﻿1
00:00:10,091 --> 00:00:12,723
‫یکم منو خفه کن. خوشم میاد

2
00:00:18,816 --> 00:00:24,314
تـلـگـرام
<font color="#ff0000">@BlacklistDonate</font>

3
00:00:24,339 --> 00:00:32,873
:تـــرجـــمـــه
« Highbury و AbG ســــروش »

4
00:00:32,897 --> 00:00:41,431
<font color="#58ACFA">Sync: AliNet</font>

5
00:00:56,022 --> 00:00:58,181
:فصل نهم، قسمت سیزدهم
« شرکت مدل‌های اصلی؛ شمارۀ ۱۷۶ »

6
00:00:59,426 --> 00:01:02,137
‫ویچا، اگه میرسا بتونه
‫ذهن منو بخونه...

7
00:01:02,161 --> 00:01:04,239
‫تو می‌تونی ذهن اونو بخونی؟

8
00:01:04,263 --> 00:01:07,299
‫- نه.
‫- نمی‌خوای یا نمی‌تونی؟

9
00:01:11,371 --> 00:01:14,484
‫دنبال قاتل الیزابت می‌گردم...

10
00:01:14,508 --> 00:01:17,119
‫این حس اجباری که دارم...

11
00:01:17,143 --> 00:01:18,488
‫سرزنشش نمی‌کنم که رفته.

12
00:01:18,512 --> 00:01:22,625
‫میرسا به خاطر کاری
‫که تو می‌کنی نرفته

13
00:01:22,649 --> 00:01:24,327
‫رفت چون کاری که می‌کنی...

14
00:01:24,351 --> 00:01:27,330
‫نشون داد مرد متفاوتی شدی...

15
00:01:27,354 --> 00:01:29,064
‫نسبت به وقتی که باهاش
‫در خونه‌ش در کوهستان...

16
00:01:29,088 --> 00:01:30,671
‫بودی

17
00:01:31,629 --> 00:01:36,271
‫وقتی این جریان تموم شد
‫و دوباره همون مرد شدم...

18
00:01:36,295 --> 00:01:39,008
‫خواهرت منو قبول می‌کنه؟

19
00:01:39,032 --> 00:01:41,344
‫هنوز اون مرد جایی در وجودت هست؟

20
00:01:43,971 --> 00:01:45,705
‫باید هارولد باشه

21
00:01:50,444 --> 00:01:51,521
‫فکر کردم یه پرونده داری

22
00:01:51,545 --> 00:01:54,056
‫دارم و یه مراسم سوگواری

23
00:01:54,080 --> 00:01:56,392
‫وقتی بهت پرونده رو بدم،
‫میرم به مراسم برسم

24
00:01:56,416 --> 00:01:59,395
‫متاسفم. مراسم دوستته،
‫شما دو تا بهم نزدیک بودین؟

25
00:01:59,419 --> 00:02:00,396
‫بودیم

26
00:02:00,420 --> 00:02:03,624
‫در این سالها بارها
‫پیش اومد که با هم کار کنیم

27
00:02:03,879 --> 00:02:05,033
‫مرد خوبی بود

28
00:02:05,057 --> 00:02:08,428
‫حرف از تازه درگذشتگان شد...

29
00:02:08,754 --> 00:02:12,207
‫جسد سفیر وارن پیدا شده...

30
00:02:12,231 --> 00:02:14,209
‫بعد از اینکه با یکی بهتر از خودش...

31
00:02:14,233 --> 00:02:16,044
‫همبستر شده

32
00:02:16,068 --> 00:02:17,614
‫در آگهی فوتش نوشته
‫یه مرد خونواده دوست مهربون بوده...

33
00:02:17,638 --> 00:02:19,349
‫که در خونه‌ش به قتل رسیده

34
00:02:19,373 --> 00:02:22,619
‫بهش زرق و برق دادن
‫تا حقیقت کثیف رو بپوشونن

35
00:02:22,643 --> 00:02:24,253
‫نوشته پلیس هیچ سرنخی نداره

36
00:02:24,277 --> 00:02:26,523
‫چون آشنایی نزدیک و صمیمی...

37
00:02:26,547 --> 00:02:28,358
‫با فدریکا کارالس ندارن...

38
00:02:28,382 --> 00:02:31,994
‫بانوی ثروت و نفوذ

39
00:02:32,018 --> 00:02:33,429
‫- و تو داری؟
‫- طبیعیه که دارم

40
00:02:33,453 --> 00:02:37,967
‫اطلاعات داره، رازهای
‫کوچیک و بزرگ داره

41
00:02:37,990 --> 00:02:39,502
‫و سفیر مشتریش بوده؟

42
00:02:39,526 --> 00:02:40,672
‫تا همین تازگی

43
00:02:40,696 --> 00:02:44,139
‫به ظاهر، بهش خبر داده که
‫می‌خواد حسابش رو ببنده...

44
00:02:44,163 --> 00:02:46,576
‫و لذت‌های جدید رو تجربه کنه

45
00:02:46,600 --> 00:02:48,244
‫چه ارتباطی با مرگش داره؟

46
00:02:48,268 --> 00:02:50,145
‫خب، در زمانی داشته لذت می‌برده...

47
00:02:50,169 --> 00:02:53,249
‫که وقت مرگش فرا رسیده

48
00:02:53,273 --> 00:02:56,352
‫اسمی از این خدمات جدید داری؟

49
00:02:56,376 --> 00:02:58,388
‫چیزی با اسم «مدل‌های اصلی» پیدا نشد...

50
00:02:58,412 --> 00:02:59,568
‫چه در اینترنت و چه خارجش

51
00:02:59,592 --> 00:03:00,623
‫فکر کنم آدم‌های پولدار و قدرتمند...

52
00:03:00,647 --> 00:03:02,124
‫اینجور هوا و هوس‌ها رو...

53
00:03:02,148 --> 00:03:03,992
‫از صفحات آخر مجلات هفتگی...

54
00:03:04,016 --> 00:03:05,295
‫یا موتورهای جستجوی
‫قابل ردیابی دنبال نمی‌کنن

55
00:03:05,319 --> 00:03:07,062
‫ببخشید، اما واقعا می‌خوایم...

56
00:03:07,086 --> 00:03:08,431
‫در مورد چنین چیزی تحقیق کنیم؟

57
00:03:08,455 --> 00:03:10,633
‫ردینگتون ازمون می‌خواد از
‫منافع خانمی محافظت کنیم...

58
00:03:10,657 --> 00:03:11,734
‫که باهاش رفیقه؟

59
00:03:11,758 --> 00:03:13,202
‫بررسیش می‌کنیم

60
00:03:13,226 --> 00:03:14,637
‫اگه مشخص بشه ردینگتون
‫ما رو دنبال نخود سیاه فرستاده...

61
00:03:14,661 --> 00:03:16,372
‫به دست پلیس محلی می‌سپاریمش

62
00:03:16,396 --> 00:03:18,909
‫بیاین خانم کارالس رو
‫بیاریم و ببینیم کی پشت...

63
00:03:18,933 --> 00:03:20,310
‫قتل سفیر بوده

64
00:03:23,002 --> 00:03:26,081
‫بازم در مورد مدل‌های اصلی تحقیق کنین

65
00:03:26,105 --> 00:03:29,117
‫خوب نیستم. عالیم

66
00:03:29,141 --> 00:03:31,454
‫ببخشید که اینو میگم، اما حقیقته

67
00:03:31,478 --> 00:03:34,189
‫که واقعا امیدوارم
‫دلیلش رو بهم بگی

68
00:03:34,213 --> 00:03:38,495
‫مشروب‌فروش چیزی توی نوشیدنی‌ت
‫می‌ریزه، تو از حال میری، بیدار میشی...

69
00:03:38,519 --> 00:03:41,063
‫و برای قتل معشوقه‌ی
‫زنت گیر می‌افتی

70
00:03:41,087 --> 00:03:43,966
‫همه چی مستقیم به
‫مشروب‌فروش می‌رسه، اون کشته میشه

71
00:03:43,990 --> 00:03:46,603
‫یکی از دوستانش
‫که زن بود گفته غیب شده

72
00:03:46,627 --> 00:03:50,240
‫تمام سرنخ‌ها از بین رفته تا اینکه...

73
00:03:50,264 --> 00:03:51,140
‫شرایط عوض میشه

74
00:03:51,164 --> 00:03:52,832
‫- دوستش رو پیدا کردی؟
‫- آره

75
00:03:52,856 --> 00:03:54,344
‫فعلا منو تشویق نکن...

76
00:03:54,368 --> 00:03:56,212
‫و مطمئن شو که ما بهش برسیم...

77
00:03:56,236 --> 00:03:59,382
‫قبل از اینکه کارآگاه
‫سمج و مریض هیبر پیداش کنه

78
00:03:59,406 --> 00:04:00,914
‫دقیقا کجاست؟

79
00:04:00,938 --> 00:04:04,220
‫در یه میخونه ارزون در
‫اولد فورس وارد، آتلانتا

80
00:04:04,244 --> 00:04:05,851
‫دوست دختر سابقش صاحب اونجاست

81
00:04:05,875 --> 00:04:07,557
‫قبلا اونجا پشت پیشخون
‫وامیستاده تا اینکه بهم زدن...

82
00:04:07,581 --> 00:04:09,192
‫و اسباب‌کشی کرده و رفته دی‌سی

83
00:04:09,216 --> 00:04:12,162
‫چندان مطمئن نیستم که پای یه آدم بی‌گناه
‫دیگه رو به این مخمصه باز کنم

84
00:04:12,186 --> 00:04:14,197
‫این زن در معرض خطر بوده

85
00:04:14,221 --> 00:04:16,064
‫ممکنه همون قطعه پازلی باشه...

86
00:04:16,088 --> 00:04:19,492
‫که تو رو از قتل
‫داگ کاستر تبرئه کنه

87
00:04:20,540 --> 00:04:22,785
‫چی اینقدر اضطراری بوده که باید...

88
00:04:22,809 --> 00:04:24,386
‫منو از کلاس پیلاتز می‌کشوندین اینجا؟

89
00:04:24,410 --> 00:04:26,655
‫می‌دونین که انعطاف‌پذیری
‫از اصول مهم کاره

90
00:04:26,679 --> 00:04:29,758
‫راستش نمی‌دونستم،
‫اما حالا که حرفشو زدین...

91
00:04:29,782 --> 00:04:33,117
‫- می‌تونم تصور کنم...
‫- بله، مطمئنم که می‌تونی

92
00:04:34,378 --> 00:04:36,023
‫سفیر وارن

93
00:04:36,047 --> 00:04:38,458
‫- دن از دوستان خوبم بود
‫- مشتری هم بوده

94
00:04:38,482 --> 00:04:40,561
‫یه مشتری و یه دوست خوب بود

95
00:04:40,585 --> 00:04:41,896
‫من به همسرش معرفیش کردم

96
00:04:41,920 --> 00:04:44,665
‫خب، مطمئنم تا ابد ازت سپاسگزاره

97
00:04:44,689 --> 00:04:47,034
‫تمام روابط اونقدر که فکر می‌کنی...

98
00:04:47,058 --> 00:04:49,937
‫عادی نیست، مامور...

99
00:04:49,961 --> 00:04:50,972
‫رسلر

100
00:04:50,996 --> 00:04:53,598
‫خب، مامور رسلر

101
00:04:53,898 --> 00:04:56,376
‫تو می‌تونی هر وقت بخوای منو زمین گیر کنی

102
00:04:56,400 --> 00:04:58,012
‫دنبال ارتباطی بین...

103
00:04:58,036 --> 00:05:00,047
‫مرگ سفیر و خدمات همراهی به اسم...

104
00:05:00,071 --> 00:05:01,582
‫مدل‌های اصلی می‌گردیم

105
00:05:01,606 --> 00:05:04,417
‫باید هر چی که می‌دونی رو بهمون بگی

106
00:05:04,441 --> 00:05:06,921
‫هیچکدوم از دخترهای من
‫سمت مدل‌های اصلی نرفتن

107
00:05:06,945 --> 00:05:09,891
‫که عجیبه و نمی‌تونم
‫حتی رد یه رابط رو بگیرم...

108
00:05:09,915 --> 00:05:13,527
‫نه اسمی، نه آدرسی،
‫نه هیچی از مدل‌های اصلی ندارم

109
00:05:13,551 --> 00:05:16,731
‫هر کی پشت این جریانه
‫خوب خودشو مخفی کرده

110
00:05:16,755 --> 00:05:18,279
‫از دست این مردها

111
00:05:18,890 --> 00:05:21,602
‫از دست این مردهای
‫افتضاح و کثیف...

