‫﻿۱
00:00:45,811 --> 00:00:48,179
‫این بو رو حس میکنی؟

2
00:00:48,213 --> 00:00:51,349
‫بوی فاضلاب.

3
00:00:51,383 --> 00:00:54,151
‫میشه لطف کنی و با تیم تاسیسات تماس بگیری؟

4
00:00:54,186 --> 00:00:56,554
‫بهشون بگو بیان اینجا رو تعمیر کنن.

5
00:00:56,588 --> 00:00:58,723
‫حتما.

6
00:01:21,947 --> 00:01:23,447
‫نه، نه، لطفا بمون.

7
00:01:23,482 --> 00:01:25,283
‫خوشحال میشم یکی کنارم بشینه.

8
00:01:25,317 --> 00:01:28,486
‫ریموند ردینگتون"ـم. منتظر محاکمه‌ـم".

9
00:01:28,520 --> 00:01:29,453
‫درسته.

10
00:01:29,488 --> 00:01:30,788
‫به خاطر خیانت.

11
00:01:30,822 --> 00:01:32,490
‫و تقریبا ۲۰۰ تا قتل.

12
00:01:32,524 --> 00:01:34,292
‫همه‌ش اغراقه.

13
00:01:34,326 --> 00:01:36,928
‫نمیدونم باید به خودم
‫ببالم یا وحشت کنم.

14
00:01:36,962 --> 00:01:38,141
‫اسمت چیه؟

15
00:01:38,175 --> 00:01:40,131
‫"جونز". "وانته جونز".

16
00:01:40,165 --> 00:01:41,999
‫- "سلام "وانته.
‫- از آشنایی‌ـت خوشحالم.

17
00:01:42,034 --> 00:01:44,201
‫حقیقت داره که تو رو انداختن تو سنگر؟

18
00:01:44,236 --> 00:01:47,605
‫ها! سنگر.
‫پس اسمشو این گذاشتن؟

19
00:01:47,639 --> 00:01:49,740
‫همیشه خونه‌ای میخواستم که اسمش همین باشه.

20
00:01:49,775 --> 00:01:53,244
‫خیلی بیشتر از
‫یه آدرس ساده هیجان‌آوره.

21
00:01:53,278 --> 00:01:54,712
‫آبشار خروشان...

22
00:01:54,746 --> 00:01:56,314
‫"خونه‌ی "دیبل...

23
00:01:56,348 --> 00:01:58,015
‫"مزرعه‌ی "سینکینگ اسپرینگ.

24
00:01:58,050 --> 00:02:00,651
‫باید بگم سنگر در مقایسه با...

25
00:02:00,686 --> 00:02:02,386
‫غار مالاگاسی خیلی بهتره...

26
00:02:02,421 --> 00:02:04,322
‫که یه بار از شانس بد مجبور شدم اونجا بمونم.

27
00:02:04,356 --> 00:02:06,123
‫از حرفات سر درنمیارم.

28
00:02:06,158 --> 00:02:07,972
‫سنگر رو میگم.

29
00:02:08,660 --> 00:02:10,928
‫رییس اونجا رو برای دردسرسازا گذاشته.

30
00:02:10,963 --> 00:02:13,130
‫بدجوری بوی فاضلاب میده.

31
00:02:13,165 --> 00:02:15,533
‫رییس داره با کی حرف میزنه؟

32
00:02:15,567 --> 00:02:16,934
‫"بهش میگن "کوانتوم.

33
00:02:16,969 --> 00:02:18,636
‫اگه بخوای یکی رو بزنی، باید بری سراغش.

34
00:02:18,670 --> 00:02:21,193
‫و اگر دنبال چیزای دیگه‌ای باشم چی؟

35
00:02:23,108 --> 00:02:25,409
‫مرد بوریتو رو اونجا می‌بینی...

36
00:02:25,444 --> 00:02:27,945
‫یه بشقا استیک و
‫یه بسته چیپس بخوای میری سراغش.

37
00:02:27,980 --> 00:02:29,680
‫و "واکسر" که صورتش خالکوبی داره...

38
00:02:29,715 --> 00:02:31,615
‫میتونه برات سیگار...

39
00:02:31,650 --> 00:02:33,150
‫شکلات و مواد جور کنه.

40
00:02:33,185 --> 00:02:34,952
‫حتی خلال‌دندونهای دارچینی هم گیر میاره.

41
00:02:34,987 --> 00:02:37,543
‫من عاشق خلال دندونهای دارچینی‌ـم.

42
00:02:39,790 --> 00:02:41,234
‫رفیق اون یارو زرده، "بالدمیرو" ـه.

43
00:02:41,259 --> 00:02:42,827
‫"آره، صداش میکنن "تلفون کان...

44
00:02:42,861 --> 00:02:45,096
‫چون سالهاس
‫که داره دزدی و آدمکشی میکنه.

45
00:02:45,130 --> 00:02:47,031
‫چون یه کامیون پر از پول رو چپ کرده منتظر محاکمه‌س.

46
00:02:47,065 --> 00:02:48,132
‫دو نگهبان رو کشته...

47
00:02:48,166 --> 00:02:50,108
‫میدونم کدوم اتفاق رو میگی.

48
00:03:02,514 --> 00:03:03,914
‫خیلی وقته گذشته.

49
00:03:03,949 --> 00:03:05,716
‫چقدر خوبه که اینجایی.

50
00:03:05,751 --> 00:03:07,306
‫شاید بتونیم با هم کنار بیایم...

51
00:03:07,341 --> 00:03:09,408
‫برای جریان ایزتاپالپا حسابمونو تسویه کنیم.

52
00:03:10,155 --> 00:03:11,851
‫اون گوشت ناهارت نیست.

53
00:03:26,725 --> 00:03:28,726
‫هی، نه، من از ساندویچ خردل خوشم میاد، مرد.

54
00:03:28,760 --> 00:03:29,660
‫ولش کن بابا.

55
00:03:29,695 --> 00:03:31,362
‫هی،هی!

56
00:03:31,396 --> 00:03:33,064
‫آروم باشین.

57
00:03:37,469 --> 00:03:39,070
‫حتما نشنیدی چی بهت گفتم.

58
00:03:39,104 --> 00:03:41,772
‫گفتم اون گوشت ناهارت نیست.

59
00:03:41,807 --> 00:03:43,446
‫فقط یه بچه‌س.

60
00:03:43,480 --> 00:03:45,810
‫شاید بد نباشه به حال خودش بذاریش.

61
00:03:45,844 --> 00:03:48,012
‫البته نظر من اینه.

62
00:03:50,249 --> 00:03:51,575
‫هی.

63
00:03:52,885 --> 00:03:56,587
‫امشب بهت گوشت ناهارمو میدم پیرمرد.

64
00:03:58,523 --> 00:03:59,690
‫باید تندتند هم بخوری.

65
00:04:01,627 --> 00:04:02,960
‫اینجا که مکزیکو سیتی نیست.

66
00:04:02,995 --> 00:04:06,364
‫هیچ قلدر یا سلاحی نداری.

67
00:04:06,398 --> 00:04:09,700
‫و فقط یه دهن گشاد داری
‫که خدا میدونه هیچوقت بسته نمیشه...

68
00:04:09,735 --> 00:04:11,887
‫اما اینجا باید بسته بشه.

69
00:04:12,571 --> 00:04:16,240
‫اگر دوباره فقط نگاه‌ـت
‫به ناهار "وانته" بیافته...

70
00:04:16,275 --> 00:04:17,541
‫در حالی پیدات میکنن که دندونات...

71
00:04:17,576 --> 00:04:18,843
‫به پشت سرت چسیبده...

72
00:04:18,877 --> 00:04:21,379
‫و اونوقت باید شامت
‫رو با نی هورت بکشی.

73
00:04:30,122 --> 00:04:31,722
‫کافیه!

74
00:04:31,757 --> 00:04:35,259
‫پسرا، گفتم کافیه!

75
00:04:35,294 --> 00:04:37,495
‫"آقای "ردینگتون...

76
00:04:37,529 --> 00:04:39,530
‫فکر نکنم با همدیگه آشنا شده باشیم.

77
00:04:40,532 --> 00:04:43,352
‫اسمم رییس "مکاتی" ـه.
‫به "کولتون" خوش اومدین.

78
00:04:44,069 --> 00:04:46,296
‫فکر کنم از اینجا خوشتون بیاد.

79
00:04:47,005 --> 00:04:49,675
‫تا الان که خیلی خوب بوده.

80
00:04:49,751 --> 00:04:56,488
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

81
00:04:55,931 --> 00:04:59,668
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

82
00:05:00,953 --> 00:05:02,553
‫کی این کار رو باهات کرده؟

83
00:05:02,587 --> 00:05:03,988
‫یه آشنای قدیمی.

84
00:05:04,022 --> 00:05:05,890
‫باورم نمیشه که اینطوری شد.

85
00:05:05,924 --> 00:05:07,992
‫اینکه بعد از ۳۰ سال گیر بیافتم؟

86
00:05:08,026 --> 00:05:10,394
‫همه شرط می‌بستن بعد از
‫سه سال گیر بیافتم.

87
00:05:10,429 --> 00:05:13,464
‫،تقصیر هیچکس نیست
‫تقصیر تو که اصلا نیست.

88
00:05:13,498 --> 00:05:16,734
‫به علاوه، از شور و تاب زندگی زندان خوشم میاد...

89
00:05:16,768 --> 00:05:18,536
‫قانون جنگل برش حکمفرماست.

90
00:05:18,570 --> 00:05:20,604
‫از این گذشته منم یه شیرم.

91
00:05:20,639 --> 00:05:22,306
‫شبیه شیر که نیستی.

92
00:05:23,275 --> 00:05:24,642
‫باید با رییس حرف بزنم...

93
00:05:24,676 --> 00:05:26,010
‫تا تو رو از بخش عمومی بیاره بیرون.

94
00:05:26,044 --> 00:05:27,778
‫فکر خیلی بدیه.

95
00:05:27,813 --> 00:05:29,113
‫باشه، پس..

96
00:05:29,147 --> 00:05:31,282
‫از اونجایی که اصرار داری از خودت دفاع کنی...

97
00:05:31,316 --> 00:05:33,117
‫که اونم فکر خیلی بدیه...

98
00:05:33,151 --> 00:05:35,286
‫چرا از دادگاه نمیخوای
‫بازداشت تحت محافظت بهت بده؟

99
00:05:35,320 --> 00:05:37,355
‫الیزابت"، من کسیم که دادخواست داده"...

100
00:05:37,389 --> 00:05:40,291
‫در بند عمومی زندان باشم.

101
00:05:40,325 --> 00:05:42,960
‫باید مثل یک مجرم باهام رفتار بشه.

102
00:05:42,995 --> 00:05:44,328
‫هر چیزی که ممکنه نشون بده...

103
00:05:44,363 --> 00:05:47,231
‫کوچکترین ارتباطی با نیروی ویژه‌ـی تو دارم...

104
00:05:47,265 --> 00:05:49,166
‫دردسری بوجود میاره که از پسش برنمیام.

105
00:05:49,201 --> 00:05:51,102
‫خب، پس، باید اوضاع رو متعادل و متوازن کنی...

106
00:05:51,136 --> 00:05:53,771
‫چون در حالی که
‫داری مثل یک مجرم واقعی کتک میخوری...

107
00:05:53,805 --> 00:05:55,673
‫باید به قاضی هم نشون بدی...

108
00:05:55,707 --> 00:05:57,742
‫به عنوان یک خبرچین ارزشمندی.

109
00:05:58,452 --> 00:06:02,580
‫که برای همین ازت میخوام
‫راد" و "دلین اولمن" رو بگیری".

