‫﻿۱
00:00:06,303 --> 00:00:08,165
‫‏۶هزار میلی‌لیتر.

2
00:00:08,167 --> 00:00:11,146
‫مرد بالغی به اندازه‌ی تو...

3
00:00:11,171 --> 00:00:12,708
‫اینقدر خون تو بدنش داره.

4
00:00:12,710 --> 00:00:14,912
‫یکم بیشتر از یه گالن شیر.

5
00:00:14,914 --> 00:00:16,777
‫‏‏۷۶روی ۵۴.

6
00:00:16,779 --> 00:00:19,862
‫میگن که یه مرد میتونه تا ۴۰ خونشو از دست بده...

7
00:00:19,864 --> 00:00:21,387
‫اما نه بیشتر.

8
00:00:21,389 --> 00:00:22,981
‫‏‏۲۰%ـشو از دست دادی.

9
00:00:22,983 --> 00:00:25,422
‫به خاطر همین تپش قلب داری.

10
00:00:25,424 --> 00:00:28,981
‫خون قبل از منقبض شدن قلبـت توش جمع نمیشه.

11
00:00:28,983 --> 00:00:30,341
‫تازه چیزی داره شروع میشه...

12
00:00:30,343 --> 00:00:34,377
‫که دکترا بهش میگن خونریزی شدید.

13
00:00:34,883 --> 00:00:38,373
‫ریموند" لطفا، نمیخوام بهت آسیب بزنم".

14
00:00:38,375 --> 00:00:40,678
‫اصلا برام آسون نیست.

15
00:00:40,680 --> 00:00:43,322
‫شرمنده که بهت سخت می‌گذره.

16
00:00:43,324 --> 00:00:45,182
‫میتونی کمکم کنی.

17
00:00:45,901 --> 00:00:47,458
‫همیشه کمکت کردم.

18
00:00:47,460 --> 00:00:49,832
‫نه، وانمود کردی کمکم میکنی.

19
00:00:49,834 --> 00:00:51,787
‫هرگز طرف من نبودی.

20
00:00:54,342 --> 00:00:56,307
‫اومدم پاریس تا بهت هشدار بدم.

21
00:00:56,309 --> 00:00:58,816
‫اومدی پاریس تا کنترلم کنی...

22
00:00:58,818 --> 00:01:00,918
‫تا مدام حرفاتو به خوردم بدی.

23
00:01:00,920 --> 00:01:01,901
‫اما از پنهان شدن خسته شدم.

24
00:01:01,903 --> 00:01:03,969
‫دیگه پنهان نمیشم. نمیتونم.

25
00:01:03,971 --> 00:01:05,732
‫نه وقتی "الیزابت" سوال میپرسه...

26
00:01:05,734 --> 00:01:08,478
‫و داستانای خیالی تعریف میکنه.

27
00:01:08,480 --> 00:01:10,851
‫هیچکس نمیدونه زنده‌ای.

28
00:01:10,853 --> 00:01:13,153
‫دارن سوال میپرسن.

29
00:01:13,803 --> 00:01:15,187
‫کافیه.

30
00:01:16,311 --> 00:01:18,662
‫هرگز بهت خیانت نکردم.

31
00:01:19,872 --> 00:01:22,886
‫دستور "تاونسند" حکم مرگ منه.

32
00:01:22,888 --> 00:01:27,158
‫حتی با کمک تو هم نمیتونم ازشون فرار کنم.

33
00:01:27,160 --> 00:01:28,514
‫فقط یه راه برای زنده موندن دارم.

34
00:01:28,516 --> 00:01:30,447
‫باید چیزی که میخوان رو بهشون بدم.

35
00:01:30,449 --> 00:01:32,306
‫بهم بگو چطوری.

36
00:01:34,619 --> 00:01:36,969
‫چیزی ندارم که بهت بگم.

37
00:01:38,348 --> 00:01:39,766
‫خواهیم دید.

38
00:01:40,823 --> 00:01:44,012
‫اگه فکر میکنی رازهات ارزش مردن رو دارن...

39
00:01:49,231 --> 00:01:50,804
‫پس ثابتش کن.

40
00:01:58,228 --> 00:02:00,666
‫:فصل هفتم، قسمت دوم
‫« لوئیس تی. استاین‌هیل، شمارۀ ۲۷؛ بخش نهایی »

41
00:02:01,740 --> 00:02:03,128
‫چی میدونیم؟

42
00:02:03,130 --> 00:02:05,162
‫هر کسی که با کلاهبردار همکاری میکرد رو بازجویی کردیم.

43
00:02:05,165 --> 00:02:06,858
‫استاین‌هیل" از دکترا، پرستارا"...

44
00:02:06,860 --> 00:02:08,756
‫پلیسای سابق و مامورای امنیتی استفاده میکرده. آدمای باهوش.

45
00:02:08,758 --> 00:02:10,248
‫اما به اندازه "استاین‌هیل" باهوش نبودن...

46
00:02:10,250 --> 00:02:11,571
‫که همه چیزو مخفی نگه داشته.

47
00:02:11,573 --> 00:02:13,062
‫هیچکدوم اسم زنی که...

48
00:02:13,064 --> 00:02:15,165
‫اجیرشون کرده تا آقای "ردینگتون" رو بدزدن نمیدونه.

49
00:02:15,167 --> 00:02:17,808
‫این کار رو کرده تا ازش هر چی در
‫مورد مادرم میدونه رو بپرسه.

50
00:02:17,810 --> 00:02:20,080
‫بیشتر دنبالم اینم که کجاست تا اینکه دلیلش چی بوده.

51
00:02:20,082 --> 00:02:22,622
‫اگه "استاین‌هیل" این همه
‫آدم رو اجیر کرده تا این توهم رو بوجود بیاره...

52
00:02:22,624 --> 00:02:24,521
‫که "ردینگتون" در یک بیمارستان فرانسوی ـه...

53
00:02:24,523 --> 00:02:25,979
‫وقتی اونجا رفتیم کدوم گوری بوده؟

54
00:02:25,982 --> 00:02:28,182
‫به ظاهر فرار کرده یا سعی کرده فرار کنه.

55
00:02:28,184 --> 00:02:29,267
‫کمتر از یه خیابون فاصله داشته.

56
00:02:29,269 --> 00:02:30,692
‫اما پوشش بیمارستان لو رفته...

57
00:02:30,694 --> 00:02:32,184
‫و یه جای دیگه بردنش...

58
00:02:32,186 --> 00:02:33,437
‫اما نمیدونیم کجا.

59
00:02:33,439 --> 00:02:35,133
‫بیاین از اول شروع کنیم. پاریس.

60
00:02:35,135 --> 00:02:37,642
‫آقای "ردینگتون" رفته اونجا
‫کسی رو ببینه و اینقدر احساس امنیت میکرده...

61
00:02:37,644 --> 00:02:38,862
‫که "دمبه" رو با خودش نبرده.

62
00:02:38,864 --> 00:02:40,828
‫یا تنهایی رفته تا رازی رو حفظ کنه.

63
00:02:40,830 --> 00:02:42,794
‫از "دمبه"؟ حتما راز مهمی بوده.

64
00:02:42,796 --> 00:02:45,371
‫دیگه چی؟ در پاریس ربوده شده...

65
00:02:45,373 --> 00:02:47,609
‫بعدش به آناپولیس اورده شده. چرا؟

66
00:02:47,611 --> 00:02:48,863
‫ممکنه یه چیزی اونجا باشه...

67
00:02:48,865 --> 00:02:50,592
‫که "ردینگتون" باید به پیدا شدنش کمک کنه.

68
00:02:50,595 --> 00:02:52,402
‫یه چیزی یا کسی.

69
00:02:52,967 --> 00:02:54,566
‫"کاتارینا رستوا".

70
00:02:54,938 --> 00:02:56,499
‫فکر کردم مادرت مرده.

71
00:02:56,501 --> 00:02:58,247
‫شاید میخواسته ما همین فکر رو کنیم.

72
00:02:58,249 --> 00:02:59,480
‫حتی تو؟

73
00:02:59,482 --> 00:03:01,084
‫به ظاهر چندان غریزه‌ی مادری نداره.

74
00:03:01,086 --> 00:03:03,802
‫تا الان کلی شاید و ممکنه شنیدم...

75
00:03:03,804 --> 00:03:05,908
‫کلی نظریه و خبری از حقیقت نیست.

76
00:03:05,910 --> 00:03:09,067
‫حقیقت اینه، درست کردن
‫یه بیمارستان فرانسوی در آناپولیس...

77
00:03:09,069 --> 00:03:10,256
‫نیاز به برنامه‌ریزی داره.

78
00:03:10,258 --> 00:03:12,091
‫این همه دکتر، پرستار، پلیس...

79
00:03:12,093 --> 00:03:13,891
‫همگی به یه موقعیت فرستاده شدن...

80
00:03:13,893 --> 00:03:15,488
‫و لباس مناسب هم داشتن.

81
00:03:15,490 --> 00:03:16,778
‫موقعیتی داریم؟

82
00:03:16,780 --> 00:03:18,681
‫انبار نساجی در آنی آرندل کانتی.

83
00:03:18,683 --> 00:03:20,074
‫برین اونجا. اگه نتونستن "ردینگتون" رو گول بزنن...

84
00:03:20,076 --> 00:03:21,670
‫تا بهشون چیزی رو بگه که میخوان...

85
00:03:21,672 --> 00:03:23,577
‫احتمالا سعی میکنن به زور ازش حرف بکشن.

86
00:03:27,531 --> 00:03:28,634
‫مامور "کین"؟

87
00:03:28,636 --> 00:03:32,146
‫با این فکر "اگنس" رو اوردم
‫خونه که از طرف مادرم خطری تهدیدش نمیکنه.

88
00:03:33,324 --> 00:03:35,118
‫حالا مطمئن نیستم.

89
00:03:37,027 --> 00:03:38,860
‫خیلی آدم سرسختی ـه.

90
00:03:38,862 --> 00:03:40,626
‫چیزی که میخوای رو بهت میده.

91
00:03:40,628 --> 00:03:42,800
‫اینو نمیخوام.

92
00:03:42,802 --> 00:03:44,634
‫بهترین حالت یک وضعیت بد ـه.

93
00:03:44,636 --> 00:03:47,455
‫اگه کارتو انجام داده بودی الان تو این وضعیت نبودم.