112
00:05:21,626 --> 00:05:24,137
‫هر چیزی که دورشون
‫باشه رو خشک می‌کنن

113
00:05:25,063 --> 00:05:27,608
‫استفاده و سواستفاده می‌کنن...

114
00:05:27,632 --> 00:05:31,602
‫طوری رفتار می‌کنن انگار
‫دنیا زمین بازی اختصاصی اوناست

115
00:05:37,374 --> 00:05:38,953
‫ناراحت نباش، عزیزم

116
00:05:38,977 --> 00:05:43,390
‫این مردها شاید عادت کرده
‫باشن به چیزی که بخوان برسن

117
00:05:43,414 --> 00:05:45,927
‫اما حالا به لطف ما...

118
00:05:45,951 --> 00:05:49,262
‫بالاخره به چیزی
‫می‌رسن که حقشونه

119
00:05:49,688 --> 00:05:52,365
‫معمولا وقتی شرکت خدماتی
‫همراهی جدید تاسیس میشه...

120
00:05:52,389 --> 00:05:54,802
‫بعضی از دخترهام میرن برای اونا کار می‌کنن

121
00:05:54,826 --> 00:05:57,505
‫چند ماه بعد، با عجله
‫برمی‌گردن پیش خودم...

122
00:05:57,529 --> 00:06:00,708
‫چون هیچکس بهتر از
‫مامان کارالس باهاشون رفتار نمی‌کنه

123
00:06:00,732 --> 00:06:02,610
‫فکر می‌کنی مدل‌های اصلی چیزی میده...

124
00:06:02,634 --> 00:06:04,679
‫که خدمات همراهی معمولی نمیدن؟

125
00:06:04,703 --> 00:06:05,713
‫نمی‌دونم

126
00:06:05,737 --> 00:06:08,583
‫اما دومین مشتری بهم گفت
‫دیگه نمی‌خواد با ما کار کنه

127
00:06:08,607 --> 00:06:09,884
‫نگرانم کار مدل‌های اصلی باشه...

128
00:06:09,908 --> 00:06:13,512
‫چون خود سفیر اونو بهم معرفی کرد

129
00:06:13,536 --> 00:06:15,179
‫اسمش چیه؟

130
00:06:15,780 --> 00:06:17,525
‫نمی‌تونیم به مشتری‌ت
‫خبر بدیم توی خطر افتاده...

131
00:06:17,549 --> 00:06:19,750
‫مگه اینکه بدونیم کیه

132
00:06:22,419 --> 00:06:24,476
‫نماینده کنگره، اسپیت

133
00:06:24,500 --> 00:06:26,490
‫مت اسپیت

134
00:06:36,835 --> 00:06:38,913
‫گوش کن، تو بهم زنگ بزن...

135
00:06:38,937 --> 00:06:43,350
‫وقتی آماده یه
‫بیمه مناسب برای خودت و...

136
00:06:43,374 --> 00:06:46,487
‫همسرت که عاشق
‫بانجی جامپینگه بودی

137
00:06:46,511 --> 00:06:48,723
‫استیو هومن فقط به درد
‫دلقک بازی می‌خوره

138
00:06:48,747 --> 00:06:49,756
‫قطعا در مورد استیو همینطوره

139
00:06:49,780 --> 00:06:51,659
‫می‌دونی، در حیطه
‫کاری من به عنوان وکیل طلاق...

140
00:06:51,683 --> 00:06:54,027
‫چیزی که تو بهش میگی بیمه،
‫ما بهش میگیم قرارداد پیش از ازدواج

141
00:07:00,057 --> 00:07:02,002
‫خوشحالم تو رو اینجا می‌بینم

142
00:07:02,026 --> 00:07:03,838
‫استیو هومن، درسته؟

143
00:07:03,862 --> 00:07:05,473
‫کاساندرا!

144
00:07:05,497 --> 00:07:06,908
‫مثل همیشه خوشگل شدی

145
00:07:06,932 --> 00:07:09,677
‫خودت هم چندان بد نیستی، ریموند

146
00:07:09,701 --> 00:07:14,014
‫کاساندرا، ایشون ویچا شو هستن

147
00:07:14,038 --> 00:07:17,017
‫ویچا، یه دوست قدیمی،
‫کاساندرا بیانکی

148
00:07:17,041 --> 00:07:20,020
‫خب، امیدوارم اونقدر قدیمی نباشم

149
00:07:20,044 --> 00:07:21,822
‫از شنیدن خبر مرگ بارنی ناراحت شدم

150
00:07:21,846 --> 00:07:23,558
‫مرد خیلی خوبی بود

151
00:07:23,582 --> 00:07:25,393
‫با کمیاب‌ترین خصوصیات...

152
00:07:25,417 --> 00:07:28,563
‫صداقت تمام و کمالی داشت

153
00:07:28,587 --> 00:07:30,865
‫حقه و حیله اصلا در کار بارنی نبود

154
00:07:30,889 --> 00:07:34,034
‫و در کار ما، همین
‫می‌تونه دردسرساز باشه

155
00:07:34,058 --> 00:07:35,703
‫و منظورت چه کاریه؟

156
00:07:35,727 --> 00:07:39,607
‫چیزهایی رو می‌گیرم که
‫مال من نیستن

157
00:07:39,631 --> 00:07:42,910
‫چند سال قبل، آقای
‫هومن متخصص دلقک بازی رو راضی کردم...

158
00:07:42,934 --> 00:07:46,581
‫تا از یه دلال سلاح
‫خاورمیانه‌ای همراه با من دزدی کنه

159
00:07:46,605 --> 00:07:49,917
‫در میون چیزهایی که کش رفتیم
‫یه گردنبند بسیار گرانبها وجود داشت...

160
00:07:49,940 --> 00:07:52,753
‫که دلال سلاح قرار بود در
‫جشن تولد زنش...

161
00:07:52,777 --> 00:07:54,044
‫کادو بده

162
00:07:54,476 --> 00:07:56,791
‫تنها کسی که در دنیا بهش اعتماد داشتیم...

163
00:07:56,815 --> 00:07:59,025
‫تا اونو آب کنه، بارنی بود

164
00:07:59,049 --> 00:08:01,362
‫اما قبل از اینکه بتونه خریداری پیدا کنه...

165
00:08:01,386 --> 00:08:03,598
‫گردنبند از گاوصندوق فروشگاه...

166
00:08:03,622 --> 00:08:06,429
‫عتیقه‌جات بارنی دزدیده شد

167
00:08:07,057 --> 00:08:09,179
‫هرگز پیدا نشد

168
00:08:09,594 --> 00:08:11,472
‫یه گردنبند یاقوت بود؟

169
00:08:11,496 --> 00:08:15,376
‫بله، بزرگترین یاقوتی که
‫در میانمار از زیر زمین بیرون کشیده شده

170
00:08:15,400 --> 00:08:17,378
‫تو از کجا می‌دونی؟

171
00:08:17,402 --> 00:08:19,045
‫چون همین الان دارم بهش نگاه می‌کنم

172
00:08:29,105 --> 00:08:31,076
‫متاسفم، فکر نکنم
‫با هم آشنا شده باشیم

173
00:08:31,100 --> 00:08:34,187
‫ماتیلدا هستم، همسر بارنی، بیوه‌ش

174
00:08:35,751 --> 00:08:37,697
‫از گفتن این کلمه متنفرم

175
00:08:38,270 --> 00:08:42,750
‫استیون هومن هستم، از
‫دوستان قدیمی شوهرتون

176
00:08:42,774 --> 00:08:45,887
‫واقعا بهتون تسلیت میگم

177
00:08:45,911 --> 00:08:48,222
‫بارنی مرد عزیزی بود

178
00:08:48,246 --> 00:08:50,058
‫لیلیان الکساندر هستم

179
00:08:50,082 --> 00:08:53,422
‫هر دو خیلی بارنی رو دوست داشتیم

180
00:08:53,446 --> 00:08:56,492
‫بارنی عزیزم رو از کجا می‌شناختین؟

181
00:08:56,516 --> 00:08:57,760
‫از عتیقه‌جات

182
00:08:57,784 --> 00:09:00,630
‫یه چیزهایی رو می‌خریم و می‌فروشیم

183
00:09:00,654 --> 00:09:02,465
‫کار حساس و سختیه...

184
00:09:02,489 --> 00:09:05,902
‫و شوهر شما در این کار نظیر نداشت

185
00:09:05,926 --> 00:09:10,806
‫ماتیلدا، نمی‌تونم
‫جلوی خودمو بگیرم از گردنبندت نپرسم

186
00:09:10,830 --> 00:09:13,576
‫احتمالا حیرت‌انگیزترین جواهریه...

187
00:09:13,600 --> 00:09:14,744
‫که تا حالا دیدم

188
00:09:14,768 --> 00:09:15,679
‫بله

189
00:09:15,703 --> 00:09:18,948
‫ممنونم، این باارزشترین دارایی منه

190
00:09:18,972 --> 00:09:22,118
‫یه هدیه از طرف
‫بارنی برای سالگرد ازدواج‌مون بود

191
00:09:22,142 --> 00:09:26,546
‫خیلی خوشحالم که می‌تونم
‫این هدیه اونو روی قلبم بذارم

192
00:09:28,481 --> 00:09:31,684
‫شرمنده، میشه منو ببخشید؟

193
00:09:34,020 --> 00:09:39,001
‫به ظاهر بارنی از من
‫استفاده کرده تا کارهای کثیفش رو براش بکنم

194
00:09:39,025 --> 00:09:40,770
‫منظورت چیه؟

195
00:09:40,794 --> 00:09:42,972
‫بارنی بهم گفت که پیتر فینچی...

196
00:09:42,996 --> 00:09:44,073
‫گردنبند رو دزدیده

197
00:09:44,097 --> 00:09:45,474
‫شریک تجاری بارنی؟

198
00:09:45,498 --> 00:09:46,809
‫همون موقع‌ها ناپدید شد، نه؟

199
00:09:46,833 --> 00:09:48,811
‫بعد از دزدیده شدن گردنبند...

200
00:09:48,835 --> 00:09:50,446
‫بارنی بهم گفت که...

201
00:09:50,470 --> 00:09:52,694
‫چند تا انباری مخفی
‫پیدا کرده که پیتر سالها...

202
00:09:52,718 --> 00:09:54,984
‫از اون پنهان‌شون کرده،
‫انباری که محتوی...

203
00:09:55,008 --> 00:09:57,453
‫چندین چیزی بود که...

204
00:09:57,477 --> 00:09:58,955
‫از فروشگاه دزدیده شد

205
00:09:58,979 --> 00:10:01,624
‫و پیتر فینچی همینطوری ناپدید نشد

206
00:10:01,648 --> 00:10:03,726
‫من به سرزمین‌های شمالی تبعیدش کردم

207
00:10:03,750 --> 00:10:05,761
‫پس پیتر به بارنی خیانت نکرد

208
00:10:05,785 --> 00:10:07,864
‫درست برعکس بوده

209
00:10:07,888 --> 00:10:09,899
‫و با از بین رفتن پیتر فینچی...

210
00:10:09,923 --> 00:10:13,102
‫تمام تجارت و غنائمش به بارنی رسیده

211
00:10:13,126 --> 00:10:15,471
‫از جمله گردنبند ما

212
00:10:15,495 --> 00:10:17,544
‫یه نوشیدنی قوی‌تر می‌خوام

213
00:10:18,365 --> 00:10:20,343
‫دیگه دارم تنها میشم...

214
00:10:20,367 --> 00:10:21,944
‫و فکر کنم خیلی دیر رسیدیم

215
00:10:21,968 --> 00:10:23,679
‫نمی‌دونم هالک شگفت‌انگیز کجا بوده...

216
00:10:23,703 --> 00:10:26,616
‫اما شاید بد نباشه
‫برین ببینین بهونه‌ش چیه

217
00:10:26,640 --> 00:10:28,517
‫هر کسی که نماینده رو خفه کرده...

218
00:10:28,541 --> 00:10:29,819
‫قدرت غیرعادی داشته

219
00:10:29,843 --> 00:10:32,488
‫با این همه زوری که زده
‫باید یه دی‌ان‌ای گذاشته باشه

220
00:10:32,512 --> 00:10:34,490
‫باید اینطوری باشه،
‫اما تا الان نتوستم...

