﻿1
00:00:12,688 --> 00:00:14,684
‫الو؟

2
00:00:14,708 --> 00:00:16,720
‫چي؟

3
00:00:16,744 --> 00:00:18,054
‫الان ميام اونجا

4
00:00:22,249 --> 00:00:24,214
‫ببخشيد، قربان. چه كار دارين؟

5
00:00:24,238 --> 00:00:25,462
‫خدمات هتل مديكال

6
00:00:25,486 --> 00:00:27,798
‫يه تماس از طرف مشتري داشتيم
‫كه گزارش حالت تهوع و استفراغ رو داد

7
00:00:27,822 --> 00:00:29,966
‫يه متهم فدرال دارم
‫كه در بازداشت خونگيه

8
00:00:29,990 --> 00:00:32,135
‫دستور داريم تمام فعاليت‌هاي
‫ساختمون رو زيرنظر داشته باشيم

9
00:00:32,159 --> 00:00:35,238
‫اين مهمان يه بازرس
‫سازمان ملل ـه كه فكر ميكنه...

10
00:00:35,262 --> 00:00:38,275
‫شايد در معرض مواد هسته‌اي قرار گرفته باشه

11
00:00:45,039 --> 00:00:46,883
‫سلام؟

12
00:00:50,110 --> 00:00:52,455
‫خداي من. از تب داره ميسوزه

13
00:00:52,479 --> 00:00:54,191
‫در مرحله‌ي اوليه‌س

14
00:00:54,215 --> 00:00:56,126
‫پس ميگي در معرضش قرار گرفته؟

15
00:00:56,150 --> 00:00:57,828
‫بايد بره بيمارستان!

16
00:00:59,587 --> 00:01:01,631
‫تنفس ملتهب. نبض ضعيف

17
00:01:01,655 --> 00:01:03,433
‫بايد به دستگاه وصلش كنين

18
00:01:03,457 --> 00:01:05,735
‫مياي؟ واگيرداره، درسته؟

19
00:01:05,759 --> 00:01:09,461
‫آره. مثل خنده
‫اگه خنده بتونه تو رو بكشه

20
00:01:11,131 --> 00:01:13,076
‫وارد شديم

21
00:01:37,691 --> 00:01:39,369
‫تو ديگه كدوم خري هستي؟

22
00:01:39,393 --> 00:01:41,071
‫اومدم از اينجا ببرمت بيرون

23
00:01:41,095 --> 00:01:42,806
‫كي تو رو فرستاده؟ كوتز؟ برايسون؟

24
00:01:42,830 --> 00:01:45,876
‫بايد الان بريم. اميدوارم
‫از ارتفاع نترسي

25
00:01:52,873 --> 00:01:55,285
‫برو تو. سپر الكترومغناطيسي

26
00:01:55,309 --> 00:01:59,155
‫تا پليس فدرال نفهمه
‫پابند نظارتي‌تو باز ميكنيم

27
00:02:06,287 --> 00:02:08,598
‫خب، چطوري از پليسا رد بشيم؟

28
00:02:12,860 --> 00:02:15,906
‫تا وقتي اتاق آلودگي‌زدايي نشده
‫هيچكس نه بره تو و نه بياد بيرون

29
00:02:15,930 --> 00:02:17,589
‫فهميدي؟

30
00:02:23,971 --> 00:02:26,082
‫هي! هي!

31
00:02:29,009 --> 00:02:30,887
‫بريم! بريم! بريم!

32
00:02:36,784 --> 00:02:37,961
‫همونجا وايستين!

33
00:02:47,650 --> 00:02:54,720
<font color="#ff8040">:مترجم</font>
<font color="#0000ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>


34
00:02:54,802 --> 00:02:56,613
‫- كي اين اتفاق افتاد؟
‫- كمي بيش از دو ساعت قبل

35
00:02:56,637 --> 00:02:57,914
‫- دو ساعت؟
‫- نميخواستم بهت زنگ بزنم...

36
00:02:57,938 --> 00:02:59,416
‫تا مطمئن بشم خبر خوبي دارم

37
00:02:59,440 --> 00:03:00,750
‫- خوبه
‫- چقدر خوبه؟

38
00:03:00,774 --> 00:03:02,018
‫فكر كنم راحت ميشه گفت...

39
00:03:02,042 --> 00:03:03,920
‫همون آدمي شده كه قبلا بود

40
00:03:03,944 --> 00:03:06,823
‫سلام، دام. تحت فشار قرار گرفتي

41
00:03:06,847 --> 00:03:09,459
‫كاتارينا به طرز قابل توجهي نيرومنده

42
00:03:09,483 --> 00:03:12,529
‫مثل فرانسه كه از خط ماژينه در...

43
00:03:12,553 --> 00:03:14,531
‫حمله‌ي آلمان محافظت ميكرد

44
00:03:14,555 --> 00:03:16,399
‫هنوز چيزي كه دنبالشه رو پيدا نكرده

45
00:03:16,423 --> 00:03:18,868
‫زنداني‌ت كرد و نزديك بود

46
00:03:18,892 --> 00:03:20,837
‫باعث شد برم تو كما

47
00:03:20,861 --> 00:03:22,205
‫بازم هست؟

48
00:03:22,229 --> 00:03:25,542
‫يا در روز هفتم استراحت كرد؟

49
00:03:25,566 --> 00:03:26,710
‫بايد استراحت كني

50
00:03:26,734 --> 00:03:28,478
‫پس بازم هست

51
00:03:28,502 --> 00:03:30,447
‫تشنج از بين رفته،
‫اما دكتر ميگه...

52
00:03:30,471 --> 00:03:34,751
‫بايد آروم باشي و
‫استراحت كني تا همينطوري بموني

53
00:03:34,775 --> 00:03:37,320
‫مسئله الان ماشاست، نه؟

54
00:03:39,913 --> 00:03:42,289
‫ميدونه ايليا نيستم

55
00:03:42,983 --> 00:03:46,896
‫پس ميدونه كه بهش دروغ گفتم

56
00:03:46,920 --> 00:03:48,765
‫اليزابت رسيد

57
00:03:53,327 --> 00:03:55,135
‫هر دو يه چيزو ميخوايم

58
00:03:55,596 --> 00:03:56,740
‫با كمك اون، بهش ميرسيم

59
00:03:56,764 --> 00:04:00,410
‫اعتماد ماشا رو ميخوام
‫داشتمش

60
00:04:00,434 --> 00:04:03,613
‫به لطف تو، ديگه ندارمش

61
00:04:11,478 --> 00:04:12,789
‫بيمار چطوره؟

62
00:04:12,813 --> 00:04:17,127
‫خسته. فقط به استراحت بيشتري نياز داره

63
00:04:19,887 --> 00:04:22,065
‫يه پرونده داريم كه بايد ازش حرف بزنيم

64
00:04:22,089 --> 00:04:24,667
‫- روانوك؟
‫- آدما رو ناپديد ميكنه

65
00:04:24,691 --> 00:04:26,403
‫مثل مدي تاليور

66
00:04:26,427 --> 00:04:28,705
‫بانكدارش اينو بهت گفت؟
‫با اون قرارداد داشته؟

67
00:04:28,729 --> 00:04:30,774
‫به دستور اون، بانكدار...

68
00:04:30,798 --> 00:04:35,100
‫پول رو به حسابي در فيلادلفيا
‫كه روانوك كنترلش ميكنه، منتقل كرده

69
00:04:36,603 --> 00:04:38,470
‫لرزش‌هات از بين رفتن

70
00:04:39,206 --> 00:04:40,681
‫درسته

71
00:04:41,775 --> 00:04:44,721
‫اما وضعيتي كه درش هستيم نه

72
00:04:44,745 --> 00:04:48,625
‫ميخوام روي روانوك تمركز كني، نه من

73
00:04:48,649 --> 00:04:50,077
‫ميتوني؟

74
00:04:52,519 --> 00:04:55,365
‫ژنرال كاني از دست نيروهاي آماده‌ي نبرد در اوگاندا...

75
00:04:55,389 --> 00:04:56,199
‫فرار كرد

76
00:04:56,223 --> 00:04:57,567
‫آچميز گوچيايف...

77
00:04:57,591 --> 00:05:01,104
‫293نفر رو در بمبگذاري آپارتمان كشت...

78
00:05:01,128 --> 00:05:03,673
‫كه باعث جنگ دوم چچن شد...

79
00:05:03,697 --> 00:05:05,075
‫و بعدش ديگه ديده نشد

80
00:05:05,099 --> 00:05:07,444
‫هر دو ناپديد شدن، با كمك...

81
00:05:07,468 --> 00:05:10,313
‫مردي كه اسم خودشو روانوك ميذاره، فرار كردن

82
00:05:10,337 --> 00:05:14,284
‫روانوك. مثل همون مردمي
‫كه به طرز مرموزي ناپديد شدن

83
00:05:14,308 --> 00:05:15,985
‫چه بامزه. اسمي هم داريم؟

84
00:05:16,009 --> 00:05:18,388
‫اسمش يا موقعيتش رو نميدونيم...

85
00:05:18,412 --> 00:05:20,123
‫يا حتي اصلا زنده هست يا نه

86
00:05:20,147 --> 00:05:23,560
‫ردينگتون ميگه روانوك يا مرده يا اسير شده...

87
00:05:23,584 --> 00:05:27,263
‫اما عمليات تازه
‫در پنسلوانيا يه چيز ديگه ميگه

88
00:05:27,287 --> 00:05:29,766
‫باور داريم كه روانوك اينه

89
00:05:29,790 --> 00:05:31,000
‫اين يارو رو ميشناسم

90
00:05:31,024 --> 00:05:32,469
‫بعد از يازده سپتامبر دستگير شد...

91
00:05:32,493 --> 00:05:34,404
‫چون افراد القاده رو از
‫كشور فراري داده بود

92
00:05:34,428 --> 00:05:36,172
‫اگه در سيستم ماست، حتما هويتش رو داريم

93
00:05:36,196 --> 00:05:37,540
‫اثرانگشت و دي‌ان‌ايشو داريم

94
00:05:37,564 --> 00:05:40,910
‫ميدونيم كه يه زخم واضح روي گونه‌ي راستش داره

95
00:05:40,934 --> 00:05:42,412
‫اما اسمش رو نميدونيم

96
00:05:42,436 --> 00:05:46,015
‫مقامات در زندان چين‌چنگ
‫ليستي از اسامي مستعار دارن...

97
00:05:46,039 --> 00:05:48,118
‫اما قبل از فرارش هيچ چيز قابل استنادي نداشتن

98
00:05:48,142 --> 00:05:49,419
‫از چين‌چنگ فرار كرده؟

99
00:05:49,443 --> 00:05:51,454
‫در مورد عمليات پنسلوانيا برامون بگو

100
00:05:51,478 --> 00:05:53,923
‫لو پاسترناك. از مافياي روس

101
00:05:53,947 --> 00:05:56,359
‫از يه هتل در فيلادلفيا ناپديد شده...