94
00:03:47,457 --> 00:03:48,915
‫بهت گفتم که سه ماه لازم دارم...

95
00:03:48,917 --> 00:03:50,716
‫تا توهمی که دنبالشی رو بوجود بیارم.

96
00:03:50,718 --> 00:03:52,074
‫بهم سه روز وقت دادی.

97
00:03:52,076 --> 00:03:54,180
‫اف.بی.آی کسی رو آزاد کردن؟

98
00:03:54,182 --> 00:03:55,234
‫با "ابیگل" حرف زدم.

99
00:03:55,236 --> 00:03:56,287
‫چقدر میدونن؟

100
00:03:56,289 --> 00:03:58,223
‫در مورد من؟ خیلی کم.

101
00:03:58,225 --> 00:03:59,454
‫در مورد تو؟

102
00:03:59,456 --> 00:04:01,083
‫هیچی.

103
00:04:02,022 --> 00:04:03,935
‫هیچوقت قصد نداشتم بکشمش.

104
00:04:03,937 --> 00:04:06,090
‫اگه نکشی‌ـش پیدات میکنه.

105
00:04:06,092 --> 00:04:07,253
‫اینطوری بهتره.

106
00:04:07,255 --> 00:04:10,058
‫بهتره؟ کشتن یه مرد.

107
00:04:10,060 --> 00:04:12,658
‫این مرد. وقتی به خاطر
‫چیزی که میخوای خونشو بریزی.

108
00:04:12,660 --> 00:04:14,470
‫پرستاری که وقتی فرار کرد باهاش بود؟

109
00:04:14,472 --> 00:04:15,873
‫بهش اعتماد دارم.

110
00:04:15,875 --> 00:04:18,100
‫تنها سوالی که باقی میمونه اینه که...

111
00:04:18,817 --> 00:04:20,515
‫باید بهت اعتماد کنم؟

112
00:04:29,983 --> 00:04:31,979
‫چقدر وقت دارم؟

113
00:04:32,630 --> 00:04:34,712
‫نیم ساعت.

114
00:04:35,332 --> 00:04:36,959
‫شاید کمتر.

115
00:04:38,910 --> 00:04:42,924
‫به اندازه‌ی کافی قاتل دیدم.

116
00:04:43,457 --> 00:04:46,680
‫میدونم کی توانایی‌ـشو داره...

117
00:04:46,682 --> 00:04:50,349
‫تا جون یه انسان رو بگیره.

118
00:04:51,568 --> 00:04:53,501
‫میدونم...

119
00:04:53,527 --> 00:04:55,992
‫تو چشماشون بخونم.

120
00:04:59,342 --> 00:05:01,240
‫تو توانایی‌ـشو نداری.

121
00:05:04,343 --> 00:05:06,556
‫تصمیمش به عهده من نبوده.

122
00:05:07,412 --> 00:05:09,271
‫اما هست.

123
00:05:12,068 --> 00:05:14,404
‫اگه بهش کمک کنی...

124
00:05:15,802 --> 00:05:17,395
‫اگه کاری نکنی...

125
00:05:17,397 --> 00:05:20,673
‫تا جلوشو بگیری...

126
00:05:21,763 --> 00:05:23,322
‫مسئولی.

127
00:05:26,127 --> 00:05:27,650
‫تقریبا فرار کردی.

128
00:05:28,868 --> 00:05:31,627
‫- منو مقصر میدونه.
‫- هیس.

129
00:05:32,116 --> 00:05:34,516
‫نمیتونم همچین ریسکی بکنم. ببخشید.

130
00:05:39,662 --> 00:05:42,637
‫متاسفانه به کمبود اکسیژن در بافتهای بدنت رسیدی.

131
00:05:42,639 --> 00:05:45,073
‫قطره به قطره خونی که از دست میدی...

132
00:05:45,075 --> 00:05:49,095
‫اکسیژنی که بافتهای بدنت
‫خیلی بهش نیاز دارن رو خارج میکنه.

133
00:05:50,083 --> 00:05:54,636
‫بهم گفتن که کمبود اکسیژن میتونه خیلی دردناک باشه.

134
00:05:55,090 --> 00:05:57,765
‫یه چیزایی در مورد درد میدونم.

135
00:05:59,523 --> 00:06:00,671
‫بلگراد.

136
00:06:00,673 --> 00:06:04,109
‫هر چیزی که برام مهم بود اون روز مرد.

137
00:06:05,004 --> 00:06:06,625
‫خواسته‌ی من نبود.

138
00:06:06,651 --> 00:06:09,762
‫برای خودم زندگی ساختم و خانواده تشکیل داده بودم.

139
00:06:09,876 --> 00:06:11,612
‫تو همه‌ـشو خراب کردی.

140
00:06:12,380 --> 00:06:13,910
‫خبر نداشتم.

141
00:06:13,912 --> 00:06:16,738
‫دام" بهم قول داد که"
‫هیچکس آسیب نبینه.

142
00:06:17,314 --> 00:06:20,442
‫گفتش عاشق بچه‌ـشه
‫و فقط میخواد در امان باشه.

143
00:06:20,445 --> 00:06:22,586
‫به نظرت من در امانم؟

144
00:06:24,477 --> 00:06:25,802
‫همیشه در فرار...

145
00:06:25,827 --> 00:06:28,009
‫همیشه در سایه‌ها پنهان...

146
00:06:28,522 --> 00:06:30,936
‫من...

147
00:06:30,962 --> 00:06:32,695
‫نمیتونم چیزی که میخوای رو بهت بدم.

148
00:06:32,729 --> 00:06:34,475
‫چیزی که میخوام اینه که...

149
00:06:35,451 --> 00:06:37,642
‫خانواده‌ـمو پس بگیرم.

150
00:06:41,235 --> 00:06:43,296
‫هیچکس نمیتونه اینو بهم بده.

151
00:06:45,952 --> 00:06:47,755
‫چه برسه به تو.

152
00:06:50,865 --> 00:06:52,891
‫نمیتونی چیزی که میخوام رو بهم بدی.

153
00:06:53,791 --> 00:06:55,770
‫اما میتونی چیزی که نیاز دارم رو بهم بدی.

154
00:06:59,508 --> 00:07:03,228
‫انتظار داری باور کنم به
‫جریان بلگراد هیچ ربطی نداشتی.

155
00:07:04,006 --> 00:07:05,907
‫نداشتم.

156
00:07:06,620 --> 00:07:08,359
‫که بهم اهمیت میدی.

157
00:07:11,201 --> 00:07:12,627
‫بله.

158
00:07:13,329 --> 00:07:15,137
‫پس ثابتش کن.

159
00:07:16,215 --> 00:07:19,263
‫کی داره میاد دنبالم؟ چند نفرن؟

160
00:07:20,298 --> 00:07:24,262
‫و مهمتر از همه حقیقتو بگو.

161
00:07:28,113 --> 00:07:29,775
‫نمیتونم.

162
00:07:30,508 --> 00:07:33,204
‫چیه؟

163
00:07:43,112 --> 00:07:46,423
‫"خیلی خب. بریم سراغ "دام.

164
00:07:48,157 --> 00:07:50,862
‫درسته. پیداش کردم.

165
00:07:51,245 --> 00:07:53,257
‫میدونم خیلی بی‌رحمانه‌ـس
‫که سراغ اون پیرمرد برم...

166
00:07:53,259 --> 00:07:55,217
‫اما برام چاره‌ای نذاشتی.

167
00:07:56,572 --> 00:08:00,975
‫یه چیزی بهم میگه که اون
‫اصلا به این اندازه طاقت نداره.

168
00:08:03,299 --> 00:08:04,831
‫بهش کاری نداشته باش.

169
00:08:04,833 --> 00:08:06,539
‫با کمال میل.

170
00:08:06,541 --> 00:08:08,599
‫اگه چیزی که نیاز دارم رو بهم بدی.

171
00:08:13,749 --> 00:08:15,508
‫"خداحافظ "ریموند.

172
00:08:35,156 --> 00:08:36,314
‫هیس. ساکت باش.

173
00:08:36,316 --> 00:08:38,740
‫- چه کاری میکنی؟
‫- هیس!

174
00:08:46,273 --> 00:08:56,507
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG ســــروش »

175
00:09:14,223 --> 00:09:15,621
‫تنهایی از پسش برنمیام.

176
00:09:15,623 --> 00:09:17,943
‫باید سوار ماشین شو.

177
00:09:21,531 --> 00:09:23,407
‫هی وایستا!

178
00:09:23,409 --> 00:09:25,729
‫- گفتم وایستا!
‫- لطفا جلو نیا.

179
00:09:25,732 --> 00:09:28,086
‫لطفا. نمیخوام بهت آسیب بزنم.

180
00:09:38,128 --> 00:09:41,813
‫ببخشید. مامور "رسلر" و "کین" از اف.بی.آی هستیم.

181
00:09:41,815 --> 00:09:42,940
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

182
00:09:42,942 --> 00:09:45,024
‫ما...

183
00:09:45,026 --> 00:09:46,766
‫اون، خوبین؟

184
00:09:46,768 --> 00:09:48,161
‫این؟

185
00:09:48,163 --> 00:09:50,454
‫نه، نه، نه فقط...

186
00:09:50,774 --> 00:09:52,400
‫مرکز "کندی" داره فیلم فانتوم رو میسازه.

187
00:09:52,402 --> 00:09:53,630
‫جلوه‌های ویژه رو ما انجام میدیم.

188
00:09:53,632 --> 00:09:55,192
‫فکر کردیم که حالت یه انباری رو دارین.

189
00:09:55,194 --> 00:09:58,250
‫لباس، جلوه‌های ویژه
‫هر چیزی که تیم تولید فیلم نیاز داشته باشه.

190
00:09:58,252 --> 00:10:00,177
‫اومدیم "مارگارت تیگ" رو ببینیم.

191
00:10:00,179 --> 00:10:02,303
‫بهش میگم شما اومدین.

192
00:10:06,260 --> 00:10:08,784
‫توهم، فریب.

193
00:10:08,786 --> 00:10:11,542
‫بعضیا وانمود میکنن چیزی
‫هستن که نیستن.

194
00:10:11,544 --> 00:10:14,167
‫- "درست مثل "ردینگتون.
‫- یا مادرم.

195
00:10:14,169 --> 00:10:17,424
‫ببین "کین" کار درستی
‫کردی که "اگنس" رو اوردی خونه.

196
00:10:17,426 --> 00:10:20,880
‫اما اگه اون کسی نباشه که فکر میکردم، اگه خطرناک باشه...

197
00:10:20,882 --> 00:10:22,543
‫- اونوقت ما باهاش درمی‌افتیم.
‫- ما؟

198
00:10:22,545 --> 00:10:25,334
‫خیال میکنی "کوپر"، "آرام" و من
‫در موردش حرف نزدیم.

199
00:10:25,336 --> 00:10:26,896
‫به اندازه‌ی کافی زندگی‌ـتو فدای این جریان کردی.

200
00:10:26,898 --> 00:10:29,787
‫خیلی وقته که دیگه زندگی نمیکنی و من...

201
00:10:29,789 --> 00:10:31,349
‫من "مارگارت تیگ"ـم.

202
00:10:31,351 --> 00:10:33,343
‫مامور "کین" و "رسلر" هستیم.

203
00:10:33,345 --> 00:10:35,237
‫دنبال "لوییس استاین‌هیل" میگردیم.

204
00:10:35,239 --> 00:10:36,667
‫همچین کسی رو نمیشناسم.

205
00:10:36,669 --> 00:10:39,823
‫یه کلاهبرداره و
‫استاد جعل و فریب دادن ـه...

206
00:10:39,825 --> 00:10:41,684
‫اگه فکر میکنین من ارتباطی با...

207
00:10:41,686 --> 00:10:43,213
‫آخرین مورد یه بیمارستان فرانسوی...

208
00:10:43,215 --> 00:10:45,008
‫در انباری آناپلیس بوده.

209
00:10:45,010 --> 00:10:47,699
‫خب دکترا، پرستارا
‫و پلیسایی که برای این فریبکاری کار میکردن...

210
00:10:47,701 --> 00:10:49,826
‫- توسط شما استخدام شدن.
‫- من تامین‌کننده‌ـم.

211
00:10:49,828 --> 00:10:52,219
‫دیگه نمیدونم آدما با چیزی
‫که براشون تامین میکنن چه کار میکنن.

212
00:10:52,221 --> 00:10:53,464
‫برام مهم نیست میدونی یا نه.

213
00:10:53,466 --> 00:10:54,989
‫دنبال کسی میگردم که بهش اهمیت میدم...

214
00:10:55,013 --> 00:10:56,241
‫و برای پیدا کردن اون آدم...

215
00:10:56,243 --> 00:10:58,467
‫باید "استاین‌هیل" رو پیدا کنم.
‫پس بریم سر اصل مطلب.

216
00:10:58,469 --> 00:11:01,657
‫چیزی که بهش دادی رو
‫خودش اومد دنبالش یا براش فرستادی؟

217
00:11:01,659 --> 00:11:02,753
‫هیچوقت از نزدیک ندیدمش.

218
00:11:02,755 --> 00:11:04,814
‫- پس براش فرستادی.
‫- بله.

219
00:11:04,816 --> 00:11:05,996
‫کجا؟

220
00:11:08,339 --> 00:11:11,095
‫خدای من. به اون نگهبان شلیک کردم.

221
00:11:11,097 --> 00:11:12,225
‫دیگه نمیدونستم باید چه کار کنم.

222
00:11:12,227 --> 00:11:13,455
‫به تلفنت نیاز دارم.

223
00:11:13,457 --> 00:11:14,849
‫اگه بمیره...

224
00:11:14,851 --> 00:11:16,908
‫"میلا".

225
00:11:16,910 --> 00:11:18,933
‫میلا" تلفنتو بده".

226
00:11:29,759 --> 00:11:30,968
‫"ریموند".

227
00:11:31,950 --> 00:11:32,977
‫زنده‌ای؟

228
00:11:32,979 --> 00:11:34,006
‫به زحمت.

229
00:11:34,008 --> 00:11:35,866
‫فکر کردم...

230
00:11:35,868 --> 00:11:37,227
‫یه هفته شده.

231
00:11:37,229 --> 00:11:39,817
‫میخواستم پروتکل رو راه بندازم. کجایی؟

232
00:11:39,819 --> 00:11:41,800
‫"باید بری سراغ "دام.

233
00:11:42,142 --> 00:11:44,332
‫داره میره دنبال اون.

234
00:11:44,998 --> 00:11:46,922
‫خبر نداره که به خطر افتاده.

235
00:11:46,924 --> 00:11:49,577
‫- اون؟
‫- سردکن رو بیار.

236
00:11:49,579 --> 00:11:52,267
‫پلاکت خون لازم دارم...

237
00:11:52,269 --> 00:11:54,923
‫پلاسمای یخزده، هشت واحد.

238
00:11:54,925 --> 00:11:56,716
‫ریموند" انگار حالت خوب نیست".

239
00:11:56,718 --> 00:11:58,436
‫تنها بیا.

240
00:11:58,438 --> 00:12:01,572
‫اگه به موقع به "دام" نرسی
‫باید بری بیمارستان.

241
00:12:01,574 --> 00:12:05,044
‫اگه نرسم میدونی باید چه کار کنی.

242
00:12:05,822 --> 00:12:08,578
‫ریموند" مراقب باش".

243
00:12:08,580 --> 00:12:10,130
‫الان راه می‌افتم.

244
00:12:13,003 --> 00:12:14,486
‫دام" کیه؟"

245
00:12:16,173 --> 00:12:18,059
‫باید بری تو بزرگراه.

246
00:12:18,061 --> 00:12:19,340
‫دکتر لازم داری.

247
00:12:19,342 --> 00:12:21,523
‫نه، نه، دکتر نه.

248
00:12:22,074 --> 00:12:23,184
‫فقط بزرگراه.

249
00:12:23,186 --> 00:12:24,499
‫حالت خوب نیست باشه؟

250
00:12:24,501 --> 00:12:25,815
‫زنده نمیمونی. مریضی.

251
00:12:25,817 --> 00:12:28,424
‫اگه نری بیمارستان...

252
00:12:45,271 --> 00:12:46,686
‫چه کار میکنی؟

253
00:12:46,688 --> 00:12:48,012
‫بازوتو بده من.

254
00:12:48,014 --> 00:12:49,571
‫- "باید بریم پیش "دام.
‫- بهم گوش کن.

255
00:12:49,573 --> 00:12:51,096
‫اگه همین الان این کار رو نکنیم قبل از اینکه...

256
00:12:51,098 --> 00:12:53,450
‫جایی بریم که قصد داری بری میمیری.

257
00:12:53,452 --> 00:12:56,427
‫نجاتت ندادم تو
‫ماشین شاهد مردنت باشم.

258
00:12:59,886 --> 00:13:01,907
‫اگه به حرکت ادامه ندیم پیدامون میکنن.

259
00:13:01,909 --> 00:13:03,532
‫پیدامون کردن. ثابت وایستا.

260
00:13:03,534 --> 00:13:05,355
‫- چی؟
‫- تکون نخور.

261
00:13:05,357 --> 00:13:06,948
‫منظورت چیه که پیدا کردن؟

262
00:13:06,950 --> 00:13:08,406
‫باید بهم اعتماد کنی.

263
00:13:27,476 --> 00:13:28,668
‫چرا کمکم کردی؟

264
00:13:28,670 --> 00:13:31,287
‫خودت که گفتی من قاتل نیستم.

265
00:13:31,655 --> 00:13:34,100
‫وقتی پای مردا بیاد وسط قضاوتم افتضاح ـه.

266
00:14:02,395 --> 00:14:04,421
‫سلام؟ کسی اینجاست؟

267
00:14:08,796 --> 00:14:10,186
‫صبح‌بخیر.

268
00:14:10,188 --> 00:14:13,037
‫بهتر بهونه‌ی خیلی خوبی داشته باشی عزیزم.

269
00:14:13,039 --> 00:14:14,862
‫تو "دام"ـی؟

270
00:14:18,777 --> 00:14:21,195
‫خداوند بزرگ.

271
00:14:21,794 --> 00:14:23,623
‫مرده؟

272
00:14:30,594 --> 00:14:31,967
‫هر چی گفت رو بگو.

273
00:14:31,970 --> 00:14:34,785
‫تفسیر خودتو نگو، کلمات اونو بگو.

274
00:14:34,787 --> 00:14:37,849
‫چیزی رو تفسیر نمیکنم.
‫داره میاد دنبالت...

275
00:14:37,851 --> 00:14:41,582
‫و خیلی روشن و واضح گفت که داره نزدیک میشه.

276
00:14:41,585 --> 00:14:43,872
‫مزخرفه. مخفی شدم.

277
00:14:43,874 --> 00:14:44,963
‫الیزابت" که پیدات کرد".

278
00:14:44,965 --> 00:14:46,373
‫سرت به کار خودت باشه.

279
00:14:46,375 --> 00:14:49,295
‫"دلیلی نداره خطر کنیم "دام.

280
00:14:49,297 --> 00:14:52,888
‫اینجا خونه‌ـی تو ـه.
‫میدونم رفتن آسون نیست...

281
00:14:52,891 --> 00:14:54,684
‫اما اصلا قهرمانانه نیست...

282
00:14:54,686 --> 00:14:57,466
‫وقتی بمیری که لازم نیست.

283
00:14:57,468 --> 00:14:59,157
‫ریو براوو که نیست.

284
00:14:59,159 --> 00:15:01,024
‫محض اطلاعت...

285
00:15:01,026 --> 00:15:04,546
‫مبارزه کردن و سر جای خودت ایستادن...

286
00:15:04,548 --> 00:15:06,483
‫مردن به شرایط خودت...

287
00:15:06,485 --> 00:15:09,442
‫برای مردی که ۸۱ سالشه خیلی هم خوبه.

288
00:15:09,444 --> 00:15:12,013
‫‏‏۸۱
‫‏‏۸۱سالته؟

289
00:15:12,015 --> 00:15:15,288
‫دوم اینکه هیچ جای این جریان...

290
00:15:15,290 --> 00:15:17,718
‫شبیه ریو براوو نیست.

291
00:15:17,720 --> 00:15:20,430
‫"میدونه که سعی کردی بکشیش "دام.

292
00:15:20,432 --> 00:15:23,882
‫جواب میخواد اما از طرفی به دنبال انتقام ـه.

293
00:15:23,884 --> 00:15:26,206
‫براش تله گذاشتی و بهش خیانت کردی...

294
00:15:26,208 --> 00:15:27,524
‫این مال کیه؟

295
00:15:27,526 --> 00:15:28,706
‫مال دخترم.

296
00:15:28,708 --> 00:15:31,306
‫کاتارینا" دختر تو ـه؟"

297
00:15:31,308 --> 00:15:34,315
‫- کاتارینا رستوا"؟"
‫- لطفا بذارش کنار.

298
00:15:34,318 --> 00:15:37,350
‫دختر خودت میخواد تو رو بکشه
‫چون بهش خیانت کردی؟

299
00:15:37,352 --> 00:15:38,397
‫پیچیده‌ـس.

300
00:15:38,399 --> 00:15:41,402
‫هیچوقت به "کاتارینا رستوا" خیانت نکردم.

301
00:15:41,404 --> 00:15:42,517
‫اون بهم خیانت کرد.

302
00:15:42,519 --> 00:15:43,564
‫بیخیال دیگه، بسه.

303
00:15:43,566 --> 00:15:45,049
‫نه فقط به من به کشورمون...

304
00:15:45,051 --> 00:15:47,954
‫به ارزشهامون، به تمام شیوه‌ـی زندگیمون.

305
00:15:47,956 --> 00:15:49,169
‫"حقیقت اینه "میلا...

306
00:15:49,171 --> 00:15:51,803
‫بدجوری وسط یه درگیری خانوادگی گیر افتادی.

307
00:15:51,805 --> 00:15:55,112
‫و خانواده "رستوا" خیلی عجیب‌وغریبن.

308
00:15:55,114 --> 00:15:56,434
‫قلبمو شکست.

309
00:15:56,436 --> 00:15:58,908
‫انتخابایی کردم که نتونستم درکشون کنم.

310
00:15:58,910 --> 00:15:59,993
‫واکنش من چی بود؟

311
00:15:59,995 --> 00:16:01,552
‫راستی "تولستوی" در مورد...

312
00:16:01,554 --> 00:16:03,687
‫خانواده‌های ناراحت چی گفته؟

313
00:16:03,689 --> 00:16:06,636
‫با وجود تمام خشم و ناامیدیم...

314
00:16:06,638 --> 00:16:08,935
‫کاری رو کردم که فکر میکردم لازمه...

315
00:16:08,937 --> 00:16:10,499
‫خانواده‌های خوشحال همگی مثل همن...

316
00:16:10,501 --> 00:16:14,566
‫اما هر خانواده ناراحت به
‫شیوه‌ی خودش ناراحته.

317
00:16:14,569 --> 00:16:17,379
‫اشتباه کردم؟ بله.

318
00:16:17,381 --> 00:16:20,328
‫حقمه به خاطرشون بمیرم؟ شاید.

319
00:16:20,330 --> 00:16:24,158
‫اگه بمیرم حداقل میدونم میرم توی قبر...

320
00:16:24,160 --> 00:16:26,971
‫که هر کاری تونستم برای محافظت از خودمو و خانواده‌ـم...

321
00:16:26,973 --> 00:16:29,309
‫انجام دادم.

322
00:16:32,057 --> 00:16:33,309
‫پیداش کردیم.

323
00:16:33,311 --> 00:16:34,494
‫کجا؟

324
00:16:34,496 --> 00:16:36,427
‫یه خونه روستایی در فاصله چند ساعتی شمال اینجا.

325
00:16:36,429 --> 00:16:39,172
‫پس حق داشتم بهت اعتماد کنم.

326
00:16:39,174 --> 00:16:40,732
‫چیزی که میخوای رو بهت میده؟

327
00:16:40,734 --> 00:16:44,596
‫نه، چیزی که لازم دارم رو میده.

328
00:16:44,598 --> 00:16:46,155
‫با حواله‌دارم حرف میزنم.

329
00:16:46,157 --> 00:16:49,849
‫تا فردا این موقع حسابت تسویه میشه.

330
00:16:54,665 --> 00:16:56,900
‫برات معنای زیادی داره.

331
00:16:56,902 --> 00:16:58,267
‫داشت.

332
00:16:58,901 --> 00:17:00,173
‫یه زمانی.

333
00:17:00,800 --> 00:17:03,882
‫اگه وضعیت برعکس بود بهت رحم میکرد؟

334
00:17:06,019 --> 00:17:07,503
‫نه.

335
00:17:08,528 --> 00:17:10,508
‫پس نباید بهش رحم کنی.

336
00:17:14,493 --> 00:17:16,014
‫ممنون.

337
00:17:17,230 --> 00:17:18,748
‫برای چی؟

338
00:17:18,750 --> 00:17:21,384
‫کارم اینه که ازش محافظت کنم.

339
00:17:21,386 --> 00:17:23,701
‫من نتونستم و تو تونستی.

340
00:17:24,562 --> 00:17:27,297
‫قرار بود یه مرد باشه...

341
00:17:27,299 --> 00:17:31,183
‫یه مجرم و فراری که از همه بدتره.

342
00:17:31,185 --> 00:17:34,934
‫به خاطر همین داوطلب شدم.
‫نه از اینکه ازش محافظت کنم.

343
00:17:34,936 --> 00:17:37,893
‫بلکه برای از بین بردن بدترین خلافکار.

344
00:17:39,092 --> 00:17:42,570
‫به تجربه‌ی من آدما با چیزی که قراره باشن...

345
00:17:42,572 --> 00:17:44,767
‫چیزی که هستن فاصله زیادی دارن.

346
00:17:46,694 --> 00:17:49,612
‫استیون بیل". پیمانکار؟"

347
00:17:49,614 --> 00:17:50,680
‫بهش زنگ بزن.

348
00:17:50,682 --> 00:17:52,822
‫بهش بگو "ریموند" تو رو فرستاده.

349
00:17:52,824 --> 00:17:53,985
‫چرا؟

350
00:17:54,011 --> 00:17:56,728
‫ریموند" مراقب آدمایی"
‫که مراقبشن هست.

351
00:17:58,487 --> 00:18:00,817
‫این کار رو برای پول انجام ندادم.

352
00:18:00,819 --> 00:18:04,503
‫نه. انجامش دادی
‫چونکه کار درست همینه.

353
00:18:05,177 --> 00:18:07,068
‫زیادی روم حساب میکنی.

354
00:18:07,070 --> 00:18:08,856
‫کارت رو بگیر.

355
00:18:09,608 --> 00:18:12,537
‫فقط پول نیست. محافظت هم هست.

356
00:18:13,163 --> 00:18:15,050
‫فکر میکنی میاد سراغم؟

357
00:18:18,544 --> 00:18:20,576
‫لطفا از طرف من ازش تشکر کن.

358
00:18:21,286 --> 00:18:23,411
‫تشکر لازم نیست.

359
00:18:24,604 --> 00:18:26,584
‫خیلی باشرف به نظر میاد.

360
00:18:27,547 --> 00:18:29,509
‫چطور ممکنه؟

361
00:18:29,511 --> 00:18:31,474
‫چونکه باشرفه.

362
00:18:34,994 --> 00:18:36,738
‫باید برم.

363
00:18:44,777 --> 00:18:47,274
‫گفتش من قاتل نیستم...

364
00:18:47,992 --> 00:18:49,852
‫ردینگتون" گفت".

365
00:18:49,854 --> 00:18:53,028
‫گفتش میتونه با نگاه کردن بهم بفهمه.

366
00:18:53,984 --> 00:18:55,694
‫پس نیستی.

367
00:18:56,083 --> 00:18:58,213
‫هیچی در موردم نمیدونه.

368
00:19:00,211 --> 00:19:01,547
‫به اندازه کافی میدونه.

369
00:19:11,991 --> 00:19:14,091
‫پناه بگیر!

370
00:19:16,059 --> 00:19:17,922
‫- چی بود؟
‫- نمیدونم.

371
00:19:29,044 --> 00:19:31,111
‫دستاتو نشون بده!

372
00:19:33,655 --> 00:19:35,824
‫- پلیس.
‫- تو برو.

373
00:20:12,442 --> 00:20:14,027
‫اینجا بوده.

374
00:20:14,984 --> 00:20:17,965
‫کمک لازم دارم. یه چیزی پیدا کردم.

375
00:20:22,409 --> 00:20:23,628
‫یکی داخله. قفله.

376
00:20:23,630 --> 00:20:26,001
‫استاین‌هیل" ـه. تنهاس".

377
00:20:28,749 --> 00:20:31,086
‫اف.بی.آی، در رو باز کن.

378
00:20:31,088 --> 00:20:33,901
‫استاین‌هیل" گفتم در رو باز کن".

379
00:20:51,295 --> 00:20:54,616
‫لعنتی! قسم میخورم
‫یه جعبه دیگه اینجا داشتم.

380
00:20:54,618 --> 00:20:56,243
‫دام" میتونیم کمکت کنیم".

381
00:20:56,245 --> 00:20:57,396
‫هر چی میتونیم رو برمیدارم.

382
00:20:57,398 --> 00:20:58,650
‫فرار کردن از سنّ من گذشته.

383
00:20:58,652 --> 00:21:00,176
‫ولی برای مُردن هم
‫هنوز خیلی جوونی.

384
00:21:00,178 --> 00:21:01,566
‫آخه... کجا برم؟

385
00:21:01,568 --> 00:21:04,313
‫ساحل، کوه.

386
00:21:04,315 --> 00:21:05,601
‫رشته‌کوه تیتان چطوره؟

387
00:21:05,603 --> 00:21:07,296
‫واقعاً فکر می‌کنی کاتارینا
‫بهمون نزدیک شده؟

388
00:21:07,298 --> 00:21:08,686
‫فکر کنم کل روز رو وقت داشته باشیم

389
00:21:08,688 --> 00:21:10,191
‫ندارید

390
00:21:12,624 --> 00:21:13,781
‫یعنی چی نداریم؟

391
00:21:13,783 --> 00:21:15,046
‫کل روزو وقت ندارین

392
00:21:15,048 --> 00:21:16,978
‫حتی یه‌ساعتم وقت ندارین

393
00:21:16,980 --> 00:21:18,947
‫اون می‌دونه کجایی.
‫از وقتی از پناهگاه زدیم بیرون

394
00:21:18,949 --> 00:21:20,458
‫موقعیت‌مونو زیر نظر داره

395
00:21:20,460 --> 00:21:24,217
‫چطوری؟ تو که تراشه‌ی
‫توی گردن ریموند رو در آوردی.

396
00:21:24,220 --> 00:21:26,186
‫،آره، از گردن من

397
00:21:26,188 --> 00:21:28,419
‫ولی از نه گردن خودش.

398
00:21:29,877 --> 00:21:32,264
‫ما فرار نکردیم، مگه نه، میلا؟

399
00:21:32,266 --> 00:21:33,881
‫نه.

400
00:21:33,883 --> 00:21:36,235
‫خودش بهم دستور داد بهت کمک کنم

401
00:21:36,237 --> 00:21:38,390
‫به امیدِ این‌که برسونمش اینجا

402
00:21:39,154 --> 00:21:40,586
‫".پیش "دام

403
00:21:41,965 --> 00:21:43,837
‫چقدر وقت داریم؟

404
00:21:45,795 --> 00:21:48,217
‫میلا. چقدر؟

405
00:21:48,219 --> 00:21:50,924
‫بیست دقیقه، نیم‌ساعت دیگه
‫می‌رسه اینجا.

406
00:21:50,926 --> 00:21:54,016
‫چارۀ دیگه‌ای نداشتم.
‫گفت می‌کُشتم.

407
00:21:54,018 --> 00:21:57,951
‫دام، بهت پیشنهاد می‌کنم
‫اون مهماتی که گفتی رو پیدا کنی.

408
00:22:07,661 --> 00:22:09,960
‫تو کی هستی؟

409
00:22:09,962 --> 00:22:11,482
‫حالا که دم‌خورِ من شدی

410
00:22:11,484 --> 00:22:13,073
‫لااقل باید اسمت رو بدونم

411
00:22:13,075 --> 00:22:18,046
‫فرانچسکا کمپبل.
‫بهم میگن فرانکی.

412
00:22:18,894 --> 00:22:21,347
‫بگو ببینم، فرانچسکا.

413
00:22:22,074 --> 00:22:24,474
‫چه‌جوریاست که...

414
00:22:24,476 --> 00:22:26,742
‫تو فرشته‌ی محافظ من
‫از آب درومدی؟

415
00:22:26,744 --> 00:22:28,839
‫این‌طور نیست.

416
00:22:29,679 --> 00:22:31,139
‫تو واقعاً پرستاری؟

417
00:22:31,141 --> 00:22:32,899
‫قبلاً پزشک دوران جنگ بودم.

418
00:22:32,901 --> 00:22:34,827
‫برای همینم استاین‌هیل
‫منو انتخاب کرد.

419
00:22:34,829 --> 00:22:36,892
‫- استاین‌هیل.
‫- خودش اون توهم رو ساخت.

420
00:22:36,894 --> 00:22:40,342
‫که توش نقش هم داشت.
‫بازپرس اوبان.

421
00:22:40,344 --> 00:22:42,610
‫بگو برام... از حقه‌ش.

422
00:22:42,612 --> 00:22:45,350
‫- هر لحظه ممکنه برسن.
‫- گفتم بگو.

423
00:22:45,352 --> 00:22:48,531
‫فقط در این حد می‌دونم که
‫کاتارینا روستوا واسه این استخدامش کرد

424
00:22:48,533 --> 00:22:50,222
‫که فکر می‌کنه یه‌سری آدم
‫می‌خوان بکشنش

425
00:22:50,224 --> 00:22:52,421
‫و این‌که تو شاید بدونی
‫چطور میشه جلوشونو گرفت.

426
00:22:52,423 --> 00:22:54,857
‫،نقشه این بود که فریبت بدیم
‫،نه که بکشیمت

427
00:22:54,859 --> 00:22:56,651
‫که قانعت کنیم به بازپرس اوبان بگی

428
00:22:56,653 --> 00:22:59,392
‫تروریست‌ها کی هستن
‫و اونا یا خود تو ممکنه چه‌چیزایی

429
00:22:59,394 --> 00:23:02,437
‫درمورد منابع و پناهگاه‌های روستوا بدونن.

430
00:23:02,439 --> 00:23:04,635
‫کلاً به اسلحۀ اتوماتیک اعتقادی نداری؟

431
00:23:04,637 --> 00:23:05,788
‫اونو باز کن.

432
00:23:05,790 --> 00:23:07,210
‫استاین‌هیل آدم باهوشیه

433
00:23:07,212 --> 00:23:09,413
‫می‌دونست بعد از این‌که بفهمم

434
00:23:09,415 --> 00:23:11,819
‫بیمارستانه تقلبی بوده
‫اعتمادبنفس کاذب می‌گیرم...

435
00:23:11,821 --> 00:23:13,174
‫یواش، یواش.

436
00:23:13,176 --> 00:23:15,715
‫و این‌که فکر می‌کنم پازل رو حل کردم

437
00:23:15,717 --> 00:23:17,172
‫در حالی که فقط تیکۀ اولش رو چیدم

438
00:23:17,174 --> 00:23:19,646
‫من به مواد منفجره‌ی خمیری اعتقاد دارم

439
00:23:19,648 --> 00:23:21,747
‫می‌دونست رد پاهاش رو

440
00:23:21,749 --> 00:23:23,170
‫روی ماجرای فرار نمی‌بینم

441
00:23:23,172 --> 00:23:24,932
‫،همه‌چیز برنامه‌ریزی شده بود

442
00:23:24,934 --> 00:23:26,355
‫تا آخرین جزء نقشه...

443
00:23:26,357 --> 00:23:30,252
‫،تو رو ولت کنیم که جون بدی
‫ماشینـه هم که بیرون پارک شده بود.

444
00:23:30,254 --> 00:23:31,980
‫تو که به نگهبانه شلیک کردی

445
00:23:31,982 --> 00:23:33,776
‫نه، نکردم.

446
00:23:35,235 --> 00:23:37,706
‫اون جریانات و تراشه‌ی توی گردنم

447
00:23:37,708 --> 00:23:39,604
‫فوق‌العاده بود

448
00:23:41,029 --> 00:23:43,263
‫،این ماجراها که تموم شد
‫باید برم

449
00:23:43,265 --> 00:23:47,397
‫این استاین‌هیل رو استخدام دائمی کنمش.

450
00:23:47,399 --> 00:23:48,651
‫پس...

451
00:23:48,653 --> 00:23:52,599
‫تو پرستاری نیستی که
‫از سایۀ خودشم می‌ترسه

452
00:23:53,937 --> 00:23:55,493
‫تو یه سربازی.

453
00:23:55,495 --> 00:23:56,712
‫درسته

454
00:23:56,714 --> 00:24:00,506
‫و نه تو، نه کس دیگه‌ای رو
‫نمی‌کشونم به کمین دشمن.

455
00:24:00,508 --> 00:24:03,114
‫،چهارتا شات‌گان.. دو تا تفنگ دست‌کش
‫و دو تا اهرم.

456
00:24:03,116 --> 00:24:05,519
‫سه تا هم اسلحۀ دوربین‌دار..
‫و همه تک تیرانداز.

457
00:24:05,521 --> 00:24:09,042
‫و چندتا هم سوقاتی از خونه

458
00:24:09,748 --> 00:24:11,074
‫بذار کمکت کنم

459
00:24:11,076 --> 00:24:13,428
‫همین کمک جنابعالی بود
‫که انداختن‌مون تو این فلاکت.

460
00:24:13,430 --> 00:24:15,343
‫منو هم می‌زنه می‌کشه

461
00:24:15,345 --> 00:24:17,883
‫موقعی که بفهمه
‫،تو از اومدنش خبر داشتی

462
00:24:17,885 --> 00:24:19,984
‫متوجه میشه من بهت خبر دادم.

463
00:24:19,986 --> 00:24:22,558
‫ریموند، یه تفنگ دیگه به‌دردمون می‌خوره.
‫[ یک فرد مسلح دیگه ]

464
00:24:22,560 --> 00:24:25,708
‫نه اگه به پشت سرمون
‫نشونه رفته باشه!

465
00:24:27,302 --> 00:24:30,789
‫توی ارتش به پزشک جنگی چی میگن؟

466
00:24:31,427 --> 00:24:33,635
‫ویسکی ۶۸.

467
00:24:33,637 --> 00:24:35,904
‫دمبه، یه شات‌گان بده خانم

468
00:24:44,579 --> 00:24:46,685
‫می‌خوام کامل کالبدشکافی شه.

469
00:24:46,687 --> 00:24:49,000
‫تا هویت قطعیِ اون جسد رو پیدا نکردم
‫کسی حق نداره سمتش بره.

470
00:24:49,002 --> 00:24:50,269
‫تفهیمه؟

471
00:24:50,271 --> 00:24:53,080
‫اونا گولش زدن.
‫کاری کردن که باور کنه فرار کرده.

472
00:24:53,082 --> 00:24:54,436
‫،ردینگتون فرار کرده
‫ولی در واقع نکرده؟

473
00:24:54,438 --> 00:24:57,078
‫موقعیتش رو زیر نظر داشتن.
‫جفت‌شون رو.

474
00:24:57,080 --> 00:24:59,280
‫جفت‌شون؟ منظورت از جفت‌شون چیه؟

475
00:24:59,282 --> 00:25:01,991
‫یکی از مأمورین انتظامات گفت
‫یه پرستاری سر صحنه بوده

476
00:25:01,993 --> 00:25:03,277
‫،که باهاش دوست شده

477
00:25:03,279 --> 00:25:05,818
‫و بهش قبولونده که
‫طرف ردینگتون بوده.

478
00:25:05,820 --> 00:25:07,613
‫زنه برنامه‌ی فرار رو طرح‌ریزی کرده بوده

479
00:25:07,615 --> 00:25:09,733
‫- که اونا ردّش رو بزنن.
‫- چرا؟ کجا..

480
00:25:09,735 --> 00:25:11,341
‫فکر می‌کردن می‌خواسته بره کجا؟

481
00:25:11,343 --> 00:25:13,373
‫خونۀ پدربزرگم.

482
00:25:13,375 --> 00:25:15,439
‫- پدربزرگت؟
‫- اونی که ردینگتون رو ربوده

483
00:25:15,441 --> 00:25:18,759
‫می‌خواسته ماجرای کاتارینا روستوا رو بفهمه.

484
00:25:18,761 --> 00:25:21,504
‫،اگر اون چیزی بهشون نگه
‫شاید فکر کنن "دام" بگه.