221
00:10:34,514 --> 00:10:36,859
‫هیچ عرق یا سلول
‫پوستی از روی گردنش بردارم

222
00:10:36,883 --> 00:10:38,995
‫اینو ببین

223
00:10:39,019 --> 00:10:42,031
‫جای دست و کبودی
‫به شکل عجیبی یکنواختن

224
00:10:42,055 --> 00:10:44,800
‫آدم با این همه تقلا
‫انتظار تاثیر بیشتری رو داره

225
00:10:44,824 --> 00:10:46,736
‫شاید وقت نداشته مقاومت کنه

226
00:10:46,760 --> 00:10:49,438
‫به نظر نمیاد اینجا دوربین داشته باشه

227
00:10:49,462 --> 00:10:52,008
‫کمک‌مون نمی‌کنه قاتل رو پیدا کنیم

228
00:10:52,032 --> 00:10:54,252
‫شاید این بکنه

229
00:10:55,001 --> 00:10:57,480
‫خب، می‌تونیم از
‫اون مو دی‌ان‌ای پیدا کنیم...

230
00:10:57,504 --> 00:10:59,582
‫اونوقت قاتل‌مون پیدا میشه

231
00:11:04,778 --> 00:11:06,956
‫می‌دونم که به شک افتادی

232
00:11:06,980 --> 00:11:08,524
‫معلومه که افتادی

233
00:11:08,548 --> 00:11:10,626
‫همدردی داری و آدم خوبی هستی

234
00:11:10,650 --> 00:11:13,462
‫یکی از دلایل بسیاری
‫که دوستت دارم همینه

235
00:11:13,486 --> 00:11:18,100
‫اما قول میدم، حتی
‫اگه الان حس بدی داشته باشه...

236
00:11:18,124 --> 00:11:20,459
‫داریم کار درستی می‌کنیم

237
00:11:25,765 --> 00:11:29,478
‫بهم باور داری، درسته؟

238
00:11:29,502 --> 00:11:30,746
‫به ما

239
00:11:30,770 --> 00:11:33,049
‫همیشه بهت باور خواهم داشت

240
00:11:40,647 --> 00:11:42,024
‫خانم گرنت

241
00:11:42,048 --> 00:11:44,181
‫یکم اطلاعات در مورد
‫دوست مشروب‌فروش شما می‌خوایم...

242
00:11:44,205 --> 00:11:47,897
‫که در دی‌سی به
‫قتل رسید، ایبل جاج

243
00:11:47,921 --> 00:11:49,498
‫نمی‌دونم کی رو میگین

244
00:11:49,522 --> 00:11:51,033
‫فکر کنم خوب بدونی

245
00:11:51,057 --> 00:11:54,461
‫صبح روزی که ایبل
‫کشته شد خیلی زود از شهر زدی بیرون

246
00:11:54,573 --> 00:11:56,241
‫هیچ ارتباطی باهاش ندارم

247
00:11:56,402 --> 00:11:58,103
‫لطفا دست از سرم بردارین

248
00:11:58,230 --> 00:12:00,398
‫متاسفانه نمی‌تونیم

249
00:12:03,103 --> 00:12:04,881
‫باشه

250
00:12:04,905 --> 00:12:06,349
‫بله

251
00:12:06,373 --> 00:12:08,451
‫درست بعد از کشته
‫شدن ایبل از شهر زدم بیرون

252
00:12:08,475 --> 00:12:10,453
‫می‌دونستی که ایبل
‫چند شب پیش از...

253
00:12:10,477 --> 00:12:12,961
‫کشته شدن، توی نوشیدنی
‫کسی چیزی ریخته؟

254
00:12:13,613 --> 00:12:15,591
‫نه، هر چی می‌دونستم رو گفتم

255
00:12:15,615 --> 00:12:17,727
‫متاسفم، باید برگردم سر کار

256
00:12:17,751 --> 00:12:20,897
‫خانم گرنت، لطفا. لطفا، خانم گرنت

257
00:12:20,921 --> 00:12:23,699
‫مردی که ایبل توی
‫نوشیدنیش چیزی ریخت...

258
00:12:23,723 --> 00:12:25,659
‫متهم به کاری شده که نکرده

259
00:12:25,812 --> 00:12:27,088
‫حالا اگه چیزی می‌دونین...

260
00:12:27,112 --> 00:12:29,248
‫اگه جراتش رو
‫پیدا می‌کنین تا به ما بگین...

261
00:12:29,586 --> 00:12:32,446
‫اونوقت نه تنها کمک کردین
‫عدالت در مورد دوستتون اجرا بشه...

262
00:12:32,470 --> 00:12:36,965
‫بلکه به این مرد که زندگیش
‫به یه تار مو بنده هم کمک کردین

263
00:12:36,989 --> 00:12:40,202
‫این شماره‌ی منه.
‫هر وقت که شد زنگ بزنین، چه شب، چه روز

264
00:12:46,499 --> 00:12:48,477
‫کاساندرا

265
00:12:48,501 --> 00:12:49,611
‫داری میری؟

266
00:12:49,635 --> 00:12:51,613
‫بارنی مرده. فریب خوردم

267
00:12:51,637 --> 00:12:54,483
‫و بیوه‌ش گردنبند
‫یاقوت 3 میلیون دلاری انداخته...

268
00:12:54,507 --> 00:12:55,617
‫که مال ماست

269
00:12:55,641 --> 00:12:56,985
‫اون اصلا تقصیری نداره

270
00:12:57,009 --> 00:12:59,655
‫ماتیلدا عاشق بارنی بوده و
‫گردنبندی که بهش داده...

271
00:12:59,679 --> 00:13:00,923
‫براش خیلی عزیزه

272
00:13:00,947 --> 00:13:03,692
‫گرفتنش فقط باعث
‫رنج و آسیب بیشترش میشه

273
00:13:03,716 --> 00:13:05,694
‫ببین چقدر تو بخشنده شدی

274
00:13:07,920 --> 00:13:09,765
‫به نظرم به شکل آزاردهنده‌ای مسرت‌بخشه

275
00:13:09,789 --> 00:13:12,991
‫باشه، می‌تونیم بیخیالش بشیم

276
00:13:13,826 --> 00:13:16,472
‫میشه حداقل سر شام
‫به خاطرش غصه بخوریم؟

277
00:13:16,496 --> 00:13:19,775
‫شک دارم چندان
‫هم صحبت خوبی باشم

278
00:13:19,799 --> 00:13:21,643
‫کی گفت مجبوریم حرف بزنیم؟

279
00:13:21,667 --> 00:13:23,779
‫یا غذا بخوریم؟

280
00:13:23,803 --> 00:13:26,648
‫کاساندرا، سرم شلوغه

281
00:13:26,672 --> 00:13:28,250
‫یا سعی می‌کنم باشه

282
00:13:28,274 --> 00:13:31,653
‫عجب، دو مرد در یه روز حال منو گرفتن...

283
00:13:31,677 --> 00:13:33,756
‫که اصلا خوشحال‌کننده نیست

284
00:13:33,780 --> 00:13:36,090
‫حتما وقت رفتن به خونه‌س

285
00:13:44,891 --> 00:13:46,935
‫باشه، سوابق مالی
‫سفیر وارن پاکه...

286
00:13:46,959 --> 00:13:49,972
‫همینطور نماینده اسپیت،
‫اما اینو داشته باشین

287
00:13:49,995 --> 00:13:53,876
‫هر دوشون 250 هزار دلار
‫به شرکتی به اسم...

288
00:13:53,900 --> 00:13:57,246
‫عتیقه‌های اسمیت پرونسال
‫منتقل کردن، درست قبل از اینکه کشته بشن

289
00:13:57,270 --> 00:13:59,682
‫شک دارم دنبال
‫خرید زره قرن نوزدهمی باشن

290
00:13:59,706 --> 00:14:01,617
‫شاید یه شرکت پوششی
‫برای مدل‌های اصلیه

291
00:14:01,641 --> 00:14:05,086
‫یه تطابق با تار موی پیدا شده
‫در دست مت اسپیت پیدا کردیم

292
00:14:05,110 --> 00:14:08,791
‫دارلین وزنیاک، از آرلینگتون ویرجینیا

293
00:14:08,815 --> 00:14:10,225
‫در شهرستان پرستاره

294
00:14:10,249 --> 00:14:12,895
‫پرستاری که خودشو جای یه
‫فاحشه و قاتل زنجیره‌ای جا می‌زنه؟

295
00:14:12,919 --> 00:14:14,129
‫چطور با عقلت جور درمیاد؟

296
00:14:14,153 --> 00:14:16,030
‫با اوردنش اینجا و
‫بازجویی کردنش

297
00:14:16,054 --> 00:14:17,669
‫زود باش بیا بریم

298
00:14:22,085 --> 00:14:25,224
‫- استیون! بیا تو!
‫- ممنونم، ماتیلدا

299
00:14:25,249 --> 00:14:28,765
‫چقدر خوشحالم که دوباره می‌بینمت

300
00:14:28,790 --> 00:14:31,269
‫داشتم می‌رفتم فرودگاه که فهمیدم...

301
00:14:31,293 --> 00:14:34,872
‫نمی‌تونم بدون اینکه برای
‫آخرین بار تسلیت بگم برم

302
00:14:34,896 --> 00:14:36,274
‫برات کیک مرغ اوردم

303
00:14:36,298 --> 00:14:40,078
‫آدم در زمان غم و غصه
‫هر چی غذا داشته باشه بازم کمه

304
00:14:40,102 --> 00:14:41,446
‫می‌دونی، تازه قهوه دم کردم

305
00:14:41,470 --> 00:14:43,315
‫قبل از پروازت یکم وقت داری؟

306
00:14:43,339 --> 00:14:45,436
‫همیشه برای فنجون
‫قهوه وقت دارم

307
00:14:45,460 --> 00:14:46,338
‫خوبه

308
00:14:46,362 --> 00:14:48,673
‫می‌دونی، باید بگم تعجب کردم...

309
00:14:48,697 --> 00:14:50,441
‫چقدر دوستان بارنی وفادار هستن

310
00:14:50,465 --> 00:14:52,667
‫- دوستان؟
‫- بله

311
00:14:53,535 --> 00:14:57,915
‫لیلیان هم داشته از
‫شهر می‌رفته بیرون که اومده سر بزنه

312
00:14:57,939 --> 00:14:59,417
‫می‌دونی، بارنی همیشه می‌گفت...

313
00:14:59,441 --> 00:15:01,819
‫که دنیا عتیقه‌جات رحم نداره...

314
00:15:01,843 --> 00:15:05,923
‫اما شما دو تا خیلی مهربون بودین

315
00:15:05,947 --> 00:15:08,060
‫بیا بگیر بشین و استراحت کن

316
00:15:08,084 --> 00:15:10,918
‫میرم برات قهوه بیارم

317
00:15:15,690 --> 00:15:17,568
‫چقدر هم بخشنده شدی

318
00:15:17,592 --> 00:15:19,770
‫تو گفتی که من مسرت‌بخش شدم

319
00:15:19,794 --> 00:15:21,106
‫مسرت‌بخش و آزاردهنده

320
00:15:21,130 --> 00:15:23,841
‫حالا که فهمیدم می‌دونم
‫که فقط آزاردهنده‌ای

321
00:15:23,865 --> 00:15:26,777
‫مگه نگفتی نباید
‫رنج و آسیبش رو بیشتر کنیم؟

322
00:15:26,801 --> 00:15:28,113
‫دوباره حساب و کتاب کردم

323
00:15:28,137 --> 00:15:31,083
‫آسیب من خیلی بیشتر از رنج اون می‌شد

324
00:15:31,107 --> 00:15:32,516
‫واقعا عاشقتم، ریموند...

325
00:15:32,540 --> 00:15:34,987
‫اما فکر کنم بیشتر
‫دوست دارم ازت متنفر باشم

326
00:15:35,011 --> 00:15:36,554
‫عزیزم، شاید تو...

327
00:15:36,578 --> 00:15:38,046
‫الان نوشته روی
‫سنگ قبرم رو گفته باشی

328
00:15:41,050 --> 00:15:44,795
‫ماتیلدا، بوی خوبی داره

329
00:15:44,819 --> 00:15:46,664
‫میشه منو به اتاق آرایش راهنمایی کنی؟

330
00:15:46,688 --> 00:15:49,107
‫آره، سومین در توی راهرو

331
00:15:51,905 --> 00:15:54,183
‫می‌خوام بدونی هر چی که بگی...

332
00:15:54,207 --> 00:15:56,385
‫کاملا محرمانه می‌مونه

333
00:15:56,409 --> 00:15:58,788
‫پس، در مورد ایبل برامون بگو

334
00:15:58,812 --> 00:16:00,443
‫آدم خوبی بود

335
00:16:00,814 --> 00:16:04,025
‫از مادر مریض
‫و خواهر کوچیکش مراقبت می‌کرد

336
00:16:04,049 --> 00:16:05,928
‫هر از گاهی مواد می‌فروخت...