102
00:05:56,383 --> 00:05:59,262
‫در حالي كه در بازداشت خانگي
‫به اتهام قتل و منتظر دادگاه بوده

103
00:05:59,286 --> 00:06:01,030
‫پس يه تيم بفرستين اونجا تا دنبالش بگردن

104
00:06:01,054 --> 00:06:03,466
‫بايد بدوني ردينگتون به اين دليل اين پرونده رو بهمون داده...

105
00:06:03,490 --> 00:06:07,637
‫چون نفر بعدي كه رونواك قراره ناپديد كنه...

106
00:06:07,661 --> 00:06:09,072
‫مدي تاليوره

107
00:06:09,096 --> 00:06:12,308
‫چي؟ فكر ميكردم مرده

108
00:06:12,332 --> 00:06:14,377
‫آره. نه. نمرده

109
00:06:16,503 --> 00:06:17,747
‫چرا بهمون نگفتي؟

110
00:06:17,771 --> 00:06:20,517
‫چون اون اصلا مدي تاليور نيست

111
00:06:21,909 --> 00:06:23,853
‫مادرمه

112
00:06:23,877 --> 00:06:26,723
‫يه لحظه وايستا

113
00:06:26,747 --> 00:06:29,692
‫زني روبه‌روي خونه‌ات بود...

114
00:06:29,716 --> 00:06:31,761
‫يعني زماني رو با مادرت گذروندي...

115
00:06:31,785 --> 00:06:33,363
‫اونم بعد از اين همه سال

116
00:06:33,387 --> 00:06:35,131
‫آره، وانمود ميكرده يكي ديگه‌س...

117
00:06:35,155 --> 00:06:37,066
‫و سعي كرده خيلي
‫از آدمايي كه بهشون اهميت ميدي رو بكشه...

118
00:06:37,090 --> 00:06:39,569
‫اما بازم، يعني بايد خيلي...

119
00:06:39,593 --> 00:06:42,305
‫معنادار بوده باشه؟

120
00:06:42,329 --> 00:06:44,174
‫ردينگتون ميدونه داره ازت ميخواد...

121
00:06:44,198 --> 00:06:47,677
‫به گرفتن مادرت كمك كني و اگه كمك كني...

122
00:06:47,701 --> 00:06:49,212
‫شايد حكم اعدام براش صادر بشه؟

123
00:06:49,236 --> 00:06:51,603
‫آره. فكر كنم ميدونه

124
00:06:52,539 --> 00:06:53,650
‫و منم ميدونم

125
00:06:53,674 --> 00:06:56,019
‫واقعا؟ چون حق با پاركه

126
00:06:56,043 --> 00:06:58,087
‫شايد جون مادرت در خطر باشه

127
00:06:58,111 --> 00:06:59,355
‫و اگه اين كار رو بكنيم...

128
00:06:59,379 --> 00:07:02,959
‫بايد به ما وفادار باشي نه اون

129
00:07:02,983 --> 00:07:05,061
‫ميتوني همچين قولي بهم بدي؟

130
00:07:05,085 --> 00:07:07,730
‫بله. ميتونم

131
00:07:07,754 --> 00:07:10,400
‫باشه، پس. راه بيافتين

132
00:07:13,260 --> 00:07:15,905
‫- چطور همچين حرفي بهش زدي؟
‫- چون حقيقته

133
00:07:15,929 --> 00:07:17,106
‫نميخواي به مادر خودت بگي...

134
00:07:17,130 --> 00:07:18,408
‫كه داريم ميايم سراغش؟

135
00:07:18,432 --> 00:07:20,510
‫مجبور نيستم. خودش ميدونه

136
00:07:20,534 --> 00:07:21,878
‫صبر كن، چطوري؟ كي بهش گفته؟

137
00:07:21,902 --> 00:07:23,346
‫فرصت داشت نذاره ردينگتون...

138
00:07:23,370 --> 00:07:26,316
‫با بانكدارش روبه‌رو بشه و ازش استفاده نكرد

139
00:07:26,340 --> 00:07:27,850
‫چرا استفاده نكرد؟

140
00:07:27,874 --> 00:07:29,752
‫اصلا نميدونم

141
00:07:29,776 --> 00:07:32,455
‫چون باعث ميشه راحتتر پيدا بشه

142
00:07:40,187 --> 00:07:42,298
‫مغز متفكر پشت فرار من كيه؟

143
00:07:42,322 --> 00:07:43,733
‫روانوك

144
00:07:43,757 --> 00:07:46,236
‫هر كسي كه هستم حسابي پولدارش ميكنم

145
00:07:46,260 --> 00:07:49,539
‫تنها پاداشي كه ميخواد
‫اينه كه همونجا وايستي

146
00:07:49,563 --> 00:07:52,008
‫باشه. حتما. اينجا چه خبره؟

147
00:07:53,934 --> 00:07:55,700
‫نه. نه

148
00:08:02,162 --> 00:08:03,773
‫دير متوجهش شدم

149
00:08:03,797 --> 00:08:06,243
‫دو تا مامور رفتن تو و سه تا اومدن بيرون

150
00:08:06,267 --> 00:08:08,812
‫وقتي رسيدم اونجا پاسترناك تو آمبولانس بود

151
00:08:08,836 --> 00:08:10,180
‫ميشه آدمايي كه بردنش رو شناسايي كني؟

152
00:08:10,204 --> 00:08:12,315
‫شناسايي‌شون كنم؟ فكر كنم زدمشون

153
00:08:12,339 --> 00:08:14,651
‫به كسي شليك نكردي
‫شايد خطا زدي

154
00:08:14,675 --> 00:08:18,755
‫شايد. اما دو بار
‫به عنوان تك‌تيرانداز رفتم افغانستان

155
00:08:18,779 --> 00:08:20,257
‫خطا نميزنم

156
00:08:22,616 --> 00:08:26,323
‫آرام اينو از
‫فيلم دوربين‌هاي هتل فرستاد

157
00:08:26,820 --> 00:08:29,099
‫- شيشه ضدگلوله
‫- آره و زرهي

158
00:08:29,123 --> 00:08:30,901
‫و ببين چقدر ارتفاعش اومده پايين

159
00:08:30,925 --> 00:08:32,836
‫يه آمبولانس زرهي

160
00:08:32,860 --> 00:08:34,831
‫بهت گفتم خطا نميزنم

161
00:08:35,529 --> 00:08:37,774
‫هر كسي كه آمبولانس رو
‫زره‌پوش كرده براي روانوك انجامش داده

162
00:08:37,798 --> 00:08:39,209
‫شايد اون بدونه كجا پيداش كنه

163
00:08:39,233 --> 00:08:40,644
‫به مرد كلاه‌پوش پيام ميدم

164
00:08:40,668 --> 00:08:43,180
‫اگه كسي بدونه
‫كي آمبولانس زره‌پوش درست ميكنه...

165
00:08:43,204 --> 00:08:44,341
‫خود اونه

166
00:08:52,046 --> 00:08:54,724
‫معناي اين كار چيه؟
‫خيال كردي كي هستي؟

167
00:08:54,748 --> 00:08:59,229
‫جالب اينجاست كه لي چين يون زغال اخته خورد...

168
00:08:59,253 --> 00:09:00,664
‫در هر روز زندگيش...

169
00:09:00,688 --> 00:09:06,102
‫و گفته ميشه كه تا سن 256 سالگي سالم و سرحال بود

170
00:09:06,126 --> 00:09:11,241
‫از 1677 تا 1933

171
00:09:11,265 --> 00:09:13,810
‫تصور كن!

172
00:09:13,834 --> 00:09:18,014
‫ميتونسته هم با نيوتن و هم با اينشتين شام بخوره

173
00:09:18,038 --> 00:09:19,516
‫البته جدا از هم

174
00:09:19,540 --> 00:09:24,354
‫اليزابت پيام داده و از
‫يه وسيله زره‌پوش خاص حرف زده

175
00:09:24,378 --> 00:09:26,957
‫شماره‌ي ادواردو بده و بگو شايد...

176
00:09:26,981 --> 00:09:30,393
‫ادي عزيز رو راضي كنه
‫تا اونو به حرف بياره

177
00:09:30,417 --> 00:09:32,629
‫به افتخار جاودانگي

178
00:09:35,956 --> 00:09:37,500

179
00:09:37,524 --> 00:09:39,469
‫همكارم با دربان...

180
00:09:39,493 --> 00:09:41,071
‫ساختمون تو حرف زده

181
00:09:41,095 --> 00:09:44,207
‫و دربان گفته آپارتمان طبقه پايين...

182
00:09:44,231 --> 00:09:45,842
‫تازگي به قيمت 4.6 فروخته شده

183
00:09:45,866 --> 00:09:47,377
‫و يكي ديگه هم در بازاره

184
00:09:47,401 --> 00:09:49,713
‫اما شك دارم هيئت مديره درخواستت رو تاييد كنن

185
00:09:49,737 --> 00:09:52,949
‫تعجب ميكنم درخواست تو رو تاييد كردن

186
00:09:52,973 --> 00:09:55,285
‫يا نكنه نگفتي نقشت...

187
00:09:55,309 --> 00:09:58,722
‫در فرار روانوك از اسارت چي بوده؟

188
00:09:58,746 --> 00:10:01,291
‫فكر كنم خيلي از آپارتمان‌هاي پارك اونيو...

189
00:10:01,315 --> 00:10:04,160
‫رو هموطنان تو خريدن، اما شك دارم هيچكدوم...

190
00:10:04,184 --> 00:10:07,465
‫يه رييس زندان سابق چيني باشن

191
00:10:08,222 --> 00:10:09,676
‫چي ميخواي؟

192
00:10:11,025 --> 00:10:13,763
‫چي ميخوام؟

193
00:10:14,528 --> 00:10:16,973
‫سالها پيش، تو تاكسي بودم...

194
00:10:16,997 --> 00:10:20,310
‫داشتم ميرفتم يه سر تا كالون سيتي

195
00:10:20,334 --> 00:10:23,046
‫بايد حوالي سال 98 يا 99 بوده باشه

196
00:10:23,070 --> 00:10:25,548
‫تازه فرودگاه كاي تاك رو بسته بودن...

197
00:10:25,572 --> 00:10:27,751
‫و همه چيز از فرودگاه جديد و بزرگ...

