1
00:00:02,575 --> 00:00:04,410
‫آنچه گذشت...

2
00:00:04,435 --> 00:00:05,956
‫هویتشو می‌دونی

3
00:00:05,981 --> 00:00:07,104
‫آره

4
00:00:07,128 --> 00:00:08,939
‫می‌دونم تو ایلیایی

5
00:00:08,963 --> 00:00:10,741
‫- کی بهت گفته؟
‫- دام

6
00:00:10,765 --> 00:00:12,275
‫جواب داد

7
00:00:12,299 --> 00:00:14,633
‫سلام، ایلیا

8
00:00:15,544 --> 00:00:16,980
‫خیلی گذشته

9
00:00:17,004 --> 00:00:18,589
‫پرستارم

10
00:00:19,306 --> 00:00:21,051
‫نوه‌ی خودتو به خطر انداختی

11
00:00:21,075 --> 00:00:22,786
‫با دروغ وارد زندگیم شدی

12
00:00:22,810 --> 00:00:24,588
‫مدی تالیور، همسایه جدیدت

13
00:00:24,612 --> 00:00:26,456
‫به پدرت شلیک کردی

14
00:00:26,480 --> 00:00:28,358
‫باعث درد و رنج...

15
00:00:28,382 --> 00:00:30,393
‫برای آدمهای مهم زندگیم شدی

16
00:00:30,417 --> 00:00:33,363
‫یه دلیل خوب بهم
‫بده که نباید الان تمومش کنم

17
00:00:33,387 --> 00:00:36,466
‫خودت دلیلشو میدونی، ماشا

18
00:00:36,490 --> 00:00:37,968
‫من مادرتم

19
00:00:37,992 --> 00:00:41,571
‫بهم گفت دروغ
‫گفتی که ردینگتون کیه

20
00:00:41,595 --> 00:00:43,573
‫تموم. مرده

21
00:00:43,597 --> 00:00:47,644
‫تو خیابون یه ساعت پیش کشته شد

22
00:00:47,668 --> 00:00:50,236
‫- ریموند
‫- فکر کنم باید به این اتفاق...

23
00:00:50,277 --> 00:00:51,417
‫به شکل یه هشدار نگاه کنیم، ریموند

24
00:00:51,442 --> 00:00:52,841
‫شاید بتونی راضیش
‫کنی حرف گوش کنه

25
00:00:52,866 --> 00:00:54,766
‫زندگیش بهش بستگی داره

26
00:01:14,174 --> 00:01:16,819
‫- الان کجایی؟
‫- دارم میام پیش تو

27
00:01:16,843 --> 00:01:18,721
‫دقیقا کجایی؟

28
00:01:18,745 --> 00:01:20,389
‫نیویورک. اما میرسم

29
00:01:20,413 --> 00:01:23,226
‫هنوز نرفتی؟ دیوونه شدی؟

30
00:01:23,251 --> 00:01:25,796
‫حتی شنیدم
‫یه سری آدما میخوان از پشت بکشنت

31
00:01:25,820 --> 00:01:28,966
‫اگه خدمات منو
‫میخوای باید الان به دی.سی برسی

32
00:01:28,990 --> 00:01:31,502
‫دی.سی میدونم.
‫مغازه شطرنج‌فروشی. ساعت نه شب میام

33
00:01:31,526 --> 00:01:32,870
‫از فرودگاه بیرون نمیای

34
00:01:32,894 --> 00:01:34,205
‫از فرودگاه نمیرم بیرون

35
00:01:34,229 --> 00:01:35,940
‫ترتیب جابه‌جایی رو دادم. فقط آماده باش

36
00:01:35,964 --> 00:01:38,298
‫گذرنامه، اسم
‫جدید و هر چیزی که در موردش حرف زدیم

37
00:01:39,826 --> 00:01:41,712
‫نه، نه، صبر کن، لطفا

38
00:01:44,372 --> 00:01:47,068
‫آقای مروین، چی شده؟

39
00:01:47,102 --> 00:01:49,788
‫پلیس نیویورک!

40
00:01:49,812 --> 00:01:51,611
‫اسلحه‌تو بنداز!

41
00:01:52,914 --> 00:01:55,682
‫آقای مروین، چی شده؟ آقای مروین؟

42
00:02:04,392 --> 00:02:06,137
‫آقای مروین، الو؟

43
00:02:06,161 --> 00:02:08,325
‫باهام حرف بزن. چه خبر شده؟

44
00:02:08,349 --> 00:02:10,396
‫ساعت نه شب
‫مغازه شطرنج‌فروشی میام اونجا

45
00:02:13,668 --> 00:02:15,513
‫بدون تلفن و بدون حرف اضافی

46
00:02:15,537 --> 00:02:17,475
‫تو کیف چیه؟

47
00:02:17,499 --> 00:02:19,468
‫محافظت. در برابر مشتریام

48
00:02:19,492 --> 00:02:21,536
‫همین منو زنده نگه داشته

49
00:02:21,560 --> 00:02:23,688
‫آره، خب، الان پیش مایی

50
00:02:25,736 --> 00:02:29,736
‫رسانۀ بزرگ دِی‌مووی تقدیم می‌کند
‫DayMovie.Co

51
00:02:31,548 --> 00:02:34,673
‫:فصل هفتم، قسمت پایانی
‫« برادران کازانجیان؛ شماره‌های ۱۵۶/۱۵۷ »

52
00:02:34,697 --> 00:02:38,697
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG ســـروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

53
00:02:39,700 --> 00:02:42,812
‫اگه میتونستم بهت چی میگفتم؟

54
00:02:42,836 --> 00:02:46,438
‫برام مهم نیست ردینگتون کیه، رازش...

55
00:02:47,071 --> 00:02:49,441
‫دروغی که بهم گفتی

56
00:02:49,740 --> 00:02:52,689
‫اما چند نفر
‫مُردن تا این راز مخفی بمونه...

57
00:02:52,713 --> 00:02:55,579
‫تام، آقای کاپلان...

58
00:02:56,372 --> 00:02:58,332
‫برام مهم بودن

59
00:02:59,291 --> 00:03:00,793
‫دوستشون داشتم

60
00:03:02,086 --> 00:03:06,558
‫و وقتی مردن
‫بخشی از وجودم مرد

61
00:03:07,133 --> 00:03:11,596
‫بخش خوب و مهربون وجودم مرد

62
00:03:12,263 --> 00:03:15,634
‫تا هفت سال بعد...

63
00:03:16,183 --> 00:03:18,170
‫مطمئن نیستم دیگه چی مونده

64
00:03:18,686 --> 00:03:23,250
‫الیزابت کین
‫قرار بود اینو به پدربزرگش بگه

65
00:03:23,274 --> 00:03:25,605
‫اما فرصتش
‫رو پیدا نکرد، چونکه مثل همه‌ی شما...

66
00:03:25,629 --> 00:03:29,072
‫زندگی‌مون مثل همه‌ی شما
‫به خاطر ویروس کرونا متوقف شد

67
00:03:29,097 --> 00:03:31,442
‫در ماه مارس، تولید رو متوقف کردیم...

68
00:03:31,466 --> 00:03:33,210
‫در نیمه راه فیلمبرداری این قسمت

69
00:03:33,234 --> 00:03:36,168
‫یادمه که
‫بین برداشت دستکش دستم میکردم...

70
00:03:36,192 --> 00:03:38,849
‫و بعدش قبل از اینکه
‫بگن حرکت، درشون می‌اوردم

71
00:03:38,873 --> 00:03:40,673
‫اوضاع داشت ترسناک میشد

72
00:03:40,698 --> 00:03:43,468
‫و در نهایت، بالاخره تعطیل کردیم

73
00:03:43,492 --> 00:03:44,721
‫تمام شهر از کار افتاد

74
00:03:44,745 --> 00:03:47,986
‫اما فکر کردم
‫که شاید چند هفته یا یه ماه طول بکشه

75
00:03:48,010 --> 00:03:49,450
‫شاید بتونیم این قسمت رو تموم کنیم

76
00:03:49,474 --> 00:03:51,483
‫و بعدش خیلی زود متوجه شدیم...

77
00:03:51,519 --> 00:03:53,131
‫که قرار نیست اصلا برگردیم

78
00:03:53,167 --> 00:03:55,262
‫اما از اون موقع با کمک...

79
00:03:55,286 --> 00:03:58,439
‫مردمی که از راه
‫دور تو خونه کار میکردن...

80
00:03:58,463 --> 00:04:02,615
‫از لس آنجلس
‫گرفته تا لندن، با استفاده از تخیلمون...

81
00:04:02,656 --> 00:04:04,680
‫تونستیم قسمت رو تموم کنیم...

82
00:04:04,704 --> 00:04:07,699
‫یه راه‌حل غیرمعمولی برای
‫دوران سخت

83
00:04:07,723 --> 00:04:10,460
‫فاصله رو
‫حفظ کنین. اگه مجبورین برین بیرون

84
00:04:10,484 --> 00:04:12,933
‫و مطمئن بشین
‫به آدمایی که دوستشون دارین...

85
00:04:12,957 --> 00:04:14,073
‫بگین دوستشون دارین

86
00:04:14,783 --> 00:04:15,909
‫دوستت دارم

87
00:04:15,933 --> 00:04:17,677
‫میدونم از طرف همه میگم...

88
00:04:17,701 --> 00:04:21,241
‫که امیدوارم سالم و سلامت باشین

89
00:04:21,266 --> 00:04:23,645
‫و امیدوارم که شما رو...

90
00:04:23,669 --> 00:04:25,546
‫در طرف دیگه خیلی زود ببینیم

91
00:04:25,570 --> 00:04:28,116
‫پس، براش صبر ندارم
‫صبر ندارم تا ببینم...

92
00:04:28,140 --> 00:04:30,919
‫قسمت آخر فصل هفت چیه

93
00:04:30,943 --> 00:04:34,022
‫و حالا برگردیم به مامور کین
‫که داره تصور میکنه...

94
00:04:34,046 --> 00:04:36,057
‫به پدربزرگش بگه...

95
00:04:36,081 --> 00:04:40,041
‫حس میکنم
‫چراغهایی خاموش شدن...

96
00:04:40,066 --> 00:04:43,078
‫و من در لبه‌ی تاریکی وایستادم...

97
00:04:43,102 --> 00:04:46,215
‫و اگه یه قدم دیگه نزدیکتر بشم...

98
00:04:46,239 --> 00:04:49,385
‫یه بخش خوب دیگه از وجودمو از دست میدم...

99
00:04:49,409 --> 00:04:50,778
‫من...

100
00:04:51,644 --> 00:04:53,344
‫تبدیل میشم

101
00:04:55,216 --> 00:04:56,624
‫[ پردۀ اول: دو راهیِ لیز ]

102
00:04:56,649 --> 00:04:58,560
‫پدربزرگت داره بهتر میشه

103
00:04:58,584 --> 00:04:59,762
‫لطفا، بهم بگین

104
00:04:59,786 --> 00:05:01,263
‫آرام‌بخش رو کاهش دادیم...

105
00:05:01,287 --> 00:05:03,031
‫و فعالیت مغزش رو زیرنظر گرفتیم

106
00:05:03,055 --> 00:05:05,868
‫آزمایشها نشون میدن
‫که تشنج‌ها کم شدن

107
00:05:05,892 --> 00:05:09,382
‫بدنش داره خودش
‫جریان اکسیژن رو تنظیم میکنه

108
00:05:09,406 --> 00:05:11,381
‫اگه شما و آقای ردینگتون تایید کنین...

109
00:05:11,405 --> 00:05:13,627
‫پیشنهاد میدم اونو از کما دربیاریم

110
00:05:13,651 --> 00:05:16,138
‫- فکر میکنی وقتشه؟
‫- به نظرم باید محتاط باشیم...