110
00:06:02,614 --> 00:06:04,548
‫پرونده داری؟

111
00:06:04,583 --> 00:06:06,984
‫وقت کار کردنه.

112
00:06:07,019 --> 00:06:08,519
‫"راد" و "دلین اولمن"...

113
00:06:08,553 --> 00:06:09,887
‫زن‌وشوهر، بدون هیچ فرزندی...

114
00:06:09,921 --> 00:06:11,489
‫خیلی وقته که عضو کلیسای
‫متدیست هستن...

115
00:06:11,523 --> 00:06:14,859
‫و صاحب اسلحه‌فروشی و گرویی
‫کوییک مانی" در "چری هیل" هستن".

116
00:06:14,893 --> 00:06:16,894
‫یه فروشگاه ساده‌ی محلی...

117
00:06:16,928 --> 00:06:18,396
‫که متخصص فراهم کردن پوشش...

118
00:06:18,430 --> 00:06:20,431
‫برای پولهای بسیار زیاد مجرمان ـه...

119
00:06:20,465 --> 00:06:22,933
‫در عوض اشیای باارزشی
‫که از راه نادرست به دست اومدن.

120
00:06:22,968 --> 00:06:24,201
‫طرز کارشون چطوره؟

121
00:06:24,236 --> 00:06:25,569
‫مثل یه گرویی عادی کار میکنن؟

122
00:06:25,604 --> 00:06:28,072
‫بله، اگر برای گرفتن وثیقه‌ـتون نرین...

123
00:06:28,106 --> 00:06:30,074
‫گرویی دوباره می‌فروشدش.

124
00:06:30,108 --> 00:06:32,510
‫دوستی بهم گفت که بیام...

125
00:06:32,544 --> 00:06:35,312
‫گفتش که شما
‫اولین نسخه از جزیره گنج رو دارین.

126
00:06:38,683 --> 00:06:40,451
‫آره، پشت مغازه‌س.

127
00:06:40,485 --> 00:06:43,020
‫وضعیتش عالیه. دنبالم بیا.

128
00:06:43,055 --> 00:06:44,355
‫منطقی ـه، به خاطر جرایم مالی...

129
00:06:44,389 --> 00:06:46,290
‫نمیتونی بری بانک، پس میری...

130
00:06:46,324 --> 00:06:48,659
‫سراغ مامانبزرگ و بابا‌بزرگ تا وام بگیری.

131
00:06:48,693 --> 00:06:50,027
‫خیلی بانمکن.

132
00:06:50,062 --> 00:06:51,228
‫یه جورایی منو یاد زوجی میندازن...

133
00:06:51,263 --> 00:06:53,731
‫که وقتی تو بچه بودم
‫"در "دلاور"، ازم نگهداری میکردن، خانواده‌ی "گامبالا.

134
00:06:53,765 --> 00:06:55,665
‫"ریتا"، آخ "ریتا".

135
00:06:55,700 --> 00:06:58,095
‫همیشه بیسکوییتهای جو درست میکرد که...

136
00:07:00,159 --> 00:07:03,074
‫شرمنده، هیچ ربطی به موضوع نداره.

137
00:07:03,108 --> 00:07:06,677
‫این آدمای بانمک جرایم
‫بین‌المللی رو سازماندهی و اجرا میکنن...

138
00:07:06,711 --> 00:07:10,314
‫از جمله مسموم کردن افسر
‫سابق اطلاعاتی روسیه...

139
00:07:10,348 --> 00:07:14,051
‫حمله به کشتی باری
‫در ساحل پرو...

140
00:07:14,086 --> 00:07:17,188
‫و دزدی از یک کازینو
‫که هشت کشته در موناکو برجا گذاشته.

141
00:07:17,222 --> 00:07:19,223
‫شاید به نظر خیلی دوست‌داشتنی بیان...

142
00:07:19,257 --> 00:07:22,493
‫اما مرتکب چندین جنایت
‫بسیار وحشتناک و مرگبار شدن.

143
00:07:22,527 --> 00:07:24,328
‫و "ردینگتون" فکر میکنه با این پرونده چی میشه...

144
00:07:24,362 --> 00:07:26,363
‫نشون میده حتی در زندان هم باارزش ـه؟

145
00:07:26,398 --> 00:07:28,666
‫ردینگتون" احتمالا قاضی رو هم خریده".

146
00:07:28,700 --> 00:07:30,034
‫- مشکلی نداره.
‫- چرا داره.

147
00:07:30,752 --> 00:07:33,871
‫تو که ندیدیش. کتک خورده.

148
00:07:33,905 --> 00:07:36,140
‫تا حالا اینطوری ندیده بودمش.

149
00:07:36,174 --> 00:07:38,609
‫رسلر"، "کین" شما"
‫برین به اون فروشگاه سر بزنین.

150
00:07:38,643 --> 00:07:40,744
‫با "آرام" هماهنگ کنین تا دنبال...

151
00:07:40,779 --> 00:07:42,713
‫کسانی بگرده که وارد فروشگاه‌ـشون میشن.

152
00:07:42,747 --> 00:07:44,448
‫یکی از مشتریاشون قراره آدم خطرناکی باشه...

153
00:07:44,483 --> 00:07:46,884
‫و میخوام وقتی پیداش شد ما اونجا باشیم.

154
00:07:57,062 --> 00:07:58,496
‫آرام"، حواست باشه، یکی دیگه داره میاد".

155
00:07:58,530 --> 00:07:59,663
‫داریم آپلودش میکنیم.

156
00:07:59,698 --> 00:08:01,899
‫باشه، گرفتمش.

157
00:08:01,933 --> 00:08:04,869
‫شماره پلاک یا
‫اطلاعات دیگه‌ای برام دارین؟

158
00:08:04,903 --> 00:08:06,170
‫نه، با عکسش باید کار کنی.

159
00:08:06,204 --> 00:08:07,471
‫باشه، یکم بهم زمان بده.

160
00:08:07,506 --> 00:08:10,174
‫با این شد شش مشتری در پنج ساعت؟

161
00:08:10,208 --> 00:08:13,177
‫باید هفته‌ها اینجا بشینیم.

162
00:08:14,946 --> 00:08:16,914
‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

163
00:08:16,948 --> 00:08:18,449
‫واقعا نگران "ردینگتونی"؟

164
00:08:18,483 --> 00:08:19,615
‫آره.

165
00:08:19,650 --> 00:08:21,011
‫به نظر...

166
00:08:22,139 --> 00:08:23,773
‫ضعیف می‌رسید.

167
00:08:23,889 --> 00:08:25,289
‫حالش خوبه. میتونه از پس خودش بربیاد.

168
00:08:25,323 --> 00:08:28,435
‫تو دنیای بیرون آره، اما تو زندان...

169
00:08:29,728 --> 00:08:30,661
‫اوضاع فرق داره.

170
00:08:36,701 --> 00:08:38,736
‫ببخشید، یه دقیقه بهم وقت بده.

171
00:08:43,241 --> 00:08:44,542
‫وقت خوبی نیست.

172
00:08:44,576 --> 00:08:46,076
‫از دوستم "باک" یه پیام گرفتم.

173
00:08:46,111 --> 00:08:47,645
‫چی میگه؟

174
00:08:47,679 --> 00:08:49,747
‫گفتش هر کاری تونسته
‫"انجام داده تا پرونده‌ی جراحی پلاستیک "ردینگتون...

175
00:08:49,781 --> 00:08:51,081
‫رو رمزگشایی کنه.

176
00:08:51,116 --> 00:08:52,983
‫بهش گفتم فوری بیاد خونه‌ی تو.

177
00:08:53,018 --> 00:08:54,952
‫- الا سر کارم، نمیتونم بیام.
‫- لیز"، باید بیای".

178
00:08:54,986 --> 00:08:58,055
‫ممکنه همون چیزی باشه
‫که مدتها منتظرش بودیم.

179
00:09:01,026 --> 00:09:02,126
‫باشه.

180
00:09:02,160 --> 00:09:03,694
‫یه کاریش میکنم.

181
00:09:06,398 --> 00:09:08,399
‫هی، "آرام". برگشت، دوباره بگو.

182
00:09:08,433 --> 00:09:10,801
‫- این زن رو شناسایی کردی؟
‫- نه، زنه مهم نیست.

183
00:09:10,835 --> 00:09:13,037
‫این جوون با کوله‌ی قرمز
‫که امروز صبح اومده آشناس...

184
00:09:13,071 --> 00:09:14,438
‫"تام هاردکاف".

185
00:09:14,472 --> 00:09:16,373
‫فارغ‌التحصیل ام.آی.تی که در یک شرکت تکنولوژی کار میکنه؟

186
00:09:16,408 --> 00:09:17,808
‫آره، فقط یه فارغ‌التحصیل ام.آی.تی. نیست...

187
00:09:17,842 --> 00:09:19,176
‫که تو شرکت تکنولوژی کار میکنه.

188
00:09:19,211 --> 00:09:22,179
‫اینطور که معلومه از طرف دولت آمریکا...

189
00:09:22,214 --> 00:09:23,951
‫- اعتبارنامه‌ی تی‌.اس-اس.سی.آی داره.
‫- یعنی چی؟

190
00:09:23,985 --> 00:09:25,649
‫شرکتش با دولت قرارداد داره؟

191
00:09:25,684 --> 00:09:27,484
‫آره، با ان.اس.ای قرارداد دارن.

192
00:09:27,519 --> 00:09:29,687
‫باشه، هر چیزی در موردش
‫میدونی رو برامون بفرست...

193
00:09:29,721 --> 00:09:31,055
‫سوابق مالی و تماسهاش.

194
00:09:31,089 --> 00:09:32,289
‫با ان.اس.ای تماس میگیریم.

195
00:09:33,291 --> 00:09:35,426
‫- نمیتونم.
‫- چرا نمیتونی؟

196
00:09:35,460 --> 00:09:38,229
‫رییس زندان "کولتون" بود که زنگ میزد.
‫بهش توپیدم...

197
00:09:38,263 --> 00:09:40,030
‫که چرا "ردینگتون" رو تو بند امنتر نذاشته...

198
00:09:40,065 --> 00:09:42,766
‫،و اونم بالاخره قبول کرده منو ببینه
‫پس باید برم سراغش.

199
00:09:42,801 --> 00:09:43,767
‫خیلی مهمه.

200
00:09:43,802 --> 00:09:45,236
‫باشه.

201
00:09:45,270 --> 00:09:48,105
‫من میرم سراغ "هاردکاف" تا ببینم اوضاع از چه قراره.

202
00:09:48,598 --> 00:09:50,774
‫آقایون ایشون آقای "هاردکاف" هستن.

203
00:09:50,809 --> 00:09:54,354
‫با دقت بازرسی شدن
‫و ۲۰۰ هزار دلار برای ورود پرداخت کردن.

204
00:09:55,580 --> 00:09:57,548
‫بفرمایین بشینین.

205
00:09:57,582 --> 00:10:00,594
‫باشه، بیاین یکم پول به جیب بزنیم.

206
00:10:09,523 --> 00:10:10,756
‫بسیار خب آقای "ردینگتون" شما و من...

207
00:10:10,791 --> 00:10:12,325
‫- یه مشکل داریم.
‫- هیس، هیس، هیس.

208
00:10:12,359 --> 00:10:15,495
‫الان نزدیک یک ساعته که دارم سعی میکنم...

209
00:10:15,529 --> 00:10:16,762
‫این نخ لجباز رو بکَنم.

210
00:10:16,797 --> 00:10:18,097
‫هر کاری داری باشه برای بعد.