198
00:10:27,775 --> 00:10:31,454
‫بين‌المللي هنگ‌كنگ رفت‌وآمد ميكرد

199
00:10:31,478 --> 00:10:33,390
‫خيلي عظيم بود

200
00:10:33,414 --> 00:10:36,893
‫بزرگترين ترمينال مسافري در دنيا رو داشت

201
00:10:36,917 --> 00:10:39,429
‫با پرواز باري اومدم...

202
00:10:39,453 --> 00:10:42,866
‫و خيلي شلوغ و پرازدحام بود

203
00:10:42,890 --> 00:10:46,236
‫وسيله‌ي نقليه زمينيم
‫از بين رفته بود و يه تاكسي گرفتم

204
00:10:46,260 --> 00:10:49,773
‫حدود يه ساعت دير كرده بودم
‫و يه جورايي بهم ريخته بودم...

205
00:10:49,797 --> 00:10:51,508
‫پس حسابي راننده رو هول كردم...

206
00:10:51,532 --> 00:10:53,576
‫اگرچه به نظر ميرسيد خونسرد مي‌اومد...

207
00:10:53,600 --> 00:10:55,478
‫و خيلي سريع ميروند

208
00:10:55,502 --> 00:10:58,948
‫به هر حال، تمام تلاشمونو ميكرديم
‫ترافيك هم وحشتناك بود

209
00:10:58,972 --> 00:11:00,517
‫طرف ول ميخورد و دست تكون ميداد...

210
00:11:00,541 --> 00:11:03,186
‫و منم سعي ميكردم آروم باشم
‫و يه چشمم به ساعت بود

211
00:11:03,210 --> 00:11:05,689
‫در همون موقع، يرزي 45 دقيقه بود كه...

212
00:11:05,713 --> 00:11:10,894
‫در لاكي داك نشسته بود، پس
‫با توجه به اينكه هر پونزده دقيقه مشروب ميخوره...

213
00:11:10,918 --> 00:11:13,596
‫يرزي سومين جين و تونيكش رو تموم كرده بود...

214
00:11:13,620 --> 00:11:14,864
‫و چهارمي در راه بود

215
00:11:14,888 --> 00:11:17,267
‫خب، گمون دنياي يرزي...

216
00:11:17,291 --> 00:11:19,736
‫در بهترين حالت يكم بحث‌برانگيز و بدخلق باشه...

217
00:11:19,760 --> 00:11:21,971
‫و بعد از چهار، پنج تا جين و تونيك...

218
00:11:21,995 --> 00:11:24,474
‫اطرافشو ميگرده تا با يكي در بيافته

219
00:11:24,498 --> 00:11:29,612
‫پس يكم حس آسيب‌پذيري ميكردم

220
00:11:29,636 --> 00:11:33,149
‫از پنجره بيرون رو نگاه ميكنم
‫پشت چراغ وايستاديم

221
00:11:33,173 --> 00:11:35,552
‫و ناگهان...

222
00:11:35,576 --> 00:11:37,587
‫درست همونجا، وسط چهارراه...

223
00:11:37,611 --> 00:11:41,358
‫يه گربه‌ي لاغرمردني، راستش يه بچه گربه...

224
00:11:41,382 --> 00:11:45,962
‫ناله و ميو ميكرد، تا حد
‫مرگ ترسيده بود و همه جا پر ماشين بود

225
00:11:45,986 --> 00:11:49,132
‫يعني همه جا. در هر چهار خط

226
00:11:49,156 --> 00:11:51,289
‫و منم...

227
00:11:53,026 --> 00:11:55,865
‫و بعد گربه بهم نگاه كرد

228
00:11:56,530 --> 00:11:59,376
‫از ناله دست برداشت و دهنش رو بست

229
00:11:59,400 --> 00:12:00,745
‫پلك زد

230
00:12:01,468 --> 00:12:03,502
‫و بهم زل زد

231
00:12:04,705 --> 00:12:06,438
‫انگار...

232
00:12:10,577 --> 00:12:12,322
‫انگار منو ميشناخت

233
00:12:14,748 --> 00:12:16,826
‫چند قدم اومد جلو

234
00:12:16,850 --> 00:12:21,197
‫تا اومدم در رو باز كنم، تاكسي راه افتاد

235
00:12:21,221 --> 00:12:23,143
‫و بعدش رفتيم

236
00:12:24,391 --> 00:12:26,187
‫و گربه هم رفت

237
00:12:33,486 --> 00:12:34,819
‫يرزي حالش خوب بود

238
00:12:34,888 --> 00:12:37,323
‫مست و عصباني

239
00:12:39,200 --> 00:12:41,033
‫اما حالش خوب بود

240
00:12:43,350 --> 00:12:44,873


241
00:12:45,646 --> 00:12:47,167
‫چي ميخوام؟

242
00:12:48,515 --> 00:12:50,627
‫اون گربه رو ميخوام

243
00:12:52,553 --> 00:12:54,130
‫و روانوك

244
00:12:54,154 --> 00:12:57,000
‫اي كاش ميتونستم كمك كنم،
‫اما نگفت كجا داره ميره

245
00:12:57,024 --> 00:12:59,536
‫- پس اسمش رو بگو
‫- اسمشو نميدونم

246
00:12:59,560 --> 00:13:01,371
‫اسمي كه مداركش رو جعل كرد

247
00:13:01,395 --> 00:13:03,273
‫گذرنامه و گواهينامه رو

248
00:13:03,297 --> 00:13:05,096
‫اون اسم رو ميخوام

249
00:13:05,933 --> 00:13:07,312
‫و گربه رو

250
00:13:10,704 --> 00:13:12,048
‫سانتياگو وگا

251
00:13:12,072 --> 00:13:13,783
‫اسمي كه شايد ازش
‫استفاده كنه و شايد نكنه

252
00:13:13,807 --> 00:13:15,318
‫و نميدوني كجاست

253
00:13:15,342 --> 00:13:16,853
‫هنوز نه. اما مي‌فهمم

254
00:13:16,877 --> 00:13:20,390
‫هدي، ميخوام با رابطت در اداره‌ي ماليات تماس بگيري...

255
00:13:20,414 --> 00:13:23,359
‫سوابق ماليش رو دربيار
‫و ببين ميتوني كمكمون كني...

256
00:13:23,383 --> 00:13:25,829
‫- رد اين يارو رو بگيريم
‫- باشه. با آدمام حرف ميزنم...

257
00:13:25,853 --> 00:13:27,230
‫و خبر ميدم

258
00:13:27,254 --> 00:13:28,698
‫حتي اگه از اسم مستعار استفاده كنه...

259
00:13:28,722 --> 00:13:31,034
‫دير يا زود، اداره ماليات پيداش ميكنه

260
00:13:31,058 --> 00:13:32,869
‫مثل جو لوييس كه به بيلي كان گفت...

261
00:13:32,893 --> 00:13:34,637
‫ميتوني فرار كني، اما نميتوني قايم بشي

262
00:13:34,661 --> 00:13:38,174
‫بمبگذار قهوه‌اي. هر شب
‫تو خواب دنبالش ميگردم

263
00:13:38,198 --> 00:13:40,810
‫نگران نباش، ريموند. حواسم بهش هست

264
00:13:44,972 --> 00:13:46,843
‫ادواردو مارتينز؟

265
00:13:47,941 --> 00:13:49,052
‫ميتونم كمكتون كنم؟

266
00:13:49,076 --> 00:13:51,254
‫مامور رسلر و كين از اف‌بي‌آي

267
00:13:51,278 --> 00:13:53,990
‫دنبال مردي ميگرديم
‫كه يه آمبولانس سفارشي ساخته

268
00:13:54,014 --> 00:13:55,558
‫بايد سوابقم رو ببينم

269
00:13:55,582 --> 00:13:58,094
‫در خيلي سنگينيه. زره‌پوشه؟

270
00:13:58,118 --> 00:14:00,730
‫بله. يه كار سفارشي براي يه مدير تايلندي

271
00:14:00,754 --> 00:14:03,399
‫آمبولانسي كه ازش حرف ميزنيم زره‌پوش بوده

272
00:14:03,423 --> 00:14:05,068
‫گفتم كه، بايد بگردم

273
00:14:05,092 --> 00:14:06,669
‫حتما بگرد و ما هم ميگرديم

274
00:14:06,693 --> 00:14:09,339
‫مطمئن ميشيم
‫كه همه ويزاي كار داشته باشن

275
00:14:09,363 --> 00:14:11,207
‫هي، مالياتم رو ميدم

276
00:14:11,231 --> 00:14:12,709
‫و آدماي زيادي رو استخدام ميكني

277
00:14:12,733 --> 00:14:15,078
‫ببين. نميخوايم مشكل درست كنيم و نميكنيم...

278
00:14:15,102 --> 00:14:16,679
‫اگه بهمون بگي كي اجيرت كرده...

279
00:14:16,703 --> 00:14:19,550
‫تا اون آمبولانس رو زره‌پوش كني
‫و كجا پيداش كنيم

280
00:14:20,220 --> 00:14:23,321
‫يه انباري هست در خيابون سوم و ويندهام

281
00:14:32,424 --> 00:14:35,658
‫اينا نقشه‌هاي هتلي هستن
‫كه پاسترناك رو بردن اونجا

282
00:14:35,683 --> 00:14:37,850
‫بدون شك روانوك اونجا بوده

283
00:14:37,891 --> 00:14:40,904
‫كه يعني يه قدم به پيدا كردنش نزديكتر شديم...

284
00:14:40,928 --> 00:14:43,606
‫و ردينگتون هم يه قدم به پيدا كردن مادرم

285
00:14:43,630 --> 00:14:44,941
‫خب، گفتي ميخواسته بانكدارش...

286
00:14:44,965 --> 00:14:46,776
‫به ردينگتون در مورد روانوك بگه

287
00:14:46,800 --> 00:14:48,545
‫باشه، اما از كجا ميدونسته...

288
00:14:48,569 --> 00:14:50,413
‫ردينگتون بانكدارش رو مي‌بينه؟

289
00:14:50,437 --> 00:14:53,016
‫كي بهش خبر داده؟
‫كار تو بوده، نه؟

290
00:14:53,040 --> 00:14:54,417
‫آره. بهش هشدار دادم

291
00:14:54,441 --> 00:14:57,086
‫اما هشدار تو رو ناديده گرفت
‫چرا اين كار رو كرد؟

292
00:14:57,110 --> 00:14:58,221
‫نميدونم

293
00:14:58,245 --> 00:15:00,757
‫پس طرف يكي رو گرفتي. طرف مادرت رو

294
00:15:00,781 --> 00:15:02,191
‫در برابر ردينگتون. آره

295
00:15:02,215 --> 00:15:04,260
‫- و طرف ما چي؟
‫- منظورت چيه؟

296
00:15:04,284 --> 00:15:07,497
‫به كوپر گفتي كه
‫به ما وفاداري. هستي؟

297
00:15:10,305 --> 00:15:13,284
‫كين. به ما وفادار هستي يا نه؟

298
00:15:20,715 --> 00:15:22,260
‫بهم دروغ گفتي

299
00:15:22,284 --> 00:15:25,163
‫بهم گفتي كه روانوك نقشه‌ي فرارت بوده

300
00:15:25,187 --> 00:15:27,131
‫هست. پس چرا مراقب...