111
00:05:16,162 --> 00:05:18,947
‫اما شانس هست
‫که بتونیم به زودی باهاش حرف بزنیم

112
00:05:18,971 --> 00:05:21,016
‫خیلی خوب میشه

113
00:05:21,040 --> 00:05:22,885
‫مگه نه؟

114
00:05:22,909 --> 00:05:28,253
‫[ شاید بالاخره حقیقت رو بفهمم ]

115
00:06:00,906 --> 00:06:02,217
‫باهام حرف بزن

116
00:06:02,241 --> 00:06:03,785
‫دیروز، بیرون خونه‌م بودی

117
00:06:03,809 --> 00:06:05,976
‫روز قبلش
‫بیرون مدرسه دخترم بودی

118
00:06:06,412 --> 00:06:08,979
‫منو تعقیب میکردی، برای اون

119
00:06:09,773 --> 00:06:12,482
‫منو ببرش پیش اون. زود باش

120
00:06:26,123 --> 00:06:28,613
‫- دام خط قرمزه
‫- ممنون، سیمز

121
00:06:28,638 --> 00:06:30,717
‫شنیدی؟ ازش دور شو

122
00:06:30,741 --> 00:06:32,852
‫و دیگه منو تعقیب نکن

123
00:06:32,876 --> 00:06:35,688
‫بهم دستور دادی
‫حالا من بهت دستور میدم

124
00:06:35,712 --> 00:06:38,324
‫دام رو به من ترجیح نده

125
00:06:38,348 --> 00:06:40,426
‫- میدونی چه کار کرده...
‫- چه کار کرده؟

126
00:06:40,450 --> 00:06:43,329
‫- تو بردیش توی کما
‫- چون زندگیمو دزدید

127
00:06:43,353 --> 00:06:45,398
‫بهم آموزش داد و بعد بهم خیانت کرد

128
00:06:45,422 --> 00:06:47,400
‫میخوام زندگیمو پس بگیرم

129
00:06:47,424 --> 00:06:49,146
‫اونم بهم نمیدش

130
00:06:50,773 --> 00:06:54,037
‫بعد از کوسلاف، بازجویی...

131
00:06:54,064 --> 00:06:56,175
‫- وقتی رفتی...
‫- رفتم دنبال جواب...

132
00:06:56,199 --> 00:06:58,111
‫و یه چیزایی پیدا کردم...

133
00:06:58,135 --> 00:07:00,813
‫چرا دستور تاونزند دنبال منه

134
00:07:00,837 --> 00:07:02,493
‫بهم بگو

135
00:07:03,507 --> 00:07:05,454
‫طرف منی؟

136
00:07:06,643 --> 00:07:08,665
‫دخترتم

137
00:07:09,272 --> 00:07:11,472
‫اما طرف منی؟

138
00:07:16,100 --> 00:07:17,639
‫[ پیتزا نیک ]

139
00:07:18,789 --> 00:07:21,334
‫میدونی، میگی
‫جواب میخوای. خب منم میخوام

140
00:07:21,358 --> 00:07:23,703
‫وقتی حاضر بودی
‫جوابهاتو بهم بگی منم جواب میدم

141
00:07:23,727 --> 00:07:26,194
‫،تا اون موقع
‫حرفی برای زدن نداریم

142
00:07:27,564 --> 00:07:29,776
‫و دیگه منو تعقیب نکن

143
00:07:37,774 --> 00:07:40,063
‫به‌نظرت خبر داره؟
‫[ بازار ملی ]

144
00:07:40,088 --> 00:07:42,333
‫که مادر دوست‌داشتنیش زنده‌س؟

145
00:07:42,357 --> 00:07:43,934
‫باید بگم که بله

146
00:07:43,958 --> 00:07:47,404
‫که یعنی شاید
‫اعتماد الیزابت رو جلب کرده

147
00:07:47,428 --> 00:07:50,307
‫که یعنی الیزابت دیگه طرف تو نیست

148
00:07:55,536 --> 00:07:58,815
‫- حالت خوبه؟
‫- روز قشنگیه

149
00:07:58,840 --> 00:08:01,185
‫تو  و من
‫داریم خوب با هم بازی میکنیم

150
00:08:01,209 --> 00:08:03,454
‫و یه پرونده برات دارم

151
00:08:03,478 --> 00:08:06,646
‫از کشتار امروز صبح نیویورک
‫چی میدونی؟

152
00:08:06,688 --> 00:08:09,794
‫میدونم چهار نفر
‫مردن از جمله دو تا پلیس

153
00:08:09,818 --> 00:08:12,397
‫دفتر مرکزی نیویورک
‫میگه عجله‌ای بوده

154
00:08:12,421 --> 00:08:14,499
‫سر یه حسابدار برای جنایتکارا

155
00:08:14,523 --> 00:08:16,300
‫زنده مونده و فرار کرده

156
00:08:16,324 --> 00:08:18,669
‫- حسابدار؟
‫- اسمش فرانک مروین ـه

157
00:08:18,693 --> 00:08:20,905
‫میخوای یه حسابدار رو پیدا کنیم؟

158
00:08:20,929 --> 00:08:23,040
‫نه. میخوام افرادی رو پیدا کنی...

159
00:08:23,071 --> 00:08:25,410
‫که فرار حسابدار رو ترتیب دادن...

160
00:08:25,434 --> 00:08:27,211
‫برادران کازانجیان

161
00:08:27,235 --> 00:08:29,514
‫از خلافکارا محافظت میکنن

162
00:08:29,538 --> 00:08:32,908
‫بی‌رحم هستن و کاملا...

163
00:08:32,933 --> 00:08:35,011
‫به کشتاری که راه میندازن بی‌تفاوت

164
00:08:35,035 --> 00:08:37,681
‫حتی زمزمه قرارداد با کازانجیانها...
‫[ آمار قتل‌های کازانجیان ]

165
00:08:37,705 --> 00:08:40,150
‫ممکنه آدم رو از...

166
00:08:40,174 --> 00:08:41,818
‫دخالت کردن منصرف کنه

167
00:08:41,842 --> 00:08:45,464
‫و چرا به این اسکورتهای خلافکار علاقه‌مند شدی؟

168
00:08:45,506 --> 00:08:48,024
‫چونکه دستگیری
‫برادران کازانجیان...

169
00:08:48,048 --> 00:08:50,827
‫دو تا قاتل
‫تشنه به خون رو از خیابونها جمع میکنه...

170
00:08:50,851 --> 00:08:53,797
‫در حالی که
‫اف.بی.آی رو به...

171
00:08:53,821 --> 00:08:56,099
‫تعدادی از خلافکارای فراری میرسونه

172
00:08:56,123 --> 00:08:58,635
‫به خاطر همین
‫نیروی وِیژه باید پرونده رو قبول کنه...

173
00:08:58,659 --> 00:09:00,637
‫خودت برای چی دنبالشونی

174
00:09:00,661 --> 00:09:04,396
‫برادران کازانجیان... میخوای بیشتر بدونی یا نه؟

175
00:09:05,499 --> 00:09:07,777
‫پاشا و نشان کازانجیان

176
00:09:07,801 --> 00:09:09,646
‫در زندان متولد شدن...

177
00:09:09,670 --> 00:09:11,815
‫تنها فرزندان یه زن زندانی...

178
00:09:11,839 --> 00:09:14,551
‫که در اردوگاه کار
‫بدنام پرم ۳۶ بوده

179
00:09:14,575 --> 00:09:15,819
‫از مادرشون جدا شدن...

180
00:09:15,843 --> 00:09:17,420
‫و به یتیم‌خونه دولتی برده شدن...

181
00:09:17,444 --> 00:09:19,089
‫اما تو خیابون بزرگ شدن

182
00:09:19,113 --> 00:09:22,027
‫امروز، به عنوان
‫مزدور زندگی میکنن

183
00:09:22,065 --> 00:09:25,178
‫مزدور... یعنی
‫محافظ آدمای بد هستن؟

184
00:09:25,202 --> 00:09:28,781
‫بله. فقط این محافظها
‫برای محافظت از مشتریشون میکشن

185
00:09:28,805 --> 00:09:32,018
‫یه رییس  مافیای هندی
‫غیب شده، یه سیاستمدار تایلندی تبعید شده...

186
00:09:32,042 --> 00:09:34,487
‫یه حسابدار که
‫میلیونها پول خلافکارا رو قایم میکنه...

187
00:09:34,511 --> 00:09:36,889
‫همه به برادران کازانجیان سپرده شدن

188
00:09:36,913 --> 00:09:38,790
‫اینطور که ردینگتون میگه
‫حمام خون نیویورک...

189
00:09:38,814 --> 00:09:40,093
‫در امروز صبح به خاطر...

190
00:09:40,117 --> 00:09:42,916
‫محافظت از
‫جدیدترین مشتری‌شون فرانک مروین بوده

191
00:09:42,940 --> 00:09:45,231
‫مروین فارغ‌التحصیل ام.آی.تی با مدرک...

192
00:09:45,255 --> 00:09:48,367
‫اقتصاد کمیتی
‫و ریاضیات مالی ـه

193
00:09:48,391 --> 00:09:50,737
‫یه حسابدار قانونیه
‫که برای خلافکارا و سندیکاهای مجرمانه...

194
00:09:50,761 --> 00:09:52,438
‫در سرتاسر دنیا پول جابه‌جا میکنه

195
00:09:52,462 --> 00:09:56,013
‫مروین زیرنظر اداره‌اس، اما
‫هرگز به پرونده‌ش تشکیل نشد

196
00:09:56,037 --> 00:09:58,847
‫- خب چرا برادران کازانجیان استخدام شدن؟
‫- شاید یکی خوشش نیومده...

197
00:09:58,871 --> 00:10:00,144
‫که اون حسابشو ببره

198
00:10:00,190 --> 00:10:02,227
‫ردینگتون میگه
‫میروین میخواد مخفی بشه...

199
00:10:02,252 --> 00:10:04,797
‫اما اگه زودتر گیرش
‫بیاریم میتونه ما رو به برادرها برسونه

200
00:10:04,821 --> 00:10:06,002
‫یه سرنخ داریم

201
00:10:06,026 --> 00:10:08,428
‫آدرس قبض
‫در صندوق پستی در میون لوگان...

202
00:10:08,452 --> 00:10:10,257
‫اما آخرین منزلش در جارتسویل ـه

203
00:10:10,281 --> 00:10:12,367
‫- خونواده چی؟
‫- همسر سابق و یه دختر

204
00:10:12,392 --> 00:10:15,237
‫رسلر، پارک، با همسرش
‫حرف بزنین. ببینین چی میدونه

205
00:10:15,261 --> 00:10:16,972
‫کین، آرام، سوابق مالی مروین رو دربیارین

206
00:10:16,996 --> 00:10:19,773
‫ببینین میتونین
‫بفهمین پول کی رو قایم میکنه

207
00:10:20,500 --> 00:10:22,478
‫باید یه چیزی ازت بپرسم

208
00:10:22,502 --> 00:10:24,969
‫- در مورد چی؟
‫- اون

209
00:10:25,320 --> 00:10:28,017
‫مادرت تو رو تعقیب میکنه؟ چرا؟

210
00:10:28,041 --> 00:10:30,753
‫تا به جوابهایی برسه
‫که با دزدیدن امام دمبه بهشون نرسیده

211
00:10:30,777 --> 00:10:33,155
‫- ازش مطمئنی؟
‫- خودش بهم گفت

212
00:10:33,179 --> 00:10:34,824
‫بهت گفت؟

213
00:10:34,848 --> 00:10:36,892
‫طرف رو مجبور کردم منو ببره پیشش

214
00:10:36,916 --> 00:10:39,044
‫اگه میدونی کجاست
‫کین باید به کوپر بگی

215
00:10:39,068 --> 00:10:40,396
‫اونم دستگیرش میکنه

216
00:10:40,420 --> 00:10:42,731
‫آره، معمولا اف.بی.آی
‫با قاتلا همین کار رو میکنه

217
00:10:42,755 --> 00:10:44,803
‫اگه تحویلش بدم
‫ردینگتون میره سراغش

218
00:10:46,044 --> 00:10:47,603
‫یه فراری تحت تعقیبه

219
00:10:47,627 --> 00:10:48,938
‫ردینگتونم هست

220
00:10:48,962 --> 00:10:51,329
‫آره، اما مصونیت داره

221
00:10:57,443 --> 00:10:59,112
‫پیداش کردین؟ حالش خوبه؟
‫[ پردۀ دوم: صحبت‌های همسر دور افتاده ]

222
00:10:59,136 --> 00:11:00,045
‫نمی‌دونیم

223
00:11:00,046 --> 00:11:01,624
‫امیدوار بودیم شما بهمون بگین

224
00:11:01,648 --> 00:11:04,669
‫نه. خب  آره
‫اما به تازگی ازم هم جدا شدیم

225
00:11:04,693 --> 00:11:06,586
‫اصلا نمیدونم کجاست

226
00:11:06,610 --> 00:11:08,529
‫نزدیک ده هفته‌س باهاش حرف نزدم

227
00:11:08,554 --> 00:11:11,185
‫تا جایی که خبر
‫دارم فرانک سفر کاری داشت

228
00:11:11,209 --> 00:11:13,930
‫- اما خبر داشتین تو دردسر افتاده
‫- حسابداره

229
00:11:13,955 --> 00:11:16,167
‫برای جنایتکارا. خبر داریم

230
00:11:16,191 --> 00:11:18,136
‫و به خاطر کارش، به خطر افتاده

231
00:11:18,160 --> 00:11:19,537
‫زودتر راستشو بهمون بگین...

