﻿1
00:00:05,373 --> 00:00:07,619
‫صريحا گفته نميشه

2
00:00:07,643 --> 00:00:10,974
‫پنج حرفي، دومين حرفش الف

3
00:00:12,014 --> 00:00:14,459
‫خاموش چطوره؟

4
00:00:14,483 --> 00:00:16,606
‫تعجبي نداره نتونستم
‫حتي يه جدول تموم كنم...

5
00:00:16,630 --> 00:00:18,697
‫از وقتي رفتي پيش مكس زندگي كني

6
00:00:18,721 --> 00:00:20,032
‫راستي، چطوره؟

7
00:00:20,056 --> 00:00:22,034
‫نميدونم. بهم زديم

8
00:00:22,058 --> 00:00:24,102
‫چي؟ چطور من خبر نداشتم؟

9
00:00:24,126 --> 00:00:25,936
‫- كي از پيشت رفت؟
‫- نرفت

10
00:00:25,960 --> 00:00:27,917
‫پدرومادرش صاحب اونجان
‫يكي از مستاجرهاست

11
00:00:27,942 --> 00:00:29,634
‫همينجا توي دفتر ميمونم

12
00:00:29,658 --> 00:00:30,681
‫توي رستوران...

13
00:00:30,705 --> 00:00:31,685
‫- خونواده‌ت ميخوابي؟
‫- قبل از اينكه هول كني...

14
00:00:31,709 --> 00:00:33,181
‫موقتيه

15
00:00:33,205 --> 00:00:34,558
‫بيا روي مبل من بخواب

16
00:00:34,582 --> 00:00:37,094
‫كمكت ميكنم مكس رو فراموش كني...

17
00:00:37,118 --> 00:00:38,863
‫و ميتوني كمك كني كلمه سه حرفي...

18
00:00:38,887 --> 00:00:41,465
‫براي «مزاياي خودشو داره»، پيدا كنم

19
00:00:46,453 --> 00:00:47,796
‫يه دقيقه بهم وقت ميدي؟

20
00:00:47,820 --> 00:00:49,340


21
00:00:57,439 --> 00:00:58,730
‫پارك هستم

22
00:01:00,099 --> 00:01:02,010
‫بله، البته

23
00:01:10,409 --> 00:01:11,620
‫قربان، متاسفم

24
00:01:11,644 --> 00:01:13,922
‫ميشه گوشي رو يه دقيقه نگه دارين؟

25
00:01:13,946 --> 00:01:15,724
‫هي، همه چيز مرتبه؟

26
00:01:15,748 --> 00:01:18,126
‫با صاحب‌مغازه مشكل دارم
‫داستان زندگيم همينه

27
00:01:18,150 --> 00:01:20,028
‫به نظر مشكل با صاحب‌مغازه نمي‌اومد

28
00:01:20,052 --> 00:01:21,296
‫ك-ا-ر

29
00:01:21,320 --> 00:01:23,131
‫سه افقي. مزاياي خودشو داره

30
00:01:23,155 --> 00:01:24,700
‫جوابش كاره

31
00:01:24,724 --> 00:01:26,368
‫برو به كارت برس

32
00:01:26,392 --> 00:01:27,803
‫امشب بهت زنگ ميزنم

33
00:01:29,009 --> 00:01:35,509
:مترجمين
« Highbury »
« AbG ســـروش »

34
00:01:36,769 --> 00:01:38,513
‫مامور پارك

35
00:01:38,537 --> 00:01:41,983
‫چرا هميشه يه آدم
‫خيلي پولدار رستوران داره؟

36
00:01:42,007 --> 00:01:44,119
‫مطمئنم براي بعضيا بيشتر جنبه...

37
00:01:44,143 --> 00:01:47,556
‫خوشامدگويي و علاقه بسيار زياد داره

38
00:01:47,580 --> 00:01:51,326
‫براي من، يه جورايي يه دوست بهش نياز داره

39
00:01:51,350 --> 00:01:53,128
‫حالا يه پروژه‌س

40
00:01:53,152 --> 00:01:54,196
‫داريم توسعه ميديم

41
00:01:54,220 --> 00:01:56,331
‫و اينجا... يه دفتره

42
00:01:56,355 --> 00:01:57,899
‫با يه اجاق و انباري بزرگ

43
00:01:57,923 --> 00:01:59,368
‫گرسنه‌اي؟
‫ميتونم برات املت درست كنم

44
00:01:59,392 --> 00:02:01,136
‫- نه، ممنون. غذا خوردم
‫- قهوه؟

45
00:02:01,160 --> 00:02:02,838
‫كوپر در دادگستري گير افتاده

46
00:02:02,862 --> 00:02:04,239
‫گفتي يه پرونده داري

47
00:02:04,263 --> 00:02:07,342
‫از محاكمه‌هاي نورمبرگ چي ميدوني؟

48
00:02:07,366 --> 00:02:09,511
‫دادگاه‌هاي نظامي بعد از جنگ جهاني دوم

49
00:02:09,535 --> 00:02:12,614
‫نيروهاي متفق رهبران نازي
‫رو به خاطر جنايتهاي جنگي مورد تعقيب قرار ميدن

50
00:02:12,638 --> 00:02:15,050
‫به شيطان در دادگاه فرصت ميدن...

51
00:02:15,074 --> 00:02:18,453
‫و براي اين كار ترجمه آني اختراع شد

52
00:02:18,477 --> 00:02:20,422
‫داري بهم پرونده ميدي يا درس تاريخ؟

53
00:02:20,446 --> 00:02:23,325
‫اگه تمايل متفقين...

54
00:02:23,349 --> 00:02:25,594
‫براي محاكمه عادلانه گورينگ نبود...

55
00:02:25,618 --> 00:02:28,597
‫سازمان ول‌استون شايد وجود نميداشت

56
00:02:28,621 --> 00:02:31,533
‫راستش، وجود نداره،
‫نه به طور رسمي

57
00:02:31,557 --> 00:02:35,704
‫و بااينحال خدماتش...

58
00:02:35,728 --> 00:02:38,640
‫هزاران تجارت غيرقانوني رو ممكن كرده

59
00:02:38,664 --> 00:02:40,342
‫خدمات تجاري براي كلاهبردارها

60
00:02:40,366 --> 00:02:41,877
‫جرم يه تجارت جهانيه

61
00:02:41,901 --> 00:02:43,912
‫مجرمان بايد با هم ارتباط داشته باشن...

62
00:02:43,936 --> 00:02:47,382
‫و براي همين به مترجماني نياز دارن
‫كه بتونن بهشون اعتماد كنن

63
00:02:47,406 --> 00:02:50,519
‫سازمان ول‌استون همين كار رو ميكنه

64
00:02:50,543 --> 00:02:52,020
‫يه مشت مترجم

65
00:02:52,044 --> 00:02:57,559
‫باور دارم كه مامور كين
‫به تازگي از خدمات ول‌استون استفاده كرده

66
00:02:57,583 --> 00:03:00,962
‫اگه مترجمي كه استفاده كرده رو پيدا كنيم...

67
00:03:00,986 --> 00:03:02,664
‫شايد بتونيم خودشو پيدا كنيم

68
00:03:02,688 --> 00:03:04,499
‫چرا بياي پيش ما؟ خودت يه مجرمي

69
00:03:04,523 --> 00:03:06,292
‫قبلا از اين سازمان استفاده نكردي؟

70
00:03:06,316 --> 00:03:07,702
‫كردم

71
00:03:07,726 --> 00:03:13,341
‫اما مامورم و من تازگي با هم دعوا كرديم...

72
00:03:13,365 --> 00:03:17,345
‫و بدون اون، هيچ راهي
‫ندارم كه به رهبر ارشد برسم

73
00:03:17,369 --> 00:03:19,881
‫به كمكت نياز دارم
‫تا وارد سازمان بشم

74
00:03:19,905 --> 00:03:22,284
‫به اين فكر كردي
‫كه بهتره دست از سر كين برداري...

75
00:03:22,308 --> 00:03:25,001
‫يه لحظه فكر كني
‫تا ببيني نقش تو اين وسط چيه؟

76
00:03:26,345 --> 00:03:28,423
‫هارولد توي جلسه نيست، نه؟

77
00:03:29,436 --> 00:03:33,328
‫نه. اومدم اينجا بهت بگم
‫كاري كه ميكني به نظرم اشتباهه

78
00:03:33,352 --> 00:03:36,164
‫با تعقيب كردن كين
‫فقط شرايط رو براش بدتر ميكني

79
00:03:36,188 --> 00:03:38,467
‫پائولاست. مادر گلن

80
00:03:38,491 --> 00:03:41,017
‫ميگه بايد تو رو ببينه. اضطراريه

81
00:03:42,094 --> 00:03:47,509
‫مامور پارك، دفعه‌ي بعد
‫كه حس كردي بايد خودتو خالي كني...

82
00:03:47,533 --> 00:03:50,979
‫ميتوني مطمئن باشي
‫كه قبلا همه‌شو شنيدم

83
00:03:51,003 --> 00:03:53,748
‫خيلي تجمليه كه
‫بالاي تپه اخلاقيات وايستي...

84
00:03:53,772 --> 00:03:56,451
‫و از تمام كساني كه پايينن انتقاد كني

85
00:03:56,475 --> 00:03:58,993
‫خيلي‌ها دقيقا همين كار رو ميكنن

86
00:04:00,045 --> 00:04:01,756
‫تا وقتي به كمك من نياز داشته باشن

87
00:04:01,780 --> 00:04:03,258
‫هرگز ازت كمك نميخوام

88
00:04:03,282 --> 00:04:06,292
‫و من اينجام و از تو كمك ميخوام

89
00:04:06,618 --> 00:04:08,284
‫سازمان ول‌استون

90
00:04:08,387 --> 00:04:10,921
‫اسم بعدي در ليست سياه

91
00:04:16,364 --> 00:04:18,300
:فصل هشتم، قسمت ششم
« سازمان ول‌استون؛ شمارۀ 127 »

92
00:04:18,327 --> 00:04:19,614
‫طبق گفته‌ي ردينگتون...

93
00:04:19,645 --> 00:04:22,177
‫كارهاي سازمان مخفيانه و در خفاست

94
00:04:22,201 --> 00:04:23,945
‫حتي مترجمان خودشون اصلا نميدونن...

95
00:04:23,969 --> 00:04:25,580
‫كي سازمان رو اداره ميكنه

96
00:04:25,604 --> 00:04:27,115
‫پس چطوري ارتباط برقرار ميكنن؟

97
00:04:27,139 --> 00:04:29,317
‫از واسطاني كه
‫با طرفهاي تبهكار تماس ميگيرن...

