﻿1
00:00:05,460 --> 00:00:08,199
‫باید توی همون مسافرخونه کوچیک
‫و دنج شهر می‌موندیم

2
00:00:08,609 --> 00:00:10,577
‫نقدهای آنلاین خوبی داشت

3
00:00:11,562 --> 00:00:12,974
‫و تخت داشت

4
00:00:12,998 --> 00:00:14,341
‫با تشک

5
00:00:14,365 --> 00:00:16,375
‫اونوقت کجاش کیف می‌داد؟

6
00:00:17,168 --> 00:00:19,480
‫کجای این کار کیف میده؟

7
00:00:19,504 --> 00:00:20,748
‫این بیرون حال آدم بد میشه

8
00:00:20,772 --> 00:00:21,715
‫وسط ناکجاآبادیم

9
00:00:21,739 --> 00:00:23,317
‫بیخیال

10
00:00:23,341 --> 00:00:25,609
‫وقتی بچه بودم، خونواده‌م می‌اومدن اینجا

11
00:00:27,337 --> 00:00:29,916
‫جایی که با داستان‌های
‫کنار آتیش در مورد...

12
00:00:29,941 --> 00:00:31,552
‫زن زمزمه‌کن به وحشت مینداختنت

13
00:00:31,577 --> 00:00:33,725
‫بله

14
00:00:35,172 --> 00:00:37,187
‫راست میگی، بچگی
‫منو تسخیر کرده بود

15
00:00:38,489 --> 00:00:41,803
‫خوش به حال تو که دیگه بچه نیستم

16
00:00:47,698 --> 00:00:48,698
‫صدای چی بود؟

17
00:00:50,035 --> 00:00:51,212
‫از کجا بدونم؟

18
00:00:51,236 --> 00:00:53,214
‫شاید سنجاب بوده؟

19
00:00:53,238 --> 00:00:55,482
‫یا همون زن زمزمه‌کنه

20
00:00:55,506 --> 00:00:56,650
‫چه بامزه‌ای تو

21
00:01:02,680 --> 00:01:04,049
‫بزرگتر از یه سنجاب بود

22
00:01:09,487 --> 00:01:10,679
‫فکر کنم رفته

23
00:01:12,357 --> 00:01:13,640
‫میشه بری ببینی؟

24
00:01:16,862 --> 00:01:17,929
‫لطفا؟

25
00:01:20,984 --> 00:01:24,984
تـلـگـرام
<font color="#ff0000">@BlacklistDonate</font>

26
00:01:25,009 --> 00:01:33,009
:تـــرجـــمـــه
« Highbury و AbG ســــروش »

27
00:01:47,083 --> 00:01:49,263
:فصل نهم، قسمت چهاردهم
« ایوا میسون؛ شمارۀ ۱۸۱ »

28
00:01:53,598 --> 00:01:55,376
‫تاداشی بود

29
00:01:55,400 --> 00:01:58,012
‫همونطور که خواسته بودی
‫جستجوی لپ‌تاپ وندایک رو...

30
00:01:58,036 --> 00:01:59,780
‫تموم کرده

31
00:01:59,804 --> 00:02:01,682
‫هیچ نکته مهمی فهمیده...

32
00:02:01,706 --> 00:02:04,919
‫مثل اینکه کی وندایک رو
‫اجیر کرده تا الیزابت رو بکشه؟

33
00:02:04,943 --> 00:02:06,720
‫نه

34
00:02:06,744 --> 00:02:09,690
‫خب، حداقل تایید می‌کنه که وندایک...

35
00:02:09,714 --> 00:02:11,125
‫در اصل الیزابت رو در شب مرگش...

36
00:02:11,149 --> 00:02:12,559
‫تعقیب می‌کرده؟

37
00:02:12,583 --> 00:02:14,201
‫بله

38
00:02:14,652 --> 00:02:17,464
‫وندایک از یه نرم‌افزار برای زیر نظر
‫داشتن موقعیت الیزابت استفاده می‌کرده...

39
00:02:17,488 --> 00:02:20,001
‫اما فقط همین نیست

40
00:02:20,025 --> 00:02:22,017
‫حس می‌کنم یه مشکلی در راهه

41
00:02:22,127 --> 00:02:23,804
‫اینطور که نرم‌افزار میگه...

42
00:02:23,828 --> 00:02:26,407
‫تاداشی مطمئنه که
‫دستگاه آراف داخل بدن الیزابت...

43
00:02:26,431 --> 00:02:29,476
‫برای دو کار طراحی شده بوده

44
00:02:29,500 --> 00:02:31,778
‫مختصات جی‌پی‌اس رو بفرسته...

45
00:02:31,802 --> 00:02:35,180
‫و دارویی که سروقت
‫باید خورده بشه رو زیرنظر بگیره

46
00:02:36,674 --> 00:02:39,268
‫گزارش سم‌شناسی رو خوندم

47
00:02:40,011 --> 00:02:42,890
‫در بدن الیزابت هیچ چیز
‫غیرعادی پیدا نشده بود

48
00:02:42,914 --> 00:02:44,258
‫چیزخور نشده بود

49
00:02:44,282 --> 00:02:45,960
‫شاید هر کسی که ردیاب رو بهش وصل کرده...

50
00:02:45,984 --> 00:02:48,162
‫نیازی نداشته از
‫ویژگی پزشکیش استفاده کنه

51
00:02:48,186 --> 00:02:49,931
‫اما به عنوان یه دستگاه پزشکی...

52
00:02:49,955 --> 00:02:52,233
‫اینقدر کوچیک بوده که
‫الیزابت قورتش بده

53
00:02:52,257 --> 00:02:54,335
‫داریم با آدم‌های اشتباهی حرف می‌زنیم

54
00:02:54,359 --> 00:02:56,503
‫نیازی به متخصصان فناوری نداریم

55
00:02:56,527 --> 00:02:57,838
‫به متخصصان پزشکی نیاز داریم

56
00:02:57,862 --> 00:02:59,206
‫باید با هربی حرف بزنیم

57
00:02:59,230 --> 00:03:01,642
‫امروز صبح یه پیک
‫فرستادم خونه‌ش...

58
00:03:01,666 --> 00:03:02,776
‫و ردیاب رو هم فرستادم...

59
00:03:02,800 --> 00:03:05,079
‫اما جواب تماس‌های منو نمیده

60
00:03:05,103 --> 00:03:06,813
‫شما دو تا با هم اختلاف پیدا کردین؟

61
00:03:06,837 --> 00:03:08,950
‫اختلاف با هربی؟

62
00:03:08,974 --> 00:03:10,017
‫طرف از درگیری خوشش میاد...

63
00:03:10,041 --> 00:03:12,153
‫همونطور که من از
‫تخم‌مرغ خیلی پخته خوشم میاد

64
00:03:12,177 --> 00:03:13,787
‫و ازش بعید نیست...

65
00:03:13,811 --> 00:03:15,862
‫که جواب نده. دوباره بهش زنگ بزن

66
00:03:21,987 --> 00:03:23,764
‫سناتور، بیا تو

67
00:03:23,788 --> 00:03:25,564
‫لطفا منو سینتیا صدا بزن

68
00:03:26,071 --> 00:03:28,801
‫سینتیا، متاسفانه...

69
00:03:28,826 --> 00:03:32,173
‫اینجا برای پذیرایی از
‫دوستان چندان مجهز نیستیم...

70
00:03:32,197 --> 00:03:35,676
‫اما نتونستم درخواست
‫ملاقات شما رو رد کنم

71
00:03:35,700 --> 00:03:37,979
‫یه فنجون قهوه میل دارین؟

72
00:03:38,003 --> 00:03:39,746
‫خب، به اندازه کافی سخت هست، ریموند

73
00:03:39,770 --> 00:03:41,872
‫بیا یه راست بریم سر اصل مطلب

74
00:03:51,082 --> 00:03:52,283
‫به کمکت نیاز دارم

75
00:03:53,651 --> 00:03:55,762
‫فکر می‌کردم داشته باشی

76
00:03:56,178 --> 00:03:57,631
‫می‌دونی فقط موقعی میام پیشت...

77
00:03:57,655 --> 00:03:59,866
‫که وضعیتم خیلی وخیم باشه

78
00:04:00,223 --> 00:04:01,568
‫سه هفته شده...

79
00:04:01,592 --> 00:04:03,537
‫که عروسم گم شده

80
00:04:03,561 --> 00:04:05,706
‫بله، اخبار رو دنبال می‌کنم

81
00:04:05,730 --> 00:04:07,108
‫واقعا متاسفم

82
00:04:07,132 --> 00:04:08,409
‫خبری که نمی‌دونی...

83
00:04:08,433 --> 00:04:10,411
‫چون از مطبوعات مخفیش کردم...

84
00:04:10,435 --> 00:04:13,647
‫اینه که شیلا دیشب
‫در یه اتراقگاه پیداش شده

85
00:04:13,671 --> 00:04:16,083
‫حواست باشه از مقامات
‫محلی کمکی گرفته نشده

86
00:04:16,107 --> 00:04:17,408
‫نیمه‌جون بوده

87
00:04:19,056 --> 00:04:21,286
‫به شدت لاغر و شکنجه شده

88
00:04:22,447 --> 00:04:25,359
‫حالا شیلا به کمای مصنوعی برده شده...

89
00:04:25,383 --> 00:04:27,094
‫در حالی که هر کسی
‫این کار رو باهاش کرده هنوز...

90
00:04:28,553 --> 00:04:32,423
‫هنوز اون بیرونه،
‫داره زندگی می‌کنه و نفس می‌کشه...

91
00:04:33,558 --> 00:04:35,736
‫از تابش آفتاب روی
‫صورتش لذت می‌بره...

92
00:04:35,760 --> 00:04:38,072
‫در حالی که شیلا توی کما رفته...

93
00:04:38,096 --> 00:04:42,643
‫و تو هم حس می‌کنی بی‌پناهی

94
00:04:42,667 --> 00:04:46,113
‫وقتی هیچی در نور با عقل جور درنمیاد...

95
00:04:46,137 --> 00:04:47,838
‫باید در تاریکی جستجو کنیم

96
00:04:52,310 --> 00:04:54,403
‫حس می‌کردم که درک می‌کنی

97
00:04:56,914 --> 00:04:58,625
‫پلیس با دو اتراق‌کننده مصاحبه کرده...

98
00:04:58,649 --> 00:05:00,261
‫که شیلا پانابیکر رو پیدا کردن...

99
00:05:00,285 --> 00:05:02,496
‫اما بدون گفتن
‫حتی یه کلمه از هوش رفته

100
00:05:02,520 --> 00:05:04,731
‫پس نمی‌دونیم از کجا اومده

101
00:05:04,755 --> 00:05:07,934
‫جنگلی که درش پیدا شده
‫مساحتش به 12 هزار هکتار می‌رسه...

102
00:05:07,958 --> 00:05:10,504
‫منطقه روستایی و بیشتر غیرصنعتی

103
00:05:10,528 --> 00:05:12,539
‫سخت میشه این مساحت رو پوشش داد

104
00:05:12,563 --> 00:05:15,376
‫شیلا فعلا در بیمارستان
‫چیزاپیک بی مموریال توی کماست...

105
00:05:15,400 --> 00:05:16,477
‫برای جونش مبارزه می‌کنه

106
00:05:16,501 --> 00:05:18,445
‫با پانابیکر همدردی می‌کنم...

107
00:05:18,469 --> 00:05:19,913
‫اما یه پرونده آدمربایی...

108
00:05:19,937 --> 00:05:21,348
‫که آدمرباییش تموم شده...

109
00:05:21,372 --> 00:05:22,783
‫شایستگی توجه این نیروی ویژه رو داره؟

110
00:05:22,807 --> 00:05:23,917
‫برای من که داره

111
00:05:23,941 --> 00:05:26,153
‫تعجب می‌کنم اف‌بی‌آی
‫زودتر روش کار نکرده...

112
00:05:26,177 --> 00:05:27,888
‫به خصوص با توجه
‫به موقعیت سناتور پانابیکر

113
00:05:27,912 --> 00:05:29,090
‫از ما کمک خواسته

114
00:05:29,114 --> 00:05:30,257
‫فکر کنم منظورت ردینگتونه

115
00:05:30,281 --> 00:05:31,992
‫راستی اون کجاست؟

116
00:05:32,016 --> 00:05:34,595
‫یه سرنخ از ردیابی که
‫در بدن الیزابت پیدا کردن داره...