232
00:11:19,561 --> 00:11:21,420
‫زودتر میتونیم برش گردونیم خونه

233
00:11:21,444 --> 00:11:24,542
‫- گفتش پول رو گرفته
‫- از یه مشتری

234
00:11:24,566 --> 00:11:27,211
‫گفتش باید بره
‫و یه هفته پیش این حرف رو زد

235
00:11:27,235 --> 00:11:29,781
‫مشتریش باهاتون
‫تماس گرفت و سعی کرد تماس بگیره؟

236
00:11:29,805 --> 00:11:31,849
‫نه. در مورد کارش مطمئن نیستم

237
00:11:31,873 --> 00:11:33,685
‫دقیقا جزییات رو بهم نمیگه

238
00:11:33,709 --> 00:11:36,387
‫- هی، بچه‌جون، منم
‫- کجایی، بابا؟

239
00:11:36,411 --> 00:11:38,442
‫بیرون شهرم، عزیزم

240
00:11:38,466 --> 00:11:39,957
‫کی برمیگردی؟

241
00:11:39,981 --> 00:11:42,193
‫نمیدونم

242
00:11:42,217 --> 00:11:44,896
‫- اما یه مدت طول میکشه
‫- قبل از تولدم میای؟

243
00:11:44,920 --> 00:11:47,665
‫عزیزم، نمیدونم
‫کی میتونم ببینمت

244
00:11:47,689 --> 00:11:51,269
‫اما میخوام بدونی
‫که خیلی خیلی دوستت دارم

245
00:11:51,293 --> 00:11:53,671
‫- تلفنو بده من
‫- نه، خواهش میکنم

246
00:11:53,695 --> 00:11:55,606
‫- دخترم...
‫- الان

247
00:11:55,630 --> 00:11:58,109
‫- مامان؟
‫- عزیزم، چی شده؟

248
00:11:58,133 --> 00:12:01,212
‫بابا بود. باهاش حرف زدم

249
00:12:01,236 --> 00:12:04,003
‫باید تلفنت رو ببینم

250
00:12:05,340 --> 00:12:07,628
‫بچه‌ها، پیداش کردم...

251
00:12:07,652 --> 00:12:09,787
‫رد تماسی
‫که به تلفن پرل مروین شده رو گرفتم

252
00:12:09,811 --> 00:12:12,927
‫- میدونی از کجا تماس گرفته؟
‫- تلفن ثابت در ماناساس...

253
00:12:12,952 --> 00:12:14,220
‫هتل ویتمور

254
00:12:14,244 --> 00:12:16,398
‫باشه، به
‫امنیت هتل و پلیس محلی خبر بدین

255
00:12:16,422 --> 00:12:18,100
‫بهشون بگو داریم میایم

256
00:12:18,124 --> 00:12:20,336
‫اگه این پرونده
‫رو به نیروی ویژه داده باشه...

257
00:12:20,360 --> 00:12:21,915
‫تا ما براش پیداش کنیم چی؟

258
00:12:21,939 --> 00:12:23,655
‫چونکه میدونه تو نمیدونی

259
00:12:24,797 --> 00:12:27,409
‫نمیدونه اون و من حرف میزنیم

260
00:12:27,433 --> 00:12:29,645
‫و مادرم خبر ندارم شاید
‫ردینگتون پرونده‌ای بهمون داده باشه...

261
00:12:29,669 --> 00:12:31,413
‫که ممکنه ردینگتون رو بهش برسونه

262
00:12:31,437 --> 00:12:32,948
‫که تو رو درست وسط این ماجرا قرار میده

263
00:12:32,972 --> 00:12:34,583
‫اصلا نمیخوام باشم

264
00:12:34,607 --> 00:12:36,418
‫خب، باید دنبال این سرنخ بریم

265
00:12:36,442 --> 00:12:39,577
‫میدونم. فقط از
‫چیزی که پیدا کنیم میترسم

266
00:12:45,952 --> 00:12:47,963
‫- برچ
‫- منم

267
00:12:47,987 --> 00:12:50,065
‫- مروین
‫- چی شده؟

268
00:12:50,089 --> 00:12:52,134
‫جریان نیویورک سر خط خبرها شده

269
00:12:52,158 --> 00:12:54,470
‫میخوام برنامه رو جلو بندازم
‫تا ساعت ۶ میتونم بیام

270
00:12:54,494 --> 00:12:56,939
‫شش؟ نه. گفتم نه

271
00:12:56,963 --> 00:12:59,241
‫میدونم چی گفتی، اما
‫برنامه عوض شده

272
00:12:59,265 --> 00:13:02,211
‫با دخترم حرف زدم
‫پلیسا تو خونه‌م بودن

273
00:13:02,235 --> 00:13:04,346
‫- میدونن
‫- باشه. ساعت ۶

274
00:13:10,196 --> 00:13:12,086
‫[ همان‌موقع در شهر مناسس ]

275
00:13:15,181 --> 00:13:17,659
‫مامور رسلر و کین... اف.بی.آی

276
00:13:17,683 --> 00:13:19,795
‫کتی گارد. تلفنی حرف زدیم

277
00:13:19,819 --> 00:13:22,064
‫لیست همه‌ی
‫مهمونها رو چاپ کردم

278
00:13:22,088 --> 00:13:23,999
‫فرانک مروین بین‌شون نیست

279
00:13:24,023 --> 00:13:26,101
‫به نظرتون آشناست؟

280
00:13:26,125 --> 00:13:29,238
‫نه... چه کار کرده؟

281
00:13:29,262 --> 00:13:31,640
‫هی، مشکل داری

282
00:13:31,664 --> 00:13:34,231
‫پلیسا
‫فدرال اومدن پرس‌وجو میکنن

283
00:13:34,274 --> 00:13:36,828
‫رسیدن. پلیسای فدرال اینجان

284
00:13:36,936 --> 00:13:39,837
‫- هی چی شده؟
‫- کارمون تمومه. باید بریم

285
00:13:40,915 --> 00:13:41,950
‫بریم

286
00:13:41,974 --> 00:13:45,387
‫تو. هی با کی حرف میزدی؟

287
00:13:45,411 --> 00:13:47,623
‫- ازت سوال پرسیدم
‫- یه جای کار میلنگه حسش میکنه

288
00:13:47,647 --> 00:13:49,630
‫همسرم. چرا؟

289
00:13:49,654 --> 00:13:51,994
‫در این هتل اقامت دارین؟

290
00:13:52,018 --> 00:13:54,163
‫آقا جوابمو بدین

291
00:13:54,187 --> 00:13:57,833
‫آقای کراپین مهمان هستن.
‫شش اتاق طبقه بالا رو کرایه کردن

292
00:13:57,857 --> 00:14:00,069
‫طبقه بالا؟ کجا؟

293
00:14:00,093 --> 00:14:02,871
‫هردوتونو میکشن
‫همه‌مونو میکشن!

294
00:14:06,399 --> 00:14:09,416
‫- کین، چیزی می‌بینی؟
‫- هنوز نه

295
00:14:09,440 --> 00:14:11,380
‫زودتر نیروی بیشتری رو بیار

296
00:14:39,938 --> 00:14:41,482
‫رسلر؟ امنه؟

297
00:14:41,506 --> 00:14:43,083
‫رفتن

298
00:14:48,252 --> 00:14:50,643
‫برگرد
‫برو سمت آسانسور

299
00:14:51,166 --> 00:14:52,705
‫بدو. سریع برو!

300
00:14:55,710 --> 00:14:58,741
‫اف.بی.ای. اسلحه‌تونو بندازید

301
00:15:08,843 --> 00:15:11,255
‫ولش کن

302
00:15:14,981 --> 00:15:16,759
‫پاشا، طرف دست منه

303
00:15:16,761 --> 00:15:19,796
‫تفنگهاتونو بندازین
‫وگرنه زنه رو میکشم

304
00:15:19,832 --> 00:15:22,271
‫به شماره سه میریم

305
00:15:22,334 --> 00:15:25,556
‫گفتم بندازیشون وگرنه میکشمش

306
00:15:25,580 --> 00:15:27,580
‫محموله امنه. بیا بریم!

307
00:15:27,606 --> 00:15:28,908
‫- بندازش
‫- بندازینش

308
00:15:28,932 --> 00:15:30,550
‫همین الان تفنگ رو بنداز!

309
00:15:30,574 --> 00:15:35,655
‫یه چیزی حس میکنه
‫یه فکر غریزی به سرش میزنه...

310
00:15:37,916 --> 00:15:40,984
‫کاتارینا روستوا. میشناسیش؟

311
00:15:41,595 --> 00:15:43,497
‫- مدی تالیور؟
‫- سکوتشون معناداره....

312
00:15:43,521 --> 00:15:46,082
‫دستور تاونزند؟

313
00:15:47,926 --> 00:15:49,937


314
00:15:49,961 --> 00:15:52,106
‫صبر کن. باید صبر کنی

315
00:15:52,130 --> 00:15:53,774
‫آمبولانس میخوام

316
00:15:53,798 --> 00:15:56,077
‫قربانی زن تیر خورده. خیابون سالم ۲۴۲۴

317
00:15:56,101 --> 00:15:58,808
‫تو، زود باش بیا اینجا

318
00:16:00,209 --> 00:16:02,129
‫بله، ویتمور، سالم ۲۴۲۴

319
00:16:03,359 --> 00:16:05,269
‫برو تو اتاقت، حوله بیار
‫و روی شکمش رو فشار بده

320
00:16:19,856 --> 00:16:21,325
‫خب...

321
00:16:21,657 --> 00:16:23,557
‫پس واقعاً جریان مادرم بود

322
00:16:29,750 --> 00:16:31,951
‫بهت نگفت میدونه کار خودشه؟
‫[ پردۀ سوم: ارتباطی پدیدار می‌شود ]

323
00:16:32,237 --> 00:16:34,827
‫نگفت خبر داره
‫اما باز مبهم گفت

324
00:16:34,852 --> 00:16:36,329
‫با نگاهش

325
00:16:36,353 --> 00:16:38,231
‫بهت میگم اونا میشناسنش

326
00:16:38,255 --> 00:16:40,033
‫حق داشتم
‫شک کنم ارتباطی وجود داره

327
00:16:40,057 --> 00:16:42,369
‫ردینگتون
‫ازمون استفاده میکنه تا به کازانجیانها برسه...