337
00:16:05,952 --> 00:16:07,663
‫تا یکم پول بیشتری دربیاره

338
00:16:07,687 --> 00:16:11,834
‫یه شب، یکی اومد تو
‫و چند تا قرص خواست

339
00:16:11,858 --> 00:16:15,680
‫ایبل بردش پشت و...

340
00:16:15,704 --> 00:16:18,073
‫معلوم شد طرف یه
‫جور کارآگاه بوده

341
00:16:18,097 --> 00:16:19,675
‫کارآگاه؟

342
00:16:19,699 --> 00:16:23,379
‫ایبل گفت اسمش
‫چی بوده یا برای کی کار می‌کرده؟

343
00:16:23,403 --> 00:16:24,747
‫نه

344
00:16:24,771 --> 00:16:27,383
‫فقط گفت پلیس تهدیدش
‫کرده که به خاطر فروش مواد دستگیرش می‌کنه

345
00:16:27,407 --> 00:16:29,652
‫مگه اینکه قبول کنه توی
‫نوشیدنی طرف چیزی بریزه؟

346
00:16:29,676 --> 00:16:32,235
‫به نظر خودش انتخابی نداشت

347
00:16:33,113 --> 00:16:35,014
‫و بدترین قسمتش اینه که...

348
00:16:35,401 --> 00:16:37,350
‫به خاطر من به قتل رسید

349
00:16:37,818 --> 00:16:39,162
‫منظورت از این حرف چیه؟

350
00:16:39,186 --> 00:16:41,097
‫بعد از اینکه تمام ماجرا رو بهم گفت...

351
00:16:41,121 --> 00:16:43,633
‫من بودم که راضیش کردم بره پیش پلیس...

352
00:16:43,657 --> 00:16:45,068
‫و بگه چی شده

353
00:16:45,859 --> 00:16:48,318
‫و روز بعدش مرده بود

354
00:16:48,795 --> 00:16:50,706
‫تقصیر تو نیست

355
00:16:50,730 --> 00:16:51,973
‫از کجا می‌دونی؟

356
00:16:51,997 --> 00:16:54,143
‫چون مال من بود

357
00:16:54,167 --> 00:16:57,012
‫من همونیم که توی
‫نوشیدنیم چیزی ریخت

358
00:16:57,036 --> 00:16:58,247
‫نمی‌دونم چرا چنین
‫چیزی ازش خواستن...

359
00:16:58,271 --> 00:17:00,183
‫اما وقتی شروع کردم به سوال پرسیدن...

360
00:17:00,207 --> 00:17:01,884
‫ایبل کشته شد

361
00:17:01,908 --> 00:17:04,042
‫تقصیر منه، نه تو

362
00:17:06,079 --> 00:17:09,623
‫ترسیدم. برای همین فرار کردم

363
00:17:09,647 --> 00:17:11,529
‫چیز دیگه‌ای یادت میاد که ایبل...

364
00:17:11,563 --> 00:17:13,240
‫در مورد کارآگاه بهت گفته باشه...

365
00:17:13,264 --> 00:17:15,062
‫مثلا چه شکلی و چند ساله بوده؟

366
00:17:15,086 --> 00:17:16,652
‫هیچی نگفت

367
00:17:17,703 --> 00:17:20,180
‫متوجه یه چیزی در مورد
‫نشان پلیسِ طرف شده بود...

368
00:17:20,204 --> 00:17:23,250
‫که عجیب به نظر میاد،
‫اما ایبل خالکوبی عقاب داشت

369
00:17:23,274 --> 00:17:26,186
‫و علاقه خاصی به عقاب‌ها
‫داشت و گفت نشان طرف...

370
00:17:26,210 --> 00:17:29,356
‫باحال بوده چون دو تا عدد داشته...

371
00:17:29,380 --> 00:17:31,281
‫و یه عقاب

372
00:17:32,651 --> 00:17:33,895
‫احمقانه‌س

373
00:17:33,919 --> 00:17:35,863
‫حتما یه اشتباهی کردین

374
00:17:35,887 --> 00:17:38,265
‫تنها اشتباه اینه که
‫وانمود کنی از قتل...

375
00:17:38,289 --> 00:17:40,334
‫نماینده اسپیت چیزی نمی‌دونی

376
00:17:40,358 --> 00:17:42,336
‫موی تو در دستش پیدا شده

377
00:17:42,360 --> 00:17:43,883
‫آره، مدام این حرفو بهم می‌زنین...

378
00:17:43,907 --> 00:17:46,040
‫و منم مدام میگم
‫هرگز این مرد رو ندیدم

379
00:17:46,064 --> 00:17:48,308
‫یا هیچ سیاستمداری رو

380
00:17:48,332 --> 00:17:49,675
‫سفیر وارن چی؟

381
00:17:49,699 --> 00:17:50,807
‫مگه چی شده؟

382
00:17:50,831 --> 00:17:53,411
‫دو تا مرد روی
‫تخت‌شون خفه شدن

383
00:17:53,435 --> 00:17:54,978
‫فکر می‌کنین کار من بوده؟

384
00:17:55,002 --> 00:17:57,448
‫مردهایی که باهاشون
‫می‌خوابم رو خفه می‌کنم؟

385
00:17:57,472 --> 00:18:01,519
‫در بخش آنکولوژی در
‫شیفت قبرستون کار می‌کنم

386
00:18:01,543 --> 00:18:03,555
‫دو سالی میشه که
‫با کسی نخوابیدم و...

387
00:18:03,579 --> 00:18:06,818
‫و آخرین بار با یه
‫مکانیک بود، نه یه نماینده

388
00:18:07,349 --> 00:18:09,427
‫از مدل‌های اصلی برامون بگو

389
00:18:09,451 --> 00:18:11,429
‫می‌دونی خنده‌داره که اینو می‌پرسی

390
00:18:11,453 --> 00:18:13,096
‫تماس گرفتن تا ببینن حاضرم...

391
00:18:13,120 --> 00:18:14,932
‫با لباس زیر در کانکون
‫عکس بگیرم و می‌خواستم برم...

392
00:18:14,956 --> 00:18:17,392
‫اما چند تا لگن رو باید خالی می‌کردم

393
00:18:17,984 --> 00:18:19,471
‫باشه، گوش کن،
‫هر چقدر می‌خوای مسخره کن...

394
00:18:19,495 --> 00:18:22,407
‫اما میگی اونجا نبودی، اما موت بوده

395
00:18:22,431 --> 00:18:24,107
‫چطوری توضیح میدی؟

396
00:18:24,131 --> 00:18:25,933
‫نمی‌تونم

397
00:18:28,437 --> 00:18:30,615
‫خدای من، وایستا

398
00:18:30,639 --> 00:18:32,015
‫موی من!

399
00:18:32,039 --> 00:18:32,984
‫باشه، حدود یه سال پیش...

400
00:18:33,008 --> 00:18:35,185
‫اجاره‌م عقب افتاده بود و دوستم...

401
00:18:35,209 --> 00:18:38,690
‫بانی در مورد یه شرکت
‫کلاه‌گیس گفت که مو می‌خره

402
00:18:38,714 --> 00:18:42,025
‫برای همین موهای بلندم رو
‫کوتاه کردم و با پست فرستادمش...

403
00:18:42,049 --> 00:18:44,161
‫و چند روز بعد، یه چک اومد

404
00:18:44,185 --> 00:18:45,697
‫مقدار چک 500 دلار بود

405
00:18:45,721 --> 00:18:47,432
‫آدرسی رو می‌خوایم که...

406
00:18:47,456 --> 00:18:49,334
‫موهاتو براش فرستادی

407
00:18:49,358 --> 00:18:51,336
‫کلی برنامه داشت، می‌دونی؟

408
00:18:51,360 --> 00:18:54,485
‫می‌خواست سفر کنه،
‫خلبانی یاد بگیره

409
00:18:55,096 --> 00:18:56,674
‫سرشار از انرژی بود

410
00:18:56,698 --> 00:19:02,179
‫خدای من، بارنی سرشار از
‫خیلی چیزها بود

411
00:19:02,203 --> 00:19:03,581
‫برای مثال بخشندگی

412
00:19:03,605 --> 00:19:07,519
‫گردنبندی که بهت داده،
‫نفس آدم رو بند میاره

413
00:19:07,543 --> 00:19:10,455
‫هی، می‌خوام بدونم
‫زحمتی نیست که...

414
00:19:10,479 --> 00:19:12,590
‫یه بار دیگه ببینمش

415
00:19:12,614 --> 00:19:16,427
‫نگه داشتن چنین
‫جواهر نایابی واقعا شانس می‌خواد

416
00:19:16,451 --> 00:19:18,496
‫اصلا زحمتی نداره

417
00:19:18,520 --> 00:19:20,365
‫اما نمی‌خوام از پروازت جا بمونی

418
00:19:20,389 --> 00:19:23,033
‫چندان نگران هواپیمام نیستم

419
00:19:23,057 --> 00:19:25,303
‫خب، من دیگه باید برم

420
00:19:25,327 --> 00:19:27,472
‫مزخرفه، ماتیلدا می‌خواد بهمون...

421
00:19:27,496 --> 00:19:31,074
‫گردنبند باشکوهی که
‫بارنی بهش داده رو نشون‌مون بده

422
00:19:31,098 --> 00:19:33,468
‫- واقعا؟
‫- الان برمی‌گردم

423
00:19:37,339 --> 00:19:38,583
‫باشه، پنجاه - پنجاه

424
00:19:38,607 --> 00:19:41,185
‫هفتاد - سی، یا به ماتیلدای عزیز میگم...

425
00:19:41,209 --> 00:19:45,022
‫گردنبند با ارزشش توی کیف توئه

426
00:19:45,046 --> 00:19:47,358
‫این زن دیگه که باهاش رابطه داری...

427
00:19:47,382 --> 00:19:49,598
‫- می‌دونه چقدر حقه بازی؟
‫- می‌دونه

428
00:19:49,622 --> 00:19:52,463
‫شکی نیست که سعی داری
‫متقاعدش کنی قابل اصلاح شدنی؟

429
00:19:52,487 --> 00:19:53,841
‫ای زن بیچاره

430
00:19:53,865 --> 00:19:54,875
‫شصت-چهل

431
00:19:54,899 --> 00:19:55,943
‫پنجاه و پنج- چهل و پنج

432
00:19:55,967 --> 00:19:57,279
‫اینقدر نمی‌تونم اصلاح بشم

433
00:19:57,303 --> 00:20:00,749
‫گردنبندم، سر جاش نیست!

434
00:20:00,773 --> 00:20:02,117
‫باشه

435
00:20:02,141 --> 00:20:04,785
‫مطمئنم همینجاست، ماتیلدا

436
00:20:04,809 --> 00:20:06,188
‫کمک می‌کنیم بگردی

437
00:20:06,212 --> 00:20:08,323
‫تو از اتاق خواب و دستشویی شروع کن...

438
00:20:08,347 --> 00:20:09,958
‫و ما هم اینجا رو می‌گردیم

439
00:20:09,982 --> 00:20:12,094
‫همه جا رو زیر و رو می‌کنیم

440
00:20:12,118 --> 00:20:13,762
‫باشه

441
00:20:16,088 --> 00:20:17,466
‫باید اینو جواب بدم

442
00:20:17,490 --> 00:20:19,134
خیله‌خب، من خانم گرنت رو که

443
00:20:19,158 --> 00:20:21,260
رسوندم یه جای امن، برمی‌گردم

444
00:20:24,190 --> 00:20:25,228
‫مأمور پارک، به کجا رسیدیم؟

445
00:20:25,328 --> 00:20:26,797
‫ووزنیاک درگیر نبوده.

446
00:20:26,927 --> 00:20:28,865
‫مویی که پیدا شده بود رو فروخته.

447
00:20:28,995 --> 00:20:30,638
‫آدرس جایی که
‫مو رو فرستاده بودن رو پیدا کردیم.

448
00:20:30,663 --> 00:20:32,561
‫من و دمبه الان می‌ریم اونجا.

449
00:20:32,586 --> 00:20:33,957
‫عالیه.
‫مسئله‌ی دیگه‌ای هم هست؟

450
00:20:34,060 --> 00:20:35,998
‫همین‌الان گزارشِ یه واریزی دیگه
‫به عتیقه‌فروشی اسمیت اومد.