301
00:15:27,155 --> 00:15:29,734
‫انباريه كه پدربزرگم اونجا نگهداري ميشه؟

302
00:15:29,758 --> 00:15:31,569
‫تنها راه در امان بودنم...

303
00:15:31,593 --> 00:15:33,638
‫اينه كه دام هر
‫چي ميخوام رو بهم بگه...

304
00:15:33,662 --> 00:15:36,107
‫و اين اتفاق نمي‌افته تا
‫وقتي بتونم از ردينگتون دورش كنم

305
00:15:36,131 --> 00:15:37,241
‫روانوك ميتونه اين كار رو بكنه

306
00:15:37,265 --> 00:15:39,547
‫- پدربزرگم رو بدزدي؟
‫- بله

307
00:15:40,202 --> 00:15:42,258
‫تا مادرت بتونه زنده بمونه

308
00:15:43,905 --> 00:15:47,373
‫فكر كنم وقتشه همه چيزو بهم بگي

309
00:15:52,320 --> 00:15:54,866
‫بيا از دام شروع كنيم
‫و اينكه چرا ميخواي بدزديش

310
00:15:54,890 --> 00:15:57,702
‫فقط كاري كه من ميخوام باهاش بكنم رو مي‌بيني

311
00:15:57,726 --> 00:16:01,072
‫ميخوام ببيني چه كاري با من كرده

312
00:16:01,096 --> 00:16:02,840
‫در غرب، به افراد جوانت ميگي...

313
00:16:02,864 --> 00:16:04,976
‫براي كشورشون بجنگن

314
00:16:05,000 --> 00:16:09,280
‫در روسيه، به زنان جوان گفته ميشد
‫با دشمن هم بستر بشن

315
00:16:09,304 --> 00:16:11,162
‫اينطوري بايد وفاداريتو نشون ميدادي

316
00:16:11,707 --> 00:16:13,685
‫به عنوان دختر يه جاسوس برجسته و سلطه‌جو...

317
00:16:13,709 --> 00:16:16,721
‫هرگز حقي براي انتخاب آينده‌م نداشتم

318
00:16:16,745 --> 00:16:18,590
‫پونزده سالم بود كه بهم دستور دادن...

319
00:16:18,614 --> 00:16:21,214
‫با يه سرباز آمريكايي جوان بخوابم

320
00:16:22,351 --> 00:16:24,467
‫دام مردي بود كه اين دستور رو بهم داد

321
00:16:26,221 --> 00:16:28,471
‫خيلي وحشتناكه. خيلي متاسفم

322
00:16:29,024 --> 00:16:31,349
‫يه دليل براي دست كشيدن از دختر كوچولوم...

323
00:16:32,461 --> 00:16:34,939
‫اين بود كه برنامه داشتم در اين كشور بزرگ بشي...

324
00:16:34,963 --> 00:16:36,274
‫و به سرنوشت من دچار نشي

325
00:16:36,298 --> 00:16:38,509
‫و چون بايد ناپديد ميشدي

326
00:16:38,533 --> 00:16:42,614
‫كه هرگز نميتونستم انجامش بدم يا ازپسش برمي‌اومدم...

327
00:16:42,638 --> 00:16:44,582
‫اگه در امان نبودي

328
00:16:47,009 --> 00:16:49,242
‫و در امان بودي، ماشا

329
00:16:50,679 --> 00:16:53,157
‫تا وقتي مردي
‫كه اسم خودشو ريموند ردينگتون گذاشته...

330
00:16:53,181 --> 00:16:54,392
‫تو رو كشيد وسط...

331
00:16:54,416 --> 00:16:57,061
‫تمام چيزايي كه ازت در برابرشون محافظت ميكردم

332
00:16:57,085 --> 00:17:00,198
‫نميدونم ردينگتون كيه،
‫اما ميدونم بهم خيانت كرده

333
00:17:00,222 --> 00:17:03,968
‫ردينگتون، به همراه پدرم و بهترين دوستم

334
00:17:03,992 --> 00:17:05,803
‫رازهايي كه دنبالشوني؟

335
00:17:05,827 --> 00:17:08,272
‫سعي كردن منو بكشن تا دفنشون كنن

336
00:17:08,296 --> 00:17:10,041
‫چه رازي ميتونه اينقدر قدرتمند باشه...

337
00:17:10,065 --> 00:17:13,678
‫كه يه پدر بخواد دختر خودشو بكشه؟

338
00:17:16,171 --> 00:17:18,396
‫از ان 13 چي ميدوني؟

339
00:17:18,840 --> 00:17:21,185
‫ان 13؟ نميدونم چيه

340
00:17:21,209 --> 00:17:23,021
‫چي نه. كي

341
00:17:23,045 --> 00:17:24,555
‫ان 13 يه مامور عملياتيه

342
00:17:24,579 --> 00:17:27,025
‫ان اول كلمه نپوزنانيه...

343
00:17:27,049 --> 00:17:29,093
‫در روسي يعني ناشناخته

344
00:17:29,117 --> 00:17:32,597
‫سيزده هم به 13
‫بسته اطلاعاتي اشاره داره...

345
00:17:32,621 --> 00:17:34,232
‫كه از ميدان لوبيانكا در 1990 دزديده

346
00:17:34,256 --> 00:17:35,900
‫منظورت يه خبرچين درون كاگ‌ب ‌ست؟

347
00:17:35,924 --> 00:17:38,202
‫كسي كه هويتش ناشناخته مونده

348
00:17:38,226 --> 00:17:40,805
‫ماموري كه وجودش هرگز ثابت نشد

349
00:17:40,829 --> 00:17:43,274
‫سي سال دنبالشن و
‫هنوزم كسي نميشناستش

350
00:17:43,298 --> 00:17:46,010
‫- ان 13 هنوز فعاله؟
‫- بستگي داره از كي بپرسي

351
00:17:46,034 --> 00:17:49,747
‫سي‌آي‌اي، ام‌اس‌اس، ام‌آي 5، موساد...

352
00:17:49,771 --> 00:17:51,516
‫همه باور دارن كه همچنان به رمزگذاري...

353
00:17:51,540 --> 00:17:53,317
‫مخربترين اطلاعاتشون ادامه ميده

354
00:17:53,341 --> 00:17:56,220
‫از طرف دولت‌هاي ديگه؟ چرا؟ به چه هدفي؟

355
00:17:56,244 --> 00:17:58,423
‫تا يه پرونده افشاگرانه بسازه

356
00:17:58,447 --> 00:18:00,058
‫آرشيو سيكورسكي

357
00:18:00,082 --> 00:18:01,626
‫گفتي يه پرونده اخاذيه

358
00:18:01,650 --> 00:18:05,463
‫پرونده‌اي كه با 13 بسته اطلاعاتي در
‫بيش از 30 سال پيش شروع شد...

359
00:18:05,487 --> 00:18:07,231
‫و از همون موقع در حال بيشتر شدنه

360
00:18:07,255 --> 00:18:09,400
‫به خاطر همين براي سرت جايزه گذاشتن

361
00:18:09,424 --> 00:18:13,371
‫بله. چون دام برام پاپوش دوخت

362
00:18:13,395 --> 00:18:16,174
‫به كاگ‌ب گفت كه من ان 13 بودم...

363
00:18:16,198 --> 00:18:18,843
‫پرونده‌اي كه ايليا
‫ازم خواست اون شب تحويل بدم...

364
00:18:18,867 --> 00:18:20,445
‫همون آرشيو حساس بودم

365
00:18:20,469 --> 00:18:22,747
‫- برات پاپوش دوختن
‫- و سعي كردن منو بكشن...

366
00:18:22,771 --> 00:18:24,182
‫قبل از اينكه حقيقت برملا بشه

367
00:18:24,206 --> 00:18:26,451
‫چرا؟ از كي محافظت ميكردن؟

368
00:18:26,475 --> 00:18:28,152
‫چيه؟

369
00:18:28,176 --> 00:18:30,021
‫فكر ميكني ردينگتون ان 13 ـه؟

370
00:18:30,045 --> 00:18:32,190
‫يا دام. يا هر دو

371
00:18:32,214 --> 00:18:34,025
‫باور دارم كه دام برام پاپوش دوخت...

372
00:18:34,049 --> 00:18:37,058
‫تا بقيه دنبال ان 13 نگردن

373
00:18:37,919 --> 00:18:41,020
‫اگه اون شب مرده بودم، ديگه نميگشتن

374
00:18:42,157 --> 00:18:43,601
‫اما نمردي

375
00:18:43,625 --> 00:18:45,942
‫به خاطر همين هنوز فرار ميكني

376
00:18:46,774 --> 00:18:48,607
‫ناروا متهم شدم

377
00:18:48,632 --> 00:18:51,400
‫به خاطر جرمي كه مرتكب نشدم تحت تعقيبم

378
00:18:51,433 --> 00:18:53,282
‫پس ان 13...

379
00:18:53,935 --> 00:18:56,080
‫ردينگتون، يه خبرچينه

380
00:18:57,873 --> 00:19:01,385
‫كه از تو سواستفاده كرده
‫تا به اطلاعات دسته اول آمريكا دسترسي داشته باشه

381
00:19:01,409 --> 00:19:04,255
‫ماشا، ردينگتون تو رو انتخاب نكرد

382
00:19:04,279 --> 00:19:06,124
‫بهت نياز داشت

383
00:19:06,148 --> 00:19:09,193
‫روي سوالاتي كه در مورد
‫گذشته‌ت داشتي معامله كرد...

384
00:19:09,217 --> 00:19:10,428
‫تا مصونيت بدست بياره

385
00:19:10,452 --> 00:19:12,463
‫بهت خلافكارا رو ميده و در عوضش...

386
00:19:12,487 --> 00:19:14,932
‫اسامي هر مقام بلند پايه...

387
00:19:14,956 --> 00:19:17,401
‫در سيستم قضايي آمريكا...

388
00:19:17,425 --> 00:19:19,537
‫نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي رو بدست مياره

389
00:19:19,561 --> 00:19:22,006
‫پس تمام اين مدت ردينگتون ازم استفاده ميكرده...

390
00:19:22,030 --> 00:19:26,244
‫نيروي ويژه يه اسب تروجان بوده...

391
00:19:26,268 --> 00:19:29,013
‫كه براي بدست اوردن
‫اطلاعات محرمانه استفاده ميكرده

392
00:19:29,037 --> 00:19:31,048
‫يه پدر ساختگي سعي ميكنه ازت سواستفاده كنه...