328
00:16:42,393 --> 00:16:43,937
‫تا دستش به مادرم برسه

329
00:16:43,961 --> 00:16:46,840
‫این تلفن خراب رو تو پله‌ها پیدا کردم

330
00:16:46,864 --> 00:16:48,942
‫می‌تونم اشای گمشده‌تون رو ببینم؟

331
00:16:48,966 --> 00:16:50,644
‫حتما

332
00:16:59,443 --> 00:17:02,281
‫آخرین تماس درست
‫قبل از رسیدن ما بوده

333
00:17:02,315 --> 00:17:04,393
‫- اس.او.اس
‫- هشدار بوده

334
00:17:04,417 --> 00:17:07,262
‫به هر حال
‫با کسی تماس گرفته که بهش اعتماد داشته

335
00:17:07,286 --> 00:17:08,730
‫به آرام بگو ردشو بگیره

336
00:17:08,754 --> 00:17:10,632
‫- به کی زنگ میزنی؟
‫- ردینگتون

337
00:17:10,656 --> 00:17:12,623
‫وقتشه که از وسط ماجرا بیام بیرون

338
00:17:13,726 --> 00:17:16,738
‫- هی، باید همدیگه رو ببینیم
‫- دارم میرم رستوران

339
00:17:16,762 --> 00:17:19,408
‫- به محض اینکه بتونم میام
‫- پرونده رو ول میکنی؟

340
00:17:19,432 --> 00:17:21,510
‫- بستگی داره
‫- به چی؟

341
00:17:21,534 --> 00:17:24,112
‫به اینکه جوابت به بعضی از سوالها چیه

342
00:17:26,339 --> 00:17:27,983
‫الیزابت سرنخی پیدا کرده؟

343
00:17:28,007 --> 00:17:31,753
‫متأسفانه... مشکوک شده

344
00:17:34,217 --> 00:17:35,890
‫[ و بعد پیشرفتی در پرونده حاصل شد ]

345
00:17:35,915 --> 00:17:37,860
‫تو هتل پیش
‫برادران کازانجیان بود

346
00:17:37,884 --> 00:17:40,793
‫بهش پول دادن تا
‫اتاقها رو کرایه کنه. چیز بیشتری نمیدونه

347
00:17:40,817 --> 00:17:43,873
‫اما تونستیم کازانجیانها
‫رو از دوربینهای هتل شناسایی کنیم

348
00:17:43,898 --> 00:17:45,609
‫عکسها پخش شده؟

349
00:17:45,633 --> 00:17:48,445
‫به پلیس محلی و ایالتی، فرودگاه
‫ترمینال، قطار و داده شده

350
00:17:48,469 --> 00:17:50,547
‫- نمیتونن خارج بشن
‫- چرا اومدن؟

351
00:17:50,571 --> 00:17:52,932
‫مردی که محافظت میکنن اهل مریلنده

352
00:17:53,807 --> 00:17:56,775
‫چرا اومدن اینجا؟
‫دنبال چی یا کی میگردن؟

353
00:17:57,770 --> 00:17:59,823
‫خبری از قربانی
‫تیراندازی هتل شد؟

354
00:17:59,847 --> 00:18:02,281
‫گلوله از کلیه‌ش
‫رد شده. تو اتاق عمله

355
00:18:02,556 --> 00:18:05,056
‫کین و رسلر...
‫چیزی در صحنه پیدا کردن؟

356
00:18:06,003 --> 00:18:09,115
‫سرنخ؟ آره خب
‫فکر کنم

357
00:18:09,139 --> 00:18:11,551
‫- باهام حرف بزن
‫- راستش...

358
00:18:11,575 --> 00:18:14,254
‫- خب، میدونی
‫- نه، آرام نمیدونم

359
00:18:14,278 --> 00:18:16,356
‫اگه میدونستم
‫که از تو نمیپرسیدم، نه؟

360
00:18:16,380 --> 00:18:18,346
‫نه. مسئله اینه...

361
00:18:18,933 --> 00:18:20,833
‫شاید خودم باید اول به آقای کوپر بگم

362
00:18:20,857 --> 00:18:23,569
‫امکان ندارن. اسم رو بگو آرام

363
00:18:23,593 --> 00:18:25,905
‫اسمش چیه؟

364
00:18:25,929 --> 00:18:27,340
‫استنلی برچ

365
00:18:29,533 --> 00:18:32,700
‫استنلی برچ باید برم سراغش

366
00:18:33,681 --> 00:18:34,780
‫استنلی برچ

367
00:18:34,804 --> 00:18:37,316
‫- صاحب مغازه شطرنج‌فروشی در خیابون آدامز مورگان
‫- یا پوششیه

368
00:18:37,340 --> 00:18:39,619
‫کازانجیان مروین
‫رو نمیبرن اونجا تا شطرنج بخره

369
00:18:39,643 --> 00:18:42,474
‫راه بیافتین. اگه
‫برچ سابقه داره، درش میارم...

370
00:18:42,498 --> 00:18:44,423
‫- تا شما برسین اونجا
‫- راستی قربان...

371
00:18:44,447 --> 00:18:46,714
‫شاید به آقای ردینگتون
‫در مورد برچ گفته باشم

372
00:18:47,128 --> 00:18:49,040
‫و چی باعث شد همچین کاری بکنی؟

373
00:18:49,064 --> 00:18:52,243
‫یه جور تمایل میدونی برای زنده موندن؟

374
00:18:52,267 --> 00:18:54,011
‫اول برسین اونجا

375
00:19:04,337 --> 00:19:05,856
‫برین پشت

376
00:19:05,880 --> 00:19:07,838
‫فقط اون

377
00:19:12,653 --> 00:19:13,973
‫فکر کردیم معامله کردیم

378
00:19:13,997 --> 00:19:16,775
‫قرار بود اما نمیکنیم

379
00:19:16,799 --> 00:19:19,511
‫دمبه، از
‫ریموند تشکر کن. بهش مدیونم

380
00:19:19,535 --> 00:19:20,845
‫بریم

381
00:19:24,574 --> 00:19:26,018
‫کی هستی؟

382
00:19:26,042 --> 00:19:27,786
‫بریم

383
00:19:46,337 --> 00:19:49,188
‫ببخشید که
‫خیلی طول کشید اما جای پارک نبود...

384
00:19:49,212 --> 00:19:51,800
‫و به ظاهر صاحب
‫اینجا خیلی خسیسه که پارکبان استخدام کنه

385
00:19:53,372 --> 00:19:55,739
‫اگه پارکبان داشتیم، بلافاصله می‌اومدی تو

386
00:19:55,764 --> 00:19:57,508
‫بدون پارکبان، دورتر پارک میکنی...

387
00:19:57,532 --> 00:19:59,978
‫و تا وقتی اینجا
‫میرسی اشتهات باز میشه

388
00:20:00,002 --> 00:20:02,080
‫قبول کن، یکم گرسنه شدی

389
00:20:02,104 --> 00:20:04,172
‫هستم. گرسنه حقیقت

390
00:20:04,197 --> 00:20:05,975
‫احتمالش هست تو منو باشه؟

391
00:20:05,999 --> 00:20:07,576
‫غذای مخصوصه

392
00:20:07,600 --> 00:20:10,713
‫هیچوقت دروغ نگفتم فقط حقیقت رو نگفتم

393
00:20:10,737 --> 00:20:13,882
‫میدونم ما رو فرستادی
‫دنبال برادران کازانجیان تا مدی تالیور رو پیدا کنی

394
00:20:13,906 --> 00:20:15,617
‫میدونم فکر میکنی زنده‌س

395
00:20:15,641 --> 00:20:18,587
‫و منم میدونم که خبر داری ایلیا کوسلاف نیستم

396
00:20:18,611 --> 00:20:21,357
‫دیگه برام مهم نیست کی هستی؟

397
00:20:21,381 --> 00:20:24,727
‫واقعا؟ پس چرا
‫یه کارآگاه خصوصی استخدام کردی تا ثابتش کنی؟

398
00:20:24,751 --> 00:20:26,695
‫یه سرنخ از کازانجیانها داریم

399
00:20:26,719 --> 00:20:29,832
‫استنلی برچ... شماره هتل...

400
00:20:29,856 --> 00:20:31,834
‫- مال اون بود
‫- تو از کجا میدونی؟

401
00:20:31,858 --> 00:20:33,602
‫روشهای خودمونو داریم

402
00:20:33,626 --> 00:20:36,505
‫استنلی میتونه
‫یه خرس سیاه رو تو برف غیب کنه

403
00:20:36,529 --> 00:20:39,274
‫هر کسی که
‫دنبال مروین ـه، هرگز پیداش نمیکنه

404
00:20:39,298 --> 00:20:41,543
‫- آرام بهت گفت
‫- حس میکردم تو...

405
00:20:41,567 --> 00:20:43,846
‫برادران کازانجیان رو پیشم نمیاری...

406
00:20:43,870 --> 00:20:46,148
‫مجبور شدم یه فکر دیگه بکنم

407
00:20:46,172 --> 00:20:49,651
‫دمبه رو فرستادی
‫قبل از پارک اونجا نمیرسه

408
00:20:57,250 --> 00:20:59,828
‫- پشت امنه. اثری از برچ نیست
‫- بهشون نرسیدیم

409
00:20:59,852 --> 00:21:01,919
‫به پلیس محلی بگو منطقه رو ببندن

410
00:21:02,362 --> 00:21:05,808
‫بهت پرونده پیدا کردن
‫مدی تالیور رو دادم

411
00:21:05,832 --> 00:21:09,178
‫فکر کنم زنده‌س و
‫فکر کنم میخواد به همه‌مون آسیب بزنه...

412
00:21:09,202 --> 00:21:13,883
‫تو، اگنس، من، دام، دمبه و امامش

413
00:21:13,907 --> 00:21:16,124
‫- چرا؟
‫- چه فرقی میکنه؟

414
00:21:16,149 --> 00:21:18,093
‫دلیلی برای آسیب زدن بهمون داره؟

415
00:21:18,117 --> 00:21:19,561
‫تو بهش دلیلی دادی؟

416
00:21:19,585 --> 00:21:21,263
‫ببخشید، جنابعالی از من ناراحتی؟

417
00:21:21,287 --> 00:21:23,509
‫بله، ازت ناراحتم

418
00:21:23,534 --> 00:21:25,812
‫همۀ این داستانا به‌خاطر
‫اون کاریـه که با طرف کردی

419
00:21:25,836 --> 00:21:28,615
‫- تقصیرشو گردن من ننداز
‫- فقط به‌خاطر تو توی این وضعیم

420
00:21:28,639 --> 00:21:30,250
‫- این‌طور نیسـ...
‫- ،هر کاری که کردی

421
00:21:30,274 --> 00:21:32,218
‫اون اتفاقی که بین‌تون افتاده

422
00:21:32,242 --> 00:21:34,220
‫- ما رو تو این وضعیت قرار داده
‫- خواهش می‌کنم

423
00:21:34,244 --> 00:21:36,523
‫- لطفاً صداتـو نبر بالا...
‫- پنهون‌کاری می‌کنی

424
00:21:36,547 --> 00:21:38,825
‫- جواب سؤالامو نمی‌دی
‫- نه.. من...

425
00:21:38,849 --> 00:21:40,360
‫- آره، تو که نشنیدی...
‫- حقیقتـو بهم نمی‌گی

426
00:21:40,384 --> 00:21:41,492
‫من تا حالا صدامـو ببرم بالا

427
00:21:41,538 --> 00:21:44,097
‫ولی می‌خوام بهت بفهمونم
‫که اینا تقصیر من نیست

428
00:21:44,121 --> 00:21:46,699
‫می‌فهمی؟ تقصیر من...

429
00:21:46,723 --> 00:21:49,869
‫تقصیر من... من...