451
00:20:36,128 --> 00:20:39,364
‫۲۵۰ هزار دلار دیگه
‫از بیلی بورتون،

452
00:20:39,494 --> 00:20:41,462
‫یکی از رستوران‌داران معروفِ فیلادلفیا.

453
00:20:41,602 --> 00:20:42,461
‫می‌دونیم این به کجا ختم میشه.

454
00:20:42,601 --> 00:20:44,969
‫آرام، پارک، همین الان برین اونجا.

455
00:20:45,099 --> 00:20:47,366
‫خب خب، هارولد کوپر.

456
00:20:47,496 --> 00:20:49,234
‫- کارآگاه هیبر.
‫- بورلی گرنت.

457
00:20:49,364 --> 00:20:50,533
‫قرار نیست پیداش کنم، مگه نه؟

458
00:20:50,663 --> 00:20:53,131
‫ناچو رو بهت پیشنهاد می‌کنم.
‫حرف نداره.

459
00:20:53,260 --> 00:20:55,668
‫داگ کاستر می‌میره،

460
00:20:55,798 --> 00:20:57,521
‫و متصدیِ باری که تو شبِ
‫به قتل رسیدن کاستر

461
00:20:57,546 --> 00:20:59,065
‫براتون نوشیدنی سرو کرد هم کُشته میشه

462
00:20:59,194 --> 00:21:02,531
‫و دوستش، تنها کسی که ممکنه
‫بدونه برای چی مرده،

463
00:21:02,661 --> 00:21:04,599
‫قبل از من میری سراغش.

464
00:21:04,729 --> 00:21:07,196
‫ولی از طرفی هم
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌ش،

465
00:21:07,336 --> 00:21:08,735
‫خیلی وسوسه‌انگیزه.

466
00:21:08,865 --> 00:21:11,063
‫دو فقره قتل.

467
00:21:11,202 --> 00:21:13,001
‫و حالا رشوه به شاهد.

468
00:21:13,131 --> 00:21:14,471
‫حس می‌کردم شبیه مظنون درجه‌یک باشی.

469
00:21:14,496 --> 00:21:17,242
‫ولی فکر نمی‌کردم انقدر احمق باشی
‫که مثل یه منظون درجه‌یک رفتار کنی.

470
00:21:27,425 --> 00:21:30,093
‫آقای بورتون، اف‌بی‌آی!

471
00:21:36,297 --> 00:21:38,535
‫آقای بورتون؟

472
00:21:38,665 --> 00:21:40,633
‫آقای بورتون، مأمور اف‌بی‌ای هستیم.

473
00:21:40,763 --> 00:21:42,231
‫نه، وایسا!

474
00:21:47,313 --> 00:21:48,722
‫نه!

475
00:21:50,963 --> 00:21:52,700
‫دستا بالا، سریع!

476
00:22:01,802 --> 00:22:03,860
‫آم.. مأمور پارک؟

477
00:22:04,000 --> 00:22:05,069
‫دختره رو زدی؟

478
00:22:05,198 --> 00:22:07,196
‫نه ولی، آم...

479
00:22:07,476 --> 00:22:08,919
‫رباتـه رو زدم.

480
00:22:15,503 --> 00:22:18,440
‫بین تمام داستان‌های
‫مسخره‌ای که واردش شدیم،

481
00:22:18,570 --> 00:22:20,708
‫این یکی واقعا
‫از همه‌شون مسخره‌تر بود.

482
00:22:20,838 --> 00:22:23,475
‫تظاهر به گشتن دنبالِ
‫گردنبندی که خودمون دزدیدیمش؟

483
00:22:23,605 --> 00:22:26,043
‫اگر برای ما باشه که دزدی محسوب نمیشه.

484
00:22:26,173 --> 00:22:29,010
‫کاری که می‌تونیم برای کمک
‫یه بیوه‌ی درمانده انجام بدیم

485
00:22:29,140 --> 00:22:31,982
‫اینه که بهش این حس رو
‫بدیم که تو دنیا تنهای تنها نیست.

486
00:22:32,007 --> 00:22:34,474
‫و بعد از اینکه تظاهرمون
‫به پیدا کردنِ

487
00:22:34,604 --> 00:22:36,542
‫هدیه‌ی بارنی عزیز تموم شد،
‫اون‌وقت چی؟

488
00:22:36,672 --> 00:22:38,241
‫تظاهر؟

489
00:22:40,808 --> 00:22:42,167
‫چند وقته اومده اینجا؟

490
00:22:42,192 --> 00:22:44,319
‫یه مدتی هست.

491
00:22:44,344 --> 00:22:47,339
‫ببین، من ممکنه پیر باشم، ولی احمق نیستم.

492
00:22:47,501 --> 00:22:50,868
‫می‌دونم که اون گردنبند
‫رو تو گاوصندوق گذاشتم.

493
00:22:51,008 --> 00:22:54,275
‫و بعد شما دوتا پیداتون شد و
‫فازِ مهر و محبت برداشتین.

494
00:22:54,404 --> 00:22:57,871
‫همین‌الان باید پسش بدین، و گرنه...
‫زنگ می‌زنم پلیس.

495
00:23:02,506 --> 00:23:03,875
‫دلت نمی‌خواد همچین کاری بکنی

496
00:23:04,005 --> 00:23:05,104
‫برای چی؟

497
00:23:05,129 --> 00:23:07,074
‫چون اون‌طوری مجبور می‌شیم
‫حقیقت‌شـو به پلیس بگیم

498
00:23:07,099 --> 00:23:09,230
‫که بارنی عزیز شما واقعاً کی بوده.

499
00:23:10,069 --> 00:23:11,867
‫چه حقیقتی؟

500
00:23:17,871 --> 00:23:18,940
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

501
00:23:18,965 --> 00:23:21,502
‫مامور رسلر و زوما، اف‌بی‌آی.

502
00:23:21,527 --> 00:23:22,526
‫چرا اینقدر لفتش دادین؟

503
00:23:22,671 --> 00:23:23,830
‫منتظرمون بودین؟

504
00:23:23,893 --> 00:23:25,766
‫بله، چند ساعت پیش
‫به مقامات زنگ زدم.

505
00:23:25,828 --> 00:23:27,070
‫مگه برای همین نیومدین؟

506
00:23:27,095 --> 00:23:29,125
‫ما دنبال یه شرکت کلاه‌گیس بودیم.

507
00:23:29,150 --> 00:23:32,614
‫خب، ما کلاه‌گیس نمی‌سازیم
‫ولی از موی انسان روی

508
00:23:32,639 --> 00:23:34,344
‫«ربات‌های همراه»ی که تولید می‌کنیم
‫استفاده می‌کنیم.

509
00:23:34,369 --> 00:23:37,061
‫همراه؟
‫یعنی ربات‌های جنسی‌ای که

510
00:23:37,245 --> 00:23:38,794
‫خریدارهاشون رو می‌کُشن؟

511
00:23:38,940 --> 00:23:40,708
‫احتمالا منظورتون کریسیه.

512
00:23:40,733 --> 00:23:41,821
‫کریسی دیگه کیه؟

513
00:23:41,846 --> 00:23:44,874
‫کریسی یکی از ربات‌های معروفِ
‫مدل‌های اصلی‌ـه.

514
00:23:44,910 --> 00:23:47,947
‫پس می‌دونستین که ربات‌تون
‫داشته مشتری‌هاتون رو می‌کشته.

515
00:23:47,972 --> 00:23:49,514
‫برای همین به پلیس زنگ زدین.

516
00:23:49,539 --> 00:23:50,968
‫چی؟
‫نه، نه، من نمی‌دونستم.

517
00:23:50,993 --> 00:23:52,821
‫و آیا اصلاً مطمئنیم که همین‌طوره؟

518
00:23:52,846 --> 00:23:55,179
‫من به پلیس زنگ زدم
‫چون وقتی دربارۀ

519
00:23:55,204 --> 00:23:56,642
‫مرگ سفیر وارن خوندم،

520
00:23:56,667 --> 00:23:58,096
‫چندان ناراحت نشدم راستش،

521
00:23:58,121 --> 00:24:00,818
‫به‌جز اینکه حادثۀ تراژیکی بود.

522
00:24:01,058 --> 00:24:03,488
‫ولی اصلا این رو به خودمون ربط ندادم.

523
00:24:03,575 --> 00:24:06,402
‫بعد مطلع شدم که نماینده اسپیت
‫هم تو خونه‌اش مُرده.

524
00:24:06,542 --> 00:24:08,201
‫بعدش یه دو دوتا چهارتا کردم

525
00:24:08,340 --> 00:24:10,238
‫چون جفت‌شون این مدل کریسی
‫رو خریده بودن.

526
00:24:10,368 --> 00:24:12,606
‫و البته، ما فروش مدل کریسی رو متوقف کردیم

527
00:24:12,736 --> 00:24:15,174
‫تا ببینیم چی باعث مشکل شده،
‫اگر که مشکلی باشه.

528
00:24:15,303 --> 00:24:16,842
‫مطمئن باشین که مشکلی هست.

529
00:24:16,972 --> 00:24:20,009
‫همکارای ما به تازگی جلوی یه قتل دیگه
‫توی فیلادلفیا رو گرفتن.

530
00:24:20,139 --> 00:24:23,136
‫چی؟ وای خدا.

531
00:24:23,275 --> 00:24:25,104
‫اوه، بیلی بورتون.

532
00:24:25,233 --> 00:24:27,871
‫آم، همین ماه پیش
‫یه مدل کریسی خریده بود.

533
00:24:28,001 --> 00:24:29,409
‫- حالش خوبه؟
‫- حالش خوبه.

534
00:24:29,539 --> 00:24:31,367
‫یه مقدار کبود شده.

535
00:24:31,507 --> 00:24:33,405
‫چی کریسی رو به یه قاتل تبدیل کرده؟

536
00:24:33,535 --> 00:24:35,573
‫مطمئن نیستیم.
‫من تمام کدها رو بررسی کردم

537
00:24:35,703 --> 00:24:39,070
‫که ببینم چی می‌تونسته
‫همچین مشکلی رو ایجاد کنه.

538
00:24:39,209 --> 00:24:41,367
‫همچنان فکر می‌کنم احتمالش
‫خیلی کمه که چنین

539
00:24:41,850 --> 00:24:44,547
‫ماشین‌هایی که به دقت طراحی شدن
‫هیچ ایرادی داشته باشن.

540
00:24:44,677 --> 00:24:47,445
‫واقعا... خیلی سخته به یه ربات یاد بدی

541
00:24:47,584 --> 00:24:49,580
‫که مقابل یه انسان از
‫چه مقدار نیرو استفاده کنه

542
00:24:49,605 --> 00:24:51,351
‫حالا چه برای فیزیوتراپی،

543
00:24:51,481 --> 00:24:53,948
‫بازی کردن، یا روابط جنسی.

544
00:24:54,078 --> 00:24:55,746
‫پس شما دانسته دارین یه سری

545
00:24:55,771 --> 00:24:57,124
‫ربات فاحشۀ قاتل می‌فروشین؟

546
00:24:57,149 --> 00:24:58,599
‫نه، همچین اتفاقی تا الان نیفتاده.

547
00:24:58,713 --> 00:24:59,746
‫نه تو تست‌های اولیه.

548
00:24:59,771 --> 00:25:01,710
‫و نه از زمانی که اولین مدل‌مون رو فروختیم.

549
00:25:01,850 --> 00:25:03,049
‫در ضمن اینا فاحشه نیستن.

550
00:25:03,179 --> 00:25:06,346
‫اینا یه‌سری ربات‌های همراهِ
‫نادر و پیچیده‌ان

551
00:25:06,486 --> 00:25:10,112
‫که کیفیت زندگی رو افزایش میدن
‫و با هوش مصنوعی کار می‌کنن

552
00:25:10,252 --> 00:25:11,600
‫که با مشتری‌هاتون سکس می‌کنن.

553
00:25:11,625 --> 00:25:13,119
‫در بعضی موارد بله.

554
00:25:13,249 --> 00:25:15,576
‫ببینید، هر کاری که ما تو زندگی می‌کنیم،

555
00:25:15,716 --> 00:25:17,385
‫با اجسام بی‌جان تلاقی داره.

556
00:25:17,514 --> 00:25:19,952
‫سال‌هاست، تکنولوژی پیش‌بینی کرده

557
00:25:20,082 --> 00:25:21,750
‫که ما چی می‌خوایم
‫و اون رو فراهم کرده.