393
00:19:31,072 --> 00:19:33,618
‫همونطوري كه پدر من ازم سواستفاده كرد

394
00:19:33,642 --> 00:19:36,754
‫دام در موردم دروغ ميگه. من ان 13 نيستم

395
00:19:36,778 --> 00:19:38,055
‫آرشيو رو ندارم

396
00:19:38,079 --> 00:19:40,057
‫اما اگه راضيش نكنم
‫بهم بگه كي داره...

397
00:19:40,081 --> 00:19:43,040
‫بهم مدركي بده تا به دنيا ثابت كنم...

398
00:19:43,805 --> 00:19:44,929
‫كشته ميشم

399
00:19:46,834 --> 00:19:48,300
‫الان درك ميكنم

400
00:19:48,325 --> 00:19:50,024
‫چرا گذاشتي بانكدارت با ردينگتون ملاقات كنه

401
00:19:50,049 --> 00:19:52,884
‫چرا ميخواستي ردينگتون
‫ما رو بفرسته دنبال روانوك

402
00:19:52,928 --> 00:19:56,762
‫تا انباري و عكس رو پيدا كنيم

403
00:19:56,898 --> 00:19:59,131
‫به ردينگتون هشدار بديم
‫كه دنبال دامي...

404
00:19:59,156 --> 00:20:02,825
‫در حالي كه در يه انبار
‫محافظت شده داره استراحت ميكنه...

405
00:20:02,850 --> 00:20:04,282
‫اما اگه فكر كنن بهشون حمله ميشه...

406
00:20:04,307 --> 00:20:07,442
‫ردينگتون دام رو تكون ميده
‫و وقتي جابه‌جا بشه...

407
00:20:07,509 --> 00:20:08,719
‫هدف آسوني ميشه

408
00:20:08,743 --> 00:20:11,055
‫عجب نقشه‌اي

409
00:20:11,079 --> 00:20:12,778
‫و ممكنه جواب بده

410
00:20:13,281 --> 00:20:17,495
‫و تقريبا به هر شكلي
‫جواب داده به جز يكي

411
00:20:19,507 --> 00:20:22,204
‫اف‌بي‌آي عكس رو
‫پيدا نكرد. من كردم

412
00:20:23,545 --> 00:20:26,891
‫كه يعني سرنوشتم در دستان توست

413
00:20:26,915 --> 00:20:30,294
‫- همچنين سرنوشت پدربزرگم
‫- و سرنوشت ردينگتون

414
00:20:30,318 --> 00:20:32,129
‫كسي كه مردي كه بزرگت كرد رو كشت...

415
00:20:32,153 --> 00:20:35,166
‫مسئول مرگ مرديه كه دوستش داشتي...

416
00:20:35,190 --> 00:20:37,702
‫و اينقدر سواستفاده‌گره كه حاضر بوده...

417
00:20:37,726 --> 00:20:40,538
‫بذاره باور كني پدر تو بوده

418
00:20:45,033 --> 00:20:46,729
‫حقيقت رو ميخواستي

419
00:20:47,869 --> 00:20:49,814
‫دارم بهش ميدمش

420
00:20:52,340 --> 00:20:54,278
‫به خودت ربطي داره باهاش چه كار كني

421
00:21:10,959 --> 00:21:12,136
‫و بايد حرفتو باور كنم؟

422
00:21:12,160 --> 00:21:14,872
‫معلومه كه نه

423
00:21:14,896 --> 00:21:17,274
‫تبهكارم. تبهكاران دروغگويان مشهوري هستن

424
00:21:17,298 --> 00:21:19,610
‫- همه چيز در مورد من دروغه
‫- چرا من؟

425
00:21:19,634 --> 00:21:22,747
‫اي كاش جوابش به
‫اندازه‌ي اين سوال آسون بود

426
00:21:22,771 --> 00:21:26,383
‫- پدر مني؟
‫- نه

427
00:21:34,449 --> 00:21:36,627
‫سلام. ممنون كه زنگ زدي

428
00:21:36,651 --> 00:21:38,114
‫بايد باهات حرف بزنم

429
00:21:39,487 --> 00:21:41,532
‫نه. رودررو

430
00:21:49,030 --> 00:21:51,208
‫در پرونده يه سرنخ مهم پيدا كرديم

431
00:21:53,768 --> 00:21:55,246
‫بگو ببينم

432
00:21:55,270 --> 00:21:59,316
‫باشه. اما بايد
‫اولش يه چيزي بهم بگي

433
00:21:59,340 --> 00:22:03,287
‫وقتي مادرم تو پاريس دزديدت، چي ميخواست؟

434
00:22:03,311 --> 00:22:04,789
‫از تو. دام و دمبه

435
00:22:04,813 --> 00:22:07,424
‫ديوانه‌وار داره ميره جلو
‫ميخوام دليلشو بدونم

436
00:22:11,586 --> 00:22:13,816
‫يه خرس سرسخته

437
00:22:15,089 --> 00:22:17,468
‫ميدونم از دستش عصباني هستي
‫اما اگه ارزششو داره...

438
00:22:17,492 --> 00:22:19,870
‫بهترين ويژگي‌هاشو به ارث بردي

439
00:22:19,894 --> 00:22:23,808
‫همين. داري طفره ميري

440
00:22:23,832 --> 00:22:26,577
‫هر بار كه پرسيدي بهت جوابمو دادم

441
00:22:26,601 --> 00:22:30,281
‫كه دروغ نميگي، فقط حقيقت رو نميگي

442
00:22:30,305 --> 00:22:32,626
‫كه چيزايي دارم كه مال منه...

443
00:22:33,401 --> 00:22:35,634
‫و نه كسي ديگه

444
00:22:38,919 --> 00:22:41,427
‫خب، سرنخ مهم چي هست؟

445
00:22:44,018 --> 00:22:47,298
‫اينو در آخرين موقعيت روانواك پيدا كردم

446
00:22:47,322 --> 00:22:50,167
‫دام هدف بعديشه. هدف بعدي مادرم

447
00:22:55,574 --> 00:22:57,007
‫دام

448
00:22:57,032 --> 00:22:58,819
‫نميتونم از دستش بدم

449
00:22:59,880 --> 00:23:01,572
‫اينطوري نه

450
00:23:02,637 --> 00:23:04,617
‫واقعا مصممه

451
00:23:05,219 --> 00:23:07,786
‫تو هم بايد باشي

452
00:23:17,867 --> 00:23:18,878
‫خوبي؟

453
00:23:21,504 --> 00:23:23,093
‫نه. نيستم

454
00:23:24,975 --> 00:23:27,890
‫فهميدم نميشه به مادرم اعتماد كرد

455
00:23:28,945 --> 00:23:31,424
‫ميشه به تو اعتماد كرد؟

456
00:23:31,448 --> 00:23:33,187
‫بله

457
00:23:33,984 --> 00:23:36,229
‫خوبه. خوشحالم

458
00:23:36,253 --> 00:23:39,985
‫و يكم كنجكاو
‫چي در موردش فهميدي؟

459
00:23:40,790 --> 00:23:42,635
‫مادرم از رونواك براي
‫فرار كردن استفاده نميكنه

460
00:23:42,659 --> 00:23:45,438
‫ازش براي رسيدن به پدربزرگم،
‫دامينيك استفاده ميكنه

461
00:23:45,462 --> 00:23:46,739
‫چه مدركي داري؟

462
00:23:46,763 --> 00:23:49,709
‫اينو در آخرين
‫كاري كه رونواك انجام داد پيدا كردم

463
00:23:49,733 --> 00:23:52,111
‫ساختمونيه كه پدربزرگ در اونجا تحت درمانه

464
00:23:52,135 --> 00:23:53,679
‫پدربزرگت. پس يعني ميگي...

465
00:23:53,703 --> 00:23:55,481
‫مادرت پدر خودشو هدف گرفته؟

466
00:23:55,505 --> 00:23:57,283
‫آره، داستانش مفصله

467
00:23:57,307 --> 00:23:59,237
‫كه رونواك رو اجير كرده اونو بدزده؟

468
00:23:59,261 --> 00:24:01,277
‫- يه داستان خيلي مفصل
‫- دنبال يه چيزي ميگرده

469
00:24:01,301 --> 00:24:02,888
‫هر چيزي كه سر راهش قرار بگيره رو...

470
00:24:02,912 --> 00:24:04,390
‫به آتيش ميكشه

471
00:24:04,414 --> 00:24:06,559
‫- از جمله پدرش
‫- با ردينگتون حرف زدي؟

472
00:24:06,583 --> 00:24:08,961
‫بله. موافقه. هدف بعديش دامه...

473
00:24:08,985 --> 00:24:10,696
‫و ممكنه هر لحظه حمله كنه

474
00:24:10,720 --> 00:24:12,365
‫ميخواد دام رو به
‫يه خونه‌ي امن جديد ببره

475
00:24:12,389 --> 00:24:15,968
‫من يكي از ون‌هاي پزشكي اف‌بي‌آي رو پيشنهاد دادم

476
00:24:15,992 --> 00:24:17,870
‫قبوله. با ردينگتون هماهنگ ميكنيم

477
00:24:17,894 --> 00:24:19,138
‫يه تيم ضربت ميفرستيم به انباري

478
00:24:19,162 --> 00:24:20,706
‫وقتي دام رو بياريم بيرون، آماده ميشيم...

479
00:24:20,730 --> 00:24:23,075
‫تا رونواك بيافته تو تله‌ي ما

480
00:24:25,402 --> 00:24:26,846
‫با سانتياگو به كجا رسيدي؟

481
00:24:26,870 --> 00:24:27,813
‫در سن خوان

482
00:24:27,837 --> 00:24:29,081
‫پورتوريكو؟

483
00:24:29,105 --> 00:24:30,328
‫خلاصه بگم

484
00:24:30,352 --> 00:24:32,218
‫تونستم از اداره ماليات استفاده كنم...

485
00:24:32,242 --> 00:24:35,421
‫تا 14 تا سانتياگو وگاس رو شناسايي كنم

486
00:24:35,445 --> 00:24:37,690
‫هفت تا مرده بودن و دو تا بچه بودن

487
00:24:37,714 --> 00:24:41,193
‫و يكي آدرسش در سن خوانه...

488
00:24:41,217 --> 00:24:45,464
‫براساس يه عكس
‫قديمي در روزنامه محلي...

