‫﻿۱
00:00:19,193 --> 00:00:20,759
‫امنه.

2
00:00:20,761 --> 00:00:21,794
‫اونو گرفته.

3
00:00:21,796 --> 00:00:22,995
‫مطمئن نیستیم.

4
00:00:22,997 --> 00:00:25,063
‫دمبه، اونو گرفته.

5
00:00:48,756 --> 00:00:52,157
‫خدای من، چند وقت شده؟

6
00:00:52,159 --> 00:00:53,892
‫برو به جهنم.

7
00:00:53,894 --> 00:00:58,163
‫،نه، ایلیا
‫تویی که باید بری جهنم.

8
00:01:01,602 --> 00:01:04,002
‫در هر قدم ازمون جلوتره...

9
00:01:04,004 --> 00:01:05,437
‫و حالا کسی رو گرفته...

10
00:01:05,439 --> 00:01:07,339
‫که میتونه هر چیزی
‫میخواد بدونه رو بهش بگه.

11
00:01:07,341 --> 00:01:09,508
‫- حرف نمیزنه.
‫- خیلی بدتر میشه.

12
00:01:09,510 --> 00:01:12,878
‫باید ایلیا
‫رو پیدا کنیم و سریع باید پیداش کنیم.

13
00:01:23,600 --> 00:01:26,600
‫:فصل هفتم، قسمت هشتم
‫« حواله‌دار؛ شمارۀ ۱۶۲ »

14
00:01:57,191 --> 00:01:59,892
‫دوستت، هر وقت برسه اینجا...

15
00:01:59,894 --> 00:02:00,993
‫باید سریع کار کنه.

16
00:02:00,995 --> 00:02:02,896
‫دوست من نیست.

17
00:02:06,467 --> 00:02:09,201
‫انجامش اینجا اشتباه ـه.

18
00:02:11,171 --> 00:02:12,822
‫ممنون، اریک.

19
00:02:17,411 --> 00:02:19,955
‫میشه هر دو ما رو تنها بذارین؟

20
00:02:24,618 --> 00:02:28,287
‫خبرای بد، اسکیب، برای ایلیا، برای تو.

21
00:02:28,289 --> 00:02:29,521
‫زودتر بهش رسیده.

22
00:02:29,523 --> 00:02:31,256
‫باید بدونم کجان.

23
00:02:31,258 --> 00:02:33,258
‫- نمیدونم.
‫- جواب اشتباهیه.

24
00:02:33,260 --> 00:02:34,593
‫حقیقت داره.

25
00:02:34,595 --> 00:02:36,728
‫لطفا، خونواده دارم، دو تا دختر دارم.

26
00:02:36,730 --> 00:02:38,997
‫فکر کردی چه اتفاقی می‌افته، اکسیپ؟

27
00:02:38,999 --> 00:02:41,500
‫به یکی از
‫بدترین دشمنام موقعیت...

28
00:02:41,502 --> 00:02:44,736
‫یکی از عزیزترین دوستامو فروختی.

29
00:02:44,738 --> 00:02:47,072
‫نمیدونستم پای تو هم گیره.

30
00:02:47,074 --> 00:02:48,273
‫چطوری بهت پول دادن؟

31
00:02:48,275 --> 00:02:49,841
‫- نقد.
‫- کدوم بانک؟

32
00:02:49,843 --> 00:02:52,878
‫اونطوری نه. تمام کاراشو
‫از طریق "حواله‌دار" انجام میده.

33
00:02:52,880 --> 00:02:54,447
‫چطوری پیداش کنم؟

34
00:02:54,949 --> 00:02:56,374
‫نزدیک دفترم همدیگه رو دیدیم.

35
00:02:56,376 --> 00:02:58,650
‫راننده داشت، یه پیک.

36
00:02:58,652 --> 00:03:01,913
‫پول نقد رو
‫توی کیف مسافرتی اورد، مثل یه سفارش.

37
00:03:02,589 --> 00:03:04,156
‫رستوران کلی الفنت بود.

38
00:03:04,158 --> 00:03:06,892
‫دمبه، به ادوارد زنگ بزن.
‫بهش بگو که جت رو برای لندن آماده کنه.

39
00:03:06,894 --> 00:03:09,561
‫میخوام تا یه ساعت دیگه رو هوا باشیم.

40
00:03:14,902 --> 00:03:16,535
‫چی رنگ‌آمیزی میکنی؟

41
00:03:16,537 --> 00:03:18,847
‫عکس پارک رو.

42
00:03:19,573 --> 00:03:22,358
‫خب، گفتم فردا
‫میتونیم صبحونه بریم...

43
00:03:22,360 --> 00:03:24,576
‫کافه کمل و بعدش
‫شاید بریم باغ‌وحش.

44
00:03:24,578 --> 00:03:25,817
‫نظرت چیه؟

45
00:03:25,819 --> 00:03:27,939
‫و پانداها رو ببینیم؟

46
00:03:28,449 --> 00:03:31,516
‫اگه پانداها بیدار باشن
‫می‌تونیم ببینیمشون.

47
00:03:31,518 --> 00:03:33,185
‫به نظرت بیدارن؟

48
00:03:34,688 --> 00:03:35,821


49
00:03:35,823 --> 00:03:38,290
‫مدی، سلام، زود بیدار شدی.

50
00:03:38,292 --> 00:03:41,760
‫بله، خب سر از راه‌آهن دراوردم.

51
00:03:41,762 --> 00:03:43,762
‫متاسفانه یه مشکلی دارم.

52
00:03:43,764 --> 00:03:45,564
‫نه، همه چی مرتبه؟

53
00:03:45,566 --> 00:03:47,432
‫خدایا، بله، همه چی مرتبه.

54
00:03:47,434 --> 00:03:50,355
‫فقط یه دوست قدیمی دارم...

55
00:03:50,380 --> 00:03:52,037
‫که دقیقه آخر اومده شهر....

56
00:03:52,039 --> 00:03:55,507
‫و امیدوار بود یه
‫مدت بتونیم با هم باشیم.

57
00:03:55,509 --> 00:03:57,142
‫اگه به خاطر اگنس ـه...

58
00:03:57,144 --> 00:03:59,417
‫قول دادم ازش مراقبت
‫کنم و میکنم.

59
00:03:59,419 --> 00:04:01,780
‫اولویت با اونه. اگه میخوای بیام...

60
00:04:01,782 --> 00:04:03,515
‫نه، برو پیش دوستت.

61
00:04:03,517 --> 00:04:05,350
‫حتی فکرشم نکن، مدی.

62
00:04:05,352 --> 00:04:06,952
‫به بث زنگ میزنم.
‫مطمئنم میتونه جات بیاد.

63
00:04:06,954 --> 00:04:09,354
‫با دوستت خوش‌بگذره.
‫امیدوارم مجرد باشه.

64
00:04:09,356 --> 00:04:12,624
‫نه، از اونجور دوستا نیست.

65
00:04:12,626 --> 00:04:14,626
‫حداقل متاسفانه دیگه نیست.

66
00:04:14,628 --> 00:04:15,861
‫ما مشکلی نداریم.

67
00:04:15,863 --> 00:04:17,763
‫- خوش‌بگذره.
‫- ممنون، الیزابت.

68
00:04:17,765 --> 00:04:20,298
‫مرسی که درکم میکنی.

69
00:04:23,237 --> 00:04:25,003
‫هی، بچه‌جون.

70
00:04:25,005 --> 00:04:26,038
‫برو کیفتو آماده کن.

71
00:04:26,040 --> 00:04:28,407
‫قراره بری با شلی بازی کنی.

72
00:04:28,409 --> 00:04:30,293
‫آخ‌جون.

73
00:04:32,494 --> 00:04:35,026
‫[ لندن ]

74
00:04:40,354 --> 00:04:42,097
‫هر جا دوست داری بشین.

75
00:04:48,095 --> 00:04:50,830


76
00:04:51,331 --> 00:04:53,365
‫اسب به اف-۳.

77
00:04:53,367 --> 00:04:56,701
‫میدونی، شطرنج در
‫اصل در هند طراحی شد.

78
00:04:56,703 --> 00:04:59,989
‫اون موقع بهش آشتاپادا میگفتن.

79
00:05:00,474 --> 00:05:02,908
‫میدونم کی هستی.

80
00:05:02,910 --> 00:05:06,511
‫پس خیلی عادلانه‌ـس
‫که منم بدونم تو کی هستی.

81
00:05:06,513 --> 00:05:08,847
‫- آرجون.
‫- خوب گوش کن، آرجون.

82
00:05:08,849 --> 00:05:11,349
‫دو هفته قبل، یکی از این رستوران...

83
00:05:11,351 --> 00:05:15,487
‫مقداری پول به مردی به اسم ساترلند داده.

84
00:05:15,489 --> 00:05:17,674
‫فکر کنم کار تو بوده؟

85
00:05:18,758 --> 00:05:20,392
‫خوبه. پول از طرف...

86
00:05:20,394 --> 00:05:23,428
‫زنی پرداخت شده که دنبالشم.

87
00:05:23,430 --> 00:05:25,263
‫باهات تماس گرفت؟

88
00:05:25,265 --> 00:05:26,898
‫تمرکز کن، آرجون.

89
00:05:26,900 --> 00:05:29,301
‫اگه میخوای میتونی
‫یادداشتهاتو چک کنی.

90
00:05:29,303 --> 00:05:31,236
‫یادداشت؟ نه، یادمه.

91
00:05:31,238 --> 00:05:34,372
‫پرداخت از طرف اصلی‌ـمون
‫در نیویورک درخواست شده بود.

92
00:05:34,374 --> 00:05:36,575
‫در مورد دفتر اصلی برام بگو.

93
00:05:36,577 --> 00:05:39,779
‫یه جای کوچیک تو خیابون دوازدهمه...

94
00:05:39,781 --> 00:05:41,952
‫ماتانگی، ببین، اگه بهت بگم کشته میشم.

95
00:05:41,954 --> 00:05:43,782
‫از طرف دیگه اگه به من نگی...

96
00:05:43,784 --> 00:05:46,084
‫حتما کشته میشی.

97
00:05:47,788 --> 00:05:50,622
‫،نیویورک... اونا همه چیزو ادامه می‌کنن
‫تمام شبکه رو.

98
00:05:50,624 --> 00:05:51,890
‫شبکه چقدر بزرگه؟

99
00:05:51,892 --> 00:05:54,593
‫لندن ۶۹۲، ۱.۳ میلیون خارج میشه.

100
00:05:54,595 --> 00:05:57,863
‫‏‏۳۴مرکز در ۱۸ کشور دارن.

101
00:05:57,865 --> 00:05:59,998
‫همگی رستورانهای پوششی
‫کوچیک و محلی هستن.

102
00:06:00,000 --> 00:06:02,067
‫پول خوبی از حواله‌های مالی...

103
00:06:02,069 --> 00:06:03,735
‫که از سرتاسر جهان
‫فرستاده و دریافت میشه در میارن.

104
00:06:03,737 --> 00:06:05,504
‫و کسی که این شبکه رو اداره میکنه...