211
00:10:18,131 --> 00:10:19,699
‫بالاخره تونستم این
‫سر این پست‌فطرت رو پیدا کنم.

212
00:10:19,733 --> 00:10:21,000
‫- گوش میکنی چی میگم؟
‫- لعنت بهش.

213
00:10:21,034 --> 00:10:22,335
‫بالدمیرو" میخواد شما رو بکشه"...

214
00:10:22,369 --> 00:10:24,070
‫گفته میخواد کاری که شروع کرده رو تموم کنه...

215
00:10:24,104 --> 00:10:25,471
‫به خاطر ایزتاپالپا تسویه حساب کنه.

216
00:10:25,506 --> 00:10:27,573
‫- هنوز روی اون گیر کرده؟
‫- داره به همه میگه.

217
00:10:27,608 --> 00:10:30,543
‫میگه که اون و سگهاش میخوان
‫وقت هواخوری تو حیاط به جون شما بیافتن.

218
00:10:30,577 --> 00:10:32,845
‫- پس فردا.
‫- پس فردا؟

219
00:10:32,880 --> 00:10:34,580
‫مگه فردا چشه؟

220
00:10:34,615 --> 00:10:35,882
‫باید کارگاه چوب‌بری کار کنه.

221
00:10:35,916 --> 00:10:37,517
‫بیخیال بابا.

222
00:10:37,551 --> 00:10:39,585
‫شبیه دعواهای مدرسه‌ای میمونه.

223
00:10:39,620 --> 00:10:40,887
‫شنیدین چی گفتم؟

224
00:10:40,921 --> 00:10:42,488
‫طرف خیلی جدی ـه.

225
00:10:42,523 --> 00:10:44,357
‫الان وقتش نیست که با ملافه‌ی تشک ور برین، باشه؟

226
00:10:44,391 --> 00:10:46,959
‫باید یه سلاح گیر برات گیر بیاریم
‫تا یه شانسی داشته باشی.

227
00:10:46,994 --> 00:10:48,694
‫شاید بد نباشه یه خودکار برام گیر بیاری.

228
00:10:48,729 --> 00:10:50,296
‫آره، آفرین، خوبه.

229
00:10:50,330 --> 00:10:52,798
‫تیزش میکنیم. برم برات یه خودکار پیدا کنم.

230
00:10:52,833 --> 00:10:56,035
‫وانته، یه چیز دیگه".

231
00:10:56,069 --> 00:10:59,772
‫ببین میتونی بفهمی کی
‫داره این آهنگ رو پخش میکنه.

232
00:10:59,806 --> 00:11:02,675
‫صداشو دارم میشنوم
‫و مطمئنم که صدای صفحه‌س.

233
00:11:02,709 --> 00:11:05,011
‫اگر یکی اینجا گرامافون داره...

234
00:11:05,045 --> 00:11:08,748
‫خیلی دوست قرضش بگیرم یا
‫کرایه‌ش کنم یا بخرمش.

235
00:11:10,584 --> 00:11:12,225
‫باشه.

236
00:11:13,654 --> 00:11:15,855
‫سوفیا کویل"، ایشون مامور "رسلر" و "نوابی" هستن".

237
00:11:15,889 --> 00:11:17,223
‫خانم "کویل" سرپرست...

238
00:11:17,257 --> 00:11:20,092
‫تحقیقات بهره‌برداری از
‫علم رمزشناسی در ان.اس.ای هستن.

239
00:11:20,127 --> 00:11:22,228
‫- پس شما یه رمزشکن هستین.
‫- هاردکاف" همین رو گرو گذاشته"...

240
00:11:22,262 --> 00:11:23,930
‫- یکی از کدهامونو؟
‫- هاردکاف" داشت"...

241
00:11:23,964 --> 00:11:25,932
‫روی توسعه‌ی یک الگوریتم رمزنگاری کار میکرد...

242
00:11:25,966 --> 00:11:28,167
‫الگوریتمی که فکر میکنیم
‫عملیاتی شده باشه.

243
00:11:28,201 --> 00:11:30,136
‫این الگوریتم دقیقا چی رو رمزشکنی میکنه؟

244
00:11:30,170 --> 00:11:33,005
‫در سالهای اخیر، به طور بی‌سابقه‌ای
‫سازمان اطلاعات چین...

245
00:11:33,040 --> 00:11:35,174
‫به سازمان امنیتی ما نفوذ کرده.

246
00:11:35,208 --> 00:11:36,842
‫امیدوار بودیم این رمزنگاری بهمون ادامه بده...

247
00:11:36,877 --> 00:11:39,145
‫خطوط تلفنی دیپلماتیک چینیها رو رمزشکنی کنیم...

248
00:11:39,179 --> 00:11:41,847
‫و بفهمیم از سفارتشون در دی.سی
‫چی به پکن می‌فرستن.

249
00:11:41,882 --> 00:11:43,583
‫ارزیابی این موضوع بهمون کمک میکنه...

250
00:11:43,617 --> 00:11:46,152
‫- منبع نشت اطلاعات رو پیدا کنیم.
‫- و اسامی هر آمریکایی که...

251
00:11:46,186 --> 00:11:48,020
‫که شاید برای چینیها کار میکنه.

252
00:11:48,055 --> 00:11:50,323
‫از جمله اطلاعاتی که خائنان در
‫اختیار چینیها گذاشتن.

253
00:11:50,357 --> 00:11:52,992
‫از این موفقیتها هر ده سال یکبار اتفاق می‌افته...

254
00:11:53,026 --> 00:11:55,061
‫و حالا دارین بهم میگین که
‫این اطلاعات...

255
00:11:55,095 --> 00:11:57,196
‫دست یه مشت گروگیر افتاده؟

256
00:11:57,230 --> 00:11:59,332
‫منبع‌ـمون میگه که شرافتی...

257
00:11:59,366 --> 00:12:00,766
‫بین این جور دزدای به خصوص وجود داره.

258
00:12:00,801 --> 00:12:02,268
‫به مشتریان ۳۰ روز وقت داده میشه...

259
00:12:02,302 --> 00:12:04,136
‫تا چیزی که برای گروگیر
‫اوردن رو پس بگیرن.

260
00:12:04,171 --> 00:12:05,738
‫بعدش برای فروش گذاشته میشن.

261
00:12:05,772 --> 00:12:07,440
‫فعلا جای کدها امنه.

262
00:12:07,474 --> 00:12:08,941
‫همه‌ـشو میذارم.

263
00:12:08,976 --> 00:12:11,577
‫چهار سال برای شکستن این
‫کد کار کردیم.

264
00:12:11,612 --> 00:12:12,912
‫اگر خبرش به بیرون درز کنه...

265
00:12:12,946 --> 00:12:14,747
‫چینیها رمزنگاری‌ـشونو تغییر میدن...

266
00:12:14,781 --> 00:12:16,415
‫و ما برمیگردیم سر خونه‌ی اول.

267
00:12:16,450 --> 00:12:18,484
‫پس، هیچ میدونین چرا "هاردکاف" این کار رو کرده؟

268
00:12:18,518 --> 00:12:21,253
‫نمیدونم و مهم نیست.
‫سراغ میز کارش رفتیم.

269
00:12:21,288 --> 00:12:24,190
‫یه هارد دیسک گمشده.
‫باید پسش بگیریم.

270
00:12:43,777 --> 00:12:45,878
‫ببخشید. هر چیزی رو امکان کردم.

271
00:12:45,912 --> 00:12:47,726
‫اما قرار بود یه نابغه باشی.

272
00:12:47,760 --> 00:12:50,082
‫اطلاعات روی درایو فقط پاک نشده بودن.

273
00:12:50,117 --> 00:12:52,385
‫از تمام قسمتهای حافظه‌ی
‫پاک شده بود...

274
00:12:52,419 --> 00:12:54,253
‫خب، دوباره برش گردون، پیداش کن.

275
00:12:54,287 --> 00:12:57,289
‫فکر کنم خواهرم سعی داره بگه
‫ممنون که تلاشتو کردی.

276
00:12:57,324 --> 00:12:59,058
‫- واقعا خیلی متاسفم.
‫- فکر کنم باید بری.

277
00:12:59,092 --> 00:13:01,260
‫این یعنی اینکه به
‫کنسرت "بیانسه" دعوتم نمیکنی؟

278
00:13:01,294 --> 00:13:02,373
‫برو.

279
00:13:05,699 --> 00:13:07,933
‫تمام این پرونده‌های بیماران...

280
00:13:07,968 --> 00:13:10,069
‫هر کسی که دکتر "کوهلر" براش...

281
00:13:10,103 --> 00:13:12,304
‫- جراحی پلاستیک کرده.
‫- "جن"...

282
00:13:12,339 --> 00:13:14,106
‫باید یه راهی باشه که یکی
‫از اونا رو به "ردینگتون" ربط بدیم.

283
00:13:14,141 --> 00:13:16,142
‫- تموم شد.
‫- یکی از اتاق عمل...

284
00:13:16,176 --> 00:13:17,810
‫یکی که وقتی اونجا رفته کنارش بوده.

285
00:13:17,844 --> 00:13:20,353
‫- من...
‫- برنده شد.

286
00:13:22,949 --> 00:13:25,184
‫چطور میتونی اینو قبول کنی؟

287
00:13:25,218 --> 00:13:26,651
‫نمیکنم.

288
00:13:28,121 --> 00:13:31,257
‫اما نمیذارم این یا اون زندگیمو کنترل کنه.

289
00:13:35,926 --> 00:13:38,664
‫به علاوه، همه‌ش هیچ و پوچ نبوده.

290
00:13:38,699 --> 00:13:40,166
‫اگر به خاطر راز "ردینگتون" نبود...

291
00:13:40,200 --> 00:13:41,607
‫همدیگه رو پیدا نمیکردیم.

292
00:13:45,338 --> 00:13:47,773
‫کافی نیست.

293
00:13:51,845 --> 00:13:53,611
‫فکر کنم باید باشه.

294
00:13:59,853 --> 00:14:03,322
‫هی، پیداش کردم.

295
00:14:04,758 --> 00:14:06,058
‫هی، آسون نبود.

296
00:14:06,093 --> 00:14:07,593
‫مجبور شدم به کتابدار رشوه بدم...

297
00:14:07,627 --> 00:14:09,895
‫گفتم دلم برای خونه تنگ شده
‫و باید برای مادرم نامه بنویسم.

298
00:14:09,930 --> 00:14:11,464
‫میدونی که چطوری بهم نگاه میکنن درسته؟

299
00:14:11,498 --> 00:14:13,899
‫مثل یک پسر خوب.

300
00:14:13,934 --> 00:14:15,141
‫افتخار کن.

301
00:14:15,175 --> 00:14:16,845
‫میخوای بهم بگی که
‫چه مشکلی با این نخ داری؟

302
00:14:16,879 --> 00:14:18,604
‫گوشت رو اوردی؟

303
00:14:21,174 --> 00:14:23,309
‫عالیه، بذارش اینجا.

304
00:14:23,343 --> 00:14:25,244
‫میدونی من خودمو به دردسر انداختم تا برات سلاح گیر بیارم...

305
00:14:25,278 --> 00:14:27,113
‫اونوقت تو مثل یه بچه گربه با نخ بازی میکنی.

306
00:14:27,147 --> 00:14:30,316
‫متوجه شدم که یه جونور موذی و جونده مزاحمم شده.

307
00:14:30,350 --> 00:14:32,585
‫بالدومیرو" میخواد"
‫دخلتو بیاره، باشه...

308
00:14:32,619 --> 00:14:34,787
‫و اگر تو رو بکشه، شک نکن منم میکشه.