430
00:21:51,328 --> 00:21:53,006
‫تقصیر من... نیست...

431
00:21:53,030 --> 00:21:54,796
‫چی شده؟
‫قضیه چیه؟

432
00:21:55,035 --> 00:21:56,679
‫ردینگتون، صدامـو می‌شنوی؟

433
00:21:56,703 --> 00:21:57,981
‫حالش خوبه؟

434
00:21:58,005 --> 00:22:01,184
‫ولی نمی‌تونه ببیندش. لیز رو نمی‌بینه
‫هیچ‌چیز با عقل جور در نمیاد

435
00:22:01,208 --> 00:22:03,186
‫یکی زنگ بزنه اورژانس

436
00:22:03,210 --> 00:22:04,854
‫یه ماشین لازم دارم
‫ماشین خودت. یا هر کی

437
00:22:04,878 --> 00:22:06,489
‫ما با اتوبوس میایم

438
00:22:09,149 --> 00:22:11,961
‫هنوزم داری تعقیبم می‌کنی؟

439
00:22:17,891 --> 00:22:20,136
‫سوار شو

440
00:22:22,529 --> 00:22:24,507
‫،ساختمونی که امروز توش پیدا کردی

441
00:22:24,531 --> 00:22:25,909
‫باید فوراً برسونیمش اونجا

442
00:22:34,716 --> 00:22:36,786
‫[ ...پردۀ چهارم: مسابقه با زمان ]

443
00:22:38,607 --> 00:22:41,193
‫- حالا خودت هم افتادی دنبالم؟
‫- ،من، سیمز

444
00:22:41,233 --> 00:22:42,777
‫جفت‌مون، و بقیه

445
00:22:42,801 --> 00:22:44,913
‫- کار تیمیـه
‫- دلیل نمی‌شه کارت درست باشه

446
00:22:44,937 --> 00:22:46,348
‫می‌دونی که مجبور نبودم کمک‌تون کنم

447
00:22:46,372 --> 00:22:47,882
‫از فولرتون برو. سریع‌تر می‌رسیم

448
00:22:47,906 --> 00:22:49,151
‫پس چرا کمک کردی؟

449
00:22:49,175 --> 00:22:50,685
‫چون اون واسه تو مهمه

450
00:22:50,709 --> 00:22:52,620
‫و زمانی‌هم واسه من مهم بود

451
00:22:52,644 --> 00:22:54,489
‫نمی‌خوام بمیره

452
00:22:54,513 --> 00:22:56,991
‫نه، نه، نه، نه
‫چیزی.. نیست

453
00:22:57,015 --> 00:22:59,516
‫نمی‌خواد...
‫داریم می‌بریمت دکتر

454
00:23:00,050 --> 00:23:01,696
‫نزدیک بود یه‌کاری کنی
‫از خونریزی بمیره

455
00:23:01,720 --> 00:23:03,598
‫برای حقیقتی که می‌تونه جونمـو نجات بده

456
00:23:03,622 --> 00:23:05,400
‫می‌دونی، اصلاً روحمم خبر نداره که چِشه...

457
00:23:05,424 --> 00:23:07,535
‫تومور، سرطان. سوء هاضمه

458
00:23:07,559 --> 00:23:09,704
‫هر روز می‌بینمش، و هیچی نمی‌دونم

459
00:23:09,728 --> 00:23:13,308
‫،شما دوتا، و این پنهون‌کاریایی که می‌کنید
‫،و رازهایی که نگه می‌دارید

460
00:23:13,332 --> 00:23:16,133
‫،دیگه خسته شدم
‫از گیر کردن بین شما دوتا

461
00:23:17,338 --> 00:23:19,724
‫می‌دونی "آرشیو سیکورسکی" چیه؟

462
00:23:19,749 --> 00:23:22,628
‫،باز شروع نکن
‫مگه این‌که بخوای تا تهشـو بگی

463
00:23:22,652 --> 00:23:24,763
‫- یه فایل اخاذی‌ـه
‫- جدی میگم

464
00:23:24,787 --> 00:23:26,832
‫،ترجیح میدم هیچ حقیقتی رو نشنوم
‫تا یه حقیقت نصفه‌ونیمه

465
00:23:26,856 --> 00:23:29,935
‫توش اطلاعات خطرناکی دربارۀ
‫آدمای بسیار قدرتمندی داره

466
00:23:29,959 --> 00:23:31,870
‫و به من تهمتِ دزدیدن‌شو زدن

467
00:23:31,894 --> 00:23:34,373
‫ردینگتون هم می‌دونه که کار من نبوده
‫فکر کنم می‌دونه کار کی بوده

468
00:23:34,397 --> 00:23:35,808
‫تو هم می‌خوای اینو بهت بگه

469
00:23:35,832 --> 00:23:37,476
‫این همون حقیقتیه که دنبالشی؟

470
00:23:37,500 --> 00:23:38,977
‫این آرشیو؟

471
00:23:39,001 --> 00:23:40,946
‫واسه سرم جایزه گذاشتن

472
00:23:40,970 --> 00:23:42,448
‫برش هم نمی‌دارن
‫تا زمانی که بمیرم

473
00:23:42,472 --> 00:23:44,149
‫یا بتونم ثابت کنم که
‫آرشیوه دست من نیست

474
00:23:44,173 --> 00:23:45,651
‫- ردینگتون خبر داره؟
‫- معلومه

475
00:23:45,675 --> 00:23:47,508
‫ولی بازم نَم پس نمی‌ده

476
00:23:48,811 --> 00:23:50,711
‫نمی‌تونی سریع‌تر بری؟

477
00:23:51,126 --> 00:23:53,627
‫فکر نمی‌کردم بین ما
‫،دو به شک باشی

478
00:23:53,651 --> 00:23:55,816
‫اونم بعد از این‌که جونمـو نجات دادی

479
00:23:57,377 --> 00:23:58,486
‫پیچیده‌ست

480
00:23:58,884 --> 00:24:00,421
‫به‌نظر من که خیلی ساده‌ست

481
00:24:00,862 --> 00:24:02,962
‫،من دارم می‌برم جونشـو نجات بدم
‫در حالی که خودش

482
00:24:02,987 --> 00:24:05,621
‫برای نجاتِ جون من
‫ذره‌ای تلاش نمی‌کنه

483
00:24:11,253 --> 00:24:14,921
‫،من اگه یه داداش داشتم
‫هر کاری براش می‌کردم

484
00:24:15,823 --> 00:24:18,691
‫،اگه بهم بگی اون زن کجاست
‫می‌تونی جلوی شکنجه‌شو بگیری

485
00:24:18,716 --> 00:24:22,451
‫- تاوزند خبر داره؟
‫- که تو مرگ کاتارینا رو جعل کردی؟

486
00:24:22,476 --> 00:24:23,809
‫نه، نمی‌دونه

487
00:24:23,834 --> 00:24:25,467
‫پس اون تو رو نفرستاده

488
00:24:25,492 --> 00:24:28,059
‫- زنـه کجاست؟
‫- نمی‌دونم

489
00:24:31,010 --> 00:24:33,277
‫ولی یکی رو می‌شناسم که می‌دونه

490
00:24:33,302 --> 00:24:36,303
‫ما در ازای بخشی از جایزۀ تاوزند
‫مرگ‌شـو جعل کردیم

491
00:24:36,328 --> 00:24:39,329
‫،ما سهم‌مونو گرفتیم
‫ولی سهم اونو هنوز ندادیم

492
00:24:39,354 --> 00:24:41,687
‫قرار بود از طریق واسطه
‫پول‌شو پرداخت کنیم...

493
00:24:41,712 --> 00:24:43,078
‫وین آت

494
00:24:43,103 --> 00:24:45,571
‫،ما به اون پول می‌دیم
‫اون به کاتارینا

495
00:24:45,654 --> 00:24:47,732
‫که یعنی اون می‌دونه کاتارینا کجاست

496
00:24:49,824 --> 00:24:51,836
‫بگو تمومش کنن

497
00:25:03,805 --> 00:25:06,617
‫ساوندترکِ "اسکلونی هالا چالیا" بود

498
00:25:06,641 --> 00:25:08,219
‫یه فیلم ترسناک روسی

499
00:25:08,243 --> 00:25:10,855
‫،به "گانگا دین" که نمی‌رسه
‫ولی جیغ و دادهاش؟

500
00:25:10,879 --> 00:25:13,791
‫مثل ۱۰۲ دقیقه‌ای بود که عمو ساولم

501
00:25:13,815 --> 00:25:16,928
‫داشت سنگ کلیه‌ش که
‫اندازۀ طومار بود رو دفع می‌کرد!

502
00:25:18,320 --> 00:25:20,553
‫نمی‌فهمم. برادرم

503
00:25:25,860 --> 00:25:27,104
‫بله؟

504
00:25:27,128 --> 00:25:29,340
‫چی؟ کِی؟
‫[ خبر ناراحت‌کننده دربارۀ وضعیت ردینگتون ]

505
00:25:29,364 --> 00:25:31,375
‫الان خودمو می‌رسونم
‫[ خبر ناراحت‌کننده دربارۀ وضعیت ردینگتون ]

506
00:25:31,399 --> 00:25:35,205
‫با آت یه ملاقات ترتیب بده
‫می‌خوام زمان و مکان‌شو بهم بگی

507
00:25:35,229 --> 00:25:38,638
‫و گرنه دفعۀ بعدی که برادرتـو می‌بینی
‫جیغ و دادش واقعی می‌شه

508
00:25:40,151 --> 00:25:43,276
‫من برگشتم. یه مهمون هم برات آوردم

509
00:25:44,155 --> 00:25:46,846
‫به‌همراه... چندین سؤال دیگه

510
00:25:47,492 --> 00:25:49,048
‫با رازهای بیشتر

511
00:25:50,996 --> 00:25:52,381
‫داره کم‌کم وضعیتش متعادل می‌شه

512
00:25:52,405 --> 00:25:54,116
‫دیگه همین‌روزاست که حالش خوب بشه

513
00:25:54,140 --> 00:25:57,108
‫پس واقعاً داره خوب می‌شه
‫خیلی خوبه

514
00:25:57,419 --> 00:25:59,689
‫- ردینگتون چی؟
‫- ازش اِم.آر.آی گرفتیم

515
00:25:59,713 --> 00:26:01,590
‫دچار ورم عروقی شده بود
‫که به کمکِ...