98
00:04:29,341 --> 00:04:31,419
‫دستمزد ميدن
‫و مترجم استخدام ميكنن

99
00:04:31,443 --> 00:04:32,787
‫اين واسط تمام اطلاعات رو داره

100
00:04:32,811 --> 00:04:34,422
‫مترجمان هيچي نميدونن

101
00:04:34,446 --> 00:04:36,525
‫اما ردينگتون ارتباطش رو با رابطش از دست داده...

102
00:04:36,549 --> 00:04:39,127
‫- پس راه ورودمون چيه؟
‫- مترجمش

103
00:04:39,151 --> 00:04:41,763
‫ول‌استون براي
‫معرفي خوردش به مترجمانش وابسته‌س

104
00:04:41,787 --> 00:04:43,431
‫همينطوري مترجمان رو جذب ميكنن

105
00:04:43,455 --> 00:04:45,667
‫پس مترجم ردينگتون
‫ما رو به يكي وصل ميكنه

106
00:04:45,691 --> 00:04:48,103
‫و اون شخص اورده ميشه و ارزيابي ميشه...

107
00:04:48,127 --> 00:04:50,472
‫بهش فرصت ميده تا
‫به سيستم دسترسي داشته باشه...

108
00:04:50,496 --> 00:04:52,674
‫و اسم مترجمي كه
‫كين استفاده كرده رو بده

109
00:04:52,698 --> 00:04:55,010
‫شايد اسم كسي رو بده
‫كه باهاش مذاكره كرده...

110
00:04:55,034 --> 00:04:56,344
‫- و در ازاي چي
‫- در شرايط عادي...

111
00:04:56,368 --> 00:04:58,046
‫به بخش تحليل زبان مراجعه ميكنم

112
00:04:58,070 --> 00:05:00,916
‫اما چيزي كه مترجم ما ممكنه
‫متوجه بشه شايد كين رو به خطر بندازه

113
00:05:00,940 --> 00:05:03,018
‫پس ميخوام مسئله رو داخلي نگه دارم

114
00:05:03,042 --> 00:05:04,519
‫خب، من فقط انگليسي بلدم

115
00:05:04,543 --> 00:05:05,620
‫من كره‌اي بلدم

116
00:05:05,644 --> 00:05:06,721
‫زبان اشاره هم حساب ميشه؟

117
00:05:06,745 --> 00:05:08,256
‫اصلا

118
00:05:08,280 --> 00:05:09,301
‫پس من شش تا بلدم

119
00:05:09,325 --> 00:05:11,359
‫شش تا زبون بلدي؟

120
00:05:11,383 --> 00:05:12,494
‫خب، لاتين رو بذاريم كنار...

121
00:05:12,518 --> 00:05:14,062
‫كه شك دارم مفيد باشه...

122
00:05:14,086 --> 00:05:16,331
‫مگه اينكه تبهكار بخواد
‫براي پاپ ترجمه‌ش كنه

123
00:05:16,355 --> 00:05:17,632
‫فكر كن چه اعترافي بشه

124
00:05:17,656 --> 00:05:19,234
‫پارك، به ردينگتون زنگ بزن

125
00:05:19,258 --> 00:05:20,502
‫بهش بگو آرام وارد ميشه...

126
00:05:20,526 --> 00:05:22,103
‫و يه جلسه با رابطش بذاره

127
00:05:22,127 --> 00:05:24,912
‫رسلر، روي داستان پوششي كار كن

128
00:05:27,733 --> 00:05:29,811
‫انگار كه الانم درخواست زيادي ازت ندارم...

129
00:05:29,835 --> 00:05:32,253
‫ميخوام اين درايو رو باز كني

130
00:05:32,605 --> 00:05:34,683
‫باشه. به يه پرونده ربط داره؟

131
00:05:34,707 --> 00:05:35,684
‫مطمئن نيستم

132
00:05:35,708 --> 00:05:37,452
‫به خاطر همين ميخوام بين خودمون بمونه

133
00:05:37,476 --> 00:05:39,927
‫هيچكس ندونه. به خصوص ردينگتون

134
00:05:46,852 --> 00:05:49,030
‫- پائولا، سلام
‫- استيون

135
00:05:49,054 --> 00:05:50,732
‫پيامت رو گرفتم. همه چيز مرتبه؟

136
00:05:50,756 --> 00:05:52,934
‫ممنون كه اومدي

137
00:05:52,958 --> 00:05:54,502
‫سلام، بيل

138
00:05:54,526 --> 00:05:58,206
‫من و دخترها داشتيم كيك ميخورديم

139
00:05:58,230 --> 00:05:59,906
‫بفرمايين تو

140
00:06:00,766 --> 00:06:04,879
‫هيچكدوم يه برش كيك ميخواين؟

141
00:06:04,903 --> 00:06:09,718
‫ليمو، هويج و شامپاين صورتي

142
00:06:09,742 --> 00:06:11,319
‫نه، ممنون. شايد بعدا

143
00:06:11,343 --> 00:06:13,777
‫چي رو جشن ميگيريم، پائولا؟

144
00:06:15,681 --> 00:06:19,473
‫شايد بهتره بشينين؟

145
00:06:19,498 --> 00:06:21,451
‫گلن اينجاست؟

146
00:06:23,608 --> 00:06:26,809
‫گلن، منتقل شده

147
00:06:28,293 --> 00:06:30,520
‫نميدونم منظورت چيه

148
00:06:32,164 --> 00:06:33,908
‫فوت كرد

149
00:06:33,932 --> 00:06:35,844
‫چي؟ منظورت چيه؟

150
00:06:35,868 --> 00:06:37,445
ابر اثر ويروس نيل غربي

151
00:06:37,469 --> 00:06:40,415
‫بيخيال. بيخيال

152
00:06:40,439 --> 00:06:44,319
‫اگه يكي از شوخي‌هاي
‫بي‌مزه و مسخره‌ي گلن باشه...

153
00:06:44,343 --> 00:06:46,588
‫بايد زودتر تماس ميگرفتم...

154
00:06:46,612 --> 00:06:51,159
‫اما خيلي سرگرم
‫برنامه‌ريزي و مراسم بودم

155
00:06:51,183 --> 00:06:54,629
‫ميدوني كه نميخواست
‫مراسمش عادي باشه

156
00:06:54,653 --> 00:06:57,666
‫جيلي بين ميخواستم دوستانش...

157
00:06:57,690 --> 00:06:59,801
‫با يه بزن و بكوب اساسي بدرقه‌ش كنن

158
00:06:59,825 --> 00:07:05,888
‫غذاي مختصر با رقص
‫و البته با هيويي

159
00:07:06,541 --> 00:07:07,676
نيل غربي؟
[ ويروسي كه عمدتاً پرندگان را آلوده مي‌كند ]

160
00:07:07,700 --> 00:07:10,045
‫پائولا، خيلي متاسفم

161
00:07:10,069 --> 00:07:11,546
‫ممنون، بيل

162
00:07:11,570 --> 00:07:13,148
‫كي اتفاق افتاد؟

163
00:07:13,172 --> 00:07:15,550
‫تقريبا دو هفته پيش

164
00:07:15,574 --> 00:07:20,221
‫ميدونم. بايد زنگ ميزدم،
‫اما به كل يادم رفته بود

165
00:07:20,245 --> 00:07:23,124
‫و بعدش ترودي داشتيم...

166
00:07:23,148 --> 00:07:28,018
‫يه سري نامه‌هاي كثيف رو ميگشتيم
‫و اينو پيدا كرديم

167
00:07:31,190 --> 00:07:34,169
‫تقريبا نزديك بود بازش كنم...

168
00:07:34,193 --> 00:07:36,556
...‫اما تو دوستش بودي و
[ براي استيون هومان؛ در صورت مرگم ]

169
00:07:36,581 --> 00:07:39,007
‫ميخوام به درخواستش احترام بذارم

170
00:07:39,031 --> 00:07:41,009
‫براي من كه هيچ نامه‌اي نفرستاد

171
00:07:41,033 --> 00:07:43,144
‫هي، پائولا نظرت چيه لوك...

172
00:07:43,168 --> 00:07:45,046
‫نون مرغ و سيب‌زميني‌شو بياره؟

173
00:07:45,070 --> 00:07:48,583
‫فكر كنم خيلي محبوب ميشه

174
00:07:48,607 --> 00:07:50,218
‫اصلا باورم نميشه اين اتفاق افتاده

175
00:07:50,242 --> 00:07:52,220
‫پسرا، بايد برم

176
00:07:52,244 --> 00:07:55,557
‫كلي كار دارم قبل از اينكه هيويي برسه اينجا

177
00:07:55,581 --> 00:07:58,159
‫اما به مراسم بياين

178
00:07:58,183 --> 00:08:00,228
‫جلي دوست داشت شما باشين...

179
00:08:00,252 --> 00:08:04,365
‫فردا ساعت هفت در
‫اداره‌ي راهنمايي‌رانندگي

180
00:08:04,389 --> 00:08:07,068
‫و يادتون نره يه ظرف دربسته با غذا...

181
00:08:07,092 --> 00:08:08,892
‫قاشق و چنگال بيارين

182
00:08:10,893 --> 00:08:12,893
‫يعني چي؟

183
00:08:25,919 --> 00:08:27,463
‫خوش‌شانس بود كه زنده موند

184
00:08:27,487 --> 00:08:28,864
‫جنا، هي

185
00:08:28,888 --> 00:08:31,334
‫به محض اينكه پيامت رو گرفتم اومدم

186
00:08:31,358 --> 00:08:32,635
‫چي شده؟

187
00:08:32,659 --> 00:08:34,270
‫آشپزخونه آتيش گرفته

188
00:08:34,294 --> 00:08:36,572
‫حسگر دود هم عمل نكرده

189
00:08:36,596 --> 00:08:39,275
‫دكترها الان دارن براي جراحي آماده ميشن

190
00:08:39,299 --> 00:08:41,277
‫اما حالش خوب ميشه؟

191
00:08:41,301 --> 00:08:42,735
‫اونا...

192
00:08:43,470 --> 00:08:45,196
‫اونا نميدونن

193
00:08:45,638 --> 00:08:48,107
‫هي، باهام حرف بزن

194
00:08:48,708 --> 00:08:50,475
‫چه خبر شده؟

195
00:08:53,480 --> 00:08:55,958
‫پارسال، قسط
‫رستوران عقب افتاد

196
00:08:55,982 --> 00:08:57,193
‫بانكها بهمون دست نميزنن...

197
00:08:57,217 --> 00:09:00,002
‫پس مليسا براي كمك رفت پيش يكي

198
00:09:00,820 --> 00:09:02,131
‫از يه رباخوار پول قرض گرفت؟

199
00:09:02,155 --> 00:09:04,500
‫و تا يه مدت كمك كرد

200
00:09:04,524 --> 00:09:06,968
‫اما اين ماه...