489
00:24:45,488 --> 00:24:48,401
‫همون زخم رو
‫سمت راست صورتش داره

490
00:24:48,425 --> 00:24:51,070
‫يه رابط در بايامون دارم
‫يه تيم جمع ميكنيم

491
00:24:51,094 --> 00:24:53,372
‫نيازي نيست. تازه با خواهرش حرف زدم

492
00:24:53,396 --> 00:24:56,575
‫ميخواستم بهش بگم
‫كه برادرش بخشش مالياتي داره

493
00:24:56,599 --> 00:24:59,145
‫هدي. طرف در پورتوريكو قايم شده
‫تا كسي پيداش نكنه

494
00:24:59,169 --> 00:25:01,314
‫معلومه به خاطر گرفتن
‫پول مالياتي كه هيچوقت نداده...

495
00:25:01,338 --> 00:25:03,482
‫نمياد بيرون

496
00:25:03,506 --> 00:25:06,352
‫توني هم همينو گفت،
‫كه براي همين به حرفش گوش كردم...

497
00:25:06,376 --> 00:25:09,822
‫و بهش گفتم
‫از مركز استراداد پستي اومدم...

498
00:25:09,846 --> 00:25:11,390
‫كه معادل قلنبه سلنبه‌ي...

499
00:25:11,414 --> 00:25:12,825
‫دفتر نامه‌هاي مرده

500
00:25:12,849 --> 00:25:14,994
‫درسته. بهش گفتم يه بسته دارم...

501
00:25:15,018 --> 00:25:17,930
‫كه چهار ساله قراره بدست برسه...

502
00:25:17,954 --> 00:25:19,965
‫اما خودش بايد بسته رو بگيره...

503
00:25:19,989 --> 00:25:22,501
‫و خودش بايد امضا كنه

504
00:25:22,525 --> 00:25:24,437
‫بهم گفت وگا...

505
00:25:24,461 --> 00:25:27,573
‫در يه جور موسسه در پاركه ايزلا ورده بستري شده

506
00:25:27,597 --> 00:25:28,974
‫الان دارم تا اونجا دنبالش ميرم

507
00:25:28,998 --> 00:25:32,578
‫نه برف و نه بارون نه
‫گرما و نه اندوه شبانه

508
00:25:32,602 --> 00:25:35,881
‫خدا خيرت بده، هدي
‫وقتي بيشتر فهميدي بهم زنگ بزن

509
00:25:45,181 --> 00:25:47,226
‫چهار چرخ ضدپنچري. طبق دستور

510
00:25:47,250 --> 00:25:49,795
‫و اسم آدمي
‫كه ميتونه ويزاي كار جور كنه...

511
00:25:49,819 --> 00:25:50,963
‫همونطور كه خواسته بودي

512
00:25:50,987 --> 00:25:52,865
‫هواي منو داشته باشي، هواتو دارم

513
00:25:52,889 --> 00:25:53,933
‫هيچكسم خبردار نميشه

514
00:25:53,957 --> 00:25:55,801
‫انگار اصلا اينجا نبودي

515
00:25:58,895 --> 00:26:01,874
‫باشه. فهميدم. ولم كن

516
00:26:01,898 --> 00:26:03,576
‫خودم فهميدم

517
00:26:03,600 --> 00:26:08,581
‫به محض اينكه گفتي در امانم،
‫لاشخورها حمله ميكنن

518
00:26:08,605 --> 00:26:11,584
‫بايد وقتي بيدار شدم از اينجا ميرفتم

519
00:26:11,608 --> 00:26:13,753
‫بهت اطمينان ميدم كه وضعيت تحت كنترله

520
00:26:13,777 --> 00:26:17,123
‫اما گاهي نقشه‌ها رو بايد عوض كرد

521
00:26:17,147 --> 00:26:18,824
‫درست مثل ملافه تشكت

522
00:26:22,085 --> 00:26:24,096
‫خوشم نمياد
‫در وضعيت بسيار شكننده‌ايه

523
00:26:24,120 --> 00:26:25,931
‫- جونش وابسته...
‫- جونش وابسته به...

524
00:26:25,955 --> 00:26:29,335
‫زنده بودنه. كه يعني از اينجا ببريمش بيرون

525
00:26:29,359 --> 00:26:33,139
‫پس، لطفا سعي كن
‫تا جايي كه ميتوني كارتو خوب انجام بدي...

526
00:26:33,163 --> 00:26:34,807
‫بدون اينكه كار من رو سخت كني

527
00:26:34,831 --> 00:26:36,609
‫اون كارمو سخت ميكنه

528
00:26:40,203 --> 00:26:41,781
‫فيلم دوربين‌هاي منطقه رو داريم...

529
00:26:41,805 --> 00:26:42,948
‫و روي سقف تك‌تيرانداز گذاشتيم

530
00:26:42,972 --> 00:26:44,250
‫باشه. ميخوام به محض اينكه...

531
00:26:44,274 --> 00:26:45,618
‫رونواك رو گرفتين بهم خبر بدين

532
00:26:45,642 --> 00:26:47,553
‫تو و رسلر با ماشين اسكورت ميرين

533
00:26:47,577 --> 00:26:49,155
‫ريموند و من هم با ماشين دنبالتون ميايم

534
00:26:49,179 --> 00:26:50,723
‫- فهميدم
‫- متاسفم

535
00:26:50,747 --> 00:26:53,025
‫بايد من بشينم پشت
‫ون انتقالي

536
00:26:53,049 --> 00:26:57,630
‫چرا؟ يه جور بيمه از طرف اف‌بي‌آي ــه؟

537
00:26:57,654 --> 00:26:59,198
‫بيشتر ميشه گفت يه مامور اف‌بي‌آي...

538
00:26:59,222 --> 00:27:01,734
‫ميخواد از پدربزرگش محافظت كنه

539
00:27:01,758 --> 00:27:03,402
‫آها

540
00:27:03,426 --> 00:27:05,604
‫ماشينها رو بررسي ميكنيم

541
00:27:10,667 --> 00:27:15,748
‫از دستم عصباني هستي
‫و سرزنشت نميكنم

542
00:27:15,772 --> 00:27:17,950
‫گمراهت كردم

543
00:27:17,974 --> 00:27:19,705
‫بهش عادت دارم

544
00:27:20,143 --> 00:27:22,988
‫ميدونم سوالاتي داري

545
00:27:23,012 --> 00:27:26,459
‫ميدوني چيه، دام؟ فقط يه سوال داشتم

546
00:27:26,483 --> 00:27:27,660
‫چرا؟

547
00:27:27,684 --> 00:27:30,729
‫اگه پدر من نيست، پس چرا من؟

548
00:27:30,753 --> 00:27:33,799
‫ازت پرسيدم و بهم گفتي
‫هويت واقعيش ايلياي كوزلوفه...

549
00:27:33,823 --> 00:27:35,000
‫كه نيست

550
00:27:35,024 --> 00:27:37,937
‫يه دروغ ديگه. واقعا بهم ميگي...

551
00:27:37,961 --> 00:27:40,963
‫حاضري الان حقيقت رو بگي؟

552
00:27:42,878 --> 00:27:44,911
‫من...

553
00:27:44,936 --> 00:27:48,942
‫يه وضعيت غيرممكنم

554
00:27:49,639 --> 00:27:51,050
‫آره، همين فكر رو ميكردم

555
00:27:51,074 --> 00:27:53,886
‫باشه، پسرا و دخترا

556
00:27:53,910 --> 00:27:56,555
‫ميشه بيمار رو داخل ون بذاريم؟

557
00:27:56,579 --> 00:27:58,858
‫خيلي داريم وقت تلف ميكنيم

558
00:27:58,882 --> 00:28:00,993
‫آماده‌ايم. تيم ضربت در حالت آماده‌باشه

559
00:28:01,017 --> 00:28:03,629
‫به محض اينكه برين، دوربين‌ها
‫روشن ميشن و منتظر ميمونيم

560
00:28:03,653 --> 00:28:06,098
‫وقتي روانوك حمله كنه، آماده‌ايم

561
00:28:06,122 --> 00:28:09,335
‫اينقدر بدخلقي نكن، مامور فردريك

562
00:28:09,359 --> 00:28:10,803
‫تو كتم نميره

563
00:28:10,827 --> 00:28:12,805
‫مگه اينكه اسمم رو زبون بياري

564
00:28:12,829 --> 00:28:15,107
‫كه در اينصورت مثل يه ماهي شكمت رو سفره ميكنم...

565
00:28:15,131 --> 00:28:17,576
‫و ميدم به خرچنگ‌ها بخورنت

566
00:28:19,068 --> 00:28:21,213
‫گپ خوبي بود

567
00:28:21,237 --> 00:28:23,249
‫مقصدمون كجاست؟

568
00:28:23,273 --> 00:28:26,252
‫يه كلبه در ديپ كريك ليك جور كردم

569
00:28:26,276 --> 00:28:30,523
‫بالاي تپه و دفاع كردن
‫ازش آسونه. تا مايل‌ها ديد داره

570
00:28:30,547 --> 00:28:31,891
‫و مسيرش؟

571
00:28:31,915 --> 00:28:34,460
‫از جاده 135 ميريم...

572
00:28:34,484 --> 00:28:37,229
‫بعدش مستقيم تا خود درياچه ميره

573
00:28:37,253 --> 00:28:39,131
‫- شنيدي؟
‫- بله

574
00:28:39,155 --> 00:28:41,000
‫باورم نميشه واقعا
‫حاضره همچين كاري بكنه

575
00:28:41,024 --> 00:28:43,247
‫چطوري راضيش كردي شنود بذاره؟

576
00:28:44,193 --> 00:28:46,472
‫نياز دختر به تاييد گرفتن از طرف مادرش...

577
00:28:46,496 --> 00:28:49,408
‫قدرتمندترين نيروي طبيعته

578
00:28:51,568 --> 00:28:53,834
‫تيمت رو بكش بيرون

579
00:29:22,896 --> 00:29:24,955
‫چي شده، ريموند؟

580
00:29:25,766 --> 00:29:28,378
‫- فكر ميكردم
‫- در مورد؟

581
00:29:28,402 --> 00:29:31,047
‫عمليات روانوك همگي...

582
00:29:31,071 --> 00:29:33,783
‫يه نفوذي داشتن

583
00:29:33,807 --> 00:29:36,986
‫با نفوذ افرادش
‫موفق ميشه كارشو بكنه...

584
00:29:37,010 --> 00:29:40,890
‫يا خريدن وفاداري كساني
‫كه در تشكيلات هستن

585
00:29:40,914 --> 00:29:42,959
‫خيال ميكني يكي از افراد خودمونو جلب كرده؟

586
00:29:42,983 --> 00:29:46,696
‫نه. عواقب خيانتشون رو ميدونن

587
00:29:48,789 --> 00:29:52,135
‫بازم آزاردهنده‌س

588
00:29:53,860 --> 00:29:57,640
‫نميتوني تا ابد عصباني بموني

589
00:29:57,664 --> 00:29:59,108
‫زياد مطمئن نيستم

590
00:29:59,132 --> 00:30:00,343
‫فقط گمراهت كردم...

591
00:30:00,367 --> 00:30:03,112
‫چون ميخواستم
‫تصميمات قطعي بگيري

592
00:30:03,136 --> 00:30:04,347
‫كمكي نكرد

593
00:30:04,371 --> 00:30:06,115
‫آره. خب، سعي‌مو كردم

594
00:30:06,139 --> 00:30:08,851
‫نه. دروغ گفتي
‫يه داستان استادانه ساختي

595
00:30:08,875 --> 00:30:11,076
‫همه‌ش داستان نبود

596
00:30:11,100 --> 00:30:13,356
‫به اندازه كافي بود چونكه نه تو...

597
00:30:13,380 --> 00:30:15,992
‫نه ايليا كوزلوف، نه ريموند ردينگتون...

598
00:30:16,016 --> 00:30:17,860
‫ميخواين من چيزي رو بدونم كه شما ميدونين

599
00:30:17,884 --> 00:30:18,995
‫خب، يه چيزي رو بدون...

600
00:30:19,019 --> 00:30:20,063
‫ميدونم

601
00:30:20,087 --> 00:30:21,433
‫به اندازه‌ي كافي ميدونم

602
00:30:21,457 --> 00:30:22,665
‫و ثابتش ميكنم

603
00:30:22,689 --> 00:30:25,032
‫- وضعيت محموله؟
‫- ماشين مورد نظر در حال حركت...

604
00:30:25,056 --> 00:30:28,204
‫به سمت غرب از كاتارپين در بزرگراه 234

605
00:30:28,228 --> 00:30:30,973
‫اين چيه؟ كاميون
‫به انباري ردينگتون نزديك ميشه

606
00:30:30,997 --> 00:30:33,485
‫پلاكش رو چك ميكنم
‫تيم براوو، مي‌بينيش؟

607
00:30:33,510 --> 00:30:35,076
‫- تاييد ميشه
‫- موقعيت رو حفظ كنين...

608
00:30:35,101 --> 00:30:36,412
‫تا بفهميم با چي طرفيم

609
00:30:36,436 --> 00:30:37,813
‫چي شده، ماشا؟

610
00:30:37,837 --> 00:30:40,616
‫از سواري لذت ببر و سعي كن آروم باشي

611
00:30:40,640 --> 00:30:42,418
‫اينقدر بهم نگو آروم باشم

612
00:30:42,442 --> 00:30:44,920
‫چي شده؟ ميخواي چه كار كني؟

613
00:30:48,001 --> 00:30:49,155
‫باشه، كاميون آشغالي درسته

614
00:30:49,179 --> 00:30:51,124
‫يكي از ماشين‌هاي شهرداريه

615
00:30:51,148 --> 00:30:52,959
‫- بخش پنج
‫- تيم براوو، دست نگه دارين

616
00:30:52,983 --> 00:30:54,160
‫كاميون مشكلي نداره

617
00:30:54,184 --> 00:30:55,628
‫همه جا ساكته

618
00:30:55,652 --> 00:30:57,535
‫آره. زيادي ساكته

619
00:30:57,568 --> 00:30:58,798
‫خوشم نمياد

620
00:30:58,822 --> 00:31:00,467
‫چي رو از قلم انداختيم؟

621
00:31:10,734 --> 00:31:13,380
‫سانتياگو؟ منم. لانا

622
00:31:13,404 --> 00:31:16,649
‫برات چند تا نامه اورديم
‫شايد برات جالب باشه

623
00:31:18,342 --> 00:31:19,886
‫رييس، يه مشكل داريم

624
00:31:19,910 --> 00:31:21,264
‫- چي شده؟
‫- وگا؟

625
00:31:21,288 --> 00:31:22,956
‫پيداش كردم، اما خوب نيست

626
00:31:22,980 --> 00:31:25,058
‫مريضه، ريموند. اونم حسابي

627
00:31:25,082 --> 00:31:26,760
‫زوال عقل و پاركينسون داره

628
00:31:26,784 --> 00:31:29,429
‫هر كسي كه اون كار رو كرده،
‫هر كي كه دنبال دام ميگرده...

629
00:31:29,453 --> 00:31:30,597
‫وگا نيست

630
00:31:30,621 --> 00:31:32,799
‫يكي داره بازيت ميده

631
00:31:32,823 --> 00:31:34,667
‫به محض اينكه پشت فرمون نشستي...

632
00:31:34,691 --> 00:31:36,536
‫فكر كردم يه نقشه‌اي داري

633
00:31:36,560 --> 00:31:38,104
‫يه فرصت بهت دادم، دام

634
00:31:38,128 --> 00:31:39,773
‫مثل فرصت‌هايي كه به ردينگتون دادم

635
00:31:39,797 --> 00:31:41,541
‫هفت سال تمام بهش فرصت دادم

636
00:31:41,565 --> 00:31:44,477
‫دلايل خوبي براي حرفايي
‫كه بهت زدم داشتم

637
00:31:44,501 --> 00:31:46,713
‫تو رو خدا، يكي ديگه تو زندگيم ميگه...

638
00:31:46,737 --> 00:31:48,915
‫براي محافظت از خودم بهم دروغ گفته

639
00:31:48,939 --> 00:31:50,950
‫متوجه موقعيتي كه درش هستم نيستي

640
00:31:50,974 --> 00:31:52,385
‫راست ميگي. نيستم

641
00:31:52,409 --> 00:31:54,036
‫هر كاري كه ميكني، نكن...

642
00:32:05,522 --> 00:32:06,833
‫ضربان قلبش رفت بالا

643
00:32:06,857 --> 00:32:07,934
‫لطفا، وايستا

644
00:32:07,958 --> 00:32:09,569
‫بايد آرومش كنيم

645
00:32:19,303 --> 00:32:20,680
‫- بله؟
‫- تله‌س

646
00:32:20,704 --> 00:32:22,515
‫بايد از بزرگراه خارج بشيم
‫يه خروجي...

647
00:32:22,539 --> 00:32:25,318
‫سمت راست در نيم مايلي هست

648
00:32:25,342 --> 00:32:26,853
‫تا اون موقع رفتم

649
00:32:26,877 --> 00:32:29,639
‫اما نگران نباش. دام در امان

650
00:32:30,080 --> 00:32:32,059
‫حداقل اينو بهم قول داد

651
00:32:32,983 --> 00:32:34,894
‫اليزابت. چه كار كردي؟

652
00:33:04,348 --> 00:33:06,392
‫همه چيز درست ميشه

653
00:33:06,416 --> 00:33:08,261
‫فقط نفس بكش

654
00:33:11,989 --> 00:33:14,601
‫- پس گول خورديم
‫- هم ما و هم آقاي ردينگتون

655
00:33:14,625 --> 00:33:16,736
‫اما كين نه. اون گولمون زد
‫اون و كاتارينا

656
00:33:16,760 --> 00:33:19,305
‫خب، الان همه چي جور درمياد
‫چرا كاتارينا ميخواست ردينگتون...

657
00:33:19,329 --> 00:33:21,107
‫خيال كنه رفته سراغ روانوك

658
00:33:21,131 --> 00:33:22,609
‫چرا ميخواسته اونو وارد ليست سياه كنه

659
00:33:22,633 --> 00:33:24,144
‫فقط اينكه روانوكي وجود نداره

660
00:33:24,168 --> 00:33:26,279
‫يه مرد توخالي كه منتظر مرگه

661
00:33:26,303 --> 00:33:28,381
‫كاتارينا نتونسته اجيرش كنه،
‫پس كارشو تقليد كرده

662
00:33:28,405 --> 00:33:30,450
‫به افرادش گفته لو پاسترناك رو بدزدن...

663
00:33:30,474 --> 00:33:32,252
‫بعدش ردپا گذاشته تا ردينگتون باورش بشه...

664
00:33:32,276 --> 00:33:33,586
‫كار روانوك بوده

665
00:33:33,610 --> 00:33:35,321
‫ميخواسته ما باور كنيم
‫هنوز فعاليت داره...

666
00:33:35,345 --> 00:33:38,057
‫كه اونو اجير كرده تا
‫دام رو از انباري بياره بيرون

667
00:33:38,081 --> 00:33:39,959
‫كه تاكتيكي براي ترسوندن ما بوده...

668
00:33:39,983 --> 00:33:41,928
‫كه باعث آسيب‌پذيرتر شدن اون شده

669
00:33:41,952 --> 00:33:45,298
‫پس، ميدوني، آفرين به ما

670
00:33:49,960 --> 00:33:52,205
‫بايد پيداشون كنيم، هارولد

671
00:33:52,229 --> 00:33:55,141
‫دارم دنياي خودمو ميگردم
‫تو هم دنياي خودتو بگرد

672
00:33:55,165 --> 00:33:56,109
‫بايد پيدا بشن

673
00:33:56,133 --> 00:33:58,311
‫اليزابت نميخواد پيدا بشه

674
00:33:58,335 --> 00:33:59,445
‫هيچكدوممون

675
00:33:59,469 --> 00:34:00,680
‫منو ببخش، اما فعلا...

676
00:34:00,704 --> 00:34:03,016
‫به چيزي كه ميخواد علاقه‌اي ندارم

677
00:34:03,040 --> 00:34:04,884
‫فعلا يا از اول؟

678
00:34:04,908 --> 00:34:06,686
‫مامور كين ازت فقط جواب ميخواست...

679
00:34:06,710 --> 00:34:08,755
‫در مورد گذشته‌ش و پدرومادرش

680
00:34:08,779 --> 00:34:10,423
‫و قبول نكردي بهش جواب بدي

681
00:34:10,447 --> 00:34:13,134
‫چيزي كه بهش دادم آموزش بود

682
00:34:13,543 --> 00:34:15,662
‫در مورد طرز تفكر آدما

683
00:34:16,172 --> 00:34:17,831
‫چيزي كه ميخوان

684
00:34:19,049 --> 00:34:21,649
‫و حاضرن براي رسيدن بهش چه كار كنن

685
00:34:21,674 --> 00:34:22,973
‫پيداش ميكنيم

686
00:34:22,998 --> 00:34:26,339
‫اما نه براي اينكه
‫آموزشش رو ادامه بده

687
00:34:26,883 --> 00:34:29,216
‫چون نگرانشيم پيداش ميكنيم...