516
00:26:01,614 --> 00:26:04,218
‫ببخشید، منظورم علائمش نبود

517
00:26:04,242 --> 00:26:07,537
‫منظورم این بود که علتش چیه؟
‫چه مشکلی داره؟

518
00:26:07,561 --> 00:26:09,365
‫والا... نمی‌تونم بگم

519
00:26:09,389 --> 00:26:11,834
‫چون خودش گفته چیزی نگی؟

520
00:26:12,436 --> 00:26:15,904
‫[ آره، دقیقاً همین دستور رو داده ]

521
00:26:16,863 --> 00:26:21,601
‫سردردِ جالبی گرفته بودم

522
00:26:21,626 --> 00:26:24,404
‫رنگ‌ها و تصاویر خاصی می‌دیدم

523
00:26:24,428 --> 00:26:28,175
‫مثل ال.اس.دی بود، ولی به‌همراه درد

524
00:26:28,199 --> 00:26:31,011
‫خوشحالم می‌تونی درباره‌ش شوخی کنی
‫منو که خیلی ترسوند

525
00:26:31,035 --> 00:26:33,480
‫ممنون که آوردیم اینجا

526
00:26:33,504 --> 00:26:35,415
‫یکی کمکم کرد

527
00:26:35,439 --> 00:26:37,117
‫جدی؟

528
00:26:41,379 --> 00:26:43,724
‫داشتیم درمورد اون صحبت می‌کردیم

529
00:26:43,748 --> 00:26:47,917
‫،نه. تو داشتی درموردش سرم داد می‌زنی
‫و بعدم که غش کردی

530
00:26:48,235 --> 00:26:51,948
‫اون خطرناکـه
‫یا بهتره بگم بود

531
00:26:51,972 --> 00:26:54,105
‫- بود؟
‫- وین آت

532
00:26:54,643 --> 00:26:56,074
‫،اون می‌دونه چطور می‌شه پیداش کرد

533
00:26:56,936 --> 00:26:58,788
‫منم می‌دونم چطور می‌شه
‫آت رو پیدا کرد

534
00:26:58,812 --> 00:27:01,279
‫چون دستِ دمبه زودتر به
‫برادران کازانجیان رسید

535
00:27:02,262 --> 00:27:04,047
‫باید استراحت کنم

536
00:27:04,072 --> 00:27:05,086
‫آره

537
00:27:05,118 --> 00:27:07,085
‫به‌زودی تموم می‌شه

538
00:27:07,489 --> 00:27:08,764
‫قول میدم

539
00:27:08,788 --> 00:27:10,266
‫به صلاح همه‌مونه

540
00:27:14,394 --> 00:27:16,239
‫کار ریسکی‌ای بود

541
00:27:16,263 --> 00:27:19,063
‫باید بفهمم الیزابت طرفِ کیه

542
00:27:19,402 --> 00:27:21,536
‫واسه همینم براش تله گذاشتم

543
00:27:21,561 --> 00:27:23,339
‫و اگه بیفته تو تله؟

544
00:27:23,363 --> 00:27:26,430
‫اون‌وقت می‌فهمم که علیه منه

545
00:27:33,456 --> 00:27:34,734
‫همینـم برد بدون، هارولد

546
00:27:34,758 --> 00:27:36,665
‫تو بهمون مأموریت دادی
‫که برادران کازانجیان رو پیدا کنیم

547
00:27:36,690 --> 00:27:38,801
‫- ما هم پیداشون نکردیم
‫- آره. ولی من کردم

548
00:27:38,825 --> 00:27:41,037
‫و استنلی برچ هم غیبش زده
‫این که برد محسوب نمی‌شه

549
00:27:41,061 --> 00:27:43,039
‫حتی فکر نکنم یه پیروزی پُرزیان باشه

550
00:27:43,063 --> 00:27:47,677
‫فرانک مروین اطلاعات زیادی دربارۀ
‫چندصد موکل رده‌بالاش داره

551
00:27:47,701 --> 00:27:50,379
‫و اون اطلاعات رو داخل کیفی که
‫به مچ دستش دستبند خورده، نگه می‌داره

552
00:27:50,403 --> 00:27:52,682
‫که خودشو بیمه کنه

553
00:27:52,706 --> 00:27:55,651
‫مروین رو که پیدا کنید
‫راز مشتری‌هاشم پیدا می‌کنید

554
00:27:55,675 --> 00:27:57,120
‫برادران کازانجیان، چی؟

555
00:27:57,144 --> 00:27:58,554
‫فرانک مروین

556
00:27:58,578 --> 00:28:01,424
‫"فرودگاه هلی‌کوپتر "بلک اوک
‫در شهرک لاودن

557
00:28:01,448 --> 00:28:04,460
‫نمی‌خوای درموردش صحبت کنی
‫باشه. پس خوب گوش کن

558
00:28:04,484 --> 00:28:06,429
‫من با الیزابت حرف زدم

559
00:28:06,453 --> 00:28:08,998
‫می‌دونم داری از برادران کازانجیان
‫استفاده می‌کنی که مدی تالیورو پیدا کنی

560
00:28:09,022 --> 00:28:11,868
‫می‌دونم اون زنده‌ست و می‌دونمم
‫که اون مادر مأمور کین‌ـه

561
00:28:11,892 --> 00:28:14,203
‫،از اینم مطمئنم که وقتی دستت بهش برسه

562
00:28:14,227 --> 00:28:15,872
‫برنامه‌ت اینه که بُکشیش

563
00:28:15,896 --> 00:28:18,508
‫،و خیلی رک بهت بگم
‫اصلاً راه نداره

564
00:28:18,532 --> 00:28:20,643
‫جدی میگم
‫نباید یه مو از سر مادرش کم بشه

565
00:28:20,667 --> 00:28:22,779
‫منم کاری باهاش ندارم
‫بهت قول می‌دم

566
00:28:22,803 --> 00:28:24,213
‫پس می‌خوای باهاش چی‌کار کنی؟

567
00:28:24,237 --> 00:28:26,015
‫فرودگاه بلک اوک

568
00:28:26,039 --> 00:28:30,019
‫،به قول یکی از رفیقای باحالم
‫"سریع خودتونو برسونید اونجا"

569
00:28:32,145 --> 00:28:33,990
‫چرا اومد درمورد وین آت بهم گفت؟

570
00:28:34,014 --> 00:28:35,858
‫چرا بهم خبر داد که
‫می‌تونه مامانمـو پیدا کنه؟

571
00:28:35,882 --> 00:28:37,794
‫یا اطمینان داره که
‫تو هیچ‌کاری برای

572
00:28:37,818 --> 00:28:40,163
‫،متوقف‌کردنش نمی‌کنی
‫یا که می‌دونه اصلاً نمی‌تونی

573
00:28:40,187 --> 00:28:42,932
‫،ولی من می‌تونم جلوشو بگیرم
‫فکر کنمم خودش اینو می‌دونه

574
00:28:42,956 --> 00:28:45,034
‫می‌تونم به کاتارینا زنگ بزنم
‫،و بهش خبر بدم

575
00:28:45,058 --> 00:28:46,569
‫و بگم آت رو نفرسته

576
00:28:46,593 --> 00:28:48,237
‫بی‌خیالِ این‌که ردینگتون
‫چی می‌دونه یا نمی‌دونه

577
00:28:48,261 --> 00:28:49,839
‫چیزی که تو می‌دونی اینه...

578
00:28:49,863 --> 00:28:52,997
‫اگه بهش زنگ بزنی، زنده می‌مونه
‫اگر نزنی، می‌میره

579
00:28:55,535 --> 00:28:57,747
‫می‌خوام که شما دوتا و پارک
‫برید شهرک لاودن

580
00:28:57,771 --> 00:28:59,348
‫اطلاعات بیشتر رو از پارک بگیرید

581
00:28:59,372 --> 00:29:00,883
‫با ردینگتون صحبت کردی؟

582
00:29:00,907 --> 00:29:02,685
‫آره، و بهش گفتم که
‫دستش نباید به مادرت بخوره

583
00:29:02,709 --> 00:29:04,520
‫اونم بهم اطمینان داد که متوجهه

584
00:29:04,544 --> 00:29:06,956
‫- همیشه همینو می‌گه
‫- حرف‌شو باور می‌کنی؟

585
00:29:06,980 --> 00:29:10,326
‫من نمی‌دونم حرف کی رو باور کنم
‫یا که چی‌کار کنم

586
00:29:10,350 --> 00:29:13,162
‫،تو رفتی پیش ردینگتون که راه‌تـو پیدا کنی
‫و خودتو از بین‌شون در بیاری

587
00:29:13,186 --> 00:29:15,665
‫بعدش اون غش کرد و کاتارینا نجاتش داد

588
00:29:15,689 --> 00:29:18,367
‫- منظورت چیه؟
‫- خب، حرفم اینه که

589
00:29:18,391 --> 00:29:21,838
‫،تو یکی‌شون رو انتخاب کردی
‫و می‌خوام بدونم که

590
00:29:21,862 --> 00:29:24,874
‫،آیا این‌که اون جون ردینگتون رو نجات داد
‫تعادل ترازو رو بهم نزده؟

591
00:29:29,769 --> 00:29:33,282
‫خب، باید اعتراف کنم
‫که خیلی خوشگل گولم زدین

592
00:29:33,306 --> 00:29:36,385
‫یعنی من واقعاً فکر می‌کردم
‫،طرف مُرده‌ی مُرده

593
00:29:36,409 --> 00:29:41,290
‫با اون همه گلوله و بیرون کشیدنش
‫و مجاب‌کردن تاوزند

594
00:29:41,314 --> 00:29:44,360
‫حقیقتش، اصلاً به ذهنم خطور نکرد
‫که کل اون ماجرا، نمایشی برای من بوده

595
00:29:44,384 --> 00:29:47,997
‫بعد من چی‌کار کردم؟
‫عین چی دُم به تله‌تون دادم

596
00:29:48,021 --> 00:29:51,767
‫خیلی زیرکانه بود
‫یعنی واقعاً محشر بود. دست مریزاد

597
00:29:51,791 --> 00:29:53,669
‫،اگه آخرسر نزدم دخل جفت‌تونو بیارم

598
00:29:53,693 --> 00:29:55,404
‫می‌تونید به حرفۀ بازیگری فکر کنید

599
00:29:55,428 --> 00:29:57,240
‫همه نمایش‌های برادری رو دوست دارن

600
00:29:57,264 --> 00:30:00,109
‫برادران کازانجیان...
‫خوراک تئاتره

601
00:30:00,133 --> 00:30:02,678
‫ملاقاتِ با آت رو ترتیب دادیم
‫دیگه چی می‌خواید؟

602
00:30:02,702 --> 00:30:05,147
‫- می‌خوام سر و کله‌ش پیدا بشه
‫- بهت که گفتم، باهاش قرار گذاشتیم

603
00:30:05,171 --> 00:30:07,984
‫شما متغیری نیستید که نگران‌شم

604
00:30:08,008 --> 00:30:09,941
‫ریموند، وقت‌شه

605
00:30:12,879 --> 00:30:15,424
‫حسّش می‌کنم

606
00:30:15,448 --> 00:30:17,608
‫اون طرفِ من نیست

607
00:30:27,560 --> 00:30:30,306
‫- داریم راه میفتیم
‫- الان میام

608
00:30:30,330 --> 00:30:32,241
‫بو برده

609
00:30:32,265 --> 00:30:34,176
‫- الیزابت
‫- ردینگتون فهمیده

610
00:30:34,200 --> 00:30:35,578
‫قضیۀ تو رو، برادران کازانجیان رو

611
00:30:35,602 --> 00:30:37,480
‫- خیله‌خب، آروم‌تر بگو
‫- بدو بریم

612
00:30:37,504 --> 00:30:40,178
‫اگنس‌ـه. تو مدرسه خورده زمین

613
00:30:40,202 --> 00:30:41,918
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- آره، حالش خوبه

614
00:30:41,942 --> 00:30:43,352
‫فقط فکر کنم ترسیده

615
00:30:43,376 --> 00:30:45,187
‫تو برو. ردیفش کن
‫من و رسلر جاتـو پر می‌کنیم

616
00:30:45,211 --> 00:30:46,172
‫باشه

617
00:30:46,780 --> 00:30:48,842
‫،یه پرونده بهمون داد

618
00:30:49,449 --> 00:30:52,528
‫که منجر شد برادران کازانجیان
‫رو پیدا کنه، نمی‌دونم

619
00:30:52,552 --> 00:30:54,363
‫حتماً تهدیدی چیزی‌شون کرده

620
00:30:54,387 --> 00:30:56,866
‫ولی اعتراف کردن که
‫داشتن انتقال وجهی رو انجام می‌دادن

621
00:30:56,890 --> 00:31:00,036
‫که برای تو بوده
‫به کسی به‌نام وین آت

622
00:31:00,060 --> 00:31:02,338
‫ردینگتون قضیۀ آت رو فهمیده؟

623
00:31:02,362 --> 00:31:06,042
‫،چیزی که معمولاً تو دلش نگه می‌داره
‫ولی این‌کارو نکرد

624
00:31:06,066 --> 00:31:09,345
‫داره منو محک می‌زنه.. ما رو

625
00:31:09,369 --> 00:31:11,247
‫می‌خواد بفهمه دارم به تو کمک می‌کنم یا نه

626
00:31:11,271 --> 00:31:13,382
‫،و اگر آت نره سر قرار
‫می‌فهمه که داری کمکم می‌‌کنی