309
00:14:34,821 --> 00:14:38,324
‫وانته"، میشه یه نصیحت"
‫مجانی و ساده بهت بکنم؟

310
00:14:38,358 --> 00:14:39,432
‫نه.

311
00:14:39,466 --> 00:14:41,494
‫ترس یک دروغگو ـه.

312
00:14:41,528 --> 00:14:43,629
‫باعث میشه دشمن به کار بیافته.

313
00:14:43,663 --> 00:14:47,533
‫هر کاری از دستمون بربیاد میکنیم و الان...

314
00:14:47,567 --> 00:14:53,363
‫کاری که میتونی بکنی اینه که
‫بهم کمک کنی این نخ رو بیشتر گره بزنم.

315
00:14:55,214 --> 00:14:58,043
‫مراقب باش، راحت گره میخوره.

316
00:15:00,847 --> 00:15:02,381
‫باید درایو رو پس بگیرم.

317
00:15:02,415 --> 00:15:04,984
‫البته، مال خودته.

318
00:15:05,018 --> 00:15:07,887
‫فقط باید وام به اضافه‌ی سودش رو بهمون بدی.

319
00:15:07,921 --> 00:15:09,622
‫ندارمش.

320
00:15:10,957 --> 00:15:12,858
‫بهمون بگو برای اومدن به اینجا احتیاط کردی؟

321
00:15:12,893 --> 00:15:14,360
‫همونطور که گفتیم ماشینها رو عوض کردی؟

322
00:15:14,394 --> 00:15:16,362
‫به قمارخونه بدهکار بودم.

323
00:15:16,396 --> 00:15:18,718
‫راهی برای خلاص شدن داشتم
‫اما درست پیش نرفت و...

324
00:15:18,753 --> 00:15:21,333
‫یعنی میگی اطلاعات محرمانه رو گرو گذاشتی...

325
00:15:21,368 --> 00:15:23,068
‫تا قرض قمارخونه رو بدی؟

326
00:15:23,103 --> 00:15:25,671
‫- درایو رو لازم دارم.
‫- خب بهت نمیدیمش.

327
00:15:25,705 --> 00:15:28,040
‫اطلاعاتی که بهتون دادم
‫هرگز نباید منتشر بشه.

328
00:15:28,074 --> 00:15:29,909
‫اگه بشه مرتکب خیانت میشم.

329
00:15:29,943 --> 00:15:31,343
‫خب، ۳۰ روز وقت داری تا مطمئن بشی...

330
00:15:31,378 --> 00:15:33,679
‫- این اتفاق نیافته.
‫- پولمو باختم!

331
00:15:33,713 --> 00:15:36,382
‫یه کارت کم داشتم و همه چیزو باختم.

332
00:15:36,416 --> 00:15:38,551
‫فقط درایو رو بهم بدین
‫تا یه راهی برای دادن پولتون پیدا کنم.

333
00:15:38,585 --> 00:15:40,386
‫- یه کاریش میکنم.
‫- از ماشینها برام بگو.

334
00:15:40,420 --> 00:15:42,321
‫چرا همه‌ش از ماشینهای کوفتی میپرسی؟

335
00:15:42,355 --> 00:15:45,424
‫به تجربه‌ی ما، مشتریانی
‫که تو وضعیت تو هستن...

336
00:15:45,458 --> 00:15:47,660
‫توجه همه رو به خودشون جلب میکنن...

337
00:15:47,694 --> 00:15:49,862
‫توجهی که ما اصلا دوستش نداریم.

338
00:15:49,896 --> 00:15:52,264
‫منو تعقیب نکردن، باشه؟ ما تنهاییم.

339
00:15:52,299 --> 00:15:56,787
‫که یعنی باید به یک تفاهم جدید بریم.

340
00:15:56,821 --> 00:15:57,903
‫بله.

341
00:15:57,938 --> 00:15:59,138
‫فکر کنم باید برسیم.

342
00:16:08,248 --> 00:16:10,316
‫میرم سوخت رو بیارم.

343
00:16:12,252 --> 00:16:13,652
‫هاردکاف" ـه".

344
00:16:13,687 --> 00:16:15,221
‫شاهدی داریم؟ جرم‌شناسی چی میگه؟

345
00:16:15,255 --> 00:16:17,223
‫هیچی، و اگر اثری وجود داشته...

346
00:16:17,257 --> 00:16:19,191
‫هیدروژن مایع همه‌شو سوزنده.

347
00:16:19,226 --> 00:16:20,993
‫خب، یه تیم رو مسئول مراقبت از گروگیرها کرده بودیم.

348
00:16:21,027 --> 00:16:23,128
‫گمشون کردن. حالا دلیلشو میدونیم.

349
00:16:23,163 --> 00:16:24,597
‫تا وقتی که "هاردکاف" زنده بود...

350
00:16:24,631 --> 00:16:27,166
‫سی روز وقت داشتیم
‫تا اطلاعاتمون به بازار آزاد راه پیدا کنه.

351
00:16:27,200 --> 00:16:29,702
‫انگار که وقتمون همین الان تموم شد.

352
00:16:47,354 --> 00:16:51,290
‫خودشه.

353
00:16:51,324 --> 00:16:53,993
‫زود باش.

354
00:17:00,300 --> 00:17:02,492
‫سلام رفیق کوچولو.

355
00:17:04,452 --> 00:17:06,579
‫کلی کار با همدیگه داریم.

356
00:17:14,749 --> 00:17:16,883
‫اونجا خالیه.

357
00:17:16,918 --> 00:17:18,018
‫چی؟

358
00:17:18,052 --> 00:17:19,987
‫آقای "ردینگتون" نه، نه.

359
00:17:20,021 --> 00:17:21,188
‫سلام به شما آقایون.

360
00:17:21,222 --> 00:17:24,191
‫لطفا بلند نشین. اومدم صلح کنم.

361
00:17:24,225 --> 00:17:26,460
‫از این اطراف شنیدم که...

362
00:17:26,494 --> 00:17:29,696
‫قصد داری تو حیاط مدرسه
‫یه جوری بهم شبیخون بزنی...

363
00:17:29,731 --> 00:17:33,000
‫گفتم بد نیست بیام
‫تکلیفمونو با هم روشن کنیم...

364
00:17:33,034 --> 00:17:37,070
‫سر غذا خوردن و با همدیگه هم سفره بشیم
‫و اختلافاتمونو حل کنیم.

365
00:17:37,105 --> 00:17:39,339
‫من چندان این نونها رو دوست ندارم.

366
00:17:39,374 --> 00:17:41,341
‫راستش وقتی از اینجا برم بیرون...

367
00:17:41,376 --> 00:17:44,211
‫اول از همه به رستوران "آگوستین" تو منهتن سر میزنم...

368
00:17:44,245 --> 00:17:46,013
‫تا یه املت ساده بخورم.

369
00:17:46,047 --> 00:17:48,148
‫خیلی خوشمزه‌س، تو چی؟

370
00:17:48,182 --> 00:17:51,051
‫من یه سر میرم "بلو لانژ" تو آرمیستد...

371
00:17:51,085 --> 00:17:53,420
‫تا یه سر به قبرت بزنم.

372
00:17:57,392 --> 00:17:59,926
‫تو حتما همونی هستی که
‫یه مجموعه صفحه داره...

373
00:17:59,961 --> 00:18:01,628
‫بدجوری دلم میخواد داشته باشمشون.

374
00:18:01,663 --> 00:18:03,630
‫آره، یه تیغم دارم...

375
00:18:03,665 --> 00:18:05,332
‫که مثل کدو تنبل پوستت میکنه.

376
00:18:05,366 --> 00:18:06,700
‫"فانوس "جک.

377
00:18:06,734 --> 00:18:08,702
‫- ها؟
‫- کدو تنبل یه جور کدو ـه.

378
00:18:08,736 --> 00:18:10,737
‫"اما به کدوی حکاکی شده میگن فانون "جک.

379
00:18:10,772 --> 00:18:12,706
‫به هر حال مهم نیست.
‫فهمیدم منظورت چیه.

380
00:18:12,740 --> 00:18:15,642
‫بازم دلم میخواد صفحه‌هاتو داشته باشم.

381
00:18:15,677 --> 00:18:18,812
‫بالدومیرو" نظرت چیه که"
‫بیخیال این قضیه بشیم؟

382
00:18:18,846 --> 00:18:22,082
‫اتفاقی که در ایزتاپالپا افتاد
‫یه اشتباه وحشتناک بود.

383
00:18:22,116 --> 00:18:23,450
‫واقعا به خاطرش پشیمونم...

384
00:18:23,484 --> 00:18:26,420
‫و اصلا نمیدونستم طرف مادرت بود.

385
00:18:28,890 --> 00:18:30,557
‫تو تخت من بودی.

386
00:18:30,591 --> 00:18:33,393
‫عکسم روی میز کنار تخت بود.

387
00:18:33,428 --> 00:18:35,195
‫باشه، در دفاع از خودمون باید بگم...

388
00:18:35,229 --> 00:18:39,032
‫خیلی تاریک بود و
‫هر دو حسابی مست کرده بودیم.

389
00:18:39,067 --> 00:18:41,968
‫راستش، از تمام اون آخر هفته پشیمونم.

390
00:18:42,003 --> 00:18:44,337
‫البته، اینو به مادرت نگو.

391
00:18:44,372 --> 00:18:46,473
‫مثل یه ماهی شکمتو پاره میکنم.

392
00:18:46,507 --> 00:18:47,874
‫به نگهبانها پول دادم...

393
00:18:47,909 --> 00:18:50,577
‫که یعنی ۲۰ دقیقه وقت دارم کنارت باشم...

394
00:18:50,611 --> 00:18:53,814
‫و ده دقیقه هم طول نمیکشه
‫که حساب تو و دوستت رو برسم.

395
00:18:53,848 --> 00:18:56,516
‫یه فالگیر رومانیایی یه بار بهم...

396
00:18:56,551 --> 00:19:00,454
‫گوشه چشمی دقیق و
‫شگفت‌آور از آینده‌م رو بهم گفت...

397
00:19:00,488 --> 00:19:02,756
‫و منم همین کار رو برات میکنم.

398
00:19:02,790 --> 00:19:06,293
‫تو و من بعد از فردا دیگه
‫هرگز همدیگه رو نمی‌بینیم...

399
00:19:06,327 --> 00:19:09,029
‫اما وقتی از این محبس بیرون اومدی...

400
00:19:09,063 --> 00:19:10,597
‫بهت یه چیزی رو قول میدم...

401
00:19:10,631 --> 00:19:12,833
‫‏‏۲۴ساعت بعد از آزادیت...

402
00:19:12,867 --> 00:19:15,869
‫کف یه خونه می‌افتی در حالی
‫که یه چاقو تو شکمت فرو رفته...

403
00:19:15,903 --> 00:19:19,272
‫اسمم رو به زبون میاری و برای مردن التماس میکنی.

404
00:19:20,575 --> 00:19:22,476
‫باشه، خب، گپ خوبی بود.

405
00:19:22,510 --> 00:19:25,345
‫یکم استراحت کنین، رفقا.
‫روز بزرگی در پیش داریم.

406
00:19:26,280 --> 00:19:27,581
‫هی، اون چه کاری بود؟

407
00:19:27,615 --> 00:19:29,116
‫نکنه میخوای ما رو به کشتن بدی؟

408
00:19:29,150 --> 00:19:31,251
‫لطفا بگو که بخشی
‫از یه نقشه‌ی بزرگتر بود.

409
00:19:31,716 --> 00:19:35,021
‫نقشه داره یواش‌یواش جلو میره.