485
00:25:21,506 --> 00:25:24,044
‫و اگر بلایی که سر ردینگتون آوردن
‫رو سر اونم بیارن...

486
00:25:24,046 --> 00:25:25,704
‫همچین اجازه‌ای نمی‌دیم

487
00:25:25,706 --> 00:25:27,161
‫ممکنه همین‌الان اونجا باشن

488
00:25:27,163 --> 00:25:29,502
‫کین. همچین اتفاقی نمیفته.

489
00:25:50,917 --> 00:25:52,272
‫جفت‌شون اینجان؟

490
00:25:52,274 --> 00:25:54,138
‫ردینگتون تو اتاق‌خواب توی زیرزمین
‫داره استراحت می‌کنه.

491
00:25:54,140 --> 00:25:55,496
‫سر جاش خوابیده.

492
00:25:55,498 --> 00:25:57,125
‫پیرمرده هم داره تو حیاط‌پشتی کار می‌کنه.

493
00:25:57,127 --> 00:25:58,448
‫- کس دیگه‌ایم هست؟
‫- نه.

494
00:25:58,450 --> 00:26:00,789
‫هر کاری گفتی کردم.
‫درست طبق برنامه پیش رفت.

495
00:26:00,792 --> 00:26:03,878
‫شما سه‌تا باهاش برید داخل.
‫ردینگتون رو پیدا کنید و بکشیدش.

496
00:26:03,880 --> 00:26:06,831
‫بردی، به بقیه بگو
‫برن از پشت دور بزنن.

497
00:26:06,833 --> 00:26:10,156
‫دامینیک رو برام بیاریدش.
‫زنده می‌خوامش.

498
00:26:10,158 --> 00:26:12,226


499
00:26:12,228 --> 00:26:16,366


500
00:26:16,368 --> 00:26:20,472


501
00:26:20,474 --> 00:26:22,609


502
00:26:22,611 --> 00:26:24,646


503
00:26:24,648 --> 00:26:29,125


504
00:26:29,127 --> 00:26:32,993


505
00:26:32,995 --> 00:26:37,100


506
00:26:38,425 --> 00:26:39,914
‫تکون نخور.

507
00:26:39,916 --> 00:26:42,795
‫بهمون نگفتی کس دیگه‌ایم توی خونه بود.

508
00:26:42,797 --> 00:26:44,897
‫سلاحـاتونو بندازید. سریع.

509
00:26:44,899 --> 00:26:47,134
‫گفت سلاحـاتونو بندازید دیگه!

510
00:27:05,948 --> 00:27:08,589


511
00:27:08,591 --> 00:27:10,690


512
00:27:10,692 --> 00:27:15,029


513
00:27:16,421 --> 00:27:19,368


514
00:27:19,370 --> 00:27:23,367


515
00:27:23,369 --> 00:27:25,332


516
00:27:25,334 --> 00:27:27,129


517
00:27:27,131 --> 00:27:31,536


518
00:27:31,538 --> 00:27:35,670


519
00:27:35,672 --> 00:27:39,433


520
00:27:39,435 --> 00:27:44,246


521
00:27:46,688 --> 00:27:52,787


522
00:27:52,789 --> 00:27:54,617


523
00:27:54,619 --> 00:27:56,109


524
00:27:56,111 --> 00:28:01,397


525
00:28:03,839 --> 00:28:09,159


526
00:28:10,584 --> 00:28:12,989
‫دمبه! دام تیر خورده!

527
00:28:28,643 --> 00:28:30,647
‫خیله‌خب. یه قدم دیگه.

528
00:28:30,649 --> 00:28:33,222
‫آفرین. خب، بشین

529
00:28:34,795 --> 00:28:36,164
‫یه‌چیزی بده بذارم زیر سرش

530
00:28:40,046 --> 00:28:41,917
‫بفرما

531
00:28:43,992 --> 00:28:46,097
‫اصابتِ گلولۀ تک‌تیرانداز به سینه

532
00:28:46,099 --> 00:28:48,438
‫لطفاً بگو که قیچی "هموستات" داره.

533
00:28:48,440 --> 00:28:49,741
‫حالش چه‌قدر وخیمه؟

534
00:28:49,743 --> 00:28:51,838
‫یه پانسمانِ "کوئیک‌پلات"ای، "سیلاکس"ای؟

535
00:28:51,840 --> 00:28:54,070
‫- چیزی نمی‌بینم.
‫- پانسمان گاز چی؟

536
00:28:56,646 --> 00:28:59,668
‫آها... پلاستیکه.
‫بسته‌ش رو هم بده من.

537
00:29:05,097 --> 00:29:07,086
‫خیله‌خب. بلندش کنید.

538
00:29:07,088 --> 00:29:09,765
‫چه‌قدر وخیمه؟

539
00:29:09,768 --> 00:29:11,757
‫چه‌قدر؟!

540
00:29:19,315 --> 00:29:20,858
‫همینه

541
00:29:25,531 --> 00:29:27,075
‫اومدن

542
00:29:34,254 --> 00:29:37,103
‫آقایون، دیگه تمومه!

543
00:29:37,105 --> 00:29:38,411
‫برو به جهنم!

544
00:29:38,413 --> 00:29:41,086
‫ظاهراً که تو زودتر می‌رسی اونجا.

545
00:29:41,088 --> 00:29:42,975
‫ریموند، بهت که گفتم دنبال جواب سؤالامم

546
00:29:42,977 --> 00:29:44,658
‫که یعنی زنده لازمش دارم.

547
00:29:44,660 --> 00:29:49,295
‫،اگر بفرستیش بیرون
‫منم هیچ‌چاره‌ای جز نجات‌دادن جونش ندارم.

548
00:29:49,297 --> 00:29:51,423
‫اگر بازش کنیم، هر سه‌تامونو می‌کُشه

549
00:29:51,425 --> 00:29:52,900
‫و آخرسرم دام رو.

550
00:29:52,902 --> 00:29:54,893
‫بهرحال که ممکنه دووم نیاره.

551
00:29:54,895 --> 00:29:57,299
‫پس مقاومت می‌کنیم.

552
00:29:58,398 --> 00:30:00,456
‫،درو باز کن، ریموند

553
00:30:00,458 --> 00:30:03,513
‫یا افرادم به رگبار می‌بندن‌تون.

554
00:30:05,404 --> 00:30:08,561
‫ریموند، این آخرین اخطارمه!

555
00:30:30,131 --> 00:30:31,605
‫سریع سریع!

556
00:30:41,910 --> 00:30:44,587
‫- امنه!
‫- امنه!

557
00:30:46,306 --> 00:30:48,125
‫رسلر، بیا اینجا!

558
00:30:48,127 --> 00:30:52,383
‫دام؟ دام، الیزابت کین هستم.
‫حالت خوبه؟

559
00:30:52,385 --> 00:30:54,410
‫الیزابت! ماییم!

560
00:30:54,412 --> 00:30:56,642
‫- بیرون امنه؟
‫- آره!

561
00:30:59,563 --> 00:31:02,549
‫دام تیر خورده. باید همین‌الان
‫برسونیمش بیمارستان.

562
00:31:02,551 --> 00:31:04,541
‫همین‌طوری

563
00:31:08,596 --> 00:31:09,868
‫ردینگتون رو پیدا کردین؟

564
00:31:09,870 --> 00:31:11,912
‫آره. خیلی فلاکت کشیده، ولی حالش خوبه.

565
00:31:11,914 --> 00:31:13,990
‫- از روستوا که بهتره.
‫- کاتارینا؟

566
00:31:13,992 --> 00:31:17,375
‫،نه. دامینیک... پدرش
‫پدربزرگِ کین.

567
00:31:17,377 --> 00:31:20,123
‫تمام این ماجراها به‌خاطر
‫اطلاعات گرفتن

568
00:31:20,125 --> 00:31:22,158
‫دربارۀ کاتارینا و کسایی که دنبالشن بود.

569
00:31:22,160 --> 00:31:23,539
‫اطلاعات برای کی؟

570
00:31:23,541 --> 00:31:26,155
‫به پیدا کردنِ کارفرمای استاین‌هیل
‫نزدیک‌تر شدیم؟

571
00:31:26,157 --> 00:31:28,032
‫نه، ما که رسیدیم اونجا
‫اونا رفته بودن.

572
00:31:28,034 --> 00:31:32,456
‫،و این‌طور که معلومه
‫با تیربارون اومدن تو.

573
00:31:34,870 --> 00:31:37,248
‫نزدیک‌ترین بیمارستان اون‌طرفیه

574
00:31:37,250 --> 00:31:39,258
‫- درسته.
‫- پس چرا داریم اشتباهی می‌ریم؟

575
00:31:39,260 --> 00:31:40,526
‫چون که قرار نیست بریم بیمارستان

576
00:31:40,528 --> 00:31:41,619
‫- چی؟
‫- چی؟

577
00:31:41,621 --> 00:31:42,794
‫ببخشید، ولی شما کی هستین؟

578
00:31:42,796 --> 00:31:44,727
‫اون به جراح و اتاق‌عمل نیاز داره.

579
00:31:44,729 --> 00:31:47,110
‫بله، منم می‌خوام بهترینش
‫رو براش تأمین کنم.

580
00:31:47,112 --> 00:31:48,664
‫اگه تا اون‌موقع بمیره چی؟

581
00:31:48,666 --> 00:31:50,530
‫اون یه رگِ روستوف داره، الیزابت.

582
00:31:50,532 --> 00:31:53,188
‫،اگر ببریمش بیمارستان
‫،سؤالاتی پیش میاد

583
00:31:53,190 --> 00:31:55,348
‫سؤالاتی که آمادگیِ پاسخ‌دهی
‫بهشونو نداره.

584
00:31:55,350 --> 00:31:58,271
‫جونِ من نگو که این زن‌ـه
‫همون پرستار بیمارستان فرانسه‌ست.

585
00:31:58,273 --> 00:32:00,995
‫- خوب مجابم کرد.
‫- توی کلاهبرداریـه نقش داشته.

586
00:32:00,997 --> 00:32:03,154
‫بله، و حالا تنها امید پدربزرگت

587
00:32:03,156 --> 00:32:05,744
‫برای زنده‌موندنـه.

588
00:32:07,076 --> 00:32:09,964
‫به دکتر استاین و تیم‌شون اطلاع داده شد.
‫تو راهن.

589
00:32:09,966 --> 00:32:13,020
‫،تو راه خونۀ دام که بودم به دمبه زنگ زدم
‫،و با توجه به شرایط جسمیم

590
00:32:13,022 --> 00:32:15,986
‫لازم دونست یکی از تیم‌های
‫فوریت‌های پزشکی‌مون رو جمع کنه.

591
00:32:15,988 --> 00:32:18,168
‫الانم که معلوم شد
‫واقعاً لازم بوده.

592
00:32:19,333 --> 00:32:21,092
‫- موضوع چیه؟
‫- هواجنبیِ فشاری.

593
00:32:21,094 --> 00:32:22,975
‫هوا داره از سوراخ گلوله
‫وارد پرده جنب ریه‌هاش میشه.

594
00:32:22,977 --> 00:32:24,355
‫باید راه هوارسانی رو باز کنیم

595
00:32:24,357 --> 00:32:26,130
‫و گرنه این فشار باعث
‫از کار افتادن ریه‌هاش میشه.

596
00:32:30,827 --> 00:32:33,349
‫فقط هوا نیست. داره به‌داخل
‫حفرۀ قفسه‌سینه‌ش خونریزی می‌کنه.

597
00:32:33,351 --> 00:32:34,977
‫داریم از دستش می‌دیم.
‫چه‌قدر راه مونده؟!

598
00:32:34,979 --> 00:32:36,212
‫سه دقیقه دیگه

599
00:32:36,214 --> 00:32:37,839
‫الان می‌رسیم

600
00:32:40,051 --> 00:32:41,050
‫چه‌قدر که باهات حرف دارم

601
00:32:41,052 --> 00:32:43,419
‫یک عمر هم برای این‌کار وقت داری

602
00:33:02,040 --> 00:33:05,875
‫ضرب گلوله! پیرمرد سفیدپوست ۸۰ ساله.
‫اکسیژن... بر روی ۷۶ و در حال کاهش.

603
00:33:05,877 --> 00:33:07,644
‫حله.

604
00:33:07,646 --> 00:33:09,479
‫هواجنبی داره. ریه‌هاش دارن غرق میشن.

605
00:33:09,481 --> 00:33:10,880
‫پزشک جراح کدوم‌تونید؟

606
00:33:10,882 --> 00:33:12,182
‫- دکتر هنوز تو راهه.
‫- کِی می‌رسه؟

607
00:33:12,184 --> 00:33:14,084
‫- شش دقیقه دیگه.
‫- شش دقیقه دیگه که اون مُرده!

608
00:33:14,086 --> 00:33:16,186
‫اگر طی دو دقیقه‌ی آینده
‫،لولۀ تنفسی وارد سینه‌ش نکنیم

609
00:33:16,188 --> 00:33:17,618
‫جفت ریه‌هاش از کار میفتن.

610
00:33:17,620 --> 00:33:20,265
‫- خب خودت انجامش بده.
‫- من؟ من یه پزشک جنگی‌ام.

611
00:33:20,267 --> 00:33:21,992
‫برام مهم نیست چی هستی.
‫طریقۀ کارشو بلدی؟

612
00:33:21,994 --> 00:33:23,526
‫- تا حالا انجامش ندادم.
‫- بلدی یا نه؟

613
00:33:23,528 --> 00:33:25,940
‫خب حلش کن دیگه. این آدما
‫هر چی بخوای برات فراهم می‌کنن.

614
00:33:25,942 --> 00:33:27,349
‫یالا!

615
00:33:27,900 --> 00:33:30,534
‫شمار کربن دی‌اکسید...

616
00:33:40,413 --> 00:33:46,517


617
00:33:48,988 --> 00:33:52,123
‫چاقو. هر کدوم بود فرقی نداره.
‫یکی‌شو بده.

618
00:33:52,125 --> 00:33:56,727


619
00:33:56,729 --> 00:33:58,553
‫ماهیچه میان‌دندۀ هفتم.

620
00:34:01,068 --> 00:34:03,553
‫کوچیک‌ترین لوله تراشه‌ای
‫که دارینو بده بهم.

621
00:34:04,038 --> 00:34:08,940


622
00:34:12,379 --> 00:34:14,879


623
00:34:14,881 --> 00:34:15,985
‫خیله‌خب.

624
00:34:15,987 --> 00:34:19,685


625
00:34:21,296 --> 00:34:24,690


626
00:34:24,692 --> 00:34:26,158
‫وضعیتش وخیمه.

627
00:34:27,695 --> 00:34:29,895
‫داره متعادل میشه.

628
00:34:29,897 --> 00:34:34,834


629
00:34:34,836 --> 00:34:39,739


630
00:34:43,144 --> 00:34:45,178


631
00:34:45,180 --> 00:34:49,082


632
00:34:51,931 --> 00:34:54,657
‫،اون سؤالاتی که نمی‌خواستی بپرسن

633
00:34:54,659 --> 00:34:57,049
‫خب، در هر صورت ازت می‌پرسم

634
00:34:57,051 --> 00:34:59,745
‫سؤال اول این‌که این کارِ کی بود؟

635
00:35:00,653 --> 00:35:01,969
‫الان وقتش نیست، الیزابت.

636
00:35:01,971 --> 00:35:03,249
‫چرا همین‌الان.

637
00:35:03,251 --> 00:35:06,382
‫یکی اون بیرون فکر می‌کنه که
‫،کاتارینا روستوا هنوز زنده‌ست

638
00:35:06,384 --> 00:35:09,203
‫و مشخصاً هم فکر می‌کنن تو
‫بیشتر از اونی که رو می‌کنی، اطلاعات داری.

639
00:35:10,130 --> 00:35:12,952
‫- این که سؤال نبود.
‫- کی از پاریس دزدیدت؟

640
00:35:12,954 --> 00:35:14,674
‫کی شکنجه‌ت داد؟

641
00:35:14,676 --> 00:35:17,939
‫چرا بابابزرگم تو یه انبار الوار
‫داره جون میده؟

642
00:35:17,941 --> 00:35:21,072
‫سؤال من اینه که آخه چی شد؟

643
00:35:23,096 --> 00:35:26,025
‫کار شما بود. تو و مأمور رسلر.

644
00:35:26,027 --> 00:35:27,479
‫جانم؟

645
00:35:27,481 --> 00:35:30,783
‫تا حالا چند دفعه بهت گفتم؟
‫بی‌خیالش شو.

646
00:35:30,785 --> 00:35:33,230
‫بهت هشدار دادم
‫حتی به زبون آوردنِ اسم

647
00:35:33,232 --> 00:35:35,443
‫،کاتارینا روستوا هم عواقب ناگواری داره

648
00:35:35,445 --> 00:35:36,600
‫و حالا متوجه شدی.

649
00:35:36,602 --> 00:35:39,575
‫حالا می‌فهمی که اون اسم
‫باعث میشه بقیه چه کارها که نکنن.

650
00:35:39,576 --> 00:35:43,209
‫این سؤالات جنابعالی
‫،توجه‌شون رو جلب کرده

651
00:35:43,211 --> 00:35:46,482
‫و حالا از هر سوراخ موشی که
‫،توش بودن میان بیرون

652
00:35:46,484 --> 00:35:49,489
‫و به هر کی لازم باشه صدمه می‌زنن
‫،اونم فقط به‌خاطر احتمال

653
00:35:49,491 --> 00:35:52,695
‫و خیالِ این که
‫شاید اون هنوز زنده باشه.

654
00:35:52,697 --> 00:35:54,181
‫میگی چی شد؟

655
00:35:54,680 --> 00:35:56,233
‫الیزابت.

656
00:35:56,906 --> 00:35:59,590
‫،تو یه شبح قدیمی رو برگردوندی

657
00:35:59,592 --> 00:36:03,880
‫و واسه همینم هست که بابابزرگت
‫تو انبار الوار داره جون میده.

658
00:36:13,579 --> 00:36:14,996
‫ردینگتون گفت تو مقصری؟

659
00:36:14,998 --> 00:36:18,173
‫- خب بی‌راه هم نمیگه.
‫- معلومه که میگه.

660
00:36:18,175 --> 00:36:20,518
‫هیچ‌کدوم از این اتفاقـا نمیفتاد
‫اگر من و رسلر اون سؤالایی

661
00:36:20,520 --> 00:36:23,208
‫که بهمون گفته بود نپرسیم
‫رو نپرسیده بودیم.

662
00:36:23,234 --> 00:36:26,264
‫اگر راست‌شو بهت می‌گفت
‫،خب تو هم مجبور نمی‌شدی

663
00:36:26,266 --> 00:36:28,094
‫اگر هویت واقعیش رو بهت گفته بود.

664
00:36:28,096 --> 00:36:30,288
‫هنوز تصمیم نگرفتی می‌خوای
‫به دادگستری اطلاع بدی یا نه؟

665
00:36:30,290 --> 00:36:33,160
‫هنوز نه. اما گفتنِ این‌که ردینگتون

666
00:36:33,162 --> 00:36:35,961
‫در واقع مأمور سابق کا.گ.ب بوده
‫و اسمش ایلیا کسلوف بوده

667
00:36:35,964 --> 00:36:38,935
‫قشقرقی به پا می‌کنه که اصلاً
‫دوست ندارم باهاش دست‌وپنجه نرم کنم.

668
00:36:38,937 --> 00:36:41,616
‫چیزی که برام مهمه
‫تویی و این‌که مطمئن شم

669
00:36:41,616 --> 00:36:43,932
‫می‌دونی هیچ‌کدوم از این قضایع
‫تقصیر تو نیست.

670
00:36:43,935 --> 00:36:46,839
‫ردینگتون که بهمون نمیگه
‫کی ربودتش.

671
00:36:46,841 --> 00:36:48,879
‫و این‌طورم نیست که بتونیم
‫از استاین‌هیل

672
00:36:48,881 --> 00:36:50,401
‫یا هر کی که هست
‫بپرسیم.

673
00:36:50,403 --> 00:36:52,200
‫آرام" رفته نتیجۀ پزشکی‌قانونی رو پیگیری کنه".

674
00:36:52,202 --> 00:36:54,360
‫،اگر بتونیم جسده رو شناسایی کنیم

675
00:36:54,362 --> 00:36:56,255
‫شاید بتونیم از اونجا
‫عقب‌عقب برگردیم به هدف.

676
00:36:56,257 --> 00:36:58,116
‫تا اون‌موقع، یه تیم امنیتی

677
00:36:58,118 --> 00:36:59,346
‫برای آپارتمانت منصوب کرده‌م.

678
00:36:59,348 --> 00:37:01,140
‫به‌نظرت این‌کار واقعاً لازمه؟

679
00:37:01,142 --> 00:37:02,436
‫،نمی‌دونیم کی ردینگتون رو دزدیده

680
00:37:02,438 --> 00:37:03,898
‫اما زن‌ـه از مادرت پرس‌وجو کرده

681
00:37:03,900 --> 00:37:05,660
‫و نشون داده که حاضره
‫بره سراغ هر کسی

682
00:37:05,662 --> 00:37:06,857
‫،که ممکنه اطلاعاتی ازش داشته باشه

683
00:37:06,859 --> 00:37:09,615
‫برای همینم، بله، به‌نظرم لازمه

684
00:37:10,096 --> 00:37:13,869
‫شرمنده که خانواده‌م همچین...

685
00:37:15,434 --> 00:37:16,760
‫بَلبشویی‌ـه.

686
00:37:16,762 --> 00:37:19,276
‫کاتارینا روستوا باهات نسبت فامیلی داره.

687
00:37:19,787 --> 00:37:21,214
‫خوانواده‌ت ماییم.

688
00:37:21,216 --> 00:37:23,242
‫و اجازه نمی‌دیم
‫یک تار مو از سرت کم بشه.

689
00:37:35,041 --> 00:37:37,797
‫- قربان.
‫- مأمور مجتبایی.

690
00:37:37,799 --> 00:37:39,759
‫- چیزی شده؟
‫- صددرصد.

691
00:37:39,761 --> 00:37:41,097
‫طبق دستورتون رفتم نتیجه‌ی

692
00:37:41,099 --> 00:37:42,883
‫،پزشکی‌قانونی رو پیگیری کردم

693
00:37:42,885 --> 00:37:45,475
‫و اصلاً خبر نداشتن
‫از چی حرف می‌زدم.

694
00:37:45,477 --> 00:37:49,098
‫استاین‌هیل دست اونا نیست.
‫یعنی اصلاً تحویلش هم نگرفتن.

695
00:37:49,100 --> 00:37:50,726
‫ظاهراً، تماسی که مبنی‌بر

696
00:37:50,728 --> 00:37:53,384
‫اعزام مأمور بر سر صحنه باهاشون گرفتیم
‫لغو شده بوده.

697
00:37:53,386 --> 00:37:55,579
‫- به‌دستِ کی؟
‫- خب، طبق تاریخچۀ تماس

698
00:37:55,581 --> 00:37:58,237
‫".توسط مأمور ویژه "جرالد هوست

699
00:37:58,239 --> 00:38:00,530
‫ج. هوست یا همون...
‫[ G. Host ]

700
00:38:00,532 --> 00:38:01,899
‫شبح.
‫[ Ghost ]

701
00:38:08,988 --> 00:38:12,174
‫تو فکر این بودم که
‫تو رو چی‌کارت کنم.

702
00:38:13,790 --> 00:38:17,494
‫،خب به‌گمونم با اخطار دادن بهمون
‫،جون‌مون رو نجات دادی

703
00:38:17,496 --> 00:38:19,197
‫اما خودت جزء زیادی از

704
00:38:19,199 --> 00:38:21,969
‫دلیلِ اینی که جون‌مون
‫باید نجات داده می‌شد.

705
00:38:22,735 --> 00:38:24,808
‫کارهایی که مرتکب‌شون شدی...

706
00:38:25,282 --> 00:38:27,813
‫من برای خیلی کمتر از اینـا
‫آدم کشتم.

707
00:38:28,580 --> 00:38:32,822
‫به‌خاطر کاری که برای دام کردی، ممنونتم

708
00:38:32,824 --> 00:38:35,961
‫برای همینم هنوز زنده‌ای

709
00:38:35,963 --> 00:38:38,153
‫،اما بذار روشنت کنم

710
00:38:38,155 --> 00:38:40,727
‫اون‌کار حساب‌مون رو صاف نمی‌کنه.

711
00:38:41,811 --> 00:38:44,543
‫چرا پلیس فدرال بازداشتت نکرد؟

712
00:38:46,054 --> 00:38:49,057
‫می‌خوام زنی که باعث و بانیِ
‫این‌کار بوده رو پیداش کنم

713
00:38:49,082 --> 00:38:52,854
‫تو تحت‌تعقیب‌ترین مجرم‌شونی
‫و همین‌طوری ولت کردن بری.

714
00:38:52,927 --> 00:38:56,046
‫شاید تو بتونی تو پیداکردنش کمکم کنی.

715
00:38:56,613 --> 00:38:59,049
‫شایدم نه. زمان همه‌چیزو مشخص می‌کنه.

716
00:38:59,074 --> 00:39:01,347
‫،اما تا موقع تسویه‌حساب‌مون

717
00:39:03,079 --> 00:39:04,972
‫تو هیچ‌جایی نمیری.

718
00:39:11,728 --> 00:39:13,869
‫اگر ممکنه بپرسم...

719
00:39:15,768 --> 00:39:17,372
‫حالش چطوره؟

720
00:39:18,344 --> 00:39:22,522
‫نمی‌دونیم که برای مدتی
‫کلاً اکسیژن به مغزش نرسیده یا نه

721
00:39:22,524 --> 00:39:24,697
‫و اگر آره، چند دقیقه.

722
00:39:24,699 --> 00:39:29,346
‫،اگر واقعاً زمانی به هوش بیاد
‫ممکنه دیگه خودش نباشه.

723
00:39:38,045 --> 00:39:40,728
‫نمی‌دونستم شماها صمیمی بودین.

724
00:39:40,730 --> 00:39:42,213


725
00:39:42,694 --> 00:39:45,057
‫من خیلی‌وقته دام رو می‌شناسم

726
00:39:48,012 --> 00:39:49,948
‫اکثراً...

727
00:39:52,494 --> 00:39:54,432
‫ناخوشایند بوده.

728
00:39:54,434 --> 00:39:57,056
‫بااینحال، یه اتفاق خاصی میفته...

729
00:39:57,645 --> 00:40:00,119
‫،وقتی یکی رو سال‌های سال بشناسی

730
00:40:00,121 --> 00:40:04,767
‫وقتی بعد از تمام پیچ و خم‌های زندگی..

731
00:40:06,957 --> 00:40:09,965
‫،نگاه‌شون می‌کنی و می‌بینی پیشِتن

732
00:40:09,990 --> 00:40:12,359
‫و هنوز تنهات نذاشتن و هنوز...

733
00:40:14,771 --> 00:40:16,775
‫مال خودتن.

734
00:40:21,126 --> 00:40:24,943
‫ببخشید که سؤالاتم این داستانـا
‫رو به بار آوردن.

735
00:40:26,679 --> 00:40:30,128
‫اما حق‌مه جواب این سؤالامو بدونم

736
00:40:31,382 --> 00:40:33,854
‫شاید الان نه.

737
00:40:34,377 --> 00:40:36,617
‫الان خیلی خطرناکه.

738
00:40:38,349 --> 00:40:42,032
‫ولی یه‌روزی، اصرار می‌کنم
‫که جوابم رو بدی.

739
00:40:43,695 --> 00:40:46,208
‫و تو هم باید جواب سؤالام رو بدی

740
00:40:56,653 --> 00:41:00,810
‫،هر وقت بهتر شد
‫اَگنس رو بیار باهاش آشنا شه.

741
00:41:12,148 --> 00:41:14,587
‫کفشات، کفشات، کفشات!

742
00:41:14,589 --> 00:41:16,850
‫،اَگنس، اگر تا دو دقیقه دیگه راه نیفتیم

743
00:41:16,852 --> 00:41:19,080
‫صددرصد دیر به کلاست می‌رسی.

744
00:41:19,082 --> 00:41:21,143
‫صبر کن! هدبندم!

745
00:41:25,105 --> 00:41:26,304
‫گوش‌دار یا ساده؟

746
00:41:26,306 --> 00:41:28,564
‫گوش‌دار!

747
00:41:31,215 --> 00:41:34,488
‫مامان، اون که خانم مانزئوسکی نیست، نه؟

748
00:41:34,490 --> 00:41:38,148
‫خدای من! عاشق اون گوشاتم!

749
00:41:38,150 --> 00:41:39,883
‫سلام.

750
00:41:39,885 --> 00:41:42,352
‫من لیز هستم.
‫اینم اگنس‌ـه.

751
00:41:42,354 --> 00:41:44,121
‫مَدی تالیور هستم. همسایۀ جدیدتون.

752
00:41:44,123 --> 00:41:46,789
‫جالبه. خانم مانزئوسکی
‫از اول عمرش اینجا زندگی می‌کرد.

753
00:41:46,791 --> 00:41:48,710
‫نمی‌دونستم تصمیم گرفته بود نقل‌مکان کنه

754
00:41:48,712 --> 00:41:50,922
‫این‌طوریم نیست. اجاره کردم ازشون.

755
00:41:50,924 --> 00:41:52,628
‫همه‌چیز خیلی سریع اتفاق افتاد

756
00:41:52,630 --> 00:41:55,164
‫خانومی که این آپارتمانه رو
‫نشونم داد بهم گفت که

757
00:41:55,166 --> 00:41:57,466
‫می‌خواست چندوقتی بره پیتسبرگ

758
00:41:57,468 --> 00:41:58,897
‫که به نوه‌ش نزدیک‌تر باشه.

759
00:41:58,899 --> 00:42:00,503
‫شما چه خوشگلی

760
00:42:00,793 --> 00:42:02,704
‫مرسی، عزیزم! شمام همین‌طور!

761
00:42:02,706 --> 00:42:04,806
‫منو یاد نوه‌م می‌ندازی.

762
00:42:04,808 --> 00:42:07,842
‫ما عجله داریم، اما
‫از آشنایی باهاتون خوش‌وقت شدیم.

763
00:42:07,844 --> 00:42:09,210
‫منم خیلی از آشنایی
‫با جفت‌تون خوشحال شدم

764
00:42:09,212 --> 00:42:11,553
‫مطمئنم خیلی بیشتر همدیگه رو می‌بینیم.

765
00:42:11,577 --> 00:42:13,577
‫هماهنگی:
‫HASAN_M

