394
‫تو باید کاتن رو قبل از ردینگتون پیداش کنی.

475
00:23:05,377 --> 00:23:08,205
‫شنیدم باغچه‌تون موش کور داره.

476
00:23:08,207 --> 00:23:11,348
‫آره. که چی؟

477
00:23:11,350 --> 00:23:14,469
‫در نظر ندارید سمپاش خبر کنید؟

478
00:23:17,423 --> 00:23:18,687
‫اون پشته.

479
00:23:24,096 --> 00:23:26,229
‫به‌خاطر قضیۀ "وایسراوانا" اومدم.

480
00:23:26,231 --> 00:23:28,165
‫نه، اومدی اینجا یه گپی بزنیم.

481
00:23:28,167 --> 00:23:30,734
‫بیا امیدوار باشیم که
‫صحبت‌مون مثمر ثمر باشه.

482
00:23:40,112 --> 00:23:44,118
‫شلوارت رو! ازت می‌خوام که درش بیاری!

483
00:23:53,090 --> 00:23:56,626
‫می‌دونی که این قضیه
‫همچین اورژانسی‌‍ه دیگه، نه؟

484
00:23:56,628 --> 00:23:58,495
‫،اسطوره‌ها متولد نمی‌شن
‫یکم از ساندویچ رست‌بیف زنم می‌خوری؟

485
00:23:58,497 --> 00:24:01,187
‫تدی، من باید بفهمم که
‫این یارو بچه‌ها رو کجا برده

486
00:24:01,189 --> 00:24:03,193
‫،و داره واسه آنا مک‌ماهون چی‌کار می‌کنه

487
00:24:03,195 --> 00:24:05,397
‫و باید همین‌الانم بفهمم.

488
00:24:05,422 --> 00:24:07,956
‫بیفِ نمک‌سود در حد اعلاء.

489
00:24:07,958 --> 00:24:11,259
‫اگر آخر سر یه سمپاش واقعی
‫نیازم بشه، پولشُ از خودت می‌گیرم.

490
00:24:11,261 --> 00:24:13,161
‫،اگه دمبه اینجا بود
‫یه لقمه می‌خورد.

491
00:24:13,163 --> 00:24:14,562
‫- شروع شد.
‫- چیه؟

492
00:24:14,564 --> 00:24:16,564
‫اگه اینجا بود یه لقمه می‌زد دیگه.

493
00:24:16,566 --> 00:24:18,666
‫الانم اینجا نیست و نمی‌خوره.
‫تموم حرفم همینه.

494
00:24:18,668 --> 00:24:21,302
‫- تمام حرفت همینه.
‫- اون داداش‌مون عاشق رست‌بیفه.

495
00:24:21,304 --> 00:24:22,804
‫اصلاً شاید همین‌الان
‫داره رست‌بیف می‌خوره.

496
00:24:22,806 --> 00:24:25,073
‫،منتها نمی‌دونیم
‫چون تو اخراجش کردی.

497
00:24:25,075 --> 00:24:28,124
‫من اخراجش نکردم.
‫در واقع، من بخشیدمش.

498
00:24:28,124 --> 00:24:30,425
‫- بعدم اون اصلاً گوشت‌خوار نیست!
‫- برای چی بخشیدیش؟

499
00:24:30,427 --> 00:24:33,294
‫،برای این‌که از قوانینت پیروی نکرد
‫از اون بایدها و نبایدهات؟

500
00:24:33,296 --> 00:24:34,662
‫ما یه اصول و اخلاقیاتی داریم!

501
00:24:34,664 --> 00:24:37,532
‫چرا فهمیدنِ این موضوع
‫برای همه انقدر سخته؟

502
00:24:37,534 --> 00:24:40,201
‫چطوره مثلاً به‌خاطر این‌که
‫الان یه یارویی رو بردی اتاق بقلی

503
00:24:40,203 --> 00:24:42,503
‫که آواکادوهاشُ گرده‌افشانی کنی؟

504
00:24:42,505 --> 00:24:45,440
‫اون اصول و قوانین مثل
‫کت‌شلوار و کلاهت می‌مونن.

505
00:24:45,778 --> 00:24:49,348
‫پوشیدنش بهت حس خوبی میده.
‫خوش‌تیپت هم می‌کنه.

506
00:24:49,349 --> 00:24:50,681
‫خیلی ارزنده‌ات می‌کنه.

507
00:24:50,683 --> 00:24:54,245
‫ولی... باید اینم در نظر بگیرم
‫که تو اعماق وجودت می‌دونی...

508
00:24:54,854 --> 00:24:57,255
‫عین می‌مونه به خوک رژ لب بزنی.

509
00:24:57,257 --> 00:24:59,223
‫می‌تونه گناهان زیادی رو بپوشونه.

510
00:24:59,225 --> 00:25:01,659
‫اما در نهایت، خیلی بدمزه‌ست.