201
00:09:07,327 --> 00:09:09,438
‫چهارمين باريه كه
‫در شش ماه قسطمون عقب مي‌افته

202
00:09:09,462 --> 00:09:11,240
‫هموني كه ديروز اومد ديدنتون

203
00:09:11,264 --> 00:09:12,408
‫اون اين كار رو با مليسا كرده

204
00:09:12,432 --> 00:09:13,776
‫ميدونستم پرداخت نكردن پول خطرناكه...

205
00:09:13,800 --> 00:09:15,810
‫اما فكر نميكردم اين كار رو بكنن

206
00:09:16,536 --> 00:09:17,980
‫اسمش چيه؟

207
00:09:18,004 --> 00:09:20,383
‫با يه سري ديگه كار ميكنه

208
00:09:20,407 --> 00:09:21,550
‫ميان سراغمون

209
00:09:21,574 --> 00:09:23,352
‫اينطوري نميشه

210
00:09:23,376 --> 00:09:24,735
‫قول ميدم

211
00:09:25,478 --> 00:09:27,211
‫بذار من حلش كنم

212
00:09:29,649 --> 00:09:31,327
‫اينجا زندگي ميكرده. ميدوني كه؟

213
00:09:31,351 --> 00:09:32,662
‫مليسا، جوون‌ترين دختر

214
00:09:32,686 --> 00:09:34,964
‫چيه، ميخواي دستگيرم كني؟ براي چي؟

215
00:09:34,988 --> 00:09:36,999
‫براي رباخواري، آتش‌افروزي. اقدام به قتل

216
00:09:37,023 --> 00:09:39,602
‫نميدونم اطلاعاتت رو از كي ميگيري...

217
00:09:39,626 --> 00:09:41,237
‫اما هيچكس اينقدر احمق نيست...

218
00:09:41,261 --> 00:09:43,205
‫كه به من اشاره كنه؟

219
00:09:43,229 --> 00:09:44,707
‫تهديد ميكني؟

220
00:09:44,731 --> 00:09:46,809
‫- الان شاهدم رو تهديد كردي؟
‫- آروم باش

221
00:09:46,833 --> 00:09:49,145
‫چون مطمئنم قصدت همين بود

222
00:09:49,169 --> 00:09:50,346
‫واقعا چه لكه‌ي ننگي!

223
00:09:50,370 --> 00:09:53,082
‫بعد از اين همه كاري كه براش كردم؟

224
00:09:53,106 --> 00:09:55,685
‫اين همه كار، توجهي كه بهش كردم

225
00:09:55,709 --> 00:10:00,523
‫اون همه وقتي كه
‫صرف رنج كشيدن از حماقتهاش كردم

226
00:10:00,547 --> 00:10:03,325
‫اون همه پول، اون ماشين مسخره‌ي اسپورت

227
00:10:03,349 --> 00:10:05,428
‫يه كارمند دولتي بود، ريموند

228
00:10:05,452 --> 00:10:06,929
‫چطور ميتونسته تمام
‫اين چيزا رو توضيح بده؟

229
00:10:06,953 --> 00:10:09,565
‫- پول و چيزاي ديگه رو
‫- اينو درك ميكنم

230
00:10:09,589 --> 00:10:12,334
‫اما چرا كار منه...

231
00:10:12,358 --> 00:10:16,105
‫تا توضيح بدم اين
‫همه پول بهش دادم؟

232
00:10:16,129 --> 00:10:17,573
‫بايد يه چيزي ميگفته

233
00:10:17,597 --> 00:10:18,908
‫يه چيزي، بله

234
00:10:18,932 --> 00:10:21,577
‫اما طرف به هر كسي ميشناخته گفته...

235
00:10:21,601 --> 00:10:24,180
‫كه الهام‌بخش هيويي لوييس بوده

236
00:10:24,204 --> 00:10:27,283
‫آخه با چه تصور و خيالي...

237
00:10:27,307 --> 00:10:31,721
‫زندگي تجملي و ديوانه‌وارشو
‫اينطوري توضيح ميده؟

238
00:10:31,745 --> 00:10:34,623
‫چي، هيويي لوييس براش
‫يه مرسدس قرمز خريده؟

239
00:10:34,647 --> 00:10:37,059
‫و اصلا هيويي لوييس از كسي الهام گرفته؟

240
00:10:37,083 --> 00:10:40,853
‫گلن واقعا به مادرش
‫گفته هيويي شركت ميكنه؟

241
00:10:41,688 --> 00:10:43,332
‫اين دوستي با هيويي...

242
00:10:43,356 --> 00:10:45,568
‫هميشه دليل همه چي بوده...

243
00:10:45,592 --> 00:10:47,703
‫سفرهام به اروپا و بانگكوك...

244
00:10:47,727 --> 00:10:51,307
‫اين همه پول، ماشينها
‫و هر چي تو وگاس دارم...

245
00:10:51,331 --> 00:10:53,442
‫خب، حتي نميتونم...

246
00:10:53,466 --> 00:10:56,979
‫حتي نبود هيچ
‫رابطه‌ي بلند مدتي...

247
00:10:57,003 --> 00:10:58,114
‫در بيش از سي سال گذشته

248
00:10:58,138 --> 00:11:02,351
‫هيويي در ل دليل همه چيزه
‫دو كلمه

249
00:11:02,375 --> 00:11:05,187
‫كه به خاطر همين
‫نيومدنش به مراسم يادبود من...

250
00:11:05,211 --> 00:11:08,023
‫به عنوان يه آدم از خود راضي ديده ميشه...

251
00:11:08,047 --> 00:11:10,359
‫كه متاسفانه ممكنه مادر رو...

252
00:11:10,383 --> 00:11:12,128
‫چنان باعث غم و اندوه كنه...

253
00:11:12,152 --> 00:11:14,530
‫كه شايد هرگز ازش بهبود پيدا نكنه

254
00:11:14,554 --> 00:11:15,631
‫خب...

255
00:11:15,655 --> 00:11:17,723
‫در مورد قدرت عشق ميگه

256
00:11:18,191 --> 00:11:20,136
‫چطور ممكنه؟

257
00:11:20,160 --> 00:11:23,472
‫انگار كه دستشو از
‫قبر بيرون اورده...

258
00:11:23,496 --> 00:11:27,026
‫تا براي آخرين بار
‫منو عذاب بده و ازم سواستفاده كنه

259
00:11:27,050 --> 00:11:29,195
‫ريموند، گلن بهت نياز داره

260
00:11:29,219 --> 00:11:30,396
‫كه چه كار كنم؟

261
00:11:30,420 --> 00:11:32,164
‫بيافتم دنبال يه ستاره‌ي پاپ...

262
00:11:32,188 --> 00:11:34,967
‫تا بهش خبر بدم
‫آهنگهاي بسيار دوست‌داشتنيش...

263
00:11:34,991 --> 00:11:39,539
‫الهام گرفته از رابطه عاشقانه و برادريش 
با يه كارمند ادارۀ راهنمايي‌رانندگي بوده؟

264
00:11:39,563 --> 00:11:42,875
‫ازت ميخواد هيويي رو متقاعد
‫كني به مراسم يادبودش بياد

265
00:11:42,899 --> 00:11:44,644
‫خب، اين كار رو نميكنم

266
00:11:44,668 --> 00:11:45,811
‫آخرين آرزوي قبل از مرگشه

267
00:11:45,835 --> 00:11:48,247
‫نه، يكي از آرزوهاي قبل از مرگشه

268
00:11:48,271 --> 00:11:50,283
‫- اون يكي ديگه چيه؟
‫- فراموشش كن

269
00:11:50,307 --> 00:11:52,106
‫چي نوشته؟

270
00:11:55,261 --> 00:11:59,125
‫مادر ميخواد بقاياي منو بذاره بالاي طاقچه‌ش

271
00:11:59,149 --> 00:12:01,360
‫خوشم نمياد روزهامو...

272
00:12:01,384 --> 00:12:02,828
‫با نگاه كردن به مادر بگذرونم...

273
00:12:02,852 --> 00:12:07,099
‫پس ميخوام خاكسترهامو
‫پنهان كني و به باد بديشون

274
00:12:07,123 --> 00:12:08,823
‫از كجا به باد بدي؟

275
00:12:10,493 --> 00:12:13,606
‫ميخوام تا ابد در
‫پاي آن بانوي باشكوه باشم...

276
00:12:13,630 --> 00:12:17,251
‫مجسمه آزادي

277
00:12:17,298 --> 00:12:20,077
‫فكر نكنم پاشيدن خاكستر
‫در جزيره ليبرتي قانوني باشه

278
00:12:20,101 --> 00:12:22,045
‫خب، مهم نيست،
‫چون اين كار رو نميكنم

279
00:12:22,069 --> 00:12:24,681
‫به پائولا دروغ نميگم
‫يا خاكسترهاشو پخش نميكنم...

280
00:12:24,705 --> 00:12:26,713
‫و به هيچ وجه...

281
00:12:26,737 --> 00:12:28,752
‫دنبال هيويي لوييس نميرم...

282
00:12:28,776 --> 00:12:34,113
‫يا التماسش نميكنم
‫به مراسم يادبود گلن بياد

283
00:12:37,945 --> 00:12:40,412
‫- چيه؟
‫- مامان گلن ـه

284
00:12:40,554 --> 00:12:45,135
‫ازت خواسته ميتوني
‫يه سيني اسكاچيروز درست كني

285
00:12:45,159 --> 00:12:46,470
‫دسر كم اوردن

286
00:12:46,494 --> 00:12:47,693
‫باشه

287
00:12:49,563 --> 00:12:52,985
‫ريموند، ميدوني كه مجبوريم اين كار رو بكنيم

288
00:12:53,287 --> 00:12:54,553
‫براي گلن

289
00:12:59,306 --> 00:13:02,411
‫ببين ميتوني آدرس آقاي لوييس رو پيدا كني

290
00:13:03,177 --> 00:13:05,022
‫اما حاضر نيستم براي
‫پاشيدن خاكسترهاي گلن...

291
00:13:05,046 --> 00:13:07,446
‫يواشكي برم تو مجسمه‌ي آزادي

292
00:13:08,249 --> 00:13:12,129
‫دزديدن از ول‌استون
‫فكر خيلي بديه...

293
00:13:12,153 --> 00:13:14,197
‫اما ردينگتون خيلي واضح گفت
‫كه بايد ضمانت تو رو بكنم...