558
00:25:21,880 --> 00:25:23,978
‫بدیهیـه که زن‌های واقعی
‫ممکنه باردار بشن،

559
00:25:24,118 --> 00:25:25,986
‫ازتون اخاذی کنن، شکایت کنن.

560
00:25:26,116 --> 00:25:27,315
‫حتی ممکنه عاشق‌شون بشید

561
00:25:27,445 --> 00:25:29,383
‫و وسوسه بشین زندگی‌تون رو نابود کنید.

562
00:25:29,512 --> 00:25:32,450
‫تمام مشکلاتی که ربات‌ها
‫نه می‌تونن ایجاد کنن، نه خواهند کرد.

563
00:25:32,579 --> 00:25:35,339
‫چیزی که شما اسمش رو مشکل می‌ذارین
‫مردم بهش میگن زندگی.

564
00:25:35,364 --> 00:25:37,499
‫ما یه لیست کامل از
‫مشتری‌هاتون لازم داریم.

565
00:25:37,744 --> 00:25:39,113
‫و اول از همه افرادی که

566
00:25:39,253 --> 00:25:41,297
‫همین مدل کریسی رو خریدن.

567
00:25:41,510 --> 00:25:43,219
‫باشه.

568
00:25:45,946 --> 00:25:47,614
‫باورم نمیشه.

569
00:25:47,744 --> 00:25:49,612
‫باورم نمیشه که بارنی می‌تونسته یه...

570
00:25:49,752 --> 00:25:51,351
‫چی گفتین؟
‫راه‌آهن یا...

571
00:25:51,480 --> 00:25:53,379
‫فنس (واسطه).
‫قاچاقچیِ وسایل سرقتی،

572
00:25:53,518 --> 00:25:56,545
‫از جمله چیزهایی که ما دزدیدم،
‫مثل همین گردنبند

573
00:25:56,685 --> 00:25:58,813
‫که قرار بود برامون بفروشه،

574
00:25:58,953 --> 00:26:02,580
‫و پولش رو به ما بده
‫و ده درصد هم خودش برداره

575
00:26:03,878 --> 00:26:05,716
‫پس شما تو بیمه کار نمی‌کنید؟

576
00:26:05,846 --> 00:26:08,913
‫هر چقدر من مأمور بیمه‌ام،
‫اون هم هست

577
00:26:09,053 --> 00:26:11,151
‫پس شما کی هستین؟

578
00:26:11,281 --> 00:26:15,047
‫کسی که دوست نداره بهش خیانت بشه
‫یا بهش دروغ بگن

579
00:26:15,177 --> 00:26:18,513
‫یا گولش بزنن که آدمای بی‌گناه رو غیب کنه،

580
00:26:18,643 --> 00:26:21,411
‫بعد زندگی اونا و اطرافیان‌شون نابود بشه

581
00:26:21,550 --> 00:26:24,348
‫اونم به‌خاطر یه‌سری تهمت ساختگی

582
00:26:24,373 --> 00:26:27,340
‫مثل شریک کاریِ بارنی.

583
00:26:27,584 --> 00:26:30,651
‫من یادم نمیاد بارنی شریک کاری داشته باشه.

584
00:26:30,676 --> 00:26:32,131
‫اوه، چرا داشته.

585
00:26:32,156 --> 00:26:34,577
‫اتفاقا کسی بود که بارنی سرقت گردنبند رو
‫انداخت تقصیر اون.

586
00:26:34,602 --> 00:26:38,129
‫بعد من رو قانع کرد
‫که اون مرد بی‌گناه رو سربه‌نیست کنم

587
00:26:38,384 --> 00:26:40,382
‫که توبیخ بشه،
‫که با رضایت کامل هم این کارو کردم.

588
00:26:40,511 --> 00:26:43,748
‫اصلا باورم نمی‌شد که بارنی بهم دروغ بگه.

589
00:26:43,878 --> 00:26:46,585
‫آخه سابقه نداشت.

590
00:26:46,715 --> 00:26:48,543
‫اوه.

591
00:26:48,683 --> 00:26:53,049
‫آخه باورم نمیشه
‫بارنی عزیز من...

592
00:26:53,179 --> 00:26:55,916
‫سر همچین چیزی به شما دروغ بگه.

593
00:26:56,046 --> 00:26:57,544
‫یا درباره‌ی همه‌ چیز به من.

594
00:26:57,684 --> 00:27:01,151
‫دربارۀ تمام زندگی‌مون،
‫و اینکه شما رو گول زد که

595
00:27:01,281 --> 00:27:04,843
‫زندگی اون پیترِ بدبخت رو نابود کنین

596
00:27:04,868 --> 00:27:06,385
‫اشکال نداره،
‫من مطمئنم

597
00:27:06,515 --> 00:27:08,383
‫بارنی درباره‌ی عشقش به شما دروغی نگفته.

598
00:27:08,513 --> 00:27:10,352
‫میشه بریم؟

599
00:27:10,481 --> 00:27:14,447
‫ماتیلدا، از این نظر که دعوای ما
‫با بارنی بوده

600
00:27:14,577 --> 00:27:18,114
‫نه شما، مشکلی ندارم
‫که گردنبند پیش خودت بمونه.

601
00:27:18,244 --> 00:27:20,881
‫فکر کنم به اندازه‌ی کافی
‫برای یه روز دردسر درست کردیم.

602
00:27:21,011 --> 00:27:23,448
‫چی؟ مطمئنی؟

603
00:27:25,476 --> 00:27:26,915
‫آره مطمئنم.

604
00:27:27,045 --> 00:27:28,543
‫با خوشحالی ازش استفاده کن.

605
00:27:28,683 --> 00:27:30,751
‫دوباره ازدواج کن.

606
00:27:30,881 --> 00:27:34,572
‫همیشه بدترین حالت رو در نظر بگیر،
‫و امیدت به بهترین اتفاق‌ها باشه

607
00:27:40,911 --> 00:27:43,578
‫تا حالا چیزی به پیچیدگی کدهای

608
00:27:43,718 --> 00:27:45,217
‫این ربات‌ها ندیده بودم.

609
00:27:45,346 --> 00:27:47,744
‫موی واقعی آدم،
‫حس پوست واقعی انسان،

610
00:27:47,884 --> 00:27:49,283
‫قدرت مکالمۀ باور نکردنی.

611
00:27:49,412 --> 00:27:50,911
‫اینجا رو داشته باش.

612
00:27:52,919 --> 00:27:54,347
‫وای.

613
00:27:54,477 --> 00:27:56,515
‫درسته؟

614
00:27:56,645 --> 00:27:58,583
‫عه، قربان.. میگم همه‌چی...

615
00:27:58,713 --> 00:28:01,750
‫سر اون مسئله‌ای که پیگیرش بودین
‫خوب پیش رفت؟

616
00:28:01,880 --> 00:28:03,318
‫یه‌جوری پیش رفت.

617
00:28:03,448 --> 00:28:05,476
‫خوب و بد بودنش رو باید
‫منتظر بشیم ببینیم.

618
00:28:05,616 --> 00:28:07,384
‫این یه نگاهی به آینده‌ست که

619
00:28:07,514 --> 00:28:09,253
‫- مطمئن نیستم بخوام ببینم
‫- آره والا

620
00:28:09,382 --> 00:28:10,951
‫این لامصب از منم بهتر
‫می‌تونه ارتباط برقرار کنه،

621
00:28:11,081 --> 00:28:12,749
‫که البته تعریفی محسوب نمی‌شه
‫ولی بازم.

622
00:28:13,089 --> 00:28:14,627
‫وایسا.

623
00:28:17,844 --> 00:28:19,257
‫انگار داری به آینه نگاه می‌کنی.

624
00:28:19,282 --> 00:28:22,479
‫شبیه سازی حالات صورت یه چیزه
‫قتل یه چیز دیگه.

625
00:28:22,609 --> 00:28:23,878
‫کی همچین کُدی براش نوشته؟

626
00:28:24,018 --> 00:28:25,376
‫کارِ مدل‌های اصلی که نبوده

627
00:28:25,516 --> 00:28:26,845
‫ایشون ماوریک سویر هستن،

628
00:28:26,870 --> 00:28:28,019
‫مدیرعامل شرکت و سازندۀ این ربات‌ها

629
00:28:28,044 --> 00:28:29,512
‫- وای.
‫- موافقت کردن

630
00:28:29,652 --> 00:28:30,611
‫که به تحقیقات ما کمک کنن.

631
00:28:30,751 --> 00:28:32,479
‫کمترین کاریه که می‌تونم بکنم.

632
00:28:32,609 --> 00:28:34,317
‫حتما یه دلیلی داره که
‫چرا من نمی‌فهمم

633
00:28:34,447 --> 00:28:36,086
‫این مدل‌ها به مشکل برخوردن

634
00:28:36,216 --> 00:28:37,714
‫مشکلی ندارن.

635
00:28:37,844 --> 00:28:41,181
‫دقیقا همون کاری که بهشون
‫گفته شده رو انجام میدن.

636
00:28:41,310 --> 00:28:42,379
‫اون هک شده.

637
00:28:42,509 --> 00:28:43,578
‫چی؟

638
00:28:43,718 --> 00:28:45,546
‫نه، نه، نه، نه.

639
00:28:45,676 --> 00:28:47,584
‫نه، امکان نداره.
‫کی پشت این قضیه‌ست؟

640
00:28:47,714 --> 00:28:49,752
‫خب، من نمی‌دونم کی،
‫ولی دارم ردّ طرفـو می‌زنم.

641
00:28:49,882 --> 00:28:52,050
‫ربات‌های ما رو یه سیستم عامل
‫کاملا امن دارن کار می‌کنن

642
00:28:52,180 --> 00:28:53,824
‫و هر چی که
‫صاحب‌شون بگه رو یاد می‌گیرن،

643
00:28:53,849 --> 00:28:55,409
‫و با میکروفون داخل بینی‌شون
‫پردازش میشه

644
00:28:55,434 --> 00:28:57,384
‫محاله هکری بتونه به سیستمش نفوذ کنه

645
00:28:57,514 --> 00:28:59,282
‫آپدیت‌هاتون رو از اینترنت
‫به اون‌ها منتقل می‌کنید؟

646
00:28:59,307 --> 00:29:00,846
‫بله.

647
00:29:00,871 --> 00:29:03,348
‫همین‌طوری نفوذ کردن و
‫فرمان‌هاشون رو بازنویسی کردن

648
00:29:03,373 --> 00:29:05,097
‫دقیقاً هم برای این مدل کریسی.

649
00:29:05,177 --> 00:29:07,145
‫خب، پس حتما باید یه آی‌پی
‫اختصاصی داشته باشن.

650
00:29:07,284 --> 00:29:09,612
‫آره، تقریبا هم پیداش کردم. وایسین.

651
00:29:09,752 --> 00:29:10,839
‫اینم از این.

652
00:29:10,864 --> 00:29:14,347
‫بوم، یه آی‌پی در آدرسِ:
‫جادۀ ریجوود درایو، پلاک ۲۲۱۸

653
00:29:14,477 --> 00:29:15,946
‫- شهر بویی، ایالت مریلند.
‫- کارت خوب بود.

654
00:29:16,086 --> 00:29:17,015
‫دمبه، رسلر، حرکت کنید.

655
00:29:17,043 --> 00:29:18,829
‫وایسین، وایسین، وایسین، وایسین، وایسن.

656
00:29:19,682 --> 00:29:21,051
‫گفتی میکروفون؟

657
00:29:21,181 --> 00:29:22,609
‫بله، تو بینی هر واحد.

658
00:29:22,749 --> 00:29:25,077
‫هیس، هیس، هیس
‫فکر کنم هنوز داره صدا میره

659
00:29:25,217 --> 00:29:26,685
‫فهمیدن

660
00:29:34,868 --> 00:29:36,836
‫اف‌بی‌آی!

661
00:29:54,868 --> 00:29:58,465
‫چه فیلم ترسناکی راه انداختن اینجا؟

662
00:29:58,604 --> 00:30:00,744
‫هر چیزی که هست،
‫هول هولکی رفتن

663
00:30:12,201 --> 00:30:14,968
‫نگران نباش، فرشتۀ من

664
00:30:15,098 --> 00:30:17,066
‫اجازه نمی‌دم اتفاقی برات بیفته.

665
00:30:22,851 --> 00:30:25,394
‫نمی‌دونی چقدر خوشحال شدم
‫که بعد از سال‌ها تبعید

666
00:30:25,419 --> 00:30:27,167
‫من رو احضار کردی

667
00:30:28,597 --> 00:30:30,156
‫اگه یه کاسه خوراک گوزنِ دیگه می‌خوردم،

668
00:30:30,203 --> 00:30:31,561
‫رسماً شاخ درمی‌آوردم.