511
00:25:06,546 --> 00:25:07,327
‫خبری شد؟

512
00:25:07,327 --> 00:25:09,253
‫مردی که اجیرش کرد
‫بچه‌ها رو بدزده.

513
00:25:09,255 --> 00:25:10,889
‫اسمشُ وا داد.

514
00:25:11,932 --> 00:25:13,457
‫گیرمو ریزال.

515
00:25:13,459 --> 00:25:15,935
‫ردینگتون میگه عامل آدم‌ربایی‌ها این یاروئه.

516
00:25:15,935 --> 00:25:17,034
‫آدرسی هم ازش داره؟

517
00:25:17,036 --> 00:25:18,567
‫نه. رسلر الان داره
‫رو اینش کار می‌کنه.

518
00:25:18,592 --> 00:25:20,115
‫از این یارو چی می‌دونیم؟

519
00:25:20,115 --> 00:25:22,615
‫،ضربان قلبش یه‌خرده رفته بالا
‫و نرخ عرق‌ریزیش در حال افزایشه.

520
00:25:22,617 --> 00:25:25,618
‫دما رو بذار روی ۱۰۵.
‫آبپوشی رو اجرا کن.

521
00:25:25,620 --> 00:25:29,122
‫خب، این ریزال در کل
‫نقشه‌کشی ژنی رو اختراع کرده.

522
00:25:29,124 --> 00:25:30,657
‫،تو ۲۴ سالگی
‫کُدی رو نوشته که

523
00:25:30,659 --> 00:25:33,293
‫نرم‌افزار ترتیب‌ژنی‌ای که
‫در تمام بیمارستان‌ها

524
00:25:33,295 --> 00:25:36,029
‫آزمایشگاه‌ها و دانشگاه‌های دنیا
‫ازش استفاده می‌شه رو اجرا می‌کنه.

525
00:25:36,031 --> 00:25:38,698
‫اگر یک نفر باشه که دوباره‌نویسیِ
‫دی‌ان‌ای رو بلد باشه، همین یاروئه.

526
00:25:38,700 --> 00:25:40,967
‫سازمان پژوهش‌های خصوصی
‫،دوازده سال پیش آغاز به کار کرد

527
00:25:40,969 --> 00:25:42,468
‫و اون در انتهای همون سال استعفاء داد.

528
00:25:42,470 --> 00:25:45,123
‫،و یک سال بعدش
‫اولین دوقلوها به دنیا اومدن.

529
00:25:47,075 --> 00:25:48,908
‫- می‌خوای کنسلش کنی؟
‫- نه.

530
00:25:48,910 --> 00:25:52,296
‫،شاید ترسیده باشن
‫ولی این دخترا پیشرو هستن.

531
00:25:53,114 --> 00:25:55,187
‫،به طرق مختلفی
‫بشریت به اونا بستگی داره.

532
00:25:55,189 --> 00:25:56,856
‫راه‌حل رو وارد کن.

533
00:26:02,549 --> 00:26:04,115
‫سوابق ملکی نشون میدن که

534
00:26:04,117 --> 00:26:05,843
‫ریزال یک انبار در "شهرک هاوارد" داره.

535
00:26:05,843 --> 00:26:07,876
‫چرا فکر می‌کنی دخترا
‫رو برده همون‌جا؟

536
00:26:07,878 --> 00:26:10,279
‫،خب، این بابا تو نیویورک
‫لندن و برمودا چندتا خونه داره.

537
00:26:10,281 --> 00:26:12,824
‫"اما به گفتۀ ردینگتون "ردیاب
‫دخترا رو

538
00:26:12,824 --> 00:26:16,003
‫یه‌جا کنار جاده در حومۀ مریلند تحویل داده.

539
00:26:16,003 --> 00:26:17,570
‫- شهرک هاوارد.
‫- برید اونجا.

540
00:26:17,572 --> 00:26:20,139
‫آرام، تیم ضد گروگان‌گیری
‫رو خبر کن و یه حکم دادگاه هم بگیر.

541
00:26:20,141 --> 00:26:22,174
‫می‌خوام که تا برسن
‫صادر شده باشه.

542
00:26:35,790 --> 00:26:36,989
‫دوباره امتحان کن.

543
00:26:36,991 --> 00:26:39,533
‫باور کنید، آقای ردینگتون.
‫لوش نمیده.

544
00:26:39,533 --> 00:26:40,732
‫آنا مک‌ماهون.

545
00:26:40,734 --> 00:26:43,936
‫باید بفهمم که بهش دستور داده
‫چی رو براش پیدا کنه.

546
00:26:43,938 --> 00:26:45,470
‫،می‌دونم که خواسته‌تون اینه

547
00:26:45,472 --> 00:26:47,973
‫،ولی این آنا مک‌ماهون هر کی که هست

548
00:26:47,975 --> 00:26:49,541
‫ترس خدا رو به جونش انداخته.