294
00:13:14,221 --> 00:13:15,732
‫و تو رو داخل سازمان بكنم

295
00:13:15,756 --> 00:13:18,010
‫پس بذار رك بگم

296
00:13:18,035 --> 00:13:19,467
‫من دوستت نيستم

297
00:13:19,513 --> 00:13:21,814
‫به نظرم يه خودكشيه

298
00:13:21,996 --> 00:13:24,107
‫و تنها به اين دليل بهت كمك ميكنم...

299
00:13:24,131 --> 00:13:26,410
‫تا هر دو كشته نشيم

300
00:13:26,434 --> 00:13:28,879
‫باشه، بذار سعي كنم
‫برات تكرارش كنم

301
00:13:28,903 --> 00:13:31,648
‫قرص رو ميخورم. از هوش ميرم

302
00:13:31,672 --> 00:13:33,950
‫بعدش بيدار ميشم
‫و اسارت آدمهايي هستم كه نميشناسم...

303
00:13:33,974 --> 00:13:37,721
‫براي آزموني كه شايد
‫براي گرفتن يه كار درش قبول بشم...

304
00:13:37,745 --> 00:13:39,689
‫به جاي اينكه كشته بشم؟

305
00:13:39,713 --> 00:13:41,558
‫بهت گفتم فكر بديه

306
00:13:41,582 --> 00:13:43,627
‫- باشه، اگه ميتونستم...
‫- فايده نداره

307
00:13:43,651 --> 00:13:46,596
‫فقط اسم مترجم يه مشتري رو ميخوام

308
00:13:46,620 --> 00:13:48,874
‫- حتما يه جور دفتري دارن...
‫- گوش نميكني

309
00:13:49,523 --> 00:13:51,668
‫اين آدمها يه شركت مجرمانه رو اداره ميكنن

310
00:13:51,692 --> 00:13:53,270
‫مخفيانه ردوبدل دارن

311
00:13:53,294 --> 00:13:54,938
‫و براي محافظت از اين رازها،
‫ترديد نميكنن...

312
00:13:54,962 --> 00:13:59,309
‫تا تو يا من يا هر
‫كسي كه خيال ميكنن دردسره رو بكشن

313
00:14:11,178 --> 00:14:12,689
‫مراسم عزاته

314
00:14:40,413 --> 00:14:42,422
‫خوش اومدي، آقاي استون

315
00:14:42,446 --> 00:14:43,956
‫خوب استراحت كردين؟

316
00:14:43,980 --> 00:14:47,026
‫يادم نمياد اومده باشم اينجا

317
00:14:47,050 --> 00:14:48,528
‫اسم من خانم جيسكاست

318
00:14:48,552 --> 00:14:50,897
‫اومدم اينجا در مورد
‫ماتريس آزمونها باهاتون حرف بزنم...

319
00:14:50,921 --> 00:14:52,732
‫تا ببينم كانديد خوبي
‫براي ول‌استون هستين يا نه

320
00:14:52,756 --> 00:14:54,456
‫ماتريس آزمونها؟

321
00:14:54,940 --> 00:14:56,602
‫چه آزمونهايي؟

322
00:14:56,626 --> 00:14:58,337
‫خوشحالم پرسيدي

323
00:14:58,361 --> 00:14:59,472
‫با يه مشاوره...

324
00:14:59,496 --> 00:15:00,940
‫دروغ‌سنجي ساده شروع ميكنيم

325
00:15:00,964 --> 00:15:03,409
‫سوالات كلي
‫زمينه كاري. سوابق شخصي

326
00:15:03,433 --> 00:15:05,945
‫تجربيات مربوطه و
‫همچنين تضادهاي ممكن

327
00:15:05,969 --> 00:15:09,148
‫و بعد از آزمون مهارتي و رفتاري گرفته ميشه

328
00:15:09,172 --> 00:15:10,783
‫البته، ميخوايم قدرت...

329
00:15:10,807 --> 00:15:12,518
‫تخصص زباني شما رو بسنجيم

330
00:15:12,542 --> 00:15:14,353
‫گويش، سخنوري. همچنين
‫واژگان و اصطلاحات

331
00:15:18,782 --> 00:15:20,726
‫و با برگزاري جلسات
‫ساختگي ارزيابي ميكنيم...

332
00:15:20,750 --> 00:15:22,829
‫سناريوهايي كه
‫براساس مواجهات واقعي نوشته شده...

333
00:15:22,853 --> 00:15:25,031
‫تا بي‌طرفي، آرامش
‫و بردباري شما رو آزمايش كنه

334
00:15:29,459 --> 00:15:31,471
‫اما قبل از تمام اينا،
‫ميخوام تاكيد كنم...

335
00:15:31,495 --> 00:15:34,607
‫كه هدف اوليه‌مون
‫در ول‌استون حريم خصوصيه

336
00:15:34,631 --> 00:15:37,510
‫بدون احتياط نميتونيم
‫از مشتريانمون، خودمون يا شما...

337
00:15:37,534 --> 00:15:39,111
‫محافظت كنيم

338
00:15:39,135 --> 00:15:43,316
‫خب، آقاي استون، ميتونين محتاط باشين؟

339
00:15:43,340 --> 00:15:45,740
‫بله، آقاي محتاط هستم

340
00:15:51,915 --> 00:15:53,626
‫ميخواستين منو ببينين؟

341
00:15:53,650 --> 00:15:56,262
‫بازداشتي كه صبح انجام دادي

342
00:15:56,286 --> 00:15:58,264
‫ميسون ديترلي

343
00:15:58,288 --> 00:16:01,133
‫آره، رستوران دوستم رو آتيش زده

344
00:16:01,157 --> 00:16:05,177
‫الان تلفني با دستيار
‫دادستان در مورد پرونده حرف زدم

345
00:16:06,053 --> 00:16:09,141
‫بهم گفت كه دوستت
‫به خاطر جراحاتش درگذشته

346
00:16:09,165 --> 00:16:10,409
‫متاسفم

347
00:16:23,380 --> 00:16:26,125
‫همينطور بهم گفت
‫كه قبول نكرده اتهامات...

348
00:16:26,149 --> 00:16:28,794
‫آتش‌افروزي يا اقدام به قتل رو بپذيره

349
00:16:28,818 --> 00:16:30,229
‫چي؟ چرا؟

350
00:16:30,253 --> 00:16:33,332
‫رستوران رو آتيش زده
‫آتش‌افروزي حساب ميشه

351
00:16:33,356 --> 00:16:35,535
‫دستيار دادستان گفت
‫مدركي براي اثباتش نداشته

352
00:16:35,559 --> 00:16:39,438
‫ميتوني ثابت كني
‫كه ديترلي مسئول آتش‌سوزي بوده؟

353
00:16:39,462 --> 00:16:40,706
‫شاهدي داري؟

354
00:16:40,730 --> 00:16:42,708
‫اثرانگشتي روي
‫بشكه بنزين يا مواد اشتعال‌زا داري؟

355
00:16:42,732 --> 00:16:44,210
‫نه، فقط فكر كردم...

356
00:16:44,234 --> 00:16:45,801
‫مشكل همينه

357
00:16:46,503 --> 00:16:48,512
‫فكر نكردي. واكنش نشون دادي

358
00:16:49,372 --> 00:16:51,984
‫ديترلي به اتهام رباخواري تفهميم جرم شده...

359
00:16:52,008 --> 00:16:54,120
‫و بيست دقيقه پيش
‫به قرار وثيقه آزاد شده

360
00:16:54,144 --> 00:16:55,555
‫نگرانم، آلينا

361
00:16:55,579 --> 00:16:57,723
‫سابقه داري كه با عصبانيت اقدام كردي...

362
00:16:57,747 --> 00:17:00,226
‫در مواقعي كه گذاشتي
‫احساساتت بهت غلبه كنن

363
00:17:00,250 --> 00:17:01,627
‫حالا دوستت مرده...

364
00:17:01,651 --> 00:17:03,496
‫و مردي كه فكر ميكني مسئولشه...

365
00:17:03,520 --> 00:17:04,964
‫برگشته تو خيابون

366
00:17:04,988 --> 00:17:05,932
‫ميخوام بهم قول بدي...

367
00:17:05,956 --> 00:17:08,490
‫كه هيچ كاري در موردش نميكني

368
00:17:09,526 --> 00:17:11,426
‫بهم قول ميدي؟

369
00:17:13,163 --> 00:17:14,307
‫بله

370
00:17:14,331 --> 00:17:15,539
‫قول ميدم

371
00:17:16,290 --> 00:17:19,111
‫آقاي لوييس، فقط
‫ميخواستم بگم باعث افتخاره

372
00:17:19,135 --> 00:17:21,714
‫خب، واقعا از ديدن شما خيلي خوشحالم

373
00:17:21,738 --> 00:17:24,350
‫خب، سپاسگزارم
‫خيلي ممنون از شما

374
00:17:24,374 --> 00:17:26,052
‫ممنون از شما كه قبول كردين منو ببينين

375
00:17:26,076 --> 00:17:28,721
‫مي‌بينم شما هم طرفدار
‫آشپزي هستين

376
00:17:28,745 --> 00:17:30,122
‫منم عاشق آشپزيم

377
00:17:30,146 --> 00:17:31,991
‫راستشو بگم، آقاي هومان...

378
00:17:32,015 --> 00:17:33,159
لطفاً استيو صدام كنيد

379
00:17:33,183 --> 00:17:35,094
‫باشه، راستشو بگم، استيو...

380
00:17:35,118 --> 00:17:37,263
‫قبول كردم چون مديرم اصرار داشت

381
00:17:37,287 --> 00:17:40,132
‫يه بار يه لطفي به جري كردم

382
00:17:40,156 --> 00:17:42,635
‫خب، به يكي از دوستان جري

383
00:17:42,659 --> 00:17:44,270
‫حتما لطف زيادي بوده

384
00:17:45,295 --> 00:17:47,206
‫چيزي براتون بيارم، قهوه يا...

385
00:17:47,230 --> 00:17:48,874
‫نه، نه، نه
‫ممنون، ممنون

386
00:17:48,898 --> 00:17:53,112
‫نميخوام بيشتر از حد
‫لزوم وقت شما رو بگيرم

387
00:17:53,136 --> 00:17:54,513


388
00:17:54,537 --> 00:17:57,917
‫اومدم چون يكي از دوستان عزيزم...

389
00:17:57,941 --> 00:18:00,453
‫به تازگي فوت كرده

390
00:18:00,477 --> 00:18:02,955
‫تكيه‌گاه افراد نزديكش بود3

391
00:18:02,979 --> 00:18:04,423
‫عاشق مادرش بود، پائولا

392
00:18:04,447 --> 00:18:07,059
‫يه زن شگفت‌انگيز و بينظير

393
00:18:07,083 --> 00:18:08,861
‫و اون...

394
00:18:08,885 --> 00:18:14,266
‫خب، واقعا عاشق و شيفته‌ي
‫موسيقي شما بود

395
00:18:14,290 --> 00:18:17,737
‫تك‌تك كلمات آهنگهاي شما رو ميدونست

396
00:18:17,761 --> 00:18:19,005
‫واقعا

397
00:18:19,029 --> 00:18:23,175
،ببينيد، مي‌دونم كه اين تيري تو تاريكيه

398
00:18:23,199 --> 00:18:26,078
...ولي مي‌خواستم ببينم امكانش هست

399
00:18:26,102 --> 00:18:27,380
...كه البته در ازاي مبلغي

400
00:18:27,404 --> 00:18:32,184
،امكانش هست در مراسم يادبودش شركت كنيد

401
00:18:32,208 --> 00:18:34,620
كه در ادارۀ راهنمايي‌رانندگيِ
راك‌ويل، مري‌لند برگزار مي‌شه

402
00:18:34,644 --> 00:18:37,120
ساعت هفتِ امشبـه

403
00:18:37,714 --> 00:18:38,824
ادارۀ راهنمايي‌رانندگيِ؟

404
00:18:38,848 --> 00:18:42,461
بله، گلن مديرِ اون منطقه بود

405
00:18:42,485 --> 00:18:44,063
ببينم.. جري مي‌دونست كه

406
00:18:44,087 --> 00:18:46,599
مي‌خواستيد اينو بهم بگيد؟

407
00:18:46,623 --> 00:18:50,102
،همون‌طور كه بهتون گفتم
من يه‌بار يه لطفي بهش كرده بودم

408
00:18:50,126 --> 00:18:53,439
اجرا كردن تو مراسم ختمِ يه بابايي
تو ادارۀ راهنمايي‌رانندگي؟

409
00:18:53,463 --> 00:18:54,573
مدير منطقه

410
00:18:54,597 --> 00:18:56,042
«حتماً مي‌دوني كه «كوئينسي جونز
[ آهنگساز آمريكايي ]

411
00:18:56,066 --> 00:18:57,810
ازم خواسته بود تو آهنگ «جهان، ما هستيم» بخونم

412
00:18:57,834 --> 00:19:00,880
بله.. چه اجراي تأثيرگذاري

413
00:19:00,904 --> 00:19:04,583
و واقعاً افتخارآفرين... و قابل ستايش بود

414
00:19:04,607 --> 00:19:08,360
عشق به هم‌نوع و اين‌چيزا

415
00:19:09,012 --> 00:19:15,861
كه خيلي هم به عشقِ پسر به مادرش 
بي‌شباهت نيست

416
00:19:15,885 --> 00:19:18,831
ميل به افتخارآفريني براي مادر

417
00:19:18,855 --> 00:19:20,433
و تحت تأثير قرار دادنش -
اوهوم -

418
00:19:20,457 --> 00:19:23,369
يه حرف‌هايي در طول اين سال‌ها زده شده

419
00:19:23,393 --> 00:19:25,002
...فكر كنم اون

420
00:19:25,962 --> 00:19:28,641
به مادرش گفته بوده كه شما 
ايده‌ي ساختن آهنگِ

421
00:19:28,665 --> 00:19:30,509
«كار براي يه لقمه نون»
رو از اون گرفته بودين

422
00:19:30,533 --> 00:19:32,912
بعد از يه دستِ هيجان‌انگيز 
«از بازي «آبجو پونگ

423
00:19:32,936 --> 00:19:34,146
«تو يه باري تو شهر «تينك

424
00:19:34,170 --> 00:19:35,781
و مادرشـم باور كرده بود؟ -
باور؟ -

425
00:19:35,805 --> 00:19:38,184
واي.. نه، نه

426
00:19:38,208 --> 00:19:41,420
از نظر اون زن، كاملاً منطقيـه كه

427
00:19:41,444 --> 00:19:44,657
پسرش دست‌تنها الهام‌بخشِ

428
00:19:44,681 --> 00:19:46,759
آهنگ افسانه‌ايِ شما بوده

429
00:19:46,783 --> 00:19:51,564
،و اين‌كه شمايي كه از ايدۀ پسرش ايده بهره‌مند شديد

430
00:19:51,588 --> 00:19:54,567
خيلي دوست داشته باشيد براي اداي احترام

431
00:19:54,591 --> 00:19:58,104
در مراسم يادبودش شركت كنيد

432
00:19:58,128 --> 00:19:59,905
خيله‌خب

433
00:19:59,929 --> 00:20:01,707
ببينم.. منو ايستگاه كردي؟

434
00:20:01,731 --> 00:20:03,943
رالفي شما رو فرستاده؟

435
00:20:03,967 --> 00:20:05,478
من واقعاً شرمنده‌م

436
00:20:05,502 --> 00:20:08,647
كاملاً جدي ميگم
هر مبلغي مي‌خوايد بفرماييد

437
00:20:08,671 --> 00:20:10,416
براي اجرا تو ادارۀ راهنمايي‌رانندگيِ راك‌ويل؟

438
00:20:10,440 --> 00:20:13,085
عه نه، نه، نه. نيازي نيست اجرا كنيد

439
00:20:13,109 --> 00:20:15,488
فقط بيايد و چند كلمه‌اي صحبت كنيد

440
00:20:15,512 --> 00:20:18,290
تازه، اگر بيايد، من مديون‌تون ميشم

441
00:20:18,314 --> 00:20:20,960
طلب‌داشتن از من خيلي به‌كار مياد

442
00:20:20,984 --> 00:20:23,896
پس هر كاري بخوام مي‌كنيد؟

443
00:20:23,920 --> 00:20:25,331
صد در صد

444
00:20:25,355 --> 00:20:27,099
خيليم عالي

445
00:20:27,123 --> 00:20:28,567
پس بايد ازتون بخوام كه لطفاً بريد

446
00:20:28,591 --> 00:20:30,536
چون من يه ساعت ديگه
،اون سرِ شهر مصاحبه دارم

447
00:20:30,560 --> 00:20:33,639
،و بايد يه‌چيزي بخورم و حاضر شم
و نمي‌خوامم دير كنم

448
00:20:33,663 --> 00:20:35,730
شرمنده. ولي بايد تشريف ببريد

449
00:20:39,177 --> 00:20:40,556
ممنونم، آقاي استون

450
00:20:40,580 --> 00:20:42,858
خانم جسيكا الان ميان خدمت‌تون

451
00:20:42,882 --> 00:20:44,260
باشه

452
00:21:12,301 --> 00:21:13,332
[ مشتري ]

453
00:21:14,647 --> 00:21:16,158
ايول

454
00:21:25,992 --> 00:21:28,693
چه اتفاق غيرمنتظره‌اي

455
00:21:28,975 --> 00:21:31,141
نظر منم دقيقاً همين بود

456
00:21:32,598 --> 00:21:35,744
پس احتياط و اين داستانا چي شد؟ -
جانم؟ -

457
00:21:35,768 --> 00:21:39,715
من منتظرتون نشسته بودم كه نوشابه‌م ريخت

458
00:21:39,739 --> 00:21:42,851
بعد اومدم سر ميزتون كه يه دستمال بردارم

459
00:21:42,875 --> 00:21:46,544
و اينو رو صفحۀ لپ‌تاپ‌تون ديدم

460
00:21:48,348 --> 00:21:50,926
پس اين‌جورياست؟ -
متوجه نيستم -

461
00:21:50,950 --> 00:21:55,197
شماها يه ماتكريس آزمون از من مي‌گيريد

462
00:21:55,221 --> 00:21:57,132
،كه ببينيد قابل‌اعتماد هستم يا نه

463
00:21:57,156 --> 00:22:01,403
و بااين‌حال با بي‌احتياطيِ تمام
مي‌ذاريد پروفايلِ اين مشتري

464
00:22:01,427 --> 00:22:03,238
رو صفحۀ لپ‌تاپ‌تون باز بمونه

465
00:22:03,262 --> 00:22:06,208
اگه من يه مأمور مخفيِ از اف.بي.آي بودم

466
00:22:06,232 --> 00:22:09,541
و پروفايلِ اين يارو رو ديده بودم چي؟
...اين

467
00:22:10,876 --> 00:22:12,669
الكساندر فرين؟
[ الكساندر فرين | كارولين گيونز ]

468
00:22:14,001 --> 00:22:16,379
خيلي آماتوريـه. خوشم نشد

469
00:22:16,403 --> 00:22:18,148
...شايد دستيارم -
فرقي نمي‌كنه -

470
00:22:18,172 --> 00:22:19,850
اين حركتِ مبتديانه و غيرحرفه‌اي هستش

471
00:22:19,874 --> 00:22:21,818
متأسفم كه اين مسئله اعتمادتون

472
00:22:21,842 --> 00:22:23,954
رو از ما سلب كرده، آقاي استون

473
00:22:23,978 --> 00:22:25,811
واقعاً اميدوارم كه تجديدنظر كنيد

474
00:22:27,214 --> 00:22:28,825
تجديدنظر؟ -
درمورد كار -

475
00:22:28,849 --> 00:22:31,094
شما با نمرۀ فوق‌العاده‌اي قبول شديد

476
00:22:31,118 --> 00:22:34,775
اگر ما رو بپذيريد، دوست داريم
ورودتون به ول‌استون رو خوش‌آمد بگيم

477
00:22:37,491 --> 00:22:39,803
هارولد، لطفاً يه خبر خوبي بده

478
00:22:39,827 --> 00:22:41,438
مأمور مجتبايي يه اسم برامون گير آورد

479
00:22:41,462 --> 00:22:43,573
اسم مترجم ليز «الكساندر فرين» بود

480
00:22:43,597 --> 00:22:45,876
اون تو واشنگتن براي 
شوراي حقوق‌بشر سازمان ملل كار مي‌كنه

481
00:22:45,900 --> 00:22:48,849
به پليس متروپليتن اطلاع داديم
چندتا واحد الان دارن ميرن سراغش

482
00:22:52,239 --> 00:22:53,617
الكساندر هستم

483
00:22:53,641 --> 00:22:55,552
آقاي فرين، يه مشكلي داريد

484
00:22:55,576 --> 00:22:57,053
من مشكل زياد دارم. شما؟

485
00:22:57,077 --> 00:22:59,289
كسي كه مي‌تونه يه راه فرار براتون جور كنه

486
00:22:59,313 --> 00:23:03,026
پليس فدرال خبر داره كه شما در خفا
،براي سازمان ول‌استون كار مي‌كنيد

487
00:23:03,050 --> 00:23:06,385
و پليس متروپليتن هم داره مياد دستگيرتون كنه

488
00:23:09,256 --> 00:23:10,534
آره اومدن. از كجا مي‌دونستي؟

489
00:23:10,558 --> 00:23:11,868
خودتـو برسون ميدان دوپانت

490
00:23:11,892 --> 00:23:13,803
دنبال يه مرسدس بنز مشكي باش

491
00:23:13,827 --> 00:23:16,473
گوشۀ شمال‌غربي خيابان كانتيكات

492
00:23:29,343 --> 00:23:30,654
سلام، آقاي فرين

493
00:23:30,678 --> 00:23:32,455
شما كي هستين؟

494
00:23:32,479 --> 00:23:34,024
چرا داريد به من كمك مي‌كنيد؟

495
00:23:34,048 --> 00:23:36,181
محض رضاي خدا، الكساندر

496
00:23:36,878 --> 00:23:38,361
تو مترجم همزمانِ ملاقاتي

497
00:23:38,385 --> 00:23:40,697
بين اين زن و يك فرد ديگه‌اي بودي

498
00:23:40,721 --> 00:23:44,376
مي‌خوام بدونم طرف مقابل كي بوده
و درمورد چي صحبت كردن

499
00:23:44,400 --> 00:23:46,096
نمي‌تونم كمك‌تون كنم

500
00:23:47,194 --> 00:23:49,139
بذار يه‌طور ديگه بگم

501
00:23:49,163 --> 00:23:51,474
...نه، نه.. من... صبر كن، من

502
00:23:51,498 --> 00:23:53,210
نمي‌گم كه كمك‌تون نمي‌كنم

503
00:23:53,234 --> 00:23:56,012
ميگم اصلاً نمي‌تونم
نمي‌دونم طرف كي بود

504
00:23:56,036 --> 00:23:58,582
تو مكالمه‌شون رو ترجمه كردي

505
00:23:58,606 --> 00:23:59,916
يارو بوسنيايي بود

506
00:23:59,940 --> 00:24:01,184
ولي اسم‌شون رو نمي‌گن

507
00:24:01,208 --> 00:24:04,554
خانمـه براي يه پوشۀ كاغذي
هفتصد هزار دلار پرداخت كرد

508
00:24:04,578 --> 00:24:05,822
اصلاً نديدم توش چي بود

509
00:24:05,846 --> 00:24:07,450
اسامي رو كي مي‌دونه؟

510
00:24:08,182 --> 00:24:09,993
رئيس سازمان، گمونم؟

511
00:24:10,017 --> 00:24:11,428
اصلاً نمي‌دونم اون كي هست

512
00:24:11,452 --> 00:24:15,131
،ولي اگه درست پيغام بفرستي
به دستش مي‌رسه

513
00:24:15,155 --> 00:24:16,633
رابطت تو ول‌استون

514
00:24:16,657 --> 00:24:18,935
بهش زنگ بزن. بگو يه مشكلي پيش اومده

515
00:24:18,959 --> 00:24:21,905
بگو كه ريموند ردينگتون مي‌خواد كمك كنه

516
00:24:31,418 --> 00:24:33,418
[ !جنا: اومده بودن اينجا! گفتن امشب باز برمي‌گردن ]

517
00:24:40,114 --> 00:24:43,026
جنا، هيچ اتفاقي برات نميفته

518
00:24:43,050 --> 00:24:44,327
قول ميدم طوريت نشه

519
00:24:44,351 --> 00:24:46,863
،بهت گفتم خودم درستش مي‌كنم
و همين‌كارو هم مي‌كنم

520
00:24:52,793 --> 00:24:55,105
فقط اومدم دو كلوم حرف بزنيم

521
00:24:55,129 --> 00:24:57,374
آدماتـو فرستادي خونۀ جنا؟

522
00:25:23,791 --> 00:25:26,303
نيازي به اين‌كارا نبود

523
00:25:26,327 --> 00:25:29,561
من كه گفتم فقط مي‌خواستم حرف بزنيم

524
00:25:37,438 --> 00:25:38,848
سلام

525
00:25:38,872 --> 00:25:40,543
مأمور پارك هستم

526
00:25:41,775 --> 00:25:43,171
يه‌چيزي شده

527
00:25:44,645 --> 00:25:46,378
به كمكت نياز دارم

528
00:25:49,116 --> 00:25:50,960
الو؟

529
00:25:50,984 --> 00:25:53,496
چه غلطي كردي تو؟

530
00:25:53,520 --> 00:25:56,232
جورگنسون؟ -
خبر دار شدن. از ما -

531
00:25:56,256 --> 00:25:57,701
سازمان فهميده كه يه جاسوس در كاره

532
00:25:57,725 --> 00:26:00,537
چي... منظورت چيه؟

533
00:26:00,561 --> 00:26:02,739
فكر مي‌كنن پليس فدرال بهشون بو برده

534
00:26:02,763 --> 00:26:04,841
بهت گفتم اين كار اشتباهـه

535
00:26:04,865 --> 00:26:09,312
و الانم به‌خاطر تو مظنون‌شون منم

536
00:26:09,336 --> 00:26:11,047
ببين من بعداً مي‌گيرمت

537
00:26:11,071 --> 00:26:13,350
چيزي شده؟

538
00:26:13,374 --> 00:26:14,751
بايد همراه من بيايد

539
00:26:14,775 --> 00:26:17,209
سرهنگ مي‌خوان ببينن‌تون

540
00:26:31,332 --> 00:26:33,944
ردينگتون. بهش گفتم
،قراره بريم فرين رو بگيريم

541
00:26:33,968 --> 00:26:35,904
،و الانم فرين ناپديد شده
چون ردينگتون زودتر رسيد اونجا

542
00:26:35,929 --> 00:26:37,080
ولي ما مأمور فرستاديم اونجا

543
00:26:37,104 --> 00:26:39,049
سازمان ول‌استون فهميده كه
يكي فرين رو لو داده

544
00:26:39,073 --> 00:26:40,717
آرام -
 بهش زنگ زدم -

545
00:26:40,741 --> 00:26:42,147
جواب نمي‌ده

546
00:26:45,513 --> 00:26:47,190
بالأخره اومدي

547
00:26:47,214 --> 00:26:48,358
عه

548
00:26:48,382 --> 00:26:49,681
...سلام

549
00:26:51,585 --> 00:26:54,131
اين سرهنگِ ما
تو بچگي ناشنوا شده

550
00:26:54,155 --> 00:26:56,566
مننژيتِ فجيعي گرفته بوده

551
00:26:56,590 --> 00:27:00,037
سرهنگ؟ رئيس سازمان ول‌استون ناشنواست؟

552
00:27:00,061 --> 00:27:02,739
بله. رئيس سازماني كه 
ارائه‌دهندۀ خدمات ترجمه‌ست

553
00:27:02,763 --> 00:27:04,541
خودش مترجم لازم داره

554
00:27:04,565 --> 00:27:06,376
كه اين دفعه، تويي. پس لطفآً بشين

555
00:27:10,805 --> 00:27:12,749


556
00:27:15,376 --> 00:27:18,221
شما جلوي دستگير شدنِ»
يكي از مترجم‌هاي من رو گرفتيد

557
00:27:18,245 --> 00:27:21,458
...گفتيد به رابطش اطلاع بده كه

558
00:27:21,482 --> 00:27:24,461
سازمان يه مشكلي داره كه
«شما مي‌تونيد حلش كنيد

559
00:27:24,485 --> 00:27:26,485
بله، شما جاسوس داريد

560
00:27:27,922 --> 00:27:31,423
بهش بگو جاسوسي تو دم‌ودستگاه‌شون دارن
كه هر دومون رو تو خطر مي‌ندازه

561
00:27:38,866 --> 00:27:40,110
«نه. محاله»

562
00:27:40,134 --> 00:27:42,512
به همين خاطر بود كه نزديك بود
آقاي فرين رو دستيگر كنن

563
00:27:42,536 --> 00:27:45,270
و پليس فدرال مي‌دونست كجا پيداش كنه

564
00:27:49,176 --> 00:27:50,320
«جاسوسي در كار نيست»

565
00:27:50,344 --> 00:27:51,455
قطعاً جاسوس داريد

566
00:27:51,479 --> 00:27:53,123
و طرف مأمور پليس فدرالـه

567
00:27:53,147 --> 00:27:57,294
،و خودش فرين رو بهشون لو داد
كه يعني مي‌تونه شما رو هم لو بده

568
00:27:57,318 --> 00:27:59,262
ببينيد مي‌تونيد اين موضوع رو انكار كنيد

569
00:27:59,286 --> 00:28:01,665
،و منتظر بشينيد تا مأموراي فدرال بريزن اينجا

570
00:28:01,689 --> 00:28:06,592
،يا مي‌تونيد دقيقاً كاري كه بهتون ميگم رو بكنيد
و به خوبي و خوشي زندگي كنيد

571
00:28:09,530 --> 00:28:11,174
«شما مي‌دوني جاسوسـه كيه؟»

572
00:28:11,198 --> 00:28:13,076
بله. اون يه مأمور فدرالـه

573
00:28:13,100 --> 00:28:15,278
كه خودش رو يه مترجم جا زده

574
00:28:21,675 --> 00:28:23,019
«مي‌خوايد من چي كار كنم؟»

575
00:28:23,043 --> 00:28:25,956
اول از همه، پروندۀ من رو حذف كنيد

576
00:28:25,980 --> 00:28:28,514
همين‌الان. قبل از اين‌كه پليس فدرال برسه

577
00:28:30,251 --> 00:28:33,563
ثانياً، در ازاي راه فرار و هويت جديدي كه

578
00:28:33,587 --> 00:28:36,700
تقديم‌تون مي‌كنم، اسمِ يكي رو مي‌خوام

579
00:28:36,724 --> 00:28:40,504
هفتۀ پيش، زني با نام مستعار كارولين گيونز

580
00:28:40,528 --> 00:28:42,105
از ول‌استون مترجم استخدام كرده

581
00:28:42,129 --> 00:28:44,274
مي‌خوام بدونم با كي ملاقات كرده

582
00:29:06,687 --> 00:29:08,343
خودم خوندن بلدم

583
00:29:15,316 --> 00:29:16,740
صبر كن»

584
00:29:16,764 --> 00:29:19,209
«اسمِ جاسوسـه رو بگو

585
00:29:19,233 --> 00:29:21,845
چرا؟ ديگه تموم شد و رفت. اون برد

586
00:29:21,869 --> 00:29:23,423
كُشتنِ اون، اين حقيقت رو عوض نمي‌كنه

587
00:29:23,448 --> 00:29:25,581
كه شما بايد همين‌الان با من بيايد

588
00:29:33,881 --> 00:29:35,778
بايد اسمش رو بدونم»

589
00:29:36,450 --> 00:29:39,824
اگر بهم نگي. همين پسره رو مي‌كُشم

590
00:29:40,521 --> 00:29:42,866
چون يا جاسوس همينه

591
00:29:42,890 --> 00:29:46,369
يا درس عبرتي مي‌شه براي
«كسايي كه فكرِ خيانت به من تو سرشونـه

592
00:29:46,393 --> 00:29:49,706
من معمولاً اعتقادِ شديدي به 
،درس عبرت ساختن دارم

593
00:29:49,730 --> 00:29:53,910
ولي دقيقاً جديدترين مترجم‌تون رو خواستم

594
00:29:53,934 --> 00:29:59,316
چون اين اطلاعات قبل از ورود ايشون 
به ول‌استون درز كرده بوده

595
00:29:59,340 --> 00:30:01,095
جاسوس اون نيستش

596
00:30:01,842 --> 00:30:03,673
و ما هم بايد بريم

597
00:30:03,697 --> 00:30:05,155
همين‌الان

598
00:30:24,865 --> 00:30:27,978
خب، يعني چي مكالمه رو ضبط كرده؟

599
00:30:28,002 --> 00:30:31,014
...ظاهراً، ردينگتون شنود همراهش بوده

600
00:30:31,038 --> 00:30:32,616
شنودي كه به دادگستري مي‌گيم

601
00:30:32,640 --> 00:30:33,817
همراهِ تو بوده

602
00:30:33,841 --> 00:30:35,919
به‌نظرت مدرك محكمي هست؟

603
00:30:35,943 --> 00:30:37,120
آره

604
00:30:37,144 --> 00:30:39,522
خيل كثيري از كارمندان 
و مشتري‌هاي ول‌استون قراره برن زندان

605
00:30:39,546 --> 00:30:40,724
به غير از مالكش

606
00:30:40,748 --> 00:30:42,058
آقاي ردينگتون به سرهنگ قول داد

607
00:30:42,082 --> 00:30:43,916
كه در ازاي اسمِ كسي كه
،با ليز ملاقات كرده بود

608
00:30:43,941 --> 00:30:44,928
كمكش كنه فرار كنه

609
00:30:44,952 --> 00:30:46,129
تو اسمِ طرفـو نفهميدي؟

610
00:30:46,153 --> 00:30:47,664
آقاي ردينگتون حواسش بود كه من نفهمم

611
00:30:47,688 --> 00:30:50,100
آيدين ماركوويچ، يه شكارچيِ جايزه‌بگير بوسنيايي

612
00:30:50,124 --> 00:30:52,369
ظاهراً، كين از طريق ول‌استون
طرف رو اجير كرده

613
00:30:52,393 --> 00:30:55,105
آقاي ردينگتون اسمـه رو بهتون گفت؟
براي چي؟

614
00:30:55,129 --> 00:30:56,406
چون ما تو يه تيم‌ايم

615
00:30:56,430 --> 00:30:58,084
و به‌خاطر اينكه خوب مي‌دونه
اگر مي‌خوايم

616
00:30:58,109 --> 00:31:00,377
،كين رو سالم برگردونيم خونه
بايد با هم همكاري كنيم

617
00:31:00,401 --> 00:31:02,646
،آيدين ماركوويچ، اين شكارچيـه

618
00:31:02,670 --> 00:31:04,658
هر اطلاعاتي بتونيم ازش گير مياريم

619
00:31:05,139 --> 00:31:06,494
مأمور پارك

620
00:31:07,741 --> 00:31:09,653
من با دستيار دادستاني صحبت كردم

621
00:31:09,677 --> 00:31:11,021
گويا پيشرفتي تو پروندۀ

622
00:31:11,045 --> 00:31:12,355
مرگ دوست‌تون حاصل شده

623
00:31:12,379 --> 00:31:14,758
ظاهراً ديترلي غيبش زده

624
00:31:20,321 --> 00:31:21,843
كمكم مي‌كني؟

625
00:31:23,791 --> 00:31:25,001
آلينا، تو بهم قول دادي

626
00:31:25,025 --> 00:31:26,503
كه بلايي سر ديترلي نمياري

627
00:31:26,527 --> 00:31:27,871
بايد اينو بهم بگي

628
00:31:27,895 --> 00:31:29,851
زدي زير قولت؟

629
00:31:30,531 --> 00:31:32,175
نه، قربان

630
00:31:40,478 --> 00:31:41,957
آقاي كوپر

631
00:31:41,981 --> 00:31:43,692
...آقاي كوپر

632
00:31:43,716 --> 00:31:46,028
در رابطه با اين فلشي كه
مي‌خواستيد قفلش رو بشكنم

633
00:31:46,052 --> 00:31:48,063
والا.. نمي‌تونم

634
00:31:48,087 --> 00:31:49,932
با يكي از دوستام تو امنيت ملي تماس گرفتم

635
00:31:49,956 --> 00:31:51,166
بهش اعتماد داري؟ -
بله -

636
00:31:51,190 --> 00:31:53,368
خوبه. چون اگه از اين ماجرا
،به كسي چيزي بگه

637
00:31:53,392 --> 00:31:55,209
ممكنه جونش در خطر بيفته

638
00:31:55,628 --> 00:31:57,039
خبرشـو بهم بده

639
00:31:57,063 --> 00:31:58,596
بله، قربان

640
00:32:09,342 --> 00:32:13,355
ريموند، بايد به پائولا بگي كه طرف نمياد

641
00:32:13,379 --> 00:32:15,104
اي بابا

642
00:32:15,448 --> 00:32:19,394
،اون بهش اميد واهي ميده
بعد من بايد اميدشـو نااميد كنم

643
00:32:19,418 --> 00:32:20,985
شاهكارِ گلن

644
00:32:22,622 --> 00:32:26,134
واي خدا. واي خدا. واي خدا

645
00:32:26,158 --> 00:32:27,936
!اومدي

646
00:32:27,960 --> 00:32:29,938
...اسكاچروز براتون آور

647
00:32:29,962 --> 00:32:32,407
سلام

648
00:32:32,431 --> 00:32:34,610
شما بايد پائولا باشيد

649
00:32:34,634 --> 00:32:38,447
واي، گلن خيلي ازتون تعريف مي‌كرد
،ولي خداي من

650
00:32:38,471 --> 00:32:40,649
حتي از اوني كه مي‌گفت هم زيباتريد

651
00:32:40,673 --> 00:32:42,050
!واي

652
00:32:44,210 --> 00:32:47,637
گلن از آدم خوب‌ها بود

653
00:32:48,914 --> 00:32:51,593
...قطعاً آدم عجيب‌وغريبي بود، ولي

654
00:32:51,617 --> 00:32:56,598
ولي مي‌دونيد، اون پسر
هميشه مي‌تونست روزمـو بسازه

655
00:32:56,622 --> 00:32:58,900
مي‌دونيد، يادمه وقتي داشتيم
،آلبوم سوم‌مون رو ضبط مي‌كرديم

656
00:32:58,924 --> 00:33:01,136
جاني» يه فرمول هارمونيكِ محشر نوشته بود»
[ يكي از اعضاي بندِ هيويي لوييس ]

657
00:33:01,160 --> 00:33:03,805
و داشت رو ملوديش كار مي‌كرد

658
00:33:03,829 --> 00:33:05,540
،و من بايد شعرش رو مي‌نوشتم

659
00:33:05,564 --> 00:33:06,908
و اصلاً نمي‌شد

660
00:33:06,932 --> 00:33:09,111
بارها سعي كردم، ولي گير كرده بودم

661
00:33:09,135 --> 00:33:10,892
،واقعاً هيچي به ذهنم نمي‌رسيد

662
00:33:10,933 --> 00:33:12,878
و يادمه كه گلن اومد پيشم

663
00:33:12,902 --> 00:33:15,480
و البته كه رفتيم بيرون هات‌داگ تند زديم

664
00:33:16,633 --> 00:33:19,084
و... و درمورد آهنگـه دردِ دل كردم

665
00:33:19,108 --> 00:33:21,620
،و... بهش گفتم، مي‌دونيد
نمي‌دونم چي كار كنم»

666
00:33:21,644 --> 00:33:23,021
اين خيلي مهمه

667
00:33:23,045 --> 00:33:24,456
،اگه اين آلبوم‌مون آهنگِ هيت نداشته باشه

668
00:33:24,480 --> 00:33:25,757
«ليبل‌مون باهامون قطع همكاري مي‌كنه

669
00:33:25,781 --> 00:33:28,293
و گلن دست‌شـو گذاشت رو بازوم

670
00:33:28,317 --> 00:33:30,829
:و زُل زد تو چشمام و گفت

671
00:33:30,853 --> 00:33:34,399
«ببين، اگه اين آخر خطه، آخر خطه ديگه

672
00:33:36,725 --> 00:33:39,004
و يهويي.. بهم الهام شد

673
00:33:39,028 --> 00:33:42,396
يعني.. اون شعر و اون آهنگ

674
00:33:42,900 --> 00:33:45,403
يعني گلن همچين آدمي بود

675
00:33:45,741 --> 00:33:49,073
،مي‌دونيد.. اون.. مايۀ الهام‌بخشيِ من بود

676
00:33:49,839 --> 00:33:51,472
و خيلي دوستش داشتم

677
00:33:53,876 --> 00:33:56,655
،ولي اگه خودشم بود 
نمي‌خواست اينجا گريه و زاري كنيم

678
00:33:56,679 --> 00:33:58,457
مي‌خواست كه خوش بگذرونيم

679
00:33:58,481 --> 00:34:01,026
:به قول گلن كه مي‌گفت
ما واسه زمان زيادي اينجا نيستيم»

680
00:34:01,050 --> 00:34:03,150
«اينجاييم كه خوش بگذرونيم
...پس

681
00:34:04,053 --> 00:34:05,673
...گيلاس‌هاتون رو بياريد بالا

682
00:34:06,375 --> 00:34:10,643
...يا مرغ‌هاتون رو
،يا هر چي كه داريد

683
00:34:10,668 --> 00:34:14,404
چون امشب قراره به‌خاطر مايۀ الهام‌بخشيِ من جشن بگيريم

684
00:34:14,497 --> 00:34:19,611
«امشب ياد و خاطرۀ «جلي بين
و دل مهربون‌شـو جشن مي‌گيرم

685
00:34:35,885 --> 00:34:39,222


686
00:34:39,247 --> 00:34:41,114


687
00:34:43,072 --> 00:34:46,974


688
00:34:46,999 --> 00:34:50,567


689
00:34:50,666 --> 00:34:54,679


690
00:34:54,703 --> 00:34:57,449


691
00:34:57,473 --> 00:34:59,885


692
00:34:59,909 --> 00:35:01,638
داري چي‌كار مي‌كني؟ -
خداي بزرگ -

693
00:35:01,662 --> 00:35:03,564
باورم نمي‌شه كه اومدي

694
00:35:03,905 --> 00:35:06,539
ممنونم، واقعاً ممنونم، آقاي لوييس

695
00:35:06,564 --> 00:35:08,464
كاري نكردم -
چي شد؟ -

696
00:35:08,489 --> 00:35:09,826
چي نظرتون رو عوض كرد؟

697
00:35:09,851 --> 00:35:11,194
شما

698
00:35:11,218 --> 00:35:13,042
آقاي ردينگتون

699
00:35:13,067 --> 00:35:14,592
با جري صحبت كردي -
آره -

700
00:35:15,090 --> 00:35:17,757
و خدايي بايد بهم بگي
چون اصلاً حاليم نمي‌شه

701
00:35:17,782 --> 00:35:20,716
آخه براي چي ريموند ردينگتون

702
00:35:20,741 --> 00:35:23,321
بايد دنبال كاراي يه كارمند پشت‌ميزيِ
ادارۀ راهنمايي‌رانندگي باشه؟

703
00:35:23,346 --> 00:35:24,545
مدير منطقه

704
00:35:24,570 --> 00:35:28,172
بله، ولي چيِ اين آدم انقدر خاصـه

705
00:35:28,197 --> 00:35:30,564
كه تحت تعقيب‌ترين فراريِ دنيا

706
00:35:30,589 --> 00:35:33,219
مراسم يادبودش رو براش تدارك مي‌بينه؟

707
00:35:33,896 --> 00:35:35,796
آدما زياد از دست من قايم مي‌شن

708
00:35:35,821 --> 00:35:38,188
و گلن استادِ پيدا كردن‌شون بود

709
00:35:38,213 --> 00:35:40,880
نپرسيدم براتون چي‌كار مي‌كرد

710
00:35:40,905 --> 00:35:42,905
گفتم چيش انقدر خاص بود

711
00:35:42,930 --> 00:35:44,622
اينش يه‌كم پيچيده‌تره

712
00:35:44,647 --> 00:35:45,980
خب مطمئنم كه همين‌طوره

713
00:35:46,108 --> 00:35:48,150
شك ندارم كه فوق‌العاده پيچيده‌ست

714
00:35:48,283 --> 00:35:50,850
و عجيب و غريب

715
00:35:51,032 --> 00:35:54,467
ولي من عاشقِ چيزاي عجيب‌وغريبم

716
00:35:54,630 --> 00:35:57,944
خودتون گفتيد مي‌تونم هر 
چيزي ازتون بخوام... من همينو مي‌خوام

717
00:35:57,968 --> 00:36:02,098
مي‌خوايد از عجيب و غريب‌بودنِ گلن 
براتون تعريف كنم

718
00:36:02,122 --> 00:36:03,650
مي‌خوام مدح‌تون در وصفش رو بشنوم

719
00:36:03,674 --> 00:36:06,152
مي‌خوام ريموند ردينگتون برام بگه

720
00:36:06,176 --> 00:36:09,956
كه مدير منطقۀ ادارۀ راهنمايي‌رانندگيِ راك‌ويل

721
00:36:09,980 --> 00:36:14,060
چي‌ش انقدر عجيب و غريب و زيبا بود

722
00:36:14,084 --> 00:36:15,261
تو منو مي‌شناسي

723
00:36:15,285 --> 00:36:17,397
و مي‌دوني كه مي‌تونم 
لطف‌هاي خفني در حقت بكنم

724
00:36:17,421 --> 00:36:20,333
حاجي، باور كن تو فكرم بود كه ازت بخوام

725
00:36:20,357 --> 00:36:22,936
بري رفيقم «بروس هورنزبي» رو زهره‌ترك كني
[ خوانندۀ آمريكايي ]

726
00:36:22,960 --> 00:36:25,472
جالب مي‌شد

727
00:36:25,496 --> 00:36:28,541
ولي حقيقتش، لطفي بزرگ‌تر از اين وجود نداره

728
00:36:28,565 --> 00:36:31,010
كه روح و باطنِ يه آدم رو فاش كني

729
00:36:31,034 --> 00:36:32,579
آره گمونم همين‌طور باشه

730
00:36:32,603 --> 00:36:34,013
،آره، من سهمِ خودمـو انجام دادم

731
00:36:34,037 --> 00:36:35,615
،مدحيه‌م رو خوندم

732
00:36:35,639 --> 00:36:39,274
،و در عوض
مي‌خوام مال شما رو بشنوم

733
00:36:41,712 --> 00:36:44,080
آقاي لوييس، طرفدار پر و پاقرص‌تونم

734
00:36:44,105 --> 00:36:45,333
مرسي

735
00:36:50,193 --> 00:36:51,626
اين.. اين چيه؟

736
00:36:51,722 --> 00:36:53,466
«خاكستر يه سگِ «گريت دين

737
00:36:53,490 --> 00:36:54,834
ما يه رفيقِ دامپزشك داريم

738
00:36:54,858 --> 00:36:56,636
و اون تو پناهگاهي كار مي‌كنه
كه جسد حيوانات خونگي‌اي كه

739
00:36:56,660 --> 00:36:57,904
بايد خلاص بشن رو مي‌سوزونن

740
00:36:57,928 --> 00:36:59,973
ولي من كه بهت گفتم
نمي‌خوام خاكسترش رو بدزدم

741
00:36:59,997 --> 00:37:01,774
و منم انقدري مي‌شناسمت كه بدونم

742
00:37:01,798 --> 00:37:03,810
نهايتاً، احتمالاً اين‌كارو بكني

743
00:37:03,834 --> 00:37:06,112
ببخشيد، ولي قضيه‌ي اين

744
00:37:06,136 --> 00:37:08,515
خاكستر و كيسه و فلان چيه؟

745
00:37:08,539 --> 00:37:10,839
تو راه، همه‌چي رو بهتون توضيح ميدم

746
00:37:14,011 --> 00:37:16,723


747
00:37:35,065 --> 00:37:36,244
خيله‌خب

748
00:37:37,568 --> 00:37:39,264
واقعاً اومديم

749
00:37:39,302 --> 00:37:41,514
گلن -
صحيح -

750
00:37:42,392 --> 00:37:43,724
...گلن

751
00:37:48,713 --> 00:37:50,446
...گلن

752
00:37:53,283 --> 00:37:55,194
خيلي چيزها بود

753
00:37:56,714 --> 00:37:58,114
فرزند

754
00:37:59,049 --> 00:38:00,849
كارمند دولت

755
00:38:02,025 --> 00:38:05,872
«عضو مفتخرِ تيم بولينگ «اسپر مي

756
00:38:05,896 --> 00:38:12,212
دو بار نائب قهرمانِ
مسابقات منطقه‌ايِ جنوب

757
00:38:12,236 --> 00:38:16,924
!و يه رديابِ.. فوق‌العاده بي‌نظير

758
00:38:17,962 --> 00:38:19,468
...ولي اون

759
00:38:20,544 --> 00:38:22,244
خدايا

760
00:38:24,574 --> 00:38:26,841
خيلي ويژگي‌هاي ديگه هم داشت

761
00:38:29,032 --> 00:38:30,479
...گلن

762
00:38:31,488 --> 00:38:33,399
رو اعصاب بود

763
00:38:34,258 --> 00:38:35,651
بي‌ادب بود

764
00:38:36,380 --> 00:38:39,196
رسماً ديوونه‌ت مي‌كرد

765
00:38:39,997 --> 00:38:44,944
،اون يه آدمِ لذت‌گرا، فوق وطن‌پرست
،دروغگو و متقلب بود

766
00:38:44,968 --> 00:38:49,804
ولي گلن.. يك‌چيز نبود

767
00:38:54,552 --> 00:38:56,380
و اون ترسو بودنـه

768
00:38:56,677 --> 00:39:00,812
گلن.. از هيچي ترس نداشت

769
00:39:00,837 --> 00:39:02,904
از قضاوت‌ها نمي‌ترسيد

770
00:39:02,929 --> 00:39:04,428
از اشتباه‌كردن نمي‌ترسيد

771
00:39:04,453 --> 00:39:06,387
نه از رفاقت مي‌ترسيد

772
00:39:06,412 --> 00:39:08,045
و نه از عشق و عاشقي

773
00:39:08,070 --> 00:39:09,736
از جوك‌هاي بي‌مزه

774
00:39:09,761 --> 00:39:11,270
و خنديدن

775
00:39:12,128 --> 00:39:14,273
هيچ‌وقت از خوش‌گذروندن نمي‌ترسيد

776
00:39:14,850 --> 00:39:16,650
يا از زمان‌بنديِ بد

777
00:39:17,014 --> 00:39:18,527
يا از عواقب كارهاش

778
00:39:19,483 --> 00:39:21,822
يا از مأموريت‌هاي غيرممكن

779
00:39:23,113 --> 00:39:26,748
يا از هر جور خطري كه بگي

780
00:39:28,078 --> 00:39:30,748
و البته كه از منم ترسي نداشت

781
00:39:30,780 --> 00:39:31,999
هرگز

782
00:39:34,651 --> 00:39:40,841
هر چه‌قدرم زندگي به گلن نامردي مي‌كرد
...و باهاش بد تا مي‌كرد

783
00:39:41,525 --> 00:39:44,553
گلن به زندگي عشق مي‌ورزيد

784
00:39:45,128 --> 00:39:51,227
،اون بدون هيچ احساس ترديد، پشيموني 
يا حسرتي زندگي رو مي‌پذيرفت

785
00:39:52,235 --> 00:39:54,669
...و اين واقعاً

786
00:39:57,561 --> 00:39:59,038
كم‌يابـه...

787
00:40:08,117 --> 00:40:10,050
...اي كاش

788
00:40:12,615 --> 00:40:16,917
اي‌كاش آدماي بيشتري مثل گلن نترس بودن

789
00:40:20,397 --> 00:40:24,377
بيشتر از همه دلم براي اينش تنگ مي‌شه

790
00:40:31,808 --> 00:40:36,814
...و اميدوارم حالا حالاها

791
00:40:40,958 --> 00:40:43,492
...تمام خاطراتي كه ازش دارم

792
00:40:47,591 --> 00:40:49,458
از خاطرم محو نشن...

793
00:41:10,800 --> 00:41:19,952
:مترجمين
« Highbury »
« AbG ســــروش »

794
00:41:51,488 --> 00:41:54,465
:به ياد
[ كلارك ميدلتون؛ 1957-2020 ]
«بازيگر نقش گلن در اكتبر 2020 فوت كرد»