688
00:34:29,241 --> 00:34:31,275
‫و چون قانون رو شكسته

689
00:34:31,300 --> 00:34:34,306
‫از دست مامور كين عصبانيم
‫اما از دست تو كفري شدم

690
00:34:34,804 --> 00:34:40,408
‫هفت سال پيش، مهربون، مشتاق و سر به راه بود

691
00:34:40,433 --> 00:34:43,634
‫تحت آموزش تو تبديل
‫به كسي شده كه ديگه نميشناسمش

692
00:34:43,659 --> 00:34:45,525
‫فكر كنم ميشناسي

693
00:34:46,456 --> 00:34:48,756
‫شايد دلت نميخواد

694
00:34:48,781 --> 00:34:52,716
‫تو و من هر دو شايد
‫از ظاهر قضيه خوشمون نياد

695
00:34:52,741 --> 00:34:55,202
‫اما هر دو چيزي كه هست رو ميشناسيم...

696
00:34:56,666 --> 00:34:58,565
‫سرنوشتش

697
00:35:01,016 --> 00:35:03,450
‫برش ميگردونيم

698
00:35:03,475 --> 00:35:05,942
‫- ما، نه تو
‫- منظورت چيه، هارولد؟

699
00:35:05,967 --> 00:35:08,034
‫الان يه مسئله‌ي داخليه

700
00:35:08,059 --> 00:35:10,425
‫به كمكت نيازي نيست

701
00:35:11,287 --> 00:35:14,788
‫شايد ازش استقبال نشه،
‫اما بدون شك بهش نياز داريم

702
00:35:17,038 --> 00:35:18,204
‫ببخش كه تا بيرون همراهيت نميكنم...

703
00:35:18,229 --> 00:35:19,629
‫اما بايد با تيمم حرف بزنم

704
00:35:19,654 --> 00:35:22,938
‫مسخره نشو، هارولد
‫هيچوقت تا بيرون همراهيم نكردي

705
00:35:29,786 --> 00:35:31,464
‫تعقيب قضايي. براي مامور كين؟

706
00:35:31,488 --> 00:35:34,868
‫با كمال احترام، قربان
‫يكم زياده‌روي نيست؟

707
00:35:34,892 --> 00:35:36,570
‫- آدمربايي كرده
‫- پدربزرگ خودشه

708
00:35:36,594 --> 00:35:38,672
‫يه مامور قلدر دروغگو و حقه‌باز كاگ‌ب

709
00:35:38,696 --> 00:35:40,473
‫حتما بخشي از
‫قوانين جنايي رو ناديده گرفتم...

710
00:35:40,497 --> 00:35:43,109
‫كه ميگه فقط وقتي آدماي
‫خوب دزديده ميشن، اهميت ميديم

711
00:35:43,133 --> 00:35:44,878
‫درك ميكنم. نميخواين اين كار رو بكنين

712
00:35:44,902 --> 00:35:46,246
‫منم نميخوام

713
00:35:46,270 --> 00:35:48,214
‫اما مامور كين به اين سازمان و...

714
00:35:48,238 --> 00:35:49,950
‫هر كسي كه تو اين اتاقه، خيانت كرده

715
00:35:49,974 --> 00:35:53,219
‫مسئول دزديدن دامينيك ويلكينسونه...

716
00:35:53,243 --> 00:35:54,788
‫و حالا با كاتارينا روستوا همدست شده...

717
00:35:54,812 --> 00:35:57,791
‫كه شايد مادرش باشه، اما
‫يه مجرم فراري هم هست

718
00:35:57,815 --> 00:36:00,627
‫نيازي به زنداني شدن ندارن
‫به روانكاوي خونوادگي نياز دارن

719
00:36:00,651 --> 00:36:03,630
‫خب، نبايد منتظر بمونيم
‫اول باهامون تماس بگيره؟

720
00:36:05,422 --> 00:36:07,467
‫ببخشيد. معلومه هر
‫كاري بهمون بگين انجام ميديم، قربان

721
00:36:07,491 --> 00:36:09,401
‫اما شخصا فكر ميكنم...

722
00:36:10,361 --> 00:36:11,538
‫كار اشتباهيه

723
00:36:11,562 --> 00:36:14,274
‫فكر كنم همه چنين حسي داريم

724
00:36:14,298 --> 00:36:18,578
‫اما وظيفه‌اي داريم، پس انجامش ميديم

725
00:36:40,624 --> 00:36:42,569
‫- چي ميخواي؟
‫- زمان

726
00:36:42,593 --> 00:36:44,237
‫تا اوضاع رو مشخص كنم

727
00:36:44,261 --> 00:36:46,740
‫ميخواي بهت لطف كنم

728
00:36:46,764 --> 00:36:49,341
‫بعد از اينكه بهم دروغ گفتي
‫انتظار داري كمكت كنم

729
00:36:49,365 --> 00:36:52,812
‫نميدونستم چرا ازمون
‫ميخواد بريم دنبال روانوك

730
00:36:52,836 --> 00:36:55,015
‫دليلي نداري حرفمو باور كني، اما حقيقت داره

731
00:36:55,039 --> 00:36:56,448
‫و دام

732
00:36:56,907 --> 00:36:58,685
‫بايد باهاش حرف بزنه

733
00:36:58,709 --> 00:37:00,053
‫شكنجه‌ش ميكنه

734
00:37:00,077 --> 00:37:02,188
‫مثل ردينگتون خونش رو ميريزه

735
00:37:02,212 --> 00:37:03,356
‫مشكلي باهاش نداري؟

736
00:37:03,380 --> 00:37:05,832
‫نميذارم چنين اتفاقي بيافته

737
00:37:06,417 --> 00:37:07,394
‫جواب ميخوام

738
00:37:07,418 --> 00:37:09,496
‫تحقيقات اف‌بي‌آي رو خراب كردي

739
00:37:09,520 --> 00:37:12,666
‫و تو هم مردي كه مسئول مرگ پدرت بود رو كشتي

740
00:37:12,690 --> 00:37:15,568
‫فكر كنم خونواده باعث ميشه
‫بدترين ويژگي‌هامون خودشو نشون بده

741
00:37:15,592 --> 00:37:17,737
‫نه. اين فرق داره

742
00:37:17,761 --> 00:37:20,607
‫نوجوان بودم. كسي رو نداشتم برم پيشش

743
00:37:20,631 --> 00:37:22,223
‫اما تو داري

744
00:37:22,666 --> 00:37:24,477
‫ليز، باهام بيا

745
00:37:24,501 --> 00:37:26,279
‫با كوپر حرف ميزنيم. ازت حمايت ميكنم...

746
00:37:26,303 --> 00:37:28,188
‫مهم نيست چي بشه

747
00:37:30,841 --> 00:37:32,901
‫حرفي كه ميزني...

748
00:37:34,278 --> 00:37:36,321
‫يه دنيا برام ارزش داره

749
00:37:37,901 --> 00:37:39,301
‫جدي ميگم...

750
00:37:39,326 --> 00:37:42,393
‫اما الان چيزايي ميدونم
‫چيزايي كه دام بايد تاييد كنه...

751
00:37:42,418 --> 00:37:45,286
‫در مورد آرشيو سيكورسكي و ان 13

752
00:37:45,311 --> 00:37:47,044
‫- ان 13؟
‫- زمان ميخوام

753
00:37:47,069 --> 00:37:49,436
‫كاتارينا به زمان نياز داره. نه اينكه به دام آسيب بزنه...

754
00:37:49,461 --> 00:37:51,828
‫بلكه متقاعدش كنه هر
‫چي ميدونه بهمون بگه

755
00:37:51,862 --> 00:37:55,241
‫چيزي كه ردينگتون ميدونه و
‫حاضر نيست بهم بگه

756
00:37:55,265 --> 00:37:59,312
‫بله، يه لطف ميخوام اما بهش نياز دارم

757
00:38:01,805 --> 00:38:04,584
‫و ميخوام همينطور بهم باور داشته باشي

758
00:38:21,792 --> 00:38:24,137
‫ازت دست نميكشم

759
00:38:24,161 --> 00:38:27,974
‫اما بازم بايد وظيفه‌مو انجام بدم، كين

760
00:38:27,998 --> 00:38:29,075
‫ميدونم

761
00:38:33,971 --> 00:38:36,449
‫لعنتي

762
00:38:36,473 --> 00:38:40,286
‫اولين بار كه همديگه رو ديديم بهم اعتماد نداشتي

763
00:38:40,310 --> 00:38:42,689
‫تا اينجا اومديم...

764
00:38:42,713 --> 00:38:44,824
‫تا آخرش برسيم جايي
‫كه شروع كرده بوديم

765
00:38:52,756 --> 00:38:54,067
‫درسته، كين

766
00:38:54,091 --> 00:38:57,504
‫ك-ي-ن

767
00:38:57,528 --> 00:39:01,808
‫اسم كوچيكش اليزابته

768
00:39:24,555 --> 00:39:27,367
‫الان با دكتر كلمونز حرف زدم

769
00:39:27,391 --> 00:39:28,668
‫به خونه امن جديد رسيدن

770
00:39:29,893 --> 00:39:32,405
‫دام وضعش پايداره و داره استراحت ميكنه

771
00:39:42,105 --> 00:39:43,750
‫كار درست رو كردي

772
00:39:45,375 --> 00:39:47,787
‫آره، چنين حسي نداره

773
00:39:49,680 --> 00:39:52,926
‫فقط از تنها دوستايي كه داشتم دور شدم

774
00:39:56,253 --> 00:40:00,333
‫براي محافظت از اونا و من اين كار رو كردي

775
00:40:00,357 --> 00:40:02,335
‫و خودت

776
00:40:04,893 --> 00:40:06,221
‫دام

777
00:40:07,064 --> 00:40:09,442
‫نبايد بهش آسيبي بزنيم

778
00:40:09,466 --> 00:40:11,711
‫هيچكدوم اينو نميخوايم

779
00:40:11,735 --> 00:40:13,746
‫پس چطوري ميخواي به حرفش بياري؟

780
00:40:13,770 --> 00:40:15,081
‫من نميارم

781
00:40:15,105 --> 00:40:18,084
‫تو مياري

782
00:40:32,289 --> 00:40:33,700
‫ريموند؟

783
00:40:45,402 --> 00:40:47,347
‫از دستش دادم، دمبه

784
00:40:47,371 --> 00:40:49,249
‫ما از دستش داديم

785
00:40:51,909 --> 00:40:54,020
‫من از دستش دادم

786
00:40:54,044 --> 00:40:55,688
‫ميدونستيم اين روز شايد برسه

787
00:40:57,247 --> 00:41:00,126
‫در موردش حرف زديم

788
00:41:00,150 --> 00:41:02,228
‫هميشه يه احتمال بود

789
00:41:03,754 --> 00:41:05,164
‫آره، ميدونستم، اما...

790
00:41:09,593 --> 00:41:13,773
‫بازم گذاشتم اتفاق بيافته

00:41:20,567 --> 00:41:24,567
<font color="#ff8040">:مترجم</font>
<font color="#0000ff">High</font><font color="#ffffff">bury</font>