105
00:06:05,506 --> 00:06:09,641
‫از زنی که به آقای
‫ساترلند پول داده ردی داره؟

106
00:06:09,643 --> 00:06:12,577
‫اگه خودش ندونه، کسی رو میشناسه که بدونه.

107
00:06:12,579 --> 00:06:14,579
‫اسمشو میخوام.

108
00:06:17,518 --> 00:06:19,017
‫ردینگتون، چی شده؟

109
00:06:19,019 --> 00:06:22,020
‫الیزابت، یه مورد خیلی فوری دارم.

110
00:06:22,022 --> 00:06:23,388
‫چیه؟ چی شده؟

111
00:06:23,390 --> 00:06:25,991
‫یه پرونده‌ـس، باویش راتنا.

112
00:06:25,993 --> 00:06:28,693
‫اسم بعدی در لیست سیاهه.

113
00:06:35,015 --> 00:06:37,872
‫حواله، یه کلمه عربی به معنای...

114
00:06:37,897 --> 00:06:39,997
‫انتقال پول، بدون جابه‌جایی پول.

115
00:06:39,999 --> 00:06:43,467
‫از یازده سپتامبر، سیستم
‫حواله زیر نظر دقیق اف.بی.آی بوده.

116
00:06:43,469 --> 00:06:46,437
‫،اما طبق گفته ردینگتون
‫جدیدترین عضو لیست سیاهش...

117
00:06:46,439 --> 00:06:49,773
‫یه روش سنتی و قانونی
‫رو تبدیل به یک کار کاملا غیرقانونی کرده.

118
00:06:49,775 --> 00:06:51,208
‫ببخشید، منو باید خوب روشن کنی.

119
00:06:51,210 --> 00:06:53,377
‫این حواله، یه جور سیستم بانکی ـه؟

120
00:06:53,379 --> 00:06:55,446
‫یه سیستم بانکی خارج از بانکها.

121
00:06:55,448 --> 00:06:58,015
‫یه تروریست در کابل میخواد...

122
00:06:58,017 --> 00:06:59,984
‫به یه تروریست دیگه در بنگلادش پول بده.

123
00:06:59,986 --> 00:07:01,952
‫نمیتونه بره بانک و پول رو بفرسته...

124
00:07:01,954 --> 00:07:04,154
‫پس میره سراغ
‫حواله‌دار شهرش...

125
00:07:04,156 --> 00:07:05,622
‫و بعد پول نقد رو بهش میده.

126
00:07:05,624 --> 00:07:08,566
‫اون حواله‌دار به
‫همکارش در بنگلادش زنگ میزنه...

127
00:07:08,568 --> 00:07:11,112
‫و میخواد پول رو
‫از طریق پوشش به دریافت‌کننده برسونه.

128
00:07:11,114 --> 00:07:12,363
‫سیستم اوراق مالی ـه.

129
00:07:12,365 --> 00:07:15,453
‫بدون رد بانکی، بدون
‫انتقال و هیچگونه ردوبدل شدن پول.

130
00:07:15,455 --> 00:07:17,328
‫یعنی هیچی نیست
‫که دستگاه قانونی ردشو بگیره...

131
00:07:17,330 --> 00:07:19,166
‫و مدرکی نیست که ازش پرونده بسازه.

132
00:07:19,191 --> 00:07:21,425
‫که منو به منظنونمون میرسونه...

133
00:07:21,427 --> 00:07:25,062
‫باویش راتنا، ۶۰ ساله
‫با ملیت هندی و بدون سابقه.

134
00:07:25,064 --> 00:07:27,431
‫آخرین آدرسش در
‫جکسون هایتز، کویینزه.

135
00:07:27,433 --> 00:07:30,534
‫اگه این مدل سنتی
‫یه جور انجمن غیررسمی...

136
00:07:30,536 --> 00:07:33,504
‫بین دلالها باشه، راتنا تمامشو درست کرده.

137
00:07:33,506 --> 00:07:36,138
‫‏‏۳۴دفتر در ۱۸ کشور...

138
00:07:36,140 --> 00:07:39,104
‫،که به تروریستها
‫قاچاقچیان انسان...

139
00:07:39,106 --> 00:07:41,189
‫کارتل مواد و بدترین بدترینها پول میرسونه.

140
00:07:41,191 --> 00:07:44,901
‫همه اینا رو یه مرد کنترل
‫میکنه، با پوششی که در همه جا یکسانه...

141
00:07:44,926 --> 00:07:45,991
‫رستوران.

142
00:07:45,993 --> 00:07:48,027
‫- چقدر؟
‫- ۳.۵میلیون دلار...

143
00:07:48,029 --> 00:07:50,696
‫به ۶۳۵ خیابون بارو...

144
00:07:50,698 --> 00:07:53,077
‫طبقه ۳۲.

145
00:07:56,071 --> 00:07:57,437
‫نیویورک، ۷۱۴.

146
00:07:57,439 --> 00:08:00,306
‫هنگ‌کنگ، ۳۸۱ به نیویورک، ۷۱۴.

147
00:08:00,308 --> 00:08:02,809
‫‏۳.۵میلیون رو بگیرین و تهیه کنین.

148
00:08:02,811 --> 00:08:05,153
‫‏۳.۵میلیون رو میگیریم و تهیه میکنیم.

149
00:08:05,155 --> 00:08:06,331
‫موقعیت رو تایید کن.

150
00:08:06,333 --> 00:08:09,356
‫موقعیت، ۶۳۵ خیابون بارو...

151
00:08:09,358 --> 00:08:13,119
‫طبقه ۳۲، واحد ۳۲۰۱.

152
00:08:15,477 --> 00:08:17,276
‫تو راهه. حله.

153
00:08:17,278 --> 00:08:19,946
‫،طبق گفته ردینگتون
‫این رستورانها اسامی متفاوتی دارن...

154
00:08:19,948 --> 00:08:21,414
‫اما از نظر مالی بهم مرتبطن...

155
00:08:21,416 --> 00:08:22,982
‫و همگی از منهتن کنترل میشن.

156
00:08:22,984 --> 00:08:25,351
‫و ردینگتون
‫چرا میخواد ما تعطیلشون کنیم؟

157
00:08:25,353 --> 00:08:28,287
‫به نظر میاد راتنا
‫شریک تجاریشه نه دشمنش.

158
00:08:28,289 --> 00:08:30,256
‫فکر میکنه زنی
‫که در پاریس اونو گرفته...

159
00:08:30,258 --> 00:08:32,085
‫از راتنا استفاده کرده تا اطلاعات بخره.

160
00:08:32,087 --> 00:08:34,016
‫امیدواره راتنا بتونه
‫کمکش کنه تا اون زنو پیدا کنه.

161
00:08:34,041 --> 00:08:35,341
‫اگه خیال میکنه راتنا اینقدر مهمه...

162
00:08:35,343 --> 00:08:36,876
‫چرا خودش سراغش نمیره؟

163
00:08:36,878 --> 00:08:38,878
‫شاید میخواد
‫سر ما رو گرم کنه...

164
00:08:38,880 --> 00:08:40,246
‫تا خودش از یه راه دیگه وارد بشه.

165
00:08:40,248 --> 00:08:41,647
‫متاسفم، ۹ ثانیه‌ـس که اومدی اینجا.

166
00:08:41,649 --> 00:08:44,283
‫چطوری از مامور رسلر هم رواعصابتر شدی؟

167
00:08:44,285 --> 00:08:46,621
‫قصد توهین نداشتم.

168
00:08:46,646 --> 00:08:48,212
‫هر سه تاتون برین نیویورک...

169
00:08:48,214 --> 00:08:49,781
‫تیم مراقبت تشکیل بدین
‫و ببینین چی پیدا میکنین.

170
00:08:49,783 --> 00:08:52,350
‫برای اف.بی.آی نیویورک حکم میگیرم.

171
00:08:52,352 --> 00:08:53,651
‫بر چه اساسی؟

172
00:08:53,653 --> 00:08:55,520
‫نمیدونم. یه کاریش میکنم...

173
00:08:55,522 --> 00:08:58,623
‫با این فرض که یه قاضی
‫رو گیر بیارم که حرفامو باور کنه.

174
00:09:06,299 --> 00:09:09,778
‫حاضر بودم هر کاری برات بکنم، ایلیا.

175
00:09:11,071 --> 00:09:14,372
‫وقتی ازم توی بلگراد
‫کمک خواستی، میدونستی جواب مثبت میدم.

176
00:09:14,374 --> 00:09:16,906
‫هیچوقت به ذهنم خطور نکرد...

177
00:09:16,908 --> 00:09:18,209
‫که تو بهم خیانت کنی.

178
00:09:18,211 --> 00:09:19,777
‫گوش کن...

179
00:09:20,127 --> 00:09:21,411
‫دومینیک فکر میکرد...

180
00:09:21,413 --> 00:09:23,061
‫میدونم دومینیک چه فکری میکرد.

181
00:09:23,433 --> 00:09:24,933
‫و داره جزای گناهانشو میده.

182
00:09:24,935 --> 00:09:28,303
‫و اگه زنده بمونه
‫دوباره پیداش میکنم و کار رو تموم میکنم.

183
00:09:28,305 --> 00:09:30,939
‫حداقل اون
‫فکر میکرده از ماشا محافظت میکنه.

184
00:09:30,941 --> 00:09:32,426
‫اما تو...

185
00:09:33,710 --> 00:09:35,637
‫دوست من بودی.

186
00:09:37,347 --> 00:09:40,015
‫چیزایی هست
‫که امکان نداره بتونی درکشون کنی.

187
00:09:40,017 --> 00:09:42,517
‫اما میخوام درک کنم.

188
00:09:42,519 --> 00:09:44,771
‫راستش، اصرار دارم.

189
00:09:45,647 --> 00:09:48,712
‫خیلی به این فکر کردم
‫که چرا منو انتخاب کردی...

190
00:09:48,714 --> 00:09:51,126
‫تا بره‌ای باشم که سلاخی میکنی.

191
00:09:51,128 --> 00:09:54,963
‫،فکر کردی که ضعیفم
‫من شکارم و نه شکارچی.

192
00:09:54,965 --> 00:09:57,799
‫از ردینگتون بپرس
‫الان در موردم چه حسی داره.

193
00:09:57,801 --> 00:10:00,435
‫آسیب زدن به من تو رو به جواب نمیرسونه.

194
00:10:00,997 --> 00:10:03,631
‫دستور تاونسند واقعیه.
‫دارن میان سراغت.

195
00:10:03,633 --> 00:10:06,234
‫پس بگو چطوری جلوشونو بگیرم.

196
00:10:06,236 --> 00:10:07,769
‫قبل از اینکه حرفی بزنم میمیرم.

197
00:10:07,771 --> 00:10:11,539
‫قصد ندارم منتظر بمونم
‫تا بهم جواب بدی.

198
00:10:11,541 --> 00:10:14,468
‫به جاش از زیرزبونت میکشمشون بیرون.