669
00:30:31,701 --> 00:30:34,568
‫بله. آره، در این مورد...

670
00:30:34,698 --> 00:30:36,896
‫می‌خوام که ازت عذرخواهی کنم پیتر.

671
00:30:37,036 --> 00:30:40,562
‫بنظر میاد که من مرتکب اشتباه بزرگی شدم.

672
00:30:40,702 --> 00:30:43,070
‫بارنی بهم گفت که تو رو حذف کنیم

673
00:30:43,200 --> 00:30:44,528
‫و مطمئن بشیم که دیگه هیچ‌وقت

674
00:30:44,668 --> 00:30:46,397
‫نتونی یه ربال هم از این کار در بیاری

675
00:30:46,536 --> 00:30:50,463
‫فکرشـو بکن بارنی همچین حرفی زد

676
00:30:50,602 --> 00:30:53,969
‫ولی مشخصا، بارنی کاملاً هم
‫باهام صادق نبوده،

677
00:30:54,099 --> 00:30:57,166
‫و من دست به کار کم‌سابقه‌ای زدم،

678
00:30:57,296 --> 00:30:58,964
‫زود قضاوت کردم.

679
00:30:59,104 --> 00:31:02,301
‫ولی یه جای کار می‌لنگه.

680
00:31:02,431 --> 00:31:06,067
‫واقعا نمی‌تونم قبول کنم که
‫غرایزم درباره‌ی بارنی

681
00:31:06,197 --> 00:31:09,104
‫به این اندازه اشتباه بودن.

682
00:31:09,234 --> 00:31:10,962
‫چی رو در نظر نمی‌گیرم؟

683
00:31:11,102 --> 00:31:15,128
‫غرایز شما کاملا درستن، آقای ردینگتون.

684
00:31:15,268 --> 00:31:17,735
‫بارنی آدم خوبی بود.

685
00:31:17,865 --> 00:31:20,962
‫یه آدم صادق.

686
00:31:21,102 --> 00:31:23,569
‫اما خانومش...

687
00:31:26,437 --> 00:31:29,434
‫ گوردون گراهام.
‫ایناهاش.

688
00:31:29,914 --> 00:31:30,792
‫درسته.

689
00:31:30,927 --> 00:31:32,464
‫گراهام یکی از اولین مشتری‌هامون بود

690
00:31:32,488 --> 00:31:34,500
‫و اگر درست خاطرم باشه،
‫اونم تو کارِ تکنولوژی بود

691
00:31:34,524 --> 00:31:37,269
‫اون مدیرعامل یه استارتاپ
‫داده‌های انتخاباتی بود

692
00:31:37,293 --> 00:31:40,305
‫که تقریباً فوریۀ سال پیش،

693
00:31:40,329 --> 00:31:42,007
‫چندین میلیون دلار فروختش

694
00:31:42,031 --> 00:31:44,187
‫بعد از اونم، کامل از صحنۀ تکنولوژی محو شد

695
00:31:44,212 --> 00:31:46,879
‫یعنی دو ماه بعد از اینکه
‫مدل کریسی رو خرید

696
00:31:47,263 --> 00:31:49,508
‫مأمور رسلر و زوما گفتن که
‫گویا گراهام

697
00:31:49,532 --> 00:31:51,443
‫داشته با ربات کریسی‌اش زندگی می‌کرده

698
00:31:51,467 --> 00:31:52,577
‫عینهو یه زوج واقعی

699
00:31:52,601 --> 00:31:54,513
‫دوتا مسواک، برای دختره لباس گرفته،

700
00:31:54,537 --> 00:31:55,881
‫با جواهر و هر چی که بگی.
‫واقعاً عجیبه

701
00:31:55,905 --> 00:31:57,649
‫شاید اون‌قدرا هم عجیب نباشه

702
00:31:57,673 --> 00:31:59,584
‫ما ربات‌هامون رو انسان‌گونه
‫طراحی می‌کنیم

703
00:31:59,608 --> 00:32:02,387
‫با قابلیت‌های شبه انسانی
‫و مهارت همدردی،

704
00:32:02,411 --> 00:32:04,623
‫که می‌تونه احساساتی رو
‫در قلب مشتری‌ها به‌وجود بیاره

705
00:32:04,647 --> 00:32:06,591
‫گوردون ممکنه واقعاً باور کرده باشه
‫که با کریسی

706
00:32:06,615 --> 00:32:07,893
‫تو یه رابطۀ واقعی‌ـه

707
00:32:07,917 --> 00:32:09,694
‫و الانم با این سطح از زیبایی‌شناسی

708
00:32:09,718 --> 00:32:11,696
‫و درجۀ پیشرفت هوش مصنوعی،

709
00:32:11,720 --> 00:32:12,898
‫آدما دیگه نمی‌تونن فرق بین

710
00:32:12,922 --> 00:32:15,367
‫واقعی و غیر واقعی رو تشخیص بدن

711
00:32:15,391 --> 00:32:17,847
‫عالیه، پس دنیایی پُر از آدمایی
‫با فتیش ربات در انتظارمونـه

712
00:32:17,872 --> 00:32:20,672
‫و تا اون‌موقع، یه قاتل فراری
‫رو دست‌مون مونده

713
00:32:20,696 --> 00:32:23,375
‫با کریسی فرار کرده؟

714
00:32:23,399 --> 00:32:24,676
‫این‌طور بنظر میاد

715
00:32:24,700 --> 00:32:27,512
‫من در تمام مدل‌هامون
‫جی‌پی‌اس نصب کردم

716
00:32:27,536 --> 00:32:29,347
‫برای امنیت بیشتر مشتری‌هامون،
‫اگر که یه‌موقع

717
00:32:29,371 --> 00:32:30,816
‫ربات‌ها به سرقت رفتن

718
00:32:30,840 --> 00:32:33,518
‫و اگه گوردون بهش دست
‫نزده باشه، شاید گیرش بیاریم

719
00:32:33,542 --> 00:32:34,953
‫من جی‌پی‌اس رو توی

720
00:32:34,977 --> 00:32:37,095
‫انگشت حلقۀ تمام ربات‌هامون تعبیه کردم

721
00:32:39,915 --> 00:32:43,328
‫همه‌چی روبراه میشه، عزیزم

722
00:32:43,352 --> 00:32:45,230
‫مَردت یه نقشۀ عالی کشیده

723
00:32:45,254 --> 00:32:46,631
‫پیداش کردم

724
00:32:46,655 --> 00:32:49,843
‫خب بچه‌ها، این‌طور که معلومه
‫طرف الان داره از جادۀ ۲۱۱ میره

725
00:32:49,867 --> 00:32:51,686
‫به سمت جنوب و پارک ملی «شنندوا»

726
00:32:51,710 --> 00:32:52,771
‫ما هم داریم می‌ریم اون‌وری

727
00:32:52,795 --> 00:32:54,506
‫به پلیس شهر اطلاع دادیم

728
00:32:54,530 --> 00:32:56,374
‫تو دستگیریِ گراهام کمک‌تون کنن

729
00:32:56,398 --> 00:32:58,660
‫حدوداً سه کیلومتر باهاشون فاصله دارین

730
00:33:19,922 --> 00:33:22,000
‫دست‌هات رو بگیر بالا
‫و از اتومبیل خارج شو!

731
00:33:22,024 --> 00:33:23,635
‫هیچ چارۀ دیگه‌ای نداری، گراهام

732
00:33:23,659 --> 00:33:25,403
‫هرگز نمی‌تونید ما رو از هم جدا کنید!

733
00:33:26,762 --> 00:33:28,640
‫واسه چی تفنگ‌تونـو
‫رو به من نشونه رفتین!؟

734
00:33:28,664 --> 00:33:31,086
‫مجرم که من نیستم!

735
00:33:31,110 --> 00:33:33,545
‫اونان! هیولاها اونان!

736
00:33:33,569 --> 00:33:36,122
‫دستاتـو بگیر یه جا که معلوم باشه
‫و از ماشین پیاده شو

737
00:33:36,146 --> 00:33:39,251
‫به کریسی من بی‌توجهی کردن
‫و ازش سوء استفاده کردن!

738
00:33:39,275 --> 00:33:42,735
‫تو یه کمد زندانیش کردن،
‫و فقط وقتی می‌آوردنش بیرون

739
00:33:42,759 --> 00:33:45,724
‫که می‌خواستن دست‌مالیش کنن،
‫انگار که یه شیء باشه

740
00:33:45,748 --> 00:33:48,894
‫باید جلوشون رو می‌گرفتم

741
00:33:48,918 --> 00:33:50,495
‫شرکت مدل‌های اصلی هم همین‌طور

742
00:33:50,519 --> 00:33:52,731
‫ما نمی‌خوایم آسیبی به تو
‫یا کریسی وارد بشه، گراهام

743
00:33:52,755 --> 00:33:54,114
‫خب اونا بهش آسیب زدن!

744
00:33:54,138 --> 00:33:55,734
‫منم واسه همین مجبور شدم
‫برم ازش محافظت کنم

745
00:33:55,758 --> 00:33:57,602
‫اون هم برای همین اون‌کارها رو کرد

746
00:33:57,626 --> 00:33:59,237
‫ما می‌خوایم بهت کمک کنیم، گراهام

747
00:33:59,261 --> 00:34:00,640
‫باید ببینیم دستات کجان

748
00:34:00,664 --> 00:34:04,509
‫از ماشین پیاده شو
‫تا درموردش صحبت کنیم، خب؟

749
00:34:04,533 --> 00:34:06,707
‫حرف‌تونـو باور نمی‌کنم

750
00:34:07,403 --> 00:34:10,087
‫می‌خواین ما رو از هم جدا کنین
‫مطمئنم همین کارو می‌کنین

751
00:34:11,373 --> 00:34:13,678
‫من بدون کریسی‌م زنده نمی‌مونم!

752
00:34:17,776 --> 00:34:19,852
‫اونم بدون من زنده نمی‌مونه

753
00:34:43,655 --> 00:34:46,680
‫سلام ماتیلدا، شبت بخیر
‫کارمون زیاد طول نمی‌کشه

754
00:34:51,837 --> 00:34:55,082
‫عالی، عالی!
‫عجب نمایشی

755
00:34:55,106 --> 00:34:57,352
‫معلوم هست چی میگی؟

756
00:34:57,376 --> 00:35:00,087
‫من الان صحبت جالبی

757
00:35:00,111 --> 00:35:03,558
‫با رفیق قدیمیت «پیتر فینچی» داشتم

758
00:35:04,516 --> 00:35:06,180
‫کدوم پیتر؟

759
00:35:06,618 --> 00:35:10,531
‫پیترِ بنده‌خدا، که چند ساعت پیش
‫اسمش از دهنت در رفت

760
00:35:10,555 --> 00:35:12,065
‫بعد اینکه وانمود کردی

761
00:35:12,089 --> 00:35:14,101
‫نمی‌دونستی بارنی شریک کاری داشته

762
00:35:14,125 --> 00:35:17,971
‫همون پیتر بنده‌خدایی
‫که تبعیدش رو جنابعالی طرح‌ریزی کردی،

763
00:35:17,995 --> 00:35:23,211
‫و با این کار،
‫قشنگ یه تیر و دو نشون زدی

764
00:35:23,235 --> 00:35:25,480
‫من اصلاً اسم پیتر رو به زبون نیاوردم،

765
00:35:25,504 --> 00:35:28,850
‫اما به‌هرنحوی، تو می‌شناختیش

766
00:35:29,180 --> 00:35:32,827
‫راستی، تو اصلاً کِی تصمیم گرفتی
‫بارنی رو ترک کنی؟

767
00:35:32,851 --> 00:35:35,430
‫وکیل طلاق گرفتی، مگه نه؟

768
00:35:35,454 --> 00:35:37,532
‫همونی که اومده بود مراسم یادبود؟

769
00:35:37,556 --> 00:35:41,469
‫ولی توی پررو و حریص
‫آخرش تصمیم گرفتی که

770
00:35:41,493 --> 00:35:43,571
‫برات صرف نداره بخوای

771
00:35:43,595 --> 00:35:45,673
‫ملک و املاک‌تون رو تقسیم کنید

772
00:35:45,697 --> 00:35:48,875
‫هم سودش خیلی بیشتر بود،
‫هم راحت‌تر بود

773
00:35:48,899 --> 00:35:52,312
‫که شرّ بارنی رو کم کنی بره

774
00:35:52,336 --> 00:35:55,248
‫بارنی یه شب سر شام
‫سکتۀ قلبی کرد

775
00:35:55,272 --> 00:35:59,119
‫و بعد از به نحوی قانع‌کردنِ پزشکی قانونی،

776
00:35:59,143 --> 00:36:01,821
‫یه کالبدشکافیِ دقیقه نَودی روش انجام داد

777
00:36:02,279 --> 00:36:04,157
‫حالا ببینیم این نظریه سر جاش می‌مونه وقتی

778
00:36:04,181 --> 00:36:07,194
‫آزمایش سم‌شناسی بهمون بگه
‫که تو دقیقاً چه شامی