627
00:31:13,406 --> 00:31:14,884
‫که اصلاً برام مهم نیست

628
00:31:14,908 --> 00:31:17,653
‫تنها چیزی که برام مهمه
‫،اینه که اگر آت بره سر قرار

629
00:31:17,677 --> 00:31:20,389
‫ردینگتون به‌وسیلۀ اون تو رو پیدا می‌کنه

630
00:31:20,413 --> 00:31:23,592
‫من باید برم، ولی باید کنسلش کنی

631
00:31:23,616 --> 00:31:26,028
‫آت نباید بره دیدنِ ردینگتون

632
00:31:29,956 --> 00:31:31,467
‫- الو؟
‫- کجایی؟

633
00:31:31,491 --> 00:31:33,869
‫دارم میرم پیش برادران کازانجیان. چطور؟

634
00:31:33,893 --> 00:31:36,060
‫فکر کنم یه مشکلی داریم

635
00:31:37,130 --> 00:31:39,375
‫سلام، آقای مروین
‫برچ هستم

636
00:31:39,399 --> 00:31:42,311
‫،باید سریع‌تر پیش بریم
‫چون زمان زیادی نداریم

637
00:31:42,335 --> 00:31:45,047
‫یه ماشین فرستادم دنبال‌تون

638
00:31:45,071 --> 00:31:49,251
‫داخلش، تمام اسناد مربوطه
‫و پول نقد برای سفرتون تعبیه شده

639
00:31:49,275 --> 00:31:51,887
‫راننده می‌بردتون پیش ناظر من

640
00:31:51,911 --> 00:31:54,123
‫که بهتون کمک می‌کنه
‫سوار وسیلۀ نقلیه‌تون بشید

641
00:31:54,147 --> 00:31:56,492
‫خلبان‌مون هم می‌رسوندتون فرودگاه دالس

642
00:31:56,516 --> 00:32:00,463
‫از اونجا، یه جت می‌بردتون به کاراکاس و بعدم مادرید
‫[ پردۀ پنجم: فرار ]

643
00:32:00,487 --> 00:32:02,965
‫در صندوق ۷۲۴ واقع‌در بانک چمبری

644
00:32:02,989 --> 00:32:06,068
‫دسته‌کلید آپارتمان‌تون در
‫کایه دِوالازکز" رو پیدا می‌کنید"

645
00:32:06,092 --> 00:32:10,639
‫بازم عرض می‌کنم، باید سریع پیش بریم
‫که عرصه داره بهمون تنگ می‌شه

646
00:32:14,300 --> 00:32:15,778
‫،تا جایی که ما خبر داریم

647
00:32:15,802 --> 00:32:17,546
‫ملکِ اونجا حکم پناهگاه رو هم داره

648
00:32:17,570 --> 00:32:19,782
‫دوربین‌های مداربسته و نگهبانان مسلح

649
00:32:19,806 --> 00:32:22,118
‫تیم آلفا، ما از این نقطه
‫و این نقطۀ جنوب وارد می‌شیم

650
00:32:22,142 --> 00:32:25,421
‫تیم براوو هم از این نقاط شمالی وارد می‌شن

651
00:32:25,445 --> 00:32:27,623
‫اونجا تمام مدارک مالی لازمه
‫،رو پیدا می‌کنید

652
00:32:27,647 --> 00:32:30,459
‫،به‌همراه پرونده‌ی تحصیلی‌تون

653
00:32:30,483 --> 00:32:33,796
‫کارتون، تاریخچۀ سفرهاتون
‫و زندگی خانوادگی‌تون

654
00:32:33,820 --> 00:32:36,966
‫،سفر به سلامت
‫و با آرزوی بهترین‌ها، آقای مروین

655
00:32:36,990 --> 00:32:40,102
‫راننده‌مون می‌رسوندتون فرودگاه

656
00:32:40,126 --> 00:32:42,605
‫ادوارد هم در عرض چند دقیقه
‫تیک‌آف می‌کنه

657
00:32:42,629 --> 00:32:44,373
‫ممنونم، دمبه

658
00:32:44,397 --> 00:32:46,308
‫تیم براوو، هلی‌کوپتر در دیدرس‌مونه

659
00:32:46,332 --> 00:32:48,477
‫حتماً نقشۀ فرارشه
‫باید وارد عمل شیم

660
00:32:48,501 --> 00:32:49,979
‫حرکت، حرکت، حرکت!

661
00:32:52,806 --> 00:32:55,384
‫- موقعیت رو تأیید کردیم
‫- حرکت، حرکت

662
00:33:05,351 --> 00:33:07,863
‫- ایست! پلیس فدرال!
‫- وایسا!

663
00:33:07,887 --> 00:33:10,099
‫برگرد و دستات رو بگیر بالا!

664
00:33:10,123 --> 00:33:12,935
‫- دستا بالا!
‫- بس کن! تکون نخور

665
00:33:12,959 --> 00:33:15,471
‫- هی، دستاتـو نشونم بده!
‫- بخواب روی زمین!

666
00:33:15,495 --> 00:33:18,107
‫گفتم، روی زمین!

667
00:33:18,131 --> 00:33:20,509
‫توی اون کیف چیه؟

668
00:33:20,533 --> 00:33:23,045
‫کیفـه رو بذارش زمین

669
00:33:44,290 --> 00:33:47,369
‫اصلاً جدیّت این حادثۀ آخر رو کوچک نمی‌شمرم
‫[ ...دستور دکتر ]

670
00:33:47,393 --> 00:33:49,205
‫و یا این‌که دومین باریـه
‫که این ماه این‌طوری میشی

671
00:33:49,229 --> 00:33:51,540
‫ولی با تنظیم‌کردن داروهات
‫احتمالاً از شر تومورت خلاص می‌شی

672
00:33:51,564 --> 00:33:53,909
‫جز این، تجویزم استراحت‌کردنـه

673
00:33:53,933 --> 00:33:55,105
‫و صداقت

674
00:33:55,129 --> 00:33:57,354
‫ببینم تو دکترمی یا صدای وجدانم؟

675
00:33:57,384 --> 00:33:59,248
‫لیز درمورد وضعیتت ازم پرسید

676
00:33:59,272 --> 00:34:01,016
‫به‌نظرم برات ضرر داره که

677
00:34:01,040 --> 00:34:02,852
‫از کسایی که دوسِت دارن
‫پنهون نگه‌ش داری

678
00:34:02,876 --> 00:34:05,187
‫،جای من که باشی
‫سخت می‌تونی تشخیص بدی

679
00:34:05,211 --> 00:34:07,690
‫کی دوسِت داره و کی می‌خواد گلوتـو ببُره

680
00:34:10,016 --> 00:34:11,916
‫بگو

681
00:34:13,753 --> 00:34:15,764
‫ریموند، طرف اومد

682
00:34:15,788 --> 00:34:17,867
‫آت... اینجاست

683
00:34:17,891 --> 00:34:19,835
‫کاتارینا بهش خبر نداده

684
00:34:21,227 --> 00:34:23,185
‫شماره حساب رو داری؟

685
00:34:31,404 --> 00:34:34,216
‫می‌خواد ۷۵ هزارتا به
‫حساب اولی واریز بشه

686
00:34:34,240 --> 00:34:36,452
‫مانده‌شم به حساب دوم

687
00:34:42,315 --> 00:34:44,415
‫الیزابت رو دست‌کم گرفتی

688
00:34:44,440 --> 00:34:47,141
‫اون از اولم طرفِ تو بود

689
00:34:56,411 --> 00:34:58,411
‫سکوت‌کردن هیچ فایده‌ای نداره

690
00:34:58,453 --> 00:35:01,863
‫مأمورین‌مون همین‌الان دارن
‫اسنادی که پیدا کردیم رو بازبینی می‌کنن

691
00:35:01,892 --> 00:35:03,892
‫پروندۀ محکمی علیه‌ت جمع می‌کنیم

692
00:35:04,318 --> 00:35:06,451
‫اگه این‌طوریه که نمی‌دونم
‫دقیقاً نگران چی هستین

693
00:35:06,553 --> 00:35:07,784
‫ما هیچ هم نگران نیستیم

694
00:35:07,837 --> 00:35:09,309
‫فقط می‌خواستیم بهت بگیم
‫که داریم تلاش می‌کنیم

695
00:35:09,333 --> 00:35:11,378
‫تا بیشتر حدّ ممکن
‫برات حبس ببُریم

696
00:35:11,462 --> 00:35:13,462
‫،اما اگر همکاری کنی
‫ورق ممکنه برگرده

697
00:35:14,061 --> 00:35:16,669
‫ببینم واقعاً شماها فکر می‌کنیدم
‫من نگرانی‌ای بابت پرونده‌تون دارم؟

698
00:35:17,734 --> 00:35:19,734
‫- تو توی زندانی، فرانک
‫- تا یه مدتی

699
00:35:19,924 --> 00:35:21,690
‫چندسال برام می‌بُرّن

700
00:35:21,758 --> 00:35:23,757
‫،خوش‌رفتاری، آزادی مشروط پیش از موعد

701
00:35:23,781 --> 00:35:26,054
‫،ولی به‌زودی آزاد می‌شم
‫و می‌خواید دلیلشـو بدونید؟

702
00:35:26,147 --> 00:35:28,124
‫چون من کارمـو خیلی‌خیلی خوب بلدم

703
00:35:28,148 --> 00:35:31,489
‫هوم. ولی فعلاً که اینجا پیش مایی

704
00:35:31,513 --> 00:35:34,993
‫فقط در صورتی می‌تونید منو
‫،به هر جور جرم و جنایتی ربط بدید

705
00:35:35,017 --> 00:35:37,996
‫که بتونید ذره‌ای دادۀ مالی پیدا کنید

706
00:35:38,020 --> 00:35:40,598
‫ولی چیزی که ظاهراً متوجه‌ش نیستید

707
00:35:40,622 --> 00:35:45,270
‫اینه که من برای آدمای کله‌گنده‌ای
‫انتقال وجه انجام میدم

708
00:35:45,294 --> 00:35:47,572
‫بله، که بعضی‌هاشون کارتل‌ها

709
00:35:47,596 --> 00:35:49,674
‫و قاتل‌های قراردادی و مجرمین دولت‌مردن

710
00:35:49,698 --> 00:35:52,477
‫که به‌خاطر پولی که ازشون دزدیدی
‫می‌خوان سر به تنت نباشه

711
00:35:52,501 --> 00:35:54,946
‫،ولی من با پلیس‌های خائن هم کار می‌کنم

712
00:35:54,970 --> 00:35:57,882
‫با سیاستمدارهای کثیف
‫و قاضی‌های رشوه‌بگیر

713
00:35:57,906 --> 00:36:00,518
‫و همۀ این افراد می‌خوان
‫از من محافظت کنن

714
00:36:00,542 --> 00:36:02,253
‫،نه به‌خاطر این‌که جونم براشون مهمه

715
00:36:02,277 --> 00:36:04,177
‫چون جون خودشون براشون مهمه

716
00:36:04,576 --> 00:36:06,057
‫دیگه حرفی نمی‌مونه

717
00:36:06,081 --> 00:36:08,126
‫آره، موافقم

718
00:36:08,150 --> 00:36:11,763
‫ولی یادتون باشه، من می‌دونم
‫شما مأمورای فدرالی اون‌قدری که

719
00:36:11,787 --> 00:36:14,085
‫،می‌خواید مردم دنیا باور کنن
‫درستکار نیستید

720
00:36:15,991 --> 00:36:17,502
‫این یعنی چی مثلاً؟

721
00:36:17,526 --> 00:36:19,971
‫این احتمالاً درمورد شماها صدق نکنه

722
00:36:19,995 --> 00:36:22,106
‫شماها قانون‌مدار هستید

723
00:36:22,130 --> 00:36:25,899
‫مطمئناً دستگیریِ من هیچ‌جوره
‫نمی‌تونه شما رو به جرمی متهم کنه