117
00:05:34,619 --> 00:05:37,030
‫اما بهم اطمینان داد برای
‫هر چیزی که نیاز داشته باشیم در دسترسه

118
00:05:37,054 --> 00:05:40,767
‫ببین، سینتیا به خاطر این نیروی
‫ویژه بارها و بارها به دردسر افتاده

119
00:05:40,791 --> 00:05:42,203
‫بهش مدیونیم

120
00:05:42,227 --> 00:05:45,306
‫رسلر، آرام، برین به بیمارستان
‫و با دکتر شیلا حرف بزنین

121
00:05:45,330 --> 00:05:46,940
‫حتما باید من برم؟

122
00:05:46,964 --> 00:05:49,749
‫خب، یه جورایی کلی کار دارم

123
00:05:50,535 --> 00:05:51,845
‫چه کاری؟

124
00:05:51,869 --> 00:05:53,980
‫می‌دونی، کارهای کامپیوتری

125
00:05:54,004 --> 00:05:55,882
‫کارهای فنیه. چیزهای خسته‌کننده

126
00:05:55,906 --> 00:05:58,419
‫البته. پارک، با رسلر برو

127
00:05:58,443 --> 00:06:00,987
‫اگه از دکتر شیلا بفهمیم که
‫چه بلایی سرش اومده...

128
00:06:01,011 --> 00:06:02,804
‫شاید بهمون کمک کنه بفهمیم
‫کی این کار رو کرده

129
00:06:08,686 --> 00:06:12,032
‫هنوز متوجه نمیشم
‫چطور شیلا رفته بیرون

130
00:06:12,056 --> 00:06:14,843
‫خب، شاید به خاطر
‫اینکه زیادی بیمار داریم...

131
00:06:14,867 --> 00:06:16,703
‫و به تنهایی حریف نمیشم

132
00:06:16,727 --> 00:06:18,378
‫اگه پلیس رو بیاره سر وقت ما چی؟

133
00:06:18,529 --> 00:06:20,874
‫نمیاره

134
00:06:20,898 --> 00:06:23,744
‫شب رفته. حتما راه رو گم کرده

135
00:06:23,768 --> 00:06:25,612
‫روزها راه رفته و در 80
‫کیلومتری اینجا پیدا شده

136
00:06:25,636 --> 00:06:27,454
‫اصلا نگران اون نیستم

137
00:06:28,005 --> 00:06:31,142
‫اما حالا یه تخت خالی
‫داریم که باید پرش کنیم...

138
00:06:33,004 --> 00:06:34,238
‫و شانس اوردیم...

139
00:06:35,405 --> 00:06:37,172
‫فکر کنم یه گزینه جدید پیدا کردم

140
00:06:39,784 --> 00:06:42,028
‫همین الان گفتم به
‫زحمت از پسش برمیام

141
00:06:42,052 --> 00:06:44,565
‫زمان مناسبی برای
‫اوردن یه آدم جدید نیست

142
00:06:44,589 --> 00:06:47,601
‫می‌دونی چقدر مأموریت ما مهمه

143
00:06:47,625 --> 00:06:49,836
‫همیشه می‌تونیم یه
‫بیمار دیگه رو قبول کنیم

144
00:06:49,860 --> 00:06:51,686
‫همیشه به نتیجه می‌رسونیمش

145
00:06:54,432 --> 00:06:56,577
‫خب، وقتی اومد سرمازده بود

146
00:06:56,601 --> 00:06:59,380
‫آب بدنش کم و دچار سو تغذیه بود

147
00:06:59,404 --> 00:07:00,981
‫فکر کنم روزها سرگردان بودن...

148
00:07:01,005 --> 00:07:02,949
‫در جنگل و سرما، بدون آب
‫و غذا این بلا رو سر آدم میاره

149
00:07:02,973 --> 00:07:05,819
‫تا حد زیادی درسته، اما
‫باعث آسیب قلبی نمیشه

150
00:07:05,843 --> 00:07:07,888
‫- آسیب قلبی دیده؟
‫- آره، قلبش بزرگ شده...

151
00:07:07,912 --> 00:07:10,747
‫کارکرد بطن چپش کاهش پیدا کرده

152
00:07:11,148 --> 00:07:15,596
‫اما وقتی بیشتر معاینه‌ش کردم،
‫اوضاع عجیبتر شد

153
00:07:15,620 --> 00:07:17,198
‫اول فکر کردم اینا
‫جای زخم چاقو هستن...

154
00:07:17,222 --> 00:07:19,266
‫شاید شکنجه شده...

155
00:07:19,290 --> 00:07:23,927
‫اما وقتی خون
‫رو تمیز کردیم، اینو پیدا کردیم

156
00:07:27,232 --> 00:07:28,275
‫اونا اسم هستن؟

157
00:07:28,299 --> 00:07:30,211
‫آره، حدس منم همینه

158
00:07:30,235 --> 00:07:31,712
‫و به نظر میاد خودش
‫این کار رو کرده

159
00:07:31,736 --> 00:07:34,215
‫چرا باید روی پاش
‫اسم حکاکی کنه؟

160
00:07:36,314 --> 00:07:37,451
‫مامان؟

161
00:07:37,475 --> 00:07:39,586
‫یادته چی گفتیم

162
00:07:39,610 --> 00:07:41,622
‫الان نمی‌تونه صداتو بشنوه

163
00:07:41,646 --> 00:07:43,905
‫خیلی مریضه، شار

164
00:07:44,782 --> 00:07:46,149
‫باید ما رو ببخشین

165
00:07:46,173 --> 00:07:47,528
‫اولین باره که اونو می‌بینه بعد از...

166
00:07:47,552 --> 00:07:49,230
‫نه، خواهش می‌کنم.
‫داشتیم می‌رفتیم بیرون

167
00:07:51,289 --> 00:07:53,201
‫متخصص زنان به اورژانس

168
00:07:53,225 --> 00:07:54,568
‫متخصص زنان به اورژانس

169
00:07:54,592 --> 00:07:55,860
‫بریم حرومزاده‌ای که این
‫کار رو کرده پیدا کنیم

170
00:08:01,666 --> 00:08:03,710
‫فقط یکم، باشه؟

171
00:08:03,734 --> 00:08:06,513
‫سعی کن بچرخونیش

172
00:08:06,537 --> 00:08:07,914
‫با یه لایه نازک

173
00:08:07,938 --> 00:08:10,417
‫عزیزم، روی ساندویچت
‫خردل می‌خوای یا مایونز؟

174
00:08:13,344 --> 00:08:14,868
‫سارا؟

175
00:08:19,350 --> 00:08:21,962
‫بیل! تشنج کرده!

176
00:08:36,334 --> 00:08:37,678
‫با دکترش حرف زدیم...

177
00:08:37,702 --> 00:08:39,480
‫و به نظر میاد عروس شما...

178
00:08:39,504 --> 00:08:41,682
‫اسامی دو زن رو
‫روی ران پاش حکاکی کرده

179
00:08:42,730 --> 00:08:44,151
‫شیلا این کار رو کرده؟

180
00:08:44,875 --> 00:08:47,354
‫محض رضای خدا، آخه چرا؟

181
00:08:47,378 --> 00:08:50,591
‫یه حدسه، اما
‫باور داریم می‌دونسته ممکنه بمیره...

182
00:08:50,615 --> 00:08:52,959
‫و می‌خواسته برای کسی
‫که جسدش رو پیدا می‌کنه یه پیام بفرسته...

183
00:08:52,983 --> 00:08:55,629
‫تا بهشون بگه هنوز
‫قربانیان دیگه‌ای وجود دارن

184
00:08:55,653 --> 00:08:56,763
‫و پیام تاثیر داشته

185
00:08:56,787 --> 00:08:58,499
‫اسامی رو شناسایی کردیم

186
00:08:58,523 --> 00:09:01,702
‫کریستال فلاورز و ماریا هولمز

187
00:09:01,726 --> 00:09:04,170
‫خب، هر دو اسم
‫به شدت رایج هستن...

188
00:09:04,194 --> 00:09:05,772
‫تونستم جستجو رو محدود کنم...

189
00:09:05,796 --> 00:09:07,808
‫چون رابطه خاصی با شیلا داشتن

190
00:09:07,832 --> 00:09:09,075
‫این زن‌ها رو می‌شناسم

191
00:09:09,099 --> 00:09:10,344
‫اونا رو از کجا می‌شناسم؟

192
00:09:10,368 --> 00:09:11,812
‫آرام وقتی رسانه‌های اجتماعی رو گشت...

193
00:09:11,836 --> 00:09:13,814
‫ارتباط رو پیدا کرد...

194
00:09:13,838 --> 00:09:15,816
‫و هر سه مادر رو در وبسایت...

195
00:09:15,840 --> 00:09:17,651
‫بنیاد مبارزان کوچک پیدا کرد

196
00:09:17,675 --> 00:09:20,987
‫باور کنین، مصاحبه رو
‫یادمه. اونجا بودم

197
00:09:21,011 --> 00:09:23,857
‫سازمانی که کمک جمع می‌کنه

198
00:09:23,881 --> 00:09:25,667
‫داستان‌های بچه‌ها
‫و خونواده‌هاشون رو به اشتراک میذاره...

199
00:09:25,691 --> 00:09:27,127
‫که با مشکلات جدی سلامتی روبه‌رو هستن

200
00:09:27,151 --> 00:09:29,630
‫خیلی به مبارزان کوچک پول اهدا کردم

201
00:09:29,654 --> 00:09:31,231
‫چطور هیچکس تا الان...

202
00:09:31,255 --> 00:09:33,534
‫نفهمیده ارتباطی بین
‫گم شدن این مادرها وجود داره؟

203
00:09:33,558 --> 00:09:35,469
‫خب، بیش از 600 هزار نفر...

204
00:09:35,493 --> 00:09:37,738
‫هر سال در آمریکا گم میشن...

205
00:09:37,762 --> 00:09:39,740
‫و این موارد در
‫طی چندین سال اتفاق افتادن...

206
00:09:39,764 --> 00:09:41,808
‫اونم در بخش‌های مختلفی از کشور...

207
00:09:41,832 --> 00:09:43,810
‫و تحت شرایط متفاوت

208
00:09:43,834 --> 00:09:46,780
‫زنی رو میاریم این که مدیر
‫مبارزان کوچکه. امیلی رایت

209
00:09:46,804 --> 00:09:48,549
‫باید ببینیم پیشنهادی داره یا نه

210
00:09:48,573 --> 00:09:49,864
‫باشه

211
00:09:50,408 --> 00:09:51,852
‫ممنون که توضیح دادین

212
00:09:51,876 --> 00:09:53,451
‫و به خاطر تلاش‌تون ممنونم

213
00:09:56,481 --> 00:09:59,426
‫گزینه جدیدی که در
‫موردش بهت گفتم رو می‌شناسی؟

214
00:09:59,450 --> 00:10:01,614
‫سوابق پزشکیش که
‫تو بدست اوردی رو داشتم می‌خوندم

215
00:10:01,638 --> 00:10:03,861
‫سابقه طولانی و پیچیده‌ای داره...

216
00:10:03,885 --> 00:10:07,033
‫که فکر کنم برای بیمارستان
‫ما یه گزینه ایده‌آله

217
00:10:07,057 --> 00:10:09,002
‫پس امشب برنامه‌مو پیاده می‌کنم

218
00:10:09,026 --> 00:10:11,738
‫تا صبح، یه بیمار جدید خواهیم داشت

219
00:10:11,762 --> 00:10:13,638
‫حواست باشه که تختش آماده باشه

220
00:10:15,032 --> 00:10:17,350
‫چشم، خانم

221
00:10:19,069 --> 00:10:20,647
‫متوجه نمیشم

222
00:10:20,671 --> 00:10:23,517
‫کی می‌خواد به مادرها
‫آسیب بزنه، به خصوص مادران ما؟

223
00:10:23,541 --> 00:10:26,420
‫دوست‌داشتنی‌ترین و فداکارترین
‫آدم‌هایی هستن که تا حالا دیدم

224
00:10:26,444 --> 00:10:27,888
‫کی در سازمان شما...

225
00:10:27,912 --> 00:10:29,590
‫به اطلاعات خونواده‌هاتون دسترسی داره؟

226
00:10:29,614 --> 00:10:31,458
‫صدها داوطلب داریم
‫که برای کمک میان

227
00:10:31,482 --> 00:10:33,727
‫همه به پایگاه اطلاعاتی دسترسی دارن

228
00:10:33,751 --> 00:10:35,662
‫می‌تونم اسامی
‫و ایمیل‌هاشون رو بهتون بدم

229
00:10:35,686 --> 00:10:37,864
‫در چه تاریخی بچه‌های این مادرها...

230
00:10:37,888 --> 00:10:38,965
‫در سایت ثبت شدن؟

231
00:10:42,959 --> 00:10:46,407
‫سوم اکتبر، 2020، پسر کریستال

232
00:10:46,431 --> 00:10:49,109
‫دهم فوریه پارسال، پسر ماریا

233
00:10:49,133 --> 00:10:53,146
‫و 25‌ ژانویه امسال، دختر شیلا

234
00:10:53,170 --> 00:10:54,448
‫چرا؟

235
00:10:57,207 --> 00:10:58,619
‫تمام زنها...

236
00:10:58,643 --> 00:11:00,120
‫یه هفته بعد از ثبت نام
‫بچه‌هاشون دزدیده شدن

237
00:11:00,144 --> 00:11:01,622
‫یکی از وبسایت شما برای
‫پیدا کردن قربانیان استفاده می‌کنه

238
00:11:01,646 --> 00:11:03,089
‫امکان نداره

239
00:11:03,113 --> 00:11:04,482
‫کی رو این هفته ثبت نام کردین؟

240
00:11:05,983 --> 00:11:07,928
‫فکر نمی‌کنی یکم زیاده‌رویه؟

241
00:11:07,952 --> 00:11:09,896
‫جواب تماس‌های ما رو نمیده

242
00:11:09,920 --> 00:11:11,965
‫نمیشه یهو سکوت کنی. نه در برابر من

243
00:11:11,989 --> 00:11:13,656
‫وگرنه باید دلیلش رو بفهمم

244
00:11:16,093 --> 00:11:17,604
‫هربی؟

245
00:11:18,929 --> 00:11:20,371
‫هربی!

246
00:11:21,031 --> 00:11:24,110
‫واناگونت رو توی گاراژ دیدیم، هربی

247
00:11:24,134 --> 00:11:25,812
‫می‌دونم اونجایی

248
00:11:28,573 --> 00:11:31,017
‫‏36 ساعت شده. یه لحظه وایستا

249
00:11:34,011 --> 00:11:35,556
‫همسرم در برنامه ترک
‫اعتیاد به وسایل دیجیتال شرکت کرده...

250
00:11:35,580 --> 00:11:36,957
‫و نمی‌تونم باهاش تماس بگیرم

251
00:11:36,981 --> 00:11:38,158
‫از پسش برنمیام، پسر

252
00:11:38,182 --> 00:11:39,993
‫قرار نبوده پدر بشم

253
00:11:40,017 --> 00:11:42,362
‫فکر کنم واقعا دارم
‫عقلمو از دست میدم

254
00:11:42,386 --> 00:11:43,830
‫بچه‌م ازم متنفره

255
00:11:43,854 --> 00:11:45,732
‫یعنی واقعا ازم بدش میاد

256
00:11:45,756 --> 00:11:48,334
‫نه، نه، نه، نه. اسمش چیه؟

257
00:11:48,358 --> 00:11:50,704
‫سو. مثل اسم یه پسر...

258
00:11:50,728 --> 00:11:52,338
‫زنم از طرفدارهای جانی کش ـه

259
00:11:52,362 --> 00:11:53,640
‫مهم نیست

260
00:11:53,664 --> 00:11:56,477
‫بیا اینجا، سو.
‫بیا بغلم، سو. چیزی نیست

261
00:11:56,501 --> 00:11:59,546
‫بله. بیا بغلم. آره

262
00:11:59,570 --> 00:12:02,115
‫بفرما. آره

263
00:12:04,542 --> 00:12:06,626
‫خیلی قابل اعتمادن

264
00:12:07,077 --> 00:12:09,714
‫فقط چند تا چیز
‫باعث ناراحتی‌شون میشه

265
00:12:10,681 --> 00:12:12,507
‫گرسنگی. خستگی

266
00:12:13,017 --> 00:12:14,394
‫باد معده

267
00:12:16,960 --> 00:12:19,972
‫فقط نیاز به توجه
‫زیاد و عشق دارن

268
00:12:20,431 --> 00:12:23,570
‫و شگفت‌انگیزه بتونی بلافاصله...

269
00:12:23,594 --> 00:12:26,139
‫هر چیزی می‌خوان رو بهشون بدی

270
00:12:27,532 --> 00:12:28,899
‫آره

271
00:12:29,967 --> 00:12:32,610
‫قدر این دوران رو بدون

272
00:12:33,203 --> 00:12:34,571
‫خیلی ساده‌س

273
00:12:37,107 --> 00:12:39,753
‫چون متاسفانه خیلی پیچیده میشه

274
00:12:39,777 --> 00:12:40,887
‫آره

275
00:12:42,046 --> 00:12:44,958
‫نه، چیزی نیست، چیزی نیست

276
00:12:44,982 --> 00:12:46,259
‫- نه، نه، نه
‫- عیبی نداره

277
00:12:46,283 --> 00:12:47,917
‫آره

278
00:12:48,318 --> 00:12:50,587
‫خدای من. ترس تو رو حس می‌کنه

279
00:12:52,122 --> 00:12:55,401
‫پناه بر خدا، هربی، باید آروم باشی

280
00:12:55,425 --> 00:12:56,634
‫بیا

281
00:13:00,230 --> 00:13:03,634
‫آره

282
00:13:29,927 --> 00:13:32,503
‫میشه یکم بمونی؟

283
00:13:33,163 --> 00:13:34,665
‫درمونده شدم

284
00:13:37,334 --> 00:13:39,886
‫بستگی داره در مورد
‫ردیابم چی بتونی بهم بگی

285
00:13:43,348 --> 00:13:45,151
‫با چهار مادری که...

286
00:13:45,175 --> 00:13:46,452
‫بچه‌هاشون تازه ثبت نام شدن تماس گرفتیم...

287
00:13:46,476 --> 00:13:47,988
‫و سه نفرشون رو پیدا کردیم

288
00:13:48,012 --> 00:13:49,422
‫از شرایط باخبرن...

289
00:13:49,446 --> 00:13:51,925
‫و دنبال هر چیز یا
‫هر فرد غیرعادی می‌گردن

290
00:13:51,949 --> 00:13:53,293
‫- نفر چهارم چی؟
‫- مری ساتون

291
00:13:53,317 --> 00:13:54,995
‫نتونستیم باهاش تماس بگیریم...

292
00:13:55,019 --> 00:13:56,196
‫اما رد شوهرش رو گرفتیم...

293
00:13:56,220 --> 00:13:57,631
‫که گفت مری و دخترشون سارا...

294
00:13:57,655 --> 00:14:00,300
‫امروز در بیمارستان
‫کودکان جورج واشنگتن هستن

295
00:14:00,573 --> 00:14:02,068
‫سارا تشنج کرده

296
00:14:02,092 --> 00:14:03,970
‫رسلر، دمبه، یه سر تا بیمارستان برین

297
00:14:03,994 --> 00:14:06,496
‫تایید کنین مِری جاش امنه
‫و در مورد وضعیت بهش بگین

298
00:14:09,033 --> 00:14:11,311
‫دخترتون خیلی دوست‌داشتنیه...

299
00:14:11,335 --> 00:14:13,479
‫و می‌دونم بودن در
‫بیمارستان حالت خوشی نداره...

300
00:14:13,503 --> 00:14:15,949
‫اما دوست دارم چند روزی
‫درنظر بگیرمش تا مطمئن بشم

301
00:14:15,973 --> 00:14:17,651
‫معمولا وقتی تشنج می‌کنه...

302
00:14:17,675 --> 00:14:19,147
‫یه شب می‌مونیم

303
00:14:19,171 --> 00:14:21,688
‫خب، سطح سدیم در خونش
‫به طرز غیرمعمولی بالاست

304
00:14:21,712 --> 00:14:23,489
‫می‌خوام بهش سرم بزنم...

305
00:14:23,513 --> 00:14:25,626
‫تا به حالت عادی برش گردونم

306
00:14:25,650 --> 00:14:27,861
‫استفراغ کرده یا اسهال داشته؟

307
00:14:27,885 --> 00:14:29,129
‫ممکنه آب بدنش کم شده باشه...

308
00:14:29,153 --> 00:14:30,864
‫یا الکترولیت خونش رفته باشه بالا

309
00:14:30,888 --> 00:14:32,833
‫یه رژیم سفت و سخت داره

310
00:14:32,857 --> 00:14:34,701
‫هیچکدوم اینا شاملش نمیشه

311
00:14:34,725 --> 00:14:36,903
‫به علاوه، شبانه روز مراقبش هستم

312
00:14:36,927 --> 00:14:38,428
‫بهتر از هر کسی می‌شناسمش

313
00:14:39,669 --> 00:14:41,805
‫شاید بخوای آزمایش‌ها رو دوباره انجام بدی؟

314
00:14:44,187 --> 00:14:46,299
‫مادر بهتر از همه می‌دونه.
‫ببینم چه کاری از دستم برمیاد

315
00:14:46,470 --> 00:14:47,470
‫برمی‌گردم

316
00:14:58,248 --> 00:14:59,590
‫تو پرستار شبی؟

317
00:15:01,318 --> 00:15:03,296
‫آره. می‌خواستم صندلی چرخدار...

318
00:15:03,320 --> 00:15:05,165
‫برای مرخصی سارا رو بیارم

319
00:15:05,189 --> 00:15:07,000
‫فکر کنم فردا مرخص میشه؟

320
00:15:07,024 --> 00:15:08,902
‫سعی داشتم همینو به دکتر بگم

321
00:15:08,926 --> 00:15:10,503
‫ممنونم

322
00:15:10,527 --> 00:15:13,106
‫سعی دارن روزها نگهش دارن

323
00:15:13,130 --> 00:15:14,908
‫همه‌ش برای کلاهبرداری از بیمه‌س

324
00:15:14,932 --> 00:15:16,524
‫آره

325
00:15:20,905 --> 00:15:22,683
‫حقیقت رو می‌دونم

326
00:15:24,141 --> 00:15:25,351
‫ببخشید

327
00:15:25,375 --> 00:15:27,053
‫مأمور رسلر و زوما از اف‌بی‌آی

328
00:15:27,077 --> 00:15:28,922
‫دنبال اتاق سارا ساتون می‌گردیم

329
00:15:37,722 --> 00:15:39,032
‫چه کار می‌کنی؟

330
00:15:39,056 --> 00:15:40,606
‫باور کن دارن لطف می‌کنم

331
00:15:41,091 --> 00:15:44,470
‫یکی کمک کنه! لطفا یکی کمک کنه!

332
00:15:47,397 --> 00:15:49,182
‫اتاق باید سمت راست باشه

333
00:15:55,339 --> 00:15:57,517
‫پرستار، به مامانم آسیب زد

334
00:15:57,541 --> 00:15:58,618
‫و الان کجاست؟

335
00:15:58,642 --> 00:16:00,068
‫با صندلی چرخدار رفت

336
00:16:15,592 --> 00:16:19,572
‫سفید پوست با هیکل متوسط بود

337
00:16:19,596 --> 00:16:21,942
‫خیلی سریع اتفاق افتاد

338
00:16:21,966 --> 00:16:23,810
‫خب، بهت آرام‌بخش خیلی قوی زده

339
00:16:24,217 --> 00:16:26,579
‫چرا؟ چرا من؟

340
00:16:26,603 --> 00:16:27,814
‫هنوز نمی‌دونیم

341
00:16:27,838 --> 00:16:29,649
‫فقط می‌دونیم با یه الگو جور درمیای

342
00:16:29,673 --> 00:16:33,119
‫الگو چه الگویی؟

343
00:16:33,143 --> 00:16:34,454
‫تمام زندگیم وقف...

344
00:16:34,478 --> 00:16:35,989
‫مراقبتا از دخترم شده

345
00:16:36,013 --> 00:16:37,958
‫به زحمت وقت دارم حتی
‫صبح‌ها مسواک بزنم

346
00:16:37,982 --> 00:16:39,159
‫ته و توی قضیه رو درمیاریم

347
00:16:39,183 --> 00:16:40,660
‫و تا اون موقع چی؟

348
00:16:40,684 --> 00:16:42,462
‫همینجا بمونیم تا یکی بهمون حمله کنه؟

349
00:16:42,486 --> 00:16:44,197
‫یه مأمور برای محافظت از شما گذاشتیم

350
00:16:44,221 --> 00:16:46,032
‫تمام مدت بیرون اتاق شما نگهبانی میده

351
00:16:46,056 --> 00:16:47,600
‫ازتون به خوبی مراقبت میشه

352
00:16:47,624 --> 00:16:49,335
‫خب، نتونستم هویت زنی
‫که خودشو جای پرستار جا زده شناسایی کنم...

353
00:16:49,359 --> 00:16:51,571
‫چون فیلم زیاد از حد برفک داشت

354
00:16:51,595 --> 00:16:53,073
‫تفنگ تزریقی چی؟

355
00:16:53,097 --> 00:16:54,374
‫خب، دستکش لاستیکی داشته...

356
00:16:54,398 --> 00:16:55,608
‫پس اثرانگشتی نمونده...

357
00:16:55,632 --> 00:16:57,343
‫اما در مورد خود دستگاه تحقیق کردم...

358
00:16:57,367 --> 00:16:59,479
‫و راستش خیلی جالبه

359
00:16:59,503 --> 00:17:00,814
‫یعنی اگه...

360
00:17:00,838 --> 00:17:02,755
‫برای دزدیدن مادرهای
‫جوان استفاده نمی‌شد

361
00:17:03,440 --> 00:17:05,118
‫به جای یه سوزن...

362
00:17:05,142 --> 00:17:08,488
‫هوای متراکم جریانی از دارو رو...

363
00:17:08,512 --> 00:17:10,791
‫یه راست وارد لایه‌های زیر پوست می‌کنه

364
00:17:10,815 --> 00:17:13,059
‫چالشی که داره اینه
‫که نمی‌تونم ردش رو بگیرم

365
00:17:13,083 --> 00:17:15,829
‫قانونی نیست و به نظر میاد
‫یه نسخه خیلی قوی‌تر...

366
00:17:15,853 --> 00:17:17,197
‫از چیزیه که توی بازار پیدا میشه

367
00:17:17,221 --> 00:17:18,865
‫این یعنی در بازار سیاه پیدا میشه

368
00:17:18,889 --> 00:17:19,966
‫به ریموند زنگ بزن

369
00:17:19,990 --> 00:17:22,635
‫با بهترین منابع
‫پزشکی زیرزمینی ارتباط داره...

370
00:17:22,659 --> 00:17:23,937
‫که میشه با پول خریدشون

371
00:17:23,961 --> 00:17:25,505
‫فکر کنم برای تزریق...

372
00:17:25,529 --> 00:17:27,473
‫و زیرنظر داشتن دارو طراحی شده

373
00:17:27,497 --> 00:17:28,909
‫برخی از بیماری‌ها باید
‫دارو رو به شکلی...

374
00:17:28,933 --> 00:17:31,011
‫بسیار منظم با دز مشخص دریافت کنن...

375
00:17:31,035 --> 00:17:32,678
‫و بیمارانی که چنین اختلالاتی دارن...

376
00:17:32,702 --> 00:17:34,680
‫همیشه قابل اعتماد نیستن
‫که داروهاشونو بخورن

377
00:17:34,704 --> 00:17:35,849
‫چطوری کار می‌کنه؟

378
00:17:35,873 --> 00:17:37,383
‫یه کپسوله

379
00:17:37,407 --> 00:17:39,853
‫اگه حق با من باشه، با داروی
‫بیمار پر میشه...

380
00:17:39,877 --> 00:17:42,188
‫حداقل یه دز، بعد بدون سیم اطلاعات رو...

381
00:17:42,212 --> 00:17:44,057
‫به دکتر یا سرپرست بیمار می‌رسونه...

382
00:17:44,081 --> 00:17:45,591
‫تا حواسشون باشه دارو مصرف بشه...

383
00:17:45,615 --> 00:17:46,927
‫و جای بیمار رو بدونن

384
00:17:46,951 --> 00:17:49,029
‫خب، کی از این فناوری استفاده می‌کنه؟

385
00:17:49,053 --> 00:17:51,965
‫تا جایی که می‌دونم هیچکس

386
00:17:51,989 --> 00:17:54,098
‫یه فناوری پیشرفته‌س. من...

387
00:17:55,525 --> 00:17:57,337
‫در مورد یه درمانگاه
‫در بوستون شنیده بودم...

388
00:17:57,361 --> 00:17:59,105
‫که یه برنامه پیشرو در نظر گرفته شده

389
00:17:59,129 --> 00:18:00,340
‫اسم اون درمانگاه رو می‌خوام

390
00:18:00,364 --> 00:18:02,242
‫باشه

391
00:18:07,704 --> 00:18:08,849
‫هارولد

392
00:18:08,873 --> 00:18:10,103
‫برات یه عکس می‌فرستم

393
00:18:10,127 --> 00:18:13,086
‫زنی که دختر پانابیکر رو
‫دزدیده یه دستگاه پزشکی رو جا گذاشته...

394
00:18:13,110 --> 00:18:14,520
‫وقتی که در حال گرفتن آخرین قربانی بوده

395
00:18:14,544 --> 00:18:15,856
‫مشکل اینه که قانونی نیست...

396
00:18:15,880 --> 00:18:17,323
‫و راهی برای گرفتن ردش نداریم

397
00:18:17,347 --> 00:18:19,625
‫فکر کنم با یکم
‫تلاش و چرب کردن...

398
00:18:19,649 --> 00:18:22,362
‫می‌تونم یکی رو
‫پیدا کنم که این کار رو برامون بکنه

399
00:18:22,386 --> 00:18:23,496
‫تماس می‌گیرم

400
00:18:25,087 --> 00:18:28,716
‫دوست ندارم به مشکلاتت
‫اضافه کنم، اما یه مورد دیگه پیدا شد

401
00:18:29,894 --> 00:18:35,108
‫فکر می‌کنی می‌تونی کمکم کنی
‫اینو شناسایی و ردیابی کنم؟

402
00:18:35,132 --> 00:18:38,544
‫اگه اونو راضی نگه داری، تقریبا
‫هر کاری بگی برات انجام میدم

403
00:18:40,183 --> 00:18:42,115
‫خدایا! اوه!

404
00:18:42,139 --> 00:18:43,917
‫ای طفلکی بیچاره

405
00:18:43,941 --> 00:18:45,151
‫اون...

406
00:18:45,175 --> 00:18:47,177
‫دردت حتما غیرقابل تحمله

407
00:18:47,978 --> 00:18:50,290
‫لطفا، ولم کنین

408
00:18:50,314 --> 00:18:51,624
‫لطفا

409
00:18:51,648 --> 00:18:53,293
‫نمی‌تونیم یه بیمار دیگه رو قبول کنیم

410
00:18:53,317 --> 00:18:54,961
‫نه بعد از اتفاقی که
‫توی بیمارستان افتاد

411
00:18:54,985 --> 00:18:57,363
‫هیچکس نتونست خوب
‫بهم نگاه کنه، مراقب بودم

412
00:18:57,387 --> 00:19:00,000
‫مراقب نیستی. از کنترل خارج شدی

413
00:19:00,024 --> 00:19:02,102
‫باید سرعت کار رو کم کنیم

414
00:19:02,126 --> 00:19:04,710
‫چلسی بود می‌خواست
‫سرعت رو کم کنیم؟

415
00:19:06,030 --> 00:19:08,576
‫تو هم که همه‌ش باید پای اونو وسط بکشی

416
00:19:08,798 --> 00:19:10,243
‫بله، بایدیـه

417
00:19:10,267 --> 00:19:12,802
‫چون به خاطر اون
‫داریم این کار رو می‌کنیم

418
00:19:17,174 --> 00:19:18,784
‫آره

419
00:19:18,808 --> 00:19:20,420
‫عفونت پخش شده

420
00:19:20,444 --> 00:19:22,788
‫چرا این کار رو باهام می‌کنین؟

421
00:19:22,812 --> 00:19:25,458
‫نه، هیس، هیس. به خاطر اینکه...

422
00:19:25,482 --> 00:19:27,593
‫یه مادر شگفت‌انگیزی...

423
00:19:27,617 --> 00:19:30,696
‫که هر کاری می‌کنه تا
‫درد پسرش از بین بره

424
00:19:30,720 --> 00:19:32,532
‫اینو به مبارزان کوچک گفتی...

425
00:19:32,556 --> 00:19:36,302
‫و حالا داریم یه فرصت بهت میدیم...

426
00:19:36,326 --> 00:19:37,437
‫تا به قولت عمل کنی

427
00:19:37,461 --> 00:19:38,972
‫پسرت داره بهتر میشه...

428
00:19:38,996 --> 00:19:41,641
‫چون بیماری اونو
‫وارد بدن خودت می‌کنی

429
00:19:41,665 --> 00:19:44,177
‫باید یه کاری بکنیم تا
‫بیشتر از این پخش نشه...

430
00:19:44,201 --> 00:19:46,179
‫وگرنه پاشو از دست میده

431
00:19:46,203 --> 00:19:47,780
‫منو ببرین بیمارستان

432
00:19:47,804 --> 00:19:48,982
‫یه بیمارستان واقعی!

433
00:19:49,006 --> 00:19:52,176
‫نه. می‌تونیم همینجا
‫از پس همه چی بربیایم

434
00:19:53,777 --> 00:19:55,745
‫می‌دونیم حامیش کیه؟
[ کسی که در ترک اعتیاد به شخص کمک می‌کند ]

435
00:19:56,180 --> 00:19:57,523
‫صبر کن. چی دارین میگین؟

436
00:19:57,547 --> 00:19:58,858
‫حامی من؟

437
00:19:58,882 --> 00:20:00,760
‫یه دلیلی داره که
‫اسمش رو گذاشتن «معتادان گمنام»

438
00:20:00,784 --> 00:20:01,995
‫چی؟ نه. نه

439
00:20:02,019 --> 00:20:03,964
‫فقط سعی داریم یادمون باشه حامیِ...

440
00:20:03,988 --> 00:20:05,031
‫لبرون جیمز کیه

441
00:20:05,055 --> 00:20:06,832
‫آره. اون شب دیدمش...

442
00:20:06,856 --> 00:20:08,334
تو بازی یه کفش جدید پاش بود

443
00:20:08,358 --> 00:20:10,636
می‌خواستم... یه جفت ازش پیدا کنم

444
00:20:10,660 --> 00:20:12,205
‫کتونی ورزشی، آره؟
‫خب کدوم بازی بود؟

445
00:20:12,229 --> 00:20:14,040
‫چون فکر نکنم دیده باشمش

446
00:20:14,064 --> 00:20:15,942
‫ردینگتون الان زنگ زد

447
00:20:15,966 --> 00:20:18,678
‫رابطش تولیدکننده‌ی
‫تزریق‌کننده رو شناسایی کرده

448
00:20:18,993 --> 00:20:20,646
‫ظاهراً، چند تاشون...

449
00:20:20,670 --> 00:20:22,748
‫به آدرس روستایی در
‫ویرجینیای غربی تحویل داده شده...

450
00:20:22,772 --> 00:20:25,218
‫همراه با چند تا
‫تخت و تجهیزات پزشکی دست دوم

451
00:20:25,242 --> 00:20:26,980
‫سریع می‌خوام یه تیم بره اونجا

452
00:20:32,715 --> 00:20:34,394
‫حضورمون رو اعلام کنیم؟

453
00:20:34,418 --> 00:20:36,429
‫نه، به نظر میاد متروکه باشه

454
00:20:36,453 --> 00:20:37,563
‫اگه کسی اینجا باشه...

455
00:20:37,587 --> 00:20:39,055
‫نباید شست‌شون خبردار شه

456
00:20:39,723 --> 00:20:41,732
‫فکر می‌کنی ردینگتون آدرس رو اشتباه داده؟

457
00:20:51,201 --> 00:20:52,201
‫دمبه

458
00:20:56,573 --> 00:20:59,052
‫کمکم کنین. کمکم کنین

459
00:20:59,076 --> 00:21:01,243
‫کمکم کنین!

460
00:21:20,630 --> 00:21:21,974
‫رسلر!

461
00:21:21,998 --> 00:21:23,276
‫بندازش

462
00:21:23,300 --> 00:21:24,434
‫نه!

463
00:21:25,135 --> 00:21:26,436


464
00:21:36,580 --> 00:21:38,924
‫پس این همون زنـیه که
‫مسبب همۀ این اتفاقاتـه؟

465
00:21:38,948 --> 00:21:40,117
‫یکی‌شونـه

466
00:21:40,950 --> 00:21:42,295
‫تنها نبوده

467
00:21:42,319 --> 00:21:43,753
‫یه زن دیگه‌ هنوز آزاده

468
00:21:43,777 --> 00:21:46,156
‫همونی که سعی کرد
‫مری ساتون رو از بیمارستان بدزده

469
00:21:47,091 --> 00:21:48,801
‫حال بقیۀ قربانی‌ها چطوره؟

470
00:21:48,825 --> 00:21:52,738
‫همه‌شون آسیب جدی دیدن
‫یکی‌شون وضعیتـش بحرانیـه

471
00:21:52,762 --> 00:21:56,340
‫بقایای چندتا جسد هم 
توی ساختمون پیدا کردیم

472
00:21:57,767 --> 00:22:00,313
‫همه قربانی‌هایی که شناسایی کردیم
‫همون مشخصات‌رو دارن

473
00:22:00,337 --> 00:22:02,638
‫همه‌شون درحال مراقبت از
‫بچه‌های به شدت بیمار دزدیده شدن

474
00:22:02,662 --> 00:22:03,796
‫درست مثل شیلا

475
00:22:03,820 --> 00:22:07,320
‫چیزی که تا الان نمی‌دونستیم
‫اینه که وقتی زندانی بودن

476
00:22:07,344 --> 00:22:10,423
‫تحت چندین نوع
‫عمل پزشکی قرار گرفتن

477
00:22:10,447 --> 00:22:13,065
‫تا همون بیماری بچه‌های
‫مریض‌شون‌رو تجربه کنن

478
00:22:13,917 --> 00:22:16,162
‫که واسه همین عروس

479
00:22:16,186 --> 00:22:18,798
‫و نوه‌ت جفت‌شون نشانه‌هایی
‫ از بیماری قلبی داشتن

480
00:22:18,822 --> 00:22:20,233
‫چرا؟

481
00:22:20,257 --> 00:22:22,368
‫چرا این زن‌هارو مجبور کردن
‫اون بلاهارو دوباره تجربه کنن؟

482
00:22:22,392 --> 00:22:24,704
‫چرا دردی که شاهدش بودن‌رو
‫بهشون تحمیل کردن؟

483
00:22:24,728 --> 00:22:27,540
‫جواب قطعی‌ای براش ندارم... البته فعلاً

484
00:22:27,564 --> 00:22:29,842
‫اما هنوز امیدی هست

485
00:22:29,866 --> 00:22:32,011
‫به محض اینکه
‫از بیمارستان مرخص شن

486
00:22:32,035 --> 00:22:33,712
‫برمی‌گردن پیش بچه‌هاشون

487
00:22:34,569 --> 00:22:37,317
‫فقط امیدوارم شیلا هم
‫همین فرصت‌رو با شارلوت داشته باشه

488
00:22:38,975 --> 00:22:40,486
‫با اون به جایی نرسیدیم

489
00:22:40,510 --> 00:22:42,688
‫چند ساعت اونجا بازجوییش کردیم

490
00:22:42,712 --> 00:22:44,224
‫حالا درخواست وکیل کرده

491
00:22:44,248 --> 00:22:47,260
‫نه خیر! اصلاً نمی‌شه

492
00:22:47,284 --> 00:22:48,928
‫این تنها فرصتـمون با این زنـه

493
00:22:48,952 --> 00:22:51,020
‫سینتیا، نمی‌تونیم وکیل‌رو ازش دریغ کنیم

494
00:22:53,223 --> 00:22:54,634
‫پس شاید ما آدم‌های مناسبی

495
00:22:54,658 --> 00:22:56,066
‫برای بازجویی کردن ازش نیستیم

496
00:23:04,033 --> 00:23:05,345
‫نه، نه!

497
00:23:08,037 --> 00:23:09,604
‫به نظر معذب میای

498
00:23:10,374 --> 00:23:11,541
‫آره، خب...

499
00:23:13,863 --> 00:23:16,142
‫یه خط قرمزی توی کارم دارم
‫که تا الان به زحمت

500
00:23:16,167 --> 00:23:18,207
‫سعی کردم ازش رد نشم

501
00:23:19,383 --> 00:23:20,960
‫اخیراً می‌بینم همش دارم

502
00:23:20,984 --> 00:23:22,968
‫به اون خط قرمز فکر می‌کنم

503
00:23:23,820 --> 00:23:25,198
‫داری دنبال کسی می‌گردی

504
00:23:25,222 --> 00:23:29,169
‫که به عزیزترین آدمای زندگیت صدمه زده

505
00:23:29,193 --> 00:23:33,020
‫و این باعث شده دیدت به دنیا

506
00:23:34,624 --> 00:23:35,925
‫کاملاً تغییر کنه

507
00:23:40,770 --> 00:23:44,286
‫و شاید اون خط قرمز
‫دیگه وجود نداره

508
00:23:46,443 --> 00:23:48,087
‫توی پیدا کردن قاتل مأمور کین

509
00:23:48,111 --> 00:23:50,055
‫پیشرفتی هم حاصل شده؟

510
00:23:50,079 --> 00:23:52,392
‫راستش، آره
‫یه سرنخی دارم

511
00:23:52,416 --> 00:23:54,093
‫پس چرا اینجا پیش منی..

512
00:23:54,117 --> 00:23:55,876
‫خب، به خاطر از خودگذشتگی نیست

513
00:23:56,720 --> 00:23:59,110
‫دست نگه‌ داشتم که فکرامو بکنم

514
00:24:03,980 --> 00:24:07,680
‫دارم به این فکر می‌کنم که برای رسیدن
‫به حقیقت حاضرم چه کارایی بکنم

515
00:24:10,934 --> 00:24:13,435
‫آره، خب می‌دونم منظورت چیه

516
00:24:15,905 --> 00:24:17,982
‫ببین جان‌فشانی مارو
‫به کجا رسونده

517
00:24:18,775 --> 00:24:21,193
‫عروس من، الیزابتِ تو

518
00:24:23,099 --> 00:24:24,877
‫اگه تو حاضری تا اینجا پیش بری

519
00:24:24,902 --> 00:24:27,825
‫تصور کن یکی مثل من
‫تا کجا حاضره پیش بره

520
00:24:30,820 --> 00:24:32,465
‫چیزی که لازم داشتی رو آوردم، رئیس

521
00:24:32,868 --> 00:24:35,170
‫لوسی و اتل هیچ‌وقت منو ناامید نمی‌کنن

522
00:24:35,871 --> 00:24:37,903
‫اما چیزی که می‌خوام بگم
‫برای ایشون خوشایند نیست

523
00:24:37,927 --> 00:24:39,705
‫بهت قول میدم، هیچ چیزی

524
00:24:39,729 --> 00:24:41,441
‫نمی‌تونه این اوضاع‌رو بدتر کنه

525
00:24:41,465 --> 00:24:43,383
‫فقط بگو و تمومش کن، تدی

526
00:24:44,534 --> 00:24:47,678
‫عروس‌تون؟ اسمش شیلاست درسته؟

527
00:24:48,705 --> 00:24:50,283
‫اون قربانی نیست

528
00:24:50,307 --> 00:24:51,640
‫منظورت چیه؟

529
00:24:54,077 --> 00:24:56,088
‫سال‌ها یواشکی به نوه‌تون

530
00:24:56,112 --> 00:24:58,924
‫داروی خیلی بدی می‌داده

531
00:24:58,948 --> 00:25:02,359
‫که اون بچه‌رو مریض کنه
‫و مریض نگه‌ش داره

532
00:25:03,119 --> 00:25:04,464
‫سندروم مونشهاوزن

533
00:25:04,488 --> 00:25:05,779
‫اسمـش اینـه

534
00:25:07,009 --> 00:25:09,288
‫این مزخرف‌ترین حرفیـه که
‫تاحالا شنیدم

535
00:25:09,426 --> 00:25:12,305
‫گفتم حرفی که باید بزنم
‫براش خوشایند نیست

536
00:25:13,563 --> 00:25:15,140
‫این دروغـه

537
00:25:15,164 --> 00:25:16,776
‫شیلا هیچ‌وقت به بچه‌اش
‫صدمه نمی‌زنه

538
00:25:16,800 --> 00:25:18,250
‫شارلوت تمام زندگی اونـه

539
00:25:20,533 --> 00:25:21,947
‫می‌خوام خودم با اون پرستار
‫صحبت کنم

540
00:25:21,971 --> 00:25:25,441
‫وایسا سینتیا، صبر کن
‫لطفاً، بیا حرف بزنیم

541
00:25:25,465 --> 00:25:26,686
‫می‌خوام حقیقت‌رو بدونم

542
00:25:26,710 --> 00:25:29,865
‫حقیقت‌رو خواهی فهمید
‫بهت قول میدم

543
00:25:30,647 --> 00:25:31,957
‫درمورد بیماری نوه‌ت

544
00:25:31,981 --> 00:25:34,126
‫دقیقاً چی می‌دونی؟

545
00:25:34,150 --> 00:25:37,196
‫تشخیص بیماریش خیلی پیچیده بود

546
00:25:37,220 --> 00:25:39,021
‫اصلا چرا دارم به این سوال جواب میدم؟

547
00:25:39,789 --> 00:25:42,024
‫این مسخره‌ست
‫شارلوت مریضـه

548
00:25:43,138 --> 00:25:45,517
‫سناتور، ازتون می‌خوام الان
‫با عقل و منطق‌تون فکر کنین

549
00:25:45,595 --> 00:25:47,073
‫نه با احساسات‌تون

550
00:25:48,365 --> 00:25:51,617
‫تاحالا لحظه‌ی شک برانگیزی نبوده؟

551
00:25:52,201 --> 00:25:53,494
‫علامت هشداری؟

552
00:25:56,005 --> 00:25:57,783
‫چندماه پیش، می‌خواستم شارلوت‌‌رو

553
00:25:57,807 --> 00:25:59,853
‫یه متخصص قلب توی
‫بیمارستان والتر رید ببینه

554
00:26:00,777 --> 00:26:02,154
‫چندماه طول میکشه تا وقت بدن

555
00:26:02,178 --> 00:26:04,189
من ‫برای گرفتنِ وقت از موقعیتـم
‫استفاده کردم

556
00:26:04,213 --> 00:26:07,560
‫پسرم خیلی خوشحال شد،
‫اما شیلا اصرار داشت که

557
00:26:07,584 --> 00:26:10,463
‫همین الانم برنامه‌ی درمانی خوبی داره

558
00:26:10,487 --> 00:26:12,965
‫خیلی اصرار کردم
‫آخر قبول کرد

559
00:26:12,989 --> 00:26:14,473
‫روزش که رسید، نرفتن

560
00:26:15,425 --> 00:26:17,363
‫شارلوت مشکلات زیادی داشت

561
00:26:17,387 --> 00:26:19,405
‫و شیلا خیلی مضطرب به نظر میومد

562
00:26:19,429 --> 00:26:20,564
‫فکرشو نمی‌کردم...

563
00:26:22,065 --> 00:26:24,993
‫این فقط یه اتفاق بود
‫معنیـش نمی‌تونه این باشه که...

564
00:26:28,291 --> 00:26:29,825
‫پسرم پیام داده

565
00:26:30,206 --> 00:26:31,949
‫دستگاه تنفسی‌رو از شیلا جدا کردن

566
00:26:33,610 --> 00:26:34,754
‫چیکار باید بکنم؟

567
00:26:34,778 --> 00:26:35,995
‫آرامش‌تـو حفظ کن

568
00:26:37,280 --> 00:26:39,146
‫حقایقی که لازم داری‌رو به دست بیار

569
00:26:40,157 --> 00:26:42,934
‫بزرگ‌ترین منبع اطلاعاتیت
‫درست پشت اون دره

570
00:26:47,256 --> 00:26:48,501
‫آقای ردینگتون زنگ زد

571
00:26:48,525 --> 00:26:51,404
‫و به نظر میاد کل ماجرارو
‫برعکس فهمیده بودیم

572
00:26:51,428 --> 00:26:52,872
‫یعنی چی؟

573
00:26:52,896 --> 00:26:54,607
‫اون پرستاره، بینستاک‌رو
‫به حرف آوردن

574
00:26:54,631 --> 00:26:56,776
‫اون اصرار داره که هیچ‌وقت
‫به مادرهای بی‌گناه

575
00:26:56,800 --> 00:26:58,010
‫آسیبی نرسونده

576
00:26:58,034 --> 00:27:01,046
‫چون اون مادرها اصلاً بی‌گناه نبودن

577
00:27:01,070 --> 00:27:02,748
‫پس جرم اون چی بوده؟

578
00:27:02,772 --> 00:27:04,417
‫اون بچه‌ها واقعاً مریض نبودن

579
00:27:04,441 --> 00:27:06,952
‫مادرها بیمارشون می‌کردن

580
00:27:06,976 --> 00:27:09,254
‫بینستاک میگه اون
‫به مادرها آسیب می‌زده

581
00:27:09,278 --> 00:27:11,223
‫تا به خاطر کاری که با بچه‌هاشون کردن
‫ مجازات‌شون کنه

582
00:27:11,247 --> 00:27:12,792
‫و هرچی بیش‌تر نگهشون می‌داشته

583
00:27:12,816 --> 00:27:14,794
‫بچه‌ها سالم‌تر می‌شدن

584
00:27:14,818 --> 00:27:17,229
‫درموردش مطالعه کردم
‫سندروم مونشهاوزن

585
00:27:17,253 --> 00:27:20,666
‫آره خب، دقیقـش میشه
‫سندروم مونشهاوزن توسط مراقب

586
00:27:20,690 --> 00:27:23,403
‫یه‌جور اختلال روانیـه
‫و یه مدل کودک آزاری

587
00:27:23,427 --> 00:27:25,438
‫آقا؟ میشه... لطفاً بهم کمک کنین؟

588
00:27:25,462 --> 00:27:26,772
‫دخترم، تصادف کرده

589
00:27:26,796 --> 00:27:28,408
‫- و من چندتا حوله لازم دارم
‫- برای چی؟

590
00:27:28,432 --> 00:27:30,541
‫- پرستار رو پیج کردی؟
‫- کار نمی‌کنه

591
00:27:30,565 --> 00:27:31,634
‫چیکار داری می‌کنی؟
‫هیچی نیست...

592
00:27:31,658 --> 00:27:32,607
‫میشه لطفاً

593
00:27:32,631 --> 00:27:33,613
‫- برامون چندتا حوله بیارین؟
‫- مامان!

594
00:27:33,637 --> 00:27:36,115
‫- لطفاً آقا؟
‫- باشه، باشه یه دقیقه صبر کن

595
00:27:36,139 --> 00:27:37,389
‫- ممنون
‫- مامان...

596
00:27:37,413 --> 00:27:39,985
‫بدی‌های این دنیا هنوزم که هنوزه
‫می‌تونه منو غافلگیر کنه

597
00:27:40,009 --> 00:27:41,487
‫بذارین به همه یادآوری کنم

598
00:27:41,511 --> 00:27:43,055
‫این پرستار هنوز هم قاتلـه

599
00:27:43,079 --> 00:27:45,090
‫با چاقوی جراحی اومد سراغ
‫من و دمبه

600
00:27:45,114 --> 00:27:46,892
‫پس آیا میشه به حرفاش اعتماد کنیم؟

601
00:27:46,916 --> 00:27:48,360
‫نه، نمی‌تونیم

602
00:27:48,384 --> 00:27:51,864
‫اما ممکنـه جون بچه‌ها در خطر باشه
‫باید سریع وارد عمل شیم

603
00:27:51,888 --> 00:27:53,466
‫پارک، پرونده‌های پزشکی

604
00:27:53,490 --> 00:27:55,134
‫بچه‌های ربوده شده‌رو بررسی کن

605
00:27:55,158 --> 00:27:56,636
‫آرام، با مأمورهایی که

606
00:27:56,660 --> 00:27:58,270
همراه مادرها هستن صحبت کن

607
00:27:58,294 --> 00:28:00,473
‫بگو تجدید دیدار با بچه‌هارو
‫به تعویق بندازن

608
00:28:00,497 --> 00:28:02,141
‫و دمبه و رسلر

609
00:28:02,165 --> 00:28:04,143
‫برین بیمارستان و مری ساتون
‫رو از دخترش دور کنین

610
00:28:04,167 --> 00:28:05,965
‫تا اطلاعات بیشتری به دست بیاریم

611
00:28:07,504 --> 00:28:08,881
‫مأمور هردون هستم

612
00:28:08,905 --> 00:28:10,282
‫ما به دلایلی فکر می‌کنیم مری ساتون

613
00:28:10,306 --> 00:28:11,884
‫ممکنه برای دخترش خطرناک باشه

614
00:28:11,908 --> 00:28:13,740
‫می‌تونین موقعیت مکانی‌شون رو تایید کنین؟

615
00:28:14,478 --> 00:28:15,521
‫نمی‌تونم

616
00:28:16,118 --> 00:28:17,419
‫منظورت چیـه؟

617
00:28:17,933 --> 00:28:19,139
‫اونا رفتن

618
00:28:22,318 --> 00:28:25,397
‫باورم نمی‌شه
‫هیچ‌کدوم رو باور نمی‌کنم

619
00:28:25,421 --> 00:28:27,082
‫خب، لازم نیست باور کنین،
‫آقای ساتون

620
00:28:27,106 --> 00:28:28,501
‫ولی ما به کمک‌تون احتیاج داریم

621
00:28:28,525 --> 00:28:31,303
‫همسرتون نیم ساعت پیش
‫از دست مأمورین اف‌بی‌آی فرار کرده

622
00:28:31,327 --> 00:28:33,473
‫اون همراه دخترتون
‫از بیمارستان فرار کرده

623
00:28:33,497 --> 00:28:35,274
شما اصلاً نمی‌فهمین
دارین چی می‌گین

624
00:28:35,298 --> 00:28:36,671
‫شماها که نبودین ببینین

625
00:28:36,695 --> 00:28:39,244
‫چه شبایی مری با سارا بیدار می‌موند،
‫اون همه روتختی کثیف،

626
00:28:39,268 --> 00:28:41,681
‫اون شب‌هایی که
‫مجبور بودیم بریم اورژانس

627
00:28:41,705 --> 00:28:43,716
‫آخرین باری که با همسرتون
‫حرف زدین کی بود؟

628
00:28:43,740 --> 00:28:46,351
‫امروز صبح، گفت وقتی از
‫سر کار برگردم تماس می‌گیره

629
00:28:46,375 --> 00:28:47,953
‫کِی از سر کارتون برگشتین؟

630
00:28:50,514 --> 00:28:51,891
‫یک ساعت و نیم پیش

631
00:28:52,621 --> 00:28:54,256
‫این دلیل نمی‌شه

632
00:28:54,751 --> 00:28:56,261
‫خونه‌ی دیگه‌ای دارین؟

633
00:28:56,285 --> 00:28:58,363
‫جایی که همسرت ممکنـه
‫دخترت رو برده باشه؟

634
00:28:58,387 --> 00:29:01,200
‫خونه‌ی دیگه؟
‫با اون هزینه‌های درمانی؟

635
00:29:01,224 --> 00:29:04,101
‫باید یه کار دوم هم پیدا می‌کردم
‫تا از پس هزینه‌ها بربیایم

636
00:29:05,161 --> 00:29:07,896
‫من مسئول پول درآوردنـم
‫مری مسئول...

637
00:29:11,735 --> 00:29:14,680
‫مری فداکارترین مادر دنیاست

638
00:29:14,704 --> 00:29:16,248
‫واقعاً هست

639
00:29:16,272 --> 00:29:17,983
‫زیادی خودت‌رو سرزنش نکن

640
00:29:18,007 --> 00:29:19,752
‫براساس چیزایی که ما فهمیدیم

641
00:29:19,776 --> 00:29:22,722
‫همسرت کل جامعه‌ی پزشکی‌رو
‫داشته گول می‌زده

642
00:29:22,746 --> 00:29:25,290
‫همینطور معلم‌ها، دوستان، بنیادهای خیریه

643
00:29:25,314 --> 00:29:26,999
‫اشکال نداره این‌رو قرض بگیریم؟

644
00:29:29,378 --> 00:29:30,782
‫هرچی می‌خواید بردارید

645
00:29:32,201 --> 00:29:33,755
‫فقط دخترم‌ رو بیارید خونه

646
00:29:35,191 --> 00:29:37,926
‫و همسرم رو.
‫می‌دونم که دلیل موجهی داره

647
00:29:42,632 --> 00:29:46,445
‫اوه! اینجارو نگاه کن!

648
00:29:46,469 --> 00:29:48,047
‫اینجا چیکار می‌کنیم؟

649
00:29:48,071 --> 00:29:49,749
‫خب، گفتم شاید یکم

650
00:29:49,773 --> 00:29:52,351
‫از این شرینی‌های دارچینی که
‫خیلی دوست داری از اینجا بگیریم

651
00:29:52,375 --> 00:29:54,153
‫ولی ما بیمارستان نیستیم

652
00:29:54,177 --> 00:29:56,486
‫اون دکتر گفت باید سرُمـم
‫تموم شه وگرنه...

653
00:29:56,946 --> 00:29:58,891
‫اون دکتر احمقـه

654
00:30:01,084 --> 00:30:02,451
‫داری عجیب رفتار می‌کنی

655
00:30:03,653 --> 00:30:05,698
‫چرا هنوز به بابا زنگ نزدی؟
‫نگران میشه

656
00:30:05,722 --> 00:30:07,266
‫تو استراحت کن

657
00:30:07,290 --> 00:30:09,157
‫چندتا از داروهات‌رو از خونه آوردم

658
00:30:09,659 --> 00:30:11,637
‫کمکت می‌کنه استراحت کنی

659
00:30:11,987 --> 00:30:13,288
‫بعد به بابا زنگ می‌زنی؟

660
00:30:14,430 --> 00:30:15,732
‫معلومه که می‌زنم

661
00:30:16,839 --> 00:30:18,173
‫بفرما

662
00:30:23,472 --> 00:30:25,651
<i>‫دکتر پترسون، کد ۹۳۴۰</i>

663
00:30:25,675 --> 00:30:27,620
‫مامان

664
00:30:27,644 --> 00:30:29,254
‫باورت میشه؟

665
00:30:29,278 --> 00:30:30,980
‫این یه معجزه‌ست

666
00:30:34,483 --> 00:30:35,828
‫خوبی؟

667
00:30:35,852 --> 00:30:40,332
‫فقط یکم هیجان زده‌ام

668
00:30:40,356 --> 00:30:41,767
‫می‌دونم

669
00:30:42,044 --> 00:30:43,245
‫منم همین حس‌رو دارم

670
00:30:49,306 --> 00:30:51,844
‫بیل ساتون نمی‌دونه زن و بچه‌ش کجان

671
00:30:51,868 --> 00:30:53,268
‫پرونده‌های پزشکی چی شد؟

672
00:30:53,292 --> 00:30:56,015
‫هنوز به دست‌مون نرسیدن.
‫منتظر مجوز وزارت دادگستری هستیم

673
00:30:56,039 --> 00:30:58,851
‫شاید لازم نباشه صبر کنیم

674
00:30:58,875 --> 00:31:01,987
‫این همه‌ی مدارکیـه که از
‫اون بیمارستان متروکه جمع کردیم

675
00:31:02,011 --> 00:31:04,089
‫همون‌جایی که رسلر و دمبه

676
00:31:04,113 --> 00:31:07,026
‫رفیق پرستارشون‌رو با
‫چاقوی جراحی دستگیر کردن

677
00:31:07,050 --> 00:31:09,695
‫معلوم شد بینستاک
‫و عضو لیست سیاه‌مون

678
00:31:09,719 --> 00:31:12,064
‫پروندۀ تمیزی از خانواده‌هایی

679
00:31:12,088 --> 00:31:15,107
‫که زیرنظر داشتن نگه داشتن

680
00:31:15,571 --> 00:31:19,718
‫همه‌ی بچه‌های اینجا پرونده‌ی پزشکی
‫گیج کننده و مفصلی دارن،

681
00:31:19,863 --> 00:31:25,044
‫که به وضوح نشون‌دهندۀ همون
‫«سندروم مونشهاوزن توسط مراقب»ـه

682
00:31:25,068 --> 00:31:26,946
‫دیگه نمی‌دونم آدم بده کیـه

683
00:31:26,970 --> 00:31:29,048
‫داریم سعی می‌کنیم ضاربی که

684
00:31:29,072 --> 00:31:30,983
‫به مری ساتون صدمه زده‌رو پیدا کنیم

685
00:31:31,007 --> 00:31:32,652
‫اما خود مری ساتون
‫داره به دختر خودش

686
00:31:32,676 --> 00:31:33,919
‫صدمه‌ی جبران ناپذیری میزنه

687
00:31:33,943 --> 00:31:35,487
‫به دست کی دستبند بزنم؟

688
00:31:35,511 --> 00:31:37,056
‫چطوره تا وقتی که اون دختربچه جاش امنـه

689
00:31:37,080 --> 00:31:38,290
‫به دست همه دستبند بزنیم؟

690
00:31:38,314 --> 00:31:39,659
‫و بعداً سوال‌هارو بپرسیم

691
00:31:39,683 --> 00:31:41,794
‫حقیقت اینه که ما الان
‫با دوتا جنایتکار سر و کار داریم

692
00:31:41,818 --> 00:31:44,163
‫مری ساتون و زنی که
‫ سعی کرد اون‌رو بدزده

693
00:31:44,187 --> 00:31:46,265
‫خب، من یه‌کم راجع‌به بینستاک تحقیق کردم

694
00:31:46,289 --> 00:31:48,267
‫اون پرستار خانگی یه دختر

695
00:31:48,291 --> 00:31:50,903
‫به اسم «چلسی میسون» بوده،

696
00:31:50,927 --> 00:31:53,572
‫که یه بیماری گوارشیِ نادر داشته

697
00:31:53,596 --> 00:31:56,742
‫بعد از مرگ چلسی،
‫بینستاک پرستاری رو می‌ذاره کنار،

698
00:31:56,766 --> 00:32:00,179
‫و ایوا میسون، خواهر بزرگ‌ترِ چلسی،

699
00:32:00,203 --> 00:32:01,947
‫مبلغ زیادی غرامت دریافت کرد،

700
00:32:01,971 --> 00:32:05,117
‫همه‌ش از بیمارستان‌هایی که
‫عمل‌های غیرضروری‌ای انجام داده بودن

701
00:32:05,141 --> 00:32:07,152
‫که وضعیت جسمانی چلسی
‫رو فقط بدتر کرده بود

702
00:32:07,176 --> 00:32:09,755
‫بعد معلوم شد که چلسی اصلاً مریض نبوده

703
00:32:09,779 --> 00:32:11,156
‫مادرش بهش سم می‌خورونده

704
00:32:11,180 --> 00:32:13,192
‫برای همین فکر می‌کنیم
‫این خواهره، یعنی ایوا،

705
00:32:13,216 --> 00:32:16,028
‫با مادرهایی که به بچه‌هاشون آسیب
‫می‌زدن خصومت شخصی داشته

706
00:32:16,052 --> 00:32:17,562
‫و این‌که یکی از توطئه‌کننده‌هاییـه

707
00:32:17,586 --> 00:32:19,131
‫که سعی داشتن مری ساتون رو بدزدن؟

708
00:32:19,155 --> 00:32:21,366
‫خب بینستاک و ایوا از قدیم با هم آشنان

709
00:32:21,390 --> 00:32:23,335
‫حالا این مادرها رو چطوری شناسایی می‌کنن؟

710
00:32:23,359 --> 00:32:26,939
‫خب، ایوا واسه بنیاد مبارزان کوچک 
‫داوطلب می‌شه،

711
00:32:26,963 --> 00:32:29,608
‫و اونجا مصاحبه ضبط می‌کنه،

712
00:32:29,632 --> 00:32:31,410
‫و دنبال علائم مونشهاوزن می‌گرده

713
00:32:31,434 --> 00:32:34,546
‫و اگر به مادری مشکوک بشن،
‫بعدش بینستاک

714
00:32:34,570 --> 00:32:37,616
‫که به‌عنوان مأمور مطالبات بیمه
‫بصورت پاره‌وقت کار می‌کنه،

715
00:32:37,640 --> 00:32:40,753
‫صحتِ این قضیه رو از روی همخونی نداشتنِ 
‫سوابق پزشکی طرف تأیید می‌کنه

716
00:32:40,777 --> 00:32:42,187
‫حالا ایوا میسون رو چطوری پیداش کنیم؟

717
00:32:42,211 --> 00:32:44,056
‫اگه الان اون بیرون باشه،
‫حتماً دنبال ساتون‌هاست

718
00:32:44,080 --> 00:32:46,726
‫خب، من یه بررسی کردم
‫و ردّ کارت بانکی‌شـو زدم

719
00:32:46,750 --> 00:32:48,720
‫که چند ساعت پیش تو ایالت «دلاور»
‫ازش استفاده کرده،

720
00:32:48,845 --> 00:32:50,462
‫ولی تا الان ممکنه هر جایی رفته باشه

721
00:32:50,486 --> 00:32:52,331
‫اون اگه فیلمبردارِ مبارزان کوچکـه،

722
00:32:52,355 --> 00:32:53,933
‫شاید بدونم کجا رفتن

723
00:32:53,957 --> 00:32:55,567
‫الان داشتم اینو نگاه می‌کردم

724
00:32:59,095 --> 00:33:01,606
‫<i>موقعی که شرایط سخت می‌شه
‫چطوری خودت رو وفق میدی؟</i>

725
00:33:01,630 --> 00:33:03,608
‫<i>وای.. نمی‌دونم والا</i>

726
00:33:03,632 --> 00:33:06,345
‫<i>خیلی کارها. آم.. دیزنی</i>

727
00:33:06,369 --> 00:33:08,225
‫<i>بعد سارا یه‌سری دوست هم داره</i>

728
00:33:08,250 --> 00:33:10,615
‫<i>که یه مراسم خیریۀ رقص برگزار کردن</i>

729
00:33:10,639 --> 00:33:13,318
‫<i>در ضمن، ما جلسات تن‌آساییِ
‫مادر دختری‌مونـو هم خیلی دوست داریم</i>

730
00:33:13,725 --> 00:33:15,320
‫<i>عه. کدوم مرکز می‌رین؟</i>

731
00:33:15,344 --> 00:33:16,956
‫<i>والا یه جایی تو دلاور هست</i>

732
00:33:16,980 --> 00:33:18,791
‫<i>به اسم «هتل پریمرز گرند»</i>

733
00:33:18,815 --> 00:33:20,092
‫<i>اونجا بهترین...</i>

734
00:33:20,116 --> 00:33:21,994
‫گفتی ایوا میسون رفته دلاور؟

735
00:33:22,018 --> 00:33:23,561
‫نمی‌تونه تصادفی باشه

736
00:33:23,585 --> 00:33:25,630
‫چک کنید ببینید ساتون‌ها 
‫تو همین هتلـه‌ان،

737
00:33:25,654 --> 00:33:27,280
‫و قبل ایوا خودتون رو برسونید اونجا

738
00:33:30,326 --> 00:33:31,804
‫عزیزم، من میرم یه‌کم یخ بیارم
‫الان برمی‌گردم

739
00:33:31,828 --> 00:33:33,472
‫باشه

740
00:33:59,022 --> 00:34:00,232
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

741
00:34:00,256 --> 00:34:01,666
‫- عزیزم...
‫- مامانم کو؟

742
00:34:01,690 --> 00:34:03,836
‫تو به پزشک نیاز داری

743
00:34:03,860 --> 00:34:05,938
‫تو از کجا می‌دونی؟
‫تو که دکتر نیستی

744
00:34:05,962 --> 00:34:08,440
‫نه خب. من از دکتر بهترم

745
00:34:08,464 --> 00:34:11,210
‫من معجزه می‌کنم

746
00:34:11,234 --> 00:34:13,743
‫و می‌خوام تو رو شفا بدم

747
00:34:14,037 --> 00:34:16,997
‫هی! از دختر من دور شو!

748
00:34:20,910 --> 00:34:23,655
‫خودتی. همونی که خواست بهم حمله کنه!

749
00:34:23,679 --> 00:34:25,257
‫این کارو واسه محافظت از دخترت کردم،

750
00:34:25,281 --> 00:34:27,398
‫و موفق نشدم،
‫ولی اشتباه‌مـو تکرار نمی‌کنم

751
00:34:28,184 --> 00:34:30,830
‫تو لیاقت نداری 
‫انقدر سریع و کم‌درد بمیری،

752
00:34:30,854 --> 00:34:32,898
‫ولی حاضرم ازش استفاده کنم

753
00:34:32,922 --> 00:34:35,407
‫- مگه اینکه...
‫- مگه اینکه چی؟

754
00:34:35,524 --> 00:34:37,536
‫من زنگ می‌زنم اورژانس بیاد

755
00:34:37,560 --> 00:34:39,671
‫سارا برای معالجه میره بیمارستان

756
00:34:39,695 --> 00:34:41,340
‫تو هم همراه من میای

757
00:34:41,364 --> 00:34:43,075
‫اون نیازی به بیمارستان نداره
‫به مادرش نیاز داره

758
00:34:43,099 --> 00:34:44,709
‫بس کنید دیگه! با جفت‌تونـم!

759
00:34:44,733 --> 00:34:46,068
‫- سارا!
‫- سارا!

760
00:34:46,093 --> 00:34:48,380
‫نه، نکن. قبل اینکه کاری کنی،
‫بذار برات توضیح بدم، عزیزم

761
00:34:48,404 --> 00:34:49,923
‫سارا! تفنگ‌تـو بذار زمین!

762
00:34:49,947 --> 00:34:51,183
‫عزیزم، به حرف من گوش بده، خب؟

763
00:34:51,207 --> 00:34:53,052
‫پلیس فدرال! سلاح‌هاتونـو بیارید پایین!
‫سارا!

764
00:34:53,076 --> 00:34:54,887
‫چی.. جریان چیه؟

765
00:34:54,911 --> 00:34:58,057
‫- خب، سلاح‌هاتونـو بذارید زمین
‫- این زن پاک دیوانه‌ست!

766
00:34:58,081 --> 00:34:59,324
‫سعی کرد به من حمله کنه!

767
00:34:59,348 --> 00:35:01,293
‫سارا، مسبب این مریضی‌ات مامانتـه

768
00:35:01,317 --> 00:35:02,761
‫اون بهت قرص میده؟

769
00:35:02,785 --> 00:35:04,629
‫اون قرص‌ها رو که می‌خوری،
‫حالت چطوری میشه، عزیزم؟

770
00:35:04,653 --> 00:35:05,730
‫داری دروغ میگی

771
00:35:05,754 --> 00:35:08,567
‫سارا، ببین چی میگم
‫نگاه کن منو

772
00:35:08,591 --> 00:35:11,003
‫این زنـه دیوونه‌ست
‫محاله من بلایی سر تو بیارم

773
00:35:11,027 --> 00:35:13,512
‫من تو رو بیشتر از هر کس دیگه‌ای دوست دارم

774
00:35:14,130 --> 00:35:15,707
‫مامانم منو مریض کرده؟

775
00:35:15,731 --> 00:35:18,277
‫خواهش می‌کنم سلاح‌هاتون رو بذارید زمین
‫نیازی نیست کسی آسیبی ببینه

776
00:35:18,301 --> 00:35:20,880
‫این زن، کودک‌آزاره

777
00:35:20,904 --> 00:35:22,714
‫و بابت این کارش هم مجازات می‌شه

778
00:35:22,738 --> 00:35:24,283
‫مثل مادر من؟

779
00:35:24,307 --> 00:35:26,014
‫ما جریانِ خواهرت رو می‌دونیم

780
00:35:27,400 --> 00:35:29,402
‫نه خیر، نمی‌دونید

781
00:35:29,691 --> 00:35:33,004
‫شما ندیدین مادرم چطوری
‫ذره‌ذره جونشـو گرفت،

782
00:35:33,029 --> 00:35:34,673
‫و تو یه اتاق حبسش کرد

783
00:35:34,698 --> 00:35:36,535
‫تنها دوست‌هاش یه‌سری عروسک بودن

784
00:35:37,720 --> 00:35:39,198
‫من می‌دونستم اون داره چی‌کار می‌کنه،

785
00:35:39,222 --> 00:35:41,533
‫و هیچکس به حرفم گوش نکرد

786
00:35:41,557 --> 00:35:44,904
‫سیستم داره این بچه‌ها رو ناامید می‌کنه!

787
00:35:44,928 --> 00:35:47,072
‫و اینا وقت واسه تلف‌کردن ندارن!

788
00:35:47,096 --> 00:35:48,273
‫جون‌شون در خطره!

789
00:35:48,297 --> 00:35:49,408
‫

790
00:35:49,432 --> 00:35:50,709
‫- ببخشید!
‫- سارا!

791
00:35:50,733 --> 00:35:52,511
‫تکون نخور

792
00:35:52,535 --> 00:35:55,247
‫ببخشید، ببخشید. معذرت می‌خوام

793
00:35:55,271 --> 00:35:56,681
‫- سر جات بمون. تکون نخور
‫- معذرت می‌خوام

794
00:35:56,705 --> 00:35:58,150
‫سارا، تو خوبی؟ برگرد عقب. جلو نیا

795
00:35:58,174 --> 00:35:59,584
‫- اون دخترمـه! 
‫- برو عقب!

796
00:35:59,608 --> 00:36:01,320
‫چرا همچین می‌کنی؟
‫اون دخترمـه!

797
00:36:12,155 --> 00:36:13,632
‫سناتور پانابیکر

798
00:36:13,656 --> 00:36:16,001
‫زنگ زدم که ازت تشکر کنم

799
00:36:16,025 --> 00:36:18,003
‫ازت خواستم کمکم کنی
‫به حقیقتِ ماجرا پی ببرم

800
00:36:18,027 --> 00:36:19,911
‫تو هم همین کارو برام کردی

801
00:36:20,263 --> 00:36:22,507
‫خانواده‌تون در چه حاله؟

802
00:36:22,804 --> 00:36:24,373
‫پسرم داغون شده

803
00:36:25,468 --> 00:36:27,646
‫نوه‌مـو آوردم بیرون

804
00:36:27,670 --> 00:36:29,781
‫نمی‌خواستم وقتی دستگیرش می‌کنن
‫این دختر اونجا باشه

805
00:36:29,805 --> 00:36:31,984
‫تا الان به‌قدر کافی زجر کشیده

806
00:36:32,008 --> 00:36:34,186
‫بچه‌ها بعضاً می‌تونن غافلگیرت کنن

807
00:36:34,210 --> 00:36:36,052
‫خیلی پوست‌کلفتن

808
00:36:36,479 --> 00:36:38,757
‫و حالا فرصتِ اینو داره
‫که یه زندگی سالم داشته باشه

809
00:36:38,781 --> 00:36:40,659
‫تو این فرصت رو بهش دادی

810
00:36:40,683 --> 00:36:43,929
‫نه پدر و مادرش، نه پلیس فدرال،

811
00:36:44,265 --> 00:36:45,566
‫خودِ تو، سینتیا

812
00:36:50,026 --> 00:36:52,152
‫خیلی خوشحالم که بالأخره
‫از اینجا مرخص می‌شم

813
00:36:54,063 --> 00:36:55,574
‫شیلا پانابیکر؟

814
00:36:55,598 --> 00:36:56,875
‫بله؟

815
00:36:56,899 --> 00:36:57,809
‫شما بازداشتین

816
00:36:58,219 --> 00:36:59,253
‫جانم؟

817
00:37:01,070 --> 00:37:02,613
‫دارید چی‌کار می‌کنید؟

818
00:37:02,771 --> 00:37:05,484
‫نکن. مارشال. مارشال

819
00:37:05,508 --> 00:37:06,818
‫نکنید

820
00:37:06,842 --> 00:37:08,487
‫دست‌تـو بِکش!