779
00:36:07,218 --> 00:36:08,663
‫به خوردِ بارنی دادی

780
00:36:08,687 --> 00:36:11,865
‫من فکر می‌کنم که شما
‫احتمالاً به حبس ابد محکوم میشی

781
00:36:11,889 --> 00:36:13,468
‫نظریۀ من اینه

782
00:36:13,492 --> 00:36:16,820
‫حبس ابد من، زندگی مشترک
‫با اون مرتیکۀ گاو بود

783
00:36:17,361 --> 00:36:19,607
‫بارنی هیچ‌وقت
‫دلِ این بیزنس رو نداشت

784
00:36:19,631 --> 00:36:21,149
‫همه‌ش ریخته شد رو دوشِ من

785
00:36:21,173 --> 00:36:24,019
‫مدیریت از پشت صحنه،
‫و این‌کارم کردم

786
00:36:24,043 --> 00:36:28,481
‫تمام تصمیمات هوشمندانه،
‫و تمام تصمیمات سخت رو من گرفتم

787
00:36:29,316 --> 00:36:32,662
‫بعد اون مرتیکۀ آشغال پیش خودش فکر کرد

788
00:36:32,686 --> 00:36:35,362
‫که می‌تونه منو طلاق بده

789
00:36:36,188 --> 00:36:39,034
‫اونم بعد از این همه سالی که
‫انقدر چیز یادش دادم

790
00:36:39,058 --> 00:36:41,112
‫آره درسته

791
00:36:41,562 --> 00:36:43,406
‫وکیل طلاق رو بارنی گرفته بود

792
00:36:43,430 --> 00:36:45,308
‫قیافه‌ش دیدنی شده بود

793
00:36:45,332 --> 00:36:48,696
‫وقتی که فهمید بهش سَم خوروندم

794
00:36:50,236 --> 00:36:52,282
‫نه، شما دوتا هیچ‌وقت
‫بارنی واقعی رو نشناختین،

795
00:36:52,306 --> 00:36:55,404
‫و اونم هیچ‌وقت منو واقعاً نشناخت

796
00:36:56,310 --> 00:36:59,445
‫اما به‌نظر من ما جفت‌مون
‫بارنیِ واقعی رو می‌شناختیم

797
00:36:59,779 --> 00:37:04,360
‫و به احترام یاد اون، اینو بهتون میگم

798
00:37:04,384 --> 00:37:06,320
‫شما اخراجی

799
00:37:06,786 --> 00:37:10,433
‫و پیتر فینچی بنده‌خدا
‫رئیس جدید می‌شه

800
00:37:10,457 --> 00:37:15,654
‫و این دفعه، خود تو تبعید میشی،

801
00:37:16,162 --> 00:37:20,075
‫و مجبور میشی بی هیچ
‫امکانات، وقفه و استراحتی

802
00:37:20,099 --> 00:37:23,346
‫از خودت نگهداری کنی

803
00:37:23,370 --> 00:37:28,551
‫و اگه شست من خبردار بشه
‫حتی نوک انگشتِ تو

804
00:37:28,575 --> 00:37:30,220
‫برگشته توی این بیزنس،

805
00:37:30,244 --> 00:37:34,990
‫میام سراغت و زبونت رو قطع می‌کنم،

806
00:37:35,014 --> 00:37:37,493
‫دستات رو قطع می‌کنم،

807
00:37:37,517 --> 00:37:40,018
‫و پاهات رو هم قطع می‌کنم

808
00:37:41,288 --> 00:37:45,557
‫ولی فعلاً فقط همینو می‌برم

809
00:37:58,405 --> 00:38:00,749
‫سویر کمک‌مون کرد
‫دو مدلِ کریسی‌ای که گراهام

810
00:38:00,773 --> 00:38:02,751
‫هک کرده بود
‫تا سفیر وارن و نمایندۀ کنگره

811
00:38:02,775 --> 00:38:04,287
‫رو بُکشن رو پیدا کنیم

812
00:38:04,311 --> 00:38:05,988
‫اون به‌نظر طوری برای ربات‌ها
‫برنامه‌نویسی کرده بود

813
00:38:06,012 --> 00:38:07,673
‫که صحنۀ جرم رو ترک کنن
‫و برگردن پیش خودش

814
00:38:07,697 --> 00:38:10,260
‫که واسه همیشه از چرخه خارج‌شون کنه

815
00:38:10,284 --> 00:38:11,693
‫خب، شرکت سویر شاید
‫بزودی تعطیل بشه،

816
00:38:11,717 --> 00:38:13,263
‫ولی این تکنولوژی همچنان پابرجاست

817
00:38:13,287 --> 00:38:14,844
‫الان وارد جریان خونِ فرهنگ شده

818
00:38:14,869 --> 00:38:17,250
‫ربات‌ها، و آدمایی که اونا رو برای...

819
00:38:17,274 --> 00:38:20,303
‫خب، همه‌چیز، می‌خوان
‫احتمالاً تا همیشه هستن

820
00:38:20,327 --> 00:38:22,580
‫گراهام گوردون ورثه‌ای نداره؟

821
00:38:22,604 --> 00:38:24,607
‫هنوز نتونستیم عضوی از خانواده‌شـو پیدا کنیم

822
00:38:24,631 --> 00:38:29,202
‫یا دوست‌هاش رو. بنظر می‌رسه که
‫تنها رابطه‌ش با همین ربات کریسی بوده

823
00:38:29,421 --> 00:38:31,566
‫فکر کنم واقعاً به این باور داشته
‫که عاشقش بوده

824
00:38:31,590 --> 00:38:32,967
‫به‌نظر من واقعاً عاشقش بوده

825
00:38:32,991 --> 00:38:34,735
‫خب، اون اولین آدمی نیست که
‫عاشق کسی شده که

826
00:38:34,759 --> 00:38:37,496
‫همین حس رو بهش نداشته

827
00:38:39,432 --> 00:38:40,941
‫تجربۀ شخصی خودم رو نمی‌گم

828
00:38:40,965 --> 00:38:45,570
‫فقط.. فیلم‌های تینیجریِ ده هشتادی
‫زیاد دیدم

829
00:38:59,518 --> 00:39:00,961
‫چه خبر از بورلی گرنت؟

830
00:39:00,985 --> 00:39:03,432
‫پیش خانواده‌شـه تو تگزاس
‫و جاش امنـه

831
00:39:03,456 --> 00:39:06,667
‫تیم امنیتی براش گذاشتم،
‫ولی هارولد

832
00:39:06,691 --> 00:39:08,736
‫جفت‌مون خوب می‌دونیم
‫نشانی که اون توصیف کرد

833
00:39:08,760 --> 00:39:11,373
‫نشان کارآگاه‌های پلیس نیویورکـه

834
00:39:11,397 --> 00:39:13,542
‫این قضیه داره از کنترل‌مون خارج می‌شه

835
00:39:13,566 --> 00:39:15,444
‫شاید باید نیروی کمکی بیاریم

836
00:39:15,468 --> 00:39:17,695
‫ما هیچکسی رو نمیاریم، لو

837
00:39:18,236 --> 00:39:19,581
‫بعد اینکه با گرنت از بار رفتین،

838
00:39:19,605 --> 00:39:21,982
‫من کارآگاه هیبر رو دیدم،

839
00:39:22,006 --> 00:39:23,385
‫که خبر داره من گرنت رو پیدا کردم

840
00:39:23,409 --> 00:39:25,920
‫ما اصلاً نمی‌دونیم
‫تهِ این ماجرا کجاست

841
00:39:25,944 --> 00:39:28,108
‫تازه الان که هیبر فهمیده
‫من با شاهدها زد و بند دارم،

842
00:39:28,133 --> 00:39:30,369
‫بیشتر از قبل مظنون اصلی‌شون شدم

843
00:39:31,141 --> 00:39:33,570
‫این کارآگاهـه رو خودمون باید پیداش کنیم

844
00:39:34,619 --> 00:39:37,946
‫تو کدوم یکی از مقامات پلیس
‫رو کُفری کردی، کوپ؟

845
00:39:44,929 --> 00:39:47,278
‫تو خیلی دل‌نازک شدی، ریموند

846
00:39:47,766 --> 00:39:52,314
‫اون ریموند سابق، درجا
‫مجازات بی‌نقصی که اون عجوزۀ پیر

847
00:39:52,338 --> 00:39:56,250
‫حقش بود رو براش می‌بُرید

848
00:39:57,018 --> 00:39:59,311
‫و بدون هیچ پشیمونی‌ای

849
00:40:00,331 --> 00:40:02,112
‫تو واقعاً عوض شدی

850
00:40:03,101 --> 00:40:04,695
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

851
00:40:05,984 --> 00:40:08,396
‫ما همیشه تیم خوبی بودیم

852
00:40:08,420 --> 00:40:09,597
‫می‌دونی، واسه همینم
‫دلم برات تنگ شده بود

853
00:40:09,621 --> 00:40:11,433
‫چون خیلی تیم خوبی بودیم،

854
00:40:11,457 --> 00:40:14,493
‫مخصوصاً وقتایی که کارای بد می‌کردیم

855
00:40:17,222 --> 00:40:19,953
‫شاید هنوز فرصت واسه خوش‌گذرونی باشه

856
00:40:20,845 --> 00:40:22,404
‫من و تو

857
00:40:28,300 --> 00:40:32,471
‫با اینکه پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ایـه،
‫باید بهت بگم

858
00:40:32,496 --> 00:40:36,599
‫اون مَردی که قبلاً می‌شناختی
‫همون روزی مُرد

859
00:40:36,624 --> 00:40:39,028
‫که الیزابت کین به قتل رسید

860
00:40:39,851 --> 00:40:42,387
‫و مَردی که ازش باقی مونده...

861
00:40:45,204 --> 00:40:47,273
‫به‌جای یک آدم،
‫بیشتر کلکسیونی از

862
00:40:47,298 --> 00:40:49,799
‫غرایز و امیالی‌ـه که

863
00:40:49,824 --> 00:40:52,986
‫اکثراً هم فوق‌العاده شیطانی‌ان

864
00:40:53,011 --> 00:40:55,504
‫من فقط به لطف عشقِ و آرامش زنی

865
00:40:55,529 --> 00:40:58,564
‫جون سالم به در بردم
‫که تحت شرایط کاملاً غیر محتملی

866
00:40:58,636 --> 00:41:03,308
‫باهاش آشنا شدم،
‫زنی که...

867
00:41:05,364 --> 00:41:09,112
‫من رو از سیاهیِ غیرقابل‌باوری گذروند

868
00:41:09,781 --> 00:41:14,762
‫اون‌وقت فکر می‌کنی این زن
‫تو رو قبول می‌کنه؟

869
00:41:14,786 --> 00:41:16,320
‫صفر تا صدت رو؟

870
00:41:17,689 --> 00:41:18,986
‫خب...

871
00:41:19,991 --> 00:41:21,792
‫امیدوارم

872
00:41:23,795 --> 00:41:26,540
‫ولی حتی اگه قبولم هم نکنه،
‫من در حال حاضر

873
00:41:26,564 --> 00:41:30,469
‫مال اون‌ام، و فقط همینه که مهمه

874
00:41:32,943 --> 00:41:34,712
‫آره

875
00:41:44,649 --> 00:41:47,229
‫فکر کنم بهتره اینو تو برداری

876
00:41:49,011 --> 00:41:53,192
‫چرا یه حسی بهم میگه
‫این هدیۀ جدایی‌مونـه، هوم؟

877
00:41:53,216 --> 00:41:56,185
‫انگار که دیگه قرار نیست ببینمت؟

878
00:41:58,327 --> 00:42:00,162
‫معلوم نمی‌کنه

879
00:42:02,184 --> 00:42:10,176
:تـــرجـــمـــه
« Highbury و AbG ســــروش »

880
00:42:10,968 --> 00:42:16,958
<font color="#ff0000">@BlacklistDonate</font>

881
00:42:16,982 --> 00:42:22,972
<font color="#58ACFA">Sync: AliNet</font>