199
00:10:14,911 --> 00:10:16,310
‫منظورت چیه؟

200
00:10:16,312 --> 00:10:20,648
‫یعنی یه دوست قدیمی
‫رو دعوت کردم تا بهمون سر بزنه.

201
00:10:20,650 --> 00:10:22,976
‫و تا فردا همین موقع...

202
00:10:24,421 --> 00:10:28,256
‫هر چیزی که میخوام رو بهم میگی.

203
00:10:37,267 --> 00:10:38,966
‫درست نیست.

204
00:10:39,368 --> 00:10:41,213
‫باید یه حکم درست‌وحسابی
‫بگیریم و مدرک پیدا کنیم.

205
00:10:41,238 --> 00:10:42,671
‫کوپر حکم رو میگیره.

206
00:10:42,673 --> 00:10:45,340
‫فقط باید سعی کنیم
‫چیزی که منبعمون بهمون گفته رو تایید کنیم.

207
00:10:45,342 --> 00:10:47,642
‫- از این مرد هیچی نمیدونیم.
‫- باویش راتنا...

208
00:10:47,644 --> 00:10:51,480
‫متاهل، رستوران رو ۲۳
‫سال قبل با همسرش خریده.

209
00:10:51,482 --> 00:10:54,032
‫مالیاتش رو داده
‫و یه بارم دیرکرد نداشته.

210
00:10:54,034 --> 00:10:55,650
‫تنها چیزی
‫که در مورد فعالیت به اصطلاح مجرمانه‌ـش میدونیم...

211
00:10:55,652 --> 00:10:57,849
‫- چیزیه که ردینگتون بهمون گفته.
‫- وایستا، صبر کن.

212
00:10:57,874 --> 00:11:00,474
‫ردینگتون بهمون گفته
‫که بزرگترین بانک زیرزمینی دنیا...

213
00:11:00,476 --> 00:11:02,710
‫بهترین ناهارخوری منهتن هم هست...

214
00:11:02,712 --> 00:11:04,111
‫و اونوقت برات کافی نیست؟

215
00:11:04,113 --> 00:11:06,347
‫فقط میگم ما قانون داریم.
‫راحت نیستم...

216
00:11:06,349 --> 00:11:09,216
‫به چیزی که ردینگتون
‫بهمون گفته اعتماد کنم.

217
00:11:12,021 --> 00:11:13,988
‫دوباره اون یارو پیک اومد.

218
00:11:13,990 --> 00:11:15,389
‫صبر کن، خودشه؟

219
00:11:15,391 --> 00:11:17,658
‫خودشه، راتنا.

220
00:11:18,075 --> 00:11:20,475
‫باشه، عجیبه. چرا
‫مالک خودش باید تحویل بده...

221
00:11:20,477 --> 00:11:22,110
‫وقتی تمام روز یه
‫بچه‌ها بسته‌ها رو میرسونده؟

222
00:11:22,112 --> 00:11:23,979
‫نمیدونم، اما اگه
‫به جای غذای هندی...

223
00:11:23,981 --> 00:11:26,081
‫تو کیفها پول نقد پیدا کنم حس بهتری...

224
00:11:26,083 --> 00:11:27,833
‫نسبت به بازداشت این یارو پیدا میکنی؟

225
00:11:29,820 --> 00:11:32,321
‫با دوچرخه نمیره.
‫داره پیاده میره.

226
00:11:32,323 --> 00:11:33,889
‫باشه، کین، تو و پارک از پهلو بهش نزدیک بشین.

227
00:11:33,891 --> 00:11:36,859
‫منم از پشت میام.
‫فقط حواستون بهش باشه...

228
00:11:36,861 --> 00:11:38,694
‫ببینیم کجا میره.

229
00:11:45,169 --> 00:11:46,335
‫کین، می‌بینیش؟

230
00:11:46,337 --> 00:11:48,637
‫مثبته. می‌بینمش.

231
00:11:50,407 --> 00:11:52,138
‫پیاده نمیتونه زیاد دور بشه.

232
00:11:52,163 --> 00:11:53,429
‫که یعنی اگه بخواد تحویل بده...

233
00:11:53,431 --> 00:11:55,569
‫هدف باید نزدیک باشه.

234
00:11:56,534 --> 00:11:59,168
‫بچه‌ها، فکر کنم به مشکل خوردیم.

235
00:11:59,170 --> 00:12:01,637
‫،یه زن در سمت چپ شماست
‫موی تیر با پالتوی آبی.

236
00:12:01,639 --> 00:12:02,872
‫روزنامه دستشه؟

237
00:12:02,874 --> 00:12:05,040
‫فکر کنم مامور امنیتیه.

238
00:12:10,715 --> 00:12:14,150
‫کارگر ساختمونی
‫پشت راتنا، بیسیم داره.

239
00:12:14,152 --> 00:12:16,685
‫خوشم نمیاد. محافظ داره.

240
00:12:22,693 --> 00:12:25,161
‫باید درخواست پشتیبانی کنیم.

241
00:12:35,500 --> 00:12:38,153
‫باویش، خودتی؟

242
00:12:39,371 --> 00:12:40,603
‫تو...

243
00:12:40,605 --> 00:12:42,005
‫رسلر، چه خبره؟

244
00:12:42,007 --> 00:12:43,239
‫نمیدونم. ممکنه هدف باشه.

245
00:12:43,241 --> 00:12:44,974
‫- پارک، می‌بینیش؟
‫- نه، هیچی.

246
00:12:44,976 --> 00:12:46,909
‫زیادی شلوغه.

247
00:12:46,911 --> 00:12:49,879
‫- ریموند ردینگتون؟
‫- و تو باویش راتنایی.

248
00:12:49,881 --> 00:12:51,014
‫حالا دوست شدیم.

249
00:12:51,016 --> 00:12:52,348
‫داره با یکی حرف میزنه.

250
00:12:52,350 --> 00:12:54,851
‫نمیتونم صورتشو ببینم. کلاه داره.

251
00:12:54,853 --> 00:12:56,219
‫حتما شوخی میکنی.

252
00:12:56,221 --> 00:12:59,633
‫نه، امکان نداره. ردینگتونه.

253
00:13:00,824 --> 00:13:03,692
‫یه جورایی نقش فرشته
‫نگهبان رو دارم، باویش.

254
00:13:03,694 --> 00:13:05,026
‫متوجه شدم...

255
00:13:05,028 --> 00:13:08,225
‫که تو هدف تحقیقات اف.بی.آی قرار گرفتی.

256
00:13:09,366 --> 00:13:11,232
‫- امکان نداره.
‫- با اینحال شده.

257
00:13:11,493 --> 00:13:13,694
‫کین، میخوای بهم بگی اون
‫اینجا چه غلطی میکنه؟

258
00:13:13,719 --> 00:13:15,518
‫صبر کن، ردینگتون
‫با ماست یا با هدف؟

259
00:13:15,543 --> 00:13:16,910
‫با ما نیست.

260
00:13:16,912 --> 00:13:20,446
‫اون مو نارنجی رو می‌بینی
‫که یواشکی تعقیبت میکنه؟

261
00:13:20,448 --> 00:13:22,259
‫اف.بی.آی یا اگه نباشه...

262
00:13:22,284 --> 00:13:24,584
‫خیلی شبیه اف.بی.آی ـه.

263
00:13:24,586 --> 00:13:27,452
‫همینطور زنی که اونطرف نرده‌ها وایستاده.

264
00:13:28,657 --> 00:13:30,590
‫و چرا داری اینا رو بهم میگی؟

265
00:13:30,592 --> 00:13:32,725
‫چونکه میخواد تو
‫هم یه چیزی بهم بگی...

266
00:13:32,727 --> 00:13:35,395
‫به محض اینکه تو رو از اینجا بردم بیرون.

267
00:13:35,639 --> 00:13:38,439
‫آقایی که پشت
‫منه و کنار مرسدس وایستاده رو می‌بینی؟

268
00:13:38,464 --> 00:13:39,730
‫اون نقشه فرارته.

269
00:13:39,732 --> 00:13:40,965
‫چطوری میخوای حلش کنی، کین؟

270
00:13:40,967 --> 00:13:43,601
‫نمیدونم. همه جا مامور داره.

271
00:13:43,603 --> 00:13:46,437
‫فقط بگو تا بریم.

272
00:13:46,439 --> 00:13:49,407
‫اگه میخوای در
‫مورد مشتریام بدونی...

273
00:13:49,409 --> 00:13:50,708
‫هرگز در موردشون حرف نمیزنم.

274
00:13:50,710 --> 00:13:53,878
‫بله، خب هرگز نگو هرگز.

275
00:13:56,216 --> 00:13:58,216
‫میتونم از پس خودم بربیام.

276
00:13:58,529 --> 00:14:00,962
‫بیشتر از اونچه بدونی محافظ و مراقب دارم.

277
00:14:01,127 --> 00:14:04,328
‫واقعا مطمئنی زمان یا مکان مناسبی ـه...

278
00:14:04,330 --> 00:14:07,065
‫که با اف.بی.آی درگیر بشی باویش؟

279
00:14:07,067 --> 00:14:09,901
‫به مشتریانت بیشتر اهمیت میدی تا خودت...

280
00:14:09,903 --> 00:14:11,903
‫در حالی که مقامات محاصره‌ـت کردن...

281
00:14:11,905 --> 00:14:15,542
‫شاید به نظر یکم کوتاه‌بینی بیاد.

282
00:14:16,810 --> 00:14:18,209
‫نه؟

283
00:14:18,211 --> 00:14:20,081
‫باشه، فقط یادت باشه...

284
00:14:20,106 --> 00:14:21,806
‫وقتی کیف رو ازت گرفتن...

285
00:14:21,808 --> 00:14:24,375
‫من بودم که بهت خبر دادم.

286
00:14:31,851 --> 00:14:33,818
‫باید برگردیم، کلی آدم اینجاست.

287
00:14:33,820 --> 00:14:35,719
‫نباید این آدم فرار کنه.

288
00:14:40,760 --> 00:14:43,427
‫وایستا، اف.بی.آی، گفتم وایستا.

289
00:14:43,429 --> 00:14:45,489
‫رسلر، مسلح‌ـن.

290
00:14:46,165 --> 00:14:48,132
‫بندازش، بندازش، تفنگو بنداز.

291
00:14:48,134 --> 00:14:49,826
‫اسلحه‌ـتو بنداز.

292
00:14:50,470 --> 00:14:51,902
‫اسلحه‌ـتو بنداز.

293
00:14:51,904 --> 00:14:53,538
‫بندازش.

294
00:14:54,240 --> 00:14:55,739
‫اف.بی.آی.

295
00:14:55,741 --> 00:14:57,541
‫وایستا.

296
00:14:57,543 --> 00:14:59,076
‫مراقب باش.

297
00:15:08,265 --> 00:15:10,132
‫تفنگو بنداز.

298
00:15:10,134 --> 00:15:11,733
‫بندازش.

299
00:15:11,735 --> 00:15:14,169
‫شنیدی چی گفت. بندازش.

300
00:15:21,603 --> 00:15:23,536
‫میخوای بهم بگی
‫جریان چی بود؟

301
00:15:23,538 --> 00:15:25,503
‫فکر کنم باید از ردینگتون بپرسیم.

302
00:15:33,163 --> 00:15:35,361
‫چطور ممکنه این اتفاق افتاده باشه؟

303
00:15:35,386 --> 00:15:37,586
‫افرادم خیلی احتیاط کردن...

304
00:15:37,588 --> 00:15:39,788
‫چه با مشتریا و چه در مسیرها.

305
00:15:39,790 --> 00:15:42,224
‫نگهبانهای منو گرفتن و اگه حرف بزنن...

306
00:15:42,226 --> 00:15:45,361
‫راستش بیشتر
‫نگران رستورانتم.

307
00:15:45,363 --> 00:15:48,063
‫رستوران، صندوق و کتابها.

308
00:15:48,065 --> 00:15:50,766
‫کل شبکه لو میره
‫و همه می‌افتن زندان.

309
00:15:50,768 --> 00:15:54,503
‫اما تو نمی‌افتی. تو اینجا
‫در خونه‌ی امن من نشستی.

310
00:15:54,505 --> 00:15:56,131
‫یه فنجون چای ماسالا میخوری.

311
00:15:56,133 --> 00:15:57,773
‫آقای ردینگتون، متوجه نیستی.

312
00:15:57,775 --> 00:16:01,911
‫من داشتم ۳.۵ میلیون دلار
‫متعلق به مافیای ژو رو جابه‌جا می‌کردم.

313
00:16:01,913 --> 00:16:03,512
‫و اون پول به دست آتیکوس نرسید.

314
00:16:03,514 --> 00:16:05,447
‫ایلای آتیکوس، همون فراری‌دهنده‌ـه؟

315
00:16:05,449 --> 00:16:06,982
‫اگه پول نرسه ژو میاد سراغم.

316
00:16:06,984 --> 00:16:09,952
‫و همچین مشکلی
‫تمام شبکه‌ـمو نابود میکنه.

317
00:16:09,954 --> 00:16:13,324
‫پول بخار میشه و منابعم از بین میره.

318
00:16:13,758 --> 00:16:17,826
‫اگه بهت وام بدم تا روی پات وایستی چی؟

319
00:16:17,828 --> 00:16:19,094
‫در ازای پولی که از دست دادیم؟

320
00:16:19,096 --> 00:16:20,863
‫من پولی از دست ندادم، باویش.

321
00:16:20,865 --> 00:16:24,667
‫تو دادی، چون وقتی
‫تردید کردی که نباید میکردی.

322
00:16:24,669 --> 00:16:29,605
‫حالا، به طور طبیعی
‫برای همچین وامی ۲۰% سود میگیرم...

323
00:16:29,607 --> 00:16:33,108
‫اما با توجه به شرایط
‫میتونم تا ۱۹% بیام پایین.

324
00:16:33,110 --> 00:16:35,978
‫چرا بهم کمک میکنی؟
‫حتی منو نمیشناسی.

325
00:16:35,980 --> 00:16:39,515
‫همونطور که گفتم
‫اطلاعاتی داری که میخوام.

326
00:16:39,517 --> 00:16:42,017
‫و اگه کمک کنم به این وام و پول برسم.

327
00:16:42,019 --> 00:16:43,452
‫میتونی سریع برام جورش کنی؟

328
00:16:43,454 --> 00:16:45,982
‫قبل از اینکه چای سرد بشه.

329
00:16:51,562 --> 00:16:52,995
‫مورگان، منم.

330
00:16:52,997 --> 00:16:55,164
‫آره، داریم تا حد امکان سریع کار میکنیم.

331
00:16:55,166 --> 00:16:56,899
‫خب، به رفقای طبقه بالا بگو...

332
00:16:56,901 --> 00:17:00,269
‫خیلی سریع ۳.۵ کوپن غذا لازم داریم.

333
00:17:00,271 --> 00:17:01,437
‫- الان؟
‫- بله، الان.

334
00:17:01,439 --> 00:17:03,339
‫براش ۱۹% سود بزن...

335
00:17:03,341 --> 00:17:07,086
‫و لطفا هر چه سریعتر بیارش اینجا.

336
00:17:07,612 --> 00:17:08,911
‫میخوای چی رو بدونی؟

337
00:17:08,913 --> 00:17:09,945
‫متوجه شدم که...

338
00:17:09,947 --> 00:17:12,615
‫تازگی پولی رو...

339
00:17:12,617 --> 00:17:15,584
‫به یک مامور انگلیسی به اسم
‫اسکیپ ساترلند...

340
00:17:15,586 --> 00:17:19,154
‫از طرف زنی به اسم کنستانس دراکر دادی.

341
00:17:19,156 --> 00:17:20,756
‫- بله، یادمه.
‫- میخوام بدونم...

342
00:17:20,758 --> 00:17:25,261
‫دیگه چه پولهایی رو از
‫طرف خانم دراکر تحویل دادی.

343
00:17:27,398 --> 00:17:29,999
‫فقط دو تا بودن.

344
00:17:30,001 --> 00:17:33,469
‫پولی که خودت گفتی
‫به مامور انگلیسی اسکیپ ساترلند رسیده.

345
00:17:33,471 --> 00:17:34,637
‫و دومی؟

346
00:17:34,639 --> 00:17:36,005
‫به یه جور شرکت اسباب‌کشی.

347
00:17:36,007 --> 00:17:38,618
‫خدمات جابه‌جایی اوریون.

348
00:17:39,910 --> 00:17:41,377
‫عالیه.

349
00:17:50,621 --> 00:17:54,056
‫ممنون، آقای ردینگتون.

350
00:17:54,058 --> 00:17:56,225
‫سلام، رِد بزرگ!

351
00:17:56,227 --> 00:17:58,427
‫داستان چیه، کیموسابه؟

352
00:17:58,429 --> 00:17:59,662
‫کجایی؟

353
00:17:59,664 --> 00:18:02,197
‫تازه از یه کارآموز امتحان رانندگی گرفتم.

354
00:18:02,199 --> 00:18:03,732
‫بدجور خراب کرد.

355
00:18:03,734 --> 00:18:06,068
‫پارک دوبل یه هنر از دست‌رفته‌ـس.

356
00:18:06,070 --> 00:18:09,438
‫گلن، برنامه‌ـتو
‫خلوت کن باید حرف بزنیم.

357
00:18:09,440 --> 00:18:11,401
‫یه کار برات دارم.

358
00:18:12,877 --> 00:18:14,243
‫فهمیدم.

359
00:18:14,268 --> 00:18:16,334
‫نه، لیست رو داریم.

360
00:18:16,359 --> 00:18:19,227
‫وقتی برسی همه چیز آماده میشه.

361
00:18:19,350 --> 00:18:21,583
‫یه تاخیر کوچولو.

362
00:18:21,585 --> 00:18:23,152
‫تا فردا میرسه اینجا.

363
00:18:24,922 --> 00:18:26,288
‫میدونستم.

364
00:18:26,290 --> 00:18:28,557
‫- چه جور تاخیری؟
‫- نمیدونم.

365
00:18:28,559 --> 00:18:29,925
‫عجیب‌وغریبه.

366
00:18:29,927 --> 00:18:31,694
‫میدونی آدمای خلاق چطورین.

367
00:18:31,696 --> 00:18:32,961
‫دیوانه، که از اول...

368
00:18:32,963 --> 00:18:35,164
‫این نقشه هم دیوونگی بود.

369
00:18:35,166 --> 00:18:36,398
‫در موردش حرف زدیم.

370
00:18:36,400 --> 00:18:39,435
‫نه، من حرف زدم و تو وانمود کردی گوش میدی...

371
00:18:39,437 --> 00:18:40,736
‫چونکه نمیخواستی با این واقعیت روبه‌رو بشی...

372
00:18:40,738 --> 00:18:43,038
‫که این کار بیخود و وقت تلف کردنه.

373
00:18:43,040 --> 00:18:44,740
‫بهترین گزینه‌ـمونه.

374
00:18:44,742 --> 00:18:47,276
‫آدما رو تبدیل به زامبی میکنه.

375
00:18:47,278 --> 00:18:49,144
‫بیشتر وقتا هم نتیجه‌ای نداره.

376
00:18:49,146 --> 00:18:50,679
‫برام مهم نیست.

377
00:18:50,681 --> 00:18:53,015
‫بقیه حاضرن آدم
‫بکشن تا به چیزی که میخوان برسن.

378
00:18:53,017 --> 00:18:54,283
‫خب، منم حاضرم.

379
00:18:54,285 --> 00:18:56,251
‫و اگه شکست بخوره، اهمیتی نداره.

380
00:18:56,253 --> 00:18:57,686
‫حداقل میدونم...

381
00:18:57,688 --> 00:19:00,956
‫از هر روشی
‫که در اختیارمون بود استفاده کردیم.

382
00:19:22,179 --> 00:19:24,680
‫- ما رو بازی دادی.
‫- هارولد، لطفا آروم باش.

383
00:19:24,682 --> 00:19:26,615
‫راتنا رو میخواستی به خاطر اطلاعات...

384
00:19:26,617 --> 00:19:28,117
‫زنی که تو رو در پاریس دزدید.

385
00:19:28,119 --> 00:19:29,918
‫هیچوقت نمیخواست ما دستگیرش کنیم.

386
00:19:29,920 --> 00:19:32,888
‫میخواستی ما رو ببینی
‫تا بتونی وارد بشی و نجاتش بدی.

387
00:19:32,890 --> 00:19:34,590
‫پیچیده‌تر از این حرفاست.

388
00:19:34,592 --> 00:19:36,058
‫خب برای ما احمقها توضیح بده.

389
00:19:36,060 --> 00:19:38,660
‫میگم ما چون مامور
‫رسلر و پارک رو دعوت کردم...

390
00:19:38,662 --> 00:19:40,095
‫تا گوش بدن. حق دارن بدونن...

391
00:19:40,097 --> 00:19:41,563
‫چرا تو ماموریت دورشون زدی.

392
00:19:41,565 --> 00:19:42,931
‫اتفاقاً ندارن.

393
00:19:42,933 --> 00:19:44,433
‫تو بهشون دستور دادی.
‫اونا هم ازش پیروی کردن.

394
00:19:44,435 --> 00:19:48,070
‫تو پیگیرد قانونی پلیس فدرال که
‫استارتشـو خودت زدی رو به رتنا لو دادی!

395
00:19:48,072 --> 00:19:51,774
‫بله، که با آزادکردنش اونو مدیون خودم کنم.

396
00:19:51,776 --> 00:19:53,342
‫رتنا رو آزادش کردی؟

397
00:19:53,344 --> 00:19:54,543
‫چه‌جورم!