821
00:37:08,792 --> 00:37:10,736
‫به‌سلامتیت، دختر خانم

822
00:37:12,315 --> 00:37:14,293
‫

823
00:37:14,317 --> 00:37:16,217
‫کِیف نمی‌ده خدایی؟

824
00:37:17,720 --> 00:37:20,032
‫می‌دونی، پدرت که بچه بود
‫من بعد از

825
00:37:20,056 --> 00:37:22,067
‫تمرین هاکی‌اش، می‌آوردمش اینجا

826
00:37:22,091 --> 00:37:24,017
‫کوچولو بود، ولی فِرز

827
00:37:25,694 --> 00:37:27,772
‫مامانم نمی‌ذاره من چیزای شیرین بخورم

828
00:37:28,156 --> 00:37:29,758
‫از بس که حالم بد می‌شه

829
00:37:30,533 --> 00:37:32,744
‫شارلوت آن پانابیکر،

830
00:37:32,768 --> 00:37:35,214
‫این هات‌چاکلت حالتـو بد نمی‌کنه

831
00:37:35,451 --> 00:37:37,619
‫مامان‌بزرگت تضمین می‌کنه

832
00:37:43,679 --> 00:37:45,024
‫آفرین دخترم

833
00:37:47,296 --> 00:37:49,295
‫[ ماساچوست، بوستون ]

834
00:37:59,762 --> 00:38:03,075
‫دکتر جنسن؟
‫از کلینیک روان‌پزشکیِ اینجا؟

835
00:38:03,099 --> 00:38:04,209
‫درسته؟

836
00:38:04,233 --> 00:38:05,477
‫همدیگه رو می‌شناسیم؟

837
00:38:05,501 --> 00:38:07,112
‫خیر

838
00:38:07,136 --> 00:38:09,516
‫ولی باید یه لحظه از وقت‌تون
‫رو به ما بدید، لطفاً

839
00:38:22,027 --> 00:38:22,924
‫دکتر جنسن

840
00:38:22,949 --> 00:38:24,488
‫لطفاً بلایی سرم نیارید

841
00:38:24,513 --> 00:38:25,957
‫من دوتا بچه دارم

842
00:38:26,122 --> 00:38:28,167
‫جناب دکتر، من احترام شدیدی برای

843
00:38:28,191 --> 00:38:30,902
‫افراد حرفه‌ای که بیماری‌های روانی
‫رو درمان می‌کنن، قائلم

844
00:38:30,926 --> 00:38:32,471
‫در حق این بیماریِ همه‌گیر اجحاف شده،

845
00:38:32,495 --> 00:38:34,606
‫و شما دارید کار فوق‌العاده‌ای انجام می‌دید،

846
00:38:34,630 --> 00:38:37,309
‫ولی الان وقت واسه تعارف ندارم

847
00:38:37,333 --> 00:38:41,386
‫پس لطفاً به من بگین
‫از این دستگاه چی می‌دونین

848
00:38:42,805 --> 00:38:44,449
‫این از کجا اومده؟

849
00:38:44,473 --> 00:38:46,085
‫شما بگو تا جفت‌مون بفهمیم

850
00:38:46,109 --> 00:38:49,454
‫من.. زیاد با این آشنایی ندارم،

851
00:38:49,478 --> 00:38:51,390
‫ولی بهش می‌خوره نمونه اولیۀ

852
00:38:51,414 --> 00:38:53,758
‫چیزی باشه که پارسال دیدم

853
00:38:53,782 --> 00:38:56,128
‫ما می‌خواستیم با چندتا از بیمارهام
‫که اختلال خُلقی داشتن

854
00:38:56,152 --> 00:38:57,852
‫یه برنامۀ آزمایشی اجرا کنیم

855
00:38:58,008 --> 00:39:01,200
‫بر روی مصرف دارو نظارت می‌کنه،

856
00:39:01,224 --> 00:39:05,137
‫ولی گروه‌های حامی حقوق بیماران
‫نگران مسئله‌ی حریم شخصی بودن،

857
00:39:05,161 --> 00:39:07,939
‫واسه همین قضیه کلاً کنسل شد

858
00:39:07,963 --> 00:39:09,456
‫سازندۀ این دستگاه کی بود؟

859
00:39:09,998 --> 00:39:11,543
‫اتفاقاً داستان غم‌انگیزی داره

860
00:39:11,567 --> 00:39:13,772
‫جدیداً زیاد از این داستان‌ها می‌شنویم

861
00:39:15,138 --> 00:39:18,250
‫یه آقا پسری اومد دفتر من
‫و التماس می‌کرد که ببینمش

862
00:39:18,274 --> 00:39:21,253
‫همسرش دچار یه بیماری روانی حاد شده بود

863
00:39:21,277 --> 00:39:22,921
‫دقیقاً یادم نیست چی بود،

864
00:39:22,945 --> 00:39:26,598
‫ولی داروهاش رو 
‫درست‌وحسابی مصرف نمی‌کرد

865
00:39:26,928 --> 00:39:29,541
‫و بعد یه‌روز، یه حملۀ شدید خشن
‫بهش دست داد

866
00:39:29,566 --> 00:39:31,651
‫که به قیمت جونِ آدم‌های بی‌گناه زیادی تموم شد

867
00:39:31,720 --> 00:39:33,732
‫شوهرش داغون شد

868
00:39:33,756 --> 00:39:37,336
‫برگشت دانشگاه،
‫و یه ردیابِ قابل خوردن اختراع کرد

869
00:39:37,360 --> 00:39:40,139
‫که این قابلیت رو داشت
‫که حالِ بیمار رو مانیتور کنه

870
00:39:40,163 --> 00:39:42,841
‫که این کابوس برای هیچکس دیگه‌ای پیش نیاد

871
00:39:42,865 --> 00:39:45,144
‫از من خواهش کرد که
‫دستگاه‌شـو یه امتحانی بکنم

872
00:39:45,168 --> 00:39:47,446
‫و همون‌طور که گفتم،
‫منم قصد داشتم تستش کنم...

873
00:39:47,470 --> 00:39:49,296
‫اسم این مَرد رو به خاطر دارین؟

874
00:39:51,207 --> 00:39:53,352
‫می‌دونم که با «ک» شروع می‌شد

875
00:39:53,376 --> 00:39:55,954
‫آم.. «کنیسون»

876
00:39:55,978 --> 00:40:00,359
‫بله.. اندرو کنیسون

877
00:40:04,907 --> 00:40:07,419
‫شما که واقعاً نمی‌خواستی
‫به من شلیک کنی، نه؟

878
00:40:07,556 --> 00:40:08,833
‫اگر می‌خواست بهت شلیک کنه

879
00:40:08,857 --> 00:40:10,809
‫تفنگ‌شـو سمتت نشونه می‌رفت

880
00:40:16,081 --> 00:40:16,975
‫سلام

881
00:40:16,999 --> 00:40:18,243
‫در اسرع وقت خودمـو رسوندم

882
00:40:18,267 --> 00:40:19,678
‫درمورد پرونده‌ست؟

883
00:40:19,702 --> 00:40:21,079
‫نه

884
00:40:21,103 --> 00:40:24,216
‫مأمور رسلر، شما جلسۀ
‫معتادان گمنامِ امشبت رو رفتی؟

885
00:40:24,240 --> 00:40:26,017
‫آره معلومه که رفتم. همیشه میرم...

886
00:40:26,041 --> 00:40:28,187
‫ببخشید، ولی جریان چیه؟

887
00:40:28,211 --> 00:40:29,211
‫یعنی...

888
00:40:31,214 --> 00:40:32,795
‫هیچ‌کدوم‌تون به من اعتماد ندارین؟

889
00:40:32,819 --> 00:40:35,694
‫خب، اولش که آرام گفت
‫نمی‌خواد با من بیاد عملیات،

890
00:40:35,718 --> 00:40:39,431
‫بعدم که شما داشتین پشت سرم
‫راجع‌به حامی‌ام صحبت می‌کردین؟

891
00:40:39,455 --> 00:40:41,366
‫من تو جلسات شرکت می‌کنم
‫و دارم قدم‌قدم پیش میرم

892
00:40:41,390 --> 00:40:43,768
‫پاک‌ام بابا

893
00:40:43,792 --> 00:40:45,537
‫احتیاجی به این نصیحت‌های مسخره ندارم

894
00:40:45,561 --> 00:40:47,872
‫عه. خب قضیه اصلاً این نیست

895
00:40:47,896 --> 00:40:50,509
‫عه نه، نه. پس چیه؟
‫حالا دیوونه هم شدم؟

896
00:40:50,533 --> 00:40:52,277
‫همینو می‌خوای بگی؟
‫بهتر از این نمی‌شه

897
00:40:52,301 --> 00:40:54,279
‫پس اگه نمی‌دونین، بگم که

898
00:40:54,303 --> 00:40:57,081
‫من دیروز ژتونِ دو ماهه‌ام
‫رو از همون حامی‌ای گرفتم

899
00:40:57,105 --> 00:40:59,418
‫که شماها اصلاً درموردش حرف نمی‌زدین

900
00:40:59,442 --> 00:41:00,619
‫ببینید، من دارم تلاش خودمـو می‌کنم

901
00:41:00,643 --> 00:41:01,900
‫جدی میگم

902
00:41:01,924 --> 00:41:03,279
‫و ما هم خیلی بهت افتخار می‌کنیم

903
00:41:06,148 --> 00:41:09,261
‫می‌دونستیم که این پیشرفت بزرگی برات بوده

904
00:41:09,285 --> 00:41:10,995
‫دنبال اسم حامیت بودیم که

905
00:41:11,019 --> 00:41:14,233
‫اگر خواست اون هم بیاد

906
00:41:14,257 --> 00:41:15,434
‫برای چی؟

907
00:41:15,458 --> 00:41:17,302
‫برای مهمونیت

908
00:41:17,326 --> 00:41:18,937
‫خدای من

909
00:41:18,961 --> 00:41:21,273
‫چندبار طول کشید تا کیکـه ردیف بشه،

910
00:41:21,297 --> 00:41:22,106
‫ولی بالأخره اوکی شد

911
00:41:22,130 --> 00:41:23,708
‫خدایا. وای

912
00:41:23,732 --> 00:41:25,444
‫تازه یه پلی‌لیستِ خفن هم درست کردم

913
00:41:25,468 --> 00:41:27,279
‫خدایا. دهن ما رو با این پلی‌لیستش صاف کرد

914
00:41:27,303 --> 00:41:29,448
‫کل هفته فکرشـو درگیر کرده بود

915
00:41:29,472 --> 00:41:30,886
‫الحق که خیلی اسکل‌ام

916
00:41:31,440 --> 00:41:34,475
‫ببینید، معذرت می‌خوام. من...

917
00:41:34,590 --> 00:41:38,003
‫می‌دونم من زیاد
‫آدم احساساتی‌ای نیستم،

918
00:41:38,314 --> 00:41:39,898
‫ولی این واقعاً...

919
00:41:41,950 --> 00:41:43,127
‫خیلی برام...

920
00:41:43,151 --> 00:41:44,296
‫می‌دونیم چه ارزشی برات داره

921
00:41:44,320 --> 00:41:46,382
‫تو هم همین‌قدر برای ما ارزشمندی

922
00:41:48,056 --> 00:41:50,335
‫ازتون ممنونم. واقعاً میگم

923
00:42:03,539 --> 00:42:05,584
‫- تیکه بزرگـه رو می‌خوای؟
‫- بده بیاد

924
00:42:07,064 --> 00:42:17,860
:تـــرجـــمـــه
« Highbury و AbG ســــروش »

925
00:42:18,556 --> 00:42:28,556
<font color="#ff0000">@BlacklistDonate</font>