724
00:36:27,002 --> 00:36:28,368
‫پس، آره

725
00:36:29,559 --> 00:36:30,715
‫آره؟

726
00:36:30,739 --> 00:36:33,573
‫آره. دیگه حرفی نمی‌مونه

727
00:36:50,163 --> 00:36:52,892
‫آت" بهت شماره حساب داد؟"

728
00:36:53,416 --> 00:36:55,239
‫در واقع، دو تا

729
00:36:55,263 --> 00:36:56,808
‫،از سهم جایزه‌ش

730
00:36:56,832 --> 00:36:59,510
‫۷۵ هزار دلارش به حساب اول واریز شد

731
00:36:59,534 --> 00:37:02,213
‫مابقی‌شم واریز شد
‫به حساب شخصی خودش

732
00:37:02,237 --> 00:37:04,682
‫پس داره به یکی پول پرداخت می‌کنه

733
00:37:04,706 --> 00:37:07,385
‫- آت نمی‌دونست طرف کیه
‫- برادران کازانجیان، چی؟

734
00:37:07,409 --> 00:37:10,121
‫چاک و مورگان بردن یه سر بچرخونن‌شون

735
00:37:17,190 --> 00:37:19,397
‫الیزابت، یه سرنخی پیدا کردم

736
00:37:19,421 --> 00:37:21,733
‫جدی؟
‫تعریف کن

737
00:37:21,757 --> 00:37:23,067
‫قضیه‌ی آت‌ـه

738
00:37:23,091 --> 00:37:25,236
‫آت؟
‫سر قرار حاضر شد؟

739
00:37:25,260 --> 00:37:26,704
‫انگار تعجب کردی

740
00:37:26,728 --> 00:37:28,573
‫نه، آخه...

741
00:37:28,597 --> 00:37:30,141
‫کمکی هم کرد؟

742
00:37:30,165 --> 00:37:31,996
‫از مروین بگو

743
00:37:32,734 --> 00:37:35,502
‫حاضر به همکاری نمی‌شه

744
00:37:37,139 --> 00:37:38,716
‫آت... اون چی، کمک کرد؟

745
00:37:38,740 --> 00:37:41,853
‫بله. خیلی زیاد
‫به لطف شما

746
00:37:41,877 --> 00:37:43,588
‫من که کاری نکردم

747
00:37:43,612 --> 00:37:45,844
‫نه، ولی می‌تونستی

748
00:37:46,381 --> 00:37:51,029
‫حقیقتش، فکر می‌کردم
‫بهش زنگ بزنی و طرف اونو بگیری

749
00:37:51,053 --> 00:37:53,101
‫ولی این‌کارو نکردی
‫طرف منو گرفتی

750
00:37:54,144 --> 00:37:56,229
‫خب...

751
00:37:58,794 --> 00:38:00,371
‫در چه حالی؟

752
00:38:02,097 --> 00:38:05,476
‫خوشحال مثل خری که بهش تیتاپ دادن

753
00:38:08,437 --> 00:38:12,183
‫نمی‌فهمم. من که بهت هشدار دادم

754
00:38:12,207 --> 00:38:14,585
‫- آره
‫- بهت گفتم ردینگتون از آت خبر داشت

755
00:38:14,609 --> 00:38:16,888
‫- و این‌که ملاقاتـو کنسل کنی
‫- می‌خوای بدونی چرا این‌کارو نکردم

756
00:38:16,912 --> 00:38:19,557
‫نه، می‌خوام بدونی سرِ این‌که
‫کنسلش نکردی، چه اتفاقی افتاد

757
00:38:19,581 --> 00:38:21,292
‫آت راه پیدا کردنِ تو رو
‫به ردینگتون نشون داد

758
00:38:21,316 --> 00:38:23,261
‫- مطمئنم همین‌طوره
‫- چون خودت گذاشتی

759
00:38:23,285 --> 00:38:25,819
‫دلیل این‌کارمم این بود که
‫مطمئنم حق با تو بود

760
00:38:26,551 --> 00:38:28,054
‫محک بود

761
00:38:28,720 --> 00:38:31,602
‫که ببینم واقعاً بین‌مون
‫دو به شک بودی یا نه

762
00:38:31,626 --> 00:38:34,794
‫،اگه خبرشو به آت می‌دادم
‫ریموند می‌فهمید که تو دو به شک نیستی

763
00:38:35,393 --> 00:38:37,975
‫،آره، آت بهش گفت چطوری بیاد منو پیدا کنه

764
00:38:37,999 --> 00:38:40,978
‫،ولی من خودم خبر دارم
‫و می‌تونم یه‌کاریش کنم

765
00:38:41,002 --> 00:38:43,193
‫ولی چیزی که ریموند نمی‌دونه
‫اینه که...

766
00:38:44,506 --> 00:38:47,140
‫تو اصلاً دو به شک نیستی

767
00:38:47,447 --> 00:38:48,705
‫مگه نه؟

768
00:39:01,923 --> 00:39:04,130
‫من طرفِ توئم

769
00:39:05,794 --> 00:39:08,639
‫و اون نمی‌تونه اینو یه‌کاریش کنه

770
00:39:15,825 --> 00:39:18,453
‫علائم حیاتی‌اش خوبن ]
‫[ بابابزرگت به‌زودی به‌هوش میاد
‫« دکتر کلمونز »

771
00:39:19,841 --> 00:39:21,272
‫همه‌چی مرتبه؟

772
00:39:22,310 --> 00:39:23,566
‫آره

773
00:39:26,047 --> 00:39:27,405
‫همه‌چی روبراهه

774
00:39:41,329 --> 00:39:45,343
‫سلام. دکترا می‌گن بزودی به‌هوش میای

775
00:39:49,671 --> 00:39:51,052
‫،هر وقت به‌هوش اومدی

776
00:39:51,940 --> 00:39:55,219
‫می‌خوام بدونی کسی که
‫،این بلا رو سرت آورده

777
00:39:55,243 --> 00:39:59,112
‫،یعنی مادرم
‫من الان طرفِ اونم

778
00:39:59,560 --> 00:40:01,359
‫مُصرّم که بهش کمک کنم

779
00:40:01,383 --> 00:40:03,761
‫به حقیقتی که دنبال‌شه، برسه

780
00:40:03,785 --> 00:40:08,266
‫،هر کسیم سدّ راه اون باشه
‫سدّ راه منه

781
00:40:08,290 --> 00:40:10,405
‫تو هم از این قاعده استثناء نیستی

782
00:40:10,859 --> 00:40:13,660
‫ردینگتون هم استثناء نیست

783
00:40:16,731 --> 00:40:18,162
‫عجیبه

784
00:40:18,934 --> 00:40:20,978
‫قبلاً از اون تاریکی‌ای که

785
00:40:21,002 --> 00:40:24,615
‫ازش برات می‌گفتم، می‌ترسیدم

786
00:40:24,639 --> 00:40:26,818
‫همیشه ازش وحشت داشتم

787
00:40:26,842 --> 00:40:28,820
‫،از روز اولی که ردینگتون وارد زندگیم شد

788
00:40:28,844 --> 00:40:34,392
‫می‌ترسیدم تاریکی‌اش
‫،یه‌جوری وجودمو فرا بگیره

789
00:40:34,416 --> 00:40:38,718
‫و این‌که شاید... درسته قورتم بده

790
00:40:39,654 --> 00:40:44,302
‫ولی حالا که اینجام، دیگه ترسی ندارم

791
00:40:44,326 --> 00:40:47,905
‫اتفاقاً، این بخش از وجودم
‫و هر جایی که

792
00:40:47,929 --> 00:40:51,362
‫در مسیر رسیدن به حقیقت
‫ببردمون رو می‌پذیرم

793
00:40:51,967 --> 00:40:57,682
‫،من و تو و ردینگتون
‫دیگه مشکلی باهاش ندارم

794
00:40:57,706 --> 00:41:00,451
‫با آغوش باز می‌پذیرمش

795
00:41:00,475 --> 00:41:03,243
‫دیگه تقدیرم می‌دونمش

796
00:41:09,184 --> 00:41:11,829
‫مامان، منم

797
00:41:11,853 --> 00:41:14,065
‫آماده‌ام

798
00:41:20,916 --> 00:41:24,064
‫[ این داستان ادامه دارد ]

799
00:41:24,499 --> 00:41:27,011
‫- سلام به همۀ بلک‌لیست فن‌ها
‫- ممنونم که نگاه‌تون رو به ما دادید

800
00:41:27,035 --> 00:41:29,146
‫- امیدوارم که لذت برده باشید
‫- فقط می‌خواستم یه تشکر ویژه ازتون کنم...

801
00:41:29,170 --> 00:41:31,616
‫- از تمام بچه‌های تیم بازیگری و فیلمبرداری...
‫- که در تولید این قسمت ما رو یاری دادن

802
00:41:31,640 --> 00:41:33,117
‫خب، طرفداران و خانوادۀ لیست‌سیاه...

803
00:41:33,141 --> 00:41:34,952
‫ممنون که ما رو هفت فصل دنبال کردید

804
00:41:34,976 --> 00:41:37,054
‫- از خانوادۀ لیست‌سیاه...
‫- از خونۀ ما به خونۀ شما...

805
00:41:37,078 --> 00:41:39,156
‫- از خانوادۀ من به خانوادۀ شما...
‫- مراقب خودتون باشید

806
00:41:39,180 --> 00:41:40,755
‫می‌دونم الان همه‌چیز ترسناک شده

807
00:41:40,779 --> 00:41:43,661
‫- ولی این ماجرا رو پشت سر می‌ذاریم
‫- امیدواریم که پیش خانواده‌هاتون باشید

808
00:41:43,685 --> 00:41:45,796
‫یه سلام ویژه کنم به خواهرم نیکول

809
00:41:45,820 --> 00:41:47,465
‫سلام می‌کنم به مامان و بابا و جِنی

810
00:41:47,489 --> 00:41:49,333
‫برای مادر ۷۹ ساله‌م در جزیرۀ اوآهو

811
00:41:49,357 --> 00:41:51,302
‫،مراقبت کنید
‫به‌زودی همه رو می‌بینیم

812
00:41:51,326 --> 00:41:53,371
‫- "بگو "مراقب خودتون باشید
‫- مراقب خودتون باشید

813
00:41:53,395 --> 00:41:55,339
‫- ما بازم برمی‌گردیم...
‫- برای فصل ۸

814
00:41:55,363 --> 00:41:57,308
‫این مظنون‌ها بچه‌های تیم فیلمبرداری‌ان

815
00:41:57,332 --> 00:41:59,543
‫برای برگشتن سر تولید قسمت‌های بیشتر
‫لحظه‌شماری می‌کنیم

816
00:41:59,567 --> 00:42:01,379
‫پس تو خونه‌هاتون بمونید، خانوادۀ لیست‌سیاه

817
00:42:01,403 --> 00:42:03,014
‫- همگی مراقبت کنید
‫- تند تند دست‌هاتونو بشورید

818
00:42:03,038 --> 00:42:04,815
‫- می‌بینیم‌تون...
‫- برای فصل ۸

819
00:42:04,839 --> 00:42:06,951
‫- ردیفه
‫- بی‌صبرانه مشتاق برگشتن سر کاریم

820
00:42:06,975 --> 00:42:08,286
‫مرسی که لیست‌سیاه رو تماشا کردید

821
00:42:08,310 --> 00:42:09,687
‫فصل بعدی می‌بینیم‌تون

822
00:42:09,711 --> 00:42:11,789
‫- برو بریم
‫- سلامتی

823
00:42:11,813 --> 00:42:13,813
‫« پــایــان فــصــل ۷ »

824
00:42:13,837 --> 00:42:17,837
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG ســــروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

825
00:42:17,884 --> 00:42:19,884
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫DayMovie.Co

