‫﻿۱
00:00:02,320 --> 00:00:03,411
‫بگو دی.سی!

2
00:00:04,628 --> 00:00:06,009
‫چطوری شد؟

3
00:00:06,125 --> 00:00:07,357
‫مطمئنم خوب شده، عزیزم.

4
00:00:07,359 --> 00:00:09,546
‫اینو میگی و بعد چشمام...

5
00:00:09,571 --> 00:00:11,004
‫باز نیستن یا موهام...

6
00:00:11,006 --> 00:00:12,140
‫نه، خیلی خوب شد.

7
00:00:12,140 --> 00:00:14,140
‫بدون شک میشه روی
‫دیوار جدید گذاشتش.

8
00:00:14,142 --> 00:00:15,608
‫حس میکنم...

9
00:00:15,610 --> 00:00:18,205
‫که قرار نیست زیاد تو جای جدید بمونیم.

10
00:00:18,230 --> 00:00:20,764
‫گرگ، فکر میکردم بازنشسته شدی.

11
00:00:20,766 --> 00:00:22,065
‫هنوز میخوای پرواز کنی؟

12
00:00:22,067 --> 00:00:23,902
‫،خب، به عنوان خلبان نه
‫به عنوان مسافر.

13
00:00:23,902 --> 00:00:25,368
‫اگه زیاد یه جا بمونم...

14
00:00:25,370 --> 00:00:26,636
‫بدنم به خارش می‌افته.

15
00:00:26,638 --> 00:00:28,004
‫- درکت میکنه.
‫- آره.

16
00:00:28,006 --> 00:00:29,839
‫میخواد دنیا رو بببینه
‫و دوستا عصبانی میشن.

17
00:00:29,841 --> 00:00:31,241
‫- آره.
‫- انگار که خیلی دوست داریم.

18
00:00:31,243 --> 00:00:32,575
‫به زحمت همسایه‌ها رو میشناسیم.

19
00:00:32,577 --> 00:00:34,177
‫خب، همدیگه رو دارین.

20
00:00:34,179 --> 00:00:35,712
‫دیگه دوست میخواین چه کار؟

21
00:00:35,714 --> 00:00:37,714
‫میدونی، چند تا
‫فرم برای امضا کردن دارم.

22
00:00:37,716 --> 00:00:39,516
‫- بریم داخل؟
‫- آره.

23
00:00:41,620 --> 00:00:43,753
‫وسایلتون سالم منتظرتون هستن...

24
00:00:43,755 --> 00:00:45,799
‫وقتی به دی.سی برسین.

25
00:00:45,903 --> 00:00:47,536
‫ممنون.

26
00:00:47,561 --> 00:00:49,528
‫شما خیلی راحتش کردین.

27
00:00:49,553 --> 00:00:51,086
‫آره، استلا، ممنون، واقعا میگم.

28
00:00:51,088 --> 00:00:53,521
‫ما در اوریان میگیم، موفق باشین...

29
00:00:53,523 --> 00:00:55,090
‫هر جا که سرنوشت شما رو میبره.

30
00:00:55,092 --> 00:00:56,691
‫بله!

31
00:00:56,715 --> 00:00:58,136


32
00:01:05,936 --> 00:01:07,836
‫یکی مثل تو رو پیدا کردم.

33
00:01:07,838 --> 00:01:09,838
‫بازنشسته‌ـس و
‫خانواده‌ای نداره.

34
00:01:09,840 --> 00:01:12,240
‫خلبان سابق هواپیما بوده.

35
00:01:12,242 --> 00:01:13,875
‫زندگی آرومی داشتن...

36
00:01:13,877 --> 00:01:17,755
‫و این هفته دارن میرن دی.سی.

37
00:01:17,757 --> 00:01:19,015
‫خب، اسم هم داریم.

38
00:01:19,017 --> 00:01:23,084
‫بله، مادلین تالیور
‫و گرگوری فلین.

39
00:01:24,070 --> 00:01:25,386
‫مادلین.

40
00:01:25,388 --> 00:01:27,421
‫مثل کتاب بچه‌ها، چقدر ناز.

41
00:01:27,423 --> 00:01:28,689
‫باهات تماس میگیرم.

42
00:01:28,691 --> 00:01:30,624
‫بله، ممنون.

43
00:01:30,626 --> 00:01:33,427
‫خب، بردی به نظر میاد
‫تو و من قراره با خانم...

44
00:01:33,429 --> 00:01:35,540
‫کین همسایه بشیم.

45
00:01:35,564 --> 00:01:35,784


46
00:01:41,303 --> 00:01:43,303
‫:فصل هفتم، قسمت نهم
‫« خدمات جابه‌جایی اوریون؛ شمارۀ ۱۵۹ »

47
00:01:44,258 --> 00:01:46,026
‫زود باش، میمون کوچولو! عجله کن.

48
00:01:46,026 --> 00:01:48,278
‫خانواده سالتمان منتظرن، دوباره.

49
00:01:48,278 --> 00:01:49,544
‫میخوای برسونیش؟

50
00:01:51,281 --> 00:01:53,815
‫هنوز یاد نگرفته وقت‌شناس باشه...

51
00:01:53,817 --> 00:01:56,351
‫اما در مورد نقل و انتقال
‫اجسام میتونه یه کتاب بنویسه.

52
00:01:56,353 --> 00:01:58,539
‫خب، بدون اون هیچ‌جا نمیره.

53
00:01:59,022 --> 00:02:01,891
‫- واقعا؟
‫- برم برسونمش...

54
00:02:01,916 --> 00:02:04,584
‫اما اگه قهوه میخوای
‫بخوریم یه ثانیه دیگه برمیگردم.

55
00:02:05,495 --> 00:02:07,019
‫میکروفون توی عروسکه.

56
00:02:07,021 --> 00:02:09,322
‫حالا چطوری باید اطلاعات
‫بدست بیاریم؟ و...

57
00:02:09,324 --> 00:02:12,191
‫لطفا نگو از دکتر کواکنشتاین.

58
00:02:12,193 --> 00:02:14,660
‫روشهای اسکویک غیرمعمول...

59
00:02:14,662 --> 00:02:16,195
‫اما موثرن.

60
00:02:16,197 --> 00:02:18,531
‫ایلیا رو به حرف
‫میاره و وقتی اورد...

61
00:02:19,134 --> 00:02:21,467
‫به اطلاعاتی که لازم داریم میرسیم.

62
00:02:26,258 --> 00:02:29,854
‫با آر.ام.تی آشنایی داری آقای کوسلوف؟

63
00:02:30,396 --> 00:02:32,398
‫درمان بازیابی حافظه؟

64
00:02:35,300 --> 00:02:37,801
‫خیلی غیرمعموله.

65
00:02:37,803 --> 00:02:42,005
‫برخی حتی تا این حد پیش
‫رفتن و بهش میگن علم بیخود...

66
00:02:42,007 --> 00:02:44,508
‫اما به نظرم آینده همینه.

67
00:02:46,178 --> 00:02:50,280
‫و همینطور راهی به گذشته‌ـس.

68
00:02:59,916 --> 00:03:02,617
‫برای این جلسه از مخلوطی از...

69
00:03:02,619 --> 00:03:05,253
‫داروها و هیپنوتیزم استفاده میکنم...

70
00:03:05,255 --> 00:03:08,423
‫تا شما رو به یه
‫خواب شفاف و روشن ببرم.

71
00:03:08,425 --> 00:03:10,592


72
00:03:12,200 --> 00:03:15,230
‫البته خطراتی هم داره...

73
00:03:15,232 --> 00:03:18,233
‫اما به خاطر همین
‫بهتون آرام‌بخش میزنیم.

74
00:03:19,703 --> 00:03:23,165
‫حالا، دوستتون میخواد...

75
00:03:24,227 --> 00:03:27,128
‫شما به ۱۹۹۱ برگردین.

76
00:03:28,475 --> 00:03:30,094
‫بیاین برگردیم...

77
00:03:30,687 --> 00:03:33,555
‫به روزی که کاتارینا روستوا...

78
00:03:33,591 --> 00:03:35,176
‫اومد پیش شما...

79
00:03:36,135 --> 00:03:37,970
‫و گفتش که زنده‌ـس.

80
00:03:41,632 --> 00:03:43,532
‫چه زمانبندی خوبی.

81
00:03:43,534 --> 00:03:44,666
‫برای چی؟

82
00:03:44,668 --> 00:03:46,702
‫قهوه، راستش...

83
00:03:47,339 --> 00:03:49,780
‫ببخشید، منتظر یکی دیگه بودم.

84
00:03:49,782 --> 00:03:51,134
‫اوه.

85
00:03:52,585 --> 00:03:55,653
‫خب، دلمون نمیخواد که
‫یه قهوه خوب هدر بره، مگه نه؟

86
00:03:58,758 --> 00:04:01,077
‫نمیدونم چطوری، اما اون زن...

87
00:04:01,311 --> 00:04:03,263
‫خیلی ازم جلوتره.

88
00:04:03,288 --> 00:04:04,539
‫استاینهیل رو کشت...

89
00:04:04,539 --> 00:04:07,140
‫یکی از دوستای عزیزم رو گرفته.

90
00:04:07,142 --> 00:04:09,676
‫گفته که دنبال یه
‫سری اطلاعات خاصه.

91
00:04:09,678 --> 00:04:11,477
‫دوستت داره؟

92
00:04:11,479 --> 00:04:13,346
‫داره.

93
00:04:13,348 --> 00:04:15,848
‫و هر کاری لازم باشه
‫انجام میده تا بهش برسه.

94
00:04:15,850 --> 00:04:17,750
‫مجبور نیستی این کار رو بکنی.

95
00:04:17,752 --> 00:04:20,019
‫متاسفانه مجبورم، عشقم.

96
00:04:21,498 --> 00:04:22,864
‫زمان خیلی کمی داریم...

97
00:04:22,866 --> 00:04:25,600
‫اما به لطف حواله‌دارش، یه سرنخ داریم.

98
00:04:26,169 --> 00:04:28,770
‫خدمات جابه‌جایی اوریون.

99
00:04:28,772 --> 00:04:30,838
‫بهشون پول داده تا براش
‫یه هویت جدید...

100
00:04:30,840 --> 00:04:32,674
‫یه خونه و یه زندگی جدید جور کردن.

101
00:04:32,676 --> 00:04:35,109
‫نمیدونم کجاست یا
‫وانمود میکنه کیه...

102
00:04:35,111 --> 00:04:39,580
‫اما خدمات جابه‌جایی اوریون میدونه.

103
00:04:40,183 --> 00:04:42,750
‫این زن توی پاریس کی هست؟

104
00:04:42,752 --> 00:04:45,220
‫هنوز اسمشو بهم نگفتی.

105
00:04:47,824 --> 00:04:50,324
‫مردی که اون دزدیده
‫برام مثل یه برادر میمونه.

106
00:04:50,326 --> 00:04:51,826
‫حقمه که بدونم.

107
00:04:53,830 --> 00:04:56,230
‫دنبال آدمایی میره
‫که برات اهمیت دارن.

108
00:04:56,232 --> 00:04:58,733
‫به دوستت آسیب میزنه.

109
00:04:58,735 --> 00:05:01,102
‫اگه بتونه به اون آسیب بزنه
‫میتونه به ما هم بزنه.

110
00:05:01,104 --> 00:05:04,407
‫اتفاقی افتاده؟
‫تهدید شدی؟

111
00:05:04,432 --> 00:05:07,700
‫فکر کردم اف.بی.آی
‫داره ازت محافظت میکنه.

112
00:05:09,804 --> 00:05:13,539
‫این شرکت، خدمات جابه‌جایی اوریون...

113
00:05:13,541 --> 00:05:15,318
‫از اونا برام بگو.

114
00:05:16,428 --> 00:05:19,028
‫تا الان، ردینگتون زمزمه‌هایی...

115
00:05:19,030 --> 00:05:20,797
‫در مورد افرادی شنیده...

116
00:05:20,799 --> 00:05:23,092
‫که به بدترین آدما کمک کردن ناپدید بشن...

117
00:05:23,117 --> 00:05:24,577
‫آدمکشها، خیانتکاران...

118
00:05:24,577 --> 00:05:26,410
‫زنی که اونو در پاریس دزدیده.

119
00:05:26,412 --> 00:05:30,314
‫پیداشون کنیم، اونو پیدا کردیم.
‫چقدر براش راحت میشه.

120
00:05:30,316 --> 00:05:33,186
‫آره، به چیزی
‫که میخواد میرسه اما در عوض...

121
00:05:33,211 --> 00:05:36,045
‫ما مجرمانی که اوریون جلوی
‫چشم همه قایم کرده شناسایی میکنیم.

122
00:05:36,047 --> 00:05:38,180
‫و شرکتی از قاتلان رو دستگیر میکنیم.

123
00:05:38,182 --> 00:05:41,817
‫اوریون فقط برای
‫مشتریانش هویت جعلی جور نمیکنه.

124
00:05:41,819 --> 00:05:43,185
‫افراد بیگناه رو میکشه...

125
00:05:43,187 --> 00:05:45,087
‫و هویتشونو
‫به مشتریانش میده.

126
00:05:45,089 --> 00:05:47,423
‫پس اگه ردینگتون اسم
‫اوریون رو فهمیده...

127
00:05:47,425 --> 00:05:48,924
‫چرا خودش پیداشون نمیکنه؟

128
00:05:48,926 --> 00:05:52,914
‫اوریون یه شرکت مالی
‫پوششی که نمیتونه دنبالش بره.

129
00:05:52,939 --> 00:05:55,806
‫،چیزی که داره یه اسم
‫یکی از مشتریان اوریون...

130
00:05:55,808 --> 00:05:58,009
‫دزدی که دنبال یه
‫هویت جدیده، سوفیا برک.

131
00:05:58,011 --> 00:06:00,880
‫،باید فرار کنم
‫جایی برم که پیدام نکنن.

132
00:06:00,905 --> 00:06:03,906
‫باور کن، جایی که می‌فرستمت...

133
00:06:03,908 --> 00:06:06,409
‫هیچکس دنبالت نمیگرده.

134
00:06:06,411 --> 00:06:08,077
‫باشه، برک یه دزد جواهره.

135
00:06:08,079 --> 00:06:10,947
‫میلان، هنگ‌کنگ.
‫مبادله الماس در تل‌آویو.

136
00:06:11,149 --> 00:06:12,982
‫حالا، موقعیتش مشخص نیست...

137
00:06:12,984 --> 00:06:15,084
‫،اما به نظر میاد
‫شریکش دستگیر شده...

138
00:06:15,086 --> 00:06:17,186
‫وقتی سعی داشتن
‫درسدن سبز رو بدزدن...

139
00:06:17,188 --> 00:06:19,255
‫که بزرگترین الماس سبز دنیاست.

140
00:06:19,257 --> 00:06:22,258
‫به نظر میاد منتظر محاکمه
‫در دادگاه بروکلین ـه.

141
00:06:22,260 --> 00:06:24,026
‫شاید به خاطر همین هویت جدید میخواد.

142
00:06:24,028 --> 00:06:26,662
‫نگرانه که شریکش لوش بده.

143
00:06:26,664 --> 00:06:28,564
‫امیدواریم حق با اون باشه.

144
00:06:28,566 --> 00:06:30,600
‫با پارک به بروکلین برین تا متوجه بشین.

145
00:06:35,039 --> 00:06:36,839
‫مامور کین.

146
00:06:36,841 --> 00:06:40,042
‫خب این برای شما
‫از طرف ساختمون هور اومده.

147
00:06:46,595 --> 00:06:49,462
‫باشه، اگنس گفته...

148
00:06:49,487 --> 00:06:51,501
‫یه روز توی پارک جسد دیده.

149
00:06:51,503 --> 00:06:53,850
‫خدای من، حتما
‫خیلی وحشتناک بوده.

150
00:06:53,875 --> 00:06:56,275
‫آره، حسابی ترسیده.

151
00:06:56,277 --> 00:06:58,010
‫پرستارش چیزی ندیده...

152
00:06:58,012 --> 00:07:00,179
‫اما توی پارک جشن تولد بوده...

153
00:07:00,809 --> 00:07:02,984
‫و اداره پارک بهم اسم...

154
00:07:03,009 --> 00:07:04,594
‫خانواده‌ای رو داد که
‫اونجا رو اجاره کرده بودن.

155
00:07:04,594 --> 00:07:06,027
‫- چیزی دیدن؟
‫- مامانش دیده...

156
00:07:06,029 --> 00:07:08,796
‫اما خیلی ترسیده که
‫بتونه کسی رو شناسایی کنه.

157
00:07:08,798 --> 00:07:10,465
‫پس امیدوارم بتونم...

158
00:07:10,467 --> 00:07:12,600
‫از فیلم تولد یکی رو شناسایی کنم.

159
00:07:16,306 --> 00:07:17,872
‫صبر کن، وایستا، اونجا.

160
00:07:17,874 --> 00:07:19,674
‫برگرد.

161
00:07:26,683 --> 00:07:28,082
‫اسلحه همراهشه.

162
00:07:28,084 --> 00:07:30,084
‫میدونی کی هستن؟

163
00:07:30,704 --> 00:07:32,987
‫نه، اما بالاخره می‌فهمم.

164
00:07:41,665 --> 00:07:43,050
‫ایلیا...

165
00:07:43,908 --> 00:07:46,870
‫میدونم غریزه‌ـت اینه که بجنگی، اما...

166
00:07:47,211 --> 00:07:51,647
‫میخوام بدونی
‫که هر چقدر سخت‌تر مبارزه کنی...

167
00:07:51,649 --> 00:07:54,067
‫بیشتر به آرامش میرسی.

168
00:07:54,092 --> 00:07:57,126
‫هر چقدر بجنگی، زودتر تسلیم میشی.

169
00:07:58,863 --> 00:08:00,797
‫انگار که شناور باشی.

170
00:08:00,799 --> 00:08:05,195
‫و با شناور بودن
‫تمام سختی‌ها از بین میره.

171
00:08:05,580 --> 00:08:08,915
‫شناور میشه، کاملا شناور.

172
00:08:10,122 --> 00:08:12,909
‫میخوام نفس رو بدی تو...

173
00:08:13,829 --> 00:08:15,330
‫و بیرون.

174
00:08:16,481 --> 00:08:17,814
‫تو...

175
00:08:19,384 --> 00:08:21,044
‫و بیرون.

176
00:08:22,238 --> 00:08:26,407
‫تصویر خودتو واضح‌تر و روشنتر کن.

177
00:08:27,410 --> 00:08:30,478
‫روی تصویر خودت تمرکز کن.

178
00:08:30,480 --> 00:08:32,624
‫خود امروزت نیستی.

179
00:08:33,015 --> 00:08:36,250
‫خودت در ۱۹۹۱ یی.

180
00:08:36,628 --> 00:08:38,338
‫یه مرد جوان.

181
00:08:39,388 --> 00:08:41,322
‫روزی که فهمیدی...

182
00:08:41,324 --> 00:08:44,093
‫کاتارینا روستوا هنوز زنده‌ـس.

183
00:08:45,053 --> 00:08:46,971
‫به خودت نگاه کن...

184
00:08:48,064 --> 00:08:49,808
‫به عنوان یک مرد جوان.

185
00:08:50,700 --> 00:08:52,644
‫میتونی ببینیش، ایلیا؟

186
00:08:54,556 --> 00:08:55,939
‫اونجاست.

187
00:08:56,639 --> 00:08:57,905
‫خود تویی.

188
00:09:00,026 --> 00:09:02,043
‫ازت میخوام چشماتو باز کنی...

189
00:09:02,045 --> 00:09:04,212
‫و وقتی باز کردی...

190
00:09:04,214 --> 00:09:09,050
‫تصویر اون زن جوان
‫برات خیلی واضح میشه.

191
00:09:10,427 --> 00:09:13,020
‫حالا باید چشماتو باز کن.

192
00:09:13,022 --> 00:09:14,499
‫هر وقت حاضری؟

193
00:09:15,959 --> 00:09:17,377
‫سه...

194
00:09:18,394 --> 00:09:19,671
‫دو...

195
00:09:21,130 --> 00:09:22,663
‫یک.

196
00:09:33,560 --> 00:09:35,483
‫برای تشخیص چهره وضوح کافی داره؟

197
00:09:35,484 --> 00:09:37,217
‫آرام میگه نه.

198
00:09:37,219 --> 00:09:40,559
‫تصویر رو
‫برای تمام دفاتر اف.بی.آی در سرتاسر جهان فرستادم...

199
00:09:40,584 --> 00:09:42,294
‫تا ببینیم میشه این
‫مرد رو شناسایی کرد یا نه.

200
00:09:42,294 --> 00:09:45,128
‫سه مامور و یه جسد و اگنس.

201
00:09:45,130 --> 00:09:47,030
‫ای کاش باورم میشد
‫که تصادفی بوده.

202
00:09:47,032 --> 00:09:48,532
‫اگه این آدما برای همون زن کار میکنن...

203
00:09:48,534 --> 00:09:50,600
‫،که ردینگتون رو دزدیده
‫اونی که مرده کیه؟

204
00:09:50,602 --> 00:09:53,436
‫و اگه اونی که مرده برای اون
‫زن کار میکنه، کی کشتش؟

205
00:09:53,438 --> 00:09:54,971
‫تا وقتی بورک رو پیدا نکنیم نمی‌فهمیم.

206
00:09:54,973 --> 00:09:56,573
‫شریکش بهمون سرنخی داده؟

207
00:09:56,575 --> 00:09:58,909
‫بهمون اسم مردی
‫که جواهرت رو براش آب میکنه داده.

208
00:09:58,911 --> 00:10:00,110
‫ریچارد پوتاش.

209
00:10:02,548 --> 00:10:05,682
‫بله، همه چیزو آب کردم.

210
00:10:05,684 --> 00:10:09,619
‫حسابها، سهام و اوراق قرضه.

211
00:10:09,621 --> 00:10:12,216
‫ردینگتون از شهرت پوتاش باخبره...

212
00:10:12,241 --> 00:10:14,275
‫و به پخت‌وپز علاقه داره.
‫انگار که...

213
00:10:14,277 --> 00:10:16,277
‫یه جور رستوران زیرزمینی داره
‫و مدام میره اونجا.

214
00:10:16,279 --> 00:10:18,512
‫- ردینگتون همونجا به ملاقاتش میره.
‫- منم میرم.

215
00:10:18,514 --> 00:10:20,541
‫اگه بتونه ما رو به کسی برسونه...

216
00:10:20,541 --> 00:10:23,459
‫که اون آدما رو سراغ بچه‌ـم
‫فرستاده، میخوام خودم بشنوم.

217
00:10:30,300 --> 00:10:31,566
‫خدایا.

218
00:10:32,126 --> 00:10:35,055
‫باید بگم، خیلی گیج شدم.

219
00:10:35,055 --> 00:10:38,790
‫یه آخر هفته طولانی
‫در خونه‌ی موقتم در مونتارته...

220
00:10:38,792 --> 00:10:41,026
‫برای دعوت یک آدم خاص بودم.

221
00:10:41,028 --> 00:10:44,462
‫این سرآشپز، راسموس ری...

222
00:10:44,464 --> 00:10:47,793
‫یه آدم خیلی برجسته
‫در زمینه‌ی غذاست.

223
00:10:47,818 --> 00:10:49,985
‫نه رستوران داره و نه منو.

224
00:10:49,987 --> 00:10:52,855
‫کلی نوآوری بکر و تازه.

225
00:10:52,857 --> 00:10:55,858
‫به ظاهر تنها وقتی
‫این مهمانیهای شام رو ترتیب میده...

226
00:10:55,860 --> 00:10:57,726
‫که خلاقیتش گل میکنه...

227
00:10:57,728 --> 00:10:59,228
‫که برای امشب به نفعمون میشه.

228
00:10:59,230 --> 00:11:02,197
‫فقط به پیدا کردم دلال برک علاقه دارم.

229
00:11:03,901 --> 00:11:05,934
‫آه، سرهنگ.

230
00:11:05,936 --> 00:11:08,637
‫مثل همیشه خوش‌تیپ شدین.

231
00:11:08,639 --> 00:11:10,440
‫اون کیه؟

232
00:11:10,465 --> 00:11:12,399
‫یه سرهنگ معمولی.

233
00:11:14,336 --> 00:11:17,370
‫فکر کنم اون دلالمون باشه.

234
00:11:22,177 --> 00:11:23,810
‫آقای پوتاش.

235
00:11:23,812 --> 00:11:26,780
‫شنیدم که شما کسی
‫هستین که دزدا رو میشناسه.

236
00:11:27,316 --> 00:11:28,648
‫ببخشید؟ شما رو میشناسم؟

237
00:11:28,650 --> 00:11:31,151
‫هنوز نه، اما
‫همدیگه رو میشناسیم...

238
00:11:31,153 --> 00:11:33,822
‫- به خاطر کلی پول کثیف.
‫- جدی، الان؟

239
00:11:33,822 --> 00:11:35,922
‫نمیدونم چطوری پول تمیز دربیارم.

240
00:11:35,924 --> 00:11:37,791
‫ریموند ردینگتون.

241
00:11:37,793 --> 00:11:39,659
‫ریموند ردینگتون معروف؟

242
00:11:39,661 --> 00:11:41,995
‫و ایشون هم لیدیا دارت هستن.

243
00:11:41,997 --> 00:11:44,564
‫- از دوستان و مشتری هستن.
‫- همینطور علاقه‌مند به هنر.

244
00:11:44,566 --> 00:11:46,866
‫فهمیدم که شما هم در هنر دستی دارین.

245
00:11:46,868 --> 00:11:49,102
‫میگن که منابع زیادی دارم.

246
00:11:49,104 --> 00:11:51,638
‫خب شما دنبال چه جور چیزی هستین؟

247
00:11:51,640 --> 00:11:56,653
‫رفقا، دخترا، کسایی
‫که دو نفر نیومدین، من سرآشپز راسموس ری هستم.

248
00:11:56,678 --> 00:11:58,572
‫به مهمانی خوراکی خوش اومدین.

249
00:11:58,597 --> 00:12:00,030
‫لطفا بشینین.

250
00:12:03,836 --> 00:12:08,071
‫در غذا، چشمها گولمون میزنن.

251
00:12:08,073 --> 00:12:09,406
‫با نشانه‌های دیداری.

252
00:12:09,408 --> 00:12:11,108
‫با انتظارات از پیش تعیین شده...

253
00:12:11,110 --> 00:12:13,610
‫از رنگ و بافت.

254
00:12:13,612 --> 00:12:16,131
‫مغز طوری برنامه‌ریزی
‫شده که غذا رو...

255
00:12:16,156 --> 00:12:18,823
‫طوری انتخاب کنه برای
‫بدنمون بیشترین مواد مغذی رو داشته باشه.

256
00:12:18,825 --> 00:12:20,825
‫رنگ سبز شاداب سبزیجات...

257
00:12:20,827 --> 00:12:22,794
‫قرمز خوش‌رنگ گوشت.

258
00:12:22,796 --> 00:12:25,129
‫برخلاف این، مغز غذایی رو...

259
00:12:25,131 --> 00:12:27,098
‫که به نظرش خطرناک باشه رد میکنه...

260
00:12:27,100 --> 00:12:28,433
‫لک‌دار، میوه له شده...

261
00:12:28,435 --> 00:12:31,135
‫ماهی بوی شدید و گوشت رنگ‌پریده.

262
00:12:31,137 --> 00:12:33,838
‫وقتی چیزی که در بشقاب شماست رو نمیخورین...

263
00:12:33,840 --> 00:12:38,009
‫شانس اینکه
‫یه تجربه رو از دست بدین زیاد میشه.

264
00:12:38,011 --> 00:12:40,344
‫اما امشب...

265
00:12:40,346 --> 00:12:43,081
‫بدون تعصب غذا میخوریم.

266
00:12:43,083 --> 00:12:46,718
‫امشب با طعم خالص غذا میخوریم.

267
00:12:46,720 --> 00:12:49,887
‫امشب غذا میخوریم...

268
00:12:50,417 --> 00:12:51,583
‫در تاریکی.

269
00:12:53,477 --> 00:12:55,577
‫داره جدی میگه؟

270
00:12:55,579 --> 00:12:58,580
‫خب، بدون شک جالب شد.

271
00:13:01,385 --> 00:13:02,784
‫ایلیا؟

272
00:13:04,221 --> 00:13:06,221
‫ایلیا، صدامو میشنوی؟

273
00:13:08,225 --> 00:13:09,324
‫بله.

274
00:13:09,326 --> 00:13:11,660
‫میشه بگی چی می‌بینی؟

275
00:13:15,098 --> 00:13:16,765
‫اونو می‌بینم.

276
00:13:18,902 --> 00:13:20,502
‫با من.

277
00:13:23,507 --> 00:13:25,574
‫چه حسی داری؟

278
00:13:27,644 --> 00:13:30,345
‫راحتم.

279
00:13:31,648 --> 00:13:33,216
‫فکر میکردم مرده.

280
00:13:33,241 --> 00:13:35,273
‫رفتم سمت اقیانوس تا خودمو بکشم.

281
00:13:35,273 --> 00:13:37,573
‫در مورد کیپ می شنیدم.

282
00:13:37,575 --> 00:13:40,818
‫غرق شدن و خودکشیش.

283
00:13:41,212 --> 00:13:42,945
‫اما خبری از خودکشی نبوده.

284
00:13:42,947 --> 00:13:46,382
‫نه، نه.

285
00:13:46,384 --> 00:13:48,985
‫یادته اون شب چی شد؟

286
00:13:48,987 --> 00:13:51,704
‫با سفارت تماس گرفت.

287
00:13:52,190 --> 00:13:53,723
‫دنیا خیال میکنه تو مردی.

288
00:13:53,725 --> 00:13:56,092
‫من فکر میکردم مردی.

289
00:13:56,094 --> 00:13:58,828
‫- کار درستی کردیم.
‫- چیزی به جز عشق برات ندارم.

290
00:14:02,533 --> 00:14:05,991
‫تو دردسر افتاده بود. کمک لازم داشت.

291
00:14:06,016 --> 00:14:07,482
‫چه دردسری؟

292
00:14:07,484 --> 00:14:11,219
‫در مورد دردسر بهم بگو.
‫بهش کمک کردی، درسته؟

293
00:14:11,221 --> 00:14:13,254
‫در تعقیبش بودن.

294
00:14:13,957 --> 00:14:15,734
‫کا.گ.ب دنبالش بود.

295
00:14:16,993 --> 00:14:18,276
‫کابال.

296
00:14:18,862 --> 00:14:20,862
‫آمریکاییها.

297
00:14:22,699 --> 00:14:25,767
‫پدرش بهمون کمک کرد از روسیه بریم بیرون.

298
00:14:25,769 --> 00:14:27,702
‫- اما کافی نبود.
‫- دنبال منن.

299
00:14:27,704 --> 00:14:30,271
‫باید ناپدید میشد.

300
00:14:30,791 --> 00:14:32,424
‫یه نقشه لازم داشت.

301
00:14:32,426 --> 00:14:34,660
‫در مورد نقشه بهم بگو.

302
00:14:37,598 --> 00:14:39,131
‫داری از دستش میدی.

303
00:14:39,133 --> 00:14:41,333
‫در برابر خاطر مقاومت میکنه.

304
00:14:41,335 --> 00:14:44,503
‫ایلیا؟ نقشه.

305
00:14:44,903 --> 00:14:47,806
‫بهم بگو از نقشه چی یادت میاد.

306
00:14:47,808 --> 00:14:50,509
‫- هیچکس نمیدونه.
‫- غیرممکنه.

307
00:14:50,511 --> 00:14:53,287
‫فراری و خائن به کشورش.

308
00:14:54,315 --> 00:14:56,749
‫ردینگتون مرده.

309
00:14:58,753 --> 00:15:02,554
‫فکر نکنم کاملا
‫درک کنی چه پیشنهادی دارم میدم.

310
00:15:05,860 --> 00:15:08,127
‫چه پیشنهادی میدی؟

311
00:15:09,371 --> 00:15:11,432
‫ردینگتون بشی.

312
00:15:11,434 --> 00:15:14,435
‫به عمد خودتو یه مرد کنی...

313
00:15:14,437 --> 00:15:16,470
‫مردی که به خائن بودن محکومه.

314
00:15:16,472 --> 00:15:18,272
‫اما چطوری؟

315
00:15:18,274 --> 00:15:19,840
‫غیرممکنه.

316
00:15:19,842 --> 00:15:21,775
‫اگه نباشه چی؟

317
00:15:21,777 --> 00:15:23,877
‫نقشه کشیدیم تا
‫پول بدزدیم...

318
00:15:23,879 --> 00:15:28,282
‫تا برای ردینگتون پاپوش بدزدیم و فرار کنیم.

319
00:15:29,285 --> 00:15:31,819
‫اما نقشه جواب نداد.

320
00:15:35,791 --> 00:15:37,858
‫نه اونطور که فکرشو میکردیم.

321
00:15:38,527 --> 00:15:42,496
‫نه، کمک کن یادم بیاد.

322
00:15:42,498 --> 00:15:44,323
‫نقشه.

323
00:15:45,240 --> 00:15:47,034
‫پای کی وسط بود؟

324
00:15:52,289 --> 00:15:54,156
‫خودم بودم...

325
00:15:54,890 --> 00:15:56,516
‫کاتارینا...

326
00:15:58,295 --> 00:15:59,928
‫دکتر کوهلر.

327
00:15:59,930 --> 00:16:01,963
‫و کسی که جراحی شد...

328
00:16:01,965 --> 00:16:03,965
‫و مردی که وارد بانک شد...

329
00:16:03,967 --> 00:16:05,834
‫و خودشو جای ردینگتون جا زد...

330
00:16:05,836 --> 00:16:08,070
‫بهم بگو از اون چی یادت میاد.

331
00:16:13,668 --> 00:16:16,002
‫داره از خاطره محافظت میکنه.

332
00:16:16,004 --> 00:16:18,004
‫،حتی در این حالت
‫میدونه رازی هست...

333
00:16:18,006 --> 00:16:19,405
‫که نباید برملا کنه.

334
00:16:19,407 --> 00:16:20,940
‫کی خودشو جای اون جا زد، ایلیا؟

335
00:16:20,942 --> 00:16:22,775
‫- بس کن! باید بیارمش بیرون.
‫- نه، هنوز نه.

336
00:16:22,777 --> 00:16:24,477
‫نه، فشار خونش
‫داره خیلی میره بالا.

337
00:16:24,479 --> 00:16:27,380
‫- باید لیدوکایین بهش بزنم.
‫- پس وایستا، بذار استراحت کنه.

338
00:16:27,382 --> 00:16:29,816
‫اما نباید از این حالت بیاریش بیرون.

339
00:16:38,259 --> 00:16:40,093
‫فکر کنم شام خوردن در تاریکی...

340
00:16:40,095 --> 00:16:42,195
‫احتمالا حواس رو تقویت میکنه.

341
00:16:42,197 --> 00:16:44,230
‫اذیت شدن هم یه حسه؟

342
00:16:44,232 --> 00:16:45,665
‫برای غذای بعدی...

343
00:16:45,667 --> 00:16:49,235
‫گوجه‌فرنگیهای شرابی با خرچنگ دانگنس...

344
00:16:49,237 --> 00:16:52,105
‫و جلبک دریایی لیمویی.

345
00:16:52,107 --> 00:16:54,307
‫فک کنم سوفیا بورک...

346
00:16:54,309 --> 00:16:57,110
‫سعی کرده درسدن گرین رو بدزده.

347
00:16:57,112 --> 00:16:58,911
‫سعی کرد و شکست خورد.

348
00:16:58,913 --> 00:17:01,818
‫مشروب شاتو دیکم.

349
00:17:01,843 --> 00:17:04,544
‫زبون کوچیکم غلغلکش میاد.

350
00:17:04,569 --> 00:17:06,404
‫میخوایم دوباره امتحان کنه.

351
00:17:06,404 --> 00:17:08,304
‫میتونی باهاش تماس بگیری.
‫ما نمیتونیم.

352
00:17:08,306 --> 00:17:10,639
‫اینکه دوباره سعی بکنه یا
‫نه به من ربطی نداره.

353
00:17:10,641 --> 00:17:13,208
‫موندم اگه یه دستمزد خوب بهت بدم...

354
00:17:13,210 --> 00:17:14,944
‫بهت ربط پیدا میکنه یا نه.

355
00:17:14,946 --> 00:17:16,545
‫باید تماس بگیرم.

356
00:17:16,547 --> 00:17:20,015
‫و بعد از این، قطعه مقاومت...

357
00:17:20,017 --> 00:17:23,852
‫گوشت پردار که از
‫شرق دور روسیه اومده.

358
00:17:23,854 --> 00:17:26,188
‫بسیار کم سرو میشه.

359
00:17:28,092 --> 00:17:32,614
‫این صدای بزرگترین جغد
‫ماهیخوار بلکیستون ـه...

360
00:17:32,639 --> 00:17:35,225
‫بزرگترین و سمی‌ترین...

361
00:17:35,225 --> 00:17:38,119
‫و گونه‌ای در حال انقراض.

362
00:17:38,144 --> 00:17:39,729
‫انقراض؟

363
00:17:39,729 --> 00:17:41,565
‫بهمون بگین یه برش از...

364
00:17:41,565 --> 00:17:44,800
‫بال میخواین، یا سینه یا چشم.

365
00:17:45,669 --> 00:17:49,204
‫هیچکس به پرنده دست نزده.
‫شما چه مرگتونه؟

366
00:17:49,206 --> 00:17:53,093
‫فقط ۴۰۰ تا از اینا
‫در تمام دنیا باقیمونده..

367
00:17:53,118 --> 00:17:54,703
‫و میخواین این یکی رو بخورین؟

368
00:17:54,703 --> 00:17:56,503
‫گشنتونه؟ خب گاو بخورین.

369
00:17:56,505 --> 00:17:58,438
‫میلیونها گاو داریم
‫که سرگردونن.

370
00:17:58,440 --> 00:18:00,976
‫بهترشو میخواین، خرگوش بخورین.
‫خوشمزه‌ـن.

371
00:18:01,001 --> 00:18:03,769
‫تاثیر کمی روی محیط‌زیست
‫میذاره و ترمیم‌پذیره.

372
00:18:03,771 --> 00:18:05,280
‫خب، اونا مثل...

373
00:18:05,639 --> 00:18:07,340
‫خرگوش زادوولد میکنن.

374
00:18:07,340 --> 00:18:09,943
‫اما این دوست پردارمون که اینجاست...

375
00:18:09,968 --> 00:18:12,668
‫با من میاد.

376
00:18:12,670 --> 00:18:13,903
‫سرآشپز؟

377
00:18:15,006 --> 00:18:16,414
‫لیدیا؟

378
00:18:18,643 --> 00:18:20,142
‫همگی بخندین.

379
00:18:20,144 --> 00:18:22,712
‫یه موجود معرکه رو نجات دادین.

380
00:18:29,964 --> 00:18:31,337
‫دیر کرده.

381
00:18:31,339 --> 00:18:32,733
‫باید بری جایی؟

382
00:18:32,735 --> 00:18:34,635
‫منتظر تماسم.

383
00:18:34,637 --> 00:18:36,764
‫امیدوارم شخصی باشه.

384
00:18:38,107 --> 00:18:40,774
‫میدونم از زمان مرگ تام شرایط سخت بوده.

385
00:18:40,776 --> 00:18:42,743
‫اما الان اگنس رو داری.

386
00:18:42,745 --> 00:18:46,680
‫باید به جلو نگاه کنی، نه عقب.

387
00:18:46,682 --> 00:18:49,717
‫لیاقت زندگی بزرگتر رو داری.

388
00:18:50,853 --> 00:18:53,987
‫تو خواب ببینی، خوش‌تیپ.

389
00:18:53,989 --> 00:18:56,033
‫سوفیا بورک.

390
00:18:56,425 --> 00:18:58,525
‫شهرتت از خودت جلوتره.

391
00:18:58,527 --> 00:19:01,862
‫مثل خودت.
‫به خاطر همین اومدم اینجا.

392
00:19:01,864 --> 00:19:05,399
‫میخواستم خودم افتخار
‫لو دادنت رو داشته باشم.

393
00:19:05,401 --> 00:19:07,968
‫یه بار سعی کردم درسدن رو بدزدم.

394
00:19:07,970 --> 00:19:09,336
‫دوباره امتحان نمیکنم.

395
00:19:09,338 --> 00:19:10,871
‫منم نمیخوام.

396
00:19:11,864 --> 00:19:13,741
‫پوتاش گفت میخوای.

397
00:19:14,777 --> 00:19:15,876
‫لطفا.

398
00:19:19,715 --> 00:19:22,516
‫چای یا قهوه میخوای؟

399
00:19:22,518 --> 00:19:24,562
‫نه، ممنون.

400
00:19:24,954 --> 00:19:26,854
‫دنبال اطلاعاتی...

401
00:19:26,856 --> 00:19:30,457
‫در مورد خدمات جابه‌جای اوریون میگردیم.

402
00:19:30,459 --> 00:19:32,159
‫تا حالا اسمشونو نشنیدم.

403
00:19:33,322 --> 00:19:35,022
‫شاید این حافظه‌ـتو جا بیاره.

404
00:19:41,737 --> 00:19:43,147
‫ببخشید.

405
00:19:46,509 --> 00:19:48,709
‫بگو دقیقاً باید چی کار کنیم.

406
00:19:48,711 --> 00:19:50,544
‫الو؟

407
00:19:50,546 --> 00:19:52,780
‫مأمور کین. هریس جنتری هستم.
‫من در بخشِ

408
00:19:52,782 --> 00:19:54,848
‫جرایم سازماندهی‌شدۀ بین‌المللی
‫خارج از بالتیمور کار می‌کنم.

409
00:19:54,850 --> 00:19:56,850
‫بله، منتظر تماس‌تون بودم.

410
00:19:56,852 --> 00:20:00,554
‫این‌طور که معلومه، مردی که عکس‌شـو
‫پخش کرده بودم رو شناسایی کردین.

411
00:20:00,556 --> 00:20:05,092
‫خلاصه، کسی رو پیدا می‌کنن
‫که برنامۀ نقل‌مکان داره

412
00:20:05,094 --> 00:20:07,341
‫با همون سن و نژاد.

413
00:20:07,343 --> 00:20:10,130
‫آدمای تنها یا بی‌خانواده

414
00:20:10,691 --> 00:20:14,001
‫واسه من هم، زنی بود که داشت
‫از یه رابطۀ آزاردهنده فرار می‌کرد

415
00:20:14,003 --> 00:20:16,537
‫و می‌خواست ناپدید بشه

416
00:20:16,539 --> 00:20:18,806
‫پس یعنی می‌تونی هویتِ فردی
‫رو به خودت بگیری

417
00:20:18,808 --> 00:20:20,607
‫که هیچکس نمی‌تونه پیداش کنه

418
00:20:20,609 --> 00:20:22,609
‫قضیه همینه؟

419
00:20:22,611 --> 00:20:24,511
‫یه هویت جدید می‌خوای؟

420
00:20:26,257 --> 00:20:28,282
‫چطور باهاشون تماس می‌گیری؟

421
00:20:28,284 --> 00:20:32,052
‫،تماس اولیه رو اونا می‌گیرن
‫با تلفن یه‌بار مصرف

422
00:20:32,054 --> 00:20:34,154
‫هر وقت لازم باشه، چیزی که
‫باید بدونم رو بهم میگن.

423
00:20:34,156 --> 00:20:36,356
‫اطلاعاتی از هویت جدیدت بهت دادن؟

424
00:20:37,860 --> 00:20:40,060
‫در ازای اطلاعاتی که میدی
‫بهت پول می‌دم.

425
00:20:40,062 --> 00:20:42,963
‫تا الان، اطلاعات نسبتاً کمی بهم دادی.

426
00:20:45,935 --> 00:20:49,703
‫اسم جدیدم دنیس یانگ‌ـه.

427
00:20:49,705 --> 00:20:51,638
‫نمی‌دونم چطوری باهاش تماس بگیرم

428
00:20:51,640 --> 00:20:53,841
‫از آشنایی باهات خوشحال شدم

429
00:20:53,843 --> 00:20:56,320
‫همه‌شو یه‌جا خرج نکن

430
00:20:58,700 --> 00:21:01,968
‫".و این "تامی پتروف
‫مطمئنی عضو مافیای روسیه‌ست؟

431
00:21:02,051 --> 00:21:03,984
‫طرف سرتیپِ مافیای ووری‌ـه

432
00:21:03,986 --> 00:21:06,253
‫مأفوقش "موتیا موروزوف" بود.

433
00:21:06,255 --> 00:21:08,188
‫- بود؟
‫- ترورش کردن.

434
00:21:08,190 --> 00:21:11,692
‫نمی‌دونم واسه چی.
‫امیدوار بودم شما بدونین.

435
00:21:13,229 --> 00:21:15,714
‫دنیس یانگ.

436
00:21:16,799 --> 00:21:19,233
‫برای پیدا کردنِ ایلیا، باید اونو پیداش کنیم.

437
00:21:19,235 --> 00:21:20,934
‫می‌خوای زنگ بزنم به گلن؟

438
00:21:20,936 --> 00:21:24,671
‫که به‌خاطر سه‌شنبۀ تاکو خوری
‫یا فرو رفتگیِ ناخن

439
00:21:24,673 --> 00:21:26,573
‫تو گوشت پاش، از کارمون عقب بیفتیم؟

440
00:21:26,575 --> 00:21:29,209
‫وقت‌شـو ندارم. ایلیا وقت‌شـو نداره.

441
00:21:29,211 --> 00:21:32,680
‫متأسفانه، کسی که اصلاً
‫دوست ندارم ایلیا رو پیدا کنه

442
00:21:32,705 --> 00:21:34,999
‫همون کسیـه که باید واسه پیدا کردنش
‫ازش کمک بگیرم.

443
00:21:34,999 --> 00:21:36,432
‫یه سرنخ گیر آوردیم.

444
00:21:36,434 --> 00:21:38,834
‫موتیا موروزوف.

445
00:21:39,387 --> 00:21:41,170
‫با زنـه که تو پاریس بود کار می‌کنه؟

446
00:21:41,172 --> 00:21:42,671
‫پس واقعاً تهدیدت کردن

447
00:21:42,673 --> 00:21:44,133
‫دنبال مادرم می‌گشت؟

448
00:21:44,135 --> 00:21:45,741
‫آره.

449
00:21:45,743 --> 00:21:47,812
‫قبل از این‌که بُکشمش.

450
00:21:49,499 --> 00:21:52,727
‫زنـه که توی پاریس بود.
‫،اگه اسم‌شـو بهم نمی‌گی

451
00:21:52,752 --> 00:21:54,352
‫لااقل اینو بگو.

452
00:21:54,377 --> 00:21:57,321
‫،اگر پیداش کنیم
‫قضیه فیصله پیدا می‌کنه؟

453
00:21:58,114 --> 00:22:00,158
‫تنها امیدمونه.

454
00:22:01,218 --> 00:22:03,485
‫گفتی سرنخ پیدا کردی؟

455
00:22:09,434 --> 00:22:11,085
‫حالش چطوره؟

456
00:22:11,998 --> 00:22:13,416
‫بهش آرام‌بخش زدم.

457
00:22:14,703 --> 00:22:16,536
‫علائم حیاتیش داره بر می‌گرده.

458
00:22:17,300 --> 00:22:19,427
‫ضربان قلبش ثابت شده.

459
00:22:22,180 --> 00:22:25,181
‫ولی نگرانم.

460
00:22:25,183 --> 00:22:26,851
‫دوست‌تون...

461
00:22:29,779 --> 00:22:32,913
‫آموزش دیده که در برابر بازجویی مقاومت کنه.

462
00:22:33,608 --> 00:22:36,859
‫فکر می‌کنم که در عمیق‌ترین
‫لایه‌های ناخودآگاهش هم

463
00:22:36,861 --> 00:22:40,896
‫،می‌تونه جلوی خودشو بگیره
‫و مقاومت کنه.

464
00:22:41,282 --> 00:22:43,866
‫چطوری می‌شه این مهارتش رو دور زد؟

465
00:22:45,486 --> 00:22:48,069
‫می‌خوام از یه در دیگه وارد بشم.

466
00:22:48,094 --> 00:22:51,448
‫یه‌چیز همچین.. غیر معمول.

467
00:22:52,021 --> 00:22:54,199
‫ولی برای انجام این‌کار، به کمک

468
00:22:54,224 --> 00:22:58,182
‫و اعتماد بی‌دریغ‌تون... نیاز دارم.

469
00:23:14,731 --> 00:23:15,964
‫ایلیا.

470
00:23:17,801 --> 00:23:19,834
‫یه خاطره‌ای هست

471
00:23:19,836 --> 00:23:22,789
‫که می‌خوام واسه‌م بازش کنی...

472
00:23:23,445 --> 00:23:25,705
‫مثل یه کِشو.

473
00:23:26,944 --> 00:23:28,295
‫می‌تونی این‌کارو بکنی؟

474
00:23:31,048 --> 00:23:33,114
‫می‌خوایم برگردیم.

475
00:23:33,116 --> 00:23:34,701
‫برگردیم به اون شبی که

476
00:23:34,701 --> 00:23:38,536
‫تو و پدر کاتارینا تصمیم گرفتین
‫چه سرنوشتی براش رقم بخوره.

477
00:23:39,773 --> 00:23:41,708
‫اون روز رو قشنگ...

478
00:23:42,108 --> 00:23:44,208
‫عین دیروز یادته.

479
00:23:44,210 --> 00:23:46,744
‫حسش رو...

480
00:23:46,746 --> 00:23:49,285
‫بوش رو...

481
00:23:49,287 --> 00:23:51,149
‫شکلش رو.

482
00:23:51,151 --> 00:23:54,519
‫می‌تونی بهم بگی الان کجایی؟

483
00:23:56,222 --> 00:23:58,656
‫تو یه کافه توی بلگراد.

484
00:23:58,658 --> 00:24:00,858
‫اون شب چه اتفاقی افتاد؟

485
00:24:00,860 --> 00:24:03,628
‫مقاومت... نکن.
‫مقاومت نکن. خودتو رها کن.

486
00:24:03,938 --> 00:24:06,764
‫نفسی در این خاطره بدم.

487
00:24:13,317 --> 00:24:16,242
‫ایلیا. عشقم.

488
00:24:16,803 --> 00:24:18,411
‫خواهش می‌کنم.

489
00:24:19,487 --> 00:24:21,654
‫می‌دونم اینجا پیش "دام" بودی.

490
00:24:23,249 --> 00:24:25,783
‫ازت می‌خوام که تعریف کنی چی شد.

491
00:24:28,521 --> 00:24:31,856
‫فکر من نبود. بهش گفتم.

492
00:24:31,858 --> 00:24:34,992
‫نمی‌شه این‌طوری همدیگه رو ببینیم.

493
00:24:34,994 --> 00:24:37,562
‫خیلی خطرناکه. حتی الان.

494
00:24:37,564 --> 00:24:38,963
‫ببین چی میگم.

495
00:24:38,965 --> 00:24:41,833
‫نقشه‌ت با ردینگتون جواب نداد.

496
00:24:41,835 --> 00:24:45,002
‫فقط افرادی رو عصبانی کرد
‫که می‌خوان اونو بکشن.

497
00:24:45,004 --> 00:24:47,519
‫- اون که مُرده.
‫- مزخرفه!

498
00:24:47,521 --> 00:24:50,107
‫دام ازت چی می‌خواست؟

499
00:24:50,109 --> 00:24:53,244
‫به بن‌بست خورده بود. کمک می‌خواست.

500
00:24:53,246 --> 00:24:56,147
‫می‌دونستی یه دستور فرستادن؟

501
00:24:56,149 --> 00:24:58,649
‫مافیای ووری روسیه، کا.گ.ب، آمریکایی‌ها...

502
00:24:58,651 --> 00:25:00,518
‫همۀ دشمن‌هاش از منابع‌شون استفاده کردن

503
00:25:00,520 --> 00:25:02,119
‫که واسه سرش جایزه بذارن.

504
00:25:02,121 --> 00:25:05,289
‫".اسم‌شـو گذاشتن "دستور تاوزند

505
00:25:06,960 --> 00:25:09,563
‫- نویل تاوزند؟
‫- اون بالای

506
00:25:09,588 --> 00:25:12,222
‫یه لیست بلند بالا از آدماییه که
‫می‌خوان کاتارینا کشته بشه.

507
00:25:12,224 --> 00:25:13,656
‫می‌ترسی پیدات کنن؟

508
00:25:13,658 --> 00:25:16,326
‫،می‌ترسم ماشا رو پیدا کنن

509
00:25:16,328 --> 00:25:18,161
‫و بخوان اهرم فشارش کنن.

510
00:25:18,163 --> 00:25:20,530
‫دام، ببین، کمکی...

511
00:25:22,367 --> 00:25:23,967
‫کمکی از من ساخته نیست.

512
00:25:23,969 --> 00:25:26,035
‫تو قول دادی!

513
00:25:26,037 --> 00:25:28,423
‫به کاتارینا.

514
00:25:28,826 --> 00:25:30,359
‫بهش گفتی از ماشا مراقبت می‌کنی

515
00:25:30,384 --> 00:25:32,317
‫اگه یه‌وقت بلایی سر خودش اومد.

516
00:25:32,410 --> 00:25:36,579
‫آره، ولی... نمی‌تونم
‫جلوی تاوزند رو بگیرم.

517
00:25:36,581 --> 00:25:38,950
‫اونم دست از گشتن بر نمی‌داره.

518
00:25:38,952 --> 00:25:42,051
‫معلومه که بر می‌داره.
‫بالأخره بی‌خیال می‌شه.

519
00:25:42,053 --> 00:25:46,122
‫بقیه‌شونم همین‌طور...
‫اگر کاتارینا بمیره.

520
00:25:49,194 --> 00:25:51,527
‫می‌خوای دخترتـو بکشم؟

521
00:25:52,322 --> 00:25:55,700
‫می‌خوام که به نقشه‌م گوش بدی.

522
00:25:58,737 --> 00:26:01,232
‫باورم نمی‌شه اون یارو که تو پارک بود
‫عضو مافیای روسیه بود.

523
00:26:01,257 --> 00:26:02,456
‫باید راه بیفتم.

524
00:26:02,458 --> 00:26:05,517
‫بعد چی‌کار کنی؟ فراری بشی؟
‫در خفاء زندگی کنی؟

525
00:26:05,542 --> 00:26:07,942
‫مافیای روسیه خانواده‌مـو زیر نظر گرفته.

526
00:26:07,944 --> 00:26:10,128
‫آره، ولی تو تحت مراقبت پلیس فدرالی.

527
00:26:10,129 --> 00:26:11,395
‫ردینگتون یه سرنخی بهمون داده.

528
00:26:11,420 --> 00:26:13,263
‫می‌ریم ته‌توشـو در میاریم
‫و به این تهدید پایان می‌دیم

529
00:26:13,265 --> 00:26:15,366
‫و از تو و خونواده‌تـم محافظت می‌کنیم.

530
00:26:15,368 --> 00:26:17,396
‫آدرس دنیس یانگ رو پیدا کردم.

531
00:26:17,870 --> 00:26:19,703
‫در واقع آدرس سه تا دنیس یانگ رو.

532
00:26:19,705 --> 00:26:21,205
‫،همگی هم‌سنِ سوفیا برک

533
00:26:21,207 --> 00:26:23,874
‫و با خونه‌هایی که فروشی ثبت شدن
‫یا سپردن برای فروش...

534
00:26:23,876 --> 00:26:25,409
‫ولی فقط یکی‌شون سه بار علیه

535
00:26:25,411 --> 00:26:27,144
‫،دوست‌پسر سابقش
‫شکایت حفظ فاصله ثبت کرده.

536
00:26:27,146 --> 00:26:28,979
‫همونی که می‌خواد فرار کنه
‫و هیچ‌وقتم پیدا نشه.

537
00:26:29,617 --> 00:26:31,864
‫خیابان رایلی ۵۳۲. کلیسای فالز.

538
00:26:31,866 --> 00:26:33,517
‫کین، رسلر، شما برید اونجا.

539
00:26:33,519 --> 00:26:36,353
‫آرام، پارک، شما هم با دختره
‫تماس بگیرید و بهش هشدار بدین.

540
00:26:36,355 --> 00:26:39,523
‫،اگه می‌خوایم اوریون رو پیدا کنیم
‫باید دختره رو زنده نگه داریم.

541
00:26:45,931 --> 00:26:47,760
‫کاتارینا باید بمیره.

542
00:26:48,234 --> 00:26:50,167
‫تنها راه محافظت از ماشا همینه.

543
00:26:50,680 --> 00:26:53,504
‫،ولی برای انجام این‌کار
‫به کمکت نیاز دارم.

544
00:26:53,506 --> 00:26:56,874
‫اون به حرف تو گوش میده.
‫تو می‌تونی راضیش کنی.

545
00:26:58,911 --> 00:27:00,010
‫دام.

546
00:27:01,013 --> 00:27:02,446
‫نمی‌تونم.

547
00:27:02,448 --> 00:27:04,235
‫نمی‌تونم این‌کارو بکنم.

548
00:27:04,750 --> 00:27:06,487
‫بااینحال کردی.

549
00:27:07,488 --> 00:27:09,853
‫صبح زود بود.

550
00:27:09,855 --> 00:27:11,409
‫هوا هنوز تاریک بود.

551
00:27:12,024 --> 00:27:15,492
‫بهم زنگ زدی.
‫یه مأموریت ساده بود.

552
00:27:15,913 --> 00:27:18,529
‫باید یکی دو مایل می‌رفتم داخل شهر.

553
00:27:18,531 --> 00:27:21,098
‫باید می‌رفتم ایستگاه وُکوف، دیدنِ دامینیک.

554
00:27:21,627 --> 00:27:23,421
‫و یه بسته‌ای تحویلش می‌دادم.

555
00:27:24,069 --> 00:27:26,470
‫باید قایمکی از خونه می‌رفتم.

556
00:27:26,472 --> 00:27:28,305
‫پس هدف...

557
00:27:28,307 --> 00:27:31,241
‫دقیقاً همون‌جایی بود که باید می‌بود.

558
00:27:31,721 --> 00:27:34,278
‫دیدمت که از در سبز پیچیدی بیرون.

559
00:27:34,280 --> 00:27:38,916
‫ولی خوب نمی‌دیدمت.
‫خیلی تاریک بود.

560
00:27:38,918 --> 00:27:43,353
‫پس یعنی واسه چی اومدی بودی اونجا؟
‫که مُردنمـو تماشا کنی؟

561
00:27:45,257 --> 00:27:46,390
‫آره.

562
00:27:50,362 --> 00:27:52,930
‫نمی‌دونستم دوباره شوهر کردی.

563
00:27:52,932 --> 00:27:54,431
‫،نه که عصبانی شده باشمـا

564
00:27:54,433 --> 00:27:56,200
‫،صددرصد به اندازۀ خود مَرده که عصبانی نبودم

565
00:27:56,202 --> 00:27:57,434
‫وقتی با عصبانیت از اون اتاق زد بیرون.

566
00:27:57,436 --> 00:27:59,403
‫- این یارو کیه؟
‫- والا...

567
00:27:59,405 --> 00:28:01,138
‫مجبور شدم داستانـو براش تعریف کنم.

568
00:28:01,584 --> 00:28:04,545
‫پیوتر خیلی مشکوک شده بود.

569
00:28:05,311 --> 00:28:08,299
‫می‌دونست زندگی سابقم
‫به چه قیمتی برام تموم شده بود.

570
00:28:09,048 --> 00:28:11,849
‫ولی نمی‌تونستم تو رو ناامید کنم.

571
00:28:15,154 --> 00:28:18,889
‫،تا پیوتر می‌خواست بیدار شه
‫منم می‌خواستم برگردم تو تخت...

572
00:28:18,891 --> 00:28:20,557
‫انگار نه انگار که اتفاقی افتاده.

573
00:28:21,520 --> 00:28:23,026
‫ولی اشتباه می‌کردم.

574
00:28:24,563 --> 00:28:26,961
‫می‌دونست می‌خوام ساعت ۴ صبح بزنم بیرون.

575
00:28:26,986 --> 00:28:28,785
‫و این‌که برگشتم به بازی.

576
00:28:28,787 --> 00:28:32,589
‫همه‌ش داد و فریاد می‌کرد که
‫"!تو که کشیده بودی بیرون! گذاشته بودیش کنار"

577
00:28:33,169 --> 00:28:35,592
‫از منم اصرار که.. مأموریت آخرم بود.

578
00:28:36,362 --> 00:28:39,344
‫و یه دوست قدیمی خواسته
‫یه لطفی در حقش بکنم.

579
00:28:39,698 --> 00:28:42,151
‫یه دوست درمانده، کسی که...

580
00:28:43,721 --> 00:28:44,968
‫،بهش اعتماد داشتم

581
00:28:44,970 --> 00:28:48,407
‫کسی که... هرگز نمی‌تونستم
‫دست رد به سینه‌ش بزنم.

582
00:28:52,803 --> 00:28:56,638
‫ولی تو دوست واقعیِ من نبودی. مگه نه؟

583
00:28:59,409 --> 00:29:01,242
‫واقعاً شرمنده‌ام.

584
00:29:03,280 --> 00:29:05,447
‫من اصلاً نمی‌خواستم
‫آزاری بهت برسونم.

585
00:29:06,118 --> 00:29:09,997
‫ولی...

586
00:29:11,121 --> 00:29:12,721
‫به‌نظرمون چارۀ دیگه‌ای نداشتیم.

587
00:29:12,723 --> 00:29:15,557
‫به نظرتون". آره".

588
00:29:15,559 --> 00:29:17,726
‫تو تنها نبودی.

589
00:29:17,728 --> 00:29:22,530
‫بقیه هم... همه اونجا بودن.

590
00:29:22,555 --> 00:29:24,889
‫حتی دام هم اونجا بود.

591
00:29:26,470 --> 00:29:28,803
‫خودش این خبرو به بیرون درز داد که...

592
00:29:29,182 --> 00:29:31,406
‫،دخترش، یعنی تو
‫توی مسافرخونه اقامت داشتی

593
00:29:31,408 --> 00:29:34,809
‫و اطلاعات محرمانه‌ای همراهت بود.

594
00:29:34,811 --> 00:29:36,544
‫این شاید آخرین فرصت برای

595
00:29:36,546 --> 00:29:39,447
‫گرفتنِ خائن بدنام روس...

596
00:29:40,277 --> 00:29:42,779
‫یعنی کاتارینا روستوا بود.

597
00:29:43,386 --> 00:29:46,302
‫می‌خواست مرگ‌مـو در معرض دید عموم قرار بده.

598
00:29:48,391 --> 00:29:50,558
‫و باورم نمی‌شه که تو...

599
00:29:51,163 --> 00:29:52,761
‫بهش کمک کردی.

600
00:29:54,666 --> 00:29:56,364
‫تو... فقط نگاه کردی.

601
00:29:57,947 --> 00:29:59,296
‫می‌دونم.

602
00:30:00,737 --> 00:30:02,704
‫معذرت می‌خوام.

603
00:30:04,941 --> 00:30:07,809
‫پیوتر اصرار کرد که باهام بیاد.

604
00:30:07,811 --> 00:30:10,140
‫نمی‌خواست از دیدش خارج بشم.

605
00:30:10,447 --> 00:30:14,315
‫می‌دونست بلگراد خیلی خطریه.

606
00:30:15,685 --> 00:30:18,820
‫گفت توی ماشین می‌مونه.
‫بهش گفتم اومدنش حماقته.

607
00:30:18,822 --> 00:30:20,855
‫حتی کفش هم پاش نبود.

608
00:30:20,857 --> 00:30:23,945
‫فقط اون دمپایی‌های مسخرۀ هتل.

609
00:30:38,460 --> 00:30:39,852
‫اون مُرد.

610
00:30:41,203 --> 00:30:43,381
‫من دوستش داشتم.

611
00:30:43,383 --> 00:30:46,113
‫و اون...

612
00:30:46,420 --> 00:30:49,032
‫جلو روم جون داد.

613
00:30:50,223 --> 00:30:51,827
‫به‌خاطر تو!

614
00:30:53,412 --> 00:30:57,729
‫کا.گ.ب می‌خواست همون‌لحظه دخلتـو بیاره.

615
00:31:00,167 --> 00:31:03,134
‫ولی بعد همه‌چیز خراب شد.

616
00:31:22,823 --> 00:31:24,418
‫الیزابت.

617
00:31:24,420 --> 00:31:27,725
‫سلام. احیاناً می‌تونی امروز
‫از اگنس مراقبت کنی؟

618
00:31:27,750 --> 00:31:29,450
‫می‌دونی از خدامه، ولی...

619
00:31:29,452 --> 00:31:32,087
‫،حرفی که اگنس زد
‫یه جسد توی پارک پیدا شد.

620
00:31:32,087 --> 00:31:34,621
‫الان یه جلسۀ خیلی مهم دارم.

621
00:31:34,623 --> 00:31:36,894
‫- چندتا آدم مسلح اونجا بودن.
‫- الان واقعاً نمی‌تونم کمکت کنم.

622
00:31:36,896 --> 00:31:40,226
‫اومده بودن سراغ اگنس.
‫که بهش صدمه بزنن.

623
00:31:40,614 --> 00:31:44,631
‫مطمئنی؟ چرا؟ کی بودن؟

624
00:31:44,633 --> 00:31:46,566
‫نمی‌تونم همه‌چی رو توضیح بدم

625
00:31:46,568 --> 00:31:49,669
‫فقط می‌خوام یکی که بهش اعتماد دارم
‫تا برگردم خونه مراقب اگنس باشه.

626
00:31:50,105 --> 00:31:51,270
‫معلومه که ازش مراقبت می‌کنم.

627
00:31:51,272 --> 00:31:52,639
‫در اولین فرصت خودمـو می‌رسونم.

628
00:31:52,641 --> 00:31:54,407
‫ببخشید که مزاحمِ جلسه‌ت شدم.

629
00:31:54,409 --> 00:31:56,876
‫عیب نداره. آخراش بود.

630
00:31:56,878 --> 00:31:59,278
‫حقیقتش، واقعاً نمی‌دونم
‫اگه تو نبودی چی‌کار می‌کردم.

631
00:31:59,280 --> 00:32:02,181
‫من که از خدامه.
‫نگران هم نباش.

632
00:32:02,802 --> 00:32:04,846
‫جاش پیش من امنه.

633
00:32:05,353 --> 00:32:07,849
‫من خیلی سرسخت‌تر از اونیـم
‫که نشون میدم.

634
00:32:12,289 --> 00:32:14,023
‫- گفتم دقیقاً چی‌کار کنی.
‫- آخه چطور از

635
00:32:14,025 --> 00:32:16,268
‫- شوهرش خبر نداشتم؟
‫- باید تنها می‌اومد.

636
00:32:16,295 --> 00:32:18,069
‫یه مأموریت ساده... تحویل پرونده.

637
00:32:18,094 --> 00:32:19,326
‫تا حالا اسمشم به گوشم نخورده.

638
00:32:19,328 --> 00:32:21,328
‫الانم شوهره مُرده و کاتارینا زنده‌ست.

639
00:32:21,330 --> 00:32:22,997
‫بله. شاهد عینی هم داریم.

640
00:32:22,999 --> 00:32:25,576
‫عجب معرکه‌ای شد! قرار بود دنیا

641
00:32:25,601 --> 00:32:28,469
‫،مرگِ کاتارینا روستوا رو ببینه
‫در عوض ما با این‌کارمون

642
00:32:28,471 --> 00:32:30,638
‫تأیید کردیم که خیلیـم زنده‌ست.

643
00:32:30,640 --> 00:32:32,706
‫تاوزند عمراً بی‌خیال نمی‌شه.

644
00:32:32,708 --> 00:32:34,608
‫،و به‌جای محافظت‌کردن از نوه‌ام

645
00:32:34,610 --> 00:32:36,210
‫مورد هدفِ اونا قرارش دادیم.

646
00:32:36,212 --> 00:32:38,278
‫ای بابا، انقدر اون بچه رو بهانه نکن!

647
00:32:38,280 --> 00:32:39,747
‫مسئله تو بودی، دام.

648
00:32:39,749 --> 00:32:41,882
‫مسئله ماشا بود.

649
00:32:41,884 --> 00:32:43,350
‫باید بهش بگم.

650
00:32:43,352 --> 00:32:45,269
‫ما به "اون" هیچی نمی‌گیم.

651
00:32:45,271 --> 00:32:48,455
‫می‌دونم چه حسی داری، ولی...

652
00:32:48,457 --> 00:32:50,658
‫ردینگتون حق داره بدونه ما چی‌کار کردیم.

653
00:32:50,660 --> 00:32:53,661
‫چرا؟ چرا ردینگتون حق داره
‫از ماجرا باخبر بشه؟

654
00:32:53,663 --> 00:32:55,195
‫چون اونم تو این داستان نقش داره.

655
00:32:55,197 --> 00:32:56,897
‫- داری ازش محافظت می‌کنی.
‫- من یه قولی دادم.

656
00:32:56,899 --> 00:32:58,565
‫ولی منو دوست داشتی.

657
00:32:58,567 --> 00:32:59,933
‫آره، هنوزم دارم، ولی نمی‌تـ...

658
00:32:59,935 --> 00:33:02,536
‫اون شب دار و ندارمـو ازم گرفتن.

659
00:33:02,538 --> 00:33:05,305
‫،نه می‌تونم چهره‌مو جایی نشون بدم
‫نه از اسمم استفاده کنم.

660
00:33:05,307 --> 00:33:06,507
‫واقعاً متأسفم.

661
00:33:06,509 --> 00:33:08,342
‫همه‌ش دنبالمن که عین حیوون شکارم کنن!

662
00:33:10,246 --> 00:33:12,246
‫- باید تمومش کنیم.
‫- ردینگتون چی؟

663
00:33:12,248 --> 00:33:14,615
‫،اون هر کسیـم که باشه
‫هنوز زنده‌ست!

664
00:33:14,617 --> 00:33:16,450
‫باعث و بانیِ تمام این جریانات اونه.

665
00:33:16,452 --> 00:33:17,918
‫- چرا؟!
‫- بس کن!

666
00:33:17,920 --> 00:33:20,487
‫،تو داری از اون دفاع می‌کنی
‫ولی یه ملتی می‌خوان منو بکشن.

667
00:33:20,489 --> 00:33:23,223
‫دنبالمن! جواب بده! چرا؟!

668
00:33:23,225 --> 00:33:25,859
‫باید تمومش کنیم! برگرد عقب!

669
00:33:27,229 --> 00:33:28,562
‫باید مجرای تنفسی‌شـو باز نگه داریم.

670
00:33:37,961 --> 00:33:39,527
‫من فقط دنبال حقیقتم.

671
00:33:39,842 --> 00:33:42,244
‫اگه بمیره که حقیقت رو نمی‌فهمی.

672
00:33:46,615 --> 00:33:47,915
‫دنیس رو پیدا کردین؟

673
00:33:47,917 --> 00:33:49,450
‫،یا سیمکارت‌شـو سوزونده

674
00:33:49,452 --> 00:33:51,018
‫یا با یه‌اسم دیگه یه سیمکارت جدید گرفته.

675
00:33:51,020 --> 00:33:54,488
‫،با مخفی‌شدن از دست دوست‌پسرش
‫تونسته از دست ما هم پنهون بشه.

676
00:33:54,490 --> 00:33:56,290
‫ردینگتون بر نمی‌داره.

677
00:33:56,292 --> 00:33:57,891
‫چرا می‌خوای بهش زنگ بزنی؟

678
00:33:57,893 --> 00:34:00,779
‫اصرار داشت که تا آدرس دنیس
‫رو پیدا کردم، واسه‌ش بفرستم.

679
00:34:00,779 --> 00:34:03,413
‫که زودتر خودشو برسونه اونجا.
‫ببینم اول به ما گفتی

680
00:34:03,415 --> 00:34:05,082
‫یا به اون؟

681
00:34:05,084 --> 00:34:07,552
‫،اون. ولی آخه اون بهش نزدیک‌تر بود
‫و جون دختره هم تو خطره و...

682
00:34:10,628 --> 00:34:12,289
‫عمراً بهمون نمی‌گه
‫چی دستگیرش شده، مگه نه؟

683
00:34:12,291 --> 00:34:14,525
‫از من نمی‌تونه پنهونش کنه.

684
00:34:14,527 --> 00:34:16,093
‫اینم آخریش.

685
00:34:16,095 --> 00:34:18,095
‫می‌شه لطفاً کنار X ـها اول اسم‌تون رو بنویسید

686
00:34:18,097 --> 00:34:20,197
‫و اینجا که پررنگـه رو امضاء کنید، لطفاً؟

687
00:34:20,199 --> 00:34:21,765
‫واقعاً آماده‌ام که از اینجا برم.

688
00:34:21,767 --> 00:34:23,767
‫آخی. یعنی انقدر بد بوده؟

689
00:34:23,769 --> 00:34:25,636
‫خودت نگاه کن.

690
00:34:25,638 --> 00:34:30,073
‫مردم معمولاً یه یادگاری یا
‫وسایلی با ارزش معنوی دارن.

691
00:34:30,075 --> 00:34:32,442
‫ولی من فقط یه‌سری خاطرات دردناک دارم

692
00:34:32,628 --> 00:34:34,361
‫و شات‌گان اون بی‌ناموس رو

693
00:34:34,363 --> 00:34:35,930
‫اگه یه‌وقت دوباره خواست پیدام کنه.

694
00:34:35,932 --> 00:34:37,498
‫این‌طور نمی‌شه.

695
00:34:37,500 --> 00:34:39,366
‫می‌دونی، حس خیلی خوبی

696
00:34:39,368 --> 00:34:41,469
‫به این فصلِ جدید از زندگیـت دارم.

697
00:34:41,471 --> 00:34:43,337
‫امیدوارم حق با تو باشه.

698
00:34:43,339 --> 00:34:46,233
‫یعنی، دیگه بدتر از این که نمی‌شه، نه؟

699
00:34:49,512 --> 00:34:51,645


700
00:34:51,647 --> 00:34:53,280


701
00:34:53,282 --> 00:34:55,075


702
00:34:55,685 --> 00:34:57,752
‫کمکش کن، باشه؟
‫بقیه‌شـو بسپر به من!

703
00:34:57,754 --> 00:35:00,921
‫،اگه می‌خوای یه کاری درست پیش بره
‫باید خودت بری انجامش بدی.

704
00:35:34,357 --> 00:35:37,024


705
00:35:39,634 --> 00:35:41,534
‫اون خواست منو بکشه.

706
00:35:42,899 --> 00:35:44,665
‫واقعاً شرمنده‌ام.

707
00:35:48,371 --> 00:35:50,571
‫هی. هی. این زن.

708
00:35:50,573 --> 00:35:52,933
‫یکی از مشتری‌هات بوده.
‫تو جابه‌جاش کردی.

709
00:35:52,933 --> 00:35:54,800
‫باید بهم بگی بردیش کجا.

710
00:35:54,802 --> 00:35:57,402
‫هی. هی!

711
00:35:57,404 --> 00:35:59,131
‫این زن کجاست؟

712
00:36:13,902 --> 00:36:15,287
‫دیر رسیدیم.

713
00:36:15,916 --> 00:36:17,349
‫،اگه آدرس‌شـو پیدا کرده بودی

714
00:36:17,374 --> 00:36:18,792
‫به منم می‌گفتی؟

715
00:36:18,792 --> 00:36:20,692
‫در نهایت، آره.

716
00:36:21,069 --> 00:36:22,613
‫اون کیه؟

717
00:36:23,739 --> 00:36:25,772
‫زنـه که توی پاریس بود.
‫اسم‌شـو می‌خوام.

718
00:36:26,491 --> 00:36:28,675
‫شلیک گلوله در محلۀ مسکونی.

719
00:36:28,677 --> 00:36:30,277
‫پلیس حدود ده دقیقه دیگه می‌رسه.

720
00:36:30,279 --> 00:36:33,246
‫- اون کیه؟!
‫- پنج دقیقه‌شم که رفت.

721
00:36:33,248 --> 00:36:34,715
‫باید برم.

722
00:36:45,386 --> 00:36:48,298
‫پرونده‌های اوریون رو بردیم
‫توی اتاق جنگ.

723
00:36:48,323 --> 00:36:50,090
‫با اینحال الان اینجایی.

724
00:36:50,092 --> 00:36:53,036
‫پرونده‌ها رو داریم، ولی
‫تو می‌دونی دنبال کی‌ایم.

725
00:36:53,036 --> 00:36:54,669
‫بدون تو نمی‌تونیم پیداش کنیم.

726
00:36:54,671 --> 00:36:56,938
‫حالا هم که "بیسِت" مُرده
‫،و پرونده‌ها افتاده دست ما

727
00:36:56,940 --> 00:36:58,806
‫تو هم بدون ما نمی‌تونی پیداش کنی.

728
00:37:00,443 --> 00:37:01,709
‫جغده رو می‌خوای نگه‌ش داری؟

729
00:37:01,711 --> 00:37:04,712
‫معلومه که نه. ازش وحشت دارم.

730
00:37:05,779 --> 00:37:08,950
‫چشماش... مسحورکننده‌ست.

731
00:37:08,952 --> 00:37:10,618
‫ولی نگران نباش.

732
00:37:10,620 --> 00:37:13,388
‫با یه کارشناس پرندگان تماس گرفتیم

733
00:37:13,390 --> 00:37:15,823
‫که بیاد کمک کنه این خانم خوشگله

734
00:37:15,825 --> 00:37:18,159
‫،رو به خونه‌ش برگردونیم
‫حالا هر جا که هست.

735
00:37:18,161 --> 00:37:19,794
‫بیا اتاق جنگ.

736
00:37:19,796 --> 00:37:21,188
‫،با هم پرونده‌ها رو بررسی می‌کنیم

737
00:37:21,190 --> 00:37:24,899
‫،تو شناساییش کن
‫بعد دوست‌تـو نجات می‌دیم.

738
00:37:24,901 --> 00:37:27,503
‫دمبه، شنیدی چی گفت.
‫به سوی اتاق جنگ!

739
00:37:27,528 --> 00:37:31,157
‫شاید گارد ویژۀ امپراتوری روم
‫باهامون سلام‌احوال‌پرسی کرد.

740
00:37:31,157 --> 00:37:34,491
‫".اتاق جنگ"
‫عجب اغراقی.

741
00:37:34,493 --> 00:37:37,305
‫مگه این‌که درگیر جنگی باشیم
‫که من ازش بی‌خبرم.

742
00:37:37,330 --> 00:37:40,483
‫خدای من. اگه این‌طور باشه.. محشر می‌شه.

743
00:37:43,086 --> 00:37:45,754
‫گفتم آرام پرونده‌های اوریون رو پرینت کنه.

744
00:37:45,756 --> 00:37:47,489
‫۷۹۲ تان.

745
00:37:47,491 --> 00:37:50,592
‫که هر کدوم می‌تونن یه پروندۀ جنایی باشن.

746
00:37:50,594 --> 00:37:53,862
‫،مثل دنیس یانگ، این آدما شاید مجرم نباشن

747
00:37:53,864 --> 00:37:55,630
‫ولی ممکنه جرمی برای

748
00:37:55,632 --> 00:37:57,532
‫ناپدید کردن‌شون صورت گرفته باشه.

749
00:37:57,534 --> 00:38:00,835
‫یکی از همین‌ها پروندۀ زنیـه
‫که توی پاریس دزدیدت.

750
00:38:00,837 --> 00:38:03,371
‫هدف تو پیداکردنِ اونه.

751
00:38:03,373 --> 00:38:06,408
‫هدف ما هم شناسایی مشتری‌های دیگه

752
00:38:06,410 --> 00:38:09,377
‫و مشخص‌کردنِ اینه که آیا اطلاع داشتن
‫که زندگی جدیدشون

753
00:38:09,379 --> 00:38:11,598
‫ممکنه بر پایۀ قتل شکل گرفته باشه یا نه.

754
00:38:32,736 --> 00:38:34,569
‫پرستار بچه‌م.

755
00:38:34,571 --> 00:38:37,105
‫نقل‌مکان کردم به اینجا که
‫به دخترم نزدیک‌تر باشم.

756
00:38:37,107 --> 00:38:38,873
‫خیلی سختی بهش کشوندم.

757
00:38:38,875 --> 00:38:40,575
‫تو منو یاد نوه‌ام می‌ندازی!

758
00:38:40,577 --> 00:38:43,678
‫بعضی‌وقتا آدما اونی که نشون میدن نیستن.

759
00:38:43,680 --> 00:38:45,747
‫معلومه که همینه.

760
00:38:49,886 --> 00:38:51,185
‫چیزی شده؟

761
00:38:51,634 --> 00:38:52,920
‫نه. هیچی.

762
00:38:52,922 --> 00:38:55,123
‫فقط... زمان از دستم در رفت.

763
00:38:55,125 --> 00:38:56,367
‫پرستارم باید بره.

764
00:38:56,367 --> 00:38:58,100
‫خب چرا بهش زنگ نمی‌زنی، بگی بمونه؟

765
00:38:58,102 --> 00:39:00,355
‫فرقی نمی‌کنه.
‫واقعاً باید بره پی کارش.

766
00:39:09,347 --> 00:39:11,046
‫اگنس چطوره؟

767
00:39:11,048 --> 00:39:12,948
‫داره خواب هفت‌پادشاه می‌بینه.

768
00:39:14,385 --> 00:39:16,118
‫،بعد از اون حرفی که پای تلفن بهم زدی

769
00:39:16,120 --> 00:39:18,581
‫یه‌چیزی لازم داشتم که اعصابمـو آروم کنه.

770
00:39:19,023 --> 00:39:22,091
‫اون آدمای توی پارک.
‫تعریف کن.

771
00:39:23,564 --> 00:39:25,464
‫الان بهت میگم.

772
00:39:25,630 --> 00:39:27,423
‫فقط اول می‌خوام یه سری به اگنس بزنم.

773
00:39:27,447 --> 00:39:29,447


774
00:40:15,780 --> 00:40:17,980
‫اون آدما... آخه چرا

775
00:40:17,982 --> 00:40:19,949
‫باید دنبال اگنس باشن؟

776
00:40:19,951 --> 00:40:22,284
‫دنبال اون نبودن.

777
00:40:22,286 --> 00:40:24,420
‫عه. خیالم راحت شد.

778
00:40:24,422 --> 00:40:26,222
‫دنبال تو بودن.

779
00:40:28,614 --> 00:40:29,836
‫من؟

780
00:40:29,836 --> 00:40:32,313
‫تو گفتی اومدی اینجا
‫که با دخترت صمیمی بشی.

781
00:40:32,338 --> 00:40:33,379
‫درسته.

782
00:40:33,404 --> 00:40:35,633
‫که اگنس تو رو یادِ نوه‌ت می‌نداخت.

783
00:40:38,886 --> 00:40:40,719
‫،اون آدما اومدن پارک که تو رو بکشن

784
00:40:40,721 --> 00:40:42,321
‫ولی قبلش تو یکی‌شونو کشتی.

785
00:40:44,317 --> 00:40:46,826
‫من؟

786
00:40:46,828 --> 00:40:48,828
‫فکر می‌کنی من آدم کشتم؟

787
00:40:48,830 --> 00:40:52,131
‫نه "مدی تالیور". نه.

788
00:40:53,813 --> 00:40:58,082
‫مدی تالیور زن نازنین و متواضعی بود

789
00:40:58,107 --> 00:41:02,076
‫که دادی بُکشنش تا هویتش رو بقاپی.

790
00:41:02,623 --> 00:41:05,542
‫مدی تالیور آزارش به یه مورچه هم نمی‌رسید.

791
00:41:07,480 --> 00:41:10,005
‫ولی کاتارینا روستوا چرا.

792
00:41:11,953 --> 00:41:14,968
‫کاتارینا روستوا یه قاتل مادرزاده.

793
00:41:17,258 --> 00:41:20,307
‫قاتلِ دشمنانش، دوستانش، خانواده‌ش.

794
00:41:21,415 --> 00:41:23,281
‫می‌تونم توضیح بدم.

795
00:41:25,666 --> 00:41:27,867
‫می‌دونستم.

796
00:41:27,869 --> 00:41:30,903
‫بخشی از وجودم... می‌دونست تو کی هستی.

797
00:41:32,924 --> 00:41:34,528
‫فقط نمی‌خواستم بهش اقرار کنم

798
00:41:34,530 --> 00:41:37,064
‫چون می‌دونستم این‌طوری تموم می‌شه.

799
00:41:37,814 --> 00:41:39,806
‫این‌طوری که تفنگتـو سمتم نشونه بری؟

800
00:41:42,036 --> 00:41:43,901
‫تو به پدرت شلیک کردی.

801
00:41:46,041 --> 00:41:48,141
‫جون نوه‌تـو به خطر انداختی.

802
00:41:48,143 --> 00:41:50,544
‫با دوز و کلک خودتو وارد زندگیم کردی.

803
00:41:50,546 --> 00:41:52,946
‫باعث درد و رنجِ

804
00:41:52,948 --> 00:41:55,282
‫تمام عزیزان من شدی.

805
00:41:56,488 --> 00:42:00,269
‫یه دلیل خوب برام بیار که چرا
‫نباید همین‌جا کارتـو یه‌سره کنم.

806
00:42:01,572 --> 00:42:03,891
‫ماشا، خودت دلیلشـو می‌دونی.

807
00:42:05,378 --> 00:42:07,485
‫و بایدم برات کافی باشه.

808
00:42:11,839 --> 00:42:13,205
‫ناسلامتی من مادرتم.

809
00:42:13,229 --> 00:42:15,229
‫:مترجمین
‫« Highbury »
‫« AbG ســــروش »
‫<font color="#ff۰۰۰۰">AliNet:هماهنگی</font>

810
00:42:16,229 --> 00:42:17,229
‫« eLOLeir :اینستاگرام »
‫:آموزش نوین و سریع مکالمۀ انگلیسی با تدریس
‫AbG ســروش