549
00:26:49,543 --> 00:26:52,311
‫خیر سرمون خواستیم
‫یه کسب‌وکار خانوادگی از این کار بسازیم.

550
00:26:52,313 --> 00:26:54,485
‫- بابا، باور کن.
‫- ردش کن بیاد.

551
00:26:54,510 --> 00:26:56,143
‫لباس، کلاه، و ابزار.

552
00:26:56,145 --> 00:26:57,678
‫ممنونم، تدی.

553
00:26:57,680 --> 00:27:01,283
‫،اگه می‌خوای یه کاری درست پیش بره
‫باید خودت انجامش بدی.

554
00:27:01,851 --> 00:27:05,119
‫هیچ‌چیز مثل وقتی‌که بچه‌ت
‫ناامیدت می‌کنه دردناک نیست.

555
00:27:05,121 --> 00:27:07,955
‫عین این می‌مونه یه اسب تک‌شاخ
‫بزنه میخ‌کوبت کنه.

556
00:27:14,330 --> 00:27:16,864
‫اینجا خیلی دوستانه به‌نظر نمیاد.

557
00:27:16,866 --> 00:27:18,499
‫طرف تنها نیست.

558
00:27:18,501 --> 00:27:21,668
‫،سه تا نگهبان تو اتاقک
‫،دو تا دیگه پشت سرمون

559
00:27:21,670 --> 00:27:23,971
‫و یکی دیگه که از سمت غرب
‫اوضاع رو زیر نظر گرفته.

560
00:27:34,717 --> 00:27:39,553
‫مأمور رسلر و کین. پلیس فدرال.
‫حکم دادگاه داریم.

561
00:27:40,856 --> 00:27:43,139
‫من مجوز اینو ندارم
‫که اجازه بدم وارد شید.

562
00:27:43,139 --> 00:27:46,108
‫- مجوزت همین حکم منه.
‫- صحیح.

563
00:27:46,871 --> 00:27:49,138
‫فقط باید به وکیل کل
‫آقای ریزال خبر بدم.

564
00:27:49,140 --> 00:27:50,440
‫نه، به هیچکس خبری نمیدی.

565
00:27:50,442 --> 00:27:52,008
‫همین‌الان میری این درب رو باز می‌کنی.

566
00:27:52,010 --> 00:27:54,744
‫تیم ضربت‌مون تو راهه.
‫قراره مشکل‌ساز بشه؟

567
00:27:54,746 --> 00:27:57,123
‫هی، با توئم! گوشی رو بذار زمین.

568
00:27:57,882 --> 00:27:59,349
‫با کی حرف می‌زنی؟

569
00:27:59,351 --> 00:28:01,150
‫اعداد و ارقام مورد آزمایشی یک
‫به‌شدت سقوط کردن.

570
00:28:01,152 --> 00:28:03,553
‫مورد سه هم داره به آرومی
‫کاهش پیدا می‌کنه.

571
00:28:03,555 --> 00:28:04,754
‫مورد ۲؟

572
00:28:04,756 --> 00:28:08,991
‫،فشار خونش ثابته، سطح اکسیژن نرمال
‫و عرق‌ریزیش هم متعادل شده.

573
00:28:12,864 --> 00:28:14,430
‫امکان نداره.

574
00:28:14,833 --> 00:28:16,199
‫وضعش خوبه.

575
00:28:16,201 --> 00:28:20,069
‫خواهش می‌کنم!
‫کمک نیاز داره!

576
00:28:20,071 --> 00:28:21,522
‫تو رو خدا!

577
00:28:22,793 --> 00:28:24,993
‫ببینید، ما به دلایلی باور داریم که شما

578
00:28:24,995 --> 00:28:26,561
‫چندتا بچه‌رو بر خلاف میل‌شون
‫،داخل انبار زندانی کردید

579
00:28:26,563 --> 00:28:28,186
‫پس همین‌الان این درب رو باز می‌کنی.

580
00:28:28,188 --> 00:28:30,799
‫هی! اصلاً فکر خوبی نیست.
‫تفنگ رو بذار زمین.

581
00:28:30,801 --> 00:28:32,668
‫می‌خوای به‌جرم
‫ممانعت از اجرای قانون بازداشت شی؟

582
00:28:32,670 --> 00:28:33,609
‫همینُ می‌خواید؟

583
00:28:33,609 --> 00:28:34,775
‫عیب نداره. بازش کن.

584
00:28:34,777 --> 00:28:36,844
‫پلیسن دیگه. بذار بیان تو.

585
00:28:42,885 --> 00:28:44,451
‫درب رو باز کن.

586
00:28:44,453 --> 00:28:46,720
‫پلیس فدرال.

587
00:28:54,430 --> 00:28:57,431
‫با آزمایشگاه تماس بگیر.
‫بگو مزاحم داریم. کد سفید.

588
00:28:57,433 --> 00:29:00,067
‫- اما پلیس‌ها...
‫- گفتم کد سفید.