398
00:19:54,545 --> 00:19:56,211
‫یعنی نمی‌دونی کجاست؟

399
00:19:56,213 --> 00:19:59,047
‫هارولد، شاید هنوز به مأمور پارک
‫کامل توضیح نداده باشی

400
00:19:59,049 --> 00:20:02,050
‫،که قرار مدارها به چه شکلیه
‫یا شایدم درکش از عدالت

401
00:20:02,052 --> 00:20:05,454
‫با اونی که فکرشو می‌کردم
‫کمی متفاوت‌تره.

402
00:20:05,456 --> 00:20:06,622
‫باید تو پیدا کردنش کمک‌مون کنی.

403
00:20:06,624 --> 00:20:08,223
‫متوجهِ کلافگیت هستم.

404
00:20:08,225 --> 00:20:10,359
‫شرمنده که تو همچین موقعیتی قرارت دادم.

405
00:20:10,361 --> 00:20:13,061
‫اما یکی از مهم‌ترین آدمای زندگیم
‫،غیبش زده

406
00:20:13,063 --> 00:20:15,230
‫و اون‌کارو کردم که بتونم پیداش کنم.

407
00:20:15,232 --> 00:20:17,166
‫- کی غیبش زده؟
‫- اینش دیگه ارتباطی با شما نداره.

408
00:20:17,168 --> 00:20:20,469
‫تشکیلات بانکی رتنائه
‫که به شما مربوط می‌شه.

409
00:20:20,471 --> 00:20:25,007
‫جدیداً به اطلاعم رسوندن که
‫رتنا قراره ۳.۵ میلیون دلار

410
00:20:25,009 --> 00:20:28,677
‫از طرف مافیای ژو به ایلای آتیکوس منتقل کنه.

411
00:20:28,679 --> 00:20:30,312
‫من که ایلای آتیکوسی نمی‌شناسم.

412
00:20:30,314 --> 00:20:32,881
‫طرف متخصص فراری‌دادنیـه
‫که معروف به

413
00:20:32,883 --> 00:20:36,885
‫فراری‌دادن افراد کله‌گنده از زندان‌های سرّی

414
00:20:36,887 --> 00:20:39,354
‫و بازداشتگاه‌های سرتاسر جهانـه.

415
00:20:39,356 --> 00:20:41,490
‫،اگه مافیای ژو داره به آتیکوس پول میده

416
00:20:41,492 --> 00:20:43,692
‫یعنی یکی رو از دست دادن
‫که می‌خوان برش گردونن.

417
00:20:43,694 --> 00:20:47,229
‫،نمی‌دونم کی یا کِی
‫ولی مطمئن باش

418
00:20:47,231 --> 00:20:49,364
‫،یه فرار از زندان در شُرف اجراست

419
00:20:49,366 --> 00:20:51,467
‫و خون و خون‌ریزی هم راه میفته.

420
00:20:54,424 --> 00:20:56,905
‫،به قول جلاد سومم

421
00:20:56,907 --> 00:21:00,576
‫هیچ‌چیزی بهتر از سکوت
‫نشان‌دهندۀ ندامت نیست.

422
00:21:00,578 --> 00:21:01,977
‫صحبت خوبی بود.

423
00:21:01,979 --> 00:21:03,423
‫این سرنخ هم قابلتـو نداشت.

424
00:21:06,543 --> 00:21:08,050
‫به همین راحتی؟

425
00:21:08,052 --> 00:21:09,585
‫پس قضیۀ پارک و اون‌کاری که کرد چی؟

426
00:21:09,587 --> 00:21:11,320
‫ما نارضایتی‌مون رو اعلام کردیم.

427
00:21:11,322 --> 00:21:13,121
‫اونم یه سرنخ بمون داد.

428
00:21:13,123 --> 00:21:15,657
‫آخه... نمی‌فهمم.

429
00:21:15,659 --> 00:21:16,892
‫خب، چطور ممکنه بفهمی؟

430
00:21:16,894 --> 00:21:18,360
‫طرف تا حالا سه تا جلاد داشته.

431
00:21:18,362 --> 00:21:21,330
‫،اگه حالت رو بهتر می‌کنه باید بگم
‫حتی بعد از این همه سال

432
00:21:21,332 --> 00:21:23,805
‫منم نمی‌فهمم. تنها چیزی که می‌دونم

433
00:21:23,807 --> 00:21:26,602
‫اینه که شاید ایلای آتیکوس
‫در شُرف ارتکاب جرم باشه.

434
00:21:26,604 --> 00:21:29,181
‫وظیفۀ ما هم اینه که
‫قبل از انجام این‌کار جلوشو بگیریم.

435
00:21:40,179 --> 00:21:42,646
‫- بله؟
‫- سلام لیز، وقت داری؟

436
00:21:42,648 --> 00:21:44,915
‫آره، بث. جونم؟

437
00:21:44,917 --> 00:21:46,183
‫- دخترا چطورن؟
‫- خوبن.

438
00:21:46,685 --> 00:21:49,219
‫الان داشتیم عصرونه می‌خوردیم.

439
00:21:49,221 --> 00:21:52,823
‫می‌خواستم راجع به
‫اگنس باهات صحبت کنم.

440
00:21:52,825 --> 00:21:54,224
‫چی شده؟ همه‌چی مرتبه؟

441
00:21:54,226 --> 00:21:55,725
‫،شلی و اگنس داشتن نقاشی می‌کشیدن

442
00:21:55,727 --> 00:21:58,862
‫و اگنس، چیزی که توی
‫دفتر نقاشی‌ش کشید...

443
00:21:58,864 --> 00:22:00,597
‫واقعاً می‌شد بعداً هم بهت بگم.

444
00:22:00,599 --> 00:22:01,998
‫چی کشیده بود؟

445
00:22:02,000 --> 00:22:04,668
‫عکس جسد یه آدم رو کشیده.

446
00:22:06,905 --> 00:22:09,539
‫منظورت از جسد چیه؟
‫چیزی گفت...

447
00:22:09,541 --> 00:22:10,674
‫واسه همینم بهت زنگ زدم.

448
00:22:10,676 --> 00:22:14,578
‫گفت که مَرده رو تو پارک دیده.

449
00:22:14,580 --> 00:22:16,636
‫- جسده رو؟
‫- گفتم شاید بهتر باشه بدونی.

450
00:22:16,661 --> 00:22:18,461
‫- نمی‌دونستم که...
‫- آره، نه، درسته.

451
00:22:18,463 --> 00:22:23,032
‫،خوابی چیزی دیده
‫یا شایدم از کسی داستانی شنیده؟

452
00:22:23,034 --> 00:22:25,368
‫نمی‌دونم...

453
00:22:25,370 --> 00:22:27,487
‫می‌دونی چیه؟

454
00:22:27,489 --> 00:22:30,540
‫وقتی داشتم یه سریالی می‌‌دیدم
‫یهو اومد تو اتاقم.

455
00:22:30,542 --> 00:22:31,841
‫سریال وحشتناکی بود.

456
00:22:31,843 --> 00:22:34,314
‫- خدا رو شکر.
‫- مطمئنم همینو دیده بوده.

457
00:22:34,339 --> 00:22:36,173
‫الان سر کاری. برو کارتو بکن.

458
00:22:36,175 --> 00:22:38,341
‫ما ردیفیم.
‫می‌تونیم شب بیشتر صحبت کنیم.

459
00:22:38,343 --> 00:22:40,077
‫باشه، مرسی ازت، بث.

460
00:22:46,185 --> 00:22:47,851
‫- چیزی دستگیرت شد؟
‫- آره، فکر کنم.

461
00:22:47,853 --> 00:22:50,187
‫خیله‌خب، آقای ردینگتون گفت
‫،وقتی باویش رتنا رو گرفتن

462
00:22:50,189 --> 00:22:51,793
‫داشته پول پیمان‌کاری

463
00:22:51,795 --> 00:22:53,828
‫به‌نام ایلای آتیکوس رو انتقال می‌داده.

464
00:22:53,830 --> 00:22:56,685
‫- یه فراری‌دهندۀ حرفه‌ای.
‫- "،جنایت‌کار جنگی در "اسخیفنینگن

465
00:22:56,710 --> 00:22:58,443
‫سرکردۀ مافیای موادمخدر در بوگوتا...

466
00:22:58,445 --> 00:23:01,113
‫تیم این یارو زندانی‌های زیادی
‫در سرتاسر جهان رو فراری داده.

467
00:23:01,115 --> 00:23:03,649
‫و فکر می‌کنیم که پروژۀ بعدیش
‫شاید همین‌جا تو کشور ما باشه.

468
00:23:03,651 --> 00:23:07,386
‫هفتۀ گذشته، یگان مشترک پلیس فدرال و ادارۀ مبارزه با موادمخدر
‫عملیات سرّی‌ای رو روی "پی‌پی‌آر گلوبال" انجام دادن

469
00:23:07,388 --> 00:23:08,820
‫که شرکت کشتیرانی‌ایه که برای

470
00:23:08,822 --> 00:23:10,322
‫مافیای ژو، پول‌شویی می‌کنه.

471
00:23:10,324 --> 00:23:12,391
‫چهارده نفر از پرسنل‌شون دستگیر شدن.
‫و چندتاشونم آسیب دیدن.

472
00:23:12,393 --> 00:23:15,694
‫،اما یک نفرشون، یعنی آلفرد یانگ
‫"هنوز در بیمارستان "نشنال فرست

473
00:23:15,696 --> 00:23:18,213
‫تحت مراقبت و بازداشت پلیس قرار داره.

474
00:23:18,238 --> 00:23:20,972
‫آتیکوس قرار نیست بره
‫دنبال کسی که الان تو زندانه.

475
00:23:20,974 --> 00:23:23,875
‫اون می‌خواد آلفرد یانگ رو قبل از این‌که
‫پاش به زندان باز شه فراریش بده.

476
00:23:23,877 --> 00:23:25,877
‫کین، تیم امنیتی تو بیمارستان نشنال
‫،رو خبر کن

477
00:23:25,879 --> 00:23:27,245
‫بگو گوش به زنگ باشن.

478
00:23:27,247 --> 00:23:29,814
‫رسلر و پارک، شما هم برید اونجا
‫و هدف رو بیارید بیرون.

479
00:23:29,816 --> 00:23:33,485
‫تا شما برسید، حکم انتقالش به
‫بیمارستان نظامی "والتر رید" رو می‌گیرم.

480
00:23:38,425 --> 00:23:41,749
‫مأمور رسلر؟ ویلیام توراکس هستم از
‫ادارۀ مبارزه با مواد مخدر. تلفنی صحبت کردیم.

481
00:23:41,774 --> 00:23:42,906
‫شاهد تو طبقۀ چهارمه؟

482
00:23:42,908 --> 00:23:44,341
‫تیم مراقبتی در موقعیته.

483
00:23:44,343 --> 00:23:46,510
‫انتظامات بیمارستان رو خبر کنید.
‫کد نقره‌ای رو اجرا کنید

484
00:23:46,512 --> 00:23:48,078
‫تا ما شاهد رو از بیمارستان خارج کنیم.

485
00:23:49,215 --> 00:23:50,414
‫این دیگه چی بود؟

486
00:23:50,416 --> 00:23:52,416
‫از توراکس به مرکز. مرکز؟

487
00:23:52,418 --> 00:23:53,717
‫خیله‌خب، پارک. گزارش بده.

488
00:23:53,719 --> 00:23:55,485
‫تو از بخش غربی برو.
‫من از شرق میرم.

489
00:23:56,755 --> 00:23:59,523
‫توجه توجه، کد نقره‌ای.

490
00:24:37,134 --> 00:24:39,301
‫یانگ رو... بردنش.

491
00:24:39,303 --> 00:24:41,637
‫چهار نفر بودن.

492
00:24:41,639 --> 00:24:43,539
‫رفتن سمت بخش غربی.

493
00:24:43,541 --> 00:24:45,875
‫رسلر، چهار مجرم مسلح
‫دارن میان سمت تو.

494
00:24:48,012 --> 00:24:49,778
‫حمله کردن. عقب‌نشینی کنید.

495
00:25:35,520 --> 00:25:37,219
‫مأمورمون زخمی شد!

496
00:25:37,221 --> 00:25:39,388
‫یانگ رو بردن راه‌پلۀ شرقی.

497
00:25:39,390 --> 00:25:41,457
‫طاقت بیار. طاقت بیار.

498
00:25:41,459 --> 00:25:44,392
‫دووم بیار.

499
00:25:51,002 --> 00:25:53,569
‫رسلر! حالت خوبه؟

500
00:26:19,560 --> 00:26:21,260
‫رسلر! خوبی؟

501
00:26:21,262 --> 00:26:22,695
‫رسلر؟!

502
00:26:26,467 --> 00:26:28,834
‫خدمات جابه‌جایی اوریون؟

503
00:26:28,836 --> 00:26:30,136
‫تا حالا اسمش به گوشم نخورده.

504
00:26:30,138 --> 00:26:31,837
‫خب، برای اولین‌باره
‫که حرفی ازش می‌زنم.

505
00:26:31,839 --> 00:26:34,273
‫چیه، یه‌جور سرویس ناپدیدکننده؟

506
00:26:34,275 --> 00:26:35,675
‫منم دنبال فهمیدن همینم، گلن...

507
00:26:35,677 --> 00:26:39,492
‫این‌که کی هستن، چی‌کار می‌کنن
‫و راه ارتباطی‌شون چیه.

508
00:26:39,517 --> 00:26:41,350
‫والا من سرم خیلی شلوغه.

509
00:26:41,352 --> 00:26:43,619
‫گلن، این مسئلۀ مهمیه.

510
00:26:43,621 --> 00:26:47,189
‫خواهش می‌کنم، باید این آدما
‫رو در اسرع وقت پیدا...

511
00:26:48,692 --> 00:26:50,259
‫آره

512
00:26:50,261 --> 00:26:52,027
‫آره، وصلش کن.

513
00:26:52,029 --> 00:26:53,646
‫نمی‌دونم اینـا چِشونه.

514
00:26:53,648 --> 00:26:55,330
‫بهشون گفتم که کسی رو وصل نکـ...

515
00:26:55,332 --> 00:26:57,399
‫الو. چیه؟

516
00:26:57,401 --> 00:26:58,611
‫چی؟!

517
00:26:58,613 --> 00:27:00,712
‫اصلاً و ابداً.

518
00:27:00,737 --> 00:27:03,638
‫،جری، بهت که گفتم
‫باید تمشک باشه.

519
00:27:03,640 --> 00:27:06,307
‫نه، بستنی بدرد نمی‌خوره.
‫یخ در بهشت هم همین‌طور.

520
00:27:06,309 --> 00:27:08,175
‫باید بستنی یخی باشه.

521
00:27:08,177 --> 00:27:10,011
‫چون خودش این‌طوری خواسته.

522
00:27:10,013 --> 00:27:11,312
‫من نمی‌دونم، جری.

523
00:27:11,314 --> 00:27:13,873
‫من که کارمند سوپرمارکت نیستم.

524
00:27:13,898 --> 00:27:17,566
‫یه راهروی دیگه رو بگرد.
‫چطوره بری اونجایی که...

525
00:27:17,568 --> 00:27:19,396
‫- جری بودهـا.
‫- به درک.

526
00:27:19,421 --> 00:27:22,522
‫می‌خواد شربت بستنی‌یخی تمشکیِ ترودی
‫،رو درست کنه

527
00:27:22,524 --> 00:27:24,157
‫که یه‌جور رسم شب کازینوئه.

528
00:27:24,159 --> 00:27:26,426
‫گلن، دیگه شب کازینویی در کار نیست.

529
00:27:26,428 --> 00:27:28,061
‫ادارۀ راهنمایی و رانندگی‌ای در کار نیست.

530
00:27:28,063 --> 00:27:30,697
‫الان فقط و فقط

531
00:27:30,699 --> 00:27:34,334
‫پیداکردنِ خدمات جابه‌جایی اوریون مهمه.

532
00:27:34,336 --> 00:27:35,769
‫باشه، آروم باش.

533
00:27:35,771 --> 00:27:38,571
‫به نگو آروم باشم.
‫این مسئله‌ی مهمیه.

534
00:27:38,573 --> 00:27:41,007
‫تو شغلت ردیابیـه و منم می‌خوام

535
00:27:41,009 --> 00:27:44,311
‫،هر اطلاعاتی از این آدما می‌تونی در بیاری

536
00:27:44,313 --> 00:27:46,112
‫همین‌الان.

537
00:27:46,114 --> 00:27:48,181
‫این یکی فرق داره، ها؟

538
00:27:48,183 --> 00:27:49,249
‫مسئله‌ی مهمیه.

539
00:27:56,858 --> 00:28:01,646
‫اون زنـه که تو پاریس بود...
‫یکی که خیلی برام مهمه رو دزدیده.

540
00:28:01,671 --> 00:28:03,270
‫،اتفاقی که الان داره براش میفته

541
00:28:03,272 --> 00:28:05,906
‫- ،بلایی که اون الان داره سرش میاره
‫- هی، بیا کمک کن!

542
00:28:05,908 --> 00:28:07,675
‫حتی تو مخیله‌م هم نمی‌گنجه.

543
00:28:07,677 --> 00:28:09,143
‫واسه همینم باید سریع‌تر پیداش کنم.

544
00:28:09,145 --> 00:28:10,911
‫- نه!
‫- ولی تا تو

545
00:28:10,913 --> 00:28:15,015
‫،خدمات جابه‌جایی اوریون رو پیدا نکنی
‫نمی‌تونم پیداش کنم.

546
00:28:15,017 --> 00:28:16,817
‫گلن، التماست رو می‌کنم.

547
00:28:16,819 --> 00:28:19,453
‫این مسئله‌ی مرگ و زندگیـه.

548
00:28:30,933 --> 00:28:33,234
‫چطور تونستی این‌کارو بکنی؟

549
00:28:33,236 --> 00:28:35,269
‫آخه چطور ممکنه حاضر باشی
‫برای محافظت از اون

550
00:28:35,271 --> 00:28:38,441
‫از جون خودت بگذری؟!

551
00:28:39,417 --> 00:28:42,584
‫اونم بعد از این گذشتۀ دور و درازی
‫که با هم داشتیم، ایلیا.

552
00:28:42,586 --> 00:28:45,220
‫شرمنده. معذرت می‌خوام.

553
00:28:46,424 --> 00:28:49,410
‫چرا کمکم نمی‌کنی؟

554
00:28:50,094 --> 00:28:52,121
‫چرا؟

555
00:29:07,305 --> 00:29:08,971
‫ببخشید، چی گفتی؟

556
00:29:08,973 --> 00:29:10,706
‫یانگ رو از دست دادیم.

557
00:29:10,708 --> 00:29:12,675
‫افراد آتیکوس زودتر رسیدن اینجا.

558
00:29:12,677 --> 00:29:14,710
‫اکثر مأمورای تیم امنیتی هم مُردن.

559
00:29:14,712 --> 00:29:17,680
‫،یعنی داری میگی ژو وینگ
‫رهبر یکی از

560
00:29:17,682 --> 00:29:22,218
‫،قدرتمندترین سازمان‌های جنایی دنیا

561
00:29:22,220 --> 00:29:25,388
‫ایلای آتیکوس که شاید برترین

562
00:29:25,390 --> 00:29:27,823
‫متخصص فراری‌دهندۀ جهان باشه
‫رو استخدام کرده

563
00:29:27,825 --> 00:29:29,725
‫که یه بیمارستان شهری رو
‫مورد هدف قراره بده؟

564
00:29:29,727 --> 00:29:34,697
‫اونم فقط واسه این‌که
‫یه سرباز پاخرده از ارتش ژو رو نجات بده؟

565
00:29:34,699 --> 00:29:35,665
‫تو کَتت نمیره؟

566
00:29:35,667 --> 00:29:37,996
‫نه، الیزابت، تو کتم نمیره.

567
00:29:37,997 --> 00:29:40,231
‫پس شاید یانگ یه سرباز پاخرده نبوده.

568
00:29:40,233 --> 00:29:42,132
‫اصلاً اگه معمار

569
00:29:42,134 --> 00:29:44,368
‫کل امپراتوری ژو هم باشه
‫واسه‌م مهم نیست.

570
00:29:44,370 --> 00:29:47,838
‫به رگبار بستنِ یه بیمارستان عمومی
‫اقدام افراطی‌ایـه که

571
00:29:47,840 --> 00:29:52,676
‫تنها در ضروری‌ترین شرایط الزامیه.

572
00:29:52,678 --> 00:29:55,212
‫شاید اگه طرف با پلیس حرف می‌زده
‫واسه ژو گرون تموم می‌شده.

573
00:29:55,214 --> 00:29:56,747
‫شاید می‌ترسیده یانگ لوش بده.

574
00:29:56,749 --> 00:29:59,416
‫پس اول وایمیسی ببینی طرف اصلاً

575
00:29:59,418 --> 00:30:02,186
‫توافق‌نامۀ همکاری امضاء می‌کنه یا نه.

576
00:30:02,188 --> 00:30:03,721
‫منطقیه.

577
00:30:03,723 --> 00:30:05,689
‫پس این آتیش‌بازیـا واسه چیه؟

578
00:30:05,691 --> 00:30:09,393
‫چون یانگ یه‌چیزی می‌دونسته
‫که ژو می‌خواسته بفهمه چیه.

579
00:30:09,395 --> 00:30:12,396
‫یا شایدم ژو دقیقاً می‌دونه
‫،یانگ چی می‌دونه

580
00:30:12,398 --> 00:30:15,466
‫و شاید می‌خواد حتم پیدا کنه

581
00:30:15,468 --> 00:30:19,503
‫که هرگز حرفاش به گوش کس دیگه‌ای نرسه.

582
00:30:19,505 --> 00:30:21,772
‫چون یانگ مُخبره.

583
00:30:21,774 --> 00:30:23,578
‫یا بدتر.

584
00:30:23,580 --> 00:30:25,509
‫خدای من.

585
00:30:25,511 --> 00:30:26,911
‫همینه.