410
00:19:35,056 --> 00:19:37,924
‫یه نفر مرده و اطلاعات محرمانه گمشده...

411
00:19:37,959 --> 00:19:39,693
‫و شما نمیخواین این گروگیرها رو بازداشت کنیم؟

412
00:19:39,727 --> 00:19:42,195
‫هیچی ندارین که اونا رو به
‫قتل "هاردکاف" ربط بده.

413
00:19:42,230 --> 00:19:44,698
‫و امکان نداره که درایو رو
‫تو محل خودشون نگه داشته باشن.

414
00:19:44,732 --> 00:19:46,233
‫تا وقتی که ندونین اون درایو کجاست...

415
00:19:46,267 --> 00:19:48,335
‫بازداشت کردنشون ممکنه به این معنا
‫باشه که هرگز دستمون به درایو نرسه.

416
00:19:48,369 --> 00:19:50,237
‫خب، با مرگ "هاردکاف"، میتونن با خیال راحت...

417
00:19:50,271 --> 00:19:51,938
‫اطلاعات رو در بازار آزاد بفروشن...

418
00:19:51,973 --> 00:19:53,673
‫- به محض اینکه خریداری براش پیدا بشه.
‫- الانشم یه خریدار دارن.

419
00:19:53,708 --> 00:19:55,075
‫میتونی این حرفو تایید کنی؟

420
00:19:55,109 --> 00:19:56,710
‫خب، به وبسایتشون رفتم...

421
00:19:56,744 --> 00:19:59,679
‫و متوجه شدم که یه معامله عالی برای...

422
00:19:59,714 --> 00:20:03,283
‫بسیار ظریف ۶۵ اینچی  ۴K این تلویزیون...

423
00:20:03,317 --> 00:20:05,418
‫که تازه یه دوربین هم داره تا
‫بشه باهاش از طریق وای-فای با دوستات...

424
00:20:05,453 --> 00:20:07,154
‫ویدئو چت کرد گیرشون اومده.

425
00:20:07,188 --> 00:20:08,622
‫که ما هکش کردیم.

426
00:20:08,656 --> 00:20:10,557
‫- میتونی مغازه رو ببینی؟
‫- خب، صدا نداره...

427
00:20:10,591 --> 00:20:12,859
‫اما ده دقیقه پیش اینو دیدم.

428
00:20:12,894 --> 00:20:14,461
‫تصویرش رو با...

429
00:20:14,495 --> 00:20:16,229
‫پایگاه سازمان از
‫ماموران خارجی تطابق دادیم.

430
00:20:16,264 --> 00:20:17,731
‫اسمش "نیو کواینگ" ـه.

431
00:20:17,765 --> 00:20:20,700
‫عضو سازمان اطلاعات چین یعنی ام.اس.اس ـه.

432
00:20:20,735 --> 00:20:22,736
‫اگر چینیها میدونن توی درایو چیه...

433
00:20:22,770 --> 00:20:24,905
‫پس میدونن که ان.اس.ای
‫کدهاشونو هک کرده.

434
00:20:24,939 --> 00:20:28,341
‫- تغییرشون میدن.
‫- و این همه سال کار هیچ و پوچ میشه.

435
00:20:28,376 --> 00:20:30,043
‫اما چینیها اینو نمیدونن...

436
00:20:30,077 --> 00:20:31,711
‫گروگیرها هرگز اینو بهشون نمیگن...

437
00:20:31,746 --> 00:20:33,814
‫و اگر بگن، چینیها راحت کدها رو عوض میکنن...

438
00:20:33,848 --> 00:20:35,182
‫و اونوقت درایو هیچی نمی‌ارزه...

439
00:20:35,216 --> 00:20:38,318
‫که گروگیرها اصلا دلشون نمیخواد این اتفاق بیافته.

440
00:20:38,352 --> 00:20:39,820
‫حالا، اگر کارشون خوب باشه...

441
00:20:39,854 --> 00:20:41,955
‫اذیتشون میکنن تا قیمت رو ببرن بالا.

442
00:20:41,989 --> 00:20:44,558
‫اما تا وقتی که چینیها
‫درایو رو بخرن...

443
00:20:44,592 --> 00:20:46,293
‫متوجه نمیشن دقیقا چی تو درایو ـه.

444
00:20:46,327 --> 00:20:49,796
‫- یعنی، ما باید اول بخریمش.
‫- ببخشید.

445
00:20:49,831 --> 00:20:52,399
‫انتظاری داری اونا
‫اطلاعات خودمون رو بهمون بفروشن؟

446
00:20:52,433 --> 00:20:55,508
‫به ما نه، به موساد.

447
00:20:56,771 --> 00:20:59,005
‫میدونی، جونمو به خطر انداختم
‫تا برات یه خودکار گیر بیارم...

448
00:20:59,040 --> 00:21:01,441
‫و به جای اینکه باهاش چاقو درست کنی
‫داری نامه می‌نویسی.

449
00:21:01,475 --> 00:21:06,146
‫وانته" احتمالش اسم "ویلیام فلوید کالینز" رو شنیده باشی؟"

450
00:21:06,602 --> 00:21:08,114
‫کالینز"؟"

451
00:21:08,149 --> 00:21:09,349
‫نه.

452
00:21:09,383 --> 00:21:11,084
‫- برای چی افتاده زندان؟
‫- زندانی نیست.

453
00:21:11,118 --> 00:21:13,854
‫یه کاوشگر غار در کنتاکی بود...

454
00:21:13,888 --> 00:21:16,189
‫که حوالی قرن گذشته زندگی میکرد.

455
00:21:16,224 --> 00:21:19,626
‫به صدها کیلومتر غار زیرزمینی و بهم پیوسته...

456
00:21:19,660 --> 00:21:23,396
‫در کنتاکی مشغول کاوش و کشف بود.

457
00:21:23,431 --> 00:21:25,599
‫اما در زمستون ۱۹۲۵...

458
00:21:25,633 --> 00:21:28,568
‫در حالی که سعی داشت
‫یه ورودی جدید به غار کریستال پیدا کنه...

459
00:21:28,603 --> 00:21:32,272
‫کالینز" در یک راه باریک"
‫و تنگ گیر افتاد...

460
00:21:32,306 --> 00:21:34,641
‫که ۵۵ فوت زیر زمین بود.

461
00:21:34,675 --> 00:21:38,111
‫اما شایعه شده که برای
‫پیدا کرده راه فرار...

462
00:21:38,145 --> 00:21:40,814
‫کالینز" یه شمع روشن کرد و بالا گرفتش"...

463
00:21:40,848 --> 00:21:44,484
‫و گذاشت دود اونو به سمت یک خروجی هدایت کنه.

464
00:21:44,518 --> 00:21:45,752
‫بیا، اون موش رو بهم بده.

465
00:21:45,786 --> 00:21:49,556
‫میدونی، داستان قشنگی بود
‫اما اینجا که غار نیست...

466
00:21:49,590 --> 00:21:51,224
‫خب چه ربطی به این داره که...

467
00:21:51,259 --> 00:21:52,559
‫تو و من قراره تو حیاط کشته بشیم؟

468
00:21:52,593 --> 00:21:55,729
‫اگر این رفیق کوچولو تونسته بیاد اینجا...

469
00:21:55,763 --> 00:21:58,265
‫شرط می‌بندم میتونه راه خروج رو هم پیدا کنه...

470
00:21:58,299 --> 00:22:00,267
‫درست مثل دودی که از شکاف خارج میشه...

471
00:22:00,301 --> 00:22:02,736
‫یا یه کبوتر نامه‌بر.

472
00:22:02,770 --> 00:22:04,738
‫میخوای به موش یادداشت ببندی؟

473
00:22:04,772 --> 00:22:06,463
‫مگه دیوونه شدی؟

474
00:22:06,497 --> 00:22:08,808
‫پیام فرستادن به بیرون که مشکلی رو حل نمیکنه.

475
00:22:08,843 --> 00:22:13,446
‫خب، به هر حال احتمالا
‫تا جمعه کشته میشیم.

476
00:22:14,682 --> 00:22:16,116
‫بدرود.

477
00:22:16,703 --> 00:22:18,652
‫"برامون یکم شانس بیار "ویلیام فلوید کالینز.

478
00:22:18,686 --> 00:22:21,187
‫راستش "کالینز" تو غار مرد...

479
00:22:21,222 --> 00:22:26,126
‫از تشنگی و گشنگی در
‫کنار فشار و گرمای بیش از حد...

480
00:22:26,160 --> 00:22:28,595
‫بعد از ۱۴ روز بودن در یک غار.

481
00:22:30,765 --> 00:22:32,632
‫باشه، فرستنده‌ی مامور "نوابی" آماده‌س.

482
00:22:32,667 --> 00:22:34,357
‫داره به هدف نزدیک میشه.

483
00:22:35,775 --> 00:22:37,671
‫باشه، داریم می‌بینیمش. به محل رسید.

484
00:22:37,705 --> 00:22:39,873
‫"ماموران "رسلر" و "کین
‫در موقعیت بمونین.

485
00:22:39,907 --> 00:22:41,775
‫فقط اگه مشکلی پیش اومد حرکت کنین.

486
00:22:41,809 --> 00:22:43,743
‫خوشم نمیاد یه مامور موساد رو بفرستیم...

487
00:22:43,778 --> 00:22:46,379
‫تا اطلاعات محرمانه‌ی ان.اس.ای رو گیر بیاره.

488
00:22:46,414 --> 00:22:47,647
‫نگران چی هستین؟

489
00:22:47,682 --> 00:22:48,882
‫وفاداری دوگانه.

490
00:22:48,916 --> 00:22:50,216
‫دستوراتم واضح بودن.

491
00:22:50,251 --> 00:22:51,985
‫مامور "نوابی" میدونه که باید درایو رو بخره...

492
00:22:52,019 --> 00:22:53,386
‫و مستقیم بیاردش پیش من.

493
00:22:53,421 --> 00:22:54,788
‫- و موساد چی؟
‫- خبر ندارن.

494
00:22:54,822 --> 00:22:56,756
‫تنها آدمایی که از این عملیات خبر دارن...

495
00:22:56,791 --> 00:22:58,458
‫شما و اعضای این نیروی ویژه هستن.

496
00:22:58,492 --> 00:23:00,593
‫هیچکس، از جمله موساد.

497
00:23:00,628 --> 00:23:01,928
‫دلین اولمن"؟"

498
00:23:01,963 --> 00:23:03,229
‫آره، چیزی برای گرو گذاشتن دارین؟

499
00:23:03,264 --> 00:23:05,999
‫نه، راستش اومدم یه چیزی بخرم...

500
00:23:06,033 --> 00:23:09,569
‫یه هارد درایو
‫که شامل اطلاعات محرمانه‌ی ان.اس.ای ـه.

501
00:23:09,603 --> 00:23:12,272
‫متاسفانه اصلا نمیدونم منظورتون چیه.

502
00:23:12,306 --> 00:23:14,507
‫خب، خنده‌داره چون همین چند ساعت پیش...

503
00:23:14,542 --> 00:23:18,278
‫توافق کردین به
‫یکی از اعضای اطلاعات چین بفروشینش.

504
00:23:18,312 --> 00:23:19,646
‫پیشنهادم از اون بهتره.

505
00:23:19,680 --> 00:23:21,881
‫خانم، متاسفم.
‫حتما یه اشتباهی پیش اومده.

506
00:23:21,916 --> 00:23:23,984
‫- اینجا یه گروگیری ـه...
‫- که در دو سال گذشته...

507
00:23:24,018 --> 00:23:25,819
‫هر چیزی رو از ویروس سیاه‌زخم...

508
00:23:25,853 --> 00:23:27,854
‫تا مزارع خشخاش در افغانستان گرو گرفته.

509
00:23:27,888 --> 00:23:30,056
‫متوجه نشدم اسمتون چیه.

510
00:23:30,091 --> 00:23:31,291
‫"ثمر نوابی".

511
00:23:31,325 --> 00:23:32,726
‫با موساد کار میکنم.

512
00:23:32,760 --> 00:23:35,628
‫اومدم بهتون پول زیادی بدم...

513
00:23:35,663 --> 00:23:37,361
‫به شرطی که باهوش باشین و قبولش کنین.

514
00:23:47,842 --> 00:23:50,043
‫خوشم نمیاد که گذاشتیم
‫بدون شنود بره اونجا.

515
00:23:50,077 --> 00:23:52,145
‫ممکن بود بازرسیش کنن.

516
00:23:52,179 --> 00:23:53,179
‫از اینجا چیزا نداره.

517
00:23:53,214 --> 00:23:54,514
‫چی نداره؟

518
00:23:54,548 --> 00:23:55,982
‫وفاداری دوگانه.

519
00:23:56,017 --> 00:23:57,684
‫خواهیم دید.

520
00:23:57,718 --> 00:23:59,953
‫لازم نیست ببینیم. از قبل میدونیم.

521
00:24:05,559 --> 00:24:07,594
‫انگشت اشاره و وسط.

522
00:24:14,935 --> 00:24:17,837
‫طرف چینی ۲ میلیون پیشنهاد داده.

523
00:24:17,872 --> 00:24:21,214
‫خب، اگه ۲ میلیون رو قبول میکنین
‫پس حتما ۴ میلیون هم قبول میکنین.

524
00:24:39,160 --> 00:24:40,894
‫هی رفیق.

525
00:24:42,363 --> 00:24:44,153
‫چی شده؟

526
00:24:46,167 --> 00:24:47,436
‫این چیه؟

527
00:24:54,108 --> 00:24:56,474
‫به این شماره زنگ بزن تا
‫ده هزار دلار گیرت بیاد.

528
00:25:02,285 --> 00:25:04,682
‫آره، میدونم که قرار گذاشتیم...

529
00:25:05,039 --> 00:25:07,627
‫اما الان پیش منه.

530
00:25:08,882 --> 00:25:10,867
‫راد"، لعنتی، جواب پس نده".

531
00:25:10,867 --> 00:25:13,201
‫فقط گرو رو بیار
‫و بیاد دیدنم.

532
00:25:13,236 --> 00:25:14,801
‫بعدا توضیح میدم.

533
00:25:16,172 --> 00:25:17,305
‫کجا میریم؟

534
00:25:17,573 --> 00:25:19,041
‫در کار ما...

535
00:25:19,075 --> 00:25:21,610
‫یاد گرفتیم که احتیاط رو رعایت کنیم.

536
00:25:21,644 --> 00:25:24,846
‫میخوایم مطمئن بشیم که تحت نظر نیستیم.

537
00:25:24,881 --> 00:25:27,582
‫آرام"، هیچ حرکتی نمی‌بینیم".
‫چیزی تو مغازه می‌بینی؟

538
00:25:27,617 --> 00:25:30,385
‫انگار که رفتن اتاق پشتی.

539
00:25:30,420 --> 00:25:31,887
‫اصلا خوشم نمیاد.

540
00:25:31,921 --> 00:25:34,589
‫،خب، اگه ارزششو داشته باشه
‫شما اعتباری برای خودتون دارین.

541
00:25:34,624 --> 00:25:37,426
‫خب ما عاشق کارمون هستیم.

542
00:25:37,460 --> 00:25:38,860
‫موساد میدونه چه کار میکنین...

543
00:25:38,895 --> 00:25:40,972
‫فقط نمیدونه چرا شروعش کردین.

544
00:25:51,274 --> 00:25:54,242
‫راد" و من مغازه رو سال ۷۶ خریدیم".

545
00:25:54,277 --> 00:25:56,759
‫اون موقع هیچی از تجارت سرمون نمیشد.

546
00:25:58,147 --> 00:26:00,315
‫یادمه اگه یکی
‫می‌اومد تا دوچرخه رو گرو بذاره...

547
00:26:00,350 --> 00:26:02,784
‫راد" شماره‌ی ثبتش رو چک میکرد".

548
00:26:04,120 --> 00:26:06,254
‫اما بعدش دهه‌ی ۸۰ اومد، رکود اقتصادی.

549
00:26:06,289 --> 00:26:08,691
‫تقریبا چیزی نمونده بود ورشکست بشیم.

550
00:26:08,692 --> 00:26:11,027
‫واقعا هیچ انتخابی نداشتیم.

551
00:26:11,061 --> 00:26:13,963
‫مجبور شدیم ریسک بیشتری بکنیم.

552
00:26:13,997 --> 00:26:15,598
‫باشه، بچه‌ها، فکر کنم یه مشکلی داریم.

553
00:26:15,632 --> 00:26:17,600
‫"فرستنده‌ی مامور "نوابی
‫همین الان شروع به حرکت کرد.

554
00:26:17,634 --> 00:26:18,868
‫"رسلر"، "کین".

555
00:26:18,902 --> 00:26:20,803
‫- نیومد بیرون.
‫- گمش کردین؟

556
00:26:20,838 --> 00:26:22,472
‫باشه، بچه‌ها، حتما یه خروجی دومی هم هست...

557
00:26:22,506 --> 00:26:25,274
‫"چون داره از بلوار "مارتین لوتر کینگ
‫به سمت شمال میره.

558
00:26:25,309 --> 00:26:27,276
‫- جامون گذاشتن.
‫- داریم راه می‌افتیم.

559
00:26:30,581 --> 00:26:32,014
‫هی، منم.

560
00:26:32,049 --> 00:26:33,416
‫وصلم کن.

561
00:26:33,450 --> 00:26:34,784
‫به مشکل برخوردیم.

562
00:26:34,818 --> 00:26:36,185
‫بله، "هارولد کوپر" هستم.

563
00:26:36,220 --> 00:26:37,987
‫یه مشکلی جدی در بالتیمور داریم...

564
00:26:38,021 --> 00:26:39,489
‫و ازتون میخوام نیروهای نامحسوس رو بفرستین.

565
00:26:39,523 --> 00:26:40,790
‫آرام"، موقعیتش چیه؟"

566
00:26:40,824 --> 00:26:42,458
‫باشه، همین الان به شرق "بیتهورست" پیچید.

567
00:26:42,493 --> 00:26:43,926
‫داره به سمت "کولفکس" میره.

568
00:26:43,961 --> 00:26:46,229
‫رسلر"، "کین" واحدهای"
‫نامحسوس رو براتون می‌فرستیم.

569
00:26:46,263 --> 00:26:48,853
‫آرام" شما رو به سمت اون ماشین هدایت میکنه".

570
00:26:49,366 --> 00:26:50,666
‫اگه میخوای بشمارش.

571
00:26:50,701 --> 00:26:52,235
‫نه، خوبه.

572
00:26:52,269 --> 00:26:53,469
‫متوجه نمیشم.

573
00:26:53,504 --> 00:26:55,071
‫چرا یه کیف پول داری بهم میدی؟

574
00:26:55,105 --> 00:26:56,239
‫قانونی ـه؟

575
00:26:56,273 --> 00:26:59,675
‫یادداشت رو پیدا کردی
‫به شماره زنگ زدی و من اومدم.

576
00:26:59,710 --> 00:27:01,010
‫کار اشتباهی نکردی.

577
00:27:01,044 --> 00:27:03,946
‫کلی دوربین اینجاست. شاید
‫بهتر باشه کارتو تموم کنی.

578
00:27:05,161 --> 00:27:08,518
‫آره، باشه، حتما ممنون.

579
00:27:08,552 --> 00:27:10,086
‫ممنون.

580
00:27:33,811 --> 00:27:36,779
‫یک روز، یه کنسول توشیبا رو گرو میگیری...

581
00:27:36,814 --> 00:27:40,216
‫و بعدش یه نقاشی دزدیده شده.

582
00:27:40,250 --> 00:27:41,417
‫حدس بزن.

583
00:27:41,451 --> 00:27:43,753
‫خیلی زود به یه بسته سی ۴ میرسه.

584
00:27:43,787 --> 00:27:45,087
‫فکر کنم مشهور شدیم...

585
00:27:45,122 --> 00:27:47,521
‫که کارای متفاوتی انجام میدیم.

586
00:27:51,829 --> 00:27:55,131
‫باشه، الان موقعیت
‫اونا در خیابون "پارک" ـه.

587
00:27:55,165 --> 00:27:57,066
‫"باشه، مامور "رسلر
‫میتونی ماشین رو ببینی؟

588
00:27:57,100 --> 00:27:59,368
‫آره، تا یه پارکینگ تعقیبشون کردیم...

589
00:27:59,403 --> 00:28:01,604
‫که جنب خیابون "پارک" و شونزدهم ـه.

590
00:28:01,638 --> 00:28:03,139
‫باشه، خوبه، سوابق رانندگی نشون میده...

591
00:28:03,173 --> 00:28:06,075
‫که یه بیوک مدل ۹۲، استیشن واگن
‫با پلاک تجاری ـه.

592
00:28:06,109 --> 00:28:07,910
‫مامور "کین"، نیروی ضربت...

593
00:28:07,945 --> 00:28:09,645
‫همین الان دارن میان سمت شما.

594
00:28:09,680 --> 00:28:10,913
‫کین"، داری می‌بینی؟"

595
00:28:10,948 --> 00:28:13,011
‫دارم میام. پلکان غربیم.

596
00:28:19,022 --> 00:28:21,257
‫اول پول رو بده. روش کار اینطوریه.

597
00:28:21,291 --> 00:28:23,292
‫اول باید ببینمش بعد پول بدم.

598
00:28:23,327 --> 00:28:25,628
‫گفتم اول پول.

599
00:28:26,659 --> 00:28:29,704
‫شماره حساب اونجا.
‫انتقال پول هم اونجا.

600
00:28:30,400 --> 00:28:32,668
‫مامور "کین"، امنیت ساختمون...

601
00:28:32,703 --> 00:28:34,136
‫داره فیلم دوربینها رو برام می‌فرسته...

602
00:28:34,171 --> 00:28:36,505
‫و انگار شما در اونجا غیرنظامی دارین.

603
00:28:36,540 --> 00:28:39,375
‫همینطور یک ون داره میاد سمت شما...

604
00:28:39,409 --> 00:28:41,277
‫دو طبقه باهاتون فاصله داره.

605
00:28:43,847 --> 00:28:45,948
‫تمام واحدها کاری نکنین تا وقتی تایید کنم...

606
00:28:45,983 --> 00:28:48,284
‫مامور "نوابی" درایو رو گرفته.

607
00:29:11,909 --> 00:29:13,509
‫از کار کردن باهات لذت بردم.

608
00:29:16,713 --> 00:29:17,914
‫کیف رو گرفت.

609
00:29:17,948 --> 00:29:19,448
‫برین، زود باشین راه بیافتین.

610
00:29:19,483 --> 00:29:21,506
‫اف.بی.آی دستها بالا.

611
00:29:22,753 --> 00:29:24,453
‫دستها بالا! دستها بالا!

612
00:29:27,791 --> 00:29:30,493
‫مامور "کین". مامور "کین"! مراقب باشین!

613
00:29:35,432 --> 00:29:37,667
‫"دلین"!

614
00:29:40,871 --> 00:29:42,805
‫بهمون حمله شده! بهمون حمله شده!