589
00:29:07,777 --> 00:29:09,365
‫اینجا دیگه کدوم قبرستونیه؟

590
00:29:29,903 --> 00:29:31,499
‫هی. کورین.

591
00:29:31,524 --> 00:29:33,813
‫من بدون اون جایی نمیرم.
‫باید برگردیم.

592
00:29:33,838 --> 00:29:35,304
‫باید سریع از اینجا خارج‌تون کنیم.

593
00:29:35,306 --> 00:29:36,299
‫فکر نکنم متوجه باشی

594
00:29:36,299 --> 00:29:37,864
‫اون دختر بچه چه اهمیتی
‫برای تحقیقاتم داشته باشه.

595
00:29:37,889 --> 00:29:39,646
‫اونم همراه‌مون میاد. گرفتی؟

596
00:29:40,770 --> 00:29:43,054
‫تو ببرش. من اینجا رو خالی می‌کنم.

597
00:29:51,197 --> 00:29:53,297
‫چیزی نیست. من مأمور پلیسم.

598
00:29:53,299 --> 00:29:54,909
‫الان از اینجا آزادتون می‌کنیم.

599
00:29:57,473 --> 00:30:00,572
‫آرام. ببین چی میگم.
‫چندتا بچه اینجا تو ملک ریزال هستن.

600
00:30:00,597 --> 00:30:02,026
‫ده دوازده‌تا. شایدم بیشتر.

601
00:30:02,026 --> 00:30:05,227
‫،می‌خوام که یه دکتر
‫با سرویس کودک‌آزاری رو بفرستی اینجا.

602
00:30:08,132 --> 00:30:09,089
‫کین.

603
00:30:24,307 --> 00:30:26,809
‫من میرم چکش کنم.
‫تو پیش بچه‌ها بمون و براشون کمک‌ جور کن.

604
00:30:26,809 --> 00:30:27,897
‫اطاعت.

605
00:30:38,540 --> 00:30:40,376
‫- کورین.
‫- چی کار کردی باهاشون؟!

606
00:30:40,376 --> 00:30:41,432
‫،بعداً همه‌چیزو توضیح میدم

607
00:30:41,432 --> 00:30:43,059
‫ولی الان باید همراه
‫این آقایون بریم.

608
00:30:43,061 --> 00:30:45,251
‫- نه!
‫- کورین، خواهش می‌کنم.

609
00:30:57,031 --> 00:30:59,231
‫موضوع چیه؟ مأمورای فدرال اینجان.
‫باید برید.

610
00:30:59,233 --> 00:31:01,171
‫سیستم کامل پاک شد.
‫نمی‌تونن هیچی‌رو ردگیری کنن.

611
00:31:01,173 --> 00:31:02,085
‫خوبه.

612
00:31:19,754 --> 00:31:23,087
‫پلیس فدرال!
‫الان مدارکم رو نشون‌تون میدم.

613
00:31:24,992 --> 00:31:27,059
‫- صدای تیراندازی میاد.
‫- آخرین در، سمت چپ!

614
00:31:27,061 --> 00:31:28,882
‫یه مأمور دیگه اون پایین هست!

615
00:32:03,594 --> 00:32:06,839
‫- یه کشته!
‫- دخترا کجان؟

616
00:32:06,841 --> 00:32:09,135
‫اون پشتن!

617
00:32:10,638 --> 00:32:12,738
‫ولم کن! ولم کنید!

618
00:32:12,740 --> 00:32:15,232
‫- حواست بهش باشه.
‫- نکن! نه!

619
00:32:29,457 --> 00:32:31,556
‫یه ماشین دم ورودی جنوبی منتظرتونه.

620
00:32:31,556 --> 00:32:34,157
‫دختره رو ببر.
‫پیاده برو. یالا!

621
00:32:34,159 --> 00:32:35,968
‫پلیس فدرال! دستا بالا!

622
00:32:40,339 --> 00:32:41,781
‫حواس‌تون به این باشه.

623
00:32:44,710 --> 00:32:46,809
‫دووم بیار. یه‌کم مونده برسی خونه.

624
00:32:49,221 --> 00:32:50,954
‫کورین.

625
00:32:53,099 --> 00:32:55,466


626
00:33:01,688 --> 00:33:03,994
‫- دستات رو نشونم بده!
‫- شلیک نکن! تو رو خدا!

627
00:33:04,482 --> 00:33:06,864
‫دستا بالا.
‫از دختره فاصله بگیر.

628
00:33:06,866 --> 00:33:08,232
‫گفتم بذارش زمین!

629
00:33:08,234 --> 00:33:11,168
‫نمی‌تونم! تیر خورده.

630
00:33:11,170 --> 00:33:12,937
‫باشه. خیله‌خب. برو عقب.

631
00:33:12,939 --> 00:33:14,338
‫دختره رو بذارش زمین.

632
00:33:20,179 --> 00:33:21,897
‫گفتم برو کنار!

633
00:33:23,159 --> 00:33:25,440
‫یه دختر بچه اینجا گلوله خورده.

634
00:33:25,440 --> 00:33:27,495
‫فوراً به یه آمبولانس نیاز داریم.

635
00:33:27,495 --> 00:33:30,082
‫خیابان براکستون جنوبی ۳۱۲۱.

636
00:33:31,659 --> 00:33:33,599
‫نفس نمی‌کشه.

637
00:33:33,601 --> 00:33:34,906
‫نباید بمیره.

638
00:33:35,203 --> 00:33:37,970
‫التماست رو می‌کنم.
‫تو رو خدا. اون نباید بمیره!

639
00:33:49,784 --> 00:33:51,550
‫حالش چطوره؟

640
00:33:51,552 --> 00:33:53,719
‫تو اتاق عمله، اگه اصلاً برات مهمه.

641
00:33:53,721 --> 00:33:54,987
‫معلومه که مهمه.

642
00:33:54,989 --> 00:33:56,922
‫اون مخلوق منه.
‫همه‌شون مخلوقات منن.

643
00:33:56,924 --> 00:34:00,040
‫خلق‌شون کردی که موش آزمایشگاهی‌ت بشن. چرا؟

644
00:34:01,496 --> 00:34:03,544
‫چون شما گوشت می‌خورید.

645
00:34:04,245 --> 00:34:06,346
‫آب هدر می‌دید.
‫بنزین رو می‌بلعید.

646
00:34:06,371 --> 00:34:07,703
‫معما دوست داری؟

647
00:34:07,735 --> 00:34:09,202
‫نه خیلی، نه.

648
00:34:09,204 --> 00:34:11,036
‫اف.بی.آی باید با چندتا خودروی شاسی‌بلند

649
00:34:11,038 --> 00:34:12,636
‫یه مظنون رو بیاره به اداره؟

650
00:34:13,441 --> 00:34:15,841
‫با حساب من ۶ تا.
‫فکر کردی من مرتکب جرم شدم؟

651
00:34:15,843 --> 00:34:18,077
‫- شما دارید سیاره رو نابود می‌کنی.
‫- و گمون کنم تو هم می‌خوای

652
00:34:18,079 --> 00:34:20,913
‫با آزمایش‌کردنش روی بچه‌ها
‫حلش کنی.

653
00:34:20,915 --> 00:34:23,816
‫،پنجاه‌هزار سال پیش
‫منسوبانی به انسان امروزی

654
00:34:23,818 --> 00:34:26,567
‫در جزایر اندونزیایی فلورس زندگی می‌کرد.

655
00:34:27,155 --> 00:34:30,189
‫،به‌علت کمبود منابع
‫مردم خودشونُ وفق دادن...

656
00:34:30,191 --> 00:34:31,557
‫با کوچیک‌تر شدن.

657
00:34:31,559 --> 00:34:33,225
‫قد افراد بالغ ۹۰ سانتی‌متر بیشتر نمی‌شد.

658
00:34:33,227 --> 00:34:36,695
‫،در نتیجه، مصرف‌شون کمتر شد
‫و تأثیرات کربنی‌شونم کمتر شد.
‫[ آثار گاز گلخانه‌ای ]

659
00:34:36,697 --> 00:34:38,898
‫ما هم اگر می‌خوایم از
‫،تغییرات آب‌وهوایی جون سالم به‌در ببریم

660
00:34:38,900 --> 00:34:40,900
‫باید خودمونُ با محیط زیست‌مون وفق بدیم

661
00:34:40,902 --> 00:34:43,669
‫همون‌طور که انسان فلورسی
‫خودشُ با محیط زیستش وفق داد.

662
00:34:43,671 --> 00:34:45,237
‫من می‌خوام زنده بمونیم.

663
00:34:45,239 --> 00:34:47,573
‫برای این‌کار، باید تکامل پیدا کنیم.

664
00:34:47,575 --> 00:34:50,276
‫و از اونجایی که وقت نداریم
‫،منتظر گزینش طبیعی بمونیم

665
00:34:50,278 --> 00:34:52,511
‫یه راهی کشف کردم که به
‫این پروسه سرعت ببخشیم.

666
00:34:52,513 --> 00:34:53,851
‫با تغییر دادنِ دی‌ان‌ای‌شون؟

667
00:34:53,853 --> 00:34:57,349
‫،با افرایش دما
‫آب تازه هم کمیاب می‌شه.

668
00:34:57,351 --> 00:35:00,085
‫،رودخانه‌ها خشک می‌شن
‫چشمه‌ها و سفره‌آب‌ها

669
00:35:00,087 --> 00:35:02,688
‫به‌دست دریاهایی که افزایش سطح داشتن
‫آلوده می‌شن.

670
00:35:02,690 --> 00:35:04,824
‫مردم از تشنگی می‌میرن.

671
00:35:04,826 --> 00:35:07,026
‫،مگر این‌که کلیه‌هاشون قوی‌تر بشه

672
00:35:07,028 --> 00:35:09,662
‫و بتونه محتوای شور بیشتر رو هضم کنه.

673
00:35:09,664 --> 00:35:11,263
‫آره، تیم جرم‌شناسی گفت که تو

674
00:35:11,265 --> 00:35:13,352
‫اون دختر بچه‌ها رو مجبور
‫به خوردنِ آب‌شور کردی.

675
00:35:13,352 --> 00:35:15,586
‫و در معرض گرمای شدید قرارشون دادی.

676
00:35:15,588 --> 00:35:17,755
‫تغییرات ژنتیکی‌ای که من
‫به دی‌ان‌اِی کورین اعمال کردم

677
00:35:17,757 --> 00:35:20,814
‫تحملش در برابر آب‌شور و گرما
‫رو تا ۱۲ درصد افزایش داد.

678
00:35:21,560 --> 00:35:23,494
‫،این‌رو ضربدر ۷ میلیارد نفر کن

679
00:35:23,496 --> 00:35:25,262
‫و کم‌کم چشمه امیدی براتون باز می‌شه.

680
00:35:25,264 --> 00:35:27,931
‫پس، کورین، همون دختر بچه‌ای
‫،که سعی کردی نجاتش بدی

681
00:35:27,933 --> 00:35:30,893
‫اون... منتخب‌ته.

682
00:35:30,895 --> 00:35:32,670
‫نخستین نمونه از نسل جدید.

683
00:35:32,926 --> 00:35:36,994
‫انسان منجی. نجات‌دهندۀ بشریت.

684
00:35:44,049 --> 00:35:45,475
‫الان با بیمارستان صحبت کردم.

685
00:35:45,477 --> 00:35:47,151
‫جراحی کورین تموم شد.
‫حالش خوب می‌شه.

686
00:35:47,153 --> 00:35:49,253
‫عالیه. بقیه چی؟

687
00:35:49,794 --> 00:35:51,989
‫خواهرای کورین وضعیت‌شون خوبه.

688
00:35:52,296 --> 00:35:54,758
‫بقیه‌ی بچه‌ها هم ترخیص شدن.

689
00:35:55,009 --> 00:35:56,676
‫خبری از آقای ردینگتون نشد؟

690
00:35:56,678 --> 00:36:00,446
‫هنوزم نمی‌دونیم این جریانات
‫چه ارتباطی با آنا مک‌ماهون دارن.

691
00:36:06,988 --> 00:36:08,321
‫چی شد؟

692
00:36:08,323 --> 00:36:11,491
‫مثل بل‌بل همه‌چیز رو وا داد!

693
00:36:11,493 --> 00:36:13,238
‫مک‌ماهون واسه چی استخدامش کرده؟

694
00:36:13,355 --> 00:36:16,026
‫،اگه چیزیم بدونه
‫به من هیچی نگفته.

695
00:36:16,597 --> 00:36:20,021
‫،با توجه به‌این‌که چه‌قدر ازم عصبانیه
‫فکر کنم آخرین نفر به من بگه.

696
00:36:20,329 --> 00:36:23,503
‫- چرا ازت عصبانیه؟
‫- جر بحث خانوادگی؟

697
00:36:24,479 --> 00:36:25,511
‫خانواده؟

698
00:36:26,218 --> 00:36:28,147
‫ما خانواده‌ایم؟

699
00:36:29,597 --> 00:36:31,250
‫چی بگم والا.

700
00:36:31,974 --> 00:36:34,987
‫این چند وقت خیلی بهش فکر کردم و...

701
00:36:35,774 --> 00:36:38,853
‫فکر نکنم اصلاً بدونم
‫خانواده" یعنی چی".

702
00:36:40,149 --> 00:36:42,361
‫،قبل از به‌دنیا اومدن اَگنس

703
00:36:42,651 --> 00:36:44,730
‫فکر می‌کردم من و تام
‫،قراره از پرورشگاه بچه بیاریم

704
00:36:45,313 --> 00:36:48,601
‫که خانواده اصلاً ربطی به ژنتیک و زیست نداشت.

705
00:36:49,116 --> 00:36:52,224
‫،اگر این پرونده یه‌چیز یادمون داده باشه
‫همین تأییدی بر حرف توئه.

706
00:36:52,661 --> 00:36:54,292
‫خانواده ربطی به شجره‌نامه نداره.

707
00:36:54,317 --> 00:36:58,759
‫به تعهد و عشق و کُلی ایمان ربط داره.

708
00:36:59,593 --> 00:37:01,789
‫والدین بچه‌های ریزال.

709
00:37:01,791 --> 00:37:04,768
‫اگه اون بچه‌ها رو ول کنن برن
‫هیچکسی سرزنش‌شون نمی‌کنه.

710
00:37:05,752 --> 00:37:08,497
‫ولی حدس می‌زنم فهمیدنِ اینکه

711
00:37:08,499 --> 00:37:10,494
‫ژنتیک اونا رو تبدیل به یک خانواده نمی‌کنه

712
00:37:10,496 --> 00:37:13,557
‫یادآور قدرتمندی از تمام چیزای دیگه‌ایه
‫که ازشون یه خونواده می‌سازه.

713
00:37:13,972 --> 00:37:15,926
‫همه خانواده‌ها با چالش مواجه می‌شن.

714
00:37:16,475 --> 00:37:19,096
‫خدا می‌دونه که رابطۀ تو و ردینگتون
‫بیشتر از خیلی‌ها از این چالش‌ها داشته.

715
00:37:19,098 --> 00:37:22,260
‫اگه تصمیم بگیری ول‌شون کنی بری
‫،کسی بهت خرده نمی‌گیره

716
00:37:22,285 --> 00:37:23,639
‫ولی هرگز این‌کارو نمی‌کنی.

717
00:37:23,639 --> 00:37:25,568
‫و نه هم به‌خاطر این‌که نمی‌تونی.

718
00:37:25,570 --> 00:37:27,601
‫به‌خاطر این‌که خودت نمی‌خوای.

719
00:37:28,172 --> 00:37:29,905
‫چون علی‌رغم...

720
00:37:29,907 --> 00:37:31,941
‫تمام خودخواهی‌ها و زورگویی‌هاش.

721
00:37:32,731 --> 00:37:35,778
‫،علی‌رغم هر کاری که تا حالا باهات کرده

722
00:37:35,780 --> 00:37:39,281
‫اون دوسِت داره و بهت باور داره.

723
00:37:42,093 --> 00:37:44,140
‫و فکر می‌کنم حس تو
‫هم به اون همین باشه.

724
00:38:04,096 --> 00:38:06,208
‫مرسی که اومدی.

725
00:38:06,598 --> 00:38:09,785
‫اومدم چون خبر برات دارم.
‫دربارۀ آنا مک‌ماهون.

726
00:38:09,810 --> 00:38:11,862
‫خیلی وقته دارم به چیزی
‫که گفتی فکر می‌کنم.

727
00:38:12,265 --> 00:38:13,764
‫درمورد اصل‌ت.

728
00:38:13,766 --> 00:38:16,534
‫اون آقای کاتن رو استخدام کرد
‫که پرونده‌‍ه رو پیدا کنه.

729
00:38:16,536 --> 00:38:18,517
‫فکر می‌کردیم دست‌شه. ولی نیست.

730
00:38:19,489 --> 00:38:21,260
‫فهمیدی پیش کیه؟

731
00:38:21,262 --> 00:38:24,120
‫بله. یه بچه‌ای.

732
00:38:24,122 --> 00:38:26,542
‫"یه بچه‌ی رندومی که "باستین مورو

733
00:38:26,544 --> 00:38:29,668
‫پرونده رو لحظاتی قبل از
‫کشته‌شدنش بهش داد.

734
00:38:29,670 --> 00:38:33,260
‫بچه‌ای که اصلاً روحشم خبر نداره

735
00:38:33,262 --> 00:38:36,459
‫شرح باجزئیاتی از نقشۀ توطئه‌آمیزی
‫علیه آمریکا رو در اختیار داره.

736
00:38:36,461 --> 00:38:39,044
‫،آقای کاتن اگه به تو گفته
‫پس به مک‌ماهون هم گفته.

737
00:38:39,046 --> 00:38:40,135
‫آره.

738
00:38:41,136 --> 00:38:42,648
‫درست قبل از این‌که دستم بهش برسه.

739
00:38:43,012 --> 00:38:45,014
‫که یعنی یه‌کم از ما جلوتره.

740
00:38:46,387 --> 00:38:48,320
‫منم یه اصلی دارم.

741
00:38:51,162 --> 00:38:53,463
‫،آدمایی که زیر پا بذارنش رو نمی‌کشم

742
00:38:54,149 --> 00:38:56,366
‫ولی دقیقاً همون قدر که
‫اصل تو برای زندگی‌ات مهمه

743
00:38:56,368 --> 00:38:58,935
‫این اصل هم برای من مهمه.

744
00:38:58,937 --> 00:39:00,363
‫می‌خوای برات بگمش؟

745
00:39:02,115 --> 00:39:04,273
‫چه‌قدر بزرگ شده.

746
00:39:07,245 --> 00:39:08,580
‫عشق پیروز می‌شه.

747
00:39:09,514 --> 00:39:12,248
‫این که اصل نیست.
‫نوشتۀ روی کارت‌پستاله.

748
00:39:12,250 --> 00:39:14,317
‫تو از دستم عصبانی نمی‌مونی.

749
00:39:14,319 --> 00:39:16,753
‫،می‌دونم فکر می‌کنی می‌مونی
‫ولی نمی‌مونی.

750
00:39:16,755 --> 00:39:18,988
‫مامان‌باباها از بچه‌هاشون
‫تا ابد عصبانی نمی‌مونن.

751
00:39:18,990 --> 00:39:22,510
‫یا از دست نوه‌هاشون.
‫و رابطه‌ی تو با ما همینه.

752
00:39:23,761 --> 00:39:26,129
‫مهم نیست قبلاً کی بودی.

753
00:39:26,131 --> 00:39:28,898
‫الان دیگه این آدم هستی
‫و همین آدم هم می‌مونی.

754
00:39:29,392 --> 00:39:31,300
‫چون معتقدی عشق پیروز می‌شه؟

755
00:39:31,302 --> 00:39:33,938
‫هر روز و یکشنبه‌ها هم دوبار.

756
00:39:34,639 --> 00:39:36,906
‫روی کارت پستاله این‌طوری نوشته.

757
00:39:41,479 --> 00:39:43,594
‫ببینم من که بچه بودم، تو

758
00:39:43,619 --> 00:39:46,038
‫برای تمام سختی‌هایی که می‌دونستی
‫در آینده بهشون بر می‌خورم آموزشم دادی؟

759
00:39:47,706 --> 00:39:49,790
‫اگه سؤالت اینه که مأمور اف‌بی‌آی شدنت

760
00:39:49,792 --> 00:39:52,747
‫،غافلگیرکننده بود یا نه
‫باید بگم که نه.

761
00:39:53,478 --> 00:39:55,249
‫می‌خوام بدونم واسه من چی‌کار کردی

762
00:39:55,249 --> 00:39:57,416
‫که منم همون‌کارو واسه اگنس کنم.

763
00:39:57,418 --> 00:40:00,613
‫که برای همه سختی‌هایی که می‌دونم
‫در آینده ناچاراً بهشون بر می‌خوره آموزشش بدم.

764
00:40:02,056 --> 00:40:04,323
‫سم دستوری که بهش دادم
‫رو اجرا کرد.

765
00:40:04,325 --> 00:40:06,494
‫اسکاتی هم همین‌کارو
‫برای تو می‌کنه؟

766
00:40:07,095 --> 00:40:08,561
‫نیازی نمی‌شه.

767
00:40:08,563 --> 00:40:11,597
‫اگه اگنس می‌خواد به چیزی که
‫لازمش داره برسه، چرا نیاز می‌شه.

768
00:40:11,599 --> 00:40:13,299
‫من اگنس رو گذاشتم پیش اسکاتی

769
00:40:13,301 --> 00:40:15,468
‫چون از آدمی که قبلاً بودی می‌ترسیدم.

770
00:40:15,470 --> 00:40:16,869
‫ولی دیگه نمی‌ترسم.

771
00:40:16,871 --> 00:40:19,705
‫نیازی نیست اسکاتی به اگنس آموزش بده.

772
00:40:20,049 --> 00:40:22,093
‫چون اگنس پیش اون نمی‌مونه.

773
00:40:24,424 --> 00:40:26,389
‫قراره برش گردونم خونه.

774
00:40:37,792 --> 00:40:39,163
‫بله.

775
00:40:39,165 --> 00:40:41,527
‫- چی شد، پیداش کردی؟
‫- نه هنوز.

776
00:40:41,529 --> 00:40:44,625
‫- پس یعنی ردینگتون پیداش کرده.
‫- هنوز دارم...

777
00:40:44,650 --> 00:40:47,172
‫،و اگه پیداش کرده باشه
‫کاتن رو مُقور آورده.

778
00:40:47,172 --> 00:40:48,872
‫که یعنی می‌دونه پرونده کجاست.

779
00:40:48,874 --> 00:40:50,807
‫- تو چمیدونی.
‫- چرا اتفاقاً می‌دونم.

780
00:40:50,809 --> 00:40:52,709
‫تنها چیزی که ازش مطمئنم همینه.

781
00:40:52,711 --> 00:40:54,578
‫کاتن بهت گفت پرونده کجاست؟

782
00:40:54,580 --> 00:40:56,613
‫- بله.
‫- پس به ردینگتون هم گفته.

783
00:40:56,615 --> 00:40:59,616
‫همینه، هر چی که
‫تا حالا براش جون کندیم.

784
00:40:59,618 --> 00:41:02,118
‫باید همین‌الان افرادت رو بسیج کنی.

785
00:41:02,120 --> 00:41:03,790
‫،قبل از ردینگتون پرونده رو پیدا کن

786
00:41:03,790 --> 00:41:05,456
‫تا قال این قضیه رو بکنیم.

787
00:41:05,601 --> 00:41:08,969
‫،و اگه بذاری شکستت بده
‫فردا صبح که بشه با مُرده‌ها فرقی نداریم.

788
00:41:08,971 --> 00:41:11,438
‫حالا برو.

789
00:41:13,486 --> 00:41:21,486
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG سـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

790
00:41:21,586 --> 00:41:31,586
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