586
00:30:39,058 --> 00:30:40,577
‫بالأخره برگشتی

587
00:30:40,578 --> 00:30:42,578
‫به جایی که بهش تعلق داری.

588
00:30:43,917 --> 00:30:45,250
‫،رئیس

589
00:30:46,164 --> 00:30:48,164
‫مرسی که نجاتم دادین.

590
00:30:48,938 --> 00:30:50,678
‫زندگیمـو به تو مدیونم.

591
00:30:51,337 --> 00:30:52,523
‫خوش‌اومدی.

592
00:30:53,245 --> 00:30:56,192
‫تو سازمان ما، همه‌مون برادریم...

593
00:30:56,193 --> 00:30:59,597
‫و علی‌رغم رتبه‌مون...
‫ارزش همه‌مون یکسانه.

594
00:30:59,622 --> 00:31:00,989
‫هوم؟

595
00:31:04,591 --> 00:31:07,188
‫،ولی تو از یکی از برادران‌مون نیستی
‫مگه نه، آلفرد؟

596
00:31:07,472 --> 00:31:09,387
‫من خبر دارم.

597
00:31:11,123 --> 00:31:16,864
‫خوش‌بختانه، نمی‌خواد مدت زیادی
‫تا پرداخت‌کردن بدهیت بهم صبر کنم.

598
00:31:18,453 --> 00:31:19,768
‫ببریدش داخل.

599
00:31:31,110 --> 00:31:33,077
‫نمی‌خواستی بهمون بگی؟

600
00:31:33,079 --> 00:31:34,745
‫- ببخشید. شما؟
‫- مأمور کین هستم.

601
00:31:34,747 --> 00:31:36,747
‫عضو تیم عملیاتی‌ایـم که
‫سعی کرد بهتون هشدار بده

602
00:31:36,749 --> 00:31:37,815
‫قراره همچین اتفاقی بیفته.

603
00:31:37,817 --> 00:31:40,384
‫،آلفرد یانگ یکی از افراد خودتونه
‫مگه نه؟

604
00:31:40,386 --> 00:31:41,785
‫- مأمور اداره‌ست.
‫- صداتو بیار پایین.

605
00:31:41,787 --> 00:31:43,875
‫چندوقته مأمور مخفیه؟

606
00:31:44,624 --> 00:31:47,925
‫ژو این‌کارو نکرد که یکی از
‫سربازای خودشونو نجات بدن.

607
00:31:47,927 --> 00:31:50,227
‫این‌کارو کردن تا مأمور مخفی‌ای رو بکشن

608
00:31:50,229 --> 00:31:51,328
‫که ممکن بود نابودشون کنه.

609
00:31:51,330 --> 00:31:52,363
‫آخه اینا رو از کجا می‌دونی؟

610
00:31:52,365 --> 00:31:53,635
‫یه منبعی دارم.

611
00:31:54,200 --> 00:31:55,678
‫ظاهراً، ژو هم می‌دونسته.

612
00:31:56,281 --> 00:31:57,447
‫چندوقته؟

613
00:31:57,770 --> 00:31:59,803
‫بیشتر از دو سالـه.
‫دادستان آمریکا

614
00:31:59,805 --> 00:32:01,572
‫همین هفتۀ پیش براش قانون "ریکو" صادر کرد.
‫[ مخصوص متهم‌کردن رهبران مافیایی که در واقع خودشان قتلی مرتکب نمی‌شوند ]

615
00:32:01,574 --> 00:32:03,841
‫همه‌چیزِ این پرونده به یانگ بستگی داره.

616
00:32:03,843 --> 00:32:06,410
‫- دیگه این‌طوری نیست.
‫- ما فکر می‌کنیم که پوشش یانگ در امانه.

617
00:32:06,412 --> 00:32:08,483
‫این یه مأموریت نجات بوده.

618
00:32:09,415 --> 00:32:11,849
‫ببین چی میگم. اونا می‌خوان بکشنش.

619
00:32:11,851 --> 00:32:14,084
‫،اگه هر طور شده نفهمیم کجا بردنش

620
00:32:14,086 --> 00:32:15,573
‫اونا می‌زنن می‌کشنش.

621
00:32:16,055 --> 00:32:17,755
‫فکر کنم من بتونم کمک‌تون کنم.

622
00:32:17,757 --> 00:32:19,023
‫سلام، خوبی؟

623
00:32:19,025 --> 00:32:20,624
‫آره، خوب میشم.

624
00:32:20,626 --> 00:32:23,427
‫بگو ببینم، این بیمارستان تو
‫کارت‌شناسایی پرسنلش، تراشه‌ای

625
00:32:23,429 --> 00:32:24,762
‫واسه ردیابی‌شون تعبیه می‌کنه؟

626
00:32:24,764 --> 00:32:26,897
‫یانگ بیمار بود، جزء پرسنل نبود که.

627
00:32:26,899 --> 00:32:28,532
‫این چه کمکی بهمون می‌کنه؟

628
00:32:28,534 --> 00:32:30,734
‫آخه اون موقع که یکی از مجرمین
‫داشت خفه‌م می‌کرد

629
00:32:30,736 --> 00:32:33,270
‫به‌طور نامحسوس یه کارت‌شناسایی کردم تو جیبش.

630
00:32:33,272 --> 00:32:34,676
‫می‌تونیم ردیابیش کنیم؟

631
00:32:35,861 --> 00:32:37,360
‫پلیس فدرال!

632
00:32:49,089 --> 00:32:51,943
‫- برو! برو!
‫- پلیس فدرال!

633
00:32:53,259 --> 00:32:55,818
‫دستا بالا! دستا بالا!

634
00:32:55,820 --> 00:32:58,062
‫تکون نخور.

635
00:33:02,368 --> 00:33:03,788
‫زنگ بزنید اورژانس.

636
00:33:05,204 --> 00:33:06,904
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

637
00:33:06,906 --> 00:33:08,505
‫سؤال انحرافی بود؟

638
00:33:08,507 --> 00:33:10,174
‫چرا مشغول به کار نیستی؟

639
00:33:10,176 --> 00:33:13,277
‫متوجه‌ام که این برات مسئله‌ی مهمیه
‫،و منم دارم تمام تلاشمو می‌کنم

640
00:33:13,279 --> 00:33:15,245
‫ولی وقتی شکمم ناراحت می‌شه

641
00:33:15,247 --> 00:33:17,281
‫- نمی‌تونم درست کار کنم و...
‫- پیداشون کردی؟

642
00:33:17,283 --> 00:33:19,016
‫خدمات جابه‌جایی اوریون رو؟

643
00:33:19,018 --> 00:33:22,219
‫نه، و بایدم اقرار کنم که
‫،سرنخی هم پیدا نکردم

644
00:33:22,221 --> 00:33:25,255
‫که مشکل‌ساز هم هست
‫چون شب کازینو نزدیکه.

645
00:33:25,257 --> 00:33:26,790
‫و اگه وقتی جری با بستنی‌یخی می‌رسه

646
00:33:26,792 --> 00:33:28,592
‫،همه‌چیزو ردیف نکرده باشم

647
00:33:28,594 --> 00:33:30,260
‫مشکل بزرگی پیش میاد.

648
00:33:36,802 --> 00:33:38,949
‫بهت که گفتم.

649
00:33:38,951 --> 00:33:41,071
‫شب کازینو مازینو نداریم.

650
00:33:41,073 --> 00:33:45,909
‫الان فقط منم که جلو روت وایسادم.

651
00:33:49,399 --> 00:33:50,793
‫به من نگاه کن.

652
00:33:51,517 --> 00:33:53,751
‫،این کارایی که می‌کنیم
‫کلاً ماهیت این رابطه‌مون؟

653
00:33:53,753 --> 00:33:58,889
‫این‌که من مزخرفات تمام‌نشدنی
‫و جوک‌های بی‌مزه رو ندید می‌گیرم؟

654
00:33:58,891 --> 00:34:00,845
‫من تحملت می‌کنم.

655
00:34:01,494 --> 00:34:02,893
‫ولی هرگز اینو فراموش نکن

656
00:34:02,895 --> 00:34:05,362
‫که این رابطۀ ما کاریه.

657
00:34:05,364 --> 00:34:07,364
‫تو شغلت ردیابیِ آدماست.

658
00:34:07,366 --> 00:34:10,667
‫تو واسه من وجود داری
‫چون یه‌چیزایی رو پیدا می‌کنی.

659
00:34:10,669 --> 00:34:12,936
‫بعد الان داری میگی نمی‌تونی

660
00:34:12,938 --> 00:34:15,639
‫چیزی که می‌خوام رو پیدا کنی؟
‫،چون اگر این‌طوریه

661
00:34:15,641 --> 00:34:18,776
‫همین‌الان کارو یه‌سره می‌کنم.

662
00:34:18,778 --> 00:34:21,445
‫و فکرم نکن چون گذشته‌ای با هم داریم
‫همچین کاری نمی‌کنم.

663
00:34:21,447 --> 00:34:24,815
‫اگر دوست من به‌خاطر تو بمیره...

664
00:34:34,960 --> 00:34:38,729
‫خدمات جابه‌جایی اوریون. پیداشون کن.

665
00:34:52,677 --> 00:34:54,143
‫اخماتو تو هم نکن، مأمور پارک.

666
00:34:54,145 --> 00:34:56,481
‫تو امروز جون یه مأمور پلیس رو نجات دادی.

667
00:34:57,482 --> 00:35:02,485
‫،قربان... آخه با وجود همۀ این قضایا
‫سخت می‌شه خوشحال بود.

668
00:35:02,487 --> 00:35:04,587
‫قضایا؟

669
00:35:04,589 --> 00:35:06,021
‫چیه خودم نمی‌دونم؟

670
00:35:06,023 --> 00:35:07,223
‫یه مأمور مخفی که به‌خاطر

671
00:35:07,225 --> 00:35:08,958
‫شما و مأمور رسلر الان زنده‌ست.

672
00:35:08,960 --> 00:35:11,861
‫پروندۀ ریکوی علیه مافیای ژو
‫هم که پیگرد قانونی می‌شه.

673
00:35:11,863 --> 00:35:14,196
‫همین‌الانم، سازمان داره مشتری‌ها

674
00:35:14,198 --> 00:35:15,798
‫و مجرمین مختلفی که به باویش رتنا

675
00:35:15,800 --> 00:35:18,334
‫و شبکۀ حواله‌دارش وصلن
‫رو شناسایی می‌کنه.

676
00:35:18,336 --> 00:35:23,439
‫اون‌وقت رتنا چی؟
‫داره به ردینگتون کمک می‌کنه؟ یا مُرده؟

677
00:35:23,441 --> 00:35:26,011
‫هر کدوم ممکنه... یا اصلاً جفتش.

678
00:35:26,477 --> 00:35:29,111
‫داریم با این‌کار خودمونو
‫وارد چه قضیه‌ای می‌کنیم؟

679
00:35:29,113 --> 00:35:31,213
‫- منظورتو نمی‌فهمم.
‫- ردینگتون دنبال رتنا بود.