615
00:29:42,839 --> 00:29:44,006
‫چه خبر شده؟

616
00:29:50,347 --> 00:29:52,415
‫گرفتمش.

617
00:30:06,697 --> 00:30:08,130
‫تمام واحدها یه مورد ۵۴-۱۱ داریم.

618
00:30:08,165 --> 00:30:10,633
‫تکرار میکنم. ون سیاه، ۵۴-۱۱.

619
00:30:10,667 --> 00:30:11,801
‫"دلین"!

620
00:30:11,835 --> 00:30:13,736
‫به اورژانس زنگ میزنم.

621
00:30:13,770 --> 00:30:15,438
‫کمک! خواهش میکنم! خدایا، کمک کنین!

622
00:30:17,507 --> 00:30:18,941
‫اگر میخواین تماس بگیرن، لطفا...

623
00:30:18,976 --> 00:30:22,044
‫تمام واحدها، مورد ۷۱-۱۰

624
00:30:22,079 --> 00:30:23,963
‫- یه افسر تیر خورده!
‫- اگر میخواین تماس بگیرین...

625
00:30:23,988 --> 00:30:25,214
‫- تکرار میکنم افسر تیر خورده!
‫- لطفا قطع کنین و دوباره امتحان کنین.

626
00:30:25,248 --> 00:30:27,129
‫اگر کمک لازم دارین...

627
00:30:27,154 --> 00:30:29,219
‫قطع کنین و با اپراتورتون تماس بگیرین.

628
00:30:30,020 --> 00:30:31,921
‫کمک داره میرسه.

629
00:30:31,955 --> 00:30:34,290
‫همه چیز درست میشه.

630
00:30:52,113 --> 00:30:54,782
‫"چه کار میتونم بکنم؟ "دی.

631
00:31:05,789 --> 00:31:07,089
‫حتما متوجه شدن که هارد درایو...

632
00:31:07,123 --> 00:31:09,158
‫به اسراییلی‌ها فروخته شده.

633
00:31:09,192 --> 00:31:10,759
‫شاید "اولمن" به چینیها گفته...

634
00:31:10,794 --> 00:31:12,027
‫یه خریدار جدید پیدا شده.

635
00:31:12,062 --> 00:31:15,164
‫اینطور که اون میگه چینی‌ها
‫نمیدونستن تو هارد درایو چیه.

636
00:31:15,198 --> 00:31:16,832
‫خب، اینقدر خبر داشتن که ارزش زیادی داره.

637
00:31:16,867 --> 00:31:18,167
‫ممنون.

638
00:31:18,201 --> 00:31:20,102
‫آرام" همین الان کسی"
‫که بهش شلیک کردم رو شناسایی کرد.

639
00:31:20,136 --> 00:31:22,738
‫مظنون مامور ام.اس.اس بوده
‫که با پوشش غیررسمی اینجا اومده.

640
00:31:22,772 --> 00:31:23,973
‫باید حواسمون به فرودگاه باشه.

641
00:31:24,007 --> 00:31:25,341
‫لازم نیست به فرودگاه برسن.

642
00:31:25,375 --> 00:31:27,476
‫فقط باید خودشونو به سفارت برسونن.

643
00:31:28,139 --> 00:31:29,207
‫الان رسیدیم.

644
00:31:29,232 --> 00:31:30,538
‫به پکن هشدار بده.

645
00:31:55,805 --> 00:31:58,440
‫دستها بالا! دستهاتو نشونم بده.

646
00:32:03,346 --> 00:32:04,480
‫تکون نخور.

647
00:32:04,514 --> 00:32:08,651
‫خبرای خوبی دارم.
‫مامورانمون تونستن جلوی چینی‌ـها رو بگیرن.

648
00:32:08,685 --> 00:32:10,411
‫درایو رو پس گرفتیم.

649
00:32:11,954 --> 00:32:14,256
‫باید اعتراف کنم که نیروی ویژه‌ی شما...

650
00:32:14,291 --> 00:32:16,158
‫هر کسی که هستن، کارشون خوبه.

651
00:32:16,192 --> 00:32:18,227
‫حاضرم جونمو دست تک‌تکشون بسپرم.

652
00:32:18,261 --> 00:32:19,895
‫بااینحال یه چیز آزارم میده...

653
00:32:19,930 --> 00:32:21,207
‫- اون ملاقات.
‫- اون ملاقات؟

654
00:32:21,241 --> 00:32:23,198
‫همونی که ام.اس.اس خرابش کرد.

655
00:32:23,233 --> 00:32:24,967
‫چینیها از کجا فهمیدن؟

656
00:32:25,001 --> 00:32:26,402
‫کار گروگیرها که نبود.

657
00:32:26,436 --> 00:32:29,204
‫اونا راحت به موساد فروختنش
‫و کار مامور "نوابی" هم نبوده.

658
00:32:29,239 --> 00:32:30,839
‫به وفاداریش شکی نیست.

659
00:32:30,874 --> 00:32:34,109
‫سرپرست "کوپر" شما بهم
‫اطمینان دادین که این یک عملیات مخفی ـه.

660
00:32:34,144 --> 00:32:36,812
‫همینطور بهتون اطمینان دادم
‫که این درایو رو بهتون تحویل میدم...

661
00:32:36,846 --> 00:32:38,447
‫بدون اینکه به محتویاتش کاری داشته باشم.

662
00:32:38,481 --> 00:32:41,250
‫اینطور که معلومه نتونستم
‫به خواسته‌ی شما عمل کنم.

663
00:32:41,284 --> 00:32:43,686
‫اگر تیمتون به اطلاعات این درایو دسترسی پیدا کنن...

664
00:32:44,563 --> 00:32:45,921
‫کردن.

665
00:32:45,956 --> 00:32:48,824
‫هاردکاف" بچه‌ی خیلی باهوشی بوده".

666
00:32:48,858 --> 00:32:50,459
‫الگوریتم رمزنگاریش کار کرده.

667
00:32:50,493 --> 00:32:53,195
‫تحلیلگرانمون در حال بررسی پیامهای چینها هستن...

668
00:32:53,229 --> 00:32:55,564
‫که بین پکن و سفارتشون در آمریکا ردوبدل میشه.

669
00:32:55,598 --> 00:32:58,067
‫اما اینطور که معلومه نفوذشون خیلی زیاد ـه...

670
00:32:58,101 --> 00:33:00,502
‫شبکه‌ی خبرچینهاشون خیلی بزرگه.

671
00:33:00,537 --> 00:33:02,538
‫اسم شما در تمام پیامها بوده.

672
00:33:02,572 --> 00:33:04,974
‫شما باهامون مخالفت کردین که حکم...

673
00:33:05,008 --> 00:33:08,210
‫بازداشت گروگیرها رو بگیریم چون
‫میخواستین به چینیها وقت بدین...

674
00:33:08,244 --> 00:33:09,812
‫تا درایو رو قبل از ما گیر بیارن.

675
00:33:09,846 --> 00:33:11,447
‫در مورد ماموریتمون بهشون گفتی.

676
00:33:11,481 --> 00:33:13,382
‫از اون اول همه به اف.بی.آی کمک نمیکردی.

677
00:33:13,416 --> 00:33:15,006
‫برای چینیها کار میکردی.

678
00:33:15,040 --> 00:33:17,853
‫اجازه‌ی دسترسی به اون درایو رو نداشتی.

679
00:33:17,887 --> 00:33:20,856
‫هر اطلاعاتی که داری اعتباری نداره.

680
00:33:20,890 --> 00:33:22,057
‫تو دادگاه نمیشه مطرحش کرد.

681
00:33:22,092 --> 00:33:24,793
‫هر چی کمتر حرف بزنی به نفع خودته.

682
00:33:33,003 --> 00:33:34,536
‫حرف میزنه؟

683
00:33:34,571 --> 00:33:37,039
‫هنوز نه، اما بالاخره میزنه.

684
00:33:37,073 --> 00:33:39,708
‫به افسر پلیس بالتیمور
‫تو ماشینی که می‌اومده اینجا گفته...

685
00:33:39,743 --> 00:33:41,043
‫یه انباری داره که...

686
00:33:41,077 --> 00:33:43,416
‫پر شده از اشیای گرو گذاشته
‫که تو خیابون "مانیومنت" ـه...

687
00:33:43,450 --> 00:33:47,005
‫همه چیز از مواد مخدر تا آثار هنری دزدی...

688
00:33:47,040 --> 00:33:50,886
‫تا سلاح‌های نظامی
‫و پول جعلی.

689
00:33:51,321 --> 00:33:53,931
‫خب، منتظر چی هستی؟

690
00:33:55,016 --> 00:33:58,894
‫فقط دارم فکر میکنم چطوری
‫باید بهش بگم همسرش مرده.

691
00:34:17,847 --> 00:34:19,248
‫"هی، آقای "ردینگتون...

692
00:34:19,282 --> 00:34:21,817
‫هی، ببین داشتم در مورد...

693
00:34:21,851 --> 00:34:23,619
‫این درگیری و اختلاف فکر میکردم...

694
00:34:23,653 --> 00:34:26,088
‫و همه‌ش از سر ناهار من شروع شد.

695
00:34:26,122 --> 00:34:28,791
‫"چه خوب احساست رو بیان کردی "وانته...

696
00:34:28,825 --> 00:34:31,460
‫اما متاسفانه این اختلاف
‫به پیش از آشنایی ما برمیگرده.

697
00:34:31,494 --> 00:34:33,829
‫فقط بذار حرفمو تموم کنم.

698
00:34:33,863 --> 00:34:35,130
‫تو هوای منو داشتی.

699
00:34:35,165 --> 00:34:36,715
‫تو برخلاف همه هوامو داشتی...

700
00:34:36,749 --> 00:34:39,501
‫برخلاف پدرم، و دوستام...

701
00:34:39,536 --> 00:34:41,537
‫برخلاف تمام احمقایی که اینجان.

702
00:34:41,571 --> 00:34:43,505
‫هیچکس پشیزی برام ارزش قائل نبوده...

703
00:34:43,540 --> 00:34:47,409
‫،اما تو بهم اهمیت دادی
‫اونم به خاطر یه ناهار احمقانه.

704
00:34:47,444 --> 00:34:51,152
‫پس میخوام بدونی، منم هواتو اونجا دارم، باشه؟

705
00:34:51,186 --> 00:34:53,348
‫هر اتفاقی که بیافته فقط یادت باشه...

706
00:34:53,383 --> 00:34:55,050
‫وانته جونز" هوات رو داشته".

707
00:34:55,085 --> 00:34:57,252
‫"لطف داری "وانته.

708
00:34:57,287 --> 00:34:59,934
‫فقط سر راه اشیای تیز نباش.

709
00:35:07,697 --> 00:35:09,131
‫بیا اینجا پیرمرد.

710
00:35:09,165 --> 00:35:11,166
‫گرامافون من کجاست؟

711
00:35:11,201 --> 00:35:14,203
‫واقعا عجب حرومزاده‌ی احمقی هستی تو.

712
00:35:15,505 --> 00:35:18,774
‫حرف آخری داری "بالدومیرو"؟
‫مطمئنم که همگی دوست داریم به حرفات گوش کنیم.

713
00:35:18,808 --> 00:35:20,476
‫بگو، اول تو حرف بزن.

714
00:35:20,510 --> 00:35:22,444
‫موفقیتهام رو همه میدونن..

715
00:35:22,479 --> 00:35:23,812
‫اما تو رو نمیدونم.

716
00:35:23,847 --> 00:35:26,682
‫شاید پاک و منزه شدن برای روحت خوب باشه.

717
00:35:26,716 --> 00:35:28,150
‫منظورت چیه؟

718
00:35:28,184 --> 00:35:30,586
‫خب، بدون شک هم‌سلولی‌هات تو حیاط زندان...

719
00:35:30,620 --> 00:35:32,454
‫خیلی دوست دارن حقیقت رو بشنون...

720
00:35:32,489 --> 00:35:35,424
‫که تو منتظر محاکمه هستی و مدام پزشو میدی...

721
00:35:35,458 --> 00:35:38,026
‫اونم به خاطر جرمی که مرتکب نشدی؟

722
00:35:38,061 --> 00:35:39,261
‫خب، حقیقت داره مگه نه؟

723
00:35:39,295 --> 00:35:40,362
‫اشتباه برداشت نکن.

724
00:35:40,396 --> 00:35:42,197
‫زندانی شدن حقته...

725
00:35:42,232 --> 00:35:44,500
‫به خاطر هر نوع جرم سنگدلانه‌ای که باشه...

726
00:35:44,534 --> 00:35:47,503
‫اما تو از اون کامیون زرهی دزدی نکردی.

727
00:35:49,405 --> 00:35:50,839
‫تو از کجا میدونی که دزدی نکرده؟

728
00:35:50,874 --> 00:35:54,243
‫"میدونم چون "زیگی چپمن
‫"و برادر کوچیکش"تیپ...

729
00:35:54,277 --> 00:35:57,279
‫از اون کامیون دزدی کردن
‫تا قرضی که بهم بدهکار بودن رو بدن.

730
00:35:57,313 --> 00:35:59,114
‫البته من پول رو قبول نکردم...

731
00:35:59,149 --> 00:36:00,824
‫چون کثیف بود...

732
00:36:00,858 --> 00:36:04,353
‫و پسرا خیلی تابلو بودن
‫و چند نگهبان هم کشته شده بودن.

733
00:36:04,387 --> 00:36:08,690
‫برادرها مجبور شدن تمام
‫کامیون و محتویاتش رو گرو بذارن.

734
00:36:08,725 --> 00:36:10,192
‫زیادی حرف میزنی.

735
00:36:10,226 --> 00:36:13,295
‫گوش کن، حداقل تو اینجایی
‫و میتونی به رفقات دروغ بگی...

736
00:36:13,329 --> 00:36:14,696
‫به جای اینکه تو خیابون باشی...

737
00:36:14,731 --> 00:36:17,232
‫و مدام مراقب باشی یه موقع "آنونزیرو راس" سراغت نیاد.

738
00:36:17,267 --> 00:36:20,269
‫چرا پای اونو وسط کشیدی نمیدونم.

739
00:36:20,303 --> 00:36:23,805
‫آنونزیرو" حافظه‌ی خوب و علاقه‌ی زیادی"
‫برای انتقام‌گیری داره...

740
00:36:23,840 --> 00:36:25,674
‫که به خاطر همینم چندان تلاش نمیکنی...

741
00:36:25,708 --> 00:36:26,942
‫از اینجا بری بیرون.

742
00:36:26,976 --> 00:36:28,627
‫اشتباه میکنم؟

743
00:36:40,590 --> 00:36:43,125
‫این بوی زننده که توی هوا پیچیده...

744
00:36:43,159 --> 00:36:44,660
‫بوی مدفوع گاو ـه...

745
00:36:44,694 --> 00:36:46,762
‫بوی گند مردی که به خاطر...

746
00:36:46,796 --> 00:36:49,565
‫کاری که نکرده افتاده زندان اما
‫همه چی رو گردن میگیره...

747
00:36:49,599 --> 00:36:52,935
‫چون از "آنونزیو راس" میترسه.

748
00:36:58,174 --> 00:37:02,211
‫بسه!  تمومش کنین! جدا شین!

749
00:37:02,245 --> 00:37:04,913
‫"روز شانسته "بالدومیر.

750
00:37:04,948 --> 00:37:07,015
‫جدی؟ چرا؟

751
00:37:07,050 --> 00:37:10,586
‫وکیلت اومده.
‫مثل اینکه قراره آزاد بشی.

752
00:37:12,388 --> 00:37:14,137
‫خب، کسی چه میدونست؟

753
00:37:26,649 --> 00:37:28,150
‫خب، امیدوارم ارزشش رو داشت.

754
00:37:28,184 --> 00:37:29,785
‫چی؟ بهت گروگیرها رو دادم که.

755
00:37:29,819 --> 00:37:31,920
‫- فکر میکردم خوشحال میشی.
‫- بهمون گروگیرها رو دادی...

756
00:37:31,954 --> 00:37:33,588
‫چون میدونستی به انبارشون حمله میکنیم...

757
00:37:33,623 --> 00:37:36,191
‫و مدرکی رو پیدا میکنیم
‫که ثابت میکنه "آلفونس بالدومیر" مرتکب...

758
00:37:36,225 --> 00:37:37,859
‫گناهی که به خاطرش زندانیه نشده.

759
00:37:37,894 --> 00:37:39,995
‫به خاطر همین آزاد شد؟

760
00:37:40,029 --> 00:37:41,763
‫خودت خوب میدونی.

761
00:37:41,798 --> 00:37:44,533
‫میدونم کاری رو کردم
‫تا اینقدر زنده بمونم...

762
00:37:44,567 --> 00:37:46,201
‫تا آزادیمو پس بگیرم.

763
00:37:46,235 --> 00:37:48,904
‫واقعا مطمئنی میتونی از اینجا بیای بیرون؟

764
00:37:48,938 --> 00:37:52,274
‫فکر کنم این سوالات جدی نبود.

765
00:37:52,759 --> 00:37:54,810
‫خوشحالم که در امانی...

766
00:37:54,844 --> 00:37:57,098
‫اما یک خلافکار خطرناک
‫داره آزاد تو خیابونها می‌چرخه.

767
00:37:57,133 --> 00:37:58,515
‫شاید اینطور باشه.

768
00:37:59,549 --> 00:38:02,818
‫اما زندگی اغلب غافلگیرکننده‌س.

769
00:38:02,852 --> 00:38:04,886
‫و مرگ از زندگی هم غافلگیرکننده‌تره.

770
00:38:04,921 --> 00:38:08,156
‫- بالدومیرو" تبریک میگم".
‫- خوشحالم برگشتی، داداش.

771
00:38:16,199 --> 00:38:19,601
‫بالدومیرو" خوشحالم که آزاد شدی".

772
00:38:22,210 --> 00:38:23,377
‫من نمیشناسمت.

773
00:38:23,402 --> 00:38:25,583
‫نه، اما من تو رو میشناسم.

774
00:38:29,512 --> 00:38:32,080
‫آنونزیو راس" سلام رسوند".

775
00:38:37,720 --> 00:38:39,308
‫هی، منم.

776
00:38:39,342 --> 00:38:41,335
‫لطفا از آقای "ردینگتون" تشکر کن.

777
00:38:41,369 --> 00:38:44,059
‫آقای "راس" حسابشو با "بالدومیرو" تسویه کرد.

778
00:38:44,093 --> 00:38:47,228
‫حتما بهش میگم.

779
00:39:00,143 --> 00:39:03,311
‫"شنیدم که پیرمرد "راس
‫بالاخره حسابشو با "بالدومیرو" تسویه کرد.

780
00:39:03,346 --> 00:39:05,013
‫زندگی مزخرف نیست؟

781
00:40:20,756 --> 00:40:22,534
‫"آقای "ردینگتون.

782
00:40:23,759 --> 00:40:27,986
‫ویگا"، نگاش کن برام هدیه اوردی".

783
00:40:28,020 --> 00:40:30,232
‫بیا تو، بیا تو.

784
00:40:36,130 --> 00:40:38,807
‫اون مرد هر کاری میتونه بکنه.

785
00:40:38,841 --> 00:40:40,342
‫میخواد توافق مصونیت رو تایید کنه.

786
00:40:40,376 --> 00:40:42,310
‫فقط چند روز دیگه میاد بیرون.

787
00:40:42,345 --> 00:40:43,845
‫پس این باید کمک کنه.

788
00:40:43,879 --> 00:40:45,313
‫چیه؟

789
00:40:45,348 --> 00:40:46,548
‫پیشرفت بزرگ.

790
00:40:46,582 --> 00:40:49,217
‫باک" از اینکه نتونسته"
‫پرونده‌ی "ردینگتون" رو برگردونه اینقدر ناراحت بود...

791
00:40:49,252 --> 00:40:51,386
‫که برگشت و دوباره امتحان کرده.

792
00:40:51,420 --> 00:40:54,356
‫تمام اطلاعات نیست اما
‫اینطور که معلومه اسامی پرونده‌ها...

793
00:40:54,390 --> 00:40:56,943
‫براساس تاریخ روزی
‫که بیمار بستری شده کدگذاری شده.

794
00:40:57,860 --> 00:40:58,994
‫سوم اکتبر ۱۹۹۱.

795
00:40:59,028 --> 00:41:00,637
‫تاریخی ـه که "ردینگتون" بستری شده؟

796
00:41:01,964 --> 00:41:04,899
‫پس فکر میکنی اگربتونیم
‫جراحی احوالی این تاریخ پیدا کنیم...

797
00:41:04,934 --> 00:41:06,661
‫ممکنه چیزی در مورد اون بیمار بفهمیم؟

798
00:41:07,536 --> 00:41:09,998
‫"کلپر"، "جرالد تاد".

799
00:41:11,274 --> 00:41:13,475
‫در دسامبر ۹۱ سراغ  دکتر "کوهلر" رفته.

800
00:41:13,509 --> 00:41:15,377
‫که یعنی دو ماه بعد از اینکه "ردینگتون" پیشش رفته.

801
00:41:15,411 --> 00:41:18,798
‫شاید به اندازه‌ی کافی نزدیک باشه.
‫شاید بهمدیگه برخورد کرده باشن.

802
00:41:20,510 --> 00:41:22,244
‫میشناسیش؟

803
00:41:22,269 --> 00:41:23,669
‫نه.

804
00:41:28,422 --> 00:41:30,723
‫اما پیداش میکنیم.

805
00:41:32,361 --> 00:41:34,029
‫"آقای "ردینگتون.

806
00:41:34,063 --> 00:41:36,097
‫وانته" انگار خیلی هیجان‌زده‌ای".

807
00:41:36,132 --> 00:41:40,535
‫خب، سلول "بالدومیرو" خالی شده و خوبه.

808
00:41:40,569 --> 00:41:41,736
‫حتی یه پنجره هم داره.

809
00:41:41,771 --> 00:41:43,138
‫بوی خوبی هم میده.

810
00:41:43,172 --> 00:41:46,107
‫شنیدم. با افسر "فرای" حرف زدم.

811
00:41:46,142 --> 00:41:48,677
‫فکر کنم اونجا خیلی خوشحالتر خواهی بود.

812
00:41:48,711 --> 00:41:50,345
‫صبر کن ببینم، تو چی؟

813
00:41:50,379 --> 00:41:54,282
‫من راستش یه جورایی
‫به گوشه تاریک و  کوچیکم خو گرفتم.

814
00:41:54,317 --> 00:41:56,951
‫شامپاین دوست داری "وانته؟

815
00:41:56,986 --> 00:41:58,720
‫راستش اصلا نمیدونم.

816
00:42:03,993 --> 00:42:06,596
‫خب، بیا  امتحان کن.

817
00:42:07,963 --> 00:42:10,365
‫به افتخار چیزای کوچیک تو زندگی.

818
00:42:13,162 --> 00:42:19,529
‫<font color="#ff۸۰۴۰">:مترجم</font>
‫<font color="#۰۰۰۰ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

819
00:42:20,563 --> 00:42:27,498
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