680
00:35:31,215 --> 00:35:33,415
‫گفت بهش نیاز داره و برای پیداکردنِ

681
00:35:33,417 --> 00:35:36,313
‫اونی که تو پاریس دزدیده بودش
‫یه مهرۀ حیاتیه.

682
00:35:36,554 --> 00:35:39,388
‫ولی یه حسی بهم میگه
‫این ماجرا فقط به پاریس مربوط نمی‌شه.

683
00:35:39,390 --> 00:35:41,290
‫نظر تو چیه؟

684
00:35:41,292 --> 00:35:43,592
‫،این‌که ردینگتون افتاده تو مخمصه

685
00:35:43,594 --> 00:35:45,194
‫،و ترسیده

686
00:35:45,196 --> 00:35:47,366
‫و خورده به بن‌بست.

687
00:35:47,965 --> 00:35:50,699
‫حال قضیه چیه؟ نمی‌دونم.

688
00:35:50,701 --> 00:35:53,302
‫ولی این قضیه... یه حسی بهم میگه

689
00:35:53,304 --> 00:35:56,249
‫که این مشکل به‌زودی بزرگ‌تر می‌شه.

690
00:35:56,774 --> 00:35:58,669
‫و این مشکلی که بهش برخورده...

691
00:36:00,344 --> 00:36:03,048
‫نمی‌خوام در خونۀ ما هم سبز شه.

692
00:36:05,483 --> 00:36:06,949
‫بیا تو بغلم ببینم.

693
00:36:06,951 --> 00:36:09,179
‫از صبح تا حالا ندیدمت.

694
00:36:10,655 --> 00:36:12,224
‫هی.

695
00:36:12,990 --> 00:36:15,024
‫می‌شه یه سؤالی ازت بپرسم...

696
00:36:15,026 --> 00:36:18,694
‫راجع به... نقاشی‌ای که امروز کشیدی؟

697
00:36:18,696 --> 00:36:21,664
‫- آره.
‫- مَرد توی نقاشیت...

698
00:36:21,666 --> 00:36:23,443
‫طرف رو جایی دیدی؟

699
00:36:23,868 --> 00:36:25,668
‫نمی‌دونم.

700
00:36:25,903 --> 00:36:28,699
‫چیزی هست که بخوای
‫درباره‌ش باهام صحبت کنی؟

701
00:36:29,073 --> 00:36:31,743
‫اگنس، مامان، نگاه کن منو.

702
00:36:32,076 --> 00:36:33,943
‫تو هیچ دردسری نیفتادی، عزیزم.

703
00:36:33,945 --> 00:36:36,957
‫فقط کنجکاوم بدونم
‫ایده‌ش از کجا به ذهنت رسیده.

704
00:36:37,748 --> 00:36:39,982
‫تو پارک دیدمش.

705
00:36:39,984 --> 00:36:41,717
‫با خانم تالیور؟

706
00:36:41,719 --> 00:36:43,124
‫آره.

707
00:36:49,327 --> 00:36:51,327
‫بی‌خیال. این‌کارا واسه چیه؟

708
00:36:51,329 --> 00:36:54,307
‫ایلیا، این کار واسه یکی
‫از دوستان قدیمیمـه

709
00:36:54,309 --> 00:36:56,699
‫به‌خاطر کاری که قراره بکنه.

710
00:36:56,701 --> 00:36:58,770
‫بی‌صبرانه مشتاق دیدارته.

711
00:37:04,008 --> 00:37:06,408
‫سلام، الیزابت.

712
00:37:06,410 --> 00:37:07,643
‫سلام. دوستت چطوره؟

713
00:37:07,645 --> 00:37:09,545
‫عالیه.

714
00:37:09,547 --> 00:37:11,180
‫خیلی‌وقت بود ندیده بودمش.

715
00:37:11,182 --> 00:37:13,048
‫مرسی که درک کردی.

716
00:37:13,050 --> 00:37:15,684
‫امیدوارم اگنس خیلی اذیت نشده باشه.

717
00:37:15,686 --> 00:37:18,487
‫اتفاقاً می‌خواستم درمورد
‫همین موضوع باهات حرف بزنم

718
00:37:18,489 --> 00:37:21,168
‫الان بد موقع‌ست؟

719
00:37:21,559 --> 00:37:23,086
‫نه اصلاً

720
00:37:23,494 --> 00:37:24,960
‫اگنس خوابه؟

721
00:37:24,962 --> 00:37:26,595
‫می‌تونم بیام خونۀ شما.

722
00:37:26,597 --> 00:37:28,258
‫ایول. باشه.

723
00:37:31,068 --> 00:37:34,069
‫،والا نمی‌دونم ممکنه چی دیده باشه

724
00:37:34,071 --> 00:37:36,171
‫ولی مطمئناً جسد که نبوده.

725
00:37:36,173 --> 00:37:39,474
‫نه.. وقتی همراه من تو پارک بود.

726
00:37:39,474 --> 00:37:41,374
‫محاله همچین چیزی
‫رو از خودش در بیاره.

727
00:37:41,376 --> 00:37:42,876
‫نه، منم همچین حرفی نزدم.

728
00:37:42,878 --> 00:37:47,194
‫ولی اگنس هم مثل بچه‌های دیگه
‫قوۀ تخیل قوی‌ای داره.

729
00:37:47,682 --> 00:37:49,916
‫پس به تو حرفی نزده؟

730
00:37:49,918 --> 00:37:51,490
‫هیچی؟

731
00:37:52,787 --> 00:37:54,921
‫می‌شه باهات صادق باشم؟

732
00:37:54,923 --> 00:37:56,122
‫بدون هیچ رازی؟

733
00:37:56,124 --> 00:37:58,491
‫نمی‌دونستم رازی هم بین‌مونه.

734
00:37:58,493 --> 00:38:00,373
‫الیزابت، دست بردار.

735
00:38:01,062 --> 00:38:02,962
‫تفنگ توی کیفت رو دیدم.

736
00:38:02,964 --> 00:38:07,923
‫و افرادی که بیرون نگهبانی میدن؟

737
00:38:09,504 --> 00:38:12,305
‫می‌دونم که مأمور اف.بی.آی هستی.

738
00:38:12,307 --> 00:38:13,840
‫خب، این چه ربطی به...

739
00:38:13,842 --> 00:38:17,911
‫بنظرت ممکنه اگنس...
‫بخواد این‌طوری

740
00:38:17,913 --> 00:38:20,613
‫با کشیدن این جسد
‫بگه که شغل تو می‌ترسوندش؟

741
00:38:20,615 --> 00:38:23,149
‫مطمئناً از شغل من می‌ترسه
‫و در این مورد هم صحبت می‌کنیم.

742
00:38:23,151 --> 00:38:26,853
‫من و تو هم دربارۀ این حرف زدیم
‫که قصه‌های پریون رو دوست داره

743
00:38:26,855 --> 00:38:28,955
‫و چطور خشونتی که این داستان‌ها دارن

744
00:38:28,957 --> 00:38:31,524
‫باعثِ منحرف‌شدن تفکراتی که
‫از ذهنش می‌گذرن می‌شه.

745
00:38:31,526 --> 00:38:34,661
‫این که قصۀ پریون نیست.

746
00:38:34,663 --> 00:38:37,330
‫معلومه که ناراحتت کردم، ولی...

747
00:38:39,267 --> 00:38:42,535
‫نمی‌خواد به‌خاطر چیزی جبهه بگیری.

748
00:38:42,537 --> 00:38:45,438
‫من که جبهه نگرفتم.
‫دارم از دخترم دفاع می‌کنم.

749
00:38:45,440 --> 00:38:47,440
‫من که بهش حمله‌ای نکردم.

750
00:38:47,442 --> 00:38:50,610
‫فقط گفتم من تو پارک پیشش بودم.

751
00:38:50,612 --> 00:38:52,509
‫خودم اونجا بودم.

752
00:38:52,881 --> 00:38:55,682
‫و هیچ جسدی ندیدم.

753
00:39:03,058 --> 00:39:04,437
‫گلن.

754
00:39:06,561 --> 00:39:08,650
‫به‌خاطر اون اتفاق چند ساعت پیش...

755
00:39:09,798 --> 00:39:14,801
‫باید بگم که واقعاً... حس بدی دارم.

756
00:39:17,272 --> 00:39:19,172
‫- این چیه؟
‫- هر چیزی که می‌خوای

757
00:39:19,174 --> 00:39:21,174
‫،دربارۀ خدمات جابه‌جایی اوریون بدونی

758
00:39:21,176 --> 00:39:22,642
‫که شرکت اجارۀ خدماتی

759
00:39:22,644 --> 00:39:25,345
‫برای یه شرکت باربری کوچیک
‫توی پترسون‌ـه.

760
00:39:25,347 --> 00:39:28,014
‫- پیداشون کردی.
‫- ،آره. و تا جایی که معلومه

761
00:39:28,016 --> 00:39:30,183
‫باربرهایی هستن که
‫خلافکارا رو جابه‌جا می‌کنن...

762
00:39:30,185 --> 00:39:32,986
‫یه‌جور برنامۀ حفاظت از شاهدین
‫مخصوص بزهکاران.

763
00:39:32,988 --> 00:39:35,021
‫ممنونم، گلن.

764
00:39:35,023 --> 00:39:37,056
‫یکی طلبت.

765
00:39:37,058 --> 00:39:38,391
‫و درمورد قبل هم...

766
00:39:38,393 --> 00:39:39,463
‫بی‌خیال، رئیس.

767
00:39:39,465 --> 00:39:40,893
‫باشه تا بعد.

768
00:39:40,895 --> 00:39:42,495
‫،اگه الان خودمو برسونم به کلوب ایگل

769
00:39:42,497 --> 00:39:45,331
‫هنوز وقت هست که یه‌خرده رولت بازی کنم

770
00:39:45,333 --> 00:39:50,970
‫و یه لیوان از شربت بستنی‌یخی تمشکیِ ترودی بخورم.

771
00:39:50,972 --> 00:39:52,505
‫برام دعا کن.

772
00:39:52,507 --> 00:39:54,641
‫- رولت بازی می‌کنی؟
‫- معلومه، خوش‌تیپ.

773
00:39:54,643 --> 00:39:57,577
‫و می‌دونی که همیشه هم روی "رد" شرط می‌بندم.
‫[ قرمز ]

774
00:41:56,231 --> 00:41:58,405
‫خب.. همینه؟

775
00:41:58,407 --> 00:41:59,599
‫آره، خودشه.

776
00:42:01,669 --> 00:42:03,408
‫نترس.

777
00:42:04,773 --> 00:42:07,173
‫چیزی نیست.

778
00:42:07,175 --> 00:42:10,243
‫فقط می‌خوایم یه نگاهی به

779
00:42:10,245 --> 00:42:13,799
‫چندتا از... خاطراتت بندازیم.

780
00:42:13,823 --> 00:42:15,823
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG ســــروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

781
00:42:15,847 --> 00:42:17,847
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫DayMovie.Org

